مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
Contact me
My Profile
Previous Months Home Archive آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آذر ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ مهر ۸۳ More ...
      زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
12 فروردین مبارک باد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

12 فروردین یادآور بزرگترین عرصه ی پیروزی ملت ایران است. پیروزی 22 بهمن 57 با جهت مردم سالاری دینی تثبیت شد و با تصویب قانون اساسی و تشکیل مجلس شورای اسلامی و انتخاب رئیس جمهور، نهال مردم سالاری دینی کاشته شد و امروز در جایی به مراتب بهتر و مناسب تر از آن زمان از لحاظ تجربه اجتماعی قرار داریم.
باشد که از تجارب گذشته برای بهبود و اصلاح روزافزون شرایط کشور بهره بریم.
اصلاح و پیشرفت بدون زحمت و مشقت و عشق ممکن نیست.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸۸

امام خمینی و مهاتما گاندی دو رهبر بزرگ کشورهای استعمار زده ایران و هند by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

انقلاب اسلامی ملت ایران بدون نام روح الله خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست، همانگونه که نهضت استقلال هندوستان نیز با نام مهاتما گاندی پیوند خورده است. مدتی قبل گزارش زندگی مهاتما گاندی و نهضت مردم هندوستان را در یکی از شبکه های تلویزیونی خارجی دیدم و متوجه نکات جالبی از شباهت های نهضت های مردم ایران و هند و زندگی و هدف و روش مبارزاتی این دو رهبر بزرگ جهانی شدم:
 
* الگو برداری از نهضت کربلای امام حسین ع
امام خمینی بارها به این نکته که نهضت اسلامی مردم ایران از نهضت امام حسین ع درس گرفته است، اشاره کرده اند و روش و سلوک ایشان و پیروانشان نیز گواه همین مساله است.
مهاتما گاندی (رهبر استقلال هند) نیز می گوید : من زندگی امام حسین(ع)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خواندم و توجه کافی به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین(ع) پیروی کند

*  هر دو رهبر سن بالایی داشتند
* هر دو سختی های مبارزه را از جوانی و میانسالی تجربه کرده اند و سالها رنج مبارزه را در حبش و تبعید کشیده اند
* هر دو شخصیت روحانی بودند.
* هر دو صد استبداد داخلی و استعمار خارجی بودند و نقش استعمار خارجی ( انگلوساکسن  ) را در بدبختی کشورشان می دیدند و آن را در اولویت مبارزه خویش قرار میدادند.
* هر دو صلح دوست و مخالف بکارگیری سلاح در مبارزه بودند.
* هر دو شخصیتی اخلاقی و عرفانی داشتند.
* تاکید هر دو بر نقش زنان در پیروزی نهضت و لزوم مشارکت آنها در امور نهضت و کشور بود، علیرغم سنت های نیرومند ضد زن در جامعه های مرد سالار ایران و هند.
* تاکید بر اولویت تغییر درون انسان ها برای ایجاد تحول اجتماعی مبتنی بر آموزه های دینی و اخلاقی
* تاکید بر غرور ملی و لزوم مبارزه برای سرافرازی. مهاتما گاندی میگفت: کرم ها له میشوند.
*  نوعی شجاعت و غرور ویژه در آنها نسبت به ستمکاران بود و بر عکس نسبت به ملت رئوف و مهربان بودند
* نظامیان شاه و ساواکی های معمولی یا سربازان انگلیسی را دشمن فرض نمیکردند.
* خود را از مردم میدانستند و نه متمایز از آنها و مطابق طبقات ضعیف جامعه و  بی تشریفات زندگی میکردند.
* گاندی از رسانه ها در سفر مشهورش به لندن و امام خمینی از آنها در سفر مهم اش به نوفل لوشاتو فرانسه به خوبی استفاده کردند و عدم مشروعیت دشمنانشان و محبوبیت جهانی نهضت خویش را تثبیت کردند.
* از لباس سنتی استفاده میکردند و از سنت ها تجلیل میکردند.
* تاکید بر آزادی از استبداد داخلی و استقلال کشور از بیگانه داشتند رمز توسعه کشور را در این دو میدانستند. در این مسیر به سنت های اصیل احترام میگذاشتند.
* مریدان بسیاری داشتند. مهاتما گاندی برای هندوها نیمه خدا بود و امام خمینی برای ایرانیان مرجع و رهبر بلامشابه دینی بود.
* بیشترین مخالفت با آنها از سوی تندروهای مذهبی بود. تند رو های هم سلک: روحانیون متحجر و درباری / هندوهای افراطی


مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog  امام خمینی مهاتما گاندی انقلاب اسلامی نهضت استقلال هندوستان


*
فداکاری برای نهضت و طرح شعار: یامرگ یا آزادی. مهاتما میگفت: آزادی یا مرگ. امام نیز بارها بر ایستادگی تا مرگ تاکید میکردند.
* نقش استعمار در خشونتهای پس از پیروزی هر دو نهضت نقش مهمی داشت: پانصدهزار کشته از مسلمان و هندو در هندوستان و چند صدهزار کشته و مجروح در جنگهای داخلی و جنگ با عراق و اقدامات تروریستی.
* هر دو فرزندانشان را از دست دادند: یکی مرگ نابهنگام و شاید ترور خاموش و دیگر الکلی شدن و از دست رفتن. که این دو حادثه بر روحیه پدرانشان تاثیر  میگذارد.
* احترام ظاهری و رسانه ای استعمارگران شکست خورده به نهضت در ابتدای پیروزی آن ها و همزمان اقدام به توطئه بر علیه آنها.‌
* راهپیمایی مردمی بعنوان یک ابزار مهم ارتباطی و انتقال احساس مشترک و مردمی کردن مبارزه. راهپیمایی نمک در هندوستان سوژه مهم رسانه های جهان شد و راهپیمایی های ایران نیز پشتوانه ی رای عدم اعتماد ملت به حکومت محسوب گشت.

مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog  مهاتما گاندی امام خمینی

*
رمز مشترک دو نهضت:
رمز نهضت استقلال هند: پیروزی حق بر قدرت 
رمز نهضت اسلامی مردم ایران :  پیروزی خون بر شمشیر
* وحدت مردمی گسترده که شامل مذاهب و عقاید مختلف میشد.
* رهبران پیشاپیش خطر و با مردم در حرکت بودند
* نقش افکار عمومی جهانی در حمایت از هر دو نهضت در برابر جباران
* از مرگ نمیترسیدند. دلی آرام داشتند. مهاتما در آخرین لحظه زندگی گفت:‌ راما ( خدا ) امام خمینی نیز در وصیت نامه شان از دل آرام خویش گفتند. همه چیز در برابر خدا کوچک است.
* هر دو جذبه شخصیتی فوق العاده داشتند که دیگران از آن یاد میکنند.

http://haidarrein.files.wordpress.com/2007/06/khomeini-5.jpg

*
پدر ملت بودند و با رفتنشان مردم احساس بی پدری کردند.
* در مراسم سوگواری شان، میلیونها انسان از خود بیخود شده به تشییع آمدند. یک میلیون نفر به دهلی آمدند و در مراسم مهاتما گاندی هفتصد و پنجاه هزار نفر حاضر بودند و در مراسم امام خمینی میلیونها نفر حاضر شدند.
* هر دو نهضت و رهبر نهضت الهام بخش آزادگان جهان بودند.
* ایمان قوی به خدا و اعتماد به ملت توامان داشتند و میان مبارزه و دین جمع کردند. موضوعی که فرهنگ سیاسی مبارزه در آن روزگار درک نمیکرد و امکان مبارزه مستقل از ابرقدرتهای شرق و غرب متصور نبود.
* عدم محوریت احزاب سیاسی در نهضت آنها به دلیل نقش محوری رهبری در نهضت. ارتباط مستقیم رهبر با مردم و سرعت رشد نهضت، احزاب و گروههای سیاسی را جا گذاشت.
* شباهت ایران و هند از نظر قومیت و نفوذ مذهب و درگیری با استعمارگران و سابقه تمدنی کهن و ....
*  هر دو نهضت به پیروزی رسیدند.
* علیه هر دو نهضت شورش به راه انداختند. تفرقه قومی و مذهبی و تلاش جهت تجزیه. که در مورد هندوستان به تجزیه و ظهور پاکستان شرقی ( بنگلادش ) و غربی منجر شد.
* تاکید رهبران بر وحدت همه مردم و حفظ تمامیت ارضی کشور
* سرکوب فوری و بی قاعده مخالفان در تظاهرات خیابانی با ایجاد حکومت نظامی پیش بینی نشده و کشتار فردای آن
١٧ شهریور ۵٧ در میدان ژاله تهران
کشتار ١٩١٩ در هند
و تاثیر این جنایات در پیشرفت نهضت.
* جنبشی محبوب و  از جنس مسیح و ایمان و صلح و دوستی و آزادی که به سرعت فراگیر شد
* شعارها:
استقلال: اهمیت استقلال دانشگاهها که مبدء همه چیز در کشورند.
لباس خارجی نپوشیم
نفی وابستگی فرهنگی به غرب
مهاتما گاندی: ما در بردگی خودمان به صورت غیرمستقیم سهیم هستیم.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٧

شاه و دخالت بیگانه by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

محمد رضا شاه ایران با حمایت بیگانگان به قدرت رسید. همانطور که رضا شاه چنین آمد و چنین رفت. شاه ایران با حضور دهها حضار مستشار نظامی در کشور احساس امنیت میکرد و چون دیگر شاهان متکی به قدرت های خارجی، تصور میکرد که هر گونه تحول در سیاست ایران ناشی از توازن قوای سیاستگذاران خارجی است. تغییر دولتهای ایران در چندین دهه، جز دوران کوتاه دکتر مصدق، برآیند رقابت قدرتهای خارجی در ایران بود و حضور حرکتهای مردمی در عرصه سیاسی محدود به زمان دکتر مصدق میشد.
این زمینه باعث میشد که شاه تصور کند که تغییر شرایط ایران مربوط به خواست حامیان خارجی وی است و نومیدتر میشد. در تفکر شاهان عصر جدید، مردم نمیتوانند نقشی ایفا کنند و منشاء قدرت سیاسی در حکومتها، خواست قدرتهای بیگانه یا قدرت نظامی داخلی هماهنگ با خارجی ها است.  در تفکر استبدادی، حزب و مردم و رهبری سیاسی مردم، جدای از شاه، معنایی ندارد.
شاهان قدیم که متکی به قبیله بودند، تا زمان ناصرالدین شاه، قدرت مستقل و متکی به بخشی از مردم داشتند و از قدرت قبیله و قبایل متحد و سلطه ای که بر سرزمین و حکام محلی پیدا میکردند، حکومت خویش را حفظ میکردند. با از میان رفتن نفوذ قبایل در عصر جدید و ناتوانی شاهان به ایجاد ارتباط با مردم از طریق مردم سالاری، راه حلی جز استبداد از نوع وابسته به خاریج باقی نماند. به همین جهت جایگزین هر مدل سیاسی به جز مردم سالاری، استبدادی است که خیلی زود به وابستگی منجر میشود.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧

انقلاب و انقلابی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

در دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی که هنوز مردم به صورت گسترده در فعالیتهای ضد حکومت شاه وارد نشده بودند، انقلابی عنوان افراد و گروههای سیاسی مخالف شاه بود که طیف گسترده ای از کمونیست ها تا مسلمانان را شامل میشد و حکومت محمد رضا شاه آنها را با عنوان ارتجاع سرخ و سیاه معرفی میکرد.
با پیروزی انقلاب اسلامی، انقلابی ها یعنی کسانی که به انقلاب اسلامی اعتقاد دارند. این معنی در ادبیات رسانه های خارجی و کسانی که قرابت با تحول اجتماعی ایران نداشتند، متداول بود. با گذشت زمان و تثبیت انقلاب اسلامی، از عنوان جمهوری اسلامی برای بیان ماهیت و هویت سیاسی کشور استفاده شد و انقلاب اسلامی معادل اندیشه و مبانی و نهضت انقلاب اسلامی ( از خردادد ۴٢ تا بهمن ۵٧ ) قرار گرفت.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧

قوس نزول اصولگرایان پر شتاب آغاز میشود by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

در زمان دولت میرحسین موسوی، مجلس و قوه قضائیه نیز در اختیار خط امامی ها بود.
در زمان دولت هاشمی رفسنجانی، مجلس مدتی در اختیار اصلاح طلبان بود و بعد اصولگرایان به اکثریت رسیدند و قوه قضائیه و بخشی مهمی از دولت نیز در اختیار اصولگرایان بود.
در زمان دولت خاتمی، مجلس ششم در اختیار اصلاح طلبان و مجلس هفتم در اختیار اصولگرایان بود و قوه قضائیه همچنان در اختیار اصولگرایان بود.
در زمان دولت احمدی نژاد، مجلس و قوه قضائیه نیز در اختیار اصولگرایان است.
در تمام این دوره ها شورای نگهبان در اختیار اصولگرایان بوده است.

به نظر میرسد که با ظهور دولت احمدی نژادو بروز دستاوردهای آن, تجربه حکومت هماهنگ و یکدست کنار گذارده میشود و راه برای حضور نمایندگان اکثریت جامعه یعنی اصلاح طلبان باز میشود و قوس نزول اصولگرایان که پیش تر در جامعه آغاز شده بود، به عرصه سیاست سرایت میکند.
به دلیل سیاستهای آقای احمدی نژاد و نقش محوری وی در سرنوشت اصولگرایی، شتاب این قوس نزول شدید و عمق آن زیاد و تجدید قوس صعود آن با تاخیر بیشتر خواهد بود. 


Link      Comments () Date: دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧

جمهوری اسلامی برای وطنم ایران by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

ما یک ایران حامی جمهوریت و یک ایران حامی اسلامیت نداریم. یک ایران داریم که دو گرایش جمهوریت و اسلامیت
گاهی به صورت افراطی
بنام یکی بر دیگری میتازند
اسلامیت و جمهوریت را
تا حد زیر سوال بردن ایران
ارج مینهند.
هر دو
رو به بیگانه
و با هم
نه یک کلمه بیش
نه یک کلمه کم
برای آینده بهتر ایران
و زندگی بهتر ملت ایران


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧

فرد قهرمان ... ملت قهرمان / پیروزی انقلاب اسلامی ایران مبارک باد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لحظاتی که یک فرد در نقش قهرمان ظاهر میشود و حماسه می آفریند، هرگز از خاطرش فراموش نمیشود. وقتی با ورزشکاران موفق صحبت کنیم می بینم که لحظات خاص را با چه شور و شوقی بیان میکنند.
حالا تصور کنید که یک ملت حماسه آفرین شود. پیروزی انقلاب اسلامی چنین بود.  میلیونها نفر در رسیدن به یک هدف بزرگ و مشترک یعنی نابودی رژیم استبدادی شاه با یکدیگر همراه شدند و در یک تعامل اجتماعی عمیق و همه جانبه، خاطره ای فراموش نشدنی در حافظه ی تاریخی ملت ایران آفریدند.
وابستگی پیروزی انقلاب اسلامی به نقش مردم و زنده بودن خاطره آن میتواند بزرگترین پشتوانه مردم سالاری محسوب شود.


Link      Comments () Date: شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧

سرود شاهنشاهی و سرود جمهوری اسلامی ایران by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

نگاهی به سرود شاهنشاهی ایران و سرود جمهوری اسلامی ایران میتواند نوع نگاه در دو دوره مختلف را نشان دهد. همچنین از شعار هر دوره میتوان اولویت ها و نگاه های متفاوت را تشخیص داد:

شعار کشور در زمان پهلوی:
خدا
شاه
میهن

شعار کشور پس از انقلاب اسلامی:
استقلال
آزادی
جمهوری اسلامی


سرود رسمی کشور در زمان پهلوی:

شاهنشاه ما زنده بادا
پاید کشور به فرش جاودان
کز پهلوی شـد ملک ایران
صد ره بهتر زعهد باستان‏
از دشمنان بودی پریشان
در سایه اش آسوده ایران
ایرانیان پیوسته شادان
همواره یزدان
بود او را نگهبان

سرود رسمی کشور در پس از انقلاب اسلامی:

سر زد از افق، مهر خاوران
فروغ دیده ی حق باوران
بهمن، فرّ ایمان ماست
پیامت ای امام، استقلال، آزادی نقش جان ماست
شهیدان، پیچیده در گوش زمان فریادتان
پاینده مانی و جاودان
جمهوری اسلامی ایران


Link      Comments () Date: شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧

احساس امام خمینی هنگام پرواز به سوی وطن: هیچی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

امام فرمودند هیچی. یعنی چی؟! بارها و بارها به طعنه این موضوع مطرح شده است که امام چرا:
از ترس های ورود به ایران و ساقط شدن هواپیما نگفتند!
از خوشحالی بازگشت به کشور نگفتند!
از امیدهای آینده نگفتند!
فقط گفتند:

هیچی!

چنین پاسخی در زمانی که رسانه ها متوجه امام و نظرات ایشان است، پاسخی عجیب و غیر منتظره بود.
نمیدانم بعدها کسی از امام در این باره پرسید یا نه. ولی
امام با اراده خود بر میگشت بنابر این خوشحال بود از بازگشت و اراده کرده بود که بازگردد و  پیش تر از اینکه میخواهد در کنار مردم ایران باشد، گفته بود.
کسی که سوال را پرسید  اساسا متوجه نشده بود که امام دوری از وطن را به دلیل ارزشی والاتر پذیرفته بود یعنی مبارزه با ظلم و وظیفه انسانی و دینی اش و گرنه مجبور به تحمل دوری از وطن نبود و تبعید نمیشد. خوشحالی از بازگشت که پاسخ طبیعی بسیاری است، بیان کننده ی حقیقت همه ی احساس امام نمیتوانست باشد. یا شاید هر پاسخ دیگر.
هیچی!
شاید یعنی بیندیش که چه پرسیدی!
یعنی اصل هدف مهمتر از هر چیز است ولو دوری از کشور!
یعنی توکل ما بر خداست و کاری نکرده ایم که خوشحال باشیم و در برابر خدا هیچیم!
یعنی ندیدن خود و احساس خود در برابر عظمت خدا و خلق خدا!
یعنی همه چیز در راه خدا!


Link      Comments () Date: شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧

12 بهمن 1357 ورود امام خمینی به ایران by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

منزل ما در خیابان آیزنهاور  و نزدیک میدان شهیاد ( هر دو امروز : آزادی ) بود و به همین جهت در جریان راه پیمایی های بزرگ و تجمعاتی که به میدان ختم میشد قرار میگرفتیم. روز یازدهم بهمن شایع شده بود که امام می آید. به همین دلیل جمعیت زیادی در خیابانها حاضر بودند. بعد که گفتند امام نمی آید، مردم خشمگین شدند و دولت شاپور بختیار را تهدید میکردند که ساکت نمی نشینند ولی کم کم رفتند. منم که همراه بعضی از خویشان ام به میدان شهیاد آمده بودم، رفتم.


شعار مردم این بود:

وای به حالت بختیار
اگر امام فردا نیاد

فردای آن روز امام آمد. جمعیتی عظیم گردآمده بودند. تصور نمیکنم جز در مراسم رحلت امام، چنین جمعیتی جمع شده باشند.


Link      Comments () Date: جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۸٧

دفاع قاطعانه خاتمی از سه دولت دفاع مقدس، سازندگی و اصلاحات by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

سید محمد خاتمی در اظهارنظری صریح با بیان اینکه «انگار همه چیز در سال های گذشته انحرافی بوده است و درهمین چند سال اخیر فقط برای مملکت کار شده است»، به انتقاد از ردصلاحیت‌هایی که در گذشته صورت گرفته است، ادعاهای دولت نهم در خصوص طرح تحول اقتصادی، انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی توسط محمود احمدی نژاد و فرصت سوزی‌های صورت گرفته در این چند سال پرداخت و از سوی دیگر به بیان نظرات جدیدش در خصوص کاندیداتوری در انتخابات و نگران نبودن از آرای خود پرداخت و در عین حال تاکید کرد که در انتخابات «هر چه وظیفه ام باشد انجام خواهم داد.»

ما از ارزش ها دفاع می‌کنیم؛ ما نمی‌توانیم اجازه دهیم به نام اسلام؛ تحجر، واپس‌گرایی و خرافات در کشور حاکم شود، انقلاب را نمی‌توان به دست کسانی سپرد که از صمیم قلب به آرمانهای انقلاب و خواستهای مردم باور ندارند یا اگر دارند راه رسیدن به آنها را درست نمی روند

ما می‌خواهیم هزینه مردم را کمتر کنیم و هرگونه راهی که این هزینه ها را کمتر کند و فایده را بیشتر باید همان آن راه را برویم.نباید سیاه و سفید یا این یا آن کنیم چون دوران این روش‌ها گذشته است و این روش با عالم واقعیت مطابقت ندارد


مطلب کامل را در ادامه بخوانید


یاری: سید محمد خاتمی در اظهارنظری صریح با بیان اینکه «انگار همه چیز در سال های گذشته انحرافی بوده است و درهمین چند سال اخیر فقط برای مملکت کار شده است»، به انتقاد از ردصلاحیت‌هایی که در گذشته صورت گرفته است، ادعاهای دولت نهم در خصوص طرح تحول اقتصادی، انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی توسط محمود احمدی نژاد و فرصت سوزی‌های صورت گرفته در این چند سال پرداخت و از سوی دیگر به بیان نظرات جدیدش در خصوص کاندیداتوری در انتخابات و نگران نبودن از آرای خود پرداخت و در عین حال تاکید کرد که در انتخابات «هر چه وظیفه ام باشد انجام خواهم داد.»

به گزارش پایگاه خبری یاری، رییس جمهور سابق کشورمان گفت: «ما از ارزش ها دفاع می‌کنیم؛ ما نمی‌توانیم اجازه دهیم به نام اسلام؛ تحجر، واپس‌گرایی و خرافات در کشور حاکم شود، انقلاب را نمی‌توان به دست کسانی سپرد که از صمیم قلب به آرمانهای انقلاب و خواستهای مردم باور ندارند یا اگر دارند راه رسیدن به آنها را درست نمی روند.»

به گزارش روابط عمومی دفتر حجت الاسلام و لمسلمین سید محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات در جمع اقشار مختلف مردم استان گلستان گفت:«شما از گلستانید و عطردل انگیزایمان و پایداری مردم گلستان در فضای ایران پراکنده است.»

