گاهی و همیشه
مرید و مرادی را
تقلید میکنیم
زنده بود و زندگی کردن را
تقلید میکنیم
فکر کردن و پیروی کردن را
تقلید میکنیم
همه چیز فهمیدنی است


چرا اختلاف ندارند؟
چون مثل ما آموزش اختلاف داشتن ندیده اند


عرفان و اخلاق
فقه و اصول
سیاست و کلام و خطابه
روضه و ذکر مصیبت
مداحی و شور


پاسخ گفتن به نیازهای فکری و عاطفی امروز، دغدغه ی مهمی است. آسیب های اجتماعی را از راههای مختلف و به صورت همزمان باید مورد هجمه و حمله قرار داد و یکی از این راهها، پاسخ گفتن به نیازهای فکری و عاطفی جامعه است.
کسانی که مرجعیت فکری نسل فعلی را برعهده میگیرند اگر از مسائل روز و سیاست آگاه و شجاع و درد آشنا و باهوش و خوش فکر و با اخلاق باشند به توفیقات شگرفی میرسند.


اینکه با زیبایی ها ممارست داشته باشیم، نعمت بزرگی است. ذائقه ما با شنیدن و دیدن و اندیشیدن و همراهی و همگامی زیبایی ها، زیبامحور میشود. سیاست پرهیز کلی خطاست ولی پرهیز از محیط های آلوده و ناپاک و نازیبا یک ضرورت برای حفظ قوای زیباشناسی درونی انسان است.
و ستایش مخصوص اوست


در قرون وسطی،اصحاب علم قدیم آن روزگار در رقابت بین اصحاب علم جدید از ابزار جهل مردم و نفوذی که در میان آنان داشتند استفاده میکردند. با ابزارهایی که ار اختیار داشتند و در گوشه و کنار به دنبال انسان های متفاوت و دگراندیش میگشتند تا آنها را بیابند و به آتش قهر و به دست مردم جاهل بسوزانند.
در جهان مدرن امروز نیز گاهی شاهد روش های مشابهی برای تخریب و سوء استفاده از اعتماد و جهل مردم می بینیم ولی قاعده های زندگی امروز ما بیشتر با دانش و علم عجین شده و تاحدی اعتمادهای کیلویی و بی مبنا جای خود را به محاسبه های عقلایی و منطقی داده است.


بعضی در لابلای کتاب و کاغذ و اینترنت و برنامه های داستانی و جلسات خانوادگی و دوستانه کوچک و بزرگ و موزیک و غیره شبکه های تلویزیونی و غیره، حکومت و سیاست را فراموش میکنند یا بهتر بگویم تلاش میکنند تا فراموش کنند ولی حکومت بر آنها به نسبت هایی حکم می راند.
راهی جز توجه به حکومت و بهبود شرایط آن وجود ندارد.دین و راه و روش واقعی انسان با سیاست پیوند میخورد.
امام خمینی میفرموند که سیاست ما عین دیانت ماست. شاید بشود گفت که با بی سیاستی و کناره گیری از آن از دین نیز دور میشویم.


همه ی افرادی که در جامعه ما زندگی میکنند، غیر معصوم هستند. بعضی خطاهایشان کمتر و بعضی بیشتر است. با این حال حتی از میان همین غیر معصوم ها با تکیه بر رفتار و عمل آنها و نه کلیت و هویت شخصیت آنها میتوان درس آموخت و الگو گرفت.
در پیروی از شخصیت های برجسته باید توجه کنیم که تشخیص اصول و مبانی رفتاری آنها مهمتر از حاشیه های رفتاری آنهاست. آنچیزی که در طول زندگی آنها همیشه مورد توجه و معمول و موجب موفقیت و بهروزی آنها بوده است را باید تشخیص داد و آموخت و پیروی کرد، نه احیانا خطاهای حاشیه ای آنها را الگو برداری کنیم.


