زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
تاکید مهندس موسوی بر اصلاحات، آزادی و باز کردن فضای کشور
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با بیان اینکه«من اعتقاد به آزادی کانالهای تلویزیونی دارم و به باور من این امر یک ضرورت و نیاز توسعه کشور است»، اظهار داشت:« رویکردی که به دنبال ایجاد سدی بزرگ در مقابل سیل تغییرات است، منجر به بسته شدن روزنامهها و رسانهها از بین بردن آزادیها و قطع کردن نقش مردم در حاکمیت ملی و دینی خود خواهد شد.»
به گزارش قلم، مهندس میرحسین موسوی که در دیدار با جمعی از روزنامه نگاران سابق روزنامه جمهوری اسلامی در سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کارکنان نهاد نخست وزیری و اعضای حزب جمهوری اسلامی در موسسه دین و اقتصاد سخن میگفت، ضمن تبریک ایام نوروز به ملت ایران، نقش تغییر و تحولات جهانی در سرنوشت کشور را مورد بررسی قرار داد.
موسوی با اشاره به این که بخشی از این تغییرات مربوط به منافع ملی، بخشی ناشی از فرآیندهای جهانی شدن و بخشی دیگر ناشی از قدرت یافتن فضای مجازی از جمله اینترنت و ماهواره هاست، تصریح کرد:«واکنشهای مختلفی در برابر تحولات جهانی وجود داشته است؛ عدهای تسلیم هر نوع تحولی میشوند و عدهای دیگر تلاش می کنند سدی نفوذناپذیر در مقابل سیل تغییرات و دگرگونیها بسازند و برای توقف آنها تلاش میکنند، اما در رویکرد سوم تغییرات به رسمیت شناخته شده و برای مدیریت آنها با استفاده از مزیتهای نسبی کشورمان تلاش میشود.»
وی افزود:«باید واقع بین باشیم و پس از دست یابی به فهمی درست از واقعیت های پیش روی کشور، تلاش کنیم با توجه به امتیازات نسبی، توانمندهای کشور، فرهنگ غنی اسلامی و گذشته بسیار عمیق خود، تغییرات را به نفع مصالح ملی کشور مدیریت کنیم.»
نخست وزیر ایران در دوران دفاع مقدس با اشاره به نتایج متفاوت این سه رویکرد نسبت به جهانی شدن توضیح داد:«رویکرد دوم، خوشبین است که میتوان جلوی سیل تغییرات را سد کرد و با ایجاد سدی بزرگ، تغییرات را در پشت آن کنترل و به این ترتیب کشور، نظام و ارزشها را حفظ کرد، اما این رویکرد نمیتواند نتیجه دراز مدتی برای کشور ما داشته باشد؛ چرا که تغییرات را به اندازهای در پشت یک سد بسیار بلند جمع میکند که این سد شکسته شده و به دنبال آن ضایعهای به بزرگی تخریبهای ناشی از جاری شدن سیل تغییرات انباشته شده در پشت آن سد برای کشور به بار خواهد آورد. رویکردی که به دنبال ایجاد سد بزرگ در مقابل سیل تغییرات است، منجر به بسته شدن روزنامهها و رسانهها، از بین بردن آزادیها و قطع کردن نقش مردم در حاکمیت ملی و دینی خود خواهد شد.»
وی افزود:«در رویکرد منفعلانه یعنی رویکرد اول نیز باید تسلیم هرنوع اتفاقی شد که در جهان رخ میدهد، نتیجه این رویکرد آمریکایی شدن جامعه ما و تسلیم در مقابل پروژه های "جهانی کردن" و نه "جهانی شدن" است. همچنین رویکرد سوم یعنی قبول تغییرات که به عنوان واقعیت پیش روی کشور و مدیریت آنهاست، تنها راه حل واقعی باقی مانده برای اداره کشور است.»
موسوی با اشاره به این که در رویکرد واقع بینانه، ارزشها حفظ خواهد شد، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و استقرار عدالت را از اهداف انقلاب اسلامی خواند و تأکید کرد:«در این رویکرد همه این اهداف را حفظ میکنیم، فرهنگ مان را حفظ می کنیم و از آزادی و باز کردن فضا نمیترسیم، بلکه در مقابل تغییرات پیش روی جامعه ظرفیت سازی میکنیم و در این صورت بیتردید تغییرات را تبدیل به فرصت خواهیم کرد.»
میرحسین موسوی در ادامه به تحلیل آثار سیاسی داخلی و خارجی متفاوت این دو رویکرد پرداخت و توضیح داد:«در رویکرد ایجاد مانع در مقابل تغییرات نوعی ترس همگانی را گسترش میدهیم و به دلیل این ترس نمیتوانیم با جهان ارتباط منطقی برقرار کنیم، سیاست داخلی و خارجی ما دچار مشکل میشود، وضعیتی انفعالی پیدا می کند، اما در رویکرد واقع بینانه ما با اندیشه "مدیریت تغییرات" مواجه هستیم؛ بی آن که ارزشها و منافع خود را فراموش کنیم، تلاش میکنیم با نگاهی شجاعانه و پر از خلاقیت و جسارت با تغییرات روبه رو بشویم.»
نخست وزیر دهه نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی خاطرنشان کرد:«انقلاب اسلامی نشان داد که می توان چنین نگاهی داشت؛ بر آن دسته از هنجارهای بین المللی که ممکن است بر ضد منافع ملی ما عمل کنند غلبه کرد، به عنوان یک کشور به روز با برخورداری از جامعه ای نو و مدرن در جهان ظاهر شد و از این طریق ارزش های خود را به جهان عرضه کرد و به سامان دادن ارزش های جهانی متناسب با ارزش های عمومی و دینی خود پرداخت.»
کاندیدای دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران با بیان این که انتخاب در میان این سه رویکرد، بزرگترین مساله پیش روی نظام ماست، گفت:«اسلام آن گاه یک اسلام ناب است که بتواند با تحولات جهان امروز روبرو شود و از امتیازات آن استفاده کند و با استفاده از نقاط قوت دینی و ملی در آن تاثیر بگذارد.»
موسوی افزود:«اسلامی که شرایط زمان را درک نکند، اسلام تحجری و اسلامی که به منافع مردم پاسخ نمیدهد، طبیعی است جز ابزاری برای عقب ماندگی، استثمار، استحمار و باز هم زنده کردن نفوذ بیگانگان نخواهد بود و چنین اسلامی هرگز نمی تواند در دنیا اثرگذار باشد؛ بلکه به تدریج ما را فرسوده خواهد کرد و ابزارهای تأثیرگذاری را از ما خواهد گرفت. باید توجه کنیم که توضیحات حضرت امام (ره) درباره اصطلاح اسلام ناب مربوط به دوسال آخر عمر مبارک ایشان است، طرح مکرر ویژگیهای اسلام ناب در این دوران به گونهای است که گویی ایشان زمینه خطر و انحرافی جدی در نوع فهم از اسلام را بسیار جدی میدیدند.»
وی تصریح کرد:«من با این تلقی مفهوم "اسلام ناب محمدی(ص)" را مطرح کردم و معتقدم هنوز زمینههای این نوع نگاه چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی و همچنین سیاست های اقتصادی و فرهنگی باقیست؛ در میان مردم و مسولان چنین نگاهی ریشه دار است و چنین نیست که این نگاه به اسلام به کلی از میان رفته باشد، اما باید قدری درباره این فهم از اسلام اجماع کنیم و این نگاه نو را که خیر و برکات زیادی برای کشور ما به دنبال داشته است، در ابعاد مختلف داخلی و خارجی احیاء کینم.وبا نگاهی که رهبر فرزانه انقلاب به مسائل فرهنگی دارند مشکلی برای انتخاب این رویکرد وجود ندارد.»
رئیس فرهنگستان هنر در ادامه به طرح برخی از مسائل جوانان پرداخت و متذکر شد:« نسل جدید با مسائل بسیار جدیدی همچون اشتغال، ازدواج، فرهنگ های نو و مسائلی از این دست روبروست که برای رفع هیچ یک از آنها، راه حلهای روشنی ارائه نمیشود. در حالی که راه حل برخی از مشکلات فرهنگی جوانان، انتخاب رویکرد واقعبینانه در مقابل تغییرات و تحولات جهانی است. بنابراین اگر رویکرد قبول تغییرات در جهان را بپذیریم و مدیریت تغییرات را براساس توانایی ملی و دینی خود پی گیریم، میتوانیم به پرسش های نسل سوم هم پاسخ دهیم، اما اگر همان رویکرد نخست را در سد کردن، بستن و تنگ کردن فضا در پیش بگیریم، باید شاهد از دست رفتن جوانان و بیگانگی آنها با نظام باشیم.»
وی با گرامی داشت یاد یاران بزرگ انقلاب همچون شهید بهشتی، شهید باهنر، شهید رجایی و دیگر شهدای انقلاب اسلامی اظهار داشت:«همواره برای من این پرسش مطرح است که از راه شهیدان چه چیزی برای ما باقی مانده است؟ و این انگیزه که برخی از دوستان بعد از 30 سال، آن هم در یک روز تعطیل دور هم جمع میشوند نشان میدهد که سرمایههای مشترک عظیم و ارزشمندی میان آنها وجود دارد و هنوز راه شهیدان میتواند انگیزشی برای جمع شدن باشد. در مواجهه با سختیها، دشواریها و بیراهه رفتنها، واقع بینی و نگاه درست به آن چه که پیش روی داریم به ما میآموزد که باید نگاهی امیدوارانه نسبت به آینده نیز داشته باشیم؛ امیدی که برگرفته از دستاوردهایی است که هنوز با ماست. این دستاوردها همان صلح، صفا، ایمان و اعتقاد به اسلام و حاکمیت ارزشهای دینی و ارزشهای ملی در جامعه ماست.»
وی با اشاره به این که آثار دستاوردها و دگرگونیهایی که انقلاب اسلامی مردم ایران در کشور و در دنیا ایجاد کرد ادامه دارد، گفت:«در این جمع کسانی هستند که می دانند وخود لمس کرده اند که چه فضای مخوف و غیر انسانی را در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی پشت سر گذاشتیم، گر چه ممکن است نتوانسته باشیم تمام ویژگیهای فضای پاکی را که در سالهای دوران اولیه انقلاب حاکم بود تا کنون حفظ کرده باشیم.»
مهندس موسوی با اشاره به این که تحولات و دگرگونیهای پیآمد انقلاب اسلامی، میان فضای کشورمان با فضای رایج در دنیا انطباق ایجاد کرد، گفت:«بسیاری از این تحولات برگشت ناپذیر است. از جمله آن که، فضاهای آزاد و بازی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کشور ما ایجاد و منجر به توسعه این فضا در جهان اسلام شد.»
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری همچنین به سوال و اظهار نگرانی یکی از حاضران درباره تاکیدات موسوی بر پرهیز از اسراف در هزینه انتخاباتی و ممنوعیت چاپ عکس تبلیغاتی وی توسط ستاد انتخاباتی خود پاسخ داد:«ما دو راه حل در پیش روی خود داشتیم، یا میبایست از سرمایههای چند ده میلیارد تومانی در ستاد استفاده کنیم و وامدار یا حداقل شرمنده مجموعههایی شویم که هزینه میکنند و آلودگیهایی را میپذیرفتیم که در این رویههای تبلیغاتی خطر آن وجود دارد و یا در راه حل دیگر بر انگیزشهای مردمی که اعتباری به مراتب والاتر دارند تکیه میکردیم که البته ستاد باید در این زمینه بیشتر فعال باشد. در این رویکرد، تبلیغات برای بنده نیست، تبلیغات برای ایجاد یک تغییر است.»
میرحسین با اشاره به شعاری که ستاد انتخاباتی وی با عنوان «هر شهروند یک ستاد» برگزیده است، گفت: «همه کسانی که دوست دارند در جهت این تغییر حرکتی کنند، با ابتکار خود می توانند بی آن که منتظر ستاد باشند در گرداگرد خود زمینه ای برای این تغییر ایجاد کنند.»
وی با اشاره به این مضمون یکی از جملات بیانیه اعلام کاندیداتوری خود که «متن دست نویس پشت شیشه مغازه ای اثرش از یک پلاکارد بیشتر است»، عنوان کرد:«میتوان این تمثیل را در عمل عمق بخشید و توسعه داد و از ابداعات و ابتکارات همه کسانی استفاده کرد که در این زمینه برای فعالیت انگیزه دارند.»
موسوی همچنین در پاسخ به اظهار نگرانی یکی از حاضران درباره آغاز تخریب های مخالفان وی تأکید کرد:«آن گاه که فردی مسئولیت حضور در صحنه انتخابات را میپذیرد به این معناست که خود را برای هر اتفاقی آماده کرده است.»
وی با هشدار نسبت به پیامدهای توقف در وضعیت کنونی گفت:«همه ما لمس میکنیم وضعیتی که در آن قرار داریم، وضعیت خوبی نیست؛ جهت گیریهای نامناسب درسیاست، فرهنگ، اقتصاد، و قانون شکنی و شکستن ساختارهای تصمیم گیری، اگر ادامه دار باشد، مصالح دینی و مصالح ملی ما در خطر خواهد بود.»
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، با اشاره به گفتمان خود گفت:«بر این باورم که اهداف اصلاحات از میان همه اقشار به ویژه قشرهای مستضعف باید بجوشد و با اعتقاد این اقشار و حمایت آنها می تواند اصلاحات تداوم داشته باشد. طبیعی است که فکر کنیم این اصلاحات با عقاید دینی مردم و اصول بنیادی انقلاب سازگار خواهد بود و یا به عبارتی دیگر مقابل این اصول نخواهد بود.»
میرحسین درباره معنای اصلاح طلبی با تکیه بر اصول متذکر شد:«این حرف تازه بنده نیست، من در دوره جنگ تحمیلی و در طول 20 سال گذشته در دیدارهای خصوصی و عمومی بر همان موضعی تکیه کرده ام که در اطلاعیه اخیر مطرح شده است. قرار ما این نبود خلاف اعتقادی که دارم با مردم سخن بگویم، این نوعی دغل و دروغ است و امیدوارم تا روز انتخابات با صداقت و صراحت با مردم صحبت کنم.»
وی یکی از اصول را بازگشت به حضور قشرهای پایین دست خواند و افزود:«بر این باورم که بازگشت به قشرهای مستضعف یک وظیفه بنیادین حکومت است؛ چنانکه در این باره دستورات دینی بسیاری ارائه شده است؛ حکومت میتواند مقابل اغنیا نباشد، تولید و تجارت را تشویق کند وحکومت میتواند نقش بیبدیل در مشارکت بخش خصوصی در تحقق رشد و توسعه ایمان داشته باشد. اما حکومت خود باید مشهور به همنشینی با فقرا باشد؛ این ویژگی یک نظام اسلامی است، اگر نظام اسلامی نباشد، ممکن است بتوان این ویژگی را از آن حذف کرد، ولی با ادعای اسلامیت و جمهوریت نمیتوان سرنوشت نظام را جدا از توجه به اقشار مستضعف تصور کرد.»
عضو گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس افزود:«بررسی های جامعه شناختی نیز به خوبی نشان میدهد که بازگشت به اقشار مستضعف از منظر جامعه شناختی اهمیت بالایی برای حکومت برخودار است؛ چرا که اقشار پایین بیشترین آمادگی رابرای ایجاد تحول دارند و بالقوه اصلاحطلب ترین قشرها، قشرهای فقیر هستند؛ آنها چیزی برای از دست دادن ندارند و دائم به دنبال بهتر شدن زندگی و جامعه خود و یافتن راهحلهایی برای بهتر شدن وضعیت خود هستند. آنها مهم ترین سرمایه برای دوام جمهوریت و اسلامیت نظام هستند.»
وی ادامه داد:«ورای این نگاه سیاسی، به نظر میرسد در چارچوب یک منطق اخلاقی هر حکومتی در مقابل این قشرها وظایفی دارد. نمیشود که در هنگامه جنگ این طبقات، بچههای خود را قربانی کنند؛ چنان که زمانی خیابانهای تهران برای تشییع جنازه شهدای همین قشرها بسته میشد، اما اکنون آنها را فراموش کنیم و به طبقه دیگری روی بیاوریم. پس این حریت و آزادگی و عهد و پیمانی که با این قشرها بستیم کجا رفت؟ آیا فکر نمیکنید که دلیل آن که ما به عنوان یک طبقه جدید نمیتوانیم با قشرهای پایین سخن بگوییم، در گفتوگوی با آنها لکنت پیدا کردهایم و با اول انقلاب فرق کرده ایم، ناشی از آن است که اینان را فراموش کرده ایم؟ این نگاه هیچ تناقضی با فراهم کردن بسترهای مناسب برای حضور توانمند بخش خصوصی در اقتصاد ندارد.»
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در پاسخ به پرسشی درباره ویژگی های کابینه خود بر اهمیت روش مندی تصمیم گیری و سیاست گذاری در چاچوب های کارشناسی تأکید کرد و گفت:«اگر دولت نتواند از همه نیروهای توانای موجود علیرغم تمایلات سیاسی آنها استفاده کند موفق نخواهد بود.»
میرحسین موسوی یادآوری کرد:«حدود 9 نفر از اعضای دولت من در دوران جنگ جلساتی با خود داشتند و ظاهرا از نظر سیاسی مخالف بنده محسوب می شدند، اما همه آنها در دولت نقش داشتند و بنده آن را مانعی برای همکاری نمیدانستم. به باور من این تنوع نیروها به ما کمک بسیاری در اداره امور میکرد، مسئله این بود کسی که عهده دار مسوولیتی میشود، صرف نظر از این که از کدام جناح باشد، آیا کارآمدی لازم را برای اداره امور دارد؟ تنها اگر گرایش های سیاسی به گونه ای غلظت پیدا میکرد که روی کارهای اجرایی و پیشرفت کشور اثر میگذاشت کار به جدایی میرسید.»
وی در ادامه تأکید کرد:«هر اندازه که با اعتماد به نفس کار کنیم و بر روشهایی بنیادی که سال به سال «عوض نشوند» تکیه کنیم، راه حلهای بهتری برای مسائل امروزمان پیدا خواهیم کرد.»
موسوی در پایان این نشست درباره کانال های تلویزیونی خصوصی و واگذاری مسوولیت نیروی انتظامی به دولت سخن گفت و با اشاره به این که تصمیم گیری درباره هر دو مسئله پیش گفته در اختیار مقام معظم رهبری است، توضیح داد:«درباره رسانههای گروهی بحثی در روند مذاکرات بازنگری قانون اساسی در مجلس قانون اساسی سال 68 داشتم. من اعتقاد به آزادی کانالهای تلویزیونی دارم؛ البته با نظارتی که مشکلات سیاسی یا اخلاقی به بار نیاورد. به باور من این امر یک ضرورت و نیاز توسعه کشور است و این موضوع نه عقیده کنونی، بلکه باور دیرینه من بوده که در سال 68 در مجلس بازبینی قانون اساسی به طور رسمی آن را اعلام کردم.»
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با لحن طنز درباره ماجرای حمایت از خصوصیسازی شبکههای تلویزیونی متذکر شد:«البته برخی از دوستان گفتند که شما همه چیز را میخواهی دولتی کنی اکنون که یک چیز را ما میخواهیم دولتی باشد میگویی خصوصی باشد و بدین ترتیب این پیشنهاد رد شد. به هر صورت من هنوز بر سر آن عقیده هستم ، اما از نظر قانون اساسی محدودیتهایی وجود دارد و تبعیت از قانون اساسی باور بنیادین ماست و هر نوع راه حلی در این زمینه باید با این ملاحظه یافته شود.»
