سلطنت ما صاحبقرانی و صاحبدلاری نیست ... صاحب ریالی است

مخالفان اگر خواستند از قلمرو ما خروج کنند، خروج سکوت کنند.گاوچران

+ مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - ٩:٢٦ ‎ب.ظ - شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٧
 

تصمیم دارم در سفر به خارج از کشور کولونی های رعایامان را توسعه دهم. به گروههای فعال اجتماعی برای مردم کشورها کمک کنیم و هزینه زندگی تعدادی نماینده فرهنگی و بهداشتی را در سرزمین های محروم جهان تقبل کنم. البته به پشتوانه ی درباریان نیکوکارمان.

+ مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - ۱:٤۳ ‎ب.ظ - شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٧
 

در مملکت ما جبران جلیل جبرانی بود که در قامت پیامبری چنین حکایت میکرد:

جنایات و مکافات:

آنگاه یکی از قاضیان شهر برخاست و گفت از جنایت و مکافات سخن بگوی.
پیامبر گفت:
هنگامی که روح شما
حیران و سرگشته بر پشت باد سیر میکند،
هنگامیکه در صحرای عالم
تنها و بی حفاظ مانده اید،
بر دیگران و در نهایت بر خود
جور و ستم روا می دارید.
و بر این خطا که از شما در وجود آمده است
باید بر دروازه ی قصر آن قدوس حلقه ای بکوبید
و دمی چند در انتظار بایستید
بی آنکه به شما اعتنایی شود.

گوهر الهی ذات شما
اقیانوس بی انتهاست
که پیوسته پاک است
و هیچگاه آلوده نمیشود.
و مانند هوای اثیر
تنها دارندگان بال را رفعت می بخشد.
گوهر الهی ذات شما همچنین مانند خورشید است
که راههای تاریک خانه ی موشان و حفره ی ماران و موران را نمی جوید،
اما این گوهر الهی
تنها بخش وجود شما نیست
هنوز بخش بزرگی از شما در همان مقام بشری است،
و بخشی دیگر هنوز حتی به مقام بشری نرسیده است.
بلکه چون کوتاه قد ناموزونی است
که خواب آلود در مه و غبار
راه می رود و در سودای بیداری خویش است.
اما اکنون از آن بشر که در شماست سخن می گویم.
اوست که با جرم و جزا آشناست
آن گوهر الهی و آن کوتوله ی ناموزون را از این معانی خبری نیست.

اغلب شنیده ام از کسی سخن میگویید که خطایی مرتکب میشود
چنانکه گویی او از شما نیست
و با شما پیوندی ندارد،
بلکه او را بیگانه ای می بینید که سر زده وارد دنیای شما شده است.
اما من با شما میگویم
چنانکه انسانهای مقدس و راست کردار نمیتوانند به ورای آن قله ی رفیع که در همه شماست پرواز کنند،
همچنین شریران و ضعیفان نیز نمیتوانند به مرتبه ای نازلتر از نازلترین نقطه ای که در همه ی شما هست فرو افتند.

و چنانکه یک برگ درخت نمیتواند بدون آگاهی خاموش همه ی درخت زرد شود،
یک خطاکار نیز نمیتواند بدون خواست پنهانی همه ی شما مرتکب خطایی گردد.
شما همه چون قابله ای با هم به سوی گوهر الهی ذات خویش در سفرید.
راه شمایید و راهرو شمایید.
و هنگامی که یکی از شما فرو می افتد،
او قربانی آن کس میشود که پشت سر اوست
و هشداری است که به او از وجود سنگهای لغزنده میدهد.
او همچنین قربانی آن کس میشود که
پیش از او با گامهای چابک استوار راه سپرده اما،
آن سنگ لغزنده را از جای بدر نبرده است.

و نیز این لطیفه را باید دریافت،
هرچند ممکن است بر دل شما سنگین آید،
که قربانی جنایت به کلی در آن جنایت که بر وی رفته است بی گناه نیست.
و آن کس که مالش را برده اند خود یز در این واقعه از ملامت بر کنار نیست.
و آن انسان پاک و پرهیزگار نیز از فعل آن خطاپیشه برائت ندارد.
و آن کس که دستش پاک و سفید است باز از آلودگی مجرمان پاک نیست.

آری، چه بسیار که ضارب قربان مضروب خویش است.
و چه بسیار که محکوم بحقیقت بار آن بی گناه برائت یافته را بر دوش گرفته است.
نیک و بد و عادل و ظالم را چگونه میتوان از هم جدا کرد،
آنها در کنار هم در برابر آفتاب ایستاده اند،
همچون دو رشته نخ سیاه و سفید که در هم بافته شده است.
و هنگامی که نخ سیاه پاره میشود، بافنده تمام پارچه را مینگرد و دستگاه پارچه بافی را نیز معاینه میکند.

