زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
پیروزی ملت ها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
پیروزی ملت ها امری محتوم و قطعی محسوب می شود ولی در مسیر آن دشواری هایی متصور است. بخشی از این دشواری ها به استعمار و فشار قدرت های خارجی باز می گردد و بخشی به مشکلات استبداد و فشار قدرت های داخلی ولی ظاهرا زمانی که فشارها زیاد می شود، حقانیت ملت ها بروز بیشتری می یابد. خودی ها از نخودی ها پیراسته و از غیرخودی ها متمایز می شوند و در واقع وحدت جماعت و خودباوری و حضور ذهن و بسیاری لوازم دیگر پیروزی حاصل می گردد و آنگاه است که نصر خدا که همیشه حاضر بوده است، ظاهر نیز می شود



مردم یا دیکتاتور
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در سیستم دیکتاتوری
کسی که باید قبول کند
رئیس است نه مردم
در سیستم مردم سالاری
مردم باید قبول کنند
در جامعه مرده
همان پذیرش رئیس کافی است
در جامعه زنده
پذیرش مردم ضروری است
تغییر روحیه مستبد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
از دست دادن دوستان پیشین
از نشانه های استبداد است
همانگونه افزایش مداحان
در دربار و دستگاه انسان
نشانه استبداد است
و در اینجاست که تنها میشویم:
خودمان و خودمان و خودمان
نخست خدا را
و سپس خویش و خویشان را
از دست می دهند
گاهی نیز برعکس
شاید نیز توامان
چند خبر انتخاباتی و سیاسی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خبرگزاری فارس مهدی هاشمی رفسنجانی را به همدستی با بی بی سی کرد.
from Tabnak News by
info@tabnak.ir
شرح حال اجداد حضرت آیتالله سید علی خامنهای (رهبر معظم انقلاب ) و یک نامه از معظم له نیز در کتاب حاضر درج شده است. جلد پنجم "نقباء البشر فى القرن الرابع عشر" در واقع شرح حال و زندگینامه علمای معاصر شیعه از جمله سیدحسین خامنهای -جد رهبر معظم- و آقایان سیدحسین تفرشی خامنهای و سیدمحمد پیغمبر خامنهای -دو تن از عموهای ایشان- است
from Tabnak News by
info@tabnak.ir
نخست وزیر ترکیه خشونت های قومی در ناحیه سینکیانگ چین را 'نوعی نسل کشی' خواند و گفت:'ما نمی توانیم درک کنیم که چطور رهبری چین می تواند در مواجهه با چنین حوادثی تنها نظاره گر باشد.'
چند خبر انتخاباتی و سیاسی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
رییس دوره ای جبهه اصلاحات امروز بازداشت شد .
عباس میرزا ابوطالبی ، قائم مقام دبیرکل حزب همبستگی و عضو شورای مرکزی مجمع نمایندگان ادوار هم می باشد.
from انتخابات دهم by
دانشجو
گزیده های دیگری از طبایع الاستبداد کواکبی : بزرگی / استبداد / عوام / علم / دین
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مستبد نخواهد که دیدار دانشمند باهوش بیند و چون مجبورا به دانشمندی از قبیل طبیب یا مهندس مجاج گردد، کسی را از ایشان که کوچک نفس و متملق باشد اختیار کند ... میان استبداد و علم جنگ دائمی و زد و خورد مستمر بر پای است
ص 41
عوام کیانند؟ عوام هم آنانند که چون نادان باشند، بترس اندر شوند. و چون بترسند، تسلیم شوند. و هم ایشانند که چون دانا باشند، سخن گویند، و چون سخن گویند کار کنند.
ص 41
عوام به سبب ترسی که از جهل ناشی شود خویش را به دست خود سر برند. پس چون جهل برگرفته شود ترس زایل گردد و وضع دیگرگون شود. یعنی مستبد بر خلاف طبع خود وکیلی امین گردد که از حساب بترسد و رئیس عاد که از انتقام بیم نماید، و پدری بردبار که از دوستی لذت برد.
ص 42
شکی نیست که ترس مستبد از کینه رعیت افزونتر از ترس ایشان از آسیب او باشد. چه ترس او ناشی از علم، / و ترس ایشان از جهلست. ترس او از انتقام به حق، و ترس ایشان از زبونی موهومی. ترس او از بهر جان، و ترس ایشان از بهر لقمه ی نان. یا بهر وطنی که چون از آن کوچ کنند بامکان دیگر الفت گیرند. و هر چند مستبد را ظلم و بی اعتدالی افزون گردد، ترسش از رعیت فزونی گیرد، بلکه از چاکران و خواص خویش بترسد. حتی در اندیشه و خیالات خود وحشت نماید، و بسیار افتد که زندگی مستبدین ضعیف القلب با دیوانگی انجام یابد.
ص 42 و 43
استبداد بر عقل فشار آورده او را فاسد سازد، و با دین بازی نموده به فسادش رساند، و با علم رزم داده او را نیز فاسد کند.
ص 46
استبداد ... بر بزرگی غله نماید و او را فاسد ساخته، بزرگی دروغین بر جای او نهد.
ص 46
بزرگی آن است که شخص، مقام محبت و احترام در دل ها به دست آرد. و این مطلب هر انسانی را طبعا مایه شرف باشد. و هیچ پیمبر و زاهدی شان خود را والاتر از آن نداند، همچنانکه هیچ پست گمنامی، پستی خود را مانع از رسیدن بدان نشمارد. بزرگی را لذتی است روحانی که نزدیک است به لذت عبادت در نزد اشخاصی که در راه خدا فانی باشد. و معادل است با لذت علم در نزد حکما. و افزون تر است از لذت مالک شدن تمامی زمین با کره قمر در نزد امراء. و برتری دارد بر لذت توانگری ناکسان در نزد فقرا. و از اینرو بزرگی در نفوس آدمیان با منزل حیات همسری نماید.
ص 46
بزرگی نیکو تر از زندگی باشد در نزد آزادان. اما دوستی زندگی بر بزرگی امتیاز دارد در نزد اسیران. و بنابر این قاعده، ائمه اهل بیت علیهم السلام معذور بودند که جان های خویش به مهلکه می افکندند.
ص 47
بزرگی را دریافتن نتوان جز به نوعی بخشش در راه جماعت. یا به تعبیر مشرقیان: در راه خدا یا در راه دین. و به تعبیر غربیان: در راه انسانیت یا راه وطنیت.
ص 47
اینک نرون است که از اگریین شاعر در زیر شمشیر سوال نمود: "بدبخت ترین مردمان کیست؟" او بطور کنایه چنین پاسخ داد: "بدبخت ترین مردمان کسی است که چون مردم، استبداد را ذکر نمایند، صورت او را در خیال گذرانند."
ص 48
بزرگی دروغین آن باشد که مرد، شعله ای از آتش دوزخ کبریای مستبد را بدست آورد تا شرف انسانیت را بدان بسوزاند و با توصیفی آشکارتر آنست که شمشیری از طرف ستمکاری برمیان بندد تا برهان باشد که او جلاد دولت استبداد می باشد. یا بر سینه خود نشانی بیاویزد که دلالت نماید بر اینکه او را در پس آن نشان وجدانی است که عدوان را مباح شمارد. یا جامه زر تار در برنماید تا خبر دهد که او به صفت زنان نزدیکتر از مردان گردیده. به عبارتی واضحتر و مختصر تر آن است که انسان در زیر سایه مستبد اعظم مستبدی کوچک شود.
ص 50
دنیا خواهی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آخرت را که به دنیا فروختند
اما دنیا نیز به کسی وفا نکرد
که به آنها بکند
گروهی که به خاطر دو روز دنیا
چه ها که نکردند
و به فرض که چند روز و چند ماه و چند سالی
آن را بدست آوردند، بعدش چی؟
گزیده هایی از طبایع الاستبداد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سیاست : اداره کارهای مشترک به مقتضای حکمت
استبداد : تصرف نمودن در امورات مشترک به مقتضای هوی
ص 14
سیاسی گوید:
درد، بنده گرفتن مردمان
و دوا، برگردانیدن آزادی ایشان است
حقوقی گوید:
درد، غلبه سلطنت بر شریعت،
دوا، غلبه شریعت بر سلطنت
غیرتمند گوید:
درد، کشیدن گردنهاست به زنجیر دونی
و دوا، سرباز زدن از فرونی و زبون
ص 15
آزاد مرد گوید:
درد، برتری جستن بر مردمان است به باطل
و دوا، خوار ساختن متکبران ناقابل
شخص استوار گوید:
درد، وجود روسا است بدون مهار
و دوا، بستن ایشانست به قید گرانبار
و فدایی گوید:
درد، دوستی زندگی،
و دوا دوستی مرگست
استبداد در لغت آنست که شخصی در کاری که شایسته مشورت است بر رای خویش اکتفا نماید... در اصطلاح سیاسیون، مراد از استبداد تصرف کردن یک نفر یا جمعی است در حقوق ملتی بدون ترس بازخواست.
ص 16
استبداد صفت حکمرانی است مطلق العنان که در امورات رعیت چنانکه خود خواهد تصرف نماید، بدون ترس و بیم از حساب و عقابی محقق.
ص 17
منشا استبداد از آن باشد که حکمران مکلف نیست تا تصرفات خود را با شریعت یا بر قانون یا بر اراده ملت مطابق سازد؛ و این است حال سلطنت های مطلقه.
ص 17
مستبد دشمن حق و دشن آزادی و قاتل این دو می باشد، و حق پدر مردمان و آزادی مادر ایشان است. و عوام، کودکان یتیم خفته می باشند که چیزی ندانند. و دانشمندان برادران با رشد این یتیمانند که چون ایشان را برانگیزانند از خواب برآیند و چون بخوانندشان اجابت نمایند. و نیز گفته اند مستبد از حد، آنرو تجاوز نماید که مانعی در میان نبیند. چه، اگر ظالم در پهلوط مظلوم شمشیری بیند هرگز اقدام به ظلم ننماید. همچنانکه گفته اند: استعداد جنگ، جنگ را مانع شود. و نیز گفته اند: مستبد انسانست و از روی فطرت، استعداد خیر و شر هر دو در او باشد. پس بر رعیت است که مستعد باشند تا بشناسند خیر کدام و شر کدامست. مستعد باشند تا بگویند شر نخواهیم. و مستعد باشند تا کردار از پی گفتار درآورند. چه گفتاری که کردارش در پی نباشد، خود موجی در هوا بیش نیست. با وصف این مجرد استعداد از بهر کردار، کرداری باشد که شر استبداد را کفایت نماید.
ص 20
مردمان عوام، معبود خود را با ستمکار خودشان در بسیاری از حالات و نامها و صفات، مشترک بینند که ایشان هم اویند ... و همین حال بود که در امتهای قدیم بی تربیت، کار را آسان ساخت تا بعضی از مستبدین بر حسب استعداد اذهان رعیت، به مراتب مختلفه دعوی الوهیت نمودند.
ص 24
حاصل کلام آنکه تمام مدققین سیاسی را رای بر آن است که سیاست با دین دوش با دوش راه سپرند. و اعتبار نمایند که اصلاح دین از بهر اصلاح سیاسی، سهل ترین اسباب و نزدیکترین راه باشد.
ص 25
چه ایشان همین عقیده را در خصوص بعضی جباران بیاموخته بودند که ایشان فرزندان خدایند و لاجرم بر آنها گران آمد که در عیسی علیه السلام صفتی پست تر از مقام و مرتبه آن پادشاهان قائل کردند.
ص 27
همانا مستبد نسبت به رعیت خویش بسی شبیه است به شخصی خیانتکار با قوت که وصی جمعی یتیمان توانگر باشد. و مادامی که ایشان به بلوغ نرسیده اند در مال و جان ایشان بر حسب هوای خویش تصرف نماید. چه، هم چنانکه مصلحت آن وصی مقتضی نیست که این یتمیان به حد رشد برسند، همچنین موافق غرض مستبد نیست که رعیت به نور علم منور گردند.
ص 39
مستبد را ترس از علوم لغت نباشد و از زبان آوری بیم ننماید، مادام که در پس زبان آوری، حکمت شجاعت انگیزی نباشد که رایتها برافرازد، یا سحر بیانی که لشکرها بگشاید.
ص 39
مستبد از علوم دینی که متعلق به معاد است بیم ندارد.... علمی که بندهای مستبد از آن هم لرزد، علوم زندگانی می باشد مانند: حکمت نظری، فلسفه عقلی، حقوق امم، سیاست مدنی، تاریخ مفصل، خطابه ادبیه و غیر اینها از علومی که ابرهای جهل را بر درد و آفتاب رخشان طالع نماید ... مستبد را ترس ... از علمی است که عقل ها را وسعت دهد و مردمان را آگاه سازد که انسان چیست و حقوق او کدام است؟ و آیا او مغبونست؟ و طلبیدن چگونه و دریافتن چگونه و حفظ چسان باشد؟ مستبد عاشق خیانت است و دانشمندان ملامتگران اویند. مستبد دزد و فریبنده است و دانشمندان آگاهاننده و حذر دهنده می باشند. مستبد را کارها و مصلحت ها باشد که جز دانشمندان کسی آنها را ناچیز نکند.
ص 40
طبایع الاستبداد اثر عبدالرحمن کواکبی کتابی ارزشمند در زمینه شناخت استبداد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
عبدالرحمن کواکبی / طبایع الاستبداد / ترجمه میرزا عبدالحسین قاجار / نشر تاریخ ایران / 1364
هدف این کتاب به روایت مولف:
خواستم غافلان را بیاگاهنم
که درد پنهان از کجا بیامده،
مگر مشرقیان دریابند
که خود ایشان اسباب برانگیخته
تا بدین حال در افتاده اند
پس روا نباشد
که دیگران را عتاب
یا از قضا و قدر گله کنند
ص 11
برنامه آینده
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ما همگی برادریم ...
میگید نه بیایید ببینید :
همه مسئولان کشور در ظرف دو ماه عوض میشوند
عکس یادگاری فراموش نشود
لبخند لطفا

روش های روسی با ملت روس جواب میدهد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
روش های زندگی و حکومت روسی در زمینه های متنوع جاسوسی و ضد جاسوسی و اعترافات تلویزیونی و فشار بر مردم و تبعیت بی چون و چرا از مقامات ارشد و سکوت در برابر ظلم به دیگران و حتی ظلم به خویش، متناسب با تاریخ و فرهنگ و جامعه روسی است و قابل تعمیم به همه ی جوامع نیست.
اگر گروهی میخواهند به نام و با ظاهر عدالت، آزادی را قربانی کنند، باید به مقتضیات بومی و قومیتی اعتنا کنند.
کروبی : شما عمدی و یا غیر عمدی بسیج را بی آبرو کردید
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
سحام نیوز : مهدی کروبی از مسولان درخواست کرد تا هر چه سریعتر عوامل فجایع اخیر شد و در عین حال به انها هشدار داد : " اگر شما سندی از کسانی که این فجایع را انجام دادند دارید آنها را به مردم معرفی کنید . البته به مانند زمان قتل های زنجیره ای عمل نکنید و مدتی دیگر فردی را از اسرای منافق جلوی دوربین بیاورید و به او بگویید که اعتراف کند این کارها را انجام داده است به طوری که تا به امروز هنوز ابهامات ان فجایع برطرف نشده است . "
به گزارش سحام نیوز مهدی کروبی در دیدار با جمعی از جوانان فعال ستاد انتخاباتی اش ، اعضای سایت های سحام نیوز ، مشروطه نیوز ، تریبون و صدای زنان که در عرصه رقابت انتخابات دهم در حمایت از او فعالیت می کردند و در پاسخ به پرسش های انها درباره ادامه حرکت اصلاحات گفت : " ما به مبارزه ادامه می دهیم و در چارچوب اندیشه و فکر امام(ره) و در مسیر اصلاحات حرکت خواهیم کرد . اکنون نیز باید در مسیر خود برای رسیدن به هدف حرکت کنیم ولی متناسب با هر زمانی باید به برنامه ریزی بپردازیم و اکنون نیز باید متناسب با مقتضیات بعد از انتخابات به حرکت خود ادامه دهیم . اکنون باید نیروها را سازماندهی کنیم و ارتباط خود را با نیروهای حزبی و غیر حزبی که در این انتخابات حضوری فعال داشتند را حفظ کنیم . ما باید سختی ها را تحمل کنیم و البته به کار تشکیلاتی و حزبی خودمان بپردازیم و انسجام کار حزبی خود را افزایش دهیم . " مهدی کروبی هرچند که چنین هواداران و همراهانش را به ادامه حرکت در مسیر اصلاحلات علی رغم سختی هایی که پیش روی انها قرار دارد فراخواند ، ولی هنوز با تعجب نسبت به روند انتخابات ریاست جمهوری دهم سخن می گفت و گاه سوالاتی را مطرح می کرد که خود بدان پاسخ می داد . او قبل از هر چیز تاسف خود را نسبت به بازداشت فعالان سیاسی و مطبوعاتی اعلام کرد و از مجتبی تهرانی عضو حزب اعتمادملی و خبرنگار سایت این حزب نام برد و گفت: " اقای تهرانی فردی متدین و متکی بر اخلاق بود و امیدواریم که هرچه زودتر ازاد شود ولی شما نیز این را بدانید که هر حرکتی قائم به یک فرد نیست و ما باید به راه خود ادامه دهیم . " اما مهدی کروبی حرف های بسیاری درباره انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری داشت . حرف هایی که شاید بسیاری از انها را برخی تحمل انتشار ان را نیز ندارند . کروبی پاسخی داشت به افرادی که از بسته شدن پرونده انتخابات دهم سخن می گویند ، وی بازگو کردن چنین مباحثی را موجب وارد شدن خدشه به اعتبار گوینده ان دانست و گفت : " ماجرایی که در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری روی داده است آنچنان روشن و اشکار است که همه نسبت به ان آگاه هستند حتی اگر شما به شهر و یا روستایی بروید ساکنان انجا داستان های بسیاری درباره این انتخابات دارند که برای شما نقل کنند بنابراین دفاع کردن از انچه روی داده است جز اینکه اعتبار گوینده را زیر سوال ببرد نفع دیگری ندارد . " کروبی در واکنش به سخنان اخیر آیت الله جنتی که اعلام کرده است انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری پاک ترین و بی نظیر ترین انتخاباتی بوده که برگزار شده است گفت : " من هم قبول دارم که این انتخابات بی نظیر ترین انتخاباتی بوده که برگزار شده است ولی درباره پاک بودن ان ابهاماتی وجود دارد که هنوز بدان پاسخی داده نشده است . آخر این چه حرف هایی است که زده می شود انتخابات ریاست جمهوری به مانند انتخابات شوراها و یا مجلس منطقه ای برگزار نمی شود بلکه یک انتخابات سراسری است و هر اتفاقی که روی دهد مردم در جریان قرار می گیرند . "
کروبی تاکید کرد : " شاید به گفته آقایان پرونده این انتخابات بسته شده باشد ولی تبعات ان هنوز نمایان نشده است. این دولت در آینده مشکلات فراوانی را با جامعه، دانشگاهیان، نخبگان و روشنفکران خواهد داشت. زیرا دولتی که بدون رای مردم سکان اداره کشور را برعهده بگیرد مشروعیت ندارد و البته روز به روز این واقعیت آشکار تر می شود . "
کروبی به چالش های میان نمایندگان مجلس درباره انتخابات اشاره کرد و گفت : "حوادث موجود در مجلس بیانگر این است که اکثر نمایندگان مجلس اعم از اصلاح طالبان و اصولگرایان نیز برنده فعلی انتخابات را قبول ندارند و این تبعاتی دارد که بعدها آشکار خواهد شد ."
اما کروبی که در اخرین نامه خود از ملت به خاطر انکه از انها دعوت کرده بود تا در انتخابات حضوری باشکوه داشته باشند عذرخواهی کرده بود ، به انگیزه تلاش هایش برای حضور مردم در انتخابات دهم اشاره کرد و گفت : " قبل از انتخابات ریاست جمهوری ما نسبت به سلامت انتخابات احساس خطر می کردیم ولی معتقد بودیم که با حضور گسترده مردم این خطر از بین می رود ولی غافل از این بودیم که به گونه ای برای این انتخابات برنامه ریزی شده است که هر فاصله رای میان کاندیداها را حل می کنند . " وی تاکید کرد : " علی رغم تمام این شرایط ما بر اساس فکر و اندیشه ای که داشتیم و با اعتقاد به جمهوریت و اسلامیت نظام در عرصه انتخابات حاضر شدیم و از همه مردم دعوت کردیم که در این عرصه حضور داشته باشند و شما شاهد ان بودید که حتی بسیاری از کسانی انتخابات را تحریم کرده بودند و یا گروههایی که نسبت به انتخابات بی تفاوت بودند در عرصه حاضر شدند و این چنین بود که حضور گسترده ای را در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری مشاهده کردیم . "
وی در برابر پرسش های میهمانانش از که نحوه فعالیت پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم می پرسیدند گفت : "من با چنین شرایط سختی اشنایی دارم و معتقدم که شما جوانان هم باید با سختی ها آشنا شوید . البته این درحالی است که همواره هر پیروزی و شکستی در انسان اثر دارد ولی نباید هیچ گاه آدمی از پیروزی مغرور و از شکست ها ناامید شود بلکه باید در هر شرایطی در عرصه حضور داشته باشد و برای رسیدن به هدف مبارزه کند . " وی با اشاره به شرایط پیش امده در انتخابات ریاست جمهوری دهم تاکید کرد : " هرچند که دیگر کاندیداها توفیق پیروزی در این انتخابات را پیدا نکردند اما این انتخابات عرصه ای برای بروز تغییر و تحولاتی در وضع موجود کشور بود . زیرا مردم نشان دادند که برای تغییر در شرایط موجود مصمم هستند و بنابراین شاهد حضور گسترده مردم برای اعتراض به نتیجه انتخابات بودیم . "
وی با بیان اینکه موضع گیری های متناقض جریان حاکم بیانگر ضعف، نگرانی و دغدغه آنان است گفت: " نامه احمدی نژاد در خصوص رسیدگی به پرونده قتل ندا آقا سلطان در حالی برای رئیس قوه قضائیه ارسال می شود که در این جریان به قول احمدی مقدم 20 نفر دیگر نیز به قتل رسیده اند. همان افرادی که 19 نفر دیگر از شهروندان را به قتل رساندند، ندا آقا سلطان را نیز به قتل رسانده اند . همان هایی این قتل هاو فجایع را انجام داده اند که با باتوم، اسلحه و با خشونت به خوابگاه ها، مجتمع های مسکونی، حریم خانواده ها، جمع مردم اعم از زن و مرد حمله کردند و به گفته 1030 نفر را بازداشت کردند. با اینکه مستندات بیانگر این است که مجروحان و بازداشت کنندگان بیشتر از اینها هستند اما به آمار ارائه شده از سوی مراجع رسمی اکتفا می کنیم ولی تاکید داریم که عوامل این حوادث مجازات شوند . "
کروبی با اشاره به سخنانی که گفته شده برخی از اغتشاشگران لباس بسیج را بر تن کرده بودند تا از این لباس سوء استفاده کنند تاکید کرد: " شما عمدی یا غیر عمدی بسیج را که امام (ره) خود را با افتخار جزی از آن می دانست، بسیجی را که 36هزار شهید دانشجو، 14 هزار شهید کارگر و کارمند و و بیش از سه هزار شهید روحانی داده است را بی آبرو می کنید و آنان را مجبور کرده تا به مردم حمله کنند و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دهند . "
کروبی خطاب به مسئولان گفت : " اگر شما سندی از کسانی که این فجایع را انجام دادند دارید آنها را به مردم معرفی کنید . البته به مانند زمان قتل های زنجیره ای عمل نکنید و مدتی دیگر فردی را از اسرای منافق جلوی دوربین بیاورید و به او بگویید که اعتراف کند این کارها را انجام داده است به طوری که تا به امروز هنوز ابهامات ان فجایع برطرف نشده است . "
کروبی به مقایسه شرایط فعلی با مبارزات دوران شاه و در دوران خفقان پرداخت و گفت : " در ان زمان هنگامی که تظاهراتی برگزار می شد شاه مردم را متهم می کرد که به خاطر 25 قرانی به خیابان ها امده اند ولی دیگر نمی توان با چنین روشی مردم معترض به شرایط موجود را متهم کرد ، اکنون دیگر تاریخ مصرف چنین گفتمان هایی گذشته است و ربط دادن عناوینی همچون اراذل و اوباش، خس و خاشاک و ارتباط با بیگانگان به مردم سخانی سنجیده نیست . " کروبی خاطرنشان ساخت : " در دوران مبارزه با رژیم ستم شاهی صف مبارزات کاملا مشخص بود ، مردم از حکومت جدا شده بودند و به مقابله با ان می پرداختند ولی اکنون مردم درون نظام هستند و به جمهوری اسلامی و انقلاب پایبند هستند و در درون حکومت به مبارزه می پردازند . امروز کسانی که نسبت به شرایط موجود معترض هستند همه از یک خانواده هستند و حتی در میان مبارزان مدیران و خانواده های شهدا و مبارزان انقلابی نیز حضور دارند و همه به نتیجه یک انتخابات اعتراض دارند ولی جمهوری اسلامی را قبول دارند ." کروبی به مانند گذشته بر انحراف نظام جمهوری اسلامی از ارمان های حضرت امام (ره) مبنی بر میزان بودن رای مردم هشدار داد و تاکید کرد : " ما معتقدیم که گروهی اندیشه های امام (ره) و ارمان های انقلاب اسلامی را فراموش کرده اند و سلیقه ای در نظام بروز یافته است که اکنون با کج اندیشی موجب انحراف در ارمان های انقلاب اسلامی شده است و در تلاش هستیم که به مبارزه با این جریان فکری بپردازیم تا اجازه ندهیم که اصل نظام جمهوری اسلامی مبتکی بر ارمان و اندیشه های حضرت امام (ره) به انحراف کشیده شود . " کروبی همچنین پاسخی داشت به کسانی که این روزها به راحتی مبارزان انقلابی را مرتبط با بیگانگان و ضد انقلاب معرفی می کنند ، و خطاب به انها گفت : " نمی توان به راحتی دیگران را به مهتم کرد و منحرف دانست بلکه باید عملکردها معیار باشد . چرا امروز به راحتی دیگران را به ارتباط با بیگانگان متهم می کنند البته در هر حرکتی که به صورت عمومی انجام می شود ممکن است که افرادی خاص هم وجود داشته باشند . " وی تاکید کرد : " امروز این توده های مردم هستند که نسبت به حادثه ای که روی داده اعتراض دارند این توده های مردم یک صدا می گویند که به دنبال تغییر بوده اند ولی علی رغم حضور گسترده انها تغییری روی نداده است و بنابراین اکنون به دنبال مطالبات خود هستند . " کروبی همچنان بر این اعتقادش استوار است که انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری تبعاتی دارد که همه گروههای سیاسی باید هزینه ان را پرداخت کنند ولی بر این باور است که شکست در انتخابات مانع از ادامه حرکت اصلاحات نمی شود . وی تاکید کرد : " ما هدفمان را گم نکرده ایم و تا آنجا که در مقدورات باشد از رای و ظلمی شده است دفاع می کنیم. "
کروبی خطاب به هواداران خود گفت : " اکنون باید به مبارزه ادامه دهیم هر چند که ممکن است شرایط سختی را پیش رو داشته باشیم . نباید شکست موجب ناامیدی در ما شود البته ما به مبارزه در خفقان و شرایط سخت عادت داریم و این شما جوانان هستید که باید خودتان را برای فعالیت در شرایط سخت اماده کنید ." وی تاکید کرد : "هیچ گاه فراموش نکنید که اصلاحات قائم به یک فرد نیست و اگر اکنون دوستانمان در زندان هستند باید ما به حرکت در مسیر اصلاحات ادامه دهیم و به مبارزه بپردازیم تا به اهداف خود برسیم ."
خاطره ی برخورد و بازداشت وبلاگنویس و فعال سیاسی سید ضیاء الدین رضا توفیقی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
سلام دوستان عزیزم . دستم را به دستور پزشک گچ گرفته بودند و نمی تونستم بنویسم . از دوستان عزیزی که حضوری و تلفنی یا در این وبلاگ به عیادت اومدند یا همدردی کردند یا کامنت محبت آمیز گذاشتند متشکرم .
روز 24 خرداد ماه در جلسه ی تقدیر و تشکر از اعضای ستاد میر حسین موسوی ، در شهر یاسوج ، در ساختمان استیجاری حزب جبهه ی مشارکت ، خیابان سردار جنگل جنوبی شرکت کردم . جلسه تمام شد . اومدیم پایین و توی پیاده رو بودیم . جوان ها شعار دادند و بعد توی خیابان مواجه با نیروی انتظامی شدیم . نیروهای نظامی و انتظامی و لباس شخصی ها اطلاعاتی داشته و آمادگی قبلی داشتند .
برخورد نیروی انتظامی خوب بود . توصیه می کردند که پراکنده بشید . ناگهان چند ردیف موتور سوار ، پشت سر هم ، مستقیم سوار جمعیت شدند . و بالاخره گذشت آنچه گذشت . مرا لباس شخصی ها دستگیر کردند و با خودروی یکی از نهادهای حکومتی به یکی از پایگاههای همان نهاد صاحب خودرو بردند . وسط راه با بی سیم چند بار اطلاع می دادند که : عامل اصلی را دستگیر کردیم . من هم می گفتم عمل چیست که من عامل اصلی اش باشم ؟
خلاصه کنم . وارد پایگاه شدند و با توپ و تشر گفتند برو اونجا وایسا ! ده دقیقه ای توی حیاط سرپا ایستاده بودم . ناگهان دو نفر لباس شخصی اومدند دوبازویم را گرفتند و با سرعت بردند و انداختند توی ورودی یک ساختمان که طول و عرضش حدودا یک متر در یک متر و نیم بود و در را از پشت بستند .
شاید دو یا سه دقیقه گذشت که یکی از لباس شخصی ها در را با عصبانیت باز کرد و شروع کرد به زدن . با باطوم و لگد . نمی دونم چند بار این کار تکرار شد و نمی دونم چقدر زمان گذشت . فقط می دونم که دیگر دردی احساس نمی کردم جز بازوی چپم و قفسه ی سینه ام . آخه من دوبار عمل بسته ی قلب ( آنزیو پلآستی ) انجام داده بودم ، . ضاربین کاملا مرا می شناختند و از سابقه ی بیماری من آگاه بودند ،اما من آن ها را نمی شناختم . سرانجام یکی از آن ها با داد و فریاد گفت بیا بیرون ! آب بزن به سر و صورتت !
اومدم بیرون . شیر آبی بود . کمی آب به سر و صورتم زدم و کمی هم با کف دست آب خوردم . درد قفسه ی سینه و بازوی چپم ( احتمالا بازوی چپم را ناخودآگاه سپر باطوم می کردم چون بیش از همه جا ضربه دیده بود ) به شدت درد داشتند . کمی بی حال بودم اما خودم را سرپا نگهداشتم. یکی از آن ها موبایلم را که قبلا گرفته بودند ، به دیگری نشان دادند و چیزی به او گفت . فهمیدم منظورش این بود که محتوای موبایل را تخلیه و ثبت کردیم . البته چیزی جز شماره تلفن دوستان در موبایل من نبود .
یکی از لباس شخصی ها که بیشترین ضربات را زده بود ، شروع کرد به فحاشی به آقای خاتمی و موسوی . الفاظ رکیک و فحشهای چارواداری . قلم و کاغذی در آورد و گفت بگو همراهان و همدستانت کی بودند ؟ گفتم : کدوم همراه ، کدوم همدست ؟ کلتش را کشید و گفت به خدا قسم همینجا می کشمت ! من نگاهی به چهره ی مسخ شده و قیافه حقیرش کردم و چیزی نگفتم . سه بار این ماجرا در حیاط این پایگاه ، در حالی که کنار لوله ی آب نشسته بودم ، تکرار شد . خدا را گواه می گیرم که راضی بودم به قلبم شلیک کند . و اکنون نیز آماده کشته شدن در راهی هستم که از نظر دینی و انسانی با ذره ذره ی وجودم آن را حق می دانم ٬ هستم .
بعد که طرفی از کتک و فحش و تهدید نبستند ، پرسید اسمت چیه ؟ نگاهش کردم و پاسخ ندادم . دوباره با فریاد پرسید . گفتم یعنی شما مرا نمی شناسید ؟ ( همانطور که گفتم در مسیر راه چند بار با بی سیم اطلاع می دادند که عامل اصلی را گرفتیم . اگر چه من یک شهروند معمولی مثل همه ی ایرانیان هستم ) . گفت نه . از کجا بشناسم ؟ مگه تو تا حالا منو دیدی ؟ گفتم : نه . گفت خب ما هم تا حالا را شما را ندیدیم . با اینکه می دونستم که می شناسند ، گفتم رضاتوفیقی . گفت اها ! شما که فلان و فلان مسئولیت را داشتید ؟ گفتم : بله
از اینجا به بعد طوری حرف می زدند که یعنی ما نمی شناختیم . بعد فردی که بیشترین باطوم ها را زده بود و سه بار به سمت من کلت کشید ٬ من را سوار ماشینی کرد و تحویل اداره ی کل اطلاعات استان داد و رسید کتبی دریافت کرد . بچه های اطلاعات مرا به اطاقی بردند و لیوانی آب آوردند . درد شدیدی از ناحیه ی دست چپ و قفسه ی سینه تحمل می کردم . معاون مدیر کل اطلاعات استان و یکی از کارشناسانشان وارد اطاق شدند و چند دقیقه بعد مدیر کل اطلاعات نیز وارد شد . اظهار تاسف کردند و گفتند باید شما را به بیمارستان ببریم . گفتم متشکرم . مرا به خانه ام ببرید . از آنجا می روم به بیمارستان . و آن ها این کار را کردند .
بعدش هم بیمارستان و نوار قلب و فشار خون و قرص تی ان جی و عکسبرداری از اعضای آسیب دیده . ساعت 3 نیمه شب از درد تمام اعضا ، بخصوص بازو ، از خواب بیدار شدم و تا صبح نتوانستم بخوابم . فردای آن روز هم مراجعه به اورتوپد و گچ بستن دست و قرص و پماد و داروهای لازم .
الان کاملا خوبم . بهتر از گذشته . احساس سبکی و جوانی و نشاط و سرزندگی می کنم . در تحلیل وقایع گذشته بزودی خواهم نوشت .
============================
تکمله : دوست خوبم آقای توفیقی از سابقون در انقلاب و نظام که از سال 1362 ایشان را میشناسم و همیشه در خدمت به انقلاب و نظام و نیز از اعضای خانواده معظم شهدا و فرهیختگان کشور بود و هست. خاطره بازداشت اش را در وبلاگش منتشر کرده است.
باز هم تاسف میخوریم بر ظلمی که میکنند و از خداوند هدایت گمراهان و دفاع از انقلاب و نظام کشور را در برابر مهاجمان به کیان اسلام و انقلاب خواستاریم که جز خداوند فریادرسی نیست
چند خبر انتخاباتی و سیاسی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اعتمادملی: در سالروز ولادت حضرت جوادالائمه و در آستانه تولد امیرالمومنین علی (ع) و روز پدر، مهدی کروبی با حضور در منزل محمدعلی ابطحی، احمد زیدآبادی، محمد قوچانی و عبدالله مومنی ضمن ابراز همدردی با خانواده زندانیان حوادث اخیر، نسبت به بازداشت چهرههای سیاسی و برخورد با اعتراضهای مردمی به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، انتقاد کرد. کروبی در دیدار با خانواده این زندانیان، ضمن غیرقانونی دانستن بازداشتها، ابراز امیدواری کرد که هرچه سریعتر شاهد بازگشت تمامی بازداشت شدگان اخیر به جمع خانواده باشد. مهدی کروبی اما در این دیدارها، هم در جریان آخرین تماسهای بازداشت شدگان با خانواده و نیز پیگیریهای انجام شده توسط خانوادهها قرار گرفت و هم آخرین اطلاعات خود از وضعیت بازداشت شدگان را با اعضای خانواده در میان گذاشت و از تلاشهای این چهرهها در عرصه انتخابات تقدیر و تشکر کرد.
مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صانعی (مدظله العالی)در ارتباط با مسائل جاری کشور بیانیه ای صادر کردند.
بر ساحل آزادی - بازداشت سمیه توحیدلو - نحوه ی دستگیری سمیه توحیدلو سمیه توحیدلو دانشجوی دکترای رشته جامعه شناسی در دانشگاه تهران٬ از فعالان جامعه مجازی و وبلاگ نویسی و همچنین یکی از فعالان ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در بامداد ۲۴ خرداد در منزلش دستگیر و بازداشت شد.

نحوه بازداشت وی به شرح زیر بوده است:
ساعت ۳ بامداد روز یک شنبه ۲۴ خرداد ماه٬ عده ای به درب خانه ایشان مراجعه کردند و خود را از طرف آژانس (تاکسی سرویس) معرفی کردند. همسر سمیه توحیدلو که ابراز بی اطلاعی و بی نیازی به تاکسی کرده از آنها خواسته تا بروند. اما آنها مجددا زنگ در را زده و خود را از طرف دادستانی معرفی کردند و از ایشان خواستند تا در را باز کند. همسر سمیه توحیدلو که از آنها درخواست مجوز و حکم کرده بود برای ورود به خانه٬ با بی توجهی به وی و با استفاده از اسپری فلفل و خشونت وارد خانه شدند.
هفت یا هشت نفر مرد که هیچ خانمی همراه خود نیاورده بودند٬ در حدود یک ساعت تمام خانه سمیه توحیدلو را مو به مو و ریز به ریز بدون از قلم انداختگی بررسی کردند و کیس و دوربین و لب تاپ وی را با خود بردند.
همسر سمیه توحیدلو که با اصرار توانست حکم آنها را ببیند٬ در لیست اسم چندین نفر را دید غیر از اسم سمیه توحیدلو. وقتی دلیل را جویا شده متوجه شده که او جزو دیگر مرتبطین است که در انتهای لیست درج شده بود.
آیا به راستی جمهوری اسلامی این نوع رفتار ها را می پذیرد؟ آیا سربازان امام زمان باید انقدر گستاخ و بدون شرم و حیا باشند؟ آیا برای دستگیری یک زن محجبه و مسلمان در جمهوری اسلامی نباید از یک زن استفاده کرد؟
اسلام هم بازیچه شد مهدی بیا...
چند خبر انتخاباتی و سیاسی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سحام نیوز : برای دومین شب پیاپی نمایندگان دادستانی و وزارت ارشاد با حضور در چاپحانه روزنانه اعتمادملی خواستار تغییر صفحات روزنامه شدند
دنیا خیلی کوچک است آقای حداد عادل! به کوچکی همان اتفاقی که در کانون توحید لندن افتاد. به کوچکی همان گفتگوی چند ثانیه ای و شاید به کوتاهی همان حس که از دیدن و شنیدن او و عمل خودتان داشتید. ممکن است سالها بعد، جای دیگری باز هم دنیا همینقدر بر من وشما تنگ و کوچک شود. اگر دنیا هم نشد، آخرتی هست. آن روز قطعا از شما معنای جدید عدالت را خواهم پرسید.
from Tabnak News by
info@tabnak.ir
بنیاد تحت مدیریت آقای مصباح یزدی امسال بالاترین میزان بودجه ی ممکن را از ذخیره ارزی برنامه بودجه ی دولت نهم دریافت کرده اند و افزایش بودجه ای بالاتر از حد تصور داشته اند. این درحالیست که مقام عظمای ولایت چند روز پیش ضمن انتقاد از شیوه و الگوی مصرف و مخارج کشور، خواستار اصلاح الگوی مصرف و مخارج نظام ، مسئولان، دستگاه ها و مردم شدند.طی روزهای گذشته حتی مجلس. دستگاه ها ، نهاد ها و دولت نهم نیز دستور دادند که کارکنانشان در رعایت اُلگوی مصرف دقت نظر داشته باشند. اما آقای مصباح یزدی در سخنانی شگفت آور بدون کوچکترین اشاره به سخنان رهبری و نامگذاری سال، تنها از وضع فساد جامعه ابراز نگرانی کردند...
from بالاترین by
tisabeling
جناب حجاریان عزیز به شما التماس می کنم،تن به اعتراف های اجباری دهید،والله هیچ یک از ما باور نخواهیم کرد که اعترافات شما در شرایط مطلوب بیان شده،همه ی ما نسل سومی ها می دانیم که آقا سعیدی که امنیت این مملکت مدیون اوست،اهل ساخت و پاخت با بیگانگان نبوده و نخواهد بود؛آقای حجاریان وجود شما برای اصلاحات و نسل من نعمتی بس بزرگ است،شما را به خدا به اعتراف های همراه به زور شکنجه تن دهید و جسم نحیف خود را برای ما به ارمغان بیاورید؛باور کنید ما حالا حالاها به شما نیاز داریم
تکلیف تشخیص به وکالت نمیشود
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ممکن است کنترل شویم
جلوی عمل مان را بگیرند
ولی انسان تا انسان است
حق انتخاب و حداقل تشخیص را دارد
حق تشخیص انسان اگر مخدوش شود
همه چیز ممکن میشود
تلاش باطل
برای تاثیر بر قوه ی تشخیص خدایی انسان
همیشگی است
زندان های کوچک و بزرگ
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی زندان هم کوچک اند و هم بزرگ
زندان ها کوچک اند
به کوچکی زندان بان شان
زندان ها بزرگند
به بزرگی زندانی هایشان
خاتمی در دیدار خانواده بازداشتی ها : کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
| اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند با توجه به آنچه انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته است |
| |
اعتراض مردم سرکوب شده، کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام زده می شود؟! سید محمد خاتمی در دیدار با خانواده های دستگیر شدگان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: علاقمند بودم امروز می توانستم همه خانواده هایی که در سراسر کشور عزیزانشان در بند هستند و هیچ فریادرسی ندارند را از نزدیک در یک جمع ببینم و ضمن تشکر از نجابت و صبوری آنها و تلاشهای عزیزانشان که به طور قطع در جهت آرمانهای انقلاب و ارزش های تحریف نشده نظام بوده به یکایک آنها عرض ادب و احترام کنم و مراتب همدلی خود را با آنها ابزار کنم. همانطور که وظیفه داشتم با خانواده هایی که عزیزانشان در جریان اعتراضات آرام مردمی بی رحمانه به شهادت رسیدند و حتی از برگزاری مجلس بزرگداشت هم محروم شدند دیدار کنم و حضورا تسلیت بگویم. تعداد این عزیزان کم نیست، این را آمارهای رسمی و غیررسمی می گویند. نظام جمهوری اسلامی باید حتی نسبت به ریختن یک قطره خون هم حساس باشد و با دوراندیشی و احساس مسؤولیت به مسأله رسیدگی کند، نه اینکه با ایجاد فضای تبلیغاتی مسموم حرکت آرام و هوشمندانه مردم را اغتشاشی که توسط چند نفر از بیرون نظام هدایت می شود بخواند. این توهین به شعور و بلوغ سیاسی مردمی است که با رأی خود برای تغییر ساز و کارهای غلط به عرصه آمدند، نه برای تغییر نظام و اعتراضشان هم به این بود که سرنوشت رأیشان چه شده است؟ تلاش ما در تمام این مدت دعوت مردم به حضور در صحنه انتخابات بود و احساسمان این بود که ما هم جزئی از نظامیم؛ البته با تعریفی که از نظام داشتیم و هنوز هم اعتقاد داریم هر خودسری نباید به نام نظام انجام شود. تعریف ما از نظام جمهوری اسلامی نظامی است که مردم در آن محور و مدارند و بزرگترین سرمایه آن اعتماد مردم است و وظیفه خطیر حاکمیت صیانت از آراء مردم است. در سفرهای مختلفی که در جریان انتخابات داشتم مردم از من می پرسیدند تضمین شما برای صیانت از آراء ما چیست؟ بخش قابل توجهی از مردم به دعوت ما به صحنه آمدند اما با این نتیجه و این برخوردها مطمئن باشید دیگر نه ما می توانیم با اطمینان کسی را به حضور در صحنه دعوت کنیم و نه دیگر کسی حرف ما را خواهد پذیرفت. اگرچه من هم مانند شما نگران عزیزانی که دستگیر شده اند هستم و از مرگ تعداد زیادی از هموطنانمان داغدار، اما نگرانی اصلی همه ما از میان رفتن اعتماد مردم به عنوان بزرگترین پشتوانه و سرمایه نظام است. پیشنهاد مشخص ما برای برون رفت از این وضعیت تشکیل یک هیأت کاملا بی طرف برای بررسی تمامی جوانب این انتخابات بود تا پس از بررسی دقیق و موشکافانه اگر به تخلفی پی برد نظام با شجاعت به آن اعتراف کند و اگر مسأله ای در میان نبود با استدلال منطقی اذهان مردم اقناع شود. فلسفه انتخابات با همه هزینه هایش این است که نماینده مردم بر مسند امور گماشته شود، اما زمانی که ذهن جامعه از نتایج انتخابات اقناع نشده است فلسفه اصلی انتخابات زیر سؤال خواهد رفت و نظام شکست خواهد خورد. متأسفم از اینکه اعلام کنم جرم شما و عزیزانتان این است که در ایران ماندید و برای تقویت نظام و تأمین حقوق مسلم مردم تلاش کردید و اینک باید مورد بی مهری و کم لطفی قرار گیرید. کسانی که لب به اعتراض گشودند دلسوز ایران بودند، دلسوز نظام بودند. خیرخواهان هم متفق بودند که برای داوری درباره انتخابات به مرجعی که بی طرف نیست اکتفا نکنید. تشکلهای رسمی و ریشه دار انقلاب از وزارت کشور برای برگزاری تجمعی قانونی در اعتراض به نتایج انتخابات درخواست مجوز کردند. اما عدم صدور مجوز از یک سو و بستن تمام راههای ارتباطی خیرخواهان و بزرگان با مردم باعث شد آن حضور میلیونی که از حیث جمعیت از بزرگترین راهپیمایی های انقلاب چیزی کم نداشت اتفاق بیافتد، در کمال آرامش، بدون شعار و تنها با این پیام که سرنوشت رأی ما چه شد؟ و پاسخ حکومت به این حرکت بزرگ مردمی چه بود؟! ریختن خون مردم، امنیتی کردن فضای جامعه و اتهام زنی به خیرخواهان نظام. واقعا جای تعجب دارد که موسوی عزیز که از سرمایه های نظام است و در ایمان و تدین و پایبندی او به راه امام شکی نیست، امروز با ایجاد فضایی کاملا یک طرفه و با بستن تمامی راههای قانونی ارتباطی بر روی جامعه و در فضای تبلیغاتی مسموم صدا و سیما و روزنامه های دولتی که از طریق آن ها فقط سم در جامعه پراکنده می شود با انواع اتهامات بی اساس آماج حمله قرار گرفته است! مگر ایران چند نفر مانند مهندس موسوی و آقای کروبی دارد؟ امکانات مخابراتی، اینترنت و مطبوعات را به شدت محدود کرده اند و در فضایی کاملا بسته و امنیتی که هر روز دهها نفر در کمال بی خبری دستگیر می شوند رسانه به اصطلاح ملی بارها و بارها صحنه های خاصی را نشان می دهد تا از آن برای تحریک احساسات بخشی از جامعه بهره برداری کند و آنگاه انگشت اتهام را به سوی مردم نشانه می گیرند که چرا برای دریافت اخبار و اطلاعات به منابع دیگر رجوع کرده اند! میلیون ها نفر از مردمی که صدا و سیما مرتب از حماسه آنان دم می زند به نشانه اعتراض و در حالی که تمام راههای قانونی به روی آنها بسته شده به صحنه آمده اند، دهها نفر کشته شده اند و صدها نفر مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند! کجاست صدا و سیما که این ها را به جامعه نشان دهد؟ مسلم است که در این فضا افراد معدودی هم سوء استفاده خواهند کرد، اما نه زن و مرد و پیر و جوانی که برای نشان دادن اعتراض خود با سکوت به خیابان آمده اند. من با تمام احترام و علاقه ای که به آیت الله شاهرودی دارم به صراحت می گویم آنچه امروز شاهد آن هستیم خلاف بند بند بخشنامه ای است که خود شما تحت عنوان حقوق شهروندی صادر کردید و مجلس ششم آن را به عنوان قانون تصویب کرد. وظیفه قانونی و شرعی شما بود که به عنوان رئیس قوه قضائیه از ابتدای بروز این حوادث با جدیت اعمال مسؤولیت می کردید و در مورد نحوه بازداشتها، اختیار وکیل، شرایط زندانیان و بازجوییها قانون شکنان خشونت گرا را موظف به رعایت قانون و شرع می فرمودید. اگرچه تشکیل هیأتی برای رسیدگی به این موضوع پس از یک هفته جای امیدواری است ولی اعمال مسؤولیت شما یعنی آزادی این جمع کثیر، رسیدگی به تمام افتراهایی که به شخصیتها و سرمایه های نظام زده شده، توهین هایی که به مردم شده. من هرگز چه در زمان مسؤولیتم و چه حالا از عمل مجرمانه دفاع نکرده ام، ولی شما مسؤولید به حکم وظیفه پیگیری کنید تا این نگرانی رفع شود. مگر هرکس می تواند به هر صورت خواست مردم را بازداشت کند، بعد آنها را بازجویی کند و بدون اینکه کسی اطلاع از نحوه برخوردها و فشارهای وارده به آنها داشته باشد تواب سازی و اعتراف گیری کند و پیش از اینکه در دادگاهی صالح این اعترافات بی اساس و بی ارزش به قضاوت گذاشته شود آنها را در سطح جامعه منتشر کند و دستگاه قضایی اظهار بی اطلاعی کند؟! اگر اینچنین است تکلیف بر همه ما روشن است. اگر معتقدید جرمی واقع شده مکلفید به صراحت قانون متهم را با رعایت تمام حقوق شهروندی و با ارائه حکم قضایی که دال بر طرح شکایت حقیقی یا حقوقی از وی باشد بازداشت کنید، به او حق انتخاب وکیل بدهید، و آنچه قانون اساسی به عنوان حقوق یک شهروند برشمرده برای او فراهم آورید و در دادگاهی صالح به جرمی که ادعا شده رسیدگی کنید، نه اینکه به این شکل فله ای علاقمندان به نظام و ایران توسط عده ای که هیچ کس مسؤولیت کارشان را به عهده نمی گیرد دستگیر شده، تحت فشار قرار گیرند و دستگاه قضایی و اطلاعاتی کشور رسما اظهار بی اطلاعی کند؟ دلسوزان نظام از هر دو جناح در مورد نتایج اعلام شده انتخابات یک صدا گفتند اعتراض مردم باید مورد توجه قرار گیرد و با اکتفا به قضاوت مرجعی که بی طرفی اش با جانبداری چند تن از اعضاء سرشناس آن از یک طرف این ماجرا به کلی زیر سؤال رفته جامعه اقناع نخواهد شد و نشد و مرحمی بر این زخم نخواهد گذاشت و نگذاشت. حالا همه از فضای آرام سخن می گویند. فضا چگونه باید آرام شود؟ با ادامه این دستگیریها، با امنیتی کردن بیشتر فضا؟! آشتی ملی به این ترتیب؟! واقعیت این است که جامعه از نتیجه ای که اعلام شده اقناع نشده است. اگر خواهان آرامش در جامعه ایم، باید مسببین این خشونتها و دستگیریهای غیرقانونی به سرعت شناسایی و به مردم و مراجع قضایی معرفی شوند و این فضای زشت امنیتی برداشته شود. بعد در آرامش همه چیز را بسنجیم و ببینیم که چه کسانی شرایط برد برد را برای نظام به باخت باخت تبدیل کردند. در فضایی که خشونت حاکم شد عقل رخت بر می بندد و مسبب تمام این خساراتی که متوجه ایران و جمهوری اسلامی شد بانیان این خشونت هستند. آنانکه اعتراض مردم را سرکوب می کنند بزرگترین پشتوانه نظام را از بین برده، فرصت را برای سوء استفاده بیگانگان و مغرضان فراهم می کنند، نه کسانی که مردم را به صحنه فراخوانده و خواهان رسیدگی به اعتراض مردم در فضایی بی طرف و مورد اعتماد جامعه هستند. کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و با به کار بردن الفاظی سخیف و عجیب احساسات بخشی از جامعه را تحریک کرده اند و بزرگترین تهمت ها و اهانت ها را به چهره هایی که هر یک سرمایه نظام هستند روا داشته اند مجرم اند، نه عزیزان شما که جرمشان دفاع از حق مردم برای تعیین سرنوشت خود بوده و از آراء مردم دفاع کرده اند. در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند، با اعمال روشهای غیرقانونی و غیرشرعی دستگیر می شوند و هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و شاهد رفتارهای زشتی هستیم که سالها پیش ریشه آن لااقل در وزارت اطلاعات کنده شد و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام می زنیم؟! این حرفهای بی اساس یعنی چه؟ براندازی و انقلاب رنگی یعنی چه؟ اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند، با توجه به آنچه انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته. با وضعی که ایجاد شده اگر اعتماد عمومی به جامعه بازنگردد هیچ کس دیگر دعوتی از سوی خیرخواهان برای حضور در صحنه را نخواهد پذیرفت. حتی اگر فقط ده درصد از جامعه به حاکمیت بی اعتماد شده باشد فاجعه است، در حالی که هر نگاه واقع بینی می بیند که دامنه بی اعتمادی بسیار گسترده تر است. فضای آرام زمانی ایجاد می شود که اعتماد مردم جلب شود و بدانند بر سر آرائشان چه آمده، ضاربین و قاتلین مردم بی گناه شناسایی و محاکمه شوند و خسارت های مادی و معنوی جبران شود. همه شما را که مؤمن، معتقد و دلسوز ایران و جمهوری اسلامی هستید به صبر دعوت می کنم. هیچ کار درستی به نتیجه نمی رسد مگر با صبر و تحمل. به خدا توکل کنید و با تمام توان از مسیرهای قانونی حق مسلم خود را مطالبه نمایید. مطمئن باشید من هم همانطور که تا به حال اقداماتی کرده ام باز هم از هیچ کوششی فروگذار نخواهم کرد و امیدوارم مجموعه نیروهای نظام با تدبیر و دلسوزی و عقلانیت این اعتمادسازی را جدی بگیرند و امیدوارم آیت الله شاهرودی در ماههای آخر مسؤولیتشان در قوه قضائیه با اعمال مسؤولیت سریع و قاطع زمینه آزادی عزیزانتان و جلوگیری از ادامه این خشونت ها را فراهم آورده و باقیات الصالحاتی برای خود به جای گذارند. نباید تصور کرد که با سرکوب اعتراضات مردم اقناع می شوند، اعتراضی که سرکوب شود ادامه خواهد یافت اگرچه ممکن است شکل آن تغییر یابد. ابراز نظر و اعتراض حق مردم است و حکومت موظف است آن را پاس دارد. در آغاز این دیدار خانواده دستگیرشدگان که اکثرا فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلا هستند پس از شرح چگونگی و زمان دستگیری آنها، ضمن ابراز نگرانی از وضعیت نگهداری عزیزانشان و با اعلام بی خبری کامل از شرایط روحی و جسمی آنها که تنها با یک تماس تلفنی کوتاه حیات خود را اعلام کرده اند خواستار آزادی هرچه سریعتر عزیزانشان شدند که با تلاش و کوشش شبانه روزی و تشویق مردم برای حضور در صحنه انتخابات، حماسه ای بزرگ را در تاریخ آفریدند و اینک در کمال ناباوری به عنوان عوامل بیگانه تحت فشار قرار گرفته اند تا در نمایشهای تبلیغاتی به گناه های ناکرده اعتراف کنند و پاسخ مسؤولان دستگاه قضایی به دادخواهی به حق آنها تنها اظهار بی اطلاعی و بعضا جملاتی است که با نوعی تحقیر شکننده همراه است. خانواده های فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلای دستگیر شده، ضمن محفوظ دانستن حق اعتراض خود به آنچه امروز شاهد آن هستند، از ایجاد شکافی عمیق میان راه و اندیشه های حضرت امام و مسیری که جمهوری اسلامی در صورت ادامه این روند در آن قرار می گیرد ابراز نگرانی جدی نموده، خواستار ورود خیرخواهان و عقلای جامعه و به ویژه یاران و نزدیکان حضرت امام به صحنه و جلوگیری از بروز انحرافی شدند که می تواند انقلاب و اسلام را با خطرات جدی روبرو کند. |
|
| |
مجمع روحانیون : متاسفیم که راهکارهای منطقی و خیرخواهانه به نتیجه نرسید
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
متن این بیانبه به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
نظام مبارکی که در آن بهسر میبریم برآمده از خیزش شگفتانگیز ملتی است که سالیان دراز در آرزوی آزادی و استقلال و آبادانی کشور و عدالت، هزینههای گزافی پرداخته است و ایمان او به خدا و دلبستگیاش به دین همواره وی را در این راه پرمشقت پایدار داشته است و در برههای از زمان موهبت رهبر ممتاز حضرت امام که مظهر ایمان و آرمان و آزادگی او بوده است، وی را یاری کرده است و حاصلش (البته به قیمت خون عزیزان و ایثارگری انبوهی از زنان و مردان) نظام جمهوری اسلامی بوده است. جمهوریت به آن معنی که میزان رأی ملت است و حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش پذیرفته شده است , حاکمان برگزیدگان با تقوای مردم و خدمتگزاران آنانند، نه اربابان ایشان و طبعا آنکه پرسشگر است، مردمند و آنکه پاسخگو است، حاکمانند.
و نظام ما اسلامی است از آن جهت که آئین خداوند و ارزشهای دین مبین حاکم بر زندگی اجتماعی است، البته اسلامی که دور از خرافات و تحجر و توهمزدگی متحجران و کجاندیشان است و در جهان پیچیده امروز پاسخگوی نیازها و پرسشهای اساسی مردم این روزگار است.
جمهوری اسلامی راهی است به سوی سربلندی ایران و سرفرازی ایرانی و زمینهساز ایجاد الگویی ممتاز که در آن اخلاق و معنویت در کنار آزادی، عدالت، حقوق انسان و پیشرفت کشور قرار گرفته است. آنچه مهم است پاسداری از معیارهای اصیلی است که نظام ما بر آن استوار است و میبایست باشد و احیانا نیست.
در انتخاباتی که انجام گرفت، میشد که این نظام مستحکمتر شود و راههای انحرافی از راه راست روشنتر تشخیص داده شود و آرامبخش جان ملتهب ملتی بیدار و هوشیار باشد. انتخاباتی که میتوانست در آغاز دهه چهارم پیروزی انقلاب نشان دهد که پایههای مردمسالاری سازگار با دین در آن مستحکمتر و استوارتر شده است و مردم احساس کنند که حاصل خون صدها هزار شهید و رنج آسیب جانبازان و آزادگان و خانوادههای شکیبای آنان روز بروز شکوفاتر و ایران عزیز در جهت اعتلاء و ایرانی برخوردار از حرمت، عزت و حقوق مادی و معنوی در حرکت است. افسوس که این فرصت از دست رفت و امروز اعتماد عمومی که مهمترین سرمایه کشور و انقلاب است، لطمه دیده است و انبوهی از مردمان که بحق حرف و انتقادی دارند، از آنچه اعلام شده قانع نیستند. مهم این است که همه احساس کنند سازوکارهایی که در جهت کارگر افتادن رأی مردم که به تعبیر حضرت امام «میزان» است، خدشهناپذیر است و اگر چنین احساسی نبود، با چه امید میتوان باز هم مردم را به حضور فراخواند. ما معتقدیم اعتماد آسیبدیده مردم با اظهارنظر مرجعی که اکثریت اعضای آن از پیش جانبداری بیپرده خود را نسبت به یک نامزد اعلام کردهاند، در مورد نتایج انتخابات ترمیم نخواهد شد.
متاسفیم که راهکارهای منطقی و خیرخواهانه مورد توجه قرار نگرفت و هیأتی بیطرف و کاردان مسئول رسیدگی و اعلام حقیقت نشد. بلکه بهعکس اعتراض آرام و پرشکوه مردم که حضوری بیهمانند نشان دادند و رشد خود را همچون روزهای پرفروغ انقلاب اثبات کردند، مورد تهاجم بیرحمانه قرار گرفت و در حالی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، هم نامزدهای محترم و هم طرفداران آنان از نظام و در نظام هستند، میلیونها انسان معترض را اسباب دست بیگانگانی قلمداد کردند که نه اسلام را میخواهند و نه ایران را و فرزند برومند و مؤمن انقلاب و ایران، حضرت آقای مهندس موسوی را آزردند و مقاومت ستودنی او را در دفاع از حق و رأی مردم نکوهش کردند و نیز نسبت به شخصیت انقلابی و خدمتگزار جناب حجتالاسلام والمسلمین آقای کروبی جفا کردند. و حتی تظاهرات آرام مردم را به خاک و خون کشیدند و بخش مهمی از سرمایههای فرهنگی و سیاسی و انقلابی و خیرخواهان و تعداد کثیری از جوانان عزیز را به بند کشیدند تا همگی را در برابر یک انتخابات مخدوش تسلیم کنند و طبیعی است که در این عرصه بیگانگان بیکار نخواهند نشست و میکوشند که آتش نفاق و نقار را فروزانتر کنند. اینک پس از هزینههای سنگینی که پرداخت شده است، در عین اعتراض به نتیجه انتخابات و محفوظ نگاهداشتن حق اعتراض معتقدیم که مردم بزرگوار نباید بیش از این هزینه بپردازند و معتقدیم هیجانات فزاینده و اعتراضات خیابانی راهکار نیست. ما همه را به آرامش دعوت میکنیم، چرا که ایران و انقلاب برای ما از همه چیز با ارزشتر است و انتظار داریم که مسئولان نیز زمینه عبور از فضای زشت امنیتی و نظامی را فراهم آورند. و زندانیان را آزاد کنند و از تبلیغات یکجانبه و تحریکآمیز و تحریفکننده دست بردارند و حق بیان واعتراض مدنی را به رسمیت بشناسند و نسبت به خون به ناحق ریخته شهیدان و جانباختگان و استمالت از خانوادههای آنان اقدام کنند و زمینهای فراهم آورند تا خردمندان خیرخواه بتوانند در فضای آرام به آنچه جامعه را به این وضعیت ناگوار کشاند، بیاندیشند و راه چاره اساسی برای آن بیابند. مجمع روحانیون مبارز 8/4/1388
انرژی عظیم درونی در مظلومین
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ظلم مهمترین منشا و انگیزه ی اعتراضات تاریخ است
و انرژی عظیمی را تولید میکند
گاهی ویرانگر
گاهی سازنده
و همیشه موثر و تعیین کننده
و عدالت
همیشه آرام بخش است
برای جامعه ی آگاه
آرام بخش تر
حمله به کوی دانشگاه بعد از ده سال تکرار شد اما ...
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
حمله به کوی دانشگاه در 18 تیر 78 با حمله به کوی دانشگاه در خرداد 1388 ده سال فاصله دارد و تشابهات و تفاوت هایی با یکدیگر دارند چون : حمله به کوی دانشگاه از سوی نیروی انتظامی یک اقدام ابتکاری برای ایجاد فضای گسترده درگیری بود، در حالیکه حمله ی اخیر در بین اتفاقات دیگر چندان مهم هم جلوه نکرد.
بررسی تشابهات این دو حمله و تفاوت هایش موضوع جالبی است.در باره نتایجشان هم میشود بررسی کرد.
برگزاری اجتماعات و راه پیمائی های اعتراص آمیز و کسب مجوز !؟ از وبلاگ اکبر اعلمی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
در نظام های استبدادی که فرمانروایان آن مقیّد به قانون نیستند و کشور را بصورت خودکامه اداره می کنند، روابط حکومت با مردم همواره یک سویه و آمرانه بوده و همه منافذ و مجاری اعلام نظر و اعتراض مردم نسبت به حکومت مسدود است.
در واقع می توان استدلال کرد که استبداد نتیجه مسدود شدن مجاری اعتراض و نظارت مردم بر عملکرد حکومت هاست.
تجربه هم نشان داده است که همه نظامهای استبدادی در اثر خواست و هوس یک اقلیت خودخواه که از نظارت و کنترل مردم گریزانند بوجود می آیند. از اینرو اگر مردم از نظارت بر عملکرد قدرت حاکم محروم شده و همه راه های اعتراض به کارگزاران حکومت به روی آنان بسته شود، حاکمیت استبداد امری اجتناب ناپذیر است.
به همین سبب واضعان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در بند 6 اصل سوم این قانون با بیان اینکه دولت به مفهوم حاکمیت موظف به تامین همه امکانات خود برای محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی است، در سایر اصول قانون یاد شده مرز میان نظام سیاسی ایران با نظام استبدادی را تبیین و تمهیدات لازم را برای جلوگیری از میل نظام به استبداد پیش بینی کرده است.
به بیان دیگر قانون گزار به منظور مسدود کردن منافذ استبداد، کم و بیش قائل به دو نوع آزادی فردی و اجتماعی برای شهروندان جمهوری اسلامی شده است.
در همه جوامع مدنی و حتی کشورهائی نظیر پاکستان ،آزادی تشکیل اجتماعات و راه پیمائی های اعتراض آمیز از مهمترین و مدنی ترین حقوق و آزادی های اجتماعی برای بیان مطالبات و نشان دادن اعتراضات جمعی نسبت به رفتار حکومت و کارگزاران آن محسوب می شود که اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی هم آنرا به رسمیت شناخته است.
با کمی دقت در اصول مختلف قانون اساسی بویژه بندهای 6 و 7 اصل سوم و اصول 9 و 27 قانون مذکور متوجه این واقعیت می شویم که در نظام جمهوری اسلامی، برگزاری اجتماعات و راه پیمائی های اعتراض آمیز مردم علیه عملکرد هر یک از ارکان حکومت و یا دولتمردان، جزء حقوق مسلم مردم تلقی و متقابلا تامین شرایط و بستر لازم برای استفاده از این حق، برای دولت یک وظیفه قانونی به شمار می رود.
به همین دلیل در اصل بیست و هفتم قانون اساسی تاکید شده است که "تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها، بدون حمل سلاح ، به شرط آن که مخلّ به مبانی اسلام نباشد آزاد است."
براین اساس از نظر مقنّن، دولت تنها در دو صورت می تواند مانع از استیفای این حق شود :
الف- اجتماعات و راه پیمائی ها مخلّ به مبانی اسلام باشد.
ب- بصورت مسلحانه برگزار شود.
به بیان دیگر استیفای حق مذکور در اصل بیست و هفتم قانون اساسی برای اصناف و اقشار مختلف مردم تنها موکول به عدم حمل سلاح و عدم اخلال به مبانی اسلام شده است و مادامیکه دو مانع یاد شده مفقود است، هیچ مقامی حق ندارد مانع از برگزاری اجتماعات و راه پیمائی های مردم شود.
اهمیت این قبیل آزادی های سیاسی تا آنجاست که حتی در اصل نهم قانون اساسی تاکید گردیده است " هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند."!
بنابراین از منظر قانون اساسی برگزاری اجتماعات و راه پیمائی های مسالمت آمیز به هیچ وجه نیازمند کسب مجوز از وزارت کشور و یا کمیسیون ماده 10 احزاب نیست و اگر قانونی هم برخلاف آن تصویب شده باشد، در تعارض آشکار با اصول 9 و 27 قانون اساسی است و اساسا نمی تواند از مشروعیت لازم و قابلیت اجرائی برخوردار باشد .
مشروح مذاکرات خبرگان قانون اساسی در زمان بررسی و تصویب اصل 27 این قانون، مویّد این نظر می باشد.
در زیر اجمالا به روند تصویب اصل مذکور می پردازیم:
کمیسیونی که مسئولیت رسیدگی به اصل 27 قانون اساسی را برعهده داشت نخست در جلسه 26 مورخ 31 شهریور و جلسه 28 مورخ اول مهر 1358 پیشنهاد خود را به شرح زیر به مجلس خبرگان ارائه داد:
"تشکیل اجتماعات مسالمت آمیز آزاد است و مقررات مربوط به اجتماع و راه پیمائی در خیابان ها و میدان های عمومی به موجب قانون معین خواهد شد."
این پیشنهاد بدلیل آنکه آزادی اجتماعات مقّید شده بود با مخالفت خبرگان مواجه و رای لازم را کسب نکرد. در زیر به گزیده هائی از مخالفت های مطرح شده اشاره می شود:
-یکی از نمایندگان: "چرا ضرورت دارد که اعلام قبلی کنند؟ ضرورتی ندارد اگر مجلس بخواهند منعقد کنند یا در مسجد جمع بشوند بروند و اعلام قبلی بکنند،"
-یکی دیگر از نمایندگان: "نه اینکه به دولت اطلاع بدهند بلکه خودشان یک اعلامیه بدهند که فردا ما راه پیمائی داریم ،همین کافی است."
-یکی دیگر از نمایندگان: "مسالمت آمیز یعنی چه؟ این بهانه بدست عده ای می دهد."
-رئیس(آیت الله منتظری): "اگر بدون حمل سلاح و با اعلام قبلی ...هردو را حذف کنیم. باین شکل (اجتماعات و راه پیمائی در خیابان ها و میدان های عمومی آزاد است به شرط آنکه مخل امنیت و نظم عمومی و برخلاف مبانی اسلام نباشد) هیچ اشکالی ندارد."
-موسوی تبریزی: "تشکیل اجتماعات و راه پیمائی با اجازه قبلی آزاد است. اگر "با اجازه قبلی" را بگذاریم بهتر است."
-نائب رئیس(دکتربهشتی): "این درست برخلاف آن چیزی است که مورد نظر بود. یعنی ما می خواهیم بگوئیم اگر بخواهند در مسجدی اجتماعی تشکیل بدهند دیگر نیازی به اغلام قبلی نداشته باشد."
-ربانی املشی: "مجالس و محافل باید آزاد باشد. یعنی باید راه پیمائی در خیابان ها و اجتماعات در میادین آزاد باشد ولی دولت اسلامی هم باید اطلاع داشته باشد."
-نائب رئیس(دکتر بهشتی): "تهیه این متن (در کمیسیون) با توجه به این نکته بود که دست دولت ها را در جلوگیری از این راه اظهار نظر مردم باز نگذاریم. ما یادمان نرفته که چطور گرفتار بودیم...نباید(قانون را) طوری بنویسیم که آنها بتوانند در اصلش مداخله کنند بلکه باید در نظمش دخالت داشته باشند."
-خانم گرجی: "دولت باید امنیت اجتماع کنندگان را حفظ کند و تا اندازه ای آنرا تضمین نماید و نیز از درگیری های احتمالی جلوگیری به عمل آورد."
-نائب رئیس: "آنرا که دولت موظف است تضمین کند...اینجا مساله راه پیمائی و امکانش است."
-طاهری: "اینها باید محفوظ هم باشند که بتوانند حرفهای خودشان را بزنند. آمدیم یک عده ای به اینها حمله کردند اینها باید تامین جانی داشته باشند."
-بنی صدر: "این مطالب را بیان کردیم دیدیم صلاحش بر فسادش می چربد زیرا ممکن است دولت به عنوان اینکه امنیت کم شده یا زیاد شده بکلی جلویش را بگیرد.یعنی ما گفتیم که امنیت عمومی از وظایف دولت است و فکر کردیم قانون این نظم را پیش بینی می کند."
در ادامه جلسه 28 دکتر بهشتی نائب رئیس مجلس خبرگان پیشنهاد زیر را به نظرخواهی گذاشت که آن هم به تصویب نرسید:
"تشکیل اجتماعات و راه پیمائی در خیابان ها و میدان های عمومی به موجب قانون معین می شود."
جلسه مذکور با اظهار نظر های زیر ادامه یافت:
-شیبانی:"ما داریم قیدی را می گذاریم که بوسیله خودمان داریم پدر خودمان را در می آوریم."
-آیت: "منظور از راه پیمائی ...یا اعتراض است که باید آزاد باشد."
-فارسی: "اجتماعات و راه پیمائی یک وسیله ایست برای اظهار نظر و در حقیقت برای اظهار عقیده ،مثل تشکیل احزاب ،مثل نشر روزنامه و نشریه های دیگر همه اینها وسیله است. ما می خواهیم وسیله یا سوء استفاده از وسیله را تحریم کنیم ،مثل این است که فروش کاغذ را محدود بکنید و بگوئید هیچ کارخانه کاغذ سازی دائر نشود کاغذ فروشی ممنوع بشود مگر اینکه معلوم باشد در این کاغذ چه نوشته خواهد شد ... هیچ جای دنیا این کار را(توطئه) بوسیله راه پیمائی انجام نداده اند."
در جلسه 28 طرح مذکور به تصویب نرسید و ادامه آن به جلسه 64 مورخ بیستم آبان 58 موکول شد. در این جلسه پیشنهاد جدید کمیسیون مربوطه به شرح زیر قرائت شد:
"تشکیل اجتماعات و راه پیمائی های مسالمت آمیز بدون حمل سلاح و با اطلاع و اعلام قبلی به شرط آنکه مخلّ امنیت و برخلاف مبانی اسلام نباشد آزاد است".
بعضی از نمایندگان با این پیشنهاد هم مخالفت کردند که در زیر به مخالفت رشیدیان اکتفا می شود:
-"شما مسئول هستید ،شما در اثر تظاهرات آمدید اینجا ،شاه هم تظاهرات را اینجوری نخواست گفت فقط حمل سلاح ممنوع است و باید با اعلام قبلی باشد نگفت مسالمت آمیز باشد....آن تظاهرات هیچوقت مسالمت آمیز نبود ،آتش زدن سینماها مسالمت آمیز نبود ،شکستن مشروب فروشی ها مسالمت آمیز نبود."
برای پیشنهاد فوق هم رای گیری شد اما رای لازم را به دست نیاورد.
بررسی طرح مذکور در جلسه 65 مورخ بیستم آبان 1358 هم ادامه یافت و رشیدیان مخالفت خود را با پیشنهاد جدید به شرح زیر بیان کرد:
-"این انقلاب زائیده اجتماعات و تظاهرات است و ما بجای اینکه اولین اصل بدون قید و شرط را راجع به تظاهرات و راه پیمائی ها تصویب بکنیم صد قید و بند بهش می زنیم وفتی گفتیم مخالف با مبانی اسلام نباشد خودش همه چیز را دارد باید بگوئیم تشکیل اجتماعات و راه پیمائی ها آزاد است یعنی اصل بر آزادی اجتماعات و تظاهرات باشد بعد اگر می خواهید شرطی می گذارید بگوئید خلاف مبانی اسلام نباشد."
در همین جلسه عاقبت طرح مورد بحث به شکل کنونی آن و به شرح زیر به تصویب رسید:
"تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها، بدون حمل سلاح ، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است ."
اکنون برای پی بردن به رویکرد تنگ نظرانه بعصی از اصحاب قدرت نسبت به حق و آزادی مردم در برگزاری اجتماعات و راه پیمائی ها، موضوع اصل 27 قانون اساسی کافیست به اظهار نظر یکی از اعضای کمیسیون ماده 10 احزاب توجه نمائید:
اسدالله بادامچیان عضو کمیسیون ماده 10 احزاب که گوئی مسئولیت جیره بندی آزادی های قانونی مردم را برعهده دارد در جمع خبرنگاران مجلس در پاسخ به اینکه چرا وزارت کشور به کسانی که درخواست تجمع میکنند، مجوز نمیدهد، اظهار داشت:" در خواستهای مد نظر شما برای اقداماتی که مسالمت آمیز باشد، نبود"!
قائم مقام حزب موتلفه اسلامی با تاکید بر اینکه به این موارد نمیتوان مجوز داد، افزود:"برای امری که در آن اغتشاش ایجاد میشود، مجوز نمیدهیم چون وزارت کشور طبق قانون نمیتواند به تجمعهایی که زمینه ساز اغتشاش است، مجوز بدهد."
عضو کمیسیون سیاست داخلی و شوراها که ظاهرا از علم غیب و قدرت پیشگوئی نیز برخوردار است در پاسخ به اینکه پس چرا برای برخی تجمعات دیگر که از سوی حامیان احمدینژاد برگزار میشود، مجوز صادر میکنید؟ گفت:"چون احساس کردیم که آنها ارامش را حفظ میکنند. برای تجمعاتی که آرامش را حفظ میکنند میتوان مجوز صادرکرد اما برای تجمعاتی که آرامش را بهم میزنند و زمینه ساز اغتشاش است، نه"!
بنا به مراتب فوق به اعتقاد نگارنده این سطور محروم کردن معترضین از حق برگزاری اجتماعات و راه پیمائی های مسالمت آمیز ،عامل اصلی همه خرابی ها و جنایاتی است که در طول این مدت رخ داده است. زیرا در صورت تدارک شرایط مناسب برای برگزاری اجتماعات و راه پیمائی های مدیریت شده که حق متقاضیان آن است، مسئولیت مسالمت آمیز بودن آن مشترکا به عهده وزارت کشور و متولیان چنین مراسمی بود و هرگز جان و مال مردم این چنین در معرض تهدید قرار نمی گرفت.
همسر حجاریان : صحبت ها در حد سلام و احوالپرسی بود ولی صورتش مرتب از اشک خیس بود
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
http://ifcnews.org/index.php?news=139
صدای الله اکبرها را می شنوند؛ ولی در جریان چیزهای دیگر فکر نمی کنم باشند. گفتند یک قران و یک مفاتیح دارند؛ فکر نمی کنم در جریان چیز دیگری باشند. فقط از ما خواستند برایشان حافظ ببریم.
نوشابه امیری - به دنبال پخش شایعه درگذشت سعید حجاریان در زندان با همسر وی تماس گرفتیم. وی ضمن رد این شایعه از ملاقات با حجاریان خبر داد،هر چند تاکید کرد که او در شرایط بسیار نگران کننده ای قرار دارد.
خانم حجاریان که در صدایش اندوه سنگینی موج می زد،از ملاقات با همسرش در زندان اوین خبر داد و گفت:من امروز ایشان را دیدم
کجا بودند؟
بازداشتگاه اوین
چی شد که ملاقات دادند؟
نمی دانم چرا ملاقات دادند و علت موافقت شان با ملاقات چه بود؛ولی هر چه بود وضعیتشان اصلا خوب نبود.به هر حال می دانید که ایشان از ترور ده سال پیش به شدت آسیب دیدند.در واقع زنده ماندن ایشان یک معجزه بود ولی بعد از آن بسیار ناتوانند و در واقع به لحاظ فیزیکی مثل یک کودک شیرخوار هستند.اصلا بازداشت و نگهداری ایشان، فشار زیادی بر وی وارد می آورد.فشار خون او همیشه پایین بود ولی امروزکه فشارش را گرفتم بسیار بالا بود. برای همین به شدت نگران سلامتی او هستم.الان فشار سنگینی روی اوست. او الان فقط نگران خودش نیست، نگران وضعیت جامعه و انقلاب هم هست. در واقع آقای حجاریان زندگیش را در این راه گذاشته است.
توانستید صبحتی هم بکنید؟
نه؛ صحبت ها در حد سلام و احوالپرسی بود ولی صورتش مرتب از اشک خیس می شد.یعنی قیافه نشان می داد که به شدت از وضعیت پیش آمده متاثر و نگران است که خدای ناکرده اتفاقی برای ایران بیفتد.
ملاقات پشت شیشه بود؟
نه؛حضوری بود.
تنها بودید؟
نه با برادرشان و پسرم رفته بودیم.
مامورین هم بودند؟
بله؛بودند و دوربین گذاشته بودند. البته به نظر نمی رسید ضرب و جرحی شده باشند، ولی وضعیت شان اصلا خوب نبود. من نگران هستم که سکته بکنند. یعنی اگر خدای ناکرده مشکلی برایشان پیش بیاید اینها می خواهند چطور جوابگو باشند.
ایشان وقتی بیرون بودند خودشان می توانستند به تنهایی از عهده کارهای روزمره شان بربیایند؟
او با واکر راه می رود و با کوچکترین حرکتی زمین می خورد. این اتفاق بارها در خانه افتاده بود ولی حالا اگر این اتفاق در آنجا بیفتد بسیار سنگین تمام خواهد شد؛فرض کنید سرش به جایی بخورد؛آقایان چطور می خواهند جوابگو باشند. یا به هر حال با توجه به اینکه فشارش بالا رفته وغذای زندان هم غذای مناسبی نیست، اگر چربی خونش بالا برود بسیار خطرناک است.برایش آسپیرین گذاشته اند ولی آسپیرین می تواند باعث خونریزی معده شود،و اگر این اتفاق بیفتد معلوم نیست چه عواقبی به دنبال داشته باشد.حالا اگر بیرون باشند این چیزها قابل کنترل است ولی در آنجا نمی دانم چه خواهد شد.
داروی مخصوصی می خورند؟
بله، او داروهای زیادی می خورد از جمله داروی آرامبخش.روزانه ده تا قرص می خورند که حرکت های اضافه را کنترل کند. هر کدام از این قرص ها می تواند مصرف کننده را تا دو روز بخواباند.
الان این داروها را دارند؟
بله برایشان بردیم.
از کسانی که آنجا بودند نپرسیدید بردن کسی مثل ایشان برای چیست؟
آنها کاره ای نبودند؛مامورانی بودند که فقط آنجا بودند؛ بنده خداها آن هم مثل بقیه مردم.
با مسئولین تماسی گرفته اید؟مثلا با آقای مرتضوی که ظاهرا اداره این امور به ایشان محول شده؟
بله ؛آقای مرتضوی می گوید ایشان در حزب فعال بوده.خب این حزب که غیرقانونی نبوده.قانونی فعالیت می کرده.همه چیز شفاف بوده.ایشان هم در سال دو سه تا مقاله بیشتر نمی نوشتند که این مقاله هم در روزنامه هایی چاپ می شده که مجاز بوده.کار خاصی انجام نداده.
الان مهم ترین نگرانی شما در مورد آقای حجاریان چیست؟
من بیشتر نگران سلامتی ایشان هستم.یعنی از یک طرف مظلومیت ایشان خیلی من را متاثر می کند.یعنی اینکه چنین موجودی را ببرند باز جویی کنند و تحت فشار قرار دهند برای من خیلی خیلی رقت آوراست. نمی توانم تحمل کنم.من دلم نمی خواهد چهره کشورم را چیزی شبیه اسراییل ببینم که یکی از رهبران فلسطین را با وضعیت جسمی مشابه در زندان نگاه داشتند و وقتی هم بیرون آمد دوباره ترورش کردند.کشور من از این نظر کشور خوشنامی بود؛ من دلم نمی خواهد این چیزها را ببینم.یعنی اصلا این چیزها برای من باورکردنی نیست؛ برای این انقلاب همه ما زحمت کشیدیم؛ همه مردم زحمت کشیدند؛خود من یکی از این مردم. زندان رفتم. شکنجه شدم و زجر کشیدیم تا این سیستم آمد. سال های سال احساس خوشبختی می کردم.دلم نمی خواهد این چهره برای من مغشوش بشود.
آقای حجاریان می دانستند بیرون چه خبر است؟از درگیری ها و ... خبر داشتند؟
صدای الله اکبرها را می شنوند؛ ولی در جریان چیزهای دیگر فکر نمی کنم باشند. گفتند یک قران و یک مفاتیح دارند؛فکر نمی کنم در جریان چیز دیگری باشند. فقط از ما خواستند برایشان حافظ ببریم.
با شناختی که از آقای حجاریان دارید فکر می کنید اگر می فهمیدند که بچه های مردم اینطور در خیابان ها کشته می شوند چه حالی می شدند؟
من البته چیزی نگفتم تا حالش بدتر نشود ولی فکر می کنم گریه هایی که می کرد به خاطر همین چیزها بود. ایشان متاثرند نظامی که در ایجاد، تقویت و بقایش نقش داشتند،و می خواستند زوایایی را که در آن دچار مشکل بود اصلاح کنند،حالا دچار این وضع شده. این برایش خیلی دردناک است.
آقای حجاریان پیش از این ماجراها،به این انتخابات چه امیدی داشتند؟
ببینید این اتفاقات خیلی غیرمنتظره بود.او بیشتر منزل بود. دوستانش که سرگرم انتخابات بودند و او هم که نمی توانست این طرف و آن طرف برود.وقتی من از سرکاربه خانه بر می گشتم می گفت چه خبر؛می گفتم من که خبر خاصی ندارم ؛روزنامه ها را بخوان.می گفتم: چه می شود؟جواب می دادند:نگران نباش.درست می شود.حالا اینطور شد.من الان تنم از هر طرف زخم خورده. یکی وضعیت شوهرم؛یکی وضعیت جامعه. یکی وضعیت جوان ها را می بینم. واقعا دلم می خواهدببینم که این نظام به صراط مستقیم برگردد.
چطوری ممکن است؟
اگر عقل ها جمع بشود،عملی است. بارها از این اتفاقات افتاده ولی با تدبیر جمعی حل شده.
ولی الان خون بچه ها این وسط است
آن بچه ها همگی آرزوی اصلاح امور را داشتند واگر این اصلاح اتفاق بیفتد خون آنها پایمال نخواهد شد.
موسوی اردبیلی : از قوه قهریه برای اعتراضات مردم استفاده نکنید
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
from Tabnak News by
info@tabnak.ir
اتفاقاتی که در این انتخابات رخ داد متأسفانه موجب تضعیف نظام شد در حالی که به راحتی امکان آن وجود داشت که قضایا حل شده و در یک مسیر منطقی قرار گیرد.
اعضای شورای نگهبان در دیدار با آیت الله موسوی اردبیلی گزارشی از روند نظارت شورای نگهبان بر انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و همچنین بررسی اعتراضات برخی از کاندیداها را ارائه دادند و خواهان رهنمودهای مرجعیت دینی شدند.
به گزارش ایلنا، آیت الله موسوی اردبیلی ضمن اشاره به این که مسئولین محترم انتخابات در برابر مردم مسئول میباشند،گفت: «اتفاقاتی که در این انتخابات رخ داد متأسفانه موجب تضعیف نظام شد در حالی که به راحتی امکان آن وجود داشت که قضایا حل شده و در یک مسیر منطقی قرار گیرد.»
وی تصریح کرد: «باید اشکالاتی را که معترضین به انتخابات وارد میکنند از آنها بشنوید و بخواهید که آنها را کتباً و همراه با استدلالهای منطقی ارائه دهند. باید اجازه دهید که مردم حرف خود را بیان نمایند. هر اشکالی که وارد بود باید آن را قبول کرد و هر اشکالی که وارد نبود باید پاسخ آن به نحو مستدل و منطقی بیان شود.»
آیت الله موسوی اردبیلی ضمن ابراز ناراحتی از خشونتهای رخ داده و با بیان این مطلب که پاسخها باید به گونهای باشد که مردم را قانع سازد نه این که بدون تفاهم و با قوه قهریه بخواهیم اعتراض را ساکت نماییم، خاطرنشان کرد: «شورای نگهبان باید به نحوی جواب این اعتراضات را بدهد که در معرض اتهام قرار نگیرد.»
وی در ادامه افزود: «مطالب خود را با مردم در میان بگذارید و اجازه دهید مردم در مورد آن قضاوت نمایند. از معترضین بخواهید که مطالب خود را مکتوب نمایند و آن را با مردم در میان بگذارند و شما نیز پاسخ آنها را در برابر افکار عمومی بیان نمایید. از این که مردم از این مطالب مطلع شوند نهراسید. چنانچه مطلب حقی گفته شد آن را بپذیرید و اگر مطلب باطلی عنوان شد پاسخ آن را به نحو منطقی بیان نمایید.»
آیت الله موسوی اردبیلی ضمن بیان این مطلب که باید این اعتراضات را از سطح خیابانها به مجاری طبیعی آن بازگرداند و امنیت را در جامعه تأمین کرد،گفت: «راه جلوگیری از کشانده شدن اعتراضات به خیابانها این است که مجرایی جهت بیان اعتراضات معترضین قرار داده شود. باید اجازه داد که مطالب از طریق صدا و سیما یا اجتماعات قانونی مطرح شود و پاسخ آنها نیز از طریق وسائط ارتباط جمعی به سمع و نظر مردم رسانده شود. مطمئن باشید که کلام منطقی از جانب مردم مقبول واقع خواهد شد و کسی که بدون منطق صحبت کند مقبولیت نخواهد یافت.»
در پایان آیت الله موسوی اردبیلی (مد ظله) برای حل مشکلات موجود دعا فرمودند.
در این ملاقات حجت الاسلام کعبی و آقایان کدخدایی و مغیثه گزارشی از روند نظارت شورای نگهبان بر انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و همچنین بررسی اعتراضات برخی از کاندیداهای محترم ارائه دادند.
میرحسین: عاملان تقلب و بلوا، کمترین شناختی نسبت به حقیقت اعتراضات مردم ندارند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
میرحسین موسوی با محکوم کردن اقدامات وحشیانه و کشتار مردمی که صرفا خواستار احقاق حق خود هستند و محکوم کردن دستگیری های وسیع اخیر هشدار داد که گسترش این رویه تنها بر زشتی چهره مخالفان ملت و انگیزه مردم را برای توسعه اعتراضات می افزاید.
"بسم الله الرحمن الرحیم
لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سمیعا علیما
مردم شریف ایران
تجمع عظیم و بی سابقه شما در روز 25 خرداد که در دفاع از حق و صیانت از رأی تان و دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام انجام گرفت، اصحاب دروغ را آن چنان به خشم آورد که تحمل نیاوردند و کوشیدند شیرینی این همایش پرشکوه را با برخورد سبعانه به کام دوستداران ایران تلخ کنند. اینجانب ضمن محکوم نمودن اقدامات وحشیانه و کشتار مردمی که صرفاً خواستار احقاق حق خود هستند ، لازم می دانم نکاتی را درباره این رخداد و تحولات مربوط به آن به آگاهی ملت برسانم:
1. همانگونه که مردم فهیم تهران در تجمع روز دوشنبه به روشنی نشان دادند ما در پی اعتراض آرام به روند ناسالم برگزاری انتخابات و تحقق هدف ابطال انتخابات و تجدید آن بر اساس راهکارهایی هستیم که عدم تکرار تقلب های فضاحت بار انتخاب پیشین را تضمین کند. لذا حساب ما از کسانی که با آشوب و تخریب اموال خصوصی و عمومی فضای جامعه را متشنج کنند و آن را به سوی هرج و مرج ببرند جداست. بلکه اطلاعاتی که به دست ما رسیده است نشان می دهد این اصحاب تقلب و دروغ هستند که برای تکمیل طرح خود به بانک ها و ادارات و اموال مردم حمله می کنند و آنها را تخریب می نمایند. بنابراین عموم مردم را به هوشیاری در برابر این نقشه فریبکارانه و تداوم اعتراض با حفظ آرامش دعوت می کنم. مردم می دانند چه کسانی خوابگاه دانشجویان را ویران کردند و دانشجویان پسر و دختر را کتک زدند یا در شمال میدان آزادی مردم را به شهادت رساندند. راهی که ملت برای رسیدن به پیروزی و احقاق حقوق نقض شده اش انتخاب کرده است، استفاده از روش های صلح آمیز و دوری از خشونت است.
2- دولت با همکاری سازمان صداوسیما کوشش می کند این موج سبز مردمی را وابسته به بیگانگان جلوه دهد. غافل ازآن که اقبال به رسانه های خارجی نه ناشی از توفیق این رسانه ها در جلب مخاطب و یا وابستگی این جریان مردمی به خارج بلکه حاصل بی تدبیری و فضای بسته رسانه ای موجود است. دولتی که رسیدن صدای مخالفانش را از طریق چند روزنامه و پایگاه خبری طاقت نمی آورد لاجرم به دست خود، نگاه جامعه را به رسانه های بیرون از مرزها معطوف می کند؛ موج سبز اعتراض های ما تنها منعکس کننده یک خواست مستقل و به حق داخلی است که به مداخله دیگران، خوش آمد نمی گوید.
3- دستگیری های گسترده ای که طی روزهای گذشته از فرزندان انقلاب انجام گرفته است، نشان دهنده این واقعیت است که عاملان تقلب و سپس بلوا کمترین شناختی نسبت به حقیقت اعتراضات مردم ندارند و با توهم اینکه سازماندهی تشکیلاتی عظیمی در ورای حرکت های مردم قرار دارد، خود را تسلی می دهند تا باور نکنند که طبیعت خودجوش واکنش های مردم خبر از ادامه دار بودن آن تا رسیدن به نتیجه می دهد. اینجانب دستگیری های وسیع اخیر را محکوم می کنم و هشدار می دهم که گسترش این رویه ها تنها بر زشتی چهره مخالفان ملت و انگیزه مردم را برای توسعه اعتراضات می افزاید.
4- اینجانب با ابراز همدردی عمیق با خانواده های شهیدان و مصدومان از ابتکار دلسوزانی که صمیمانه با خانواده های این عزیزان همدردی و همراهی کرده اند سپاسگزاری می کنم و این سنت حسنه را برآمده از عواطف پاک دینی و انسانی آنان می دانم.
میرحسین موسوی"
حمله وحشیانه گروه فشار به همراهان میرحسین موسوی در تبریز
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
ساعتی پیش گروه فشار در اقدامی «وحشیانه» به خبرنگاران و فیلمبرداران ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی حملهور شدند.
امین آزاد که از فیلمبرداران ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی است دقایقی پیش در تماس با خبرنگار پایگاه خبری یاری از مضروب شدن خود و تنی چند از خبرنگاران و عکاسان ستادمیرحسین موسوی در تبریز توسط گروه فشار خبر داد.
وی گفت:«در حالی که مشغول کار بودیم چند نفر از اعضای گروه فشار به ما حملهور شدند و به صورت ما گاز فلفل پاشیدند و ما را به زور سوار خودور کردند.»
وی ادامه داد:«در خودرو تا میشد وحشیانه ما را مورد ضرب و شتم قرار دادند و سر و صورت ما را آماج مشتهای خود قرار دادند.»
این عضو تیم رسانهای ستاد میرحسین موسوی یادآور شد:«بعد از طی مسافتی و بعد از آنکه فیلمهای دوربین ما را درآورند ما را در گوشه رها کردند.»
این گروه در حال تهیه تصویر و گزارش از حواشی خروج مردم از وزرشگاه تختی تبریز بعد از اتمام سخنرانی میرحسین بودند.
گفتنی است، عصر امروز گروه فشار تلاش کرد تا در سخنرانی 50هزار نفری میرحسین موسوی در ورزشگاه تختی تبریز اخلال ایجاد کند که به پاسخ قاطع مردم تبریز موفق به انجام نقشه خود نشدند.
اعاده حیثیت از مظلومان و ستمدیدگان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
به عده ای ظلم شده
و این ظلم عدالت انگاشته شده
اعاده حیثیت از این عده
حق مسلم آنها و دیگران و ماست
حمله اسرائیل به نوار غزه جنایت جنگی بود
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
سازمان ملل متحد امروز در گزارشی تاکید کرد که دلایلی برای اثبات اینکه جنگ 22 روزه اخیر رژیم اسرائیل به نوار غزه جنایت جنگی بود، وجود دارد.
سازمان ملل متحد امروز در گزارشی تاکید کرد که دلایلی برای اثبات اینکه جنگ 22 روزه اخیر رژیم اسرائیل به نوار غزه جنایت جنگی بود، وجود دارد.
به گزارش مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، در این گزارش که"ریچارد فالک" کارشناس سازمان ملل متحد در سرزمینهای فلسطینی تهیه کرده و به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد ارائه شده،خاطر نشان شده است : بر اساس شواهد ابتدایی که در دست بود دلایلی برای این نتیجه گیری وجود دارد که بگوییم حمله به غزه جنایت جنگی بود. حملات نیروهای اسرائیلی در غزه به مناطق پر جمعیت انجام می شد.
اسرائیل 'با زور' مانع برپایی جشن فلسطینیان میشود
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
جشن فلسطینیان به مناسبت اعلام بیت المقدس به عنوان پایتخت فرهنگی جهان عرب در سال 2009 است. بیت المقدس شرقی در سال 1967 از سوی اسرائیل اشغال شد.
از جنایات اروپائیان علیه کشورهای مستعمره
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سر بریده یکی از پادشاهان قدیمی غنا که هلندی ها در دهه 1830 او را اعدام کرده بودند برای دفن به غنا بازگردانده خواهد شد.
راه حل رقابت موفق سیاسی با قدرتهای متنفذ بی قاعده
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
زمانی که متنفذان از نفوذ خود برای دیکتاتوری (دیکته کردن فرامین شان) و توسعه و حفظ سلطه استفاده میکنند، جز مبارزه برای تغییر وضع موجود راهی پیش رو نیست. تکنیک فراموش کردن قدرتمندان، نخستین راهی است که مردم در پیش می گیرند. فراموش کردن قدرت بزرگنمایی شده ی قدرتمندان جهانی و منطقه ای و ملی، چیزی فراتر از تحقیر آنان است. موتور تحرک داخلی و امید برای تغییر وضع موجود است. تبلور عینی شعار الله اکبر است.
اگر آنان میخواهند از راه حق و عدالت و آزادی و در واقع راه ادیان الهی و مردان خدا دور شوند، شعار و هوچی گری نجاتشان نمی بخشد و به هستی و آینده ی خود آسیب میزنند و بس. راه پیشینیان ستمکارشان را طی میکنند و نتیجه ای جز نصیب آنان نخواهند گرفت. ما نیز آنان را فراموش میکنیم و راه خویش می رویم تا خدا.
توکل بر خدا
شن و افسوس: مستندی در مورد دارفور از وبلاگ یک پزشک
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
شن و افسوس Sand and Sorrow، مستندی در مرود بحران دارفور، نسلکشیهای به وقوع پیوسته در آن و ناکامی جامعه جهانی برای برداشتن گامهای مؤثر در حل این معضل است. جورج کلونی نریشن این مستند را انجام داده است. این مستند در imdb نمره ۶/۹ از ۱۰ دارد.

این مستند ۹۳ دقیقهای در سال ۲۰۰۷، ساخته شده است و پل فریمن آن را کارگردانی کرده است.
این مستند را لز این لینکها دانلود کنید:
art-sand.part1.rar
art-sand.part2.rar
art-sand.part3.rar
art-sand.part4.rar
art-sand.part5.rar
art-sand.part6.rar
art-sand.part7.rar
art-sand.part8.rar
Password: AlexisRod
=======================
اکرنه : انگار لینکها کار نمیکنند
حسین میر محمد صادقی : در نفی جنایت تردید نکنید
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
نقدی بر موضعگیری مسوولان درباره قرار بازداشت عمرالبشیر؛ در نفی جنایت تردید نکنید - حسین میرمحمدصادقی
در روزهای گذشته امام جمعه محترم موقت تهران و رئیس محترم مجلس شورای اسلامی همراه با برخی از مسوولان دیگر دولتی، طی سخنانی تند و آتشین صدور دستور بازداشت عمرالبشیر رئیسجمهور سودان از سوی دادگاه کیفری بینالمللی را به عنوان یک توطئه قطعی آمریکایی و غربی مورد انتقاد شدید قرار دادهاند. در این مورد نکاتی چند به ذهن نگارنده میرسد که ذیلا فهرستوار به آنها اشاره میشود، تا شاید توجهی به آنها شود.
1- در اینکه جنایات بینالمللی بیشماری در وقایع جنوب سودان و دارفور به وقوع پیوسته است و افراد بیگناه زیادی قربانی این جنایات (از قبیل قتل، غارت و تجاوزات جنسی) شدهاند هیچ تردیدی وجود ندارد. میلیونها نفر از طریق گیرندههای تلویزیونی در جریان این وقایع و جنایات قرار گرفته و با قربانیان همدردی کردهاند. هر گونه اظهارنظری از سوی مسوولان جمهوری اسلامی ایران- که بر اساس مفاد قانون اساسی آن موظف به دفاع از همه مستضعفان و مظلومان جهان است- نباید به معنی نفی اصل جنایات انجام شده یا احیانا تطهیر مرتکبان آنها و بیتوجهی به سرنوشت رقتبار قربانیان بنابر ملاحظات سیاسی شود.
2- دادگاه کیفری بینالمللی، به عنوان یک محکمه کیفری مستقر در شهر لاهه (برخلاف دیوان بینالمللی دادگستری، که محکمهای حقوقی و یکی از ارگانهای سازمان ملل متحد است و آن هم در شهر لاهه مستقر میباشد) و نیز برخلاف محاکم کیفری بینالمللی برای یوگسلاوی سابق (مستقر در لاهه) و رواندا (مستقر در آروشا، پایتخت تانزانیا) که از سوی شورای امنیت ملل متحد برای محاکمه جنایتکاران ایجاد شدهاند، محکمهای است مبتنی بر یک معاهده بینالمللی، که در حال حاضر 105 کشور (یعنی بیش از نیمی از کشورهای جهان) به آن پیوستهاند. سه دولت بزرگ روسیه، چین و آمریکا (اعضای دائم و صاحبان حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد) جزو این الحاقشوندگان نیستند و حتی دولت آمریکا، به همراه رژیم اسرائیل، از زمره مخالفان سرسخت این نهاد بینالمللی جدید (که تشکیل آن را مهمترین تحول در حقوق بینالملل پس از تشکیل سازمان ملل متحد دانستهاند) هستند، بهطوری که در هر دو مورد حتی امضای اولیه اساسنامه، که در آخرین روز مفتوح بودن اساسنامه برای امضا 311 دسامبر 2000) انجام شده بود، در مراحل بعدی پس گرفته شد، که تلاشی بود در جهت اینکه آمریکا و اسرائیل حتی درحد یک امضا (که تا قبل از الحاق نهایی، تعهد قابل ذکری برای دولت امضاکننده ایجاد نمیکند) هم نسبت به دادگاه کیفری بینالمللی و اساسنامه آن متعهد نباشند. دولت بوش پس از آنکه امضای اساسنامه دادگاه توسط دولت کلینتون را مستردکرد، طی سالهای گذشته با انعقاد معاهدات بینالمللی مختلف و تصویب قوانین داخلی سعی در تضعیف دادگاه کیفری بینالمللی و حتی پیشبینی مجازات هایی برای الحاقشوندگان به اساسنامه دادگاه داشته است. در نقطه مقابل، اولین الحاقشوندگان به دادگاه کیفری بینالمللی دولتهای آفریقایی بودهاند، که با خون و گوشت و پوست خود رنج ناشی از ارتکاب جنایات بینالمللی و بیکیفر ماندن جنایتکارانی که در گذشته محاکم داخلی تحت سیطره آنها بودهاند و هیچ محکمه بینالمللیای نیز برای محاکمه آنها وجود نداشته است را احساس میکردهاند. بدینترتیب، نمیتوان به سهولت و بیمحابا به دادگاه کیفری بینالمللی انگ آمریکایی بودن را زد و با آن به مقابله برخاست، که این کار در واقع مخالفت با اراده 105 دولت جهان و تضعیف نهادی است که بیش از همه دولت آمریکا کمر به تضعیف آن بسته است، تا همچنان محاکم کیفری بینالمللی از سوی شورای امنیت (و نه به وسیله انعقاد معاهده بین دولتهایی که از حقوق مساوی برخوردارند) ایجاد شوند و در نتیجه امکان اعمال نظر از سوی دولتهای بزرگ، به ویژه اعضای دائمی شورای امنیت، فراهم باشد.
3- علیرغم استقلال دادگاه کیفری بینالمللی و عدم وابستگی آن به شورای امنیت سازمان ملل متحد، این شورا میتواند به جای تشکیل محاکم کیفری بینالمللی خاص برای رسیدگی به وضعیت مورد نظر (مثل محاکم کیفری بینالمللی برای یوگسلاوی سابق و رواندا که به ترتیب در سالهای 1993 و 1994 برای رسیدگی به وقایع بوسنی هرزگوین و رواندا تشکیل شدند) بررسی یک وضعیت خاص را از دادگاه کیفری بینالمللی درخواست نماید. پس از این درخواست، شورای امنیت و اعضای آن هیچ اختیار دیگری در مورد روند پیگیری پرونده و تصمیمهای اتخاذ شده در مورد آن - ازجمله قرار بازداشت - ندارند و همه تصمیمها توسط دادستان و قضات دادگاه، که از سوی مجمع دولتهای عضو انتخاب شدهاند، اتخاذ میشود.حتی در ارجاع قضیه دارفور سودان، دولت آمریکا با دادن رای ممتنع تلاش کرد که در حد دادن رای مثبت نسبت به ارجاع قضیه به دادگاه کیفری بینالمللی نیز موید این دادگاه جلوه نکند. بدینترتیب، باز معلوم نیست که حمله بیمحابا به تصمیمات دادگاه کیفری بینالمللی، بهعنوان تصمیماتی که صرفا مبتنیبر منویات آمریکاییان و غربیها است، تا چه حد مقرون به حقیقت و مصلحت میباشد.
4- در حال حاضر نیز سفر یک مقام بلندپایه ایران به سودان در چنین وانفسایی، همراه با ایراد آن سخنان آتشین در حمایت از رئیسجمهور سودان و متهم کردن دادگاه کیفری بینالمللی به سیاسیکاری قطعا ارزش زیادی برای این کشور دربرداشته است و قطعا باز همان سوال در افکار عمومی شکل گرفته است: آیا <ما به ازای> مناسب در جهت منافع ملی کشورمان در قبال چنین حمایت بیقید و شرطی از طرف مقابل گرفته شده است؟!
* سخنگوی اسبق قوه قضاییه واستاد دانشکده حقوق دانشگاه شهیدبهشتی
خاتمی : کشور ما استبداد نمیخواهد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
وی در واکنش به شعار حاضرین در مصلی یاسوج که شعار «یا مرگ یا آزادی» سر میدادند گفت: من میگویم هم زندگی، هم عدالت، هم اخلاق، هم آزادی و هم پیشرفت. مگر انقلاب اسلامی ما جز این میخواست و مگر شعار اصلی انقلاب ما آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی نبود؟