با اینترنت صدا ها رسیدنی است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
انحصار دولتها بر رسانه های موثر بر افکار عمومی و کنترل شدید بر مطبوعات به دلیل نگرانی های عمومی دولتها از تغییرات پیش بینی نشده و ناهماهنگ با برنامه هایشان است.
جلوگیری از رسیدن صداها، بخش مهمی از استراتژی اطلاع رسانی بعضی دولتهاست که در قرن بیست و یکم به شدت به چالش کشیده شده است.
اینترنت محمل آزادی و عدالت آینده
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در باره آزادی در اینترنت گفته اند و هنوز نیز باید گفت. اما عدالت نیز در اینترنت ممکن الوصول تر است. فرصت های فراوان و نسبتا مساوی در جامعه مجازی بسیار است. فاصله ی کم مخاطبان با فرصتها قدم بزرگی به سوی عدالت است.
پیشرفت و عدالت در سایه ی آزادی و امنیت ممکن است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
کشور به عدالت و پیشرفت نیازمند است تا رفاه و رشد و کمال جامعه تامین گردد. مقدمه ی عدالت و پیشرفت، اخلاق و آزادی و امنیت است.
فضای باز : پیش از هر انتخاب
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
فضای باز فرصت مناسبی است تا مردم انتخاب آزادانه تری داشته باشند. در شرایط عادی این فضای باز با انتخابات همراه میشود و فضای بازتری را ایجاد میکند. در فضای بسته این فضای باز موجب گسترش اعتراضات میگردد و آسیب رسیدن به بنیان های جامعه ی بسته میشود.
خاتمی : به دانشجو باید ستاره آزادی بیان داد نه آنکه او را ستاره دار کرد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
خاتمی همچنین در پاسخ به سئوالی در خصوص پرونده سازی و تخریب های صورت گرفته علیه او و یارانش اظهار داشت:«پرونده سازی، تهمت زدن و تخریب نه تنها بر علیه من نیست که تجربه ثابت کرده است که این تخریبها و تهمت زدن ها همیشه نتیجه معکوس دارد، اگر فردی را بی دین می نامندش اتفاقا مردم دیندار، به بی اساس بودن این ادعا پی می برند و به او رای می دهند و باید تاکید کنم که صلاحیت را ملت تائید می کند.»
تحلیل عبدالله ناصری از شعار «جمهوری اسلامی آزاد باید گردد»
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
عبدالله ناصری در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری یاری، با اشاره به شعار جمهوری اسلامی آزاد باید گردد که در جریان سفر خاتمی از سوی مردم عنوان شد، اظهار داشت:«مردم با این شعار نشان دادند که در عین اعتقاد راسخی که به نظام دارند معتقدند هم اکنون بخشها و افرادی بر مدیریت کشور تکیه زدند که هم جمهوریت و هم اسلامیت نظام را مخدوش می کنند.»
هشدار حسن روحانی درباره خطر حاشیهنشین شدن نخبگان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
راهی که در زمان مسئولیت من در پرونده هستهای طی شد با سرعت کمتر و در مقابل با هزینه ناچیزی ما را به مقصد میرساند. راهی که در دولت نهم انتخاب شده است، سرعت بیشتری دارد اما در مقابل هزینه گزافی هم بر کشور تحمیل کرده است
«رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید بر این که «نقد وظیفه دینی و قانونی ما است» گفت: «نقادی و انتقاد باعث حیات و رشد جامعه میشود. اشتباه برخی از افراد این است که با هدف ایجاد حاشیه امن برای قوه مجریه، مقام معظم رهبری را در مقابل آزادی بیان و آزادی جامعه قرار میدهند که این مساله بزرگترین جفا به رهبری نظام است که همواره ایشان طرفدار آزادی بیان و انتقاد سازنده بودهاند».
انتفاضه خبری در برابر دروغ پردازان با وبلاگستان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دروغ پردازی و دروغ پراکنی از بزرگترین ابزارهای رسانه های وابسته به بیگانگان استعمارگر و مستبدین داخلی است. کسانی که حقیقت نسبتی با آنها ندارد و اگر گاهی از حقیقت میگویند، فرصت طلبی است.
البته استعمارگران و مستبدین نیز فهمیده اند که به راحتی گذشته نمیتوانند دروغ پراکنی کنند و به همین دلیل به روش های جدیدی متوسل میشوند. هر گروه به اندازه هوش و استعدادشان.
وبلاگستان به جهت خاصیت رسانه ای و شخصی بودن آن و در دسترس عموم بودن، نقش مهمی در مبارزه با استیلای خبری و رسانه ای مخالفان آزادی و استقلال و توسعه و مردم سالاری دارد.
انقلاب و اصلاح دینی در جامعه ایرانی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آنچه موجب انقلاب در جامعه میشود، به بن بست رسیدن راههای اصلاح از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه است. خواست مردم اجرا نمیشود و حکومت خر خود میراند. مردم در مقابل حکومت قرار میگیرد و راهی جز تغییر حکومت باقی نمی ماند. در چنین شرایطی دیگر تصمیمات مردم از طریق ارکان نظام اعمال نمیشود و در مسیر اعمال حاکمیت ملت، تفسیرها و مصلحت اندیشی ها و خواست متنفذین و قدرتمندها و عدم اجرای صحیح مانع ایجاد میکند و کار به جایی میرساند که مردم در باره ی کلیت رژیم به برداشت واحدی میرسد و چاره را در تغییر حکومت می بینند. این روند با رهبری سیاسی اتفاق می افتد که در انقلاب اسلامی ایران این رهبری را امام خمینی بر عهده داشته اند.
انقلاب توسط مردم و با هدایت رهبری مردم صورت میگیرد. در ایران به دلیل مذهبی بودن جامعه، بخش مهمی از خواست ها و کلیت رهبری آن مذهبی بود. مردم خواستار استقلال و آزادی بودند. استقلال در برابر مداخلات خارجی آمریکا و انگلیس و اسرائیل و آزادی در برابر زورگویان داخلی و تحقق عدالتی که راهی به آن نداشتند. مردم ایران خواست های دیگری نیز داشتند، آزادی زندانی های سیاسی، قطع همکاری با اسرائیل، بسته شدن مشروب فروشی ها و قمارخانه ها و همگی خواستها در چارچوب زندگی سالم و موفق برای ایرانیان مطرح بود، ولی همگی به نوعی مبنای فرهنگی و متکی بر آموزه های دینی بود. در واقع قیام عاشورا الهام بخش آزادی خواهی و تحقق عدالت علی ع آرزوی ملت ما بود. دین در روح جامعه ایرانی است. همانگونه که زبان ما فارسی با هویت ملی ما آمیخته است. طبیعی است در چنین جامعه ای نقش دین جدی است و اصلاح و انقلاب آن نیز رنگ و هویت و موجودیت دینی دارد.
وبلاگهای فارسی روی بلوهاست از دسترس خارج میشوند! از وبلاگ یک فتحی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نگرانی های وبلاگستان بسیار است. یکی نیز همین است:
لینک مطلب از وبلاگستان:
از هفته پیش شرکت معظم بلوهاست، تهیهکننده هاست این وبلاگ، و پیشنهاد شماره یک وردپرس برای وبلاگنویسان وردپرسی علیرغم سابقه بسیار درخشان خود اقدام به مسدود کردن حسابهای کاربران ایرانی خود کرد یا به آنها یک مهلت کوتاه برای برداشتن نسخههای پشتیبان از اطلاعات را داد
بلوهوست هفته پیش حساب کاربران ایرانی خود را بلوکه و دسترسی آنان را به اطلاعاتشان مسدود کرده است. آنها توجه مشتریان را به بند 13 قسمت اول از شرایط ارائه خدمات جلب میکنند که در آن به کشورهای تحت تحریم ایالات متحده اشاره کرده است. در این بند صراحتا ایران هم جزو کشورهای تحت تحریم معرفی شده که باید حساب کاربران آن بسته شود
خاتمی : ورود به عرصه انتخابات, فداکاری است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
من در مقام این نیستم که درباره ماهیت سلطنت صفوی که مانند همه حکومتهای دیگر استبدادی است, صحبت کنم بلکه منظورم این است که به هرحال در جریان حوادث پانصد سال اخیر پیوند ملّیت ایرانی با تشیع امری انکارناپذیر است
آنچه ما میخواستیم و میخواهیم، این است که اول, مردم آزاد و حاکم بر سرنوشت خود باشند و دوم اینکه کشور ما که مهد انقلاب، آزادی و استقلال است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
رئیسجمهور سابق کشورمان اظهار داشت: باید سعی کنیم فراتر از نگاههای حزبی و جناحی به ایران، انقلاب، ارزشها، حرمت ملت و اعتلای جایگاه ایران بیندیشیم و سعیکنیم مشکلات را حل کنیم.
به گزارش "ایلنا" , به نقل از روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی ، وی در آستانه اربعین حسینی در جمع اقشار مختلف مردم استان اردبیل به تبیین برخی برنامهها و مواضع خود در انتخابات سال آینده پرداخت.
رئیس بنیاد باران در ابتدای این دیدار گفت: در آستانه اربعین حسینی که مردم استان اردبیل بسیار به آن بزرگوار عشق می ورزند و ایمان، ایستادگی و سرافرازی را از او آموختهاند و همواره با بزرگداشت یاد و نام آن بزرگوار و برگزاری مراسم بسیار شکوهمند یاد و نام اباعبدالله الحسین(ع) را بزرگ میدارند و دلبستگی خودشان را به او نشان دادهاند, از خدا میخواهیم که ما را پیرو راستین آن امام همام قرار دهد.
خاتمی افزود: خداوند ما را با عظمت این خاندان و بهخصوص با حضرت اباعبدالله (ع) بیشتر آشنا کند و بتوانیم راه و روش آنها را حفظ کرده و تداوم ببخشیم.
رئیس دولت اصلاحات از ملت به عنوان پدیدهای جدید که مبنای حکومت است, یاد کرد و افزود: در صد وپنجاه سال گذشته در ایران نیز "ملت"، بروز و ظهور داشته و منشا تحولات شده است.
ویتصریحکرد: پیوندی که عنوان ملیت با تشیع پیدا میکند و تشیع را از یک مکتب و جریان در اقلیت در تاریخ به صورت نیرویی محرّک در میآورد و تشیع مبنا و پایه نظام اجتماعی میشود و این وقتی است که به نحوی با اردبیل به عنوان خاستگاه یک جریان اجتماعی پیوند دارد.
خاتمی در ادامه گفت:من در مقام این نیستم که درباره ماهیت سلطنت صفوی که مانند همه حکومتهای دیگر استبدادی است, صحبت کنم بلکه منظورم این است که به هرحال در جریان حوادث پانصد سال اخیر پیوند ملّیت ایرانی با تشیع امری انکارناپذیر است.
رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:خوشبختانه ملت ایران از بیش از 100 سال پیش مسیری را انتخاب کرده است تا بر سرنوشت خود حاکم باشد و اتفاقا از آموزههای دینی، شیعی و بهرهگیری از اندیشههای بلند پیشوایان روشناندیش و متدینین در این مسیر استفاده کرده است و در این زمینه ملت ایران با استمداد از آموزههای شیعی و علوی توانست پیشتاز کشورهای منطقه در جهت آزادی،استقلال و پیشرفت باشد.
رئیس بنیاد باران با اشاره به مطرح شدن جمهوری اسلامی در انقلاب بزرگ اسلامی با پیشوایی مرجع عالیقدر و روشناندیش و بزرگوار، حضرت امام خمینی(ره)، اظهار داشت:جمهوری اسلامی یعنی حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان و مساله مهم و دارای اهمیت انقلاب اینجاست که در انقلاب ، دین به گونهای مطرح و عرضه شد که هم انگیزه در جامعه ایجاد کند و هم پشتوانه آزادی و عدالت باشد.
وی افزود: یکی از مشکلات در دنیای غرب این است که تاریخ و دین را در مقابل آزادی و اندیشه قرار دادند.
وی در ادامه گفت: از سوی دیگر یکی از افتخارات اسلام این است که منادی آزادی و آزادگی، به خصوص در آموزههایتشیع بوده است و بسیاری از اموری که امروز جزو افتخارت بشر نام برده میشود، یعنی اینکه حکومت در مقابل مردم مسوول است را ما از سالها قبل در اسلام پیامبر(ص) و بخصوص در اسلام علوی میبینیم.
رئیس موسسه بینالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها یادآور شد: هیچ حاکمی در طول تاریخ مثل امیر المومنین مردم را دعوت نکرده به اینکه بیندیشند،آزاد باشند و در مقابل قدرت ابراز وجود کنند.
خاتمیتصریح کرد: اندیشه علوی این است که به خواست مردم، حکومت روی کار آید و نیز حاکمان مسوول هستند تا در مقابل مظلومیت مظلوم و ستم ظالم آرام نگیرند.
وی همچنین اظهار داشت: دنیای غرب به خاطر دوری از معنویت,مشکلات بزرگی را برای تمدن خود ایجاد کرده است اما نمیتوان دستاوردهای مثبت آن را نیز نادیده گرفت.
رئیسجمهور سابقکشورمان در بخش دیگری از سخنانش گفت: الگوی حضرت امام(ره) در انقلاب اسلامی، الگوی جمهوری است، الگویی که مردم در آن محور هستند و آن را به نام دین مطرح میکنند.
وی افزود: آنچه ما میخواستیم و میخواهیم، این است که اول, مردم آزاد و حاکم بر سرنوشت خود باشند و دوم اینکه کشور ما که مهد انقلاب، آزادی و استقلال است و به قیمت خون برترین شهیدان و هزاران نفر جانباز و آزاده و این همه داغ دلهای خانوادههای آنها به دست آمده است, به الگویی تبدبل شود که همه مزایای جوامع پیشرفته را داشته باشد و معایب آنها را نداشته باشد.
خاتمی تاکید کرد: مردم با این همه سرمایه معنوی و مادی نمیخواهند کشوری عقب افتاده داشته باشند.ما میخواهیم جامعه پیشرفته، آباد و آزاد داشته باشیم و مردم در این حکومت احساس امنیت کنند، عدالت بر جامعه حکمفرما باشد و از ظرفیتهای کشور برای پیشبرد کشور استفاده شود.
رئیس دولت اصلاحات یادآور شد: البته دو چیز دردنیا نیست که باید در ایران حاکم باشد که یکی اخلاق محمدی و دیگری عدالت علوی است.
وی یادآور شد: عدالت علوی بسیار وسیع تر از آن است که در یک قرن گذشته مطرح شده است و بیشتر روی مسایل اقتصادی توجه شده است و از توجه به سایر ابعاد تا حدی غفلت شده است.
خاتمی افزود: در اسلام حق مال مردم است و مردم خود باید بخواهند و امروز با دو نظریه روبرو هستیم، یکی اینکه حق باید به مردم برسد که در این صورت مردم مصرف کننده هستند و آن وقت میتوان دیکتاتوری را توجیهکرد که در بسیاری از این کشورها اینگونه بوده و هست که به نام عدالت، آزادی را از مردم گرفتند و حق را رساندن نان و سرپناه به مردم میدانند؛ ولی دیدیم که رژیمهای مدّعی، آزادی را از مردم گرفتند ؛ بیآنکه عدالت را به او بدهند.
وی در توضیح نظریه دوم گفت: نظریه دیگر میگوید مردم باید به حق خود برسند، یعنی حکومت فقط باید زمینه را ایجاد کند که مردم به حق خود برسند، مردم که صدقهبگیر نیستند. امکانات متعلق به مردم است و اگر میخواهیم حق به آنها برسد باید همه زمینههای دستیابی مردم به امکانات را دولت فراهم آورد؛تولید را رونق بخشد و اشتغال را تامین کرد.
رئیس جمهور سابق کشورمان همچنین اظهار داشت: اگر حکومت، دست در جیب ملتکند ولو با حسن نیت, بصورت یکبار مصرف پولی را در اختیار مردم قرار دهد، ممکن است وضع به صورتی در آید که اگر قبل از آن ما بیکار و فقیر داشتیم، بعد از مدتی بیکار و فقیر بدهکار داشته باشیم، در حالی که باید برای کشور با توجه به ظرفیتها و زمینههایی که وجود دارد ایجاد شغل, امنیت و تامین زندگی کرد.
خاتمی یکی از مهمترین اولویتهای امروز را رسیدگی به وضعیت اقتصادی کشور عنوان کرد و گفت: خوشبختانه برای این امر سند چشم انداز بیست ساله که از افتخارات همه ما است را در دست داریم که نقشه راه به سوی آینده بهتر است.
وی افزود: در زمان طرح و تصویب این سند ایران به درجهای از امکانات رسید که آماده یک جهش بزرگ بود، علت آن هم این است که هم از نظر معنوی و هم از نظر مادی و هم از نظر موقعیت، جغرافیای سیاسی و راهبردی ایران در موقعیت ممتازی است و با تدبیر بایستی از این امکانات و موقعیتها استفاده کرد.
رئیس جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه، سرمایه نفت را باید دارایی حساب کرد نه درآمد، اظهار داشت: دارایی یعنی سرمایهای که زیرزمین است و باید به سرمایه تبدیل پذیر روی زمین تبدیل شود.
رئیس بنیاد باران ادامه داد: اگر ملاک ما این است که حق متعلق به مردم است و مردم باید به حق برسند، یعنی حکومت فقط زمینهساز رسیدن مردم به حق خودشان است و ما منتی بر مردم نداریم که مثلاً انتخابات برگزار میکنیم؛ حکومت نوکر مردم است و باید انتخابات را به گونهای برگزارکند که مردم آزادانه و مختارانه و با حضور چهرهها و سلیقههای مختلف بتوانند انتخاب اصلح را انجام دهند.
خاتمی تاکید کرد: باید بر اساس اسلام, تشیع و نیاز خواستهای تاریخی جامعه الگوئی بسازیم که تمام مزایای دنیا امروز را داشته باشد ولی معایب آن را نداشته باشد و علاوه بر آبادی، آزادی و پیشرفت کشور نیازمند اخلاق ؛معنویت و عدالت است.
رئیس دولت اصلاحات یادآور شد: امروز خیلی از کسانی که دم از اسلام میزنند, رنگ جبهه را ندیدهاند و حتی یک سیلی برای انقلاب نخورده اند وکسانی را متهم میکنند که نسبت به ارزشهای دینی کمتوجه هستند که عشق خود را به اسلام و امام نشان دادهاند و در انقلاب و دفاع مقدس فداکاری کردهاند.
وی در پاسخ این اتهامات گفت: خیر؛ اتفاقا ما هستیم که از ارزشهای دینی دفاع میکنیم، ما دلمان میخواهد همه جوانان پایبند به موازین دینی باشند و یکی از راههای آن این است که جوانان احساس کنند در نظامی که با عنوان دین عجین است؛ هم حرمت دارند، هم زندگیشان تامین میشود, هم امنیت شغلی و قضایی دارند و هم امید به آینده و این بهترین راه است.
رئیس بنیاد باران تصریح کرد: معتقدیم کشور متعلق به همه است، اقوام و مذاهب مختلفی که در کشور وجود دارند، باید از حق و احترام یکسان برخوردار باشند، همانطور که در قانون اساسی این موضوع آمده است.
