زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
اگر خداوند مسئول برگزاری انتخابات بود... از وبلاگ این روزها علی اصغر خدایاری
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:
به نام خدا
داشتم آسمان ریسمانهای دکانداران اصولگرایی را درباره موضوع تشکیل کمیته صیانت از آرا میخواندم، به یاد داستان حضرت ابراهیم (ع) افتادم که به حضرت حق عرض کرد:
”خدایا بهمن نشان بده که چگونه مردهها را زنده میکنی؟“
بندهای از بندگان خدا، که از طرف او به نبوت برگزیده شده است، در باره یکی از اصول اصلی رسالت خویش یعنی معاد دچار ، اگر نگویم تردید، عدم اطمینان شده بود، و چنین جسارتی را به خود داده بود که در باره چنین موضوع مهمی، که خداوند قبل از آن بارها بر قطعی بودن آن تأکید کرده بود، پرسش کند.
با خودم فکر کردم که اگر اختیار تشکیلات بارگاه الهی در دست افرادی با نگاه و تفکرات شورای نگهبان، روزنامه کیهان، احزاب محافظهکار، دولت مهرورز، و این قبیله سوار بر اسب مراد بود، از درگاه ربوبی چه واکنشی در مقابل این پرسش ابراهیم صادر میشد. عکسالعملهای زیر به ذهنم رسید:
1- در هیچکدام از کتابهای آسمانی پیشین حق پرسش درباره معاد به پیامبران داده نشده است، لذا این پرسش غیرقانونی است و پاسخ ندارد.
2- این سخنان از سنخ سخنان نمرود و اطرافیان بتپرست او میباشد، بهنظر میرسد ابراهیم تحت تأثیر تبلیغات دستگاه حکومت نمرودی قرار گرفته است.
3- کسی که موضوعی به این روشنی و وضوح را درک نمیکند، شایستگی نبوت حضرت جلوعلا را ندارد، به نظر میرسد در رابطه با احراز صلاحیت وی جهت پیامبری اشتباهی رخ داده است، باید در خصوص این صلاحیت تجدیدنظر گردد.
4- این سخنان از القائات شیطان است و اگر برخورد شدید قهرآمیز با آن صورت نگیرد، ممکن است در اعتقاد راسخ خداپرستان رخنه ایجاد شود.
5- این نوع پرسشها که پایههای اصلی توحید را نشانه رفتهاند از مصادیق بارز براندازی نرم بهشمار میروند، و لازم است پرونده مطرحکنندگان آنها به دستگاه قضایی ارجاع گردد.
6- اگر سابقه ابراهیم از زمان خلقت حضرت آدم مورد بررسی قرار گیرد، حتماً میتوان اسنادی مربوط به خانههای عنکبوتی نفوذیهای ابلیس در میان یکتاپرستان پیدا کرد.
7- برای مقابله با عوارض ناشی از این پرسش باید نیمهپنهان ابراهیم افشا گردد.
8- ...
خداوند فرمود: ”خلیل ما! مگر ایمان نداری؟“
ابراهیم عرض کرد: ”چرا پروردگار من! ولی میخواهم قلبم مطمئن شود.“
و خداوند نحوه زنده کردن مردگان را به او نشان داد. به همین سادگی!
کسانی که موضوع صیانت از آرا را مطرح کردهاند، در واقع این پرسش را از مجریان و ناظران دارند که: ”مسئولین عزیزی که وظیفه پاسداری از رأی ما بهشما سپرده شده است، ما میخواهیم ببینیم، نه بدانیم، چگونه رأیگیری میکنید؟ چگونه آرا را میشمارید؟ آرای شمرده شده چگونه باهم جمع میشوند؟ ستاد مرکزی انتخابات آرای افراد را در چه ضریبی ضرب میکند؟ و ...“
واقعیت این است که ما به سلامت انتخابات ایمان نداریم، ولی شما فرض کنید ایمان داریم و میخواهیم اطمینان قلبی پیدا کنیم.
شما فکر میکنید اگر پروردگار شخصاً مسئول برگزاری انتخابات بود در مقابل این درخواست ما چه پاسخی میداد؟
برای رسیدن به خدا از وبلاگ ویسپوران
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
مسیح گفت : (( بعضی ها برای رسیدن به خدا سخت می کوشند . بعضی ها درست دم غروب از راه می رسند . بعضی ها هم وقتی کار تمام شده است ، پیدایشان می شود . اما همه به یکسان زیر چتر لطف و مرحمت الهی قرار می گیرند .))
دوزخ را همین خشکه مقدس ها و تنگ نظرها برپا داشتهاند . زیرا اینان آنقدر بخیل و حسودند که نمیتوانند جز خود را مشمول لطف الهی ببینند
mohammad@vispooran.ir
پیامبران و پیشوایان ، پزشکان سلامت و آگاهی انسان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آینده ی بهتر هدف فردی و اجتماعی است
سیاست عقلانی و علمی
تجارت و اقتصاد مولد
و روابط اجتماعی و انسانی سالم
در پرتو سلامت و آگاهی انسان شکل میگیرد
و پیامبران و پیشوایان پزشکان راهنمای سلامت و آگاهی انسان هستند
نقطه آغاز تغییر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سخن از تغییر بسیار است
در ایران و جهان
ولی نقطه آغاز تغییر
مهم است
مهمترین جا
جایی است که تغییر را می زاید
انسان
اندیشه و احساس انسان
تلاشی برای پرورش و تکامل انسان
از موثرترین لایه ها
دعوت پیامبران
اگر موثر بود
چنین بود
انکار وجه بشری انبیا و اولیا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
عده ای به راحتی و با تسامح و تساهل نامشروع و نامعقول وجه بشری انبیاء و اولیاء را علیرغم صراحت قرآن کریم و سنت نبوی ص و معارف دینی نادیده میگیرند و انکار میکنند.
نه انبیاء قبل از حضرت رسول ص و نه امامان پس از او علیهم السلام هیچکدام برتر از او نبودند. درود خداوند بر انبیاء و امامان و اولیاء الهی
تحریفات سلحشور در داستان حضرت یوسف از وبلاگ پرستنده مریم طهماسبی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
شخصا از سریال حضرت یوسف ع و سطح هنری و داستان های خوش تراش آن لذت می برم ولی خب اصالت آن و سوء استفاده های دیگران و انتقادات نیز جای طرح دارند. این نیز یکی از انتقادات:
لینک مطلب از وبلاگستان:
هر هفته که میگذرد بیشتر از سکوت به اصطلاح مومنین نسبت به این همه دروغ و دغل سلحشور و تیمش در احسن القصص قرآن ناراحت میشوم. اوائل فکر میکردم که حتما به زودی موج اعتراضات مستدل شروع میشود اما دریغ و صد دریغ که یادم نبود ما اصلا و ابدا قرآن نمی خوانیم!
