اگر امکان جلوگیری از فیلترینگ سلیقه ای و اشتباهی (مدیریتی یا فنی) در کوتاه مدت نیست که نیست، راهی برای کاهش این مشکلات نیز هست که هست. دستگاههایی که تصمیم به فیلتر شدن سایتها و وبلاگها را می گیرند، فهرستی از وبلاگهای فیلترشده که بازدید بالایی دارند تهیه کنند و آنها را مورد بازبینی قرار دهند و مشکل فیلترینگ سایتهای مناسب پربازدید را حل کنند. این اقدام موجب افزایش اعتماد به روند فیلترینگ میشود.
شاید هیچ یک از موج های فیلترینگی که تا به حال در کشور اعمال شده است، هدفدارتر از این موج اخیر فیلترینگ نبوده است. به نظر میرسد که به جای مسدود شدن گروهی (فله ای سابق) سایت ها تعداد مشخصی سایت که دارای شاکی دولتی و عمومی یا خصوصی هستند، هدف قرار گرفته اند.
فیلتر شدن سایتهای نامناسب اینترنتی که به حقوق عمومی یا فردی متعرض میشوند، منطقی است و در صورتی که فیلترینگ اشتباهی و سلیقه ای به اعتبار آن صمه نزنند، مورد حمایت افکار عمومی نیز خواهد بود.
بخشی مهمی از تمایل به استفاده از سیستم های غیرمجاز یا شبه مجاز عبور از فیلترینگ ناشی از بی اعتمادی به سیستم های انسانی و فنی فیلترینگ است.
اعلام دلیل فیلترینگ به صورت مشخص بر روی صفحه ی اعلام فیلترینگ و اعلام راه رفع فیلترینگ در همان صفحه و موثر بودن اعلام فیلترینگ اشتباهی از سوی کاربران در رفع فیلرینگ هر سایت نیز از جمله مواردی است که اعتماد به فیلترینگ را افزایش میدهد.
دلایل متعددی برای شکایت بر علیه سایتهای خبری اینترنتی مطرح میشود. بعضی از دلایل ماهیت حکومتی دارند و مدعی العموم یا گروههای سیاسی آنها را پیگیری میکنند و بعضی نیز مدعی خصوصی دارند و اشخاص حقیقی و حقوقی خصوصی پیگیر آنها هستند.
در یک تقسیم بندی دیگر، سایتهای خبری مخالف اصولگرایان معمولا تخلفاتشان یا عنوان اتهامشان افشاگری های غیرقانونی و اقدام علیه امنیت ملی و امثال آن است که بیشتر حکومت مدعی آنهاست و در مقابل رسانه های اصولگرای متخلف یا متهم به تخلف با عناوین نشر اکاذیب روبرو هستند که اشخاص حقیقی و حقوقی غیر دولتی مدعی آنهاست.
انتشار محتوا در کشورهای مختلف شامل محدودیتهایی است. مهمترین محدودیت مشترک مربوط به انتشار محتوا از طریق رسانه ها، پذیرش مسئولیت محتوا است.
در کشورهای جهان سوم که اداره یا کنترل بر رسانه های جمعی بخشی از سیاست دولت مرکزی است، این مسئولیت محتوا در موارد زیادی از طریق بررسی های پیش از انتشار اعمال میشود. یعنی نشریات و کتابها و مطالب منتشره در رادیو و تلویزیون پیش از انتشار بررسی میگردند و مجوز اخذ میکنند.
اگر در ایران تلاش میگردد تا برای مدیران سایتها و محتوای منتشره قواعدی وضعی شود، در کشورهای توسعه یافته برای دسترسی کاربران به این نوع اطلاعات قاعده وضع میگردد. یعنی در زمینه تولید کمتر محدودیت وضع میشود و نظارتها بیشتر متوجه مصرف میشود.
کنترل خانواده ها بصورت آزادانه و دولتها به نمایندگی از جامعه عمدتا متوجه حوزه مصرف اطلاعات میگردد ولی همچنان آزادی های قوانین اساسی و قوانین عادی از تولید محتوا حداکثر حمایت را بعمل می آورد. چرا که تولید آزادانه بخش اساسی از فرهنگ معاصر است.
در ایران قانون اساسی و قوانین عادی در باره جامعه مجازی و مسائل آن اظهار نظری نکرده اند و محدودیتها عمدتا توسط مصوبه های دولتی یا آیین نامه های داخلی یا از طریق مشابهت اعمال میگردد.
تایید صلاحیت های ویژه برای مدیران چنین رسانه ها و مراکز فرهنگی نیز بخشی از نظارت حکومتی محسوب میشود ولی چنین نظارتی در جهان امروز که کارکنان رسانه ها نقش موثرتری از مدیران آنها دارند، چندان کارگشا نیست. بطور مثال تعیین مدیران ارشد صدا و سیما و نظارت شورای سیاستگذاری بر عملکرد آنها گرچه به نوبه خود موثر است ولی تاثیر فرهنگ عمومی و شرایط فکری جامعه بر بدنه کارکنان صدا و سیما نقش موثرتری دارد. به همین دلیل است که جهت گیری عمومی صدا و سیما با سیاستهای اصولگرایان تطابق چندانی ندارد. البته جهت گیری شفاف سیاسی صدا و سیما در حمایت از اصولگرایان، مانع توسعه ی انتقادات شده است.
