زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
چند خبر انتخاباتی و سیاسی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
رسانه های حامی احمدی نژاد با ادعای کشف اتاق ضبط شبکه بیبیسی فارسی در ستاد انتخاباتی موسوی به گونه ای در صدد ساخت سناریوای به شیوه و اهداف خویش شدند. این رسانه ها در اقدامی هماهنگ و با ارتباط با گروه های خاص امنیتی و نظامی اقدام به تشریح این سناریو کردند: به گزارش خبرنگار سرویس "فضای مجازی " خبرگزاری فارس، خبرنامه دانشجویان ایران گزارش داد؛ پس از کشف مکان اصلی ستاد جنگ و عملیات روانی میرحسین موسوی در برج 10 طبقه ای واقع در قیطریه، شواهد و اطلاعات بسیاری در مورد ارتباط تنگاتنگ تشکیلاتی ستاد موسوی با بی بی سی فارسی به دست آمد. بر اساس این گزارش، در ستاد مستقر در این برج 10 طبقه که متعلق به "م.ه " است، استودیوی ضبط برنامههای انتخاباتی کشف شد که متعلق به شبکه بیبیسی فارسی بوده و از این مکان برنامههای مکرر تلویزیونی برای پخش در این شبکه ضبط میشده است. لازم به ذکر است، مدیریت ستاد عملیات روانی مذکور را "محسن امینزاده " از اعضای اصلی حزب مشارکت بر عهده داشته است. ارتباط تشکیلاتی بیبیسی فارسی با ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی آنجا عمیقتر میشود که بدانیم سردبیری این شبکه تلویزیونی که با مصوبه مستقیم مجلس انگلیس آغاز به کار کرد را فردی به نام "علیاصغر رمضانپور " بر عهده دارد که وی معاون فرهنگی عطاءالله مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت خاتمی بود. گفتنی است، اعضای حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب به عنوان احزاب دوقلوی حامی میرحسین موسوی در انتخابات در ایام پیش از آغاز تبلیغات انتخاباتی در جلسات محفلی خود با اشاره به قطعیت حمایت بیبیسی فارسی از کاندیدای متبوع خود، اذعان میکردند که با توجه به ذهنیت منفی ایرانیان نسبت به دولت انگلیس و رسانه دولتی بیبیسی، بایستی این حمایت به صورت غیرمستقیم و حرفهای انجام شود، اما شکست قاطع این کاندیدا در انتخابات و رأی 25 میلیونی مردم به رقیب وی، موجب شد که رسانه مذکور با زیر پا نهادن اصول حرفهای رسانهای، به صورت مستقیم وارد گود شده و قسمتی از برنامههای پیشبینی شده اغتشاشگران و طرفداران انقلاب مخملی را رأسا به دوش بکشد که البته ناموفق ماند. این در حالی است که منابع این گزارش مشخص نمی باشد و به راحتی به افراد و گروه های مختلف حتی پیش از آنکه اسمی از آنان از طریق مراجع قضایی برده شود اتهم زده می شود
خاک مرده و دل زنده
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
روزگاری رهبری گفت :
خاک مرده و مرگ بر دانشگاهها پاشیده اند
امروز
خاک مرده و مرگ بر جامعه پاشیده اند
ولی شکر خدا
دل ها گرم است و دست ها گشاده و پاها رو به راه
چند خبر انتخاباتی و سیاسی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
رئیس دانشگاه تهران ادعای سخنگوی هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی مبنی بر اینکه نیروهای انتظامی با درخواست رئیس دانشگاه تهران وارد کوی شده بودند را تکذیب کرد.
باهنر خطاب به حمیدرسایی که از جای خود بلند شده بود و با فریاد صحبت میکرد، گفت: شما هم بدون تریبون به اندازه کافی نعره زدهاید و رسایی فریاد زد شما نعره میکشید نه من.
from Tabnak News by
info@tabnak.ir
روزنامه ایران را در حوزه فراخواندن مردم برای حضور در صحنه روزنامه جوان را در حوزه حفظ حریم نهادهای قانونی روزنامه کیهان و وطن امروز را در حوزه دشمن شناسی و هوشیاری نسبت به ترفندهای دشمن روزنامه رسالت را در محور صداقت و اخلاق و روزنامه آفتاب یزد را در محور تبعیت از منطق برنامه و پرهیز از شعارزدگی برگزیده اعلام کرد و گفت : روزنامه رسالت هم به عنوان روزنامه ای که در هر پنج محور توجه بیشتری داشته انتخاب شد.
دکتر علی محدث نیز بازداشت است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ظاهرا یکی از هفتاد استاد بازداشت شده در پی دیدار با مهندس موسوی و یکی از چهار استادی که در بازداشت باقی ماندند، آقای دکتر علی محدث از اساتید متدین و مسئول و فعال دانشگاه پلی تکنیک هستند. ایشان همراه دوست عزیز دیگرمان آقای دکتر غلامرضا ظریفیان بازداشت شده اند.

امیدوارم این بزرگواران دو دیگر عزیزانی که در بازداشت هستند به زودی آزاد شوند.
خدا خواهد نصیب باشد
نامهای به دادستان از وبلاگ فاطمه شمس
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
from پرده ناتمام by
فاطمه شمس
بسمالحق
از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند
یارب چقدر فاصله دست و زبان است
ه.الف.سایه
جناب آقای سعید مرتضوی
سلام
همانطور که حتما شما بهتر از من میدانید، همسرم به دستور شما شش روز است که بازداشت شده و از او هیچ خبری در دست نیست. حتی امکان یک تماس پنج دقیقهای هم از او سلب شده است. در این شبان و روزان جانکاه به راههای زیادی برای یافتن خبری از او متوسل شدم. نامههای زیادی نوشتم. پیگیریهای مکرری کردم. اما در این حکومتی که داد عدالتگستریاش گوش فلک را کر کرده است، دستم به هیچ جایی نرسید. میدانم سرتان این روزها خیلی شلوغ است و شاید وقت خواندن این خطوط را هم نداشته باشید. اما گفتم از آنجایی که شاید شناختتان از همسرم محدود به کانالهای ارتباطی خاصی باشد که شدیدا دچار توهم توطئه هستند و از کاه کوه میسازند، کمی از او برایتان بنویسم تا شاید شناختتان از او کاملتر شود. همین بود که دست به قلم شدم و از خاطراتم برایتان نوشتم. امیدوارم اندکی قلم قضاوتتان را کنار بگذارید و در اتهامزنی درنگ کنید. شاید خواندن این نامه در شناختتان از همسرم موثر افتد.
آقای مرتضوی
بگذارید همین اول اعتراف کنم نوشتن درباره کسی که همیشه برای دادخواهی دیگران دربند قلم میزد و دوندگی میکرد ودر ستاندن داد مظلومان همیشه پیشقدم بود کمی سخت است. به خصوص اگر این فرد را نه فقط به عنوان یک شخصیت سیاسی که به عنوان یکی از نزدیکترین عزیزانت با تمام گوشت و پوستت بشناسی و عمق ایمان و اعتقادش بر تو بیپرده نمایان شده باشد. حتی بعد از گذشت بیش از ۱۰ سال ازاولین دیدارم با محمدرضا جلائیپور هنوز هم نوشتن از صفات و ویژگیهای او دشوار است. به همین خاطر هم تصمیم گرفتم فقط آنچه از او به یاد میاورم و بر آن نام خاطره مینهم را برایتان بنویسم.
از آغاز شکوفایی علمی محمدرضا جلاییپور او را میشناسم. سال ۱۳۷۸ و پس از اعلام نتایج المپیاد ادبی کشوری، من و او جز برگزیدگان مرحله نهایی بودیم. آن روزها در اوج سرخوشی نوجوانی از زادگاهم مشهد برای دوره ۱۸ روزه المپیاد ادبی کشوری بار سفر بستم و به پایتخت آمدم. اولین بار محمدرضا جلائی پور را در باشگاه دانشپژوهان جوان، مرکزی که المپیادیهای کشور در همه رشتهها برای گذراندن دوره فشرده و رقابتی نهایی در آنجا جمع شده بودند، او را دیدم. آن روزها خیلی سریع گذشت. سریعتر از آنکه تصویر چندان روشنی از او در ذهن داشته باشم. تنها سه صحنه را خوب به یاد دارم. یکی، آن لحظهها که داشت یواشکی قبل از ورود به کلاس وضو میگرفت. همه میگفتند جلائیپور بدون وضو سر کلاس حاضر نمیشود. جو کلاس چندان مذهبی نبود و کسی مثل او قاعدتا همراهان زیادی نداشت. اما با اینحال به طرز عجیبی میان دوستانش محبوب بود و آن میزان محبوبیتش همیشه برایم سوال برانگیز بود. صحنه دیگر آن لحظههایی بود که وقتی به دختران کلاس سلام میداد از شرم سرخ میشد و معصومانه نگاهش را از ما میدزید و در میان خندهها و شیطنتهای ما گم میشد. این شرم نوجوانانهاش گاهی سر و گوشش را سرخ میکرد، درست همرنگ پیراهن راهراه قرمزی که آن روزها به تن داشت. صحنه سوم هم دیدار او در روز اهدای مدالهای المپیاد بود که با همان نگاه پرشرمش سلامی سریع کرد و رد شد و بالای سن رفت تا مدال طلای المپیاد ادبی را به گردنش بیندازند. آن روزها طلا گرفتن محمدرضا جلاییپور و هوشش زبانزد همه بچههای کلاس بود. رفت و گذشت و من هم به دیارم بازگشتم و روزهای پرتلاطم کنکور شروع شد. هرهفته کنکورهای آزمایشی قلمچی در کل کشور برگزار میشد و هر بار نفرات اول تا دهم عکسشان در روزنامه چاپ میشد. تقریبا هربار صورت آشنای همکلاسی المپیادیام بین نفرات اول تا سوم بود. کم کم داشتم حرف المپیادیها را درباره هوش سرشارش باور میکردم.