آری ما ملت به ظاهر مسلمان اصلا با کلام خدا کاری نداریم. چه دردی دارد که 40 سال بعد از آن همه ناله و فریاد شریعتی ها هنوز امثال مفاتیح الجنان (که این تازه خوبشه که خیلی چیزهای پوچ و بیمعنا) جای قرآن را در زندگی ما گرفته اند. پس جای تعجبی نیست که صدای کسی درنمی آید. کسی نرفته ببیند که خدا چه می گوید و سلحشور چه غلطی کرده
در بخشی از آیه آخر سوره یوسف خداوند می فرماید: ما کان حدیثا یفتری این داستانی نیست که بر آن افترا بزنید و شاخ و برگ به آن بدهید.
خدا افترا زنندگان را لعنت کند.
اما چند موردی که مینویسم همه ماجرا نیست و ای کاش اهل قرآنی پیدا شود و حرف های دیگری بگوید. تحریفات سریال از خزعبلات مربوط به برادران یوسف آغاز شد و رفتار واقعا نامربوطی که به پیامبر خدا در این تبعیض آشکار میان فرزندان نسبت دادند. این قسمت ها که اصلا از فرط بی ربطی قابل بحث نیست. نگاه پست و غیر قرآنی سازندگان به همسران یعقوب و اینکه تمام گناه برادران را به گردن مادرانشان انداختند(چیزی که ابدا در قرآن نیست) از همان اول معلوم کرد که این جماعت به زن چگونه نگاه میکند.
از هنرپیشه غیرقابل تحمل یوسف در کودکی با آن رفتار ابلهانه که بگذریم این همه شاخ و برگ به رفتارهای خنده دار کاهنان اصلا جایی در قرآن ندارد و معبرین خواب در بارگاه پادشان تنها یکبار ظاهر میشوند و اظهار ناتوانی در تعبیر میکنند.
در هیچ کجای این سوره نیامده که یوسف مردم مصر را به یکتا پرستی دعوت کرد و تنها و تنها در زندان و برای مشخص کردن منشا تعبیر خواب خود به دو زندانی دین خود را عرضه نمود. حتی صریح آیه قرآن است که بر اساس دین ملک یوسف حق نگه داشتن برادر خود بنیامین را نداشت(ما کان لیاخذ اخاه فی دین ملک) و خدا به او یاد داد تا بدون خلاف بر آئین ملک و با سوالی هوشمندانه بنیامین را نگه دارد.
از همه مسخره تر بحث حکم حکومتی برای ازدواج یوسف بود انگار حالا که بحث انواع ازدواج زورکی جوانان دارد در مملکت ما حکومتی میشود خواسته بودند یک شمه را هم اینجا نمایش بدهند. ذلت و پستی که سازندگان این سریال برای زلیخا ایجاد کرده اند در هیچ کجای قرآن نیست و از همه مهمتر در ماجرای بریدن دست ها زنان به یوسف ملک کریم اطلاق میکنند نه جمیل و این اوج تعبیر زیبای قرآن است که درک زنان از یوسف فرای درک همه آدمهای اطراف او بود و گندی که سازندگان سریال بر این ماجرا زدند قابل بخشش نیست.
خیلی بحث های ظریف دیگری هم هست که برای طولانی نشدن این پست صرف نظر میکنم. خدا استاد بزرگوار خانم گرجی را زنده و سالم نگه دارد که نکات بسیار ارزشمند دیگری از سوره یوسف به ما یاد داد که متاسفانه به دلیل جو غیر قرآنی حاکم بر حتی مذهبیون جامعه نمیتوانم آنها را نقل کنم.
دو قورت و نیم از وبلاگ ابتکار سبز معصومه ابتکار
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:
در ایام عزاداری حضرت اباعبدالله(ع)، عده ای - براساس اخبار واصله - مراسم ذکر مصائب کربلا را با ستاد انتخاباتی اشتباه گرفته بودند. آنها حداکثر بهره برداری سیاسی را از این روزها و شب ها برای تخریب رقیب و تطهیر خود به کارگرفتند. بگذریم از اینکه چقدر این کار اخلاقی و منطبق با آرمان های عزاداری برای امام حسین (ع) و خاندان و اصحاب ایشان است، عنایت ویژه رسانه ملی به بازدیدهای انتخاباتی از تکایا و هیئت ها و مساجد نیز قابل توجه و خدمتی فراگیر از سوی آن رسانه برای تبلیغ و درشت نمایی فعالیت های دولت به شمار می رود؛ اما جالب اینجاست که باز هم دو قورت و نیم شان باقیست.
این ماجرا مرا به یاد داستانی از حضرت سلیمان انداخت. روزی سلیمان از خداوند خواست اجازه دهد تا او با کشت و کارش غذای یک روز موجودات عالم را تهیه کند. خداوند پذیرفت و سلیمان مشغول تهیه و تدارک رزق یک روز عالمیان شد. حضرت سلیمان پس از تلاش و زحمت زیاد سفره ای را آماده کرد، ولی ناگهان نهنگی از دریا ظاهر شد و در یک چشم برهم زدن همه محتویات سفره سلیمان را یکجا بلعید.
سلیمان به نهنگ گفت من این غذا را برای همه موجودات تهیه کرده بودم، چرا همه را خوردی؟ نهنگ هم جواب داد من رفتم تا رزقم را از خدا بگیرم که خداوند گفت روزی ات امروز دست سلیمان است. روزی من هر روز سه قورت بود و این که خوردم نیم قورت. حالا دو قورت نیم هم باقیه!
سریال حضرت یوسف یا یوزارسیف و شباهت سفر های استانی وی با احمدی نژاد و مساله مهمت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

در چند روز گذشته یادداشتهایی را در باره شباهت داستان حضرت یوسف ع که در قالب سریال تلویزیونی پخش میشود و رفتارهای آقای احمدی نژاد پدید آمده است. به خصوص در قسمت آخر این سریال، موضوع سفرهای استانی مطرح شد که بلافاصله در وبلاگستان انعکاس پیدا کرد.
بعضی رفتار احمدی نژاد را مشابه حضرت یوسف ع دانستند و از وی تمجید کردند.
بعضی نیز به رابطه نزدیک کارگردان سریال و کلیت صدا و سیما با رئیس جمهور اشاره میکنند و آن را طرحی انتخاباتی میدانند.
مسئولیت گفته های گویندگان دو قول بالا با خودشان. به نظر بنده موضوع مهمتر آنست که اگر نسبت سریال با شرایط حاضر ایران برقرار شود، باید منتظر باشیم میان شخصیتهای دیگر سریال و شخصیتهای معاصر نیز نسبتهایی برقرار شود که این موضوع از جهات مختلف ناگوارتر از اصل ماجراست.
آرمان واحد و روش های مختلف
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
پیشوایان حق از پیامبران تا ائمه همگی آرمان واحدی داشتند و اگر در شرایطی متفاوت قرار میگرفتند، روش هایشان تغییر میکرد. امام حسن و امام حسین علیهم السلام نیز چنین بودند. به ظاهر دو روش متفاوت ولی اگر کسی به آرمان و منطق حرکت آنها توجه کند، یگانگی آن دو بزرگوار را درک خواهد کرد.
