در دوران آقای احمدی نژاد و حتی پیش از آن در دوران اصلاحات، شرایطی ایجاد شد که بسیج و دیگر نهادهای انقلاب اسلامی به هواداری از اصولگرایان که اقلیتی نه چندان محبوب در افکار عمومی ملت ایران هستند، نسبت داده شدند. حضور مهندس موسوی فرصتی برای اعاده حیثیت و تمیز اصیل از قلابی است.
Home Archive دی ۸٩ آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آذر ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ مهر ۸۳
لینک مطلب:
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شجره طیبهای است که با دست توانای معمار حکیم و دوراندیش انقلاب در این سرزمین خدایی نشانده شد تا بیمه کننده تداوم انقلاب و حافظ دستآوردهای گرانسنگ آن باشد
لینک مطلب:
وضعیتی که در دولت فعلی وجود دارد، این است که حتی اهدافی برای چنین توسعهای هم وجود ندارد و طرحهای بزرگ مطرح نیست؛ در حالی که زمانی با وجود بهمن عظیم هزینههای جنگ، با استفاده از سرمایههای اجتماعی میتوانستیم صدها پروژهی راهبردی را اجرا کنیم که متاسفانه امروز اکثر چنین پروژههایی خوابیده است و پروژههای کوچکی که رضایت آنی دارد، انجام میشود؛ البته این پروژههای کوچک نیز در حد خود بد نیست، ولی کشوری که وقت کمی دارد باید از این وقت بیشترین استفاده را ببرد
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
مهندس میرحسین موسوی با انتقاد از پیگیری نشدن طرح های بزرگ در دولت، سیاست های فرهنگی و بداخلاقی های انتخاباتی را نیز مورد نقد قرار داد و گفت:«به قدری تنزل پیدا کردهایم که عدهای فکر میکنند اکثریت رای جامعه را میتوان با پول و امکانات خرید.»
به گزارش قلم، نخست وزیر دوران دفاع مقدس روز یکشنبه در دیدار با جمعی از ایثارگران، جانبازان، خانوادههای شهدا، آزادگان و فرماندهان دوران جنگ تحمیلی با اشاره به بحث فعالیت رسانهها اظهار داشت:«بنده اعتقاد ندارم که بستن رسانهها و ایجاد محدودیت، چاره مشکل باشد. کافی است کمی نرخ تورم را پایین بیاوریم و اشتغال را بالا ببریم، آنگاه خواهیم دید که مشکلات چگونه کم خواهد شد و برعکس اگر تورم 25 درصدی به 30 درصد افزایش یابد، نتیجه عکس خواهیم گرفت. متاسفانه ما ریشهها را رها کردهایم و به مسایل دیگری پرداختهایم.»
موسوی همچنین با اشاره به توزیع برخی اقلام نظیر گونیهای سیب زمینی در برخی مناطق ازسوی دولت گفت:«توزیع سیب زمینی دیگر کمکم تبدیل به یک نماد شده است. در نگاه اولیه به نظر میرسد که این چیزی است که دیگران نیاز دارند و بد نیست که حکومت به دنبال این مساله باشد، ولی حساسیتی که در این مساله به وجود میآید به این خاطر است که این کار برای خرید چیزی است. بحثی در مردمشناسی هست که میگوید در کسی که هدیهای گرفته است، حسی برانگیخته میشود که این هدیه را جبران کند.»
عضو مجمع تشخیص مصحلت نظام تصریح کرد:«اگر با این کار حق کسی را میدهند، مسالهای نیست ولی اگر شیوهای که اتخاذ میکنیم این حس را برانگیزد که انتظاری از آنها هست یا به نوعی مردم را نمکگیر کنیم یا این احساس باشد که مردم فکر کنند باید در جای دیگری این مساله را جبران کنند، این هم مساله متفاوتی است.»
نخست وزیر دوران دفاع مقدس به بحث معامله با خدا در قرآن کریم اشاره کرد و افزود:«معامله با خدا تنها معاملهای است که مورد توجه است و تنها معامله پرارزشی است که خدا به آن ارج و قرب میدهد. وقتی جامعه به حالتی درمیآید که ارتباط با ارزشهای بنیادین قطع میشود، همه جامعه در مسایل سوداگرانه خلاصه میشود و در آنجا مجال خلق و بسط ارزشها و فضیلتها به بنبست میرسد.»
وی با بیان اینکه فرق جامعه سوداگرانه با یک جامعه ارزشی در کالایی شدن همه چیز است، اظهار داشت:«در جامعه کالاهایی وجود دارد که قابل فروش نیست. مثلا کسی آبرو، ناموس و رای خود را نمیفروشد. در جامعهای که این ارزشها غلبه پیدا کند با یک جامعه ارزشی روبهرو میشویم و برعکس وقتی این ارزشها به سمت ارزشهای کالایی سرازیر میشود بعضا تیپی مانند جزایری هم پیدا میشود که با پول خود میتواند رای کسی را هم بخرد؛ وقتی مثلا به بهانه کمک به مساجد به کسی پول بدهند و رای او را برای مسالهای بخرند، این نشان میدهد که در جامعه حتی رای یک نماینده هم قابل خریدن است اما در یک جامعه ارزشی رای اصلا قابل خرید و فروش نیست. چنانکه در 12 فروردین اگر بحث میشد که به عدهای برای این رای پولی داده میشود، قطعا موج عظیمی در جامعه ایجاد میکرد.»
موسوی، انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) را موجب تبدیل جامعه کالایی به یک جامعه ارزشی دانست و افزود:«در چنین شرایطی میدیدیم که مردم حتی از فرزندان خود هم میگذشتند برای اینکه به سعادتی برسند که قابل خرید و فروش نیست. آنچه مشکل پیدا کردهایم - البته در کنار مشکلات دیگر - و با کارهای دولت شدیدتر هم میشود، این است که چنین فضاهای سوداگرانه را فراگیر میکند و این اتفاق بسیار خطرناکی است.»
عضو مجمع تشخیص مصحلت نظام با طرح این سوال که کشوری که سرمایههای عظیم اجتماعی خود را از دست بدهد با کدام وسیله میخواهد در برابر مشکلات ایستادگی کند؟ افزود:«در زمان جنگ فضایی بود که بیشتر معاملات با خدا و برای خدا بود؛ به طوری که حتی برخی به دنبال این بودند که وقتی شهید میشوند هم شناخته نشوند. در چنان شرایطی این امکان وجود داشت که اگر کشور محاصره، بمباران و تحریم میشد و مشکلات مختلف به وجود میآمد، باز هم میتوانست اداره شود و مقاومت کند و این به دلیل وجود همان فضاها و سرمایهها بود. آنچه الان اتفاق افتاده و اوج آن را در این بداخلاقیها در رابطه با انتخابات میبینیم، به همین مساله برمیگردد.»
نخست وزیر دوران دفاع مقدس اضافه کرد:«این مساله اثرات اقتصادی منفی هم دارد. منابعی که در دست ماست وقتی در خدمت پروژههای بلندمدت باشد ممکن است موقعی به نتیجه برسد که اصلا آن دولت نباشد. زمانی میتوانیم از منابع کمیاب در خدمت اهداف راهبردی استفاده کنیم که از اینکه مورد تقدیر آنی قرار بگیریم، دل بکنیم. اگر قرار باشد منابع را طوری مصرف کنیم که هیاهو به دنبال داشته باشد و بخواهیم برای ما هورا بکشند، اینجاست که ممکن است فکر شود با یک کیسه برنج یا سیب زمینی میشود رای مردم را خرید.»
وی با اشاره به اینکه درآمدها و امکانات زمانی برکات خواهد داشت که به چنین ارزشها و مسایلی توجه کنیم، افزود:«وقتی این مسایل رعایت نشود اگر قیمت نفت به جای 140 دلار به 240 دلار هم برسد، باز هم هیچ خیر و برکتی نخواهد داشت؛ همانطور که وقتی از 20 دلار به 140 دلار رسید به جای آنکه به وضع مطلوبی برسیم، خیر و برکتی نداشته است.»
موسوی با بیان اینکه امروز در مردم تمایلی برای تغییر و بازگشت به ارزشهای اسلام ناب وجود دارد، خاطرنشان کرد:«این تمایل به این دلیل است که اتفاقاتی که الان میافتد به نام اسلام انجام میشود. ضایعهای که الان وجود دارد این است که به قدری تنزل پیدا کردهایم که عدهای فکر میکنند اکثریت رای جامعه را میتوان با پول و امکانات خرید.»
وی در ادامه این جلسه اظهار داشت:« مشکلی که در رابطه با گروههای سیاسی داریم این است که بعضا حرفها و شعارهایی که میدهند ممکن است تبدیل به یک کلیشه شود و ما را محبوس کند. مثلا وقتی میگوییم اصولگرایی، ممکن است تعاریف مختلفی وجود داشته باشد که بخشی از آنها را بزرگ میکنیم و پشت آن قرار میگیریم. به نظر من در مردم همه این ارزشهای خوب وجود دارد و در واقع مردم هم اصلاحطلب هستند و هم اصولگرا.»
عضو مجمع تشخیص مصحلت نظام تاکید کرد:«رفتن به این سمت به شرط آنکه به خوبی مطرح شود، میتواند قلبهای مردمی را که با صندوقهای رای قهر کردهاند، به سمت نظام برگرداند. من قبول ندارم که آرای خاموش فقط مربوط به قشرهای بالادستی جامعه است؛ چرا که ما 20 میلیون قشر بالا نداریم. در انتخابات گذشته در بسیاری از شهرها، مردم بسیار کمی پای صندوقها آمدند و این مشکل باید حل شود.»
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با بیان اینکه یکی از اثرات سیاستهایی که در این چند سال داشتهایم، لاغر شدن قشر متوسط و رفتن آنها به سمت زیر خط فقر است، افزود:«وقتی سیاستهای نادرست در پیش گرفته شود چنین اتفاقی میافتد و کمکم قشرهای متوسط لاغر شده و به سمت پایین سرریز میشوند. چنین مشکلاتی موجب دلسرد شدن مردم از انتخابات میشود. باید اعتماد از دست رفتهی مردم را جبران کنیم و این مساله در یک جامعه سوداگر عملی نیست.»
وی با بیان اینکه بدون سرمایهی اجتماعی حتی اگر بهترین درآمدها را هم داشته باشیم، باز هم وابسته خواهیم بود، اظهار داشت:«اگر اقتصاد نیرومندی داشته باشیم که نتواند توزیع عادلانهای در جامعه ایجاد کند، جز اینکه این ثروت و امکانات در اختیار عدهای قرار بگیرد، نتیجه دیگری نخواهد داد.»
موسوی بیان کرد:«وضعیتی که در دولت فعلی وجود دارد، این است که حتی اهدافی برای چنین توسعهای هم وجود ندارد و طرحهای بزرگ مطرح نیست؛ در حالی که زمانی با وجود بهمن عظیم هزینههای جنگ، با استفاده از سرمایههای اجتماعی میتوانستیم صدها پروژهی راهبردی را اجرا کنیم که متاسفانه امروز اکثر چنین پروژههایی خوابیده است و پروژههای کوچکی که رضایت آنی دارد، انجام میشود؛ البته این پروژههای کوچک نیز در حد خود بد نیست، ولی کشوری که وقت کمی دارد باید از این وقت بیشترین استفاده را ببرد.»
موسوی در ادامه با اشاره به بحث اینترنت، اظهار داشت:«عدهای میگفتند اینترنت فقط برای فساد به وجود آمده است. همان موقع که این بحث مطرح میشد، گفتم کشوری مانند آمریکا این مقدار هزینه نمیکند که فقط بخواهد یکسری تصاویر مستهجن برای ما بفرستد. این یک نوع نگاه است که فکر کنیم تمام این تغییرات در دنیا برای این است که ما را نابود کنند و فرهنگ ما را از بین ببرند و متاسفانه هیچگاه به شکل یک فرصت به آن نگاه نمیکنیم.»
وی افزود:«ا بستن و محدود کردن نمیتوانیم جلوی مفاسد را بگیریم و در چنین حالتی فضای زیرزمینی مخوفی ایجاد میشود که قابل کنترل نخواهد بود.»
نخستوزیر دوران دفاع مقدس، با بیان اینکه مشکلات ما در زمینه فرهنگی به دلیل سیاستهای غیر روشن و غیرمثبتی که در این زمینه وجود دارد، کمتر از مشکلات دیگر نیست، افزود:«300 میلیون CD صوتی و تصویری در کشور توزیع میشود که نزدیک به 100 درصد آن زیرزمینی است. اینها باید مدیریت صحیح شود و جایگزینی برای آن بیابیم. این مشکلات ناشی از دید محدودی است که بعضا برای استفاده از آن امکانات داریم؛ بدین ترتیب غیر از اقتصاد زیرزمینی یک فرهنگ زیرزمینی نیز داریم.»
وی در پایان بر لزوم بازگشت به ارزشها در جامعه تاکید کرد و گفت:«ه صورت اصولگرایانه نیازمندیم که به ارزشهای انقلاب بازگردیم و از طرف دیگر هم باید نگاه اصلاحطلبانه داشته باشیم و فکر میکنم چنین زمینهای در جامعه وجود دارد.»
در حاشیه جلسه بیانیه ای به صورت طومار تهیه و به امضای هواداران ایثارگر مهندس موسوی رسید. حضور جانبازان، آزادگان و خانواده های معظم شهدا و زندانیان سیاسی قبل از انقلاب در این جلسه برجسته بود.
لطف الله میثمی، اکرمی، برهانی و مرتضی الویری در میان زندانیان سیاسی قبل از انقلاب دیده می شدند.
چند تن از فرماندهان و سرداران دوران جنگ از جمله سردار مهدی کیانی، لشکر ولیعصر خوزستان و لشکر 32 انصار الحسین همدان، همچنین نصرت الله کاشانی مسوول واحد مهندسی قرارگاه های علمیاتی، خواهر شهید جهان آرا که خود از جانبازان انقلاب است، امیر بازرگان از خلبانان شجاع دفاع مقدس، ترکاشوند فرمانده گردان امام حسین (ع)، حسین کلانی، عملیات قرارگاه کربلا، سعید عابدین زاده، بنیانگذار پیش مرگان مسلمان نیز در این دیدار حضور داشتند.
در اوایل پیروزی انقلاب و دوران دفاع مقدس به این فکر میکردیم که آیا انقلاب و جنگ ما نیز به سرنوشت انقلاب و جنگ دیگر کشورها تبدیل میشود یا سرنوشتی متفاوت خواهد داشت؟ آیا در کشور ما نیز فرصت طلبان مدعی ارزش ها میشوند و از ظاهر حقیقت را برای تحریف حقیقت به کار می برند؟
همیشه امیدوار بودیم که به مدد حضور نیروهای اصیل انقلاب جلوی چاپلوسان و ریاکاران گرفته شود. حضور میرحسین موسوی نیز بارقه ی امید دیگری است. وحشت از حضور وی بی دلیل نیست.
لینک مطلب:
مصباح یزدی: به کروبی اعتماد نداشته و ندارم، برای همین زیر اعلامیه ی امام را امضا نکردم!
خبرگزاری انتخاب :سه سال گذشته حجت الاسلام کروبی طی گفت و گویی اعلام کرد «پیش از انقلاب اعلامیه ی حضرت امام (ره) برای آقای مصباح بردم تا امضاء کنند، اما ایشان نامه را امضا نکرد و گفت: حاج آقا روح الله از این تندروی ها زیاد می کنند، ما نباید گوش کنیم
خبرگزاری انتخاب:
حجت الاسلام مصباح یزدی رییس یک موسسه آموزشی در قم به برخی اتهامات مطرح شده علیهش پاسخ داد.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری «انتخاب»، سه سال گذشته حجت الاسلام کروبی طی گفت و گویی اعلام کرد «پیش از انقلاب اعلامیه ی حضرت امام (ره) را برای آقای مصباح بردم تا ایشان زیرش را امضاء کنند، اما ایشان نامه را امضا نکرد و گفت: حاج آقا روح الله از این تندروی ها زیاد می کنند، ما نباید گوش کنیم!
مصباح یزدی در مورد این اتهام می گوید: هویت او (کروبی) برایم مجهول بود و به او اطمینان نداشتم.
«وی می افزاید: آقایی که میشناسید (کروبی) یک وقت نامهای را آوردهاند که من امضا بکنم و امضا نکردم. حقیقتش این است که من به آورندة نامه اطمینان نداشتم
مصباح یزدی می افزاید: بعضی اشخاص از همان وقت برای ما هویتشان مجهول بود. نمیگویم آدم بدی بودند؛ ولی ما به آنها اعتماد نداشتیم و بعد هم حوادثی اتفاق افتاد که آن سوءظن ما را تا حدی تأیید کرد و امروز هم شما از همان شخص رفتارهایی میبینید که واقعاً جای این است که آدم احتیاط کند و بنده هنوز هم به این قبیل افراد، اعتماد ندارم.
او ادامه می دهد: مگر آدم مجبور است که هر کسی هر نامهای آورد، امضا کند؟ اگر اصل اینکه ما در مقابل رژیم اعلامیه داده باشیم، ملاک است که دهها اعلامیه با امضأ بنده و با محتوای تند سیاسی موجود است. یک نکتة دیگر هم که نمیخواستم و نمیخواهم وارد بشوم، ولی ناچار اشارهای کنم، آن است که کسانی که در مبارزه مخفی و سرّی وارد میشدند، نمیآمدند افشا بکنند.»
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری «انتخاب»، وی همچنین در مورد اتهام مطرح شده علیهش در مورد فرار از مبارزه، ضمن دروغگو خواندن این افراد می گوید: روش من از همان ابتدا در مبارزه، رازداری و مخفیکاری و عدم تظاهر بود. ضرورتی نمی بینیم سوابقم را منتشر کنم.
مصباح یزدی همچنین در واکنش به اتهام دیگری مبنی بر "چراغانی شب نیمه شعبان برخلاف دستور امام (ره) ، تنها به مضحک خواندن این اتهامات اکتفا کرده و به بیان نقل قول هایی از برخی نزدیکانش در مورد خود می پردازد.
لینک مطلب:
فردا مراسم سالگرد حاج سید احمد خمینی در تهران برگزار میشود. هر ساله از زمان رحلت ایشان، مراسمی برگزار میشد. تنها پارسال این مراسم برگزار نشد. به نظر میرسید به خاطر اتفاقات تلخی بود که نسبت به بیت امام خمینی صورت گرفته بود. اتفاقات توهینآمیزی که از سوی محافظهکاران مدعی صورت گرفته بود و آیهالله توسلی، یار دوستداشتنی امام خمینی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام، در همین رابطه و در دفاع از امام جان خود را به جان آفرین تسلیم کرد. مرحوم حاج سید احمد خمینی، بیشک در دههی اول انقلاب تاثیرگذارترین فرد کشور بود. در آن دوران همه تصمیمات کلان کشور زیر نظر امام خمینی قرار داشت و احمد آقای خمینی کلید ارتباطی با امام بود. رشد جریان روشنفکری دینی ـ در قاموس ادبیات آن روز ـ و نفی تحجر از حوزههای دینی نیز در آن دوران مدیون اندیشه احمد آقای خمینی بود. او به دلیل اینکه داغ تلخ تحجر را در دوران غربت امام خمینی در حوزههای علمیه حس کرده بود و عمق خطر آنان را برای دین و انقلاب و اسلام به خوبی میفهمید، با تکیه به قدرتی که داشت، همواره فضای تصمیمگیری حکومت را از دسترس آنان دور میکرد و جریانات آزاداندیش را در کشور پشتیبانی میکرد. آقایان خاتمی، عبدالله نوری، میر حسین موسوی، کروبی از همراهان آن روزهای احمد آقای خمینی شناخته میشدند و در مقابل بسیاری از کسانی که این روزها تاثیرگذاران عرصه فرهنگ و دین هستند، همواره خود را در انزوای تبلیغاتی میدیدند. اگر در آن دوران آغاز انقلاب، این نقش برجسته را احمد آقای خمینی به نمایندگی از امام ایفا نکرده بود، مرز جمهوری اسلامی با آنچه بعدها طالبانیزم تعبیر شد، معلوم نبود. فرزند هوشمند و زمانشناس ایشان، حاج حسن آقای خمینی هم این نقش را بدون داشتن پشتوانهی قدرتی مثل پدر در این دوران بر عهده دارد. تلنگرهای به موقع حسن آقا در مورد مسائل اجتماعی و فرهنگی ادامهی آن خط فکر روشنفکری دینی است که با شرایط امروز جامعه پیوند خورده است. به خانم فاطمه طباطبایی، همسر و به آقایان سید حسن و سید یاسر و سید علی خمینی که با هر سه افتخار دوستی دارم، تسلیت مجدد میگویم.
لینک مطلب:
من به دنبال یک گفتمان ویژه هستم و این هم منبعث از فضای اول انقلاب اسلامی است. به نظر من امروز بیش از گذشته باید نگران وحدت جامعه باشیم و باید کاری کنیم که صرفنظر از مبارزات سیاسی، صفوف مردم را شقه شقه نکنیم.
کلمه: مهندس میرحسین موسوی در جمع جوانان موسوم به جامعه دانشآموختگان دانشگاه آزاد اسلامی اعلام کرد: درباره حضور خود جدی هستم. به گزارش کلمه،مهندس میرحسین موسوی با بیان این مطلب تصریح کرد: این حضور را در تناقض با فعالیتهای بقیه دوستان نمیبینم.
موسوی بیان کرد: من هم به آقای خاتمی و هم به آقای کروبی ارادت دارم و خودم را از دوستان آنها میدانم و از قدیمها هم کار کردهایم. موسوی با اشاره به حضور کاندیداهای مختلف در عرصهی انتخابات خاطرنشان کرد: این چند صدایی بودن را مفید میدانم، چرا که معتقدم هر کدام ظرفیتهایی را برای کشور ایجاد میکند. در انتخابات اخیر مجلس، در برخی مناطق شرکتکنندگان در انتخابات به شکل غیرقابل قبولی، تنزل یافته بود و اگر میخواهیم این مساله تکرار نشود، در این مرحله از صداهای گوناگون استقبال کنیم.
نخستوزیر دوران دفاع مقدس اظهار کرد: من به دنبال یک گفتمان ویژه هستم و این هم منبعث از فضای اول انقلاب اسلامی است. به نظر من امروز بیش از گذشته باید نگران وحدت جامعه باشیم و باید کاری کنیم که صرفنظر از مبارزات سیاسی، صفوف مردم را شقه شقه نکنیم.
موسوی با اشاره به تاکید امام خمینی(ره) بر وحدت در جامعه افزود: در کمتر سخنرانی از حضرت امام (ره) میبینیم که ایشان از وحدت در جامعه صحبت نکرده باشند، ولی متاسفانه در سالهای اخیر بیش از اندازه فضای سیاسی کم اعتنا به این وحدت مردم بوده است که این میتواند خطرآفرین باشد.نخستوزیر دوران دفاع مقدس در ادامه با بیان اینکه در نظامی که انتخابات را مهم میداند باید انتظار داشت که دولتهای مختلفی با دیدگاههای مختلف بر سر کار بیایند، تاکید کرد: اگر قواعد حاکم بر نظام خوب حفظ شود نباید بیمی از این داشت که جناحهای مختلف جایگزین یکدیگر شوند.
موسوی در قسمتی دیگر از سخنان خود گفت: هر گفتمانی دافعه و جاذبه ای دارد و بنده به گفتمان انقلاب معتقدم و با بازخوانی آن با توجه به شرایط زمانی و مکانی آن را مطرح می کنم و طبیعی است که در سطح جامعه توجهی به شیوه طرح این موضوع وجود داشته باشد.
وی با بیان این که قشر وسیعی از مدیران خوب کشور در جناح های مختلف حاضرند با هر دولتی که برای کشور خدمت کند کار کنند. تاکید کرد: متاسفانه ما این حقیقت را ندیده گرفتهایم و با تضعیف نیروی انسانی کارآمد و مدیران با تجربه، کشور را فقیرتر کرده ایم و فقر از نظر نیروی انسانی مهمتر از فقر مالی است.
موسوی با اشاره به اینکه مردم خیلی مثل تشکیلات و جناحها خود را در کلیشهها حبس نمیکنند گفت: مردم در یک جمله هم از ایستادگی در مقابل قدرتهای زورگو ممکن است تعریف کنند و هم از آزادیهای اساسی دفاع کنند و از دخالت در امور شخصی مردم تبری بجویند.
موسوی اضافه کرد: مردم عادی کشور ما می دانند که ایستادگی در مقابل سیل عظیم تغییرات فرهنگی و رسانهای که در جهان راه افتاده غیرممکن است در عین حال معتقد به یله کردن همه امور و تسلیم در مقابل هر تغییری نیستند. آنها با عقل جمعی خود میدانند که در این گونه موارد آنچه موثر است مدیریت این تغییرات در جهت منافع ملی و ارزشهای اسلامی است.
موسوی، یکی از دلایل ورود خود به صحنه گفتوگو در عرصه عمومی را احساس خطر از دور زدنهای واضح قوانین دانست و گفت: به نظر بنده اهمیت این مساله از هر مشکل دیگر بیشتر است. اگر قرار است آنچه مجلس تصویب میکند و به صورت قانون در میآید یا مجمع در چارچوب اختیارات و وظایف خود، تصویب و ابلاغ می کند، اجرا نشود و این رویه شود بعد از مدتی چه چیزی از نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی میماند.
در ادامه این جلسه از مهندس موسوی درباره نقش زنان در جامعه و اینکه چطور میشود به گونهای برنامهریزی کرد که یک عرصهی باز و پویا برای فعالیت زنان در جامعه ایجاد شود؟ سوال شد. وی در این رابطه پاسخ داد: شکی نیست که از نظر آماری و فراوانی زنان تحصیلکرده، نسبت به قبل از انقلاب تغییرات وسیعی داشتهایم و میتوانیم نمونه این مساله را در ترکیب دانشجویان مشاهده کنیم. در این زمینه تحول وسیعی را شاهدیم ولی زنان متناسب با این تحول در سطح عمومی کشور حضور پیدا نکردهاند و باید این مساله شکافته شود تا معلوم شود که چه دلایلی در این زمینه وجود دارد.
به گزارش کلمه، نخستوزیر دوران دفاع مقدس با بیان اینکه موانع اولیهای که میتوانست از نظر قانونی جلوی پیشرفت زنان را بگیرد رفع شده است، تصریح کرد: امروزه اگر از کسی بپرسیم که آیا یک زن میتواند وزیر باشد؟ قطعا میگوید بله، ولی عملا میبینیم که چنین اتفاقی نمیافتد. در این زمینه باید جامعه را از نظر هنجاری مورد مطالعه قرار دهیم و تصور جامعه را از نقش زنان متحول کنیم.
موسوی بر نقش زنان در احیای جایگاه خود در جامعه تاکید کرد و گفت: اگر جامعه زنان کشور این تصور را نداشته باشند که باید در موقعیتهای حساستر حضور یابند، هیچ منعی هم که نباشد باز هم شاهد حضور موثر آنها نخواهیم بود.
وی با اشاره به مشارکت زنان برای رای دادن در انتخابات اظهار کرد: رویهای ایجاد شده است که خانمها در چنین عرصههایی حضور داشته باشند. در بحث شوراها نیز شاهد حضور این قشر هستیم و در این زمینه هیچگاه هم با مانعی روبهرو نشدهاند و این نشان میدهد در جاهایی که تصور مثبتی باشد، بدون اینکه مانعی باشد زنان حاضر میشوند.
رییس فرهنگستان هنر با تاکید بر اینکه به نسبت فراوانی زنان تحصیلکرده و توانا، نقش آنان را در جامعه شاهد نیستیم خاطرنشان کرد: دلیل این مساله بیشتر از آنکه به تصمیمگیری سیاستمداران مربوط شود به تصور جامعه از نقش زنان بر میگردد. در تحول جامعه در این زمینه، هم دولتها نقش دارند و هم جامعه زنان باید در این زمینه فعال شوند و نقش خود را در جامعه بازتعریف کنند. این مساله موجب میشود که برخی بداخلاقیها در جامعه نیز از بین برود؛ یعنی اگر نقش زنان در جامعه به درستی دیده شود میتواند بسیاری از این بداخلاقیها را حل کند. بعضا گفته میشود که کشیده شدن زنان به عرصههای جدی میتواند تاثیرات منفی داشته باشد، ولی من برعکس، معتقدم جدی شدن نقش خانمها میتواند مشکلات فرهنگی ما را حل کند.
وی تاکید کرد: در رابطه با شرکت خانمها در سطوح مدیریتی هیچگاه منع قانونی وجود ندارد اما موانع هنجاری هنوز وجود دارد که باید حل شود.موسوی در پایان با تاکید بر لزوم دفاع از حق و ارزشها به دانشجویان توصیه کرد: از ارزشها و آنچه حق است، دفاع و به مصلحت کشور توجه کنید و خیلی صریح در مقابل کژیها و باطل واکنش نشان دهید. این کار ممکن است در کوتاه مدت به ضرر این جناح و آن جناح باشد ولی در درازمدت به نفع همه ملت خواهد بود.
بحث وبلاگی در میز انقلاب (نقد بوترابی) از وبلاگ حاج محسن:
یعنی شما نا خواسته بروز انقلاب درجوامع مدرن را مورد بحث قرار داده اید!
جوامعی که دارای قانونند ومشروعیت حکومت بستگی به اقبال مردم دارد ، جامعه مدرن محسوب میشوند .
ولی در ایران قبل از مشروطه چیزی به نام قانون مدنی وجود نداشته است . در حالیکه انقلاب مشروطه در آن زمان رخداد.
در زمان سلطنت پهلوی نیز اگرچه چیزی به نام قانون اساسی وجود داشت ، لیکن طبق همان قانون اساسی سلطنت موهبت الهی بود ، یعنی شاهنشاهان هرگز مشروعیت خود را متکی براقبال مردمی نمیدانستند. و حال آنکه انقلاب اسلامی در دوران پهلوی بهوقوع پیوست.
2-شما اجرایی نشدن تصمیمات مردم را از عوامل بروز انقلاب دانسته اید . و حال آنکه واژه ای به نام "تصمیمات مردمی" نه تنها در رژیم قاجار بلکه حتی تا اواخر رژیم پهلوی که قرار بود با شعار "پیش بسوی دروازه های بزرگ تمدن" در ایران جوامع مدرن را شبیه سازی کنیم ، واژه "تصمیمات مردمی" محلی از اعراب نداشت.
4-شما از الهام بخشی قیام عاشورا و آرزوی ملت ما برای تحقق عدالت علی(ع) نامبرده اید ولی آیا غیر از این است که 50 سال رژیم پهلوی در این کشور حکومت کرد . پس چرا این الهامت و این آرزوها زودتر بروز همگانی پیدا نکرد .
5- بنظر میرسد اجزای تحلیل شما و پارامترهایی که برشمردید صحیح است ولی ترکیب این پارامترها اگر هم صحیح باشد با انقلاب اسلامی و با انقلاب مشروطه انطباق ندارد.
===================================
توضیحات بوترابی:
از توضیحات حاج محسن متشکرم. باید عرض کنم :
1. از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه / صرفا شامل قوانین مصوب نمیشود بلکه هر گونه اراده حکومتی و هنجار اجتماعی مورد تایید حکومت را شامل میشود. یعنی اراده مردم محلی برای بروز میخواهد و راه خود را از طریق هنجارها دنبال میکند و اگر نتواند ساختارها را میشکند و هنجارهای جدیدی متناسب با اراده متاخر خود تعبیه میکند. در واقع حکومتهای استبدادی و اساسا هر حکومتی دارای کانال های ارتباطی با ملتبرای تعامل با آن است و بحران تاثیر و تاثر مردم و حکومت مبنای اصلی تحول های انقلابی است.
انقلاب اسلامی در زمان پهلوی اتفاق نیفتاد. نقطه پایان عصر پهلوی و آغاز عصری جدید بود. نهضت اسلامی با انقلاب اسلامی متفاوت است. هر چند بعضی در لفظ این دو را در معنای واحد استفاده میکنند و منظورشان مثلا از انقلابی، طرفداران نهضت اسلامی بوده است.
2. مردم همیشه مطالباتی دارند که با فریاد یا سکوت یا فعالیت یا عدم فعالیت ابرازش میکنند. عدم پاسخگویی به مطالبات ملت از سوی حاکمیت موجب دوری حاکمیت از مردم و عدم تفاهم شان خواهد بود. مردم تصمیم و اراده و انتخابی دارند. نهضت اسلامی امام خمینی از ابتدا انتخاب مردم نبود، در مقطعی که حکومت به حد لازم از ملت دور شد، فرصت جایگزینی رهبری اجتماعی و سیاسی برای حضرت امام ره فراهم شد.
٣. دین و مذهب مردم در همه ی جوامع به دلیل ارتباط با هویت فردی و اجتماعی عمیقا بر رفتارها موثر است. مقایسه این امر با زبان فارسی به جهت شباهت آنها در عمیق بودن آنهاست. چه بسا که بعضی عقاید دینی و مذهبی عمیق باشند ولی در واقع خرافه باشند. چه در جوامع اسلامی و چه در غیر اسلامی. دینی بودن به معنای اصیل بودن یا صحیح بودن نیست. لکم دینکم ولی دین ... هر کسی دینی دارد که برایش عزیز است. اینجا موضوع عزیز بودن مطرح است و چه بسا که احمق هایی بوده اند که برای بت ها جان خود را فدا کرده اند و خسرالدنیا و آخرت شده اند.
۴. الهام بخش بودن به منزله نتیجه بخش بودن نیست. برای تحقق یک معلول، سلسله عللی لازم است که جمعا علت تامه محسوب شوند. استفاده از علایق مذهبی مردم در جریان نهضت اسلامی از پانزده خرداد آغاز شد ولی تا زمانی که فراگیر شود سالها وقت لازم داشت. فراگیر شدن دعوت امام به عوامل دیگری نیز مربوط است. اهمیت رسانه های داخلی و خارجی، شبکه فعالین سیاسی و مذهبی، مهارت های اختصاصی رهبری نهضت در تشخیص ضرورتها و مسیر منطقی و آگاهانه و ....
۵. ...
موسوی در ابتدای صحبتهای خود در جمع دانشجویان اظهار کرد: هیچ محفل و هیچ جمعی به اندازه چنین محفلی در من ایجاد احساس حسرت و هجران نمی کند. وقتی به گذشته نگاه می کنم می بینم که چه بسا بهترین مقطع تاریخ زندگی من زمانی بود که با یک عده جوان و دانشجوی دیگر با انگیزه های دینی ، معنوی و ملی در انجمن اسلامی فعالیت می کردیم.
وی موضوع سخنرانی خود را به دو بحث راز دوام نهاد انجمن های اسلامی و دوم وضعیت جامعه تقسیم کرد و درباره موضوع اول گفت: یک نگاه مجدد به تاریخ تاسیس انجمن های اسلامی، دلایلی که این امر را ممکن ساخته که انجمن ۶۶ سال دوام پیدا کند را روشن میکند و این امر میتواند به ادامه راهی که در پیش داریم کمک نماید.
به گزارش ایسنا عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با ذکر یک مثال و استعاره اظهار کرد: زمانی در مسافرتی که به ایتالیا داشتم از واتیکان دیداری کردم در آنجا مجسمه ای دیدم و روی آن دقیق شدم. این مجسمه نیم تنه ای مرمری بود که دو سر داشت و هر سر به یک سو نگاه می کرد وقتی عنوان مجسمه را نگاه کردم مربوط به یکی از اساطیر یونانی به اسم ژانوس است که خدای دروازه ها، مرزها و پل هاست. از نظر استعاری فرهنگ جهانی و فرهنگ غربی این مجسمه معمولا درست در نقطه ای که دو مساله مخالف و متضاد به هم می رسند قرار می گرفت. این مجسمه میتوانست هم به گذشته نگاه کند و هم به آینده. هم به ظلمت نگاه کند و هم به نور.
مهندس موسوی اضافه کرد: انجمن های اسلامی یک طبیعت ژانوسی دارند و معجزه انجمن اسلامی این است که مسایل متضاد را یک جا جمع کرده است. به طوری که تضعیف هر کدام از این وجوه موجب تضعیف انجمن های اسلامی میشود.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به تاسیس انجمن های اسلامی در ۶۶ سال قبل گفت: پیش تر دانشگاه دروازه ای برای نگاه کردن به تحولات جهانی بود ولی با ایجاد انجمن های اسلامی همه متوجه شدند که در این محیط نگاه دیگری که بتواند تحولات را در کنار اعتقادات بنشاند میسر است و انجمن های اسلامی نیز براین اساس تشکیل شده است.
وی به دو چهره انجمن های اسلامی اشاره کرد و افزود: یک چهره ، چهره ای است به سنت ها و دین نگاه می کند و چهره ای است که قرابت زیادی با نهادهای دینی دارد و چون زمینی مبارک از آنها تغذیه می کند.چهره دوم انجمن های اسلامی نگاهی به جهان دارد. جمع کردن این دو نگاه و دو جهت در یک نهاد یک معجزه است و این مانند همان برخورد سنت و تجدد است.
مهندس موسوی در ادامه اظهار کرد: ما از یک سو یک جنبه دینی و سنتی داریم که از آن طریق این انجمن قوت می گیرد و از حمایت مردم تغذیه می کند و از تجربیات نهادهای سنتی بهره مند میشود. از یک طرف هم نگاه خود را تغییر و تحولاتی باز می کند که جهان را دگرگون می سازد و چهره ژانوسی انجمن های اسلامی در همین جا ظهور می کند.
میرحسین موسوی با اشاره به نظر امام خمینی(ره) مبنی بر این که همه تحولات از دانشگاه شروع می شود اضافه کرد: چه بسا نظر حضرت امام(ره) ناظر بر همین چهره دو گانه باشد. اگر به گذشته نگاه کنیم می بینیم اکثر آنچه به جامعه منتقل می شود از طریق انجمن های اسلامی بوده است. این انجمن توانسته است ظرفیت های عظیم دینی را به جامعه علمی منتقل کند.
مهندس موسوی با مقایسه وضعیت دانشگاه ها از ۱۳۲۱ تاکنون تصریح کرد: انجمن های اسلامی سهم بالایی در دیده شدن فضای دانشگاهی داشته اند. از قدیم هر گاه مشکلی برای کشور ایجاد می شد ، صف اول طلایه داران را دانشجویان تشکیل می دادند.امکان این تاثیر به دلیل اعتمادی است که مردم به فرزندان خود در این انجمن ها داشته اند؛ اعتمادی که موجب شد انقلاب اسلامی در کشور پیروز شود. مردم بی دلیل در جایی سرمایه گذاری نمی کنند و مردم در جایی که تردید دارند نیز سرمایه گذاری نخواهند کرد و بدین ترتیب حامی جریان هایی که پشت به نگرش و جهان بینی آنها کند نمی شود.
موسوی با بیان این که انجمن های اسلامی توانسته اند در نهادهای سنتی ، دینی در رابطه با روحانیت ، مساجد و هر گروه مذهبی نقش بالایی را برای روشنگری و دگرگونی ایجاد کنند تصریح کرد: هر کدام از این چهره ها تضعیف شود ، انجمن اسلامی قدرت خود را از دست می دهد.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس در تشریح این مطلب خاطرنشان کرد: به محض این که تکیه براعتقادات دینی در این انجمن ها کم شود نه تنها اعتقاد مردم به این نهاد کم می شود بلکه این نهاد نیز کارکرد خود را از دست خواهد داد.درعین حال به محض این که آن چهره نگاه نو به جهان از دست برود نیز انجمن ها تبدیل به جمع متحجر بسته ای می شوند که نمی توانند نقش خود را بازی کنند.
وی با تاکید بر این که توان انجمن های اسلامی در همین نگاه دو گانه است تصریح کرد: یکی از معجزات چنین نهادی این است که درست در نقطه مرزی می تواند دو جریان به ظاهر متضاد را جمع کند. نقش انجمن ها در این رابطه نظیر نقش مرزداران است، مرزدارانی که از مرزهای قلمروی اسلامی دفاع می کنند و البته نقش دانشجویان از نقش این مرزداران کیفی تر است، کمتر نهاد و جمعی پیدا می شود که در چنین نقاط حساسی ایستاده باشد.
لینک مطلب:
ایجاد فضای نقد در سطح جامعه جز با دموکراسی دینی محقق نخواهد شد که در این زمینه سعه صدر مسئولان و مدیران لازم است و البته فضای نقد نیز نباید به گونهای باشد که در آن بیانصافی و لاقیدی موج بزند
عماد افروغ گفت: دموکراسی دینی که انقلاب اسلامی برای تحقق آن به وقوع پیوست ضمن اینکه حق مردم را به رسمیت می شناسد، بر محدودیت حق اصحاب قدرت تاکید دارد. به گزارش ایسنا، این استاد دانشگاه که در چهاردهمین نشست هنر، فلسفه و ادبیات سخن میگفت، تصریح کرد: باید توجه داشت یکی از شاخصهای مهم و بسیار اساسی مردمسالاری دینی چرخش اصحاب قدرت است؛ چرا که در غیر این صورت جامعه به سمت انحراف و فساد سوق داده میشود.
وی افزود: ایجاد فضای نقد در سطح جامعه جز با دموکراسی دینی محقق نخواهد شد که در این زمینه سعه صدر مسئولان و مدیران لازم است و البته فضای نقد نیز نباید به گونهای باشد که در آن بیانصافی و لاقیدی موج بزند. افروغ همچنین با اشاره به تاریخچه جنبش دانشجویی در ایران و اصالت این جنبش، گفت: به واقع این جنبش حرکت در مسیر آزادی و روشنفکری و برای کل جامعه آگاهیبخش بوده است.
وی اضافه کرد: اگر جنبش دانشجویی کارکرد اصلی خود را که همانا حرکت در مسیر آزادگی است از دست دهد و خود را به احزاب و گروهها و جناحهای سیاسی خارج از دانشگاه متصل کند به یک هژمونی و ابزار قدرت تبدیل خواهد شد که در این صورت دیگر جایگاه و پایگاه اصلی خود را نخواهد داشت.
این استاد دانشگاه در پایان از نپرداختن دانشگاهها به نواندیشی انتقاد و خاطرنشان کرد: متاسفانه اداره متمرکز دانشگاهها باعث شده این مراکز محافظهکارتر شوند
لینک مطلب:
خطرناک ترین حرف آن است که سرنوشت انتخابات را از پیش تعیین شده بدانیم و باید با حضور گسترده در پای صندوقهای رای مانع اجرای چنین برنامه هایی شد. به گزارش مهر، حجت الاسلام مهدی کروبی بعد از ظهر یکشنبه در جمع خانواده های شهداء و کشاورزان و باغداران استان افزود: ورود محصولات کشاورزی نتیجه بازماندن از تقویت کشاورزی است و این امر زیان دو چندانی به بخش کشاورزی وارد می کند.
وی اظهار داشت: برای رفع مشکلات بخش کشاورزی و باغی نگاه همه جانبه، برنامه ریزی و نگاه کارشناسی امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. وی، صرف ارز خارجی را از جمله دغدغه ها و نگرانی های همیشگی مجلس عنوان کرد و افزود: متاسفانه امروز شاهد ورود بی رویه محصولات و هزینه کرد ارز در این زمینه هستیم.
دبیرکل حزب اعتماد ملی به نقش خانواده های شهدا در دوران انقلاب و دفاع مقدس اشاره و بیان داشت: امروز مردم می خواهند تا مسئولان به اهداف و برنامه های انقلاب و امام راحل عمل کنند. حجت الاسلام کروبی یادآور شد: مشارکت مردم در انتخابات امری ضروری بوده و برای رفع برخی اعمال از سوی نیروهای خودسر، حضور یکپارچه مردم در این رویداد بزرگ مهم است.
وی عنوان کرد: شهدا و خانواده های معظم آنان در پیروزی و پیشبرد انقلاب اسلامی نقش اساسی ایفا کرده اند و مردم بار دیگر با حضور یکپارچه در عرصه انتخابات با آرمانهای شهداء و امام شهیدان تجدید پیمان می کنند. وی یادآور شد: برای صیانت از ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی باید در صحنه بود و من هیچ وقت دست از آرمانهای انقلاب نمی کشم.
سال ۵٧ بود و انقلاب تازه پیروز شده بود. نزدیک دبیرستان مان مغازه جوشکاری بود که خیلی با شوق و امید از آینده و صنعت و جوانان میگفت. جوشکاری با ذوق و انرژی بود که به ابتکار خودش یا نیمدانم مدرسه، کلاس جوشکاری برگزاری میکرد و در حین کلاس از خودباوری و اینکه ما هر کاری میتوانیم انجام دهیم میگفت.در آن زمان مشهور بود که ما سوزن را نیز از خارج وارد میکنیم و هیچ صنعت مهمی نداریم و مهمترین صنعت کشور صنعت نفت و ذوب آهن بود که انگلیسی ها و شوروی ها راه اندازی کرده بودند و البته صنایع مونتاژ خودرو سازی پیکان انگلیسی و نظامی که آمریکایی ها برعهده داشتند. نقاشی زیبایی نیز از امام خمینی کشیده و به دیوار آویخته بود. فضای فکری او شدیدا جهت گیری سازندگی داشت.
آنچه موجب انقلاب در جامعه میشود، به بن بست رسیدن راههای اصلاح از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه است. خواست مردم اجرا نمیشود و حکومت خر خود میراند. مردم در مقابل حکومت قرار میگیرد و راهی جز تغییر حکومت باقی نمی ماند. در چنین شرایطی دیگر تصمیمات مردم از طریق ارکان نظام اعمال نمیشود و در مسیر اعمال حاکمیت ملت، تفسیرها و مصلحت اندیشی ها و خواست متنفذین و قدرتمندها و عدم اجرای صحیح مانع ایجاد میکند و کار به جایی میرساند که مردم در باره ی کلیت رژیم به برداشت واحدی میرسد و چاره را در تغییر حکومت می بینند. این روند با رهبری سیاسی اتفاق می افتد که در انقلاب اسلامی ایران این رهبری را امام خمینی بر عهده داشته اند.
انقلاب توسط مردم و با هدایت رهبری مردم صورت میگیرد. در ایران به دلیل مذهبی بودن جامعه، بخش مهمی از خواست ها و کلیت رهبری آن مذهبی بود. مردم خواستار استقلال و آزادی بودند. استقلال در برابر مداخلات خارجی آمریکا و انگلیس و اسرائیل و آزادی در برابر زورگویان داخلی و تحقق عدالتی که راهی به آن نداشتند. مردم ایران خواست های دیگری نیز داشتند، آزادی زندانی های سیاسی، قطع همکاری با اسرائیل، بسته شدن مشروب فروشی ها و قمارخانه ها و همگی خواستها در چارچوب زندگی سالم و موفق برای ایرانیان مطرح بود، ولی همگی به نوعی مبنای فرهنگی و متکی بر آموزه های دینی بود. در واقع قیام عاشورا الهام بخش آزادی خواهی و تحقق عدالت علی ع آرزوی ملت ما بود. دین در روح جامعه ایرانی است. همانگونه که زبان ما فارسی با هویت ملی ما آمیخته است. طبیعی است در چنین جامعه ای نقش دین جدی است و اصلاح و انقلاب آن نیز رنگ و هویت و موجودیت دینی دارد.
فعالین حوزه فیلم و تئاتر و سینما بعد از انقلاب با نشیب و فرازی همچنان به فعالیت خود ادامه دادند و تعداد اندکی از هنرمندان این حوزه به خارج از کشور رفتند ولی در حوزه موسیقی که مورد انتقاد شدید بودند، ساختار گذشته فروپاشید.
لینک مطلب:
اعتقاد دارم که باید سطح مشارکت همه اقوام و مذاهب به ویژه اهل سنت را در حاکمیت افزایش داد ، البته باوردارم که گروه های افراطی هستند که از این تفکر و اندیشه را بر نمی تابند
کروبی گفت:دشمن اصل اسلام را نشانه گرفته و متاسفانه در داخل نیز تفکر و تندیشه های افراطی از هر دو طرف آب به آسیاب دشمن می ریزند. به گزارش ایلنا ، حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی در دیدار با دبیر کل و اعضای شورای مرکزی « جماعت دعوت و اصلاح ایران » (اهل سنت ) ضمن اعلام این مطلب افزود : مهمترین و محوری ترین موضوعی که باید همه مسلمانان اعم از سنی و شیعه به آن توجه کنند این است که با تعامل مثبت مدارا و تحمل نظرهای متفاوت ، تلاش کنیم که اتحاد و همبستگی دینی و ملی را تقویت کنیم ، تنها راه رسیدن به این هدف توجه ویژه به مشترکات و پرهیز از اختلافات است ، نباید اجازه دهیم کسانی به نام شیعه و یا سنی و یا حتی به نام حکومت به این مسایل و اختلافات دامن بزنند و البته این نیز وظیفه حکومت است که با برنامه ریزی مدون زمینه همکاری صمیمانه بین کلیه اقوام و مذاهب ایرانی را فراهم کند.
دبیر کل حزب اعتماد ملی با تاکید بر اینکه ایران متعلق به همه ایرانیان اعم از اقوام و مذاهب مختلف است ، اظهار داشت : کسی حق ندارد اسلام ، ایران و انقلاب را به نام خود مصادره به مطلوب کند. وی در بخش دیگر سخنان خود ضمن اشاره به اینکه طی 30 سال که از پیروزی انقلاب می گذرد ، در جایگاه های مختلف قانونگذاری و اجرا به مردم و انقلاب خدمت نموده ، افزود : من شاید تنها فردی باشم که بنا به ضروریاتی در یک مقطع هم در اجرا و هم در قوه مقننه خدمت کرده ام و تمام تلاش خود را در جهت احقاق حقوق و عدم تبعیض بین همه اقوام و مذاهب به کار گرفته و سوابق بنده نیز گویای این حقیقت است.
کروبی با تاکید بر اینکه باید سطح مشارکت همه اقوام و مذاهب را افزایش داد ، خاطر نشان کرد : اعتقاد دارم که باید سطح مشارکت همه اقوام و مذاهب به ویژه اهل سنت را در حاکمیت افزایش داد ، البته باوردارم که گروه های افراطی هستند که از این تفکر و اندیشه را بر نمی تابند. وی تاکید کرد : نباید با جار و جنجال و هیاهو خواسته ها ، مسایل و مشکلات را مطرح کرد ، باید عمل کنیم و نه شعار بدهیم ، زیرا شعار بیش از حد و اندازه ممکن است بعضاً ایجاد حساسیت کند. و طبیعی است که این حساسیت ها مانع از اجرا و استیفای حق و خواسته خواهد شد.
کروبی همچنین با تاکید بر اینکه قانون اساسی کشور ما تأمین کننده حقوق اقوام و مذاهب می باشد ، افزود : رییس جمهور می تواند در چارچوب همین قانون نسبت به رفع تبعیض ها اقدام نماید. در واقع قانون اساسی و حاکمیت این ظرفیت را دارد.
لینک مطلب:
من در مقام این نیستم که درباره ماهیت سلطنت صفوی که مانند همه حکومتهای دیگر استبدادی است, صحبت کنم بلکه منظورم این است که به هرحال در جریان حوادث پانصد سال اخیر پیوند ملّیت ایرانی با تشیع امری انکارناپذیر است
آنچه ما میخواستیم و میخواهیم، این است که اول, مردم آزاد و حاکم بر سرنوشت خود باشند و دوم اینکه کشور ما که مهد انقلاب، آزادی و استقلال است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
رئیسجمهور سابق کشورمان اظهار داشت: باید سعی کنیم فراتر از نگاههای حزبی و جناحی به ایران، انقلاب، ارزشها، حرمت ملت و اعتلای جایگاه ایران بیندیشیم و سعیکنیم مشکلات را حل کنیم.
به گزارش "ایلنا" , به نقل از روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی ، وی در آستانه اربعین حسینی در جمع اقشار مختلف مردم استان اردبیل به تبیین برخی برنامهها و مواضع خود در انتخابات سال آینده پرداخت.
رئیس بنیاد باران در ابتدای این دیدار گفت: در آستانه اربعین حسینی که مردم استان اردبیل بسیار به آن بزرگوار عشق می ورزند و ایمان، ایستادگی و سرافرازی را از او آموختهاند و همواره با بزرگداشت یاد و نام آن بزرگوار و برگزاری مراسم بسیار شکوهمند یاد و نام اباعبدالله الحسین(ع) را بزرگ میدارند و دلبستگی خودشان را به او نشان دادهاند, از خدا میخواهیم که ما را پیرو راستین آن امام همام قرار دهد.
خاتمی افزود: خداوند ما را با عظمت این خاندان و بهخصوص با حضرت اباعبدالله (ع) بیشتر آشنا کند و بتوانیم راه و روش آنها را حفظ کرده و تداوم ببخشیم.
رئیس دولت اصلاحات از ملت به عنوان پدیدهای جدید که مبنای حکومت است, یاد کرد و افزود: در صد وپنجاه سال گذشته در ایران نیز "ملت"، بروز و ظهور داشته و منشا تحولات شده است.
ویتصریحکرد: پیوندی که عنوان ملیت با تشیع پیدا میکند و تشیع را از یک مکتب و جریان در اقلیت در تاریخ به صورت نیرویی محرّک در میآورد و تشیع مبنا و پایه نظام اجتماعی میشود و این وقتی است که به نحوی با اردبیل به عنوان خاستگاه یک جریان اجتماعی پیوند دارد.
خاتمی در ادامه گفت:من در مقام این نیستم که درباره ماهیت سلطنت صفوی که مانند همه حکومتهای دیگر استبدادی است, صحبت کنم بلکه منظورم این است که به هرحال در جریان حوادث پانصد سال اخیر پیوند ملّیت ایرانی با تشیع امری انکارناپذیر است.
رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:خوشبختانه ملت ایران از بیش از 100 سال پیش مسیری را انتخاب کرده است تا بر سرنوشت خود حاکم باشد و اتفاقا از آموزههای دینی، شیعی و بهرهگیری از اندیشههای بلند پیشوایان روشناندیش و متدینین در این مسیر استفاده کرده است و در این زمینه ملت ایران با استمداد از آموزههای شیعی و علوی توانست پیشتاز کشورهای منطقه در جهت آزادی،استقلال و پیشرفت باشد.
رئیس بنیاد باران با اشاره به مطرح شدن جمهوری اسلامی در انقلاب بزرگ اسلامی با پیشوایی مرجع عالیقدر و روشناندیش و بزرگوار، حضرت امام خمینی(ره)، اظهار داشت:جمهوری اسلامی یعنی حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان و مساله مهم و دارای اهمیت انقلاب اینجاست که در انقلاب ، دین به گونهای مطرح و عرضه شد که هم انگیزه در جامعه ایجاد کند و هم پشتوانه آزادی و عدالت باشد.
وی افزود: یکی از مشکلات در دنیای غرب این است که تاریخ و دین را در مقابل آزادی و اندیشه قرار دادند.
وی در ادامه گفت: از سوی دیگر یکی از افتخارات اسلام این است که منادی آزادی و آزادگی، به خصوص در آموزههایتشیع بوده است و بسیاری از اموری که امروز جزو افتخارت بشر نام برده میشود، یعنی اینکه حکومت در مقابل مردم مسوول است را ما از سالها قبل در اسلام پیامبر(ص) و بخصوص در اسلام علوی میبینیم.
رئیس موسسه بینالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها یادآور شد: هیچ حاکمی در طول تاریخ مثل امیر المومنین مردم را دعوت نکرده به اینکه بیندیشند،آزاد باشند و در مقابل قدرت ابراز وجود کنند.
خاتمیتصریح کرد: اندیشه علوی این است که به خواست مردم، حکومت روی کار آید و نیز حاکمان مسوول هستند تا در مقابل مظلومیت مظلوم و ستم ظالم آرام نگیرند.
وی همچنین اظهار داشت: دنیای غرب به خاطر دوری از معنویت,مشکلات بزرگی را برای تمدن خود ایجاد کرده است اما نمیتوان دستاوردهای مثبت آن را نیز نادیده گرفت.
رئیسجمهور سابقکشورمان در بخش دیگری از سخنانش گفت: الگوی حضرت امام(ره) در انقلاب اسلامی، الگوی جمهوری است، الگویی که مردم در آن محور هستند و آن را به نام دین مطرح میکنند.
وی افزود: آنچه ما میخواستیم و میخواهیم، این است که اول, مردم آزاد و حاکم بر سرنوشت خود باشند و دوم اینکه کشور ما که مهد انقلاب، آزادی و استقلال است و به قیمت خون برترین شهیدان و هزاران نفر جانباز و آزاده و این همه داغ دلهای خانوادههای آنها به دست آمده است, به الگویی تبدبل شود که همه مزایای جوامع پیشرفته را داشته باشد و معایب آنها را نداشته باشد.
خاتمی تاکید کرد: مردم با این همه سرمایه معنوی و مادی نمیخواهند کشوری عقب افتاده داشته باشند.ما میخواهیم جامعه پیشرفته، آباد و آزاد داشته باشیم و مردم در این حکومت احساس امنیت کنند، عدالت بر جامعه حکمفرما باشد و از ظرفیتهای کشور برای پیشبرد کشور استفاده شود.
رئیس دولت اصلاحات یادآور شد: البته دو چیز دردنیا نیست که باید در ایران حاکم باشد که یکی اخلاق محمدی و دیگری عدالت علوی است.
وی یادآور شد: عدالت علوی بسیار وسیع تر از آن است که در یک قرن گذشته مطرح شده است و بیشتر روی مسایل اقتصادی توجه شده است و از توجه به سایر ابعاد تا حدی غفلت شده است.