همان یک ذره شکی هم که مانده بود، روز اعلام نتایج کنکور سراسری برای همیشه از وجودم پاک شد وقتی چهره و نام او به عنوان رتبه نخست کنکور سراسری از اخبار ساعت ۱۴ اعلام شد. با بهت به صفحه تلویزیون خیره مانده بودم و داشتم سعی میکردم باور کنم این آدم را قبلا دیدهام و میشناسم. آن روزها شناختن رتبه نخست کنکور برایم حس خوبی بود. حسی آمیخته با غرور که روزی با او هم کلاس بودهام.
با همکلاسیهای المپیادی آن روزها حرف انتخاب رشته بود. من تصمیم را خیلی پیشتر گرفته بودم، در همان دوره ۱۸ روزه المپیاد. در رشته ادبیات دانشگاه تهران پذیرفته شدم و ساکن کوی خاطرهانگیز دانشگاه. سالی گذشت و خاک سرد آن دانشکده من را از عالم شعر و شاعری دور ساخت. آن ساختمان دوستداشتنی برایم هیچ ثمری نداشت و حسرت روزهای خوب و پربار المپیاد را به دلم گذاشت. روزی از همان روزهای یاس و ابهام بود که تصادفا در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به او برخوردم. محمدرضا جلائیپور بود در هیئتی سپید. تابستان آن سال زودتر از هر سال از راه رسیده بود و گرما همه را بی هیچ ابتذالی سپیدپوش کرده بود. کمی طول کشید تا بشناسمش. بزرگتر از آن شده بود که در نگاه اول شناخته شود. سلام که کردیم گفت جامعهشناسی میخواند! مکثی کردم. گفته بودند رتبههای اول همیشه حقوق میخوانند. تب حقوق داغ بود و همه جوگیر نام دهانپرکن این رشته. اما او این بار هم ساختارشکنی کرده بود و جامعهشناسی را انتخاب کرده بود. استدلالش هم این بود که جامعهشناسی خواندن در این شرایط به حال کشور و مردمش مفیدتر است و بحث فقط علاقه و شهرت رشته تحصیلی نیست.
به زودی فهمیدم به خاطر مدال طلای المپیاد و رتبه اول کنکور از بهترین دانشگاههای جهان پذیرش گرفته است. اما نرفت. حتما روزهای جوانی را تجربه کردهاید و میدانید چقدر این گونه موقعیتها وسوسهانگیزند. تقریبا همه دوستان المپیادی آن روزها بار سفر بستند و عزم دیار غریب کردند. اما او در کمال ناباوری ماند. به دوستانش گفته بود کسی که جامعهشناسی میخواند اول باید با درد مردمش و جامعهاش آشناتر شود.
گپ و گفت مختصر آن روز و ابراز خرسندی او از رشته جامعهشناسی مرا واداشت تا به فکر تغییر رشته بیفتم. مدتی در کلاسهای جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی شرکت کردم و از سال بعد در دانشکده علوم اجتماعی ثبتنام کردم. روزهای نخست ورودم به دانشکده علوم اجتماعی همزمان شده بود با انتخابات انجمن اسلامی آن دانشکده. از جلوی تابلوی انجمن رد میشدم که خبر نتایج انتخابات شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشکده را دیدم. چشمم روی نام آشنای او ماند: محمدرضا جلاییپور ۱۰۷رای، رتبه اول ... آن روز فهمیدم، محمدرضا جلاییپور فقط در کسب رتبههای علمی ممتاز نیست و این قصه سر دراز دارد!
چندماهی گذشت و در انتخابات دور بعدی انجمن اسلامی، ائتلافی که من و او نیز در آن عضویت داشتیم موفق شد اکثریت آرا را کسب کند. از آن پس به عنوان همکار در شورای مرکزی این انجمن فعالیت میکردیم. آن روزها، تضارب و اختلاف آرا در میان اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشکده بسیار زیاد بود. گاه کار تا حد زد و خورد بالا میگرفت. از طیفهای گوناگونی در شورای مرکزی انجمن اسلامی فعالیت داشتند و گاهی این اختلاف نظرات منجر به ایجاد تنش میشد. آن لحظات، تنها کسی که با مدارا و خلق نیک همه را دعوت به تسامح میکرد، محمدرضا جلایی پور بود. یادم میآید از چپ و راست، بسیجی و جامعه فرهنگی را دوست خود میدانست و آنان هم دوستش داشتند. همیشه این میزان تسامح و رواداری او سوال برانگیز بود. در عین داشتن اعتقادهای دینی و باورهای ایمانی، هیچگاه در صدد تحمیل عقایدش برنیامد. از هر طیف و گروهی دوست و رفیق داشت و هیچگاه نگذاشت اعتقاد مذهبیاش سدی بر روابط دوستانهاش باشد.
گاهی واحدهای درسی دانشگاهیمان با هم تصادفا همزمان میشد. با اینکه تمام وقتش صرف امور جانبی میشد، نمراتش عالی بود. از او میپرسیدم چقدر برای امتحان خواندهاید؟ میگفت از امروز ۱۰ صبح شروع کردهام و امتحان ساعت ۱۲ بود!!! آن روزها حرفش را باور نمیکردم اما بعدها که همسرش شدم باورم شد که او مهارت عجیبی در امتحان دادن دارد. به قول مادربزرگش نخوانده ملا بود!
خردادماه سال ۸۲ بود که جمع زیادی از همکلاسیهایمان در جریان اعتراضات سیاسی دستگیر شدند. تعداد دستگیریها آنقدر گسترده شد که دامنهاش به من و او هم رسید. دوستان عزیزتان حکمی برای ما صادر کرده بودند. اتهاممان هم طبق معمول آگاهی و شعور و حساسیتمان بر سرنوشت کشور بود. روزی از یک خرداد پرحادثه دیگر بود. دردفتر انجمن دانشکده برای همفکری در رابطه با پیگیری وضعیت دستگیر شدگان بودیم. خبر دادند که حکم جلب تعدادی از اعضای انجمن توسط دوستان و همکاران جنابعالی برای من و ایشان و تعدادی دیگر از دوستانمان در انجمن اسلامی صادر شده است. او با علم به این موضوع که قطعا دستگیر خواهد شد، فداکارانه خطاب به همه بچهها گفت اگر دستگیر شدید بگویید همه چیز تقصیر جلاییپور است تا زود تبرئه شوید. فکر نمیکردم کسی تا این حد حاضر باشد برای دیگران هزینه بدهد. او هیچ جرمی جز فعالیتهای سراسر قانونی و مدنی نداشت، اما با این حال از بیعدالتی هم فریاد خشم برنمیآورد و شرایط را عاقلانه میپذیرفت.
آن روزهای سخت، او یک تنه ۱۷ بیانیه برای آزادی بچهها صادر کرد و با موتور وسپای معروفش هر روز به دیدن خانوادههای زندانیان میرفت و از آنان دلجویی میکرد بدون ذرهای ترس از اینکه دستگیر شود. حاضر بود هر خطری را برای آزادی دوستانش به جان بخرد. این روزها که او دربند است تفاوت فاحش فداکاریهایش را با مدعیان اطرافش خوب میفهمم. روزی هم که بچه ها آزاد شدند، جلوی اوین اول خودش آنها را در آغوشش فشرد و خوشامد گفت.
آن روزهای سخت سپری شد و در بهمن همان سال من و او عقد مهر بستیم و زن و شوهر شدیم. او حتی در تعیین روز عقدمان هم عاشقانه از اعتقاد مذهبی و محبتش به اهلبیت و علی (ع) گفت و خواست روز عقدمان عید غدیر باشد و مکانش حرم امام رضا (ع). این اندازه باور دینی او که بی هیچ رنگ و ریایی در نگاهش آشکار بود را همیشه ارج مینهادم. چند ماه بعد از عقدمان، او توانست در یکی از معتبرترین دانشگاههای جهان ( ال.اس.ای) پذیرش بگیرد. آن روزها این افتخار بزرگی برای یک دانشجوی جامعهشناسی بود که در بهترین مدرسه جامعهشناسی دنیا درس بخواند. بعد از فارغالتحصیلیاش با معدل ۱۹ از دانشگاه تهران برای ادامه تحصیل به لندن سفر کرد. دوران سخت و تلخ دوریمان و شبهای تنهایی کوی دانشگاه را به جان خریدم تا او مدرک دانشگاهی معتبری بگیرد و گرفت. آن هم با رتبه ممتاز. از آن به بعد همیشه یار و همراه پدرش در کارهای آکادمیک بود و این اتفاق بسیار مبارکی بود. بعد از اخذ مدرک فوقلیسانسش بود که باز هم به خاطر تواناییهای خاصی که داشت توانست در دانشگاه اکسفورد پذیرفته شود و در رشته جامعهشناسی دین مشغول به تحصیل شود.
آنچه شخصیت محمدرضا جلاییپور را برجسته میکند نه فقط تواناییهای علمی او که ویژگیها و مهارتهای برجسته شخصیتیاش است. ترجیح راحت دیگران بر راحت خویش، خلق نیک، گذشت، صبر و احترام همیشگیاش به والدین را هر کس مدت کمی با او باشد درخواهد یافت. حساسیت عجیب او بر دروغ هم شاید یکی از ویژگیهایی باشد که تاکید دوچندان بر آن در این روزها خالی از لطف نیست.
میانهروی و اعتدالش در مشی سیاسی را آنها که او را میشناسند، تایید میکنند. تعهد به اهداف اصلاحی در چارچوب نظام و التزام به اخلاق سیاسی و در عین حال مشی معتدل و عقلانی اصلاحطلبانه جلائیپور که هیچگاه با شعارهای افراطی و تند درآمیخته نبود از جمله ویژگیهای مهم و برجسته اوست. این مشی متعادل و عقلانی و قانونی را در فعالیتهای اخیر او در پویش حمایت از خاتمی و موسوی «موج سوم» به خوبی مشهود بود. این پویش مدنی و اجتماعی که حتی لحظهای پا را فراتر از حدود قانونی نگذارد. جلائی پور همواره به پاسداشت دستاوردهای انقلاب، استقلال، آزادی، جمهوریت و اسلان عدل و اعتدال بود، اصرار میورزید. این خصیصه چه در زمان فعالیتش در انجمن اسلامی، چه در روزهای فعالیتش در اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان اروپا و چه در دوران تلاشش در پویش بر همه روشن و آشکار بود. بارها شد که به خاطر تصمیمهای پخته و سنجیده و متعادلش مورد تمسخر واقع شد و به محافظهکاری متهم گردید.
او با رواداری و اخلاقمندی و نیز با درایت تمام فعالیتش را در پویش موج سوم آغاز کرد. حسن نیت او از همان آغاز امر بر همگان هویدا بود. همیشه خندان و باروحیه بود. حتی در اوج خستگیها و روزهایی که یاس بر امید غلبه داشت. همیشه با همان آرامش و نجابتی که داشت بچهها را به تسامح در برابر یکدیگر فرا میخواند. هیچگاه برای شهرت و از سر شهوت قدرتطلبی دست به کاری نزد و آنان که خوب میشناسندش تایید میکنند که حتی یکبارهم حاضر نشد در جایی لب به سخن باز کند که شائبهای از قدرت وجود داشته باشد. در همایشها وبرنامههایی که پویش برگزار میکرد، همیشه باید پشت صحنه دنبالش میگشتند نه روی صحنه. احتراز عجیبی از شهرت و قدرت داشت و همیشه استاد ملکیان را در این زمینه الگوی خودش قرار میداد. روزی شهابالدین طباطبایی عزیز که او هم امروز دربند است، در وصف این ویژگی جلائیپور نوشت و گفت که چگونه او به عنوان سخنگوی پویش از آمدن به روی سن در همایش سوم موج سوم خودداری کرد و این تواضع البته ازچشمان هیچ بینایی پنهان نماند.
در تمام دوران تحصیلش در دانشگاه آکسفورد و علیرغم اینکه دانشجوی تمام وقت این دانشگاه بود، از طریق ترجمه و تحقیق معاش زندگیاش را گذراند و هیچگاه پیشنهادات شغلی مناسبی که پیش رویش بود را نپذیرفت و تمام دغدغهاش بازگشت زودهنگام به سرزمین و خدمت به مردمش بود. همیشه به حال کسانی که از تمام راحتیها دست شسته و با مردم عادی همسفره و همدرد شدهاند، غبطه میخورد. محمدرضا درد مردم را لمس کرده بود و مدام با خود زمزمه میکرد و به یاد من نیز میآورد که مبادا یادمان برود در کجا ریشه داریم و برای چه اینجاییم. در تک تک لحظههای سرخوشیاش شکر ایزد میکرد و یاد کسانی که چنین نعمتی ندارند. این میزان شکر و حضورش گاهی آنقدر زیاد بود که با اعتراض اطرافیانش مواجه میشد. حتی یکبار حاضر نشد کمکهای مالی و یا حتی پاداشهایی که بابت تلاشهای علمیاش به او تعلق میگرفت را بپذیرد. از همان بدو ورودش به انگلستان راه هرگونه شکلگیری شائبهای را بر خود بست و حاضر نشد هیچ گونه کمک مالی شبههناکی را بپذیرد. این میزان احتیاط او در برقراری ارتباط با دیگران در خارج از کشور گاهی شکل افراطی به خود میگرفت. به یاد ندارم حتی در خلوت موضعگیری تند و دور از انصافی کرده باشد. طوری زندگی میکرد، حرف میزد و موضع میگرفت که اگر در ضمیر ناخودآگاهش هم شنود میگذاشتید چیزی دستگیرتان نمیشد.
در تک تک فعالیتهایش برای پویش موج سوم تمام دغدغهاش از سر کاستن از درد مردم بود و نه شخصپرستی. همیشه حرفش این بود که اگر هرکسی رئیسجمهور باشد آنچه مهم است و توفیر دارد کاستن از دردهای این مردم است. کوچکترین نفع مادی و شخصی از این جریان عاید او و خانوادهاش نشد. جز یکسال پرکار، خستهکننده، انرژیبر و پر اضطراب. چندباری که در پویش موج سوم قلم زد نیز همه توانش را به کار گرفت که در آن نوشته مدیون خدا و بنده خدا نباشد و جز نفع مردم و رضایت خداوند چیزی در نظرش نیاید. در استفاده از یکایک کلماتش وسواس عجیبی به خرج میداد تا نکند مدیون کسی باشد و لحظهای از آنچه حق میپنداشت فاصله گرفته باشد. این میزان رعایت جانب حق و انصاف گاهی به جد سخت و طاقتفرسا بود.
اصالتش نه فقط در مشی سیاسی که در دینداریاش هم مشهود بود. او هیچگاه تن به تحجر و تعصب نداد. همواره آزاداندیشی و حقیقتطلبی را سرلوحه دینداریاش قرار میداد. در عین حال چیزی که هیچگاه از آن احساس شرم نمیکرد، دیندار دانسته شدنش توسط دیگران بود. او بیدریغ برای اعتلای وطنش تلاش میکرد و هر آنچه انجام میداد را نخست در ترازوی رضایت خداوند خود میسنجید تا از دایره عدل و انصاف خارج نشود و به ورطه خودبینی و قدرت نیفتد. او در اوج فرهیختگی لحظهای به علمش غره نشد و جانب تواضع را فرو نگذاشت. تا لزومی نمیدید، از مدارج علمی قبلی و کنونیاش حرفی به میان نمیآورد. همانطور که حتی من به عنوان شریک زندگیاش هم تا مدتها از کسب برخی جوائزش بیخبر بودم. احتراز عجیبی از به زبان آوردن کلمه «من» داشت. از هرآنچه «من» را بزرگ میکرد، دوری میجست و میگذاشت دیگران از منافع تلاشهای بیدریغش به نام خودشان بهره گیرند.
و اما امروز، نزدیک به یک هفته است که حتی نگذاشتهاید صدایش را هم بشنوم. جرم و اتهام او غیر از اینکه صلاح ملک و مردمش را میخواست و برایش تلاش میکرد چیست؟ ما را چه شده است که جوانان دیندار و پاک و متعهدمان
باید امروز دربند باشند؟ این است میراث انقلاب؟ این بود پیام امام؟ این است معنای حکومت عدالتگستر علوی؟ به کجا رسیدهایم که نحوه بازداشت و برخورد سیستم قضایی ما با کسی مثل محمدرضا جلاییپور باید بدتر از نحوه برخورد با یک قاتل جانی یا قاچاقچی باشد؟ کسانی که متواضعانه و خالصانه و بی ادعا برای اعتلای این مرز و بوم هزینه دادهاند را دربند کردهاید و در کمال بیعدالتی حتی نمیگذارید صدایش به گوشمان برسد. این روزها وطن به سوگ خون جوانان خویش نشسته است. دلهامان از جمهوریت به تاراجرفته نظام و دربند بودن پیروان خط و اندیشه امام خمینی خون است. اینها را برایتان نوشتم که بدانید کسی را که بازجویی میکنید، ریشه در دین و باور و اخلاق دارد و نمیتوانند به این راحتیها او را متهم به اعمال ناکرده و باورهای ناداشته کنند. یقین دارم که او از آنچه بر آن باور دارد و به آن عمل کرده است در محضر خداوند ذرهای پشیمان نیست. امیدوارم شما هم با شیوهای که در پیش گرفتهاید در محضر حضرت خداوندگار سرافکنده و شرمسار نباشید. در پایان این نامه شما را از روزی بیم میدهم که در آن به تعبیر قرآن عذر و بهانه ظالمان سودمند نیفتد
فیومئذ لا ینفعالذین ظلموا معذرتهم
سوره روم، آیه ۵۷
والسلام
فاطمه شمس
عضو هسته مرکزی پویش موج سوم و همسر محمدرضا جلائیپور
مرتبط:
نامه احسان جوانمرد
شعر حامد قدوسی
دلنوشته بهاره آروین
نامه سرگشاده انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها به مراجع معظم تقلید و علمای اعلام
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
نامه سرگشاده انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها به مراجع معظم تقلید و علمای اعلام
اینک ما از شما که مصداق "العالم بزمانه لایهجم علیه اللوابس" هستید انتظار داریم اولا باور بفرمایید مردم مسلمان ما این مصیبتها را برای حفظ نظام جمهوری اسلامی تحمل میکنند و تهمتها و انتسابهای مطرح شده مبنی بر آشوبگری و اغتشاش یا عمال بیگانه بودن کاملا بیاساس است. ثانیا از آنجا که علما و مراجع عظام در حافظه تاریخی ملت ایران همواره در کنار مردم و راهگشای آنان بودهاند، از شما میخواهیم در این نگرانی ملی با استفاده از جایگاه معنوی خود در کنار مردم باشید و از گسترش این بلای ویرانگر جلوگیری کنید.
نامه سرگشاده انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها به مراجع معظم تقلید و علمای اعلام
شهروند آزاد - انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها که عصر چهارشنبه پس از برگزاری یک نشست با حضور مهندس میرحسین موسوی (عضو این انجمن)، با برخورد قهری و بازداشت تعدادی از اعضای خود مواجه شد، در نامهای به مراجع عظام تقلید، کمک آنها به مردم را خواستار شد.
به گزارش قلم نیوز، در این نامه آمده است:
انا لله و انا الیه راجعون
محضر شریف آیات عظام و علمای اعلام
سلام علیکم بما صبرتم
چنانچه مستحضر هستید پس از مطرح شدن ایرادات جدی به نحوه اجرای انتخابات ریاست جمهوری دهم و اعلام نتایجی خلاف انتظار که بسیاری از مردم مسلمان در سراسر کشور بر این اقدام دور از شان نظام جمهوری اسلامی به شدت اعتراض کردند و چون اجازه تجمع قانونی به آنان داده نشد، به صورت خودجوش در تجمعهای آرام و میلیونی اعتراض خود را مطرح کردند و سوال اصلی آنان این بود که "رای ما چه شد؟"، متولیان امر بجای شنیدن اعتراضهای مردمی و پاسخگویی در اغلب شهرها با اقدامهای غیرقانونی و مبتنی بر زور به دستگیری و ضرب و شتم و جرح و قتل مردم بیگناه پرداختند و با کشاندن نیروهای نظامی و انتظامی به صحنه و مواجه کردن فرزندان خدمتگزار ملت در برابر ملت، کشور را در آستانه فجایع خونبار قرار دادهاند و بدیهی است که از ابرهای فتنه هرگز باران رحمت و صلح و برکت نخواهد بارید و چون این همه به نام اسلام صورت میگیرد، خطر جدی آن است که اسلام سیلی بخورد؛ خطری که امام خمینی (ره) بارها نسبت به آن هشدار داده بودند.
اینک ما از شما که مصداق "العالم بزمانه لایهجم علیه اللوابس" هستید انتظار داریم اولا باور بفرمایید مردم مسلمان ما این مصیبتها را برای حفظ نظام جمهوری اسلامی تحمل میکنند و تهمتها و انتسابهای مطرح شده مبنی بر آشوبگری و اغتشاش یا عمال بیگانه بودن کاملا بیاساس است. ثانیا از آنجا که علما و مراجع عظام در حافظه تاریخی ملت ایران همواره در کنار مردم و راهگشای آنان بودهاند، از شما میخواهیم در این نگرانی ملی با استفاده از جایگاه معنوی خود در کنار مردم باشید و از گسترش این بلای ویرانگر جلوگیری کنید.
آیات عظام و علمای اعلام، شما خود میدانید طبق اصل 27 قانون اساسی، تشکیل اجتماعاتی که مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است. کافی بود متولیان امور چنین اجازهای میدادند تا طرفین سخنان یکدیگر را بشنوند و به موجب "فیتبعون احسنه" تصمیم بگیرند اما برخی از متولیان علی رغم ارتکاب اعمال خلاف قانون و تضییع حقوق ملت در پناه تبلیغات فریبنده، خود را درستکار و خیرخواه قلمداد میکنند و در قبال دستگیری گسترده و غیرقانونی و بیدلیل فعالان سیاسی و ایجاد تضییقات برای اصحاب رسانه و دستگیری آنان چون لبی به اعتراض گشوده شود، برآشفته میگردند و با گلوله پاسخ میدهند. به موجب آیه "لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم" وقتی سخن منطقی و قانونی مردم شنیده نشود، حق دارند فریاد کنند و البته جواب آنان تهمت عمال بیگانه بودن و آشوبگربودن و در نهایت گلوله نیست.
مردم مسلمان ما با توجه به سخن امام علی (ع) در خطبه مالک اشتر "فانی سمعت رسول الله (ص) یقول فی غیرموطن"، "لن تقدس امه لایوخذ للضعیف فیها حقه من القوی غیر متمتع" بر این باورند که در نظام جمهوری اسلامی باید بتوانند اعتراض و درخواست حق خود را بدون ترس مطرح کنند.
مردم مسلمان ما بر این باورند که فرمان حضرت علی (ع) در خطبه مالک اشتر، رابطه مردم را با متولیان امور یک رابطه انسانی سرشار از محبت تنظیم کرده که اگر فرضا تندی از آنان سرزند با آغوش پر مهر مسوولان مواجه خواهند شد "واشعر قلبک الرحمه للرعیه و المحبه لهم و اللطف بهم و لاتکونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم اکلهم فانهم صنفان اما اخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق تفرط منهم الزلل و تعرض لهم العلل" ما از شما انتظار داریم از متولیان امور بخواهید و تذکر دهید توسل به زور و اسلحه آن هم در قبال اعتراض قانونی برای تخلقی که برخی دستگاهها مرتکب شدهاند، عاقلانه و منطبق بر موازین اسلامی نیست. به آنان تذکر دهید اعتراض قانونی مردم از مصایق نهی از منکر و واجب است. ما دفاع شما بزرگان را از حقوق شرعی و قانونی مردم دقیقا از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر میدانیم.
آیات عظام و علمای اعلام، ما از سر اضطرار، فریاد امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی را به یاد شما میآوریم که فرمود: "... ای علمای ایران، ای مراجع اسلام ... ای فضلا، ای طلاب، ... ای آقایان، من اعلام خطر میکنم ...، ای علمای قم به داد اسلام برسید..." (صحیفه امام، ج1 ، صص 418- 420).
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها
هشدار انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها: اقدامات غیر قانونی به التهابات دامن می زند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها در مطلبی شرح کاملی از آنچه که بعد از نشست این انجمن در تاریخ چهارشنبه سوم تیر ماه 1388 اتفاق افتاد و منجر به دستگیری 70 استاد دانشگاه شد را توضیح داده است. این انجمن درباره نحوه دستگیری، مکان بازداشت، تهدید اساتید برجسته دانشگاه و زمان آزاد کردن آنها توضیح کاملی داده است. متن این مطلب توسط سایت «کلمه» منتشر می شود:
بسمه تعالی
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها به عنوان یک تشکل قانونی که دارای مجوز رسمی از کمیسیون ماده 10 احزاب وزارت کشور است ، عصر روز چهارشنبه ، سوم تیرماه در محل دفتر مرکزی خود نشستی تخصصی با حضور جمعی از اعضای خود که غالبا از اساتید برجسته دانشگاه های تهران هستند و درمیان آنها بیش از ده چهره علمی شاخص و دریافت کننده برجسته ترین جوایز علمی بین المللی و داخلی به چشم می خورد تشکیل داده بود. در این نشست آقای میر حسین موسوی که خود عضو این انجمن است حضور داشت که به همراه تمامی اساتید به تحلیل شرایط امروز کشور و یافتن راه کارهای تامین حقوق مردم و جلوگیری از سوء استفاده بیگانگان از وضعیت جاری پرداختند .
این نشست قانونی مورد هجوم نیروهای لباس شخصی قرار گرفته و در شرایطی که از اعمال خشونت ، ضرب و شتم و به کارگیری الفاظ بسیار زننده هیچ ابایی نداشتند حدود 70 نفر از اساتید کشور را دسته جمعی بازداشت و به پادگان جنب ستاد مرکزی دژبان ارتش در خیابان فاطمی غربی منتقل نمودند .
نحوه دستگیری و انتقال دستگیر شدگان به قدری غیر معمول بود که تعدادی از اتومبیل های حامی بازداشت شدگان در مسیر انتقال به پادگان ، توسط نیروهای ویژه نیروی انتظامی متوقف و عوامل نیروی انتظامی نسبت به نحوه عملکرد نیروهایی که دست به این بازداشت دسته جمعی زده بودند معترض شدند.
در بین بازداشت شدگان حدود ده نفر از اساتید زن یا همسران اساتید نیز حضور داشتند. اکثر بازداشت شدگان پس از ساعت ها توهین و تحقیر و در نهایت سخنرانی توام با تهدید یکی از کارشناسان وزارت اطلاعات، حدود ساعت 4 صبح روز بعد آزاد شدند ولی 5 نفر از اساتید به محل نامعلوم دیگری منتقل شدند.
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها ضمن محکوم کردن شدید این هجوم غیر قانونی به دست اندرکاران هشدار می دهد ، اینگونه اقدامات غیر قانونی است که به التهابات دامن می زند و اعتبار و حیثیت بین المللی نظام جمهوری اسلامی را نزد جهانیان لکه دار می نماید.
این انجمن حق قانونی خود برای پیگیری و محاکمه عوامل و سازمان دهندگان این هجوم و ضرب و شتم و بازداشت غیر قانونی اساتید را محفوظ می دارد و بویژه از مراجع عظام تقلید و علمای گرانقدر استدعا دارد در قبال این هجوم های وحشیانه به نشست های تخصصی در دفتر قانونی یک نهاد و تشکل دانشگاهی ساکت ننشینند.
از اعضای محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی ، وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری نیز مصرانه درخواست داریم در قبال این تعرض آشکار به ساحت آزادی های قانونی ومدنی نخبگان علمی کشور ساکت ننشینند. از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی نیز درخواست می کنیم نسبت به شناسایی و عوامل اینگونه التهاب آفرینی ها و قانون شکنی ها تلاش موثری داشته باشند.
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها
4/4/1388
چند خبر انتخاباتی و سیاسی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی با صدور بیانیهای ضمن تأکید بر ضرورت حفظ آرامش در جامعه خواستار پیگیری و حل مشکلات از طریق قانون شد.
در باره دستگیری 70استاد دانشگاه پس از دیدار با موسوی دو خبر متناقض مخابره شده است.
روزنامه «جوان» در مطلبی با تیتر «مستند بی بی سی و قتل یک انسان»، مدعی شد:
from اخبار by
http://www.jatyan.ir
رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه سراسر کشور گفت: مردم در انتخابات با بصیرت به احمدی‌نژاد رای دادند
مهندس میرحسین موسوی با بیان اینکه از پاسخگویی در برابر اتهامات واهمه ای ندارد، تاکید کرد: آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریبگری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند.
from Tabnak News by
info@tabnak.ir
رئیس جمهوری گفت: امروز برخی هیاهوها و جنجالهایی که از سوی برخی قدرتهای بزرگ انجام میشود، به خاطر دلسوزی برای ملتها نیست، بلکه از احساس خطری است که برای نظامهای طاغوتی پدید آمده است.
دستگیری 70 نفر از اساتید دانشگاه به دنبال ملاقات با مهندس موسوی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
70 نفر از اساتید عضو انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه های کشور دستگیر شدند.
به گزارش «کلمه»، عصر امروز مهندس میرحسین موسوی جلسه ای با اساتید عضو انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه های کشور داشت که بعد از این دیدار 70 نفر از افراد حاضر در جلسه دستگیر شدند.
درباره مکانی که این اساتید دانشگاه را به آنجا منتقل کردند اطلاعی در دسترس نیست.
اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام می شود.
درگیری و اعتراض نمایندگان و نیمه کاره ماندن جلسه غیرعلنی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
حسین اسلامی گفت:« در پی اعتراض یک نماینده اصولگرا به گزارش ابوترابیفرد، عده محدودی از نمایندگان خواستار توقف قرائت گزارش مذکور شدند اما عده کثیری خواستار تداوم آن بودند. در نتیجه درگیری لفظیای میان برخی نمایندگان شکل گرفت و حتی برخی از آنها به سمت یکدیگر حمله کردند.»
جلسه غیر علنی و غیر رسمی مجلس که به بررسی مسایل مربوط به حمله به کوی دانشگاه و حوادث پس از انتخابات اختصاص داشت به دلیل اعتراض برخی از نمایندگان بدون نتیجه و نیمه کاره ماند.
تلاقی دو موج : امید کمپین کروبی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
به نظر میرسد تلاش تیم مدرن کروبی برای ایجاد موج در دانشگاهها و محیط های اصلی متاثر از دانشگاهها موثر بوده است. اگر کمپین سنتی کروبی نیز در ابعاد سال ١٣٨۴ موثر واقع شود، خلا حضور احزاب و گروههای متنوع و متعدد در کمپین کروبی جبران میشود و کروبی به پدیده ی انتخابات ١٣٨٨ تبدیل میشود.
تعامل این دو موج در فرصت تعطیلات پیش از انتخابات به اوج میرسد.
بیانیه 125 استاد دانشگاه شریف در انتقاد از دولت احمدینژاد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
ما، جمعی از استادان دانشگاه صنعتی شریف، با عنایت به شرایط خطیر کشور در آستانهی انتخابات ریاستجمهوری و بنابر وظیفه دینی و ملی خویش، لازم میدانیم نکاتی چند را به استحضار دانشجویان، معلمان، پژوهشگران و سایر اقشار ملت فرهیخته ایران برسانیم:
1- توسعه همه جانبه و رشد معنوی و مادی کشور، که آرزوی آحاد مردم ایران است، نیازمند توجه به همه ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آن است. لازمه این امر، شفافسازی اهداف، توافق بر ملزومات آن و سیاستگذاری و برنامهریزی برای تحقق آن اهداف است. به این منظور، بسط روحیه امید و همدلی و ایجاد عزم ملی در داخل و ارتقای جایگاه کشور در عرصه بینالمللی ضروری است.
2- رسیدن به این اهداف کلان ملی تنها بر بستری از «عقلانیت» امکانپذیر است. عقلانیتی که در ساحت فرهنگی به صورت اخلاقمداری و ترویج مدارا و آزاداندیشی و آزادیبیان، در ساحتسیاسی به شکل زمینهسازی مشارکت جدی مردم و رعایت حقوق شهروندی، و در ساحت اقتصادی به صورت توجه به امر کارشناسی و برنامهریزی و در ساحت بینالمللی به شکل رعایت مصالح کشور و منافع ملی تبلور مییابد.
3- مردم ایران استحقاق برخورداری از یک زندگی شایسته انسانی را دارند. نیل به چنین مقصودی مستلزم تفکر و تعمق در وضع کنونی و نگاه حکیمانه به آینده است.
آنچه هم اکنون شاهد آنیم خارجکردن تدریجی متخصصان باتجربه از دایره تصمیمگیری، عدم ثبات مدیریتی، گسترش واردات کالاهای مصرفی به بهای ضربه به تولیدات داخلی، به رکود کشاندن اقتصاد برای جبران اسرافکاریها و بیبرنامگیهای گذشته، عدم بهبود شاخصهای رشد و بیکاری و تورم با وجود درآمدهای کلان نفتی، پسرفت شاخصهای خط فقر و نابرابریهای اقتصادی، و گریختن از حسابرسی و قوانین مصوب است. پیداست که این امور کشور را از مسیر توسعه پایدار و درونزا دور میسازند.
مدیریت اجرایی ناکارآمد و بیبرنامه، ناخدایی را میماند که، در عرصهی پر تلاطم داخلی و خارجی، به جای سکانداری به پاروزنی در جهات متعارض پرداخته، و طبعاً از حرکت در راستای مقصد بازمانده است. سوءمدیریت گرچه در داخل کشور، در پشت ریختوپاشهای مسرفانه و هدر دادن منابع ملی و ارایهی آمارهای نادرست و جنجالهای تبلیغاتی پنهان میشود اما زمانی بر ملا میگردد که دور از هیاهو، به وضع کشور، از جمله مقام ایران در روابط بینالملل، یا جایگاه اقتصادی آن در عرصه جهانی، یا حتی رقابتهای ورزشی - به عنوان مشتی از خروار - نظر بیفکنیم.
بدیهی است چنین مدیریتی نه میخواهد و نه میتواند پاسخگوی عملکرد خود باشد. با این اوصاف شاید به ما حق بدهید که وارد طرح و نقد ادعاهایی نظیر «آمادگی برای مدیریت جهان» نشویم.
4- تنزل گفتمان اجتماعی صرفاً به داد و ستدهای پولی علیرغم ادعاهای ارزشمدارانه، تکیه بر شعارهای عوام پسند نظیر مبارزه با مافیا و مظلومنمایی با وجود در اختیار داشتن تمام ابزار قدرت، تحقیر مردم و سعی در تطمیع آنان به نام عدالت طلبی از خزانه ملی، شکستن حرمت بزرگان و اندیشمندان، باعث به ابتذال کشیده شدن مفاهیم شریفی نظیر عدالت و ارزش و مبارزه با فساد گردیده و آسیبهای جدی به اخلاق عمومی وارد ساخته است.
5- جا دارد هشدار دهیم که سوء استفاده از احساسات پاک دینی و عدالت طلبانه مردم در جهت فعالکردن شکافهای فرهنگی و طبقاتی، با ایجاد تضاد و تفرقه در سطح ملی، سرمایههای متراکم اجتماعی ناشی از اتحاد و اعتماد دینی و ملی را در پای منافع مستعجل قدرت طلبانه قربانی میکند. سرمایههایی که طی قرنها فراهم آمده است و انباشت مجدد آن عمر و نیروی چند نسل را میطلبد.
6- تحقق آرمان اصیل «ایران پیشرفته»، آباد و آزاد تنها با تمسک به قانون و احترام به ارادهی ملی میسر است. از این روست که مشارکت فعال در انتخابات وظیفه ملی همهی ماست.
ما از همه مردم وظیفهشناس ایران میخواهیم در انتخابات پیشرو آرای خود را، با آگاهی، به نفع فرزندان پاک، صدیق و توانای خود به صندوقها بریزند. فرزندانی که در زمانه بحران از خویش برون آمدهاند و گوشه امن خود را رها کردهاند تا در راستای ترمیم شکاف اعتماد بین دولت و ملت کاری بکنند و دِین خویش را به مردمی که از درون آن بالیدهاند، ادا کنند و عموم مردم را در بهرهمندی از توان مادی و معنوی نهفته در دل این سرزمین کهن یاری رسانند.
با توکل به خداوند متعال، میهن اسلامیمان را، بدین طریق، از گزند ادامهی روند فعلی و آسیبهای آینده مصون داریم.
جمعی از استادان دانشگاه صنعتی شریف
خرداد ماه 88
فهرست اسامی امضا کنندگان بیانیه استادان دانشگاه صنعتی شریف به ترتیب حروف الفبا به شرح زیر است:
•1. دکتر فرید آشتیانی، استادیار دانشکده مهندسی برق
•2. دکتر حسن ابوالحسنی، استادیار دانشکده مهندسی کامپیوتر
•3. دکتر محمد اتوکش، استادیار دانشکده مهندسی انرژی
•4. دکتر محمدرضا اجتهادی، دانشیار دانشکده فیزیک
•5. دکتر مهدی احسان، استاد دانشکده مهندسی برق
•6. دکتر محمد اردشیر، استاد دانشکده ریاضی
•7. دکتر فرهاد اردلان، استاد دانشکده فیزیک
•8. دکتر حسام الدین ارفعی، استاد دانشکده فیزیک
•9. دکتر عبدالحمید اشراق جهرمی، دانشیار دانشکده مهندسی صنایع
•10. دکتر عباس اکبرزاده، دانشیار دانشکده مهندسی مواد
•11. دکتر جواد اکبری، دانشیار دانشکده مهندسی مکانیک
•12. مهندس محمدتقی امیدوار، عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی مکانیک
•13. دکتر اعظم ایرجی زاد، استاد دانشکده فیزیک
•14. دکتر مسعود بابایی زاده، دانشیار دانشکده مهندسی برق
•15. دکتر داریوش باستانی، دانشیار دانشکده مهندسی شیمی
•16. دکتر محمدحسن باستانی، دانشیار دانشکده مهندسی برق
•17. دکتر حبیب باقری، استاد دانشکده شیمی
•18. دکتر رضا باقری، استاد دانشکده مهندسی مواد
•19. دکتر سعید باقری شورکی، دانشیار دانشکده مهندسی برق
•20. مهندس علیرضا برقعی، عضو هیئت علمی پژوهشکده الکترونیک
•21. مهندس همایون برهانی، عضو هیئت علمی پژوهشکده الکترونیک
•22. دکتر داور بقاعی، استاد دانشکده شیمی
•23. دکتر علی بنایی، دانشیار دانشکده مهندسی برق
•24. دکتر مهدی بهادری نژاد، استاد دانشکده مهندسی مکانیک
•25. دکتر علیرضا بهرامپور، استاد دانشکده فیزیک
•26. دکتر علی پاک، دانشیار دانشکده مهندسی عمران
•27. دکتر مصطفی پرنیانی، استادیار دانشکده مهندسی برق
•28. دکتر شاهرخ پرویزی، استادیار دانشکده فیزیک
•29. دکتر امیرمنصور پزشک، استادیار پژوهشکده الکترونیک
•30. دکتر علی پورجوادی، استاد و رییس دانشکده شیمی
•31. دکتر حسین پورزاهدی، استاد دانشکده مهندسی عمران
•32. دکتر سیدمحمودرضا پیشوایی، دانشیار دانشکده مهندسی شیمی و نفت
•33. دکتر یحیی تابش، استادیار دانشکده ریاضی
•34. دکتر محمود تابنده، دانشیار دانشکده مهندسی برق
•35. مهندس محمدجعفر تحویلداری، مدرس دانشکده مهندسی برق
•36. دکتر محسن تفضلی، استاد دانشکده شیمی
•37. دکتر فرزاد تهامی، استادیار دانشکده مهندسی برق
•38. دکتر مهدی جلالی هروی، استاد دانشکده شیمی
•39. دکتر میرمصدق جمالی، دانشیار دانشکده مهندسی عمران
•40. دکتر محمد حائری، استاد دانشکده مهندسی برق
•41. دکتر جعفر حبیبی، دانشیار دانشکده مهندسی کامپیوتر
•42. دکتر رسول حجی، استاد دانشکده مهندسی صنایع
•43. دکتر علیرضا حجی، دانشیار دانشکده مهندسی صنایع
•44. دکتر شاهین حسابی، دانشیار دانشکده مهندسی کامپیوتر
•45. دکتر سیدحمید حسینی، دانشیار دانشکده مهندسی برق
•46. دکتر فرهاد خراشه ، استادیار مهندسی شیمی و نفت
•47. دکتر هدایت ذکایی آشتیانی، استاد دانشکده مهندسی عمران
•48. مهندس احمد ذوالفنون، عضو هئیت علمی کارگاه مکانیک
•49. دکتر محمدرضا ذوالقدری، استادیار دانشکده مهندسی برق
•50. دکتر شهربانو رحمان ستایش، عضو هیئت علمی دانشکده شیمی
•51. دکتر داود رشتچیان، استاد و رییس دانشکده مهندسی شیمی و نفت
•52. دکتر احمد رمضانی سعادت آبادی، دانشیار دانشکده مهندسی شیمی و نفت
•53. مهندس محمدمهدی روحانی، عضو هیئت علمی مرکز گرافیک
•54. دکتر ناصر ساداتی، استاد دانشکده مهندسی برق
•55. دکتر حمید سربازی آزاد، دانشیار دانشکده مهندسی کامپیوتر
•56. دکتر محمدحسن سعیدی، استاد دانشکده مهندسی مکانیک
•57. دکتر محمدرضا سعیدی، استاد دانشکده شیمی
•58. دکتر محمد سعید سعیدی، استاد دانشکده مهندسی مکانیک
•59. مهندس جمشید سوری، عضو هیئت علمی مرکز آموزش کارگاهی
•60. دکتر مهیده سیدخلیلی، عضو هیئت علمی دانشکده شیمی
•61. دکتر علی اکبر سیف کردی، استاد دانشکده مهندسی شیمی
•62. دکتر جلال الدین شایگان، استاد دانشکده مهندسی شیمی و نفت
•63. دکتر محمد شاهرخی، استاد دانشکده مهندسی شیمی و نفت
•64. دکتر سعید شاهرخیان، استاد دانشکده شیمی
•65. دکتر یوسف شفاهی، استادیار و رییس دانشکده مهندسی عمران
•66. دکتر محمدباقر شمس الهی، دانشیار دانشکده مهندسی برق
•67. دکتر امیر احمد شیشه گر، استادیار دانشکده مهندسی برق
•68. دکتر جواد صالحی استاد، دانشکده مهندسی برق
•69. دکتر محمدعلی صفری، استادیار دانشکده مهندسی کامپیوتر
•70. دکتر محمد صمدفام، استادیار دانشکده مهندسی انرژی
•71. دکتر نادر طباطبایی، دانشیار دانشکده مهندسی عمران
•72. دکتر محمد طیبی رهنی، استاد دانشکده مهندسی هوافضا
•73. دکتر بیژن ظهوری زنگنه، استاد دانشکده ریاضی
•74. دکتر بهزاد عطایی آشتیانی، استاد دانشکده مهندسی عمران
•75. دکتر محمدباقر غفرانی، دانشیار دانشکده مهندسی انرژی
•76. دکتر علیرضا فتاحی، استادیار دانشکده شیمی
•77. دکتر محمود فتوحی، استاد و رییس دانشکده مهندسی برق
•78. دکتر مهدی فردمنش، دانشیار دانشکده مهندسی برق
•79. دکتر فروهر فرزانه، استاد دانشکده مهندسی برق
•80. دکتر محمد فرشچی، استاد دانشکده مهندسی هوافضا
•81. دکتر فرزام فرهمند، استاد و رییس دانشکده مهندسی مکانیک
•82. دکتر بهار فیروزآبادی، دانشیار دانشکده مهندسی مکانیک
•83. دکتر شاهرخ قائم مقامی، دانشیار پژوهشکده الکترونیک
•84. دکتر محمد قدسی ، استاد دانشکده مهندسی کامپیوتر
•85. دکتر سیروس قطبی، استاد دانشکده مهندسی شیمی
•86. دکتر محمدعلی قناد، دانشیار دانشکده مهندسی عمران
•87. دکتر بهرام قنبری، استادیار دانشکده شیمی
•88. دکتر شهریار کابلی، استادیار دانشکده مهندسی برق
•89. دکتر محمد کاظمینی، استاد دانشکده مهندسی شیمی و نفت
•90. دکتر هوشنگ کریمی، استادیار دانشکده مهندسی برق
•91. دکتر وحید کریمی پور، استاد دانشکده فیزیک
•92. دکتر حمیدرضا کریمی نیا، استادیار دانشکده مهندسی شیمی
•93. دکتر امیرحسین کوکبی، استاد دانشکده مهندسی مواد
•94. دکتر هاشم محلوجی، استاد دانشکده مهندسی صنایع
•95. مهندس حسین مختار زاده، عضو هیئت علمی کارگاه مکانیک
•96. دکتر حسین مختاری، دانشیار دانشکده مهندسی برق
•97. دکتر علی مدی، استادیار دانشکده مهندسی برق
•98. مهندس ناصر مردانی، عضو هیئت علمی مرکز گرافیک
•99. دکتر علینقی مشایخی، استاد دانشکده مدیریت
•100. دکتر مصطفی مصطفوی، استادیار دانشکده مهندسی صنایع
•101. دکتر امیر اسماعیل مصفا، استادیار دانشکده فیزیک
•102. مهندس پریوش مصلحی، عضو هیئت علمی، دانشکده مهندسی شیمی و نفت
•103. دکتر فیروز مطلوبی، استاد دانشکده شیمی
•104. دکتر حسین معصومی همدانی، استادیار مرکز معارف
•105. دکتر فریدون معطر، استاد دانشکده شیمی
•106. مهندس مسعود معین زاده، عضو هیئت علمی مرکز گرافیک
•107. دکتر سامان مقیمی عراقی، استادیار دانشکده فیزیک
•108. دکتر محمدتقی منظوری شلمانی، دانشیار دانشکده مهندسی کامپیوتر
•109. دکتر محمد موبد، استادیار دانشکده مهندسی برق
•110. دکتر محمدرضا موحدی، دانشیار دانشکده مهندسی مکانیک
•111. دکتر حمید موحدیان، استادیار پژوهشکده الکترونیک
•112. مهندس سیدرضا موسوی، عضو هئیت علمی دانشکده شیمی
•113. دکتر علی موقر، استاد دانشکده مهندسی کامپیوتر
•114. دکتر اصغر مولایی ، دانشیار دانشکده مهندسی شیمی و نفت
•115. دکتر سیدمحمد مهدوی، دانشیار دانشکده فیزیک
•116. دکتر خشایار مهرانی، استادیار دانشکده مهندسی برق
•117. دکتر محمدعلی نجفی، عضو هیئت علمی دانشکده ریاضی
•118. مهندس صیاد نصیری، عضو هیئت علمی کارگاه مکانیک
•119. دکتر معصومه نصیری کناری، استاد دانشکده مهندسی برق
•120. دکتر علی نوری، استاد دانشکده مهندسی مکانیک
•121. دکتر تقی نیاکی، استاد دانشکده مهندسی صنایع
•122. دکتر مهدی وکیلیان، استاد دانشکده مهندسی برق
•123. دکتر محمدرضا هدایتی دزفولی، استادیار دانشکده فیزیک
•124. دکتر محمدرضا هرمزی نژاد، استادیار دانشکده شیمی
•125. دکتر افشین همت یار، استادیار دانشکده مهندسی کامپیوتر
رضوی فقیه سخنگوی ستاد انتخاباتی کروبی شد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
سعید رضوی فقیه عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت سخنگوی ستاد انتخاباتی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری شد. سعید رضوی فقیه پیش از این از سید محمد خاتمی حمایت می کرد و پس از انصراف او به ستاد کروبی پیوست.
حضور و سخنرانی مهدی کروبی در نشست دفتر تحکیم وحدت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
به هنگام ورود کروبی به نشست دفتر تحکیم وحدت شور و هیجان خاصی بر نشست حکمفرما شد. دانشجویان حاضر مدتی را به تشویق و خواندن یار دبستانی سپری کردند و اگر نبود اصرار مجری جلسه این تشویق ادامه داشت.
کروبی دانشجویان حاضر را فرزندان خویش خواند و اعلام نمود با وجود اینکه به لحاظ زمانی در مضیقه بوده ... اما ترجیح داده بدلیل اهمیت جامعه دانشگاهی و جفایی که بر این قشر وارد آمده ابتدا خود را به این نشست رسانده و دعوت این مجموعه را بی پاسخ نگذاشته باشد
انجمن های اسلامی دانشجویان : احمدی نژاد باید برود!
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
احمدی نژاد باید برود!
بیانیه بیش از ۵۰ انجمن اسلامی دانشجویی دانشگاه های سراسر کشور
متن کامل را در ادامه بخوانید
بیش از ۵۰ تشکل دانشجویی، با انتشار بیانیه مشترکی ضمن غیرقابل دفاع برشمردن کارنامه دولت نهم، در حوزه دانشگاه عرصههای مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بینالمللی، ادامه حیات این دولت را با “منافع ملت” در تضاد دانسته بر ضرورت تغییر محمود احمدینژاد تاکید کردند. تشکلهای امضاکننده این بیانیه، اعتقاد دارند حضور دوباره محمود احمدینژاد منجر به تشدید تمامی بحرانها و فروپاشی اجتماعی خواهد شد.
متن کامل این بیانیه بدین شرح است:
اینک زمان نشان دادن صلابت اراده هاست، حافظهی تاریخی ما میگوید هیچ گاه ایران بعد از انقلاب چنین بر لبهی خطرناک بحرانها قرار نگرفته بود، هیچگاه چنین منافع ملت در معرض آسیب نبوده است، عزت و غرور ملیمان این چنین به دنبال ماجراجوییهای سیاستمداران حاکم جریحهدار نشده بود و کرامت انسان ایرانی در جهان خدشهدار نشده بود. امروز پس از گذشت قریب به چهار سال از عمر دولت آقای احمدینژاد بار دیگر با استناد به آنچه در این مدت بر ملت و مملکتمان رفته است اعلام میکنیم کارنامهی دولت نهم منفی و غیرقابل دفاع بوده و ادامه حیات این دولت منجر به چشمانداز نگرانکنندهتری برای منافع ملت میشود:
کارنامهی سیاستهای دولت نهم در دانشگاه [۱]
به جرئت می توان گفت دانشگاه، این مهمترین کانون آزادی خواهی و روشنگری سهمگین ترین ضربات و بیشترین فشار ها را از جانب دولت نهم دریافت کرده است. احضار تمام نشدنی دانشجویان به کمیته های انظباطی و صدور احکام سنگین محرومیت از تحصیل و ممانعت از حضور دانشجویان منتقد به دانشگاه، سلب آزادی های آکادمیک به واسطه تهدید و اخراج اساتید برجسته و دگراندیش، تعلیق و جلوگیری از فعالیت های تشکل های دانشجویی مستقل و فشار بر اعضاء انجمن های اسلامی دانشجویان جلوگیری از اجرای برنامه ها و فعالیت های دانشجویان، بازداشت و شکنجه بسیاری از دانشجویان منتقد و معترض به دولت، ایجاد محدودیت های اداری و سیاسی به ویژه در زمینه علوم انسانی و اجتماعی برای اساتید و دانشجویان، اعمال سهمیه بندی جنسیتی و بومی گزینی جنسیتی و جلوگیری از ورود دختران به دانشگاه و… تنها بخش کوچکی از حمله کینه توزانه دولت به دانشگاه است که همراه با گسترش کرختی و یاس و کاهش نشاط و امید در فضای دانشگاه و کاهش شاخص های کمی و کیفی آموزش عالی بوده است و روند فرار مغز ها و نیروی انسانی زبده را به دنبال داشته است.
مسئله شرم آور ستاره دار کردن دانشجویان منتقد و دگر اندیش خود به خوبی پرده از تنگ نظری و تمامیت خواهی مسئولین و مدیران امر بر می دارد. نامه سرگشاده بی سابقه ۱۰۹ نفر از اساتید دانشگاه خود به خوبی وضعیت اسفبار دانشگاه در ابعاد مختلف را به نمایش می گذارد.
از سوی دیگر بسط نگاه امنیتی و ایجاد فضای پلیسی و بستن تمامی روزنه های تنفس نهایت دشمنی دولتمردان نهم را با دانشگاه نشان می دهد. سوء استفاده از شهید و فرهنگ شهادت و ارائه تصویری خشونت گرا و غیر عقلانی از دین و تحمیل هزینه های سنگین به دانشجویان در این مسیر نه فقط سبب تحکیم خصایل والای انسانی در دانشگاه و جامعه نشده است بلکه به عکس جواب داده است و اساساٌ به باور های دینی نسل جدید ضربات سهمگینی وارد کرده است.
کارنامهی سیاستهای دولت نهم در عرصهی اجتماعی و سیاسی
دولتی که شعار داده بود کابینه ای ۷۰ ملیونی می آفریند به سرکوب گسترده، سازمانی و بی وقفه جامعه مدنی پرداخت. این دولت تمام توان خود را به کار گرفت تا اندک نهاد های مدنی موجود را برچیند.
تعطیلی نسبتا کامل مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی، تهدید دائمی اندک روزنامه های مستقل، دخالت مستقیم و بی سابقه در روند مدیریتی نشریات و مطبوعات غیر دولتی و مستقل، سانسور شدید در عرصه کتاب و هنر، فیلترینگ فضای مجازی و اینترنت، افت کمی و کیفی تولیدات فرهنگی _هنری، سرکوب جنبش های اجتماعی از قبیل جنبش زنان، اقوام ایرانی، کارگران و معلمان ، برخورد شدید و یورش به تجمعات مسالمت آمیز و قانونی زنان، کارگران ، معلمان و دانشجویان و بازداشت، شکنجه و تعقیب فعالین آنها ، برخورد بسیار خصمانه با با فعالان ترک و کرد و حتی دراویش ، پلمپ غیر قانونی تشکل های حقوق بشری از جمله کانون مدافعان حقوق بشر و برخورد با گردانندگان آن ، ایجاد رعب و وحشت در جامعه به بهانه گشت های ارشاد و برخورد با ارازل و اوباش و …
همچنین نگاهی به عملکرد دولت نهم نشان از رکورد شکنی دیگر این دولت در عرصه کشورداری دارد. چه اینکه پس از پیروزی انقلاب تا کنون هیچ دولتی اینچنین چشم بر تحلیل های کارشناسانه در امر کشورداری نبسته است. [۲]
کارنامه ی سیاست های دولت نهم در عرصه ی اقتصادی[۳]
دولتی که قرار بود نفت بر سر سفره های مردم آورد، به مبارزه با فساد بپردازد و عدالت گستر باشد با بها ندادن به مفاهیم بنیادی علم اقتصاد و عدم برنامه ریزی، شیوه اقتصاد دستوری و حتی بی توجهی به سند چشم انداز بیست ساله، برنامه چهارم و سیاست های اصل ۴۴ قانون اساسی، تنش های ستیزگرانه با جهان، بی توجهی به هشدار و پیش بینی های اقتصادانان کشور که به صورت چندین نامه در سال های گذشته گوشزد شده بود؛ عملا عزم برچیدن سفره های بی رنگ و رونق مردم را دارد. تورم، بیکاری و فقر را به بالاترین حد خود رسیده و “نظام پولی و بانکی” و “فضای کسب و کار” تقریبا از هم فروپاشیده است و یا در معرض فروپاشی است، امروز دولت به برکت آخرین دلارهای نفتی هنوز باقیمانده، می کوشد تا با بسط فرهنگ “گداپروری و صدقه سالاری” نگاه های مردم را در آستانه انتخابات به خود معطوف کند
فساد اقتصادی و گسترش رانت خواری، ناسالم و غیر شفاف بودن عرصه اقتصاد، اکثریت مردم ایران را علی رغم برخورداری از مواهب طبیعی زیر خط فقر قرار داده است به گونه ای که آنان را حتی در تأمین مایحتاج روزانه خود دچار مشکل کرده است.
کارنامهی سیاستهای دولت نهم در عرصه بینالمللی
موضع گیری و سخنان نسنجیده محمود احمدی نژاد در عرصه بین المللی علاوه بر هدر دادن منافع ملت ایران سبب مخدوش گشتن چهره صلح طلب و آزادی خواه ایرانیان در عرصه جهانی شده است.
دولت ماجراجوی نهم به اسم عزت کشور و اقتدار ایران بدون توجه به منافع ملت پیاپی تنش آفریده، کشور را در شرایط بغرنجی قرار داده و احتمال وقوع جنگ و تبعات ویرانگر آن نظیر ریسک سرمایه گذاری را افزایش داده است. عدم اتخاذ سیاست های درست و متناسب با منافع ملت در خصوص پرونده هسته ای، ایران را اکنون با تحریم های گوناگون بین المللی روبه رو کرده است که آثار منفی تحریمها، اینک آشکار شده است و هر چه بیشتر به پیش برویم آثارشان بیش از پیش نمایان خواهد شد. عدم تدبیر لازم در عرصه سیاست خارجی و درک درست از مناسبات دیپلماتیک و تعامل با جامعه جهانی سبب زیر سوال رفتن حاکمیت ملی ایران بر جزایر سه گانه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی در برابر ادعا های امارات شده و تقلیل حاکمیت مسلم ایران از ۵۰ درصد دریای خزر به ۱۲ درصد را در پی داشته است. همچنین نزدیکی بیش از حد ، هزینه زا و بدون توجه به منافع ملت به بعضی دیکتاتور های حاکم بر کشور های آمریکای لاتین و عدم همراهی با جامعه بین المللی در عرصه منطقه ای زمینه ساز تقویت سوء ظن جهانی به ایران و تشدید تحریم ها و فشار های بین المللی برکشور شده است.
جمعبندی
روی کار آمدن محمود احمدی نژاد و حضور نظامیان در حوزه اجرایی کشور، منجر به حاکم شدن یک نگاه امنیتی و سرکوبگر به جریانات اجتماعی و سیاسی گردید که ادامه روند سلب فضای تنفس از گروه ها و فعالین سیاسی آزادی خواه، کشور را در آستانه انفجاری اجتماعی قرار خواهد داد. از طرفی وضعیت اسفناک اقتصادی و تورم روز افزون ، بحران های ناشی از مسائل فراگیر اجتماعی همچون مسکن ، ازدواج ، اشتغال و بسیاری بحران های ریز و درشت دیگر که کشور درگیر آن است چشم انداز نه چندان روشنی را برای جامعه و خصوصـاُ نسل جوان نشان می دهد. گرچه ایستادگی فعالین دانشجویان و فعالین مدنی و اجتماعی در مقابل حملات سرکوبگرانه و بی خردانه دولت نهم تحسین برانگیز است اما این واقعیت آشکار شده است که ادامه این روند، زوال نهادهای مدنی، و خاموشی جنبش های اجتماعی را در پی و افزایش شورش های کورخیابانی ناشی از خشم و رنج را در پی خواهد داشت. سرگردانی مردم و ناتوانی در تامین نیاز های اولیه زندگی، سرخوردگی جامعه روشنفکری ،کرختی و رخوت حاکم بر فضای دانشگاه، گرایش بسیار زیاد نسل جوان به اعتیاد و مواد مخدر سایه یأس و نامیدی را بر سر جامعه افکنده است که در بخش زیادی از این معضلات رد پای سیاست های محمود احمدی نژاد را می توان دید.