اگر کسی از شما زنی را که به شوهر خیانت کرده است به نزد قاضی آورد،
از او بخواهید که قلب شوهر آن زن را نیز در ترازو نهد و ابعاد روحش را با دقت اندازه گیری کند.
و آن کس که ستمکاری را تازیانه میزند، باید که ژرفای روح ستمدیده را نیز بکاود.
و اگر کسی از شما به نام راستی و عدالت تبری بر گردن درخت شریر مینهد، باید در ریشه های آن درخت نیک نظر کند،
و او بیگمان خواهد دید که
ریشه های درختان نیک و بد،
و اشجار پربار و بی ثمر،
همه در قلب زمین بهم بافته شده اند.
و شما ای قاضیانی که به اجرای عدالت می اندیشید،
حکم شما چیست برای آن کس که در عالم جسم صدیق و درستکار است اما روح او در سودای دزدی و غارت بسر می برد؟
شما چه غرامتی بر دوش آن کس می نهید که در عالم جسم کسی را می کشد اما روح او را پیش از آن کشته اند؟

و چگونه محکوم میکنید آن کس را که در عمل فریبکار و ظالم است اما از ستم روزگار روحش فرسوده و از غم آکنده است.
و چگونه مجازات میکنید آن کس را که پشیمانیش از زشتی اعمالش بیشتر است؟
آیا پشیمانی خود اجرای عدالت به وسیله ی همان قانون نیست که شما کمر به خدمت آن بسته اید؟
با این همه شما نه میتوانید بار پشیمانی را بر دوش بیگناه نهید و نه میتوانید آن را از دوش گناهکار برگیرید.
بلکه پشیمانی خود شبانگاه، بی فرمان و بی خبر، در میزند و آدمیان را بیدار میکند تا در خود ژرف بنگرند اما شما که معنی عدالت را درک میکنید، چگونه میتوانید حکمی برانید پیش از آنکه در روشنایی کامل به همه ی اعمال فرد بنگرید؟
تنها در این هنگام است که در می یابید آنکه ایستاده و آنکه فرو افتاده یک نفر است که در تاریک روشن میان شب ظلمانی آن نفس بهیمی و روز روشن آن نفس قدسی الهی راه میرود،
و در می یابد که مرتفع ترین سنگ مناره ی معبد بلندتر از پایین ترین سنگ زیربنا آن نیست.

57 تا 60 / پیامبر

+ مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - ۸:٠٢ ‎ق.ظ - پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٧
 

برای رعایای عام مان هدیه ای خاص داریم.

هدیه ای ویژه
برای همه

+ مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - ٧:۳٢ ‎ق.ظ - پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٧
 

 عفو عمومی و سخت گیری های مدیریتی.  شبکه های ارتباطی را گسترش میدهم. چه شبکه های فیزیکی و غیر فیزیکیمانند راه آهن و جاده شوسه و هوایی و اینترنت و مخابرات و تشکل های اجتماعی. عدم کاهش سوبسید
لغو مصوبات بی مورد قبلی و تصویب مصوبات موثر

+ مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ - یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٧
 

از مهمترین اهداف آموزشی کاهش ارزش کاذب مدرک است. هر کس هر رشته ای را که بخواهد میتواند ثبت نام کند و بخواند. پیام نور بصورت رایگان. واحدهای مشترک کلا پذیرفته میشود. ورود آسان ولی ادامه مبتنی بر تلاش علمی موثرباشد.
جلسات ماهانه بصورت شام با حضور کابینه و نخبگان برای حل مشکلات.مردم. حتی کسانی که وقت از دربار ما گرفته اند. عصرانه هم میتواند باشد.

+ مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ - یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٧
 

سلطانی بی قلعه کجا باشد که ما باشیم.گاوچران

مهدی بوترابی اکرنه mehdi boutorabi پرشین بلاگ persianblog

این قلعه را در وبگردی های اینترنت دیدیم و خواهانیم. یکی از امرایمان را برای فتح اش میفرستیم.

+ مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - ۸:٥٢ ‎ق.ظ - پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٧
 

از طوفان سیاست خارجی و چشمداشت سلاطین ممالک دیگر بسیار شنیده ام ولی ظاهرا در سیاست داخلی نیز طوفانی برپاست.
در این تبادل بارهای الکتریکی انرژی عظیمی در لایه های مختلف جو تولید میشود. پهنای گسترده و عمق جبهه های درگیر به حدی است که باید منتظر طوفانی عظیم بود. طوفانی عظیم و یکپارچه و چند مرحله ای.
ما رعایا خود را به کشتی سلطانی میخوانیم که به لطف خدا مصون و ماجور باشند. به شرط آنکه  کشتی ما را با کشتی نوح ع اشتباه نگیرند و در ماه مبارک رمضان از یاد خدا غافل نشوند و حضرت سلطان صاحبریال را دعا کنند.

+ مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - ۱:٠۳ ‎ب.ظ - سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٧
 

ما از کاهش امکانات ممالک محروسه نگرانیم
ما از توسعه فقر و فحشا نگرانیم
ما از خشونت و جنگ در افغانستان و پاکستان و عراق نگرانیم
ما از حضور دشمنان بشریت در اطراف کشور نگرانیم
ما از حمله ی روسیه به گرجستان نگرانیم
ما از کاهش مدارا و تسامح و تساهل در رفتارهای انسانی نگرانیم
ما از افزایش آمار جرم و جنایت و مجازاتها نگرانیم
ما از شدت عمل نگرانیم
ما از حدت گرما نگرانیم
ما از شدت سرمای زمستان
ما نگران سلطنت خودمان هستیم

+ مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ - چهارشنبه ٦ شهریور ۱۳۸٧
 
Designed by http://template.persianblog.ir/