سلطنت ما صاحبقرانی و صاحبدلاری نیست ... صاحب ریالی است

اعتبار سلطنت در ايران با کشورهای ديگر بسيار متفاوت است. ريشه قبيله ای سلطنت و امارت در بين عربها بسيار مستحکم است. ريشه فرهنگی و تاريخی سلطنت در انگلستان نيز جای خود را دارد.
در ايران سلطنت خيلی دستمالی شده است. توسط قبايل مختلف دست به دست ميشد و جز کريمخان که به واقع شاه نبود و رضا شاه که نظامی کودتاگر بود٬ بقيه گرچه نه حکومت پايداری داشتند و نه ريشه مستحکمی٬ ولی در عين حال ثباتی داشتند. بخصوص دوره صفويه و دوره قاجاريه.
در مجموع ميخوام بگم که سلطنت در ايران خيلی نزد مردم معتبر نبود و نيست. هر چند استبداد در ايران ريشه ای مستحکم داره. ايجاد ارتباط بين اقتدار سلطنت و استبداد چندان صحيح بنظر نميرسد.

+ مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ - جمعه ٥ خرداد ۱۳۸٥
 

گاهی فرصت ميشه و برنامه های تلويزيون شبکه های سلطنت طلبان را می بينم. اولين احساسی که ميکنم اينه که انگار اين دوستان مبانی فکری شان حدود ۲۷ سال هيچ تغيير جدی نکرده است. دليلش هم اينه که در حوزه مبانی تفکر سياسی درگير بحث و انديشه ورزی نبوده اند. برداشت دومی که ميکنم تفرقه حاکم بين گرايشات مختلف است و  موضوع ديگر نوعی عوامفريبی که در گفته هايشان احساس ميشود.
دليل اين وضعيت را بايد در دو نکته اصلی جستجو کرد:
۱. گروهی که سياستمداران فعلی سلطنت طلب را بوجود آورده اند اگر هنرمندان قديمی يا حاشيه نشين های دستگاه سلطنت نباشند٬ در بهترين حالت از اصحاب جرايد بوده اند. قوی ترين سخنان را خبرنگاران قديمی اين طيف ابراز ميکنند.
۲. جدا افتادگی طولانی از سرزمين اصلی نوعی توهم در انديشه آنان و عدم فهم شرايط فکری و ذهنی جديد مردم ايران را برايشان بوجود آورده است.
مطمئنا بنده حقير سراپا تقصير اگر توفيق شاه شدن پيدا ميکردم چنين اشخاصی را در کنارم تحمل نميکردم.

+ مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ - جمعه ٥ خرداد ۱۳۸٥
 
Designed by http://template.persianblog.ir/