باید توجه داشت که ظهور رسانه های آنلاین و بخش های زنده در رادیو و تلویزیون، موجب به هم ریختن چارچوب های سنتی ممیزی شده است و تا یافتن راه حل های موثر توسط حکومتها فاصله داریم.
لینک مطلب از سایت آفتاب نیوز:
«مهدی بوترابی ،مدیر عامل پرشین بلاگ» در گفتگو با خبرنگار سرویس اجتماعی آفتاب، با بیان اینکه سرعت پایین اینترنت در ایران با طرح توسعه زیر ساختها در تعارض است میگوید: «سرعت پایین اینترنت باعث شده بسیاری از افراد مانند استادان دانشگاهها که نیازمند دانلود کردن متن های زیادی هستند و یا کودکان و نوجوانانی که در مدارس بیشتر نیازمند استفاده از سایتهای مولتی مدیا هستند، نتوانند استفاده مناسب را از این تکنولوژی ببرند».
وی با بیان اینکه پهنای باند اینترنت در ایران مناسب نیست ادامه می دهد: «این مسئله که مشکل بزرگی در عرصه اینترنت محسوب می شود نه از سوی قانون و دولت و نه از سوی بخش خصوصی، از پشتوانه مناسبی برخوردار نیست و باعث نارضایتی مصرف کنندهها شدهاست».
«مهدی بوترابی رئیس پرشین بلاگ» هم در این مورد می گوید:« آمار دقیقی از تعداد کاربران و وبلاگها در دست نیست ولی تصور می کنم که حدود بیش از چهار میلیون وبلاگ فارسی توسط حدود 400 هزار نفر ایجاد شده که از این تعداد حدود 200 هزار نفر در حال وب نگاری هستند و از این تعداد کمتر از 100 هزار نفر هر هفته در وبلاگهایشان می نویسند».
رییس پرشین بلاگ نیز با بیان اینکه در این زمینه هیچ قانون روشن و شفافی وجود ندارد، می گوید: «وقتی در این زمینه قانونی وجود ندارد، انتظار حمایت از دولت بیهوده است. ما میبینیم که سالهاست قانون جرایم اینترنتی در مجلس خاک می خورد و به آن رسیدگی نمی شود».
بوترابی فیلترینگ اشتباه را بزرگترین مشکل در این زمینه می داند و میگوید: «با فیلتر کردن کلمهای مانند فساد، موضوع فساد در جامعه از بین نمیرود. این نشان دهندهی این است که کسانی اقدام به اینگونه فیلترینگ می کنند خود شناخت مناسبی از فضایی مجازی ندارند».
فیلترینگ سایتها و وبلاگها به نحو چشمگیری نسبت به سالهای 82 و 83 کاهش یافته است. بنظر میرسد این نکته بیش از آنکه ناشی از کاهش تعداد وبلاگها یا خودسانسوری تولید کنندگان محتوای فارسی در اینترنت باشد، ناشی از قاعده مند شدن روند فیلترینگ است که تا حدی مانع فیلترینگ سلیقه ای شده است.
البته همچنان نگرانی از فیلترینگ اشتباهی که عمدتا با واگذاری فیلترینگ به سیستم های رایانه ای همراه است، و مبتنی بر تشخیص اشتباه مدیریتی یا کارشناسی، وجود دارد ولی حجم کمی فیلترینگ موردی به شدت کاهش پیدا کرده است.اقدام به فیلترینگ عمدتا از سو دو مرکز ابلاغ نهایی میشود:
١. کمیته تعیین مصادیق که کمیته ای است متشکل از نمایندگان دستگاههای اجرایی فرهنگی و فنی و امنیتی.
٢. دادسرای اینترنت که به شکایات و جرایم اینترنتی رسیدگی میکند و در موارد بسیار محدودی بر اساس حکم قضایی دستور فیلتر شدن سایتها و وبلاگها را میدهد. این موارد عمدتا به دلیل رعایت حریم خصوصی شاکیان یا نشر تصاویر و متن های غیر اخلاقی انجام میشود.
میتوان تخمین زد که حجم فیلترینگ مبتنی بر آدرس مشخص : URL نسبت بیش از چهار میلیون وبلاگ فارسی کمتر از یک هزارم و نسبت به وبلاگهای جدید کمتر از نیم درصد و نسبت به وبلاگهای فعال کمتر از دو درصد است.
البته اجرای فیلترینگ غیرهوشمند از طریق کلمه کلیدی نتایج متفاوتی دارد که ناشی از اشتباه فنی و مدیریتی در این زمینه است و در تخمین بالا در نظر گرفته نشده است.
این فیلترینگ در دو مرحله انجام شد. نخست حدود دو ماه پیش فیلتر شد و بعد از یک هفته آزاد شد. در گام دوم که حدود یکماه پیش رخ داد٬ بطور کامل فیلتر شد.