وی افزود:«با وجود قومیت‌ها،مذاهب و ادیان مختلف در کشور گلستان نمونه‌ای بارزی از همدلی و با همزیستن است. انسان‌هایی که وجه مشترک آنان دلبستگی به این کشور و تقاضای سربلندی آن،جبران عقب افتادگی تاریخی و رفع تبعیض و استقرار عدالت واقعی در سراسر کشور، ارتقای حیثیت و هویت دینی و ملی است.»

رئیس بنیاد باران با اشاره به مشکلاتی که کشور در طی قرن های اخیر پشت سر گذاشته و نتیجه‌ای جز عقب افتادگی مزمن به جای نگذاشته است، اظهار داشت:«با همه اینها این خواست مشترک همه را زیر یک چتر جمع کرده است و حتی توانسته به رغم همه کارشکنی ها و ایجاد تفرقه، پیروان مذاهب مختلف را تحت عنوان دین مبین اسلام جمع کند.»

وی تصریح کرد:« شاید در کمتر بخش هایی از کشور این چنین تجمع و همزیستی وجود داشته و دل‌ها اینگونه به هم نزدیک باشد؛ گلستان از استان‌هایی است که بخش‌هایی از آن درد محرومیت را درک کرده‌اند و امید به پیشرفت کشور و بالارفتن سطح زندگی در آن بیشتر ملموس خواهد بود.»

خاتمی با اشاره به سخنان اخیر خود مبنی بر اینکه کشور باید به چهار سال پیش بازگردد، گفت:«اگرما می گوییم کشور تلاش زیادی نیاز دارد که شرایطش به چند سال پیش بازگردد به معنای عقب‌گرد و سیل قهقرایی نیست، بلکه به این معناست که ما ازسیری که داشتیم انحراف پیدا کرده‌ایم و برای پیشرفت و اعتلا باید از راه انحرافی بازگردیم و  در راهی که ما را به هدف‌های والایمان نزدیک می کند حرکت کنیم و این بازگشت دقیقا به این معنی است که ما می‌خواهیم پیشرفت کنیم و اعتلاء داشته باشیم.»

رئیس موسسه بین المللی گفت‌وگوی فرهنگها و تمدنها به آرمانهای انقلاب و ملت ایران و همچنین محرومیت های پشت سر گذاشته شده اشاره کرد و اظهار داشت:«خوشبختانه در این کشور سند 20 ساله چشم انداز به عنوان نقشه راه و نقطه مشترک وجود دارد؛ باید پرسید آیا در آن مسیر حرکت کرده‌ایم؟اگر کرده‌ایم همه باید کمک کنند با سرعت بیشتردر این مسیر جلو برویم ولی اگر به راه دیگری رفته‌ایم آیا نباید به آن مسیر بازگردیم؟»

خاتمی تاکید کرد:«آن کسی که می‌گوید باید به نقطه ای که از هدف اصلی منحرف شده ایم بازگردیم؛ دقیقا پیشرفت کشور را می‌خواهد و از اینکه کشور به قهقرا برود ناراحت است.»

وی ادامه داد:«اگر گفته می‌شود در دوران هشت ساله جنگ؛ کشور به خوبی اداره شد به معنای تکرارشدن عینی آن وضعیت نیست بلکه مراد شیوه درست اداره کردن کشور به خصوص در دورانهای بحرانی است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد:« وقتی از آن دوران یاد خیر می‌کنیم به خاطر آن روحیه، مدیریت و جریانی است که آن زمان بود و آن برای ما ارزش است.»

وی تصریح کرد:«همان روحیه، مدیریت و جریانی که در این چند سال اخیر انکار شد؛انگار همه چیز در سال های گذشته انحرافی بوده است و درهمین چند سال اخیر فقط برای مملکت کار شده است!»

خاتمی افزود:«در آن دوران احساس امنیت در کشور بیشتر بود، عزم جزم برای دفاع کشور بیشتر بود،فرار مغزها از کشور مانند امروز نبود.این مردم به مسئولانشان واقف و عامل بودند و احساس می کردند مدیریت کشور به سربلندی کشور و سرمایه های اجتماعی اعتقاد دارد؛بخش عمده سرمایه های اجتماعی که امروز کنار گذاشته شده اند محصول همان دوران هستند.»

رئیس جمهور سابق کشورمان  به ویِژگی‌های آن بینش حاکم بر کشور در دوران دفاع مقدس اشاره کرد و گفت:«بر اساس آن بینش مشورت و خرد جمعی باید در کشور حاکم باشد، باید با مردم شفاف بود،به آنها واقعیت‌ها را گفت.باید تلاش کنیم مردم کمتر دچار مشکل و فشار باشند.این مساله بازگشت به کوپنی کردن زندگی نیست بلکه امروز سیاست ها تغییرکرده و اگر کسانی که  آن روزها سر کار بودند امروز بخواهند بیایند مطمئن باشید با توجه به شرایط روز؛ کشور را اداره می‌کنند.»

رئیس بنیاد باران همچنین با اشاره به دستاوردهای دوران سازندگی، اظهار داشت:«اگر ما از دوران سازندگی به نیکی یاد می‌کنیم به این دلیل است که در این دوران بسیاری از خرابی‌ها ترمیم شد و زیر ساخت‌هایی ایجاد شد که کشور بتواند روی پای خود بایستد و پیشرفت کند و از ظرفیت‌ها استفاده کند که روش درستی بود اما  کمبودها و مشکلانی نیز در همه دوره‌ها وجود داشت.»

خاتمی همچنین به دوران هشت ساله اصلاحات اشاره کرد و افزود:«در دوران اصلاحات با همه مشکلاتی که وجود داشت انسان با هر عقیده‌ای، دارای حرمت بود و این اصل رعایت شد که جامعه‌ای که در آن مخالف نباشد جامعه‌ای مرده است اما مخالفت باید در چارچوب قانون و ضوابط باشد.»

وی یادآور شد:«در دوران اصلاحات، نقد دولت،مسئولان و رییس جمهوری به معنای براندازی نبود بلکه به معنای زندگی بهتر در جامعه‌ای بهتر بود.در دولت اصلاحات با وجود خشکسالی و کمبود در آمدها کارهای اساسی در عرصه‌های مختلف انجام شد.»

رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:«سال 82 در جمع کارگزاران در حضور رهبری عنوان کردم کشور آمادگی جهش بزرگ در عرصه‌های اقتصادی،سیاسی و اجتماعی دارد و در سایه همان فعالیت‌ها و دستاوردها بود که سند چشم انداز تدوین شد و پس از طی مراحل و تایید رهبری به عنوان نقشه راه مشخص شد.»

خاتمی با ابراز تاسف از اینکه «در سالهای گذشته با نفی دوره های گذشته شعارهایی داده شد»، اظهار داشت:« نتیجه این نفی‌ها و این شعارها این بود که از اهداف چشم انداز عقب افتادیم؛ اجرای عدالت در جامعه کمتر شد.»

وی افزود:«ما کارهای اساسی و زیر بنایی برای تامین عدالت انجام دادیم.وزارت رفاه و تامین اجتماعی تاسیس شد و اساسنامه و شرح وظایف آن علمی‌ترین و دقیق ترین شرح وظایفی است که وجود دارد.»

خاتمی با تاکید بر اینکه «ما بانی طرح تحول اقتصادی بودیم»، به بیان دستاوردهای دولت اصلاحات در عرصه اقتصادی پرداخت وگفت:« ابتدا قرار بود برای بنزین و نفت این کار را انجام دهیم.فکر کردیم وقتی قیمت ها بالا می‌رود یک ریال آن را به عنوان در آمد دولت استفاده نکنیم.بخشی از آن صرف تامین اجتماعی شود یعنی صرف بهبود زندگی کسانی که در آمد کمتری دارند و بخش دیگری از آن در جهت اصلاح حامل‌های انرژی شود و این طرح به مجلس فرستاده شد؛اما متاسفانه تصویب نشد.ما گام به گام در موقعیتی که قیمت نفت در هشت سال بطور متوسط 21 میلیارد دلار بود، در این راه حرکت کردیم.»

رئیس جمهور سابق کشورمان ادامه داد:«وجوه ارائه شده نیز برای تقویت بخش خصوصی در جهت سرمایه گذاری بود، معافیت مالیاتی را  برای سرمایه گذاری در نقاط محروم گذاشتیم و ده‌ها کار دیگر که اینها یعنی کمک به فقر زدایی و ایجاد عدالت در جامعه.»

وی تصریح کرد:«ما حتی برنامه‌هایی داشتیم که کمیته امداد به سوی اصلاح شیوه  کمک‌رسانی به افراد سوق داده شود و شد؛تا افراد در عین حفظ عزت و احترام بتوانند روی پای خود بایستند.»

رئیس بنیاد باران همچنین در خصوص دستاوردهای دولت اصلاحات در سیاست خارجی اظهار داشت:«در سیاست خارجی در عین پافشاری بر اصول و ارزش ها توانستیم تنش‌زدایی کنیم که راه نیز برای حضور سرمایه و تکنولوژی باز شد و مدیریت علمی درست در کشور و آثار آن را هم دیدیم.»

خاتمی در ادامه گفت:«اگر امروز می‌گوییم مملکت نیاز به تحول دارد یعنی تحول به سویی که انقلاب وامام می خواست و رهبری می‌خواهد.معتقدیم از اهداف دور شده‌ایم.بازگشت به آنها بازگشت به عقب نیست بلکه جبران بازگشت به عقب است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه «ما دلمان برای کشور و مردم می تپد»، افزود:«نمی توانیم شاهد این باشیم که سرمایه‌های اجتماعی لطمه بینند؛دلمان برای خون‌هایی که برای کشور ریخته شد و برای ارزشها می‌سوزد.مردم انقلاب کردند که کشور پیشرفت کند،مردم محترم باشند و آزادی در کشور حاکم باشد و از عقب‌ماندگی نجات پیدا کنیم.»

وی با اشاره به قرار گرفتن در آستانه ایام دهه فجر و سالروز ورود امام خمینی(ره) به میهن، گفت:« در این ایام سخنان امام راحل را بازخوانی کنیم، آن چیزی که امام روی آن تکیه می کند و به عنوان هدف حرکت اجتماعی انجام می‌دهد پیشنهاد جمهوری اسلامی بود که در آن خواست یکصد ساله مردم یعنی استقلال، آزادی و پیشرفت تامین شود.»

خاتمی تصریح کرد:« ما از ارزش‌ها دفاع می‌کنیم ؛ما نمی‌توانیم اجازه دهیم به نام اسلام؛ تحجر ، واپس‌گرایی و خرافات در کشور حاکم شود، انقلاب را نمی‌توان به دست کسانی سپرد که از صمیم قلب به آرمانهای انقلاب و خواستهای مردم باور ندارند یا اگر دارند راه رسیدن به آنها را درست نمی‌روند.»

وی با بیان اینکه «بد مصرف کردن ارزش ها دفاع از ارزش ها نیست بلکه بزرگترین ضربه به ارزشها است»، اظهار داشت:«اگر شعار عدالت سربدهیم اما فاصله فقیر و غنی در جامعه بیشتر شود این جفای به عدالت است.اگر بگوییم جامعه اسلامی باید در دنیا سربلند باشد اما اگر منزوی‌تر شویم و فشارها زیادتر شود آیا معنایش این نیست که اسلام یعنی عقب ماندگی و کم شدن حرمت مردم؟آیا خط امام و ارزشها این بود؟»

رئیس دولت اصلاحات، تاکید کرد:«ما در این چند سال فرصت‌های بسیاری از دست داده ایم.فرصت در آمد بالای نفتی فرصتی بود که می‌توانستیم فاصله رسیدن به اهداف‌مان را کم کنیم که امروز بیشتر شده است.»

خاتمی همچنین گفت:«نمی خواهم زحمت‌هایی را که در کشور انجام می‌شود انکار کنم؛گاهی با حسن نیت و سوءنیت سرمایه‌ها از بین می‌رود؛ سرمایه ها از بین رفته است.»

وی یادآور شد:«وقتی سازمان مدیریت و برنامه ریزی بود مسئولان احساس می کردند تحت نظارت هستند. درست نیست تشکیلاتی را از بین ببریم که دستگاهها تحت نظارت و بازخواست نباشند.»

رئیس جمهور سابق کشورمان در ادامه اظهار داشت:«آقای مهندس موسوی در دوران جنگ، کار کارشناسی می‌کرد، مشورت می‌کرد و به طور قطع ‌حرف‌های ایشان فنی‌تر است. ایشان به درستی می‌گویند از بین رفتن شوراها،سازمان مدیریت و برنامه ریزی و از بین رفتن سرمایه‌های اجتماعی چه زیان‌هایی برای کشور دارد؛ امیدوارم ایشان بیشتر سخن بگویند چون ایشان از سرمایه‌های انقلاب هستند.»

خاتمی تاکید کرد:«باید اجازه داد با دیدن همه شرایط بهترین و میسرترین راه را انتخاب کنیم؛گاهی بهترین راه ممکن‌ترین راه نیست و باید کاری کرد که حتما منجر به نتیجه شود.»

وی ادامه داد:«این روزها دوستان زیادی از سراسر کشور به بنده محبت می کنند؛من نه دغدغه آبرو دارم که معتقدم هر چه دارم از آن مردم است و آن را نثار این مردم بزرگوار می‌کنم ونه نگرانی از شکست دارم که  شکست و پیروزی در این زمینه‌ها برایم معنا ندارد. البته هیچ رغبتی هم برای بازگشت به قدرت ندارم.اما باید دید وظیفه چه حکم می کند.»

خاتمی با تاکید بر اینکه «انسان خیال‌پردازی نیستم»، اظهار داشت:« اگر بیایم با برآوردهای انجام شده از آرای خود هیچگونه نگرانی ندارم اما از نحوه اجرای انتخابات نگرانی‌هایی وجود دارد.»

وی تصریح کرد:« اگر شرایط به سمتی پیش برود که اصلاح طلبان  آرای کافی را به دست نیاوردند جامعه این تلقی را ندارد که آنها شکست خورده اند. آیا اگر شیوه‌ای اتخاذ شود که چنین تلقی در جامعه پدید آید درست است؟»

رئیس بنیاد باران همچنین تاکید کرد:«بهتر آن بود که در جمهوری اسلامی اگر کسی واقعا رد صلاحیت می شود، خود احساس شکست بکند نه اینکه شرایطی ایجاد شود که رد صلاحیت شدگان در جامعه محترم‌تر شوند.»

خاتمی، اصلاحات را مظهر ارزش، صداقت و اجرای عدالت در ارگانهای نظام عنوان کرد و گفت:«نباید اینگونه باشد کسی که سال‌های سال در جبهه حضور داشته،با اخلاص در عرصه بوده ولی به خاطر اینکه به فلان گروه وابسته است رد صلاحیت شود.»

وی افزود:«ما خیر‌خواهیم و معتقدیم روش‌ها در جامعه باید به گونه‌ای باشد که مسائل براساس اصول اسلام و متناسب با شان جمهوری اسلامی و حرمت و برخورداری مردم انجام شود.»

رئیس جمهور سابق کشورمان به مهمترین دغدغه‌های خود در روزهای پس ازانتخابات (در صورتیکه تشخیص دهد در عرصه حضور پیدا کند)،اشاره کرد و اظهار داشت:«آن روز باید به گونه‌ای باشد  که انسان بین خود و خدای خود احساس کند آنچه به مردم گفته است می‌تواند انجام دهد.اگر نظر تشکیلات طوری باشد که کسی را نپسندد و در مقابلش کارشکنی شود و مردم احساس کنند هزینه کشور زیادتر شده باید به سوی کسی رفت که هزینه کمتری داشته باشد.»

سید محمد خاتمی تاکید کرد:«مردم مطمئن باشند و خدا را شاهد می‌گیرم هر تصمیمی بگیرم از سر راحت طلبی، عافیت طلبی و عدم احساس مسئولیت نیست.از وضعیت کنونی خود راضی هستم و اگر اوضاع هم تغییر کند باز می‌توانیم در متن جامعه و عرصه بین المللی فعال‌تر باشیم اما هر چه وظیفه‌ام باشد انجام خواهم داد.»

وی ادامه داد:«ما می‌خواهیم هزینه مردم را کمتر کنیم و هرگونه راهی که این هزینه ها را کمتر کند و فایده را بیشتر باید همان آن راه را برویم.نباید سیاه و سفید یا این یا آن کنیم چون دوران این روش‌ها گذشته است و این روش با عالم واقعیت مطابقت ندارد.»

خاتمی خاطرنشان کرد:«توقع از رییس جمهوری نیز باید به اندازه قدرت وی باشد؛ در دوره گذشته توقعاتی مطرح شد که عملا امکان تحقق آنها وجود نداشت.»


Link      Comments () Date: یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٧

حمله به سفارتخانه ها و تعیین جایزه اعدام و تشویق به ترور اصولگرایی نیست by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

در شرایط انقلابی جامعه ایران، دولت مرحوم بازرگان رویه غیرانقلابی را در پیش گرفته بود و لذا گروههای انقلابی از آن خشنود نبودند. در چنین شرایطی دانشجویان با حمایت افکار عمومی به سفارت آمریکا حمله کردند و آن را بدون خونریزی در اختیار گرفتند. آمریکا حامی اصلی شاه ایران بود و از نظر افکار عمومی همین کافی بود که اشغال سفارتخانه آمریکا مورد استقبال گروههای سیاسی و مردم قرار بگیرد. در شرایطی که دولت حامی این اقدام نبود و آمریکا سمبل زورگویی جهان بود، تحقیر ایرانیان با حمایت آمریکا از شاه، به این شکل پاسخی درخور یافت.
حالا تصور کنید که پس از شرایط انقلابی (شورای انقلاب) و دوران جنگ (میر حسین موسوی) و عصر سازندگی (هاشمی رفسنجانی) و گذر اصلاحات (خاتمی)، در شرایطی که برای نخستین بار امور دولت جمهوری اسلامی به دست یک دولت کاملا اصولگرا(احمدی نژاد) می افتد و ارکان اصلی قدرت با تمام قوا از آن حمایت میکنند، به سفارتخانه ها و محافظان آن حمله شود. یا همین جماعت برای کشتن رئیس جمهور کشوری که توسعه روابط با آن در اولولیت سیاستگزاران کشور است (مصر)، جایزه تعیین کنند. بعد هم محترمانه این جماعت را جمع و جور کنند و وزارتخارجه ما نیز از رفتار آنها عذرخواهی کند و مسئولیت رفتار آنها را هیچ مقام رسمی حاضر نشود بپذیرد.
عجب حکایتی است!


Link      Comments () Date: جمعه ٤ بهمن ۱۳۸٧

برنامه ها و وعده ها در جمهوری اسلامی ایران by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

رهبران و مدیران کشور از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی برنامه ها و هدف ها و آرزوها و وعده هایی را مطرح میکردند که امروز بخشی از آنها همچنان در صدر خواسته های مردم و جریانات مختلف است.
بعضی نیز تقریبا مدعی ندارد و البته اگر کسی آنها را هم پیگیری کند به نتایج خوبی خواهد رسید چرا که امام خمینی و یاران اصلی ایشان در شرایط مختلف بر حقوقی پای فشاری کرده اند که شاید امروز بنظر بعضی نمیتوان آنها را مطرح کرد ولی در واقع اکثرا جزو خواسته های ملت اند که از زبان رهبر یا شخصیتهای برجسته انقلاب بیان شده است. به طور مثال اعطای کرسی تدریس مارکسیسم و کمونیسم توسط استاد کمونیست در دانشگاه از نکاتی است که شهید مطهری مطرح کرده بودند. این کار موجب نوعی تعامل فکری و رشد اندیشه های اصیل دینی و خودی میشود.

==================

وعده های عمل نشده برای هر کشور و نظامی خطرناک است و باید از میزان آنها کاست. مردم در شرایط عادی و معمولا وعده های عمل نشده را به محدودیتهای اجرایی نسبت نمیدهند، بلکه آنها را فریب و دروغ می پندارند و نومید و مایوس میشوند.
در دادن وعده ها نباید راه فریب را در پیش گرفت. بی توجهی به امکانات و شرایط و گفتن هر آنچه از دهان در می آید و سوار شدن بر روی موج احساسات مخاطبان در سخنرانی ها و تصویب و ابلاغ سرپایی نوعی فریب است و در نهایت نتیجه بخش نیست و موجب ایجاد مشکل برای دولت ها و مسئولین فعلی و آتی کشور میگردد. این نکته ای است که آیت الله جوادی آملی در نخستین ملاقاتشان با آقای احمدی نژاد پس از نقل حکایت هاله نور از سوی رئیس جمهور، در قالب دو روایت نبوی مطرح شد. بنظر میرسد که اگر آقای جوادی آملی به خوبی متوجه مسیر نگران کننده حرکت دولت بودند. موضوعی که سرنوشت اصولگرایان را در مدیریت کشور رقم خواهد زد.


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٧

علی شریعتی و نقش انکار نشدنی وی در تحولات فکری دهه پنجاه by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

http://tinypic.com/m8fzx2.jpg

موضوع نقش دکتر شریعتی و افکار و اندیشه ها و عملکرد روشنگرانه وی در تحولات فکری و اندیشه ای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی را نمیتوان از خلال برنامه های سفارشی صدا و سیما یافت یا دیگر رسانه های رسمی و دولتی یافت ولی آنانکه با فعالیتهای اندیشمندان مسلمان در دهه چهل و پنجاه شمسی آشنا هستند، نام شخصیتهایی چون دکتر علی شریعتی و مهندس مهدی بازرگان و استاد مرتضی مطهری و آیت الله بهشتی و حجه الاسلام باهنر را بارها شنیده اند. شخصیتهایی که اینک هیچکدام در میان ما نیستند ولی بسیاری از یاران و همراهانشان زنده اند و البته در حاشیه.


http://mostafaalli.files.wordpress.com/2008/01/shariati-in-prison.jpg

در میان همه این اندیشمندان، وضعیت دکتر شریعتی کاملا متمایز است. وی سرسلسله بسیاری از فعالیتهای اجتماعی و سیاسی با رنگ و صبغه ی اسلامی است. مجموعه آثار منتشر شده ی وی الهام بخش تحرک انقلابی جوانان فرهیخته و فعال کشور به ویژه در تهران بود.
 در شعارهای دوران انقلاب نام وی با عنوان معلم شهید انقلاب بارها و بارها و هزاران بار از سوی شرکت کنندگان در تظاهرات برده میشد که به یاد ندارم یکبار هم در دو دهه اخیر از صدا و سیما شنیده باشم.

دکتر علی شریعتی معلم شهید ما جان به کف اش نهاده بود ...

