واحد اصلی اطلاعات متنی در محتوای وبلاگستان، برخلاف تصور رایج وبلاگ نیست. یادداشت است. وبلاگستان را بر پایه شناخت یادداشتها و ایجاد نسبت میان آن و زمان و شرایطی که نوشته میشود، بهتر میتوان شناخت.
بعلاوه ممکن است یادداشتی از یک وبلاگ نظر شما را جلب میکندو برای آن نظر تحسین آمیز بگذارید ولی اگر به یادداشتهای قبلی یا بعدی همان وبلاگ مراجعه کنید نظر متفاوتی پیدا کنید.
شاید از آن جهت که برای شناخت وبلاگنویس بهترین راه شناخت کامل وبلاگ اوست، تصور میکنیم که این وبلاگ است که موضوع ارزیابی محتوایی است. هر یادداشت است که به واقع میتوانید یک واحد متنی محتوایی با هویت مستقل محسوب شود. اینکه یک یادداشت در باره ی مشخصی باشد قابل دفاع تر است نسبت به اینکه یک وبلاگ از حوزه مسائل ذهنی و فکری متنوع روزانه وبلاگنویس دور شود و به یک سلسله یادداشتهای تخصصی تبدیل شود.
بر این اساس برگزاری دهها مسابقه وبلاگنویسی که به تحلیل و ارزیابی وبلاگها بجای یادداشتهایشان می پردازند، تا حدی نادرست است. به همین جهت است که برگزار کنندگان چنین مسابقاتی در ارزیابی های خود مجبور میشوند به سراغ ظاهر و گرافیک و ادبیات و شخصیت نویسنده میروند، چرا که راه را از ابتدا خطا رفته اند.
با گذشت زمان فرهنگ وبلاگنویسی در حال رشد است. کسب مقبولیت عمومی و تمکین دولتها نسبت به مقتضیات جامعه مجازی، پشتوانه ی اولیه برای توسعه گسترده ی وبلاگستان در جهان محسوب می گردد.
با افزایش تعداد / سن و تجربه / دانش و تخصص / ارتباطات و تعامل/ قدرت / اعتبار و مرجعیت / ... وبلاگنویسان ، وبلاگستان به واقعیتی غیرقابل انکار و تعیین کننده در سرنوشت هایی است که از سر نوشته میشوند.
یکی از سنتهای محققین علوم قدیمه٬ اظهار نظر در حاشیه کتابهایی بود که میخواندند. این حاشیه ها گاهی از اصل کتاب مهمتر و قوی تر محسوب میشدند. چرا؟ چون عاری از تمجید و متضمن نقد و اضافات بود.
در اینترنت این سنت به صورت گسترده کاربرد دارد. تعاملی شدن اندیشه ای حوزه وب تا حدی مرهون همین حاشیه روی ها و حاشیه نویسی هاست.
تنوع گروههای محتوایی وبلاگنویس هر روز بیشتر میشود و همراه با آن تحولات وبلاگنویسی به نوعی تشخص هویتی در وبلاگها منجر میشود.
وبلاگهای تخصصی نتیجه تلاش جدی نویسان و علمی نویسان نخستین بود که همچنان به پیش می رود ولی تحولات آن بیشتر در بستر نشریات الکترونیکی تداوم خواهد یافت. تولید وبلاگ تخصصی کمتر از عهده یکنفر بر می آید.
وبلاگهای سیاسی اکثرا به نوعی خمودی دچار شده اند که آنها را به سوی جریان درونگرا سوق داده.
منتقدین و طنز نویسان جذابیت های خود را همچنان حفظ کرده اند.
اما بیش از پیش شاهد کارکرد رسانه ای وبلاگ هستیم. غلبه شکل بر محتوا به نحوی آشکار نمودار است.
نظرات ()
برچسب ها: