مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
Contact me
My Profile
Previous Months Home Archive دی ۸٩ آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آذر ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ مهر ۸۳ More ...
      زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
کرباسچی رییس ستاد انتخاباتی کروبی: تمام تلاشم را برای پیروزی انجام می دهم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

آخرین پرسشی که مطرح شد این بود که « آقای کرباسچی! شما بالاخره رییس ستاد آقای کروبی هستید یا مشاور ایشان؟» کرباسچی پاسخ داد: من در خدمت آقای کروبی هستم و در سمت مشاوره اگر چیزی به عقلم برسد به آن‌ها اضافه خواهم کرد؛ اما قابل برای ریاست و اختیار تام نیستم!

متن کامل را در ادامه بخوانید


نشست مطبوعاتی دبیر کل حزب اعتماد ملی با حضور «غلامحسین کرباسچی» به عنوان مشاور ارشد ستاد انتخاباتی وی برگزار شد.در این نشست حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی کروبی در ابتدا غلامحسین کرباسچی را به عنوان مشاور عالی خود به صورت رسمی معرفی کرد. سپس خبرنگاران پرسش‌های خود را مطرح کردند. ابتدا غلامحسین کرباسچی در پاسخ به پرسش اول مبنی بر این‌که « چرا با وجود انتقاداتی که به شما صورت گرفت ریاست ستاد آقای کروبی را پذیرفته‌اید؟» گفت: از ابتدا قرارم این بود که در خدمت ایشان به عنوان مشاور باشم، اما ایشان لطف کردند این سمت را گسترده‌تر کردند. من در سمت مشاور ایشان هستم.من آقای کروبی را صاحب ارزش‌ها و والایی‌هایی می‌دانم که بسیار در خور احترام هستند و تلاش ایشان در جهت اهداف بزرگ‌شان و نیز شخصیت با شهامت، ‌مقاوم و انقلابی ایشان قابل تقدیر است. اگر ایجاب کند کفش ایشان را هم واکس می‌زنم و افتخار می‌کنم، اما شرایطم به گونه‌ای نیست که بتوانم کار اجرایی بکنم؛ لذا در سمت مشاور ایشان تمام تلاش خود را برای پیشبرد اهداف‌شان به کار خواهم بست.انتقادات همیشه وجود دارد، باید دید وظیفه اخلاقی و تشخیص شرعی چیست.

خبرنگار دیگری از کرباسچی پرسید « با ورود شما به حزب اعتماد ملی آیا در حزب کارگزاران انشعابی صورت گرفته یا خیر؟» که وی در پاسخ اظهار کرد: از آغاز تشکیل حزب کارگزاران تا ین لحظه بسیاری تلاش کرده‌اند در این حزب انشعاب ایجاد کنند، اما خوشبختانه به دلیل آن‌که حزب به دلیل نیاز کشور همیشه برپا بوده، موفق نشدند به هدفشان برسند. این شایعات هم مربوط به همان ترفندهاست؛ در حالی که منطق حزب بسیار شفاف است، در حزب ما آزادی وجود دارد و هر کس استراتژی خود را دارد؛ لذا در حزب هیچ انشعابی ایجاد نشده و ممکن است با تصویب شورای موسس پست‌ها در حزب تغییر کنند؛ مثلا آقای مرعشی از سخنگویی به ریاست برسند، اما این دلیل بر انشعاب نیست.

وی در پاسخ به پرسش دیگری درباره این که « مصوبه‌ کارگزاران این بود که از آقای خاتمی دعوت نکند، اما اگر بیاید از او استقبال ‌کند» گفت: حزب سخنگو دارد و این بحث را باید آقای مرعشی بپرسند؛ اما درباره مصوبه‌ حزب دو نکته وجود دارد؛ یکی آن‌که از ائتلاف کامل اصلاح‌طلبان حمایت کنند و تلاش آقای مرعشی هم این بوده که از ابتدا از حزب اعتماد ملی آقای نوروززاده و آقای گرامی مقدم در جلسات اصلاح‌طلبان حضور داشته باشند که اگر این موضوع ادامه پیدا کند و اصلاح‌طلبان به اجماع برسند، از آن حمایت خواهیم کرد . نکته‌ دوم این‌که چنین بحثی در حزب کارگزاران مطرح بود که ما از آقای خاتمی دعوت نمی‌کنیم و این زاویه‌ای است متفاوت با بحث حضور آقای خاتمی. حزب کارگزاران هیچ‌گاه نگفته یا آقای خاتمی یا هیچ کس.

کرباسچی افزود: آقای خاتمی گفته اگر آقای میرحسین موسوی بیاید من نمی‌آیم ، آقای میرحسین موسوی نیز بحث‌هایی را راجع به حضور خود مطرح کرده، حال باید دید ایشان تا اردیبهشت چه تصمیمی می‌گیرند. به هر حال مصوبه‌ حزب این بوده که تا جایی که مورد توافق دوستان حزبی بوده است عمل شود و اگر کاندیدای واحدی داشته باشند از او حمایت خواهند کرد.

در ادامه خبرنگار دیگری از کروبی پرسید « برخی اصلاح‌طلبان فعالیت‌های اقتصادی شما را به عنوان مشکلات مالی شما مطرح می‌کنند» که کروبی پاسخ داد: به لطف خدا من هیچ گونه مشکلی ندارم و اصلا مواضع صریح و شفاف من و این‌که از حقوق همه دفاع می‌کنم، همه، گویای این است که هیچ مشکلی ندارم و این حرف‌هایی که گفته می‌شود جنگ روانی است.

کرباسچی نیز به این پرسش خبرنگار مربوطه پاسخ داد و گفت: خبرگزاری شما یک خبرگزاری وابسته کامل به جناح راست است و سعی نمی‌کند به گونه‌ای رفتار کند که شائبه‌ بی‌طرفی در آن باشد. همین سوال در محضر آقای کروبی که شفاف‌ترین شخصیت جمهوری اسلامی در میان مقامات اجرایی است و در زمان امام (ره) اختیارات وافری داشتند، به گونه‌ای که حضرت امام(ره) بدون حساب پول‌ها را در اختیار ایشان می‌گذاشتند نشان می‌دهد، کسانی که این بحث‌ها را مطرح می‌کنند، یعنی امام را متهم می‌کنند که بی‌حساب و کتاب پول در اختیار ایشان می‌گذاشته. من نصیحت می‌کنم به این خبرگزاری که سعی بر بی‌طرفی داشته باشند.

کرباسچی هم‌چنین در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه « در آقای کروبی چه مولفه‌هایی دیدید که مسوولیت ستاد ایشان را بر عهده گرفتید؟» گفت: در نظام جمهوری اسلامی شخصیت‌هایی که سابقه‌ی مبارزاتی دارند با آدم‌های بی‌ریشه‌ای که یک شبه به میدان می‌آیند و فقط برای جبران این بی‌ریشه‌گی‌ها شعارهایی می‌دهند که ما از نظر سیاسی باید آن را جبران کنیم، همچنین به مردم وعده‌های توخالی می‌دهند که هم آبروی خود را می‌برند و هم برای نظام مضر است، تفاوت بسیار وجود دارد؛ اما آقای کروبی نیازی به این پروپاگانداها ندارد. سابقه ایشان پیش و پس از انقلاب روشن بوده و همواره عاقلانه و منطقی و با در نظر گرفتن اصول چارچوب نظام فعالیت‌ سیاسی کرده‌اند، الان هم با گردآوری نیروهای متخصص و روحیه‌ مقاومت و پایداری باز برای رفاه مردم و اصلاح امور کشور و خدمت به انقلاب آمده‌، ایستادگی و خود را کاندیدا کرده‌اند، و این کار از نظر ما که هم دوره‌های گذشته را دیدیم و هم این سی سال را بسیار ارزشمند است. هم‌چنین اگر قرار باشد اصلاحی صورت بگیرد باید از کنار این شخصیت‌های ریشه‌دار صورت گیرد نه افراد یک شبه‌ای که شعارهای دهان پرکن می‌دهند.

خبرنگار دیگری پرسید « آقای کروبی! در برخی از اخبار آمده تصمیم دارید اگر رییس‌جمهور شدید آقای کرباسچی را به سمت معاون اول خود منصوب کنید» .

کروبی پاسخ داد: همانطور که بارها گفته‌ام هیچ‌گاه به هیچ یک از دوستان وعده‌ای ندادم که اگر رییس‌جمهور شدم به او شغلی بدهم، به برادران اهل سنت نیز گفتم از همه استفاده می‌کنم، اما اینکه به کسی شغل خاصی بدهم، این‌گونه نیست؛ نه آقای کرباسچی از من خواستند و نه من به ایشان وعده‌ای داده‌ام، من تشخیص دادم ایشان انسان مفیدی هستند، اما به هر حال از نیروهای خود استفاده می‌کنم، ولی تعیین نکرده‌ام چه کسی را برای چه شغلی انتخاب می‌کنم.

خبرنگار دیگری خطاب به کرباسچی پرسید « آیا تصمیم دارید در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده کاندیدا شوید؟» که وی پاسخ داد: تصمیمی برای حضور در انتخابات نگرفته‌ام. جمعی از اقشار مختلف از جمله دانشجویان که البته تاکید می‌کنم جمعی از انجمن‌های اسلامی نه یک انجمن اسلامی خاص خواسته بودند در انتخابات کاندیدا شوم. هنوز هم در این فکر هستم که اگر آمدنم به صحنه، بخش کوچکی از مردم را بتواند به پای صندوق‌ها بکشاند با توجه به توطئه‌هایی که وجود دارد و نظام سلطه‌ بین الملل می‌خواهد جمهوری اسلامی ایران را در افکار عمومی جهان فاقد مشروعیت جلوه دهد، آوردن مردم پای صندوق‌ها کمک به نظام است و کسانی که سعی می‌کنند مردم را نسبت به انتخابات غیرفعال کنند، خیانت می‌کنند. مثلا سازمانی مانند دفتر تحکیم وحدت که در انتخابات گذشته می‌گفت شرکت نمی‌کنم، حال که به صحنه آمده و می‌خواهد از کاندیدایی حمایت کند، برخی ارگان‌ها به آن فشار می‌آورند، و این خیانت به نظام است.

کرباسچی تاکید کرد: خواهشم این است که رسانه‌ها مواظب باشند. عده‌ای برای لکه‌دار کردن شخصیت‌های کاندیدا از این راه استفاده می‌کنند. حمایت از کاندیدا چه اشکالی دارد؟ مگر وقتی آقای خزعلی رسما از آقای احمدی‌نژاد حمایت می‌کردند اشکالی وجود داشت؟ چرا وقتی ما می‌گوییم از آقای کروبی حمایت می‌کنیم بحث معاون اولی را مطرح می‌کنند؟ من نه در پی پست اجرایی هستم و نه چیز دیگر، بلکه هر کاری که در جهت اعتلای کشور باشد، انجام می‌دهم.

خبرنگار دیگری در مورد دولت ائتلافی پرسید که دبیر کل حزب اعتماد ملی در پاسخ گفت: من تنها فردی هستم که بیش از پنج ماه است کاندیداتوری خود را اعلام کرده‌ام و الان نزدیک به سه ماه و هشت روز به انتخابات مانده و ایام عید را نیز در پیش داریم که جامعه غیرفعال است و برای کشوری به این پهناوری با مجموعه‌ای از مشکلاتی که مردم دارند، انتخابات بسیار مهم است؛ لذا معتقدم این بحث‌ها حاشیه‌ای است. ما باید همه تلاشمان این باشد که رقابتی سالم و جدی داشته باشیم. اگر مردم خوب به پای صندوق‌های رای آمدند حتی ممکن است انتخابات یک مرحله‌ای شود وگرنه که دو مرحله‌ای خواهد شد؛ اما به هر حال این بحث‌ها حاشیه‌یی است. ستادها همه باید فعال شوند، ما باید تمام تمرکزمان بر این باشد که رقیب فردی هستیم که همه‌ی ابزارهای قدرت را دارد و قانونا حق دارد چهار سال دیگر رییس‌جمهور شود.

کرباسچی نیز به این پرسش این گونه پاسخ داد: اگر بفهیم واقعا در کشور در شرایط فعلی چه انحصارطلبی بی‌سابقه‌ای رخ داده، به گونه‌ای که حتی نیروهای خدوم و با تجربه به کار گرفته نشده‌اند و همه‌ اینها موجب شد دلسوزان احساس کنند این گونه نمی‌توان کشور را اداره کرد، ممکن است عقلایی دور هم بنشیند و این همان طرح ایده دولت ائتلافی است، با هدف توسعه‌ کشور. اگر ایده این باشد در دولتی منهای بحث‌های مبارزاتی از افراد قابل برای توسعه استفاده کنیم، این چیزی نیست که آقای کروبی هم مخالف آن باشند.

کروبی در ادامه در پاسخ به پرسش دیگری درباره‌ احیای مجدد شورای حکمیت گفت: زمانی که وارد شدم، هیچ کس اعلام کاندیداتوری نکرده بود، مدتی هم درباره شورای حکمیت وقت گذاشتیم، اما الان دیگر فرصت گذشته‌ است. ما گفتیم چه طور آن را تشکیل دهند و به شهرستان‌ها بروند، موانع را ببینند و جمعی در نهایت بنشینید و تصمیم بگیرند. باز هم تاکید می‌کنم الان بهترین کار این است که مردم را به پای صندوق‌ها بیاوریم؛ چنان‌چه ۱۲ سال پیش وقتی مردم حضور قابل قبولی داشتند ۷۰ درصد رای متعلق به یک کاندیدا شد و ۳۰ درصد متعلق به سه کاندیدای دیگر و یا در سال ۸۰ نیز همین‌طور. ۱۰ کاندیدا آمدند اما استقبال خوبی از یک برادر شد؛ بنابراین اگر مردم خوب بیایند، آن‌که بیشترین استقبال عمومی را داشته باشد، رای می‌آورد. اگر بگذاریم انتخابات مطلوب برگزار شود و سوءاستفاده‌ای از موقعیت نشود، مردم خود تشخیص خواهند داد.

در ادامه پرسش دیگری با این مضمون مطرح شد که « آقای کروبی! مهم‌ترین محور برنامه‌ی شما برای انتخابات آینده چیست؟» کروبی پاسخ داد: ما جلسات متعددی داریم، در همه بخش‌ها کار می‌شود، در حوزه‌های سیاسی ،‌ اقتصادی و فرهنگی برنامه‌هایی را تدوین خواهیم کرد.

به گزارش ایسنا، کرباسچی نیز در پاسخ به این پرسش گفت: وحدت اصلاح‌طلبان بحث مطلوبی است که برای آن بسیار تلاش شده و همه‌ امیدوارند در پای صندوق‌های رای به کاندیدای واحد برسیم، اما یک تحلیل دیگر هم این‌ است که تعدد کاندیداها می‌تواند به تغییرات انتخابات و پیروزی اصلاح‌طلبان کمک کند؛ زیرا عده‌ای از کسانی که نخواهند به یک کاندیدا رای دهند و در عین حال از وضع موجود هم راضی نباشند، می‌توانند به کاندیدای دیگری رای دهند؛ لذا حضور دو کاندیدا و حذف بقیه آن‌ها ممکن است در تشویق و ترغیب مردم اثرگذار باشد، اما دو یا سه تریبون در اصلاح‌طلبان با توجه به کمبود رسانه‌ای که دارند و به ویژه با وجود نامهربانی‌های صدا و سیما، هم‌چنین با توجه به این‌که به هر حال مکلف هستند به کاندیداها وقت تبلیغات بدهند، می‌تواند به نفع اصلاح‌طلبان تمام شود.

کرباسچی هم‌چنین درباره‌ برنامه‌های کروبی برای انتخابات آینده گفت : کسی که تا کنون برنامه‌ مشخصی را در کلیات مطرح کرده آقای کروبی است. بحث ایشان تغییر است؛ یعنی تغییر در شرایط موجود؛ چرا که حتی شرایط برای اصول‌گرایان به گونه‌ای شده که در هشت سالی که یک رییس‌جمهور باید آن را تمام کند، بحثی درگرفته، که آیا ادامه‌ این دولت به نفع اصول‌گرایی است یا خیر؟

وی افزود: برنامه‌ی آقای کروبی درباره‌ تغییرات کلی‌تر است که در بخش‌های دیگر اعلام خواهند کرد؛ یعنی مثلا شوراها باید کارشان حل مشکلات اساسی در کشور باشد؛ در حالی که امروز این گونه نیست.

وی افزود: اگر بخواهیم کشورمان خوب اداره شود، باید به سمت فدراتیوکردن کشور پیش برویم و این وظیفه‌ رییس‌جمهور است که آن‌چه را به نام بازنگری در قانون اساسی از آن یاد شده می‌شود، عملی کند، مانند حضرت امام که پس از ده سال به این نتیجه رسیدند که سمت نخست‌وزیری باید از قانون اساسی حذف شود و امروز هم بعد از ۲۰ سال به این نتیجه رسیده‌ایم که مثلا سیاست‌های کلی اصل ۴۴ باید عملی شود؛ اما برای ایجاد یک راه‌آهن باید مراحل مختلفی از جمله اجازه از دولت و بعد مجمع تشخیص مصحلت نظام و غیره طی شود؛ در حالی که نباید این گونه باشد. این‌ها تغییراتی است که ما برای اداره بستر کشور به آن نیازمندیم و برنامه‌ آقای کروبی نیز تغییر است.

یکی دیگر از خبرنگاران از کروبی پرسید « گفته‌اید اگر آقای میرحسین موسوی به صحنه بیایند شما کنار می‌روید، همچنین آیا آقای کرباسچی را به عنوان رییس ستاد خود انتخاب کرده‌اید یا مشاور؟» در این هنگام کرباسچی گفت: هرچه آقای کروبی بگویند من همان کار را می‌کنم .

کروبی نیز در این باره گفت: آقای کرباسچی مشاور عالی من هستند و حضورشان بسیار موثر است. در ضمن ستادی‌ها زیر نظر ایشان کار می‌کنند، حال لفظ رییس شاید خیلی مهم نباشد

دبیر کل اعتماد ملی در پاسخ به بخش اول پرسش این خبرنگار درباره حضور میرحسین موسوی نیز گفت: آقای خاتمی دو دوره حضور داشتند و فعال هم بودند. آقای مهندس موسوی هم دو دوره؛ البته ما ۱۲ سال پیش، پیش آقای مهندس موسوی رفتیم و از ایشان خواستیم بیایند که نیامدند، چهار سال پیش هم که دیدیم اختلافات ممکن است باعث شکست اصلاح‌طلبان شود نزد آقای مهندس موسوی رفتیم، باز هم نپذیرفتند؛ حتی بحث آیت‌الله موسوی خویینی‌ها را برخی پیشنهاد کردند، اما ایشان هم نپذیرفتند و در نهایت من آمدم و پس از آن حزبی تشکیل دادم. امروز هم ضمن احترام به ایشان (آقای مهندس موسوی) می‌گویم کنار نمی‌روم، احتمال زیاد هست که پیروزی اصلاح‌طلبان در گرو آمدن جمعیت بالا در پای صندوق‌های رای باشد و عده‌ زیاد نمی‌شود و مشارکت بالا نمی‌رود، مگر آن‌که دو یا سه کاندیدا در جبهه‌ اصلاحات حضور داشته باشند، این به نفع منافع ملی و شور انتخاباتی است.

وی در ادامه با خنده گفت: حال هی من می‌گویم «کاری کنید مردم بیایند»، هی شما می‌گویید «کنار می‌روی یا نه؟».

خبرنگار دیگری از کرباسچی پرسید « آیا حضور آقای خاتمی می‌تواند دوم خرداد دیگری ایجاد کند؟» که کرباسچی پاسخ داد: خودشان دوم خردادی هستند و این به ستاره‌شناسی مربوط است که آیا می‌شود یا نه، اما به هر حال اگر مجموعه اصلاح‌طلبان بتوانند وضع کشور را برای مردم تشریح کنند و بگویند اگر هر یک از کاندیدای اصلاح‌طلب بیاید وضع کشور بهتر خواهد شد پیروز می‌شوند، حال چه آقای خاتمی باشد ، چه آقای کروبی و چه آقای مهندس موسوی، که البته حضورشان مبارک است؛ بنابراین این گونه نیست که تعدد کاندیداها به ضرر اصلاح‌طلبان تمام شود، بلکه اگر درست مدیریت شود به نفع اصلاح‌طلبان خواهد بود؛ حال باید دید با توجه به نوع مدیریتی که طرف مقابل بر ما می‌کند، آیا موفق می‌شود یا خیر؛ بنابراین کاندیداهای متعدد می‌تواند در سلامت انتخابات موثر باشد. فقط آقای کروبی در‌ دفاع از رای کسانی که در دوره‌ گذشته به ایشان رای دادند ایستادگی و مقاومت کردند و این ویژگی می‌تواند ضامن سلامت انتخابات باشد.

کروبی نیز در پاسخ به این پرسش گفت: باید ببینیم عامل پیروزی‌ها و شکست‌های ما در دوره‌های مختلف چه بوده است؟ عامل پیروزی وحدت با مدیریت صحیح بوده و عامل شکست نبود مدیریت صحیح؛ نه این‌که چون کاندیدای متعدد داشتیم شکست خوردیم؛ بنابراین من معتقدم اگر مدیریت خوب باشد و همه برای حضور مردم تلاش کنند، پیروز خواهیم شد. دوره‌ بسیار سختی است و نیروها باید صرف سازندگی شود. ما می‌خواهیم و بخشی از اصولگرایان هم خواهان این تغییر است.

یکی دیگر از خبرنگاران پرسید « آقای خاتمی هم وقتی آمد قصد تغییر داشت اما هر نه روز برای او یک بحران ایجاد می‌کردند. آقای کروبی آیا شما برای عبور از بحران‌ها پیش‌بینی‌ای کرده‌اید؟»

وی پاسخ داد: آقای خاتمی باید چند تا از این بحران‌ها و موانع را می‌گفتند، وگرنه وقتی در ابهام ماند، عده‌ای می‌گویند ۹ بحران و عده‌ای هم می‌گویند بحرانی وجود نداشت، اما من عملکردم نشان می‌دهد بلدم چگونه از بحران‌ها عبور کنم؛ چنان‌که در زمانی که می‌خواستیم آقای خاتمی را رییس‌جمهور کنیم، در حالی که ابزار در دست طرف مقابل بود، موفق شدیم و این گونه نبود که مردم خواب‌نما شوند و به آقای خاتمی رای دهند، بلکه کار انجام شد و یا پس از آن که چهار سال ریاست مجلس ششم را در بر عهده داشتم. دقیقا برای آن مجلس خیلی مسائل پیش آمد؛ چرا که عده‌ای می‌خواستند کارش با آبرومندی به پایان نرسد، اما به لطف خدا و همت دوستان توانستیم مجلس را از بحران‌ها عبور دهیم.

کرباسچی نیز به این پرسش پاسخ داد و گفت: بحران‌ها تنها مال آقای خاتمی نبود، بلکه برای مجموعه‌ اصلاح‌طلبان بود و امروز اصلاح‌طلبان تجربه‌ای بهتر از گذشته برای عبور از بحران‌ها دارند، هم‌چنین تجربه و توانایی‌های خوبی را در آقای کروبی سراغ داریم و بحران‌ها در برابر اصلاح‌طلبان نمی‌تواند مانع حرکت شود، بلکه باید تلاش کنیم با بینش سیاسی که آن را قبول داریم، کارهای کشور را درست و مشکلات اقتصادی را حل و فصل کنیم.

وی افزود: مجموعه اصلاح‌طلبان اگر پیروز شوند تجربه‌ بهتری خواهند داشت. آقای کروبی چهره‌ای بارز و شاخص هستند و با خودداری از افراط و تفریط می‌توانند از مشکلات بهتر عبور کنند.

کروبی نیز گفت: وقتی مشکلات پیش آمد باید با در نظر گرفتن زوایا و چارچوب‌های انقلاب اسلامی آنها را حل کرد.

در ادامه یکی دیگر از خبرنگاران پرسید « در سفرهای استانی اگر اجازه ندادند سخنرانی کنید چه کار خواهید کرد؟» کروبی پاسخ داد: اگر سالن دادند در سالن سخنرانی می‌کنم و اگر نه که در میدان جمع می‌شویم.

 

آخرین پرسشی که مطرح شد این بود که « آقای کرباسچی! شما بالاخره رییس ستاد آقای کروبی هستید یا مشاور ایشان؟» کرباسچی پاسخ داد: من در خدمت آقای کروبی هستم و در سمت مشاوره اگر چیزی به عقلم برسد به آن‌ها اضافه خواهم کرد؛ اما قابل برای ریاست و اختیار تام نیستم!.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٧

کرباسچی : هر دو این بزرگواران ( خاتمی و کروبی ) منتقد جدی ‏شرایط موجود هستند by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

غلامحسین کرباسچی ضمن اشاره به این نکته که برخی از گروه و شخصیت ها با او گفت و گو کرده اند تا در انتخابات آتی ریاست جمهوری کاندیدا شود و او در حال بررسی این موضوع است به وضعیت سید محمد خاتمی و مهدی کروبی پرداخت و ارزیابی خود را از نامزدی خاتمی و کروبی بیان کرد. کرباسچی که با پایگاه خبری روز گفت و گو کرده است گفت: امروز ما ‏در وضعیتی قرار داریم که صرف نظر از آقای مهندس موسوی که هنوز تصمیم قطعی خود را اعلام ‏نکرده اند، یک طرف آقای خاتمی قرار دارند که صرف نظر از انتقادهایی که در مورد ایشان مطرح ‏است، شخصیتی مورد احترام، فرهنگی،نجیب و با جاذبه برای همه هستند و طرف دیگر آقای ‏کروبی، شخصیت با تجربه و سخت کوش، مقاوم و با سابقه انقلابی و مبارزاتی بسیار طولانی که ‏برای قشرهایی از جامعه ما کاندیدای مطلوبی به شمار می رود. هر دو این بزرگواران منتقد جدی ‏شرایط موجود هستند و در مجموعه نیروهای تحول خواه قرار دارند


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧

عماد افروغ : فضای نقد جز با دموکراسی دینی نمی‌آید by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

ایجاد فضای نقد در سطح جامعه جز با دموکراسی دینی محقق نخواهد شد که در این زمینه سعه صدر مسئولان و مدیران لازم است و البته فضای نقد نیز نباید به گونه‌ای باشد که در آن بی‌انصافی و لاقیدی موج بزند

عماد افروغ گفت: دموکراسی دینی که انقلاب اسلامی برای تحقق آن به وقوع پیوست ضمن اینکه حق مردم را به رسمیت می شناسد، بر محدودیت حق اصحاب قدرت تاکید دارد. به گزارش ایسنا، این استاد دانشگاه که در چهاردهمین نشست هنر، فلسفه و ادبیات سخن می‌گفت، تصریح کرد: باید توجه داشت یکی از شاخص‌های مهم و بسیار اساسی مردم‌سالاری دینی چرخش اصحاب قدرت است؛ چرا که در غیر این صورت جامعه به سمت انحراف و فساد سوق داده می‌شود.

وی افزود: ایجاد فضای نقد در سطح جامعه جز با دموکراسی دینی محقق نخواهد شد که در این زمینه سعه صدر مسئولان و مدیران لازم است و البته فضای نقد نیز نباید به گونه‌ای باشد که در آن بی‌انصافی و لاقیدی موج بزند. افروغ هم‌چنین با اشاره به تاریخچه جنبش دانشجویی در ایران و اصالت این جنبش، گفت: به واقع این جنبش حرکت در مسیر آزادی و روشنفکری و برای کل جامعه آگاهی‌بخش بوده است.

وی اضافه کرد: اگر جنبش دانشجویی کارکرد اصلی خود را که همانا حرکت در مسیر آزادگی است از دست دهد و خود را به احزاب و گروه‌ها و جناح‌های سیاسی خارج از دانشگاه متصل کند به یک هژمونی و ابزار قدرت تبدیل خواهد شد که در این صورت دیگر جایگاه و پایگاه اصلی خود را نخواهد داشت.

این استاد دانشگاه در پایان از نپرداختن دانشگاه‌ها به نواندیشی انتقاد و خاطرنشان کرد: متاسفانه اداره متمرکز دانشگاهها باعث شده این مراکز محافظه‌کارتر شوند


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧

نقش رهبری سیاسی احزاب و گروهها by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

مهمترین نقشی که احزاب و گروهها بر عهده دارند، نقش رهبری سیاسی جامعه به نمایندگی از مردم است. احزاب موفق در انتخابات شهرداری ها و مجلس و ریاست جمهوی و خبرگان رهبری، مهمترین نقش را در سیاستگذاری کشور برعهده دارند. منطقی است که نقش رهبری احزاب سیاسی به لایه های مدیریتی کلان کشور ختم شود و به سطح مدیریت های جزئی و به خصوص فعالیتهای تخصصی و بدتر از آن، بهره برداری از امکانات کشور ختم نشود.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧

خاتمی یا میرحسین موسوی در کنار کروبی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

به نظر میرسد مساله اصلی در انتخاب خاتمی یا میرحسین موسوی به عنوان کاندیدای نهایی بخش مهمی از اصلاح طلبان، امکان از دور خارج شدن احتمالی خاتمی و عدم تمایل گروهی از احزاب حامی خاتمی به اجماع روی کروبی است. آنچه کروبی را از صحنه انتخابات ممکن است دور کند ملاحظات سیاسی وی و حزب وی است در حالیکه نگرانی خاتمی از محدودیت های احتمالی و توصیه های اکید مقامات عالی کشور خواهد بود. طرح هر دو موضوع فوق برای کاندیداهای ارشد اصلاح طلب نگران کنند هاست ولی تاخیر در قطعی شدن این مشکلات، فرصتی مناسبی برای پیشرفت جبهه اصلاحات در عرصه انتخابات است. همچنان احتمال حضور کروبی و خاتمی در صحنه انتخابات بیش از میرحسین موسوی است.


Link      Comments () Date: شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٧

مشکل نسل بعدی در اصلاح طلبان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

اصولگرایان به دلیل تمرکز گرایی و تسلط بر قدرت سیاسی و سبک و روش سیاسی خاص خود، از نیروهای جوان تر بدون نگرانی در باره تبعیت آنها از مشی سیاسی شان استفاده میکنند و حضور اخیر آنها در قدرت سیاسی نیز به آنها فرصت داد تا این موضوع را توسعه دهند.
ولی در مقابل اصلاح طلبان با این دشواری به صورت جدی مواجه هستند. جوان گرایی سیاسی در احزاب و گروههای سیاسی اصلاح طلب پرچالش تر است.


Link      Comments () Date: شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٧

قومیت های فعالین سیاسی و رویکردها by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

رویکردهای قومی و فرقه ای و مذهبی و قشرها در انتخابات سیاسی همیشه موضوع مهمی بوده است. مثلا  اینکه آذری زبان ها یا آذربایجانی ها یا کردها یا لرها یا خراسانی ها و دراویش و دانشگاهیان و روحانیون و فرهنگیان و کارگران و کشاورزان و نظامیان و غیره چه موضع سیاسی خاصی را بیشتر حمایت میکنند و امثال آن.
اما جالب است که فعالین سیاسی شاخص نیز که انتسابی به مناطق جغرافیای خاصی دارند در اردوگاه اصلاح طلبان که تصمیمات در درون جبهه سیاسی گرفته میشود، به نوعی مواضع نسبتا مشابهی پیدا میکنند. دلیل این امر در اولویت ارتباطات و همسویی بر مواضع سیاسی نهفته باشد یا هر چیز دیگر، قابل مطالعه است.


Link      Comments () Date: شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٧

کروبی : مردم تصمیم گیرنده نهایی هستند by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

دبیرکل حزب اعتماد ملی در پاسخ به سئوالی در ارتباط با همکاری کرباسچی به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی وی گفت: آقای کرباسچی آمادگی خود را برای هرگونه همکاری اعلام کرده است


Link      Comments () Date: جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧

کرباسچی : جلساتم با کروبی در حد مشاوره بوده است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

غلام حسین کرباسچی در گفتگو با نخستین گفت:هنوز هیچگونه مسئولیتی در ستاد انتخاباتی آقای کروبی نپذیرفتم. و جلسات من با آقای کروبی فقط در حد مشاوره بوده است


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٧

تفاوت دانشجو در جوامع پیشرفته و عقب نگهداشته شده (عقب افتاده سابق ) by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

دانشجویان در جامعه ای که از نظر سیاسی تکلیفش روشن است و دارای احزاب سیاسی موثر و دولت پاسخگو است، در جناح بندی های سیاسی به عنوان دانشجو فعالیت خاصی ندارد و بیشترین فعالیتش متوجه فعالیتهای علمی و دانشگاهی است.
اما در جهان سوم و کشورهای به اصطلاح عقب افتاده یا عقب نگهداشته شده وضعیت متفاوت است. دانشجویان از آن جهت که فکر میکنند و میدانند چه بر سرشان می آید، نسبت به سرنوشت مدیریتی جامعه، به نمایندگی از مردم حساس هستند وعکس العمل نشان میدهند. هرچه احزاب و گروههای سیاسی در جامعه موثرتر شوند، از نقش گروههای صنفی و غیرحرفه ای و حتی از حضور گروههای پنهان و مافیایی قدرت کاسته میشود.


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٧

دوم خردادی های قدیم در کنار کروبی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

http://www.irannewsagency.com/files/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%A8%DB%8C5.jpg

بی تردید موثرترین چهره های پیروزی دوم خرداد 76، افرادی چون کروبی و کرباسچی و مهاجرانی و عبدی بوده اند. آقای هاشمی نیز یک گام عقب تر از احتمال تقلب در انتخابات سخن میگفت و تلاش میکرد مانع آن شود که این نیز در پیروزی اصلاح طلبان بی تاثیر نبود.
مجمع روحانیون مبارز و کارگزاران و روزنامه سلام  گروهها و رسانه اصلی و محور در مدیریت آن تحول بودند و شخصیت های برجسته تر آنها در رقابت انتخابات ریاست جمهوری دهم از آقای کروبی حمایت میکنند.
از سوی دیگر تغییرات در این دو تشکل سیاسی به سطحی رسید که کروبی اساسا از مجمع روحانیون مبارز خارج شد و حزب جدیدی با نام حزب اعتماد ملی تاسیس کرد و کرباسچی نیز وضعیت چندان با ثباتی در حزب کارگزاران ندارد و دیدگاههایش با چالش جدی روبرو میشود.
افزایش نقش مجید انصاری در مجمع روحانیون مبارز به نزدیک شدن این تشکل به آقای هاشمی انجامیده است و به نظر میرسد آقای هاشم در این دوره نسبت به دوم خرداد، فعال تر و با شرایط تیم جدید مجمع روحانیون و کارگزاران هماهنگ تر است.


Link      Comments () Date: دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧

تقدم تولید گفتمان بر قدرت؛ اولویت تحزب مردمی بر احزاب دولت ساخته by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:



شهید بهشتی ایده ساختن یک حزب برای رسیدن به دولت صالح را مطرح می‌کنند، نه تشکیل یک دولت و احزابی دولت ساخته برای حمایت از آن با هر انگیزه و سیاستی. این دو راه کاملاً دو راه متفاوت از یکدیگر است. می‌توان گفت این فکر،‌ اندیشه پنجاه و هفتی است، اما من گمان می‌کنم این فکر از اندیشه‌هایی است که می‌تواند و ارزش آن را دارد که سرلوحه‌ی نیروهای سیاسی قرار گیرد.

مطلب کامل را در ادامه بخوانید


مهندس میر حسین موسوی، در همایش «شهید بهشتی، تشکل و تحزب»، که در موسسه دین و اقتصاد و با همکاری بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید مظلوم بهشتی، به مناسبت 29 بهمن، سی‌امین سالگرد اعلام موجودیت حزب جمهوری برگزار شد، به ایراد سخن پرداخت. متن کامل سخنرانی مهندس میر حسین موسوی بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

با تسلیت اربعین حسینی و دعا برای پیروی راه حسین علیه السلام، باید بگویم، موضوعی که امروز با عنوان «تشکل و تحزب»برای این همایش انتخاب شده‌ است، همچون وضعیت حاکم بر روز‌های ‌آغازین انقلاب اسلامی مسئله حیاتی و مهم امروز ماست. البته چگونگی پرداختن به این مسئله برای نیروهای ارزشی اهمیتی اساسی دارد. بنابراین رجوع به روشی که شهید بزرگوار و سالار شهیدان انقلاب اسلامی، دکتر بهشتی در پرداختن به این مسئله داشت، خود، اهمیت فوق‌العاده‌ای برای ما دارد.

برای آن‌که بتوانم اذهان شما را به موضوع بحثی که در این جلسه ارائه خواهم کرد نزدیک کنم، با یک مثال هنری بحث خود را آغاز می‌کنم. در نقد ادبی و سینمایی اصطلاحی به نام ژانر وجود دارد که معمولاً به نوع طبقه‌بندی در میان داستان‌ها اشاره می‌کند. این نوع طبقه بندی براساس روایتی که فیلم در داستان دارد، فیلم را طبقه‌بندی می‌کند؛ برای مثال ژانر فیلم‌های پرحادثه، رمان و تراژیک انواع مختلف این طبقه‌ بندی محسوب می‌شوند.

یکی از ژانرهای فرعی، ژانر فیلم‌های تخیلی است، در این ژانر با داستان‌ قهرمانانی مواجه می‌شویم که از زمانی به زمان و مکان دیگری پرتاب می‌شوند. برای نمونه قهرمان یک فیلم که یک سامورایی است، خود را از 300، 400 سال پیش پرتاب شده در فضای شهر پیشرفته آمریکایی می‌بیند.

در این اتفاقات؛ قهرمانی که جای خود را از نظر زمان و مکان تغییر یافته ‌می‌بیند، به دلیل این‌که وارد فضای نوینی می‌شود، با مسئله‌هایی نوین نیز مواجه می‌شود و مشکلاتی با اخلاقیات، فرهنگ و نشانه‌های زمان و مکان جدید پیدا می کند. در نتیجه تا زمان تطبیق خود با وضعیت جدید، ممکن است هزاران حادثه تراژیک برای او رخ دهد.

هنگام پیروزی انقلاب به دلیل ناگهانی بودن و سرعت بسیار زیاد این پیروزی و نبود سازماندهی قبلی‌ای که افراد را برای برخورد با وضعیت‌‌های جدید بپروراند، تمام شخصیت‌ها و افراد اعم از مخالف و موافق به یکباره در نظام جدید، خود را در موقعیتی جدیدی یافتند. 

در این میان بسیاری آمادگی برخورد با مسائل جامعه جدید را نداشتند. برخی روحیه روستایی داشتند، برخی دیگر زمان پیروزی انقلاب را با تغییراتی که در جهان اتفاق افتاده بود یا وضعیت‌های بسیار قدیمی مقایسه می‌کردند و نتایجی نامعمول می‌گرفتند.

آن زمان طرح موضوعاتی همچون بحث‌های مصدق و کاشانی شدت گرفت، مباحث آن زمان است که در میان گروه‌های چپ دارد تکرار می‌شود.

برخی دیگر وضعیت انقلاب، به خصوص یک سال نخست آن را با یک سال قبل از پیروزی حزب کمونیست در شوروی مقایسه می‌کردند .

در موقعیت جدیدی که پدید آمده بود افراد کمی بودند که به معنای واقعی معاصر باشند و شرایط را همان‌گونه که هست درک کنند، علائم را به خوبی دریافت کنند و با تجزیه و تحلیل صورت واقعی مسائل و طبقه‌بندی درست مشکلات، بدانند که نظام جدید جامعه ایرانی با چه مسائلی روبرو است.

این همزمانی و معاصر بودن و درک واقعی زمان و مکان، برای افراد برجسته آن دوران که به نوعی جلودار حرکت‌های اجتماعی بودند، نکته بسیار مهم و تعیین کنند‌ه‌ای بود.

شهید بهشتی جزو معدود کسانی است که از یک فضای قدیم به فضای نو پرتاب نمی‌شود بلکه او خود را در محیطی می‌یابد که مسائل و اهمیت آن را به خوبی درک می‌کند، مشکلات و سختی‌ها را می‌بیند. در عین برخورداری از ارزش‌های سنتی و اجتهاد در این زمینه، توانمندی ارائه یک نگاه نو نسبت به مسائل موجود جامعه را دارد. وسعت مسائلی که ایشان در دوران اول انقلاب به آن می‌پردازند حیرت‌آور است. گرچه قبل از انقلاب هم ایشان به مسائلی پرداخته که نگاه نویی را نسبت به جامعه نشان می‌دهد و به همین دلیل شهید بهشتی به عنوان یک روحانی بسیار پیش‌رو در آن دوران مطرح می‌شود.

در عین حال هیچ کس در اجتهاد ایشان در متون اسلامی شک نداشت. بروز و ظهور نگاه و دید ایشان نسبت به مسائل گوناگون بعد از انقلاب و تحلیل‌ها و اظهارنظر‌های ایشان در آن دوران، امروز برای ما حیرت‌آور است.

بعدها با عبور از بحران‌های دوران نخست انقلاب، پیدایش نیروهای جدید و پخته شدن نیروهای انقلابی و تقسیم کاری که صورت می‌گیرد، دیگر این مسئله چندان برای ما مهم به نظر نمی‌آید.

ایشان در رابطه با مسائل اقتصادی و حساس‌ترین مسائلی که جامعه با آن روبروست نظرات و پیشنهاداتی دارند و همواره افراد را برای بررسی مسائل جدید تشویق می‌کنند. مسائلی از قبیل بانکداری، بیمه، تولید، تورم، بیکاری و تمامی آن‌چه که می‌تواند در شرایط ویژه‌ای که یک نظام نوپا، پس از پیروزی انقلاب با آن مواجه شده است، اهمیت ویژه و فوق‌العاده‌ای داشته باشد. مسئله‌هایی که عدم توجه به آن‌ها می‌توانست مشکلات اساسی ایجاد کند.

شهید بهشتی همچنین توجه ویژه‌ای به مسائل مدیریت در دوران نخست انقلاب دارند. بحث مکتب و مدیریت یکی از مهمترین مسائل مورد نظر ایشان بود.

این که آیا مدیر باید تخصص کافی داشته‌باشد، یا از تعهدی مکتبی برخوردارباشد و یا از هر دو، مسئله‌ای مهم در آن دوران بود. ایشان این موضوع را بارها برای بحث در حزب جمهوری‌اسلامی انتخاب کردند و نظریاتی که ایشان در این باره ارائه کردند، بسیار راهگشا بود.

باید بگویم شناخت ایشان از مسائل سیاسی و بین‌الملل یک استثنا در کشور ما بود. همه‌ی ما به یاد داریم، که ایشان ارتباطات و ملاقات‌های وسیع و موفقی با شخصیت‌های خارجی داشتند. در واقع می‌توان گفت که سیاست‌ خارجی کشور ما با نگاه‌ها و تجربیاتی که ایشان ارائه دادند، شکل گرفت.

دامنه نظریات ایشان حتی به علوم سیاسی و فلسفه‌ی سیاسی گسترش داشته است و ما هنوز می‌توانیم از تحلیل ایشان در مورد لیبرالیسم استفاده‌های فراوانی ببریم.

اکثر دوستان می‌دانند که ما وضعیت داخلی ما بسیار پیچیده بود. ما با جامعه‌ای در حال غلیان و در اوج تغییرها و در وضعیتی بسیار پیچیده مواجه بودیم. انقلاب دشمنانی نیز داشت.

در این دوران جریان‌های مختلف اسلامی‌ با نظریات و نگاه‌های مختلفی وجود داشتند. در تمام این جریان‌ها شخصیت شهید بهشتی تأثیرگذار و راهگشا برای انقلاب بود.

نوع رویکرد همه‌جانبه‌ی ایشان در پرداختن به مسائل فرهنگی و اجتماعی آن دوران نیز صادق است. این که حضرت امام از ایشان به تنهایی به عنوان یک ملت نام می‌برد، شاید ناظر بر همین ویژگی‌های شخصیت ایشان باشد. در واقع بیان امام خمینی به نوعی اشاره به همه‌جانبگی ذهن ایشان در مورد مسائل گوناگون دارد.

نمونه‌های بسیار زیادی را می‌توان ارائه داد که نشان از دقت بالای ایشان در به زمان بودن و وقوف کامل به زمان و مکان دارد. شاید بتوان گفت که یکی از بزرگترین برجستگی‌های ایشان، آگاهی از زمان و مکان بود. ما ممکن است افراد زیادی را پیدا کنیم که دارای دانش فراوانی باشند، اما حساسیت و توجه آن‌ها نسبت به مقتضیات زمان و مکان دوران خود کم باشد. قبل از انقلاب نیز افراد کمی در نیروهای مذهبی داشتیم که چنین توانایی و درکی را داشته باشند و نسبت به زمان آگاهی کامل داشته باشند که بدون شک در صدر آ‌ن‌ها شهید بهشتی بود.

در واقع رویکرد شهید بهشتی به مسئله حزب را باید از این زاویه مورد بررسی قرار داد که ایشان فردی آگاه به مسائل و زمانه بوده و می‌دانست که در چه نقطه‌ای از زمان و فضای جغرافیایی ایستاده است. شهید آگاهی کامل داشت که نظام ما با چه مسائلی روبرو است. رویکرد ایشان به حزب، رویکردی فردی نبود که در موقعیت جدیدی قرار می‌گیرد و در پی یافتن یارانی باشد که بخواهد به قدرت برسد. به بیان دیگر تشکیلات را برای رسیدن به قدرت تعریف نمی کرد.

اگر نحوه‌ی‌ برخورد ایشان با حزب و چگونگی پیش‌بینی تشکیلات آن را بررسی کنید، درمی‌یابید که ایشان دارای رویکردهایی بسیار نو و پیشتازانه بود. البته این برخورد پیشتازانه، به هیچ وجه نافی استفاده ایشان از امکانات و تجربیات بومی و ارزش‌های اسلامی نبود.
من جملاتی از شهید دکتر بهشتی برای ارائه در این جلسه انتخاب کرده‌ام و درباره‌ی فضای طرح این جملات توضیحاتی ارائه می دهم. با این امید که سخنران‌های بعدی نوری به فضای اول انقلاب بتابانند تا در تجربه‌های کنونی از آن بهره گرفته شود.
ایشان در یکی از جملات اساسی خود درباره احزاب می‌گویند: «معمولاً احزاب سیاسی حتی تشکیلات نظامی از همان روز اول با انگیزه رسیدن به قدرت بوجود می‌آیند.»

دکتر بهشتی پس از طرح این جمله اشاره‌ای به وضعیت جامعه ایران می‌کند. یادآور فداکاری‌های مردم در راه انقلاب و روحیه‌ای که بر دوران انقلاب حاکم است می‌شود و بلافاصله می‌گوید برای « نسل نوجوان ما تشکیلات سیاسی، نظامی و اجتماعی، انگیزه قدرت‌طلبی تداعی نمی‌کند، بلکه انگیزه خدمت و فداکاری در راه یک آرمان و هدف را تداعی می‌کند.»

شهید بهشتی بلافاصله وظیفه تشکیلات را در دو بخش توضیح می‌دهد. ایشان البته بارها به این توضیح رجوع می‌کند و دائم تأکید می‌کند که حزب جمهوری اسلامی برای چنگ زدن به قدرت پدید نیامده است. اگرچه در مواردی ایشان اشاره می‌کند در موقعیتی که خلأ باشد و خدمتگزاران دیگری نباشند حزب وارد قدرت نیز می‌شود.

در جایی دیگر می‌گویند به هر حال حزب از دیدگاه فرهنگی و اجتماعی معمولاً یکی از این دو مفهوم را تداعی می‌کند؛ «قدرت و خدمت‌گزاری»

و باز ایشان می گویند:

« در میان عده زیادی حزب این مفهوم را تداعی می‌کند که گروهی قدرت‌طلب دور هم جمع شده‌اند تا به قدرت و حکومت دست‌یابند و آن‌گاه که به قدرت دست‌یافتند، نزدیکان و دوستان خود را در آن تشکیلات به مقام و قدرت برسانند».

اما برای گروهی دیگر حزب این معنا را تداعی می‌کند که برای مبارزه با فسادها و تحقق بخشیدن به آرمان‌های عالی بشری و الهی باید به یکدیگر پیوست و به منظور تشکل بیشتر نیروها در راه تحقق سریع آرمان‌ها، باید حزب و تشکیلات پدید آورد.»

شهید بهشتی در پاسخ به یکی از مقامات مراکش در دیداری که با ایشان داشت، دو مفهوم فوق را توضیح می‌دهند و به ایشان می‌گویند حزب جمهوری اسلامی طالب و خواهان در دست گرفتن قدرت است اما در مفهوم دوم؛ یعنی به شکل خدمت‌گزاری و در جستجوی طاعت خدا.

ایشان درباره انگیزه‌ی خود توضیح می‌دهد:

«برای این که ما آغازکننده‌ی این تشکیلات هستیم، برای اینکه به مردم ثابت کنیم ضمن هدفی که داریم بناداریم از قبول هر سمت قدرت‌آفرینی خودداری کنیم؛ مگر هنگامی که به صورت یک امر واجب مطلق عینی از طرف جامعه و رهبری جامعه به عهده ما گذاشته شود؛ که البته این شرایطی خاص است، در غیر این صورت تا آنجا که کس دیگری وجود دارد که این قدرت را در دست گیرد و این خدمت را انجام دهد به او اولویت می‌دهیم تا درسی عملی باشد.»

این رفتاری بود که ما در صدر انقلاب از ایشان بارها مشاهده کردیم و به نظر نمی‌آید گذشت 30 سال از انقلاب هنوز این درس را کهنه کرده باشد.

ادامه این بحث مربوط به چند سخنرانی است که من جملاتی از آن‌ها را انتخاب کرده‌ام.

در این جا به یکی از نکات مورد توجه ایشان که دارای اهمیت بسیار زیادی است و می‌توان از آن برای شناخت برخی از مشکلات و نارسایی‌ها استفاده کرد، اشاره می کنم:

ایشان عنوان می‌کند «یک تشکیلات کار خود را با آموزش و سازندگی، کلاس‌ها و حوزه‌های سازنده در ابعاد عقیدتی و آگاه‌کننده در زمینه‌های ایدئولوژیک و سیاسی و تمرین‌دهنده در ابعاد معنوی و اخلاقی آغاز می‌کند و راه را ادامه می‌دهد.»

به بیان دیگر در اندیشه‌ی شهید بهشتی موارد یادشده، بخش اصلی فعالیت تشکیلات است. به طور طبیعی تشکیلات بخش اصلی توان خود را روی بیان مواضع ایدئولوژیک خود متمرکز می‌کند. و ایشان ادامه می دهد:

«پس از این‌که تشکیلات مستقر شد و مورد قبول جامعه قرار گرفت، سراغ این مسئله می‌رود که در سرنوشت سیاسی جامعه حضور مؤثری پیدا کند و به همه بگوید حال که بینش اجتماعی، ایدئولوژیک و سیاسی مورد نظر به عنوان یک نهاد اجتماعی مورد قبول بخش عظیمی از جامعه است، سپس می‌تواند در ساختن آینده جامعه نقش مؤثری داشته باشد. آن موقع است که بخش قابل ملاحظه‌‌ی دیگری از قبیل انتخابات، روی‌کار آمدن دولت، تهیه برنامه‌ها را ثبت می‌کنند.»

ملاحظه می‌کنید از منظر شهید بهشتی ایجاد گفتمان بر گرفتن قدرت اولویت دارد؛ نه اینکه گرفتن قدرت، بعد ساختن گفتمان متناسب با این قدرت مدنظر باشد.

ایشان ایده ساختن یک حزب برای رسیدن به دولت صالح را مطرح می‌کنند، نه تشکیل یک دولت و احزابی دولت ساخته برای حمایت از آن با هر انگیزه و سیاستی. این دو راه کاملاً دو راه متفاوت از یکدیگر است. می‌توان گفت این فکر،‌ اندیشه پنجاه و هفتی است. اما من گمان می‌کنم این فکر از اندیشه‌هایی است که می‌تواند و ارزش آن را دارد که به طور دائم سرلوحه‌ی توجه‌ نیروهای سیاسی قرار گیرد. ایشان بحثی دارد که خیلی برای زمان امروز راهگشا است. متأسفانه امروز نوعی شکاف میان نیروهای سیاسی پدید آمده است، اما اصولی که در اول انقلاب براساس آن عمل و تبلیغ می‌شد مواضع حزب، در جهت کم‌کردن اختلافات با احزاب رقیب بود.

اگر چه این مواضع 100 درصد و در همه موارد موفق نبود، اما در میان مردم و گروه‌های اسلامی معتقد، فعال و مخلص در خط امام موفقیت‌آمیز بود و با این گروه‌ها رابطه برادرانه وجود داشت.

بدین معنا که نوعی مراقبت و مدارا بین احزاب و گروه‌های رقیب مسلمان وجود داشت و همین کافی بود که نشان‌داده‌شود که کسی خلاف اعتقاداتی که ریشه‌ی شرعی و ریشه در مصلحت‌های عمومی جامعه دارد، عمل نمی‌کند.

شهید بهشتی در بخش دیگری می‌گویند: «ما در برابر گروه‌های مسلمان فعال، معتقد، مخلص و در خط امام رابطه‌ی برادرانه داریم و هرگونه رابطه رشک‌آمیز نسبت به این گروه‌‌ها را گناهی بزرگ و تباهی‌آور می‌دانیم» ایشان سپس سراغ گروه‌‌های دیگر می‌روند و باز هم با سعه صدر نوع رابطه با آن‌ها را مطرح می‌کنند تا برسد به گروه‌هایی که مبارزه مسلحانه در مقابل نظام را در دستور کار داشتند و می‌گویند: «باید برخورد قانونی با آنها صورت گیرد».

ایشان تلاش می‌کند هر نوع فضای جنگ قدرتی را بین گروه‌‌های مذهبی از بین ببرند. اگر انقلاب اسلامی در کشور پایدارشد و گسترش پیداکرد به دلیل حضور چنین روحیه‌ای در آغاز انقلاب بود. ایشان در تقسیم‌بندی دیگری که به این موضوع هم ارتباط پیدا می‌کند سه شاخصه مهم درباره‌ی حزب جمهوری مطرح می‌کنند. اولین شاخصه بحث حضور مکتب، اسلام و فقیهان در درون حزب است که به دلیل ضیق وقت از پرداختن به آن خودداری می‌کنم و به مشخصه دوم و سوم که اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد و با بحث‌هایی بنده مرتبط است، اشاره می‌کنم. ایشان می‌گویند:

« مشخصه دوم، سازمان و تشکیلاتی است که متعلق به همه مردم اعم از جوان،‌ پیر، شهری، روستایی و ... باشد. یعنی تشکیلاتی که نشانگر توده به پا خاسته اجتماعی باشد.» ترکیب شورای مرکزی حزب دقیقاً بازنمایی چنین نگاهی بود و در شورای مرکزی و شاخه‌های شهرستان، از همه اقشار حضور داشتند. مسئله‌ای که هیچ‌کدام از گروه‌های سیاسی دیگر چه اسلامی و چه غیراسلامی نتوانستند آن را دوباره تکرار کنند. این ویژگی در اوایل انقلاب حاکم بود. البته تشکیل چنین شورایی کار ثقیل و سختی بود. چه بسا نارضایتی و ناراحتی در بین برخی از دوستان مجموعه ایجاد می‌کرد مبنی بر اینکه چرا کسانی باشند و چرا کسانی نباشند.

وقتی یک کارگر وارد شورا می‌شد بدین معنا بود که به همان نسبت امکان حضور افراد بسیار شاخصی که ممکن بود به حق یا ناحق اعتقاد داشتند باید در شورا حضور داشته باشند، کاهش می‌یافت. ولی ایشان از چنین ترکیبی دفاع کرد و این ترکیب بندی منجر به شکل گیری واحدهای مختلفی از جمله اصناف، بخش‌های کارگری و دانشجویی و واحد شهرستان‌ها و ... شد که بعداً نهادهایی از درون آن ها ایجاد شد که برخی از آن ها هنوز هم در حال خدمت به جامعه هستند.

باز از زاویه همین آگاهی شهید بهشتی از زمان و مکان بود که ایشان یک تصور روشن از مفهوم ملت داشت. معنای ملت این نیست که عده‌ای از کسانی که با آنها منافع مشترک داریم دور هم جمع شویم و چنین باور کنیم که گویی یک ملت هستیم. ملت اعم از هر گروه و دسته‌ای است. این مفهوم در واقع تمام افراد ملت را در بر می‌گیرد و شامل تمام مردم متنزع از قشرها، طبقات مختلف و عقاید گوناگون می شود. اکنون ما برای داشتن چنین نگاهی مشکل داریم.

گاهی عده ای از نیروهای مختلف مملکت دور هم جمع شده و در حالی که بخش کوچکی از جامعه هستند، خود را نمونه ملت و سلیقه خود را مساوی سلیقه ی یک ملت بزرگ می دانند.

این افراد نمی‌توانند آغوش خود را آنچنان وسیع و گسترده بگیرند که آحاد و سلیقه‌های بیشتری را در بر بگیرد. این یکی از امراضی است که ما به آن دچار هستیم. ایده‌ای که ایشان برای حزب داشت و برای آن اقدام عملی‌کرد، تشکیل حزب به‌گونه‌ای بود که برشی از همه جامعه باشد و با خط‌دهی که در احزاب صورت می‌گرفت و با آموزشی که در درون حزب برای پیدا کردن نگاه وسیع‌تر در جهان دنبال می‌شد، تلاش‌ها بر این بود که در این چارچوب ملی تقوا و مهارت های تشکیلاتی ارتقا یابد. برای دیدن تفاوت، کتابی وجود دارد که با عنوان «شورشیان آرمان‌خواه» منتشر شده است. این کتاب بعد از آن که تاریخچه تشکل‌های چپ مارکسیستی را شرح می‌دهد، در بخشی قضاوتی دارد مبنی بر اینکه به رغم آنکه تمام احزاب شعار حمایت از قشر کارگری را می‌دادند و خود را نماینده آن طبقه می‌دانستند، در ترکیب این احزاب و شوراها وجود کارگران نزدیک به صفر بود.

من نمی‌خواهم با انتقاد از آنها بگویم که گروه‌های اسلامی از این ایراد مبرا هستند. همان طور که اشاره شد چه بسا ما گروه‌ها و دسته‌هایی را شکل می‌دهیم و به آن‌ها به گونه‌ای نگاه می‌کنیم که گویی همه‌ی ملت را در بر می‌گیرند. در نتیجه از تنوع موجود در کشور غافل می‌شویم و شاید بخش قابل توجهی از مشکلات ما در رابطه با سیاست‌های اقتصادی، سیاست‌های داخلی و خارجی معطوف به این قضیه است که ما درک روشنی از مفهوم ملت نداریم.

شهید بهشتی درباره خصوصیت سوم تأکید داشتند، در عین فراگیری و وسعت نباید انحصارطلب بود. به نظر می‌آید این مسائل نه تنها برای حزب، که برای جامعه فعلی ما هم اهمیت دارد و دوباره باید به آن رجوع کرد. ایشان می‌گویند: «یکی از اصول تشکیلاتی که در جزوات آموزشی حزب جمهوری اسلامی منتشر شده آن است که حزب جمهوری اسلامی مجموعه‌ای است از عناصر معتقد به اسلام و مبارز که خواستار ارزش‌های عالی اسلامی باشند به طوری که برای هر کاری جستجو کرده و صالح‌ترین را انتخاب کنند، فارغ از آنکه عضو این تشکیلات باشد یا خیر».

هنوز این توصیه و نصیحت، سی سال گذشته را شکافته و پیام خود را به عنوان یک مسئله‌ی روز حساس و در آستانه انتخابات به ما می‌رساند.

ایشان عنوان می‌کنند: «حزب جمهوری اسلامی انحصار‌طلب، قدرت‌طلب، خودمحور و نفی کننده دیگر گروه‌های سیاسی نیست. ما هر گروه سیاسی و اسلامی دیگر را که مؤمن، درستکار و صدیق به انقلاب باشد، گروه برادر می‌نامیم و با این گروه‌ها مسابقه می‌گذاریم. مسابقه بر سر چه؟ بر سر قدرت؟ حاشا، بلکه مسابقه بر سر تقدیم بهترین خدمت به ملت».

در مجموعه سخنان ایشان در مورد تشکیلات ما به این گونه فراز های بلند، فراوان برخورد می کنیم که همه آنها ارزش ارزیابی مجدد برای معرفی به نسل‌های جدید را دارد؛ هم برای یافتن راه و هم برای معرفی آنچه که در انقلاب گذشت و فهم این مسئله که چرا نام شهید بهشتی همچون نامی قدسی برای ملت ما باقی مانده‌است. علیرغم آن‌که 30 سال از آن زمان فاصله گرفته‌ایم، باز نام ایشان بسیج کننده همه نیروهای مؤمن است.

ما هنوز صدای گرم ایشان را می شنویم که می گوید: «ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت» و آیا این جمله بزرگترین رهنمود برای نیروهای علاقه مند به اسلام و مصالح ملی نیست؟


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧

میرحسین موسوی : درک روشنی از مفهوم گوناگونی ملت نداریم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

شهید بهشتی جزو معدود کسانی است که از یک فضای قدیم به فضای نو پرتاب نمی‌شود بلکه او خود را در محیطی می‌یابد که مسائل و اهمیت آن را به خوبی درک می‌کند، مشکلا‌ت و سختی‌ها را می‌بیند. در عین برخورداری از ارزش‌های سنتی و اجتهاد در این زمینه، توانمندی ارائه یک نگاه نو نسبت به مسائل موجود جامعه را دارد

دکتر بهشتی پس از طرح این جمله اشاره‌ای به وضعیت جامعه ایران می‌کند؛ یادآور فداکاری‌های مردم در راه انقلا‌ب و روحیه‌ای که بر دوران انقلا‌ب حاکم است می‌شود و بلا‌فاصله می‌گوید برای نسل نوجوان ما تشکیلا‌ت سیاسی، نظامی و اجتماعی، انگیزه قدرت‌طلبی را تداعی نمی‌کند، بلکه انگیزه خدمت و فداکاری در راه یک آرمان و هدف را تداعی می‌کند

شهید بهشتی در پاسخ به یکی از مقامات مراکش در دیداری که با ایشان انجام گرفت دو مفهوم حزب را توضیح می‌دهد و به ایشان می‌گوید حزب جمهوری اسلا‌می طالب و خواهان در دست گرفتن قدرت است اما در مفهوم دوم؛ یعنی به شکل خدمتگزاری و در جست‌وجوی طاعت خدا. ایشان درباره انگیزه خود توضیح می‌دهد: برای اینکه ما آغازکننده این تشکیلا‌ت هستیم، برای اینکه به مردم ثبات کنیم، ضمن هدفی که داریم بنا داریم از قبول هر سمت قدرت‌آفرینی خودداری کنیم، مگر هنگامی که به صورت یک امر واجب مطلق عینی از طرف جامعه و رهبری جامعه به عهده ما گذاشته شود که البته این شرایطی خاص است، در غیر این صورت تا آنجا که کس دیگری وجود دارد که این قدرت را در دست گیرد و این خدمت را انجام دهد به او اولویت می‌دهیم تا درسی عملی باشد. این کاری بود که ما درصدر انقلا‌ب از ایشان بارها مشاهده کردیم و به نظر نمی‌آید

ایشان ایده ساختن یک حزب برای رسیدن به دولت صالح را مطرح می‌کنند، نه ساختن یک دولت و احزابی دو رو برای حمایت از آن با هر انگیزه و سیاستی را. این دو راه کاملا‌ دو راه متفاوت از یکدیگر است. می‌توان گفت این فکر، اندیشه پنجاه‌وهفتی است، اما من گمان می‌کنم این فکر از اندیشه‌هایی است که می‌تواند و ارزش آن را دارد که به‌طور دائم سرلوحه توجه‌ نیروهای سیاسی قرار گیرد

ایده‌ای که ایشان برای حزب داشت و برای آن اقدام عملی کرد، تشکیل حزب به گونه‌ای بود که برشی از همه جامعه باشد و با خط‌‌دهی‌ای که در احزاب صورت می‌گرفت و با آموزشی که در درون حزب برای پیدا کردن نگاه وسیع‌تر در جهان دنبال می‌شد، تلا‌ش‌ها بر این بود که تقوای تشکیلا‌تی بالا‌ رود

مطلب کامل را در ادامه بخوانید


میرحسین موسوی دیروز پس از ۲۰ ماه بار دیگر پشت تریبون سخنرانی رفت. آخرین نخست‌وزیر ایران که اواخر خرداد ۸۶ در بیست‌وششمین سالگرد شهادت شهید آیت‌الله دکتر بهشتی و هفتادودو نفر از یاران او در موسسه دین و اقتصاد سخنرانی کرد، دیروز هم در سی‌امین سالگرد تاسیس حزب جمهوری اسلا‌می در همایش یک‌روزه <شهید آیت‌الله دکتر بهشتی؛ تشکل و تحزب> که به همت بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های شهید آیت‌الله دکتر بهشتی و موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد در مقام سخنران حاضر شد. میرحسین موسوی در سخنرانی خود به تشریح دیدگاه‌های آیت‌الله دکتر بهشتی پرداخت که ایده ساختن یک حزب برای رسیدن به دولت صالح را مطرح می‌کرد و گفت:

این فکر، اندیشه پنجاه‌وهفتی است اما من گمان می‌کنم این فکر از اندیشه‌هایی است که می‌تواند و ارزش آن را دارد که به‌طور دائم سرلوحه توجه‌های نیروهای سیاسی قرار گیرد.> موسوی از نگاه بهشتی به دیروز و امروز نگریست و نیازهایی که امروز همچنان حس می‌شود. وی موضوع این همایش <تشکل و تحزب> را همچون وضعیت حاکم بر روز‌های ‌آغازین انقلا‌ب اسلا‌می مساله حیاتی و مهم امروز ما دانست و بحث را با مثال هنری آغاز کرد: <در نقد ادبی و سینمایی اصطلا‌حی به نام ژانر وجود دارد که معمولا‌ به نوع طبقه‌بندی در میان داستان‌ها اشاره می‌کند. این نوع طبقه‌بندی براساس روایتی که فیلم در داستان دارد، فیلم و هنر را طبقه‌بندی می‌کند، برای مثال ژانر فیلم‌های پرحادثه، رمان و تراژیک انواع مختلف این طبقه‌‌بندی محسوب می‌شوند. یکی از ژانرهای فرعی، ژانر فیلم‌های تحلیلی است در این ژانر با داستان‌قهرمانانی مواجه می‌شویم که از زمانی به زمان و مکان دیگری پرتاب می‌شوند. برای نمونه قهرمان یک فیلم به دلا‌یلی خود را از ۴۰۰-۳۰۰ سال پیش پرتاب شده در فضای شهر پیشرفته آمریکایی می‌بیند. در این اتفاقات قهرمانی که جای خود را از نظر زمان و مکان تغییر یافته ‌می‌بیند به دلیل اینکه وارد فضای نوینی می‌شود با مساله‌هایی نوین نیز مواجه می‌شود و مشکلا‌تی با اخلا‌قیات، فرهنگ و نشانه‌های زمان و مکان جدید پیدا می‌کند. در نتیجه تا زمان تطبیق خود با وضعیت جدید، ممکن است هزاران حادثه تراژیک برای او رخ دهد. به مزاح گفته می‌شود فلا‌ن فرد ۲۰ سال سقوط داشته و از ۳۰ سال پیش به فضای کنونی پرتاب شده است؛ در نتیجه این فرد نمی‌داند چگونه با مردم و با جوانان سخن گوید و مشکلا‌ت اینچنینی برای برقراری ارتباط با دنیای جدید برای او پدید می‌آید.> آخرین نخست‌وزیر جمهوری اسلا‌می با این مقدمه هنری سخنرانی خود را با تشریح فضای اوایل انقلا‌ب ادامه می‌دهد: هنگام پیروزی انقلا‌ب به دلیل ناگهانی بودن و سرعت بسیار زیاد این پیروزی و نبود سازماندهی قبلی‌ای که افراد را برای برخورد با وضعیت‌‌های جدید بپروراند، تمام شخصیت‌ها و افراد اعم از مخالف و موافق به یکباره در نظام جدید، خود را در موقعیتی جدیدی یافتند. در این میان بسیاری آمادگی برخورد با مسائل جامعه جدید را نداشتند. برخی روحیه روستایی داشتند، برخی دیگر زمان پیروزی انقلا‌ب را با تغییراتی که در جهان اتفاق افتاده بود یا وضعیت‌های بسیار قدیمی مقایسه می‌کردند و نتایجی نامعمول می‌گرفتند. آن زمان طرح موضوعاتی همچون بحث‌های مصدق و کاشانی شدت گرفت، برخی فکر کردند مباحث آن زمان است که در میان گروه‌های چپ دارد تکرار می‌شود. وی افزود: آنها در طبقه‌بندی خود در مورد تغییرات به اشتباه وضعیت کشور ما را با کشور آمریکا مقایسه می‌کردند. برخی دیگر وضعیت انقلا‌ب به‌خصوص یک سال نخست آن را با یک‌سال قبل از پیروزی حزب کمونیست در شوروی مقایسه می‌کردند. در موقعیت جدیدی که پدید آمده بود افراد کمی بودند که به معنای واقعی معاصر باشند و شرایط را همان‌گونه که هست درک کنند، علا‌ئم را به خوبی دریافت کنند و با تجزیه و تحلیل صورت واقعی مسائل و طبقه‌بندی درست مشکلا‌ت، بدانند که نظام جدید جامعه ایرانی با چه مسائلی روبه‌رو است. این همزمانی و معاصر بودن و درک واقعی زمان و مکان برای افراد برجسته آن دوران که به نوعی جلودار حرکت‌های اجتماعی بودند، نکته بسیار مهم و تعیین‌کنند‌ه‌ای بود. ‌
سیاست خارجی ما
با تجربیات شهید بهشتی شکل گرفت
میرحسین موسوی پس از این پیشگفتار به موضوع اصلی همایش - آیت‌الله دکتر بهشتی - پرداخت و گفت: <شهید بهشتی جزو معدود کسانی است که از یک فضای قدیم به فضای نو پرتاب نمی‌شود بلکه او خود را در محیطی می‌یابد که مسائل و اهمیت آن را به خوبی درک می‌کند، مشکلا‌ت و سختی‌ها را می‌بیند. در عین برخورداری از ارزش‌های سنتی و اجتهاد در این زمینه، توانمندی ارائه یک نگاه نو نسبت به مسائل موجود جامعه را دارد. وسعت مسائلی که ایشان در دوران اول انقلا‌ب به آن می‌پردازند حیرت‌آور است. گرچه قبل از انقلا‌ب هم ایشان به مسائلی پرداخته که نگاه نویی را نسبت به جامعه نشان می‌دهد و به همین دلیل شهید بهشتی به‌عنوان یک روحانی بسیار پیشرو در آن دوران مطرح می‌شود.> وی افزود: در عین حال هیچ‌کس در تعداد اجتهاد ایشان در قرون (متون) اسلا‌می شک نداشت. بروز و ظهور نگاه و دید ایشان نسبت به مسائل گوناگون بعد از انقلا‌ب و تحلیل‌ها و اظهارنظر‌های ایشان در آن دوران، امروز برای ما حیرت‌آور است. بعدها با عبور از بحران‌های دوران نخست انقلا‌ب، پیدایش نیروهای جدید و پخته شدن نیروهای انقلا‌بی و تقسیم کاری که صورت می‌گیرد، دیگر این مساله چندان برای ما مهم به نظر نمی‌آید. ایشان در رابطه با مسائل اقتصادی و حساس‌ترین مسائلی که جامعه با آن روبه‌رو است نظرات و پیشنهاداتی دارند و همواره افراد را برای بررسی مسائل جدید تشویق می‌کنند. مسائلی از قبیل بانکداری، بیمه، تولید، تورم، بیکاری و تمامی آنچه که می‌تواند در شرایط ویژه‌ای که یک نظام نوپا، پس از پیروزی انقلا‌ب با آن مواجه شده است، اهمیت ویژه و فوق‌العاده‌ای داشته باشد؛ مساله‌هایی که عدم توجه به آنها می‌توانست مشکلا‌ت اساسی ایجاد کند. موسوی با بیان اینکه شهیدبهشتی همچنین توجه ویژه‌ای به مسائل مدیریت در دوران نخست انقلا‌ب دارند، گفت: بحث مکتب و مدیریت یکی از مهم‌ترین مسائل مورد نظر ایشان بود. اینکه آیا مدیر باید تخصص کافی داشته باشد، یا از تعهد مکتبی برخوردار باشد یا هر دو، مساله‌ای مهم در آن دوران بود. ایشان این موضوع را بارها برای بحث در حزب جمهوری اسلا‌می انتخاب کردند و نظریاتی که ایشان در این باره ارائه کردند، بسیار راهگشا بود. وی خاطرنشان کرد: شناخت ایشان از مسائل سیاسی و بین‌الملل یک استثنا در کشور ما بود. همه ما به یاد داریم که ایشان ارتباطات و ملا‌قات‌های وسیع و موفقی با شخصیت‌های خارجی داشتند. درواقع می‌توان گفت که سیاست‌خارجی کشور ما با نگاه‌ها و تجربیاتی که ایشان ارائه داده‌اند، شکل گرفت. اکثر دوستان می‌دانند که وضعیت داخلی ما بسیار پیچیده بود. ما با جامعه‌ای در حال غلیان و در اوج تغییرها و در وضعیتی بسیار پیچیده مواجه بودیم. انقلا‌ب دشمنانی نیز داشت. در این دوران جریان‌های مختلف اسلا‌می‌ با نظریات و نگاه‌های مختلفی وجود داشتند و در تمام این جریان‌ها شخصیت شهیدبهشتی تاثیرگذار و راهگشا برای انقلا‌ب بود. ‌
میرحسین موسوی یکی دیگر از ویژگی‌های شهیدبهشتی را رویکرد همه‌جانبه ایشان در پرداختن به مسائل فرهنگی و اجتماعی آن دوران برشمرد و گفت: اینکه حضرت امام از ایشان به تنهایی به‌عنوان یک ملت نام می‌برد، شاید ناظر بر همین ویژگی‌های شخصیت ایشان باشد. نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس یکی دیگر از برجستگی‌های شهیدبهشتی را آگاهی از زمان و مکان دانست و گفت: رویکرد شهیدبهشتی به مساله حزب را باید از این زاویه مورد بررسی قرار داد که ایشان فردی آگاه به مسائل و زمانه بوده و می‌دانسته که در چه نقطه‌ای از زمان و فضای جغرافیایی‌ای ایستاده است. شهیدبهشتی آگاهی کامل داشت که نظام ما با چه مسائلی روبه‌رو است. رویکرد ایشان، رویکردی نبود که فرد در موقعیت جدیدی قرار بگیرد و منتظر یافتن یاری باشد که بخواهد به قدرت برسد. اگر نحوه برخورد ایشان با حزب و چگونگی پیش‌بینی تشکیلا‌ت آن را درنظر بگیرید درمی‌یابید که ایشان دارای رویکردهایی بسیار نو و پیشتازانه بود، البته این برخورد پیشتازانه، به هیچ‌وجه نافی استفاده ایشان از امکانات و تجربیات بومی و ارزش‌های اسلا‌می نبود. ‌
میرحسین موسوی جملا‌تی از شهید دکتر بهشتی انتخاب کرده بود که درباره فضای طرح این جملا‌ت توضیحاتی ارائه داد، البته تصریح کرد اینکه از گفتمان اول انقلا‌ب برای شرایط کنونی استفاده کنیم نباید یک گناه، یک نگاه به عقب و عقبگرد تاریخی محسوب شود. موسوی جمله‌ای از بهشتی درباره احزاب نقل کرد مبنی‌‌بر اینکه معمولا‌ احزاب سیاسی حتی تشکیلا‌ت نظامی از همان روز اول با انگیزه رسیدن به قدرت به وجود می‌آیند و افزود: <دکتر بهشتی پس از طرح این جمله اشاره‌ای به وضعیت جامعه ایران می‌کند؛ یادآور فداکاری‌های مردم در راه انقلا‌ب و روحیه‌ای که بر دوران انقلا‌ب حاکم است می‌شود و بلا‌فاصله می‌گوید برای نسل نوجوان ما تشکیلا‌ت سیاسی، نظامی و اجتماعی، انگیزه قدرت‌طلبی را تداعی نمی‌کند، بلکه انگیزه خدمت و فداکاری در راه یک آرمان و هدف را تداعی می‌کند.> وی در ادامه گفت: شهید بهشتی بلا‌فاصله وظیفه تشکیلا‌ت را در دو بخش توضیح می‌دهد. ایشان البته بارها به این توضیح رجوع می‌کند و دائم تاکید می‌کند که حزب جمهوری اسلا‌می برای چنگ زدن به قدرت پدید نیامده است؛ اگرچه در مواردی ایشان اشاره می‌کند در موقعیتی که خلاء باشد و خدمتگزاران دیگری نباشند حزب وارد قدرت نیز می‌شود. در جایی دیگر می‌گویند به هر حال حزب از دیدگاه فرهنگی و اجتماعی معمولا‌ یکی از این دو مفهوم را تداعی می‌کند؛ قدرت و خدمتگزاری. موسوی به تشریح مفهوم حزب از نگاه بهشتی پرداخت و گفت: شهید بهشتی در پاسخ به یکی از مقامات مراکش در دیداری که با ایشان انجام گرفت دو مفهوم حزب را توضیح می‌دهد و به ایشان می‌گوید حزب جمهوری اسلا‌می طالب و خواهان در دست گرفتن قدرت است اما در مفهوم دوم؛ یعنی به شکل خدمتگزاری و در جست‌وجوی طاعت خدا. ایشان درباره انگیزه خود توضیح می‌دهد: برای اینکه ما آغازکننده این تشکیلا‌ت هستیم، برای اینکه به مردم ثبات کنیم، ضمن هدفی که داریم بنا داریم از قبول هر سمت قدرت‌آفرینی خودداری کنیم، مگر هنگامی که به صورت یک امر واجب مطلق عینی از طرف جامعه و رهبری جامعه به عهده ما گذاشته شود که البته این شرایطی خاص است، در غیر این صورت تا آنجا که کس دیگری وجود دارد که این قدرت را در دست گیرد و این خدمت را انجام دهد به او اولویت می‌دهیم تا درسی عملی باشد. این کاری بود که ما درصدر انقلا‌ب از ایشان بارها مشاهده کردیم و به نظر نمی‌آید گذشت ۳۰ سال از انقلا‌ب هنوز این درس را کهنه کرده باشد. برای ایجاد یک التیام و پر کردن شکاف‌هایی که بین گروه‌های سیاسی به وجود آمده است. ‌
امروز نوعی شکاف میان نیروهای سیاسی پدید آمده است
ادامه بحث میرحسین موسوی نگاهی به چند سخنرانی دکتر بهشتی بود که وی جملا‌تی از آنها را انتخاب کرده بود. ‌ موسوی افزود: ایشان (بهشتی) عنوان می‌کند یک تشکیلا‌ت معمولی کار خود را با آموزش و سازندگی، کلا‌س‌ها و حوزه‌های سازنده در ابعاد عقیدتی و آگاه‌کننده در زمینه‌های ایدئولوژیک و سیاسی و تمرین‌دهنده در ابعاد معنوی و اخلا‌قی آغاز می‌کند و راه را ادامه می‌دهد. به بیان دیگر در اندیشه شهیدبهشتی موارد یادشده، بخش اصلی فعالیت تشکیلا‌ت است. به‌طور طبیعی تشکیلا‌ت بخش اصلی توان خود را روی بیان مواضع ایدئولوژیک متمرکز می‌کند. ‌
پس از اینکه تشکیلا‌ت مستقر شد و مورد قبول جامعه قرار گرفت، سراغ این مساله می‌رود که در سرنوشت سیاسی جامعه حضور موثری پیدا کند و به همه بگوید حال که بینش اجتماعی، ایدئولوژیک و سیاسی مورد نظر به‌عنوان یک نهاد اجتماعی مورد قبول بخش عظیمی از جامعه است، سپس می‌تواند در ساختن آینده جامعه نقش موثری داشته باشد. آن موقع است که بخش قابل ملا‌حظه‌ دیگری از قبیل انتخابات، روی کار آمدن دولت، تهیه برنامه‌ها را ثبت می‌کنند. از منظر شهید بهشتی ایجاد گفتمان بر گرفتن قدرت اولویت دارد؛ نه اینکه گرفتن قدرت بعد ساختن گفتمان متناسب با این قدرت مدنظر باشد. وی تصریح کرد: ایشان ایده ساختن یک حزب برای رسیدن به دولت صالح را مطرح می‌کنند، نه ساختن یک دولت و احزابی دو رو برای حمایت از آن با هر انگیزه و سیاستی را. این دو راه کاملا‌ دو راه متفاوت از یکدیگر است. می‌توان گفت این فکر، اندیشه پنجاه‌وهفتی است، اما من گمان می‌کنم این فکر از اندیشه‌هایی است که می‌تواند و ارزش آن را دارد که به‌طور دائم سرلوحه توجه‌ نیروهای سیاسی قرار گیرد. ایشان بحثی دارد که امروز خیلی برای زمان امروز راهگشا است. متاسفانه امروز نوعی شکاف میان نیروهای سیاسی پدید آمده است، اما اصولی که در اول انقلا‌ب براساس آن عمل و تبلیغ می‌شد، مواضع حزب، در جهت کم کردن اختلا‌فات با احزاب رقیب بود. اگرچه این مواضع ۱۰۰ درصد و در همه موارد موفق نبود، اما در میان مردم و گروه اسلا‌می معتقد، فعال و مخلص در خط امام موفقیت‌آمیز بود و با این گروه‌ها رابطه برادرانه وجود داشت. ‌ بدین معنا که نوعی مراقبت و مدارا بین احزاب و گروه‌های رقیب مسلمان وجود داشت و همین کافی بود که نشان داده شود که کسی خلا‌ف اعتقاداتی که ریشه شرعی و ریشه در مصلحت‌های عمومی جامعه دارد، عمل نمی‌کند. ‌
مساله‌ای که دیگر تکرار نشد
به گفته موسوی، شهید بهشتی با سعه صدر نوع رابطه با گروه‌های سیاسی را مطرح می‌کنند و درباره گروه‌هایی که مبارزه مسلحانه در مقابل نظام را در دستور کار داشتند می‌گویند: <باید برخورد قانونی با آنها صورت گیرد.> ایشان تلا‌ش می‌کند هر نوع فضای جنگ قدرتی را بین گروه‌‌های مذهبی از بین ببرند. اگر انقلا‌ب اسلا‌می در کشور پایدار شد و گسترش پیدا کرد به دلیل حضور چنین روحیه‌ای در آغاز انقلا‌ب بود. ایشان در تقسیم‌بندی دیگری که به این موضوع هم ارتباط پیدا می‌کند سه شاخصه مهم درباره حزب جمهوری مطرح می‌کنند. اولین شاخصه بحث حضور مکتب، اسلا‌م و فقیهان در درون حزب است. مشخصه دوم، سازمان و تشکیلا‌تی است که متعلق به همه مردم اعم از جوان، پیر، شهری، روستایی و… باشد. یعنی تشکیلا‌تی که نشانگر توده به‌پاخاسته اجتماعی باشد. ترکیب شورای مرکزی حزب دقیقا بازنمایی چنین نگاهی بود و در شورای مرکزی و گروه‌های شهرستانی، از همه اقشار حضور داشتند. مساله‌ای که هیچ‌کدام از گروه‌های سیاسی دیگر چه اسلا‌می و چه غیراسلا‌می نتوانستند آن را دوباره تکرار کنند. این ویژگی در اوایل انقلا‌ب حاکم بود. البته تشکیل چنین شورایی کار ثقیل و سختی بود. چه بسا نارضایتی و ناراحتی در بین برخی از دوستان مجموعه ایجاد می‌کرد مبنی‌بر اینکه چرا کسانی باشند و چرا کسانی نباشند. ‌
درک روشنی از مفهوم گوناگونی ملت نداریم ‌
میرحسین موسوی احاطه شهید بهشتی به زمان و مکان را با تشریح تصور وی از مفهوم ملت توضیح می‌دهد: بهشتی یک تصور روشن از مفهوم ملت داشت. معنای ملت این نیست که عده‌ای از کسانی که با آنها منافع مشترک داریم دور هم جمع شویم و چنان نگاهی به جمع داشته باشیم که گویی یک ملت هستیم. ملت اعم از هر گروه و دسته‌ای است و تمام افراد را دربر می‌گیرد. این نگاه به سادگی در مدیران جمهوری اسلا‌می به وجود نیامد و هنوز هم در این رابطه مشکل داریم. گاهی یک عده از نیروهای سیاسی که بعضا چهره‌های موجهی هم هستند دور هم جمع شده و به شیوه خود عمل می‌کنند و تمام ملت را در خود خلا‌صه می‌بینند. این افراد نمی‌توانند آغوش خود را آنچنان وسیع و گسترده بگیرند که آحاد بیشتری را دربر بگیرد. این یکی از امراضی است که ما به آن دچار هستیم. وی افزود: ایده‌ای که ایشان برای حزب داشت و برای آن اقدام عملی کرد، تشکیل حزب به گونه‌ای بود که برشی از همه جامعه باشد و با خط‌‌دهی‌ای که در احزاب صورت می‌گرفت و با آموزشی که در درون حزب برای پیدا کردن نگاه وسیع‌تر در جهان دنبال می‌شد، تلا‌ش‌ها بر این بود که تقوای تشکیلا‌تی بالا‌ رود. میرحسین موسوی ادامه داد: کتابی نیز وجود دارد که از سوی گروه‌های چپ با عنوان <شورشیان آرمان‌خواه> منتشر شده است. این کتاب بعد از آنکه گروه‌های چپ را شرح می‌دهد، در بخشی قضاوتی دارد مبنی‌بر اینکه به‌رغم آنکه تمام احزاب شعار حمایت از قشر کارگری را می‌دادند و خود را نماینده آن طبقه می‌دانستند، در ترکیب این احزاب و شوراها وجود کارگران نزدیک به صفر بود. من نمی‌خواهم با انتقاد از آنها بگویم که گروه‌های اسلا‌می از این ایراد مبرا هستند. همانطور که اشاره شد چه‌بسا ما گروه‌ها و دسته‌هایی را شکل می‌دهیم و به آن به‌گونه‌ای نگاه می‌کنیم که گویی همه ملت را در بر می‌گیرد. در نتیجه از تنوع موجود در کشور غافل می‌شویم که در نهایت منجر به ایجاد مشکلا‌ت می‌شود و شاید بخش قابل توجهی از مشکلا‌ت ما در رابطه با سیاست‌های اقتصادی، سیاست‌های داخلی و خارجی معطوف به این قضیه است که ما درک روشنی از مفهوم گوناگونی ملت نداریم. شهید بهشتی درباره خصوصیت سوم تاکید داشتند، در عین فراگیری و وسعت نباید انحصارطلب بود. به نظر می‌آید این مسائل نه‌تنها برای حزب، که برای جامعه فعلی ما هم اهمیت دارد و دوباره باید به آن رجوع کرد. ‌
پیامی پس از سی سال و در آستانه انتخابات
موسوی جمله‌ای از بهشتی نقل می‌کند و می‌گوید: <یکی از اصول تشکیلا‌تی که در جزوات آموزشی حزب جمهوری اسلا‌می منتشر شده آن است که حزب جمهوری اسلا‌می مجموعه‌ای است از عناصر معتقد به اسلا‌م و مبارز که خواستار ارزش‌های عالی اسلا‌می باشند به‌طوری که برای هر کاری جست‌وجو کرده و صالح‌ترین را انتخاب کنند، فارغ از آنکه عضو این تشکیلا‌ت باشد یا خیر.> هنوز این توصیه و نصیحت، سی سال گذشته را شکافته و پیام خود را به‌عنوان یک مساله روز حساس و در آستانه انتخابات به ما می‌رساند. ایشان عنوان می‌کنند: <حزب جمهوری اسلا‌می انحصار‌طلب، قدرت‌طلب، خودمحور و نفی‌کننده دیگر گروه‌های سیاسی نیست. ما هر گروه سیاسی و اسلا‌می دیگر را که مؤمن، درستکار و صدیق به انقلا‌ب باشد، گروه برادر می‌نامیم و با این گروه‌ها مسابقه می‌گذاریم. مسابقه بر سر چه؟ بر سر قدرت. حاشا، بلکه مسابقه بر سر تقدیم بهترین خدمت به ملت.> در مجموعه سخنان ایشان در مورد تشکیلا‌ت ما به این دردها فراوان برخورد کرده‌ایم که همه آنها ارزش ارزیابی مجدد برای معرفی به نسل‌های جدید را دارد؛ هم برای یافتن راه و هم برای آنچه که در انقلا‌ب گذشت و فهم این مساله که چرا نام شهید بهشتی همچون اکسیری مقدس برای ملت ما باقی ماند و هنوز که ۳۰ سال از آن زمان فاصله گرفته‌ایم، باز نام ایشان بسیج‌کننده همه نیروهای مومن است.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧

در دانشگاهها چه خبر است؟! by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

آیا واقعا این اخبار مربوط به دستگیری تعدادی از دانشجویان فعال سیاسی دروغ است؟!
آیا خبر اعلام انحلال دفتر تحکیم وحدت توسط دولت یا وزارت علوم و کشیده شدن بحث ها به رسانه ها و مجلس دروغ است؟!
این دانشجویان چه میخواهند و چه میکنند که نتیجه اش درگیری و بازداشت و زندان است؟!
یعنی مشکلی وجود ندارد؟!
یا اگر مشکلی وجود دارد، بهترین راه حل همین بازداشت هاست؟!
تجربه نشان داده که راه حل های پایدار با اندیشه و تلاش فکری افراد مجرب بدست می آید.
اگر شورایعالی انقلاب فرهنگی از طرف حکومت و احزاب و گروههای سیاسی سرشناس و مقبول و مطرح کشور از طرف مردم، برای بررسی و ارائه راه حل مشکلات موجود تلاش کنند، قطعا نتیجه ی بهتری بدست می آید.
شرایط خوبی نیست. نه برای دانشجویان و نه برای مردم و نه برای حکومت.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧

جعفر شجونی : ما اصولگراها را فرشته می دانیم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

نگرانی اصولگرایان ابعاد جدید پیدا میکند:

لینک مطلب:

اظهارات توهین‌آمیز شجونی در خصوص کاندیداهای اصلاح‌طلب

عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز ضمن دفاع از عملکرد رئیس جمهور احمدی نژاد و انتقاد از اصلاح طلبان می گوید:« حداکثر چهار کاندیدا در انتخابات آتی شرکت می کنند.»

به گزارش شفاف، حجت الاسلام جعفر شجونی، عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز با اشاره به اینکه بغیر از بنی صدر و شهید رجایی، بقیه روسای جمهور دو دوره ای بوده اند، اظهار می دارد:« آقای احمدی نژاد الان رقیبی ندارد و رای آورترین کاندیداست.»

وی با اشاره به سفرهای استانی می گوید:«از قدیم هم گفته‌اند که هرکه نان ابتکار خودش را می خورد. یک ابتکار خیلی زیبایی که ایشان داشت این بود که وی کابینه اش را در دهات و استانهای محروم و... برد.»

این فعال سیاسی در ادامه پیش بینی می کند احمدی نژاد در شانزده استان رای دارد و می افزاید:« به عقیده من نامزدهای احتمالی دیگر هر کدام مسائلی دارند که نمیتوانند اعلام حضور کنند.»

وی در توضیح این مسائل می گوید:« بعضی ها هندوانه دربسته‌اند. به قول معروف، بعضی ها بیست سال است که با انقلاب قهر کردند و تا حالا سخنی نگفته اند. مواضع اقتصادی شان معلوم نیست.»

وی با اشاره به دوره مجلس ششم می گوید:« بعضی ها در امتحان ها رفوزه شده اند. دوره مجلس ششم نمایانگر این هست که اینها چه چیز را می خواهند اصلاح کنند»

شجونی در ادامه در انتقاداتی صریح خطاب به اصلاح طلبان می گوید:« چرا با رهبری مستقیما در میان نمی گذارند که چه چیزی را میخواهند اصلاح کنند؟ بگویند که ما می خواهیم تو را اصلاح کنیم؟ یا می خواهیم قانون اساسی را اصلاح کنیم؟ یا می خواهیم شورای نگهبان را اصلاح کنیم؟ یک کلی گویی می کنند و مدام دم از اصلاحات میزنند و هی می گویند اصلاحات، اصلاحات.»

وی با اشاره به استعفای 180 نماینده دوره ششم مجلس و بیان اینکه «ما شاهد بودیم که در دوران اصلاحات فساد زیاد بود» می گوید: «آقا چی شده چه کسی به شما اهانت کرده؟ چه شده؟ واقعیت را نمی گویند و فقط کلی گویی می کنند.»

عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز می افزاید: «از قضا یک ظریفی هم می گفت که آن روزی که اینها از مجلس رفتند، رادیو می گفت که دیو چو بیرون رود فرشته در آید. حالا دیو رفته بیرون و ما اصولگراها را فرشته می دانیم. حالا ببنیم به یاری خداوند، اینها چه کار می کنند.»

وی در مورد انتخابات ریاست جمهوری و فعالیت جامعتین می گوید: «من عقیده‌ام این است که ما چون جزء جامعه روحانیت مبارز هستیم، هر وقتی کاری در این مقوله کردیم، همراه با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بوده است که اسمش جامعتین است اگر ما به یک نفر بتوانیم به اجماع برسیم خوب است، حالا کسی دیگر هم می خواهد بیاید، بیاید.»

وی ضمن تاکید بر مفید بودن اصل رقابت، در مورد تعدد نامزدهای اصول گرا می گوید: «صلاح نیست که اصولگراها با هم رقابت کنند و باید روی یک نفر اجماع باشد و یکی دیگر هم در راه خدا خودش را مطرح کند و آخر کار کنار برود و یا اینکه وقتی فهمید که رأی آور نیست، دیگر تامل نکند و کنار برود.»

وی معتقد است که «اصلاح طلب ها بدلیل اختلاف همیشگی با یکدیگر نمی توانند به اجماع برسند» وی می افزاید:« سوابقشان را هم این ملت پسند نکرده است و ملت در چند انتخابات به اینها نه گفته است و خیال نمی کنم آنها دیگر رأی بیاورند.»

شجونی در مورد وضعیت نامزدهای اصلاح طلب می گوید: «آقای کروبی که می آیند. آقای خاتمی هم می گویند می آید و اگر میرحسین هم بیاد آرای خودشان کم می شود. مگر بعضی ها که می گویند، خاتمی گفته که اگر میرحسین بیاید من از او حمایت می کنم، یعنی در شهرستانها می‌رود و برای او تبلیغ می کند و در نهایت تضعیف اصولگراها می‌شود. البته آنها خیرش را نمی برند و ما هم ما ضرر نخواهیم کرد.»

وی می افزاید: «در دنیا دو تا حزب فراگیر دارند و سومی نمی تواند جلو بیاید. الآن در آمریکا یا در انگلستان یک گروه نمی توانند بیایند و اسمشان را بگذارند جمهوری خواه فراگیر، جمهوری خواه معتدل و ... اگر کسی در کشورمان الآن این کارها را بکند، به عقیده ی من به مردم خدمت نکرده است. چون این غلط است. مثلا اگر تهران سی نماینده برای مجلس می خواهد و تنها سی اصولگرا نامزد بشوند، معنی اش این نیست که دیگران اصولگرا نیستند.»

وی که با ارگان اینترنتی جامعه روحانیت مبارز سخن می گفت، در ادامه می گوید: «در ریاست جمهوری نیز اینگونه است، حال اگر ده نفر اصولگرا بیایند و اعلامیه پخش کنند، رأی هم نمی آورند. در انتخابات گذشته هم عده ای همین کارها را کردند و نتیجه اش را هم دیدند. بعضی هایشان هم روحانی بودند. هرچی پول داشتند، کاغذ خریدند، عکس چاپ کردند، معلوم بود که اینها رأی نمی آورند، بعضی ها هم از شهرستان های دیگر آمدند، خلاصه خودشان را کاندیدا کردند و چندرغازشان را هم به باد فنا دادند. در انتخابات ریاست جمهوری بدتر از مجلس است. چون تنها تهران یا کرج را نمی شود پر از عکس و اعلامیه کرد، چطور در ایران می خواهند تبلیغ کنند؟»

این فعال باسابقه در پایان این گونه توصیه می کند: «بهتر این است که هر کس می خواهد کاندیدا شود، عقلش را بکار بیندازد و گروه هایی که پیروان امام و رهبری و موافق با قانون اساسی هستند، به اجماعی برسند و آدمهای خوش نام و مجرب را انتخاب و معرفی کنند که هم ملت سر گردان نشوند و هم تکلیف خانواده ها معلوم شود.»


Link      Comments () Date: دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٧

کروبی : از ورود به مباحث تشتت‌زا خودداری می‌کنیم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

اکنون در شرایطی هستیم که جناب آقای خاتمی و جناب آقای موسوی که از شخصیت‌های ارزشمند کشور هستند، هم وارد صحنه شدند و با تمام وجود از حضور آنان استقبال می‌کنیم و معتقدیم این موضوع زمینه‌های مناسبی را برای برگزاری انتخاباتی رقابتی و پر شور فراهم می‌کند

همه رقبای حاضر و به ویژه طیف اصلاحات را تقویت کنید ، از ورود به هر مبحثی که بوی تخریب و تضعیف می‌دهد خودداری کنید و فقط در ترویج کارها و فعالیت‌های خود گام بردارید

در حال حاضر نیز در جریان تحولات انتخابات ریاست جمهوری سال آینده نیز در جهت همگرایی هرچه دوستان گفتند قبول کردیم، که همین موضوع شورای حکمیت و یا حضور در مذاکرات کارگروه تشکیل شده برای رسیدن وحدت از جمله آن بود. هر چند که برای من مثل آفتاب روشن بود که این قضایایی که اکنون شاهد آن هستیم اتفاق می‌افتد
ما خود را برای آینده فارغ از اینکه چه نتیجه‌ای حاصل شود، آماده کرده‌ایم


Link      Comments () Date: دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٧

فشار سیاسی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

زمانی که فشار سیاسی افزایش می یابد
نخست احزاب و گروههای سیاسی
و بعد و به ترتیب
شخصیت های سیاسی
رسانه ها و خبرنگاران
مراکز تجمع غیر سیاسی ولی معتبر
افراد مرجع و مورد توجه مانند علما و برجستگان
روشنفکران و دانشجویان
خانواده های نخبگان
اقشار و اصناف عاید مانند کارگران و معلمان و خانواده هایشان
عموم مردم
تحت فشار قرار میگیرند.
بالعکس وقتی گشایش سیاسی وجود دارد
احزاب و گروههای سیاسی به راحتی فعالیت میکنند و دیدگاههای خود را بیان میکنند و همفکران خود را در حوزه های مختلف جذب میکنند
همزمانی در فشار به همه عرصه ها
یا به دلیل شرایط اجتماعی دوران گذار و روند اصلاح یا تغییر درونی جامعه است(پایدار)
یا به دلیل ناتوانی در تمشیت امور است(ناپایدار)
یا به نسبتی از هر دو


Link      Comments () Date: دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٧

سیاسی شدن رسانه ای ها by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

سیاسی شدن رسانه ای خطرناک است
برای خودشان و جامعه
رسانه ای شدن سیاسی ها طبیعی و مرتبط با بخشی از فعالیتهای آنهاست

در شرایطی که فشار سیاسی زیاد است
نمایندگان احزاب و گروههای سیاسی در لایه های خبرنگاری و فعالیتهای رسانه ای حاضر میشوند
در شرایطی که جذابیت سیاسی زیاد میشود
رسانه ای ها سیاسی میشوند


Link      Comments () Date: دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٧

سید احمد خاتمی :‌ نظر عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در مورد احزاب by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

امام جمعه موقت تهران خطاب به جوانان گفت:«شما جوانان افتخار حال و آینده هستید و این افتخار آفرینی شما موجب افتخار جهان اسلام است و قرار نیست پرچم هر حزبی که بلند شد شما زیر علم آنها بروید، ایام انتخابات که نزدیک می‌شود گروه‌های قارچ‌گونه بیشتر سر در می‌آورند و حیف است که جوانان خود را فدای اهداف جاه‌طلبانه احزاب کنند


Link      Comments () Date: دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٧

تقدم سیاست بر انتخابات از وبلاگ عباس عبدی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از وبلاگستان:

انتخابات این مشکل را دارد که مثل فیلم‌های اکشن و پلیسی، هیجان‌انگیز است و تمامی ذهن و توجه مخاطب و ناظران را به ظواهر و درگیری‌های خود جلب می‌کند. مثل دعوا و کتک‌کاری دو نفر است که یکدیگر را می‌زنند و افراد شاهد فقط متوجه بزن‌بزن طرفین هستند و از جلوه‌های ویژه آن لذت یا رنج می‌برند و کمتر کسی توجه به ماهیت و اصل مجادله و دعوا دارد. این مسأله کم‌کم موجب می‌شود که طرفین دعوا هم بیش از آنکه به اصل و هدف و انگیزه‌های دعوا توجه کنند، درگیر تکنیک‌ها و فنون درگیری و بزن‌بزن شوند، و از اینجاست که این فیلم سیاسی به مرور تبدیل به فیلم اکشن می‌شود و بازیگران نیز سیاست را فراموش کرده و در فیلم اکشن نقش بازی می‌کنند.
با این مقدمه می‌خواهم این نکته را مطرح کنم که یک کنشگر سیاسی همیشه از خلال یک راهبرد سیاسی است که وارد انتخابات می‌شود و نه برعکس. به عبارت دیگر برای شرکت در انتخابات و بزن بزن های آن نیست که یک خط‌مشی سیاسی متناسب این درگیری ها برمی‌گزیند، بلکه براساس یک راهبرد نسبتاً مشخص سیاسی است که در فصل و موعد انتخابات نیز فعال می‌شود و البته این فصل در سیاست، شبیه فصل بهار است و موعد داشت و برداشت است، اما کاشت آن باید در پاییز و زمستان انجام شده باشد.
مشکلی که با برخی از فعالان سیاسی در انتخابات وجود دارد این است که صرفاً بر انتخابات متمرکز شده‌اند، و اینکه می‌کوشند نامزدی را معرفی کنند که رأی‌آور باشد. و به هیچ نکته دیگری هم در این راه توجهی ندارند. البته که یکی از اهداف اصلی هر حزب و گروه و دسته‌ای پیروزی در انتخابات است و طبعاً باید کوشش کنند، نامزد مطلوبی را که تأمین‌کننده این خواست است معرفی کنند، اما داستان انتخابات فقط به این مسأله خلاصه نمی‌شود، بلکه موضوعات مهمتری هم وجود دارد، بویژه در جامعه‌ای مثل ایران، بی‌توجهی به این نکات دیگر خسارت‌آمیز است. اگر در جامعه‌ای باشیم که اصل رقابت و انتخابات نهادینه شده باشد، و به معنای دیگر اساس دموکراسی که گردش آزاد قدرت است فارغ از هرگونه خطری باشد، طبعاً مسأله اصلی رأی‌آوری است، و سیاست‌های انتخاباتی هم باید به گونه‌ای تدوین و اجرا شود که معطوف به جذب آرای بیشتر باشد. اما در جامعه‌ای که چنین شرایطی وجود ندارد، هدف اصلی هر نیروی اصلاح‌طلب و دموکراسی‌خواه باید معطوف به حفظ و نهادینه کردن نهاد انتخابات و سوق دادن آن به سوی انتخاباتی آزاد، قانونمند و رقابتی باشد، و اگر در این فرآیند نامزد مطلوب هم انتخاب شد، چه بهتر، در غیر این صورت نگرانی وجود ندارد، یک نیروی اصلاح‌طلب زمانی باید نگران شود که اساس این قاعده بازی و زمینه‌های مقوم آن دچار اختلال و مشکل شود. زمانی باید نگران شود که نامزد مورد نظرش انتخاب شود، اما جامعه از حیث نهادینه شدن نهاد انتخابات (ولو در حداقل‌های ممکن) دچار پسرفت شود.
با توجه به این نکات هر نیروی تحول‌خواه و اصلاح‌طلب در انتخابات اخیر می‌باید، ابتدا مشخص کند که هدف اصلی کدام است؟ آیا درپی ورود به ساختار سیاسی از موضع اصلاح‌طلبی یا دموکراسی‌خواهی است؟ آیا درپی این است که رییس فعلی دولت، انتخاب نشود؟ آیا درپی حضور مشارکت‌جویانه و حفظ و دفاع از موجودیت نهاد انتخابات است؟ یا اینکه درپی پیشبرد اصلاحات با انتخاب نامزد موردنظر است؟ در صورتی که هدف اخیر موردنظر است، آیا الزامات آن را در نظر گرفته ا‌ند؟ آیا تجربیات منجر به شکست گذشته را مرور کرده و از آن درس گرفته‌اند؟ آیا آمادگی ورود به چالشی جدی برای پیشبرد این هدف را دارند؟ آیا موازنه قوا برای چنین هدفی وجود دارد؟ با عنایت به این نکات و پاسخ‌هایی که برای آنها وجود دارد، اجمالاً می‌توان گفت که ورود به انتخابات از موضع اصلاح‌طلبی و دموکراسی‌خواهی در شرایط فعلی مقدور نیست، دلایل این امر نیز روشن است، فقدان توازن قوا و تشکیلات معتبر راهبری‌کننده دو عامل اصلی آن هستند. البته وضعیت جامعه به نحوی است که ممکن است به دلایل متعدد شرایط مناسب فراهم شود، اما بوجود آمدن این شرایط تا حدی خارج از اختیار کنشگران موجود است و عوامل اقتصادی و سیاسی دیگر در آن تأثیرگذار است. هدف اصلی نیروهای اصلاح‌طلب در انتخابات اخیر از یک سو باید جلوگیری از بی‌اعتبار شدن کلی نهاد انتخابات و کوشش برای حفظ آن باشد، از سوی دیگر اصل حضور و مشارکت در انتخابات به شرطی که نافی حداقل‌های لازم نباشد، نیز مطلوب است و بالاخره تغیر وضعیت فعلی و جانشین شدن فرد دیگر (هرچه نزدیکتر مطلوب‌تر) هدف بعدی است. طبعاً ممکن است این اهداف با یکدیگر تلاقی و تا حدی تعارض داشته باشند، اما آنچه که در این میان مهمتر از هر چیز دیگر است، جلوگیری از بی‌اعتبار شدن کلی نهاد انتخابات است که در این صورت هم این نهاد بی‌اعتبار می‌شود و هم اینکه رییس دولت فعلی برای دوره بعد و احتمالاً دوره‌های بعدی تر هم تثبیت خواهد شد.


Link      Comments () Date: شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧

عسگر اولادی : رهبری دولت مقتدرتر از دولت فعلی می خواهند by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری یکی از دغدغه های رهبری را اقتدار بیشتر دولت دهم نسبت به دولت فعلی دانست.

به گزارش پایگاه خبری یاری، «حبیب الله عسگراولادی» که در جمع دبیران استان ها و شهرستان های حزب موتلفه اسلامی سخن می گفت، اضافه کرد که این دغدغه را از «دیدارهای اخیری» که با مقام معظم رهبری داشته، برداشت کرده است.

مرد شماره یک جریان راست سنتی در ادامه سخنان خود که می توان آن را به مثابه هشداری جدی به احمدی نژاد تحلیل کرد، افزود:«دغدغه های اصولگرایان به زودی به احمدی نژاد منتقل خواهد شد.»


Link      Comments () Date: شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧

مجمع‌ روحانیون ‌مبارز خواستار تغییر اداره‌‌کنندگان کیهان شد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

مجمع روحانیون مبارز با صدور بیانیه‌ای با اشاره به سوابق روزنامه کیهان و موضع‌گیری این روزنامه وابسته به جناح اصولگرا با اشاره به سرمقاله تهدید آمیز روز پنجشنبه این روزنامه تاکید کرد:«انتساب روزنامه کیهان به جریان اصول‌گرا اقتضاء می‌کند تا عناصر فهیم و معتدل این جناح عواقب افراطی‌گرای‌های گردانندگان این نشریه را مورد توجه قرار داده، با هر روشی که خود صلاح می‌دانند، به تغییر اداره‌کنندگان این رسانه، به ویژه سرمقاله نویس گستاخ آن همت گمارند.»

به گزارش پایگاه خبری یاری به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مجمع روحانیون مبارز، متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

روزنامه کیهان که حامی دولت و رییس جمهور محترم آقای احمدی‌نژاد است، در شماره مورخ پنجشنبه 24/11/1387 به قلم سرمقاله نویس خود صفحه‌ جدیدی از تلاش‌ و تقلا برای از صحنه بیرون کردن آقای خاتمی گشود.

این رسانه که علی‌رغم وابستگی به بیت المال و انتساب به حاکمیت نظام جمهوری اسلامی همواره در قامت رادیکال‌ترین رسانه حزبی ظهور و نمود یافته است و تندترین و تخریبی‌ترین مواضع باندی و گروهی را اتخاذ می‌کند، در سرمقاله خود سرنوشتی مشابه سرنوشت خانم بی‌نظیر بوتو برای آقای خاتمی پیش‌بینی کرد. اعلام این موضع از جانب نشریه حامی دولت هرچند در تداوم تلاش‌های گذشته برای انصراف آقای خاتمی از کاندیداتوری ریاست جمهوری تفسیر می‌شود، اما طرح مسئلة ترور فیزیکی حتی اگر صرفاً در حد تهدید و فاقد پس‌زمینه‌های فعلی و عملی باشد، ‌باز هم نمی‌توان به سادگی از کنار آن عبور کرد.

خط‌مشی کیهان و کیهانیان از دمادم طرح کاندیداتوری حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی مراحل و صحنه‌ها و پرده‌های مختلفی داشته است؛ زمانی با القاء این مسئله که شورای نگهبان و دستگاه نظارت انتخابات با عدم تایید صلاحیت‌های خاتمی مانع ورود ایشان به صحنه می‌شوند، خواستند از حضور ایشان جلوگیری کنند. این ترفند مضحک ره به جایی نبرد و حتی مورد استنکار عاقبت‌‌اندیشان جریان اصول‌گرا نیز قرار گرفت، گاهی زمزمه ممانعت صریح مقام معظم رهبری را پیش کشیدند و گفتند بی‌تردید رهبر معظم انقلاب آقای خاتمی را از حضور در صحنه رقابت انتخاباتی منع خواهند کرد.

این روزنامه با اهانت‌های مستمر و مداوم خود ترور شخصیتی آقای خاتمی و تخریب‌های رسانه‌ای ایشان را در چند ماه گذشته در دستور کار خود قرار که آخرین حلقه رنجیره تلاش‌های خود را برای حضور آقای خاتمی تهدید به سرنوشتی شبیه سرنوشت بی‌نظیر بوتو اعلام کرده است.

مجمع روحانیون مبارز ضمن تقدیر و سپاس از مسئولیت شناسی شجاعانه جناب آقای خاتمی که بی‌اعتناء به تمامی شگردهای ایذایی و تخریبی به تقاضاهای مکرر نخبگان و اقشار مردم که حضور متعهدانه ایشان در انتخابات پیش رو را برای  پیشرفت و اعتلای میهن اسلامی خواستار بودند،‌ پاسخ مثبت دادند، توجه به چند نکته را ضروری می‌داند:

الف؛ انتساب روزنامه کیهان به جریان اصول‌گرا اقتضاء می‌کند تا عناصر فهیم و معتدل این جناح عواقب افراطی‌گرای‌های گردانندگان این نشریه را مورد توجه قرار داده، با هر روشی که خود صلاح می‌دانند، به تغییر اداره‌کنندگان این رسانه، به ویژه سرمقاله نویس گستاخ آن همت گمارند.

ب؛ جریان اصلاح‌طلب جامعه که تداوم خط امام، جلوگیری از اتلاف منابع مادی و معنوی ایران اسلامی و رسیدن به فردایی بهتر برای تمامی ایرانیان را راهبرد اصولی خود می‌دانند و دعوت از آقای خاتمی را با انگیزه تحقق این آرمان‌ها تعقیب کرده‌اند، عمق و ژرفای عصبانیت بخش‌های افراطی و رادیکال رقیب را مورد دقت قرار داده و در کمال خونسردی و خویشتن‌داری و قاطعیت تمام، مراقب روند حوادث بوده و لحظه به لحظه جامعه را در جریان رخدادهای سیاسی و اجتماعی قرار دهند.

ج؛ مجمع روحانیون مبارز ضمن هشدار به پویندگان کژراهه تخریبی و افراطی و دعوت آنان به اخلاق اسلامی و تسلیم در برابر اراده عامه مردم و قوانین موضوعه کشور،‌ بر خود فرض می‌داند تا در آینده‌ای نزدیک و فرصت مناسب نکات قابل تامل و گفتنی‌هایی که توجه به آن از ضروریات بوده و شرط لازم پویایی جامعه و ورود به عرصه انتخاباتی در شان و جایگاه نظام جمهوری اسلامی و ملت بزرگ و مردمان نیک‌اندیش و تمدن‌ساز این مرز و بوم است، به اطلاع و آگاهی آنان برساند.

و ما نرید الا الاصلاح.
مجمع روحانیون مبارز
25/11/1387     


Link      Comments () Date: جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸٧

مصباحی‌مقدم : 50درصد آرا از آن احمدی‌ نژاد است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

عضو شورای مرکزی جامعه روحلانیت مبارز تهران، احمدی‌نژاد را پیروز انتخابات ریاست جمهوری پیش رو دانست.

حجت الاسلام غلامرضا مصباحی مقدم در گفتگو با «پارلمان‌نیوز» گفت:«جامعه روحانیت تاکنون در خصوص کاندیدای اصولگرایان در دهمین انتخابات ریاست جمهوری جمع‌بندی نداشته است.»

رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی افزود:«بر اساس آنچه که بدست می‌آید، اگر آقای احمدی‌نژاد کاندیدا باشد و در مقابل آقای خاتمی و یا مهندس موسوی قرار داشته باشند، احمدی‌نژاد بیش از 50درصد از آرا را به خود اختصاص خواهد داد.»

وی همچنین پیش‌بینی کرد که حضور مردم در این دوره از انتخابات چشمگیر خواهد بود و از سوی دیگر احتمال دو قطبی شدن انتخابات را ممکن دانست.


Link      Comments () Date: جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸٧

آیت الله توسلی ... یادبود 1 by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

از یادداشتهای قبلی اکرنه:

سخنان مهم آیت الله توسلی بر علیه مخالفان نظر امام که :‌ میزان رای ملت است

انتقادات صریح آیت‌الله توسلی از بنیادگرایان:
انقلاب را بعد از امام تحریف کردند
همانطور که بعد از پیامبر، اسلام تحریف شد

نوروز: آیت‌الله محمد توسلی، عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز و مسؤول دفتر امام خمینی، در سخنانی که در مراسم شب تاسوعای حسینی از سوی این تشکل روحانی برگزار شد، بشدت از جریان بنیادگرا و مخالف مردمسالاری انتقاد کرد و گفت این جریان، همانطوری عمل می کند که پس از رحلت پیامبر عمل شد و مبانی اسلام را تحریف کردند. این روحانی مبارز و شاگرد امام تاکید کرد که این جریان، به همان شکل مبانی انقلاب و حتی سخنان امام خمینی را تحریف کرده است.

