لینک مطلب:
وقتی پیشبینی میشد انتخابات با حضور خاتمی و احمدینژاد دو قطبی شود، باز هم نگرانی اصلی میزان شرکتکنندگان در انتخابات بود. اکنون با وضع موجود در عرصهی انتخابات مشکل اصلی عدم امادگی خیلی از مردم برای اصل شرکت در انتخابات است. واقعیت این است که خارج از فضای ما سیاسیون، جامعه حساسیتی نسبت به انتخابات ندارد. مهمتر از اینکه آقای کروبی کاندیدای ماست یا آقای موسوی، این است که تلاش کنیم تا مخاطبان جریان اصلاحطلبی تصمیم به شرکت در انتخابات بگیرند. اگر مردم شرکت کنند و فضای کشور انتخاباتی شود، هم راه ائتلاف و هم انتخاب هموار خواهد شد. شرایط فعلی عمومی کشور خیلی غیرانتخاباتی است. سود محافظهکاران هم در همین است که جامعه نشاط انتخاباتی نداشته باشد. رفتار رسانههای دولتی نشانهی همین خواست محافظهکاران است.


لینک مطلب:
ر هر سفر استانی بین 200 تا 250 مصوبه به تصویب میرسد که اگرچه نشان از حسن نیت است ولی این مصوبات با معیار احساسات شکل میگیرد و مبنای کارشناسی ندارد و تاکنون نتیجه معکوس در جامعه داشته است.
فساد گسترده مالی یکی از کانونهای تعدیلکننده مشروعیت هر نظام است که نتایج آن را در دولت پهلوی به عینه مشاهده کردیم. به گزارش ایلنا، فرشاد مؤمنی که در حضور جمع کثیری از گروههای مختلف مردم در ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی در شهرستان محمودآباد سخن میگفت، با ابراز تاسف از وضعیت موجود فشاد مالی در ایران نیز تصریح کرد: متاسفانه طی چهار سال اخیر فساد مالی در ابعاد بیسابقهای رخ داد که این مسائل برای یک شهروند مسلمان ایرانی چهره ناخوشایندی به وجود آورد.
مدیرعامل مؤسسه دین و اقتصاد افزود: بر اساس گزارش سازمان شفافیت بینالمللی، در سال 83 ایران در بین 200 کشور جهان از لحاظ پاکدامنی اقتصادی رتبه 87 را کسب نمود و این در حالی است که در سال 87 این رتبه به رتبه 141 رسیده است.
وی افزود: این بدان معناست که در شفافیت اقتصادی 54 رتبه پسرفت داشتهایم.
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه سخنان خود تصریح کرد: در دولتی که شعار عدالت و عدالتمحوری میدهد، علیرغم تمامی زحمات، از یک مبنای کارشناسی در روند امور عقب بوده است و طبق اسناد و گزارشات اقتصادی سالهای 84 و 85، دولت به صراحت اظهار داشت که شکاف درآمدی و نابرابری به شدت افزایش یافته است و این به معنای بیعدالتی و نارضایتی مردم است.
این کارشناس اقتصاد گفت: اگر در سالهای 86 و 87 اوضاع کشور به سمت بهبود حرکت نکرد، یکی از دلایل عمده آن ناشی از تورمی است که در جامعه حاکم گردیده و در ایران بین تورم و بیکاری رابطه ارگانیک برقرار شده است که در این بین دوستان با بیانات واهی اعلام میدارند که نرخ بیکاری در سال 87 تکرقمی شده است.
مؤمنی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تخلفات مالی در دولت فعلی گفت: بیش از دو هزار تخلفات مالی در بخش بودجه وجود دارد که با یک حساب سرانگشتی اگر فرض را بر آن بگیریم که طی یک سال 200 روز زمان کاری دولت قلمداد میشود، به آن خواهیم رسید که در یک روز کاری دولت 10تخلف داشته است.
مدیرعامل مؤسسه دین و اقتصاد تصریح کرد: این دولت چهار هزار میلیارد تومان پرداخت هزینه خلاف قانون داشته است که مجلس شورای اسلامی روی آن انگشت گذاشته است که پس از بررسی مشخص شد از این مبلغ هزار میلیارد آن فاقد سند مالی است.
وی با اشاره به فضای مسموم سانسور در کشور نیز گفت: در شرایط فعلی مردم با انواع دو قطبیهای کاذب در جامعه مواجه هستند و این در حالی است که اگر به اندیشههای شهید مطهری، شهید بهشتی، رجایی و حضرت امام(ره) نگاه کنیم، میبینیم هیچ کدام در جهت حذف یکدیگر نبودند اما امروز در نگاه نقادی مطبوعات را به تعطیلی میکشانند، تریبونها را خاموش میکنند، با دانشجویان برخورد میکنند و معترضین را اخراج میکنند که این محدود کردن آزادی اندیشههای سالم و سازنده، خود به خود موجب رواج فساد اخلاقی میگردد و مشروعیت نظام را به چالش میکشاند.
فرشاد مؤمنی در پایان با اشاره به مصوبات سفرهای استانی گفت: در هر سفر استانی بین 200 تا 250 مصوبه به تصویب میرسد که اگرچه نشان از حسن نیت است ولی این مصوبات با معیار احساسات شکل میگیرد و مبنای کارشناسی ندارد و تاکنون نتیجه معکوس در جامعه داشته است.


لینک مطلب:
رئیس خانه احزاب گفت:هر متدینی در هر گروهی چه اصولگرا و چه اصلاح طلب از عملکرد ضعیف ناراضی است چون که در اسلام تنها شعار مدنظر نیست بلکه مردم رئیس جمهوری می خواهند که به کارها و ضعف های جامعه بپردازد. برخی از کسانی که به احمدی نژاد رأی دادند هم اکنون اظهار ندامت و پشیمانی می کنند


دولت نهم محصول رویارویی نابرابر یک بال کشور (اصولگرایی / اقلیت ) در برابر بال دیگر کشور(اصلاح طلبان / اکثریت) است که به شکستگی ارکان هر دو بال و ظهور آقای احمدی نژاد انجامید. ظهوری که به بال بال زدن کشور منتهی شد. هزینه چنین اتفاقی را ملت پرداخت و از تجربه ی آن نیز برخوردار گشته است تا دیگر اجازه بی تدبیری و اتلاف منابع را ندهد.
به واسطه ترمیم نسبی هر دو بال و بازگشت شکوهمند اصلاحات، دولت آقای احمدی نژاد که آمده بود ... میرود ولی خاطره ی این چهار سال برای دهه ها ماندنی می ماند و منبع بزرگی برای عقب ماندن اصولگرایان از عرصه سیاسی کشور خواهد بود.
دست یابی اصولگرایان به قدرت اجرایی کشور در چهار سال گذشته تنها یک اتفاق و حاشیه در روند مردم سالاری دینی ایران بوده است. تجربه ای تلخ.


لینک مطلب:
احمد شیرزاد:در شرایط فعلی مردم نمیتوانند به مهمترین مسئله کشور که یک دولت ناکارآمد و مشکلساز است بیتفاوت باشند


لینک مطلب:
محمد جهرمی، وزیر کار دولت نهم، با انتقاد شدید از سیستم بانکی و وزارت صنایع این دو دستگاه را مسئول اصلی بدهیهای معوقه دانست.
جهرمی در گفتگو با ویژهنامه نوروزی صنعت و توسعه گفت: «وقتی میدانیم تا 10 سال آینده کشور نیاز به سیمان بیش از 100 میلیون تن ندارد و موافقت اصولی را تا 130 میلیون تن میدهند، نشان میدهد نه وزارت صنایع دقت میکند و نه سیستم بانکی با توجه به اطلاعات آینده تصمیم میگیرد. همین الان با توجه به رکود بخش ساختمان و صادرات آیا در بخش سیمان میتوان گفت بدهی کارخانههای سیمان که ارز و ریال گرفتهاند، برگشت داده میشود؟
مقصر اصلی را چه در دولت فعلی و چه در دولت قبل در موافقتهای اصولی بیمورد وزارت صنایع میدانم. بخش دیگر که گرفتاری ایجاد کرده جانمایی کارخانهها است. کارخانهای مثل فولاد را به جایی میبرید که نه مواد اولیه دارد و نه تولید او به درد آن منطقه میخورد و مشکل ایجاد میکند. اگر قرار است کارخانهای ایجاد شود باید جانماییها درست باشد.


from BBCPersian.com | جهان | Persian News index
====================
ظاهرا انگلیسی ها دست به کار شدند تا بر اختلافات داخلی بیفزایند و آنها را تشدید کنند. استفاده از براندازی نرم در باره انتخابات نیز تکنیک قابل توجهی است.


اشپیگل: میر حسین موسوی نخست وزیر سابق، اکنون وارد مبارزات انتخاباتی شده است. به نظر شما وی به کدام جناح سیاسی تعلق دارد؟
عطریانفر: موسوی محافظه کاری است که به اصول انقلاب اسلامی یعنی استقلال و عدالت خواهی احترام می گذارد. اما محافظه کاری وی به هیچ وجه شبیه رئیس جمهور فعلی، محمود احمدی نژاد نیست. او هنرمند، مدرنیست و مردی از دنیای فرهنگ است. به همین خاطر موسوی بیشتر نماینده تکنوکراتها و عملگرایان است و زمانی که از آزادی و گشایش بیشتر سخن می گوید حتی رگه هایی از اصلاح طلبی در وی دیده می شود.
اشپیگل: ما در سالهای اخیر به ندرت درباره موسوی مطلبی شنیده ایم. چه مساله ای باعث شده که وی دوباره به عرصه سیاست بر گردد؟
عطریانفر: او اخیرا اعلام کرده است اگر سیاست های دولت کنونی ادامه یابد کشور رو به تباهی خواهد رفت. لذا وی برای ممانعت از زوال ایران، انقلاب و نظام وارد عرصه شده است.
اشپیگل: آیا آیت الله خامنه ای از او حمایت خواهد کرد؟ یا آنها با هم رابطه بدی دارند؟
عطریانفر: این موضوع به سی سال گذشته بر می گردد. در آن زمان موضوع بحث بین آیت الله خامنه ای و میر حسین موسوی در مورد چگونگی توزیع اقتدار [توزیع اقتدار به شکل حقوقی نه حقیقی] بین نخست وزیر و رئیس جمهور بود. اما اکنون، پیروزی موسوی در انتخابات، تنش هایی را که ممکن بود با کاندیداتوری خاتمی به وجود آید را پایان داده است. مسلما آیت الله خامنه ای از کاهش تنش ها حمایت می کند. علاوه بر این رهبر انقلاب در موضوعات فرهنگی و سیاست خارجی به میر حسین موسوی نزدیک است.
اشپیگل: چرا خاتمی پس از اعلام کاندیداتوری موسوی انصراف داد؟
عطریانفر: خاتمی بخت زیادی را برای برنده شدن در انتخابات داشت. کناره گیری وی به خاطر ترس از شکست نبود. وی به عنوان سیاستمداری مسئول به خاطر مصلحت کشور کناره گیری کرد. البته خطرات شخصی کاندیداتوری نیز برای وی مشخص بود. مخالفان او می خواستند اعتبار و شهرت وی را از بین ببرند. او حتی نگران زندگی اش هم بود.
اشپیگل: آیا شما نشانه هایی می بینید از اینکه آیت الله خامنه ای بخواهد حمایت خود از رئیس جمهور فعلی را متوقف کند ؟
عطریانفر: رهبری به صورت مستقیم از هیچ کاندیدایی حمایت نمی کند. سه دستیار نزدیک آیت الله خامنه ای هستند که از یک کاندیدا در مقابل دیگران حمایت می کنند. اگر خاتمی می ماند آنان از احمدی نژاد حمایت می کردند، اما آنان با کاندیدایی چون موسوی مشکلی ندارند. من معتقدم برای آیت الله خامنه ای تفاوتی نمی کند که احمدی نژاد دوباره برنده شود یا میر حسین موسوی پیروز انتخابات شود. ایشان از هر دو استقبال می کند.


پلینک مطلب:
سیاست > احزاب و تشکل ها - نسرین وزیری
"مجبو بیت عامه به دلیل سفرهای استانی" و "حمایت های مقام معظم رهبری" دو مولفه ای بودند که حامیان دولت از انها به عنوان سندی برای تداوم حضور احمدی نژاد بر اریکه ریاست جمهوری یاد می کردند.
اما سخنان اخیر مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه همواره از همه دولتها حمایت کرده اند و برداشتهایی که این حمایت را به منزله حمایت از کاندیدایی خاص در انتخابات آتی می دانند صحیح نیست، آب پاکی را روی دست حامیان دولت نهم ریخت تا من بعد از حمایت های ایشان در موضع گیری های سیاسی و انتخاباتی اشان، هزینه نکنند. کاری که پیشتر از سوی محسن کوهکن، مرتضی آقاتهرانی، روح الله حسینیان و ....که از حامیان رئیس دولت نهم به شمار می روند،انجام شده و آنها همین حمایت ها را بزرگترین دلیل برای اجماع دوباره اصولگرایان بر احمدی نژاد می دانستند.


با کاهش حمایت ها و ریزش نیروهای حامی احمدی نژاد و نزدیک شدن به انتخابات دهم ریاست جمهوری، اشتباهات گذشته و حال احمدی نژاد آشکارتر میشود و این موضوع بر شتاب روند خروج وی و حامیان و یارانش از صحنه سیاسی کشور می افزاید.
خطاهای اولیه احمدی نژاد در سیاستگذاری ها و تصمیمات بسیار بزرگ و بلکه هولناک بود. فریاد اعتراض عظیم مدیران سابق کشور و کارشناسان عالیرتبه کشور در آن زمان در غوغای رسانه ای و حمایت یکپارچه حاکمیت از وی شنیده نشد، امروز کوچکترین خطاهای احمدی نژاد در گوش ها می پیچد. بازتاب ویرانگر تصمیمات اولیه نیز بر اشتباهات کنونی افزوده میشود.
خدا رحم کند


به گزارش ایلنا ، در این دیدار پرشور که در صحن جامع رضوی برگزار شد رهبر انقلاب اسلامی با تبریک عید سعید نوروز و سال جدید به آحاد مردم ، افزودند : حضور میلیونها جوان " دانا، پرنشاط و تحصیل کرده " ، تجربیات بسیار ذیقیمت" نخبگان ، مسئولان و مدیران" در روبرو شدن با مسایل سه دهه اخیر که منجر به تصمیمات مهمی همچون اجرای اصل 44 قانون اساسی ، تلاش برای هدفمند کردن یارانه ها وسفر مسئولان به استانها ومناطق دور ونزدیک کشورشده است و نیزآماده شدن زیر ساختهای اساسی در زمینه های گوناگون "علمی ، شبکه های ارتباطاتی و مواصلاتی " از جمله عواملی است که آمادگیهای بسیار وسیعی ،برای حرکت پر شتاب ترکشور بوجود آورده تا دهه چهارم که از امسال آغاز شده درپرتو برنامه ریزی و کار و تلاش مجدانه ، حقیقتاً به دهه پیشرفت و عدالت تبدیل شود .
حضرت آیت ا... خامنه ای با تاکید بر لزوم همراه بودن عدالت با پیشرفت ،کاهش فاصله های طبقاتی ، برابری در استفاده از امکانات و فرصتها و کاهش فاصله برخورداری مناطق مختلف کشوررا از جمله شاخص های حقیقی عدالت دانستند و افزودند : تحقق این آرزوهای بزرگ ، سخت ، اما شدنی است و باید با همت و اراده و تلاش همگانی به آنها برسیم .
ایشان در تشریح مصداقهای عدالت به، مبارزه جدی ، مستمر و پیگیر با فساد اقتصادی واجتماعی اشاره کردند و ، تحقق پیشرفت و عدالت را نیازمند وجود مدیرانی مومن ، شجاع ، با تدبیر ، مخلص ودارای عزم راسخ دانستند
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تاکیدی که در پیام نوروزی بر لزوم اصلاح الگوی مصرف داشته اند ، افزودند : این حرکت ، گامی اساسی در روند پیشرفت و عدالت است چرا که بیماری اسراف ، از لحاظ اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ، آسیبها و مشکلات گوناگونی بوجود آورده و آینده کشور را تهدید می کند .
ایشان ، صرفه جویی را درست مصرف کردن و مصرف کارآمد و ثمر بخش خواندند و افزودند : باید اعتراف کنیم که عادتها ، سنتها و روشهای غلط ، زیاده روی در مصرف را بدنیال اورده و نسبت میان تولید و مصرف را ، به ضرر تولید برهم زده است ، به گونه ای که یک سوم نان تولیدی و حداقل یک پنجم آب مصرفی،که با آن همه مشکلات و دشواریها تهیه می شود عملاً به هدر می رود ، متوسط مجموع انرژی مصرفی در ایران ، بیش از 2 برابر متوسط جهانی شده و شاخص شدت انرژی در کشور ما یعنی نسبت انرژی مصرف شده به کالای تولید شده ، متاسفانه 8 برابر کشورهای پیشرفته است .
رهبر انقلاب ، اصلاح الگوی مصرف وپرهیز از اسراف را مسئله ای دینی وعقلی بر شمردند ودر بحث
اسراف در سطح ملی و درسطوح مسئولیتی به شبکه های فرسوده انتقال آب و برق ، مصارف بی رویه در سازمانها ،سفرهای بیهوده و نگاه تجملی مسئولان اشاره کردند.
رهبر انقلاب اسلامی در جمع بندی این بخش از سخنان تاکید کردند : مقابله با اسراف و صرفه جویی صحیح ، با حرف امکان پذیر نیست و قوای مقننه و مجریه موظفند با قانونگذاری صحیح و اجرا و پیگیری قاطعانه ، الگوی مصرف را از " تولید تا مصرف و باز یافت " اصلاح کنند
بخش دیگری از سخنان مهم حضرت آیت ا... خامنه ای در اجتماع عظیم زائران حرم رضوی به موضوع دهمین انتخابات ریاست جمهوری اختصاص داشت .
ایشان ، انتخابات را یکی از پایه های نظام اسلامی برشمردند و افزودند مردمسالاری دینی با حرف ایجاد نمی شود بلکه نیازمند شرکت و حضور و اراده ملت و ارتباط " فکری ، عقلانی و عاطفی مردم " با تحولات کشور است و تحقق این مسئله جز با انتخابات صحیح ، همگانی و مشارکت وسیع مردم ممکن نیست .
رهبر انقلاب اسلامی افزودند : انتخابات سرمایه گذاری عظیم و سپرده گذاری ملت برای اداره صحیح کشور و دستیابی به آینده ای روشن است ، و هر رأیی که به صندوق ریخته می شود اهمیت دارد وبه این سرمایه گذاری ملی می افزاید .
حضرت ایت ا..خامنه ای در بحث انتخابات نکاتی را نیز به نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری خاطر نشان کردند
ایشان خطاب به نامزدهای فعلی و اتی انتخابات افزودند : توجه کنید که انتخابات فقط ابزاری برای در دست گرفتن قدرت نیست بلکه وسیله ای است برای ارتقای توان کشور ، افزایش اقتدار ملی و آبرومند کردن ملت ، بنابراین در تبلیغات و رفتار خود به این مسائل اهمیت دهید و مبادا کسی در فعالیت انتخاباتی خود به گونه ای حرف بزند و رفتار کند که دشمن را به طمع بیاندازد .
رقابت و نقد منصفانه از دیگر نکاتی بود که رهبر انقلاب به نامزدهای دهمین انتخابات ریاست جمهوری توصیه کردند و افزودند : هر یک از شما حتماً حرفی دارید و طبعاً حرف فرد مقابل را رد می کنید اما دراین روند از جاده انصاف خارج نشوید وبه کتمان حقایق نپردازید.
حضرت آیت ا... خامنه ای همچنین با اشاره به باز بودن میدان حضور درعرصه انتخابات ریاست جمهوری برای همه ،خاطر نشان کردند نامزدها خود را به مردم عرضه کنند تا مردم با هوشیاری هر گونه که تشخیص می دهند عمل کنند.
ایشان با انتقاد از برخی که بیهوده تلاش می کنند از هم اکنون انتخابات 22 خرداد ریاست جمهوری را در ذهن مردم خدشه دار کنند افزودند : تاکنون حدود 30 انتخابات در کشور برگزار شده و مسئولان وقت رسماً سلامت و صحت انتخابات را تضمین کرده اند و به همین علت مردم تحت تاثیر حرفهایی که تلاش می کنند انتخابات ریاست جمهوری را از هم اکنون متزلزل وخدشه دار جلوه دهند قرار نمی گیرند .
آیت الله خامنه ای افزودند : بنده نیز به مسئولان تاکید می کنم که حتماً انتخابات را سالم و با امانت داری کامل برگزار کنند و بگونه ای عمل شود که دست نامزدها باز باشد و مردم نیز با حضور پر شور خود ، هر که را خواستند آزادانه انتخاب کنند.
رهبر انقلاب اسلامی درباره موضع رهبری در انتخابات خاطر نشان کردند همیشه گمانه زنی ها و شایعاتی در این زمینه بوده و خواهد بود اما بنده یک رأی دارم که در صندوق می اندازم و به هیچ کس هم نمی گویم که به چه کسی رأی بدهد یا ندهد ، چرا که تشخیص این مسئله برعهده خود مردم است .
ایشان افزودند : گاهی که از دولت دفاع و حمایت می کنم برخی معنایی ناصحیح برای این مسئله جعل می کنند در حالیکه من براساس وظیفه همیشه از دولتهاوخدمتگزاران کشور حمایت کرده ام بخصوص هنگامی که می بینم دولتی بیشتر به محرومان رسیدگی می کند و در مقابل ظلم و استکبار می ایستد و مورد تهاجم غیر منصفانه نیزقرار می گیرد ،اما این سخنان و رفتار بنده ربطی به انتخابات ندارد و اعلام موضع انتخاباتی نیست .
رهبر انقلاب اسلامی در بخش پایانی سخنانشان در اجتماع عظیم زائران حرم رضوی به موضوع ایران و آمریکا پرداختند.
ایشان مواجهه و نوع تعامل با دولت ایالات متحده امریکا را از اول انقلاب آزمونی بزرگ برای ملت ایران و جمهوری اسلامی خواندند و با اشاره به بدرفتاری و دشمنی مستمر دولتمردان آمریکایی چه جمهوریخواه و چه دمکرات با انقلاب اسلامی و ملت ایران افزودند : تحریک مخالفین و کمک به حرکتهای تجزیه طلبانه و تروریستی نخستین کار آمریکاییها در خصومت با جمهوری اسلامی بود که این سیاست هنوز هم بر اساس اطلاعات کاملاً موثق ،با ارتباط عناصر آمریکایی با عناصر شرور مناطق مرزی ایران و پاکستان ادامه دارد .
حضرت آیت ا... خامنه ای تصرف ومسدود کردن میلیاردها دلاردارایی و اجناس و اموال ملت ایران ، چراغ سبز به صدام برای حمله به ایران و حمایت همه جانبه از رژیم بعثی در طول 8 سال جنگ تحمیلی که منجر به شهادت حدود 300 هزار نفر از جوانان این سرزمین شد ،و فاجعه آفرینی در حمله موشکی به هواپیمای مسافربری ایران در سال آخر جنگ تحمیلی و قتل عام حدود سیصد زن و مرد و کودک را ازدیگر اقدامات خصمانه دولت آمریکا در قبال ملت ایران برشمردند و افزودند آیا ملت ایران می تواند این مسائل را فراموش کند ؟.
ایشان با اشاره به سی سال تحریم ملت ایران ،حمایت واشنگتن از تروریستهای جنایتکاری که تعداد زیادی را در ایران ترور کرده اند، تشنج آفرینی در منطقه ، حمایت بی قید و شرط از جنایتکاران صهیونیست و تهدید مکرر ایران به حمله نظامی را از جمله نشانه های خصومت بی وقفه امریکا با ملت ایران دانستند و افزودند : مسئولان آمریکایی در سی سال گدشته ، بارها و بارها به ملت و مسئولان ایرانی اهانت کرده اند و حتی برخی از آنها خواستار ریشه کن کردن این ملت بزرگ و با شرافت شده اند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به روی کار آمدن رئیس جمهور و دولت جدید در آمریکا افزودند : آنها می گویند بسوی ایران دست دراز کرده ایم و ما می گوییم اگر امریکادرزیر دستکش مخملی ،دستی چدنی را پنهان کرده باشداین اقدام هیچ معناو ارزشی ندارد.
حضرت آیت ا... خامنه ای با اشاره به اقدام مسئولان آمریکا در تبریک عید نوروز به مردم ایران افزودند : حتی در همین پیام تبریک نیز ملت ایران طرفدار تروریست و دنبال سلاح هسته ای خوانده شده است آیا این تبریک است یا دنباله همان اتهامات ؟
رهبر انقلاب اسلامی افزودند : نمی دانیم چه کسی واقعا در امریکا تصمیم گیر است ، رئیس جمهور یا کنگره و یا عناصر پشت پرده ، اما در هر حال تاکید می کنیم که ملت ایران درباره مسائل مربوط به خود اهل محاسبه و منطق است و احساساتی نمی شود .
ایشان با اشاره به موضوع مذاکره و شعار رئیس جمهور جدید آمریکا یعنی تغییر افزودند : اگر واقعا چیزی جز بخش اندکی از ادبیات شما تغییر کرده است نشان دهید .آیا دشمنی شما با ملت ایران پایان یافته ؟، داراییهای ایران را آزاد کرده اید ؟ ، تحریمها را برداشته اید ؟، از لجن پراکنی و تبلیغات سوء دست برداشته اید ؟ ، دفاع بی قید و شرط ار رژیم صهیونیستی را پایان داده اید ؟.
حضرت ایت ا... خامنه ای تاکید کردند :تغییر نباید لفاظی و با نیت ناسالم باشد و اگر می خواهید ضمن حفظ همان اهداف قبلی ، فقط سیاستها و تاکتیکهارا عوض کنید این یک خدعه است نه تغییر و اگر تغییر واقعی مورد نظر شماست باید در عمل مشاهده شود وبه هر حال همه مسئولان آمریکایی و دیگران بدانند که ملت ایران را نمی شود فریب داد یا ترساند .
ایشا ن با اشاره به ناچاری مقامات آمریکایی برای ایجاد تغییر در این کشور خاطر نشان کردند
: اگر تغییر نکنید مطمئن باشید سنتهای الهی و ملتها، شما را تغییر خواهند داد.
رهبر انقلاب اسلامی ، با توصیه به مقامات امریکایی برای تحقیق وتامل در چرایی منفور بودن این کشور در افکار عمومی جهان ،ادامه سیاستهای مستکبرانه ، تلاش برای تحمیل اراده خود بر ملتها و برخورد دوگانه با مسائل مختلف را از جمله علل این واقعیت دانستند و خطاب به مسئولان آمریکایی افزودند : از این واقعیات عبرت بگیرید ، برای خیر و صلاح خودتان و کشورتان از اینگونه سیاستها و رفتار دست بردارید که در این صورت چهره شما در افکار عمومی بتدریج تغییر خواهد کرد.
ایشان افزودند : در حرفهای من به دقت تامل کنید البته آنها را به صهیونیستها ندهید که برایتان ترجمه کنند بلکه با انسانهای صالح مشورت کنید .
حضرت ایت ا..خامنه ای در جمع بندی این بخش از سخنانشان افزودند : حرف ما این است که تا وقتی دولت آمریکا روشها ، سیاستها ،اقدامات و جهت گیریهای خصمانه سی سال گذشته را دنبال می کند ملت ما نیزهمان ملت سی سال گذشته است که روز بروز قوی تر ،ابدیده تر وبا تجربه تر شده است . رهبر انقلاب افزودند : ملت ما از اینکه با زبان تهدید و تطمیع با او صحبت کنند بدش می آید البته ما سابقه ای از رئیس جمهور و دولت جدید امریکا نداریم بنا براین بر اساس عملکرد آنها قضاوت می کنیم .
حضرت ایت ا... خامنه ای در پایان سخنانشان با ابراز تأسف و تالم عمیق از درگذشت همسر گرامی امام خمینی (ره) و تسلیت رحلت این بانوی مکرمه به ملت ایران و بازماندگان بیت شریف امام افزودند : این شخصیت برجسته ، در همه آزمایشهای دشوار با صبر و استقامت در کنار امام قرار داشت و از خداوند متعال مسئلت می کنیم امام راحل ، همسر معظمشان و فرزندانشان رابا اولیای الهی محشور فرماید وملت ما را همیشه قدر دان امام بزرگوار قرار دهد.
دراین دیدار پیش از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت ا... واعظ طبسی نماینده ولی فقیه در خراسان و تولیت استان قدس رضوی در سخنانی با تبریک عید نوروز نامگذاری سال جدید را به نام سال اصلاح الگوی مصرف فرصت مناسبی برای شتاب بخشیدن به حرکت مدبرانه در مسیر تحقق اهداف سند چشم انداز 20 ساله برشمرد


from BBCPersian.com | جهان | Persian News index


امروز رهبری صراحتا گفتند:
"بنده یک رای دارم و آن را در صندوق می اندازم و به هیچکس دیگه هم نخواهم گفت که به کی رای دهید و به کی رای ندهید. این تشخیص خود مردم است."
دو سه روز پیش از دوم خرداد 76 نیز رهبری چنین سخنی را گفته بودند. آن زمان سخن از حمایت ایشان از اقای ناطق نوری بود و امروز گمانه زنی ها از حمایت ایشان از آقای احمدی نژاد حکایت داشت که هر دو کمی پیش از انتخابات رد شد.


رهبری :
مردم سالاری دینی یکی از پایه های اصلی کشور است.
مردم سالاری دینی را باید خیلی قدر بدانید.
انتخابات یک سرمایه گذاری عظیم ملت ایران است.
در مورد انتخابات:
رد و ایران فی نفسه اشکالی ندارد، مشروط بر آنکه بی انصافی و کتمان حقیقت نباشد. میدان برای همه باز است. بیایند در میدان انتخابات عرصه کنند. اختیار با مردم است. مردم هر جور فهمیدند و تشخیص دادند، ان شاء الله همان جور عمل خواهند کرد.
موضع رهبری در باره انتخابات:
بنده یک رای دارم و آن را در صندوق می اندازم و به هیچکس دیگه هم نخواهم گفت که به کی رای دهید و به کی رای ندهید. این تشخیص خود مردم است.
من از دولتها همیشه دفاع میکنم
=====================
رهبری گمانه زنی ها در باره حمایت ایشان از کاندیدای خاص را رد کردند.


وزیرانی که در دولت بعدی احمدی نژاد نخواهند ماند
بر اساس این اخبار در صورتی که احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری دهم پیروز شود کابینه وی با تحولات اساسی نسبت به کابینه نهم وبرو خواهدشد.
شنیده می شود محمد جهرمی و صفار هرندی و سعیدی کیا وزیران کار، ارشاد و مسکن حتی در صورت دعوت به عضویت در دولت آن را نخواهند پذیرفت. به علاوه برخی از وزیران کنونی مورد رضایت رئیس جمهور نیستند و به دولت دعوت نمی شوند.منوچهر متکی،محمدرضا اسکندری، نوذری، پرویز زاهدی و مسعود میرکاظمی وزیران خارجه، جهادکشاورزی،نفت، علوم و بازرگانی از این جمله اند.
در این حال گفته شده است نقش حلقه اول یاران رئیس جمهور از جمله سعیدلو، هاشمی ثمره و علی آبادی گسترده تر خواهد شد.
ناظران سیاسی در عین حال احتمال می دهند مجلس هشتم برخوردی جدی تر و تندتر از مجلس قبل با وزرای معرفی شده خواهد داشت.


لینک مطلب:
عماد افروغ: در صورتی که احمدی نژاد تنها بیاید آرای اصولگرایان بین موسوی و کروبی پخش می شود
افروغ افزوده است: من به هیچ وجه قصد آمدن ندارم، چرا که کار من وارد شدن به امور اجرایی نیست ولی وقتی میبینم میخواهند با لطایفالحیل مختلف، با تمسک به ابر و باد و مه و خورشید و فلک یک نفر را به اردوگاه تحمیل کنند، اینجا یک نفر باید جرات کند، بیاید و این فضا را بشکند. منتظرم دیگران بیایند، کسانی که داعیه و عده دارند. ولی وقتی با تهدید و تطمیع و... آنها را میترسانند برای ورود، من در واژهنامهام ترسی نبوده است، میآیم و فضا را میشکنم تنها از باب اینکه بگویم چیزی بر ما تحمیل نمیشود. وی افزود منظورم از آمدن در اینصورت بود حتا اگر میل باطنیام هم نباشد، چراکه این توهین به شعور سیاسی مردم است که جریانات سیاسی آرا و نظرات مختلف مردم را ببینند و بگویند الا و لابد یک نفر بیش نیست. یعنی این همه اختلافی که ما میبینیم در اردوگاه اصولگرایان نادیده گرفته شود. چرا در حالی که اصلاحطلبان در ابتدا با 3 کاندیدا آمدند، اصولگرایان با کاندیداهای مختلف نیایند؟ بنا ندارم، اما اگر بیایم برای شکستن این تابو میآیم، بنا دارم فضا را هموار کنم برای حضور کاندیداهای مطرح اصولگرایی. وی در پاسخ به این سوال که آیا حضور وی و یا هر کاندیدای اصولگرای دیگر در کنار گزینهای که شما به آن اشاره داشتید باعث شکستهشدن آرای جناح راست نخواهد شد گفت خیر. کسانی که فکر میکنند با حضور یک کاندیدای دیگر در جبهه اصولگرایی آرا شکسته میشود اشتباه میکنند، چراکه حضور با یک کاندیدا باعث میشود تا آرای اصولگرایان که انتخابشان آن کاندیدای اصولگرا نیست به جبهه اصلاحات روانه شود، در حالیکه اگر کاندیدایی جامعتر، عمیقتر و دارای روشی متعادلتر و عقلانی وارد شود، خیلیها از بین اصولگرایان این کاندیدا را انتخاب میکنند نه اینکه مجبور شوند کاندیدایی در جبهه اصلاحطلبان را برای دادن رای انتخاب کنند. وی گفت تردید نکنید اگر احمدینژاد تنها کاندیدای اصولگرایان باشد بخشی از آرای اصولگرایان به سمت کروبی و برخی به سمت میرحسین موسوی متمایل میشوند.


انصراف خاتمی نقش زیادی در افزایش محبوبیت عمومی وی خواهد داشت ولی به هر حال شوک سیاسی سنگینی به بدنه فعالین سیاسی وارد کرد و موجب افزایش نگرانی ها از تداوم سیاست های تخریب کننده ی زیر ساختهای اقتصادی و فرهنگی و سیاسی کشور دارد.
اینکه خاتمی در نقش رهبر اصلاحات با گروههای وسیعی از مردم ارتباط خود را حفظ کند، مقدمه ای است که نتایج بسیار مبارکی را در پی خواهد داشت و حتما از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم ارزشمندتر خواهد بود.


در سالهای سازندگی، انتقادات زیادی از اقدامات آقای هاشمی رفسنجانی و وضعیت عمومی کشور از سوی بخشی از فعالین با سابقه انقلاب که گرایش ضد سرمایه داری داشتند، به عمل می آمد. یکی از دوستان که منتقد بی مهابای وضع موجود و لایه های مختلف حکومت بود، علیرغم سابقه ی طولانی خدمت در عرصه های حساس و تاثیرگذار سیاسی و غیره، ترجیح داده بود حساب زندگی و معیشت اش را جدا کند و تقریبا با رحلت امام ره از امور کناره گیری جدی کرد.
یکبار در گل فروشی که به راه انداخته بود از رویارویی اش با دوست متنفذ دیگری حرف میزد که از حضور شخصیت برجسته ای چون او در یک گل فروشی نسبتا حقیر تعجب میکرد. حاجی ... به شیخ ... گفت: گل فروش بهتر از ... است و به همین جهت انتخاب کرده ام.
... در سالهای اصلاحات به فعالیت اقتصادی اش مشغول بود و توسعه زیادی به امکاناتش داد و همچنان از فعالیتهای دولتی دور بود. در یکی از میهمانیهای دوستانه وی را دیدم که مشغول تبلیغ آقای احمدی نژاد است. باور نمیکردم. او که در نقد وضع موجود چنان بود، چگونه چنین انتخابی داشته باشد. اندکی با او صحبت کردم. قاطعانه در مخالفت با آقای هاشمی و حمایت از احمدی نژاد صحبت میکرد. در میان دوستان فعال و مبارزش او تنها چهره شاخصی بود که چنین انتخابی کرده بود و از این حیث مورد انتقاد شدید آنها بود ولی دوباره به مسیر مشترکی با همان شیخ ... رسیده بود.
امروز حاجی و شیح داوطلبانه و از سر وظیفه در خدمت دولت احمدی نژاد هستند. تعجب از بازی روزگار تمامی ندارد.
خدا عاقبت آنها و ما را ختم به خیر فرماید.


اکنون که جریان حمایت از احمدی نژاد باریک تر و نحیف تر میشود، بهتر میتوان به اهداف و ماهیت و کارکردهای لایه های مختلف حامیان احمدی نژاد پرداخت و ریزش آنها را در شرایط تقریبا چهار سال گذشته و ماههای آینده تحلیل کرد.
بی تردید مخالفت با هاشمی رفسنجانی و خاتمی و جریانات منتسب به آنان دو محور اصلی و تقریبا مشترک لایه های مختلف جریان احمدی نژاد محسوب میشود.


لینک مطلب:
آقای خاتمی انسان بااخلاقی است؛ اگرچه در عالم سیاست مرسوم و حاکم در جوامع، اخلاق جایی ندارد، ولی در ایران ما الحمدلله هنوز اخلاق در عالم سیاست وجود دارد و نقش مهمی در تصمیمگیریها دارد. برای همین به آن دوست عزیز گفتم که خاتمی کنار خواهد رفت
اصولا دوران تکروی و خودمحوری در جامعه ایران به پایان رسیده، و اگر جلوی آن گرفته نشود، خسارات عظیمی به بار میآورد.
اینکه من در نامهای به یکی از دوستان مطبوعاتی گفتم ایمان بدون تقوی خطرش از جاسوسی برای دشمن کمتر نیست، برای این بود که بیاخلاقی و عدم مسئولیت و تعهد در عرصه سیاست و خودمحوری و تکروی، میتواند جامعهای را با فاجعه روبهرو کند؛ ولی جاسوسی در یک بخش محدود از جامعه آسیب وارد میآورد. بنابراین کسانی که برای مقابله با جاسوسی تلاش میکنند، باید برای مقابله با بداخلاقی و خودمحوری در عرصه سیاست تلاش بیشتری انجام دهند


حمایت کردن از آقای احمدی نژاد از ابتدا دشوار بود ولی هر چه میگذرد این دشواری افزایش می یابد. در شرایطی که دیدگاهها و رفتار و نتایج تصمیمات احمدی نژاد و یاران اش روشن است، حمایت کردن از آقای احمدی نژاد یک چیزی بیش از شجاعت می طلبد.
البته کسانی که دارای اهداف و منافع و علائق مشترکی با دولت نهم هستند کم نیستند ولی ان شاء الله به لطف خدا در بهار 88 با احمدی نژاد و یاران و حامیانش یکجا خداحافظی میکنیم.


لینک مطلب:
چند نکته را باید پیشاپیش بیان کنم. یکی اینکه آقای احمدی نژاد به عنوان عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین حتی شورای مرکزی جمعیت ایثارگران، عضو این تشکل ها محسوب می شد و یک عنصر از غیب پیدا شده ای نیست که سابقۀ سیاسی نداشته باشد و ما او را به عنوان یک نیرو و پدیده غیر اصولگرا بشناسیم. لذا خودش بخشی از جریان اصولگرایی بوده است، دوم اینکه به نظر می رسد که انتقادات دکتر احمدی نژاد به تشکل های اصولگرا، بحث سنتی یا مدرن نیست بلکه از لحاظ ریشه های اجتماعی یا قدرت پیش بینی جریانات اجتماعی به آنها انتقادات دارد
نوع نگاه دکتر احمدی نژاد به عمق اجتماعی تشکل ها این است و به آن انتقاد دارد. من واقعاً درنیافتم که آیا انتقادش به اساس تحزب است یا به جایگاه اجتماعی احزاب به خصوص اصولگرا که ایشان نظر خاصی روی آنها دارد. البته حدس می زنم اگر ضد حزب بودند که عضو شورای مرکزی این دو حزب نمی شد


لینک مطلب:
بر اساس نتایج یک نظرسنجی اینترنتی شکست احمدی نژاد در انتخابات آینده قطعی است
۱۳۸۶۴نفر در طول یکماه در این نظر سنجی شرکت کردند، ۳۰۷۸ نفر معتقد هستند احمدی نژاد دوباره رییس جمهور میشود و ۹۵۹۵ نفر معتقد هستند احمدی نژاد شکست می خورد و تنها ۱۱۹۱ نفر گفتند نتیجه انتخابات قابل پیش بینی نیست


دعاوی شبه ارزشی و در واقع ضد ارزشی از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی مطرح بود و بی دلیل نبود که امام شدیدا به مساله نفاق و تظاهر و تملق حساسیت نشان میدادند و در اوج این مسیر با طرح مساله اسلام ناب محمدی، تمایز آن را با دعاوی دیگران به خوبی نشان دادند.
حضور میرحسین موسوی و سخنان روشنگر وی، پاسخی تمام عیار به شرارت های شبه ارزشی و در واقع ضد ارزشی کسانی است که با فرزندان و پیروان خط امام در طول دوازده سال گذشته شمشیر از رو بسته اند. باشد که خداوند به آنان و ما بازگشت به مسیر حق و انصاف را ارزانی فرماید.
خداحافظی با آقای احمدی نژاد و یاران و حامیانش در بهار ٨٨ حق مسلم ماست


لینک مطلب:
من به آنهایی که می خواهند برای انتخابات سر کار بیایند می گویم یا احمدی نژادی شوید یا کنار بروید


لینک مطلب:
این حرف درست است که آغاز برخی از این طرحها در دهه های اخیر بود اما نباید فراموش کرد که برای به ثمر رسیدن کارهای بزرگ، برخی اراده ها کارآمدتر و بعضی همتها نافذتر هستند


لینک مطلب:
در سی سال اخیر حتی یکروز نبوده است که مشکلات ملت و مسئولان را راحت گذاشته باشد اما پیشرفتهای بالاتر از حد متعارف و گاه باور نکردنی نشان می دهد که در ساختار نظام اسلامی ملت و دولت با امتزاج " فکری، عاطفی و اجتماعی" در مسیری صحیح حرکت می کنند و توانایی حل هر مشکلی را در حال و آینده دارند
حضرت آیتالله خامنهای دادن گزارشهای کاملا نادرست ویا آمیخته با اطلاعات غلط به بعضی از افراد تاثیرگذار در جامعه را از روشهای ایجاد ناامیدی از آینده برشمردند و افزودند: افق دید جامعه روشن و پرطراوت است و ملت و به ویژه جوانان منبعی سرشار از امید و حرکتند و مسئولان و اشخاص تاثیرگذار و دارای تریبون نباید با بی صبری و برخورد ناصحیح ذهن جامعه را در عرصه های مختلف به بدبینی و ناامیدی آلوده کنند.
رهبر انقلاب اسلامی در تحلیل وضع کنونی کشور افزودند: در برههای از زمان در همین خیابانهای تهران عدهای مغرض با همراهی عدهای از اراذل، چند روزی را با چراغ سبزی که از افرادی در ردههای خاصی از مسئولیت دریافت کرده بودند، جولان دادند و در آن برهه ضد انقلاب فعال شده بود؛ اما اکنون حرکت صحیح و معقول نظام و پیشرفتهای ایران، ضد انقلاب و حامیانش را غرق ناامیدی کرده است.
ایشان با اشاره به برخی پیشرفتهای فوق العاده کشور در عرصه های علمی افزودند: البته این حرف درست است که آغاز برخی از این طرحها در دهه های اخیر بوده است اما نباید فراموش کرد که برای به ثمر رسیدن کارهای بزرگ برخی اراده ها کارآمدتر و بعضی همتها نافذتر هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای با یاد آوری عکس العمل منفعلانه مخالفان پیشرفت ایران در قبال دستیابی جمهوری اسلامی به دانش و فناوری " تولید، پرتاب و بهره گیری از ماهواره" افزودند: این کار عظیم مانند بمب در دنیا صدا کرد و دانشمندان جهان را نیز به تواناییها و پیشرفت خیره کننده دانشمندان ایرانی آگاه ساخت.


لینک مطلب:
یک تحلیلگر مسایل سیاسی گفت: با توجه به دیدگاههای ارزشگرای میرحسین موسوی، حضور او در انتخابات میتواند بخش قابل توجهی از آرای سنتگرایان را به خود جلب کند و از آرای سبد انتخاباتی احمدینژاد قطعا کاسته خواهد شد.
غلامعلی دهقان با اشاره به اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی برای انتخابات ریاست جمهوری دهم، اظهار داشت: با فرض بقای مربع انتخاباتی -خاتمی، کروبی، موسوی و احمدینژاد- تا روز برگزاری انتخابات ریاست جمهوری - ۲۲ خرداد۸۸-، انتخاباتی دو مرحلهای قابل پیشبینی است


لینک مطلب:
مرتضی اصلاحچی: اگر محمود احمدی نژاد با طرح پرداخت یارانه نقدی تلاش کرد تا شعار "50 هزار تومانی" کروبی را تحقق بخشد، این بار اما شیخ مهدی کروبی است که می خواهد با طرح "اعطای سهام نفت"، شعار "پول نفت در سفره" احمدی نژاد را به منصه ظهور برساند.
دور پیشین انتخابات ریاست جمهوری شگفتی های بسیاری با خود به همرا داشت. چه، از میان کسانی که در نظر سنجی ها شانس شان از بقیه کمتر می نمود، یکی رئیس جمهور شد و دیگری آنقدر رای آورد که بتواند ادعا کند که او باید همراه با هاشمی رفسنجانی به دور دوم راه می یافت.
مهدی کروبی که در انتخابات قبلی با دلخوری از دوستانش وارد عرصه انتخابات شد با تیز بینی دریافت که در آن دوره نبض انتخاباتی مردم حول مسائل اقتصادی می چرخد بنابراین با طرح "5هزار تومان به هر نفر توانست با کسب آرای بسیار خود را به جایگاه سوم انتخابات برساند تا پدیده انتخابات نهم قلمداد گردد.
پس از انتخابات اما محمود احمدی نژاد تلاش کرد ذیل طرح هدفمند کردن یارانه ها و پرداخت نقدی آن به مردم به گونه ای طرح رقیب خود را عملیاتی کند و کروبی نیز بارها به این مسئله اشاره کرد که هدفمند کردن یارانه ها در اصل تغییر شکل یافته طرح انتخاباتی اوست.
به هر روی مجلس هشتم هدفمند کردن یارانه ها را از بودجه سال 88 حذف کرد تا محمود احمدی نژاد در آستانه انتخابات خلع سلاح شود. بسیاری بر این عقیده اند که تاخیر احمدی نژاد در اجرایی کردن این پروژه و عزم او برای تحقق آن در واپسین روزهای دوران زمامداری اش به این خاطر بود که او می خواست در آستانه انتخابات ریاست جمهوری با پرداخت پول نقد به مردم برگ برنده ای در مقابل رقیبانش داشته باشد. برگ برنده ای که شاید بتواند خاطرات تلخ اقتصادی چهار سال گذشته را از ذهن مردم پاک کند تا آنها مجاب شوند که بار دیگر او را به جایگاه ریاست قوه مجریه بازگردانند.
به هر حال کروبی دور پیش شعار 50 هزار تومان را طرح کرد اما نه خودش رئیس جمهور شد تا آنرا اجرایی کند و نه رقیبش که قصد داشت آنرا به شکلی دیگر تحقق بخشد در آن توفیقی دست پیدا کرد.
در این دوره از انتخابات گویا شیخ اصلاحات در تلاش است تا با طرح سهام نفت شعار رئیس جمهور فعلی را تحقق بخشد، شعاری که احمدی نژاد پس از انتخابات آنرا تکذیب کرد.
در دور نهم انتخابات ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد مطرح کرد که چرا وقتی نفت 5 دلار و یا 50 دلار است مردم تاثیر آنرا در زندگی خود احساس نمی کنند و باید نفت را به سفره های مردم فرستاد.
احمدی نژاد این حرف را زد اما در زمان او نفت حتی به 140دلار نیز رسید و مردم نه تنها تاثیری در زندگی خود احساس نکردند بلکه شرایط اقتصادی خود را بدتر از گذشته احساس کردند.
در طول چهار سال گذشته علی رغم افزایش سرسام آور قیمت نفت اما تورم شدید و بیکاری مردم را شدیدا آزار داد و این مسئله به حدی بود که حتی صدای افرادی از اردوگاه اصولگرایان نیز درآمد.
به نظر می رسد کروبی بار دیگر با یک تیز بینی دریافته است که در این دوره "پول نفت" می تواند سرنوشت انتخابات را تغییر دهد، به همین خاطر اینبار اومی خواهد تا از شعار رقیب علیه خودش استفاده کند.
از زمانی که نفت در ایران کشف شد مسئله پول حاصل از آن همواره محل بحث بود. اگرچه در قانون اساسی ایران تمام منابع زیر زمینی به خصوص نفت "ملی" هستند اما در عمل پول آن به نام ملت و به کام دولت است و تاکنون صرفا قسمتی از پول نفت تحت عنوان یارانه ها برای مردم خرج می شود و باقی آن در اختیار دولت قرار می گیرد اما دبیر کل حزب اعتماد ملی قصد دارد تا پس از صد سال از زمان کشف نفت مردم را نیز در سود حاصل از آن سهیم کند.
مهدی کروبی در بیانیه ای که طرح جدید خود را منتشر کرده است با اشاره به استفاده احمدی نژاد از طرح قبلی او، آورده است:« پیشبینی همین وضعیت بود که در انتخابات گذشته شعار توزیع درآمدهای نفتی را در قالب طرحی مطرح کردم. متاسفانه بسیاری از افراد ناآگاهانه و برخی نیز آگاهانه آن را مخدوش جلوه دادند - اگرچه واکنش مثبت جامعه به آن در گذر زمان بر همگان روشن شد به نحوی که طی ۴ سال اخیر بسیاری از مخالفان و منتقدین طرح مذکور، گام در همراهی با آن گذاشتند و برخی با همدلی و حسنظن راههای عملی برای اجرای آن طرح، ارائه کردند. برخی دیگر نیز کوشیدند با تغییر و مخدوش کردن اصول و مبانی آن طرح، طرح تحول اقتصادی را مطرح نمایند.
نقاط ضعف و انحرافی در طرح تحول بسیار زیاد است که میتوان به افزایش وابستگی مردم به دولت از طریق ورود درآمدهای نفتی به بودجه دولت و توزیع آن میان بخشی از مردم با اختیار و انتخاب دولت، بزرگتر شدن بیش از پیش دولت، گسترش فساد در نظام اداری کشور، افزایش نقدینگی و به تبع آن رشد فزاینده تورم اشاره کرد. علاوه بر آن، پرداخت این درآمدها به اقشار خاصی که دولت حق انتخاب آن را دارد، شائبه انتخاباتی بودن آن را مطرح میکند.طرحی که به نام طرح تحول اقتصادی و توزیع مستقیم یارانهها به بخشهایی از مردم مطرح شده و در مجلس در دست بررسی است، به طور خلاصه در جهت مخالف با ایده حل مشکل نفت است و اجرای آن خسارات و عوارض اساسی به دنبال خواهد داشت. این اقدام در شکل حاضر موجب افزایش رشد جمعیت میشود، که طی دو دهه گذشته سیاستهای موثری برای جلوگیری از رشد آن انجام شد و با اجرای برنامه حاضر ممکن است آثار مثبت آن سیاستها زایل گردد.»
دبیر کل حزب اعتماد ملی نقاط قوتی به شرح زیر برای طرح خود آورده است:« ۱- خارج کردن بخشی از نفت از بودجه دولت و اتکای حکومت به منابع مالیاتی و دیگر منابع.2- ایجاد توازن میان ملت و دولت، افزایش استقلال، اتکای به نفس میان مردم و افزایش حرمت و کرامت انسانی آن.3- کوچک کردن دولت و حذف بسیاری از بخشهای غیرمرتبط و زاید با وظیفه دولت.4- سرازیر شدن بخش مهمی از این درآمدها به سوی سرمایهگذاری و بازار سرمایه.5- ایجاد بستر مناسب برای خصوصیسازی و اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی.6- کمتاثیر بودن اجرای این سیاست در افزایش تورم و جهش قیمتها زیرا از طریق افزایش نقدینگی عمل نخواهد شد.7- تقویت هویت و وحدت ملی از طریق دریافت برابر مردم از ثروت مشاع آنان که کمک مهمی به امنیت کشور میکند.»
با توجه به طرح جالب کروبی که می تواند افراد بسیاری را برای رای دادن به او قانع کند، او می تواند رئیس جمهور بعدی ایران باشد منوط به اینکه اصلاح طلبان روی او به اجماع برسند و وی را به عنوان کاندیدای واحد خود مطرح کنند. اگرچه این امری است که با توجه به حضور افرادی چون خاتمی و میرحسین موسوی دست نیافتنی به نظر می رسد.


این عدد سه عجب عدد قشنگیه. سه سه تا نه تا!
خاتمی
کروبی
میرحسین موسوی
احمدی نژاد
قالیباف
...
اکبر اعلمی
...
...
...
...


لینک مطلب:
افروغ با بیان اینکه اگر برخی در اردوگاه اصولگرایان بخواهند به شیوه ای تصنعی سعی در قطبی نشان دادن فضای انتخابات دهم برخلاف جریانات سیاسی کشور و شور سیاسی مردم داشته باشند ،کاندیدای این انتخابات خواهم شد، اظهار داشت: اگر بخواهند با مصلحت اندیشی های خود کاندیدایی را به مردم تحمیل کنند در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام می کنم


لینک مطلب:
تحلیل غلامرضا ظریفیان از صریحتر شدن خاتمی
یاری: معاون وزیر علوم در دوران اصلاحات چارچوبهای اصولی دیدگاههای خاتمی را ثابت خواند و در عین حال بر این نکته تاکید کرد که شرایط موجد سبب شده که خاتمی بدون مداهنه و با صراحت بیشتری به بیان مواضع و نقد شرایط بپردازد.
غلامرضا ظریفیان در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری یاری، با بیان اینکه چارچوب های اصولی دیدگاه خاتمی تغییر نکرده است، گفت:«خاتمی همچنان به دفاع از اصل جمهوری اسلامی و ارائه قرائتی از نظام که با دیدگاه های امام منطبق است و در آن عدالت اجتماعی، آزادی، پیشرفت، دفاع از دینداری که با فعالیت اجتماعی و هویت ملی ما در تضاد نیست، احترام به حقوق شهروندان، وجود دارد، معتقد است و یکی از دلایل اصلی حضور وی در انتخابات نیز دفاع از این اصول است.»
وی شرایط فعلی جامعه را غیر قابل دفاع خواند و افزود:«نحوه مدیریت شرایط کنونی و استفاده از منابع مختلف و سرمایههای اجتماعی قابل دفاع نیست و به همین دلیل است که خاتمی در تشریح این شرایط دیدگاههای صریحتری دارد زیرا با شرایط فعلی نمیتوان با مداهنه روبرو شد.»
ظریفیان با تاکید بر اینکه کسی قصد تخریب ندارد، گفت:«اما شاخصهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی شرایط فعلی زیبنده جامعهای با هویت تاریخی غنی و انقلابی با داشتن رهبری مانند امام و مردمی مانند ملت ایران نیست. جامعهای که پشتوانه 120ساله حضور در اصلاحطلبی برای احیای هویت ملی و دینی، دموکراسی، آزادی و حرمت انسان دارد.»
وی تصریح کرد:«نخبگان و مردم امید دارند برای تغییر و بهبود وضع موجود صریحتر و روشنتر و شفافتر صحبت شود و صحبت در پردهای از ابهام، رودربایستی، ملاحظه کاریهای غیر ضرور و مصلحت اندیشی های غیر لازم را نمیپسندند. اگر مردم متوجه شوند کسی در پی مدیریت تغییر وضعیت موجود با احترام به ارزشها و هویت ملی و دینی و نقد شرایط است اعتماد نخبگان و مردم را بیشتر بر میانگیزد و در حضور آنها برای تصمیمگیری و تصمیمسازی موثر است.»
رییس کمیته دانشجویی ستاد انتخاباتی خاتمی با بیان اینکه انسان ها از دو رسانه استفاده میکنند، گفت:«یکی از این رسانهها رسانههای مرسوم و متعارف است و یکی هم وجدان انسانها. به طور مثال در ایران تیزبینیها و تیزهوشیها ویژگی جامعه ایرانی است و حتی اگر به دلایلی و در مقاطعی هم سکوت کند در صورت احساس نیاز، تحقیر یا خطر خود را نشان میدهد بدون اینکه کسی کار تبلیغاتی کند یا اقدام ویژهای انجام دهد.»
وی ادامه داد:«به نظر میرسد بخش مهمی از جامعه میل است شرایط را بهبود ببخشند و فضای فعلی را با لحاظ آرمانهای همیشگی تغییر دهند و شرایط مناسبتری در همین نظام ایجاد کنند.»
ظریفیان تصریح کرد:«سفر خاتمی به دو منطقه با بافت سنتی تر و بافت مدرن و شهریتر نشان داد که استقبال از وی در آن جامعه با بافت سنتی از آن جامعه با بافت مدرن کمتر نبود بنابراین می توان نتیجه گرفت هوش ایرانی در دورههایی احساس میکند باید پیوندی برقرار و تغییری ایجاد کند. اما به هر حال باید منتظر آینده بود تا همه چیز محک بخورد.»


کاندیدا شدن خاتمی و کروبی و دیگر کاندیداهای اصلاح طلب و اصولگرا در چارچوب ملاحظات متنوع دینی و سیاسی و فکری قابل ارزیابی است. چرا که اینان و آنان فعالین سیاسی هستند. ولی حضور مهندس موسوی معنایی متفاوت دارد.
حضور وی انتقادی آشکار به مسیری است که جامعه ما از نظر اقتصادی و سیاسی و اجتماعی پیموده است و البته تاکید و نگرانی اصلی وی به شرایط کشور در دوران اصلاحات نبوده است و به همین دلیل نیز در انتخابات دولت هشتم شرکت نکرد و حتی در دوره نهم نیز نگران تداوم شرایط پیشین نبود ولی با ظهور احمدی نژاد که محصول مجموعه تحولات جامعه ایرانی در سالهای پیش از آن است، شرایط تغییر کرد و امروز میرحسین موسوی از سر تکلیف و وظیفه به صحنه آمده است و
اانتقاد وی متوجه همه سطوح تصمیم گیری و اجرایی کشور میشود.
پتانسیل رشد و پایداری گفتمان عدالت محور و آزادی خواهانه میرحسین به دلیل صداقت تجربه شده وی و شرایط چهار سال اخیر کشور بسیار است.
گویا میرحسین موسوی فریاد میزند:
در این بیست سال چه کرده اید؟!


ظهور احمدی نژاد در عرصه سیاسی کشور و نقش آفرینی وی در سطح ریاست جمهوری اسلامی ایران، موضوع دهها هزار اظهار نظر و ارزیابی و قضاوت بوده و خواهد بود.
از محاسن این حادثه، اعتماد به نفسی است که در همه برای پیمودن مسیر ترقی سیاسی ایجاد میکند و از مضار آن، الگو شدن پذیرش مسئولیتهای سنگین بدون وجود توانایی لازم است.
در فرهنگ دینی ما پذیرش مسئولیت امر پسندیده ای است ولی پذیرش مسئولیت در مرتبه پس از آگاهی و تخصص و حتی به صورت واجب کفایی مطرح میشود.
==============
مهندس میرحسین موسوی و دیگر کاندیداهای اصلاح طلب ارشد به عرصه انتخابات بر اساس تدبیر و تعهد و تخصص و تجربه و تکلیف و وظیفه وارد شده اند و مبانی نظری این تکلیف را به خوبی روشن کرده اند.


لینک مطلب:
حجم بالای نامههای مردم به دولت جای فخر ندارد زیرا این نامهها گویای تورم، گرانی، بیکاری، عدم سرمایهگذاری مطلوب در سالهای گذشته است, والا کسی برای تصدق نامهای ننوشته است


احمد توکلی در خلال تذکری اعلام کرد: دولت حساب ذخیره ارزی را خالی کرده است. به گزارش ایلنا, رئیس مرکز پژوهشهای مجلس هنگام بررسی بند 10 لایحه بودجه 88 که اجازه هزینه 286 هزار میلیارد ریال از منابع حاصل از صادرات نفت را به دولت میداد, متذکر شد: دولت باید تمامی درآمدهای حاصل از صادرات نفت را به حساب ذخیره ارزی بریزد و منابع هزینهای را نیز از آن برداشت کند.
وی با اشاره به تاکید قانون برنامه چهارم بر این مساله, یادآور شد که دولت نمیتواند پیش از واریز درآمدهای نفتی به حساب ذخیره, اقدام به هزینه آن کند. توکلی با بیان اینکه تاکنون دولت حساب ذخیره ارزی را خالی کرده است، یادآور شد: 40 درصد از منابع این صندوق باید صرف وامدهی به بخش خصوصی شود و نباید تمام آن در اختیار دولت قرار گیرد.
نماینده تهران این درخواست دولت را خلاف قانون برنامه دانست و یادآور شد که تغییر قانون برنامه نیازمند دو سوم آرای کل نمایندگان است. رئیس مجلس این تذکر را وارد دانست اما به واسطه اخطار قانون اساسی که از سوی علیاصغر یوسفنژاد نماینده ساری داده شد, اصل این بند مغایر با قانون اساسی دانسته و رای به حذف آن داده شد.


لینک مطلب:
این روزنامه دولتی در ادامه این جریان به رهبری هاشمی رفسنجانی را متهم می کند که در گذشته توسط «مشارکتی های افراطی و نهضتی های آمریکایی» قصد داشته است «حاکمیت دوگانه» را محقق سازد. مدعی است با توجه به شکست آن پروژه روش دیگری را پیموده است:« با جذب افراد خوشنام و ساده دل و یارگیرى از میان چهره هاى موجه دینى و سیاسى پروژه «حاکمیت دوگانه» را - نه به دست مشارکتى هاى افراطى و نهضتى هاى امریکایى - بلکه با همراهى عده اى از خودى ها به سرانجام برساند و درواقع پروژه نیمه تمام تندروهاى مدعى اصلاحات را اما درجهت اهداف نفسانى و فردمحور تکمیل کند.»


لینک مطلب:
آنچه که در لایحه بودجه 88 آمده است از منظر سلطه بی چون چرای کوته نگری حتی در دوره عملکرد دولت نهم هم بی سابقه است. اگر بخواهیم با دست اندرکاران اقتصادی از موضع امر به معروف و نهی از منکر که کاملاً همراستا با موضع مشفقانه کارشناسی است؛ سخن بگوییم ، باید به آن ها گفت: افق دید خود را وسیع کنند؛ به بیان دیگر قیامت را هم جدی بگیرند؛ دیگر آمار متناقض و تحلیل های غیرواقعی ارائه ندهند و رفتارهای نمایشی و به تعبیر خودشان زودبازده را نسبت به رفتارهای پایدار و ثمربخش ترجیح ندهند.


لینک مطلب:
«به نظرم علاوه بر احمدی نژاد از اصولگرایان افراد دیگری نیز در صحنه انتخابات حضور پیدا می کنند و از الان هم روشن است که بر خلاف تصورات ابتدایی، آقای احمدی نژاد اگر در انتخابات شرکت کند یقیقا می بازد. بخشی از جناح راست به این باور رسیده است و برای اینکه بازنده نباشند به دنبال کاندیدای دیگری هستند ولی به نظر نمی آید احمدی نژاد پا پس بکشد، بنابراین اگر اجماعی هم حاصل شود حداکثری نخواهد بود و ما باید شاهد کاندیداهای دیگری نیز در میان اصولگرایان باشیم. ارزیابی ها بیشتر مشخص می کند که احمدی نژاد پایگاه چندانی در بین جامعه ندارد و در انتخابات از پیش باخته است.»


در ابتدا محمدعلی نجفی با اشاره به اینکه کشور تقریباً در همه وجوه اقتصاد با مشکلات و عدم تعادل های زیادی روبه رو است، گفت؛ بخشی از این عدم تعادل ها از مسائل مزمن اقتصاد کشور ناشی می شود. باید به صورت منصفانه یی قبول داشت که اینها پیش از روی کار آمدن دولت نهم هم وجود داشته است. اما بخش دیگر ناشی از عملکرد و سیاست های اقتصادی دولت نهم است که عدم تعادل ها را دامن زده است. به عنوان نمونه افزایش غیرمنطقی نقدینگی در کشور، افزایش هزینه های دولت به خصوص در سال های 85 و 86، مساله تصمیم گیری های خلق الساعه در اقتصاد و نمونه بارز این تصمیمات نیز نرخ سود بانکی بود که چندین مرتبه بالا و پایین شد و در نهایت به این نتیجه رسیدند که از سال آینده با توجه به نرخ تورم، سود بانکی تعیین شود و نه به صورت دستوری.
رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه ادامه داد؛ به هر حال مجموعه سیاست ها و عملکرد دولت به این عدم تعادل ها به شدت دامن زد و موجب شد بسیاری از آثار این مسائل ساختاری و اقتصادی که می توانست چند سال دیگر ظاهر شود، در حال حاضر به وجود آید. یکی از دلایل این امر مساله سیاست های خارجی دولت بود. مثلاً فرض کنید تحریمی که در طول سه سال و نیم گذشته بر ما تحمیل شد، اگر بخواهیم منصفانه بررسی کنیم، قبل از این هم ایران با یک نوع تحریم مواجه بود اما آن تحریم تقریباً تحریم یکجانبه یی بود که امریکا به ایران وارد کرده بود. آن هم در ارتباط با بخشی از مسائل اقتصادی بود. کاری که دولت نهم انجام داد این بود که باعث شد آن تحریم یکجانبه غیرقانونی به یک تحریم همه جانبه قانونی تبدیل شود. به این ترتیب در حال حاضر ما در زمینه های مختلف از جمله بخش های مالی، پولی، علمی و تکنولوژیکی تحریم هستیم. این تحریم هم به صورت همه جانبه وجود دارد، به این معنا که همه کشورهای مهم دنیا در این تحریم دخیل و شریک هستند.


لینک مطلب:
اگر از این 280 میلیارد دلار دولت نهم طی چهار سال 60 میلیارد دلار برداشت می کرد 220 میلیارد دلار در حساب ذخیره ارزی ذخیره می شد


انتصابی در کار نبود. اشتباه و تفرقه اصلاح طلبان یعنی خودمان بود. ان شا’ الله تکرار نخواهد شد.
در هر انتخاباتی درصدی اعمال نفوذ افراد و جریانات و متنفذین و در راس همه اعمال نفوذ ها، اعمال نفوذ حکومت وجود دارد ولی در جمهوری اسلامی تا کنون هر جا اکثریت مردم متمرکز شده اند، نتیجه گرفته اند. این تمرکز از طریق رهبری مردم صورت میگیرد. در رای به جمهوری اسلامی و دوم خرداد ٧۶ شاهد چنین حضور پر شور و قاطعی بودیم. در انتخابات دیگر نیز در نهایت رای مردم نافذ بوده است، هر چند عدم حضور عده ای بعنوان کاندیدا و رای دهنده به بعضی انتخابات ها صدمه زده است.


لینک مطلب:
اقدامات شگفت انگیز دولت نهم تمامی ندارد.این دولت هر کاری بخواهدانجام می دهد و به هیچ کس هم پاسخگو نیست٬راه ندادن مهدی کروبی که سالها رئیس مجلس شورای اسلامی و از شخصیت های پر نفوذ نظام محسوب می شود٬به دانشگاه همدان از آن اتفاقات نادری است که هر تحلیلی را سالبه به انتفاع موضوع می کند٬چرا که خود خبر گویای همه چیز است.دولتی که در سفرهای استانی از همه امکانات برای تبلیغ خود استفاده می کند با بهانه و بی بهانه کوچکترین روزنه ای برای رقبایش باقی نمی گذارد تا با مردم سخن بگویند.
پاتک مهدی کروبی هم نشان داد او می داند چطور این محدویت را به نفع خود مصادره کند.پشت در ماندن بیش از صد سخنرانی بازتاب بیشتری می یابد و اقدامی که قرار بود فضا را به ضد او تنگ کند توجه گسترده افکار عمومی را برایش به ارمغان آورد.این اقدام نشان می دهد اصلاح طلبان درانتخابات راه دشواری را در پیش دارند و بسیار تدبیر٬خلاقیت و همراهی سخت کوشانه افکار عمومی را می طلبند تا این راه دشوار را آهسته آهسته بپمایند و با تنی خسته به مقصد برسند.ستادهای انتخابات باید راههای شناخته شده را فراموش کنند و با خلاقیت تیم رئیس جمهوری فعلی را در عرصه تبلیغات غافلگیر کنند.
بنظرمی رسد نامزدهای دیگر اصلاح طلب از جمله محمد خاتمی٬میرحسین موسوی و...باید تاحدودی قید سخنرانی های رسمی را بزنند و بطور بی واسطه هر جا مردم حضور دارند٬حاضر شوند و با آنها در کوچه و خیابان هم سخن شوند.این اقدام می تواند موجی را برانگیزد که شور انتخاباتی را تا اعماق جامعه بکشاند.با این اقدام دولت به ناچار عقب خواهد نشست و در مراکز رسمی و شناخته شده را به روی رقبا باز خواهد کرد.در بعضی از کشورها نامزدها و هوادارهایشان به در خانه های مردم می روند و می کوشند آنها را اقناع کند.این اتفاق اگر به سود دولت نباشد با داغ شدن فضای انتخاباتی کل نظام از آن سود خواهد برد و مناقع آنرا دیپلماتهای ایرانی در مذاکرات دشوار سیاسی فرامرزی حس خواهند کرد.


| به گزارش یزدآنلاین، به منظور بررسی در به تحقق رسیدن شعارهای انتخاباتی دولت نهم، 21 وعده انتخاباتی دکتر احمدی نژاد را که در سخنرانیهای ایشان عنوان شده، بدون هیچگونه تحلیل در ادامه آورده ایم و قضاوت در این باره به خوانندگان فهیم واگذار می شود. |
1- ما ایده ای را که دنبال می کنیم، شهرهای تخصصی است. این شدنی است. الان مشکل مسکن و اشتغال داریم... در حوزه اجرا شهرهای تخصصی شدنی است.
2- معتقد به تمرکز زدایی از تهران هستیم.
3- الان می پرسند چرا رفتی در کاخ ها نشستی. می گویند آبروی نظام است. از کجای اسلام این را استخراج کرده اید از کجای خواست مردم این را استخراج کردید.
4- دولت در عرصه فرهنگ باید حامی و هدایت گر باشد... دولت باید از معیشت هنرمندان حمایت کند و آنها بتوانند آزادانه حرفشان را بزنند. این شدنی است... در این عرصه سرمایه گذاری کردن هیچ ضرری ندارد.
5- آموزش عالی باید جهتش را عوض کند و موجودی علمی کشور را باور کند.
6- دانشگاهی که از فعالیت سیاسی خالی باشد، از ماموریت خود دور افتاده است... دانشگاه باید سئوال کند که آقای مدیر چرا در فضای عمومی کشور بی اعتمادی است... این می شود کار سیاسی پایه ای.
7- تفکیک جنسیتی ظلم به زنان است... شایسته سالاری در دولت خواهد بود.
8- بیش از ۴۰ درصد تردد در تهران از ماشین های دولتی است... روزانه ۴ میلیون لیتر بنزین در تهران مصرف می شود... دولت باید از خودش شروع کند... سازمان چای باید در شمال باشد. تاسیسات نفتی در جنوب. مس در کرمان باشد. اما اینجا است.
9- ما هیات دولت داریم اما اینها جزایر متفرقه اند... وزیر باید خود را در قالب دولت ببیند... باید یک همگرایی بین اعضای دولت باشد.
10- در کارخانجاتی که دست دولت است، ما مشکل بهره وری داریم.
11- سیاست خارجی تامین امنیت ملی و منافع ملی است. این ماموریت سفرای ما است... سیاست خارجی ما الان منفعل است. یک فشار کوچولو، آگراندیسمان بزرگنمایی می شود و به مردم منتقل می شود.
12- در شرایطی که یکی از کشورهای آمریکای جنوبی علیه کشور ما پرونده سازی می کرد و همزمان وزارت خارجه از ایران دفاع می کرد، یک وزارتخانه اقتصادی رفت و با آن کشور قرارداد یک میلیون دلاری بست. باید گفت نمی خرم. به چه دلیل هم علیه ما قطعنامه صادر می کنند و هم با ما قرارداد می بندند.
13- در سه ماه اول تشکیل دولت فضای عمومی کشور عوض خواهد شد. فضای کار و تلاش برای اعتماد از دست رفته بازیابی خواهد شد.
14- در یک سال پس از تشکیل دولت حتی سیاست های اقتصادی خود را نشان خواهد داد.
15- کاهش هزینه مسکن وظیفه دولت است. ما برنامه ای برای آن داریم.
16- در بحث دانشجویان اتفاق مهمی خواهد افتاد... هزینه تحصیل به شدت کاهش پیدا می کند.
17- از محل صرفه جویی شرکت های دولتی، آموزش و پرورش تامین خواهد شد... حتما این کار واگذاری آموزش و پرورش به شهرداری طبق برنامه سوم توسعه را می کنم، در همه کشور.
18- انتقاد یک موهبت الهی است. یک مدیری که نشنود مدیر نیست. منتقدین صد تا حرف می زنند. حتی اگر یکی از آنها مفید باشد، می ارزد که تمام آن صد حرف را گوش کنی. در کشور ما این گونه است که از صد حرف ۴۰ یا ۶۰ حرف آن به دردبخور است. این در دنیا خیلی زیاد است. این بزرگترین سرمایه یک کشور است. اگر کسی فکر کند که عقل کل است این نشان می دهد که هیچی نیست... دولت باید بشنود. بشنود، فرهنگ نقد ایجاد می شود... ما باید بپذیریم که یک خانواده ایم... اگر این احساس را در خود زنده نگه داریم آن وقت اگر یک ایرانی دیگر، چیزی بگوید، دیگر ناراحت نمی شویم.
19- مردم نوسان تغییر قیمت نفت را در زندگی خود باید ببینند. نفت می شود ۸ دلار زندگی همان است که بود. می شود ۵۰ دلار باز همان است. این شدنی است.
20- واقعا مشکل مملکت ما، مشکل موی بچه های ما است بچه ها می خواهند هر جور موی خود را بگذارند. به من و تو چه ربطی دارد. مردم سلایق گوناگون دارند... شان دولت این است شان مردم این است آیا مشکل مردم این است که فلان دختر، فلان لباس را بپوشد.
21- دولتی که در ارائه خدمات خط کشی کند، دولت مردمی نیست.


| تصمیم به آمدن و نیامدن جناب موسوی تا آنجایی که آقای احمدینژاد را میشناسم در تصمیم ایشان چندان تاثیر جدی نخواهد داشت. | |
|
آفتاب: مرتضی آقاتهرانی معتقد است احمدینژاد درمقابل میرحسین موسوی هم رای خوبی میآورد. |


اینکه ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات دهم شکل بگیرد یا نه، دغدغه ای است که در ذهن بسیاری و در نتیجه در رسانه های متنوع موجود منعکس می گردد. از شواهد معلوم است کهائتلاف صد در صدی در انتخابات این دوره ممکن نیست ولی بر خلاف دوره قبل، کاندیداهای متفرقه هر دو جناح تحت فشار شدید جناح خود برای پرهیز از حضور در انتخابات و شکستن آراء ولو اندک خواهند بود و جرئت حضور در عرصه رقابت را نخواهند داشت، مگر آنکه برای خویش آینده سیاسی متصور نباشند و یا چیزی برای از دست دادن نداشته باشند و یا از سوی جناح رقیب مورد حمایت جدی برای ایجاد شکاف باشند که در هر سه مورد به نتیجه ی نخواهند رسید.
حضور کاندیداهای رقیب اصلی ( خاتمی / کروبی / میرحسین موسوی / عبدالله نوری ) بین اصلاح طلبان وضعیتی متفاوت با حضور کاندیداهای رقیب اصلی بین اصولگرایان (احمدی نژاد / قالیباف ) دارد. اصلاح طلبان با حضور کاندیداها متنوع و با طراحی رقابت بی تخریب درون جناحی بر ظرفیت کلیت جناح سیاسی خود می افزایند و ناظرین را به اردوگاه خود میکشانند. علت این امر عمدتا در مظلومیت اصلاح طلبان در دوران اصلاحات و به ویژه چهار سال اخیر و بی تدبیری اصولگرایان نهفته است. در برابر اصولگرایان به دلیل شکست سیاستهایشان و زیر فشار افکار عمومی بودن، قادر به رقابت بی تخریب درون جناحی نیستند. ظرفیت زیاد خود تخریبی و دگر تخریبی اصولگرایان افراطی که از احمدی نژاد حمایت میکنند، مساله مهم دیگری است که باید به آن توجه ویژه داشت.


لینک مطلب:
محمد خوش چهره یکی از نمایندگان منتقد دولت گفت: اکنون در مقطعی نیستیم که بخواهیم کلیگویی کنیم و شعار بدهیم بلکه باید با عقلانیت و منطق, مشکلات را سپری کرد و در این زمان دیگر آزمون و خطا قابل قبول نیست که در سالهای جاری به کرات شاهد آن بودیم


لینک مطلب:
معاون مرکزاموربانوان: مشاغل خانگی برای زنان ایجادشود
میزان تجرد قطعی دربین زنانومردان افزایش یافته است
حضور زنان دربخشهایی بغیر از پزشکیوآموزشی ضروری نیست


مدیر میز: حاج محسن
اصلاح طلب: سحر http://cinderella22.persianblog.ir
اصولگرا: شاخ نبات http://elaheyenaz-s.blogfa.com
معرفی اعضای میز:
١-مدیر میز:حاج محسن فردی "خمینی مدار"است،یعنی نه تنها خمینی را یک فیلسوف ، عارف ، فقیه ، زاهد ، رهبر سیاسی و بنیان گزار انقلاب اسلامی میداند ، بلکه معتقد است خمینی ؛ بنیان گزار مکتبی است که حاج محسن آن مکتب را بستر حیات اجتماعی-عقیدتی خویش برگزیده است.
٢-اصلاح طلب:سحر اصلاح طلبی است طرفدار خاتمی و دانشجوی دانشکده خبر ، که با طرح سوالی از من -در یکسال پیش- با او آشنا شده ام. و البته که از پاسخ سوال او فعلا" عذرخواهی کرده ام.
٣-اصولگرا:شاخ نبات اصولگرایی است طرفدار احمدی نژاد و به تازگی دوره پیش دانشگاهی را پشت سرگذاشته است.سابقه آشنایی چند ماهه او با من حکایت از ذهن جستجوگر اوست.
مقدمه:
میز انقلاب با سوالی از جانب سحر آغاز شد. دوستان مختلفی در پاسخ به این سوال در این میزگفتگو حضور یافتند و جواب های متنوع و جالبی را عرضه کردند.که البته بر من واجب است که ضمن تشکر از همه آنان ، نظرم را در باره نظرات دوستان ارایه کنم. لیکن قبل از ورود به این مرحله ، از سحر دعوت کردم به آنها پاسخ بدهد و او نیز به پاسخگویی پرداخت. ولی مباحث ردّ و بدل شده بین او و شاخ نبات جدی تر از مباحث با سایرین بود. لذا دیدم حیف است که این گفتگوی زیبا -که نظرات دیگران را نیز تحت الشعاع قرار میدهد-بطور مستقل ارایه نشود.امیدوارم تکرار اولیه گفتگوی آن دو عزیز ، دقت بیشتر سایر دوستان را به همراه داشته باشد!
...


اگر این دولت به جای دولت اصلاحات بود که همه ارکان کشور به نوعی مطالباتی را مطرح میکردند، چه میکرد. رسانه ملی و روزنامه های دولتی در خدمت آن هستند و باز سخن از مشکل رسانه ای میگوید. علت این مساله را در تمامیت خواهی گروهی و باید جبران کرد و نه حتی تمامیت خواهی جناحی. اینکه به مجلس شورای اسلامی که در اختیار همفکران شان نیز هست اعتراض میکنند و تغییرات بودجه ای که آن نیز در موسسات و سازمانهای تحت مدیریت اصولگرایان اعم از قوه مجریه و غیر آن هزینه میشود را بر نمی تابند، از همین کم تحملی عام اصولگرایان ریشه میگیرد. البته کم تحملی دولت احمدی نژاد در این زمینه ها بیش از میانگین کم تحملی کلیت جریان اصولگراست.


با تغییر ساختار سیاسی کشور و حذف نخست وزیری از قانون اساسی، رئیس جمهور در کشور ما موقعیت قدرتمندی بدست آورد. وجود شخصیت هایی مانند آقای هاشمی و آقای خاتمی نیز بر اعتبار و جایگاه آن افزود. هرچند خاطره ی نخست وزیری میر حسین موسوی از ذهن و دل کسانی که دهه شصت را به یاد دارند، نیرود.
مجلس نیز که جایگاه بی مانندی داشت و در دوران ریاست آقای هاشمی و آقای کروبی قدرت بلامنازعی در کشور بود.
خاطره چنان دولتها و مجلسی در ذهن علاقمندان ایران اسلامی همچنان زنده است.
خداحافظی با آقای احمدی نژاد در بهار ٨٨ حق مسلم ماست


لینک خبر:
تهران- خبرگزاری کار ایران
روسای جمهوری اسلامی ایران و جیبوتی در مذاکرات مشترک هیأت های عالی رتبه دو کشور تصریح کردند: وحدت و همکاری هوشمندانه کشورهای اسلامی، توطئه دشمنان امت اسلام برای ایجاد تفرقه و سلطه بر مسلمانان را خنثی می کند.
به گزارش ایلنا ، محمود احمدی نژاد و «اسماعیل عمر گیله» با بیان اینکه مناسبات برپا شده بعد از جنگ دوم جهانی در همه بخش ها به پایان راه رسیده است، تأکید کردند: جمهوری اسلامی ایران و جیبوتی می توانند برای حل مشکلات جهان پیشگام شوند .
احمدی نژاد و «عمر گیله» با تأکید بر اینکه جهان درآستانه تحولات عظیم است


لینک مطلب:
اگر رییس جمهور باراک اوباما حقیقتا می خواهد روابط با تهران را بهبود بخشد، شاید که کار کردن با آقای احمدی نژاد بهترین گزینه اش باشد. آقای احمدی نژا د در یک سخنرانی به مناسبت سالگرد انقلاب اسلامی، رویدادی که به طور معمول برای لفاظی های ضد آمریکایی اختصاص دارد، آمادگی ایران را برای گفت و گو باایالات متحده اعلام کرد. انتخاب رییس جمهور جدید در خرداد ماه می تواند فرصتی نادر (گفت و گوی ایران و امریکا) را به کلی از بین ببرد



مسیر شکست های احمدی نژاد در انتخابات های قبل از انتخابات ریاست جمهوری نهم و نحوه پیروزی وی در این انتخابات میتواند موضوع بررسی و انتشار آثار قلمی جالبی باشد.
جالب تر آن است که وی تنها رئیس جمهور اسلامی ایران است که در دور دوم انتخابات موفق میشود و در واقع با رای اختصاصی حدود پنج شش میلیون نفر به ریاست جمهوری رسیده است.
در مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری رقیب جدی نبود و با ریزش رای (بی تفاوت ها و تحریمی ها) و انتقال رای (به هاشمی و قالیباف و مهر علیزاده) و شکست رای اصلاح طلبان (بین کروبی و معین)، به دور دوم رفت و در دور دوم نیز با هیچ کاندیدای اصلاح طلبی روبرو نبود.
همچنین یاران احمدی نژاد بر خلاف یاران خاتمی نتوانستند در شوراهای شهر و مجلس حضور تعیین کننده پیدا کند. با تجربه حکومت چهار ساله ی آقای احمدی نژاد میتوان مطمئن بود که ایشان رئیس جمهور آینده ایران نخواهند بود. ان شاء الله


لینک مطلب:
به عقیده رییس سابق مجلس، در شرایط فعلی اقتصادی از دولت چندان نمی توان انتظار جهش بودجه فرهنگ داشت
در شرایط فعلی اقتصادی اگر دولت بخواهد قانون مدیریت خدمات و یا هدفمند کردن یارانه ها را اجرا کند، خیلی گرفتاری خواهد داشت


رئیس جمهور کشور ما در دوران حکومت نزدیک به چهار ساله ی خود بارها و بارها در حوزه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی سخنانی گفته یا رفتاری کرده است که تعجب افکار عمومی داخلی و خارجی را برانگیخته است. اگر فهرستی از آنها تهیه شود، نشان خواهد داد که افزایش حضور آقای احمدی نژاد در رسانه ها و تبدیل شدن وی به یک رسانه قدرتمند و تاثیرگذار ناشی از چنین روندی است.
تاثیر گذاری آقای احمدی نژاد به نوع و سطحی است که اگر از چیز یا کسی حمایت کند، در تخریب آن نزد افکار عمومی بی بدیل و بسیار موثر است. به ظور مثال شخصیتهای بزرگواری چون خاتمی و کروبی، نزد مردم احترام زیادی داشته اند ولی با ظهور آقای احمدی نژاد، اعتبار و منزلت این دو به دلیل مخالفت صریح با احمدی نژاد و افکار و عملکردش، افزایش محسوسی یافته است.
موضوع تاثیرگذاری آقای احمدی نژاد عمیقا به رفتار و تصمیمات شخص وی و نه یاران و حامیانش بر میگردد. البته یاران و حامیان وی نیز به نسبت در این رفتار غیر متعارف سهیم هستند ولی قدرت و تاثیرگذاری آقای احمدی نژاد کاملا متفاوت است. لازم به ذکر است که رسانه های کاغذی و صدا و سیما و اینترنت و اس ام اس ها از جمله مهمترین ابزارهای انتقال این تاثیرگذاری هستند.


چرا آقای احمدی نژاد هولوکاست را انکار کرد؟ نه امام خمینی و شهید بهشتی و شهید مطهری و دیگر نویسندگان و محققان معتبر چنین ادعایی را مطرح نکرده اند. حتی روسای جمهوری ابتدای انقلاب یا مدیران و مسئولان کشور در دوران دفاع مقدس و عصر سازندگی و دوره اصلاحات، در فراز و نشیب های معارضه با غرب به این موضوع اشاره ای نکردند. محققان متعهد کشورمان سوال های زیادی را در باره ی آمار هولوکاست مطرح کرده اند و طبیعی است که یهودیان جهان و من جمله صهیونیستهای اسرائیلی تلاش بر بزرگنمایی دارند ولی چرا احمدی نژاد اساسا این حادثه را انکار کرد؟
پاسخ این سوال را باید از ایشان پرسید ولی روشن است که تاثیر این اقدام وی در جهان امروز بسیار بود و منجر به اجماع گسترده ای علیه کشور ما شد.
انکار صریح هولوکاست از مواردی بود که توجه جهانیان را به شدت به احمدی نژاد جلب کرد . همانگونه که اقدامات و رفتارهای وی توجه افکار عمومی را در داخل به وی جلب کرده است. رسانه های غربی برای انعکاس با آب و تاب نظرات وی در باره هولوکاست و بهره برداری های خاص خود هجوم آوردند و ایشان نیز مضایقه ای نداشتند.
اسرائیل و حامیان آن با مطرح کردن این ادعاها توانست بر تحرک خود در مجمع عمومی سازمان ملل و دیگر نهادهای بین المللی بیفزاید. اما چرا آخرالامر احمدی نژاد به نوعی از این ادعا عقب نشست؟
این سوال را نیز باید از آقای احمدی نژاد پرسید.
نکته دیگر آنکه وی از انکار یکسره ی هولوکاست دست کشیده است و صریحا گفته اند که اگر هم چنین حادثه ای بوده به غربی ها ربط دارد و خودشان از جیب خودشان جبران کنند نه از جیب فلسطین.
این موضوع شرایط را به دوران پیش از این ادعا باز نمیگرداند ولی تجربه ای پر هزینه و گرانقدر و عبرتی بزرگ خواهد بود.
وعده های عملی نشده و ادعاهای بی مبنا و سخنان انکار شده یا مسکوت گذارده شده تاثیر پایداری بر اعتماد ملی و افکار عمومی کشورمان خواهد گذاشت که مدیران اینده کشور سالها با آن دست به گریبان خواهند بود.


لینک مطلب:
علی مطهری نماینده مجلس گفت : وظیفه اصلی یک نماینده نظارت و پیگیری و انتقاد است .حمایت رهبری به جای خود و وظیفه نمایندگان به جای خود. مسائل را نباید با هم مخلوط بکنیم


واقعا چه کاری اولی تر از اصلاح خویش و کشور. نقش تصمیمات خطای دولت احمدی نژاد بر گسترش مشکلات اقتصادی و آسیب های اجتماعی فراوان آن، سالهای سال موضوع تحقیقات اجتماعی و انسانی خواهد بود.
خداحافظی با احمدی نژاد حق مسلم ماست


لینک مطلب:
نماینده مردم سنندج در نامهای بر تحریم سفر استانی دولت به کردستان تاکید کرد و گفت:«اگر نمایندگان مجلس حق موکلین خود را در هیات دولت نگیرند این حق در سفرهای دورهای عوام فریبانهشان به روستاها احقاق نخواهد شد و این راه عملی خدمت موکلین نیست و دیگر بس است این سفرهای پوچ و تهی که تاکنون حتی یک ریال هم برای روستایی دردمند نفعی نداشته، چون حق آنها با جولان زدن در روستاهاگرفته نمیشود و با این سفرهای روستایی پر وعده و وعید، پوچ و تهی و بدون بودجه و اعتبار چیزی محقق نمیشود، به آن ذات بیهمتا سوگند، مردم از عوام فریبی خسته شده اند و همه چیز را میفهمند اما بیان نمیکنند.»


خدایی هست و پاسخ دادنی در کار است. پناه بر خدا از هتاکان بی دانش
لینک مطلب:
فاطمه رجبی همسر سخنگوی دولت نهم و نویسنده هفتهنامه یالثارات متعلق به انصار حزبالله به سرمقاله کیهان واکنش نشان داد، او از خاتمی به عنوان مهره سوخته آمریکا یاد کرد و رئیس دولت اصلاحات و همفکرانش را «تروریست» و «آدمکش» خواند و تاکید کرد:«خاتمی ارزش ترور توسط مومنان را ندارد.»
متن کامل را در ادامه بخوانید و ببینید که چگونه انسان میتواند چشم بر حقیقت و انصاف ببندد و هتاکی کند
به گزارش پایگاه خبری یاری، متن کامل جدیدترین یادداشت فاطمه رجبی بدین شرح است:
نمیدانم در سرمقاله کیهان چه نوشته شد تا بهانه دست مغضوبین و مطرودین ملت یعنی اصلاحطلبان برانداز قرار گیرد؟ مثلاً مجمع روحانیون مبارز که محض رضای خدا نه «روحانیت» دارند و نه مبارزهاشان از مبارزه با اسلام و ایران فراتر میرود، اطلاعیه بدهند.
مگر نه آنکه برای عمل حرام خاتمی در «دست دادن با زنان» و «سفر ضد ملی و ننگین او به واشنگتن» همین گروه به «مبارزه با اسلام و انقلاب برخاستند» تا از خاتمی و نه، بلکه از «آمریکا و اسلامستیزی و مذهبسوزی دفاع کنند»؟ حال ممکن است یکی دو نفر در آن گروه مستثنی باشند. این را هم نمیدانم؟!
اما مسأله ترور خاتمی که به سر مقاله کیهان نسبت داده شده و پیرامون آن هیاهو، به چند توضیح نیازمند است:
1. خاتمی مهره سوخته آمریکاست که البته اینبار به دلیل افشا شدن پشتوانهای چون هاشمی رفسنجانی، سوختهتر شده است.
از این رو منهای رسوایی اعمال حرام و سجده به پیشگاه امریکا و انگلیس و شاید؟! مورد غضب و نفرت ملت است. ملت یعنی ایرانیان وطندوست، مسلمانان مؤمن و وفادار به ولایتفقیه و دوستداران عزت و اقتدار ملی! اوباش و بیبندوبارها و مذهبستیزان و ذلتپرستان و سرمایهخواران صنفی دیگر هستند.
2. تروریسم را باید معنا کرد و دانست چه کسی تروریست است؟ اصلاحطلبی برانداز با پیشزمینه «توسعه»، یک «تروریسم کامل ایمانی» است. 8سال حاکمیت سیاه خاتمی نشان داد که هدف این برنامه امریکایی چیزی جز ترور ایمانهای مردم نیست. از اینرو ترور شخصیت و اندیشه یکی از سر فصلهای عملی خاتمی و هواداران امریکایی او بود. نمونهای چون حضرت آیتالله مصباح کافی است تا این تروریستهای ایمانی برای همیشه سیاهروی باقی بمانند.
3. تروریسم به معنای مصطلح آن یعنی «آدمکشی» را هم میتوان در صف اصلاحطلبان به عینه دید؟! میپرسم واقعا متهمان پرونده انفجار نخستوزیری که به شهادت شهیدان باهنر و رجایی انجامید در کدام صف قرار دارند؟ آیا آنها طلایهدار حمایت و نامزدی خاتمی برای براندازی نیستند؟ آن «سازمان مخوف» که شهید بزرگوار، سید جلیلالقدر لاجوردی در وصیت نامهاش مسؤولان نظام را نسبت به حضور آنها در عرصه قدرت هشدار داد، تروریستهایی هستند که لاجوردی تا آخرین لحظات عمر آنها را متهم میدانست.
4. شهید لاجوردی در دوران پادشاهی خاتمی به شهادت رسید! این نکته چه معنایی دارد؟ قاتل یا قاتلان او که بودند؟ همین که گفته شد قاتل وی در آبادان دیده شده و مثلا کشته شده یا... کافی بود؟
5. هر چند «دینسوزی»، «مذهبستیزی»، «وطن فروشی»، «بیگانهپرستی» در نظر بسیاری از دینمردان و وطندوستان راهی جز «اعدام دینی و انقلابی» ندارد و «کسروی ملحد» و «منصور خیانتکار» دو نمونه از آنها هستند، و «رزمآرای انگلیسی» نمونه سوم؛ اما:
الف- «کسروی» که هر چند عمل خاتمی را نداشت و تا زمانی که لباس دین بر تن او بود، به حرام آشکار نیالود، اما رادمردی چون شهید نواب صفوی اعدامش کرد.
ب- منصور نخستوزیر خائن نیز توسط شهدای بزرگواری از خیل متدینیان حسینی علیهالسلام اعدام شد.
و این دو نفر با فتوای شرعی مجتهدانی بزرگوار مجازات شدند.
رزم آرا اگر توسط فدائیان اسلام اعدام شده باشد قطعا دارای حکم شرعی بوده، و اگر آنگونه که شبههافکنان تاریخنگار مطرح میکنند از سوی شاه کشته شده باشد، باز هم وجهی داشته است. آن وجه «ترس شاه از قدرت انگلیسی او بوده است که موجب از چشم افتادن نوکری شاه نزد انگلیسیها میشده است.»
آیا خاتمی حتی دارای قدرت رزمآراست که انگلیسیها و آمریکاییهای رقیب و در ردیف خود از او بترسند و به ترورش دست بزنند؟
همچنین وقتی دادگاه ویژه روحانیت حتی با شکایت گروههای مردمی، انجام وظیفه نکرد و خاتمی مجری عمل حرام را به دادگاه نکشانید، چگونه انتظار است کسی حکم اعدام او را بدهد تا متشرعان آن را اجرا کنند؟ غیرمتشرعان هم که دلبسته اویند. همینجا میگویم دادگاه ویژه فقط میتواند درخواستکنندگان سوال از هاشمی را به صلیب بکشاند و طلبه سیرجانی را زندانی و محکوم نماید. اجرشان با امام زمان صاحب اصلی کشور!
در نتیجه هر چند در روزگار 8 ساله سیاه حکومت خاتمی، حتی سیدالشهدا هم مورد تهاجم قرار گرفت، و حتی امام زمان عجلالله تعالی فرجه الشریف توسط برادر خاتمی – نعوذبالله - به استیضاح کشانیده شد و حتی... اما:
ارزش خاتمی کمتر از آن است که ترور شود یا اعدام انقلابی! او باید بماند. بار دیگر ماجرای هاشمی با همه غرور تکرار شود. صفوف مسلمانان او را متاسفانه در لباس دین به عنوان دینستیز عقب برانند و طرد کنند، مانند هاشمی!
او باید بماند تا روحانیت عظیمالشان بدون واهمه از خیل تروریست هواداران این دو نفر برای تعیین تکلیف کنند. چرا باید ترور شود؟ به لحاظ ارزشی که ندارد؟ یا آنکه برای پیشگیری از آبروریزیهایی که ممکن است در آینده بیشتر شود؟ در مورد این دومی احتمال دارد دوستارانش به صرافت بیافتند.
نکته پایانی آنکه «اسرائیل» آشکارا میگوید: «احمدینژاد باید ترور شود.»
امریکا آشکارا اعلان میکند: «هرکسی در ایران رأی بیاورد جز احمدینژاد.»
اصلاحطلبی برانداز به رهبری رفسنجانی امان و قرار از کف دادهاند تا احمدینژاد رأی نیاورد.
پرسش:
اگر آنچنانکه واقعیات جامعه نشان میدهد، بنا است تحریکات و تحرکات آمریکاییها و اسرائیلیها و مافیای داخلی رأی بیاورد، که چنین خواهد شد. انشاالله- چرا باید خاتمی ترور شود؟ مجمع روحانیون مبارز؟! یا آن سازمان مخوف یا مشارکت آمریکایی و به طور کلی مافیاگران برای مظلومنمایی و رأیآوری به دنبال حربهای دیگر بروند.
خاتمی را کسی از مؤمنان ترور نخواهد کرد. او ارزش این کار را ندارد و مؤمنان تروریست نیستند.


لینک مطلب:
رئیسجمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «بعضی ها امروز بیشتر خودشان را به شهید رجایی میچسبانند»، گفت:«شما باید ببینید چه کسانی میتوانند مدعی باشند که ادامه دهنده نام شهید بزرگی چون رجایی هستند و آیا گاهی اهانت نیست که از کسانی رفتارهایی سر میزند که درست بر خلاف روش، رویه و شخصیت و هویت شهید بزرگی مثل رجایی است اما خود را منتسب به رجایی بداند؟»
زیان مصرف بی رویه ارزشها از سرمایههای مادی به صورت بی رویه بیشتر است و خیلی ساده در جامعه ما، خدا، پیامبر، امام زمان(عج)، رهبری، ولایت فقیه و شهدا و ارزشها و نمادهایی که در جامعه وجود داشتند، در مسیر اغراض خاصی مصرف میشود که باید متاثر و نگران بود در این زمینه
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
بسم الله الرحمن الرحیم
من نمی دانم برگزاری این همایش با تدبیر و پیش بینی درستی بوده که در این موقعیت برگزار بشود یا یک تصادف است، ولی هر چه هست خیلی مناسب است که چند روز بعد از اربعین و در آستانه رحلت پیامبر عظیم الشان که معلم بزرگ بشریت بود و همچنین حضرت اباعبدالله، آموزگار توحید و اخلاق و فداکاری و انصاف و نیز فرزندان بزرگوار حضرت پیامبر(ص) حضرت امام حسن مجتبی سبط اکبر، حضرت علی بن موسی الرضا (ع) که همه معلمان بزرگ هستند، در این موقعیت برگزاری این کنگره به خاطر جایگاهی است که علم تحقیق و معلمی دارد و پیامبر هم در درجه اول معلم است و اگر هم تصادفی بوده است، تصادف مبارکی بوده است.
این انجمن علاوه بر اینکه یک نهاد مدنی است که باید در یک جامعه ای که خواستار مردمسالاری است، این نهادها شکل بگیرد و از توده مردم نمایندگی کند و صنفهای مختلف و مدافع حقوق اصناف خاستگاه این نهاد در نظام باشد، اهمیت انجمن این است که تعلق به صنف معلم دارد؛ معلم شریفترین، عزیزترین، پر تلاشترین و ارزشمندترین بخش جامعه ماست و نیز یک نوع نسبت با عزیزان و بزرگوارنی که نماد و نماینده عظمت انقلاب ما و ارزشهای نهفته در متن این انقلاب همچون شهیدان رجایی و باهنر، دارند.
به نحوی از انحاء شهید بزرگوار رجایی و شهید بزرگوار باهنر، در تاسیس انجمن اسلامی معلمان نقش داشتند و انجمنهای اسلامی هم ادامه دهنده این راه هستند و اینها همه سبب می شود که انسان احترام ویژهای برای نشست اینچنینی قائل شود و من هم عرض ادب و احترام خدمت همه شما عزیزان و همه معلمان در سراسر کشور میکنم.
ما متاسفانه تنها در مقابل مصرف بی رویه از ذخائر و منابع مادی حساسیست نشان میدهیم و درست هم هست که این حساسیت را نشان بدهیم، بخصوص اینکه منابع و ذخائری که متعلق به ملت است سرمایههای ملی است و در واقع ملک علق ملت است و باید برای او مصرف بشود، اگر بی رویه و نادرست مصرف شود برای ما دشوار است و اعتراض میکنیم، اینکه مثلا پول نفت ما، یا منابع و درآمدهای دیگر یا بیت المال چگونه مصرف میشود و اگر مصرف درست نشود و در مسیر اعتلا و پیشرفت کشور و برخورداری مردم که صاحبان اصلی آن هستند نشود، ما نگران میشویم و برایمان دشوار است چرا که این سرمایهها سرمایههای محسوس است ولی گاهی در مقابل سرمایههای ارزشمندتر که میرویم و مصرف میشوند ما حساسیت نشان نمیدهیم.
از جمله امام، از جمله شهدا و خون شهیدان از جمله شخصیتهایی که مظهر عظمت و سربلندی انقلاب هستند، شما باید ببینید چه کسانی میتوانند مدعی باشند که ادامه دهنده نام شهید بزرگی چون رجایی هستند و آیا گاهی اهانت نیست که از کسانی رفتارهایی سر می زند که درست بر خلاف روش، رویه و شخصیت وهویت شهید بزرگی مثل رجایی است اما خود را منتسب به رجایی بداند؟
آنچه ما از رجایی میشناختیم، ایمان استوار، یک بنده موحد، متخلق و واقعا باورمند و بزرگوار و درعین حال دردمند نسبت به انسان و خواستارعدالت در جامعه؛ عدالتی که توام با کرامت انسان باشد.
گاهی به نام عدالت انسان تحقیر میشود که این خودش ضد عدالت است و شاید ما کمتر کسی مثل شهید رجایی داشتیم که دغدغه خاطرش کرامت انسان باشد و نیز سعه صدری که در عین اعتقاد و پایبندی به موازین ارادت و پیروی کامل از حضرت امام نسبت به عقاید و سلائق مختلفی که در جامعه بودند داشت و ما میدانیم چه سعه صدری داشتند، نمی شود تنگ نظری داشته باشیم، کرامت انسان را در نظر نداشته باشیم، بی محابا در مصرف ذخائر و سرمایهها عمل بکنیم و در عین حال مدعی باشیم که راه رجایی را میرویم.
زیان مصرف بی رویه ارزشها از سرمایههای مادی به صورت بی رویه بیشتر است و خیلی ساده در جامعه ما، خدا، پیامبر، امام زمان(عج)، رهبری، ولایت فقیه و شهدا و ارزشها و نمادهایی که در جامعه وجود داشتند، در مسیر اغراض خاصی مصرف میشود که باید متاثر و نگران بود در این زمینه.
من مناسب بود که در اینجا درباره علم صحبت کنم که مجال چندانی نیست، فقط این نکته را بگویم آنجا که خداوند از خلقت انسان این موجود برتر همان موجودی که خدا وقتی او را می آفٰریند به خود آفرین میگوید و خود را بهترین آفرینندگان میداند، خود را با صفت کریم یاد میکند.ولی آنجایی که از فضیلت انسان میخواهد صحبت کند و فضیلت انسان را به علم میداند عنوان اکرم به کار میبرد، آفرینش این موجود برتر شگفانگیز با عنوان کریم است و در واقع انسان، مظهر اسم کریم خداست ولی علم که فضیلت انسان هم با آن است مظهر اسم اکرم خداست و این نشانه جایگاه والای علم است و پیامبرمعلم است.همین آیاتی که در ابتدای جلسه از سوره مبارکه جمعه خوانده شد، تعلیم کتاب و حکمت و البته تزکیه و تربیت انسانها؛ یعنی هم معلم است هم مربی، این عنوان اصلی پیامبر است و اگر علم ذکر است یعنی انسان منشاء علم در ذاتش است و باید متذکر شود عنوان پیامبر به مذکریت انحصار دارد، مذکر هم به معنی معلم واقعی است.
البته اینکه علم چیست، در جریان آفرینش انسان خداوند اشاره میکند وقتی فرشتگان تعجب میکنند از خلق موجودی که بناست فساد و خونریزی کند، تعجب میکنند و خداوند او را جانشین خود قرار میدهد، در حالی که آنها هم همیشه تسبیح و ذکر خدا میکنند، غرقه درعبادت و پرستش خداوند هستند، چگونه خداوند این موجود را خلیفه خود قرار میدهد، خداوند میگوید من چیزهایی میدانم که شما نمیدانید؛ انسان از این جهت خلیفه است که خداوند به انسان تعلیم اسماء کرده است، اسماء هم طبق بینشی که ما داریم و همه ادیان الهی به نحوی آن را دارند و بخصوص آن بینش عرفانی که در اسلام و تشیع و سایر ادیان هست این است که همه آفرینش مظاهر اسماء و صفات الهی هستند، یعنی امکان دانستن همه آفرینش و خداوند این علم را به انسان داده است و از این جهت ارزش دارد و البته نباید فراموش کرد که بخش پیدای آن علم است و بخش ناپیدای آن اگر انسان واصل شود خیلی روشنتر از بخش پیدا هم هست آن هم علم است، گرچه متاسفانه در دنیای جدید فقط به پدیده ها توجه شده و علم اختصاص یافته است به علم دانش تجربی که فقط رویهای از هستی را می شناسد و حتی سایر علوم گاهی طرد شدند.
در تقسیم بندی معروف قرن هجدهم از سوی اگوست کنت که میگوید دوره اسطوره دوره فلسفه و دوره علم (منظور از علم ساینس است، ساینس قطعا علم است ولی همه علم نیست) وقتی اسماء به انسان تعلیم شد، علم به معنی علم تجربی آن، همانی که در تقسیمبندی فلسفه اسلامی به علم اعلاء و علم اوسط و علم ادناء تقسیم شده است که طبیعیات در قدیم بود و حالا چون گسترده شده است، علوم از یکدیگر مجزا شدهاند فقط در بخش طبیعیات نیستند و علم میانه که علم ریاضیات بود و علم اعلا که علم الهیات و متافیزیک بود، همه اینها علم است در حالی که در دنیای مدرن و لااقل بخشی از آنها؛ دیگرانی هستند که بخشی از آنها را قبول ندارند.
علم که همان ترجمه ساینس هست و به نظرم ما باید عنوان دیگری برای ساینس پیدا میکردیم و باید پیدا کنیم، علم وسیع تر از این قسمت است و در دنیای مدرن یا منحصرا علم را همین میدانند یا آنی که دارای اعتبار و اهمیت میدانند این بخش علم است، در حالی که در بیشن الهی علم خیلی وسیعتر از اینهاست.
علم مسیری است که انسان را بنده خوب خدا میکند و البته علم زندگی، علم معیشت و علم محسوسات مهم است و یک جامعه اگر بخواهد جامعه پیشرفته باشد و دارای علو و مخصوصا در جامعه اسلامی، حتما باید در زمینه علوم و تکنولوژی و فنآوری و مسائل امروزی سرآمد باشد که همان توسعه بهمعنای واقعی کلمه است، اما این همه هدف و مقصد انبیاء و پیامبران نیست و معلمی هم کار بسیار بزرگی است که توام با مربیگری و تربیت جان و نفس انسانها، چه برای زیستن در یک جامعه سربلند، جامه مردمسالار جامعه ای که انسان در او کریم است و برخوردار و هر انسانی از حقوق مادی و معنوی خود، استفاده بکند و چه از نظر معنوی و بخصوص اخلاق آموزش اخلاق به افراد اینکه چگونه همدیگر را تحمل بکنند، چگونه در کنار همدیگر باشند، چگونه فضائل اخلاقی را اعمال بکنند در جامعه، معلمین این نقش را دارند و پیوند تعلیم و تربیت در اسلام یک پیوند استوار است.
بنابراین یک معلم علاوه بر اینکه خودش یک الگوست، برای دانش آموزان و دانش پژوهشان هم الگوست و حتما باید به نقش تربیتی خودش هم توجه داشته باشد و در عین حال که آموزش علوم رایج روزگار را می دهد که مقدمه و پایههای دانش فرزندان ایران است باید به علم به معنای واقعی کلمه توجه داشته باشد تا فرزندانمان را از آن سطح و رویه عبور دهند و به عمق برسانند و در جان آنها آتشی بیافروزد که هم وجود فرد را گرم کند، هم وجود جامعه را با گرمای وجودش.
من در ابتدای سخن از شهید بزرگوار باهنر یادکردم و عرض ارادت و ادب خدمت باهنر که معلم بزرگ شهادت و علم و اخلاق بود، ولی حالا چون بعضی ها امروز بیشتر خودشان را به شهید رجایی می چسبانند، بیشتر خواستم در زمینه مصرف بی رویه ارزشها صحبت کنم.
انشالله خداوند به شما سلامت و سعادت بدهد
خبر مرتبط:
گزارش تصویری یاری از سخنرانی خاتمی در دومین کنگره انجمن اسلامی معلمان


لینک مطلب:
احمدینژاد تنها میگوید اسامی مفسدان را در جیب دارم و در دولت خاتمی برای مفسدان پرونده قضایی تشکیل میشد
این استاد دانشگاه ادامه داد:«در این مدت دولت نهم با اجرای برنامهها و سیاستهای خود رشتههای پیشین را پنبه کرد، عملکرد دولت نهم بخصوص در حوزه اقتصاد آنقدر با انتظارات جامعه مغایرت داشت که موجب شد بحث انتخابات یک سال پیش از موعد کلید بخورد.»
وی در ادامه اختصاصاً به بحثهای اقتصادی پرداخت و گفت:«موفقترین دوره اقتصادی جمهوری اسلامی ایران، مربوط به برنامه سوم توسعه است که در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی اجرا شد.»
به گفته وی، دولت از تجربه مدیران گذشته استفاده نکرد و سازمان مدیریت و برنامهریزی که حاصل تجربه 60 ساله در بودجه بود، حذف کرد و این سرمایهها را از بین برد. او همچنین وضعیت درآمدی نفت در دولت نهم را به سالهای 51 تا 53تشبیه کرد که از آن استفاده بهینه نشد.
در بخشی دیگر از سخنان این کارشناس در جمع دانشجویان کردستانی به موضوع سرمایه اجتماعی اشاره شد که به گفته شیرکوند از فاکتورهای مهم توسعه کشور است.
وی اضافه کرد:«سرمایه اجتماعی به رابطه اعتماد بخش دولت- ملت تکیه دارد که متاسفانه این سرمایه در دولت نهم تخریب شد و رییس جمهور در آمارها تمام دستاوردهای گذشته را نفیمیکند.»
دکتر شیرکوند افزود:«احمدی نژاد مبارزه با فساد را از جمله شعارهای خود بیان کرده بود که مردم تشنه این کار بودند و هستند چرا که تا سلامت اقتصادی نباشد، توسعه معنی ندارد، اما متاسفانه به گفته این سخنران، رییس جمهور در این زمینه موفق نبود و تنها با کلیگویی بیان میکند که اسامی مفسدین در جیب من است! در حالی که در دولت خاتمی حتی برای مفسدان پرونده قضایی تشکیل میشد.»


کمی از مصاحبه دیشب آقای احمدی نژاد را از صدا و سیما دیدم و شنیدم. واقعا متاسفم....
نظر آقای دکتر توکلی بررسی کارشناسی بخشی از مسائل این مصاحبه است.
لینک مطلب:
گزارش دیوان تصویب نمیخواهد، قرائت میخواهد
کسری بودجه مشهود است
دولت تکذیب نکند، کار کارشناسی کند
واردات بنزین با دستور رییس جمهور بوده
تغییر ردیفهای بودجه غیرقانونی است
مجلس باید از خود قدرت نشان دهد
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ییس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، با دفاع از گزارش این مرکز در مورد کسری بودجه گفت: دولت به جای آنکه این گزارش را تکذیب کند، بهتر است کار کارشناسی انجام دهد و اگر اشکالی در کار مرکز پژوهشهاست آن را اعلام کند.به گزارش ایسنا، دکتر احمد توکلی، در جمع خبرنگاران درباره سخنان رییس جمهور در گفتوگوی تلویزیونی با مردم و انتقاد به گزارش تفریغ بودجه، گفت: این گزارش برای آینده نیست،بلکه برای گذشته بود. البته گزارش تفریغ را در شورای مستشاران دیوان بند به بند رایگیری میکنند و به تصویب میرسانند.
گزارش دیوان تصویب نمیخواهد، قرائت میخواهد
وی گفت: گرچه دیوان محاسبات خدا نیست و ممکن است حرفش اشکال هم داشته باشد، اما به هر حال تفریغ بودجه نهاد آخری است که حرف میزند و گزارش هم تصویب مجلس را نمیخواهد، بلکه قرائت میخواهد. نماینده مردم تهران در خانهی ملت، دربارهی گزارش دیوان محاسبات در مورد تخلفات شرکتهای وابسته به وزارت نفت که منتشر شده، گفت: در بررسی بودجهی سال 84 در مجلس هفتم تبصرهای تصویب شد تا شفافیت بیشتر باشد، اما متاسفانه در سالهای اخیر آن شفافیت که مورد نیاز بود حاصل نشده است و ابهامات ارقام و اعداد بیشتر شده است.
توکلی در پاسخ به این سوال که آیا وزارت نفت اجازه داشته تا در سفرهای استانی 86 میلیارد به شهرها بدهد، گفت: این کار وزارت نفت قانونی است، اما باید دید مصلحت نیست یا هست؟ که بنده به شکل عام آن را به مصلحت نمیدانم. مجمع عمومی و هیات مدیره وزارت نفت حق دارند بر اساس قانون تنظیم بخشی از قانون و مقررات مالی دولت برای ترغیب اهداف شرکت هزینههایی را در حوزههایی که در آن کار میکنند، مثل کمیتهی امداد، ورزش و غیره صرف کنند، اما اینکه در هر سفر استانی ما یک ورزشگاه بزنیم و هم هزینهاش را شرکت نفت بدهد، بدون آنکه ارتباطی به شرکت نفت داشته باشد به نظرم یک نوع استفاده از ماده قانونی است، اما به مصلحت نیست. رییس مرکز پژوهشهای مجلس، گفت: در مجموع در طول سه سال اخیر 358 میلیارد تومان بودجه از شرکت نفت برای این کارها تخصیص داده شده که برای شرکت نفت بودجه زیادی است.
کسری بودجه مشهود است
وی درباره اینکه رییس جمهور عنوان کردند که در سال 88 کسری بودجه نداریم، نیز گفت: کسری حسابداری ندارد و طرف منابع و مصارف و هزینهها یکی است، اما اگر با فروض مختلفی وارد بودجه شویم کسری مختلف پیدا میکنیم مثلا وقتی از حساب ذخیرهی ارزی برمیداریم، هر چقدر برداشت شود در واقع کسری است و معنیاش آن است که از منابع ذخیرهای استفاده میکنید و از منابع بدست آمده برای مصارف صرف نمیکنید.نمایندهی مردم تهران در خانهی ملت، افزود: وقتی هدفمند شدن یارانهها را تصویب شده تلقی نکنید، یعنی هشت هزار و 500 میلیارد تومان طرف منابع پایین میآید و حداقل حدود 10 هزار میلیارد تومان طرف مصارف بالا میرود که میشود کسری. بنابراین اگر با فروض مختلف به لایحهی بودجه برویم ما به کسری بودجه میرسیم.
دولت تکذیب نکند، کار کارشناسی کند
توکلی با بیان اینکه گزارش مرکز پژوهشها حدود 20 روز پیش منتشر شده، گفت: دولت به جای آنکه این گزارش را تکذیب کند، بهتر است کار کارشناسی انجام دهد و اگر اشکالی در کار مرکز پژوهشهاست آن را اعلام کند.
رییس مرکز پژوهشهای مجلس، دربارهی اینکه رییس جمهور عنوان کرده که اگر کسری بودجه وجود دارد خود مرکز پژوهشها راهحل پیدا کند، گفت: این کار درست نیست. ما در گزارشهای خود در مورد کسری بودجه گفتهایم، اما طبق اصل 53 قانون اساسی تنظیم و تهیه لایحه، وظیفه دولت است و بررسی و تصویب برعهدهی مجلس است. گر چه هیچکدام از دو قوه در عمل وظیفه خود ، حدود را رعایت نکردهاند.
وی گفت: هر دو قوه برخی اوقات مجبور میشود و یا برخی اوقات غفلت میکنند و حدود را رعایت نمیکنند، اشکال اصلی هم به مجلسها و یا دولتها برنمیگردد، بلکه بخشی به نظام برنامهریزی و بودجهریزی ما برمیگردد که حدود دو سال مرکز پژوهشها بر روی این موضوع کار انجام داده و پیشنهاداتی برای اصلاح آن دارد.
واردات بنزین با دستور رییس جمهور بوده
نمایندهی مردم تهران در خانهی ملت، دربارهی اینکه دولت اعتقاد ندارد برای واردات بنزین و گازوییل باید لایحهای به مجلس میداد و معتقد است هنوز به سقف مورد نیاز به لایحه نرسیده به همین دلیل برای سه هزار میلیارد لایحه نداده است، گفت: این حرف اشتباه بود و با واقعیت سازگار نیست، وزیرنفت صراحتا مکتوب به رییس مجلس نوشته که این کار را با اطلاع رییس جمهور انجام داده است و در کمیسیون انرژی و کمیسیون بودجه و در صحن علنی مجلس هم این حرف را چندین بار تکرار کرد.
توکلی در پاسخ به این سوال که رییس جمهور گفتهاند که وزیر نفت هم اشتباه کرده است، گفت: ایشان نظر خودشان را گفتهاند، من هم نظر خودم را میگویم. نظر بنده به نامه رسمی وزیر نفت و تاکید مکرر وزیر نفت مستند است. حالا در اینجا یا وزیر نفت خلاف میگوید و یا رییس جمهور اطلاعش از این مساله کم است.
تغییر ردیفهای بودجه غیرقانونی است
رییس مرکز پژوهشهای مجلس، در پاسخ به این سوال که رییس جمهور شب گذشته از تیتر برخی خبرها انتقاد داشتند با بیان اینکه در فضای موجود انتقاد به صراحت از سوی دولت انجام میشود و من از آن دفاع میکنم، گفت: این که رییس جمهور از برخی تیترهای روزنامهها گله کند حق ایشان است و اشکالی ندارد، البته اگر فضا باز باشد که هم حرفهای خود را بزنند اگر بیانصافی هم شده باشد، جبران میشود.
وی دربارهی تغییر ردیفهای بودجه توسط دولت که سال گذشته از حدود 260 ردیف به 39 ردیف تقلیل یافت و مجلس مجددا آن را افزایش داد، اما دولت همان 39 ردیف را ابلاغ کرد، گفت: این کار دولت غیر قانونی است و ما حتما لایحه بودجه را اصلاح میکنیم و دولت باید خود را ملزم کند که طبق قانون رفتار کند.
نمایندهی مردم تهران در خانهی ملت، گفت: پارسال اصلاح کردیم، اما متاسفانه در عمل دولت متعهد نماند و رفتار غیر قانونی کردند. البته این بحث شکلی نیست، بلکه بحث ماهوی است. زیرا وقتی دستگاهها را کم و زیاد میکنید در تقسیم قدرت اداری و تصمیمگیری برای منابع ملی، افراد را جابهجا میکنید. پس در توزیع قدرت موثر است و وقتی از دستگاهی به دستگاه دیگر خرج و صرف منابع برود، در توزیع ثروت موثر خواهد بود، چون مخاطبان هر دستگاهی، دستهای از مردم هستند.
توکلی تصریح کرد: بنابراین اینکه لایحهی بودجه در چند ردیف تنظیم شود چون توزیع ثروت و قدرت را متاثر میکند، حتما باید قانونی صورت گیرد، زیرا مقننن حتما حکمتی در کارش بوده که ردیف را تعیین کرده و سلیقهی افراد نمیتواند حاکم باشد حتی اگر فرد سلیقهاش دلیل درستی داشته باشد اول باید قانون را درست کند و طبق قانون رفتار کند.
مجلس باید از خود قدرت نشان دهد
رییس مرکز پژوهشهای مجلس، در پاسخ به این سوال که چه تضمینی وجود دارد که مجلس مجددا ردیفها را درست کند و دولت همان را اجرا کند؟ گفت: مجلس باید از خود قدرت و استحکام نشان دهد، اما مجلس ضعیف برخورد کرده است.
توکلی در پاسخ به این سوال که آیا این گفته رییس جمهور که عنوان کرد 85 درصد از قانون برنامه چهارم اجرایی شده، درست است؟ گفت: در برخی از ردیفها دولت نهم موفقتر از پیشبینی برنامه بوده است، اما در برخی از احکام برنامه هم موفق نبوده است که البته این به دلیل اشکال در برنامهی چهارم است، زیرا برنامهی چهارم احکام بسیار زیادی را صادر کرده که اگر بخواهد اجرایی شود چند دولت به همراه چندین برابر بودجه لازم است.


لینک مطلب:
در ادبیات اقتصادی تا دهه شصت میلادی « رکود » ، که پیامد آن افزایش شدید نرخ بیکاری بود ، ناشی از کاهش سرمایه گذاری و اشتغال و نرخ رشد اقتصادی برشمرده می شد ، و « تورم » ، که پیامد آن توزیع ناعادلانه درآمد و افزایش شکاف طبقاتی و کاهش قدرت خرید دهک های درآمدی فقر بود ، ناشی از رونق اقتصادی و افزایش نرخ رشد اقتصادی ، و رابطه بین ایندو از طریق چرخه های ادواری تجاری و منحنی فیلیپس توجیه و تحلیل و برهمین پایه سیاست های اقتصادی مناسب برای مواجهه با ایندو پدیده اقتصادی در کشورهای صنعتی اتخاذ و اجرا می شد اما ظهور همزمان پدیده « رکود تورمی » در دهه هفتاد میلادی ، و در سال هایی که قیمت نفت افزایش شدید یافته بود ، این کشورها را با شرایط جدیدی مواجه ساخت و به فکر چاره جویی تازه انداخت که شرح آن در این مقال مقصود نیست . هم اکنون شاهد ظهور دو باره یک چنین پدیده ای در کشورهای صنعتی به عنوان پیامد بحران مالی حادث هستیم و علائم بارز آنرا می توان در کاهش همزمان نرخ رشد اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری و تورم مشاهده کرد با این تفاوت که در دوره اخیر بدلیل جهانی شدن اقتصاد سرریز این بحران دامنگیر همه کشورهای جهان شده است و کم و بیش نشانه های ظهور « رکود تورمی » را در اقتصاد همه کشورها می توان مشاهده کرد .
هرچند « اقتصاد ایران » در سال های اخیر بدلائلی ارتباط چندان فعالی جز از ناحیه فروش نفت و واردات با اقتصاد جهانی نداشته است و طبعا باید کمترین تاثیر پذیری را از بحران مالی و اقتصادی حادث در کشورهای صنعتی داشته باشد اما ظاهرا همین ارتباط بعلاوه اجرای سیاست های نادرست اقتصادی دولت نهم برای ظهور پدیده « رکود تورمی » در « اقتصاد ایران » کفایت می کرده است . اگر دولتمردان کاهش نرخ رشد اقتصادی کشورهای صنعتی به حدود 3 درصد و افزایش نرخ بیکاری و تورم به بالای 7 درصد در این کشورها را بحران نامیده و بعضا منتظر فروپاشی و سقوط آنها هستند نمی دانم در مورد کاهش نرخ رشد اقتصادی ایران به همین حدود و افزایش نرخ بیکاری به حداقل حدود 12 درصد و تورم به 25 درصد را چه نام می نهند و منتظر چه رخدادی هستند؟
« اقتصاد ایران و رکود تورمی » موضوعی است که به ویژه در این ایام ، که بحث رسیدگی به لایحه بودجه سال آینده کشور در مجلس داغ و جاری است ، باید به جد مورد توجه و تامل و تدبیر نمایندگان قرار گیرد . از نظر این نویسنده با اینکه دولت نهم بدلیل اتخاذ سیاست های اشتباه اقتصادی و به ویژه عدم توجه به اجرای قانون برنامه چهارم توسعه و هزینه درآمد افسانه ای نفت در چهارسال گذشته بیشترین سهم و نقش و مسئولیت را در بوجود آوردن یک چنین وضعیتی برای « اقتصاد ایران » داشته است ، و لایحه بودجه تقدیمی نیز کمترین نشانی از توجه دولت به این موضوع ندارد ، بر نمایندگان مجلس هشتم که برای اولین بار به رسیدگی لایحه بودجه ورود پیداکرده اند و در واقع در آزمونی سخت برای سامان بخشیدن به اقتصاد ایران در سال آتی حضور یافته اند ، لازم و بلکه واجب است کمال دقت و تدبیر را در رسیدگی و تصویب قانون بودجه بکار بندند بگونه ای که « اقتصادایران » بتواند با کمترین تنش و هزینه شرایط « رکود تورمی » را پشت سرگذارد و از اینروست که مجلس باید با احتیاط تمام در تامین منابع و تخصیص آنها به مصارف جاری و عمرانی گام بردارد . سال آتی که سال انتخاباتی است و طبعا خود این موضوع بر وضعیت رکودی اقتصاد ایران دامن می زند ، سالی سخت برای اقتصاد ایران است اما در عین حال انتخابات می تواند راه های جدیدی را بروی اقتصاد ایران برای عبور از شرایط « رکود تورمی » بگشاید و از اینروست که یکی از مهمترین موضوعاتی که می تواند افق انتخاب را بروی شهروندان ایرانی باز نماید برنامه و سیاست های اعلام شده از سوی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری دهم برای مواجهه با این وضعیت و رهایی « اقتصاد ایران » از دام بحرانی است که درآن گرفتار آمده است و باید امیدوار بود که انتخابات آتی به فرصتی برای مشارکت حداکثری مردم و انتخاب رئیس جمهوری بینجامد که بتواند کشتی طوفان زده « اقتصاد ایران » را بسلامت به ساحل پیشترفت و توسعه برساند .


غیر از درهم ریختگی کامل مبانی آماری کشور طی سه سال گذشته، ارقام بودجه های کل کشور نیز معانی مرسوم و جاافتاده خود را از دست داده اند: گویی که درآمد دیگر معنایی تازه پیدا کرده است، هزینه تغییر مفهوم داده است و « کسری بودجه » پدیده ای است که فارغ از این امر که در درصد بالایی از کل بودجه را تشکیل می دهد، نامش در سند بودجه نباید ذکر شود. کار آشفتگی در بودجه نویسی به جایی رسیده است که به نظر می رسد در کلاس های اقتصاد کلان در سال های پیش رو باید چند جلسه ای را به عنوان تازه ای اختصاص دهیم:
« چگونه کسری بودجه را
از هزارتوی ارقام بودجه، کشف کنیم؟ »
اگر رمز و راز کسری بودجه تا این حد در لفاف غیرشفاف پیچانده نشده بود، کار
به این حد از رمزگشایی نمی رسید که کارشناسان اقتصادی کسری را از 10 هزار میلیارد تومان تا 50 هزار میلیارد تومان برآورد کنند، در اینجا نیز مثل دستکاری در آمارهای کلان اقتصاد و تغییر مبانی تعریف های آماری، بی اعتمادی روزافزون نسبت به ارقام بودجه در حال شکل گیری است.


لینک مطلب:
رئیس جمهور اسلامی ایران در گفت و گوی تلویزیونی تمام انتقادات وارد بر دولت را رد کرد و برخی از آنها را در راستای مشوش کردن چهره کشور دانست
رییس جمهور در خصوص بعضی جوسازی ها تصریح کرد: برخی میخواهند در فضای ایجاد شده ، القاء نمایند که دولت پاک نیست و این بی انصافی است، این دولت قانون گراترین دولت است و باید بگذارند تا مدیریت کند
دکتر احمدی نژاد با بیان اینکه در همه جای دنیا ، ایران را در تراز بزرگترین قدرتهای جهان میسنجند و نقش، ادبیات و جهت گیریهای کشورمان در مناسبات جهانی تعیینکننده است، گفت: حضور فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در جهان بسیار آشکار است و به ادبیات روز مردم دنیا تبدیل شده است


خاتمی از دو سو تحت فشار خواهد بود و این فشارها افزایش خواهد یافت:
نخست از سوی احمدی نژاد و یاران و حامیان وی:
احمدی نژاد با حضور خاتمی، از حداقل شانس انتخاب شدن نیز برخوردار نیست. رئیس جمهوری که در دوره ی اول انتخاب خود، برای نخستین بار در جمهوری اسلامی، در دور دوم انتخاب شده است و در دور دوم نیز هیچ کاندیدای اصلاح طلبی در رقابت حاضر نبوده و به پیروزی رسیده است، اینک با مطرح ترین کاندیداهای ممکن اصلاح طلب مواجه است:
خاتمی
کروبی
میرحسین موسوی
سیاستهای غلط دولت نهم بزرگترین پشتوانه برای هر رقیب احمدی نژاد است ولی خاتمی دو ویژگی منحصر به فرد دیگر نیز دارد:
١. رئیس دولتی موفق در عرصه داخلی و بین المللی بوده است. رفتار دولت نهم این برتری دولت اصلاحات را واضح تر نیز کرده است.
٢. محبوب ترین شخصیت سیاسی کشور است و هیچ رقیبی در برابر او شانس پیروزی ندارد.
تهدیدات اصولگرایان در این روزها همگی حکایت از وحشت از پیروزی قاطع خاتمی است. روزهای آینده، روزهای سختی برای خاتمی و یاران او خواهد بود.
دیگر از سوی جریان داخلی اصلاحات:
خاتمی فاقد یک حزب سیاسی تمام عیار است و در مقابل به بعضی از جریانانت سیاسی اصلاحات نزدیکتر شده است. این نزدیکی برای خاتمی که میخواهد نقش رهبری اصلاحات را داشته باشد، مفید نیست و موجب آسیب دیدن اعتبار رهبری وی خواهد بود. اگر وی حزب اصلی اصلاح طلبان را با حضور خود تاسیس میکرد، چنین مشکلی رفع میشد و فرصت برای ادغام احزاب کوچکتر فراهم میشد ولی در شرایط فعلی رقابت درون جناحی نیز در سایه ی رقابت با جریان اصولگرا جدی است.
این رقابت بیشتر در جذب حمایت بدنه ی سیاسی و اجرایی اصلاح طلبان مطرح میشود نه جذب آرای عمومی مردم.
گروهی از علاقمندان خاتمی نیز معتقدند که حضور خاتمی موجب آسیب پذیری اصلاحات شده است، چرا که اگر برجسته ترین شخصیت های اصلاح طلب در عرصه انتخابات تا مرحله نهایی در صحنه باشند، خطرات زیادی متوجه افراد و کلیت جریان اصلاحات خواهد شد. ضربه به خاتمی میتواند ضربه ای قاطع به پیروزی اصلاحات باشد و پایداری جریان اصلاحات را زیر سوال می برد. بعلاوه نقش خاتمی در رهبری تئوریک اصلاحات، اگر با نقش عملی وی بخواهد توامان شود، بدون توجه به نقش دیگر احزاب و گروههای قدرتمند اصلاح طلب ممکن نیست.
به هر حال خاتمی به صحنه آمده است و در جدی شدن فضای انتخابات نقش خود را بازی کرده است و فرصت برای انتخاب های دیگر و مانور سیاسی لازم را در اختیار دارد. فعلا الگوی دو کاندیدای اصلاح طلب یعنی خاتمی و کروبی به پیش میرود ولی حتی اگر این مانورها در نهایت به انصراف از کاندیداتوری و حمایت از کروبی بینجامد، احمدی نژاد شانسی برای موفقیت نخواهد داشت.


کشور ما مشکلات زیادی دارد و یکی از مهمترین مشکلاتش بی تدبیری در اداره امور است که آشکار ترین بخش آن در تصمیمات دولت احمدی نژاد در بخش اقتصادی خود را نشان میدهد و به اصطلاح اظهر من الشمس ( آشکار تر از خورشید) است.
کسانی که این همه امکان نقد و فرصت اعتراض و فعالیت را از دست میدهند و فحاشی یا زیاده روی میکنند، به آقای احمدی نژاد و یاران و حامیانش خدمت میکنند. خدمتی که از هر دو سو خطاست. هم در راه اشتباهی است و هم به روش خطایی است.
اگر به انسان ظلمی میرود و فریاد خشم میکشد و بعضی قاعده ها را میشکند، تا حدی قابل قبول است ولی اگر به هنگام آرامش دست به قلم ببرد و یا به صورت مستمر فحاشی یا زیاده روی کند، به همان حرفها و اصولی که علاقمند یا مدعی آن است، صدمه زده است.
اینکه پای کی کج است و چشم کی چپ و قد کی کوتاه و شکم کی گنده و دهان کی بد بو، مشکلی را حل نمیکند هیچ، که بر مشکلات می افزاید. بد دفاع کردن و بد حمله کردن هر دو بد است. ظلم بد است. حتی به ظالم و مجرمی که به پای چوبه ی دار میرود، نباید توهین و ظلمی کرد، چه برسد به رئیس جمهور کشورمان یا رئیس مجلس یا معتادی که از روی استیصال و مشکلات زندگی، جز آتش زدن خویش راهی نمی بیند.


لینک مطلب:
رهبر انقلاب اسلامی در تبیین هدف و جهت گیری کنونی دشمنان ملت ایران به شکست آنان در ریشه کن کردن جمهوری اسلامی اشاره کردند و افزودند:«استکبار در سی سال اخیر همه امکانات سیاسی ـ اقتصادی و نظامی خود را برای نابود کردن انقلاب اسلامی به کار گرفته است اما به این نتیجه رسیده که حمایت بی دریغ ملت و اتکای نظام اسلامی به ایمان عمیق مردم، از بین بردن جمهوری اسلامی را ناممکن کرده است و به همین علت با همه توان، خنثی کردن وجهه ضداستکباری و کاهش محتوای دینی و روح انقلابی نظام را دنبال می کند که این واقعیت هوشیاری کامل ملت و مسئولان را می طلبد.»
حضرت آیت الله خامنه ای با تجلیل از راهپیمایی با شکوه و پرعظمت ملت ایران در 22 بهمن امسال، این نمایش عظیم را نمودی از حمایت عمیق مردم از انقلاب اسلامی برشمردند و افزودند:«پیشرفتهای علمی، حضور پرشور و آگاهانه جوانان در عرصه های مختلف، و زنده تر شدن شعارهای انقلاب نمونه های پرمغز دیگری از ناکامی دشمن در شکست جمهوری اسلامی است ضمن اینکه کسی از مسئولان امروز با شرمندگی با این شعارها روبرو نمی شود، بلکه به این شعارها افتخار می کند.»
ایشان تهاجم و شبیخون فرهنگی را از جمله علائم تلاش جبهه استکبار برای بی محتوا کردن نظام اسلامی خواندند و تأکید کردند:«درک هوشمندانه این موضوع و دفاع از ارزشهای اسلامی و انقلابی، وظیفه اینجانب و مردم است که به فضل الهی، مردم، امروز با هوشیاری، درک بالا و قدرت تحلیلِ تحسین برانگیز، در صحنه حاضرند


نگرانی اصولگرایان ابعاد جدید پیدا میکند:
لینک مطلب:
اظهارات توهینآمیز شجونی در خصوص کاندیداهای اصلاحطلب
عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز ضمن دفاع از عملکرد رئیس جمهور احمدی نژاد و انتقاد از اصلاح طلبان می گوید:« حداکثر چهار کاندیدا در انتخابات آتی شرکت می کنند.»
به گزارش شفاف، حجت الاسلام جعفر شجونی، عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز با اشاره به اینکه بغیر از بنی صدر و شهید رجایی، بقیه روسای جمهور دو دوره ای بوده اند، اظهار می دارد:« آقای احمدی نژاد الان رقیبی ندارد و رای آورترین کاندیداست.»
وی با اشاره به سفرهای استانی می گوید:«از قدیم هم گفتهاند که هرکه نان ابتکار خودش را می خورد. یک ابتکار خیلی زیبایی که ایشان داشت این بود که وی کابینه اش را در دهات و استانهای محروم و... برد.»
این فعال سیاسی در ادامه پیش بینی می کند احمدی نژاد در شانزده استان رای دارد و می افزاید:« به عقیده من نامزدهای احتمالی دیگر هر کدام مسائلی دارند که نمیتوانند اعلام حضور کنند.»
وی در توضیح این مسائل می گوید:« بعضی ها هندوانه دربستهاند. به قول معروف، بعضی ها بیست سال است که با انقلاب قهر کردند و تا حالا سخنی نگفته اند. مواضع اقتصادی شان معلوم نیست.»
وی با اشاره به دوره مجلس ششم می گوید:« بعضی ها در امتحان ها رفوزه شده اند. دوره مجلس ششم نمایانگر این هست که اینها چه چیز را می خواهند اصلاح کنند»
شجونی در ادامه در انتقاداتی صریح خطاب به اصلاح طلبان می گوید:« چرا با رهبری مستقیما در میان نمی گذارند که چه چیزی را میخواهند اصلاح کنند؟ بگویند که ما می خواهیم تو را اصلاح کنیم؟ یا می خواهیم قانون اساسی را اصلاح کنیم؟ یا می خواهیم شورای نگهبان را اصلاح کنیم؟ یک کلی گویی می کنند و مدام دم از اصلاحات میزنند و هی می گویند اصلاحات، اصلاحات.»
وی با اشاره به استعفای 180 نماینده دوره ششم مجلس و بیان اینکه «ما شاهد بودیم که در دوران اصلاحات فساد زیاد بود» می گوید: «آقا چی شده چه کسی به شما اهانت کرده؟ چه شده؟ واقعیت را نمی گویند و فقط کلی گویی می کنند.»
عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز می افزاید: «از قضا یک ظریفی هم می گفت که آن روزی که اینها از مجلس رفتند، رادیو می گفت که دیو چو بیرون رود فرشته در آید. حالا دیو رفته بیرون و ما اصولگراها را فرشته می دانیم. حالا ببنیم به یاری خداوند، اینها چه کار می کنند.»
وی در مورد انتخابات ریاست جمهوری و فعالیت جامعتین می گوید: «من عقیدهام این است که ما چون جزء جامعه روحانیت مبارز هستیم، هر وقتی کاری در این مقوله کردیم، همراه با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بوده است که اسمش جامعتین است اگر ما به یک نفر بتوانیم به اجماع برسیم خوب است، حالا کسی دیگر هم می خواهد بیاید، بیاید.»
وی ضمن تاکید بر مفید بودن اصل رقابت، در مورد تعدد نامزدهای اصول گرا می گوید: «صلاح نیست که اصولگراها با هم رقابت کنند و باید روی یک نفر اجماع باشد و یکی دیگر هم در راه خدا خودش را مطرح کند و آخر کار کنار برود و یا اینکه وقتی فهمید که رأی آور نیست، دیگر تامل نکند و کنار برود.»
وی معتقد است که «اصلاح طلب ها بدلیل اختلاف همیشگی با یکدیگر نمی توانند به اجماع برسند» وی می افزاید:« سوابقشان را هم این ملت پسند نکرده است و ملت در چند انتخابات به اینها نه گفته است و خیال نمی کنم آنها دیگر رأی بیاورند.»
شجونی در مورد وضعیت نامزدهای اصلاح طلب می گوید: «آقای کروبی که می آیند. آقای خاتمی هم می گویند می آید و اگر میرحسین هم بیاد آرای خودشان کم می شود. مگر بعضی ها که می گویند، خاتمی گفته که اگر میرحسین بیاید من از او حمایت می کنم، یعنی در شهرستانها میرود و برای او تبلیغ می کند و در نهایت تضعیف اصولگراها میشود. البته آنها خیرش را نمی برند و ما هم ما ضرر نخواهیم کرد.»
وی می افزاید: «در دنیا دو تا حزب فراگیر دارند و سومی نمی تواند جلو بیاید. الآن در آمریکا یا در انگلستان یک گروه نمی توانند بیایند و اسمشان را بگذارند جمهوری خواه فراگیر، جمهوری خواه معتدل و ... اگر کسی در کشورمان الآن این کارها را بکند، به عقیده ی من به مردم خدمت نکرده است. چون این غلط است. مثلا اگر تهران سی نماینده برای مجلس می خواهد و تنها سی اصولگرا نامزد بشوند، معنی اش این نیست که دیگران اصولگرا نیستند.»
وی که با ارگان اینترنتی جامعه روحانیت مبارز سخن می گفت، در ادامه می گوید: «در ریاست جمهوری نیز اینگونه است، حال اگر ده نفر اصولگرا بیایند و اعلامیه پخش کنند، رأی هم نمی آورند. در انتخابات گذشته هم عده ای همین کارها را کردند و نتیجه اش را هم دیدند. بعضی هایشان هم روحانی بودند. هرچی پول داشتند، کاغذ خریدند، عکس چاپ کردند، معلوم بود که اینها رأی نمی آورند، بعضی ها هم از شهرستان های دیگر آمدند، خلاصه خودشان را کاندیدا کردند و چندرغازشان را هم به باد فنا دادند. در انتخابات ریاست جمهوری بدتر از مجلس است. چون تنها تهران یا کرج را نمی شود پر از عکس و اعلامیه کرد، چطور در ایران می خواهند تبلیغ کنند؟»
این فعال باسابقه در پایان این گونه توصیه می کند: «بهتر این است که هر کس می خواهد کاندیدا شود، عقلش را بکار بیندازد و گروه هایی که پیروان امام و رهبری و موافق با قانون اساسی هستند، به اجماعی برسند و آدمهای خوش نام و مجرب را انتخاب و معرفی کنند که هم ملت سر گردان نشوند و هم تکلیف خانواده ها معلوم شود.»


لینک مطلب:
بسیاری از ضد ارزشها که مشاهده میشود محصول فقر و جهل است و ارزشها در سایه زندگی صحیح و متعادل و مبتنی بر دانش و تقوی امکانپذیر است
وی اداره علمی کشور را بسیار مهم و بصورت عملی میسر دانست و گفت: دوره سعی و خطا و آزمایشی عمل کردن پایان یافته و اینگونه عمل کردن سمی برای مدیریت جامعه است. هاشمی رفسنجانی، حرکت خارج از مسیر برنامههای توسعهای و عمل نکردن به برنامههای مصوب را موجب انحراف در مسیر پیشرفت کشور عنوان کرد و گفت: در چنین حالتی بازگشتن به نقطه اولیه و حرکت در مسیر اصلی هزینه زیاد و مدیریت نیرومندی میطلبد


لینک مطلب:
روزنامه جمهوری اسلامی برای دومین بار در چند روز اخیر، از سخنان احمدینژاد در مراسم 22 بهمن انتقاد کرد.
به گزارش پایگاه خبری یاری، این روزنامه در سرمقاله خود نوشت: در میان نقطه ضعف های سخنان آقای رئیس جمهور در سخنرانی 22 بهمن تهران تکیه ایشان برمقطع 1383 و ارائه آمارها برپایه تقسیم تاریخ ایران بر دو مقطع تا 1357 (سال انقلاب ) و تا 1383 (سال رئیس جمهور شدن آقای احمدی نژاد) و گاهی تقسیم سالهای بعد از پیروزی انقلاب به دو مقطع قبل از 83 و بعد از 83 بسیار عجیب و قابل تامل است


لینک مطلب:
یکی از نمایندگان در اعتراض به وزیر نفت گفت:نه دستور رئیسجمهور شأن قانونی داشته و نه مسؤولیتپذیری وزیر نفت میتواند جای قانون را بگیرد. دولت موظف بوده لایحه به مجلس بیاورد و از مجلس بخواهد برای برداشت و خرید مجوزهای لازم را بدهد


لینک خبر:
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری یکی از دغدغه های رهبری را اقتدار بیشتر دولت دهم نسبت به دولت فعلی دانست.
به گزارش پایگاه خبری یاری، «حبیب الله عسگراولادی» که در جمع دبیران استان ها و شهرستان های حزب موتلفه اسلامی سخن می گفت، اضافه کرد که این دغدغه را از «دیدارهای اخیری» که با مقام معظم رهبری داشته، برداشت کرده است.
مرد شماره یک جریان راست سنتی در ادامه سخنان خود که می توان آن را به مثابه هشداری جدی به احمدی نژاد تحلیل کرد، افزود:«دغدغه های اصولگرایان به زودی به احمدی نژاد منتقل خواهد شد.»


لینک مطلب از وبلاگستان:
پس از انقلاب ارتش و شهربانی و حتی نهادهای درگیر مثل وزارت امور خارجه و دیگ وزارتخانهها تماماً حفظ و صرفاً به نسبت های متفاوت افراد خاصی از آنان اخراج شدند.
نهاد برنامهریزی آن زمان، یعنی سازمان برنامه نیز از این قاعده مستثنا نبود. اتفاقاً این نهاد از جمله سازمانهای بود که نهتنها نسبت به سیاستهای رژیم گذشته بیتفاوت نبود، بلکه تا حدی مقابل آن نیز موضع داشت و شاه نیز شخصاً از سال 53 به بعد، دشمنی خاصی با این سازمان و کارشناسان آن داشت و علت این دشمنی نیز مخالفت شاه با محدود شدن در معیارهای برنامه ریزی بود. اما چرا سازمان برنامه پس از انقلاب منحل نشد؛ سهل است که به سرعت مورد توجه نیز قرار گرفت؟
خطری که جامعه را تهدید میکند، وجود افرادی است که جهل مرکب دارند، یعنی نمیدانند و در عین حال نمیدانند که نمیدانند و خود را عقلکل میپندارند
«احیای برنامهریزی» مطرح شده از سوی آقای کروبی اگر شعار واحد ایشان هم باشد، برای برونرفت از وضعیت فعلی کافیست
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
مرز میان دو حوزه سیاسی و کارشناسی کجاست ؟ ارتباط میان فعالان این دو حوزه چگونه است؟ و اگر این مرز مخدوش شود چه عوارضی را شاهد خواهیم بود؟ هنگامی که انقلاب شد برخی از نهادها به کلی منحل شدند، مثل ساواک و وزارت دربار، اما حتی نهادهای دیگر هم که به نحوی در تحکیم سلطه رژیم گذشته نقش داشتند (مثل نیروی مسلح) صرفاً تصفیه شدند و حکومت برآمده از انقلاب حاضر به انحلال آن نشد، چرا که به خوبی روشن بود که این نهادها صرفا در ذیل نهاد سلطنت و سیاست بودند و نه جزیی از آن. به عبارت دیگر گرچه نهاد ارتش تحت رهبری شاه و سلطنت بود، اما چنان نبود که جزء جداییناپذیر آن باشد و تمام دستورات را مو به مو اجرا کند. به همین دلیل است که در موقع مقتضی هم از دستورات سرپیچی کرد، زیرا کارکرد و وظیفه اصلی ارتش دفاع از تمامیت ارضی کشور بود و نه وارد شدن به مناقشات سیاسی داخل کشور. از این رو پس از انقلاب ارتش و شهربانی و حتی نهادهای درگیر مثل وزارت امور خارجه و دیگ وزارتخانهها تماماً حفظ و صرفاً به نسبت های متفاوت افراد خاصی از آنان اخراج شدند.
نهاد برنامهریزی آن زمان، یعنی سازمان برنامه نیز از این قاعده مستثنا نبود. اتفاقاً این نهاد از جمله سازمانهای بود که نهتنها نسبت به سیاستهای رژیم گذشته بیتفاوت نبود، بلکه تا حدی مقابل آن نیز موضع داشت و شاه نیز شخصاً از سال 53 به بعد، دشمنی خاصی با این سازمان و کارشناسان آن داشت و علت این دشمنی نیز مخالفت شاه با محدود شدن در معیارهای برنامه ریزی بود. اما چرا سازمان برنامه پس از انقلاب منحل نشد؛ سهل است که به سرعت مورد توجه نیز قرار گرفت؟
در توضیح این واقعه میتوان گفت که میان وظایف سیاسی و کارشناسی سلسله مراتب طولی وجود دارد و تا حدودی از یکدیگر مستقل هستند. اگر این استقلال را در نظر نگیریم، در این صورت هر حزب سیاسی که در انتخابات برنده میشود، باید تیم و سازمان کارشناسی خود را نیز همراه بیاورد، در حالی که میدانیم هیچ حزب سیاسی چنین کاری را نمیکند و در حادترین تغیرات چند نفر را در رأس سازمان برنامه تغییر میدهد و بدنه کارشناسی وظایف خود را انجام میدهند. حتی انقلاب که شدیدترین نوع تغییر سیاسی است، منجر به آن نشد که بدنه کارشناسی سازمان برنامه تغیر کند.
سیاستمداران در سطح سیاسی و بالا اهدافی را تعیین میکنند. این که این اهداف از کجا آمده است چندان مورد بحث کارشناسان نیست. مثلاً اگر به هر دلیلی در حوزه سیاست کنترل تورم بر اشتغال اواویت داده شود، کارشناس در مقام کارشناسی خود (و نه در مقام شهروندی) حق مخالفت با این تصمیم را ندارد. گرچه میتواند منافع و مضار این تصمیم را برای سیاستمدار توضیح دهد، اما پس از این مرحله اگر این تصمیم قطعی شد، وی میتواند برای اجرای آن مسیری را پیشنهاد کند که اصطلاحاً مسیر بهینه است و کمترین ضرر و بیشترین منفعت را دارد. و این وظیفهای است که صرفاً از وی برمیآید و سیاستمدار قادر به انجام آن نیست. بنابراین وقتی که انقلاب پیروز شد، طبیعی بود که اهداف و سیاستهای دیگری متفاوت از گذشته مطرح شود و کارشناسان سازمان برنامه میتوانستند با این اهداف موافق یا مخالف باشند، اما در مقام کارشناس متعهد هستند که بهترین و بهینهترین راه و برنامه را برای تحقق این اهداف ارایه نمایند، در نتیجه این سازمان برای تحقق کارشناسانه این اهداف حفظ گردید و حتی در مقاطعی کاملاً هم تقویت شد. البته این که تا چه حد از این ظرفیت کارشناسی استفاده شد بحث دیگری است. اما هیچگاه به ذهن مسئولین کشور خطور نکرد که سازمان برنامهریزی از میان برود و منحل شود.
اگر دولت جدید اهداف و برنامههایی متفاوت از دولتهای پیشین داشت و دارد، کاملاً در این کار ذیحق است، اما دفاع از این اهداف وقتی عقلانی است که امکان برنامهریزی از سوی کارشناسان برای تحقق آنها وجود داشته باشد. از این جهت اگر در اجرای این اهداف سازمان برنامهریزی منحل میشود، صرفاً میتواند ناشی از دو دلیل باشد.دلیل اول این است که دولت جدید به هیچیک از کارشناسان سازمان اعتماد و اعتقادی نداشته است و تصور میکند که آنان در صدد سنگاندازی در راه تحقق این اهداف هستند. دلیل دوم هم این است که دولت جدید معتقد است که اهداف و برنامههایش نیازمند بدنه کارشناسی نیست و در نتیجه مرز میان سیاستمداران و کارشناسان برداشته شده است و هر دو در قالب واحد عمل میکنند. به نظر میرسد که انحلال سازمان برنامه عمدتا ناشی از دلیل دوم است و این امر از نحوه سخن گفتن و ادعاهای رئیس دولت به خوبی مشهود است که در همه زمینهها اظهارنظر کارشناسی صورت میگیرد.
آنچه که امروز موجب خسارات فراوان به کشور شده است، از میان رفتن مرز میان نقش سیاسی و نقش کارشناسی است. ما به رئیسجمهری نیاز نداریم که کارشناس و خبره در امور اقتصاد، اجتماع، فرهنگ و... باشد. من حتی معتقدم که اگر یک اقتصاددان و دکترای خبره اقتصاد (نه البته از این دکتراهای کیلویی که این روزها رواج یافته و هر بیسوادی یک عنوان دکترا را یدک میکشد) هم رئیسجمهور شود، حق ندارد از موضع کارشناسی (هر چند کارشناس باشد) در اقتصاد اظهار نظر کند، زیرا دیگران او را در مقام سیاستمدار و رئیسجمهور میشناسند و نه اقتصاددان و کارشناس. و همچنین به دلیل قرار داشتن در صندلی قدرت، دیگران نمیتوانند با او جدل کارشناسانه کنند. اما فاجعه وقتی رخ میدهد که کسی نه اقتصاد میداند چیست و نه فرهنگ و اجتماع و سیاست بینالملل، اما در مقام ریاستجمهوری در تمام این زمینهها از موضع کارشناسی خبیر و همهچیزدان سخن بگوید!! بدیهی است که در این شرایط وضعیت معیشت مردم با نفت بشکه 150 دلار بدتر از وقتی خواهد بود که نفت آنان با بشکهای 30 دلار فروش میرود.
واقعیت این است که خطری که جامعه را تهدید میکند، وجود افرادی است که جهل مرکب دارند، یعنی نمیدانند و در عین حال نمیدانند که نمیدانند و خود را عقلکل میپندارند. ما نیازمند به سیاستمدارانی هستیم که با شجاعت اقرار کنند که کارشناس مسایل مختلف نیستد، اما آنان تنها یک چیز را باید خوب بدانند. این که باید به خرد جمعی و کارشناسی احترام بگذارند و از دخالت در امور کارشناسی پرهیز کنند. آنان باید اقرار کنند که سیاستمدار هستند نه کارشناس. سیاستمدار وظیفه ارایه اهداف و شعارهای مورد قبول مردم را دارد و سپس وظیفه بعدی اش بسیج مردم برای تحقق این اهداف با شرط احترام گذاشتن به نظرات کارشناسی و برنامهریزی است. مشکل امروز ما جهل سیاستمداران به اقتصاد و روابط بینالملل و اجتماع و... نیست، چرا که در هیچ جای دنیا سیاستمداران همهفنحریفی نداریم که عقلکل باشند. مشکل امروز ما جهل مرکب است که فکر میکنیم همه چیز را در چنته داریم و میدانیم.خساراتی که از نبود برنامهریزی به کشور وارد میشود دهها و صدها برابر خسارات ناشی از فساد و دزدی است. اما متأسفانه اگر مردم و جامعه در برابر فساد و دزدی حساس باشند، نسبت به حذف برنامهریزی و ارجاع امور به کارشناس حساسیت لازم را از خود نشان نمیدهند.
«احیای برنامهریزی» مطرح شده از سوی آقای کروبی اگر شعار واحد ایشان هم باشد، برای برونرفت از وضعیت فعلی کافیست. اگر بتوان جلوی خسارات بیشتر را گرفت، عمل مهمی انجام شده است. به قول معروف جلوی ضرر را از هرجا بگیریم، منفعت است. احیای برنامهریزی شعار مهمی است، زیرا از یک سو حوزه سیاست را از حوزه کارشناسی تفکیک میکند، تفکیکی که لازمه جامعه مدرن است و از سوی دیگر عقلانیت و احترام به خرد جمعی را لازمه احیای برنامهریزی معرفی میکند و به همه کنشگران اجتماعی و اقتصادی پیام میدهد که در صورت پیروزی این شعار، میتوانند امیدوار باشند که در بستری عقلانی و چارچوبدار حرکت میکنند و این امید موجب کاهش ریسک میشود. کاهشی که یکی از زمینهها و شروط لازم برای بهبود امور جامعه ماست.


هر دولتی را با انتظارات مردم و برنامه های مصوب مجلس باید سنجید. دولت اصلاحات و مجلس ششم در شرایطی به قدرت رسیدند که مردم انتظارات زیادی داشتند و به بخش زیادی از آنها رسیدگی شد و بخشی نیز مغفول ماند. ولی امروز دولت احمدی نژاد که انتظارات متفاوتی را دامن زده است، از پاسخگویی به حداقل های مصوب در برنامه های اقتصادی کشور ناتوان است.
اگر از شکست اصولگرایان و نه صرفا احمدی نژاد میگوییم، به دلیل آسیبی است که عملکرد احمدی نژاد به اعتبار اصولگرایان منتقد مدیریت اجرایی کشور در سه دولت میرحسین و هاشمی و خاتمی وارد کرده است.


عمق تاثیرات اجتماعی ناشی از سیاست های دولت احمدی نژاد، نگرانی گروههای علاقمند به آینده کشور را برانگیخته است.
حضور تاثیرگذار و فعال تر رجال دهه نخست انقلاب اسلامی که با عنوان خط امامی ها شناخته میشوند، راه حل برون رفت از بحران است.


لینک خبر:
روش دخالت دولت در اقتصاد غیرصحیح و خلاف عدالت است، دولت باید با کاهش تصدیگریها اجازه دهد مردم عنان امور را در دست بگیرند تا اقتصاد کشور شکوفا شود


لینک خبر:
عضو شورای مرکزی جامعه روحلانیت مبارز تهران، احمدینژاد را پیروز انتخابات ریاست جمهوری پیش رو دانست.
حجت الاسلام غلامرضا مصباحی مقدم در گفتگو با «پارلماننیوز» گفت:«جامعه روحانیت تاکنون در خصوص کاندیدای اصولگرایان در دهمین انتخابات ریاست جمهوری جمعبندی نداشته است.»
رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی افزود:«بر اساس آنچه که بدست میآید، اگر آقای احمدینژاد کاندیدا باشد و در مقابل آقای خاتمی و یا مهندس موسوی قرار داشته باشند، احمدینژاد بیش از 50درصد از آرا را به خود اختصاص خواهد داد.»
وی همچنین پیشبینی کرد که حضور مردم در این دوره از انتخابات چشمگیر خواهد بود و از سوی دیگر احتمال دو قطبی شدن انتخابات را ممکن دانست.


لینک مطلب:
سید محمد علی ابطحی در وبلاگ شخصی خود به نکته جالب اشاره کرده است و آن هم اینکه اسرائیل و آمریکاییهایی که به گفته اصولگرایان طرفداران محمد خاتمی هستند، صراحتا از محمود احمدی نژاد حمایت کردهاند


لینک مطلب از وبلاگستان:
کیهان، رادیو تلویزیون و خیلی از خبرگزاریهای حامی دولت یک تیتر خیلی بزرگ را این روزها از دست دادند. اگر یک مقام اسرائیلی گفته بود که پیروزی احمدینژاد در انتخابات پیشروی ایران میتواند سد راه تلاشهای بینالملل برای توقف برنامه هستهای کشور شود، تیتر نصف صفحهای روزنامهها و خبر اول تلویزیون میشد و چند تا تحلیل ویژه و برنامه خبری با حضور کارشناسان درست میکردند که دیدید اسرائیلیها با احمدینژاد مخالفند و نتیجه میگرفتند رئیسجمهور فعلی تنها کسی است که دشمنان از او میترسند و حرفهایی که بهخصوص نزدیکیهای انتخابات زیاد مینویسند و شما شنیدهاید و خواندهاید. اما این بار روزنامه جروزالم پست اسرائیل در گزارشی به نقل از یک مقام ارشد اسرائیلی نوشته: "پیروزی خاتمی در انتخابات پیش روی ایران میتواند سد راه تلاشهای بینالمللی برای توقف برنامه هستهای این کشور شود. پیروزی خاتمی احتمالاً تلاشهای بینالمللی برای بازداشتن ایران از تبدیل شدن به یک قدرت هستهای را از مسیر خود منحرف خواهد کرد. اگر خاتمی پیروز انتخابات باشد وی احتمالا در زمینه کاهش سطح فشارهای بینالمللی بر ایران در مساله هستهای موفق خواهد شد و از این رو تلاشهای جهانی برای توقف برنامه اتمی ایران با شکست مواجه میشود. نباید فراموش کرد که خاتمی به عنوان رئیسجمهور برنامه هستهای ایران را توسعه داد اگر او پیروز شود از آنجا که نسبت به احمدینژاد میانهروتر به نظر میرسد در نتیجه میتواند در موجه جلوه دادن این برنامه نزد جامعه بینالمللی موفق عمل کند." البته واقعیت این است که اسرائیلیها هم میدانند در صورتیکه خاتمی رئیسجمهور شود، میتواند با همکاری با دنیا حقوق مردم ایران را احیا کند و به همین دلیل خیلی نگران آمدن خاتمیهستند. ولی اینبار همان خبرگزاریهای اصولگرا نوشتهاند مقامات اسرائیل اظهارات مداخلهجویانهای در مورد مسائل کشور ما کردهاند. واقعا هم بیخود میکنند که در مورد مسائل ایران حرف میزنند ولی همیشه کار غلطی میکنند. تازشم، مگر چه اشکال دارد گاهی بامها آنقدر وسیع هستند که میشود چند تا هوا داشته باشد؟


لینک مطلب:
دکتر واعظ مهدوی :
در ساختار بیانضباط مالی کنونی دولت، هر رقمی تزریق بشود و هر منبعی که آزاد بشود چون تعادل بین درآمدها و هزینهها وجود ندارد، بلافاصله صرف جبران این بیانضباطی میشود و هدفمندی به هیچ عنوان اتفاق نخواهد افتاد و صرفاً بخشی از هزینههای دولت پوشش داده میشود
وی درباره طرح تحول اقتصادی تصریح کرد: دولت تصور میکند یارانههای موهومی در بدنه اقتصادی کشور وجود دارد، قیمت حامل بهای انرژی در یک قیاس غلط با قیمتهای بینالمللی مقایسه میشود، بدون اینکه سایر مؤلفههای تأثیرگذار اقتصادی مورد توجه قرار گیرد و به سطح حقوق و دستمزد توجه شود. این تحلیل، تصوری ایجاد کرده که این یارانۀ موهوم منبع لایزالی برای جبران کسری بودجه است و روی آن حساب زیادی باز شده است
وی با خاطرنشان ساختن اینکه دولتی که با نفت 140 دلاری و درآمد 80 میلیارد دلاری نتوانسته به صورت مطلوب کشور را اداره کند و خاطره خوبی از خود بهجا بگذارد و تورم 25 درصدی دستاورد اوست، با 30 میلیارد درآمد مشکل جدی خواهد داشت تاکید کرد: با توجه به این شرایط و نوع بودجهای که تنظیم شده است احتمالاً دولت آینده در شش ماه دوم سال با مشکل بسیار زیادی مواجه خواهد شد
واعظ مهدوی با تأکید بر اینکه در شرایط عدمتحقق درآمدهای دولت و کسری بودجه، احتمال تزریق نقدینگی افزایش پیدا میکند، گفت: این افزایش نقدینگی باز هم آثار تورمی به دنبال خواهد داشت و در کنار این دولت با اصرار بر لایحه هدفمند کردن یارانهها که موجب افزایش شدید تورم خواهد شد، فشار را بر روی اقشار ضعیف جامعه منتقل خواهد کرد و وضعیت زندگی آنان از هر لحاظ تحت تأثیر قرار خواهد داد


با ورود خاتمی و کروبی به عرصه رقابت انتخاباتی، خواب اصولگرایان برآشفته تر از همیشه شده است. اصولگرایان که تجربه ۴ سال مدیریت دولت احمدی نژاد، دست مایه حملات سخت به آنها و فشار شدید افکار عمومی کشور شده است، در شرایط دشواری قرار دارند و طی چهار ماه آینده، قطار بی ترمز شان به ایستگاه آخر نزدیکتر میشود. بهار ٨٨ مبارک باد.
امید است سالهای قحطی به مدد انفاس چهره های ارزشمند انقلاب اسلامی چون خاتمی و کروبی به پایان رسد. جای خوشحالی نیست که اصولگرایان در چنین وضع سختی قرار گرفته اند ولی برای کشور جای خوشحالی است که میتواند دوباره مدیریت علمی و صحیح را در کشور تجربه کند. خدا را بی حد شکر


لینک مطلب:
حساسیتی که این بار انتخابات دارد،نسبت به انتخاباتهای گذشته بسیار بیشتر است؛ چرا که در دورههای قبل انتخابات ریاستجمهوری افرادی چون آیتالله خامنهای، آیتالله رفسنجانی و آقای خاتمی هر کدام دو دوره رئیسجمهور بودند و رقبایی که در دوره دوم داشتند، رقبایی بودند که قبل از انتخابات مشخص بود این آقایان رای میآورند


لینک خبر:
١٠ حامی دولت نهم با چوب و ناسزا / صدها حامی خاتمی با صلوات و شعار
نکته قابل توجه حضور کمتر از ده نفر از اعضای گروه فشار در دقایقی از طی این مسیر بودند که تلاش میکردند با سر دادن شعارهایی چون مرگ بر ضد ولایت فقیه، مرگ بر منافق، مرگ بر خاتمی، دولت آمریکایی نمی خوایم نمی خوایم و.... حضور خاتمی را تحت الشعاع دهند که هنگامی که برخی از مردم از آنها در مورد برخی مذاکرات محرمانه مسئولان دولت نهم با آمریکا، موضع گیریهای حامیان احمدینژاد علیه برخی مراجع، وعدههای فراوانی که توسط این دولت به مردم داده شد و تنها در حد وعده ماند پرسیدند مجبور به سکوت شدند.
نکته قابل توجه این بود که تعداد انگشت شمار اعضای گروههای فشار حامی احمدی نژاد با خود چوب و بعضا بیسیم به همراه داشتند و برخی از حامیان دولت نهم هنگامی که شعار احمدی احمدی حمایتت میکنیم را سر می دادند با صدای کر کننده خاتمی خاتمی حمایتت میکنیم مواجه میشدند، چوبهای خود را به بالا برده بودند و برخی از آنها قصد حمله به خاتمی را داشتند که حاضران مانع از این کار شدند.


لینک مصاحبه:
متن کامل را در ادامه بخوانید
- رد شدن درخواست احمدی نژاد برای دیدار با آیات عظام را چطور توجیه کنیم.
تا الان ایشان درخواستی برای دیدار با مراجع قم نداشتند که رد شود.
-در مورد ماجرای توهین به پیامبر(ص) در سوالات آموزش و پرورش برخی از شخصیت های برجسته نه تنها سقای بی ریا بلکه احمدی نژاد را هم به دیدار نپذیرفتند؛ اخباری که در رسانه ها منتشر شد و تکذیب هم نشد.
اصلاً این طور نیست. این اخبار دروغ است. مراجع هم که بیکار نیستند هر روز اخبار رسانه ها را تکذیب کنند.
-این مصاحبه را شاید برخی آیات عظام بخوانند. شما اظهار می کنید روابط احمدی نژاد- مراجع خوب است.
مثل رابطه اصولگرایان با احمدی نژاد. چه کسانی به کردان رای منفی دادند.
-خب پس اختلاف هست اما از نوع اصولگرایی؟
این اختلاف نیست. اصولگرایی یعنی همین. با کسی تعارف ندارند. دولت نهم فرزند مرجعیت است. فرزندی که مرجعیت او را دوست دارد اما تشر می زند و حتی لازم باشد سیلی می زند اما هرگز اجازه نمی دهد بلایی سر این فرزند بیاید.
-دلیلی برای این اظهارات دارید؟
جنس آقای احمدی نژاد از جنس حوزه علمیه قم است. جنس قم هم از دولت نهم است.
-اما رفتار رئیس جمهور خلاف این جنس را نشان می دهد.
چرا این حرف را می زنید. مدل حکومتی مراجع مردم دار، مبارزه با فساد، مردم محور، گفتمان امام و انقلاب و... است.
-یعنی معتقدید این مدل را در دولت نهم می بینید؟
غیر از این هست؟
-افکار عمومی قضاوتی غیر از این دارند.
به هر حال آقای احمدی نژاد هم اشتباهاتی دارند. مگر آقای احمدی نژاد غیر از این کارها را می کند؟
-این تعریف برای چهار سال پیش شاید طرحش راحت باشد. اما در پایان دوره هم می توان از این مصادیق استفاده کرد؟
یقیناً. دولت احمدی نژاد بهترین دولتی است که حوزه علمیه می توانست شکل گیری آن را انتظار داشته باشد.
-احمدی نژاد بر خلاف تصویر چهار سال پیش یک راست رادیکال شده است.
واقعیت این است که در جبهه اصولگراها افرادی را می شناسم که از اصلاح طلب ها بدترند و در میان اصلاح طلب ها هم افرادی که یک اصولگرای به تمام معنا هستند را سراغ دارم.
- مثلاً؟
بعداً به خودتان می گویم. توی مجلس کم نداریم.
- آقای...؟
ایشان که آدم کج سلیقه یی هستند که یک روز گذر زمان نشان می دهد که اصولگرای واقعی نیستند. گذر زمان این را اثبات می کند.
- چرا حاضر نیستید ترازوی سنجش موفقیت یک رئیس جمهور از نگاه شما پیشرفت کشور و رضایت مردم باشد؟
آقای خاتمی کی موفق بود؟ حتی در آزادی و سیاست هم موفق نبود. خاتمی جلوی امثال ما را گرفت. در زمان خاتمی جلوی تالیف 10 کتاب من را گرفتند، اما به آدم هایی مجوز داد که در لندن و پاریس و رادیو زمانه کار می کنند.
- حداقل مردم به خاطر گذران زندگی و معیشت تا این حد گرفتار نشدند.
شعار اصلی آقای احمدی نژاد چه بود؟ اما مردم می فهمند. مردم گلایه می کنند اما به موقع عقل شان مناسب تر فکر می کند. این ویژگی مردم است که آن مواقع تحت تاثیر احساسات قرار نمی گیرند.
- نان شب که احساسات نیست؟
مردم می دانند که احمدی نژاد تمام تلاشش را برای کاهش فشار بر مردم انجام می دهد.
- اما رفع مشکل معیشت برایشان مهم است نه تلاش بی فایده.
به هر حال احمدی نژاد دنبال کار حزبی و زد و بندهای سیاسی نمی رود.
- به نظر شما رئیس جمهوری که حزبی باشد اما مشکل اقتصادی مردم را حل کند بهتر است یا نه حزبی باشد و نه مشکلات معیشتی را رفع کند.
مردم هنوز احساس می کنند احمدی نژاد در خیمه آنهاست و طرف آنها را دارد.
- اما در این خیمه نه تنها پول نفت سر سفره ها نیامده که اوضاع اقتصادی هم بدتر شده است.
چنین تلقی در ذهن مردم هست که حاکمی دارند که به فکر مردم است.
-به عنوان یک شهروند عادی از شما می پرسم. این «هست» باید جایی در زندگی مردم نمود داشته باشد.
نمود دارد.
-نمودش در گرانی است؟
شخص شما نمی خواهید یک چیزهایی را ببینید.
- یعنی مشکلات اقتصادی مردم، تورم و گرانی را نمی بینیم که این حرف ها را می زنیم.
من از شما سوال می کنم، خدمتی که احمدی نژاد در ماجرای بنزین انجام داد و دو دولت قبل انجام ندادند را نباید ببینیم. اصلاح ساختارهای اقتصادی که حتی گردن کلفت های اقتصادی زیرسوالش نمی بردند.
- مشکل از بدیهیاتی است که وظیفه دولت است اما انجام نمی شود.
قبول دارم؛ شما می گویید پس الان سفره مردم چه می شود؟ اما تورم جهانی قابل انکار نیست.
- تورم جهانی بهانه گرانی امسال است. اما سال قبل چطور؟ گرانی دو سال پیش را چطور توجیه می کنید؟ احمدی نژاد نتوانست اقتصاد ایران را مدیریت کند.
منصف باشید. شما پذیرفتید تورم جهانی داشتیم.
-پارسال که خبری از تورم جهانی نبود.
من دوستان خارجی زیادی دارم. تورم جهانی از آخر سال قبل شروع شد. در مورد سال های قبل هم رشد تورم عادی بود.
-اما دولت احمدی نژاد با این شعار آمد که می خواهد سفره مردم رنگین تر از دوره قبل باشد.
احمدی نژاد تلاش اش را کرد که هر کاری از دستش برمی آید، انجام دهد اما رئیس جمهورهای قبلی چنین تلاشی نمی کردند و درد مردم نداشتند.
-مردم رئیس جمهور هم درد که نمی خواهند، رئیس جمهور مشکل حل کن نیاز دارند.
دولت نهم به سمت راه حل رفته اما این مشکل چیزی نیست که به سرعت حل شود.
-حکایت معلمی است که ادعا می کند تمام تلاش اش را می کند اما شاگردش نحوه درس دادن او را نمی فهمد. بهتر نیست معلم کنار برود تا فردی با شیوه تدریس بهتر، تدریس کند.
چرا همین طور است. اگر والدین آن شاگرد که شما را انتخاب کردند به این نتیجه برسند که «معلم» بی عرضه است بهتر است کنار برود.
-هنوز مردم به نتیجه یی مشابه در مورد احمدی نژاد نرسیدند.
نه هنوز مردم به این نتیجه نرسیدند و باز هم در انتخابات بعد به احمدی نژاد اعتماد می کنند.
-چرا این طور از طرف مردم صحبت می کنید؟
چون مردم چهار سال را کافی و منصفانه نمی دانند.
همان طور که خاتمی هشت سال رئیس جمهور بود. آقای هاشمی و آقای خامنه یی هم همین فرصت را داشتند.
- مردم تعهدی ندارند که این «باید» برای احمدی نژاد هم تکرار شود. «صلاحیت» مهم است یا «تکرار تاریخ»؟
مردم بلااستثنا در تمام موارد دو دوره اعتماد کردند.
-مردم مجبورند یک سند نانوشته هشت ساله را به اسم بزنند.
نه مجبور نیستند اما عقل دارند و تصمیم می گیرند.
-پس خودتان دلیلی را که به عنوان اعتماد مردم ذکر کردید بلاموضوع کردید.
شما می گویید مردم عقل ندارند.
- از قضا چون برای مردم عقل قائل هستیم، می گوییم نباید از هشت ساله های ریاست جمهوری صحبت کرد.
به هر حال قانون اساسی این فرصت را داده تا هر کسی هر چیزی دارد در این هشت سال نشان دهد.
-یعنی اصولگرایان نیروی بهتری ندارند که چنین حق قانونی را به آنها بدهیم؟
شاید فرد بهتری باشد اما دلش نخواهد توی میدان بیاید. آنهایی که خودشان را مطرح می کنند شاید در یک مواردی ویژگی های مثبت تری نسبت به احمدی نژاد داشته باشند اما مجموعه شرایط را باید کنار هم دید.
-رقبای اصولگرای احمدی نژاد می دانند که احمدی نژاد ابزار تبلیغاتی خاص دارد که بقیه سران این جناح از چنین ابزاری بی بهره هستند.
شما وسط دعوا نرخ تعیین می کنید. چه کسی گفته جنبه تبلیغاتی دارد؟
-من به عنوان یک زن روستایی وقتی می گویم می خواهم برای دخترم جهیزیه بخرم و احمدی نژاد دست توی جیبش می کند و از بودجه ویژه وزارت نفت صدقه می دهد، تبلیغات خاموش نیست؟
همان طور که رئیس مجلس بودجه ویژه یی را در اختیار دارد. مثل بابای خانه می ماند و بچه می آید و می گوید من اینقدر پول می خواهم، می گوید بیا بگیر.
-اما قرار نیست پول نفت این طوری ابزار تبلیغاتی ایشان بشود.
من از شما می پرسم آقای احمدی نژاد 100 تومان، 50 تومان، یک تومان که می دهد آیا از منابعی می دهد که در قانون تعریف شده یا نه.
-جمع پول هایی که این طور خرج می کنند از منابع در اختیارشان بیشتر است. نمونه اش هم 86 میلیارد تومانی که از وزارت نفت به سفرهای استانی اختصاص یافت.
آقای احمدی نژاد اگر به قول شما، این بذل و بخشش ها را می کند به خاطر این است که مردم مشکل دارند و انتظار دارند. مثل بچه یی است که مشکلش با 500 تومان هم برطرف نمی شود.
-این پدر باید مشکل تمام ملت را حل کند نه در نهایت چند هزار نفر از ملت را.
اما پسر می گوید رفتیم پیش بابا گریه کردیم این پول را داد. آقای احمدی نژاد این خرجی را که می کند از منابع در اختیارش است. حالا یا بیشتر از پول این منبع خرج می کند یا کمتر از آن. شما می گویید بیشتر است خب اگر بیشتر از منابعش باشد باید از جایی تامین کند. در این صورت هزاران دستگاه نظارتی هستند که سوت می زنند، داد می زنند.
-این کار را هم می کنند؛ دیوان محاسبات و گزارش نفت.
این حرف شما به یک ادعا شبیه هست یا حرف های ما؟ مواردش خیلی زیاد نیست.
-احمدی نژاد به ملت ماهیگیری یاد نداد.
چرا یاد نداد؟ بنگاه های زودبازده پس چیست.
-منظورتان بنگاه های شکست خورده است؟
کجا شکست خورده است. حالا انحرافاتی دارد. در هر کار اجرایی ایراد وجود دارد. وام های سه میلیونی دور قبل را یادتان نیست. چقدر پروژه های نیمه کاره داشتیم که در دولت نهم کامل شد.
- اما حتی نماینده های اصولگرا به خاطر نیمه تمام ماندن تمام کلنگ های دولت نهم صدایشان درآمده است.
چند تا نماینده گفتند پروژه های عمرانی اجرا نشده است.
-شما بگویید چند نماینده مدعی هستند پروژه ها اجرا شده است. شما آمار بدهید برای اثبات صحبت هایتان.
من «بیشتری»ها را می بینم که می گویند اجرا شده است.
-شما که آمار ندادید اما مردم بهترین داور هستند.
یقیناً باید واگذار کنید به مردم. نشان دهنده اینکه مردم راضی هستند چه چیزی است.
-شما حتی آمار سازمان بازرسی را هم قبول ندارید. نشان دهنده اینکه مردم راضی هستند چه چیزی است؟
باید منتظر انتخابات بعد باشیم. نمونه دیگرش هم سفرهای استانی است. اگر آقای احمدی نژاد در گیلان کاری نکرده بود، مردم به قول شما چرا مثل دلفین بالا و پایین می رفتند؟ از چه خوش شان می آید؟
احمدی نژاد نشان داده حرف مردم را می شنود. شما یک فضاسازی می کنید، روی خودتان تاثیر می گذارد. کسی دنبال دزد می رود و باورش می شود دزدی وجود دارد. این فضا سازی ها منصفانه نیست.
-حداقل آقای پورمحمدی را منصف می دانید؟
آقای پورمحمدی خیلی منصف نیست.
-اگر ایشان را منصف می دانستید می خواستم بپرسم گزارش های سازمان بازرسی از تخلفات دولت را هم فضاسازی می دانید؟
شما گزارش را دیدید؟
-بسیاری از دوستان نماینده و اصولگرای تان این گزارش را مطالعه کردند.
شما این گزارش را چطور دیدید؟ گزارش محرمانه است. نمایندگانی هم که این طور حرف می زنند منصف نیستند، چون گزارش را خواندند. (این حرف ها را حتماً بنویسید.)
-به هر حال آقای پورمحمدی...
تو چه کار داری؟
-اما سازمان بازرسی...
سازمان بازرسی بسیاری مواقع گزارش می دهد اما بعداً معلوم می شود گزارشش درست نیست. در قم فضاسازی هایی را در مورد بن کتاب کردند. کسانی که تا آرنج دست شان در دزدی بود، همان ها این گزارش ها را داده بودند. سازمان بازرسی هم یک مقداری داد و بیداد کرد اما معلوم شد این گونه نیست.
-نمی توانیم ادعا کنیم اصلاً اتفاقی نیفتاده و سازمان بازرسی و دیوان محاسبات چنین گزارشی از تخلفات دولت داده اند.
من نمی گویم دولت نهم معصوم از خطا است. دولت امیرالمومنین هم بیرون از دایره امیرالمومنین، دچار اشتباه بوده است و نهج البلاغه پر از گلایه هایی است از همین حکمرانان.
-پس برخلاف چند دقیقه قبل تخلفات را می پذیرید. پس جوسازی و فضاسازی و دروغ پردازی نیست؟
ما نمی خواهیم بگوییم اشکالی نیست. گاهی می گویند طلا نیست، اما کسی می گوید این طلا 24 عیار نیست؛ وقتی کسی می گوید طلا نیست اما من می فهمم طلاست. حالا 24 عیار نیست، 18 عیار که هست.
-قبول، حالا این طلای 24 عیار...
نیست آخه، اگر شما هم حساب می کنید، ما حساب نمی کنیم.
-خب این طلای 18 عیار آیا با این مس و برنزهایی که اطرافش هست درست رفتار می کند؟
این اصولگراها را رفیق نمی دانستم که حالا رقیب شوند. از ابتدا هم رقیب می دانستم. چهار سال پیش را که یادمان نرفته،
-اصولگرا هستند یا نه؟
اصولگرا به چه معنا؟ بله شناسنامه اصولگرایی دارند و یک تابلو اصولگرایی هم گردن خودشان انداختند. به هر حال درجه دارند. البته اصولگرایان واقعی هم داریم که احمدی نژاد نسبت به آنها بد عمل کرده است.
-مثلاً؟
نمی خواهم خیلی مصداقی کنم. مثلاً آقای ذوالقدر را یک اصولگرای واقعی می دانم که آقای احمدی نژاد با وی خوب رفتار نکرد.
-چرا خوب رفتار نکرد، مقصر احمدی نژاد است یا اطرافیان؟
نه نحوه برخورد را کار دارم. به هر حال رئیس جمهور تصمیم می گیرد و تصمیم هم باید اجرایی شود. نمی توان به او گفت چرا عوض کردی اما می توان گفت چرا این طور عوض کردی.
-کلاً رفتار احمدی نژاد با اصولگرایان مطلوب نیست.
البته آنها هم بدون اشتباه نیستند و گاهی طرف مقابل را وادار می کنند به تصمیم ها و موضع گیری های اینچنینی.
-مصداق؟
مثلاً آقای توکلی را یک اصولگرا می دانم. اما یک جاهایی توکلی بد عمل می کند که طرف مقابل را به موضع بد می اندازد.
- احمدی نژاد حتی با لاریجانی و قالیباف هم خوب تا نمی کند. این دامنه «بد»های اصولگرا در لغت نامه احمدی نژاد وسیع است.
هر دو را اصولگرا می دانم اما در شیوه اصولگرایی به ویژه زمان جذب رای مردم دچار خطا شدند و پایشان را برای جذب رای مردم کج گذاشتند.
-مصداق؟
آقای قالیباف، در شیوه تبلیغاتش حتی گاهی خجالت می کشید که شاخصه های اصلی اصولگرایی را به خودش منسوب کند.
-یعنی اعتقاد ندارد؟
نه اینکه اعتقاد نداشت بلکه احساس می کرد اگر این شاخص ها را بزرگ کند، از سبد رایش کم می شود. برای جذب رای خاکستری حاضر شد شعارهایش را اصلاح کند.
-لاریجانی چطور؟
ایشان هم حتی در فیلمش از شیرین عبادی استفاده کرد چون تصورش این بود رای بیشتری کسب می کند. اما من معتقدم هر کس با هر شیوه یی رای به دست آورد با همان شیوه رای را نگه می دارد.طیفی مثل من چون به این نتیجه رسیدم احمدی نژاد با شیوه درستی رای به دست می آورد ،بدون اینکه خجالت بکشد، از شهدا و ولایت فقیه حرف زد.
-یعنی بقیه چهره های اصولگرا از گفتن این اعتقادات خجالت می کشیدند؟
لاریجانی و قالیباف اعتقادات دارند اما در شیوه به دست آوردن رای لااقل این گونه رفتار نکردند. به هر حال الان دیگر چوب به مرده زدن فایده ندارد.
-قالیباف و لاریجانی هم در صحبت هایشان به گونه یی پیغام دادند احمدی نژاد را اصولگرای واقعی نمی دانند. به هر حال دعوا بر سر قدرت است.
به همین خاطر است که می گویم کسانی را در اصولگرایی داریم که اصولگرا نیستند و پز اصولگرایی می دهند؛ افرادی که در تبلیغ سراغ روش های غلط می روند. با نردبان باطل نمی توان راه حق را طی کرد. ما هم اجازه نمی دهیم برای رسیدن به قدرت از روش های باطل استفاده کنند.


لینک مطلب:
رئیس دیوان محاسبات کشور ضمن ارائه توضیح درباره عدم واریز بیش از یک میلیارد دلار از درآمد نفت به خزانه در سال 85 تاکید کرد: در گزارش تفریغ بودجه در این سال 2 هزار مورد انحراف از بندها و تبصره ها و قوانین وجود دارد که در سایه مباحث این یک میلیارد دلار مغفول مانده است


لینک مطلب:
وی با بیان اینکه راهپیمایی میتواند یک ملت را 20 سال جلو ببرد و موانع سنگین را از راه بردارد، تاکید کرد: برای اینکه به قلههای کمال و پیشرفت برسیم نیازمند تلاش و مجاهدت هستیم و سادهترین راهی که ملت ایران برای نشان دادن این تلاشها انتخاب کرده حضور در راهپیمایی است


حضور خاتمی و کروبی در صحنه انتخابات یک پیام روشن دارد:
دوران چهار ساله اصولگرایان به رهبری احمدی نژاد در قوه مجریه به پایان خواهد رسید
خدا خواهد نصیب باشد


لینک خبر:
به گفته رییس اتاق بازرگانی تهران، باید مشخص شود که واگذاری سرمایه گذاریهای قبلی بخش دولتی چقدر توانسته است به بخش خصوصی واقعی صورت گیرد، چراکه نکته نگرانی زا این است که در بیش از 75 درصد واگذاریها، انتقال مدیریت صورت نگرفته و هدف اصلی اصل 44 از منظر اقتصادی که ارتقای بهره وری و کم کردن ضایعات است، تحقق نیافته است


لینک مطلب:
دولت با جابجا کردن ردیف هزینهها با درآمدها هزینهها را بسیار کمتر و درآمدها را بسیار بیشتر نشان داده است و همچنین در بخش هزینههای جاری و عمرانی دولت غیر واقعبینانه هزینههای جاری را بسیار کمتر از آنچه در سال 88 رخ خواهد داد نشان داده است
بقیه مطلب را در ادامه بخوانید
مدیر اقتصادی دولت خاتمی گفت: «کسری بودجه سال 87 هیچ ارتباطی به دولتهای گذشته نداشته بلکه حاصل عملکرد دولت در سالهای 85 تا 87 است».
معاون بودجه معاونت برنامهریزی و نظارت راهبری ریاست جمهوری در خصوص کسری بودجه دولت گفته بود، «این آمار و ارقام را نمیتوانیم بگوییم کسری سال 87؛ این کسری سال 87 نیست، بلکه یک بدهی انباشته است که به دلایل مختلف مربوط به چند دولت است».
این در حالی است که دکتر سعید شیرکوند، معاون اقتصادی وزارت امور اقتصاد و دارایی در دولت حجتالاسلام سید محمد خاتمی، با رد ادعای فوق، به خبرنگار اقتصادی آفتاب، گفت: «کسری بودجه سال 87 هیچ ارتباطی به دولتهای گذشته نداشته بلکه حاصل عملکرد دولت در سالهای 85 تا 87 است زیرا اگر چنین مشکلی در گذشته وجود داشت و دولت با چنین مسئلهای روبرو شده بود باید در سال 85 از سوی دولتمردان بیان میشد»
وی افزود: «این دولت سه سال فرصت داشته است که این ایراد و اشکال را از بودجه حذف کند تا در بودجه سال 87 با چنین مشکلی روبرو نشویم».
سعید شیرکوند ادامه داد: «دولت بیان میکند که بودجه سال 88 فاقد کسری خواهد بود و این سخن براساس ارقام مندرج در لایحه بودجه و فقط برروی کاغذ ممکن است قابل قبول باشد؛ اما همواره در تنظیم لوایح بودجه این سئوال اساسی مطرح است که ارقام مندرج در لایحه تا چه اندازه با واقعیت مطابقت میکند».
وی با بیان اینکه «تأملی در لایحه بودجه سال 88 به روشنی نشان میدهد که این بودجه با کسری شدید روبهرو خواهد شد، اظهار داشت: «این بدان معنی است که دولت هم در بخش درآمدهای بودجه و هم در بخش درآمدهای نفتی، درآمدهای مالیاتی و همچنین در ردیف سایر درآمدها با بیشبرآوردهای غیرواقع بینانه روبرو شده است».
این استاد دانشگاه افزود: «ارقام غیرواقعبینانهای را برای درآمدها در نظر گرفتهاند. به عنوان مثال در سایر درآمدها 8500 میلیارد تومان از محل افزایش قیمت بنزین و سایر حاملهای انرژی به عنوان درآمد در نظر گرفته شده است درحالی که در سالهای گذشته چنین درآمدی وجود نداشته و بلکه در ستون هزینهها بابت حاملهای انرژی نیز برای دولت منظور میشده است».
شیرکوند ادامه داد: «دولت با جابجا کردن ردیف هزینهها با درآمدها هزینهها را بسیار کمتر و درآمدها را بسیار بیشتر نشان داده است و همچنین در بخش هزینههای جاری و عمرانی دولت غیر واقعبینانه هزینههای جاری را بسیار کمتر از آنچه در سال 88 رخ خواهد داد نشان داده است».
وی با بیان اینکه وجود چنین شکاف بزرگی میان هزینهها و درآمدها که در سال 88 به صورت کسری بودجه قطعی ظاهر خواهد شد، با این اظهارنظر دولت و با این تغییرات ایجاد شده برروی کاغذ از بین نخواهد رفت، گفت: «آنچه ملاک قضاوت در مورد کسری بودجه دولت در هر سال است، عملکرد بودجه است نه آرزوها و تخیلاتی که برروی کاغذ نوشته میشود».


لینک خبر:
می شود به دولت این انتقاد را وارد دانست که در برخی مواقع، نسبت به اجرای برنامه، اهتمام لازم را نداشته است اما فکر نمی کنم استفاده از لغت قانون گریز مناسب باشد. من قبول دارم که دولت در زمینه برنامه چهارم ضعیف عمل کرد.
مجمع تشخیص مصلحت نظام در زمینه اجرای سیاست های کلی برنامه پنجم توسعه، با دولت آینده هیچ تعارفی نخواهد داشت. به گزارش«فردا» محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره تمایل دولت برای برنامه چهارم توسعه و اینکه دولت نهم در این خصوص قانون گریز است، گفت: می شود به دولت این انتقاد را وارد دانست که در برخی مواقع، نسبت به اجرای برنامه، اهتمام لازم را نداشته است اما فکر نمی کنم استفاده از لغت قانون گریزمناسب باشد. من قبول دارم که دولت در زمینه برنامه چهارم ضعیف عمل کرد.


رئیس اتاق بازرگانی و صنایع معادن ایران تاسیس صندوق ضمانت کالاهای تولیدی در برابر بحران مالی جهانی را پیشنهاد کرد و خطاب به دولتمردان گفت: بحران جهانی برای ورود به کشور به ویزا نیاز ندارد.
محمد نهاوندیان در گفتگو با مهر ، از واحدهای تولیدی به عنوان سرداران جبهه تبدیل چالش به فرصت یاد کرد و افزود: شرط تبدیل چالش به فرصت یاری کردن واحدهای تولیدی است.
وی گفت: در دوره استقامت 2 ساله باید همه امکانات ملی، صرف جلوگیری از شکستن، توقف یا کندی کار واحدهای تولیدی بشود.


به نظر میرسد حجم نامه ها و احیانا لحن نامه ها نسبت به سفرهای نخستین استانی بایستی تغییر کرده باشد. آنچه تغییر نکرده است، روند صعودی درخواستها و اعلام نیازهاست که احتمالا فکری هم برای پاسخ عملی به این نیازها شده است. پاسخ نامه ای به این همه نامه نیز به راحتی نیست.
تحلیل این نامه ها بسیار ارزشمند خواهد بود. ان شاء الله دولت بعدی حتما به این موضوع رسیدگی کند.
لینک خبر:
مدیرکل ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات استانداری کرمانشاه گفت: در جریان دور دوم سفر رییس جمهور و هیات دولت به استان کرمانشاه حدود 2000 کیلوگرم نامه از سوی مردم استان تحویل مراکز جمع آوری نامههای ریاست جمهوری شد.
سید منصور سیدقاسمی در گفتگو با ایسنا، تعداد نامهها بر اساس وزن آن را بالغ بر 250 هزار نامه ذکر کرد و اظهار داشت: پس از پایان سفر، ستاد رسیدگی به نامههای مردمی رییس جمهور کار خود را آغاز کرد و هم اکنون مشغول بررسی نامهها هستیم.
سید قاسمی بخشهای مختلف این ستاد را شامل بازگشایی، تلخیص و بازنگری، رایانه و تفکیک ذکر کرد و گفت: در بخش بازنگری 25 نفر، بخش تلخیص و بازنگری 300 نفر، بخش رایانه 120 نفر و بخش تفکیک 20 نفر مشغول کار هستند.


تخلف دولت در عدم واریز یک میلیارد دلار پول توسط دستگاه ذی ربط و رئیس مجلس اعلام شده است ولی دستگاههای نظارتی و امنیتی و قضایی نظر خاصی منتشر نکرده اند. احتمالا بررسی ادامه دارد.
لینک مطلب:
محمدرضا خباز نماینده کاشمر و مخبر کمیسیون اقتصادی مجلس با اشاره به گزارشی که روز چهارشنبه در مورد عملکرد بودجه 85 در این کمیسیون قرائت شده است، گفت؛ «گویا دولت به جای اجرای قانون مصوب مجلس هفتم لایحه یی را که خودش نوشته بوده است، اجرا کرده است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
1- براساس گزارش تفریغ بودجه 85 یک میلیارد دلار پول نفت گم شده است. رئیس مجلس با تشکر از کمیسیون برنامه و بودجه برای قرائت گزارش تفریغ بودجه سال 85 گفت؛ این گزارش با اینکه اجمالی است ولی نشانگر برخی از موارد مهم است که از دیوان محاسبات خواهش می کنیم با جدیت مواردی که از قانون انحراف داشته یا قانون رعایت نشده یا بعضی از مواردی که در مورد بند 3 در مورد انرژی مطرح شده و حدود یک میلیارد دلار از مازاد بهای نفت در خزانه واریز نشده است را دنبال کنند... محمدرضا خباز نماینده کاشمر و مخبر کمیسیون اقتصادی مجلس با اشاره به گزارشی که روز چهارشنبه در مورد عملکرد بودجه 85 در این کمیسیون قرائت شده است، گفت؛ «گویا دولت به جای اجرای قانون مصوب مجلس هفتم لایحه یی را که خودش نوشته بوده است، اجرا کرده است... تکلیف ما را از الان روشن کنید و به ما ضمانت اجرایی بدهید که دولت به جای اجرای لایحه مصوب خود قانون مصوب مجلس را اجرا خواهد کرد...» (اعتماد ملی، پنجشنبه 17/11/87، صفحه های 1 و 2)
2- در قانون اساسی آمده است؛
الف- اصل 52؛ «بودجه سالانه کل کشور به ترتیبی که در قانون مقرر می شود از طرف دولت تهیه و برای رسیدگی و تصویب به مجلس شورای اسلامی تسلیم می شود. هرگونه تغییر در ارقام بودجه نیز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود.»
ب- اصل 53؛ «کلیه دریافت های دولت در حساب های خزانه داری کل متمرکز می شود و همه پرداخت ها در حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون انجام می گیرد.»
پ- اصل 55؛ «دیوان محاسبات که کلیه حساب های وزارتخانه ها، موسسات، شرکت های دولتی و سایر دستگاه هایی که به نحوی از انحا از بودجه کل کشور استفاده می کنند... رسیدگی و حسابرسی می کند که هیچ هزینه یی از اعتبارات مصوب تجاوز نکرده و هر وجهی در محل خود به مصرف رسیده باشد...»
ت- اصل 126؛ «رئیس جمهور مسوولیت امور برنامه و بودجه و امور اداری و استخدامی کشور را مستقیماً بر عهده دارد و می تواند اداره آنها را به عهده دیگری بگذارد.»
ث- اصل 134 (قسمت اخیر)؛ «...رئیس جمهور در برابر مجلس مسوول اقدامات هیات وزیران است...»
3- در قانون مجازات اسلامی آمده است؛
الف- ماده 598؛ «هر یک از کارمندان و کارکنان ادارات و سازمان ها و به طور کلی اعضا و کارکنان قوای سه گانه وجوه نقدی یا مطالبات یا حوالجات یا سهام یا سایر اسناد و اوراق بهادار یا سایر اموال متعلق به هر یک از سازمان ها و موسسات فوق الذکر یا اشخاصی که برحسب وظیفه به آنها سپرده شده است را مورد استفاده غیرمجاز قرار دهد بدون آنکه قصد تملک آنها را به نفع خود یا دیگری داشته باشد متصرف غیرقانونی محسوب و علاوه بر جبران خسارت وارده و پرداخت اجرت المثل به شلاق تا 74 ضربه محکوم می شود و در صورتی که منتفع شده باشد علاوه بر مجازات مذکور به جزای نقدی معادل مبلغ انتفاعی نیز محکوم خواهد شد و همچنین است در صورتی که به علت اهمال یا تفریط موجب تضییع اموال و وجوه دولتی شود یا آن را به مصارفی برساند که در قانون، اعتباری برای آن منظور نشده یا در غیرمورد معین یا زائد بر اعتبار مصرف کرده باشد.
ب- ماده 5 قانون تشدید مجازات اختلاس و ارتشا و کلاهبرداری؛ «هر یک از کارمندان و کارکنان ادارات و سازمان ها... و به طور کلی قوای سه گانه وجوه یا مطالبات یا حواله ها یا سهام و اسناد و اوراق بهادار یا سایر اموال متعلق به هر یک از سازمان ها و موسسات فوق الذکر یا اشخاص را که بر حسب وظیفه به آنها سپرده شده است به نفع خود یا دیگری برداشت و تصاحب نماید مختلس محسوب و به ترتیب ذیل مجازات خواهد شد.»
پ- ماده 606 قانون مجازات اسلامی؛ «هر یک از روسا یا مدیران یا مسوولان سازمان ها و موسسات مذکور در ماده 598 که از وقوع جرم ارتشا یا اختلاس یا تصرف غیرقانونی ... در سازمان یا موسسات تحت اداره یا نظارت خود مطلع شده و مراتب را حسب مورد به مراجع صلاحیتدار قضایی یا اداری اعلام نکند، علاوه بر حبس از شش ماه تا دو سال به انفصال موقت از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.
4- مرحوم دکتر پاد استاد حقوق جزا در تشریح جرم تصرف غیرقانونی دو مثال ذکر می فرمود؛
الف- کارمند دولت تابستان در خانه اش میهمان دارد. چون در منزل پنکه ندارد، پنکه اداره را برای یک شب به منزل می برد و در میهمانی استفاده می کند و صبح زود بعد برمی گرداند، این تصرف غیرقانونی است.
ب- زمستان طولانی و اعتبار خرید سوخت برای اداره به لحاظ افزایش مصرف، تمام شده و کارمندان در عذاب هستند. رئیس اداره دستور می دهد از محل اعتبار تهیه نوشت افزار و ملزومات اداری سوخت تهیه کنند. این تصرف غیرقانونی است. آن مرحوم - که خدایش بیامرزاد- می فرمود؛ «در جرم تصرف غیرقانونی احراز سوءنیت به طور مستقل لازم نیست و در این جرم سوءنیت «مفروض» است. نظر قانونگذار این بوده که کارمند دولت و مامور قوه مجریه در هر سطحی که باشد، جرات نکند پایش را از حدودی که قوه مقننه برای او تعیین کرده، بیرون بگذارد. اگر به مامور دولت اجازه داده شود از سر - مثلاً - خیرخواهی با تفسیر و تجویز خودش جای اعتبارات را هم عوض کند، عاقبت کار معلوم نخواهد بود. مضافاً اینکه در این صورت مجلس چه کاره است؟»
5- الف- یک میلیارد دلار مبلغی نیست که کسی توی جیبش گذاشته باشد. احتمال تحقق جرم اختلاس در این مورد بسیار بعید است. اما وقوع تصرف غیرقانونی را - ولو از سر خیرخواهی یا به لحاظ عسر و حرج و وجود تنگناها و موارد فوری و حیاتی - نمی توان نفی کرد.
این واقعه به هر حال آمران و ماموران و تصمیم گیرندگان و مباشرانی داشته که مسوولیت دارند و رده های بالاتر آنها نیز اگر تا پیش از گزارش دیوان محاسبات از قضیه آگاه نبوده اند (که البته این عدم آگاهی خود محل تامل و باعث تاسف است) اینک از موضوع آگاهند و طبق ماده 606 پیش گفته مکلف به اقدام.
ب- در این میان تقاضای نماینده محترم مجلس از هیات محترم رئیسه آن در خصوص دادن یا تعیین ضمانت اجرا برای اجرای مصوبات مجلس نیز، در جای خود قابل تامل است؛
نماینده یی که به موجب اصل 84 قانون اساسی «... در برابر تمام ملت مسوول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهارنظر نماید.»
نماینده یی که طبق اصول 88 و 89 قانون اساسی، مجوز دارد از وزرا سوال کند و در معیت سایر نمایندگان می تواند رئیس جمهور را طرف پرسش و وزرا و هیات وزیران و رئیس جمهور را مورد استیضاح قرار دهد، چه تضمینی از هیات رئیسه مجلس می خواهد؟ و اصولاً هیات رئیسه چه تضمینی در این باب می تواند بدهد؟
مکانیسم های نظارتی مجلس و نمایندگان را قانون اساسی و آیین نامه داخلی مجلس پیش بینی کرده است و نظارت قضایی نیز با سازمان بازرسی کل کشور و تشکیلات قضایی مملکت است.
بدیهی است مردم نیز - به عنوان کارفرما و صاحب کار- حق نظارت خود را دارند و از طرق پیش بینی شده در قانون اساسی و قوانین عادی اعمال می کنند.


احتمالا منظورشان هر کس هر کس نبوده است. چون نحوه انتخاب آقای احمدی نژاد در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نیز مبتنی بر همین منطق مخالفت با آقای هاشمی رفسنجانی بود. احتمالا : هر کس از میان کاندیداهای مطرح فعلی مانند خاتمی و کروبی منظور است.
لینک مطلب:
شرایط کشور و عملکرد دولت احمدینژاد طوری بوده که هر کسی به جز او رئیس جمهور شود از وضعیت کنونی بهتر میشود


اقدامات آقای احمدی نژاد و یاران و همکارانش در بخش های مختلف اجرایی، فرصت های زیادی را از کشور گرفته است و بخش مهمی از درآمدهای سالهای اخیر را در مسیرهای نامنطبق با چشم انداز توسعه کشور هزینه شده و زیرساختهای تصمیم گیری و نظارت مدیریتی آسیب های جدی دیده است. با اینحال نمیتوان به آینده کشور بی توجه بود و تصور کرد که اوضاع بدتر از این نمیشود و یا اگر بشود برایمان اهمیت ندارد و یا بهتر شدن اوضاع به هر درجه که ممکن است، مطلوبیت ندارد.
مشکلات کشور میتواند با سرعت حل میشود. هر جا که بی تعارف و صریح و موثر اقدام شود، مشکلات حل میشود. مشکل تصمیم گیری های مهم کشور در بخش اجرایی را در انتخابات بهار ٨٨ باید حل میکنیم.
ان شاء الله


لینک خبر:
مشاور مطبوعاتی رئیسجمهور:
مایلم بر این نکته تاکید کنم که اظهارات اخیر سرلشکر فیروزآبادی "رئیس ستاد فرماندهی کل قوا" که صدای اعتراض برخی از جناحهای سیاسی طالب قدرت از جمله جناب آقای کروبی را بلند کرد، به هیچ وجه خلاف قانون اساسی نیست و هیچ تناقضی با اصول آن ندارد


بی تردید امروز هیچ کس بیش از احمدی نژاد سمبل اصولگرایان نیست. موضوعی که مورد اتفاق اکثریت قاطع فعالین سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب است. اصولگرایان ناراضی نیز اندکی بی تاثیر بر جریانی هستند که آقای احمدی نژاد را به چنین موقعیتی رسانده و از وی پشتیبانی میکند.
شکست احمدی نژاد شکست اصولگرایی و اصولگرایان است که در طول تاریخ سی ساله انقلاب اسلامی، تنها همین چهار سال طلایی را در اختیار داشتند تا توانایی و اندیشه های خود را نشان دهند و با اقداماتشان آینده سیاسی اصولگرایی را نابود کردند.


لینک مطلب:
جریان های متحجری که در کشور بودند و هستند و در زمان مبارزه هم مخالفت می کردند و در سالهای آخر که افق روشن و علایم پیروزی مشخص شده بود به صف مبارزین پیوستند.این افراد کم کم از شرایط و دریچه های مختلف استفاده کردند که الان میدان را برای آزاداندیشی دینی تنگ می کنند
هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سوال خبرنگار جمهوری اسلامی که پرسیده بود "انتقادهای شما از دولت نهم این تصور را در ذهن عده ای پدید آورده که ممکن است نگاه شما به عملکرد دولت یک نگاه منفی و از روی رقابت باشد. تاکید کرد: اولا من در جاهای عمومی اصلا انتقاد نمی کنم. یکی از دلایل عدم انتقاد عمومی من این است که دولت ضعیف تر نشود. همه انتقاداتی که از طرف من مطرح می شود مربوط به اجرای سیاست هاست که جزو وظایف ماست
رییس مجلس خبرگان رهبری در مورد احتمال ایجاد جوسازی های تبلیغاتی که می تواند مانع حضور چهره های کارآمد و متعادل در صحنه های مختلف به ویژه در صحنه ریاست جمهوری باشد گفت: من این را گناه کبیره می دانم.متاسفانه گاهی به هتاکی دروغ گویی فحاشی و تهمت می رسد تا رقبایشان را از میدان بیرون کنند. این حرکت کاملا ضداسلامی ضداخلاقی ضد انسانی و ضدکشور داری است . معنای این کار این است که کسانی که عزت نفس دارند وارد این وادی نمی شوند. مگر اینکه از آبرو و حیثیت خود بگذرند که این گ