- آقای بوترابی از پرشينبلاگ چه خبر؟
- معمولا خبرهای جديدمان را روی سايت میگذاريم.(شوخی)
- خب ما آمدهايم خبرهای جديدتری را بشنويم. آنهايی را که روی سايت نمیگذاريد.
- خبر خاصی نيست. مثل هميشه پرشينبلاگ مشغول کارهای سابق است. فقط در دو سه ماه گذشته به دليل کارهايی که از شش ماه قبلش اتفاق افتاده بود و هنوز هم ادامه دارد تغييراتی در سايت اعمال شد.
- به نظر میرسد پرشينبلاگ مدت طولانی دچار رکود شده بود و تغييری در آن شاهد نبوديم تا اينکه در دو سه ماه گذشته بالاخره تغييراتی مثبتی در سايت اعمال شد و امکانات جديدی به سايت اضافه شد. دليل اين رکود طولانی چه بود؟ در اين مدت درگير سرويسها و سايتهای جانبیتان بوديد يا دليل ديگری داشت؟
- بله درست است. ما دو سه بار تلاش کرديم نيروهای جديدی را برای پرشينبلاگ در نظر بگيريم. چند تيم را برای اينکار دعوت کرديم که جواب نگرفتيم. با اینکه از نظر نرم افزاری پیچیده گی خاصی ندارد ولی به دليل اینکه سيستم عملياتی بود و زير بار سنگين کار میکرد تغییر به راحتی ممکن نبود. برای پرشينبلاگ تيم اوليه کاری که در نظر گرفتيم موفق نبود و تيم دومی انتخاب شد و تا آنها کار را آماده شدند، مدتی طول کشيد. اين مدت در مجموع کمی بيشتر از يک سال شد. از بهمن ماه به اينطرف به تدریج تغييراتی در پرشينبلاگ اتفاق افتاد که مورد توجه بلاگرها و وبگردها قرار گرفته است. دو نفر بهطور تمام وقت روی پرشينبلاگ کار میکنند و سهچهار نفر هم بهصورت نيمهوقت.
چند گروه بلاگر را فعال کرديم تا نظرات کاربران را جمع آوری و دسته بندی کنند. در حوزه کاربران، باشگاه طرفداران راهاندازی کرديم که سنسورهای خوبی برای تشخیص مسیر و نیازها هستند. وبلاگنویسان فعال فنز اوايل به خود ما نیز پرخاش میکردند چون مدتها بود به نيازهای آنها پاسخ داده نشده بود و ناراحت و معترض بودند. اما به تدريج اوضاع منسجم و منظم شد و نظرات کاربران در سايت اعمال شد.
ابتدا از قالبها شروع کرديم، ضعف اصلی و اولیه پرشينبلاگ در تنوع و سرعت قالبهای آن بود که پرشينوبلاگ مسابقاتی برگزار کرد و تلاشهای متنوعی انجام داد تا متنوع ترین قالبهای وبلاگ فارسی برای پرشین بلاگ فراهم آید. اقدامات فنی نیز متعاقب آن به نتیجه رسیده و می رسد.
خلاصه آن يکسالی که سايت دچار رکود بود مربوط به مشکلات داخلی بود. گاهی بخشی از برنامهريزی ها جواب نمیدهد. ما مثل بقيه نيستيم که همه کارهايمان بی اشکال و از ابتدا موفق باشد. احتمال اشتباه بخشی از کار ماست.
- فکر نمیکنيد اين مدت يک سال توجه نکردن به خواستهای کاربران و رکود در سايت باعث شد مقداری از کاربرانتان را از دست بدهيد؟ با توجه به اينکه در اين مدت رقبای فعالی هم پيدا کرديد و کاربران گزينههای بيشتری داشتند.
- بله. حتما همينطور است. ما تعداد زيادی از کاربران فعالمان را از دست داديم و به سهچهار سرويسوبلاگ ديگر مراجعه کردند یا دات کام شدند. اما اين يک موجی است که الان به طور محسوس متوقف شده است و ما شواهدی داريم مبنی بر اينکه اين روند برعکس شده و برخی دوباره به پرشينبلاگ برمیگردند. تم پرشينبلاگ با تمام سرويسوبلاگهای ديگر و حتی دات کام ها متفاوت است. پرشينبلاگ خانه پدری وبلاگ فارسی است.
کاربران سابقهدار و قديمی ما که می رفتند واقعا از اینکه می روند، ناراحت. می گفتند: ما از اين وبلاگ خاطرهها داريم. بخشی از هويت و شخصيتشان را اينجا می گذاشتند و می رفتند. روشهای مختلفی را به کار گرفتهايم و ديالوگی را باز کرديم که حرکت به شکل برعکس شود و آن گروه نیز دوباره به پرشينبلاگ برگردند. خيلی چيزها را هم نمیشود تغيير داد. بخصوص در باره کسانی که دات کام شدند باید بیشتر منتظر ماند.
البته فقط در همان يک سال رکود نبود که ما يکسری از کاربرانمان را از دست داديم. زمانی که فيلتر شديم هم يک موج مهاجرت ايجاد شد. موج مهاجرت ناشی از اعمال کنترل بر محتوای وبلاگها نیز تاثیر داشت. ما نمیتوانیم به قوانین داخلی و بین المللی بی تفاوت باشیم چون در ایران زندگی میکنیم و بخش اصلی گردش اطلاعات در خارج از کشور اتفاق می افتد و لذا باید توامان قوانین متفاوتی را رعایت کنیم. به همین دلیل محدوديتهایی را پشت سر گذاشتهايم که هنوز هيچکدام از سرويسدهندههای ديگر به آستانه بعضی از اين محدوديتها نیز نرسيدهاند. همه اينها در زمانهای مختلف نتایجی داشته است که يکی از آنها ريزش بخشی از وبلاگنویسان قدیمی بوده است.
- يک اشارهای به نيروهای پرشينبلاگ کرديد. از اين مجموعهای که الان در اينجا تحت عنوان شرکت آرياگستر کار میکنند چند نفرشان به طور مستقيم برای پرشينبلاگ فعاليت میکنند. هم در بخش فنی و هم در بخش مديريتی.
- بگذاريد با جزييات برايتان بگويم. مدير ارشد سايت پرشينبلاگ بنده هستم. همانطور که میدانيد ما الان حدود 25 سايت شدهايم که یکی از آنها و البته مهمترین آنها پرشین بلاگ است. در پرشین بلاگ: مديريت پشتيبانی و ارتباط با کاربران توسط بنده و مهندس سروش اسدزاده انجام میشود. مهندس رضا هاشمی که از موسسان پرشينبلاگ است مسئوليت امنيتی سيستم را به عهده دارد. مهندس جلالی و خانم مهندس سينکی تيم نرمافزاری و پشتيبانی فنی سيستم هستند و به طور تمام وقت روی پرشينبلاگ کار میکنند. مهندس حسين شرفی مدیر سایت پرشین وبلاگ و از باسابقه ترین گرافیستهای محیط وب در زمينه گرافيک و طراحی قالبها همکاری میکنند. تعداد ديگری نیز هستند که با سايت همکاری میکنند. مشتمل بر تعدادی از مدیران و کارشناسان فنی و هنری. علاوه بر اينها روزانه تعداد زيادی ايميل برای ما میآيد که تیم مستقلی در کنار مدیران سایت به آنها پاسخ می دهند. هدف ما آنست که هيچ ايميلی بدون پاسخ نماند.
- با اين تيم چند نفره حتما قرار است پرشينبلاگ خيلی جلوتر از اينها برود و امکانات بيشتری داشته باشد. چه تغييرات جديدی در پرشينبلاگ اعمال خواهد شد و چه امکاناتی به سايت اضافه میشود؟
- ببينيد. ما بر اساس طرح خاصی داريم کار میکنيم و صرفا يک وبلاگسرويس نيستم. معتقديم که جامعه مجازی جديدی شکل گرفته و قاره ی جديدی که به استعاره آتلانتیس اش میخوانیم از زير آب بيرون آمده است. قلههای اول آن پرشينبلاگ و تعدادی سايت ديگر هستند. آب که پايين برود در اين قاره جديد ما از جمله اولين گروههايی هستيم که پديدار میشويم. بخصوص در حوزه ی فارسی آن. اگر خوب عمل کنيم میتوانيم در ایجاد شهرهای مجازی آینده سهیم باشیم. يک طرح کلی جلويمان گذشتهايم و دنبال اين هستيم که ببينيم در اين شهر بايد دقیقا چه چيزی داشته باشيم. اين حوزه، حوزهای نيست که کسی در دانشگاه تدريس کرده باشد یا خطوط اصلی آن کاملا روشن باشد. ما با سعی و خطای مبتنی بر طرحی علمی، اين دانش و فن را خلق میکنيم. به دنبال تحقق بیش از پیش جامعه مجازی ایرانیان در وب هستیم. بخش مهمی از طرح بی تردید به وبلاگ مربوط است. حذف شد ...() بر این اساس نگاه و ماموریت و اقدامات گروه سایتهای پرشین بلاگ شکل گرفته است.
در چارچوب اتفاقی که میافتد ما رسالتی را برای بلاگسرويس قائل هستيم. تصور ما اين است که اين اتفاق تا حد زيادی افتاده است و فقط چند پرده کوچک مانده که تا چند ماه آينده اتفاق خواهد افتاد و بعد از آن ماهیت فعالیت ما در ارتباط با پرشین بلاگ عمدتا پشتيبانی خواهد بود. تغییرات کامل سيستم هم مدتی است روی سکوهای ديگر شروع شده است که آن هم انشاءالله اتفاق خواهد افتاد.
- چه سکوی نرم افزاری؟
- در دو حوزه مختلف فعالیت میکنیم. يکی از آنها مطمئنا داتنت است. استفاده از سیستم های اوپن سورس نیز مد نظر است ولی موضوع اصلی رویکرد نسبت به نیازهای مخاطبین است وگرنه از نظر فناوری موضوعات پیچیده ای در حوزه وبلاگنویسی مطرح نیست و به همین دلیل دهها سرویس وبلاگ با استانداردهای مختلف مشغول فعالیتند. البته سرویس موجود را پشتيبانی و دنبال میکنيم. تغییر سکوی نرم افزاری در سطوح مختلف آن فی نفسه مطلوب نیست. هم اکنون از فناوری های متنوعی در سایتهای گروه استفاده میکنیم و متناسب با طرح اصلی به توسعه ابزارها و حوزه ها اقدام میکنیم. معتقد نیستیم همه سرویس ها را بایست با فناوری خاصی و در محیط خاصی مثلا وبلاگ سرویس ارائه کنیم. ما يک زنجيره از سایتهای اینترنتی هستيم. سرويسهای مختلف را در سايتهای مختلف ارائه میکنيم. نگاه ما به دنيای مجازی تا حدی متفاوت است.
- خب تصور من اين است که حرفهای شما بيشتر از اينکه جواب مشخصی برای سوال من باشد تشريح استراتژی و افقی بود که برای آريا گستر در نظر گرفتهايد.
البته اين توضيحات هم برای من و هم برای خيلیهای ديگر جالب است که شما چکار میخواهيد بکنيد.
- من اينطوری تصور نمیکنم.