نزدیک شدن به وی و نزدیک نشان دادن با وی، افتخار بود. زیر تابوت او را اندکی گرفتند و باد او را اندکی زنده نگهداشتند ولی با پیروزی انقلاب اسلامی و آزادی انتشار کتاب و رفع سانسور، میلیونها جلد از کتابهای وی منتشر شد و روح و شوق ایمان به خدا و دین پیامبر ص و امامت و شهادت را در بین جوانان گسترش داد. بعضی در باره دکتر شریعتی سخنهایی گفتند که امروز شاید فراموش کرده باشند و یا دوست داشته باشند فراموش کنند.
اگر در پیروزی انقلاب اسلامی نقشی برای دانشگاه تهران و دیگر دانشگاهها و حسینیه ارشاد و شهر تهران و زندانیان سیاسی مسلمان دوره ستمشاهی میتوان قائل شد، دکتر شریعتی محور مهم این نقش بود.

http://alishariati.persiangig.ir/image/Dr.Shariati/Weblog/new/Dr%20Ali%20shariati%20%20Wallpaper.jpg


علاقه به مسکوت گذاردن نقش دکتر شریعتی تنها به رقبای صنفی و سیاسی و عقیدتی وی مربوط نیست. حتی بعضی از مدافعان و نزدیکان دکتر شریعتی نیز ترجیح میدهند به نقش دکتر شریعتی در شکل گیری افکار دینی در جوانان تحصیلکرده و دانشگاهی آن دوره اشاره ای نشود. ولی آنچه روشن است تاریخ انقلاب اسلامی بدون نام و اندیشه دکتر شریعتی قطعا چیزی کم دارد.


http://www.doctorshiri.com/images/mt-static/pics/492.jpg


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٧

داستان انقلاب به روایت رسانه ملی ! از وبلاگ تورجان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از وبلاگستان:

همه چیز از زمانی آغاز شد که استاد حبیب الله عسگراولادی و اسدالله بادامچیان که دو بازاری متأهل و متعهد بازار تهران بودند، تصمیم گرفتند که انقلاب کنند. آنها تجربه ناموفق امثال طالقانی، شریعتی و بازرگان را پیش رو قرار دادند و تصمیم گرفتند که باعرضه باشند. شاه از اقدامات آنها به هراس افتاد و تصمیم به قلع و قمع آنها گرفت. آنها به یک جنگل مخوف پناهنده شدند و به جنگ با مأموران دژخیم پرداختند. آنها با درایت و اخلاص فراوان موفق شدند که شکست سختی به مأموران رژیم تحمیل کنند و نشان دادند که مثل گروه های مشابه خود بی عرضه نیستند. آنها در ادامه انقلاب تاریخی خود موفق شدند که با تولید انبوه کتاب های عمیق و تأثیرگذار دینی و فرهنگی، انقلابی فکری در نسل جوان دهه 50 رقم بزنند. همچنین آنها در کنار مبارزات مسلحانه تأثیرگذار، تغذیه فکری نسل جوان را هم به عهده داشتند. واقعاً کار سترگی بود. شاه دیگر به ستوه آمده بود. کتاب های اسلام شناسی استاد عسگراولادی و به ویژه کتاب معروف وی درباره پیامبران بزرگ، بسیار جریان ساز و ماندگار شد. تا جایی که چهل سال بعد از تألیف، سریال بی نظیر یوزارسیف بر اساس این کتاب مهم ساخته شد.

فعالیت های فکری و مسلحانه این دو انقلابی بزرگ روز به روز کار را بر عمال رژیم دشوارتر می کرد. شاه توان مقابله با این دو انقلابی بزرگ را نداشت. استاد اسدالله بادامچیان که ید طولایی در شناخت تاریخ معاصر ایران داشت، به نظریه پردازی در مقوله تاریخ مشغول بود. تلاش های عمیق فرهنگی این دو مبارز نستوه بر رقبای حسود و تنگ نظرشان گران می آمد. علی شریعتی که جوان جاه طلب جویای نامی بود، برخی از کتاب های نفیس استاد عسگراولادی را به نام خود منتشر می کرد. طالقانی هم که از شاگردان درس خارج فقه و اصول استاد عسگراولادی بود، درس های تفسیر استادش را بدون اجازه وی و به نام خود چاپ می کرد. بسیاری از شاگردان خالص و مخلص مکتب فکری این دو استاد بزرگ توانستند در اقصی نقاط میهن به نشر افکار انقلابی بپردازند. شکنجه و زندان هم نتوانست از نفوذ این دو دانشمند مبارز بکاهد. رهبری داهیانه این دو منجر به سقوط رژیم 2537 ساله شاهنشاهی شد و بر اساس مبانی فکری معظم لهما مبانی فکری نظام جدید مدوّن شد.

پس اگر باز هم مثل هر سال در برنامه های صدا و سیما به مناسبت دهه فجر شاهد حضور گسترده این دو انقلابی تاریخ ساز بودید، تعجب نکنید! از نپرداختن به نقش شریعتی، طالقانی، بازرگان و دهها فعال گمنام  و کم اثر سیاسی و فکری هم گلایه نکنید! چرا که این انقلاب بی نام استاد عسگراولادی و استاد بادامچیان در هیچ جای جهان و تاریخ شناخته شده نیست. امثال شریعتی و طالقانی و ... همانقدر در انقلاب اسلامی اثر داشتند که عنصر نه چندان موفق و شناخته شده ای مثل چه گوارا در انقلاب کوبا!


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٧

تاریخ انقلاب اسلامی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

به دهه ی فجر نزدیک میشویم که فرصتی برای شادمانی از تحقق جمهوری اسلامی (مردم سالاری دینی ) و نیز فرصتی برای بیان و تبیین تاریخ انقلاب اسلامی است. 
اصول و مبانی انقلاب اسلامی که با شخصیت و اندیشه ها و عملکرد امام خمینی شناخته میشود، آنگونه که بایسته و شایسته است تبیین نشده است. همچنین تاریخ پس از انقلاب نیز گرچه به روایتهای مختلف بیان شده است ولی هنوز جای کار بسیار دارد.
امید است که  فرصت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بخشی از این کمبودها را جبران کند.


Link      Comments () Date: جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧

سید حسن خمینی : ما در انقلاب با یک متن مقدس مواجه هستیم و آن امام (ره)‌‏است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

وی تاکید کرد:‌«راه برون‌‏رفت انسدادهای موجود و راه بقای انقلاب، اجتهاد در مبانی انقلاب و اندیشه‌‏های امام(ره) است.»

فرزند یادگار حضرت امام(ره) با بیان اینکه ما در تاریخ اسلام با سه نحله مواجه بودیم، افزود:‌«در تاریخ اسلام کسانی بودند که در متن تقلب کرده‌‏اند و نیز کسانی بودند که در مواجهه با مسائل بدون رجوع به متن مقدس، به بیان مسائل می‌‏پرداخته‌‏اند و نیز نحله سوم راهی بود که ائمه ما پیش پای ما گشودند.»

وی با بیان اینکه روشنفکری به معنای حرف نو زدن نیست، گفت:‌«روشنفکر کسی است که حرف نو در پاسخ به سوال‌‏های جامعه داشته باشد.روشنفکر پیرامون درد جامعه خود می‌‏اندیشد اما الزاماً‌ حرف نو ندارد ولی پاسخ نو دارد.»

سید حسن خمینی با بیان اینکه ما در انقلاب با یک متن مقدس مواجه هستیم و آن امام (ره)‌‏است، نسبت به نادیده گرفتن عنصر زمان ومکان در اجتهاد انتقاد کرد و گفت:«زمان و مکان در اجتهاد تاثیر دارد اما متاسفانه این گفته حضرت امام(ره) هنوز نادیده گرفته می‌‏شود.»

متن کامل در ادامه مطلب:


سید حسن خمینی مطرح کرد:سخنی مهم از امام راحل که هنوز هم نادیده گرفته می‌شود

یاری: فرزند یادگار حضرت امام (ره)تاکید کرد:«اجتهاد در مبانی انقلاب و اندیشه‌‏های امام(ره) راه برون رفت از انسدادهای موجود و راه بقای انقلاب است.»

به گزارش ایلنا، سید حسن خمینی که در همایش «دهه چهارم ضرورت تعامل و تحول» در مجموعه دایره المعارف اسلامی سخن می‌‏گفت با اشاره به وقایع غزه گفت:«آیا آنچه در غزه می‌‏گذرد، علتی نیست برای اینکه نظام بین‌‏المللی هم دچار تحول شود و نظم بی‌‏بنیان و ظلم‌‏مداری که در دنیا حاکم است, نتوانسته گوشه‌‏ای از عدالت را برقرار کند.»

وی با طرح این پرسش که آیا وقت آن نرسیده در راستای تحول این نظم گام برداریم، گفت:«نمی‌‏شود این روزها وقایع غزه را دید و شنید و خون گریه نکرد.»

سید حسن خمینی با بیان اینکه خداوند انشاءالله چشمان بزدلان جهان عرب را که بویی از شرافت و انسانیت نبرده‌‏اند،بشویاند، اظهار داشت:«خداوند به ملت مظلوم فلسطین توفیق مضاعف عنایت کند تا در برابر ظلم ایستادگی کنند.»

وی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع همایش اشاره کرد و با بیان اینکه جلسه برگزار شده، جلسه باشکوهی است، اظهار داشت:‌«در هر گوشه‌‏ای که از این مجلس نگاه می‌‏کنیم کسانی را می‌‏بینیم که هر یک در زمان خود مسولیت اجرایی کشور را به عهده داشته‌‏اند و به همین دلیل این جلسه، جلسه باشکوهی است.»

فرزند یادگار حضرت امام به "ماهیت تحول" اشاره کرد و گفت:«تحول معنای تاریخی دارد و از مفاهیمی است که نمی‌‏توان آن را خوب و بد دانست.»

وی با بیان اینکه نفس تحول و دگرگونی می‌‏تواند امر مضموم یا مطلوبی باشد، اظهار داشت:« کسانی که به دنبال طرح سخن نو هستند، به دنبال این هستند که یک گام به جلو بردارند و وضع موجود و وضع مطلوب دو مفهومی است که در کنار تحول قرار می‌‏گیرد و این دو معنا باید قبل از ضرورت تحول شناخته شود.»

سید حسن خمینی با تاکید بر اینکه حرکت از وضع موجود به سمت مطلوب می‌‏تواند به دو صورت باشد، گفت:«حرکت از وضع موجود به سمت وضع مطلوب یا می‌‏تواند شتابان (انقلابی) صورت گیرد یا می‌‏تواند با شیب ملایم (اصلاح) صورت پذیرد.»

وی خاطر نشان کرد:«مهم نیست که با چه شتابی به سمت وضع مطلوب حرکت کنیم.»

تولیت حرم حضرت امام خمینی (ره) با بیان اینکه بسیاری از ما به واسطه اینکه در درون انقلاب زندگی می‌‏کنیم نسبت به وضع موجود شناخت کافی نداریم، اظهار داشت:«آنچه در سه دهه انقلاب تحقق پیدا کرد،‌ گام بسیار بزرگی بود و سخن از تحول به معنای نادیده گرفتن کارهای بزرگ انجام شده نیست.»

وی با بیان اینکه وضع موجود ما از گذشته در تمام ابعاد بهتر است، گفت:«همانگونه که چشم بستن به واقعیات روز و دل در گرو داشتن آنچه که وجود دارد و عیب‌‏ها را ندیدن غلط است و باعث می‌‏شود در جا بزنیم، غیرمنصفانه وضع موجود را دیدن و سیاه انگاشتن همه چیز نیز درست نیست.»

سید حسن خمینی یادآور شد:«وضع موجود چون ملموس است کمتر درباره آن سخن گفته می‌‏شود.»

وی به مفهوم وضع مطلوب اشاره کرد و گفت:«در بین وضع مطلوب باید سه گام مهم برداشته شود و به سه سوال بزرگ پاسخ دهیم.»

وی در بیان سه گام بزرگ در وضع مطلوب گفت:«در ابتدا باید تعریفی از وضع مطلوب از دیدگاه خودمان داشته باشیم، اگر جریانی بخواهند در سطح کسانی که پیرامون چنین مفاهیمی خلل ایجاد کنند، بهترین راه آن طرح سوال در خصوص این مفاهیم است.»

فرزند یادگار حضرت امام (ره) تاکید کرد:«بسیاری از انقلاب‌‏ها این زحمت را به خود نمی‌‏دهند که تعریفی از وضع مطلوب را ارائه دهند و بسیاری از حرکت‌‏های اجتماعی نیز در این خصوص گام برنمی‌‏دارند.»

وی در بیان گام دوم در خصوص وضع مطلوب نیز گفت:«باید مولفه‌‏های وضع موجود را تبیین کنیم.»

سید حسن خمینی با بیان اینکه نباید هر کس به زعم خود از مفاهیمی مانند عدالت برداشت کند، تاکید کرد:«مصلحان اجتماعی باید در این راستا تلاش کنند. انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام این دو کار را در کوتاه‌‏ترین زمان ممکن انجام داد و این از افتخارات امام است که برای نخستین بار از واژه‌‏های مبهم و ناگویا استفاده نکرده‌‏اند.»

وی تصریح کرد:« امام پیش از انقلاب مفاهیم خود را توضیح داده و مولفه‌‏های اسلام را بیان کرده است و تا انقلاب پیروز شد مولفه‌‏های انقلاب را به رای مردم گذاشت.»

وی ادامه داد:« اگر مولفه‌‏ها مشخص نشود، صف لشکریان اصلاح بعداً بذر اختلاف را در حرکت‌‏های خود ایجاد خواهند کرد.»

سید حسن خمینی در بیان گام سوم در خصوص وضع مطلوب نیز گفت:‌«باید مشخص شود راه رسیدن به وضع مطلوب کدام است.»

وی تاکید کرد:‌«راه برون‌‏رفت انسدادهای موجود و راه بقای انقلاب، اجتهاد در مبانی انقلاب و اندیشه‌‏های امام(ره) است.»

فرزند یادگار حضرت امام(ره) با بیان اینکه ما در تاریخ اسلام با سه نحله مواجه بودیم، افزود:‌«در تاریخ اسلام کسانی بودند که در متن تقلب کرده‌‏اند و نیز کسانی بودند که در مواجهه با مسائل بدون رجوع به متن مقدس، به بیان مسائل می‌‏پرداخته‌‏اند و نیز نحله سوم راهی بود که ائمه ما پیش پای ما گشودند.»

وی با بیان اینکه روشنفکری به معنای حرف نو زدن نیست، گفت:‌«روشنفکر کسی است که حرف نو در پاسخ به سوال‌‏های جامعه داشته باشد.روشنفکر پیرامون درد جامعه خود می‌‏اندیشد اما الزاماً‌ حرف نو ندارد ولی پاسخ نو دارد.»

سید حسن خمینی با بیان اینکه ما در انقلاب با یک متن مقدس مواجه هستیم و آن امام (ره)‌‏است، نسبت به نادیده گرفتن عنصر زمان ومکان در اجتهاد انتقاد کرد و گفت:«زمان و مکان در اجتهاد تاثیر دارد اما متاسفانه این گفته حضرت امام(ره) هنوز نادیده گرفته می‌‏شود.»


Link      Comments () Date: جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧

استقبال از شجاعت و دور کردن چاپلوسان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

امام خمینی از شجاعت در برابر ظلم تقدیر میکرد و از چاپلوسی و تملق اطرافیان پرهیز میکرد. به این ترتیب شجاعت تصمیم گیری و عبور از مسیرهای نرفته و روحیه خود باوری را تقویت میکرد و از طرفی اجازه نمیداد مدیحه سرایان به ایشان نزدیک شوند و حتی اگر در میان جمع نیز کسی مدیحه سرایی میکرد همانجا برخورد میکرد تا درسی باشد برای دیگران.
اگر نگاهی به افراد منتخب امام در زمینه های مختلف نگاه کنیم می بینیم که وجه مشترک آنها همین شجاعت و استقلال رای آنهاست.


Link      Comments () Date: جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧

شاه رفت by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

سی سال پیش، زمانی که شاه رفت، مردم خیلی شاد شدند. بزرگتر ها نگران کودتا بودند، چون شاه قبلا نیز رفته بود و با کودتا بازگشته بود و جوان تر ها آماده ی جانفشانی بیشتر در برابر ستمکاران میشدند
مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog  شاه رفت

مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog  شاه رفت


Link      Comments () Date: پنجشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٧

دو رویکرد اصلاح طلبی : سید جمال و امام خمینی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

سید جمال از بالا شروع کرد. سراغ فرمانروایان میرفت. امام خمینی که به فرمانروایان اعتماد نداشت، همزمان با هشدار به فرمانروایان، مستقیم سراغ مردم رفت.
نخبگان نیز با چنین رهبری بهتر رابطه برقرار کردند و او را که از فرمانروا دوری میکرد، بیشتر می پذیرفتند.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧

خاتمی: جات کشور در تحقق جمهوری اسلامی است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

خاتمی:

هدف ما این است که پایه‌های انقلاب اسلامی مستحکم شوند و اصلاحات هم در واقع به معنای تلاش برای رسیدن به اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی است؛ چه اصلاحات چه در ساختار و چه در رفتار

قانون اساسی، اساس نظم جامعه است و مردم به آن رای داده‌اند و ما هم به عنوان معتقدین به اندیشه اصلاحی از آن عدول نمی‌کنیم

وی تصریح کرد:«ولی می‌دانیم که اولاً این میثاق جمعی وحی منزل نیست و ثانیاً در خود قانون اساسی هم راه‌هایی برای ایجاد تغییر و ترمیم در آن پیش‌بینی شده است.»


رییس جمهور سابق کشورمان گفت:«منظور ما از نجات کشور، نجاتی است که ملت ایران ظرف 150 سال به آن می اندیشیده است.انقلاب اسلامی هم برای آن تحقق پیدا کرده است؛اتفاقا نجات در تحقق جمهوری اسلامی است.»

به گزارش پایگاه خبری یاری، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی در دیدار با اعضای هسته مرکزی «پویش دعوت از خاتمی» گفت:«من بیش ازآنکه به این فکر کنم که در انتخابات آینده چه خواهد شد، به چگونه حفظ کردن و بسط دادن حرکتی که عده ای جوان تحصیل کرده،دلسوز،پرانرژی آمده اند و با خردمندی ،اعتدال و واقع بینی و در عین حال با تکیه بر یک سری آرمانهایی که ارزشمند است،فارغ اینکه برای خاتمی یا کس دیگری است، دور هم جمع شدند و با خلاقیت و جذابیت موجی ایجاد کردند و  سرانجام هزاران نفر به مجمع مجازی آنها دل بسته اند می اندیشم.»

سید محمد خاتمی ضمن تأکید بر وجود حرکتی 150 ساله در ایران برای نیل به اهداف اصلاح‌طلبانه گفت: «ما از موضع دلبستگی به انقلاب و جمهوری اسلامی و آرمان‌های صدساله این ملت است مسائلی می پردازیم و اگر نقدی از وضعیت کنونی است، باید از همین موضع باشد آرمان‌هایی که انقلاب اسلامی هم برای تحقق آن‌ها به وقوع پیوست و ما معتقدیم هنوز کاملاً محقق نشده‌اند که امر طبیعی است.»

وی افزود: «هدف ما این است که پایه‌های انقلاب اسلامی مستحکم شوند و اصلاحات هم در واقع به معنای تلاش برای رسیدن به اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی است؛ چه اصلاحات چه در ساختار و چه در رفتار.»

رییس بنیاد باران گفت:«قانون اساسی، اساس نظم جامعه است و مردم به آن رای داده‌اند و ما هم به عنوان معتقدین به اندیشه اصلاحی از آن عدول نمی‌کنیم.»

وی تصریح کرد:«ولی می‌دانیم که اولاً این میثاق جمعی وحی منزل نیست و ثانیاً در خود قانون اساسی هم راه‌هایی برای ایجاد تغییر و ترمیم در آن پیش‌بینی شده است.»

خاتمی افزود: «من هم همچون شما معتقدم که در حال حاضر بخش اعظم جامعه بر این باور است که روش ها و رویه های چند سال اخیر درست نیست و باید تغییر کند و چه بهتر که متصدیان امر خود پیشگام آن باشند، والبته انتخابات هم فرصتی است برای ملت که بتواند نظر و خواست خود را اظهار و تأمین کند.»

رئیس جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«اینکه چه شخصی بیاید مهم نیست.بنده به هیچ وجه خواستار آمدن در قدرت نیستم؛ ولی اگر لازم باشد از زیر بار مسئولیت شانه خالی نخواهم کرد حتی اگر حنظل و تلخ هم باشد از آن گریزی ندارم.»

وی تصریح کرد:«منظور ما از نجات کشور، نجاتی  است که ملت ایران ظرف 150 سال به آن می اندیشیده است.انقلاب اسلامی هم برای آن تحقق پیدا کرده است؛اتفاقا نجات در تحقق جمهوری اسلامی است و راه را برای اینکه ما به اهدافی که داریم برسیم،آسان می کند.»

رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد:«بنده معتقدم هنوز به آرمانهای انقلاب نرسیده ایم؛اگر رسیده ایم دیگر "سند چشم انداز 20 ساله" معنا ندارد، ضمن آنکه اهداف چشم انداز که ارزشمند است،  پایین تر از آرمان نهایی است که ما در انقلاب می خواستیم و آن الگو شدن در دنیا بود.»

رییس جمهور سابق کشورمان در ادامه با طرح این پرسش که آیا می توانیم مدلی را عرضه نماییم که تمام مزایای زندگی امروز از جمله آزادی،حقوق بشر،حرمت انسان،علم و تکنولوژی را داشته باشد در عین حال اخلاق و معیارهای دینی و معنوی کار ساز که به انسان جهت می دهد داشته باشد؟  خاطر نشان کرد:«آرمان ما این است و برای رسیدن به آن نیاز به زمان داریم بنابراین جنبش به سوی آرمان وجود دارد و برای رفتن به سوی آن آرمانها می خواهیم پایه های جمهوری اسلامی مستحکم تر شود.»

رییس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها گفت: «قدرت ساماندهی "موج سوم" در ماه‌های گذشته نشان داده است که این "پویش" می‌تواند یکی از گروه‌هایی باشد که دست به ساماندهی در این جامعه‌ آشفته و نگران بزند.»

وی اضافه کرد: «فعالیت‌های مؤثر و متنوع موج سوم در نظر من بسیار ارزشمند است و باید بسط و گسترش یابد.»

رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«اما کاش نام این کمپین به نام من گره نخورده بود و این گروه در جهت تبیین و بیان اهداف و ارزشها و هدایت در جامعه فعالیت می‌کرد که البته تحقق این مهم مستلزم برنامه‌ریزی و هدف‌سازی بلندمدت است برای این کار باید با تغذیه فکری،ساز و کار حضور اجتماعی در جامعه،نقش آفرینی در عرصه های مختلف و شناسایی نیروهای خلاق از بین اعضا برای آینده کشور  استفاده کرد.»

خاتمی در بخش دیگری از این دیدار در پاسخ به این پرسش اعضای هسته مرکزی «پویش دعوت از خاتمی» که «آیا صدای جامعه و خردجمعی نخبگان به گوش شما رسیده است؟»، گفت: «من صدای طیف وسیعی از نخبگان را از جمله از طریق موج سوم شنیده‌ام و حتی صدای جامعه و توده‌های مردم نیز در خلال پاره‌ای از فعالیت‌های متنوع که در متن جامعه دارم به من رسیده است. بدانید که این دعوت‌ مردم را جدی گرفته‌ام؛ چه بیایم و چه نیایم.»

خاتمی همچنین هنگامی‌که اعضای هسته مرکزی «پویش» از او خواستند تا درباره نامزدی خود خبری به مخاطبان سایت «موج سوم» و 8 هزار نفراعضاء و دهها هزار نفر که تاکنون طومارهای پویش را امضا کرده‌اند بدهد، به این توضیح اکتفا کرد که: «آنچه مسلم است این‌که به خاطر مصلحت نظام و ایرانیان خواستار تحول و تغییر سبک مدیریتی کنونی هستیم و در این راه هر کاری از دستمان بر بیاید انجام خواهیم داد. البته این نه بدان معنی است که شخص من بالضروره باید بیایم.»

خاتمی تصریح کرد:«برای انتخابات باید آگاهی جامعه را بالا ببریم و با یک جریان مستمر بتوانیم اثر گذار باشیم نه اینکه فقط به ایجاد موج در جامعه که طبعا معطوف به شخص خاصی و گره خورده با احساسات است اکتفاء کنیم چون اگر در آینده آن فرد بنا به دلایلی نخواهد یا نتواند بیاید کار مشکل خواهد شد.»

وی در پایان خاطر نشان کرد:«جریان اصلاحات نه تنها در ایران بلکه در دنیای اسلام می تواند اثر گذار باشد؛زیرا آنها تشنه الگویی هستند که هم بر دین تکیه دارد و هم بر پیشرفت و آزادی الگوئی که بتواند به آنها فکر بدهد و برایشان منشا حرکت باشد.»

در ابتدای این دیدار اعضای هسته مرکزی «پویش دعوت از خاتمی» ضمن ارائه گزارشی از فعالیت‌های بیست و دوگانه‌ی «پویش» ؛با طرح ادله خود برای دعوت از سیدمحمد خاتمی برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری آتی، از او خواستند هر چه سریع‌تر و مصمم‌تر حضور خود را اعلام کند.


Link      Comments () Date: شنبه ٧ دی ۱۳۸٧

دیروز و امروز برای انتخاب فردا by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

کیهان با مدیریت محمد خاتمی
کیهان با مدیریت حسین شریعتمداری

صدا و سیما با مدیریت محمد هاشمی
صدا و سیما با مدیریت لاریجانی و ضرغامی

ریاست مجلس با مدیریت مهدی کروبی
ریاست مجلس با مدیریت غلامعلی حداد عادل و علی لاریجانی

ریاست جمهوری با مدیریت سید محمد خاتمی
ریاست جمهوری با مدیریت محمود احمدی نژاد


خیلی چیزهای دیگر نیز میتوان گفت که دیروز و امروزشان فرق کرده است. اگر امروزمان از دیروز بهتر است که خدا را هزار مرتبه شکر و اگر بدتر است که خدا به ما رحم کند و ما را تغییر دهد تا مستعد تغییرات مثبت شویم. ان شاء الله


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱ دی ۱۳۸٧

بسیج اقتصادی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

بسیج که تشکیل شد٬ در امور اقتصادی زیر نظر مساجد یعنی توزیع کوپنی اجناس مختلف نیز فعالیت میکرد ولی خیلی زود٬ این حوزه مستقل شد و عنوان بسیج اقتصادی پیدا کرد و نهایتا فعالیتهای آن به وزارتخانه های اقتصادی واگذار شد.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٦ آذر ۱۳۸٧

بی عشق خمینی نتوان عاشق مهدی شد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

در طول تاریخ سیاسی ایران، کمتر به رهبری سیاسی برمیخوریم که محبوبیتی مردمی خارج از نسب و موقعیت اجتماعی و حکومتی یا موروثی اش داشته باشد.
امام خمینی چنین بود. نه پدری سرشناس بعنوان پشتوانه داشت و نه از ثروت و قدرت خویشان برخوردار بود و نه بر اساس مناسبات حقوقی و تحصیلات دانشگاهی و یا حمایت نخبگان مذهبی یا سیاسی انتخاب شده بود.
وی در مسیر همراهی با مردم و آرزوها و اندیشه هایشان به چنین موقعیت ممتازی رسید. خودساخته ی راهی منتخب و البته سخت و دشوار بود. او بی تردید یکی از بزرگترین و موثر ترین و محبوب ترین شخصیت سیاسی تاریخ کشور ما بود. 
در سالهایی که مقدس نماها در برابر امام خمینی سخن از حضرت مهدی عج میگفتند٬ شعاری شکل گرفت و پذیرفته شد که:
بی عشق خمینی نتوان عاشق مهدی شد
خمینی اخلاقی و مردمی و دینی و ملی بود. نقش محوری وی در تغییر رژیم شاهنشاهی در ایران فراموش نشدنی است. حتی از سوی مخالفانش.

مهدی بوترابی اکرنه  امام خمینی انقلاب اسلامی  mehdi boutorabi پرشین بلاگ persianblog


Link      Comments () Date: پنجشنبه ٩ آبان ۱۳۸٧

هاشمی رفسنجانی و نگرانی های آینده by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

آقای هاشمی رفسنجانی اگر فرصتی دوباره برای نقش بازی کردن در صحنه های مهم سیاسی پیدا کند چه مسیری را دنبال میکند؟

نگرانی مهم آقای هاشمی نسبت به:
رفتاری که با یاران و خانواده وی صورت گرفته و میگیرد
نقش و سرنوشت روحانیت
آینده انقلاب اسلامی

آقای هاشمی آینده کشور را در گرو پیوند با انقلاب اسلامی و روحانیت میداند.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٧ آبان ۱۳۸٧

تاجزاده سخن میگوید by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

اگر وقت دارید حتما متن سخنرانی آقای تاجزاده را بخوانید. خیلی مهم است:

لینک مطلب از مرجع اصلی:


متن کامل را در ادامه بخوانید


کاشان _ صادق صدق گو: نشست تشکلها، گروه ها، احزاب و فعالین اصلاح طلب شهرستان کاشان با سخنرانی سید مصطفی تاج زاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی برگزار شد.
به گزارش کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان جبهه مشارکت حوزه کاشان آقای تاج زاده در ابتدای این سخنرانی با اشاره به قرار داشتن در آستانه سی امین سال پیروزی انقلاب اسلامی گفت: این انقلاب را از جهات مختلف می توان ارزیابی کرد. یکی اینکه شعارها و وعده هایی که انقلاب اسلامی داد محقق شده است یا نه؟
دیگر آن که صرف نظر ازسوال فوق اساساً انقلاب به سود مردم، پیشرفت کشور و دموکراسی بوده یا کمکی به آنها نکرده است؟
وی تصریح کرد: سؤال دیگری که این روزها مطرح شده این است که چرا اصلاح طلبان معتقدند که رژیم شاه اصلاح ناپذیر بود و تنها راه نجات کشور و پیشرفت آن و بهبود وضعیت مردم، انقلاب بود و چرا امروز معتقدند که ما از طریق اصلاحات می توانیم به همان اهداف برسیم.
تاج زاده گفت: اساس یک انقلاب می تواند درست و ضروری و قابل دفاع باشد اما عملکرد انقلابیون مطلوب نباشد. لزوما نمی توان از آنچه بعد اتفاق می افتد درباره آنچه قبلاً اتفاق افتاده است قضاوت کرد. بزرگترین مصداقی که مسلمانان به ویژه شیعیان در طول تاریخ به آن استناد کرده اند،حوادث صدر اسلام است. اگر پیامبر اکرم(ص) مبعوث نمی شدند امویان در چه وضعی بودند؟ ابوسفیان حداکثر بزرگ مکه بود و در کنار دیگر اشراف و بزرگان به دلیل بعثت پیامبر اکرم(ص)، تشکیل امت اسلامی و سپس امپراتوری اسلامی بنی امیه در راس این امپراتوری قرارگرفتند .اگر اسلام نیامده بود معاویه مثل اجدادش نهایتاً یکی از بزرگان مکه محسوب می شد. خاندان کسی که باعث این عظمت شده بود در سال 61 توسط نوه ابوسفیان با آن وضعیت فجیع به شهادت می رسند و فاجعه کربلا رقم می خورد. آیا باید از حادثه کربلا نتیجه گرفت که "نعوذ بالله"بعثت پیامبر (ص) بی نتیجه یا اشتباه بوده است؟ درطول تاریخ گفته ایم که بعثت درست و مفید بوده است اما به دلایلی از جمله غفلت مسلمانان، وضعیت به گونه ای شد که نوه ابوسفیان، نوه پیامبر اکرم(ص) را که شیعه و سنی او را سید جوانان می خوانند با آن وضعیت به شهادت رساند.
ابوسفیان مغلوب پیامبراکرم(ص) می شود، فرزندش معاویه در عرصه حکومت با علی ابن ابی طالب هماوردی می کند که داماد پیامبر اکرم(ص) است اما حکم فرزند او را دارد. بعد هم پسر معاویه ، پسران علی ابن ابی طالب را به شهادت می رساند.
بزرگان ما این طور تحلیل می کردند که هر نسلی وظایفی دارد که اگر به آنها عمل کندهم برای خودش مفید است و هم می تواند برای آیندگان خوب باشد ولی اگر غفلت کند هرچقدر هم که پیشینیان زحمت کشیده باشند، سرمایه خود را از دست می دهند. در مسائل اقتصادی نیز همینطور است .مثلاً خانواده ای کار کند و سرمایه بزرگی را بدست آورد. وارثان می توانند از آن استفاده کنند و سرمایه خود را گسترش بدهند ولی گاهی مشاهده کرده ایم که وارثین شایستگی ندارند و آن سرمایه را از می دهند و از کسانی که ارث نداشته اند، عقب می مانند.
ما این مسئله را در تاریخ معاصر خودمان هم شاهد بوده ایم. من تا کنون هیچ شخص ایرانی ندیده ام که نسبت به انقلاب مشروطه همدلی نداشته و معتقد باشدکه انقلاب مشروطه درست و ضروری نبود. اگر ما اصلاح طلبان در آن دوران زندگی می کردیم از مشروطه خواهان بودیم اما همه می دانیم که حدوداً 20 سال پس از مشروطه دیکتاتوری سیاهی در ایران حاکم شد که نسبت به دیکتاتوری قبل از مشروطه به مراتب مخوف تر و بود. آیا میتوان گفت که انقلاب مشروطه غلط یا بی فایده بود که نتیجه آن جایگزینی رژیم پهلوی به جای رژیم قاجار بود؟ یا نه باید بگوییم که مشروطه خواهان کار خودشان را انجام دادند و نسل بعدی باید بگونه ای عمل می کرد که این دیکتاتوری سیاه در جامعه حاکم نشود. ممکن است در علل به انحراف کشیده شدن نهضت مشروطه اختلاف نظر داشته باشیم اما در اصل انقلاب مشروطه همه ایرانیان احساس همدلی می کنند و می دانند آثار مفیدی بر جا گذاشت،با اینکه به لحاظ سیاسی رژیم دموکراتیکی ایجاد نکرد.
حال باید ببینیم نتیجه منطقی انقلاب مشروطه، دیکتاتوری سیاه رضاشاه بود یا پدران و مادران ما توانستند به گونه ای عمل کنند که حکومت بعد از آن واقعا، مشروطه، مقید، مسئول و پاسخگو شود. نه اینکه کسی که در راس امور قرار می گیرد به مراتب قدرتش از شخص اول در رژیم قبل از مشروطه بیشتر شود. تمام فلسفه مشروطه در یک جمله خلاصه می شود: علت العلل خودسری حکام و عقب ماندگی ایران و ناکامی های ایرانیان ، استبداد است . حاکمیت قانون در برابر این معضل مطرح شد و در ذهن آنها هیچ معنایی نداشت جز اینکه یک فرد حاکم مطلق نباشد. به نظر آنان دوره ی اینکه یک فرد حرف اول و آخر را بزند و سخن او قانون باشد ،گذشته است و کشور را باید با مکانیزم های قانونی و انتخاباتی و تشکیل پارلمان و ... اداره کرد. همین مشروطه به یک دیکتاتوری سیاه رسید.اما دستاورد های زیادی داشت. علیه دولت دکتر مصدق نیز کودتا شد و سقوط کرد. آیا می توان از سرنگونی دولت مصدق نتیجه گرفت که اصل نهضت ملی شدن صنعت نفت اشتباه بود؟
نهضتی که شکل گرفته بود، درست بود اما به دلایل مختلف از جمله بی توجهی نسبت به سازماندهی مردم، اختلافات رهبران، بی توجهی به سیاست های خارجی و ..... کودتایی طراحی واجرادولت قانونی و ملی دکترمصدق سر نگون شد اما آثار نهضت ملی شدن نفت کتمان شدنی نیست.
با توجه به آنچه گفتم چه به لحاظ دینی و چه از نظر تاریخ معاصر ایرانیان، در مورد انقلاب اسلامی چه می توانیم بگوییم.قضاوت با خود شما من می خواهم در یک بعد نکاتی را متذکر شوم .شعار اصلی انقلاب اسلامی مشخص است، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی. از منظر استقلال ظاهراً اختلافی نیست. یعنی ملت ایران خود باید برای خود تصمیم بگیرند و سفارتخانه های خارجی یا پایتخت هایی مثل واشنگتن و لندن نباید در مورد ایرانیان تصمیم بگیرند. در مورد آزادی، بطور قطع می توان گفت که منظور از این شعار منحصرا آزادی سیاسی بود. به آن دلیل که در رژیم شاه جز آزادی سیاسی همه رقم آزادی وجود داشت، هر کس اهل هر چیزی بود می توانست آن کار را انجام دهد، خواه اهل عیاشی بود، خواه اهل کتابخانه یا اهل مسجد یا ... .
البته تبلیغات رژیم به سمتی بود که ارزش های اسلامی در جامعه تضعیف بشود، اما فرد آزاد بود هر سبک زندگی را که می خواهد انتخاب کند. از نظر اجتماعی محدودیت نداشتیم، فقط یک چیز ممنوع بود. از نظر سیاسی کسی حق نداشت رژیم را مورد پرسش قرار بدهد و رژیم هم در یک نفر خلاصه شده بود. مثلاً تا همین سال های آخر که نشریه توفیق منتشر می شد، جز شخص شاه، از هویدا که نخست وزیر و در راس قوه مجریه بود تا بقیه مقامات را با کاریکاتور کشیدن، لطیفه و .... انتقاد می کرد. ولی یک نفر را کنار گذاشته بودند که همه قدرت آنجا بود و بقیه کاره ای نبودند. آن موقع هویدا می گفت به اعلی حضرت می گویند شخص اول مملکت. مگر این کشور شخص دوم هم دارد که به ایشان می گویند شخص اول! یعنی یک عدد یک وجود داشت و بقیه صفربودند.
آزادی که انقلاب اسلامی مطرح کرد این بود که مردم بتوانند علاوه بر نقد آزادانه قدرت ، خود بر سرنوشت خود حاکم باشند.
عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی گفت: بعضی بزرگان می گفتند همین که مخالفان می گویند ما آزادی نداریم نشان دهنده این است که در جمهوری اسلامی ایران آزادی هست. این استدلال از یک منظر درست است. به نسبت زمان شاه که کسی نمی توانست سخنرانی کند و بگوید که ما آزادی نداریم یقیناً یک گام جلوتر است ولی آنچه مردم برای آن انقلاب کردند، این نبود که ما بتوانیم بگوئیم « آزادی نداریم». بلکه آزادی یعنی آنکه شهروندان بتوانند از صدر هرم سیاسی فدرت تا ذیل آن را بتوانند به راحتی نقد و حاکمان را به صورت مسالمت آمیز برکنار کنند. اتفاقاً هر قدر که مسئولیت در جایی بیشتر متمرکز شود آنجا را لازم است بیشتر نقد کرد.
معاون وزیر کشور دولت اصلاحات تصریح کرد: در مرکز تحقیقات استراتژیک در سال 82 جلسه ای با حضور اشخاص مختلفی تشکیل شد. از مجلس هم دوستانی آمده بودند از جمله آقای حداد عادل که در مجلس ششم رئیس فراکسیون اقلیت بود. آنجا بحث انتقاد مطرح شد. گفتم که از نظر دینی امر به معروف و نهی از منکر به بیان امروز یعنی آزادی نقد. هیچ منکری در جهان امروز بدتر از استبداد نیست و هیچ معروفی هم بهتر از این نیست که حکومت را تشویق کنیم که حقوق مردم را رعایت کند. حدیث نبوی داریم که امتی رستگار نمی شود مگر اینکه ضعیف ترین افراد بتوانند بدون لکنت زبان حق خود را از صاحبان قدرت بگیرند. این به بیان امروز یعنی آزادی بیان، یعنی هیچ نگرانی نداشته باشد که قدرت را نقد می کند. آنجا مطرح کردم ما در این انقلاب با این عظمتش و با شعار آزادی که داده ایم، قرار نیست از آن عرب 1400 سال پیش مدینه عقب مانده تر باشیم که وقتی خلیفه دوم صحبت از این می کرد که اگر من یک گام کج بردارم چکار می کنید؟ در جواب گفت که با این شمشیر کج ، راستت می کنم. نه آن عرب را گرفتند، نه دادگاهی و محاکمه ای برایش تشکیل دادند.
حالا که ما اهل شمشیر نیستیم. با زبانمان می توانیم انحرافات حکومت را از صدر تا ذیل درست کنیم. آقای حداد عادل گفت اجازه بدهید که این سنت اسلامی پاسداری بشود. رهبری فارغ از انتقاد باشد ولی از بعد از رهبری، رئیس مجمع تشخیص مصلحت و روسای قوا و دیگران همه نقد شوند. به معنای اینکه در مطبوعات بتوان آنان را نقد کرد ولی اگر کسی به رهبری انتقاد دارد، به بیت رهبری برود و انتقادش را بگوید یا نامه ای خصوصی برای ایشان بفرستد.
پاسخ دادم آقای حداد این سنت را شما از کجای اسلام آورده ای؟ این سنت شاهنشاهی است. اسلامی نیست. خیلی هم از آن فاصله نگرفته ایم، بیست و پنج سال پیش بود که همه اختیارات در شخص شاه متمرکز بود و گفته می شد به تنها کسی که نباید انتقاد کرد، شخص شاه است. بقیه افراد چه کاره هستند که به آنها انتقاد کنیم؟ این سنت را در انقلاب احیا نکنیم. زمانی هگل گفته بود: تاریخ - که از نظر او یعنی آزادی- از ایران شروع می شود. علت آن را هم چنین می دانست: در ایران یک نفر آزاد و بقیه برده بودند. شاهنشاه آزاد بود و حق تصمیم و انتخاب داشت .بقیه باید خود را با او هماهنگ می کردند. هگل می گفت که تاریخ به سمتی می رود که همه انسان ها از این موقعیت برخوردار بشوند که حق انتخاب آزاد داشته باشند.
به نظر می رسد امروز در ادبیات رسمی کشورمان آزادی سیاسی حتی در بیان رهبری هم رو به کم رنگ شدن است. در کلام آقای احمدی نژاد که هیچ؛ ایران همه چیز می تواند باشد، جز ایرانی آزاد که در آن شهروندان از نعمت مطبوعات و انتخابات آزاد بهرمند باشند و احساس کنند که می توانند بدون لکنت زبان نسبت به مشکلات و نارسایی ها اعتراض کنند.
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت گفت: خوشبختانه انقلاب اسلامی علی رغم آن که در بعضی زمینه ها با بحران دستاورد مواجه شده است و باید بتواند بر مشکلاتش غلبه کند، در این امکان را فراهم کرده است که نگاه جدیدی به خیلی مسائل از جمله به سنن اسلامی و حتی روحانیت پیدا شود که جز با وقوع انقلاب اسلامی ممکن نبود.
یکی از بزرگترین مسائلی که مورد توجه واقع شده این است که آیا انسان بما هو انسان فارغ از جنسیت و نژاد، زبان، قومیت، مذهب، ملیت و ... حقوقی دارد یا ندارد؟
تاج زاده اضافه کرد: کتابی به نام رساله حقوق نوشته آیت الله منتظری حاوی سخن جدیدی است که یک فقیه شناخته شده برجسته مسلمان آنرا مطرح کرده است. در اهل سنت هم نشنیده ام که این نگاه را یک فقیه شناخته شده مطرح کرده باشد. ایشان در مورد آیه شریفه " لقد کرمنا بنی آدم" می گوید هیچ مفسری در طول تاریخ تفسیری جز این که خداوند تبارک میگوید من به بنی آدم کرامت بخشیدم نکرده است. کرامت به بنی انسان یعنی به همه افراد بشر داده شد نه فقط به مسلمانان و موحدین، یا مومنین و متقین.
هیچ مفسری هم این را رد نمی کند که از این جهت فرقی بین مسلمانان و غیر مسلمان، دیندار و بی دین، زن و مرد، پیر و جوان ، فقیر و غنی، شهری و روستایی نیست. ایشان سؤالی مطرح کرده است که اگر انسان و بنی آدم کرامت ذاتی داشته باشد، که خداوند به او داده و هیچ کس نمی تواند آن را از انسان او بگیرد، آیا جز این است که انسان از آن جهت که انسان است و مورد کرامت واقع شده دارای حقوقی ذاتی، الهی و سلب ناپذیر است و کرامت بدون حقوق بی معنی است: مگر می شود برای موجودی کرامت در نظر گرفت ولی حقوقی برایش تعیین نکرد؟
تاج زاده گفت: بنابراین ما در صحنه اجتماع طبق این آیه شریفه با انسان هایی مواجه هستیم فقط از آن جهت که انسان هستند دارای حقوقند. درست مثل این که همه انسانها حق حیات دارند. هیچ کس نمی تواند این حق را از انسان بگیرد، مگر این که جرمی مرتکب شود که مجازاتش این باشد که حق حیات را باید از او گرفت. مثلاً حق حیات دیگری را سلب کرده و مرتکب قتل شود. آیا حاکمان کنونی این حقوق را به رسمیت می شناسد؟
نکته بسیار مهم دیگر آن که تا راهپیمایی تاسوعا و عاشورای سال 57 شعار مردم ایران "استقلال، آزادی، حکومت اسلامی" بود. راهپیمایی تاسوعا و عاشورای سال 57 (دقیقاً 30 سال پیش) در همه دنیا از جمله ایران تفسیر شد که این راهپیمایی تیر خلاص به رژیم شاه بوده است. چون به صورت میلیونی چه در تهران چه در سایر شهرها برگزار شد و ایرانیان در یک رفراندوم خیابانی رژیم «نه» گفتند. بنابراین به طور جدی بحث رژیم جایگزین در ایران بعد از راهپیمایی تاسوعا و عاشورای سال 57 مطرح شد. تا قبل از آن هنوز در دوران جنبش بودیم و معلوم نبود که چه اتفاقی می افتاد و آیا پیروز می شویم یا نه. در این مقطع امام(ره) دستور دادند شعار استقلال آزادی حکومت اسلامی، به استقلال آزادی جمهوری اسلامی تبدیل شود. علت این تغییر را ، اگر دقت کرده باشید آقای خاتمی تا کنون در چند سخنرانی توضیح داده است. که عده ای از برادران اهل سنت از کشورهای مختلف، در پاریس خدمت امام(ره) رسیدند که اگر امام(ره) خود را خلیفه مسلمانان بخوانند نه رهبر جمهوری اسلامی ایران با او به عنوان خلیفه مسلمانان بیعت می کنند. چیزی شبیه دوره عثمانی و یا عباسیان. امام(ره) با قاطعیت این پیشنهاد را رد کرد و گفت ما جمهوری اسلامی می خواهیم. جمهور هم یعنی همین مردم. یعنی به تعبیری که آنوقت امام(ره) به کار می برد امروز جامعه شناس ها تعبیر دقیقی به کار می برند. یک بار که صحبت از جمهوری و مردم شد، امام(ره) از واژه ی مردم بالفعل استفاده کرد. من ندیدم کس دیگری این واژه را به کار ببرد. مردم بالفعل یعنی چه؟ می گفتند اگر به خیابان نگاه کنید؛ این قصاب و بقال و استاد دانشگاه، آن آخوند و کشاورز و روستائی و .... اینها مردم بالفعل هستند. رای اینها باید حاکم باشد.
این نگاه در برابر نگرشی مطرح می شود که بر اساس آن ملت ایران یک هویت مطالبات تاریخی دارد که حتی زندگان نیز نمی توانند آن را نفض کنند. طبعا کسی سخنگوی آن مطالبات است و می تواند برای تحقق آن سلیقه خود را بر این مردم تحمیل و حقوق ملت را نقض کند.
عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی گفت: اخیراً برخی از جامعه شناس ها پیشنهاد کرده اند وقتی که در عرصه سیاست به جای واژه ی ( nation) یا ملت که انتزاعی و کلی است و می تواند مورد سؤاستفاده فاشیست ها و دیکتاتورها قرار بگیرد - که مثلاً بگویند ملت فرانسه، ملت ایران یک مطالبات مشخص دارد، یک جهت گیری خاص دارد و علی القاعده همیشه قدرت موجود سخنگوی این ملت است و به نام ملت، یک دیکتاتوری سیاهی بر جامعه حاکم کنند- از واژه (people) استفاده شود و از حاکمیت مردم نام ببریم. یعنی همین مردمی که زنده هستند، همین من و شما. این مردم الان این رژیم را می خواهند. بیست سال دیگر ممکن است همین مردم یا نسل جدید رژیم دیگری را بخواهند. چیزی جدای از ما به نام ملت ایران وچود ندارد (کشور ایران وجود دارد) مردم زنده باید تصمیم بگیرند نه یک امر انتزاعی که همیشه دیکتاتورها (فاشیسم، نازیسم، استالینیزم و حتی نوع دینی اش مثل طالبانیزم) واژه ای را انتزاعی می گیرند(نژاد، دین، قومیت، زبان، طبقه) آن را مطلق می کنند که باید در جامعه مستقر شود. سخنگوی آن حقیقت مطلق ما هستیم. این ایدئولوژی ها در ظاهر باهم فرق می کند (نژاد، دین، طبقه، ملت) ولی منطق همه واحد است. روش ها یکی است. البته ما به صورت فردی می توانیم احساس کنیم که نوری بر قلب ما نازل شده و تصور کنیم حقیقت مطلق در اختیار ما قرار گرفته است واشکالی هم ندارد. ممکن است دیگری بگوید این توهم است ، شاید هم واقعاً صحیح باشد و شما یک عارف بزرگی باشید که حقیقت در وجود شما متجلی شده است. اما به محض اینکه وارد اجتماع و سیاست می شود هر کسی با هر توجیهی ، مدرن یا سنتی، دینی یا سکولار، انقلابی یا اصلاح طلب به هر شکلی صحبت از حقیقتی کند که در انحصار یک شخص قرار گرفته اند و باید به هر شکل ولو با زور محقق شود،یقین بدانید پشت این یا نتیجه اش دیکتاتوری سیاه است. اماا در مورد بخش سوم شعار انقلاب باید بگویم امام(ره) گفت "جمهوری اسلامی". وقتی می گویید حکومت اسلامی هر کس می تواند تفسیری از حکومت اسلامی داشته باشد. یکی نظام خلافت می بیند. یکی نظام ولایت ، یکی نظام امپراتوری می بیند. یکی سلطنت ، یکی جمهوری و دموکراتیک می بیند. یکی استبدادی . چون حکومت اسلامی است، اسلام آن مشترک است، چون هم طالبان می گوید من طرفدار حکومت اسلامی ام. هم امام(ره) می گفت،.هم خاتمی می گوید که اسلام می خواهد. سوال مهم این است کدام اسلام؟ وقتی می گوییم جمهوری اسلامی یعنی آن اسلامی که جمهور مردم می گویند. معنایش این نیست که اگر اکثریت مردم گرایشی داشنتد مثل همه دموکراسی ها، اقلیت هم باید مثل آن ها شود.آنچه اکثریت به آن اعتقاد دارد می تواند به شرط حفظ حقوق اقلیت حاکم بشود. ولی هیچ کس نمی تواند رای اکثریت مردم کنونی را به نام دیگری به نام اسلام یا ملیت یا حتی مطالبات دموکراتیک نادیده بگیرد.
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت افزود: قبل از انقلاب از امام(ره) پرسیدند جمهوری مورد نظر ایشان چه شکلی دارد؟ گفتند مثل همین جمهوری فرانسه.
دقت کنید بر خلاف آنچه آقای مصباح می گوید که امام(ره) برای ساکت کردن افکار عمومی غربی ها این حرف را در پاریس زد ولی در دل امام(ره) اندیشه دیگری بود،باید بگویم دوره اقامت امام(ره) در پاریس دوره تاسیس نظام جایگزین رژیم شاهنشاهی است. یعنی قبل از آن هر چه گفته می شد کلیاتی بود که معلوم نبود چه زمانی محقق شود ولی وقتی امام(ره) در پاریس صحبت می کند ، قرار است در چندماه آینده این نظام جدید، جایگزین نظام شاهنشاهی بشود. دقیق ترین حرف ها و واژه آنجا مطرح می شود. به همین علت شعار آنجا عوض می شود که مردم دیگر نگویند استقلال آزادی حکومت اسلامی بلکه بگویند استقلال آزادی جمهوری اسلامی . در رفراندوم هم اگر یادتان باشد می گفتند: جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد. ما فقط از جمهوری اسلامی دفاع می کنیم. جمهوری اسلامی نظام مستقر و دائم است نه نظام موقت و محلل.
تاج زاده تاکید کرد: امروز به ما چه می گویند. آزادی سیاسی را که اصلاً کنار گذاشته اند، تا می گوییم آزادی، می گویند منظورشان از آزادی بی بندوباری است. می گوییم در زمان شاه آزادی بی بندو باری بود همچنان که آزادی مسجد رفتن بود. آزادی که مردم برای آن انقلاب کردند و جز شعار اصلی انقلاب شد همین آزادی سیاسی بود. درباره جمهوری اسلامی هم می گویند ما می خواهیم دولت اسلامی و حکومت اسلامی جای آن بگذاریم. چرا این حرف را می زنند؟ فرق جمهوری اسلامی با حکومت اسلامی در چیست؟ هر دو که در اسلامی مشترک هستند و اختلافی نیست. چرا اصرار دارند جمهوری به حکومت تبدیل شود؟علت آن است که اگر یک نظام جمهوری باشد و قرار است جمهور مردم، خودشان سرنوشت خود را نعیین کنند، جز با مکانیزم هایی مثل انتخابات آزاد و آزادی احزاب و مطبوعات و اندیشه و قلم و بیان و..... ممکن نیست اما حکومت اسلامی می تواند این گونه تفسیر شود که امام عصر(عج) اراده کرده اند و یک نفر را نایب خودشان قرار داده اند و بقیه هم وظیفه شان این است که اگرمؤمنند با رضا و رغبت و اگر مؤمن نیستند با کراهت و یا اجبار و قهر حکومت او را قبول کنند.
اساسا فرق قتل های زنجیره ای با آنچه حاکمیت قانون می گوئیم همین فرق جمهوری اسلامی با حکومت اسلامی است.
فرق قتل زنجیره ای که در آن ده ها نفر کشته شدند با احکام دادگاه معمولی چیست؟ در جریان قتل های زنجیره ای درمیان کسانی از دم تیغ تفکر سعید امامی گذشتند. از قاچاقچی مواد مخدر تا نویسنده دیده می شود.
چرا ما با این روش به طور جدی مقابله کردیم؟ وقتی به آنها می گفتیم چرا این کار را کردید؟ می گفتند بیا پرونده اش را ببین. این آدم این مقدار هروئین توزیع کرده است. چقدر جوانان را معتاد کرده و چه خانواده هایی را متلاشی کرده است. چه فسادی را در شهرها به وجود آورده است. می گفتیم ما که نمی خواهیم از این قاچاقچی مواد مخدر دفاع کنیم. ولی مگر این کشور قوه قضائیه ندارد؟ مگر قانون ندارد؟ متهم را به دادگاه ببرید تا محاکمه اش کنند و حکم دادگاه را اجرا کنید. هر کسی در مملکت جرمی مرتکب شود، باید محاکمه شود اما طبق قانون. ولی اینکه بنشینید و یک گزارش تهیه کنند که کسی در جلسات خصوصی نعوذ بالله به پیامبر اکرم(ص) توهین کرده است ،پس باید اعدام شود ،قابل قبول نیست .معلوم نیست شنود داشته است؟ پشته تلفن بوده؟ کسی که گزارش تهیه کرده، دقیق بوده و هزار مسأله دیگر. بعد بروید و طرف را بدزدید و با یک آمپول یا روشی دیگر او را بکشید، این درست نیست.
بلکه یک سیستمی به نام حاکمیت قانون ایجاد شده است، تا قبل از مشروطه که حرف شاه، قانون بودمثل این جمله از لویی چهاردهم فرانسه که در تاریخ ثبت شده مبنی بر این که: «قانون یعنی حکم من». ولی حکومت قانون جایگزین حکومت خودسر یک نفر شد. مهم نیست این فرد باتقوا یا بی تقوا باشد، نیت خیر یا سوئی دارد.مهم آن است که حکومت باید پیش بینی پذیر باشد ، دارای وحدت رویه و از طریق مکانیزم های قانونی و علنی مجازات ها و نیز محاکمه ها انجام شود.
تاج زاده تصریح کرد: هر اصل قانون اساسی بخواهد اجرا بشود، قانون خاص خود را می خواهد. مثل انتخابات مجلس شورای اسلامی یا مثلاً آزادی احزاب و مطبوعات. صرف اینکه در قانون اساسی آمده است کافی نیست، حتماً باید قانون انتخابات نوشته شود، البته قانونی که شورای نگهبان تایید کند که بر خلاف قانون اساسی و اسلام نباشد.
ولی تا این قانون نوشته نشود نمی توانیم انتخاباتی را برگزار کنیم. زیرا فقط در قانون اساسی آمده است که مجلس خبرگان با این ترکیب و با این اصول تشکیل می شود و این دو سه اصل باید تبدیل به چندین ماده قانونی و نیز آئین نامه اجرایی بشود که بتوان آن را اجرا کرد.
یکی از اصولی که ما داریم اصل 110 قانون اساسی درباره اختیارات و وظایف رهبری است. من بارها گفته ام، باز هم می گویم که 30 سال از انقلاب اسلامی گذشته است اگر تا 300 سال آینده هم کار دست اقتدار گرایان باشد هیچ وقت قانون اختیارات رهبری را نمی نویسند. الان شورای نگهبان و مجلس و نهادهای دیگر دست خودشان است و همه ذوب در ولایت هستند. می توانند هر اختیاری که می خواهند به رهبری بدهند و بگویند تفسیر ما از اصل 110 این است. حق رهبری در جنگ، صلح، رفراندوم، تفویض ریاست جمهوری و..... این است. اما چرا تمامی این اختیارات را قانونی نمی کنند؟ علت آن است که قانون یعنی محدودیت و اینها نمی خواهند بپذیرند که رهبری باید در چهارچوب قانون کار کند.رئیس دولت در واقع اکثراً می خواهند خود کار غیر قانونی انجام دهند اما آن را در پوشش ولایت انجام دهند.می گوییم شما هر وظیفه ای وهر چه اختیار می خواهید به رهبری بدهید. اگر مجلس تصویب و شورای نگهبان تایید کند قانون می شود. اینها این کار را انجام نمی دهند برای اینکه اگر این کار انجام شود به آن معنا است که قانون فوق رهبری است و آن ها به این دلیل که نمی خواهند زیر بار این حکم بدیهی بروند قانون اصل 110 قانون اساسی را نمی نویسند.
مدتی قبل کابینه معجزه هزاره سوم که می خواهد تحول عظیم اقتصادی در کشور انجام دهد چهار ماه بدون وزیر اقتصاد بود و طبق قانون اساسی مهلت معرفی وزیر 3 ماه است. معرفی یک نفر کار دشواری نیست و به مدیریت جهانی هم کاری ندارد. در مدت 3 ماه می تواند کسی را معرفی کند. اگر مجلس رای نداد شخص دیگری را معرفی کند. چرا در مدت مقرر معرفی نمی کند؟ بعد هم گفتند که حکم حکومتی گرفته ایم - که ما تا الان ندیده ایم - که رهبری فرموده است ایشان می توانند چند وقت دیگر سرپرست باقی بماند. این چند وقت یک هفته، یک ماه، یک سال است، تا آخر عمرمان است. نمی دانم!
چرا چنین است؟ به نظر می رسد تلاش بر این است که قانون شکسته شود. فرق حکومت اسلامی با جمهوری اسلامی در این است که در جمهوری اسلامی مثل همه جمهوری ها محور قانون است. مهم نیست به کسی اختیارات کم یا زیاد می دهند یا نظام ریاستی است یا پارلمانتاریستی. مهم اجرای قانون مطابق وظایف مندرج است.
عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی افزود: اما در حکومت اسلامی قرار است سلیقه یک نفر حاکم باشد و دوباره معیارهای شاهنشاهی در این زمینه احیا شود و اگر حواسمان نباشد اینها به نام دین احیا می شود. بعد خیال می کنیم انقلاب اسلامی بد بوده است. خیر. انقلاب اسلامی جای خودش توجیه داشته است . حتی اگر هم بد بوده ، مسئولیت امروز ما را نفی نمی کند. همچنان که اگر فرض کنیم انقلاب مشروطه بد بوده است، 100 سال پیش پدران و مادران ما اینجوری فهمیده اند. وظیفه کنونی ما چیست؟
آیا می خواهیم اجازه بدهیم که این سنت دوباره احیا بشود؟ هر وقت در این مملکت سیاسی ورزی یک نفره شده است که یک نفر آزاد باشد و بقیه گوش به فرمان. داخل این سیستم فساد رشد می کند و بی کفایتی روز افزون می شود. همان نهادهایی که بقول خودشان نقطه قوتشان محسوب می شود، نقطه ضعفشان است. رضا شاه بزرگترین نقطه اتکای خود را ارتش مدرن در ایران می دانست. اما چند ساعته فروپاشید! کدام جنگ بوده که فقط از صبح تا ظهر طول کشیده باشد تا ایرانی ها شکست بخورند؟ ارتش رضا شاه اینگونه بود. یا مثل محمد رضاشاه که فکر می کرد نقطه اتکایش ارتش 500هزار نفره است. ولی این ارتش در برابر ملت نمی ایستد و نایستاد.
تاج زاده تاکید کرد: وقتی سیاست ورزی در ایران یک نفره می شود، وظیفه من و شماست که بکوشیم که قدرت را توزیع کنیم و بگوئیم قدرت برای همگان.
اگر خدای ناخواسته این مناسبات در جامعه ما حاکم بشود - مستقل از اینکه انقلاب اسلامی درست بوده یا نه- این از ضعف ما است نه پیشینیان ما که قدرت در یک نفر خلاصه می شود.
به همان دلیلی که اتفاقی که در سال 61 هجری اتفاق افتاد کسی نمی تواند بگوید مقصر مسلمانان صدر اسلام بودند. یا نعوذ بالله بعثت پیامبراکرم(ص) اشتباه بود. نمی خواهم انقلاب اسلامی را با آن مقایسه کنم. می خواهم بگویم که یکی از تاریخی ترین حرفهای امام(ره) همان حرفی است که در بهشت زهرا زدند. این حرف فطری است و صدها سال دیگر هم این حرف تازگی دارد. استدلال امام(ره) در برابر رژیِم ستمشاهی این بود که رژیم پهلوی پدر و پسر که غیر قانونی و کودتایی بوده اند . حتی اگر فرض کنیم که اینها دموکراتیک به قدرت رسیده اند و پدران و مادران ما در زمان مشروطه آن طور تشخیص داده اند که این قانون اساسی درست و خوب است اما ما خودمان عاقل و بالغ هستیم. ما این طور تشخیص نمی دهیم و رژیم سلطنت نمی خواهیم. این جمله تاریخی است زیرا اشاره دارد به همان مردم بالفعل یا جمهور مردم که اینها بر سرنوشت خودشان حاکم هستند و نه به نام دین، نه به نام خدا، نه به نام طبقه، نه به نام تاریخ نه به نام نژاد نمی شود این حق را از جمهور مردم گرفت.
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت گفت: شاید این تعبیر یکی از بزرگان تعبیر دقیقی باشد که می گفت شما وقتی حافظ را می خوانید دائم از تقابل دو سیستم صحبت می کند، گویی حافظ حرفش این است که بشر با این ضعف هایی که دارد نمی تواند فارغ از این دو سیستم ، سیستم جدیدی مستقر کند. درست مثل اینکه به لحاظ سیاسی تمام متفکران ما می گفتند باید استبداد را بپذیریم . اگر استبداد و غلبه را نپذیریم دچار هرج و مرج می شویم- همان که قدیمی ها به آن فتنه می گفتند- به عقیده آنها فتنه و هرج و مرج بدتر از استبداد بود. به همین علت به استبداد تکمین می کردند. البته به لحاظ نظری از حکومت ایده آل معصوم دفاع می کردند . آنچه در اندیشه شیعی مطرح بوده است اینکه تمام حکومت ها نا مشروع اند اما فعلاً چاره ای نداریم و باید با این سلطان چه جائر و چه عادل کنار بیاییم.
در امپراتوری های قدیم مثل امپراتوری عظیم ایران اگر تحولات علمی، تکنولوژی و ارتباطی جدید بوجود نمی آمد امکان نداشت دموکراسی حاکم شود. دموکراسی در امپراتوری های بزرگ کنونی محصول پیشرفت علم و فن است. به عنوان مثال اگر در دوره هخامنشیان می خواستند انتخابات برگزار کنند چند ماه طول می کشید تا آرا جمع آوری شود.
در قدیم به لحاظ سیاسی در کشورهای بزرگ مثل ایران، چین و ... نمی توانستند غیر از این دو سیستم ارائه دهند. در هر حال در کلام حافظ ما ظاهرا دو سیستم بیشتر نداشتیم:1- حکومت هایی که مهم ترین مساله برای آنها حفظ ظواهر شرعی است. در این سیستم محتسب و شحنه حرف اول را می زند. شییه همین گشت های امروز خودمان. حرکت می کند که کسی خلاف شرع انجام ندهد. الحمدالله هنوز به غیبت و امثالهم نرسیده که بیایند حرف های دو شهروند را شنود کنند که اگر غیبت می کنند مجازات شوند. همه سیستم بر مبنای حفظ ظواهر بود. حافظ می گوید هر وقت این سیستم حاکم شد یقین بدانید که وقتی در میخانه بسته می شود در تزویر و ریا باز می شود. یعنی گویی نتیجه منطقی ظاهر پرستی رواج انواع بیماری هایی است که پیامبران خدا برای طرد و نفی آنها مبعوث شده اند: نفاق، دورویی، تزویر، فریب و دروغ. از طرف دیگر اگر سیستمی بخواهند با این ها مقابله کند چاره ای ندارد جز اینکه اجازه بدهد مردم آزاد زندگی کنند. نهادینه شدن آزادی، ریا و نفاق و دورویی را از بین می برد. حقایق تاریخی نشان می دهد نظام استبدادی انسانها را دو رو، مزور و منافق تربیت می کند.
سوالی را اخلاقیون مطرح می کنند که در غرب دو پدیده را همزمان می بینیم. یکی اینکه دین در آن جا تضعیف شده و در طول تاریخ بزرگترین مقوم اخلاق، دین بوده است . با وجود این در جوامع غربی کثیری از رذایل اخلاقی که در بین ما مسلمانها وجود دارد ، وجود ندارد. ازجمله همین تزویر و ریاکاری و دورویی. علت چیست؟
به نظر من علت اصلی آن است هر جا که شهروند، آزادی و امنیت داشته باشد و احساس کند اگر دروغ نگوید به راحتی زندگی اش می گذرد، چنین رذایل اخلاقی رشد نخواهد کرد. عکس آن در نظام استبدادی است. وی در خاتمه گفت: در حال حاضر تفکری که می خواهد همان مناسبات شاهنشاهی را با الفاظ اسلامی احیا کند و بصورت جدی به صحنه آمده است . اگر غفلت کنیم باید در آینده هزینه های سنگینی را بپردازیم تا آثارش را از بین مردم اما اگر هوشیار باشیم در این مقطع می شود با هزینه اندکی به مسیر اصلی و مورد نظر بازگشت ، نسبت به گذشته خود شرمگین و درباره آینده خود هراسان نباشیم.


Link      Comments () Date: جمعه ٢٦ مهر ۱۳۸٧

هنر سی ساله by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

بر شاخه نشستن و بن بریدن هنر سی ساله تندروهااست:
بی توجهی به آرای مردم به هر عنوان و در هر سطحی که مقدور باشد
در برابر هم قرار دادن ارزشهای اصیل چون دیانت / آزادی / امنیت / رفاه /روح و جسم / سنت و تجدد
استفاده از منابع برای تخریب آنها


Link      Comments () Date: جمعه ۱٩ مهر ۱۳۸٧

نه این ... نه آن ... یعنی تسلیم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

امام خمینی سخن مشهوری دارند که به صورت های‌ مختلف بعدها در سخنان و سیره و عملکرد ایشان تکرار شد:

امریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از امریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر، لیکن امروز سر و کار ما با امریکاست

بر اساس نظر امام ، نفی قدرتهای بیگانه و اتکا به جریان های داخلی اصیل و غیر وابسته تنها مسیر اصلی رشد و استقلال کشور است. در واقع امام خمینی و انقلاب اسلامی روحیه ضد بیگانه و اتکا به خود را در کشور ما تقویت کرد.
دیدگاه استقلال از دیگران، در بین بعضی و به افراط تا آنجا پیش رفت که به نوعی ارجحیت نظر فردی و خودمحوری رسیدند و فعالیت جمعی و گروهی را زیر سوال بردند. به دلیل عملکرد منفی احزاب وابسته، با احزاب وطنی به مبارزه برخواستند و با تمام قدرت مبانی مشروعیت حرکت سیاسی جمعی شناسنامه دار یعنی تحزب را نشانه گرفتند. نتیجه تلاش این دسته، تضعیف نسبی احزاب داخلی بود. موضوعی که بطور طبیعی به کاهش نرخ مشارکت سیاسی  مردم می انجامد.

==================

نفی مطلق جریان چپ و راست داخلی (اصلاح طلب / اصولگرا)  در ادبیات اشخاص منفرد،یا گروههای حاشیه نشین و یا جریانات ناامید به مردم و امیدوار به بیگانه یا باندهای قدرت،  انگیزه های یکسانی ندارد. بخشی از این مخالفتها ناشی از گرایش به عدم پاسخگویی، عافیت طلبی و فردگرایی و امیدواری به بیگانه است.

==============

نفی قدرت های داخلی بدون حضور جریان سوم مقتدر داخلی چیزی جز تضعیف مبانی اقتدار ملی نیست. بطور مثال کسانی که در آمریکا دو حزب اصلی موجود جمهوریخواه و دمکرات را نفی میکنند، تا زمانی که حزب و جریان مقتدر و تاثیر گذار سومی وجود ندارد، در واقع با نفی این دو حزب از حوزه سیاست کناره گیری میکنند. نه قدرت تغییر وضع موجود را دارند و نه در تغییر شرایط با جریانات موثر همسو هستند و در واقع به حاشیه میروند. شعارهای مربوط به تغییرات کلی در شرایط تثبیت نیز معمولا چیزی جز توجیه و دلیل کناره گیری نیست.

=====================

در جریانات سیاسی هر کشوری، نقاط مثبت و منفی بسیاری میتوان یافت. برای ناامیدی، توجه مطلق به ضعفها کافی است و برای امیدواری نیز توجه صرف به قوتها کافی است.  تعریف نسبت خود با آنها و جمع مناسب و عقلایی بین وجوه مختلف و تشخیص نسبت آنها با تغییرات داخلی و جهانی و استانداردهای ملی و اندیشه های متعالی مسیر نتیجه گیری منطقی و کم اشتباه است. 
ایفای نقش در جامعه از طریق جریانات موثر موجود ممکن است نه با تحریم و کناره جویی و گنده گویی های تخیلی. البته روشن است که بن بست در تعامل بین جریانات اصلی یک جامعه به اختلال جدی و نهایتا تحول می انجامد و نتیجه این تحولات معمولا با خواست کسانی که از هر دو سو در ایجاد بن بست دخالت داشته اند، همسو نیست.

نه این ... نه آن ... یعنی انفعال٬ یعنی تسلیم شدن به گذشت زمان ... به سکوت ... به قدرتهای محیطی: داخلی و خارجی


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٧

اگر امروز دکتر علی شریعتی بود! by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

اگر امروز دکتر علی شریعتی بود چه میکرد؟
سوالی است که در ذهن بسیاری شکل گرفته و بارها بیان شده است.
بنده تصورم این است که اصولا شریعتی در مسیری که از سر این انقلاب گذشته است بارها و بارها از میان رفته بود. همانگونه که بسیاری دیگر از اندیشمندان و فرهیختگان از میان رفتند.
البته علیرغم مقدمه منفی بنده، میتوان در باره اینکه اگر امروز دکتر زنده بود چه میکرد، اندیشید و سخن گفت.


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٧

دامادها و دولتها از شهروند امروز by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از شهروند امروز:

از ازدواج انقلابی تا ازدواج سیاسی مهدی و امیرحسین معتقدند که میان سال‌های 1368 تا 1384 در ایران دایی‌سالاری حاکم بوده است چرا که آنان دو دایی دارند که از سال 1368 تا سال 1384 بر ایران حکومت می‌کردند. دایی پدری آنان اکبر هاشمی رفسنجانی بود که از سال 1368 تا سال 1376 رئیس‌جمهور ایران بود و دایی مادری آنان سیدمحمد خاتمی بود که از سال 1376 تا سال 1384 ریاست‌جمهوری ایران را بر عهده داشت. پدر و مادر مهدی و امیرحسین هاشمیان به ترتیب فرزندان حجت‌الاسلام محمد هاشمیان امام جمعه رفسنجان و آیت‌الله صدوقی امام جمعه یزد بودند و این یعنی آنها فرزندان مشترک «یزد و رفسنجان» و «صدوقی و هاشمیان» هستند؛ جایی که «هاشمی‌ها» و «خاتمی‌ها» به هم می‌رسند. مهدی و امیرحسین تنها کسانی هستند که در فاصله دو دهه خواهرزاده رئیس دولت ایران بوده‌اند اما پیوند خانواده و دولت در ایران محدود به ایشان نیست: 


 نسل اول: اسلام انقلابی و ازدواج انقلابیبا پیروزی انقلاب اسلامی ایران نسلی از جوانان مسلمان به قدرت رسیدند که مبارزه سیاسی و اسلام انقلابی برای آنها فرصتی باقی نگذاشته بود تا به ازدواج فکر کنند. ازدواج برای این نسل در زمره اولویت‌های زندگی نبود و از سوی دیگر به دلیل دیدگاه مذهبی و عقیدتی آنان امکان آشنایی گسترده جز از طریق خانواده با جنس مخالف را نداشتند یا اگر داشتند دیدگاه ایدئولوژیک این جوانان به آنان اجازه نمی‌داد در دانشکده یا جامعه به انتخاب دست زنند. واقعیت آشکار دیگر این بود که نظام تازه‌تاسیس جمهوری اسلامی نیاز به مدیرانی از جنس این پیروان اسلام انقلابی داشت و آنان که در فاصله سنی 25 تا 35 سال قرار داشتند و روزگاری گمان نمی‌کردند که به عنوان کارمند در اداره یا وزارتخانه‌ای استخدام شوند اکنون در معرض نهادهای وزارت دولت و وکالت مجلس قرار گرفته بودند و شاید درست نبود که در «تجرد» بمانند. اینگونه بود که ازدواج انقلابی به ضرورت اسلام انقلابی تبدیل شد؛ ازدواجی که در درون مناسبات نظام تازه شکل می‌گرفت و اخلاق و آداب خاص خود را داشت: با آشنایی خانوادگی آغاز می‌شد و با مراسم ساده‌ای پایان می‌یافت. گاه مسجد صورت می‌گرفت و تعداد میهمانان مراسم ازدواج بسیار اندک بود. ازدواج‌هایی که در درون خانواده انقلاب صورت می‌گرفت این مزیت را داشت که خانواده‌های عضو این خانواده بزرگتر شناختی کافی از هم داشتند و نیازی به تحقیق بسیار وجود نداشت. سطح توقعات طرفین از یکدیگر نیز اندک بود و به دلیل جو اجتماعی موجود، خانواده‌ها به ساده‌ترین شکل ممکن مقدمات ازدواج را فراهم می‌کردند. 1- داماد سرخانهیکی از این ازدواج‌های مشهور ازدواج محمد محمدی‌نیک مشهور به ری‌شهری با دختر آیت‌الله مشکینی بود. ری‌شهری که پس از انقلاب اسلامی ایران پس از مدتی حضور در دادستانی ارتش به وزارت اطلاعات، دادستانی ویژه روحانیت، دادستانی کل کشور و سرپرستی حجاج ایرانی رسید، حاج‌آقا مرتضی تهرانی را معرف و مسبب این ازدواج می‌داند: «آقای مشکینی پاسخ ایشان را موکول به استخاره کرد و پس از چند روز پاسخ داد که استخاره کردم، خوب آمد پس از موافقت ایشان جریان را به خانواده‌ام در تهران نوشتم و از مادرم و عمه‌ام... خواستم که به قم بروند و صبیه ایشان را ببینند. آنها رفتند و دیدند و پسندیدند و در پاسخ نامه من نوشتند خوب است ولی خیلی کوچک است. او در آن هنگام تقریبا 9 ساله بود.» (خاطره‌ها، ج 1، ص 52 – 51) مهریه این ازدواج هزار تومان بود: «مهریه را مبلغ 5 هزار تومان نوشتم [اما آیت‌الله مشکینی] در اثر خطای دید پنج هزار تومان را پانصد تومان خوانده بود به ما پیغام داد من حرفی ندارم که مهریه او پانصد تومان باشد ولی چون مهریه خواهر بزرگتر او هزار تومان است همین مبلغ را برای مهریه او بپذیرید. من تعهد می‌کنم کاری کنم که بیش از پانصد تومان شما بدهکار نشوید» (همان: 52) مراسم عقد در حرم امام رضا(ع) «بدون هیچ‌گونه تشریفات اجرا شد» از آن پس آقای ری‌شهری «مانند یکی از اعضای خانواده آقای مشکینی در منزل ایشان و به قول معروف داماد سرخانه» بود. (همان: 53) یک سال و نیم بعد با انتقال به قم داماد دید که «به تدریج شرایطی پیش آمده که احساس کردم ادامه این وضع به مصلحت نیست با اینکه قرار بود جشن ازدواج ما چند سال بعد باشد، پیشنهاد کردم که هرچه زودتر انجام شود تا بتوانیم زندگی مستقل تشکیل دهیم. آقای مشکینی ابتدا با این پیشنهاد موافق نبود دلیل مخالفتش هم کوچک بودن همسرم از نظر سنی بود. چون در آن هنگام یازده سال بیشتر نداشت اما من موضوع را با جدیت پیگیری می‌کردم که همسر من است و شرعا حق دارم او را به خانه خود ببرم... سرانجام با اصرار من ایشان (مشکینی) راضی شد و جشن ازدواج‌مان در سال 1347 برگزار شد.» (همان: 53) 2- داماد دگراندیشازدواج مشهور دیگر عصر انقلاب اسلامی ازدواج دختران آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با پسران آیت‌الله لاهوتی بود. هاشمی رفسنجانی و حسن لاهوتی هر دو از مبارزان سیاسی با رژیم پهلوی بودند. همین سوابق و مناسبات سبب شد دو پسر آیت‌الله لاهوتی یعنی حمید و سعید با دو دختر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به ترتیب فائزه و فاطمه هاشمی ازدواج کنند. فرزندان آیت‌الله لاهوتی از موقعیت سیاسی خود برای ورود به حکومت استفاده نکردند اما فائزه هاشمی در سال 1375 نماینده دوم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی شد و به عضویت حزب کارگزاران سازندگی درآمد و همواره به عنوان نماد گرایش لیبرالی پدرش شناخته شد و فاطمه هاشمی نیز به عضویت حزب اعتدال و توسعه درآمد که گرایشی میانه‌رو در میان محافظه‌کاران ایران را نمایندگی می‌کند. یکی از مهمترین مصائب و مسائل این دو ازدواج، درگذشت آیت‌الله لاهوتی بود. حسن لاهوتی گرچه از روحانیون مبارز و مبارزین مذهبی محسوب می‌شد اما به جز حمید و سعید فرزند دیگری به نام وحید لاهوتی داشت که مانند فرزندان بسیاری از روحانیون مبارز آن عصر (همچون آیت‌الله طالقانی، محمدی گیلانی، جنتی و...) دگراندیش بود و چپ‌گرا. کار به جایی رسید که روز چهارشنبه 6 آبان 1360 اکبر هاشمی رفسنجانی در کارنامه روزانه‌اش نوشت: «ساعت سه بعدازظهر خبر دادند که از طرف دادستانی انقلاب به خانه آقای [حسن] لاهوتی ریخته‌اند و خانه را تفتیش می‌کنند. به آقای [اسدالله] لاجوردی گفتم با توجه به سوابق و مبارزات آقای لاهوتی بی‌حرمتی نشود. گفت دنبال مدارک وحید [لاهوتی] هستند. اول شب اطلاع دادند که آقای لاهوتی را به زندان برده‌اند و احمد آقا هم تماس گرفت و ناراحت بود. قرار شد بگوییم ایشان را آزاد کنند. آقای لاجوردی پیدا نشد به آقای [سیدحسین] موسوی تبریزی دادستان کل انقلاب گفتم و قرار شد فورا آزاد کنند. احمد آقا گفت امام هم از شنیدن خبر ناراحت شده‌اند.» (عبور از بحران: ص 341) اما آیت‌الله لاهوتی هرگز به خانه‌اش بازنگشت. فردا صبح هاشمی رفسنجانی نوشت: «عفت تلفنی اطلاع داد که آقای لاهوتی را دیشب به بیمارستان قلب برده‌اند بلافاصله تلفن زد و گفت از دنیا رفته‌اند تماس گرفتم معلوم شد صحت دارد. آقای لاجوردی دادستان انقلاب تهران گفت آقای لاهوتی اتهامی نداشته‌اند، برای توضیح مدارک مربوط به وحید آمده بودند که به محض ورود به زندان دچار سکته قلبی شده و معالجات بی‌اثر مانده است. قرار شد پزشکی قانونی نظر بدهد.» (همان: ص 340)خبر درگذشت حسن لاهوتی نماینده امام خمینی در استان گیلان، امام جمعه رشت، نماینده مردم رشت در مجلس اول و سرپرست سپاه پاسداران با سکوت رسانه‌ها مواجه شد و همین مساله اعتراض فرزندان و عروسان وی را برانگیخت. آنان حتی به پدرشان اکبر هاشمی رفسنجانی که در آغاز جلسه علنی مجلس شورای اسلامی خبر درگذشت آیت‌الله لاهوتی را داده بود، اعتراض کردند: «حمید و فائزه آمدند و شب را پیش من ماندند. چون تنها بودم مقداری آنها را تسلیت دادم و ارشاد کردم. غیرمستقیم گله داشتند که چرا من با صراحت نگفتم که آقای لاهوتی در زندان سکته کرده و فوت شده» (همان: ص 359)از آن روز سال‌ها می‌گذرد اما هنوز کسی با صراحت از درگذشت آیت‌الله لاهوتی سخن نمی‌گوید. 3- داماد لبنانازدواج دیگری که در این سال‌ها رخ داد و پیوندهای خانواده‌های روحانی را استوار می‌ساخت ازدواج فرزندان دو روح‌الله به دو دخترخاله بود. سیداحمد خمینی فرزند امام روح‌الله خمینی و سیدمحمد خاتمی فرزند آیت‌الله روح‌الله خاتمی با دو دخترخاله ازدواج کردند که سیدمحمد صدر پسرخاله آنهاست. بدین‌ ترتیب خانواده بزرگی شکل می‌گیرد که پیوند میان خمینی‌ها، خاتمی‌ها و صدرها را برقرار می‌کند. اینگونه است که سیدمحمد خاتمی به دلیل نسبتی که از طریق همسرش با امام موسی صدر می‌یابد به داماد لبنان مشهور است همچنان که آیت‌الله سلطانی طباطبایی پدر خانم فاطمه طباطبایی همسر مرحوم سیداحمد خمینی از جمله علمایی بود که از نامزدی خاتمی برای ریاست‌جمهوری ایران در سال 1376 حمایت کرد.4- داماد امام اما این تنها پیوند خاتمی‌ها و خمینی‌ها نیست. در نیمه دهه 60 سیدمحمدرضا خاتمی دیگر فرزند آیت‌الله روح‌الله خاتمی با زهرا اشراقی نوه آیت‌الله روح‌الله خمینی ازدواج کرد. زهرا اشراقی در عین حال دختر آیت‌الله شهاب‌الدین اشراقی داماد امام خمینی است که در سال‌های تبعید امام خمینی دفتر ایشان را هم اداره می‌کرد و به هنگام نزاع سران حزب جمهوری اسلامی با ابوالحسن بنی‌صدر اولین رئیس‌جمهوری اسلامی ایران از سوی امام خمینی به عضویت هیات حکمیت برای حل اختلاف درآمد. آیت‌الله اشراقی روحانی سنت‌گرا و در عین حال آزادیخواهی شناخته می‌شد که نسبت به گرایش‌های حاکم عصر خود از استقلال رای و نظر برخوردار بود. شهاب‌الدین  اشراقی روز جمعه 20 شهریور 1360 به علت سکته درگذشت. در سال 1386 شورای نگهبان صلاحیت پسر آیت‌الله علی اشراقی – که نامزد اصلاح‌طلبان برای مجلس هشتم بود – را رد کرد اما با واکنش صریح بیت امام خمینی در مرحله تجدیدنظر صلاحیت او تایید شد. 5- داماد استادپس از شهادت استاد مرتضی مطهری، دختر ایشان با پسر آیت‌الله میرزاهاشم آملی ازدواج کرد. داماد استاد اما همان کسی است که به نام دکتر علی لاریجانی یک دهه رئیس سازمان صدا و سیما و قبل از آن وزیر ارشاد اسلامی و پس از آن دبیر شورای عالی امنیت ملی شد. علی لاریجانی عضو یکی از خانواده‌های مذهبی و سیاسی جمهوری اسلامی است. محمدجواد لاریجانی اولین فرزند این خانواده است که به قدرت رسید: معاون وزیر امور خارجه شد و نماینده مجلس شد. ستاره اقبال محمدجواد لاریجانی اما با یک حرکت حساب نشده در دوران انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1376 فرو خفت و او اکنون به معاونت حقوق بشر قوه قضائیه کفایت کرده است. صادق لاریجانی که «شیخ» خانواده لاریجانی‌هاست نیز با عضویت در شورای نگهبان در زمره قدرتمندترین فرزندان این خاندان به حساب می‌آید اما آنکه از همه فرزندان مرحوم میرزا هاشم خوش‌اقبال‌تر است علی لاریجانی همان داماد استاد مطهری است که اکنون به نمایندگی از مردم قم به پارلمان راه یافته و قدم در راه ریاست مجلس و شاید ریاست‌جمهوری می‌گذارد. نسل دوم: اسلام حکومتی و ازدواج حکومتیبا استقرار جمهوری اسلامی و تثبیت انقلاب اسلامی به تدریج اسلام از صورت یک دین به شکل یک دولت مستقر درآمد و روابط خانواده‌های مذهبی و انقلابی به صورت مناسبات خانواده‌های سیاسی و حکومتی درآمد. طبیعی است که هر انقلابی سرانجام به نظامی سیاسی منتهی شود اما در فرآیند این تغییر و تحول مناسبات خانوادگی هم به تدریج تغییر کرد و با بلوغ فرزندان انقلاب اسلامی به تدریج فرزندان انقلاب اسلامی همسران خود را از میان خانواده‌هایی که بیشترین رفت و آمد را با آنها داشتند برگزیدند. گروهی از این ازدواج‌ها به نسبت نسل اول انقلاب ساده‌زیستانه بود اما گروهی از آنها به تناسب شرایط زمان و مکان تغییر کرده و به شیوه ازدواج طبقه متوسط جامعه نزدیک شده است. همزمان با تحولات جمعیتی و طبقاتی در ایران و تغییر موقعیت و مکان زندگی و مناسبات اقتصادی خانواده‌های ایرانی، خانواده‌های سیاسی نیز دگرگون شدند و به شکل تازه‌ای ازدواج‌های خود را سامان دادند.1- مشهورترین ازدواج نسل دوم ازدواج مجتبی خامنه‌ای فرزند مقام معظم رهبری با دختر دکتر غلامعلی حدادعادل است؛ پیش از آنکه به ریاست مجلس هفتم شورای اسلامی و حتی نمایندگی مجلس ششم برسد. شاید به همین علت باشد که غلامعلی حدادعادل در اسفندماه سال گذشته در گفت‌وگو با مجله شهروند امروز گفته «من این تحلیل را قبول ندارم که چون خانواده ما با خانواده مقام معظم رهبری پیوند سببی پیدا کرد گروه‌های سیاسی به بنده تمایل نشان دادند. خویشاوندی تاثیری در تصمیماتم به عنوان رئیس‌مجلس ندارد» دیگر فرزندان رهبر انقلاب نیز با خانواده‌های مذهبی و سیاسی دارای گرایش‌های دیگر ازدواج کرده‌اند: مسعود خامنه‌ای با دختر آیت‌الله خرازی از مدرسین حوزه علمیه قم و خواهر صادق  خرازی معاون وزیر امور خارجه در دولت خاتمی و مشاور کنونی سیدمحمد خاتمی ازدواج کرده است در عین حال که کمال خرازی وزیر خارجه خاتمی و رئیس شورای راهبردی روابط خارجی عموی عروس به حساب می‌آید. مصطفی خامنه‌ای دیگر فرزند مقام معظم رهبری نیز با دختر آیت‌الله خوشوقت از روحانیان تهران و نامزد ائتلاف رایحه خوش خدمت (گروه حامی دولت محمود احمدی‌نژاد) ازدواج کرده است. با وجود این فرزند آیت‌الله خوشوقت مدیرکل مطبوعات خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوره سیدمحمد خاتمی بود و در پرونده زهرا کاظمی اظهارنظری متفاوت از اظهارنظرهای رسمی کرد. دختر دیگر مقام معظم رهبری با فرزند حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر رهبر انقلاب اسلامی ازدواج کرده است. بدین ترتیب با مروری بر ازدواج‌های فرزندان مقام معظم رهبری می‌توان گفت هیچ یک از این ازدواج‌ها نمی‌تواند واجد معنای جناحی یا سیاسی خاصی باشد. به جز آنکه همگی آنها در محدوده خانواده‌های مذهبی و سیاسی انقلاب اسلامی رخ داده است.2- اما ماجرا زمانی جالب‌تر می‌شود که دریابیم سلسله این ازدواج‌ها به تدریج خانواده‌های بیشتری را در بر می‌گیرد و در نهایت خانواده‌ای بزرگتر را می‌سازد. چندی پیش پسر صادق خرازی با دختر محمدرضا خاتمی ازدواج کرد. بدین ترتیب صادق خرازی که برادر همسر فرزند مقام معظم رهبری است، در عین حال پدر همسر نوه امام خمینی و برادرزاده سیدمحمد خاتمی نیز هست و این به معنای خانواده سیاسی و مذهبی بزرگی است که با دو رهبر نظام و یک رئیس‌جمهور و نیز یک وزیر خارجه جمهوری اسلامی نسبت دارد.3- در ادامه همین مناسبات خانوادگی ازدواج فرزندان مرحوم سیداحمد خمینی و نوادگان امام خمینی نیز جالب توجه است: سیدحسن خمینی نوه ارشد امام خمینی با دختر آیت‌الله موسوی بجنوردی عضو سابق شورای عالی قضائی و عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز ازدواج کرده است.برادر او یعنی سید یاسر خمینی نیز با دختر سیدمحمد صدر نامزد ائتلاف اصلاح‌طلبان برای مجلس هشتم ازدواج کرده است. یعنی در واقع فرزند سیداحمد خمینی با دختر پسرخاله مادرش خانم فاطمه طباطبایی ازدواج کرده که پسرخاله همسر سیدمحمد خاتمی نیز محسوب می‌شود و از خانواده بزرگ «صدر» به حساب می‌آید. خانواده امام خمینی البته دامادهای مشهور دیگری نیز دارد: نوه خانم زهرا مصطفوی دختر امام خمینی با پسر محسن رضایی ازدواج کرده و دختر دیگر آیت‌الله اشراقی (که نوه امام خمینی به حساب می‌آید) با پسر آیت‌الله طاهری امام جمعه سابق اصفهان ازدواج کرده است تا خانواده‌ای بزرگ شکل گیرد.4- یکی از جالب‌ترین ازدواج‌های درون حکومت جمهوری اسلامی ازدواج پسر رئیس اسبق قوه قضائیه با دختر رئیس کنونی این قوه است: پسر آیت‌الله موسوی اردبیلی از مراجع تقلید شیعه با دختر آیت‌الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی ازدواج کرده است. پسران دیگر آیت‌الله موسوی اردبیلی هر یک با دختر یکی از بزرگان مذهبی ازدواج کرده‌اند: دختر آیت‌الله جوادی آملی از مدرسین حوزه علمیه قم و آیت‌الله شهرستانی از فقهای قم و نماینده آیت‌الله سیستانی در ایران که چندی یکی از بستگانش وزیر نفت عراق بود. از نسل دوم این خانواده نوه آیت‌الله موسوی اردبیلی و آیت‌الله جوادی آملی با پسر محمد هاشمی برادر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و رئیس اسبق سازمان صداوسیما ازدواج کرده‌اند.5- از میان اعضای دفتر امام خمینی و دفتر آیت‌الله خامنه‌ای فرد مشترکی وجود دارد که دو داماد بنام دارد: حجت‌الاسلام رسولی محلاتی دختران خود را به عقد آقایان ناطق نوری رئیس مجلس چهارم و پنجم و عباس آخوندی وزیر اسبق مسکن درآورده است. حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق نوری هم‌اکنون مسوولیت بازرسی دفتر مقام معظم رهبری را بر عهده دارد و یکی از سران جناح اصولگرا در ایران شناخته می‌شود.***

گسترش روابط خانوادگی در میان حاکمیت جمهوری اسلامی طی دو نسل سبب شده است به تدریج خانواده بزرگی شکل گیرد که در آن نام‌های آشنایی از  خمینی‌ها، خامنه‌ای‌ها، خاتمی‌ها، هاشمی‌ها، صدرها و... به چشم می‌خورد. خانواده‌ای که به تدریج چنان در نسل‌های آینده به هم آمیخته می‌شوند که می‌توانند به حکم شرع محرم یکدیگر شناخته شوند.


Link      Comments () Date: پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٧

مخالفت امام با تفکر آیت الله مصباح یزدی به روایت ابطحی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi



اگر نخوانید ضرر میکنید: به وب نوشت رای میدهید. اگر به وبلاگ اکرنه نیز رای دادید میشود نور علی نور.
لینک رای به برترین های وبلاگستان.

لینک مطلب از وب نوشت:

مشکل تفکر آقای مصباح است نه حکم محمدی عرافی!

بازی سیاست رسانه ای بازی بامزه ای است. بخصوص اگر کیهانی ها بازیگر آن باشند که همیشه گمان می کنند کسی بازی آنها را نمی فهمد آقای موسوی لاری در مراسم چهلم آیه الله توسلی به ماجرای بسیار مشهوری که همه نزدیکان امام آن را شنیده اند. از قول آقای توسلی اشاره کرد که بعد از شهادت آقای شیخ فضل الله محلاتی به امام پیشنهاد دادند که آقای محمدی عراقی که حالت جانشین آقای محلاتی را داشت به عنوان نماینده امام در سپاه معرفی شود، امام گفته اند که چون ایشان داماد آقای مصباح است و ممکن است افکار آقای مصباح در سپاه مترقی آن روز تاثیر بگذارد، لذا راه برای طرح افکار ایشان در سپاه نباید باز باشد و به همین دلیل به آقای محمدی عراقی حکم نداده اند. این حساسیت امام در مورد افکار آقای مصباح موضوع بحث و سخنرانی آقای موسوی لاری بود که شاید برای خیلی از نسل جوان انقلابی، سپاهی و یا بسیجی امروز که هم به امام علاقمندند و هم گمان می برند آقای مصباح همان خط را ادامه می دهد روشن شود که امام در این مورد چه حساسیت ویژه ای داشته است. این حرف را نه تنها آقای توسلی بارها در جمع بزرگان کشور زده است و دهها شاهد دارد، بلکه از میان زندگان نیز از چندین نفر از افراد مشهور کشور و نزدیک به امام در همین دو روزه شنیده ام که عیناً همان مساله را از امام نقل می کرده اند و شهادت می دادند. آقای محمدی عراقی، بدون حکم ماندند تا امام به آقای عبدالله نوری حکم نمایندگی خود را دادند. کیهان و صدا و سیما و سایتهای نزدیک به دولت در یک کار بامزه ی رسانه ای بحث را بردند روی آقای محمدی عراقی که حکم از امام دارد یا ندارد. بعد هم به جای آنکه متن حکم نداشته ایشان را منتشر کنند از نماینده فعلی رهبری در سپاه و آقای محسن رضایی نقل قول کردند که امام به ایشان حکم داده است. آقای محمدی عراقی شخصیت محترمی است که همیشه با سلامت نفس و نسبتاً دور از جنجال ها فعالیتهای مثبتی داشته است. با آقای موسوی لاری دیشب صحبت می کردم او هم همین عقیده را داشت و از کار کیهانی ها که صورت مساله طرز تفکر آقای مصباح و خطرات آن را برای کشور تبدیل به داشتن و یا نداشتن حکم آقای محمدی عراقی کرده اند، یک تقلب بزرگ رسانه ای می دانست. آیه الله توسلی خیلی اصرار داشت این ماجرا را نقل کند تا مردم و بخصوص سپاهیان و بسیجیان صادق بدانند که امام چه دیدگاهی در مورد مراد رئیس جمهور فعلی داشته اند.


Link      Comments () Date: دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٧

بی تجربگی در اداره امور by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در سالهای نخستین پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران٬ بطور طبیعی صاحب منصبان اصلی کشور و هزاران مستشار خارجی کنار گذاشته شدند و جوانان پر انرژی و علاقمند و انقلابی بر کارهایی گمارده شدند که نیاز به تخصص و تجربه ای داشت که وجود نداشت. چاره  نبود.
در این میان دانشجویان که شجاعت انقلابی داشتند و در مبارزات منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی نیز نقش قابل توجهی داشتند٬ در رشته های تخصصی خود یا بصورت عمومی خلا حضور کارشناسان و مدیران ارشد را پر میکردند با اینحال صدماتی نیز از ناحیه کم تجربگی متوجه کشور شد که ناگزیر می نمود.
اگر در سالهای نخستین انقلاب اسلامی٬ استفاده از متخصصین متعهد به راحتی ممکن نبود٬ امروز ایران اسلامی هزاران متخصص متعهد تربیت کرده است. کنار گذاردن تجارب مدیریتی و کارشناسی به تنهایی مشکلی عظیم برای کشور ایجاد میکند.
عقل و تدبیر حق مسلم ماست.

Link      Comments () Date: دوشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٧

عماد افروغ در جلسه وبلاگنویسان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

عماد افروغ

یکشنبه همین هفته آقای عماد افروغ در جلسه وبلاگنویسان سخنان مهمی را در پاسخ دوستان مطرح میکرد.
ایشان همچنان خود را اصولگرا میدانست ولی معتقد بود:

به همه میشود انتقاد کرد و حتی مقام معظم رهبری نیز در مورد خودشان نیز گفته اند اشکالی ندارد.
الان از گذشته ها (احتمالا:‌ آقای خاتمی ) انتقاد نمیکنم چون نبش قبر نمکینم و مساله امروز چیز دیگری است.
مجلس هفتم از زمان ظهور دولت نهم تا حدی منفعل شد و از بعد نظارتی اش فاصله گرفت.
دولت نهم مصوبات مجلس در باره بودجه را ابلاغ نکرده است بلکه نظرات اولیه خودش را  ابلاغ کرده است.(به نقل از مخبر کمیسیون)
انقلاب اسلامی با جمهوری اسلامی فرق میکند. انقلاب اسلامی مقیاس نظری و تئوریک است.
چهار حوزه : حکمت متعالیه و هستی شناسی / اسلام گرایی و عدالت  / استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی / قانون اساسی
جمهوی اسلامی جمع بین شکل و محتوا است. افلاطون حکومت را متکی به فضایل حاکم میدانست و دمکراسی به مقبولیت و خواست مردم اشاره دارد. جمع میان این دو دید در نظریه امام خمینی و جمهوری اسلامی اتفاق افتاد.

دو نکته جالب:
از ایشان سوال شد که شما گفته اید اگر به دوران و شرایط انتخابات ریاست جمهوری نهم برگردم همان کار را میکنم که کردم؟ آیا هنوز همین حرف را قبول دارید؟
گفتند بله و اگر برگردم به آن شرایط با آن آرایش قوا و مسائل آن روز همان کار را میکردم. و بلافاصله با کمی انعطاف گفتند: اگر به آن دوره برگردم و از نظر مدیریتی تجربه امروز را دیده بودم و میدانستم باز هم به رقیب آقای احمدی نژاد (آقای هاشمی رفسنجانی) رای نمیدادم و سفید رای میدادم.

======================

مبنای تئوریک ایشان بسیار شفاف و منطقی بود ولی رابطه آن با اصولگرایی سیاسی برقرار نبود. جالب آنکه ایشان جزو معدود سیاستمدارانی است که به آنچه میگفت اعتقاد داشت.

تکمله:

ما را هم فیلتر کردند. از دات کام و دات رفته ایم به دات اورگ.
ما مورد حمایت نبودیم و برای همین وقتی در مجلس دیدم حمایتی از ما نمیشود٬ کاندیدا نشدم. دیدید که با آقای دکتر سبحانی چه کردند که رای نیاورد.
من احساس خطر میکنم که کودتایی که در مشروطه بود دوباره ولی معکوس اتفاق بیفتد. با تسلط سنت گرایان٬ نوگرایان اجتماعی حذف شوند و همان واقعه مشروطه بصورت معکوس اجرا شود.
حقانیت و مقبولیت با هم مشروعیت زا است.
ظاهر یکدست با باطن منافقانه ملازم میشود.
مجلس باید تکثر مردم را نشان دهد.
شورای نگهبان نسبت به هیئتهای اجرایی سعه صدر بیشتری نشان داد معل الوصف معتقدم که بایستی سعه صدر بیشتری نشان دهد.
روش شناسی: سه نوع:
پوزیویتیستی و مهندسی اجتماعی
هرمنوتیکی و تفسیری
رئالیسم انتقادی
حسینیه ارشاد را زنده میکنیم با جلساتی که راه می اندازیم.
من الان منتقد آنهایی هستم که حاکم هستند.
اگر جو سازی در براندازی حکومت محکوم است در اداره حکومت هم محکوم است.
برای من هم سکته حین تذکر در مجلس اتفاق افتاده است و برای من نسبت توهین به امام و سکته مرحوم آیت الله توسلی روشن و قابل درک است که بخاطر دفاع از بین امام ره از دنیا رفتند.
حجاب به اسالم هم ربط ندارد یک ارزش تاریخی است که از گذشته بوده است.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٧

تحلیل تاج زاده از انتخابات مجلس هشتم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

تاج زاده: یک اقلیت 13 درصدی بر خانه ملت

و ارکان حکومتی مسلط شده است

 

امروز: انتخابات مجلس هشتم برازنده جمهوری اسلامی برآمده از مردمی ترین انقلاب تاریخ بشر نیست بلکه در تراز دولت اسلامی مدنظر آقایان است که به تعبیر علامه نایینی شعبه استبداد دینی است. به نظر من بزرگترین خطری که ایران وایرانیان را تهدید می کند صرف نظر از بی کفایتی مدیریتی و نیزفشارها، تحریم ها وتهدیدات خارجی، احیای ارزشها،روابط و مناسبات شاهنشاهی به نام اسلام است که آثار سوء دینی، سیاسی ،اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی واخلاقی فروانی به جا خواهد گذاشت.

سید مصطفی تاج زاده عضوشورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با بیان این مطلب در گفتگو با سایت امروز تاکید کردعملکرد کانون قدرت در این انتخابات بر همگان ثابت کرد که مشکل آنان جلوگیری از ورود اصلاح طلبان به اصطلاح تندرو و حتی همه اصلاح طلبان با گرایش های متفاوت به درون حکومت نیست بلکه کانون مذکور در این انتخابات به حذف افرادی اقدام کرد که به رغم عضویت در طیف اصولگرایان اندک استقلال رایی از خود نشان داده اند وبه این ترتیب ثابت شد خط کلی حکومت حذف کامل تمام صاحب نظران مستقل حتی در درون جناح اصولگرا است . به همین دلیل انتخاباتی را برگزار کردند که در سلاخی دواطلبان اصلاح طلب،منتقد ومستقل از یک سو وبسیج حزب پادگانی و ارکان لشکری و کشوری به سود یک فهرست خاص از سوی دیگر در سی سال گذشته بی سابقه بود.

رئیس ستاد انتخابات کشور دردولت اصلاحات در ادامه با تحلیل آماری نتایج انتخابات مجلس هشتم تاکید کرد غیر آزاد ،غیر عادلانه وغیر رقابتی شدن این انتخابات موجب کاهش چشمگیرمشارکت شهروندان شد که در مقایسه با انتخابات های مشابه و به ویژه نسبت به انتخابات مجلس ششم موجب شگفتی شده است. برای مثال درانتخابات مجلس ششم که دو سال ونیم پس از پیروزی آقای خاتمی در دوم خرداد76 برگزار شد شاهد حضور گسترده وبا نشاط اکثریت قاطع شهروندان در سراسر کشور از جمله در شهرهای بزرگ بودیم در حالیکه در انتخابات اخیر که دو سال و نیم پس از استقرار دولت نهم برگزارشده است کمتر از 30 درصد هموطنان ما در شهرهای بزرگ کشور مانند تبریز،شیراز،اهواز و...و تنها27 درصد تهرانیان در انتخابات شرکت کردند. به گونه ای که جمع آرای صحیح ماخوذه شهروندان تهران بزرگ در انتخابات اخیر(یک میلیون وهفتصد وپنجاه هزار رای) کمتر از رای آقای دکتر سیدمحمدرضا خاتمی در انتخابات مجلس ششم(حدود یک میلیون و هشتصد هزار رای) بود.

از سوی دیگردر این انتخابات نفر اول تهران حدود 13 درصد ازآرای شش ونیم میلیون واجدشرایط را در این حوزه (طبق آمار وزارت کشور والا تعداد واقعی واجدان شرایط تهرانی بیش از هفت میلیون نفر است)کسب کرد واگر رای وی را معادل پایگاه مردمی جریان اصولگرایان در نظر بگیریم و در صحت شمارش آرا ی حوزه تهران تردید نکنیم به معنای آن است که یک اقلیت 13 درصدی بر خانه ملت و در واقع بر همه ارکان حکومتی حاکم است. به بیان دیگر با توجه به اینکه آقای حداد عادل از سوی جبهه متحد وائتلاف فراگیراصولگرایان ونیزبقیه تشکل های اصولگرا مورد حمایت قرار گرفته بود می توان گفت که سقف پایگاه مردمی جریان اصولگرا در کشور 13 درصد است.در حالیکه صد در صد کانون های قدرت را در دست دارند و این عین بی عدالتی سیاسی است که 87 درصد مردم نقش بسیار اندکی نزدیک به صفر در مدیریت کشور دارند.

عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی در این گفتگو به دلایل عدم اقبال اکثریت واجدین شرایط در انتخابات پرداخت وگفت: هنگامیکه صلاحیت چهره های ارزشمندی همچون آقایان بهزاد نبوی،محسن آرمین،احمد شیرزاد،مرتضی حاجی،علی مزروعی، احمد خرم، علی شکوری راد و زنان فرهیخته ای چون فاطمه راکعی وجمیله کدیور رد می شود تعجب ندارد که کمتر از 27درصد تهرانی های واجد شرایط به پای صندوق رای بروند ومیزان مشارکت شهروندان در سراسر کشور نیزبا توجه به آمار واقعی 49 میلیون نفری واجدین شرایط به کمتراز 50 در صد یعنی حدود 46 درصد برسد.

وی افزود در نتیجه اعمال این گونه روش ها مجلسی چنان ناتوان وبی آینده تشکیل شده است که حتی جناح اکثریت نیز امید وروحیه آن را ندارد که ادعا کند با تشکیل این مجلس باری از دوش ملت بر داشته می شود.در حقیقت این نخستین بار است که به نظر اکثریت شهروندان و حتی کسانی که اسامی آنان به عنوان منتخبان مردم اعلام شده است تشکیل یاعدم تشکیل مجلس جدید تغییری در وضعیت کشور وبهبود اوضاع ایجاد نمی کند وجالب تر اینکه جناح به اصطلاح پیروز البته با رانت قدرت نیز روی آن را ندارد که اعلام کند ادامه دهنده راه مجلس هفتم خواهد بود.بدین ترتیب مجلسی که قرار بود در راس امور وعصاره فضایل ملت باشد عملا چنان سقوط کرده است که بود یا نبود آن بهبودی در اوضاع میهن ایجاد نمی کند.

سرپرست اسبق وزارت کشور در بخش دیگری از گفتگوی خود با سایت امروز با انتقاد از عملکرد ناظران ومجریان انتخابات تصریح کرد عملکرداصولگرایان در انتخابات ثابت کرد که آنان برای حفظ قدرت خود وکسب اکثریت کرسی های مجلس حاضر به انجام هر عمل غیر قانونی وغیر اخلاقی هستند و در یک کلام منافع حزبی را بر منافع ملی ترجیح می دهند. زیرا در این شرایط حساس به جای اینکه بکوشند با برگزاری انتخابات آزاد وعادلانه پایگاه مشروعیت نظام را ارتقا دهند ومشارکت همه نخبگان را جلب و ایرانیان را به آینده امیدوارکنند وارائه دهنده الگویی مناسب از دموکراسی در منطقه باشند صرفا برای در اختیار گرفتن اکثریت کرسی های مجلس انتخاباتی غیر رقابتی را برگزاری کردند که هم مشارکت مردم در آن به شدت کاهش یافت وجمهوری اسلامی در برابر جهانیان سر افکنده شد و هم بهانه های زیادی به بیگانگان دادند که با استناد به غیر رقابتی وغیر عادلانه بودن انتخابات بیانیه هایی علیه جمهوری اسلامی صادر کنند. آنان همچنین جنگ طلبان آمریکایی رادر زمینه القای ضعف پایگاه مردمی نظام سیاسی در ایران یاری دادند.

عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در ادامه اعلام کرد شورای نگهبان ودولت احمدی نژاد که با تنگ نظری و ردصلاحیت رقبای شناخته شده خود ونیزبرگزاری پرحرف وحدیث انتخابات واستفاده از نهاد های لشکری وکشور به سود یک فهرست خاص هزینه گزافی را به جمهوری اسلامی تحمیل کردند باید در برابر ملت پاسخگو باشند که چرا با دولت بوش همسویی کردند وموجب کاهش مشارکت مردم شدند؟

تاج زاده افزود استراتژی اصولگرایان به طور کلی نژمنفعل کردن قشرهای بیشتری از مردم است. راهبرد فوق در انتخابات مشارکت کمترمردم ونتیجه تضمین شده به سود اقتدارگراهاست که اگرچه اکثریت کرسی ها را در اختیار اقلیت 13 درصدی جامعه قرار می دهد اما توش وتوان وحیثیت این نظام نوپا را به چالش می کشد ونتیجه آن عدم تحقق آرمان های مردم وناکارآمدی جمهوری اسلامی و عدم حل مشکلات مردم خواهد بود.

وی افزود درست است که اصولگرایان همچون دوره مشروطه مجلس را به توپ نبستند اما با ردصلاحیت غیر قانونی بسیاری از چهره های برجسته وشناخته شده کشور، مجلس را از خاصیت انداختند و نهاد انتخابات را تضعیف کردند.

معاون سیاسی وزارت کشور در دوره اصلاحات در ادامه وبا اشاره به اینکه اصولگرایان با برگزاری چنین انتخاباتی که تکلیف 160 کرسی آن از پیش تعیین شده بود نه فقط به لحاظ اخلاقی کارنامه نامطلوبی از خود به جا گذاشتند، بلکه با روش های نسنجیده وایجاد شبهه در شمارش آرای هم وطنان ما در تهران وچند شهر دیگر کارآمدی نهاد انتخابات و مجلس را زیر سوال برده اند تاکید کرد اگر اصولگریان نتیجه آرای 100 نفر نخست در تک تک حوزه های رای گیری در تهران ونیز نتایج آرای صندوق ها را در شهرهای مورد اعتراض را به تفکیک منتشر نکنند به معنای آن است که این انتخابات نه تنها رقابتی نبود، بلکه سالم نیز نبوده است چرا که هیچ دلیلی برای عدم اعلام نتایج صندوق ها وجود ندارد مگر اینکه بپذیریم دولت احمدی نژاد وشورای نگهبان نگران برملا شدن تخلفات احتمالی مجریان وناظران خود در شمارش آرا هستند ودر هر حال امانتدار خوبی برای آرای مردم نبوده اند.

