مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
Contact me
My Profile
Previous Months Home Archive دی ۸٩ آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آذر ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ مهر ۸۳ More ...
      زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
فضای دو قطبی و نتایج آن by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

فضای دو قطبی موجود بین آقای احمدی نژاد و حامیانش از یک سو و مخالفان وی و معترضان به تقلب گسترده در انتخابات از سوی دیگر به صورت تمام عیار شکل گرفته است. این فضا به صورت یک حوزه مغناطیسی عمل میکند و حرکت های خارج از این دو چارچوب را تضعیف میکند. همچنین این فضا به دلیل سابقه عملکرد چهار ساله ی دولت نهم به معترضان موقعیتی برتر داده تا نیروهای میانی و مردد را جذب کند. به همین دلیل هر روز از حمایت های داوطلبانه از آقای احمدی نژاد کاسته میشود و این وضعیت در میان مدت نیز آسیب های زیادی را متوجه اردوگاه ایشان و حامیانش خواهد کرد و از منزلت اجتماعی و اعتبار آنان بیش از پیش خواهد کاست.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸

نقش دشمنان خارجی در ایران و لزوم وحدت ملی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

بی تردید ایران نیز مانند بقیه کشورهای جهان
دشمنانی دارد
و این دشمنان از فرصت ضربه زدن به منافع ایران و ایرانیان
استفاده خواهند کرد
اینکه چه کسانی این فرصت را در اختیار آنان قرار داده اند
یا دشمن از چه راههایی به ملت ما صدمه میزند
موضوع دوم است
موضوع اول این است:

حفظ وحدت مردم



Link      Comments () Date: پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸

ایران را ایرانی در دست دارد ... همچنان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

شایعه ی نفوذ قدرت های بیگانه در کشور نگران کننده است.  قطعا هیچ خارجی در ایران چنین نفوذی که بعضی مطرح میکنند ندارد. نفوذی که به تغییرات عظیم دولتی یا ملتی منجر شود. بعضی سخن از روسها میگویند و بعضی از انگلیس ها و آمریکایی ها و آلمان ها. یاد این شعر سالهای دور دوران مشروطه و استبداد افتادم:

ایران شده ویران ز سه فیل

روس فیل انگل فیل آلمان فیل

 


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳۸۸

نگرانی از تعامل ایران و ایرانیان با جامعه جهانی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

اصولگرایان افراطی بی هدف نیستند. آنها عضویت ایران و ایرانیان در جامعه جهانی را هدف قرار داده اند و از تعامل با دیگران بیم دارند. حتی تعامل میان ایرانیان نیز برای آنان نگران کننده است.
 ریشه ی این بیم مربوط به احساس ضعف عمیقی است که در مواجهه با دیگران اعم از اصولگرایان منتقد و اصلاح طلبان و غیر آنها دارند.
مسدود شدن سایت های تعاملی مانند فرندفید و فیس بوک بخشی از این تلاش اصولگرایان افراطی است. ظاهرا هر تعاملی به شکست اصولگرایان افراطی می انجامد.


Link      Comments () Date: جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۸

لطفاً پایتان را از روی فیبر نوری بردارید از وبلاگ خبرنگار حمید ضیایی پرور by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

ایران در هر زمینه‌ای در منطقه اول نشده باشد مطمئنا در زمینه قطع شبکه فیبر نوری مقام اول خاورمیانه را با 190 بار قطعی این شبکه در سال داراست


Link      Comments () Date: جمعه ٢۱ فروردین ۱۳۸۸

هنر ایرانیان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

در باب هنر ایرانیان آثار زیادی نگاشته و منتشر شده است. بعضی معتقدند:
هنر نزد ایرانیان است و بس
بعضی دیگر نیز میگویند:
هنر نزد ایرانیان است و بس، کافی است


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸

شهروندان مجازی ایرانی در تابعیت مجازی دیگران by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

خیلی ساده و راحت شهروندان مجازی ایران به تابعیت و شهروندی مجازی قلمروهای دیگر در آمده اند. این موضوع را باید با حساسیت  و البته دقت دنبال کرد.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸

ایران را از ایرانی محروم نکنیم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

تصور کنید که ایرانیان همگی به دلخواه از حق رای خود استفاده کنند و در انتخابات دهم ریاست جمهوری کشور شرکت کنند. نتیجه چه خواهد بود؟
تصور این موضوع در واقع تصدیق آن است که اصولگرایان شکست سنگین دیگری را متحمل خواهند شد. شکستی بزرگتر از دوم خرداد ان شاء الله.
طبیعی است که چنین امر واضحی از چشمان اصولگرایان و به ویژه لایه های افراطی آنان پوشیده نیست و تلاش خواهند کرد که حضور غیرخودی ها را در انتخابات کاهش دهند. در وهله اول در حیطه کاندیداتوری و اگر نشد، در کاهش گروههای اجتماعی حامی کاندیداهای اصلاح طلب و هر راه ممکن و در دسترس دیگر.
تصور اینکه رای یک فعال تند روی اصولگرای با یک جوان بیست ساله مخالف اصولگرایان برابر است، اصولگرایان را نگران کرده است. روزگاری که میگفتند رای مردم زینتی است گذشته است و اصولگرایان باید به فکر کسب رای باشند و شانس زیادی نیز برای رد صلاحیت کاندیداهای اصلاح طلب ندارند.
با اعلام بی طرفی مقام معظم رهبری در انتخابات و تصریح به عدم حمایت از کاندیدای خاص که مدتی بود توسط بعضی مطرح میشد، به قول آقای هاشمی رفسنجانی، نگرانی ها رفع گردیده است. البته نگرانی اکثریتی که به اعمال حاکمیت در کشور از طریق آراء شان امیدوارند، رفع شده است وگرنه کسانی که امید به حضور دوباره احمدی نژاد دارند و یا کسانی که ناامید از تغییرند، همچنان نگرانند.

حق رای هر ایرانی برای ایران برکت است. ایران را از ایرانی محروم نکنیم.


Link      Comments () Date: شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸

نوروز از زبان دکتر شریعتی از وبلاگ روزنوشت های ژورنالیست by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از وبلاگستان:

نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ دکتر علی شریعتی

 

پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده «عقل» تکرار را نمی پسندد: اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند. نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن رو هست که این قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا بک جشن تحمیلی سیاسی نیست.


جشن جهان است و روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب و جشن شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هر «آغاز». جشن های دیگران غالباً انسان را از کارگاه ها، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغها و کشتزارها، در میان اتاق ها و زیر سقف ها و پشت درهای بسته جمع می کند: کافه ها، کاباره ها، زیر زمین ها، سالن ها، خانه ها ... در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و ... اما نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقف ها و درهای بسته فضاهای خفه لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بیکرانه طبیعت می کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته، باران خورده پاک و ... نوروز تجدید خاطره بزرگی است: خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال آن فرزند فراموشکار که، سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده خود، مادر خویش را از یاد می برد، با یادآوری وسوسه آمیز نوروز به دامن وی باز می گردد و با او، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می گیرد. فرزند در دامن مادر، خود را باز می یابد و مادر، در کنار فرزند و چهره اش از شادی می شکفد اشک شوق می بارد فریادهای شادی می کشد، جوان می شود، حیات دوباره می گیرد. با دیدار یوسفش بینا و بیدار می شود. تمدن مصنوعی ما هر چه پیچیده تر و سنگین تر می گردد، نیاز به بازگشت و باز شناخت طبیعت را در انسان حیاتی تر می کند و بدین گونه است که نوروز بر خلاف سنت ها که پیر می شوند فرسوده و گاه بیهوده رو به توانایی می رود و در هر حال آینده ای جوان تر و درخشان تر دارد، چه نوروز را ه سومی است که جنگ دیرینه ای را که از روزگار لائوتسه و کنفوسیوس تا زمان روسو و ولتر درگیر است به آشتی می کشاند. نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست: نیاز ضروری جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر، تحول، گسیختن، زایل شدن، در هم ریختن و از دست رفتن بنا شده است، جایی که در آن آنچه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار، تنها تغییر است و ناپایداری، چه چیز می تواند ملتی را، جامعه ای را، در برابر ارابه بی رحم زمان – که بر همه چیز می گذرد و له می کند و می رود هر پایه ای را می شکند و هر شیرازه ای را می گسلد – از زوال مصون دارد؟ هیچ ملتی یا یک نسل و دو نسل شکل نمی گیرد: ملت، مجموعه پیوسته نسل های متوالی بسیار است، اما زمان این تیع بیرحم، پیوند نسل ها را قطع می کند، میان ما و گذشتگانمان، آنها که روح جامعه ما و ملت ما را ساخته اند، دره هولناک تاریخ حفر شده است قرن های تهی ما را از آنان جدا ساخته اند : تنها سنت ها هستند که پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از این دره هولناک گذر می دهند و با گذشتگانمان و با گذشته هایمان آشنا می سازند. در چهره مقدس این سنت هاست که ما حضور آنان را در زمان خویش، کنارخویش و در «خود خویش» احساس می کنیم حضور خود را در میان آنان می بینیم و جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین سنت هاست.

 

 در آن هنگام که مراسم نوروز را به پا می داریم، گویی خود را در همه نورزهایی که هر ساله در این سرزمین بر پا می کرده اند، حاضر می یابیم و در این حال صحنه های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگانمان ورق می خورد، رژه می رود. ایمان به اینکه نوروز را ملت ما هر ساله در این سرزمین بر پا می داشته است، این اندیشه های پر هیجان را در مغز مان بیدار می کند که: آری هر ساله حتی همان سالی که اسکندر چهره این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید همانجا همان وقت، مردم مصیبت زده ما نوروز را جدی تر و با ایمان سرخ رنگ، خیمه بر افراشته بودند و مهلب خراسان را پیاپی قتل عام می کرد، در آرامش غمگین شهرهای مجروح و در کنار آتشکده های سرد و خاموش نوروز را گرم و پر شور جشن می گرفتند.

 


تاریخ از مردی در سیستان خبر می دهد که در آن هنگام که عرب سراسر این سرزمین را در زیر شمشیر خلیفه جاهلی آرام کرده بود از قتل عام شهرها و ویرانی خانه ها و آوارگی سپاهیان می گفت و مردم را می گریاند و سپس چنگ خویش را بر می گرفت و می گفت: " اباتیمار : اندکی شادی باید " نوروز در این سال ها و در همه سال های همانندش شادی یی این چنین بوده است عیاشی و «بی خودی» نبوده است. اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن این ملت بوده و نشانه پیوند با گذشته ای که زمان و حوادث ویران کننده زمان همواره در گسستن آن می کوشیده است. نوروز همه وقت عزیز بوده است؛ در چشم مغان در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شیعیان مسلمان.

همه نوروز را عزیز شمرده اند و با زبان خویش از آن سخن گفته اند. حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته اند "نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز ، خلقت جهان پایان گرفت و از این روست که نخستین روز فروردین را اهورمزد نام داده اند و ششمین روز را مقدس شمرده اند. چه افسانه زیبایی زیباتر از واقعیت راستی مگر هر کسی احساس نمی کند که نخستین روز بهار، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است. مسلماً آن روز، این نوروز بوده است. مسلماً بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است.

 

 هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است. مسلماً اولین روز بهار، سبزه ها روییدن آغاز کرده اند و رودها رفتن و شکوفه ها سر زدن و جوانه ها شکفتن، یعنی نوروز بی شک، روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار، آفتاب در نخستین روز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است. اسلام که همه رنگ های قومیت را زدود و سنت ها را دگرگون کرد، نوروز را جلال بیشتر داد، شیرازه بست و آن را با پشتوانه ای استوار از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان، مصون داشت. انتخاب علی به خلاف و نیز انتخاب علی به وصایت، در غدیر خم هر دو در این هنگام بوده است و چه تصادف شگفتی آن همه خلوص و ایمان و عشقی که ایرانیان در اسلام به علی و حکومت علی داشتند پشتوانه نوروز شد. نوروز که با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت: سنت ملی و نژادی، با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تازه ای که در دل های مردم این سرزمین بر پا شده بود پیوند خورد و محکم گشت، مقدس شد و در دوران صفویه، رسماً یک شعار شیعی گردید، مملو از اخلاص و ایمان و همراه با دعاها و اوراد ویژه خویش، آنچنان که یک سال نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز. این پیری که غبار قرن های بسیار بر چهره اش نشسته است، در طول تاریخ کهن خویش، روزگاری در کنار مغان، اوراد مهر پرستان را خطاب به خویش می شنیده است پس از آن در کنار آتشکده های زردشتی، سرود مقدس موبدان و زمزمه اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می خوانده اند از آن پس با آیات قرآن و زبان الله از او تجلیل می کرده اند و اکنون علاوه بر آن با نماز و دعای تشیع و عشق به حقیقت علی و حکومت علی او را جان می بخشند و در همه این چهره های گوناگونش این پیر روزگار آلود، که در همه قرن ها و با همه نسل ها و همه اجداد ما، از اکنون تا روزگار افسانه ای جمشید باستانی، زیسته است و با همه مان بوده است ، رسالت بزرگ خویش را همه وقت با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمیت انجام داده است و آن، زدودن رنگ پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح است و در آمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز با روح شاد و جانبخش طبیعت و عظیم تر از همه پیوند دادن نسل های متوالی این قوم که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته و همواره تیغ جلادان و غارتگران و سازندگان کله منارها بند بندش را از هم می گسسته است و نیز پیمان یگانگی بستن میان همه دل های خویشاوندی که دیوار عبوس و بیگانه دوران ها در میانه شان حایل می گشته و دره عمیق فراموشی میانشان جدایی می افکنده است.

 

و ما در این لحظه در این نخستین لحظات آغاز آفرینش نخستین روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورایی نوروز را باز بر می افروزیم و درعمق وجدان خویش، به پایمردی خیال، از صحراهای سیاه و مرگ زده قرون تهی می گذریم و در همه نوروزهایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما بر پا می شده است با همه زنان و مردانی که خون آنان در رگ هایمان می دود و روح آنان در دل هایمان می زند شرکت می کنیم و بدین گونه، بودن خویش، را به عنوان یک ملت در تند باد ریشه برانداز زمان ها و آشوب گسیختن ها و دگرگون شدن ها خلود می بخشیم و در هجوم این قرن دشمنکامی که ما را با خود بیگانه ساخته و خالی از خوی برده رام و طعمه زدوده از شخصیت این غرب غارتگر کرده است، در این میعاد گاهی که همه نسل های تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند با آنان پیمان وفا می بندیم امانت عشق را از آنان به ودیعه می گیریم که هرگز نمیریم و دوام راستین خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری ریشه، در عمق فرهنگی سرشار از غنی و قداست و جلال دارد و بر پایه اصالت خویش در رهگذر تاریخ ایستاده است بر صحیفه عالم ثبت کنیم .


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٤ فروردین ۱۳۸۸

مهاجران ایرانی درخارج از کشور by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

مهاجران به عنوان نمایندگان ایران در کشورهای مختلف مطرح نیستند. چرا که از نظر عاطفی و هویتی به وضعیت فعلی جامعه ایران مرتبط نمیشوند. ایجاد ارتباط نیازمند تغییر است. تغییر در داخلی ها. تغییر در خارجی ها


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٤ فروردین ۱۳۸۸

تغییر ایران و ایرانی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

کشورمان ایران و خودمان به عنوان ایرانی، نیازمند تغییر است. بهبود همیشگی حق مسلم ماست.


Link      Comments () Date: یکشنبه ٢ فروردین ۱۳۸۸

نوروز در فرهنگ ‌کشورهای منطقه by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

منشاء و زمان پیدایش نوروز به درستی معلوم نیست، اما این جشن قدمتی سه هزار ساله دارد و قدیمی‌ترین آیین ملی در جهان به شمار می‌رود. در برخی از متون کهن ایران از جمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متون کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است. ابداع نوروز در شاهنامه بدین صورت روایت شده است که...

نوروز در ایران و چند کشور منطقه که دارای فرهنگ مشترک با ایران هستند جشن گرفته می شود، اما در چند سال اخیر برخی دیگر از کشورها آن را در قالب تعطیلات رسمی خود گنجانده اند و این نماد در حال تبدیل شدن به یک نماد جهانی است.
به گزارش مهر، جشنها اصولاً هویت ملی و یا دینی هر ملتی را تشکیل می دهند و هر مراسمی بیانگر علائق، سلیقه ها و فرهنگ ملت و تعلقات قومی آن به شمار می رود.

جشنها امروزه در بین تمامی اقوام مختلف برگزار می شود و این جشنها در هر نقطه و منطقه ای از زمین با دیگر نقاط متفاوت است و در صورتی که مراسمی حرکت خود را از یک قالب ملی و منطقه ای آغاز و به یک نماد بین المللی تبدیل شود می توان دلیل آن را وجود ارزشهای مشترک انسانی در آن دانست که منعکس کننده فطرت انسانها و تمایل آنها در کنار هم زیستن و صلح است.

عید نوروز و جشنهای سال نو شمسی یکی از جشنهای مهم در بین ایرانیان است. این جشنها که با آغاز فصل بهار و بیداری طبیعت آغاز می شود همان حرکتی است که از یک فرهنگ ملی سرچشمه گرفته و در حال تبدیل شدن به یک "نماد جهانی" است.

این مسئله تا بدانجا اهمیت دارد که سازمان ملل سازمان ملل برای ثبت عید نوروز به عنوان یک روز جهانی آن را به نظر سنجی گذاشت.

تاریخچه

منشاء و زمان پیدایش نوروز به درستی معلوم نیست، اما این جشن قدمتی سه هزار ساله دارد و قدیمی‌ترین آیین ملی در جهان به شمار می‌رود. در برخی از متون کهن ایران از جمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متون کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است. ابداع نوروز در شاهنامه بدین صورت روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او جهان منور شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند. برخی از روایتهای تاریخی نیز آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد.طبق این روایتها رواج نوروز در ایران به 538 سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش به بابل بازمی‌گردد. همچنین در برخی از روایتها از زرتشت به‌عنوان بنیانگذار نوروز نام برده شده است.

با افزایش محبوبیت عید نوروز در آسیای میانه و همچنین با اعلام رسمی شدن این مراسم در ترکیه، جهان در آینده نزدیک شاهد برگزاری آن در ابعاد وسیعتر خواهد بود.

نوروز در آذربایجان

عید نوروز در جمهوری آذربایجان همسایه شمالی ایران از اهمیت ویژه ای برای مردم این سرزمین دارد. نوروز به عنوان عید رسمی و ملی جمهوری آذربایجان بین مردم ارزش خاصی دارد. پس از استقلال جمهوری آذربایجان در 18 اکتبر 1991 عید نوروز از خانه‌ها به محله‌ها و سپس به میادین شهرها گسترش یافت و تبدیل به یک آیین و مراسم رسمی شد.

در سال جاری هیئت دولت آذربایجان، به مناسبت این عید 8 روز تعطیل رسمی اعلام کرد. در جمهوری آذربایجان درباره پیدایش جشن نوروز اسطوره‌ها و افسانه‌های گوناگونی نقل شده است. مثلاً در روایتی آمده است سیاوش پسر کیکاووس به کشور افراسیاب سفر می‌کند افراسیاب از وی به نحو قابل توجهی پذیرایی می‌کند و حتی دخترش را به عقد وی در می‌‌آورد و سیاوش به یاد سفرش از دیار افراسیاب دیوار بخارا را بنا می‌کند. ولی دشمنان که از این امر ناخرسند بوده‌اند میان سیاوش و افراسیاب را بر هم زده به طوری که افراسیاب تصمیم به قتل سیاوش می‌گیرد و پس از کشته شدن سیاوش دستور می‌دهد جنازه‌اش را روی کنگره‌های دیوار بخارا قرار دهند. زرتشتیان جسد وی را برداشته و در قدمتگاه دروازه شرقی دفن می‌کنند و مرثیه‌های بسیاری در وصف سیاوش و مرگش سرودند به طوری که این مرثیه‌ها بین مردم گسترش یافت و در همین سیاوش مرثیه‌ها روز دفن سیاوش را زرتشتیان نوروز نامیدند.

اهالی آذربایجان بعد از پایان چله کوچک خود را برای استقبال از عید نوروز آماده می‌کنند و مردم از آن به عنوان عید صلح و دوستی و وحدت و یکپارچگی یاد می‌کنند و طبق آیین‌های باستانی، آنهایی که قهر هستند آشتی می‌کنند و قهر و کینه از میان برداشته می‌شود. در آذربایجان بر خلاف ایران مراسم سیزده‌ بدر برگزار نمی‌شود.

 در آذربایجان رابطه با عید نوروز جای مهمی به اعتقادات و فال‌ها داده می‌شود به طوری که در شب چهارشنبه سوری دختران نو رسیده در ته دل فالی گرفته و و مخفیانه پشت درنیمه باز به انتظار ایستاده و اگر در این هنگام حرف خوب و موافقی بشنوند آرزویشان برآورده شده و اگر حرف نامناسبی می‌شنیدند نیتشان عملی نمی‌گشته است. بنابراین برمبنای آیین عید مردم از بدگویی و حرف نامناسب دوری می‌جویند.

تاجیکستان و مراسم نوروز

جشن نوروز برای مردم تاجیکستان بویژه بدخشانیان تاجیکستان جشن ملی نیاکان است که برای مدت سه روز برگزا می شود. آنها از این مراسم به عنوان رمز دوستی و زنده شدن کل موجودات یاد می‌کنند و به نام "خیدیر ایام" یعنی جشن بزرگ معروف است.

مراسم گل گردانی

پیش از فرا رسیدن نوروز کودکان تاجیکستان با برگزاری مراسم "گل گردانی" به دیگران پیغام می رسانند. این مراسم یک هفته قبل از نوروز، یعنی در اوائل دهه دوم ماه مارس از سوی گروهی از کودکان که در دست گلهای سیه گوش، بایچیچک یا نوروزی دارند اجرا می شود. این کودکان به هر منزل مسکونی نزدیک شده و با قرائت شعرهایی فارسی فصل بهار را به صاحبان آن خاندان شادباش می گویند.

در پاسخ به تبریکات کودکان، صاحب خانه ها به آنها مقداری گندم، نخود، نسک و انواع دیگر محصولات غله یا شیرینی اهدا می کنند و کودکان با جمع آوردن عیدی خود این مواد را به منزل یکی از دوستان می برند و صاحب منزل برای آنها غذای نوروزی آماده می کند.

چهارشنبه سوری (آتش پَرَک)

"آتش پَرَک" از دیگر آئینهای نوروزی است. سه مشعل از چوب درخت سرو روشن می شود و مردم، به خصوص جوانان و دختران از بالای شعله آتش می پرند تا بدین وسیله کینه و کدورت و غم و درد خود را بیرون می کنند.

در نخستین روز نوروز مراسم "جفت براران" صورت می گیرد و به این دلیل از نوروز به عنوان عید بهار و آغاز کشت و کار برای کشاورزان نام می برند.

گل گشت، تفریح در پارکها، خرید،  برگزاری مراسم فرهنگی و کشتیهای محلی از دیگر برنامه های تاجیکها برای گرامیداشت نوروز به شمار می رود.

مردم تاجیکستان به ویژه بدخشانیان تاجیک در ایام عید نوروز خانه تکانی می‌کنند و به رسم دیرینه قبل از شروع عید بانوی خانه وقتی که خورشید به اندازه یک سر نیزه بالا آمد دو جارو را که سرخ رنگ است و در فصل پاییز از کوه جمع آوری کرده‌اند و تا جشن نوروز نگاه داشته‌اند در جلوی خانه راست می‌‌گذارند. چون رنگ سرخ برای این مردم رمز نیکی و پیروزی و برکت است. پس از طلوع کامل خورشید هر خانواده‌ای می‌‌کوشد هر چه زودتر وسایل خانه را به بیرون آورده و یک پارچه قرمز را بالای سردر ورودی خانه بیاویزد که این معنی همان رمز نیکی و خوشی ایام سال را در داخل خانه مرتب چیده و با باز کردن در و پنجره به نوعی هوای نوروزی و بهاری را که معتقدند حامل برکت و شادی است وارد خانه نماید.

در این سرزمین پختن شیرینی ویژه و غذاهای متنوع جزو رسم و رسوم این ایام است. همچنین برگزاری دیگر تفریحات نیز در این ایام به شادی آن می‌‌افزاید و یکی از غذاهای معروف این ایام "باج" نام دارد در این غذا کله پاچه گوسفند را با گندم پخته و دیگران را با آن مهمان می‌کنند.

نوروز در قزاقستان

مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاری می‌‌دانند و بر این باورند که در این روز ستاره‌های آسمانی به نقطه ابتدایی می‌‌رسند و همه جا تازه می‌شود و روی زمین شادمانی بر قرارمی‌شود.

در شب سال تحویل تا شب قزیر صاحبخانه دو عدد شمع در بالای خانه اش روشن می‌کند وخانه اش را خانه تکانی کرده و چون مردم قزاق باور بر این دارند که تمیز بودن خانه در آغاز سال نو باعث می‌شود افراد آن خانه دچار بیماری و بدبختی نشوند.

در شب نوروز دختران روستایی قزاق با آخرین گوشت باقیمانده از گوشت اسب که "سوقیم" نام دارد غذایی به نام "اویقی آشار" همراه با آویز می‌‌پزند و از جوان‌هایی که دوستشان دارند پذیرایی می‌کنند. آنان نیز در قبال آن به دختران آینه و شانه و عطر هدیه می‌کنند که آن را "سلت اتکیتر" می‌‌نامند و به معنی علاقه آور می‌‌باشد.

در عید نوروز جوانان یک اسب سرکش را زین کرده و عروسکی که ساخته دست خودشان است با آویز زنگوله‌ ای به گردنش در ساعت سه صبح که ساعتی معین از شب قزیر است رها نموده تا از این طریق مردم را بیدار نمایند. عروسک در حقیقت نمادی از سال نو است که آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام می‌کند.

همچنین پختن غذایی به نام نوروز گوژه ( آش) که تهیه آن به معنی خداحافظ با زمستان و غذاهای زمستانی است و از هفت نوع ماده غذایی تهیه می‌شود در این ایام جزو آیین و رسوم این سرزمین می‌‌باشد.

نوروز برای قزاق‌ها بسیار مقدس بوده و اگر در این روز باران یا برف ببارد آن را به فال نیک گرفته و معتقدند سال خوبی پیش رو خواهند داشت.

مسابقات معروفی نیز در این ایام در قزاقستان برگزار می‌شود که مهمترین آنها "قول توزاق" است که بین گروههای مرد و زن برگزار می‌شود. اگر برنده زن‌ها باشند قزاق‌ها معتقدند آن سال خوب و پربرکتی است اگر مردها پیروز شوند آن سال نامساعد خواهد بود. از دیگر مسابقات می‌توان به کوکپار برداشتن بز از مکانی مشخص توسط سواران، آودار یسپاق، قیزقوو و آلتی باقان اشاره نمود.

در عصر نوروز نیز مسابقه آیتیس آغاز می‌شود که مسابقه شعر و شاعری است.

نوروز در ترکمنستان

در ترکمنستان طبق رسم قدیم و جدید، دوبار در سال جشن نو گرفته می‌شود. یکی از این جشن‌ها با استناد به تقویم میلادی که به تائید سازمان ملل رسیده به عنوان جشن بین المللی (سال نو) شناخته می‌شود و دیگری برگزاری عید نوروز به نشانه احیای دوباره آداب و رسوم دیرینه مردم ترکمنستان است.

عید نوروز در ترکمنستان جشن کشاورزانی است که آذوقه مردم را تامین می‌کنند و به همین دلیل کشاورزان دامنه‌های کوه "کپت داغ" و کناره‌های آمودریا با عظمت خاصی نوروز را جشن می‌گیرند. به اعتقاد مردم ترکمنستان، زمانی که جمشید به عنوان چهارمین پادشاه پیشدادیان بر تخت سلطنت نشست، آن روز را نوروز نامید.

پس‌ از استقلال‌ کشور ترکمنستان‌ رییس‌ جمهوری‌ این کشور به‌ منظور احیای‌ رسم‌ دیرین‌ کشور که‌ از نسلهای‌ پیش‌ وجود داشته‌، سال‌ نو را «نوروز» اعلام‌ نمود. امروز عید نوروز به‌ عنوان‌ جشن‌ ملی‌ به‌ رسمیت‌ شناخته‌ شده است. مردم ترکمنستان عقیده دارند زمانی که جمشید به عنوان چهارمین پادشاه پیشدادیان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز نامیدند. آنها در این ایام با پختن غذاهای معروف نوروزی مانند: نوروز کجه، نوروز بامه، سمنی (سمنو) و اجرای بازی‌های مختلف توسط جوانان ترکمن حال وهوای دیگری به این جشن و شادی می‌‌دهند.

در ایام نوروز مسابقات مختلفی در ترکمنستان برگزار می‌شود که می‌توان به مسابقات اسب دوانی، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی، و غیره اشاره نمود.

نوروز در قرقیزستان

عید نوروز در قرقیزستان تنها یک روز آن هم در روز اول یا دوم فروردین ماه است. اگر اسفند 29 روز باشد اول فروردین و اگر 30 روز باشد در روز دوم فروردین برگزار می‌شود. مراسم جشن این روز را در شهرها دولت تدارک می‌بیند و در روستاها بزرگان و ریش سفیدان در برگزاری آن دخالت دارند. در شهرها در میادین بزرگ و در روستاها در بیابان‌های اطراف این جشن برگزار می‌شود.

در قرقیزستان در این روز پختن غذاهای معروف قرقیزی مثل بش بارماق، مانته برسک، و کاتما مرسوم است که به صورت رایگان بین حاضران در جشن پخش می‌شود.

در قرقیزستان در این روز افزون بر جشن برگزاری یک سری مسابقات از قبیل سوارکاری و غیره نیز مرسوم است و به گونه چشم گیری در این روز مسابقات دنبال می‌شود و جوایز ارزنده‌ای به نفرات برتر داده می‌شود.

 نوروز در ازبکستان

مردم ازبکستان نیز هرسال اول فروردین را به عنوان عید نوروز، جشن می‌گیرند. نوروز در بین ازبک ها از خانه تکانی آغاز می گردد. زنان و دختران وسایل خود را از خانه ها بیرون آورده و آن را در آفتاب پهن می کنند تا  بوی آفتاب نوروزی به خانه و کاشانه آنها دمیده و هوای آن را گوارا سازد. بعضا هر طبق، بشقاب و یا کوزه و کاسه شکسته خود را دور افکنده دیگ ها را از آب باران فروردین پر می کنند تا باشد که تمام سال رزق خانواده آنها فراوان و پر و پیمان باشد.

آنها از شیره گندم نو رسته به طور دسته جمعی و با سرود و ترانه سمنک های تنوری می پزند. مردم ازبک نوروز را با عبور لک لک ها تشخیص می دهند و بعضی ها فال پرنده می بینند و پیشگوییها می کنند.

در این روزها دختران قفلها را به اشخاص معتبر و سیراولاد ( دارای فرزند زیاد) می دهند که بگشایند تا بختشان گشاده گردد. زنهای بی فرزند برای حامله شدن بر لب آب روان می نشینند و کلوخ در آب می اندازند و دعا می کنند. جوانان در زمین های چمن کشتی می گیرند و در بزکشی ها شرکت می ورزند.

اسلام کریم اف رئیس جمهوری این کشور در یکی از پیام های نوروزی خود خطاب به مردم گفت:"در نوروز نیرویی نهفته است که هر انسان را باهر گرایش دینی و ملیت نسبت به هم متحد و مهربان" می‌کند.

 نوروز در روسیه

شوروی یک امپراطوری بود بیش از یک صد قوم و ملت به اجبار متعهد شده بودند و به عنوان مردم شوروی معرفی می شدند. در آن زمان همه آداب و رسوم تاریخی و اعیاد از جمله عید نوروز به عنوان میراث مضر گذشتگان تبلیغ و اعیاد جدید و ساختگی شوروی جایگزین آن می شد. اما امروزه حتی دامنه محبوبیت مراسم باستانی نوروز به روسیه نیز کشیده شده است. هر ساله در عید  نوروز مراسمی در داغستان روسیه برگزار می شود.

در مراسمی که در فروردین سال 1386برای سومین سال پیاپی در دانشکده خاورشناسی دانشگاه دولتی داغستان برگزار شد دکتر "نوری محمدزاده" مدیر مرکز ایران شناسی این دانشکده به تشریح تاریخچه این عید پرداخته و گفت: برگزاری عید نوروز در داغستان نشانگر تاثیر عمیق تاریخی و علاقه شدید مردم داغستان به تمدن کهن ایران می باشد چه اینکه این عید از زمان ساسانیان در داغستان با شکوه و عظمت خاصی جشن گرفته می شود.

در این مراسم پروفسور "ماگمد عبدوسلا اف" معاون رئیس دانشگاه دولتی داغستان و رئیس کرسی زبان انگلیسی این دانشگاه با تشکر از مرکز ایران شناسی نیز به همه حضار اشاره کرد که برگزاری عید نوروز در دانشکده به یک سنت حسنه تبدیل شده است و پیشنهاد کرد تا از این به بعد این عید در سطح دانشگاه بعنوان یک جشن بزرگ برگزار شود.

روسلان قدیراف رئیس کرسی ادبیات ایران و ترکیه در این مراسم گفت: برگزاری چنین جشن هایی علاقه زیادی در دانشجویان و محققین برای شناخت بیشتر زبان و ادب و فرهنگ و تاریخ ایران زمین ایجاد می کند.

نوروز در افغانستان

عید نوروز در افغانستان از دیر زمان مرسوم بوده است.  نوروز در بلخ و مرکز آن مزار شریف هنوز به همان شکل و شکوه پیشین برگزار می‌شود. در روزهای اول سال همه دشت‌های بلخ ودیوار و پشت بام‌های گلی آن پر از گل سرخ می‌شود. در اولین روز عید نوروز بیرق سخی که منسوب به امیر المومنین (ع) می باشد در مزار شریف و در سخی کابل بر افراشته می شود.  "علم" امام علی با مراسم خاص و با شکوهی برافراشته می‌شود. با افراشته شدن آن جشن نوروز نیز رسماً آغاز می‌شود و تا 40 شبانه روز ادامه می‌‌یابد و در این مدت نیازمندان و بیماران برای شفا در پای این علم مقدس به چله می‌‌نشینند. گفته شده بسیاری از بیماران لاعلاج در زیر همین علم شفا یافته اند.

مردم این سرزمین بر این باورند که اگر بر افراشته شدن علم به آرامی و بدون لرزش و توقف از زمین بلند شود سالی که در پیش است نیکو و میمون است.

از آئین و رسم نوروزی در سرزمین بلخ می‌توان انجام مسابقات بزکشی، شتر جنگی، شتر سواری، قوچ جنگی و کشتی خاص این منطقه اشاره نمود. در افغانستان نوروز همزمان با آغاز کار و تلاش است. مدارس در افغانستان با فرا رسیدن فصل بهار آغاز می شود و دانش آموز و دانشجویان پس از تعطیلات زمستانی دو باره به سر کلاس می روند.

 نوروز در پاکستان

در پاکستان نوروز را "عالم افروز" یعنی روز تازه رسیده که با ورود خود جهان را روشن و درخشان می‌کند می‌‌نامند. در این کشور گروه‌ها و دسته‌های مختلف دینی و اجتماعی در صفحات اول تقویم‌های خود به تفسیر و توضیح نوروز و ارزش و اهمیت آن می‌‌پردازند و این تقویم را در پاکستان (جنتری) می‌‌نامند.

در ایام نوروز مردم از گفتار نامناسب پرهیز نموده و با  نوازش یکدیگر با احترام و اخلاص از همدیگر نام می‌‌برند. همچنین سرودن اشعار نوروزی به زبان‌های اردو، دری و عربی در این ایام مرسوم است که بیشتر در قالب قصیده و غزل بیان می‌شود.

پاکستانی‌ها بر این باورند که مقصد نوروز، امیدواری و در امن و صلح و آشتی نگهداشتن جهان اسلام و عالم انسانیت است تا آنجا که آزادی و آزادگی، خوشبختی و کامیابی، محبت و دوستی و برادری و برابری همچون بوی خوش گلهای بهاری در دل و جان مردمان جایگزین می‌گردد.

نوروز در ترکیه

 مردم عثمانی که ترکیه امروز بخشی از آن امپراطوری بشمار می رود عید نوروز را به عنوان یکی از معدود ایام جشن می گرفتند. در این روز حکیم باشی معجون مخصوصی که (نوروزیه) نامیده می‌‌شد جهت پادشاهان و درباریان تهیه می‌‌نمود که گفته شده است این معجون از چهل نوع ماده مخصوص تهیه می‌‌شده که شفابخش بسیاری از بیماری‌ها و دردها بوده و باعث افزایش قدرت بدنی می‌‌شده است. مردم این سرزمین نوروز را آغاز بهار طبیعت و شروع تجدید حیات و طراوت در جهان و برخی روز مقدس در کنار شب قدر و شب برائت و برخی عامل اتحاد و همبستگی و حتی آن را زادروز امام علی و تعیین ایشان به خلافت و سال روز ازدواج ایشان با حضرت فاطمه زهرا(س) دانسته اند.

نوروز تا نخستین سال‌های تشکیل جمهوری ترکیه در میان ترکان این کشور برگزار می شد، اما بتدریج این مراسم اهمیت پیشین خود را از دست داد، تا مدتها این جشن در مناطق کردنشین و در پاره‌ای از مناطق شمال رسم وآئین نوروز موجودیت خود را حفظ کرد. اما در چند سال اخیر دولت ترکیه با عنایت به سیاست همگرایی با کردها علاقمندی خود را به برگزاری این عید به صورت ملی اعلام کرده است تا جائیکه وزارت آموزش و پرورش ترکیه در اواسط ژانویه 2005 طی بخشنامهای به مراکز آموزشی این کشور، خواهان برگزاری آئین های ویژه عید نوروز به عنوان عید رسمی شد.

در اساسنامه جدید آموزش‌ و پرورش ترکیه، عید نوروز به عنوان عید ملی این کشور پذیرفته و به مراکز آموزشی ابلاغ شد که از این پس در روز 21 ماه مارس (اول فروردین) آئین‌های فرهنگی و هنری برای بزرگداشت این عید برگزار شود.

در این بخشنامه با اشاره به اینکه عید نوروز در کشورهای منطقه و آسیای میانه جشن گرفته می‌شود، از مسئولان مراکز آموزشی خواسته شده است که عید نوروز را به عنوان یکی از عیدهای ملی به دانش‌آموزان معرفی کنند.

علاوه بر این مسئله عید نوروز در شهرهای جنوب شرقی ترکیه، مانند دیاربکر، شانلی اورفا، ماراش، و مرسین، به صورت باشکوهی برگزار می شود که بیشتر منعکس کننده فولکلر مردم آن نواحی است. از ویژگی های آن یکی نواختن پر سر و صدای سورنا و دهل و دیگری ایراد سخنرانی های آتشین در کنار کپه های آتش است. این آئین ها در میدان های بزرگ و اصلی شهرها و روستا ها برگزار می گردد و جمعیت انبوهی از زن و مرد، در حالی که دست هم را می گیرند، به دور کپه های آتش به رقص و پایکوبی می پردازند. در خانه ها پختن شیرینی های خانگی و غذا های خاص نوروز از سنت های دیگر مراسم نوروزی است.

نوروز در عراق

عراق یکی دیگر از کشورهای منطقه است که عید نوروز را جشن می­گیرد. دولت به مناسبت عید نوروز پنج روز تعطیل رسمی اعلام می کند و بیشتر مقام­های عالی کشور بویژه کردها مراسم ویژه نوروز برگزار می­کنند.
 
درباره سابقه عید نوروز در عراق باید گفت از نخستین روز تاسیس حکومت کنونی عراق، در این کشور نوروز تعطیل رسمی بوده و یکی از اعیاد و روزهای مهم عراق محسوب می­شده است.

در زمان حکومت صدام حسین با وجود این که وی دشمنی سرسختانه ­ای با آئین های غیر عربی داشت، مراسم عید نوروز برگزار می­شد. با سقوط رژیم بعث و تاسیس نظام جدید و نوپای فعلی در عراق نوروز اهمیت ویژه­ای در این کشور پیدا کرد. به گونه­ ای که در نخستین روز بهار که مصادف با اول فرودین سال خورشیدی می­شود، مقام های سیاسی این کشور عید نوروز را به ملت عراق تبریک می گویند.
 
کردهای عراق در نوروز رسم دارند که اگر کسی در طول سال عزیزش را از دست داده باشد، در خانه خود می­ماند و اقوام و دوستانش برای به اصطلاح ابلاغ جای خالی عزیز از دست رفته­اش به دیدن وی می­آیند.
 
در میان کردهای عراق اقوام دیگری نیز وجود دارند که همانند کردها نوروز را برگزار می­کنند.این قوم ایزدی­ها یا یزیدی­ها هستند که عموما در شمال عراق زندگی می­کنند.
 
دکتر خلیل جندی رشو،استاد دانشگاه گوتینگن آلمان، درباره جشن سال این اقوام می گوید: "جشن چهارشنبه سوری در واقع جشن اول سال ایزدی­هاست که در بین ملت­های دیگر مثل ایرانیان نوروز خوانده می شود. ولی ایزدی­ها این جشن را هر ساله چهارشنبه سور یا چهارشنبه سرخ می نامند. این جشن در شب اولین چهارشنبه ماه آوریل که ایزدی­ها بر اساس نام­ ماه­های سریانی "نیسان " می گویند، برپا می شود."

ایزدی ها در عید تخم مرغ رنگ می کنند، چرا که شکل تخم مرغ شبیه زمین است و رنگ کردن آن به این معنی است که می خواهند دنیا به این رنگ ها باشد و باعث سبزی دشت و صحرا شود. رسم جالب دیگر آنها این است که صبح زود سال نو به دشت ها می روند و دست و روی خود را با قطرات شبنم مسح می کنند و باور دارند که اگر کسی مریض باشد با این عمل بیماری­اش شفا می یابد.
 
آرد نیز در جشن سر سال ایزدی ها نقش مهمی دارد. آنها در شب جشن به دشت می روند و با آردی که با خود برده­اند خمیر درست می کنند. بعد دسته گلی در وسط این خمیر فروکرده و آن را بالای در خانه هاشان آویزان می کنند. بدین معنا که بهار به خانه شان آمده است.
 
همچنین زنان نانی به نام سوک می پزند که برای خیرات به گورستان می­برند. ایزدی ها نیز مانند برخی از اقوام کرد آئینی را به جا می­آورند که به آن "طواف" و گاهی نیز "جمی" می گویند.
 
نخستین طواف در یک ده ایزدی به نام  "باشک وبخرانه " در روز جمعه پس از چهارشنبه سور شروع می شود و پس از آن تقریبا در همه روستاهای یزیدی­ها نیز آغاز می شود. هرطواف کننده یک فرشته دارد که تنها ویژه ایزدی هاست. این طواف­ها تا آخر ماه ششم میلادی که ایزدی ها به آن "هزیران" [حریزان] می گویند ادامه پیدا می کند و این نشان نوروز دربین ایزدی­هاست.
 
ایزدی­ها در هر فصل سال جشنی دارند اما ویژگی جشن سر ساله که در اولین چهارشنبه ماه نیسان یعنی آوریل برگزار می شود، این است که مردم پس از سیزده روز دوباره جشن می گیرند که با سیزده بدر ایران قابل مقایسه است.

"نوروزی" در زنگبار

در زنگبار به مراسم نوروز ، "نوروزی" گفته می شود.

"زنگی" یک واژه فارسی  است به معنی تیره رنگ، قهوهای و سیاه، "بار" یعنی جایگاه ، محل، کاخ مانند و نیز به معنی ساحل، کناره و کرانه و زنگبار یعنی ساحل سیاهان و یا سرزمین سیاهان. غیر اعراب این واژه را ، به گویش " زنجبار" به کار می برند و اروپائیان آن را  "زنزیبار" می خوانند.

زنگبار، در سواحل شرقی قاره آفریقا قرار دارد و ایرانی ها از دوران هخامنشی ها با این بخش از آفریقا در رفت و آمد بازرگانی بوده اند.

در زمانهای کهن ، بویژه پس از یورش تازیان به ایران زمین ، گروه بزرگی از مردم شیراز به زنگبار، کوچ کردند و از همان زمانها ، آئین های ایرانی مانند نوروز را نیز با خود بهمراه بردند و اینک سالهاست که نوروز جشنی شناخته شده به نام " نوروزی " در زنگبار می باشد.

کدبان علی عطار، مستند ساز ایرانی که در زمینه نوروز در کشورهای گوناگون چندین فیلم تهیه کرده است ، می نویسد " در دوران پایانی سده 19 و ابتدای سده بیستم ، دولت انگلستان جزیزه رنگبار را که در نزدیکی کرانه باختری آفریقا قرار دارد به تصرف خود درآورد و برای پیشبرد بخشی از کارهای فنی در آنجا ، گروهی از پارسیان هند را که در " گجرات " هندوستان زندگی می کردند استخدام و به آنجا فرستاد و به این ترتیب 150 خانواده پارسی نیز در زنگبار ماندگار شدند و در آنجا آتشکده خود را بر پا کردند و با آتشی که از معبدهای خود در هند آورده بودند این آتشکده ها را روشن کردند و همه ساله جشن ملی نوروز را برپا داشتند.

 "پرویز " خانم خانواده داروخانه ولا از خانواده های زرتشتی- پارسی زنگبار که هنوز درآن جزیره اقامت دارند . شوهر او بمی است که به گفته خودش همان بهمن فارسی است.

خانم پرویز می گوید: پارسیان در آئینهای خودشان دو جشن نوروز دارند. یکی از آنها در اول فروردین که جمشید نوروز نامیده می شود. دیگری که نوروز سال نوست در 22 اوت یا اول شهریور برگزار می شود که تقریباً همزمان با شهریورگان زرتشتیان ایران است ولی مراسم سال نوی پارسیان زنگبار به دلایلی به این روز انتقال یافته است.

با وجود اینکه پارسی ها بنا به گفته خانواده داروخانه ولا 22 اوت را اول سال نوی خود می دانند، ولی در این روزها تغییر آب و هوا و برابری شب و روز چه در زنگبار و چه در هند به دلیل نزدیکی به خط استوا، چنانچه در ایران محسوس است، حس نمی شود. با این وجود پارسی ها جمشید نوروز را با شکوه برگزار می کنند. وقتی در گفته های پرویز و بمی داروخانه ولا دقت می کنیم، شباهت های این جشن با نوروز ایران، تاجیکستان و آذربایجان می بینیم.

خانم پرویز می گوید: "ما از صبح زود شروع به پختن غذا می کنیم. خویشاوندان همه در خانه یکی از افراد خانواده جمع می شوند و همه با هم غذا می خورند. هر کس دلش می خواهد برای عبادت به آتشکده می رود. دعا می کند و به موبد پول می دهد تا برای او دعا کند. برای صبح عید ما غذای مخصوص درست می کنیم که آنرا وارمیسلی می گوییم و همینطور شیرینی درست می کنیم و بعضی وقتها مرغ می پزیم."

نوروز در مصر

قبطیان مصر نیز جشنی سالانه به‌ نام "نیروز" دارند که به عربی به آن "النیروز" می‌گویند. این جشن هر سال در اول پائیز برگزار می‌شود و روز آغاز سال در تقویم قبطیان است. در مورد سابقه این جشن برخی معتقدند که یادگاری از دوره تسلط هخامنشیان بر مصر است، اگر چه خود قبطیان آن را مربوط به مصر باستان می‌دانند.

جشن نیروز قبطیان هر ساله در اول پاییز برگزار می شود و روز آغاز سال در تقویم قبطیان است. درمورد نیروز در میان قبطیان اقوال مختلفی وجود دارد. برخی معتقدند که یادگاری از دوره تسلط هخامنشیان بر مصر است. اما خود قبطیان آن را مربوط به مصر باستان می دانند.

نیروز با نوروز ایرانى از نظر زمان برگزارى تفاوت هایى دارد ولى در اصل و ریشه با آن یکسان است. مصریان جشن نوروز را از ایرانیان گرفته و با همان نام و آداب و سنن برگزار مى کنند. نوروز مصرى (قبطى) هر سال با آغاز فصل زراعى و زمانى که رود نیل طغیان کرده و زمین هاى اطراف خود را سیراب مى کند آغاز مى شود. به عبارت دقیق تر روز اول ماه توت که یکى از ماه هاى مصر باستان است روز نخست نیروز قبطیان محسوب می­شود.

هرودوت معتقد است مصریان باستان نخستین کسانى بوده­اند که سال را به 12 ماه تقسیم کرده و به پایان آن 5 روز اضافه کردند.

مولف کتاب (صبح الاعشى) مى گوید: نوروز که یکى از مشهور ترین اعیاد مصر است از ایران باستان گرفته شده و به آن نام (نیروز قبطى) داده­اند. این عید با همان نام و آداب و سنن ایرانى در مصر برگزار مى شود. مصریان در این روز شادى کرده، آتش مى افروزند و آب بر روى یکدیگر مى پاشند که از مراسم ایرانیان به مراتب مفصل تر است.

عده­اى نیز معتقدند که نوروز از زمان کمبوجیه وارد این سرزمین شده است، یعنى از سال 595 قبل از میلاد که کمبوجیه سرزمین مصر را تسخیر کرد. گروهى نیز معتقدند که نوروز در زمان خسرو پرویز در سال 619 وارد مصر شده و برخى بر این عقیده اند که نوروز پس از ورود اعراب در مصر متداول شده است.

"لوى" (Levy) در کتاب "میراث باستانى ایران" درباره آئین هاى نوروزى در مصر آورده است: «مردم مصر عید نوروز را در آغاز ماه توت جشن مى گیرند، آتش مى افروزند و بر یکدیگر آب مى پاشند. به کارمندان دولت و خانواده هایشان لباس و پوشاک داده مى شود و طبق عادت دیرینه مردم نیز به همدیگر هدیه مى دهند. حتى پس از فتح مصر از طرف اعراب نیز این جشن باستانى ادامه داشت.

مقریزى مى گوید: "مردم در این مراسم از میان خود مردى را به نام میر نوروز انتخاب مى کردند و او معمولا صورت خود را با آرد یا زغال مى پوشاند، سوار بر الاغ مى شد و جامه قرمز به تن مى کرد و در کوچه و بازار شروع به گشت و گذار مى کرد. این میر نوروز از مردم طلب عیدى مى کرد و مانند مامور مالیات دفتر مخصوصى در دست مى گرفت و در صورت عدم دریافت پول و عیدى به صورت آنها آب مى پاشید."

Link      Comments () Date: شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸

برداشت های خطا از ایران و ایرانی در همه جا by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

چرا به خوبی نمیتوانیم خود را معرفی کنیم؟ سوالی که در زندگی فردی و اجتماعی و حتی در روابط بین الملل با آن شاهد هستیم. شاید مهمترین دلیل این وضعیت، بلاتکلیفی مان با خودمان است. اینکه بدانیم کی هستیم و به آنچه هستیم اعتماد داشته باشیم.
تعریف نسبت خویش با خویش و دیگران قدم نخست است نه پایان راه. در مسیر معرفی خویش و خویشان، دیگرانی نیز هستند که مایل به اغتشاش در برداشت ها هستند. کسان حقیقی و حقوقی و داخلی و خارجی قدرتمندی که وضع موجود و حقیقت آن با منافع و علائق آنها در تعارض است. به همین دلیل در تلاش اند تا تحریف کنند. اگر مسیر ما رو به اصلاح است، از گذشته ی آن سخن به میان آورند و اگر مسیر ما به اضمحلال است از آینده ی ما بگویند. دشمنی یعنی این.


Link      Comments () Date: دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧

خاتمی در اجتماع مردم بوشهر : باید به بی‌احترامی به ایرانیان در جهان پایان داد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

دفاع از حرمت ایرانیان بزرگترین وظیفه هر دولتی است و ما به هیچکس اجازه نمی‌دهیم که در یک فرودگاه، فروشگاه یا کشور خارجی به ایرانیان اهانت کند


Link      Comments () Date: دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٧

ایرانیان، خوشروترین و مهمان نوازترین مردم جهـان اند by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

Iran: the friendliest people in the world


Link      Comments () Date: دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧

نوآوری ها و خلاقیت های ایرانیان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

مجموعه دستاوردهای ایرانیان در عرصه فناوری، مجموعه ی عظیمی است. چه ایرانیان در خارج از کشور و چه ایرانیان داخل کشور. سرعت رشد ما با رشد دیگران چه نسبتی دارد؟ این سوال نیازمند بررسی و پاسخ است.


Link      Comments () Date: شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧

ایران در باشگاه فضایی و اتمی جهان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

از سالهای کودکی به یاد دارم که وقتی از موشک و فضا می شنیدم، آرزوی حضور در عرصه های عملی ایران در فضا را در دل داشتم. حضورماهواره های ایران در فضا، نه تنها افتخاری علمی است که مهمتر از آن قدمی در چارچوب تقویت امنیت ملی کشور است.
حضور ایران در باشگاه فضایی و اتمی جهانیان حق مسلم ماست و موجب افتخار کشورهای مظلوم جهان و جهان اسلام است. بدون خواست قدرت های مسلط جهانی نیز میتوان بود و بهتر و بهتر شد.


Link      Comments () Date: شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧

جنگ غزه مانع حمله اسراییل به ایران شد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

ادعای روزنامه جروزالم پست:
جنگ غزه مانع حمله اسراییل به ایران شد
این روزنامه صهیونیستی می نویسد:عدم تمدید آتش بس از سوی حماس در واقع یک "عملیات گزنده " از سوی ایران برای جلوگیری از "حمله پیشدستانه" اسراییل به تاسیسات هسته ای ایران در ماه آخر دولت بوش بوده است.

Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢٥ دی ۱۳۸٧

کنایه های زندگی در وبلاگ by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

ایرانی ها اهل تعارف هستند. حتی با خودشان. گاهی چند لایه میشوند.  از جنس تعارف و  تواضع و امثالهم. اینکه انسان بدون ملاحظات اولیه میتواند در وبلاگ خود را بروز دهد فرصتی است برای به روز شدن انسان.
با هر به روز شدن وبلاگمان٬ خود نیز به روز میشویم.


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٧

نوروز سنتی ماندگار و نیازمند حفاظت by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

نوروز سنت کهن فارسی زبانان است. ایران به عنوان بزرگترین کشور فارسی زبان که برای سده ها مهد نوروز بوده٬ مسئولیتی سنگین بر حفظ و توسعه این رسم ملی بر عهده داشته که متاسفانه در چند دهه اخیر به آن بی توجهی بسیار شده است.
 ایرانیان در هر کجای جهان باشند٬ به هر اندازه که بتوانند٬ به بزرگداشت این رسم و آیین اهتمام می ورزند.
شایسته است در ایران و افغانستان و تاجیکستان و آذربایجان و ازبکستان و هر جایی که فرهنگ ایرانی حضور دارد٬ از آمریکا و کاناداد تا استرالیا و ژاپن٬ به رسم وحدت٬ نوروز را شادمانه برپا کنیم.

حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی میفرماید:

به فر کیانی یکی تخت ساخت،
چه مایه بدو گوهر اندر شناخت.
چو خورشید تابان میان هوا،
نشسته بر او شاه فرمان روا.
جهان انجمن شد بر تخت اوی،
فرو مانده از فره بخت اوی.
به جمشید بر گوهر افشاندند،
مر آن روز را "روز نو" خواندند.
سر سال‌نو هرمز فرودین،
بر آسوده‌از رنج‌تن، دل ز کین.
به نوروز نو شاه گیتی فروز
بر آن تخت بنشست فیروز روز.
بزرگان‌بشادی‌بیاراستند،
می‌و رود‌و رامشگران‌خواستند.
چنین‌جشن‌فرخ‌از آن‌روزگار
بمانده از آن‌خسروان‌یادگار.
 
بعضی از مراسم نوروزی به تدریج به فراموشی سپرده شده اند و آنگونه که وظیفه ایرانیان در حفظ آن بوده است٬ اقدام مناسبی به عمل نیامده است.
شاید سنتهای نوروزی را نتوان در جامعه های مدرن امروزی حفظ کرد. همانند طبیعت که در جامعه صنعتی مورد تهاجم بی رحمانه قرار گرفته است. اگر چنین است٬ باید به فکر حفظ این سنتها در هر جای ممکن بود.
در تاجیکستان مراسم نوروز بیشترین شباهت را با گذشته ی پر افتخار آن دارد.

========================

چند نکته مفید در باره نوروز در تاجیکستان:

 نوروز و در نشیب و فراز تاریخ


لینک مطلب:

نوروز
تاجیکان نوروز را همیشه نمادی از هویت ملی خود می دانستند
روز پنج شنبه 20 مارس، اولین روز سال نو خورشیدی یا نوروز در کشورهای پارسی زبان ایران، تاجیکستان و افغانستان بود.

 

 

برخی از کشورهای آسیای میانه و قفقاز هم که با فرهنگ ایرانی پیوندهای قوی ای دارند، نوروز را با اجرای مراسم مختلفی جشن می گیرند.

درواقع اقوام و ملتهایی که از سرزمینهای مختلفی برخاسته، باورهای متفاوتی دارند و با زبانهای گوناگونی صحبت می کنند، نوروز و آیینهای مربوط به آن را از جمله نمادهای هویت ملی خود می دانند.

با این حال، کسی دقیقا نمی داند که نوروز کی پیدا شده و اولین بار برای چه و به چه صورتی جشن گرفته شده است. و سبب چیست که این جشن قدیمی فراز و نشیبهای پرخطری را در طول تاریخ پشت سر کرده و تا این زمان رسیده است؟

نوروز جمشیدی

حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر بزرگ، در "شاهنامه" داستانی دارد که از تاریخ پیدایش نوروز در زمان شهریاری جمشید، پادشاه افسانه ای ایران زمین، خبر می دهد. ابیات زیر از این داستان است:

نوروز
کشتی گیری در جشن نوروز

به فر کیانی یکی تخت ساخت،
چه مایه بدو گوهر اندر شناخت.
چو خورشید تابان میان هوا،
نشسته بر او شاه فرمان روا.
جهان انجمن شد بر تخت اوی،
فرو مانده از فره بخت اوی.
به جمشید بر گوهر افشاندند،
مر آن روز را "روز نو" خواندند.
سر سال‌نو هرمز فرودین،
بر آسوده‌از رنج‌تن، دل ز کین.
به نوروز نو شاه گیتی فروز
بر آن تخت بنشست فیروز روز.
بزرگان‌بشادی‌بیاراستند،
می‌و رود‌و رامشگران‌خواستند.
چنین‌جشن‌فرخ‌از آن‌روزگار
بمانده از آن‌خسروان‌یادگار.

طبق این داستان، شاه جمشید زمانی به گردشگری در سرزمینهای ایرانی مشغول بود و چون به آذربایجان رسید، بفرمود که آنجا تختی گذارند، و بر سر تاجی زرین نهاد، چنانچه نور خورشید بر تخت و تاج زرین رسید، جهان منور شد، مردم شادمانی کردند و آن روز را "نوروز" خواندند.

از کیانیان تا ساسایان

ولی این تنها روایتی از پیدایش نوروز نیست. گروهی آن را با زمان ظهور کیومرث، نخست انسان در اساطیر ایرانی و برخی دیگر با اشاره به آثار باستانی ای چون اوستا می گویند که زرتشت به عنوان یک اخترشناس و پایه گذار تقویم خورشیدی در میان ایرانیان زمان اعتدال شب و روز در فصل بهار را برای جشن نوروز مشخص کرده است.

پرسپولیس
گروهی پیدایش نوروز را به شاه جمشید نسبت می دهند، ولی برخی دیگر می گویند این آیین باستانی در زمان هخامنشیان از بابل به ایران آمده است

بر اساس این روایت، ایرانیان باستان گویا از نوروز در آغاز به عنوان "ناوا سرِدا" یعنی سال نو یاد می کردند. ضمنا، به نوشته ابوریحان بیرونی، دانشمند قرن 11 میلادی، سغدیان و خوارزمیان، مردمان ایرانی آسیای میانه، نوروز را متناسبا "نوسارد" و "نوسارجی" یعنی "نوسال" یا سال نو می خواندند.

البته سنت جشن سال نو در میان مردمان مختلف جهان از قدیم رایج بوده است. امروز هم برخی از مردم کشمیر و نپال از سال نو متناسبا با نامهای "نوریه" و (Nawreh) "ناوا وارشا" (Nawa Varsha) در فصل بهار جشن می گیرند.

به رغم تاریخ شناسانی که می گویند جشن نوروز از بابل سرچشمه می گیرد، یوسف شاه یعقوب شاه، تاریخ شناس تاجیک، معتقد است که جشن نوروز از آسیای میانه با مهاجرت قبایل آریایی به ایران غربی کوچ کرده است.

پرفسور یعقوب شاه می گوید: "همان سنتی را که در آسیای میانه در زمان کیانیان بود، هخامنشیان، مادها و ساسانیان ادامه دادند. چونکه در اینجا در پی از میان رفتن دولت کیانیان دیگر دولت قدرتمندی نبود. این کار البته از امور دولتی است. بعدا جشن نوروز در تمام دور زمان برپا می شد و البته در هر دولتی ویژگیهای خود را داشت."

در بارگاه هخامنشیان

در سنگ نبشته های هخامنشی هیچ اشاره ای به نوروز نشده است، ولی از نگاره های تخت جمشید چنین برمی آید که مردمان مختلفی در ایام نوروز به بارگاه شاهان هخامنشی باج و خراج می آوردند و جشنی باشکوه در آنجا برگزار می شد.

پرسپولیس
باستان شناسان معتقدند که هخامنشیان نوروز را با شکوه و عظمت ویژه جشن می گرفتند

طبق منابع باستانی، بابلیها و حتی مصریها در فصل بهار جشنی می گرفتند که همزمان با نوروز برپا می شد. با توجه به این، برخی بر این نظرند که ایرانیان جشن نوروز را از بابلیها به میراث گرفته اند.

به این ترتیب، جشن نوروز گاهی به زمان حمله کوروش بزرگ، پادشاه هخامنشی، به بابل در بهار سال 538 قبل از میلاد ارتباط داده می شود.

به هر حال، باستان شناسان معتقدند که هخامنشیان نوروز را با شکوه و عظمت ویژه جشن می گرفتند. ولی برای نخستین بار از نوروز در زمان فرمان روایی بلاش اول، پادشاه اشکانی، یاد شده است، هرچند مشخصاتی از آن در دست نیست.

در آغوش طبیعت

از برگزاری نوروز در زمان ساسانیان، امپراتوری چهارم ایران، منابع بیشتری به جا مانده است. مومن قناعت، شاعر تاجیک و داننده سنن باستانی، می گوید که در ایران کهن نوروز را شش روز جشن می گرفتند.

نوروز
پیوند نوروز با بهار و طبیعت برای حفظ این آیین باستانی مؤثر بوده است

استاد قناعت می افزاید: "اول نوروز مردم شروع می شد، کل مردم نوروز را با شیوه ها و سنتهای خودشان جشن می گرفتندو بعد از آن نوروز بزرگ بود و سپس نوروز شاهان که عبارت از بار آوردن بود. مردم به شاه بار می آوردند و شاه نزد مردم می رفت. این یگانه روزی بود که جامعه، مردم می توانستند با شاه رویاروی صحبت کنند و نیازهای خود و آرمانهای خود را بگویند. و شاه از روی این آرمانها و خواسته ها امر صادر می کرد و می فرمود که فلان کارها باید انجام شوند. در همان عهد قدیم هم سنت "سیزده بدر" یعنی سیر گل بود. مردم از مرکز شهرها به باغ و بوستان و به آغوش طبیعت می رفتند."

از سوی دیگر، برگزاری نوروز در آغاز فصل بهار و زمان کشت و کار برای برنامه ریزی و پیشبینیهای وضع اقتصادی نیز فرصتی مناسب بوده است.

پرفسور یوسف شاه یعقوب شاه، دانشمند تاجیک در این باره می گوید: "مثلا در روز ششم نوروز دانشمندان جمع می شدند و در دوازده ستون از انواع مختلف زراعت می کاشتند. گیاه شناسان از روی سبزه ای که بر ستونها روییده بود، پیشبینی می کردند که امسال همین انواع زراعت چگونه خواهد رویید و چه حاصلی خواهد داد. بر اساس این آزمایش آنها تصمیم می گرفتند که چه بذری به زمین بکارند. این همه حنبه های علمی داشت."

حلوای پارسی

از ویژگیهای جشن نوروز در زمان باستان پیوند آن « با رسوم دینی زرتشتیان است و از ماخذ تاریخی برمی آید که موبدان زرتشتی در اجرای مراسم نوروزی نقش عمده ای داشتند.

نوروز
"روایتی هست که به حضرت محمد حلوا دادند، گفت چیست؟ گفتند این حلوای نوروزی است. بعد سلمان فارسی در باره نوروز توضیح داد و پیمبر گفت این چیز عجیبی بوده است، آن را باید رونق و رواج داد"

ولی منابع تاریخی حاکی است که پس از حمله تازیان به ایران در قرن هفت میلادی تلاشهایی برای از میان بردن نوروز صورت گرفته است.

پرفسور یوسف شاه یعقوب شاه می گوید: "وقتی که اسلام پیروز شد، (اعراب) نوروز را کاملا برهم دادند، چون عربها اصلا مردم بیابانگرد بودند و کشت و برز را نمی دانستند و بویی از نان گندمی نبوئیده بودند. آنها وقتی به آریازمین آمدند، در این جا کشت و کار را دیدند، شکوه و شهامت را دیدند. روایتی هست که به حضرت محمد حلوا دادند، گفت چیست؟ گفتند این حلوای نوروزی است. بعد سلمان فارسی در باره نوروز توضیح داد و پیمبر گفت این چیز عجیبی بوده است، آن را باید رونق و رواج داد."

درواقع این روایتی است که در کتاب "آثار الباقیه" ابوریحان بیرونی از آن یاد می شود. شاید جعل اینگونه روایات برای مشروعیت بخشیدن به جشن نوروز و حفظ این آیین باستانی در دوران اسلامی مساعدت کرده است.

به هر حال، مومن قناعت، شاعر تاجیک، می گوید که جشن نوروز پس از حمله تازیان و منسوخ شدن آیینهای کهن به وجود خود ادامه داده و رنگ و بوی اسلامی گرفته است: "در عهد سامانیان نوروز چهره اسلامی گرفت، ولی سنتهای اساسی نوروزی حفظ شدند. و تا جایی نوروز زیبا و با شکوه جشن گرفته می شد که مردم ترک تبار صحرایی هم در محیط نوروز وارد شدند و آنها "نوروز بیرم" می گفتند و از آن تجلیل می کردندو و نوروز آنها نوروز طبیعت بود، یعنی شگفتن گل، سبزه و چیزهای دیگر. آن بیشتر یک جشن مردمی بود، یعنی به عمقش تا به آخر نرسیده بودند."

جشن لاله؟

نوروز و آیینهای مربوط به آن را تاجیکان بویژه در زمان شوروی نمادی از هویت ملی خود می دانستند. دولت شوروی این جشن را ممنوع کرده بود، ولی مردم آن را حفظ کردند و در نهان جشن می گرفتند.

نوروز
دولت شوروی جشن نوروز را ممنوع کرده بود، ولی حالا آن در تاجیکستان جشنی رسمی محسوب می شود

آن زمان فرهنگیان تاجیک برای تجلیل رسمی از نوروز تلاشهای زیادی به خرج می دادند. به هر حال صاحب نظران می گویند که کوشش منسوخ کردن نوروز در زمان شوروی با اهداف ایدئولوژیک فرمان روایان ارتباط داشته است.

گلرخسار صفی، شاعر تاجیک می گوید که حکومت شوروی نوروز را سنتی کهن می دانست و جشن آن را اجازه نمی داد: "مردم دیهه ما، زنده باشند، خودشان نوروز را به شیوه خودشان جشن می گرفتند. یکیش آن را "8 مارس" می گفت، دومی نام دیگری از آن می برد، تا از کارش پیش (برکنار) نکنند. به هر حال، جشن می گرفتند. اما در شهر بار اول ما همراه با استاد میرزا تورسون زاده نزد دبیر اول حزب کمونیست رفتیم که آن وقت (جبار) رسولف بودند. آن زمان همه می خواستند نوروز را جشن بگیرند، ولی دولت که اجازه نمی داد، می ترسیدند. ایشان (رسولف) که با استاد تورسون زاده دوست بودند، اول دلشان گرم شد و گفتند که باشد، نوروز را جشن بگیرید، ولی نگویید :نوروز"، بگویید "جشن لاله". آستاد تورسون زاده سرخ شدند و گفتند که چه طور من می توانم جشنی را که هفت هشت هزار سال تاریخ دارد، بگویم "لاله"؟ خلاصه، مقامات آن زمان گوشهای خود را به کری انداختند، اجازه هم ندادند و قانونی هم در این باره صادر نکردند، ولی ما نوروز را جشن گرفتیم."

به گفته خانم صفی، تجلیل از نوروز در تاجیکستان از میانه های سالهای 70 قرن گذشته میلادی بتدریج از سر گرفته شده است: "گویا مردم را از زندان باز کرده بودند. ما این قدر شنونده زیادی شعر داشتیم، عاشقان زیادی داشتیم همراه لایق و بازار صابر و استاد قناعت که مثلا می رفتیم نزد پیکره استاد رودکی برای شعر خوانی. مردم می دانستند که ما آنجا می رویم. ما می دیدیم که آنجا سه تا پنج هزار آدم گردهم آمده اند. ما شعر می خواندیم و از ما می پرسیدند که اکنون کجا می روید؟ می گفتیم که باغ مرکزی. ما با ماشین می آمدیم و می دیدیم که مردم از ما پیشتر به این باغ رسیده و منتظر ما بودند."

خوان نوروزی

درواقع بسیاری از آیینهای باستانی و مذهبی نوروز در زمان شوروی به فراموشی سپرده شدند یا معانی اصلی خود را از دست دادند و حالا نیز در تاجیکستان و برخی دیگر از کشورهای آسیای میانه نوروز بیشتر به معنی جشن بهار و آغاز کشت و کار است.

نوروز
"دسترخوان نوروزی از محصولات کشاورزی فراهم می شود"

ضمنا، به گفته پرفسور یوسف شاه یعقوب شاه، ارتباط نوروز با بهار و طبیعت در حفظ این آیین باستانی در طول تاریخ عاملی مؤثر بوده است: "از بس که نوروز جشن بهار و کشت و کار است، در هیچ دور و زمان بی کشت و کار نمی شود. بنابراین، عربها هم که آمدند، به آن تسلیم شدند، اسکندر مقدونی هم آمد، ترکها و مغولها هم آمدند و تسلیم آن شدند. به این ترتیب، همه ملتهایی که به اینجا جمله کردند و تصرف نمودند، باز دستنگر ما بودند و از دسترخوان ما نان می خوردند، زیرا دسترخوان نوروزی بر اساس کشت و کار به وجود می آید."

دولت تاجیکستان پس از کسب استقلال به نوروز به عنوان یک جشن ملی مقام ویژه ای داد و همه ساله از آن به طور گسترده تجلیل می شود. تاجیکان در این روز سفره "هفت سین" و "هقت شین" می گسترند، سمنو می پزند، به اسب دوانی و بزکشی، کشتی گیری مشغول می شوند.

البته، بسیاری از آیینها و مراسم نوروزی در تاجیکستان از میان رفته اند، ولی مردم در روزهای نوروز با چهره های شاد و لباسهای نو به خیابانها می ریزند، برنامه های رقص و سرود و مسابقات ورزشی برگزار می کنند.

==================

نوروز در ختلان

لینک مطلب:

.
تجلیل از نوروز برای مردم تاجیکستان یک جشن ملی و سنتی محسوب می شود

نوروز خجسته پی در ولایت ختلان که از منطقه بزرگ تاجیکستان محسوب می شود با اجرای آیینها و سنن ویژه تجلیل می شود.

 

 

پژوهشگران می گویند بسیاری از آیینهای نوروزی در میان مردم ختلان زمین همچنان حفظ شده اند که بازگوی تاریخ و فرهنگ ارزشمند مردم تاجیکستان هستند.

تجلیل از نوروز که در تاریخ مردمان آریایی سابقه چند هزارساله دارد، برای مردم تاجیکستان یک جشن ملی و سنتی محسوب می شود.

هرچند مقامات وقت حزب کمونیست تاجیکستان در دوران شوروی، در برگزاری چشن نوروز موانع زیادی ایجاد می کردند، این جشن کاملا از بین نرفت و گذشته از این، در میان مناطق مختلف کشور به عنوان جشن پاکی و آغاز سال نو جایگاه ویژه ای کسب کرد.

 

 

آیینهای نوروزی از نسل به نسل به میراث گذاشته، در خاطره مردم تاجیک حفظ می شوند و مورد اجرا قرار می گیرند

بدین ترتیب، هرچند از نوروز در مناطق مختلف تاجیکستان همنوا تجلیل می شود، اما آیینها و رسومی هست که در طول تاریخ نوروز در هر منطقه ای به طور خاص اجرا می شود.

ختلان زمین، منطقه ای در جنوب تاجیکستان است که با داشتن کوهساران زیبا و طبیعت ناتکرار از مکانهای عمده برگزاری نوروز بوده است.

حتی روایتی هست که جمشید، پادشاه آریاییها اوقاتی از جشن نوروز را در این منطقه پشت سر می کرد.

حالا هم در قسمت شرقی ختلان زمین موضعی با نام دشت جم یا دشت جمشید وجود دارد و یادگاری از تاریخ مردم آریاییست.

در تاجیکستان، بخصوص ولایت ختلان، پیش از آمدن نوروز قبل از همه کودکان با برگزاری مراسم گلگردانی به دیگران پیام می رسانند.

در نخستین روز نوروز مردم با شرکت در برنامه های شاد و سروربخش در بزمگاههای نوروزی شرکت می کنند

مراسم گلگردانی یک هفته قبل از نوروز از سوی کودکان اجرا می شود. دلشاد رحیمف، محقق تاجیک می گوید:

"چون نوروز با بهار برابر می رسد، مژده بهار را کودکان می آرند. و آنها رسم ویژه ای دارند. کودکان به کوه و دمن رفته و از آنجا گل زردک یا سیاهگوش می چینند. سپس با گلدسته ها ده به ده می گردند و به ساکنان روستا پیام رسیدن بهار را با شعر ویژه می رسانند:

گل آوردیم از آن پایان!
خبرت می کنیم دهقان!
بده غله به گلگردان!
بهار نو مبارک باد!

در دوران قدیم صاحب خانه ها در پاسخ به پیام کودکان به آنها گندم و نسک و نخود یا لوبیا هدیه می کردند که از آن غذاهای نوروزی از جمله سمنو، دلده یا دنگیچه تهیه می شود. اما امروزها به پیام آوران بهار عمدتا شیرینی توزیع می شود.

در ختلان زمین و همین طور در دیگر مناطق تاجیکستان مهمترین غذای نوروزی سمنک یا سمنو است

اما در ختلان زمین و همین طور در دیگر مناطق تاجیکستان مهمترین غذای نوروزی سمنک یا سمنو است که توسط زنان با خوشحالی و نشاط و شادمانی آماده کرده می شود.

آمادگی مردم برای تجلیل از نوروز با تازه کردن منزل و اطراف محل آغاز می شود که در میان مردم جنوب تاجیکستان سنت "خانه تکانی" نام گرفته است.

به اعتقاد محققان، مردم با اجرای سنت "خانه تکانی" نیت استقبال سال نو، یعنی نوروز با دست و دل پاک و با آرزو و آمال نیک را می کنند.

در طول تاریخ نوروز رسم و آیین نوروزی در هر منطقه ای به طور خاص اجرا می شود

دلشاد رحیمف، محقق آیینهای نوروزی در تاجیکستان می گوید "آتش پرک" از جمله مراسمیست که در چهارشنبه قبل از نوروز صورت می گیرد و این سنت در ایران و افغانستان نیز با نام "چهارشنبه سوری" رایج است.

در نخستین روز نوروز که در تاجیکستان 21 مارس است، مردم با شرکت در برنامه های شاد و سروربخش در بزمگاههای نوروزی شرکت می کنند که برگزاری بازیهای ملی خروس جنگ، کشتی و بزکشی یا چاوندازی از آن جمله اند.

بخصوص کشتی و بزکشی در جشنهای نوروزی ختلانزمین به طور باشکوه صورت گرفته و بهترین پهلوانان این بازیهای ملی با هدایا تقدیر می شوند.

بازیهای ملی خروس جنگ، کشتی و بزکشی یا چاوندازی از مهمترین بازیهای نورورزی در تاجیکستان است

از مهمترین مراسمی که کشاورزان ختلانی نیز آن را تا امروز حفظ کرده اند، رسم جفت براران است. روزی احمدف، نوروزشناس تاجیک می گوید، مراسم جفت براران بیانگر این است که نوروز عید بهار و آغاز کشت و کار است. وی می افزاید:

"در ختلان پیرمردی را باچهره نورانی انتخاب می کنند که به ارواح بابای دهقان سوره ای از قرآن با نیت خیر می خوانند، در شاخ گاو چربو می مالند و در برخی محلها به شاخ گاو آرد می پاشند، زیرا سفیدی رمز نوروز است. سپس کشاورزان از پیر دهقانها فاتحه می گیرند و به کار شروع می کنند."

با گذشت سالها نوروز قبای دیگری به بر می کند و آیینها و مراسم این جشن ملی در هر منطقه، از جمله در ختلانزمین هم ویژگیهای نوی به خود کسب می کنند. با این حال، آیینهای نوروزی از نسل به نسل به میراث گذاشته، در خاطره مردم تاجیک حفظ می شوند و مورد اجرا قرار می گیرند.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸٧

تابعیت ایرانی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

شنیدم که آیت الله سیستانی تابعیت عراقی را نپذیرفت و بر ایرانی بودن خودش تاکید کرد. مایه افتخار است فردی که سالهاست در ایران زندگی نمیکند و رهبر اکثریت عراقی ها محسوب میشود خود را همچنان ایرانی بخواند. اما در همین شرایط بحث بر سر تابعیت جدید آقای رحمان رضایی است. گویا تابعیت ایتالیایی میخواهد بگیرید. بنظر من این دو موضوع دو حد خوب و بدی نیست. گرفتن تابعیت دیگران گر چه برای ما ایرانیان دلپذیر و خوشایند نیست ولی باید درک کرد که میلیونها ایرانی هم اکنون چنین راهی را به دلایلی انتخاب کرده اند و از بد حادثه این گروه از نخبگان ورزشکار و تحصیلکرده و غیره هستند که به فرار نخبگان و مغزها از رفتن شون تعبیر میشود. مشکل کجاست؟


Link      Comments () Date: جمعه ٧ بهمن ۱۳۸٤

خواهد آمد / خواهیم رفت by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

... خواهد آمد ... پیامی رسا که در بین ایرانیان نمایش انتظار است... و کمتر به خواهیم رفت می اندیشیم که زندگی را معنایی متفاوت میدهد.


Link      Comments () Date: دوشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٤

ایرانی بودن by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

آیا از ایرانی بودن خود تا حالا ناراحت شده اید؟ حتی در جایی که بعضی آبروی ایرانی بودن خود را می برند ناراحتی شما از ایرانی بودن آنهاست نه ایرانی بودن خودتون


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٤

ایرانی بودن یا ایرانی شدن؟ by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

ایرانی بودن یک واقعیت موجود است یا یک حقیقت و مطلوب ممکن؟ با پذیرش هر دو نگاه ما را به دو نتیجه مستقل و  البته مکمل میرسونه:

۱. ما ایرانی هستیم ولی شناسنامه ای. اصل و نسبی و اینجور  چیزها ....

۲. ما ایرانی میتوانیم باشیم از طریق ....

میخوام در یادداشت بعدی در مورد ایرانی شدن بنویسم. نظرتون چیه؟


Link      Comments () Date: شنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٤

ما چقدر ایرانی هستیم؟ by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

تا حالا از خودتون سوال کرده اید که ایرانی یعنی کی؟ در مدتی که بین وبلاگ نویسان گشت و گذار کرده ام تعاریف نا نوشته ای از ایرانی بودن رو دیده ام. نظر شما چیه؟ آیا اصلا به این موضوع فکر کرده اید؟

انسان به موضوعات خیلی بدیهی زیاد فکر نمیکنه. آیا واقعا من ایرانی هستم؟ شما چطور؟

ایرانی کیست؟ کسی که:

پاسپورت ایرانی داره؟ پدر و مادرش یا یکی از آنها ایرانیه؟ لااقل دو نسل قبل به ایران مهاجرت کرده باشه؟ خون اولین ساکنان این سرزمین در حدود ۷ هزار سال پیش در رگهاش باشه؟ به فرهنگ و تمدن این سرزمین در یکی از دوره های تاریخی اون تعلق خاطر داشته باشه؟ رنگ پوستش روشن باشه؟ به زبان اکثریت ساکنین این سرزمین حرف بزنه؟ به مذهب اکثریت ساکنین این سرزمین معتقد باشه؟

یا ایرانی کسی است که بخواد خودش رو ایرانی بدونه؟ یا یه کسی که بخواد مثل این آدمهای مشهور باشه:

شوتروک ناهونته٬ زرتشت٬  هوخشتره٬ کوروش کبیر٬ بزرگمهر٬ جاماسب٬ یزدگرد سوم٬ فرزندان قارن(کارن)٬ سلمان٬  ابومسلم٬  طاهر٬ امیر اسماعیل سامانی٬ فردوسی٬ زکریای رازی٬  ابن سینا٬ حسن صباح٬ خواجه نصیر طوسی٬ شاه اسماعیل صفوی٬ نادرشاه افشار٬ آغامحمدخان قاجار٬ امیرکبیر٬ ناصرالدین شاه٬  ستارخان٬ احمدشاه٬ رضا شاه و ....

ایرانی بودن یک انتخاب است یا یک واقعیت؟

اگه شما نظر بدید کمک میکنید. بخصوص کسانی که تا حالا در مورد ایرانی بودن و شرایط اون فکر نکرده اند بهتر میتوانند جواب بدهند. چون مفروضاتی در ذهن و دل داشته اند که گفتن اونها کمک زیادی میتونه باشه. منتظرم.

 


Link      Comments () Date: یکشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٤

نگاهی کوتاه کوتاه به تاریخ بلند بلند ایران by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

با در نظر نگرفتن دوره های زمین شناسی٬ تاریخ سرزمین ما با ظهور نخستین انسانها در این فلات آغاز میشود.  حدود ده هزار سال پیش.  دوران خشکسالی آغاز و دریاچه مرکزی ایران بتدریج خشک میشود. در نواحی معینی که امکان تجمع انسانی فراهم است٬ مانند سیلک کاشان و غار خاتو و کوهپایه ها ی زاگرس٬ نخستین زیستگاههای  انسانی شکل میگیرد. همچنین ظهور تمدنهای هارپا و موهنجودارو در شرق ایران(هند ـ سند) و تمدنهای سومری و اکدی در میاندورود(بین النهرین) تاثیری عمیقی بر بافت قومی ساکنین نواحی جنوب فلات گذارد.

 نخستین دولتهای این سرزمین حدود سه هزار سال پیش از میلاد مسیح  شکل گرفت. با حضور اقوامی با پوست نسبتا تیره که دراویدین نامیده میشوند نخستین هویت نژادی اکثریت ساکنین فلات ایران شکل میگیرد. نژادشناسان از این گروه با عنوان عام حبشی ها هم یاد کرده اند. اینان همنژاد با نجس های هند و  تامیلی ها در سریلانکا هستند. حدود دو هزار سال فرمانروایان منسوب به این گروه نژادی با عنوان عمومی  عیلامی ها در کوهپایه های زاگرس و دشت سوزیانا(شوش)‌ حکومت میکردند. از هزاره اول قبل از میلاد هم آریایی ها با ورود خودشون نام خود را به این فلات دادند و دولتهای آریایی شکل گرفت.

آریایی ها با مهاجرت به فلات ایران حکومت هایی را در سرزمین آذربایجان / فارس  تاسیس کردند. حکومت عیلامی ها به مرکزیت شوش تا مدتی بر این اقوام هم حکومت میکرد و حتی حکومت های کوچک هخامنشیان  را که بعنوان شاهان کوچک و تحت امر به رسمیت میشناخت. با سقوط عیلامی ها بدست آشوریها (فرمانروایان بین النهرین) فرصتی برای استقلال طلبی آریایی ها فراهم آمد و با تاسیس حکومت ماد که ۴ پادشاه تقریبا مستقل داشت فصل جدیدی در تاریخ ایران گشوده شد.

کوروش دوم(یا سوم) مشهور به کورش کبیر با شوریدن بر ماد ها حکومت منطقه ای خود را توسعه داد.  از این پس شاهنشاه  یا شاه شاهان لقب شاهان هخامنشی گشت. امپراطوری بزرگ پارسیان با ساقط کردن مادها و  تصرف بین النهرین و گسترش متصرفات در شرق و غرب عالم متمدن آن روزگار بوجود آمد.

رفتار کوروش کبیر با ملتهای تابعه بسیار فراتر از رهبر قبایل آریایی بود. او رهبری مقتدر و نیرومند بود که در زمان جانشینانش امپراطوری بزرگ پارسیان توانست برای نخستین بار نام ایرانیان را جهانی کند.

 


Link      Comments () Date: یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۳

Recent Posts درخواست کمک پناهجویان خارجی یلدای بلند می رود علل افزایش تعداد وبلاگهای مسدود شده در پرشین بلاگ کل یوم عاشورا ... کل ارض کربلا تسلیت ایام : تاسوعا و عاشورای حسین بن علی علیه السلام پروفایل قبلی در پرشین بلاگ ماه محرم ماه غلبه خون و حقیقت بر شمشیر و زور شتاب عید سعید غدیر و ولایت حقیقت بر همگان مبارک باد همزبانی انسانی در جامعه مجازی
My Tags اندیشه (۱٢۳٥) انتخابات دهم (٧۸۱) خاتمی (٦٢٢) عکس (٥٥٩) کروبی (٥٥٥) وبلاگستان (٥٤۱) خبرستان (٤٥٠) سیاستمداران (٢٩٥) انتخابات دهم (٢٩۳) میرحسین موسوی (٢٧٩) احمدی نژاد و دولت نهم (٢۳٥) دلنوشته (٢٢٧) اسرائیل (۱۸٤) تقلب و تخریب و هتاکی (۱۸٢) روحانیت (۱٧٥) جهان (۱٦٩) نقد و بحث اندیشه (۱٥٩) تدبیر و بی تدبیری (۱٥٤) احمدی نژاد (۱٥٢) رسانه (۱٤٠) احمدی نژاد (۱۳٤) خاطره (۱٢٥) یادبود (۱٢٤) رهبری (۱۱٤) احزاب (۱۱٠) بازداشت و زندان (٩٦) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٩٤) اینترنت (٩۳) میرحسین موسوی (٩۱) ایران (۸٧) آمریکا (۸٦) نقد و بحث اندیشه (۸۳) دین (۸۱) صدا و سیما (٧٩) زنان (٧٧) دروغ و تکذیب و فریب (٧٧) تقلب و تخریب و هتاکی (٧٦) مردم سالاری (٧٥) احزاب و تشکل ها (٧٤) شورای نگهبان (٧٤) پیشنهاد (٧٢) احمدی نژاد و دولت نهم (٧٠) اندیشه و دلنوشته (٦٩) صدا و سیما (٦٧) فاوا (٦٥) امام خمینی (٦۳) اخلاق (٦۳) بی تدبیری (٦۱) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٦۱) خبرنگاران و رسانه ها (٦٠) وبلاگ چیست؟ (٥٧) جامعه مجازی (٥٤) نور (٥٤) حقوق بشر و قضاوت (٥٤) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٥٤) مردم سالاری (٥۱) تاریخ (٥٠) آزادی (٤٩) بازداشت و زندان (٤٩) شعر (٤۸) ظلم (٤٧) انسان و جامعه و هستی (٤٦) نظامیان و انتظامیان (٤٦) تدبیر و بی تدبیری (٤٥) انقلاب اسلامی (٤٥) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٤٤) روحانیت و مراجع تقلید (٤۳) امام خمینی (٤٢) دانشجویان (٤۱) تحزب (٤٠) سایت (٤٠) انسان (٤٠) علی (٤٠) دروغ و تکذیب و فریب (٤٠) هنر (۳۸) روابط ایران و آمریکا (۳۸) انقلاب اسلامی (۳٧) طنز (۳٧) ظلم و استبداد و زور (۳٧) جامعه مجازی و اینترنت (۳٧) حقوق بشر و قضاوت (۳٦) ورزش (۳٦) خبر (۳٦) دروغ و تکذیب (۳٦) هنرمندان (۳٤) خط امام (۳٤) ظلم و استبداد و زور (۳٤) خبرنگاران و رسانه ها (۳٢) محیط زیست (۳٢) گزیده (۳٢) دروغ (۳۱) اندیشه و دلنوشته (۳٠) وبلاگنویسان (٢٩) جهان اسلام (٢٩) شورای نگهبان (٢۸) انتخاب (٢۸) عدالت (٢۸) اصولگرایان (٢٧) امامان (٢٧) شاهان ایران (٢٧) آمار و اقتصاد (٢٧) تغییر اجتماعی (٢٧) دولت نهم (٢٦) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٢٦) پیامبران (٢٦) دانشجویان و دانشگاه (٢٦) اخلاق و ارزش ها (٢٦) ایران و ایرانیان (٢٦) بسیج و سپاه پاسداران (٢٥) انتخابات (٢٥) مرگ (٢٤) نویسندگان (٢٤) قانون و قانون اساسی (٢٤) روابط خارجی ایران (٢۳) روحانیت و مراجع تقلید (٢۳) تروریسم (٢۳) ادبیات (٢۳) داستان (٢٢) اسلام (٢٢) حق و باطل (٢٢) یادبود و بزرگداشت (٢٢) انسان و جامعه و هستی (٢۱) مرگ و زندگی و جامعه (٢۱) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٢۱) شعرا (٢۱) وبلاگ چیست؟ (٢۱) اصلاح طلبان (٢۱) دکتر علی شریعتی (٢۱) امید (٢۱) اصلاحات (٢۱) وبلاگ (٢٠) جوانان (٢٠) شهدا (٢٠) فیلترینگ (٢٠) روابط ایران و آمریکا (٢٠) مجلس شورا (٢٠) ایران و ایرانیان (٢٠) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٢٠) نظامیان و انتظامیان (٢٠) یادبود و بزرگداشت (٢٠) امنیت و امنیت ملی (٢٠) قانون و قانون اساسی (۱٩) فیلترینگ و سانسور (۱٩) قرآن کریم (۱٩) امنیت کشور و امنیت ملی (۱۸) احزاب و تشکل ها (۱۸) سیاست (۱٧) عشق (۱٧) خدا (۱٧) جشنواره (۱٦) ورزشکاران (۱٦) خط امام (۱٦) فلسطین و اسرائیل (۱٦) فیلترینگ و سانسور (۱٥) ادیان (۱٥) امام حسین (۱٥) استقلال (۱٥) حضرت محمد (۱٥) حق و باطل (۱٥) کودکان (۱٤) افراط و تفریط (۱٤) جامعه (۱٤) جامعه مجازی (۱٤) آمار و اقتصاد (۱٤) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (۱٤) نظامیان (۱٤) تغییر اجتماعی (۱٤) تروریسم و خشونت (۱٤) بسیج و سپاه پاسداران (۱٤) رای و انتخابات (۱۳) فرهنگ و آیین و دین (۱۳) مرگ و زندگی و جامعه (۱۳) طنز و کاریکاتور (۱۳) تعامل اجتماعی (۱۳) امام حسین (۱۳) نظرسنجی (۱۳) مهدویت (۱۳) کیهان (۱٢) قانون اساسی (۱٢) قضاوت (۱٢) بخش خصوصی (۱٢) آسیب اجتماعی (۱٢) جامعه مجازی و اینترنت (۱٢) امنیت کشور و امنیت ملی (۱٢) فلسطین و اسرائیل (۱٢) اخلاق و ارزش ها (۱٢) افراط و تفریط (۱۱) اصلاحات چیست؟ (۱۱) خبرگزاری فارس (۱۱) دفاع مقدس (۱۱) بخش خصوصی (۱۱) تهران (۱۱) عقل (۱۱) روشنفکر (۱۱) جشن (۱۱) پرشین بلاگ (۱۱) علم (۱٠) محیط زیست (۱٠) تاجیکستان (۱٠) دفاع مقدس (۱٠) افکار عمومی (۱٠) پیش بینی (۱٠) پیش بینی (۱٠) روابط خارجی ایران (۱٠) شعر و شعرا (۱٠) هنرمندان و مفاخر (۱٠) فرهنگ و آیین و دین (۱٠) شهدا و ایثارگران (٩) مجلس شورا و مجلسیان (٩) هنرمندان و مفاخر (٩) فرهنگ و آیین (٩) تاریخ ایران (٩) انتخاب دهم (٩) دانشجویان و دانشگاه (٩) اعتماد ملی (٩) دعا و نیایش (٩) مهدی موعود (۸) غم و شادی (۸) افکار عمومی (۸) شب یلدا (۸) اقوام و اقلیت ها (۸) حکمت و دانش (۸) انتخابات 24 اسفند (۸) اطلاع رسانی (۸) فرهنگ (۸) نفت (۸) فقر (۸) آیت الله جوادی آملی (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) کیهان و رجا نیوز (۸) انتخابت دهم (٧) تروریسم و خشونت (٧) بخش خصوصی و غیردولتی (٧) چلچراغ (٧) جالب (٧) سفرنامه (٧) دانش (٧) گفتگو (٧) بسیج (٧) فلسطین (٧) حکمت و دانش (٧) قرآن کریم (٧) شاهان ایران (٧) تدبیر (٧) امنیت ملی (٧) جهان اسلام (٦) مرگ و زندگی (٦) خرافه (٦) نفت و گاز (٦) غم و شادی (٦) بی تدبیری (٦) حضرت محمد (٦) مجلس شورا (٦) زندان (٦) بازداشت (٦) گفتمان (٦) محبت (٦) سایت اینترنتی (٦) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (٦) اینترنت و وب (٦) شعر و شعرا (٦) آزادی و انتخاب (٦) تحریم و مشارکت (٦) نظرسنجی و افکار عمومی (٦) مجلس شورا و مجلسیان (٦) کتاب و گزیده (٥) اعتراض و انتقاد و تظاهران (٥) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٥) انتخاب و تقلید (٥) وحدت کلمه (٥) تبلیغات و بازاریابی (٥) حزب اعتماد ملی (٥) تحریم (٥) فاطمه رجبی (٥) قضا و قضاوت (٥) منافع ملی (٥) اطلاع رسانی (٥) تعاملات اجتماعی (٥) آیت الله مصباح یزدی (٥) خلیج فارس (٥) وب فارسی (٥) فطرت (٤) شب قدر (٤) تاریخ اسلام (٤) روشنفکران (٤) خبرگان رهبری (٤) آیت الله جوادی آملی (٤) آسیب اجتماعی (٤) تعامل اجتماعی (٤) فرهنگیان (٤) امام صادق (٤) مهدی موعود (٤) توریسم (٤) حدیث (٤) جمهوری اسلامی (٤) شب یلدا (٤) انرژی (٤) عشق و محبت (٤) همایش (٤) ترانه (٤) عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤) دعا و نیایش (٤) جالب و شگفت انگیز (٤) شهدا و ایثارگران (٤) نظرسنجی و افکار عمومی (٤) تاریخ و میراث فرهنگی ایران (٤) تروریسم و خشونت و ترس (۳) رای و انتخابات و شعار (۳) انتخاب و تقلید و آگاهی (۳) بخش خصوصی و غیردولتی (۳) اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳) ورزش و ورزشکاران (۳) سپاه پاسداران (۳) اصلاحات چیست؟ (۳) موعود (۳) حکایت (۳) زمستان (۳) فاطمه رجبی (۳) اعتماد ملی (۳) دوم خرداد (۳) خبرگزاری فارس (۳) مصاحبه (۳) مرگ و زندگی (۳) امام صادق (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) جهان بینی (۳) ویدئو (٢) منافع ملی (٢) اصول (٢) آیت الله مصباح یزدی (٢) پرشین بلاگ (٢) آموزش و پژوهش (٢) جنگ و صلح (٢) جبر و اختیار (٢) طنز و کاریکاتور (٢) جبر و اختیار (٢) نفاق و ریا (٢) بانک و بیمه (٢) جهل و جهالت (٢) موبایل و تلفن همراه (٢) آیت الله صانعی (٢) خلیج فارس (٢) حضرت فاطمه (٢) تجارت الکترونیک (٢) موسوی (٢) میراث فرهنگی (٢) سلامت (٢) نوروز و بهار (٢) عقل و اندیشه (٢) فقر و فحشا و اعتیاد (٢) اراذل و اوباش اینترنتی (٢) بانک و بیمه (٢) ادیان و مکاتب فکری (٢) خط امام و اسلام ناب محمدی (٢) انتخاب و تقلید و آگاهی (٢) رای و انتخابات و شعار (٢) ورزش و ورزشکاران (٢) وحدت کلمه و تفرقه (٢) نوروز و بهار (٢) مصاحبه و خاطره (٢) عقل و اندیشه (٢) مدیریت و راهبری (٢) ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢) کیهان و رجا نیوز (٢) انرژی و نفت و گاز (٢) تروریسم و خشونت و ترس (٢) فقر و فساد و فحشاء (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) ا (۱) احمدی نژاد و دولت دهم (۱) خد (۱) خبر دستگیری (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) نخبگان و روشنفکران (۱) فیلترینگ و سانسور و مسدودی (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) روحانیت و مراجع تقلید مر (۱) تقلب و تخریب و هتاکی بادامچیان: کمیسیون ماده 10 حق (۱) استقلال و خودباوری (۱) بیگانه ستیزی (۱) روشنفکران و فرهیختگان (۱) انتخابات د هم (۱) جشنواره و جوایز (۱) خلیج فارس و عرب (۱) شعار و تظاهرات (۱) تحریم و مشارکت (۱) خلیج فارس و عرب ها (۱) تتدبیر و بی تدبیری (۱) روابط ایران و آمریکا بازشماری 10درصدآرا مقابل دورب (۱) دشمنان و رقبا (۱) جنگ و جنایت (۱) وحدت کلمه و تفرقه (۱) تقلب و تخریب و هتاکی احمدی نژاد: اجرای عدالت لازمه (۱) خط امام و اسلام ناب محمدی (۱) مصاحبه و خاطره (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) تبلیغات و بازاریابی (۱) فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (۱) جهل و خرافه و علم (۱) فلسفه و عرفان (۱) انسان و جامعه (۱) جنگ و جنایت (۱) انتخاب و تقلید (۱) جشنواره و جوایز (۱) مورخان و جغرافیدانان (۱) اشاعه فحشا (۱) انتخابات د هم (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) سهام و بورس (۱) جنگ و بحران (۱) فقه و کلام (۱) جنگ و بحران (۱) رمضان (۱) گوگل (۱) دکتر علی شریعتی (۱) اعتراض (۱) حقوق بشر (۱) عاشورا (۱) موسیقی (۱) تغییر (۱) ایران شناسی (۱) عرب (۱) مثنوی معنوی (۱) راز (۱) حجاب (۱) اصلاح طلبان (۱) خبرگان رهبری (۱) حزب الله لبنان (۱) حدیث و روایت (۱) گلستان سعدی (۱) جمهوری اسلامی (۱) سنت و مدرنیزم (۱) حضرت فاطمه (۱) اقوام و اقلیت ها (۱) علم و جهل (۱) اقلیت اکثریت (۱) آیت الله خمینی (۱) زشت و زیبا (۱) آرزوهایم (۱) اسلام ناب محمدی (۱) کمیته تعیین مصادیق (۱) دوم خرداد (۱) ایران و ایرانی (۱) اومانیسم (۱) جنگ و صلح (۱) اعتماد (۱) عرفا (۱) تاریخ اسلام (۱) مهدی بوترابی (۱)