این عضو مجمع روحانیون مبارز در سخنرانی خود که در دارالزهرا(س) برگزار شد، با اشاره به انحرافاتی که از واقعه عاشورا صورت می‌گیرد، گفت: دین برای عده‌ای تنها نام است و شناخت دین برای آنها اهمیتی ندارد.

آیت‌الله توسلی با تاکید بر ضرورت شناخت همه‌جانبه واقعه عاشورا گفت: متاسفانه انحرافات از واقعه عاشورا به قدری شده که مراجع نیز بر توجه به این مساله تأکید داشته‌اند؛ چراکه عده‌ای به نام دین از روضه‌خوانی‌های دروغین تا بسیاری از اعمال دیگر و هر کار دیگری را انجام می‌دهند. این‌ درحالی است که بسیاری از حقایق دین گفته نمی‌شود.

ایشان همچنین با بیان اینکه «متاسفانه برخی از مبانی ما تغییر کرده است»، تصریح کرد: البته اینگونه تحریف‌ها تازگی ندارد حتی در 60 سال پس از هجرت پیامبر(ص) وقتی به تاریخ نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که مبانی مورد تغییر قرار می‌گیرد. چه‌طور می‌شود که عده‌ای که مورد وثوق قرار داشتند، کنار گذاشته می‌شوند و عده‌ای که مغضوب پیامبر(ص) بودند بر سر کار می‌آیند.

توسلی ادامه داد: البته این مساله چیز جدیدی نیست. در روزگار ما نیز درحالی که 25 سال از پیروزی انقلاب می‌گذرد و تنها 19 سال از رحلت امام خمینی گذشته است، حرف‌های ایشان تحریف می‌شود. درحالی‌که امام خمینی(ره) فرمودند «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» عده‌ای می‌گویند جمهوری معنا ندارد و ما آمده‌ایم اسلام را پیاده کنیم و حتی این جمله امام(ره) که می‌فرمایند «میزان رای ملت است» را تحریف می‌کنند.

ایشان با بیان اینکه «برخی کلمات امام (ره) و مبانی انقلاب امروز تحریف شده است»، گفت: متاسفانه امروز می‌بینیم عده‌ای که روزگاری با انقلاب نبودند و سرخوشی نداشتند، تئوریسین انقلاب شده‌اند. امروز کسانی که هیچ نقشی در انقلاب و مبارزه نداشتند تئوریسین و مدعی امام و انقلاب شده اند و می گویند هدف از انقلاب جمهوری اسلامی نبود و با این کار مردم و رای آنها را نادیده می گیرند.

آیت الله توسلی افزود: این نگاه بسیار خطرناک است چرا که حاضر می شود حتی به نام مصلحت و... آرای مردم را محترم نشمارد.
در این مراسم آقایان خاتمی، محسن موسوی تبریزی، محتشمی پور، عارف، جهانگیری، رمضان‌زاده، عبدالله ناصری، میرلوحی و جمعی دیگر از فعالان سیاسی حضور داشتند

لینک مطلب


Link      Comments () Date: پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٧

محمد قوچانی سردبیر اعتماد ملی شد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

شورای سیاستگذاری روزنامه اعتماد ملی، عصر دیروز به اتفاق آرا محمد قوچانی را به‌عنوان سردبیر روزنامه اعتماد ملی برگزید. به گزارش کلمه به نقل از روزنامه اعتماد، شورای سیاستگذاری این روزنامه ضمن تقدیر و تشکر از زحمات آقای دکتر رضا انصاری با استعفای وی که به دلیل مشغله تحصیلی در دانشگاه بود، موافقت کرد.

محمد قوچانی، از فعالا‌ن عرصه مطبوعات است و سردبیری روزنامه های شرق، هم‌میهن و هفته‌نامه شهروند را در کارنامه خود دارد.


Link      Comments () Date: پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٧

مهدی کروبی : هیچ حکمی بر حق مردم برتری ندارد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

دبیرکل حزب اعتماد ملی گفت: در مورد حق مردم معتقدم هیچ حکمی بر حق مردم برتری ندارد. اگر روزی رئیس جمهور شوم در برابر هر حکمی که بر اساس آن بر مشکلات مردم افزوده شود، ایستادگی می کنم.

حجت الاسلام مهدی کروبی با اعلام این مطلب در دیدار با جمعی از هنرمندان و فعالان رسانه های جمعی که در محل دفتر مرکزی حزب اعتماد ملی برگزار شد، اظهار داشت: متاسفانه شرایط حاضر به هیچ عنوان مطلوب نمی باشد و همه صاحب نظران اقتصادی- سیاسی ، سیاست خارجی و اجتماعی نیز بر ضرورت تغییر وضع موجود تاکید دارند و همگی نگران وضعیت حاضر هستند؛ اما باید بدانیم که پیروزی دولت نهم تقصیر خود ما بود

 

 

 


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧

انقلاب و انقلابی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

در دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی که هنوز مردم به صورت گسترده در فعالیتهای ضد حکومت شاه وارد نشده بودند، انقلابی عنوان افراد و گروههای سیاسی مخالف شاه بود که طیف گسترده ای از کمونیست ها تا مسلمانان را شامل میشد و حکومت محمد رضا شاه آنها را با عنوان ارتجاع سرخ و سیاه معرفی میکرد.
با پیروزی انقلاب اسلامی، انقلابی ها یعنی کسانی که به انقلاب اسلامی اعتقاد دارند. این معنی در ادبیات رسانه های خارجی و کسانی که قرابت با تحول اجتماعی ایران نداشتند، متداول بود. با گذشت زمان و تثبیت انقلاب اسلامی، از عنوان جمهوری اسلامی برای بیان ماهیت و هویت سیاسی کشور استفاده شد و انقلاب اسلامی معادل اندیشه و مبانی و نهضت انقلاب اسلامی ( از خردادد ۴٢ تا بهمن ۵٧ ) قرار گرفت.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧

مشی مسلحانه by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

فعالین ضد شاه برای دفاع از خود یا اقدامات نظامی بر علیه شاه، اکثرا مسلح شده بودند. امام خمینی بر خلاف مشی مسلحانه اکثریت این گروهها، به حضور و نقش مردم در انقلاب معتقد بود و به همین جهت زمانی که مردم کاملا به صحنه آمدند و در روزهای پایانی حکومت استبداد بود که سخن از اعلام جهاد آوردند که آن نیز اعلام نشد و مردم در دفاع از همافران که توسط گارد شاهنشاهی مورد حمله قرار گرفته بود، وارد صحنه شدند و در نتیجه اعتبار نظامی شاهنشاهی مستقیما توسط مردم و نه گروههای مسلح فروپاشید.
شاید به همین جهت بود که گروههای مسلح زمان شاه که با پیروزی انقلاب اسلامی، به دلیل آزادی اعضای زندانی شان و امکان جذب بخشی از جوانان فعال تر شده بودند، تصور میکردند با تحت فشار نظامی قرار دادن هواداران انقلاب اسلامی که کمتر با جنگ و اسلحه آشنا هستند، میتوانند به اهداف خود برسند.
در روزهای نخستین پیروزی انقلاب اسلامی، گروههای اسلامی طرفدار امام خمینی در شکل گرفتن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش مهمی ایفا کردند. تشکل های مردمی حاضر در مساجد نیز کمیته های انقلاب اسلامی را شکل دادند که سالهای بعد به همراه شهربانی و ژاندارمری، نیروی انتظامی را تشکیل دادند.
محسن رضایی و تعداد بسیاری که بعدها برای سالها فرماندهی سپاه پاسداران را بر عهده داشت، عضو یکی از همین گروههای مسلح پیش از انقلاب بودند که بعدها با عنوان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شناخته شدند. این افراد و سپاه پاسداران که توسط آنها و دیگر جوانان معتقد به خط امام بنیانگذاری شد، نقش اصلی را در مبارزه با گروههای مسلح در ماهها اول انقلاب بر عهده داشتند.
گروههای عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تا زمان دستور امام مبنی بر پرهیز نظامیان از فعالیت سیاسی، در سپاه حضور داشتند و پس از آن بین عضویت در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و سپاه یکی را انتخاب کردند.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧

آقایی : استفاده از هر تریبونی برای تخریب دیگران برای اصولگرایان مباح است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی گفت: استفاده از هر سازمان و تریبون‌‏هایی مانند مجلس به منظور تخریب دیگران برای اصولگرایان مباح است اما در کشور اسلامی هیچ کس نباید جرات داشته باشد حرف خلاف واقع بزند یا کسی را تخریب کند، درحالی که برخی درکشور به راحتی کار خود را انجام می‌‏‌‌‌‏دهند و دیگران را تخریب می‌‏کنند و برعکس اگر کسی انتقاد سازنده و صحیح از مجموعه کند، گرفتار مشکلات زیادی می‌‏شود.

هدایت‌‏الله آقایی در گفت‌گو با ایلنا، با اشاره به افزایش تخریب‌‏ها علیه خاتمی، اظهار داشت: تخریب اصلاح‌‏طلبان از جانب افراطیون اصولگرا موضوع تازه‌ای نیست و سال‌‏ها شاهد این توهین‌‏ها و تخریب‌‏ها بوده‌‏ایم.

وی با بیان اینکه تخریب‌‏ها و توهین‌‏ها روزبه روز بیشتر می‌‏شود، ادامه داد: حرکات و بحث‌‏های تخریبی هم بیش از گذشته پیچیده‌‏تر شده و با برنامه‌‏ریزی بیشتر و سازمان‌‏یافته‌‏تر دنبال می‌‏شود و احساس می‌‏کنیم از مدت‌‏ها پیش به شکل ستادگونه‌‏ای موضوع تخریب‌‏ها در جناح راست برنامه‌‏ریزی می شود.

آقایی یادآور شد: از زمانی که آقای پالیزدار بسیاری از چهره‌‏های انقلاب را لکه‌‏دار کرد و حرف‌‏های درست و غلط را با هم درآمیخت و یک تخریب پیچیده‌‏ای را سازمان‌‏دهی کرد، ما احساس کردیم این موضوع دامنه دار است و هدف آن هم برای انتخابات آتی برنامه‌‏ریزی شده زیرا انتخابات آینده برای اصولگرایان بسیار مهم و سرنوشت ساز است.

وی با اشاره به اینکه طیف اصولگرا، مجالس هفتم و هشتم و ریاست جمهوری نهم را طی چند سال برعهده داشته است، اضافه کرد: اکنون اصولگرایان پس از چند سال حضور در قوای مجریه و مقننه باید پاسخگوی مطالبات مردم باشند اما امروز دستشان برای پاسخگویی خالی است و نمی‌‏توانند پاسخ مردم را بدهند، به همین دلیل به نظر می‌‏رسد می‌خواهند تخریب‌‏ها را گسترده‌‏تر انجام دهند.

آقایی با بیان اینکه استفاده از تریبون مجلس یا هر امکان دیگری برای اصولگرایان در حال حاضر مباح است، گفت: استفاده از هر سازمان و تریبون‌‏هایی مانند مجلس به منظور تخریب دیگران برای اصولگرایان مباح است اما در کشور اسلامی هیچ کس نباید جرات داشته باشد حرف خلاف واقع بزند یا کسی را تخریب کند، درحالی که برخی در کشور به راحتی کار خود را انجام می‌‏‌‌‌‏دهند و دیگران را تخریب می‌‏کنند و برعکس اگر کسی انتقاد سازنده و صحیح از مجموعه کند، گرفتار مشکلات زیادی می‌‏شود.

وی تصریح کرد: امید چندانی به برخورد با توهین‌‏ و تخریب‌‏کنندگان نداریم باید فعالین سیاسی در جاهایی که لازم است پاسخ این هجمه‌‏ها را بدهند و در مواقعی که نیاز به سکوت است، سکوت کنند.

عضو شورای مرکزی کارگزاران همچنین با اشاره به افزایش احتمال حضور خاتمی در انتخابات و موضع این حزب در انتخابات ریاست جمهوری، تاکید کرد: موضع حزب از موضع اشخاص جدا است، البته بهتر بود موضع انفرادی اشخاص نیز هم‌‏جهت با حزب باشد. اما در هرصورت اکثریت اعضای حزب رای داده‌‏اند که اگر خاتمی وارد عرصه انتخابات شود، از او حمایت کنند.

هدایت آقایی در پایان خاطرنشان کرد: در تمام احزاب و گروه‌‏ها ممکن است گرایشات متفاوتی وجود داشته باشد اما موضع رسمی احزاب اهمیت دارد و موضع رسمی کارگزاران نیز حمایت از خاتمی است.


Link      Comments () Date: دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧

خاتمی رسما و قاطعانه اعلام کاندیداتوری کرد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog  خاتمی انتخابات دهم

سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین و محبوب ترین چهره سیاسی کشور، رسما و قاطعانه اعلام کاندیداتوری کرد.

لینک مطلب:

سید محمد خاتمی در مراسم افتتاح سایت مجمع روحانیون مبارز به طور رسمی کاندیداتوری خودش  را برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد.
سید محمد خاتمی رئیس بنیاد باران یکشنبه 20 بهمن در جمع خبرنگارانی که به محل دفتر مجمع روحانیون مبارز آمده بودند گفت با جدیت در  دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران شرکت می کنم.
اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد.


Link      Comments () Date: یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧

سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق ... از وبلاگ آینده عباس عبدی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از وبلاگستان:


این متن خلاصه‌ای است از مقدمه و متن مذاکرات منتشره در کتاب "برای قضاوت تاریخ" که در تابستان 1383 در لندن از سوی انجمن اینتر‌لینک منتشر شده است.متن کتاب از روی نوارهای ویدوئی مذاکرات مسئولان اطلاعات(به عربی مخابرات)عراق با مسعود رجوی و همراهانش پیاده شده است و چون در سالهای متعدد انجام شده مسئولین مربوط هم تغییر کرده‌اند.اولین مذاکره پس از سرکوب قیام مردمی در سال 1991 است که با سپهبد الدوری انجام شده است.مذاکرات بعدی با طاهر جلیل حبوش است که در سالهای 1999 تا 2001 انجام شده است


مطلب کامل را در ادامه بخوانید


برای قضاوت تاریخ

 

{این متن خلاصه‌ای است از مقدمه و متن مذاکرات منتشره در کتاب "برای قضاوت تاریخ" که در تابستان 1383 در لندن از سوی انجمن اینتر‌لینک منتشر شده است.متن کتاب از روی نوارهای ویدوئی مذاکرات مسئولان اطلاعات(به عربی مخابرات)عراق با مسعود رجوی و همراهانش پیاده شده است و چون در سالهای متعدد انجام شده مسئولین مربوط هم تغییر کرده‌اند.اولین مذاکره پس از سرکوب قیام مردمی در سال 1991 است که با سپهبد الدوری انجام شده است.مذاکرات بعدی با طاهر جلیل حبوش است که در سالهای 1999 تا 2001 انجام شده است.اگر کتاب را پیدا کردید حتما متن کامل آن را بخوانید اما در اینجا به دلیل محدودیت امکانات فقط به بخشهای محدودی از آن اشاره می شود ضمن این که نمی‌دانستم ناشر از انتشار کامل آن رضایت دارد یا خیر.}
//////////////////////////////////////////
بخشی از مقدمه کتاب:
[‍ گزارش وزارت امور خارجه آمریکا به کنگره...] کردهای عراقی نیز [به دنبال عملیات «توفان صحرا»] ادعا کردند که مجاهدین در سرکوب کردها به ارتش عراق کمک کرده‌اند؛ ادعایی که از سوی پناهندگانی که به نزدیکی مرز ایران گریخته بودند، مورد تأیید قرار گرفت. (آسوشیتدپرس، «ارتش آزادی‌بخشی در عراق منتظر است»، 10 مه 1991) رهبر «اتحادیه میهنی کردستان عراق»، جلال طالبانی، به خبرنگاران گفت: «در نبرد کرکوک، پنج هزار تن از مجاهدین به نیروهای صدام پیوستند.» (مایکل تودولو، روزنامه تایمز لندن، نیروهای تهران با چریک‌های ایرانی در مرز عراق نبرد می‌کنند»، (2 آوریل 1991).
گزارش اخیر وال‌استریت ژورنال می‌گوید: «طی شش سال گذشته، تنها تهاجم عمده ارتش آزادی‌بخش ملی در سال 1991 و درست پس از جنگ خلیج صورت گرفت و این زمانی بود که صدام حسین به رجوی دستور داد برای فرونشادن شورش کردها در شمال عراق به کمک بیاید؛ و این را شرکت‌کنندگان در آن عملیات بیان می‌دارند.» (پیتر والدمن، وال استریت ژورنال، «چریک‌های ضد ایرانی، مریدانی را از دست می‌دهند ولی دوستانی در واشنگتن پیدا می‌کنند»، 4 اکتبر 1994) یک عضو سابق مجاهدین خلق که در عراق بوده، گفت که اختلاف او با رهبری مجاهدین زمانی آغاز شد که او عملیات سازمان علیه کردها را زیر سوال برد.
سازمان در جواب کنگره چنین نوشت:
در گزارش وزارت خارجه، مجاهدین متهم به شرکت در سرکوبی کردهای عراقی شده‌اند... [طی سال‌های 65 به بعد] برای کسب امتیاز و جلب نظر آخوندها، گروه [جلال] طالبانی به حملات متعددی علیه مجاهدین که در مناطق کردی عراق نیز پایگاه داشتند، دست یازید [و]... طی حملات مختلف، شماری از مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادی‌بخش را کشته یا زخمی کرد. با این همه، به رغم توانایی مجاهدین در پاسخگویی نظامی، مجاهدین هرگز مقابله به مثل نکردند.
...در جریان جنگ خلیج فارس، مجاهدین کلیه پایگاه‌های خود در مناطق کردنشین شمال عراق و هم‌چنین پایگاه‌های واقع در جنوب عراق را تخلیه و در قسمت میانی مرز ایران و عراق مستقر شدند... مجاهدین به هیچ وجه مایل به درگیر شدن در مسایل داخلی عراق نبودند.
...واقعیت این بود که مجاهدین هرگز و در هیچ کجا با نیروهای حزب دموکرات کردستان عراق (بارزانی) روبه‌رو نبودند و فاصله جغرافیایی دو طرف از یکدیگر خیلی زیاد بود؛ اما افراد طالبانی... در نزدیکی همین منطقه بودند... تنها اقدامی که مجاهدین... انجام [می]دادند، مراجعه به صلیب سرخ بود...
چرا وزارت خارجه... چهار سال بعد از پایان درگیری‌های داخل عراق به یاد «شرکت مجاهدین در سرکوب کردهای عراقی» افتاده است و آیا این ناشی از خالی بودن دست تهیه‌کنندگان گزارش در مقابل مجاهدین و مقاومت ایران نیست؟
بسیاری از تسلیحات مورد استفاده ارتش آزادی‌بخش، غنایمی است که در جریان بیش از یک صد رشته عملیات این ارتش، علیه نیروهای مسلح رژیم خمینی به دست آمده است. به عنوان مثال، در جریان فتح شهر مهران در خرداد 67 ... ارتش آزادی‌بخش بیش از 200 تانک، نفربر، توپ و تجهیزات سنگین و هزاران سلاح نیمه‌سنگین و سبک، همراه با هزاران تن مهمات و صدها خودرو به غنیمت گرفت.
البته بخشی از سلاح‌ها و تمامی خودروهای ارتش آزادی‌بخش را نیز مجاهدین با پرداخت قیمت‌شان از منابع مختلف خریداری کرده‌اند. بیش از یک صد و پنجاه میلیون دلار اسناد خرید خودرو و تجهیزات مختلف ارتش آزادی‌بخش از کشورهای غربی در این سالیان، موجود و قابل ارایه و انتشار می‌باشد.
اما در انتهای متن گزارش وزارت خارجه آمریکا ذیل عنوان "حاکمیت خارجی" آمده است که:
یکی از سرمایه‌گذاران عمده و اصلی سازمان [مجاهدین خلق]، صدام حسین می‌باشد که سلاح و پول های نقدی بالغ بر حدود صدها میلیون دلار را تأمین نموده است. (از جمله ارجاعات: طولانی‌ترین جنگ، دیلیپ هیرو، نیویورک، روتلج، 1991، ص 246)
[...] بازدیدکنندگان پایگاه‌های مجاهدین در عراق مشخص ساخته‌اند که سلاح‌های موجود در انبارهای تسلیحات آنان، از جانب عراق داده شده و بسیاری از آنها اساساً از اتحاد شوروی خریداری شده بودند. خبرنگاری که در سال 1993 سفری به یک پایگاه مجاهدین در عراق نموده بود، «حدود 35 تانک قدیمی، نفربرهای زرهی، توپ‌های صحرایی ساخت چین و کاتیوشاهای ساخت شوروی» را مشاهده نمود. (نقل از کاریل مورفی، واشنگتن پست ... 17 ژوئن 1993) «عراق مقادیر معتنابهی مهمات سبک، توپخانه متحرک، گلوله، تانک و دیگر تسلیحات به غنیمت گرفته شده از نیروهای ایران را به مجاهدین مسترد کرد» (پاتریک ئی‌تایلر، واشنگتن پست، 29 ژوئیه 1988)
در ماه مه 1988، نیویورک تایمز نیروهای مجاهدین را «عمدتاً یک واحد پیاده‌نظام با سلاح‌های سبک و نفربرهای زرهی و توپخانه ساخت شوروی» توصیف نمود. «هم‌چنین گفته می‌شود که مجاهدین تاکتیک و شیوه کار به سبک شوروی را دنبال می‌کنند که این سبک مورد استفاده ارتش عراق نیز می‌باشد.» نقل از برنارد ئی‌ترینر، نیویورک تایمز، 16 مه 1988)
در مقدمه کتاب و در توصیف مسعود رجوی و با استناد به ادعاهای سازمان آمده است که:
مسعود رجوی کسی است که:
ـ طومار مخالفین را در هم می‌پیچاند.
ـ آثار نفیس ایدئولوژیک تدوین می‌کند.
ـ راست‌گرایان ارتجاعی و اپورتونیست‌های چپ‌نما را با قاطعیتی ستایش‌انگیز بر جای خود می‌نشاند.
ـ همه مجاهدین به شاگردی‌اش افتخار می‌کنند و معترف‌اند که صلاحیت[های] خود را در زمینه‌های مختلف از او کسب کرده‌اند...
ـ طومار فتنه و فشار سیاسی از قبیل توده‌ای اکثریتی را (با بنیاد نهادن نسل محبوب خود میلیشیا) در هم می پیچد.
ـ انقلاب عظیم مردم ایران و عالی‌ترین ثمره تشکیلاتی خود یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران را از خاکستر شدن نجات می‌بخشد.
ـ به فرمان او سرفصل انقلاب دموکراتیک به پیشتازی مجاهدین آغاز می‌شود...
ـ ازدواج و همخوابگی با همسر یکی از دوستان‌اش... «انقلاب نوین ایدئولوژیک»، «نبأ عظیم»، «اوج کیفی جدیدی بر فراز تمامی حماسه‌های تاریخ مجاهدین» و «بزرگترین و خطیرترین و مهم‌ترین ابتلای کل دوران» و «شب قدر» نام می‌گیرد.
ـ اطاعت از او سرچشمه فیوضات و برکات فراوان است.
ـ خورشیدی است که آتش وجود مجاهدین خلق، پرتوی از انوار تابناک آن است و همان آتش است که موسی (ع) در کوه طور دید.

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////
مذاکرات فوق سری رجوی با سپهبد صابر الدوری رییس مخابرات عراق (پس از انتفاضه 1991)
رجوی: ولی اولین گله من از خود «شما»ست...
صابر: من مایل بودم و تصمیم داشتم به محض انتصاب به ریاست سرویس، با شما ملاقات کنم. برادر غالب(یکی از مقامات مخابرات عراق) می‌داند که هرگاه می‌خواستیم ملاقات صورت بگیرد. به هفته بعد موکول می‏شد؛ ولی [اکنون] نمی‌خواهیم که از این به بعد این تأخیر صورت بگیرد...
صابر: من هم به نوبه خودم از آقای مسعود بابت اطلاعات ذی‌قیمت و ارزشمندی که برای سرویس ارسال داشتید و فعالیت گسترده بین‌المللی و سیاسی که جهت رسوایی رژیم خمینی انجام دادید، تشکر می‌کنم.
رجوی: از کلمات محبت‌آمیز رییس جمهور، هم‌چنین از خود شما [تشکر می‌کنم و این] بیشتر مرا خجل‌مند می‌کند... چیزی جز وظیفه خودمان انجام نداده‌ایم و نیاز نبود که رییس جمهور نامه تشکر‌آمیز به من بدهد. شما بهتر می‌دانید که چه ماجراهایی بوده و در چه نقطه دقیقاً ما دست‌مان را در دست هم گذاشتیم. سرنوشت ما واحد است، خون‌های ما در هم آمیخته [است]. می‌دانید که اینها تعاریف نیست. بین ما و شما، بین ما و عراق چه دولت و چه حزب بعث و در رأس آن و سمبل آن آقای رییس جمهور و از طریق دیگر مقاومت ایران و مجاهدین خلق و ارتش آزادی‌بخش، فقط روابط صرف سیاسی نیست. اصلاً این طوری قابل تفسیر نیست؛ فکر می‌کنم که یک برادری کامل است. واقعیت این است که منافع ما چفت در چفت و تنگاتنگ است. خواهش می‌کنم سلام مرا به آقای رییس جمهور برسانید. هیچ نیاز به لطف ایشان نیست و از طرف من به ایشان بگویید: در خانه تو بودیم، هستیم و خواهیم ماند تا آنجایی که در توان ما هست.
صابر: برادران در سختی‌ها و گرفتاری‌ها برادری خودشان را ثابت می‌کنند، در حقیقت برادری خودتان را برای ما ثابت کردید و با رزمندگان خودتان از خاک عراق محافظت کردید. مایلم برادر مسعود بداند که ما و شما نقش بسزایی در سرکوب آشوب‌های اخیر داخلی داشتیم و در کنار یکدیگر علیه آشوبگران جنگیدیم و آشوب را الحمدالله با شکست روبه‌رو ساختیم و سرکوب نمودیم.(منظ.ر سرکوب کردها در شمال و شیعیان در جنوب عراق پس از انتفاضه 1991 است)
رجوی: آیا فرمایش‌تان تمام شد تا بنده عرایضم را مطرح کنم. اجازه بدهید وارد بشوم...
یادتان می‌آید رژیم شاه می‌خواست علیه شما کودتا کند؛ قرارداد شط را الغا کرد...
من هفت آلبوم می‌دهم خدمت‌تان که مربوط به داخل و مربوط به رژیم [ایران] است چیزهایی که علیه ما نوشته شده؛ به خاطر عملیات ماه مارس [1991 علیه کردها و شیعیان جنوب عراق]، حرف‌شان این است که شما مجاهدین خلق ایرانید یا مجاهدین عراق و حزب البعث و آقای رییس جمهور [صدام حسین]]! ما چیزی از شما پنهان نمی‌کنیم...
صابر:...من علاوه بر اینکه از جسارت و شجاعت رزمندگان شما خوشحال شدم، وقتی که توانمندی سربازان خودمان را با رزمندگان شما در جنگیدن و مبارزه در برخی موارد مقایسه کردم، خیلی متأثر شدم. در برخی از مناطق و من‌جمله در منطقه «دیاله» سربازان ما وقتی با یک سری از اکراد عادی (و نه رزمنده) روبه‌رو می شدند، از ترس دست به فرار می‌زدند.
رجوی :ابوارکان(کنیه مسئول اطلاعات عراق) ضمناً تخصص دارد که چگونه دوای تلخ را قطره‌قطره توی گلوی آدم بریزد؛ هر روز یک قطره و هر هفته یک قطره به من می‌داد! .....ابوارکان آمد و به ما نگفت عقب‌نشینی کنید به طرف غرب «دیاله»؛ بلکه گفت به سوی پادگان‌های‌تان عقب‌نشینی کنید. من همه را برای پیشروی توجیه کرده بودم ولو اینکه شش‌ماه آنها را نگه داریم. دوباره می‌بایستی آنها را مجدداً ‌توجیه می‌کردم که چرا داریم به پادگان‌ها عقب‌نشینی می‌کنیم...
آقای رییس جمهور به من گفت: «راجع به آینده سازمان نگران نباش؛ ما شما را مثل یکی از اعضای فرماندهی حزب بعث در جریان می‌گذاریم.» این عین جمله ایشان است. خوب، شما هم ما را مثل یکی از اعضای «قیاده قطریه» [فرماندهی حزب بعث] در جریان اوضاع ایران قرار بدهید.
بعد از مرگ خمینی، به دستور سیدالرییس لجنه‌ای (کمیته)تشکیل شد. یک سال است که ما این کمیته را ندیده‌ایم؛ کمیته‌ای که شما نایب رییس آن بودید.
استاد طارق عزیز هم همیشه در مسافرت است؛ پس من باید در اتاقم بنشینم و فکر کنم که چی [باید بشود]...
بعد از کویت، نه شما را می‌شود دید نه ایشان را. بنابراین به دستگاه‌مان این احساس داده می‏شد که شما دوستی ما را نمی‌خواهید و بنابراین این مناسبات در سطح لازم نیست...
اولاً اگر آن رابطه فی‌مابین ما این علاقه با آقای رییس جمهور نباشد، پس من بیخود در عراق هستم. این رابطه من با آقای رییس جمهور حق من است. این حق را از لحاظ سیاسی نمی‌گویم مطلقاً؛ بلکه از لحاظ عواطف و علقه شخصی، من خانه را با صاحب‌خانه می‌خواهم. اگر صاحبش را نبینم، چه فایده‌ای دارد؟! پس معنایش این است که تو بیخود در این خانه هستی. این رابطه من با آقای رییس جمهور است. منظورم خلق مشکل سیاسی برای ایشان و دیدار علنی و درخواست لیست‌گونه نیست؛ صاحب‌خانه من است!! پس حق من است. ممکن است شما بگویید که مسئولان و اعضای فرماندهی حزب بعث هم این حق را ندارند؛ حق ندارند مزاحم آقای رییس جمهور بشوند. شما چون عراقی هستید، اگر هم این طوری باشد. پس چرا من را از این حق محروم می‌کنید. این ادعای اصلی من است. بعد به خود شما برمی‌گردیم؛ چون در طول یک سال گذشته می‌خواستم ایشان را ببینم ولی شما نگذاشتید. چرا؟ این حق من است.
صابر: برادر مسعود می‌خواهند همه ما را چون دستورات آقای رییس جمهور را اجرا نکردیم، به زندان بیندازند!
رجوی: می‌خواهید برای‌تان قسم بخورم که بین العرب و العجم لا یوجد شقیق صدیق نزدیک‌تر از همین مجاهدین خلق! چنانچه در میان عرب و عجم بگردید، هیچ دوستی به اندازه مجاهدین خلق پیدا نخواهید کرد. این را من بعد از پنج سال دارم می گویم. نمی‌خواستم بگویم که چرا با دوست‌تان این طوری می‌کنید. مگر شما تصور می‌کنید. من می‌خواهم شماره تلفن‌تان را به رفسنجانی بدهم؟! من یک وقت مشخصی از شما می‌خواهم، به این راضی هستم؛ هفته‌ای یک ساعت از وقت شما برای من یک ساعتی که نصف آن ترجمه است. بنابراین برای دو هفته دو تا یک ساعت ولو اینکه بنشینیم برای هم قصه بگوییم؛ آقای رییس جمهور دستور دادند، مایه را پرداختند؛ اما وزرای مختص جوهر سیاسی او را نگرفتند. با فرض اینکه همه خواسته‌ها را بگویید نه، هفته‌ای یک ساعت قبول است تا وقتی که ما در عراق هستیم. اگر نه می‌روم قصر ریاست جمهوری، اعتصاب غذا می‌کنم! این تنها راه است...
صابر: وقتی دو چیز فراهم می‌شود، یکی حسن‌نیت و دیگر احساس برادرانه و اعتقاد قطعی که برادر مسعود بدان اشاره کرد، هیچ دوستی در میان عرب و عجم پیدا نمی‌کنیم مانند مجاهدین.
رجوی: والله بین العرب و العجم چنین دوستی پیدا نمی‌کنید!
صابر: برادر مسعود وضعیت و شرایط ما را خوب می‌داند که ما از دوم آب (اوت) [1990] تاکنون درگیر جنگ و حمله‌ای شده‌ایم که بر سر هیچ کشوری تاکنون نیامده است. آن چیزی که بر سرمان آمد از حمله‌های هوایی تا آشوب‌های داخلی که شما در سرکوب و فرونشاندن آن سهم داشتید.
هر بار که می‌خواستیم ملاقات صورت بگیرد، مأموریتی خارج از بغداد برای من پیش می‌آمد.
رجوی: الآن بالاخره حق من چه می‌شود، آن یک ساعت حقی که در هفته دارم؟!.....
صابر:.. ببخشید راجع به نظریه اول بار دیگر توضیح بدهید.
رجوی: اینکه با رژیم خمینی همین طوری صبر می‌کنیم تا اوضاع عراق ثبات بگیرد و بعد اگر لازم شد با رژیم [وی] تصفیه حساب می‌کنیم. این نظریه اول؛ اما نظریه دوم که من از آن دفاع می‌کنم به صورت دیالکتیکی می‌گوید که اوضاع عراق به ثبات نخواهد رسید مگر یک پشت جبهه مستحکمی داشته باشیم و الا محاصره تشدید می‌شود مثلاً اگر ترکیه با شما بود؛ یعنی رژیم ترکیه متحد استراتژیک شما می‏شد... یا عربستان سعودی (چون می‌دانید که اردن چنان امکانی را ندارد) و یا سوریه؛ که اینها با شما جنگیده‌اند. باور کنید وقتی من این حرف‌ها را می‌زنم واقعاً مصالح عراق را در نظر می‌گیرم و فقط به عنوان یک مجاهد فکر می‌کنم. به خدا بعد از آتش‌بس برای من مثل روز روشن بود که این رژیم با شما قرارداد صلح امضا نمی‌کند. در آخر اوت 1988 من با آقای رییس جمهور ملاقات داشتم و این حرف و اعتقادم را به آقای رییس جمهور گفتم که باور کنید قرارداد نهایی را با ما امضا خواهید کرد. ایشان گفتند: «کمال مطلوب ما همین است.»
شما از من بهتر می‌دانید که آنها از شما چه می‌خواهند؛ می‌خواهند حزب بعث و ارتش عراق نباشد مگر اینکه در دست آنها باشد و در رأس آن سمبل‌اش باشد. اگر این سمبل نباشد، این دو پایه نیست. منظورم این است که عراق نیست؛ چون این دو پایه، با آن سمبل و آن رهبری، عراق را از توطئه‌ها مصون داشته است. من فکر می‌کنم هر آدم با انصافی این را قبول دارد؛ و الآن من جداً این طور فکر می‌کنم که در آخر داستان و انتهای خط، یا مجاهدین در تهران هستند و به عنوان متحد استراتژیک شما در مقابل همه توطئه‌ها [می‌ایستند] و یا هم ما و هم شما نخواهیم بود. این واقعاً برایم واضح است....
می‌دانید ما با خیلی از اعضای کنگره آمریکا از قدیم ارتباط داشته‌ایم و زمانی بود که سیاست توسعه‌طلبانه رژیم خمینی را توسط آنان محکوم می‌کردیم. از فردای حمله به کویت تا پایان آشوب‌های داخلی بر ما سخت گرفتند؛ حرف‌شان این بود که چرا شما در عراق هستید... پاسخ ما هم واضح و روشن بود که سرنوشت ما از عراق می‌گذرد.
هدف جداسازی ما از شما بود که طبعاً با شکست روبه‌رو شدند. نمی‌دانستند که ما تصمیم‌مان را گرفته‌ایم و تا آخرش باقی می‌مانیم...
به عهده من است که ایده‌ها و اطلاعاتی را که شما دادید، به وزارت امور خارجه و کاخ سفید منتقل کنم.....
این شرایطی که مرا بر‌می‌انگیزد تا به برادر و متحد استراتژیکی که سرنوشت واحدی داریم، بگویم که آمادگی ما به سود هر دو ماست. من نمی‌دانم آیا شما باور می‌کنید که ما می‌توانیم این رژیم را سرنگون کنیم یا خیر؛ بلی [می‌توانیم،] به شرط آنکه تمام عیار کمک‌مان کنید...
سایر اعراب ما را بایکوت کرده‌اند و ما می‌گوییم که اگر همین عراق را داشته باشیم، برای ما بس است...
رجوی: می‌توانم از شما یک سوال داشته باشم؟
صابر: بفرمایید.
رجوی: شما یقین داشته باشید که ما می‌توانیم نظام [ایران] را ساقط کنیم. این را می‌توانیم تا آخر انجام دهیم و مشکلی برای ما و شما پیش نخواهد آمد...
آیا شما اعتقاد دارید که ما بتوانیم رژیم ایران را سرنگون کنیم؟ من فکر کنم که شما در این خصوص شک دارید. اگر این شک نبود، خیلی سریع پیشروی می‌کردیم و به نتیجه می‌رسیدیم. من تصادفی جلوی شما ننشسته‌ام. رسیدن مجاهدین به عراق تصادفی نبوده است؛ بلکه فلشی است که آینده را نشان می‌دهد؛ تاریخ و مشیت است؛ و الا ما از بین رفته بودیم. من فکر می‌کنم که ارتش شما به این [که ما پیروز نمی‌شویم] اعتقاد دارد؛ سیاسی‌های شما نیز به این اعتقاد دارند؛ چون با ما تماس ندارند و ما فقط با مخابرات ارتباط و تماس داریم. اگر آنها یقین داشته باشند که راه نجات در تهران و کلید آن در تهران است و ما می‌توانیم این کار را انجام دهیم...
رجوی: نظر شما به قطعات (موضوع قطعات تانک است)درخواستی است؟
صابر: من درخواست‌های شما را برای وزارت دفاع ارسال می‌کنم و با آنها مشترکاً روی آن کار می‌کنیم و نیاز شما را تأمین می‌کنیم.
من به برادر مسعود می گویم که متأسفم. ما در خصوص تأمین درخواست‌های شما کوتاهی نمی‌کنیم؛ و این دستور سیدالرییس(همه جا منظور از این کلمه صدام است) است نه حرف من!
رجوی: متشکرم. پس من می‌خوانم و شما بنویسید و هر کدام امکان داشت تهیه شود.
صابر: من حاضرم؛ بفرمایید. ما یکی هستیم....!
رجوی: نیروهای طالبانی یا آن دو نفر اسیر (از اعضای مجاهدین بوده اند)را به ما می‌دهند و یا ما این 20 نفر اسیر «یکنی» را می‌کشیم و می‌گوییم که این معامله ماست.
صابر: بله؛ واقعاً با اکراد باید اینگونه برخورد شود؛ ولی اسرا را بفرستید تا برای شما محصول برداشت کنند.
رجوی: تنها عشق این مجاهدین در عراق تانک است. در شرایط عراق خانواده وجود ندارد؛ تنها چیزی که معنی دارد و از من می‌پرسند، دو چیز است که من از آن فرار می‌کنم؛ می‌گویند: «ببین؛ ما بمباران را تحمل کردیم، «یکنی» را تحمل کردیم، آتش‌بس را تحمل کردیم؛ و پنج سال است که در بیابان هستیم؛ قبلاً هم که ماهی یک بار یا سالی یک بار کربلا می‌رفتیم، این هم که دیگر نمی‌رویم؛ بچه‌های ما را هم که گرفتی و فرستادی خارج؛ خانواده و زن هم که نداریم؛ پس به ما بگو کی از اینجا می‌رویم یا بگو که وقتی رفتی سیدالرییس را ملاقات کردی، آیا تانک گرفتی یا خیر...» من می‌دانم که تا شما به یقین نرسید، باید منتظر بود. حالا با این روان‌شناسی رزمندگان من واقعاً خودم هم نمی‌دانم که آدم در این پادگان‌ها چگونه عاشق تانک می‌شود! جداً نمی‌دانم چرا...
صابر: چون چیزی نیست که عاشق آن شود، عاشق تانک می‌شود!(منظورش روشن است)
رجوی: تانک‌ها را دایم می‌شویند و صابون می‌زنند و می‌برند حمام؛ و هر قطعه هم که خراب می‌شود عزا می‌گیرند. آن روزی که قبل از جنگ [خلیج] تانک‌ها را از ما خواستید و تعدادی را گرفتید؛ حدود 100 تا 150 و 152 تانک گرفتید...
ما آخر حدود یک ماه جنگ داشتیم. تعداد 107 دستگاه از این تانک‌ها قطعه کم دارد. 8 سال توسط شما از این تانک‌ها کار کشیده شده است.
صابر: برادر مسعود الآن از عشق رزمندگان به تانک می‌گفت: می‌خواهد بگوید که عاشق تانک هستند؛ مانند عرب و عجم که عاشق زن می‌شوند. البته ما عرب و عجم در تمام عمرمان عاشق یک زن می‌شویم!(منظورش ازدواجهای مجدد رجوی از جمله با همسر دوستش است!!)

