وقتی استفاده کلمه اومانیسم را در اظهار نظر خانم فاطمه رجبی مدافع جدی آقای احمدی نژاد و منتقد فعال آقای هاشمی و آقای خاتمی و خیلی های دیگر و همسر آقای دکتر الهام عضو موثر دولت نهم دیدم به یاد این ماجراها افتادم:
1. دکتر شریعتی و بحث اومانیسم وی
2. مباحث اومانیسم در کلاسهای درس مدرسه عالی شهید مطهری در سالهای نخستین پس از پیروزی انقلاب اسلامی
3. دیدگاه و نظرات دکتر محمد رجبی برادر بزرگ خانم رجبی در دهه اول انقلاب
4. دیدگاه دکتر کریم پور ازغدی و سخنرانی های چند سال اخیرشان
و خیلی نظرات پیشینیان که قابل طرح خواهد بود.
جای یک کنگره علمی برای شناخت و معرفی و نقد اومانیسم خالی است.
خدا آقای علی دوانی را نیز رحمت کند.
Home Archive آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آذر ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ مهر ۸۳
نحوه برخورد کلنگی با امور، معمولا نتیجه عکس میدهد. موضوع فیلترینگ از جنس موضوعات فرهنگی و اجتماعی است، نه از جمله موضوعات سیاسی و قضائی و فنی. موسسات و نهادها و سازمان های فنی و قضائی و سیاسی در مواجهه با این مساله نیازمند توانایی فرهنگی خاص هستند.
لینک مطلب:
به عقیده رییس سابق مجلس، در شرایط فعلی اقتصادی از دولت چندان نمی توان انتظار جهش بودجه فرهنگ داشت
در شرایط فعلی اقتصادی اگر دولت بخواهد قانون مدیریت خدمات و یا هدفمند کردن یارانه ها را اجرا کند، خیلی گرفتاری خواهد داشت
لینک مطلب از وبلاگستان:
چگونه است که از طیبخاطر یا اجبار جادههای غیر استاندارد را گز میکنیم، جادههایی که هزینه ساخت آن از جیب من و شما و چند برابر قیمت پرداخت شده است و در مقابل رکورددار تعداد کشتهها در جهان است، اما وقتی به کالایی فرهنگی میرسیم که یک ریال هم از بودجه عمومی خرج تولید آن نشده، سهل است که تولیدکننده آن با هزار اما و اگر و نظارت و خطر هم مواجه بوده است، زبان به انتقاد میگشاییم و راه خود را کج کرده و تولید خارجی آن را مصرف میکنیم؟ شاید نتوان به کار مصرفکننده ایرادی جدی گرفت، زیرا که وی خواهان مطلوبیت بالا و قیمت پایین است، و چون کالاهای فرهنگی (برخلاف مدیریت و جاده و...) به راحتی وارد شده و با قیمت ارزان در دسترس قرار میگیرد، بنابراین مصرف کننده در موارد ممکن از کالای فرهنگی وارداتی استفاده میکند. در حالی که در حوزههای دیگر مثل مدیریت قدرت انتخاب ندارد و به قول توفیق: مدیریت مثل «آش کشک خالته، بخوری پاته، نخوری پاته». اگر به مصرفکننده ایراد جدی نتوان گرفت، به سیاستگذاران چطور؟ آنان که به خیال خود هر کالای فرهنگیای را که نمیپسندند، سم و خطرناک مینامند و تمام همّ و کوشش خود را برای جلوگیری از تولید و عرضه آن بکار میگیرند و در همان حال خروار، خروار سموم مختلف را یکجا به خورد جامعه میدهند، چه پاسخی دارند؟
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
در طول هفته به طور معمول هم با افراد و فعالان سیاسی مراوده دارم و هم با افراد غیر سیاسی و فعالان و متخصصان حوزههای دیگر مثل پزشکی، اقتصادی و صنعتی و حتی افراد غیر متخصص مثل مغازهدار و کارگر و.... وقتی با اهل سیاست مواجه میشویم، معمولتر است که بیشتر از زبانم استفاده میکنم و به گوشم استراحت میدهم، و در مواجهه با غیر اهل سیاست، تا آنجا که میتوانم، از گوشم بهره میجویم، و زبانم در حد مقدور و هنگامی که سوالی را از من میپرسند، بکار میاندازم، آن هم در حدی که حمل بر بیاحترامی نشود. علت هم این است که نه تنها نفس شنیدن و مطلع شدن از اظهارات و دیدگاهها و تجربیات این گروه عظیم برای هر کس از جمله بنده جالب است، بلکه برخی از آنان واجد چنان دقتنظری هستند که بهتر از تحلیلگران خبره، موضوع را حلاجی و تحلیل میکنند. در این سلسله یادداشتهای نیمروز میکوشم که حتیالمقدور با استعانت از برخی نکات جالبی که در این دیدارها نصیبم میشود، شما را نیز در اطلاع از آنها شریک کنم و امیدوارم که مفید فایده واقع شود.
/////////////////////////////////////////////////////////////////////////
کسی تعریف میکرد که یک بار با هواپیما به تهران میآمد، بلافاصله پس از نشستن روزنامه را برداشت و مشغول مطالعه شد. چند لحظه بعد هم آقای نسبتاً سالمندی صندلی کناری را اشغال کرد. وی بیتوجه به او روزنامه میخواند، در حالی که آن آقا هرازگاهی به وی نگاهی میکرد. در نهایت پرسید، شما مرا نمیشناسید؟ پاسخ میدهد که خیر. پس از چند لحظه دوباره میپرسد که چرا نمیشناسی؟ وی هم از اینکه نمیشناسد عذرخواهی میکند. دفعه سوم میپرسد که وی جواب میدهد چرا باید بشناسد، که آن آقا پاسخ میدهد که من فلانی هستم [یکی از هنرپیشههای کمدی پیش از انقلاب]، وی باز هم او را بجا نمیآورد و عذرخواهی میکند از اینکه علاقهای به دیدن فیلمفارسی نداشته است و لذا وی را نمیشناسد و با این پاسخ خود، آقای هنرپیشه را به کلی پکر میکند. سپس برای توجیه این کار خودش از او میپرسد که چرا فیلمفارسی یا فیلمهای ایرانی تا این حد ضعیف و سطحی هستند؟ و چرا باید مجبور باشیم که این فیلمها را ببینیم؟ آقای هنرپیشه کمدی که خنده بر لبانش خشک شده بود، میپرسد که شغل شما چیست؟ پاسخ میدهد که مهندس هستم. میپرسد چه مهندسی؟ میگوید راه و ساختمان. میگوید چه میسازی؟ پاسخ میدهد که جاده. بعد وی میگوید چرا باید من و هموطنانم مجبور باشیم که در این راهها و جادههای غیر استاندارد شما رانندگی کنیم و سالانه هزاران کشته بدهیم؟ و با این حرف خود درست و حسابی میزند توی خال.
