درست است که ما سلطانیم ولی خب گاهی بعضی ها به ما زور میگویند. وبلاگی به اجاره داشتم بنام:
http://history.persianblog.ir
که حسب ضرورت مشغول اسباب کشی هستم. به اینجا می آیم و سابق را به لاحق واگذر میکنیم.
========================
اهميت موضوع تاريخ در حوزه معرفت و فرهنگ و تمدن بشری کاملا روشن است. گروه سايتهای پرشين بلاگ علاقمند است بعنوان بزرگترين گروه توليد کننده محتوای فارسی در اينترنت در اين زمينه فعاليت جديدی را آغاز کند.
از دانشجويان مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و معلمين و اساتيد تاريخ دعوت ميکنيم اگر نظری در اين باره دارند با ما در ميان بگذارند.
منتظر نظرات سازنده شما هستيم.
ما تنها نيستيم.
=====================
محتوای اینترنتی از نظر جنس ربط مستقیمی به گروههای فعال اینترنتی داره. در این میان جای دانشجویان و اساتید و معلمین و علاقمندان به این رشته خیلی خالیه.
درسته که تعدادی سایت در این زمینه هست ولی خیلی خیلی کم است. در حالیکه علاقه به اطلاع از تاریخ ایران و ایرانی و حتی انیران و انیرانی خیلی زیاده ....
اگر آمادگی کمک و همکاری دارید کافیه اشاره کنید.
=================
وقتی در بین تعداد زیادی مهندس کار و زندگی کنی ... شنیدن عنوان مهندس امری عادی میشه ... بخصوص که مدیریت و سرپرستی این گروه مهندس با شما باشه.
بر همین اساس کم کم احساس میکنی واقعا مهندسی و تا به خودت بیای می بینی که تازه باید جواب ملت رو بدی که مهندس چی هستی!
راه حلی که این مشکل را حل کرد استفاده از عنوان مهندسی اموات بود. اینجوری بهتره.
=================================
در دوره هایی که رویارویی سختی بین ابرقدرتها یا قدرتهای بزرگ در می گیرد٬ گروههای مرزی فعال در جناح بالنده خیلی زود منابع انسانی و مالی و حمایتهایی که برای مبارزه در مرز متمرکز میشود را در اختیار میگیرد و بصورت قدرتی بزرگ در می آید.
عثمانی ها که بعدها امپراطوری عثمانی را تاسیس کردند یکی از این گروهها بودند و نفوذ گروههای اجتماعی موثر در جنگها نمونه دیگری از این موارد است.
========================
بخشی از این رویکرد به دلیل مسائل سیاسی است. در دوره پهلوی که فرصت های باستانشناسی با حضور گروههای باستانسناسان خارجی بیش از پیش فراهم آمده بود٬ اصل بر دوره هخامنشی گذاشته شده بود و حتی به دوره ی مادها توجه خاصی نمیشد چه برسد به دوره های پیش از آریایی.
===================
سرزمین امیران سامانی است. تاجیکستان امروزی از نظر تاریخی به فرمانروایانی تکیه میکند که پایتخت حکومتشان در سرزمین دیگری است. در بخارا.
تاجیکستان نیز بخشی از سرزمین بزرگ فارس زبانان جهان است. بخش مهمی از این قلمرو هم اکنون در کشور ازبکستان است. ازبکها بر فارس زبانان بخارا و سمرقند بسیار سخت میگیرند و در این دنیا ظاهرا فقط سفیر بریتانیای کبیر است که بر سر دعوا با دولت ازبکستان از طرف دولت خود توبیخ میشود.
==================
وحدت کشورهای فارسی زبان به دلیل جدا افتادگی جغرافیای و تمایزات عمیق اجتماعی و اقتصادی مشکل بنظر میرسد. ولی در آینده به دلیل تقویت ملاحظات جهانی و تقویت ارتباطات و در نتیجه همگرایی بین ملتهای مشترک الفرهنگ نزدیکتر شدن جوامع فارسی زبان محتمل تر است.
از مشکلات مهم در تاجیکستان آنست که زبان آنان فارسی و خط آنان روسی است. بنابر این ه به میراث غنی ادب و فرهنگ روسی دست می یابند و نه از فرهنگ عظیم فارسی بهره میگیرند. تنها از طریق شفاهی میراثشان منتقل میشود که اصلا کافی نیست.