فیلتر شدنش موج بزرگ اعتراضی به همراه نداشت. چرا؟
دلیل عدم اعتراض گسترده به این فیلترینگ احتمالا در عومل زیر نهفته است:
۱. گرایش به راحتی و سهولت با مهاجرت به سایتهای خارجی که با موج فیلترینگ بعنوان گزینه اول مد نظر کاربران فارسی قرار میگیرد.
۲. عادی شدن روند فیلتر شدن سایتها و وبلاگهای مختلف. زندگی عادی در شهر جنگزده همراه با انفجار های مکرر ناشی از موشک زمین به زمین و راکت هوا به زمین و خمپاره و توپخانه برای بعضی ها که میشنوند٬ باورکردنی نیست ولی کسانی که دیده اند باور میکنند.
۳. ناامیدی از به نتیجه رسیدن اعتراضات و پیگری های عادی و لاجرم دل کندن از پیگیری.
۴. فقدان مسیرهای روشن و شفاف اعتراضی و پیگیری.
دلایل دیگری نیز وجود دارد که مجموعا دلیل اصلی را تشکیل میدهند.
مصاحبه کوتاه با رادیو گفتگو در باره مهمترین مسائل سایتهای فارسی در سال 86
نظرات ()شاید مهمترین مساله و موضوع در حوزه سایتهای فارسی در سال ۱۳۸۶٬ مساله فیلترینگ اشتباهی بوده است که گریبان سایتها و وبلاگهای بسیاری را گرفته است.
تعداد اندکی سایت توسط دادسرای اینترنت و بر اساس روال قضائی فیلتر میشوند.
تعداد بیشتری توسط کمیته تعیین مصادیق بر اساس روال دیگری که از آن اطلاعی ندارم فیلتر میشوند.
اما حجم عظیمی از فیلترینگ بر اساس سیستم نرم افزاری تولید و مدیریت شده در داخل کشور فیلتر میشوند.
به دلیل خلا قانونی برای برخورد قانونی با متخلفین در فیلتر کردن سایتها بصورت اشتباهی٬ هزینه این اشتباهات را صرفا سایتهای اینترنتی می پردازند از فیلترینگ اشتباهی که معمولا ناشی از اشتباه فنی یا اجرایی است باید ممانعت بعمل آید وگرنه بر اساس اشتباه فنی یا اقدام سلیقه ای٬ در مواردی دسترسی به اطلاعات مفید یا تعاملات اجتماعی در اینترنت مختل میگردد و در موارد دیگری میراث دیجیتال کشور به خارج از کشور مهاجرت میکند. همانگونه که بسیاری از نخبگان کشور مهاجرت میکنند و یا آثار تاریخی ایران را به موزه های خارجی می برند.
از موضوعات مهم دیگر مرتبط با سایتهای فارسی٬ سرقت دامنه پرشین بلاگ دات کام و انتقال این دامنه به دات آی آر بود. حادثه ای تاسف بار که با همیاری وبلاگنویسان از تاثیرات مخرب آن کاسته شد.
در ده روز گذشته تعداد زیادی از سایتهای موسیقی بصورت یکجا فیلتر شده اند. بنظر میرسد که سیستم فیلترینگ قدم بلند دیگری برداشته است.
بررسی دنیای مجازی در مهر- 2
توسعه الکترونیک به برنامه مدون احتیاج دارد
در ادامه نشست بررسی چالشهای اینترنت و فضای مجازی در ایران، حمید ضیایی پرور - روزنامه نگار و کارشناس ارتباطات - به نبود برنامه ریزی برای گسترش صنعت IT در سند چشم انداز توسعه و برنامه چهارم اشاره کرد و گفت : ساز و کارهای قانونی ورود به جامعه اطلاعاتی در کشور هنوز تدوین نشده است . لایحه مبارزه با جرایم اینترنتی مسکوت مانده و مهمترین لوایح این حوزه در مجلس در حال خاک خوردن است. در همین حال طرح "اینترنت ملی" شفاف سازی نشده و هیچ یک از کارشناسان از جزئیات آن با خبر نیستند. مجلس بودجه اینترنت ملی را هنوز تصویب نکرده است ولی دولت از محل درآمدهای شرکت مخابرات 540 میلیارد تومان به آن اختصاص می دهد. در واقع قوه مجریه و مقننه به خاطر نبود برنامه مدون در یک فضای تاریک گام بر می دارند.
وی افزود : در همین حال مشخص نیست اگر قرار است IT محور توسعه باشد متولی آن چه کسی است. شورای عالی فناوری اطلاعات بدون هیچ گونه توضیحی منحل می شود، وضعیت کپی رایت در کشور هنوز مشخص نشده است.
اینترنت ملی یک برکه است
مسعود کوثری - جامعه شناس - وجود فیلترینگ خصوصی و خانوادگی و دولتی را ضروری دانست و گفت : باید نسبت وظایف و اهمال و خطا هم مشخص شود. اگر سایتی به نادرستی فیلتر شد قابل پیگیری باشد و مرجعی برای پاسخگویی به آن معرفی شود. متاسفانه فیلترینگ اشتباه ما را از منافع وجود بسیاری از سایتهای مناسب محروم کرده است.
وی با اشاره به پتانسیلهای بالقوه وبلاگها برای حل مسائل فضای واقعی افزود : وجود وبلاگها در دوران هیجانهای سیاسی به خاطر حاکمیت "منطق گفتگو" بر آنها جامعه را از هرج و مرج نجات داد. وبلاگها می توانند پشتیبان نظام سیاسی باشند و حاکمیت باید بخشی از مسائل جامعه را در فضای مجازی - البته با منطق مختص آن - حل وفصل کند. ما "آیزاک آسیموف" های توانمندی در کشور داریم که می توانند تصویر درستی از برنامه ریزی های IT در بلند مدت در اختیار کشور قرار دهند ولی متاسفانه کسی با آنها مشورت نمی کند.
این جامعه شناس از دو منظر درست و نادرست به طرح "اینترنت ملی" نگاه کرد و گفت : اتفاقی مثل ایجاد آدرس ir به عنوان یک طرح ملی کار درستی است اما اگر منظور از اینترنت ملی محدود کردن کاربران در یک برکه و به تعویق انداختن مواجهه جدی با موج بزرگ توسعه الکترونیک است راه به جایی نخواهد برد چرا که با منطق فضای مجازی در تضاد است.
وی ادامه داد : متاسفانه ما از عضویت در مراجع حقوقی بین المللی برای رسیدگی به کوتاهیهای یاهو و گوگل نسبت به ایران غافل مانده ایم و فاقد مرجعی برای طرح دعاوی حقوقی بین المللی در خصوص فضای مجازی هستیم، زیرا به لحاظ زیرساختی و حقوقی در کشور برنامه ریزی مدون و منطقی نداریم.
توسعه فضای مجازی در جامعه تشویق شود
مهرداد نوابخش کارشناس ارتباطات و استاد ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی نیز از سخنرانان حاضر در جلسه بود که اعتقاد داشت سیستم اجتماعی کشور، کارکرد مشخصی را برای توسعه الکترونیک تعریف نکرده است.
وی گفت : جامعه نیاز به روی آوردن به صنعت IT را احساس نکرده و همیشه به تولید فضای مجازی به صورت پدیده ای حاشیه ای نگریسته است. مثلا اگرچه هنوز در همه ادارات سخت افزارهای الکترونیک وارد شده اند اما هنوز هم سندیت با نوشتار است.
نوابخش تضادهای سیاسی فرهنگی وبلاگ ها را بر عرصه حقوقی، سیاسی، اقتصادی کشور بی تاثیر دانست و افزود : تنها عده خاصی به سایت ها سرک می کشند و بخش اعظم جامعه از وجود آنها بی خبر است.
این استاد دانشگاه اتخاذ سیاستهای ترغیبی و تشویقی را برای گسترش نفوذ اینترنت در جامعه به عنوان راه حل مطرح کرد و ادامه داد : با توجه به وجود حدود سه میلیون دانشجو، 14 میلیون دانش آموز و 10 میلیون فارغ التحصیل دانشگاهی بهترین فرصت برای توسعه فضای مجازی وجود دارد. اما به خاطر خصلت دولتها که همیشه به دنبال حوزه های باثبات هستند، بخش خصوصی باید بخش زیادی از این بار را بر دوش بکشد.
بخش خصوصی از دولت جلو افتاده است
سید وحید عقیلی استاد ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی نیز ورود ساختارهای اقتصادی جامعه به اقتصاد جهانی را در گرو پذیرش تکنولوژیهای الکترونیک دانست و گفت : زمان دیدگاههای توسعه ای درون زا به پایان رسیده و ما ملزم به تعامل با جهان برای دریافت سهم ملی خود هستیم.
این استاد دانشگاه با اشاره به وجود فرصت های شغلی بی شمار در صنعتIT به دلیل کم هزینه بودن آن، اظهار داشت : ما در حالی که دارای پتانسیل صدور نرم افزار به سایر کشورها هستیم نسبت به آن بی توجهیم. بخش خصوصی در زمینه قبول تکنولوژی از دولت جلو بوده است در حالی که در تمام دنیا نخست دولتها هستند که فناوریها را وارد می کنند و سپس به بخش خصوصی و مردم آموزش می دهند.
وبلاگستان فارسی ظرفیت شناسی شود
حمید ضیایی پرور که از فعالان وبلاگ نویسی در ایران هم محسوب می شود مزیتهای نسبی جامعه اطلاعاتی ایران را وجود وبلاگها دانست و خاطرنشان کرد : پرانگیزه ترین افراد صنعت IT و جامعه، روزنامه نگاران، دانشگاهیان و پژوهشگران در وبلاگستان ایران فعال هستند.
وی فضای وبلاگستان ایران را مصداق کامل آموزش عمومی در جامعه معرفی کرد و ادامه داد : در فضای تولید اطلاعات و محتوا در IT به جز وبلاگها حرف دیگری برای ارائه نداریم. چرا که بزرگترین حرکتهای اجتماعی سیاسی مثل اعتراض به تغییر نام خلیج فارس از وبلاگها شروع شده اند.