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
مذاکرات مسعود رجوی با سپهبد طاهر جلیل حبوش (سال 1999)
ابواحمد(مقام دوم اطلاعات عراق قبل از ورود رئسش صحبت می کند): من دو نفر را [با این هوشیاری و دقت‌نظر] می‌شناسم: یکی سیدرییس (صدام) است و دیگری سید مسعود رجوی؛ و این را بدون تعارف می‌گویم.
رجوی: در صورتی این حرف را در مورد خودم قبول می‌کنم که با شما به تهران برسم.
ابواحمد: انشاءالله در یک روز خوب!...
رجوی: خودتان گفتید؛ هر دو آنهاست [قدیم و جدید]. گفتید که قرارها هفتگی است ولی من ملاقات‌ها را روزانه می‌خواهم. خصوصاً بر روی این موضوع تأکید می‌کنم که رسیدن به اهداف با حمایت شما انجام می‌شود و صدام نیز تأکید کرده که «از خاک عراق برای کار و تحقق اهداف استفاده شود؛ با تمام امکانات عراق و با تمام آزادی به اهداف خود برسید». من گواهی می‌کنم که در 13 سال گذشته سیدالرییس صدام حسین به تعهدات خود عمل نموده و یکایک کارها و درخواست‌ها را انجام داده است.
همان گونه که اطلاع دارید من در سال‌های 1981 تا 1986 در پاریس بودم. در آن سال‌ها دشمنی به اینگونه با ما نبود و به ما تروریست نمی‌گفتند؛ هر چند که کاخ سفید و کاخ الیزه می‌دانستند؛ با کاخ الیزه هم ارتباط داشتیم. می‌دانستند که چه کسی حزب جمهوری را در ایران منفجر کرد و چه کسی و چرا عملیات علیه رییس جمهوری و علیه رییس‌الوزار[ی ایران] انجام داد. آنها می‌دانستند و خوب هم می‌دانستند ولی صفت تروریست هم به ما نزدند.
به یاد می‌آورم که در سال 1982 وقتی که طارق عزیز به منزل ما در پاریس آمد، با همدیگر قرارداد صلح امضا کردیم و من جلو خبرنگاران گفتم: اگر خمینی در جنگ دم از پیروزی می‌زند، پس از دو سال حسرت می‌خورد؛ و گفتم که خمینی شکست می‌خورد و این مقاومت [یعنی سازمان] و مردم و عراق هستند که پیروزمندانه از این جنگ خارج خواهند شد.
الآن مدت 18 سال و 4 ماه است که جنگ مسلحانه را شروع کرده‌ایم. تا امروز من 120 هزار نفر از مجاهدین را از دست داده‌ام. از شما پنهان نمی‌کنم که تیک‌تیک و ثانیه‌های ساعت تمام دقیقه‌های ساعت به من می‌گوید که تأخیر شده و تأخیر کردید.
در این روز جمعیت ایران به صورت دقیق 77 میلیون نفر است و این مردم برای تغییر نظام به ما چشم دوخته‌اند. خلاصه‌ای از تاریخ و تمدن ایران در مقاومت ما موجود است و آنجا دیگر کسی در صحنه نیست. افرادی از استعمار و تحت نام گروه‌های چند نفره در خارج هستند و کاری انجام نمی‌دهند؛ مثل گروه‌های معارض شما که کاری نمی‌کنند و جدی نیستند. فقط ما می‌مانیم و رژیم ملایی ایران.
ثبات عراق در مقابل 30 کشور معاند و دشمن بسیار خوب و استوار است و این فقط معنی رهبری سیدالرییس می‌باشد. در کنار آن، مسأله عجیب و شگفت [دیگری] که مانند آن در این قرن وجود ندارد و شگفت‌تر است وجود مجاهدین است در عراق؛ چون از هر جهتی علیه آنها اقدام شده است و اینها علاوه بر مسایل کشور خودشان، در مشقات شما هم سهیم هستند.
مصالح ما با شما گره خورده است و ضررها و آسیب‌های ما مشترک است. روز گذشته شما شاهد بودید که سید نایب‌الرییس(معاون صدام) وقتی که من گفتم که متحد شما باید اینگونه باشد چه گفتند؛ گفتند: «ما یک هدف داریم»؛ و این حقیقت است.
حبوش:...اگر ما اهدافی را مشخص کردیم و از مجاهدین خواستیم که آن را انجام دهند، باید این کار را انجام دهند. وقتی که من در اینجا از شما حمایت می‌کنم، در نتیجه شما نیز باید این کار را انجام دهید تا من بتوانم به آن کسی که برای زدن مجاهدین به عراق می‌آید، ضربه بزنم...
بهتر است یک مسأله شخصی را از برادر مسعود بپرسم: شما که قرآن می‌خوانید با توجه به اینکه مدتی نیز در عراق هستید؟ چرا زبان عربی را یاد نگرفتید؟
رجوی: شما صددرصد درست می‌گویید؛ اما در فارسی یک شعر به عنوان ضرب‌المثل است که «شیطان کجا گذاشت که من بندگی کنم»؛ این شیطان‌های ملا که در کارهای روزانه من هم دخالت می‌کنند، کجا گذاشتند که این کار را بکنم!
حبوش: من فکر می‌کنم که یاد گرفتن زبان عربی یکی از کارهای روزانه باید باشد؛ جزیی از مبارزه شما باید باشد.
رجوی: بله؛ صددرصد درست می‌گویید و من معذرت می‌خواهم.
حبوش: چو هر فردی اگر روی هر مسأله‌ای تصمیم بگیرد. می‌تواند انجام دهد. من مسئولیتم خیلی زیاد است اما روزانه یک تا دو ساعت مطالعه کرده و می‌نویسم.
رجوی: این قدر نگویید که من حسودی‌ام می‌شود! اما از خدوند می‌خواهم...
حبوش: من راه یاد گرفتن عربی را به شما نشان می‌دهم. همسر عراقی به تو می‌دهیم تا به تو کمک کند! (خنده مسعود رجوی و حاضران) فقط این مسأله را جایی مطرح نکنید...(رهبری که در ایران خدا را بنده نیست این چنین از سوی رئیس اطلاعات عراق مسخره می شود)
با توجه به دشمن مشترک، چه بسا در آینده نزدیک با توجه به آینده و چشم‌انداز مخابرات، شما را برای مأموریت‌هایی مکلف کنیم. از حالا ما به عنوان یک تیم کار می‌کنیم؛ یعنی از شما کارهایی را خواهیم خواست؛ چون دشمن مشترک داریم....
رجوی: «علت توقف عملیات‌های مجاهدین به دلیل اختلاف و تداخل در کار مخابرات عراق است»؛ در صورتی که این مورد وجود ندارد.
حبوش: آرزو دارم این طور باشد.
رجوی: اگر این طور نبوده پس چرا کسی ما را متوجه نکرده و تذکر نداده است؟
درباره آنچه در خصوص عملیات و عدم انجام آن از طرف مجاهدین گفته می‌شود باید بگویم که بعد از جریان عملیات (ترور) صیاد شیرازی و برگشتن از آن، برادران مخابرات بعضی از درخواست‌های عملیات را به ما گفتند؛ که ما هم آنها را قبول کردیم و تمام آن را در کرمانشاه و دزفول انجام دادیم.
می‌خواهیم طوری نباشد که دشمن ما را با این عملیات تضعیف کند و بگوید آنها در دست دشمن ما هستند و مجاهدین جزیی از گارد [ریاست] جمهوری [عراق] شده‌اند. بعد به نیروهای آمریکایی و به سازمان عفو بین‌الملل و همین طور شورای امنیت ارایه نمایند. ما فقط این را می‌گوییم؛ اما می‌توانیم برای آن راه‌حل پیدا کنیم کما اینکه کردیم.
مثلاً 10 عملیات را انجام می‌دهیم تا بگوییم که طرف ما مستقیماً ملایان هستند؛ تا مشروعیت داخلی [ایران] و بین‌المللی داشته باشیم. در کنار آن، هدف مورد نظر شما را انجام می‌دهیم؛ [هدفی] که مورد بحث و دستور شما باشد.
از شما سوال می‌کنم چون قبلاً مدیر امن‌العام بوده‌اید؛ ما [سازمان مجاهدین] در گذشته هم با امن‌العام ارتباط مستقیم داشتیم در زمان دکتر صابر؛ که این تماس الآن قطع شده است. آیا شما موافقید که این تماس‌ها ادامه داشته باشد؟ آخر علت قطع آن را هم نمی‌دانم.
حبوش: من به جز ارتباط با مخابرات هیچ ارتباط دیگری را قبول ندارم.
برای اینکه شرایط را برای شما فراهم کنیم، می‌خواهیم که کار را با جدیت آغاز کنیم. روز گذشته آقای عزت ابراهیم گفتند که «عملیات شروع شود؛ هدف‌ها را آماده کنید»؛ من هم به برادران مخابرات که الآن صدای من را [در این جلسه] می‌شنوند می‌گویم که بروند و هدف‌های خود را [در داخل ایران] انتخاب کنند تا بعد بنشینیم و سوژه‌های شما را مورد بررسی و بحث و گفتگو قرار دهیم؛ و وقتی توافق کردیم، آن وقت برای شروع به خدا توکل کنیم. کمیته سیاسی نیز برای انجام این عملیات کمک ما خواهد بود؛ چرا که من قطعاً دلایل کافی برای انجام این عملیات خواهم داشت.
افسر مخابرات: پیام‌ها را داشتیم و عملیات مجاهدین نیز در راستای اهداف از قبل مشخص شده و شناسایی و طراحی شده در داخل ایران انجام می‏شد...
قربان! ما در حال حاضر کار شناسایی را انجام داده‌ایم و اطلاعات را از منابع جمع‌آوری کرده‌ایم.
حبوش: در برنامه‌های آینده کار من دقیق خواهد بود تا هیچ جنجالی ایجاد نکند و هیچ مشروعیتی برای حمله به مجاهدین در عراق به رژیم [ایران] ندهد. آن کارهایی هم که شما گفتید، انجام بگیرد و منجر به قیام در داخل ایران بشود و [آتش قیام را] شعله‌ور کند.
حبوش (خطاب به افسر مخابرات): برادر من! اینکه من می‌گویم از مرز پاکستان یا ترکیه، نمی‌دانید چرا این را می‌گویم؛ چون که ملایان می‌دانند تحرک مجاهدین از مرز عراق است، از مرزهای دیگر غافل هستند. از جایی می‌آییم که انتظار ندارند و اهداف را محقق می‌کنیم.
رجوی: من با این کار موافقم؛ اگر بشود فواید زیادی از جمله سیاسی اطلاعاتی و امنیتی را به دنبال خواهد داشت.
این بهترین چیزی است که رییس (حبوش) به ما هدیه داده‌اند.
حبوش: بله؛ اینها درخواست خود را به ما دادند، ما هم باید دستور آن را برای شروع عملیات و کار آنها به مجاهدین ابلاغ کنیم.
رجوی: من فقط یک نکته آخر را می‌خواهم از جناب شما [حبوش] بشنوم که ممکن است البته سوال من زیادی باشد.
حبوش: این سوال چیست؟
رجوی: این سوال ممکن است زیادی باشد؛ ما قبلاً توافق داشتیم که بعضی از افراد را برگردانیم ایران [یعنی تحویل ایران بدهیم]. این افراد کسانی هستند که نباید دیگر پیش ما باشند و عدد آنها کم است. افرادی هستند که به آنها شک داریم [به لحاظ امنیتی] و این توافقی بین ما و شماست.
حبوش: برای برگرداندن به ایران چه مشکلی هست؟
رجوی: اصلاً مشکلی نداریم. برای بازگشت‌شان به ایران لیست آنها را تحویل داده‌ایم؛ اما درخواست ما این است که نمی‌خواهیم اطلاعات این افراد قبل از ورود آنها، به دستگاه اطلاعاتی رژیم ایران داده شود. (اسامی آنها قبل از تحویل به ایران اعلام نشود)
حبوش: می‌توانید آنها را برای یکسری کار اطلاعاتی بفرستید.
رجوی: ما نیز همین کار را می‌کنیم.
حبوش: مثلاً به آنها بگویید بروید در عمق ایران کار کنید؛ به نحوی که او فکر نکند شما او را برای شک امنیتی می‌فرستید و اخراج می‌کنید.
رجوی: همین کار را در مورد بعضی از این افراد انجام داده‌ایم. قبلاً ما در مخابرات برنامه‌ریزی کرده بودیم...
رجوی: غرض من از طرح این سوال این بود که این افراد قبل از اینکه به ایران بازگردند، اطلاعات و امکان تماس با هیچ کجا نداشته باشد تا نظام [جمهوری اسلامی] نفهمد که این شخص به ایران بازمی‌گردد.
حبوش: خوب روشن است؛ باید اینگونه باشد.
رجوی: قبلاً ما توافق کرده بودیم و می‌خواستیم شما نیز مطلع باشید؛ نمی‌خواهم UN و صلیب [سرخ جهانی] مطلع شوند.
حبوش: البته بدانید که از نظر ما تنها گروهی که ما می‌شناسیم و در مخابرات با آن تماس داریم و [برای ما] در ایران عملیات انجام می‌دهد فقط مجاهدین است و [آنچه گفتم] تأثیری روی کارها [و نظر ما نسبت به مجاهدین] ندارد؛ ولی حداقل به لحاظ اطلاعاتی [با دیگر گروه‌های مخالف ایرانی] همکاری داشته باشید....
رجوی: تنها نکته‌ای که داریم، در خصوص توافقات است که باید معلوم شود انجام عملیات چگونه بر طبق آن صورت می‌گیرد...
حبوش: 50 کیلومتر در عمق ایران [از مرز ایران] و هرچه بیشتر در داخل باشد بهتر است اگر از من سوال کنید که در تهران بهتر است، من می‌گویم تهران بهتر است؛ یا اگر سوال شود اهواز یا مشهد بهتر است می‌گویم مشهد بهتر است و این، هم برای ما و هم برای شما بهتر است. اهداف عملیات‌ها نیز طی لیستی مشخص است؛ ما نیز اهداف خودمان را به شما داده‌ایم و پس از بررسی جواب می‌دهیم.

/////////////////////////////////////////////
مذاکرات مسعود رجوی با سپهبد طاهر جلیل حبوش (سال 2000)
حبوش: اشاره به سندی درباره بازرسان سازمان ملل کردید؛ از طرف رییس جمهوری عراق دستور صادر شد که کمیته‌ای متشکل از وزیر امر خارجه، رییس سازمان مخابرات و سرلشگر حسام که بازرسان را همراهی می‌کند تشکیل شود تا پیش‌نویس سندی که مسعود رجوی به آن اشاره کرد، تهیه و تدوین شود.
رجوی: آیا بازرسان درباره بشکه‌ها(ظاهرا این بشکه ها نزد سازمان قرار داده شده بود) از شما سوال خواهند کرد؟
حبوش: اولین پرسشی که بازرسان مطرح خواهند کرد این است که آیا پادگان شما [یعنی قرارگاه مجاهدین خلق] عراقی است یا خارجی...
رجوی: خواهیم گفت که یک سایت خارجی هستیم. آنها خواهند گفت اگر راست می‌گویید سند خودتان را نشان دهید. ما هم به سخنان رییس جمهور عراق در این باره که در روزنامه الثوره منتشر گردید به عنوان بالاترین سند استناد خواهیم کرد. آنها خواهند گفت که با ما بحث حقوقی دارند نه بحث سیاسی. ما به آنها خواهیم گفت که هرجا می‌خواهید، بیایید بازرسی کنید.
در این میان، سودی که رژیم آخوندها به دست خواهد آورد، این است که ادعا کند پایگاه مجاهدین یک سایت عراقی است و سازمان ما همکار سرویس اطلاعاتی است ولی از پوشش خارجی و اجنبی استفاده می‌کند و سلاح شیمیایی و میکروبی را پنهان می‌کند. لذا هرچه بتوانیم، به صورت قانونی [پاسخ می‌دهیم]... شما با «اینترپول» کار کرده‌اید(؟) و خوب می‌دانید که باید تمام نقاط ضعف‌ها را برطرف کنیم و بهانه‌ای به دست آنها ندهیم؛ لذا با اینکه در خاک عراق هستیم، بایستی از شما دور شویم...
حبوش:...راجع به «بازگشت اعضای بازداشت شده ایرانی که علیه سازمان فعالیت می‌کردند»، منتظر عملیات تبادل اسرا و زندانیان با ایرانی‌ها هستیم و آنها را در اولویت قرار خواهیم داد.
رجوی: منظورتان آن 60 نفر زندانی عضو سازمان است؟...
شما برخی از افراد را خارج از چارچوب تبادل زندانیان می‌توانید به مرز ایران و عراق برگردانید و آنها را به داخل خاک ایران طرد کنید. شما قبول کردید...
حبوش: نمی‌خواهم شما را هیچ و امر و نهی‌ای بکنم...
رجوی: خیلی ممنون. امروز عید [فطر] است و این، هدیه عید شما به ماست...
حبوش: چنانچه مطلب خاص یا مهمی دارید به ما بگویید.
رجوی: ما باید بدانیم چگونه با رژیم [ایران] مقابله کنیم.
حبوش: این مسأله بسیار مهم است. روی این مسأله کار شده و بعد از عید یک جلسه خصوصی فقط راجع به این موضوع خواهیم داشت...
پریروز، در جلسه فرماندهی حزب بعث، استاد قصیّ و عزب ابراهیم و برخی از مسئولین از من سوال کردند: استاد مسعود حالش چطور است؟ کی او را ملاقات کردی، من گفتم هرچه دیرتر مسعود را ببینیم، امتیاز بیشتری می‌گیریم و اطلاعات بیشتری دارد. الآن که «نیروهای بدر» دارند وارد خاک ایران می‌شوند، مسعود باید نیروهای سازمان را آماده کند. وزیر دفاع گفت: تو را به خدا از آنها نخواهید که فقط یکی دو تا شهر ایران را بگیرند؛ بگذارید به سراغ تهران بروند! این همان شگفتی است که بدان اشاره کرده بودم....
من این را به شما می‌گویم: سلامتی شما و حفظ سلامتی شما به اندازه حفاظت از سلامتی رییس جمهوری عراق [مهم] می‌باشد. باور کنید؛ این تعارف نیست، دستور رییس جمهور عراق است که از شما کاملاً محافظت به عمل آید؛ زیرا به قول ایشان، «سلامتی استاد مسعود سلامتی من است». حتی اگر خطری برای تو پیش آید، خودم شخصاً می‌آیم در خانه شما نگهبانی می‌دهم و از شما محافظت می‌کنم. (لبخند و تشکر رجوی از حبوش) زیرا شما برادر واقعی ما هستید و ما شما را در سال 1991 خوب امتحان کردیم. [منظور سرکوب قیام‌ها و شورش‌های مردمی است.]


/////////////////////////////////////////////////////////
مذاکرات مسعود رجوی با سپهبد جلیل حبوش (سال 2000)
رجوی: از شما شخصاً خواهانم که تا پایان ژوئن سال آینده یک سری رهنمودهای خاصی را برای افسران نظامی و مسئولین سیاسی صادر کنید تا این مرحله را یک مرحله فوق‌العاده بدانند و تلقی کنند؛ بخصوص خواهان حمایت و پشتیبانی صددرصد شما هستم. باور کنید هر ساعت و هر روزش برای ما بسیار ارزشمند است. روزی که آنچه را می‌توانیم انجام بدهیم انجام نداده باشیم، جداً من به خواب نمی‌روم....
حبوش: در حال حاضر ما مشغول تهیه گزارش سالانه سرویس اطلاعاتی خودمان هستیم که یک صفحه کامل آن مربوط به مجاهدین است...
رجوی: مثلاً ما دو تا هدف در شهر «موسیان» داشتیم: یکی مال مزدوران نیروهای بدر که شما به ما مأموریت داده بودید؛ و یکی مقر نیروی انتظامی در «موسیان» است.
حبوش: نام سوژه‌ای که به شما دادیم تصفیه‌اش کنید چه بود؟
رجوی: یکی از نیروهای 9 بدر در «موسیان» بود...
حبوش: در ماه مه سال 2000 آقای رییس جمهور تصویب کرد که بودجه سازمان [مجاهدین خلق] یک میلیارد و هفت صد و پنجاه و دو میلیون دینار است....
من راجع به این موضوع می‌خواهم صحبت کنم؛ من الآن با شما برادر مسعود به عنوان میهمان و بازدیدکننده صحبت نمی‌کنم و شما را به عنوان عضو فرماندهی حزب بعث عربی سوسیالیستی می‌دانم؛ من این جوری فکر می‌کنم. وقتی که می‌گوییم «ما»، منظور مجاهدین است. و شما به عنوان مجاهدین خلق که فرماندهی حزب بعث و رهبری عراق به آن امید بسته است. گفتید که هفتم ژوئن روز انتخابات ریاست جمهور در ایران است و شما می‌خواهید روی عملیات تکیه کنید تا روند انتخابات را به نفع خودتان تغییر بدهید. آیا ما باید فقط از این روش استفاده کنیم و بر آن تکیه بزنیم؟ حتماً شیوه‌های متعدد دیگری هم بایستی باشد.
این عملیات باید در خدمت آن خط سیاسی باشد نه اینکه یک عامل اضافی باشد؛ باید عامل تأکیدکننده و تضمین‌بخش باشد...
ما چیزی را از شما پنهان نمی‌کنیم. برخی از عملیات‌هایی که مجاهدین خلق انجام می‌دهند باعث برانگیختن درد و شکوا و انتقاد مردم می‌شود... به هر حال امنیت عراق همان امنیت مجاهدین خلق است...
از بودجه سازمان مجاهدین برایم بگو؛ چه مبلغی برای آنها اختصاص داده شده است؟(خطاب به مسئول مالی عراقی)
عدنان: قربان! مبلغ یک میلیارد و هفت صد و پنجاه و دو میلیون دینار بودجه ماهانه به اضافه بودجه‌های دیگر...
حبوش: چقدر از این بودجه هزینه شده است؟
عدنان: فقط سی صد و پنجاه میلیون (350.000.000) دینار برای‌شان باقی مانده است.
رجوی: اجازه می‌دهید یک جمله بگویم؛ هفت صد و پنجاه و دو میلیون (752.000.000) دینار که پرداخت شده است، معوقه سال‌های گذشته بوده است....
حبوش: می‌خواهم بدانم نیروهایی که در داخل دارید، چقدر می‌توانند بدون انجام عملیات روی انتخابات تأثیر بگذارند؟ این سوال من است. عملیات را کنار بگذارید؛ ما می‌دانیم چه تأثیراتی دارد... فعلاً عملیات را کنار بگذارید. ما می‌خواهیم بدانیم که مجاهدین چقدر می‌توانند روی روند انتخابات تأثیر بگذارند.
رجوی: این مثل غذایی است که گوشت نداشته باشد؛ یعنی فقط سالاد داشته باشد...
حبوش: خیر، خیر! اگر فرضاً این عملیات انجام شد، آیا نیروهایی که در داخل دارید فعال خواهند شد؟
رجوی: طبیعی است.
حبوش: باشد... ما در گذشته یک سری عملیات انجام دادیم؛ مثلاً عملیات سال‌های 1999 و 2000 و یا سال 1998؛ این عملیات چه تأثیراتی روی تشکیلات شما در داخل گذاشت؟
رجوی:
1ـ بی‌ثباتی رژیم را برای تمام مردم برملا کرد؛
2ـ تضادهای خودشان [رژیم] را تشدید کرد؛
3ـ نیروهای ما را فعال کرد؛
4ـ مردم ایران را رادیکالیزه‌تر کرد؛ یعنی به میزان زیادی پروژه استعماری را برای اینکه آلترناتیو آمریکایی بیرون بیاید، سوزاند.
حبوش: آیا پس از آن عملیات، علایمی دال بر پیوستن مردم به مجاهدین مشاهده کرده‌اید؟
رجوی: قطعاً! بیایید به ارتش آزادی‌بخش و ببینید برادران ابواحمد و... می‌دانند تعدادشان زیاد شد.
حبوش: درصد می‌خواهم؛ آیا یک جهش کیفی داشتید؟...
رجوی: من یک سوال از شما دارم. برای من روش است که شما منافع ما را می‌خواهید؛ هیچ شکی نیست و حتی شما بیشتر از ما دنبال تحقق آن هستید. آیا در استمرار و انجام عملیات ما، شما با رژیم [ایران] مشکل سیاسی دارید؟
حبوش: می‌توانید عملیات انجام بدهید. البته یک سری ضوابط اخلاقی وجود دارد که گاهی... در این زمینه برای‌تان چند مثال می‌زنم:
یک سری اصول اخلاقی در سیاست هست. در حال حاضر ما به دلیل اینکه بهای این اصول اخلاقی را می‌پردازیم محاصره اقتصادی داریم. آیا الآن تصور نمی‌کنید که یک سری تلاش‌ها و فشارهایی از طرف ایران وجود دارد که مرتباً به ما می‌گویند مسعود رجوی و مجاهدین را تحویل ما بدهید؟!...
شما باید تمام واکنش‌های دشمن خود را مد نظر قرار دهید؛ اگر احساساتی برخورد کنید حتماً می‌بازید. درست است؟
رجوی: کاملاً درست است.
حبوش: برای همین است که ما می‌خواهیم یک زن عراقی به تو بدهیم تا از دست ما ناراحت نشوی!

///////////////////////////////////////////////////////
مذاکرات مسعود رجوی با سپهبد طاهر جلیل حبوش (سال 2001)
رجوی: کاردار شما [عراق] در تهران علیه ما صحبت کرده و در مصاحبه مطبوعاتی با روزنامه رسالت علیه ما حرف زده است.
حبوش: این جریان کاردار و مصاحبه آن چه بوده است؟
رجوی: مصاحبه با روزنامه رسالت. من فقط دنبال این مطلب هستم که این مصاحبه بعد از جریان صیاد شیرازی صورت گرفته است و این عملیات را تروریستی و ناجوانمردانه خوانده است.
حبوش: ...قبول داریم که هیچ برخورد و کار تاکتیکی با شما نداریم؛ چون که هرچه بر سر ما بیاید بر سر شما نیز خواهد آمد؛ یعنی سیدالرییس وقتی به طاهر [حبوش] دستور می‌دهد و به مسعود نیز دستور می‌دهد و استاد عزت و هر کدام از وزرا را مورد خطاب [دستور] قرار می‌دهد، استاد مسعود رجوی یعنی جزء ما و مثل ما می‌باشد... وقتی که من به شما برای انجام عملیات [ترور صیاد شیرازی] دستور دادم، معلوم است که بیان این مطالب تاکتیکی است؛ زیرا ما نمی‌خواهیم در بیش از یک جبهه بجنگیم.
رجوی: چون مسئولیت مخابرات و مجاهدین با شماست، باید این مطلب را به شما بگویم که بدانید؛ زیرا کاردار شما در تهران این حرف را می‌زند نه کاردار رژیم ملایان که ما را به عنوان تروریست محکوم می‌کند و ما را در وضعیت سال 1999 قرار می‌دهد.
حبوش: من مطالب شما را تکمیل می‌کنم. آیا یک مسئول ایرانی تاکنون حاضر شده همان طور که در خصوص مجاهدین صحبت شده است، در خصوص سپاه 9 بدر صحبت کند؟ من پس از این جلسه می‌روم و کاردار عراق در تهران را خواهم دید و به او می‌گویم آیا تاکنون در ایران کسی به سپاه بدر توهین کرده است که تو این کار را می‌کنی؟!...
رجوی: موشک‌ها را ما می‌خوریم ولی عملیات قطع می‌شود؛ نفراتی هم که به شما دادیم و خودتان خواستید، آنها را به رژیم تحویل دادید تا اسرای خودتان را بگیرید؛ و اعلام (تبلیغات) ما را نیز قطع کردید. حتی دیگر یک پیام هم پخش نمی‌شود.....
حبوش: من به شما اطمینان می‌دهم که در سپاه 9 بدر نفوذ داریم و بسیار خوب کارهای آنها را متوجه می‌شویم. هدف 20 درصد کار سپاره بدر مسئولین عراقی است و هدف 80 درصد آنها مجاهدین خلق است.
رجوی: شما از طرف سپاه بدر احساس خطر نمی‌کنید؟
حبوش: نه نه؛ خطری ندارد....
رجوی: فراموش کردم که برای این کارها از دوستان و همکاران شما نیز تشکر کنم. برای هدیه کتاب الحکیم طاهر الموسوی الحسینی [هم تشکر می‌کنم].
حبوش: این لقب من است و جد من حبوش و ریشه و نسب من حسینی است.
رجوی: من فکر کردم که این اسم مستعار است!
حبوش: نه؛ این نسبت من است: طاهر الموسوی الحسینی....
رجوی: می‌خواستم از شما خواهش کنم که اجازه دهید این کتاب را در کتابفروشی‌های ایران عرضه کنیم و بفروشیم. درخواست خرید 100 نسخه را داشتیم و گفتند که شما مایل نیستید این طور شود...
در هر حال از شما تشکر می‌کنم و صحبت من در خصوص درخواست کتاب شما بود؛ درخواست داشتم که تعدادی از نسخه‌های آن را تهیه کنم.
حبوش: حقیقتاً من این را که نوشته‌ام، سودش را برای شهدا و امور خیریه قرار داده‌ام؛ احتیاجی به پول آن ندارم.
رجوی: من تعدادی برای انتشار در ایران خواستم و...
افسر مخابرات: به نظر من فقط زمان عملیات باقی مانده است.
رجوی: ما که طراحی [عملیات] نکردیم...
حبوش: طراحی آزادسازی یک شهر را انجام دادیم.
رجوی: ما عملیات و برنامه برای کل ایران داریم و عملیات نهایی برای کل ایران است و نه برای یک شهر مانند «مهران» که به وسیله 40 نفر نیروی پیاده آن را آزاد کنیم....
ما در حال حاضر آموزش و تمرین انجام می‌دهیم. فرض کنید زمان عملیات نزدیک شده و شما می‌خواهید مطمئن شوید که در روزی که برای انجام عملیات نهایی و سرنگونی رژیم (که ما آن را روز C نام می‌گذاریم و روز سرنگونی نظام در آن روز است) موافقت شد با چه طرحی، با چه تدارکاتی، با چه لجستیک و با چه وسایل ارتباطی کار کنیم. اگر ارتش عراق ما را از خود حساب کند، به نحوی که بتواند گزارش آن را بری سیدالرییس بفرستند یعنی این نظریه ما نباشد بلکه ارتش عراق بگوید که ارتش آزادی‌بخش آماده و مهیا با استعداد کافی و با این توانمندی و قدرت برای انجام عملیات آماده است زمان عملیات را سیدالرییس دستور می‌دهد. ما در سال 1988 آن را تجربه کردیم و آقای رییس جمهور صحبت مبسوطی با من داشتند که اگر مخابرات تعیین کند و موافقت کند و ارتش بگوید ما چک کردیم، پس همه بر این باور هستیم که اینها در مدت 24 ساعت برسند به اهواز و...
حبوش: ما در سال چقدر برای مجاهدین نفت در نظر گرفته بودیم؟
رجوی: 5 میلیون بشکه در سال بوده است.
حبوش (خطاب به افسران مخابرات): به سیدالرییس نامه بنویسید، مبنی بر اینکه برادر مسعود رجوی درخواست سهمیه بیشتری دارد.
حبوش: در نامه توضیح دهید که از فروش 5 میلیون چقدر عاید مجاهدین می‌شود و این گروه نیاز به فلان مبلغ دارند که اگر 18 میلیون داده شود، فلان مبلغ عاید آنها خواهد شد.
رجوی: از وزارت نفت و توافقات آنها ذکر شود.
حبوش: دو درخواست دیگر داریم که تهیه امکانات پتروشیمی و صدور آنها به خارج از عراق و فروش آنهاست.
رجوی: گفتند دستور مخابرات باشد.
حبوش: چه کسی گفته است؟
افسر مخابرات: قربان! این مورد محصولات پتروشیمی و صدور آنها به خارج از عراق...
حبوش: من قانون این را می‌خواهم.
یکی از افسران مخابرات: قربان! این موضوع مربوط به دفتر عزت ابراهیم می‌شود که با وزیر نفت دارند.
حبوش: یعنی دستور و قانون آنهاست.
افسر مخابرات: بله قربان! عزت ابراهیم و دفتر رییس جمهور اجازه صدور مواد پتروشیمی را توسط شرکت «العنقاظ» به خارج داده‌اند؛ طی نامه 518 مورخه 22 آوریل 2001؛ و صدور این مواد توسط وزارت صناعت و نفت است و وزارت صناعت هم موافق است.
حبوش (خطاب به افسران مخابرات): درخواست استعلام از دفتر رییس جمهور مبنی بر این مورد تهیه و ارسال شود.
رجوی: خود شما قبلاً موافقت کرده بودید...
حبوش: بله؛ اما استعلام شود بهتر است. احتیاطی است که باید انجام شود. یکی مورد قبلاً به دستور عزت ابراهیم [الدوری] انجام شد و شکایت‌نامه برای سیدالرییس رفت و به دست ایشان رسید. برای احتیاط استعلام شود بهتر است.
رجوی: آخر شما قبلاً گفته بودید....
حبوش: بله؛ من در این خصوص اطلاعی ندارم؛ استعلام شود بهتر است. {حبوش عصبانی می‌شود و با صدای آهسته به مسعود رجوی توهین می‌کند}.
رجوی: برای دخول به عراق از مرز پاکستان.
حبوش: در خصوص وضعیت پاکستان [باید بگویم] که اگر تا 20 گذرنامه عراقی در روز صادر کنیم، برای نیروهای پاکستانی سوال‌برانگیز می‌شود؛ نیروهای آمریکایی در آنجا حضور دارند و مشکل درست می‌شود.
حبوش از کوره درمی‌رود و با عصبانیت و تندی با صدای بلند ادامه می‌دهد:
مقداری کوتاه بیایید و همکاری کنید؛ متأسفانه وضعیت را درک نمی‌کنید. مسأله، صدور 15 یا 20 یا 30 گذرنامه عراقی نیست؛ در حال حاضر وضعیت در پاکستان خوب نیست و بگذارید اوضاع را مقداری آرام کنیم؛ چون نیروهای پاکستان حساس هستند و نیروهای آمریکایی نیز حضور دارند، خوب، نمی‌گویند چگونه و چطور هر روز 15 گذرنامه عراقی در پاکستان صادر می‌شود؟!
رجوی:روزانه نیست.
حبوش: اما درخواست شما این است.
رجوی: ما تاکنون از سفارت عراق در پاکستان فقط 30 گذرنامه گرفته‌ایم؛ برای یک روز هم نبوده بلکه برای چند ماه بوده است.
حبوش (با عصبانیت): درخواست‌های شما، آنچه از من درخواست کرده‌اید، این را می‌گوید... درخواست دیگر دارید؟
رجوی: نه؛ برادر احمد! تاکنون ما چند نفر از پاکستان وارد عراق کرده‌ایم؟
حبوش (با عصبانیتی که در لحن و صدای وی مشخص است): من از شما سوالی دارم؛ آیا مشکلی در امارات یا در ترکیه دارید؟ مشکلی که ما داریم، در پاکستان است.
رجوی: ما می‌گوییم در صورت ضرورت از طریق پاکستان کمک کنید.
یکی از افسران مخابرات: ما مشکلی نداریم؛ فقط اگر مقری در وزارت کشور پاکستان داشتیم آنجام می‌دادیم.
حبوش: من می‌گویم فعلاً پاکستان را مطرح نکنید و مسکوت باشد، چون... در میان صحبت‌های عصبی طرفین، در جمع همهمه و غرولند برقرار می‌شود.
رجوی: چرا؟
حبوش: چون که تعدادی از خانواده‌های عربی در افغانستان که عضو مجاهدین افغان بودند، می‌خواستند از طریق پاکستان خارج شوند؛ تعدادی از این خانواده‌ها توسط سفارتخانه‌ها کشورهای عربی به پاکستان عبور داده شدند که 20 خانوار از اینها را سرویس آمریکا با کمک سرویس پاکستان دستگیر کردند. ممکن است عبور نیروهای شما از پاکستان مثل این بشود. بگذارید اوضاع آرام شود؛ بعداً انجام می‌دهیم.
رجوی: خیلی خوب؛ من مشکلات شما را درک می‌کنم و نمی‌خواهیم مشکلات شما را زیاد کنیم ولی می‌خواهیم که برادران شما در پاکستان توجیه باشند که اگر مشکلی پیش آمد، همکاری و مساعدت کنند تا جایی که مشکلی برای شما ایجاد نکند.
حبوش: خوب.
رجوی: می‌شود درخواست اول را مجدداً اضافه کنید.
یکی از افسران مخابرات: قربان! «الامن العام» اعلام کرده که مرزهای ما خالی است و کسی تردد ندارد.
حبوش: من دستوری مبنی بر تردد از مرز «ابراهیم خلیل» داده‌ام و ابلاغ شده؛ فرض کنید که مجاهدین از «ابراهیم خلیل» با گذرنامه عراقی وارد شوند.
افسر مخابرات: ما نیرویی در مرز «ابراهیم خلیل» نداریم؛ با اکراد هماهنگی کرده‌ایم ولی مشکل داریم.
حبوش (خطاب به افسر مخابرات): این مورد را با عصّام خضر مطرح کنید تا با اکراد هماهنگی کند. گذرنامه عراقی دارند؛ مشکلی نیست. در کارهای من و مذاکراتم با مسعود بارزانی نیز قرار بده تا با آنها صحبت کنم و این مسأله حل شود... (خطاب به رجوی) این مورد را شما کاری نداشته باشید؛ من این مسأله را درست می‌کنم و خیال شما راحت باشد.
رجوی: موارد ما تمام شد برادر ابواحمد و ما می‌رویم برای عراق.
حبوش: به وزارت تبلیغات ابلاغ شود که مصوب شد رسانه‌های مجاهدین از 2 ساعت به 6 ساعت اضافه شود.
رجوی: متشکرم.
حبوش: این را با وزیر تبلیغات مطرح کنید و ملاقاتی هم با وزیر تبلیغات برای مسعود ترتیب دهید. من متشکر هستم.
رجوی: من نیز متشکر هستم و از شما می‌خواهم که زمان‌بندی این برنامه‌ها را به سید نایب [عزت ابراهیم الدوری] بدهید.
حبوش: من با سید نایب کاری ندارم؛ چرا باید زمان‌بندی را به ایشان بدهم؟!
رجوی: چون خود ایشان گفتند.
حبوش: درخواست‌های شما مربوط به وزارت تبلیغات و وزارت دفاع است و من برای این کارها زمان‌بندی ندارم.
رجوی: نمی‌دانم؛ چون خود سید نایب گفتند که به من اعلام شود.
حبوش (خطاب به افسر مخابرات): پس از اخذ زمان‌بندی از وزارت دفاع و وزارت تبلیغات به سید نایب اعلام شود. خیلی خوش آمدید.
رجوی: خداحافظ...