- خب اشکال ندارد. اين تصور من بود. من میخواهم بگويم اين هم اصلا بد نيست. اصلا بد نيست بيشتر توضيح دهيد که آريا گستر چکار میکند و میخواهد به کجا برسد.
- خب اول بگذاريد تصویر قبلی را تکمیل کنم بعد در اين مورد بيشتر توضيح میدهم. سوال قبلی شما اين بود که چه کارهای بيشتری در مورد پرشينبلاگ خواهيم کرد. تغييرات زيادی خواهد بود، اين تغييرات متنوع هم هست. اما تا انجام ندادهايم خيلی عادت نداريم که بگوييم.
- خب اين در مورد پرشينبلاگ. حالا بد نيست که در مورد آريا گستر هم توضيح بدهيد که از کجا آمده، چه کار کرده و چه کار میخواهد بکند. البته قبل از اينکه تاريخچه آرياگستر را بگوييد برای من و خيلیهای ديگر جالب است که داستان ورود شما به پرشين بلاگ را بدانند.
- داستان ورود من به حدود دو سال و نيم پيش بر میگردد. یک تیم سه نفره يکسال و نيم بود شروع کرده بودند.
- همانموقع ما با بچههای پرشينبلاگ مصاحبهای انجام داديم. با رضا، عطا و بهرنگ. ما به دفترشان در جمالزاده رفتيم. البته دفتر شرکت پوياسافت بود که به بچهها تعلق داشت و دفتر به پرشينبلاگ تعلق نداشت. بچهها با آبپرتقال از ما پذيرايی کردند و تاکيد هم داشتند که اين آبپرتقال مال پوياسافت است و پرشينبلاگ حتی اين آبپرتقال را ندارد. در واقع آنزمان پرشينبلاگ چيزی از خودش نداشت. اما الان شما نه تنها با چای و بستنی از ما پذيرايی میکنيد بلکه ما میبينم پرشينبلاگ دفتر بزرگ و مجهزی دارد و شما هم میگوييد پرشينبلاگ چند کارمند رسمی دارد که بهطور تمام وقت روی آن کار میکنند. سه سال پيش وضع پرشينبلاگ از لحاظ مالی خوب نبود و بچهها میگفتند که اگر ما کارت اينترنت میفروختيم الان وضعمان بهتر بود که اتفاقا شش ما بعدش هم کارت اينترنت فروختند! برای ما میگوييد که چه شد پرشينبلاگ از کاری که آن سه جوان شروع کردند به اينجا رسيد.
- مگر الان کسی ادعا کرده است که وضع پرشينبلاگ از نظر مالی خوب است؟ الان شما مهمان آرياگستر هستيد و چايی را آرياگستر به شما میدهد. آن افراد هم درست است که به صورت تمام وقت در پرشينبلاگ کار میکنند اما نگفتيم که از محل درآمدهای خود پرشينبلاگ برای آن هزينه میشود.
حذف شد.
ببينيد دو نوع روش رشد در شرکتها وجود دارد. يک روش اين است که هر چيزی را که در میآورند خرج میکنند و رشد شرکت متکی به استفاده از منابع داخلی و درآمد است. الگويی نیز هست که بيزينس پلان یا طرح اقتصادی تهیه میکنند و تا برنامه ای تا 5 سال در نظر میگیرند. درخت را میکارند و منتظر محصول میشوند. يک باغ گردو يک ساله جواب نمیدهد. درختها را میکارند و اگر درختها خوب باشد سه تا شش ساله به بار می نشینند. اکثر طرح های اقتصادی از نوع دوم است و موفقیتشان به مدیریت و مسائل متنوعی مرتبط میشود.
حالا شما در دو سه سال اول داريد با ما صحبت میکنيد. آن موقع پويا سافت آبميوهتان را میداد و الان آرياگستر چای تعارفتان می کند. يک گروه سرمایه گذار، سرمايه و مدیریت کلان را تامين میکند. اگر منظورتان درآمد نقدی پرشينبلاگ است ما درآمدمان افزايش پيدا کرده است اما هنوز هزينههای پرشينبلاگ را بهطور کامل پوشش نمیدهد. هزينههای حفظ و نگهداری در وضعيت سابق را پوشش میدهد ولی نه هزينههای توسعه و گسترش را. حدود سی نفر پرسنل درگير پروژههايمان داريم که به طور تمام وقت در بخشهای مختلف کار میکنند که مجموعا نگاه ما به وب فارسی را شکل میدهند. از سوی دیگر شرکت مستقلی نیز در گروه ما با نام حنفا وجود دارد که سالهاست به تولید فناوری های جدید مشغول است و در صورت نیاز از امکانات آن استفاده خواهیم کرد.
- برگرديم به داستان ورود شما به پرشينبلاگ.
- بله. عرض میکردم که دوستان يکسال و نيم بود فعاليت میکردند. آنها برای همکاری با مدیر عامل یکی از شرکتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات مرتبط با ما تماس گرفتند و از طریق ایشان پس از فراز و نشیبی چند ماهه با بنده جلسه ای داشتند که در همان جلسه اول به توافق رسیدیم.
حذف شد.
- خب داستان را تا همينجا نگه داريد. قبل از آن بد نيست يک تاريخچهای از فعاليتهای خودتان هم بگوييد. قبل از آرياگستر چه میکرديد.
- من رشتهام مهندسی اموات است.
- مهندسی چی؟
- اموات. نشنيدهايد؟ جديد آمده است.(شوخی) من در دانشگاه شهيد بهشتی در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد تاريخ خواندهام. سال ۶۹ هم عضو هيئت علمی همان دانشگاه شدم و یکسال تدریس میکردم. سال بعد هم برای خواندن دکترا به دانشگاه تربيت مدرس رفتم. بعد از امتحان تافل و جامع دکترا پيش دفاع را انجام دادم اما از پایان نامه ام دفاع نهایی نکرده ام. همزمان با تحصیل از سال 66 با تاسیس انتشارات به همراه تعدادی از دوستان و آشنایان کار فرهنگی و تا سال 70 چند فعالیت مستقل فرهنگی و اطلاع رسانی را آغاز کردیم.