عضو شورای مرکزی مجاهدین انقلاب در باره عملکرد مجلس آینده نیز گفت: در مجلس هشتم هیچ یک از مسائل مهم کشور نه تنها حل که حتی مطرح نیز نخواهد شد .

وی افزود تحمیل سلیقه اقلیت 13 درصدی بر اکثریت87 درصدی شهروندان هم غیر قانونی وغیر اخلاقی وهم خطرناک است ولی به نظر می رسد غرور ناشی از افزایش بی سابقه قیمت نفت که دامن رژیم پیشین را نیز گرفت موجب شده است اصولگرایان خود را به طور مطلق بی نیاز از افکار عمومی ببینند وحتی ظواهر امور را نیز در برگزاری انتخابات رعایت نکنند. آنان بازی برد-برد را که صرفا با انجام انتخابات رقابتی وسالم میسر است به بازی باخت-باخت تبدیل کردند با این حال از حماسه 24 اسفند86 سخن می گویند،حال آنکه عدم شرکت نزدیک به سه چهارم شهروندان صاحب رای در تهران ودیگرشهرهای بزرگ نه فقط حماسه نیست بلکه واقعه تلخی است که باید به طور جدی مورد بررسی همه جانبه قرار گیرد واز تکرار آن جلوگیری شود و الا نظام بدون پشتوانه خواهد شد.

رئیس ستاد انتخابات کشور در دوره اصلاحات در تحلیل نتایج انتخابات مجلس هشتم یادآور شد که با وجود همه اقدام های غیرقانونی شورای نگهبان که این نهاد را به شورای نگهبان اصولگرایان تنزل داده است بازهم مجلس مطلوب آقایان شکل نگرفت ومجلس یکدست نشد زیرا اقلیت اصلاح طلبان قوی تر واکثریت اصولگرایان ضعیف تر ومتشتت تر از مجلس هفتم شده اند وحداقل 3 فراکسیون در آن فعال خواهند بود.

تاج زاده در پایان تاکید کرد گسترش روز افزون نارضایتی های مردمی ونیز اختلافات عمیق وروزافزون در اردوگاه اصولگرایان که در سال جاری به علت بی کفایتی مدیریتی و نیز به مناسبت انتخابات اتی ریاست جمهوری تشدید نیز خواهد شد چشم انداز تیره ای را در برابر این جریان ترسیم کرده است. البته با کمال تاسف باید گفت مدیریت غیرعلمی وغیر کارشناسانه ونیز ادبیات وعملکرد ماجرا جویانه دولت نهم موجب خواهد شد که دودعملکرد اقلیت 13 درصدی حاکم بر ایران به چشم همه ایرانیان برود.

وی بیان دیدگاه خود درباره نحوه مشارکت اصلاح طلبان در مرحله دوم انتخابات ودلایل آن را به مصاحبه بعدی خود موکول کرد.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٧

خط امام در عرصه سیاسی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
حذف جناح چپ و حامی مردم سالاری و خط امام در چند سال گذشته از قدرت سیاسی کشور٬ فرصتی به آنان داده است تا به بازنگری در روشها و اهداف و بازسازی مجدد خود اقدام کنند. چنین فرصتی برای آنان لازم بود تا قدر فرصتها را بیشتر بدانند.

============

پیشکسوتان انقلاب اسلامی میتوانند با تاریخنگاری و انتقال تجربه به نسل آینده٬ به روشی دیگر از استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی دفاع کنند.

=================

ظاهرا شرمندگی اصولگرایان در تاریخ ثبت خواهد شد و بر سرنوشت آنان تاثیر عملی خواهد گذارد.

Link      Comments () Date: جمعه ۱٦ فروردین ۱۳۸٧

12 فروردین ... روز جمهوری اسلامی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

اساس و پایه اصلی هر نظام و حکومتی٬ به نقش و حضور مردم و نخبگان آن مرتبط است. این مردم و نمایندگان فکری و سیاسی و اقتصادی آنان هستند که به جامعه سمت و سو میدهند.
جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. محور اندیشه سیاسی این جمهوری٬ اسلام است. اسلامی که از سوی امام خمینی ره مطرح شد و از نظر شکلی در قالب جمهوریت عرضه گردید.

=========================

جستجوی عبارت ملت ایران٬ در ادبیات رهبران سیاسی میتواند نوع نگاه آنان را بخوبی نشان دهد. اگر مقایسه ای بین این عبارت در سخنان حضرت امام ره و آقای احمدی نژاد انجام دهیم٬ به نتایج قابل توجهی خواهیم رسید.

=====================

 همانگونه که این انقلاب بی نام خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست٬ بدون اندیشه و افکار امام خمینی٬ وجودی ندارد و اثری از آن برجا نمی ماند. لذا تهاجم گسترده به دیدگاهها و سیره حضرت امام و زیر پا گذاردن دستاوردهای آن و برخورد با بیت امام و دیگر حامیان اندیشه و خط امام٬ هدف قرار دادن بنیان جمهوری اسلامی است و در دراز مدت نیز نتیجه ای برای مخالفان قدیم و جدید دیدگاههای حضرت امام ره در بر نخواهد داشت. گفتمان امام محور از نظام سیاسی جمهوری اسلامی قابل حذف نیست. عرصه سیمرغ است و جولانگاه مگس نیست که عرض خود می برد و زحمت ما میدارد.


Link      Comments () Date: دوشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٧

یادی از امام خمینی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

همه با هم / یکی از شعارهای امام خمینی در دوران انقلاب این بود. شاید مهمترین تکه کلام امام این بود. چیزی که گاهی به دلیل تکرار زیادش از رسانه ها بهانه شوخی ها هم میشد. ولی الان از همه با هم. و نظریه وحدت امام چی باقی مونده؟ البته یه جاهایی باقی مونده ولی جهت گیری ها کدوم طرفیه نمیدونم! یعنی میدونم ولی دلیلش رو کامل نمیدونم.  فصل الخطاب ها  تغییر کردن؟ گروههای مرجع عوض شدند؟ کامل تر شدیم؟ به قهقهرا رفتیم؟ چی شد؟ عجب رسمیه رسم زمونه. میرن آدما ....

بت شکنی امام هم خیلی جاذبه داشت. من بعنوان یکی از جوانهای قدیم(نه خیلی قدیم) یادم میاد که چه جوری صحبت های امام این مردم رو جمع میکرد. همه با هم رو اونوقت جوانها خیلی نمیفهمیدن. بیشتر میانسالان و با تجربه تر ها میفهمیدند. بت شکنی امام و مبارزه با قدرتهای مسلط هم  که دوای درد جوانها بود. هر دوش در کنار هم دوا بود.

الان که مرور میکنم می بینم که مدتهاست از نظرات امام و حرفهاش یه عکس توی اتاقها مونده و یه خاطره توی ذهن ها و احساسی خاموش در دلها. چرا؟ شاید بخاطر اینکه بخش عمده حاملان این پیام حیران هستند. نمیدونن بگن یا نگن. شاید میترسن/شاید فراموش کردن/ شاید .... 

 آخه یه چیزهایی هم بود که میتونست بیش از ۹۰ درصد مردم این کشور رو یه جا و روی یه نفر متمرکز کنه. بعد از اون دوران کمتر این اتفاق تکرار شد. اگه منطق تکرار این حوادث رو مرور کنیم شاید بتونیم آب حیات رو دوباره بیابیم. یعنی میشه؟ 


Link      Comments () Date: جمعه ٢٧ آذر ۱۳۸۳

Recent Posts یلدای بلند می رود علل افزایش تعداد وبلاگهای مسدود شده در پرشین بلاگ کل یوم عاشورا ... کل ارض کربلا تسلیت ایام : تاسوعا و عاشورای حسین بن علی علیه السلام پروفایل قبلی در پرشین بلاگ ماه محرم ماه غلبه خون و حقیقت بر شمشیر و زور شتاب عید سعید غدیر و ولایت حقیقت بر همگان مبارک باد همزبانی انسانی در جامعه مجازی عید قربان مبارک باد
My Tags اندیشه (۱٢۳٥) انتخابات دهم (٧۸۱) خاتمی (٦٢٢) عکس (٥٥۸) کروبی (٥٥٥) وبلاگستان (٥٤۱) خبرستان (٤٥٠) سیاستمداران (٢٩٥) انتخابات دهم (٢٩۳) میرحسین موسوی (٢٧٩) احمدی نژاد و دولت نهم (٢۳٥) دلنوشته (٢٢٧) اسرائیل (۱۸٤) تقلب و تخریب و هتاکی (۱۸٢) روحانیت (۱٧٥) جهان (۱٦٩) نقد و بحث اندیشه (۱٥٩) تدبیر و بی تدبیری (۱٥٤) احمدی نژاد (۱٥٢) رسانه (۱٤٠) احمدی نژاد (۱۳٤) خاطره (۱٢٥) یادبود (۱٢٤) رهبری (۱۱٤) احزاب (۱۱٠) بازداشت و زندان (٩٦) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٩٤) اینترنت (٩۳) میرحسین موسوی (٩۱) ایران (۸٧) آمریکا (۸٦) نقد و بحث اندیشه (۸۳) دین (۸۱) صدا و سیما (٧٩) زنان (٧٧) دروغ و تکذیب و فریب (٧٧) تقلب و تخریب و هتاکی (٧٦) مردم سالاری (٧٥) احزاب و تشکل ها (٧٤) شورای نگهبان (٧٤) پیشنهاد (٧٢) احمدی نژاد و دولت نهم (٧٠) اندیشه و دلنوشته (٦٩) صدا و سیما (٦٧) فاوا (٦٥) امام خمینی (٦۳) اخلاق (٦۳) بی تدبیری (٦۱) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٦۱) خبرنگاران و رسانه ها (٦٠) وبلاگ چیست؟ (٥٧) جامعه مجازی (٥٤) نور (٥٤) حقوق بشر و قضاوت (٥٤) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٥٤) مردم سالاری (٥۱) تاریخ (٥٠) آزادی (٤٩) بازداشت و زندان (٤٩) شعر (٤۸) ظلم (٤٧) انسان و جامعه و هستی (٤٦) نظامیان و انتظامیان (٤٦) تدبیر و بی تدبیری (٤٥) انقلاب اسلامی (٤٥) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٤٤) روحانیت و مراجع تقلید (٤۳) امام خمینی (٤٢) دانشجویان (٤۱) تحزب (٤٠) سایت (٤٠) انسان (٤٠) علی (٤٠) دروغ و تکذیب و فریب (٤٠) هنر (۳۸) روابط ایران و آمریکا (۳۸) انقلاب اسلامی (۳٧) طنز (۳٧) ظلم و استبداد و زور (۳٧) جامعه مجازی و اینترنت (۳٧) حقوق بشر و قضاوت (۳٦) ورزش (۳٦) خبر (۳٦) دروغ و تکذیب (۳٦) هنرمندان (۳٤) خط امام (۳٤) ظلم و استبداد و زور (۳٤) خبرنگاران و رسانه ها (۳٢) محیط زیست (۳٢) گزیده (۳٢) دروغ (۳۱) اندیشه و دلنوشته (۳٠) وبلاگنویسان (٢٩) جهان اسلام (٢٩) شورای نگهبان (٢۸) انتخاب (٢۸) عدالت (٢۸) اصولگرایان (٢٧) امامان (٢٧) شاهان ایران (٢٧) آمار و اقتصاد (٢٧) تغییر اجتماعی (٢٧) دولت نهم (٢٦) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٢٦) پیامبران (٢٦) دانشجویان و دانشگاه (٢٦) اخلاق و ارزش ها (٢٦) ایران و ایرانیان (٢٦) بسیج و سپاه پاسداران (٢٥) انتخابات (٢٥) مرگ (٢٤) نویسندگان (٢٤) قانون و قانون اساسی (٢٤) روابط خارجی ایران (٢۳) روحانیت و مراجع تقلید (٢۳) تروریسم (٢۳) ادبیات (٢۳) داستان (٢٢) اسلام (٢٢) حق و باطل (٢٢) یادبود و بزرگداشت (٢٢) انسان و جامعه و هستی (٢۱) مرگ و زندگی و جامعه (٢۱) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٢۱) شعرا (٢۱) وبلاگ چیست؟ (٢۱) اصلاح طلبان (٢۱) دکتر علی شریعتی (٢۱) امید (٢۱) اصلاحات (٢۱) وبلاگ (٢٠) جوانان (٢٠) شهدا (٢٠) فیلترینگ (٢٠) روابط ایران و آمریکا (٢٠) مجلس شورا (٢٠) ایران و ایرانیان (٢٠) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٢٠) نظامیان و انتظامیان (٢٠) یادبود و بزرگداشت (٢٠) امنیت و امنیت ملی (٢٠) قانون و قانون اساسی (۱٩) فیلترینگ و سانسور (۱٩) قرآن کریم (۱٩) امنیت کشور و امنیت ملی (۱۸) احزاب و تشکل ها (۱۸) سیاست (۱٧) عشق (۱٧) خدا (۱٧) جشنواره (۱٦) ورزشکاران (۱٦) خط امام (۱٦) فلسطین و اسرائیل (۱٦) فیلترینگ و سانسور (۱٥) ادیان (۱٥) امام حسین (۱٥) استقلال (۱٥) حضرت محمد (۱٥) حق و باطل (۱٥) کودکان (۱٤) افراط و تفریط (۱٤) جامعه (۱٤) جامعه مجازی (۱٤) آمار و اقتصاد (۱٤) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (۱٤) نظامیان (۱٤) تغییر اجتماعی (۱٤) تروریسم و خشونت (۱٤) بسیج و سپاه پاسداران (۱٤) رای و انتخابات (۱۳) فرهنگ و آیین و دین (۱۳) مرگ و زندگی و جامعه (۱۳) طنز و کاریکاتور (۱۳) تعامل اجتماعی (۱۳) امام حسین (۱۳) نظرسنجی (۱۳) مهدویت (۱۳) کیهان (۱٢) قانون اساسی (۱٢) قضاوت (۱٢) بخش خصوصی (۱٢) آسیب اجتماعی (۱٢) جامعه مجازی و اینترنت (۱٢) امنیت کشور و امنیت ملی (۱٢) فلسطین و اسرائیل (۱٢) اخلاق و ارزش ها (۱٢) افراط و تفریط (۱۱) اصلاحات چیست؟ (۱۱) خبرگزاری فارس (۱۱) دفاع مقدس (۱۱) بخش خصوصی (۱۱) تهران (۱۱) عقل (۱۱) روشنفکر (۱۱) جشن (۱۱) پرشین بلاگ (۱۱) علم (۱٠) محیط زیست (۱٠) تاجیکستان (۱٠) دفاع مقدس (۱٠) افکار عمومی (۱٠) پیش بینی (۱٠) پیش بینی (۱٠) روابط خارجی ایران (۱٠) شعر و شعرا (۱٠) هنرمندان و مفاخر (۱٠) فرهنگ و آیین و دین (۱٠) شهدا و ایثارگران (٩) مجلس شورا و مجلسیان (٩) هنرمندان و مفاخر (٩) فرهنگ و آیین (٩) تاریخ ایران (٩) انتخاب دهم (٩) دانشجویان و دانشگاه (٩) اعتماد ملی (٩) دعا و نیایش (٩) مهدی موعود (۸) غم و شادی (۸) افکار عمومی (۸) شب یلدا (۸) اقوام و اقلیت ها (۸) حکمت و دانش (۸) انتخابات 24 اسفند (۸) اطلاع رسانی (۸) فرهنگ (۸) نفت (۸) فقر (۸) آیت الله جوادی آملی (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) کیهان و رجا نیوز (۸) انتخابت دهم (٧) تروریسم و خشونت (٧) بخش خصوصی و غیردولتی (٧) چلچراغ (٧) جالب (٧) سفرنامه (٧) دانش (٧) گفتگو (٧) بسیج (٧) فلسطین (٧) حکمت و دانش (٧) قرآن کریم (٧) شاهان ایران (٧) تدبیر (٧) امنیت ملی (٧) جهان اسلام (٦) مرگ و زندگی (٦) خرافه (٦) نفت و گاز (٦) غم و شادی (٦) بی تدبیری (٦) حضرت محمد (٦) مجلس شورا (٦) زندان (٦) بازداشت (٦) گفتمان (٦) محبت (٦) سایت اینترنتی (٦) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (٦) اینترنت و وب (٦) شعر و شعرا (٦) آزادی و انتخاب (٦) تحریم و مشارکت (٦) نظرسنجی و افکار عمومی (٦) مجلس شورا و مجلسیان (٦) کتاب و گزیده (٥) اعتراض و انتقاد و تظاهران (٥) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٥) انتخاب و تقلید (٥) وحدت کلمه (٥) تبلیغات و بازاریابی (٥) حزب اعتماد ملی (٥) تحریم (٥) فاطمه رجبی (٥) قضا و قضاوت (٥) منافع ملی (٥) اطلاع رسانی (٥) تعاملات اجتماعی (٥) آیت الله مصباح یزدی (٥) خلیج فارس (٥) وب فارسی (٥) فطرت (٤) شب قدر (٤) تاریخ اسلام (٤) روشنفکران (٤) خبرگان رهبری (٤) آیت الله جوادی آملی (٤) آسیب اجتماعی (٤) تعامل اجتماعی (٤) فرهنگیان (٤) امام صادق (٤) مهدی موعود (٤) توریسم (٤) حدیث (٤) جمهوری اسلامی (٤) شب یلدا (٤) انرژی (٤) عشق و محبت (٤) همایش (٤) ترانه (٤) عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤) دعا و نیایش (٤) جالب و شگفت انگیز (٤) شهدا و ایثارگران (٤) نظرسنجی و افکار عمومی (٤) تاریخ و میراث فرهنگی ایران (٤) تروریسم و خشونت و ترس (۳) رای و انتخابات و شعار (۳) انتخاب و تقلید و آگاهی (۳) بخش خصوصی و غیردولتی (۳) اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳) ورزش و ورزشکاران (۳) سپاه پاسداران (۳) اصلاحات چیست؟ (۳) موعود (۳) حکایت (۳) زمستان (۳) فاطمه رجبی (۳) اعتماد ملی (۳) دوم خرداد (۳) خبرگزاری فارس (۳) مصاحبه (۳) مرگ و زندگی (۳) امام صادق (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) جهان بینی (۳) ویدئو (٢) منافع ملی (٢) اصول (٢) آیت الله مصباح یزدی (٢) پرشین بلاگ (٢) آموزش و پژوهش (٢) جنگ و صلح (٢) جبر و اختیار (٢) طنز و کاریکاتور (٢) جبر و اختیار (٢) نفاق و ریا (٢) بانک و بیمه (٢) جهل و جهالت (٢) موبایل و تلفن همراه (٢) آیت الله صانعی (٢) خلیج فارس (٢) حضرت فاطمه (٢) تجارت الکترونیک (٢) موسوی (٢) میراث فرهنگی (٢) سلامت (٢) نوروز و بهار (٢) عقل و اندیشه (٢) فقر و فحشا و اعتیاد (٢) اراذل و اوباش اینترنتی (٢) بانک و بیمه (٢) ادیان و مکاتب فکری (٢) خط امام و اسلام ناب محمدی (٢) انتخاب و تقلید و آگاهی (٢) رای و انتخابات و شعار (٢) ورزش و ورزشکاران (٢) وحدت کلمه و تفرقه (٢) نوروز و بهار (٢) مصاحبه و خاطره (٢) عقل و اندیشه (٢) مدیریت و راهبری (٢) ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢) کیهان و رجا نیوز (٢) انرژی و نفت و گاز (٢) تروریسم و خشونت و ترس (٢) فقر و فساد و فحشاء (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) ا (۱) احمدی نژاد و دولت دهم (۱) خد (۱) خبر دستگیری (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) نخبگان و روشنفکران (۱) فیلترینگ و سانسور و مسدودی (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) روحانیت و مراجع تقلید مر (۱) تقلب و تخریب و هتاکی بادامچیان: کمیسیون ماده 10 حق (۱) استقلال و خودباوری (۱) بیگانه ستیزی (۱) روشنفکران و فرهیختگان (۱) انتخابات د هم (۱) جشنواره و جوایز (۱) خلیج فارس و عرب (۱) شعار و تظاهرات (۱) تحریم و مشارکت (۱) خلیج فارس و عرب ها (۱) تتدبیر و بی تدبیری (۱) روابط ایران و آمریکا بازشماری 10درصدآرا مقابل دورب (۱) دشمنان و رقبا (۱) جنگ و جنایت (۱) وحدت کلمه و تفرقه (۱) تقلب و تخریب و هتاکی احمدی نژاد: اجرای عدالت لازمه (۱) خط امام و اسلام ناب محمدی (۱) مصاحبه و خاطره (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) تبلیغات و بازاریابی (۱) فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (۱) جهل و خرافه و علم (۱) فلسفه و عرفان (۱) انسان و جامعه (۱) جنگ و جنایت (۱) انتخاب و تقلید (۱) جشنواره و جوایز (۱) مورخان و جغرافیدانان (۱) اشاعه فحشا (۱) انتخابات د هم (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) سهام و بورس (۱) جنگ و بحران (۱) فقه و کلام (۱) جنگ و بحران (۱) رمضان (۱) گوگل (۱) دکتر علی شریعتی (۱) اعتراض (۱) حقوق بشر (۱) عاشورا (۱) موسیقی (۱) تغییر (۱) ایران شناسی (۱) عرب (۱) مثنوی معنوی (۱) راز (۱) حجاب (۱) اصلاح طلبان (۱) خبرگان رهبری (۱) حزب الله لبنان (۱) حدیث و روایت (۱) گلستان سعدی (۱) جمهوری اسلامی (۱) سنت و مدرنیزم (۱) حضرت فاطمه (۱) اقوام و اقلیت ها (۱) علم و جهل (۱) اقلیت اکثریت (۱) آیت الله خمینی (۱) زشت و زیبا (۱) آرزوهایم (۱) اسلام ناب محمدی (۱) کمیته تعیین مصادیق (۱) دوم خرداد (۱) ایران و ایرانی (۱) اومانیسم (۱) جنگ و صلح (۱) اعتماد (۱) عرفا (۱) تاریخ اسلام (۱) مهدی بوترابی (۱)