فرق فرهنگ و دیگر وجوه جامعه مثل مدیریت، راه و ساختمان، صنعت، کشاورزی و... دیگر از این حیث چیست؟ چگونه است وقتی که با وضعیت نازل مدیریتی در جامعه خود مواجه میشویم که قادر به حل، که نه، بلکه تخفیف یا حتی تثبیت مسایل و معضلات روشنی چون ترافیک و آلودگی هوا و... نیست، به ناچار آن را باید تحمل کنیم، اما هنگامی که به فرهنگ میرسیم فوراً خواهان تولید و عرضه بهترین کالاهای فرهنگی میشویم؟ مایی که آنقدر به دود و ترافیک عادت کردهایم که اگر روزی به کوه و جنگل و فارغ از هوای آلوده برویم، ریههایمان دچار مشکل میشود و فوری هوای تهران به سرمان میزند، اما چگونه است که حتی زحمت استفاده از تولیدات فرهنگی داخلی را به خود نمیدهیم، و بجای آن با ارزانترین قیمت آخرین فیلمهای برنده اسکار را با بهترین کیفیت در سینمای خانگی تماشا میکنیم؟
چگونه است که از طیبخاطر یا اجبار جادههای غیر استاندارد را گز میکنیم، جادههایی که هزینه ساخت آن از جیب من و شما و چند برابر قیمت پرداخت شده است و در مقابل رکورددار تعداد کشتهها در جهان است، اما وقتی به کالایی فرهنگی میرسیم که یک ریال هم از بودجه عمومی خرج تولید آن نشده، سهل است که تولیدکننده آن با هزار اما و اگر و نظارت و خطر هم مواجه بوده است، زبان به انتقاد میگشاییم و راه خود را کج کرده و تولید خارجی آن را مصرف میکنیم؟ شاید نتوان به کار مصرفکننده ایرادی جدی گرفت، زیرا که وی خواهان مطلوبیت بالا و قیمت پایین است، و چون کالاهای فرهنگی (برخلاف مدیریت و جاده و...) به راحتی وارد شده و با قیمت ارزان در دسترس قرار میگیرد، بنابراین مصرف کننده در موارد ممکن از کالای فرهنگی وارداتی استفاده میکند. در حالی که در حوزههای دیگر مثل مدیریت قدرت انتخاب ندارد و به قول توفیق: مدیریت مثل «آش کشک خالته، بخوری پاته، نخوری پاته». اگر به مصرفکننده ایراد جدی نتوان گرفت، به سیاستگذاران چطور؟ آنان که به خیال خود هر کالای فرهنگیای را که نمیپسندند، سم و خطرناک مینامند و تمام همّ و کوشش خود را برای جلوگیری از تولید و عرضه آن بکار میگیرند و در همان حال خروار، خروار سموم مختلف را یکجا به خورد جامعه میدهند، چه پاسخی دارند؟ در جامعهای که مدیریت آن مثل آب خوردن یک نشریه را به مسلخ توقیف میبرند، و در همان حال کمترین خسارت برخی سیاستهایشان سر به میلیاردها دلار میزند چگونه میتوان از رشد و غنای فرهنگی سخن گفت؟ اشتباه نشود قصد آن ندارم که تمامی تقصیرات را یکسر متوجه متولیان امر کنم. وقتی که قانون مالیات بر ارزش افزوده به واسطه مخالفت جمع اندکی از کسبه به محاق فراموشی رفت و به بایگانی قوانین منسوخ! سپرده شد، و در مقابل برای ترور یا اعدام یک نشریه، حتی مجلس ختمی هم گرفته نمیشود، سهل است که فاتحهای هم خوانده نمیشود، طبیعی است که شاهد این وضع باشیم. و از همه بدتر اینکه اگر مدتی بگذرد و شاهد چنین رخدادی نباشیم، گویی یک چیزی در زندگیمان کم است و چشمانتظار آن را میکشیم! هیچوقت این جمله مرحوم دکتر علی اسدی را فراموش نمیکنم که میگفت: ما ملت خودویرانگری هستیم، برای رسیدن به بدترین وضع متحد هستیم و در راه طی کردن گامهای مثبت متفرق.
نکته جالب ماجرای فرهنگ در این سرزمین هنگامی است که سرانگبین سیاست، صفرا را بیشتر میکند، سیاستی که قادر به جلوگیری از تولیدات معیوب در حوزههای فنی و مادی نیست، سهل است که سهم اصلی و مباشرت را در این وضعیت ناهنجار دارد، داعیهدار فرهنگ میشود و دیوار کوتاه آن را برای بالا رفتن و اعمال «سیاست منع» مناسب مییابد و به خیال خود جلوی تولید و عرضه کالای فرهنگی مسموم را میگیرد، غافل از اینکه زمینهساز آن میشود که مردم صد بار بدتر از آن را به سهولت و ارزانی تمام تهیه و مصرف کنند و در این میان آنچه که قربانی میشود، فرهنگ این مملکت است.
مشکل اصلی این است که واقعیتهای موجود آشکارتر از آن است که حتی چشمهای ضعیف سیاست قادر به دیدن آنها نباشد، و مهمتر اینکه شکست ناکارآمدی «سیاست منع» بارها و بارها ثابت شده است، اما چرا و به چه دلیل هنوز هم درب سیاست فرهنگی همچنان بر همان پاشنه میگردد؟ دلیل اصلی آن روانشناسی و ویژگیهای خاص سیاست در ایران است.
روانشناسی عدم رسمیت دادن به دیگران و سازشناپذیری تا سر حد نابودی خود. اعتقاد به اینکه قدرت حکومتی وجه غالب و شاهکلید حل امور جامعه است. روشن است که تنها در چنین وضعیتی میتوانیم شاهد آن باشیم که علیرغم منع صریح قانونی داشتن ماهواره، حداقل نیمی از مردم پایتخت از آن استفاده میکنند و چه بسا واعظان امور نیز برخلاف آنچه که در ظاهر جلوه میکنند، چون به خلوت میروند چیزی دیگری را به تماشا مینشینند!
تصاویری از عروسی در کوهپایه سبلان


روستای آلو در کوهپایه سبلان در نزدیکی سرعین، استان اردبیل قرار دارد.

مراسم عروسی در این روستای کوهستانی معمولا پس از برداشت محصول و فروش آن در فصل پائیز آغاز می شود.

پیش از آنکه داماد، عروس را به خانه اش ببرد، عاشیق لرها می نوازند و می خوانند.

تمام مراسم عروسی با شعر و موسیقی همراه است. هر مرحله از مراسم شعر مخصوص خود را دارد.

زمانی که عروس را می خواهند به خانه داماد ببرند، مسن ترین مرد خانواده عروس ( معمولا پدر بزرگ او)، عروس را به دور ظرف نان و ماست که نشانه برکت و سفید بختی است، می چرخاند.

در بخشی از مراسم دو مرد از نزدیکان عروس و داماد با هم کشتی نمایشی می گیرند.

زمانی که عروس را می برند مادربزرگ عروس برای نوه اش شعری درباره دریاچه سبلان می خواند.

کار عمده مردم روستای آلو دامداری و کشاورزی است. گندم و مرکبات محصول کشاورزی اصلی این روستاست.
تاریخچهای از نگارش و خط
۰۴ خرداد ۱۳۸۷
بشر زمانی که خواست آنچه را می اندیشد نقش کند، در حقیقت قدم به دنیای نگارش گذاشت . در مرحله نخست تصویرهای واقعی را برای ارتباط کتبی ترسیم کردوبا این کار خط تصویری آغاز شد.
تعداد فراوان تصویر ها وعدم امکان نقش کردن مسائل عاطفی ، کمبودهای این روش نگارش بود.
کم کم تصویرها شکل ساده تر و نمادین تری به خود گرفتند و برای مفاهیم عاطفی علائمی قراردادی وضع شد. مثلا نقش دو پا نشانه راه رفتن وچشم اشک آلود نشانه اندوهگینی بود. مجموعه این تلاشها نوعی خط اندیشه نگار را در دسترس نگارندگان قرارداد.
سپس در همین مسیر خط"هیرو گلیف" وارد عرصه نگارش شد. گستره انتشار آن بیشتر در مصر و در دست کاهنان بود. یونانیان چون این خط را اعجاب آور و پر از رمز و راز پنهانی کاهنان مصر یافتند، این نام را بدان بخشیدند که در زبان یونانی به معنی نوشته نشانه های مقدس است.
سابقه خط هیروگلیف را تا هزاره چهارم پیش از میلاد نیز میتوان پیش برد. خط هیروگلیف را بر پاپیروس می نوشتند. پاپیروس از ساقه های فشرده نوعی نی به دست می آید و نیای کاغذ است. کلمات paper, papier , … در زبانهای غربی با این واژه ارتباط دارند.
مصریان نخستین مصرف کنندگان پاپیروس بودند و نوشت افزار آنها نیز نوعی قلم نئی بود که آن را در مرکب سیاه یا قرمز فرو می بردند. این خط بیشتر افقی و از راست به چپ نوشته می شود و به ندرت از چپ به راست وگاهی از بالا به پایین. تصویرانسان ها و حیوانات رو به آغاز خط دارد .1
بعد ها خط هیروگلیف در مصر تحول می یابد و به سادگی می گراید و دو نوع خط هیراتیک (دینی) و دموتی (مردمی) از آن بوجود می آید.
مرحله بعدی خط ، خط میخی است.
کهن ترین اقوامی که در بین النهرین زمینه خط میخی را فراهم کرده اند سومری ها هستند، قومی متمدن که از نژاد سامی نداشتند وبرخی این احتمال را می دهند که از کنار دریا به این منطقه مهاجرت کرده باشند. رد پای آن ها از اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد در بین النهرین دیده می شود. علم نجوم ، تقسیم ساعت به 60 دقیقه و دقیقه به 60 ثانیه ، مسائل هندسی و اوزان ؛ میراث های گرانبهایی هستند که این قوم برای آشوری ها و بابلی ها بر جای گذاشتند. سومری ها چون پیوندی با همسایگانشان نداشتند از میان رفتند یا جذب اقوام سامی شدند. سومری ها چون مصری ها و چینی ها ، از نخستین اقوامی هستند که تمایل به ضبط گفتار و اندیشه هایشان داشتند و برای این کار خط میخی را برگزیدند .2 خط میخی آغازین سومری ها شباهت به خط مصری دارد یعنی خط میخی در اصل نوعی خط تصویر نگاری بوده است ، آن را بر روی لوح نقش می کردند و به همین دلیل رفته رفته تصویر ها حالت ساده تر و زاویه مانندی به خود گرفتند و سرانجام علامت های تشکیل دهنده این خط به صورت میخ درآمد.3
به جز تفاوت های ظاهری خط هیروگلیف و خط میخی ، تفاوت آشکار دیگر آنها در ابزار نوشتن است . برای نگارش خط هیروگلیف همان طور که گفتیم از پاپیروس وقلم نی و مرکب استفاده می شد درحالی که برای نوشتن خطوط میخی نیاز به لوحه های گلی نرمی بود که با قلم چوبی برآن می نگاشتند و سپس لوحه را می پختند.
از خط میخی سومری نخستین ، خط میخی ایلامی منشعب می شود که برای نگارش زبان ایلامی که جزو زبان های منفرد است به کار می رود.
خط میخی اکدی (بابلی) نیز از منشعبات همین خط است. خط میخی به جز منطقه بین النهرین درگستره وسیعی رواج می یابد: در آسیای صغیر وبین النهرین شمالی و در میان هیتی ها ، هوری ها، اورارتورها، لولوبی ها و کاسی ها وغیره.4
خط میخی کتیبه های فارسی باستان دوره هخامنشی از روی خط میخی بابلی و ایلامی درست شده است که نسبت به آنها علائم ساده تر و کم تری دارد.حروف هجایی هستند (یعنی مصوت به همراه صامت) و از چپ به راست نوشته می شوند. خط میخی زبان فارسی را می توانیم صورت تکامل یافته خطوط میخی دیگر بدانیم.
هم زمان با تکامل تدریجی خطوط میخی و در هزاره دوم پیش از میلاد خط دیگری در سرزمین فنیقیه پا به عرصه وجود می گذارد و آن خط فنیقی است. قدیمی ترین نمونه این خط در کاوش های شهر گوبله ، از شهرهای فنیقی باستان (حوالی سوریه کنونی) که یونانیان آن را بیبلوس می نامیدند، به دست آمده است.
این شهر در میان یونانیان ، به عنوان داشتن بهترین پاپیروس ها ، شهرت داشت و مرکز مهم بازرگانی مصر و یونان بود. چون یونانیان وسایل نوشتن خود را از این شهر بدست می آورند نام بیبلوس در نزد آنها به معنی کتاب گرفته شده و بعدها Bible ، مفهوم کتاب دینی تورات و انجیل را یافت.5
الفبای فنیقی با 22 علامت خطی که تنها صامت ها را نشان می داد، از راست به چپ نوشته می شد. به زعم خط شناسان ،نشانه هایی از خط مصری باستان و خطوط تصویری را در الفبای فنیقی می توان یافت . این خط برخلاف خط هیروگلیف که در انحصار کاهنان بود و یا خط میخی که تنها طبقه دبیران با آن سرو کار داشتند، براحتی در دسترس عامه قرار گرفت. چون نگارش و فراگرفتن آن آسان بود.
این خط در آسیای غربی نفوذ یافت و جایگزین خط میخی شد و به غرب (اروپای امروز) که هنوز دارای خط و کتابت نبود راه یافت. این مسئله از طریق یونان انجام گرفت که با فنیقی ها ارتباط بازرگانی داشتند.
یونانیان این الفبا را با اسم سامی آن که نماینده دو حرف اول آن بود«آلفا بتا» نامیدند و برای استفاده خود تفییراتی در آن دادند و مصوت ها را وارد خط ساختند و خط صامت نگار را به آوانگار تبدیل کردند و جهت نگارش را نیز تغییر دادند و از چپ به راست نوشتند.
لازم به یادآوری هست که کهن ترین نوشته ها معمولا از راست به چپ و سپس از چپ به راست نوشته شده است و درآغاز نوعی روش شیار گونه متداول بوده است.
گونه ای از خط یونانی را، یونانیان مهاجر با خود به روم بردند و در آنجا بر این مبنا، الفبای لاتینی به وجود آمد که زبانهای گوناگون اروپا بدان خط نوشته شد.
بخشی از اروپای شرقی که به کلیسای دوم وابسته بودند ، الفبای لاتینی را برای نگارش برگزیدند، مانند کشورهای لهستانی ، چک ها ، کروا ت هاو ...
اما در سده نهم میلادی کشیشی از کلیسای بیزانس به نام سیریل با ترکیبی از الفبای یونانی و رومی خطی را برای نگارش زبان اسلاوی به وجود آورد. گونه ای تعدیل شده از این الفبا که سیریلیک نامیده می شود برای نگارش زبان روسی و دیگر زبانهای هم جوار به کارمی رود.6
الفبای فنیقی به نوعی شبه قاره هند را نیز در نوردید. دانشمندان خط برهمایی هند را از فرزندان همین خط می دانند که زبان سنسکریت و دیگر زبانهای هندی با آن نوشته می شود. متون دینی بودایی به زبان ختنی (سکایی) که یکی از زبان های ایرانی شرقی دوره میانه است به خط برهمایی نوشته شده است.7
یکی دیگر از فرزندان خط فنیقی خط آرامی است که به سرعت در خاور میانه پخش شد .8
آرامیها اقوامی بودند که از صحرای شمالی عربستان به سوی خاور میانه مهاجرت کردند و دربین النهرین مستقرشدند. دراوایل هزاره اول پیش از میلاد ، حکومتهایی برای خود برپا کردند ولی به زودی مقهور و خراج گزار آشوریها گشتند . اما از آنجا که بازرگانان موفقی بودند نفوذ ریشه داری در منطقه کردند و محل استقرار خود را در بابل و نینوا قرار دادند و بر جمعیتشان نیز افزوده شد و زبان این قوم زمانی دراز در این منطقه پایید و مهمتر این که بر مبنای الفبای فنیقی ، خط آرامی به وجود آمد که به سرعت رواج یافت و تبدیل به خط بین المللی منطقه شد و زبان آرامی نیز که چندان دور از زبانهای سامی آن نواحی نبود ، تبدیل به زبان ارتباطی خاورمیانه گشت. پدید آمدن دولت هخامنشی که سرزمینی گسترده از ماوراءالنهر تا بین النهرین را در برمیگرفت و نیاز به یک زبان ارتباطی واحد داشت، بر گسترش خط و زبان آرامی در این راستا افزود .
خط و زبان آرامی در دولت هخامنشی تبدیل به زبان دیوانی شد و دبیران آرامی نژاد و آرامی زبان دردستگاههای دیوانی ایالتهای مختلف سرزمین هخامنشی به خدمت مشغول شدند و زبان و خط آرامی با عنوان آرامی رسمی یا آرامی امپراطوری پا به پای زبان فارسی باستان و خط میخی که تنها در کتیبه های هخامنشی به کار می رفت در ارسال مراسلات به کار گرفته شد . بدین صورت که نامه به زبان هر ایالتی تقریر می شد. دبیر آرامی زبان آن را به زبان و الفبای آرامی می نوشت و نامه به ایالتهای دیگر فرستاده می شد و در آنجا دبیرهایی از همین نوع آن را به زبان آن ایالت برمی گرداندند و برمی خواندند .
پس از دوران هخامنشی در دوره کوتاه مدت اسکندر و سلوکیها زبان و خط یونانی در مراسلات رسمی و اداری به کار رفت تا این که در زمان اشکانیان خط پهلوی اشکانی برای نوشتن زبان پهلوی اشکانی ، بر مبنای خط آرامی پایه ریزی شد و سپس خط پهلوی ساسانی در همین راستا به وجود آمد که هرکدام گونه های کتیبه های و تحریری دارند . این خطوط صامت نگارند وحتی تعداد علامتها نسبت به الفبای آرامی کمتر نیز هست و همین موضوع مشکلاتی را برای خواندن زبان پهلوی ایجاد می کند. این خطوط از راست به چپ نوشته می شوند.9
خط اوستایی که برای به تحریر در آوردن کتاب دینی زرتشتیان به کار رفته است و یکی از کاملترین خطوط دنیاست، برمبنای خط پهلوی ساسانی اختراع شده است . این خط آوانگار هست و با 53 یا 58 علامت صامت و مصوت از قابلیت نگارشی بسیار بالایی برخوردار است . از راست به چپ نوشته می شود و به نامهای دین دبیره و دین دبیریه ، دین دفیره و . . . هم نامیده می شود .10
از نخستین سده های اسلامی چون زبان و خط پهلوی حالت رسمی خود را از دست داد مشکلات آن بیشتر عیان شد و برای سهولت در خواند متون پهلوی آن را به الفبای اوستایی برگرداندند و این نحوه نگارش پازند نامیده می شود .11
در دوره زبانهای ایرانی میانه خطی که مانی در آثار خود به کار برده است نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است . مانی خط را بر مبنای خط سریانی ابداع کرد که نسبت به خط پهلوی از امتیازات بهتری برخوردار است و در آن موازین زیبا شناختی خطی مراعات شده است .
زبانهای سریانی یکی از زبانهای گروه شرقی زبان آرامی است که در دوران گذشته زبان علم بود. بسیاری از آثار علمی یونانی و پهلوی و عبری به این زبان برگردانده شده است . خط سریانی از فرزندان خط آرامی به شمار می آید .12
نوشته هایی که به زبان سغدی ، یکی از زبانهای شرقی ایران به دست ما رسیده است با خطهای سغدی مانوی ، سغدی مسیحی و سغدی بودایی نوشته شده است که خط اخیر در حقیقت خط سغدی را نشان می دهد . این خط نیز از فرزندان شاخه دیگر آرامی است .13
لازم به یادآوری است که خط عبری نیز که سابقه زبانی آن به سده چهارم پیش از میلاد می رسد از اصل آرامی نشات گرفته است . عموم یهودیان جهان خط عبری را برای نگارش آثار خود به کار می گیرند.
خط عربی نیز با واسطه نبطیان از خط آرامی به وجود آمده است . نبطیان قومی از نژاد عرب بودند که در نبطیه زندگی می کردند، از حدود 150 سال پیش از میلاد گونه ای از خط و زبان آرامی درمیان ایشان رایج بود، از این خط ،خطی موسوم به سینایی نو به وجود آمد که از سده اول پیش از میلاد تا سده چهارم میلادی در شبه جزیره سینا رواج داشت. خط کوفی (در کوفه و حیره) و نسخ (در مکه ومدینه) از این خط اقتباس شده اند .14
گونه ای از این خط نسخ برای نوشتن آثار زبان خوارزمی که یکی از زبانهای ایرانی شرقی است به کار رفته است.
ایرانیان نیز در سده های نخستین پس از اسلام با افزودن حروف فارسی به الفبای عربی خط فارسی را بر مبنای نسخ پایه گذاری کردند و سپس خط نستعلیق و خط شکسته و دیگر خطوط ایرانی ابداع شد.
منابع
1- فریدریش ، یوهان ، زبان های خاموش. ترجمه دکتر یدالله ثمره، دکتر بدرالزمان قریب، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1365، ص 5،
2- همان، ص 10.
2a- Lecoq, P. Les Inscriptions de papers achemenide, 1997, p.59.
3- زبان های خاموش، ص 39، و همچنین بهار ، مهرداد. « خطوط باستانی از آغاز تا خط کوفی» ، از اسطوره تا تاریخ، نشر چشمه 1377، ص258.
4-زبان های خاموش ،ص48.
5- پورداود، فرهنگ ایران باستان ، تهران 1326، ص132 تا 136.
6- ناتل هانلری، پرویز، تاریخ زبان فارسی، جلد اول، چاپ دوم، 1366، ص 134.
7- گاور، البرئتن، تاریخ خط، ترجمه عباس ئخبر و دکتر کوروش صفوی،تهران، 1367، ص 133 به بعد.
8- تفضلی، احمد، «آرامی » دایرة المعارف بزرگ اسلامی ، جلد 1 ، تهران 1368، ص 287 تا289.
9- آموزگار ، ژاله، تفضلی ، احمد ، زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن ، انتشارات معین ،چاپ سوم 1380، ص 44 تا 54.
10- Taffazzoli, A.”Dabire, Encyclopaedia Iranica IV, 5,1993,540-41.
11-آموزگار، ژاله، «گزارشی از پازند» ،مجله دانشکده ادبیات تهران، سال بیست وسوم، شماره چهارم1355،ص14 تا 19.
12- ابوالقاسمی ، محسن، تاریخ زبان فارسی، انتشارات سمت، 1373، ص 154
13- قریب ، بدرالزمان، فرهنگ سعدی تهران 1374 ص 24 تا29.
14- ابوالقاسمی، تاریخ زبان فارسی، ص 155.
ساداتاشکوری، کاظم. “نقالی و شاهنامه خوانی“. دوره13، ش153و154 (تیرومرداد54): 142-148، تصویر. مجله هنر و مردم |
|||||
|
|
|||||
|
|
|
|
|
|
نقالی و شاهنامه خوانیآنان که به صد زبان سخن میگفتند آیا چه شنیدند که خاموش شدند کاظم – سادات اشکوری مرکز مردم شناسی ایران نقالی سابقهی دیرینه دارد . در آن روزگاران که اینهمه وسیلهی سرگرم کننده نبود ، یک چند دامن صحرا و طرف چمن خوش بود ؛ و بعد در (( چای خانه )) ها نشستن و همراه (( نقال )) به مجالس بزم و میدانهای رزم رفتن . نقال با (( بیان ویژه )) ، (( تکیه کلام )) ها ، (( حرکات )) و (( تکیه بر واژه )) ها ؛ هواخواهان بسیار داشت . در نقالی ، بیان نقشی ویژه دارد . گاه سخن به آهستگی بر زبان میآید و گاه به خشونت ؛ که کشش واژهها ، در شنونده تأثیر مینهد ، و او را به تعمق وا میدارد . (( تکیه کلام )) ها ، اما ، شنونده را از اندیشه های دور باز میدارد و از دور دست ها میآورد ؛ به هنگامی که واژههای (( باری )) ، (( خلاصه )) ، (( اما )) . . . – به گونه ای ویژه – بر زبان میآید . در یک نوشته اگر بخواهیم بر واژه ای تکیه کنیم ، زیر آن واژه خط میکشیم ، یا با حروف سیاه نشان میدهیم ؛ و یا در داخل گیومه . نقال ، اما ، تکیه بر واژهها را با (( بیان )) انجام میدهد . اینهمه را ، آنگاه ، با (( حرکات )) در میآمیزد و (( درنگ )) و (( جنبش )) را میرساند . (( حرکت )) از طریق تکرار واژهای نیز صورت میگیرد . مثلا” (( رفت و رفت و رفت )) ، (( آمد و آمد و آمد )) و از این قبیل . آنگاه که خسته میشود ، برای نفس تازه کردن ، جماعت را به فرستادن صلوات دعوت میکند . |
|
|
|||
|
|
|
|
|
|
|||||
|
|
|||||
|
|
|
|
|
|
|
مهدی اخوان ثالث ( م . امید ) گوید : … همگنان را خون گرمی بود . قهوه خانه گرم و روشن ، مرد نقال آتشین پیغام شیشیه ها پوشیده از ابر و عرق کرده ، مانع از دیدار آنسوشان پرنیانی آبگین پرده . *بر سرش ، نقال بسته با زیباترین هنجار ، به سپیدی چون پر قو ، ململین دستار . بسته چونان روستایان خراسانی ، باستانگان یادگار از روزهای خوب پارینه ، یک سرش چون تاج بر تارک ، یک سرش آزاد . شکرآویزی حمایل کرده بر سینه . *مرد نقال آن صدایش گرم ، نایش گرم ، آن سکوتش ساکت و گیرا ، و دمش ، چونان حدیث آشنایش گرم ، آن برافشانده هزاران جاودانه موج با بم و زیر و حضیض و اوج ، آن به آئین گونه گون اسلوب و هنجارش آن سکون و وقفهاش دلکش همچنانکه جنبشش آرام و رفتارش ؛ راه میرفت و سخن میگفت . چوبدستی منتشا مانند در دستش .. مست شور و گرم گفتن بود . صحنة میدانک خود را تند و گاه آرام ، میپیمود . همگنان خاموش . گرد بر گردش ، بکردار صدف برگرد مروارید ، پای تا سر گوش . . . . پانتومیم ! |
|
سرانجام قهرمانهای مردم ، بر پهنه بوم تابلوهای گوناگون حماسی و مذهبی تولد یافت . . . )) بدینگونه نقاش های قهوه خانه تحت تأثیر (( نقل )) نقالان ، شکل گرفت . نقاش (( تصور )) خود را از (( رستم )) ، (( حسین کرد )) و دیگر و دیگران تصویر کرد ؛ (( تصویر )) ی که نقال (( بیان )) کرد ، نقاش بر پرده آورد ؛ تا برای شنوندگان ملموس باشد . *(( شمایل گردانان )) – حتی – بی کمک تصویر نمیتوانند به خوبی ایفای نقش کنند ، چرا که هرجا لازم باشد به (( تصویر )) اشاره میکنند . در حقیقت توصیف دقیق نقالان از سیمای پهلوانان است ، که نقاش را یاری میدهد تا پرده هاوی از صحنه های بزم و رزم بیافریند . نقال داستانسرانقال ، بازگوی داستانهای حماسی و پهلوانی ایران بود ، پیش از آن که (( رادیو )) و (( تلویزیون )) رواج یابد ، نقالان معروفی بودند که اکنون ، در جنوب شهر تهران و شهرستانها در اصفهان ، چند تنی هستند که (( کالا )) شان (( خریدار )) چندانی ندارد . اگر امروز نقالان انگشت شمارند و بی منزلت ، در گذشته مقام و منزلتی داشتند . در آن روزگاران ((… حتی پادشاهان برای خود یک (( نقالباشی )) داشتند . بعضی از این نقالان از خود نیز داستانهایی میسرودند ( مانند امیر ارسلان که پرداخته تخیل نقیب الممالک نقال باشی ناصر الدین شاه است ) بعضی دیگر چنان در کار خود مسلط بودند که در هنگام داستانسرائی ایشان مردم ازدحام فراوان میکردند ( چهل سال پیش در شب سهراب کشی مرشد غلامحسین معروف به (( غول بچه )) هر صندلی خالی در قهوه خانه یک تومان خرید و فروش میشد ) . سرجان ملکم در تاریخ خویش از دو نقال معروف دورة آغا محمد خان و آغاز عصر فتحعلیشاه به نام درویش صفر شیرازی و ملا آدینه اسم برده و استادی و فصاحت و بلاغت و شیرین سخنی ایشان را ستوده و از نقل گفتن آنان لذت برده و کاملا” سر گرم شده است … )) نقالان مسخرهنقالان ، نه تنها داستانهای حماسی و پهلوانی را بازگو میکردند ، بلکه به داستانهای هزل آمیز و مسخره نیز روی میآوردند ؛ و خود نیز مسخرگی پیشه میکردند : (( … برای ابومسلم داستانسرا (= نقال ) انگشتری بدون نگین افکندند . گفت ، به صاحب این انگشتر اتاقی در بهشت داده میشود که سقف ندارد )) نقالی در خدمت دین(( … کار نقالی به صورت کم و بیش شبیه امروز از زمان شاه اسماعیل صفوی شروع شد و خود اسماعیل مشوق و مروج بزرگ آن بود و مقصودش هم در اصل رواج و رسوخ مذهب شیعة اثنی عشری بود در ذهن و روح مردم . و برای این کار هفده سلسله را مأمور کرد که هر کدام در جایی و به لباسی و به طرزی جداگانه مقصود او را تبلیغ کنند و مثلا” بعضی مداحی ائمه را میکردند و بعضی در زورخانهها شعر میخواندند و دستهیی مانند قاضی های قشونی برای قشون سخن سرایی میکردند و آداب شریعت و رسوم ملی و پهلوانی را میگفتند و همه این دستهها برای آن که مردم را به سخن خود جلب کنند و مدح و ثنائی که از آل علی میکنند توی ذوق مردم نخورد ، ناچار داستانها و روایات پهلوانی را چاشنی سخن خود میکردند و رفته رفته این کار ، یعنی داستان گوئی ، خودش رواج گرفت و بعدها دیدند که خیلی اهمیت دارد … )) *نقالان در شب های دراز زمستان در قهوه خانهها نقل میگفتند و گاه (( نقل )) را با شعری چاشنی میزدند ؛ و شعر را به آواز میخواندند . قبل از دورة صفوی داستانهای (( ابومسلم )) و (( قصهی داراب )) ( داراب نامه ) و (( سمک عیار )) ، بسیار رواج داشت . در این دوره از قصهی حمزه تحریری تازه صورت گرفت به نام (( رموز حمزه )) و این قصه جایگزین قصهی ابومسلم و داراب شد . در این زمان از کتابهای (( … رموز حمزه و اسکندرنامه و حسین کرد و خاورنامه که جنبة دینی و مذهبی داشت ( در اسکندر نامه اسکندر را ذوالقرنین لقب داده و پیامبر معرفی کردهاند ) و خاصه دربارة حضرت امیر المؤمنین علی بن ابی طالب در آنها بسیار غلو شده بود ، نقل میگفتند و شیرین کاریهای مهترنسم عیار و مهتر برق و مهتر عمر و را با شاخ و برگ فراوان و آب و تاب بسیار باز میگفتند … )) تا اینکه در این اواخر بعه (( اسکندر نامه )) و (( سام نامه )) روی آوردند ، و بیش از همه (( شاهنامه )) مورد ت.جه نقالان قرار گرفت . نقالی از شاهنامه(( … داستان گوئی از شاهنامه ، جنگ رستم و سهراب ، رستم و افراسیاب … و دیگر داستانهای ایرانی با تاریخ قهوه خانه توأم است . مهم ترین قصهگوئی ها دربارة رستم و سهراب بوده است . به طوری که امروز نقالی در قهوهخانه با (( سهراب کشی )) مترادف است . این داستانها توسط دراویش با ادا و اطوار خاص در قهوهخانه ها اجرا میشد و رسم خاصی داشت که تقریبا” از میان رفته است … )) و اما (( … شاهنامه خوانی کار آسانی نبود ، و شاهنامه خوانان غالبا” خود شاعر و ادیب بودند .شاه عباس خود به شاهنامة فردوسی علاقه بسیار داشت و در مجلس او شاعران سخن شناس و خوش آهنگ شاهنامه میخواندند . از شاهنامه خوانان او یکی عبدالرزاق قزوینی خوش نویس بود ، که سالی سیصد تومان حقوق داشت ، و دیگر ملا بیخودی گنابادی که در شاهنامه خوانی مشهور بود و سالی چهل تومان میگرفت . از شاعرانی که در لباس قهوه خانه شاهنامه میخواندند ، یکی ملامؤمن کاشی معروف به یک سوار بوده است ، که وضع و لباس و اطوار خاص داشته . این مرد قبائی باسمهای با حاشیههای ملون میپوشید و طوماری به سر میزد و بدین وضع به قهوه خانه میرفت و شاهنامه میخواند ، و قسمتی از آنچه از شاهنامه خوانی نصیبش میشد به درویشان و مستمندان میداد … )) این امر ( شاهنامه خوانی ) علت اجتماعی نیز داشت : (( … جامعة صفویه در مرکز دارای یک گروه خاص نظامی ( قزلباش ) بود که وظیفهی اساسی آنها عبارت بود از شرکت در جنگها و آماده نگاهداشتن روحیهی جنگی . یکی از گروههای قهوه خانه بروهای آن عصر قزلباش ها بود . در دورههای بعدی نیز در قهوه خانه به علت ادامه نظام فئودالی در ایران و محل اجتماع بودن قهوه خانه و نبودن سایر وسایل تفریح شاهنامه خوانی در آنجا پایدار ماند . و همچنان شاهنامه به وسیله قهوه خانه و توسط خوانندگان زبر دست آن تنها وسیلهی روح دادن به مردم و برانگیختن روح مردانگی در آنان و آشنا کردن آنان با سنن ملی و قومی ایران گردید … )) نقال شاهنامه خوان ، داستان منظوم را به نثر در میآورد و به مناسبت برخی صحنه ها را با آب و تاب بسیار شرح میداد . در میانهی سخن جای جای سطرهائی از داستان را به شعر میخواند و بار دیگر به شیوهی نخست به نقالی ادامه میداد . در شب های ماه رمضان که مردم پس از افطار از خانه خارج میشدند و برخی به تکایا و برخی به قهوه خانه ها میرفتند ، محفل نقالان گرم تر میشد . در این شب ها مشتاقان نقل در قهوه خانه های بزرگ سراپا گوش دور نقال حلقه میزدند و تا پاسی از شب شیرین کام از نقل نقل به خانه باز میگشتند و به انتظار باقی داستان میماندند تا شب بعد . پایان نامهی نقالیبهتر است گفته شود ، گذشته از شاهنامه خوانی ، نقالی نیز کار آسانی نبود . نقالان صاحب عنوان دارای طومار و معرفی نامه بودند . این طومار در حکم (( پایان نامه )) بود ؛ چونان (( پایان نامه )) ای که دانشجوی دانشگاه پس از پایان تحصیلات مینویسد . شاگردی که در خدمت استاد ( نقال ) بود ، میبایست در امتحان قبول شود : (( … استاد بدون اینکه از شاگرد خود قبلا” در محل خصوصی آزمایشی به عمل آورد ، یک شب بدون اینکه شاگرد خبر داشته باشد ، در ضمن گفتن داستان عصای دست خویش را تعارف شاگرد ، که در بین جمعیت نشسته بود ، میکرد و این علامت آن بود که شاگرد باید بلافاصله برخاسته و دنبالهی داستانرا از آنجا که مرشد رها کرده برای شنوندگان بازگو کند . در خاتمهی نقل هم پس از زدن دوران که رسم مخصوصی است و هنوز هم معمول است آنچه گرفته بود در حضور مردم تحویل استاد میداد … )) و استادگاه دوران را به شاگرد میبخشید ، و یا نیمی را خود برمیداشت و بقیه را به شاگرد میداد . *شرح جزئیات نقل و نقالی و شاهنامه خوانی مفصل تر از آنست که در این مختصر بگنجد . این شیوه کهن که دلیری و پاکی و جوانمردی را گسترش میداد و عیاری و نحوهی روبرو شدن با حوادث دشوار زندگی را به آدمی میآموخت اکنون رو به فراموشی میرود . (( نقال )) چهارپایهاش را به (( تلویزیون )) میسپارد و از در (( قهوه خانه )) خارج میشود . *باز هم به قول مهدی اخوان ثالث ( م . امید ) : … کآنکه اکنون نقل میگوید از درون جعبه – جادوی فرنگ آورد ، گرگ – رو به طرفه طراری ست افسونکار ؛ که قرابت با دو سو دارد ، مثل استر ، مثل روبهگرگ ، خو کفتار ، از فرنگی نطفه ، از ینگی فرنگی مام ، اینت افسونکار اهریمنی طرار ! گرچه آن انبوه این دانند ، باز هم اما گرد پر فن جعبة جادوش – دزد دین و دنیاشان همچنان غوغا و جنجال ست . راست پنداری که این محتال بیگانه آن گرامی نازنین ، پارینه نقال است . ”پاورقیها ”1 – از شعر (( خوان هشتم )) – دفترهای زمانه – دیدار و شناخت م . امید . 2 – نقالی – از سلسله مقالات (( نمایش در ایران )) ، نوشتهی بهرام بیضائی – که بعدها به صورت کتاب مستقل درآمد . مجلهی موسیقی – شمارة 66 – دورة سوم – تیرماه 1341 . 3 – رزم و بزم شاهنامه در پرده های بازاری (( قهوه خانهای )) – منوچهر کلانتری – هنرو مردم – شمارهی 134 – آذرماه 1352 4 – نگاه کنید به : فرهنگ لغات عامیانه – سید محمد علی جمال زاده – ص 426 و 427 و نیز نگاه کنید به مقدمهی (( امیر ارسلان نامدار )) به تصحیح و تحشیهی محمد جعفر محجوب – چاپ جیبی . 5 – محاضرات الادبا و محاورات الشعراء ، از راغب اصفهانی ، ج 1 ، ص 134 . این کتاب ( سال 500 ه . ق ) از نخستین منابعی ست که دربارهی نقالی و نقالان اطلاعات سودمندی به دست میدهد ( مجله مردم شناسی و فرهنگ عامه ایران ، 1 ، ص 10 ) 6 – نقالی ، هنر داستان سرایی ملی – جنگ اصفهان – تابستان 1345 – مصاحبهی جلیل دوستخواه با (( مرشد عباس زریری )) . در این مقاله بخشی از داستان رستم و سهراب آمده که اهمیتی ویژه دارد ، از جهت اصطلاحات و شیوهی بیان نقال . 7 – سخنوری – محمد جعفر محجوب – مجله سخن – شمارة 6 – دورة نهم – شهریور ماه 1337 . 8 – مطالعهئی دربارة قهوه خانه ها – خسرو خسروی – مجله کاوش – شمارة 9 – بهمن ماه 1341 . 9 – تاریخ قهوه و قهوه خانه در ایران – نصرالله فلسغی – مجلهی سخن – شمارة 4 – دورة پنجم – فروردین ماه 1333 . 10 – مطالعه ئی دربارة قهوه خانهها – خسرو خسروی – مجله کاوش – شمارة 9 – بهمن ماه 1341 11 – اشارهای بر تدوین تاریخ نقل و نقالی در ایران – رضا زنجانی – مجلهی فردوسی – شمارهی 942 – سال 1348 . 12 – گذشته از مقالاتی که نام برده شد ، مخصوصا” نگاه کنید به : Mohammad Ja,far Mahdjoub , le conteur en Iran , objets et mondes , printemps 1971 . 13 – برگزیدة اشعار اخوان ثالث – شعر (( آدمک )) – ص 208 – انتشارات بامداد . |
در فرهنگ ایرانی خویش چه نامهایی را بیشتر می پسندیم؟ نامهایی که امروز متداول تر و محبوب تر هستند کدامند و چرا؟ پشتوانه استفاده از هر نام چیست و چه رابطه ای بین نام انتخابی و شخص وجود دارد؟ چه رابطه ای میان فرهنگ عمومی و محبوبترین اسامی وجود دارد؟ تغییر در نام گذاری ها چه معنایی دارد؟
========================
نام ایرانی در درجه اول٬ در زبان های ایرانی و لهجه ها و گویش های آن معنا دار است. البته بعضی نامهایی با زبانهای خارجی یا زبانهای کهن و غیر متداول ایرانی انتخاب میکنند که ارتباط معنایی کمتری با فرهنگ امروز ما دارند. اکثر اسامی فارسی ایرانیان به نوعی بیان کننده معنایی در فرهنگ ایرانی هستند.
==================
چند نام زیبای ایرانی میشناسیم؟
اندیشه (۱٢۳٥) انتخابات دهم (٧۸۱) خاتمی (٦٢٢) عکس (٥٥۸) کروبی (٥٥٥) وبلاگستان (٥٤۱) خبرستان (٤٥٠) سیاستمداران (٢٩٥) انتخابات دهم (٢٩۳) میرحسین موسوی (٢٧٩) احمدی نژاد و دولت نهم (٢۳٥) دلنوشته (٢٢٧) اسرائیل (۱۸٤) تقلب و تخریب و هتاکی (۱۸٢) روحانیت (۱٧٥) جهان (۱٦٩) نقد و بحث اندیشه (۱٥٩) تدبیر و بی تدبیری (۱٥٤) احمدی نژاد (۱٥٢) رسانه (۱٤٠) احمدی نژاد (۱۳٤) خاطره (۱٢٥) یادبود (۱٢٤) رهبری (۱۱٤) احزاب (۱۱٠) بازداشت و زندان (٩٦) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٩٤) اینترنت (٩۳) میرحسین موسوی (٩۱) ایران (۸٧) آمریکا (۸٦) نقد و بحث اندیشه (۸۳) دین (۸۱) صدا و سیما (٧٩) زنان (٧٧) دروغ و تکذیب و فریب (٧٧) تقلب و تخریب و هتاکی (٧٦) مردم سالاری (٧٥) احزاب و تشکل ها (٧٤) شورای نگهبان (٧٤) پیشنهاد (٧٢) احمدی نژاد و دولت نهم (٧٠) اندیشه و دلنوشته (٦٩) صدا و سیما (٦٧) فاوا (٦٥) امام خمینی (٦۳) اخلاق (٦۳) بی تدبیری (٦۱) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٦۱) خبرنگاران و رسانه ها (٦٠) وبلاگ چیست؟ (٥٧) جامعه مجازی (٥٤) نور (٥٤) حقوق بشر و قضاوت (٥٤) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٥٤) مردم سالاری (٥۱) تاریخ (٥٠) آزادی (٤٩) بازداشت و زندان (٤٩) شعر (٤۸) ظلم (٤٧) انسان و جامعه و هستی (٤٦) نظامیان و انتظامیان (٤٦) تدبیر و بی تدبیری (٤٥) انقلاب اسلامی (٤٥) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٤٤) روحانیت و مراجع تقلید (٤۳) امام خمینی (٤٢) دانشجویان (٤۱) تحزب (٤٠) سایت (٤٠) انسان (٤٠) علی (٤٠) دروغ و تکذیب و فریب (٤٠) هنر (۳۸) روابط ایران و آمریکا (۳۸) انقلاب اسلامی (۳٧) طنز (۳٧) ظلم و استبداد و زور (۳٧) جامعه مجازی و اینترنت (۳٧) حقوق بشر و قضاوت (۳٦) ورزش (۳٦) خبر (۳٦) دروغ و تکذیب (۳٦) هنرمندان (۳٤) خط امام (۳٤) ظلم و استبداد و زور (۳٤) خبرنگاران و رسانه ها (۳٢) محیط زیست (۳٢) گزیده (۳٢) دروغ (۳۱) اندیشه و دلنوشته (۳٠) وبلاگنویسان (٢٩) جهان اسلام (٢٩) شورای نگهبان (٢۸) انتخاب (٢۸) عدالت (٢۸) اصولگرایان (٢٧) امامان (٢٧) شاهان ایران (٢٧) آمار و اقتصاد (٢٧) تغییر اجتماعی (٢٧) دولت نهم (٢٦) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٢٦) پیامبران (٢٦) دانشجویان و دانشگاه (٢٦) اخلاق و ارزش ها (٢٦) ایران و ایرانیان (٢٦) بسیج و سپاه پاسداران (٢٥) انتخابات (٢٥) مرگ (٢٤) نویسندگان (٢٤) قانون و قانون اساسی (٢٤) روابط خارجی ایران (٢۳) روحانیت و مراجع تقلید (٢۳) تروریسم (٢۳) ادبیات (٢۳) داستان (٢٢) اسلام (٢٢) حق و باطل (٢٢) یادبود و بزرگداشت (٢٢) انسان و جامعه و هستی (٢۱) مرگ و زندگی و جامعه (٢۱) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٢۱) شعرا (٢۱) وبلاگ چیست؟ (٢۱) اصلاح طلبان (٢۱) دکتر علی شریعتی (٢۱) امید (٢۱) اصلاحات (٢۱) وبلاگ (٢٠) جوانان (٢٠) شهدا (٢٠) فیلترینگ (٢٠) روابط ایران و آمریکا (٢٠) مجلس شورا (٢٠) ایران و ایرانیان (٢٠) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٢٠) نظامیان و انتظامیان (٢٠) یادبود و بزرگداشت (٢٠) امنیت و امنیت ملی (٢٠) قانون و قانون اساسی (۱٩) فیلترینگ و سانسور (۱٩) قرآن کریم (۱٩) امنیت کشور و امنیت ملی (۱۸) احزاب و تشکل ها (۱۸) سیاست (۱٧) عشق (۱٧) خدا (۱٧) جشنواره (۱٦) ورزشکاران (۱٦) خط امام (۱٦) فلسطین و اسرائیل (۱٦) فیلترینگ و سانسور (۱٥) ادیان (۱٥) امام حسین (۱٥) استقلال (۱٥) حضرت محمد (۱٥) حق و باطل (۱٥) کودکان (۱٤) افراط و تفریط (۱٤) جامعه (۱٤) جامعه مجازی (۱٤) آمار و اقتصاد (۱٤) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (۱٤) نظامیان (۱٤) تغییر اجتماعی (۱٤) تروریسم و خشونت (۱٤) بسیج و سپاه پاسداران (۱٤) رای و انتخابات (۱۳) فرهنگ و آیین و دین (۱۳) مرگ و زندگی و جامعه (۱۳) طنز و کاریکاتور (۱۳) تعامل اجتماعی (۱۳) امام حسین (۱۳) نظرسنجی (۱۳) مهدویت (۱۳) کیهان (۱٢) قانون اساسی (۱٢) قضاوت (۱٢) بخش خصوصی (۱٢) آسیب اجتماعی (۱٢) جامعه مجازی و اینترنت (۱٢) امنیت کشور و امنیت ملی (۱٢) فلسطین و اسرائیل (۱٢) اخلاق و ارزش ها (۱٢) افراط و تفریط (۱۱) اصلاحات چیست؟ (۱۱) خبرگزاری فارس (۱۱) دفاع مقدس (۱۱) بخش خصوصی (۱۱) تهران (۱۱) عقل (۱۱) روشنفکر (۱۱) جشن (۱۱) پرشین بلاگ (۱۱) علم (۱٠) محیط زیست (۱٠) تاجیکستان (۱٠) دفاع مقدس (۱٠) افکار عمومی (۱٠) پیش بینی (۱٠) پیش بینی (۱٠) روابط خارجی ایران (۱٠) شعر و شعرا (۱٠) هنرمندان و مفاخر (۱٠) فرهنگ و آیین و دین (۱٠) شهدا و ایثارگران (٩) مجلس شورا و مجلسیان (٩) هنرمندان و مفاخر (٩) فرهنگ و آیین (٩) تاریخ ایران (٩) انتخاب دهم (٩) دانشجویان و دانشگاه (٩) اعتماد ملی (٩) دعا و نیایش (٩) مهدی موعود (۸) غم و شادی (۸) افکار عمومی (۸) شب یلدا (۸) اقوام و اقلیت ها (۸) حکمت و دانش (۸) انتخابات 24 اسفند (۸) اطلاع رسانی (۸) فرهنگ (۸) نفت (۸) فقر (۸) آیت الله جوادی آملی (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) کیهان و رجا نیوز (۸) انتخابت دهم (٧) تروریسم و خشونت (٧) بخش خصوصی و غیردولتی (٧) چلچراغ (٧) جالب (٧) سفرنامه (٧) دانش (٧) گفتگو (٧) بسیج (٧) فلسطین (٧) حکمت و دانش (٧) قرآن کریم (٧) شاهان ایران (٧) تدبیر (٧) امنیت ملی (٧) جهان اسلام (٦) مرگ و زندگی (٦) خرافه (٦) نفت و گاز (٦) غم و شادی (٦) بی تدبیری (٦) حضرت محمد (٦) مجلس شورا (٦) زندان (٦) بازداشت (٦) گفتمان (٦) محبت (٦) سایت اینترنتی (٦) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (٦) اینترنت و وب (٦) شعر و شعرا (٦) آزادی و انتخاب (٦) تحریم و مشارکت (٦) نظرسنجی و افکار عمومی (٦) مجلس شورا و مجلسیان (٦) کتاب و گزیده (٥) اعتراض و انتقاد و تظاهران (٥) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٥) انتخاب و تقلید (٥) وحدت کلمه (٥) تبلیغات و بازاریابی (٥) حزب اعتماد ملی (٥) تحریم (٥) فاطمه رجبی (٥) قضا و قضاوت (٥) منافع ملی (٥) اطلاع رسانی (٥) تعاملات اجتماعی (٥) آیت الله مصباح یزدی (٥) خلیج فارس (٥) وب فارسی (٥) فطرت (٤) شب قدر (٤) تاریخ اسلام (٤) روشنفکران (٤) خبرگان رهبری (٤) آیت الله جوادی آملی (٤) آسیب اجتماعی (٤) تعامل اجتماعی (٤) فرهنگیان (٤) امام صادق (٤) مهدی موعود (٤) توریسم (٤) حدیث (٤) جمهوری اسلامی (٤) شب یلدا (٤) انرژی (٤) عشق و محبت (٤) همایش (٤) ترانه (٤) عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤) دعا و نیایش (٤) جالب و شگفت انگیز (٤) شهدا و ایثارگران (٤) نظرسنجی و افکار عمومی (٤) تاریخ و میراث فرهنگی ایران (٤) تروریسم و خشونت و ترس (۳) رای و انتخابات و شعار (۳) انتخاب و تقلید و آگاهی (۳) بخش خصوصی و غیردولتی (۳) اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳) ورزش و ورزشکاران (۳) سپاه پاسداران (۳) اصلاحات چیست؟ (۳) موعود (۳) حکایت (۳) زمستان (۳) فاطمه رجبی (۳) اعتماد ملی (۳) دوم خرداد (۳) خبرگزاری فارس (۳) مصاحبه (۳) مرگ و زندگی (۳) امام صادق (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) جهان بینی (۳) ویدئو (٢) منافع ملی (٢) اصول (٢) آیت الله مصباح یزدی (٢) پرشین بلاگ (٢) آموزش و پژوهش (٢) جنگ و صلح (٢) جبر و اختیار (٢) طنز و کاریکاتور (٢) جبر و اختیار (٢) نفاق و ریا (٢) بانک و بیمه (٢) جهل و جهالت (٢) موبایل و تلفن همراه (٢) آیت الله صانعی (٢) خلیج فارس (٢) حضرت فاطمه (٢) تجارت الکترونیک (٢) موسوی (٢) میراث فرهنگی (٢) سلامت (٢) نوروز و بهار (٢) عقل و اندیشه (٢) فقر و فحشا و اعتیاد (٢) اراذل و اوباش اینترنتی (٢) بانک و بیمه (٢) ادیان و مکاتب فکری (٢) خط امام و اسلام ناب محمدی (٢) انتخاب و تقلید و آگاهی (٢) رای و انتخابات و شعار (٢) ورزش و ورزشکاران (٢) وحدت کلمه و تفرقه (٢) نوروز و بهار (٢) مصاحبه و خاطره (٢) عقل و اندیشه (٢) مدیریت و راهبری (٢) ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢) کیهان و رجا نیوز (٢) انرژی و نفت و گاز (٢) تروریسم و خشونت و ترس (٢) فقر و فساد و فحشاء (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) ا (۱) احمدی نژاد و دولت دهم (۱) خد (۱) خبر دستگیری (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) نخبگان و روشنفکران (۱) فیلترینگ و سانسور و مسدودی (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) روحانیت و مراجع تقلید مر (۱) تقلب و تخریب و هتاکی بادامچیان: کمیسیون ماده 10 حق (۱) استقلال و خودباوری (۱) بیگانه ستیزی (۱) روشنفکران و فرهیختگان (۱) انتخابات د هم (۱) جشنواره و جوایز (۱) خلیج فارس و عرب (۱) شعار و تظاهرات (۱) تحریم و مشارکت (۱) خلیج فارس و عرب ها (۱) تتدبیر و بی تدبیری (۱) روابط ایران و آمریکا بازشماری 10درصدآرا مقابل دورب (۱) دشمنان و رقبا (۱) جنگ و جنایت (۱) وحدت کلمه و تفرقه (۱) تقلب و تخریب و هتاکی احمدی نژاد: اجرای عدالت لازمه (۱) خط امام و اسلام ناب محمدی (۱) مصاحبه و خاطره (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) تبلیغات و بازاریابی (۱) فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (۱) جهل و خرافه و علم (۱) فلسفه و عرفان (۱) انسان و جامعه (۱) جنگ و جنایت (۱) انتخاب و تقلید (۱) جشنواره و جوایز (۱) مورخان و جغرافیدانان (۱) اشاعه فحشا (۱) انتخابات د هم (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) سهام و بورس (۱) جنگ و بحران (۱) فقه و کلام (۱) جنگ و بحران (۱) رمضان (۱) گوگل (۱) دکتر علی شریعتی (۱) اعتراض (۱) حقوق بشر (۱) عاشورا (۱) موسیقی (۱) تغییر (۱) ایران شناسی (۱) عرب (۱) مثنوی معنوی (۱) راز (۱) حجاب (۱) اصلاح طلبان (۱) خبرگان رهبری (۱) حزب الله لبنان (۱) حدیث و روایت (۱) گلستان سعدی (۱) جمهوری اسلامی (۱) سنت و مدرنیزم (۱) حضرت فاطمه (۱) اقوام و اقلیت ها (۱) علم و جهل (۱) اقلیت اکثریت (۱) آیت الله خمینی (۱) زشت و زیبا (۱) آرزوهایم (۱) اسلام ناب محمدی (۱) کمیته تعیین مصادیق (۱) دوم خرداد (۱) ایران و ایرانی (۱) اومانیسم (۱) جنگ و صلح (۱) اعتماد (۱) عرفا (۱) تاریخ اسلام (۱) مهدی بوترابی (۱)
