در گذشته مردم نمایندگانی برای بیان افکار خویش بر میگزیدند و فرصتی برای اظهار نظر مستقیم و گسترده نمی یافتند و مشغول زندگی خویش بودند ولی امروزه به مدد توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات و ظهور وب و اینترنت، شرایط تغییر کرده است. از این فرصت بیش از همه طبقه رو به رشد متوسط جوامع استفاده می کنند و به تدریج موجب شکل گیری نوع ویژه ای از مردم سالاری در عرصه های جدید و به طور مشخص جامعه مجازی هستیم
در گذشته صاحبان قدرت و ثروت اگر می توانستند با تسلط بر رسانه ها و به اصطلاح افکار عمومی، افکار و اندیشه و خواست عموم را لااقل برای مدتی دور زد و با زاویه مطرح کرد و حتی نتایج به نسبت پایدار گرفت ولی امروزه چنین فرصتی محدودتر شده و عرصه های بسیاری در اختیار افکار عموم قرار گرفته است . مدیران رسانه های سنتی از قدرت سابق خویش برخوردار نیستند و مدیران رسانه های جدید چون شبکه های مجازی و امثال آنها نیز نقش متفاوت خویش را پذیرفته اند
نقش شبکه های مجازی در ممانعت از دور زدن انتخابات و افکار عمومی مساله ای نوین و خاصیتی بی نظیر است که نیازمند بررسی های علمی و دانشگاهی است. کاهش اعتماد به رسانه های عمومی و اعتماد بیشتر به رسانه های انسان محور (وبلاگ ها و شبکه های مجازی) نیز بخش مهمی از تغییرات در این حوزه است
شبکه های مجازی با افزایش کمی یعنی تعداد اعضا، و به طور مثال شبکه فیس بوک با پانصد میلیون عضو نماینده بخش مهمی از جامعه بشری ویا اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم خود بخش مهمی از جامعه بشری اند و به این ترتیب و به تدریج شاهد شکل گیری افکار قدرتمند عموم که اصالتی بیش از افکار عمومی در مفهوم رسانه ها و واسطه ها دارد و به همین دلیل است که تحرکات حوزه افکار عموم بازتاب عمیق و گسترده ای در افکار عمومی و رسانه ها دارد
رای مردم به چند طریق ابراز میشود:
- 1. توسط خودشان
- 2. توسط افکار عمومی
- 3. توسط احزاب و گروههای سیاسی
- 4. توسط نمایندگان مستقیم شان
- 5. توسط نمایندگان نمایندگانشان
- 6. ....
افکار عمومی معمولا به نوعی وظیفه ی اعلام رای عرفی مردم را بر عهده دارد. همانگونه که صندوق های رای اعلام رای قانونی و مستقیم مردم را برعهده دارند.
بحران زمانی آغاز میشود که راههای اعلام رای محدود و مسرها طولانی شود. به خصوص اگر این اتفاق نامیمون به دست نمایندگان با واسطه ی مردم یا کسانی که دارای اعتبار اجتماعی لازم نیستند، صورت گیرد.
میلیونها معترض در ایران
میلیاردها پیام صوتی و متنی و تصویری
در ملاقاتهای حضوری و غیرحضوری
و از طریق رسانه های قدیمی و جدید
منتقل میکنند
و این روند نتیجه ی مشخصی دارد
و آن ایجاد فضای دو قطبی دولت / ملت است
نه فضای دو قطبی ملت / ملت
رسانه ها و ابزارهای حکومتی و دولتی هستند که در برابر اعتراضات
موضعگیری میکنند و در عرصه عمل هستند نه مثلا گروههای اجتماعی مردم
مردم ایران وحدت دارند و ملاحظه ی خویش را میکنند
کسانی که ملاحظه مردم را میکنند
مردم نیستند
به همین دلیل است که در نظام مردم سالاری دینی
امکان اعمال حاکمیت مردم وجود دارد و مردم به خواست خویش خواهند رسید.
در مورد نقش صدا و سیما و شکست رسانه ای آن از رسانه های مردم محور چون اینترنت و اس ام اس و موبایل بسیار میتوان گفت و باید هم گفت. ولی شاید مهمترین نکته در شکست صدا و سیما، مربوط به فریبی است که برق بودجه های افسانه ای و تجهیزات مادی و نیروی انسانی عظیم این سازمان عریض و طویل در ذهن و دل مدیران و کارشناسان آن به وجود آورده است و موجب گردید تا اصل ماجرا که حقیقت و اطلاع رسانی واقعیت ها است را در حاشیه قرار دهد و به این ترتیب بی اعتباری بی سابقه رسانه ملی را به همراه آورد.
اینگونه است که پرونده ی صدا و سیما بسته میشود و سرنوشت آن در افکار عمومی به مسائل مهمتر جامعه پیوند میخورد.
=======================
چند نکته مهم و قابل بررسی در باره اعترافات تلویزیونی:
بررسی ماهوی:
اعترافات تلویزیونی کسانی که هنوز پایشان به دادگاه نکشیده و در مرحله بازجویی هستند چه مفهومی دارد؟ صدا و سیما کجای داستان است؟ دادگاه کجاست؟ بازداشتگاه کجاست؟ بازجو کجاست؟ زندانی کجاست؟ قانون کجاست؟ نتیجه اش در ذهن افکار عمومی چیست؟
بررسی تاریخی:
گذشته :
اعترافات تلویزیونی در افکار عمومی جامعه ایرانی موضوعی ناشناخته نیستند. سابقه داخلی و خارجی آن در ذهن و دل ملت ما نقش بسته است. چه در خارج از کشور چنین مواردی را شاهد بوده اند و چه در داخل کشور. چه در دوران ستمشاهی و چه در دوران جمهوری اسلامی و فراتر از ماهیت چنین اعترافاتی، نسبت به آن قضاوت روشنی دارند.
حال:
این بار بازداشتی های حوادث اخیر مرتبط با انتخابات دهم سوژه هستند و اعترافاتشان پیشاپیش در رسانه های کاغذی و اینترنتی مرتبط با حوزه نظامی و انتظامی منتشر میشود.
آینده :
قاعدتا در آینده نیز چنین ماجراهایی ادامه خواهد داشت. البته سوژه های جدیدتری نیز خواهند بود. اگر جریان مردم سالاری در کشور غالب باشد، موضوع بازداشتها و تقلبات پیشین به سوژه جدید تبدیل میشود تا مسئولان آینده مجبور نباشند بار اشتباهات پیشینیان را یدک بکشند و اگر مردم سالاری به پایان راه خود برسد، شاهد اعترافات تلویزیونی با سوژه هایی به سبک دیگر کشورهایی که مردم سالاری را کنارگذارده اند، خواهیم بود.
نتیجه رسانه ای:
چهره های کسانی که سوژه ی اعترافات تلویزیونی هستند عوض میشود و در هر مرحله، مرزهایی را میشکند و ارتقاء می یابد. روزگاری دگراندیشان، روزگاری نیروهای خودی و حتی مسئولین سابق کشور، این ارتقای مسائل نیز منطقی و مبتنی بر تغییرات اجتماعی اتفاق افتاده است.
و ستایش مخصوص خداست
وقتی اجازه ندهند که اکثریت مردم اعلام نظر کنند و افکار عمومی و رسانه ها به راحتی سخن بگویند، چگونه ممکن است اجازه دهند که رای آزادانه اعلام شود؟
کسانی که نظر را بر نمی تابند با عملی سخت مواجه خواهند شد که انتظارش را ندارند.
from یاران اعلمی YaraneAlami by
info@yaranealami.com (Administrator)
لذا مجددا پیشنهاد می شود که احزاب و گرو ههای سیاسی فعال و انگیزه دار و نیز هر یک از اشخاص حقیقی و حقوقی که بنحوی از حقوق و آزادی های مصرح در قانون اساسی محروم شده اند، بدون فوت وقت با همکاری و همفکری کانون وکلا و یا وکلای داوطلب و نهادهای مدنی مشابه، برای پیگیری حقوق و آزادی های مصرح در قانون اساسی و طرح دعوا در مراجع صلاحیتدار، علیه ناقضان قانون اساسی و اشخاصی که مسئولیت اجرای قانون اساسی و پاسداری از آن را بر عهده دارند و لیکن در انجام وظایف قانونی خود اهمال می کنند، ستادی را تشکیل داده و با همه امکانات خود مراتب را بدون وقفه پیگیری نمایند. در حال حاضر بنظر می رسد که تنها راهکار باقیمانده قانونی و مدنی برای برای مقابله با هر گونه حق کشی و جلوگیری از تضییع حقوق افراد ملت و برخوردهای سلیقه ای و غیر قانونی و نیز بمنظور پیشگیری از تشجیع هر چه بیشتر قانون شکنان و وادار کردن شورای نگهبان، رئیس جمهور و وزرای مربوط و یا حداقل تحت فشار قرار دادن آنان به تمکین و پاسداری از قانون اساسی و تامین حداکثری حقوق اجتماعی و آزادی های سیاسی افراد، اقشار مختلف ملت و احزاب و نهادهای مدنی مذکور در اصل 26 قانون اساسی، عملی شدن این پیشنهاد و انتشار گزارش میزان پیشرفت کار ستاد مزبور به افکار عمومی است.
در پی اصرار روزنامه ایران بر دروغگویی در خصوص سفر مخفیانه سیدمحمد خاتمی از تونس به قاهره و ملاقات با یک هیات آمریکایی، سفارت ایران در تونس نیز رسما این خبر روزنامه دولت را تکذیب کرد.
سایت الف در مقاله ای باطرح این پرسش گه:"آیا میتوان مسوولیت قانونی یا اخلاقی یا اجتماعی این سوی ماجرا را در حوادث تلخ پس از انتخابات نادیده گرفت؟" به تحلیل نقش جناح پیروز در اآرامی های اخیر پرداخت.
نمایندگان مجلس در جلسه علنی چهارشنبه مجلس به کلیات طرحی رای دادند که در صورت تصویب نهایی بودجه کشور را دچار تغییر می کند.
فرمانده نیروی انتظامی کشور گفت: آرش حجازی که در پرونده قتل ندا آقا سلطان به عنوان شاهد، جنجال سازی کرده تحت تعقیب پلیس بینالملل (اینترپل) است.
٢٢ خرداد 88 به واقع دوم خردادی دیگر بود. در دوم خرداد قبلی مقاومتی زیادی در برابر آراء و اعتراض به وضع موجود گرفته نشد، این بار مقاومت مجدانه ای صورت گرفت. دستاوردهای این دوره قطعا مهمتر از آن دوره خواهد بود.
نابرده رنج گنج میسر نمیشود
نشست اعتراضی نسبت به ایجاد محدودیت فضای رسانه ای و بازداشت جمعی از روزنامه نگاران که قرار بود در روز پنج شنبه مورخ 11/04/1388 در سالن اجتماعات انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران برگزار شود، بنا به دستور دستگاه امنیتی کشور لغو شد.
سفیر جمهوری اسلامی ایران در تونس در نامه ای خطاب به مدیر مسؤول روزنامه ایران تصریح کرد: سفر جناب آقای خاتمی و هیأت همراه ایشان با هواپیمایی ترکیه و از طریق استانبول انجام و عزیمت ایشان نیز از همین مسیر و به مقصد تهران صورت گرفته است و لذا خبر مربوط به سفر ایشان از تونس به قاهره و سپس عزیمت ایشان به تهران کذب محض بوده و رسماً تکذیب می شود.
انا لله و انا الیه راجعون
این اولین بار است که کودتاگران علیه جمهوریت نظام، با بدترین و خشن ترین شیوه ها مهمترین رکن جمهوریت یعنی ریاست جمهوری را هدف قرار می دهند مقامی که اگر بر آمده از آرای واقعی ملت نباشد می تواند سر آغاز استبدادی بزرگ باشد و آنچه در سالهای قبل گوشه هایی از آن را نشان داده بودند، ناچیز و بی مقدار جلوه می کند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی با ابراز تاسف عمیق و محکوم کردن این بدعت عجیب و باور نکردنی، صریحا نتایج این انتخابات را غیر قابل قبول می داند و آثار و تبعات بی توجهی به هنجارها و روندهای قانونی و تلاشهای خیر خواهانه ای را که برای از میان نرفتن فرصت انتخابات و مشارکت خوب مردم به وجود آمده بود را متوجه کسانی می داند که در این روند مخرب نقش داشته اند یا با آگاهی در برابر آن سکوت کردند.
انجمن اسلامی جامعه پزشکی خواستار رفع محدودیت های ارتباطی و اجتماعی، لغو محیط سانسور و ممانعت از تبلیغات یکسویه و ناعادلانه صدا و سیما می باشد. بدیهی است توقیف مطبوعات، کنترل و تحدید ارتباطات تلفنی، پیامکی، اینترنتی و رسانه ای نه تنها کمکی به بهبود شرایط نخواهد کرد، بلکه باعث رجوع روزافزون مردم به رسانه های خارجی خواهد شد.
5-انجمن اسلامی جامعه پزشکی ضمن حمایت از مواضع جناب آقای مهندس موسوی خواستار رفع محدودیت ها از ایشان و تأمین شرایط مناسب برای امکان ارتباط آزاد و قانونی ایشان باطرفداران و حامیانشان می باشد.
مهدی کروبی با نگارش نامه ای به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اعتراض کرد و با صراحت تاکید کرد که دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی داند و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهد کرد. کروبی همچنین اعلام کرد که برای تغییر وارد عرصه انتخابات شده بود و از مردم عذرخواهی کرد بابت انکه نیروهای غیبی و ظاهری مانع از تغییر در قوه مجریه شدند. او همچنین با اعتراض به بازداشت های گسترده خواستار آزادی تمام زندانیان شده و از مسئولان خواست که از تمامی انها اعاده حیثیت شود . کروبی اعلام کرد که در هر شرایطی و با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهد داد و تاکید کرد که برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است امادگی دارد.
from Tabnak News by
info@tabnak.ir
from Tabnak News by
info@tabnak.ir
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
اصل ۹
در جمهوری اسلامی ایران، آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت اراضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشهای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.
=================================
مردم منشا اصلی مشروعیت (مقبولیت) تمام قوانین در تمام کشورها هستند. مردم هستند که قوانین را با انتخاب نمایندگانشان برای تصویب قوانین اساسی و عادی و با افکار و روح و وفاداری و عمل شان، مشروعیت می بخشند. این قاعده جهانی و جامع است.
هیچگاه، هیچ قانونی در برابر مردم قرار نگرفته و نخواهد گرفت، جز آنکه متناسب با خواست مردم تغییر میکند. کسانی که با تمسک به تمایلات خویش یا مصوبات داخلی و آیین نامه ها و قوانین عادی و غیر آنها مانع اعلام نظر و اعمال حاکمیت مردم میشوند، اشتباه میکنند.
علاقه ملت به کشور و تلاش ملت در چارچوب قانون اساسی را قدر بدانیم
ممکن است کمی زمان بگیرد
و حتی خودم شاهد چنین پیروزی نباشم
ولی مطمئن هستم که
شکست نهایی اصولگرایان افراطی نزدیک است
نزدیک تر از آن چیزی که می پندارند
راه شکست آنان نیز مدتهاست هموار است
و جامعه در مسیر آن استوار و به روش خود قدم بر میدارد
عجله لازم نیست
پیروزی مردم سالاری دینی قطعی است
عدالت بیش از هر کس بر فرمانروایان فرض و واجب است
و آزادی بیش از هر کس بر مردمان
و این دو
چون دو جریان حیاتبخش
جامعه را از صدر تا ذیل
پاک میکند
رهبران عادل
جامعه ی آزاد
به راه حق نزدیکتر است
عدالت بی آزادی : کمونیسم ویرانگر است
آزادی بی عدالت : سرمایه سالاری استعمارگر است
و ابزار استعمار و ویرانگری : زور است
خواست و اراده مردم واقعیت موثر در همه جوامع است
در کشورهایی که شاهد سرکوب این خواست هستیم
شرایط به گونه ای پیش می رود تا رهبری و اطلاع رسانی و امید از مردم گرفته شود
در انقلاب اسلامی ایران نیز شاهد کارکرد عظیم و نقش مهم رهبری و ارتباط با مردم و امید ناشی از ایمان دینی مردم بودیم.
مستبدین نمیتوانند مردم را نابود کنند، چرا که سوء استفاده از مردم بخش اصلی از هدف آنها و استبداد وسیله ی چنین سوء استفاده ای است.
مستبدین نمیتوانند همه ی رهبران معارض و معترض خود را نابود کنند، چرا که رهبران زاده میشوند و باقی می مانند و برخورد با آنان دشوار و پرهزینه و دردسرساز است.
مستبدین گرچه تلاش میکنند ولی نمیتوانند اطلاع رسانی را نابود کنند و اطلاع رسانی همچنان ممکن خواهد بود
آنچه مستبدین مستقیما هدف قرار میدهند، امید به تغییر است. نابودی امیدها است که میتواند مردم را فرقه فرقه، رهبران را خانه نشین و اطلاع رسانی را بی فایده کند.
در نهضت اسلامی امام خمینی ره، پیروزی خون بر شمشیر محور اصلی امید و انرژی برای تغییر بود. یعنی شکست معنا ندارد. امام بارها گفتند که شکست در اسلام معنا ندارد.
جهان بینی دینی جهان را بزرگ و زندگی را ابدی و این دنیا را بخش کوچک و مقدمه ی زندگی واقعی انسان میداند.
لینک مطلب:
بیانیه سید محمد خاتمی
بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راههای خطرناکی است
باید از مقابله نظامی فاصله گرفت
رییسجمهور سابق کشورمان پس از حوادث روز 30 خرداد با صدور بیانیهای ضمن ابراز نگرانی از امنیتی و نظامی شدن فضای کشور تأکید کرد: بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست.
رییسجمهور سابق کشورمان پس از حوادث روز 30 خرداد با صدور بیانیهای ضمن ابراز نگرانی از امنیتی و نظامی شدن فضای کشور تأکید کرد: بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست.
به گزارش کلمه، متن کامل بیانیه حجتالاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور مردم در صحنه از دست آوردهای بزرگ انقلاب اسلامی است که باید آن را پاس داشت و راههای آن را گشاده تر کرد. این حضور شکوهمند از همه بخش ها و گروههای سنی و صنفی در ایران یک پیام روشن دارد که مردم صاحب کشور و انقلاب اند. این پیام را امروز نیز باید دریافت؛ سکوت اعتراضی و رفتار مدنی مردم در راهپیماییها هم نشانه رشد و بیداری و مسؤولیت پذیری مردم است و هم حکایتگر این واقعیت انکار ناپذیر است که مردم دارای حقوق اساسی و مشخص هستند که هر نظامی موظف به رعایت آنهاست. تبلیغات تحریک کننده و اهانت آمیز نسبت به مردم که همواره مستقل عمل کرده اند و انتساب حرکت سالم آنان به بیگانگان خود جلوه ای از اعمال سیاست های نادرست است که سبب دورتر شدن مردم از حکومت می شود.
در ایران انتخاباتی برگزار شده است و انبوهی از مردمان بزرگوار که آن حماسه حضور را آفریدند نتیجه اعلام شده را باور ندارند و به آن معترض اند. اعتماد عمومی در این زمینه لطمه دیده است و بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راههای خطرناکی است که خدا می داند به کدام سرانجام برسد.
باید حق مردم را پاس داشت و در عین تدبیر در برابر هرگونه تشنج و تشنج آفرینی و ناامنی (که از ساحت مردم به دور است) باید از شیوههای پرهزینه و زیانبار برای نظام و مردم از جمله مقابله نظامی و خشونت فاصله گرفت و همگان در جهت ترمیم اعتماد عمومی که پشتوانه اصلی نظام و کشور است برآییم و حرکت کنیم.
ضرب و جرح و ارعاب که نمونه تأسف آور آن را در روز شنبه شاهد بودیم و موجی از دستگیری از زنان و مردان و نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور از اولین ساعات اعلام نتایج تاکنون و ممانعت از اجتماعات آرام و باوقار مردم که از نشانه های فرهنگ بالای هموطنان است، مشکلات را افزون می کند.
فرصت ها به سرعت می گذرد و به تهدید تبدیل می شود، در حالی که بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست و نیازی به امنیتی کردن و نظامی کردن فضا ندارد.
ارجاع امر به مرجع یا مراجعی که باید حافظ حقوق مردم و مجری انتخابات سالم و آزاد و ناظر بر آن باشند، ولی خود مورد انتقاد و شکایت اند راه حل مسأله نیست.
در بازگشایی این گره چرا نگاهی به روش و سیرت حضرت امام (ره) نداریم که در موارد مشابه بوده است و می تواند و باید مورد تأسی و اهتمام قرار گیرد.
تعیین هیأتی عادل، کاردان، بیطرف و شجاع که به ویژه مورد اعتماد معترضان هم باشد و پذیرش داوری منصفانه آن هیأت راهی برای عبور از این مرحله و گامی مثبت در جهت تقویت نظام و بازسازی اعتماد عمومی و نیز نشانه تصمیم گیری خطیر و گره گشا در هنگامه های حساس به نفع مردم و در جهت آرمانهای انقلاب است.
آزادی سریع دستگیر شدگان و زندانیهایی که موجب نگرانی عمیق خانواده های آنان و بسیاری از مردم شده است و نیز بازکردن راههای ارتباطی و اطلاع رسانی که متأسفانه همه را بسته اند می تواند فضای جامعه را تلطیف کند.
از سوی دیگر اعتراض و انتقاد به شیوه مدنی و به دور از هرگونه ناآرامی را که حق مسلم مردم است باید همگان پاس داریم.
نفی خشونت و تغییر فضاسازی کین توزانه و دشمن آفرین و مبتنی بر تهمت و افترا به فضای جدید مبتنی بر حقیقت، به محبت و دوستی و تعامل با یکدیگر نیز باید سرلوحه عمل قرار گیرد.
در این صورت است که هر هزینهای که پرداخت شود نظام با همه ارزشهایش مصون و محفوظ خواهد ماند.
مردم حضور دارند و همچنان در انتظارند، این حضور را باید محترم شمرد.
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله * علیه توکلت و الیه انیب
سید محمد خاتمی
31 خرداد 1388
لینک مطلب:
وی با تأکید بر این که انتخابات 40 میلیون پیروز داشت، اظهار کرد: این انتخابات نشان داد که مردم ایران با همه وجود انقلاب و نظام نورانی جمهوری اسلامی را دوست دارند، اینکه 40 میلیون انسان آزادانه یک مکتب و آرمان را انتخاب کنند، شروع تحول در جهان و در داخل کشور است. حضور گسترده مردم در انتخابات هفته گذشته، دموکراسیهای دروغین غرب را به چالش کشید و نشان داد دموکراسی واقعی فقط در چارچوب مکتب و دین تحقق مییابد
لینک مطلب:
سم الله الرحمن الرحیم
ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل
مردم شریف و هوشمند ایران
این روزها و شبها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال میکنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن میبینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد که رسالت تاریخیمان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسلها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.
سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی برای آزادی، انقلابی برای احیای کرامت انسانها، انقلابی برای راستی و درستی. در این مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمیر ما سرمایههای عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دستآوردهای ارزشمندی حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسیدند که بهرغم سختترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طلیعههایی از حیات طیبه بود. اطمینان دارم کسانی که آن روزها را دیدهاند به چیزی کمتر از آن راضی نمیشوند.
آیا ما مردم شایستگیهایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمیکردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم میتوان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد میانجامد؛ تا به یاد آورم که اعتنا به کرامت انسانها پایههای نظام را تضعیف نمیکند، بلکه استحکام میبخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستی میخواهند و بسیاری از گرفتاریهای ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقبماندگی، فقر، فساد و بیعدالتی سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار دیگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت کنم.
من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله میکرد، به هیجان آورد و صحنههایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزید. اینجانب اعتراف میکنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم میشد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قریب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار مینشیند میوههایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بیانصافند کسانی که منافع کوچکشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ساخته و پرداخته بیگانگان و «انقلاب مخملین» بنامند.
اما آن چنان که میدانید همگی ما در راه این تجدید حیات ملی و تحقق آرمانهایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چیزی که از عواقب قانونگریزی پیشبینی کرده بودیم به صریحترین شکل ممکن و در نزدیکترین زمان تحقق یافت.
استقبال عظیم از انتخابات اخیر در درجه نخست مرهون تلاشهایی بود که برای ایجاد امید و اعتماد در مردم صورت گرفت تا برای بحرانهای مدیریتی موجود و نارضایتیهای گستردهاجتماعی، که انباشتشان میتواند کیان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخی شایسته فراهم شود. اگر این حسنظن و اعتماد مردم از طریق صیانت از آرای آنها پاسخ داده نشود و یا آنها نتوانند برای دفاع از حقوقشان به نحوی مدنی و آرام واکنش نشان دهند مسیرهای خطرناکی در پیش خواهد بود که مسئولیت قرار گرفتن در آنها بر عهده کسانی است که رفتارهای مسالمتآمیز را تحمل نمیکنند.
اگر حجم عظیم تقلب و جابهجایی آرا، که آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دلیل و شاهد فقدان تقلب معرفی شود، جمهوریت نظام به مسلخ کشیده خواهد شد و عملا ایده ناسازگاری اسلام و جمهوریت به اثبات میرسد. این سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد کرد؛ یک دسته آنان که از ابتدای انقلاب در مقابل امام صفآرایی کردند و حکومت اسلامی را همان استبداد صالحان دانستند و به گمان باطل خود میخواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته دیگر که با ادعای دفاع از حقوق مردم اساسا دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت میدانند. هنر شگرف امام باطل کردن سحر این دوگانهانگاریها بود. من آمده بودم تا با تکیه بر راه امام تلاش ساحرانی را که دوباره جان گرفتهاند خنثی کنم.
اکنون مقامات کشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئولیت آن را پذیرفتهاند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کردهاند، به صورتی که این رسیدگیها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بیش از 170 حوزه انتخاباتی تعداد آرای به صندوق ریخته شده بیشتر از تعداد واجدین شرایط باشد.
از ما خواسته میشود که در این شرایط شکایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری کنیم، حال آن که این شورا در عملکرد خود چه قبل، چه حین و چه بعد از انتخابات عدم بیطرفی خود را به اثبات رسانده است و نخستین اصل در هر داوری رعایت بیطرفی است.
اینجانب همچنان قویا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حقی مسلم است که باید به صورتی بیطرفانه از طریق یک هیئت مورد اعتماد ملی مورد بررسی قرار گیرد، نه آن که پیشاپیش امکان ثمربخش بودن آن منتفی اعلام شود، یا با طرح احتمال خونریزی، مردم از هرگونه راهپیمایی و تظاهرات بازداشته شوند، یا شورای امنیت کشور به جای پاسخگویی به سوالات مشروع در خصوص نقش لباسشخصیها در حمله به افراد و اموال عمومی و ایجاد التهاب در حرکتهای مردمی به فرافکنی بپردازد و مسئولیت فجایع به وجود آمده را بر عهده دیگران بگذارد.
اینجانب چون به صحنه مینگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور میبینم. من به عنوان یک همراه که زیباییهای موج سبز حضور شما را دیده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گیرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خویش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استیفای حقوق مردم پای می فشارم و علیرغم تواناییهای اندکی که در اختیار دارم براین باورم که انگیزه و خلاقیت شما مردم همچنان میتواند حقوق مشروع تان را در چهرههای مدنی جدید مورد پیگیری قرار دهد و محقق کند. مطمئن باشید که اینجانب همواره در کنار شما خواهم ماند. آنچه این برادر شما در در یافتن این راهحلهای جدید، خصوصا به جوانان عزیز توصیه می کند این است که نگذارید دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توکل به خداوند و امید به آینده و تکیه بر توانمندیهایتان حرکات اجتماعی خود را پس از این نیز براساس آزادیهای مصرح در قانون اساسی و اصل امتناع از خشونت پیگیری کنید. ما در این راه با بسیجی روبرو نیستیم؛ بسیجی برادر ماست. ما در این راه با سپاهی روبرو نیستیم؛ سپاهی حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نیستیم؛ ارتش حافظ مرزهای ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهای قانونی آن روبرو نیستیم. این ساختار حافظ استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی ماست. ما با کجروی ها و دروغ گویی ها روبرو هستیم و در پی اصلاح آنیم؛ ا صلاحی با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامی .
ما به دست اندرکاران توصیه می کنیم برای برقراری آرامش در خیابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسی امکان تجمع های مسالمت آمیز را نه تنها فراهم کنند، بلکه چنین گردهم آیی هایی را تشویق کنند وصدا و سیما را از قید بدگویی ها و یک طرفه عمل کردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن که به فریاد تبدیل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در این رسانه جاری، تصحیح و تعدیل گردد. بگذارند جراید نقد کنند، خبرها را آنچنان که هست بنویسند و در یک کلام فضایی آزاد برای مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت های خود آماده سازند. بگذاریم آنهایی که علاقه دارند تکبیر بگویند و آن را مخالفت با خود تلقی نکینم. کاملا مشخص است که در این صورت احتیاجی به حضور نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان ها نخواهد بود و با صحنه هایی که دیدن آنها و شنیدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و کشور را به درد می آورد، روبرو نخواهیم بود.
برادر و همراه شما - میرحسین موسوی
بنام خدا
وبلاگنویسان عزیز
همانطور که میدانید، کشور ما ایران در شرایط خطیری قرار دارد که عبور از این شرایط نیازمند هوشیاری و دقت نظری همگانی است و لذا از شما به عنوان فرهیختگان جامعه مجازی انتظار میرود تا در تلاش فرهنگی و اجتماعی و سیاسی خویش به کمک آرامش کشور بشتابید و با روشنگری و نفی خشونت مانع بروز اغتشاش شوید. ظرفیت های عظیم "مردم سالاری دینی" و چارچوب "قانون اساسی" برای پیشبرد کشور و اصلاح امور و رفع اختلافات موجود کافی است و امید داریم روزهای بهتری را برای کشور و مردم عزیزمان شاهد باشیم.
بدیهی است دغدغه عموم وبلاگنویسان حفظ سلامت و آرامش کشور است و لذا وبلاگهایی که دعوت به خشونت و اغتشاش کنند، مسدود میشوند.
مهدی بوترابی
مدیر گروه سایتهای پرشین بلاگ
لینک مطلب:
سحام نیوز : مهدی کروبی با نگارش نامه ای سر گشاده به شورای نگهبان خواستار ابطال انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و برگزاری مجدد آن شد . کروبی در این نامه خطاب به اعضای شورای نگهبان نوشت : " با رای عادلانه درباره انتخابات و ابطال آن و برگزاری انتخابات مجدد اراده ملت را بپذیرید و بقای نظام را تضمین کنید که این به عدالت نزدیکتر است. " متن کامل این نامه به شرح زیر است :
بسمالله الرحمن الرحیم
اعضای محترم شورای نگهبان قانون اساسی
سلام علیکم
شما فقها و حقوقدانان گرامی در جایگاهی قرار گرفتهاید که برآمده از مجاهدت ملت شریف ایران و ابتکار رهبر فقید انقلاب و اجتهاد علما و روشنفکران منتخب مردم در مجلس خبرگان قانون اساسی است. نمایندگان ملت در این مجلس به شرحی که در مشروح مذاکرات آن آمده است - و برخی از ایشان در قید حیات و از مراجع تقلید هستند – از این حیث نظارت بر انتخابات را به شورای نگهبان واگذار کردند که نگران تکرار تجربه دخالت دربار و ساواک در انتخابات در رژیم گذشته بودند و گمان میکردند با امکان تکرار تجربه دیکتاتوری در نهاد ریاست جمهوری باید نظارت بر انتخابات را به جمعی از فقها و حقوقدانان مستقل و بیطرف واگذار شود تا به نام دموکراسی، دیکتاتوری بهوجود نیاید. در سی سال گذشته هرگز اهمیت این نکته کلیدی در تدوین و تفسیر قانون اساسی تا این حد مورد توجه قرار نگرفته بود که امروز مورد توجه قرار گرفته است چراکه اکنون زمان انتخاب شورای نگهبان است. متاسفانه به هر دلیل انتخاباتی برگزار شده است که در اثر کم دقتیها و سوءاستفاده ها و باوجود فیلترهای متعدد، اکثریت قاطعی از ملت ایران نسبت به نتیجه اعلام شده برای انتخابات معترض هستند و برای بطلان این انتخابات دهها دلیل دارند که برخی از این ادله از حد سند و مدرک (که توسط نامزدهای سه گانه به شورای نگهبان ارائه شده) گذشته و به حد شیاع رسیده است. سوءاستفاده برگزارکنندگان انتخابات از موقعیت خود در دولت، دخل و تصرف در رای صندوقها و وعده و وعیدهای غیرقانونی و شبه قانونی، اتهام پراکنی و پرده دری تنها پرده هایی از این اتهامات هستند که تفصیل آنها در شکایت اینجانب به شورای نگهبان آمده است. اگر شورای نگهبان به سیاق گذشته خود عمل کند که به بهانه یک شام و میهمانی و یا دادن چند قلم جنس از سوی یک نامزد راهیابی به مجلس در یک حوزه انتخابیه کوچک یا دخالت یک فرماندار، انتخابات را باطل اعلام میکرد اکنون با این وعدههای بزرگ و سوءاستفادههای بزرگتر و توزیع پول از سوی مقامات بزرگتر اگر شورای نگهبان کاری کمتر از ابطال کند در حقیقت مرتکب اشتباه بزرگی شده است.
قصد من تحت فشار قرار دادن شورای نگهبان نیست. من به قانون عمل میکنم و باوجود برخی باورها درباره عدم بیطرفی نهادهای داوری کننده انتخابات هنوز امیدوارم شورای نگهبان به وظیفه قانونی خود عمل کند و این انتخابات را باطل اعلام کند.
اعضای محترم شورای نگهبان
این نه خواست یک فرد که خواست یک ملت است. کسانی که در روزهای گذشته در اجتماعات میلیونی در خیابانهای تهران و برخی شهرستانها حضور یافتند و با کمال نجابت و صداقت با سکوت فریاد خود را به گوش شما میرسانند نه خس و خاشاک که همان امت همیشه در صحنه هستند. چگونه است که تا روز قبل از انتخابات به این جمعیت افتخار میشد و از اجتماع ملت به شور انتخاباتی یاد میشد و اکنون یا به الفاظ زشت از آنان یاد میشود یا به عوامل بیگانه نسبت داده میشوند؟ حتما به یاد دارید که محمدرضا پهلوی هم قیام مردم تبریز را در آستانه انقلاب اسلامی به توطئه بیگانگان نسبت میداد و میگفت اینان از خارج وارد ایران شده اند. حتما به خاطر دارید که محمدرضا پهلوی مخالفانش یعنی ما و شما را ارتجاع سرخ و سیاه مینامید و BBC را عامل انقلاب اسلامی ایران میخواند. من به عنوان فردی که از سال 1341 به عنوان یکی از یاران امام خمینی برای جمهوریت و اسلامیت و آزادی در راه انقلاب اسلامی زندان رفتهام و شکنجه شده ام هشدار میدهم که توهین به ملت آتش خشم آنان را شعله ور میکند. آنان که این روزها در خیابانهای تهران تجمع میکنند اتفاقا عصاره ملتند و هیچ نیازی به نیروی خارجی ندارند و از اموال عمومی مانند اتوبوسهای دولتی و تبلیغات تلویزیونی هم برای تجمع بی بهره اند و هیچ حزب و گروهی هم توان گردآوری این همه جمعیت را ندارد. این مردم نه خواستار تغییر نظام هستند و نه اجازه هر نوع آشوبی را میدهند. من خود در میان جمعیت شاهد بودم چگونه نظم خودجوش این ملت اجازه سر دادن هیچ شعاری را نمیداد و با خشونت طلبان مرزبندی داشت. اینان تنها یک خواسته دارند و آن ابطال انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد 88 و برگزاری یک انتخابات سالم و آزاد بدون سوءاستفاده از امکانات دولتی است. این انتخابات زیر نظر همین نهادهای فعلی برگزار خواهد شد و در آن هیچ چیزی جز یک رئیس جمهور تعیین نخواهد شد و معنای آن نیز هیچ چیزی جز تمکین نظام به رای ملت نخواهد بود.
اعضای محترم شورای نگهبان
شما مهمترین ظرفیت قانونی در اصلاح این وضع هستید که میتوانید با کمترین هزینه، خواست ملت را برآورده سازید. مبادا با ناامیدی ملت از شورای نگهبان آن نگرانی تاریخی امام خمینی محقق شود که فرموده بود: مبادا روزی ملت علیه شورای نگهبان به خیابانها بریزند.
اعضای محترم شورای نگهبان
متاسفانه تخلفات این دولت در برگزاری انتخابات 22 خرداد 88 در این روز نه تنها تمام نشد بلکه پس از آن با وجود جو التهاب و اعتراض در جامعه بر روی آتش خشم ملت نفت ریختند. مردم را خس و خاشاک خواندند، با چماق و قمه به اجتماعات مسالمت آمیز و آرام آنان حمله کردند، با مهندسی آشوبها آنها را به نام ملت نوشتند، به کوی دانشگاه حمله کردند، به شکل لباس شخصیها وارد خانه های مردم شدند، اعتراض ملت به دولت را اعتراض به نظام خواندند و در پناه سانسور رسانه ها و محدودیت سایت ها و قطع موبایل ها و پیامک ها و ایجاد جو رعب و وحشت به بازداشت گسترده نخبگان و روشنفکران پرداختند تا جایی که فردی که نیازمند مراقبتهای مستمر پزشکی است و جانش در خطر است را بازداشت کردند یا پیرمرد هفتاد و چند سالهای را از بیمارستان به زندان بردند یا فرزند شهدا و جانبازان را بازداشت کردند و در میدان آزادی هم افرادی را کشتند و هم با گرفتن زیر تابوت این شهدا از آن برای خاموشی ملت استفاده کردند و این همه در حق ملتی است که در تجمعات هفته گذشته خود با تکبیر و صلوات و سکوت اعتراض خود را اعلام کردهاند. اگر شما بخواهید به عدالت رفتار کنید همین رفتارهای هفته گذشته دولت خود در ابطال انتخابات مهمترین سند است. دولتی که برپایه انتخابات مشروع به قدرت برسد به این جو رعب و وحشت چه نیازی دارد؟
اعضای محترم شورای نگهبان
با رای عادلانه درباره انتخابات و ابطال آن و برگزاری انتخابات مجدد اراده ملت را بپذیرید و بقای نظام را تضمین کنید که این به عدالت نزدیکتر است.
مهدی کروبی
29 خرداد 88
نظام ایران بر دو پایه مهم شکل گرفته است: مردم سالاری که در جمهوریت نظام متعین میشود و دینی بودن که در اسلامیت آن نهفته است. هر دو محصول واقعی و عمیق و ارزشمند جامعه ایرانی است. هر چند در زمینه مردم سالاری بقایای روحیه استبدادی یا استبداد زدگی و برای وجه دینی جامعه، خرافه گرایی آفت است ولی وجه غالب آیین و فرهنگ ایرانی بر آزادی و عدالت و مردم سالاری و دیانت حقیقی تکیه دارد.
تاکید به حق رهبری بر مردم سالاری دینی شاه کلیدی است که هر مشکل را در نظام اسلامی حل میکند و نیازی به الگوهای جایگزین وارداتی نیست. عدالت و سلامت مدیران و مسئولین ارشد کشور و انتخابی بودن آنان و امکان اصلاح امور از طریق مراجعه به آرای عمومی در تمامی سطوح محوری است که اگر بخشی از آن نیز آسیب ببینید به کمک مردم سالاری دینی مسائل قابل حل است. مردم سالاری دینی شکل و محتوای نظام ماست و تکیه بر آن کلید حل مشکلات سیاسی فعلی و آینده و به خصوص در زمان رویارویی ها است.
مراجعه به مردم ایران از طریق انتخابات صورت میگیرد و اگر مردم معتقد باشند که در انتخابات تقلب شده باشد توسط دستگاههای ناظر و در راس آن رهبری موضوع پیگیری میشود و اگر دستگاههای ناظر خود متهم به ایفای نقش در این تقلب باشند، رهبری نظام مستقیما وارد میدان میشوند. اینکه همه ی افراد و ارکان نظام مستقیما یا غیرمستقیم توسط مردم انتخاب میشوند ضامن اصلی حفظ جمهوریت و اسلامیت نظام است و لذا نباید نگران آینده بود چرا که تکلیف ها روشن است و ملت شهید پرور و همیشه در صحنه ی ایران از حقوق خود دفاع خواهند کرد.
در مشکل اخیر کشور و اعتراض اصلاح طلبان و بعضی اصولگرایان میانه رو به تقلب و تخلف در انتخابات نیز مردم سالاری دینی راه حل موفق و موثر است. در مرحله اول اعتراض به مجریان و ناظران انتخابات که انجام شده است و به زودی تکلیف این مرحله از اعتراض روشن خواهد شد. در مرحله بعد اعتراض متوجه شورای نگهبان و اقدامات وی خواهد بود که البته بعضی از اصلاح طلبان ارشد مانند آقایان کروبی و موسوی و محتشمی پور از ابتدا نسبت به صلاحیت شورای نگهبان به دلیل حمایت صریح و آشکار از آقای احمدی نژاد اعتراض کرده اند. اعتراض به صلاحیت و اقدامات شورای نگهبان اگر اشتباه نکنم مستقیما در اختیارات رهبری یا خبرگان رهبری است. به هر حال اصلاح طلبان در مسیر اصلاح همیشه فرصت خواهند داشت مسائلی را که پشتوانه واقعی مردمی دارد به پیش ببرند و ظرفیت های قانونی در کشور اعم از قانون اساسی و قوانین عادی بسیار است.
یکی از مهمترین وظایف تاریخنگاران ثبت وقایع تاریخی و تحلیل آنان است. شورای نگهبان به دلیل تاثیری که تغییرات سیاسی یک دهه اخیر کشور داشته است موضوع جذابی برای مورخان است.
پلاکاردی که امروز در تظاهرات حمل میشد
نظام ما دو پایه دارد که هر دو در قانون اساسی به خوبی تشریح شده اند:
جمهوریت که سمبل مردم سالاری و سیاست متکی بر مردم و آزادی است. بر اساس همین نظام مردم سالار است که عده از صدر تا ذیل مستقیم و غیرمستقیم توسط مردم منصوب میشوند.
اسلامیت که سمل محتوای دینی و عدالت خواهانه و خداجویانه و حمایت از تمامی ارزشهای مطلوب است
کسانی که به یک یا هر دو پایه نظام را حمله میکنند و تصور میکنند نظام در جای دیگری محفوظ است اشتباه میکنند. مردم و مسئولان دلسوز اجازه چنین اشتباهی را تا کنون نداده اند و ان شاء الله بعد از این نیز نخواهند داد.
لینک مطلب:
بسم الله الرحمن الرحیم
مجمع روحانیون مبارز ضمن سپاس از حضور شاداب ملت و به خصوص جوانان عزیز در عرصه انتخابات دهم ریاست جمهوری که بارفتار مدنی ،سرزندگی ومتانت خود خاطرات دوران پرشکوه انقلاب را تجدید کردند و ضمن پوزش از اینکه نتوانستیم از آرای مردم صیانت به عمل آوریم ،به استحضار مردم شریف می رساند که در این انتخابات صرف نظر از نتیجه ای که معلوم شد آنچه موجب تاسف و نگرانی بیشتراست اعمال نوعی مهندسی آرای گسترده دراین دوره است.
این امراگر به صورت رویه درآید،به جمهوریت نظام لطمه غیر قابل جبران می زندواعتماد مردم را که بزرگترین پشتوانه نظام است.خدشه دار می کند.دلایل و شواهد کافی وجود داردکه نتیجه اعلام شده مورد قبول واقع نشود.
مجمع روحانیون مبارز در جلسه ای فوق العاده به این نتیجه رسید که برای دفاع از جمهوریت اسلامی نظام وبازگرداندن اعتماد عمومی و نگاهبانی از موج آشتی ملی با صندوق های رای ،ابطال این انتخابات و تجدید آن در فضایی عادلانه تر و منطقی تر راهکار مناسب است یا دست کم تعیین هیاتی بی طرق و کاردان وشجاع برای حقیقت یابی و اعلام نظر نهایی به ملت و رهبری تصمیمی درست در جهت آرمان های والای انقلاب و اندیشه های حضرت امام و تقویت اعتماد ملی است.
ما و هواداران پر شور و باشعور جناب میرحسین موسوی ضمن حفظ هوشیاری و پرهیز از هر عملی که به تشنج بیانجامد و به سرکوب گران بهانه دهد مهندس موسوی عزیز را تنها نخواهیم گذاشت.
مجمع روحانیون مبارز
88/3/24
ایجاد محدودیت در رسانه های عمومی و حتی رسانه های نسبتا شخصی کارکرد مشخصی دارد و رفتار صدا و سیما نیز در مقابل همان معنا را تایید میکند و مقدمات انتخابات دهم و روند و نتایج آن نیز همان را. قدرت نیز همان را. رفتار ملت نیز ناشی از فهم همین نکته هاست.
| اینکه نیروهای انتظامی در برابر مردم قرار گیرند بخشی از این فتنه است..برخی از مسئولان کشور باید در سخنان خود، از بهکارگیری کلمات و جملات تحریک آمیز یا اهانت آمیز پرهیز کنند . |
در کشورمان سطوح مختلفی از قوانین داریم. قوانین نانوشته. قانون اساسی. قانون عمومی و .... محتوای این قوانین از عرف و اندیشه های مقبول جامعه شکل میگیرد. در جوامع دیگر نیز چنین است. مثلا در جامعه مسیحی این قوانین رنگ مسیحی دارد و در جامعه بودیست رنگ آیین بودا. در جامعه لائیک نیز رنگ لائیسم. در جامعه کمونیستی یا سوسیالیستی نیز چنین است. در جوامعی با قومیت ها و مذاهب مختلف نیز مجموعه ی مشرب های مختلف محتوای قوانین را می سازد ولی در همه ی انواع قوانین، این مردم هستند که منشاء مقبولیت و ضمانت اجرای آن هستند. نه یک درصد که صد در صد. اگر کسی یا گروهی به مردم مجوز اجرای انتخابات یا نظارت بر آن را که در قانون متعلق به همین مردم ثبت شده، نشان دهد و بگوید به شما مردم مربوط نیست و حرف نزنید، اشتباه بزرگی انجام داده است.
لینک مطلب:
سحام نیوز: مهدی کروبی در دومین بیانیه خود اعلام کرد که از حقوق مردم دفاع می کند و کوتاه نخواهد آمد. متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت بزرگ ایران
واکنش های خود جوش شما به اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نشان دهنده آگاهی و تعهد شما نسبت به ایران اسلامی و عدم مشروعیت نتیجه اعلام شده برای انتخابات 22 خرداد 1388 است گرچه می دانید و می دانیم که اگر امکان داشت این واکنش ها از راههای قانونی و در چارچوب های مدنی انجام می شد از مطلوبیت بیشتری برخوردار بود. اما در حال با توجه به حضور آگاهانه شما مطمئن باشید نامزدهای مورد علاقه شما در این دوره انتخابات از حق خود و شما کوتاه نخواهند آمد . نتیجه اعلام شده انتخابات برآمده از دو انحراف اساسی در مسیر تاریخ انقلاب است .
اول: انحراف از جمهوریت نظام که نقطه شروع ان برگزاری دومین انتخابات مجلس خبرگان رهبری در سال 1369 و رد صلاحیت گسترده یاران امام (ره) پس از رحلت بنیان گذار جمهوری اسلامی بود و این انحراف سبب شد جمهوری مورد نظر امام مخدوش شود و امروزه حتی افرادی که در این انحراف مقصر بودند از آن آسیب می بینند و کار به جایی رسیده که از کلیت جمهوری اسلامی، هر دو رکن جمهوریت واسلامیت با این انتخابات و اعلام نتایج مخدوش ان زیر سوال رفته است.
دوم : انحراف از اصلاحات که با فرصت سوزی و از دست دادن خودخواهانه موقعیت های بی نظیری که ملت ایران در حوادث پس از دوم خرداد 1376 در اختیار ما قرار داده بود شروع شد با سوء مدیریت و اجازه مصادره ان توسط نااهلان و سود جویان منتهی به انتخابات مجلس هفتم و سپس تشکیل دولت نهم که مهم ترین مخالف اصلاحات در سال 1384 و تثبیت او در سال 1388 گردید.
من بار دیگر اعلام می کنم انتخاباتی که با حضور پرشور ملت ایران برگزار شد نباید وسیله سوء استفاده قرار گیرد و نتایح اعلام شده بر این انتخابات نامشروع و دولت برآمده از ان فاقد وجاهت ملی و صلاحیت اجتماعی است و از اینرو آقای محمود احمدی نژاد را رییس جمهور ایران نمی دانم . اما از ان جایی که به اصل نظام جمهوری اسلامی باور راسخ دارم و این نوع انتخابات را تعریض به میراث و راه امام می دانم و از ان جایی که هنوزم به ظرفیت نهادهای قانونی در جمهوری اسلامی باور دارم از شورای نگهبان می خواهم با ابطال انتخابات و در راستای خواست به حق ملت واکثریت مردم بار دیگر این انتخابات را تجدید نماید و این بار به حق، از آرای مردم پاسداری کند.
بدیهی است این راه حل برای برون رفت از وضع موجود و اتمام حجتی با نهادهای حقوقی و قانونی می باشد . فارغ از قضاوت من درباره برخی از اعضای تاثیر گذار شواری نگهبان و عوامل تاثیر گذار پشت صحنه ان به ملت عزیز ایران عرض می کنم که ضمن اعلام نظرات صریح خود درباره عدم مشروعیت نتایج انتخابات از ظرفیت های قانونی موجود بهره ببرند و از نیروی انتظامی و امنیتی می خواهم حقوق شهروندی منتقدان و معترضان را رعایت نمایند و نگذارند با انتشار تصاویر موحش و موهن در رسانه های خارجی موجبات وهن نظام جمهوری اسلامی فراهم آید و بدانند که شکرانه بیرون اوردن اقای محمود احمدی نژاد از صندوق های رای ضرب و شتم مردم، دستگیری و تهدید امنیتی فعالان سیاسی واجتماعی و ایجاد جو امنیتی در کشور نیست. همچنین به دولت و دست اندرکاران هم یادآوری می نمایم که قطع وسایل ارتباط جمعی، سایت ها، موبایل ها ، پیامک ها و تلویزیون ها در شان جمهوری اسلامی که همواره مورد تایید حضرت امام (ره) بوده است نمی باشد. کار به جایی رسیده است که حتی از انتشار اطلاعیه ها و بیانیه های اینجانب در روزنامه ها و حتی روزنامه اینجانب خودداری می شود و مطبوعات مورد تهدید قرار می گیرد .
اینجانب با تاکید بر هویت مستقل و اصلاح طلبانه خود درخواست ابطال این انتخابات منحرف شده را به نام صیانت از ارای شما پیگیری نموده و در صورتی که دولت و شورای نگهبان بر ان اصرار داشته باشد ، تصمیمات خود را در اطلاعیه های بعدی به اطلاع ملت بزرگ ایران خواهم رسانید . نمایش غیر قانونی امروز از سوی آقای احمدی نژاد که خود را قبل از تایید انتخابات و رسیدگی به شکایات، رییس جمهور منتخب نامیده است نیز پرده دیگری از این نمایش مضحک است.
در پایان ضمن تشکر مجدد از حضور آگاهانه شما در صحنه ، به ملت شریف و جوانان غیور این سرزمین توصیه می نمایم که با حضور خود در صحنه و مراقبت از تحولات جاری ارامش را حفظ نمایند تا بهانه به دست غوغا سالاران ، انحصار طلبان و سرکوب گران ندهند .
والسلام علیکم
مهدی کروبی – 24 /3 /88
حمله به هر یک از ارکان کشور یعنی جمهوریت یا اسلامیت، موجب آسیب دیدن مهاجم یا مهاجمان خواهد بود. حمله به هر دو رکن به صورت همزمان موجب ویران شدن بنیاد مهاجمان است.
مهاجرانی از تغییرات سیاسی در ایران میگوید
ابطحی گفت :
دیروز و دیشب خیلی با هم فرق داشت. دیروز ایران شادمان بود که دارد سرنوشت خود را با تغییر شکل میدهد. همه هم آمده بودند. دیشب اما شب تلخ شوکآوری شد. خبرها، مثل چهار سال پیش با اعلام زودرس خبرگزاری فارس و کیهان شکل گرفت. اول باور کردنی نبود. کمکم که خبرها جلو رفت خبرها داشت مثل یک کوه سنگین در برابر چشم کسانی که دیده بودند واقعیت این نیست، رسمی میشد. مهندس موسوی هم همزمان اعلام رسمی کرد که پیروز انتخابات است. اما اطلاعات رسمی بود که همچنان در دنیا مطرح بود و بدجوری روی اعصاب ملت لیز میخورد. اینبار مسئله خیلی مهمتر از تقلب بود. خیلیها اسم آن را کودتای سفید میگذارند. با ستادهای مختلف در تماس بودم. مگر میشد خوابید؟ دوبار رفتم پیش آقای کروبی یکبارش ساعت 2 بامداد بود. با دوستان مختلف در ستاد آقای موسوی صحبت میکردم. همه شوک بودند. هروقت فرصت میکردم به فیس بوک و فرندهای نگران آنجا سر میزدم. دوستانی که این بار انتخاب کرده بودند و نتایج را میدیدند و داشتند دقمیکردند، میخواستند حرفهای امیدوارکننده بزنم. من هم از این خبرها نداشتم. شرایط سختی بود. یاوران آقای احمدینژاد علیرغم ممنوعیت تظاهرات، شهر را تسخیر کرده بودند. دوسه ساعتی خوابیدم. صبحی به دفتر آقای خاتمی رفتم. از جلسهای آمده بود و در حال رفتن به جلسه مهم دیگری بود. بیانیه آقای موسوی را دیدم. خیلی صریح بود. بعد از آن به دفتر آقای کروبی رفتم. ایشان هم در حال نوشتن این بیانیه بود. با بیبیسی فارسی هم گفتگوئی کردم. تحلیل این تقلب واضح را کردم. یکی از دوستان میگفت در خیابان فردی را دیده که گفته این بار به جای کلاه گونی بود که به سرمان رفت، مهندسی این انتخابات خیلی هوشمندانه بود. از یک سو رکورد رای دادن در تاریخ انتخابات شکست. اینکه همیشه میگفتند خاتمی در دور دوم بیشتر رای آورد هم باید درهم میریخت و احمدینژاد در این مهندسی باید رای بیشتری از خاتمی به دست میآورد. مهندس موسوی و همه کسانی که همراهش بودند را هم میخواستند، به پایان خط ببرند. ماجرای رای سیصد هزار نفری آقای کروبی هم بخش مهم این سناریو بود. با اینکه آقای کروبی بیشترین کسی بود که یک مجموعههای ثابت رای داشت. اما به دلیل اینکه دیگر کسی از این شعارهای تند و مردممحورانه ندهد و اعلام کنند همه مخالفان و ناراضیان در کشور عددی نیستند، سقف سیصد هزار نفری را برایش در نظر گرفتند. این در حالی است که اخبار رسیده از همه صندوقهای شهرستانها حداقل تساوی آقایان موسوی و احمدینژاد بود. این بار اگر دوباره فراموش نکنیم، جریان غیر دولتی و اصلاحطلب را باید به این نتیجه رسانده باشد که دیگر از طریق صندوقهای رای نمیشود، به فکر اصلاح بود. انتظار میرود کاندیداها و به خصوص مهندس موسوی که خود را کاندیدای پیروز اعلام کرده است و حرف بیجائی هم نزده است، تلاشهائی را که آغاز کردهاند به نتیجه برسد. ظاهرا میخواهند تقاضای تجدید انتخابات کنند. اما نمیدانم آیا امکان پذیر هست یا نه؟ در هر حال این شوک و بهت غیر قابل توصیف جامعه ما را گرفته است. نسل جوانی که میخواست خودش را در این نظام تعریف کند دچار یاس تلخی شده است. موج مهاجرت در ذهن جوانان دوباره جدی میشود و هزاران "چیز" دیگر. اما در عین حال دنیا با این اتفاقات پایان نمیپذیرد. سعی کنید زمین نخوریم.
