Home Archive آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آذر ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ مهر ۸۳
میان رای ارزشی ها و اصولگرایان تفاوت است. اصولگرایان در طول یک دهه گذشته تلاش کردند بین خود و ارزشی ها رابطه ای مستحکم بنا کنند ولی با حضور میرحسین موسوی ( که به دلیل سکوت نسبی در بیست سال گذشته از تخریب جناح راست (اصولگرایان) در امان بود)، کار اصولگرایان دشوار شده است.
بروز جریان مستقل ارزشی ها و توجه مجدد به خط امام محتمل ترین احتمال است. ان شاء الله
در زمان دولت میرحسین موسوی، مجلس و قوه قضائیه نیز در اختیار خط امامی ها بود.
در زمان دولت هاشمی رفسنجانی، مجلس مدتی در اختیار اصلاح طلبان بود و بعد اصولگرایان به اکثریت رسیدند و قوه قضائیه و بخشی مهمی از دولت نیز در اختیار اصولگرایان بود.
در زمان دولت خاتمی، مجلس ششم در اختیار اصلاح طلبان و مجلس هفتم در اختیار اصولگرایان بود و قوه قضائیه همچنان در اختیار اصولگرایان بود.
در زمان دولت احمدی نژاد، مجلس و قوه قضائیه نیز در اختیار اصولگرایان است.
در تمام این دوره ها شورای نگهبان در اختیار اصولگرایان بوده است.
به نظر میرسد که با ظهور دولت احمدی نژادو بروز دستاوردهای آن, تجربه حکومت هماهنگ و یکدست کنار گذارده میشود و راه برای حضور نمایندگان اکثریت جامعه یعنی اصلاح طلبان باز میشود و قوس نزول اصولگرایان که پیش تر در جامعه آغاز شده بود، به عرصه سیاست سرایت میکند.
به دلیل سیاستهای آقای احمدی نژاد و نقش محوری وی در سرنوشت اصولگرایی، شتاب این قوس نزول شدید و عمق آن زیاد و تجدید قوس صعود آن با تاخیر بیشتر خواهد بود.
معاون وزارت کشور دولت اصلاحات با بیان اینکه «اگر مخالفان اصلاحات از شکست خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری مطمئن بودند به او توصیه میکردند کاندیدا شود نه اینکه برای ایشان دایه دلسوزتر از مادر شوند و بگویند کاندیدا نشو» تصریح کرد:«اصولگرایان امروز همان مخالفان امام (ره) در سالهای انقلاب هستند.»
«محمود میرلوحی» در گفتوگو با خبرنگار پایگاه خبری یاری، گفت:«ادعای ارزشگرایی و اصولگرایی توسط اصولگرایان امروز جز دروغ چیز دیگری نیست زیرا این ادعا با حفظ وحدت که از فرامین اکید حضرت امام بود و خانهنشین کردن نیروهای وفادار و نزدیک به امام و انقلاب هیچ سنخیتی ندارد.»
وی اضافه کرد:«اصولگرایان امروز همانهایی هستند که در زمان حیات حضرت امام به علت دوری از روش و منش ایشان مورد اقبال مردم قرار نداشتند اما امام برای آنکه به حفظ وحدت اعتقاد راسخ داشتند، اینها را که در انتخابات مختلف رایی نداشتند به اندازه وزنشان میدان میدادند.»
معاون وزارت کشور دولت اصلاحات با بیان اینکه «نمیتوان به نام انقلاب و دفاع از اصول و ارزشها، نیروهای باسابقه انقلاب و جنگ را حذف کرد» گفت:«حالا کار به جایی رسیده که جریانی که در زمان حیات حضرت امام و به فرموده ایشان توان اداره یک نانوایی را هم نداشت، داعیهدار نظام و انقلاب شده و نیروهای اصیل انقلابی را به شکل گسترده حذف میکند.»
میرلوحی همچنین با اشاره به استفاده جریان رقیب از تمام ابزار خود برای منصرف کردن آقای خاتمی از شرکت در انتخابات، اظهار داشت:«اصولگرایان پس از آنکه از ایجاد اختلاف در میان اصلاحطلبان و ناکارآمد نشان دادن دوران اصلاحات در افکار عمومی ناامید شدند اکنون خود به آقای خاتمی میگویند که در انتخابات نامزد نشود زیرا میدانند که این اتفاق به معنای شکست قطعی کاندیدای آنهاست.»
وی تصریح کرد:«اختلافات داخلی در جریان مقابل به جایی رسیده که بسیاری از اصولگرایان منصف به صورت محرمانه حمایت خود را از آقای خاتمی اعلام کردهاند و طرح دولت وحدت ملی نیز ناشی از همین مسئله بود.»
میرلوحی با بیان اینکه «خاتمی با مدیریت عالی خود بر انتخابات، اصلاحطلبان را به وحدت و اصولگرایان را به تشتت کشانده» اظهار داشت:«به همین علت است که جریان مخالف اصلاحات روشهای تخریبی خود علیه ایشان را در پیش گرفته اما تجربه تاریخی و سنجش واضح عملکرد اصولگرایان و اصلاحطلبان توسط افکار عمومی ثابت خواهد کرد که این روشها نتیجه عکس خواهد داد.»
معاون وزارت کشور دولت اصلاحات تاکید کرد:«اگر مخالفان اصلاحات از شکست خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری مطمئن بودند به او توصیه میکردند کاندیدا شود نه اینکه برای ایشان دایه دلسوزتر از مادر شوند و بگویند کاندیدا نشو. اینها میدانند که اقبال عمومی فعلی به آقای خاتمی، شکست قطعی نامزد آنها در انتخابات را به دنبال خواهد داشت.»
لینک مطلب:
دکتر فرشاد مومنی در دفاع از دولت میرحسین موسوی:
دولتی که در شرایط جنگی دخالت خود را در اقتصاد کاهش داده به تمایلات سوسیالیستی متهم میشود. نسبت مجموع هزینههای حاکمیتی و تصدیگری دولت به تولید ناخالص داخلی کشور در سال 67 چهل درصد است، اما تا امروز این نسبت هرگز از 65 درصد پایینتر نیامده. عدالتی که در دوران نخست وزیری متاثر از اندیشه شهید بهشتی مطرح بود، پیوند وسیعی با اخلاق، آزادی و مشارکت دارد، اما اگر رویههای عملی دوره اخیر را ببینید جای خالی اخلاق، آزادی، بهرهوری و کرامت انسان را در داعیه عدالت طلبی مشاهده میکنید
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
فرشاد مومنی: زمانی که من در نخست وزیری با مرحوم عالی نسب همکاری میکردم یک بار در جمع گستردهای از همکاران و مسئولان اقتصادی کشوریکی از آنها درباره سوابق مطالعات نظری مرحوم عالی نسب سؤال کردند و مرحوم عالی نسب شرح مفصلی از سوابق مطالعاتی خود را که شامل بررسی آرا و نظرات مکاتب اقتصادی از زمان افلاطون تا به آن زمان بود ارائه کردند. در این بررسی اجمالی مرحوم عالی نسب اشاره کردند که در مکاتب مختلف اقتصادی بیش از همه مکتب تاریخی آلمان نظر ایشان را جلب کرده و از ابعاد و جهات مختلف دیدگاههای مکتب آلمان را به عنوان یک مکتب راهگشا مورد واکاوی قرار داده و متوجه شدند از زمان انقلاب صنعتی تا امروز هیچ کشوری به توسعه ملی نرسیده است مگر اینکه جهتگیریهای اصلی خودش را بر اساس رهنمودهای مکتب تاریخی آلمان قرار داده باشد.
یکی از مؤلفههای مهم این مکتب این است که از یک طرف به تاریخ، اهمیت و منزلت فوقالعادهای میدهد و از طرف دیگر در برابر داعیه قواعد و گزارههای جهان شمول برای سیاستگذاریهای اقتصادی معتقد به این است که تفاوت شرایط و تفاوت مراحل توسعه اقتضای پایبندی به قواعد متفاوت را در هر مرحله اجتنابناپذیر میکند.
در این رویکرد آموزه کلاسیکی اقتصاد و رهنمودهای آن نه به صورت مطلق رد و نه پذیرفته میشود، بلکه با اضافه کردن قید شرایط خاص نشان میدهد آن آموزه میتواند در شرایطی خاص برای کشوری معین سودمند باشد. دلایل مکتب آلمان برای این نظریه نشان میدهد که چرا آموزه تجارت آزاد آنطور که در کتاب اسمیت مطرح شده در قرن 19 برای کشور انگلستان منشأ دستاوردهای بزرگ میشود ولی همین آموزه در همان زمان برای کشورهای آلمان فرانسه و آمریکا نمیتواند مؤثر باشد.
بعدها که خودم روی مطالعات توسعه کار کردم شواهد زیادی را جمع کردم که نشان میداد هیچ کشوری بعد از انقلاب صنعتی به توسعه نرسیده است مگر اینکه جهتگیریهای آن مبتنی بر مکتب تاریخی آلمان باشد نکته بسیار مهم دیگر در این آموزه این است که از نطر آنها اقتصاد یک "علم طبیعی" نیست بلکه یک "علم فرهنگی" است و باید با خصوصیات فرهنگی و اجتماعی کشورها دمساز شود، این رهنمود یکی از مؤلفههای مهم برقراری پیوند بین نظریه و محیط و قایل شدن به جایگاه ارزشهای اجتماعی و فرهنگی هر کشور در برنامههایش برای نیل به توسعه است.
تصور مرحوم عالینسب در زمان گذشته و تصور بسیاری در حال حاضر این است که اصول مکتب تاریخی آلمان که الان به صورت متکاملتری در آموزه نهادگرایی مطرح است اگر درست و عمیق فهمیده شود همچنان راهگشا است و تا جایی که به یاد دارم در دوران مسئولیت مهندس میر حسین موسوی هر جایی که ردی از تأثیرات جدی راهنماییهای استاد فقید عالینسب پیدا میکنیم ردی از اصول و قوانین مکتب تاریخی آلمان هم مشاهده میشود. البته با لحاظ کردن شرایط ایران و پویاییهای ناشی از تحولات اقتصادی- اجتماعی جهان در همین چارچوب است که ما میبینیم برای اقتصاد اسلامی هم در آن دوره یک جایگاه قوی قایل بودند.
اما به محض اینکه بحث از اقتصاد اسلامی به عنوان یک آموزه دینی و راهمنمای عمل در سیاستگذاری مطرح میشود طیف گستردهای از مسایل در حوزه روش شناسی و اجرا هم موضوعیت پیدا میکند، فکر میکنم باید از این زاویه به تصوراتی که در آن زمان درباره اسلام به عنوان یک مکتب راهنمای عمل وجود داشته است و نیز اندیشهای که جایگاه اقتصاد در اسلام و حدود و ثغور دخالت دولت و بازار را مطرح میکرده است برگردیم، نمونه عینی وجه دیگری از این مباحث از دیدگاه شهید صدر تحت عنوان "منطقةالفراغ" در عرصه سیاستگذاری اقتصادی مطرح میشد.
اما در حال حاضر برای اینکه یک تصویری از چارچوب ذهنی سیاستگذاری آن دوران ارایه کنیم باید گفت از دیدگاه مهندس موسوی و اغلب همکاران ایشان قانون اساسی جمهوری اسلامی نشاندهنده تبلور مجموعه جهتگیریهایی است که با یک نگرش چند وجهی تفسیری عالمانه از اسلام را به گونهای که هم با اقتضائات تاریخ اقتصادی ایران سازگار است و نیز مغایرتی با اسلام نداشته و آخرین نطریات اندیشه توسعه را نیز در خود گردآوری کرده است نگریسته میشد. از این زاویه دولت در زمان مسئولیت مهندس موسوی خود را مقید و پایبند به اجرای اصول قانون اساسی میدانست و البته بخش مهمی از بحثها و تهمتها و برچسبهایی که امروز درباره مهندس موسوی و همکارانشان مطرح میشود مربوط به همین تعهد و پایبندی، به طوری نسبی بیشتر نسبت به هر دوره دیگر پس از انقلاب، به قانون اساسی است. به نظر میرسد هم هنوز سمتگیریهای قانون اساسی اگر به صورت یک، کل یکپارچه در نظر گرفته شود از هر آموزه دیگری در اداره اقتصاد کشور راهگشاتر است. شاید مهمترین دلیل بری بیان این مطلب کوششهای نافرجام در تجربه برنامه تعدیل ساختاری در ایران بود که حداقل میتوان گفت هزینههایی را برای دولت وقت ایجاد کرد که آنها را ناگزیر به توقف کرد. هر زمان که ما تجربه تعدیل را به گونهای ژرف و بیطرفانه واکاوی کنیم یکی از دستاوردهای مهم این واکاویها رسیدن به این جمع بندی است که جهتگیریهای قانون اساسی کاملاً میتوانست راهگشا باشد.
امروز نیز شاهدیم که یکی از کانونهای اصلی مناقشه درباره اندیشههای اقتصادی مهندس موسوی مناقشه بر سر جایگاه دولت و بخش خصوصی است با اینکه در قانون اساسی تصریح شده است که سهم فعالیتهای اقتصادی در اصل 44 نقطه عزیمت و شروع فعالیتهای اقتصادی در دوران جمهوری اسلامی است ضمناً تصریح شده که وزن و اهمیت بخشها در مراحل بعدی و با توجه به مقتضیات مراحل رشد کشور قابل تغییر در نظر گرفته میشود اما گویی یک اراده عمیقی وجود دارد که به این واقعیتها توجه نشود و همچنان فضای انگ زنی محور داوریها باشد.
به عبارت دیگر، طنز تلخی در این زمینه وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد و آن هم این که آنچه که از این بابت به مهندس موسوی نسبت داده میشود کوچکترین نسبتی با واقعیتها ندارد به گمان من اگر تجربه 10 سال اول بعد از پیروزی انقلاب منصفانه واکاوی شود متوجه میشویم که بحثهای امروز بیشتر جنگ روانی گروهای ذی نفعی است که به اعتبار جهتگیریهای قانون اساسی منافع خود را در خطر میدیدند و همچنان این منافع ایجاب میکند به هر سیاستی که در جهت موازین قانون اساسی باشد چشم بسته و بیمحابا حمله کنند و بدیهی است که قربانی اصلی این داستان منافع ملی و آینده توسعه کشور است هرچند که به اشخاص خدم نیز ظلمهایی روا میشود.
درباره عملکرد اقتصادی مدیریت دوران جنگ باید بگویم در گزارش پیوست شماره «1» برنامه اول توسعه کشور که توسط طیفی از اقتصاددانان شیفته آموزه نئوکلاسیک نوشته شده تصریح شده است که، نسبت مجموع هزینههای حاکمیتی و تصدیگری دولت به تولید ناخالص داخلی کشور در سال 1356 معادل 63 درصد بوده است که در سال 67 این نسبت به 40 درصد رسیده است یعنی دولت مهندس موسوی علی رغم عبور از شرایط 8 ساله اقتصاد جنگ به طرز فاحشی میزان مداخله دولت در اقتصاد را کاهش دادند. در این شرایط مشخص است که انتقادات موجود نسبت به رویه اقتصادی آن زمان بیشتر در فضای سیاسی مطرح میشود تا فضای دانش تخصصی اقتصاد. واقعیت این است که در سمتگیریهای دولت مهندس موسوی یک جابهجایی مهم اتفاق افتاد که از نظر گروههای با منافع مستقر و دائمی در اقتصاد ایران یک گناه نابخشودنی است. این جابهجایی عبارت از این است که بنا به تصریح قانون اساسی و نیز موازین عقل سلیم بخشهای مولد باید گرامی داشته میشدند و بخشهای غیر مولد و واسطه باید سهمی در خور کار خود داشته باشد دولت مهندس موسوی به این امر پایبند بود و بیشترین فشار را به واسطهها و بیشترین حمایت را از مولدها داشت.
برای اولین بار در تاریخ اقتصادی ایران در وزارت بازرگانی دوران جنگ معاونت پشتیبانی تولید به وجود آمد، برای اولین بار صنوف تولیدی از صنوف توزیعی تفکیک شدند و هویت مستقل پیدا کردند و صرف نظر از سیطره چندین ساله توزیعکنندگان بر سرنوشت صنوف تولیدی در آن زمان تولیدکنندگان جایگاه خود را در نظام تصمیمگیری و تخصیص منابع بازیافتند. تمام سختگیریها در بازرگانی خارجی نیز به واسطه پایبندی به قانون اساسی بود و تجربههای تاریخی بعدی هم خیلی خوب نشان داد درحالیکه ما چندین برابر دوران جنگ در سالهای بعد از جنگ ارز مصرف کردیم دستاورهای آن بسیار ناچیزتر از آن دوران بود.
توجه همه را جلب میکنیم به اسناد رسمی منتشره حتی در دوره تعدیل که نشان میدهد رکورد مشارکت بخش خصوصی در سرمایهگذاری مولد در سالهای 62 تا 64 تا 15 سال بعد در تاریخ اقتصادی ایران تکرار نشده است، این نشاندهنده جلب اعتماد بخش خصوصی مولد است که علی رغم شرایط جنگی، بیسابقهترین سطوح سرمایهگذاری مولد را رقم زدند اما در مقاطعی که خلاف سمت گیریهای قانون اساسی و به نام مصلحتاندیشی عمل شد هرگز چنین رکوردی دست یافتنی نشد.
مسئله بسیار مهم دیگر این است که از سال 1371 تا امروز نسبت مجموع هزینههای حاکمیتی و تصدیگری دولت به تولید ناخالص داخلی در ایران هرگز از 65 درصد پایینتر نیامده یعنی میزان مداخله دولت در اقتصاد، پس از جنگ جهش چشمگیری نسبت به شرایط جنگی داشته و در حدود 30 درصد به مداخله دولت در اقتصاد افزوده شده است، به نظر من این تناقض از منظر اقتصاد سیاسی قابل بررسی است، زیرا دولتی که در شرایط جنگی دخالت خود را در اقتصاد کاهش داده به تمایلات سوسیالیستی متهم میشود اما دولتهایی که جهش چشمگیر در مداخله دولت داشتند و بخش خصوصی مولد را از میدان به در کردند چنین اتهامی متوجه آنها نیست، اگر ما این نکته را واکاوی کنیم صحت این ادعا که مسئله افراد انگزن و تکرارکنندگان کلیشهای حرفهای آنها داوری مبتنی بر علم و اخلاق نیست و بیشتر مبتنی بر جنگ روانی است تایید میشود. ببینید دولتی که در شرایط جنگی نیازهای اساسی جامعه را به صورت سهمیه بندی توزیع میکرده است هنوز هم متهم به تمایلات کمونیستی است اما امروز که 20 سال از جنگ گذشته و همه دولتهای بعدی همچنان در شرایط صلح کوپن توزیع میکنند اما این اتهام به آنها زده نمیشود.
همچنین به گواه اسناد منتشره توسط سازمان برنامه سابق میزان بهرهوری کل عوامل تولید در ایران در دوره جنگ حدوداً 5 برابر بهرهوری کل عوامل تولید در دوره سالهای برنامه اول و دوم بوده است ضمناً در سال 1364 نرخ تورم در اقتصاد ایران به زیر 6 درصد رسیده است، این رکورد در همه سالهای بعد از آن به قوت خود باقی مانده و تکرار نشدنی است این در حالی است که شرایط جنگی، اقتضای تورمهای افسار گسیخته دارد اما با برقراری توازنهای منطقی بین بنیه تولید ملی و الگوی مصرف جامعه این تورم مهار شد.
در مقالهای که در سالهای میانی دهه 1370 منتشر کردم به گواه اسناد سازمان برنامه در زمان تصدی آقای مسعود روغنی زنجانی نشان دادم میزان سرمایهگذاریهای زیربنایی برای ایران در دوران جنگ به طور نسبی از دوران پس از جنگ بیشتر بوده است پس چرا دوره پس از جنگ را دولت سازندگی به حساب میآوریم و دایماً دوران جنگ را فقط به عنوان دوران تخریب مطرح کنیم، جالب اینجاست که این اسناد در دولتهایی تهیه شده است که تفسیرهای حتی گاه کینهتوزانه نسبت به مدیریت دوران جنگ داشتند اما به نظر من با این کارنامه موفق در دوران جنگ این مدیریت باید پاداش بگیرد نه اینکه متهم شود که امروز میخواهند سیاستهای دوران جنگ را تکرار کنند.
شما توجه کنید، از نظر مطالعات توسعه هزینههای حاکمیتی عموماً هزینههای زیربنایی و بسترساز توسعه است و هزینههای تصدیگری هزینههایی است که منشأ از میدان به در کردن بخش خصوصی است. با این تفسیر در تمام سالهای جنگ همیشه وزن هزینههای حاکمیتی بیشتر از هزینههای تصدیگری دولت بوده است. این در حالی است که علیرغم تمایل و اقتدار نظام اجرایی کشور به واسطه فعالیت دستگاه قضایی و صدور رأی مصادره اموال سرمایهداران فراری یا بدهکار علیالاصول باید به حجم تصدیگریها به میزان بیشتری اضافه میشد در صورتیکه عکس این مسئله در عمل اتفاق افتاده است. این در حالی است که در شرایط پس از جنگ برای اولین بار در تاریخ انقلاب در دوران برنامه شکست خوره تعدیل ساختاری بود که وزن هزینههای تصدیگری از هزینههای حاکمیتی کشور در بودجه کل بیشتر شد در حالیکه در آن دوره افراطیترین سیاستهای آزادسازی و خصوصیسازی هم اجرا میشد، در حال حاضر نیز این نسبت 1 به 4 است یعنی در سال 86 در بودجه کل کشور هزینههای حاکمیتی تقریبا 27 درصد و سهم هزینههای تصدیگری حدود 73 درصد میباشد و این به نظر من طنز تلخ دیگری در تاریخ اقتصاد ایران است.
در پایان باید به مشابهتی که از نظر شعاری در عدالت گستری در اوایل انقلاب با شرایط حال حاضر مطرح است نیز به کوتاهی اشاره کنم. البته شخصاً از نفس مطرح شدن اندیشه عدالت بسیار خوشحال هستم و معتقدم رویکرد توسعه عادلانه تنها رویکرد راهگشا برای اقتصاد ایران است، اندیشه عدالت شهید بهشتی که به شکل نظام وار و منسجم در اصول قانون اساسی هم مندرج است پیوند وسیعی بین اخلاق، آزادی، بهرهوری و مشارکت با عدالت را مطرح میکند، شما اگر رویههای عملی دوره اخیر را ببینید جای خالی اخلاق، مشارکت، آزادی، بهرهوری و کرامت انسان را در سمتگیریهای با داعیه عدالت مشاهده میکنید. مقایسه تجهیز صنوف تولیدی و تقویت سرمایهگذاری مولد در دوره مهندس موسوی با سهام عدالت که مسئله عدالت را در کادر توریع رانت جستجو میکند نشاندهنده بخشی از این تفاوت است. ضمناً مقایسه آمار منتشره مربوط به عملکرد سالهای اول و دوم برنامه چهارم نشان میدهد که ما به موازات عدالت گستری رانتزده به هیچ یک از اهداف برنامه چهارم بهرهوری نرسیدیم. اگر شما به سمت گیری دولت نهم که میخواهد عدالت را مستقل از آزادیهای مصرح قانونی دنبال کند نگاه کنید به یک زاویه دیگر تفاوت نگرش دو دولت در عدالت میرسید، اگر به رویهای که دولتمردان در مواجهه با مسایل مختلف از منظر اخلاقی دارند نگاه کنید تفاوتها بیشتر آشکار است.
مهندس موسوی بارها اشاره داشتند که سمتگیری تببین شده توسط شهید بهشتی را که عدل اخلاقی زیربنای همه انواع عدل است سرلوحه امور دولت ایشان قرار داشت، اما الان ما مشاهده میکنیم که مسئولین دولتی حتی وقتی که همکاران خودشان را کنار میگذارند غیراخلاقیترین تعرضها را به شخصیت آنها روا میکنند حال برخورد دولت با منتقدان که جای خود را دارد با وجود این رویکرد اخلاقی در نزد مسئولان اساساً راهی برای عدالت باز نیست در صورتی که از نظر ادب اسلامی حتی در برخورد با منتقدان و مخالفان باید به "ما قال " توجه شود نه به "من قال "صرف نظر از اینکه این افراد چه کسانی هستند باید به منطق آنها پاسخ داده شود و این ادب اسلامی است که در زمان جنگ تا حد والایی رعایت میشد اما امروز کمتر اثری از آن وجود دارد. پس شاید بتوان با صراحت گفت که گرچه در هر دو دوره از عدالت بحث می شود اما، میان ماه من تا ماه گردون...
از آنجائیکه اصلاح طلبان یا همان خط امامی ها سابقه ی طولانی در تحولات سیاسی و اجرایی کشور دارند، حذف آنان نیازمند مقدمه سازی گسترده ای بود که به نوعی با متهم کردن آنها به انواع و اقسام مشکلات و ایرادات همراه بود.
بعد از این مرحله ی مشروعیت زدایی در ذهن است که دست عده ای به حذف اصلاح طلبان به روش های مختلف باز شد. بر شاخه نشستن و بن بریدن هنر نمی باشد.
از مرحوم آیت الله بروجردی نقل میکنند که فرمودند از غیبت همه میگذرم ولی از غیبت طلاب نمیگذرم. چون آنان حکم غیبت را میدانند و اول انسان را واجب الغیبه معرفی میکنند و بعد غیبت میکنند که این کار اولشان بدتر است.
جالب است که مخالفان خط امام نیز از امام خمینی میگویند. بعضی اصرار دارند که این را نفاق در معنای مصطلح بنامند ولی واقعیت چیز دیگری نیز میتواند باشد. کسانی که با نظرات امام مخالفند، وقتی جز او به کسی نمیتوانند به عنوان پناه دینی و فکری و سیاسی پناه ببرند، در نهایت سرنوشتی جز تسلیم به جریان اصلی خط امام ندارند.
آنان راهی جز سخن گفتن از امام ندارند و هر بار که چنین میکنند بر شاخه نشسته بن عقاید معارض شان را می برند. البته به شرطی که امکان عرضه نظرات اصیل امام از سوی خط امامی ها ممکن باشد و مقایسه صورت پذیرد.
تکلیف پیروان امام و نقش آن ها در پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و تسخیر لانه جاسوسی و اصلاحات روشن است. امروز تقریبا همه ی میراث معنوی امام در حوزه سیاست، در کنار یکدیگر نگران شرایط کشورند.
از اینکه کسی که به امام اعتقاد ندارد سخن از امام بگوید نباید ترسید از آن باید ترسید که سخن و مشی دیگری را به امام منسوب کنند. از این باید ترسید و به لطف خدا با حضور یاران امام چنین امری اتفاق نمی افتاد.
چه خاتمی و چه کروبی و چه میرحسین موسوی، هر کدام رئیس جمهور شوند، مسیر به خطا رفته اصلاح میگردد. قدم به قدم از مسیر فاصله گرفتند تا به این نقطه رسیدند و یکباره با همت مردم علاقمند به استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی، به مسیر تدبیر و اندیشه باز میگردیم. ان شاء الله
لینک مطلب:
سید محمد خاتمی در اظهارنظری صریح با بیان اینکه «انگار همه چیز در سال های گذشته انحرافی بوده است و درهمین چند سال اخیر فقط برای مملکت کار شده است»، به انتقاد از ردصلاحیتهایی که در گذشته صورت گرفته است، ادعاهای دولت نهم در خصوص طرح تحول اقتصادی، انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی توسط محمود احمدی نژاد و فرصت سوزیهای صورت گرفته در این چند سال پرداخت و از سوی دیگر به بیان نظرات جدیدش در خصوص کاندیداتوری در انتخابات و نگران نبودن از آرای خود پرداخت و در عین حال تاکید کرد که در انتخابات «هر چه وظیفه ام باشد انجام خواهم داد.»
ما از ارزش ها دفاع میکنیم؛ ما نمیتوانیم اجازه دهیم به نام اسلام؛ تحجر، واپسگرایی و خرافات در کشور حاکم شود، انقلاب را نمیتوان به دست کسانی سپرد که از صمیم قلب به آرمانهای انقلاب و خواستهای مردم باور ندارند یا اگر دارند راه رسیدن به آنها را درست نمی روند
ما میخواهیم هزینه مردم را کمتر کنیم و هرگونه راهی که این هزینه ها را کمتر کند و فایده را بیشتر باید همان آن راه را برویم.نباید سیاه و سفید یا این یا آن کنیم چون دوران این روشها گذشته است و این روش با عالم واقعیت مطابقت ندارد
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
یاری: سید محمد خاتمی در اظهارنظری صریح با بیان اینکه «انگار همه چیز در سال های گذشته انحرافی بوده است و درهمین چند سال اخیر فقط برای مملکت کار شده است»، به انتقاد از ردصلاحیتهایی که در گذشته صورت گرفته است، ادعاهای دولت نهم در خصوص طرح تحول اقتصادی، انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی توسط محمود احمدی نژاد و فرصت سوزیهای صورت گرفته در این چند سال پرداخت و از سوی دیگر به بیان نظرات جدیدش در خصوص کاندیداتوری در انتخابات و نگران نبودن از آرای خود پرداخت و در عین حال تاکید کرد که در انتخابات «هر چه وظیفه ام باشد انجام خواهم داد.»
به گزارش پایگاه خبری یاری، رییس جمهور سابق کشورمان گفت: «ما از ارزش ها دفاع میکنیم؛ ما نمیتوانیم اجازه دهیم به نام اسلام؛ تحجر، واپسگرایی و خرافات در کشور حاکم شود، انقلاب را نمیتوان به دست کسانی سپرد که از صمیم قلب به آرمانهای انقلاب و خواستهای مردم باور ندارند یا اگر دارند راه رسیدن به آنها را درست نمی روند.»
به گزارش روابط عمومی دفتر حجت الاسلام و لمسلمین سید محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات در جمع اقشار مختلف مردم استان گلستان گفت:«شما از گلستانید و عطردل انگیزایمان و پایداری مردم گلستان در فضای ایران پراکنده است.»
وی افزود:«با وجود قومیتها،مذاهب و ادیان مختلف در کشور گلستان نمونهای بارزی از همدلی و با همزیستن است. انسانهایی که وجه مشترک آنان دلبستگی به این کشور و تقاضای سربلندی آن،جبران عقب افتادگی تاریخی و رفع تبعیض و استقرار عدالت واقعی در سراسر کشور، ارتقای حیثیت و هویت دینی و ملی است.»
رئیس بنیاد باران با اشاره به مشکلاتی که کشور در طی قرن های اخیر پشت سر گذاشته و نتیجهای جز عقب افتادگی مزمن به جای نگذاشته است، اظهار داشت:«با همه اینها این خواست مشترک همه را زیر یک چتر جمع کرده است و حتی توانسته به رغم همه کارشکنی ها و ایجاد تفرقه، پیروان مذاهب مختلف را تحت عنوان دین مبین اسلام جمع کند.»
وی تصریح کرد:« شاید در کمتر بخش هایی از کشور این چنین تجمع و همزیستی وجود داشته و دلها اینگونه به هم نزدیک باشد؛ گلستان از استانهایی است که بخشهایی از آن درد محرومیت را درک کردهاند و امید به پیشرفت کشور و بالارفتن سطح زندگی در آن بیشتر ملموس خواهد بود.»
خاتمی با اشاره به سخنان اخیر خود مبنی بر اینکه کشور باید به چهار سال پیش بازگردد، گفت:«اگرما می گوییم کشور تلاش زیادی نیاز دارد که شرایطش به چند سال پیش بازگردد به معنای عقبگرد و سیل قهقرایی نیست، بلکه به این معناست که ما ازسیری که داشتیم انحراف پیدا کردهایم و برای پیشرفت و اعتلا باید از راه انحرافی بازگردیم و در راهی که ما را به هدفهای والایمان نزدیک می کند حرکت کنیم و این بازگشت دقیقا به این معنی است که ما میخواهیم پیشرفت کنیم و اعتلاء داشته باشیم.»
رئیس موسسه بین المللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها به آرمانهای انقلاب و ملت ایران و همچنین محرومیت های پشت سر گذاشته شده اشاره کرد و اظهار داشت:«خوشبختانه در این کشور سند 20 ساله چشم انداز به عنوان نقشه راه و نقطه مشترک وجود دارد؛ باید پرسید آیا در آن مسیر حرکت کردهایم؟اگر کردهایم همه باید کمک کنند با سرعت بیشتردر این مسیر جلو برویم ولی اگر به راه دیگری رفتهایم آیا نباید به آن مسیر بازگردیم؟»
خاتمی تاکید کرد:«آن کسی که میگوید باید به نقطه ای که از هدف اصلی منحرف شده ایم بازگردیم؛ دقیقا پیشرفت کشور را میخواهد و از اینکه کشور به قهقرا برود ناراحت است.»
وی ادامه داد:«اگر گفته میشود در دوران هشت ساله جنگ؛ کشور به خوبی اداره شد به معنای تکرارشدن عینی آن وضعیت نیست بلکه مراد شیوه درست اداره کردن کشور به خصوص در دورانهای بحرانی است.»
رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد:« وقتی از آن دوران یاد خیر میکنیم به خاطر آن روحیه، مدیریت و جریانی است که آن زمان بود و آن برای ما ارزش است.»
وی تصریح کرد:«همان روحیه، مدیریت و جریانی که در این چند سال اخیر انکار شد؛انگار همه چیز در سال های گذشته انحرافی بوده است و درهمین چند سال اخیر فقط برای مملکت کار شده است!»
خاتمی افزود:«در آن دوران احساس امنیت در کشور بیشتر بود، عزم جزم برای دفاع کشور بیشتر بود،فرار مغزها از کشور مانند امروز نبود.این مردم به مسئولانشان واقف و عامل بودند و احساس می کردند مدیریت کشور به سربلندی کشور و سرمایه های اجتماعی اعتقاد دارد؛بخش عمده سرمایه های اجتماعی که امروز کنار گذاشته شده اند محصول همان دوران هستند.»
رئیس جمهور سابق کشورمان به ویِژگیهای آن بینش حاکم بر کشور در دوران دفاع مقدس اشاره کرد و گفت:«بر اساس آن بینش مشورت و خرد جمعی باید در کشور حاکم باشد، باید با مردم شفاف بود،به آنها واقعیتها را گفت.باید تلاش کنیم مردم کمتر دچار مشکل و فشار باشند.این مساله بازگشت به کوپنی کردن زندگی نیست بلکه امروز سیاست ها تغییرکرده و اگر کسانی که آن روزها سر کار بودند امروز بخواهند بیایند مطمئن باشید با توجه به شرایط روز؛ کشور را اداره میکنند.»
رئیس بنیاد باران همچنین با اشاره به دستاوردهای دوران سازندگی، اظهار داشت:«اگر ما از دوران سازندگی به نیکی یاد میکنیم به این دلیل است که در این دوران بسیاری از خرابیها ترمیم شد و زیر ساختهایی ایجاد شد که کشور بتواند روی پای خود بایستد و پیشرفت کند و از ظرفیتها استفاده کند که روش درستی بود اما کمبودها و مشکلانی نیز در همه دورهها وجود داشت.»
خاتمی همچنین به دوران هشت ساله اصلاحات اشاره کرد و افزود:«در دوران اصلاحات با همه مشکلاتی که وجود داشت انسان با هر عقیدهای، دارای حرمت بود و این اصل رعایت شد که جامعهای که در آن مخالف نباشد جامعهای مرده است اما مخالفت باید در چارچوب قانون و ضوابط باشد.»
وی یادآور شد:«در دوران اصلاحات، نقد دولت،مسئولان و رییس جمهوری به معنای براندازی نبود بلکه به معنای زندگی بهتر در جامعهای بهتر بود.در دولت اصلاحات با وجود خشکسالی و کمبود در آمدها کارهای اساسی در عرصههای مختلف انجام شد.»
رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:«سال 82 در جمع کارگزاران در حضور رهبری عنوان کردم کشور آمادگی جهش بزرگ در عرصههای اقتصادی،سیاسی و اجتماعی دارد و در سایه همان فعالیتها و دستاوردها بود که سند چشم انداز تدوین شد و پس از طی مراحل و تایید رهبری به عنوان نقشه راه مشخص شد.»
خاتمی با ابراز تاسف از اینکه «در سالهای گذشته با نفی دوره های گذشته شعارهایی داده شد»، اظهار داشت:« نتیجه این نفیها و این شعارها این بود که از اهداف چشم انداز عقب افتادیم؛ اجرای عدالت در جامعه کمتر شد.»
وی افزود:«ما کارهای اساسی و زیر بنایی برای تامین عدالت انجام دادیم.وزارت رفاه و تامین اجتماعی تاسیس شد و اساسنامه و شرح وظایف آن علمیترین و دقیق ترین شرح وظایفی است که وجود دارد.»
خاتمی با تاکید بر اینکه «ما بانی طرح تحول اقتصادی بودیم»، به بیان دستاوردهای دولت اصلاحات در عرصه اقتصادی پرداخت وگفت:« ابتدا قرار بود برای بنزین و نفت این کار را انجام دهیم.فکر کردیم وقتی قیمت ها بالا میرود یک ریال آن را به عنوان در آمد دولت استفاده نکنیم.بخشی از آن صرف تامین اجتماعی شود یعنی صرف بهبود زندگی کسانی که در آمد کمتری دارند و بخش دیگری از آن در جهت اصلاح حاملهای انرژی شود و این طرح به مجلس فرستاده شد؛اما متاسفانه تصویب نشد.ما گام به گام در موقعیتی که قیمت نفت در هشت سال بطور متوسط 21 میلیارد دلار بود، در این راه حرکت کردیم.»
رئیس جمهور سابق کشورمان ادامه داد:«وجوه ارائه شده نیز برای تقویت بخش خصوصی در جهت سرمایه گذاری بود، معافیت مالیاتی را برای سرمایه گذاری در نقاط محروم گذاشتیم و دهها کار دیگر که اینها یعنی کمک به فقر زدایی و ایجاد عدالت در جامعه.»
وی تصریح کرد:«ما حتی برنامههایی داشتیم که کمیته امداد به سوی اصلاح شیوه کمکرسانی به افراد سوق داده شود و شد؛تا افراد در عین حفظ عزت و احترام بتوانند روی پای خود بایستند.»
رئیس بنیاد باران همچنین در خصوص دستاوردهای دولت اصلاحات در سیاست خارجی اظهار داشت:«در سیاست خارجی در عین پافشاری بر اصول و ارزش ها توانستیم تنشزدایی کنیم که راه نیز برای حضور سرمایه و تکنولوژی باز شد و مدیریت علمی درست در کشور و آثار آن را هم دیدیم.»
خاتمی در ادامه گفت:«اگر امروز میگوییم مملکت نیاز به تحول دارد یعنی تحول به سویی که انقلاب وامام می خواست و رهبری میخواهد.معتقدیم از اهداف دور شدهایم.بازگشت به آنها بازگشت به عقب نیست بلکه جبران بازگشت به عقب است.»
رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه «ما دلمان برای کشور و مردم می تپد»، افزود:«نمی توانیم شاهد این باشیم که سرمایههای اجتماعی لطمه بینند؛دلمان برای خونهایی که برای کشور ریخته شد و برای ارزشها میسوزد.مردم انقلاب کردند که کشور پیشرفت کند،مردم محترم باشند و آزادی در کشور حاکم باشد و از عقبماندگی نجات پیدا کنیم.»
وی با اشاره به قرار گرفتن در آستانه ایام دهه فجر و سالروز ورود امام خمینی(ره) به میهن، گفت:« در این ایام سخنان امام راحل را بازخوانی کنیم، آن چیزی که امام روی آن تکیه می کند و به عنوان هدف حرکت اجتماعی انجام میدهد پیشنهاد جمهوری اسلامی بود که در آن خواست یکصد ساله مردم یعنی استقلال، آزادی و پیشرفت تامین شود.»
خاتمی تصریح کرد:« ما از ارزشها دفاع میکنیم ؛ما نمیتوانیم اجازه دهیم به نام اسلام؛ تحجر ، واپسگرایی و خرافات در کشور حاکم شود، انقلاب را نمیتوان به دست کسانی سپرد که از صمیم قلب به آرمانهای انقلاب و خواستهای مردم باور ندارند یا اگر دارند راه رسیدن به آنها را درست نمیروند.»
وی با بیان اینکه «بد مصرف کردن ارزش ها دفاع از ارزش ها نیست بلکه بزرگترین ضربه به ارزشها است»، اظهار داشت:«اگر شعار عدالت سربدهیم اما فاصله فقیر و غنی در جامعه بیشتر شود این جفای به عدالت است.اگر بگوییم جامعه اسلامی باید در دنیا سربلند باشد اما اگر منزویتر شویم و فشارها زیادتر شود آیا معنایش این نیست که اسلام یعنی عقب ماندگی و کم شدن حرمت مردم؟آیا خط امام و ارزشها این بود؟»
رئیس دولت اصلاحات، تاکید کرد:«ما در این چند سال فرصتهای بسیاری از دست داده ایم.فرصت در آمد بالای نفتی فرصتی بود که میتوانستیم فاصله رسیدن به اهدافمان را کم کنیم که امروز بیشتر شده است.»
خاتمی همچنین گفت:«نمی خواهم زحمتهایی را که در کشور انجام میشود انکار کنم؛گاهی با حسن نیت و سوءنیت سرمایهها از بین میرود؛ سرمایه ها از بین رفته است.»
وی یادآور شد:«وقتی سازمان مدیریت و برنامه ریزی بود مسئولان احساس می کردند تحت نظارت هستند. درست نیست تشکیلاتی را از بین ببریم که دستگاهها تحت نظارت و بازخواست نباشند.»
رئیس جمهور سابق کشورمان در ادامه اظهار داشت:«آقای مهندس موسوی در دوران جنگ، کار کارشناسی میکرد، مشورت میکرد و به طور قطع حرفهای ایشان فنیتر است. ایشان به درستی میگویند از بین رفتن شوراها،سازمان مدیریت و برنامه ریزی و از بین رفتن سرمایههای اجتماعی چه زیانهایی برای کشور دارد؛ امیدوارم ایشان بیشتر سخن بگویند چون ایشان از سرمایههای انقلاب هستند.»
خاتمی تاکید کرد:«باید اجازه داد با دیدن همه شرایط بهترین و میسرترین راه را انتخاب کنیم؛گاهی بهترین راه ممکنترین راه نیست و باید کاری کرد که حتما منجر به نتیجه شود.»
وی ادامه داد:«این روزها دوستان زیادی از سراسر کشور به بنده محبت می کنند؛من نه دغدغه آبرو دارم که معتقدم هر چه دارم از آن مردم است و آن را نثار این مردم بزرگوار میکنم ونه نگرانی از شکست دارم که شکست و پیروزی در این زمینهها برایم معنا ندارد. البته هیچ رغبتی هم برای بازگشت به قدرت ندارم.اما باید دید وظیفه چه حکم می کند.»
خاتمی با تاکید بر اینکه «انسان خیالپردازی نیستم»، اظهار داشت:« اگر بیایم با برآوردهای انجام شده از آرای خود هیچگونه نگرانی ندارم اما از نحوه اجرای انتخابات نگرانیهایی وجود دارد.»
وی تصریح کرد:« اگر شرایط به سمتی پیش برود که اصلاح طلبان آرای کافی را به دست نیاوردند جامعه این تلقی را ندارد که آنها شکست خورده اند. آیا اگر شیوهای اتخاذ شود که چنین تلقی در جامعه پدید آید درست است؟»
رئیس بنیاد باران همچنین تاکید کرد:«بهتر آن بود که در جمهوری اسلامی اگر کسی واقعا رد صلاحیت می شود، خود احساس شکست بکند نه اینکه شرایطی ایجاد شود که رد صلاحیت شدگان در جامعه محترمتر شوند.»
خاتمی، اصلاحات را مظهر ارزش، صداقت و اجرای عدالت در ارگانهای نظام عنوان کرد و گفت:«نباید اینگونه باشد کسی که سالهای سال در جبهه حضور داشته،با اخلاص در عرصه بوده ولی به خاطر اینکه به فلان گروه وابسته است رد صلاحیت شود.»
وی افزود:«ما خیرخواهیم و معتقدیم روشها در جامعه باید به گونهای باشد که مسائل براساس اصول اسلام و متناسب با شان جمهوری اسلامی و حرمت و برخورداری مردم انجام شود.»
رئیس جمهور سابق کشورمان به مهمترین دغدغههای خود در روزهای پس ازانتخابات (در صورتیکه تشخیص دهد در عرصه حضور پیدا کند)،اشاره کرد و اظهار داشت:«آن روز باید به گونهای باشد که انسان بین خود و خدای خود احساس کند آنچه به مردم گفته است میتواند انجام دهد.اگر نظر تشکیلات طوری باشد که کسی را نپسندد و در مقابلش کارشکنی شود و مردم احساس کنند هزینه کشور زیادتر شده باید به سوی کسی رفت که هزینه کمتری داشته باشد.»
سید محمد خاتمی تاکید کرد:«مردم مطمئن باشند و خدا را شاهد میگیرم هر تصمیمی بگیرم از سر راحت طلبی، عافیت طلبی و عدم احساس مسئولیت نیست.از وضعیت کنونی خود راضی هستم و اگر اوضاع هم تغییر کند باز میتوانیم در متن جامعه و عرصه بین المللی فعالتر باشیم اما هر چه وظیفهام باشد انجام خواهم داد.»
وی ادامه داد:«ما میخواهیم هزینه مردم را کمتر کنیم و هرگونه راهی که این هزینه ها را کمتر کند و فایده را بیشتر باید همان آن راه را برویم.نباید سیاه و سفید یا این یا آن کنیم چون دوران این روشها گذشته است و این روش با عالم واقعیت مطابقت ندارد.»
خاتمی خاطرنشان کرد:«توقع از رییس جمهوری نیز باید به اندازه قدرت وی باشد؛ در دوره گذشته توقعاتی مطرح شد که عملا امکان تحقق آنها وجود نداشت.»
لینک مطلب:
میرحسین موسوی:
عده ای شعار عدالت را به ابزاری پوپولیستی برای جذب آراء و قلوب تبدیل کرده اند
جریان چپ همین جریان خط امام خط دفاع از محرومین و مستضعفین خط برنامه ریزی و خط توسعه و خط آزادی بود . و این چپ ربطی به سوسیالیسم نداشت و دنبال اعمال سیاستهای سوسیالیستی و شبه سوسیالیستی نبود . این جریان که اکثریت مردم را نمایندگی می کرد در مجلس و دولت اکثریت بودند واعتقاد داشتند که تبعیت از "اسلام ناب محمدی" می کنند و برای همین تمامی این مجموعه برای مشخص شدن مرزهای خود با جریانات دیگر خود را خط امامی میخواندند . سیاستهای دوران جنگ در زمان حیات حضرت امام (ره) بکار گرفته میشد
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
نواندیش: میرحسین موسوی در گفتگویی با مجله توسعه وصنعت به بیان دیدگاه های خود در قبال موضوعات مهم داخلی پرداخت.
این گفتگو که دومین اعلام مواضع او پس از شکستن سکوت 20 ساله است ، پس از برگزاری همایش تبیین الگوی زیست مسلمانی منتشر می شود.
در محافل سیاسی از هماهنگی میان میرحسن موسوی و سید محمدخاتمی برای حضور یک تن از میان آن دو برای شرکت در انتخابات آتی ریاست جمهوری سخن گفته می شود.
متن کامل این گفتگو بشرح زیر است:
بنظر شما میزان تحقق شا خص های توسعه و نسبت آن با آرمان های مورد نظر امام (ره)و انقلاب تا چه اندازه است ؟
آرمان حضرت امام (ره) تحقق یک جامعه اسلامی بود البته با تاکید روی اسلام ناب محمدی. در نگاه ایشان "اسلام ناب محمدی" اسلام مدافع آزادی واستقلال و مستضعفین و کوخ نشینان و در مقابل اسلام مرفهین بیدرد ، اسلام آمریکایی ، اسلام متحجرین و اسلام شاهنشاهی بود. سخنان چند سال آخر عمر مبارک حضرت امام پر از اشارات صریح به تقابل این دو اسلام بود . بنظر بنده ایشان تصور روشن و خارق العاده ای از وظایف دولت مدرن داشت و تنها "اسلام ناب محمدی" را رها بخش برای مردم و مشکل گشا برای وظایف یک نظام اسلامی امروزین می دانست.
یعنی مقایسه ارقام عملکرد نشان دهنده این انطباق هست؟
با این نگاه احتیاجی نیست که لیستی از پیشرفت ها ورشد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بدهیم تا نسبت توسعه و آرمانهای ایشان مشخص شود . چرا که در این نگاه قبل از این لیست ظهور انسانهایی طراز اسلام ناب محمدی بمعنی تحقق کامل این آرمان است . بهمین دلیل ایشان تحقق آرمانش را در کودک سیزده ساله ای می یابد که همه هستی اش را به قربانگاه می برد تا اسلام و ایران را حفظ کند . می خواهم نتیجه بگیرم که با گذشت سی سال از پیروزی انقلاب و بیست سال از وفات حضرت امام (ره) باید برای درک آرمانهای انقلاب و امام زاویه دیدمان را عوض کنیم و با تغییری که در افقهای نگاهمان به جامعه و جهان بوجود آمده لازم است با رویکرد هر منوتیکی با آن دوره روبرو شویم . وگرنه ما نمی توانیم به سادگی نه تمثیل شهید فهمیده را درک کنیم و نه آنکه بفهمیم چگونه می تواند یک موی کوخ نشینان بر همه کاخ نشینان و مرفهین بیدرد ارجحیت داشته باشد . بنده البته بعنوان یک قضاوت میخواهم بگویم آن افق دید ظرفیت شکوفایی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی را بشکل خارق العاده ای داراست . نمونه اش را می توان در شاخص های توسعه کشور همزمان با یکی از طولانی ترین و خونین ترین جنگهای تاریخ کشورمان دید . امیدوارم روزی بیطرفانه پرونده دهسال تلاش در توسعه کشور که یکی از آنها پیشبرد امور طراحی و اجرا ی صدها پروژه بعنوان طرحهای انقلاب بود ، گشوده شود . طرح مبارکه و راه بافق بندر عباس ، مس سر چشمه ، کوره دوم ذوب آهن و صدها پروژه دیگر نمونه هایی از این طرحها بودند.
رویکرد سیاست خارجی کشور در سه دهه گذشته و مدعای دولت کنونی در باره بازگشت به خط امام در سیاست خارجی را چگونه ارزیابی می کنید؟
من نظر خودم را می گویم. در مورد مشابهت و تفاوت با نظرات دیگر قضاوت با شماست . به نظر من پایبندی به اصولی که براحتی از نظرات حضرت امام (ره) و متون معتبر انقلاب قابل استخراج است بهترین را ه تامین منافع حیاتی و منافع ملی ماست . به شرطی که با ماجراجویی و حادثه آفرینی همراه نشود . ما احتیاج به تجزیه و تحلیل واقعگرایانه از امور بین الملل و جهان و درک بدون توهم از فرصت ها و تهدیدها داریم . همه اینها اگر با درک روشن و بدون خیال پردازی از تواناییهای ملی و با یسته های اعتقادی و اصولی همراه نباشد نتیجه نخواهد داد . بنده اعتقاد دارم داشتن شرایط اقتصادی و سیاسی مطمئن در داخل برای اعمال و پیگیری سیاست خارجی فعال و قدرتمندانه ضروری است . سرنوشت وحدت ملی پیرامون منافع حیاتی و ملی کشور از موفقیت در سیاست خارجی جدایی ناپذیر است . ما برای تامین حداکثر منافع خودمان در رابطه با جهان باید مزیت های نسبی خودمان را بخوبی بشناسیم و بصورت عاقلانه و فعال از آنها در روابط بین الملل استفاده کنیم . سیاست های تنگ نظرانه داخلی که دایره طرفداران نظام را کم کند و یا سیاستهای اقتصادی که نتواند عدالت را کنار توسعه و رشد سریع دنبال کند ضمن آنکه منابع داخلی را بهدر میدهد موقعیت مارا در جهان تضعیف می کند . ما باید بررسی کنیم تا چه اندازه از موقعیت و ظرفیت های ژئو استراتژیکی و ژئو پلیتیکی خودمان در سیاست خارجی استفاده می کنیم.
بنده به زبان تمثیل می گویم که برای مجاب کردن غرب و وادار کردن آنها برای دست کشیدن از سیاستهای مخاصمت آمیز ، بیش از انکه احتیاج داشته باشیم نیویورک و پاریس ویا لندن را مجاب کنیم ، احتیاج به حضور خردمندانه و فعال در اسلام آباد و انکارا و باکو و دوشنبه و ایروان و کابل داریم . یادمان باشد که در زمان حضرت امام (ره) و دوران دفاع مقدس وقتی رییس جمهورمان به پاکستان رفتند مردم لاهور در استقبال ، ماشینی را که ایشان و ضیاء الحق در آن سوار بودند روی دست بلند کردند . سئوال باید این باشد که آیا ما این ظرفیت ها را گسترش داده ایم ؟ آیا آنها را در همه زمینه های اقتصاد ی و سیاسی و فرهنگی نهادینه کرده ایم ؟ ما کمتر توجه کرده ایم که ابزار و دارایی ما در چانه زنی یا مقابله با دشمنانمان همین مزیت های نسبی ما در جهان اسلام و منطقه است.
این ظرفیت هم متاثر از جغرافیای سیاسی کشور ماست و هم بر آمده از قدرت و نفوذ انقلاب اسلامی و اصول نشات گرفته از آنست . پرواز صدها هواپیما از ایران به دبی جز آنکه بازارهایمان را با کالاهای مصرفی بنجل پرکنیم و جیب دشمنانما ن را پرکنیم کمکی به تقویت ما در خلیج فارس نمی کند . ما با ید برای حفظ امنیت خودمان در خلیج فارس عمق استراتژیک داشته باشیم . برای اینکار همانطور که برای اقتصاد برنامه های پنج ساله می نویسیم باید استراتژی و برنامه روشن داشته باشیم . همه ما ها به اسم خلیج فارس حساس هستیم ولی توجه نداریم که همه کشور هایی که با ما در یک حوزه تمدنی بزرگ و درخشان سهیم هستند به این اسم حساس هستند و آیا ما از این ظرفیت استفاده کرده ایم و یا توانسته ایم چه با فعالیت های دیپلما تیک و چه توسعه تاسیسات زیر بنایی به کشور های همسایه مخصوصا آسیای مرکزی و قفقازاین عمق استراتژیک را ایجاد کنیم . دقت در مشکلات ورود ما به سازمان همکاریهای شانگهای بخوبی علامت های بیراهه رفتنمان را نشان می دهد . گمان می کنم خط امام میتوانست و میتواند راه حل های دیگری را برای تامین منافع حیاتی و ملی ما نشان بدهد.
در مورد توهم اعمال سیاست های چپ و شبهه سوسیا لیستی در دوران دفاع مقدس و انگاره زدایی از این دیدگاه تاریخی نظرتان چیست ؟
در سئوال اصطلاح چپ بصورت منفی بکار گرفته شده ولی در اول انقلاب ودر آن دهه جریان چپ همین جریان خط امام خط دفاع از محرومین و مستضعفین خط برنامه ریزی و خط توسعه و خط آزادی بود . و این چپ ربطی به سوسیالیسم نداشت و دنبال اعمال سیاستهای سوسیالیستی و شبه سوسیالیستی نبود . این جریان که اکثریت مردم را نمایندگی می کرد در مجلس و دولت اکثریت بودند واعتقاد داشتند که تبعیت از "اسلام ناب محمدی" می کنند و برای همین تمامی این مجموعه برای مشخص شدن مرزهای خود با جریانات دیگر خود را خط امامی میخواندند . سیاستهای دوران جنگ در زمان حیات حضرت امام (ره) بکار گرفته میشد . اگر ایشان میدیدند که جریان سوسیالیستی یا شبه سوسیالیستی است و اسلامی نیست لحظه ای برای برخورد تعلل نمی کردند . بعضی از اقدامات چون قیمت گزاری با دستور مستقیم ایشان به قوه قضاییه و قوه مجریه شروع شد و یا دستور تعزیرات نیز همینطور . دلیلش هم شرایط جنگ بود . بارها بنده ناظر پیگیری اینگونه سیاستها از طرف ایشان بودم . مساله تعاونی ها که به دلیل فشار جریان راست متوقف شده بود دو سه بار بطور مستقیم از سوی ایشان پیگیری شد . البته عده ای در این کشور بودند که این نوع سیاستها به منافع آنها لطمه می زد دولت را به انگهای مختلف مورد حمله قرار می دادند . به طور طبیعی یک عده ای هم پشت سر این کلیشه سازی جمع میشدند که همه از یک انگیزه در مخالفت با دولت تبعیت نمی کردند . در میان اینها افراد مذهبی ویا انقلابی کم نبودند و بنده همیشه احترام آنها را داشتم گر چه منافع مردم و کشور را بر هر ملاحظه دیگر ترجیح می دادم . ولی عده ای دیگر بودند که هیچ حسی نسبت به مصالح ملی و دفاع مقدس و خون شهدا نداشتند . اینها نه به هویت اسلامی احساس تعلق می کردند و نه پایبند به مرزهای ملی بودند . تعجب آور نبود که بارها تئوریسین های اینها در شرایطی که در آمد نفت بین 6تا7 میلیارد دلار نوسان داشت وبه سختی روزهای جنگ را می گذراندیم و در حالیکه بیش از نصف همین در آمد نیز بطور مستقیم بعنوان هزینه های دفاع مقدس پرداخت میشد بما توصیه می کردند نرخ ارز را آزاد کنیم . آیا حق نبود کسانیکه ارقام و آمارو واقعیتها دستشان بود نسبت به مقاصد اینگونه افراد شک بکنند . یکبار در سال 64 بنده با یکی از این نظریه پردازها بعد از رای اعتماد دولت از مجلس ملاقات کردم . ایشان حدود یکساعت از مزایای سیاست تعدیل در آن هنگامه جنگ و بحران صحبت کرد و اینکه اگر اینکار بشود کشور گلستان میشود و چه و چه . ایشان وقتی صحبت را شروع کرد بنده حساس شدم و بخودم گفتم تامل کنم تا همه صحبتها را بشنوم . در آخر صحبت بنده گفتم که شما یک نکته را فراموش کردید وقتی سئوال کرد چه نکته ای ، گفتم آنکه بعد از اعمال این سیاستها دستهایمان را جلوی صدام بلند کنیم . من هنوز یادم هست که در یک ساعت صحبت ایشان کلمه ای در رابطه با دفاع مقدس اشاره نشد و بعدها بنده به این جلسه بارها فکر کردم و به نتیجه رسیدم که برای این فرد و دوستانش مرزهای ملی ومصالح ملی ویا مصالح دینی بی معناست . بعد از اتمام وظایف دولت ، بنده هیچگاه تعجب نکردم که آنها همان نظریات را پی بگیرند بلکه تعجب بنده از دوستانی بود که در زمان همکاری با دولت زمان حضرت امام (ره) از " مای نوعی " تندتر بودند ولی وقتی ورق برگشت ما را به کوپنیسم و سوسیالیسم متهم کردند و حتی شخصیتی چون مرحوم عالی نسب با آن همه خدمت و سابقه تدین را با انگلس مقایسه کردند . بنده در سیاستهای دوران جنگ همیشه به اقتصاد اسلامی فکر می کردم و مجموعه سیاستهای بکار گرفته شده در آن زمان را تنها راه ایستادگی یک کشور انقلاب کرده و در حال جنگ می یابم و بعدها وقتی شرایط بعضی از کشورهای در حال جنگ را مطالعه کردم و روی سیاستهای آنها دقت کردم این شبهه برای بنده ایجاد شد که آیا در بعضی جا ها کوتاه نیامدیم . شما سیاستهای چرچیل را در زمان جنگ مطالعه کنید ، آنها حتی کارگاههای دو نفره را از جهت ورود مواد اولیه و خروجی کالا و توزیع آن زیر نظر داشتند . بهر حال بعد از جنگ نه آن گروه مومنی که اشاره کردم بلکه امثال افرادی که اشاره شد کلیشه ای از دولت دفاع مقدس ساختند و سپس با قلم های خود آنرا آماج حملات قرار دادند . بنده هم نیازی به پاسخ نمی دیدم چون ذائقه مردم و رزمندگان و قشرهای مستضعف از نتیجه سیاستهای آن دوران پاسخ آنها را می داد . اگر شما سئوال نمی کردید بنده علاقه ای به باز کردن موضوع نداشتم.
بنظر شما میزان تطابق روند های توسعه یی کشور با اهداف و چشم انداز 20 ساله تا چه اندازه است ؟
با روند موجود تحقق چشم انداز امکان پذیر نیست . یادمان باشد بعضی از رقیبان ما سرعت زیادی در توسعه پیدا کرده اند و شکاف ما و آنها می تواند تعادل های منطقه را بهم بزند و با توجه به ادعای اسلامیت از سوی ما این شکاف می تواند بضرر هم اسلام و هم ایران باشد . بنده گمان میکنم طراحان و تصویب کنندگان چشم انداز در سند چشم انداز نگران این شکاف بوده اند.