وی افزود:یک سنی، یک شیعه، یک مسیحی و یک مسلمان همین که پذیرفتند در متن این انقلاب و جامعه و در چارچوب این قانون اساسی باشند، از حقوق انسانی و اساسی برخوردار هستند و باید از او دفاع کنیم.
خاتمی با بیان اینکه ،همه ما موظف هستیم در صحنه و عرصه باشیم، اظهار داشت: باید سعی کنیم فراتر از نگاههای حزبی و جناحی به ایران، انقلاب، ارزشها، حرمت ملت و اعتلای جایگاه ایران بیندیشیم و سعی کنیم مشکلات را حل کنیم.
رئیس دولت اصلاحات در ادامه گفت: ما در سال آینده با آن روشها و برنامههایی که بوده و هست با مشکلات بزرگتری روبرو خواهیم بود که یک شبه قابل حل نیست، بنده همین الان عرض میکنم با وضعیت فعلی باید انتظار تورمی بیش از امسال داشته باشیم.
وی با اشاره به اینکه،مشکلات وجود دارد ولی میتوان این روند را اصلاح کرد، اظهار داشت:معتقدم مملکت را بهتر از این میتوان اداره کرد و باید هم اداره کرد ولی باید به مردم گفت آینده سختی پیش رو داریم و همه باید کمک کنند تا بتوان در دراز مدّت به نتایج مطلوبتر رسید.
سید محمد خاتمی خاطر نشانکرد: هر کس میخواهد بیاید، باید بداند که با یک نوع فداکاری دارد به صحنه میآید و ما هم هیچ چیز نداریم که فدا کنیم، جز یک ذره آبرو و تجربه که آن هم نثار قدم ملت بزرگ ایران باد.
کشور انقلابی کشور عکس ها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در کشورهایی که از مسیر انقلاب حرکت میکنند، اتفاقات سرعت پیدا میکنند و روندها متفاوت و متضاد به دفعات تکرار میشوند. بارها سیستم ها و روندهایی را دیده ایم که به نظرمان عکس آنچیزی آمده است که باید باشد.
این کشورها معمولا و به دلیل تمایل به سرکوب آنارشیسم (تمایل مشترک مردم و حکومت) و تمایل به خودکامگی در حکومت و کنار کشیدن مردم در برابر خودکامگی، به کشور عکس ها ( تصاویر ) نیز تبدیل میشوند.
کشورهای بسیاری هستند که بدون انقلاب به دیکتاتوری بومی یا وارداتی رسیده اند و در مقابل کشورهایی نیز هستند که از انقلاب درس آزادی آموخته اند.
سرود شاهنشاهی و سرود جمهوری اسلامی ایران
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نگاهی به سرود شاهنشاهی ایران و سرود جمهوری اسلامی ایران میتواند نوع نگاه در دو دوره مختلف را نشان دهد. همچنین از شعار هر دوره میتوان اولویت ها و نگاه های متفاوت را تشخیص داد:
شعار کشور در زمان پهلوی:
خدا
شاه
میهن
شعار کشور پس از انقلاب اسلامی:
استقلال
آزادی
جمهوری اسلامی
سرود رسمی کشور در زمان پهلوی:
شاهنشاه ما زنده بادا
پاید کشور به فرش جاودان
کز پهلوی شـد ملک ایران
صد ره بهتر زعهد باستان
از دشمنان بودی پریشان
در سایه اش آسوده ایران
ایرانیان پیوسته شادان
همواره یزدان
بود او را نگهبان
سرود رسمی کشور در پس از انقلاب اسلامی:
سر زد از افق، مهر خاوران
فروغ دیده ی حق باوران
بهمن، فرّ ایمان ماست
پیامت ای امام، استقلال، آزادی نقش جان ماست
شهیدان، پیچیده در گوش زمان فریادتان
پاینده مانی و جاودان
جمهوری اسلامی ایران
مردم سالاری و آزادی و دینداری
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
کشور مردم سالار
مستقل است
آزاد است
کشور دین دار
مستقل است
آزاد است
مردم دار است
جمهوری اسلامی
حق مسلم ماست
در زمان دعوت به دین و دینداری
مردم سالاری و آزادی و دینداری همسوتر از همیشه میشوند
هادی غفاری : اجازه نمیدهم سرنوشت فردای بچههای من به دست جریان استبداد بیفتد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک خبر:
هادی غفاری خاطرنشان کرد:
اگر مردم به اینجا برسندکه دین و دینداران توان ارتقاء و رشد و اداره جامعه را ندارند، فاجعه عظیمی درجامعه اتفاق خواهد افتاد و در آن صورت چه کسی پاسخ میدهد؟ متاسفانه مراکز فرهنگی که زاینده انقلاب بودهاند امروز آنگونه که انتظار میرفت عمل نمیکنند و این مساله جدی است که باید به فکری به حال آنها کرد.
وی با بیان اینکه نباید اجازه دهیم مذهب و دین از مفاهیم اصلی خود دور شوند، گفت: چه کسانی بیشترین مسوولیت را در این زمینه بر دوش دارند؟ چرا بسیاری دوست دارند توپ را به زمین دیگران پرتاب کنند و چه کسانی دستاندرکار پاک کردن صورت مساله هستند.
وی با تاکید بر اینکه با همه توانم از عزت و سربلندی و آزادی و رای مردم دفاع خواهم کرد، خاطرنشان کرد: اجازه نمیدهم سرنوشت فردای بچههای من به دست جریان استبداد وخلاف واقعگو بیفتد.
غفاری در پایان سخنان خود تاکید کرد: من تناسب قدرت و وزن اجرای کشور را میدانم به من نمیتوان دروغ گفت و اگر کسانی بخواهند به من دروغ بگویند، جلوی ایشان خواهم ایستاد.
یادبود احمد بورقانی از وبلاگ عباس عبدی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:
کسانی که قادر نباشند یک برنامه ورزشی را تحمل کنند، چگونه میتوانند از پس حل مشکلات کشور و اقتصاد جامعه و سیاست خارجی برآیند؟ آنان چگونه میخواهند برای دنیا راهحل بدهند، در حالی که بخش عمدهای از ذهنیت آنان درگیر مواجهه با رسانههاست؟ رسانههایی که در حداقل از توان و ظرفیت در حال وظیفه هستند
روزی که بر مزار احمد تبریکگویان میرویم
یک سال از مرگ ناگهانی مرحوم احمد بورقانی گذشت، اگر از من بپرسند از هر کسی سه ویژگی مهم وی را نام ببر، در این خصوص برای مرحوم بورقانی، حریت و آزادگی را ویژگی اول، اعتقاد راسخ به آزادی رسانه را ویژگی دوم و شوخ طبعی را ویژگی سوم آن مرحوم ذکر خواهم کرد. در این یادداشت میکوشم که به یاد احمد بورقانی و از منظری شبیه به او، نگاهی مختصر به وضعیت رسانهها در چند هفته گذشته بیاندازم، تا معلوم شود که مشکلی که مرحوم بورقانی برای حل آن حاضر به پذیرش مسئولیت شد، هم اکنون نیز نه تنها حل نشده، که وضعیت بدتری هم پیدا کرده است.
بسته شدن شهروند امروز و سپس ممنوعیت انتشار نیمروز که با بهانههای شکلی رخ داد، و با چندی تأخیر همراه شد با توقیف کارگزاران و افتتاح شبکه بیبیسی فارسی و واکنش بسیار تند مقامات رسمی کشور در برابر آن و در ادامه همزمان شد با تغییر مدیر رادیو و نیز مشکلات ایجاد شده برای برنامه نود شبکه سوم. این رویدادها نشان داد بهترین وسیله برای سنجش سلامت یک جامعه و میزان اعتماد به نفس دستاندرکاران آن و حقانیت و یا حداقل مقبولیت سیاستهای جاری، وجود رسانههای مستقل و آزاد از قدرت است. موضوعی که مرحوم بورقانی آن را یک اصل تلقی میکرد و حاضر هم نشد با چشمپوشی از این اصل آن را فدای چیزهای دیگر کند.
ترس و واهمهای که برخی دولتها از رسانههای منتقد و آزاد دارند، ریشه در بیاعتقادی به راه و روش جاری و بیاعتمادی به تواناییهای دستاندرکارانش دارد. دولتهایی قدرتمند هستند که در درجه اول به خودشان و در درجه دوم به مردمشان باور و اعتقاد داشته باشند. وجود این باور و اعتماد صرفاً با کلمات و ژستهای تبلیغاتی اثبات نمیشود، معیار اصلی برای وجود چنین باوری، میزان تعهد و التزام و پایبندی آنها به آزادی رسانههاست. دولتهایی که در غیاب رسانههای پرسشگر و آزاد و مستقل و در نبود روزنامهنگاران شجاع و آگاه، یکطرفه به قاضی میروند و طبعاً خندان و راضی برمیگردند، مصداق آن ضربالمثل مشهور هستند که؛ خود گویی و خود خندی عجب مرد هنرمندی! دولتمردانی که با حذف رسانههای آزاد، تریبون را در دست میگیرند و درباره اداره زمین و زمان داد سخن میدهند، بیش از هر کس دیگر، در ادعای داشتن هر گونه حقانیتی؛ خود را فریب میدهند و مثل کبکی میمانند که سر را بر درون برف کرده و آواز میخواند. این دولتمردان در برابر تمامی رسانهها واکنش منفی ندارند، چه بسا از رسانههای زرد و حتی هتاک و بیمنطق علیه خود نیز استقبال کنند، که از این طریق تا حدی برای حقانیت نداشته خویش شواهد و اسناد فراهم کنند. نحوه برخورد متفاوتی که این روزها با تلویزیون فارسی صدای آمریکا و بیبیسی فارسی میشود گویای این واقعیت است، که متولیان امور نسبت به چه چیزهایی حساستر هستند.
اگر اینان حداقلی از اعتماد به نفس را داشتند و در ضمیر و وجدان خویش، برای افکار و سیاستهای خود حقانیتی ولو اندک قایل بودند، قطعاً این پرسش را مطرح میکردند که چگونه میتوانند به تاسیس شبکه فارسی زبان از سوی کشور دیگری ایراد بگیرند، در حالی که مرکزیت شبکه انگلیسی زبان خودشان در پایتخت آن کشور است و خبرنگارانش از امنیت و آزادی برخوردارند و با هر کس که بخواهند مصاحبه میکنند؟
کسانی که قادر نباشند یک برنامه ورزشی را تحمل کنند، چگونه میتوانند از پس حل مشکلات کشور و اقتصاد جامعه و سیاست خارجی برآیند؟ آنان چگونه میخواهند برای دنیا راهحل بدهند، در حالی که بخش عمدهای از ذهنیت آنان درگیر مواجهه با رسانههاست؟ رسانههایی که در حداقل از توان و ظرفیت در حال وظیفه هستند.
آرزو میکنم که شاهد ظهور و دوام و بقای رسانههای مستقل و حقیقتجو باشیم، گرچه این آرزویی محال نیست، اما اگر چنین فضایی را درک کردیم، همه با هم بر مزار احمد بورقانی جمع میشویم و همراه با فاتحهای این روز را به او تبریک خواهیم گفت. انشاءالله
الهام وزیر دادگستری دولت نهم : مردم در دولت نهم طعم واقعی آزادی را چشیدند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک خبر:
دکتر الهام سخنگو و وزیر دادگستری دولت نهم:
با روی کار آمدن دولت نهم مردم خود را صاحب کشور میدانند و طعم آزادی و آزادگی را چشیدند.
گرسنگان آزادی و عدالت در برابر گرگهای گرسنه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در این زمستان
عده زیادی گرسنه اند
گرسنگانی
با شکم های گرسنه ی غذا
با دلهای گرسنه ی محبت
با چشم های گرسنه ی انتظار عدالت
با قلب ها و اندیشه های گرسنه ی آزادی
گرگهای گرسنه نه خود را سیر خواهند کرد و نه دیگران را
خاتمی: مردم باید مطئمن باشند دست خاصی پشت فرد یا جریان خاصی نیست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک خبر:
رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه «اقلیت مجلس با این تنگناهایی که وارد مجلس شد، ارزش یک اکثریت را دارد»، با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری آینده گفت:«امیدوارم مردم هم اطمینان داشته باشند رایشان اثر گذار است و هیچ کس با شرایط نا برابر وارد صحنه نمی شود و واقعا معلوم باشد دست خاصی پشت فرد یا جریان خاصی نیست، مردم رای بدهند هر چه از صندوق در بیاید مبارک خواهد بود
متن کامل را در ادامه بخوانید
به گزارش پایگاه خبری یاری، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در دیدار با اعضای فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی گفت:«من به لحاظ فردی و تاثیری که تعلیم و تربیت دارد، همیشه وقتی در مقابل معلم می رسم، احساس کوچکی می کنم و علاقهمندم به او تجلیل و تکریم و احترام بکنم.»
وی ادامه داد:«از نظر اجتماعی هم به خاطر گرایشی که به حرمت انسان، حق حاکمیت انسان به سرنوشت و محوریتی که مردم باید داشته باشد، معتقدم، خود به خود هنگامی در مقابل مجلس به عنوان مظهر اراده ملت و مهمترین جایگاهی که در یک نظام مردم سالار منشا اثر است قرار می گیرم با یک احترام ویژه ای روبرو می شوم و اظهار کوچکی نسبت به مجلس و نیز برای شما عزیزان به عنوان اقلیت مجلس می کنم.»
رییس بنیاد باران با تاکید بر اینکه «این اقلیت با دشواری بدست آمده است»، به چگونگی برگزاری انتخابات مجلس اشاره کرد و گفت:«با بی انصافی ها و مشکلاتی که ایجاد شد، اقلیت از سنگلاخ ها و موانع خیلی بزرگی عبور کرده و علی رغم میل بسیاری از کسانیکه همین عده را هم نمی خواستند در مجلس باشند توانسته به مجلس بیایند.»
به گزارش روابط عمومی دفتر خاتمی؛وی با بیان اینکه «بسیاری از دوستان اصولگرا و مستقل ما مورد احترام هستند»، ادامه داد:«با توجه به گرایش ها و ویژگی های خاصی که اقلیت داشته اعلام می کنم که این اقلیتی که ما می شناسیم ارادتمند به امام(ره) و علاقه مند به سرنوشت کشور بوده و فداکاری های بزرگی کرده است و مستحق مسئولیت و نمایندگی ملت نیز هست و با این تنگناهای که وارد مجلس شده اند ارزش یک اکثریت را دارند و بسیار هم مورد احترام هستند.»
رئیس بنیاد باران در اهمیت مجلس شورای اسلامی نیز گفت:«اهمیت مجلس در همه نظام های مردم سالار و بخصوص نظام جمهوری اسلامی ایران با جایگاهی که قانون اساسی ما به مجلس داده، به عنوان محور و مداری است که از خواست و اراده مردم نمایندگی می کند و بر همه روندهای موجود کشور نظارت می کند و از انحرافاتی که ممکن است در دستگاههای که قدرت دارند جلوگیری می کند.»
خاتمی افزود:«اگر این دستگاههاتحت نظارت نباشند ممکن است یا سوء استفاده از قدرت بکنند یا دچار خطاها و اشتباهاتی شوند هر چند که حسن نیت هم داشته باشند، اما بدون نظارت زیان هایی به کشور و مردم زده می شود که نظارت مجلس از این اتفاق جلوگیری می کند و باید هم بکند.»
رئیس جمهور سابق کشورمان از مجلس به عنوان محلی نام برد که بیش از همه ارگانهای نظام از اراده ملی و ملت نمایندگی دارد.
رئیس موسسه گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:« مجلس به دلیل اینکه محور و مدار یک نظام مردم سالار است، همه دستگاهها در مقابل او مسئول هستند و باید پاسخگو باشند.»
وی با اشاره به آئین نامه جدید مجلس، تاکید کرد:«بسیار متاسفم از اینکه در آیین نامه جدید مجلس، دستگاههایی که از امکانات عمومی استفاده می کنند و در مقابل اختیارات و حقوقی که دارند باید مسئولیت داشته باشند؛از حیطه نظارت مجلس و تحقیق و تفحص خارج شدند.»
خاتمی با اشاره به تحقیق و تفحص صورت گرفته از صدا و سیما در زمان مجلس ششم، گفت:« در آن زمان هم همین حرف ها پیش آمد ولی رهبری فرمودند مجلس می تواند تحقیق و تفحص بکند.»
وی ادامه داد:«حالا که مجلس می خواهد از حق واقعی خود برای نظارت بر همه دستگاهها استفاده کند با این مانع روبرو می شود و این امر ما را نسبت به آینده نگران می کند ومعتقدم مجلس باید تلاش کند که از حق نظارتی تاثیرگذار خود استفاده نماید.»
رئیس بنیاد باران با تاکید بر اینکه «اقلیت ها همواره در همه مجالس نقش موثر و مهمی داشته اند»، افزود:«هیچ کدام از ما که اقلیت مجلس را نیز شامل می شود ساختار شکن و به دنبال تشنج نیستیم، بلکه باید به روش منطقی حرکت کردو با کار کارشناسی و نظراتی که داده می شود بتوان اثر گذار بودو اقلیت نیز در مجلس اثرگذار باشد و به وظیفه خود عمل کند.»
وی تصریح کرد:« اقلیت مجلس با انسجام میان نیروهایی که فکرشان به هم نزدیک است و دلسوزی بیشتری دارند می تواند در سرشت و سرنوشت کل کشور موثر باشد.»
سید محمد خاتمی با بیان اینکه «این مجلس خدمات بزرگی داشته است»، اظهار داشت:«اقلیت مجلس هم وظایف خود را شناخته و اجمالا در جریان تلاش دوستان هستم؛کارهای مهمی انجام شده که شاید خیلی روی آن تبلیغ نکنید ولی کارهای انجام شده و آنچه در دستور کار بوده و هست ؛کارهای مهمی است و انشالله همه در انجام وظایف موفق باشید.»
رئیس جمهور سابق کشورمان با اشاره به نیاز انسان به قوانین و ضوابطی که باید به آن باور داشته باشیم، گفت:«انسان در چارچوب این قوانین باید حرکت کند و هر حرکتی در جامعه رخ می دهد بر اساس نظم شکل می گیرد و این طور نیست هر چه اراده کنیم انجام دهیم.»
به عقیده رئیس بنیاد باران، هر حرکت اجتماعی در صورتی موفق می شود که متکی بر نیازهای درون جامعه و شناختن آنها و متکی بر خواست و اراده مردم باشد و دیگر اینکه ببینیم در کدام جهان هستیم و آیا هر چه می خواهیم می توانیم انجام دهیم؟یا باید طبق شرایط جلو برویم.
رئیس جمهور سابق کشورمان، با یادآوری این نکته که انقلاب اسلامی ایران با تکیه بر خواست تاریخی ملت و درک تقاضاهای درون جامعه و مقتضیات زمان این حرکت را انجام داد و به موفقیت رسید، گفت:«مشترک و معدل خواست این جامعه از همه اقشار گروهها و مذاهب و اقوام و آن چه تحت عنوان پدیده ملت تحقق پیدا کرد، سه خواست آزادی خواهی،استقلال خواهی و پیشرفت بود که در مشروطیت تحقق یافت و در انقلاب اسلامی به اوج خود رسید.»
خاتمی همچنین وقوع انقلاب اسلامی را نتیجه همسویی بین خواست تاریخی ملت با هویت تاریخی ملت که هویت فرهنگی و دینی بود دانست.
وی ادامه داد:«نظامی که مورد توجه ما بود جمهوری اسلامی بود و همه ما موظف هستیم از این آرمان بزرگ انقلاب در عرصه اجتماعی که هزینه های زیادی را برای آن پرداخته ایم پاسداری کنیم.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تاکید کرد:« همه باید نگران باشیم که آیا در نظام ما اسلام حاکم است یا نه؟ و اینکه چه اسلام و کدام دیدگاه می خواهد حاکم باشد؟آیاهمان دیدگاهی است که حضرت امام(ره) داشتند و سازگار با حاکمیت انسان بر سرنوشت و آزادی های مشروع انسان و پیشرفت جامعه بود یا دیدگاهی است که هیچ کدام از اینها را قبول ندارد؟»
سید محمد خاتمی ادامه داد:«آیا واقعا امروز آنچه مقتضای انقلاب بوده است تحقق پیدا کرده است؟یعنی جمهوری اسلامی می خواهد و می تواند تحقق یابد یا اینکه روندهایی وجود دارد که مغایر با جمهوریت نظام هست؟»
خاتمی بار دیگر بر جایگاه بسیار مهم مجلس و نیز انتخابات در جمهوری اسلامی تاکید کرد و گفت:«نهادهای مدنی ،احزاب و تشکل ها هنوز به آن شکل در جامعه ما شکل نگرفته است و بسیار متاسفم از اینکه گاهی حکومت که نماینده مردم است و باید تضمین کننده اینها باشد خودش را رقیب تشکل ها و نهادهای مدنی می داند و جلوی رشد آنها را می گیرد.»
وی تصریح کرد:«اگر جمهوری اسلامی می خواهیم راهی جز این نداریم که نهادها ی مدنی تقویت شود و این نهادها واسطه مردم و حاکمیت باشد و تقاضاها و خواست های طبیعی را تبدیل به آگاهی کند و از سوی دیگر نقش نظارتی را به نمایندگی از مردم بر حاکمیت داشته باشد که از مسیر خود منحرف نشود و بی قانونی نکند.»
رئیس بنیاد باران با تاکید بر اینکه مهمترین نهاد در هر نظام جمهوری، نهاد نمایندگی است، اظهار داشت:«نهاد نمایندگی باید به گونه ای باشد که برآمده از خواست واقعی مردم باشد.»
خاتمی، اصل و تکیه تفکر اصلاح طلبی را بر جمهوری اسلامی،آزادی انتخابات و انتخابات پر رونق و سالم عنوان کرد و افزود:«تنهادر اینصورت است که به آرمانهای انقلاب رسیده ایم.»
وی با اشاره به بحث های مطرح شده توسط اعضای فراکسیون خط امام (ره)، گفت:«بنده معتقدم همه کسانیکه مسئول هستند و زحمت می کشند، سوء نیت ندارند اما حسن نیت تنها کافی نیست، بلکه کاردانی و کارشناسی،ایمان و اعتقاد به سربلندی ملت، ایمان و اعتقاد به پیشرفت کشور، ایمان به اینکه باید تعقل بکنیم باید مورد توجه همه قرار بگیرد، اینکه خواست مردم و جامعه را بر خواست های فردی که در جمع کوچکتر مطرح می شود مقدم بدانیم ؛شرط موفقیت است و نیت خیر تنها کافی نیست.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«معتقدم کشور در وضعیت مناسبی نیست، بدون اینکه بخواهم به انگیزه ها فکر کنم؛توجه من به نحوه فکری است که برای اداره کشور وجود دارد.این کشور نیازمند اقتدار است یعنی کشور ثروتمند،کشور با نشاط کشوری که احساس کنیم روز به روز نقش ما در عرصه جهانی بیشتر می شود و نیاز ما به دنیا کمتر می شود آنقدر امکانات پیدا کنیم که به نیازهایی که داریم بدون اینکه از منافع و اصول خود بگذریم دست یابیم.»
رئیس بنیاد باران با تاکید بر اینکه «اقتدار جز با اعتماد به مردم و زمینه سازی برای حضور آنها بدست نمی آید»، افزود:«بنابر این باید پیوند میان حکومت و مردم استوارتر شود.»
وی در ادامه گفت:«ما باید از نظامی بترسیم که در جامعه آن، فرهنگ واقعی مردم و موجود در جامعه با فرهنگ رسمی و نظام رسمی حاکم فاصله داشته باشد.آیا رضایت مردم از آنچه رسما مطرح می شود از آن زمانیکه امام(ره) بودند بیشتر شده یا کمتر؟پس این همه نفاق و دروغ و ریا برای چیست؟»
خاتمی تاکید کرد:«اگر رضایت مردم بیشتر شده چرا آنچه مردم در دل دارند نمی توانند بگویند؟این نشان دهنده این است که میان نظام حاکم بر فکرو احساس جامعه ما با نظام رسمی تفاوت وجود دارد.»
رئیس جمهور سابق کشورمان همچنین اظهار داشت:«آیا گرایش اکثریت جامعه ما ، تکیه فوق العاده افراطی به ظواهر خاص واحیانا خرافات است یا تکیه برمعیارهای اصلی در دین که اخلاق،معنویت،عقل و علم و پیشرفت واستقلال خواهی است ؟»
خاتمی ادامه داد:«اگر چیزهایی ترویج می شود که با روح جامعه سازگار نیست و بخش هایی از جامعه که جوان تر هستند از اساس دل زده شود باید نگران بود.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها با تاکید بر اینکه «اقتدار این است که نظام رسمی با آنچه تبلیغ می شود و با نظام واقعی و فرهنگ جامعه نزدیک ترباشد»، گفت:«اقتدار به این است که مردم را اصل بدانیم و به لحاظ اقتصادی،علمی توانمند باشیم.این پایه اقتدار در دنیای امروز است.»
وی افزود:«امروز صحبت از نظام های علم محور می کنند،افتخار برنامه چهارم این بود آگاهی محور و علم محور بود، ما اینها را می خواهیم و معتقدیم اینها از جمله آرمان ها و اصول است و از این جهت ها نگرانی زیادی داریم.»
رییس بنیاد باران در ادامه با اشاره به تدوین چشم اندار بیست ساله کشور گفت:«زمینه هایی که با تلاش بسیار برای رفع مشکلات برنامه ریزی شد و با تامین نظر رهبری به عنوان نقشه راه جامعه و نظام تعیین شد.»
خاتمی افزود:«بنده در چند سال آخر دولت تاکید می کردم که ایران هم به لحاظ زیرساختها و هم ظرفیت ها و در اثربرنامه ریزی که شده است آمادگی جهش بزرگ را دارد که این جهش هم شروع شد و برنامه چهارم توسعه بر همین اساس ریخته شد و زمینه ای بود که ما بتوانیم برای 20 سال آینده جایگاه ایران را در منطقه با لا ببریم ؛ولی مطمئنا امروز دراین مسیر حرکت نکرده ایم.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«به نفع مسئولان فعلی است که اگر می خواهند در انتخابات بیایند و رای مردم را داشته باشند بگویند مسیر طی شده اشتباه بوده و برای ادامه کار برنامه داشته باشند تا در مسیرتدوین شده ای که چشم انداز معین کرده است حرکت کنیم.»
وی بار دیگر به طرح سئوالاتی پرداخت و گفت:«آیا با افزایش در آمد نفتی در چند سال اخیر، فقر در کشور کمترو تولید زیادتر شده است؟آیا توقعاتی که بالا برده شده و پول نقدی که داده شده ولی متاسفانه فقر زدوده نشده است؛ حرکت در مسیر درستی است؟اگر نیست که همه باید نگران وضع آینده باشند.»
سید محمد خاتمی در ادامه افزود:«ما دوره های مختلفی را در این مملکت طی کردیم. دوره ده ساله اول انقلاب که تؤام با جنگ و ترور و سختی بود که عظمت و نقش ممتاز امام توانست این مملکت را از تهدید های داخلی و خارجی حفظ بکند.»
وی با اشاره به اینکه آن روزها واقعا روزهای سختی بود گفت:«یکی از افتخارات دوران مهندس میر حسین موسوی این سیاست بود که مردم که فشار جنگ و این مشکلات را تحمل می کنند حداقل فشار زندگی بر آنها کمتر باشد.»
رئیس بنیاد باران یادآور شد:«البته باز هم فشار وجود داشت. با امکانات اندکی که بود توزیع نسبتاً عادلانه ای میان اقشار مردم صورت پذیرفت که همه دسترسی داشته باشند. در آن دوره درآمد ارزی بسیار کمی داشتیم که نیمی از آن صرف جنگ می بایست بشود، زیرا مردم و جوانان جان و سرمایه خود را می دادند و دولت هم می بایست حداقلها را فراهم آورد. نیم دیگر این درآمد نیز صرف گرداندن مملکت می شد و سیاست بر این بود که مردم لااقل فشار زندگی را کمتر تحمل کنند.شما حساب کنید در آن دوران جنگ تورم ما چقدر بود و امروز تورم چقدر است؟ در آن دوران مملکت با رضایت مردم حفظ شد و فشار زندگی مردم کمتر شده بودهمچنین از کارهای اساسی هم غافل نبودیم.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تأکید کرد:«در دوره مهندس موسوی بود که بعضی کارهای اساسی شد و افتتاح بعضی از پروژه های دوره آقای هاشمی سرمایه گذاری دوران مهندس موسوی بود. در دولت سازندگی نیز انصافا کارهای بزرگی صورت گرفت و جهت ان بود که مملکت از امکاناتش استفاده کند، خرابیها جبران شود و جامعه به سوی پیشرفت حرکت کند و این جهت گیری درست بود.»
وی در ادامه گفت: «در دوره اصلاحات نیز علاوه بر ادامه کار سازندگی و تقویت بنیه کشور بر توسعه همه جانبه، بخصوص توسعه سیاسی تأکید شد، چرا که معتقدیم توسعه سیاسی که مهمترین شاخصه آن پایدار شدن دموکراسی و مردم سالاری است از اهداف بزرگ انقلاب بود.»
خاتمی اظهار داشت:«وقتی که من روی کار آمدم ما در وضعیت بین المللی خوبی نبودیم. می بایست در ان وضع تغییر داده شود؛ خیلی از مسائل حل شد. از جمله زمینه برای ورود سرمایه و تکنولوژی خارجی در ایران ایجاد شد و تحول عظیمی در کشور به وجود آمد که نمونه اش تأسیس عسلویه و و پارس جنوبی و بسیاری از طرحهای مهم و در عرصه های ملی و بین المللی بود و در سیاست داخلی هم تحولات درخور توجهی پدید آمد.»
رئیس جمهور سابق کشورمان ادامه داد:«بعد از آن درآمدهای نفتی شگفت انگیزی کرد که سابقه نداشت؛ جا دارد بپرسیم با این درآمد چه تحولی در کشور رخ داده است؟»
خاتمی طرح تحول اقتصادی را کاری بزرگ و مهم دانست و گفت:«تداوم این وضع الی الابد مملکت را ویران می کند؛انجام آن هم شجاعت می خواهد اما نباید برای درست کردن ابرو،چشم را کور کنیم.اگریارانه ای کردن مضر است بد عمل کردن طرح تحول اقتصادی ضررش خیلی بیشتر است و مطمئنا دولت و مجلس هم این را نمی خواهند.»
خاتمی همچنین با اشاره به اینکه افتخار دولت اصلاحات رساندن تورم به حدود11 درصد بود، اظهار داشت:«برای تک نرخی کردن ارز که جراحی بزرگی در اقتصاد کشور بود چهار درصد افزایش تورم را تحمل کردیم تا جلوی فسادهای رانتی گرفته شود.»
وی تصریح کرد: «به نظر ما آمد که بهترین کار در عرصه عدالت اجتماعی گسترش و تقویت تأمین اجتماعی در کشور بود که قانون وزارت رفاه و تأمین اجتماعی و ایجاد این وزارت تصویب و اجرا شد و اگر این روند ادامه پیدا می کرد، با وجود درآمدهای هنگفت ،مردم بیشتر زیر چتر تأمین اجتماعی می آمدند؛ هم سربلند بودند و هم مشکلاتشان کمتر می شد.»
سید محمد خاتمی تاکید کرد:«معتقدم اگر برنامه چهارم با این درآمد نفتی که در سالهای اخیر داشتیم درست اجرا شده بود، مطمئن بودم اهداف چشم انداز نه در 20 سال که در 10 سال تحقق پیدا می کرد و امروز معتقدم نه تنها 4 سال جلو نرفتیم بلکه از 4 سال پیش هم عقب تر افتاده ایم . و این وضع نگران کننده است.»
وی ادامه داد:«ما دست حسن نیت دارها را می بوسیم اما روند کنونی درست نیست؛به خدا ما خیر مملکت را می خواهیم.معتقدم این مسیردرست و جهش را می توان با هزینه و زمان کمتر طی کرد.»
خاتمی با بیان اینکه «اگر می گوییم تغییر؛دقیقا در جهت آرمانهای انقلاب،عظمت کشور و تقویت مبانی معنوی،مادی و علمی کشور است»، اظهار داشت:«مطلوب ترین وضع این است کسانیکه هم اکنون سر کار هستند اگر حتی حاضر به عذرخواهی از مردم نیستند (مردم ما هم نیازی به این کار ندارند چون بزرگوارند) حداقل متوجه شوند روش هایشان اشتباه است وگرنه اگر قرار است با پافشاری بر ادامه این روندها کار را جلو ببرند هر کسی که دلش برای امام و انقلاب و کشور می سوزد وظیفه دارد تا سعی کند روند فعلی اصلاح شود.»
رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«اصلا مساله فرد مطرح نیست؛مملکت باید در مسیر آرمانهای انقلاب،عزت ملی ،تقویت بنیه های معنوی و مادی کشور تغییر پیدا کند، درست است رییس جمهور درصدی از امکانات در اختیار اوست و تاثیرگذاری اش محدود است ولی همین تاثیر گذاری محدود ممکن است مشکلات بزرگی را ایجاد بکند یا ممکن است مشکلی را رفع بکند.»
وی ادامه داد:«همه باید همدل و همراه باشیم.خیلی از دوستان در تقسیم بندی جناحی نمی گنجند ولی منطقی فکر میکنند، تدبیر دارند، دلشان می خواهد مشکلات حل شود.هیچ کس را نمی خواهیم تخریب کنیم بلکه می خواهیم اصلاح کنیم و مملکت را بسازیم.»
سید محمد خاتمی با اشاره به اینکه چنداستان در کشور ما دارای محرومیت مزمن هستند که نیازمند درمان ویژه می باشند.تصریح کرد:« باید زیرساخت ها و پایه ها در آنجا شکل بگیرد تا زمینه رقابت استانهای محروم با استانهای پیشرفته فراهم شود. در دولت من تصمیم گرفته شد تا چند کار اساسی و زیربنایی مانند سدها و راه های ارتباطی و ایجاد طرحهای مهم در این نقاط ایجاد شود که الحمدالله کارهای مناسبی انجام شد، این کارها بایستی تداوم پیدا می کرد ولی متاسفانه چنین نشد. مساله مهمتر اینکه رغبتی ایجاد کنیم تا بخش خصوصی وارد کار شود.»
رئیس جمهور سابق کشورمان با اشاره به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری اظهار داشت:«امیدواریم زمینه فراهم شودو کسانیکه می خواهند بیایند با آزادی وارد صحنه شوند و مردم هم اطمینان داشته باشند رایشان اثر گذار است و هیچ کس با شرایط نا برابر وارد صحنه نمی شود و واقعا معلوم باشد دست خاصی پشت فرد یا جریان خاصی نیست، مردم رای بدهند هر چه از صندوق در بیاید مبارک خواهد بود.»
سید محمد خاتمی در پایان سخنان خود ؛جنایات رژیم صیهونیستی در نوار غزه را محکوم کرد و گفت:«اکنون دلهای همه ما به علت آنچه در فلسطین روی می دهد مجروح است وبه طور کلی برای سرنوشت انسان نگران هستیم.»
اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید ... که نه دین دارید و نه آزاده اید
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
وقتی تهمتهایی را که به آقای خاتمی و دیگر رهبران اصلاحات از حدود دوازده سال قبل تا حال مرور میکنم، به یاد سخن امام حسین ع به سپاه کوفه می افتم که :
اگر دین ندارید
لا اقل آزاده باشد
همانگونه که آنروز پاسخی نداشتند
امروز نیز ندارند
خدا را شکر که اینان امروز
جز اندکی
نیستند
==============================
در کربلا آنها که با فتوای روحانیت رسمی شان، به جنگ امام حسین ع آمده بودند، دین که نداشتند هیچ، آزاده هم نبودند.
شاید بتوان گفت:
در شرایطی که دین ترویج میشود، اگر کسی آزادگی را از دین اش نیاموزد، نه دین خواهد داشت و نه آزادگی
وقتی هنوز دین ابلاغ نشده،
آزادگی متکی به اندیشه های انسانی و پیشینی
حتی در میان عرب بادیه
یافتنی تر بود
امام خمینی و اهمیت استقلال و آزادی در جمهوری اسلامی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تاکید امام خمینی بر ظلم ستیزی زبان زد است. امام بر اهمیت توسعه عدالت نیز تاکید دارند ولی تاکیدی که بر استقلال (مقابله با زور بیگانه) و آزادی (مقابله با هر گونه زورگویی به خصوص فرمانروایان داخلی) دارد دز تمامی زندگی ایشان پر رنگ است.
تلاش گروههای کمونیستی در ابتدای انقلاب برای ایجاد ارتباط بین آرمان های انقلاب با اهداف صرفا اقتصادی را امام با سخت ترین تعبیرها پاسخ میداد و نشان میداد که ملت ما به ارزشهای انسانی اولویت جدی میدهند.
امام خمینی بعنوان محبوبترین رهبر تاریخ ایران، مسیر ظلم ستیزی را آشکارا حمایت میکردند. شاید اینکه بارها از شخصیتی چون سید حسن مدرس یاد کرده اند نیز به همین روحیه ضد زور و ظلم مرحوم مدرس باز میگشت. از سخنان امام که مخاطبش محمد رضا شاه است میتوان فهمید که چقدر برای امام سخت است که رئیس کشورش در برابر بیگانگان ضعیف و خوار ظاهر میشود.
بعلاوه امام به شجاعت نیز بسیار اهمیت میداد و بارها از افراد شجاع تقدیر کرده است و توهین کنندگان را به جای خود نشانده است. کشیده زدن به سفیر اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به دلیل توهین و برخورد شوروی با نماینده کشور ما در مسکو مشهور است. یا تقدیر از فرمانده و پرسنل نظامی که با ناو آمریکایی درگیر شده بودند. یا حمایت از دانشجویان پیرو خط امام.
یکی از بزرگترین آرزوهای امام آن بود که مردم ما شجاعانه و آزادانه از حقوق خود در برابر جباران دفاع کنند. جباران با تاکید بر رفاه، نخست آزادی را سلب میکنند و سپس از وعده های عدالت و رفاه نیز کوتاه می آیند. در واقع این آزادی است که ضامن تحقق وعده های عدالت نیز هست.
این تجربه در زمان شاه نیز اتفاق افتاد. رضا شاه و محمد رضا شاه، دو پادشاه سلسله پهلوی، با کودتا و زور و حمایت بیگانه به قدرت رسیدند و جریانات داخلی را سرکوب میکردند ولی داعیه ی ایجاد رفاه برای مردم را داشتند و در این زمینه اقداماتی نیز در دوران پنجاه ساله حکومت آنها انجام شد.
کمونیستها نیز در کشورهای روسیه و چین و دیگر نقاط با وعده عدالت به قدرت رسیدند و مردم سالاری را با عنوان دمکراسی توده ای و خلقی، به دیکتاتوری باندی واحد و متصل به رئیس کشور که رئیس ایدئولوژیک نیز هست تبدیل کردند.
=========================
از رجال سیاسی امروز، خاتمی نیز به تبعیت از امام حسین ع و امام خمینی بر آزادی و استقلال تاکید خاص دارد.
آزادی مبنای عدالت و امنیت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آزادی را به بهانه ی عدالت یا امنیت محدود میکنند غافل از آنکه آزادی مبنای عدالت و امنیت است.
محرم در کلام روح الله
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است با حلول ماه محرم ، ماه حماسه و شجاعت و فداکاری آغاز شد. ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد ، ماهی که قدرت حق، باطل را تا ابد محکوم و داغ باطل بر جبهه ستمکاران و حکومتهای شیطانی زد،ماهی که به نسلها در طول تاریخ ، راه پیروزی بر سر نیزه را آموخت ، ماهی که شکست ابرقدرتها را در مقابل کلمه حق به ثبت رساند، ماهی که امام مسلمین، راه مبارزه با استکباران تاریخ را به ما آموخت ، راهی که باید مشت گره کرده آزادیخواهان و استقلال طلبان و حق گویان بر تانک ها و مسلسل ها و جنود ابلیس غلبه کند و کلمه حق ، باطل را محو نماید .امام مسلمین به ما آموخت که در حالی که ستمگر زمان بر مسلمین حکومت جابرانه می کند ، در مقابل او اگرچه قوای شما نا هماهنگ باشد به پا خیزید و استنکار کنید و اگر کیان اسلام را در خطر دیدید ، فداکاری کنید و خون نثار نمایید.
هاشمی رفسنجانی: دخالت در رأی مردم یعنی استبداد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک خبر:
حتی اگر بر اساس مصلحت برخی بگویند این فرد نباید انتخاب شود، اشتباه است و منتهی به استبداد میشود و این اتفاق شومی خواهد بود پ
رئیس مجلس خبرگان رهبری با تأکید بر سلامت انتخابات نسبت به دستکاری در آرای مردم هشدار داد. پ
به گزارش ایلنا، آیتالله هاشمی رفسنجانی که در جمع اعضای شورای مرکزی خدمتگزاران سازندگی و اعضای سازمان اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد منطقه 9 سخن میگفت، با اشاره به برگزاری انتخابات در ادوار مختلف گفت: نقطه اصلی جمهوری اسلامی بعد از ایمان به خداوند اتکا به مردم است، زیرا از اسلام آموختیم که مردم باید قانع شوند و انتخاب کنند و من دینی را سراغ ندارم که با سلطه و زور شمشیر بر مردم مسلط شده باشد.
وی با تاکید بر اینکه مردم باید با اطمینان وارد میدان شوند، اظهار داشت: اگر مردم وارد میدان نمیشدند، انبیاء هم نمیتوانستند در کارهایشان موفق شوند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه تصریح کرد: اگر بخواهیم جامعه اسلامی داشته باشیم، ناگزیریم مردم را به راهی که انتخاب کردیم دعوت کنیم و آنها نیز باید در صحنه باشند و رأی بدهند. وی خاطر نشان کرد: پدیده انتخابات اگرچه به شکل موجود آن وارداتی است، اما ریشه آن اسلامی است؛ مانند دعوت پیامبران از مردم برای نظر دادن در خصوص مسائل حکومتی.
هاشمی رفسنجانی به رحلت پیغمبر اسلام اشاره کرد و گفت: بعد از رحلت پیامبر نیز زمانیکه مردم به حضرت علی (ع) رجوع نمیکنند، ایشان نیز بدون هیچ درگیری به کارهای دیگر مشغول میشوند و این نشاندهنده این است که حضرت علی (ع) به رأی و نظر مردم اهمیت میداد. وی اساس نظام را مبتنی بر رأی مردم دانست و رأی مردم را سلیقه ابتکاری امام قلمداد نکرد و گفت: این رأی مردم همان چیزی است که اسلام خواسته و هیچکس این را از خودش بدعتگذاری نکرده است.
وی افزود: حتی اگر بر اساس مصلحت برخی بگویند این فرد نباید انتخاب شود، اشتباه است و منتهی به استبداد میشود و این اتفاق شومی خواهد بود. وی با تأکید بر اینکه مردم، نامزدها و مسؤولان باید طبق قانون عمل کنند، اظهار داشت: اگر قانون هم اشکالاتی داشته باشد باید طبق قانون عمل کرد و زیبنده ما نیست که حضور مردم در انتخابات به زیر 50 درصد برسد.
رئیس مجلس خبرگان رهبری با تاکید بر اینکه نباید انتخابات را صرفاً یک فرصت سیاسی قلمداد کرد، گفت: باید مردم نظر خود را بگویند و نظام هم باید همه چیز را فراهم کند تا انتخابات واقعی باشد و کوتاهی در این میدان، بدون مجازات الهی نخواهد ماند.
خاتمی و کروبی و دو گرایش همگرا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خاتمی و کروبی از جهات مختلف قابل ارزیابی هستند. سابقه همکاری نزدیک آنها در مجمع روحانیون مبارز و سالهای اصلاحات مهمترین بخش از همگرایی آنان است. اما از جهاتی نیز متمایز هستند. خاتمی و کروبی در باره دو موضع اصلی آزادی و عدالت، گرایشات مشترکی دارند ولی به نوعی تجدد و آزادی در خاتمی و سنت و عدالت در کروبی بروز بیشتری دارند.

عکس از اینترنت
آزادی ... انقلاب ... آنارشیسم ... دیکتاتوری ... مردم سالاری
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آزادی خواهی و عدالت جویی از سوی حکومتهای خودکامه تحمل نمیشود. مردم و رهبران آنها برای بدست آوردن آزادی و عدالت تلاش میکنند و تغییراتی را که در عمق ذهن شان پدید آمده است، به حکومتها دیکته میکنند.
تغییر حکومتها معمولا با روش های انقلابی صورت میگیرد. چرا که دولتها همیشه حداقل یک پله از مردم عقب ترند و حاضر نیستند به دست خود از سنت حکومتی به نفع آینده ی جدید دست بکشند.
با وقوع انقلاب که نوعی جراحی قهری و معمولا ضروری است، آزادی در حدی فراتر از اهداف اولیه انقلاب به وجود می آید و رهبران انقلاب ناچار به محدود کردن آنارشیسم موجود میشوند. گاهی این روند محدودسازی آنقدر پیش میرود که به اهداف آزادیخواهانه اولیه نیز آسیب میزند و رنگ دیکتاتوری میگیرد. گاهی نیز دولتهای نظامی زیر سایه ی نیاز به حفظ امنیت و نظم شکل میگیرند. ولی در نهایت این چالش نیز به سود مردم حل میشود و مردم سالاری بالنده ای مبتنی بر مقتضیات هر جامعه ظاهر خواهد شد.
استقلال و آزادی و توسعه ... همه با هم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تحقق استقلال و آزادی و توسعه، توامان ممکن است. بدون آزادی، فهمی از استقلال و توسعه وجود نخواهد داشت. استقلال به تنهایی و در نظام مستبد به وابستگی به قدرتهای خارجی و وابستگی منجر میشود. عقب افتادگی مثل خوره مبانی استقلال و آزادی را میخورد. همه ی این ها با هم می آیند و با هم می روند.
برای تحقق این هر سه، نیاز به وفاق و وحدت است. به قول امام خمینی: همه با هم
دیدی جامعه نسبت به آزادی / استقلال / توسعه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خستگی و ناپیگیری و عافیت و مصلحت اندیشی نخبگان از موانع اصلی تحقق آزادی و استقلال و توسعه کشور است. شاید عدم وجود شبکه اطلاع رسانی و تعامل اجتماعی مبنای منفعل شدن نخبگان و جامعه باشد.
همچنین نداشتن دید جامع نسبت به این سه و تقدم و تاخیر آنها در هر زمان، به افراط و تفریط های عجیب و غریب منجر میشود.
16 آذر و شهادت امام باقر علیه السلام
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مناسبتها بهانه ای است برای یاد کردن. یاد گذشته های عبرت آموز. گاهی از یاد کردن گذشته، جز خسارت و گمراهی نصیبمان نمیشود و گاهی بر عکس هدایت می یابیم. تفاوت در خواست قلبی و جهت گیری های ماست.
اگر نخواهیم از شهادت امام باقر ع درس آزادی و دانش بگیریم مختاریم. در سیره و زندگی پیشوایان و بزرگان همواره درس های آموختنی بسیار است و در مقابل این دشمنان پیشوایان و بزرگان دانش و اندیشه اند که زندان ها میسازند و آزار میدهند و محدودیت ایجاد میکنند و مانع آزادی و رشد و توسعه اند و در نهایت دستشان را به خون پیشوایان آلوده میکنند.
آزادی مبنای توسعه است. توسعه ی دانش در عصر امام باقر ع و امام صادق ع نیز به همین موضوع ربط دارد وگرنه اگر همان شرایط در زمان دیگر امامان و پیامبران علیهم السلام وجود داشت، آنان نیز به دانش و علم شناخته تر میشدند.
١۶ آذر به نوعی سمبل تعهد اجتماعی دانشجویان است.
هاشمی رفسنجانی: "آزاداندیشی را گسترش دهیم ... زیرا حیات ما بدان وابسته است"
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک خبر:
هاشمی رفسنجانی: "آزاداندیشی را گسترش دهیم ... زیرا حیات ما بدان وابسته است"
اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان میگوید، «آزاداندیشان غیردینی» را بر «متحجران دینی» ترجیح دارند. وی که در دانشگاه آزاد سخن میگفت، اظهار داشت که نظامهای ایدئولوژیک در انطباق قوانین با ایدئولوژی دچار تناقض میشوند.
اکبر هاشمی رفسنجانی صبح روز پنجشنبه (۲۷ نوامبر / ۷ آذرماه) در نخستین اجلاس تخصصی دانشگاه آزاد اسلامی و هیات حمایت از کرسیهای نظریهپردازی در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه مذکور سخنانی ایراد کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس، هاشمی رفسنجانی گفت که «آزاداندیشان مطلق و غیر دینی از متحجران جلوتر هستند». وی افزود، «ممکن است که در مسیر این دسته از آزاداندیشان اشتباهاتی پیش آید، ولی باز هم از متحجران جلوترند».
رئیس مجلس خبرگان رهبری جمهوری اسلامی در بخشی دیگر از سخنان خود گفت که «وقتی نظامها متکی به ایدئولوژی ثابتی هستند، در انطباق قوانین با این ایدئولوژی دچار مشکل میشوند».
آزادی موهبت الهی برای رشد فردی و اجتماعی بشر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آزادی موهبتی الهی و زمینه رشد انسان و جامعه است.
در انسان زمینه هدایت است و اگر محدود گردد، رشد و هدایت محدود شده است.
در جامعه زمینه توسعه است و اگر محدود گردد، رشد و توسعه محدود شده است.
پاسخ به دل مشغولی ها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
پاسخ به دل مشغولی های مخاطبان مهمترین وظیفه گروههای مرجع و موثر است. امری که میتواند به رشد جامعه و فرهنگ تحزب بیانجامد.
شاید مهمترین دلمشغولی از زاویه ای کلی چنین باشد:
امنیت اقتصادی ... یعنی اشتغال مناسب و رفاه و برخورداری
امنیت تصمیم گیری فردی و جمعی ... یعنی آزادی
امنیت جسم و روح ... یعنی صلح و سلامت
امنیت آینده ... یعنی فلاح و رستگاری
گسترش اسلام در جهان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در باره گسترش اسلام در جهان نظریات مختلفی ابراز شده است. شاید مهمترین گروههای موافق و مخالف اسلام، به دو رویکرد اصلی تقسیم میشوند:
1. گروهی که جنگ را موجب پیشرفت اسلام میدانند. این گروه به جنگهای دوران صدر اسلام در جزیره العرب و جنگ های مسلمانان عرب با امپراطوری های روم و ایران اشاره میکنند و آن را دلیل اصلی پیشرفت اسلام میدانند. نکته جالب اینکه گروههای افراطی مخالف اسلام و مدافع اسلام هر دو به این نظر قائلند.
2. گروهی که جذابیت های فکری و رفتاری مسلمانان را موجب گسترش اسلام میدانند. این گروه به برتری های اندیشه اسلامی تکیه میکنند و معتقدند که مردم با توجه به آزادی ها و حقوق انسانی حمایت شده از قوانین الهی، متکی به فطرت پاک الهی شان به اسلام گرویده اند.
==============
در واقع در هیچ کجا٬ هیچ اندیشه ای را با زور نمیتوان بر انسان ها تحمیل کرد.
=============
خشونت بکار گیری هر گونه زور نیست. خشونت بکار گیری نابجای زور است. وگرنه میتوان با چشمان گریان شاهد اجرای مجازاتها نیز بود. ولی اگر بر خاکستر بیماری و رنج دیگران جشن برپا کنیم چه؟
عدالت و آزادی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سلب آزادی
بزرگترین ظلم و بی عدالتی است
دیروزی بود و فردایی هست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

درگذشت روشنفکر، برنده جایزه ادبی نوبل و ناراضی سابق اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، الکساندر سولژنستین Alexander Solzhenitsyn ، فرصتی شد تا از شجاعت وی در افشای جنایات و دادگاههای فرمایشی دوران استالین یاد کنم.
فشارهای حکومت استالین بر روشنفکران روسیه به حدی بود که اجازه هرگونه انتقادی را از آنها سلب میکرد. بزرگان دوران لنین با روشهای مختلف حذف میشدند و هر مخالفی با بازداشت و شکنجه و تبعید روبرو بود. ماشین عظیم تبلیغاتی و امنیتی استالین همپای هم به قلع و قمع مخالفان می پرداخت.
در اوج اقتدار استالین و حتی پس از آن، در کشورهای بی خبر از رفتار کمونیستی، گروهی برای فرار از نظامهای سرمایه سالار، به استالینیسم نیز تن میدادند. گروهی از جوانان این کشورها با افتخار خود را استالینیست میخواندند و تصور میکردند که از عدالت میگویند و اگر اندکی از آزادی کوتاه آمده اند٬ برای حفظ عدالت برای مردم ضروری بوده است.
پس از استالین، دادگاههایی برای اعاده حیثیت از سرکوب شدگان تشکیل شد. این سنت تاریخ است. امروز را باید دید ولی فراموش نکنیم که دیروزی بود و فردایی هست. گویا آنچه نیست، عبرت گرفتن ستمکاران عالم است.
با خاتمی برای ایران
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گزیده سخنان خاتمی در نشست اخیر با دانشجویان:
به این سخنان با دقت بیندیشیم:
اصلاحات را اصیلترین و سالمترین جریانی می دانم که در این مدت بوده است و در عین حال، مظلومترین جریان هم بود؛
باید اسلام را به گونهای ببینیم که با جمهوریت سازگار باشد و دمکراسی و جمهوریت را نیز طوری ببینیم که با معیارهای اصلی اسلام سازگار باشد و امروز اصلاحطلبان جز این نمیخواهند.
برخلاف برخی که با کمال بی انصافی چنین القا میکنند آزادی مورد نظر ما ولنگاری، آزادی همجنس بازی و... است، منظور ما از آزادی نقد قدرت است؛ آزادی که در قانون اساسی آمده مورد نظر ماست و این لازمه یک حکومت دمکرات است. هرکس باید بتواند ابراز نظر کند. اینکه به محض آنکه کسی علیه حکومت انتقاد کرد، بگوییم علیه منافع ملی اقدام کرده، تناقض در نظر و عمل است.
مگر می شود، جمهوری داشته باشیم و آزادی در آن نباشد؟!
مسئولان کشور هستند که باید خود را تابع متغیری به نام «خواست تاریخی ملت» و الزامات تاریخی کنند و نه به عکس
ممکن است با زور و اعمال برخی سیاستها برای مدتی جلوی التهاب جامعه را بگیریم، ولی پس از مدتی مشکلات بروز میکند، زیرا مصلحت و خواست ملت متغیر واقعی است
رسانه ملی که باید فراتر از جناح بندیها باشد، در تلاش برای تخریب یک جریان و توجیه جریان دیگر است

دو دیالوگ اصلی در جامعه ایرانی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دیالوگهای اصلی در جامعه ایرانی که مسائل مختلف حول آن شکل میگیرند چیست؟
آزادی
مهمترین و آشکارترین حساسیت مردم ایران طی سی سال گذشته به این مساله بوده است که در شکل گرایش به استقلال در سطح بین المللی و مطالبات حقوق شهروندی و اجتماعی و سیاسی در سطح ملی جلو میکند.
عدالت
که نخستین دغدغه ی زندگی مردم است. عدالت خواب شبهای تار دیروز و امروز مردم ماست.
بنظر میرسد که چهره های شاخص جریانات سیاسی اصلی کشور بایستی شاخص این هر دو باشند و بطور مثلا آقای خاتمی و آقای کروبی هر دو به نحوی هستند. هر چند ظهور آزادی خواهی در آقای خاتمی و بروز عدالتخواهی در آقای کروبی بیشتر دیده میشود.
شهید بهشتی آزادی را زیربنایی تر از عدالت میدانست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب :
|
عدالت و آزادی در گفتوگو بامحمدرضا بهشتی؛شهید بهشتی آزادی را زیربناییتر از عدالت میدانست اعتمادملی- صدیقه داورزنی:عدالت و آزادی موضوعی است که از دیرباز مورد بحث اندیشمندان بهخصوص اندیشمندان اسلامی بوده است. شهید بهشتی با نگاه ویژهای که به عدالت داشته، این امر را در همه حوزهها پیگیری کرده اما این پیگیری باعث کمتوجهی به مفهوم آزادی نشده است. در گفتوگو با محمدرضا بهشتی، تلازم این دو مفهوم در اندیشه شهید بهشتی را به بررسی نشستیم و او در فرازهای متعددی یادآور شد که شهید بهشتی آزادی را زیربناییتر از عدالت میدانست.