شرکت در انتخابات را مخالفان انقلاب اسلامی در سالهای نخستین انقلاب ناشی از ترس و اجبار معرفی میکردند. بعدها آن را به ناآگاهی مربوط کردند که هر دو خطا بود و هست.
شرکت عمومی مردم در انتخابات ، نمایانگر حس مشارکت مردم در حاکمیت است به همین جهت نیز کاهش و افزایش آن معنا دار است. جمهوری اسلامی همچون رژیم صدام حسین نیست که صد در صد مردم در انتخابات شرکت کنند،
در اوایل انقلاب اسلامی، حزب توده ایران از هر حرکتی که در داخل توسط جریان اسلامی انجام میشد، حمایت قاطع میکرد. حسابی مدعی خط امام بودند. همراهی آنها سوالی بی پاسخ نبود ولی ساده اندیشانی هم بودند که حمایت آنها را دلیل ضعف مذهبی و گرایش کمونیستی در جمهوری اسلامی میدانستند.
رسم سیاست جهان حضور قدرتها در عرصه های مختلف است. گاهی یک گروه سیاسی به دو قسمت تقسیم میشد و یک گروه از این و گروه دیگری از آن دفاع میکرد.
گاهی دو نفر دوست و برادر و همفکر با هم در یک جمع دعوا میکردند تا جمعی را به جان هم بیندازند.
سیاست فریب، از این ترفندها بسیار دارد و ساده لوحان فریب میخورند.
به اصلاح طلبان رای میدهیم برای دور شدن از اصولگرایان
و واگذاردن مدیریت کشور به دستان توانای مدیران با تجربه و آزموده
چون خاتمی و کروبی و میرحسین موسوی


مسیر صحیح شناخت
از خداوند که مبدء هستی است آغاز میشود
اگر به نشانه های می رسیم
نشان از اوست
هیچ شناختی مقدم بر شناخت او اصیل نیست
و شناخت او سخت نیست
آسان ترین است
شناخت او مقدمه ی شناخت رسولان و پیامبران بزرگوار ایشان و دیگر حجت های او هستند.


در جوامع امروزی اثری از افراد بی خطا و معصوم از اشتباه و خلاف نیست. حتی بخش اعظم میراث پیشینیان معصوم (انبیاء و امامان ع)بدون دستکاری به دست امروزیان نرسیده و اگر رسیده است نیازمند دانش و مقدماتی برای درک صحیح است که کمتر یافت میشود و تغییر فضای اجتماعی دلیلی بر مشکل فهم و دریافت میراث پیشینیان شده است.
راه حلی که بشر امروز برای پیشرفت استفاده میکند، نقد فکری دستاوردها و التزم عملی به قواعد زندگی اجتماعی است. البته نقد فکری و انتخاب از بین بهترین دستاوردی مورد تایید دین نیز هست.
در زمینه التزام عملی نیز باید گفت که حتی ممکن است شما را بی دلیل جریمه کنند ولی شما جریمه را پرداخت میکنید و در عین حال حق شکایت و پیگیری دارید.
اگر مسئولات اجرایی و مدیران کشور مایل باشند که از اختیار تبعیتی که قانون اساسی از صدر تا ذیل به آنها داده است تا نظام کشور را یکپارچه و کارآمد نگه دارند، برای جلوگیری از تحرک فکری و آزادی های اندیشه ای استفاده کنند، پایه های نظام اجتماعی ویران میشود و به اصطلاح بر شاخه نشستن و بن بریدن است.


معمولا بازی های مختلف در عرصه های متنوع گاهی دو سر برد میشود. زمانی که قدرتی برتر وجود دارد، از تغییر شرایط به سود خود استفاده میکند. البته این تغییر شرایط ضامن کاهش سود یا افزایش زیان نیز هست. آنچه در تحلیل نهایی روشن میکند که کدام سو ، سودمندتر است، جمع بندی دقیق نفع و زیان است.
به طور مثال وقتی دو فرزند خانواده با یکدیگر شطرنج بازی میکنند، یا با یکدیگر درس میخوانند یا با یکدیگر مسابقه ورزشی میدهند، نتیجه به ظاهر به سود یکی و به زیان دیگری است ولی در واقع نتیجه به سود خانواده و جامعه و حتی به سود فرد بازنده است. البته فرد بازنده کمتر از فرد برنده سود برده است.
مشهور است که سرمایه داران هیچگاه زیان نمیکنند. در حالیکه سرمایه داران بزرگ همیشه سود و همیشه زیان میکنند. مهم آنست که ببینیم در جمع سود و زبان چه اتفاق نهایی افتاده است.


اگر تغییر کرده باشی
خودت کم کم میفهمی
اگر هم تغییر نکرده باشی
که باز همونی خواهی بود که الانی
دعا کن
برای خودت


گاهی فریاد های مرز شکنی را از مظلومان می شنویم ولی گاهی با هتاکی و توهین متکی به جهل و طغیان مواجهیم که خود نوعی ظلم است. این دو با یکدیگر کاملا متفاوت هستند


انسان در سختی ها
ظرفیتش افزایش می یابد
آنهایی که طاقت این افزایش ظرفیت را ندارند
متلاشی میشوند
گاهی طاقت داشتن
خیلی سخت است
بی سختی کشیدن
ظرفیتی نیست که نیست


گذشته : تاریخ
حال : جامعه
آینده : فلسفه تاریخ


کشور ما مشکلات زیادی دارد و یکی از مهمترین مشکلاتش بی تدبیری در اداره امور است که آشکار ترین بخش آن در تصمیمات دولت احمدی نژاد در بخش اقتصادی خود را نشان میدهد و به اصطلاح اظهر من الشمس ( آشکار تر از خورشید) است.
کسانی که این همه امکان نقد و فرصت اعتراض و فعالیت را از دست میدهند و فحاشی یا زیاده روی میکنند، به آقای احمدی نژاد و یاران و حامیانش خدمت میکنند. خدمتی که از هر دو سو خطاست. هم در راه اشتباهی است و هم به روش خطایی است.
اگر به انسان ظلمی میرود و فریاد خشم میکشد و بعضی قاعده ها را میشکند، تا حدی قابل قبول است ولی اگر به هنگام آرامش دست به قلم ببرد و یا به صورت مستمر فحاشی یا زیاده روی کند، به همان حرفها و اصولی که علاقمند یا مدعی آن است، صدمه زده است.
اینکه پای کی کج است و چشم کی چپ و قد کی کوتاه و شکم کی گنده و دهان کی بد بو، مشکلی را حل نمیکند هیچ، که بر مشکلات می افزاید. بد دفاع کردن و بد حمله کردن هر دو بد است. ظلم بد است. حتی به ظالم و مجرمی که به پای چوبه ی دار میرود، نباید توهین و ظلمی کرد، چه برسد به رئیس جمهور کشورمان یا رئیس مجلس یا معتادی که از روی استیصال و مشکلات زندگی، جز آتش زدن خویش راهی نمی بیند.


دیدن اشکالات بزرگان هم دشوار است و هم ساده
بزرگان در هاله ی نور اند
این نور گاهی روشنگر ضعف هایشان است
گاهی مانع دیدن ضعف هایشان
مساله دیدن ماست
که متاثر از چه فضایی است
پس منصفانه ببینیم


حق انتخاب انسان
همیشه عمل نمیکند
گاهی آگاهانه عمل نمیکند
و انسان محکم را
به خاشاکی اسیر نسیم
تبدیل میکند
==================
پذیرش منظومه ها
کلی است نه جزئی
ظلم ستیزی اصل است
به همان دلیل که با استبداد مخالفیم
با استکبار نیز باید مخالف باشیم
وگرنه اسیر بی منطقی میشویم


نگران چه هستیم
نگران آنچه میدانیم و آنچه میکنیم
چقدر سخت است که نگران باشیم
آنهم نگران آنچه نمیدانیم و نمیکنیم


در بین گفته ها و نوشته ها
گاه درجه خلوص بالاست
مثل اکسیژن خالص
خطرناک هم میشود
برای عموم
معمولا مخلفات لازمه
ولی گاهی بجای ساندویچ سوسیس
نه اینکه فقط سوسیس اش را بردارند
مخلفاتش هم به حاشیه میروند
میمونه کاغذ دور ساندویچ
که گاهی با افتخار با مقوا عوض میکنیم
تا سیر بشیم


ارزش ها عزیز و بسیارند
مهمترین ارزش ها
ارزشی است که آگاهانه انتخاب شود
انتخاب خود به خودی هر چیز
نام اراده دارد ولی اراده ی بی آگاهی
انتخاب درست و شاید اساسا انتخاب نیست
ارزش هایمان را در ضدیت و هماهنگی با دیگران
انتخاب نکنیم
آگاهانه و متکی به اصالت انتخاب کنیم


سیاسی شدن رسانه ای خطرناک است
برای خودشان و جامعه
رسانه ای شدن سیاسی ها طبیعی و مرتبط با بخشی از فعالیتهای آنهاست
در شرایطی که فشار سیاسی زیاد است
نمایندگان احزاب و گروههای سیاسی در لایه های خبرنگاری و فعالیتهای رسانه ای حاضر میشوند
در شرایطی که جذابیت سیاسی زیاد میشود
رسانه ای ها سیاسی میشوند


زمانی که تریبون و قدرت در دست ماست، میتوانیم حرفهایی را بزنیم و به فردایش فکر نکنیم. ولی فردا خواهد آمد. پاسخ فردا سخت است. چه فردای حقیقی آن دنیا و چه فردی مجازی این دنیا.
هر دو فردا رسواگر هستند. خدا به همه ی ما رحم کند.


بعضی فقط میگویند
از علم و دانش و دانشگاه و تخصص و مملکت داری میگویند
از پیروی امام و اصول انقلاب اسلامی میگویند
از شهید رجایی و شهید بهشتی میگویند
از میرحسین موسوی میگویند
از جهاد فی سبیل الله میگویند
از اسلام راستین میگویند
و میگویند و میگویند و میگویند


آگاهی انسانی: ایمان و معنویت متکی بر عقل و دانش
مردم سالاری ملی: مردم سالاری به جای استبداد در سطح ملی
عدالت جهانی: مبارزه با ظلم و استثمار در سطح ملی و منطقه ای و جهانی


مردم سالاری در برابر استبداد قرار دارد. میتوان مردم سالاری دینی داشت یا غیر دینی. میتوان استبداد دینی داشت یا غیر دینی. کسانی که تصور میکنند مردم سالاری با دین در تعارض است، احتمالا تصورشان از دین با استبداد در هم آمیخته است.


احتیاط در محیط های تند و تیز یک ضرورت است. چه در گفتن و چه در شنیدن و پیروی کردند. به طور مثال درست است که هر کسی حق دارد در باره رابطه فردی یا دیدگاه خود سخن بگوید ولی دلیل ندارد که همه این دیدگاهها آموزنده و سازنده باشند. راه درست و نوید بخش، انتخاب بهترین از میان همه ی گفته هایی است که میشنویم و میخوانیم.


اگر به وظایف افراد و سازمانها و حتی بخش خصوصی بنگریم می بینیم که به اصطلاح پهن شده اند. یعنی بجای ارتفاع گرفتند در حوزه های تخصصی و موضوعی مرتبط با خود، کمی ارتفاع میگیرند و پهن میشوند. گویی استحکام ندارند و جهت اصلی رشد خویش را از دست داده اند. سازمانها وافراد قدرتمند در قلمرو جذاب سازمانها و افراد ضعیف تر مجاور مداخله میکنند. موضوع دستگاهها و افراد و روندهای موازی میتواند موضوع بررسی های اجتماعی مهمی باشد.
انگیزه این اقدامات مواردی از جمله: خودنمایی، احساس مسئولیت عمومی خواص، رقابت ها، نادانی و موارد دیگری است. اگر به فهرست شکایات وارده به دستگاه قضایی مراجعه شود و دسته بندی مشخصی از پرونده های جنجالی و پر سر و صدا یا مهم و بی سر و صدا و مبدء اعتراض اولیه آنها تهیه شود، روشن خواهد شد که در کجاها مسئول اصلی سکوت کرده و سیستم موازی مداخله کرده است. اگر به نتایج اقدامات توجه کنیم، به ناکارآمدی اقدام دستگاه موازی نیز پی می بریم چرا که آن دستگاه و سیستم و فرد برای چنین ماموریتی تاسیس و تجهیز نشده است.
این موضوع موجب اغتشاش، نابسامانی، هدر رفتن انرژی ها، غفلت از ماموریت های اصلی میشود. به جای دخالت های ویرانگر، همان حوزه ها مسئول را باید تقویت کرد. اگر در سازمان آب، ضعف وجود دارد، سازمان برق در امور آب دخالت نکند که اولین نتیجه آن برق گرفتگی دیگران و نتیجه ثانوی آن قطع برق است.


بعضی ها خواب بین های حرفه ای هستند
بعضی ها خوابگزارهای حرفه ای هستند
بعضی هم خواب می بینند و هم خوابگزاری میکنند
===========================
در هر انتخابات معمولا عده ای هستند که با امید به پیروزی کاندیدای منتخب شان خواب ببینند و یا دیگران از هول انتخاب کسی، خواب صدارت وی را ببینند. معمولا برای همه ی کاندیداها میتوان خواب بین هایی و تفال زنندگانی را دید و یافت. زمانی که یکی از کاندیداها موفق شود، نه تنها خواب بین و خوابگزار وی عزیز میشود که خوابگزاری و خواب بینی رواج می یابد.


اینکه توانایی فکری مان زیاد باشد خوب است ولی قرار نیست که هر چه به ذهنمان رسید، انجام دهیم. بدون توجه به منابع، برنامه ریزی به بلندپروازی تبدیل میشود. گاهی در یک جلسه ی تصمیم گیری به اندازه یک عمر تعهد کاری را تعریف میکنیم که بر زمین خواهد ماند.


معمولا راضی شدن انسان به شرایط پیرامونی اش دشوار است. کمتر کسی را میشناسیم که راضی بنظر برسد یا آن را ابراز کند.
آرزوهای بلند و افزایش یابنده و مقایسه های مکرر با شرایط از ما بهتران و بی توجهی به از ما بدتران از دلایل نارضایتی درونی است وگرنه در همین دنیا و در بسیاری از جوامع، انسانهایی با برخورداری های مادی و معنوی کمتر از ما، خشنود و راضی اند.
شناخت صحیح هستی و استفاده از تکنیک هایی که خردمندان و ادیان توصیه میکنند، راه حل مناسبی برای افزایش سطح رضایتمندی است.
حفظ روحیه آرمان خواهی با رضایتمندی از عملکرد و شرایط خویش، تعارضی ندارد. اگر ما به خویش اعتماد نداشته باشیم، چگونه میتوانیم شرایط جامعه را بهبود بخشیم؟! رضایتمندی نسبی از خویش و عملکرد خویش موجب بهبود عملکرد فرد و مقدمه ای برای انضباط اجتماعی و بهبود شرایط است.


در گفتگوهایمان
بیشتر مسئولیت اغنای خویش را دنبال میکنیم
و خویش را نسبت به شنونده مسئول نمیدانیم
حتی گاهی به اندازه فهمیدن کلام ما نیز به شنونده نزدیک نمیشویم


صد جور احتمال را پیش بینی میکنیم که در شرایط پیش بینی نشده قرار نگیریم که گاهی نمی ارزد.


کشورها در جهان و منطقه ونیازمند یارگیری های سیاسی هستیم. حرکت انفرادی در شرایط پیچیده جهانی معقول نیست و فرصت وجود حامیان نظرات مختلف در جهان در اختیار کشور ما نیز هست.
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، کشور ما خط مقدم مقابله با کمونیسم و شوروی و عضو حلقه امنیتی سنتو با عضویت ترکیه و پاکستان و در خدمت سیاست های منطقه ای آمریکا بود. با سقوط رژیم پهلوی، ایران به حمایت آشکار از جبهه منتقدان قدرتمندان جهانی اعم از آمریکا و شوروی پرداخت. علت اصلی مخالفت قدرتهای جهانی با ایران نیز روشن است.
منافع ملی کشور ما بی ارتباط با وضعیت متحدین ما نیست. دوست دوست ما دوست ماست و دشمن دشمن ما دوست ماست. به همین دلیل حمایت از آنها با در نظر گرفتن اولویت ها و دچار افراط و تفریط نشد، بر منافع ملی کشور منطبق است.
زمانی که از مظلومین جهان و عدالت و مردم سالاری و معنویت در جهان حمایت میکنیم، طبیعی است که ائتلاف زورمداران جهان نیز در مقابل آن بایستند. با یارگیری مناسب و معقول و بر اساس آزادی و عدالت، امینت ملی ایران نیز بهتر حفظ میشود.


مردم ایران اعتراض را تجربه کردند و دیدند میتوانند رژیم شاه را تغییر دهند و این حق انتخاب را که با آگاهی به توانایی و موقعیت شان کشف کردند و کار گرفتند.


اگر از حق انتخاب خود
استفاده کنیم
بر دایره ی حق انتخاب ها
می افزاییم
آگاهی را در عمل بدست می آوریم
و هر روز آزادتر میشویم
انتخاب
نعمتی بزرگ است
قدر بدانیم
بر عکس اگر از حق انتخاب خویش
بهره نبریم
نعمت انتخاب از ما گرفته میشود


گاهی در خبرها می بینیم که عددی را برای آنکه بزرگتر شود و بیشتر به چشم بیایید، تبدیل به ریال میکنیم یا بالعکس برای اینکه کمتر به چشم بیاید، به تومان تبدیل میکنیم. این مانورها در چه سطحی اخلاقی است و در چه سطحی نیست؟


گاهی مقدمه بحثی را به دیگران منتقل میکنیم
گاهی متن را
گاهی نتیجه را
گاهی روش را
هر کدام تاثیرات خاص خود را دارند


دکتر الهی قمشه ای دیشب در شبکه چهار:
حکمت Wisdom یک جوشش درونی است. اگر علم و دانش با ذات ما یکی شود. تجربه درونی شود. با وحدت درون با علم و دانش، حکمت خلق میشود. مثال: روزی دهنده اوست.
دانش knowledge یک مقصود دارد. درک روابط اطلاعات و تحقیقات جزئی تر برای یک دید کلی تر. با وحدت بیرونی اطلاعات؛ علم و دانش تولید میشود. مثال: نظم و مناسبات طبیعت.
اطلاعات Data دانسته ها و واحدهای اطلاعاتی. تحقیق میکنند در باره عرفان و قرآن و غیره ولی به موضوع به صورت یک مجموعه (علم و دانش) نمی نگرند و درونی نمیکنند.(حکمت). اطلاعات و تحقیقات. مثال: خورشید از فلان نقطه طلوع میکند.


هر چه زور حاکم تر
دیوار ها بلند تر
هر چه اندیشه موثر تر
ارتباطات گسترده تر


از خطرات فعالیت خبرنگاری بسیار می گویند. خبرنگارانی که در شرایط جنگی و درگیری های خیابانی یا شرایط دشوار طبیعی خبر تهیه و حقایق را منتشر میکنند. خبرنگارانی که قلم و دوربین هایشان توسط قدرت های مسلط شکسته میشود و کتک میخورند و زندانی و کشته میشوند. چنین خبرنگارانی به این شغل احترام و اعتبار بخشیده اند. رنج و تلاش انسانی خبرنگاران است که آنها را معتبر میکند.
نسخه بدلی خبرنگاران واقعی نیز وجود دارد. آنان که دست آموز قدرت ها هستند و در هر محیطی، رنگ قدرت مسلط را میگیرند و همچون چماق بدستان رژیم پهلوی ولی در حیطه رسانه فعالیت میکنند. خاطره توهین روزنامه اطلاعات به امام خمینی همچنان زنده است و آنچه خاطره آنان را یادآور است، حضور آشکار آنان در دنیا امروز ماست.
دسته سوم:
هستند خبرنگارانی نیز که
نه شجاعت و جسارت و دانش حرفه ای بودن را دارند
و نه به مراکز قدرت وصل هستند
و در حاشیه ها منتظر امتحان الهی اند
تا کدام راه را انتخاب کنند.
گاهی در خدمت منفعت طلبی شخصی خود قرار میگیرند
که در واقع مسیر وابستگی به قدرت را خواهند رفت
و گاهی به خدمت می اندیشند
که عاقبت به خیر خواهند شد


چشم بستن بر حقیقت
در غزه
سخت است
چشم بستن بر حقیقت
در همه جا
سخت است


خیانت در هر شغل و مقامی
ممکن است
ولی خیانت به حقیقت و مردم
در لباس خدمت به حقیقت و مردم
از زشت ترین انواع خیانت است
آنانکه فساد اندیشه و عمل دارند
و در انتقال اخبار و انتشار حقیقت
غرض ورزی میکنند
نوکر قدرت ها هستند
امروز برای این ... فردا برای آن
چاپلوس و بی هویت
در خدمت قدرت


بسیار (کمی ) و خوب (کیفی)
دیدن برای عکاسی (به دیدگان دیگران بخشیدن )
خواندن برای نوشتن ( خواندن دیگران)
رفتن برای ماندن
...


سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد و به زودی کشور ما چهارمین دهه را با انقلاب اسلامی تجربه خواهد کرد. آنچه در این سی سال به خوبی به چشم می آید، سرعت و شتاب تحولات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی است. نظام ارزشی در حال تحولی گسترده است و اگر به انسانها و جامعه به صورت مقایسه ای نگاه کنیم تا حدی به عمق تغییراتی که در حال انجام است پی می بریم. تحولات بسیاری اتفاق افتاده و همچنان آینده آبستن تحولات دیگری است.
در این سی سال بسیاری از افراد و جریانات و روندها و رخدادها تغییر جهت و معنا داده اند. بعضی به تحول علم دارند و بعضی ندارند اما در واقعیت، تغییر با شتابی زیاد دنبال میشود. همه چیز در حال گردش و تغییر است.
این تغییرات ظاهری که می بینیم ریشه در تحولات درونی جامعه ایرانی دارد و با تثبیت جامعه ایرانی، دیگر شرایط کشور نیز تثبیت خواهد شد. آنچه که در پس این تحولات در کشور تثبیت میشود، هویتی است برای سالهای طولانی با ما و کشورمان خواهد بود و تغییراتی با شتاب و سرعت امروز نخواهیم نداشت.


عشق و عقل دو حیطه کاملا جدا و بی ارتباط نیستند. آنان که این دو را در مقابل هم قرار میدهند، از کمال هر دو بی بهره اند. عقل افق و جهت را روشن میکند و با عشق رفتن ممکن است.
آنان که به هر آرمانی دل می بازند بی سوال و شاهد و پرسش، راه رسیدن به آرمان نیز ندانند. بدون عقل، دل دادگی حقیر میشود و به سطح معشوقان حقیر رواج می یابد و عمر و عاطفه بیهوده قربانی می شود.
با کمال عقل، عشق نیز کمال می یابد.
در انسان های رشد و کمال یافته، عشق و عقل در اوج اند.


قانون و قاعده ها مثل حلقه هایی به دور مرکز کشیده شده اند و هر چه از مرکز دورتر میشویم رنگ و قافیه های آن رنگ می بازد. اعمال صحیح یا شدید قانون در مرکز بیشتر از مناطق دور از مرکز است. امکان استفاده از تبصره ها و حاشیه ها در شهرستانها بشتر است.
در شهرستانها تغییرات و تصمیمات به راحتی بیشتری انجام میشود. چرا که موانع کمتری وجود دارد و سیستم اداری مانع کمتری ایجاد میکند و از آن طرف نظارت کمتری و معمولا سلامت بیشتری نیز وجود دارد. اگر سیستم تصمیم گیری نا سالم بر امکانات شهرستانها متمرکز شود بیش از تهران بزرگ و پر مدعی جواب میگیرید. همانگونه که سیستم سالم تصمیم گیری در شهرستانها بهتر جواب میدهد.


برای پرهیز از خطا در تصمیم گیری ها نیازمند دو نوع خطاسنج هستیم:
منطق یا خطاسنج صوری که به شکل روابط استدلال های مبنا برای تصمیم گیری ها می پردازد و منطق محتوی که به محتوای گزاره ها و استدلال ها توجه دارد.
عقل و اندیشه در استحکام منطق صوری و عشق و تقوی و وجدان در قوت منطق محتوا نقش دارند.


گاهی از مقدماتی به نتایج میرسیم و
گاهی از نتایج پی به مقدمات آن می بریم
گاهی از مسیر اطلاع داریم و قدم به قدم پیش بینی میکنیم و
گاهی از آنچه اتفاق افتاده به مقدمات و مسیر پی می بریم
مجموعه حوادث چون یک منظومه معنا دار هستند و
شناخت قواعد و قوانین به ذهن خلاق انسان
امکان طراحی گوشه های تاریک را میدهد
گاهی نیز در این مسیر
و به دلیل فقدان منطق صورت و باطن
به افراط و توهم دچار میشویم