خاتمی افزود: در اسلام حق مال مردم است و مردم خود باید بخواهند و امروز با دو نظریه روبرو هستیم، یکی اینکه حق باید به مردم برسد که در این صورت مردم مصرف کننده هستند و آن وقت میتوان دیکتاتوری را توجیهکرد که در بسیاری از این کشورها اینگونه بوده و هست که به نام عدالت، آزادی را از مردم گرفتند و حق را رساندن نان و سرپناه به مردم میدانند؛ ولی دیدیم که رژیمهای مدّعی، آزادی را از مردم گرفتند ؛ بیآنکه عدالت را به او بدهند.
وی در توضیح نظریه دوم گفت: نظریه دیگر میگوید مردم باید به حق خود برسند، یعنی حکومت فقط باید زمینه را ایجاد کند که مردم به حق خود برسند، مردم که صدقهبگیر نیستند. امکانات متعلق به مردم است و اگر میخواهیم حق به آنها برسد باید همه زمینههای دستیابی مردم به امکانات را دولت فراهم آورد؛تولید را رونق بخشد و اشتغال را تامین کرد.
رئیس جمهور سابق کشورمان همچنین اظهار داشت: اگر حکومت، دست در جیب ملتکند ولو با حسن نیت, بصورت یکبار مصرف پولی را در اختیار مردم قرار دهد، ممکن است وضع به صورتی در آید که اگر قبل از آن ما بیکار و فقیر داشتیم، بعد از مدتی بیکار و فقیر بدهکار داشته باشیم، در حالی که باید برای کشور با توجه به ظرفیتها و زمینههایی که وجود دارد ایجاد شغل, امنیت و تامین زندگی کرد.
خاتمی یکی از مهمترین اولویتهای امروز را رسیدگی به وضعیت اقتصادی کشور عنوان کرد و گفت: خوشبختانه برای این امر سند چشم انداز بیست ساله که از افتخارات همه ما است را در دست داریم که نقشه راه به سوی آینده بهتر است.
وی افزود: در زمان طرح و تصویب این سند ایران به درجهای از امکانات رسید که آماده یک جهش بزرگ بود، علت آن هم این است که هم از نظر معنوی و هم از نظر مادی و هم از نظر موقعیت، جغرافیای سیاسی و راهبردی ایران در موقعیت ممتازی است و با تدبیر بایستی از این امکانات و موقعیتها استفاده کرد.
رئیس جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه، سرمایه نفت را باید دارایی حساب کرد نه درآمد، اظهار داشت: دارایی یعنی سرمایهای که زیرزمین است و باید به سرمایه تبدیل پذیر روی زمین تبدیل شود.
رئیس بنیاد باران ادامه داد: اگر ملاک ما این است که حق متعلق به مردم است و مردم باید به حق برسند، یعنی حکومت فقط زمینهساز رسیدن مردم به حق خودشان است و ما منتی بر مردم نداریم که مثلاً انتخابات برگزار میکنیم؛ حکومت نوکر مردم است و باید انتخابات را به گونهای برگزارکند که مردم آزادانه و مختارانه و با حضور چهرهها و سلیقههای مختلف بتوانند انتخاب اصلح را انجام دهند.
خاتمی تاکید کرد: باید بر اساس اسلام, تشیع و نیاز خواستهای تاریخی جامعه الگوئی بسازیم که تمام مزایای دنیا امروز را داشته باشد ولی معایب آن را نداشته باشد و علاوه بر آبادی، آزادی و پیشرفت کشور نیازمند اخلاق ؛معنویت و عدالت است.
رئیس دولت اصلاحات یادآور شد: امروز خیلی از کسانی که دم از اسلام میزنند, رنگ جبهه را ندیدهاند و حتی یک سیلی برای انقلاب نخورده اند وکسانی را متهم میکنند که نسبت به ارزشهای دینی کمتوجه هستند که عشق خود را به اسلام و امام نشان دادهاند و در انقلاب و دفاع مقدس فداکاری کردهاند.
وی در پاسخ این اتهامات گفت: خیر؛ اتفاقا ما هستیم که از ارزشهای دینی دفاع میکنیم، ما دلمان میخواهد همه جوانان پایبند به موازین دینی باشند و یکی از راههای آن این است که جوانان احساس کنند در نظامی که با عنوان دین عجین است؛ هم حرمت دارند، هم زندگیشان تامین میشود, هم امنیت شغلی و قضایی دارند و هم امید به آینده و این بهترین راه است.
رئیس بنیاد باران تصریح کرد: معتقدیم کشور متعلق به همه است، اقوام و مذاهب مختلفی که در کشور وجود دارند، باید از حق و احترام یکسان برخوردار باشند، همانطور که در قانون اساسی این موضوع آمده است.
وی افزود:یک سنی، یک شیعه، یک مسیحی و یک مسلمان همین که پذیرفتند در متن این انقلاب و جامعه و در چارچوب این قانون اساسی باشند، از حقوق انسانی و اساسی برخوردار هستند و باید از او دفاع کنیم.
خاتمی با بیان اینکه ،همه ما موظف هستیم در صحنه و عرصه باشیم، اظهار داشت: باید سعی کنیم فراتر از نگاههای حزبی و جناحی به ایران، انقلاب، ارزشها، حرمت ملت و اعتلای جایگاه ایران بیندیشیم و سعی کنیم مشکلات را حل کنیم.
رئیس دولت اصلاحات در ادامه گفت: ما در سال آینده با آن روشها و برنامههایی که بوده و هست با مشکلات بزرگتری روبرو خواهیم بود که یک شبه قابل حل نیست، بنده همین الان عرض میکنم با وضعیت فعلی باید انتظار تورمی بیش از امسال داشته باشیم.
وی با اشاره به اینکه،مشکلات وجود دارد ولی میتوان این روند را اصلاح کرد، اظهار داشت:معتقدم مملکت را بهتر از این میتوان اداره کرد و باید هم اداره کرد ولی باید به مردم گفت آینده سختی پیش رو داریم و همه باید کمک کنند تا بتوان در دراز مدّت به نتایج مطلوبتر رسید.
سید محمد خاتمی خاطر نشانکرد: هر کس میخواهد بیاید، باید بداند که با یک نوع فداکاری دارد به صحنه میآید و ما هم هیچ چیز نداریم که فدا کنیم، جز یک ذره آبرو و تجربه که آن هم نثار قدم ملت بزرگ ایران باد.
لینک مطلب:
بسیاری از ضد ارزشها که مشاهده میشود محصول فقر و جهل است و ارزشها در سایه زندگی صحیح و متعادل و مبتنی بر دانش و تقوی امکانپذیر است
وی اداره علمی کشور را بسیار مهم و بصورت عملی میسر دانست و گفت: دوره سعی و خطا و آزمایشی عمل کردن پایان یافته و اینگونه عمل کردن سمی برای مدیریت جامعه است. هاشمی رفسنجانی، حرکت خارج از مسیر برنامههای توسعهای و عمل نکردن به برنامههای مصوب را موجب انحراف در مسیر پیشرفت کشور عنوان کرد و گفت: در چنین حالتی بازگشتن به نقطه اولیه و حرکت در مسیر اصلی هزینه زیاد و مدیریت نیرومندی میطلبد
لینک خبر:
سید حسین مرعشی گفت: اگر پشتوانه مردمی نباشد هیچ قدرت نظامی نمی تواند نظام را حفظ کند و قرار گرفتن در مناصب نظامی در جهت تحمیل اراده به مردم صحیح نیست. اراده مردم را نباید دست کم گرفت و جمهوری اسلامی همواره باید متکی به آرای مردم باشد
لینک خبر:
١٠ حامی دولت نهم با چوب و ناسزا / صدها حامی خاتمی با صلوات و شعار
نکته قابل توجه حضور کمتر از ده نفر از اعضای گروه فشار در دقایقی از طی این مسیر بودند که تلاش میکردند با سر دادن شعارهایی چون مرگ بر ضد ولایت فقیه، مرگ بر منافق، مرگ بر خاتمی، دولت آمریکایی نمی خوایم نمی خوایم و.... حضور خاتمی را تحت الشعاع دهند که هنگامی که برخی از مردم از آنها در مورد برخی مذاکرات محرمانه مسئولان دولت نهم با آمریکا، موضع گیریهای حامیان احمدینژاد علیه برخی مراجع، وعدههای فراوانی که توسط این دولت به مردم داده شد و تنها در حد وعده ماند پرسیدند مجبور به سکوت شدند.
نکته قابل توجه این بود که تعداد انگشت شمار اعضای گروههای فشار حامی احمدی نژاد با خود چوب و بعضا بیسیم به همراه داشتند و برخی از حامیان دولت نهم هنگامی که شعار احمدی احمدی حمایتت میکنیم را سر می دادند با صدای کر کننده خاتمی خاتمی حمایتت میکنیم مواجه میشدند، چوبهای خود را به بالا برده بودند و برخی از آنها قصد حمله به خاتمی را داشتند که حاضران مانع از این کار شدند.
لینک مطلب از وبلاگستان:
فردا سیامین سال پیروزی انقلاب است. ما نسلی بودیم که انقلاب کردیم. با اینکه هر نسلی حق دارد خودش سرنوشت خودش را تعیین کند و نسل امروز هم البته چنین حقی دارد و حتی با اینکه خیلیها از آنها که انقلاب کردند و یا بسیاری از نسل امروز خواستههای متفاوتی با خواست انقلابیون سی سال پیش دارند اما اینها دلیل بر این نیست که نسل ما از انقلابش در آن مقطع زمانی و با آن خواستههایی که در شعارهای آن روزیاش جلوه کرده بود دفاع نکند و یا پشیمان معرفی شود.
1- سی سال پیش انقلاب علیه رژیمی صورت گرفت که رئیس دیکتاتورش اختناق کمنظیری بر ایران تحمیل کرده بود. اختناقی که با کشورهای پر اختناق کنونی در جهان هم قابل مقایسه نبود. به این دلیل استشمام نسیم آزادی امید تحرکآفرینی بود که به هر کجا میرفت، همه را به همراهی با چنین انقلابی فرا میخواند. جاذبترین شعار هم به همین دلیل آزادی بود. از سوی دیگر آن روزها اوج جنگسرد در جهان بود. آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در حال سختترین رویاروئی با یکدیگر بودند. ایران از نظر ژئوپلتیک در حساسترین نقطهی جهان قرار داشت که دیوارهی اصلی سدکنندهی اتحاد جماهیر شوروی برای دستیابی به منطقهی خلیج فارس بود که تامینکنندهی انرژی دنیا بود. به این دلیل وقتی ایران در اردوگاه آمریکا قرار گرفت، محل تاختوتاز خارجیها شد. رهبر آن روز ایران هم به دلائل شخصی و تاریخی ضعف بیش از اندازه در خود حس میکرد و در کوچکترین مسائل داخلی ایران با خارجیها و بهخصوص آمریکائیها مشورت میکرد. هروقت در تاریخ ایران هر جریانی خود را در برابر دینداری مردم قرار دادهاند و یا دین و فرهنگ دینی عمومی در ایران را نادیده گرفتهاند، به شکست محکوم بودهاند و موفقیتی به دست نیاوردهاند. این را هم نمیتوان نادیده گرفت که در جریان انقلاب اسلامی رهبری سیاسی و دینی در فردی شکل گرفت که از شخصیت دینی وسیاسی قدرتمند و خارقالعادهای برخوردار بود. امام خمینی هم در جایگاه انکارناپذیر مرجعیت تقلید مردم قرار داشت و هم از قدیمیترین کسانی بود که در وادی رهبری مبارزات مردم ایران بود و هم شخصیت آشتیناپذیر و مستحکمی داشت که توانست تا آخر مقاومت کند و رژیم را شکست دهد و هم تشکیلات آماده و پرنفوذی در قالب مساجد و مراکز دینی و روحانیون سراسر کشور داشت که به راحتی میتوانست از این شبکهی مورد اعتماد مردم رای و نظرش را به درون جامعه شهری و روستائی منتقل کند.
2- در آن دورانها انقلابیگری یک ارزش جهانی و معیار روشنفکری برگرفته از قدرت کمونیست بود. در ایران هم گروههای کمونیستی فعال بودند. حتی جریانات مذهبی مبارز مثل سازمان مجاهدین خلق آن روزها که مبارزهی مسلحانه علیه رژیم شاه آغاز کرده بودند، در اواخر به این نتیجه رسیدند که باید ایدئولوژی خود را از اسلامی به سمت کمونیستی متمایل کنند. بعد از پیروزی انقلاب هم با اینکه رهبری انقلاب توسط امام خمینی انجام شده بود و کاملا اسلامی بود و تا پیروزی انقلاب هم اصلا خشونتآمیز نبود و با شعار باور نکردنی گل در برابر گلوله پیروز شد، و با انقلابهای متعارف دنیا هیچ نسبتی نداشت در بسیاری از موارد در مسابقهای که جریان چپ در شعارهای خشونتآمیز و پر توهم توطئه باور داشت وارد شد. بسیاری از رهبران دینی برای عقب نماندن از قافلهی روشنفکری و انقلابیگری اسیر جوهر خشونتمحور چپ شدند و در بسیاری از موارد از آغاز انقلاب راهی به جز آنچه در طول مبارزات منجر به پیروزی میپیمودند طی کردند. ریشههای همان تفکرات هم اکنون نیز در مواردی دیده میشود. اما نمیتوان انکار کرد که در دنیای امروز اساسا با سقوط اتحاد جماهیر شوروی، انقلابیگری در جهان یک ارزش فراگیر نیست. این نکتهای است که نسل امروز باید برای تحلیل تاریخ آن روزها به آن توجه کند.
3- خیلی از اتفاقاتی که در سی سال گذشته در ادارهی کشور افتاد و میافتد، میتواند مورد قبول نسل انقلاب نباشد و یا نسل فعلی اساسا به دلائل مختلف و به خصوص به دلیل اینکه از آن تاریخ سی سال گذشته و جهان در این سی ساله به دست آوردهای فوقالعادهای رسیده و شاهد تحولات فراوانی بوده که ارتباطات مهمترین آنها بوده است، خواستهای کاملا متفاوتی داشته باشد، اما این را نباید فراموش کرد که هر اتفاقی را باید در ظرف زمانی خودش مورد ارزیابی و بررسی قرار داد. نسل ما به انقلابی که سی سال پیش کردند افتخار میکنند و هیچ اتفاق پسینی دلیل بر نفی گذشته نمیتواند باشد. اگر نسل امروز گذشتگان خود را نفی کنند، آیندگان نیز اینان را نفی خواهد کرد و این زنجیره برای همهی نسلها ادامه خواهد داشت. ضمن اینکه نسل ما نیز نباید خواستههای نسل بعدیاش را نادیده بگیرد.
فعالین ضد شاه برای دفاع از خود یا اقدامات نظامی بر علیه شاه، اکثرا مسلح شده بودند. امام خمینی بر خلاف مشی مسلحانه اکثریت این گروهها، به حضور و نقش مردم در انقلاب معتقد بود و به همین جهت زمانی که مردم کاملا به صحنه آمدند و در روزهای پایانی حکومت استبداد بود که سخن از اعلام جهاد آوردند که آن نیز اعلام نشد و مردم در دفاع از همافران که توسط گارد شاهنشاهی مورد حمله قرار گرفته بود، وارد صحنه شدند و در نتیجه اعتبار نظامی شاهنشاهی مستقیما توسط مردم و نه گروههای مسلح فروپاشید.
شاید به همین جهت بود که گروههای مسلح زمان شاه که با پیروزی انقلاب اسلامی، به دلیل آزادی اعضای زندانی شان و امکان جذب بخشی از جوانان فعال تر شده بودند، تصور میکردند با تحت فشار نظامی قرار دادن هواداران انقلاب اسلامی که کمتر با جنگ و اسلحه آشنا هستند، میتوانند به اهداف خود برسند.
در روزهای نخستین پیروزی انقلاب اسلامی، گروههای اسلامی طرفدار امام خمینی در شکل گرفتن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش مهمی ایفا کردند. تشکل های مردمی حاضر در مساجد نیز کمیته های انقلاب اسلامی را شکل دادند که سالهای بعد به همراه شهربانی و ژاندارمری، نیروی انتظامی را تشکیل دادند.
محسن رضایی و تعداد بسیاری که بعدها برای سالها فرماندهی سپاه پاسداران را بر عهده داشت، عضو یکی از همین گروههای مسلح پیش از انقلاب بودند که بعدها با عنوان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شناخته شدند. این افراد و سپاه پاسداران که توسط آنها و دیگر جوانان معتقد به خط امام بنیانگذاری شد، نقش اصلی را در مبارزه با گروههای مسلح در ماهها اول انقلاب بر عهده داشتند.
گروههای عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تا زمان دستور امام مبنی بر پرهیز نظامیان از فعالیت سیاسی، در سپاه حضور داشتند و پس از آن بین عضویت در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و سپاه یکی را انتخاب کردند.
لینک مطلب:
اگر از آن بحرانها عبور داده شدیم حتما نمیتوانیم و نباید نقش چنین رهبری را امروز در ساحل از یاد ببریم یا توفانهای برخاسته از نابسامانیهای جدید و نارساییها خود ساخته جامعه و مدیران کنونی را به آن پیروارسته و الهی نسبت دهیم که نهتنها عدل و انصاف نیست ما را نیز از واقعیت دور و از راهیابی صحیح برای دردهای امروز منحرف میسازد
کریم پور ازغدی شبکه یک :
صدور انقلاب یعنی جهانی باش و جهانی بیندیش و جهانی عمل کن. به فکر انسانهای جهان باش. همه انسانها برادران و خواهران ما هستند.
بیانیه ضعیف و نومیدانه ای است. روحیه هم گرایی و امید و آینده نگری و خیلی چیزهای دیگر در آن کمرنگ است. بیشتر شبیه انعکاس نوبه ای بعضی گرایشات درونی یک گروه سیاسی است. این بیانیه بخوبی بیانگر شرایط امروز و نسبت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با آن نیست.
لینک خبر:
امروز بر خلاف امام عده ای بر این تصورند که بدون اتکا و نیاز به مردم و نهادهای منتخب مردم می توانند با سرمایه گذاری بر اقلیتی برخوردار از زور و مسلط بر بیت المال، کشور را اداره کنند

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، در آستانه سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بیانیه ای به این مناسبت صادر کرد.
به گزارش پایگاه خبری یاری، متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ (انفال: 53)
این از آن روست که خدا هرگز بر آن نبوده است که نعمتى را که بر مردمى ارزانى داشته دگرگون کند تا آنکه آنها آنچه را که در خودشان است دگرگون سازندو خدا شنوا و داناست.
ملت شریف و سربلند ایران!
سی امین سالگرد پیروزی مردمی ترین انقلاب جهان برشما گرامی باد. در روزهایی که یاد آور شور و حماسه، وحدت و همدلی، عشق و ایثار و سربلندی و فرخندگی شما ملت بزرگ ایران است، یاد و خاطره شهدای انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی را که با نثار خون خود استقلال و امنیت و افتخار برای ما به ارمغان آوردند عزیز و ارجمند می داریم.
امروز در شرایطی سی امین سال انقلاب را پشت سر می گذاریم که گرد پیری و کهولت بر سر و روی بازماندگان نسل انقلاب نشسته و دستان نحیف و سالخورده ای که روزی پرتوان و شاداب، حوادث انقلاب را رقم می زد، به جبر زمان و به تدریج عهد و میراث به نسل پس از خود می سپارند. از سوی دیگر امروز در شرایطی یاد انقلاب را گرامی می داریم که حدود 70% جمعیت کشور را افراد دارای سنین زیر سی سال تشکیل می دهند و هیچ خاطره روشن و تصور ملموسی از انقلاب و سال های سیاه پیش از آن ندارند. نسلی که تنگی نفس در فضای سنگین و عفن سیاه ترین استبداد تاریخ ایران را تجربه نکرده و طعم تلخ و جانکاه استبداد و زندگی در دلهره و خفقان پلیسی را نچشیده است. نسلی که به جبر زمانه و اقتضای سن درکی بلاواسطه از انقلاب و ضرورت های آن ندارد و دست های تحریف و انحراف و تحمیق جاه طلبان منفعت پرست استبداد سرشت مانع از آن می شود تا به روشنی از علل واقعی انقلاب و اهداف آن آگاه شود.
حقیقت آن است که انقلاب اسلامی ایران در خلاء رخ نداد. این انقلاب سابقه و عقبه ای دیرین و پرافتخار در تاریخ معاصر ایران دارد. انقلاب بزرگ و تاریخ ساز مشروطه، نهضت عزت آفرین ملی کردن نفت، قیام قهرمانانه 15 خرداد 42 و سالیانی به درازای چند نسل مبارزه و تحمل زندان و شکنجه و محرومیت و خون دل ها و بیدارگری ها و شمع افروزی های متفکران و اندیشمندان و فرهیختگانی چون بازرگان و طالقانی و شریعتی و مطهری و در رأس همه ایشان امام خمینی(ره) پشتوانه ای مطمئن، تجربه ای غنی و بستری آماده برای این انقلاب فراهم آورد.
قطب نمای ملت ایران در طی این مسیر طولانی از نهضت مشروطه تا رسیدن به ایستگاه انقلاب اسلامی یک چیز بیشتر نبود و آن نفی استبداد و به دست گرفتن زمام سرنوشت خویش بود. این سخن البته به معنای نفی وجه ضد استعماری مبارزات سیاسی اجتماعی تاریخ معاصر ملت ایران نیست؛ بلکه بدان معنی است که نفی و مبارزه با استعمار نیز از صدر مشروطیت تا انقلاب اسلامی ایران زاییده مبارزات ضد استبدادی ملت ایران بود.. طی دوسده اخیردر میان کشورهای جهان سوم ایران از جمله معدود کشوری است که مستعمره قدرت های بزرگ نشد و حضور و حکومت بلاواسطه استعمار را تجربه نکرد، بلکه همواره نقش و حضور غیر مستقیم استعمار را در حمایت از استبداد و در پس نقاب استبداد داخلی دیده است. تجارب تاریخی حمایت استعمار روس از محمد علی شاه و استعمار بریتانیا از رضاخان و امپریالیسم انگلیس و آمریکا از محمدرضاشاه و اتحاد ناگسستنی استبداد داخلی و استعمار خارجی علیه اراده و خواست ملت که به شکست و ناکامی نهضت مشروطه و کودتای 28 مرداد و سقوط دولت ملی مصدق انجامید، در آستانه انقلاب اسلامی ایران این حقیقت را آشکار ساخته بود که مبارزه ضد استبدادی بدون مبارزه ضد استعماری ناتمام و محکوم به شکست است. از این رو ملت مسلمان ایران در انقلاب اسلامی اصلی ترین مطالبه خود یعنی آزادی و جمهوریت(نفی استبداد) را به استقلال( نفی استعمار) مقید کرد و به این ترتیب شعار استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی به شعار محوری انقلاب اسلامی ایران تبدیل شد. بنابراین به صراحت می توان گفت ملت ایران از نهضت مشروطه که شعارش تأسیس عدالتخانه و مجلس نمایندگان بود تا نهضت ملی شدن نفت با شعار شاه باید سلطنت کند و نه حکومت و تا انقلاب اسلامی با شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، در حقیقت همواره بر یک خواست محوری تأکید کرده است . این خواست محوری چیزی جز حق حاکمیت بر سرنوشت و اداره امور خویش نبوده است.
این دقیقاً همان اراده و مطالبه ای بود که رژیم پهلوی با تمام موجودیت و ماهیت خود در برابر آن ایستاده و فاقد هرگونه ظرفیت و قابلیت برای پذیرش آن بود. آن رژیم هیچ مشکلی با آزادی های اجتماعی و آن دسته از آزادی های مدنی که نسبتی با قدرت و سیاست پیدا نمی کرد، نداشت. آن رژیم هیچ مشکلی با مناسک، آیین ها و مراسم مذهبی و حتی حضور مذهب در عرصه عمومی تا آنجا که نسبتی با قدرت و سیاست برقرار نمی کرد، نداشت. شاه خود را نظر کرده حضرت عباس می دانست و مراسم عزاداری سید الشهدا(ع) ترتیب می داد و خود در مجلس عزاداری می نشست و به زیارت خانه خدا می رفت. اصلی ترین مشکل دیکتاتوری وابسته پهلوی تضاد ماهوی با حق حاکمیت ملت در تعیین سرنوشت خویش بود. در طول 57 سال عمر رژیم پهلوی جز در مجالس دوره های پنجم و ششم که هنوز سلطنت رضا خان آغاز نشده و استبداد رضا خانی تثبیت نشده بود، دوره های سیزدهم و چهاردهم در سال های بعد از جنگ جهانی دوم و ضعف رژیم پهلوی و نیز مجالس دوره های 16 و 17به علت رقابت قدرت های جهانی در ایران، مجلس شورای ملی به روی نمایندگان واقعی ملت بسته بود. بطوری که از کودتای 28 مرداد تا 22 بهمن سال 57 به مدت 25 سال فقط یک نماینده با رأی مردم به مجلس راه یافت.
در طول این سال ها تنها یک نفر بر کشور حکومت می کرد و همه مطیع محض و بلا اراده وی بودند . او اساساً هرگونه حزب و تشکل سیاسی را مزاحم قدرت خود می دانست و حتی به احزاب دست آموز و خود ساخته نیز به دیده شک و سوء ظن می نگریست. عطش خودکامگی و استبداد پایان ناپذیر شاه به حدی رسید که دیگر حتی دو حزب فرمایشی با عناصر بی هویت و دست آموز را نیز تحمل نمی کرد. در منطق شاه نظام حزبی و احزاب متعدد پدیده ای نامطلوب و موجب از بین رفتن وحدت ملت حول محور شاه بودند، از این رو در سال 54 این دو حزب را منحل و تبدیل نظام چند حزبی مشروطه به نظام تک حزبی را رسماً اعلام کرد. او خود را مالک کشور و ایران را ملک خود می دانست و هرگونه تصرف در امور کشور را حق خود تلقی می کرد. بنابراین مردم یا باید مطیع اراده ملوکانه او می بودند و یا در صورت مخالفت باید از دو راه زندان و شکنجه و اعدام و ترک کشور یکی را انتخاب می کردند. او خود پس از تأسیس حزب رستاخیز به صراحت و آشکارا اعلام کرد هرکسی حاضر به عضویت در حزب رستاخیز نیست، می تواند پاسپورت خود را بگیرد و از کشور او خارج شود.
با توجه به آنچه گفته شد رژیم شاه با رویکرد متصلب و انعطاف ناپذیر خود در برابر مطالبات ملت، کشور را با بن بستی کامل مواجه ساخته بود. بدون شک چنین رژیمی که با اتکای کامل به بیگانه قدرت خود را بر زور سرنیزه استوار کرده و تصور می کرد می تواند به کمک نیروی مسلح و معدود، سلطه جابرانه خود را بر جامعه نهادینه کند، هیچ شانسی برای ادامه حیات نداشت. از این رو بروز تعارضات فرهنگی اجتماعی ناشی از شبه مدرنیسم و اندکی تزلزل در اراده بیگانه در ادامه حمایت از سیاست های دیکتاتور از یکسو و حضور رهبری فرهمند امام خمینی (س) که مردم آرزوی های خود را در شخصیت و کلام او متجلی می دیدند از سویی دیگر، کافی بود تا این بنای فاسد و پوسیده از درون را به سرعت برق و باد فرو بریزد.
انقلاب اسلامی ایران صرفنظر از مسیری که در سال های پس از پیروزی طی شده است، با پایان دادن به نظام سلطنتی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی، ملت را وارد مرحله تاریخی جدیدی کرد. اما برخلاف پاره ای تصورات خام و ساده اندیشانه که به ویژه در سال های آغازین پیروزی گریبان گیر بسیاری از کسان شد و هنوز هم هست، ورود به این مرحله آغاز راه بود و نه پایان آن. نسل انقلاب با توجه به تجربه مبارزات ملت ایران در تاریخ یکصد ساله گذشته بر اساس الگوی نظری که برپایه ارزش ها و مشخصه های اندیشه اسلامی سامان یافته بود، انقلاب را به انجام رساند اما پس از انقلاب نیازمند الگویی عملی برای تحقق مطالبات تاریخی ملت بودیم. این الگو طبعاً می بایست براساس ثوابت اندیشه مبنای انقلاب که در اصلی ترین شعارهای انقلاب تجلی یافته بود شکل بگیرد.
قانون اساسی که در آن بر حقوق اساسی ملت، از جمله حق حاکمیت برسرنوشت خویش، حق تعیین سرنوشت و اداره امور خویش، اداره امور کشور بر اساس نظام شورایی و با اتکاء به آراء ملت، آزادی نظام حزبی، آزادی بیان و قلم و ... تأکید شده و اصل جمهوریت در کنار اصل اسلامیت جزو اصول لایتغیر آن شمرده شده است، می توانست میثاق و عهدی جاودانه میان ملت و حاکمیت در تحقق این الگوی عملی باشد. وحدت و انسجام ملی و تأکید بدون مجامله و صریح امام در نظر و عمل بر ضرورت مشارکت آگاهانه مردم در عرصه های تصمیم گیری و تصمیم سازی از طریق انتخابات آزاد، مخالفت صریح با دخالت محافل و کانون های قدرت رسمی و غیر رسمی در انتخاب مردم، برخورد قاطع با دخالت نظامیان در سیاست، تأکید بر جایگاه مجلس منتخب مردم در رأس امور، تصریح بر میزان بودن رأی ملت، برخورد قاطع با رویکردهای قیم مآبانه و انحصار طلبانه در برابر ملت و .... می توانست شاخص ها و معیارهای روشنی برای تنظیم و تأسیس این الگوی عملی باشد.
انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک تحول عظیم سیاسی اجتماعی اگرچه کاخ دیکتاتوری وابسته پهلوی را فروریخته استقلال را برای کشور به ارمغان آورده بود، اما استبداد دیرپای هزاران ساله مسئله ای نبود که ظرف چند سال، اگرچه با طوفان سیاسی اجتماعی سهمگین، از بین برود. امام خمینی (س) از این واقعیت به خوبی آگاه بود. اصرار امام بر تدوین هرچه سریعتر قانون اساسی و برگزاری انتخابات خبرگان قانون اساسی و بلافاصله رفراندم قانون اساسی و سپس برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و مجلس، صدور اعلامیه 8 ماده ای و اعلام سال قانون در اوج شور انقلابی که جملگی آشکارا ناقض عرف موجود در انقلاب های جهان بود، تصویر روشن و گویایی از تلاش هوشمندانه امام برای محو ریشه های استبداد و نهادینه کردن مردمسالاری از طریق تأسیس نهادهای انتخابی و دموکراتیک به نمایش می گذارد. حساسیت و وسواس امام نسبت به گرایش های استبدادی و خوی قانون گریزی و تضعیف قدرت انتخاب مردم در طول دهه اول انقلاب که در ممانعت از رد صلاحیت های بی مورد و خلاف قانون، دفاع از رأی وانتخاب مردم در برابر کسانی که از نتایج انتخابات آزاد ابراز نگرانی می کردند، مخالفت با ارائه فهرست انتخاباتی از سوی نهادهای روحانی برای سراسر کشور، مخالفت شدید با ورود نظامیان به عرصه سیاست و ... تجلی می یافت جملگی از اهتمام ایشان نسبت به این مقوله حکایت دارد. دقیقاً به علت همین حساسیت ها بود که در زمان امام کسی به خود اجازه نمی داد با تفاسیر خود ساخته از اصل نظارت در قانون اساسی تحت عنوان نظارت استصوابی قدرت انتخاب مردم را محدود کند و یا با نظریات بدعت آمیز نظیر نظریه کشف و نصب اساس جمهوریت نظام را مخدوش کرده در تبدیل ولایت فقیه به سلطنت فقیه بکوشد.به رغم این همه، گرایش های استبدادی و آزادی ستیز ریشه کن نشد و حوادثی مانند جنگ و تروریسم و حرکت های تجزیه طلبانه مانع از به ثمر نشستن کامل تلاش های امام راحل گردید؛ تلاش ها و حساسیت هایی که پس از وی به فراموشی سپرده شد.
این چنین شد که امروز بر خلاف امام عده ای بر این تصورند که بدون اتکا و نیاز به مردم و نهادهای منتخب مردم می توانند با سرمایه گذاری بر اقلیتی برخوردار از زور و مسلط بر بیت المال، کشور را اداره کنند.
امروز پس از گذشت سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی و طی فراز و نشیب ها و کشاکش های فراوان برسر ارزش های انقلاب و مطالبات مردم، کانونی ترین و اصلی ترین آرمانهای انقلاب، موضوع منازعه ای حساس و سرنوشت ساز در عرصه سیاسی کشور شده اند، منازعه ای که موجودیت و سرنوشت انقلاب در گرو نتایج آن است.
در یکطرف این منازعه جریانی به دفاع از هویت انقلاب اسلامی ایستاده است که اصلی ترین شعار انقلاب را جمهوریت و حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش می داند، آرمان های انقلاب را در حال استحاله، سرمایه اجتماعی را در حال نابودی، وحدت و انسجام ملی در حال افول، قشری گری و تحجر و جمود را به جای تعقل و دین ورزی خردمندانه در حال بسط و گسترش، نهادهای انتخابی را در حال استحاله، نهاد انتخابات را در حال تبدیل شدن به شکل و صورتی بی مسمی و اساس جمهوریت نظام را درمعرض تهدید و بازگشت استبداد را خطری جدی می داند.
در طرف دیگر منازعه جریانی دیگر صف آرایی کرده است که دموکراسی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را دستاورد جاهلیت مدرن و عین شرک به خدا می داند، جمهوریت نظام را ترفندی از سوی امام به منظور کاهش حساسیت منفی جهانیان نسبت به انقلاب در روزهای قبل از پیروزی تحلیل می کند و سودای بازتولید سلطنت در قالب حکومت در سر دارد. اصل تفکیک قوا را مغایر با اسلام و قوای سه گانه را ابزاری در دست حاکم اسلامی برای اداره جامعه گسترده امروزی می داند. معتقد است هدف شاه را باید از روش او تفکیک کرد زیرا هدف شاه ضد اسلامی و ناپسند بود اما روش او درست بود. براین باور است که روحانیون و روشنفکران و سیاسیون برای اداره جامعه مناسب نیستند و بدون اتکا به مردم و بدون نیاز به نهادهای مدنی و احزاب و تنها با تکیه بر اقلیتی متشکل و سازمانیافته و مسلح می توان کشور را اداره کرد.
ملت شریف ایران!
طی سه دهه گذشته مسائل و امور مختلفی محور منازعات سیاسی اجتماعی بوده است. اگرچه بسیاری از مسائل موضوع منازعه طی این مدت لاینحل باقی ماندند و به فرجامی روشن و نتیجه ای راهگشا برای کشور و نظام نینجامیدند، اما آن چالش ها و منازعات این حسن را داشتند که به تدریج جامعه و کشور را به سوی اصلی ترین موضوع و کانونی ترین مسئله که اساس و منشاء تمامی مسائل و چالش های گذشته بوده است، سوق دهند. موضوع و مسئله ای که تعیین تکلیف بسیاری از مشکلات و مسائل کشور در گرو حل آن است. چگونگی پاسخی که شما به این مسئله خواهید داد سرنوشت دهه چهارم انقلاب را رقم خواهد زد.
از این رو دهه چهارم انقلاب اسلامی را باید دهه دفاع از آرمان های اصیل انقلاب، دفاع از اساس جمهوریت نظام و مبارزه با تحریف اندیشه مبنای انقلاب و نفی حاکمیت رویکردهای استبدادی در انقلاب و نظام دانست. انتخابات ریاست جمهوری دهم اولین گام استوار در این مسیر در آغاز دهه چهارم انقلاب است.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن تبریک مجدد به مناسبت فرارسیدن سی امین سالگرد مردمی ترین انقلاب جهان و در آغاز چهارمین دهه انقلاب اسلامی ایران، عزت و سربلندی و پیروزی و موفقیت ملت بزرگ ایران را در حراست از اصالت ها و آرمان های انقلاب، ا زخداوند متعال مسئلت دارد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
17/11/87
لینک مطلب:
بعضی به محض رسیدن به مقام اسیر توهم میشوند، برادر عزیز شما قبل از این چند کتاب مذهبی نوشته بودید که درمحضر رهبری تفسیر قرآن میکنید؟یا رئیس فلان سازمان، چند اثر مذهبی نوشته که احساس اسلامشناسی کرده و ادعا و رفتار مقدسمآبانه دارد؟
امام در ابتدا نظر به وجه نظارتی روحانیت داشتند. بعداً آمدند از نزدیک دیدند که احتیاج به نیرو هایی است که قابلیتهایی داشته باشند. امام فضا را به سمتی که روحانیون هم وارد عرصه شوند هدایت کرد. امّا ممکن است امروز فضا عوض شده باشد و به حد کافی نیروی انسانی تربیت شده باشد .باید دید که به استثنای قضا و تقنین و برخی مشاغل مربوط به دفاتر نمایندگی ولایت فقیه الان وضع به چگونه است.
می خواهم به نکته مهمتری اشاره کنم. به لحاظ نظری ما سه شأن برای روحانیت میتوانیم قائل شویم، تصدیگری ، نظریهپردازی و نظارت. به نظر میرسد در مجموع نسبت به کار ویژه نظریهپردازی و نظارت غفلت صورت گرفته است. یعنی آن نظریه پردازی و نظارت مورد انتظار و قابل قبول روحانیت را بر سیاستها و رفتارهای دولتمردان شاهد نیستیم.
لینک خبر:
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام به مناسبت دهه فجر طی سخنانی دهه چهارم انقلاب را دهه سرنوشتساز برای استمرار انقلاب دانست.
محسن رضایی در مراسمی که شنبه شب از سوی مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری در مسجد چهارمردان قم برگزار شده بود طی سخنانی به تشریح دستاوردهای انقلاب پرداخت و گفت: ملت ایران با انقلاب اسلامی گام بلند برای رسیدن به اهداف متعالی برداشت.
وی با اشاره به دستیابی ملت ایران به آزادی، استقلال و ایجاد نظام جمهوری اسلامی گفت: این دستاوردها، دستاوردهای دیگری نیز داشت که مهمترین آن اقتدار از دست رفته ملت ایران بود.
محسن رضایی خاطر نشان کرد: در 200 سال گذشته بیش از 55 درصد ایران را از آن جدا کردند ولی این انقلاب باعث شد در تهاجم عراق، ایران جنگ را به داخل عراق بکشاند.
وی تصریح کرد: انقلاب اسلامی باعث شد که ایران از نظر اقتدار، نفوذ سیاسی، استقلال و قدرت نظامی در سطح دنیا جزو10 کشور اول به شمار رود و در منطقه، کشور اول از لحاظ سیاسی، نظامی و امنیتی باشد.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: اگر از نظر سیاسی، نظامی و امنیتی کشور در جایگاه اول منطقه هستیم باید این سئوال مطرح شود که آیا از نظر اقتصادی، صنعتی، تجاری، فرهنگی و علمی نیز کشور اول منطقه هستیم؟
وی ادامه داد: همه دولتهایی که از اول انقلاب تاکنون آمدهاند، زحمت کشیده و تلاش کردهاند ولی در این بخش با آنچه که باید باشیم فاصله داریم.
وی یادآور شد: اگر در دهه چهارم انقلاب به این بعد از مسائل جامعه توجه نشود، ممکن است به دستاوردهای قبلی نیز آسیب برسد.
محسن رضایی با بیان اینکه رهبر معظم انقلاب برای رسیدن به این هدف راه را مشخص کردهاند، از سند چشمانداز و اصل44 به عنوان نقشه راه تعیین شده از سوی رهبر انقلاب یاد کرد و گفت: رهبر انقلاب از دهه چهارم به عنوان دهه پیشرفت و عدالت یاد کرد تا توجه مسئولان به سوی پیشرفت و عدالت معطوف شود.
وی لازمه تحقق اهداف تعیین شده را بازگشت به اصول اولیه انقلاب، وحدت، تکیه بر مردم، توجه به اسلام ناب و ایثار و از خودگذشتگی عنوان کرد و گفت: همانطورکه انقلاب با وحدت پیروز شد، ما بدون وحدت نمیتوانیم دهه چهارم را پیش ببریم.
رضایی، گذشت، فداکاری، پرهیز از نزاع های کاذب سیاسی، مردمی کردن اقتصاد، حضور روحانیت برای بسیج مردم و ارائه تئوری برای اداره زندگی و معیشت مردم را عامل موفقیت در دهه چهارم عنوان کرد.
به گمانم یکی از نکاتی که در این اغاز سی سالگی می توان به آن اندیشید این است که در کشور ما درباره چگونگی اداره امور سیاسی و افتصادی و فرهنگی دو دیدگاه و دو تجربه وجود دارد. تجربه اصول گرایان که اوج آن را در دولت نهم شاهدیم و تجربه اصلاح طلبان که وجه شاخص آن را در دولت هفتم و هشتم شاهد بوده ایم.
هر گرایش که بتواند برنامه روشن تری ارائه دهد و اعتماد مردم را جلب کند، طبیعی ست که در انتخابات اکثریت پیدا می کند و اداره دولت و مجلس و شورا ها را به دست می گیرد. البته در انتخاباتی ازاد و عادلانه. حال برای احراز اکثریت و اداره دولت و مجلس به دو شیوه می توان عمل کرد:
اثبات توانایی های خود و یا تخریب رقیب.
اثبات توانایی ها کار دشواری است. بگذارید دو مثال روشن بزنم. دولت جدید دو شعار مشخص داده است. آوردن نفت بر سر سفره مردم و دوم مهر ورزی. تردیدی نیست که چنین شعار هایی برای این که تبدیل به عمل شود نیاز به اندیشه و برنامه و قانون دارد. آنچه در دولت فعلی چندان مورد توجه نیست از قضا همین است. انهدام نهاد های تصمیم ساز و مراکز کارشناسی، تعطیل و توقف شوراهای تخصصی و قانونی نشانه های همین بی توجهی بوده و هست. اصلا خود بودجه، تاخیر در تقدیم و نیزساختار آن که اقتصاد دان های اصول گرا هم بودجه را جدی و قابل دفاع نمی دانند.- آنان واژه آبکی و خنده دار را برای بودجه به کار برده اند- نشان می دهد که دولت در تحقق وعده های خود تا چه پایه موفق بوده است.
مشکل وقتی بیشتر و پیچیده تر می شود که طرفداران دولت به جای اثبات دولت در صدد نفی و طرد منتقدان برآیند و زبان به ناسزا و تهمت بگشایند. این زبان و واژگان هم با سی سالگی انقلاب منافات دارد و هم با مدعای دولت مهر ورزی. بلکه برعکس می تواند نشانی از ناکامی در عمل و رفتار داشته باشد.
در جلسه داوس وقتی شیمون پرز با صدای بلند فریاد می زد و به رجب طیب اردوغان اهانت کرد. اردوغان عبارت بسیار نغز و عبرت انگیزی را به کار برد وبا آرامش تمام گفت:
" جناب پرز!
صدایت هم خیلی بالا می رود، معتقدم که این طور بالا رفتن صدای شما ریشه در یک احساس روانی گناه دارد. اما مطمئن باش که صدای من این طور بالا نخواهد رفت."
برای سی سالگی کارل پوپر هم تعبیر اندیشه برانگیزی دارد. گفته است:" اگر تا پیش از سی سالگی انسان سوسیالیست نباشد، دل ندارد و پس از آن اگر سوسیالیست بود مغز!"
چنان که می دانیم قرآن مجید هم از عصبیت و عصبانیت و صدای بلند به " انکر الاصوات " تعبیر کرده است. از زبان لقمان حکیم توصیه شده است که اندازه نگاهداریم و صدایمان بلند نشود. یاد بگیریم در جشن سی سالگی انقلاب چگونه سخن بگوییم.
اصولگرایان امروز با سیاست ها و عملکردهایشان به مبانی اندیشه سیاسی و مبانی وفاق اجتماعی و بنیان های اقتصادی جامعه هجمه ای آشکار و جدی کرده اند. به همین دلیل است که علاقمندان کشور، علیرغم خطراتی که آبرو و جان و مال شان را تهدید میکند، به میدان آمده اند تا به عهد خویش با امام و انقلاب برای دفاع از ارزش های راستین انقلاب اسلامی وفا کنند.
لینک مطلب:
اما در هر حال عرض میکنم که آنچه انقلاب را تهدید میکند، نادیده گرفتن اصل انقلاب است. اصل انقلاب هم به معنای رعایت خواست مردم است. خواست مردم هم چیزی نیست که یک بار در طول تاریخ رخ دهد و تمام شود. امام(ره) نیز به صراحت این مساله را عنوان داشتند که فرض کنیم مردم در گذشته میخواستند حکومت شاهنشاهی باشد، به ما چه ربطی دارد (نقل به مضمون). چیزی که انقلاب را تهدید میکند، نادیده گرفتن خواست مردم است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
زندگی سیاسی عباس عبدی پس از انقلاب در هر مقطع طبعاً متأثر از اندیشههای سیاسی وی بود و متناسب با تحولات و تغییرات در این اندیشهها، این زندگی سیاسی نیز دچار تغییرات و تحولاتی شده است. قبل از انقلاب سه مسأله و یک راهحل، محورهای اصلی اندیشه سیاسی عبدی و بسیاری از هم دوره و هم نسلهای او را شکل داده بود این سه مسأله اصلی عبارت بودند از:استبداد، استثمار و استعمار.
آنگونه که عبدی میگوید در کنار این سه پایه یک گزاره دیگر نیز وجود داشت که بخش اعظم هم نسلیهای وی، به آن اعتقاد داشتند و آن عنصر ایجابی مبارزه سلبی علیه سه محور فوق بود و این عنصر همان اسلام است.
برخی بر مبنای تئوریای که معتقد است انقلاب فرزندان خود را میبلعد، قائل به حذف تدریجی برخی حامیان انقلابها در اعصار مختلف پس از آن هستند، به نظر شما آیا انقلاب اسلامی ایران نیز مشمول این قاعده شده است؟
برای درک روشنتر از این موضوع، چارهای نیست جز آن که به دلائل بروز انقلاب بازگردیم. انقلاب زمانی رخ میدهد که فضا بسته است زیرا در یک فضای باز و آزاد، طبعا انقلابی اتفاق نمیافتد و انقلاب در فضای آزاد موضوعیتی ندارد.
زمانی که فضا بسته باشد، روابط، نگاهها و برداشتهای افراد از یکدیگر، واقعگرایانه نیست. مثلًا وقتی من و شما یک دشمن مشترک پیدا کنیم که هر لحظه درصدد نابود کردن ما است، علیرغم تمام اختلافاتی که داریم، کنار هم و در برابر دشمن قرار میگیریم البته نه تنها کنار هم قرار میگیریم بلکه حس مودتآمیز هم نسبت به یکدیگر پیدا میکنیم که بسیار مهم است.
پس از شکست دادن دشمن، چون دیگرعامل خارجی وحدت بخش وجود ندارد لذا آن رابطه پیشین هم طبعا وجود نخواهد داشت بنابراین به بررسی مجدد روابط بین خود میپردازیم و در این مرحله متوجه اختلافات عمیق میان یکدیگر میشویم اما این اختلافات را جز از طریق خشونت نمیتوانیم حل کنیم زیرا در فضای بسته پیشین یاد نگرفته بودهایم که چگونه مسایل خود را با راهی جز خشونت حل کنیم و در آن فضا، تنها چیزی که یاد گرفته بودیم، این بود که حکومت درصدد حذف ما و ما در صدد نابودن کردن حکومت بودیم.
این تنها آموزهای بودکه بلد بودیم لذا ممکن است پس از انقلاب در مواجهه با اختلافات، همین آموزه را در میان خود تکرار میکنیم زیرا چیزی غیر از آن بلد نیستم. روشن است که اگر انقلاب پیروز شود، تمام نیروهایی که قبلا در کنار هم قرار گرفته بودند به دلیل عمده شدن اختلافات مسکوت گذاشته شده، با یکدیگر به جدال میپردازند. البته نباید این برداشت را داشت که لزوما فرد یا گروهی که حذف شده، بیگناه و در مقابل گروه یا فردی که حذف نشده، گناهکار است و بر عکس. این برداشت و استدلال درست نیست.
همه کمابیش این رفتار را با هم داشتیم و علت آن فرد و گروه خاصی نیست زیرا در فضای بسته نحوه حل مسالمتآمیز اختلافاتمان را یاد نمیگیریم و بسیاری از افراد حاضر در انقلاب رو در روی یکدیگر قرار میگیرند و از این روست که گفته میشود انقلاب فرزندان خود را میخورد.
اکنون وارد دهه چهارم انقلاب اسلامی شدهایم اما طی این سالها شاهدبودیم که برخی از نیروهای فعال که در به ثمر رسیدن انقلاب نقش داشتند، اکنون جایی در عرصه سیاسی و مدیریتی کشور ندارند، آیا این مساله را میتوان به بیمهری به فرزندان انقلاب اتلاق کرد؟
یک بخش این موضوع طبیعی است. یعنی قرار نیست که یک نفر از اول تا آخر عمر در فعالیت سیاسی بماند و ممکن است بنا به دلایلی اعم از اینکه آرمانهایش محقق نشده و سرخورده شده و یا نتوانسته خود را با محیط جدید وفق دهد, از عرصه کنار رود؛ البته بخشهایی هم تحت فشار کنار میروند. قرار نیست همه تا آخر عمر در این میدان بمانند.
گروههای مختلفی در انقلاب اسلامی نقش داشتند. به نظر شما آیا اعضای این گروهها پس از انقلاب به سهم خود در قدرت رسیدند؟
سهمخواهی اشکال دارد. گویی انقلاب یک گوشت قربانی بوده است و هر کس باید سهمی از آن را ببرد. ما باید از اصل حق مشارکت افراد دفاع کنیم که این مشارکت به معنای حضور افراد در دولت و ریاستجمهوری نیست. به عنوان مثال شما اکنون چه توقعی از دولت دارید؟ توقع دارید وزیر شوید؟ گروههای بیرون از دولت انتظار وزارت دارند؟ آنها باید حق اظهارنظر و مشارکت داشته باشند بنابراین سهمخواهی از انقلاب درست نیست. هر کس اگر حق مشارکتجوئی را داشته باشد به موقع هم وارد قدرت میشود.
در دولت مرحوم مهندس بازرگان ترجیح بر مشارکت بود زیرا هنوز انتخاباتی شکل نگرفته بود، البته مشارکت عمومی در دولت منجر به تضعیف هماهنگی در دولت و کاهش انسجام آن میشود ولی از سوی دیگر تضادهای سیاسی جامعه را هم کاهش میدهد. در دولتی که همه در یک خط باشند، ممکن است موفقیتهایی کسب شود اما تضادها به جامعه منتقل میشود و زمانیکه تضادها به جامعه منتقل شود و با شیوههای مسالمت آمیز حل اختلاف هم آشنائی نباشد، امکان خشونت و درگیری در آن جامعه وجود خواهد داشت.
دولت اول پس از انقلاب باید میکوشید تا بخش بیشتری از نیروهای موثر در انقلاب را به دولت دعوت کند تا چالشهای بعدی به وجود نیاید.
آیا مشارکت محدود و حداقلی برخی گروهها از آرمانهای انقلابی است که معتقد به حضور تمام گروهها در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی بود؟
بسیاری از افراد جبهه رفته که معلول و جانباز هم هستند ردصلاحیت میشوند. شما ممکن است بگویید نتایجی که اکنون شاهد آن هستیم، به طور قطع محصول طبیعی انقلاب است که اگر اینطور باشد، دیگر بحثی باقی نماند اما این موضوع، چیزی است که جناح حاکم بر آن اعتقاد دارد و معتقد است که این مسایل از طبیعت انقلاب بوده و باید به این جا میرسیدیم. اما انقلاب مانند یک بازی است گرچه این بازی قواعدی الزامی هم دارد اما نتیجه هر حرکتی که انجام شده و به حرکتها و مسایل بعدی بستگی دارد و قطعیتی در کار نیست.
برخی معتقدند که اهداف انقلاب اسلامی تا حدودی به فراموشی سپرده شده است. شما علت این امر را چه میدانید؟
یک دلیل آن درگیریهایی بود که گروههای اول انقلاب ایجاد کردند و در اثر این درگیریها ماهیت قدرت تا حدودی تغییر پیدا کرد. زمانی که این طرف و آن طرف اسلحه کشیدند و سلاح را بر زمین نگذاشتند، منجر به رادیکال شدن بخشهایی از حکومت شدند و زمانی که این گروهها از بین رفتند، این خشونت نهادینه شده بود.
در اول انقلاب کسی با محافظ بیرون نمیرفت اما در هیچ کجای دنیا دیده نشده است که در فاصله کوتاهی از انقلاب، دهها نفر از مقامات عالی انقلاب در انفجار کشته و چند صد نفر از آنها ترور شوند. در هر جای دنیا این اتفاق بیفتد، چنان فضای وحشتناکی از سوی حکومت به وجود میآید که آن فضا احتمال دائمی شدن هم دارد.
عامل دیگر جنگ بود زیرا جنگ،آثار و عوارض انسدادی دارد. وقتی یک جنگ در آن فضا، هشت سال ادامه یابد، ماهیت رفتارهای متناسب با آرمانهای انقلاب را تغییر میدهد و عوارض خود را ایجاد میکند. درست است که با نظام استبدادی مبارزه کردیم اما مبارزه با نظام استبدادی به معنای داشتن فرهنگ دموکراتیک نیست. چه بسا میتوان از زاویه فرهنگ استبدادی با استبداد مبارزه کرد. این که گفته میشود، هر نظامی مخالفان خود را از جهاتی مشابه تربیت میکند، یک واقعیت است.
اول انقلاب ردصلاحیت به این معنا وجود نداشت اما به تدریج به جایی رسیدیم که نظارت استصوابی مطرح شد و نزدیکترین افراد به انقلاب را هم رد کردند؛ چه برسد به افرادی که معتقد به آرمانهای انقلاب بودند. البته اکنون با همه مشکلاتی که وجود دارد باید به یک نکته مثبت نیز اشاره کرد که هیچ کس دست به اسلحه و خشونت نمیبرد و حاضرند وضع را تحمل کنند تا شرایط باز شود.
پس از انقلاب شاهد نامگذاری دورانها به اسامی مختلف مانند دوران سازندگی، اصلاحات و غیره بودیم. شما این تقسیمبندیها را قبول دارید؟
هر نوع تقسیمبندی میتواند قراردادی و ناظر به چارچوبهای تحلیلی فرد باشد. اگر بخواهند در این اتاق، من و شما را تقسیمبندی کنند، فردی از نظر ایدئولوژیک و فرد دیگری از نظر جنسیت یا سن ما را تقسیمبندی میکند که همه آنها درست است.تقسیمبندی بستگی به زاویه دید و نگاه به موضوع دارد.
هر کدام از دولتها رفتار متفاوتی داشتهاند. دورهای، جنگ بود که حتی دوران جنگ را نیز میتوان به دو بخش تقسیم کرد. یکی تا سال 62 و دیگری تا سال 68 که این دو دوره دارای ویژگیهای متمایزی هستند. دولت آقای هاشمی نیز ویژگیهای خود را داشت.
زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی را نیز در دو دوره جداگانه میتوان بررسی کرد یکی از سال 76 تا 81 و دیگری از سال 81 تا 84 که تفاوت دوره دوم خاتمی با دوره اول ایشان بیش از تفاوت این دولت با دولتهای سابق بود و به عبارتی، دوره 81 تا 84، دوره سقوط فاحش است.
بزرگترین آفتی که انقلاب را تهدید میکند, چه میدانید؟
انقلاب انجام و پیروز شد. اکنون باید بررسی کرد که چه چیزی جامعه را تهدید میکند.
به هر حال شعار انقلاب ما، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود. به نظر شما این شعارها تا چه حد اجرایی شده است و چه موانعی تحقق این شعارها را با تهدید مواجه میکند؟
انقلاب اثرات خود را گذاشته است و چیزی نمیتواند آن را نابود کند. انقلاب کبیر فرانسه را ببینید که بیش از دویستمین سالگرد آن را هنوز جشن میگیرند. در حالیکه آن انقلاب، وجود خارجی ندارد و اتفاق تاریخی بود که مردم فرانسه و جهان از مجرای اکنون با آن ارتباط برقرا میکنند. مهم آن ارتباط است که برقرار میشود یا انقلاب اکتبر را در نظر بگیرید، چه سالی از بین رفت؟ آیا باید گفت زمانی که فروپاشی شوروری پیش آمد، آن انقلاب از بین رفت؟ نه.این انقلاب خیلی قبلترها تمام شده بود.
بنابراین انقلاب ما، یک رویداد مهم بود که در تاریخ ما رخ داد و آثار و عوارض جدی در منطقه و کشور داشت البته تمامی این آثار و عوارض ثابت و جبری نبوده است بلکه رفتارهای ما آنها را شکل و معنا داده است.
اما در هر حال عرض میکنم که آنچه انقلاب را تهدید میکند، نادیده گرفتن اصل انقلاب است. اصل انقلاب هم به معنای رعایت خواست مردم است. خواست مردم هم چیزی نیست که یک بار در طول تاریخ رخ دهد و تمام شود. امام(ره) نیز به صراحت این مساله را عنوان داشتند که فرض کنیم مردم در گذشته میخواستند حکومت شاهنشاهی باشد، به ما چه ربطی دارد (نقل به مضمون). چیزی که انقلاب را تهدید میکند، نادیده گرفتن خواست مردم است.
خواست مردم هیچ قیدی را نمیپذیرد و کسی حق ندارد بگوید خواست مردم به چه شکلی باید باشد. این خواست میتواند خوب یا بد باشد. من و شما هم میتوانیم با این خواست موافق یا مخالف باشیم. هیچگاه اعتراض اصلی به شاه این نبود که چرا این کار را میکنی و چرا آن کار را نمیکنی بلکه بحث بر سر این بود که چرا خواست عمومی را رعایت نمیکنی.
