|
سرانجام قهرمانهای مردم ، بر پهنه بوم تابلوهای گوناگون حماسی و مذهبی تولد یافت . . . ))
بدینگونه نقاش های قهوه خانه تحت تأثیر (( نقل )) نقالان ، شکل گرفت . نقاش (( تصور )) خود را از (( رستم )) ، (( حسین کرد )) و دیگر و دیگران تصویر کرد ؛ (( تصویر )) ی که نقال (( بیان )) کرد ، نقاش بر پرده آورد ؛ تا برای شنوندگان ملموس باشد .
*
(( شمایل گردانان )) – حتی – بی کمک تصویر نمیتوانند به خوبی ایفای نقش کنند ، چرا که هرجا لازم باشد به (( تصویر )) اشاره میکنند . در حقیقت توصیف دقیق نقالان از سیمای پهلوانان است ، که نقاش را یاری میدهد تا پرده هاوی از صحنه های بزم و رزم بیافریند .
نقال داستانسرا
نقال ، بازگوی داستانهای حماسی و پهلوانی ایران بود ، پیش از آن که (( رادیو )) و (( تلویزیون )) رواج یابد ، نقالان معروفی بودند که اکنون ، در جنوب شهر تهران و شهرستانها در اصفهان ، چند تنی هستند که (( کالا )) شان (( خریدار )) چندانی ندارد . اگر امروز نقالان انگشت شمارند و بی منزلت ، در گذشته مقام و منزلتی داشتند . در آن روزگاران ((… حتی پادشاهان برای خود یک (( نقالباشی )) داشتند . بعضی از این نقالان از خود نیز داستانهایی میسرودند ( مانند امیر ارسلان که پرداخته تخیل نقیب الممالک نقال باشی ناصر الدین شاه است ) بعضی دیگر چنان در کار خود مسلط بودند که در هنگام داستانسرائی ایشان مردم ازدحام فراوان میکردند ( چهل سال پیش در شب سهراب کشی مرشد غلامحسین معروف به (( غول بچه )) هر صندلی خالی در قهوه خانه یک تومان خرید و فروش میشد ) . سرجان ملکم در تاریخ خویش از دو نقال معروف دورة آغا محمد خان و آغاز عصر فتحعلیشاه به نام درویش صفر شیرازی و ملا آدینه اسم برده و استادی و فصاحت و بلاغت و شیرین سخنی ایشان را ستوده و از نقل گفتن آنان لذت برده و کاملا” سر گرم شده است … ))
نقالان مسخره
نقالان ، نه تنها داستانهای حماسی و پهلوانی را بازگو میکردند ، بلکه به داستانهای هزل آمیز و مسخره نیز روی میآوردند ؛ و خود نیز مسخرگی پیشه میکردند :
(( … برای ابومسلم داستانسرا (= نقال ) انگشتری بدون نگین افکندند . گفت ، به صاحب این انگشتر اتاقی در بهشت داده میشود که سقف ندارد ))
نقالی در خدمت دین
(( … کار نقالی به صورت کم و بیش شبیه امروز از زمان شاه اسماعیل صفوی شروع شد و خود اسماعیل مشوق و مروج بزرگ آن بود و مقصودش هم در اصل رواج و رسوخ مذهب شیعة اثنی عشری بود در ذهن و روح مردم . و برای این کار هفده سلسله را مأمور کرد که هر کدام در جایی و به لباسی و به طرزی جداگانه مقصود او را تبلیغ کنند و مثلا” بعضی مداحی ائمه را میکردند و بعضی در زورخانهها شعر میخواندند و دستهیی مانند قاضی های قشونی برای قشون سخن سرایی میکردند و آداب شریعت و رسوم ملی و پهلوانی را میگفتند و همه این دستهها برای آن که مردم را به سخن خود جلب کنند و مدح و ثنائی که از آل علی میکنند توی ذوق مردم نخورد ، ناچار داستانها و روایات پهلوانی را چاشنی سخن خود میکردند و رفته رفته این کار ، یعنی داستان گوئی ، خودش رواج گرفت و بعدها دیدند که خیلی اهمیت دارد … ))
*
نقالان در شب های دراز زمستان در قهوه خانهها نقل میگفتند و گاه (( نقل )) را با شعری چاشنی میزدند ؛ و شعر را به آواز میخواندند . قبل از دورة صفوی داستانهای (( ابومسلم )) و (( قصهی داراب )) ( داراب نامه ) و (( سمک عیار )) ، بسیار رواج داشت . در این دوره از قصهی حمزه تحریری تازه صورت گرفت به نام (( رموز حمزه )) و این قصه جایگزین قصهی ابومسلم و داراب شد . در این زمان از کتابهای (( … رموز حمزه و اسکندرنامه و حسین کرد و خاورنامه که جنبة دینی و مذهبی داشت ( در اسکندر نامه اسکندر را ذوالقرنین لقب داده و پیامبر معرفی کردهاند ) و خاصه دربارة حضرت امیر المؤمنین علی بن ابی طالب در آنها بسیار غلو شده بود ، نقل میگفتند و شیرین کاریهای مهترنسم عیار و مهتر برق و مهتر عمر و را با شاخ و برگ فراوان و آب و تاب بسیار باز میگفتند … )) تا اینکه در این اواخر بعه (( اسکندر نامه )) و (( سام نامه )) روی آوردند ، و بیش از همه (( شاهنامه )) مورد ت.جه نقالان قرار گرفت .
نقالی از شاهنامه
(( … داستان گوئی از شاهنامه ، جنگ رستم و سهراب ، رستم و افراسیاب … و دیگر داستانهای ایرانی با تاریخ قهوه خانه توأم است . مهم ترین قصهگوئی ها دربارة رستم و سهراب بوده است . به طوری که امروز نقالی در قهوهخانه با (( سهراب کشی )) مترادف است . این داستانها توسط دراویش با ادا و اطوار خاص در قهوهخانه ها اجرا میشد و رسم خاصی داشت که تقریبا” از میان رفته است … ))
و اما (( … شاهنامه خوانی کار آسانی نبود ، و شاهنامه خوانان غالبا” خود شاعر و ادیب بودند .
شاه عباس خود به شاهنامة فردوسی علاقه بسیار داشت و در مجلس او شاعران سخن شناس و خوش آهنگ شاهنامه میخواندند . از شاهنامه خوانان او یکی عبدالرزاق قزوینی خوش نویس بود ، که سالی سیصد تومان حقوق داشت ، و دیگر ملا بیخودی گنابادی که در شاهنامه خوانی مشهور بود و سالی چهل تومان میگرفت .
از شاعرانی که در لباس قهوه خانه شاهنامه میخواندند ، یکی ملامؤمن کاشی معروف به یک سوار بوده است ، که وضع و لباس و اطوار خاص داشته . این مرد قبائی باسمهای با حاشیههای ملون میپوشید و طوماری به سر میزد و بدین وضع به قهوه خانه میرفت و شاهنامه میخواند ، و قسمتی از آنچه از شاهنامه خوانی نصیبش میشد به درویشان و مستمندان میداد … ))
این امر ( شاهنامه خوانی ) علت اجتماعی نیز داشت : (( … جامعة صفویه در مرکز دارای یک گروه خاص نظامی ( قزلباش ) بود که وظیفهی اساسی آنها عبارت بود از شرکت در جنگها و آماده نگاهداشتن روحیهی جنگی . یکی از گروههای قهوه خانه بروهای آن عصر قزلباش ها بود . در دورههای بعدی نیز در قهوه خانه به علت ادامه نظام فئودالی در ایران و محل اجتماع بودن قهوه خانه و نبودن سایر وسایل تفریح شاهنامه خوانی در آنجا پایدار ماند . و همچنان شاهنامه به وسیله قهوه خانه و توسط خوانندگان زبر دست آن تنها وسیلهی روح دادن به مردم و برانگیختن روح مردانگی در آنان و آشنا کردن آنان با سنن ملی و قومی ایران گردید … ))
نقال شاهنامه خوان ، داستان منظوم را به نثر در میآورد و به مناسبت برخی صحنه ها را با آب و تاب بسیار شرح میداد . در میانهی سخن جای جای سطرهائی از داستان را به شعر میخواند و بار دیگر به شیوهی نخست به نقالی ادامه میداد .
در شب های ماه رمضان که مردم پس از افطار از خانه خارج میشدند و برخی به تکایا و برخی به قهوه خانه ها میرفتند ، محفل نقالان گرم تر میشد . در این شب ها مشتاقان نقل در قهوه خانه های بزرگ سراپا گوش دور نقال حلقه میزدند و تا پاسی از شب شیرین کام از نقل نقل به خانه باز میگشتند و به انتظار باقی داستان میماندند تا شب بعد .
پایان نامهی نقالی
بهتر است گفته شود ، گذشته از شاهنامه خوانی ، نقالی نیز کار آسانی نبود . نقالان صاحب عنوان دارای طومار و معرفی نامه بودند . این طومار در حکم (( پایان نامه )) بود ؛ چونان (( پایان نامه )) ای که دانشجوی دانشگاه پس از پایان تحصیلات مینویسد . شاگردی که در خدمت استاد ( نقال ) بود ، میبایست در امتحان قبول شود : (( … استاد بدون اینکه از شاگرد خود قبلا” در محل خصوصی آزمایشی به عمل آورد ، یک شب بدون اینکه شاگرد خبر داشته باشد ، در ضمن گفتن داستان عصای دست خویش را تعارف شاگرد ، که در بین جمعیت نشسته بود ، میکرد و این علامت آن بود که شاگرد باید بلافاصله برخاسته و دنبالهی داستانرا از آنجا که مرشد رها کرده برای شنوندگان بازگو کند . در خاتمهی نقل هم پس از زدن دوران که رسم مخصوصی است و هنوز هم معمول است آنچه گرفته بود در حضور مردم تحویل استاد میداد … )) و استادگاه دوران را به شاگرد میبخشید ، و یا نیمی را خود برمیداشت و بقیه را به شاگرد میداد .
*
شرح جزئیات نقل و نقالی و شاهنامه خوانی مفصل تر از آنست که در این مختصر بگنجد . این شیوه کهن که دلیری و پاکی و جوانمردی را گسترش میداد و عیاری و نحوهی روبرو شدن با حوادث دشوار زندگی را به آدمی میآموخت اکنون رو به فراموشی میرود . (( نقال )) چهارپایهاش را به (( تلویزیون )) میسپارد و از در (( قهوه خانه )) خارج میشود .
*
باز هم به قول مهدی اخوان ثالث ( م . امید ) :
… کآنکه اکنون نقل میگوید
از درون جعبه – جادوی فرنگ آورد ،
گرگ – رو به طرفه طراری ست افسونکار ؛
که قرابت با دو سو دارد ،
مثل استر ، مثل روبهگرگ ، خو کفتار ،
از فرنگی نطفه ، از ینگی فرنگی مام ،
اینت افسونکار اهریمنی طرار !
گرچه آن انبوه این دانند ،
باز هم اما
گرد پر فن جعبة جادوش – دزد دین و دنیاشان
همچنان غوغا و جنجال ست .
راست پنداری که این محتال بیگانه
آن گرامی نازنین ، پارینه نقال است .
”پاورقیها ”
1 – از شعر (( خوان هشتم )) – دفترهای زمانه – دیدار و شناخت م . امید .
2 – نقالی – از سلسله مقالات (( نمایش در ایران )) ، نوشتهی بهرام بیضائی – که بعدها به صورت کتاب مستقل درآمد . مجلهی موسیقی – شمارة 66 – دورة سوم – تیرماه 1341 .
3 – رزم و بزم شاهنامه در پرده های بازاری (( قهوه خانهای )) – منوچهر کلانتری – هنرو مردم – شمارهی 134 – آذرماه 1352
4 – نگاه کنید به : فرهنگ لغات عامیانه – سید محمد علی جمال زاده – ص 426 و 427 و نیز نگاه کنید به مقدمهی (( امیر ارسلان نامدار )) به تصحیح و تحشیهی محمد جعفر محجوب – چاپ جیبی .
5 – محاضرات الادبا و محاورات الشعراء ، از راغب اصفهانی ، ج 1 ، ص 134 . این کتاب ( سال 500 ه . ق ) از نخستین منابعی ست که دربارهی نقالی و نقالان اطلاعات سودمندی به دست میدهد ( مجله مردم شناسی و فرهنگ عامه ایران ، 1 ، ص 10 )
6 – نقالی ، هنر داستان سرایی ملی – جنگ اصفهان – تابستان 1345 – مصاحبهی جلیل دوستخواه با (( مرشد عباس زریری )) . در این مقاله بخشی از داستان رستم و سهراب آمده که اهمیتی ویژه دارد ، از جهت اصطلاحات و شیوهی بیان نقال .
7 – سخنوری – محمد جعفر محجوب – مجله سخن – شمارة 6 – دورة نهم – شهریور ماه 1337 .
8 – مطالعهئی دربارة قهوه خانه ها – خسرو خسروی – مجله کاوش – شمارة 9 – بهمن ماه 1341 .
9 – تاریخ قهوه و قهوه خانه در ایران – نصرالله فلسغی – مجلهی سخن – شمارة 4 – دورة پنجم – فروردین ماه 1333 .
10 – مطالعه ئی دربارة قهوه خانهها – خسرو خسروی – مجله کاوش – شمارة 9 – بهمن ماه 1341
11 – اشارهای بر تدوین تاریخ نقل و نقالی در ایران – رضا زنجانی – مجلهی فردوسی – شمارهی 942 – سال 1348 .
12 – گذشته از مقالاتی که نام برده شد ، مخصوصا” نگاه کنید به :
Mohammad Ja,far Mahdjoub , le conteur en Iran , objets et mondes , printemps 1971 .
13 – برگزیدة اشعار اخوان ثالث – شعر (( آدمک )) – ص 208 – انتشارات بامداد .
|