تا حالا چنین حضوری را در انتخابات در ربع قرن گذشته ندیده ام. خدا را شکر. این تغییر رویکرد و افزایش مشارکت گواه روشنی بر پیروزی اصلاحات است. خدا را بی حد شکر
گاهی رقیب را انسان نمیدانیم تا نادیده اش بگیریم
استعمار : گاهی برای تسلط بر او برای خویش
استثمار : گاهی برای غارت او به سود خویش
استحمار: گاهی برای تغییر او به دلخواه خویش
انسان صاحب حقوقی است که کافر و مشرک و بی دین و لامذهب شدن وی نیز مانع آن حقوق نمیشود و اساس بعضی از این اتهامات گاهی برای سودجویی است. حتی دشمن حربی و جنگی نیز حقوقی دارد چه برسد به دیگران.
معمولا تنها زمانی میتوانیم از کلمه های ملت و ملی استفاده ی درست کنیم که موضوع به نوعی به اکثریت مطلق و قاطع ملت برگردد. به نظر میرسد اعتراض به سیاستهای موجود در سطح ملی مطرح است.
نخست نخبگان و سپس ملت حرکت خود را انجام دادند. اکنون نوبت پاسخ حکومت است.
مردم احساس نگرانی شدید میکنند و در صحنه انتخابات و مسائل کشور حاضر هستند. تداوم این حضور و رای قاطع آنان به تغییر و غلبه ی تدبیر میتواند آینده ی کشور را برای سالها بیمه کند.
امام میفرمایند که اینکه کی رئیس جمهور میشود به من ربطی ندارد من هم یک رای مثل بقیه دارم
این نقل قول از امام را رسانه ملی بارها و بارها پخش کرده است اما ...
======================
کسانی که فکر میکنند قیم و مسئول و رئیس مردم هستند
و باید در مسیر انتخاب مردم دخالت کنند
و به جای سطح روشنگری با امکانات شخصی
به جهت دهی با هزینه دیگران و ...
رو می آورند
به کجا میروند!؟
قدرت برای تغییر در دستان ملتهاست. همیشه این طور بوده است. گاهی افراد یا جریاناتی به واسطه ی حمایت مردم دارای چنین قدرتی میشوند و اینجاست که قدرت به همراه خود خطرهای جدی می آورد. خطر آسیب دیدن از درون. خطر آسیب رسانده به بیرون.
کسی گفت:
مردم سالاری در خانه
صلح در جهان
. . . ... . . . . . ..
دسترسی به صلح و دمکراسی، آزادی و عدالت و امثال آن، نتیجه فرایندی همه جانبه و عمیق در جامعه است. شتابزدگی و تعجیل بی مورد در تحقق آنها، آسیب زننده و بی نتیجه خواهد بود.
در نظام های مردم سالار برای حاکمیت مردم، رای دادن کافی است. خون و جان و مال را در دوره انقلاب و جنگ در برابر مستبدین داخلی و استعمارگران خارجی میدهند ولی پس از تثبیت نظام های مستقل، با اندیشه و رای میتوان در تصمیم سازی ها موثر بود.
لینک مطلب:
کروبی:
حضور گسترده مردم هر مخالفی را پودر میکند
ماجرای شهرام جزایری بعد از آزادی لقمانیان آغاز شد
دبیرکل حزب اعتماد ملی گفت:«من شیخ محله و امام جماعت مسجد نیستم، بلکه میخواهم رییسجمهور شوم. من مسوولی خواهم شد که از همه نیروهای دلسوز جمهوری اسلامی استفاده خواهم کرد.»
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، حجتالاسلام و المسلمین مهدی کروبی طی سخنانی در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد نجف آباد اظهار داشت:«شعار من تغییر است، کسانی که طالب وضع موجود هستند این را بدانند؛ من قصد دارم که در قوه مجریه، سیاست خارجی، اقتصادی، اجتماعی، دانشگاهها، وضعیت معلمان تغییر ایجاد کنم. من برای تغییر وضع موجود از نیروهای کاردان، مجرب و باسابقه در مدیریت اجرایی کشور استفاده میکنم.»
وی با اشاره به برنامههایش در عرصه سیاست خارجی گفت:«من اگر مدیر اجرایی کشور شوم با تمام دنیا تعامل و گفتوگو خواهم داشت و از اختیارات خودم برای ارتقا جایگاه کشورم با حفظ اقتدار اسلامی و با منطق و استدلال استفاده میکنم.»
وی تاکید کرد:«من برای مدیریت جهانی نیامدهام و برای مدیرت اجرایی کشور آمدهام. احتیاج نیست که ما دیگر کشورها را اداره کنیم، بلکه همه کشورها خود مدیری دارند و هر کشور منافع ملی خود را دارد.»
دبیرکل حزب اعتماد ملی گفت:«مطمئن باشید به شما دروغ نخواهم گفت و آنچه در توان دارم انجام میدهم و اگر روزی نتوانستم کاری را انجام دهم صادقانه و مخلصانه با شما صحبت میکنم و موانع را میگویم.»
لینک مطلب:
آیت الله موسوی خوئینی:جریان اصولگرا با زور سرنیزه می خواهد همه را خفه کند/کاری کردند که دیگر میزان رای ملت نیست
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
یاری: دبیر کل مجمع روحانیون مبارز با بیان اینکه همه مسئولان کشور قابل نقد هستند ،تاکید کرد:«اگر قرار است مردم بدون شناخت و بدون حق انتقاد فقط روز انتخابات یک اسم را روی کاغذ بنویسند، بهتر است به یک عده ای از اصولگرایان وکالت دهند تا خودشان از طرف مردم اسم کسی را بنویسند.»
به گزارش سلام ، آیت الله موسوی خوئینیها در دیدار با دانشجویان حامی موسوی در دانشگاه علامه طباطبایی در بیان تبیین مفهوم اصلاح طلبی گفت:«بعد از پیروزی انقلاب دو گروه سیاسی چپ و راست داشتیم که چپ ها امروز با نام اصلاح طلب شناخته می شوند و جریان اصولگرا هم با هر تعریفی که از اصولگرایی داشته باشیم همان جریانی است که روزگاری جناح راست نامیده می شد.»
وی افزود:«برخی از مفهوم چپ تصوری دارند که گویی جناح چپ سابق اکنون نمی تواند اصلاح طلب باشد. البته باید در نظر داشت که از زمانی که عنوان اصلاحطلب مطرح شد ما مفهوم اصلاح طلبی را روشن نکردیم. در آن زمان ما واژه اصلاح طلبی را به کار نمی بردیم و فقط مسائلی را که مد نظر داشتیم مطرح می کردیم. من نمی دانم چه انسان خیراندیشی اولین بار از واژه اصلاح طلبی استفاده کرد، اما هرکسی که بود کار شایسته ای را انجام داد. در ابتدا جریان مقابل هم تلاش می کرد خود را اصلاح طلب بنامد اما موفق نشدند این واژه را مصادره کنند. البته ما هم در ابتدا تلاش نمی کردیم که اصلاح طلب خوانده شویم. در هرصورت ما اصلاح طلب نامیده شدیم و طرف مقابل اصولگرا.»
مسئولین دچار خودباختگی شدهاند
موسوی خویینیها با بیان اینکه اصلاح طلبی معنایش این نیست که بحران های اقتصادی و اجتماعی را حل کنیم،اظهار داشت:«اصلاح این موارد وظیفه هر دولتی هست اما ما به خاطر این موارد اصلاح طلب نامیده نمی شویم. چون همه دولت ها به دنبال حل این مسائل هستند. دولت فعلی هم گرچه از نام اصلاح طلبی خودداری می کند اما مدعی است که در 16سال قبل از دولت فعلی همه چیز خراب شده و فساد افزایش یافته و مسئولین دچار خودباختگی شده اند و حالا قصد بهبود و اصلاح امور را دارد.»
به بهانه حفظ ارزش ها و اصول نادیده گرفته می شود
وی خواست عموم اصلاح طلبان را داشتن یک کشور اسلامی، آباد، پیشرفته و آزاد دانست و گفت:«اصلاح طلبان برای توسعه کشور هر کاری لازم باشد انجام میدهند و هر فداکاری که لازم باشد می کنند. برای توسعه و پیشرفت کشور حاضرند از گذشته ها عبور کنند تا به مطلوب برسند. از نظر حضرت امام (ره) واجب ترین مسئله این است که نظام حفظ شود تا کشور سرپا بماند. حفظ نظام از اوجب واجبات است، یعنی باید از برخی واجبات و محرمات (اگر لازم باشد) عبور کرد تا نظام حفظ شود اما در جناح مقابل اصلاح طلبی، نگاه متفاوتی وجود دارد و منافع نظام به بهانه حفظ ارزش ها و اصول نادیده گرفته می شود.»
نمی توان به نام اسلام کشور را عقب نگه داشت
دبیر مجمع روحانیون مبارز ادامه داد:«اصولگرایان عقایدی را برای خود به عنوان اصل در نظر گرفته اند ومی گویند به هیچ عنوان از آنها عدول نمی کنیم و برایشان هم فرق نمی کند که کشور چه وضعی پیدا خواهد کرد. اگر کسی بگوید وضع اقتصادی ما بد است آنها می گویند عیبی ندارد مهم این است که ما از اصولمان عدول نکنیم. اگر بگویید با این اصول ممکن است اوضاع سیاسی کشور به هم بریزد و مشکلی ایجاد شود می گویند عیبی ندارد. اصول آن ها یک دسته عقاید دینی است که چنان برایشان قطعی است که هرکس خلاف آن بگوید کفر است و باطل. یعنی یک دسته عقاید را با استنباط خودشان چنان اصل می گیرند که به هیچ وجه از آن عدول نمی کنند حتی اگر کشور از دست برود. بحث ما با اصولگرایان این نیست که مسلمان باشیم یا نباشیم. اصلاح طلبان هم به دنبال کشور اسلامی هستند، اما کشوری که عقب مانده وفقیر باشد را به هیچ عنوان اسلامی نمی دانند. ما می خواهیم مسلمان باشیم اما مسلمان پیشرو و توسعه یافته، نه مسلمان عقب افتاده ای که فاصله اش با دنیای امروز یک فاصله تاریخی باشد. پس ما هم می خواهیم مسلمان باشیم و هم کشورمان اسلامی باشد. دین در کشور ما ریشه دار است اما نمی توان به نام اسلام کشور را عقب نگه داشت و نباید طوری بشود که نتوانیم در دنیا سربلند کنیم.»
مدیر مسئول روزنامه توقیف شده سلام یادآور شد:«امام خمینی در زمان حیاتشان این موضوع را پذیرفتند که درست است ما مسلمانیم اما نمی خواهیم به بهانه اسلام جلوی پیشرفت کشور گرفته شود و کشورمان عقب افتاده شود، لذا نهادی درست می کنند به نام مجمع تشخیص مصلحت نظام و می فرمایند اگر شورای نگهبان مصوبه ای را خلاف شرع دانست و مجلس هم بر آن پافشاری کرد، آن مسئله به مجمع تشخیص برود و اگر مجمع، تشخیص داد قانونی که مجلس تصویب کرده به صلاح کشور است اجرا شود. این نشان می دهد که امام قبل از هر چیزی به فکر پیشرفت کشور بود و قصد اصلاح امور را داشت و نمی خواست به هیچ بهانه ای کشور عقب بماند ولی طرف مقابل ما می گوید هیچ چیز نباید خلاف شرع باشد و از شرع تفسیری ارائه می دهد که با پیشرفت و توسعه در تعارض است.»
وی تصریح کرد:«امام خمینی (ره) حتی معتقد بودند همین که لایحه ای در کمیسیون تخصصی دولت بررسی شده و تصویب می شود و در هیات دولت هم مورد تائید قرار گرفته و سپس در کمیسیون های تخصصی مجلس هم مورد تصویب قرار گرفته و در انتها نمایندگان هم در صحن علنی با رای خود اعلام می کنند که به صلاح کشور است، برای اجرایی شدن قانون کافی است، ولو این که شورای نگهبان آن را خلاف شرع تشخیص دهد. با این حال از باب احتیاط مجمع تشخیص مصلحت نظام تشکیل داده شد.»
چرا میرحسین میگوید اصلاح طلب اصولگرا؟
موسوی خویینیها با بیان اینکه در اصلاح طلبی هم اصولی وجود دارد،اظهار داشت:«برخی گمان می کنند اینکه مهندس موسوی می گوید من اصلاح طلب اصولگرا هستم منظورش این است که به اردوگاه اصولگرایان تعلق دارد. این اشتباه است چون معنای حرف او این است که با در نظر گرفتن اصول، اصلاحات را پیش می برد. یکی از اصول این است که« میزان رای ملت است » و هر چیزی که در راه این اصل مانع ایجاد کند باید برداشته شود. اصل مهم برای اصلاح طلبان این است که مردم باید سرنوشت کشور را تعیین کنند و هر کاری که مانع انجام این اصل است باید برداشته شود نه این که به بهانه دیگری و هر روز هم به یک بهانه اصل بودن «میزان رای ملت است» زیر پا گذاشته شود.»
کاری کردند که دیگر میزان رای ملت نیست
وی با بیان اینکه مملکت ما اسلامی است و مجلس شورای اسلامی داریم،گفت:«در این مجلس، هر قانونی که تصویب می شود باید اسلامی باشد و کسانی باید نمایندگی مردم را در مجلس برعهده بگیرند که به قوانین شرع پایبند باشند. ولی با این تصور و با این پیش فرض برخی گفتند باید فیلتری بگذاریم تا همه آنهایی که می خواهند به مجلس بروند معتقد به اسلامی باشند که ما می فهمیم و نیز آدم هایی باشند که مطمئن باشیم وقتی به مجلس می روند قوانینی را تصویب کنند که ما آن ها را شرعی می دانیم. این تصور اصولگرایان که منجر به نظارت استصوابی شد در عمل یک نتیجه داشت و آن اینکه میزان رای ملت نیست. یعنی آنها خودشان را به چیزی پایبند کردند که نتیجه آن این شد که در سرنوشت کشور میزان رای ملت نیست. پس آن اصولگرایی که نتیجه آن زیر پا گذاشتن این اصل اساسی است ضد اصلاحات و مردود است. چرا که اساسا مردم باید نماینده خود را به مجلس بفرستند نه اینکه از بالا برایشان مصلحت سنجی شود. اما این که بعضیها می گویند ما باید تشخیص دهیم چه افرادی برای حضور در مجلس صلاحیت دارند معنایش این است که میزان رای ملت نیست.»
شاه هم می گفت مردم صلاح خود را نمی دانند و من باید برای آنها تصمیم بگیرم
دبیر مجمع روحانیون مبارز به این گفته میر حسین موسوی اشاره کرد که "اصلاح طلبی هستم که به اصول مراجعه می کنم" ،گفت:«معنایش این حرف این است که به اصل حاکمیت مردم پایبند است. مهندس موسوی اعلام کرده است که با نظارت استصوابی مخالف است. چون این نظارت، رای ملت را نادیده می گیرد. اساسا انقلاب برای این انجام شد که نظر مردم لحاظ شود. اگر قرار بود دیگران برای مردم تعیین تکلیف کنند و نظر مردم کنار گذاشته شود نیازی به انقلاب نبود. مگر مردم با شاه چه مشکلی داشتند؟ آیا مشکل فقط این بود که اعلیحضرت نماز نمی خواند؟ مشکل اصلی این بود که شاه هم مردم را صاحب رای نمی دانست. او هم می گفت مردم صلاح خود را نمی دانند و من باید برای آنها تصمیم بگیرم.»
وی ادامه داد:«شاه در مصاحبه ای گفته بود چون من پدر مردم ایران هستم تا زمانی که مردم به رشد سیاسی و فکری دست پیدا نکردند که صلاح خود را تشخیص دهند من به جای آن ها تصمیم می گیرم. در حالی که اگر قرار است اینگونه رفتار شود مردم هیچ گاه به رشد نمی رسند. به همین خاطر تصمیم گرفتند نظامی مردمی برپا کنند. حالا اگر قرار باشد میزان رای ملت نباشد، اصلا نیاز به آن همه رنج ها و مرارت ها و شهید دادن ها و انقلاب نبود.»
اصولگرایان اصولی را برای خودشان ساخته اند و می گویند این اصول نباید خدشه دار شود
دادستان اسبق کشور خواست اصلاح طلبان را دارا بودن کشوری اسلامی، توسعه یافته، پیشرفته و مترقی دانست واظهار داشت:«انتظار این است که مردم کشور حداقل، یک زندگی معمولی وانسانی داشته باشند و در این راه هرچیزی که مانع ایجاد می کند باید کنار گذاشته شود. اصولگرایان اما اصولی را برای خودشان ساخته اند و می گویند این اصول نباید خدشه دار شود. »
نظر مردم فقط روی برگه های رای گیری نیست
وی با بیان اینکه تحقق عملی اصل مترقی «میزان رای ملت است» در گرو انتقاد آزاد از مسئولان است ،اظهار داشت:«اگر مردم نتوانند عملکرد مسئولان را نقد کنند چگونه می توانند نظرشان را اعلام کنند؟ نظر مردم فقط روی برگه های رای گیری نیست. آن برگهها نتیجه نظر مردم است که در طول سال ها مطرح میشود. رای مردم در طول چندین سال بر اثر مباحثه ها و نقد ها شکل می گیرد و برای همین نباید به هیچ بهانهای جلوی انتقاد را گرفت و در انتقاد کردن نباید استثنا قائل شویم. نمی شود بگوییم از دربان وزارتخانه می شود انتقاد کرد اما از خود وزیر نمی شود انتقاد کرد. نمی شود گفت از وزیر می شود انتقاد کرد اما از رئیس جمهور نمی شود انتقاد کرد. پذیرفتنی نیست عده ای بگویند از رئیس جمهور می شود انتقاد کرد اما از سایر ارکان نظام نباید انتقاد کرد .»
نباید اسم نقد اهانت به مقدسات گذاشته شود
موسوی خویینیها با بیان اینکه حرمت همه مسئولان باید حفظ شود چون حفظ حرمت آنان احترام به ملت است و احترام به انقلاب و کشور است،اظهار داشت:«اما این حفظ حرمت نباید آنقدر اصل گرفته شود، به طوری که جلوی نقد گرفته شده و اسم نقد اهانت به مقدسات گذاشته شود. همه مسئولان کشور قابل نقداند. اگر جلوی انتقاد گرفته شود، از مردم چه انتظاری داریم که پای صندوق بیایند و رای بدهند و رای آنان بر اساس تحلیل و درک صحیح مسائل کشور و تمیز مصالح از مفاسد باشد؟ اگر قرار است مردم بدون شناخت و بدون حق انتقاد فقط روز انتخابات یک اسم را روی کاغذ بنویسند، بهتر است به یک عده ای از اصولگرایان وکالت دهند تا خودشان از طرف مردم اسم کسی را بنویسند! اگر قرار است با درک درست از شرایط کشور رای داده شود لازمه اش این است که همه نقد شوند. اگر ما تصور کنیم که فقط در این کشور بعضی ها هستند که اشتباه می کنند اما بعضی ها هرگز اشتباه نمی کنند خلاف اصلاح طلبی است. همه احتیاج به نقد دارند. همه مردم از عادی ترین فرد تا عالی ترین مقام کشور باید قبول کنند که اشتباه می کنند و نیاز دارند که اشتباهات یادآوری شود.»
وی با بیان اینکه بین امر اجتماعی و حوزه خصوصی تفاوت وجود دارد،اظهار داشت:«اشتباه مسئولان و انتقاد از عملکرد آنها یک امر اجتماعی است. عملکرد مدیریتی در حوزه سیاسی مانند رابطه دو مسلمان نیست که گفته می شود اگر مسلمانی اشتباه کرد به او آهسته و در گوشی اشتباهش یادآوری شود تا آبرویش ریخته نشود. در موضوعات شخصی باید خصوصی تذکر داده شود اما در کار حکومتداری و مسائل اجتماعی، مسئولان باید بپذیرند که علنی نقد شوند. شهروندان باید حق داشته باشند تا علنی وآزاد مسئولان را نقد کنند.»
نمایده امام در سازمان حج و زیارت خاطر نشان کرد:«اگر این اصل پذیرفته شود که "میزان رای ملت است" ، باید تمام اقتضائات آنرا پذیرفت و در این راه هیچ بهانه ای پذیرفتنی نیست. اصل سوم از نظر اصلاح طلبان این است که همه چیز باید بر محور قانون باشد. برای همین اصلاح طلبان هیچ شخصی را فراتر از قانون نمی دانند و این یک تفاوت مهم میان اصلاح طلب با غیر اصلاح طلب است. ما در اداره یک کشور نمی توانیم یک اصل فراقانونی را بپذیریم. اگر ما یک اصل را فرا قانونی بدانیم کم کم این مسئله به نقاط دیگر سرایت می کند ، همچنانکه امروز می بینیم کشوری که قرار بود بر خلاف رژیم گذشته همه چیزش بر مدار قانون باشد امروز به وضعی رسیده که آقای میرحسین موسوی ناچار شده بگوید خطری که کشور را تهدید می کند قانون شکنی است . این قانون شکنی آنقدر رواج پیدا کرده است که تبدیل به هنجار شده است و گویی برخی مسئولان می توانند و حق دارند قانون شکنی کنند.»
امروز قانون شکنی عادی شده
وی ادامه داد:«ما امروز شاهدیم که مجلس هم دیگر چندان حساسیتی به قانون شکنی نشان نمی دهد. ظاهرا قانون شکی آنقدر عادی شده که نمایندگان مجلس هم بعد از یکی دو بار تذکر و بعد از مواجهه با موارد متعدد قانون شکنی کوتاه آمده و به این قانون شکنی ها عادت کرده اند و این وضع یکی از نتایج پذیرفتن امر فراقانونی و از نظر اصلاح طلبی مردود است.»
مدیر مسئول روزنامه توقیف شده سلام در در پاسخ به سوال حاضرین که چرا اصلاح طلبان خود را نقد نکردند؟گفت:«این درست نیست که بگوئیم اصلاح طلبان خود را نقد نکرده اند. آن ها خود را نقد کرده اند و من شنیده ام در برخی احزاب اصلاح طلب در داخل خودشان نقدهای مفصلی صورت گرفته و این نقدها مکتوب هم شده است.»
موسوی خویینیها به گفته برخی افراد مبنی بر اینکه بعضیها می گویند اصلاح طلبان در هشت سالی که دولت را داشتند نتوانستند کاری انجام دهند ،اظهار داشت:«من بر خلاف آنان معتقدم کارهای بسیاری انجام گرفته است. اما دو مسئله باعث شد چنین تصوری ایجاد شود.از یک طرف مخالفان اصلاحات برای ضعیف نشان دادن آنها القا کردند که اصلاح طلبان کاری انجام نداده اند و چنین القا کردند که گویا اصلاح طلبان می خواستند ساختار شکنی کنند و ساختار نظام را تغییر دهند و نتوانستند! این یک تبلیغ دروغ بود و نتیجه گیری از آن هم غلط بود. از طرف دیگر برخی اصلاح طلبان هم من باب تواضع گفتند که ما کاری برای مردم انجام نداده ایم. معنای این حرف این است که لیاقت مردم بیش از این حرف ها است و ما به اندازه شایستگی مردم کاری نکردیم. اما این حرف آنقدر تکرار شد که عده ای گمان کردند منظور این است که اصلاح طلبان در طول 8 سال خوابیده بودند و واقعا هیچ کاری انجام ندادند. آمار و ارقام نشان می دهد اصلاح طلبان در دوره خود بسیار موفق بوده اند. این در حالی است که این دولت اگر یک دهم دولت اصلاحات عمل کرده اما آن را صد برابر جلوه می دهد.ولی اصلاح طلبان ده برابر این دولت کار کرده اند اما از باب اخلاق و تواضع می گویند کاری نکرده ایم.»
برخی اصولگرایان برای رسیدن اصلاح طلبان به قدرت به ترور و کشتن متوسل شدند
وی تاکید کرد:«موانعی که اصلاح طلبان برای ایجاد تحول در کشور پیش رو داشتند در حد هر نه روز یک بحران بود. اینگونه نبوده است که راه اصلاح طلبان یک اتوبان پهن آسفالت بوده باشد که آنها می توانستند با سرعت حرکت کنند اما با کندی حرکت کردند. راه اصلاح طلبی جاده ای نا هموار با موانع فراوان بود. برخی مخالفان اصلاحات با اعتقاد راسخ مقابل آن ایستاده بودند و به هر قیمت تلاش می کردند جلوی آن را بگیرند. برخی اصولگرایان از روی ایمان و اعتقاد و از عمق جانشان فکر می کنند که واقعا اصلاح طلبان دین و ایمان و انقلاب و امام را بر باد می دادند و معتقد بودند به هر قیمتی هست باید جلوی آن را گرفت و به هر قیمتی هم که هست نباید اجازه دهیم که به حکومت برگردند و برای این هدف به ترور و کشتن هم متوسل شدند.»
شگرد اصولگرایان برای زدن خاتمی
موسوی خویینی ها با بیان اینکه جریان اصلاح طلبی جریان یکدستی نبوده و در زیر چتر آن افرادی با گرایش های مختلف جمع شده بودند،اظهار داشت:«در جریان اصلاح طلبی عده ای وارد شدند که دنبال اهداف دیگری بودند. ما نباید تصور کنیم خودمان فرشته های آسمانی هستیم و رقیب ما شیطان است. در جریان اصلاح طلبی هم برخی زیر چتر اصلاح طلبی آمدند ولی مطالبات دیگری داشتند. اینها چون نمی توانند با تابلوی خود وارد شوند زیر تابلوی اصلاح طلبی جمع می شوند تا به اهداف خودشان برسند. این افراد بهانه ای دست رقیب می دهند تا شمشیر را روی سر تمام اصلاح طلبان بگیرد.»
وی ادامه داد:«در زیر چتر اصلاحات عده ای بودند که داعیه اصلاح طلبی داشتند اما اصلاح طلبی را با کنار گذاشتن دین ممکن می دانستند، عده ای می گویند لازم نیست دین را کنار گذاشت اما نباید در سیاست دخالتش داد، عده دیگری می گویند داخل شدن دین در سیاست اشکالی ندارد اما به این شکلی که امروزه اتفاق افتاده کار درستی نیست. برخی هم کاملا چارچوب ها را قبول دارند اما به روش ها ایراد دارند. امروز به لطف خدا این مسائل با نقدی که اصلاح طلبان از خود داشته اند روشن شده است. با این حال طرف مقابل همه اصلاح طلبان را به یک چوب می زند و حتی اصلاح طلبانی را که کاملا معتقد به چارچوب ها هستند را هم می زنند. در بین اصلاح طلبان هم افرادی بودند که آقای خاتمی با آنها نسبتی ندارد. ولی طرف مقابل هم آقای خاتمی وهم آن دسته از اصلاح طلبان را همزمان می زند. چرا که معتقد است برای زدن آقای خاتمی این یک بهانه خوبی است.»
دبیر کل مجمع روحانیون مبارز با تاکید بر اینکه البته این افراد باید بتوانند آزادانه در جامعه نظرات خود را مطرح کنند در بیان دلیل این سخن خود گفت:«چون به هر صورت آدمهایی در جامعه وجود دارند که با دین مخالف هستند. با زور که نمی توان صدای همه را خاموش کرد. منطقی که معتقد به خاموش کردن صدای مخالف است اساسا منطق غلطی است. عده ای گمان می کنند با ایجاد اختناق در کشور، معاندین با دین از میان می روند، در صورتی که اینگونه نیست، این روش نتیجه عکس می دهد، اتفاقا اگر این افراد بتوانند حرف خود را بزنند و همه حرف ها شنیده شود مردم در دین خود راسخ تر می شوند.»