بنابراین تنها چیزی که انقلاب را تهدید میکند، عدم توجه به خواست عمومی و ردصلاحیتهای غیر قانونی، عدم آزادی و... است.
یعنی شما توجه به خواست ملت را مهمترین موضوع در پایداری ارزشهای انقلابی میدانید؟
باید همواره به دنبال این باشیم که خواست مردم چیست. اما این کار نظرسنجی نمیخواهد. بلکه خواست مردم باید به صورت سیال در جریان باشد.
چه کسی باید تعیین کند که این خواست چه بوده است؟ بنابر این کاری به این نداریم که از مردم بپرسیم خواستتان چه بوده است. مهم این است که در هر لحظه خواست عمومی توان تجلی یافتن داشته باشد.
اگر به خواست کنونی مردم توجه نشود, وضعیت دیالکتیکی پیش میآید یعنی مشکلی که شاه هم با آن طرف بوده است. وقتی مردم خواستی را محقق کردند در صورت جلوگیری از تحقق خواستهای بعدی آنان، ممکن است به صورت دیالکتیکی با خواست قبلی مخالف شوند بر مصداق اصل معروف الناس حریص علی ما منعه و در این صورت هر چه که شکاف میان خواست مردم با واقعیت جاری و مجاز شدیدتر میشود، تز و آنتی تز بیشتر با هم دشمن میشوند لذا در این دوره مردم ضد فرهنگ رسمی میشوند.
حضرت امام(ره) بحث صدور انقلاب را مطرح کردند. به نظر شما هدف امام از مطرح کردن صدور انقلاب چه بود و آیا صدور انقلابی که بنیانگذار انقلاب شعار آن را در اویل انقلاب دادند با آن صدور انقلابی که اکنون مطرح میشود، تفاوت دارد؟
هر چیزی باید در زمان خود بحث شود. زمانیکه انقلابی پیروز میشود، یک موج عظیمی در منطقه و دنیا درست میشود و کسانی که انقلابی هستند، حس میکنند که میتوانند دنیا را تغییر دهند و در این مساله هم صادق هستند و واقعاً از جان گذشته این حرف را میزنند لذا آن مسیر را میروند و ممکن است با مشکلی مواجه شوند و عقبنشینی کنند.
شما آن موقع را بررسی کنید که کل زندگی یک فرد انقلابی شاید به اندازه اثاث این اتاق فعلی آقایان ارزش پولی نداشت اما اگر امروز تلفن منازل این مسوولان را بررسی کنید، بیشتر آنها با 2 و به ندرت با 8 آغاز میشود و نه پیششمارههای5,3,4,7 البته این یک وجه قضیه است. در اول انقلاب تمام مصوبات برای کمک بیشتر به مردم و برابری بود.
کوشش ما بر این است به عنوان فردی که خود و خانوادههایمان به کشور علاقه داریم و میخواهیم در این کشور زندگی خوبی داشته باشیم، شرایط مثبت را تقویت و موارد منفی را کم کنیم.
لینک مطلب:
جریان های متحجری که در کشور بودند و هستند و در زمان مبارزه هم مخالفت می کردند و در سالهای آخر که افق روشن و علایم پیروزی مشخص شده بود به صف مبارزین پیوستند.این افراد کم کم از شرایط و دریچه های مختلف استفاده کردند که الان میدان را برای آزاداندیشی دینی تنگ می کنند
هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سوال خبرنگار جمهوری اسلامی که پرسیده بود "انتقادهای شما از دولت نهم این تصور را در ذهن عده ای پدید آورده که ممکن است نگاه شما به عملکرد دولت یک نگاه منفی و از روی رقابت باشد. تاکید کرد: اولا من در جاهای عمومی اصلا انتقاد نمی کنم. یکی از دلایل عدم انتقاد عمومی من این است که دولت ضعیف تر نشود. همه انتقاداتی که از طرف من مطرح می شود مربوط به اجرای سیاست هاست که جزو وظایف ماست
رییس مجلس خبرگان رهبری در مورد احتمال ایجاد جوسازی های تبلیغاتی که می تواند مانع حضور چهره های کارآمد و متعادل در صحنه های مختلف به ویژه در صحنه ریاست جمهوری باشد گفت: من این را گناه کبیره می دانم.متاسفانه گاهی به هتاکی دروغ گویی فحاشی و تهمت می رسد تا رقبایشان را از میدان بیرون کنند. این حرکت کاملا ضداسلامی ضداخلاقی ضد انسانی و ضدکشور داری است . معنای این کار این است که کسانی که عزت نفس دارند وارد این وادی نمی شوند. مگر اینکه از آبرو و حیثیت خود بگذرند که این گونه انسانها کم هستند. به نظرم رویه بسیار بدی است و متاسفانه ضداهداف اسلامی ماست . خیلی هم رواج دارد. سالهاست که این وضع را در همه کشور داریم

گروه سیاسی؛ «مهدی کروبی» از پناه بردن به قوه قضائیه به دلیل مشکلات قوه مجریه انتقاد کرد.
دبیرکل حزب اعتماد ملی دیروز در جمع جوانان و دانشجویان حامی کاندیداتوری وی با ابراز نگرانی از وضعیت دانشجویان تعلیق از تحصیل گفت؛ «قوه قضائیه مدتی است که برای ما پناهگاه شده است و زمانی که می خواهند روزنامه یی را تعطیل کنند یا روزنامه یی تعطیل می شود، به قوه قضائیه پناه می بریم تا مشکل حل شود.
به گزارش ایلنا وی با تاکید بر اینکه در بخش های اقتصادی، سیاست خارجی، فرهنگی، بهداشت، درمان، اشتغال و امکانات دانشگاهی دچار مشکلات جدی هستیم، تصریح کرد؛ «بخشی از این مشکلات به قوه مجریه بازمی گردد.»
دبیرکل حزب اعتماد ملی گفت؛ «جمهوریت نظام در خطر است و اگر حساسیت نشان ندهیم، انتخابات به سمت رنگ باختگی و کمرنگ شدن می رود، بنابراین باید در انتخابات شرکت کنیم.»
کروبی تصریح کرد؛ «صحبت های دانشجویانی که با من ملاقات می کنند، مشترک است. اعمال محدودیت در دانشگاه ها و سخت گیری ها است که شاید مبالغه نباشد اگر بگوییم بهانه گیری هایی می شود. برخی محدودیت ها در رابطه با کار تشکیلاتی دانشجویان و برخی در مورد نشست هایی است که می خواهند داشته باشند و عده یی هم مشکل تحصیل و تداوم آن را دارند.»
کروبی با بیان اینکه روی تحصیل دانشجویان حساس هستم، خاطرنشان کرد؛ «تحصیل با سرنوشت دانشجویان رابطه دارد و پدر و مادر دانشجو تمام تلاش خود را برای تحصیل فرزندش می کند و اگر رشته تحصیل پاره شود در کل زندگی خانواده اثر می گذارد.»
وی تصریح کرد؛ «برای برون رفت از این وضعیت باید مصمم و آماده باشیم. با شرایطی که داریم باید از این وضع بیرون بیاییم اما چه کنیم آیا دعوا کنیم، انقلاب کنیم یا اعتراضات غیرمنطقی کنیم؟ که هیچ کدام صحیح نیست، بلکه باید سرنوشت خود را در انتخابات ریاست جمهوری دهم رقم بزنیم.»
وی افراد جامعه را به دو بخش تقسیم کرد و گفت؛ بخشی از وضع موجود راضی هستند و به اعتقاد آنها اوضاع در بخش امنیتی، اقتصادی و سیاسی خوب است که آنها هم باید تلاش کنند، اما به توصیه نیاز ندارند و این را می توان در مطبوعات و سایت هایشان دید. اما در یک طرف دیگر افرادی هستند که گله می کنند زیرا مخالف منطقی دولت هستیم. اما نق زدن و منفی بافی نتیجه یی ندارد و حتی کار کردن معمولی هم به نتیجه نمی رسد، باید عزم و اراده قوی داشت و اگر می خواهیم وضع فعلی نباشد باید بیش از اینها کار کنیم و باید توجه داشت که وقت بسیار محدود است.
کروبی در بخش دیگری از اظهارات خود با بیان اینکه تا این لحظه هیچ یک از بزرگان در جبهه اصلاحات اعلام حضور در انتخابات را نکرده است، گفت؛ هر عزیزی که بیاید استقبال می کنیم و به او خوشامد می گوییم. دوستان باید در این موقعیت فعالیت کنند زیرا دستمان کوتاه و امکانات محدود است و اوضاع اقتصادی مردم نیز به گونه یی است که ممکن است قصد آمدن در عرصه انتخابات را نداشته باشند.کروبی خاطرنشان کرد؛ من نگران هستم که طیف ما یعنی اصلاحاتی ها حرفی بزنند که در مردم ایجاد تردید و شک شود و این به نفع رقبای ما شود.دبیرکل حزب اعتماد ملی به نقش مهم دانشجویان در تعیین سرنوشت کشور اشاره کرد و گفت؛ دانشجویان شاداب و بانشاط و تحصیلکرده هستند.
کروبی با اشاره به فرا رسیدن سالگرد انقلاب اسلامی گفت؛ این انقلاب با حاکمیت اسلام و قالب آن جمهوری اسلامی بود که جمهوری و اسلامی در کنار هم هستند و جدا شدنی نیستند. جمهوری اسلامی از حر ف های ماندگار حضرت امام (ره) است و ایشان تاکید داشتند جمهوری اسلامی؛ نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیش. برخی جمهوری مطلقه و برخی جمهوری دموکرات و حتی برخی حکومت اسلامی را مطرح می کردند که امام پاسخ شان را داد.
وی با اشاره به هجمه هایی که طی 30 سال گذشته به جمهوریت و اسلامیت وارد می شد، اشاره کرد و گفت؛ این هجمه ها به جمهوریت بیش از اسلامیت بود و تفکری وجود دارد که می خواهد میزان، رای ملت نباشد.
وی به اجرای نظارت استصوابی اشاره کرد و گفت؛ اکنون هم عده یی می گویند، رای مردم باید مصلحتی باشد و می خواهند مردم در انتخابات شرکت نکنند، به عنوان مثال انتخابات نظام پزشکی بود که یکسری از پزشکان که دارای نام و نشان بودند را رد کردند اما من به آنها گفتم در انتخابات شرکت کنید و به آن گرایشی که می خواهند شما نباشید، رای ندهید که در نهایت بسیاری از بچه های اصلاحاتی رای آوردند.وی خطاب به مسوولان گفت؛ هر جا می روید به تلاش هایی که برای کمرنگ شدن رای مردم صورت می گیرد، عکس العمل نشان دهید. مقام رهبری هم انتخابات گرم و پرشور می خواهند و همان طور که امام خواسته اند میزان، باید رای ملت باشد.
کروبی در مورد فعالیت های حزبی اش نیز توضیح داد؛ تا زمانی که عزرائیل به سراغ من نیاید، کار حزبی را ادامه می دهم و کار حزبی یک اندیشه و فکر برای من است زیرا راهی جز کار حزبی نداریم.
کروبی با اشاره به اظهاراتی مبنی بر اینکه وی را برای تصدی پست ریاست جمهوری پیر خطاب کرده بودند، گفت؛ من کجا پیرم، تازه اول جوانی ام است.
لینک مطلب:
شهادت شهید رجایی که بهترین مدیر برای اجرای احکام تحول یافته فقه حکومتی امام خمینی بود، مقدمه انزوای تفکر امام واقع شد که البته این روند پس از رحلت حضرت امام و حذف شخصیتهایی چون مهندس میرحسین موسوی شتاب بیشتری گرفت
از این جهت شهادت ایشان و شهید باهنر اساسی ترین ضربه به روند اجرای این اندیشه و در واقع مقدمه انزوای این تفکر در حوزه اجرایی بود که البته این روند پس از رحلت حضرت امام و حذف شخصیتهایی چون مهندس میرحسین موسوی شتاب بیشتری گرفت و سرانجام با شکل گیری مجموعه ای از مخالفت های افراطی برعلیه آقای خاتمی پس از دوم خرداد و در فقدان حجت الاسلام سیداحمدخمینی و با فعال شدن شخصیت هایی بیگانه با اندیشه و راه و مبارزات امام به اوج رسید و نهایتاً منجر به کمرنگ شدن بخش عمده ای از رئوس اندیشه و سیره امام از عرصه سیاسی کشور شد تا آنجا که کمر به حذف رکن جمهوریت نظام بستند
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
از همه آن سالهای مبارزه و زندان و ترور به سادگی و شیرینی یاد می کند اما چه سخت روایت می کند از سال هایی که می بایست سیاست را بدون رجایی ادامه دهد. رفتن او سخت است اما رفتن و فراموشی راه و اندیشه او…!
عاتقه صدیقی همسر شهید رجایی و نماینده سه دوره مجلس شورای اسلامی اکنون سالهاست که خانه نشین است. او که معمولاً ترجیح می دهد، بسیاری از حرفها را به سکوت برگزارکند، در این گفت و گو ی که سال ها پیش با روزنامه ایران انجام گرفته است، از جریان شناسی نیروهای سیاسی و سرونوشت خط امام پس از شهادت شهید رجایی سخن گفته است.
* غالباً شهادت شهید رجایی و شهید باهنر از این منظر گرامی داشته می شود که علیرغم فقدان عالیترین سطح مدیران نظام جدید جمهوری اسلامی، همچنان نظام پابرجا می ماند اما باتوجه به اینکه در آن دوره اختلافات موجود در میان بخشی از نیروهای سیاسی جامعه هنوز بروز نیافته بود؛ این نکته کمتر مورد بررسی قرارگرفته است که فقدان حضور ایشان چه تأثیری در جریانهای سیاسی داخلی و شکل گیری قطب های قدرت در درون نظام و بویژه جریان خط امام داشت؟
* با شهادت شهید رجایی و شهید باهنر که پس از فاجعه هفتم تیرماه ۱۳۶۰ و شهادت شهید بهشتی واقع شد تقریباً روند حذف سطح اول مدیران و نخبگان انقلاب کامل شد درحالی که متأسفانه افراد حذف شده بالاترین توان را برای اجرایی کردن و نمایندگی اندیشه های سیاسی امام خمینی (ره) در سطوح کلان قدرت داشتند البته پابرجا ماندن نظام بعد از این وقایع، یک نقطه قوت و نشان دهنده عظمت انقلاب و رهبری امام خمینی است اما خلأ استراتژی و نگاه نواندیشانه، دموکراتیک و در عین حال اخلاقی و عرفانی که در آثار و عملکرد شخصیتهایی چون مرحوم طالقانی، شهید مطهری، بهشتی، مفتح، باهنر، چمران و رجایی ارائه می شود بطور جدی احساس می شود و از این جهت یک خسران و زیان جدی و غیرقابل جبران برای نظام و جریان خط امام محسوب می شود.
شهید رجایی ۲۷ سال شاگرد مرحوم آیت الله طالقانی بود و رابطه فکری عمیقی نیز با شهید بهشتی داشت و در واقع هنگامی که از جلسه اختصاصی که ایشان برای برخی از مبارزین خاص تشکیل داده بود برمی گشت دستگیر شد. او در زندان کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم شهید مطهری را تدریس می کرد و با این ارتباط قوی ای که با جریان نواندیش حوزوی داشت و تجربه مبارزات طولانی و محوریتی که در میان مبارزان مذهبی در زندان پیداکرده بود در حوزه اجرایی یک مدیر جدی و متفکر بود که می توانست مرزبندی جریان خط امام را بخوبی با نیروهای متحجر حفظ کند.
* اخیراً دیده می شود که یک گروه سیاسی خاص مصرانه سعی می کند خط مشی خود را ذیل عنوان و نام شهید رجایی مطرح کند از این رو توضیح دهید که نسبت اندیشه شهید رجایی با دیدگاههای فقه سیاسی امام خمینی و مرزبندی های آن بانیروهای متحجر چیست و شهید رجایی چه کار کردی در تداوم مسیر این اندیشه به عنوان خط امام می توانست داشته باشد؟
* شاید اگر امروز ما بگوییم شهید رجایی در زمانه خود یا در زمانه ما به فلان گروه تعلق داشت به ما خرده بگیرند اما همه ما می دانیم که ایشان تعلق خاصی به الگوی اندیشه ای امام خمینی داشت.
در واقع شهید رجایی به گونه ای مسیر اسلام را طی کرده بود که به اخلاص و حقایق ویژه ای دست یافته بود. حقایقی که ایشان را به امام نزدیک می کرد. او امام را درک می کرد و امام هم ایشان را درک می کرد.
در این میان آنچه که شهید رجایی و امثال ایشان را از دیگران تفکیک می کرد این موضوع بود که او اندیشه و خط فکری امام را در همه زمینه های فردی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی با مبنای اخلاقی و عرفانی دنبال می کرد.
اما بسیاری از افرادی که بویژه پس از رحلت حضرت امام(ره) سعی می کنند، اندیشه های خودشان را به عنوان تنها مسیر صحیح انقلاب معرفی کنند؛ چون از آن مبانی اخلاقی برخوردار نیستند به دلیل تحجر فکری و یا نفسانیات و عدم تهذیب نفس بالاخره در زمینه هایی با اندیشه های نوین امام خمینی به اختلاف برمی خوردند چنانکه بعد از شهادت شهید رجایی با روشن شدن اختلافات مشخص شد که عده زیادی با فقه حکومتی امام خمینی موافق نیستند.
امام با جدیت تمام در فقه حکومتی خود معتقد بود که بسیاری از احکام اولیه اسلامی و حتی احکام عبادی باید براساس مصالح جامعه اسلامی و متناسب با نیازها و مقتضیات زمان و مکان برای تأمین عدالت و حقوق انسانها تغییر کند. اما جریانهای متحجری که اساساً از فقهی شخصی غیرحکومتی متأثر بودند این تغییرات را نمی پذیرفتند و معتقد بودند که بسیاری از قوانین مصوب مجلس به این دلیل که با احکام اولیه شرع در تعارض است پس مردود است. لایحه کار(برای تأمین حقوق کارگران)، قانون زمین شهری (برای جلوگیری از رشد زمین خواری در اطراف شهرها)، قانون مالیات ها، قانون تعزیرات و… از ان جمله بودند.
آن ها مالکیت خصوصی را تا آنجا گسترش دادند که اختیارات اصلی دولت را زیر سؤال می برد، در حالی که امام خمینی در رویکردی دموکراتیک معتقد بود که دوسوم آرای مجلس به عنوان دیدگاههای کارشناسی عرف جامعه اسلامی حق تعیین مصداق مصلحت و ضرورت جامعه برای تغییر احکام اولیه شرع را دارد. در واقع امام خمینی اجتهاد مصطلح و رایج در حوزه های علمیه را برای اداره جامعه ناتوان می دانست و با نگاهی نو وعقلانی به دنبال تحول و پویایی فقه سنتی بود. به همین دلیل ازسوی جریانهای متحجر مقاومت های بسیار جدی در برابر آن شکل گرفت. نمونه این مقاومت ها مجموعه نامه هایی است که دبیروقت شورای نگهبان در مورد بخشی از موارد اختلافی به امام خمینی نوشت.
از این رو در شرایطی که تقریباً تمامی کسانی که در میان نخبگان و مدیران عالی نظام می توانستند اندیشه امام را در ابعاد مختلف گسترش دهند از جمله شهید مطهری و شهید بهشتی همگی حذف فیزیکی شده بودند، دنبال نمودن این اندیشه در عرصه عمل اجرایی نیازمند بینش و معرفتی باز و شجاعتی کم نظیر بود و همه کسانی که از نزدیک با ابعاد مختلف شخصیت شهید رجایی آشنایی دارند اذعان دارند که ایشان بهترین مدیر برای اجرای احکام تحول یافته فقه حکومتی امام خمینی به شمار می آمد و خود مصداق عینی و عملی این تفکر بود، از این جهت شهادت ایشان و شهید باهنر اساسی ترین ضربه به روند اجرای این اندیشه و در واقع مقدمه انزوای این تفکر در حوزه اجرایی بود که البته این روند پس از رحلت حضرت امام و حذف شخصیتهایی چون مهندس میرحسین موسوی شتاب بیشتری گرفت و سرانجام با شکل گیری مجموعه ای از مخالفت های افراطی برعلیه آقای خاتمی پس از دوم خرداد و در فقدان حجت الاسلام سیداحمدخمینی و با فعال شدن شخصیت هایی بیگانه با اندیشه و راه و مبارزات امام به اوج رسید و نهایتاً منجر به کمرنگ شدن بخش عمده ای از رئوس اندیشه و سیره امام از عرصه سیاسی کشور شد تا آنجا که کمر به حذف رکن جمهوریت نظام بستند.
درحالی که امام معتقد بودند نظر دو سوم نمایندگان مجلس به عنوان دیدگاه کارشناسی عرف جامعه اسلامی مرجع تشخیص مصلحت و تغییر احکام اولیه محسوب می شود، یکی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت پیشنهاد «حکومت اسلامی» را مطرح کرد، دیگری عنوان کرد که امام رکن جمهوریت را در شرایط اضطرار پذیرفته است. هیأت رزمندگان اسلام مسابقه ای سراسری را با جوایز کلان به عنوان میلاد نور در سراسر کشور اجرا کرد که در پاسخ به سؤال مردم در ۲۲ بهمن با سرنگونی حکومت طاغوتی شاه خواستار چه حکومتی بودند، تنها سه گزینه الف ـ جمهوری، ب ـ حکومت اسلامی، ج ـ حکومت دموکراتیک را مطرح می کرد. حتی طرح اسکناس های هزار تومانی و پانصد تومانی که عنوان جمهوری اسلامی در پلاکاردهای دست مردم در تصویر آن به چشم می خورد، حذف شد.
بعد از آن هر وقت که می خواستی یک حرف جدی از امام نقل کنی، می گفتند امام رفت و حتی از بعد روانی امام را «راحل» و کوچ کرده مطرح می کردند.
من معتقدم که اساساً مجموعه تحولات تاریخ انقلاب به سمت کمرنگ کردن اندیشه امام حرکت کرد تا به آنجا که اندیشه و سیره شخصیتهایی که با اندیشه و مبارزات امام مخالف بودند، پنهان و آشکار قدرت یافت.
اگر امروز شاهد تلاش هایی در جهت حذف رکن جمهوریت نظام و یا فجایعی نظیر قتل های زنجیره ای، حمله به کوی دانشگاه هستیم، نتیجه این روند کلی است.
دستهایی در کار است که با حذف اندیشه و سیره امام که خاتمی یکی از مصادیق موفق آن بود، تجربه طالبان را در ایران تکرار کند، برای آنکه راه را برای آمریکا باز کند و دوباره این ملت را به زبونی بکشد، اما این اتفاق نخواهد افتاد، ما دیروز با آمریکا در جنگ بودیم، امروز با اسلام آمریکایی.
*علت اینکه این نگاه نواندیشانه امام خمینی در سطح حوزه ها فراگیر نمی شود، چیست؟ چه جریاناتی مقاومت در برابر اجرای این اندیشه را در عرصه فرهنگی، سیاسی و اجرایی کشور شکل می دهند؟
* از همان آغاز انقلاب، امام تلاش زیادی کرد که سایر فقهای بزرگ را با مبارزه همراه کند، اما موفقیتهای بسیار محدودی داشت. اکثر آن ها نه پتانسیل انقلابی و سیاسی امام را داشتند و نه اعتقادی به فقه حکومتی امام خمینی (ره) و حتی بخش عمده ای از روحانیون جوانی که با امام در مبارزات همراهی می کردند، به جای آنکه اسلام زمان و مکان امام خمینی و اسلام مقتضیات زمان مطهری را داشته باشند، متأثر از دیدگاههای متحجر بودند. اما در این میان، جریاناتی وجود داشت که از همان ۱۵ خرداد سال ۴۲ اساساً مبارزات و حرکت سیاسی امام خمینی را تخطئه می کرد. یکی از رهبران برجسته انجمن حجتیه بعد از ظهر ۱۵ خرداد به جای اعتراض به رژیم می گفت، خمینی چگونه می خواهد جواب این خون ها را بدهد. شهید رجایی این گروه را آلت دست ساواک می دانست، چرا که در شرایطی که هویدا نخست وزیر شاه خود بهایی بود، این جریان برای انحراف موضوع اصلی مبارزه، هدف مبارزه را به جای رژیم، بهاییت معرفی می کرد. در واقع این جریان از سویی نیروهای مبارز را به یک میدان مبارزه فرعی و تقریباً کاذب وارد می کرد و از سوی دیگر با سوء استفاده از انفعال حوزه در برابر سیاست و اعتقاد برخی مراجع به بیهوده بودن مبارزات با طرح شعار جدایی دین از سیاست، مبارزات امام خمینی را تخطئه می کرد، درحالی که خود یک دین سیاسی قشری بود که بویژه در سالهای آخر نقشی بازدارنده در مسیر انقلاب داشت.
این جریان اساساً ماهیتی اخباری و قشری داشت. فلسفه را تخطئه می کرد و به نوعی ادامه همان جریانی بود که کوزه ای که آقا مصطفی فرزند امام در کودکی در حوزه از آن آب می خورد را به جرم آنکه پدرش فلسفه می گفت، آب می کشید، درحالی که امام با فاصله گرفتن از رویکردهای اخباری و متحجرانه با رویکردی عقلانی به دنبال تغییر احکام شرعی متناسب با مصالح و مقتضیات زمان و مکان بود.
حذف فیزیکی بخشی از روحانیون و مدیران نظام که این نگاه نواندیشانه امام را در عرصه مدیریت انقلاب و نظام دنبال می کردند، راه را برای قدرت یابی متحجرین و حتی شخصیتهایی بدون سابقه مبارزه باز کرد و متأسفانه سطح اندیشه متحجرین حتی چهره هایی که دارای سابقه مبارزه هم بودند، به گونه ای بود که راه نفوذ اعضای انجمن حجتیه را به عرصه های سیاسی و اجرایی باز کرد و اگرچه امام با توجه به چهره ظاهرالصلاح این افراد به شورای نگهبان تذکر داد؛ «مبادا یک زمانی متوجه شوید که همه چیزتان در دست انجمن حجتیه است»، اما متأسفانه این تذکرات امام مورد توجه قرار نگرفت و پس از رحلت حضرت امام وقتی این نامه منتشر شد، گفته شد که آن را از زیر خروارها خاک بیرون آورده اند!
این روند همان احساس خطری است که امام بعد از شهادت شهید بهشتی به طرح آن می پردازند و مشخصاً دو نوع اسلام راحت طلبان و اسلام مبارزه را از هم جدا می کند.
در واقع بعد از شهادت مجموعه نیروهای نواندیش سطح اول انقلاب هیچگاه این خطر جدی گرفته نشد که اسلام متحجرین و اسلام آمریکایی می توانست با سوء استفاده و در پوشش کسانی مطرح شود که بعضاً با داشتن سابقه مبارزه و کسب جایگاههای مهم قدرت در نظام جدید، تأثیر زیادی در سرنوشت راه امام و انقلاب داشتند.
* معمولا برداشت ها چنین است که حاصل ورود دیدگاههایی با تعلقات اعتقادی و معطوف به عرفان در عرصه سیاسی، رفتارها و تصمیمات متصلب است در حالی که شما تأکید داشتید که در واقع اخلاق گرایی و شخصیت باتقوای امام و شهیدرجایی باعث عبور آن ها از حجاب تحجر و احترام به حقوق مردم می شد و درواقع اخلاص و رفتار اخلاقی شهیدرجایی او را در روی آوردن به دیدگاههای روحانیون نواندیش جدی می کرد. این موضوع را چگونه توضیح می دهید؟
* من شهید رجایی را این گونه یافتم که هرجا در برخورد با هر اندیشه ای و هر گروهی به این نتیجه می رسید که اشتباه می کرده دیگر امکان نداشت آن عمل یا اندیشه را ادامه دهد حتی اگر آن موضوع بسیار کم اهمیت بود اما او گناه را کوچک نمی شمرد.
درواقع تقوا و صداقت افرادی همچون امام خمینی و شهیدرجایی باعث می شد که آنها به هیچ برداشت و مکتب و اندیشه ای تعلق نفسانی نداشته باشند. بنابراین به راحتی بتوانند برداشتهای غلط و متحجرانه را کنار گذارند و به جای آن به آنچه که امام می فرمود مرّ و حقیقت اسلام عمل کنند که حاصل عملی آن همان پیام عدالت خواهانه اسلام و احترام به حقوق انسانها بود.
آنچه شهید رجایی، باهنر، بهشتی، مطهری، مفتح، طالقانی و چمران را با امام هم رأی و هم خط می کرد، شخصیت باتقوا و خداترس آن ها بود. با این مبنا وقتی که آن ها وارد سیاست و مسائل اجتماعی می شدند، می توانستند همان آزاداندیشی و نواندیشی امام خمینی را داشته باشند، اما چرا برخی از آقایانی که فیلسوفند و فقه خوانده اند مثل شهیدبهشتی و شهیدمطهری نیستند.
