فیلترینگ موضوعی پذیرفته شده است. حتی برای دسته بندی مطالب و کنترل و هدایت دسترسی از این عنوان استفاده میشود.
حالا تصور کنید فیلترینگ در مفهوم جلوگیری از دسترسی مشتاقان دسترسی به اطلاعات در سطح دیروز و امروز و احتمالا فردایمان گسترده شود.
آیا افرادی که به دنبال اطلاعات مورد نظر خود هستند٬ منصرف میشوند؟
ساده انگاری است اگر چنین تصور کنیم. البته گروهی مایوس و منزوی میشوند و آفات متنوعی را تقدیم حیات جمعی ایرانیان میکنند ولی اتفاق اصلی چیز دیگری است:
اتفاقی که می افتد آنست که افرادی که مایل به خروج از این حصار هستند٬اختیار خود را به دست گروههای قاچاقچی اطلاعات میدهند.
اطلاعات دیگر توسط خریداران انتخاب نمیشود. بلکه توسط عرضه کنندگان غیر رسمی از طریق ایمیل و فیلترشکن و آدرسهای جدید و غیره به دست مصرف کننده میرسد و بتدریج یک سازمان غیر رسمی اطلاع رسانی ایجاد میشود که کنترل آن در دست گروههای بی شناسنامه خواهد بود. اطلاعات مطلوب به همراه اطلاعات نامطلوب و فاسد به دست کاربران میرسد و انواع بیماریهای واگیر در جامعه گسترش می یابد.
بدین ترتیب مشروعیت اطلاع رسانی های مجاز را نیز زیر سوال می بریم. سانسور اطلاعات اگر به حدی برسد که کاربران احساس عدم دسترسی به اطلاعات کنند٬ آغاز فاجعه است. حتی لازم نیست این احساس واقعی باشد. در شرایطی که کشور ما قرار دارد٬ بیش از هر چیز به عقل و تدبیر نیاز داریم.
برچسب ها:
نظرات ()