این کارشناس ارتباطات، فقر شناسایی قابلیت های فضای وبلاگها در کشور را به عنوان ابزار کمک آموزشی و حفظ تاریخ شفاهی کشور، نقطه ضعف خواند و افزود: از میان دو میلیون وبلاگ ثبت شده، 150 هزار وبلاگ فعال در فضای مجازی کشور وجود دارد که علاوه بر انعطاف و سرعت بالا توان ایجاد رقابت و محتوای سالم را دارا هستند و به نوعی سنسور فضای مجازی ایران محسوب می شوند. اما مشخص نیست سازمان اسناد و کتابخانه ملی، آموزش و پرورش و سیستمهای علمی کشور چقدر از قابلیت آنها استفاده می کنند. ما نیاز به پروژه ای برای شناسایی ظرفیت وبلاگستان فارسی داریم که منابع آن در نهایت به نفع حاکمیت خواهد بود.
تصمیم گیریهای نادرست به اعتماد ملی لطمه می زند
مهدی بوترابی مدیر پرشین وبلاگ مهمترین مشکل IT کشور را خارج از حوزه آی تی عنوان کرد و گفت : تصمیم گیریهای نادرست به اعتماد ملی لطمه می زند. مسدود کردن حدود 10 میلیون سایت که بیشتر به صورت اشتباهی انجام شده خطرناک است.
وی به رسمیت شناخته شدن وبلاگستان فارسی و برگزاری جشنواره های وبلاگی را مهم تلقی کرد و در مخالفت با سخنان نوابخش افزود : فضای مجازی دیگر از حوزه روشنفکری خارج شده و گروههای بزرگتری را در برگرفته است. وجود گروههای اینترنتی 150 هزار نفره در یک دوره زمانی پنج ساله می تواند کلیه ارکان تصمیم گیری را تحت تاثیر قرار دهد. آن هم وقتی که کنترل آنها در دست رانده شدگان قرار گیرد.
بوترابی برای شفاف سازی وبلاگها بر به رسمیت شناخته شدن حقوق آنها در مرحله نخست تاکید کرد و اظهار داشت : آنچه صنعت IT ایران را متحول می کند آیین نامه ها نیستند بلکه بخش خصوصی است که به دلیل وجود منافع رو به جلو حرکت می کند. نیازسنجی و طرح منافع و نیازها در گسترش فضای مجازی و توسعه الکترونیک اهمیت بسزایی دارد.
بررسی دنیای مجازی در مهر-1
به گزارش خبرنگار مهر، در این نشست مسعود کوثری - جامعه شناس - با تبیین پدیده فضای مجازی از منظر جامعه مدنی گفت: اینترنت موجودی غول آسا، متمرکز و درعین حال نامتمرکز است یعنی در همان حالی که اجازه اعمال قدرت توسط صاحبان قدرت و ثروت در شکل گیری محتوا را فراهم می کند، اجازه تخطی از راههای اصلی را هم می دهد.
وی با اشاره به وجود دو دیدگاه بدبینانه و خوشبینانه درباره اینترنت افزود: بر اساس خصلت خوشبینانه که تا حدودی هم اسطوره ای است، اینترنت با وجود تحمیل اقتصاد سیاسی، امکان گسترش جامعه مدنی را فراهم می کند و بر اساس نگاه بدبینانه فرهنگ سیاسی جامعه در یک فضای مجازی بازتولید می شود.
این استاد دانشگاه به نظریه ای اشاره کرد که بر اساس آن گفته می شود فضای مجازی آمریکا کپی از دعواهای فضاهای واقعی این کشور است و ادامه داد: بر اساس دیدگاه بدبینانه مردم در فضای مجازی به کار بر حکومت الکترونیک که کپی حکومت واقعی است تبدیل می شوند و رابطه شهروندی در میان نیست.
کوثری با اشاره به نظریه عقلانیت ابزاری ماکس وبر گفت: اگر رابطه آمرانه از جهان حقیقی به جهان مجازی منتقل شود گسترش جامعه مدنی مجازی ممکن نیست.
وی شکل گیری حکومت الکترونیک را در سه فاز ایجاد سایت های دولتی ابتدایی، سایت های دولتی با محتوای موثر و حکومت آن لاین تعریف کرد و افزود: ما هنوز در مرحله اول هستیم و می توانیم از تبعات بازتولید جهان واقعی در جهان مجازی دوری کنیم اما لزوم تغییر شیوه حاکمیت از حکومت کردن به حکمرانی خوب ضروری است.
این جامعه شناس تاکید کرد: در این مدت ما در وجه جامعه مدنی گسترش خوبی در اینترنت داشته ایم ولی از لحاظ حکمرانی در وضعیت بلاتکلیفی به سر برده ایم.