- چه انتشاراتی؟
- نشر سفير. تعداد زيادی کتاب علوم سياسی و روابط بین الملل و اندکی اجتماعی در آن دوره منتشر کرديم. همچنین موسسه ای پژوهشی-تاريخی که بعدا به علمی و فرهنگی تبدیل شد راهاندازی کرديم.
- چه طور شد وارد حوزه آیتی شديد؟
- در سال ۷1 در آن موسسه پژوهشی-تاريخی با تعدادی از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاه شريف پروژه های رايانهای تاريخی و فرهنگی تعريف کرديم و در کنارش تعدادی پروژه اتوماسیون اداری و مالی برای مشتریان موسسه که نخستین تجربه ی جدی من بود. اين کار به من انگيزه داد تا این مسیر را دنبال کنم. در ابتدا از سال ۷۱ به شکل همان موسسه فرهنگی و از سال ۷۳ شرکت نرم افزاری ثبت کردیم. تا سال 77 در بسیاری از پروژه های فرهنگی و تجاری و اداری فعال بودیم. از سال ۷۸ به بعد به تدریج از حجم کارمون در داخل کشور کاستیم و عملا غیر از تولید نرم افزارهایی برای عرضه در بازارهای خارجی فعالیت قابل توجهی در بازار ایران انجام نمیدادیم. اگر هم فعالیتی داشتیم به صورت همکاری با تیم ها و شرکتهای دیگر نرم افزاری و طراح وب بود. ارتباط با صدها فعال حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات ثمره این تلاش تقریبا 15 ساله است.
- اينجا قبل از اينکه پرشينبلاگ و آريا گستر شود شرکت حنفا بود؟
- بله. شرکت حنفا بود. شرکت آریا گستر ابتدا در یکی از طبقات دیگر همین ساختمان راه اندازی شد و با افزایش تعداد پرسنل فضای بیشتری نیاز داشتیم که به این طبقه منتقل شدیم و محل کارمان را با شرکت حنفا عوض کردیم.
- خب برگرديم به داستان. به اينجا رسيديم که بچههای پرشينبلاگ برای همکاری به يکی از مديران شما مراجعه کرده بودند.
- بله. اتفاقی که افتاد اين بود که من نمیخواستم راجع به همکاری نرم افزاری با تیم های داخلی جدید صحبت کنم. اما اين دوستمان آمد و گفت اين گروه فرق میکنند و از آنها خيلی تعريف کرد. میترسیدم وسوسه شوم و بخواهم دوباره فعالیت جدیدی را در بازار بی حساب و کتاب آی تی در داخل شروع کنم . شرایط در سال 82 به نحوی بود که انگیزه فعالیت اقتصادی زیادی در این زمینه نداشتم.
- اين اتفاقات دقيقا مربوط به چه زمانی است؟
- دو سال و نيم پيش. نیمه دوم سال ۸۲ بود. سه تفنگدار پرشین بلاگ را بدون اینکه ملاقاتی داشته باشم به دوست وبلاگ نویسی معرفی کردم به امید اینکه مسیر دیگه ای دنبال بشه. ولی به اصرار ایشون نهایتا در اواخر سال 82 جلسه ای داشتیم که به شروع همکاری من با پرشین بلاگ انجامید.
تيم خوبی هم بودند. آقای فولادی در زمينه امنيت خيلی خوب کار میکرد، رضا نیز همينطور، بعلاوه اینکه دیدگاههای جالب و متفاوتی داشت. عطا هم محيط وب را خوب میشناخت و از ابتدا وقت بیشتری داشت و بیشتر از بقیه درگیر کارهای پرشین بلاگ بود.
بر اساس اولین توافقی که امضا شد، کارها به دو حوزه فنی و غیر فنی تبدیل شد. امور فنی به دوستان قدیم و امور غیرفنی به دوستان جدید واگذار شد. در بین مدیران هم از 5 عضو دو عضو از دوستان قدیم و سه عضو از دوستان جدید مشغول شدند. قرار بود من شخصا درگیر فعالیتهای اجرایی نشوم که در دو مرحله بنا به ملاحظاتی که پیش آمد و بعد از حدود یکسال رئیس هیات مدیره و مدیرعامل (توامان) شدم.
-در چه تاريخی؟
- حدود يک سال و سه چهار ما قبل. حذف شد. البته کمی قبل از آن و در مهر ۸۳ با راه انداختن چند وبلاگ به عضویت وبلاگستان درآمدم.
- در مورد داستان خريد سهام پرشين بلاگ توسط شما و ورود شما به ماجرا اين مسئه مطرح است که اتفاقات خيلی پشت پرده بود. مسائل بهطور شفاف در رسانهها مطرح نشد. يک دفعه کاربران شما با يک خبر روبرو شدند که «گفتگو با آقای بوترابی مدير پرشينبلاگ». اين که يک مجموعه کوچک را يک مجموعه بزرگتر بخرد اصلا عجيب نيست. مثلا گوگل آمد و بلاگر را خريد. خبر آنرا هم همهجا منتشر کردند. حالا اينکه شرکت شما پرشينبلاگ را خريد بسيار هم خوب است. اما چرا خبر آن از ابتدا منتشر نشد؟ به هر حال کاربران سايت حق داشتند بدانند از سرويسی که استفاده میکنند مدير آن چه کسی است.
