احزاب در چارچوبهای موجود قانونی فعالیت میکنند. البته اگر احزاب قانونی باشند. یعنی می پذیرند که یک خیابان دو طرفه است و یک خیابان یک طرفه.
از روشهای قانونی برای رفع مشکلات استفاده میکنند. مثلا اگر فلان شخص یا نهاد یا ارگان یا سازمان یا موسسه اختیارات زیاد یا کمی دارند. در سطح قانون اساسی و قوانین عادی و آیین نامه ها و مهمتر از همه در سطح افکار عمومی به تعدیل آن اقدام میکنند.
اصولا بدون حرکت فکری در سطح افکار عمومی امکان ایجاد زمینه ی تغییرات مردم سالارانه کاهش می یابد. به همین دلیل است که رکن رکین هر جامعه افکار عمومی و رسانه هاست.
پشتوانه ی رفاه / امنیت / آرامش ملی
و اعتماد بدون آزادی و ارتباطات سالم ممکن نیست.
مذهب شيعه / زبان فارسی / نژاد آريايی ... سه حوزه مختلف را در کنار هم قرار ميدهد. شايد دين اسلام نيز تواند که در آن صورت گروهی مقتدرتر بوجود می آيد. ولی در واقع اتحاديه آريايی و فارسی زبان فعلا افسانه است.
ما در ايران خودمان تحمل يکديگر نداريم وای به حال بزرگتر شدن.
کاشکی شعار همه با هم امام را از دست نميداديم.

احزاب برای به قدرت رسيدن تلاش ميکنند. محصول تلاششون تشکيل دولت است.
حالا اگر حزبی هدفش تشکيل دولت و حکومت نباشه حزب محسوب ميشه يا نه؟
تصميم گيری در حزب بر اساس تصميم سازی رده های حزب صورت ميگيره و در پايين ترين سطوح که به اعضا و هواداران حزب ختم ميشود٬ تصميم ٬ انعکاسی از افکار عمومی در نزد اين گروه است. البته رنگ اصول حزبی هم به اين افکار زده ميشود ولی در واقع اين رنگ نقش اساسی ندارد. تنها انطباقی است با اصول حزب.
سرعت عمل در احزاب خيلی مهم است. اينکه مسائلی از قبل در موردش تصميم گيری شده باشه و نياز به اجتهاد دبيرکل يا روابط عمومی حزب نباشه.
تفاوت احزاب سياسی شناسنامه دار با تشکل ها و محفل ها و احزاب بی شناسنامه در چيست؟
آقای کروبی پس از نتيجه ای که از انتخابات بدست آورد با موضعی انتقادی برنامه تاسيس يک حزب فراگير را اعلام کرد.
حزب فراگير آدم را ياد حزب رستاخيز ميندازه. اصولا حزب فراگير عنوانی است که برای تفکرات توتاليتر پوشش مناسبی ايجاد ميکنه و در واقع نوعی نفی حزب و تحزب است.
البته منظور آقای کروبی يا ديگران قطعا اين نيست. ولی نکته ای وجود داره که قابل تامل است. آقای کروبی چگونه خواهد توانست به تصميمات حزبی که از نسل دوم انقلاب يا شايد هم سوم تشکيل شده تمکين کند؟ شايد هم بتواند. بگذريم....
بنظر می رسه تشکيل تعداد حزب برای آينده کشور مفيد است. احزابی که ضمن احترام به قانون اساسی و لزوم پايبندی به قواعد مردم سالاری به محتوای فرهنگ و انديشه ايرانيان احترام بگذارند.
--------------------------------
يک حزب با منابع مالی داخلی. با اهداف عمومی. با اصول فکری و رفتاری عالی. چرا يک حزب. دهها حزب با همين تفکرات و انديشه.
بسياری معتقدند ايران مستعد حزب بازی نيست. اين نکته ميتواند مبنايی برای نفی حزب و اثبات عمل صحيح خودمان در حرکتهای سياسی غيرحزبی باشد و شايد هم مبنای آن اذعان به عقب ماندگی تاريخی در حوزه سياست باشد. در هر دو حال يک واقعيت امروزی است. بعلاوه انديشه های احزاب کمتر با هم تمايز دارند و اگر هم تمايزی وجود دارد خيلی قابل تشخيص برای مردم نبوده است و براحتی نظرات احزاب و گروهها و افراد موفق کپی ميشود. مثل قصه همين اصلاحات و کپی نظرات آقای خاتمی توسط تقريبا همه مخالفان ايشان.
آيا ميشود حزبی در ايران بوجود بياد که:
موضوعش وطن باشد.
هدفش کسب قدرت سياسی به منظور تحقق اصول بنيادين قانون اساسی و تفسير قوانين معارض يا اختيارات معارض در کشور به سود مفاهيم بنيادين انقلاب اسلامی باشد.
همه اتباع ايرانی بتوانند به عضويت آن در بيايند. چه مسلمان چه مسيحی چه يهودی چه آشوری.
گروههای سنی مختلف ....
اهدافی کلی با برنامه ای شفاف و عملکردی مثبت.
ميشه؟
فقط میتوانند مشاور شوند یا عضو مجلس شوند ولاغیر.
برای اینکه اتباع مملکت سلطانی ما در آرامش باشند و حق انتخابشان نادیده گرفته نشود٬ مستقیما فرزند ارشدمان را سلطان نمیکنیم. بلکه سه نفر را به مردم پیشنهاد میکنیم که از بین آنان که منتخب فرهیختگان کشور و اراده ی ما هستند٬ انتخاب کنند.
اگر یکی از آنها رای نصف بعلاوه یک شرکت کنندگان را بدست آورد جای ما باشد. اگر نیاورد هر سه با هم سلطانی کنند.
سلطانی هم سلطانی های قدیم که اینقدر دمکرات بازی نداشت.
یک حزبی که هیچ عضوش نتوانند وارد قدرت بشوند یا با دولت طرف قرارداد بشوند. حتی کارمند.
عجب حزبی میشه.
مشاوران شان واقعی می یابند.
http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=glimche.persianblog.ir&postid=5759491
این ویژه است
http://glimche.persianblog.ir
.این اشنو است
.مجازات مرگ را
برای اجرا
تنها به کسانی واگذارید
که خود جانی نیستند
و هر عصیان گری
به خانه هایش شود
و پیام وحی را
علمای وارسته
بیان کنند
تا آسمان آبی شود
ابرها سفید
خورشید درخشان
دریا آبی
جنگل سبز
کوهستان شفاف
دشت گسترده
شبها پرستاره
و زندانها خالی شود
ناخواسته و خواسته