تا قرن ۵ هجری این ایرانیان بودند که توانایی علمی و تدبیر خود را به رخ عالمیان کشیدند و این امر مهم بدون ظهور خط جدید و عمومی شدن آموزش آن ممکن نشد. خط عربی با حمایت سیاست و دین حاکم رشد یافت و ایرانیان با تغییر آن خط فارسی را پایه گذاردند و در ظرف قابل و توانای خط فارسی بود که فرهنگ و ادب فارسی شکل گرفت.
===================
اما چرا خیلی از ماها فراموش میکنیم!؟
=============
حضور در عرصه های تاریخی مهم معمولا بعدها فهم میشه. برای همین است که بعضی از اساتید تاریخ معتقدند که تاریخ را باید وقتی کهنه شد نوشت!
قطعا بخشی از تاریخ را تنها اینجوری میشه نوشت.
====================
اندیشه انسان منجی در بین بسیاری از مردم جایگاه دارد.
بعضی به دلیل وعده ی ادیان الهی چنین می اندیشند.
بعضی به دلیل امید به تغییر شرایط و تکیه بر نظریه ابرمرد.
مطالعه ی تاریخ ادیان به پیروان ادیان کمک زیادی میکند تا با واقعیتها بهتر مواجه شوند و خود را محور کون و مکان نگیرند.
تشابهات بین ادیان در این زمینه کمک زیادی میکند.
البته اگر اهل عبرت گرفتن باشیم.
=========================
سخن از علی گفتن سخت است. بخصوص برای من که شاید اندکی در باره ی او مطالعه کرده ام. در طول دوران تحصیل و اندک تدریسی که داشته ام٬ زندگی علی ع و رفتار و اعمال و سخنان او پیش چشم ام مرور میشود.
هر جا عدالتی یا ظلمی می بینیم فورا حافظه ی من و شما به سوی علی منعطف میشود. چرا که او در پرچمدار صحنه ی نبرد عدالت علیه ظلم است.
در اینکه مقام حضرت محمد ص به جهت شخصیت و رفتار و اعمال از همه بالاتر است شکی نیست ولی تاریخ زندگی حضرت محمد ص که به سیره مشهور است هرگز به وضح تاریخ زندگی علی علیه السلام نیست. چرا که فرصت ثبت و ضبط تحولات پیش از اسلام و حتی زندگی حضرت رسول بسیار اندک تر از فرصتی است که برای ثبت و ضبط تاریخ دوران خلفای راشدین مهیا شد.
به این جهت است که زوایای زیادی از زندگی شخصی و اجتماعی علی بن ابی طالب معرفی شده است. شاید به همین جهت است که شناخت و پیروی از علی علیه السلام ممکن تر است. در کنار علی قرار گرفتن آرزوی همه ی آزادیخواهان و عدالت جویان است. هر کس که اور بشناسد لحظه ای در انتخابش تردید نمیکند.
================
ضربت بر علی علیه السلام واقع شد. سیاهی اش بر روی سیاهکاران و افتخار شهادت برای علی از پیش وعده داده شده بود.
و حضور همیشگی شهیدان راه انبیاء برای روشن کردن راه بشر در این دنیا است. پس درس بگیریم.
=============
محبت علی تنها با شناخت او ممکن است. حتی دشمنی با علی نیز بدون شناخت او ممکن نیست. نه محبان و نه دشمنان جاهل علی بر خود و علی چیزی نمی افزایند ولی میتوانند از قدر و منزلت علی نزد افکار دیگران بکاهند یا بیفزایند.
به قول حدیثی که نقل میشود ممکن است رفتار ما زینتی برای پیشوایان نباشد هیچ موجب خجالت نیز باشد.
دشمنان آگاه نیز که حسابشان روشن است. شاید کمتر کسی چون عمرو عاص و معاویه علی را میشناختند. حتما بیش از ابوموسی اشعری علی را میشناختند.
دوستی با مردم دانا نکوست
دشمن دانا به از نادان دوست
دشمن دانا بلندت میکند
بر زمین ات میزند نادان دوست
========================
هوشمندانه ترین دشمنی را با حضرت علی علیه السلام عمروعاص و معاویه کردند. با این حال حداکثر هوش آنان فریب مردمی ساده و نادان بود. اگر فرهنگ و فهم عمومی بالا بره دیگه از طریق رسانه ها نمیشه حماقت را به این سادگی توسعه داد. علی خیلی بهتر از معاویه به این روشها آشنا بود ولی استفاده از آنها را در شان انسانی و رسالت الهی خود نمیدانست.
