در باره آزادی در اینترنت گفته اند و هنوز نیز باید گفت. اما عدالت نیز در اینترنت ممکن الوصول تر است. فرصت های فراوان و نسبتا مساوی در جامعه مجازی بسیار است. فاصله ی کم مخاطبان با فرصتها قدم بزرگی به سوی عدالت است.
Home Archive دی ۸٩ آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آذر ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ مهر ۸۳
کشور به عدالت و پیشرفت نیازمند است تا رفاه و رشد و کمال جامعه تامین گردد. مقدمه ی عدالت و پیشرفت، اخلاق و آزادی و امنیت است.
حضور میرحسین فی نفسه نقد مبانی و اساس هویت و رفتار اصولگرایان است. میرحسین نسخه اصیل عدالتی است که آقای احمدی نژاد و یاران و حامیانش به کمک دویست میلیارد دلار نفتی و حمایت همه جانبه ارکان نظام و صدا و سیما و ... از آن سخن میگفت و در عمل کشور را به وضع فعلی رساند. بی تردید مهندس موسوی کابوسی است که بر شتاب افول اصولگرایان می افزاید.
لینک مطلب:
من در مقام این نیستم که درباره ماهیت سلطنت صفوی که مانند همه حکومتهای دیگر استبدادی است, صحبت کنم بلکه منظورم این است که به هرحال در جریان حوادث پانصد سال اخیر پیوند ملّیت ایرانی با تشیع امری انکارناپذیر است
آنچه ما میخواستیم و میخواهیم، این است که اول, مردم آزاد و حاکم بر سرنوشت خود باشند و دوم اینکه کشور ما که مهد انقلاب، آزادی و استقلال است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
رئیسجمهور سابق کشورمان اظهار داشت: باید سعی کنیم فراتر از نگاههای حزبی و جناحی به ایران، انقلاب، ارزشها، حرمت ملت و اعتلای جایگاه ایران بیندیشیم و سعیکنیم مشکلات را حل کنیم.
به گزارش "ایلنا" , به نقل از روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی ، وی در آستانه اربعین حسینی در جمع اقشار مختلف مردم استان اردبیل به تبیین برخی برنامهها و مواضع خود در انتخابات سال آینده پرداخت.
رئیس بنیاد باران در ابتدای این دیدار گفت: در آستانه اربعین حسینی که مردم استان اردبیل بسیار به آن بزرگوار عشق می ورزند و ایمان، ایستادگی و سرافرازی را از او آموختهاند و همواره با بزرگداشت یاد و نام آن بزرگوار و برگزاری مراسم بسیار شکوهمند یاد و نام اباعبدالله الحسین(ع) را بزرگ میدارند و دلبستگی خودشان را به او نشان دادهاند, از خدا میخواهیم که ما را پیرو راستین آن امام همام قرار دهد.
خاتمی افزود: خداوند ما را با عظمت این خاندان و بهخصوص با حضرت اباعبدالله (ع) بیشتر آشنا کند و بتوانیم راه و روش آنها را حفظ کرده و تداوم ببخشیم.
رئیس دولت اصلاحات از ملت به عنوان پدیدهای جدید که مبنای حکومت است, یاد کرد و افزود: در صد وپنجاه سال گذشته در ایران نیز "ملت"، بروز و ظهور داشته و منشا تحولات شده است.
ویتصریحکرد: پیوندی که عنوان ملیت با تشیع پیدا میکند و تشیع را از یک مکتب و جریان در اقلیت در تاریخ به صورت نیرویی محرّک در میآورد و تشیع مبنا و پایه نظام اجتماعی میشود و این وقتی است که به نحوی با اردبیل به عنوان خاستگاه یک جریان اجتماعی پیوند دارد.
خاتمی در ادامه گفت:من در مقام این نیستم که درباره ماهیت سلطنت صفوی که مانند همه حکومتهای دیگر استبدادی است, صحبت کنم بلکه منظورم این است که به هرحال در جریان حوادث پانصد سال اخیر پیوند ملّیت ایرانی با تشیع امری انکارناپذیر است.
رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:خوشبختانه ملت ایران از بیش از 100 سال پیش مسیری را انتخاب کرده است تا بر سرنوشت خود حاکم باشد و اتفاقا از آموزههای دینی، شیعی و بهرهگیری از اندیشههای بلند پیشوایان روشناندیش و متدینین در این مسیر استفاده کرده است و در این زمینه ملت ایران با استمداد از آموزههای شیعی و علوی توانست پیشتاز کشورهای منطقه در جهت آزادی،استقلال و پیشرفت باشد.
رئیس بنیاد باران با اشاره به مطرح شدن جمهوری اسلامی در انقلاب بزرگ اسلامی با پیشوایی مرجع عالیقدر و روشناندیش و بزرگوار، حضرت امام خمینی(ره)، اظهار داشت:جمهوری اسلامی یعنی حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان و مساله مهم و دارای اهمیت انقلاب اینجاست که در انقلاب ، دین به گونهای مطرح و عرضه شد که هم انگیزه در جامعه ایجاد کند و هم پشتوانه آزادی و عدالت باشد.
وی افزود: یکی از مشکلات در دنیای غرب این است که تاریخ و دین را در مقابل آزادی و اندیشه قرار دادند.
وی در ادامه گفت: از سوی دیگر یکی از افتخارات اسلام این است که منادی آزادی و آزادگی، به خصوص در آموزههایتشیع بوده است و بسیاری از اموری که امروز جزو افتخارت بشر نام برده میشود، یعنی اینکه حکومت در مقابل مردم مسوول است را ما از سالها قبل در اسلام پیامبر(ص) و بخصوص در اسلام علوی میبینیم.
رئیس موسسه بینالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها یادآور شد: هیچ حاکمی در طول تاریخ مثل امیر المومنین مردم را دعوت نکرده به اینکه بیندیشند،آزاد باشند و در مقابل قدرت ابراز وجود کنند.
خاتمیتصریح کرد: اندیشه علوی این است که به خواست مردم، حکومت روی کار آید و نیز حاکمان مسوول هستند تا در مقابل مظلومیت مظلوم و ستم ظالم آرام نگیرند.
وی همچنین اظهار داشت: دنیای غرب به خاطر دوری از معنویت,مشکلات بزرگی را برای تمدن خود ایجاد کرده است اما نمیتوان دستاوردهای مثبت آن را نیز نادیده گرفت.
رئیسجمهور سابقکشورمان در بخش دیگری از سخنانش گفت: الگوی حضرت امام(ره) در انقلاب اسلامی، الگوی جمهوری است، الگویی که مردم در آن محور هستند و آن را به نام دین مطرح میکنند.
وی افزود: آنچه ما میخواستیم و میخواهیم، این است که اول, مردم آزاد و حاکم بر سرنوشت خود باشند و دوم اینکه کشور ما که مهد انقلاب، آزادی و استقلال است و به قیمت خون برترین شهیدان و هزاران نفر جانباز و آزاده و این همه داغ دلهای خانوادههای آنها به دست آمده است, به الگویی تبدبل شود که همه مزایای جوامع پیشرفته را داشته باشد و معایب آنها را نداشته باشد.
خاتمی تاکید کرد: مردم با این همه سرمایه معنوی و مادی نمیخواهند کشوری عقب افتاده داشته باشند.ما میخواهیم جامعه پیشرفته، آباد و آزاد داشته باشیم و مردم در این حکومت احساس امنیت کنند، عدالت بر جامعه حکمفرما باشد و از ظرفیتهای کشور برای پیشبرد کشور استفاده شود.
رئیس دولت اصلاحات یادآور شد: البته دو چیز دردنیا نیست که باید در ایران حاکم باشد که یکی اخلاق محمدی و دیگری عدالت علوی است.
وی یادآور شد: عدالت علوی بسیار وسیع تر از آن است که در یک قرن گذشته مطرح شده است و بیشتر روی مسایل اقتصادی توجه شده است و از توجه به سایر ابعاد تا حدی غفلت شده است.
خاتمی افزود: در اسلام حق مال مردم است و مردم خود باید بخواهند و امروز با دو نظریه روبرو هستیم، یکی اینکه حق باید به مردم برسد که در این صورت مردم مصرف کننده هستند و آن وقت میتوان دیکتاتوری را توجیهکرد که در بسیاری از این کشورها اینگونه بوده و هست که به نام عدالت، آزادی را از مردم گرفتند و حق را رساندن نان و سرپناه به مردم میدانند؛ ولی دیدیم که رژیمهای مدّعی، آزادی را از مردم گرفتند ؛ بیآنکه عدالت را به او بدهند.
وی در توضیح نظریه دوم گفت: نظریه دیگر میگوید مردم باید به حق خود برسند، یعنی حکومت فقط باید زمینه را ایجاد کند که مردم به حق خود برسند، مردم که صدقهبگیر نیستند. امکانات متعلق به مردم است و اگر میخواهیم حق به آنها برسد باید همه زمینههای دستیابی مردم به امکانات را دولت فراهم آورد؛تولید را رونق بخشد و اشتغال را تامین کرد.
رئیس جمهور سابق کشورمان همچنین اظهار داشت: اگر حکومت، دست در جیب ملتکند ولو با حسن نیت, بصورت یکبار مصرف پولی را در اختیار مردم قرار دهد، ممکن است وضع به صورتی در آید که اگر قبل از آن ما بیکار و فقیر داشتیم، بعد از مدتی بیکار و فقیر بدهکار داشته باشیم، در حالی که باید برای کشور با توجه به ظرفیتها و زمینههایی که وجود دارد ایجاد شغل, امنیت و تامین زندگی کرد.
خاتمی یکی از مهمترین اولویتهای امروز را رسیدگی به وضعیت اقتصادی کشور عنوان کرد و گفت: خوشبختانه برای این امر سند چشم انداز بیست ساله که از افتخارات همه ما است را در دست داریم که نقشه راه به سوی آینده بهتر است.
وی افزود: در زمان طرح و تصویب این سند ایران به درجهای از امکانات رسید که آماده یک جهش بزرگ بود، علت آن هم این است که هم از نظر معنوی و هم از نظر مادی و هم از نظر موقعیت، جغرافیای سیاسی و راهبردی ایران در موقعیت ممتازی است و با تدبیر بایستی از این امکانات و موقعیتها استفاده کرد.
رئیس جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه، سرمایه نفت را باید دارایی حساب کرد نه درآمد، اظهار داشت: دارایی یعنی سرمایهای که زیرزمین است و باید به سرمایه تبدیل پذیر روی زمین تبدیل شود.
رئیس بنیاد باران ادامه داد: اگر ملاک ما این است که حق متعلق به مردم است و مردم باید به حق برسند، یعنی حکومت فقط زمینهساز رسیدن مردم به حق خودشان است و ما منتی بر مردم نداریم که مثلاً انتخابات برگزار میکنیم؛ حکومت نوکر مردم است و باید انتخابات را به گونهای برگزارکند که مردم آزادانه و مختارانه و با حضور چهرهها و سلیقههای مختلف بتوانند انتخاب اصلح را انجام دهند.