- مشارکت من در پرشین بلاگ پیش از تاسیس شرکت آریا گستر شروع شده بود و طبیعی است نمیشد عنوان کرد شرکتی پرشین بلاگ را مثلا مثل گوگل آمد و خرید. در واقع خرید هم نبوده است. نوعی مشارکت بود. یعنی پرشین بلاگ از شکل اولیه اش به شکل دیگری تبدیل شد. با مشارکت 60 درصدی تیم جدید و با حفظ حضور 40 درصدی تیم قبلی. این رابطه تا یکسال ادامه داشت و در آستانه تاسیس شرکت شرایط تغییر کرد و سرانجام با استعفای عطا از مدیریت، مدیر سایت شدم.
به ميزانی که بچههای ديگر نقششان کمتر میشد مجبور بودم که وقت بگذارم. من آرزويم اين بود که آرامش داشته باشم و وارد اين فضا نشوم.
- يعنی الان پشيمان هستيد از اينکه مديريت پرشين بلاگ را پذيرفتيد؟
- نه. آن موقع تمایل نداشتم. چون آرامش داشتم و این محیط نیز ناآرام بود. الان پذيرفتهام که يک دوره ديگر از زندگیام را با وبلاگ شروع کردهام.
- خب کمی هم در مورد افق آريا گستر و اهداف آن بگوييد. آخرش میخواهيد به کجا برسيد؟ سال ۱۳۹۰ آرياگستر کجاست؟
- تصور ما اين است که تا دو سه سال ديگر دو يا سه گروه سايتهای اينترنتی در ايران حضور دارند. الان فقط يکی حضور دارد. يعنی گروه سايتهای اينترنتی نمیشناسيم که حداقل پنج تا سايت فعال کنار هم داشته باشد و هماهنگ و گسترده فعالیت کنند.
الان تنها هستيم. ولی شرایط عوض خواهد شد. دو سال ديگر سه گروه برتر وجود دارد. هدف ما اين است که يکی از آن دو یا سه گروه برتر باشيم.
- اين اضافه شدن سايت به مجموعه شما تا چه تعدادی ادامه خواهد داشت؟
- الان حدود 25 سايت هستيم. تصور اوليه اين بود که تا ۴۰ سايت بيشتر نشويم. الان فکر میکنم ظرف دو سال آينده تا صد سايت خواهد شد. تعدادی پورتال تخصصی، پورتال استانی، فعالیت در زمینه تجارت الکترونیک با همکاری گروههای فعال و خوشنام این حوزه، تعدادی سایت ارتباطاتی و خبر رسانی و برنامه های متنوع دیگری که بر اساس فهرست سایتهای موجود قابل سنجش و فهم است.
- نحوه راهاندازی و مالکیت مجموعه سايتهای آرياگستر به چه صورتی است؟ يعنی همه اين 25 تا سايت را خودتان راهاندازی کردهايد و کاملا متعلق به خودتان است؟
- الگوی ما کنترل کامل روی سايتهايمان است. البته يک تعدادی سايت هم داريم در اين حلقه که شما نمیبينيد و ما سهام کمتری در آن داريم. اما سهاممان که برسد به ۶۰٪ و کنترل داشته باشيم روی سايت، سايت میآيد داخل حلقه گروه سایتهای پرشین بلاگ. در بعضی از سايتها صد در صد مالکیت داریم. بقيه سايتها ۶۰ به ۴۰ مالکیت و کنترل داريم. شرکای ما در این سایتها از بین موفق ترین اشخاص حقیقی و حقوقی فعال در حوزه وب فارسی انتخاب شده اند که در برنامه های بعدی گروه نقش تعیین کننده ای خواهند داشت.
- با اينها چه میخواهيد بدست بياوريد؟
- شوخی حذف شد. با اينها زندگی میکنيم. شغل ما همین است. ببينيد دنيا الان دارد به نوعی دیگر تقسيم مجدد میشود و ايران و ایرانی در اين تقسيم حضور فعال ندارد. به عنوان يک گروه از سايتهای اينترنتی از حقوق ايرانیها در جامعه مجازی اطلاع کسب میکنیم و در حد توان خود اطلاع رسانی و دفاع میکنيم. ماجرای دفاع از نام خلیج فارس و عقب نشینی نشنال جیوگرافی نمونه موفق تلاش ماست. الان سرمايهگذاری می کنیم تا فردا خجالت نکشیم که چرا ضعیف عمل کردیم. سهم وب فارسی را باید هر چه میشود بزرگتر کرد تا برای آیندگان میراثی ارزشمند بر جا گذاریم. چرا اورکات و یاهو و بلاگ اسپات باید ترافيک ملت ما را جذب کنند؟ یا سرویس ها تجارت الکترونیک و امنیت و حفاظت از داده ها را باید از دستان سخاوتمند! رقبای عرب منطقه ای یا اروپایی ها و آمریکایی ها درخواست کرد؟ هستیم تا سرشکسته نباشیم.
- اگر هدفتان اين باشد که ايران هم در تحولاتی که در دنيای مجازی اتفاق میافتد سهم داشته باشد خيلی خوب است. اما چرا توليد محتوا به زبان انگليسی در مورد ايران جزو برنامه شما نيست؟
- ما توليد محتوا به زبان انگليسی را در حوزه خبریمان در سايت فاوانيوز شروع کردهايم و امیدواریم گسترش پیدا کند ولی موضوع و هدف اصلی ما ارائه خدمات به شهروندان فارسی زبان جامعه مجازی است.
- چرا شما اصراری داريد سرويسهای مختلف را در وبسايتهای مختلف ارائه بدهيد. اگر الگوی گوگل وجود دارد، ياهو هم وجود دارد که همه امکاناتش از ايميل، گروهها و پروفايلها گرفته تا خبرش همه در يک دامنه قرار گرفته است.
- ياهو پورتال است نه وبلاگ سرويس. زيگور قرار است همین هدف را دنبال کند. زيگور مرکز تلاقی سرویس های گروه ماست.
- اما شما برای هر سرويس خاص يک سايت راهانداختهايد. مثلا برای گروههای اينترنتی مایپرديس را راه انداختهايد و سايتهای ديگر. خب همه اينها را میتوانستيد در همان زيگور داشته باشيد.
- ما هر دو را انجام میدهيم. راههای رسيدن به خدا به تعداد آدمهاست! دو سه هفته ديگر ما فکر کنيم سرویس متفاوتی را ارائه خواهیم کرد که نقطه عطفی در فعالیتهای گروه سایتها خواهد بود. سیستمی که بتواند جایگزین مطمئنی برای اورکات و گروه های یاهو باشد. با امکان پیوستگی به بقیه خدمات گروه سایتهای پرشین بلاگ.
- يک سوال بودار هم بپرسيم. همانطور که میدانيد از همان روزهای اول در بين برخی اهالی وب نظر خوبی در مورد پرشينبلاگ وجود نداشت. مثلا يک نظری وجود دارد که میگويد هر سايتی که آمد در گرفتن ترافيک کاربران ايرانی با پرشينبلاگ رقيب شد بعد از مدتی فيلتر شد، اما پرشينبلاگ فيلتر نشد. در مورد پرشينبلاگ از روزهای اول هم به يک سری مسائل مطرح بود. مثلا اين اتهام مطرح بود که به نهادهای خاص وابسته است.
- تا آنجایی که من اطلاع دارم تنها وبلاگ سرویسی که سابقه فیلتر شدن داره و در همه جا منعکس شده پرشین بلاگ است. البته رسمی فعالیت کردن پرشین بلاگ به نوعی ایجاد شایعه میکند. آریا گستر نیز شرکتی خصوصی است.
حذف شد.
- بر چه اساسی میگوييد وبلاگسرويس اول هستيد؟
- ما معتقديم اگر ده ويژگی از وبلاگسرويسها را بشمارند ما در نه تا نصفی از آنها اول هستيم. نصفش هم مال بقيه وبلاگسرويسها. البته بقیه نیز حرفهایی برای گفتند دارند ولی با موقعیت پرشین بلاگ فاصله دارند.
گروههايی که از پرشین بلاگ الگو میگيرند در شرایط رکود پرشین بلاگ و فیلتر شدن آن، فرصت رشد زیادی یافتند ولی حتی با همه اینها نتوانستند موقعیت بلامنازعی کسب کنند. البته الان چیز زیادی مشخص نیست چون رقبای 4 گانه اصلی ما هنوز در حال تغییرند. ما نیز در حال تغییریم. شاید 6 ماه دیگر جواب آنقدر روشن باشد که کسی چنین سوالی نکند.
- پس شما در زمینه سرويسوبلاگ هيچ رقيبی برای خودتان نمیبينيد؟
- شيطنت خبری نکنيد! ما معتقديم که سايتهای وبلاگسرويس فوقالعاده خوبی وجود دارند. حداقل ۲۰ تای آنها را من میشناسم. گفتم اول هستیم نه بی رقیب.
- يعنی ۲۰ تا سرويس وبلاگ فارسی داريم؟
- بله داريم. اگر مثل ما حرفهای درگیر مساله وبلاگ باشید و نگاه کنيد میبينيد. اصلا هفتاد هشتاد سرویس وبلاگ فارسی(مستقل یا ذیل سرویس های دیگر) وجود دارند. حدود 10 تای آنها خوب است. پنج تای آنها از بقیه مشهورترند هستند. به ترتيب پرشينبلاگ، بلاگفا، بلاگاسکای و میهن بلاگ و پارسیبلاگ.
- اين نه ده تا مشخصه چه چيزهايی هستند؟ بعد هم شما معتقديد در همه اين مشخصهها پرشينبلاگ اول است؟
- بله. پرشينبلاگ در تمام این زمينهها اول است. موارد را عرض میکنم:
اول: اينکه ما برند(Brand) اول وب فارسی هستيم. یعنی مشهورترین عنوان در بین سایتهای اینترنتی. نه فقط سایتهای وبلاگ سرویس. بطور مثال سایت بازتاب در بین سایتهای خبری به نوعی برند شده است. یعنی افرادی که دنبال خبر میگردند معمولا با این سایت آشنا هستند. در محیط وب فارسی هیچ نامی موقعیت پرشین بلاگ را ندارد. حتی این موقعیت آنچنان در رشد سایتهای اینترنتی موثر شده که پیشوند پرشین مورد استفاده تعداد زیادی سایتهای جدید التاسیس گرفته است. اصل موضوعی که موجب نزدیکی گروه آی تی ما به پرشین بلاگ شد همین موضوع بود.
دوم: پرشین بلاگ اولین وبلاگ سرویس است. این ویژگی اول بودن تاریخی است و بر خلاف بقیه ویژگی ها رقابت پذیر نیست.
سوم: بالاترین حجم دیتا را ذخیره کرده ایم. حجم اطلاعات موجود در بانکهای اطلاعاتی پرشین بلاگ از همه بالاتر است.
چهارم: از نظر ترافیک دیتا از نظر پهنای باند بالاتری سطح را به خود اختصاص داده ایم.
پنجم: بیشترین و بهترین سرویس فنی و امنیتی موجود را در حوزه سخت افزار و نرم افزار در نظر گرفته ایم. سرویس های دیگر معمولا سرویس دهنده خود را مدیریت نمیکنند.