جریان اصولگرا با زور سرنیزه می خواهد همه را خفه کند
وی خاطر نشان کرد:«اصلاح طلبان دیندار هستند اما معتقدند کسانی که دین ندارند هم باید حرف خود را بزنند چون در نهایت این مباحث به نفع دین تمام می شود. پس اصل چهارم در اصلاح طلبی آزادی مخالفان در اظهار عقاید است . اما مدعیان اصولگرایی می خواهند با سر نیزه همه مخالفان را ساکت کنند. ظاهرا بعضی ها از مخالفان دینداری در این کشور آنقدر هراس دارند که می ترسند تا کسی حرفی زد مردم از دینشان برگردند ولی هرگز اینگونه نیست. اگر مخالفان دین در جامعه آزادانه استدلال های خود را مطرح کنند مدافعان دین در دفاع از دین خود جدی تر می شوند تا این که چشمان خود را ببندند و فکر کنند که مخالفی وجود ندارد. هرچند اصلاح طلبان باید صف خود را از دین ستیزان جدا کنند اما این به معنای نابود کردن آنها نیست. فرق اساسی اصلاح طلبان و اصولگرایان در این زمینه این است که اگر اصلاح طلبان حاکم باشند اجازه می دهند کسانی که مخالف دین هستند آزادانه حرف خودشان را مطرح کنند و همه متوجه می شوند که گروهی نظراتی مخالف دارند و باید برایش فکری کرد ولی وقتی که جریان اصولگرا حاکم است با زور سرنیزه می خواهد همه را خفه کند و نمی فهمند که چنین تفکری هم وجود دارد و خطر این تفکر و این روش این است که همه چیز و همه کار را به دین می چسبانند و مخالف آن را مخالف دین معرفی می کنند تا مجوز برای سرکوب بتراشند و به این ترتیب همه آدم ها مقدس می شوند و همه کارها مقدس می شود و مخالفان آن ها، مخالفان مقدسات می شوند! »
دادستان اسبق کشور با تاکید بر اینکه یک کشور برای این که مقتدر باشد لازم نیست چنین نمایش دهد که تمام مردم یک نفر را قبول دارند،اظهار داشت:«این اتفاق مانند انتخابات صدام خنده دار می شود که در رفراندومی که برگزار کرد فقط یک نفر به او رای منفی داده بود. وقتی همه موافق یک مسئول باشند معلوم است که مسخره و خنده دار می شود. دنیا هم چنین چیزی را قبول نمی کند چرا که خدا هم طرفدارانش صد در صد نیست.»
اصلاح طلبان باید خودشان را وسط خیابان آتش میزدند تا ثابت شود به دنبال تحول هستند؟
وی خطاب به دانشجویان گفت:«به دانشجویان عزیز توصیه می کنم که برای اصلاح طلبی ابتدا مشخص کنند که دنبال چه هستند و اگر افرادی هستند که در این هدف مشترک نیستند صفشان را جدا کنند. اگر کسانی با اصل دین مخالفند حق اظهار نظر دارند اما باید صفشان را از اصلاح طلبان جدا کرد. من به کسانی که اصلاحات را متهم به کند روی می کنند می گویم در شرایطی که اصولگرایان به تمامی ابزارهای نظامی، انتظامی و قضایی مجهز بودند اصلاح طلبان باید چه می کردند تا متهم به کند روی نشوند؟ آیا باید خودشان را وسط خیابان آتش میزدند تا ثابت شود دنبال تحول هستند؟ اصلاح طبان در حدی که مقدور بود کار انجام دادند.»
متوجه نمی شوم با کدام معیار قانونی، حقوقی و شرعی تحصن مودبانه تعدادی نماینده در مجلس آنقدر زشت تلقی شد
موسوی خویینیها با بیان اینکه اصلاحات با ایجاد بلوا، آشوب و شورش پیش نمی رود،اظهار داشت:«برای همین اصلاح طلبان تا حدی جلو می رفتند که منجر به شورش نشود، آنها تا حد امکان پیش رفتند اما کار را به جایی نرساندند که کشور با بحرانی بزرگ رو به رو شود. اصلاح طلبان در شرایطی بودند که تحصن نمایندگان مجلس را مخالفانشان بدتر از کفر ابلیس معرفی می کردند! تحصن نمایندگان مدنی ترین نوع اعتراض سیاسی بود که می شد انجام داد. اما دیدیم که چه بلوایی سر آن به راه انداختند و آن را در حد مخالفت با نظام و اسلام بالا بردند و آنقدر در مورد تحصن بد گفتند که متاسفانه برخی از اصلاح طلبان هم با آنها هم نظر شدند و قبول کردند تحصن کار غلطی بود و به متحصنین خرده گرفتند و در نهایت هم دیدیم که صلاحیت متحصنین به جرم یک تحصن آرام رد شد. این در حالی است که متحصنین با نزاکت ترین شکل اعتراض را انجام دادند. آنها نه بلوا کردند و نه مردم را به شورش دعوت کردند، فقط در مجلس متحصن شدند. اما محافظه کاران همین تحصن ساده را به معنی مخالفت با نظام و همصدایی با دشمن تعبیر کردند. البته این که تحصن چه نتیجه ای داشت و می شد چه دستاوردی داشته باشد بحث دیگری است، موضوع این است که متحصنین برای اعتراض این راه به ذهنشان رسید. من هرچه فکر می کنم متوجه نمی شوم با کدام معیار قانونی، حقوقی و شرعی تحصن مودبانه و با نزاکت تعدادی نماینده در مجلس آنقدر زشت و ناپسند تلقی شد که به متحصنین دیگر هیچگاه اجازه نمی دهند نماینده شوند و صلاحیتشان را رد کردند. »
راه انتقاد باید آزاد باشد
وی انتقاد از مسئولان و اعتراض به عملکرد آنان را حق شهروندان دانست وگفت:«نمی شود برای اعتراض از کسی اجازه گرفت. ممکن است یک اعتراض یا انتقاد غلط باشد اما چارهای نیست راه انتقاد باید آزاد باشد. نمی شود که از طرف حاکمیت کمیسیونی تشکیل داد تا هر کسی انتقاد یا اعتراضی داشت از آن جا مجوز بگیرد. من معتقدم نمایندگان اصلاح طلب مجلس و دولت خاتمی در حد توان کار کردند. حتی برخی به شدت تهدید شدند اما نمی شود آن ها را به کم کاری متهم کرد. حقیقت این است که موانع بر سر راه، موانع بسیار سختی بود و این موانع هنوز هم وجود دارد.»
اگر کسی می خواهد بگوید انتخابات، درست برگزار نمی شود باید در آن شرکت کند تا عدم سلامت آنرا نشان دهد
موسوی خویینیها تصریح کرد:«اکنون ما راه دیگری به جز راه اصلاح طلبی نداریم و باید اصلاحات را با حضور در عرصه انتخابات پیش ببریم. نمی شود کنار نشست و گفت در انتخبات شرکت نمی کنیم. اینکه انتخابات سالم برگزار می شود یا نمی شود دست ما نیست اما ما تا وارد عرصه انتخابات نشویم سلامت یا عدم سلامت انتخابات را نمی شود به مردم نشان داد. ما باید تمام تلاش خود را بکنیم چون با قهر کردن و رای ندادن کاری از پیش نمی رود. کسی اگر می خواهد بگوید انتخابات ، درست برگزار نمی شود باید در آن شرکت کند تا عدم سلامت آنرا نشان دهد. اگر گروه ها در عرصه حضور نداشته باشند مردم آنها را فراموش خواهند کرد.»
وی با بیان اینکه امروز راه ما روشن است،گفت:«امروز راهی داریم که هموار نیست، سنگلاخ و دست انداز دارد، مرارت و سختی دارد اما می توان در آن حرکت کرد. هر کسی که به آینده کشور فکر می کند راهی جز شرکت در انتخابات ندارد. در این زمینه هیچ عذر و بهانه ای پذیرفته نیست. عدم حضور در صحنه هیچ مشکلی را حل نمی کند . بعضی ها فکر می کنند اگر در انتخابات حاضر نشوند تمام محاسبات و معادلات مخالفان را به هم می ریزند، اما اینگونه نیست. کسی که در صحنه سیاسی کشور حاضر نشود فراموش می شود. اتفاقا اگر ما را از در هم بیرون کردند باید از پنجره وارد شویم و تا جایی که ممکن است باید حرف زد و نوشت و در صحنه های گوناگون حضور داشت.»
انتظار داریم مهندس موسوی در درجه اول روند فعلی را متوقف کند
مدیر مسئول روزنامه توقیف شده سلام به آینده اصلاحات اشاره کرد و گفت:«در صورت پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات، اگر وضعیتی که اکنون گرفتار آن هستیم متوقف شود خودش کار بزرگی است. متاسفانه دولت نهم هر روز دارد بنیان هایی که در سال های گذشته درست شده بود را ویران می کند. ما فکر می کنیم مهندس موسوی با توجه به تجربه مدیریت کشور در زمان جنگ می تواند اوضاع را سروسامان دهد، چون ایشان توانایی جذب نیروهای متخصص و کارآمد را دارد و با تفکر تصمیم گیری می کند. اما با توجه به وضعیت بد کشور نباید توقع داشت که در چهار سال آینده حتی بتوان کشور را به شرایط قبل از چهار سال اخیر برگرداند. با این حال ما انتظار داریم مهندس موسوی در درجه اول روند فعلی را متوقف کرده و در درجه بعد با استفاده از تجربیاتش و افراد کاردانی که دورش جمع می شوند چند قدمی به سوی توسعه بردارد.»
دستگاه های تبلیغاتی اجازه ندادند به مردم گفته شود در زمان خاتمی بدون ایجاد بحران چه پیشرفت هایی حاصل آمد
وی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع هسته ای اشاره کرد و گفت:«تصور عده ای بر این است که تاکید ایران بر دستیابی به انرژی هسته ای منجر به این بحران شده است اما اینگونه نیست. در زمان آقای خاتمی ایران راه خود را ادامه می داد و چنین بحرانی هم به وجود نیامد و پرونده به شورای امنیت هم نرفت. متاسفانه بعد از پایان دولت خاتمی، دستگاه های تبلیغاتی اجازه ندادند به مردم گفته شود در زمان خاتمی بدون ایجاد بحران چه پیشرفت هایی حاصل آمد.»
موسوی خویینیها ادامه داد:«اکنون مشکل ما این است که در کنار پرونده هسته ای کارها و اظهارنظرهایی انجام شده که مشکلاتی برای پرونده هسته ای ایجاد کرده است. این رفتارمسئولان ایران، باعث شده تا برای جهان سوظن ایجاد شود. دولت نهم از یک طرف قسم حضرت عباس می خورد اما از طرف دیگر دم خروس هم از جیبش پیدا است. از یک طرف می گویند با دنیا جنگ و دعوا نداریم و دنبال بمب اتمی نیستیم اما از طرف دیگر حرف از تغییر مدیریت جهان و هدایت دنیا برای جنگ با دشمنان می زنند. حرف ها و شعارهای طرح شده البته مصرف داخلی دارد و مسائلی مطرح می شود تا در داخل نظر مردم جلب شود، اما آمریکائی ها گمان می کنند لابد این صحبت ها جدی است و ایران در مسیر تغییر مدیریت جهانی دنبال بمب اتم است. این آقایان سعی می کنند برای لاپوشانی اشتباهات خود تمام مسائل را به غنی سازی گره بزنند اما اینگونه نیست. بسیاری از این حساسیت های غرب به خاطر اشتباهات و حرف های نابجا در حوزه های دیگر است که به انرژی هسته ای سرایت کرده است.»
موضوع رابطه با آمریکا به عنوان یک معضل به حساب نمی آید
وی همچنین در این دیدار به رابطه ایران و آمریکا اشاره کرد و گفت:«در یک نگاه منطقی و تحلیلی موضوع رابطه با آمریکا به عنوان یک معضل به حساب نمی آید. این مسئله توسط برخی افراد به یک مسئله بزرگ تبدیل شده است. نمی دانم چرا گاهی اوقات در این کشور موضوعات به قدری پیچیده می شود که حل آن دردسر آفرین می شود. به هر صورت ما زمانی انقلاب کردیم وآمریکا با انقلاب ما مخالفت کرد وما نیز متقابلا پاسخ آن را دادیم اما نباید تا ابد با آمریکا در یک وضعیت ثابت ماند.»
دبیرکل مجمع روحانیون مبارز خاطر نشان کرد:«اگر طرف مقابل حاضر است با ما رابطه خوبی داشته باشد ما نیز باید در برابر آن اینگونه عمل کنیم اما باید دقت کرد که در این مسیر نه دست و پایمان را گم کنیم ونه سر سختی بیش از اندازه نشان دهیم. اگر به این نتیجه رسیدیم که آمریکا دیگرآمریکای 30 سال پیش نیست باید با آن کنار آمد و پیام اوباما هم تا حدودی این امر را نشان داد. وقتی آمریکایی ها می گویند ما می خواهیم با شما متفاوت از گذشته حرف بزنیم ما هم باید نوع دیگری رفتار کرده و به آنها علامت می دادیم که پیامتان را دریافت کردیم. به نظرم امروز برقراری رابطه با آمریکا از چنان پیچیدگی برخوردار نیست که ما در درون نظام نتوانیم درباره اش تصمیم بگیریم. حل این مسئله فقط به یک تدبیر عاقلانه نیاز دارد.»
اساسا طوری حکم دادند که دیگر امکان انتشار سلام به مدیریت من وجود نداشته باشد
وی در پاسخ به این سوال حاظرین که چرا روزنامه سلام پس از پایان مدت محکومیت دیگر منتشر نشد؟گفت:«آنها اساسا طوری حکم دادند که دیگر امکان انتشار سلام به مدیریت من وجود نداشته باشد. به این ترتیب که سه سال روزنامه را توقیف کردند و پنج سال من را از مشاغل مطبوعاتی محروم کردند. وقتی سه سال حکم توقیف روزنامه تمام شد من امکان انجام وظیفه مدیر مسئولی نداشتم و باید آن را به فرد دیگری واگذار می کردم. برخی دوستان پیشنهاد دادند کسی معرفی شود تا به حسب ظاهر مدیر مسئول باشد اما در واقع خود من روزنامه را اداره کنم. من این پیشنهاد را قبول نکردم چون درست نبود من کاری را انجام دهم و فرد دیگری مجبور شود در دادگاه پاسخگو باشد. اگر قرار بود فرد دیگری بیاید که با سلیقه خودش روزنامه را اداره کند آن روزنامه دیگر «سلام» نمی شد و می شد مجوزی با نام دیگری گرفت. بعد از پایان محرومیت مطبوعاتی من، مجوز سلام باطل شد چون دو سال از زمان رفع توقیف آن گذشته بود و منتشر نشده بود. به این ترتیب دیگر این روزنامه منتشر نشد.»
موسوی خویینیها همچنین در خصوص اجماع اصلاح طلبان نیز گفت:«اگر اجماع در نهایت اتفاق بیفتد خیلی خوب است اما این ماجرا از ابتدا به گونه ای پیش رفت که از نظر من الان دور از دسترس است. البته برخی از دوستان برخلاف من فکر می کنند و معتقدند بعد از شروع تبلیغات رسمی و روشن شدن وضعیت کاندیداها اجماع امکان پذیر است.»
لینک مطلب:
زمانی که در شورای نگهبان بودم، یکی از پرسنل وقت شورای نگهبان وقتی می خواست تلفنی بزند، جهت استفاده از تلفن از بنده سوال می نمود و اجازه می گرفت ؛ تلفن شورای نگهبان را بیت المال به حساب می آورد. میرحسین موسوی در تایید سخن ایشان گفت: در نخست وزیری نیز روال به همین صورت بود.
میرحسین موسوی پس از دیدار با آیت الله صانعی به دیدار آیت الله العظمی صافی گلپایگانی رفت.
به گزارش خبرنگار اعزامی "کلمه" آیت الله العظمی صافی گلپایگانی با تایید سخنان میرحسین موسوی گفت: زمانی که در شورای نگهبان بودم، یکی از پرسنل وقت شورای نگهبان وقتی می خواست تلفنی بزند، جهت استفاده از تلفن از بنده سوال می نمود و اجازه می گرفت ؛ تلفن شورای نگهبان را بیت المال به حساب می آورد. میرحسین موسوی در تایید سخن ایشان گفت: در نخست وزیر نیز روال به همین صورت بود.
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در ادامه گفت: امیدوارم تمام مسائل آن طور که خدا می خواهد در کشور پیش رود. ما باید بدانیم که این دنیا دائمی نیست و آخرتی در کار است. البته این دنیا با دنیای دیگر هم ارتباط مستقیم دارد و مساله مهم در این میان توجه به حضور بقیه الله الاعظم، حضرت صاحب الزمان و تاثیر ایشان بر احوال ما می باشد. ایشان در ادامه فرمودند: باید معلوم شود کسی که میخواهد رای بگیرد، امانت مردم را حفظ میکند.
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در ادامه به میرحسین گفت: هرکس می خواهد در عرصه انتخابات موفق باشد، در ابتدا ارتباط خود را با امام زمان در تنظیم کند و بگوید من نوکر شما هستم. چه رییس جمهور باشد و چه نباشد. که البته نوکری امام زمان از امپراطوری دنیا بالاتر است. این فکر باید لحاظ شود تا موفق باشیم.
در این دیدار میرحسین موسوی با بیان اینکه زمانی مردم فکر می کردند شرکت در انتخابات یک وظیفه است و نظارت بر آرا نیز یک وظیفه و تکلیف شرعی به حساب می آمد گفت: باید به گونه ای عمل کنیم که این مساله در میان مردم زنده شود و دوباره آنها احساس کنند شرکت درانتخابات یک وظیفه شرعی به شمار می آید.
لینک مطلب:
یاری: همایش نوروزی کانون همبستگی و اطلاع رسانی یزدی تباران با حضور رئیس جمهور سابق کشورمان برگزار شد.
به گزارش پایگاه خبری یاری، حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی در این مراسم سخنان خود با شعری از حافظ که «بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم/ فلک را به سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم» آغاز کرد و گفت:«خداوند در بهار طرحی نو درانداخته است و ما نیز در این ایام باید طرحی نو ایجاد کنیم.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«نوروز خصوصیت هایی دارد که بیش از هر چیز نشان دهنده عظمت روح و ظرفیت ایرانی در طول تاریخ است و نوروز آغاز زندگی مجدد طبیعت است.»
وی ادامه داد:«نوروز آغاز رویش هستی است و نوروز معتدلترین نقطه در تقویم سالانه است یعنی درست زمانی که روز و شب به درجه تعادل و تساوی میرسد.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگ ها و تمدن ها با بیان اینکه روح ایرانی توانسته است پیش از اسلام آفریننده تمدن بزرگی باشد، تصریح کرد:«روح ایرانی همچنین توانسته است پس از طلوع اسلام، جان خود را در پرتو این آفتاب گرم ببیند و همه ظرفیت روحی و مدنی خود را سخاوتمندانه در اختیار اسلام قرار دهد و اسلام نیز این موقعیت را غنیمت شمرده است.»
رئیس بنیاد باران خاطر نشان کرد:«اگر نگوییم ایرانی آفریننده تمدن اسلامی است، بدون تردید بزرگترین نقش را در آفرینش و بسط تمدن فاخر و شکوهمند اسلامی داشته است.»
وی افزود:«اسلام با نگاه به واقعیت ها و با جهتگیری و رویکرد تحول در جوامع انسانی، با احترام به آنچه که در جوامع بوده است تا آنجا که با محتوای اسلام سازگار بوده، بر آن صحه گذاشته است و کوشیده است تا محتوای آن را الهی و توحیدی قرار دهد.»
سید محمد خاتمی اظهار داشت:«درصد قابل توجهی از احکام اسلامی، احکام امضایی است و اسلام تا آنجا که توانسته است سنت ها و عرف هایی که درجوامع بوده است را پذیرفته است.»
این عضو کانون یزدی تباران درباره یزدی و نقش یزدی ها گفت:«یزدیها واقعا در پذیرش اسلام و بخصوص رویکرد عدالت محور و عقلگرای اسلام که بیانگر آن اهل بیت پیامبر هستند پیش قدم بوده اند.»
خاتمی ادامه داد:«مردم ایران علی الخصوص مردم یزد به اسلام و قرائت شیعی از اسلام گرایش خاصی دارند و مردم یزد نماینده باصلاحیت و امین فرهنگ بلند و طولانی ایرانی هستند.»
رئیس دولت اصلاحات، شناخت یزد و آثار باعظمت یزدی، نقشی که یزد در تمدن ایرانی و اسلامی داشته است و نیز شناخت ظرفیت های یزد و تلاش برای بارورکردن این ظرفیت ها را از مواردی دانست که کانون یزدی تباران می تواند دربرنامه کاری خود قرار دهد.
وی تصریح کرد:«رساندن یزد به جایگاهی که در عرصه های مختلف شایسته آن است و ارتباط با جوانان باصفا و فرهیخنه یزدی در سراسر کشور از دیگر فعالیت هایی است که این انجمن می تواند آن ها را دنبال کند. وی ابراز امیدوای کرد این انجمن نه تنها برای یزد منشاء خیر باشد بلکه در عرصه ملی نیز جایگاه و پایگاه مهمی داشته باشد.»
رئیس بنیاد باران در بخشی پایانی سخنان خود به روز «جمهوری اسلامی» اشاره کرد و گفت:«بهار ما در این 30 سال گذشته شاهد تحول دیگری بوده است و آن تغییر از یک نظام استبدادی فاسد به نظام جمهوری اسلامی است.»
وی اضافه کرد:«جمهوری اسلامی همان جمهوریت اسلام که اگر مردم نباشند، جمهوری نیست و به همین دلیل در انتخابات رای مردم مهم است.»
خاتمی تاکید کرد:«ارباب جامعه در نظام های مردمسالار، مردم هستند و در ایران نیز با اصرار امام راحل، مردم بودند که می بایست تصمیم بگیرند که باید چه نظامی داشته باشند.»
رئیس جمهور سابق کشورمان خاطر نشان کرد:«با رجوع به مبانی دینی، سیره و سنت پیامبر و حضرت امیر و با توجه به مطالبی که حضرت امام میگفتند، مطمئنا اگر مردم می گفتند ما جمهوری اسلامی را نمی خواهیم، نه کسی حق داشت و نه امام اهل آن بودند که جمهوری اسلامی را بر آنان تحمیل کنند.»
دولت نهم محصول رویارویی نابرابر یک بال کشور (اصولگرایی / اقلیت ) در برابر بال دیگر کشور(اصلاح طلبان / اکثریت) است که به شکستگی ارکان هر دو بال و ظهور آقای احمدی نژاد انجامید. ظهوری که به بال بال زدن کشور منتهی شد. هزینه چنین اتفاقی را ملت پرداخت و از تجربه ی آن نیز برخوردار گشته است تا دیگر اجازه بی تدبیری و اتلاف منابع را ندهد.
به واسطه ترمیم نسبی هر دو بال و بازگشت شکوهمند اصلاحات، دولت آقای احمدی نژاد که آمده بود ... میرود ولی خاطره ی این چهار سال برای دهه ها ماندنی می ماند و منبع بزرگی برای عقب ماندن اصولگرایان از عرصه سیاسی کشور خواهد بود.
دست یابی اصولگرایان به قدرت اجرایی کشور در چهار سال گذشته تنها یک اتفاق و حاشیه در روند مردم سالاری دینی ایران بوده است. تجربه ای تلخ.
لینک مطلب:
امیر نایف بن عبدالعزیز وزیر کشور عربستان سعودی میگوید این کشور احتیاجی به حضور زنان در مجلس و یا حتی برگزاری انتخابات ندارد. به گزارش «شفاف» امیر نایف مصاحبه خود با روزنامه الجزیره عربستان می گوید: انتصاب اعضا از برگزاری انتخابات بهتر است. چرا که به این شیوه همیشه بهترین ها انتخاب می شوند. اما اگر اعضا انتخاب می شدند اعضای این مجلس در این سطح از کفایت قرار نداشتند!
بنابراین گزارش وی درباره حضور زنان هم معتقد است هیچ نیازی به این مساله نیست. این در حالی است که تحلیلگران معتقدند دایره بسته خانواده حاکم در عربستان اکنون به دو گروه موافق و مخالف اصلاحات تقسیم شده اند و امیر نایف که برادر ناتنی پادشاه فعلی است از مخالفان هرگونه تفییر در این کشور است.
بعد از حملات 11 سپتامبر که 15 نفر از 19 نفر تروریست شرکت کننده در آن عربستانی بودند توجه دنیا به وهابیان متعصب و افراطی این کشور جلب شد. در این کشور روحانیون وهابی نفوذ بسیار زیادی دارند. به همین دلیل ملک عبدالله، که نسبتا میانه رو محسوب میشود قصد دارد اصلاحاتی را در اداره کشور به اجرا بگذارد. بعنوان مثال وی در اقدامی منحصر به فرد یک زن را به سمت معاون وزیر تعلیم و تربیت منصوب کرد.
این در حالیست که در عربستان هرگونه اختلاط زنان با مردان و اماکن عمومی ویا حتی رانندگی زنان ممنوع است و با آن بشدت برخورد می شود. گفتنی است عربستان بصورت نظام پادشاهی اداره میشود و فاقد مجلس شورا، حزب سیاسی و یا هرگونه نهاد انتخابی است. اعضای تنها مجلس عربستان که کار آن مشاوره به پادشاه است به صورت انتصابی معرفی می شوند.
در سال 2005 برای اولین بار در یک انتخابات محدود تنها به مردان اجازه داده شد شورای شهرداری را انتخاب کنند.
رهبری :
مردم سالاری دینی یکی از پایه های اصلی کشور است.
مردم سالاری دینی را باید خیلی قدر بدانید.
انتخابات یک سرمایه گذاری عظیم ملت ایران است.
در مورد انتخابات:
رد و ایران فی نفسه اشکالی ندارد، مشروط بر آنکه بی انصافی و کتمان حقیقت نباشد. میدان برای همه باز است. بیایند در میدان انتخابات عرصه کنند. اختیار با مردم است. مردم هر جور فهمیدند و تشخیص دادند، ان شاء الله همان جور عمل خواهند کرد.
موضع رهبری در باره انتخابات:
بنده یک رای دارم و آن را در صندوق می اندازم و به هیچکس دیگه هم نخواهم گفت که به کی رای دهید و به کی رای ندهید. این تشخیص خود مردم است.
من از دولتها همیشه دفاع میکنم
=====================
رهبری گمانه زنی ها در باره حمایت ایشان از کاندیدای خاص را رد کردند.
فضای باز فرصت مناسبی است تا مردم انتخاب آزادانه تری داشته باشند. در شرایط عادی این فضای باز با انتخابات همراه میشود و فضای بازتری را ایجاد میکند. در فضای بسته این فضای باز موجب گسترش اعتراضات میگردد و آسیب رسیدن به بنیان های جامعه ی بسته میشود.
لینک مطلب:
رییس ستاد انتخابات کشور، گفت: انشاءالله با تمهیداتی که اندیشیدهایم امیدواریم بتوانیم نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم را یک روز پس از برگزاری این انتخابات اعلام کنیم. پس از اعلام نتایج از سوی وزارت کشور شورای نگهبان با بررسی نتایج انتخابات را تایید نهایی خواهد کرد
لینک مطلب:
عبدالله ناصری در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری یاری، با اشاره به شعار جمهوری اسلامی آزاد باید گردد که در جریان سفر خاتمی از سوی مردم عنوان شد، اظهار داشت:«مردم با این شعار نشان دادند که در عین اعتقاد راسخی که به نظام دارند معتقدند هم اکنون بخشها و افرادی بر مدیریت کشور تکیه زدند که هم جمهوریت و هم اسلامیت نظام را مخدوش می کنند.»