عدالت از دیدگاه حضرت امام (ره) و نسبت آنرا با عملکرد دولت های دو دهه گذشته چگونه ارزیابی می کنید ؟
حضرت امام (ره) نقش انبیا را دو چیز می داند ، دعوت به "خدا و معنویت" و " اقامه عدل و قسط در جامعه" . شما به نوشته ها و گفته های ایشان رجوع کنید بارها تذکر این دو نکته را خواهید یافت . ولی ما متاسفانه بیشتر اوقات از تقارن ضروری این دو نکته با هم غفلت کرده ایم . ما یا عدالت را در مقابل توسعه قرار داده ایم و آنرا محکوم کرده ایم ویا کلیشه ای بعنوان توزیع فقر ساخته ایم تا عدالت را مورد حمله قرار دهیم و یا آنرا در مقابل یک ارزش بنیادی دیگر مثل آزادی قرار داده ایم بدون آنکه توجه کنیم آزادی از دل عدالت بیرون می آید . و گاهی هم دیده ایم که عده ای شعار عدالت را به ابزاری پوپولیستی برای جذب آراء و قلوب تبدیل کرده اند. در این مدت تقریبا تمام کلید واژه های مرتبط با عدالت از ادبیات سیاسی و اقتصادی ما حذف شده است . بدتر آنکه ما منابع کمیاب کشور را در خدمت اغراض سیاسی و اهداف کوتاه مدت بکار گرفته ایم وبا ین ترتیب غول فساد را در کشور بیدار کرده ایم . بنده بعنوان دفاع از انقلاب و امام (ره) می گویم هیچکدام از این رویکردها ارتباطی با اهداف ایشان و نظر یاتشان در مورد عدالت ندارد.
به دهه ی فجر نزدیک میشویم که فرصتی برای شادمانی از تحقق جمهوری اسلامی (مردم سالاری دینی ) و نیز فرصتی برای بیان و تبیین تاریخ انقلاب اسلامی است.
اصول و مبانی انقلاب اسلامی که با شخصیت و اندیشه ها و عملکرد امام خمینی شناخته میشود، آنگونه که بایسته و شایسته است تبیین نشده است. همچنین تاریخ پس از انقلاب نیز گرچه به روایتهای مختلف بیان شده است ولی هنوز جای کار بسیار دارد.
امید است که فرصت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بخشی از این کمبودها را جبران کند.
بسیجی کیست؟
بسیجی کسی است که :
از خود
به نفع مردم
و برای رضای خدا
میگذرد.
اگر چنین اند بسیجی اند و موجب افتخار ملت ایران.
در گذشته:
بسیجی با جریانات سیاسی دور از خط امام٬ بخصوص احزاب راستگرا و محافظه کار نسبتی دور داشت و بسیجیان فعال از فعالیت در امور سیاسی به معنای حمایت از احزاب و گروهها و گرایش های سیاسی ولو جریانات خط امام منع شده بودند.
بسیجی خدمتگزار افتخاری و نیمه وقت پشت جبهه و مبارز تمام وقت جبهه بود.
بسیجی واقعی شهدا و جانبازان و خانواده های ایثارگران بودند.
اگر کشورمان بیست میلیون جوان داشت همان بیست میلیون جوان مان بسیجی بودند نه اقلیتی از میان اقلیتی دیگر.
بسیج در یک جمله مدرسه عشق بود.
===========================
زمانی که فرمان هشت ماده ای حضرت امام صادر شده بود و جلوی زیاده روی ها و مداخله در امور شخصی را تا حدی گرفت بعضی ها خیلی ناراحت شدند. متن فرمان خیلی گویا است:
فـــرمـان 8 مـاده اى امـام خـمـیـنـى خطاب به قوه قضائیه و تمام ارگان هاى اجرائى در مورداسلامى شدن قوانین و عملکردها
بسم الله الرحمن الرحیم
در تـعـقـیـب تـذکـر بـه لزوم اسـلامى نمودن تمام ارگان هاى دولتى بویژه دستگاه هاى قضائى و لزوم جانشین نمودن احکام الله در نظام جمهورى اسلامى به جاى احکام طاغوتى رژیم جبار سابق لازم است تذکراتى به جمیع متصدیان امور داده شود. امید است انشاءالله تعالى با تسریع در عمل ، این تذکرات را مورد توجه قرار دهند.
1 !!! تـهـیـه قـوانـیـن شـرعـیه و تصویب و ابلاغ آنها با دقت لازم و سرعت انجام گیرد و قـوانـیـن مربوط به مسائل قضائى که مورد ابتلاى عموم است و از اهمیت بیشتر برخوردار اسـت در راءس سـایـر مـصـوبـات قـرار گـیـرد کـه کـار قـوه قـضـائیـه بـه تـاءخـیر یا تـعـطـیـل نـکـشـد و حـقـوق مـردم ضـایـع نـشـود، و ابـلاغ و اجـراى آن نـیـز در راءس مسائل دیگر قرار گیرد.
2!!! رسـیـدگـى بـه صـلاحـیـت قـضـات و دادسـتـان هـا و دادگـاهـهـا بـا سـرعـت و دقـت عمل شود تا امور شرعى و الهى شده و حقوق مردم ضایع نگردد و به همین نحو رسیدگى بـه صـلاحـیـت سـایـر کـارمـنـدان و مـتـصـدیـان امـور، بـا بـیـطـرفـى کـامـل بـدون مـسـامـحـه و بـدون اشـکـالتـراشـى هـاى جـاهـلانـه کـه گـاهـى از تـنـدروهـا نـقـل مـى شـود، صـورت گـیـرد تـا در حالى که اشخاص فاسد و مفسد تصفیه مى شوند اشـخـاص مـفـیـد و مـؤ ثـر بـا اشـکـالات واهـى کـنـار گـذاشـتـه نـشـونـد. و مـیـزان ، حـال فـعلى اشخاص است با غمض عین از بعض لغزش هائى که در رژیم سابق داشته اند مگر آنکه با قرائن صحیح معلوم شود که فعلا نیز کارشکن و مفسدند.
3 !!! آقـایـان قـضات واجد شرایط اسلامى ، چه در دادگسترى و چه در دادگاه هاى انقلاب بـایـد بـا استقلال و قدرت بدون ملاحظه از مقامى احکام اسلام را صادر کنند و در سراسر کـشـور بـدون مـسامحه و تعویق به کار پر اهمیت خود ادامه دهند و ماءمورین ابلاغ و اجرا و دیگر مربوطین به این امر باید از احکام آنان تبعیت نمایند تا ملت از صحت قضا و ابلاغ و اجـرا و احـضـار احـسـاس آرامـش قـضـائى نـمـایـنـد و احـسـاس کـنـنـد کـه در سـایـه احـکام عـدل اسـلامـى جـان و مـال و حـیـثـیـت آنـان در امـان اسـت . و عـمل به عدل اسلامى مخصوص به قوه قضاییه و متعلقات آن نیست ، که در سایر ارگان هاى نظام جمهورى اسلامى از مجلس و دولت و متعلقات آن و قواى نظامى و انتظامى و سپاه پاسداران و کمیته ها و بسیج و دیگر مـتـصـدیـان امـور نیز به طور جدى مطرح است و احدى حق ندارد با مردم رفتار غیر اسلامى داشته باشد.
4!!! هـیـچ کـس حق ندارد کسى را بدون حکم قاضى که از روى موازین شرعیه باید باشد تـوقـیـف کـند یا احضار نماید، هر چند مدت توقیف کم باشد. توقیف یا احضار به عنف جرم است و موجب تعزیر شرعى است .
5 !!! هـیـچ کـس حـق نـدارد در مـال کـسـى چـه مـنـقـول و چـه غـیـر مـنـقـول و در مـورد حق کسى دخل و تصرف کند یا توقیف و مصادره نماید مگر به حکم حاکم شرع ، آن هم پس از بررسى دقیق ثبوت حکم از نظر شرعى .
6 !!! هـیـچ کـس حـق نـدارد بـه خـانـه یـا مـغـازه و یـا محل کار شخصى کسى بدون اذن صاحب آنها وارد شود یا کسى را جلب کند یا به نام کشف جـرم یـا ارتـکـاب گـنـاه تـعـقـیـب و مـراقـبـت نـمـایـد و یـا نـسـبـت بـه فردى اهانت نموده و اعمال غیر انسانى اسلامى مرتکب شود، یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگرى به نام کـشـف جـرم یـا کشف مرکز گناه گوش کند و یا براى کشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ بـاشـد، شـنـود بـگـذارد و یـا دنـبـال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غیر نماید یا اسرارى که از غیر به او رسیده ولو براى یک نفر فاش کند. تمام اینها جرم و گناه است و بعضى از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از کبائر بسیار بزرگ است و مرتکبین هر یک از امـور فـوق مـجـرم و مـسـتـحـق تـعزیر شرعى هستند و بعضى از آنها موجب حد شرعى مى باشد.
7 !!! آنـچـه ذکـر شـد و ممنوع اعلام شد، در غیر مواردى است که در رابطه با توطئه ها و گـروهـک هاى مخالف اسلام و نظام جمهورى اسلامى است که در خانه هاى امن و تیمى براى براندازى نظام جمهورى اسلامى و ترور شخصیت هاى مجاهد و مردم بیگناه کوچه و بازار و بـراى نـقـشـه هـاى خـرابـکـارى و افـسـاد فـى الارض اجـتـمـاع مـى کـنـنـد و مـحـارب خدا و رسـول مـى بـاشـنـد، کـه بـا آنـان در هـر نـقـطـه که باشند و همچنین در جمیع ارگان هاى دولتـى و دسـتگاه هاى قضائى و دانشگاه ها و دانشکده ها و دیگر مراکز با قاطعیت و شدت عمل ولى با احتیاط کامل باید عمل شود، لکن تحت ضوابط شرعیه و موافق دستور دادستان هـا و دادگـاه ها، چرا که تعدى از حدود شرعیه حتى نسبت به آنان نیز جایز نیست ، چنانچه مـسـامـحـه و سـهـل انـگـارى نـیـز نـبـایـد شـود. و در عـیـن حـال مـاءمـوریـن بـایـد خارج از حدود ماءموریت که آن هم منحصر است به محدوده سرکوبى آنان حسب ضوابط مقرره و جهات شرعیه ، عملى انجام ندهند. و موکدا تذکر داده مى شود که اگر براى کشف خانه هاى تیمى و مراکز جاسوسى و افساد علیه نظام جمهورى اسلامى از روى خطا و اشتباه به منزل شخصى یا محل کار کسى وارد شدند و در آنجا با آلت لهو یا آلات قـمار و فحشا و سایر جهات انحرافى مثل مواد مخدره برخورد کردند حق ندارند آن را پیش دیگران افشا کنند، چرا که اشاعه فحشا از بزرگترین گناهان کبیره است و هیچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمان و تعدى از ضوابط شرعیه نماید. فقط باید به وظیفه نهى از مـنـکر به نحوى که در اسلام مقرر است عمل نمایند و حق جلب یا بازداشت یا ضرب و شتم صـاحـبـان خـانـه و سـاکـنـان آن را ندارند و تعدى از حدود الهى ظلم است و موجب تعزیر و گاهى تقاص مى باشد. و اما کسانى که معلوم
شـود شـغـل آنـان جـمـع مواد مخدره و پخش بین مردم است ، در حکم مفسد فى الارض و مصداق سـاعـى در ارض بـراى فـساد و هلاک حرث و نسل است و باید علاوه بر ضبط آنچه از این قـبـیـل مـوجـود اسـت آنـان را بـه مقامات قضائى معرفى کنند. و همچنین هیچ یک از قضات حق ندارند ابتدائا حکمى صادر نمایند که به وسیله آن ماءموران اجرا اجازه داشته باشند به مـنـازل یـا مـحـل هـاى کـار افـراد وارد شـونـد کـه نـه خـانـه امـن و تـیـمـى اسـت و نـه محل توطئه هاى دیگر علیه نظام جمهورى اسلامى ، که صادر کننده و اجرا کننده چنین حکمى مورد تعقیب قانونى و شرعى است .
8 !!! جـنـاب حجت الاسلام آقاى موسوى اردبیلى رئیس دیوانعالى کشور و جناب آقاى نخست وزیـر مـوظـفـنـد شـرعـا از امـور مذکوره با سرعت و قاطعیت جلوگیرى نمایند و لازم است در سـراسـر کـشـور، در مراکز استاندارى ها و فرماندارى ها و بخشدارى ها هیات هائى را که مورد اعتماد و وثوق مى باشند انتخاب نمایند و به ملت ابلاغ شود که شکایات خود را در مـورد تـجـاوز و تـعـدى مـاءمـوریـن اجـرا، چـه نـسـبـت بـه حـقـوق و امـوال آنـان سر مى زند بدین هیات ها ارجاع نمایند و هیات هاى مذکور نتیجه را به آقایان تـسـلیـم و آنـان بـا ارجـاع شـکـایـات بـه مـقـامـات مـسـؤ ول و پـیـگـیرى آن متجاوزین را موافق با حدود و تعزیرات شرعى مجازات کنند. باید همه بـدانیم که پس از استقرار حاکمیت اسلام و ثبات و قدرت نظام جمهورى اسلامى با تایید و عـنـایـات خـداونـد قـادر کریم و توجه حضرت خاتم الاوصیا و بقیه الله اروحنا لمقدمه الفـداء و پـشـتـیـبـانـى بـى نـظـیـر مـلت مـتـعـهـد ارجـمـنـد از نـظـام و حـکـومـت ، قـابـل قـبـول و تحمل نیست که به اسم انقلاب و انقلابى بودن خداى نخواسته به کسى ظـلم شـود و کـارهاى خلاف مقررات الهى و اخلاق کریم اسلامى از اشخاص بى توجه به مـعـنـویـات صـادر شـود. بـایـد مـلت از ایـن پـس کـه حـال اسـتـقـرار و سـازنـدگى است احساس آرامش و امنیت نمایند و آسوده خاطر و مطمئن از همه جـهات به کارهاى خویش ادامه دهند و اسلام بزرگ و دولت اسلامى را پشتیبان خود بدانند و قـوه قـضـائیـه را در دادخواهى ها و اجراى عدل و حدود اسلامى در خدمت خود ببینند و قواى نـظـامـى و انـتـظـامـى و سـپـاه پاسداران و کمیته ها را موجب آسایش و امنیت خود و کشور خود بـدانند. و این امور بر عهده همگان است و کار بستن آن موجب رضاى خداوند و سعادت دنیا و آخرت مى باشد و تخلف از آن موجب غضب خداوند قهار و عذاب آخرت و تعقیب و جزاى دنیوى اسـت . از خـداونـد کـریم خواهانم که همه ما را از لغزش ها و خطاها حفظ فرماید و جمهورى اسـلامـى را تـایـیـد فـرمـوده و آن را بـه حـکـومـت عـالمـى قـائم آل محمد صلى الله علیه و آله متصل فرماید. (انه قریب مجیب )
والسلام على عبادالله الصالحین
روح الله الموسوى الخمینى
تاریخ : 28/9/61
لینک فرمان هشت ماده ای امام خمینی ره
خاتمی : حضور چهرههای برجسته بینالمللی در یزد، حادثه مهمی در دنیای بحران زده امروز است
تحلیل سیدمصطفیتاجزاده از انقلاب و شرایط کشور امروز 30 سال پس از پیروزی انقلاب
محمدجواد ظریف: حمایت از خاتمی، حمایت و قدردانی از یک ایده جهانی است
محمدجواد ظریف: حمایت از خاتمی، حمایت و قدردانی از یک ایده جهانی است
هشدار موسوی بجنوردی در رابطه با انحراف از خط امام(ره)
کروبی:عضو حزب نبودن شق القمر نیست/حاضران:خاتمی، کروبی، اتحاد، اتحاد/اهدای لوح ویژه به خاتمی
خبرگزاری کار ایران ایلنا پس از مدتها توقیف به زودی آزاد میشود. ایلنا از معدود سایتهای خبری مستقل بود که به دلیل ارتباطی که با تشکیلات خانه کارگر داشت، به انعکاس مشکلان محرومین و مستضعفین و مسائل سیاسی از دریچه عدالت خواهانه گرایشی آشکار داشت. در واقع گرایش خط امامی در ایلنا بیش از تمامی سایتهای خبری دیگر دیده میشد.
امیدوارم در دور جدید فعالیت ایلنا نیز همچنان به ارزشهای ملی و اسلامی و مقابله با نسخه های قلابی و بدلی عدالت خواهی موفق باشد.
امام خمینی در فعالیتهای سیاسی شان هرگز نمیگفتند که من به درخواست دیگران وارد صحنه شده ام. ایشان بر اساس تکلیفی که خود احساس میکردند و بر اساس طرح و برنامه ای که داشتند وارد صحنه مبارزات سیاسی شدند.
اما پیش از انقلاب عده ای بودند که اگر بر آنها سخت میگرفتند، مدعی میشدند که دیگران آنها را راه انداخته اند و از آنها خواسته اند.
پس از انقلاب نیز یک مد دیگر از جنس فرار از: مسئولیت پذیرفتن مسئولیت اضافه شد. افراد برای پذیرش مسئولیت یا حضور در صحنه، منتظر فشار دیگران بودند. اگر هم فشاری نمیامد، خودشان فشار را بوجود می آوردند.
البته بودند و هستند کسانی که نه بر اساس فشار ها که بر اساس اتمام حجت های مردم و خواست دیگران و وجود فرصت، با اراده خود وارد صحنه فعالیت میشوند یا علیرغم میل شان برای حل مشکلات به صحنه های خاصی وارد میشوند.
در فضای امروز نیز اگر آقای خاتمی و دیگر رهبران اصلاحات قاطعیت و جدیت و از خودگذشتگی و حضور در صحنه را نشان دهند، در مسیر تدوام راه امام قدم برداشته اند.
حذف جناح چپ و حامی مردم سالاری و خط امام در چند سال گذشته از قدرت سیاسی کشور٬ فرصتی به آنان داده است تا به بازنگری در روشها و اهداف و بازسازی مجدد خود اقدام کنند. چنین فرصتی برای آنان لازم بود تا قدر فرصتها را بیشتر بدانند.
============
پیشکسوتان انقلاب اسلامی میتوانند با تاریخنگاری و انتقال تجربه به نسل آینده٬ به روشی دیگر از استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی دفاع کنند.
=================
ظاهرا شرمندگی اصولگرایان در تاریخ ثبت خواهد شد و بر سرنوشت آنان تاثیر عملی خواهد گذارد.
محمد هاشمی ، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ، در خصوص چگونگی درگذشت آیت الله توسلی به سایت عصرایران گفت: براساس آیین نامه مجمع تشخیص ، هرکدام از اعضا می توانند در صورت تمایل ، قبل از شروع جلسه رسمی - که با تلاوت قرآن صورت می گیرد - در مورد مسائل روز به اظهار نظر بپردازند و صبح امروز نیز ، در حالی که آیت الله هاشمی رفسنجانی ،قصد اعلام شروع جلسه رسمی مجمع را داشت ، مرحوم توسلی دست خود را بلند کرد و گفت قصد بیان چند جمله ای را دارد .
محمد هاشمی افزود: آیت الله توسلی در مورد قضیه اخیر اسائه ادب و توهین به بیت حضرت امام (ره) و حاج سید حسن آقای خمینی مطالب خود را آغاز کرد و در این باره نامه ای از حضرت امام (ره) که در سال 1361 نوشته شده بود ، قرائت کرد که بر اساس یکی از فراز های این نامه حضرت امام (ره) پیش بینی کرده بود بعد از ایشان گروهی مقدس نما ومتحجر و واپسگرا در قالب دفاع از امام ، فرزندان ، دوستان ، یاران و بیت ایشان را مورد توهین و برخورد قرار خواهند داد و سپس گفت که سید حسن آقا مسوول موسسه تنظیم ونشر آثار امام است و اگر ایشان نتواند دیدگاه های امام را بیان کند چه کسی می تواند این کار را انجام دهد.
وی یادآور شد: مرحوم توسلی با بیان هر کدام از این جملات به شدت با بغض سخن می گفت و در مواردی اشک ریخت و با گریه ادامه سخن می داد و از شدت تأثر ، منقطع سخن می گفت .
هاشمی اضافه کرد : آیت الله توسلی با یادآوری این که در زمان امام نیز مقدس نماها می کوشیدند خود را مطرح کنند ، خاطره ای را از دوران حیان حضرت امام (ره) نقل کرد که بر اساس آن یک زن و دو مرد ، که ادعای ارتباط با امام زمان را داشتند ، از حضرت امام (ره) وقت ملاقات می خواستند و امام در رابطه با آنها سه سوال را مطرح کرد که اگر آنها به این سه سوال جواب دادند ایشان مفصل با آنها جلسه بگذارد که یکی از این سوال ها فلسفی بود که تعبیرش در ذهنم نیست و سوال دوم و سوم این بود که امام از این سه پرسید: "از امام زمان (عج) بپرسید من به چه چیزی علاقه دارم و شیء باارزشی راگم کرده ام ، آن چیست؟" که بعد از بازگشت این سه نفر و ارائه پاسخ ها ، امام فرمودند اینها شیادند و آنها را راه ندهید .
هاشمی اضافه کرد: آیت الله توسلی در ادامه در حالی که مطالبی را از قبل آماده کرده بود ، و با استناد به انها سخن می گفت ، مطلبی را از قول امام نقل کرد که بر اساس آن امام فرموده اند مبارزه و سختی ها برای پیروزی انقلاب ، فقط گلوله و سرنیزه نبود که اگر بود تحملش بسیار آسان تر بود بلکه زخم زبان ها و طعنه ها ، بسیار دردناک تر و جگر سوز تر از گلوله بود که آیت الله توسلی در بیان این سخنان باز هم به گریه افتاد و در حالی که بار دیگر ، سخن دیگری از امام درباره متحجران و مقدس نماها و واپسگراها را بیان می کرد در زمانی که به کلمه" واپسگراها" رسید از روی صندلی به پایین افتاد که بلافاصله دکتر ولایتی که در جلسه حاضر بود ، بر بالین وی حاضر شد و در همین زمان آمبولانس نیز به محل رسید و ایشان را به بیمارستان شهید شوریده منتقل کرد اما ساعتی بعد کسانی که همراه ایشان به بیمارستان رفته بودند خبر دادند که ایشان به لقاءلله پیوسته اند.
اندیشه (۱٢۳٥) انتخابات دهم (٧۸۱) خاتمی (٦٢٢) عکس (٥٥۸) کروبی (٥٥٥) وبلاگستان (٥٤۱) خبرستان (٤٥٠) سیاستمداران (٢٩٥) انتخابات دهم (٢٩۳) میرحسین موسوی (٢٧٩) احمدی نژاد و دولت نهم (٢۳٥) دلنوشته (٢٢٧) اسرائیل (۱۸٤) تقلب و تخریب و هتاکی (۱۸٢) روحانیت (۱٧٥) جهان (۱٦٩) نقد و بحث اندیشه (۱٥٩) تدبیر و بی تدبیری (۱٥٤) احمدی نژاد (۱٥٢) رسانه (۱٤٠) احمدی نژاد (۱۳٤) خاطره (۱٢٥) یادبود (۱٢٤) رهبری (۱۱٤) احزاب (۱۱٠) بازداشت و زندان (٩٦) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٩٤) اینترنت (٩۳) میرحسین موسوی (٩۱) ایران (۸٧) آمریکا (۸٦) نقد و بحث اندیشه (۸۳) دین (۸۱) صدا و سیما (٧٩) زنان (٧٧) دروغ و تکذیب و فریب (٧٧) تقلب و تخریب و هتاکی (٧٦) مردم سالاری (٧٥) احزاب و تشکل ها (٧٤) شورای نگهبان (٧٤) پیشنهاد (٧٢) احمدی نژاد و دولت نهم (٧٠) اندیشه و دلنوشته (٦٩) صدا و سیما (٦٧) فاوا (٦٥) امام خمینی (٦۳) اخلاق (٦۳) بی تدبیری (٦۱) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٦۱) خبرنگاران و رسانه ها (٦٠) وبلاگ چیست؟ (٥٧) جامعه مجازی (٥٤) نور (٥٤) حقوق بشر و قضاوت (٥٤) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٥٤) مردم سالاری (٥۱) تاریخ (٥٠) آزادی (٤٩) بازداشت و زندان (٤٩) شعر (٤۸) ظلم (٤٧) انسان و جامعه و هستی (٤٦) نظامیان و انتظامیان (٤٦) تدبیر و بی تدبیری (٤٥) انقلاب اسلامی (٤٥) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٤٤) روحانیت و مراجع تقلید (٤۳) امام خمینی (٤٢) دانشجویان (٤۱) تحزب (٤٠) سایت (٤٠) انسان (٤٠) علی (٤٠) دروغ و تکذیب و فریب (٤٠) هنر (۳۸) روابط ایران و آمریکا (۳۸) انقلاب اسلامی (۳٧) طنز (۳٧) ظلم و استبداد و زور (۳٧) جامعه مجازی و اینترنت (۳٧) حقوق بشر و قضاوت (۳٦) ورزش (۳٦) خبر (۳٦) دروغ و تکذیب (۳٦) هنرمندان (۳٤) خط امام (۳٤) ظلم و استبداد و زور (۳٤) خبرنگاران و رسانه ها (۳٢) محیط زیست (۳٢) گزیده (۳٢) دروغ (۳۱) اندیشه و دلنوشته (۳٠) وبلاگنویسان (٢٩) جهان اسلام (٢٩) شورای نگهبان (٢۸) انتخاب (٢۸) عدالت (٢۸) اصولگرایان (٢٧) امامان (٢٧) شاهان ایران (٢٧) آمار و اقتصاد (٢٧) تغییر اجتماعی (٢٧) دولت نهم (٢٦) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٢٦) پیامبران (٢٦) دانشجویان و دانشگاه (٢٦) اخلاق و ارزش ها (٢٦) ایران و ایرانیان (٢٦) بسیج و سپاه پاسداران (٢٥) انتخابات (٢٥) مرگ (٢٤) نویسندگان (٢٤) قانون و قانون اساسی (٢٤) روابط خارجی ایران (٢۳) روحانیت و مراجع تقلید (٢۳) تروریسم (٢۳) ادبیات (٢۳) داستان (٢٢) اسلام (٢٢) حق و باطل (٢٢) یادبود و بزرگداشت (٢٢) انسان و جامعه و هستی (٢۱) مرگ و زندگی و جامعه (٢۱) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٢۱) شعرا (٢۱) وبلاگ چیست؟ (٢۱) اصلاح طلبان (٢۱) دکتر علی شریعتی (٢۱) امید (٢۱) اصلاحات (٢۱) وبلاگ (٢٠) جوانان (٢٠) شهدا (٢٠) فیلترینگ (٢٠) روابط ایران و آمریکا (٢٠) مجلس شورا (٢٠) ایران و ایرانیان (٢٠) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٢٠) نظامیان و انتظامیان (٢٠) یادبود و بزرگداشت (٢٠) امنیت و امنیت ملی (٢٠) قانون و قانون اساسی (۱٩) فیلترینگ و سانسور (۱٩) قرآن کریم (۱٩) امنیت کشور و امنیت ملی (۱۸) احزاب و تشکل ها (۱۸) سیاست (۱٧) عشق (۱٧) خدا (۱٧) جشنواره (۱٦) ورزشکاران (۱٦) خط امام (۱٦) فلسطین و اسرائیل (۱٦) فیلترینگ و سانسور (۱٥) ادیان (۱٥) امام حسین (۱٥) استقلال (۱٥) حضرت محمد (۱٥) حق و باطل (۱٥) کودکان (۱٤) افراط و تفریط (۱٤) جامعه (۱٤) جامعه مجازی (۱٤) آمار و اقتصاد (۱٤) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (۱٤) نظامیان (۱٤) تغییر اجتماعی (۱٤) تروریسم و خشونت (۱٤) بسیج و سپاه پاسداران (۱٤) رای و انتخابات (۱۳) فرهنگ و آیین و دین (۱۳) مرگ و زندگی و جامعه (۱۳) طنز و کاریکاتور (۱۳) تعامل اجتماعی (۱۳) امام حسین (۱۳) نظرسنجی (۱۳) مهدویت (۱۳) کیهان (۱٢) قانون اساسی (۱٢) قضاوت (۱٢) بخش خصوصی (۱٢) آسیب اجتماعی (۱٢) جامعه مجازی و اینترنت (۱٢) امنیت کشور و امنیت ملی (۱٢) فلسطین و اسرائیل (۱٢) اخلاق و ارزش ها (۱٢) افراط و تفریط (۱۱) اصلاحات چیست؟ (۱۱) خبرگزاری فارس (۱۱) دفاع مقدس (۱۱) بخش خصوصی (۱۱) تهران (۱۱) عقل (۱۱) روشنفکر (۱۱) جشن (۱۱) پرشین بلاگ (۱۱) علم (۱٠) محیط زیست (۱٠) تاجیکستان (۱٠) دفاع مقدس (۱٠) افکار عمومی (۱٠) پیش بینی (۱٠) پیش بینی (۱٠) روابط خارجی ایران (۱٠) شعر و شعرا (۱٠) هنرمندان و مفاخر (۱٠) فرهنگ و آیین و دین (۱٠) شهدا و ایثارگران (٩) مجلس شورا و مجلسیان (٩) هنرمندان و مفاخر (٩) فرهنگ و آیین (٩) تاریخ ایران (٩) انتخاب دهم (٩) دانشجویان و دانشگاه (٩) اعتماد ملی (٩) دعا و نیایش (٩) مهدی موعود (۸) غم و شادی (۸) افکار عمومی (۸) شب یلدا (۸) اقوام و اقلیت ها (۸) حکمت و دانش (۸) انتخابات 24 اسفند (۸) اطلاع رسانی (۸) فرهنگ (۸) نفت (۸) فقر (۸) آیت الله جوادی آملی (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) کیهان و رجا نیوز (۸) انتخابت دهم (٧) تروریسم و خشونت (٧) بخش خصوصی و غیردولتی (٧) چلچراغ (٧) جالب (٧) سفرنامه (٧) دانش (٧) گفتگو (٧) بسیج (٧) فلسطین (٧) حکمت و دانش (٧) قرآن کریم (٧) شاهان ایران (٧) تدبیر (٧) امنیت ملی (٧) جهان اسلام (٦) مرگ و زندگی (٦) خرافه (٦) نفت و گاز (٦) غم و شادی (٦) بی تدبیری (٦) حضرت محمد (٦) مجلس شورا (٦) زندان (٦) بازداشت (٦) گفتمان (٦) محبت (٦) سایت اینترنتی (٦) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (٦) اینترنت و وب (٦) شعر و شعرا (٦) آزادی و انتخاب (٦) تحریم و مشارکت (٦) نظرسنجی و افکار عمومی (٦) مجلس شورا و مجلسیان (٦) کتاب و گزیده (٥) اعتراض و انتقاد و تظاهران (٥) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٥) انتخاب و تقلید (٥) وحدت کلمه (٥) تبلیغات و بازاریابی (٥) حزب اعتماد ملی (٥) تحریم (٥) فاطمه رجبی (٥) قضا و قضاوت (٥) منافع ملی (٥) اطلاع رسانی (٥) تعاملات اجتماعی (٥) آیت الله مصباح یزدی (٥) خلیج فارس (٥) وب فارسی (٥) فطرت (٤) شب قدر (٤) تاریخ اسلام (٤) روشنفکران (٤) خبرگان رهبری (٤) آیت الله جوادی آملی (٤) آسیب اجتماعی (٤) تعامل اجتماعی (٤) فرهنگیان (٤) امام صادق (٤) مهدی موعود (٤) توریسم (٤) حدیث (٤) جمهوری اسلامی (٤) شب یلدا (٤) انرژی (٤) عشق و محبت (٤) همایش (٤) ترانه (٤) عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤) دعا و نیایش (٤) جالب و شگفت انگیز (٤) شهدا و ایثارگران (٤) نظرسنجی و افکار عمومی (٤) تاریخ و میراث فرهنگی ایران (٤) تروریسم و خشونت و ترس (۳) رای و انتخابات و شعار (۳) انتخاب و تقلید و آگاهی (۳) بخش خصوصی و غیردولتی (۳) اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳) ورزش و ورزشکاران (۳) سپاه پاسداران (۳) اصلاحات چیست؟ (۳) موعود (۳) حکایت (۳) زمستان (۳) فاطمه رجبی (۳) اعتماد ملی (۳) دوم خرداد (۳) خبرگزاری فارس (۳) مصاحبه (۳) مرگ و زندگی (۳) امام صادق (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) جهان بینی (۳) ویدئو (٢) منافع ملی (٢) اصول (٢) آیت الله مصباح یزدی (٢) پرشین بلاگ (٢) آموزش و پژوهش (٢) جنگ و صلح (٢) جبر و اختیار (٢) طنز و کاریکاتور (٢) جبر و اختیار (٢) نفاق و ریا (٢) بانک و بیمه (٢) جهل و جهالت (٢) موبایل و تلفن همراه (٢) آیت الله صانعی (٢) خلیج فارس (٢) حضرت فاطمه (٢) تجارت الکترونیک (٢) موسوی (٢) میراث فرهنگی (٢) سلامت (٢) نوروز و بهار (٢) عقل و اندیشه (٢) فقر و فحشا و اعتیاد (٢) اراذل و اوباش اینترنتی (٢) بانک و بیمه (٢) ادیان و مکاتب فکری (٢) خط امام و اسلام ناب محمدی (٢) انتخاب و تقلید و آگاهی (٢) رای و انتخابات و شعار (٢) ورزش و ورزشکاران (٢) وحدت کلمه و تفرقه (٢) نوروز و بهار (٢) مصاحبه و خاطره (٢) عقل و اندیشه (٢) مدیریت و راهبری (٢) ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢) کیهان و رجا نیوز (٢) انرژی و نفت و گاز (٢) تروریسم و خشونت و ترس (٢) فقر و فساد و فحشاء (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) ا (۱) احمدی نژاد و دولت دهم (۱) خد (۱) خبر دستگیری (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) نخبگان و روشنفکران (۱) فیلترینگ و سانسور و مسدودی (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) روحانیت و مراجع تقلید مر (۱) تقلب و تخریب و هتاکی بادامچیان: کمیسیون ماده 10 حق (۱) استقلال و خودباوری (۱) بیگانه ستیزی (۱) روشنفکران و فرهیختگان (۱) انتخابات د هم (۱) جشنواره و جوایز (۱) خلیج فارس و عرب (۱) شعار و تظاهرات (۱) تحریم و مشارکت (۱) خلیج فارس و عرب ها (۱) تتدبیر و بی تدبیری (۱) روابط ایران و آمریکا بازشماری 10درصدآرا مقابل دورب (۱) دشمنان و رقبا (۱) جنگ و جنایت (۱) وحدت کلمه و تفرقه (۱) تقلب و تخریب و هتاکی احمدی نژاد: اجرای عدالت لازمه (۱) خط امام و اسلام ناب محمدی (۱) مصاحبه و خاطره (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) تبلیغات و بازاریابی (۱) فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (۱) جهل و خرافه و علم (۱) فلسفه و عرفان (۱) انسان و جامعه (۱) جنگ و جنایت (۱) انتخاب و تقلید (۱) جشنواره و جوایز (۱) مورخان و جغرافیدانان (۱) اشاعه فحشا (۱) انتخابات د هم (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) سهام و بورس (۱) جنگ و بحران (۱) فقه و کلام (۱) جنگ و بحران (۱) رمضان (۱) گوگل (۱) دکتر علی شریعتی (۱) اعتراض (۱) حقوق بشر (۱) عاشورا (۱) موسیقی (۱) تغییر (۱) ایران شناسی (۱) عرب (۱) مثنوی معنوی (۱) راز (۱) حجاب (۱) اصلاح طلبان (۱) خبرگان رهبری (۱) حزب الله لبنان (۱) حدیث و روایت (۱) گلستان سعدی (۱) جمهوری اسلامی (۱) سنت و مدرنیزم (۱) حضرت فاطمه (۱) اقوام و اقلیت ها (۱) علم و جهل (۱) اقلیت اکثریت (۱) آیت الله خمینی (۱) زشت و زیبا (۱) آرزوهایم (۱) اسلام ناب محمدی (۱) کمیته تعیین مصادیق (۱) دوم خرداد (۱) ایران و ایرانی (۱) اومانیسم (۱) جنگ و صلح (۱) اعتماد (۱) عرفا (۱) تاریخ اسلام (۱) مهدی بوترابی (۱)