ششم: از نظر تعداد کاربران بیشترین تعداد کاربر در بین وبلاگ سرویس های فارسی را داریم. امری بسیار مهم که قابلیت توسعه فوق العاده ای به سیستم میدهد و از نظر تعداد صفحات نمایش به دور از آمارهای غیر مستند و بر اساس گزارش سرویس آماری سرویس دهنده.
هفتم: بیشترین تعداد وبلاگهای جدید الورود را داریم که نوید بخش آینده ی موفق پرشین بلاگ خواهد بود.
هشتم: از نظر ارائه خدمات پشتیبانی و ارتباط با کاربران به اشکال متنوع خدمات میدهیم که سرویس های دیگر اکثر فاقد آن هستند و یا بصورت ناقص عمل میکنند.
نهم: وبلاگ سرویس بخشی از سرویس های جامع گروهی است که وبلاگ سرویس های دیگر فاقد آن هستند. خدماتی مثل آمار و تبلیغات بصورت داخلی توسط وبلاگ سرویس ارائه میشود. این امکانات به دلیل حمایت همه سایتهای دیگر گروه از پرشین بلاگ ممکن میشود.
دهم: از نظر کیفیت نوع ترافیک، نسبت نظرات به یادداشتها، ماهیت نوشته ها، داینامیک بودن ارتباطات. واقعا پرشین یه چیز دیگه است. فعالیت رسمی سایت موجب شده که ترافیک آن ترافیکی باشد که در شرایط مختلف قابل اتکا باشد.
یازدهم: پایداری خدمات و سیاستها. به دلیل پشتوانه شرکتی و سابقه و فعالیت رسمی امکان پایداری سرویس بیش از بقیه سرویس هاست. بقیه با تصمیم احساسی و آنی یکنفر ممکن است نابود شوند. بطور مثال پرشین لاگ با اینکه کاربران زیادی نداشت ولی بسته شدن آن ضربه سختی به اعضای آن بود. یا مثلا کسانی که زمانی دشمن شماره یک آگهی اینترنتی بودند ناگهان تغییر موضع میدهند و به نوعی نگرانی ایجاد میکند.
دوازدهم: فعال بودن در حوزه تحولات اجتماعی. مثل همایش ها و نشستها و حرکتهای اعتراضی در جهان مجازی مانند اعتراض به تغییر نام خلیج فارسی توسط نشنال جیوگرافی و ارائه سرویس به تحقیقات دانشگاهی در زمینه وبلاگ.
ببخشید زیادتر شد.
- با تفاسيری که گفتيد مجموعه آرياگستر فعلا برای شما سود مالی ندارد؟
- قرار نيست داشته باشد. ما طبق پلانمان جلو میرويم. الان در مرحله تاسيس هستيم.
- يعنی الان ضرر میکنيد.
- نه اسم اين ضرر نيست. الان سرمايهگذاری میکنيم.
- فضا اينقدر مطمئن هست که شما از بازگشت سرمايه و رسيدن به سوددهی اطمينان داشته باشيد؟ مثلا اگر فردا به شما بگويند در اينجا را ببنديد چه میکنيد؟
- اطمینان از سرمایه گذاری تابع مسائلی است که آمارهای موجود نشان میدهد که مشکلات زیادی داریم ولی پذیرش ریسک سرمایه گذاری نیز بخشی از سرمایه گذاری است. البته بگویند در شرکت را ببندید، می رویم خانه می نشینم. حداقل برای مدتی.
- آنوقت سرمايهگذاری که انجام داديد چه میشود؟
- شما که به من گفتی در اينجا را ببند بايد جواب بدید. ۱۵ سال است فعالیت آی تی انجام میدهیم. سرمایه گذاری کرده ایم تا پرشین بلاگ بشود آنچيزی که بايد بشود. میخواهم اتفاقی که بايد، بيفتد. اگر اين اتفاق درست بيفتد برای مملکت نیز افتخار آمیز است. حالا اگر نشد اینکار رو ادامه بدهم میروم یه کار دیگه یا یه جای دیگه. زندگی همینه. البته به دلیل موقعیت و سرگذشت پرشین بلاگ بهیچوجه احتمال منطقی برای این حدس نمیدهم.
- الان درآمدتان از پرشينبلاگ چقدر است؟
- باید آمار بگيرم تا مقدار دقيق آنرا بگويم. اما درآمد ما به طور منظم در حال افزايش است. ما تمام ظرفيت آگهیمان به طور کامل تکمیل است. بخشی از آن مبتنی بر سياست برندينگ سايتهای خودمان، بخشی از آن مبتنی بر سياست برندينگ سايتهای همکارمان، بخشی مبتنی بر اسپانسرشيپیمان بر روی فعالیتهای اجتماعی ديگر و بخشی هم مبتنی بر درآمد نقدی. سهم درآمدهای نقدی منظما در حال افزايش است.
- خيلیها میگويند سهم آن بخش درآمد خيلی پايين است. يعنی بخش عمده تبليغات شما مربوط به سايتهای خودتان و سايتهای همکار است. اين را تاييد میکنيد يا نه؟ درصدش را میتوانيد بگوييد؟
- بله تایید میکنم. من الان درصدش را ندارم. اما طبيعتا سهم عمدهای نيست. اکثر تبليغات ما همان طور است که میگوييد.
- بهجز هزينه نيروهایتان که به آنها حقوق میدهيد. چه مقدار هزينه سرور و کارهای فنیتان میشود.
- اينجوری سوال کنيد که ماهی چقدر هزينه داريد.
- خب. البته ما اينرا قبلش پرسيديم دقيق جواب نداديد! حالا چقدر هزينه داريد؟
- چقدر باشد خوب است؟ شما حدس بزنيد.