لینک مطلب:
ایجاد فضای نقد در سطح جامعه جز با دموکراسی دینی محقق نخواهد شد که در این زمینه سعه صدر مسئولان و مدیران لازم است و البته فضای نقد نیز نباید به گونهای باشد که در آن بیانصافی و لاقیدی موج بزند
عماد افروغ گفت: دموکراسی دینی که انقلاب اسلامی برای تحقق آن به وقوع پیوست ضمن اینکه حق مردم را به رسمیت می شناسد، بر محدودیت حق اصحاب قدرت تاکید دارد. به گزارش ایسنا، این استاد دانشگاه که در چهاردهمین نشست هنر، فلسفه و ادبیات سخن میگفت، تصریح کرد: باید توجه داشت یکی از شاخصهای مهم و بسیار اساسی مردمسالاری دینی چرخش اصحاب قدرت است؛ چرا که در غیر این صورت جامعه به سمت انحراف و فساد سوق داده میشود.
وی افزود: ایجاد فضای نقد در سطح جامعه جز با دموکراسی دینی محقق نخواهد شد که در این زمینه سعه صدر مسئولان و مدیران لازم است و البته فضای نقد نیز نباید به گونهای باشد که در آن بیانصافی و لاقیدی موج بزند. افروغ همچنین با اشاره به تاریخچه جنبش دانشجویی در ایران و اصالت این جنبش، گفت: به واقع این جنبش حرکت در مسیر آزادی و روشنفکری و برای کل جامعه آگاهیبخش بوده است.
وی اضافه کرد: اگر جنبش دانشجویی کارکرد اصلی خود را که همانا حرکت در مسیر آزادگی است از دست دهد و خود را به احزاب و گروهها و جناحهای سیاسی خارج از دانشگاه متصل کند به یک هژمونی و ابزار قدرت تبدیل خواهد شد که در این صورت دیگر جایگاه و پایگاه اصلی خود را نخواهد داشت.
این استاد دانشگاه در پایان از نپرداختن دانشگاهها به نواندیشی انتقاد و خاطرنشان کرد: متاسفانه اداره متمرکز دانشگاهها باعث شده این مراکز محافظهکارتر شوند
نقش دولت ها در تمرین اعمال حاکمیت مردم مهم است. دولت اصلاحات در این زمینه فرصتی طلایی بود. از طرفی اجازه نقد و تاثیر گذاری منتقدین بر افکار عمومی را میداد و از طرفی جریان مخالفش بی مهابا به اختیارات و فعالیتهای آن تعرض میکرد. بردباری خاتمی و کروبی گرچه انتقاداتی را برایشان به وجود آورد و بعضی از این انتقادات نیز به حق بود، ولی موجب توسعه جامعه مدنی و خودآگاهی و خودباوری بیشتر مردم شد.
لینک مطلب:
مهندس باقریان یکی از مدیران دولت مهندس موسوی است که امروز حضور و فعالیت در جامعه مدنی را ترجیح داده است، شاید به همین دلیل است که او را به عنوان یکی از همسوترین یاران میرحسین موسوی می شناسند.
او معتقد است که میرحسین موسوی توجه ویژه ای به زمینه های اجتماعی هر اقدام یا تصمیم سیاسی دارد. درک خلأ «الگوی زیست مسلمانی» از منظر او، درسی است که همفکران مهندس موسوی از حضور نیافتن وی در سال 84 گرفتند
او بر این تحلیل مهندس موسوی پای می فشارد که برای خدمت، سامان دادن یک گفتمان مقدم بر کسب قدرت است. او توضیح می دهد که الگوی زیست مسلمانی نقص در تعریف قدرت را منشا بسیاری از آسیب های وارد آمده به ساخت سیاسی کشور تلقی می کند
صدای مردم در 22 بهمن فرق می کند با این که صاحب خدمتی آن را برای خود مصادره کند. این 2 صدا است. مردم از تقاضاهایی دیگر سخن می گویند، ضمن اینکه برتمامی خدمات انجام گرفته ارج می گذارند اما صدایی فراتر دارند. امام از مصادیقی بود که نه جلوتر از مردم نه عقب تر از آن ها، بلکه کاملاً همراه مردم حرکت می کرد و بازگو کننده ی مطالبات آن ها به روش هایی صحیح بود.
ما از همه دعوت می کنیم، تعامل می کنیم، مشارکت می کنیم، یاد می گیریم، یاد می دهیم، تا به نتیجه برسیم. این فضای عملی مطلوب ماست.
در نظام های دیکتاتوری رای دادن ممکن نیست. اگر در جمهوری اسلامی میشود رای داد و رای مردم میتواند موثر باشد، همانگونه که در دهها انتخابات گذشته چنین بوده دلیل آن روشن است. ما در ایران دیکتاتوری نداریم و ان شاء الله اجازه ی بازگشت آن را به صورت تحمیل از خارج کشور یا رشد و نمو در داخل کشور، نخواهیم داد.
نبود دیکتاتوری به معنای نبود بقایای فکری و ذهنی و عملی استبداد در جامعه ایرانی نیست. حاکمیت ارزش های دینی و ملی و مردم سالاری در روح جامعه و ریشه کن شدن استبداد نیازمند تلاش فکری و عملی و بذل جان و مال است. راهی را که آغاز کرده ایم به پایان می بریم. ان شاء الله
لینک مطلب:
شهید بهشتی جزو معدود کسانی است که از یک فضای قدیم به فضای نو پرتاب نمیشود بلکه او خود را در محیطی مییابد که مسائل و اهمیت آن را به خوبی درک میکند، مشکلات و سختیها را میبیند. در عین برخورداری از ارزشهای سنتی و اجتهاد در این زمینه، توانمندی ارائه یک نگاه نو نسبت به مسائل موجود جامعه را دارد
دکتر بهشتی پس از طرح این جمله اشارهای به وضعیت جامعه ایران میکند؛ یادآور فداکاریهای مردم در راه انقلاب و روحیهای که بر دوران انقلاب حاکم است میشود و بلافاصله میگوید برای نسل نوجوان ما تشکیلات سیاسی، نظامی و اجتماعی، انگیزه قدرتطلبی را تداعی نمیکند، بلکه انگیزه خدمت و فداکاری در راه یک آرمان و هدف را تداعی میکند
شهید بهشتی در پاسخ به یکی از مقامات مراکش در دیداری که با ایشان انجام گرفت دو مفهوم حزب را توضیح میدهد و به ایشان میگوید حزب جمهوری اسلامی طالب و خواهان در دست گرفتن قدرت است اما در مفهوم دوم؛ یعنی به شکل خدمتگزاری و در جستوجوی طاعت خدا. ایشان درباره انگیزه خود توضیح میدهد: برای اینکه ما آغازکننده این تشکیلات هستیم، برای اینکه به مردم ثبات کنیم، ضمن هدفی که داریم بنا داریم از قبول هر سمت قدرتآفرینی خودداری کنیم، مگر هنگامی که به صورت یک امر واجب مطلق عینی از طرف جامعه و رهبری جامعه به عهده ما گذاشته شود که البته این شرایطی خاص است، در غیر این صورت تا آنجا که کس دیگری وجود دارد که این قدرت را در دست گیرد و این خدمت را انجام دهد به او اولویت میدهیم تا درسی عملی باشد. این کاری بود که ما درصدر انقلاب از ایشان بارها مشاهده کردیم و به نظر نمیآید
ایشان ایده ساختن یک حزب برای رسیدن به دولت صالح را مطرح میکنند، نه ساختن یک دولت و احزابی دو رو برای حمایت از آن با هر انگیزه و سیاستی را. این دو راه کاملا دو راه متفاوت از یکدیگر است. میتوان گفت این فکر، اندیشه پنجاهوهفتی است، اما من گمان میکنم این فکر از اندیشههایی است که میتواند و ارزش آن را دارد که بهطور دائم سرلوحه توجه نیروهای سیاسی قرار گیرد
ایدهای که ایشان برای حزب داشت و برای آن اقدام عملی کرد، تشکیل حزب به گونهای بود که برشی از همه جامعه باشد و با خطدهیای که در احزاب صورت میگرفت و با آموزشی که در درون حزب برای پیدا کردن نگاه وسیعتر در جهان دنبال میشد، تلاشها بر این بود که تقوای تشکیلاتی بالا رود
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
میرحسین موسوی دیروز پس از ۲۰ ماه بار دیگر پشت تریبون سخنرانی رفت. آخرین نخستوزیر ایران که اواخر خرداد ۸۶ در بیستوششمین سالگرد شهادت شهید آیتالله دکتر بهشتی و هفتادودو نفر از یاران او در موسسه دین و اقتصاد سخنرانی کرد، دیروز هم در سیامین سالگرد تاسیس حزب جمهوری اسلامی در همایش یکروزه <شهید آیتالله دکتر بهشتی؛ تشکل و تحزب> که به همت بنیاد نشر آثار و اندیشههای شهید آیتالله دکتر بهشتی و موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد در مقام سخنران حاضر شد. میرحسین موسوی در سخنرانی خود به تشریح دیدگاههای آیتالله دکتر بهشتی پرداخت که ایده ساختن یک حزب برای رسیدن به دولت صالح را مطرح میکرد و گفت:
این فکر، اندیشه پنجاهوهفتی است اما من گمان میکنم این فکر از اندیشههایی است که میتواند و ارزش آن را دارد که بهطور دائم سرلوحه توجههای نیروهای سیاسی قرار گیرد.> موسوی از نگاه بهشتی به دیروز و امروز نگریست و نیازهایی که امروز همچنان حس میشود. وی موضوع این همایش <تشکل و تحزب> را همچون وضعیت حاکم بر روزهای آغازین انقلاب اسلامی مساله حیاتی و مهم امروز ما دانست و بحث را با مثال هنری آغاز کرد: <در نقد ادبی و سینمایی اصطلاحی به نام ژانر وجود دارد که معمولا به نوع طبقهبندی در میان داستانها اشاره میکند. این نوع طبقهبندی براساس روایتی که فیلم در داستان دارد، فیلم و هنر را طبقهبندی میکند، برای مثال ژانر فیلمهای پرحادثه، رمان و تراژیک انواع مختلف این طبقهبندی محسوب میشوند. یکی از ژانرهای فرعی، ژانر فیلمهای تحلیلی است در این ژانر با داستانقهرمانانی مواجه میشویم که از زمانی به زمان و مکان دیگری پرتاب میشوند. برای نمونه قهرمان یک فیلم به دلایلی خود را از ۴۰۰-۳۰۰ سال پیش پرتاب شده در فضای شهر پیشرفته آمریکایی میبیند. در این اتفاقات قهرمانی که جای خود را از نظر زمان و مکان تغییر یافته میبیند به دلیل اینکه وارد فضای نوینی میشود با مسالههایی نوین نیز مواجه میشود و مشکلاتی با اخلاقیات، فرهنگ و نشانههای زمان و مکان جدید پیدا میکند. در نتیجه تا زمان تطبیق خود با وضعیت جدید، ممکن است هزاران حادثه تراژیک برای او رخ دهد. به مزاح گفته میشود فلان فرد ۲۰ سال سقوط داشته و از ۳۰ سال پیش به فضای کنونی پرتاب شده است؛ در نتیجه این فرد نمیداند چگونه با مردم و با جوانان سخن گوید و مشکلات اینچنینی برای برقراری ارتباط با دنیای جدید برای او پدید میآید.> آخرین نخستوزیر جمهوری اسلامی با این مقدمه هنری سخنرانی خود را با تشریح فضای اوایل انقلاب ادامه میدهد: هنگام پیروزی انقلاب به دلیل ناگهانی بودن و سرعت بسیار زیاد این پیروزی و نبود سازماندهی قبلیای که افراد را برای برخورد با وضعیتهای جدید بپروراند، تمام شخصیتها و افراد اعم از مخالف و موافق به یکباره در نظام جدید، خود را در موقعیتی جدیدی یافتند. در این میان بسیاری آمادگی برخورد با مسائل جامعه جدید را نداشتند. برخی روحیه روستایی داشتند، برخی دیگر زمان پیروزی انقلاب را با تغییراتی که در جهان اتفاق افتاده بود یا وضعیتهای بسیار قدیمی مقایسه میکردند و نتایجی نامعمول میگرفتند. آن زمان طرح موضوعاتی همچون بحثهای مصدق و کاشانی شدت گرفت، برخی فکر کردند مباحث آن زمان است که در میان گروههای چپ دارد تکرار میشود. وی افزود: آنها در طبقهبندی خود در مورد تغییرات به اشتباه وضعیت کشور ما را با کشور آمریکا مقایسه میکردند. برخی دیگر وضعیت انقلاب بهخصوص یک سال نخست آن را با یکسال قبل از پیروزی حزب کمونیست در شوروی مقایسه میکردند. در موقعیت جدیدی که پدید آمده بود افراد کمی بودند که به معنای واقعی معاصر باشند و شرایط را همانگونه که هست درک کنند، علائم را به خوبی دریافت کنند و با تجزیه و تحلیل صورت واقعی مسائل و طبقهبندی درست مشکلات، بدانند که نظام جدید جامعه ایرانی با چه مسائلی روبهرو است. این همزمانی و معاصر بودن و درک واقعی زمان و مکان برای افراد برجسته آن دوران که به نوعی جلودار حرکتهای اجتماعی بودند، نکته بسیار مهم و تعیینکنندهای بود.
سیاست خارجی ما
با تجربیات شهید بهشتی شکل گرفت
میرحسین موسوی پس از این پیشگفتار به موضوع اصلی همایش - آیتالله دکتر بهشتی - پرداخت و گفت: <شهید بهشتی جزو معدود کسانی است که از یک فضای قدیم به فضای نو پرتاب نمیشود بلکه او خود را در محیطی مییابد که مسائل و اهمیت آن را به خوبی درک میکند، مشکلات و سختیها را میبیند. در عین برخورداری از ارزشهای سنتی و اجتهاد در این زمینه، توانمندی ارائه یک نگاه نو نسبت به مسائل موجود جامعه را دارد. وسعت مسائلی که ایشان در دوران اول انقلاب به آن میپردازند حیرتآور است. گرچه قبل از انقلاب هم ایشان به مسائلی پرداخته که نگاه نویی را نسبت به جامعه نشان میدهد و به همین دلیل شهید بهشتی بهعنوان یک روحانی بسیار پیشرو در آن دوران مطرح میشود.> وی افزود: در عین حال هیچکس در تعداد اجتهاد ایشان در قرون (متون) اسلامی شک نداشت. بروز و ظهور نگاه و دید ایشان نسبت به مسائل گوناگون بعد از انقلاب و تحلیلها و اظهارنظرهای ایشان در آن دوران، امروز برای ما حیرتآور است. بعدها با عبور از بحرانهای دوران نخست انقلاب، پیدایش نیروهای جدید و پخته شدن نیروهای انقلابی و تقسیم کاری که صورت میگیرد، دیگر این مساله چندان برای ما مهم به نظر نمیآید. ایشان در رابطه با مسائل اقتصادی و حساسترین مسائلی که جامعه با آن روبهرو است نظرات و پیشنهاداتی دارند و همواره افراد را برای بررسی مسائل جدید تشویق میکنند. مسائلی از قبیل بانکداری، بیمه، تولید، تورم، بیکاری و تمامی آنچه که میتواند در شرایط ویژهای که یک نظام نوپا، پس از پیروزی انقلاب با آن مواجه شده است، اهمیت ویژه و فوقالعادهای داشته باشد؛ مسالههایی که عدم توجه به آنها میتوانست مشکلات اساسی ایجاد کند. موسوی با بیان اینکه شهیدبهشتی همچنین توجه ویژهای به مسائل مدیریت در دوران نخست انقلاب دارند، گفت: بحث مکتب و مدیریت یکی از مهمترین مسائل مورد نظر ایشان بود. اینکه آیا مدیر باید تخصص کافی داشته باشد، یا از تعهد مکتبی برخوردار باشد یا هر دو، مسالهای مهم در آن دوران بود. ایشان این موضوع را بارها برای بحث در حزب جمهوری اسلامی انتخاب کردند و نظریاتی که ایشان در این باره ارائه کردند، بسیار راهگشا بود. وی خاطرنشان کرد: شناخت ایشان از مسائل سیاسی و بینالملل یک استثنا در کشور ما بود. همه ما به یاد داریم که ایشان ارتباطات و ملاقاتهای وسیع و موفقی با شخصیتهای خارجی داشتند. درواقع میتوان گفت که سیاستخارجی کشور ما با نگاهها و تجربیاتی که ایشان ارائه دادهاند، شکل گرفت. اکثر دوستان میدانند که وضعیت داخلی ما بسیار پیچیده بود. ما با جامعهای در حال غلیان و در اوج تغییرها و در وضعیتی بسیار پیچیده مواجه بودیم. انقلاب دشمنانی نیز داشت. در این دوران جریانهای مختلف اسلامی با نظریات و نگاههای مختلفی وجود داشتند و در تمام این جریانها شخصیت شهیدبهشتی تاثیرگذار و راهگشا برای انقلاب بود.
میرحسین موسوی یکی دیگر از ویژگیهای شهیدبهشتی را رویکرد همهجانبه ایشان در پرداختن به مسائل فرهنگی و اجتماعی آن دوران برشمرد و گفت: اینکه حضرت امام از ایشان به تنهایی بهعنوان یک ملت نام میبرد، شاید ناظر بر همین ویژگیهای شخصیت ایشان باشد. نخستوزیر دوران دفاع مقدس یکی دیگر از برجستگیهای شهیدبهشتی را آگاهی از زمان و مکان دانست و گفت: رویکرد شهیدبهشتی به مساله حزب را باید از این زاویه مورد بررسی قرار داد که ایشان فردی آگاه به مسائل و زمانه بوده و میدانسته که در چه نقطهای از زمان و فضای جغرافیاییای ایستاده است. شهیدبهشتی آگاهی کامل داشت که نظام ما با چه مسائلی روبهرو است. رویکرد ایشان، رویکردی نبود که فرد در موقعیت جدیدی قرار بگیرد و منتظر یافتن یاری باشد که بخواهد به قدرت برسد. اگر نحوه برخورد ایشان با حزب و چگونگی پیشبینی تشکیلات آن را درنظر بگیرید درمییابید که ایشان دارای رویکردهایی بسیار نو و پیشتازانه بود، البته این برخورد پیشتازانه، به هیچوجه نافی استفاده ایشان از امکانات و تجربیات بومی و ارزشهای اسلامی نبود.
میرحسین موسوی جملاتی از شهید دکتر بهشتی انتخاب کرده بود که درباره فضای طرح این جملات توضیحاتی ارائه داد، البته تصریح کرد اینکه از گفتمان اول انقلاب برای شرایط کنونی استفاده کنیم نباید یک گناه، یک نگاه به عقب و عقبگرد تاریخی محسوب شود. موسوی جملهای از بهشتی درباره احزاب نقل کرد مبنیبر اینکه معمولا احزاب سیاسی حتی تشکیلات نظامی از همان روز اول با انگیزه رسیدن به قدرت به وجود میآیند و افزود: <دکتر بهشتی پس از طرح این جمله اشارهای به وضعیت جامعه ایران میکند؛ یادآور فداکاریهای مردم در راه انقلاب و روحیهای که بر دوران انقلاب حاکم است میشود و بلافاصله میگوید برای نسل نوجوان ما تشکیلات سیاسی، نظامی و اجتماعی، انگیزه قدرتطلبی را تداعی نمیکند، بلکه انگیزه خدمت و فداکاری در راه یک آرمان و هدف را تداعی میکند.> وی در ادامه گفت: شهید بهشتی بلافاصله وظیفه تشکیلات را در دو بخش توضیح میدهد. ایشان البته بارها به این توضیح رجوع میکند و دائم تاکید میکند که حزب جمهوری اسلامی برای چنگ زدن به قدرت پدید نیامده است؛ اگرچه در مواردی ایشان اشاره میکند در موقعیتی که خلاء باشد و خدمتگزاران دیگری نباشند حزب وارد قدرت نیز میشود. در جایی دیگر میگویند به هر حال حزب از دیدگاه فرهنگی و اجتماعی معمولا یکی از این دو مفهوم را تداعی میکند؛ قدرت و خدمتگزاری. موسوی به تشریح مفهوم حزب از نگاه بهشتی پرداخت و گفت: شهید بهشتی در پاسخ به یکی از مقامات مراکش در دیداری که با ایشان انجام گرفت دو مفهوم حزب را توضیح میدهد و به ایشان میگوید حزب جمهوری اسلامی طالب و خواهان در دست گرفتن قدرت است اما در مفهوم دوم؛ یعنی به شکل خدمتگزاری و در جستوجوی طاعت خدا. ایشان درباره انگیزه خود توضیح میدهد: برای اینکه ما آغازکننده این تشکیلات هستیم، برای اینکه به مردم ثبات کنیم، ضمن هدفی که داریم بنا داریم از قبول هر سمت قدرتآفرینی خودداری کنیم، مگر هنگامی که به صورت یک امر واجب مطلق عینی از طرف جامعه و رهبری جامعه به عهده ما گذاشته شود که البته این شرایطی خاص است، در غیر این صورت تا آنجا که کس دیگری وجود دارد که این قدرت را در دست گیرد و این خدمت را انجام دهد به او اولویت میدهیم تا درسی عملی باشد. این کاری بود که ما درصدر انقلاب از ایشان بارها مشاهده کردیم و به نظر نمیآید گذشت ۳۰ سال از انقلاب هنوز این درس را کهنه کرده باشد. برای ایجاد یک التیام و پر کردن شکافهایی که بین گروههای سیاسی به وجود آمده است.
امروز نوعی شکاف میان نیروهای سیاسی پدید آمده است
ادامه بحث میرحسین موسوی نگاهی به چند سخنرانی دکتر بهشتی بود که وی جملاتی از آنها را انتخاب کرده بود. موسوی افزود: ایشان (بهشتی) عنوان میکند یک تشکیلات معمولی کار خود را با آموزش و سازندگی، کلاسها و حوزههای سازنده در ابعاد عقیدتی و آگاهکننده در زمینههای ایدئولوژیک و سیاسی و تمریندهنده در ابعاد معنوی و اخلاقی آغاز میکند و راه را ادامه میدهد. به بیان دیگر در اندیشه شهیدبهشتی موارد یادشده، بخش اصلی فعالیت تشکیلات است. بهطور طبیعی تشکیلات بخش اصلی توان خود را روی بیان مواضع ایدئولوژیک متمرکز میکند.
پس از اینکه تشکیلات مستقر شد و مورد قبول جامعه قرار گرفت، سراغ این مساله میرود که در سرنوشت سیاسی جامعه حضور موثری پیدا کند و به همه بگوید حال که بینش اجتماعی، ایدئولوژیک و سیاسی مورد نظر بهعنوان یک نهاد اجتماعی مورد قبول بخش عظیمی از جامعه است، سپس میتواند در ساختن آینده جامعه نقش موثری داشته باشد. آن موقع است که بخش قابل ملاحظه دیگری از قبیل انتخابات، روی کار آمدن دولت، تهیه برنامهها را ثبت میکنند. از منظر شهید بهشتی ایجاد گفتمان بر گرفتن قدرت اولویت دارد؛ نه اینکه گرفتن قدرت بعد ساختن گفتمان متناسب با این قدرت مدنظر باشد. وی تصریح کرد: ایشان ایده ساختن یک حزب برای رسیدن به دولت صالح را مطرح میکنند، نه ساختن یک دولت و احزابی دو رو برای حمایت از آن با هر انگیزه و سیاستی را. این دو راه کاملا دو راه متفاوت از یکدیگر است. میتوان گفت این فکر، اندیشه پنجاهوهفتی است، اما من گمان میکنم این فکر از اندیشههایی است که میتواند و ارزش آن را دارد که بهطور دائم سرلوحه توجه نیروهای سیاسی قرار گیرد. ایشان بحثی دارد که امروز خیلی برای زمان امروز راهگشا است. متاسفانه امروز نوعی شکاف میان نیروهای سیاسی پدید آمده است، اما اصولی که در اول انقلاب براساس آن عمل و تبلیغ میشد، مواضع حزب، در جهت کم کردن اختلافات با احزاب رقیب بود. اگرچه این مواضع ۱۰۰ درصد و در همه موارد موفق نبود، اما در میان مردم و گروه اسلامی معتقد، فعال و مخلص در خط امام موفقیتآمیز بود و با این گروهها رابطه برادرانه وجود داشت. بدین معنا که نوعی مراقبت و مدارا بین احزاب و گروههای رقیب مسلمان وجود داشت و همین کافی بود که نشان داده شود که کسی خلاف اعتقاداتی که ریشه شرعی و ریشه در مصلحتهای عمومی جامعه دارد، عمل نمیکند.
مسالهای که دیگر تکرار نشد
به گفته موسوی، شهید بهشتی با سعه صدر نوع رابطه با گروههای سیاسی را مطرح میکنند و درباره گروههایی که مبارزه مسلحانه در مقابل نظام را در دستور کار داشتند میگویند: <باید برخورد قانونی با آنها صورت گیرد.> ایشان تلاش میکند هر نوع فضای جنگ قدرتی را بین گروههای مذهبی از بین ببرند. اگر انقلاب اسلامی در کشور پایدار شد و گسترش پیدا کرد به دلیل حضور چنین روحیهای در آغاز انقلاب بود. ایشان در تقسیمبندی دیگری که به این موضوع هم ارتباط پیدا میکند سه شاخصه مهم درباره حزب جمهوری مطرح میکنند. اولین شاخصه بحث حضور مکتب، اسلام و فقیهان در درون حزب است. مشخصه دوم، سازمان و تشکیلاتی است که متعلق به همه مردم اعم از جوان، پیر، شهری، روستایی و… باشد. یعنی تشکیلاتی که نشانگر توده بهپاخاسته اجتماعی باشد. ترکیب شورای مرکزی حزب دقیقا بازنمایی چنین نگاهی بود و در شورای مرکزی و گروههای شهرستانی، از همه اقشار حضور داشتند. مسالهای که هیچکدام از گروههای سیاسی دیگر چه اسلامی و چه غیراسلامی نتوانستند آن را دوباره تکرار کنند. این ویژگی در اوایل انقلاب حاکم بود. البته تشکیل چنین شورایی کار ثقیل و سختی بود. چه بسا نارضایتی و ناراحتی در بین برخی از دوستان مجموعه ایجاد میکرد مبنیبر اینکه چرا کسانی باشند و چرا کسانی نباشند.
درک روشنی از مفهوم گوناگونی ملت نداریم
میرحسین موسوی احاطه شهید بهشتی به زمان و مکان را با تشریح تصور وی از مفهوم ملت توضیح میدهد: بهشتی یک تصور روشن از مفهوم ملت داشت. معنای ملت این نیست که عدهای از کسانی که با آنها منافع مشترک داریم دور هم جمع شویم و چنان نگاهی به جمع داشته باشیم که گویی یک ملت هستیم. ملت اعم از هر گروه و دستهای است و تمام افراد را دربر میگیرد. این نگاه به سادگی در مدیران جمهوری اسلامی به وجود نیامد و هنوز هم در این رابطه مشکل داریم. گاهی یک عده از نیروهای سیاسی که بعضا چهرههای موجهی هم هستند دور هم جمع شده و به شیوه خود عمل میکنند و تمام ملت را در خود خلاصه میبینند. این افراد نمیتوانند آغوش خود را آنچنان وسیع و گسترده بگیرند که آحاد بیشتری را دربر بگیرد. این یکی از امراضی است که ما به آن دچار هستیم. وی افزود: ایدهای که ایشان برای حزب داشت و برای آن اقدام عملی کرد، تشکیل حزب به گونهای بود که برشی از همه جامعه باشد و با خطدهیای که در احزاب صورت میگرفت و با آموزشی که در درون حزب برای پیدا کردن نگاه وسیعتر در جهان دنبال میشد، تلاشها بر این بود که تقوای تشکیلاتی بالا رود. میرحسین موسوی ادامه داد: کتابی نیز وجود دارد که از سوی گروههای چپ با عنوان <شورشیان آرمانخواه> منتشر شده است. این کتاب بعد از آنکه گروههای چپ را شرح میدهد، در بخشی قضاوتی دارد مبنیبر اینکه بهرغم آنکه تمام احزاب شعار حمایت از قشر کارگری را میدادند و خود را نماینده آن طبقه میدانستند، در ترکیب این احزاب و شوراها وجود کارگران نزدیک به صفر بود. من نمیخواهم با انتقاد از آنها بگویم که گروههای اسلامی از این ایراد مبرا هستند. همانطور که اشاره شد چهبسا ما گروهها و دستههایی را شکل میدهیم و به آن بهگونهای نگاه میکنیم که گویی همه ملت را در بر میگیرد. در نتیجه از تنوع موجود در کشور غافل میشویم که در نهایت منجر به ایجاد مشکلات میشود و شاید بخش قابل توجهی از مشکلات ما در رابطه با سیاستهای اقتصادی، سیاستهای داخلی و خارجی معطوف به این قضیه است که ما درک روشنی از مفهوم گوناگونی ملت نداریم. شهید بهشتی درباره خصوصیت سوم تاکید داشتند، در عین فراگیری و وسعت نباید انحصارطلب بود. به نظر میآید این مسائل نهتنها برای حزب، که برای جامعه فعلی ما هم اهمیت دارد و دوباره باید به آن رجوع کرد.
