| میاندورود افسانه ای |
| ساعت ۱٢:٢۸ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸۳ |
|
شاید چیزی که در اولین نگاه به جامعه تاجیکان در تاجیکستان جلب توجه میکند. عاطفه دوستانه و تحصیلات نسبتا بالای تاجیکان است. تا همین چند سال پیش در تاجیکستان بی سواد وجود نداشت. ولی مشکلات اخیر تاجیکستان فرصت تحصیل را از بسیاری گرفته است. دوران گذار تاجیکستان آغاز شده است. امیدوارم که این دوره خیلی زود تمام شود و شرایط مناسب زندگی برای دوستان تاجیک فراهم بیاد. زندگی با درامد سرانه فعلی برای ایرانیان سخت است. حالا مقایسه کنید با تاجیکان که حدود یک هفتم درامد ایرانیان رو دارند. و هزینه های اولیه زندگی آنان در بعضی موارد از ما هم بیشتر است. فکر نمیکنید مشکلات رفتاری در تاجیکستان با این فقری که موجود است به نسبت بسیار کمتر از جامعه ماست؟ اگه ما دچار چنین فقری می بودیم خدا میداند اوضاع چقدر بدتر از الان میشد. سفره تاجیکی: دسترخان
یکی از دوستان دیروز در رستورانی که جلسه وبلاگ نویس ها بود میگفت که خاطرات بدی از تاجیکستان داره و ثمره دو سال و نیم زندگی در اونجا رو منفی میدونست. ازش پرسیدم در زمینه تجارت مشغول بودی؟ گفت: آره. بهش گفتم مشکلات تجارت در اونجا زیاد است و ..... هر کشوری زیبایی هایی و زشتی هایی رو داره. میشه هم از زشتی ها گفت و هم از زیبایی ها. با زشتی های تاجیکستان زیاد آشنا نیستم شاید هم زیاد باشد. ولی ترجیح میدهم اینجا از زیبایی ها بگویم. بهر حال جامعه تاجیکستان در حال تحولی عمیق و گسترده است. از هر نظر. امیدوارم آینده تاجیکستان بهتر از حال اون باشه و با یادآوری زیبایی های تاجیکستان کمک کنیم انرژی مثبتی بوجود بیاد. بیش از ۹۰ درصد تاجیکستان کوهستان است. پامیر یعنی بام جهان در تاجیکستان هم خودنمایی میکنه. دو ارتفاع در تاجیکستان هست که از قله دماوند ما هم بلند تر است. واسه همین گفتم تاجیکستان بر فراز جهان. راستی دوستان تاجیک رو اگه دیدید بگید بیان یه کم برامون حرف بزنن. ارادتمندیم
دوشنبه پایتخت کشور تاجیکستان در واقع روزگاری بازاری برای روستاهای اطراف بود و بعدها پادگان ها نظامی و سیاست روسها اون رو به شهری با جمعیتی اکثرا روس تبدیل کرد. بعد از فروپاشی شوروی و جنگهای داخلی اکثر اهالی غیر تاجیک از این شهر گریختند. از ترس وضع موجود و به امید آینده ای بهتر. بعضی از اونها دارن بر میگردن ولی فرصت ها رو از دست داده اند. زندگی سخت تر شده و فرصت ها برای بسیاری کمتر. ورزاب منطقه ییلاقی شبیه جاده کرج تا کندوان است با رودخانه ای به همین نام:
اما در شمال شهر بزرگ خجند وضعیت متفاوتی داره. شهری با سابقه طولانی تاریخی و فرهنگ عمیق تر. اونجا تجدد در میان مردم ریشه ای طبیعی تر و طولانی تر داره. خجند مرکز ایالت باستانی سغد است. درختی دارد که بیش از هزار سال عمر کرده . زیبایی های طبیعی خجند بیش از دوشنبه است ولی سیاست بر آن است که دوشنبه بزرگتر و بزرگتر و آبادتر شود. بازار بزرگ مرکزی و سنتی خجند:
لباسهای تمیز و مرتب اهالی و رفتار دوستانه بخصوص در میان تاجیک تبارهای تاجیکستان مثال زدنیه. ممکنه گرسنه باشند ولی به ظاهر خود میرسند. لبخند ساده و محبت تاجیک تباران هر گردشگری رو دوباره به تاجیکستان فرا میخواند. ولی نباید نادیده گرفت که تاجیکستان از شرایط استاندارد زندگی سالم محروم است. آب سالم آشامیدنی/ برق مناسب/ گاز و شغل و بسیاری چیزهای دیگر. ولی همت تاجیکان بلندتر میشود. سخت کوش تر میشوند و به آینده کشورشون بیشتر فکر میکنن. بزودی تاجیکان هم ترقی خواهند کرد. چون میخواهند ترقی کنند و خواستن توانستن است. دوشنبه از بالای پارک مشرف به شهر که محل یادبود شهدای جنگ ضد آلمان تاجیکان است:
|
| تاجیکستان بر فراز جهان |
| ساعت ۱٢:۱٧ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸۳ |
|
این وبلاگ را به تاجیکستان عزیز اختصاص می دهم و به مناسبت پیوندهای دو سرزمین ایران و پامیر٬ پامیران گذاردم. اکثریت پارسی زبانان جهان در این دو سرزمین زندگی میکنند و تاجیکستان در میاندورود افسانه ای سیحون و جیحون سرزمینی خاطره انگیز است.... به انجمن تاجیکستان در پرشین بلاگ و اورکات سری بزنید و عضو بشوید. السلام! دوستان تاجیک و تاجیک دوست خوش آمدید. اول از بلندی های زیبای کشور تاجیکستان میگویم. این هم ارتفاعات پامیر که بام جهان است:
به انجمن تاجیکستان در پرشین بلاگ و اورکات سری بزنید و عضو بشوید. --------------------------------------------------- سرزمین تاجیکستان خاطره انگیز و افسانه است. بین دو رود بزرگ جیحون و سیحون/ آمودریا و سیر دریا/ بر فراز بام جهان(پامیر) و با مردمی که به زبان فارسی سخن میگویند. با قومیت تاجیک که از گروه اقوام آریایی (ایرانی) است. خاطره قرنها و هزاره های مشترک فرهنگ پارسی زبانان در محیط اینترنت و با مدد فن آوری های نوین زنده میشود. من خیلی خوشحالم. این هم تصاویری از سیحون (سیردریا) که از وسط شهر خجند میگذرد. البته پیشترها از شمال شهر میگذشت و مرزی هم محسوب میشد در برابر هجوم اقوام غیر آریایی به قلمرو اصلی آریایی ها که از اینجا شروع میشد به سمت جنوب و تا خلیج فارس ادامه پیدا میکرد.
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : متولد تهران 25 خرداد سال 1342 (هنگام حکومت نظامی در تهران) دانش آموخته ی مهندسی اموات (تاریخ) مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد (1370-1362) دانشگاه شهید بهشتی (ملی سابق) مقطع دکتری (1376-1371) دانشگاه تربیت مدرس از پایان نامه دفاع نکردم و لذا به من نگویید دکتر. تا سال 1370 بیشتر در حوزه های فرهنگی و انتشاراتی و پژوهشی خصوص فعالیت داشتم. از سال 1370 در زمینه کامپیوتر و فناوری اطلاعات و رسانه فعالیت دارم. نشر سفیر / موسسه میراث ملل / موسسه فرهنگی حنفا / نشریه تحصیل / شرکت افزاری حنفا و شرکتهای همکار آن و گروه سایتهای پرشین بلاگ از فعالیتهای حوزه فرهنگ و رسانه و فناوری اطلاعات و ارتباطات(فاوا). از کودکی به شاهنامه علاقه خاصی داشته ام. شاید به دلیل روحیه سلطانی (پدر پدرم سلطان و به نوعی نظامی بود و در غورخانه به سراجی مشغول بود) باشد و شایدم نسبتی که با مرشد عبدالحسین (غول بچه - پدر بتول خانم مادر اصغر آقا) دارم. mehdiboutorabi(at)yahoo(dot)com در تعدادی وبلاگ مینویسم ولی بیش از همه در اینجا: اکرنه به معانی بی کرانه و زمان بی کرانه ... ابدیت نکته: لینک دوستان منوط به تداوم ارتباط اینترنتی از طریق کامنت گذاری در وبلاگم است. پس لطف فرموده نظر دهید. پروفایل مدیر : مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| پیامک بلاگ |
|
|