معاویه از امکان رسانه به خوبی استفاده کرد. کاری کرد که اهل شام جز او و خاندان ابوسفیان کسی را به خویشاوندی حضرت رسول ص نشناسد. آخه اونها هم به نوعی هم نسب هستند با پیامبر ص. بعدها از این همین شبکه رسانه ها بصورت جدی تر دعاه(دعوت کنندگان. داعیان) عباسی استفاده کردند و بخصوص در موسم حج از امکان ارتباط با مسلمانان بر علیه امویان سود جستند.
تبلیغات معاویه در شام آنقدر موثر بود که وقتی سخن از کشته شدن علی در مسجد کوفه به میان آمد، یکی پرسید که مگر علی نماز هم میخواند؟!
شاید نشه این موضوع رو به اهل همه ی شام نسبت داد ولی وقتی تریبون نماز جمعه در اختیار معاویه بود و ملاحظات قومی و قبیله ای بجای ارزشهای انسانی حاکم باشد چگونه میتوان انتظاری دیگر داشت. بعدها نیز منظما ابوتراب(کنیه و لقب حضرت علی علیه السلام) را لعن میکردند، عده ای که دین و ایمانشان را از رسانه گرفته بودند، تحت تاثیر ضد علی علیه السلام تا انکار همه چیز پیش رفتند.
این موضوع اصلا به اهل سنت ربط ندارد و علمای اهل تسنن تا این زمان اساسا به دنیا نیز نیامده بودند. بلکه به پیوند نامیمون دولت با مذهبی مسخ شده مربوط است. بعدها شافعی از علی چنان مدحی کرد که بوی افراط از آن به وضوح شنیده میشد و دلیلش جز عظمت نور علی در برابر ظلمت شخصیت مخالفانش نبود.
مشهور است که بزغاله ای را به رسم هدیه از طرف معاویه برای کودکان می برند و پس از اندک زمانی که کودک به آن دل بست به ظاهر و به نام علی از او باز پس می گرفتند تا کینه ی علی و آل علی را در دلها بکارند.
با همه ی اینها علی همچنان علی ماند ....
چراغی را که ایزد بر فروزد
هر آنکس پف کند ریشش بسوزد
(البته اگر ریش داشته باشه)
==============================
در چند یادداشت به نقل از کتاب بودیسم اثر راهول به معرفی آیین بودا از مهمترین ادیان امروز می پردازیم:
دو مکتب مهم بوداییان:
مکتب قدما:(در زبان پالی:) Thera - vada گردونه کوچک. با طرز فکر راتدکسی و جزمی. در سیلان٬ بیرمانی٬ سیام٬ کامبوج٬ لائوس و چیتاگنگ.
مکتب متاخر:(در زبان پالی:) Mahayana گردونه بزرگ. در چین٬ ژاپن٬ کره و تبت.
===========================
سرگذشت و سيره و تاريخ
======
گاهی حتی یک کلمه دارای سطوح مختلف قابل شناخت هستند. ما معمولا سیره را به سرگذشت و تاریخ زندگی ترجمه میکنیم. تاریخ و سرگذشت را نیز محدود به بیان وقایعی که اتفاق افتاده و اخبار میدانیم. در حالیکه سیره و سرگذشت و تاریخ زندگی بزرگان در واقع به بخش منطق و اصول و قاعده ها و متد و روش زندگی آنان است و نه صرفا اینکه آنان کجا بودند و رفتند و چه گفتند و شنیدند.
بر این سیاق زمانی که حضرت رسول ص از خیابانی میگذشتند٬ الگویی بر جا نمیگذاشتند. یعنی راه رفتن از آن کوچه و خیابان اصل نمیشد. بلکه آنچه به شخصیت و روح ایشان مربوط میشد و در متد و روش و اصول و منطق راه رفتن شان حاکم بود و مستقیم از درونشان ریشه میگرفت مهم و قابل پیروی است. بطور مثال بازی با کودکان.
امروز اگر یک طلبه را در خیابان ببینید که با کودکان بازی میکند٬ بیش از دوران صدر اسلام تعجب میکنیم. شاید بشود نتیجه گرفت که فرهنگ امروزی ما از این جهت از جاهلیت آن دوران نیز جلوتر رفته و برای روابط انسانی چارچوبهای خودساخته ی بی مبنای الهی داریم.