چرا اصلاً جور دیگری فکر می کنند و روش و رفتار و برداشت آن ها از اسلام هم متفاوت است. ممکن است نیت آنها پاک باشد اما اندیشه آنها متحجر باشد؛ البته امکان دیگری هم وجود دارد و آن این که نیت اگر پاک و خالص نشود منجر به کج فهمی و دگم اندیشی انسان ها می شود، به گونه ای که حتی خود فرد هم متوجه نمی شود و فکر می کند که دین دار است، تا آن جا که خوارج به نام اسلام فرق امام علی(ع) را می شکافند و غیرانسانی ترین رفتارها را مرتکب می شوند اما نه تنها دین بلکه عقل و تحلیل آن ها بخشی از نفسانیات و تعلقات دنیوی و منیت و خودخواهی آن هاست. اگر به نیت این افراد مراجعه کنیم می بینیم که مشکل در دل آن هاست و فهم غلط آن ها از این جا ناشی شده است.
باید دقت کنیم که اگر چه تحجر ممکن است تحت تأثیر شرایط زمانه و موقعیت و محیط فرهنگی و اجتماعی خاصی که برخی انسان ها در آن قرارداشته اند به وجود آید، اما ماندن در آن شبهه ناک است. هر انسانی باید در مواجهه با تفکرات و استدلال های نو وقتی به مرحله آگاهی از نتایج منفی، غیرانسانی و غیراخلاقی اندیشه ها و باورهای خود رسید، تغییر در تفکرات خود را بپذیرد. بنابراین این که برخی متحجرند و همچنان متحجر باقی می مانند ممکن است به این علت باشد که به جای آن که عقل و علم آن ها مسیر گذر به دینداری و آزادی آن ها باشد به بخشی از تعلقات و نفسانیات آن ها تبدیل شده باشد، بنابراین به قدری به علم خودشان مغرور و وابسته اند که جایی برای تجدیدنظر در آن باقی نگذاشته اند. از این منظر در واقع تحجر حاصل حجاب غرور و خودخواهی انسان هاست. امام علی(ع) در خطبه ۵۰ نهج البلاغه می فرمایند:
همانا آغاز پدید آمدن فتنه ها پیروی از خواهش های نفسانی است.
* ممکن است ما به این نتیجه برسیم که حاصل تقوا و اخلاص واقعی می تواند شکستن حجاب غرور علمی و تحجر باشد اما آیا می توانیم با هر فکر متحجری که مواجه شدیم حکم به بی تقوایی، عدم صداقت و ناپاکی نیت او بدهیم؟
*ما از نیت افراد آگاه نیستیم نمی دانیم که آیا نیت او پاک است و در واقع هنوز تحت تأثیر شرایط و محیط فرهنگی به آگاهی از ماهیت باطل تفکرات متحجرانه خود دست نیافته است یا آن که نیت باطل و تعلقات دنیوی و غرور وی نمی گذارد که فرد از تفکرات متحجر خود عبور کند.
ما حق نداریم راجع به نیت افراد قضاوت کنیم در غیر این صورت از خط امام خارج می شویم. امام هیچ وقت نمی گفت هر کس مخالف من است پس مؤمن نیست و باید حذف شود.
مروری بر سخنان امام و حوادث دوران رهبری ایشان نشان می دهد که امام تندترین تعابیر را راجع به اسلام متحجرین، اسلام آمریکایی، اسلام مرفهین بی درد و... مطرح می کردند. امام راجع به فضای سیاسی داخلی کشور سخن می گفت و مردم هم کاملاً متوجه مصادیق آن می شدند و براساس آن در انتخابات و رأی گیری ها واکنش نشان می دادند، اما خود ایشان هیچ مصداقی را برای گفته های خود مشخص نمی کردند و بلکه شخصیت فردی بسیاری از آن ها را که به نظر مردم مصداق گفته های امام بودند، نه تنها تأیید می کرد بلکه آنها را به کار هم می گرفت.
* درواقع به نظر نمی رسد که ایشان در سیره خود قائل به حذف «اصل اندیشه های غلط» بود و نه «افراد» حامل آنها و حتی اگر اندیشه ای را مؤمنانه نمی دانست اما راجع به نیت افراد حامل آن لزوماً چنین قضاوتی نمی کرد چراکه شرایط و محیط فرهنگی می توانست به غلط فردی را به اندیشه ای باطل هدایت کند؟
* همین طور است چون اساساً امام قائل به این نبود که راجع به نیت افراد قضاوت کند و اتفاقاً بنا را بر نیت پاک افراد می گذاشت به همین دلیل معتقد بود که خود این افراد را نباید حذف کرد بلکه او می خواست آن ها را در کنار خود حفظ کند تا فرصتی برای اصلاح آن ها وجود داشته باشد. این نگاه که هرکس مخالف امام است پس مؤمن هم نیست برداشت کسانی است که بعد از طرح سخنان امام راجع به اسلام آمریکایی یکی از روحانیون را از منبر مهدیه تهران پایین کشیدند اما امام ایشان را به عضویت شورای نگهبان منصوب کرد که خیلی ها چنین انتظاری نداشتند. امام نه چنین نگاهی به نیت افراد داشت و نه این تندروی ها را قبول داشت همان طور که وقتی عده ای در شهر تهران با بدحجاب ها برخورد کردند، امام دستور داد که با آن ها برخورد و دستگیر شوند؛ البته این موضع گیری امام هم مورد انتظار خیلی ها نبود.
امام در نامه به یکی از روحانیون صراحتاً از برداشت ایشان از اخبار و احکام الهی اظهار تأسف می کند اما وقتی که ایشان به امام مراجعه کرد امام می فرمود بحث های من در حال و هوای مدرسه بود والا من شما را یکی از دوستان قدیمی و خوب خود می دانم. بنابراین امام هرگز در مورد نیت و شخصیت اخلاقی افراد قضاوت منفی نمی کرد چون روش او این نبود و معتقد هم نبود که این افراد وابسته هستند بلکه معتقد بود سطح اندیشه این افراد به گونه ای است که باعث سوءاستفاده امثال حجتیه و مقدس مآب ها می شود. به همین علت امام معتقد بود که تنها زمانی امکان اصلاح آن ها وجود خواهد داشت که در مسیر حرکت سیاسی ـ اجتماعی جامعه مشارکت داشته باشد و طرف گفت وگو واقع شوند. اما متأسفانه خود این نیروها این رفتار امام را دال برهدایت و اندیشه پیغمبرگونه امام و هنر رفتار عادلانه ایشان نمی بینند بلکه می گویند امام ما را تأیید کرد.
*موضع شهید رجایی در دوران نخست وزیری ایشان در ارتباط با مجموعه اختلافاتی که با بنی صدر وجود داشت، چگونه بود؟
*امام، شهید بهشتی، رجایی و باهنر هیچ یک نه تنها به دنبال حذف بنی صدر نبودند بلکه تلاش زیادی داشتند تا با بنی صدر یک تعامل و روابط منطقی برقرار شود، اما او همه تلاش های آن ها را نادیده گرفت و به فضای درگیری دامن می زد. هیچ یک از این افراد نه تنها در جهت پرونده سازی، تخریب شخصیت و حذف بنی صدر حرکت نمی کردند بلکه اگر شما ستون روزها بررئیس جمهوری چگونه می گذرد در روزنامه انقلاب اسلامی یا مصاحبه های مختلف بنی صدر و یا کتاب مکاتبات شهید رجایی با بنی صدر را بخوانید می بینید که تمامی تهمت هایی که به شهید بهشتی و شهید رجایی زده می شد ازسوی آن ها بی پاسخ می ماند و بلکه در مقابل، نهایت سعی خود را می کردند که منازعات موجود به رسانه های گروهی کشیده نشود و از جانب آن ها حتی اشتباهات واضح بنی صدر نقد نشود بلکه شهید بهشتی و شهید رجایی او را برادر خود می خواندند. شهید رجایی در سخنان خود در مجلس، خود را فرزند ملت، مقلد امام و برادر رئیس جمهوری معرفی می کرد. یادم هست وقتی که سخنرانی بنی صدر در میتینگ منافقین در روز ۱۴اسفند در دانشگاه مستقیماً از تلویزیون پخش می شد و من و شهید رجایی در منزل این برنامه را دنبال می کردیم صحنه هایی را دیدم که برای من فشار روحی زیادی داشت مدتی تحمل کردم اما صبرم تمام شد به چهره شهید رجایی که نگاه می کردم ، او را خیلی خونسرد می دیدم، من یکباره از خودم واکنش نشان دادم و انتظار داشتم که ایشان هم از خود واکنشی نشان دهد. اما شهید رجایی با متانت و کمال خونسردی به من نگاه کرد و با تکان دادن سرش گفت این ها چیزی نیست درست میشه همه چیز درست میشه این نگاه و آرامش شهید رجایی تأثیر عجیبی در من می گذاشت و احساس آرامش می کردم. او در برابر تهمت های بنی صدر، هیچ گاه از خود دفاع نکرد، در حالی که در دوره بنی صدر او را بی سواد و دیپلمه می خواندند، هیچ گاه مدرک دانشگاهی اش را مطرح نکرد. هیچ گاه شخصیت بنی صدر را تخریب نکرد شکست های او را در جنگ به رخ نکشید؛ چرا که تمام تلاش امام و یارانش این بود که اولین تجربه ریاست جمهوری برای این نظام با شکست مواجه نشود و خسارت آن را مردم نبینند. حتی یکبار شهید رجایی عمداً سعی داشت در مقابل دوربین صدا و سیما همراه بنی صدر راه برود تا مردم همراهی او را با بنی صدر ببینند، اما بنی صدر خودش را کنارکشید و رفت. البته کسانی بودند که برعکس به فضای درگیری دامن می زدند و بسیاری از آقایان بودند که همان زمان به این موضع امام(ره) اعتراض داشتند اما شهید رجایی نه تنها بعد از انقلاب حتی در سال های سخت زندان هم موضعی معتدل و صبور داشت.
شهید رجایی باوجود آن که فشارهای روحی زیادی ازسوی اعضای منحرف سازمان مجاهدین خلق می دید، اما برای جلوگیری از سوءاستفاده ساواک و حفظ امکان ارتباط با بچه های کم سن و سالی که جذب آن ها شده بودند، در حالی که در مرزبندی با این جریانات جدی ترین آدم بود اما هیچ گاه با آنها برخورد تندی نکرد.
اوائل انحراف نیروهای سازمان گفته می شد در حدود بیست جلسه ای که در زندان در این باره داشتند. او تا در موردی اطمینان حاصل نمی کرد، حاضر نبود مطلبی را در مورد آنها به زبان بیاورد. حتی بعد از انقلاب، فردی به او مراجعه کرد و گفت شما با شناختی که از منافقین دارید باید آن ها را به مردم معرفی کنید، ایشان گفت الآن زمان این کارها نیست. الآن زمان خدمت کردن به مردم است باید کار کرد. او تا در مورد مطلبی مطمئن نمی شد از کسی نمی پذیرفت و هرگز حاضر نبود با برخوردهای تخریبی رقیب خود را حذف کند.
مدارا کردن شهید رجایی با منافقین باعث می شد که برخی نیروهای متحجر مذهبی که معتقد بودند باید سفره خودشان را از منافقین جدا کنند، رجایی را طرد کنند. او گناه را کوچک نمی شمرد. به همین دلیل حاضر نبود تا در مورد مطلبی مطمئن نشده از کسی بپذیرد چه برسد به اینکه بخواهد افراد و جریانهای رقیب خود را تخریب کند. هرگز از تریبون و جایگاهی که در اختیار داشت سوءاستفاده نکرد.
اساساً رجایی حتی در برخوردهای خانوادگی، انسانی آزادمنش بود. به من آزادی عمل زیادی می داد من در هر جلسه ای می خواستم شرکت می کردم در شرایطی که مسؤولیت نگهداری کودکانم را داشتم وقتی می خواستم حتی تاپاسی از شب در جلسات دکتر شریعتی در حسینه ارشاد شرکت کنم خودش به من کمک می کرد و مرا تشویق می کرد.
لینک خبر:
هادی غفاری خاطرنشان کرد:
اگر مردم به اینجا برسندکه دین و دینداران توان ارتقاء و رشد و اداره جامعه را ندارند، فاجعه عظیمی درجامعه اتفاق خواهد افتاد و در آن صورت چه کسی پاسخ میدهد؟ متاسفانه مراکز فرهنگی که زاینده انقلاب بودهاند امروز آنگونه که انتظار میرفت عمل نمیکنند و این مساله جدی است که باید به فکری به حال آنها کرد.
وی با بیان اینکه نباید اجازه دهیم مذهب و دین از مفاهیم اصلی خود دور شوند، گفت: چه کسانی بیشترین مسوولیت را در این زمینه بر دوش دارند؟ چرا بسیاری دوست دارند توپ را به زمین دیگران پرتاب کنند و چه کسانی دستاندرکار پاک کردن صورت مساله هستند.
وی با تاکید بر اینکه با همه توانم از عزت و سربلندی و آزادی و رای مردم دفاع خواهم کرد، خاطرنشان کرد: اجازه نمیدهم سرنوشت فردای بچههای من به دست جریان استبداد وخلاف واقعگو بیفتد.
غفاری در پایان سخنان خود تاکید کرد: من تناسب قدرت و وزن اجرای کشور را میدانم به من نمیتوان دروغ گفت و اگر کسانی بخواهند به من دروغ بگویند، جلوی ایشان خواهم ایستاد.
لینک خبر:
نوه بنیانگذار انقلاب با اشاره به خطر کمرنگ شدن نقش مردم در حاکمیت تاکید کرد:«اگر مردم به صحنه نیایند جامعه شکست میخورد، حتی اگر رییس آن امیرالمومنین(ع) باشد.»
حجتالاسلاموالمسلمین سید حسن خمینی :
جمهوری اسلامی بر پایه دو رکن جمهوریت و اسلامیت بنا شد. مردم در کلام امام، شرط وحدت و بقای نظام جمهوری اسلامی هستند.»
وی با بیان اینکه از اصلیترین رموز توفیق امام در پیروزی انقلاب اسلامی، مردم بودند، تصریح کرد:«هر گاه مردم وارد صحنه شوند یک سیل خروشان، تمام خار و خاشاک را از سر راه برداشته و راه را باز میکنند.»
سید حسن خمینی با اشاره به خطر کمرنگ شدن نقش مردم در حاکمیت گفت:«اگر مردم به صحنه نیایند جامعه شکست میخورد حتی اگر رییس آن امیرالمومنین(ع) باشد.»
سید حسن خمینی در ادامه به نقش شورا در تضمین تداوم نظام جمهوری اسلامی پرداخت و تصریح کرد:«اگر شرط بقای انقلاب جوشش مردمی باشد، یکی از نمادهای بزرگ حضور مردم در تصمیمگیریها، شوراهای اسلامی هستند. راهاندازی شوراها در ده سال اخیر گامی بزرگ در مسیر واگذار کردن امور مردم به خود آنها بوده است.»
وی با بیان اینکه هر مسوولیتی باید به خیر کثیر تبدیل شود خاطرنشان کرد:«نباید به دورههای چهار ساله مسوولیت به عنوان یک دوره کوتاه نگریست در این زمان اندک میتوان بذری کاشت که در آینده به درختی تنومند تبدیل شود که سالهای سال میوه بدهد.»
فرزند یادگارحضرت امام(ره) با تاکید بر اهمیت تصمیمگیریها در دوران مسوولیت، گفت:«جایگاه انسان هر چهقدر بزرگتر باشد مسوولیتش هم سنگینتر و خطیرتر خواهد بود.یک تصمیم بزرگ میتواند برای سالهای سال برکات عظیمی داشته باشد و یک تصمیم اشتباه میتواند به خسران بزرگی منجر شود که قابل جبران نخواهد بود.»
لینک خبر:
عبدالله نوری گفت: «براندازی در واقع مختص سیستم هایی است که یا مستقر نیستند یا احساس استقرار نمی کنند و از این بابت نگران اند وگرنه یک نظام مستقر هیچگاه خود را متزلزل معرفی نمی کند که ممکن است در آن براندازی نرم و یا زبر اتفاق بیافتد»
فعالان دانشجویی و سیاسی که در دوران جوانی به سر می برند بایستی همواره سعی کنند به دنبال ارزیابی صحیح و درست مسایل باشند و از مطلق انگاری و نگاه سیاه و سفید به مسایل روز و یا تاریخی با نگرش های افراطی و یا تفریطی بپرهیزند و همه مسایل به ویژه مسایل تاریخی را در ارتباط با شرایط و ویژگیهای خاص زمان خودش بررسی نمایند. یکی از اشکالات جدی امروز نیز مطلق انگاری است از هر دو سو، چه مقدس انگاری مطلق و چه سیاه انگاری مطلق، گاهی تعریف و تمجید ها مطلق می شود و گاه نقدها هم به گونه ای می شود که شاید سیاه تر از آن قابل تصور نباشد. توصیه می کنم که از گذشته خود ما عبرت بگیرید، ما دچار همین مشکل بودیم از دوران مبارزه تا پس از پیروزی انقلاب آنچه که برای ما مقدس می شد گاهی نقد ناپذیر می گشت و آنچه را معیوب می دانستیم چه بسا غیر قابل اصلاح می پنداشتیم. در قضاوت ها به یکباره سی سال جمهوری اسلامی را سیاه و یا سفید جلوه ندهیم، زیرا مطلق گرایی انسان را به انحصار طلبی سوق می دهد
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادوارنیوز: عبدالله نوری گفت: «براندازی در واقع مختص سیستم هایی است که یا مستقر نیستند یا احساس استقرار نمی کنند و از این بابت نگران اند وگرنه یک نظام مستقر هیچگاه خود را متزلزل معرفی نمی کند که ممکن است در آن براندازی نرم و یا زبر اتفاق بیافتد».
با عبرت از تجارب ما از نگاه مطلق پرهیز کنید
عبدالله نوری در دیدار با جمعی از فعالان دانشجویی دانشگاه های آزاد، با اشاره به لزوم "ارزیابی مسایل در زمان رخداد هر حادثه یا واقعه تاریخی" گفت: «فعالان دانشجویی و سیاسی که در دوران جوانی به سر می برند بایستی همواره سعی کنند به دنبال ارزیابی صحیح و درست مسایل باشند و از مطلق انگاری و نگاه سیاه و سفید به مسایل روز و یا تاریخی با نگرش های افراطی و یا تفریطی بپرهیزند و همه مسایل به ویژه مسایل تاریخی را در ارتباط با شرایط و ویژگیهای خاص زمان خودش بررسی نمایند. یکی از اشکالات جدی امروز نیز مطلق انگاری است از هر دو سو، چه مقدس انگاری مطلق و چه سیاه انگاری مطلق، گاهی تعریف و تمجید ها مطلق می شود و گاه نقدها هم به گونه ای می شود که شاید سیاه تر از آن قابل تصور نباشد. توصیه می کنم که از گذشته خود ما عبرت بگیرید، ما دچار همین مشکل بودیم از دوران مبارزه تا پس از پیروزی انقلاب آنچه که برای ما مقدس می شد گاهی نقد ناپذیر می گشت و آنچه را معیوب می دانستیم چه بسا غیر قابل اصلاح می پنداشتیم. در قضاوت ها به یکباره سی سال جمهوری اسلامی را سیاه و یا سفید جلوه ندهیم، زیرا مطلق گرایی انسان را به انحصار طلبی سوق می دهد چون خود را صالح مطلق و نیروی مقابل را نا صالح مطلق می پندارد. تفکر مطلق انگاری می تواند انسان را در هاله ای از قداست قرار دهد که هر نقدی را در جهت مقابله و براندازی تفسیر کند و به مرور فرد مطلق انگار را نسبت به خیر خواهان خودش نیز بدبین کند و در طول زمان به حدی از وسواس برسد که با مصلحان جامعه و دلسوزان کشور به گونه ای برخورد کند که یکی پس از دیگری سکوت را بر نقد دلسوزانه ترجیح دهند. این روحیه نقد ناپذیری به مرور هر نقدی را توطئه و در جهت براندازی می بیند و چون قدرت را در اختیار دارد از قدرت برای سرکوب توطئه گران و براندازان خیالی بهره می گیرد.»
جمهوری اسلامی در رفتار نیک از آمریکا عقب نماند
عبد الله نوری در بخش دیگری از سخنان خود در این دیدار با اشاره به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا این جریان را "واقعه ای تاثیرگذار و قابل توجه" توصیف کرد و افزود: «جمهوری اسلامی از ابتدا از یک طرف اینگونه می اندیشیده است که در منطقه و جهان می تواند تاثیر گذار و چه بسا الگو باشد و از سوی دیگر همواره آمریکا را به عنوان خطری بزرگ برای جامعه جهانی معرفی کرده است، به نظر من مسئولان کشور و نظام باید با توجه به تحولی که در آمریکا روی داده است کاری کنند که از مخالفان خود، در جهت بسط و گسترش مبانی فکری خود در سطح دنیا عقب نمانند و به تعبیر معصوم، آنها در عمل به نیکی ها از شما سبقت نگیرند.»
وزیر کشور دولت اصلاحات انتخاب باراک اوباما را به عنوان رییس جمهور آمریکا بخشی از یک روند تحول در جامعه آمریکا دانست و گفت: «تا چند دهه پیش آمریکا یکی از مراکز مهم برده داری بود به گونه ای که باند های قاچاق انسان سیاهان را با کشتی از آفریقا به این کشور منتقل می کردند و به عنوان برده به فروش می رساندند و اربابان از آنها بیگاری می کشیدند و ارتباط آنها را با مبدأ و خانواده هایشان تا زمان مرگ قطع می کردند، در شرایطی که در جهان غرب مباحث دموکراسی و حقوق بشر مطرح بود و حرکتها و تحول ها و حتی انقلابها در جهت آزادی انسان و کرامت او انجام می شد در گوشه ای از جهان کشوری مانند آمریکا با برده داری به استثمار انسان می پرداخت. در این کشور پس از چندین دهه رفتار وحشیانه ای که نسبت به سیاهان وجود داشت، پس از الغای برده داری به مرور از آنچه در جهت تبعیض نژادی وجود داشت کاسته شد. آمریکا از آبراهام لینکلن تا مارتین لوترکینگ و از کینگ تا اوباما مسیر طولانی را طی نموده است، بزرگترین اعتصاب غیرخشونت آمیز سیاهان ایالات متحده به صدور بیانیه اى از سوى دادگاه عالى ایالات متحده مبنى بر حقوق مساوى سیاهان و سفیدپوستان در استفاده و اشتغال در اتوبوسرانى منجر شد. مرحله به مرحله محرومیت ها و ممنوعیت ها حذف شد تا امروز که شرایط در آمریکا به مرحله ای رسیده که فردی از اقلیت سیاه پوست، مهاجر و مسلمان زاده بتواند به عنوان ریس جمهور آمریکا و به صورت ظاهر مقتدرترین فرد جهان انتخاب شود و در نهادینه کردن دموکراسی گوی سبقت را از تمامی کشورهای پیشتاز دموکراسی نیز برباید. به تعبیر رقیب انتخاباتی آقای اوباما انتخاب یک سیاهپوست به ریاست جمهوری نشانه تغییرات وسیع در طول یک قرن اخیر در آمریکا می باشد و یا به تعبیری دیگر این انتخاب شهادت دیگری است بر اینکه حقارتهای انسانی دائمی نیستندِ».
مدیرمسئول روزنامه توقیف شده خرداد افزود: «جالب است بدانیم که امروز و پس از این رویداد صاحب نظری اینگونه سخن می گوید: ""رویای مارتین لوترکینگ جامعهای است که عاری از نژادپرستی باشد و در آن ارزش انسانها را نه با رنگ پوستشان یا نوع دینشان بلکه با شخصیت و عملکردشان بسنجند. قطعاً این که آمریکا فردی سیاه پوست را به ریاست جمهوری انتخاب میکند نشان از آن دارد که این کشور راه درازی را در جهت تحقق بخشیدن به آن رویا طی کردهاست، اما سخت بتوان گفت که هم اکنون و با این انتخاب آن رویا تحقق یافته است!""
عبدالله نوری افزود: «در عین حال همین حادثه چه تاثیری بر نگرش مردم جهان نسبت به آمریکا می گذارد؟ من در اینجا صرفا به موضوع برابری حقوق و نهادینه شدن دموکراسی در آمریکا اشاره می کنم و نه در ارتباط با عملکرد آمریکا در نقاط مختلف دنیا که در هر مورد بحث خود را دارد و می تواند پسندیده و یا ناپسند باشد. همانگونه که در ارتباط با آقای اوباما هم عملکرد آینده وی می تواند در جهت تایید و یا تخریب او و یا کشورش مؤثر باشد، سخن من این است که نفس همین اتفاق چه تاثیری در میان مردم آمریکا و نیز مردم جهان داشته است؟ بسیاری از نظر سنجی ها ظرف همین چند روز بیانگر تاثیرات شگرف این تحول تاریخی در میان مردم جهان است. البته ممکن است گروهی معتقد باشند که آقا شما ساده اید اوباما هم قبل از کاندیداتوری سر سپردگی خود را به محافل صهیونیستی اعلام کرده تا به او مجوز داده اند کاندیدا شود و سگ زرد هم برادر شغال است، این حرفها ممکن است در بدبینانه ترین تحلیل مطرح باشد، لکن آیا می توان منکر تاثیر عظیم جهانی این حادثه شد؟ و یا ممکن است دیگری بگوید پس از تخریب گسترده چهره آمریکا در میان جهانیان سیاستمداران کار کشته آمریکایی برای بازسازی چهره آمریکا چنین کرده اند که در این راستا می توان انگیزه های متفاوتی را برشمرد و تحلیل های گوناگونی را ارائه کرد ولی هم اکنون موضوع بحث من نیست، بحث بر سر تاثیر گذاری این رفتار در میان جامعه آمریکا و دیگر جوامع جهانی است.»
عبدالله نوری با بیان این مطلب که "البته برخی پیش از برگزاری این انتخابات می گفتند که هسته های قدرت در آمریکا نمی گذارند یک سیاه پوست در آمریکا رییس جمهور شود" گفت: « کشوری که می رفت به یک کشور منفور نزد افکار عمومی جهانی بدل شود با این تحول به کانون توجهات افکار عمومی جهانی تبدیل شده است. جمهوری اسلامی هم چنانچه می اندیشد که این روش می تواند دارای تاثیرات مثبتی باشد همینگونه عمل کند تا در جهت جذب قلوب داخل و خارج به سمت و سوی خود اقدام کرده باشد و نه اینکه دلسوزان ایران را هم بر نتابد و یکی پس از دیگری آنان را حذف کند.»
حکومت باید در راه تحول گام بردارد و از براندازی نترسد
وزیر اسبق کشور در ادامه افزود: «حکومت باید در راه این تحول گام بردارد و از میدان دادن به جریان های گوناگون واهمه نداشته باشد که مثلاً این امر ممکن است به مرور موجب براندازی شود. حکومتی که با حذف منتقدان دلسوز ، داخل را هم برای خود حفظ نکند چگونه می خواهد خارج را به خود جذب کند؟»
عبدالله نوری با اشاره به اظهارات اخیر در مورد براندازی نرم گفت: « در یک نظام سیاسی استقرار یافته براندازی معنی ندارد، تفوه به براندازی در واقع مختص سیستم هایی است که یا مستقر نیستند یا احساس استقرار نمی کنند و از این بابت نگران اند وگرنه یک نظام مستقر هیچگاه خود را متزلزل معرفی نمی کند که ممکن است در آن براندازی نرم و یا زبر اتفاق بیافتد. همیشه و در ارتباط با آنچه در جهان غیر مسلمان و به ویژه جهان غرب در ارتباط با کرامت انسانی انجام می شد مسلمانان افتخار می کردند که اسلام بسیاری از این موارد را در 14 قرن قبل گفته است. حال آیا به راستی در میان کشورهای امروز جهان این کشورهای اسلامی هستند که پرچم دار دفاع از حقوق و کرامت انسان و نهادینه کردن دموکراسی هستند و یا دیگران؟ این حکومت های اسلامی هستند که به شهروندان خویش با حسن ظن می نگرند و یا دیگران؟ این کشورهای اسلامی هستند که خود را پاسخگو به مردم خویش می دانند و خود را نه حاکم، که منتخب و پاسخگوی ملت می دانند و یا غربیان به تعبیر برخی از خدا بی خبر؟»
عبد الله نوری در ادامه سخنان خود و در بخشی دیگر گفت: «انسان در هر دو سوی حق و باطل زیاده طلب است چون هر چه تلاش می کند باز هم احساس می کند چیز های دست نیافته ای وجود دارد. انسان می تواند تا حد "قاب قوسین او ادنی" بالا رود و یا در حد "انعام بل هم اضل" پایین رود.»