- من فکر میکنم حدود دوازده سيزده تومان ميليون تومان در ماه.
- بله کمی بيشتر از همين حدود که حدس زديد.
- حالا در آمد چقدر است؟ بگذاريد اينطوری بپرسم که مثلا يک سوم هزينهها را جبران میکند؟
- نه.
- يک پنجم چطور؟
- بله. حدودا.
حذف شد.(امیدوارم خبر سرمایه گذاری خارجی رو بعدا به شما بدهم ولی الان نه).
قصد نداريد سهام پرشينبلاگ را در بورس عرضه کنيد؟
- سهام پرشین بلاگ به تنهایی نه. ولی گروه سایتهای پرشین بلاگ را طبق برنامه ای که یکسالی است شروع کرده ایم عرضه خواهیم کرد. البته مقدماتی دارد مانند تاسیس شرکت سرمایه گذاری عام و غیره که بخشهایی از آن انجام شده است.
- تا آنجايی که من میدانم ارائه سرويس پرو يکی از برنامههای پرشينبلاگ بود. در اين زمينه چه برنامهای داريد.
- قرار بود سرويس پرو راه بيفتد و پولی باشد. الان ما میخواهيم اين سرويس را به همه بهصورت مجانی بدهيم. بنابراین طرح عوض شد. اين سرويس امکان آپلود، فتوبلاگ و امکانات ديگری دارد. و بنا داریم وبلاگنويسان را به نوعی شريک شرکت کنیم.
- ظاهرا ۲۳ خرداد سالگرد پرشينبلاگ هم نزديک است. برای سالگرد برنامهای نداريد؟
- ما يک تجمع برای روی ۲۳ خرداد در نظر گرفتهايم. مکان و شرایط آن طی یک کنفرانس خبری که به زودی برگزار میشه منتشر خواهد شد.
- آنجا قرار است چکار کنيد؟
- یکی اینکه سمفونی پرشينبلاگ را پخش کنیم. میخواهيد بشنويد؟ البته نسخه اولیه است و هنوز نهایی نشده است.
- بله حتما.
>>> سمفونی پرشينبلاگ را از اينجا بشنويد <<<
- نظرتان در مورد نظرسنجی انتخاب برترينها رسانهای ۷سنگ چيست؟
- اين کار در قواره و صلاحیت ۷سنگ نبود. ۷سنگ يک نشريه الکترونيکی است. میتواند در حوزههای تخصصی نظرات آدمهای مختلف را هم بگذارد که البته آن هم جای تامل دارد.
اما در يک حوزه رقابتی، با اين فضا، چنین کاری بدون مطالعات اوليه تخصصی کار اشتباهی بود. شما خودتان انتقاد میکنيد که چرا در زمینه فروختن يک داتکام (پرشينبلاگ) به درستی اطلاع رسانی نشده است. بعد میخواهيد در مورد داتکامهای ايران اظهار نظر کنيد؟ شما ادعا کرديد که داتکامهای ايران را ارزيابی کردهايد. ما سالهاست دنبال سيستمی هستيم که اينکار را بکند. يک گوشه از آن را به عنوان iranseo داريم که از يک نظر اين را ارزيابی میکند. پس اين يک مسئله پيچيده است. در مورد نوع انجام کار هم به نظر خيلی بد بود. احجافهای زيادی شد. اسم خيلیها میتوانست باشد که نبود. به هر صورت اين کار غير حرفهای بود.
- البته ما هم ادعا نکرديم که بهترينها را انتخاب کردهايم. اگر در توضيحات انتخابهای ۷سنگ دقت میکرديد ما بارها تاکيد کرديم که قصد انتخاب محبوبترينها را داريم.
آمار نظرسنحی شما با موضوعی به این گستردگی از نظرسنجی های متوسط در سایت پرشین پتیشن پایین تر است. همین کافی بود که شما متوجه شوید با حدود 5000 نظر نمیتوانید حتی به محبوب ترین ها دست یابید. ولی خب کردید و شد. شما میدانید که اگر پرشین بلاگ به این نظر سنجی لینک میداد و تشویق میکرد حداقل 15000 نظر میشد و نتیجه متفاوتی گرفته میشد. اما ....
اصولا رسالت رسانهها هم همين است. اين نوع کارها در تمام دنيا بين رسانهها مرسوم است. به هر صورت از نظر شما و وقتی که در اختيار ما قرار داديد ممنون هستيم.
بنده نیز سپاسگزارم از شما دوستان خوب و پیشکسوت در وب فارسی
=========================
البته دوستان هفت سنگی معتقدند که در متن تغييری جز موارد زايد و يا احيانا حذف مکررات و تصحيحات بنده نداده اند. من که مقايسه نکردم ولی حتما درسته. فقط از ابتدا دنبال يه پاراگراف ميگشتم که مربوط بود به اعتراض بنده به نشريه الکترونيکی هفت سنگ که متاسفانه نيافتم. از بابت همين يک مورد هم که شده دوباره بخونيد:
آمار نظرسنحی شما با موضوعی به این گستردگی از نظرسنجی های متوسط در سایت پرشین پتیشن پایین تر است. همین کافی بود که شما متوجه شوید با حدود 5000 نظر نمیتوانید حتی به محبوب ترین ها دست یابید. ولی خب کردید و شد! شما میدانید که اگر پرشین بلاگ به این نظر سنجی لینک میداد و تشویق میکرد حداقل 15000 نظر میشد و نتیجه متفاوتی گرفته میشد. اما ....
اگر خواستيد بخش منتشر شده را نيز ببينيد اينجاست:
http://www.7sang.com/mag/2006/06/02/interview-top84_persianblog_mehdi_boutorabi.php
احتمالا ويراش درست و حسابی شده و آبرو داری کردند.