Link      Comments () Date: یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧

طرح خاتمی ، کروبی و میرحسین: بازگشت به شورای حکمیت by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

این‌چنین است که طرح شورای حکمیت که در ماه رمضان از سوی مهدی کروبی مطرح شد و مجاهدین انقلاب و مشارکت با آن مخالفت کردند، این بار از رأس کار خود را آغاز کرد. اگر آن جلسات کارشناسی مجمع روحانیون به نتیجه رسید، اگر جلسات فرساینده شد و جز بگو و مگو، خبر خوشی به بیرون درز نکرد، این بار همه چیز از رأس و خودخواسته توسط میرحسین موسوی، سیدمحمد خاتمی و مهدی کروبی شروع شد

امروز کم‌وبیش مشخص شده است که خاتمی و میرحسین و کروبی با یکدیگر هماهنگ شده‌اند. خصوصا آنکه اخیرا معتمدین میرحسین در دو مرحله، دو پیام از سوی میرحسین برای کروبی فرستاده‌اند. پیام اول به یکی از مشاوران کروبی بود که لازم است آن طرح شورای حکمیت مجددا به اجرا گذاشته شود و نامزدها همه به میدان بیایند و مثلا در اردیبهشت‌ماه، از بین خاتمی و میرحسین و کروبی، فقط یکی در میدان بماند و آن دو دیگر به حمایت سفت و سخت از او بپردازند و نیروها  را بر روی او شیفت کنند.

پیام دوم مستقیما به کروبی گفته شد و در آن نیز از آن طرح خوب برد و لازم نیست شرایط و عرصه را تنگ کنیم سخن به میان آمد و کروبی نیز به آنها پیام داد که حضور میرحسین در عرصه نه‌تنها برکت که لازم است.

این دو دیدار قبل از دیدار خاتمی با میرحسین موسوی صورت گرفت. خاتمی از پیش وعده داده بود  که همین روزها یا او می‌آید یا میرحسین. اما میرحسین به او یادآور شد که باید تا اردیبهشت‌ماه صبر کرد. چنانکه برای کروبی نیز چنین پیغامی را ارسال کرده بود.

پس خاتمی در ابتدای امر، خود را در مقابل یک تصمیم دید. یا باید نامزدی خود را اعلام می‌کرد یا نامزدی میرحسین موسوی را. به همین خاطر، این بار او، آنچنان که بین مثلث خاتمی و میرحسین و کروبی گذشته بود، لازم دید، خود نیز تلویحا و بعد تصریحا از حضورش در فرایند انتخابات سخن به میان آورد.

اما از آنجایی که اطرافیان او از پس ماجرا خبر نداشتند، این سخن خاتمی را به معنای ورود کامل او به عرصه تعبیر کردند و ناگهان با یک سازماندهی تبلیغاتی و ارسال پیامک‌های مختلف که «صل علی محمد، سیدمحمد آمد» و سپس با چندین گفت‌وگو این ذهنیت را جا انداختند که خاتمی رسما نامزد شده است. تا جایی که برخی بر آن شدند بگویند خاتمی در جلسه بنیاد باران که در سالن رایزن برگزار می‌شود، بیانیه انتخاباتی خود را نیز منتشر می‌کند که بلافاصله دفتر بنیاد باران این خبر را تکذیب کرد و به‌رغم انتظاری که هواداران او داشتند و در سالن رایزن جمع شدند، این اتفاق رخ نداد.


Link      Comments () Date: شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧

شمس الدین وهابی : خاتمی ، کروبی و میرحسین در صحنه بمانند by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

اصلاح طلبان یک طیف هستند و هرکدام از احزاب ، گروهها و شخصیت های اصلاح طلبان با توجه به تحلیل خود از شرایط کشور ممکن است که نظر متفاوتی در مورد اولویت یکی از این کاندیدا ها داشته باشند ، اما این به معنای تقابل نیست . حمایت از یک فرد نه تنها به به منزله نفی افراد دیگر نیست ، بلکه متضمن احترام کامل نسبت به سایر کاندیداها است

جمهوریت: رئیس دفتر دائمی انتخابات جبهه مشارکت ضمن استقبال از حضور هم زمان سید محمد خاتمی ، میر حسین موسوی و مهدی کروبی در انتخابات سال آینده ریاست جمهوری گفت : با شور و امیدی که به دلیل اعلام تلویحی حضور آقای خاتمی در انتخابات ، در بین بدنه اجتماعی اصلاح طلبان ایجاد شده و همین طور ظرفیت هایی که به دلیل اعلام آمادگی کروبی و موسوی وجود دارد ، هیچ گونه دغدغه ای برای آینده نداریم .

شمس الدین وهابی تصریح کرد : در حال حاضر سه تریبون پر مخاطب و جدی در فضای انتخابات برای اصلاح طلبان ایجاد شده است . بنابراین می توان از این فضا نهایت استفاده را انجام دهیم . از سوی دیگر می دانیم که این بزرگواران ضمن قبول داشتن همدیگر در هماهنگی کامل با یکدیگر و هرکدام به سهم خود برای تثبیت اهداف گرانمایه اصلاحات تلاش می کنند ، بنابراین بهتر است احزاب ، شخصیت ها و نیروهای هوادار هم به این مسئله توجه داشته باشند و مطمئن باشند که هیچگاه تقابل انتخاباتی بین نیروهای اصیل اصلاح طلب اتفاق نمی افتد.

وی با بیان اینکه خاتمی ، موسوی و کروبی سرمایه های اصلاح طلبی کشور و هر کدام دارای مزیت هایی هستند گفت : اصلاح طلبان یک طیف هستند و هرکدام از احزاب ، گروها و شخصیت های اصلاح طلبان با توجه به تحلیل خود از شرایط کشور ممکن است که نظر متفاوتی در مورد اولویت یکی از این کاندیا ها داشته باشند ، اما این به معنای تقابل نیست . حمایت از یک فرد نه تنها به به منزله نفی افراد دیگر نیست ، بلکه متضمن احترام کامل نسبت به سایر کاندیداها است .

وی افزود: چنان چه فقط یکی از این افراد کاندیدای اصلاح طلبان باشند ، همه از او حمایت خواهند کرد . به دلیل درک برخی تفاوتها ، اکثر اصلاح طلبان به طراحی مکانیزم ائتلاف پرداختند تا بتوانند با یک روش دموکراتیک و قابل قبول به کاندیدای واحدی برسند . این به معنای انتخاب یک گزینه از بین همه گزینه هاست .

وی افزود: اعلام تلویحی آقای خاتمی به مفهوم اعلام آمادگی بود، و به معنی نفی ورود سایر بزرگواران نیست . آقای خاتمی در مدتی طولانی در مقابل فشار اجتماعی زیادی برای حضور در انتخابات قرار داشتند و چنان چه این آمادگی را اعلام نمی کردند، بی اعتنایی به خواست اجتماعی محسوب می شد . اعلام آمادگی آقای خاتمی نشان دهنده توجه ایشان به خواست مردم است


Link      Comments () Date: جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۸٧

بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

بیانیه ضعیف و نومیدانه ای است. روحیه هم گرایی و امید و آینده نگری و خیلی چیزهای دیگر در آن کمرنگ است. بیشتر شبیه انعکاس نوبه ای بعضی گرایشات درونی یک گروه سیاسی است. این بیانیه بخوبی بیانگر شرایط امروز و نسبت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با آن نیست.

لینک خبر:

 امروز بر خلاف امام عده ای بر این تصورند که بدون اتکا و نیاز به مردم و نهادهای منتخب مردم می توانند با سرمایه گذاری بر اقلیتی برخوردار از زور و مسلط بر بیت المال، کشور را اداره کنند


بیانیه سازمان به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران،  در آستانه سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بیانیه ای به این مناسبت صادر کرد.

به گزارش پایگاه خبری یاری،‌ متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ (انفال: 53)
این از آن روست که خدا هرگز بر آن نبوده است که نعمتى را که بر مردمى ارزانى داشته دگرگون کند تا آنکه آنها آنچه را که در خودشان است دگرگون سازندو خدا شنوا و داناست.

ملت شریف و سربلند ایران!

سی امین سالگرد پیروزی مردمی ترین انقلاب جهان برشما گرامی باد. در روزهایی که یاد آور شور و حماسه، وحدت و همدلی، عشق و ایثار و سربلندی و فرخندگی شما ملت بزرگ ایران است، یاد و خاطره شهدای انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی را که با نثار خون خود استقلال و امنیت و افتخار برای ما به ارمغان آوردند عزیز و ارجمند می داریم.
امروز در شرایطی سی امین سال انقلاب را پشت سر می گذاریم که گرد پیری و کهولت بر سر و روی بازماندگان نسل انقلاب نشسته و دستان نحیف و سالخورده ای که روزی پرتوان و شاداب، حوادث انقلاب را رقم می زد، به جبر زمان و به تدریج عهد و میراث به نسل پس از خود می سپارند. از سوی دیگر امروز در شرایطی یاد انقلاب را گرامی می داریم که حدود 70% جمعیت کشور را افراد دارای سنین زیر سی سال تشکیل می دهند و هیچ خاطره روشن و تصور ملموسی از انقلاب و سال های سیاه پیش از آن ندارند. نسلی که تنگی نفس در فضای سنگین و عفن سیاه ترین استبداد تاریخ ایران را تجربه نکرده و طعم تلخ و جانکاه استبداد و زندگی در دلهره و خفقان پلیسی را نچشیده است. نسلی که به جبر زمانه و اقتضای سن درکی بلاواسطه از انقلاب و ضرورت های آن ندارد و دست های تحریف و انحراف و تحمیق جاه طلبان منفعت پرست استبداد سرشت مانع از آن می شود تا به روشنی از علل واقعی انقلاب و اهداف آن آگاه شود.

حقیقت آن است که انقلاب اسلامی ایران در خلاء رخ نداد. این انقلاب سابقه و عقبه ای دیرین و پرافتخار در تاریخ معاصر ایران دارد. انقلاب بزرگ و تاریخ ساز مشروطه، نهضت عزت آفرین ملی کردن نفت، قیام قهرمانانه 15 خرداد 42 و سالیانی به درازای چند نسل مبارزه و تحمل زندان و شکنجه و محرومیت و خون دل ها و بیدارگری ها و شمع افروزی های متفکران و اندیشمندان و فرهیختگانی چون بازرگان و طالقانی و شریعتی و مطهری و در رأس همه ایشان امام خمینی(ره) پشتوانه ای مطمئن، تجربه ای غنی و بستری آماده برای این انقلاب فراهم آورد.

قطب نمای ملت ایران در طی این مسیر طولانی از نهضت مشروطه تا رسیدن به ایستگاه انقلاب اسلامی یک چیز بیشتر نبود و آن نفی استبداد و به دست گرفتن زمام سرنوشت خویش بود. این سخن البته به معنای نفی وجه ضد استعماری مبارزات سیاسی اجتماعی تاریخ معاصر ملت ایران نیست؛ بلکه بدان معنی است که نفی و مبارزه با استعمار نیز از صدر مشروطیت تا انقلاب اسلامی ایران زاییده مبارزات ضد استبدادی ملت ایران بود.. طی دوسده اخیردر میان کشورهای جهان سوم ایران از جمله معدود کشوری است که مستعمره قدرت های بزرگ نشد و حضور و حکومت بلاواسطه استعمار را تجربه نکرد، بلکه همواره نقش و حضور غیر مستقیم استعمار را در حمایت از استبداد و در پس نقاب استبداد داخلی دیده است. تجارب تاریخی حمایت استعمار روس از محمد علی شاه و استعمار بریتانیا از رضاخان و امپریالیسم انگلیس و آمریکا از محمدرضاشاه و اتحاد ناگسستنی استبداد داخلی و استعمار خارجی علیه اراده و خواست ملت که به شکست و ناکامی نهضت مشروطه و کودتای 28 مرداد و سقوط دولت ملی مصدق انجامید، در آستانه انقلاب اسلامی ایران این حقیقت را آشکار ساخته بود که مبارزه ضد استبدادی بدون مبارزه ضد استعماری ناتمام و محکوم به شکست است. از این رو ملت مسلمان ایران در انقلاب اسلامی اصلی ترین مطالبه خود یعنی آزادی و جمهوریت(نفی استبداد) را به استقلال( نفی استعمار) مقید کرد و به این ترتیب شعار استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی به شعار محوری انقلاب اسلامی ایران تبدیل شد. بنابراین به صراحت می توان گفت ملت ایران از نهضت مشروطه که شعارش تأسیس عدالتخانه و مجلس نمایندگان بود تا نهضت ملی شدن نفت با شعار شاه باید سلطنت کند و نه حکومت و تا انقلاب اسلامی با شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، در حقیقت همواره بر یک خواست محوری تأکید کرده است . این خواست محوری چیزی جز حق حاکمیت بر سرنوشت و اداره امور خویش نبوده است.

این دقیقاً همان اراده و مطالبه ای بود که رژیم پهلوی با تمام موجودیت و ماهیت خود در برابر آن ایستاده و فاقد هرگونه ظرفیت و قابلیت برای پذیرش آن بود. آن رژیم هیچ مشکلی با آزادی های اجتماعی و آن دسته از آزادی های مدنی که نسبتی با قدرت و سیاست پیدا نمی کرد، نداشت. آن رژیم هیچ مشکلی با مناسک، آیین ها و مراسم مذهبی و حتی حضور مذهب در عرصه عمومی تا آنجا که نسبتی با قدرت و سیاست برقرار نمی کرد، نداشت. شاه خود را نظر کرده حضرت عباس می دانست و مراسم عزاداری سید الشهدا(ع) ترتیب می داد و خود در مجلس عزاداری می نشست و به زیارت خانه خدا می رفت. اصلی ترین مشکل دیکتاتوری وابسته پهلوی تضاد ماهوی با حق حاکمیت ملت در تعیین سرنوشت خویش بود. در طول 57 سال عمر رژیم پهلوی جز در مجالس دوره های پنجم و ششم که هنوز سلطنت رضا خان آغاز نشده و استبداد رضا خانی تثبیت نشده بود، دوره های سیزدهم و چهاردهم در سال های بعد از جنگ جهانی دوم و ضعف رژیم پهلوی و نیز مجالس دوره های 16 و 17به علت رقابت قدرت های جهانی در ایران، مجلس شورای ملی به روی نمایندگان واقعی ملت بسته بود. بطوری که از کودتای 28 مرداد تا 22 بهمن سال 57 به مدت 25 سال فقط یک نماینده با رأی مردم به مجلس راه یافت.

در طول این سال ها تنها یک نفر بر کشور حکومت می کرد و همه مطیع محض و بلا اراده وی بودند . او اساساً هرگونه حزب و تشکل سیاسی را مزاحم قدرت خود می دانست و حتی به احزاب دست آموز و خود ساخته نیز به دیده شک و سوء ظن می نگریست. عطش خودکامگی و استبداد پایان ناپذیر شاه به حدی رسید که دیگر حتی دو حزب فرمایشی با عناصر بی هویت و دست آموز را نیز تحمل نمی کرد. در منطق شاه نظام حزبی و احزاب متعدد پدیده ای نامطلوب و موجب از بین رفتن وحدت ملت حول محور شاه بودند، از این رو در سال 54 این دو حزب را منحل و تبدیل نظام چند حزبی مشروطه به نظام تک حزبی را رسماً اعلام کرد. او خود را مالک کشور و ایران را ملک خود می دانست و هرگونه تصرف در امور کشور را حق خود تلقی می کرد. بنابراین مردم یا باید مطیع اراده ملوکانه او می بودند و یا در صورت مخالفت باید از دو راه زندان و شکنجه و اعدام و ترک کشور یکی را انتخاب می کردند. او خود پس از تأسیس حزب رستاخیز به صراحت و آشکارا اعلام کرد هرکسی حاضر به عضویت در حزب رستاخیز نیست، می تواند پاسپورت خود را بگیرد و از کشور او خارج شود.

با توجه به آنچه گفته شد رژیم شاه با رویکرد متصلب و انعطاف ناپذیر خود در برابر مطالبات ملت، کشور را با بن بستی کامل مواجه ساخته بود. بدون شک چنین رژیمی که با اتکای کامل به بیگانه قدرت خود را بر زور سرنیزه استوار کرده و تصور می کرد می تواند به کمک نیروی مسلح و معدود، سلطه جابرانه خود را بر جامعه نهادینه کند، هیچ شانسی برای ادامه حیات نداشت. از این رو بروز تعارضات فرهنگی اجتماعی ناشی از شبه مدرنیسم و اندکی تزلزل در اراده بیگانه در ادامه حمایت از سیاست های دیکتاتور از یکسو و حضور رهبری فرهمند امام خمینی (س) که مردم آرزوی های خود را در شخصیت و کلام او متجلی می دیدند از سویی دیگر، کافی بود تا این بنای فاسد و پوسیده از درون را به سرعت برق و باد فرو بریزد.

انقلاب اسلامی ایران صرفنظر از مسیری که در سال های پس از پیروزی طی شده است، با پایان دادن به نظام سلطنتی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی، ملت را وارد مرحله تاریخی جدیدی کرد. اما برخلاف پاره ای تصورات خام و ساده اندیشانه که به ویژه در سال های آغازین پیروزی گریبان گیر بسیاری از کسان شد و هنوز هم هست، ورود به این مرحله آغاز راه بود و نه پایان آن. نسل انقلاب با توجه به تجربه مبارزات ملت ایران در تاریخ یکصد ساله گذشته بر اساس الگوی نظری که برپایه ارزش ها و مشخصه های اندیشه اسلامی سامان یافته بود، انقلاب را به انجام رساند اما پس از انقلاب نیازمند الگویی عملی برای تحقق مطالبات تاریخی ملت بودیم. این الگو طبعاً می بایست براساس ثوابت اندیشه مبنای انقلاب که در اصلی ترین شعارهای انقلاب تجلی یافته بود شکل بگیرد.

قانون اساسی که در آن بر حقوق اساسی ملت، از جمله حق حاکمیت برسرنوشت خویش، حق تعیین سرنوشت و اداره امور خویش، اداره امور کشور بر اساس نظام شورایی و با اتکاء به آراء ملت، آزادی نظام حزبی، آزادی بیان و قلم و ... تأکید شده و اصل جمهوریت در کنار اصل اسلامیت جزو اصول لایتغیر آن شمرده شده است، می توانست میثاق و عهدی جاودانه میان ملت و حاکمیت در تحقق این الگوی عملی باشد. وحدت و انسجام ملی و تأکید بدون مجامله و صریح امام در نظر و عمل بر ضرورت مشارکت آگاهانه مردم در عرصه های تصمیم گیری و تصمیم سازی از طریق انتخابات آزاد، مخالفت صریح با دخالت محافل و کانون های قدرت رسمی و غیر رسمی در انتخاب مردم، برخورد قاطع با دخالت نظامیان در سیاست، تأکید بر جایگاه مجلس منتخب مردم در رأس امور، تصریح بر میزان بودن رأی ملت، برخورد قاطع با رویکردهای قیم مآبانه و انحصار طلبانه در برابر ملت و .... می توانست شاخص ها و معیارهای روشنی برای تنظیم و تأسیس این الگوی عملی باشد.

انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک تحول عظیم سیاسی اجتماعی اگرچه کاخ دیکتاتوری وابسته پهلوی را فروریخته استقلال را برای کشور به ارمغان آورده بود، اما استبداد دیرپای هزاران ساله مسئله ای نبود که ظرف چند سال، اگرچه با طوفان سیاسی اجتماعی سهمگین، از بین برود. امام خمینی (س) از این واقعیت به خوبی آگاه بود. اصرار امام بر تدوین هرچه سریعتر قانون اساسی و برگزاری انتخابات خبرگان قانون اساسی و بلافاصله رفراندم قانون اساسی و سپس برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و مجلس، صدور اعلامیه 8 ماده ای و اعلام سال قانون در اوج شور انقلابی که جملگی آشکارا ناقض عرف موجود در انقلاب های جهان بود، تصویر روشن و گویایی از تلاش هوشمندانه امام برای محو ریشه های استبداد و نهادینه کردن مردمسالاری از طریق تأسیس نهادهای انتخابی و دموکراتیک به نمایش می گذارد. حساسیت و وسواس امام نسبت به گرایش های استبدادی و خوی قانون گریزی و تضعیف قدرت انتخاب مردم در طول دهه اول انقلاب که در ممانعت از رد صلاحیت های بی مورد و خلاف قانون، دفاع از رأی وانتخاب مردم در برابر کسانی که از نتایج انتخابات آزاد ابراز نگرانی می کردند، مخالفت با ارائه فهرست انتخاباتی از سوی نهادهای روحانی برای سراسر کشور، مخالفت شدید با ورود نظامیان به عرصه سیاست و ... تجلی می یافت جملگی از اهتمام ایشان نسبت به این مقوله حکایت دارد. دقیقاً به علت همین حساسیت ها بود که در زمان امام کسی به خود اجازه نمی داد با تفاسیر خود ساخته از اصل نظارت در قانون اساسی تحت عنوان نظارت استصوابی قدرت انتخاب مردم را محدود کند و یا با نظریات بدعت آمیز نظیر نظریه کشف و نصب اساس جمهوریت نظام را مخدوش کرده در تبدیل ولایت فقیه به سلطنت فقیه بکوشد.به رغم این همه، گرایش های استبدادی و آزادی ستیز ریشه کن نشد و حوادثی مانند جنگ و تروریسم و حرکت های تجزیه طلبانه مانع از به ثمر نشستن کامل تلاش های امام راحل گردید؛ تلاش ها و حساسیت هایی که پس از وی به فراموشی سپرده شد.

این چنین شد که امروز بر خلاف امام عده ای بر این تصورند که بدون اتکا و نیاز به مردم و نهادهای منتخب مردم می توانند با سرمایه گذاری بر اقلیتی برخوردار از زور و مسلط بر بیت المال، کشور را اداره کنند.

امروز پس از گذشت سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی و طی فراز و نشیب ها و کشاکش های فراوان برسر ارزش های انقلاب و مطالبات مردم، کانونی ترین و اصلی ترین آرمانهای انقلاب، موضوع منازعه ای حساس و سرنوشت ساز در عرصه سیاسی کشور شده اند، منازعه ای که موجودیت و سرنوشت انقلاب در گرو نتایج آن است.
در یکطرف این منازعه جریانی به دفاع از هویت انقلاب اسلامی ایستاده است که اصلی ترین شعار انقلاب را جمهوریت و حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش می داند، آرمان های انقلاب را در حال استحاله، سرمایه اجتماعی را در حال نابودی، وحدت و انسجام ملی در حال افول، قشری گری و تحجر و جمود را به جای تعقل و دین ورزی خردمندانه در حال بسط و گسترش، نهادهای انتخابی را در حال استحاله، نهاد انتخابات را در حال تبدیل شدن به شکل و صورتی بی مسمی و اساس جمهوریت نظام را درمعرض تهدید و بازگشت استبداد را خطری جدی می داند.

در طرف دیگر منازعه جریانی دیگر صف آرایی کرده است که دموکراسی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را دستاورد جاهلیت مدرن و عین شرک به خدا می داند، جمهوریت نظام را ترفندی از سوی امام به منظور کاهش حساسیت منفی جهانیان نسبت به انقلاب در روزهای قبل از پیروزی تحلیل می کند و سودای بازتولید سلطنت در قالب حکومت در سر دارد. اصل تفکیک قوا را مغایر با اسلام و قوای سه گانه را ابزاری در دست حاکم اسلامی برای اداره جامعه گسترده امروزی می داند. معتقد است هدف شاه را باید از روش او تفکیک کرد زیرا هدف شاه ضد اسلامی و ناپسند بود اما روش او درست بود. براین باور است که روحانیون و روشنفکران و سیاسیون برای اداره جامعه مناسب نیستند و بدون اتکا به مردم و بدون نیاز به نهادهای مدنی و احزاب و تنها با تکیه بر اقلیتی متشکل و سازمانیافته و مسلح می توان کشور را اداره کرد.

ملت شریف ایران!

طی سه دهه گذشته مسائل و امور مختلفی محور منازعات سیاسی اجتماعی بوده است. اگرچه بسیاری از مسائل موضوع منازعه طی این مدت لاینحل باقی ماندند و به فرجامی روشن و نتیجه ای راهگشا برای کشور و نظام نینجامیدند، اما آن چالش ها و منازعات این حسن را داشتند که به تدریج جامعه و کشور را به سوی اصلی ترین موضوع و کانونی ترین مسئله که اساس و منشاء تمامی مسائل و چالش های گذشته بوده است، سوق دهند. موضوع و مسئله ای که تعیین تکلیف بسیاری از مشکلات و مسائل کشور در گرو حل آن است. چگونگی پاسخی که شما به این مسئله خواهید داد سرنوشت دهه چهارم انقلاب را رقم خواهد زد.

از این رو دهه چهارم انقلاب اسلامی را باید دهه دفاع از آرمان های اصیل انقلاب، دفاع از اساس جمهوریت نظام و مبارزه با تحریف اندیشه مبنای انقلاب و نفی حاکمیت رویکردهای استبدادی در انقلاب و نظام دانست. انتخابات ریاست جمهوری دهم اولین گام استوار در این مسیر در آغاز دهه چهارم انقلاب است.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن تبریک مجدد به مناسبت فرارسیدن سی امین سالگرد مردمی ترین انقلاب جهان و در آغاز چهارمین دهه انقلاب اسلامی ایران، عزت و سربلندی و پیروزی و موفقیت ملت بزرگ ایران را در حراست از اصالت ها و آرمان های انقلاب، ا زخداوند متعال مسئلت دارد.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
17/11/87


Link      Comments () Date: جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۸٧

ابوالفضل شکوری : مطمئنا بین آقایان کروبی، خاتمی و موسوی تفاهم حاصل خواهد شد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

ابوالفض شکوری عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی:
مطمئنا بین آقایان کروبی، خاتمی و موسوی تفاهم حاصل خواهد شد

عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی گفت:«ریشه‌های اصلاح طلبان آنقدر عمیق و تنیده است که در شرایط اضطراری بتوانند به اجماع برسند.»

ابوالفضل شکوری در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری یاری، با اشاره به اظهارات خاتمی مبنی بر اینکه من و آقای کروبی هیچ گاه مقابل یکدیگر قرار نمی گیریم، اظهار داشت:«ظرفیت و زمینه اجماع بین اصلاح طلبان منتفی نیست، البته هم اکنون نمی توان شخصی را مشخص کرد اما ریشه های اصلاح طلبان آنقدر عمیق و به هم تنیده است که در شرایط اضطراری می توان به تفاهم رسید.»

وی با تاکید بر اجماع مبنی بر واقع نگری بین اصلاح طلبان، گفت:«امکان شکل گرفتن ائتلافی بر مبنای این موضوع وجود دارد در کابینه سهم هر جریان مشخص باشد.»

شکوری تصریح کرد:«زمینه اجماع وجود دارد و پیشنهاد کروبی درباره تشکیل شورای حکمیت نیز بر همین مبنا بوده است هرچند این شورا تشکیل نشد.»

وی با اشاره به تشکیل ستادهای مهندس موسوی و انتخاب بهزادیان به عنوان رییس این ستادها، تصریح کرد:«این موضوع به معنای اعلام رسمی حضور مهندس موسوی در انتخابات است، آقای کروبی هم که از دو ماه پیش نامزدی خود را اعلام کرده است و تنها آقای خاتمی هنوز در تردید است بنابراین جریان اصلاح طلبی در دو یا سه شاخه در انتخابات فعال می شود اما در نهایت امکان اجماع وجود دارد.»

عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی این گونه اختلاف ها را صرفا اختلاف سلیقه دانست و افزود:«زمانی آقای خاتمی به آقای کروبی به شوخی گفتند که ما یک ریاست جمهوری به شما بدهکاریم. ایشان یک بار در ریاست جمهوری از ما حمایت کردند ما هم باید یک بار از ایشان حمایت کنیم.»

وی تصریح کرد:«حتی اگر سه کاندیدای اصلاح طلب یعنی مهندس موسوی و آقایان کروبی و خاتمی همزمان هم در انتخابات حضور داشته باشند باز هم در مدت زمان باقی مانده تا انتخابات مطمئنا تفاهمی حاصل خواهد شد


Link      Comments () Date: چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧

ناطق: اعلام کاندیداتوری هرچه دیر تر بهتر by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

علی اکبر ناطق نوری، عضو جامعه روحانیت مبارز و رئیس دفتر بازرسی مقام رهبری در گفت و گو با خبرنگاران در رابطه با تصمیم گیری برای انتخابات ریاست جمهوری آینده و تعیین کاندیدای جناح ها با جانب داری از تاخیر در اعلام نامزد قطعی جناح ها گفت: هنوز هیچ‌‏کس تصمیم نگرفته است و حالا تا زمان انتخابات فرصت زیاد است و هر چه کاندیداها دیرتر تصمیمشان را اعلام بکنند به نفعشان است

او در ادامه درباره کاندیدای جامعه روحانیت مبارز در انتخابات آینده افزود:جامعه روحانیت مبارز تا این لحظه هیچ تصمیمی برای حمایت از کاندیدای خاص در انتخابات ریاست جمهوری نگرفته ‌‏است.
وی سپس در پاسخ به سوالی دیگر در خصوص این‌‏که آیا انتخابات آینده دو قطبی می‌‏شود یا خیر؟ و درباره طرح عبور از احمدی‌‏نژاد ابتدا سکوت کرد و سپس اظهار داشت:نمی‌‏دانم، هنوز نه برای من و نه برای شما و نه برای خود کاندیداها چیزی مشخص نیست.
ناطق نوری همچنین ضمن تاکید بر اینکه از تصمیم گیری اصولگرایان درباره انتخابات خبری ندارد گفت: من کسی را برای انتخابات پیشنهاد نداده ام.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧

دفتر تحکیم و بحران هویت و مناسبات با حاکمیت و جریان های سیاسی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi


tahki

دفتر تحکیم وحدت موضوع بحث های روز است:
درگیری های دانشجویان عضو یا هوادار انجمن های اسلامی دانشجویی در شهرهای مختلف و ارتباط آنها با تشکیلات مرکزی دفتر تجکیم وحدت و بازداشت ها و محکومیت ها و مجازات و بیانیه و مصاحبه و اقلیت و اکثریت و تغییر ایدئولوژی و دولت اصلاحات و دولت احمدی نژاد و بسیاری از موضوعات دیگر 

دفتر تحکیم وحدت در حال یک عمل گسترده و هماهنگ است. حداقل از اخبار چنین بر می آید. اگر چنین است، مناسب و لازم است که دفتر تحکیم وحدت نسبت خود را با گذشته و هویت و مناسبات اش با موضوعات و غیره را دوباره تبیین کند یا اگر برای خودشان روشن است برای دیگران نیز روشن کنند تا مشخص شود مسیری که میروند چقدر با خواست های عمومی مردم یا دانشجویان یا حداقل تشکل های عضو آن هماهنگ است و نسبت جریانات دیگر با فعالیت های آنها چیست.
فعالیت های اخیر دفتر تحکیم وحدت ( طیف علامه ) که ظاهرا اکثریت انجمن های اسلامی سراسر کشور را شامل میشود، شدیدا تحت فشار است. شاید تصور شود که زمان مناسبی برای پرسش های هویتی و نسبت و مناسبات با جامعه و حاکمیت نیست ولی بنده به گونه دیگری فکر میکنم.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧

محسن آرمین :چه در گذشته و چه اکنون حفظ احترام آقای کروبی را بر خود فرض دانسته ام by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

سخنگویی سازمان مجاهدین انقلاب خبر برخی رسانه‌‏ها مبنی بر اظهارات وی در خصوص مهدی کروبی را تکذیب کرد

وی خاطرنشان کرد:«هر چند یقین دارم آقای کروبی در بی‌‏پایگی خبر کذب مذکور تردید نکرده‌‏اند، به ایشان اطمینان می‌‏دهم همواره چه درگذشته و چه اکنون حفظ احترام ایشان را برخود فرض دانسته‌‏ام. شخصیت محترمی نظیر ایشان که جای خود دارند، بنده حتی در باره مسوولان رسانه‌‏ای که رعایت اخلاق را بر خود فرض نمی‌دانند این‌‏گونه سخن گفتن را در شأن خود نمی‌‏دانم.»

گفتنی است برخی رسانه‌ها از قول محسن آرمین خبری را منتشر کرده بودند مبنی بر اینکه کروبی کاریکاتور میر حسین موسوی است.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧

هماهنگی حزب مشارکت و کارگزاران و انتخابات ریاست جمهوری دهم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

دو گروه اصلاح طلب حزب مشارکت و کارگزاران در دوره های اخیر هماهنگی نسبتا خوبی با یکدیگر داشته اند. احتمالا این هماهنگی به هماهنگی های سطح بالاتر بین آقای خاتمی و آقای هاشمی رفسنجانی در شرایط دشوار کنونی مربوط است.
در مورد انتخابات ریاست جمهوری دهم هر دو حزب بر روی گزینه خاتمی متمرکز هستند. از سوی حزب مشارکت نامی جز خاتمی و تا حدی میرحسین موسوی شنیده نشده در حالیکه از حزب کارگزاران و شخصیت های مرتبط با آن تنوع بیشتری دیده شده است:
هاشمی رفسنجانی / ناطق نوری و دولت ائتلافی دو جریان اصلی / حسن روحانی / ترکیب خاتمی و میرحسین / ترکیب خاتمی و کروبی / کروبی در برابر خاتمی / عبدالله نوری

به نظر میرسد گزینه خاتمی مهمترین گزینه ای است که اصلاح طلبان را از افتراق دور میکند و پس از وی کروبی بیش از بقیه شانس حضور دارد. خاتمی بر خلاف میرحسین موسوی و عبدالله نوری و ناطق و حسن روحانی، آمدن خویش را به نیامدن دیگران موکول نکرده است. ولی وی نیز شروطی دارد که تا کنون محقق نشده است و تضمینی برای آنها دریافت نکرده است. بنظر میرسد که خاتمی دو مسیر را میتواند دنبال کند:
یا از شروط خود برای کاندیداتوری عدول کند و بیاید و یا با سیاست کج دار و مریض جریان اصلاحات را تا رسیدن به کاندیدای واحد راهبری کند.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧

کاندیدای حزبی اصلاح طلبان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

انتخاب کاندیدای حزبی قابل و در حد یک شخصیت طراز اول چون خاتمی یا کروبی، مفید و موثر و قابل قبول است. مشکل آنجاست که اکثر احزاب و گروههای سیاسی فاقد شخصیت های ممتاز در سطح پذیرش مسئولیت ریاست جمهوری هستند. بدین ترتیب معرفی کاندیدای حزبی گاهی خوب و منطقی است و گاهی غیر منطقی.
گاهی یک رهبر طراز اول در حزب است و کاندیدا میشود:
مانند کروبی در حزب اعتماد ملی

گاهی یک رهبر طراز اول در حزب نیست و رهبر طراز اول خارج از حزب کاندیدا میشود:
مانند خاتمی برای حزب مشارکت و گروههای همسو با آن
مانند کروبی برای گروههای همسو با اعتماد ملی
مانند میرحسین موسوی برای گروههای خط امامی
مانند عبدالله نوری برای بعضی گروههای سیاسی
...


گاهی رهبر طراز اول در حزب نیست و در رقابت با حزب دیگر که کاندیدای طراز اول هم خط دارد، بجای ائتلاف و همکاری، کاندیدای حزبی معرفی میکنیم.
ظاهرا در سطح انتخابات ریاست جمهوری نمونه نداریم

گاهی یک رهبر طراز اول در حزب نیست و رهبر طراز اول دیگری نیر کاندیدای ما نیست در مقابل کاندیدای طراز اول هم خط، کاندیدای غیرحزبی غیر طراز اول مطرح میکنیم:
مانند معین برای حزب مشارکت و گروههای همسو با آن در انتخابات دوره نهم

=========================

خاتمی یا کروبی گزینه های مطرح و طراز اول در شرایط موجودند و احتمال حضور میرحسین موسوی و عبدالله نوری بسیار اندک است.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧

عبور از کروبی بدون خاتمی بسیار دشوار است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

حزب اعتماد ملی به دلیل وابستگی به جبهه اصلاحات و نقش شخص کروبی در تاسیس مجمع روحانیون روابط متسحکمی با خاتمی و  اعضای عالیرتبه مجمع و روحانیت پشتوانه ی مجمع دارد. در مقابل جبهه مشارکت و کارگزاران با بخشی از روحانیون مبارز رابطه مستقیم و خوبی دارند.
برای جریان اصلاح طلبی، بدون حضور خاتمی، امکان عبور از کروبی سخت است. به همین دلیل است که اعضای جوان تر مجمع روحانیون چون آقایان موسوی لاری و ابطحی و مجید انصاری بر حضور خاتمی در صحنه انتخابات تاکید آشکارتری دارند. اگر این طرح به نتیجه نرسد، عبور از کروبی برای مجمع روحانیون چندان ساده نخواهد بود و این مساله برای حزب مشارکت و گروههای همسو با آن بسیار ناگوار است و موجب عقب نشینی مجدد حزب مشارکت خواهد شد.