پیامی پس از سی سال و در آستانه انتخابات
موسوی جملهای از بهشتی نقل میکند و میگوید: <یکی از اصول تشکیلاتی که در جزوات آموزشی حزب جمهوری اسلامی منتشر شده آن است که حزب جمهوری اسلامی مجموعهای است از عناصر معتقد به اسلام و مبارز که خواستار ارزشهای عالی اسلامی باشند بهطوری که برای هر کاری جستوجو کرده و صالحترین را انتخاب کنند، فارغ از آنکه عضو این تشکیلات باشد یا خیر.> هنوز این توصیه و نصیحت، سی سال گذشته را شکافته و پیام خود را بهعنوان یک مساله روز حساس و در آستانه انتخابات به ما میرساند. ایشان عنوان میکنند: <حزب جمهوری اسلامی انحصارطلب، قدرتطلب، خودمحور و نفیکننده دیگر گروههای سیاسی نیست. ما هر گروه سیاسی و اسلامی دیگر را که مؤمن، درستکار و صدیق به انقلاب باشد، گروه برادر مینامیم و با این گروهها مسابقه میگذاریم. مسابقه بر سر چه؟ بر سر قدرت. حاشا، بلکه مسابقه بر سر تقدیم بهترین خدمت به ملت.> در مجموعه سخنان ایشان در مورد تشکیلات ما به این دردها فراوان برخورد کردهایم که همه آنها ارزش ارزیابی مجدد برای معرفی به نسلهای جدید را دارد؛ هم برای یافتن راه و هم برای آنچه که در انقلاب گذشت و فهم این مساله که چرا نام شهید بهشتی همچون اکسیری مقدس برای ملت ما باقی ماند و هنوز که ۳۰ سال از آن زمان فاصله گرفتهایم، باز نام ایشان بسیجکننده همه نیروهای مومن است.
لینک مطلب:
آیتالله صانعی : بیتوجهی به آرای ملت و محدود کردن دامنه انتخاب مردم مضر برای نظام است
آیتالله العظمی صانعی گفت:« تفاوت بارز انقلاب ایران با سایر انقلابهای بزرگ دنیا، آگاهی بسیار بالای ملت ایران است که این آگاهی هم چنان رو به رشد است»
به گزارش ایسنا، این مرجع تقلید در دیدار «راجرکوهن» خبرنگار ارشد روزنامه نیویورک تایمز آمریکا و نویسنده اثر مشهور «قلبهای سنگ شده» ضمن بیان مطلب فوق اظهار داشت: «درست است که انقلابهای دنیا وقتی رهبر خود را از دست میدهند از میزان بالندگی آن کاسته میشود اما این انقلاب تفاوتهای بارز و آشکاری با سایر انقلابهای دنیا دارد که وجود این تفاوتها رمز ماندگاری این انقلاب است.»
وی با اشاره به نقش دین و مذهب در حرکت و انقلاب مردم ایران گفت: «مهمترین عامل انقلاب مردم ایران دین و مذهب مردم بود لذا اگر بالندگی انقلاب بر اثر برخی شرایط کم شود اما اصل انقلاب و اصول آن میماند و به تدریج عوامل مانع را کنار خواهد زد، چرا که مذهب یک عامل بسیار قوی و تاثیر گذار است.»
صانعی با اشاره به آگاهی بسیار بالای مردم در جریان انقلاب اسلامی اظهار کرد: «یکی از تفاوتهای مهم انقلاب ایران با سایر انقلابهای دنیا آگاهی بسیار بالای ملت بود که این آگاهی همچنان رو به رشد است، لذا دین هم در جامعه ما دین همراه با آگاهی است و اینکه گفته میشود دین در میان جوانان کاسته شده است یک اشتباه است؛ بله! آن دینی که با حقوق بشر و دموکراسی سازگار نباشد آن قرائت از دین کم شده است، اما آن دینی که با حقوق بشر و دموکراسی سازگار است این دین روبه رشد است و علت آن این است که جوانان دینی را میخواهند که در آن از استبداد و خشونت خبری نباشد.»
شاگرد حضرت امام (ره) در ادامه با اشاره به سیره عملی حضرت امام و نفی استفاده ابزاری از دین در امور مملکتی عنوان کرد:«امام (سلام الله علیه) مذهب را ریشه و اصل میدانست و هیچ گاه از دین و مقدسات استفاده ابزاری نمیکرد لذا اگر مجریان در هر کاری از مذهب استفاده ابزاری کنند، این یک اشتباه و خلاف اندیشه امام است.»
این مرجع تقلید افزود:« در زمانی که حضرت امام در نجف حضور داشتند روزی از اطرافیان میخواهند که برای انجام امور منزل کارگری استخدام نمایند فردی را معرفی کردند و خدمت امام عرضه داشتند این آقا با تقوا است، زیارت عاشورا میخواند، خوب نماز میخواند و چه و چه. امام درپاسخ آنها فرمودند:«اینها همه خوب است، اما من کارگری میخواهم که خوب کار بکند و امورات محوله را به نحو احسن انجام دهد.»
وی افزود:« مسلم است که همه امور دست خداوند است اما معنایش این نیست که همه امور را به خدا نسبت دهیم و به گردن دین بیندازیم، اداره مملکت فکر میخواهد، کارشناس میخواهد و باید از نظر کارشناسان خبره و متعهد بهره جست.»
وی تفاوت دیگر انقلاب ایران با سایر انقلابهای دنیا را مخالفت با ترور و خشونت عنوان و خاطرنشان کرد: «انقلاب ما انقلاب منطق و کلام و آگاهی بود نه انقلاب متکی بر سر نیزه و اسلحه، حضرت امام در تمام دوران مبارزه حرکتهای مسلحانه را قبول نداشت و هیچ گاه اجازه ترور و مبارزه مسلحانه را نمیداد، لذا معتقدم اگر دنیا از این طرز بینش و تفکر امام حمایت میکرد امروز دنیا گرفتار گروههای تروریستی مثل القاعده و طالبان نبود.»
این مرجع تقلید با اشاره به عوامل بازدارندهی بالندگی انقلاب، بیتوجهی به آرای ملت و محدود کردن دامنه انتخاب مردم را مضر به حال نظام توصیف کرد.
صانعی در پاسخ به سوال راجر کوهن که پرسید: «آقای اوباما گفته است، دست ما برای مذاکره با ایران باز است، اکنون ایران نیز دستش را برای مذاکره با ایران باز کند، نظر شما در خصوص آینده روابط ایران و آمریکا چیست؟» اظهار کرد:«قدرتمندان زیاد شعار میدهند، باید ببینیم آیا عمل نیز میکنند؟ اما من معتقدم آمریکا اول باید دستهای آسیب دیده در زمان قدرتهای سابق را ترمیم کند بعد از ما بخواهد که برای مذاکره دستمان را دراز کنیم.»
وی افزود:«سابقاً هم گفتهام، قدرتهای استعماری همه مانع دموکراسی در ایران بوده اند، همه منافع خودشان را میخواهند، آنها نفت ما را میخواهند نه نفع ما را.»
این مرجع تقلید خطاب به نویسنده کتاب «قلبهای سنگ شده» گفت:«قدرتمندان قلبشان از سنگ است، مگر قدرتمندانی که با خدا هستند همانند امام (سلام الله علیه)، بزرگ مردی که آمد سنگها را قلب کند.»
آگاهی انسانی: ایمان و معنویت متکی بر عقل و دانش
مردم سالاری ملی: مردم سالاری به جای استبداد در سطح ملی
عدالت جهانی: مبارزه با ظلم و استثمار در سطح ملی و منطقه ای و جهانی
مردم سالاری دینی
یعنی خیر دنیا و آخرت
با مردم گرایی و معنویت الهی
لینک مطلب:
ریسجمهور سابق کشورمان اظهار داشت: فعلا وظیفه ما اصلاح وضع فعلی است و راه آن هم انتخابات است، البته کسی نه ادعای معجزه گری دارد و نه ادعای قهرمان بازی
لینک خبر:
سید حسین مرعشی گفت: اگر پشتوانه مردمی نباشد هیچ قدرت نظامی نمی تواند نظام را حفظ کند و قرار گرفتن در مناصب نظامی در جهت تحمیل اراده به مردم صحیح نیست. اراده مردم را نباید دست کم گرفت و جمهوری اسلامی همواره باید متکی به آرای مردم باشد
لینک مطلب از وبلاگستان:
فردا سیامین سال پیروزی انقلاب است. ما نسلی بودیم که انقلاب کردیم. با اینکه هر نسلی حق دارد خودش سرنوشت خودش را تعیین کند و نسل امروز هم البته چنین حقی دارد و حتی با اینکه خیلیها از آنها که انقلاب کردند و یا بسیاری از نسل امروز خواستههای متفاوتی با خواست انقلابیون سی سال پیش دارند اما اینها دلیل بر این نیست که نسل ما از انقلابش در آن مقطع زمانی و با آن خواستههایی که در شعارهای آن روزیاش جلوه کرده بود دفاع نکند و یا پشیمان معرفی شود.
1- سی سال پیش انقلاب علیه رژیمی صورت گرفت که رئیس دیکتاتورش اختناق کمنظیری بر ایران تحمیل کرده بود. اختناقی که با کشورهای پر اختناق کنونی در جهان هم قابل مقایسه نبود. به این دلیل استشمام نسیم آزادی امید تحرکآفرینی بود که به هر کجا میرفت، همه را به همراهی با چنین انقلابی فرا میخواند. جاذبترین شعار هم به همین دلیل آزادی بود. از سوی دیگر آن روزها اوج جنگسرد در جهان بود. آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در حال سختترین رویاروئی با یکدیگر بودند. ایران از نظر ژئوپلتیک در حساسترین نقطهی جهان قرار داشت که دیوارهی اصلی سدکنندهی اتحاد جماهیر شوروی برای دستیابی به منطقهی خلیج فارس بود که تامینکنندهی انرژی دنیا بود. به این دلیل وقتی ایران در اردوگاه آمریکا قرار گرفت، محل تاختوتاز خارجیها شد. رهبر آن روز ایران هم به دلائل شخصی و تاریخی ضعف بیش از اندازه در خود حس میکرد و در کوچکترین مسائل داخلی ایران با خارجیها و بهخصوص آمریکائیها مشورت میکرد. هروقت در تاریخ ایران هر جریانی خود را در برابر دینداری مردم قرار دادهاند و یا دین و فرهنگ دینی عمومی در ایران را نادیده گرفتهاند، به شکست محکوم بودهاند و موفقیتی به دست نیاوردهاند. این را هم نمیتوان نادیده گرفت که در جریان انقلاب اسلامی رهبری سیاسی و دینی در فردی شکل گرفت که از شخصیت دینی وسیاسی قدرتمند و خارقالعادهای برخوردار بود. امام خمینی هم در جایگاه انکارناپذیر مرجعیت تقلید مردم قرار داشت و هم از قدیمیترین کسانی بود که در وادی رهبری مبارزات مردم ایران بود و هم شخصیت آشتیناپذیر و مستحکمی داشت که توانست تا آخر مقاومت کند و رژیم را شکست دهد و هم تشکیلات آماده و پرنفوذی در قالب مساجد و مراکز دینی و روحانیون سراسر کشور داشت که به راحتی میتوانست از این شبکهی مورد اعتماد مردم رای و نظرش را به درون جامعه شهری و روستائی منتقل کند.
2- در آن دورانها انقلابیگری یک ارزش جهانی و معیار روشنفکری برگرفته از قدرت کمونیست بود. در ایران هم گروههای کمونیستی فعال بودند. حتی جریانات مذهبی مبارز مثل سازمان مجاهدین خلق آن روزها که مبارزهی مسلحانه علیه رژیم شاه آغاز کرده بودند، در اواخر به این نتیجه رسیدند که باید ایدئولوژی خود را از اسلامی به سمت کمونیستی متمایل کنند. بعد از پیروزی انقلاب هم با اینکه رهبری انقلاب توسط امام خمینی انجام شده بود و کاملا اسلامی بود و تا پیروزی انقلاب هم اصلا خشونتآمیز نبود و با شعار باور نکردنی گل در برابر گلوله پیروز شد، و با انقلابهای متعارف دنیا هیچ نسبتی نداشت در بسیاری از موارد در مسابقهای که جریان چپ در شعارهای خشونتآمیز و پر توهم توطئه باور داشت وارد شد. بسیاری از رهبران دینی برای عقب نماندن از قافلهی روشنفکری و انقلابیگری اسیر جوهر خشونتمحور چپ شدند و در بسیاری از موارد از آغاز انقلاب راهی به جز آنچه در طول مبارزات منجر به پیروزی میپیمودند طی کردند. ریشههای همان تفکرات هم اکنون نیز در مواردی دیده میشود. اما نمیتوان انکار کرد که در دنیای امروز اساسا با سقوط اتحاد جماهیر شوروی، انقلابیگری در جهان یک ارزش فراگیر نیست. این نکتهای است که نسل امروز باید برای تحلیل تاریخ آن روزها به آن توجه کند.
3- خیلی از اتفاقاتی که در سی سال گذشته در ادارهی کشور افتاد و میافتد، میتواند مورد قبول نسل انقلاب نباشد و یا نسل فعلی اساسا به دلائل مختلف و به خصوص به دلیل اینکه از آن تاریخ سی سال گذشته و جهان در این سی ساله به دست آوردهای فوقالعادهای رسیده و شاهد تحولات فراوانی بوده که ارتباطات مهمترین آنها بوده است، خواستهای کاملا متفاوتی داشته باشد، اما این را نباید فراموش کرد که هر اتفاقی را باید در ظرف زمانی خودش مورد ارزیابی و بررسی قرار داد. نسل ما به انقلابی که سی سال پیش کردند افتخار میکنند و هیچ اتفاق پسینی دلیل بر نفی گذشته نمیتواند باشد. اگر نسل امروز گذشتگان خود را نفی کنند، آیندگان نیز اینان را نفی خواهد کرد و این زنجیره برای همهی نسلها ادامه خواهد داشت. ضمن اینکه نسل ما نیز نباید خواستههای نسل بعدیاش را نادیده بگیرد.
لینک خبر:
دبیر کل حزب اعتماد ملی با بیان اینکه این عده کاری میکنند تا عدهای جوان احساس کنند که اگر در آرا دخل و تصرفی صورت گیرد، عملی شرعی محسوب میشود، اظهار داشت: تفکر امام (ره) در معرض خطر است و عدهای در صدد هستند انتخابات را دو مرحلهای کنند، یعنی در مرحله اول شورای نگهبان اعلام کند چه کسی باشد و چه کسی نباشد و در مرحله دوم مردم. در حالی که مردم بالغ هستند و میدانند به چه کسانی باید رای بدهند امام (ره) هم بارها فرمودند که مردم بهتر از شما میفهمند.
وی راه برون رفت از این مشکلات را مشارکت گسترده مردم در انتخابات دانست و تاکید کرد: مبادا روزی بگوید رای ما اثری ندارد و چه رای بدهیم و چه رای ندهیم رئیس جمهور مشخص است، باید پای صندوقهای رای برویم زیرا آنها میخواهند با آرای اندک هم مسوولیت بگیرند و هم توانایی جابه جایی آرا را داشته باشند. اما اگر مشارکت بالا باشد از دست نیروهای غیبی هم کاری بر نمیآیید.
دبیرکل حزب اعتماد ملی معتقد است: تفکری وجود دارد که میخواهد جمهوریت، انتخابات و رای مردم را کمرنگ کند.
مهدی کروبی در جمع اصلاح طلبان اهواز با اشاره علاقه اش به مردم خوزستان،گفت: حتی اگر در دوره قبل انتخابات ریاست جمهوری در استان خوزستان نفر اول نمیشدم، ذرهای از میزان علاقه من نسبت به مردم خوزستان کاسته نمیشد.
کروبی افزود: امام (ره) در دو سال ابتدای پیروزی اتقلاب پنج بار مردم را به صحنه انتخابات آورد و همواره بر نظر و رای مردم تاکید داشتند.اما امروز اندیشه و تفکری در عرصه وجود دارد که میخواهد جمهوریت، انتخابات و رای مردم را کمرنگ کند و در صدد حرکتی است تا انگیزه حضور مردم برای مشارکت در انتخابات را کمرنگ کند.
وی خاطرنشان کرد: میراث حضرت امام (ص) جمهوری اسلامی است، اما امروز عدهای به راحتی میگویند که نظر امام (ره) در خصوص انتخابات مصلحتی بوده است و میگویند انتخابات و نظام رای گیری برای تبلیغ و جلوه خارجی است.
دبیر کل حزب اعتماد ملی با بیان اینکه این عده کاری میکنند تا عدهای جوان احساس کنند که اگر در آرا دخل و تصرفی صورت گیرد، عملی شرعی محسوب میشود، اظهار داشت: تفکر امام (ره) در معرض خطر است و عدهای در صدد هستند انتخابات را دو مرحلهای کنند، یعنی در مرحله اول شورای نگهبان اعلام کند چه کسی باشد و چه کسی نباشد و در مرحله دوم مردم. در حالی که مردم بالغ هستند و میدانند به چه کسانی باید رای بدهند امام (ره) هم بارها فرمودند که مردم بهتر از شما میفهمند.
وی راه برون رفت از این مشکلات را مشارکت گسترده مردم در انتخابات دانست و تاکید کرد: مبادا روزی بگوید رای ما اثری ندارد و چه رای بدهیم و چه رای ندهیم رئیس جمهور مشخص است، باید پای صندوقهای رای برویم زیرا آنها میخواهند با آرای اندک هم مسوولیت بگیرند و هم توانایی جابه جایی آرا را داشته باشند. اما اگر مشارکت بالا باشد از دست نیروهای غیبی هم کاری بر نمیآیید.
کروبی در پایان تاکید کرد نباید ناامید و مایوس شد، بلکه باید با حضور در انتخابات جلوی آنهایی که تفکر امام (ره) را در مورد رای مردم مصلحتی میدانستند، گرفته شود. باید بدانید که اندیشهای ضد حضور مردم و ضد رای مردم وجود دارد که باید با آرای خود جلوی آنها ایستاد.
دبیرکل حزب اعتماد ملی همچنین تاکید کرد: ضمن رفاقت با دیگر دوستان اصلاح طلب از صحنه رقابتهای انتخاباتی کنار نمیروم.
دبیر کل حزب اعتماد ملی در پاسخ به سوال خبرنگار دیگری، انگیزه حضور خود را در استان خوزستان، حضور در مراسم چهلیمن روز درگذشت آیت الله جمی دانست و گفت: با آنکه آقای منتجب نیا را به نیابت از خود برای شرکت در مراسم درگذشت آقای جمی به آبادان فرستادم اما میل داشتم که خود نیز در مراسم آن مرد بزرگوار حضور یابم. البته در پیش رو بودن انتخابات نیز بخشی از انگیزه این سفر بود که در سفر دیگری به خوزستان بیشتر به آن پرداخته میشود.
کروبی در بخش دیگری از این کنفرانس خبری انتخابات دهم ریاست جمهوری را پر شور و پر نشاط پیشبینی کرد و گفت احساس میکنم رقابتهای جدی در این انتخابات وجود داشته باشد و اولین رقابت نیز با رئیس جمهور کنونی خواهد بود.
وی افزود: تا کنون روسای جمهوری کشور ما هر کدام دو دوره بر روی کار بودهاند و معمولا در دوره دوم رقیب جدی نداشتهاند و مشخص بود در دور دوم نیز پیروز میشوند اما در انتخابات پیش رو هم اصولگراها مصمم هستند که به رقابت جدی با رئیس جمهور بپردازند و هم اصلاح طلبان.
کروبی خاطرنشان کرد:مشکلاتی که در این سه سال اخیر برای مردم پیش آمده است انگیزهای است که موجب میشود تا مردم در انتخابات آتی مشارکت بیشتری پیدا کنند.
وی در پاسخ به سوالی در خصوص مصاحبه مکرر وی با رسانه ملی و نیز کناره گیریاش در دقیقه نود از رقابتهای انتخاباتی و همینطور تبانی میان وی و میرحسین موسوی و خاتمی،گفت: صدا و سیما با دیگر بزرگان هم در خواست مصاحبه دارد اما آنها خود امتناع میکنند اما من هیچ گاه درخواست خبرنگاران برای مصاحبه را رد نکرده ام و حتی در زمانی که رئیس مجلس بودم هرگز از مصاحبه با خبرنگاران شانه خالی نکردم.
کروبی خاطرنشان کرد: روابط بسیار حسنهای در میان جناحهای اصلاح طلب وجود دارد و هیچ تبانی در میان نیست. هم من و هم نزدیکان میرحسین موسوی تاکید دارند که هر فردیکه تمایل داشت باید کاندیدا شود و اقدام خوبی است. اما من چون ماهها است که حضور خود را اعلام کرداه ام و جدای از اراده و خصوصیات فردی در فعالیت سیاسی کنار کشیدن در دقیقه نود را ناپسند میدانم. ضمن رفاقت با دیگر دوستان خود را در معرض رأی مردم قرار میدهم و از صحنه انتخابات کنار نخواهم رفت.
وی در پاسخ به اظهارنظر یکی از خبرنگاران مبنی بر کنار کشیدن وی مبنی برای شکسته نشدن آراء گفت: اگر تمایل دارید که آراء پخش شود باید از من که ماهها است در صحنه حضور دارم حمایت شود و نه دوستانی که هنوز آمدنشان در تعلیق است.
دبیرکل حزب اعتماد ملی با بیان اینکه گاهی رفتارهای نجیبانه منجر به این میشود که فرد بدهکار هم شود،اظهار داشت: من در صحنه حضور دارم و دائم از من سوال میکنند چرا کنار نمیروید؟ اما چرا نمیپرسید آنهایی که در صحنه حضور نمییابند چرا حداقل حمایت نمیکنند؟
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در بخش دیگری از این کنفرانس خبری در اهواز افزود: همه باید تلاش کنیم مردم را به مشارکت بیشتر در انتخابات تشویق کنیم اکنون همه ابزارهای تبلیغاتی، رسانه ای، دولتی و.... در دست رئیس جمهور است برای همین رقابت خیلی مشکل است.
خبرنگاری از کروبی در خصوص هزینههای تبلیغات انتخاباتی خود سوال کرد که وی در پاسخ گفت: در مورد هزینهها حتی همسرم از من میپرسد که با چه امیدی وارد عرصه رقابتها شده اید؟ باید بگویم که از این لحاظ یعنی تامین هزینه وضعیت خوبی نداریم و آنچه را که اکنون داریم از کمکهای دوستان است.
لینک مطلب:
اما در هر حال عرض میکنم که آنچه انقلاب را تهدید میکند، نادیده گرفتن اصل انقلاب است. اصل انقلاب هم به معنای رعایت خواست مردم است. خواست مردم هم چیزی نیست که یک بار در طول تاریخ رخ دهد و تمام شود. امام(ره) نیز به صراحت این مساله را عنوان داشتند که فرض کنیم مردم در گذشته میخواستند حکومت شاهنشاهی باشد، به ما چه ربطی دارد (نقل به مضمون). چیزی که انقلاب را تهدید میکند، نادیده گرفتن خواست مردم است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
زندگی سیاسی عباس عبدی پس از انقلاب در هر مقطع طبعاً متأثر از اندیشههای سیاسی وی بود و متناسب با تحولات و تغییرات در این اندیشهها، این زندگی سیاسی نیز دچار تغییرات و تحولاتی شده است. قبل از انقلاب سه مسأله و یک راهحل، محورهای اصلی اندیشه سیاسی عبدی و بسیاری از هم دوره و هم نسلهای او را شکل داده بود این سه مسأله اصلی عبارت بودند از:استبداد، استثمار و استعمار.
آنگونه که عبدی میگوید در کنار این سه پایه یک گزاره دیگر نیز وجود داشت که بخش اعظم هم نسلیهای وی، به آن اعتقاد داشتند و آن عنصر ایجابی مبارزه سلبی علیه سه محور فوق بود و این عنصر همان اسلام است.
برخی بر مبنای تئوریای که معتقد است انقلاب فرزندان خود را میبلعد، قائل به حذف تدریجی برخی حامیان انقلابها در اعصار مختلف پس از آن هستند، به نظر شما آیا انقلاب اسلامی ایران نیز مشمول این قاعده شده است؟
برای درک روشنتر از این موضوع، چارهای نیست جز آن که به دلائل بروز انقلاب بازگردیم. انقلاب زمانی رخ میدهد که فضا بسته است زیرا در یک فضای باز و آزاد، طبعا انقلابی اتفاق نمیافتد و انقلاب در فضای آزاد موضوعیتی ندارد.
زمانی که فضا بسته باشد، روابط، نگاهها و برداشتهای افراد از یکدیگر، واقعگرایانه نیست. مثلًا وقتی من و شما یک دشمن مشترک پیدا کنیم که هر لحظه درصدد نابود کردن ما است، علیرغم تمام اختلافاتی که داریم، کنار هم و در برابر دشمن قرار میگیریم البته نه تنها کنار هم قرار میگیریم بلکه حس مودتآمیز هم نسبت به یکدیگر پیدا میکنیم که بسیار مهم است.
پس از شکست دادن دشمن، چون دیگرعامل خارجی وحدت بخش وجود ندارد لذا آن رابطه پیشین هم طبعا وجود نخواهد داشت بنابراین به بررسی مجدد روابط بین خود میپردازیم و در این مرحله متوجه اختلافات عمیق میان یکدیگر میشویم اما این اختلافات را جز از طریق خشونت نمیتوانیم حل کنیم زیرا در فضای بسته پیشین یاد نگرفته بودهایم که چگونه مسایل خود را با راهی جز خشونت حل کنیم و در آن فضا، تنها چیزی که یاد گرفته بودیم، این بود که حکومت درصدد حذف ما و ما در صدد نابودن کردن حکومت بودیم.
این تنها آموزهای بودکه بلد بودیم لذا ممکن است پس از انقلاب در مواجهه با اختلافات، همین آموزه را در میان خود تکرار میکنیم زیرا چیزی غیر از آن بلد نیستم. روشن است که اگر انقلاب پیروز شود، تمام نیروهایی که قبلا در کنار هم قرار گرفته بودند به دلیل عمده شدن اختلافات مسکوت گذاشته شده، با یکدیگر به جدال میپردازند. البته نباید این برداشت را داشت که لزوما فرد یا گروهی که حذف شده، بیگناه و در مقابل گروه یا فردی که حذف نشده، گناهکار است و بر عکس. این برداشت و استدلال درست نیست.
همه کمابیش این رفتار را با هم داشتیم و علت آن فرد و گروه خاصی نیست زیرا در فضای بسته نحوه حل مسالمتآمیز اختلافاتمان را یاد نمیگیریم و بسیاری از افراد حاضر در انقلاب رو در روی یکدیگر قرار میگیرند و از این روست که گفته میشود انقلاب فرزندان خود را میخورد.