وی ادامه داد: «سرشت انسان اینگونه است که اگر در مسیر گناه برود و طعم آن برایش لذت بخش باشد دیگر از این مسیر برنمی گردد و این روند توقف ناپذیر است همچنانکه در قرآن کریم آمده است "ثم کان عاقبة الذین اسائوا السوئ ان کذبوا بآیات الله"، در عین حال اگر انسان به خصایل نیکو مانند گسترش آزادی، عدل و قسط عشق بورزد در این مسیر گام بر می دارد و دست هم از آن نمی کشد تا آزادی و عدالت واقعی را تا اعماق جامعه و دورافتاده ترین روستاها ببرد و همواره این مساله دغدغه ذهنی او خواهد شد. به بخیل و سخی نگاه کنید، بخیل هر روز بر بخلش افزوده می شود و سخاوتمند بر سخاوتش، آزاد اندیش در جهت گسترش آزادی و نهادینه کردن بیشتر آن و دیکتاتور در جهت تعمیق دیکتاتوری و محدود کردن آزادی و مخدوش کردن حقوق و کرامت انسان ها گام بر میدارد.
به این دو نمونه توجه فرمایید، آقای نلسون ماندلا که پس از 27 سال زندان و تحمل مشقات فراوان به ریاست جمهوری آفریقای جنوبی برگزیده شد، پس از یک دوره ریاست جمهوری در مقابل درخواست مردم برای ادامه ریاست جمهوری می گوید مگر من چه مقدار از این نظام طلب دارم که بار دیگر در این پست بمانم؟ و حاضر نشد کاندیدا شود و در این سو و آنسوی جهان و به ویژه در ارتباط با آفریقا خود را موظف به فعالیت های بشردوستانه نمود. در مقابل، انقلابی دیگری هم به نام رابرت موگابه در زیمبابوه پس از پیروزی انقلابش زمام امور را به دست گرفت و دستاورد زمامداری او برای کشورش طبق گزارش های منتشر شده پس از 20 سال گسترش فقر، فساد، درد ، رنج و بیماری بوده است و هنوز هم حاضر نیست از اریکه قدرت پایین بیاید و هر حرکتی در جهت برکناری و یاایجاد محدودیت در قدرت مطلقه خود را توطئه استکبار جهانی می داند. حال در میان این دو، کدامین چهره در جوامع جهانی تاثیر گذارتر، محبوب تر و با فضیلت تر است؟
آنچه به عنوان الگو و اسوه از مولای متقیان آموخته ایم این است که او می خواست حکومت عدل را به همه انسان ها در طول تاریخ نشان دهد اگر چه خود نتواند حکومت کند. حال آیا این رفتار را در این زمان تنها در وجود انسان غیر مسلمانی همچون ماندلا باید بیابیم؟ و آیا در جوامع اسلامی نمونه ای هر چند کوچک برای آن یافت می شود؟ راستی اگر دلبستگی به قدرت نباشد آن همه با حقوق و کرامت انسان ها برخورد می شود؟ انسان قدرتمندی که دلبستگی به قدرت نداشته باشد و مسئولیت الهی مردمی بر دوش او سنگینی کند برای اینکه به انحراف کشیده نشود و از قدرت خویش سوء استفاده نکند نقد را بر همه نه تنها آزاد می گذارد که الزامی می کند و همچون امیر مؤمنان از مردم می خواهد که به طور جد او را نقد کنند و هرگز او را همچون جباران و دیکتاتورها ندانند، چون برای او اصل، اجرای عدالت و احقاق حقوق مردم است و نه بقاء در قدر ت به هر قیمت.»
انتقاد از اختصاص سهمیه به دانشجویان بسیجی
عبدالله نوری که خود از خانواده شهدا است و برادرش را در جنگ هشت ساله از دست داده، همچنین در بخش دیگری از سخنان خود در دیدار با این فعالان دانشجویی نسبت به تغییر بافت دانشگاه ها ابراز نگرانی کرد و گفت: « تخصیص سهمیه هایی که دیگر موضوعیت ندارد به برخی افراد مشخص براساس گرایشهای سیاسی خاص موجب شبهات جدی می شود. آیا می توان از امکانات ملی برداشت های اینگونه کرد و امکانات کشور را در اختیار تعداد معدودی از افراد جامعه قرار داد؟ و آیا می توان به قیمت کاهش سطح علمی و کیفی دانشگاه ها به دنبال تربیت نیروهایی برای اهداف خاص بود؟»
گفتنی است در ابتدای این دیدار فعالان دانشجویی دانشگاه های آزاد تهران به طرح دیدگاه ها و نظرات خود در مورد وضعیت کلی جامعه و دانشجویان دانشگاه آزاد پرداختند و نسبت به شیوه مدیریت این دانشگاه انتقاد کردند. آنها همچنین فعالیت بیش از پیش عبدالله نوری را موجب ایجاد امید و نشاط در جامعه دانستند و از وی خواستند تا در انتخابات آینده ریاست جمهوری کاندیدا شود.
لینک خبر:
می خواهیم آزادی های مدنی بر اساس حقوق اساسی ملت در جامعه شکل بگیرد، می خواهیم از عقب ماندگی تاریخی نجات پیدا کنیم و ننگ عقب ماندگی از تاریخ ملت ایران پاک شود. می خواهیم خودمان بر سرنوشت خود حاکم شویم. جامعه یی می خواهیم که در آن خبری از فقر و تبعیض نباشد. البته بی انصافی است اگر بگوییم از ابتدای پیروزی انقلاب تحولاتی در این زمینه صورت نگرفته است ولی هنوز به اهداف خود نرسیده ایم
خاتمی ناکامی حرکت های روشنفکری در جامعه را ناشی از نداشتن یک ذهنیت درست از موقعیت تاریخی و نیازهای جامعه دانست و افزود؛حرکت های روشنفکری نتوانسته رابطه درست و تفاهم آمیزی با متن جامعه که بستر حرکت است، ایجاد کند
متن کامل را در ادامه بخوانید
سیدمحمد خاتمی دیدگاه کسانی را که رای مردم را صوری و ظاهری می دانند مخالف دیدگاه انقلاب و خط امام دانست.
به گزارش ایلنا به نقل از دفتر سیدمحمد خاتمی، رئیس جمهور سابق در دیدار با اعضای شورای مرکزی مجمع زنان اصلاح طلب و نمایندگان استان ها اظهار داشت؛ نظر امام (ره) با بسیاری از کسانی که در ساحت دین موثر یا مدعی بودند متفاوت بود؛ امام(ره) این همه بر رای و نظر مردم تکیه کرد، ولی بعضی ها عملاً امروز می گویند رای مردم اثری ندارد و صوری و ظاهری است. این بینش و نظر که دیدگاه انقلاب و خط امام(ره) نیست نسبتی با امام و انقلاب ندارد.
وی در ادامه افزود؛ لازمه حیات دموکراتیک وجود احزاب و گروه های آزاد و مستقل از دولت و البته وفادار به آرمان های جامعه و نظام برآمده از آن است.
وی ادامه داد؛ اینکه ما با مشکلاتی روبه رو می شویم و سپس نگاهمان به سوی فردی می رود و انتظار داریم او بیاید و همه مشکلات را حل کند، نشانه ضعف و نقص اجتماعی است.
رئیس موسسه بین المللی گفت وگوی تمدن ها تصریح کرد؛ اگر فرضاً چنین فردی که از او همه انتظارات را داریم او را نخواهند یا در برابر او کارشکنی شود، او موفق نمی شود. آیا مطلوب تر این نیست کسانی بیایند که در ایده آل ها با ما شریک باشند و بخواهند وضع موجود را تغییر دهند و در عین حال کارشکنی را در مقابل خود نداشته باشند یا کمتر داشته باشند و فضا برای ما هم بازتر شود تا کارهای زیربنایی و اجتماعی انجام دهیم.
وی در ادامه افزود؛ بنده اگر بخواهم بیایم نمی توانم هویتم را تغییر دهم و نیز نمی توانم از حداقل هایی که به آن باور دارم و برای جامعه مفید می دانم دست بردارم و طبعاً با حفظ این امور باید مطمئن باشم که می توانم خدمت کنم. امیدوارم هرچه پیش می آید بتوانیم همدیگر را قانع کنیم. رئیس دولت اصلاحات در جمع زنان اصلاح طلب اظهار داشت؛ رشد در متن جمع پدید می آید و حضور اجتماعی برای زنان موجب رشد می شود و کسی که رشد نیافته است حق خود را نمی شناسد و طبعاً دنبال آن هم نمی رود. حق گرفتنی است و رشد امری است که در عرصه اجتماعی حاصل می شود؛ بنابراین رشد و حضور در عرصه اجتماعی ملازم یکدیگرند. خوشبختانه زنان ما رشد خود را نشان داده اند و حضورشان در عرصه حیات اجتماعی درخور تقدیر است. گرچه هنوز تا رسیدن به جایگاهی که درخور آنند فاصله داریم.
وی همچنین با اشاره به ارزش هایی که به عنوان زن مسلمان و ایرانی وجود دارد، عفت و وفا را مساله یی مهم عنوان کرد که تنها متعلق به زنان نیست و مردان را هم شامل می شود و در همین راستا گفت؛ زن مسلمان ایرانی باید در عین پایبندی به ارزش های دینی و معنوی و اخلاقی نشان دهد می تواند الگوی مناسبی برای زن در روزگار ما باشد. رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد؛ تامل و تدبر در سیاست یک امر ضروری و لازم برای هر کسی است که نسبت به انسان و انسانیت دارای تفکر و مسوولیت است.رئیس موسسه بین المللی گفت وگوی فرهنگ ها و تمدن ها گفت؛ بنده یک طلبه و دانشجو هستم و همواره دوست داشته ام حالت طلبگی برایم بماند بنابراین همواره علاقه مند بودم به اینکه چه چیزی را باید در عرصه فکر به عرصه عمل جاری کرد، بیندیشم و معتقدم در این صورت است که ما در خارج و زندگی عینی هم شاهد وضع مطلوب تری خواهیم بود.وی در ادامه به طرح چند پرسش پرداخت و گفت؛ ما باید بیندیشیم، مشکل ما در این مرحله تاریخی کجا است؟ چرا ظرف یکصد سال با اینکه تا حدودی خواسته هایمان مشخص بوده دائماً نا کام بوده ایم. البته این به این معنی نیست که شکست خورده ایم، بلکه به طور کامل به اهداف و آرمان های تاریخی که داشتیم یا می خواستیم، نرسیده ایم یا احیاناً انحراف ایجاد شده است.
خاتمی در ادامه افزود؛100 سال است که جنبشی وسیع و همه جانبه در تاریخ ایران جریان دارد. در این جنبش اصیل ملت ایران پیشتاز سایر ملت های اسلامی و منطقه جهت نفی استبداد، استعمار و تلاش برای پیشرفت همه جانبه کشور و در جست و جوی عدالت بوده است.
وی گفت؛ می خواهیم آزادی های مدنی بر اساس حقوق اساسی ملت در جامعه شکل بگیرد، می خواهیم از عقب ماندگی تاریخی نجات پیدا کنیم و ننگ عقب ماندگی از تاریخ ملت ایران پاک شود. می خواهیم خودمان بر سرنوشت خود حاکم شویم. جامعه یی می خواهیم که در آن خبری از فقر و تبعیض نباشد. البته بی انصافی است اگر بگوییم از ابتدای پیروزی انقلاب تحولاتی در این زمینه صورت نگرفته است ولی هنوز به اهداف خود نرسیده ایم.
خاتمی ناکامی حرکت های روشنفکری در جامعه را ناشی از نداشتن یک ذهنیت درست از موقعیت تاریخی و نیازهای جامعه دانست و افزود؛حرکت های روشنفکری نتوانسته رابطه درست و تفاهم آمیزی با متن جامعه که بستر حرکت است، ایجاد کند.
رئیس جمهور سابق کشورمان یکی از بزرگ ترین نقش های کسانی چون دکتر شریعتی را نزدیک کردن زبان روشنفکری به زبان توده دانست و گفت؛ بحران تفکر آن است که نمی دانیم چه هستیم و چه می خواهیم یا اگر می دانیم راهکارهای رسیدن به آن را نمی دانیم.
رئیس بنیاد باران موفقیت های به دست آمده را بسیار ارزشمند توصیف کرد و در عین حال گفت؛ ما به اهداف نهایی نرسیده ایم که بگوییم دیگر در جامعه جنبش لازم نیست، امروز جنبش برای این است که نظامی که از متن خواست و اراده جامعه برآمده است به اهداف خود برسد و چنانچه لازم است در ساختارها و رفتارها اصلاح به عمل آید و تلاش کنیم آرمان های انقلاب و همان اهدافی که در قانون اساسی آمده است، تحقق یابد.
خاتمی ادامه داد؛ در جامعه عظیم و بزرگ ایران که تاریخ باشکوهی دارد، دین جایگاهی والا دارد، شعارهای انقلاب ما هم دینی بود و امام خمینی(ره) می گفت این خدا و دین است که شما را آزاد می خواهد و به استقلال دعوت می کند و سبب می شود از ذلت نجات پیدا کنید و پیشرفت کنید؛ طبعاً دین در عرصه اجتماعی و انقلاب ما با چنین کارکردی مطرح شد.
رسانه ملی طبق معمول در خدمت گروههای کوچک و کم تاثیر جناح راست چه ها که نکرده است و در مقابل بسیار اندک از فعالیت گروههای موثر و بزرگ دوران نخستین انقلاب اسلامی سخن گفته است. بی تردید گروههای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اطلاعات زیادی در باره مسائل روزهای پیش از پیروزی و پس از آن برای انتشار و عرضه دارند.
بر علاقمندان کشور و انقلاب اسلامی است که خاطرات دوران انقلاب را از زبان بزرگترین گروه فعال در آن سالها یعنی خط امامی ها نیز منعکس کنند. شاید اینترنت فرصتی طلایی برای این منظور باشد.
تبریز نقش مهمی در پیروزی انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی و کلیه تحولات انقلابی در دوره های مختلف داشته است. تبریز قطب اصلی آذری هاست که بخش بزرگی از جمعیت ایران را تشکیل میدهند و در اقتصاد و سیاست و فرهنگ کشور نقش مهمی را ایفا میکنند.
حتی آذری های آذربایجان شوروی سابق، علاقه خاصی به تبریز و خویشاوندان هم تبار خود در ایران دارند.
مهمترین ویژگی آذری ها، تعلق ملی و دینی آنهاست که پایه های محکم وحدت ملی ایران را تشکیل میدهد.
لینک مطلب:
رییس جمهور سابق کشورمان اظهار داشت:«متاسفانه این روزها ارزشها خیلی ارزان و آسان مصرف می شودو کسانی برای اینکه خود را توجیه کنند اینگونه القا می کنند که فقط آنها در مسیر ارزشها گام بر می دارند
سید محمد خاتمی همچنین تصرح کرد:«متاسفانه امروز در کشور برای بسیاری از کسانیکه در جبهه و انقلاب بودند امنیت روانی نیست که خود را عرضه کنند و در معرض این هستند که حتی صلاحیتشان به عنوان کسانیکه اسلام را قبول ندارند رد شود که این امر هم خلاف آزادی و هم خلاف معیارهای اخلاقی است.»
خاتمی با تاکید بر اینکه «همه ما نسبت به کشور مسئولیم»، اظهار داشت:«مسئولان فعلی حسن نیت دارند ولی حسن نیت تنها کافی نیست بلکه حسن نیتی با تدبیر،برنامه ریزی درست،مصرف نکردن ارزشها و شعارها است،کارساز خواهد بود.»
وی ادامه داد:«آرمانهای انقلاب، عدالت و منافع ملت برای ما ارزش است و شعاری کردن جامعه و به نتیجه نرسیدن سبب دلزدگی جامعه خواهد شد و این دفاع از ارزشها نیست.»
رئیس جمهور سابق کشورمان سپس به انتخابات پیش روی ریاست جمهوری اشاره کرد و گفت:«انتخابات آینده بزنگاه مهمی است، اولا کسانیکه می آیند باید با برنامه روشن با لحاظ کردن سند چشم انداز و قانون اساسی بیایند و نه اینکه توقعات بیجا برای مردم ایجاد کنند که یک شبه میتوان تمام مشکلات فعلی را حل کرد؛در عین حال باید روی آزادی مردم،دفاع از حقوق ملت و آزاد بودن نقد در جامعه تاکید کرد.»
وی ادامه داد:«دیگر اینکه تضمین داده شود انتخابات آزاد است و زمینهای فراهم شود که مردم با تنوعی که دارند بتوانند گزینه های مطلوب را داشته باشند.»
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
یاری: رییس جمهور سابق کشورمان اظهار داشت:«متاسفانه این روزها ارزشها خیلی ارزان و آسان مصرف می شودو کسانی برای اینکه خود را توجیه کنند اینگونه القا می کنند که فقط آنها در مسیر ارزشها گام بر می دارند.»
به گزارش پایگاه خبری یاری، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی؛ در دیدار با اقشار مختلف مردم استان زنجان ، با بیان این مقدمه که «در مقابل سیاست روزگار که سیاست جنگ و خشونت است؛و هر کس قدرت دارد فقط منافع خود را همانطور که می خواهد و برای رسیدن به منافع هرگونه جنایت،اشغال و سرکوبی،تحقیر و جنگ روانی علیه کسانیکه دشمن خود می داند انجام می دهد که نمونه آن را در غزه مظلوم می بینیم.»
وی افزود:«درچنین جهانی تلاش برای اخلاقی کردن سیاست و تلاش برای تغییر سرمشق سیاستی که می تواند حرمت انسان را در همه جا پاس دارد و نوعی تفاهم بر اساس عدل و انصاف حاکم شود و منظور از اهداف انقلاب و خواست ملت ایران بوده است کار مهم و البته سختی است.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها با ابراز تاسف از رایج شدن بداخلاقی در سیاست، تصریح کرد:«در دوران تصدی مسئولیت ریاست جمهوری با بیان اینکه ما باید ومی توانیم این پارادایم را عوض کنیم و به سوی جهانی برویم که در آن تفاهم باشد و ملت ها محترم باشند و بتوان گفت و گو کرد؛می توان با هم به سوی تفاهم و صلح حرکت کرد؛مساله گفتگوی تمدنها را طرح کردیم که با استقبال روبرو شد و گامهایی در این زمینه برداشته شد.»
به گزارش روابط عمومی دفترحجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی ، وی گام نهادن در این راه را امری خلاف سیاست رایج در دنیا عنوان کرد و ادامه داد:«نمونه این سیاست رایج،سیاستی است که ما امروز اثر آن را در غزه می بینیم که چه جنایت بزرگی در حال رخ دادن است و تقریبا با بی تفاوتی نسبی دنیا و عمده دولت ها مواجه شده است.»
رئیس بنیاد باران افزود:«بسیاری از دولت ها که از آنها انتظار می رفت در کنار مظلوم قرار بگیرند ولی حاضر نشدند سکوت را بشکنند وبا فاصله گرفتن از مظلومی که دارد مقاومت می کند به ظالم و ستمگر اشغالگر میدان دادند و این نمونه بد اخلاقی در دنیاست.»
سید محمد خاتمی، تاکید کرد:«کسانیکه جنگ و اشغال می کنند همانهایی هستند که مدعی دموکراسی هستند ولی از مرزهای خود که بیرون می آیند انسان برایشان ارزشی ندارد.»
وی در توضیح چرایی طرح ایده گفتگوی تمدنها از سوی ایران، گفت:«ایران به عنوان کانون و نماینده فرهنگ و تمدنی دیرپا در دنیا شناخته می شود،ایرانی که بیش از 150سال در مسیر استقرار مردم سالاری توام با اخلاق و دین حرکت می کنند و این امر؛مساله مهم و راهی است که امام(ره) معرفی کرد و مردم ما نیز آزادی،توسعه و پیشرفتی که توام با معیارها و ارزشهای دینی که عمده آنها اخلاق باشد را می خواستند. »
خاتمی از جمهوری اسلامی به عنوان حاصل ارجمند انقلاب اسلامی یاد کرد و گفت:«جمهوری اسلامی بدین معنا بود که می توان در کشور مردم سالاری، آزادی و پیشرفت در عین حال معنویت و اخلاق نیز داشت.»
رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه ««متاسفانه در جامعه شاهد نوعی بداخلاقی هستیم»، اظهار داشت:«بدتر از این بداخلاقی ها این است که گاهی بداخلاقی مانند توهین،تخریب، حذف و سرکوب، دروغ پردازی ها و احیانا رفتارهای ضد اخلاقی ارزش به حساب آید.»
سید محمد خاتمی همچنین تصرح کرد:«متاسفانه امروز در کشور برای بسیاری از کسانیکه در جبهه و انقلاب بودند امنیت روانی نیست که خود را عرضه کنند و در معرض این هستند که حتی صلاحیتشان به عنوان کسانیکه اسلام را قبول ندارند رد شود که این امر هم خلاف آزادی و هم خلاف معیارهای اخلاقی است.»
رئیس جمهور سابق کشورمان، افزود:«اگر معتقدیم اصولگراییم؛آیا کدام اصل بالاتر از اینکه از جمهوری اسلامی دفاع کنیم وجود دارد؟ برای همین دفاع از جمهوری اسلامی و لوازم آن اصل مهمی است.معتقدیم با موقعیت ممتازی که جمهوری اسلامی و ایران در منطقه دارد ما یک قدرت در جهانیم و این قدرت رشید درگذشته ما وشایستگی که ملت دارد و باید از آن برای رفع تهدیدها و دفع مشکلاتی که از این ناحیه برای ما پیش می آید استفاده کنیم وهمه اینها تدبیر می خواهد.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها، یادآور شد:«با یک کلام بی جا ممکن است هزینه های خیلی زیادی برای مملکت ایجاد شود و برعکس با یک کلام سنجیده می توان از اصول،معیارها و منافع مملکت دفاع و در عین حال تهدیدها را کم کرد.»
خاتمی، از سرمایه گذاری در داخل و حضور در بازار های جهانی،رونق و نشاط اقتصادی در مملکت،استفاده از نفت در مسیر زیرساختهای کشور برای داشتن یک اقتصاد پویا و ثروتمند شدن کشور نام برد و گفت:«همزمان با طی این مراحل می توانیم با اداره مملکت با مالیات وبسط تامین اجتماعی در جامعه به عنوان بهترین راه عدالت بر اقتدار مملکت بیفزاییم.»
خاتمی با تاکید بر اینکه «همه ما نسبت به کشور مسئولیم»، اظهار داشت:«مسئولان فعلی حسن نیت دارند ولی حسن نیت تنها کافی نیست بلکه حسن نیتی با تدبیر،برنامه ریزی درست،مصرف نکردن ارزشها و شعارها است،کارساز خواهد بود.»
رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«متاسفانه این روزها رزشها خیلی ارزان و آسان مصرف می شودو کسانی برای اینکه خود را توجیه کنند اینگونه القا می کنند که فقط آنها در مسیر ارزشها گام بر می دارند.»
وی ادامه داد:«آرمانهای انقلاب، عدالت و منافع ملت برای ما ارزش است و شعاری کردن جامعه و به نتیجه نرسیدن سبب دلزدگی جامعه خواهد شد و این دفاع از ارزشها نیست.»
خاتمی «ارزش را تلاش برای پیشرفت کشور، حاکم شدن عدالت، حرمت گذاشتن به اهل علم و دانشمندان و احساس امنیت کردن آنها عنوان کرد.»
رئیس جمهور سابق کشورمان با یادآوری جایگاه مهم ایران و هزینه های فراوانی که برای انقلاب پرداخته شده است، اظهار داشت:« همه باید دلمان برای کشور بسوزد؛راه هم راه روشنی است، آیا در این چند سال به سوی اهداف چشم انداز حرکت کره ایم؟»
وی تصریح کرد:«معتقدم در این چند سال کشور دو موقعیت ممتاز، یکی درآمد سرسام آور نفت و دیگری ابلاغ سیاستهای اصل 44 را داشته است که خیلی می توانست جهش ایجاد کند و اگر با این امکانات با تدبیر کار می شد زمان 20 ساله هدف چشم انداز را حداکثر در10 سال طی می کردیم ؛ولی امروز باید تلاش کنیم تا کشور را به 4 سال گذشته برگردانیم و دوباره راه را از اول طی کنیم.»
سید محمد خاتمی ادامه داد:«همه باید بکوشند تا مملکت در مسیری راه برود که در نهایت کار هم ثروت کشور؛هم آزادی و استقلال کشور و حرمت بین المللی در آن تامین شود و هم اصول و ارزشهای انقلاب از جمله اخلاقی شدن جامعه تحقق یابد وبه جای تکیه های افراطی بر روی ظواهر و احیانا خرافات به واقعیت های دینی در جامعه رواج یابد.»
رئیس جمهور سابق کشورمان سپس به انتخابات پیش روی ریاست جمهوری اشاره کرد و گفت:«انتخابات آینده بزنگاه مهمی است، اولا کسانیکه می آیند باید با برنامه روشن با لحاظ کردن سند چشم انداز و قانون اساسی بیایند و نه اینکه توقعات بیجا برای مردم ایجاد کنند که یک شبه میتوان تمام مشکلات فعلی را حل کرد؛در عین حال باید روی آزادی مردم،دفاع از حقوق ملت و آزاد بودن نقد در جامعه تاکید کرد.»
وی ادامه داد:«دیگر اینکه تضمین داده شود انتخابات آزاد است و زمینهای فراهم شود که مردم با تنوعی که دارند بتوانند گزینه های مطلوب را داشته باشند.»
خاتمی تاکید کرد:«حضور باشکوه مردم در انتخابات بسیار مهم است؛درست است مردم با مشکلات زیادی روبرو هستند ولی نباید مایوس شوند؛بلکه باز هم می توان درکشوررونق ایجاد کرد و در همه زمینهها امیدوار بود پس مردم بدانند رایشان اثرگذار است.»
رئیس جمهور سابق کشورمان، تصریح کرد:«در صورت حضور انبوه مردم در پای صندوق های رای است که بعضی موانع و مشکلات که در غیبت مردم کار ساز است و در حضور آنها کارساز نیست از بین خواهد رفت.»
سید محمد خاتمی خاطر نشان کرد:«امیدوارم انتخابات خوبی برگزار شود و نتیجه کار طوری باشد که ما شاهد روندی باشیم که کشور و ملت در مسیر پیشرفت و سربلند ی و اسقرار همه جانبه جمهوری اسلامی در ایران حرکت کنند.»
گفتنی است در ابتدای این دیدار، رئیس بنیاد باران با اشاره به ذکر خاطراتی از سوی حاضران در خصوص اولین سفرهای استانی او، گفت:« بنده نیز یاد و خاطره آن روزها و نیز سفری که در اوایل سال 76 به زنجان کردم و محبت و بزرگی که مردم زنجان به من داشتند را هیچگاه فراموش نخواهم کرد.»
سید محمدخاتمی ادامه داد:«لازم می دانم از انسان بزرگی که در آن روزها با ما بود و مظهر صفا،علم و تقوا و تواضع، یعنی حضرت آیت الله موسوی زنجانی که نماینده معنوی مردم رشید،با فرهنگ،با استعداد و با تواضع و مقاوم زنجان بود یادی بکنم که این روزها جایش خالیست؛از خداوند می خواهم بر درجاتش بیفزاید.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها، همچنین از پروفسور ثبوتی به عنوان یکی از افتخارات عرصه علم و فرهنگ ایران نام برد که دلبستگی اش به سرزمین خود سبب شد مرکز افتخار مهم علمی-پژوهشی اش را در زنجان دائر کند.



عکس:اصغر خاکساری
آقایان خاتمی و کروبی به نوعی نمایندگان دو گرایش اصلی خط امام محسوب میشوند. خط امام بر آزادی و عدالت تاکید دارد و خاتمی و کروبی نیز همین مسیر را از موضع انقلاب اسلامی ( امام و اسلام ) دنبال میکنند. یکی اندکی سنت گرا تر و دیگری اندکی تجددگرا.
کروبی حافظه ای قوی دارد و سعی میکند به جریان سیاسی که در آن بوده وفادار باشد و کمتر دستخوش تغییرات شود و شاید بخشی از سنت گرایی نیز به همین موضوع مربوط است.
خاتمی با اهمیت بیشتری که به تجدد میدهد، واژه ها و مفاهیم جدیدی را برای توسعه اندیشه مردم سالاری دینی بکار گرفته است که از سوی بعضی از سنت گرایان و به ویژه آنان که با اندیشه های امام خمینی تعارض داشتند، مورد حمله شدید قرار گرفته است.
آرمان انقلاب اسلامی معمولا و تقریبا به درستی توسط گروههای مختلف درک میشود ولی به دلایلی، بعضی ها، بجای بازگشت به آرمان های نخستین انقلاب اسلامی، به روش های آن دوره باز میگردند.
روش های رسیدن به هدف تغییر میکند. گاهی این تغییر را انکار میکنیم. انکار تغییر در روشها گاهی نگاهمان به آرمان ها را تغییر میدهد و در برابر آرمان ها قرار میگیریم.
