انتقاد مصطفی تاجزاده از تخریب میرحسین موسوی و کروبی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
تاجزاده درباره علل این بداخلاقیها گفت:«لبه تیز حملات انسداد طلبان تاکنون متوجه آقای خاتمی بود. علت آن هم کاملاً روشن است. ایشان با فاصله چشمگیری از آنان احمدینژاد میتوانست در انتخابات به پیروزی برسد. بنابراین نامزدی خاتمی به کابوسی برای اقتدارگرایی تبدیل شده بود. پس از انصراف ایشان از نامزدی این دو رسانه به سراغ آقایان موسوی و کروبی رفتهاند و تخریب چهره آنان را در دستور کار خود قرار دادهاند. این پروژه از همان روزی که خاتمی اعلام انصراف کرد آغاز شده است.»
وی افزود:«از یک سو همسر سخنگوی دولت خواهان توضیحات آقای مهندس موسوی درباره رانتخواری یا عدم رانتخواری خود و خانوادهاش میشود و به روی خود هم نمیآورد که اگر قرار است کسی درباره رانتخواری و سوءاستفاده ازموقعیت و جعل سند و مدرک توضیح بدهد آقای احمدینژاد است که امثال آقایان کردان، محصولی و رحیمی را به پستهای کلیدی منصوب کرده است. آقای مصباح یزدی نیز آقای کروبی را مجهولالهویه میخواند. وقتی آقای مصباح که هیچ نقشی در پیروزی انقلاب و دفاع مقدس ملت ایران نداشت تئوریسین انقلاب اسلامی و مفسر انحصاری اندیشه امام می شود، حتماً آقای کروبی مجهولالهویه خواهد شد.»
رییس اسبق ستاد انتخابات کشور خاطر نشان کرد:«خوشبختانه روش صدا و سیما و کیهان ثابت میکند که مشکل اقتدارگرایان آقای خاتمی و طرفداری ایشان نیست بلکه آنان میکوشد هر اصلاحطلبی و حتی هر نامزد مستقل غیر اصلاحطلبی را که حدس بزنند امکان پیروزی در انتخابات را دارد با غیراخلاقیترین روشها از صحنه خارج کنند. من بارها گفتهام اصولگرایان ادعا میکنند ما 10 اصل داریم که حاضر به آسیب دیدن آنها نیستیم ولی به نظر من آنان حاضرند هر 10 اصلشان مخدوش شود اما یک دهم قدرتشان را از دست ندهند و تسلطشان بر کانونهای ثروت و نفت تضعیف شود.
سید مهدی امامجمارانی : انتقام از امام
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
در روزنامه اعتماد ملی دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ از قول آقای مصباحیزدی مطالبی در مورد آقای کروبی نقل شد که جای بسی تامل و شگفتی دارد. ایشان در جواب آقای کروبی که سه سال پیش گفته بود: نامهای را علیه دستگاه شاهنشاهی نزد آقای مصباحیزدی بردم ولی امضا ننمود و گفت حاجآقا روحالله از این تندرویها زیاد میکنند، ما نباید گوش کنیم> در پاسخ گفته است: <من به آقای کروبی اعتمادی نداشتم، هویت او برایم مجهول بود. بنده هنوز هم به این قبیل افراد اعتماد ندارم.> حضرت آقای مصباح ضمن احترام به فضایل علمی و فلسفی جنابعالی باید بگویم که آن روزها برنامههای جنابعالی و برخوردهای جنابعالی مجهول و ناشناخته بود، نه آقای کروبی. کروبی از عنفوان جوانی یا در زندان بود یا در تبعید و حصر یا مخفی و فراری بود یا مورد بیمهری امثال جنابعالی. و من که از سال ۴۱ رفیق نزدیک ایشان بودم، یاد ندارم که مدتی را ایشان و خانوادهاش در آسایش زندگی کنند. همه هستی او صرف مبارزه با دستگاه ستمشاهی و به ثمر رسیدن انقلاب شد و اگر امثال کروبی و سربازان پاکباخته چون کروبی نبودند نه دستگاه جبار به نابودی کشیده میشد و نه انقلاب به ثمر رسیده بود و نه امروز جنابعالی میتوانستید آزادانه از امکانات انقلاب و کشور در جهت اهداف فرهنگی مورد نظر خود بهرهبرداری کنید.
حضرت آقای مصباح آیا شما واقعا به روش امام و اندیشههای او معتقد بودید و در عین حال در جشن نیمهشعبان سال ۵۷ با چراغانی موسسه خود دستور امام را در مورد تعطیلی چراغانی شکستید؟ و امام را آدمی تندرو میدانستید؟
برخوردهای آن روزگار شما نشان میداد که اگر خدای نخواسته انقلاب به پیروزی نمیرسید، شما احتمالا از کسانی بودید که انقلابیون را به تمسخر میگرفتید و همه را غیرطبیعی فرض میکردید کمااینکه الان به شخصیتی که صددرصد مورد تایید و نماینده تامالاختیار امام بود و امام ایشان را با عنوان عمادالاعلام و ثقهالاسلام مورد خطاب قرار داد، (صحیفه امام ج ۶ ص ۳۶۷) میگویید <اعتماد نداشته و هنوز هم ندارم> جناب آقای مصباح! حضرت امام با آن همه احتیاط که در نوشتار و گفتار خود داشتند راجع به آقای کروبی تعبیراتی دارند که در مورد کمتر کسی نظیر آن را میتوان یافت. حضرت امام در حکمی به جناب آقای کروبی میفرمایند: <جنابعالی را که بحمدالله در صف اول مجاهدان اسلام بوده و هستید چون سالهای گذشته به نمایندگی از طرف خود به سرپرستی حجاجبیتالله الحرام منصوب مینمایم.> جناب آقای مصباح اگر برای ما ملاک نظر حضرت امام باشد، باید بگویم کروبی مورد تایید امام و در صف اول مجاهدان اسلام است و اما جنابعالی که امروز سنگ دفاع از اندیشه امام را به سینه میزنید از چنان جایگاهی در نزد امام برخوردار نبودید و حتی وقتی یکی از بستگان شما را برای نمایندگی امام در سپاه معرفی کردند، امام رد کردند و فرمودند: میخواهید این افکار را به سپاه بکشانید. جناب آقای مصباح اگر حضرتعالی به آقای کروبی اعتماد نداشتید و ندارید و به راه امام عقیده داشتید چرا شب نیمه شعبان که شعله انقلاب فراگیر شده بود با نظر امام در مورد تعطیلی چراغانی مخالفت کردید و خواستید وضع کشور را عادی جلوه بدهید و امام را یک آدم تندرو قلمداد نمایید. واقع قضیه این است که بعضی افراد که نتوانستند و نفوذ حضرت امام اجازه نمیداد که به امام ناروا بگویند سعی میکردند به افراد مورد تایید و قبول حضرت امام بدگویی و تهمت و افترا بزنند. به یاد دارم مرحوم فردوسیپور در ایام درگیری بنیصدر خدمت امام رسید و گفت: بسیاری به افرادی چون آقای بهشتی و هاشمی و آقای خامنهای و حاج احمدآقا فحاشی نموده و بد میگویند و حضرت امام به او فرمودند: بله اینها چون به من نمیتوانند فحشی بدهند به این آقایان میگویند چون میدانند که اینها مورد تایید و اعتماد من هستند. اکنون نیز گویا مطلب همینطور است؛ انتقام از اینها و کروبیها انتقام از امام است.