ظاهر بینان از این دو امام، دو نگاه و جهان بینی متفاوت میسازند. اگر مخالف باشند، یکی یا هر دو را نفی میکنند و اگر موافق باشند، حکم به ظاهر میدهند و حسن و قبح ذاتی افعال را انکار میکنند.
بت شکنی و ظلم ستیزی حضرت ابراهیم ع و امام حسین ع
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بت شکنی و ظلم ستیزی این دو بزرگوار مثال زدنی است. در میان پیامبران، ابراهیم خلیل الله و در میان امامان، امام حسین ع مثال زدنی اند.
پیامبران پس از ابراهیم، از سلاله ی او و امامان پس از امام حسین، نیز از سلاله او هستند.
تقدیر از سریال حضرت یوسف ع و زلیخا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در باره سریال حضرت یوسف ع انتقادهای زیادی شده است و لذا اندکی از خوبی های آن میگویم:
١. با سرمایه گذاری هشت میلیارد تومانی یا حتی بیشتری که انجام شده است، معلوم میشود که میتوان بیش از پیش به سرمایه گذاری های سنگین در صنعت فیلم و سریال اندیشید. گرچه این سرمایه توسط بخش دولتی تامین شده است ولی به هر حال بر بازار کار سینما تاثیر دارد. بیان بخش منفی این تاثیر برعهده دیگران، از نظرگاه مثبت این افزایش سقف سرمایه گذاری موجب دیدن فرصتهای جدید میشود.
٢. سریال یوسف به نوعی امروزی است. یعنی برای ذائقه ی سینمای امروز نیز قابل هضم است. بعید نمیدونم نمایش این سریال در خارج از کشور با استقبال فوق العاده ای مواجه شد. ترسیم نسبتا مثبت از شخصیت های حکومتی و نشان دادن زشتی رفتار روحانیون رسمی، در کنار نشان دادن خط روشن دیانت یک پیامبر زاده، در عین خلافکاری برادران همان پیغمبرزاده، محوریت یک داستان عشقی و دنیوی، بیان ظرایف احساسات و عواطف انسانی چون شهوت و حسادت مردان و زنان در برابر خیرخواهی و خودنگهداری، از نکات مهمی است که آن را به نقطه عطفی در صنعت فیلم و سریال تبدیل میکند.


عکس ها از اینترنت
پیشگامان و پسگامان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
پیشگامان مشکلاتی دارند. تنها می مانند. به زندان می افتند. بعضی کشته میشوند. مخترعان و نوابغ و روشنفکران از این گروهند. بیش از حد متوسط جامعه میفهمند. سنت شکنند. در پی کشف امور جدیدند. شجاعند. از اشتباه نمیترسند.
پسگامان محتاطند / به عرف و عادت تن میدهند.
پیامبران بعنوان پیشگامان همراه، سختی های پیشگامان را میکشند ولی دچار تک روی نمیشوند.
مندایی ها از وبلاگستان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:
لینک مطلب از وبلاگستان:
بیست و چهار سال در ایران زندگی کردم یکبار هم اسم منداییان رو نشنیدم. بعضی ها می گن چیز غریبی نیست که نشنیدم اما من نمی تونم قبول کنم. یعنی تلویزیون هیچ حرفی ازشون نزده، روزنامه ازشون چیزی ننوشته، کتابهامون چیزی دربارشون یاد نداده و ... بعضی ها می گن به این دلیل چیز غریبی نیست که اقوام و ادیان خیلی زیادی در ایران زندگی می کنن. منداییان هم یکی از اونها اما من می گم خب ما باید همه اونها رو یاد بگیریم. حداقل دربارشون یه چیزهایی بشنویم. تا زمانیکه در ایران زندگی می کنن، ما باید حداقل اسمشون رو بشناسیم. بهانه اینکه زیادن، مثل این می مونه که بگیم من در استان تهران زندگی می کنم همه استانهای ایران هم زیادند. پس من همشون رو یاد نمی گیرم. لزومی نداره حتی اسمشون رو هم بدونم!!
حالا علی ایحال این مقدمه رو گفتم تا بگم چند تا عکس دیده بودم تو بی بی سی برای نمایش مراسم مختلف عروسی در ایران که به مندائیان برخوردم. دنبالش رفتم ببینم چه خبره که خوشبختانه اینترنت باز هم به داد رسید و اصلاعات خوبی پیدا کردم. حالا می خوام اطلاعاتم رو با شما هم قسمت کنم. این اطلاعات رو امروز در اینجا می گذارم چون امروز دوم مرداد و به روایتی روز تولد حضرت آدم هست که آغاز سال نو مندائیان هم محسوب می شه. اطلاعات بیشتر را در ادامه بخوانید:

حضرت یحیی در باورهای مسیحی و اسلامی به یحیی تعمید دهنده معروف است مندائیان پیروان حضرت یحیی(ع) هستند که اصلی ترین رکن دینشان غسل در آبهای جاری است. به واقع زندگی پیروان حضرت یحیی تعمید دهنده با آب عجین است. چون اعتقاد دارند که "یردنه" یا آب مقدس از زیر عرش جاری است و حیات از زیر "یردنه" و دنیای نورانی بالا مملو از آب زنده است. جمعیت مندائیان در سراسر جهان رقمی بین 60 تا 70 هزار نفر تخمین زده میشود اما عمده مندائیان جهان در عراق و ایران و در کناره های رودخانه دجله ، فرات و کارون سکونت دارند. آنان به عنوان کسانی که از نسل سام بن نوح هستند باور دارند که حضرت آدم اولین پیغمبرشان است. مندائیان تا قبل از وفات یحیی پیامبر در حوزه اورشلیم زندگی می کردند، پس از آن به موازات روخانه های دجله و فرات از شمال به جنوب مهاجرت و گسترش یافتند و در انتها در خرمشهر، آبادان، شوشتر و اهواز سکنی گزیدند.
این بخش از قدیمی ترین ساکنان ایران در جنوب غربی کشور و در خوزستان زندگی می کنند. آنان به عنوان اقلیت مذهبی دارای انجمن و مکان خاصی برای برگزاری مراسم های مذهبی خود هستند.حاشیه رودخانه کارون بخشی از از محل عبادت این افراد عمدتا صنعتگر است. که برخی بر این اعتقادند که به دلیل محدودیتهای که مسلمانان برای زمینداری و اشتغال برای غیرمسلمانان ایجاد کردهاند، این شغل در میان این قوم پا گرفته است. نقره و طلاکاری نیز از جمله مشاغل سنتی مندائیان محسوب میشود.
طبق روایات مندائی، ایشان در فلسطین و در جایی به نام مدیان ساکن بودند ولی 60 سال بعد از وفات یهیایهانا (یحییع) به دلیل تعارض با کلیمیان و فشارهای آنان به بینالنهرین کوچیدند. مقارن ورود اسلام به بینالنهرین به اشاراتی بر میخوریم که حضور ایشان را در این منطقه نشان میدهد و آن طور که از قرائن بر میآید ایشان همان صائبین مذکور در قرآن هستند صبی ها اعتقاد دارند که وقتی آدم و حّوا خلق شدند و ازدواج کردند ، صاحب سه دختر و سه پسر شدند و چون در دین صائبین ازدواج برادر و خواهر ممنوع بود ، از دنیای نور و به امر خداوند شصت خانواده مشابه این خانواده هشت نفری به زمین فرستاده شد که اینها اولین اجتماع بشری را شکل دادند .