اکنون وارد دهه چهارم انقلاب اسلامی شدهایم اما طی این سالها شاهدبودیم که برخی از نیروهای فعال که در به ثمر رسیدن انقلاب نقش داشتند، اکنون جایی در عرصه سیاسی و مدیریتی کشور ندارند، آیا این مساله را میتوان به بیمهری به فرزندان انقلاب اتلاق کرد؟
یک بخش این موضوع طبیعی است. یعنی قرار نیست که یک نفر از اول تا آخر عمر در فعالیت سیاسی بماند و ممکن است بنا به دلایلی اعم از اینکه آرمانهایش محقق نشده و سرخورده شده و یا نتوانسته خود را با محیط جدید وفق دهد, از عرصه کنار رود؛ البته بخشهایی هم تحت فشار کنار میروند. قرار نیست همه تا آخر عمر در این میدان بمانند.
گروههای مختلفی در انقلاب اسلامی نقش داشتند. به نظر شما آیا اعضای این گروهها پس از انقلاب به سهم خود در قدرت رسیدند؟
سهمخواهی اشکال دارد. گویی انقلاب یک گوشت قربانی بوده است و هر کس باید سهمی از آن را ببرد. ما باید از اصل حق مشارکت افراد دفاع کنیم که این مشارکت به معنای حضور افراد در دولت و ریاستجمهوری نیست. به عنوان مثال شما اکنون چه توقعی از دولت دارید؟ توقع دارید وزیر شوید؟ گروههای بیرون از دولت انتظار وزارت دارند؟ آنها باید حق اظهارنظر و مشارکت داشته باشند بنابراین سهمخواهی از انقلاب درست نیست. هر کس اگر حق مشارکتجوئی را داشته باشد به موقع هم وارد قدرت میشود.
در دولت مرحوم مهندس بازرگان ترجیح بر مشارکت بود زیرا هنوز انتخاباتی شکل نگرفته بود، البته مشارکت عمومی در دولت منجر به تضعیف هماهنگی در دولت و کاهش انسجام آن میشود ولی از سوی دیگر تضادهای سیاسی جامعه را هم کاهش میدهد. در دولتی که همه در یک خط باشند، ممکن است موفقیتهایی کسب شود اما تضادها به جامعه منتقل میشود و زمانیکه تضادها به جامعه منتقل شود و با شیوههای مسالمت آمیز حل اختلاف هم آشنائی نباشد، امکان خشونت و درگیری در آن جامعه وجود خواهد داشت.
دولت اول پس از انقلاب باید میکوشید تا بخش بیشتری از نیروهای موثر در انقلاب را به دولت دعوت کند تا چالشهای بعدی به وجود نیاید.
آیا مشارکت محدود و حداقلی برخی گروهها از آرمانهای انقلابی است که معتقد به حضور تمام گروهها در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی بود؟
بسیاری از افراد جبهه رفته که معلول و جانباز هم هستند ردصلاحیت میشوند. شما ممکن است بگویید نتایجی که اکنون شاهد آن هستیم، به طور قطع محصول طبیعی انقلاب است که اگر اینطور باشد، دیگر بحثی باقی نماند اما این موضوع، چیزی است که جناح حاکم بر آن اعتقاد دارد و معتقد است که این مسایل از طبیعت انقلاب بوده و باید به این جا میرسیدیم. اما انقلاب مانند یک بازی است گرچه این بازی قواعدی الزامی هم دارد اما نتیجه هر حرکتی که انجام شده و به حرکتها و مسایل بعدی بستگی دارد و قطعیتی در کار نیست.
برخی معتقدند که اهداف انقلاب اسلامی تا حدودی به فراموشی سپرده شده است. شما علت این امر را چه میدانید؟
یک دلیل آن درگیریهایی بود که گروههای اول انقلاب ایجاد کردند و در اثر این درگیریها ماهیت قدرت تا حدودی تغییر پیدا کرد. زمانی که این طرف و آن طرف اسلحه کشیدند و سلاح را بر زمین نگذاشتند، منجر به رادیکال شدن بخشهایی از حکومت شدند و زمانی که این گروهها از بین رفتند، این خشونت نهادینه شده بود.
در اول انقلاب کسی با محافظ بیرون نمیرفت اما در هیچ کجای دنیا دیده نشده است که در فاصله کوتاهی از انقلاب، دهها نفر از مقامات عالی انقلاب در انفجار کشته و چند صد نفر از آنها ترور شوند. در هر جای دنیا این اتفاق بیفتد، چنان فضای وحشتناکی از سوی حکومت به وجود میآید که آن فضا احتمال دائمی شدن هم دارد.
عامل دیگر جنگ بود زیرا جنگ،آثار و عوارض انسدادی دارد. وقتی یک جنگ در آن فضا، هشت سال ادامه یابد، ماهیت رفتارهای متناسب با آرمانهای انقلاب را تغییر میدهد و عوارض خود را ایجاد میکند. درست است که با نظام استبدادی مبارزه کردیم اما مبارزه با نظام استبدادی به معنای داشتن فرهنگ دموکراتیک نیست. چه بسا میتوان از زاویه فرهنگ استبدادی با استبداد مبارزه کرد. این که گفته میشود، هر نظامی مخالفان خود را از جهاتی مشابه تربیت میکند، یک واقعیت است.
اول انقلاب ردصلاحیت به این معنا وجود نداشت اما به تدریج به جایی رسیدیم که نظارت استصوابی مطرح شد و نزدیکترین افراد به انقلاب را هم رد کردند؛ چه برسد به افرادی که معتقد به آرمانهای انقلاب بودند. البته اکنون با همه مشکلاتی که وجود دارد باید به یک نکته مثبت نیز اشاره کرد که هیچ کس دست به اسلحه و خشونت نمیبرد و حاضرند وضع را تحمل کنند تا شرایط باز شود.
پس از انقلاب شاهد نامگذاری دورانها به اسامی مختلف مانند دوران سازندگی، اصلاحات و غیره بودیم. شما این تقسیمبندیها را قبول دارید؟
هر نوع تقسیمبندی میتواند قراردادی و ناظر به چارچوبهای تحلیلی فرد باشد. اگر بخواهند در این اتاق، من و شما را تقسیمبندی کنند، فردی از نظر ایدئولوژیک و فرد دیگری از نظر جنسیت یا سن ما را تقسیمبندی میکند که همه آنها درست است.تقسیمبندی بستگی به زاویه دید و نگاه به موضوع دارد.
هر کدام از دولتها رفتار متفاوتی داشتهاند. دورهای، جنگ بود که حتی دوران جنگ را نیز میتوان به دو بخش تقسیم کرد. یکی تا سال 62 و دیگری تا سال 68 که این دو دوره دارای ویژگیهای متمایزی هستند. دولت آقای هاشمی نیز ویژگیهای خود را داشت.
زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی را نیز در دو دوره جداگانه میتوان بررسی کرد یکی از سال 76 تا 81 و دیگری از سال 81 تا 84 که تفاوت دوره دوم خاتمی با دوره اول ایشان بیش از تفاوت این دولت با دولتهای سابق بود و به عبارتی، دوره 81 تا 84، دوره سقوط فاحش است.
بزرگترین آفتی که انقلاب را تهدید میکند, چه میدانید؟
انقلاب انجام و پیروز شد. اکنون باید بررسی کرد که چه چیزی جامعه را تهدید میکند.
به هر حال شعار انقلاب ما، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود. به نظر شما این شعارها تا چه حد اجرایی شده است و چه موانعی تحقق این شعارها را با تهدید مواجه میکند؟
انقلاب اثرات خود را گذاشته است و چیزی نمیتواند آن را نابود کند. انقلاب کبیر فرانسه را ببینید که بیش از دویستمین سالگرد آن را هنوز جشن میگیرند. در حالیکه آن انقلاب، وجود خارجی ندارد و اتفاق تاریخی بود که مردم فرانسه و جهان از مجرای اکنون با آن ارتباط برقرا میکنند. مهم آن ارتباط است که برقرار میشود یا انقلاب اکتبر را در نظر بگیرید، چه سالی از بین رفت؟ آیا باید گفت زمانی که فروپاشی شوروری پیش آمد، آن انقلاب از بین رفت؟ نه.این انقلاب خیلی قبلترها تمام شده بود.
بنابراین انقلاب ما، یک رویداد مهم بود که در تاریخ ما رخ داد و آثار و عوارض جدی در منطقه و کشور داشت البته تمامی این آثار و عوارض ثابت و جبری نبوده است بلکه رفتارهای ما آنها را شکل و معنا داده است.
اما در هر حال عرض میکنم که آنچه انقلاب را تهدید میکند، نادیده گرفتن اصل انقلاب است. اصل انقلاب هم به معنای رعایت خواست مردم است. خواست مردم هم چیزی نیست که یک بار در طول تاریخ رخ دهد و تمام شود. امام(ره) نیز به صراحت این مساله را عنوان داشتند که فرض کنیم مردم در گذشته میخواستند حکومت شاهنشاهی باشد، به ما چه ربطی دارد (نقل به مضمون). چیزی که انقلاب را تهدید میکند، نادیده گرفتن خواست مردم است.
خواست مردم هیچ قیدی را نمیپذیرد و کسی حق ندارد بگوید خواست مردم به چه شکلی باید باشد. این خواست میتواند خوب یا بد باشد. من و شما هم میتوانیم با این خواست موافق یا مخالف باشیم. هیچگاه اعتراض اصلی به شاه این نبود که چرا این کار را میکنی و چرا آن کار را نمیکنی بلکه بحث بر سر این بود که چرا خواست عمومی را رعایت نمیکنی.
بنابراین تنها چیزی که انقلاب را تهدید میکند، عدم توجه به خواست عمومی و ردصلاحیتهای غیر قانونی، عدم آزادی و... است.
یعنی شما توجه به خواست ملت را مهمترین موضوع در پایداری ارزشهای انقلابی میدانید؟
باید همواره به دنبال این باشیم که خواست مردم چیست. اما این کار نظرسنجی نمیخواهد. بلکه خواست مردم باید به صورت سیال در جریان باشد.
چه کسی باید تعیین کند که این خواست چه بوده است؟ بنابر این کاری به این نداریم که از مردم بپرسیم خواستتان چه بوده است. مهم این است که در هر لحظه خواست عمومی توان تجلی یافتن داشته باشد.
اگر به خواست کنونی مردم توجه نشود, وضعیت دیالکتیکی پیش میآید یعنی مشکلی که شاه هم با آن طرف بوده است. وقتی مردم خواستی را محقق کردند در صورت جلوگیری از تحقق خواستهای بعدی آنان، ممکن است به صورت دیالکتیکی با خواست قبلی مخالف شوند بر مصداق اصل معروف الناس حریص علی ما منعه و در این صورت هر چه که شکاف میان خواست مردم با واقعیت جاری و مجاز شدیدتر میشود، تز و آنتی تز بیشتر با هم دشمن میشوند لذا در این دوره مردم ضد فرهنگ رسمی میشوند.
حضرت امام(ره) بحث صدور انقلاب را مطرح کردند. به نظر شما هدف امام از مطرح کردن صدور انقلاب چه بود و آیا صدور انقلابی که بنیانگذار انقلاب شعار آن را در اویل انقلاب دادند با آن صدور انقلابی که اکنون مطرح میشود، تفاوت دارد؟
هر چیزی باید در زمان خود بحث شود. زمانیکه انقلابی پیروز میشود، یک موج عظیمی در منطقه و دنیا درست میشود و کسانی که انقلابی هستند، حس میکنند که میتوانند دنیا را تغییر دهند و در این مساله هم صادق هستند و واقعاً از جان گذشته این حرف را میزنند لذا آن مسیر را میروند و ممکن است با مشکلی مواجه شوند و عقبنشینی کنند.
شما آن موقع را بررسی کنید که کل زندگی یک فرد انقلابی شاید به اندازه اثاث این اتاق فعلی آقایان ارزش پولی نداشت اما اگر امروز تلفن منازل این مسوولان را بررسی کنید، بیشتر آنها با 2 و به ندرت با 8 آغاز میشود و نه پیششمارههای5,3,4,7 البته این یک وجه قضیه است. در اول انقلاب تمام مصوبات برای کمک بیشتر به مردم و برابری بود.
کوشش ما بر این است به عنوان فردی که خود و خانوادههایمان به کشور علاقه داریم و میخواهیم در این کشور زندگی خوبی داشته باشیم، شرایط مثبت را تقویت و موارد منفی را کم کنیم.
لینک خبر:
|
از قوه مجریه به قوه قضائیه پناه برده ایم
|
|

گروه سیاسی؛ «مهدی کروبی» از پناه بردن به قوه قضائیه به دلیل مشکلات قوه مجریه انتقاد کرد.
دبیرکل حزب اعتماد ملی دیروز در جمع جوانان و دانشجویان حامی کاندیداتوری وی با ابراز نگرانی از وضعیت دانشجویان تعلیق از تحصیل گفت؛ «قوه قضائیه مدتی است که برای ما پناهگاه شده است و زمانی که می خواهند روزنامه یی را تعطیل کنند یا روزنامه یی تعطیل می شود، به قوه قضائیه پناه می بریم تا مشکل حل شود.
به گزارش ایلنا وی با تاکید بر اینکه در بخش های اقتصادی، سیاست خارجی، فرهنگی، بهداشت، درمان، اشتغال و امکانات دانشگاهی دچار مشکلات جدی هستیم، تصریح کرد؛ «بخشی از این مشکلات به قوه مجریه بازمی گردد.»
دبیرکل حزب اعتماد ملی گفت؛ «
جمهوریت نظام در خطر است و اگر حساسیت نشان ندهیم، انتخابات به سمت رنگ باختگی و کمرنگ شدن می رود، بنابراین باید در انتخابات شرکت کنیم.»
کروبی تصریح کرد؛ «صحبت های دانشجویانی که با من ملاقات می کنند، مشترک است. اعمال محدودیت در دانشگاه ها و سخت گیری ها است که شاید مبالغه نباشد اگر بگوییم بهانه گیری هایی می شود. برخی محدودیت ها در رابطه با کار تشکیلاتی دانشجویان و برخی در مورد نشست هایی است که می خواهند داشته باشند و عده یی هم مشکل تحصیل و تداوم آن را دارند.»
کروبی با بیان اینکه روی تحصیل دانشجویان حساس هستم، خاطرنشان کرد؛ «تحصیل با سرنوشت دانشجویان رابطه دارد و پدر و مادر دانشجو تمام تلاش خود را برای تحصیل فرزندش می کند و اگر رشته تحصیل پاره شود در کل زندگی خانواده اثر می گذارد.»
وی تصریح کرد؛ «برای برون رفت از این وضعیت باید مصمم و آماده باشیم. با شرایطی که داریم باید از این وضع بیرون بیاییم اما چه کنیم آیا دعوا کنیم، انقلاب کنیم یا اعتراضات غیرمنطقی کنیم؟ که هیچ کدام صحیح نیست، بلکه باید سرنوشت خود را در انتخابات ریاست جمهوری دهم رقم بزنیم.»
وی افراد جامعه را به دو بخش تقسیم کرد و گفت؛ بخشی از وضع موجود راضی هستند و به اعتقاد آنها اوضاع در بخش امنیتی، اقتصادی و سیاسی خوب است که آنها هم باید تلاش کنند، اما به توصیه نیاز ندارند و این را می توان در مطبوعات و سایت هایشان دید. اما در یک طرف دیگر افرادی هستند که گله می کنند زیرا مخالف منطقی دولت هستیم. اما نق زدن و منفی بافی نتیجه یی ندارد و حتی کار کردن معمولی هم به نتیجه نمی رسد، باید عزم و اراده قوی داشت و اگر می خواهیم وضع فعلی نباشد باید بیش از اینها کار کنیم و باید توجه داشت که وقت بسیار محدود است.
کروبی در بخش دیگری از اظهارات خود با بیان اینکه
تا این لحظه هیچ یک از بزرگان در جبهه اصلاحات اعلام حضور در انتخابات را نکرده است، گفت؛
هر عزیزی که بیاید استقبال می کنیم و به او خوشامد می گوییم. دوستان باید در این موقعیت فعالیت کنند زیرا دستمان کوتاه و امکانات محدود است و اوضاع اقتصادی مردم نیز به گونه یی است که ممکن است قصد آمدن در عرصه انتخابات را نداشته باشند.کروبی خاطرنشان کرد؛ من نگران هستم که طیف ما یعنی اصلاحاتی ها حرفی بزنند که در مردم ایجاد تردید و شک شود و این به نفع رقبای ما شود.دبیرکل حزب اعتماد ملی به نقش مهم دانشجویان در تعیین سرنوشت کشور اشاره کرد و گفت؛ دانشجویان شاداب و بانشاط و تحصیلکرده هستند.
کروبی با اشاره به فرا رسیدن سالگرد انقلاب اسلامی گفت؛ این انقلاب با حاکمیت اسلام و قالب آن جمهوری اسلامی بود که جمهوری و اسلامی در کنار هم هستند و جدا شدنی نیستند. جمهوری اسلامی از حر ف های ماندگار حضرت امام (ره) است و ایشان تاکید داشتند جمهوری اسلامی؛ نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیش. برخی جمهوری مطلقه و برخی جمهوری دموکرات و حتی برخی حکومت اسلامی را مطرح می کردند که امام پاسخ شان را داد.
وی با اشاره به هجمه هایی که طی 30 سال گذشته به جمهوریت و اسلامیت وارد می شد، اشاره کرد و گفت؛ این هجمه ها به جمهوریت بیش از اسلامیت بود و تفکری وجود دارد که می خواهد میزان، رای ملت نباشد.
وی به اجرای نظارت استصوابی اشاره کرد و گفت؛ اکنون هم عده یی می گویند، رای مردم باید مصلحتی باشد و می خواهند مردم در انتخابات شرکت نکنند، به عنوان مثال انتخابات نظام پزشکی بود که یکسری از پزشکان که دارای نام و نشان بودند را رد کردند اما من به آنها گفتم در انتخابات شرکت کنید و به آن گرایشی که می خواهند شما نباشید، رای ندهید که در نهایت بسیاری از بچه های اصلاحاتی رای آوردند.وی خطاب به مسوولان گفت؛ هر جا می روید به تلاش هایی که برای کمرنگ شدن رای مردم صورت می گیرد، عکس العمل نشان دهید. مقام رهبری هم انتخابات گرم و پرشور می خواهند و
همان طور که امام خواسته اند میزان، باید رای ملت باشد.
کروبی در مورد فعالیت های حزبی اش نیز توضیح داد؛ تا زمانی که عزرائیل به سراغ من نیاید، کار حزبی را ادامه می دهم و کار حزبی یک اندیشه و فکر برای من است زیرا راهی جز کار حزبی نداریم.
کروبی با اشاره به اظهاراتی مبنی بر اینکه وی را برای تصدی پست ریاست جمهوری پیر خطاب کرده بودند، گفت؛
من کجا پیرم، تازه اول جوانی ام است.
کشور مردم سالار
مستقل است
آزاد است
کشور دین دار
مستقل است
آزاد است
مردم دار است
جمهوری اسلامی
حق مسلم ماست
در زمان دعوت به دین و دینداری
مردم سالاری و آزادی و دینداری همسوتر از همیشه میشوند
امید به خدا ( خدا باوری )
مقدمه امید به خویش
و امید به خویش ( خود باوری )
مقدمه امید به دیگران ( مردم سالاری و استقلال و آزادی ) است
لینک خبر:
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: اگر حواس ما جمع نباشد و مردم در صحنه نباشند ممکن است به استبداد بازگردیم. آن روزی که کسانی پیدا شوند و جلوی انتقاد را بگیرند و بگویند حرف نزنید؛ روزی است که گام اول را برای بازگشت به گذشته و آغاز استبداد برداشتهایم
هر جا که مردم حضور چشمگیر داشته باشند، زیبایی و امید خلق میکنند. از محاسن ارتباطات و تعاملات انسانی از طریق رسانه های جدید همین است که حتی در یک برنامه ورزشی و در شرایط خاص میشود اظهار نظراتی فراتر از جزئیات کرد.
تجربه برنامه نود صدا و سیما نشان داد که کوچکترین منفذی برای اظهار نظر از طریق رسانه ملی در باره دولت و اقداماتش با استقبال افکار عمومی مواجه میشود.
تصور کنید که اعلام شود که هر کس با سیاستهای آقای احمدی نزاد مخالف است در یک نظر سنجی شرکت کند. فکر میکنید چند تا اس ام اس ارسال میشود؟
خداحافظی با احمدی نژاد و یاران و حامیانش حق مسلم ماست
دکتر کریم پور ازغدی از شبکه یک در باره ولایت مطلقه فقیه میگوید:
ولایت فقیه ضد شاه و شاهنشاهی است. حکومت یک فرد به صورت مطلق که هر کاری میخواهد ولو طبق هوی و هوس اش باشد نیست. اگر ولی فقیه یک خیانت یا سوء استفاده کند و حتی اگر مردم متوجه نشوند، حق یک ثانیه و دقیقه و ساعت حکومت ندارد. اگر یک ظلم در جامعه کند و حتی یک ریال را عمدا به قصد خیانت جدا کند، معزول است.
ولایت مطلقه فقیه یعنی مبسوط الید بودن و باز بودن دست فقیه. برای مواقعی که مصلحت ایجاب به دخالت میکند. مصلحت نظام یعنی منافع جامعه و مردم و نه مصالح حاکمان.
اختیارات مطلقه یعنی اینکه اگر مشکلات حل نشد اختیارات برای شرایط بحران داشته باشد و این مساله در همه حکومتها و همین حکومتهای لائیک جهان نیز هست.
ولایت فقیه سلطنت مذهبی نیست که سلطانش مذهبی است. ولایت مطلقه فقیه از جمهوری در کشورهای مردم سالار هم مردم سالاری تر است. حتی اگر برای چند سال انتخاب شده باشد، با یک سوء استفاده معزول است. خود به خود معزول است و لازم نیست دوره ای را بگذراند.
ولایت فقیه از جمهوریت جمهوری تر است. در تقابل با سلطنت است.
مرحوم نائینی میگوید اگر بگوییم که شرع گفته پارلمان درست کنید این بدعت است ولی اشکالی ندارد که بگوییم که از پارلمان استفاده میکنیم. علمای اخباری رساله نویسی را هم بدعت میخوانند.
دو رویکرد اصلی در تصمیم گیری ها:
رویکرد نظارت و کنترل و تصدی گری دولت و حکومت
رویکرد نظارت و کنترل و تصدی گری مردم و نهادهای مدنی
در اجرای صدور کارت معاینه فنی مساله این نیست که کار مردم تسهیل شود، تنها زمانی که صف های طولانی رانندگان منتظر، نظم اجتماعی را به هم میزند به فکر حق و حقوق و اتلاف وقت مردم می افتند.
به فکر آن نیستند که اشتباهی برای کسانی که کارت معاینه فنی دارند جریمه محاسبه نشود و مثلا سیستم نرم افزاری کنترل کند که اگر کارت معاینه صادر شده از فهرست جرایم خارج شود و بلکه بر عکس اول جریمه میشوند و اضافه میشود تا اگر راننده مطلع شد و مستندات داشت برود و وقت بگذارد و اشتباه حکومت را رفع کند.
این مساله گواه نگاه حاکمیتی و نه خدمتگزاری حکومتها نسبت به مردم است. حتی در حوزه های عملیاتی ساده. در همه جا این نظر به چشم میخورد.
اساسا درآمد دولت مساوی است با هزینه مردم. به همین راحتی. شاید به جهت شفافیت این معادله است که بعضی ساده اندیشانه درگیر تفکرات آنارشیستی میشوند.
دولت ها نمایندگان مردم اند و نه قیم مردم و قانون نیز مصوب نمایندگان مردم است و تحقق و اجرایش به خواست مردم است.
انتخابات و انتصابات از آن جهت که نوعی گزینش در هر دو وجود دارد، انتخاب محسوب میشوند.انتخابات با گزینش و انتصاب به معنای مصطلح متفاوت است هر چند که به نوعی گزینش و تعیین است. تفاوت هایی اساسی بین این دو :
١. انتخاب در انتخابات از پایین و اعضای یک سیستم برای تعیین رده های بالاتر است در حالیکه انتصاب از بالا و توسط فرماندهان و روسای و مدیران صورت میگیرد.
٢. تعیین محدودیت های مرتبط با انتخابات معمولا در سطح قانون اساسی است در حالیکه در انتصابات، حتی آیین نامه ها و سلایق کاری و گروهی و فکری و شخصی نیز میتوانند موثر باشند.
٣. انتخابات مبنای مردم سالاری است در حالیکه انتصابات در تمامی جوامع متداول است و حتی در حکومتهای دیکتاتوری، انتخابات به انتصابات حکومتی تبدیل میشود. نمونه بارز این نوع انتخابات و حکومت در تاریخ یکصد ساله ایران ثبت و ضبط شده است.
۴. انتخابات آگاهی محور است و حق انتخاب مبتنی بر آگاهی شکل میگیرد. به همین جهت آزادی رسانه ها و افکار عمومی از محورهای اصلی نظام انتخابات محور است. درحالیکه در انتصابات، قدرت محور است و مراکز قدرت در تعیین و گماشتن و انتصاب نقش دارند.
۵. رقابت در انتخابات بین نمایندگان سیاسی مردم یعنی احزاب و گروههای سیاسی است در حالیکه رقابت در انتصابات بین باندها و جریانات قدرت است.
لینک خبر:
رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه «اقلیت مجلس با این تنگناهایی که وارد مجلس شد، ارزش یک اکثریت را دارد»، با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری آینده گفت:«امیدوارم مردم هم اطمینان داشته باشند رایشان اثر گذار است و هیچ کس با شرایط نا برابر وارد صحنه نمی شود و واقعا معلوم باشد دست خاصی پشت فرد یا جریان خاصی نیست، مردم رای بدهند هر چه از صندوق در بیاید مبارک خواهد بود
متن کامل را در ادامه بخوانید
به گزارش پایگاه خبری یاری، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در دیدار با اعضای فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی گفت:«من به لحاظ فردی و تاثیری که تعلیم و تربیت دارد، همیشه وقتی در مقابل معلم می رسم، احساس کوچکی می کنم و علاقهمندم به او تجلیل و تکریم و احترام بکنم.»
وی ادامه داد:«از نظر اجتماعی هم به خاطر گرایشی که به حرمت انسان، حق حاکمیت انسان به سرنوشت و محوریتی که مردم باید داشته باشد، معتقدم، خود به خود هنگامی در مقابل مجلس به عنوان مظهر اراده ملت و مهمترین جایگاهی که در یک نظام مردم سالار منشا اثر است قرار می گیرم با یک احترام ویژه ای روبرو می شوم و اظهار کوچکی نسبت به مجلس و نیز برای شما عزیزان به عنوان اقلیت مجلس می کنم.»
رییس بنیاد باران با تاکید بر اینکه «این اقلیت با دشواری بدست آمده است»، به چگونگی برگزاری انتخابات مجلس اشاره کرد و گفت:«با بی انصافی ها و مشکلاتی که ایجاد شد، اقلیت از سنگلاخ ها و موانع خیلی بزرگی عبور کرده و علی رغم میل بسیاری از کسانیکه همین عده را هم نمی خواستند در مجلس باشند توانسته به مجلس بیایند.»
به گزارش روابط عمومی دفتر خاتمی؛وی با بیان اینکه «بسیاری از دوستان اصولگرا و مستقل ما مورد احترام هستند»، ادامه داد:«با توجه به گرایش ها و ویژگی های خاصی که اقلیت داشته اعلام می کنم که این اقلیتی که ما می شناسیم ارادتمند به امام(ره) و علاقه مند به سرنوشت کشور بوده و فداکاری های بزرگی کرده است و مستحق مسئولیت و نمایندگی ملت نیز هست و با این تنگناهای که وارد مجلس شده اند ارزش یک اکثریت را دارند و بسیار هم مورد احترام هستند.»
