مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
Contact me
My Profile
Previous Months Home Archive دی ۸٩ آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آذر ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ مهر ۸۳ More ...
      زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
قربانیان تشنج‌های انتخاباتی در کنار لحاف ملا by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

اتفاقات تلخ و تند هفته‌های اخیر در قاموس سیاسی کشور در شرایط فعلی قبل از انتخابات قابلیت تحلیل ویژه‌ا‌ی دارد. مرکز دینی صوفیان در اصفهان – که بی‌آزارترین گروه مذهبی هستند و مبنای اعتقادی آنان بر اساس صلح و صفا بنا شده است – و دستگیری تعدادی از آنان، القاء ذهنی دین و مقدسات ستیزی در سخنان آقای آقاجری و اخیرا در سخنان آقای مجتهد شبستری که با تکذیب هر دوی آنان همراه بود و بسیج بلافاصله‌ و دستپاچه مردم به بهانه‌ی نقل سخنان دروغ از این شخصیت‌ها و مهمتر از همه‌ی اینها، اتفاقات تلخ دانشگاه امیرکبیر که هم با دستگیری و زد و خورد با دانشجویان همراه بود و هم در رقابت‌های سیاسی، شهیدان که سرمایه‌ی ملی و ارزشی تاریخی کشور بودند مورد سوءاستفاده قرار گرفتند و جسد بلندآوازه‌شان به حقیر خواسته‌های سیاسی بدل شد، همه نشان از ساخت مصنوعی فضایی دارد که می‌خواهد بخشهایی از جامعه را رادیکال کند تا آنان به خاطر این فضا، به ناامیدی از اصلاح شدن سیستم پناه ببرند و مردم به هراس از آینده مبتلا شوند و متولیان قدرت با سرکوب این مجموعه‌ها، کسانی را که ممکن است به رقیبان اصلاح‌طلب رای دهند از صحنه‌ی انتخابات بیرون برانند. این فضاسازی را در فرهنگ عامی به دعوا بر سر لحاف ملا تعبیر می‌کنند اما صد افسوس که در این دعوا و در کنار لحاف ملا، افراد زیادی مورد ستم قرار می‌گیرند، دستگیر می‌شوند و یا آسیب می‌بینند. دانشجویان ستم‌کشیده‌ی امیرکبیر نمونه‌ی آخر آنان است. آسیب دیدن جایگاه والای شهیدان هم نمونه‌ی دردناک دیگر آن.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧

در نظام دیکتاتوری نمیشود رای داد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

در نظام های دیکتاتوری رای دادن ممکن نیست. اگر در جمهوری اسلامی میشود رای داد و رای مردم میتواند موثر باشد، همانگونه که در دهها انتخابات گذشته چنین بوده دلیل آن روشن است. ما در ایران دیکتاتوری نداریم و ان شاء الله اجازه ی بازگشت آن را به صورت تحمیل از خارج کشور یا رشد و نمو در داخل کشور، نخواهیم داد.
نبود دیکتاتوری به معنای نبود بقایای فکری و ذهنی و عملی استبداد در جامعه ایرانی نیست.  حاکمیت ارزش های دینی و ملی و مردم سالاری در روح جامعه و ریشه کن شدن استبداد نیازمند تلاش فکری و عملی و بذل جان و مال است. راهی را که آغاز کرده ایم به پایان می بریم. ان شاء الله


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧

انتقاد صریح گرهارد شرودر از انکار هولوکاست by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

from BBCPersian.com | جهان | Persian News index

صدر اعظم سابق آلمان در سفری به تهران انکار هولوکاست توسط دولت ایران را "بی معنی" خوانده و پذیرش واقعیت ها را شرط جدی گرفته شدن ایران خوانده است.

Link      Comments () Date: یکشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٧

هتاکی از شجاعت نیست از ظغیان است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

گاهی فریاد های مرز شکنی را از مظلومان می شنویم ولی گاهی با هتاکی و توهین متکی به جهل و طغیان مواجهیم که خود نوعی ظلم است. این دو با یکدیگر کاملا متفاوت هستند


Link      Comments () Date: شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧

دولت نهم هیچ اعتقادی به مجلس و نقش مردم در نظارت و اداره امور کشور ندارد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:


نماینده مردم سنندج در نامه‌ای بر تحریم سفر استانی دولت به کردستان تاکید کرد و گفت:«اگر نمایندگان مجلس حق موکلین خود را در هیات دولت نگیرند این حق در سفرهای دوره‌ای عوام فریبانه‌شان به روستاها احقاق نخواهد شد و این راه عملی خدمت موکلین نیست  و دیگر بس است این سفرهای پوچ و تهی که تاکنون حتی یک ریال هم برای روستایی دردمند نفعی نداشته، چون حق آنها با جولان زدن در روستاهاگرفته نمی‌شود و با این سفرهای روستایی پر وعده و وعید، پوچ و تهی و بدون بودجه و اعتبار چیزی محقق نمی‌شود، به آن ذات بی‌همتا سوگند، مردم از عوام فریبی خسته شده اند و همه چیز را می‌فهمند اما بیان نمی‌کنند.»


Link      Comments () Date: جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧

برخورد زیردریایی های اتمی از وبلاگ مهاجرانی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

انگلستان و فرانسه هر دو کشوری بوده و هستند که در باره غنی سازی اورانیم و درجه آن در ایران تردید داشته اند. سال هاست با طرف ایرانی در این باره مذاکره می کنند. هنوز هم حکایت همچنان باقی ست و گه گاه از راستی آزمایی رفتار ایران سخن می گویند. همه سخنشان بر سر این است که ممکن است ایران از ظرفیت و توان بالقوه غنی سازی صنعتی برای ساخت سلاح اتمی استفاده کند. به عبارت دیگر انگلستان و فرانسه خود را در موضع کشیش مهربانی تلقی می کنند که نگران صلح جهانی ست.
این داستان یک رویه دیگر هم دارد. به تعبیر مرحوم دکتر حائری، رویه دیگر تمدن غربی. رویه دیگر؛ برخورد دو زیر دریایی اتمی انگستان و فرانسه در اقیانوس اطلس است. زیر دریایی اتمی اچ ام اس ونگارد انگلیسی و زیر دریایی تریوم فان فرانسوی در وسط اقیانوس اطلس با هم برخورد کرده اند. طرفین در باره این برخورد که در سوم یا چهارم فوریه صورت گرفته است. اطلاعات اندکی بروز داده اند. اجمالا با خبر شدیم:
اول: هر دو زیر دریایی موشک های بالستیک حمل می کرده اند؛ 16 موشک بالستیک 35 تنی در زیر دریایی ها وجود داشته است
دوم: موشک ها قابلیت هدف گیری اهدافی در فاصله هشت هزار کیلومتری را داشته اند.
سوم: بر هر موشک شش کلاهک هسته ای نصب شده بوده است.
چهارم: انگلستان و فرانسه هر کدام چهار زیردریایی استراتژیک هسته ای دارند؛ که یکی از آن ها؛ مثل همین دوتا در حال مامورین و گشت و گذار همیشه است.
می گویند هر چند در این حادثه هیچ یک از 250 سرنشین زیر دریایی ها آسیب ندیده اند؛ هیچ گونه نشت اتمی صورت نگرفته است و احتمال چنین حادثه ای یک در میلیون بوده است. اما هر دو کشور در تداوم توان بازدارندگی هسته ای خود تردیدی ندارند. هرچند این حادثه می توانست به یک فاجعه بینجامد.
پرسشی که به نظر می رسد، این است. انگلستان و فرانسه و نیز آلمان و آمریکا و... که این چنین دست پری از سلاح هسته ای دارند و با این تجربه برخورد می توانند جهان را با فاجعه رویارو کنند، با کدام مشروعیت و پشتوانه اخلاقی نگران بهره برداری یک کشور از ظرفیت عنی سازی هستند. کشوری که همیشه نظارت مدام و مستمر و هرهنگام ناظران سازمان بین المللی انرژی اتمی را پذیرفته است.
تنها می توان یک توجیه پیدا کرد. غرب و آمریکا خود را مرکز جهان می دانند. کشورهای پیرامونی از دید آنان بایست در زیر چتر آنان زندگی و فعالیت کنند.
توماس فریدمن نویسنده نیویورک تایمز کتاب جالبی دارد. " جهان هموار است" در جهان هموار دیگر نمی توان برای دانش مرز و محدودیت گذاشت. در جهان هموار دیگر نمی توان به کشور ها دیکته کرد.
در جهان ناهموار محمد رضا پهلوی آخرین شاه ایران در کتاب" پاسخ به تاریخ" نوشت: "من از آمریکایی ها تعجب می کنم. چرا این رفتار را با ما دارند. ( به شاه ویزا نمی دادند! ) آن ها که هر چه گفتند من عمل کردم!" همان شاه وقتی میایارد ها دلار ثروت و سرمایه ایران را روانه فرانسه و آلمان و اسراییل می کرد، می توانست سلاح هسته ای هم داشته باشد. که البته میلیارد ها دلار سرمایه ملت ایران را خوردند و شاه را بازی دادند.
مبنای منطق و اندیشه و اخلاق نظام داوری غربی ها چیست و کجاست؟


Link      Comments () Date: چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧

بد دفاع کردن و بد حمله کردن هر دو بد است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

کشور ما مشکلات زیادی دارد و یکی از مهمترین مشکلاتش بی تدبیری در اداره امور است که آشکار ترین بخش آن در تصمیمات دولت احمدی نژاد در بخش اقتصادی خود را نشان میدهد و به اصطلاح اظهر من الشمس ( آشکار تر از خورشید) است.
کسانی که این همه امکان نقد و فرصت اعتراض و فعالیت را از دست میدهند و فحاشی یا زیاده روی میکنند، به آقای احمدی نژاد و یاران و حامیانش خدمت میکنند. خدمتی که از هر دو سو خطاست. هم در راه اشتباهی است و هم به روش خطایی است.
اگر به انسان ظلمی میرود و فریاد خشم میکشد و بعضی قاعده ها را میشکند، تا حدی قابل قبول است ولی اگر به هنگام آرامش دست به قلم ببرد و یا به صورت مستمر فحاشی یا زیاده روی کند، به همان حرفها و اصولی که علاقمند یا مدعی آن است، صدمه زده است.
اینکه پای کی کج است و چشم کی چپ و قد کی کوتاه و شکم کی گنده و دهان کی بد بو، مشکلی را حل نمیکند هیچ، که بر مشکلات می افزاید. بد دفاع کردن و بد حمله کردن هر دو بد است. ظلم بد است. حتی به ظالم و مجرمی که به پای چوبه ی دار میرود، نباید توهین و ظلمی کرد، چه برسد به رئیس جمهور کشورمان یا رئیس مجلس یا معتادی که از روی استیصال و مشکلات زندگی، جز آتش زدن خویش راهی نمی بیند.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧

در باب سکوت از وبلاگ عباس کاظمی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از وبلاگستان:

سکوت زبان عجیبی است. گمان نکنیم سکوت، فقط سکوت است. سکوت خود زبانی ویرانگر است جایی که حتی زبان طنز یا طعنه کاربرد ندارد سکوت به زبانی ویرانگر و انقلابی بدل می شود،  چراکه گروهی را به خشم، گروهی را به تامل و  گروهی را به همدلی وا می دارد.

 

عرفا از طریق سکوت، سخنهای زیادی می گفتند و می شنیدند(مریم مقدس وقتی امکان بیان حقیقت را به مردم نداشت روزه سکوت گرفت)، در فرهنگ شیعی سکوت ابزاری سیاسی برای ادامه حیات مذهب بوده است. شاید اگر تاریخ را وارونه خوانش کنند و به جای سخن های گفته شده شاهان و وزرا، سکوت مردمان و مخالفان را ترجمه کنند، با شکل دیگری از تاریخ مواجه شویم. روایتهای تاریخی همواره از طریق سرکوب امر مسکوت شده جان گرفته اند. به تعبیر بنیامینی، قصه تاریخ در واقع قصه فاتحان است! به همین منوال قصه انقلاب، قصه جنگ و هر قصه دیگر توسط فاتحانی روایت می شوند که خود در کانون حوادث آن هستند. به این معنا، هر روایتی ( به خصوص تاریخی یا سیاسی) روایتهای بی شماری دیگر از نوع خود را به مغاک عدم می فرستد یا به مجلس سکوت دعوت می کند.

در جوامع تمامت خواه امروزی که یک زبان و یک تفسیر را طالب است، سکوت خود زبانی دیگر و تفسیری دیگر است. سکوت در چنین جامعه ای به پاد گفتمانی بدل می شود که نیازمند معناشتاسی است. گاهی فکر میکنم که امکان سکوت برای ما نعمت بزرگی تصور می شود، چراکه می توانیم مخالفت کنیم بدون آنکه مواخذه شویم. یادمان باشد که فاشیسم را از طریق کنترل سخن گفتن نمی توان شناخت بلکه فاشیسم از طریق کنترل سکوت شناخته می شود( یعنی آن هنگام که بخاطر سکوت کردن مواخذه شوید فاشیسم متولد شده است).

همیشه و همه جا سکوت، معنار دارنیست اما جایی که همه سخن می گویند و شما ساکت می مانید ، زبان سکوت صیقل می خورد و معناداریش را آشکار می سازد. وقتی همه فریاد می زنند، آنان که ساکت اند نیز در فریاد شریکند. چرا که بیش از فریاد زنندگان، شنیده و دیده می شوند. اگر سکوت معنادار نبود، روشنفکران مواخذه  نمی شدند که چرا درباره فلان یا بهمان موضوع سخنی نمی گویند و مطلبی نمی نویسند. این چنین است که سکوت در برخی جوامع به زبان سیاست بدل می شود. شاید به همین دلیل خوانش سکوت در برداشتی فوکویی و دریدایی  بر  هرآنچه نوشته نشده یا گفته نشده تاکید می کند. در اینجا، هنر تاویلگر آن است که دریابد چه چیزی و چرا گفته نشده است. سکوت در متن زبان گفتار، حاشیه های سفید کتاب است،  حاشیه هایی که باید خوانده شود. یادمان نرود هرموضوعی که در باب آن زیاد سخن گفته می شود، سخنهای زیادی باقی می ماند که نمی تواند گفته شود. در مورد برخی از موضوعات که به اصطلاح " خط قرمز" خوانده می شود صرفا می توان یک جور سخن گفت. می توان در باب آن زیاد حرف زد اما فقط یک شکل. این از عجایب است که این همه روزنامه در ایران یک قصه را به زبان ظاهرا نامکرر روایت  می کنند و این همه شبکه تلویزیونی هیچ اخباری متفاوت یا گزارشی منحصر بفرد ندارند. یک خبرگزاری، یک روزنامه،یک شبکه تلویزیونی شما را از دیگر اشکال آن بی نیاز می کند. درجامعه ای که چند صدایی به معنای اختلاف و تک صدایی به معنای وحدت تعبیر می شود. سکوت خود نوعی چندصدایی را  در وضعیتی اضطرار موجب می شود.

معنای سخن من، دعوت به سکوت نیست. بنا نیست که مستضعفان(دگر اندیشان) را به سکوت دعوت کنیم. فقط بناست سکوت مستضعفان را معنا کنیم. این دعوتی است بر  تامل در هرآنچه گفته  یا نوشته نمی شود.


Link      Comments () Date: شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧

جهل مرکب؛ ریشه مخالفت با برنامه ریزی از وبلاگ عباس عبدی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از وبلاگستان:

 پس از انقلاب ارتش و شهربانی و حتی نهادهای درگیر مثل وزارت امور خارجه و دیگ وزارت‌خانه‌ها تماماً حفظ و صرفاً به نسبت های متفاوت افراد خاصی از آنان اخراج شدند.
نهاد برنامه‌ریزی آن زمان، یعنی سازمان برنامه نیز از این قاعده مستثنا نبود. اتفاقاً این نهاد از جمله سازمان‌های بود که نه‌تنها نسبت به سیاست‌های رژیم گذشته بی‌تفاوت نبود، بلکه تا حدی مقابل آن نیز موضع داشت و شاه نیز شخصاً از سال 53 به بعد، دشمنی خاصی با این سازمان و کارشناسان آن داشت و علت این دشمنی نیز مخالفت شاه با محدود شدن در معیارهای برنامه ریزی بود. اما چرا سازمان برنامه پس از انقلاب منحل نشد؛ سهل است که به سرعت مورد توجه نیز قرار گرفت؟

خطری که جامعه را تهدید می‌کند، وجود افرادی است که جهل مرکب دارند، یعنی نمی‌دانند و در عین حال نمی‌دانند که نمی‌دانند و خود را عقل‌کل می‌پندارند

«احیای برنامه‌ریزی» مطرح شده از سوی آقای کروبی اگر شعار واحد ایشان هم باشد، برای برون‌رفت از وضعیت فعلی کافیست


مطلب کامل را در ادامه بخوانید


مرز میان دو حوزه سیاسی و کارشناسی کجاست ؟ ارتباط میان فعالان این دو حوزه چگونه است؟ و اگر این مرز مخدوش شود چه عوارضی را شاهد خواهیم بود؟ هنگامی که انقلاب شد برخی از نهادها به کلی منحل شدند، مثل ساواک و وزارت دربار، اما حتی نهادهای دیگر هم که به نحوی در تحکیم سلطه رژیم گذشته نقش داشتند (مثل نیروی مسلح) صرفاً تصفیه شدند و حکومت برآمده از انقلاب حاضر به انحلال آن نشد، چرا که به خوبی روشن بود که این نهادها صرفا در ذیل نهاد سلطنت و سیاست بودند و نه جزیی از آن. به عبارت دیگر گرچه نهاد ارتش تحت رهبری شاه و سلطنت بود، اما چنان نبود که جزء جدایی‌ناپذیر آن باشد و تمام دستورات را مو به مو اجرا کند. به همین دلیل است که در موقع مقتضی هم از دستورات سرپیچی کرد، زیرا کارکرد و وظیفه اصلی ارتش دفاع از تمامیت ارضی کشور بود و نه وارد شدن به مناقشات سیاسی داخل کشور. از این رو پس از انقلاب ارتش و شهربانی و حتی نهادهای درگیر مثل وزارت امور خارجه و دیگ وزارت‌خانه‌ها تماماً حفظ و صرفاً به نسبت های متفاوت افراد خاصی از آنان اخراج شدند.
نهاد برنامه‌ریزی آن زمان، یعنی سازمان برنامه نیز از این قاعده مستثنا نبود. اتفاقاً این نهاد از جمله سازمان‌های بود که نه‌تنها نسبت به سیاست‌های رژیم گذشته بی‌تفاوت نبود، بلکه تا حدی مقابل آن نیز موضع داشت و شاه نیز شخصاً از سال 53 به بعد، دشمنی خاصی با این سازمان و کارشناسان آن داشت و علت این دشمنی نیز مخالفت شاه با محدود شدن در معیارهای برنامه ریزی بود. اما چرا سازمان برنامه پس از انقلاب منحل نشد؛ سهل است که به سرعت مورد توجه نیز قرار گرفت؟
در توضیح این واقعه می‌توان گفت که میان وظایف سیاسی و کارشناسی سلسله مراتب طولی وجود دارد و تا حدودی از یکدیگر مستقل هستند. اگر این استقلال را در نظر نگیریم، در این صورت هر حزب سیاسی که در انتخابات برنده می‌شود، باید تیم و سازمان کارشناسی خود را نیز همراه بیاورد، در حالی که می‌دانیم هیچ حزب سیاسی چنین کاری را نمی‌کند و در حادترین تغیرات چند نفر را در رأس سازمان برنامه تغییر می‌دهد و بدنه کارشناسی وظایف خود را انجام می‌دهند. حتی انقلاب که شدیدترین نوع تغییر سیاسی است، منجر به آن نشد که بدنه کارشناسی سازمان برنامه تغیر کند.
سیاستمداران در سطح سیاسی و بالا اهدافی را تعیین می‌کنند. این که این اهداف از کجا آمده است چندان مورد بحث کارشناسان نیست. مثلاً اگر به هر دلیلی در حوزه سیاست کنترل تورم بر اشتغال اواویت داده شود، کارشناس در مقام کارشناسی خود (و نه در مقام شهروندی) حق مخالفت با این تصمیم را ندارد. گرچه می‌تواند منافع و مضار این تصمیم را برای سیاستمدار توضیح دهد، اما پس از این مرحله اگر این تصمیم قطعی شد، وی می‌تواند برای اجرای آن مسیری را پیشنهاد کند که اصطلاحاً مسیر بهینه است و کمترین ضرر و بیشترین منفعت را دارد. و این وظیفه‌ای است که صرفاً از وی برمی‌آید و سیاستمدار قادر به انجام آن نیست. بنابراین وقتی که انقلاب پیروز شد، طبیعی بود که اهداف و سیاست‌های دیگری متفاوت از گذشته مطرح شود و کارشناسان سازمان برنامه می‌توانستند با این اهداف موافق یا مخالف باشند، اما در مقام کارشناس متعهد هستند که بهترین و بهینه‌ترین راه و برنامه را برای تحقق این اهداف ارایه نمایند، در نتیجه این سازمان برای تحقق کارشناسانه این اهداف حفظ گردید و حتی در مقاطعی کاملاً هم تقویت شد. البته این که تا چه حد از این ظرفیت کارشناسی استفاده شد بحث دیگری است. اما هیچگاه به ذهن مسئولین کشور خطور نکرد که سازمان برنامه‌ریزی از میان برود و منحل شود.
اگر دولت جدید اهداف و برنامه‌هایی متفاوت از دولتهای پیشین داشت و دارد، کاملاً در این کار ذیحق است، اما دفاع از این اهداف وقتی عقلانی است که امکان برنامه‌ریزی از سوی کارشناسان برای تحقق آنها وجود داشته باشد. از این جهت اگر در اجرای این اهداف سازمان برنامه‌ریزی منحل می‌شود، صرفاً می‌تواند ناشی از دو دلیل باشد.دلیل اول این است که دولت جدید به هیچ‌یک از کارشناسان سازمان اعتماد و اعتقادی نداشته است و تصور می‌کند که آنان در صدد سنگ‌اندازی در راه تحقق این اهداف هستند. دلیل دوم هم این است که دولت جدید معتقد است که اهداف و برنامه‌هایش نیازمند بدنه کارشناسی نیست و در نتیجه مرز میان سیاست‌مداران و کارشناسان برداشته شده است و هر دو در قالب واحد عمل می‌کنند. به نظر می‌رسد که انحلال سازمان برنامه عمدتا ناشی از دلیل دوم است و این امر از نحوه سخن گفتن و ادعاهای رئیس دولت به خوبی مشهود است که در همه زمینه‌ها اظهارنظر کارشناسی صورت می‌گیرد.
آنچه که امروز موجب خسارات فراوان به کشور شده است، از میان رفتن مرز میان نقش سیاسی و نقش کارشناسی است. ما به رئیس‌جمهری نیاز نداریم که کارشناس و خبره در امور اقتصاد، اجتماع، فرهنگ و... باشد. من حتی معتقدم که اگر یک اقتصاددان و دکترای خبره اقتصاد (نه البته از این دکتراهای کیلویی که این روزها رواج یافته و هر بی‌سوادی یک عنوان دکترا را یدک می‌کشد) هم رئیس‌جمهور شود، حق ندارد از موضع کارشناسی (هر چند کارشناس باشد) در اقتصاد اظهار نظر کند، زیرا دیگران او را در مقام سیاستمدار و رئیس‌جمهور می‌شناسند و نه اقتصاددان و کارشناس. و همچنین به دلیل قرار داشتن در صندلی قدرت، دیگران نمی‌توانند با او جدل کارشناسانه کنند. اما فاجعه وقتی رخ می‌دهد که کسی نه اقتصاد می‌داند چیست و نه فرهنگ و اجتماع و سیاست بین‌الملل، اما در مقام ریاست‌جمهوری در تمام این زمینه‌ها از موضع کارشناسی خبیر و همه‌چیزدان سخن بگوید!! بدیهی است که در این شرایط وضعیت معیشت مردم با نفت بشکه 150 دلار بدتر از وقتی خواهد بود که نفت آنان با بشکه‌ای 30 دلار فروش می‌رود.
واقعیت این است که خطری که جامعه را تهدید می‌کند، وجود افرادی است که جهل مرکب دارند، یعنی نمی‌دانند و در عین حال نمی‌دانند که نمی‌دانند و خود را عقل‌کل می‌پندارند. ما نیازمند به سیاستمدارانی هستیم که با شجاعت اقرار کنند که کارشناس مسایل مختلف نیستد، اما آنان تنها یک چیز را باید خوب بدانند. این که باید به خرد جمعی و کارشناسی احترام بگذارند و از دخالت در امور کارشناسی پرهیز کنند. آنان باید اقرار کنند که سیاستمدار هستند نه کارشناس. سیاستمدار وظیفه ارایه اهداف و شعارهای مورد قبول مردم را دارد و سپس وظیفه بعدی اش بسیج مردم برای تحقق این اهداف با شرط احترام گذاشتن به نظرات کارشناسی و برنامه‌ریزی است. مشکل امروز ما جهل سیاست‌مداران به اقتصاد و روابط بین‌الملل و اجتماع و... نیست، چرا که در هیچ جای دنیا سیاستمداران همه‌فن‌حریفی نداریم که عقل‌کل باشند. مشکل امروز ما جهل مرکب است که فکر می‌کنیم همه چیز را در چنته داریم و می‌دانیم.خساراتی که از نبود برنامه‌ریزی به کشور وارد می‌شود دهها و صدها برابر خسارات ناشی از فساد و دزدی است. اما متأسفانه اگر مردم و جامعه در برابر فساد و دزدی حساس باشند، نسبت به حذف برنامه‌ریزی و ارجاع امور به کارشناس حساسیت لازم را از خود نشان نمی‌دهند.
«احیای برنامه‌ریزی» مطرح شده از سوی آقای کروبی اگر شعار واحد ایشان هم باشد، برای برون‌رفت از وضعیت فعلی کافیست. اگر بتوان جلوی خسارات بیشتر را گرفت، عمل مهمی انجام شده است. به قول معروف جلوی ضرر را از هرجا بگیریم، منفعت است. احیای برنامه‌ریزی شعار مهمی است، زیرا از یک سو حوزه سیاست را از حوزه کارشناسی تفکیک می‌کند، تفکیکی که لازمه جامعه مدرن است و از سوی دیگر عقلانیت و احترام به خرد جمعی را لازمه احیای برنامه‌ریزی معرفی می‌کند و به همه کنشگران اجتماعی و اقتصادی پیام می‌دهد که در صورت پیروزی این شعار، می‌توانند امیدوار باشند که در بستری عقلانی و چارچوب‌دار حرکت می‌کنند و این امید موجب کاهش ریسک می‌شود. کاهشی که یکی از زمینه‌ها و شروط لازم برای بهبود امور جامعه ماست.


Link      Comments () Date: شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧

مردم سالاری و استبداد در مقابل هم با مضمون دینی یا غیر دینی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

مردم سالاری در برابر استبداد قرار دارد. میتوان مردم سالاری دینی داشت یا غیر دینی. میتوان استبداد دینی داشت یا غیر دینی. کسانی که تصور میکنند مردم سالاری با دین در تعارض است، احتمالا تصورشان از دین با استبداد در هم آمیخته است.


Link      Comments () Date: شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧

آزار جسمی و روحی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

آزار جسمی برای کسانی که روح بزرگ دارند
تقویت کننده است
در برابر، آزار روحی بر جسم نیز اثر میگذارد


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧

دهه ی فجر هر سال خاطره ی پیروزی اراده ملت by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

هر سال به بهانه های مختلف چون محرم و صفر و دهه فجر با ظلم و ستم و ارزشهای مبارزه با زورگویی و پایمال کردن حقوق مردم آشنا و آشناتر میشویم.
تا ارزشهای اصیل محرم و صفر و یاد و دهه فجر انقلاب اسلامی زنده است، امید به تغییر زنده درونی و بیرونی زنده است.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧

یارگیری های سیاسی در جهان :‌ مظلومین جهان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

کشورها در جهان و منطقه ونیازمند یارگیری های سیاسی هستیم. حرکت انفرادی در شرایط پیچیده جهانی معقول نیست و فرصت وجود حامیان نظرات مختلف در جهان در اختیار کشور ما نیز هست.
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، کشور ما خط مقدم مقابله با کمونیسم و شوروی و عضو حلقه امنیتی سنتو با عضویت ترکیه و پاکستان و در خدمت سیاست های منطقه ای آمریکا بود. با سقوط رژیم پهلوی، ایران به حمایت آشکار از جبهه منتقدان قدرتمندان جهانی اعم از آمریکا و شوروی پرداخت. علت اصلی مخالفت قدرتهای جهانی با ایران نیز روشن است.
منافع ملی کشور ما بی ارتباط با وضعیت متحدین ما نیست. دوست دوست ما دوست ماست و دشمن دشمن ما دوست ماست.  به همین دلیل حمایت از آنها با در نظر گرفتن اولویت ها و دچار افراط و تفریط نشد، بر منافع ملی کشور منطبق است.
 زمانی که از مظلومین جهان و عدالت و مردم سالاری و معنویت در جهان حمایت میکنیم، طبیعی است که ائتلاف زورمداران جهان نیز در مقابل آن بایستند.  با یارگیری مناسب و معقول و بر اساس آزادی و عدالت، امینت ملی ایران نیز بهتر حفظ میشود.


Link      Comments () Date: شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧

اردوغان رو در روی شیمون پرز در دفاع از غزه by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

ااردوغان گفت: اسرائیل در غزه دست به یک قتل عام زد این غیر قابل انکار است من خود دو نخست وزیر اسرائیل را می‌شناسم که به من گفتند از ورود به سرزمین‌های اشغالی با تانک لذت می‌برند اگر خواستید اسامی آنها را هم خواهم داد هر چند شما خود اسامی آنها را می‌دانید.
وی در ادامه خطاب به رئیس رژیم صهیونیستی افزود: شما ادعاهای دروغ می‌کنید شما از کودک کشی و آدم کشی لذت می‌برید.
بنا بر همین گزارش در این هنگام رئیس جمهور رژیم صهیونیستی با حرکاتی وانمود کرد که سخنان اردوغان را از طریق گوشی خود نمی‌شنود، که اردوغان بلافاصله با دست پرز را مورد اشاره قرار داد و گفت: خوب می‌شنوید آقا، خودتان را به آن راه نزنید، شما خود می‌دانید که من چه می‌گویم دست شما به خون کودکان غزه آلوده است. در این مرحله دبیر اجلاس به صورت گستاخانه با اشارات دست و حتی دست زدن روی شانه نخست‌وزیر ترکیه او را به قطع سخنانش دعوت کرد که اردوغان در این مرحله به شدت عصبانی شده و پرز را مجددا مورد خطاب قرار داد و گفت: ببینید شما 25 دقیقه صحبت کردید و به من 10 دقیقه اجازه صحبت نمی‌دهند این رویه همیشگی شماست در این هنگام پرز برخاسته و با صدای بلند اقدام به پرخاش و پاسخگویی به اردوغان نمود و از سوی اجلاس صدای بلند‌گوی اردوغان پایین آورده شد و صدای بلندگوی پرز افزایش یافت.
در این لحظه اردوغان بلافاصله گوشی خود را از گوش برداشته و با صدای بلند به سخنان خود ادامه داد و گفت: حالا که اجازه صحبت نمی‌دهید دو جمله را می‌گویم و تمام می‌کنم حرف اول را از تورات می‌گویم.
وی با اشاره به یکی از آیات تورات گفت: در این کتاب شما امر شده‌اید که از آدم کشی بپرهیزید اما شما برخلاف کتاب آسمانی خود آدم می‌کشید این تنها کاری است که شما بلدید آدم کشی کار و رویه شماست


Link      Comments () Date: جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۸٧

گاندی، زرگری در محله آهنگران از وبلاگ مجموعه مقالات مسعود بهنود by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از وبلاگستان:


برای شناخت گاندی، و هر کس نامی بر سینه عالم نهاده است، باید نخست دردهایش را شناخت. انسان را موفقیت هایش نمی سازد بلکه آن لحظه های عذابی می سازد که بر سر ایمان خویش می جنگد، یا جهانی را می بیند که نه چنان می گردد که او می خواست. و او را دیگر مجالی نیست برای راست کردن ناراستی ها

مطلب کامل را در ادامه بخوانید


سالگرد مرگ گاندی است و این نوشته را برای ضمیمه اعتمادملی نوشتم . چون هنوز سایتی ندارند متنش را این جا می گذارم.

گفته اند زرگری صاحب آوازه ، پسر نداشت و دختری داشت. دنبال کسی می گشت که هم خانه اش را در غیاب وی اداره کند، شاید دامادش شود، در عین حال شاگردی بیاموزد با همه فن و فنش. چون خبر این در شهر افتاده بود هر کس نوجوانی در خانه داشت به فکر بود که شاید این بخت به او رسد. زن و مرد می گشتند تا برای زرگر به صورت ظاهر شاگردی پیدا کنند که همه می دانستند فقط شاگردی وی را نصیب نخواهد برد. اما سخت گیری می کرد زرگر. و آخر سر بین دو تن مانده بود. یکی خوش چهره، مردمدار و با ذوق، دیگری حسابگر و تو دار، نه چندان خوش چهره.

زرگر، دومی را برگزید و وقتی گفتندش چرا. گفت دانستم آن یک که بهتر می نمود خانه شان نزدیک بازار آهنگرهاست و در خانواده نیز چند آهنگر دارند. حتم کردم به کار زرگری نمی آید. زرگری کاری است به ظرافت و نرمی. خشگی نمی برد و زور و زمختی برنمی تابد.

قهرمانان را چیده اند برای نسل های بعد تا الگوی خود برگزینند. هیچ کدام بی سختی و بی درد، بزرگی نصیب نبرده اند. اما برخی کارشان همچون زرگران نرم و ظریف بود، به آهستگی حاصل می داد، کشاورزی بودند که حاصلش بی خون دل به دست نمی آمد. برخی هم قهرمان شدند چون که بشر همچنان در آسمان رویاهایش خدایگانی جنگجو و خونریز را بیشتر می شناسد.

حکایت گاندی، قصه زرگری است در محله هزار ضرب آهنگران. در شرق. برخی گاندی را تنها با شرح اشرام هایش، با به نه ساعت به راما می شناسند، با پیروزیش، با قهرمانی اش و با مرگ پرافتخارش. کمتری به شرح پافشاری ها و اساس فلسفه و نگاه او به هستی ، به آزادی و به انسان توجهی می شود. در حالی که گاندی آن جاست. سهل و ممتنع. چند مثال بیاورم.

اول قدم
بعد چند باری که کتک خورد و ناسزا شنید وقتی تصمیم گرفت مقاومت کند، از ایستادن مقابل انگلیسی های حاکم جور در هند و آفریقای جنوبی شروع نکرد بلکه هندی های مقیم پره توریا را به جلسه ای دعوت کرد و کمروئی ذاتی را کنار گذاشت و نطق کرد [بیست و سه سالش بود هنوز] و به هندی ها گفت چطور عادت های خود را تغییر دهند تا اروپائیان نتوانند آن ها را با کثیف بودن متهم کنند، زبان انگلیسی بیاموزند تا بهتر بتوانند در جامعه حل شوند و از حقوق خود دفاع کنند. نارنجک نبست. دعوت به شورش همگانی نکرد. از نقطه شروع زندگی اجتماعی اش پیداست که چگونه عمل کرد.

این به سال 1893 بود. سه سال قبل از این که سید جمال الدین اسدآبادی در اندیشه تغییر، میرزا رضا کرمانی را بفرستد تا ناصرالدین شاه را بکشد. کشت بی آن که به قول نظم الدوله "امام عادلی پشت دروازه باشد" و کس به تغییر این ملک همتی نگماشت. یعنی گماشت اما به شتابی که در دل شرق است، از راه های نزدیک، با تندترین روش ها.

در 1916 که گاندی دیگر چهره ای شده بود و قهرمانی بود که میلیون ها تن او را می شناختند، مراسم افتتاح دانشگاه هندو را در بنارس به هم ریخت و خانم آنی بسنت رییس حزب کنگره را هم رنجاند. چرا که آن جا گفت هندیان بیش از آن که به فکر بیرون راندن انگلیسی ها باشند باید خانه خود را سامان دهند، بی میلی مردم را در سخن گفتن به زبان های محلی محکوم کرد و سرانجام آلودگی و کثافت بنارس و معابدش را به نقد کشید و این ها را عامل اصلی ستم بر هندیان نامید . مهاراجه ها و امیران هندی را که در صف میهمانان عالیقدر نشسته بودند به تازیانه بست وقتی سرزنششان کرد که جواهراتشان حاصل دسترنج فقیران و دهقانان است. گروه محافظان نایب السطنه را هم مسخره گرفت اما تروریسم را هم نفی کرد.

بیست سال از جلسه پره توریا گذشته بود که چنین گفت. و هنوز نگفته بود که انگلیسی ها باید از هند بروند. تا آن زمان همه کارش بر ساخت هندیان بود. بر نقد کردار آنان. اولین پیروزی ها که نصیبش شد. آن گاه نظریه ساتیاگراها را پیش کشید.

جورج وودکاک یکی از بهترین گاندی شناسان نوشته او از این جهت نهضت نیروی حقیقت را بیان گذاشت که "نام مقاومت منفی را که اقدامی منفی بود دوست نداشت و آن را سلاح ضعیفان می شمرد و عنوان نافرمانی مدنی را هم نمی پسندید. می گفت از این بوی خصومت می آید". و گاندی خصومت را دوست نداشت.

راست می گفت دوست نداشت. نمونه اش این که کارگران کارخانه های احمدآباد علیه کارخانه داری به راه انداختند و خواستند گاندی وکیل و رهبرشان شود. گاندی چهار شرط گذاشت. هرگز به هیچ بهانه اقدام خشونت آمیز نکنند. هرگز متعرض کسانی نشوند که اعتصاب شکنند. هرگز صدقه از کس نپذیرند و آخری این که در کار خود ثابت قدم بمانند شاید کار خیلی طول بکشد و در این مدت نان خود را از کارهای شرافتمندانه تامین کنند.

و چون پذیرفتند کارگراران، گاندی خواهر صاحب کارخانه را با خود همراه کرد و راه افتاد.اما کارخانه دار برای مداومت امکان بیشتری داشت. شکم کارگران به پشت رسید و طاقتشان شکست. خبر می رسد که دارند تحمل از دست می دهند. در این جا بود که گاندی نخست بار اسلحه بیرون کشید. روزه گرفت و برای نخستین بار روزه را در راه مبارزه ساتیاگراها به کار برد. و با این سلاح پیروز شد. اما هنوز داستان پایان نگرفته است.

بعدها نوشت "به عنوان یک پیرو ساتیاگراها می دانستم که نباید علیه کارخانه دارها اقدامی کنم. من با این هدف روزه نگرفتم که صاحبان کارخانه ها را به تسلیم وادارم، بلکه می خواستم در کارگران هم اثر بگذارم. روزه گرفتنم اما این عملا نوعی اجبار و اعمال فشار بر کارخانه داران بود. با این همه هر چند می دانستم که روزه گرفتن من ایشان را زیر فشار می گذارد، چنان که گذاشت، حسن می کردم نمی توانم از چنین کاری خودداری کنم. به نظرم وظیفه صریح و روشن من آن بود که چنان کنم. اما روزه من از این عیب بزرگ خالی نبود"

شناخت گاندی با مطالعه در لحظات پیروزی وی میسر نیست. در ناله ها و استغاثه های اوست آن هم درست در زمانی که پیروزی نصیبش می شد. وقتی پیروزی با خشونت به دست می آمد و باعث کشتن مردم [فرقی نداشت پلیس انگلیسی یا هندوی فقیر و استقلال طلب] می شد از شیرینی آن می گذشت. بدترین روزهای زندگیش می شد. می گفت و می نوشت که این دیگر مبارزه ای ساتیاگراها نیست.

زندان
روزی که او را در آغاز بهار 1922 در اشرام خودش دستگیر کردند گفت "برداشتن من از میان مردم به سود آن ها خواهد بود". هشت روز بعد که محاکمه بزرگ در احمد آباد برپا شد و در آن متانت گاندی و قاضی رابرت برومفیلد هر دو در ترازو گذاشته شد، نقشی در عالم ماند. درسی برای کارآموزان عدالت و قضا. درسی برای انسان. و انسانیت. گاندی موفق شده بود و قاضی برومفیلد احساس شرم می کرد. صحنه پایان دادگاه درس آموزست. قاضی با شرم می خواند که قانون متهم [یعنی گاندی] را به شش سال حبس محکوم کرده است. و گاندی که می داند قاضی درست می گوید بر می خیزد و رسم و آئین قانون دادرسی را اجرا می کند.

نوشته اند که هیچ حادثه ای به این اندازه در مردم بریتانیا برای گاندی همدلی نساخت. زندان که می گفت برای هر کس فرصتی است برای خودسازی و مراقبه، آغاز شد. او با متانت به زندان رفت و باز فرمانش برای پیروان تند و خشنش این بود که مردم را مراعات کنید هر کس خشونت کند از ساتیاگراها به دورست.

یگانه بود چون ایستاد و انگلیسی ها را راند، اما به شهادت گفته ها و نوشته هایشان احترام شدید آخرین نایب السلطنه هند و همسرش لیدی مونت باتن را با خود داشت. آخرین باری که از لندن می رفت. دوستان انگلیسی اش برای او نگران بودند و می گفتند این جا امن ترین جا برای اوست. و چنین بود. اما او سرزمین خود را می خواست و آزادی را برای هند می خواست.

یگانه بود چون ایستاد و انگلیسی ها را راند و حکومت مستقل هند را ساخت اما بیش تر خواست هایش برای حکومت مطلوب هند توسط دوستان و پیروانش رد شد. بزرگ ترین مخالفش جواهرلعل نهرو بود که بزرگ ترین پیرو و جانشین وی بود. نهرو که عقل رهنمونش بود درد می کشید از دست گاندی که می گفت ارتش نمی خواهیم، مجلس هم مظهر دموکراسی نیست و به جایش شورای سه نفره دهات را پیشنهاد می کرد که به نظرش سازگاری بیشتری با هند داشت. و می گفت وقت جنگ هم گروه های صلح داوطلبانه به راه می افتد و روش عدم خشونت مانع دشمن می شود.

در جامعه ای که گاندی را کشتند. نهرو جانشین شایسته وی هم مجلس ساخت و هم ارتش. و هم دختری [ایندیرا گاندی] که گرچه نام فامیل خود از شوهر فارسی الاصل خود گرفت اما جائی گفت این افتخار که هر روز او را صدا می کنم کم نیست. و تنها مهاتماگاندی نبود که در راه آن آرمان جان داد. ایندیرا را هم تعصب کشت. فرزندانش را هم کشت. گاندی هند مادر و [پاکستان و بنگال را که از دلش بیرون کشیده شد] به یک اندازه دوست می داشت. و غم آنی را داشت که رخ داد. در پاکستان جز محمدعلی جناح که سرطانش در ربود همه رهبران کشته شده اند. در بنگال هم چیزی جز این نیست.

این که گاندی و فرزندان نهرو، بوتو و مجیب الرحمن کشته شده اند و برخی از فرزندانشان نیز، خبری است که اگر او بود با روزه ای جوابشان را می گفت.

گاندی یک تجربه منحصر بود به فرد که حتی در سرزمین خودش هم تکرار نشد. چه رسد به جهانی که قهرمانانش را از الگوهای دیگر برمی گیزند. و جهان پر از الگوست. آماده است. بفرمائید:

قهرمانان آماده را روی میز چیده اند. آماده تا یکی را انتخاب کنی. از گاندی، لنین، استالین، مصدق، نهرو، سوکارنو، تا عبدالناصر، آتاتورک، چه گوارا، کاسترو، آلنده، عرفات و هاول. این ها در عالم عمل و سیاست جهانی شده اند. پاره ای هم مانند مارکس و انگلس، هگل، کانت، گرامشی، راسل، سارتر، تنها در عالم نظر سیاسی مانده اند. رنگین کمانی از هنرمندان سیاست گرا هم در انتظارند با کارهایشان. اما خطا نکنید . گاندی را انتخاب نکنید که انتخابی سخت دشوارست.

برای شناخت گاندی، و هر کس نامی بر سینه عالم نهاده است، باید نخست دردهایش را شناخت. انسان را موفقیت هایش نمی سازد بلکه آن لحظه های عذابی می سازد که بر سر ایمان خویش می جنگد، یا جهانی را می بیند که نه چنان می گردد که او می خواست. و او را دیگر مجالی نیست برای راست کردن ناراستی ها.


Link      Comments () Date: دوشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٧

اوباما دستور بسته شدن گوانتانامو را صادر کرد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

from BBCPersian.com | جهان | Persian News index

باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، در دومین روز ورودش به کاخ سفید فرمان تعطیل شدن بازداشتگاه گوانتانامو را صادر کرد

Link      Comments () Date: جمعه ٤ بهمن ۱۳۸٧

استیصال و بیچارگی زندانی و بیکار و معتاد و ... در شهر ممنوعه by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

غیر از چین در نقاط زیادی از جهان شهر ممنوعه داریم. شهرهایی که به دلیل افزایش محدودیتها، تخلف های زیادی برای مردم متصور است و عده ای یک سره مشغول جریمه کردن و مجازات کردن مردم هستند.


مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog  زندان

عکس از اینترنت


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٧

دیدن چاره سازی است از وبلاگ مسعود بهنود by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از وبلاگستان:


این نوشته را به خاطر نمایشگاه حجت سپهوند در خانه خورشید نوشتم و در اعتمادملی بخوانید.

بزرگی در شروع "خانه سیاه است" نوشت و گفت "دنیا زشتی کم ندارد. زشتی های دنیا بیشتر بود اگر آدمی به آن ها دیده بسته بود. اما آدمی چاره سازست."
پس به چاره سازی نخست دیده گشودن است. همان که خانه خورشید کرده است، و همان که دوربین حجت سپهوند می کند. یعنی چشم بگشا، ببین زخم های تنت را ببین. چشم بر آن نبند که چشم بستن یعنی از چاره گذشتن.

دانستم کاری که خانه خورشید می کند این است که زندگی، معنای زنده بودن و وزن هستی را به گروهی که سم در بدنشان رخنه کرده، یادآور می شود. به یادشان می آورد که وقتی در خواب سکر و مسموم بودند، در غیابشان لبخند نمرده است، خورشید می دمد، ستارگان در کار خودند، بهار می رسد و تنها تو از قصه بیرون شده ای، آویخته به دامن غصه ای مزمن.

کار خانه خورشید محتاج دعا نیست خود به صد زبان می گوید چه معنا دارد، و هزار خورشید را در دل آدمیان، چه آن ها که بهره ورند و چه کسانی که رهگذرند گذر می دهد. رهگذران با نگاهی به درون در می یابند که مردمی نمرده، آدمیزادی در این شلوغی سیاست و بازارگانی و جدال جنگلی بر سر قدرت که بشر را گرفته، هنوز رخت بر نبسته، کوچ نکرده. در دل ها شعله ای هست گرمابخش. اما کار حجت سپهوند به گمان من هم کاری است که از شناخت ذات ذات هنر می آید.

سال ها پیش که زنده یادش کاوه گلستان برای اول بار به شهرنو رفت چنان به هم ریخته بود که تا روزها تعادل از دست داده بود. آن گاه انگار الهه عشق در او زمزمه ای سر داد. گفت خب بگیرشان، ثبتشان کن، ببرشان در برابر چشم ها بگذار. بگذار هزار چشم بگرید بر احوال آن ها که در شهرنو تن می فروختند در میان مرداب. دو هفته پیش در بخشی از دانشگاه لندن در نمایشگاهی آبرومند که ناشر کتاب عکس های کاوه گلستان ترتیب داده بود، دیدم که بعد سی و چهار سال از آن روز، بعد شش بهار که از مرگ کاوه می گذرد، جماعتی گرد آمده و عکس ها را به هم نشان می دهند.

حجت کار را به گونه ای دیگر پیش برده، زحمت کشیده عکس را به دیوار جائی آویخته که جان خسته همان جاست و بدین گونه شهر را صدا کرده تا به خانه بنگرند، به شهرشان که از آن می گریزند بگذرند. از دروازه غار عبور کنند. این از شناخت سپهوند از ذات هنر برمی آید. هنر گلی باسمه ای در گلدانی بی آب نیست و قفسی که پرنده ای در آن نباشد. هنر شاید کشیدن یک شاخه گل به رخ کسی است که زندگی برایش مرداب است. همین که سپهوند که سال هاست که وی را با نگاه تیزی که از دریچه دوربینش به زندگی دارد می شناسیم، کار خانم لیلا ارشد مدیر خانه خورشید را ارج نهاده و دعوتش را اجابت گفته و عکس هائی را که ده سال گرفته از زنان معتاد در آن خانه به نمایش گذاشته، هنرست. کمتر اثرش همان مقاله فیاض زاهد بود که نوشت ترسیدم و پرسید مسوولیت ما در برابر این همشهریان چیست.

اگر هر یک از ما چنین سئوالی را کرده باشیم از خود، همراه چندشی که از دیدن بعض صحنه ها به تنمان می افتد از خود پرسیده باشیم سهم من چیست از این فاجعه، آن وقت به همان حال در می آئیم که مثلا فروغ در آمد وقتی پرواز کرد به جذامخانه و خانه سیاه است را ساخت چهل و پنج سال قبل.

سال پیش برای مادرم نوشتم "نه انگار کنی که دلم برای کتلت هائی تنگ است که ذائقه ام را با آن شکل دادی و از آن بهتر مزه ای نمی شناسم، نه گمان کنی که دلم برای راحتی زندگی در زادگاهم تنگ است، دلم آن شب های عید را تنگ است که تو و مادرت بقچه ای می گشودید و از همه اهل خانه و دوست و آشنا دعوت می کردید هر چه را دوست دارند در آن بنهند. و مادرت به تاکید می گفت هر که هر چه را دوست دارد در بقچه بگذارد. و این بقچه می شد سهممان از زندگی. می شد گرمابخش زندگی مان. فقر را چاره نمی کرد. پای مادر حسن خوب نمی شد، نازخاتون از قفس بیرون نمی افتاد، داغ دل معصومه خانم از نبود منیژه که در حوض افتاد مرهم نمی یافت اما گرما به دلمان می افتاد که سهم خود داده ایم در این سرما".

وقتی حکایت عکس های حجت سپهوند و خانه خورشید در دروازه غار را دانستم، به مادر نوشتم "بقچه ات را بردار، هر چه دوست داشتیم را بگیر و برای تماشا امسال به خانه خورشید برو". این کاری بود که حجت سپهوند خواسته بود و تنها کاری بود که می توانستم. و این اثر کار هنرمندانه او بود.

Link      Comments () Date: یکشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٧

فقر و رنج به روایت عکس و تصویر by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog  فقر  عکس تصویر رنج

عکس از اینترنت


Link      Comments () Date: یکشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٧

سازمان ملل به دنبال تحقیق در مورد جرایم 'جنگی اسرائیل' در غزه by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

from BBCPersian.com | جهان | Persian News index

مقام های سازمان ملل خواهان تحقیق در مورد ارتکاب جرایم جنگی از سوی اسرائیل در حمله به مدرسه این سازمان در غزه شدند

Link      Comments () Date: شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧

اسرائیل آخرین حلقه نژاد پرستی عریان رو به اضمحلال است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

حتی اسرائیلی ها خود را درگیر یک جنگ نمیدانند. درگیر یک جنایت تمام عیار میدانند. آنچه آنان از هولوکاست به همراه دارند، خاطره ی جنایاتی که بر علیه اجداد آنها شده نیست، اجرای دقیق همان مسیر جنایتکارانه بر علیه ملتی دیگر است.
آنها نیازی به آموختن جنگ چریکی و شهری ندارند که ماهها را صرف آن کنند. آنها برای برخورد با یک تک تیرانداز که بالای یک ساختمان سنگر کرفته و از کشور خود دفاع میکند، ساختمان را ویران میکنند و محله را به آتش میکشند.
یک ملت را به گروگان میگیرند تا به اهداف خود برسند. البته اگر قرار بود با این روشها به موفقیت برسند، پیشوایان نازی و فاشیست و نژاد پرست شان رسیده بوده اند و هنوز نازی ها و فاشیست ها و نژاد پرستان آفریقای جنوبی بر سر قدرت بودند.
اسرائیل آخرین حلقه از نژادپرستی عریان است.

===================

لینک مطلب:

تلویزیون اسرائیل فریادهای نومیدانه یک دکتر فلسطینی را که کودکانش بر اثر حمله اسرائیل کشته شده بودند را پخش کرد و پس از آن سربازان به بازماندگان خانواده او کمک کردند.

تلفن مربوطه صحنه ای کاملا غیرعادی را در جریان پخش برنامه شب تلویزیون اسرائیل به وجود آورد. در حالیکه یک دکتر به زبان عبری بر روی تلویزیون اسرائیل صحبت می کرد می گفت، سه فرزند وی در حمله یک تانک اسرائیلی کشته شده اند و بقیه مجروح.

"دختران من در حالیکه در خانه نشسته بودند، صحبت می کردند و برای آینده شان نقشه می کشیدند، ناگهان هدف بمبهای اسرائیلی قرار گرفتند. او در حالیکه صدایش از فرط احساسات می لرزید گفت، من می خواهم بدانم چرا اینها کشته شده اند؟ چه کسی به آنها دستور داده؟"

عزالدین ابوالعیش دکتر زنان است که در بیمارستان های اسرائیل قبل از اینکه غزه به حالت محاصره درآید مشغول بکار بود. او چندین مصاحبه نیز با کانال ١٠ تلویزیون اسرائیل به عمل آورده بود. گزارشگر کانال ١٠ تلویزیون اسرائیل، شلومی الدار، ترتیب یک مصاحبه را با ابوالعیش برای جمعه شب داده بود که طی آن به بینندگانش اجازه داد که صدای وی را از طریق تلفن موبایل بشنوند. دکتر عزالدین می گفت: "خدای من، دخترانم، شلومی! کسی نمی تواند به کمک ما بیاید، خواهش می کنم."

شلومی الدار به بینندگانش گفت: "آنها خانواده وی را کشته اند". او هم چنین اضافه کرد که سه فرزند ابوالعیش کشته شده اند و دو تای دیگر بطور جدی مجروح گردیده اند. هم چنانکه احساس غم و حزن در پخش برنامه بالا می گرفت، دوربین ها شلومی را که از استودیو خارج می شد دنبال کردند در حالیکه می گفت، سعی خواهد کرد که ترتیبی بدهد که بقیه خانواده وی برای معالجه به اسرائیل آورده شوند.

بازماندگان خانواده ابوالعیش پس از آن توسط آمبولانس های اسرائیلی از غزه بیرون آورده شدند و جریان کار از تلویزیون پخش گردید.

ارتش اسرائیل گفت علت گشودن آتش بر روی خانه ابوالعیش این بوده که یک تک تیرانداز از آن محل بر روی سربازان اسرائیلی آتش گشوده بود.

ابوالعیش در پاسخ این اظهارات گفت: "آنچه که از خانه آتش می شد عشق بود، در آغوش کشیدن و ابراز صلح و نه هیچ چیز دیگر."


Link      Comments () Date: شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧

ریشه های اسرائیلی بحران غزه به روایت خبرنگار اسرائیلی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

خط مشی رسانه های اسراییلی، را می توان چنین خلاصه کرد: به مخاطب اطلاعات کمتر بده. مخاطب را با حقایق کمتری آشنا کن، و به مخاطب اخبار را کلی و با جهت گیری خاص ارائه کن. البته این خطی مشی خوبی است که شاهکارهای ما را به رخ جهانیان نمی کشد! شاهکارهایی از جمله: کودکان کشته شده و جنازه های رها شده در زیر خرابه ها، دخترکانی که پاهایشان را به دلیل زخمهای ناشی از سلاحهای ما از دست داده اند، پدران بینوایی که زارزار گریه می کنند، ساکنان خانه هایی که همه چیزشان را از دست داده اند، زخمهای وحشتناک ناشی از گازهای اشک آور، ده ها هزار نفر از ساکنان فلسطینی که به زور از سرزمینشان تبعید می شوند و در پناه گهای کوچکی به زور اسکان داده می شوند

مطلب کامل را در ادامه بخوانید


روزنامه ی اسراییلی هاآرتصدر مقاله ای که ۱۴ ژانویه ۲۰۰۹ تحت عنوان “تاریخ با موشکهای قسام آغاز نشد” منتشر کرد، به بیان واقعیاتی درطی حوادث ۶۰ سال گذشته و عملکرد رسانه های اسراییلی پرداخت. اتفاقاتی که منجر به اتفاقات امروز در غزه شده اند. ترجمه کامل این مقاله در پی می آید.


هرچند برای ما اسراییلیها مبدا اتفاقات همواره زمانی است که فلسطینیها ما را مورد آزار و اذیت قرار می دهند، تاریخ برای ما با موشکهای قسام آغاز نشد. آزار و ادیتهایی که پس از مدتی رنج ناشی از آن خارج از عوامل سبب ساز اتفاق مورد بررسی قرار می گیرد. ما تصور می کنیم هرچقدر فلسطینیها را بیشتر اذیت کنیم، آنها بهتر از اشتباهات خود درس می گیرند و ما به هدف خود می رسیم. درحالی که درسهایی که خودمان باید فرابگیریم همواره مورد بی اعتنایی قرار می گیرند.

امیره هاص
اسراییل در دهه ۹۰ به طرز ماهرانه ای به دزدی زمینهای فلسطینیان و اخراج آنها از خانه های خودشان، و فرستادن آنها به کمپهای اقامت اجباری ادامه داد.

خط مشی رسانه های اسراییلی، را می توان چنین خلاصه کرد: به مخاطب اطلاعات کمتر بده. مخاطب را با حقایق کمتری آشنا کن، و به مخاطب اخبار را کلی و با جهت گیری خاص ارائه کن. البته این خطی مشی خوبی است که شاهکارهای ما را به رخ جهانیان نمی کشد! شاهکارهایی از جمله: کودکان کشته شده و جنازه های رها شده در زیر خرابه ها، دخترکانی که پاهایشان را به دلیل زخمهای ناشی از سلاحهای ما از دست داده اند، پدران بینوایی که زارزار گریه می کنند، ساکنان خانه هایی که همه چیزشان را از دست داده اند، زخمهای وحشتناک ناشی از گازهای اشک آور، ده ها هزار نفر از ساکنان فلسطینی که به زور از سرزمینشان تبعید می شوند و در پناه گهای کوچکی به زور اسکان داده می شوند.

از زمانی که دولت [خودگردان] فلسطینی تشکیل شده است، دستگاه خبری اسراییل تلاش بسیاری در بزرگنمایی تهدید نظامی آنها داشته است. وقتی که آنها سلاح خود را از سنگ به تفنگ، از کوکتل مولوتف به عملیات انتحاری، از بمبهای جاده ای به موشکهای قسام، از موشکهای قسام به موشکهای گرادز، و یا از سازمان آزادیبخش فلسطین به حماس، ارتقا دادند ما با چهره ای حق به جانب فریاد زدیم:
دیدی گفتم! اونها ضد یهود هستند!

و با استناد به همه این اتفاقات حملات خودمان را توجیه کردیم. هرچند در فرهنگ لغات من، واژه ای برای توصیف آنچه اسراییل را به حملات فاجعه بار امروزش منتهی کرد پیدا نمی شود، می خواهم بگویم اصلی ترین عامل برای این اتفاق “انزوای گام به گام نوار غزه” بود. انزوای غزه ساکنان آن را تبدیل به موجودواره هایی کرد که نه اسمی از خود داشتند و نه آدرسی، به جز آدرس افراد محاصره کننده آنها. آنها تبدیل به مردمانی بدون تاریخ شدند.

نکته قابل توجه دیگر این است که آغاز محاصره غزه نه آن زمانی بود که حماس کنترل شریانهای امنیتی نوار غزه را در دست گرفت، و نه آن زمانی بود که جلعاد شالیط دستگیر شد. آغاز محاصره حتی زمانی نبود که حماس در انتخابات فلسطین به پیروزی رسید. این محاصره در سال ۱۹۹۱، یعنی پیش از عملیات انتحاری فلسطینیها آغاز شده بود. این محاصره از آن زمان پیچیده و پیچیده تر شده است تا سال ۲۰۰۵ که به اوج خود رسید. در حالی که دستگاه رسانه ای اسراییل با خرسندی تمام با عدم انعکاس این مسائل، چشم خود را بر روی حقایق روشن ماجرا بسته است. انزوا و محاصره غزه از سوی رسانه های اسراییلی به عنوان ضرورتهای نظامی اسراییل عنوان شدند. اما ما بچه نیستیم! [که این دروغها را باور کنیم] ما می دانیم که این ضرورتهای نظامی و دروغهای مکرر رسانه ای در جهت اهداف دولت اسراییل هستند. هدف اصلی اسراییل جلوگیری از محقق شدن ایده همزیستی دو کشور [اسراییل و فلسطین]در کنار هم بوده است. ایده ای که تمام دنیا بعد از اتمام جنگ سرد در سال ۱۹۹۰ بر روی آن به توافق رسیده بودند. این یک راه حل کامل نبود، اما به هرحال فلسطینیها هم با آن کنار آمده بودند.

غزه یک قدرت نظامی نیست که بتواند به همسایه کوچولو و عاشق صلح خود اسراییل حمله کند! غزه فقط سرزمینی است که اسراییل در سال ۱۹۶۷ به همراه کرانه باختری به اشغال در آورد. ساکنانش مردم فلسطین هستند که سرزمین مادریشان را در سال ۱۹۴۸ از دست داده بودند.

در سال ۱۹۹۳ اسراییل فرصتی طلایی داشت که به مردم دنیا اثبات کند، آنچه آنها درمورد ما می پندارند اشتباه است. نشان دهد که ما یک دولت اشغالگر نیستیم. ما کشوری نیستیم که ماهیتش بر مبنای تبعید مردم از خانه هایشان و دزدیدن زمینهایشان به منظور اسکان دادن یهودیان باشد. در دهه ۱۹۹۰ اسراییل این امکان را داشت که ثابت کند حوادث سال ۱۹۴۸ رویه همیشگی اش نیست. اما اسراییل این فرصت استثنایی را از دست داد و به جای آن به طرز ماهرانه ای به دزدی زمینهای فلسطینیان و اخراج آنها از خانه های خودشان، و فرستادن اجباری آنها به کمپهای اقامت اجباری ادامه داد.

و در این روزهای سیاه، اسراییل بار دیگر به جهانیان اثبات می کند که حوادث سال ۱۹۴۸ هنوز ادامه دارد!

* درمورد نویسنده: امیره هاص، ستون نویس روزنامه هاآرتص است که مدتی هم ساکن نوار غزه و کرانه باختری بود. وی که پدر و مادرش از بازماندگان هولوکاست هستند در اورشلیم متولد شده است. رشته تحصیلی او در دانشگاه عبری، تاریخ نازیسم است. فعالیتهای روزنامه نگاری، جوایز متعدد آزادی بیان از سازمانهای مختلف را برای امیره به ارمغان آورده است.


Link      Comments () Date: شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧

از غزه مینویسیم قربه الی الله نه فرمایش صدا و سیما و دیگران by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

سخن گفتن از ظلم و ظالم، رسالت انسانی است. برای ارزش واقعی آن مینویسیم و میگوییم و نه به دلیل فرمایش صدا و سیما و دیگران که شغلشان این است. فردا هم اگر به آنها بگویند از چیز دیگر بگویند، از آن میگویند. به همین قوت و قاطعیت که امروز از این میگویند.
 تفاوت رسانه های مستقل با رسانه های دولتی همین است:
آزادند و متکی به انسانهای مختار و آگاه


Link      Comments () Date: جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧

صدا و سیما با بیست و سی شبکه دو به کی و چی خدمت میکند ؟! by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

دیشب که بخش ویژه خبری بیست و سی را از شبکه دو دیدم، برای چند دهمین بار متاسف شدم که از منابع عمومی در چه راههایی که صرف نمیکنند.  بیشتر از گذشته فهمیدم که تبلیغ سیاست زور و اجبار چقدر بی تاثیر و ضد تبلیغ است.
در قلمرو بخش خصوصی و رسانه های رقیب از نظر صنفی و سیاسی چه که نمیکنند!؟ به دو روزنامه اصلاح طلب حمله کردند که به اندازه کافی به اسرائیل حمله نکرده است و در باره غزه ننوشته اند.
انگار کسی بیاید به یک وبلاگنویس بگوید که شما باید هر روز از غزه و آن هم آنجوری که ما میفهمیم که معمولا درست هم نمیفهمند بنویسی. به شما چه ربطی دارد که از رسانه ملی علیه رسانه های دیگر چنین استفاده نابجایی میکنید؟!
شما که حتی از عهده ی اداره ی درست امکانات عمومی و ثروت معنوی و مادی کشور که در اختیار گرفته اید بر نمی آیید، به چه حقی چنین میکنید؟! مگر عمد دارید که تلاش برای دفاع از مظلومین غزه را فرمایشی نشان دهید؟!
با این روش آبروی کسانی که آزادانه این راه را انتخاب کرده اند می برند و القاء میکنند که همه ی تلاش ها فرمایشی است و اگر کسی ولو در حریم غیر حکومتی چنین نکرد مواخذه میشود.
واقعا صدا و سیما فکر میکند با این روش که هم تسویه حساب گروهی و جناحی و صنفی است و هم ضد تبلیغ برای غزه، به کی و چی خدمت میکند؟
تا عقل و تدبیر بر تصمیم گیری ها غالب نشود، امید به تغییر شرایط امروزمان نیست.


Link      Comments () Date: جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧

ابراز خشم دبیر کل سازمان ملل از جنایات اسرائیل در سفر به فلسطین اشغالی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

اسرائیل مرکز امدادرسانی سازمان ملل در غزه را هدف قرار داد

دبیرکل سازمان ملل که به اسرائیل سفر کرده از گلوله باران مرکز آژانس امدادرسانی به فلسطینیان توسط نیروهای اسرائیلی ابراز خشم کرده است.

Link      Comments () Date: پنجشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٧

اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید ... که نه دین دارید و نه آزاده اید by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

وقتی تهمتهایی را که به آقای خاتمی و  دیگر رهبران اصلاحات از حدود دوازده سال قبل تا حال مرور میکنم، به یاد سخن امام حسین ع به سپاه کوفه می افتم که :

اگر دین ندارید
لا اقل آزاده باشد


همانگونه که آنروز پاسخی نداشتند
امروز نیز ندارند
خدا را شکر که اینان امروز
جز اندکی
نیستند

==============================

در کربلا آنها که با فتوای روحانیت رسمی شان، به جنگ امام حسین ع آمده بودند، دین که نداشتند هیچ، آزاده هم نبودند.


شاید بتوان گفت:

 در شرایطی که دین ترویج میشود،
اگر کسی آزادگی را از دین اش نیاموزد، نه دین خواهد داشت و نه آزادگی


 وقتی هنوز دین ابلاغ نشده،
آزادگی متکی به اندیشه های انسانی و پیشینی
حتی در میان عرب بادیه
یافتنی تر بود


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٧

ظلم همه جا بد است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

ظلم در اسرائیل بد است
در آمریکا بد است
در عربستان بد است
در عراق بد است
در ایران بد است
در همه جا بد است

پوشاندن ظلم خویش
با بزرگ نمایی ظلم دیگران
بدتر است
این روش ستمگران است

آمریکا از ویرانی برج های دو قلو
و مرگ هزاران نفر که در هیچ دادگاهی
به مرگ محکوم نشده بودند
شعار مبارزه با تروریسم ساخت
و ظلم خود را که دهها برابر بیشتر کشته بر جای گذاشت
زیر سایه ی این مظلومیت پنهان کرد

همانگونه که اسرائیل ستمگر را
بر ویرانه های ستم آلمانها به یهودیان
بنا کردند

ولی این سیاست
رسوا ترین سیاست
نزد تیزبینان است

ظلم را با ظلم نمیتوان پوشاند

===================

خون به خون شستن محال است محال


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٧

استعمار نو در بحرانی نو by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

استعمار نو که زمانی برای تحمل پذیر تر کردن رابطه استعمارگر و استعمار پذیر شکل گرفت، به دلیل توسعه آگاهی های جهانی از کارآیی افتاده است.
بخش مهمی  از بحران اقتصادی غرب به این موضوع مربوط است. ملتها به راحتی گذشته اسیر استعمارگران نمیشوند. هزینه های استعمار افزایش یافته است.
 شاید بازگشت به روشهای استعمار کهن چون لشکرکشی و قتل و غارت و نادیده گرفتن علنی استقلال کشورها نیز ناشی از تلاش استعمارگران برای حفظ وضع موجود و ناکارآمدی ابزارهای استعمار کهن است.


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٧

نجنگید را بر گوش ظالم فریاد زنیم نه مظلوم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

جنگ به جهت عواقبی که دارد عموما توسط همگان ناپسند شمرده میشود ولی جنگ پدیده ای نیست که به خواست دو طرف که دارای قوای یکسان هستند به وقوع بپیوندد. از نظر سیاسی، جنگ زمانی رخ میدهد که توازن قوای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و نظامی پیشین به هم خورده باشد و طرف قوی تر به دنبال تثبیت برتری خود بر ضعیف باشد. اصولا بین دو قدرت مساوی کمتر جنگ صورت میگیرد. جنگها نیز توسط طرف نیرومند تر آغاز میشود.

آلمان در جنگ جهانی اول و دوم برای تغییر شرایط جهان و تحمیل برتری خود جنگ را آغاز کردند.

عراق نیز با همین هدف و در شرایطی که ارتش ایران به شدت ضعیف بود، جنگ را آغاز کرد.

آمریکا نیز با همین هدف پا به سومالی و افغانستان و عراق گذاشت و همه دیدم و می بینم که پشت سرش چه بجا گذاشته است.

اسرائیل که نمونه اصلی و منحصر به فرد تاریخ بشریت در آغاز جنگ و جنایت است. گرچه حجم و  اندازه ی این جنایات نسبت به جنایات آمریکا کمتر است ولی از نظر شرایط زمانی و مکانی و طولانی بودن و در منظر افکار عمومی و انتقاد جهانی بودن، با دیگر متجاوزان متفاوت است.

در جنگ غزه نیز، سرزمینی که در آن جنگ رخ داده غزه است و کسانی که به آن هجوم آورده اند از بیرون غزه آمده اند و بلکه از کشورهای دیگر آمده اند
.
جنگیدن یک حادثه است که دو طرف دارد. ولی طرف مظلوم حق جنگیدن در برابر ظالم را دارد و طرف ظالم حق جنگیدن علیه مظلوم را ندارد.

نجنگید را در گوش مظلوم نباید زمزمه کرد
باید بر گوش ظالم فریاد زد


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٧

خودفروشی ارزان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

گاهی خود را خیلی ارزان میفروشیم
به یک نگاه گرم از دلی سرد
به یک آرزو بلند در زندگی کوتاه
حتی به وعده ای از نامردترین وعده دهندگان

=============

گاه نگاه حمایت ستمگری را
مایه ی خوش رقصی میکنیم
و همنشینی در جلسه ای کوتاه را
پشتوانه ی ویرانی مبانی هویتمان میکنیم


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٧

نه ظلم کنیم و نه ظلم را بپذیریم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

ظلم نکردن و ظلم نپذیرفتن یک دستور دینی است. بنابر این نباید در شرایط مظلومیت نیز قرار بگیریم. شاید ظالم نبودن بیشتر در اختیار انسان باشد تا مظلوم نبودن.


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٧

مظلومیت مظلومیت است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

هر چیز همان چیز است. به همین سادگی. ولی همین موضوع ساده را ما به سادگی نادیده میگیریم.
گاهی تصور میکنیم اگر کسی مظلوم است، ویژگی های دیگر نیز باید داشته باشد.باید زیبا یا فقیر یا ثروتمند یا زن یا مرد یا کودک و کهنسال یا بی خانمان و بیمار و یا مهربان و ارزشمدار باشد.
مظلومیت گاهی به نادانی و جهل منجر میشود. نباید جهل مظلوم را سرمایه ی نفی مظلومیتش یا برعکس مظلومیتش را پشتوانه ی تایید همه ی اندیشه اش قرار داد.
البته انسان مظلوم، پاک تر می اندیشد و احساس میکند و به همین دلیل بیشتر مستعد پذیرش پیام دین برای آزادی و عدالت است.


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٧

ارسال کمکهای انسان دوستانه به هر منظقه نشانه مظلومیت است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

آنکه در محاصره و محدودیت چندین ساله است
فلسطینی است
و آنکه همیشه تجاوز و جنایت کرده
اسرائیل و حامی اصلی او آمریکا است
ارسال کمکهای انسان دوستانه به طرف مظلوم،
محکومیت ظالم
توسط مخالفان ظلم
یعنی حامیان مظلوم است


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٧

مساله حماس و الفتح و اسرائیل و این و آن نیست ... مساله بیزاری از ظلم است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

اگر بیاموزیم که از ظلم بیزار باشیم،  کمتر گمراه میشویم و با تغییر اسامی، اینسو و آنسو کشیده نمیشویم.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٧

تکرار جنایتی مشابه قانا ( لبنان ) در غزه ( فلسطین ) توسط اسرائیل by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

مدرسه سازمان ملل در غزه هدف قرار گرفت


منابع پزشکی فلسطینی می گویند بیش از چهل نفر در حمله هوایی اسرائیل به یکی از مدارس سازمان ملل متحد در نوار غزه کشته شده اند.

=========================

لینک مطلب از وبلاگ اکرنه :

سال ۷۶ فرصتی ایجاد شد که برای بازدید از فعالیتهای NGO های لبنان اعم از مسیحی و سنی و دروزی و شیعه به لبنان سفر کنمم.
از قانا هم دیدن کردم. روستایی که مقر سازمان ملل در آن مورد هدف حمله مستقیم و هدفدار اسرائیل قرار گرفت و سقف مقر بر سر صدها کودک و زن آوره از حملات اسرائیل خراب شد.
بر مزار شهدای قانا، عکسهای کودکان معصوم اشک از چشمان هر انسانی سرازیر میکرد و دیروز جنایتی مشابه اتفاق افتاد.
دوباره قانا شاهد ضجه ی مادران است.

اگر اقدامات اسرائیل ظلم نیست در جهان دنبال ظلم نگردید که نخواهید یافت.

Link      Comments () Date: چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٧

بت شکنی و ظلم ستیزی حضرت ابراهیم ع و امام حسین ع by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

بت شکنی و ظلم ستیزی این دو بزرگوار مثال زدنی است. در میان پیامبران، ابراهیم خلیل الله و در میان امامان، امام حسین ع مثال زدنی اند.
پیامبران پس از ابراهیم، از سلاله ی او و امامان پس از امام حسین، نیز از سلاله او هستند.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٧

شیرین عبادی مدافع حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل از جنایات اسرائیل در غزه میگوی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

آنچه در غزه اتفاق می‌افتد قلب هر انسانی را به درد می‌آورد




آنچه که امروز در غزه اتفاق می‌افتد قلب هر انسانی را به درد می‌آورد. وضعیت زنان بی‌دفاع و خصوصا زنان بی‌گناه و کودکانی که در این منطقه زندگی می‌کنند و از دسترسی به امکانات اولیه زندگی محروم مانده‌اند عملی بر خلاف کلیه ضوابط حقوق بشر است.
عبادی با بیان اینکه امیدوارم هر چه زودتر وضعیت از حالت بحرانی خارج و مردم بتوانند به زندگی عادی خود ادامه دهند، اضافه کرد: ادامه چنین وضعیتی می‌تواند ناگواری‌های اجتماعی بسیاری به دنبال داشته باشد.
عبادی در پاسخ به این سوال که ارزیابی شما از اینکه نهادهای بین‌المللی نظیر شورای امنیت یا مجامع حقوق بشری در قضایای با اهمیت بسیار کمتر و فقط به استناد منافعی که در آن مسائل دارند، وارد عمل شده و علاوه بر صدور بیانیه و قطعنامه بعضا شدت عمل نیز به خرج می‌دهند اما در قبال وقایع غزه سکوت اختیار کرده‌اند، چیست؟ اظهار داشت: قطعنامه‌های متعددی از سوی سازمان ملل متحد صادر شده در حمایت از مردم فلسطین که متاسفانه به آنها توجهی نمی‌شود و امروز شاهد وضعیتی هستیم که قلب هر انسانی را به درد می‌آورد.

07/10/87
 14:49


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٧

اسرائیل عادت دارد که چشمهایش را بر حقایق ناگوار و دشوار ببندد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

'Israel Has a Habit of Closing its Eyes to Hard Facts'

The Israeli military strike in Gaza will have "unforeseeable consequences" for the region, warns former UN Secretary-General Boutros Boutros-Ghali. In an interview with SPIEGEL ONLINE, he discusses the short-sightedness of Israeli politicians, Egypt's role and his muted hopes for peace.

 

A Palestinian man looks at a destroyed Hamas security compound after an Israeli air strike in Gaza City.

Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٧

کفتار، کرکس، جغد ... غزه از احمد پورنجاتی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

غزه!
دخترک معصوم.
سیه‌چشم، میان باریک، گندمگون!
با رقه شرقی نگاهت، در واپسین درنگ انتظار،
میلاد «کلمه» را نوید می‌داد
و لبان بی‌رنگ «مریم باکره» را جلا می‌بخشید!
قهقهه جاری در پس‌کوچه‌های ناصره و نابلس،
پژواک سرمستی کودکان تو بود،
به پیشواز «مسیح»!
اما رمز این حصار وحشی سنگ‌ها را،
آیا کسی هست - حتما باید باشد - که بداند؟!
پس چرا ناگهان، زهدان سترون تاجران ننگ، تراوید؟!
«دروازه‌ها» باز شد، برای عبور «آذوقه‌های مرگ»!
سفره بگشایید!
به هرکس سهمی خواهد رسید، درخور و شایسته:
یک «بمب خوشگل و مامانی» برای تو!
به پاس هدیه تولد مسیح.
یک «جام خون» برای دروازه‌بان!
به پاس گشودن راه عبور.
یک «آروغ بزرگ» برای هرچه کنفرانس، شورای امنیت، سازمان ملل!
یک «ناز شست» برای عمو سام!
که چه شرمنده می‌کند، هر بار در ضیافت صلح!
پس، سهم ما؟!
یک «پاکت پروپیمان»، انواع خاکساری و منت‌پذیری و دعا!
به پاس این همه آیین مرثیه، غوغای تعزیه فریاد انتقام!
آیا کسی از قلم افتاد؟
سری بی‌کلاه ماند؟
آری، وامانده «صلح»!
بازنده هماره بازار «جنگ» و «ننگ».
غزه!
دخترک معصوم!
آیا «عطای» این سفره را به «لقایش» خواهی بخشید؟
این «سفره» نیست که:
کفتار می‌درد؛
کرکس لاشه می‌برد،
جغد ناله و فغان سر می‌دهد!
و «تو»؟


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٧

هدیه کریسمس جنایتکاران اسرائیلی به غزه و هدیه کریسمس وبلاگستان به مردم غزه by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

مردم اینجا و آنجا برای ستمکاران فرقی ندارند و برای آنها تنها فرصتی برای زورگویی و ظلم هستند. دولت اسرائیل نیز از این قاعده مستثنی نیست. ماهها محاصره ی غزه برای ایجاد رعب و وحشت و محدودیت در امکانات و نهایتا بمباران هوایی و احتمالا حمله زمینی در آینده نزدیک.
اسرائیل بارها این سناریو را تکرار کرده است و هر بار قدمی عقب تر رفته و شکستی دیگر خورده است و چنین است که جباران از تاریخ درس نمیگیرند و خطاهای تاریخی خود را تکرار میکنند.
 در این میان دهها هزار کشته و صدها هزار مجروح و میلیونها آواره سهم فلسطینی ها بوده است. در عصر اینترنت، دیگر سازمان ملل و دولتهای مقتدر نیستند که می بیینند و میدانند و سکوت میکنند. امروز هزاران عکس و گزارش با احساس و اندیشه ی انسانها در وبلاگستان جهانی در تعامل اند تا پس از نابودی رویای نیل تا فرات در گیر و دار تحولات سه دهه اخیر و فروپاشی اقتدار نظامی اسرائیل در جنوب لبنان و اضمحلال صنعت توریسم و اقتصاد اسرائیل، زیر ساخت های فکری و فرهنگی دولت نژاد پرست اسرائیل را ویران کنند.
خداحافظی با ظلم حق مسلم ماست


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٧

پاسخ به ظلم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi



عکس از اینترنت

گاهی با فریاد
گاهی با گریه
گاهی با بغض
گاهی با سکوت
گاهی ...

و همیشه پاسخی انسانی


Link      Comments () Date: دوشنبه ٩ دی ۱۳۸٧

امنیت شکننده اسرائیل by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

اسرائیل بارها و بارها از تاکتیکهای متداول نظامی استفاده کرده است. اساسا برای شناخت سیاست اسرائیل کافی است با استراتژی های نظامی آشنا شد. منبع اصلی سیاست در اسرائیل، نظامی گری است و منابع دیگر سیاست چون اقتصاد و فرهنگ راهی به آن ندارد.
گویا اسرائیل خود پذیرفته است که شرایطش همیشه اضطراری است و حکومت نظامی و نظامیان به صورت دائمی ادامه خواهد داشت.
شرایط جهان و منطقه به شدت به زیان اسرائیل تغییر کرده است. اسرائیل و حامیانش و حتی قدرتهای موثر منطقه که سکوت نسبی کرده اند، از هم اکنون هزینه های سیاستهای اسرائیل را می پردازند.
اگر اسرائیل محکوم به زوال است، به دلیل آنست که ظلم پایدار نمی ماند.


Link      Comments () Date: دوشنبه ٩ دی ۱۳۸٧

مجازات بی دلیل ... ظلم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

تا حالا بی دلیل مجازات شده اید؟ خیلی دردناک و البته فراموش نشدنی است. حتی اگر جریمه شدن اتومبیل تان بصورت مکرر در مکانی باشد که تابلوی توقف ممنوع ندارد. حالا کتک خوردن و از دست دادن آبرو و ناموس و زندگی و مال و غیره به جای خود.


Link      Comments () Date: شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧

سر پل صراط by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

وقتی به انسان ظلم میشود،
تا میتواند مقاومت میکند
ولی گاهی چاره ای نمی ماند
و در واقع بی چاره میشود
ولی نظام هستی آنگونه است
که در بدترین شرایط نیز
حساب و کتابی هست
اگر امروز کسی را که در ظلم به خود مقصر میدانید
ندیدید
فردا خواهید دید
تازه شاید آن روز
بخاطر شکلاتی که از ما دزدید
یا شلاقی که بر تن مان زد
یا گلوله ای که بر مغزمان شلیک کرد
شکایتی نداشته باشیم
چرا که شرایط ما نیز تغییر میکند


Link      Comments () Date: پنجشنبه ٧ آذر ۱۳۸٧

عدالت و آزادی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

سلب آزادی
بزرگترین ظلم و بی عدالتی است


Link      Comments () Date: یکشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٧

زور نیز تا جایی اثر دارد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی از آدم چیزی را به زور میگیرند. حق شغل مناسب ...  تحصیل ... حق ازدواج ... حق آزادی ... حق مسکن ... حق آرامش ... حق سلامت ... حق خندیدن ... حق گریه کردن ... حق حرف زدن ... حق زندگی ... ولی هیچگاه نمیتوانند٬ همه ی اختیار ما و حق زندگی ابدی و انسان بودن را بگیرند.
Link      Comments () Date: چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٧

معلمان ... by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi


شب عید زمان مناسبی برای صحبتهای دلخراش و ناراحت کننده نیست ولی در این چند روز آخر سال اعتراضات صنفی معلمان در سکوت رسانه های داخلی از مسیر شایعات و رسانه های غیر رسمی و حتی بدخواهان منتشر میشوند.
معلمان و فرهنگیان از بزرگترین پشتوانه های پیشرفت کشور و انقلاب اسلامی بوده و هستند. بنابر این شایسته است به نحو منطقی و عاقلانه با مشکل معیشتی این قشر برخورد شود. معلمان به میلیونها کودک و نوجوان ما دسترسی مستقیم دارند و رویارویی با خواستهای صنفی آنها بدترین انتخاب و  نهایت بی تدبیری است.
معلمان و کارگران در اردیبهشت سال ۸۶ روز کارگر و روز معلم خواهند داشت و خدا میداند چگونه روزهایی خواهند بود.
کارگران و معلمان و دانشگاهیان پایه های توسعه ی فرهنگی و علمی و اقتصادی کشورند.
 شایسته ی کشور ما نیست که سازمانهای بین المللی داعیه دار حق و حقوق ایران و ایرانی باشند:


http://www.irwomen.net/news.php?id=3223


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٥

Recent Posts درخواست کمک پناهجویان خارجی یلدای بلند می رود علل افزایش تعداد وبلاگهای مسدود شده در پرشین بلاگ کل یوم عاشورا ... کل ارض کربلا تسلیت ایام : تاسوعا و عاشورای حسین بن علی علیه السلام پروفایل قبلی در پرشین بلاگ ماه محرم ماه غلبه خون و حقیقت بر شمشیر و زور شتاب عید سعید غدیر و ولایت حقیقت بر همگان مبارک باد همزبانی انسانی در جامعه مجازی
My Tags اندیشه (۱٢۳٥) انتخابات دهم (٧۸۱) خاتمی (٦٢٢) عکس (٥٥٩) کروبی (٥٥٥) وبلاگستان (٥٤۱) خبرستان (٤٥٠) سیاستمداران (٢٩٥) انتخابات دهم (٢٩۳) میرحسین موسوی (٢٧٩) احمدی نژاد و دولت نهم (٢۳٥) دلنوشته (٢٢٧) اسرائیل (۱۸٤) تقلب و تخریب و هتاکی (۱۸٢) روحانیت (۱٧٥) جهان (۱٦٩) نقد و بحث اندیشه (۱٥٩) تدبیر و بی تدبیری (۱٥٤) احمدی نژاد (۱٥٢) رسانه (۱٤٠) احمدی نژاد (۱۳٤) خاطره (۱٢٥) یادبود (۱٢٤) رهبری (۱۱٤) احزاب (۱۱٠) بازداشت و زندان (٩٦) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٩٤) اینترنت (٩۳) میرحسین موسوی (٩۱) ایران (۸٧) آمریکا (۸٦) نقد و بحث اندیشه (۸۳) دین (۸۱) صدا و سیما (٧٩) زنان (٧٧) دروغ و تکذیب و فریب (٧٧) تقلب و تخریب و هتاکی (٧٦) مردم سالاری (٧٥) احزاب و تشکل ها (٧٤) شورای نگهبان (٧٤) پیشنهاد (٧٢) احمدی نژاد و دولت نهم (٧٠) اندیشه و دلنوشته (٦٩) صدا و سیما (٦٧) فاوا (٦٥) امام خمینی (٦۳) اخلاق (٦۳) بی تدبیری (٦۱) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٦۱) خبرنگاران و رسانه ها (٦٠) وبلاگ چیست؟ (٥٧) جامعه مجازی (٥٤) نور (٥٤) حقوق بشر و قضاوت (٥٤) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٥٤) مردم سالاری (٥۱) تاریخ (٥٠) آزادی (٤٩) بازداشت و زندان (٤٩) شعر (٤۸) ظلم (٤٧) انسان و جامعه و هستی (٤٦) نظامیان و انتظامیان (٤٦) تدبیر و بی تدبیری (٤٥) انقلاب اسلامی (٤٥) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٤٤) روحانیت و مراجع تقلید (٤۳) امام خمینی (٤٢) دانشجویان (٤۱) تحزب (٤٠) سایت (٤٠) انسان (٤٠) علی (٤٠) دروغ و تکذیب و فریب (٤٠) هنر (۳۸) روابط ایران و آمریکا (۳۸) انقلاب اسلامی (۳٧) طنز (۳٧) ظلم و استبداد و زور (۳٧) جامعه مجازی و اینترنت (۳٧) حقوق بشر و قضاوت (۳٦) ورزش (۳٦) خبر (۳٦) دروغ و تکذیب (۳٦) هنرمندان (۳٤) خط امام (۳٤) ظلم و استبداد و زور (۳٤) خبرنگاران و رسانه ها (۳٢) محیط زیست (۳٢) گزیده (۳٢) دروغ (۳۱) اندیشه و دلنوشته (۳٠) وبلاگنویسان (٢٩) جهان اسلام (٢٩) شورای نگهبان (٢۸) انتخاب (٢۸) عدالت (٢۸) اصولگرایان (٢٧) امامان (٢٧) شاهان ایران (٢٧) آمار و اقتصاد (٢٧) تغییر اجتماعی (٢٧) دولت نهم (٢٦) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٢٦) پیامبران (٢٦) دانشجویان و دانشگاه (٢٦) اخلاق و ارزش ها (٢٦) ایران و ایرانیان (٢٦) بسیج و سپاه پاسداران (٢٥) انتخابات (٢٥) مرگ (٢٤) نویسندگان (٢٤) قانون و قانون اساسی (٢٤) روابط خارجی ایران (٢۳) روحانیت و مراجع تقلید (٢۳) تروریسم (٢۳) ادبیات (٢۳) داستان (٢٢) اسلام (٢٢) حق و باطل (٢٢) یادبود و بزرگداشت (٢٢) انسان و جامعه و هستی (٢۱) مرگ و زندگی و جامعه (٢۱) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٢۱) شعرا (٢۱) وبلاگ چیست؟ (٢۱) اصلاح طلبان (٢۱) دکتر علی شریعتی (٢۱) امید (٢۱) اصلاحات (٢۱) وبلاگ (٢٠) جوانان (٢٠) شهدا (٢٠) فیلترینگ (٢٠) روابط ایران و آمریکا (٢٠) مجلس شورا (٢٠) ایران و ایرانیان (٢٠) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٢٠) نظامیان و انتظامیان (٢٠) یادبود و بزرگداشت (٢٠) امنیت و امنیت ملی (٢٠) قانون و قانون اساسی (۱٩) فیلترینگ و سانسور (۱٩) قرآن کریم (۱٩) امنیت کشور و امنیت ملی (۱۸) احزاب و تشکل ها (۱۸) سیاست (۱٧) عشق (۱٧) خدا (۱٧) جشنواره (۱٦) ورزشکاران (۱٦) خط امام (۱٦) فلسطین و اسرائیل (۱٦) فیلترینگ و سانسور (۱٥) ادیان (۱٥) امام حسین (۱٥) استقلال (۱٥) حضرت محمد (۱٥) حق و باطل (۱٥) کودکان (۱٤) افراط و تفریط (۱٤) جامعه (۱٤) جامعه مجازی (۱٤) آمار و اقتصاد (۱٤) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (۱٤) نظامیان (۱٤) تغییر اجتماعی (۱٤) تروریسم و خشونت (۱٤) بسیج و سپاه پاسداران (۱٤) رای و انتخابات (۱۳) فرهنگ و آیین و دین (۱۳) مرگ و زندگی و جامعه (۱۳) طنز و کاریکاتور (۱۳) تعامل اجتماعی (۱۳) امام حسین (۱۳) نظرسنجی (۱۳) مهدویت (۱۳) کیهان (۱٢) قانون اساسی (۱٢) قضاوت (۱٢) بخش خصوصی (۱٢) آسیب اجتماعی (۱٢) جامعه مجازی و اینترنت (۱٢) امنیت کشور و امنیت ملی (۱٢) فلسطین و اسرائیل (۱٢) اخلاق و ارزش ها (۱٢) افراط و تفریط (۱۱) اصلاحات چیست؟ (۱۱) خبرگزاری فارس (۱۱) دفاع مقدس (۱۱) بخش خصوصی (۱۱) تهران (۱۱) عقل (۱۱) روشنفکر (۱۱) جشن (۱۱) پرشین بلاگ (۱۱) علم (۱٠) محیط زیست (۱٠) تاجیکستان (۱٠) دفاع مقدس (۱٠) افکار عمومی (۱٠) پیش بینی (۱٠) پیش بینی (۱٠) روابط خارجی ایران (۱٠) شعر و شعرا (۱٠) هنرمندان و مفاخر (۱٠) فرهنگ و آیین و دین (۱٠) شهدا و ایثارگران (٩) مجلس شورا و مجلسیان (٩) هنرمندان و مفاخر (٩) فرهنگ و آیین (٩) تاریخ ایران (٩) انتخاب دهم (٩) دانشجویان و دانشگاه (٩) اعتماد ملی (٩) دعا و نیایش (٩) مهدی موعود (۸) غم و شادی (۸) افکار عمومی (۸) شب یلدا (۸) اقوام و اقلیت ها (۸) حکمت و دانش (۸) انتخابات 24 اسفند (۸) اطلاع رسانی (۸) فرهنگ (۸) نفت (۸) فقر (۸) آیت الله جوادی آملی (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) کیهان و رجا نیوز (۸) انتخابت دهم (٧) تروریسم و خشونت (٧) بخش خصوصی و غیردولتی (٧) چلچراغ (٧) جالب (٧) سفرنامه (٧) دانش (٧) گفتگو (٧) بسیج (٧) فلسطین (٧) حکمت و دانش (٧) قرآن کریم (٧) شاهان ایران (٧) تدبیر (٧) امنیت ملی (٧) جهان اسلام (٦) مرگ و زندگی (٦) خرافه (٦) نفت و گاز (٦) غم و شادی (٦) بی تدبیری (٦) حضرت محمد (٦) مجلس شورا (٦) زندان (٦) بازداشت (٦) گفتمان (٦) محبت (٦) سایت اینترنتی (٦) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (٦) اینترنت و وب (٦) شعر و شعرا (٦) آزادی و انتخاب (٦) تحریم و مشارکت (٦) نظرسنجی و افکار عمومی (٦) مجلس شورا و مجلسیان (٦) کتاب و گزیده (٥) اعتراض و انتقاد و تظاهران (٥) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٥) انتخاب و تقلید (٥) وحدت کلمه (٥) تبلیغات و بازاریابی (٥) حزب اعتماد ملی (٥) تحریم (٥) فاطمه رجبی (٥) قضا و قضاوت (٥) منافع ملی (٥) اطلاع رسانی (٥) تعاملات اجتماعی (٥) آیت الله مصباح یزدی (٥) خلیج فارس (٥) وب فارسی (٥) فطرت (٤) شب قدر (٤) تاریخ اسلام (٤) روشنفکران (٤) خبرگان رهبری (٤) آیت الله جوادی آملی (٤) آسیب اجتماعی (٤) تعامل اجتماعی (٤) فرهنگیان (٤) امام صادق (٤) مهدی موعود (٤) توریسم (٤) حدیث (٤) جمهوری اسلامی (٤) شب یلدا (٤) انرژی (٤) عشق و محبت (٤) همایش (٤) ترانه (٤) عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤) دعا و نیایش (٤) جالب و شگفت انگیز (٤) شهدا و ایثارگران (٤) نظرسنجی و افکار عمومی (٤) تاریخ و میراث فرهنگی ایران (٤) تروریسم و خشونت و ترس (۳) رای و انتخابات و شعار (۳) انتخاب و تقلید و آگاهی (۳) بخش خصوصی و غیردولتی (۳) اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳) ورزش و ورزشکاران (۳) سپاه پاسداران (۳) اصلاحات چیست؟ (۳) موعود (۳) حکایت (۳) زمستان (۳) فاطمه رجبی (۳) اعتماد ملی (۳) دوم خرداد (۳) خبرگزاری فارس (۳) مصاحبه (۳) مرگ و زندگی (۳) امام صادق (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) جهان بینی (۳) ویدئو (٢) منافع ملی (٢) اصول (٢) آیت الله مصباح یزدی (٢) پرشین بلاگ (٢) آموزش و پژوهش (٢) جنگ و صلح (٢) جبر و اختیار (٢) طنز و کاریکاتور (٢) جبر و اختیار (٢) نفاق و ریا (٢) بانک و بیمه (٢) جهل و جهالت (٢) موبایل و تلفن همراه (٢) آیت الله صانعی (٢) خلیج فارس (٢) حضرت فاطمه (٢) تجارت الکترونیک (٢) موسوی (٢) میراث فرهنگی (٢) سلامت (٢) نوروز و بهار (٢) عقل و اندیشه (٢) فقر و فحشا و اعتیاد (٢) اراذل و اوباش اینترنتی (٢) بانک و بیمه (٢) ادیان و مکاتب فکری (٢) خط امام و اسلام ناب محمدی (٢) انتخاب و تقلید و آگاهی (٢) رای و انتخابات و شعار (٢) ورزش و ورزشکاران (٢) وحدت کلمه و تفرقه (٢) نوروز و بهار (٢) مصاحبه و خاطره (٢) عقل و اندیشه (٢) مدیریت و راهبری (٢) ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢) کیهان و رجا نیوز (٢) انرژی و نفت و گاز (٢) تروریسم و خشونت و ترس (٢) فقر و فساد و فحشاء (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) ا (۱) احمدی نژاد و دولت دهم (۱) خد (۱) خبر دستگیری (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) نخبگان و روشنفکران (۱) فیلترینگ و سانسور و مسدودی (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) روحانیت و مراجع تقلید مر (۱) تقلب و تخریب و هتاکی بادامچیان: کمیسیون ماده 10 حق (۱) استقلال و خودباوری (۱) بیگانه ستیزی (۱) روشنفکران و فرهیختگان (۱) انتخابات د هم (۱) جشنواره و جوایز (۱) خلیج فارس و عرب (۱) شعار و تظاهرات (۱) تحریم و مشارکت (۱) خلیج فارس و عرب ها (۱) تتدبیر و بی تدبیری (۱) روابط ایران و آمریکا بازشماری 10درصدآرا مقابل دورب (۱) دشمنان و رقبا (۱) جنگ و جنایت (۱) وحدت کلمه و تفرقه (۱) تقلب و تخریب و هتاکی احمدی نژاد: اجرای عدالت لازمه (۱) خط امام و اسلام ناب محمدی (۱) مصاحبه و خاطره (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) تبلیغات و بازاریابی (۱) فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (۱) جهل و خرافه و علم (۱) فلسفه و عرفان (۱) انسان و جامعه (۱) جنگ و جنایت (۱) انتخاب و تقلید (۱) جشنواره و جوایز (۱) مورخان و جغرافیدانان (۱) اشاعه فحشا (۱) انتخابات د هم (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) سهام و بورس (۱) جنگ و بحران (۱) فقه و کلام (۱) جنگ و بحران (۱) رمضان (۱) گوگل (۱) دکتر علی شریعتی (۱) اعتراض (۱) حقوق بشر (۱) عاشورا (۱) موسیقی (۱) تغییر (۱) ایران شناسی (۱) عرب (۱) مثنوی معنوی (۱) راز (۱) حجاب (۱) اصلاح طلبان (۱) خبرگان رهبری (۱) حزب الله لبنان (۱) حدیث و روایت (۱) گلستان سعدی (۱) جمهوری اسلامی (۱) سنت و مدرنیزم (۱) حضرت فاطمه (۱) اقوام و اقلیت ها (۱) علم و جهل (۱) اقلیت اکثریت (۱) آیت الله خمینی (۱) زشت و زیبا (۱) آرزوهایم (۱) اسلام ناب محمدی (۱) کمیته تعیین مصادیق (۱) دوم خرداد (۱) ایران و ایرانی (۱) اومانیسم (۱) جنگ و صلح (۱) اعتماد (۱) عرفا (۱) تاریخ اسلام (۱) مهدی بوترابی (۱)