شناخت قاعده ها و روشهای پیشوایان مبنای بصیرت در دین است. خدا رحمت کند شیهد مطهری را.
======================================
در ایران از هزاره های نخستین شکل گیری تمدن تا حدود یکصد سال پیش٬ وجه غالب حیات اجتماعی متکی به روستاها بود.
فرهنگ روستا در همه جا غالب بود و شهرهای بزرگ در محاصره ی روستاها و متاثر از آنها بودند.
ایلات در سطوح رهبری جامعه و بخصوص در بین نخبگان نظامی نقش محوری داشتند.
و عصبیت ایلات بود که حکومتها را تشکیل و تغییر میداد.
و شهرها همچون بازارهای مکاره شکل گرفتند
و امروز این شهرها هستند که بر تمام کشور حکومت میکنند و حتی یک شهر
تهران
سیاست و اقتصاد و فرهنگ کشور را در دست دارد
الگوهایش به همه جا صادر میشود.
قدرت قاهره اش پذیرفته شده.
و این تهران خود از همه ی عالم تاثیر می گیرد.
و تمدن ها تنها بر دوش شهرها شکل میگیرند
و برای نخستین بار بعد از قرنها غارت ایلات و عشایر داخلی و خارجی
نوبت ظهور فرهنگ و تمدن جدید ایرانی است
متمایز با دیگران
همه چیز آماده است.
===============================
از ویژگیهای خوارج در زمان حضرت امیر علیه السلام آنست که در بین آنها چهره های شاخص و برتر از میان اصحاب رسول الله ص یا بزرگان وجود ندارد. به نوعی حرکت اجتماعی و متکی به پاسخ نگرفتن از عملکردهای گذشته است.
یکی از سوالات مهم در باره ی تاریخ خوارج به این مربوط میشود که چرا حضرت علی علیه السلام درعین حالی که با آنها در نهروان جنگید ولی حتی در موقع شهادت نیز وصیت کرد که به آنان تعدی و حمله نشود.
شاید به دلیل نگرانی شخصی ایشون از توسعه خونریزی بین مسلمانان به بهانه ی خون ایشان بود. شاید به دلیل احتمال سوء استفاده امویان از این حادثه. شاید به دلیل نقش ضد ظلم خوارج در بخشی از تاریخ که بعدا محقق شد٬ شاید بخاطر حجتهای شرعی مرتبط با رعایت عدالت ولو با احمق ترین مردمان٬ شاید به جهت تکریم آن بخش از انگیزه های الهی این جماعت نادان٬ شاید به امید اصلاح آنان٬ شاید به امید عبرت نسلهای آینده٬ شاید به جهت ناچیز شمردن این دنیا٬ شاید همه ی اینها و شاید چیزهای دیگر.
و امروز نیز اندیشه های خارجی(خوارجی) وجود دارد. سکوت در برابر این اندیشه ها موجب تنومندتر شدن ریشه های آنان میشود و همین ریشه های تنومند شده اند که به اسم عدالت قانون و عرف جامعه را زیر پا میگذارند و عدالت را نیز با مغز و دل گمراه خود می سنجند.
نوروز و عید فطر را دو مناسبت برای بار عام میگذاریم
۱. جوانان پر انرژی مدیر شوند و پیران با تجربه مشاور. نه برعکس!
۲. پول نفت و گاز مستقیم(هر نفر سالی یک میلیون و دویست هزار تومان) به مردم پرداخت شود نه به بهانه ی سفره ی ملت به خزانه ی پر خرج دولت ریخته و نابود شود.
۳. اعلان عفو عمومی برای متخلفان کوچک و سخت گیری بر متخلفان بزرگ و تشکیل دادگاههای اعاده حیثیت از کسانی که حقوق شان توسط صاحبان قدرت نادیده گرفته شده است و بازخواست از مدیران نالایق ارشد
۴. واگذاری همه ی مدارس دولتی به کارکنان و معلمان در تمامی روستاها و شهرها به استثنای مراکز استانها.
۵. به تمامی کارآفرينان و سرمايه داران ایرانی در خارج از کشور به اندازه سرمايه شان وام بی بهره برای فعاليت در کشورهای هم تبار(افغانستان و تاجيکستان و آذربايجان) و عراق و لبنان پرداخت شود و همه ی سرمايه گذاران داخلی حداکثر ۱۰ درصد ماليات بر درآمد پرداخت کنند.
[نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند]