Link      Comments () Date: شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧

مهدی کروبی : تا عزراییل نیامده کار حزبی را ادامه می دهم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

دبیرکل حزب اعتماد ملی در دیدار شاخه جوانان و دانشجویان حزب متبوع خود گفت: ما از آمدن هر کس در عرصه‌ انتخابات استقبال می‌کنیم اما من خود تا پایان در این عرصه هستم و در نهایت هر آن‌چه مردم به آن رای دادند میزان خواهد بود.

حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی درباره تداوم کار حزبی خود پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم تاکید کرد: تا زمانی که عزرائیل نیامده، من کار حزبی خود را ادامه می‌دهم و این اندیشه من است؛ چراکه به این نتیجه رسیدم که راهی جزء کار حزبی نداریم به همین خاطر بود که از سال‌های گذشته آن‌چه توان داشتیم در شرایط انزوا انجام داده و تلاش‌ و پیگیری داشتیم. من به دراز مدت بودن حزب می‌اندیشم و سرنوشت انتخابات هرچه باشد کار حزبی‌ام را انجام می‌دهم؛ چراکه جامعه نیاز به حزب و نیروهای ارزشمند آن دارد. البته اندیشه‌هایی در چپ و راست هستند که با حزب مخالفند این اندیشه‌ها یا حزب‌گریزند و یا حزب‌ستیز.

کروبی به دیدار خود با برخی سران نظام نیز اشاره کرد و افزود: من در این دیدار هم گفتم که آمدن من به عرصه انتخابات جهاد و فداکاری است؛ چراکه اگر وارد این عرصه نشوم، زحماتم در حزب از دست می‌رود و حزب از هم می‌پاشد.

وی در ادامه با اشاره به همکاری افراد خارج از حزب در ستاد انتخاباتی خود گفت: غیر از دوستان حزبی مجموعه‌ نیروهایی هستند که همفکر و هوادار حزب هستند و به ما محبت دارند و با ما کار می‌کنند.


Link      Comments () Date: شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧

احمد زید آبادی : نیامدن خاتمی مثبت‌تر از آمدن است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

احمد زید آبادی گفت: عدم حضور خاتمی در این دوره هم برای شخص خودش و هم برای جامعه ایران مثبت‌تر از حضورش خواهد بود.

احمد زیدآبادی دبیرکل سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی ضمن حمایت از کاندیداتوری عبدالله نوری در انتخابات گفت: نوری برای حضور در انتخابات دو شرط دارد که یکی اجماع نسبی اصلاح‌طلبان و دیگری عدم معرفی کاندیدا توسط اصلاح‌طلبان در صورت رد صلاحیت وی است


Link      Comments () Date: شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧

آمریکا: مجاهدین خلق از نظر ما تروریست است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

فرارو- وزارت امور خارجه آمریکا می گوید هیچگونه دلیلی که حاکی از تغییر سیاست دولت آمریکا در مورد سازمان تروریستی مجاهدین خلق باشد، وجود ندارد. 

ایالات متحده سازمان مجاهدین خلق را رسما تروریست می داند.

تاکید دوباره وزارت امور خارجه آمریکا بر تروریست بودن مجاهدین خلق در پی آن بیان شد که  مریم رجوی همسر سرکرده این گروهک روز سه شنبه از واشنگتن درخواست کرد نام آن ها را از فهرست سازمانهای تروریستی خود، حذف کند. 

وزیران خارجه اتحادیه اروپا روز دوشنبه در بروکسل در سیاستی متناقض در برابر تروریسم، به خروج این گروهک از لیست سیاه خود رای مثبت دادند.

اروپا گروهک تروریستی منافقین را از لیست سیاه خارج کرد

سازمان مجاهدین خلق ایران ( گروهک منافقین ) از سال ‪ ۲۰۰۲‬میلادی به پیشنهاد انگلیس در لیست سیاه ترویستی اتحادیه اروپا قرار گرفته بود.

ایران با صدور بیانیه ای رسمی، اقدام اروپا را تقبیح کرد. تهران تاکید کرده است دستان سرگردگان این گروه تروریستی آلوده به خون هزاران شهروند ایرانی است.


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧

مشکل حضور رهبری سیاسی در احزاب اصولگرا و اصلاح طلب by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

فاصله ی احزاب اصولگرا با رهبری سیاسی آنها آنقدر دور است که تقریبا میتوان گفت که رهبران سیاسی اصولگرا در روند تعامل داخل احزاب سیاسی حضوری ندارند و حتی به صورت جدی تلاش دارند تا منتسب به احزاب سیاسی نشوند و به عدم تعلق به احزاب سیاسی افتخار نیز میکنند.
این جدایی و بنیادهای اندیشه سیاسی و فکری و مکانیزم های مورد استفاده درجبهه اصولگرایی به گونه ای است که عملا احزاب اصولگرا شانس زیادی برای تاثیر گذاری در فضای سیاسی جامعه ایران ندارند. احزاب اصولگرا اصولا از امکان تصمیم گیری سیاسی داخلی در بالاترین سطوح محرومند و ببرای تصمیم گیری های مهم سیاسی ه خارج از احزاب خویش می نگرند.
احزاب اصلاح طلب نیز دچار مشکل مشابهی بودند که شکست در انتخابات نهم ریاست جمهوری و نزدیک شدن کادرهای سیاسی اصلاح طلب به دو شخصیت اصلی اصلاحات یعنی خاتمی و کروبی این مشکل را تا حدی مرتفع کرده اند.
حزب مشارکت خود را یکسره به خاتمی نزدیک کرد و از حرکتهای تند و خارج از قاعده های سیاسی مورد قبول خاتمی دور کرد و متقابلا خاتمی نیز قدمهایی برای نزدیک شدن به مواضع حزب مشارکت برداشت.
کروبی نیز که از رفتار چند لایه در مجمع روحانیون مبارز گلایه داشت، از رهبری مجمع استعفا کرد و  تاسیس نخستین حزب سیاسی با حضور رهبر طراز اول اصلاح طلب را برعهده گرفت.

====================

حزب مشارکت گرچه مهمترین حزب سیاسی اصلاح طلبان است ولی همچنان فاقد رهبری سیاسی طراز اول اصلاح طلب است.  انتساب این حزب به برادر خاتمی یا یاران خاتمی برای حزب مفید است ولی این حزب به هیچ وجه حزب خاتمی نیست.
حضور خاتمی در یک حزب واقعی، راه حل اصلی شکل دادن به فضای سیاسی جامعه ایران امروز است. تاسیس چنین حزبی در دو مرحله ممکن است. نخست تاسیس جبهه اصلاحات با حضور جریانات اصلی اصلاحات و نهایتا تشکیل حزب خاتمی با حضور سلایق نزدیک به خاتمی.
 به این ترتیب اصلاح طلبان با دو حزب سیاسی جدی میتوانند پایه های مردم سالاری دینی را در جامعه ایران تثبیت کنند.
احزاب سیاسی بدون حضور رهبران طراز اول در روند تصمیم سازی و تصمیم گیری به سطح ستاد انتخاباتی یک ائتلاف تنزل رتبه پیدا میکنند.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٧

حضور رهبران درجه اول سیاسی در احزاب by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

پس از تجربه تشکیل حزب جمهوری اسلامی در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، شخصیت های رده اول کشوری معمولا تلاش کرده اند از حوزه احزاب دورتر باشند و به نوعی تمایز خود را نیز نشان داده اند. به همین دلیل اکثر احزاب فاقد نیروهایی در سطح رهبران سیاسی طراز اول هستند. این امر به نوعی موجب درجه دو محسوب شدن احزاب و محور شدن شخصیت های خارج از احزاب شده بود.
با پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات دوم خرداد، فعالیتهای حزبی توسعه یافت ولی همچنان خاتمی و کروبی و دیگر شخصیت های شاخص حاضر به فعالیت حزبی حرفه ای نشدند. پس از وقوع بعضی اختلافات در مجمع روحانیون مبارز، حزب اعتماد ملی با حضور رئیس سابق(دبیرکل) مجمع شکل گرفت.
موقعیت این حزب به دلیل حضور کروبی نسبت به احزاب دیگر کاملا متفاوت است. اگر دیگر رهبران جریانات سیاسی نیز از همین مشی پیروی کنند، به احزاب خود موقعیت مناسبی برای رقابت سیاسی میدهند. شاید مهمترین ضرورت در شرایط  سیاسی حاضر،حضور خاتمی در راس یک حزب سیاسی جدید باشد. به طور قطع اگر این حزب در شرایط فعلی تشکیل شود، بزرگترین حزب کشور میشود و به تحکیم مردم سالاری در کشور خدمت بزرگی میکند.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٧

نامه دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی به خاویر سولانا by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

خبر خارج کردن سازمان مجاهدین خلق از فهرست گروه‌های تروریستی بار دیگر پایبندی واقعی کشورهای اروپایی به استانداردهای شناخته شده جهانی را مورد پرسش‌های جدی قرار داده است.
فجایع تروریستی این سازمان، در ایران وعراق که منجر به ترور بسیاری از مردم بی‌گناه و مسؤولین ایران و همچنین هم‌پیمانی آنها با صدام جنایتکار و کشتار افراد بسیاری از مردم عادی و بی‌گناه عراق بخصوص اهالی کرد آن کشور از یک سو و نقش آن در تخریب فرآیندهای دموکراتیک‌سازی از طریق ایجاد فضای رعب و وحشت و تشدید منازعات سیاسی و از سوی دیگر، ناقض شعارهای اتحادیه اروپا و دغدغه‌های اعلام شده آن سازمان در قبال گروه‌های تروریستی است.
اقدام اتحادیه اروپا در مورد این سازمان، بی‌تردید رویکرد عملی آن سازمان را در حمایت از جریان واقعی گسترش امنیت و آزادی بخصوص در کشور ما به شدت مخدوش می‌سازد. تروریسم برای کشورهای منطقه ما با هزینه گزافی همراه بوده است، به ویژه در عراق و افغانستان که تداوم این رفتارها، به شدت بر فرآیندهای رشد و توسعه آسیب‌های جدی وارد نموده است. این اقدام اتحادیه اروپا جز تقویت تروریسم و کاربرد روش‌های ارعاب و برخورد سیاسی با مقولاتی همچون تروریسم معنا و مفهومی دیگری به دنبال ندارد.
جبهه مشارکت ایران اسلامی مجدانه از جناب‌عالی و سایر مسؤولین اتحادیه اروپا خواستار تجدید نظر در تصمیم اخیر آن اتحادیه و توجه جدی به پیامدهای خسارت‌بار آن نه تنها برای کشور خود، بلکه برای سراسر منطقه خاورمیانه می‌باشد. تردید نداریم این تجدید نظر در مورد چنین سازمان تروریستی رویکرد جدی آن اتحادیه را نسبت به مقابله با تروریسم و گسترش فرآیندهای دموکراتیک در ایران و خاورمیانه تأیید خواهد نمود.

محسن میردامادی
دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۸٧

رسول منتجب نیا : در صورت نیامدن میرحسین موسوی و خاتمی توافق روی کروبی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی:

در صورت نیامدن میر حسین موسوی و خاتمی، مطمئنا اصلاح طلبان باید بر کروبی به توافق برسند و او را برای کاندیدای ریاست جمهوری انتخاب می‌کنند


Link      Comments () Date: دوشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٧

کنگره سراسری مردم سالاری با حضور خاتمی و کروبی برگزار می‌‏شود by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

یر‌‏ اجرائی کنگره حزب مردم سالاری از حضور قطعی سید محمد خاتمی و مهدی کروبی و حضور احتمالی میر‌‏حسین موسوی در کنگره سراسری این تشکل خبر داد.

میرزا بابا مطهر نژاد در‌‏گفتگو با ایلنا، گفت:«در ‌‏کنگره سراسری حزب مردم سالاری علاوه بر آقایان خاتمی ،کروبی ،دبیران کل احزاب ،سفرا و تعدادی از شخصیت‌‏های مذهبی و سیاسی شرکت خواهند کرد.»

عضو شورای‌‏مرکزی حزب مردم سالاری در مورد دستور ‌‏کار این نشست نیز اظهار داشت:«در بخش افتتاحیه که با حضور میهمانان برگزار می‌‏شود ابتدا دبیر اجرائی کنگره به ارائه گزارش خواهد پرداخت ،سپس دبیر‌‏کل حزب به بیان سخن می‌‌‏ پردازد و از تعدادی از میهمانان دعوت خواهیم کرد که به بیان نقطه نظرات خود در مورد مسائل سیاسی بپردازند.»

وی ادامه داد:«بخش دوم برنامه، انتخابات شورای مرکزی خواهد بود که برای انتخاب 31 نفر اعضای شورای مرکزی رای‌‏گیری به عمل می‌‏آید ،سپس شورای مرکزی منتخب، دو نفر را به عنوان دبیر کل پیشنهاد می‌‏کنند که یک نفر انتخاب خواهد شد.»

دبیر‌‏ اجرائی‌‏‌‏ کنگره حزب مردم سالاری همچنین از بحث و بررسی پیرامون انتخابات دهم ریاست جمهوری در کنگره سراسری این تشکل خبر داد.

گفتنی است کنگره حزب مردم سالاری ،روز پنج شنبه 10 بهمن‌‏ماه برگزار می‌‏شود


Link      Comments () Date: یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٧

کاندیداهای اصلی و آلترناتیو ( جایگزین ) انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

آمریکا و  اسرائیل و مجاهدین خلق (منافقین) و گروههای مسلح و غیر مسلح مخالف اصل نظام جمهوری اسلامی و افرادی مایوس از تغییر طبق معمول‌ از تحریم فعال یا انفعال در انتخابات استقبال میکنند. این گروهها مواضع مشابهی ندارند ولی کلا و حداقل در دو دهه اخیر نقش مشترکی را در تحولات سیاسی داخل یعنی نفی کلیت نظام را دنبال میکردند.
از سوی دیگر جریاناتی هستند که به شرکت در انتخابات می اندیشند و به اصطلاح سیاست ورزی میکنند که ظاهرا چنین آرایشی دارند:

دفتر تحکیم وحدت: عبدالله نوری یا خاتمی
نهضت آزادی : خاتمی یا عبدالله نوری


حزب مشارکت: خاتمی یا میرحسین موسوی
مجمع روحانیون مبارز: خاتمی یا کروبی
حزب اعتماد ملی : کروبی

اصولگرایان میانه رو : ولایتی یا قالیباف یا در شرایطی خاص میرحسین موسوی
جریان اصلی اصولگرایان : احمدی نژاد

در بین کاندیداهای انتخابات تنها احمدی نژاد و کروبی از ابتدا تکلیف کاندیداتوری شان روشن است و بقیه کاندیداها هنوز تکلیف کاندیداتوری شان روشن نشده است.
در بین جریانات مختلف اصلاح طلبان، مجمع روحانیون نقش موثری در تعیین کاندیدای نهایی اصلاح طلبان دارند چرا که:
١. تشکیل سنتی رهبری اصلاح طلبان هستند.
2. خاتمی به عنوان محبوب ترین چهره سیاسی کشور رئیس آن است.
3. کروبی به عنوان تنها کاندیدای ارشد اصلاح طلبان تا کنون، رئیس سابق آن است روابط خوبی با اکثر اعضای آن دارد.
4. بقیه تشکل های اصلاح طلب توانایی تصمیم گیری موثر بدون مجمع روحانیون ندارند. به خصوص حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی عملا ملزم به تبعیت از مجمع به دلیل ریاست خاتمی بر آن هستند.


Link      Comments () Date: یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٧

خاتمی و کروبی با یکدیگر هماهنگ اند ... خداحافظ ناهماهنگ by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

ظاهرا آقای کروبی کاندیدای اصلی اصلاح طلبان خواهد بود و خاتمی حداقل در شرایط فعلی کاندیدا نمیشود. ولی احتمال کاندیداتوری در شرایط بحرانی و یا شبهای انتخابات همچنان مطرح است.
خاتمی و کروبی با یکدیگر هماهنگ هستند و هیچکدام قابل نادیده گرفتن نیستند.
سخن آقای بجنوردی جالب است:

" خوب است نخبگان کشور روی نام آقای کروبی تامل و تفکر کنند، راهی نروند که بعدا بگویند اشتباه کردند."

ظاهرا بخشی از نخبگان اصلاح طلب که عمدتا مرتبط با حزب مشارکت و تشکل های همسو با آن هستند عملا سعی میکنند به قول دکتر مهاجرانی، آقای کروبی را نادیده بگیرند که بعید است به نتیجه برسند.
طبیعی است که این اظهار نظرات را به نوعی پیش درآمد قطعی شدن کاندیداتوری کروبی بدانیم. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب مشارکت ایران اسلامی احتمالا آخرین احزاب اصلاح طلبی هستند که به این مسیر می پیوندند.

به ماه بنگرید
از آسمان  و زمین
و قدر بدانید و بدانیم


Link      Comments () Date: یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٧

خاتمی و حزب سیاسی فراگیر by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

خاتمی در بین اصلاح طلبان رهبری است که حزب سیاسی خاصی ندارد. مجمع روحانیون مبارز گرچه تشکلی سیاسی است ولی ویژگی احزاب متعارف را ندارد. شاید حزب مشارکت اسلامی را بتوان به نوعی حزب اصلی خاتمی شمرد ولی وجود گرایش های متنوع و گاهی فراتر از دیدگاههای وی در این حزب و عدم فراگیر شدن آن و نیز عملکرد و سابقه ی آن  از نکاتی است که انتصاب خاتمی به آن را برای وی پرهزینه میکند.
خاتمی در گذشته نیازی به حزب نیز نداشت و سخنانش را از طرق مختلف میگفت و از طریق احزاب مختلف پیش می برد ولی بنظر میرسد که حال که هزینه های رهبری یک حزب را بر خلاف گذشته می پردازد بهتر از منافع داشتن یک حزب گسترده و فراگیر نیز برخوردار باشد.


Link      Comments () Date: دوشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٧

مرعشی: کرباسچی حتماً از موضع کارگزاران پیروی خواهد کرد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از وبلاگستان:

سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی گفت: کروبی با وجود تمام حرف هایی که در مورد عدم توجه وی به آرای دیگر اصلاح طلبان گفته می شود، در نهایت به روند اجماع اصلاح طلبان خواهد پیوست.

حسین مرعشی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی برنا با اشاره به حضور شخصیت هایی همچون خاتمی، میر حسین موسوی و کروبی در عرصه انتخابات، گفت: نکته اصلی در مورد تمام بحث ها و درگیری های انتخاباتی این است که در نهایت یک نفر از سوی جبهه اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری معرفی خواهد شد.
وی افزود: هم اکنون تمایل بسیار زیادی نسبت به اجماع در بین کاندیداهای اصلاح طلبان وجود دارد و خاتمی نیز به طور قاطع اعلام کرده که از بین وی و میر حسین یک کاندیدادی به انتخابات حضور خواهد یافت.
سخنگوی حزب کارگزاران تصریح کرد: به نظر من هم آقای کروبی با وجود تمام حرف هایی که در مورد عدم توجه وی به آرای دیگر اصلاح طلبان گفته می شود، در نهایت به روند اجماع اصلاح طلبان خواهد پیوست.
مرعشی گفت: کروبی به هر حال نیز جزء اصلاح طلبان محسوب شده و نسبت به روند حضور اصلاح طلبان در ریاست جمهوری حساس است.
وی در خصوص موضع انتخاباتی کرباسچی نیز افزود: موضع کرباسچی موضع حزب کارگزاران است و به طور حتم از موضع حزب متبوعش پیروی خواهد کرد.
سخنگوی حزب کارگزاران ادامه داد: البته کروبی همواره از احترام خاصی در بین حزب کارگزاران برخوردار بوده و خواهد بود.


Link      Comments () Date: دوشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٧

همایش «حمایت جوانان احزاب ایرانی از مردم مظلوم غزه» از سوی شاخه‌های جوانان احزاب by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

مسوولان و اعضای شورای مرکزی شاخه‌های جوانان حزب مولفه اسلامی، مجمع نیروهای خط امام(ره)، جامعه اسلامی مهندسین، حزب کارگزاران سازندگی، حزب اعتماد ملی، جبهه مشارکت ایران اسلامی، خانه کشاورز، حزب اعتدال و توسعه و جبهه پیروان خط امام و رهبری از برگزارکنندگان این همایش بودند


Link      Comments () Date: شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧

محسن رهامی رئیس ستاد اجرایی و برنامه‌ریزی انتخابات کروبی شد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:



با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری دهم و تصمیم نهایی کروبی برای حضور در انتخابات این دوره، ستاد اجرایی و برنامه‌ریزی انتخابات دبیرکل اعتماد ملی به ریاست رهامی تشکیل شد


Link      Comments () Date: جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧

آمریکا : مجاهدین خلق سازمانی تروریستی است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

from BBCPersian.com | جهان | Persian News index

به رغم تلاش مجاهدین خلق برای خروج از فهرست سازمان های تروریستی آمریکا، وزارت خارجه این کشور بار دیگر این سازمان را یک گروه تروریستی دانسته است.

Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢٤ دی ۱۳۸٧

وضعیت زنان در فرقه منافقین بحرانی است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

سرکردگان منافقین اعلام کرده‌اند اکثریت افراد گروه نظامی‌شان به نام "ارتش آزادی بخش" را زنان تشکیل می‌دهند و هدف آنها ارتقاء جایگاه و مقام زن است؛ اما در این فرقه وضعیت بحرانی زنان از گذشته تا به حال تغییری نکرده است


Link      Comments () Date: شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧

اعتراض دکتر مصطفی معین به رد صلاحیت داوطلبان انتخابات نظام پزشکی کشور by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

نامه اعتراض آمیز دکتر معین نسبت به رد صلاحیت داوطلبان انتخابات نظام پزشکی


Link      Comments () Date: جمعه ٢٠ دی ۱۳۸٧

کروبی :‌ حزب معبد من است، برخاسته از ذهن و اندیشة یک مجتهد بود by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

دبیرکل حزب اعتماد ملی گفت:

حذف سازمان مدیریت برای من بسیار حیرت آور بود؛ زیرا من معتقدم برنامه‌محوری در اداره کشور بسیار ضروری است

کار تشکیلاتی و سازمان‌‏یافته نیروهای انقلاب مورد پسند دشمن و مخالفان نیست و یکی از دلایلی که رقبا و مخالفان آن تهاجمات را علیه شهید دکتر بهشتی به کار بستند، همین مساله کار حزبی و تشکیلاتی بود

کروبی تصریح کرد: اینکه آن شهید بزرگ گفتند حزب معبد من است، برخاسته از ذهن و اندیشة یک مجتهد بود نه یک جوان که بخواهد از روی احساسات حرف زده و عمل کند


Link      Comments () Date: جمعه ٢٠ دی ۱۳۸٧

کرباسچی :‌ روزنامه کارگزاران جدی‌‏ترین منتقد منطقی دولت بود by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی توقیف این روزنامه را مقدمه کارهای انتخاباتی دانست و گفت: برخی افراد از وجود روزنامه‌‏های حزبی قوی و توانمند مانند کارگزاران در آستانه انتخابات وحشت دارند.


غلامحسین کرباسچی در گفت‌‏وگو با خبرنگار"ایلنا"، با اشاره به دلیل توقیف نشریه حزب متبوعش اظهار داشت: به نظر ما این برخورد کاملا سیاسی است و ارتباطی با مساله فلسطین و غزه ندارد؛ زیرا روزنامه کارگزاران جدی‌‏ترین منتقد منطقی دولت بود و حرف‌‏های کارشناسی درباره مسایل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می‌‏زد و برخی نیز از مطالب منتشر شده از سوی روزنامه اظهار ناراحتی ‌‏کرده و با تذکر آن را عنوان می‌‏کردند.
وی ادامه داد: روزنامه واقعیت‌‏ها را منتشر می‌‏کرد برای مثال هنگامی که در روزنامه درباره واردات گندم نوشته شد، گفتند سیاه‌‏نمایی می‌‏کنید در صورتی که با انتشار اخبار افزایش واردات گندم در دو سال گذشته، واقعیت‌‏ها را منتقل کردیم اما تذکر دادند که چرا نوشته‌‏اید گندم وارد شده و این سیاه نمایی است.
کرباسچی اضافه کرد: این برخوردها به نوع نگاه دولت برمی‌‏گردد، علی‌‏رغم اینکه دولت می‌‏گوید انتقاد‌‏پذیر است اما این‌‏گونه نیست و برخورد حذفی می‌‏کند.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧

پیشنهادی به خاتمی برای تشکیل حزبی جوان گرا by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

فقدان حزبی که جوانان کشور را پوشش دهد و بر اساس رویکردی عقلایی به نیازهایی نسل نو در مشارکت سیاسی و اجتماعی پاسخ دهد، به شدت احساس میشود ولی احزاب فعلی چندان در این امور موفق نیستند.
اصولگرایان که به صورت اصولی در ارتباط با اکثریت جامعه جوان دچار مشکل هستند.
اصلاح طلبان نیز علیرغم تاسیس شاخه های جوانان در تشکل هایشان، بیشتر به جذب خویشان و نزدیکان و اندک فعالین سیاسی جوان پرداخته اند نه آنکه از میان انبوه جوانان عضوگیری کنند و از بین آنان نیروهای قابل را شناسایی و به آنها اعتماد و هزینه های ارتباط سیاسی گسترده را پرداخت کنند. حتی اگر جوانان عضو خانواده های اعضای شورای مرکزی های این تشکل ها عضو شاخه جوانان میشدند، تشکل بزرگتر و موثرتری به وجود می آمد. در واقع شاخه های جوانان احزاب فعلی بیشتر در قد و قواره ی بخشی از روابط عمومی هایشان ظاهر میشوند.
تشکیل یک حزب متکی به جوانان موفقیتی بزرگ است و شاید در شرایط امروزی تنها از آقای خاتمی ساخته باشد.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧

تعیین جایزه یک میلیون دلاری برای اعدام حسنی مبارک by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

شنبه شبت از سوی گروهی از معترضینبه تجاوز اسرائیل به غزه ( جنبش عدالتخواه دانشجویی ) عنوان شد:

لینک خبر:

تعیین جایزه یک میلیون دلاری برای اعدام حسنی مبارک


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧

پیشنهادی به خاتمی برای تقویت نقش روحانیت در مجمع روحانیون by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

اگر مجمع روحانیون مبارز به عنوان ثمره تلاش روحانیت خط امام، از مداخله در امور سیاسی جزئی احتراز کند و به اصطلاح از نقش حزبی خود بکاهد و برای فعالیتهای سیاسی حزبی، تشکلی که محدود به روحانیت نباشد، به وجود آورد، اقدام پسندیده ای کرده است.
در این صورت شاید شخصیت های برجسته ای چون کروبی نیز حاضر به بازگشت به مجمع روحانیون شوند و این تشکل و شخص آقای خاتمی نقش موثر و موفق تری در رهبری اصلاحات بر عهده گیرند.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧

دخل و تصرف در رای مردم، خیانت است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

بیست و پنجمین همایش فصلی خانه احزاب با موضوع «انتخابات، مشارکت حداکثری و چالش های فراروی آن» پنجشنبه گذشته در وزارت کشور برگزار شد. سید حسن موسوی تبریزی در این همایش با تاکید بر اینکه رای مردم امانتی نزد مسوولان است، گفت: «هم مردم باید این امانت را به افراد شایسته بدهند و هم مسوولان باید در تمام مراحل انتخابات حافظ امانت مردم باشند.» دبیرکل خانه احزاب با هشدار به مسوولان برگزاری انتخابات برای صیانت از آرای مردم تاکید کرد: «اگر مردم بفهمند که مسوولان امانت دار خوبی نیستند، آنها هم وفاداران خوبی نخواهند بود.» وی افزود: «اگر مسوولان رای مردم را حفظ نکنند و بعضی مسائل گروهی و شخصی را در شمارش آرا دخالت دهند، خیانت بزرگی انجام داده اند.»


Link      Comments () Date: شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧

خبرنامه امیرکبیر دانشجویان پلی تکنیک by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

در مسیر پیگیری اخبار معمولا به سایتها و وبلاگها و تیم های خبری مختلفی برخورد میکنیم. در بین  رسانه های خبری، سایتها و تیم های خبری و افرادی که به اخبار داغ سیاسی می پردازند، فعالیت خطیرتری را دنبال میکنند.
گذشته از خطرات متعارف انتشار اخبار داغ سیاسی، بی تجربگی و ضعف ها نیز موجب میشود که در شرایط پر تنش فعلی، گرایشات مختلف بدون حفظ هویت و در لا به لای اخبار منتشره بروز پیدا کنند. اینکه ملاک انتشار یک خبر از سوی یک تیم خبری، صرفا داغ بودن خبر باشد و به منبع و مطلب توجه نکند، شاید در جذب مخاطب اولیه تاثیر منفی نگذارد ولی در دراز مدت هویت فعالیت رسانه ای را مخدوش میکند.
در چنین شرایطی، رسانه خبری به یک بولتن داخلی یا شب نامه تبدیل میشود و به همین دلیل گاهی منعکس کننده ی مواضع جریانات مسلح ضد دولتی میشود.
البته طبیعی است که اگر احزاب و جریانات سیاسی دارای تریبون های متعدد شفاف و مرتبط با خود باشند، هرج و مرج رسانه ای و خبری موجود کاهش می یابد.


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧

از دفتر تحکیم وحدت تا دفتر تحکیم وحدت by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

زمانی که فرد و گروهی به حق یا ناحق تحت فشار است، سخن گفتن در باره آن دشوار است. به اجمال و کوتاه بگویم که:
میان دفتر تحکیم وحدتی که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفت و مرکز فعالیت انجمن های اسلامی دانشجویان بود و در طول حدود بیست سال به اعتبار و آبرویی در افکار عمومی دست یافت با دفتر تحکیم وحدتی که پس از دوم خرداد و در جریان منازعات اصولگرایان و اصلاح طلبان، تغییر هویت داد و خارج از جریان اصلی اصلاحات شکل گرفت، تفاوت های اساسی و ماهوی وجود دارد. شاید یکی از دلایل اصلی ایجاد شکاف در دفتر تحکیم وحدت نیز به همین ناهمگونی اهداف اولیه و سابقه با عملکرد فعلی بر میگردد.
اینکه اقدامات کنونی دفتر تحکیم وحدت، درست یا غلط است موضوع دیگری است، ولی باید بدانیم که این موجود عزیز نیز مانند بسیاری از موجودات عزیز دیگر جامعه ما، تغییر هویت داده است.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٧

محسن میردامادی / محمدرضا خاتمی / حمید رضا جلایی پور از حزب مشارکت ایران اسلامی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

سه نکته از مدیران ارشد حزب مشارکت :

محسن میردادمادی : از نظر ما خاتمی وارد عرصه انتخابات شده وکاندیدای ماست

محمدرضا خاتمی: برنامه‌‏دارترین تشکل در اداره کشور هستیم

حمید رضا جلایی پور: اصلاح طلبان برای کار حزبی باید به عمق جامعه ریزش کنند

 


Link      Comments () Date: دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٧

آیت الله موسوی خوئینی : تنها خواسته ما، تحقق «میزان رای ملت» است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

آیت الله موسوی خوئینی گفت:‌

هر صاحب قدرتی که مسوولیت کشور را بر عهده می گیرد بیشتر تمایل دارد آنچه را که خود تشخیص می دهد و فکر می کند به صلاح کشور است به هر چیزی رجحان دهد و کمتر تمایل دارد که به درک دیگران و نظرات مردم و خرد جمعی توجه کند

این معیار که فردی چیزی را درست تشخیص بدهد یا ندهد ملاک این نیست که این مساله به صلاح کشور است.تنها مردم هستند که حق دارند درسرنوشت خود دخالت کنند و دخالت در امور مردم بدون اذن انها حتی اگر سرخیرخواهی باشد خلاف شرع است. هرگز نمی توان از یک مقدمه فسادآمیز به نتیجه ای مباح دست یافت. به هر حال تنها خواهش ما از رقیبان جبهه اصلاحات پذیرش اصل اساسی میزان رای ملت است

من معتقدم چهار سال ویرانی 40 سال زمان برای اصلاح می خواهد


موسوی خوئینی در پایان جلسه ودر پاسخ به این پرسش که بسیاری برای تقلب های انتخاباتی توجیه شرعی می تراشند اظهار داشت: به هرحال این مساله از سوی آنها توجیه می شود اما باید تمرین کنید. اگر روزی به قدرت رسیدید علیه رقبا تقلب نکنید و با این بهانه که آنها علیه ما تقلب کردند در انتخابات تقلب کنید، اما از کسانی که با نام دین دارند کار خلاف شرع انجام می دهند باید با بهره گیری از شرع بخواهیم این کارها را انجام ندهند و این کار را باید با بهره گیری از ادبیات و فرهنگ موجود پیش ببریم و آنها را قانع کنیم تقلب کار درستی نیست، هرچند شاید فرد نیت خیری داشته باشد اما من با این نیت خیر کاری ندارم چرا که محصول این نیت خیر مجلسی می شود که می خواهند با پنج میلیون تومان در آن رای جابه جا کنند


Link      Comments () Date: شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧

کرباسچی: تحزب دوای عوام فریبی است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی از ایجاد نظام حزبی و پرهیز از روش عوامفریبی در جامعه، رشد طبقه متوسط، تضعیف دولتمداری و دولت‌سالاری، عدم ابهام در قانون اساسی و میثاق ملی حضور قوه قضاییه مستقل و بیطرف و قرابت جغرافیایی و همراهی جهانی با دموکراسی‌های آزاد در دنیا و دوری ارتش و نیروهای مسلح از سیاست به عنوان برخی عوامل برای توسعه سیاسی در کشورها نام برد

کرباسچی: تسویه درونی دولت نهم در تاریخ بی‌‏سابقه است


Link      Comments () Date: جمعه ۱٥ آذر ۱۳۸٧

هاشمی رفسنجانی : دو نفر که از من و رهبری به هم نزدیک‌تر باشند پیدا نمی‌کنید by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر از ایسنا:

رییس مجلس خبرگان عصر روز شنبه با حضور در دانشگاه شریف، در همایش ملی ‌٣٠ سال انقلاب اسلامی؛ دستاوردها، آسیب‌ها و فرصت‌ها که از سوی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه شریف برگزار شده بود، سخنرانی کرد و در پایان سخنرانی خود نیز به برخی سوالات دانشجویان پاسخ گفت.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) آیت الله هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان مبنی بر رابطه وی با مقام معظم رهبری اظهار کرد: من فکر می‌کنم در این کشور دو نفر که از من و رهبری به هم نزدیک‌تر باشند پیدا نمی‌کنید.

وی همچنین در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر این‌که آیا ایشان را همچنان دوست می‌دارید؟ گفت: خیلی. عشقم آقای خامنه‌ای است. ما ‌۵٠ سال است که رفیق صمیمی و یار غار هستیم و اسرار جدایی نداریم.

بقیه مطلب را در ادامه بخوانید


رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: تعبیرهای زیادی از ایشان درباره من هست که آن‌ها را نمی‌گویم. من هم به ایشان ارادت دارم. البته در مواردی هم مثل هر انسان متفکری اختلاف نظر داریم. یک بار درباره این موضوع بحث کردیم و نتیجه این شد که طبیعتا ایشان حجتی ندارد که بخواهد نظر مرا بپذیرد، اما من نمی‌توانم صرفا به نظر خود عمل کنم؛ زیرا حجت دارم و قانونا و شرعا باید از ایشان تبعیت کنم و این قرار ما با ایشان است.

وی یادآور شد: مواردی هست که گاهی ما جدا تصمیم می‌گیریم و به هم که می‌رسیم می‌بینیم یک جور تصمیم گرفته‌ایم به هر حال ایشان در مقام رهبری و ما در مقام رهروی هستیم.

وی در پاسخ به سوال دیگری درباره رابطه خود با حزب کارگزاران و این‌که گفته می‌شود هاشمی رفسنجانی پدر معنوی حزب کارگزاران است، گفت: جمعی از بچه‌ها به اسم بسیجی همین سوالات را مطرح کرده بودند. خوب شد که شما پرسیدید. در مورد احزاب من طرفدار تعدد احزاب هستم. هر حزبی در جمهوری اسلامی به صورت قانونی فعالیت کند من آن‌ها را دوست دارم. البته دلم می‌خواهد احزاب ما قوی باشند و با برنامه سرنوشت کشور را اداره کنند، ولی این طور نیست و همین است که هست.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: حزب کارگزاران بر خلاف اراده من به وجود آمد، خوب است که تاریخ آن را بدانید. در انتخابات مجلس پنجم ما در شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تصمیم گرفتیم ترکیبی از دو جریان چپ و راست آن روز را بیاوریم. آن موقع من رییس‌جمهور بودم. آن‌ها در غیاب من تصمیم گرفتند که فقط راست‌ها باشند. دکتر حبیبی از طرف بخشی از کابینه نزد من آمد و گفت که دوستان می‌گویند اگر لیست جامعه روحانیت کامل نباشد، ما خودمان لیست جداگانه می‌دهیم. این موضوع را با آقایان در میان گذاشتم و گفتم این مصوبه را اجرا کنید اما قبول نکردند.

وی یادآور شد: آن موقع والده‌ من تازه فوت کرده بود و من به این کارها نمی‌رسیدم. به آقای ناطق نوری گفتم بروید پیش رهبری و در این باره سوال کنید. آقای ناطق آمدند و گفتند رهبری به دلایلی موافقند که آن‌ها لیست بدهند؛ یکی برای پر رونق شدن انتخابات، از زاویه شور انتخاباتی و دیگر به خاطر تفاوت سلیقه‌ها. من گفتم پس من دخالتی نمی‌کنم. جواب آقا که رسید این آقایان اولین بیانیه را به نام کارگزاران منتشر کردند که در جامعه خوب گرفت.