در اندیشه شهید بهشتی عدالت به چه معنا است و نگاه ایشان به عدالت چگونه بود؟
عدالت یکی از مباحثی است که در نظام اندیشه شهید بهشتی جایگاه محوری دارد. البته مفاهیم از دو جهت تعریف میشوند یکی معناییای که مفاهیم را تشکیل میدهند که ممکن است متفاوت باشند و دیگری نسبت معانی داخل یک مفهوم است و گذشته از آن پیوندی که یک مفهوم با مفهوم دیگری دارد. تا زمانی که شما منظومه فکری فردی را شناسایی نکرده باشید صرف تکیه بر یک مفهوم ممکن است تمامی ابعاد آن مفهوم را برای ما معلوم نکند و حتی در جاهایی ما را به سوءبرداشتهایی راهبری کند. قدرمسلم مرحوم شهید آیتالله بهشتی مفهوم عدالت را در پیوند با مفهوم کرامت انسانی و ویژگی خاصی در کرامت انسانی که ایشان آن را حتی با تعریف انسانی برابر میدانست یعنی با مفهوم آزادی میدید و عدالتی که صرفا بهمعنای یک توزیع در برخورداریها اعم از برخورداریهای اجتماعی، سیاسی، قضایی و اقتصادی باشدرا برای درک مفهوم عدالت، کافی نمیدانست. عدالتی که نتواند نسبتش را با این مفاهیم روشن کند در مواردی میتواند منتهی به یک مفهوم شود که یا ارزش خودش را که حقیقتا ارزش مهمی در زندگی انسانی است از دست بدهد و یا حتی مبدل به یک مفهوم ضد ارزش در افکار عمومی و اجتماع شود. شهید بهشتی پایه مفهوم عدالت در عرصه سیاسی، اجتماعی، قضایی، فرهنگی، اقتصادی را در عدل اخلاقی میدید. اینکه گمان کنیم میتوانیم به عدالت اقتصادی، سیاسی، قضایی و... برسیم ولی در مسیر رسیدن به عدالت به عدل اخلاقی بیتوجهی و کمتوجهی داشته باشیم و یا عدل اخلاقی را زیر پا بگذاریم از دیدگاه ایشان ناممکن است. اساسا یکی از نقدها بر اندیشه اردوگاه سوسیالیسم همین نکته بود که برای رسیدن به عدالت در عرصه اقتصادی، عدالتهای دیگر بهویژه عدل اخلاقی قربانی میشد. وقتی کرامت انسانی را برای رسیدن به عدالت زیر پا بگذارید، یاآزادی انسانی که رکن، موجودیت و شخصیت انسانی است در این مسیر قربانی شود کنید، یقینا بدانید که برای گام برداشتن در جهت عدالت اقتصادی هم توفیق پیدا نخواهید کرد. اگر عدالت به توزیع امکانات و به اصطلاح عدالت توزیعی تقلیل پیدا کند و در مسیر توزیع امکانات، آزادی، ابتکار، خلاقیت، توانمندی آحاد جامعه را زیرپا بگذاریم در حقیقت انسانها را به آنچه خودشان نیستند تقلیل دادیم. درست است که ممکن است از یکسری امکانات بهرهمند شوند، ولی در عوض، انسانیت انسان خدشهدار میشود. اگر ما در عرصه اقتصادی به سمتی حرکت کنیم که افراد نیازمند را توانمند کنیم و به یک نوع توانبخشی اقتصادی دست بزنیم به سمتی حرکت کردهایم که این افراد مبدل به افراد راکد خواهند شد و خودشان از اصل حرکت نیستند، بلکه منتظرند از ناحیهای بهرهمندیهایی نصیب آنها شود. در این میان ما نهتنها توفیقی در زمینه عدالت اقتصادی پیدا نخواهیم کرد بلکه آن بهرهمندیها در خدمت موجودی قرار میگیرد که با خود در تعارض و تضاد است، چراکه با تلاش آگاهانه همراه با خلاقیت، ابتکار که یکی از ویژگیهای انسانی است به مقابله برخاسته است. اینکه بخواهیم امکانات جامعه را تقسیم کنیم، کافی نیست. بلکه باید بدانیم تقسیم باید براساس چه معیار و به چه منظوری باشد؟ اگر فرض کنیم فردی دچار آسیبهای جسمی است و بهجای اینکه تلاش کنیم این آسیبهای جسمی را در مسیر توانبخشیدن هدایت کنیم بهجای او شروع به حرکت و فعالیت کنیم و این فرد را مبدل به موجود وابستهای کنیم که زمانی که هستیم میتواند به فعالیت مختصری بپردازد و به محض اینکه زیر بال او را رها کردیم او هم از حرکت محروم خواهد شد، بنابراین نکته اول در پاسخ به این سوال این است که عدالت در اندیشه شهید بهشتی نقش محوری دارد مشروط به اینکه پیوند و ارتباط آن با کرامت انسانی و آزادیها یک پیوند تعریف شده و روشن باشد. اگر آثار شهید بهشتی در زمینههای مختلف از جمله زمینههای بحث تربیت کودک یا مباحث اقتصادی را نگاه کنیم در عرصههای مختلف ارتباط این پیوند را شما میتوانید ببینید. شهید بهشتی در بحث پرورش کودک این موضوع را مطرح میکند که اگر شما بهترین ارزشهای اخلاقی را به فردی القا کنید بدون اینکه انتخاب آزادانه و آگاهانه در پذیرش این ارزشها تدخیل باشد همه چیز را به او دادهاید اما او را از اصل انسانی بودن خودش سلب کردهاید؛ یعنی زمانی که فردی به دلیل اقتضائات جبرهای جامعه، آنطوری که شما میخواهید، حرکت و زندگی کرد، بهمحض اینکه در محیط دیگری قرار گیرند و در جامعهای واقع شود که خودش باید اندیشه کند و تصمیم بگیرد ناتوان خواهد بود از اینکه ارزشهای انسانی مثبت را در زندگی خود عملی کند. بنابراین این مساله در انسان همانطور صادق است که در جامعه انسانی هم صادق خواهد بود.
پس به این ترتیب در اندیشه شهید بهشتی عدالت و آزادی ملازم یکدیگر هستند؟
اولا جایگاه محوری عدالت و ثانیا پیوند عدالت و آزادی را باید بررسی کرد. مفهوم عدالت جزو مفاهیمی است که در تاریخ سدههای متعدد جامعه بشری همواره یک مفهوم پرجاذبهای برای انسان بوده است. در سدههای اخیر مفهوم عدالت به یکی از مفاهیم رهبری جامعه بشری تبدیل شده است، پس عدالت، مفهوم باارزشی است منتها نحوه مواجهه با آن تعیینکننده است، بنابراین اگر بخواهیم جایگاه مفهوم عدالت را مشخص کنیم باید به تعبیری مجازی، جغرافیای ذهنی شهید بهشتی را شناسایی کنیم تا ببینیم عدالت چه نقشی در ارتباط با سایر مفاهیم ایفا میکند. قدرمسلم این است که عدالت اقتصادی از دیدگاه شهید بهشتی بدون عدل سیاسی، اجتماعی، قضایی و... نمیتواند جایگاه خود را به دست بیاورد، بنابراین نگاه، نگاه همهجانبهای است و پیوندهای میان این مفاهیم را به خوبی میشناسد؛ این نگاه نهتنها در مسیر نظر قابل تحلیل است؛ بلکه در عمل نیز نگاهی به تجربه جوامع موجود دارد. شهید دکتر بهشتی در طول عمر نهچندان طولانی خود بهخصوص در طول اقامت چند سالی که در بیرون از ایران چندین کشور را دیده بود؛ آن هم نهتنها به عنوان ناظر تماشگر بلکه به عنوان ناظر هوشمند که با توجه به مسائل جامعه خود هوشمندانه جوامع دیگر را نگاه میکند و بر این جوامع درنگ و تامل خاصی داشت و سعی میکرد تجربههای کنونیای از جهت نقاط قوت و کاستی در مقام عمل و نظر را بازشناسی کند و خود این تجربه زیستن در کنار تجربه نظری و علمی و قوت ذهن تحلیلگر باعث میشد که در نوع نگاه به مفاهیم جنبه همه سونگریای که در لابهلای سوال شما مطرح میشود در اندیشهها ونظرات ایشان به قوت ببینیم.
شهید بهشتی راه یا راههای دستیابی به عدالت را چگونه ممکن میدیدند؟
شهید بهشتی رسیدن به عدالت را مثل هر فضیلت دیگری در طی یک مسیر ممکن میدانست؛ یعنی خود را با جریانی که به سمت برقرای عدالتها در عرصههای مختلف حرکت میکند، مواجه میدید. یکی از ویژگیهای مهم اندیشه شهید بهشتی این بود که نگاهش به موضوعات نگاه ایستا نبود بلکه نگاهی دینامیک و پویا بود. معتقد بود روند تحقق یافتن بسیاری از این مفاهیم ارزشمند و آرمانهای انسانی ممکن است فراز و نشیبهای متعددی را پیش پای ما قرار بدهد و مطابق با شرایط و اقتضائات باید هر مرحله دوباره ارزیابی کرد و با حفظ مبانی ارزشی که مبانی ارزشی، انسانی، اسلامی و دینی یا هرچه نام آن را میخواهید بگذارید هستند و اقتضائات شرایط اجتماعی و شرایط زمانه ایجاب میکند که در هر مقطعی ما به تناسب همان مقطع شناسایی کنیم که در کجا واقع شدهایم و به تناسب همان شرایط بتوانیم تصمیم بگیریم. این از جمله ویژگیهای نادری است که جمع شدن آن کمتر در افراد صورت میگیرد، ما انسانهایی داریم که یا بیشتر اهل نظر هستند و یا بیشتر اهل عمل هستند، کسانی که اهل نظر باشند و در عین حال ورود به مقام عمل داشته باشند و در مقام عمل عناصر موثر و مثبتی باشند یا به عکس افرادی باشند که در وسط میدان عمل نگاه نظری لازم به موضوعات داشته باشند، در جامعه ما چندان زیاد نیستند. مرحوم دکترشهید آیتالله بهشتی به نحو قابلملاحظهای این دو جنبه را در خود جمع کرده بود. این موضوع برای من به عنوان ناظری که به تاریخ نگاه میکند و فردی را ارزیابی میکند، جالب است. دغدغه نظر و عمل یک دغدغه دیرینه برای اندیشمندان است و پرسش بسیار جدیای وجود دارد که چه نسبتی بین این دو است. من در مجموع در چهره مرحوم آیتالله بهشتی خودم را با کسی روبرو میبینم که یک تألیف نسبتا سازگاری بین این دو برقرار کرده است؛ از یک طرف اهل نظر و اهل ژرف کاوی موضوعات است و مسائل را به صورت ریشهای نگاه میکند، هیچوقت نگاهش سطحی نیست و در سطوح نمیبیند، مسائل کوچکتر باعث نمیشود که مسائل مهمتر از دیدش محفوظ بماند، بیش از اینکه به معلولها بیندیشد ذهن فوری به سراغ علتها میرود اما از طرف دیگر به دلیل داد و ستد فعال با واقعیتهای اجتماعی و دنیایی که در آن به سر میبرد، آن هم با نگاهی که ارزیابی واقعبینانه از موضوعات میکند، آمادگی نقد و تصحیح نظر خود را دارد و میتواند به این نحو در مواجهه با موضوعات پویا بماند. در بحث عدالت نیز کاملا همینگونه است. اگر شما به آثار مرحوم دکتر شهید آیتالله بهشتی در زندگی نهچندان طولانی 53 ساله ایشان نگاه کنید میبینید که مساله عدالت از دیر باز ذهنش را مشغول کرده است. کسی که گذشته از تحصیلات خوب حوزوی و آشنایی خوب با علوم جدید نسبت به مسائل اجتماعی هم از دوران جوانی علاقهمند بود و مشارکت میکرد. خود را در گوشه حجره یا کتاب خانه محفوظ نکرده بلکه خود را در میدان زندگی و میدان عمل وارد کرده بود. در جریان نهضت ملی نفت حضور فعالی دارد و در اصفهان به مناسبت 30 تیر مقابل تلگرافخانه سخنرانی مهمی میکند. اولین بار احضار میشود در مقاطع مختلف تاریخ در جامعه بهویژه وقایع 15 خرداد و نظایر آن، هرجا که حوادث مهمی اتفاق میافتد، او حاضر است. شهید بهشتی به عنوان کسی که فراتر از نگرش در حد میسور و معقول، مساله عدالت از دیرباز به عنوان یک مساله مهم و جدی در اندیشهاش طرح میشود و این توان را دارد که ذهنش را باز نگه دارد و تعاریف و مفاهیم مختلف عدالت در آن طرح شود و خود را در تعاریف از پیش تعیین شده محصور نکند و مجال این را داشته باشد که این مسائل در ذهنش باز شود. شما با ذهن فعال و پویایی سر کار دارید که در عین مبنا داری نواندیشی است. جمع بین نواندیشی و مبناداری معمولا کار سادهای نیست بهخصوص در مفاهیم مهم اجتماعی به خوبی آن را مییابیم. مبناداری او براساس تلقی عمیقی است که از انسان تراز اسلام دارد. راهحلهایی که برای تامین عدالت در نظامهای مختلف در جریان بود و هست اینها از چشم ایشان پنهان نمیماند. به نقاط قوت و کاستی نظامها به درستی آگاه است و سعی میکند به درستی ارزیابی کند، با نظام سرمایهداری غرب از طریق علم، بیواسطه و مستقیم آشنا میشود و توانمندیهای در این نظام را که در عرصه عدالت اقتصادی بازشناسیکند. از طرف دیگر با توجه به دسترسی مستقیم ایشان به منابع و با توجه به اینکه آشنایی به زبان داشت، شناخت از اردوگاه شرق نیز شناخت بیواسطه و مستقیم بود برخلاف غالب کسانی که در ایران به اندیشههای مارکسیسم سوسیالیسم آن هم در اشکال مختلف مائوئیستی و مارکسیستی میپرداختند و شناخت آنها معمولا با واسطه از طریق ترجمه بود که حتی بسیاری از ترجمهها برگردان خوبی از اندیشههای این اندیشمندان نیست. درحالی که دکتر شهید آیتالله بهشتی سعی میکرد دریافت بهتری را به دست بیاورد. ما میبینیم در سالهای دهه 50 ایشان همراه یک جمع چند نفری کتاب سرمایهگذاری مارکس را مطالعه میکنند و افرادی که در آن جلسه بودند همه اقتصاددان بودند و من هم چند جلسهای در این نشستها حضور داشتم. با وجود اینکه مرحوم دکتر شهید آیتالله بهشتی به عنوان فردی بودند که از بیرون به این مساله نگاه میکردند اما نگاه تیزبینانه ایشان محسوس بود که این نگاه هوشمندانه و نقادانهای است که میتواند موضوعات را در عمق بیشتری دریابد. حاشیههایی که بر کتاب سرمایهداری نوشتند مواجهه همراه با فهم، منصفانه و نقادانه است. به گمان من همین برخورد با اندیشههای بنیانگذار یک مکتبی که از جهاتی ممکن بود در تعارض با مبانی فکری دکتر شهید آیتالله بهشتی قرار گیرد، به نحوی برخورد متعادل است که عدل را چه در عرصه فکری و چه در عرصه اخلاقی به خوبی مشاهده میکرد.
ایشان از اینکه مطابق الگوی اقتصادی اردوگاه شرق بخواهد امکانات کشور به نمایندگی از مردم در دست حکومت متمرکز شود، به همان اندازه فاصله داشت که از حرکت بیمهار، لجامگسیخته سرمایه در نظام سرمایه. یعنی هر دو را عاملی میدانست که آنچه در آنها مبنا قرا نگرفته کرامت انسانی است. در نظامهای سرمایهداری اصل سرمایه و افزایش سرمایه است. پایه اقتصاد سرمایهداری در چند سده در آرای کسانی مانند آدام اسمیت استوار است و اینها برای اولین بار بعد از طی قرون گذشته که مساله انسان در عرصه اقتصادی یا آکونومیا تدبیر معیشت و منزل بود، ثقل اقتصاد را به سوی افزایش ثروت سوق دادند و معتقد بودند که اگر ثروت در جامعه گسترش پیدا کند تمام مشکلات بشری جنگها، بیماریها و... همه اینها رفع خواهد شد و مشکل تنها کمبود ثروت در جامعه است. خب امروزه بهخصوص در چند دهه اخیر بحرانهای مختلف در عرصه سرمایهداری بزرگ جهان پدید آمده است؛ بحران محیط زیست به عنوان یک بحران جدی، تمرکز ابزار تولید و شکاف بزرگ شمال و جنوب به عنوان مساله مهم جهان کنونی، کوشش برای تعمیم مبانی سرمایهداری زیر عنوان جهانیسازی، و تجدیدنظرهایی که در دو دهه اخیر به ویژه در مورد همین هدفگذاری اقتصاد مطرح شده، بسیار قابل ملاحظه است و نشان میدهد نگاه دکتر شهید آیتالله بهشتی نگاه دوربردی نسبت به این مسائل بوده است. به طور مثال نوع مسوولیتهای انسانی را در قبال طبیعت گوشزد میکند یعنی اینکه بخواهد عدالت توزیعی برقرار شود ولی ما به طبیعت تعدی کنیم به نحوی که ما طبیعت را انباری از مواد و انرژی ببینیم که در خدمت بهرهمندیهای مادی انسان است از همان ابتدا در اندیشه شهید بهشتی مورد سوال و نقد است. انسان از دیدگاه شهید بهشتی در مقابل طبیعت مسوولیت دارد و یکی از ارکان عدالت اقتصادی عدالتی است که در مقابل طبیعت دارد. علاوه بر این در این عرصه نسلهای دیگر هم سهیم هستند، بنابراین، ما در این عرصه به منظور افزایش ثروت به ذخیره بشری تعدی کنیم نسلهای بعدی را در افق ذهنی خود جای ندادهایم و عدالت را درباره آنان رعایت نکردهایم. در قبال عدالت همنوعان نیز ایشان براساس نوع تلقی که از انسان دارد، عدالت را در پیوند با انسانها به صورت عام میبیند نه فقط در یک جامعه محدود مثل جامعه صنعتی خاص و نه جامعه ملی که در چارچوب مرزهای خاص جغرافیای محدودشده و در چارچوب جامعهای مبتنی بر فرهنگ خاص یا دین خاصی. بلکه اگر عدالت را طرح میکند در گستره انسانها نگاه میکند. به عنوان نمونه در بحث ربا نگاه ویژهای دارد که مساله ربا در گذشته که به عنوان یک موضوع دینی مورد بررسی است به عنوان یک موضوع اقتصادی نیز قابل تامل است که آیا در جامعه نقش مخربی دارد یا ندارد و اگر دارد این تخریبش به دین و مذهب خاص محدود میشود. در همه ادیان ابراهیمی مساله تحریم ربا را داشتهایم و هنوز هم به عنوان مساله جدی مطرح است، ما در پروتستانتیسم در مسیحیت مسیر دیگری در پیش گرفته است. تحول در اندیشه میسحی پروتستان مغربزمین را به سمت نظام سرمایهداری کنونی سوق داده است. در تحلیلهای مارکس وبر و امثال اینها به خوبی پیوند اندیشه پروتستان و مسیری که مغربزمین در دو، سه سده اخیر در پیش گرفته به خوبی میبینید. در میان کاتولیکها، یهودیها و مسلمانان تحریم ربا به عنوان یک مساله جدی مطرح است. دکتر شهید آیتالله بهشتی معتقد بود این مساله را فارغ از ادیان ما میتوانیم به عنوان تحلیل اقتصادی بررسی کنیم که به چه دلیلی تحریم ربا در این سه دین به عنوان حکم جدی مطرح شده است و بهخصوص در اسلام تاکید زیادی بر این موضوع میکند به نحوی که در قرآن کریم کمتر آیهای پیدا میکنید که ربا را محاربه و جنگ با خدا تلقی نکرده باشد. شهید آیتالله بهشتی فارغ از این باور و موضع اسلامی میخواست بفهمد چرا ربا با چنین تعبیری در اسلام مواجه است، نهتنها به عنوان باورش به آن اعتقاد داشت بلکه به دنبال این موضع میگشت که چه بحثی از ربا به عنوان موضع اقتصادی وجود دارد که چنین برخورد قاطعی در اسلام با آن شده است.