لینک مطلب:
امام خمینی:
معیار شناخت در جهان بینی الهی اعم از "حس و عقل" می باشد، و چیزی که معقول باشد داخل در قلمرو علم می باشد گرچه محسوس نباشد. لذا هستی اعم از غیب و شهادت است، و چیزی که ماده ندارد، می تواند موجود باشد. و همان طور که موجود مادی به "مجرد" استناد دارد، شناخت حسی نیز به شناخت عقلی متکی است
ماده و جسم هر چه باشد از خود بیخبر است. یک مجسمه سنگی یا مجسمه مادی انسان هر طرف آن از طرف دیگرش محجوب است. در صورتی که به عیان می بینیم که انسان و حیوان از همه اطراف خود آگاه است. می داند کجاست; در محیطش چه می گذرد; در جهان چه غوغایی است. پس، در حیوان و انسان چیز دیگری است که فوق ماده است و از عالم ماده جدا است و با مردن ماده نمی میرد و باقی است. انسان در فطرت خود هر کمالی را به طور مطلق می خواهد. و شما خوب می دانید که انسان می خواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هیچ قدرتی که ناقص است دل نبسته است. اگر عالم را در اختیار داشته باشد و گفته شود جهان دیگری هم هست، فطرتا مایل است آن جهان را هم در اختیار داشته باشد. انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری هم هست، فطرتا مایل است آن علوم را هم بیاموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد. آن خداوند متعال است که همه به آن متوجهیم، گرچه خود ندانیم. انسان می خواهد به "حق مطلق" برسد تا فانی در خدا شود. اصولا اشتیاق به زندگی ابدی در نهاد هر انسانی نشانه وجود جهان جاوید و مصون از مرگ است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
با توجه به فرا رسیدن بیستمین سالگرد پیام بنیانگذار جمهوری اسلامی به میخائیل گورباچف; یک بار دیگر متن کامل این پیام را منتشر می کند:
بسم الله الرحمن الرحیم / جناب آقای گورباچف، صدر هیات رئیسه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی با امید خوشبختی و سعادت برای شما و ملت شوروی، از آنجا که پس از روی کار آمدن شما چنین احساس می شود که جنابعالی در تحلیل حوادث سیاسی جهان، خصوصا در رابطه با مسائل شوروی، در دور جدیدی از بازنگری و تحول و برخورد قرار گرفته اید، و جسارت و گستاخی شما در برخورد با واقعیات جهان چه بسا منشا تحولات و موجب به هم خوردن معادلات فعلی حاکم بر جهان گردد، لازم دیدم نکاتی را یادآور شوم. هر چند ممکن است حیطه تفکر و تصمیمات جدید شما تنها روشی برای حل معضلات حزبی و در کنار آن حل پاره ای از مشکلات مردمتان باشد، ولی به همین اندازه هم شهامت تجدیدنظر در مورد مکتبی که سالیان سال فرزندان انقلابی جهان را در حصارهای آهنین زندانی نموده بود قابل ستایش است. و اگر به فراتر از این مقدار فکر می کنید، اولین مسئله ای که مطمئنا باعث موفقیت شما خواهد شد این است که در سیاست اسلاف خود دایر بر "خدازدایی" و "دین زدایی" از جامعه، که تحقیقا بزرگترین و بالاترین ضربه را بر پیکر مردم کشور شوروی وارد کرده است، تجدیدنظر نمایید; و بدانید که برخورد واقعی با قضایای جهان جز از این طریق میسر نیست. البته ممکن است از شیوه های ناصحیح و عملکرد غلط قدرتمندان پیشین کمونیسم در زمینه اقتصاد، باغ سبز دنیای غرب رخ بنماید، ولی حقیقت جای دیگری است. شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گره های کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه داری غرب حل کنید، نه تنها دردی از جامعه خویش را دوا نکرده اید، که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند; چرا که امروز اگر مارکسیسم در روشهای اقتصادی و اجتماعی به بن بست رسیده است، دنیای غرب هم در همین مسائل، البته به شکل دیگر، و نیز در مسائل دیگر گرفتار حادثه است.جناب آقای گورباچف، باید به حقیقت رو آورد. مشکل اصلی کشور شما مسئله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست. همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن بست کشیده و یا خواهند کشید. مشکل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدا هستی و آفرینش است. جناب آقای گورباچف، برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد; چرا که مارکسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست; چرا که مکتبی است مادی، و با مادیت نمی توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت، که اساسی ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به در آورد. حضرت آقای گورباچف، ممکن است شما اثباتا در بعضی جهات به مارکسیسم پشت نکرده باشید و از این پس هم در مصاحبه ها اعتقاد کامل خودتان را به آن ابراز کنید; ولی خود می دانید که ثبوتا این گونه نیست. رهبر چین اولین ضربه را به کمونیسم زد; و شما دومین و علی الظاهر آخرین ضربه را بر پیکر آن نواختید. امروز دیگر چیزی به نام کمونیسم در جهان نداریم. ولی از شما جدا می خواهم که در شکستن دیوارهای خیالات مارکسیسم، گرفتار زندان غرب و شیطان بزرگ نشوید. امیدوارم افتخار واقعی این مطلب را پیدا کنید که آخرین لایه های پوسیده هفتاد سال کژی جهان کمونیسم را از چهره تاریخ و کشور خود بزدایید. امروز دیگر دولتهای همسو با شما که دلشان برای وطن و مردمشان می تپد هرگز حاضر نخواهند شد بیش از این منابع زیرزمینی و رو زمینی کشورشان را برای اثبات موفقیت کمونیسم، که صدای شکستن استخوان هایش هم به گوش فرزندانشان رسیده است، مصرف کنند. آقای گورباچف وقتی از گلدسته های مساجد بعضی از جمهوری های شما پس از هفتاد سال بانگ "الله اکبر" و شهادت به رسالت حضرت ختمی مرتبت - صلی الله علیه و آله و سلم - به گوش رسید، تمامی طرفداران اسلام ناب محمدی (ص) را از شوق به گریه انداخت. لذا لازم دانستم این موضوع را به شما گوشزد کنم که بار دیگر به دو جهان بینی مادی و الهی بیندیشید. مادیون معیار شناخت در جهان بینی خویش را "حس" دانسته و چیزی را که ماده ندارد موجود نمی دانند. قهرا جهان غیب، مانند وجود خداوند تعالی و وحی و نبوت و قیامت، را یکسره افسانه می دانند. در حالی که معیار شناخت در جهان بینی الهی اعم از "حس و عقل" می باشد، و چیزی که معقول باشد داخل در قلمرو علم می باشد گرچه محسوس نباشد. لذا هستی اعم از غیب و شهادت است، و چیزی که ماده ندارد، می تواند موجود باشد. و همان طور که موجود مادی به "مجرد" استناد دارد، شناخت حسی نیز به شناخت عقلی متکی است. قرآن مجید اساس تفکر مادی را نقد می کند، و به آنان که بر این پندارند که خدا نیست و گرنه دیده می شد. لن نومن لک حتی نری الله جهره می فرماید: لاتدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو اللطیف الخبیر.از قرآن عزیز و کریم و استدلالات آن در موارد وحی و نبوت و قیامت بگذریم، که از نظر شما اول بحث است، اصولا میل نداشتم شما را در پیچ و تاب مسائل فلاسفه، بخصوص فلاسفه اسلامی، بیندازم. فقط به یکی - دو مثال ساده و فطری و وجدانی که سیاسیون هم می توانند از آن بهره ای ببرند بسنده می کنم. این از بدیهیات است که ماده و جسم هر چه باشد از خود بیخبر است. یک مجسمه سنگی یا مجسمه مادی انسان هر طرف آن از طرف دیگرش محجوب است. در صورتی که به عیان می بینیم که انسان و حیوان از همه اطراف خود آگاه است. می داند کجاست; در محیطش چه می گذرد; در جهان چه غوغایی است. پس، در حیوان و انسان چیز دیگری است که فوق ماده است و از عالم ماده جدا است و با مردن ماده نمی میرد و باقی است. انسان در فطرت خود هر کمالی را به طور مطلق می خواهد. و شما خوب می دانید که انسان می خواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هیچ قدرتی که ناقص است دل نبسته است. اگر عالم را در اختیار داشته باشد و گفته شود جهان دیگری هم هست، فطرتا مایل است آن جهان را هم در اختیار داشته باشد. انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری هم هست، فطرتا مایل است آن علوم را هم بیاموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد. آن خداوند متعال است که همه به آن متوجهیم، گرچه خود ندانیم. انسان می خواهد به "حق مطلق" برسد تا فانی در خدا شود. اصولا اشتیاق به زندگی ابدی در نهاد هر انسانی نشانه وجود جهان جاوید و مصون از مرگ است. اگر جنابعالی میل داشته باشید در این زمینه ها تحقیق کنید، می توانید دستور دهید که صاحبان این گونه علوم علاوه بر کتب فلاسفه غرب در این زمینه، به نوشته های فارابی و بوعلی سینا - رحمت الله علیهما - در حکمت مشا» مراجعه کنند، تا روشن شود که قانون علیت و معلولیت که هرگونه شناختی بر آن استوار است، معقول است نه محسوس; و ادراک معانی کلی و نیز قوانین کلی که هرگونه استدلال بر آن تکیه دارد، معقول است نه محسوس، و نیز به کتابهای سهروردی - رحمت الله علیه - در حکمت اشراق مراجعه نموده، و برای جنابعالی شرح کنند که جسم و هر موجود مادی دیگر به نور صرف که منزه از حس می باشد نیازمند است; و ادراک شهودی ذات انسان از حقیقت خویش مبرا از پدیده حسی است. از اساتید بزرگ بخواهید تا به حکمت متعالیه صدرالمتالهین - رضوان الله تعالی علیه و حشره الله مع النبیین و الصالحین - مراجعه نمایند، تا معلوم گردد که: حقیقت علم همانا وجودی است مجرد از ماده; و هرگونه اندیشه از ماده منزه است و به احکام ماده محکوم نخواهد شد. دیگر شما را خسته نمی کنم و از کتب عرفا و بخصوص محی الدین ابن عربی نام نمی برم; که اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را که در این گونه مسائل قویا دست دارند، راهی قم گردانید، تا پس از چند سالی با توکل به خدا از عمق لطیف باریکتر از موی منازل معرفت آگاه گردند، که بدون این سفر آگاهی از آن امکان ندارد. جناب آقای گورباچف، اکنون بعد از ذکر این مسائل و مقدمات، از شما می خواهم درباره اسلام به صورت جدی تحقیق و تفحص کنید. و این نه به خاطر نیاز اسلام و مسلمین به شما، که به جهت ارزشهای والا و جهان شمول اسلام است که می تواند وسیله راحتی و نجات همه ملتها باشد و گره مشکلات اساسی بشریت را باز نماید. نگرش جدی به اسلام ممکن است شما را برای همیشه از مسئله افغانستان و مسائلی از این قبیل در جهان نجات دهد. ما مسلمانان جهان را مانند مسلمانان کشور خود دانسته و همیشه خود را در سرنوشت آنان شریک می دانیم. با آزادی نسبی مراسم مذهبی در بعضی از جمهوریهای شوروی، نشان دادید که دیگر این گونه فکر نمی کنید که مذهب مخدر جامعه است.راستی مذهبی که ایران را در مقابل ابرقدرتها چون کوه استوار کرده است مخدر جامعه است؟ آیا مذهبی که طالب اجرای عدالت در جهان و خواهان آزادی انسان از قیود مادی و معنوی است مخدر جامعه است؟ آری، مذهبی که وسیله شود تا سرمایه های مادی و معنوی کشورهای اسلامی و غیراسلامی، در اختیار ابرقدرتها و قدرتها قرار گیرد و بر سر مردم فریاد کشد که دین از سیاست جدا است مخدر جامعه است. ولی این دیگر مذهب واقعی نیست; بلکه مذهبی است که مردم ما آن را "مذهب امریکایی" می نامند. در خاتمه صریحا اعلام می کنم که جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگترین و قدرتمندترین پایگاه جهان اسلام به راحتی می تواند خلا اعتقادی نظام شما را پر نماید. و در هر صورت، کشور ما همچون گذشته به حسن همجواری روابط متقابل معتقد است و آن را محترم می شمارد.
والسلام علی من اتبع الهدی.
در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تقریبا همه فعالین سیاسی و اجتماعی همراه با مردم به نهضت پیوستند و نهضتی بی نظیر را در مقیاس کشورهای اسلامی و کم نظیر در سطح جهان را به وجود آورند.
خیلی زود بخشی از این انقلابیون که درک متفاوتی از مسیر نهضت داشتند، تغییر مسیر دادند و یا با تغییر مسیرهای انقلاب همساز نشدند و لاجرم در برابر آن قرار گرفتند. وجود چهره های شاخص در میان این گروهها موجب میشد که بعضی دچار نگرانی و تردید شوند ولی نهایتا به دلیل:
شاخص بودن رهبری و عدم تغییر آن
حفظ پیام های اصلی نظام: استقلال و آزادی در سایه ی جمهوریت و اسلامیت
حفظ ارتباط مردم با نهضت
این مشکلات به اساس نظام آسیب سخت وارد نکرد.
تغییرات همیشه از پایین جامعه و نه الزاما پایین ترین لایه های جامعه آغاز میشود و پایان می یابد. معمولا فرمانروایان و قدرتمندان علاقه ای به تغییر ندارند و این تغییر به واسطه ی شرایط عینی و آگاهی اقشار اجتماعی فعال، به حاکمیت ها تحمیل میشود.
اگر اختیار به فرمانروایان و قدرتمندان جهان بود، در طول هزاره های گذشته حکومتی تغییر نمیکرد و سلطنتی واژگون نمیشد.
اینکه تغییر چقدر بر آگاهی و مبتنی بر راه کارهای قابل پیش بینی باشد، درجه ی گرایش اصلاح گری و انقلابی گری را روشن میکند.
مبنای فردی تغییر، انسان مختار و آگاه است و مبنای اجتماعی تغییر، اقشار و گروههای اندیشه ورز و انتخاب گری که تمایل به حفظ وضع موجود ندارند و خواهان تغییرند.
هر چه جنبش تغییرات، خواستهای عمیق تری را مطرح کند، از پهنای طیف آن کاسته میشود و در عوض انرژی تخریبی آن افزایش می یابد.
پیوند میان آرزوها و خواست های گروههای مختلف اجتماعی اعم از قومی و مذهبی و اقتصادی و اجتماعی، مبتنی بر شبکه های اطلاع رسانی و افکار عمومی شکل میگیرد و در صورت تحقق حس مشترک، تغییرات تحقق یافته است.
مدتی پیش از آنکه رژیم شاهنشاهی ایران ساقط شود، بخش مهمی از ارکان قدرت کشور، همراه با مردم، وفاداری خود را به نهضت اسلامی امام خمینی و دولت موقت مهندس بازرگان اعلام کردند و در عمل به دستورات دولت بختیار توجه نمیکردند.
تقریبا سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته است، ده سال دیگر هم اگر زنده باشیم می بینیم نهایت بلوغ آنچه ملت ایران بناگذارده است.
و اتممناها بعشر ...
اندیشه (۱٢۳٥) انتخابات دهم (٧۸۱) خاتمی (٦٢٢) عکس (٥٥٩) کروبی (٥٥٥) وبلاگستان (٥٤۱) خبرستان (٤٥٠) سیاستمداران (٢٩٥) انتخابات دهم (٢٩۳) میرحسین موسوی (٢٧٩) احمدی نژاد و دولت نهم (٢۳٥) دلنوشته (٢٢٧) اسرائیل (۱۸٤) تقلب و تخریب و هتاکی (۱۸٢) روحانیت (۱٧٥) جهان (۱٦٩) نقد و بحث اندیشه (۱٥٩) تدبیر و بی تدبیری (۱٥٤) احمدی نژاد (۱٥٢) رسانه (۱٤٠) احمدی نژاد (۱۳٤) خاطره (۱٢٥) یادبود (۱٢٤) رهبری (۱۱٤) احزاب (۱۱٠) بازداشت و زندان (٩٦) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٩٤) اینترنت (٩۳) میرحسین موسوی (٩۱) ایران (۸٧) آمریکا (۸٦) نقد و بحث اندیشه (۸۳) دین (۸۱) صدا و سیما (٧٩) زنان (٧٧) دروغ و تکذیب و فریب (٧٧) تقلب و تخریب و هتاکی (٧٦) مردم سالاری (٧٥) احزاب و تشکل ها (٧٤) شورای نگهبان (٧٤) پیشنهاد (٧٢) احمدی نژاد و دولت نهم (٧٠) اندیشه و دلنوشته (٦٩) صدا و سیما (٦٧) فاوا (٦٥) امام خمینی (٦۳) اخلاق (٦۳) بی تدبیری (٦۱) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٦۱) خبرنگاران و رسانه ها (٦٠) وبلاگ چیست؟ (٥٧) جامعه مجازی (٥٤) نور (٥٤) حقوق بشر و قضاوت (٥٤) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٥٤) مردم سالاری (٥۱) تاریخ (٥٠) آزادی (٤٩) بازداشت و زندان (٤٩) شعر (٤۸) ظلم (٤٧) انسان و جامعه و هستی (٤٦) نظامیان و انتظامیان (٤٦) تدبیر و بی تدبیری (٤٥) انقلاب اسلامی (٤٥) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٤٤) روحانیت و مراجع تقلید (٤۳) امام خمینی (٤٢) دانشجویان (٤۱) تحزب (٤٠) سایت (٤٠) انسان (٤٠) علی (٤٠) دروغ و تکذیب و فریب (٤٠) هنر (۳۸) روابط ایران و آمریکا (۳۸) انقلاب اسلامی (۳٧) طنز (۳٧) ظلم و استبداد و زور (۳٧) جامعه مجازی و اینترنت (۳٧) حقوق بشر و قضاوت (۳٦) ورزش (۳٦) خبر (۳٦) دروغ و تکذیب (۳٦) هنرمندان (۳٤) خط امام (۳٤) ظلم و استبداد و زور (۳٤) خبرنگاران و رسانه ها (۳٢) محیط زیست (۳٢) گزیده (۳٢) دروغ (۳۱) اندیشه و دلنوشته (۳٠) وبلاگنویسان (٢٩) جهان اسلام (٢٩) شورای نگهبان (٢۸) انتخاب (٢۸) عدالت (٢۸) اصولگرایان (٢٧) امامان (٢٧) شاهان ایران (٢٧) آمار و اقتصاد (٢٧) تغییر اجتماعی (٢٧) دولت نهم (٢٦) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٢٦) پیامبران (٢٦) دانشجویان و دانشگاه (٢٦) اخلاق و ارزش ها (٢٦) ایران و ایرانیان (٢٦) بسیج و سپاه پاسداران (٢٥) انتخابات (٢٥) مرگ (٢٤) نویسندگان (٢٤) قانون و قانون اساسی (٢٤) روابط خارجی ایران (٢۳) روحانیت و مراجع تقلید (٢۳) تروریسم (٢۳) ادبیات (٢۳) داستان (٢٢) اسلام (٢٢) حق و باطل (٢٢) یادبود و بزرگداشت (٢٢) انسان و جامعه و هستی (٢۱) مرگ و زندگی و جامعه (٢۱) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٢۱) شعرا (٢۱) وبلاگ چیست؟ (٢۱) اصلاح طلبان (٢۱) دکتر علی شریعتی (٢۱) امید (٢۱) اصلاحات (٢۱) وبلاگ (٢٠) جوانان (٢٠) شهدا (٢٠) فیلترینگ (٢٠) روابط ایران و آمریکا (٢٠) مجلس شورا (٢٠) ایران و ایرانیان (٢٠) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٢٠) نظامیان و انتظامیان (٢٠) یادبود و بزرگداشت (٢٠) امنیت و امنیت ملی (٢٠) قانون و قانون اساسی (۱٩) فیلترینگ و سانسور (۱٩) قرآن کریم (۱٩) امنیت کشور و امنیت ملی (۱۸) احزاب و تشکل ها (۱۸) سیاست (۱٧) عشق (۱٧) خدا (۱٧) جشنواره (۱٦) ورزشکاران (۱٦) خط امام (۱٦) فلسطین و اسرائیل (۱٦) فیلترینگ و سانسور (۱٥) ادیان (۱٥) امام حسین (۱٥) استقلال (۱٥) حضرت محمد (۱٥) حق و باطل (۱٥) کودکان (۱٤) افراط و تفریط (۱٤) جامعه (۱٤) جامعه مجازی (۱٤) آمار و اقتصاد (۱٤) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (۱٤) نظامیان (۱٤) تغییر اجتماعی (۱٤) تروریسم و خشونت (۱٤) بسیج و سپاه پاسداران (۱٤) رای و انتخابات (۱۳) فرهنگ و آیین و دین (۱۳) مرگ و زندگی و جامعه (۱۳) طنز و کاریکاتور (۱۳) تعامل اجتماعی (۱۳) امام حسین (۱۳) نظرسنجی (۱۳) مهدویت (۱۳) کیهان (۱٢) قانون اساسی (۱٢) قضاوت (۱٢) بخش خصوصی (۱٢) آسیب اجتماعی (۱٢) جامعه مجازی و اینترنت (۱٢) امنیت کشور و امنیت ملی (۱٢) فلسطین و اسرائیل (۱٢) اخلاق و ارزش ها (۱٢) افراط و تفریط (۱۱) اصلاحات چیست؟ (۱۱) خبرگزاری فارس (۱۱) دفاع مقدس (۱۱) بخش خصوصی (۱۱) تهران (۱۱) عقل (۱۱) روشنفکر (۱۱) جشن (۱۱) پرشین بلاگ (۱۱) علم (۱٠) محیط زیست (۱٠) تاجیکستان (۱٠) دفاع مقدس (۱٠) افکار عمومی (۱٠) پیش بینی (۱٠) پیش بینی (۱٠) روابط خارجی ایران (۱٠) شعر و شعرا (۱٠) هنرمندان و مفاخر (۱٠) فرهنگ و آیین و دین (۱٠) شهدا و ایثارگران (٩) مجلس شورا و مجلسیان (٩) هنرمندان و مفاخر (٩) فرهنگ و آیین (٩) تاریخ ایران (٩) انتخاب دهم (٩) دانشجویان و دانشگاه (٩) اعتماد ملی (٩) دعا و نیایش (٩) مهدی موعود (۸) غم و شادی (۸) افکار عمومی (۸) شب یلدا (۸) اقوام و اقلیت ها (۸) حکمت و دانش (۸) انتخابات 24 اسفند (۸) اطلاع رسانی (۸) فرهنگ (۸) نفت (۸) فقر (۸) آیت الله جوادی آملی (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) کیهان و رجا نیوز (۸) انتخابت دهم (٧) تروریسم و خشونت (٧) بخش خصوصی و غیردولتی (٧) چلچراغ (٧) جالب (٧) سفرنامه (٧) دانش (٧) گفتگو (٧) بسیج (٧) فلسطین (٧) حکمت و دانش (٧) قرآن کریم (٧) شاهان ایران (٧) تدبیر (٧) امنیت ملی (٧) جهان اسلام (٦) مرگ و زندگی (٦) خرافه (٦) نفت و گاز (٦) غم و شادی (٦) بی تدبیری (٦) حضرت محمد (٦) مجلس شورا (٦) زندان (٦) بازداشت (٦) گفتمان (٦) محبت (٦) سایت اینترنتی (٦) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (٦) اینترنت و وب (٦) شعر و شعرا (٦) آزادی و انتخاب (٦) تحریم و مشارکت (٦) نظرسنجی و افکار عمومی (٦) مجلس شورا و مجلسیان (٦) کتاب و گزیده (٥) اعتراض و انتقاد و تظاهران (٥) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٥) انتخاب و تقلید (٥) وحدت کلمه (٥) تبلیغات و بازاریابی (٥) حزب اعتماد ملی (٥) تحریم (٥) فاطمه رجبی (٥) قضا و قضاوت (٥) منافع ملی (٥) اطلاع رسانی (٥) تعاملات اجتماعی (٥) آیت الله مصباح یزدی (٥) خلیج فارس (٥) وب فارسی (٥) فطرت (٤) شب قدر (٤) تاریخ اسلام (٤) روشنفکران (٤) خبرگان رهبری (٤) آیت الله جوادی آملی (٤) آسیب اجتماعی (٤) تعامل اجتماعی (٤) فرهنگیان (٤) امام صادق (٤) مهدی موعود (٤) توریسم (٤) حدیث (٤) جمهوری اسلامی (٤) شب یلدا (٤) انرژی (٤) عشق و محبت (٤) همایش (٤) ترانه (٤) عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤) دعا و نیایش (٤) جالب و شگفت انگیز (٤) شهدا و ایثارگران (٤) نظرسنجی و افکار عمومی (٤) تاریخ و میراث فرهنگی ایران (٤) تروریسم و خشونت و ترس (۳) رای و انتخابات و شعار (۳) انتخاب و تقلید و آگاهی (۳) بخش خصوصی و غیردولتی (۳) اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳) ورزش و ورزشکاران (۳) سپاه پاسداران (۳) اصلاحات چیست؟ (۳) موعود (۳) حکایت (۳) زمستان (۳) فاطمه رجبی (۳) اعتماد ملی (۳) دوم خرداد (۳) خبرگزاری فارس (۳) مصاحبه (۳) مرگ و زندگی (۳) امام صادق (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) جهان بینی (۳) ویدئو (٢) منافع ملی (٢) اصول (٢) آیت الله مصباح یزدی (٢) پرشین بلاگ (٢) آموزش و پژوهش (٢) جنگ و صلح (٢) جبر و اختیار (٢) طنز و کاریکاتور (٢) جبر و اختیار (٢) نفاق و ریا (٢) بانک و بیمه (٢) جهل و جهالت (٢) موبایل و تلفن همراه (٢) آیت الله صانعی (٢) خلیج فارس (٢) حضرت فاطمه (٢) تجارت الکترونیک (٢) موسوی (٢) میراث فرهنگی (٢) سلامت (٢) نوروز و بهار (٢) عقل و اندیشه (٢) فقر و فحشا و اعتیاد (٢) اراذل و اوباش اینترنتی (٢) بانک و بیمه (٢) ادیان و مکاتب فکری (٢) خط امام و اسلام ناب محمدی (٢) انتخاب و تقلید و آگاهی (٢) رای و انتخابات و شعار (٢) ورزش و ورزشکاران (٢) وحدت کلمه و تفرقه (٢) نوروز و بهار (٢) مصاحبه و خاطره (٢) عقل و اندیشه (٢) مدیریت و راهبری (٢) ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢) کیهان و رجا نیوز (٢) انرژی و نفت و گاز (٢) تروریسم و خشونت و ترس (٢) فقر و فساد و فحشاء (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) ا (۱) احمدی نژاد و دولت دهم (۱) خد (۱) خبر دستگیری (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) نخبگان و روشنفکران (۱) فیلترینگ و سانسور و مسدودی (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) روحانیت و مراجع تقلید مر (۱) تقلب و تخریب و هتاکی بادامچیان: کمیسیون ماده 10 حق (۱) استقلال و خودباوری (۱) بیگانه ستیزی (۱) روشنفکران و فرهیختگان (۱) انتخابات د هم (۱) جشنواره و جوایز (۱) خلیج فارس و عرب (۱) شعار و تظاهرات (۱) تحریم و مشارکت (۱) خلیج فارس و عرب ها (۱) تتدبیر و بی تدبیری (۱) روابط ایران و آمریکا بازشماری 10درصدآرا مقابل دورب (۱) دشمنان و رقبا (۱) جنگ و جنایت (۱) وحدت کلمه و تفرقه (۱) تقلب و تخریب و هتاکی احمدی نژاد: اجرای عدالت لازمه (۱) خط امام و اسلام ناب محمدی (۱) مصاحبه و خاطره (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) تبلیغات و بازاریابی (۱) فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (۱) جهل و خرافه و علم (۱) فلسفه و عرفان (۱) انسان و جامعه (۱) جنگ و جنایت (۱) انتخاب و تقلید (۱) جشنواره و جوایز (۱) مورخان و جغرافیدانان (۱) اشاعه فحشا (۱) انتخابات د هم (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) سهام و بورس (۱) جنگ و بحران (۱) فقه و کلام (۱) جنگ و بحران (۱) رمضان (۱) گوگل (۱) دکتر علی شریعتی (۱) اعتراض (۱) حقوق بشر (۱) عاشورا (۱) موسیقی (۱) تغییر (۱) ایران شناسی (۱) عرب (۱) مثنوی معنوی (۱) راز (۱) حجاب (۱) اصلاح طلبان (۱) خبرگان رهبری (۱) حزب الله لبنان (۱) حدیث و روایت (۱) گلستان سعدی (۱) جمهوری اسلامی (۱) سنت و مدرنیزم (۱) حضرت فاطمه (۱) اقوام و اقلیت ها (۱) علم و جهل (۱) اقلیت اکثریت (۱) آیت الله خمینی (۱) زشت و زیبا (۱) آرزوهایم (۱) اسلام ناب محمدی (۱) کمیته تعیین مصادیق (۱) دوم خرداد (۱) ایران و ایرانی (۱) اومانیسم (۱) جنگ و صلح (۱) اعتماد (۱) عرفا (۱) تاریخ اسلام (۱) مهدی بوترابی (۱)