نوعی بیماری برای نورچشمی ها وجود دارد. کسانی که از حمایت زیادی برخوردارند و در محیط هایی خاص رجز خوانی میکنند و شجاع میشوند در شرایطی دیگر به زبون ترین افراد تبدیل میشوند. حکایت خیلی ها چنین است و امید آنکه ما چنین نباشیم.
اسرائیل باید فهمیده باشد که نه چون گذشته نور چشمی قدرتهای بزرگ جهانی است و نه دیگر آنها قدرت کافی برای حمایت موثر از وی دارند. در دوران کنونی که افکار عمومی اطلاعات خود را از مسیرهای آزاد بدست می آورد، امپراطوری های خبری آنان دیگر بی رقیب نیستند.
اسرائیلی ها از تغییر شرایط شگفت زده شده اند و هنوز شرایط جدید را درک نکرده اند. افکار عمومی جهان کاملا در مقابل اسرائیل ایستاده است.
اسرائیل بزرگترین جنایت تاریخ حیات اش را در غزه مرتکب نشده است ولی بزرگترین و سخت ترین پاسخ را شنید و خواهد دید. تنها دلیل آن امکان اطلاع رسانی مستقلی است که در جهان به وجود آمده است.
پیروزی حق بر باطل نزدیک است. ان شاء الله


در شرایط انقلابی جامعه ایران، دولت مرحوم بازرگان رویه غیرانقلابی را در پیش گرفته بود و لذا گروههای انقلابی از آن خشنود نبودند. در چنین شرایطی دانشجویان با حمایت افکار عمومی به سفارت آمریکا حمله کردند و آن را بدون خونریزی در اختیار گرفتند. آمریکا حامی اصلی شاه ایران بود و از نظر افکار عمومی همین کافی بود که اشغال سفارتخانه آمریکا مورد استقبال گروههای سیاسی و مردم قرار بگیرد. در شرایطی که دولت حامی این اقدام نبود و آمریکا سمبل زورگویی جهان بود، تحقیر ایرانیان با حمایت آمریکا از شاه، به این شکل پاسخی درخور یافت.
حالا تصور کنید که پس از شرایط انقلابی (شورای انقلاب) و دوران جنگ (میر حسین موسوی) و عصر سازندگی (هاشمی رفسنجانی) و گذر اصلاحات (خاتمی)، در شرایطی که برای نخستین بار امور دولت جمهوری اسلامی به دست یک دولت کاملا اصولگرا(احمدی نژاد) می افتد و ارکان اصلی قدرت با تمام قوا از آن حمایت میکنند، به سفارتخانه ها و محافظان آن حمله شود. یا همین جماعت برای کشتن رئیس جمهور کشوری که توسعه روابط با آن در اولولیت سیاستگزاران کشور است (مصر)، جایزه تعیین کنند. بعد هم محترمانه این جماعت را جمع و جور کنند و وزارتخارجه ما نیز از رفتار آنها عذرخواهی کند و مسئولیت رفتار آنها را هیچ مقام رسمی حاضر نشود بپذیرد.
عجب حکایتی است!


بعضی اعتراض میکنند که اصولگرایان را به جهت عدم رعایت بسیاری از اصول و مبانی (اصول اخلاقی / اصول و مبانی انقلاب اسلامی و خط امام / اصول علمی اداره جامعه و مدیریت / اصول و قوانین مختلف) نباید اصولگرا خواند.
ولی بنده معتقدم که وقتی گروهی نامی را برای خود انتخاب میکند، حتی المقدور از همان عنوان باید برایشان استفاده کرد. ذکر عنوان اصولگرا برای گروههای افراطی؛ موجب اصولگرا شدن شان نمیشود. همانگونه که اصلاح طلبان نیز باید با رویه خود اصلاح طلبی خود را به اثبات برسانند و هر دو گروه نیز مجازند از عناوین مورد نظر خود استفاده کنند.
اصولگرایی و اصلاح طلبی دو موضوع همراه و همگام اند در حالیکه اصولگرایان و اصلاح طلبان چنین نیستند.


زمانی که تصمیمی توسط مراکز قدرت و با سازماندهی و حمایت لجستیک و پشتیبانی آنها صورت میگیرد، نامش حرکت خودجوش و اتفاقی نیست. بارها دیده ایم که مثلا یک یا دو روز قبل اعلام میکنند که فلان روز تجمع خود جوش مردمی داریم که در واقع این تجمعات خودجوش نیستند. اما مثلا اگر دو نفر وارد محیط بشوند و فضای عمومی منتظر آنها نباشد و بعد جمعیت ابراز احساسات کنند، به این میگویند ابراز احساسات خودجوش.
خودجوش بودن صرفا معنای طبیعی و بدون برنامه قبلی بودن دارد و دارای بار مثبت یا منفی ارزشی نیست. چه بسا حرکت خودجوش نشان از حرکت بی برنامه دارد.