صابئین مندایی، هر یکشنبه در کنار رودخانه کارون غسل تعمید میبینند. یکشنبه صبح کسی که تعمید میشود و شخص تعمید کننده «رسته» میپوشند. رسته 5 تکه است. شلوار، پیراهن، عمامه، کمربند و شال. این لباس به طریقهای خاص اما ساده دوخته میشود. از کتاب «گنزاربا» یا گنج خداوند «بوثه» یا آیهای خوانده میشود. فرد روحانی مندایی داخل آب میرود و سپس فرد تعمید شونده در آب مینشیند. اگر کودک باشد، همراه فرد دیگری داخل آب میرود. با خواندن «بوثه»ای دیگر آب روی سر فرد ریخته میشود. سپس فرد از آب بیرون آمده، روی صندلی، کرسی یا تختهای مینشیند و روحانی بار دیگر از «گنزاربا» میخواند. سپس فرد دعای توبه یا حفاظت را میخواند و نان و آب مقدس را میخورد.» تعمید هر شخصی 30 دقیقه به طول میانجامد. مندائیان به جای سی روز ، روزه ماه رمضان ، سی و شش روز غیر متوالی روزه می گیرند و در طول روزهم سه بار نماز می خوانند . آنها برای دینشان تبلیغ نمی کنند و عجیب آنکه ، اجازه ورود به آیین شان را نیز نمی دهند.
مندائیان یا همان به اصطلاح صبی ها زندگی خانوادگی بسیار ساده و به دور از تشریفاتی دارند ، با سطح درآمدی متوسط روبه پایین. صبی ها ، کمی در ازدواج و ایجاد رابطه خونی با دیگر ادیان سختگیرند و جوان مندایی که بخواهد با مسلمان ، مسیحی و یا پیرامون دیگر ادیان ازدواج کند را طرد می کنند ، گرچه ارتباط روزمره صائبین با همشهرها بسیار صمیمی و دوستانه است . مراسم تعمید توسط روحانی مندایی صورت میگیرد. انجام مراسم تعمید روز و زمان خاصی ندارد و انجام این آیین در هر زمانی امکانپذیر است و عملی مستحب شمرده میشود. مندائیان هر ساله در اول خرداد ماه تولد حضرت یحیی را با حضور در کناره رود کارون جشن میگیرند. در این روز به غسل کودکان و گاهی بزرگسالان در آبهای کارون میپردازند. مراسم این روز از صبح روز اول خرداد آغاز میشود و تا پاسی از روز گذشته ادامه دارد.

اطلاعات بیشتر:
فیلمی از مراسم تعمید رو اینجا ببینید
برای دونستن بیشتر از روند مراسم تعمید اینجا رو بخونید
عکسهای بیشتر از مندائیان رو اینجا ببینید
تقویم مندائیان رو اینجا ببینید
مواد لازم برای عقد سنتی رو اینجا بخونید
صحت و سقم گردن گوینده ... ولی جالب است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
پیامبران مدفون در ایران
| ایران در طول تاریخ، گاهی چنان کشور امنی به حساب میآمده که مهاجران بسیاری را به خود پذیرفته است. گروهی از این مهاجران پیامبرانی بودهاند که ایران را برای زندگی در نظر گرفتهاند. |
در دوران هخامشیها سیل کسانی که در اسارت بختنصر بودهاند به ایران سرازیر شدند که در آن میان پیامبران و بزرگان زیادی دیده میشوند.
در زیر اطلاعات پیامبرانی که در ایران مدفون هستند یا احتمال میرود که مقبره آنها در ایران باشد ، آمده است:
1- سیم و لام
طبق اعتقادات مردم سمنان و همچنین طبق مفاد کتیبه موجود، دو نفر از فرزندان نوح به نامهای سامالنبی و لام النبی در محلی در نزیکی سمنان دفن شدهاند.
بقعه پیغمبران سمنان در 18 کیلومتری شمال شرقی سمنان بر فراز کوه مرتفعی قرار دارد. برای رسیدن به این بقعه هم از روستای "درجزین" در نزدیکی سنگسر و هم از جاده اصلی سمنان به دامغان (پلیسراه) میتوان انتخاب مسیر کرد.
این جاده خاکی و سنگلاخ است.
2- خالد نبی
اسم کامل این پیامبر، خالد بن سنان عبسی است. ایشان شریعت حضرت عیسی را تبلیغ میکردند.
نسب وی به حضرت اسماعیل فرزند ابراهیم (ع) میرسد و یکی از پیامبرانی است که به بعثت حضرت محمد (ص) بشارت داده و در دوران فترت میزیسته است. دوره فترت به فاصله بین بعثت حضرت عیسی تا بعثت حضرت محمد بن عبدالله اطلاق میشود.
بر طبق برخی از آیات و احادیث، در دوران فترت، پیامبری به رسالت مبعوث نشده است. هرچند بر اساس نظر مفسرین، در این مدت چهار نبی از طرف خداوند مامور تبلیغ دین حضرت عیسی شدند که سه نفر از آنان از بنیاسرائیل و به نامهای شمعون، یوحنا، یونس معرفی شدهاند و چهارمینشان عرب بوده و به نام خالدبن سنان عبسی معروف است.
ظاهرا خالد بن سنان معاصر انوشیروان بوده و در سرزمین بنیغطفان زندگی میکرده است.
روایت است که دختر خالد بن سنان به نام محیاه به محضر حضرت محمد رسیده است
.
در طایفه عرب به غیر از حضرت رسول و حضرت خالد بن سنان هیچ پیامبری نیست و میتوان گفت که از بین اعراب فقط این دو نفر به پیامبری برگزیده شدهاند و بقیه پیامبران از قوم بنیاسرائیل هستند.
3- درباره قبر خالدنبی
مفسر بزرگ حنفی مذهب، شیخ اسماعیل حقی درباره محل قبر حضرت خالدنبی اشاره میکند که: قبر خالد نبی در منطقه جرجان و بربلندی کوهی به نام کوه خدا قرار دارد.
آدرس آرامگاه: استان گلستان – شهرستان کلاله – به سمت "قره قوزی سفلی" و "یلی بدراق" – 38 کیلومتری جاده خاکی تا آرامگاه خالد نبی
4- یوشع
بر طبق نظر برخی از تاریخنویسان حضرت یوشع توسط کوروش از اسارت بختنصر نجات یافت و به ایران آمد.
حضرت یوشع در گورستان تاریخی تخت فولاد اصفهان که قدمتش به پیش از اسلام میرسد و در خیابان امام سجاد قرار دارد، مدفون است.