در فناوری های زیرساختی الکترونیک عقب هستیم
حمید ضیایی پرور روزنامه نگار و استاد دانشگاه با اظهارات کوثری موافقت کرد و گفت: تئوری جامعه اطلاعاتی، جدیدترین نظریه توسعه در دنیاست که معتقد است پیوستن کشورها به موج جدید توسعه که مبتنی بر اطلاعات و دانش است، اجتناب ناپذیر بوده و انتخاب و اختیاری در کار نیست.
وی با اشاره به اینکه اینترنت با ایجاد شهروندان جهانی، شبکه های اجتماعی جهانی مجازی ایجاد کرده اظهار داشت: اینترنت تعاملات جهانی را ایجاد کرده که در عصر قبل از اینترنت نه تنها مطرح نبوده اند بلکه اساسا جرم تلقی می شده اند.
ضیایی پرور وجود چالش ها و تعارضات موجود را بر سر راه توسعه جامعه اطلاعاتی در ایران تایید کرد و ادامه داد: نخستین مشکل، زیرساخت ها هستند. از آنجا که ما دیر به این موج پیوستیم برای گرفتن فناوری های زیر ساختی مشکل داریم و بسیار کند حرکت می کنیم. علاوه بر این آن قدر گرفتار مشکلات دم دستی هستیم که هنوز نتوانسته ایم در یک حرکت صنفی با ارائه نمایشگاهی، توانمندی هایمان را ارائه کنیم. علاوه بر آن از مشکلاتی سخت افزاری دیگری چون ضریب نفوذ کامپیوتر و اینترنت و تلفن همراه هم رنج می بریم.
میراث دیجیتال کشور در خطر است
مهدی بوترابی مدیر پرشین بلاگ نیز درادامه جلسه بررسی چالش های اینترنت و فضای مجازی، با ابراز گلایه از نبود برنامه ریزی در تصمیم گیری های استراتژیک توسعه فضای مجازی در کشور گفت: مشکلات ما استراتژیک است. اقداماتی انجام می دهیم ولی ناگهان اراده ای ناشناس همه چیز را خراب می کند. فصول سیستماتیکی در فضای فعالیت های الکترونیک در کشور وجود ندارد مثلا در فصل برداشت ناگهان برف می آید و کاشته هایمان را نابود می کند.
وی به تنوع در تصمیم گیری ها، گسترش تولی گری دولت در فضای مجازی و موازی کاری ها در کنار مشکلات سخت افزاری و نرم افزاری اشاره کرد و افزود: ما در جریان موج گسترده تعاملات اجتماعی گسترده ای که در فضای اینترنت به وجود آمده قرار گرفته ایم ولی جای دقیق مان را نمی دانیم. اینترنت تنها یک رسانه نیست بلکه قاره ای است که همه در آن زندگی می کنند.
بوترابی نسبت به باز توزیع قدرت، ثروت و دانش در فضای مجازی هشدار داد و گفت: همه دارند از این پروسه سهم ملی خود را می گیرند ولی ما به خاطر مشکلات نتوانسته ایم سهم ملی کشور را در اختیار بگیریم. همان طور که روزی عده ای مرز ایران را مشخص کردند در حال حاضر هم ما باید سهم ملی کشورمان را بگیریم. با فیلترینگ ناآگاهانه ای که مطمئنم بدخواهانه نیست روزی می رسد که همه چیز را از دست می دهیم.
وی با اشاره به رسمیت شناخته شدن میراث دیجیتال توسط یونسکو تصریح کرد: دولت باید به ملت اجازه دهد سهم خودش را از جهان بگیرد. ما باید خودمان را با آزادی فوق العاده ای که در فضای مجازی ایجاد شده انطباق دهیم. در طول دو سال آمارها نشان می دهند که چهار هزار فیلترشکن، فیلتر شده اند و مدعی العموم باید بپرسد چرا این اتفاق افتاده و حقوق مردم محدود شده است.
بوترابی در خصوص تصمیم گیری های غیر تخصصی در حوزه فرهنگی جهان مجازی گفت: به صورت کاملا غیر تخصصی و سلیقه ای، پهنای باند در مصارف خانگی کاهش می یابد، در صورتی که دهها هزار شغل در صنعت IT مستتر است و محل کارها می تواند در منازل باشد.
وی با تاکید مجدد بر به مخاطره افتادن منافع ملی در اینترنت اظهار داشت: هنوز مسئله خلیج فارس در فضای مجازی حل نشده است. اول هم وبلاگ ها جریان تغییر اسم خلیج فارس را متوجه شدند و بعد وزارت خارجه فهمید. درحالی که دولت باید با بخش خصوصی حتی در خصوص فیلترینگ تعامل داشته باشد.
بوترابی به وجود یک تعامل منطقی در فضای مجازی اشاره کرد و گفت: متاسفانه مسئولان تنها به دنبال اخذ عوارض شهروندی از شهروندان مجازی هستند و از پرداخت حقوق شهروندی به آنان ممانعت می کنند. اگر در قضیه فیلتر شدن سایت ها اول به بلاگر ابلاغ شود و بعد طی پروسه ای سایت یا وبلاگ او مسدود شود منطقی تر است. اما متاسفانه نه نها سایت ها به صورت ناگهانی فیلتر می شوند بلکه سایت های سالم هم بدون دلیل مسدود می شوند و کسی هم بابت این خطاها تنبیه یا عزل نمی شود. نتیجه ایجاد ناامنی در فضای مجازی، کوچ شهروندان ایرانی به فضاهای مجازی دیگر است که به نوعی امنیت ملی کشور را به خطر می اندازد.