نقش برنامهریزی در عدالت به چه شکل دراندیشههای ایشان لحاظ شده است؟
مسلم این است که مرحوم شهید آیتالله دکتر بهشتی از حرکتهای فکرنشده و شتابزده، شعاری صرف و سطحی، حرکتهای که صرفا برای ارضا و همراه کردن عمومی در پیش گرفته شود بدون اینکه مطالعه و برنامهریزی در این خصوص انجام شود قطعا فاصله زیادی داشت و معتقد بود این گونه حرکتها ممکن است چند صباحی باعث شود که حرکتهای ظاهری و سطحی به وجود بیاید و چون با کامیابی همراه نیست اتفاقا دلسردی و یأس بزرگی به وجود خواهد آورد. به همین دلیل در تصمیمگیریهای شورای عالی انقلاب و تصمیمگیریهایی که ایشان در آن به نحوی مشارکت داشت؛ چه نگاهی که در قانون اساسی منعکس شد و چه در نظراتی که به عنوان مواضع حزب جمهوری اسلامی منتشر شد و چه مواضعی که به صورت تکموضوعات مطرح شد با نگاهی مواجه هستیم که در عین آرمانداری خیلی جدی معتقد به عمل منضبط، معتقد به فراهم آوردن میدانهای تجربه، معتقد به نقادی عملکرد انجام شده و تصحیح در مسیرهایی که بتوان این آرمانها را برآورده کند، ایشان معتقد بودند به صرف طرح آرمانهای بدون برنامهریزی مناسب، راهکارهای مناسب برای تحقق برنامه و نیروی انسانی مناسب از آنچه شما به صورت نظری به آن رسیدهاید، امکانپذیر نیست نهتنها امکانپذیر نیست، بلکه گاهی اوقات میتواند نقش مخرب بسیار بالایی داشته باشد. به این معنا که نوعی احساس سرخوردگی و دلسرد بودن درجامعه ایجاد میکند در حالی که جامعه ما جامعهای است که میتواند از روزنههای پیش رو به خوبی استفاده کند. گذشت زمان بدون استفاده از فرصتهای خوب چیزی بود که مرحوم بهشتی به آن خیلی حساس بود. معتقد بودند که از شرایط زمان باید به خوبی استفاده کرد و اگر نتوانید از فرصتهای پیش رو بهعنوان یک فرد ویک جامعه استفاده کند ولو بهترین ایدهها را داشته باشید ماحصل کار شما همان وضعیتی میشود که شاید برای شما در جامعه نامطلوب باشد. با توجه به شرایط اقتصادی آن زمان ایشان معتقد بودند میتوانیم در راستای زمانبندی معقول حرکت کنیم که بر اساس یک حرکت فکر شده جامعه ما بتواند به سمت شکوفایی اقتصادی و به سمت عدالت اقتصادی که ملازم با عدالت سیاسی و قضایی است پیش رود. و به نظر من این اعتقاد نادرستی نبود، منتهی لوازمی دارد و مادامی که لوازم آن مشخص نشود تحقق آن در حد یک رویا میماند. یکی از ویژگیهای مهم خود شهید آیتالله بهشتی حرکت همراه با انضباط و حرکت براساس جمعبندی اندیشه بود و مدیریتی است که از حداکثر توانمندی کشور استفاده کند تا دچار انزوا به دلیل خطکشیهای نامعلوم اجتماعی نشود و این امکان خدادادی بزرگی که در کشور ما، چه به صورت منابع انسانی و چه به صورت منابع طبیعی وجود دارد درست در کنار هم بتواند تألیف شود و سازمانی متناسب با شرایط کشور شکل دهد که بیشترین راندمان و بازدهی را برای جامعه ما داشته باشد. خود ایشان فردی بودند در التزامش به آنچه میگفت. نظم و انضباط و عمل کار دستجمعی اعتقاد داشتند در شناسایی نیروهای توانمند در بهکارگیری و فراهم آوردن برای تجربهاندوزی آنها، شاید بیش از دو دهه قبل از انقلاب تلاش گستردهای را آغاز کرده بودند و بعد از پیروزی انقلاب هم در همان فاصلهای که در قید حیات بودند با حضور ایشان، این موارد خودش را نشان میداد.
در بین آزادی و عدالت از دیدگاه ایشان اولویتی در کار نبود؟
این یک مجموعه است و اگر شما اجزای این مجموعه را نداشته باشد گمان نکنید این دو به تنهایی میتواند کارآمدی داشته باشد. کارآمدی وقتی است که این دو را باهم داشته باشید. البته شهید دکتر آیتالله بهشتی آزادی و کرامت انسانی را زیربناییتر ازعدالت میدانست چون با ماهیت خود انسان گره خورده است و عدالت درواقع چیزی است برای تامین آزادی.
هاشمی رفسنجانی: حکومت زوری دینی نیست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از سایت خبری تابناک:
شاید برخی از شما در جلسات فقهی خود بگویید که حکومت حق علماست، ولی من به شما میگویم اگر مردم نباشند، این حق عملی نمیشود و هیچوقت اینگونه نبوده که روحانیت به زور بخواهد این کار را انجام دهد و در دین نیز این پذیرفته نیست؛ اگر حکومت زوری باشد، دینی نیست
آیتالله هاشمی رفسنجانی روز پنجشنبه در ششمین اجلاسیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و علمای بلاد که با موضوع روحانیت و نظام در مدرسه امام خمینی قم برگزار شده بود، با اشاره به وظایف فعلی روحانیت و اهمیت این وظایف، به ارائه گزارشی از سفر خود به عربستان سعودی پرداخت.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در این جلسه همچنین بر اهمیت «فقهسازی» از سوی روحانیت در مورد مسائل جدید تاکید کرد.
به گزارش ایسنا، رییس مجلس خبرگان رهبری افزود: «یکی از کارهای مهمی که در مدیریت حوزه و جامعه مدرسین باید صورت بگیرد این است که تلاش شود مساجد خالی نماند؛ چرا که مساجد بسیار مهم هستند. اکنون بعضاً میبینیم حوزههای علمیه به اندازه کافی به مساجد مراکز شهرستانها نمیروند یا نمیتوانند بروند و خیلی از مساجد در کشور امام جماعت ندارند».
وی گفت: «این مشکل باید برطرف شود و اگر حوزهها در این ارتباط دچار محدودیتهایی هستند و به کمک نیاز دارند، نظام باید به آنها کمک کند و این یک مسوولیت متقابل است».
هاشمی رفسنجانی همچنین با اشاره به وظایف روحانیت سنتی اظهار کرد: «روحانیت به اصطلاح سنتی وظایف خود را به خوبی انجام داده است. روحانیت سنتی همیشه پایگاه و پناهگاه مردم بوده و مردم در برابر مستبدان و حکام زورگو به روحانیت پناه میبردهاند، ولی من در اینجا میخواهم در مورد وظایف جدید روحانیت در زمان حال حاضر صحبت کنم؛ زیرا معتقدم در برخی موارد روحانیت وظایف خود را در مورد مسائل جدید به نحو مطلوب انجام نداده است».
وی ادامه داد: «در دو قرن اخیر روحانیت به فکر برپایی حکومت اسلامی افتاد و در این ارتباط حرکتهای سیاسی انجام داد و در واقع باید گفت در دو قرن گذشته، بزرگان روحانیت به سمت حاکمیت اسلامی حرکت کردند؛ البته در این مسیر، شخصیتها بودند که حرکت کردند که اولین ثمره آن را میتوان مشروطه دانست. در پی مشروطه، مجلس قانونگذاری تاسیس شد، ولی چون زمینههایش مساعد نبود، تداوم پیدا نکرد و از دست روحانیت گرفته شد، بعد از آن هم دیدیم که نتیجه چه شد و حکومتی مانند حکومت رضاخان در کشور به وجود آمد، رضا خان نیز بعد از اینکه حکومت را در دست گرفت در پی انتقام از روحانیت برآمد و سعی کرد پایه روحانیت را متزلزل و ایجاد سرخوردگی کند و در واقع میخواست روحانیت را منهدم کند؛ البته آن دوره تمام شد و وقتی رضا خان رفت و دربار پهلوی دچار ضعف شد، روحانیت دوباره جوانه زد و به سمت موفقیت و پیشبرد اهداف خود حرکت کرد، در این موقع بود که شاهد حضور بزرگانی چون آیتالله موسس حائری و آیتالله بروجردی بودیم که با تدبیر خوب و مناسب آنان، روحانیت نیرومندی به وجود آمد و در پی این رشد بود که شخصی مانند امام (ره) آمد و به واقع خداوند شخصیتی مانند امام (ره) را به جامعه ما اهدا کرد؛ چنان که با نهضت امام خمینی و همراهی مردم، نظام جمهوری اسلامی شکل گرفت».
هاشمی رفسنجانی ادامه داد: «روحانیت میخواست با مردم به میدان بیاید و چون قبلا به مردم میدان داده نمیشد، روحانیت نیز خلع سلاح شده بود. ما میبینیم که حضرت علی (ع) نیز در زمانی که حکومت را بر عهده گرفت به خواست مردم وارد عرصه شد، ولی بعد از اتفاقاتی که افتاد، از آن زمان تا قرون اخیر نمیبینیم در فضای اسلامی و آنجا که مکتب اهل بیت(ع) پیروانی دارد، به مردم نقشی داده شود که روحانیت نیز بتواند با مردم وارد عرصه شود و به اهداف برسد، به همین خاطر ما نمیتوانیم از گذشتگان انتقاد کنیم که چرا کار امام (ره) را انجام ندادهاند؛ چون به مردم میدان داده نمیشد و مردم نمیتوانستند وارد عرصه شوند».
وی گفت: «اما در اولین فرصتی که فراهم شد روحانیت به همراه مردم وارد عرصه شد و شما نتیجه آن را میبینید».
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین با اشاره به نقش مردم در تشکیل نظام جمهوری اسلامی و تاکید امام راحل بر این نقش، خطاب به شرکتکنندگان در اجلاس گفت: «شاید برخی از شما در جلسات فقهی خود بگویید که حکومت حق علماست، ولی من به شما میگویم اگر مردم نباشند، این حق عملی نمیشود و هیچوقت اینگونه نبوده که روحانیت به زور بخواهد این کار را انجام دهد و در دین نیز این پذیرفته نیست؛ اگر حکومت زوری باشد، دینی نیست».
وی افزود: «اگر فکر کنیم با زور و کودتا میشود حکومت کرد باید دانست که این با اسلام سازگار نیست؛ چرا که ما با عقیده مردم کار داریم و اگر نتوانیم کاری انجام دهیم که مردم با اراده و اخلاص دینی فعالیت کنند، در واقع کاری نکردهایم. ما در واقع با اختیار و قبول مردم سر و کار داریم و باید سعی کنیم این اصل در نظام ما حفظ شود و باید توجه داشت که دین اسلام با زور سازگار نیست».
رییس مجلس خبرگان در ادامه به پیروزی انقلاب اسلامی اشاره و اظهار کرد: «مردم با انگیزه دینی وارد میدان شدند و برای پیروزی انقلاب اسلامی به همراه مرجعیت و روحانیت تلاش کردند».
هاشمی رفسنجانی همچنین به خط مشی امام (ره) اشاره کرد و گفت: «امام (ره) هوشیارانه در این عرصه حضور پیدا کردند؛ امام با مبارزه مسلحانه موافق نبود، البته در مواردی نیز مخالفت نکردند، البته در حد تهدید مسلحانه و تاکید میکردند که ما از راههای مسلحانه نمیخواهیم کاری انجام دهیم و از این راه به نتیجهای نمیرسیم».
وی با بیان اینکه این حکومت، زاییده روحانیت است، گفت: «کار بزرگ ما این است که استراتژی را که در پیروزی انقلاب موثر بود، حفظ کنیم».
هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه روحانیت وظایف مهمی را در زمان جدید با توجه به تشکیل جمهوری اسلامی بر عهده دارد، گفت: «این وظایف و توقعات بعضا به خوبی انجام نشده است».
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین به اهمیت فقه سیاسی اشاره کرد و افزود: «توجه به فقه سیاسی با توجه به شرایط جدید در حوزهها یک ضرورت اجتنابناپذیر است. ما در حال حاضر با مسائل جدیدی مانند روابط بینالملل، محیط زیست، بحث حضور در کرات آسمانی و بسیاری دیگر از امور که در عرصه بینالمللی مطرح است، مواجهیم که روحانیت باید در مورد آنها با استفاده از ابزارهای موجود، فقهسازی کند و وارد عرصه شود؛ در واقع باید گفت ما باید در مورد مسائل جدید فقهسازی کنیم».
وی با بیان این که در حال حاضر زمینه بسیار مساعدی در این بخش پدید آمده، گفت: «حوزه باید از این زمینه به نحو احسن استفاده کند».
هاشمی در ادامه به اهمیت وحدت بین مسلمانان اشاره کرد و گفت: «بین مسلمانان در بیش از 90 درصد موارد اشتراک وجود دارد و فقط در 10 درصد و آن هم فروع، برخی اختلافها هست که آن نیز چندان اهمیت ندارد؛ ولی چرا باید بین مسلمانان بعضا فاصله وجود داشته باشد؟ چرا باید بین روحانیت اهل سنت و شیعه با این همه اشتراک، فاصله وجود داشته باشد»؟
وی در ادامه به ارائه گزارشی از سفر اخیرش به عربستان پرداخت و گفت: «در پی دعوتی که صورت گرفت، در این اجلاس شرکت کردیم و علمای اسلامی از کشورهای مختلفی در این اجلاس حضور داشتند، اجلاس انصافا از لحاظ حضور پرمحتوا بود؛ البته من در ابتدا بنا نداشتم بروم، ولی آیتالله تسخیری و دیگر دوستان تاکید داشتند که در این اجلاس شرکت کنیم و در آنجا عقاید و دیدگاههایمان مطرح شود».
هاشمی گفت: «در طول این سفر دو ملاقات نیز با ملک عبدالله داشتیم و انصافا آنها خیلی محبت کردند؛ چنان که زمان سخنرانی من در بهترین ساعت کنفرانس گذاشته شد. در ابتدا ملک عبدالله به حضار خیرمقدم گفت و بعد از آن مفتی آنها سخنرانی انجام داد و بعد نوبت من برای سخنرانی بود. به من گفتند در این جلسه عربی صحبت کنم، ولی من تاکید داشتم فارسی صحبت کنم، به من گفتند متن را به زبان عربی تنظیم و عربی صحبت کن. من به آنها گفتم من از روی نوشته صحبت نمیکنم، به من گفتند شما که عربی بلدید، پس به عربی صحبت کنید. من به آنها گفتم برای صحبت کردن به عربی هم لفظ پیدا کنم و هم معنا. در ضمن آنها یک مترجم افغان برای ما گذاشته بودند که فارسی را به عربی ترجمه کند که ما گفتیم ممکن است این فرد نتواند کلمات را به صورت مناسب به عربی ترجمه کند و بعد از صحبتهایی که صورت گرفت یک مترجم بهتر در اختیار ما گذاشتند و من نیز به فارسی صحبت کردم و سخنرانی از چندین کانال نیز پخش میشد. من در این جلسه مطالبی را مطرح کردم و وقتی که حرفهایم تمام شد، در حالی که بیشتر علمایی که شرکت داشتند، سنی بودند، از این سخنان استقبال کردند و حتی برخی از این علما با صحبتهایی که با من داشتند، و حتی سر میز به من مراجعه میکردند و میگفتند سخنرانی خوبی در این اجلاس داشتید. نکته دیگری که ملک عبدالله به من گفت این بود که بعد از سخنرانی من چند نفر از علمای وهابی که خیلی تندرو بودند به وی مراجعه و نسبت به سخنرانی من در این اجلاس اعتراض کردهاند که وی نیز در پاسخ به آنها گفته بود میدان باز بود و شما نیز میتوانستید عقاید و دیدگاههای خود را مطرح کنید، همچنین آنها را نصیحت کرده بود که نباید بر طبل تفرقه کوبیده شود».
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: «قبل از اینکه ما به آنجا برویم تعدادی از وهابیهای تندرو بیانیهای داده بودند و حضور شیعیان در این کنفرانس را محکوم کرده بودند».
هاشمی رفسنجانی افزود: «قبل از اینکه به این سفر برویم نامهای از وزارت خارجه به دست ما رسید که در آن آمده بود در شورای عالی امنیت ملی بحث و گفته شده از این سفر تاریخی به عربستان برای حل برخی مسائل استفاده شود».
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: «من با ملک عبدالله دو جلسه طولانی صحبت کردم و قرار شد جلسات مشترکی با حضور کارشناسان دو کشور تشکیل شود و طی آنها درباره مسائل دوجانبه، مساله عراق، افغانستان، لبنان و مسائل جهان اسلام بحث و گفتوگود شود که البته مسوولان مربوطه باید این مساله را پیگیری کنند. من نتایج این سفر را به مقام معظم رهبری ارایه و آقایان مسوول را نیز در جریان نتایج آن قرار دادم».
وی ادامه داد: «یکی دیگر از مسائلی که در این سفر مطرح شد و ما پیگیری کردیم، مسایل حج بود که آقای ریشهری و دوستانشان آمدند و مشکلات و محدودیتهایی را که در سفر حج برای زوار ایرانی پیش میآید، مطرح کردند، من هم این مسائل و مشکلات را با ملک عبدالله در میان گذاشتم. به وی گفتم به زوار ایرانی و شیعیان در طول سفر از جمله حضورشان در قبرستان بقیع بعضا توهینهایی میشود و اگر این زوار ناراضی برگردند، نارضایتیشان را به مردم دیگر نیز منتقل میکنند. شما چه نفعی میبرید که فضا اینگونه باشد؟ همچنین گفتم گفته میشود چند نفر را از یکی از کشورهای همسایه ایران به قبرستان بقیع آوردهاند و آنها در آنجا به شیعیان اهانت میکنند».
هاشمی رفسنجانی گفت: «بعد از این صحبتها ملک عبدالله همان لحظه به مسوولان و برادر خود نیز که آنجا حضور داشت دستوراتی را در مورد این مساله اعلام کرد و گفت اگر کسی در بقیع چنین رفتاری را انجام دهد باید مجازاتش کنید و اگر به این رفتار خود ادامه داد او را عزل کنید».
رییس مجلس خبرگان رهبری گفت: «همچنین امیر مدینه در فرودگاه به من گفت در پی صحبتی که صورت گرفت مسوولان تندرو را برداشتیم و فردی معتدل را بر سر اداره امور گذاشتیم و حتی به من اطلاع دادند، افرادی را که در بقیع بودند برداشتهاند و فضا بهتر شده است. حال نمیدانم چهقدر این امر ادامه پیدا کند».
وی گفت: «در طول این سفر همچنین موقعی که ما در قبرستان بقیع حضور پیدا میکردیم خانمها نیز حضور مییافتند، من در آنجا بر حضور خانمها در قبرستان بقیع تاکید کردم که البته آنها نیز میگفتند باید در این ارتباط برنامهریزی شود».
هاشمی رفسنجانی در ادامه در جمع علما به ذکر خاطرات دیگری از سفر خود به عربستان پراخت و گفت: «در طول این سفر زمینه برای تحکیم هرچه بیشتر روابط دوجانبه فراهم شد و امیدواریم مسوولان مربوطه پیگیری کنند. مساله قبرستان بقیع را من دو بار مطرح کردم و خواستم که زمینهای فراهم شود تا خانمها بتوانند یک ساعت در روز در قبرستان بقیع حضور پیدا کنند. همچنین مساله چند زندانی ایرانی را که در زندانهای عربستان زندانی هستند مطرح کردیم و خواستار عفو آنها شدیم که این مسائل در بحثهای اولیه پذیرفته شد و مسوولان امر باید این مساله را پیگیری کنند».
وی افزود: «امیدواریم در پی اجلاسهای اینچنینی همکاریهای بین مسلمانان و وحدت بین مسلمانان هرچه بیشتر گسترش پیدا کند».
