وحدت رمز پیروزی همگان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در هر کشور
وحدت ملت
رمز اصلی پیروزی های آن ملت است
این وحدت مبتنی بر ملاحظات و پایه های مختلفی شکل می گیرد و به میزانی که پایدارتر و مستحکم تر باشد، در موفقیت ملت و کشور نقش بیشتری بازی می کند
در بین واحد های اجتماعی بزرگتر و کوجکتر از ملت نیز چنین است
در خانواده ... در طایفه و عشیره ... در قوم ... در جامعه جهانی
...
رمز شکست همیشگی باطل نیز در همین تفرقه ذاتی ناشی از نیرنگ و فریب و دروغ و خودمحوری و قدرت طلبی نهفته است
وحدت در هر سطح محترم است
با تغییر شرایط ممکن است مبانی وحدت نیز تغییر کند
آن وحدتی که بیشترین گروههای اجتماعی را به دور خویش جمع می کند، موثر تر است
جنگ حیدری نعمتی ها و اهداف بیگانگان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مشهور است که جنگی داریم به نام حیدری نعمتی. یعنی گروهی حیدری میشوند و گروهی نعمتی.
معمولا در این منازعات گروههایی که طرفدار نزاع دو دسته دیگر هستند، نخست بر تصمیات گروه مهاجم و ظالم برای حمله و تعرض تاثیر میگذارند و سپس بر گروه هدف و مظلوم برای تداوم درگیری و حتی زیاده روی و کار به جایی میرسد که نقش عناصر بیگانه در درگیری محدود به اتهامات غیرقابل قبول برای طرفین میشود.
ظالم اگر در صفوف مظلوم به حضور عناصر بیگانه برسد که طبیعی است و آنان از فرصت استفاده کرده اند و اگر مظلوم به ظالم اعتراض کند که طبق نظر و هدف و حتی با همکاری بیگانه چنین کرده است، باز هم طبیعی است. اما نکته اصلی حرکت و مسیری است که طی میشود و طبق خواسته چه کسانی است.
حکایت حیدری نعمتی را اینجا ببینید و همینجا بخوانید:
هر گاه میان دو طایفه یا قبیله اتفاق افتد آنرا اصطلاحا حیدری و نعمتی تعبیر می کنند . این ضرب المثل صرفا در مواقع بروز اختلاف و افتراق در میان قبایل و طوایف به کار نمی رود بلکه در عهد واعصار گذشته هنگامی که قدرت و نفوذ قبایل مختلفه فزونی میگرفت و دستگاه مرکزی یا احکام ولایت را جرات و توانایی سرکوبی آنها درخفا دست به تحریک و ایجاد اختلاف می زدند وبا اتخاذ شیوه حیدری ونعمتی قبایل و طوایف زورمند را به جان یکدیگر می انداختند وبا تضعیف آنها به حکومت خویش ادامه می دهند.
اما ریشه تاریخی آن: ضرب المثل بالا مربوط به پیروان دو مرد بزرگ و دو عارف عالیقدر ایران است که البته مقام و مرتبت قطب و مراد نعمتی ها به مراتب بالاتر و والا تر از حیدری ها است .قبل از آنکه به کیفیت و چگونگی اختلاف حیدری ها و نعمتی ها بپردازیم لا زم می آید حیدر و نعمت یا بهتر گفته می شود شیخ حیدر و شاه نعمت الله ولی شناخته شوند تا حقیقت مطلب عریان شود و ریشه تاریخی ضرب المثل بالا به دست آید:
شیخ حیدر فرزند سلطان جنید از اعقاب شیخ صفی الدین اردبیلی جد اعلای سلاطین صفوی است. حیدر از خدیجه بیگم خواهر امیر حسن اوزون حسن-پادشاه معروف سلسله آق قویونلو زاییده شد و با دختر همین امیرحسن یعنی دختر داییش به نام حلیمه بیگی آغا ملقب به علمشاه بیگم ازدواج کرد.ثمره این پیوند چهار فرزند به نام سلطانعلی و اسماییل میرزا و ابراهیم میرزا و سلیمان میرزا بودند که اسماییل میرزا بعدا به نام شاه اسماعیل اول بر تخت سلطنت نشست و سلسله صفویه را تشکیل داد.
تا وقتی که اوزون حسن در قید حیات بود و در خطه آذربایجان حکمرانی می کرد شیخ حیدر مورد کمال عنایت بود و از گزند اجانب و آفاق دشمنان و مخالفان ایمنی داشت ولی در دوران فرمانروایی سلطان خلیل و یعقوب فرزندان اوزون حسن موارد اختلاف فیما بین به سعایت ارباب غرض پدید آمد و سرانجام کار به جنگ وستیز کشید.
یعقوب با کمک شروان شاه بر شیخ حیدر و هفت هزار نفر از مریدانش حمله برد تا کارش را بسازد. حیدر ابتدا قشون شروان شاه را به سختی شکست داد و چیزی نمانده بود شاهد فتح و فیروزی را در بر گیرد که در این موقع سلیمان سردار اعزامی یعقوب با چهار هزار نفر سرباز تازه نفس به کمک شروان شاه رسید و تیراندازش ناگهان باران تیر به جانب شیخ حیدر رها کردند و یکی از آن تیرها به حلقومش نشست و با همان تیر جان سپرد.
893 هجری ابتدا جسد شیخ حیدر را پنهان کردند ولی بیست و یک سال بعد شاه اسماعیل صفوی نعش پدر را با تجلیل فراوان به حرم اردبیل نقل داد و مقابر اجدادش به خاک سپرد . نقل می کند که سلطان کرامات و اعتقاداتی داشت در علم نجوم متبحر بود و پیشگویهای او غالبا جامه عمل می پوشید .
2. فخر العاشقین امیر سید نور الدین شاه نعمت ولی ماهانی کرمانی در سنه 731هجری در قصبه کوه بنان کرمان و یا به قولی در قصبه کهستان هرات متولد شد . علوم ظاهری را از رکن الدین شیرازی وشمس الدین مکی وسید جلال الدین خوارزمی و قاضی عضدالدین فرا گرفت. در مکه معظمه به خدمت شیخ عبدالله یافعی رسیده ارادات گزید و قطب الدین رازی را نیز در مکه یافت .سلطان حسین اخلاطی مصری را دیده از او در گذشت. مدتها درخراسا ن و یزد و هرات به سر برده سپس به کوهستان کرمان در آمد و درقصبه ماهان اقامت گزید و به تعلیم و ارشاد مجذوبان پرداخت.
شاه از مشاهیر عرفا و اولیا و موسس سلسله مشهور نعمت اللهی است . جامع علوم عقلیه و صاحب مراتب ذوقیه و کشفیه و کرامات و خوارق عادات بوده است.به سال جنت الفردوس که مطابق حروف 834 هجری قمری می شود وفات یافت.ملقب به شاه و تخلص او سید بوده است.مرقد و مدفنش در قریه ماهان کرمان است که شهاب الدین احمد ولی دکنی بر اثر خوابی که دیده بود نسبت به سید اخلاص پیدا کرد و مخارج بنای مرقدش را بر عهده گرفت.
شاهرخ فرزند امیر تیمور و احمدشاه و بهمن شاه دکن و جمعی از دانشمندان آن عصر به حضرتش ارادات داشته اند. حیدری ها همان اعقاب و مریدان شیخ حیدر یعنی ترکان صفوی و نعمتی ها در واقع ترکان آن قو یونلو بوده اند که ایمان و اعتقاد خاص و خالصی به شاه نعمت الله ولی داشته اند و چون خانواده آق قویونلو را سلاطین صفوی تدریجا از میان بردند لذا عناد و عداوت عمیق و پیگیری در میان این دو طایفه حیدری و نعمتی به وجود آمد که بعدها به صورت رسم و سنت در میان قبایل وطوایف در آمده است .
این رسم و سنت در دهه اول محرم انجام می گرفت به این ترتیب که هنگام عزاداری چون یکی از فرقه ها به تزیین مساجد و تکایا وتدارک کتل وعلم می پرداخت فرقه دیگر صرفا به منظور ایذا و اصرار نه قتل و غارت به مساجد و تکایای آنها یورش می بردند وعلمها و کتلها و سایر زیور وزینتها راضایع می کردند.راه و روش دیگر این بود که اهالی یک محله به محله دیگر حمله می بردند بدون آنکه داخل خانه شوند و یا چیزی با خود ببرند.تنها کاری که می کردند این بود که با تبر یا تیشه نشانی وعلامتی دال بر فتح و فیروزی در خانه بجای می گذاشتند و می رفتند زیرا همان طوری که اشاره شد مقصود هر طایفه فقط تحصیل فتح و موفقیت بود لاغیر.