خاتمی تاکید کرد: باید بر اساس اسلام, تشیع و نیاز خواستهای تاریخی جامعه الگوئی بسازیم که تمام مزایای دنیا امروز را داشته باشد ولی معایب آن را نداشته باشد و علاوه بر آبادی، آزادی و پیشرفت کشور نیازمند اخلاق ؛معنویت و عدالت است.
رئیس دولت اصلاحات یادآور شد: امروز خیلی از کسانی که دم از اسلام میزنند, رنگ جبهه را ندیدهاند و حتی یک سیلی برای انقلاب نخورده اند وکسانی را متهم میکنند که نسبت به ارزشهای دینی کمتوجه هستند که عشق خود را به اسلام و امام نشان دادهاند و در انقلاب و دفاع مقدس فداکاری کردهاند.
وی در پاسخ این اتهامات گفت: خیر؛ اتفاقا ما هستیم که از ارزشهای دینی دفاع میکنیم، ما دلمان میخواهد همه جوانان پایبند به موازین دینی باشند و یکی از راههای آن این است که جوانان احساس کنند در نظامی که با عنوان دین عجین است؛ هم حرمت دارند، هم زندگیشان تامین میشود, هم امنیت شغلی و قضایی دارند و هم امید به آینده و این بهترین راه است.
رئیس بنیاد باران تصریح کرد: معتقدیم کشور متعلق به همه است، اقوام و مذاهب مختلفی که در کشور وجود دارند، باید از حق و احترام یکسان برخوردار باشند، همانطور که در قانون اساسی این موضوع آمده است.
وی افزود:یک سنی، یک شیعه، یک مسیحی و یک مسلمان همین که پذیرفتند در متن این انقلاب و جامعه و در چارچوب این قانون اساسی باشند، از حقوق انسانی و اساسی برخوردار هستند و باید از او دفاع کنیم.
خاتمی با بیان اینکه ،همه ما موظف هستیم در صحنه و عرصه باشیم، اظهار داشت: باید سعی کنیم فراتر از نگاههای حزبی و جناحی به ایران، انقلاب، ارزشها، حرمت ملت و اعتلای جایگاه ایران بیندیشیم و سعی کنیم مشکلات را حل کنیم.
رئیس دولت اصلاحات در ادامه گفت: ما در سال آینده با آن روشها و برنامههایی که بوده و هست با مشکلات بزرگتری روبرو خواهیم بود که یک شبه قابل حل نیست، بنده همین الان عرض میکنم با وضعیت فعلی باید انتظار تورمی بیش از امسال داشته باشیم.
وی با اشاره به اینکه،مشکلات وجود دارد ولی میتوان این روند را اصلاح کرد، اظهار داشت:معتقدم مملکت را بهتر از این میتوان اداره کرد و باید هم اداره کرد ولی باید به مردم گفت آینده سختی پیش رو داریم و همه باید کمک کنند تا بتوان در دراز مدّت به نتایج مطلوبتر رسید.
سید محمد خاتمی خاطر نشانکرد: هر کس میخواهد بیاید، باید بداند که با یک نوع فداکاری دارد به صحنه میآید و ما هم هیچ چیز نداریم که فدا کنیم، جز یک ذره آبرو و تجربه که آن هم نثار قدم ملت بزرگ ایران باد.
دادستان عادل هستی
اختیار و انتخاب داده
تا شدن ما
باشد
و باشد ها
شدن های ما را
محکی سخت میزنند
در این زمستان
عده زیادی گرسنه اند
گرسنگانی
با شکم های گرسنه ی غذا
با دلهای گرسنه ی محبت
با چشم های گرسنه ی انتظار عدالت
با قلب ها و اندیشه های گرسنه ی آزادی
گرگهای گرسنه نه خود را سیر خواهند کرد و نه دیگران را
لینک مطلب:
میرحسین موسوی:
عده ای شعار عدالت را به ابزاری پوپولیستی برای جذب آراء و قلوب تبدیل کرده اند
جریان چپ همین جریان خط امام خط دفاع از محرومین و مستضعفین خط برنامه ریزی و خط توسعه و خط آزادی بود . و این چپ ربطی به سوسیالیسم نداشت و دنبال اعمال سیاستهای سوسیالیستی و شبه سوسیالیستی نبود . این جریان که اکثریت مردم را نمایندگی می کرد در مجلس و دولت اکثریت بودند واعتقاد داشتند که تبعیت از "اسلام ناب محمدی" می کنند و برای همین تمامی این مجموعه برای مشخص شدن مرزهای خود با جریانات دیگر خود را خط امامی میخواندند . سیاستهای دوران جنگ در زمان حیات حضرت امام (ره) بکار گرفته میشد
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
نواندیش: میرحسین موسوی در گفتگویی با مجله توسعه وصنعت به بیان دیدگاه های خود در قبال موضوعات مهم داخلی پرداخت.
این گفتگو که دومین اعلام مواضع او پس از شکستن سکوت 20 ساله است ، پس از برگزاری همایش تبیین الگوی زیست مسلمانی منتشر می شود.
در محافل سیاسی از هماهنگی میان میرحسن موسوی و سید محمدخاتمی برای حضور یک تن از میان آن دو برای شرکت در انتخابات آتی ریاست جمهوری سخن گفته می شود.
متن کامل این گفتگو بشرح زیر است:
بنظر شما میزان تحقق شا خص های توسعه و نسبت آن با آرمان های مورد نظر امام (ره)و انقلاب تا چه اندازه است ؟
آرمان حضرت امام (ره) تحقق یک جامعه اسلامی بود البته با تاکید روی اسلام ناب محمدی. در نگاه ایشان "اسلام ناب محمدی" اسلام مدافع آزادی واستقلال و مستضعفین و کوخ نشینان و در مقابل اسلام مرفهین بیدرد ، اسلام آمریکایی ، اسلام متحجرین و اسلام شاهنشاهی بود. سخنان چند سال آخر عمر مبارک حضرت امام پر از اشارات صریح به تقابل این دو اسلام بود . بنظر بنده ایشان تصور روشن و خارق العاده ای از وظایف دولت مدرن داشت و تنها "اسلام ناب محمدی" را رها بخش برای مردم و مشکل گشا برای وظایف یک نظام اسلامی امروزین می دانست.
یعنی مقایسه ارقام عملکرد نشان دهنده این انطباق هست؟
با این نگاه احتیاجی نیست که لیستی از پیشرفت ها ورشد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بدهیم تا نسبت توسعه و آرمانهای ایشان مشخص شود . چرا که در این نگاه قبل از این لیست ظهور انسانهایی طراز اسلام ناب محمدی بمعنی تحقق کامل این آرمان است . بهمین دلیل ایشان تحقق آرمانش را در کودک سیزده ساله ای می یابد که همه هستی اش را به قربانگاه می برد تا اسلام و ایران را حفظ کند . می خواهم نتیجه بگیرم که با گذشت سی سال از پیروزی انقلاب و بیست سال از وفات حضرت امام (ره) باید برای درک آرمانهای انقلاب و امام زاویه دیدمان را عوض کنیم و با تغییری که در افقهای نگاهمان به جامعه و جهان بوجود آمده لازم است با رویکرد هر منوتیکی با آن دوره روبرو شویم . وگرنه ما نمی توانیم به سادگی نه تمثیل شهید فهمیده را درک کنیم و نه آنکه بفهمیم چگونه می تواند یک موی کوخ نشینان بر همه کاخ نشینان و مرفهین بیدرد ارجحیت داشته باشد . بنده البته بعنوان یک قضاوت میخواهم بگویم آن افق دید ظرفیت شکوفایی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی را بشکل خارق العاده ای داراست . نمونه اش را می توان در شاخص های توسعه کشور همزمان با یکی از طولانی ترین و خونین ترین جنگهای تاریخ کشورمان دید . امیدوارم روزی بیطرفانه پرونده دهسال تلاش در توسعه کشور که یکی از آنها پیشبرد امور طراحی و اجرا ی صدها پروژه بعنوان طرحهای انقلاب بود ، گشوده شود . طرح مبارکه و راه بافق بندر عباس ، مس سر چشمه ، کوره دوم ذوب آهن و صدها پروژه دیگر نمونه هایی از این طرحها بودند.
رویکرد سیاست خارجی کشور در سه دهه گذشته و مدعای دولت کنونی در باره بازگشت به خط امام در سیاست خارجی را چگونه ارزیابی می کنید؟
من نظر خودم را می گویم. در مورد مشابهت و تفاوت با نظرات دیگر قضاوت با شماست . به نظر من پایبندی به اصولی که براحتی از نظرات حضرت امام (ره) و متون معتبر انقلاب قابل استخراج است بهترین را ه تامین منافع حیاتی و منافع ملی ماست . به شرطی که با ماجراجویی و حادثه آفرینی همراه نشود . ما احتیاج به تجزیه و تحلیل واقعگرایانه از امور بین الملل و جهان و درک بدون توهم از فرصت ها و تهدیدها داریم . همه اینها اگر با درک روشن و بدون خیال پردازی از تواناییهای ملی و با یسته های اعتقادی و اصولی همراه نباشد نتیجه نخواهد داد . بنده اعتقاد دارم داشتن شرایط اقتصادی و سیاسی مطمئن در داخل برای اعمال و پیگیری سیاست خارجی فعال و قدرتمندانه ضروری است . سرنوشت وحدت ملی پیرامون منافع حیاتی و ملی کشور از موفقیت در سیاست خارجی جدایی ناپذیر است . ما برای تامین حداکثر منافع خودمان در رابطه با جهان باید مزیت های نسبی خودمان را بخوبی بشناسیم و بصورت عاقلانه و فعال از آنها در روابط بین الملل استفاده کنیم . سیاست های تنگ نظرانه داخلی که دایره طرفداران نظام را کم کند و یا سیاستهای اقتصادی که نتواند عدالت را کنار توسعه و رشد سریع دنبال کند ضمن آنکه منابع داخلی را بهدر میدهد موقعیت مارا در جهان تضعیف می کند . ما باید بررسی کنیم تا چه اندازه از موقعیت و ظرفیت های ژئو استراتژیکی و ژئو پلیتیکی خودمان در سیاست خارجی استفاده می کنیم.
بنده به زبان تمثیل می گویم که برای مجاب کردن غرب و وادار کردن آنها برای دست کشیدن از سیاستهای مخاصمت آمیز ، بیش از انکه احتیاج داشته باشیم نیویورک و پاریس ویا لندن را مجاب کنیم ، احتیاج به حضور خردمندانه و فعال در اسلام آباد و انکارا و باکو و دوشنبه و ایروان و کابل داریم . یادمان باشد که در زمان حضرت امام (ره) و دوران دفاع مقدس وقتی رییس جمهورمان به پاکستان رفتند مردم لاهور در استقبال ، ماشینی را که ایشان و ضیاء الحق در آن سوار بودند روی دست بلند کردند . سئوال باید این باشد که آیا ما این ظرفیت ها را گسترش داده ایم ؟ آیا آنها را در همه زمینه های اقتصاد ی و سیاسی و فرهنگی نهادینه کرده ایم ؟ ما کمتر توجه کرده ایم که ابزار و دارایی ما در چانه زنی یا مقابله با دشمنانمان همین مزیت های نسبی ما در جهان اسلام و منطقه است.
این ظرفیت هم متاثر از جغرافیای سیاسی کشور ماست و هم بر آمده از قدرت و نفوذ انقلاب اسلامی و اصول نشات گرفته از آنست . پرواز صدها هواپیما از ایران به دبی جز آنکه بازارهایمان را با کالاهای مصرفی بنجل پرکنیم و جیب دشمنانما ن را پرکنیم کمکی به تقویت ما در خلیج فارس نمی کند . ما با ید برای حفظ امنیت خودمان در خلیج فارس عمق استراتژیک داشته باشیم . برای اینکار همانطور که برای اقتصاد برنامه های پنج ساله می نویسیم باید استراتژی و برنامه روشن داشته باشیم . همه ما ها به اسم خلیج فارس حساس هستیم ولی توجه نداریم که همه کشور هایی که با ما در یک حوزه تمدنی بزرگ و درخشان سهیم هستند به این اسم حساس هستند و آیا ما از این ظرفیت استفاده کرده ایم و یا توانسته ایم چه با فعالیت های دیپلما تیک و چه توسعه تاسیسات زیر بنایی به کشور های همسایه مخصوصا آسیای مرکزی و قفقازاین عمق استراتژیک را ایجاد کنیم . دقت در مشکلات ورود ما به سازمان همکاریهای شانگهای بخوبی علامت های بیراهه رفتنمان را نشان می دهد . گمان می کنم خط امام میتوانست و میتواند راه حل های دیگری را برای تامین منافع حیاتی و ملی ما نشان بدهد.
در مورد توهم اعمال سیاست های چپ و شبهه سوسیا لیستی در دوران دفاع مقدس و انگاره زدایی از این دیدگاه تاریخی نظرتان چیست ؟
در سئوال اصطلاح چپ بصورت منفی بکار گرفته شده ولی در اول انقلاب ودر آن دهه جریان چپ همین جریان خط امام خط دفاع از محرومین و مستضعفین خط برنامه ریزی و خط توسعه و خط آزادی بود . و این چپ ربطی به سوسیالیسم نداشت و دنبال اعمال سیاستهای سوسیالیستی و شبه سوسیالیستی نبود . این جریان که اکثریت مردم را نمایندگی می کرد در مجلس و دولت اکثریت بودند واعتقاد داشتند که تبعیت از "اسلام ناب محمدی" می کنند و برای همین تمامی این مجموعه برای مشخص شدن مرزهای خود با جریانات دیگر خود را خط امامی میخواندند . سیاستهای دوران جنگ در زمان حیات حضرت امام (ره) بکار گرفته میشد . اگر ایشان میدیدند که جریان سوسیالیستی یا شبه سوسیالیستی است و اسلامی نیست لحظه ای برای برخورد تعلل نمی کردند . بعضی از اقدامات چون قیمت گزاری با دستور مستقیم ایشان به قوه قضاییه و قوه مجریه شروع شد و یا دستور تعزیرات نیز همینطور . دلیلش هم شرایط جنگ بود . بارها بنده ناظر پیگیری اینگونه سیاستها از طرف ایشان بودم . مساله تعاونی ها که به دلیل فشار جریان راست متوقف شده بود دو سه بار بطور مستقیم از سوی ایشان پیگیری شد . البته عده ای در این کشور بودند که این نوع سیاستها به منافع آنها لطمه می زد دولت را به انگهای مختلف مورد حمله قرار می دادند . به طور طبیعی یک عده ای هم پشت سر این کلیشه سازی جمع میشدند که همه از یک انگیزه در مخالفت با دولت تبعیت نمی کردند . در میان اینها افراد مذهبی ویا انقلابی کم نبودند و بنده همیشه احترام آنها را داشتم گر چه منافع مردم و کشور را بر هر ملاحظه دیگر ترجیح می دادم . ولی عده ای دیگر بودند که هیچ حسی نسبت به مصالح ملی و دفاع مقدس و خون شهدا نداشتند . اینها نه به هویت اسلامی احساس تعلق می کردند و نه پایبند به مرزهای ملی بودند . تعجب آور نبود که بارها تئوریسین های اینها در شرایطی که در آمد نفت بین 6تا7 میلیارد دلار نوسان داشت وبه سختی روزهای جنگ را می گذراندیم و در حالیکه بیش از نصف همین در آمد نیز بطور مستقیم بعنوان هزینه های دفاع مقدس پرداخت میشد بما توصیه می کردند نرخ ارز را آزاد کنیم . آیا حق نبود کسانیکه ارقام و آمارو واقعیتها دستشان بود نسبت به مقاصد اینگونه افراد شک بکنند . یکبار در سال 64 بنده با یکی از این نظریه پردازها بعد از رای اعتماد دولت از مجلس ملاقات کردم . ایشان حدود یکساعت از مزایای سیاست تعدیل در آن هنگامه جنگ و بحران صحبت کرد و اینکه اگر اینکار بشود کشور گلستان میشود و چه و چه . ایشان وقتی صحبت را شروع کرد بنده حساس شدم و بخودم گفتم تامل کنم تا همه صحبتها را بشنوم . در آخر صحبت بنده گفتم که شما یک نکته را فراموش کردید وقتی سئوال کرد چه نکته ای ، گفتم آنکه بعد از اعمال این سیاستها دستهایمان را جلوی صدام بلند کنیم . من هنوز یادم هست که در یک ساعت صحبت ایشان کلمه ای در رابطه با دفاع مقدس اشاره نشد و بعدها بنده به این جلسه بارها فکر کردم و به نتیجه رسیدم که برای این فرد و دوستانش مرزهای ملی ومصالح ملی ویا مصالح دینی بی معناست . بعد از اتمام وظایف دولت ، بنده هیچگاه تعجب نکردم که آنها همان نظریات را پی بگیرند بلکه تعجب بنده از دوستانی بود که در زمان همکاری با دولت زمان حضرت امام (ره) از " مای نوعی " تندتر بودند ولی وقتی ورق برگشت ما را به کوپنیسم و سوسیالیسم متهم کردند و حتی شخصیتی چون مرحوم عالی نسب با آن همه خدمت و سابقه تدین را با انگلس مقایسه کردند . بنده در سیاستهای دوران جنگ همیشه به اقتصاد اسلامی فکر می کردم و مجموعه سیاستهای بکار گرفته شده در آن زمان را تنها راه ایستادگی یک کشور انقلاب کرده و در حال جنگ می یابم و بعدها وقتی شرایط بعضی از کشورهای در حال جنگ را مطالعه کردم و روی سیاستهای آنها دقت کردم این شبهه برای بنده ایجاد شد که آیا در بعضی جا ها کوتاه نیامدیم . شما سیاستهای چرچیل را در زمان جنگ مطالعه کنید ، آنها حتی کارگاههای دو نفره را از جهت ورود مواد اولیه و خروجی کالا و توزیع آن زیر نظر داشتند . بهر حال بعد از جنگ نه آن گروه مومنی که اشاره کردم بلکه امثال افرادی که اشاره شد کلیشه ای از دولت دفاع مقدس ساختند و سپس با قلم های خود آنرا آماج حملات قرار دادند . بنده هم نیازی به پاسخ نمی دیدم چون ذائقه مردم و رزمندگان و قشرهای مستضعف از نتیجه سیاستهای آن دوران پاسخ آنها را می داد . اگر شما سئوال نمی کردید بنده علاقه ای به باز کردن موضوع نداشتم.
بنظر شما میزان تطابق روند های توسعه یی کشور با اهداف و چشم انداز 20 ساله تا چه اندازه است ؟
با روند موجود تحقق چشم انداز امکان پذیر نیست . یادمان باشد بعضی از رقیبان ما سرعت زیادی در توسعه پیدا کرده اند و شکاف ما و آنها می تواند تعادل های منطقه را بهم بزند و با توجه به ادعای اسلامیت از سوی ما این شکاف می تواند بضرر هم اسلام و هم ایران باشد . بنده گمان میکنم طراحان و تصویب کنندگان چشم انداز در سند چشم انداز نگران این شکاف بوده اند.
عدالت از دیدگاه حضرت امام (ره) و نسبت آنرا با عملکرد دولت های دو دهه گذشته چگونه ارزیابی می کنید ؟
حضرت امام (ره) نقش انبیا را دو چیز می داند ، دعوت به "خدا و معنویت" و " اقامه عدل و قسط در جامعه" . شما به نوشته ها و گفته های ایشان رجوع کنید بارها تذکر این دو نکته را خواهید یافت . ولی ما متاسفانه بیشتر اوقات از تقارن ضروری این دو نکته با هم غفلت کرده ایم . ما یا عدالت را در مقابل توسعه قرار داده ایم و آنرا محکوم کرده ایم ویا کلیشه ای بعنوان توزیع فقر ساخته ایم تا عدالت را مورد حمله قرار دهیم و یا آنرا در مقابل یک ارزش بنیادی دیگر مثل آزادی قرار داده ایم بدون آنکه توجه کنیم آزادی از دل عدالت بیرون می آید . و گاهی هم دیده ایم که عده ای شعار عدالت را به ابزاری پوپولیستی برای جذب آراء و قلوب تبدیل کرده اند. در این مدت تقریبا تمام کلید واژه های مرتبط با عدالت از ادبیات سیاسی و اقتصادی ما حذف شده است . بدتر آنکه ما منابع کمیاب کشور را در خدمت اغراض سیاسی و اهداف کوتاه مدت بکار گرفته ایم وبا ین ترتیب غول فساد را در کشور بیدار کرده ایم . بنده بعنوان دفاع از انقلاب و امام (ره) می گویم هیچکدام از این رویکردها ارتباطی با اهداف ایشان و نظر یاتشان در مورد عدالت ندارد.
آزادی را به بهانه ی عدالت یا امنیت محدود میکنند غافل از آنکه آزادی مبنای عدالت و امنیت است.
خاتمی و کروبی از جهات مختلف قابل ارزیابی هستند. سابقه همکاری نزدیک آنها در مجمع روحانیون مبارز و سالهای اصلاحات مهمترین بخش از همگرایی آنان است. اما از جهاتی نیز متمایز هستند. خاتمی و کروبی در باره دو موضع اصلی آزادی و عدالت، گرایشات مشترکی دارند ولی به نوعی تجدد و آزادی در خاتمی و سنت و عدالت در کروبی بروز بیشتری دارند.
عکس از اینترنت
آزادی خواهی و عدالت جویی از سوی حکومتهای خودکامه تحمل نمیشود. مردم و رهبران آنها برای بدست آوردن آزادی و عدالت تلاش میکنند و تغییراتی را که در عمق ذهن شان پدید آمده است، به حکومتها دیکته میکنند.
تغییر حکومتها معمولا با روش های انقلابی صورت میگیرد. چرا که دولتها همیشه حداقل یک پله از مردم عقب ترند و حاضر نیستند به دست خود از سنت حکومتی به نفع آینده ی جدید دست بکشند.
با وقوع انقلاب که نوعی جراحی قهری و معمولا ضروری است، آزادی در حدی فراتر از اهداف اولیه انقلاب به وجود می آید و رهبران انقلاب ناچار به محدود کردن آنارشیسم موجود میشوند. گاهی این روند محدودسازی آنقدر پیش میرود که به اهداف آزادیخواهانه اولیه نیز آسیب میزند و رنگ دیکتاتوری میگیرد. گاهی نیز دولتهای نظامی زیر سایه ی نیاز به حفظ امنیت و نظم شکل میگیرند. ولی در نهایت این چالش نیز به سود مردم حل میشود و مردم سالاری بالنده ای مبتنی بر مقتضیات هر جامعه ظاهر خواهد شد.
رئیس جمهور در سفر به تبریز همچنان مسیر سفرهای استانی را دنبال میکند.
پوستری از احمدی نژاد در تبریز:
عکس از باشگاه فنز تبریز
===============
قل امر ربّی بالقسط و اقیموا وجوهکم عند کلّ مسجد و ادعوه مخلصین له الدّین کما بدأکم تعودون.
بگو ای رسول ما پروردگار من شما را به عدل و درستی امر کرده و نیز فرموده که در هر عبادت روی به حضرت او آرید و خدا را از سر اخلاص بخوانید که چنانچه شما را در اول بیافرید دیگر بار به سویش باز آیید. «اعراف ، 29»
وقتی به انسان ظلم میشود،
تا میتواند مقاومت میکند
ولی گاهی چاره ای نمی ماند
و در واقع بی چاره میشود
ولی نظام هستی آنگونه است
که در بدترین شرایط نیز
حساب و کتابی هست
اگر امروز کسی را که در ظلم به خود مقصر میدانید
ندیدید
فردا خواهید دید
تازه شاید آن روز
بخاطر شکلاتی که از ما دزدید
یا شلاقی که بر تن مان زد
یا گلوله ای که بر مغزمان شلیک کرد
شکایتی نداشته باشیم
چرا که شرایط ما نیز تغییر میکند
عدالت تعریف سخت و ویژه ای ندارد که آن را نتوان درک کرد و برای فهم آن مجبور به مراجعه به استاد دانشگاه و متخصصین ویژه ای باشد. مفهوم عدالت آنقدر قابل فهم است که هیچ انسانی که حداقل قدرت تمیز و تشخیص را داشته باشد، از درک آن ناتوان نیست.
عدالت یعنی هر چیز جای خودش
اگر احساس بی عدالتی میکنیم به دلیل آنست که تصور میکنیم امور به قاعده نیست و افراد سر جایشان نیست. اگر احساس کنیم عدالت برقرار است، یعنی تصور میکنیم هر چیز در جای خود است.
لینک مطلب از وبلاگ وب نوشت:
امشب شب شهادت امیرالمؤمنین است؛ از سوزناکترین شبهای تاریخ اسلام. علی معجزهای بود که همه چیز را در زندگی خود تجربه کرد و از همهی آنان سربلند بیرون آمد و اسوهی ماندگار در همهی ابعاد زندگی انسانها در طول تاریخ شد. همراهی صادقانه و ایثارگرانهاش با پیامبر، حضور شجاعانهاش در جنگها، تجربهی کنار ماندن از قدرت علیرغم توصیهی مستقیم پیامبر، صبر و سکوت دردناک به خاطر حفظ دین، حکومت کردن با حفظ اصول اعتقادیاش، عدالت همهجانبه در حکومت و مهربانی با خلق خدا، مبارزه و جنگ با همهی انواع تحجر و ریا و قدرتخواهی و ثروت طلبی به نام دین، دیدن بیمهری یاران پیشین، و در نهایت قربانی شدن و به شهادت رسیدن در خانهی خدا به دست ایادی قدرتی که به نام اسلام پیامبر وارث او شده بودند. این همه تجربهی متضاد و موفق بودن در همهی آنان باعث شده تا علی رهبر آزادهی همیشهی دلبستگان به آزادی باقی بماند. علی که سلام خدا بر او باد تنها امام شیعیان نیست. تا آزادگی و عدالت هست علی هم هست. امشب بنا به روایت شیعیان یکی از احتمالات شب قدر است. دعا و راز و نیاز با خدا در شبی که به نام علی است چه لذت بخش است و چه فرصت زیبائی! همدیگر را دعا کنیم که دعا از زبان دیگری خیلی سریعتر مستجاب میشود. التماس دعا.
بارها شنیده ایم که :
حق گرفتنی است
در جامعه ی که عدالت نهادینه شده باشد نیز چنین است؟
روش های گرفتن حق چیست؟
انضباط در گرفتن حق چه جایی دارد؟
به امید روزی که حقی ضایع نشود.
رئیس جمهور سابق کشورمان گفت: اگر مطالبی که خلاف واقع است به عنوان دستاورد مطرح شود، اثر بسیار منفی در جامعه دارد.
لینک مطلب کامل از تابناک
عدالت موعود عج تنها عدالتی اقتصادی نیست. عدالتی همه جانبه و شامل همه ی ارزشهای متعالی انسانی و الهی مطلوب بشر موجب شکوفایی استعدادهای انسان و جامعه و استفاده مناسب از طبیعت است.

درگذشت روشنفکر، برنده جایزه ادبی نوبل و ناراضی سابق اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، الکساندر سولژنستین Alexander Solzhenitsyn ، فرصتی شد تا از شجاعت وی در افشای جنایات و دادگاههای فرمایشی دوران استالین یاد کنم.
فشارهای حکومت استالین بر روشنفکران روسیه به حدی بود که اجازه هرگونه انتقادی را از آنها سلب میکرد. بزرگان دوران لنین با روشهای مختلف حذف میشدند و هر مخالفی با بازداشت و شکنجه و تبعید روبرو بود. ماشین عظیم تبلیغاتی و امنیتی استالین همپای هم به قلع و قمع مخالفان می پرداخت.
در اوج اقتدار استالین و حتی پس از آن، در کشورهای بی خبر از رفتار کمونیستی، گروهی برای فرار از نظامهای سرمایه سالار، به استالینیسم نیز تن میدادند. گروهی از جوانان این کشورها با افتخار خود را استالینیست میخواندند و تصور میکردند که از عدالت میگویند و اگر اندکی از آزادی کوتاه آمده اند٬ برای حفظ عدالت برای مردم ضروری بوده است.
پس از استالین، دادگاههایی برای اعاده حیثیت از سرکوب شدگان تشکیل شد. این سنت تاریخ است. امروز را باید دید ولی فراموش نکنیم که دیروزی بود و فردایی هست. گویا آنچه نیست، عبرت گرفتن ستمکاران عالم است.
دیالوگهای اصلی در جامعه ایرانی که مسائل مختلف حول آن شکل میگیرند چیست؟
آزادی
مهمترین و آشکارترین حساسیت مردم ایران طی سی سال گذشته به این مساله بوده است که در شکل گرایش به استقلال در سطح بین المللی و مطالبات حقوق شهروندی و اجتماعی و سیاسی در سطح ملی جلو میکند.
عدالت
که نخستین دغدغه ی زندگی مردم است. عدالت خواب شبهای تار دیروز و امروز مردم ماست.
بنظر میرسد که چهره های شاخص جریانات سیاسی اصلی کشور بایستی شاخص این هر دو باشند و بطور مثلا آقای خاتمی و آقای کروبی هر دو به نحوی هستند. هر چند ظهور آزادی خواهی در آقای خاتمی و بروز عدالتخواهی در آقای کروبی بیشتر دیده میشود.
اعتمادملی- صدیقه داورزنی:عدالت و آزادی موضوعی است که از دیرباز مورد بحث اندیشمندان بهخصوص اندیشمندان اسلامی بوده است. شهید بهشتی با نگاه ویژهای که به عدالت داشته، این امر را در همه حوزهها پیگیری کرده اما این پیگیری باعث کمتوجهی به مفهوم آزادی نشده است. در گفتوگو با محمدرضا بهشتی، تلازم این دو مفهوم در اندیشه شهید بهشتی را به بررسی نشستیم و او در فرازهای متعددی یادآور شد که شهید بهشتی آزادی را زیربناییتر از عدالت میدانست.
در اندیشه شهید بهشتی عدالت به چه معنا است و نگاه ایشان به عدالت چگونه بود؟
عدالت یکی از مباحثی است که در نظام اندیشه شهید بهشتی جایگاه محوری دارد. البته
مفاهیم از دو جهت تعریف میشوند یکی معناییای که مفاهیم را تشکیل میدهند که ممکن است متفاوت باشند و دیگری نسبت معانی داخل یک مفهوم است و گذشته از آن پیوندی که یک مفهوم با مفهوم دیگری دارد. تا زمانی که شما منظومه فکری فردی را شناسایی نکرده باشید صرف تکیه بر یک مفهوم ممکن است تمامی ابعاد آن مفهوم را برای ما معلوم نکند و حتی در جاهایی ما را به سوءبرداشتهایی راهبری کند. قدرمسلم مرحوم شهید آیتالله بهشتی مفهوم عدالت را در پیوند با مفهوم کرامت انسانی و ویژگی خاصی در کرامت انسانی که ایشان آن را حتی با تعریف انسانی برابر میدانست یعنی با مفهوم آزادی میدید و عدالتی که صرفا بهمعنای یک توزیع در برخورداریها اعم از برخورداریهای اجتماعی، سیاسی، قضایی و اقتصادی باشدرا برای درک مفهوم عدالت، کافی نمیدانست. عدالتی که نتواند نسبتش را با این مفاهیم روشن کند در مواردی میتواند منتهی به یک مفهوم شود که یا ارزش خودش را که حقیقتا ارزش مهمی در زندگی انسانی است از دست بدهد و یا حتی مبدل به یک مفهوم ضد ارزش در افکار عمومی و اجتماع شود. شهید بهشتی پایه مفهوم عدالت در عرصه سیاسی، اجتماعی، قضایی، فرهنگی، اقتصادی را در عدل اخلاقی میدید. اینکه گمان کنیم میتوانیم به عدالت اقتصادی، سیاسی، قضایی و... برسیم ولی در مسیر رسیدن به عدالت به عدل اخلاقی بیتوجهی و کمتوجهی داشته باشیم و یا عدل اخلاقی را زیر پا بگذاریم از دیدگاه ایشان ناممکن است. اساسا یکی از نقدها بر اندیشه اردوگاه سوسیالیسم همین نکته بود که برای رسیدن به عدالت در عرصه اقتصادی، عدالتهای دیگر بهویژه عدل اخلاقی قربانی میشد. وقتی کرامت انسانی را برای رسیدن به عدالت زیر پا بگذارید، یاآزادی انسانی که رکن، موجودیت و شخصیت انسانی است در این مسیر قربانی شود کنید، یقینا بدانید که برای گام برداشتن در جهت عدالت اقتصادی هم توفیق پیدا نخواهید کرد. اگر عدالت به توزیع امکانات و به اصطلاح عدالت توزیعی تقلیل پیدا کند و در مسیر توزیع امکانات، آزادی، ابتکار، خلاقیت، توانمندی آحاد جامعه را زیرپا بگذاریم در حقیقت انسانها را به آنچه خودشان نیستند تقلیل دادیم. درست است که ممکن است از یکسری امکانات بهرهمند شوند، ولی در عوض، انسانیت انسان خدشهدار میشود. اگر ما در عرصه اقتصادی به سمتی حرکت کنیم که افراد نیازمند را توانمند کنیم و به یک نوع توانبخشی اقتصادی دست بزنیم به سمتی حرکت کردهایم که این افراد مبدل به افراد راکد خواهند شد و خودشان از اصل حرکت نیستند، بلکه منتظرند از ناحیهای بهرهمندیهایی نصیب آنها شود. در این میان ما نهتنها توفیقی در زمینه عدالت اقتصادی پیدا نخواهیم کرد بلکه آن بهرهمندیها در خدمت موجودی قرار میگیرد که با خود در تعارض و تضاد است، چراکه با تلاش آگاهانه همراه با خلاقیت، ابتکار که یکی از ویژگیهای انسانی است به مقابله برخاسته است. اینکه بخواهیم امکانات جامعه را تقسیم کنیم، کافی نیست. بلکه باید بدانیم تقسیم باید براساس چه معیار و به چه منظوری باشد؟ اگر فرض کنیم فردی دچار آسیبهای جسمی است و بهجای اینکه تلاش کنیم این آسیبهای جسمی را در مسیر توانبخشیدن هدایت کنیم بهجای او شروع به حرکت و فعالیت کنیم و این فرد را مبدل به موجود وابستهای کنیم که زمانی که هستیم میتواند به فعالیت مختصری بپردازد و به محض اینکه زیر بال او را رها کردیم او هم از حرکت محروم خواهد شد، بنابراین نکته اول در پاسخ به این سوال این است که عدالت در اندیشه شهید بهشتی نقش محوری دارد مشروط به اینکه پیوند و ارتباط آن با کرامت انسانی و آزادیها یک پیوند تعریف شده و روشن باشد. اگر آثار شهید بهشتی در زمینههای مختلف از جمله زمینههای بحث تربیت کودک یا مباحث اقتصادی را نگاه کنیم در عرصههای مختلف ارتباط این پیوند را شما میتوانید ببینید. شهید بهشتی در بحث پرورش کودک این موضوع را مطرح میکند که اگر شما بهترین ارزشهای اخلاقی را به فردی القا کنید بدون اینکه انتخاب آزادانه و آگاهانه در پذیرش این ارزشها تدخیل باشد همه چیز را به او دادهاید اما او را از اصل انسانی بودن خودش سلب کردهاید؛ یعنی زمانی که فردی به دلیل اقتضائات جبرهای جامعه، آنطوری که شما میخواهید، حرکت و زندگی کرد، بهمحض اینکه در محیط دیگری قرار گیرند و در جامعهای واقع شود که خودش باید اندیشه کند و تصمیم بگیرد ناتوان خواهد بود از اینکه ارزشهای انسانی مثبت را در زندگی خود عملی کند. بنابراین این مساله در انسان همانطور صادق است که در جامعه انسانی هم صادق خواهد بود.
پس به این ترتیب در اندیشه شهید بهشتی عدالت و آزادی ملازم یکدیگر هستند؟
اولا جایگاه محوری عدالت و ثانیا پیوند عدالت و آزادی را باید بررسی کرد. مفهوم عدالت جزو مفاهیمی است که در تاریخ سدههای متعدد جامعه بشری همواره یک مفهوم پرجاذبهای برای انسان بوده است. در سدههای اخیر مفهوم عدالت به یکی از مفاهیم رهبری جامعه بشری تبدیل شده است، پس عدالت، مفهوم باارزشی است منتها نحوه مواجهه با آن تعیینکننده است، بنابراین اگر بخواهیم جایگاه مفهوم عدالت را مشخص کنیم باید به تعبیری مجازی، جغرافیای ذهنی شهید بهشتی را شناسایی کنیم تا ببینیم عدالت چه نقشی در ارتباط با سایر مفاهیم ایفا میکند. قدرمسلم این است که عدالت اقتصادی از دیدگاه شهید بهشتی بدون عدل سیاسی، اجتماعی، قضایی و... نمیتواند جایگاه خود را به دست بیاورد، بنابراین نگاه، نگاه همهجانبهای است و پیوندهای میان این مفاهیم را به خوبی میشناسد؛ این نگاه نهتنها در مسیر نظر قابل تحلیل است؛ بلکه در عمل نیز نگاهی به تجربه جوامع موجود دارد. شهید دکتر بهشتی در طول عمر نهچندان طولانی خود بهخصوص در طول اقامت چند سالی که در بیرون از ایران چندین کشور را دیده بود؛ آن هم نهتنها به عنوان ناظر تماشگر بلکه به عنوان ناظر هوشمند که با توجه به مسائل جامعه خود هوشمندانه جوامع دیگر را نگاه میکند و بر این جوامع درنگ و تامل خاصی داشت و سعی میکرد تجربههای کنونیای از جهت نقاط قوت و کاستی در مقام عمل و نظر را بازشناسی کند و خود این تجربه زیستن در کنار تجربه نظری و علمی و قوت ذهن تحلیلگر باعث میشد که در نوع نگاه به مفاهیم جنبه همه سونگریای که در لابهلای سوال شما مطرح میشود در اندیشهها ونظرات ایشان به قوت ببینیم.
شهید بهشتی راه یا راههای دستیابی به عدالت را چگونه ممکن میدیدند؟
شهید بهشتی رسیدن به عدالت را مثل هر فضیلت دیگری در طی یک مسیر ممکن میدانست؛ یعنی خود را با جریانی که به سمت برقرای عدالتها در عرصههای مختلف حرکت میکند، مواجه میدید. یکی از ویژگیهای مهم اندیشه شهید بهشتی این بود که نگاهش به موضوعات نگاه ایستا نبود بلکه نگاهی دینامیک و پویا بود. معتقد بود روند تحقق یافتن بسیاری از این مفاهیم ارزشمند و آرمانهای انسانی ممکن است فراز و نشیبهای متعددی را پیش پای ما قرار بدهد و مطابق با شرایط و اقتضائات باید هر مرحله دوباره ارزیابی کرد و با حفظ مبانی ارزشی که مبانی ارزشی، انسانی، اسلامی و دینی یا هرچه نام آن را میخواهید بگذارید هستند و اقتضائات شرایط اجتماعی و شرایط زمانه ایجاب میکند که در هر مقطعی ما به تناسب همان مقطع شناسایی کنیم که در کجا واقع شدهایم و به تناسب همان شرایط بتوانیم تصمیم بگیریم. این از جمله ویژگیهای نادری است که جمع شدن آن کمتر در افراد صورت میگیرد، ما انسانهایی داریم که یا بیشتر اهل نظر هستند و یا بیشتر اهل عمل هستند، کسانی که اهل نظر باشند و در عین حال ورود به مقام عمل داشته باشند و در مقام عمل عناصر موثر و مثبتی باشند یا به عکس افرادی باشند که در وسط میدان عمل نگاه نظری لازم به موضوعات داشته باشند، در جامعه ما چندان زیاد نیستند. مرحوم دکترشهید آیتالله بهشتی به نحو قابلملاحظهای این دو جنبه را در خود جمع کرده بود. این موضوع برای من به عنوان ناظری که به تاریخ نگاه میکند و فردی را ارزیابی میکند، جالب است. دغدغه نظر و عمل یک دغدغه دیرینه برای اندیشمندان است و پرسش بسیار جدیای وجود دارد که چه نسبتی بین این دو است. من در مجموع در چهره مرحوم آیتالله بهشتی خودم را با کسی روبرو میبینم که یک تألیف نسبتا سازگاری بین این دو برقرار کرده است؛ از یک طرف اهل نظر و اهل ژرف کاوی موضوعات است و مسائل را به صورت ریشهای نگاه میکند، هیچوقت نگاهش سطحی نیست و در سطوح نمیبیند، مسائل کوچکتر باعث نمیشود که مسائل مهمتر از دیدش محفوظ بماند، بیش از اینکه به معلولها بیندیشد ذهن فوری به سراغ علتها میرود اما از طرف دیگر به دلیل داد و ستد فعال با واقعیتهای اجتماعی و دنیایی که در آن به سر میبرد، آن هم با نگاهی که ارزیابی واقعبینانه از موضوعات میکند، آمادگی نقد و تصحیح نظر خود را دارد و میتواند به این نحو در مواجهه با موضوعات پویا بماند. در بحث عدالت نیز کاملا همینگونه است. اگر شما به آثار مرحوم دکتر شهید آیتالله بهشتی در زندگی نهچندان طولانی 53 ساله ایشان نگاه کنید میبینید که مساله عدالت از دیر باز ذهنش را مشغول کرده است. کسی که گذشته از تحصیلات خوب حوزوی و آشنایی خوب با علوم جدید نسبت به مسائل اجتماعی هم از دوران جوانی علاقهمند بود و مشارکت میکرد. خود را در گوشه حجره یا کتاب خانه محفوظ نکرده بلکه خود را در میدان زندگی و میدان عمل وارد کرده بود. در جریان نهضت ملی نفت حضور فعالی دارد و در اصفهان به مناسبت 30 تیر مقابل تلگرافخانه سخنرانی مهمی میکند. اولین بار احضار میشود در مقاطع مختلف تاریخ در جامعه بهویژه وقایع 15 خرداد و نظایر آن، هرجا که حوادث مهمی اتفاق میافتد، او حاضر است. شهید بهشتی به عنوان کسی که فراتر از نگرش در حد میسور و معقول، مساله عدالت از دیرباز به عنوان یک مساله مهم و جدی در اندیشهاش طرح میشود و این توان را دارد که ذهنش را باز نگه دارد و تعاریف و مفاهیم مختلف عدالت در آن طرح شود و خود را در تعاریف از پیش تعیین شده محصور نکند و مجال این را داشته باشد که این مسائل در ذهنش باز شود. شما با ذهن فعال و پویایی سر کار دارید که در عین مبنا داری نواندیشی است. جمع بین نواندیشی و مبناداری معمولا کار سادهای نیست بهخصوص در مفاهیم مهم اجتماعی به خوبی آن را مییابیم. مبناداری او براساس تلقی عمیقی است که از انسان تراز اسلام دارد. راهحلهایی که برای تامین عدالت در نظامهای مختلف در جریان بود و هست اینها از چشم ایشان پنهان نمیماند. به نقاط قوت و کاستی نظامها به درستی آگاه است و سعی میکند به درستی ارزیابی کند، با نظام سرمایهداری غرب از طریق علم، بیواسطه و مستقیم آشنا میشود و توانمندیهای در این نظام را که در عرصه عدالت اقتصادی بازشناسیکند. از طرف دیگر با توجه به دسترسی مستقیم ایشان به منابع و با توجه به اینکه آشنایی به زبان داشت، شناخت از اردوگاه شرق نیز شناخت بیواسطه و مستقیم بود برخلاف غالب کسانی که در ایران به اندیشههای مارکسیسم سوسیالیسم آن هم در اشکال مختلف مائوئیستی و مارکسیستی میپرداختند و شناخت آنها معمولا با واسطه از طریق ترجمه بود که حتی بسیاری از ترجمهها برگردان خوبی از اندیشههای این اندیشمندان نیست. درحالی که دکتر شهید آیتالله بهشتی سعی میکرد دریافت بهتری را به دست بیاورد. ما میبینیم در سالهای دهه 50 ایشان همراه یک جمع چند نفری کتاب سرمایهگذاری مارکس را مطالعه میکنند و افرادی که در آن جلسه بودند همه اقتصاددان بودند و من هم چند جلسهای در این نشستها حضور داشتم. با وجود اینکه مرحوم دکتر شهید آیتالله بهشتی به عنوان فردی بودند که از بیرون به این مساله نگاه میکردند اما نگاه تیزبینانه ایشان محسوس بود که این نگاه هوشمندانه و نقادانهای است که میتواند موضوعات را در عمق بیشتری دریابد. حاشیههایی که بر کتاب سرمایهداری نوشتند مواجهه همراه با فهم، منصفانه و نقادانه است. به گمان من همین برخورد با اندیشههای بنیانگذار یک مکتبی که از جهاتی ممکن بود در تعارض با مبانی فکری دکتر شهید آیتالله بهشتی قرار گیرد، به نحوی برخورد متعادل است که عدل را چه در عرصه فکری و چه در عرصه اخلاقی به خوبی مشاهده میکرد.
ایشان از اینکه مطابق الگوی اقتصادی اردوگاه شرق بخواهد امکانات کشور به نمایندگی از مردم در دست حکومت متمرکز شود، به همان اندازه فاصله داشت که از حرکت بیمهار، لجامگسیخته سرمایه در نظام سرمایه. یعنی هر دو را عاملی میدانست که آنچه در آنها مبنا قرا نگرفته کرامت انسانی است. در نظامهای سرمایهداری اصل سرمایه و افزایش سرمایه است. پایه اقتصاد سرمایهداری در چند سده در آرای کسانی مانند آدام اسمیت استوار است و اینها برای اولین بار بعد از طی قرون گذشته که مساله انسان در عرصه اقتصادی یا آکونومیا تدبیر معیشت و منزل بود، ثقل اقتصاد را به سوی افزایش ثروت سوق دادند و معتقد بودند که اگر ثروت در جامعه گسترش پیدا کند تمام مشکلات بشری جنگها، بیماریها و... همه اینها رفع خواهد شد و مشکل تنها کمبود ثروت در جامعه است. خب امروزه بهخصوص در چند دهه اخیر بحرانهای مختلف در عرصه سرمایهداری بزرگ جهان پدید آمده است؛ بحران محیط زیست به عنوان یک بحران جدی، تمرکز ابزار تولید و شکاف بزرگ شمال و جنوب به عنوان مساله مهم جهان کنونی، کوشش برای تعمیم مبانی سرمایهداری زیر عنوان جهانیسازی، و تجدیدنظرهایی که در دو دهه اخیر به ویژه در مورد همین هدفگذاری اقتصاد مطرح شده، بسیار قابل ملاحظه است و نشان میدهد نگاه دکتر شهید آیتالله بهشتی نگاه دوربردی نسبت به این مسائل بوده است. به طور مثال نوع مسوولیتهای انسانی را در قبال طبیعت گوشزد میکند یعنی اینکه بخواهد عدالت توزیعی برقرار شود ولی ما به طبیعت تعدی کنیم به نحوی که ما طبیعت را انباری از مواد و انرژی ببینیم که در خدمت بهرهمندیهای مادی انسان است از همان ابتدا در اندیشه شهید بهشتی مورد سوال و نقد است. انسان از دیدگاه شهید بهشتی در مقابل طبیعت مسوولیت دارد و یکی از ارکان عدالت اقتصادی عدالتی است که در مقابل طبیعت دارد. علاوه بر این در این عرصه نسلهای دیگر هم سهیم هستند، بنابراین، ما در این عرصه به منظور افزایش ثروت به ذخیره بشری تعدی کنیم نسلهای بعدی را در افق ذهنی خود جای ندادهایم و عدالت را درباره آنان رعایت نکردهایم. در قبال عدالت همنوعان نیز ایشان براساس نوع تلقی که از انسان دارد، عدالت را در پیوند با انسانها به صورت عام میبیند نه فقط در یک جامعه محدود مثل جامعه صنعتی خاص و نه جامعه ملی که در چارچوب مرزهای خاص جغرافیای محدودشده و در چارچوب جامعهای مبتنی بر فرهنگ خاص یا دین خاصی. بلکه اگر عدالت را طرح میکند در گستره انسانها نگاه میکند. به عنوان نمونه در بحث ربا نگاه ویژهای دارد که مساله ربا در گذشته که به عنوان یک موضوع دینی مورد بررسی است به عنوان یک موضوع اقتصادی نیز قابل تامل است که آیا در جامعه نقش مخربی دارد یا ندارد و اگر دارد این تخریبش به دین و مذهب خاص محدود میشود. در همه ادیان ابراهیمی مساله تحریم ربا را داشتهایم و هنوز هم به عنوان مساله جدی مطرح است، ما در پروتستانتیسم در مسیحیت مسیر دیگری در پیش گرفته است. تحول در اندیشه میسحی پروتستان مغربزمین را به سمت نظام سرمایهداری کنونی سوق داده است. در تحلیلهای مارکس وبر و امثال اینها به خوبی پیوند اندیشه پروتستان و مسیری که مغربزمین در دو، سه سده اخیر در پیش گرفته به خوبی میبینید. در میان کاتولیکها، یهودیها و مسلمانان تحریم ربا به عنوان یک مساله جدی مطرح است. دکتر شهید آیتالله بهشتی معتقد بود این مساله را فارغ از ادیان ما میتوانیم به عنوان تحلیل اقتصادی بررسی کنیم که به چه دلیلی تحریم ربا در این سه دین به عنوان حکم جدی مطرح شده است و بهخصوص در اسلام تاکید زیادی بر این موضوع میکند به نحوی که در قرآن کریم کمتر آیهای پیدا میکنید که ربا را محاربه و جنگ با خدا تلقی نکرده باشد. شهید آیتالله بهشتی فارغ از این باور و موضع اسلامی میخواست بفهمد چرا ربا با چنین تعبیری در اسلام مواجه است، نهتنها به عنوان باورش به آن اعتقاد داشت بلکه به دنبال این موضع میگشت که چه بحثی از ربا به عنوان موضع اقتصادی وجود دارد که چنین برخورد قاطعی در اسلام با آن شده است.
نقش برنامهریزی در عدالت به چه شکل دراندیشههای ایشان لحاظ شده است؟
مسلم این است که مرحوم شهید آیتالله دکتر بهشتی از حرکتهای فکرنشده و شتابزده، شعاری صرف و سطحی، حرکتهای که صرفا برای ارضا و همراه کردن عمومی در پیش گرفته شود بدون اینکه مطالعه و برنامهریزی در این خصوص انجام شود قطعا فاصله زیادی داشت و معتقد بود این گونه حرکتها ممکن است چند صباحی باعث شود که حرکتهای ظاهری و سطحی به وجود بیاید و چون با کامیابی همراه نیست اتفاقا دلسردی و یأس بزرگی به وجود خواهد آورد. به همین دلیل در تصمیمگیریهای شورای عالی انقلاب و تصمیمگیریهایی که ایشان در آن به نحوی مشارکت داشت؛ چه نگاهی که در قانون اساسی منعکس شد و چه در نظراتی که به عنوان مواضع حزب جمهوری اسلامی منتشر شد و چه مواضعی که به صورت تکموضوعات مطرح شد با نگاهی مواجه هستیم که در عین آرمانداری خیلی جدی معتقد به عمل منضبط، معتقد به فراهم آوردن میدانهای تجربه، معتقد به نقادی عملکرد انجام شده و تصحیح در مسیرهایی که بتوان این آرمانها را برآورده کند، ایشان معتقد بودند به صرف طرح آرمانهای بدون برنامهریزی مناسب، راهکارهای مناسب برای تحقق برنامه و نیروی انسانی مناسب از آنچه شما به صورت نظری به آن رسیدهاید، امکانپذیر نیست نهتنها امکانپذیر نیست، بلکه گاهی اوقات میتواند نقش مخرب بسیار بالایی داشته باشد. به این معنا که نوعی احساس سرخوردگی و دلسرد بودن درجامعه ایجاد میکند در حالی که جامعه ما جامعهای است که میتواند از روزنههای پیش رو به خوبی استفاده کند. گذشت زمان بدون استفاده از فرصتهای خوب چیزی بود که مرحوم بهشتی به آن خیلی حساس بود. معتقد بودند که از شرایط زمان باید به خوبی استفاده کرد و اگر نتوانید از فرصتهای پیش رو بهعنوان یک فرد ویک جامعه استفاده کند ولو بهترین ایدهها را داشته باشید ماحصل کار شما همان وضعیتی میشود که شاید برای شما در جامعه نامطلوب باشد. با توجه به شرایط اقتصادی آن زمان ایشان معتقد بودند میتوانیم در راستای زمانبندی معقول حرکت کنیم که بر اساس یک حرکت فکر شده جامعه ما بتواند به سمت شکوفایی اقتصادی و به سمت عدالت اقتصادی که ملازم با عدالت سیاسی و قضایی است پیش رود. و به نظر من این اعتقاد نادرستی نبود، منتهی لوازمی دارد و مادامی که لوازم آن مشخص نشود تحقق آن در حد یک رویا میماند. یکی از ویژگیهای مهم خود شهید آیتالله بهشتی حرکت همراه با انضباط و حرکت براساس جمعبندی اندیشه بود و مدیریتی است که از حداکثر توانمندی کشور استفاده کند تا دچار انزوا به دلیل خطکشیهای نامعلوم اجتماعی نشود و این امکان خدادادی بزرگی که در کشور ما، چه به صورت منابع انسانی و چه به صورت منابع طبیعی وجود دارد درست در کنار هم بتواند تألیف شود و سازمانی متناسب با شرایط کشور شکل دهد که بیشترین راندمان و بازدهی را برای جامعه ما داشته باشد. خود ایشان فردی بودند در التزامش به آنچه میگفت. نظم و انضباط و عمل کار دستجمعی اعتقاد داشتند در شناسایی نیروهای توانمند در بهکارگیری و فراهم آوردن برای تجربهاندوزی آنها، شاید بیش از دو دهه قبل از انقلاب تلاش گستردهای را آغاز کرده بودند و بعد از پیروزی انقلاب هم در همان فاصلهای که در قید حیات بودند با حضور ایشان، این موارد خودش را نشان میداد.
در بین آزادی و عدالت از دیدگاه ایشان اولویتی در کار نبود؟
این یک مجموعه است و اگر شما اجزای این مجموعه را نداشته باشد گمان نکنید این دو به تنهایی میتواند کارآمدی داشته باشد. کارآمدی وقتی است که این دو را باهم داشته باشید. البته شهید دکتر آیتالله بهشتی آزادی و کرامت انسانی را زیربناییتر ازعدالت میدانست چون با ماهیت خود انسان گره خورده است و عدالت درواقع چیزی است برای تامین آزادی.
لینک مطلب از وبلاگستان
مطلبی از رادیو فرهنگ به شکل اتفاقی شنیدم که بر خود لرزیدم : نام گوینده را نمی دانم چون گوینده قبل از شنیدن من نام صاحب مطلب را گفته بود ولی اصل مطلب این است : اگر خدا برای قومی خیر و سعادت یخواهد عاقلان و فرزانگان انها را برانان حاکم می کند و دانشمندان انها را بر مسند قضاوت می نشاند و مال و ثروت را به بخشندگان انها عطا میکند و اگر خدا برای ملتی شر و بدی اراده کند سفها و بی عقلان را بر انان حاکم میکند و جاهلان و نادانان را بر انها قاضی قرار می دهد و مال و ثروت را به بخیلان می دهد.شما چی فکر می کنید؟
جنگ شدیدی میان رسانه های دولتی و مخالف دولت آغاز میشود. تا کنون صدا و سیما و دیگر رسانه های حکومتی بلامنازع در صحنه ی رسانه ها به جهت دهی به افکار عمومی مشغول بودند و تاثیر رسانه های مخالف اندک بود.
با تغییر شرایط اجتماعی، بخصوص با غلبه گفتمان عدالت به دلیل فشار شدید اقتصادی موجود و به دلیل آنکه دولت نتوانست خود را در افکار عمومی پرچمدار و پیشگام عدالت معرفی کند، و دولت در برابر تلاش جنبش اجتماعی مخالفان قرار میگیرد و نمیتواند این حمله را متوجه دیگر گروههای مخالف یا متحد خود کند.
بدین ترتیب بازار افشاگری ها توسعه می یابد و جهت گیری رسانه های دولتی برای مقابله با آن با پاسخ گسترده رسانه های مخالف و شایعات روبرو خواهد شد و به تدریج از اعتبار عمومی رسانه ملی و بقیه رسانه های دولتی کاسته خواهد شد.
عناصر بنیادین اسلامی یعنی جهان بینی توحیدی و ایدئولوژی عدالت محور و آزادی گرا. اخلاقیات انسانی و اعمال عبادی در سایه اندیشه ی پاک و عمل صالح شکل میگیرد.
گاهی از آدم چیزی را به زور میگیرند. حق شغل مناسب ... تحصیل ... حق ازدواج ... حق آزادی ... حق مسکن ... حق آرامش ... حق سلامت ... حق خندیدن ... حق گریه کردن ... حق حرف زدن ... حق زندگی ... ولی هیچگاه نمیتوانند٬ همه ی اختیار ما و حق زندگی ابدی و انسان بودن را بگیرند.
خوارج در تاریخ اسلام گروه فعال و موثری بودند. ریشه های اندیشه شان تا امروز نیز خشکیده نشده است. چرا که اندیشه هایشان ملقمه ای از حق و باطل است و بخصوص انگیزه های حق در کنار اندیشه های باطل قرار گرفته و به همین جهت است که همچنان تولید و بازتولید میشوند.
از ویژگیهای خوارج در زمان حضرت امیر علیه السلام آنست که در بین آنها چهره های شاخص و برتر از میان اصحاب رسول الله ص یا بزرگان وجود ندارد. به نوعی حرکت اجتماعی و متکی به پاسخ نگرفتن از عملکردهای گذشته است.
یکی از سوالات مهم در باره ی تاریخ خوارج به این مربوط میشود که چرا حضرت علی علیه السلام درعین حالی که با آنها در نهروان جنگید ولی حتی در موقع شهادت نیز وصیت کرد که به آنان تعدی و حمله نشود.
شاید به دلیل نگرانی شخصی ایشان از توسعه خونریزی بین مسلمانان به بهانه ی خون ایشان بود. شاید به دلیل احتمال سوء استفاده امویان از این حادثه. شاید به دلیل نقش ضد ظلم خوارج در بخشی از تاریخ که بعدا محقق شد٬ شاید بخاطر حجتهای شرعی مرتبط با رعایت عدالت ولو با احمق ترین مردمان٬ شاید به جهت تکریم آن بخش از انگیزه های الهی این جماعت نادان٬ شاید به امید اصلاح آنان٬ شاید به امید عبرت نسلهای آینده٬ شاید به جهت ناچیز شمردن این دنیا٬ شاید همه ی اینها و شاید چیزهای دیگر.
و امروز نیز اندیشه های خارجی(خوارجی) وجود دارد. سکوت در برابر این اندیشه ها موجب تنومندتر شدن ریشه های آنان میشود و همین ریشه های تنومند شده اند که به اسم عدالت قانون و عرف جامعه را زیر پا میگذارند و عدالت را نیز با مغز و دل گمراه خود می سنجند.
امام حسین الهام بخش همه آزادیخواهان ایرانی بود. حتی کمونیستهای مبارزی مثل خسرو گلسرخی به صراحت از آزادی خواهی امام حسین علیه السلام و عدالتجویی علی علیه السلام سخن گفتند. آن هم در شرایطی که گفته هایشان کمکی به اعدام نشدنشان نمیکرد.
حسین فرزند علی و نوه پیامبر و شاید از همه زیباتر و عاطفی تر فرزند فاطمه بود. تعالیم و اندیشه های آزادیخواهی و حریت گرایی حسین و یاران او مهمترین فراز در نهضت ملت ایران بود. اگر علی شهید عدالت است٬ حسین نیز شهید آزادی است. در دهه محرم سخن از خرافات میگویند. یاد صحبت آقای میرحسین موسوی نخست وزیر دوران جنگ افتادم که میگفت نمیشود یک کلیت را تایید کرد و جریانی را بر اساس آن راه انداخت و بعد انتظار داشت که اجزا و ملزومات آن معدوم شوند.
آنچه هستیم بخاطر آنست که مقدمات آن را فراهم کرده ایم. انسان آزاد است و برای همین آزادی ممکن و مطلوب است.
مهدی موعود کسی است که آخرین فصل از زندگی بشر را به خوشی و خشنودی رقم میزند. با عدالت و علم و هنر و هر چه خوبی است.
ظالمان عالم از اندیشه رهایی همیشه گریزانند بخصوص در اندیشه ای که آمادگی برای مبارزه با ظلم و حتی دفاع از حق و عدالت موکول به ظهور پیشوای پیروز نیست.
میلاد مسعود یگانه منجی عالم بشریت بر همگان مبارک.
اندیشه (۱٢۳٥) انتخابات دهم (٧۸۱) خاتمی (٦٢٢) عکس (٥٥٩) کروبی (٥٥٥) وبلاگستان (٥٤۱) خبرستان (٤٥٠) سیاستمداران (٢٩٥) انتخابات دهم (٢٩۳) میرحسین موسوی (٢٧٩) احمدی نژاد و دولت نهم (٢۳٥) دلنوشته (٢٢٧) اسرائیل (۱۸٤) تقلب و تخریب و هتاکی (۱۸٢) روحانیت (۱٧٥) جهان (۱٦٩) نقد و بحث اندیشه (۱٥٩) تدبیر و بی تدبیری (۱٥٤) احمدی نژاد (۱٥٢) رسانه (۱٤٠) احمدی نژاد (۱۳٤) خاطره (۱٢٥) یادبود (۱٢٤) رهبری (۱۱٤) احزاب (۱۱٠) بازداشت و زندان (٩٦) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٩٤) اینترنت (٩۳) میرحسین موسوی (٩۱) ایران (۸٧) آمریکا (۸٦) نقد و بحث اندیشه (۸۳) دین (۸۱) صدا و سیما (٧٩) زنان (٧٧) دروغ و تکذیب و فریب (٧٧) تقلب و تخریب و هتاکی (٧٦) مردم سالاری (٧٥) احزاب و تشکل ها (٧٤) شورای نگهبان (٧٤) پیشنهاد (٧٢) احمدی نژاد و دولت نهم (٧٠) اندیشه و دلنوشته (٦٩) صدا و سیما (٦٧) فاوا (٦٥) امام خمینی (٦۳) اخلاق (٦۳) بی تدبیری (٦۱) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٦۱) خبرنگاران و رسانه ها (٦٠) وبلاگ چیست؟ (٥٧) جامعه مجازی (٥٤) نور (٥٤) حقوق بشر و قضاوت (٥٤) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٥٤) مردم سالاری (٥۱) تاریخ (٥٠) آزادی (٤٩) بازداشت و زندان (٤٩) شعر (٤۸) ظلم (٤٧) انسان و جامعه و هستی (٤٦) نظامیان و انتظامیان (٤٦) تدبیر و بی تدبیری (٤٥) انقلاب اسلامی (٤٥) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٤٤) روحانیت و مراجع تقلید (٤۳) امام خمینی (٤٢) دانشجویان (٤۱) تحزب (٤٠) سایت (٤٠) انسان (٤٠) علی (٤٠) دروغ و تکذیب و فریب (٤٠) هنر (۳۸) روابط ایران و آمریکا (۳۸) انقلاب اسلامی (۳٧) طنز (۳٧) ظلم و استبداد و زور (۳٧) جامعه مجازی و اینترنت (۳٧) حقوق بشر و قضاوت (۳٦) ورزش (۳٦) خبر (۳٦) دروغ و تکذیب (۳٦) هنرمندان (۳٤) خط امام (۳٤) ظلم و استبداد و زور (۳٤) خبرنگاران و رسانه ها (۳٢) محیط زیست (۳٢) گزیده (۳٢) دروغ (۳۱) اندیشه و دلنوشته (۳٠) وبلاگنویسان (٢٩) جهان اسلام (٢٩) شورای نگهبان (٢۸) انتخاب (٢۸) عدالت (٢۸) اصولگرایان (٢٧) امامان (٢٧) شاهان ایران (٢٧) آمار و اقتصاد (٢٧) تغییر اجتماعی (٢٧) دولت نهم (٢٦) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٢٦) پیامبران (٢٦) دانشجویان و دانشگاه (٢٦) اخلاق و ارزش ها (٢٦) ایران و ایرانیان (٢٦) بسیج و سپاه پاسداران (٢٥) انتخابات (٢٥) مرگ (٢٤) نویسندگان (٢٤) قانون و قانون اساسی (٢٤) روابط خارجی ایران (٢۳) روحانیت و مراجع تقلید (٢۳) تروریسم (٢۳) ادبیات (٢۳) داستان (٢٢) اسلام (٢٢) حق و باطل (٢٢) یادبود و بزرگداشت (٢٢) انسان و جامعه و هستی (٢۱) مرگ و زندگی و جامعه (٢۱) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٢۱) شعرا (٢۱) وبلاگ چیست؟ (٢۱) اصلاح طلبان (٢۱) دکتر علی شریعتی (٢۱) امید (٢۱) اصلاحات (٢۱) وبلاگ (٢٠) جوانان (٢٠) شهدا (٢٠) فیلترینگ (٢٠) روابط ایران و آمریکا (٢٠) مجلس شورا (٢٠) ایران و ایرانیان (٢٠) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٢٠) نظامیان و انتظامیان (٢٠) یادبود و بزرگداشت (٢٠) امنیت و امنیت ملی (٢٠) قانون و قانون اساسی (۱٩) فیلترینگ و سانسور (۱٩) قرآن کریم (۱٩) امنیت کشور و امنیت ملی (۱۸) احزاب و تشکل ها (۱۸) سیاست (۱٧) عشق (۱٧) خدا (۱٧) جشنواره (۱٦) ورزشکاران (۱٦) خط امام (۱٦) فلسطین و اسرائیل (۱٦) فیلترینگ و سانسور (۱٥) ادیان (۱٥) امام حسین (۱٥) استقلال (۱٥) حضرت محمد (۱٥) حق و باطل (۱٥) کودکان (۱٤) افراط و تفریط (۱٤) جامعه (۱٤) جامعه مجازی (۱٤) آمار و اقتصاد (۱٤) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (۱٤) نظامیان (۱٤) تغییر اجتماعی (۱٤) تروریسم و خشونت (۱٤) بسیج و سپاه پاسداران (۱٤) رای و انتخابات (۱۳) فرهنگ و آیین و دین (۱۳) مرگ و زندگی و جامعه (۱۳) طنز و کاریکاتور (۱۳) تعامل اجتماعی (۱۳) امام حسین (۱۳) نظرسنجی (۱۳) مهدویت (۱۳) کیهان (۱٢) قانون اساسی (۱٢) قضاوت (۱٢) بخش خصوصی (۱٢) آسیب اجتماعی (۱٢) جامعه مجازی و اینترنت (۱٢) امنیت کشور و امنیت ملی (۱٢) فلسطین و اسرائیل (۱٢) اخلاق و ارزش ها (۱٢) افراط و تفریط (۱۱) اصلاحات چیست؟ (۱۱) خبرگزاری فارس (۱۱) دفاع مقدس (۱۱) بخش خصوصی (۱۱) تهران (۱۱) عقل (۱۱) روشنفکر (۱۱) جشن (۱۱) پرشین بلاگ (۱۱) علم (۱٠) محیط زیست (۱٠) تاجیکستان (۱٠) دفاع مقدس (۱٠) افکار عمومی (۱٠) پیش بینی (۱٠) پیش بینی (۱٠) روابط خارجی ایران (۱٠) شعر و شعرا (۱٠) هنرمندان و مفاخر (۱٠) فرهنگ و آیین و دین (۱٠) شهدا و ایثارگران (٩) مجلس شورا و مجلسیان (٩) هنرمندان و مفاخر (٩) فرهنگ و آیین (٩) تاریخ ایران (٩) انتخاب دهم (٩) دانشجویان و دانشگاه (٩) اعتماد ملی (٩) دعا و نیایش (٩) مهدی موعود (۸) غم و شادی (۸) افکار عمومی (۸) شب یلدا (۸) اقوام و اقلیت ها (۸) حکمت و دانش (۸) انتخابات 24 اسفند (۸) اطلاع رسانی (۸) فرهنگ (۸) نفت (۸) فقر (۸) آیت الله جوادی آملی (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) کیهان و رجا نیوز (۸) انتخابت دهم (٧) تروریسم و خشونت (٧) بخش خصوصی و غیردولتی (٧) چلچراغ (٧) جالب (٧) سفرنامه (٧) دانش (٧) گفتگو (٧) بسیج (٧) فلسطین (٧) حکمت و دانش (٧) قرآن کریم (٧) شاهان ایران (٧) تدبیر (٧) امنیت ملی (٧) جهان اسلام (٦) مرگ و زندگی (٦) خرافه (٦) نفت و گاز (٦) غم و شادی (٦) بی تدبیری (٦) حضرت محمد (٦) مجلس شورا (٦) زندان (٦) بازداشت (٦) گفتمان (٦) محبت (٦) سایت اینترنتی (٦) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (٦) اینترنت و وب (٦) شعر و شعرا (٦) آزادی و انتخاب (٦) تحریم و مشارکت (٦) نظرسنجی و افکار عمومی (٦) مجلس شورا و مجلسیان (٦) کتاب و گزیده (٥) اعتراض و انتقاد و تظاهران (٥) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٥) انتخاب و تقلید (٥) وحدت کلمه (٥) تبلیغات و بازاریابی (٥) حزب اعتماد ملی (٥) تحریم (٥) فاطمه رجبی (٥) قضا و قضاوت (٥) منافع ملی (٥) اطلاع رسانی (٥) تعاملات اجتماعی (٥) آیت الله مصباح یزدی (٥) خلیج فارس (٥) وب فارسی (٥) فطرت (٤) شب قدر (٤) تاریخ اسلام (٤) روشنفکران (٤) خبرگان رهبری (٤) آیت الله جوادی آملی (٤) آسیب اجتماعی (٤) تعامل اجتماعی (٤) فرهنگیان (٤) امام صادق (٤) مهدی موعود (٤) توریسم (٤) حدیث (٤) جمهوری اسلامی (٤) شب یلدا (٤) انرژی (٤) عشق و محبت (٤) همایش (٤) ترانه (٤) عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤) دعا و نیایش (٤) جالب و شگفت انگیز (٤) شهدا و ایثارگران (٤) نظرسنجی و افکار عمومی (٤) تاریخ و میراث فرهنگی ایران (٤) تروریسم و خشونت و ترس (۳) رای و انتخابات و شعار (۳) انتخاب و تقلید و آگاهی (۳) بخش خصوصی و غیردولتی (۳) اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳) ورزش و ورزشکاران (۳) سپاه پاسداران (۳) اصلاحات چیست؟ (۳) موعود (۳) حکایت (۳) زمستان (۳) فاطمه رجبی (۳) اعتماد ملی (۳) دوم خرداد (۳) خبرگزاری فارس (۳) مصاحبه (۳) مرگ و زندگی (۳) امام صادق (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) جهان بینی (۳) ویدئو (٢) منافع ملی (٢) اصول (٢) آیت الله مصباح یزدی (٢) پرشین بلاگ (٢) آموزش و پژوهش (٢) جنگ و صلح (٢) جبر و اختیار (٢) طنز و کاریکاتور (٢) جبر و اختیار (٢) نفاق و ریا (٢) بانک و بیمه (٢) جهل و جهالت (٢) موبایل و تلفن همراه (٢) آیت الله صانعی (٢) خلیج فارس (٢) حضرت فاطمه (٢) تجارت الکترونیک (٢) موسوی (٢) میراث فرهنگی (٢) سلامت (٢) نوروز و بهار (٢) عقل و اندیشه (٢) فقر و فحشا و اعتیاد (٢) اراذل و اوباش اینترنتی (٢) بانک و بیمه (٢) ادیان و مکاتب فکری (٢) خط امام و اسلام ناب محمدی (٢) انتخاب و تقلید و آگاهی (٢) رای و انتخابات و شعار (٢) ورزش و ورزشکاران (٢) وحدت کلمه و تفرقه (٢) نوروز و بهار (٢) مصاحبه و خاطره (٢) عقل و اندیشه (٢) مدیریت و راهبری (٢) ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢) کیهان و رجا نیوز (٢) انرژی و نفت و گاز (٢) تروریسم و خشونت و ترس (٢) فقر و فساد و فحشاء (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) ا (۱) احمدی نژاد و دولت دهم (۱) خد (۱) خبر دستگیری (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) نخبگان و روشنفکران (۱) فیلترینگ و سانسور و مسدودی (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) روحانیت و مراجع تقلید مر (۱) تقلب و تخریب و هتاکی بادامچیان: کمیسیون ماده 10 حق (۱) استقلال و خودباوری (۱) بیگانه ستیزی (۱) روشنفکران و فرهیختگان (۱) انتخابات د هم (۱) جشنواره و جوایز (۱) خلیج فارس و عرب (۱) شعار و تظاهرات (۱) تحریم و مشارکت (۱) خلیج فارس و عرب ها (۱) تتدبیر و بی تدبیری (۱) روابط ایران و آمریکا بازشماری 10درصدآرا مقابل دورب (۱) دشمنان و رقبا (۱) جنگ و جنایت (۱) وحدت کلمه و تفرقه (۱) تقلب و تخریب و هتاکی احمدی نژاد: اجرای عدالت لازمه (۱) خط امام و اسلام ناب محمدی (۱) مصاحبه و خاطره (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) تبلیغات و بازاریابی (۱) فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (۱) جهل و خرافه و علم (۱) فلسفه و عرفان (۱) انسان و جامعه (۱) جنگ و جنایت (۱) انتخاب و تقلید (۱) جشنواره و جوایز (۱) مورخان و جغرافیدانان (۱) اشاعه فحشا (۱) انتخابات د هم (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) سهام و بورس (۱) جنگ و بحران (۱) فقه و کلام (۱) جنگ و بحران (۱) رمضان (۱) گوگل (۱) دکتر علی شریعتی (۱) اعتراض (۱) حقوق بشر (۱) عاشورا (۱) موسیقی (۱) تغییر (۱) ایران شناسی (۱) عرب (۱) مثنوی معنوی (۱) راز (۱) حجاب (۱) اصلاح طلبان (۱) خبرگان رهبری (۱) حزب الله لبنان (۱) حدیث و روایت (۱) گلستان سعدی (۱) جمهوری اسلامی (۱) سنت و مدرنیزم (۱) حضرت فاطمه (۱) اقوام و اقلیت ها (۱) علم و جهل (۱) اقلیت اکثریت (۱) آیت الله خمینی (۱) زشت و زیبا (۱) آرزوهایم (۱) اسلام ناب محمدی (۱) کمیته تعیین مصادیق (۱) دوم خرداد (۱) ایران و ایرانی (۱) اومانیسم (۱) جنگ و صلح (۱) اعتماد (۱) عرفا (۱) تاریخ اسلام (۱) مهدی بوترابی (۱)