محوطهای که یوشع نبی در آن دفن است به لسان الارض معروف است.
لسان الارض مکانی است که میگویند هنگام عبور امام حسنمجتبی(ع) زمین با امام سخن گفت و آمدن دشمن را به اطلاع آن حضرت رساند.
5- شعیای نبی
یکی از پیامبران بنیاسرائیل است که نسبتش به حضرت یعقوب میرسد. محل سکونت ایشان در بیتالمقدس بوده و قبل از حضرت زکریا به رسالت مبعوث شدند.
آرامگاه شعیای نبی، جنب امامزاده اسماعیل در حاشیه خیابان هاتف اصفهانی قرار دارد. بر جانب شمالی مرقد شعیای نبی، کتیبهای به خط نستعلیق از دوره شاه سلطان حسین صفوی موجود است که نخستین مسجد بزرگ ساخته شده در اصفهان را مسجد شعیا معرفی میکند و نیز حکایت دارد از اینکه مسجد مزبور را ابوالعباس مفتی در دوره خلافت علی بن ابیطالب(ع) بنا کرده و آلب ارسلان آن را تعمیر کرده است.
6- حیقوق
هم با تلفظ حیقوق و هم با تلفظ حبقوق وجود دارد.
حیقوق به معنی "در بغل کشیده شده" است. حیقوق این نام را بدان جهت یافت که در طفولیت به علت مریضی از دنیا رفت و حضرت الیاس(ع) او را در بغل گرفت و دعا کرد و از خداوند حیات و زندگی وی را طلب کرد و او زنده شد.
حیقوق نبی یکی از پیامبران بنی اسرائیل و نگهبان معبد سلیمان در اورشلیم بوده و نامش در عهد عتیق آمده است.
حیقوق نبی پس از شعیا نبی به رسالت مبعوث شد.
وی سالهای درازی در اسارت بختنصر بود و پس از فتح بابل به دست کوروش به همراه دانیال نبی به ایران آمد. او در همدان اقامت گزید و پس از فوت در تویسرکان مدفون شد.
بقعه حیقوق نبی در جنوب غربی شهر تویسرکان واقع شده است.
7- حجی
وی در دوران سلطنت داریوش کبیر میزیسته است. در تورات نام آن حضرت "حکی" آمده و به معنای "مسرور" است.
این پیامبر هم زمان با مردخای بوده است.
مقبره این پیامبر در همدان در نزدیکی میدان امام خمینی، داخل بازار در راسته پیغمبر و داخل مسجد پیغمبر قرار دارد.
8- مردخای
مردخای یکی از بزرگان و یا به قولی یکی از انبیای بنیاسرائیل است که در زمان خشایارشاه میزیسته است و نسبش به حضرت یعقوب میرسد.
مردخای نقش زیادی در جلوگیری از قتل عام یهودیان در زمان خشایارشا ایفا کرد و به همین دلیل نزد یهودیان از جایگاه ویژهای برخوردار است.
آرامگاه مردخای و برادر زادهاش در همدان در نزدیکی میدان امام خمینی و در خیابان شریعتی واقع است.
9- قیدار
حضرت قیدار جد سیام حضرت محمد(ص) است.
در تاریخ یعقوبی آمده است: حضرت اسماعیل دوازده پسر داشت که بزرگترین آنها حضرت قیدار بود و پس از وفات حضرت اسماعیل، قیدار نبی مردم را به توحید دعوت میکند.
قیدار به معنای سیاهپوست است.
مرقد آن حضرت در شهرستان خدابنده (قیدار) از استان زنجان قرار دارد.
10- سلام، سلوم، سهولی، القیا
به نظر این پیامبران همزمان با اصحاب کهف میزیستهاند. زمان مرگشان با یکدیگر متفاوت بوده ولی یارانشان بعد از دفن اولین پیامبر در این مکان، بقیه را هم در کنار او دفن کردند.
مرقد این چهار نبی در خیابان پیغمبریه قزوین قرار دارد.
11- اشموئیل
این پیامبر هم زمان با طالوت و در ارتباط با داستان داوود و جالوت است.
حدود 50 کیلومتری شهر ساوه و در جاده بوئین زهرا مقبرهای وجود دارد که به گفته اهالی و برخی مدارک، مرقد مطهر یکی از پیامبران بزرگ الهی به نام حضرت اشموئیل است. مسیر مرقد در جادهای کوهستانی در 9 کیلومتری روستای ورده قرار دارد.
سنگ نبشتهای در آنجا هست که مبین حضور ناصرالدین شاه و همراهانش است.
12- دانیال نبی
از انبیای بزرگ الهی است. وی از نسل حضرت داوود و بعثت پیامبر اسلام را پیشگویی کرده است.
لفظ دانیال در زبان عبری به معنای "خدا حاکم من است " به شمار میرود.
دانیال نبی همزمان با کوروش کبیر و داریوش اول بوده است.
او از جمله کسانی بود که به دست بختنصر اسیر و در بابل زندانی شده بودند.
13- کوروش
آرامگاهی که در دشت مرغاب(پاسارگاد) مدتهای مدیدی به نام مقبره مادر سلیمان شناخته میشد، اکنون به عنوان آرامگاه کوروش کبیر مورد قبول عامه مردم و بسیاری از کارشناسان است.
این آرامگاه همان وقتی هم که به نام مقبره مادر سلیمان شناخته میشد، مورد احترام و پرستش مردم محلی بود و اکنون هم مورد توجه ایرانیان و جهانیان است.
کتابی به نام کوروش کبیر(ذوالقرنین) نوشته ابوالکلام آزاد موجود است که در این کتاب قراین بسیاری آورده شده که کوروش را همان ذوالقرنین قرآن معرفی میکند.
نظریاتی که در این کتاب آورده شده نظر بسیاری از علمای اسلامی نظیر علامه طباطبایی را به خود معطوف کرده است تا جایی که ایشان می نویسند:"...کلام ابوالکلام، هرچند بعضی اطرافش خالی از اعتراضاتی نیست، لکن از هر گفتار دیگری، انطباقش با آیات قرآنی روشنتر و قابل قبولتر است."
از طرف دیگر ، کاملا روشن است که اسم کوروش بارها به عوان ناجی در عهد عتیق آورده شده است.
به این ترتیب شاید کوروش همان ذوالقرنین قرآن باشد. آرامگاه کوروش کبیر در استان فارس، راه اصلی اصفهان به شیراز در منطقهای به نام پاسارگاد قرار دارد.
14- آرامگاه باباولی (قادر مبر)
در دهکده باباولی دیلمان، بنایی است که به آرامگاه قادر پیغمبر شهرت دارد . مطلب زیادی در مورد این آرامگاه و شخصیت مدفون در آن نمیدانیم.
15- باحزقیل
در نزدیکی مسجد جامع دزفول بنایی کوچک و ساده قرار دارد که به بقعه باحزقیل، پدر دانیال نبی منسوب است.مطلب بیشتری در این مورد در دست نیست.