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پایان گفت: «انتظارمان از حوزه و مراجع این است که فقه سیاسی را با مبانی امروزی احیا کنند و این کار بزرگی است که باید انجام شود، وگرنه کارها به صورت سلیقهای پیش میرود
تلاش برای آزادی حجاب در ترکیه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
این نیز بخشی از واقعیت است. آزادی برای حفظ حجاب در ترکیه
لینک مطلب :
" نورا جانان" بانوی محجبهای است که اخیرا در یکی از کانال های تلویزیونی ترکیه با بیان جمله :«اگر بلایی بر سرم نیاورند می گویم امام خمینی (ره) را دوست دارم،اما آتا تورک را دوست ندارم» محافل لاییک این کشور را شدیدا به خشم آورده است.
به گزارش فارس پایگاه خبری «اپک خبر» ترکیه طی گزارشی تفصیلی به پیشینه این زن پرداخت.
*نورای جانان بزیرگان کیست؟
رسانههای ترکیه در ابتدا ادعا میکردند خانم «نورای جانان بزیرگان » دانشجویی است که به سبب حفظ حجابش دچار مشکل شده است اما اگر کمی به عقب بازگردیم به نکات حائز اهمیت دیگری نیز برخورد خواهیم کرد.
خانم بزیرگان زمانی به اتهام «اخلال در مسیر آموزش» ، با مداخله پلیس از دانشگاه اخراج شده و سپس در دادگاه به 6 ماه حبس
محکوم شد. خانم «نورای جانان بزیرگان» در جریان مداخله پلیس ، به سبب ضرب و شتم ماموران دچار سقط جنین شده و در ادامه ماجرا به کانادا پناهنده شد. او اولین زنی است که در ترکیه به سبب حفظ پوشش اسلامی محکوم به حبس قطعی شده است.
«بزیرگان» وقتی که دانشجوی سال دوم مهندسی پزشکی در «دانشکده خدمات بهداشتی» ، وابسته به دانشگاه استانبول بود، به سبب داشتن حجاب اسلامی در میانه جلسه امتحان پایان ترم، با ضرب و شتم پلیس بیرون کشیده شد.
«هیات قضایی کانادایی رسیدگی به تقاضای پناهندگی» طی جلسه ای از خانم «نورای» پرسیدند: «مگر ترکیه یک کشور اسلامی نیست؟» پاسخ این سوال برای «نورای» دشوار بود اما در نهایت جواب داد: «در صورت رفع مشکل حجاب در ترکیه، به کشورم برمی گردم؟»
او در همان ایام گفته بود: « در حقیقت ممنوعیت نبود که موجب خروج من از کشور شد. من تصمیم داشتم مبارزه خود را به خارج از کشور بکشانم. اگر آنقدر ترسو بودم که بخواهم فرار کنم، مسلما اینقدر در ترکیه خود را درگیر مسائل دردسرساز نمی کردم».
در همان روزها خبرنگار روزنامه «ینی شفق»- چاپ ترکیه- از وی پرسیده بود: «در ترکیه چه بلایی سرت آمد که به فکر پناهندگی به کانادا افتادی؟» بریزگان جواب داد: «من در آنجا نتوانستم آزادانه در چارچوب اعتقاداتم زندگی کنم و حتی به خاطر همین اعتقادات راهی زندان شدم. از آنجایی که شرح ناحقیهایی که بر من روا میشد را در هر محفل و جمعی تعریف میکردم، آنقدر از طرف پلیس و دیگران پیام و تلفنهای تهدید آمیز دریافت کردم که کلافه شدم. تلفنهایم شنود میشد و حتی یکبار که شرح گفتوگوی تلویزیونی خود در برنامه «سی و دومین روز» را ، تلفنی برای دوستم تعریف میکردم، ناگهان صدای غریبهای وارد مکالمه ما شد؛ طوری که دوستم هم آنرا شنید. صدا مرا به کشتن کودکم تهدید کرد.»
«بزیرگان» می گوید:«من این حرفها را در دادگاه (هیات قضایی کانادایی) هم بیان کردم. به آنها گفتم که من علیرغم مسلمان بودن نمیتوانم در معابر کشورم به راحتی گردش کنم. گفتم که، لائیک های متعصب در هر فرصتی که بدست میآورند ما را تحقیر میکنند. در ترکیه، برخلاف آنچه که تصور میشود، مظلومان حقیقی مسلمان ها هستند.»
به گفته «نورای جانان بزیرگان » ، قاضی دادگاه که یک زن بود و همچنین دیگر اعضایی که در آنجا حضور داشتند پس از مشاهده کاست ویدیو و بریده جرایدی که من ارائه داده بودم چنان شوکه شدند که حیرتشان، مرا هم شگفتزده کرد. آنها به هیچ وجه باورشان نمیشد که ما در ترکیه چنین وضعیتی داشته باشیم. خانم قاضی وقتی عکسهای مربوط به باتوم خوردن و روی آسفالت کشیده شدن بانوان محجبه را دید بیاختیار دست بر دهانش گذاشت و گفت: باورم نمیشود!مگر ترکیه کشوری مسلمان نیست؟ راستش من در اینجا (کانادا) با این سوال بسیار مواجه میشوم.من به هیئت قضایی کانادایی گفتم که در ترکیه این ما هستیم که سلب حق آزادی بیان و عقیده دست و پنجه نرم می کنیم اما نباید زندگی کردن مطابق اعتقادات ، تاوانی ابن چنینی داشته باشد. من این حرفها را در تمامی دادگاههایی که در طول سه سال به آن ها رفت و آمد داشتم می گفتم. خانم قاضی گفت: در این ماجرا شما حق با شماست ،خیلی هم حق با شماست».
وقتی خانم قاضی اجازه اقامت مرا در کانادا صادر کرد خیلی خوشحال شدم. آن زمان در ذهنم لحظه ای را تصور کردم که هیأت قضایی ترکیه به خاطر حجاب برایم حکم زندان صادر کرد.
خبرنگار از از خانم «بزیرگان» پرسید: اگر ممنوعیت حجاب در ترکیه از میان برداشته شود چه کار میکنید؟
آیا به ترکیه بازمیگردید؟
او پاسخ داد: «بله. خیلی دلم میخواهد. دلم برای استانبول تنگ شده است .امروز دنیا به ممنوعیت حجاب میخندد!»

خبرنگار مجددا پرسید:چه توصیهای برای دوستانی که در ترکیه هستند دارید؟
خانم «بزیرگان» گفت:هرگز خود را بیچاره و درمانده ندانند. علاوه بر پیگیری قضایی مظالمی که بر آن ها می شود باید به دنبال راههایی برای خروج از کشور باشند یا در پی دانشگاههایی باشند که از طریق اینترنت دانشجو می پذیرند.
«نورای بزیرگان» در ادامه افزود: درست است که در ترکیه خیلی چیزها تغییر کرده است اما هنوز آن ذهنیتی که از طریق رسانهها عربده میزد که خطر ارتجاع(یعنی اسلام گرایی ) ترکیه را تهدید می کند اصلا تغییر نکرده است.
«نورای جانان بزیرگان » پس از حدود7 سال اقامت در کانادا ، با اتمام تحصیلاتش در سال 2005 به ترکیه بازگشت . او معتقد است : «در مقایسه با سال 1999 وضعیت رفاهی مردم بسیار ارتقا یافته است اما در عرصه آزادی بیان و عقیده تغییرات چندانی صورت نگرفته. هنوز هم بساط جنجال سازی و برچسب زنی به قوت خود باقی است. کلیشه «تهدید ارتجاع » هنوز در رسانهها اجرا میشود. در طرف دیگر هم رجالی که هیچگونه احترامی برای ارزش های مردم قائل نیستند و هرگونه تبعیض را در خصوص اشخاصی که همانند آنها فکر نمیکنند مباح میدانند، همچنان سر جای خود نشستهاند؛ یعنی روی همان کرسی هایی که به نمایندگی از همین مردم در آنجا قرار گرفتهاند و از همانجا نعره میزنندکه مبارزه ما علیه ارزشهای مردم ادامه دارد.
به گزارش خبرگزاری فارس خانم نورای بزیرگان در روز 21 خرداد طی شرکت در یک برنامه تلویزیونی مشهور با نام «تک تک»در پاسخ به مجری برنامه، "فاتح آلتایلی "که از چهره های هنری ضد دینی ترکیه به شمار می رود و از او پرسیده بود که آیا «امام خمینی» را دوست دارد ، پاسخ داد : بله من هم دوست دارم .
در این میان "فاتح آلتایلی " از نورای پرسید : آیا آتاتورک را هم دوست دارید ؟ و ایشان جواب داد : آیا در ترکیه کسی حق دارد که آتاتورک را دوست نداشته باشم ؟ اگر بلایی سرم نیاورند من می گویم که دوستش ندارم .
این مصاحبه «بزیرگان» جنجالی بزرگ را در محافل لاییک ترکیه ایجاد کرد و کار به جایی رسید که دستگاه قضایی این کشور قرار پیگرد قانونی وی را صادر نمود.
«بزیرگان» امروز صاحب دو فرزند (یک پسر و یک دختر) است که هر دو متولد کانادا هستند. او در کانادا پس از طی دوره آموزش زبان انگلیسی در رشته علوم سیاسی ادامه تحصیل داد.
جهان بینی و ایدئولوژی اسلامی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
عناصر بنیادین اسلامی یعنی جهان بینی توحیدی و ایدئولوژی عدالت محور و آزادی گرا. اخلاقیات انسانی و اعمال عبادی در سایه اندیشه ی پاک و عمل صالح شکل میگیرد.
دولت های اقلیت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در یکی از مشهورترین وبلاگهای فارسی خواندم که دولت سنیوره در لبنان را دولت اکثریت نامیده بود. تعجب کردم. در واقع اکثریت پارلمانی دولتها هرگز به منزله ی اکثریت بودن آنها نیست. در لبنان یا هر کشور دیگر٬ اگر به دلیل محدودیتهای ایجاد شده از سوی اقلیت قدرتمند داخلی یا فشار خارجی٬ حضور نمایندگان واقعی و متناسب مردم در مجلس ممکن نباشد٬ به صرف وجود دستهایی که میتواند بالا برود و رای بدهند و تعدادشان زیاد است٬ مجلس اکثریت تشکیل نمیشود.
مجلس بالذات نماینده اکثریت مردم است و اگر به هر دلیل چنین نبود و نمایندگان مردم به چنین مجلسی راه نیافتند٬ در واقع از فلسفه وجودی و هویت خود دور شده است.
دولتها نیز چنین وضعیتی دارند و به میزانی که نماینده مستقیم و غیرمستقیم آرای اکثریت ملت نباشند ناتوان و بی پشتوانه و مستعد وابستگی به بیگانه اند. آزادی و حق انتخاب مردم زیربنای استقلال است و استقلال بدون آزادی دروغ بزرگی است.
اگر آمار ۶۱ درصدی شیعیان در لبنان درست باشد٬ باید گفت که حزب الله و امل و میشل عون و گروههای مترقی مسیحی و دروزی و اهل تسنن جمعا در برابر گروه سمیر جعجع و بقیه اکثریتی قاطع محسوب میشود که به دلیل ملاحظات طایفه ای و شرایط ویژه٬ تا کنون از حق تشکیل حکومت یکپارچه محروم شده اند و حتی حق آنان در مخالفت با حضور بیگانه در کشور نادیده گرفته شده است.
=========
ویکی پدیا:
مسلمانان (به طور عمده: سنی ۲۳٪و شیعه ۶۱٪ و گروههای کوچکتر: دروزی مارونی و علوی)، درصد بزرگی از جمعیت را تشکیل میهند. ۱۳٪ مردم لبنان پیرو دین مسیحیت هستند.
استقلال و آزادی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
استقلال٬ آزادی از دست بیگانگان است.
آزادی٬ استقلال از مستبدین داخلی است.
استقلال و آزادی واقعی توامان هستند. اگر از هم جدا بودند هیچکدام واقعی و پایدار نخواهند بود.
آزادی و قانون در جامعه مجازی را دریابیم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آزادی در جامعه مجازی به مراتب بیش از جامعه غیرمجازی است. انسان در جامعه مجازی با بسترهای خام یا قواعدی که تازه تاسیس و قابل انعطاف اند مواجه است. از نظر سیاسی جامعه مجازی به مراتب آزادی بیشتری را در خود جای داده است. از سوی دیگر ساختارهای سیاسی جهان امروز عمدتا محصول تعاملات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی سه چهار سده ی اخیرند. انسان امروز به ساختارهایی مواجه است که متناسب با شرایط اجتماعی متفاوتی طراحی و ایجاد شده اند. قوانین و شرایطی که از جهاتی با دنیای امروز همخوانی اندکی دارد.
انسان امروز به مراتب بیش از انسان دویست سال پیش میفهمد و بر تغییر شرایط درونی و بیرونی اش٬ مسلط است. آگاه تر و نیرومندتر از انسان دوران انقلاب صنعتی است.
انسان فرهیخته امروز با تجربه ی جدیدی در حوزه محبت٬ احترام٬ همکاری٬ موفقیت٬ قدرت٬ ثروت٬ تاثیرگذاری و امثالهم در جامعه مجازی برخورد میکند و هر آنچه را که ندارد و میخواهد٬ در مدینه فاضله ی مجازی اش میسازد. سنگ بنای این مدینه فاضله٬ آزادی است. آن چیزی که همپای قانون در جامعه٬ ارزشمند است. اگر قانون٬ فرصت ها را دسته بندی و مبتنی بر فرهنگ و نظام اجتماعی جاکم توزیع میکند٬ این آزادی است که اساسا فرصتها را خلق میکند. آزادی بر قانون از نظر مرتبه٬ مقدم است و در تحقق مدنیت و توسعه و پیشرفت٬ همپا و اندکی مقدم بر قانون٬ نیازی دائمی است. جوامعی که پس از تاسیس٬ به واسطه قانون٬ آزادی ها را محدود میکنند٬ جلوی بالندگی و حیات خویش را میگیرند.
هر جا که آزادی را به پای قانون و انضباط قربانی کنند٬ حیات ناپدید میشود.
کنیزان و غلامان ... بردگان و برده داری
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نظام های اجتماعی بشر تا همین اواخر٬ برده داری را به رسمیت میشناخت. در آیالات متحده آمریکا٬ برده داری نقش مهمی در تولید اقتصادی ایالات جنوبی داشت و پس از جنگهای جنوب و شمال به صورت رسمی لغو شد هر چند اشکالی از آن تا مدتها و عواقب و نتایج آن تا امروز ادامه دارد.
زمانی که اسلام در جزیره العرب ظهور کرد٬ برده داری در میان قبایل عرب رواج داشت. کنیزان و غلامان در بازارهای برده داری خرید و فروش میشدند. زندگی و مرگ بردگان در اختیار مالکان آنها بود.
اسلام با سلسله قوانینی که در باره بردگان وضع کرد٬ گرایش آشکاری به تغییر مثبت در این زمینه نشان داد. آزادی بردگان را ارزشی دینی معرفی کرد و از حقوق بردگان دفاع کرد
در کشورهای اسلامی نیز برده داری معمول بود. البته بردگان در کشورهای اسلامی بیشتر در امور خانگی و شخصی و گاهی در جنگها به کار گرفته میشدند.
ممکن است این سوال پیش آید که چرا اسلام همانگونه که با زنده بگور کردن دختران مبارزه قاطع کرد و آن را کلا نفی کرد٬ برده داری را نفی نکرد؟
بعضی امور ناصواب و غیراخلاقی در طول زمان به صورت رویه عادی و معمول و عرفی در می آید که مبارزه با این رسوم و قاعده ها نیازمند زمان است. بطور مثال اسلام در باره استفاده از مشروبات الکلی٬ نخست حکم به مست نبودن به هنگام نماز خواندن داد و در نهایت حکم به حرام بودن کلی آن داد. در مورد بردگی نیز با توجه به وجود جنگ در جوامع قدیم و اینکه اسرا را معمولا می کشتند٬ بردگی یک راه حل برای جلوگیری از قتل عام اسراء محسوب میشد و بصورت نسبی از سوی جوامع آن زمان پذیرفته میشد. به همین جهت احکام خاصی در این باره از سوی اسلام وضع گردید که شرایط زندگی را برای بردگان بهبود بخشد تا بر اساس دیگر دستورات اسلام٬ صلح و دوستی و برادری نیز گسترش یابد و برده داری از ریشه خشک شود. مبارزه همزمان با ریشه و عوارض یک بیماری اجتماعی٬ راه حل منطقی و قابل اجرا است.
تکمله:
از بودجه عمومی کشور اسلامی بودجه ای اختصاص به آزاد کردن بردگان دارد. بردگان حق آزادگی خود را از دست داده اند ولی حق حیات دارند و حقوق انسانی خاصی برای آنان باید قائل می بود. آزاد کردن بردگان گاهی مستحب و گاهی واجب و کفاره بود.
نگاهی به برده داری نوین: قلدری و بکارگیری و سلب آزادی ملتها با ابزارهای نوین نظامی و تبلیغاتی و غیره.
آزادی اولویت است یا تفنن؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آزادی بزرگترین حق انسان است. حق انتخاب. اگر آزادی نباشد امکان انتخاب بین حق و باطل فراهم نمیشود. بی انتخاب ارزشها رنگ می بازند. انسان بی انتخاب انسان نیست.
حسین شهید آزادی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
امام حسین الهام بخش همه آزادیخواهان ایرانی بود. حتی کمونیستهای مبارزی مثل خسرو گلسرخی به صراحت از آزادی خواهی امام حسین علیه السلام و عدالتجویی علی علیه السلام سخن گفتند. آن هم در شرایطی که گفته هایشان کمکی به اعدام نشدنشان نمیکرد.
حسین فرزند علی و نوه پیامبر و شاید از همه زیباتر و عاطفی تر فرزند فاطمه بود. تعالیم و اندیشه های آزادیخواهی و حریت گرایی حسین و یاران او مهمترین فراز در نهضت ملت ایران بود. اگر علی شهید عدالت است٬ حسین نیز شهید آزادی است. در دهه محرم سخن از خرافات میگویند. یاد صحبت آقای میرحسین موسوی نخست وزیر دوران جنگ افتادم که میگفت نمیشود یک کلیت را تایید کرد و جریانی را بر اساس آن راه انداخت و بعد انتظار داشت که اجزا و ملزومات آن معدوم شوند.
آنچه هستیم بخاطر آنست که مقدمات آن را فراهم کرده ایم. انسان آزاد است و برای همین آزادی ممکن و مطلوب است.
آقایان گنجی و مرتضوی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مبارزه آقای گنجی و مرتضوی بر سر اصول دمکراسی و آزادی و یا اسلام و حق باشد یا نباشد به خودشان و مردم و بقیه مربوط. اونی که به من مربوطه اینه که بنظرم نمیاد که با مصرف غذای مقوی آدم اینجوری نحیف بشه! نکته دوم هم اینکه جنگ گلادیاتوری یا موش و گربه واسه فیلم خوبه. تازه گلادیاتوری اش برای بزرگسالان و موش و گربه با رعایت عدم خونریزی برای کودکان....
اگر خدای نکرده آقای گنجی بمیره دیگه حتی نقادان اندیشه های آقای گنجی هم فرصت زیادی برای حرف زدن نخواهند داشت و مجبور خواهند شد با موج مظلومیت همراهی کنند. خدا بخیر کند.