زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
حضور زنان در کابینه سودمند است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
حضور زنان در عرصه های مدیریتی برای جامعه مفید است و به سلامت آن کمک میکند.
این طرح با اینکه در برنامه های آقای احمدی نژاد نبود ولی اجرا شد، ظاهرا با همان مبنایی که بخشی از برنامه هایی که اعلام میشود، انجام نمیشود.
حضور زنان در عرصه مدیریتی سطح بالا، کلمه و سخن و عمل حقی است که البته الاعمال بالنیات.
همچنین به مخالفان محترم و عالی مقام حضور زنان نیز باید احترام گذاشت. جمع میان این دو امر واقعا مشکل است.
تنها مرگ می تواند ما را از هم جدا کند از وبلاگ روزنه فخرالسادات محتشمی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:
آدم تا به چشم نبینه دروغای اینارو باور نمی کنه
این روانبخش شاگرد مصباح یزدی که خیلی ادعای سواد داره در تمام مناظره ها با همسرجان ما کم آورده به شهادت حاضرین در این برنامه ها که عمدتا در دانشگاه ها بوده است . همسرجان ما از بس رئوف و دل نازک هست همیشه بعد از مناظره ها دلش می سوخت و می گفت من قصد خوار و خفیف کردن این ها را ندارم ولی چه کنم که وظیفه روشنگری مانع از هرگونه مماشات است . حالا ایشان که زخم خورده اصلاحات و کینه ورز شدید به همسرجان ماست، حضور دادخواهانه زنان را که داغداران واقعی بداخلاقی های اخیر و هتک حرمت و ناموس و جان و مال مسلمین هستند، در قم و در محضر علمای دین را بر نمی تابد . چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اخبار کذب پشت سر هم در ایرنا و سایت ها و خبرگزاری های دولتی منتشر می شود و مردم از ناچاری مجبورند پناه ببرند به رسانه های خارجی . ما که تا به حال مصاحبه ای نکرده ایم ولی عقل سلیم می گوید حرفت را به گوش مردم برسان بای نحو کان . حالا باز هم صبر می کنم چون همسرجان خیلی تاکید داشت که حتی المقدور با رسانه های خارجی خصوصا فارسی زبان ها مصاحبه نکند و به من هم توصیه می کرد که باید از ظرفیت های داخلی استفاده کنیم برای روشنگری .ببینیم خرد آقایان که همه کانال های ارتباطی داخلی ما حتی این روزنه کوچک خودمان را مسدود کرده اند تا کجا قد می دهد .
خبر تحت شکنجه بودن زندانیان سیاسی خصوصا همسرم هیچ دور از ذهن نیست من که خبر ندارم به وکیلش هم اجازه ملاقات نداده اند خوب چگونه تکذیب کنیم این امر محتمل را که ایشان می خواهند اعتراف های زورکی بگیرند و بدهند به خورد خلق الله . مصطفی که همیشه گفته به گفته هاو نوشته های من در زندان هرگز اعتماد نکنید چون این ها ابزار اعتراف گیری مدرن دارند و ما هم هرگز اگر با گوش خودمان هم بشنویم اعترافاتی که با گروه خونی ایشان و دیگر اصلاح طلبان هم خواهی ندارد، باور نمی کنیم و مردم هم باور نمی کنند . پس زور زیادی نزنند آقایان که این بازی ها مسخره و تکراری است و در باور بچه ها و صغار هم نمی گنجد چه رسد به امت و ملت بالغ ایران .
من گفته ام اگر یک مو از سر همسرجان کم شود رسوای خاص و عامشان می کنم رگ سیادتمان اگر گل کند جور دیگر می شود . البته فکر نمی کنم رهبری اجازه شکنجه زندانیان را بدهند آن هم سید مصطفایی که ایشان بیش از هر کس دیگر می دانند چقدر خیرخواه ایشان و اصل ولایت بوده و همه جا هم گفته است .
پیوند جاوید ازدواج ما با خطبه پیر و مرشدمان امام خمینی برقرار شد . امام فرمودند : باهم بسازید و ما نزدیک سی سال با همه ناملایمت زندگی ساختیم و با هم ماندیم و برای حفظ ارزش های انقلاب و آرمان های امام از زندگی عادی و لذت های مشروع گذشتیم این را همه می دانند . وقتی که برای عقدمان گرفته شد یکی با اقدام همسرجان توسط آقای خامنه ای بود که آن موقع امام جمعه بودند و مصطفی هم آنجا بود و ایشان به اسم کوچک صدایش می کردند. یکی هم به اقدام خانواده عروس توسط آقای محتشمی پور یادم نیست کدام را پذیرفتیم .آن چه مهم بود این پیوند ناگسستنی بود . حالا من یک سوال دارم : چرا انقلاب ها فرزندانشان را می خورند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پیشگویی های ایرنای کیهانی و فارس کذاب می تواند به حقیقت بپیوندد . از این ها بر میآید که دست تعرض بلند کنند به عالی مقام ترین شخصیت های کشورمان ایران عزیز همسر رجایی که با زبان برنده اش همیشه افشاگر بوده و می ماند و همسر شهید باکری ها که جرمشان دفاع از حقیقت و رسوا کردن باطل و نیرنگ هاست چه رسد به من کمترین که جرم ماندن با تاجزاده به توصیه امام است . من با او می مانم و با اهدافش که همانا اهداف امام است. تنها مرگ می تواند ما را از هم جدا کند که هردو برای آن آماده ایم .
چند خبر سیاسی و انتخاباتی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
کاندیدای دهمبن دوره انتخابات ریاست جمهوری با تاکید بر اینکه شورای نگهبان و وزارت کشور نباید حرفهای تحریکآمیز بزنند گفت:« ملت در این دوره از انتخابات نشان دادند که برای خودشان ارزش فوقالعادهای قائلند و اگر این پدیده که هر کس رای را ناموس خود بداند بسیار با ارزش است و این نشان از بلوغ سیاسی مردم در انقلاب اسلامی ما است.»
هیات ویژهای که رئیس مجلس برای بررسی اغتشاشات خیابانی اخیر تشکیل داده بود و به عنوان کمیته حقیقت یاب شهرات یافت، با آیتالله هاشمی رفسنجانی دیدار کرد.
یکی از نمایندگان عضو فراکسیون اصولگرایان در حاشیه جلسه علنی روز گذشته مجلس به صورت غیررسمی اعلام کرد که در گزارش که از سوی محمدباقر قالیباف شهردار تهران به مجلس ارائه شده آمده است براساس متراژها و اندازهگیریهای صورت گرفته در تجمع حامیان میرحسین موسوی در میدان آزادی حداقل سه میلیون معترض حضور داشتهاند
براساس متراژها و اندازهگیریهای صورت گرفته در تجمع حامیان میرحسین موسوی در میدان آزادی حداقل سه میلیون معترض حضور داشتهاند. یکی از نمایندگان عضو فراکسیون اصولگرایان در حاشیه جلسه علنی روز گذشته مجلس به صورت غیررسمی اعلام کرد که در گزارش که از سوی محمدباقر قالیباف شهردار تهران به مجلس ارائه شده آمده است براساس متراژها و اندازهگیریهای صورت گرفته در تجمع حامیان میرحسین موسوی در میدان آزادی حداقل سه میلیون معترض حضور داشتهاند.
from روزنه by فخرالسادات محتشمی
عرض شود حضور انورتون که ما امروز تشریف بردیم قم خدمت حضرات علما و مراجع
در این سفر تعدادی از خانواده شهداء و زندانیان سیاسی اخیر حضور داشتند. همسر آقایان امین زاده و رمضانزاده و خانجانی بودند و همسران شهید دوران انقلاب و جنگ و جمعی از مادران داغدیده
جونم براتون بگه جو امنیتی شدیدی در بیوت ایشان حاکم بود به نحوی که بعضی از این بزرگواران ضمن ارسال پیام عطوفت ناک به ما خواهران دینی از دیدار عذر خواستند . فرمایشات آیة الله صانعی اما عالی بود مثل همیشه و آیة الله جوادی آملی هم مثل همیشه آرام بخش بود کلامشان در پایان گفتم حتما باید گزارش آقای محتشمی را ببینید برای تنویر افکار و قضاوت منصفانه
قرار ما با آقای جوادی آملی در مسجدی بود که ایشان معمولا نماز می گزارند که به دلیل هجوم عناصر مشکوک ایشان نیامدند برای نماز و ما هم با یک جیمزباند بازی دور از چشم سربازان گمنام امام زمان رفتیم موسسه ایشان و ملاقات انجام شد
منتظر انتشار فرمایشات این عزیزان توسط دفاترشان هستیم . آقای موسوی اردبیلی هم اگر سفر حج نبودند حتما می رفتیم خدمتشان .
ما اعلام خطر کردیم به علمای اسلام از مخاطرات امروز در جامعه و ایشان نیز دغدغه هایشان را مطرح کردند .البته یک نیمچه تحصن یک ساعته هم صورت گرفت در دفتر آیة الله مکارم که خیلی نوظهور بود برای مسولین دفتر و ما گفتیم ناموس نظام و مسلمین در معرض خطر است و فرزندانمان در خیابان ها پرپر می شوند و همسرانمان زندانی و ما برای تظلم خواهی آمده ایم . ولی کاشف به عمل آمد قبل از ما حضرات هشدار داده اند که دیدار بی دیدار 
درپایان ملاقات ها نامه امضا شده توسط مادران داغدار و خانواده های آسیب دیدگان تقدیم شد و برای سایر مراجع نیز برای ادای تکلیف شرعی ارسال شد . نامه ظاهرا هنوز جایی منتشر نشده لذا باید از همین روزنه دریافت شود انشاء الله .
من در تعجبم که تعداد ١۵ خانم که نام و نشان و آدرس و سابقه شان معلوم است برای آقایان که اینقدر احساس خطر کردند و در سایت فارس هم خبر دستگیری ایشان را درج نموده اند . پناه بر خدا . می ترسم این توهمات حضرات عاقبت کار دست ما و خودشان بدهد .
امشب دوستی هم زنگ زد و سراغ همسرجان را گرفت یک جور بدی . چون سراغ را این روزها و شب ها همه می گیرند . ایشان گفت در فیس بوک کسی خبر بد زده و من گفتم من خوب و بد بی خبرم از ایشان ولی با شناخت کاملی که دارم مطمئنم تن به خواسته های باطل نخواهد داد هرگز 
امروز در مراسم ختم المیرا جای عموی یک دانه اش خالی بود شدیدا و این دردانه ما هم که عاقبت باخبر شد از فوت دخترعمو گریان تماس گرفت و حال ما را نیز خراب نمود 
ما برای اطلاع رسانی مرتب هی سعی می کنیم این روزنه را به روز کنیم ولی وافعا کار سختی است این وبلاگ نویسی برای توفیقات ما دعا بفرمایید پلیز.
سمیه توحید لو همچنان بازداشت است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خانم سمیه توحیدلو از برجسته ترین وبلاگنویسان کشور که در جریان انتخابات دهم ریاست جمهور نقش قابل ملاحظه ای در تشویق مخاطبان خود در حضور در انتخابات داشت، همچنان بازداشت است. اگر قرار باشد که افرادی که معتقدند در انتخابات تقلب گسترده شده و بایستی ابطال شود را بازداشت کنند، فکر کنم نیازمند برنامه ریزی بیشتری برای ایجاد زندان و سلول باشیم.
به هر حال امیدوارم هر چه زودتر آزاد شوند. هم ایشان و هم دیگران و دیگران و دیگران.
احمدی نژاد از زهرا رهنورد همسر موسوی و نیز از همسر خودش گفت تا ...
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آقای احمدی نژاد پای زن فرهیخته آقای موسوی را کشید وسط و بعد که دید چه موج منفی در بین مردم مسلمان ایران ایجاد کرده است سعی کرد در گفتگو با آقای کروی پای زن خودش را بکشد وسط و هر دو اقدام یعنی پای هر دو خانم را به وسط ماجرا کشیدن را با انتخاب خودش انجام داد.
بر عکس کاندیداهای اصلاح طلب در برابر این رفتار زننده ی وی رفتار مودبانه و متینی نشان دادند.
مهدی کروبی: زنها میتوانند عضو شورای نگهبان شوند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
جت الاسلام مهدی کروبی، نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران، در گفتگو با برنامه «رو در ر» شبکه پرس تی وی به تشریح برنامه ها و دیدگاه های خود پرداخته است.
متن کامل این گفتگو در اختیار زاگرس پرس قرار داده شده است که متن کامل آن را میخوانید:
دیدگاه شما درباره روند تایید صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری از سوی شورای نگهبان چیست؟
موضع من کاملا صریح و شفاف است و چیز جدیدی هم نیست و سال هاست، حدود 20 سال است که چنین نظری را ابراز می کنم.
من با نظارت استصوابی به این صورتی که شورای نگهبان اتخاذ و حتی در مقاطعی هم مانند انتخابات مجلس هفتم و هشتم آن را تشدید کرده است، از همان ابتدا هم در مصاحبه ها و مکاتباتی که داشته ام، اعلام کردم که مخالفم.
منتها الان یک نکته اضافه ای دارم و آن این است که نظارت یا اسطتلاعی است یا استصوابی؛ اسطتلاعی یعنی اطلاع دادن و استصوابی یعنی هدایت کردن و به سمت صواب (نیکی و خوبی) یعنی اگر تخلفی و اشتباهی در انتخابات بود، شورای نگهبان تذکر و هشدار بدهد؛ اما الان نظارت حالت دخالت آمیز پیدا کرده است بنابراین من از اول مخالف چنین روندی بوده ام و الان هم بیشتر مخالفم، چون می دانستم این استصوابی که اینها شروع کرده اند، به تدریج به همین جایی که الان هستیم، منتهی خواهد شد.
ضمن اینکه این را عرض کنم، من کاملا موافق نظارت و موافق شورای نگهبان هستم و به نظرم کار این شورا بسیار مهم و مسئولیت آن بسیار سنگین است.
مسئولیت اصلی شورای نگهبان تفسیر قانون اساسی است اما نظارت را هم به او داده اند تا حقی از کسی ضایع نشود؛ اما متاسفانه برداشت اشتباهی از آن شده است. بنابراین نظارت لازم است و نهاد شورای نگهبان هم خوب است اما الان برداشت نادرستی از وظایف این شورا وجود دارد.
فائزه هاشمی : عملکرد صداوسیما درمورد کاندیداها عادلانه نیست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
فائزه هاشمی تاکیدکرد : متاسفانه عملکرد صداوسیما در برخورد با کاندیداها عادلانه نیست.
به گزارش خبرنگار "ایلنا" فائزه هاشمی در دیدار با دختران نسل فیروزهای از جوانان حامی میرحسین موسوی، ضمن ابراز خرسندی از آگاهی دختران جوان نسبت به سرنوشت خود و فعالیت در ستادهای موسوی اظهار داشت: کار تشکیلاتی اقدامی بسیار ارزشمند است و آنچه که در ایران کم داریم احزاب هستند و شما باید این برنامهریزی را داشته باشید که پس از انتخابات نیز این ارتباطات ادامه پیدا کند و هرچه گستردهتر شود.
وی در تحلیل خود از فضای انتخابات نیز گفت: متاسفانه عملکرد صداوسیما در برخورد با کاندیداها شرایطی عادلانه نیست، البته به نظر میآید مردم ما هوشمند هستند ولی نباید از یاد برد که سیاستهای پوپولیستی و تودهای معمولا نتیجه میدهد.
هاشمی با تاکید بر اینکه باید مردم را برای رای دادن تشویق کنیم، تصریح کرد: مردم باید بدانند اختلاف آرا اگر زیاد باشد، طبیعتا نتیجهای که آنها میخواهند رقم خواهد خورد.
تاج زاده : اگر زنان چکمه بپوشند بد است ولی اگر سیاسیون چکمه بپوشند بد نیست؟!
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
|
در این چهار سال گفتهاند اگر زنان چکمه بپوشند بد است ولی اگر سیاسیون چکمه بپوشند بد نیست و متاسفانه فضای امنیتی و پلیسی بسیار بدی در دانشگاهها ایجاد کردند و اگر قرار بود در کشور فضای امنیتی باشد که دیگر به انقلاب نیازی نداشتیم و متاسفانه کار به جایی رسیده است که لفظ آزادی از دهن دوستان افتاده است.
|
|
تاج زاده : اگر زنان چکمه بپوشند بد است ولی اگر سیاسیون چکمه بپوشند بد نیست؟!
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
اگر زنان چکمه بپوشند بد است ولی اگر سیاسیون چکمه بپوشند بد نیست؟!
فائزه هاشمی : در سالهای اخیر زنان را خانهنشین کردند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
فائزههاشمی نماینده سابق مجلس که در برنامه صبحگاهی شبکه دوم سیما بهعنوان رئیس فدراسیون ورزش زنان شرکت کرده بود، گفت: همیشه سعی میکنم از کلیشهها فرار کنم، نمیخواهم تابع کلیشهها باشم، متاسفانه بعد از انقلاب ما یکسری رفتارها برای خانمها ارزش شد، رنگ مشکی ارزش شد، چادر مشکی، مانتو مشکی، مقنعه مشکی، روسری مشکی و رنگهای تیره و مرده ارزش شد. این ارزشها خوب نبود از هر لحاظ بهداشتی، پزشکی و روانشناسی، عمل مثبتی نیست حتی رنگ مشکی از نظر اسلامی کراهت دارد، یکسری سنتهایی باب شده که البته در حال حاضر خیلی متفاوت شده است
زنان و مردان گریان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
زنان و گریه رابطه نزدیکتری دارند تا مردان و گریه. ولی هر دو نیز می گریند.
زنان و مردان چرا و در کجا میگریند؟
انتقاد صریح هاشمی از تبعیضات آزاردهنده درباره زنان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
آیت الله هاشمى رفسنجانى مسائل مربوط به زنان را نیز از موارد مهم مورد توجه این کمیسیون دانست و گفت: «به طور جد عقیده دارم حقوق بانوان در جهان اسلام آن گونه که اسلام و قرآن مد نظر دارند، رعایت نمىشود و تبعیضات آزار دهنده در این زمینه وجود دارد».
وى جهد و تلاش زنان را در برخى زمینهها به خصوص کسب علم و دانش خوب دانست و با اشاره به اینکه زنان پس از انقلاب اسلامى به توانمندىهاى علمى و اجرایى بسیار خوبى دست یافتهاند، تصریح کرد: «جا دارد برنامهریزان، سیاستگذاران و مجریان کشور از استعداد و توان نیمى از جمعیت کشورمان به خوبى استفاده کنند».
ابتکار کاندیدا نمیشود
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
معصومه ابتکار شایعه کاندیداتوریاش در انتخابات ریاست جمهوری دهم را رد کرد.
عضو شورای شهر تهران و رییس سابق سازمان حفاظت از محیط زیست به قلم گفت:«فعلا تصمیمی در مورد کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری آتی ندارم.»
کاندیدای رئیس جمهوری زن یا معاون اول
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
طرح بحث امکان کاندیداتوری زنان در انتخابات ریاست جمهوری موضوع مهمی است و شخصیت هایی چون خانم ابتکار فرصت خواهند داشت تا مطالبات زنان و جامعه مدنی را مطرح کنند. هر چند احتمال تحقق کاندیداتوری زنان در انتخابات ریاست جمهوری دهم بسیار ناچیز است ولی تحرک انتخاباتی ایجاد شده میتواند در مراحل انتهایی پروژه که موانع حضور مطرح میشوند، به تقویت اردوگاه اصلاح طلبان منجر شود. معاون اولی خانم ابتکار یا دیگر خانم های توانمند میتواند مبنای تغییرات آینده در این بخش باشد.
معصومه ابتکار نامزد انتخابات ریاست جمهوری خواهد شد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
دکتر معصومه ابتکار یکی از اعضای اصلاح طلب شورای شهر تهران و رییس سازمان حفاظت از محیط زیست در دولت اصلاحات ظرف چند روز آینده نامزدی خود را برای ورود به انتخابات ریاست جمهوری دهم اعلام خواهد کرد.
به گزارش جمهوریت این تصمیم خانم ابتکار در راستای طرح مطالبات زنان در آستانه انتخابات اتخاذ شده است و پیش بینی می شود که وی پس از بیان دیدگاه ها و نظرات خویش و همچنین طرح مسائل و مشکلات مربوط به زنان به نفع نامزد اصلی اصلاح طلبان از صحنه کناره گیری کند.
کروبی : اگر رییسجمهور شوم خود گشت ارشاد برنامههایش را متوقف خواهد کرد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
وی در بخش دیگری از سخنان خود با توجه به رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری گفت:«محکم در صحنه انتخابات خواهم ماند. اتفاقات و رخدادهای مرتبط با انتخابات را به دقت پیگیری میکنیم و در برابر هر تخلفی که متوجه شویم محکم میایستیم و پاسخ میدهیم؛ همانگونه که به سرلشگر فیروزآبادی و آقای جنتی پاسخ دادم.»
وی در برابر سخنانی مبنی بر ایجاد محدودیت در نهادهای مدنی و همچنین وضعیت دانشجویان گفت:«دیدارها و برنامههای من مشخص است؛ صراحتا اعلام کردهام که دانشگاه پادگان نیست و نسبت به بازداشست دانشجویان و ممانعت از تحصیل آنها انتقاد کردم. اگر چنانچه رییس جمهور شوم مانع این محدودیتها میشوم و البته معتقدم باید چارچوبها و قوانین رعایت شود اما نباید به این بهانه باب نقد در دانشگاه بسته شود.»
از کروبی درباره فعالیتهای گشت ارشاد سوال کرد و اینکه اگر رییسءجمهور شود چه اقدامی در اینباره انجام خواهد داد؟
وی پاسخ داد:«من اگر رییسجمهور شوم خود گشت ارشاد برنامههایش را متوقف خواهد کرد و حتی لزومی ندارد که من به آنها بگویم.»
وی همچنین درباره واژهی رجال سیاسی و احراز سمت رییسجمهوری از سوی زنان که موضوع پرسشی دیگر بود، گفت:«تعبیر من از رجال سیاسی مردان نیستند بلکه به نظر شخصی من زنان و مردان میتوانند کاندیدای احراز این سمت شوند و حتی زمانی که رییس مجلس بودم از پشت تریبون مجلس نسبت به اینکه زنان برای کاندیداتوری مجلس خبرگان فرصتی داده نمیشود اعتراض کردم و در صورتی که رییسجمهور شوم تلاش عملی خواهم کرد تا زنان بتوانند در عرصههای اجرایی و مدیریتی کشور حضوری جدی و پررنگ داشته باشند.»
سخنگوی شورای نگهبان : کاندیدا شدن زنان در انتخابات ریاست جمهوری منعی ندارد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
سخنگوی شورای نگهبان اعلام کرد کاندیدا شدن زنان در انتخابات ریاست جمهوری منعی ندارد و شورای نگهبان هیچ گاه واژه رجل سیاسی را در قانون اساسی تفسیر نکرده است
آقای ر ییس جمهور احتمالا فکر نمی کنید زنان هم جزوی ازابناء بشرند؟ وبلاگ توحیدلو
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
زنان از جایگاه والایی در ایران برخوردار هستند و زن زیباترین جلوه و هدیه خداوند به بشر است؛ به گونهای که اگر خداوند زن را نمیآفرید، زندگی معنا نداشت.
مدتی بود نمی خواستم درباره فرمایشات جناب رییس جمهور چیزی بنویسم، شاید که این روزهای پایانی ریاست جمهوری به مذاقشان خوش بنشیند و بدون نقدهایی از این دست سفرهای استانی و غیر استانیشان خوششان باشد. اما این جملات بالا واقعا در میان خبرنگاران کشوری دیگر چه معنایی دارد؟ اقای احمدی نژاد باور کرده اند که احتمالا آقایان مساوی با ابناء بشرند و زنان هدیه هایی برای این نوع . یا اینکه در تصوراتشان زندگی از موهباتی است که بر جنس مذکر وارد شده و یکی از معنا دهندگان زندگی زن است.

نمی دانم این چه وضعیتی است که حتی وقتی قرار است به زن جایگاه والا هم بدهیم و یا حتی وقتی در تصورمان در حال تعریف کردن از شخصیت والای ایشان هستیم باید بزرگترین توهین ها را به زنان بشنویم. جان تمام معنابخش های زندگیتان نیایید و از این قشر تعریف نکنید. می دانیم که بخشی از جمعیت ایرانیم، سعی می کنیم حقوقمان را هم به آرامی بگیریم و در قوانین هم تاثیر بگذاریم. اما وقتی میایید از این تعریف ها می کنید یعنی همه چی کشک! اگر دنبال معنای زندگی می گردید، خیلی چیزهای دیگری هم هست.
اقای رییس جمهور احتمالا فکر کرده اند با تمسک به پیامبر در حال تعریف از زنان هستند. پیامبر به عنوان یک فرد علایق خودش را مطرح می کند، اما ایشان در جواب به جایگاه زنان این سخن را گفته اند. فرق این دو گفته بسیار است.
خداوکیلی با این تصویر، بیچاره زنان که ابزرا خوشی ، کامجویی و لذت مردانند، کی و کجا ممکن است هدیه هایی الهی دریافت کنند؟
پی نوشت: ابناء بشر را بگیرید فرزندان بشریت. وگرنه اگر بخواهیم به این واژگان عربی هم گیر بدهیم، سر جنس مونث همیشه بی کلاه است!
زهرا رهنورد : زنان، رفع تبعیض و انتخابات دهم ریاست جمهوری
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
کلمه- دکتر زهرا رهنورد: تجربه پیچیده انتخابات نشان می دهد که در هنگامه شور و شوق انتخابات و شعارهای مربوط به جذب رای، زنان، شهروند درجه یک محسوب می شوند و نیمی از جمعیت!! اما پس از فرو ریختن آب ها از آسیاب ها، یکباره به شهروند درجه دو و سه سقوط می کنند، فراموش می شوند و حتی به مصداق «طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد»، خود و کیان خانوادگی آنان در معرض آسیب هایی قرار می گیرد که محصول نابرابری طلبانگی فرهنگی و ترتیبات لایحه نویسی قانون گزاریست که نمونه بسیار بارز و بدخیم آن، معرکه همسر دوم و لابد ... است که خوشبختانه توسط مجلس و قوه قضاییه فعلا مسکوت مانده و امیدوارم با لوایح مکمل!! دوباره مطرح نشود. اما آنچه که نوعی منت گذاری بر سرزنان تلقی می شود، برخی امتیازات انضمامی است. در حالی که نباید مطالبات زنان، در کشور ما، امری انضمامی تلقی شود، و مبنی بر این قرار بگیرد که چون «زنان برای انقلاب جانفشانی و ایثار و فداکاری کرده اند» که این امر بر هیچ فرد و هیچ دستگاه قانون گزاری اجرایی و قضایی پوشیده نیست و بارها به آن اعتراف شده و اما هرگز و حتی قدردانی عملی نشده است، پس باید به آنان امتیازی داده شود، خیر؛ بلکه چون انسان کرامت مند است به فرموده الهی «لقد کرمنا بنی آدم». به دلیل کرامت انسانی همه آحاد و اجناس انسان ها باید مورد تکریم و در معرض بهره مندی قرار بگیرند.
زنان همیشه از تبعیض رنج برده و از عدم اهتمام به کرامت انسانی خود، رنجیده خاطره بوده اند و اهتمام به کرامت، انشاء نیست که با لفظ قلم صفحاتی را پر کند بلکه اگر زیر بنا و پایه های آن ارزش های والا و شعارهای کرامت آخرین است رو بنای آن ترتیبات قانونی و روش های اجرایی و توسعه فرهنگی احترام به زنان است. بنابراین، «رفع تبعیض و حمایت از حقوق همه جانبه زنان» در این برهه از انتخابات می تواند شعار هر کاندیدایی باشد که به راستی در پی تحقق جامعه اسلامی با مفهوم مدنی و سیاسی است. البته در مراحل بعد، طی زمانبندی مناسب، اجرایی نمودن شعارهاست آنچه از آغاز انقلاب اسلامی، تاکنون به آن توجه نشده، تنوع گرایش های فکری و سلیقه ای و رفتاری در میان همه ملت از جمله زنان ایران است که نه فقط در چارچوب قومیت ها و مذاهب و زبان ها، بلکه مهم تر از آن در مفهوم جوامع مدرن و چند فرهنگی امروزی قابل تصور است.
بنابراین، در شعار و اقدام عملی رفع تبعیض و حمایت از حقوق همه جانبه زنان باید توجه داشت که هر قشر و طبقه و تیپی از زنان، ضمن مسائل و مشکلات قشر و تیپ خاص خود، از مشکلات و نارسایی های عمومی رنج می برند که مربوط به همه زنان است. به معنای دیگر، مشکلات زنان در کثرت و وحدتی پیچیده قابل طرح و بررسی و برنامه ریزی برای حل آنهاست و به همان نسبت هم راه حل های متنوعی را می طلبد، اما در عین حال عمومیت مسائل را باید در چارچوب شعار رفع تبعیض بررسی و در پی راه حل های عاجل آن بود.
به طور مثال:
نخستین اقدامی که می بایست در جمهوری اسلامی درباره زنان انجام شود تا رفع تبعیض را میسر سازد، بازبینی قوانین با نگاهی مدرن و امروزی است و در این مسیر اطمینان قاطع دارم که دین مبین اسلام پاسخگوی هر گونه شرایط نوینی خواهد بود و در پیشرفته ترین حالتِ دفاع از حقوق زن قرار خواهد گرفت وحتی از تجربیات نوین استفاده خواهد کرد، اگر چه این اهتمام زیربنایی باید مدت ها قبل انجام می شد، اما هنوز هم دیر نشده فرصت باقیست و انتخابات ریاست جمهوری در شرایط فعلی بستری مناسب و اهتمام رئیس جمهور آتی (هر کس که باشد) بر این مهم کلید اصلی ورود به جهانی سرشار از عدالت و آزادی و خلاقیت برای زنان خواهد بود.
در این مسیر پیوستن به کنوانسیونهای بین المللی زنان در جهت رفع تبعیض، نه حاکی از ضعف، بلکه حاکی از قدرت و پویندگی دیدگاه های اسلامیست. و چه بسا بتوان راه حل های برتری نیز برای جهانیان عرضه نمود. رفع تبعیض در مسائل اقتصادی و حمایت از زنان کارگر، کارمند، خانه دار، کشاور و معلمان و اساتید، ورزشکاران و سایر اقشار زنان از دیگر اقداماتی است که رئیس جمهور آینده باید بدان اهتمام ورزد.
رفع تبعیض در توزیع مشاغل و مدیریت ها که اقدام عملی و بارز آن تصدی مسئولیت وزارت زنان، در چند وزارتخانه در کابینه دهم می باشد، سفیران، معاونان مشاوران، مسئولیت هایی است که بدون شک زن ایرانی می تواند به بهترین وجهی توان خدمت گزاری خود را به ملت ایران ادامه دهد. در این زمینه بسترسازی فرهنگی نیز شده است اما جرأت اقدام وجود نداشته است.
رفع تبعیض در قوانین و ترتیبات قانونی در قلمرو و حقوق زن در خانواده و در جامعه مدنی و جزا و دیات و نظایر آن که حتی با رأفت اسلامی توأم بوده و ناظر بر آن باشد تا زنان را از تحت قیمومیت به هر شکلی، خارج نماید و حقوق او را به عنوان یک شهروند مستقل و تصمیم گیرنده به رسمیت شمارد.
رفع تبعیض در نگاه به جایگاه زن در جامعه مدنی و قلمرو عمومی و ایجاد فضای آزاد، تا زنان بتوانند بدون فشار و دیکته از بالا و مجامع و محافل رسمی، فردیت خود را سامان دهند، و با دورنمایی که ناشی از خلاقیت های فکری و وجودی آنان است خود و زندگی خود را تعریف کنند و بسوی هدف های مورد نظر به پیش روند. در این ایام، به عنوان نمونه بارز دخالت در زندگی فردی و ایجاد فضای ارعاب و خشونت و یکی از آسیب هایی که وجدان عمومی زنان کشور را متأثر و متألم نموده و چهره وتصویرخشنی از نظام اجرایی و حقوقی ایران در مجماع بین المللی ارائه نموده، گشت های امنیتی و اخلاقی است که نوعی سرکوب زن به معنای مطلق کلمه و اهانت به ارزش های والای اوست.
در این زمینه حتی اگر برخی از زنان به کرامت انسانی خود بی توجی می کنند، ناشی از نبودن شرایط فکری خلاق و سازنده برای آن دسته از زنان است که نتوانسته اند به دور از تعاریف رسمی و حکومتی، جایگاه خود را ببینند و ارزش والای خود را بشناسند. زیرا، هیچ انسانی در مسیر اجبار، کرامت مند نمی شود و خودشناسی فقط در فضای باز و آزاد میسر خواهد بود.
امیدوارم رئیس جمهور آینده، هر کس که باشد، موفق شد، فشار سهمگین تبعیض و نابرابری را از دوش هر فرد، هر جنس، هر طبقه حذف نماید و به فرموده حضرت محمد (ص) «مردم چون دندانه های شانه، با یکدیگر برابر باشند».
دولت نهم اشتغال زنان را به رسمیت نمی شناسد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
به دلیل فقدان نگرش دقیق وروزآمد نسبت به مطالبات زنان و استفاده نکردن از تجارب وتحقیقات گذشته ، نوع نگاه دولت نهم، نسبت به دولت ها قبل، نه بدبینانه بلکه خائنانه است یعنی به گونه ای وانمود می کردند که گویی دولت کفر برسر کار بوده وحالا دیگر دولت اسلامی ایجاد شده
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
کلمه: «زهر ا شجاعی» به همراه «معصومه ابتکار» نخستین زنانی بودند که به جلسات هیات دولت در دولت هفتم و هشتم راه یافتند. زهرا شجاعی ریاست تنها مرکز اختصاصی امور زنان در ریاست جمهوری را برعهده گرفت تا مشکلات زنان به طور ویژه مورد بررسی قرار گیرد. او سابقه ای طولانی در پیگیری امور مربوط به زنان در سه دهه عمر جمهوری اسلامی دارد و به نوعی پایه گذار مرکز امور زنان در ریاست جمهوری محسوب می شود. اما او هم اکنون منتقد جدی فعالیت ها و نگرش های دولت در امور زنان است تا جائیکه نگرش دولت نهم به اشتغال را یکی از بحران هایی می داند که برای حل آن باید به زودی کمیته بحران تشکیل داد و بودجه صرف کرد. او درباره رایزنی با علما و فقها درباره مسائل زنان سخن می گوید و اثرات مناسب ارتباطات مرکز امور زنان در سطح بین الملل را به دولت نهم گوشزد می کند. گفت و گوی 90 دقیقه ای خبرنگار «کلمه» با «زهرا شجاعی» پیش روی شماست گرچه بسیاری از مسائل دیگر در این حوزه به آینده و مصاحبه ای دیگر موکول شد:
• ارزیابی کلی شما ازعملکرد دولت نهم ،درحوزۀ زنان چیست؟
در این مدت اتفاق جدیدی درحوزه زنان رخ نداده یعنی هیچ اقدام عدالت خواهانه و مثبتی دراین حوزه انجام نشده در عین حال در طول این سه سال شاهد عقبگرد در حوزه زنان هم بودیم.
• در بحبوحه انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری هر کاندیدا شعارهایی در زمینه های مختلف داشت که درحوزۀ زنان هم قطعاً این شعارها وجود داشت .حال می خواهم بفرمایید که در حوزۀ زنان، چقدر شعارهای رئیس دولت نهم با خواسته های واقعی زنان مطابقت داشت واگرمنطبق با خواستۀ زنان بود، چقدر به آن شعارها عمل شد؟
در مجموعۀ سخنرانی ها وشعارهایی که دولت نهم، اعلام کرد حتی یک مورد هم درمورد زنان مطلبی، بیان نشد، یعنی نگرش حاکم، بردولت نهم درحوزه زنان، کاملا ازطلیعۀ سخنان وبرنامه هایی که اعلام می شد مشخص بود که اگر قرار است برنامه ریزی شود زنان دیده نمی شوند. اگر بنا است تصمیم زیر بنایی یا تصمیم استراتژی تدوین شود، بازهم زنان، به عنوان نیمی از جمعیت در نظر گرفته نمی شدند، بلکه آنها در دل جامعه مطرح بودند. بلافاصله بعد از انتخابات، با تغییر نام مرکزامورمشارکت زنان، به مرکز امورزنان و خانواده، این مطلب هم روشن شد که نقش اجتماعی ومشارکت سیاسی و اقتصادی زنان، مورد توجه دولت نیست و تنها نقش زن، در درون خانواده تعریف می شود. در واقع از دیدگاه دولت نهم، زن یک موجود خانگی است که تنها رسالتش خانه داری، همسرداری وتربیت فرزند است. اگر به چگونگی شکل گیری مرکز امور مشارکت زنان بپردازم بسیاری مسائل روشن تر می شود. ده سال بعد از انقلاب، هیچ دستگاه متولّی که به موضوع زنان، درکشوربپردازد، وجود نداشت. در سال 1367 تشکیلاتی به وجود آمد، به نام شورای برنامه ریزی، فرهنگی و اجتماعی زنان، که وظیفۀ برنامه ریزی وسیاست گذاری درحوزۀ زنان را برعهده گرفت. این شورا وقتی شروع به کار کرد (من جزو اولین اعضا آن شورا بودم وطولانی ترین دوران عضویت را در آنجا داشتم ) باید دیده می شد براساس چه سند فرادستی، برای زنان برنامه ریزی وسیاست گذاری کرد؟ استراتژی جمهوری اسلامی ایران درباره زنان چیست؟در سیاست های کلی نظام ،کجا به موضوع زنان پرداخته شده است؟
در آن زمان به مقدمۀ قانون اساسی وچند اصل از اصول قانون اساسی رسیدیم، مانند اصل سوم و بیست ویکم که به موضوع زنان می پردازد، البته مجموعۀ دیدگاهها ونظرات حضرت امام(ره)، همواره به عنوان یک چراغ راه و یک اصل، فرا روی ما قرارگرفت. معتقدم سخنان رهبری انقلاب باید به برنامه، سیاست واستراتژی تبدیل شود و براساس آن سیاست گذاری های دیگر صورت گیرد وعملیاتی شود. در آن دوران در شورای امور زنان پیشنهاد کردم که ابتدا، یک منشور و مانیفست در رابطه با زنان تدوین شود و به تصویب یک مرجع قانونی درکشور برسد. بعد به تحلیل وضع موجود پرداخته و برنامه ای برای آن نوشته شود. این پیشنهاد، مورد قبول شورا واقع شد و نگارش منشورجایگاه زن، در نظام اسلامی آغاز شد. نوشتن وتصویب این منشور، شانزده سال طول کشید ودر طی این شانزده سال، به دلیل تنوع وتغییراتی که در ترکیب اعضای شورا ومدیریت شورا وهمچنین اعضاء به وجود آمد، ماهیت آن، استحاله شد و از منشور، به فهرستی ازحقوق و تکالیف زن در نظام جمهوری اسلامی تبدیل شد. یعنی به ظاهر اسمی از منشور دارد، اما دیگر منشورنیست، چون منشور، برای خود یک تعریف مشخص دارد که بیان کنندۀ مواضع ودیدگاه های یک نظام یا یک سازمان است. اگر منشورحقوق بشر یا مانیفست یک حزب یا تشکیلات را نگاه کنیم متوجه می شویم که یک منشور، نوع نگاهش را نسبت به موضوع بیان می کند. در حقیقت دورنما وچشم انداز نظام را در رابطه با موضوع خاص برای حزب یا تشکیلات تدوین می کند بعد براساس آن برنامه، قانون گذاری وسیاست گذاری ها صورت می گیرد. اما در طی مسیر، منشور مورد نظر تبدیل به فهرست حقوق زنان شد. البته به خاطر اینکه یک فهرست جامع از حقوق ومسئولیتهای فردی واجتماعی زن تهیه شده کار ارزشمندی است. مشکلی که در سالهای 69 و70 (من رئیس شورای فرهنگی زنان بودم) متوجه شدیم این بود که شورایی تشکیل شده ، اما خلأیی در سیستم اجرایی کشور برای اجرای برنامه ها احساس شد. برنامه ریزی وسیاست گذاری ها انجام می شد اما دستگاه متولی برای اجرای برنامه های طرح ریزی شده وجود نداشت و دستگاه های موجود هم برای اجرای برنامه احساس مسئولیت نمی کردند. بنابراین پیشنهاد ایجاد تشکیلات اجرایی شورای فرهنگی زنان را در سال70 به شورای انقلاب فرهنگی بردم. پیشنهاد اولیۀ ایجاد معاونت اجرایی رئیس جمهور درامورزنان بود که این پیشنهاد در جلسه شورا به ریاست آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس جمهور وقت وسایر اعضای شورای انقلاب فرهنگی مطرح و منجر به این شد که رئیس جمهور، دفتری به نام دفتر امور زنان تأسیس کند. دفترامور زنان با حکم رئیس جمهور تشکیل شد اما اساسنامه وشرح وظایف نداشت.
• ایجاد این مرکز در چه سالی ابلاغ و تشکیل شد؟
در سال 1370یعنی بلافاصله پس از ابلاغ تأسیس شد. با حکمی خانم حبیبی رئیس این تشکیلات شد که خود ایشان به دنبال ساختمان ،بودجه و... بود که کار دشواری را پیگیری می کردند.
• یعنی با وجود اینکه شکل گیری اولیۀ آن در سال 70بود،هیچ امکاناتی نداشت؟
بله یعنی مسبوق به سابقه نبود و می توانست روال دیگری را دنبال کند. مثلا باید ابتدا به مجلس یا دولت پیشنهاد می شد تا اساسنامه ای تدوین وتصویب کنند اما به هر حال اتفاق به این شکل افتاد و دفترامور زنان شکل گرفت که فاقد ردیف بودجه ای مشخص بود، شرح وظایف را خودشان تدوین کردند و مکانی در حوزۀ ریاست جمهوری تهیه شد. در دورۀ اول سعی شد با فعالیتهای فرهنگی وتبلیغاتی مثل برگزاری سمینار تشخّص ومنزلت زن وپرداختن به مسئله حجاب کارهایی را انجام دهند که مصادف با کنفرانس جهانی زن در پکن شد. شرکت هیات صد نفری ایران در کنفرانس جهانی زن در پکن یکی از کارهای مهم و ارزشمندی بود که در دورۀ اول تأسیس دفتر امور زنان در ریاست جمهوری انجام شد.آن دفتر موظف به تدوین برنامه عمل پکن براساس تعهدات بین المللی که در آن اجلاس داده بودند شد. در دورۀ اصلاحات، از سال 1376سه اتفاق مهم در رابطه با این تشکیلات افتاد. اولا سطح تشکیلاتی دفتر امور زنان به مرکز امور زنان ارتقا پیدا کرد. در نتیجه پست های سازمانی آن سه برابرشد ودر نتیجه بودجۀآن هم افزایش پیداکرد. مهمتر از همه رئیس این دفتر به عضویت هیئت دولت در آمد. یعنی اگر حضور زنان به صورت یک مسئلۀ نمادین و حاشیه ای در دولت قبل مطرح بود، شرط پذیرفتن این سمت از جانب من ، این بود که رئیس این مرکز باید عضو دولت باشد ودر جلسات هیات دولت شرکت کند. این موضوع دو فایده داشت یکی اینکه مسئول مرکز در جریان مسائل کلان کشور قرار می گرفت ودر نتیجه، نسبت کارهای خود را با سایر مسائل کشور به طور مناسبی تنظیم می کرد. دومین مزیت، از مزیت اول مهمتر بود چراکه سایر مدیران ارشد نظام در جریان کارها، برنامه ها و مشکلات زنان قرار می گرفتند و یک همکاری جمعی وعزم ملی در ارتباط با امور زنان به وجود می آمد. فرصت برقراری ارتباط با مسئولین مختلف و خود رئیس جمهور که در هفته ، در دو جلسه چهار ساعته اتفاق می افتاد برای حل مشکلات فرصت مغتنمی بود ، در نتیجه آنچه که در طول این هشت سال اتفاق افتاد این بود که :
1- دفتر امور زنان به مرکز امورمشارکت زنان تبدیل شد.
2- بودجۀ مرکز، 360 برابر شد، سالی که من وارد دفتر شدم ، بودجه مرکز60 میلیون بود، و در نهایت مرکز را با بودجۀ 22 میلیارد تومان به دولت نهم تحویل دادیم.
3- مرکز حدود پانصدوچهل جایگاه تصمیم سازی وتصمیم گیری برای زنان درسطح استان های کشور در گروه های برنامه ریزی وتوسعۀ زنان به وجود آورد.
در حقیقت درفرآیند تصمیم گیری وتصمیم سازی، زنان فعال شده و نقش پیدا کرده بودند. در چند وزارتخانه تشکیلات امور زنان، در حد ادارۀ کل مثل وزارت کشور، وزارت آموزش وپرورش و در برخی وزارتخانه ها درحد اداره و در برخی وزارتخانه ها در حد مشاور، به وجود آمده بود. درتمام استانهای کشور استانداران مشاور زن داشتند که در کار گروه ها زنان وجوانان در تمام استانها به وجود آمد. موضوع بسیار مهم دیگر اینکه، مسائل زنان در سیاست گذاری های کلان کشور وارد شد یعنی در برنامه های توسعه، مسائل زنان ورود پیدا کرد. وقتی در برنامۀ توسعه مسئله ای وارد می شود همۀ دستگاهها موظّف به اجرای قوانین آن می شوند. ابتدای سالهای تشکیل دولت هشتم برنامۀ سوم توسعه تدوین شد و مادۀ 158درمورد زنان تصویب و نگرش جنسیّتی در برنامه ریزی کلان کشور وارد شد. به عبارتی موضوع زنان، از موضوعی نمادین به امری نهادین تبدل شد. پیرو تصویب مادۀ 158، دولت موظف شد بودجه ای هم برای دستگاهای دولتی مربوط به امور زنان قراردهد بنابراین ما درآن سال یک جهش بودجه ای داشتیم. یکباره بودجه مرکزرشد کرد و به هفتصدمیلیون تومان رسید.تصمیم کارساز دیگر این بود که درصدی ازبودجۀ دستگاههای دولتی به امور زنان اختصاص داده شد. اجرای موفق برنامه سوم، در امور زنان که منجر به ارتقاء ایران در شاخص های توسعۀ جنسیّتی شد باعث نگاه جدی تر دست اندرکاران برنامه چهارم توسعه به موضوع زنان شد.
• توجه به موضوع زنان در برنامه چهارم ، نکته خوبی است اما زمان اجرای برنامه چهارم بیشتر در دولت نهم بود. حال شما پایبندی دولت نهم در عمل به برنامه در موضوع زنان را چگونه ارزیابی می کنید ؟
وقتی دولت نهم، مرکز امورمشارکت زنان را تحویل گرفت مرکز امور زنان دارای برنامه بود، دارای بودجه قابل توجهی هم بود. دارای نهادهای تصمیم گیر وتصمیم ساز در سراسر کشور هم بود.آمادگی واستعداد در خود زنان به دلیل رشد علمی وافزایش تعداد زنان در دانشگاه های کشور هم وجود داشت. امکانات وشرایط برای اینکه کسی بخواهد کاری انجام دهد فراهم بود و اگر توان مدیریت، تخصص و تجربه در این زمینه وجود داشت زمان بسیارمناسبی بود. اما اتفاقی که افتاد این بود که در مدت شش ماه تا یک سال، دو بار تغییر درمدیریت مرکز اتفاق افتاد که این جابجایی ها لطمۀ شدیدی در مرکز ایجاد کرد. همچنین یک تسویه وپاکسازی شدید، در مرکز اتفاق افتاد که هنوز هم ادامه دارد. در کشورتا قبل از اصلاحات رشته مطالعات درامور زنان نداشتیم، بنابراین کارشناس امور زنان که فارغ التحصیل یک مرکز علمی باشند نبود، کارشناسان امور زنان تجربی بودند که از ابتدا تاسیس با ورود به مرکز و با آزمون وخطا، دارای تجربیاتی شده بودند. در نتیجه جابجایی و استفاده نکردن از این سرمایه لطمه زیادی وارد کرد. یکی از ملاک های ارزیابی این است که ا فرادی که در این حوزه کار می کنند از رئیس مرکز گرفته تا بقیه کارشناسان، قبل از ورود به سازمان چند ساعت تجربه کار کردن در امور زنان را داشته باشند یعنی تا این افراد وارد شوند و با مسائل سازمان آشنا شوند، خود باعث لطمه به سازمان است. مسئله بعدی که ایجاد شد این بود که دولت در حوزه زنان اصلا پایبند برنامه نیست و یک نگاه بسیارمنفی نسبت به برنامه دارد. دولت نهم در بدو روی کار آمدنمعتقد بود که برنامه چهارم در حوزه زنان، یک برنامه فمنیستی است.آنها یک تعریف درست ازمفهوم عدالت جنسیّتی نداشتند به طوریکه در مجلس هفتم، با سر و صدای زیاد وبا برداشت غلط که این کلمه را با عدالت جنسی اشتباه گرفتند آن را از برنامه چهارم حذف کردند بنابراین پایبند نبودن مرکز امور زنان به برنامه موجب شد تا به دلیل توجه نداشتن و ناتوانی مرکز، در ارائه برنامه بودجه مرکز به یک سوم کاهش پیدا کند یعنی از 22میلیارد تومان به هشت میلیارد تومان برسد. همچنین کارگروه های امور زنان وجوانان،که یک دستگاه های تصمیم ساز وتصمیم گیر در سطح استانها بودند حذف شدند. مشکل دیگری که به دلیل توزیع متمرکز بودجه در مرکز وجود داشت این بود که در پایان سال معلوم نمی شود از هشت میلیارد بودجه مصوب چقدر صرف امور زنان شده است؟
همچنین موضع گیری های خلاف خواست عمومی زنان جامعه در رابطه با اصلاح قوانین ومقررات، نشان دهنده این است که مرکز امور زنان جدا ازمیسرکلی خواست عمومی و مطالبات زنان حرکت می -کند. وقتی در لایحۀ استحکام و تحکیم خانواده که از دل این دولت بیرون می آید ماده 25 (چند همسری مرد) توسط دولت گنجانده می شود ، مرکز در این زمینه تنها دفاع می کند. مشخص نمی شود مرکز در مورد مطالبات زنان کدام جامعه ودر کدام عصر (آیا عصر قاجار) فعالیت می کند. در طی سه سال اخیر،آمار نشان می دهد که 3% آمار کارکنان زن دردستگاههای دولتی کاهش پیدا کرده یعنی سیاست های به ظاهر حمایتی دولت از اشتغال زنان، مثل افزایش مرخصی زایمان از چهار ماه به شش ماه یا اصلاح ساعت کار زنان یا مواردی از این قبیل ، در درون خود یک اثر منفی را در اشتغال زنان می گذارد چراکه کارفرمایان دیگر اقبالی نسبت به کار زنان نشان نمی دهند. هم اکنون نرخ بیکاری زنان نسبت به مردان دوبرابر است با توجه به اینکه ما در جامعه ای زندگی می کنیم که میانگین سن ازدواج دختران افزایش یافته وحضور دختران دانشجودر دانشگاها افزایش پیدا کرده ، تقاضای زنان به کار افزایش یافته است ، به عبارت دقیق تر از جمعیت غیر اقتصادی زنان کم شده وبه جمعیت فعال اقتصادی آنها اضافه شده است و در نتیجه تعداد زنان متقاضی کار،بیشتر شده اند که باید برای آنها فکر و برنامه ریزی کرد. این بی توجهی سبب معضلات زیادی شده است. اگر بخواهم در یک جمله بگویم که مرکز امور زنان در طی این سه سال چه کرده باید بگویم که این مرکز مسئولیت کمیته امداد را به علاوه مسئولیت امور تربیتی مدارس را با هم جمع کرده ویکسری برنامه در این زمینه ارائه داده یعنی اگر مجموعه کارهای آنها را ببینید به این نتیجه می رسید. این مرکز مسائل مربوط به زنان سرپرست خانوار که مسئله مهمی است را با جدیت دنبال می کند اما باید توجه کرد زنان سرپرست خانوار فقط یک بخش از کار این مرکز است .این گروه فقط یک میلیون از جمعیت سی وپنج میلیونی زنان را تشکیل می دهند.در حوزۀ داخلی دوره های طرح رحمت برگزار می شود و سوال این جاست که آیا وظیفه یک مرکز در حوزۀ ریاست جمهوری گذاشتن کلاس قرآن ویا تست غربال گیری درمورد بیماری است؟ بنابراین در یک ارزیابی می توان گفت؛ مرکز امور زنان ، رسالت وماموریت اصلی خود را خوب تشخیص نداده و ازجایگاه ترفیع و فرصتی که در اختیار داشت خوب استفاده نکرد که چند دلیل دارد، یک به دلیل نگرش حاکم در دولت نسبت به زنان ، دوم به دلیل عدم تجربه وتخصص مدیران این مرکز ،سوم به علت استفاده از کارشناسان بی تجربه وتازه کار و اخراج نیروهای کارشناس و ماهر و چهارم عدم پایبندی به قانون وبرنامه وقانون مدارنبودن که سبب شد که هم جایگاه مرکز افول کند وهم بودجه مرکز کاهش یافته وهم مشکلات زنان افزایش پیدا کند و هم مطالبات زنان رشد پیدا کرده وهم به انتظارات آنها پاسخی داده نشده است.
• زمانی که شما ریاست مرکزامور زنان را برعهده داشتید ،یک نظر سنجی در ابعاد وسیع انجام دادید که اشتغال به عنوان نیاز اول زنان شناخته شد، دولت نهم چقدر به اشتغال زنان اهمیت داد؟
به دلیل فقدان نگرش دقیق وروزآمد نسبت به مطالبات زنان و استفاده نکردن از تجارب وتحقیقات گذشته ، نوع نگاه دولت نهم، نسبت به دولت ها قبل، نه بدبینانه بلکه خائنانه است یعنی به گونه ای وانمود می کردند که گویی دولت کفر برسر کار بوده وحالا دیگر دولت اسلامی ایجاد شده بنابراین تمام دستاوردها، تحقیقات و مطالعات دولت قبل را در همه زمینه ها کنار گذاشتند البته به نام خود از افتتاح تمام طرح ها، اقدامات صنعتی وزیربنایی استفاده کردند ولی در بحث علوم انسانی و علوم اجتماعی به هیچ وجه از نتایج تحقیقات و مطالعات استفاده نشد. در نتیجه خواستند همه کارها را از ابتدا انجام دهند ضمن اینکه اشتغال را به عنوان یکی از نیازهای امروزی زنان، اصلا به رسمیت نمی شناسند ومعتقدند که زنان باید به خانه برگردند. این امر را به عنوان یک معضل می دانند یکی ازطرفداران این تفکر در نماز جمعه اعلام می کند که دانشگاه رفتن زنان یکی بلایای دورۀ امروزکشورماست. این نگاه بردولت ما حاکم است. سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه انجام می شود. چه کسی باید جلوی این کار را بگیرد واعتراض کند و یا استدلال و توجیه کند؟
• این تفکر چه اثرات ونتایجی خواهد داشت ؟
این نگاه با منطق وعقل مطابقت ندارد. اگر این سیاست ها ادامه پیدا کند در آینده نه چندان دور دچار بحران های جدی اجتماعی خواهیم شد. ادارۀ دنیای امروز براساس دانایی است یعنی توسعۀ دانش محور. زور وقدرت جای خود را به فکر ، علم ، دانش ومهارت می دهد. در دنیای ارتباطات امروز که خیلی هم وسیع است، نیازهای زنان ودختران جوان با دهۀ گذشته وحتی نیم دهۀ گذشته خیلی متفاوت شده است بی توجهی به این امر ومحدود کردن زنان در فعالیت های اجتماعی و پاسخگو نبودن به خواسته ها ومطالبات زنان که شامل اشتغال، امنیت اجتماعی و توسعه مراکزتفریحی وفرهنگی و رفاهی است سبب می شود یک انرژی فعال وآزاد شدۀ و آماده به خدمت را که می توان از آن استفاده کرد تبدیل به تهدید کنیم که در نتیجه بحران اجتماعی به وجود می آید و آسیبهای اجتماعی زیاد می شود. در آن وقت باید کمیتۀ بحران تشکیل بدهند وبودجه صرف کنند تا به رفع بحران بپردازند .
• زمانی که شما رئیس مرکز بودید با حضو درکنفراس های مختلف بین المللی، رایزنی هایی انجام می دادید هم اکنون روابط مرکز با جوامع بین المللی را چگونه ارزیابی می کنید؟
درحوزۀ بین الملل، نخستین مسئولیتی که برای خود تعریف کرده بودیم ارائۀ چهررۀ زن توانمند در مجامع بین المللی بود. فضای خوبی در زمان اصلاحات و روی کار آمدن آقای خاتمی ودیدگاههای ایشان از طریق اعتمادسازی و گفتگوی تمدنها، تشنج ذایی و فعالیتهای که در حوزۀ بین الملل رخ داده بود و در کل این زمینه را فراهم کرد تا ما هم از این فرصت وتریبون برای پاک کردن باورهای نادرست آنها نسبت به اسلام ، زن مسلمان وزن ایرانی استفاده کنیم. بنابراین ما بیش از آن که بخواهیم از تجارب بین الملل استفاده کنیم در درجه اول این اهمیت داشت که بتوانیم از این تریبون برای بیان دستاوردها وپیشرفتهای زن ایرانی در دهه های بعد ازانقلاب اسلامی استفاده کنیم که بسیار موفق بودیم. مجموعۀ بروشورها، کتابها ، گزارش ها وغیره به شدت مورد توجه قرار گرفت. بنابراین در صحنه بین الملل برخلاف اینکه ما را متهم به سیاه نمایی می کردند، ما غبار را از اندیشه و ذهن جهانیان در مورد جایگاه زن پاک کردیم چنانکه بارها شنیدیم همسر امیر قطر می گفت که زنان ایرانی باعث غرور وافتخار ما هستند، یا یک عضو مجلس عربستان گفته بود مدل والگوی زن ایرانی می تواند در کشور ما هم پیاده شود. مجمع عمومی سازمان ملل که در سال 2005 برگزار شد، من به عنوان سخنران هیئت ایرانی سخنرانی کردم ، این سخنرانی به شدت مورد اسقبال قرار گرفت وشاید نزدیک سه دقیقه جمعیت برای ایراد سخنان کف زدند.اینها فرصت های خیلی خوبی بود که ما داشتیم والان سه سال است که حتی یک نفر هم از جمهوری اسلامی نتوانسته در این اجلاس بین المللی شرکت کند وتوان برنامه ریزی به موقع برای حضور در این مجامع را نداشتند ومعمولا کرسی ایران خالی بوده است البته شاید صلاح الهی هم در این بوده چون معلوم نیست که که چه سخنانی گفته می شد. نکته دیگر این است که ما معتقد بودیم که باید بر اسناد بین المللی تاثیرگذار شویم چنانکه در اجلاس 2000 چهارده پیشنهاد هیئت ایرانی در سند پکن +5 مورد قبول قرار گرفت و به سند اضافه شد. ما معتقدیم براساس مبانی نظری اسلام، که راهکارهای خوبی برای پیشرفت وتعالی زن دارد می توانیم پیشنهادهایی بدهیم که در جهان مورد پذیرش واقبال قرار بگیرد و درمرتبۀ سوم است که می توان از تجربیات کشورهای دیگر، به خصوص کشورهای اسلامی کسب تجربه کرد.ما می توانیم یک تجمعی داشته باشیم وتشکیلاتی به وجود آوریم که از اینها هم استفاده کنیم. حضور ما در مجامع بین الملل بیشتر برای معرفی زن ایرانی بود ودر بحث تبادل تجربه ما با بیش از ده کشور موافقتنامه مبادله کردیم. حوزۀ ارتباطات ما با جهان وسیع بود، یعنی ما هم با کشورهای آفریقایی وهم با کشورهای اروپایی رابطه داشتیم مثلا ما به دعوت کشور انگلستان ،با وزیر امور زنان آن کشور ملاقاتی داشتیم یا با وزیرکار بلژیک که یک خانم بود در اتحادیه اروپا ملاقات داشتیم یعنی اگر مجموعه ملاقاتها را با این دوره مقایسه کنیم یک دورۀ بسیار طلایی بود که ما توانستیم ازآن فرصتها برای معرفی فعالیتهای زنان استفاده کنیم .
• همیشه نگاهی متحجرانه نسبت به زنان در جامعه ایرانی وجود داشته که تعامل با علما می تواند تا حدودی جلوی این نگرش را بگیرد . نظر شما در این باره چیست؟
امور زنان از یک طرف به حقوق ، فقه ومبانی نظری مربوط می شود واز طرف دیگر به امور اجتماعی متصل است. از طرف دیگر به مسائل اقتصادی پیوند می خورد چون سرمایه انسانی هستند واز طرفی در عرصه های فرهنگی جلوه وحضور زنان به خاطر نقشی که دارند موثر است. لذا امور زنان یک امور چند وجهی و چند بعدی است واگر ما بخواهیم کاری در امورزنان انجام دهیم دو روش وجود دارد. یک روش اینکه ما امور را طبقه بندی کنیم وبگویم اول مسائل حقوقی را حل کنیم بعد به دنبال حل مسائل اقتصادی یافرهنگی باشیم. روش دوم این است که همه جانبه به امور بپردازیم . ما معتقد بودیم که امورزنان پیچیده ،همه جانبه و به هم پیوسته است ما باید به همه امور با هم بپردازیم .مثلا اگر مسائل حقوقی زنان از لحاظ فقهی حل نشود نمی توان به بقیه امور پرداخت لذا ما ارتباط خوبی با مراجع و فقها داشتیم که به طور منظم خدمت آنها می رسیدیم ومسائل را مطرح می کردیم. به طوری که من به هر استانی که می رفتم یکی از ملاقاتهای اصلی ومهم دیدار با امام جمعه ونماینده رهبری در آن استانها بود. معتقد بودیم تا این ارتباط تنگاتنگ بین ما وحوزه وجود نداشته باشد نمی توانیم پیشرفتی در این زمینه بکنیم در نتیجه ما خود را نیازمند رهنمود علما می دانستیم گرچه مبنای تصمیمات وبرنامه ریزی ما، نظرات حضرت امام(ره) بود. می دانیم که بین علما تفاوت دیدگاه ونظر وجود دارد وما نمی توانستیم نظرات آنها راجمع کنیم ودر بعضی از مسائل زنان به اجماع نمی رسیدیم. یعنی وقتی یک مرجع رانندگی زنان یا شنیدن صدای زن را حرام می داند این نمی تواند مبنای تصمیمات حکومتی قرار بگیردپس تصمیمات حکومتی صرفا نظرات امام(ره) ومقام معظم رهبری است و ما این را مبنا قرار می دادیم .
زن سه هزار چهره
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مردان را در آیینه ی سریال دو هزار چهره جالب میشود دید. حالا تصور کنیم زن سه هزار چهره را. نوشتن فیلمنامه اش کار دشوار ولی ماندگاری است.
اعظم طالقانی کاندیدای ریاست جمهوری میشود
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
مهمترین چالش پیش رو در قانون انتخابات بحث رجال است که متاسفانه با تفسیرهای ناصواب مانع از حضور زنان در عرصه های مدیریتی کلان کشور شده است
دبیر کل جامعه زنان انقلاب اسلامی از کاندیداتوری خود در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. به گزارش ایلنا، اعظم طالقانی با اشاره به انتخابات آینده گفت:در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو کاندیدا خواهم شد.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر علت کاندیداتور یاش در انتخابات آینده گفت:مهمترین چالش پیش رو در قانون انتخابات بحث رجال است که متاسفانه با تفسیرهای ناصواب مانع از حضور زنان در عرصه های مدیریتی کلان کشور شده است به همین دلیل برای شکستن چنین تابویی در عرصه انتخابات حضور خواهم یافت.
دبیر کل جامعه زنان انقلاب اسلامی که پیشتر از این هم در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شده بود به حضور فعال زنان بعد از خرداد 76 در عرصه سیاسی کشور اشاره کرد و گفت:بعد از اینکه در انتخابات ریاست جمهوری گذشته کاندیدا شدم حضور زنان در عرصه های مختلف چشم گیرتر شد ولی به دلیل تفسیرهای نادرست از لفظ رجال در قانون اساسی کماکان حضور بالقوه زنان در عرصه کلان مدیریتی کمرنگ است.
میرحسین موسوی : احساس خطر میکنم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
من به دنبال یک گفتمان ویژه هستم و این هم منبعث از فضای اول انقلاب اسلامی است. به نظر من امروز بیش از گذشته باید نگران وحدت جامعه باشیم و باید کاری کنیم که صرفنظر از مبارزات سیاسی، صفوف مردم را شقه شقه نکنیم.
کلمه: مهندس میرحسین موسوی در جمع جوانان موسوم به جامعه دانشآموختگان دانشگاه آزاد اسلامی اعلام کرد: درباره حضور خود جدی هستم. به گزارش کلمه،مهندس میرحسین موسوی با بیان این مطلب تصریح کرد: این حضور را در تناقض با فعالیتهای بقیه دوستان نمیبینم.
موسوی بیان کرد: من هم به آقای خاتمی و هم به آقای کروبی ارادت دارم و خودم را از دوستان آنها میدانم و از قدیمها هم کار کردهایم. موسوی با اشاره به حضور کاندیداهای مختلف در عرصهی انتخابات خاطرنشان کرد: این چند صدایی بودن را مفید میدانم، چرا که معتقدم هر کدام ظرفیتهایی را برای کشور ایجاد میکند. در انتخابات اخیر مجلس، در برخی مناطق شرکتکنندگان در انتخابات به شکل غیرقابل قبولی، تنزل یافته بود و اگر میخواهیم این مساله تکرار نشود، در این مرحله از صداهای گوناگون استقبال کنیم.
نخستوزیر دوران دفاع مقدس اظهار کرد: من به دنبال یک گفتمان ویژه هستم و این هم منبعث از فضای اول انقلاب اسلامی است. به نظر من امروز بیش از گذشته باید نگران وحدت جامعه باشیم و باید کاری کنیم که صرفنظر از مبارزات سیاسی، صفوف مردم را شقه شقه نکنیم.
موسوی با اشاره به تاکید امام خمینی(ره) بر وحدت در جامعه افزود: در کمتر سخنرانی از حضرت امام (ره) میبینیم که ایشان از وحدت در جامعه صحبت نکرده باشند، ولی متاسفانه در سالهای اخیر بیش از اندازه فضای سیاسی کم اعتنا به این وحدت مردم بوده است که این میتواند خطرآفرین باشد.نخستوزیر دوران دفاع مقدس در ادامه با بیان اینکه در نظامی که انتخابات را مهم میداند باید انتظار داشت که دولتهای مختلفی با دیدگاههای مختلف بر سر کار بیایند، تاکید کرد: اگر قواعد حاکم بر نظام خوب حفظ شود نباید بیمی از این داشت که جناحهای مختلف جایگزین یکدیگر شوند.
موسوی در قسمتی دیگر از سخنان خود گفت: هر گفتمانی دافعه و جاذبه ای دارد و بنده به گفتمان انقلاب معتقدم و با بازخوانی آن با توجه به شرایط زمانی و مکانی آن را مطرح می کنم و طبیعی است که در سطح جامعه توجهی به شیوه طرح این موضوع وجود داشته باشد.
وی با بیان این که قشر وسیعی از مدیران خوب کشور در جناح های مختلف حاضرند با هر دولتی که برای کشور خدمت کند کار کنند. تاکید کرد: متاسفانه ما این حقیقت را ندیده گرفتهایم و با تضعیف نیروی انسانی کارآمد و مدیران با تجربه، کشور را فقیرتر کرده ایم و فقر از نظر نیروی انسانی مهمتر از فقر مالی است.
موسوی با اشاره به اینکه مردم خیلی مثل تشکیلات و جناحها خود را در کلیشهها حبس نمیکنند گفت: مردم در یک جمله هم از ایستادگی در مقابل قدرتهای زورگو ممکن است تعریف کنند و هم از آزادیهای اساسی دفاع کنند و از دخالت در امور شخصی مردم تبری بجویند.
موسوی اضافه کرد: مردم عادی کشور ما می دانند که ایستادگی در مقابل سیل عظیم تغییرات فرهنگی و رسانهای که در جهان راه افتاده غیرممکن است در عین حال معتقد به یله کردن همه امور و تسلیم در مقابل هر تغییری نیستند. آنها با عقل جمعی خود میدانند که در این گونه موارد آنچه موثر است مدیریت این تغییرات در جهت منافع ملی و ارزشهای اسلامی است.
موسوی، یکی از دلایل ورود خود به صحنه گفتوگو در عرصه عمومی را احساس خطر از دور زدنهای واضح قوانین دانست و گفت: به نظر بنده اهمیت این مساله از هر مشکل دیگر بیشتر است. اگر قرار است آنچه مجلس تصویب میکند و به صورت قانون در میآید یا مجمع در چارچوب اختیارات و وظایف خود، تصویب و ابلاغ می کند، اجرا نشود و این رویه شود بعد از مدتی چه چیزی از نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی میماند.
در ادامه این جلسه از مهندس موسوی درباره نقش زنان در جامعه و اینکه چطور میشود به گونهای برنامهریزی کرد که یک عرصهی باز و پویا برای فعالیت زنان در جامعه ایجاد شود؟ سوال شد. وی در این رابطه پاسخ داد: شکی نیست که از نظر آماری و فراوانی زنان تحصیلکرده، نسبت به قبل از انقلاب تغییرات وسیعی داشتهایم و میتوانیم نمونه این مساله را در ترکیب دانشجویان مشاهده کنیم. در این زمینه تحول وسیعی را شاهدیم ولی زنان متناسب با این تحول در سطح عمومی کشور حضور پیدا نکردهاند و باید این مساله شکافته شود تا معلوم شود که چه دلایلی در این زمینه وجود دارد.
به گزارش کلمه، نخستوزیر دوران دفاع مقدس با بیان اینکه موانع اولیهای که میتوانست از نظر قانونی جلوی پیشرفت زنان را بگیرد رفع شده است، تصریح کرد: امروزه اگر از کسی بپرسیم که آیا یک زن میتواند وزیر باشد؟ قطعا میگوید بله، ولی عملا میبینیم که چنین اتفاقی نمیافتد. در این زمینه باید جامعه را از نظر هنجاری مورد مطالعه قرار دهیم و تصور جامعه را از نقش زنان متحول کنیم.
موسوی بر نقش زنان در احیای جایگاه خود در جامعه تاکید کرد و گفت: اگر جامعه زنان کشور این تصور را نداشته باشند که باید در موقعیتهای حساستر حضور یابند، هیچ منعی هم که نباشد باز هم شاهد حضور موثر آنها نخواهیم بود.
وی با اشاره به مشارکت زنان برای رای دادن در انتخابات اظهار کرد: رویهای ایجاد شده است که خانمها در چنین عرصههایی حضور داشته باشند. در بحث شوراها نیز شاهد حضور این قشر هستیم و در این زمینه هیچگاه هم با مانعی روبهرو نشدهاند و این نشان میدهد در جاهایی که تصور مثبتی باشد، بدون اینکه مانعی باشد زنان حاضر میشوند.
رییس فرهنگستان هنر با تاکید بر اینکه به نسبت فراوانی زنان تحصیلکرده و توانا، نقش آنان را در جامعه شاهد نیستیم خاطرنشان کرد: دلیل این مساله بیشتر از آنکه به تصمیمگیری سیاستمداران مربوط شود به تصور جامعه از نقش زنان بر میگردد. در تحول جامعه در این زمینه، هم دولتها نقش دارند و هم جامعه زنان باید در این زمینه فعال شوند و نقش خود را در جامعه بازتعریف کنند. این مساله موجب میشود که برخی بداخلاقیها در جامعه نیز از بین برود؛ یعنی اگر نقش زنان در جامعه به درستی دیده شود میتواند بسیاری از این بداخلاقیها را حل کند. بعضا گفته میشود که کشیده شدن زنان به عرصههای جدی میتواند تاثیرات منفی داشته باشد، ولی من برعکس، معتقدم جدی شدن نقش خانمها میتواند مشکلات فرهنگی ما را حل کند.
وی تاکید کرد: در رابطه با شرکت خانمها در سطوح مدیریتی هیچگاه منع قانونی وجود ندارد اما موانع هنجاری هنوز وجود دارد که باید حل شود.موسوی در پایان با تاکید بر لزوم دفاع از حق و ارزشها به دانشجویان توصیه کرد: از ارزشها و آنچه حق است، دفاع و به مصلحت کشور توجه کنید و خیلی صریح در مقابل کژیها و باطل واکنش نشان دهید. این کار ممکن است در کوتاه مدت به ضرر این جناح و آن جناح باشد ولی در درازمدت به نفع همه ملت خواهد بود.
کروبی : با حضور زنان در کابینه موافقم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
وقتی میخواهیم یک کار فکری را جا بیاندازیم، باید جسورانه عمل کنیم، من حضور زنان را در کابینه خود لازم میدانم و اگر رئیسجمهور شوم حتماً از زنان به عنوان وزیر و معاون در کابینه خود استفاده خواهم کرد
نمونه ای از پوشش زنان در دوره سلجوقی از وبلاگ شبهای بی سحر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:
این مجسمه به ارتفاع 145 سانتی متر و عرض 50 سانتی متر از جمله مجسمه های به جامانده از دوران سلجوقی است که در تزیینات داخل کاخها به کار می رفته است. شمار بسیار اندکی مشابه این مجسمه باقی مانده است. دو نمونه از آن در موزه متروپولبتن نیویورک وجود دارد. در این نمونه، حاشیه لباس دارای تزیینات است و بر روی آستین عبارت "متعلق به خدا (احتمالا به عربی)" به چشم می خورد.

آرزوهای بلندتر مردانو
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آرزوهای مردان بلندتر و پر حاشیه تر از آرزوهای زنان است. قاعدتا به دلیل فرصت های اجتماعی بیشتری است که در چند هزار سال گذشته داشته اند. شاید بخشی از بدجنسی های مردان نیز به همین آرزوهای بلند بازگردد.
معاون امور بانوان : زنان د ربخشهایی به غیر از پزشکی و آموزشی ضروری نیست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
معاون مرکزاموربانوان: مشاغل خانگی برای زنان ایجادشود
میزان تجرد قطعی دربین زنانومردان افزایش یافته است
حضور زنان دربخشهایی بغیر از پزشکیوآموزشی ضروری نیست
آگاهی و مسئولیت بیشتر زنان در زمینه امور پولی و مالی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
Women better at money matters than men
محتشمیپور : دوران اصلاحات بهار حضور و مشارکت زنان بود
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
فخرالسادات محتشمیپور در همایش زن, گفتمان قدرت سیاسی در کشورهای اسلامی در بیان چرایی تشکیل مجمع زنان اصلاحطلب اظهار داشت: انقلاب اسلامی فرصتی برای حضور همهجانبه زنان به ویژه مشارکت سیاسی آنان بود و دوران دفاع مقدس حضور زنان را در حوزههای خاص شاهد بودیم و در دوران سازندگی نیز آغاز هویتیابی جنسیتی و حضور در عرصههای اجتماعی بود
خودکشی دختر جوان در مترو
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
وقتی دختری جوان در مترو خود را میکشد مسئول کیست؟
1. مدیران مترو
2. مسافران مترو
3. مسببان شرایط فرهنگی و اجتماعی فعلی
4. پدر و مادر دختر
5. خود دختر
....
اگر مسئولیتی هست، سهم مسببان و تصمیم گیرندگان مستقیم و غیر مستقیم این ماجرای تاسف بار چقدر است؟
اشرف بروجردی : همایش بینالمللی « زن, گفتمان قدرت و سیاست برگزار میشود
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
دبیر همایش بینالمللی « زن, گفتمان قدرت و سیاست در کشورهای اسلامی» از برگزاری این همایش در روزهای دهم و یازدهم اسفند ماه با پیام رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خبر داد.
تحریفات سلحشور در داستان حضرت یوسف از وبلاگ پرستنده مریم طهماسبی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
شخصا از سریال حضرت یوسف ع و سطح هنری و داستان های خوش تراش آن لذت می برم ولی خب اصالت آن و سوء استفاده های دیگران و انتقادات نیز جای طرح دارند. این نیز یکی از انتقادات:
لینک مطلب از وبلاگستان:
هر هفته که میگذرد بیشتر از سکوت به اصطلاح مومنین نسبت به این همه دروغ و دغل سلحشور و تیمش در احسن القصص قرآن ناراحت میشوم. اوائل فکر میکردم که حتما به زودی موج اعتراضات مستدل شروع میشود اما دریغ و صد دریغ که یادم نبود ما اصلا و ابدا قرآن نمی خوانیم!
آری ما ملت به ظاهر مسلمان اصلا با کلام خدا کاری نداریم. چه دردی دارد که 40 سال بعد از آن همه ناله و فریاد شریعتی ها هنوز امثال مفاتیح الجنان (که این تازه خوبشه که خیلی چیزهای پوچ و بیمعنا) جای قرآن را در زندگی ما گرفته اند. پس جای تعجبی نیست که صدای کسی درنمی آید. کسی نرفته ببیند که خدا چه می گوید و سلحشور چه غلطی کرده
در بخشی از آیه آخر سوره یوسف خداوند می فرماید: ما کان حدیثا یفتری این داستانی نیست که بر آن افترا بزنید و شاخ و برگ به آن بدهید.
خدا افترا زنندگان را لعنت کند.
اما چند موردی که مینویسم همه ماجرا نیست و ای کاش اهل قرآنی پیدا شود و حرف های دیگری بگوید. تحریفات سریال از خزعبلات مربوط به برادران یوسف آغاز شد و رفتار واقعا نامربوطی که به پیامبر خدا در این تبعیض آشکار میان فرزندان نسبت دادند. این قسمت ها که اصلا از فرط بی ربطی قابل بحث نیست. نگاه پست و غیر قرآنی سازندگان به همسران یعقوب و اینکه تمام گناه برادران را به گردن مادرانشان انداختند(چیزی که ابدا در قرآن نیست) از همان اول معلوم کرد که این جماعت به زن چگونه نگاه میکند.
از هنرپیشه غیرقابل تحمل یوسف در کودکی با آن رفتار ابلهانه که بگذریم این همه شاخ و برگ به رفتارهای خنده دار کاهنان اصلا جایی در قرآن ندارد و معبرین خواب در بارگاه پادشان تنها یکبار ظاهر میشوند و اظهار ناتوانی در تعبیر میکنند.
در هیچ کجای این سوره نیامده که یوسف مردم مصر را به یکتا پرستی دعوت کرد و تنها و تنها در زندان و برای مشخص کردن منشا تعبیر خواب خود به دو زندانی دین خود را عرضه نمود. حتی صریح آیه قرآن است که بر اساس دین ملک یوسف حق نگه داشتن برادر خود بنیامین را نداشت(ما کان لیاخذ اخاه فی دین ملک) و خدا به او یاد داد تا بدون خلاف بر آئین ملک و با سوالی هوشمندانه بنیامین را نگه دارد.
از همه مسخره تر بحث حکم حکومتی برای ازدواج یوسف بود انگار حالا که بحث انواع ازدواج زورکی جوانان دارد در مملکت ما حکومتی میشود خواسته بودند یک شمه را هم اینجا نمایش بدهند. ذلت و پستی که سازندگان این سریال برای زلیخا ایجاد کرده اند در هیچ کجای قرآن نیست و از همه مهمتر در ماجرای بریدن دست ها زنان به یوسف ملک کریم اطلاق میکنند نه جمیل و این اوج تعبیر زیبای قرآن است که درک زنان از یوسف فرای درک همه آدمهای اطراف او بود و گندی که سازندگان سریال بر این ماجرا زدند قابل بخشش نیست.
خیلی بحث های ظریف دیگری هم هست که برای طولانی نشدن این پست صرف نظر میکنم. خدا استاد بزرگوار خانم گرجی را زنده و سالم نگه دارد که نکات بسیار ارزشمند دیگری از سوره یوسف به ما یاد داد که متاسفانه به دلیل جو غیر قرآنی حاکم بر حتی مذهبیون جامعه نمیتوانم آنها را نقل کنم.
فاطمه رجبی : خاتمی مهره سوخته آمریکاست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خدایی هست و پاسخ دادنی در کار است. پناه بر خدا از هتاکان بی دانش
لینک مطلب:
فاطمه رجبی همسر سخنگوی دولت نهم و نویسنده هفتهنامه یالثارات متعلق به انصار حزبالله به سرمقاله کیهان واکنش نشان داد، او از خاتمی به عنوان مهره سوخته آمریکا یاد کرد و رئیس دولت اصلاحات و همفکرانش را «تروریست» و «آدمکش» خواند و تاکید کرد:«خاتمی ارزش ترور توسط مومنان را ندارد.»
متن کامل را در ادامه بخوانید و ببینید که چگونه انسان میتواند چشم بر حقیقت و انصاف ببندد و هتاکی کند
به گزارش پایگاه خبری یاری، متن کامل جدیدترین یادداشت فاطمه رجبی بدین شرح است:
نمیدانم در سرمقاله کیهان چه نوشته شد تا بهانه دست مغضوبین و مطرودین ملت یعنی اصلاحطلبان برانداز قرار گیرد؟ مثلاً مجمع روحانیون مبارز که محض رضای خدا نه «روحانیت» دارند و نه مبارزهاشان از مبارزه با اسلام و ایران فراتر میرود، اطلاعیه بدهند.
مگر نه آنکه برای عمل حرام خاتمی در «دست دادن با زنان» و «سفر ضد ملی و ننگین او به واشنگتن» همین گروه به «مبارزه با اسلام و انقلاب برخاستند» تا از خاتمی و نه، بلکه از «آمریکا و اسلامستیزی و مذهبسوزی دفاع کنند»؟ حال ممکن است یکی دو نفر در آن گروه مستثنی باشند. این را هم نمیدانم؟!
اما مسأله ترور خاتمی که به سر مقاله کیهان نسبت داده شده و پیرامون آن هیاهو، به چند توضیح نیازمند است:
1. خاتمی مهره سوخته آمریکاست که البته اینبار به دلیل افشا شدن پشتوانهای چون هاشمی رفسنجانی، سوختهتر شده است.
از این رو منهای رسوایی اعمال حرام و سجده به پیشگاه امریکا و انگلیس و شاید؟! مورد غضب و نفرت ملت است. ملت یعنی ایرانیان وطندوست، مسلمانان مؤمن و وفادار به ولایتفقیه و دوستداران عزت و اقتدار ملی! اوباش و بیبندوبارها و مذهبستیزان و ذلتپرستان و سرمایهخواران صنفی دیگر هستند.
2. تروریسم را باید معنا کرد و دانست چه کسی تروریست است؟ اصلاحطلبی برانداز با پیشزمینه «توسعه»، یک «تروریسم کامل ایمانی» است. 8سال حاکمیت سیاه خاتمی نشان داد که هدف این برنامه امریکایی چیزی جز ترور ایمانهای مردم نیست. از اینرو ترور شخصیت و اندیشه یکی از سر فصلهای عملی خاتمی و هواداران امریکایی او بود. نمونهای چون حضرت آیتالله مصباح کافی است تا این تروریستهای ایمانی برای همیشه سیاهروی باقی بمانند.
3. تروریسم به معنای مصطلح آن یعنی «آدمکشی» را هم میتوان در صف اصلاحطلبان به عینه دید؟! میپرسم واقعا متهمان پرونده انفجار نخستوزیری که به شهادت شهیدان باهنر و رجایی انجامید در کدام صف قرار دارند؟ آیا آنها طلایهدار حمایت و نامزدی خاتمی برای براندازی نیستند؟ آن «سازمان مخوف» که شهید بزرگوار، سید جلیلالقدر لاجوردی در وصیت نامهاش مسؤولان نظام را نسبت به حضور آنها در عرصه قدرت هشدار داد، تروریستهایی هستند که لاجوردی تا آخرین لحظات عمر آنها را متهم میدانست.
4. شهید لاجوردی در دوران پادشاهی خاتمی به شهادت رسید! این نکته چه معنایی دارد؟ قاتل یا قاتلان او که بودند؟ همین که گفته شد قاتل وی در آبادان دیده شده و مثلا کشته شده یا... کافی بود؟
5. هر چند «دینسوزی»، «مذهبستیزی»، «وطن فروشی»، «بیگانهپرستی» در نظر بسیاری از دینمردان و وطندوستان راهی جز «اعدام دینی و انقلابی» ندارد و «کسروی ملحد» و «منصور خیانتکار» دو نمونه از آنها هستند، و «رزمآرای انگلیسی» نمونه سوم؛ اما:
الف- «کسروی» که هر چند عمل خاتمی را نداشت و تا زمانی که لباس دین بر تن او بود، به حرام آشکار نیالود، اما رادمردی چون شهید نواب صفوی اعدامش کرد.
ب- منصور نخستوزیر خائن نیز توسط شهدای بزرگواری از خیل متدینیان حسینی علیهالسلام اعدام شد.
و این دو نفر با فتوای شرعی مجتهدانی بزرگوار مجازات شدند.
رزم آرا اگر توسط فدائیان اسلام اعدام شده باشد قطعا دارای حکم شرعی بوده، و اگر آنگونه که شبههافکنان تاریخنگار مطرح میکنند از سوی شاه کشته شده باشد، باز هم وجهی داشته است. آن وجه «ترس شاه از قدرت انگلیسی او بوده است که موجب از چشم افتادن نوکری شاه نزد انگلیسیها میشده است.»
آیا خاتمی حتی دارای قدرت رزمآراست که انگلیسیها و آمریکاییهای رقیب و در ردیف خود از او بترسند و به ترورش دست بزنند؟
همچنین وقتی دادگاه ویژه روحانیت حتی با شکایت گروههای مردمی، انجام وظیفه نکرد و خاتمی مجری عمل حرام را به دادگاه نکشانید، چگونه انتظار است کسی حکم اعدام او را بدهد تا متشرعان آن را اجرا کنند؟ غیرمتشرعان هم که دلبسته اویند. همینجا میگویم دادگاه ویژه فقط میتواند درخواستکنندگان سوال از هاشمی را به صلیب بکشاند و طلبه سیرجانی را زندانی و محکوم نماید. اجرشان با امام زمان صاحب اصلی کشور!
در نتیجه هر چند در روزگار 8 ساله سیاه حکومت خاتمی، حتی سیدالشهدا هم مورد تهاجم قرار گرفت، و حتی امام زمان عجلالله تعالی فرجه الشریف توسط برادر خاتمی – نعوذبالله - به استیضاح کشانیده شد و حتی... اما:
ارزش خاتمی کمتر از آن است که ترور شود یا اعدام انقلابی! او باید بماند. بار دیگر ماجرای هاشمی با همه غرور تکرار شود. صفوف مسلمانان او را متاسفانه در لباس دین به عنوان دینستیز عقب برانند و طرد کنند، مانند هاشمی!
او باید بماند تا روحانیت عظیمالشان بدون واهمه از خیل تروریست هواداران این دو نفر برای تعیین تکلیف کنند. چرا باید ترور شود؟ به لحاظ ارزشی که ندارد؟ یا آنکه برای پیشگیری از آبروریزیهایی که ممکن است در آینده بیشتر شود؟ در مورد این دومی احتمال دارد دوستارانش به صرافت بیافتند.
نکته پایانی آنکه «اسرائیل» آشکارا میگوید: «احمدینژاد باید ترور شود.»
امریکا آشکارا اعلان میکند: «هرکسی در ایران رأی بیاورد جز احمدینژاد.»
اصلاحطلبی برانداز به رهبری رفسنجانی امان و قرار از کف دادهاند تا احمدینژاد رأی نیاورد.
پرسش:
اگر آنچنانکه واقعیات جامعه نشان میدهد، بنا است تحریکات و تحرکات آمریکاییها و اسرائیلیها و مافیای داخلی رأی بیاورد، که چنین خواهد شد. انشاالله- چرا باید خاتمی ترور شود؟ مجمع روحانیون مبارز؟! یا آن سازمان مخوف یا مشارکت آمریکایی و به طور کلی مافیاگران برای مظلومنمایی و رأیآوری به دنبال حربهای دیگر بروند.
خاتمی را کسی از مؤمنان ترور نخواهد کرد. او ارزش این کار را ندارد و مؤمنان تروریست نیستند.
زن سالاری به جای مرد سالاری و نتایج آن در جامعه بشری
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در چند هزار سال گذشته مردان اداره امور جهان را بر عهده داشته اند. در مورد وضعیت جهان قضاوتی نمیکنم ولی اگر به فرض محال! محال! محال! زنان به چنین موقعیتی برسند و به اصطلاح دوران زن سالاری آغاز شود، چگونه جهانی خواهیم داشت؟
تاثیر غلبه نگاه زنان بر جهان چه خواهد بود؟
سخنرانی بهمن 1353 و نقد پذیری شهید بهشتی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
یکی از دوستان یک شب انتقاد کردند به اینکه من در ضمن بحثم نسبت به حضرت زینب، سلام الله علیها، عرض کرده بودم زنی است که مردانه عمل میکند. گفتهاند خود این تعبیر یک نوع شائبه قدرناشناسی نسبت به مقام زن در اجتماع دارد. چرا نمیگویید او زنی است که چون زن شایسته عمل میکند؟ مثل اینکه کار حسابی کردن ابو اب جمعی مرد است! گفتم صحیح میفرمایید. من در این تعبیرم، که تعبیر شخصی من نیست بلکه تعبیری است که در جامعه خیلی رایج است، تجدیدنظر میکنم. از این به بعد دیگر نخواهم گفت زنی است که مردانه عمل میکند؛ میگویم آن زنانگی شایسته و آن زن شایستهای که در رسالت یک بانو در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعیاش آنطور که باید عمل میکند. این افتخار برای تعریف از یک زن خیلی بالاتر است از اینکه بگوییم زنی که مردانه عمل میکند. این انتقاد را از ایشان پذیرفتم. اگر دوستان انتقادهایی از هر قبیل بر آنچه عرض شد داشته باشید خواهش میکنم در میان بگذارید؛ یا کتباً مرقوم بفرمایید یا شفاهاً بفرمایید تا در این دو - سه جلسهای که از این بحث باقی مانده بتوانیم نظر نهایی را پیرامون آنچه شما به عنوان نظر بیان میفرمایید عرض کنیم.
زینب؛ معلم مردان و زنان، بر پهنه تاریخ
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
ای یزید، آیا تو گمان میکنی حالا که آمدهای عرصۀ زمین را بر ما تنگ کردهای و جای امن و امان و آزادی برای ما باقی نگذاشتهای، و آفاق و کرانههای آسمان را هم بر ما تنگ کردهای و امروز اسیر دست تو شدهایم، - ما را در یک قطار ردیف میکنند و پیش تو میآورند و تو بر ما قدرت و توانایی یافتهای، - آیا تو فکر میکنی که این بدان جهت است که خدا خواسته است ما ذلت داشته باشیم و خدا خواسته است که تو عزت داشته باشی؟ آیا فکر میکنی که این به خاطر مقام والای تو و جلالت قدر توست که بینیات را کشیدهای و با تکبر به سوی خود نظر افکندهای، دست شادی بر سینه میکوبی و شاخهایت را از غرور تکان میدهی؟ حالا که میبینی دنیا برای تو جمع شده؛ حالا که میبینی کارها برای تو رو به راه شده؛ حالا که میبینی آن فرمانروایی که از آن ما بود پاک و خالص، بیمدعی در اختیار تو قرار گرفته؛ آی یزید، آرام! آرام! با جهل و نادانی و از روی جهل و نادانیات چنان خیرهسری و سبکی و کمظرفی نشان نده! آیا یادت رفته کلام خدا را که: کافران خیال نکنند اگر ما به آنها مهلتی میدهیم برای این است که ما میخواهیم به آنها خوبی کنیم؛ ما به آنها مهلت میدیم تا ا ینها در طغیانشان تا آنجا که پای سقوط برسد پیش روند و برای آنها سرانجام شکنجهای خوارکننده است؟»
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
شهید آیت الله دکتر بهشتی:
مردانگی زینب بر پیشانی تاریخ و سرگذشت کربلا بسی درخشنده، بسی اعجابانگیز و تحسینآور است. چهرههای این مردانگی گوناگون است. یک جا زینب به عنوان بانوی سرپرست یک کاروان، کاروانی متشکل از زنان داغ دیده، فرزندان پدر کشته و برادر کشته، در یک سفر بسیار طولانی پرنشیب و فراز و پردرد و رنج نمایان است. یک جا زینب، سلام الله علیها، در برابر جمع مردم کوفه به سخن میایستد و چنان آنها را عتاب و خطاب میکند که گویی امیرالمومنین علی، علیه اسلام، است که با این مردم در مسجد کوفه سخن میگوید. یک جا در برابر عبیدالله بن زیاد چنان با صراحت و قاطعیت سخن میگوید که او را ناراحت میکند. و یک جا در برابر طاغوت زمان، یزید بن معاویه، ایستاده است.
امشب میخواهم قسمتی از سخنان زینب را از یک مأخذ تاریخی، از احتجاج طبرسی، برای شما بخوانم. این خطابه مفصل است و نمیرسیم همۀ آن را بخوانیم. طبرسی در احتجاج میگوید، گروهی از افراد مورد اعتماد نقل کردهاند وقتی امام سجاد علی بن الحسین، سلام الله علیهما، و همراهان حرم مقدسش بر یزید وارد شدند، سر مقدس اباعبدالله را آوردند در برابر یزید در طشتی گذاشتند. یزید ناپاک با یک چوبدستی که در دست داشت شروع کرد به دندانهای مبارک این سر زدن، و بعد شروع کرد به تَمثّل و مثل جستن و انشاد و خواندن شعری که یکی از نیاکان و یکی از پیشقدمان این گروه در تاریخ اسلام سروده بود:
لعبت هاشمُ بالملک، فلا
خبرٌ جاءَ و لا وحیٌ نزل لیت اَشیاخی ببدر شهدوا
جَزَعَ الخزرج من وقع الاَسل
لاَهَلّوا واستهلّوا فَرحاً
و لقالوا یا یزید لا تشل
فجزیناه ببدر مِثلَها
و اَقَمنا مثلُ بدرٍ فاعتدل
لست من خندف اِن لم اَنتقم
من بَنی احمد ما کان فعل
این اشعار که در زمان پیغمبر به وسیله یک گمراه دیگر گفته شده بود، یاد میکند از انتقامی که قریش از مسلمانان در برابر شهدای بدر گرفتند. میگوید ای کاش پیرمردهای ما که در بدر بودند، بزرگان ما که در بدر کشته شدند، حاضر بودند و جزع و بیتابی خزرج را از این حادثۀ دردناک میدیدند و به ما تبریک میگفتند و با شادمانی و سرور میگفتند ای یزید دستت مریزاد! همینطور این اشعار را میخواند و پیداست با خواندن این اشعار در روح ستمدیدۀ ناراحتِ زینب، سلام الله علیها، چه غوغایی به وجود میآید. بعد میگوید: «فقامت الیه زینب بنت علیّ بن ابیطالب و اُمّها فاطمه بنت رسول الله (صلوات الله علیهم اجمعین) و قالت:
«الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی جدّی سید المرسلین. صدق الله سبحانه کذلک یقول: «ثم کان عاقبه الذین اساءوا و السوءی اَن کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزئون». اَظننتَ یا یزید حجین اخذتَ علینا اقطار الارض و ضیقت علینا اَفاق السماء فاصبحنا لک فی اسار، نساق الیک سوقاً فی قطار، و انت علینا ذو اقتدار. اَنّ بنا من الله هواناً و علیک منه کرامه و امتناناً، و اَنّ ذلک لعظم خطرک و جلاله قدرک، فشمخت بانَفک و نظرت فی عطفک، تضرب اصدریک فرحاً و تنفض مذرویک مرحاً حین رأیتَ الدّنیا لک مستوسقه و الامور لدیک متسقه و حین صفا لک ملکنا و خلص لک سلطاننا، فمهلاً مهلاً لاتطش جهلاً انسیتَ قولَ ا لله «و لا تحسبن الذین کفروا اَنّما نُملی لهم خیر لانفسهم انّما نُملی لهم لیزدادوا اثماً و لهم عذابٌ مهین».
«سپاس و ستایش مخصوص خدای جهانیان است. درود خدا برنیایم، سالار پیامبران. خدا راست فرموده که میگوید، سرانجام مردم بدکاره آن شود که آیات خدا را دروغ پندارند و آن را مسخره شمارند. ای یزید، آیا تو گمان میکنی حالا که آمدهای عرصۀ زمین را بر ما تنگ کردهای و جای امن و امان و آزادی برای ما باقی نگذاشتهای، و آفاق و کرانههای آسمان را هم بر ما تنگ کردهای و امروز اسیر دست تو شدهایم، - ما را در یک قطار ردیف میکنند و پیش تو میآورند و تو بر ما قدرت و توانایی یافتهای، - آیا تو فکر میکنی که این بدان جهت است که خدا خواسته است ما ذلت داشته باشیم و خدا خواسته است که تو عزت داشته باشی؟ آیا فکر میکنی که این به خاطر مقام والای تو و جلالت قدر توست که بینیات را کشیدهای و با تکبر به سوی خود نظر افکندهای، دست شادی بر سینه میکوبی و شاخهایت را از غرور تکان میدهی؟ حالا که میبینی دنیا برای تو جمع شده؛ حالا که میبینی کارها برای تو رو به راه شده؛ حالا که میبینی آن فرمانروایی که از آن ما بود پاک و خالص، بیمدعی در اختیار تو قرار گرفته؛ آی یزید، آرام! آرام! با جهل و نادانی و از روی جهل و نادانیات چنان خیرهسری و سبکی و کمظرفی نشان نده! آیا یادت رفته کلام خدا را که: کافران خیال نکنند اگر ما به آنها مهلتی میدهیم برای این است که ما میخواهیم به آنها خوبی کنیم؛ ما به آنها مهلت میدیم تا ا ینها در طغیانشان تا آنجا که پای سقوط برسد پیش روند و برای آنها سرانجام شکنجهای خوارکننده است؟»
چه کسی با چه کسی حرف میزند؟ زنی اسیر. زنی ناظر صحنههای کشت و کشتارهای هولناک کربلا. زنی که عزیزترین کسانش را در خاک و خون غلتیده دیده. زنی که او را دهها فرسنگ، صدها فرسنگ، با وضعی نامطلوب، با همسفرانی پرضجه و پرناله به سوی شام بردهاند، و حالا او را در برابر این دشمن خودکامه حاضر کردهاند و با چشمش مینگرد که سر عزیزش در برابر این مرد غدّار و خونخوار است و او با چه غروری دارد چه جسارتها و اهانتها به آن سر میکند. چنین زنی در چنین حالتی به پا میخیزد و اینگونه با این فرمانروای خودکامۀ مقتدر سخن میگوید.
در این خطابه این بانوی بزرگوار در صدد برمیآید مقداری از رفتاری را که با آنها در این مدت شده در این مجلس عمومی بیان کند. گویی در یک دادگاه است که حضار در آن شرکت دارند و این اسیرِ دستِ توانایِ انسانِ نابکار و فرمانروای نابکاری چون یزید، میخواهد اقلاً از یک راهی به گوش دیگران برساند که با خاندان پیغمبر به دست مأموران کسی که خود را خلیفۀ پیغمبر میداند چگونه رفتار شده است.
«اَمن العدل یا ابن الطلقاء؟ تخدیرک حرائرک و اَمائک و سوقک بنات رسول الله سبایاً، و قد هتکت ستورهنًّ، و ابدیت وجوههنّ، تحدوا بهنّ الاعداء من بلد الی بلد و تستشر فهنَّ المناقل و یتبرزن لا هل المناهل و یتصفح وجوههنّ القریب و البعید، و ا لغائب و الشهید، و الشریف و الوضیع، و الدنی و الرفیع لیس معهنّ من رجالهنّ ولی، و لا من حماتهنَّ حمی،عتوّاً منک علی الله و حجوداَ لرسول الله و دفعاً لما جاء من عند الله».
«آی یزید پلید! آیا این از قانون عدل است؟ ای پسر آزادشدگان پیامبر! آیا این قانون عدل است که کنیزکان تو اکنون در چادر بهسر برند و دختران پیامبر خدا را به صورت اسیران به این سو و آن سو بکشید؟ پوششهای دختران پیامبر پاره شده باشد، چهرههایشان در برابر بیگانه آشکار شده باشد، دشمنها اینها را سوار شتر از یک شهر به شهر دیگر ببرند، در هر منزل اهل آن منزل بالای پشتبام بروند تا ببینند اینها چه کسانی هستند که به عنوان اسیر به سوی شام میبرند، در هر جا که میخواهند آبی بردارند آنها که دور و بر آن برکه جمع شدهاند به اینها نگاه کنید و بپرسند اینها چه کسانی هستند که این کاروان را تشکیل میدهند، از نزدیک و دور در صورتها و چهرههای پاک و معصوم اینها خیره شوند، شریف و وضیع، اصیل و نجیب و پست و رذل، همگان در صورت آنان بنگرند، در حالی که مردان آنها با آنها نیستند تا از آنها حمایت کنند. آی یزید! این ستم تو، این تجاوز ت و، چگونه باید تفسیر شود؟.» «عتوّا منک علی الله و جحوداً لرسول الله و د فعاً لما جاء من عند الله.»
«آی یزید! تاریخ روشن خواهد کرد که این کارهای تو به عنوان سرکشی به خدا . . . تو طغیان بر خدا کردهای. تو منکر رسالت پیامبر خدا بودی. تو میخواستی نور وحی خدا را خاموش کنی و دست به این کارهای زننده زدی.»
زینب همچنان به سخن ادامه میدهد. اگر فرصت کردم و شرایط بحثمان ایجاب کرد، باز در شبهای آینده (این دو شبی که از این دورۀ از بحثمان هست) قطعههای روشنگر دیگری را از سخنان این بانوی بزرگوار برای تقویت شجاعت و مردانگی در زن و مرد مسلمان و شیعه و دوستدار علی و خاندان علی و پیامبر و خاندان پیامبر، حسین و خاندان و خاندان حسین، خواهم خواند.
سلام و درود همۀ ما بر تو ای بانوی بزرگوار؛ ای معلم بزرگوار مردان و زنان باایمان در پهنۀ تاریخ و زمان. واسلام علیک یا ابا عبدالله و رحمه الله و برکاته.
اربعین از وبلاگ ابطحی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:
روز چهلم در فرهنگ ایرانی از اعتبار خاصی برخوردار است. پیامبر در چهل سالگی مبعوث شد. میقات موسی با خدایش در طی چهل روز بود. صوفیان به چله نشینی معروفند. چهل حدیث عنوان دهها کتاب معتبر دینی است. فردا چهلم امام حسین است. اربعین یعنی چهلمین روز. ایران تعطیل رسمی است. قهرمانان صحنه اربعین کسانی بودند که باید پیام مظلومیت و شهادت امام حسین علیه السلام را از کربلا به تاریخ منتقل می کردند. اگر این پیام رسانان نبودند حادثه کربلا در همان جا پایان یافته بود. و کسی از عظمت آن و عمق جنایت دشمنان امام حسین اطلاع پیدا نمی کرد. و جالب تر آن که: قافله سالار این قافله تاریخی زینب کبری بود که زن بود و به طور کم نظیری این رسالت را ایفا کرد.
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
دیوارهای فرو ریخته از وبلاگ ابتکار سبز معصومه ابتکار
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:
می گویند همان ماههای نخست پس از پیروزی انقلاب چند روزی یکی از خانم های گوینده خبر تلویزیون (احتمالا خانم ریاضی) غیبت می کند و در برنامه خبر ظاهر نمی شود. امام خمینی که متوجه این غیبت می شوند سراغ وی را می گیرند و ابراز نگرانی می کنند که مبادا این خانم را به خاطر زن بودن از برنامه خبر کنار گذاشته باشند. البته این طور نبود و آن خانم چند روز بعد دوباره بر صحنه تلویزیون ظاهر شد. ولی امام حق داشت نگران باشد، چون آینده را می دید.
این روزها گاهی احساس می شود خاطرات دوران انقلاب به طور گزینشی بیان می شود و به نظر می رسد بعضی ها حتی بازگویی واقعیات تاریخ را نیز تاب نمی آورند.به همین خاطر برخی مطالب را بارها و بارها می شنویم ولی بعضی را که جنبه محرمانه هم ندارد، نمی شنویم.
این در حالی است که روش و شیوه امام طی حدود ١١ سال حضورشان در میان مردم حاوی نکاتی است که می تواند تمیزدهنده بسیاری از مناقشات امروز پیرامون دیدگاههای امام باشد. مناقشاتی مثل حدود آزادی، مردمسالاری دینی و حدود دمکراسی یا موضوع زنان که در پس آنها واضح تر از سایر مناقشات می توان سایه تحجر و واپس گرایی را دید.
خاطره دیگری هست که همیشه در ذهنم زنده خود را می نمایاند. دانشگاهها تازه باز شده بود که این اتفاق افتاد. یکی از نوه های امام که آن زمان دانشجوی دانشگاه تهران بود برای ایشان تعریف می کند که امروز قرار شد در کلاس های دانشگاه دیوار حائلی میان دختران و پسران کشیده شود و در بعضی کلاس ها نیز این کار صورت گرفته است.
امام از این اقدام ناراحت می شوند و ضمن اینکه گزارش کاملی از موضوع می گیرند دستور می دهند تا فردا صبح باید دیوارها برچیده شود.
فردای آن روز در تاکسی به سوی دانشگاه می رفتم که از رادیو، خبری را مبنی بر برخورد و برچیدن دیوارهای کلاس ها در دانشگاهها شنیدم. البته من آن روز از آنچه میان امام و نوه شان رخ داده بود خبر نداشتم و بعدها موضوع را فهمیدم. ولی به عنوان یک دختر دانشجو نسبت به این نگاه روشن امام و برخورد ایشان با واپس گرایی که در این شکل ظاهر شده بود، دلگرم شدم. وقتی به دانشگاه رسیدم در همکلاسی ها هم چنین حسی را یافتم . این موضوع ضمن اینکه نشان از اعتماد امام نسبت به نسل جوان کشور داشت، نماد برداشتن یا فروریختن بسیاری از دیوارها بود که به دست امام صورت گرفت.
امام دیوارهای دیگری را هم از میان برداشت:
دیوار میان مردم و آزادی
دیوار میان قومیت ها، دیوار میان شیعه و سنی
دیوار میان روحانی و دانشگاهی
دیوار میان سنت و مدرنیته
دیوار میان عقل و عشق
دیوار میان دین و سیاست
دیوار میان حکومت و استقلال
دیوار میان قدرت و اخلاق
دیوار میان فقیر و غنی
دیوار میان ما و آینده
دیوار میان ما و رهایی
دیوار میان ما و پرواز
امام آمد، دیوار ها را برداشت و فاصله ها را کم کرد...
نود سال شرکت زنان آلمانی در انتخابات
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک خبر:
نود سال پیش، در سال ۱۹۱۹ میلادی برای اولین بار زنان آلمانی پا بپای مردان در انتخابات کشور شرکت کردند.
آلمان یکی از اولین کشورهایی بود که حق دادن رأی و شرکت در انتخابات را برای زنان به رسمیت شناخت. این حق را زنان آمریکای در ۱۹۲۰ میلادی بدست آوردند. در مورد زنان فرانسوی به رسمیت شناخته شدن حق رأی و نامزدی در انتخابات در سال ۱۹۴۵ و زنان سوئیسی در سال ۱۹۷۱ بود. زنان ایرانی هم ۴۶ سال پیش اجازه شرکت و نامزدی در انتخابات را یافتند.
نماز و عطر و زن
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دکتر مهدوی از شبکه چهار تلویزیون:
سه مطلوب پیامبر بر اساس روایت:
نماز
عطر
زن
هر سه بوی خدا میدهند.
وقتی پیامبر میگوید که این سه را دوست دارم، گویی انتخاب الهی است. نوعی خلیفگی خاص برای زن است.
خودخواهی ها و بداخلاقی ها و خیلی بیماری ها و مشکلات به واسطه حضور زن کاهش می یابد.
تغییر فتوای آیت الله صانعی : زوجه از تمام اموال زوج ارث می برد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک خبر:
وی در پاسخ به سوالی در زمینه لایحه اصلاح قانون ارث زن گفت؛ «گرچه بیش از 10 سال قبل در درس خارج ارث، نظر فقهی اینجانب درباره ارث الزوجه، ارث بردن زن از عین منقولات و قیمت غیرمنقولات بوده اما در بررسی های مجدد جهت تدوین «کتاب الارث» در سال 1427 هـ.ق نظر فقهی اینجانب- که در پاسخ به استفتائات دفتر ریاست جمهوری در تاریخ 24/9/86 نیز آمده- ارث بردن زوج از تمام اموال زوجه و ارث بردن زوجه از تمام اموال زوج است.»
پای صحبت اولین زن شهردار در اهواز
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:

سه ماه است منطقه ۲ اهواز، شهردار زن دارد. دکتر الهه موالیزاده، اولین شهردار زن در استان خوزستان، جامعهشناس و مادر دو فرزند است. او در پی لطیفتر کردن فضاهای شهری و همپیوندی ویژگیهای محلی با این فضاها است.
دکتر موالیزاده متولد هویزه و بزرگ شدهی خرمشهر است. وی پیشینه چهار سال کار در شورای شهر اهواز را دارد و عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران است. منطقه دو اهواز، شامل محلههای کیان آباد، امانیه، کیانپارس و سید خلف میشود.
الهه موالیزاده در گفتوگو با دویچهوله از نیازها، ویژگیهای اقلیمی و لزوم فرهنگسازی در امور مربوط به شهرنشینی میگوید.
تفاوت برنامههای شما با شهرداران سابق که مرد بودند، چیست؟
به طور کلی دیدگاه من این است که مقداری زیبا سازی کنم و جلوه شهر را با گل و گیاه بالا ببرم. منطقه دو اهواز تقریبا مرفه است و نگاه ما با سایر مناطق که بحثهای مربوط به حاشیهنشینی دارند، متفاوت است. ما در این منطقه، مواجه هستیم با بحثهای مربوط به فرهنگ شهروندی، قوانین شهرنشینی و ارتباطهای مربوط به شهرنشینی. واقعیت این است که حتی در تهران نیز، تصوری روشن از همسایگی، همسایهگری و حتی نوع رفتار و تماس با شهرداری وجود ندارد.
مثال ملموسی میزنید؟
مردم حتی خیلی وقتها متوجه فضاهای مشترک در آپارتمانها نیستند. این خودش ایجاد مزاحمت برای خود و دیگری میکند. ما کتابچههایی تهیه کرده و در آنها، تعریف حقوقی مسائل را شرح دادهایم. در این کتابچهها، قوانین مربوط به شهرداریها و نوع ارتباطی را که مردم باید با شهرداریها داشته باشند، تعریف کردهایم. اینها را ما درچند روز آینده با اهدای یک گیاه یا درختچه گلدار به تک تک آپارتمانهای منطقه خواهیم برد. یکی از کمبودهای اهواز، نداشتن گیاهان و درختچههای گلدار است.
شهرداران دیگر منطقه دو، طرحهای باغبانی و زیباسازی نداشتهاند؟
نه! یکی از بحثهای عمدهی ما این بوده که سرانه فضای سبز ما کم است. نگاه ما به گیاهان شهری هم متفاوت است. در سطح اهواز گیاهانی داریم که بیابانی یا جادهای هستند، در حالیکه ما به گیاهان خیابانی نیاز داریم. بحث دیگرما، بحث گسترش پارکهای محلات و پارکهای بازی کودکان است. البته ما مشکل بودجه داریم و باید با جلوگیری از ریخت وپاشهای اداری، در این جهت هزینه کنیم. نکته دیگر، محرومیت جدی مردم اهواز در امر تفریحات است. ما تلاش میکنیم پارکهای آبی و فانفارهای بیشتری درست کنیم.
چقدر جامعه شناس بودن شما در کارتان موثر بوده؟
ما در توسعه شهرها، باید روح شهرها را ببینیم. توسعه شهر، صرف ساختن آپارتمان و پارک نیست. حتی ساختن صرف یک «الهمان» نیست. ما باید با نگاه اجتماعی و فرهنگی مسائل را ببنیم. باید ببینیم نیازها و فکر مردم در هر منطقه چیست. تنها در این صورت است که مثلا مردم با یک « مجسمه» در محل خود، تطابق خواهند داشت.
شما به چه ویژگیهایی در شهر اهواز با توجه به زمینههای عشیرهای قبیلهای جمعیت، توجه میکنید؟
ازنامگذاری کوچهها و میدانها گرفته تا استفاده از یک درخت یا بکار بردن روشها باید به مسائل اقلیمی توجه کرد. ما حتی در بحث جمعآوری زباله، باید ویژگیهای منطقهای را در نظر بگیریم.
در همین موضوع زباله چه مشکلاتی هست؟
جمعآوری یا بازیافت زباله در سیستمهای جهانی یک علم پیشرفته است و ما این علم و فرهنگ را نداریم. مثلا در منطقه ای مثل کیانپارس، در روز دو مرتبه جمع آوری زباله داریم. یکبار در شب که ساعت معمول است و یکبار در روز. چون با توجه به گسترش آپارتمان سازی، عمده آدمهایی که در خانههایشان هستند، حوصله ندارند شب از خانههای خود در طبفات بالایی بیرون بیایند. توجه کنید که جمع آوری هر بار زباله، ۹ میلیون تومان هزینه دارد. ما با مردم صحبت میکنیم که اگر مشارکت کنید تنها یکبار زباله جمع شود، میتوانیم هزینه بار دوم را مثلا برای ساخت پارک پسانداز کنیم. مشکل دیگر ما ریختن زباله در معابر است. ما چند جوان را در لباس چند حیوان به مناطق شهر فرستادیم تا به مردم به شکلی بامزه، آموزش بدهند. آنها درلباس خرس و ببر و مرغ و شیر به بچهها و کسانی که زباله میریختند در خیابان، یادآوری میکردند که این کار را نکنند. مردم هم خیلی خوششان آمد و تحت تاثیر قرار گرفتند.
خانمها در موضوع زباله و حفظ محیط زیست وظیفه جدیتری دارند. شهردار خانم که شما باشید چه طرحی در این زمینه دارد؟
نگاه نوین و جهانی به زباله، یک نگاه تکنولوژیک و علمی است اما در اهواز اصلا اینطور نیست. بازیافت زباله، یحثی است کلان و تا زمانی که تکنولوژی این کار را نداریم، نمیتوانیم از مردم خواهش کنیم با ما همکاری کنند. برای تفکیک یا بازیافت زباله ما امکانات لازم را نداریم. چه در عرصه فنی و چه در عرصه فرهنگسازی.
در نامگذاری معابر چه کردهاید؟
در شهرداریها شورایی هست به نام شورای نامگذاری. ما بیشتر به دنبال گذاشتن اسامی گلها و طبیعت بودهایم تا شادابی را بیشتر کنیم.
مصاحبه: مهیندخت مصباح
چه کسی می تواند به این زن کمک کند از وبلاگ مظنونان از مرجان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
خدیجه مسیبی زن ٢٧سا له ای که در استانه اعدام قرار دارد طی نامه ای از رئیس قوه قضائیه تقاضای کمک کرد.
این زن که از ابتدای سال 86 دستگیر شده متهم است شوهرش را با ضربات تبر از پای در اورده است. خدیجه در دادگاه اظهار داشته که شوهرش بشدت ازارش می داده و حتی او را وادار به تن فروشی می کرده است
قدم بعدی در افزایش نقش زنان در جامعه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
زنان عرصه های آموزشی و پرورش را د رحد زیادی کنترل میکنند. چه در خانواده ها و چه در مهد کودک ها و مدارس ابتدایی و حتی تا مقطع دیپلم.
افزایش این نقش تابعی از موج عظیم فارغ التحصیلان زن از دانشگاهها و مراکز آموزش عالی است. شاید یکی از اهداف قابل تعریف برای مرحله بعد و پیش از حضور گسترده در رده های اجرایی و سیاسی کشور، حضور در عرصه های علمی و دانشگاهی و مدیریت مراکز آموزش عالی است.
نخستین شهردار زن در افغانستان منصوب شد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دولت افغانستان در یک اقدام کم سابقه برای نخستین بار یک زن را به عنوان شهردار یکی از شهرهای این کشور منصوب کرده است.
زنان در مدیریت سایت های مهم اینترنتی : یک زن مدیر عامل جدید یاهو
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بارتس مدت چهارده سال مسئول طراحی نرام افزار اتو دسک بود و در هیات مدیره سیسکو سیستم و اینتل نیز حضور دارد.

کارول بارتس نامی است که از این پس بیشتر از آن خواهیم شنید. او به عنوان
مدیر عامل جدید شرکت یاهو تعیین معرفی شد.
به گزارش شبکه فرانس24، به این ترتیب خانم بارتس جانشین جری لانگ از بنیاینگذاران یاهو می شود.
موتور جستجوگر یاهو که مشکلات جدی در برابر رقیب خود گوگل پیدا کرده است، انتظار دارد با ریاست بارتس بتواند وضع خود را در بازار اینترنت بهبود بخشد.
بارتس مدت چهارده سال مسئول طراحی نرام افزار اتو دسک بود و در هیات مدیره سیسکو سیستم و اینتل نیز حضور دارد.
لینک مطلب
سایت شهربانو : زنان وبلاگنویس برتر و یادداشتهای آنان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مدتی است که سایتی راه اندازی شده که آخرین یادداشت تعدادی از وبلاگهای برتر بانوان را در اختیار خوانندگان قرار میدهد:
http://shahrbanoo.com/blogs
برای این سایت برنامه های دیگری نیز در نظر است که توسط مدیر سایت اعلام خواهد شد.
آقایان یاد بگیرند از وبلاگ ابتکار سبز معصومه ابتکار
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:
قای هاشمی نیز به نکته مهمی اشاره کردند؛ متاسفانه جریانی که در قدرت هم دست دارد، امروز اعتقادی به حضور فعال زنان در عرصه های اجتماعی و سیاسی ندارد. ایشان می گفتند خانمها باید از طریق کسب آرا در انتخابات برای دستیابی به جایگاههای تصمیمگیری و تصمیمسازی بیشتر تلاش کنند و بر اساس توانمندیهایشان در سطوح مختلف تاثیرگذار باشند
اولین سفیر زن ایران در کشورهای خارجی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اولین سفیر زن جمهوری اسلامی کی و به کجا منصوب میشود؟
شیرین عبادی : بالاخره از مردم فلسطین حمایت بکنیم یا نکنیم؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک خبر:
|
شیرین عبادی -22 دی 1387
|
|
نظر به اهمیت حقوق بشر و نیز اهمیتی که کانون مدافعان حقوق بشر ایران برای افشای جریانات ناقض حقوق بشر دارد، درست یک روز پیش از بسته شدن این کانون و با آغاز جنگ غزه ، با وجود آن که کانون مدافعان در گیر برگزاری جشن حقوق بشر بود ، اما همچنان استوار و مستدل ، بیانیه ای در منع این جنگ نوشت و عملیات نظامی که منجر به از بین رفتن غیر نظامیان و تخریب مناطق مسکونی شده است را محکوم کرد.
یک هفته پس از انتشار این بیانیه عده ای به دفتر و منزل من حمله کردند و تابلوی وکالت مرا کندند وزیرپا لگدکوب کردند . سپس نمای ساختمان را تخریب کردند و با سر دادن شعارهای بی اساس و متهم کردن من به عدم حمایت از قربانیان این جنگ ،آشوب و بلوا به راه انداختند. حضور این گروه مهاجم را که جز خشونت و فاجعه پیامی نداشت با تکیه بر حقوق فردی و شهروندی، به افکار عمومی جهان اعلام کردم. و انعکاس آن در رسانه ها ی داخلی و خارجی برگی بر کارنامه تاریخ ناقضان حقوق بشر افزود.
بهانه مهاجمان برای این یورش غیر قانونی ، سکوت کانون مدافعان و شخص من در حمایت از مردم فلسطین بود.
نادرست بودن این ادعا را شواهد و استنادات بسیار زیادی که این روزها ازطریق رسانه های داخلی و بین المللی در اختیار مردم قرار گرفت ، ثابت کرد. از آن تاریخ تا کنون تمامی رسانه های داخلی و بین المللی اشارات موثری نسبت به این موضوع داشته اند .
اما آنچه برای من و بی تردید برای بسیاری از مردم پرسش عجیبی را طرح کرده ماجرایی است که امروز در مقابل سفارت فلسطین اتفاق افتاده است .
داستان از این قرار است که امروز جمع مادران صلح که زنان حامی صلح و برابری هستند، راس ساعت 11 مقابل سفارت فلسطین در حمایت از زنان و کودکان فلسطین و قربانیان غیر نظامی این جنگ ، اجتماع کردند .بعد از مدت زمان بسیار کوتاه حدودا نیم ساعت ، عده ای خشونت طلب و مهاجم که احتمالا همان افراد و یا همفکران همان افراد حمله کننده به دفتر و منزل من بودند ؛ به شدید ترین شکل به مادران خود حمله کرده و تعدادی از شرکت کنند گان تجمع را مضروب کرده اند . آنها از اسپری فلفل برای آزار این گروه استفاده کرده اند و باشعار : مرگ بر صلح طلب و سازشکار، مادران صلح را مورد آزار و خشونت قرار داده اند.
حال در این میان پرسش اساسی من این است که واقعا حرف حساب این مهاجمان زنجیره ای چیست؟ آیا بالاخره باید از مردم فلسطین حمایت کنیم یاخیر ؟؟
رفسنجانی: جامعه از بی تفاوتی زنان ضرر می کند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک خبر:
جمعی از زنان احزاب اصولگرا و اصلاحطلب فعال و مدافع حقوق زنان از طیفهای مختلف در حوزههای سیاسی و اجتماعیعصر امروز با رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیدار کردند. به گزارش ایلنا، آیتالله هاشمی رفسنجانی در این دیدار اتحاد همه جریانها و افکار حاضر در صحنه را که برای احقاق حقوق زنان، تلاش میکنند در تحقق خواستههای آنان موثر ارزیابی کرد و گفت: جدیت و فعالیت زنان در مسائل مختلف و تلاش آنان برای آگاه ساختن جامعه میتواند شرایط فعلی را تغییر دهد و زمینه را برای حضور بیشتر زنان در عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فراهم سازد.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، تصریح کرد: جامعه از خانهنشینی زنان و بیتفاوتی آنها، ضرر خواهد کرد و آنان میتوانند با توجه به بستر قانونی لازم که پس از انقلاب اسلامی برای فعالیت زنان ایجاد شد و همچنین امکانات وسیعی که در اختیار دارند، جامعه را نیز با خود همراه و زمینه را برای حضور بیشتر زنان در عرصههای مختلف فراهم کنند.
وی با اشاره به رویکرد وسیع زنان در کسب کرسیهای علمی و حضور گسترده در دانشگاهها، تاکید کرد: این حرکت میتواند آینده روشنی برای جامعهزنان به همراه داشته باشد. رییس مجلس خبرگان رهبری گفت: انقلاب اسلامی توانست بسیاری از تفکرات نادرست را که در جامعه و قوانین وجود داشت بشکند و آنها را منزوی کند، ولی لایههایی از این تفکرات که مخالف حضور جدی زنان در جامعه است، به دنبال تجدید حیات و قدرتگرفتن است و مقابله با این جریان مراقبت ویژهای را میطلبد.
وی با اشاره به وقایع صدر اسلام و رشادتهای حضرت فاطمه (س) و همچنین نقش ممتاز حضرت زینب(س) و روشنگری ایشان درباره واقعهعاشورا، تاکید کرد: این مسائل نشان میدهد در صدر اسلام به نقش و توانمندی زنان اهمیت داده میشده و اسلام مخالفتی با حضور زنان در حوزههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در چارچوب شرع ندارد.
در این دیدار زهرا شجاعی، دبیر کل مجمع زنان اصلاحطلب نیز در سخنانی با اشاره به مشارکت گستردهزنان در پیروزی انقلاب اسلامی، استفاده از توانمندیهای آنان در عرصههای مدیریتی را در حد مطلوب ندانست. سهیلا جلودارزاده، نماینده دورههای پیشین مجلس شورای اسلامی نیز با اشاره به مشکلات زنان برای حضور در بخشهای اجرایی، اقتصادی، سیاسی و کارآفرینی، تاکید کرد: جامعه زنان، یکدل و یکجهت به دنبال ارتقای جایگاه خود در نظام جمهوری اسلامی هستند.
الهه کولایی نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی نیز در این دیدار ارتقای جایگاه زنان جامعه را از مسیر مذهب میسر عنوان و تاکید کرد: در این مسیر عالمان دینی و اشخاصی که در این خصوص تاثیرگذارند، نقش اساسی ایفا میکنند.
لوح گلی دوره هخامنشی نشان دهنده پاداش کارکنان زن پس از زایمان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:

هفته گذشته مشغول خواندن دو کتاب Persepolis Fortification Tablets چاپ دانشگاه شیکاگو و Forgotten Empire(the world of ancient persia) چاپ دانشگاه برکلی بودم. آنچه در ادامه آمده است ترجمه و خلاصه بخشهایی از این دو کتاب درباره لوح هاى تخت جمشید است (بخشهایی که با آبی نوشته شده نظر شخصی است نه ترجمه).
لوح هاى تخت جمشید که به Persepolis Fortification Tablets (PFT) معروف هستند، در سال ۱۹۳۳ کشف شدند .نام Fortification از محل کشف آنها، به نام دیوار استحکامات یا بارو (Fortification Wall) ، نشأت گرفته .تعداد این لوح ها حدود ۳۰۰۰۰ است و تاریخ آنها به سال سیزدهم تا بیست و هشتم داریوش اول باز می گردد (۵۰۹ تا ۴۹۴ پ.م.) . اکثر این لوح ها به زبان عیلامى ، تعداد کمى به زبان آرامى، یک لوح به زبان اکدى و یک لوح به یونانى است . این لوح ها از سال ۱۹۳۶ به دانشگاه شیکاگو قرض داده شده که تیمى از خبرگان در این زمینه، دست به کار ترجمه این لوح ها شدند. پس از جنگ جهانى دوم افراد تیم کاهش یافت به طورى که تنها یک نفر، Richard Hallock، بر روى لوح هاى عیلامى کار میکرد. او در سال ۱۹۶۹ ترجمه ۲۰۸۷ لوح نوشته عیلامى را با عنوان Persepolis Fortification Tablets ، منتشر کرد . این کتاب علاوه بر ترجمه transliteration لوح ها را هم شامل است . او تا پیش از مرگش در سال ۱۹۷۹، تعداد ۲۵۸۶ لوح را ترجمه کرد .ترجمه لوح هاى زبان آرامى، که از مصر تا آسیاى مرکزى نه تنها براى استفاده محلى بلکه در ارتباطات میان-منطقه ای (inter-regional) استفاده می شده، توسط Raymond Bowman انجام شده . او نیز تا پایان زندگى اش ۵۰۰ لوح را ترجمه نمود. دسته دیگری از الواح که شامل ۷۵۳ لوح است و به الواح خزانه (Persepolis Treasury) معروف هستند، در اتاقی در شمال شرقی خرانه تخت جمشید پیدا شده اند و مرتبط با سال سیزدهم داریوش اول تا سال هفتم اردشیر اول هستند.منبع: I و II
با ترجمه این لوح ها تصویری از ساختار اداره کشور در زمان هخامنشی به دست می آید که از لابلای آن می توان نکات ارزشمند منحصر به فردی را درباره اینکه چه اندازه این مردمان نه تنها از معاصران خود بلکه از آیندگان نیز در ایجاد ساختاری ارزشمدار (تنها قائم به ارزش انسانی) پیشی گرفته بودند، دریافت. به عنوان مثال در دستگاههای حکومتی دیگر تا قرنها پس از آن برده داری، رسمی بسیار شناخته شده بوده، در حالیکه بخش زیادی از این لوح ها سند پرداخت های ماهانه به کسانی است که در آنجا کار می کرده اند. این افراد نه تنها برده نبوده اند بلکه از مزایای قابل توجهی برخوردار بودند. به عنوان مثال یکی از مطالبی که برایم بسیار جالب بود، ارزش دادن به سختی ای که زنان عادی (نه الزاما زنان دربار) برای به دنیا آوردن فرزند میکشند، در ۲۵۰۰ سال پیش بود. در ادامه مختصری از مدارک تاریخی مرتبط با این موضوع را می بینیم.
بخش N از کتاب Persepolis Fortification Tablets ترجمه الواحی است که شامل اطلاعات مربوط به پاداش های مادران شاغل (واژه به کار رفته در الواح kurtash به معنای کارکننده است) پس از زایمان است. این پرداخت ها حقوق زمان بارداری نبوده، بلکه هدیه یا پاداش به حساب می آمده. جالب است که از اطلاعات این الواح میتوان نسبت جنسیت ها را به دست آورد به عنوان مثال در لوح های ذکر شده در این کتاب تعداد کودکان به دنیا آمده ۴۴۹ و نسبت تولد پسر به دختر ۵۵ درصد به ۴۵ درصد است. یا در لوحی دیگر (PF1219) ۸۲ پرداخت در طول یکسال ثبت شده است. بر اساس این الواح (PF1200-14) شراب از متداولترین پاداشها بوده. واحد شراب در آنزمان marrish بوده که تقریبا معادل ۲۰ لیتر است و به نظر می رسد ish-ba-mi-ya نیز معادل یک دهم marrishباشد. مادرانی که فرزند پسر به دنیا می آوردند یک ماریش و آنهایی که صاحب فرزند دختر می شدند یک دوم ماریش شراب دریافت می کردند. (این تفاوت از ارزش مطلب نمیکاهد چون حتی عدم برده داری و وجود این پاداشها، بسیار جلو تر از زمان خود است. این مطلب حکایت از تمایل بیشتر به تولید نیروی کار (احتمالا کشاورزی و جنگ آوری) دارد) علاوه بر شراب، آبجو، غلات و آرد نیز از جمله پاداشها ذکر شده است (PF1215-21). در برخی از الواح پرداخت ها در مقادیر کمتر ولی به صورت متناوب ماهانه بوده است. در میان این الواح، PF1209یکی از نادرترین هاست که در آن نام مادران نیز ذکر شده است. منبع Persepolis Fortification Tablets p.37-38 :
تصویر بالا برگرفته از صفحه ۱۹۷ Forgotten Empire یکی از الواح ذکر شده وترجمه آن بدین گونه است: ۱۲ ماریش شراب که توسط Irdumartiya Makukuتامین شده بود، به وسیله دریافت و بین ۹ زن که فرزند پسر و ۶ زن که فرزند دختر به دنیا آورده اند توزیع شد( سال۲۳ ).
وضعیت زنان در فرقه منافقین بحرانی است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک خبر:
سرکردگان منافقین اعلام کردهاند اکثریت افراد گروه نظامیشان به نام "ارتش آزادی بخش" را زنان تشکیل میدهند و هدف آنها ارتقاء جایگاه و مقام زن است؛ اما در این فرقه وضعیت بحرانی زنان از گذشته تا به حال تغییری نکرده است
نقش برجسته زن عیلامی در حال نخ ریسی از وبلاگستان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:

نقش برجسته ای کشف شده از شهر باستانی شوش زنی عیلامی درحال نخ ریسی در جلو او هم میزی با بشقاب غذا (ماهی سرخ شده)قرار دارد محل نگهداری این نقش برجسته موزه لوور پاریس (متعلق به ۸۰۰ سال پیش از میلاد مسیح)
افزایش نقش زنان از مسیر تحصیل و شغل و موقعیت اجتماعی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
محدودیتهای سنتی در برابر زنان هر روز کمتر میشود. افزایش قابل ملاحظه زنان در حوزه آموزش و تحصیلات عالی و نقش آنان در آموزش و پرورش، مبنای توسعه مشاغل زنان در جامعه و افزایش قابل ملاحظه ی موقعیت شغلی و اجتماعی آنان خواهد بود.
تاثیر گذاری این موضوع در عرصه سیاسی کشور، قاطع خواهد بود. چرا که بخشی از جریانات سیاسی کشور، سرنوشت خود را با روند ایجاد محدودیت برای زنان پیوند زده اند.
فهرستی از زنان تأثیرگذار در وب ۰ . ۲ از وبلاگ یک پزشک
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نسل جدید نخبگانی که از جامعه مجازی برخاسته است را باید شناخت. هزاران بازیگر نقش در جامعه مجازی در سراسر جهان.
لینک مطلب از وبلاگستان:
به شهادت آمار، فقط یک چهارم شاغلین حرفههای مربوط به کامپیوتر و ریاضیات، زن هستند. اما با این وجود در زمانه وب ۲/۰، شمار زیادی از زنانی را میتوان فهرست کرد که در دنیای اینترنت تأثیرگذار شدهاند. fastcompany، در این زمینه فهرست جالبی منتشر کرده است:
۱- لیا کالور: لیا کالور ۲۵ ساله، یکی از مؤسسان شبکه اجتماعی Pownce است، این سایت که ژوئن ۲۰۰۷ راهاندازی شد و از ژانویه ۲۰۰۸، در دسترس عموم کاربران اینترنت قرار گرفته است، یک شبکه اجتماعی و یک سایت میکروبلاگینگ (سایتهایی مثل توییتر) است. به علاوه به کمک سایت Pownce، کاربران میتوانند فایلهای چندرسانهای با حجم زیاد را به راحتی رد و بدل کنند.

جالب است بدانید که کالور به عنوان یک دانشجوی هنر، تا مدتها هیچ دانشی از برنامهنویسی نداشت، اما از زمانی که مجبور شد یک کلاس ضروری برنامهنویسی را بگذراند، شیفته کامپیوتر و اینترنت شد. او که عقیده دارد سن کم مانعی برای شروع کردن یک شرکت نیست، سایت Pownce را با کمک دوستانش با زبان برنامهنویسی Python نوشته است.
بقیه مطلب را در ادامه بخوانید
وبلاگ خانم کالور
۲- راشمی سینها: راشمی سینها که PhD در دانش علوم عصبی شناختی از دانشگاه براون دارد، معتقد است که وب ۲/۰، نسبت به دیگر شاخههای فناوری، جای مناسبتری برای فعالیت زنان است، به عقیده او، از آنجا که وب ۲/۰ آمیزهای از مسائل اجتماعی و فناوری است، زنان در آن میتوانند به جایگاه مناسبی برسند.

راشی سینها، بعد از فارغالتحصیلی، مدتی به عنوان یک پژوهشگر در برکلی کار کرد. و بعد از آن در زمینه بهینهسازی موتورهای جستجوو سیستمهای «توصیه» مطالعه کرد تا اینکه سرانجام سرویس اینترنتی SlideShare را راهاندازی کرد.
به کمک اسلایدشیر، کاربران بدون نیاز به برنامههای دسکتاپ آفیس یا برنامههای مشابه، میتوانند، به صورت آنلاین اسلاید بسازند و آنها را با یکدیگر به اشتراک بگذارند.
وبلاگ راشمی سینها
۳- ماریسا مایر: ماریسا مایر در وب آدم شناختهشدهای است، او ۱۰ سال است که در گوگل کار میکند، سمت او معاونت بخش محصولات جستجو است. به علاوه او نقش زیادی در راهاندازی محصولات گوگل مثل جیمیل، ارکات و iGoogle داشته است.

او که نخست در استنفورد شیمی و زیستشناسی میخواند با چرخشی در تحصیلات، در زمینه کامپیوتر و سیستمهای «سمبلیک» تحصیل کرد و مدرک گرفت.
۴- دینا کاپلان: دینا کاپلان یکی از مؤسسان سایت blip.tv است. blip.tv، یک سایت اشتراک ویدئو است. خانم کاپلان که معتقد است، هنر شنیدن رمز موفقیت است، قبل از اشتغال در blip.tv مدتی در بخش اخبار شبکه MTV کار میکرد، مدتی هم گزارشگر NBC بود.

۵- مؤسسان سایت BlogHer: BlogHer جامعه آنلاین زنان وبلاگنویس است. مؤسسان این سایت سه زن به نامهای الیسا پیج، جوری دس جودینز و لیزا استون هستند. BlogHer علاوه بر اینکه به صورت آنلاین ۸ میلیون زن وبلاگنویس را گردآورده، سالانه همایشی برگزار میکند که زنان در آن در مورد تجارب مختلف وبلاگنویسی گفتگو میکنند و یکدیگر را به صورت آفلاین میبینند. تحصیلات اصلی پیچ، جوردنیز و استون، به ترتیب در تئاتر، ادبیات و علوم سیاسی بوده است.

۶- آریانا هافینگتون: Huffington Post که یک وبلاگ جمعی خبری متمایل به جناح چپ است، وبلاگی است که به وسیله «آریانا هافینگتون»، در سال ۲۰۰۵ راهاندازی شد و به زودی آنقدر توسعه پیدا کرد که روزنامهنویسها و مشاهیر زیادی را جذب خود کرد. خبرهایی که که Huffington Post روی آنها تمرکز میکند، بسیار متنوعند: سیاست، اخبار سرگرمکننده، اقتصاد، رسانهها، محیط زیست و …

سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷، این وبلاگ، عنوان بهترین وبلاگ سیاسی را کسب کرد، وبلاگی که آن قدر معتبر است که رقیب خبرگزاریهای مشهور شده است.
آریانا هافینگتون با نام اصلی آریانا استاسینوپولوس در سال ۱۹۵۰ در یونان به دنیا آمد، در ۱۶ سالگی به انگلستان رفت و وارد دانشگاه کمبریج شد و در رشته اقتصاد فارغالتحصیل شد. سپس با لندن رفت و در آنجا مدتی با ستوننویس سیاسی مشهوری به نام «برنادر لوین» زندگی کرد و در آنجا نخستین رمانش را نوشت. وی در سال ۱۹۸۰ به نیویورک رفت و در سال ۱۹۸۶ با میلیونر محافظهکار فعال در تجارت نفت به نام مایکل هافینگتون ازدواج کرد. در این سالها او یک جمهوریخواه دو آنشه بود ولی افکار سیاسیاش در اواخر دهه ۹۰ تغییر اساسی کرد. او بعد از جدایی از همسرش، همچنان اسم خانوادگی او را حفظ کرد. در می ۲۰۰۵، او سایت Huffington Post را تأسیس کرد.
۷- سیان بانیستر: بر خلاف دیگر زنانی که تا اینجا معرفی شدند، سیان بانیستر، کسی است که تحصیلات چندانی ندارد او که دوره دبیرستان را هم به اتمام نرسانده است، سایت Zivity.com را با کمک چند شخص دیگر راهاندازی کرد، بدون اینکه تجربه قبلی در امور اقتصادی داشته باشد یا تحصیلات چندانی داشته باشد. این سایت بر معرفی مدلها تمرکز دارد.

۸- جینا بیانچینی: جینا بیانچینی مؤسس و مدیر سایت شناختهشده «نینگ» است، سایتی که به هر کس اجازه میدهد، شبکه اجتماعی اختصاصی خودش را راه بیندازد. در حال حاضر حدود ۵۷۵ هزار شبکه اجتماعی در نینگ ساخته شده است و روزانه دو هزار شبکه بر شبکههای موجود در آن اضافه میشوند.بیناچینی در علوم سیاسی در استنفورد تحصیل کرده است.

۹- کاترینا فیک: چه کسی است که سایت فلیکر را نشناسد؟! پیش از فلیکر کاربران اینترنت برای اشتراک عکسها مبجور بودند که عکسهای جالب وی یا عکسهای گرفته شده توسط خودشان را به هم میل کنند. تا اینکه در سال ۲۰۰۴، خانم فیک به همراه شوهرش، استیوارت باترفیلد، سایت فلیکر را بنا نهادند، سایتی که بعدا یاهو آن را به مبلغ ۳۵ میلیون دلار از این زوج خریداری کرد.

۱۰- منا ترات: بسیاری از وبلاگنویسها باید ممنون منا ترات و همسرش باشند، چون اگر این زوج شرکت سیکس اپارت را راه نمیانداختند و سیستم مدیریت محتوای «مووبل تایپ» را نمینوشتند، داشتن یک وبلاگ کار چندان سادهای نبود. شرکت سیکس اپارت محصولات دیگری مانند TypePad ، Vox و LiveJournal هم دارد.

پیش از این در وبلاگم پستی در مورد سیکس اپارت و خانم منا ترات نوشته بودم.
کالیا هملین: کالیا هملین در زمینه سیستمهای هویت در اینترنت OpenID کار میکند. همچنین او یکی از سازماندهندههای سایت She’s Geeky است، سایتی که خانمهای گیک را گرد هم میآورد.

تصویر زن عیلامی از وبلاگ باد شرق
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک از وبلاگستان:

جام سیمین با نقش قلم زنی شده زن عیلامی پیدا شده در سرزمین باستانی انشان واقع در فارس قدمت ای اثر ۲۲۰۰ سال قبل از میلاد است
حجاب زن غیر مسلمان از وبلاگ ابتکار سبز
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:
حاشیه های نشست «دین در دنیای جدید» آنقدرها بود که بشود حالا حالاها از آن نوشت. حیف که فرصت ها کم اند. به هر حال این یکی را بگویم تا بعد ببینیم چه می شود.
در جلسات روزهای دوشنبه و سه شنبه مطالب مختلفی در ارتباط با کارکرد دین برای برقراری صلح و عدالت در دنیای امروز مطرح شد و سخنرانان و شرکت کنندگان از زوایای مختلفی به این موضوع می پرداختند. یکی از این موضوعات نحوه نگرش دین به زنان و جایگاه زنان در گفتمان ادیان بود که من هم در سخنرانی کلیدی روز اول به شکلی آن را مورد اشاره قرار دادم. اما دو نفر از سخنرانان هر یک در مطالب خود اشاره و تاکید خاصی به یک موضوع چالشی مرتبط داشتند.
روز دوشنبه خانم کومارا تونگا رییس جمهور سابق سریلانکا در خلال سخنرانی اش که در مورد نقش دین در پیشبرد وضعیت زنان در جوامع مختلف بود، نسبت به ضرورت استفاده خانم های خارجی و غیرمسلمان از حجاب در ایران پرسشی را توام با اعتراضی نرم مطرح کرد. او البته متذکر شد که این نوع پوشش را برای احترام به قانون رعایت می کند ولی فکر نمی کند اعمال آن برای زنان خارجی و غیرمسلمان کار درستی باشد.
طرح این سوال به دلیل مباحث داغ روز اول نشست مورد توجه واقع نشد ولی روز دوم وقتی خانم مری رابینسون رییس جمهور سابق ایرلند موضع مشابهی را در سخنرانی اش نشان داد، موقعیت متفاوتی ایجاد شد. مری رابینسون گفت من عادت به این موضوع ندارم و برایم دشوار است، آیا می شود روزی به جمهوری اسلامی ایران بیایم و دچار این اجبار نباشم؟ البته من به هر کشوری که می روم به قوانین آن احترام می گذارم و این مسئله را فقط به عنوان طرح موضوع بیان کردم.
در پاسخ به خانم رابینسون مطالب زیادی مطرح شد. یکی از روحانیون حاضر در جلسه توضیح داد که در این موضوع از جهت احکام فقهی هیچ گونه اجباری برای زن غیرمسلمان وجود ندارد و اینجا فقط بحث مقررات است. من هم گفتم ما باید اعتقادات دینی را از مباحث مربوط به قوانین و مقررات اجتماعی تفکیک کنیم . در ایران موضوع حجاب به مقررات اجتماعی تعمیم یافته و البته برای زن مسلمان مسئله هویت اهمیت بسیاری دارد. یعنی زن مسلمان در مقابل نگاه کالاگونه، برای اینکه هویت خود را اثبات کند ترجیح می دهد حجاب اسلامی را جدی بگیرد.
مری رابینسون به حرف های بعضی جوانان ایرانی اشاره کرد که نسبت به اجباری بودن حجاب سوالات زیادی دارند. من هم گفتم که ما باید راه حل منطقی و متعادلی را در ارتباط با این مسئله بیابیم.
بحث حجاب به حاشیه جلسه هم کشیده شد. خانم رابینسون می گفت موضوع هویت و اهمیت حجاب برای زنان مسلمان را به عنوان یک انتخاب و براساس شناخت و آگاهی محترم می شمارم و می فهمم، ولی روی حق انتخاب مسئله دارم. یکی از مهمانان با اشاره به تاریخچه حجاب می گفت در دوره عباسی بیش از یک سوم زنان با حجاب نبودند و بردگان، کارگران، زنان مسن و زنان غیرمسلمان از حجاب استفاده نمی کردند. در واقع هیچ اجباری در این زمینه تا دوره های اخیر نبوده و شرایط کنونی به نظر می رسد بیشتر در تقابل با هجمه فرهنگی علیه اسلام و جوامع اسلامی ایجاد شده و این رویکرد تدافعی در ایران نیز دنبال می شود.
همین طور به غلط بودن سیاست ممنوعیت حجاب در مراکز آموزشی کشورهایی مثل فرانسه و ترکیه اشاره و از آن به عنوان نقض آزادی فردی یاد شد. هم چنان که اقبال دختران جوان مسلمان به حجاب در کشورهایی که هیچ گونه جبر و قانونی در ارتباط با این موضوع وجود ندارد مانند مصر، ترکیه، اندونزی و مالزی در صحبت ها بارها مورد مثال قرار گرفت.
جشن پرشین بلاگ برای تقدیر از بانوان برتر وبلاگستان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

دانشگاه تهران / دانشکده ادبیات و علوم انسانی / تالار فردوسی
یکشنبه 21 / 7 / 1387 ساعت 3 بعد از ظهر
لینک اطلاعات تکمیلی
بزرگان زن در ایران باستان از وبلاگ هزار و یک شب شهرزاد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
زنان ایرانی مشهور در ایران باستان به دلیل ساختار شبه طبقاتی جامعه صرفا از میان نجبا و خاندان سلطنتی یا هفت خاندان مشهور و متنفذ بنام ویسپوران بودند.
محدودیت آموزش و فرهنگ به اشراف قومی و مذهبی محدودیتی جدی بود که حتی ثروت نیز نمیتوانست از آن عبور کند.
یادداشت مفید شهرزاد را در باره زنان مشهور در ایران باستان بخوانید.
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
در ایران باستان همیشه مقام زن و مرد برابر و در کنار هم ذکرشده است، حتی گروهی از ایزدان مانند آناهیتا زن هستندو در میان امشاسپندان ، امرداد و خرداد و سپندارمذ ، که صفات اهورامزدا است زن میباشند.
در زمان شاهنشاهی هخامنشیان ، براساس لوح های گلی تخت جمشید زنان هم دوش مردان در ساختن کاخ های شاهان هخامنشی دست داشتند و دستمزد برابر دریافت می نمودند، پیشه بیشتر زنان در دوره هخامنشیان صیقل دادن نهائی سنگ نگاره ها و همچنین دوخت و دوز و خیاطی بوده است. بنابراین در شاهنشاهی بزرگ هخامنشی با برابری و تساوی حقوق زنان با مردان سر و کار داریم.
باید خاطرنشان کرد که زنان در زمان بارداری و با بدنیا آوردن کودکی برای مدتی از کار معاف میشدند ، اما از حداقل حقوق برای گذران زندگی برخوردار می گشتند و علاوه بر آن اضافه حقوقی بصورت مواد مصرفی ضروری زندگی دریافت می نمودند، همچنین در گل نوشته های تخت جمشید شاهد آن هستیم که در کارگاههای خیاطی ، زنان بعنوان سرپرست و مدیر بودند و گاه مردان زیردست زنان قرار می گرفتند.
اما زنان خاندان شاهی از موقعیت دیگری برخوردار بودند ، آنان می توانستند به املاک بزرگ سرکشی کنند و کارگاه های عظیم را با همه کارکنانش اداره و مدیریت می کردند و درآمدهای بسیار زیاد داشتند ، اما باید خاطرنشان کرد که حسابرسی و دیوان سالاری هخامنشی حتی برای ملکه هم استثنا قائل نمی شد و محاسبه درآمد و مخارج از وی مطالبه می کرد.
در یکی از گل نوشته ها ( لوح های گلی ) رئیس تشریفات دربار داریوش بزرگ دستور تحویل 100 گوسفند را به ملکه صادر می کند تا درجشن بزرگ تخت جمشید که 2000 مهمان دعوت شده بودند ، بکار روند.
دریکی از مهرهای بدست آمده از تخت جمشید زنی بلندپایه در صندلی تخت مانندی نشسته و پاهایش را روی چهارپایه ای گذارده و گل نیلوفری در دست دارد و تاجی برسرنهاده که چادری روی آن انداخته شده است و به تقلید از مجلس شاه ، ندیمه ای در برابر او ایستاده و عود سوزی در آن دیده می شود. این مهر یکی از زنان ثروتمند دربار هخامنشی است که نقش مهمی در مدیریت جامعه داشته است و دستورات خود را به این مهر منقوش می کرده است.
بنابراین با کمک گل نوشته های تخت جمشید تصویری کاملا نو از زنان و ملکه های هخامنشی بدست می آوریم که برخلاف ادعای نویسندگان یونانی ، که آنها را عروسکهایی محبوس در حرم سراها می دانستند، نه تنها همدوش مردان در آئین های مذهبی شرکت می کردند ، بلکه در صحنه زندگی و در اداره امور کشور هم نقش و شخصیت مستقل خویش را حفظ می کردند . بررسی دقیق لوح های دیوانی تخت جمشید نشان می دهد، که زن در دوران فرمانروائی هخامنشیان بویژه در زمان شاهنشاهی داریوش بزرگ از چنان مقامی برخوردار بودند که در میان همه خلق های جهان باستان نظیر نداشت
شماری از دلاور بانوهای ایرانی
یوتاب :
سردار زن ایرانی که خواهر اریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشــــــاهی
داریوش سوم بوده است. وی در نبرد با اسکندر گجــستک? همراه اریوبرزن
فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوهـهای بختیاری
راه را بر اسکندر بست . ولی یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از
مسیر دیگری به ایران هجوم اورد. با این حال هم اریوبرزن و هم یوتاب در
راه میهن کشته شدند و نامی جاویدان از خود بر چای گذاشتند.
دریاسالار بانو ارتمیز :
نخستین و تنها بانوی دریاسالار جهان تا به امروز . او به سال 480 پیــش
از میلاد به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی خــشایارشاه رسید و در نبرد
ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران را از مرزهای دریایی هدایت میکرد .
تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی برجستگی و متانت سرامد تمامی زنان
ان روزگار نامیده اند.
اتوسا :
ملکه بیش از 28 کشور اسیایی در زمان امپراتوری داریـــــــــــوش بزرگ .
هرودت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریـــــوش بزرگ یاد کرده است و
اتوسا را چندین باد در لشکر کشی های داریوش یاور فکری و روحی داریوش
بزرگ دانسته است.
ارتادخت :
وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم
اشکانی. به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روســــی خاور شناس بزرگ او
مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی کوچکتـــــرین خطایی مرتکب?
نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید.
ازرمی دخت :
شاهنشاه زن ایرانی در سال 631 میلادی . او دختر خـــــــــسروپرویز پس از
" گشناسب بنده " بر چندین کشور اسیایی پادشاهی کرد.
اذرناهید :
ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنـــــــشاهی شاپور یکم بنیانگزار
ساسله ساسانی. نام این ملکه بزرگ و اقتدارات دولتی او در قلمرو ایــــران در
کتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها امده است و او را ستایـش کرده
است.
پرین :
بانوی دانشمند ایرانی . او دختر کی قباد بود که در سال 924 قبل از مــیلاد
هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای ایندگان از گوشه و
کنار ممالک اریایی گرداوری نمود و یکبار کامل ان را نوشت و نامش در تاریخ
ایران زمین برای همیشه تبت گردیده است.
فرخ رو :
نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریـــــخ ایران ثبت شده است وی از
طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید.
گردافرید :
یکی از پهلوانان سرزمین ایران. تاریخ از او به عنوان دختر کژدهم یاد میــکند
با لباسی مردانه با سهراب زورازمایی کرد . فردوسی بزرگ از او به عـــنوان
زنی جنگو و?دلاور سرزمین پاکان یاد میکند.
اریاتس :
یکی از سرداران مبارز و دلیر هخامنشیان در سالهای پیش از میلاد. مورخــین
یونانی در چندین جا نامی از وی به میان اورده اند.
هلاله :
?پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی ( 391 یشتا 274+1 یشتا 2 )
در زمان کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتـــمین
پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را " همای چهر ازاد ) نیز گفته اند.
مردان ایران باستان بانوان خود را احترام بسیار میگزاشتند و در تمامی امور
با انها مشورت میکردند و برای ایده و عقیده انها احترام بسزایی قائل بودند.
در ایران باستان اهمیت بســـیاری به مقام زن و مرده داده شده است . زن را
بانوی خانه مون پثنی می نامیده اند و مرد را مون بد یا مدیر خانه
می نامیده اند. در نسخه های دینی ایران باســــــتان زنان شوهردار از اجرای
مراسم دینی معاف بودند . زیرا تشکیل خانواده و پرورش یک جامعه نیک کردار
که یکی از ارکان ان تربیت مادر است بزرگترین عمل نیک در کارنامه زمان ثبت
میشده است.
منطقِ کوبنده و روبندهیِ پول از وبلاگ دال حسین قاضیان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:
چرا پسران کمتر از دختران در دانشگاه قبول میشوند؟
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
چند سالی است که با انتشار نتایج کنکور سراسری معلوم میشود تعداد دختران پذیرفته شده بیش از پسران است. این وضعیت واکنشهای متفاوتی به دنبال داشته است. تصمیمگیران به هراس افتادهشاند و در صدد سهمیهبندی جنسیتی رشتههای دانشگاهی برآمدهاند. تحلیلگران به جستجوی پاسخِ این پرسش پرداختهاند که چرا دختران بیش از پسران وارد دانشگاه میشوند. فعالان حقوق زنان به دنبال دفاع از حق آموزشی دخترانی برآمدهاند که با سهمیه بندی جنسیتی از دست میرود. اما از جهت معکوس هم میشود پرسشی دیگر مطرح کرد؛ پرسشی که در بازار رسانهای کنونی خریداران کمتری دارد: چرا پسران کمتر از دختران در دانشگاه قبول میشوند؟ برای پاسخ به این پرسش شاید بهتر باشد ابتدا صورت مساله را کمی روشنتر کنیم.
افزایش تعداد دختران و کاهش تعداد پسرانی که در آزمونهای ورودی دانشگاهها پذیرفته میشوند، با همدیگر رابطهیِ آماری دارند نه رابطهیِ علّی. رابطهیِ عددی این دو موضوع با هم مثل رابطهیِ مایعات در ظروف مرتبطه است. به این ترتیب که افزایش نسبت دختران مترادف است با کاهش نسبت پسران و بر عکس. بنابراین باید دید این افزایشها و کاهشها، صرف نظر از جنبه آماری، هر یک چه علتهای جداگانهای ممکن است داشته باشند، و آیا این علتها با هم ارتباطی دارند یا نه. در زمینهیِ این علتیابیها هم تا زمانی که پژوهشهای کافی صورت نگرفته، ناچار باید به گمانهزنیهایی متوسل شد که گرچه ممکن است راه را برای پژوهشهای بیشتر باز کند اما در هر حال اعتبارشان موقتی و مستعجل است.
به علاوه آمار متفاوتی که دستکم امسال منتشر شده* نشان میدهد که نسبت قبولی دختران چندان هم بیش از انتظار نیست. یا به عبارت دیگر پسران هم چندان کمتر از انتظار قبول نشدهاند. یعنی نسبت قبولی دختران و پسران بسیار نزدیک است به نسبت ثبت نام هر یک از این دو گروه در کنکور. با این حساب میشود پرسید چه عاملی باعث شده پسران کمتر از دختران برای ورود به دانشگاهها ثبتنام کنند؟ و به این ترتیب پرسش از «علت کاهش نسبت قبولی پسران» (یا افزایش نسبت قبولی دختران) نیز جایش را به این پرسش میدهد که چرا پسران چندان رغبتی از خود برای ورود به دانشگاه نشان نمیدهند؟
گذشته از ملاحظات روششناسانهیِ مقدماتی که پیشتر اشاره کردم، شاید بهتر باشد تا اول نقشه فرهنگی جامعه را در این نواحی دوباره پیش رویمان باز کنیم، یعنی همان نقشهای که در دست ما آدمهای این جامعه هست و ما هم بر اساس مسیرهایی که این نقشه نشان میدهد راهِ کنشها و واکنشهای خود را در پیش میگیریم و تنظیم میکنیم. اگر نگاهی به این نقشه بیندازیم، میتوانیم ببینیم که کاهش تعداد پسرانِ متقاضی آموزش عالی احتمالاً ناشی از دو عامل اساسی است:
اول، کاهش اهمیت «عملی» تحصیلات برای کسب منزلتهای اجتماعی؛ و
دوم، تغییر نقش تحصیلات عالی در بازار کار.
به عبارت سادهتر میبینیم که با افزایشِ ارزشِ نقشِ اجتماعیِ پول، افراد ثروتمند «در عمل» از منزلت اجتماعی بیشتری از گذشته برخوردار شدهاند. در مقایسه میشود دید که مثلاً یک استاد دانشگاه یا معلم، ادیب و نویسندهای فرهیخته یا کسانی که در هر حال از «تحصیلات عالیه» برخوردارند، دیگر از بابت علم و دانش خود از شأن پیشین بهرهمند نیستند. یعنی آن قبیل تحصیلات گویی دیگر چندان هم «عالی» نیست که پیشترها تصور میشد. اینها را بویژه میشود مثلاً در معیارهای مورد توجه خانوادهها برای همسرگزینیِ دید یا در جریان ادایِ احترامات ظاهری در مراسم اجتماعی مثل عزا و عروسی یا به هنگام خرید و مسافرت و دیگر جنبههای زندگی روزمره. گویی آدمهای پولدار در این موارد عملاًً مهمتر از آدمهای اهل فضل و علم به حساب میآیند. تأکیدم بر تعبیر «در عمل» هم به این دلیل است که بسیاری در دل آرزو میکنند کاش تعظیم و تکریمی را که در این موارد نثار آدمی پولدار میکنند، به پای چنان آدمهای اهل فضلی میریختند. اما اهمیت واقعی و عینی پول در مناسبات اجتماعی بلافاصله آنها را از کهکشانِ ارزشهای رویایی به جهان واقعی زندگیشان بازمیگرداند و به یادشان میاندازد که آن فضیلتهای مفروض، در جهان واقعی، به پشیزی نمیارزد. به عبارت دیگر فشار عینی پول مجال حفاظت از این ارزشهای در حال احتضار را از آدم ها سلب میکند. اما در هر حال از آنجا که در جهان اجنماعی هیچ چیز به معنیِ دقیق پایان نمیگیرد و تمام نمیشود، بقایا و بازماندههایِ آن ارزشها هم کماکان در قالب حسرت و افسوسی نوستالژیک از جهان رو به زوال پیشین به حیات کم رمق خود ادامه میدهند. به همین دلیل گاهی علاقه به آن فضیلتها، و در عین حال ناگزیر بودن تکریم ظاهری افراد پولدار، خود را به قالب غیضی پنهان یا خشمی فروخورده یا ناسزایی زیرلب یا پشت سر میریزد.
این روال، حتی خود صاحبان آن فضیلتها را هم که از منطق روبندهیِ پول باخبر شدهاند به صرافت انداخته که مبادا از قافله عقب بیافتند. از همین رو، و به خاطر فشار نیاز به پول در مناسبات اجتماعی، حتی در حوزههای کاری خود هم معیارهای حرفهای را اغلب فدا میکنند، و به منطق بازی آن دیگران تن میدهند. استادی که مثلا سیـچهل ساعت در هفته درس میدهد و چندین پایان نامه هدایت میکند؛ مترجمی که صفحههای زیادی را جا میاندازد؛ آهنگسازی که به پسند دولتمردانِ دولتمند نغمه ساز میکند؛ روزنامهنگاری که به یکی دو روزنامه منتقد و به مجلهای همنوا با قدرت مسلط مطلب میدهد یا بولتن داخلی فلان ارگان را درمیآورد؛ و کارگردانی که با ظاهری مخالفخوان همه چیزهایی را که صاحبان قدرت و مکنت میخواهند به زبان طنز یا درام به خورد ملت میدهد، همه و همه، دارند از قواعد همین منطق کوبنده و روبندهیِ پول پیروی می کنند.
از طرف دیگر توجه داشته باشید که با توجه به تغییراتی که در ساختار بازار کار پدید آمده است، بویژه رشد مشاغل خدماتی، موفقیت اجتماعی از طریق شغل دیگر صرفاً و یا عمدتاً نیازی به تحصیلات عالیه ندارد. به صورتی که از یک «زیر پله» در بازار یا یک راستهیِ تجاری کارها برمیآید که چندین و چند مدرک دانشگاهی هم که روی هم تلنبار شوند (البته به غیر از آکسفوردیش) به گردش نمیرسند. به بیان دیگر آموزش عالی دیگر نه بهترین راه کسب مشاغل مناسب و پولساز است نه کم درد سرترینش.
حالا فرض کنید که من یا شما یکی از خیل پسران جوان این جامعه باشیم و همین نقشه را هم در اختیار داشته باشیم. یعنی از یک طرف متوجه شویم که خداوندگار واقعی که همه به پایش سجده میکنند، و در عمل از هر مشکلی گرهگشایی میکند، پول است و از طرف دیگر تنها راه یا بهترین راه به دست آوردن پول هم دانشگاه نیست. آن وقت فکر میکنید با این انتظارات اجتماعی فراوانی که از جنس «مرد» برای اثبات موفقیت و مردانگیش وجود دارد، باز هم به سراغ دانشگاه خواهیم رفت؟
* متاسفانه نتوانستم به آمار دقیقی دسترسی پیدا کنم و ناچار به آمار مقامات رسمی در قالب اخبار منتشر شده اکتفا کردم.
آیینه عبرت از وبلاگ ابتکار سبز
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگ ابتکار سبز:
تقدیر این بود در جایی بنشینیم که شاهد ناراحتی و اضطراب دختران جوان دوچرخه سوار و حمله دو موتور سوار به یک دختر نوجوان باشیم. موتورسوارها وحشیانه به او که بیش از 14-13 سال نداشت حمله کردند و با نثار کلماتی چون جرثومه فساد مورد ضرب و شتم قرارش دادند
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
اشارات رییس جمهور در سخنرانی ها و مصاحبه های نیویورک در تمجید از وضعیت عالی کشور در ابعاد سیاسی، آزادی های مشروع، نفی محدودیت ها و عدم تحمل ها مرا به یاد خاطره ای انداخت که فکر کردم خوبست یادی از آن کنم؛ شاید آیینه عبرتی باشد.
سال 1375 بود که به عنوان رییس شبکه سازمان های غیردولتی زنان ایران برای شرکت در اجلاس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در ژنو دعوت شدم. قرار بود به عنوان نماینده چندین سازمان غیردولتی در جلسه ای که به موضوع خشونت علیه زنان اختصاص داشت صحبت کنم. حضور یک زن به نمایندگی از تشکل های غیردولتی ایران در کمیسیون حقوق بشر ژنو تعجب بسیاری از حضار و ناظران را برانگیخته بود. سخنرانی ام را به انگلیسی تنظیم کرده و تلاش داشتم آن را برمبنای نگاه واقع بینانه از کشور ارایه دهم. ولی شاید علاقه ام به انقلاب و ایران سبب شد در بعضی موارد، موضعی جانبدارانه بگیرم و از مسیر حق و انصاف خارج شوم. در جایی از سخنرانی ام گفتم در ایران جریانی سازمان یافته برای خشونت علیه زنان وجود ندارد و البته تاکید کردم با همه پیشرفت ها، زنان ایرانی هنوز راهی طولانی در پیش دارند و برای رفع موانع تلاش می کنند.
بازتاب این سخنرانی و حضور یک زن از بخش غیردولتی ایران در آن اجلاس البته سبب عصبانیت گروههای ضدانقلاب و عکس العمل هایی شد.
به ایران که برگشتم یک هفته بعد عید قربان بود. رییس وقت پارک چیتگر از مرحوم پدر و فرزندان بنیاد زینب کبری (س) دعوت کرد تا روز عید را در آن پارک بگذرانند. بنابراین با یک مینی بوس و دو خودرو به همراه خاله ام مرحوم مهری ضابطیان و همسرشان به پارک چیتگر رفتیم.
تقدیر این بود در جایی بنشینیم که شاهد ناراحتی و اضطراب دختران جوان دوچرخه سوار و حمله دو موتور سوار به یک دختر نوجوان باشیم. موتورسوارها وحشیانه به او که بیش از 14-13 سال نداشت حمله کردند و با نثار کلماتی چون جرثومه فساد مورد ضرب و شتم قرارش دادند.
همسرم آقای هاشمی که همراه ما بود طاقت نیاورد و در حالی که فریاد می زد چکار می کنید؟ چه کسی به شما حق داده تا دختر مردم را کتک بزنید؟ این چه رفتاریست ... به سمت مهاجمین رفت تا جلوی آنها را بگیرد. موتور سوارها پا به فرار گذاشتند و خانواده دختر سراسیمه رفتند تا او را به درمانگاه برسانند.
لحظاتی بعد، هنگامی که همسرم به همراه خاله ام برای اعتراض سوار خودرویی شدند تا خود را به کلانتری برسانند و از نیروی انتظامی بخواهند امنیت مردم را تامین کند، از سوی عده ای - که به نظر می رسید از همان گروه موتورسوارها باشند و بعدها به لباس شخصی ها معروف شدند - مورد حمله قرار گرفتند. آنها همسرم را در حالی که می گفتند: بچه ها، این می گوید قانون، آزادی، حرمت افراد. این لبیرال است، بزنیدش ... به باد کتک گرفتند.
همسرم کوتاه نمی آمد و می گفت: شما به یک انسان تعرض کردید، اگر در کشور اسلامی به یک حیوان هم تعرض شود من دفاع می کنم، چه رسد به یک دختر بچه و...
مهاجمین می گفتند: همین شماها، آدم های ریشو (اشاره به همسرم) و چادری (اشاره به خاله ام) که از این حرف های روشنفکری می زنید مشکل اصلی ما هستید.
بعد از آن واقعه که همسرم کوتاه نیامد و به مراجع مختلف شکایت کرد، گروهی به عذرخواهی و دلجویی برآمدند و گفتند: مهاجمین از گروهی موسوم به داود و افرادی بسیار تندرو بوده اند.
خلاصه اینکه آن روز - یک هفته پس از سفرم به ژنو - صحنه هایی از خشونت علیه زنان و نیز علیه مردان ایرانی دیدم که اگر کسی برایم می گفت شاید باور نمی کردم. پس از آن و طی این سال ها باورم شد گروههای فشاری وجود دارند که به طور پنهان فعالیت می کنند.
آن روز حس کردم اتفاقی که پیش چشمانم رخ داد و آنچه بر سر همسرم آمد تقاص یا تلنگری بود تا به دفاع جانبدارانه ام در نفی هر گونه خشونت در اجلاس ژنو، فکر کنم. تلنگری بود تا به یاد داشته باشم همچنان که بی انصافی ها و سیاه نمایی های ضد انقلاب بد و غیر منصفانه است، جانبداری و دفاع متعصبانه و غیر واقعی هم بد است. این خاطره را گفتم تا درس یا آیینه عبرتی باشد برای کسانی که یکسره همه کمی و کاستی ها و زشتی ها را نفی می کنند و در حرف از جامعه ای ایده آل سخن می رانند که در واقعیت، وجود خارجی ندارد.
البته این روزها کفن پوش ها و لباس شخصی ها به مرخصی رفته اند و موضوع دوچرخه سواری که هیچ، موضوعات دیگری از وهن مقدسات تا توهین به مشاعر و فهم مردم و دروغ و غیره به طور کامل حل و به فراموشی سپرده شده است.
جای سبقت نیست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

عکس از اینترنت
دید کم است و سبقت خطرناک ... اصلا جای سبقت نیست. دیدن این تصاویر و اندیشه کردن بخشی از وظیفه ی ماست.
رد پاى زنان در اسطوره ها از اینترنت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از مرجع قبلی:
شهرزاد کسى است که هر شب قصه مى گوید و یک نفر را نجات مى دهد و در واقع طرح داستان ضحاک است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
رد پاى زنان در اسطوره ها :: نسیم خلیلی
جست وجوى رد پاى مفقوده زن در میان اسطوره هاى غبار گرفته و بى تاریخ، بى تردید کارى است دشوار و گاه ناشدنى. اما نگاهى عمیق تر به عمق داستان ها نشان مى دهد که باید از لابه لاى رمز ها به واقعیت ها پى برد. پرده ها را پس زد و حقیقت را دید. حقیقتى که در گذر زمان گم شده است. گاستون باشلار Gaston Bachlard جمله جالبى دارد که حیات تاریخى انسان را از پس زمینه اسطوره وار تا به واقعیت تاریخى در بر مى گیرد، او مى گوید: «آدمى صحنه رمز ها است.» رمز هایى که وقتى مى شکافى شان و هسته ها و معنا ها را در مى یابى، جلوه هاى تازه اى از ناگفته ها و خاموشى هاى دیرینه را در برابر نگاهت باز مى تابانند.
اساطیر به عنوان رمزینه وارترین بریده تاریخ بشر مملو از این قبیل تجلیاتند، تجلیاتى که گاه دست و پا بر هم ساییده اند و از پس قرون و سده ها به شکل هاى گونه گون بازمانده و خود را به اکنون رسانده اند و گاه در همان لایه هاى دیرینه سال فسیل شده اند! نگاهى گذرا به انبوهه اساطیر ملت هاى مختلف و مجموعه باور هاى قومى و اندیشه وارشان نشان مى دهد که در گذشته هاى دور عنصر زمین، زایندگى و به دنبال این دو، زن به عنوان نماد این زایندگى تا چه پایه ارزشمند و پرستیدنى بوده است. هومر در نیایش هاى خود چنین آواز سر مى دهد...: «من زمین را مى ستایم، مادر عالم که نشستگاه هاى استوار دارد، جده گرامى که بر خوانش همه موجودات روزى مى خورند... این تویى که مى توانى به مردگان حیات ببخشى و نیز زندگى را از آنان بازگیرى... نیکبخت آنکه تو وى را به نیکخواهى ات بنوازى، براى چنین کسى کشتزار زندگى بسیار بر خواهد داد؛ در صحرا گله هایش فزونى خواهند یافت و خانه اش آکنده از مال و خواسته خواهد شد.»پر بیراه نخواهد بود اگر میل انسان کهن را به تشکیل ساختار هاى مادرسالارانه و همچنین پرستش مادر _ الهه ها در ریشه هاى این تقدیس و بزرگ انگاشتن زمین و سخاوتمندى زاینده اش جست وجو کنیم. تا آنجا که براساس قول پوزانیاس، پلیاد ها هفت خواهرى که به مقام خدایى رسیده اند و صورت فلکى پروین را (که از هفت ستاره تشکیل شده، ساخته اند، در نیایشى براى زئوس زمین را به حق مادر خود مى خوانند: «اى زئوس بزرگ به یارى تو است که زمین برمى دهد. ما به حق او را مادر خود مى خوانیم.»
شاید نمایشنامه «شب هزار و یکم» نوشته بهرام بیضایى تلنگر جالبى باشد براى پیدا کردن گمشده هاى تاریخى در دوردست اساطیر، ماجراى حیات هراس آلود زنى که براى بقاى خویش داستانسرایى مى کند و شاید خویشتن خویشش را در دل همین داستان ها مى کارد تا بعد تر بشکفد و سکوت دیرینه اى را که روى واقعیت ها نشسته است، بشکند. بهرام بیضایى درباره این نمایشنامه و سه زن نهفته در آن تحلیل جالبى دارد که شایسته تامل پژوهشگران است. او در مصاحبه اى مى گوید: «... به نظر من در زمانى نقش زنان از اسطوره ها حذف شده است و نقش آنها به مردان داده شده است» و در ادامه اضافه مى کند: «اسنادى که از گذشته باقى مانده نشان مى دهد دو شخصیت شهرناز و ارنواز «ول معطل» هستند و اصلاً معلوم نیست چه کاره هستند و براى چه هستند؟ در عوض، آنجا دو آشپز به نام هاى «ارمائیل» و «گرمائیل» هستند که هر شب یکى از دو جوان را باید نجات دهند. من تصور مى کنم در نسخه قبلى این داستان، شهرناز و ارنواز این کار را مى کردند و ارمائیل و گرمائیل متعلق به دوره وارد شدن بعضى از تفکرات به فرهنگ ایران است. شهرزاد کسى است که هر شب قصه مى گوید و یک نفر را نجات مى دهد و در واقع طرح داستان ضحاک است.» چنین باورى امید تازه اى است براى پیدا کردن تکه هاى گمشده پازلى ناتمام از گذشته اسطوره وار تاریخ بشریت! نگاهى ظاهرى به اسطوره هاى دینى ایران زمین نشانگر چیرگى عنصر مردانه است. اما شاید بتوان این انگاره را زیر سئوال برد درست زمانى که به جست وجوى راستین رمز ها برخیزیم. در متون مذهبى زردشتى از هفت امشاسپند به عنوان دختران خدا نام برده مى شود. «اسپندارمذ» به معناى مهرورزى افزاینده، بردبارى و فروتنى، «هئوروتات» (خرداد) به معناى رسایى که زایش، بالندگى و خروش آب ها و چشمه ها در ذهن ایرانى یادآور اوست و «امرتات» (مرداد) به معناى بى مرگى و جاودانگى که رویش و بالندگى گیاهان و سبزینگى، نماد باستانى آن است، هر سه عناصرى مونثند و پر بیراه نخواهد بود اگر اردیبهشت یا اشه را هم اصالتاً مونث انگاریم. چرا که مشخصه بارز او زیبایى اوست و باید پذیرفت که از گذشته هاى دور زن مظهر زیبایى قلمداد مى شده است. شاید به تعبیرى این سه امشاسپند از امشاسپندان کلیدى و موثر نباشند اما از آنجا که هسته و بن مایه هر سه آنها مهرورزى و عشق بى آلایش و ازخودگذشتگى و پروراندن و زایندگى است، بى گمان نشانگر نقش محورى آنها در کنه نگاه اسطوره اى خواهد بود. اسپندارمذ به عنوان دختر خدا نقشى جدى در کنه اسطوره باورى این دیانت دارد و در زادروزش جشنى کهن براى زنان برگزار مى شده است. جشنى به نام اسفندگان که ویژه زنان و زمین است. ابوریحان بیرونى در اثر ارزشمند خود «آثار الباقیه عین القرون الخالیه» درباره این جشن باستانى مى نویسد: «این جشن ویژه زنان بوده است و در آن از شوهران خویش پیشکش دریافت مى کرده اند، از این رو آن را جشن مزدبگیران مى خوانده اند.» اسپندارمذ در واقع از زمین نگاهبانى مى کند و از آنجا که زمین مانند زنان در زندگى انسان نقش بارورى و باردهى دارد، جشن اسفندگان براى ارزش نهادن به زنان نیکوکار برگزار مى شود. در گذشته و در برخى نقاط سرزمین ایران در این روز بانوان لباس هاى نو مى پوشیدند، زن هایى که مهربان، پاکدامن، پرهیزگار و پارسا بوده اند و فرزندان نیکى زاده بودند، مورد ارج و تشویق قرار مى گرفتند. در روز جشن اسفندگان، زن ها از مردان خود پیشکش هایى دریافت مى کردند. آنها در این روز از کارهاى همیشگى خود در خانه و زندگى معاف مى شدند و مردان و پسران کارهاى روزانه زنان در خانه را در چنین روزى با شادمانى انجام مى دادند. اکنون نیز زرتشتیان جشن اسفندگان را به نام روز زن و روز مادر جشن مى گیرند و مقام زنان نیکوکار و پاکدامن را گرامى مى دارند.به این ترتیب و با برگزارى این آیین نیکو ایرانیان کهن خاطره شکوهمند عصر زرین مادرتبارى دیرینه خویش را پاس مى داشتند و به یاد مى آوردند که در گذشته اسطوره اى خود، مادر الهگانى را مى پرستیده اند که مظهر حیات و بالندگى بوده اند. باور به این انگاره در برخى مکاتب گاه باعث رونق کشت و زرع و در برخى مکاتب دیگر باعث حرمت نهادن زایدالوصف به خاک و زمین مى شده است تا آنجا که «پیامبرى سرخ پوست از قبیله priest rapids، به پیروانش سفارش مى کرد که زمین را بیل نزنند، زیرا زخمگین کردن و بریدن اندام ها و دریدن و خراشیدن مادر همه ما آدمیان، با کار هاى کشاورزى گناه است» و سلوک ضدکشاورزى اش را چنین بر حق جلوه مى داد: «از من اجازه مى خواهید که زمین را شخم کنید؟ آیا من در شکم مادرم چاقویى فرو مى برم؟ از من اجازه مى خواهید که بیل زنید و سنگ ها بردارید. آیا پوست و گوشت مادرم را مى درم، آنچنان که استخوان هایش نمایان شود؟ از من اجازه مى خواهید که علف را ببرید و بفروشید، تا چون سفید پوستان توانگر شوید. اما چگونه پرواى آن خواهم داشت که گیسوان مادرم را ببرم؟» (رساله در تاریخ ادیان _ میرچا الیاده _ ترجمه جلال ستارى _ انتشارات سروش _ تهران _ ۱۳۷۲ _ ص ۲۴۲)در تاریخ اسطوره اى ایران زمین پرستش و ستایش ناهید به عنوان الهه آب و زندگى، مهر تائیدى بر این باور است که زن در باور انسان کهن نشانه اى است از پاکى و نیرویى براى زایندگى. هر چند برخى پژوهشگران بر این باورند که پیدایش الهه اى به نام آناهیتا و با چنین کارکرد (و به تعبیر مرحوم مهرداد بهار، کار ویژه اى)، الهام یافته از ایشتار بین النهرینى است، اما این موضوع چیزى از اهمیت این انگاره در فرهنگ ایرانى نمى کاهد. رمزینگى این پرستش از نگاهى و به تعبیرى شاید همچون فلسفه بسیارى از مذاهب به نوع و ساختار حیات شبانى آریایى هاى نخستین بازمى گردد. آناهیتا به عنوان فزاینده گله و رمه در چنین جامعه اى ارج و منزلتى شگرف پیدا مى کند. زایش و نیروى زایندگى با الهام از چنین الهگانى میسر مى شده و در نتیجه مقام چنین خداوندگارانى را بالا تر مى برده است. تا آنجا که «سوزان گویرى»، نگارنده کتاب «آناهیتا در اسطوره هاى ایرانى» تحت تاثیر این مقام والا به صراحت مى گوید: «سنت پرستش مادر _ خدایان، کهن ترین سنت مذهبى اقوام گوناگون در جهان قدیم بوده است.»
جان هینلز درباره قدرت این الهه مادینه مى نویسد: «او منبع همه بارورى ها است، نطفه همه نران را پاک مى گرداند، رحم همه مادگان را تطهیر مى کند و شیر را در پستان مادران پاک مى سازد. در حالى که در جایگاه آسمانى خود قرار دارد، سرچشمه دریاى کیهانى است. او نیرومند و درخشان، بلندبالا و زیبا، پاک و آزاده توصیف شده است. در خور آزادگى خویش تاج زرین هشت پره صد ستاره اى بر سر دارد، جامه اى زرین بر تن و گردنبندى زرین بر گردن زیباى خود دارد.» و در ادامه مى افزاید: «در ایران ناهید از احترامى عمیق برخوردار بوده، سرچشمه زندگى به شمار آمده و سپاسگزارى عمیق و صمیمانه اى را به خود اختصاص داده و هنوز نیز چنین است.» (شناخت اساطیر ایران _ جان هینلز _ ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلى _ نشر چشمه _ ص ۳۸)اردشیر دوم هخامنشى، مقتدرانه تثلیثى را وارد انگاره هاى مذهبى زمانه خود کرد که شالوده اش بر منزلت نهادن بر دو نیروى مادینه پرستیدنى یعنى مهر و ناهید استوار شده بود. ابتکار او را نیز مى توان تکاپویى در جهت باز زنده سازى دیرینگى مادر محورى در فرهنگ پرستش آدمیان قلمداد کرد. از همین دوره است که کم کم سایه روشنى از پیکره هاى الهگان مادینه بر دیواره هاى کتیبه ها ظاهر مى شود. در حالى که پیش از این هم پیکرهاى سفالینى از مادر خدایان تمدن عیلامى از دل خاک سر بر آورده بود.«زن در عیلام مقامى عظیم داشت. هیچ مرد خانواده سلطنتى شایسته سلطنت شمرده نمى شد، مگر از اعقاب ملکه نخستین، خواهر شاه بنیانگذار سلسله بوده باشد. در واقع این زنان خاندان سلطنتى بودند که حق فرمانروایى را به ارث مى بردند، ولى در عمل مردان خاندان سلطنتى وظایف ایشان را به عنوان فرمانروا انجام مى دادند.»۱ (پژوهشى در اساطیر ایران _ مهرداد بهار _ انتشارات آگاه _ ص ۴۰۲)اینجا است که باید انگاره طرح شده از سوى برخى از مورخان و اسطوره شناسان و از جمله مهرداد بهار را بپذیریم. آنجا که به بن پدرسالارانه اساطیر هند و اروپایى صحه نهاده و مى نویسد: «خدایان بزرگ هند و ایرانى، یونانى، رومى و نردى همه نرینه اند. اهمیت ایزد بانوان نیرومندى چون آناهیتا در اساطیر ایران و هرا و آفرودیت در اساطیر یونان، در حدى وسیع نتیجه در آمیختن اساطیر این قوم با اساطیر اقوام بومى است که در آنها الهه اى سخت نیرومند در مرکز آیین هاى دینى قرار داشته است.» (ادیان آسیایى _ مهرداد بهار _ نشر چشمه _ ص ۲۵) بهار معتقد است که پرستش ماد _ خدایان بیشتر با ساختار حیات کشاورزى منطبق خواهد بود. این جا است که باید نقبى هم زد به گفتارى از میرچا الیاده آنجا که مى گوید: «این نظر با طیب خاطر پذیرفته شده که زن کاشف برزیگرى بوده است... از سوى دیگر زن چون با دیگر مراکز بارورى کیهان _ زمین و ماه _ همدست بوده، خود از شان و منزلت توانایى تاثیر بر بارورى و قدرت پخش و نشر آن برخوردار مى شده است. بدین گونه نقش مقدم و اولاى زن در آغاز دوران کشاورزى، خاصه به هنگامى که این فن هنوز مزیت زنان و در تیول آنان بود، نقشى که هنوز زن در بعضى تمدن ها بر عهده دارد، توجیه مى شود. (همان _ ص ۲۵۱) اما باید پرسید که آیا ناهید با عنوان تازه اش یعنى فزاینده رمه و گله یادگارى از همین دوران و این چنین جامعه اى است؟ شاید پاسخ به این قبیل پرسش ها دشوار باشد چرا که دانسته هاى ما از تاریخ اسطوره وار اندک است و پاسخ ها در ابهام مانده اند، شاید باید منتظر کاوش هاى تازه باستان شناسى ماند براى پیدا کردن تکه هاى گمشده و تکمیل پازل شکسته تاریخ!
پى نوشت:
۱- الهه بزرگ عیلامى ها پى نیکیر نام داشت که در واقع مادر خدایان به شمار مى آمد.
منبع: روزنامه شرق
بکش و خوشگلم کن! از وبلاگستان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:
همان طور که ملاحظه می کنید یادداشت قبلی ام در خصوص آرایش دختر دانشجو واکنش های نسبتاً زیادی به دنبال داشت. استاد کرام الدینی که وبلاگ ارزشمندی دارند ولی وبلاگ خواندنی شان مانند وبلاگ من دچار عارضه مزمن "نقصان پینگ شدگی" است، در کامنتی که برایم ارسال فرمودند نوشته اند:
خانم دکتر شما که سیر آفاق کرده و میکنید، آیا در جوامع دیگر هم دیدهاید که زنان و دختران مانند جامعه ی ما به آرایش ظاهر، بویژه صورت توجه داشته باشند؟
در پاسخ باید خدمت ایشان و شما عرض کنم، اخیراً که برای شرکت در برنامه ی گفت و گوی زنده ای به رادیو تهران دعوت شده بودم (و شکر خدا هیچکدام از شما انگار آن برنامه را اتفاقاً نشنیده اید) موضوع برنامه دقیقاً استفاده ی بیش از حد زنان و دختران ایرانی از مواد و لوازم آرایشی بود که ظاهراً - طبق آنچه مسئولین آن برنامه اظهار می داشتند) در این زمینه بیشترین آمار متعلق است به کشور ایران و عربستان سعودی. من را هم به عنوان جامعه شناس دعوت کرده بودند که اظهار فضل کنم. من هم در آن میان از جمله عرض کردم آرایش کردن از پدیده های عام جهانی به حساب می آید یعنی در زمره ی universals است و در تمام جوامع یافت می شود. اما این که چرا در کشوری مثل ایران آن هم در این دوره و زمانه باید اینطور مصرف اش بی رویه فزونی گرفته باشد کمی غریب به نظر می رسد. همانطور که استاد کرام الدینی اشاره داشته اند من هم در کمتر کشوری از این 7-8 کشوری که گذرم به آن افتاده مشاهده کردم در طول روز و مثلاً در فضاهای آموزشی و کاری اینقدر آرایش غلیظ و افراطی به کار رفته باشد. آرایش های سنگین که باز شاید بتوان گفت در میان دختران جوان چندان عمومیت ندارد بیشتر در محل های گذران فراغت مانند دیسکو ها یا پارتی ها و امثال آن مشاهده می شود (که البته آن را هم ما که خودمان به چشم خودمان ندیده ایم، بزرگان قوم نقل کرده اند!). افراط در آرایش صورت و همچنین پدیده ی مرتبط دیگر یعنی افزایش قابل توجه اقدام به جراحی های پلاستیک زیبایی بینی و نیز توسل به تاتو های گسترده در ناحیه صورت را به نظر من می رسد می توان تا حدودی مرتبط دانست به نوع حجابی که دراین کشور ترویج و تعریف می شود. از آنجا که تنها ناحیه ای که می تواند به طور مجاز در معرض دید قرار بگیرد صورت است تمام تلاش برخی از نسوان این کشور متوجه ی همین ناحیه می شود تا هر آنچه می توانند بر سرش بیاورند مگر شعار "بکش و خوشگلم کن" که در این دیار سبقه ی طولانی دارد تحقق پذیرد. در ادبیات جامعه شناسی بدن آورده اند که "صورت" از نظر اهمیت فرهنگی نسبت به سایر اعضا و اندام ها خاص به حساب می آید! پس دور از انتظار نیست که توجه به آن در این دیار در شرایط کنونی به عقل حسابگر و دور اندیش باز می گردد مخصوصاً هنگامی که بدانیم از ملاک های درجه اول انتخاب همسر در جامعه ی خودمان زیبایی صورت است. به هر حال دلایل مختلفی در کار است و این هم یکی از خیل دلایل که می توان ذکر کرد.
شوخی تا شوخی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یکی گفت: و خداوند زن را نمک زندگی آفرید تا مرد را از گندیدن نجات دهد
دیگری گفت : هر چه بگندد نمکش میزنند ... وای به روزی که بگندد نمک
سومی گفت : ... باز نمکش میزنند
تلاش برای آزادی حجاب در ترکیه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
این نیز بخشی از واقعیت است. آزادی برای حفظ حجاب در ترکیه
لینک مطلب :
" نورا جانان" بانوی محجبهای است که اخیرا در یکی از کانال های تلویزیونی ترکیه با بیان جمله :«اگر بلایی بر سرم نیاورند می گویم امام خمینی (ره) را دوست دارم،اما آتا تورک را دوست ندارم» محافل لاییک این کشور را شدیدا به خشم آورده است.
به گزارش فارس پایگاه خبری «اپک خبر» ترکیه طی گزارشی تفصیلی به پیشینه این زن پرداخت.
*نورای جانان بزیرگان کیست؟
رسانههای ترکیه در ابتدا ادعا میکردند خانم «نورای جانان بزیرگان » دانشجویی است که به سبب حفظ حجابش دچار مشکل شده است اما اگر کمی به عقب بازگردیم به نکات حائز اهمیت دیگری نیز برخورد خواهیم کرد.
خانم بزیرگان زمانی به اتهام «اخلال در مسیر آموزش» ، با مداخله پلیس از دانشگاه اخراج شده و سپس در دادگاه به 6 ماه حبس
محکوم شد. خانم «نورای جانان بزیرگان» در جریان مداخله پلیس ، به سبب ضرب و شتم ماموران دچار سقط جنین شده و در ادامه ماجرا به کانادا پناهنده شد. او اولین زنی است که در ترکیه به سبب حفظ پوشش اسلامی محکوم به حبس قطعی شده است.
«بزیرگان» وقتی که دانشجوی سال دوم مهندسی پزشکی در «دانشکده خدمات بهداشتی» ، وابسته به دانشگاه استانبول بود، به سبب داشتن حجاب اسلامی در میانه جلسه امتحان پایان ترم، با ضرب و شتم پلیس بیرون کشیده شد.
«هیات قضایی کانادایی رسیدگی به تقاضای پناهندگی» طی جلسه ای از خانم «نورای» پرسیدند: «مگر ترکیه یک کشور اسلامی نیست؟» پاسخ این سوال برای «نورای» دشوار بود اما در نهایت جواب داد: «در صورت رفع مشکل حجاب در ترکیه، به کشورم برمی گردم؟»
او در همان ایام گفته بود: « در حقیقت ممنوعیت نبود که موجب خروج من از کشور شد. من تصمیم داشتم مبارزه خود را به خارج از کشور بکشانم. اگر آنقدر ترسو بودم که بخواهم فرار کنم، مسلما اینقدر در ترکیه خود را درگیر مسائل دردسرساز نمی کردم».
در همان روزها خبرنگار روزنامه «ینی شفق»- چاپ ترکیه- از وی پرسیده بود: «در ترکیه چه بلایی سرت آمد که به فکر پناهندگی به کانادا افتادی؟» بریزگان جواب داد: «من در آنجا نتوانستم آزادانه در چارچوب اعتقاداتم زندگی کنم و حتی به خاطر همین اعتقادات راهی زندان شدم. از آنجایی که شرح ناحقیهایی که بر من روا میشد را در هر محفل و جمعی تعریف میکردم، آنقدر از طرف پلیس و دیگران پیام و تلفنهای تهدید آمیز دریافت کردم که کلافه شدم. تلفنهایم شنود میشد و حتی یکبار که شرح گفتوگوی تلویزیونی خود در برنامه «سی و دومین روز» را ، تلفنی برای دوستم تعریف میکردم، ناگهان صدای غریبهای وارد مکالمه ما شد؛ طوری که دوستم هم آنرا شنید. صدا مرا به کشتن کودکم تهدید کرد.»
«بزیرگان» می گوید:«من این حرفها را در دادگاه (هیات قضایی کانادایی) هم بیان کردم. به آنها گفتم که من علیرغم مسلمان بودن نمیتوانم در معابر کشورم به راحتی گردش کنم. گفتم که، لائیک های متعصب در هر فرصتی که بدست میآورند ما را تحقیر میکنند. در ترکیه، برخلاف آنچه که تصور میشود، مظلومان حقیقی مسلمان ها هستند.»
به گفته «نورای جانان بزیرگان » ، قاضی دادگاه که یک زن بود و همچنین دیگر اعضایی که در آنجا حضور داشتند پس از مشاهده کاست ویدیو و بریده جرایدی که من ارائه داده بودم چنان شوکه شدند که حیرتشان، مرا هم شگفتزده کرد. آنها به هیچ وجه باورشان نمیشد که ما در ترکیه چنین وضعیتی داشته باشیم. خانم قاضی وقتی عکسهای مربوط به باتوم خوردن و روی آسفالت کشیده شدن بانوان محجبه را دید بیاختیار دست بر دهانش گذاشت و گفت: باورم نمیشود!مگر ترکیه کشوری مسلمان نیست؟ راستش من در اینجا (کانادا) با این سوال بسیار مواجه میشوم.من به هیئت قضایی کانادایی گفتم که در ترکیه این ما هستیم که سلب حق آزادی بیان و عقیده دست و پنجه نرم می کنیم اما نباید زندگی کردن مطابق اعتقادات ، تاوانی ابن چنینی داشته باشد. من این حرفها را در تمامی دادگاههایی که در طول سه سال به آن ها رفت و آمد داشتم می گفتم. خانم قاضی گفت: در این ماجرا شما حق با شماست ،خیلی هم حق با شماست».
وقتی خانم قاضی اجازه اقامت مرا در کانادا صادر کرد خیلی خوشحال شدم. آن زمان در ذهنم لحظه ای را تصور کردم که هیأت قضایی ترکیه به خاطر حجاب برایم حکم زندان صادر کرد.
خبرنگار از از خانم «بزیرگان» پرسید: اگر ممنوعیت حجاب در ترکیه از میان برداشته شود چه کار میکنید؟
آیا به ترکیه بازمیگردید؟
او پاسخ داد: «بله. خیلی دلم میخواهد. دلم برای استانبول تنگ شده است .امروز دنیا به ممنوعیت حجاب میخندد!»

خبرنگار مجددا پرسید:چه توصیهای برای دوستانی که در ترکیه هستند دارید؟
خانم «بزیرگان» گفت:هرگز خود را بیچاره و درمانده ندانند. علاوه بر پیگیری قضایی مظالمی که بر آن ها می شود باید به دنبال راههایی برای خروج از کشور باشند یا در پی دانشگاههایی باشند که از طریق اینترنت دانشجو می پذیرند.
«نورای بزیرگان» در ادامه افزود: درست است که در ترکیه خیلی چیزها تغییر کرده است اما هنوز آن ذهنیتی که از طریق رسانهها عربده میزد که خطر ارتجاع(یعنی اسلام گرایی ) ترکیه را تهدید می کند اصلا تغییر نکرده است.
«نورای جانان بزیرگان » پس از حدود7 سال اقامت در کانادا ، با اتمام تحصیلاتش در سال 2005 به ترکیه بازگشت . او معتقد است : «در مقایسه با سال 1999 وضعیت رفاهی مردم بسیار ارتقا یافته است اما در عرصه آزادی بیان و عقیده تغییرات چندانی صورت نگرفته. هنوز هم بساط جنجال سازی و برچسب زنی به قوت خود باقی است. کلیشه «تهدید ارتجاع » هنوز در رسانهها اجرا میشود. در طرف دیگر هم رجالی که هیچگونه احترامی برای ارزش های مردم قائل نیستند و هرگونه تبعیض را در خصوص اشخاصی که همانند آنها فکر نمیکنند مباح میدانند، همچنان سر جای خود نشستهاند؛ یعنی روی همان کرسی هایی که به نمایندگی از همین مردم در آنجا قرار گرفتهاند و از همانجا نعره میزنندکه مبارزه ما علیه ارزشهای مردم ادامه دارد.
به گزارش خبرگزاری فارس خانم نورای بزیرگان در روز 21 خرداد طی شرکت در یک برنامه تلویزیونی مشهور با نام «تک تک»در پاسخ به مجری برنامه، "فاتح آلتایلی "که از چهره های هنری ضد دینی ترکیه به شمار می رود و از او پرسیده بود که آیا «امام خمینی» را دوست دارد ، پاسخ داد : بله من هم دوست دارم .
در این میان "فاتح آلتایلی " از نورای پرسید : آیا آتاتورک را هم دوست دارید ؟ و ایشان جواب داد : آیا در ترکیه کسی حق دارد که آتاتورک را دوست نداشته باشم ؟ اگر بلایی سرم نیاورند من می گویم که دوستش ندارم .
این مصاحبه «بزیرگان» جنجالی بزرگ را در محافل لاییک ترکیه ایجاد کرد و کار به جایی رسید که دستگاه قضایی این کشور قرار پیگرد قانونی وی را صادر نمود.
«بزیرگان» امروز صاحب دو فرزند (یک پسر و یک دختر) است که هر دو متولد کانادا هستند. او در کانادا پس از طی دوره آموزش زبان انگلیسی در رشته علوم سیاسی ادامه تحصیل داد.
سوال
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در صدر اسلام و دوران خلفای اموی و عباسی، چند زن و بر اساس چه احکامی به تعزیر و حد محکوم شده اند؟
بعد از سلام از وبلاگستان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگ روزنه از فخر السادات محتشمی پور:
بعد از سلام
باید بگویم ملالی نیست جز این بی وقتی و کم وقتی و مشغله های فراوان که نمی گذارد با شما هم کلام شویم حتی دقایقی
خواهرم می گوید : بگو الحمدالله راضیم به رضای خدا
من تامل می کنم و میگویم رضای خدا در سکون من نیست خواهر در حرکت است .
مادرم می گوید : بس است کمی بنشین
من می نشینم و از خود بی خود می شوم و برمی خیزم مثل کسی که به زور بر آتش نشانده اندش!
دوستان می گویند: تو کی می شوی مثل یک آدمیزاد که بتوانیم رویت حساب کنیم در برنامه هایی که می گذاریم ؟
و من می روم در فکر می خواهم بدانم آدمیزاد چه شکلی است ؟
همکاران سیاهه کارهای عقب مانده رامی گذارند پیش رویم .
من از شماچه پنهان احساس عجز می کنم چون آدمم باظرفیتی محدود .
تازگی ها نمی توانم ضعف جسمانی را پنهان کنم ،
تازگی ها مادر و خواهر و بچه ها و عزیزانی که جانم به جانشان بسته است، دیگر فقط نگاهم می کنند، انگار موجود زبان نفهمی روبرویشان ایستاده که فقط می شود با نگاه با او ارتباط برقرار کرد و من سرم را پایین می اندازم تامجبور به پاسخگویی نباشم.مثل موجودات زبان نفهمی که که زبان اشاره رامی فهمند و گاهی شرمسار می شوند و گاهی برآشفته و گاهی قطرات اشک سوزنده جاری می شود از چشم های نجیبشان .
دیروز یکی می پرسید : نیمه گمشده ات را پیدا کردی؟
فکر کردم اگر پیدایش کنم دیگر کارم تمام است .
دیروز بانویی پرهیزگار نیمه گم شده اش را پیدا کرد و امروز خاتمی بر پیکر پاکش نمازخواند و همه زار می زدند نمی دانم برای او برای محمدرضای داغدار، برای کریم که ناگهان لبخند برلبانش خشکید و چشمش شد کاسه خون؟ برای دختران آرام ولی بی قرار او یا برای خودشان؟
بانویی پرهیزگار امروز به خاک سپرده می شود، و من نمی دانم تقوا را وسط این دعواهای کودکانه چگونه پیدا کنم و خودم را چگونه پیدا کنم و آدم را؟ این روزها همه چراغ به دست دارند و همه در جستجو ؟
نیمه های گم شده که پیدا شود چقدر زندگی شیرین می شود. و چقدر تنگ می شود این دنیای دون برای انسان کامل
مولایمان فرموده چنان زندگی کن که انگار هرگز نخواهی مرد و چنان بزی که انگار واپسین دقایق عمرت است !!!
چقدر وقت تنگ است و چقدر چیز بایدآموخت و چقدر سخت است آدم شدن آنهم زیر نگاه های تندی که تو را می پایند .خوش به حال انسان های اولیه .
خوش به حال پرندگان .
خوش به حال همه این موجودات خاموش تسبیح گوی .
خوش به حال آن ها که نیمه گمشده شانرا پیدا کردند و هجرت کردند از این سرای خاکی و پرواز کردند به اوج .
فاطمه فاطمه است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها ... تسلیت
=================
یکی از فعالین حوزه زنان با اصرار میگفت: حضرت زهرا س صرفا الگوی زنان ما نیست. بلکه الگوی همه ی انسانهاست. همانگونه که بقیه ائمه علیهم السلام چنین اند.
==================
انتخاب بهترین الگو برای زندگی بخشی از زندگی ایده آل است. انسانهای کاملی که در عمل امکان خوب بودن و برتر زیستن را نشان داده اند در جهان کم نیستند. در تمامی فرهنگها و تمدنهای بشری چنین انسانهایی هستند.
همه انسانهای برگزیده زبان واحدی دارند. هر چند به عربی و عبری و یا به هر زبان دیگر سخن میگفتند. ۱۲۴ هزار پیامبر٬ هزاران اولیاء الهی و حکیم و انسان وارسته الگوهای انسانی برای بشریت اند.
سیره و قاعده های زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها الگوی مناسبی برای زنان و مردان است. سالروز شهادت ایشان یادآور درسهای الهی برای انسانهاست.
و فاطمه همچنان فاطمه است....
چند نکته در باره زن و حجاب و عفاف
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دو سه ماه پیش٬ نشستی در حاشیه ی جشنواره حجاب و عفاف برگزار شد که بعضی از این نکات را در آنجا مطرح کردم:
شکل تعاملی حجاب و باطن مشترک:
مفهوم حجاب ملی گذشته از علایق و سلایق ما٬ نتیجه ای تعاملی است. توجه به عرف جامعه بسیار مهم است. عرف اجتماعی در شکل گیری تعاملی حجاب حجاب لبنانی ها و حجاب ترکها نقش کارآمدی بازی کرد و معضلی را که در جامعه ما همچنان چهره نشان میدهد٬ حل کرده است. عفاف را با حجاب خاص خود پاس میدارند.
دو مفهوم و رویکرد مختلف از حجاب:
حجاب بعنوان یک سنت مردانه برای غیرفعال کردن زن در عرصه های مختلف
حجاب بعنوان یک سنت االهی برای ایجاد شرایط حضور زن در جوامع اسلامی
انواع حجاب زنان ایرانی:
حجاب زنان در شالیزار و مزارع محیط های روستایی و حجاب زنان در محیط های شهری و رنگ و اندازه و مدل های مختلف تولیدی و وارداتی.
نقش سریالهای تلویزیونی در ارائه الگوهای حجاب جدی است و از این جهت نیز صدا و سیما موثر تر است.
حجاب نباید سمبل سیاسی موافقت یا مخالفت با چیزی باشد. در این صورت حجاب عنصر گمراه کننده محسوب میشود. حجاب متکی به یک فرهنگ است و تمایزات شکلی حجاب نیز متکی به همان تمایزات فرهنگی است.
مهمترین راههای گسترش مفاهیم دینی:
زور: که ناکارآمد و بی نتیجه است.
دعوت: متکی به آگاهی بخشی.
مدلهای حداکثری و حداقلی برای مردم. رعایت سطح و دانش و موقعیت مخاطب برای ترویج ضروری است.
ایجاد محدودیت برای حق انتخاب٬ نتیجه پایداری به همراه ندارد.
نمایش یک مو یا همه مو شاید از نظر فردی و تکالیف فردی فرقی نکند ولی از نظر اجتماعی تفاوت دارد.
فعالیتهای ترویجی حکومتی به کدام سو میروند؟ صدا و سیما٬ مبلغین دینی٬ آموزش و پرورش٬ بقیه ....
با توجه به اینکه بخش عمده ای از هویت انسانها از کار ریشه میگیرد و تقسیم کار در دوره های گذشته تا حد زیادی به جنسیت ربط داشته است٬ پس باید ضمن دیدن واقعیات تلاش کرد برای ایجاد فرصتهای اشتغال. کارآفرینی زنان اقدامی مهم و چند وجهی است.
دست مرد و پای زن
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بعضی میگویند:
در هر قتلی پای یک زن در میان است.
شاید بهتر است بگوییم در هر قتلی معمولا پای یک زن و دست یک مرد یا تعدادی مرد در میان است.
شکاف دیجیتالی و شکاف دیجیتالی جنسیتی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
شکاف و اختلاف طبقاتی در جهان امروز بین کشورهای غنی و فقیر و در داخل کشورها بیداد میکند. طبیعی است که در چنین شرایطی٬ محصولات جدید تمدن امروزی نیز٬ از بیماری مزمن فقر٬ تبعیض و بی عدالتی نصیب خود را خواهند برد.
شکاف دیجیتالی و شکاف دیجیتالی جنسیتی نتیجه ظهور فقر و اختلافات طبقاتی و تبعیض جنسیتی جامعه جهانی در جامه مجازی است. این شکاف با توجه به نقش موثر جامعه مجازی در افزایش قدرت و ثروت و دانش٬ گسترده تر نیز خواهد شد.
عدالتخواهان و زنان٬ برای پر کردن خلا شکاف دیجیتالی و شکاف دیجیتال جنسیتی٬ بایستی تلاشی دو چندان کنند. حق گرفتنی است نه دادنی.
از جاده های سخت و صعب العبور کوهستانی به اتوبان جامعه مجازی رسیده ایم. رقابتی سخت و فشرده در پیش است. میان کشورها٬ میان طبقات و گروهها و اقشار اجتماعی. در پایان این مسیر٬ برای دهها سال سرنوشت کلان همگان رقم خواهد خورد.
جامعه مجازی حق مسلم ماست.
نماینده سیاه ... نماینده زن ...
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

دمکراتها که در انتخابات ریاست جمهوری٬ از پیروزی خود مطمئن بودند٬ دچار دو دستگی خطرناکی شدند و شاید از آن طرف بام بیفتند.
نارضایتی افکار عمومی آمریکا از جنگ جمهوریخواهان در عراق و افعانستان یک موضوع است و رای دادن به یک سیاهپوست یا یک زن بعنوان یک رئیس جمهور و آن هم برای اولین بار در تاریخ انتخابات آمریکا چیز دیگر.
بنظر میرسد موقعیت یک زن در جامعه آمریکا بهتر از یک سیاه باشد. اما در انتخابات حزبی دمکراتها٬ رای سیاهان وکسانی که هیلاری کلینتون را ادامه ی تکراری کلینتون میدانند برای اوباما تعیین کننده میتواند باشد. البته شیطنت رقبای سیاسی دمکراتها نیز حائز اهمیت است.
خانم ها به خانه بشتر خواهند رسید
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
با بخشنامه وزیر محترم ارشاد جناب آقای صفار هرندی از این پس خانم ها موظفند از ساعت ۶ بعد از ظهر محیط کار را ترک کنند. نمیشه آقایان هم مشمول توفیق اجباری شوند و آنها هم به خانواده های خودشون برسند؟
شخصا معتقدم که اگر ۹۰ درصد کارکنان دولت (مخصوصا آقایان) را مرخصی با حقوق بدهند زندگی بهتری خواهیم داشت.
مردان جهان متحد شوید!
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
وبلاگ دختر خانمی حدود ۲۶ ساله در آخرین یادداشتش مفصلا از نکته ای صحبت کرده که اهمیت زیادی داره.(به این جمله میگن هویت مستقل وبلاگ!) اساس بحث بر سر این است که دختران تحصیلکرده و متجدد و ... تا ۳۰ سالگی از دختر بودن(بخوانید آزاد بودن از شوهر و تعهدات مربوطه) استفاده میکنند و بر عکس دخترانی که زود ازدواج میکنند میسوزند ولو خودشان هم انتخاب کرده باشند. وی با نمونه زنان کوچک(یعنی دخترانی که زود ازدواج کرده اند) زیادی برخورد کرده و از موضعی کاملا مثبت از موقعیت خود دفاع میکند و با نگاهی عاقل اندر سفیه نظام ارزشی کسانی که آزادانه و یا جابرانه به سطح خاصی از بلوغ در زندگی نایل شده اند را زیر سوال می برد.
۱. قاعده بر آنست که دختران در سنین جوانی تمایل بیشتری به ازدواج دارند و حتی محیط دانشگاه بیش از آنکه دلیلی برای ازدواج نکردن باشه زمینه ای برای ازدواج کردن است. حد اقل آنکه ربطی به تاخیر در ازدواج نداره.
۲. مشکل تاخیر در ازدواج دختر تا آنجا که به دختر مربوط میشه مرتبط با شرایط خاصی است که برای خودش ایجاد میکند. شرایط روحی متاثر از سلوک فردی. عبارت افسردگی را زیاد شنیده اید نه؟
۳. دلیلی وجود نداره که راهی که زنان به اصطلاح کوچک رفته اند اشتباه بدانیم. وقتی انسان ها در تعریف زندگی خود از قاعده سنت یا مدرنیزم تبعیت میکنند حق انتخاب دارند. در سنت ما ازدواج سریعتر تمجید شده و بالعکس مدرنیزم شرایط اجتماعی را ایجاد کرده که ازدواج تاخیر بیفتد. بنظر میرسه ازدواج زود هنگام در زندگی شهری امروز کار دشوارتر و آگاهانه تری است تا ازدواج نکردن که امری ساده تر شده است. البته قبول دارم که خرده فرهنگهای روستایی هنوز بر بخش زیادی از هویت شهرها حکومت میکنند.
۴. کسانی که هم دختران جوان و پیر را میشناسند و هم زنان جوان را به خوبی به رشد و بلوغ شخصیت زنان کوچک واقف میشوند. البته منظور من ازدواج دختر ۹ ساله و ۱۷ ساله نیست. کافی است زنان ۲۰ یا ۲۴ ساله را ببینید که مثلا ۲ سال از ازدواج شان گذشته و اینها را با دختران ۲۵ ساله و ۳۰ ساله مقایسه کنید. مواردی که من تا کنون دیده ایم تقریبا بلا استثنا به برتری شخصیت فردی و اجتماعی( و البته نه الزاما سطح تحصیلات و میزان تفریح فردی یا شلوغی شغلی) و تعادل روحی زنان حکم میکند. البته بحث ما اکنون در مورد زنان است وگرنه مردان هم قاعده مشابهی دارند با این تفاوت که درجه غیر متعادل بودن در پسرهای مثلا ۳۰ ساله مجرد اندکی کمتر است.
۵. صحیح نیست شکستهایمان را تئوریزه و توجیه کنیم. چرا که همان تئوریها مقدمه شکست های بعدی ما خواهند بود. تجربه گرفتن از شکستها بصیرت ایجاد میکند و نادیده گرفتن دلایل شکست گمراهی. لازم نیست راهی که خود بنا به الزامات خانوادگی و فردی و اجتماعی پیموده ایم را با نفی راههای دیگر به تایید برسانیم. راههای زیادی برای زندگی وجود دارد و اکثر و اقل بودن هم دلیل بر درستی یا غلطی نیست که اگر بود راه زنان کوچک و متوسط بیشتر طرفدار داشت.
۶. اگر ما نخواهیم ازدواج کنیم میتوانیم. دلیل هم میتوانیم داشته باشیم. اصلا شاید از جنس مخالف خوشمان نیاد. شاید هم از هیچکس خوشمان نیاید یا اگر هم به کسی علاقه مند شویم نخواهیم تعهداتی را بپذیریم. این میشود اختیار انسانی ولی نباید تصور کنیم که عرف جامعه سنتی یا مدرنیته بر حق و باطل بودن حکم میکند. عصر حجر و عصر فضا درستی و غلطی شرایط اجتماعی خاصی را تعیین نمیکنند تنها عباراتی هستند برای پوشاندن ضعف منظر.
۷. بالارفتن سن ازدواج در جامعه امروز ما بیش از آنکه به تحصیلکرده شدن دختران ربط داشته باشد به شرایط بد اقتصادی مسئولان اقتصاد خانواده(اکثرا مردان ) ربط دارد. این پسرها هستند که دلایل اندکی برای قبول مسئولیت و در میان انبوه کسانی هم که ازدواج میکنند علی القاعده این مردان هستند که موجب طلاق هستند. در این مورد هم فکر میکنم تبعیض جنسیتی نقش قاطع دارد!
اگر بخواهم بی رحمانه تر(بخوانید صریحتر) و کوتاه بگوییم:
اکثریت قاطع دختران جوان ایرانی ولو در مدرن ترین شرایط زندگی تمایلی شدید به ازدواج دارند و اگر کوچکترین فرصتی فراهم شود از دست نمیدهند. اولین آشنایی ها به اولین عشق ها تبدیل میشود و اولین عشق ها گاهی به ازدواج. اگر آشنایی هایی نباشد یا شرایط مهیا نباشد یا سابقه ای خاص مانع ذهنی باشد و یا هزاران عامل ممکن دیگر٬ عیبی نداره ... ازدواج نمیکنند ولی نه مسیری طبیعی است و نه عمومی فقط باید گفت این هم میشه....