وی گفت: رهبری گفتند که وزرا حق ندارند لیست بدهند اما معاونین می‌توانند و این شد که ‌۶ نفر معاون با شهردار وقت یک جا جمع شدند. برخی وزرا به من گفتند که ظاهرا آقا ناراضی هستند که ما لیست بدهیم. من این موضوع را تلفنی از رهبری پرسیدم. ایشان گفتند، لازم می‌ دانم که آن‌ها لیست بدهند و این گونه بیانیه دوم حزب کارگزاران خلاف میل من صادر شد. بعدا هم افرادی که هرچه می‌خواهند می‌نویسند ما را پدر معنوی این حزب نامیدند. اگر من پدر باشم،‌ پدر همه احزابم. ولی پدر نیستم. برادرشان هستم.

هاشمی رفسنجانی درباره حزب کارگزاران ادامه داد: درباره مواضع این حزب و سایر احزاب هم باید بگویم من با خیلی از نقطه نظرات احزاب نظر موافق ندارم. اما به هر حال آن‌ها حزب هستند و شورای مرکزی دارند. من نه در جهت اصول‌گراها و نه در جهت اصلاح‌طلبان همه نقطه نظراتشان را با هم قبول ندارم. هیچ‌کس هم نمی‌تواند همه را با هم قبول و همه را با هم رد کند.

به گزارش ایسنا رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر این‌که طرح شما برای رسیدن به قله چیست و چرا برای مشکلات کشور راه حل و پیشنهاد ارائه نمی‌دهید؟ گفت: اول بگویم که من مسوول اجرایی و قانون‌گذاری نیستم که از من می‌پرسید طرحم چیست! اما به خاطر مسوول بودن در نظام پاسخ می‌دهم. کار ما در مجلس خبرگان این است که بر شرایط رهبری نظارت کنیم و اگر حادثه‌ای برای رهبر پیش آمد رهبر جدید را انتخاب کنیم. در مجمع هم مسوولیت ما مشاوره رهبری در بعد سیاست‌گذاری است. ما وظیفه داوری اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان را نیز داریم.

وی افزود: من مسوول برنامه نیستم اما اگر همین سند چشم‌انداز ‌٢٠ ساله سیاست‌های کلی و الزامات آن به درستی اجرا شود، چه در بخش قضایی چه تقنینی و چه اجرا مطمئن باشید که مشکلاتی که دنیا نگران آن است در کشور ما اتفاق نمی‌افتد.

رییس مجلس خبرگان در پاسخ به سوال دانشجوی دیگری درباره این‌که آیا مفهوم مصلحت حقیقت را نگفتن است یا دروغ گفتن؟ تاکید کرد: در فقه اگر تزاحم و تعارضی پیش بیاید و چند راه پیش پای ما باشد، باید آن را انتخاب کنیم که آثار مصلحت دارد و اگر دیگری ضرر داشته باشد، ولو این که حکم فقهی باشد، ما می‌توانیم به مصلحت نظام حکمی را صادر کنیم. مصلحت اصلح را در برابر صالح و فاسد مقدم می‌داند و هرچه به نفع دین و دنیای مردم باشد، انجام می‌شود. ما کارشناسان دینی و دنیایی در مجمع جمع هستیم و آن‌جا به مصلحت جامعه رای می‌دهیم.

هاشمی رفسنجانی درباره پرسش دیگری مبنی بر این که پراشتباه ترین تصمیم گرفته شده تاکنون چه بوده است؟ گفت: بگذارید این را نگویم. به هر حال هر کسی خودش چیزی را پیدا می‌کند.

وی درباره جلوگیری از خروج سرمایه‌های کشور و فرار مغزها نیز یادآور شد: آرزوی ما این است که این اتفاق نیفتد اما شرایط آن باید در کشور به وجود بیاید. افراد نخبه‌ای هستند که درس می‌خوانند و می‌خواهند به خارج بروند. ما نمی‌توانیم جلوی آن‌ها رابگیریم. باید مشوق‌ها تقویت شود نه این که باب را ببندیم. یک عده به اختیار خود می‌روند و به اختیار خود برمی‌گردند. عده‌ای هم می‌روند و می‌مانند و هزینه‌هایی که کشور برای آن‌ها خرج کرده را با خود به آن‌ جا می‌برند. آن‌ها ظلم می‌کنند. به نظر من بهترین راه برای حفظ مغزها ایجاد شرایط مناسب برای تحصیل و اشتغال آن‌هاست. آن‌ها می‌توانند با عشق به کشور برگردند و در خدمت مردم باشند. این یک کار اجرایی در حوزه دولت و مجلس است. ما هم باید به آن‌ها کمک فکری بدهیم.

وی درباره گفته‌های دانشجوی دیگری درباره آن‌چه دست کشیدن وی از شعارهای امام و جنبش پابرهنگان می‌نامید، خاطرنشان کرد: از بس دروغ گفته‌اند، این موضوع در ذهن برخی افراد آمده است که یک دروغ تاریخی است. ما همه پایبند افکار امام بوده‌ایم و هستیم. این‌که می‌گویند در دوران سازندگی اغنیا غنی‌تر شده‌اند و آرمان‌های امام به فراموشی سپرده شده از دروغ‌های آماری است. اگر یک بار ضریب جینی به نفع محرومان اصلاح شده باشد،‌آن در دوران سازندگی است که دلایل روشنی هم دارد. این کار یک معجزه نبود بلکه ما صرفا ایجاد اشتغال کردیم و رونق اقتصادی اتفاق افتاد.

وی ادامه داد: آن زمان با اینکه دوره جنگ هم بود بیکاری حدود ‌١۶ درصد بود، ولی وقتی من دولت راتحویل دادم، این رقم به ‌١ / ‌٩ رسید. یعنی سالی یک درصد بیکاری کم شد. بعضی‌ها فکر می‌کنند رسیدگی به فقرا به این معنی است که چیزی بدهیم آن‌ها بخورند ولی من با دید اسلامی، سیاسی و مدیریتی معتقدم باید به گونه‌ای عمل کرد که فقرا روی پای خود با عزت بتوانند شغل داشته باشند و زندگی کنند. توسعه از راه‌های دیگری است. من در دولتم طرحی به نام بیمه اجتماعی کامل به مجلس دادم. به این معنی که هر انسانی در ایران از لحظه‌ای که متولد می‌شود تا زمانی که زنده‌است تحت بیمه کامل غذا، خانه، تحصیل، بهداشت و شغل باشد.

هاشمی رفسنجانی افزود: این لایحه به مجلس رفت،‌ برای این که این طور فقیر نداشته باشیم. دولت بعد از من گفت که می‌خواهیم لایحه را کامل کنیم. آن را از مجلس پس گرفت اما هنوز که هنوز است کامل نشده است.

مشروح سخنرانی هاشمی رفسنجانی در دانشگاه شریف متعاقبا ارسال می‌شود.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۳ آذر ۱۳۸٧

تشکیلات و انجمن های فرا ملی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

تشکیلات و انجمن های فرا ملی زیادی در جهان فعالیت دارند. بعضی از آنها شناخته شده اند و شاید بعضی ناشناخته باشند. تعداد زیادی جزو مجموعه ی سازمان ملل هستند. سه تشکل مشهور بین المللی دیگر عبارتند از:

فراماسونری

اخوان المسلمین

القاعده


حرکتهایی با سازمانهای متفاوت و مبنای مشترک در جهان فعالند:
احزاب کمونیست و سوسیالیست
سازمانهای تروریستی
حرکت سبز محیط زیستی ها
تشکل های زنان


Link      Comments () Date: پنجشنبه ٩ آبان ۱۳۸٧

خاتمی تر از خاتمی از محمد قوچانی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از شهروند امروز:

کافی است فردا؛ در روز رأی متحد باشیم.




مطلب کامل را در ادامه بخوانید


 پاسخ سردبیر شهروند امروز به محسن آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب

یا ایهاالذین امنوا اجتنبوا کثیراً من الظن ان بعض الظن اثم (حجرات:12)

برادر گرامی، جناب آقای دکتر محسن آرمین

سخنگوی محترم سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

با سلام و سپاس از «نقد – نامه»ای که مرقوم داشتهاید و با استقبال از فرصت گفتوگویی که گشودهاید و برخلاف رسم مرسوم و عهد معهود شهروندامروز که جواب نامه را در جوف آن نمیگذارد و قضاوت را برعهده مخاطب میگذارد بیمناسبت ندیدم نکاتی را از باب «گفتوگو» و نه «مجادله» ذیل نامه شما مکتوب کنم تا اگر گفتوگوی تمدنها میسر نشد گفتوگوی اصلاحطلبان میسور شود و چه نیکو که این گفتوگو میان افرادی صورت گیرد که روزگاری در عصر عسرت چپ اسلامیِ دیروز و اصلاحطلبانِ دینی امروز- آن زمان  که همه از فقر رسانههای مستقل و منتقد رنج میبردیم- زیر سقف یک رسانه کوچک اما موثر به نام عصر ما کار- و درباره من کارآموزی- میکردیم. آن زمانی نه سازمان روزنامه داشت و نه تعداد و تیراژ روزنامهها و رسانههای منتقد به اندازه امروز بود. به یاد میآورم روزهایی که نه از فتحالفتوح دوم خرداد خبری بود و نه از مسلمانان بعد از فتح. فانوسهای کوچک که هیچ، ستاره اقبال رجالی چون سیدمحمد خاتمی هم هنوز ندرخشیده بود. ما بودیم و عصر ما و سلام و بهمن و بهار که یکی- آخری- سقط شد و دیگری جوانمرگ و آن یک محتاط و پیر محافظهکار. به یاد دارم و به یاد دارید که آن زمان حتی نامهای ما و شما- و در واقع هیچکس- در نشریههایی چون عصر ما نمیآمد که عصرِ نام و نان نبود و کسی وزارت و وکالت و شهرت قسمت نمیکرد. تنها بودیم اما امیدوار و با وجود تفاوتها هیچ یک علیه هم نمینوشتیم عباس عبدی هم- که در نقد اخیرتان او را عجیب نواختهاید- آن روزها و سالها قلم به دوش از «سلام» محروم و از «بهار» کام برنگرفته در کنج «آینده» نشسته بود و به جای روزنامهنویسی به نظرسنجی سرگرم بود اما نه من و او متهم به «خاتمی گریزی» بودیم و نه شما و مصطفی تاجزاده متهم به «کروبی ستیزی». چه شد که چنین شد؟ چه شد که من که خود را فرزند عصر سیدمحمد خاتمی میدانم و مجال روزنامهنگار شدنم را مرهون عصر خاتمی میشمارم باید در باب خاتمی و کروبی داستان سید و شیخ بنویسم و به قول شما «داستانهای داش آکل و قیصر و طوقی را در مقالات و سرمقالات و تحلیلهای سیاسی یک نشریه سیاسی جدی باز تولید»کنم؟

 چه شد که عباس عبدی که اولین شماره هفتهنامه بهار را با گفتاری از سیدمحمد خاتمی آغاز کرد تا در تحلیلهای سیاسی مرسوم آن عصر جناح چپ مدرن اسلامی با انتشار بهار و انتخاب خاتمی پرچمی و پرچمداری بیابد، امروز اینگونه منتقد خاتمی است؟

چه شد که سعید حجاریان که مغز متفکر پروژه توسعه سیاسی بود و نگین حلقه عصر ما و کیان و سلام و اصولا نوباوگانی چون ما به عشق سعید به عصر ما قدم میگذاشتیم امروزه «حتیالمقدور» (اگر دوستان بگذارند) سکوت کرده است که اگر نه حرفهایش درباره نامزدی خاتمی در دوره دوم (سال 1380) را تکرار نمیکند حرفی هم علیه  او نزده باشد.

چه شد که علیرضا علویتبار که در مقام سردبیری هفتهنامه بهمن پیشتاز رسانههای اصلاحطلب بود، امروز ترجیح میدهد سکوت کند یا در حاشیه باشد و نه در یکی از جناحین شیخی یا سیدی؟ همان کسی که اولین گفتوگوها درباره جامعه مدنی در مجله کیان از جانب امثال او طرح شد و اولین حلقه اتصال اتحاد تکنوکراتهای مسلمان و روشنفکران مسلمان توسط او در هفتهنامه بهمن شکل گرفت.

چه شد که عمادالدین باقی که با نگارش کتاب حقوق مخالفان مفسر و روشنگر شعار آزادی مخالف شده بود و حتی در سال 80 در زندان اوین به همراه ماشاءالله شمسالواعظین و اکبر گنجی از نامزدی دوباره خاتمی دفاع کردروزه سکوت گرفته و گذشته از نقدهای بنیادی به روشهای اصلاحطلبان در مواجهه با مساله شیخ ترجیح میدهد تنها، «فعال حقوق بشر» باشد، نه فعال سیاسی؟

چه شد که هاشم آقاجری (عضو موثر مجاهدین انقلاب اسلامی) که آن روزها حلقه گفتوگوی روزهای پنجشنبهاش با اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای ما سمپاتهای سازمان جذابترین حلقه بود، امروز هیچ از سیاست روز نمیپرسد و پویش دعوت از خاتمی هم نظر او را درباره نامزدی سهباره خاتمی نمیپرسد؟

چه شد که محسن کدیور جلای وطن کرده و در اوج بحران اقتصاد آمریکا قصد مهاجرت کرده و دامان از سیاست برگرفته و جانب تفکر گرفته است تا مبادا مجبور شود ذرهای از آنچه در نقد سیدمحمدخاتمی (در گفتوگو با حسین سلیمی مندرج در کتاب ذهنیت اصلاحطلبان) در سال 1383 گفته است را تکرار کند؟

چه شد که حتی اکبر گنجی چنین از دست رفت و امروزه نه فقط در باب سیاست که درباره دین و فلسفه و تاریخ مقالاتی مینویسد که کمتر اصلاحطلبی میتواند از آنها دفاع کند؟ همان اکبر گنجی که «راهنو»اش در راه دوستان اصلاحطلب بود و «خودش» هربار با یکی از ایشان از جمله  شما به گفتوگو مینشست و در چاپ مقالات و مصاحبه از حتی نیروهای ملی مذهبی پرهیز داشت تا مبادا هویت روشن آن یعنی چپ مدرن اسلامی مخدوش شود؟

آیا همه این گوشهنشینیها و ریزشها محصول تکروی یا مسائل شخصی و انتخابهای فردی کسانی است که به هر دلیل چهرههای نمادین و نخبگان اصلاحات بهشمار میرفتند؟ آیا آقای خاتمی که هرگز جنبش اصلاحات را رهبری نکرد در برابر وضع کنو نی جبهه اصلاحات مسئولیتی ندارد؟

بسیاری را نگفتم، غلامحسین کرباسچی و عبدالله نوری را نگفتم اما این همه را گفتم تا بدینجا برسیم که چرا شهروند امروز نتوانسته به هدفی که شما هم بهدرستی به آن اشاره کردهاید، دست یابد. شهروند امروز به قول صائب شما: «با این هدف پای به خانواده مطبوعات کشور گذاشت که صدای «عام» اصلاحطلبان باشد» اما ای دریغا که کو این صدای «عام» اصلاحطلبان؟

تا زمانی که نامی از انتخابات نبود، تا زمانی که سیام تیرماه 1387 فرا نرسیده بود و شماره 55 شهروند امروز با تیتر «خاتمی بیاید یا نیاید» منتشر نشده بود ما تریبون عام اصلاحطلبان بودیم اما آنگاه که گاه انتخاب فرا رسید صدای عامی نبود که ما پژواک آن باشیم. اگر شما توانستید میان هفت چهرهای که تنها برای نمونه از میان دهها نخبه اصلاحطلب و هزارها بدنه جنبش اصلاحات نام بردم (عبدی، حجاریان، علویتبار، آقاجری، کدیور، باقی، گنجی) صدای واحد و عامی بیابید، بیایید و از ما هم بخواهید که پژواک آن صدا باشیم. در این میان تکلیف رسانهای اصلاحطلب مانند شهروند امروز که نه ارگان احزاب است و نه تریبون اشخاص جز این است که این همهمه را منعکس کند تا مگر راهی بیابد؟ تا مگر ستارهای بدرخشد؟ تا مگر حرف تازه بشنود؟ مشکل امروز اصلاح طلبان شهروند امروز نیست فقدان حرف تازه و سخن واحد است چیزی که در دوم خرداد وجود داشت و امروز وجود ندارد.

برادر گرامی، جناب آقای محسن آرمین!

اجازه دهید از این پس با شما به عنوان سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی سخن نگویم. مایلم با شما به عنوان یکی از روشنفکران دینی و روزنامهنگاران اصلاحطلبی (که با گواهی شخص شما به عضویت انجمن صنفی روزنامهنگاران درآمدم) سخن بگویم و به یاد آورم روزی را که از مقالات من در سال 1379 در نقد مهدی کروبی انتقاد کردید و در سال اول مجلس ششم متعرض مضمون مقالهای از من شدید که در آن از ترجیح بهزاد نبوی بر مهدی کروبی در ریاست مجلس ششم نوشته بودم. اکنون البته موقعیتها تغییر کرده است اما اجازه میخواهم که بپرسم چه شده که برخی جوانان دیروز اکنون از ریاست جمهوری ریشسفیدانی چون مهدی کروبی دفاع میکنند در حالی که سکه رایج روشنفکری روزگار دفاع از سیدمحمد خاتمی است؟ شاید بخواهید به ماجرای زندان و نقش کروبی در کاهش آلام و رنجهای آن اشاره کنید- که میدانم در دل چنین میکنید- اما فروکاستن پرسشهایی که نسل من از سیدمحمد خاتمی دارد به علل عاطفی و نادیدهگرفتن استدلالهای سیاسی و عقلی افرادی از نسل شما که همین پرسشها را از خاتمی دارند راهحل نیست. موضع سیاسیون در برابر خاتمی را امروز میتوان به سه گروه تقسیم کرد:

اول - مخالفان خاتمی: که بخش عمدهای از راستگرایان به خصوص روزنامه کیهان را دربرمیگیرد که در پی «نیامدن» خاتمی یا «آمدن» و شکست دادن خاتمی هستند. آنان اگر بتوانند کاری میکنند که خاتمی نیاید و اگر آمد در میانه راه از نامزدی منصرف شود و اگر نامزد شد شاید رد صلاحیت شود و اگر رد صلاحیت نشد در انتخابات با امدادهای غیبی یا غیرغیبی رأی نیاورد یا اگر رأی آورد رأی اندکی آورد یا اگر رأی زیادی آورد رئیسجمهور موفقی نشود.

دوم- موافقان خاتمی: اینان که بخش عمدهای از وزیران و معاونان و مدیران و اکثریت روزنامهنگاران اصلاحطلب را دربرمیگیرد در پی آمدن خاتمی به هر قیمتی هستند و همین که یار عزم دیار کند از نظر آنان کافی است هیچ شرطی برای خاتمی ندارند از او هیچ تضمینی نمیخواهند و برنامهای نمیجویند که هر آنچه آن خسرو کند شیرین بود چرا که صاحب رأی است.

سوم - منتقدان خاتمی: که همچون گروه دوم اصلاحطلبند اما اکثریت زندانیان سیاسی عصر اصلاحات، بخشی از روزنامهنگاران و نیز روشنفکران و فعالان مدنی و دانشجویی را دربرمیگیرند. این گروه بیشتر در نقد خاتمی هم داستانند تا اثبات رقیبان خاتمی. دامنه وسیعی از حفظ وضع موجود تا تغییر آن را دربرمیگیرند اما با نامزدی خاتمی هم مخالف نیستند تنها آن را مشروط، با برنامه و در درون یک راهکار دمکراتیک میجویند. ایشان از خاتمی سؤال دارند و مشتاقانه در انتظار جواب به سر میبرند. متاسفانه مجاهدین انقلاب اسلامی یکی از هستههای مرکزی موافقان مطلق خاتمی است. اما شهروند امروز به عنوان یک رسانه نه حزب افزون برموافقان خاتمی سعی میکند صدای منتقدان او را هم پوشش دهد.

ما در شهروند امروز یک حزب یا انجمن سیاسی نیستیم و من به عنوان دبیر یا سخنگوی یک گروه منسجم سخن نمیگویم بلکه جمعی از روزنامهنگارانی هستیم که اتفاقا مدعی علاقه به خاتمی و نگرانی درباره او هستیم و با اصولگرایان مخالف خاتمی هم مرزبندی روشنی داریم و در نقد محمود احمدینژاد و دولت کنونی هم تردیدی نداریم بلکه به صورت جدی مدافع گذر از این دوره هستیم. در نقد صریح اصولگرایان حاکم راسخ بودهایم و با توقیف نشریات و بازداشت نویسندگان آن هزینه دادهایم اما امروز از ابزار تبلیغ شدن خسته شدهایم و مایلیم همانگونه که در نقد حاکمیت صریح هستیم اصلاحات را از صدر خاتمی تا ذیل خودمان برای اصلاح نه ارتجاع نقد کنیم. شهروندامروز نجوای نجیبانه گروهی- ولو اندک- از روزنامهنگاران و نویسندگانی است که روزی سیدمحمد خاتمی اسطوره، قهرمان، آرمان و ایدهآل آنان بوده است. اما در گذر زمان این اسطوره برجا نماند و از خود عبور کرد و ما چون خوابزدگان عاشقی که این عبور معشوق از خویش را میدیدیم گمان میکردیم که این عصر با همه خوبیها و بدیهایش تمام شده است. لطف محدودیت ادوار ریاست جمهوری به دو دوره همین است که از تبدیل اسطوره به تراژدی جلوگیری میکند و ما نیز به خیال آن خاتمیِ اولیه روزگار را به غفلت میگذراندیم و حتی در تجلیل از این خاطره در شماره 17 (اول مهر 1386) شهروند امروز ویژهنامهای برای خاتمی منتشر کردیم. ما خاتمی را چون نلسون ماندلا خیال میکردیم که بههنگام از کرسی قدرت برخاست و آنقدر قدرت داشت که در جامعه مدنی نقش تاریخی خود را ادامه دهد اما اگر خاتمی قصد آن کند که بار دیگر نامزد ریاستجمهوری شود این حق ماست که از خاتمی بپرسیم و این وظیفه خاتمی است که به این پرسشها جواب دهد که به خدا اگر خاتمی پاسخی ولو به اشاره میداد و بدهد آن را برسر مینشانیم و اگر قصد اقناع کند جز به مروت عذر تقصیر به حضور او نمیآوریم. اما دریغ از پاسخگویی رئیسجمهور پاسخگو و دریغ از گفتوگوی بنیانگذار گفتوگوی تمدنها. در همینجا و از همین ستون باردیگر درخواست رسمی مصاحبه با جناب آقای خاتمی را به هر نحوی که خود صلاح بدانند اعلام میکنیم و حتی حاضریم تنها به صورت میزبان پذیرای گفتوگویی میان ایشان و یکی از حامیانشان مانند آقایان مصطفی تاجزاده، هادی خانیکی یا محمدعلی ابطحی باشیم.

پروژه ما «نیامدن خاتمی»نیست پروژه منتقدان (ونه مخالفان) خاتمی چگونه آمدن اوست نه آمدن او به هر قیمتی حتی قیمت ازدست رفتن خودش. ما نمیتوانیم این وضعیت را بپذیریم که بیقید و شرط از خاتمی حمایت کنیم و چون مقلدان سیاسی از مراجع سیاسی تقلید کنیم چنانکه خود خاتمی نیز برای ورود خود قائل به قید و شرط است. شگفتا که برخی یاران خاتمی از جمله گروهی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کاتولیکتر از پاپ و خاتمیتر از خاتمی شدهاند و قصد دارند او را به هر قیمتی و تنها به این مزیت که «رای تضمین شده دارد» وارد انتخابات کنند بدون آنکه به بعد از انتخابات بیندیشند. اندیشهای که ذهن خاتمی را به شدت مشغول خود کرده است و تردید او نیز ناشی از همین اندیشه است. طرحهایی مانند کنگره اصلاحطلبان در واقع مجالی برای طرح همین دغدغهها و پرسشها و پاسخ خاتمی و دیگر نامزدهای احتمالی به آن است اما طرح نظرسنجی که سازمان مجاهدین انقلاب آن را به عنوان تنها راه تعیین نامزد میداند اقدامی پوپولیستی برای ترغیب خاتمی است ولاغیر. چه کسی نمیداند که شناختهترین یا به قول شما محبوبترین اصلاحطلب همان مشهورترین آنها یعنی رئیسجمهور سابق است پس اصلا چه نیازی به نظرسنجی که حتی منتقدان خاتمی میدانند که او مشهورترین اصلاحطلب است اما آیا تاکنون به این اندیشیدهاید که به فرض که خاتمی رئیسجمهور شد، چه خواهد شد؟ آیا در اینباره با مردم صحبت کردهایم؟ شهروند امروز میخواهد دراینباره با مردم و با اصلاحطلبان سخن بگوید.

جناب آقای آرمین

 ما بیحرمتی نکردیم. من خود را از ستایشگران خاتمی میدانم وقتی که از ایشان خواستم بهجای رئیس دولت اصلاحات رهبر جنبش اصلاحات باشد. در حق گروههای پیشرو چون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم بیمروتی نکردیم. کافی است به مقاله من با عنوان «خاتمی نه، خاتمیسم آری» (شهروند امروز 30تیر 87) رجوع کنید تا دریابید که من تبار خود را از یاد نبردهام و در جایجای آن مقاله و نیز «داستان شیخ و سید» به نقش محوری مجاهدین انقلاب در پیروزی دوم خرداد اشاره کردهام و اساسا مقالهام در نقد خاتمی بربنای مقاله سعید حجاریان در سال 1374 در عصر ما استوار بود و با ابزار «عصر ما» به نقد عصر خاتمی رفتم. از سوی دیگر هم در آن شماره و هم در داستان شیخ و سید عدِه و عُده حامیان نسبت به منتقدان خاتمی اگر بیشتر نبود دستکم برابر بود. افراد و کلمات به این کار شهادت میدهند:

در شماره «خاتمی، بیاید یا نیاید؟» آقایان موسوی لاری، مصطفی تاجزاده، سعید حجاریان و محمدرضا خاتمی از طیف معتقدان به نامزدی خاتمی و آقایان عباس عبدی، غلامحسین کرباسچی، ابراهیم اصغرزاده و الیاس حضرتی از طیف معتقدان به عدم نامزدی ایشان حضور داشتند در حالی که مقاله دکتر محمدعلی نجفی موضعی مستقل و میانه داشت و بیشتر در پی ارائه راه بود تا تعیین نامزد.

در شماره «کروبی، بیاید یا نیاید؟» هم آقایان محمدعلی ابطحی و محمد عطریانفر در طیف مدافعان تز اول خاتمی دوم کروبی  بودند، آقایان رسول منتجبنیا و محمدجواد اطاعت مدافع نامزدی کروبی بودند، آقایان یدالله اسلامی و حمیدرضا جلایی به نقد بیمحابا و صریح کروبی پرداختند و افرادی مانند غلامحسین کرباسچی و هاشم صباغیان راه میانه داشتند. شاید تحلیل سازمان این باشد که هرگونه تردید درباره نامزدی خاتمی به تضعیف روحیه او منتهی شود اما اگر قرار باشد روحیه نامزدی با مقالهای تضعیف شود اگر رئیسجمهور شود چه شود؟!

ما مدعی هستیم در احترام و علاقه به خاتمی از دیگران عقبتر نیستیم ولو آنکه معتقد به نامزدی ایشان نباشیم چهبسا کسانی که مدافع نامزدی خاتمی هستند قصد دارند با تحقق و تکرار پروژه هاشمیزاسیون (که همه ما از شرق تا سازمان مجاهدین انقلاب در سال 1384 در آن نقش داشتیم) خواسته یا ناخواسته به محمود احمدینژاد این امکان را بدهند که پس از ادعای پیروزی بر هاشمی رفسنجانی و مهدی کروبی در سال 1384 یکبار برای همیشه و با هر مکانیزمی ادعای پیروزی بر سیدمحمد خاتمی را نیز به چنگ آورد و آن روز مشخص میشود دوست واقعی خاتمی کیست؟ آن زمان که خاتمی بدون برنامه رئیسجمهور شود البته مساله و مشکله عمیقتر است.

برادر عزیز؛

حضرتعالی به خوبی واقف هستید که ما برای عمده موضوعات مزاحم شخص جنابعالی و نیز جناب آقای مهندس بهزاد نبوی میشویم و حتی در جریان برپایی کنگره سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در سال جاری به جناب آقای نبوی به صورت مکتوب و شفاهی پیشنهاد کردیم در گفتوگویی درباره تحزب برای گزارش اصلی و روی جلد شهروند امروز شرکت کنند گرچه ظاهرا ایشان هنوز وقت آزاد برای جواب مثبت به ما نیافتهاند و شما نیز اخیرا چندان به تماسهای همکاران ما برای موضوعات هفتگی باشگاه شهروند امروز عنایت نمیکنید. همچنین حضور برادر عزیر جناب آقای سیدمصطفی تاجزاده عضو مرکزیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی چه به عنوان منتقد شهروند امروز چه به عنوان همکار افتخاری آن در این مجله چیزی نیست که از چشم مخاطبان پنهان باشد که تحریریه شهروند امروز در هر نشریهای بوده از شرق تا هممیهن به کنگرهها، بیانیهها و مصاحبههای سازمان توجه داشته است و بارها آنها را به تیتر اصلی خود بدل کرده است. داعیه فقدان رسانه برای احزاب اصلاحطلب  درست است اما نه آن حد که تلاش همکاران در تحریریه روزنامههایی مانند کارگزاران و اعتماد در پوشش اخبار اصلاحطلبان را نادیده بگیریم که اگر صدای عام اصلاحطلبان باشد ما هم پژواک آن صداییم ضمن آنکه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت به عنوان حامیان اصلی جناب آقای خاتمی میتوانند از نشریه آئین (به صاحب امتیازی دکتر سیدمحمدرضا خاتمی) نیز در ایجاد این صدای عام و زبان مشترک میان اصلاحطلبان در کنار مجله شهروند امروز استفاده کنند و تجربه موفق عصر ما نیز تکرار شود.  در فقدان این صدا البته بد هم نیست که هرکس سازی بنوازد شاید صدای واحد همان صدای ساز او شود. ما نیز از عدم اعطای مجوز به احزاب سیاسی بهخصوص سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت متاسفیم و معتقدیم اگر این کار انجام شود شهروند امروز نیز به مجالی برای گفتوگوهای فراحزبی و بینحزبی تبدیل میشود و نمیدانیم که چرا هیأت نظارت بر مطبوعات این حق قانونی را استیفا نمیکند اما مطمئن نباشید که همین روزن کوچک گشوده به آسمان پر از دود هم بتواند از عهده همه کارکردهای وظایف خود برآید. و بپاید و بماندتا کاری کند نه اینکه کاری کند تا بماند. اطلاع دارید که اگر سازمان تنها یکبار طعم توقیف عصرما را چشیده ما این تجربه را بارها درهمشهریماه و شرق و هممیهن از سر گذراندهایم و اگر به سازمان مجوز نشریه نمیدهند ما نیز هرگز نتوانستهایم رسانهای به نام خود داشتهباشیم اما هربار با سماجت سعی کردهایم روزنهای در فضای مطبوعاتی برای خویش بگشاییم. از همین ستون از شما و همه دوستان مجاهدین انقلاب اسلامی دعوت میکنیم تا در صفحات شهروند امروز حضور یابند و هر مقاله و نقدی که چاپ آن از عهده ما برآید (با رعایت خطوط قرمز قانونی و حکومتی) را در شهروند امروز چاپ کنید و در عین حال به پرسشهای ما نیز پاسخ دهید. شهروند امروز تاکنون نقدهای صریحی از دوستان علیه خود و علیه اشخاصی به غیر از سیدمحمدخاتمی را چاپ کرده است. به یاد آورید نقد عریان دکتر حمیدرضا جلاییپور علیه مهدی کروبی را که اگر به راستی این نقدها را درباره خاتمی میگفت نمیدانیم امروز درباره ما چه میگفتند. امروزه دعوت از خاتمی برای رهبری اصلاحات بهجای ریاستجمهوری گناه کبیره است درحالی که از کروبی میخواهند گرد ریاستجمهوری نگردد تا مبادا شیخوخیت را هم از دست بدهد! امروزه حرف زدن از خاتمی متفاوت تخریب خاتمی است؛ یادآوری تجربه ماندلا طعنه است، طرح کنگره اصلاحات خیالبافی است، شورای حکمیت ارتجاعی است و اینهمه اندیشه سیاسی مدرن است که اقتضا میکند با نظرسنجی لابد مانند نظرسنجیهای سال 1384 که نه رای کروبی را دید و نه رای احتمالی احمدینژاد را تا در خیالش نامزد احزاب پیشرو اصلاحطلب را رئیسجمهور کند و در عمل نامزد رادیکالترین اصولگرایان را ! آیا این نکته راهبردی که سیاستمداری چون کروبی که به ائتلافشکنی و تکروی متهم میشود رسماً در همین شماره شهروند امروز برای تن دادن به حکمیت و انصراف برای وحدت اعلام آمادگی کرده است نباید دوستان را به تأمل و استقبال وا دارد؟ اتفاقی که میتوانست سه سال پیش در انتخابات سال 84 از سوی نامزد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی رخ دهد و از وضعیت کنونی کشور پیشگیری کند. 

درباره خبرها و شنیدهها هم در گمان گناه نیفتید. چه بسیار اخبار جهتدار و نادرستی که از تمایل بیقید و شرط افراد منتقدی مانند عبداللهنوری درباره سیدمحمد خاتمی منتشر میشود و دوستان شما نسبت به صحت آنها تردید نمیکنند. چهبسیار اخبار جهتداری که سعی میکنند هرگونه نامزدی غیرخاتمی را در معذوریت قرار دهند و این آیا جز به معنای انحصارطلبی نقابدار است؟ البته ما هرگز مجاهدین انقلاب اسلامی را به انحصارطلبی متهم نکردهایم و نقش آن را در شکست انحصار جناح راست در نیمه دهه 70 تاریخی میدانیم اما مایلم بپرسم که چرا در برخی روزنامههای مدافع نامزدی سیدمحمد خاتمی (بخصوص کارگزاران) از برخی اعضای ارشد سازمانها نقل شده است اصلاحطلبان راهی جز این ندارند که یا «خاتمی یا هیچکس؟» تا جایی که حتی خود خاتمی نیز متعرض این تحلیل شود. چرا  از سوی بعضی از اعضای سازمان اعلام میشود اگر کسی کوچکترین عقل و تدبیر سیاسی داشته باشد جز به خاتمی فکر نمیکند. چرا سازمان مجاهدین انقلاب به شهادت مصاحبههای سخنگوی آن (حضرتعالی) با عمده راهکارهای دمکراتیک برای تعیین نامزد متحد اصلاحطلبان از جمله کنگره اصلاحطلبان (پیشنهاد دکتر محمدعلی نجفی) و شورای حکمیت (پیشنهاد مهدی کروبی) مخالفت میکند یا چرا با طرح آقای مهندس مرتضی الویری مخالفت میشود و طرح هر نامزدی جز خاتمی را به معنای تضعیف روحیه خاتمی برای نامزدی میدانند؟ آیا این مخالفت با راهکارهای دموکراتیک نشانگر اندیشه سیاسی مدرن است؟

بدیهی است در صورتی که هریک از این خبرها کذب باشد ما آماده چاپ تکذیبیه هستیم گرچه برای همه موارد فوق متن مصاحبههای اعضای سازمان و نیز اخبار موثق وجود دارد و در پارهای از موارد روزنامههایی مانند کارگزاران و اعتماد (که مروج نامزدی آقای خاتمی هستند) آنها را منتشر کردهاند. در عین حال شخص بنده و همکارانم آماده هستیم در گفتوگویی صریح با شما یا آقای مهندس نبوی درباره موضع سازمان درباره راهکارهای تعیین نامزد نهایی انتخابات اطلاع رسانی کنیم. متن نهایی مصاحبه میتواند با اعمالنظر نهایی سازمان منتشر شود. اما حتی بیان این اختلافات به معنای تضاد ایدئولوژیک میان اصلاحطلبان نیست. ما سازمانی تودهای یا کمونیستی مبتنی بر سانترالیسم دموکراتیک نیستیم که از پولیتبورو تحلیل بگیریم. تقسیمکار میان سیاستمداران و روزنامهنگاران  تقسیمکار میان روح و جسم، مغز و دست نیست. اختلاف تاکتیک میان اصلاح طلبان و تنوع دیدگاه در ایشان بهمعنای اختلاف ایدئولوژیک نیست. وگرچه شهروند امروز به عنوان رسانهای خصوصی نه در تأسیس و راهاندازی مادی و نه در تداوم و حمایت معنوی وامدار هیچ حزبی نیست اما به عنوان رسانهای با ترکیب تحریریهای اصلاحطلب مطمئن است در نهایت رسانهها و نهادهای اقتدارگرا مانند کیهان نمیتوانند از این گفتوگوهای دوستانه و نقدهای مشوقانه طرفی بربندند و حتی با تقطیع عبارات مقاله شما و من به هدف خود نخواهند رسید.

دمکراتهای آمریکا از بیان اختلافات و رقابتهای درونگروهی هیلاری کلینتون و باراک اوباما خسرانی ندیدند. مزیت جناح اصلاحطلب در نقدپذیری آن است تا گذشته تکرار نشود و اتفاقا شهروند امروز پیش از آنکه در پی تعیین نامزد نهایی باشد در پی طرح راهی برای رسیدن به نامزد واحد است که در سرمقالهها و خبرها و مصاحبهها به خصوص به قلم افرادی مانند آقایان مرتضی الویری و محمدعلی نجفی مکرر به آن پرداختهایم. اختلاف امروز نه تنها مضر نیست که ضروری است.

کافی است فردا؛ در روز رأی متحد باشیم.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٧ آبان ۱۳۸٧

تجمیع احزاب by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

ساختارهای احزاب و سازمان هایی که در دوران اختناق و زندگی مخفی دوره پهلوی شکل گرفته ااست، برای جامعه امروز ایران مناسب نیست.
تشکل هایی چون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و موتلفه از جمله مصادیق چنین تشکل هایی هستند.
بعلاوه احزاب کوچک و خانوادگی نیز جایی در آینده سیاسی کشور ندارند.
روند تجمیع احزاب و حاشیه نشین شدن تشکل های دارای تناقض درونی یا نامتجانس با شرایط روز آغاز شده است.
در جریان اصلاح طلبی دو حزب اصلی مشارکت و اعتماد ملی بیشترین شانس را برای بقا و تاثیر گذاری بر آینده سیاسی کشور دارند.
در جریان اصولگرایی به دل