فاقد تفکر دیجیتال هستیم
مسعود کوثری وجود تفکر دیجیتال را بر ساختارهای سخت افزاری مقدم دانست و تاکید کرد: دیجیتال کردن روستاها مشکلات ما را حل نمی کند، اگر تفکر دیجیتال در مسئولان و مردم ایجاد نشود سخت افزارها برای ما مصیبت خواهد شد، همان اتفاقی که امروز در سنگاپور افتاده است.
وی با ابراز گلایه از بی مهری برنامه چهارم به IT گفت: در حالی که ما می توانیم بسیاری از گرفتاری های فضای واقعی کشور را در فضای مجازی حل کنیم، مسئولان از پتانسیل های قوی فضای مجازی بی اطلاع هستند.
کوثری وجود منطق شبکه ای را در تصمیم گیری ها و کوچک کردن دولت در فضای مجازی از ویژگی های تفکر دیجیتال معرفی کرد و گفت: سایت های دولتی در فضای مجازی صرفا نمایشی هستند و از حکومت آن لاین فاصله زیادی دارند.
این استاد دانشگاه اشتباهات فیلترینگ را در کشور تنها به خاطر وجود برخی حروف خاص مثل UK بر فقر تحقیقاتی پژوهش ها موثر دانست و گفت: بسیاری از پژوهش های سینمایی از دسترسی به اطلاعات دست اول صنعت سینما محروم شده اند در حالیکه در آلمان به فاصله نیم ساعت پس از فیلترینگ اشتباه به خاطر پاسخگو بودن دولت، قضیه رفع و رجوع می شود. (ادامه دارد)
میزگردی با خبرگزاری مهر داشتیم که خبر کامل آن را به روایت آقای دکتر ضیایی پرور در اینجا بخوانید.
بخشی از مطالب نیز مربوط به صحبت های بنده است با این مفاد و از همان مرجع:
میراث دیجیتال کشور در خطر است
مهدی بوترابی مدیر پرشین بلاگ نیز درادامه جلسه بررسی چالش های اینترنت و فضای مجازی، با ابراز گلایه از نبود برنامه ریزی در تصمیم گیری های استراتژیک توسعه فضای مجازی در کشور گفت: مشکلات ما استراتژیک است. اقداماتی انجام می دهیم ولی ناگهان اراده ای ناشناس همه چیز را خراب می کند. فصول سیستماتیکی در فضای فعالیت های الکترونیک در کشور وجود ندارد مثلا در فصل برداشت ناگهان برف می آید و کاشته هایمان را نابود می کند.
وی به تنوع در تصمیم گیری ها، گسترش تولی گری دولت در فضای مجازی و موازی کاری ها در کنار مشکلات سخت افزاری و نرم افزاری اشاره کرد و افزود: ما در جریان موج گسترده تعاملات اجتماعی گسترده ای که در فضای اینترنت به وجود آمده قرار گرفته ایم ولی جای دقیق مان را نمی دانیم. اینترنت تنها یک رسانه نیست بلکه قاره ای است که همه در آن زندگی می کنند.
بوترابی نسبت به باز توزیع قدرت، ثروت و دانش در فضای مجازی هشدار داد و گفت: همه دارند از این پروسه سهم ملی خود را می گیرند ولی ما به خاطر مشکلات نتوانسته ایم سهم ملی کشور را در اختیار بگیریم. همان طور که روزی عده ای مرز ایران را مشخص کردند در حال حاضر هم ما باید سهم ملی کشورمان را بگیریم. با فیلترینگ ناآگاهانه ای که مطمئنم بدخواهانه نیست روزی می رسد که همه چیز را از دست می دهیم.
وی با اشاره به رسمیت شناخته شدن میراث دیجیتال توسط یونسکو تصریح کرد: دولت باید به ملت اجازه دهد سهم خودش را از جهان بگیرد. ما باید خودمان را با آزادی فوق العاده ای که در فضای مجازی ایجاد شده انطباق دهیم. در طول دو سال آمارها نشان می دهند که چهار هزار فیلترشکن، فیلتر شده اند و مدعی العموم باید بپرسد چرا این اتفاق افتاده و حقوق مردم محدود شده است.
بوترابی در خصوص تصمیم گیری های غیر تخصصی در حوزه فرهنگی جهان مجازی گفت: به صورت کاملا غیر تخصصی و سلیقه ای، پهنای باند در مصارف خانگی کاهش می یابد، در صورتی که دهها هزار شغل در صنعت IT مستتر است و محل کارها می تواند در منازل باشد.
وی با تاکید مجدد بر به مخاطره افتادن منافع ملی در اینترنت اظهار داشت: هنوز مسئله خلیج فارس در فضای مجازی حل نشده است. اول هم وبلاگ ها جریان تغییر اسم خلیج فارس را متوجه شدند و بعد وزارت خارجه فهمید. درحالی که دولت باید با بخش خصوصی حتی در خصوص فیلترینگ تعامل داشته باشد.