رئیس بنیاد باران در اهمیت مجلس شورای اسلامی نیز گفت:«اهمیت مجلس در همه نظام های مردم سالار و بخصوص نظام جمهوری اسلامی ایران با جایگاهی که قانون اساسی ما به مجلس داده، به عنوان محور و مداری است که از خواست و اراده مردم نمایندگی می کند و بر همه روندهای موجود کشور نظارت می کند و از انحرافاتی که ممکن است در دستگاههای که قدرت دارند جلوگیری می کند.»
خاتمی افزود:«اگر این دستگاههاتحت نظارت نباشند ممکن است یا سوء استفاده از قدرت بکنند یا دچار خطاها و اشتباهاتی شوند هر چند که حسن نیت هم داشته باشند، اما بدون نظارت زیان هایی به کشور و مردم زده می شود که نظارت مجلس از این اتفاق جلوگیری می کند و باید هم بکند.»
رئیس جمهور سابق کشورمان از مجلس به عنوان محلی نام برد که بیش از همه ارگانهای نظام از اراده ملی و ملت نمایندگی دارد.
رئیس موسسه گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:« مجلس به دلیل اینکه محور و مدار یک نظام مردم سالار است، همه دستگاهها در مقابل او مسئول هستند و باید پاسخگو باشند.»
وی با اشاره به آئین نامه جدید مجلس، تاکید کرد:«بسیار متاسفم از اینکه در آیین نامه جدید مجلس، دستگاههایی که از امکانات عمومی استفاده می کنند و در مقابل اختیارات و حقوقی که دارند باید مسئولیت داشته باشند؛از حیطه نظارت مجلس و تحقیق و تفحص خارج شدند.»
خاتمی با اشاره به تحقیق و تفحص صورت گرفته از صدا و سیما در زمان مجلس ششم، گفت:« در آن زمان هم همین حرف ها پیش آمد ولی رهبری فرمودند مجلس می تواند تحقیق و تفحص بکند.»
وی ادامه داد:«حالا که مجلس می خواهد از حق واقعی خود برای نظارت بر همه دستگاهها استفاده کند با این مانع روبرو می شود و این امر ما را نسبت به آینده نگران می کند ومعتقدم مجلس باید تلاش کند که از حق نظارتی تاثیرگذار خود استفاده نماید.»
رئیس بنیاد باران با تاکید بر اینکه «اقلیت ها همواره در همه مجالس نقش موثر و مهمی داشته اند»، افزود:«هیچ کدام از ما که اقلیت مجلس را نیز شامل می شود ساختار شکن و به دنبال تشنج نیستیم، بلکه باید به روش منطقی حرکت کردو با کار کارشناسی و نظراتی که داده می شود بتوان اثر گذار بودو اقلیت نیز در مجلس اثرگذار باشد و به وظیفه خود عمل کند.»
وی تصریح کرد:« اقلیت مجلس با انسجام میان نیروهایی که فکرشان به هم نزدیک است و دلسوزی بیشتری دارند می تواند در سرشت و سرنوشت کل کشور موثر باشد.»
سید محمد خاتمی با بیان اینکه «این مجلس خدمات بزرگی داشته است»، اظهار داشت:«اقلیت مجلس هم وظایف خود را شناخته و اجمالا در جریان تلاش دوستان هستم؛کارهای مهمی انجام شده که شاید خیلی روی آن تبلیغ نکنید ولی کارهای انجام شده و آنچه در دستور کار بوده و هست ؛کارهای مهمی است و انشالله همه در انجام وظایف موفق باشید.»
رئیس جمهور سابق کشورمان با اشاره به نیاز انسان به قوانین و ضوابطی که باید به آن باور داشته باشیم، گفت:«انسان در چارچوب این قوانین باید حرکت کند و هر حرکتی در جامعه رخ می دهد بر اساس نظم شکل می گیرد و این طور نیست هر چه اراده کنیم انجام دهیم.»
به عقیده رئیس بنیاد باران، هر حرکت اجتماعی در صورتی موفق می شود که متکی بر نیازهای درون جامعه و شناختن آنها و متکی بر خواست و اراده مردم باشد و دیگر اینکه ببینیم در کدام جهان هستیم و آیا هر چه می خواهیم می توانیم انجام دهیم؟یا باید طبق شرایط جلو برویم.
رئیس جمهور سابق کشورمان، با یادآوری این نکته که انقلاب اسلامی ایران با تکیه بر خواست تاریخی ملت و درک تقاضاهای درون جامعه و مقتضیات زمان این حرکت را انجام داد و به موفقیت رسید، گفت:«مشترک و معدل خواست این جامعه از همه اقشار گروهها و مذاهب و اقوام و آن چه تحت عنوان پدیده ملت تحقق پیدا کرد، سه خواست آزادی خواهی،استقلال خواهی و پیشرفت بود که در مشروطیت تحقق یافت و در انقلاب اسلامی به اوج خود رسید.»
خاتمی همچنین وقوع انقلاب اسلامی را نتیجه همسویی بین خواست تاریخی ملت با هویت تاریخی ملت که هویت فرهنگی و دینی بود دانست.
وی ادامه داد:«نظامی که مورد توجه ما بود جمهوری اسلامی بود و همه ما موظف هستیم از این آرمان بزرگ انقلاب در عرصه اجتماعی که هزینه های زیادی را برای آن پرداخته ایم پاسداری کنیم.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تاکید کرد:« همه باید نگران باشیم که آیا در نظام ما اسلام حاکم است یا نه؟ و اینکه چه اسلام و کدام دیدگاه می خواهد حاکم باشد؟آیاهمان دیدگاهی است که حضرت امام(ره) داشتند و سازگار با حاکمیت انسان بر سرنوشت و آزادی های مشروع انسان و پیشرفت جامعه بود یا دیدگاهی است که هیچ کدام از اینها را قبول ندارد؟»
سید محمد خاتمی ادامه داد:«آیا واقعا امروز آنچه مقتضای انقلاب بوده است تحقق پیدا کرده است؟یعنی جمهوری اسلامی می خواهد و می تواند تحقق یابد یا اینکه روندهایی وجود دارد که مغایر با جمهوریت نظام هست؟»
خاتمی بار دیگر بر جایگاه بسیار مهم مجلس و نیز انتخابات در جمهوری اسلامی تاکید کرد و گفت:«نهادهای مدنی ،احزاب و تشکل ها هنوز به آن شکل در جامعه ما شکل نگرفته است و بسیار متاسفم از اینکه گاهی حکومت که نماینده مردم است و باید تضمین کننده اینها باشد خودش را رقیب تشکل ها و نهادهای مدنی می داند و جلوی رشد آنها را می گیرد.»
وی تصریح کرد:«اگر جمهوری اسلامی می خواهیم راهی جز این نداریم که نهادها ی مدنی تقویت شود و این نهادها واسطه مردم و حاکمیت باشد و تقاضاها و خواست های طبیعی را تبدیل به آگاهی کند و از سوی دیگر نقش نظارتی را به نمایندگی از مردم بر حاکمیت داشته باشد که از مسیر خود منحرف نشود و بی قانونی نکند.»
رئیس بنیاد باران با تاکید بر اینکه مهمترین نهاد در هر نظام جمهوری، نهاد نمایندگی است، اظهار داشت:«نهاد نمایندگی باید به گونه ای باشد که برآمده از خواست واقعی مردم باشد.»
خاتمی، اصل و تکیه تفکر اصلاح طلبی را بر جمهوری اسلامی،آزادی انتخابات و انتخابات پر رونق و سالم عنوان کرد و افزود:«تنهادر اینصورت است که به آرمانهای انقلاب رسیده ایم.»
وی با اشاره به بحث های مطرح شده توسط اعضای فراکسیون خط امام (ره)، گفت:«بنده معتقدم همه کسانیکه مسئول هستند و زحمت می کشند، سوء نیت ندارند اما حسن نیت تنها کافی نیست، بلکه کاردانی و کارشناسی،ایمان و اعتقاد به سربلندی ملت، ایمان و اعتقاد به پیشرفت کشور، ایمان به اینکه باید تعقل بکنیم باید مورد توجه همه قرار بگیرد، اینکه خواست مردم و جامعه را بر خواست های فردی که در جمع کوچکتر مطرح می شود مقدم بدانیم ؛شرط موفقیت است و نیت خیر تنها کافی نیست.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«معتقدم کشور در وضعیت مناسبی نیست، بدون اینکه بخواهم به انگیزه ها فکر کنم؛توجه من به نحوه فکری است که برای اداره کشور وجود دارد.این کشور نیازمند اقتدار است یعنی کشور ثروتمند،کشور با نشاط کشوری که احساس کنیم روز به روز نقش ما در عرصه جهانی بیشتر می شود و نیاز ما به دنیا کمتر می شود آنقدر امکانات پیدا کنیم که به نیازهایی که داریم بدون اینکه از منافع و اصول خود بگذریم دست یابیم.»
رئیس بنیاد باران با تاکید بر اینکه «اقتدار جز با اعتماد به مردم و زمینه سازی برای حضور آنها بدست نمی آید»، افزود:«بنابر این باید پیوند میان حکومت و مردم استوارتر شود.»
وی در ادامه گفت:«ما باید از نظامی بترسیم که در جامعه آن، فرهنگ واقعی مردم و موجود در جامعه با فرهنگ رسمی و نظام رسمی حاکم فاصله داشته باشد.آیا رضایت مردم از آنچه رسما مطرح می شود از آن زمانیکه امام(ره) بودند بیشتر شده یا کمتر؟پس این همه نفاق و دروغ و ریا برای چیست؟»
خاتمی تاکید کرد:«اگر رضایت مردم بیشتر شده چرا آنچه مردم در دل دارند نمی توانند بگویند؟این نشان دهنده این است که میان نظام حاکم بر فکرو احساس جامعه ما با نظام رسمی تفاوت وجود دارد.»
رئیس جمهور سابق کشورمان همچنین اظهار داشت:«آیا گرایش اکثریت جامعه ما ، تکیه فوق العاده افراطی به ظواهر خاص واحیانا خرافات است یا تکیه برمعیارهای اصلی در دین که اخلاق،معنویت،عقل و علم و پیشرفت واستقلال خواهی است ؟»
خاتمی ادامه داد:«اگر چیزهایی ترویج می شود که با روح جامعه سازگار نیست و بخش هایی از جامعه که جوان تر هستند از اساس دل زده شود باید نگران بود.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها با تاکید بر اینکه «اقتدار این است که نظام رسمی با آنچه تبلیغ می شود و با نظام واقعی و فرهنگ جامعه نزدیک ترباشد»، گفت:«اقتدار به این است که مردم را اصل بدانیم و به لحاظ اقتصادی،علمی توانمند باشیم.این پایه اقتدار در دنیای امروز است.»
وی افزود:«امروز صحبت از نظام های علم محور می کنند،افتخار برنامه چهارم این بود آگاهی محور و علم محور بود، ما اینها را می خواهیم و معتقدیم اینها از جمله آرمان ها و اصول است و از این جهت ها نگرانی زیادی داریم.»
رییس بنیاد باران در ادامه با اشاره به تدوین چشم اندار بیست ساله کشور گفت:«زمینه هایی که با تلاش بسیار برای رفع مشکلات برنامه ریزی شد و با تامین نظر رهبری به عنوان نقشه راه جامعه و نظام تعیین شد.»
خاتمی افزود:«بنده در چند سال آخر دولت تاکید می کردم که ایران هم به لحاظ زیرساختها و هم ظرفیت ها و در اثربرنامه ریزی که شده است آمادگی جهش بزرگ را دارد که این جهش هم شروع شد و برنامه چهارم توسعه بر همین اساس ریخته شد و زمینه ای بود که ما بتوانیم برای 20 سال آینده جایگاه ایران را در منطقه با لا ببریم ؛ولی مطمئنا امروز دراین مسیر حرکت نکرده ایم.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«به نفع مسئولان فعلی است که اگر می خواهند در انتخابات بیایند و رای مردم را داشته باشند بگویند مسیر طی شده اشتباه بوده و برای ادامه کار برنامه داشته باشند تا در مسیرتدوین شده ای که چشم انداز معین کرده است حرکت کنیم.»
وی بار دیگر به طرح سئوالاتی پرداخت و گفت:«آیا با افزایش در آمد نفتی در چند سال اخیر، فقر در کشور کمترو تولید زیادتر شده است؟آیا توقعاتی که بالا برده شده و پول نقدی که داده شده ولی متاسفانه فقر زدوده نشده است؛ حرکت در مسیر درستی است؟اگر نیست که همه باید نگران وضع آینده باشند.»
سید محمد خاتمی در ادامه افزود:«ما دوره های مختلفی را در این مملکت طی کردیم. دوره ده ساله اول انقلاب که تؤام با جنگ و ترور و سختی بود که عظمت و نقش ممتاز امام توانست این مملکت را از تهدید های داخلی و خارجی حفظ بکند.»
وی با اشاره به اینکه آن روزها واقعا روزهای سختی بود گفت:«یکی از افتخارات دوران مهندس میر حسین موسوی این سیاست بود که مردم که فشار جنگ و این مشکلات را تحمل می کنند حداقل فشار زندگی بر آنها کمتر باشد.»
رئیس بنیاد باران یادآور شد:«البته باز هم فشار وجود داشت. با امکانات اندکی که بود توزیع نسبتاً عادلانه ای میان اقشار مردم صورت پذیرفت که همه دسترسی داشته باشند. در آن دوره درآمد ارزی بسیار کمی داشتیم که نیمی از آن صرف جنگ می بایست بشود، زیرا مردم و جوانان جان و سرمایه خود را می دادند و دولت هم می بایست حداقلها را فراهم آورد. نیم دیگر این درآمد نیز صرف گرداندن مملکت می شد و سیاست بر این بود که مردم لااقل فشار زندگی را کمتر تحمل کنند.شما حساب کنید در آن دوران جنگ تورم ما چقدر بود و امروز تورم چقدر است؟ در آن دوران مملکت با رضایت مردم حفظ شد و فشار زندگی مردم کمتر شده بودهمچنین از کارهای اساسی هم غافل نبودیم.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تأکید کرد:«در دوره مهندس موسوی بود که بعضی کارهای اساسی شد و افتتاح بعضی از پروژه های دوره آقای هاشمی سرمایه گذاری دوران مهندس موسوی بود. در دولت سازندگی نیز انصافا کارهای بزرگی صورت گرفت و جهت ان بود که مملکت از امکاناتش استفاده کند، خرابیها جبران شود و جامعه به سوی پیشرفت حرکت کند و این جهت گیری درست بود.»
وی در ادامه گفت: «در دوره اصلاحات نیز علاوه بر ادامه کار سازندگی و تقویت بنیه کشور بر توسعه همه جانبه، بخصوص توسعه سیاسی تأکید شد، چرا که معتقدیم توسعه سیاسی که مهمترین شاخصه آن پایدار شدن دموکراسی و مردم سالاری است از اهداف بزرگ انقلاب بود.»
خاتمی اظهار داشت:«وقتی که من روی کار آمدم ما در وضعیت بین المللی خوبی نبودیم. می بایست در ان وضع تغییر داده شود؛ خیلی از مسائل حل شد. از جمله زمینه برای ورود سرمایه و تکنولوژی خارجی در ایران ایجاد شد و تحول عظیمی در کشور به وجود آمد که نمونه اش تأسیس عسلویه و و پارس جنوبی و بسیاری از طرحهای مهم و در عرصه های ملی و بین المللی بود و در سیاست داخلی هم تحولات درخور توجهی پدید آمد.»
رئیس جمهور سابق کشورمان ادامه داد:«بعد از آن درآمدهای نفتی شگفت انگیزی کرد که سابقه نداشت؛ جا دارد بپرسیم با این درآمد چه تحولی در کشور رخ داده است؟»
خاتمی طرح تحول اقتصادی را کاری بزرگ و مهم دانست و گفت:«تداوم این وضع الی الابد مملکت را ویران می کند؛انجام آن هم شجاعت می خواهد اما نباید برای درست کردن ابرو،چشم را کور کنیم.اگریارانه ای کردن مضر است بد عمل کردن طرح تحول اقتصادی ضررش خیلی بیشتر است و مطمئنا دولت و مجلس هم این را نمی خواهند.»
خاتمی همچنین با اشاره به اینکه افتخار دولت اصلاحات رساندن تورم به حدود11 درصد بود، اظهار داشت:«برای تک نرخی کردن ارز که جراحی بزرگی در اقتصاد کشور بود چهار درصد افزایش تورم را تحمل کردیم تا جلوی فسادهای رانتی گرفته شود.»
وی تصریح کرد: «به نظر ما آمد که بهترین کار در عرصه عدالت اجتماعی گسترش و تقویت تأمین اجتماعی در کشور بود که قانون وزارت رفاه و تأمین اجتماعی و ایجاد این وزارت تصویب و اجرا شد و اگر این روند ادامه پیدا می کرد، با وجود درآمدهای هنگفت ،مردم بیشتر زیر چتر تأمین اجتماعی می آمدند؛ هم سربلند بودند و هم مشکلاتشان کمتر می شد.»
سید محمد خاتمی تاکید کرد:«معتقدم اگر برنامه چهارم با این درآمد نفتی که در سالهای اخیر داشتیم درست اجرا شده بود، مطمئن بودم اهداف چشم انداز نه در 20 سال که در 10 سال تحقق پیدا می کرد و امروز معتقدم نه تنها 4 سال جلو نرفتیم بلکه از 4 سال پیش هم عقب تر افتاده ایم . و این وضع نگران کننده است.»
وی ادامه داد:«ما دست حسن نیت دارها را می بوسیم اما روند کنونی درست نیست؛به خدا ما خیر مملکت را می خواهیم.معتقدم این مسیردرست و جهش را می توان با هزینه و زمان کمتر طی کرد.»
خاتمی با بیان اینکه «اگر می گوییم تغییر؛دقیقا در جهت آرمانهای انقلاب،عظمت کشور و تقویت مبانی معنوی،مادی و علمی کشور است»، اظهار داشت:«مطلوب ترین وضع این است کسانیکه هم اکنون سر کار هستند اگر حتی حاضر به عذرخواهی از مردم نیستند (مردم ما هم نیازی به این کار ندارند چون بزرگوارند) حداقل متوجه شوند روش هایشان اشتباه است وگرنه اگر قرار است با پافشاری بر ادامه این روندها کار را جلو ببرند هر کسی که دلش برای امام و انقلاب و کشور می سوزد وظیفه دارد تا سعی کند روند فعلی اصلاح شود.»
رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«اصلا مساله فرد مطرح نیست؛مملکت باید در مسیر آرمانهای انقلاب،عزت ملی ،تقویت بنیه های معنوی و مادی کشور تغییر پیدا کند، درست است رییس جمهور درصدی از امکانات در اختیار اوست و تاثیرگذاری اش محدود است ولی همین تاثیر گذاری محدود ممکن است مشکلات بزرگی را ایجاد بکند یا ممکن است مشکلی را رفع بکند.»
وی ادامه داد:«همه باید همدل و همراه باشیم.خیلی از دوستان در تقسیم بندی جناحی نمی گنجند ولی منطقی فکر میکنند، تدبیر دارند، دلشان می خواهد مشکلات حل شود.هیچ کس را نمی خواهیم تخریب کنیم بلکه می خواهیم اصلاح کنیم و مملکت را بسازیم.»
سید محمد خاتمی با اشاره به اینکه چنداستان در کشور ما دارای محرومیت مزمن هستند که نیازمند درمان ویژه می باشند.تصریح کرد:« باید زیرساخت ها و پایه ها در آنجا شکل بگیرد تا زمینه رقابت استانهای محروم با استانهای پیشرفته فراهم شود. در دولت من تصمیم گرفته شد تا چند کار اساسی و زیربنایی مانند سدها و راه های ارتباطی و ایجاد طرحهای مهم در این نقاط ایجاد شود که الحمدالله کارهای مناسبی انجام شد، این کارها بایستی تداوم پیدا می کرد ولی متاسفانه چنین نشد. مساله مهمتر اینکه رغبتی ایجاد کنیم تا بخش خصوصی وارد کار شود.»
رئیس جمهور سابق کشورمان با اشاره به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری اظهار داشت:«امیدواریم زمینه فراهم شودو کسانیکه می خواهند بیایند با آزادی وارد صحنه شوند و مردم هم اطمینان داشته باشند رایشان اثر گذار است و هیچ کس با شرایط نا برابر وارد صحنه نمی شود و واقعا معلوم باشد دست خاصی پشت فرد یا جریان خاصی نیست، مردم رای بدهند هر چه از صندوق در بیاید مبارک خواهد بود.»
سید محمد خاتمی در پایان سخنان خود ؛جنایات رژیم صیهونیستی در نوار غزه را محکوم کرد و گفت:«اکنون دلهای همه ما به علت آنچه در فلسطین روی می دهد مجروح است وبه طور کلی برای سرنوشت انسان نگران هستیم.»
سازمان ملل را دولتها تشکیل میدهند. وقتی میگویند این سازمان باید مردمی باشد، احتمالا منظور آنست که از سوی نمایندگان واقعی مردم که طی روشی مردم سالارانه انتخاب شده باشند، شکل بگیرد. شاید هم منظور آنست که باید به حقوق ملتها مانند آزادی و صلح و دیگر حقوق فردی و جمعی بشر توجه کند.
دولتها زمانی مردمی هستند که بر اساس روش های مردم سالارانه به قدرت برسند و در برابر مردم و نمایندگان آنان پاسخگو باشند. البته دولتهایی که به رعایت حقوق مردم توجه میکنند نیز مردمی خوانده میشوند.
افراد زمانی مردمی هستند که در بین مردم محبوبیت داشته باشند و به نوعی منتخب آنان باشند. از سوی دیگر آنان نیز مردم را انتخاب کرده باشند و به آنها و مسائل شان بیندیشند و برای رفع مشکلات و زندگی بهتر آنها تلاش کنند.
لینک خبر:
وی استفاده از تظاهرات برای بیان اعلام نظر مردم را اعتراض غوغاسالارانه و تظاهر کنندگان را انسانهای بی عقل نامیده است
لینک خبر:
شاید بعضیها به عمد یا غیر عمد دردصد مخدوش کردن این اصل باشند؛ اما ساختار نظام حتی در انتخاب رهبری بر اساس اراده مردم است
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام انقلاب اسلامی را در طول 50 سال مبارزه، پیروزی، تثبیت و تداوم، براساس خواسته مردم دانست و تاکید کرد: همانطور که اجبار در اصل دین اسلام مطرود است، در انقلاب اسلامی نیز کسی نمیتواند مردم را در تعیین سرنوشت خویش در تنگنا قرار دهد
آزادی خواهی و عدالت جویی از سوی حکومتهای خودکامه تحمل نمیشود. مردم و رهبران آنها برای بدست آوردن آزادی و عدالت تلاش میکنند و تغییراتی را که در عمق ذهن شان پدید آمده است، به حکومتها دیکته میکنند.
تغییر حکومتها معمولا با روش های انقلابی صورت میگیرد. چرا که دولتها همیشه حداقل یک پله از مردم عقب ترند و حاضر نیستند به دست خود از سنت حکومتی به نفع آینده ی جدید دست بکشند.
با وقوع انقلاب که نوعی جراحی قهری و معمولا ضروری است، آزادی در حدی فراتر از اهداف اولیه انقلاب به وجود می آید و رهبران انقلاب ناچار به محدود کردن آنارشیسم موجود میشوند. گاهی این روند محدودسازی آنقدر پیش میرود که به اهداف آزادیخواهانه اولیه نیز آسیب میزند و رنگ دیکتاتوری میگیرد. گاهی نیز دولتهای نظامی زیر سایه ی نیاز به حفظ امنیت و نظم شکل میگیرند. ولی در نهایت این چالش نیز به سود مردم حل میشود و مردم سالاری بالنده ای مبتنی بر مقتضیات هر جامعه ظاهر خواهد شد.
لینک خبر:
رییس جمهور سابق کشورمان با اشاره به بیانات کلی و اساسی اخیر مقام معظم رهبری، گفت:« متاسفانه بعد از سخنان ایشان، کسانی تفسیرهایی عجیب انجام دادند و گفتند که رهبری تکلیف را مشخص کردند که چه کسی انتخاب شود و چه کسی در صحنه بیاید و این طور القا می کنند که یک جریان باید بماند و جریان دیگر باید کنار برود، مگر رهبری خودشان نمی توانند مطالب را بگویند
رئیس بنیاد باران با اشاره به آیه قرائت شده در ابتدای جلسه گفت:«هدف از بعثت پیامبران قیام مردم برای برپایی قسط است در اینجا فاعل قیام مردمند نه پیامبران، بلکه پیامبران آمدند تا آگاهی، رشد و اعتماد به نفس بدهند تا خود مردم به قسط بر خیزند اصالت مردمی و انسانی در ادیان الهی و به خصوص اسلام مشخص است اینکه محور و مدار مردمند و خودآنها هستند که باید قسط در همه عرصه ها را بخواهند و برپادارند.»
وی افزود:«ما اصولگرا هستیم که می گوییم اصل مهم انقلاب اسلامی آزاد سازی مردم از قید استبداد و وابستگی و عقب افتادگی بودواین امر باید تحقق پیدا کند.اسلامی که امام خمینی می گفت باید نظام به آن پایبند باشد به آزادی انسان،حق و حرمت آن،پیشرفت جامعه و رفع تهدیدها و مشکلات وتمامیت ارضی اهتمام می کند،والا اسلامی که مردم را قبول ندارد و برای آنها حق قائل نیست ،اسلام نیست!»
رییس بنیاد باران تاکید کرد:«کسانیکه انتخابات را برگزار می کنند باید بی طرفانه برخورد کنند و بگذارند رای مردم ظهور و بروز پیدا کند و باید به رای مردم تن دهند.این نگرانی است که ما همیشه داشته ایم و حالا نیز داریم.»
سید محمد خاتمی گفت:«امیدوارم دست اندرکاران انتخابات نیز در اجرا اطمینانی بوجود بیاورند که از رای و نظر مردم حفاظت خواهند کرد نه اینکه عده ای با احساس تکلیفی که می کنند و با امکاناتی که دارند و حاضر به پاسخگویی در مقابل مردم نیستند رفتارهایی بکنند که شایسته نظام جمهوری اسلامی نیست!»
رییس جمهور سابق کشورمان در ادامه گفت:«متاسفم که امروز مسائلی پیش می آید که ما را نسبت به آینده نگران می کند؛رهبری اخیرا مطالبی کلی و اساسی فرمودند ولی متاسفانه بعد از سخنان ایشان؛کسانیکه تکلیفشان حفاظت از رای مردم و نظارت بر انتخابات است که رای آنها مصون باشد، آمدند و تفسیرهایی کردند که به نظر ما عجیب است و می گویند رهبری تکلیف را مشخص کردند که چه کسی انتخاب شود و چه کسی در صحنه بیاید و این طور القا می کنند که یک جریان باید بماند و جریان دیگر باید کنار برود؛ مگر رهبری خودشان نمی توانند مطالب را بگویند.در همه دوره ها ایشان فرموده اند که دخالتی در انتخابات نمی کنند و از هر کسی که رای بیاورد حمایت خواهند کرد.»
خاتمی اظهار داشت:«این تفسیرها ما را نگران می کند که آنها تکلیفشان را این طور بدانند که در مقام عمل هم فقط به خواست خود توجه کنند و بر خلاف قانونی که معین شده است عمل نمایند.»
رییس جمهور سابق کشورمان اظهار داشت:«باید شاهد تغییر در جهت رفتارها،جهت گیری ها برای بازگرداندن جامعه به معیارهای انقلاب ،برای حاکمیت مردم بر سرنوشت خود،برای برخورداری مردم از رفاه ،ایجاد عدالت در جامعه و رفع تهدیدها از کشور باشیم

لینک خبر:
برخی اسم مردم را میآورند اما به "مشارکت"، اعتقادی حقیقی ندارند اما بنای جمهوری اسلامی بر اعتماد به مردم و اعتقاد عمیق به مشارکت آنهاست