16- ارمیاینبی
در مقالهای در روزنامه جمهوری اسلامی مورخ 15/9/79 از مدفن پیامبری به نام ارمیای نبی در شمال خرمشهر یاد شده است.
ارمیای نبی در زمان سلطنت یهویاقیم و صدقیا از پادشاهان یهود به رسالت مبعوث شدند.
17- روبین
روزنامه جمهوری اسلامی در مقالهای تحت عنوان "غربت شگفتانگیز انبیای سرزمین ما" به قلم آقای فرقانیپور در تاریخ 19/9/79 از مدفن پیامبری در میامی (در راه مشهد) به نام روبین یاد میکند.
به نوشته لغت نامه دهخدا، روبین یکی از دوازده پسر یعقوب(ع) است.
18- جرجیس
در کتاب "فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور" از مدفن جرجیس پیامبر در شهر شوشتر ذکری به میان آمده است.
در جنوب غربی شوشتر روستایی به نام جرجیس است که در جوار آن بقعه ای به نام نبیجرجیس وجود دارد.
در اطراف این بقعه بقاع دیگری نظیر روبین، حزقیل، شعیب، شمعون، اسحاق، ادریس و مردخای وجود دارد.
درستی مدفن جرجیس پیغمبر در این مکان محل تردید است و به احتمال زیاد مقبره ایشان در موصل عراق است.
19- روبیل
مرحوم سیدعبدالله جزائری یکی از علمای شوشتر (متوفی 1173 ه.ق) در فصل نهم تذکره شوشتر میگوید: مقامات بسیاری از انبیا بنی اسرائیل در حوالی شوشتر و دزفول یعنی نزدیک رودخانه دزفول معروف هستند مانند: اسحاق، شمعون، یعقوب، لاوی، جرجیس و روبیل.
در کتاب الغدیر آمده که قبر روبیل پسر حضرت یعقوب در مصر است.
20- یونس
در کتاب "فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور" از مدفن یونس پیغمبر در گناباد ذکری به میان آماده است که صحت آن مورد تردید است.
آرامگاه یونس پیغمبر در موصل عراق است.
21- یعقوب
در کتاب "فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور" از وجود مدفن یعقوب پیامبر در گرگان نام برده شده که اطلاعات صحیحی در این مورد وجود ندارد.
در الغدیر آمده است: حضرت یعقوب در مصر رحلت کرد و به شام برده شد.
22- آرامگاه پیامبرانی که صحت و درستی آنها تایید نشده:
ابراهیم خلیل در سوسنگرد
اسحاق و اسماعیل در جاده دزفول به هفت تپه
ایوب پیامبر در دهکده بندبن لکنای تنکابن
صالح پیامبر در شوشتر
منابع:
1. شرح احوال حضرت خالد نبی – عبدالرحمن آخوند تنگلی طانا
ترجمه : موسی جرجانی
چاپ و نشر : موسسه فرهنگی انتشاراتی مختوم قلی فراغی – گرگان 1385
2. پیامبران سرزمین ما – عباس صالح مدرسه ای – قم – در راه حق – 1380
3. پژوهشی در زندگی پیامبران در ایران – ولی اللهفوزی تویسرکانی – دفترا نتشارات اسلامی –
4. بناهای آرامگاهی – پژوهشگاه فرهنگی و هنر اسلامی
5. آرامگاه در گستره فرهنگ ایرانی – دکتر مهدی غروی – سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
6.کوروش کبیر(ذوالقرنین)ـ تالیف مولانا ابوالکلام آزاد ـ ترجمه باستانی پاریزی ـ تهران ـ نشر علم ـ 1380
منبع: پایگاه اطلاع رسانی بعثه مقام معظم رهبری
انانیت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نقل به مضمون از سخنرانی امام:
مومنین با هم جنگ ندارند. اگر جنگ باشد مومن نیستند. مساله انانیت است. گرفتاری بشر از انانیت است. از خودخواهی است. یک چیز را دو نفر میخواهند و جمع بین آن دو ممکن نیست. همه انبیا آمده اند برای اینکه انسان را از انانیت به الهیت بکشانند.
بهشت را از میان بردارید ببینید چند نفر عبادت میکنند. علی می ماند و حوض .
رواج اسلام در اروپا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

مدتی است که تبلیغات ضد قرآنی و توهین به پیامبر ص در بعضی محافل اروپایی توسعه یافته است. ظاهرا هلند و دانمارک از کانون های اصلی این فعالیتهاست. بطور قطع در همین دو کشور شاهد رواج بیش از پیش اسلام خواهیم بود.
شلیک گلوله به قرآن کریم یا تصویر توهین آمیز پیامبر ص در کاریکاتورها، در حرکت عمومی هستی و جامعه به سوی وحدت و توحید ندارد.
دین خاتم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خداوند متعال همه انسانها را بر سبیل هدایت و در مسیر رسیدن به کمال آفریده است. هدایتی تکوینی و عمومی که فرعون و موسی هر دو از آن بهره مندند.
فطرت فرزندان آدم تا پیش از حضرت نوح علیه السلام و هدایت انبیاء نخستین در امت واحده٬ دو منبع اصلی هدایت بشر بودند. کتاب و شریعتی٬ ولو در سطح شریعت عصر نوح ع و ابراهیم ع عرضه نشده بود.
از زمان حضرت نوح ع٬ هدایت تشریعی انبیای الهی برای عموم مردم مطرح شد. راه و روش صحیح زندگی (دین) به بشر عرصه میشد و بشریت از منافع و مضار رویکرد به راه و روش سالم زندگی و پشت کردن به آن برخوردار می گردید.
در گذشته که عقلانیت و اندیشه گسترش کمتری داشتُ فهم مقصد دین محدودتر بود و هر چه گذشت٬ دین در مفهوم اصیل آن توسعه بیشتری یافت و این به دلیل رشد و بلوغ و آمادگی ذهنی بیش از پیش بشریت برای فهم پیام الهی است.
مخالفان نهضت انبیا به زور متوسل میشدند ولی اندیشه دینی توسعه یافت. تحریف ادیان نیز راه دیگری بود که در پیش گرفتند. دست بردن به متن اصلی دین و آلودن سرچشمه هدایت مردم٬ در کتب الهی٬ بدست به ظاهر حامیان روحانی آن.
با ظهور اسلام در عصر توسعه کتابت و عرضه ی معجزه کتاب آسمانیُ قرآن کریم٬ راه بر تحریف منبع وحی در میان مردم بسته شد. دیگر روحانیون درباری و حکومتی یا خودشیفتگان به ظاهر عالم، فرصت تحریف نیافتند ولی با تفسیرهای اختصاصی و بر خلاف سیره ی پیامبر ص و ائمه ع راه فرقه بازی را گشودند.
تفسیر عملی دین توسط ائمه علیهم السلام طی حدود دویست سال٬ الگوی دین خواهان در عصر غیب است.
اینگونه است که دینی با سرمنشا پاک چون قرآن و رفتار پاکانی چون پیامبر ص و علی ع و فاطمه س و حسن ع و حسین ع٬ همه چیز را برای هدایت بشر در خویش دارد.