بوترابی به وجود یک تعامل منطقی در فضای مجازی اشاره کرد و گفت: متاسفانه مسئولان تنها به دنبال اخذ عوارض شهروندی از شهروندان مجازی هستند و از پرداخت حقوق شهروندی به آنان ممانعت می کنند. اگر در قضیه فیلتر شدن سایت ها اول به بلاگر ابلاغ شود و بعد طی پروسه ای سایت یا وبلاگ او مسدود شود منطقی تر است. اما متاسفانه نه نها سایت ها به صورت ناگهانی فیلتر می شوند بلکه سایت های سالم هم بدون دلیل مسدود می شوند و کسی هم بابت این خطاها تنبیه یا عزل نمی شود. نتیجه ایجاد ناامنی در فضای مجازی، کوچ شهروندان ایرانی به فضاهای مجازی دیگر است که به نوعی امنیت ملی کشور را به خطر می اندازد.
تصمیم گیری های نادرست به اعتماد ملی لطمه می زند
مهدی بوترابی مدیر پرشین وبلاگ مهمترین مشکل IT کشور را خارج از حوزه آی تی عنوان کرد و گفت : تصمیم گیریهای نادرست به اعتماد ملی لطمه می زند. مسدود کردن حدود 10 میلیون سایت که بیشتر به صورت اشتباهی انجام شده خطرناک است.
وی به رسمیت شناخته شدن وبلاگستان فارسی و برگزاری جشنواره های وبلاگی را مهم تلقی کرد و در مخالفت با سخنان نوابخش افزود : فضای مجازی دیگر از حوزه روشنفکری خارج شده و گروههای بزرگتری را در برگرفته است. وجود گروههای اینترنتی 150 هزار نفره در یک دوره زمانی پنج ساله می تواند کلیه ارکان تصمیم گیری را تحت تاثیر قرار دهد. آن هم وقتی که کنترل آنها در دست رانده شدگان قرار گیرد.
بوترابی برای شفاف سازی وبلاگها بر به رسمیت شناخته شدن حقوق آنها در مرحله نخست تاکید کرد و اظهار داشت : آنچه صنعت IT ایران را متحول می کند آیین نامه ها نیستند بلکه بخش خصوصی است که به دلیل وجود منافع رو به جلو حرکت می کند. نیازسنجی و طرح منافع و نیازها در گسترش فضای مجازی و توسعه الکترونیک اهمیت بسزایی دارد.
دیروز مصاحبه ای در باره تحریمهای آمریکا در حوزه اینترنت با روزنامه سرمایه داشتم که بحث به حوزه اینترنت ملی و انتخابات مجلس نیز کشید. متن مصاحبه با اصلاحات و البته اندکی ایرادات در صفحه آخر (۲۴) روزنامه سرمایه امروز منتشر شده است. وقت کردید یه نگاه بندازید.
بحث در باره اینترنت ملی از سوی بعضی از مقامات سیاسی نگرانی هایی را ایجاد کرده است. گرچه بحث اینترنت ملی اساسا مطرح نبود و در واقعی نوعی تبادل اطلاعات دیجیتال در سطح ملی مطرح است ولی ترجمه غلط و ناقص موجب چنین سوء تفاهمی شده که برای چند روزی میتواند بعضی ها را خوشحال و بعضی ها را نگران کند.
اینترنت به مثابه شبکه جهانی است که معنا ندارد از پسوند ملی برای آن استفاده کنیم. در زبان انگلیسی که زبان مادری اینترنت و فناوری های مرتبط است نیز کاربرد اینترنت ملی در مفهومی که ما فارسی زبانان می فهمیم معنا ندارد بلکه با جستجوی این اصطلاح معنای متفاوت آن به راحتی فهمیده خواهد شد.
مشکل از این فراتر است. چرا که متخصصان مجری طرح تبادل اطلاعات ملی در سطح اینترنت National Internet Exchange این اصطلاح را در اختیار فضای فرهنگی و سیاسی اینترنت قرار داده اند تا از آن بعنوان راهی برای جدا شدن از جامعه مجازی جهانی استفاده کنند. موضوعی که خوشحالی شورانگیز بعضی و نگرانی های قابل درک گروه دیگری را موجب شده که هر دو در سطح خود بی مورد اند. چرا که تحقق یافتنی نیست.
مساله اینترنت ملی به گونه ای مطرح میشود که گویی سازمان ملل ملی تاسیس میکنیم و یا انجمن همکاری های علمی و فرهنگی جهانی جایگزینی ملی یافته اند.
عدم تخصیص اعتبار پیشنهادی مطرح کنندگان طرح نکته ای مهم بود. مهمتر آنکه طرح پیشنهادی بودجه ای فراتر می طلبید و مهمتر از همه آنکه با تمامی اینها نیز چنان اتفاقی نمی افتاد.
http://akrane.persianblog.ir/1384_11_akrane_archive.html
برچسب ها: