زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
دستهایت را بو میکنند مبادا فیسبوک را کلیک کرده باشی از وبلاگ وب نوشت ابطحی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:
شاملو، شاعر نامدار معاصر ایرانی در شعر معروفش میگوید: دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم. حالا دستانت را بو میکنند که مبادا فیسبوک را کلیک کرده باشی. دیروز در مسیر فرودگاه تبریز بودم که سخنرانی انتخاباتی کنم. دهها اساماس دریافت کردم که فیسبوک در ایران فیلتر شد. خیلی دلم سوخت. فیسبوک بزرگترین شبکه اجتماعی دنیا است که همه در آن بودند و فقط با هم حرف میزدند و پیام میدادند. جوانان ایرانی هم که همیشه پیشتاز استفادهی خوب و اخلاقی از عرصه دنیای مجازی بودند، حضوری چشمگیر در این شبکه داشتند. با رسیدن ایام انتخابات این شبکه جهانی فرصتی شد که در این واویلای بیرسانهای از آن برای پیامرسانی انتخابات به سود همین چهار نفری که به عنوان کاندیدا باقی مانده بودند تبلیغ میکردند که شاید بتوانند آدمهای بیشتری را تشویق به شرکت در انتخابات کنند و حرف خود را با دیگران در میان بگذارند. همه هم در آن بودند. دیر فهمیدند که این رسانه میتواند کمکی به تغییر در مدیریت جامعه ایرانی کند. هر حکومتی که بخواهد شرکتکنندگانش در انتخابات بیشتر شود تا پز آنرا بدهد که مردمش بیشترین مشارکت را در انتخابات داشتند راههای تبلیغاتی مدنی را باز میکنند اما ظاهرا بنا به همان دلیل وحشت طرفداران رئیسجمهور از شرکت مردم در انتخابات دیروز، دستور فیلتر سراسری آن را در ایران دادند. این یک فاصله بزرگ برای نیل علاقهمندان به سرنوشت خود در ساخت آینده کشورشان بود. اخلاقیترین کاربران فیسبوک کاربران ایرانی بودند. حتی آنها که از سیاست هم گریزانند در فیسبوک اخلاقی رفتار کردند و سالمترین اوقات فراغت خود را میگذراندند. آنها فقط میخواهند صدای خودشان شنیده شود. شنیده شدن صدایی غیر از آنچه آنها میخواهند غیرقابل تحمل است برایشان. دیروز من آخرین یادداشتم را در فیسبوکم نوشته بودم و در آن از اینکه بیش از سه هزار نفر در چند ماه افتخار دوستیشان را پیدا کرده بودم تشکر کردم. کاش مسئولان و حتی کاش همهی کاندیداهای ریاستجمهوری میفهمیدند که فیلتر کردن فیسبوک چه ضربه هولناکی است بر نسل جوانی که این امکان دوستداشتنی را از دست دادند و کاری میکردند. خبر فیلتر شدن فیسبوک خبر دردناکی برای نسل جوان و رشدیافته ایران بود. واقعا این قافله به کجا میرود؟
سایت فرارو فیلتر شد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
سایت خبری تحلیلی فرارو از بامداد چهارشنبه از سوی تمامی مراکز پشتیبانی اینترنتی فیلتر شد. محمدحسین خوشوقت، مدیر سایت درباره دلیل و مرجع فیلترکننده این سایت، ابراز بیاطلاعی کرد.وی دراین باره گفت: فیلیترینگ توسط ٣ مرجع یعنی دستگاه قضایی، کمیته تعیین مصادیق و کارگروه ساماندهی سایتها صورت میگیرد که باید ببینیم چه مرجعی دستور فیلترینگ سایت فرارو را صادر کرده است
فیلتر شدن صفحات ورود و نقش فیلترشکن ها در سرقت هویت های مجازی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی سایت ها فیلتر نمیشوند
فقط بخش ورود به سایتشان فیلتر میشود
و اگر کاربران از فیلتر شکن استفاده کنند که میکنند
انبوهی از پسوردها و نام کاربری ها
پرپر میشوند
....
نبرد فیلترینگ : فیلتر شکن ها و فیلترینگ
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آنچه نتیجه نهایی این رقابت را تعیین میکند: ثروت و قدرت پشتوانه ی هر یک نیست. بلکه معقول بودن اقدامات و کاربرد صحیح مصالح اجتماعی است. جامعه مجازی تصمیم گیرنده نهایی است.
استفاده از هرگونه تصویر در وبلاگ های فارسی ممنوع !
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
چالش جدید وبلاگستان، مســدود شدن تمامی هاستینگ های رایگان آپلود عکس است.
با توجه به اینکه هیچ یک از سرویس های وبلاگ فارسی امکان آپلود عکس را در داخل این سرویس ها ندارند، وبلاگ نویسان برای استفاده از تصویر در وبلاگ هایشان باید عکس های خود را در داخل یکی از سرویس های رایگان آپلود کنند و سپس آدرس عکس را در وبلاگ خود قرار دهند. روز گذشته دسترسی به سایت Tinypic.com، محبوب ترین سرویس آپلود عکس وبلاگ نویسان در ایران مـسدود شد.
پس از مسـدود شدن imageshack و Photobucket و imageVenue ، سایت tinypic تنها سرویس آپلود عکس برای وبلاگ نویسان داخل ایران بود که تاکنون مسـدود نشده بود. باوجودی که سایت های آپلود عکس، خود اجازه ی آپلود عکس هایی با محتوای nu.di.ty را نمی دهند، بازهم توسط مخــابرات مسدود میشوند. با فیلتر شدند tinypic ، چندین هزار وبلاگ فارسی که عکس های خود را در این سایت آپلود کرده بودند، زین پس بدون عکس هایشان لود میشوند.
در حالی که وبلاگ نویسی در تمام دنیا به سوی راه اندازی سرویس های پادکست ، ویدئو بلاگ و فتوبلاگ میرود، این سیر در ایران روند معکوس طی میکند. و بسوی فقط متن نویسی پیش میرود. زیرا کلیه سرویس های آپلود عکس و ویدئو و صدا در ایران مســدود شده اند.
یک گام فراتر از فیلترینگ در گرداب
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
در اولین روز سال نو و در حالی که مخاطبان تلویزیون منتظر پخش اولین قسمت از مجموعه مرد دو هزار چهره بودند، به جای آن مردم تماشاگر برنامهای شدند که قصد داشت چهرهای دیگر از اینترنت و کاربران ایرانی آن به مخاطب ارائه کند؛ چهرهای که به زعم سازندگان این برنامه، چهره واقعی و پنهان اینترنت است.
مستندی با موضوع «سایتهای مستهجن ایرانی و رفتارهای نابهنجار اینترنتی» شنبهشب، یکم فروردینماه، روی آنتن شبکه سوم سیما رفت که با جسارتی کمسابقه به معرفی افرادی میپرداخت که گردانندگان اصلی سایتهای پورنوگرافیک فارسیزبان بودند.
محمدصادق زمانی، مدیر تولید و محتوای این برنامه، روی وبلاگش (anaretorsh.com) در این باره نوشته است: «محتوای اصلی این برنامه که در دو قسمت تهیه شده، پرداختن به فرهنگ استفاده از اینترنت در ایران است. در واقع، این مستند میخواهد این پرسش در ذهن بیننده شکل بگیرد که بهراستی ما ایرانیها چقدر در استفاده از اینترنت، بافرهنگ هستیم؟»
زمانی اضافه کرده است: «ترویج زنای با محارم، زنای خانوادگی، آزار جنسی کودکان، نوشتن و انتشار داستانهای غیرواقعی و تحریککننده جنسی، توهین به ارزشهای دینی حاکم بر جامعه ایران، تبلیغ و فعالیت در زمینه تحریم انتخابات و ... از اقداماتی است که مجرمان اینترنتی حاضر در مستند شوک مرتکب شدهاند.»
اینطور که مدیر تولید این برنامه تلویزیونی در وبلاگش خبر داده، ابتدا قرار بوده که این مستند به عنوان سری سوم مستند شوک بعد از تعطیلات نوروزی پخش شود اما به دلیل فوت بانو ثقفی و تاخیر در آغاز پخش سریال «مرد دو هزار چهره»، پخش شبکه سوم به یکباره تصمیم به پخش قسمت اول مستند شوک گرفته است. زمانی نوشته است که بعد از تعطیلات نوروز هر دو قسمت این برنامه تلویزیونی مجدداً پخش خواهد شد.
سیاه و سفید؛ بدون خاکستری
مستند اینگونه شروع میشود: تصویری سیاه و سفید از جنگلی که درختانی سیاه و سفید در آن سر برمیآورند و به چشمبههمزدنی، درختان آنقدر زیاد میشوند که تصویر بهتمامی سیاه میشود.
در این برنامه، از قول دکتر حسین باهر، متخصص علوم رفتاری اینطور میشنویم: «متأسفانه بیشترین استفاده از اینترنت در میان کاربران ایرانی، استفاده نابههنجار است.» دقایقی بعد، دکتر میربلوکی، روانشناس میگوید: «در بررسیهای انجامشده در دنیا مشخص شده که از هر 30 نفر که چت میکنند، 27 نفر دچار اختلالات روانپزشکی هستند.»
در میان این نقلقولها از زبان کارشناسان این برنامه، دوربین به سراغ جوانان و نوجوانانی در پاساژهای خرید و دفترهای کاری رفت که اغلب میگفتند برای مقاصد «شخصی» چت میکنند و هیچ استفاده علمی و کاربردیای از این ابزار نمیکنند.
پس از آن، برگ برنده رو میشود: گفتوگو با مدیران و وبگردانان چند وبسایت که خودشان آنها را مستهجن و غیراخلاقی معرفی میکنند. یکی از این وبگردانها خود میگوید فعالیتهایش با حمایت کشورهای بیگانه صورت گرفته است. دیگری نیز درباره این میگوید که عضو وبسایتهای بیبیسی و روزنامه هاآرتص اسرائیل بوده؛ احتمالاً به این معنا که این وبسایتهای خبری را میخوانده است.
اطلاعیه آخرین روز
پخش این برنامه تلویزیونی برای کسانی که پیگیر اخبار حوزه آیتی بودند، چندان بیمقدمه هم نبود. درست در آخرین روز کاری سال 87 - یعنی دو روز پیش از پخش برنامه تلویزیونی شوک 3 - خبرگزاریها و سایتهای خبررسانی گزارشی از «انهدام چندین شبکه سازمانیافته ضددینی و ضدفرهنگ» منتشر کردند. بر اساس این اخبار، مرکز بررسی جرایم سازمانیافته سایبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد با تلاش نیروهای اطلاعاتی سپاه، شماری از شبکههای سازمانیافته اینترنتی ضددینی و ضدفرهنگ، طی یک عملیات رهگیری هوشمندانه و دقیق، شناسایی و با دستگیری عناصر اصلی و فعال آنها، منهدم شد.
پیش از این اطلاعیه، وبسایت گرداب (gerdab.ir) در دسترس قرار گرفته بود. از قرار معلوم، از چندروز پیش از انتشار این اطلاعیه مرکز بررسی جرایم سازمانیافته سایبری و پخش برنامه شوک، کاربران اینترنتیای که به نشانی وبسایتهای غیراخلاقی مورد اشاره میرفتند، به وبسایت «گرداب» بازگردانده میشدند. این وبسایت در صفحه آغازینش آیه 177 از سوره آلعمران را قرار داده است: «در حقیقت کسانى که کفر را به [بهاى] ایمان خریدند، هرگز به خداوند هیچ زیانى نخواهند رسانید، و براى آنان عذابى دردناک است». با انتشار اطلاعیه سپاه پاسداران و پخش برنامه شوک، این وبسایت موردتوجه کاربران اینترنتی قرار گرفت.
واکنش وبنویسان فارسی
اگرچه کمتر تردیدی درباره برخورد با سایتهای غیر اخلاقی و حتی دستگیری گردانندگانش وجود دارد اما آن اطلاعیه و آن برنامه تلویزیونی و آن وبسایت، واکنش وبنویسان فارسی را برانگیخت. از جمله وبلاگ کمانگیر در یکی از پستهایش این طور نوشت:
گرداب، یک عملیات موفق بود. این «سلسله عملیات پیچیده فنیاطلاعاتی» توانست با بهرهگیری بسیار هوشمندانه از فضا، پیامهایش را به مخاطبان برساند؛ پیامهایی که برای گروههای متفاوت مخاطبان متفاوت بود اما گرداب توانست با یک حرکت با سه گروه مکالمه کند: ۱- فعالان عرصه وب: گرداب به وبلاگنویسان فهماند که حضورش مهم است. اگر پیش از این برخورد با فضای آنلاین از نوع دفاعی بود، حالا دیگر به کشیدن دیوار فیلتر اکتفا نمیشود. حالا گرداب سایتهای هدف را از گردونه خارج میکند. گرداب مقابله در فضای وب را وارد فاز تهاجمی کرد. ۲- خانوادهها: با نمایش تلویزیونی دستاوردهای فاز اول حمله، گرداب خانوادهها را درگیر کرد. دوستی میگفت: بابام میگه وبلاگنویس نشی بگیرندت... میگم بابا من وبلاگنویس شدم! کجای کاری... میگه اسم و فامیلت هم گفتن؟ گرداب موفق شد واردشدن «وبلاگ» به لیست نگرانیهای خانوادههای ایرانی را که پیش از این برای آن تلاش شده بود، تسریع کند. این یعنی حالا دیگر وبلاگنوشتن فرزندان، دغدغه هر پدر و مادری خواهد بود. ۳- مخاطب عام: گرداب با تغییر مسیر سایتهای متعدد پورن روی دامنهاش، ناگهان به آمار بازدید بسیار بالایی رسید. به این ترتیب مخاطب عام که گاهی برای تماشای تصاویر پورن اینترنتگردی میکرد، حالا با صفحه گرداب مواجه میشود که در طراحی آن عنصر هشدارآمیزبودن بهشدت مورد توجه قرار گرفته است. گرداب به این ترتیب امکان تماس با جمعیت زیادی از کاربران وب را پیدا کرد. این جمعیت لزوما همان «وبلاگنویس»ها نیستند. وبلاگ کمانگیر در پایان مینویسد: گذشته از سوالهای اساسی در مورد اهداف این عملیات و مجریان آن، گرداب هوشمندانه طراحی شده بود و تا اینجا موفق بوده است.
وبلاگنویس دیگری، به بخشی از دادههای مطرحشده درباره سایتهای مورداشاره آن اطلاعیه و آن برنامه تلویزیونی پرداخت. بهرنگ تاجدین در وبلاگش، دیدهبان (blog.behrang.net)، نوشت: جا دارد از نویسندگان اطلاعیه بپرسیم آیا واقعاً منظورشان این است که شرکت گوگل قصد حمایت از هرزهنگاری به زبان فارسی (آن هم به منظور براندازی نرم حکومت ایران) را دارد؟ واقعاً اگر سایتی از خدمات آگهیهای متنی گوگل (موسوم به AdSense) استفاده کرد، گوگل قصد پشتیبانی مالی از آن سایت را داشته است؟ اگر یک گروه تروریست هم از هاتمیل برای مکاتباتشان استفاده کنند، مایکروسافت از آنها پشتیبانی کرده است؟ آیا الان باید گوگل و همه خدماتش، از جستوجو و جیمیل و گوگلخوان گرفته تا فیدبرنر و یوتیوب و بقیه را تحریم کنیم و به جای واژه «گوگل» هم بگوییم «کلمه گافدار» یا «G-word»؟
وبلاگ دیدهبان همچنین نوشته است: فکر میکنم فیلتر کردن سایتهای هرزهنگاری و برخورد قانونی با گردانندگان آنها، کاری درست و شایسته تقدیر است اما حلال مشکل نیست.... واقعیت این است که برخورد امنیتی با گردانندگان چند سایت (میخواهد ضد هر چیزی باشد؛ اخلاق، مذهب یا امنیت) کار سختی نیست اما اینها همه معلول وجود یک نیاز و تقاضا هستند. علت را باید در جای دیگری جست و بدون شک، مقابله با آن علت، کار بسیار سختتری است.
آفت سیاستزدگی
همان طور که وبلاگ کمانگیر نوشته، تا اینجا روشن است که اطلاعیه مرکز بررسی جرایم سازمانیافته سایبری و برنامه شوک 3 و وبسایت گرداب دستکم در یک هدف خود موفق بودهاند و آن برانگیختن توجه مخاطبان در هر دو سطح کاربران اینترنتی و عموم مردم بوده است. موضوع وبسایتهای غیرقانونی و مستهجن، موضوع تازهای نیست اما به نظر میرسد برخوردهای تازهای با اینقبیل وبسایتها در پیش است. تاکنون فیلترینگ تنها روش مقابله با این سایتها بود اما به نظر میرسد برخورد فعالانه در دستور کار قرار گرفته است. این رویکرد جدید همانقدر که منطقی و کارآمد به نظر میرسد، نگرانکننده نیز میتواند باشد؛ بخصوص که پای سیاست هم به این ماجرا باز شده است. همانقدر که نمیتوان از پورنوگرافی دفاع کرد، وقتی سایتهای سیاسی نیز کنار سایتهای پورنوگرافی قرار میگیرند، نگرانی از برخوردهای سلیقهای و غیرمنطقی هم جدیتر میشود.
اکنون با خلوتترشدن جدول پخش برنامههای تلویزیون و بر اساس گفته مدیر تولید برنامه شوک، میتوان منتظر پخش مجدد این برنامه بود تا این بار واکنش گروهی گستردهتر از کارشناسان را درباره رویکرد و نحوه برخورد با مسأله وبسایتهای اینچنینی مورد اشاره ببینیم.
فهرست سیاه از فعالیتهای خلافکارانه در اینترنت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تهیه فهرستی از فعالیتهای خلافکارانه معدودی وبلاگ و سایت و گروه مجازی و حتی آی دی های خلافکار توسط مجموعه های صنفی و غیردولتی در اینترنت و تلفیق آنها؛ زیر ساخت مهمی برای مقابله معنوی با خلافکاران است.
یاری نیوز و خانم رجبی و کیهان از وبلاگ ابطحی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
در این روزها سایت یاری نیوز یکی از سایت هائی که خبرهای انتخاباتی آقای خاتمی رامنتشر می کرد فیلتر شد. کیهان مدتی بود که به این سایت گیر داده بود. کیهان همچنین اسم این سایت را خاتمی نیوز گذاشته بود. خیلی ها دنبال دلیل این کار بودند. به خصوص که این کار همزمان بود با انتشار آخرین فحش نامه ی متداول خانم رجبی در مورد آقای خاتمی، که یکی از شغل های همسرش وزیر دادگستری است. دلائل با مزه ای کمیته فیلترینگ ارائه کرده اند امابهترین دلیل همین اسمی است که کیهان برای این سایت گذاشته: "خاتمی نیوز". از همین الان می توان فهمید که رای خاتمی خیلی جدی تر از این است که حتی ما تصور می کنیم. دست بر و بچه های جوان یاری نیوز درد نکند. تا باشد در این نبود رسانه برای آقای خاتمی، فحش های خانم رجبی و سرمفاله های تهدید آمیز کیهان و جعل خبر های خبرگزاری ها و این کارها باشد تا مرتب یادمان نرود که رای خاتمی خیلی جدی است و پیروزی اش برای مخالفانش هم قطعی شده که چنین می کنند.
فیلترینگ موضوعی فرهنگی است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نحوه برخورد کلنگی با امور، معمولا نتیجه عکس میدهد. موضوع فیلترینگ از جنس موضوعات فرهنگی و اجتماعی است، نه از جمله موضوعات سیاسی و قضائی و فنی. موسسات و نهادها و سازمان های فنی و قضائی و سیاسی در مواجهه با این مساله نیازمند توانایی فرهنگی خاص هستند.
سایت فیلتر شده ی بالاترین دوباره آمد و بالاتر میرود
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گرچه سایت بالاترین در داخل کشور فیلتر است ولی با توجه به اتفاقی که برایش افتاد و نزدیک شدن موسم انتخابات دهم ریاست جمهوری، تصور میکنم ترافیک اش نسبت به گذشته افزایش چشمگیری پیدا کند.
وجود سایت های فیلتر شده ی پرترافیک چالش جدی و مهمی است که موجب گسترش کاربرد استفاده از ابزارهای عبور از فیلترینگ در کشور میشود.
یادداشت «طلایی» پس از رفع فیلتر «فردا»
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
اثبات کارآمدی نظام دینی از خلال انعکاس اخبار پیشرفتهای کشور، نقد دلسوزانه و به قصد اصلاح و مقابله با جریانهای سلطهگر جهانی به قدر بضاعتمان هدفی است که تکتک کارکنان «فردا» چه امروز و چه دیروز، چه فردا و تا همیشه بر آن پای خواهند فشرد
از اینطرف سانسور، از اونطرف تحریم! از وبلاگ زهرا اچ بی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
* میگم زندگی ما کاربران ایرانی هم باید خیلی جالب باشه ها! از اینطرف یکسری سایتها دارن سانسور میشن، از اون طرف هم دارن مدام ما رو تحریم میکنن و هر روز یه تکنولوژی داره به لیست تحریمی ها اضافه میشه! از اینطرف مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد و از اون طرف مشترک ناگرامی دسترسی به این سایت برای کشور شما مسدود شده است چون کشور شما Forbidden می باشد (!)
بامزه است نه؟!
* بعد از یکسری محصولات گوگل، حالا بلوهاست هم ایران رو تحریم کرده (بند ۱۳) و به همین راحتی وقتی با IP ایرانی لاگین کنی، سایتت رو معلق میکنه و ریدایرکت میکنه به این صفحه! به نظر من کار کسی که قوانین سیاسی رو به تکنولوژی تعمیم میده و همچین قوانین احمقانه ای وضع میکنه که فلان چیز برای فلان کشور باید تحریم بشه، هم ابلهانه و هم غیر قابل توجیه هست. تا همین الانشم کلی از بچه هایی که روی بلوهاست بودن، متضرر شدن.
نمیدونم طبق کدوم طرز تفکری میشه، همچین قانونی وضع کرد، اونم توسط کشورهایی که خودشون داعیه دار روند آزاد جریان اطلاعات هستند و دارن کل دنیا و محتویات اندرونش رو محکوم میکنن به اینکه آزادی بیان و دموکراسی ندارن!
* جالبه بدونین که بلوهاست، سرویسیه که وردپرس واسه هاستینگ توصیه میکنه! یعنی شک نکنین شروعش از بلوهاسته! به تدریج باقی سرویس دهنده ها هم به تبعیت از بلوهاست، سایتهای ایرانی رو از سرویس دهی خارج میکنن. برای من عجیبه که چرا وبلاگهای معروفی که خودشونم روی بلوهاست هستن، راجع به همچین چیزی سکوت کردن؟ میدونین که بلوهاست داره تک تک سایتهای ایرانی رو ساسپند میکنه، یعنی داره قرارداد رو یکطرفه فسخ میکنه و ممکنه همین الان یا چند ساعت دیگه این بلا سر خودمون هم بیاد. نمیدونم آیا واقعا میشه قانونی به این موضوع اعتراض کرد یا نه؟ این بند ۱۳ جدیدا اضافه شده یا قبلا هم بوده؟ و …
* راستی، چی بود؟ جبر جغرافیایی؟! …
سایت یاری فیلتر شد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یکی از مهمترین سایت های حامی خاتمی یعنی سایت یاری فیلتر شد
فیلتر شدم ( درد و دل های یک فیلتر شده ) از وبلاگ هفت وحید نیک گو
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در دنیایی که تغییر آدرس وبلاگ در داخل سرویس دهنده یا از یک سرویس دهنده به سرویس دهنده داخلی دیگر و یا حتی خارجی به راحتی صورت میگیرد، فیلتر کردن مواردی چون وبلاگهای مشهور طنز چه تاثیری دارد نمیدانم!
اینکه برای وبلاگها یا سایتها پیش از فیلتر شدن مهلتی را برای رفع سوء تفاهم یا نادانی تعیین کنند، در کاهش تنش در وبلاگستان و جامعه مجازی موثر است.
وقتی حداکثر ناراحتی یک وبلاگنویس در سطح این یادداشت بروز میکند، چرا باید فیلتر شود. این گروه وبلاگنویسان را واقعا باید حلوا حلوا کرد.
لینک مطلب طنز و دلنوشته و درد و دل یک وبلاگنویس فیلتر شده از وبلاگستان فیلتر است:
نمی دونم به چه علت این وبلاگ فیلترشده.
همواره سعی کردم از خطوط قرمز عبور نکنم ،مگر این که این خطوط تا بیخ گلویمان رسیده باشد.شاید هم محکوم به بر اندازی نرم شده ام و هنوز خبر ندارم.به هر حال منتظر می مانم تا ببینم بی سوادانی که دست در کار تحقیر مردم دارند، در نظرشان تغییری ایجاد می شود.یا باید خانه ام را ترک کنم وبه ادرس دیگری پناهنده شوم.

چند پیشنهاد کوچک به فیلترینگ بزرگ
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اعلام دلیل فیلترینگ به صورت مشخص بر روی صفحه ی مربوطه فیلترینگ و اعلام راه رفع فیلترینگ در همان صفحه و موثر بودن اعلام فیلترینگ اشتباهی از سوی کاربران در رفع فیلرینگ هر سایت نیز از جمله مواردی است که اعتماد به فیلترینگ را افزایش میدهد.
فهرست وبلاگ های فیلتر شده ی پر بازدید
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اگر امکان جلوگیری از فیلترینگ سلیقه ای و اشتباهی (مدیریتی یا فنی) در کوتاه مدت نیست که نیست، راهی برای کاهش این مشکلات نیز هست که هست. دستگاههایی که تصمیم به فیلتر شدن سایتها و وبلاگها را می گیرند، فهرستی از وبلاگهای فیلترشده که بازدید بالایی دارند تهیه کنند و آنها را مورد بازبینی قرار دهند و مشکل فیلترینگ سایتهای مناسب پربازدید را حل کنند. این اقدام موجب افزایش اعتماد به روند فیلترینگ میشود.
موج جدید فیلترینگ سایت های اینترنتی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
شاید هیچ یک از موج های فیلترینگی که تا به حال در کشور اعمال شده است، هدفدارتر از این موج اخیر فیلترینگ نبوده است. به نظر میرسد که به جای مسدود شدن گروهی (فله ای سابق) سایت ها تعداد مشخصی سایت که دارای شاکی دولتی و عمومی یا خصوصی هستند، هدف قرار گرفته اند.
فیلتر شدن سایتهای نامناسب اینترنتی که به حقوق عمومی یا فردی متعرض میشوند، منطقی است و در صورتی که فیلترینگ اشتباهی و سلیقه ای به اعتبار آن صمه نزنند، مورد حمایت افکار عمومی نیز خواهد بود.
بخشی مهمی از تمایل به استفاده از سیستم های غیرمجاز یا شبه مجاز عبور از فیلترینگ ناشی از بی اعتمادی به سیستم های انسانی و فنی فیلترینگ است.
ممیزی پیش از انتشار و نظارت بر سایتهای اینترنتی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
انتشار محتوا در کشورهای مختلف شامل محدودیتهایی است. مهمترین محدودیت مشترک مربوط به انتشار محتوا از طریق رسانه ها، پذیرش مسئولیت محتوا است.
در کشورهای جهان سوم که اداره یا کنترل بر رسانه های جمعی بخشی از سیاست دولت مرکزی است، این مسئولیت محتوا در موارد زیادی از طریق بررسی های پیش از انتشار اعمال میشود. یعنی نشریات و کتابها و مطالب منتشره در رادیو و تلویزیون پیش از انتشار بررسی میگردند و مجوز اخذ میکنند.
اگر در ایران تلاش میگردد تا برای مدیران سایتها و محتوای منتشره قواعدی وضعی شود، در کشورهای توسعه یافته برای دسترسی کاربران به این نوع اطلاعات قاعده وضع میگردد. یعنی در زمینه تولید کمتر محدودیت وضع میشود و نظارتها بیشتر متوجه مصرف میشود.
کنترل خانواده ها بصورت آزادانه و دولتها به نمایندگی از جامعه عمدتا متوجه حوزه مصرف اطلاعات میگردد ولی همچنان آزادی های قوانین اساسی و قوانین عادی از تولید محتوا حداکثر حمایت را بعمل می آورد. چرا که تولید آزادانه بخش اساسی از فرهنگ معاصر است.
در ایران قانون اساسی و قوانین عادی در باره جامعه مجازی و مسائل آن اظهار نظری نکرده اند و محدودیتها عمدتا توسط مصوبه های دولتی یا آیین نامه های داخلی یا از طریق مشابهت اعمال میگردد.
تایید صلاحیت های ویژه برای مدیران چنین رسانه ها و مراکز فرهنگی نیز بخشی از نظارت حکومتی محسوب میشود ولی چنین نظارتی در جهان امروز که کارکنان رسانه ها نقش موثرتری از مدیران آنها دارند، چندان کارگشا نیست. بطور مثال تعیین مدیران ارشد صدا و سیما و نظارت شورای سیاستگذاری بر عملکرد آنها گرچه به نوبه خود موثر است ولی تاثیر فرهنگ عمومی و شرایط فکری جامعه بر بدنه کارکنان صدا و سیما نقش موثرتری دارد. به همین دلیل است که جهت گیری عمومی صدا و سیما با سیاستهای اصولگرایان تطابق چندانی ندارد. البته جهت گیری شفاف سیاسی صدا و سیما در حمایت از اصولگرایان، مانع توسعه ی انتقادات شده است.
باید توجه داشت که ظهور رسانه های آنلاین و بخش های زنده در رادیو و تلویزیون، موجب به هم ریختن چارچوب های سنتی ممیزی شده است و تا یافتن راه حل های موثر توسط حکومتها فاصله داریم.
وبلاگ نویسان و شهروندی در جامعه مجازی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در این مدتی که با وبلاگ و وبلاگ نویسان محشور شده ام نظراتی پیدا کردم که میخوام با شما دوستان در میان بزارم:
۱. فرصت طلایی بیان حالات درونی از راه دور مشکل ارتباطات و انسداد ارتباطات عاطفی در جامعه ما رو تا حد زیادی حل میکنه. افراد که جرات نگاه کردن در چشمان دیگری رو نداشتند و یا فرصتی نمی یافتند بگویند و بنویسند٬ میتوانند هر چه میخواهند بنویسند.
۲. وزن و اعتبار سخن ها حد اقل در میان جماعت وبلاگ نویس روشن شد. خیلی ها فکر میکردند که اگر فرصتی به جوانان و نوجوانان داده شود دین و اخلاق و فهم و شعور و آینده نگری و احتیاط بر باد میرود. ولی آنچه بر باد رفت توهم ایشان و آشکار شدن کج اندیشی کسانی بود که بقیه رو کج اندیشان می دانستند.
۳. مجال تجربه برای نوآموزان٬ ایمنی نسل جدید رو بالا می برد. اینان پیش از ورود به جنگلی بنام جامعه با هزاران تهدید پیدا و پنهان آن٬ میتوانند توانایی خویش را افزون کنند. کاری که در حدود یکدهه مقدور نبود.
۴. به با تجربه ها فرصتی داده شده که با کمترین هزینه تجارب خود را در معرض ارزیابی دیگران قرار دهند. هم برای خودشون خوبه هم برای دیگران. قدرت انتخاب دیگران هم محک میخوره و در این میان بصیرت شکل میگیره.
۵. پایه های جامعه مجازی در حال شکل گیری است. چیزی که در دهه های آینده سرنوشت جهان متمدن رو رقم خواهد زد.
۶. حقوق شهروند عالم مجازی مورد توجه همگان قرار گرفته است.
---------------------------------------------------------------------------------
دو روز حذر کردن از مرگ روا نیست
روزی که قضا باشد و روزی که قضا نیست
روزی که قضا باشد کوشش نکند سود
روزی که قضا نیست درو مرگ روا نیست
....
بر اساس رباعی بالا دو نتیجه متفاوت میشه گرفت:
الف ـ ما اختیاری نداریم و باید تسلیم باشیم و هیچ کاری نکنیم.
ب ـ ما اختیاری نداریم و هر کاری که میکنیم قبلا تعریف شده و مقدر است و لذا هر کار میخوای میتونی بکنی.
نظر شما چیه؟ هم خمودی و خاموشی و کناره گیری توجیه میشود و هم ورود به صحنه ها و خروش و تهور. این تعارض اگه درست باشه معنی اش اینه که اون باید به این هست هیچ ربط اساسی نداره.
شاید بشه گفت که این داستان جبر و اختیار میتونه روی رفتار ما خیلی هم تاثیر نزاره. انگیزه های درونی ما چه نگاهی رو در ما بوجود میارن؟
----------------------------------------
اورکات هنوز فیلتره؟
کاش میشد کارهای بد رو هم فیلتر کرد. بجای اینکه دنبال این باشیم که آدم ها رو فیلتر کنیم کارهای بدشون رو فیلتر میکردیم. اونهم به روشهای عاقلانه و مدبرانه.
بنظر شما اگه توی دنیا اتفاقات بد میفته و کارهای بد میشه مسئولش کیه؟
بنظر شما اگه توی جامعه اروپایی مشکلات اخلاقی وجود داشته باشه مسئولش کیه؟
بنظر شما اگه توی جامعه ما مشکلات اخلاقی وجود داشته باشه مسئولش کیه؟
بنظر ما اگه در جامعه مجازی مشکلات اخلاقی وجود داشته باشه مسئولش کیه؟
میخوام بگم اصلا جواب این سوالات مهم نیست. مهم اینه که این مشکلات چند درصد از کل رو شامل میشه.
از بقیه خبر ندارم ولی توی قلمرو جامعه مجازی فکر میکنم مشکلات اخلاقی / سیاسی/ تروریستی/ و امثالهم جمعا کمتر از نیم درصد است.
نتیجه میگیرم که جامعه مجازی الگوی مناسبی برای جامعه سالم میتواند باشد.
و نتیجه میگیرم که اگه اندک مشکلات دیگری رو می بینی به مشکلات عظیم خود باید بیشتر بیندیشیم.
آینده از آن حق و عدالت است.
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
پرشین بلاگ در حال فیلتر شدن است.