از هدایت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
قرآن کریم:
عنکبوت 46/
جهت گیری وجدت در ادیان ابراهیمی تا به آنجاست که حتی دین پیامبر دین ابراهیم بود چه پیش از بعثت و چه پس از آن. پیش از بعثت دین حنیف بود پس از آن هم اسلام.
این بزرگترین جاذبه این دین برای اهل کتاب و مشرکان است. نقطه مشترک هر دو گروه. اهل کتاب که ادیانشان ابراهیمی است و مشرکان هم قبله آمالشان ابراهیمی است.
آیا خدای ما و اهل کتاب یکی است؟جواب قرآن بلی.
انفال 65 و 66/
تاثیر ایمان و ثبات قدم در جنگ بسیار است. اما محدودیت هم دارد. تشویق پیامبر و صبر بیست نفر را برا دویست نفر برتری میدهد.
و یا
100 نفر بر ١٠٠٠ نفر باذن الله پیروز میشوند. حتی این برتری های الهی نیز حساب و کتاب دارد.
در صدر اسلام اکثر جنگهای رسول الله ص دفاعی بود و با اینحال این جنگهای حضرت رسول ص نبود که موجب توسعه اسلام شد بلکه صلحهای حضرت ص بود. حتی صلح هایی که به ظاهر از موضع ضعف نظامی بود. مانند صلح حدیبیه که از بزرگترین فتوحات اسلامی محسوب میگردد.
جنگ صرفا مانع را مرتفع میکند. هیچ دینی در دنیا بر اساس زور پیشرفت نکرده و نمیکند. این موضوع اختصاص به دین اسلام نیز ندارد.
اصولا پیروزی با قدرت نظامی پیروزی نیست، صرفا فتح سرزمین است.
گسترش اسلام در ایران نیز عمدتا ناشی از صلح بود. جنگ وسیله دفاعی است نه تهاجمی.
ابراهیم 4 /
رسولان به زبان قوم برای تبیین سخن میگفتند. ورثه واقعی انبیاء کسانی هستند که زبانشان را مردم می فهمند و در میان مردم زندگی میکنند. آنان در غارها و کمپ های اختصاصی یا قصرها زندگی نمیکنند. آنها با مردم زندگی میکنند و در عین حال از گناه دوری میکنند.
دید قرآن نسبت به امروز و آینده مثبت است. اگر ایمان داشته باشید باخت ندارید.
حق بر باطل پیروز است. ما چشم لازم داریم که ببینیم. تمام هستی بسوی وحدت و غلبه دین خدا در حرکت است. شیطان و یارانش نتوانستند بر روح تعالیم ادیان الهی غلبه کند. اگر چه خطاهایی هست ولی معنویت در حال پیشرفت است.
تمامی قرآن کریم از غیرت الهی بر توحید موج میزند. خدا بر کسانی که حرمت توحید را میشکنند چگونه سخت خواهد گرفت؟ به خدا پناه بریم که جز او فریاد رسی نیست.
سه یاری که خواهند آمد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خضر ... مسیح ... مهدی علیهم السلام به انتظار عدالت پایان می دهند.
از نشانه ها تا هدف اعلی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نشانه وسیله ای برای رسیدن است. رسیدن به نشانه آنگاه ارزش دارد که پای نشانه ها خوابمان نگیرد و از راه باز نمانیم. همه نشانه های هستی به سوی خدا نشانه رفته اند.
آیات الهی نشانه اند. پیشوایان دین نشانه اند. پیامبران ظاهر و باطن٬ راهنمایان و نشانه ها هستند. همه ی نشانه ها٬ خدا را نشان می دهند و انسان با انتخاب منطقی از مسیر نشانه ها به هدف اصلی میرسد.
معجزه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تجربه معجزه در زندگی مان شیرین است.
==============
گاهی زبان گشودن در کودکی چون مسیح ع معجزه ی خداوند است و گاهی زبان بستن در پیری چون زکریا ع و هر دو نشانه و آیه ای از آیات الهی.
==============
آیات الهی همگی شگفت انگیزند.
زیارت مومنان مسیحی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
برای مسیحیان سه راه زیارتی مشهور وجود دارد:
- راه جام به مزار مسیح در اورشلیم. سمبل نخل. سمبل توانایی انجام معجزه. زائران معروف: رومیان
- راه پطرس به رم. سمبل صلیب. توانایی ارتباط با جهان های دیگر میدهد. زائران معروف: نخلیان
- راه سانتیاگو(اسپانیا و فرانسه) سمبل شمشیر. جاده یعقوبی. که بقایای جسد یعقوب قدیس را در ایبری بردند. سمبل صدف. این راه سمبل قدرت است. زائران معروف: زائران.
لباس سفید زائران راه سوم شبیه زائران حج مسلمان.
وقتی مومنان ادیان در کنار هم قرار میگیرند و سخن از غلبه نیست. زیباترین صحنه ها آفریده میشود.
مبعث حضرت رسول مبارک باد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
پیامبران در ادبیات مذهبی و البته نه در مذاهب راستین نمایندگان بلامنازعی هستند که از آسمان بر زمین نازل میشوند. در ادبیات دینی ما سخن از بعثت و برانگیختن است. از آسمان یکی از زمینیان برانگیخته میشود. کسی که نه فرشته است(چون بشر است) و نه از سران و نخبگان (چون امی است). صفات و اخلاق ممتاز انسانی شایسته شرایط نبوت را در محمد بن عبدالله یتیم قریش فراهم کرد و اینک او برگزیده میشود.
به خواست و اراده حضرت حق او خاتم پیامبران میشود تا کرامت انسان و اخلاق را به اتمام و کمال رساند.
او اسوه حسنه است و قابل پیروی. اگر نیمتوانیم از همه صفات ایشان پیروی کنیم لااقل از هر کدام که میتوانیم استفاده کنیم. ای کاش حدا اقل میتوانستیم از اخلاق کریمانه او پیروی می کردیم.
انتظار مسیح(موعود=مهدی)
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یکی از ویژگیهای دکتر شریعتی این بود که همونی رو که همه میدیدن میدید ولی یه جور دیگه هم میتونست ببینه و بیان کنه. شاید این روش رو از بزرگان دین و حتی وحی الهی آموخته بود. از نظر بیان هم که استاد مسلم بود. من نمیشناسم کسی رو که به قوت او سخن گفته باشد. با تمام احساسات و مسلط به مفاهیم گسترده و عمیق. از پدر تا پاریس بسیار آموخت و از مشهد تا ارشاد بسیار آموزاند. و قدر زحماتش رو جز با خواندن و گفتن نتوان گزارد.
وقتی سخن از مهدویت وانتظار میشه خیلی زود ذهن ما تاریخ رو سیر میکنه و از همه راههای اصلی به راههای فرعی و نهایتا به شاخه از مکاتب اسلام که ما نیز پیرو آنیم میرسه و میگوید مهدویت بخشی از تفکر شیعه است. ولی دکتر طور دیگه ای هم نگاه میکنه:
آنچه من بر آن میافزایم این است که مهدویت یا مسیحیت مذهب فرد نیز هست. نه بعنوان فردی وابسته به یک مذهب یا یک دوره یا جامعه. نه . بلکه بعنوان یک فرد انسان. یک انسان.
هر کسی یک منتظر است. مگر نه گفتم که انسان یک حیوان منتظری است؟ چقدر حالات و گرفتاریهای شخصی آدم در جهان بینی علمی و فلسفی اش اثر دارد! آن مقدمه معروف را ببینید! نه یک وصف تاریخ و شرح علمی جهان خارجی است٬ یک شرح حال است. شرح حال نویسنده است. تاریخ انسان در آنجا یعنی عمر من. آفرینش انسان یعنی ساختمان ذاتی من. خاک - خدا. غمگینی. بیزاری از جهان. از هستی خویش. کمبود. غربت. ایده آل ها. جهان گریزی. واقعیت گریزی. دغدغه و اضطراب ... هوای بیتاب به آن.. نه اینجا. غیبت. آن نمیدانم کجا... هنر آرایش زندان بسبک خانه ایده آلی خویش/ مذهب راه گریز٬ ماوارا٬ عرفان٬ عشق٬ آن نمیدانم کی٬ نیمدانم کجا٬ غربت٬ وطن ... همه شرح حال و روح و درد خویشت است. حکایت آن دوران است. دوران سابق. .... این فلسفه خودی من بود پیش از آنکه به حکمت و عرفان دست یابم و همه آن نمیدانم ها را برایم میدانم کند. نشانم دهد و این است که پیغمبر گفت: الحکمه ضاله المومن. حکمت گمشده مومن است. و ممومن میجوید و تا نیابد آرام نیست. دغدغه آن نمیدانم کی٬ نمیدانم چی٬ همیشه بی قرارش دارد.
و مهدویت یعنی آینده گرایی. درست عکس اعتقاد به عصر طلایی که گذشته گرایی و انحطاط است. مهدویت یعنی فردا.
فردا! چه کلمه ی هیجان آوری! چقدر این کلمه نیرومند است! چقدر زور دارد! آشوبگر و فتنه گر و نوازشگر و طوفانی است! ...(ص ۱۰۸۹ از گفتگو های تنهایی)
شکست های گذشته عبرت است. اما در طرح های تاریخی گذشته ماندن و از آن الگو ساختن بدون توجه به اصول متکی به کوششی سخت(اجتهاد سنتی و در عین حال پویا) برایمان دیوار می سازد نه افق. ما نیازمند حرکتیم . نیازمند راهبر. نیازمند وحدت. نیازمند جهت. کار سختی هم نیست. کافی است بخوانیم. بیرون و درون رو بخوانیم.
این هم سهم ما در عید مسیح مهربان.
بهتر از این میشه یا بهتر از این نمیشه؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اعتقاد به آینده ای ایده آل برای بشریت در مکاتب و ادیان الهی و غیر الهی جایگاه محکمی داره. ولی نحوه رسیدن به اون جامعه ایده آل و شرایط تحقق آن متفاوت است.
وضعیت بشر روز به روز بدتر میشه؟ یا بهتر میشه؟ شرایط داره بدتر میشه؟ یا بهتر میشه؟قضاوت در این مورد هم سخته. اینی که خیلی ها قبول دارن اینه که قبل از تحقق جامعه ایده آل دوران تباهی است. اما آیا این مربوط به همان دوره بلافصل قبل از ظهور حقیقت است یا روندی است که از ابتدای بشریت از خوبی آغاز شده و روز به روز بدی بیشتر میشود تا نهایتا با انفجاری حق بر باطل پیروز شود؟
شاید بشه گفت که ما انسانها روز بروز قوی تر و بافرهنگتر و کامل تر شده ایم. حتی پیامبران هم همین مسیر رو طی کرده اند. روز به روز پیامی کاملتر. پس آیا میشه گفت:
ما دنیای خوبی داریم. و بهتر هم خواهد شد.
امیدوارم اینگونه باشد.
قدم صفر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بنام خداوند بخشنده مهربان
کار من چیه توی این وبلاگ؟ فکر کردم که اگه بتونم عادت کنم یه کم بنویسم شاید بتونم یه کم هم بخونم . دنیای شلوغ پلوغ امروزی فرصت کمی به ما میده تا از فاصله دورتر به خودمون نگاه کنیم. نوشتن این فرصت رو بهمون میده. فایده های دیگر نوشتن هم که جای خود داره.
حالا برم سر چند نکته بدرد بخور. تو ماه مبارک رمضان که میخواستم این وبلاگ رو شروع کنم این متن رو نوشتم. ولی حالا که میخوندم دیدم بیخود نبود که نوشتن رو ادامه ندادم. چه میشه کرد. بضاعت شروع ما همینه. امیدوارم بعدا بهتر بشه. آخه یکی نیست بهم بگه که چه جوری باید شروع کنم.
ولی عیب نداره ... بهتر .... خود راه بگویدت که چون باید رفت.
این همون نوشته است که اینجا میارمش تا ببینیم چی میشه
۱....۲....۳
بالاخره ما هم صاحب وبلاگ شدیم. دست همه درد نکنه بخصوص همسایه ها. تا حالا مجبور بودید حرفهای منو بشنوید و تحمل کنید، از این به بعد نوبت نوشته هام شده، خدا بهتون صبر بد.
سعی میکنم وبلاگم کمی تنوع داشته باشه ولی به هر حال اگه خسته کننده بود به بزرگواری خودتون ببخشید. در هر نوبت میخوام یه نکته از مرجعی بگم که جنبه آموزنده برای خودم و دوستام داشته باشه. یه سوال هم مطرح کنم تا بهانه صحبت باشه و یه کمی از گل و بلبل بگم که وبلاگ نویس های حرفه ای حالم رو نگیرن. اگه نظری هم داشتید بگیدا! اصلا نگران نباشید حضرت سلطان گاهی هم نظرش رو عوض میکنه.هدف اصلی من اینه که بنویسم. میخوام بنویسم و بنویسم و متقابلا بشنوم و بشنوم. وقتی آدم مینویسه مجبور میشه یه انسجامی به خودش بده و من به این انسجام نیاز دارم. اما بعد ..... اول از قرآن کریم آغاز میکنیم که مناسبت هم داره. ماه مبارک رمضان است. ماه مبارک. بهترین زمانها. ماه نزول قرآن و صعود انسانها. درهای آسمان باز است. نوبت ما هم میشه؟ من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا، الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح..... فاطر/10 سوال:نظریه دین زرتشت از نظر من خیلی جالبه: پندار نیک / گفتار نیک/ کردار نیک.نظر شما چیه؟ سر خدا که عارف سالک به کس نگفت/ در حیرتم که باده فروش از کجا شنیدیارب کجاست محرم رازی که یک زمان/ دل شرح آن دهد که چه گفت و چها شنیدحافظ هم عجایب خلایقیه! اصلا کی گفته که وبلاگ آدم باید منظم باشه؟