افزایش روزافزون فساد، فقر، بیکاری، فاصله طبقاتی، ناهنجاریها و معضلات اجتماعی، انزوا و تحریم های گسترده در عرصه بین المللی محصول دوران سیاه دولت نهم است. اینک بر اثر بحران های پیاپی و فراگیر ؛ اقتصاد ، اجتماع، سیاست و فرهنگ در وضعیتی آشفته اند و بدون شک ادامه این روند کشور را بیش از این در معرض مخاطرات جدی قرار می دهد که متاسفانه جبران آن توسط هیچ کسی امکان پذیر به نظر نمی رسد. برون رفت از این وضعیت حاد و نجات کشور نیازمند یک تصمیم گیری عقلانی از طرف همه ی گروه های اصلاح طلب و تحول خواه و همه علاقمندان کشور می باشد.
در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم و خاتمه یافتن دوران سیاه محمود احمدی نژاد قرار گرفته ایم. برخلاف سی سال گذشته که همواره حاکمیت از آن به عنوان “شرایط حساس کنونی” یاد می کرد، اتفاقا در مقطع کنونی شرایط واقعا حساس گشته است. روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد فصلی جدید را برای کشور رقم زد که متاسفانه انتظار می رود مردم عواقب وحشتناک آن را تا سالیان متمادی بپردازند.
اینک لزوم ایفای نقش تاریخی از سوی کلیه نیروهای آزادی خواه بیش از پیش عیان می گردد. ما معتقدیم حضور دوباره محمود احمدی نژاد موجب تشدید تمامی بحران ها و فروپاشی اجتماعی خواهد بود. با صدای بلند فریاد بر می آوریم احمدی نژاد باید برود. “نه به احمدی نژاد” و توقف روند فعلی می تواند تصمیمی عقلانی از طرف همه گروهها، احزاب و فعالین سیاسی و مدنی آزادی خواه و اصلاح طلب باشد.
نزدیک به ۳۰۰ استاد دانشگاه در این مدت به طور ناخواسته بازنشست شدند،
حدود ۱۰۰۰ دانشجو ستاره دار شده اند که ۳۰۰ تن از آنها سه ستاره بوده اند و از تحصیل در مقاطع تحصیلی بالاتر محروم شده اند
قریب به ۷۰ تشکل دانشجویی در تعطیل یا فعالیت هایشان معلق شده است
[۲] از جمله، میتوان به موارد زیر اشاره کرد.
منحل کردن سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و حذف شمار بسیار زیادی از کارشناسان از روند تصمیم گیری، چیزی که حتی مورد مخالفت مجلس شورای اسلامی هم قرار گرفته و بخشی از قانون گریزی هم مربوط به این امر است.
عدم تغییر ساعت رسمی کشور در آغاز بهار (در سال اول زمامداری آقای احمدی نژاد) که با توجه به هزینه زیاد آن سبب مداخله مجلس و تصویب قانون برای اجرای اجباری آن شد.
تغییر ساعات کار بانکها و مقاومت در برابر تصحیح آن
منحل کردن شوراهای عالی در کشور که باز موجب واکنش مجلس شد.
اعلام طرحهای زود بازده اقتصادی و ملزم کردن بانکها به اعطای تسهیلات ویژه برای اجرای آنها، که موجب افزایش نقدینگی، افزایش قیمت بی رویه مسکن و افزایش طلبهای معوقه بانکها شد و در بهبود تولید صنعتی نیز نقش معناداری نداشت.
اجرای شتابزده بخشی از طرح تحول اقتصادی، پیش از نهایی شدن و تصویب آن، و آمارگیری با هزینه زیاد که سرانجام آن را از مجلس پس گرفت.
محدود کردن مدیران به نیروهای “خودی” کم تجربه و هزینه آفرین.
[۳] افزایش جمعیت بیکاران کشور به بیش از چهار میلیون نفر و رسیدن به آستانه تحمل جامعه (نرخ بیکاری به ۱۲درصد افزایش یافته است)، رشد اقتصادی ۵/۶ درصدی (در حالی که براساس برنامه چهارم رشد اقتصادی ایران ۱۲/۲ درصد پیش بینی شده بود)، کسری بودجه ۴۴ هزار میلیارد تومانی در سال ۸۸ (بنا به اعلام مرکز پژوهشهای مجلس)، افزایش ۲۵ درصدی نرخ تورم، واردات (حدودا) ۱۲ میلیارد دلاری در زمینه محصولات کشاورزی که ۸/۲ میلیارد دلار آن برای ورود ۶ میلیون تن گندم و بقیه برای وارد کردن۲/۱ میلیون تن روغن نباتی، ۳/۱ میلیون تن شکر، ۱/۱ میلیون تن برنج، ۵/۴ میلیون تن علوفه و…بوده و … تنها گوشه ای مدیریت اقتصادی دولت نهم است
همچنین در گزارش تفریغ بودجه سال ۱۳۸۶، اعلام شده که در ۱۷۰ مورد از ۳۱۲ بند و تبصره قانون بودجه ۸۶ (یعنی ۵۴ درصد بندها یا اجزای تبصرهها) تخلف صورت گرفته است. در سال ۸۶ ، شرکتهای دولتی، بانکها و مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت بیشتر از ۵/۲ برابر بودجه مصوب خرج کردهاند.
وارد کردن ۸/۵ میلیارد دلار فرآوردههای نفت به جای ۸/۳ میلیارد دلار مجاز. این تخلف در دوسال گذشته به ۵ میلیارد دلار رسیده است. قانون گریزی در این مورد به قدری گسترده بوده است که رئیس مرکز پژوهشهای مجلس آن را “دست بردن در جیب۷۰میلیون نفر”نامید.
قانون گریزی شدید قوه مجریه باعث شده است که سلامت اقتصادی ایران با ۵۴ پله سقوط، به رتبه ۱۴۱ در میان ۱۸۰ کشور برسد و از لحاظ شاخصهای اشتغال و بیکاری، در سال ۲۰۰۷ ، در میان ۱۷۸ کشور جایگاه ۱۳۵ ام را داشته باشیم.
مطالبات معوقه بانکها به ۳۰ تریلیون تومان رسیده که تنها ۳ تریلیون تومان وثیقه به وسیله بانکها ضبط شده است. رکود شدید صنایع چای، قند، نساجی و … با وارد شدن مهار گسیخته محصولات این صنایع از خارج.
وابستگی بیشتر تولید ناخالصی ملی به نفت، به علت عدم سرمایه گذاری در بخشهای دیگر. افزایش شکاف طبقاتی (نسبت درآمد دهک اول به دهک آخر ۲۱ برابر شده است.)
اسامی تشکل های امضا کننده
اسامی تشکل های امضا کننده بیانیه
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه همدان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیل
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید عباسپور
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سهند تبریز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فروسی مشهد (فراکسیون مدرن)
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه چمران اهواز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سبزوار
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دامغان
تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه بین المللی قزوین
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه باهنر شیراز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه رجایی
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بیرجند
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد
مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان
انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کردستان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده امور اقتصادی و دارایی
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد کرج
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهرود
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هرمزگان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تبریز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مهاجر اصفهان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد کاشمر
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هنر
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد شهر تهران
منبع : ادوار نیوز
عبدالکریم سروش : مخالفت با تحریم ... حمایت از کروبی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
دکتر عبدالکریم سروش از مهدی کروبی حمایت کرد. عبدالکریم سروش ضمن اعلام حمایت از مهدی کروبی و اینکه به او رای خواهد داد همزمان از تحریم انتخابات انتقاد کرد.دکتر عبدالکریم سروش طی گفتگویی با سایت خبری روزآنلاین در مورد گروههای سیاسی مدافع تحریم انتخابات گفته است: «من به آنها قصه چاه کنی را گفتم که چاهی کنده بود و نمیدانست خاک آن را کجا بریزد. دخو به او گفت یک چاه دیگر بکن، این خاکها را در آن بریز. بقیه داستان معلوم است. این آدم تا آخر عمرش چاه میکند. خاک اولی را میریخت در دومی، دومی را در سومی… گفتم ما یک انقلاب کردیم، یک عالم خاک از چاه جامعه آوردیم بیرون. حالا ماندهایم که این خاکها را کجا بریزیم. شما میگویید یک چاه دیگر بکنید؛ ولی باز همان سئوال مطرح میشود. خاک چاه دوم را کجا بریزیم؟ ما نمیتوانیم عمری را به چاه کنی سپری بکنیم».
وی در بخش دیگری از این گفتگو اظهار داشته است: «من از ته دل آرزومندم که آقای احمدینژاد بر سر کار نیاید. یک سال و نیم پیش من در دانشگاه جرج واشنگتن، در سمیناری در پاسخ به سئوالی گفتم که آقای احمدینژاد دیگر نمیتواند و نباید رئیس جمهور بشود. خیلیهای دیگر هم به این نتیجه رسیدهاند و امیدوارم که در عمل هم چنین چیزی تحقق پیدا کند. کم نبود آن آبرویی که ایشان از ایران برد، کم نبود آن همه دروغی که به مردم گفت. کم نبود آن همه خرافهپروری و سفاهت گستری که کرد؛ کم نبود آن همه پولی که از چاههای نفت بر داشت و در چاههای جمکران
سروش در پاسخ به این سوال که “از میان کاندیداها نظرتان بر کیست؟” گفته است: «من ۴ سال پیش حرفی به شما زدم و حالا هم کم و بیش بر همان نظرم. یعنی آقای کروبی.
سروش گفته است: « به صراحت برای شما بگویم اینکه کسی دو باره بیاید و در کسوت سیاسی ادعای رسالت روشنفکری داشته باشد نمیپسندم. باید کسی بیاید که مرد عمل باشد».
سروش ادامه داده است: «من توقعم از ریاست جمهوری این است که فضا اندکی باز بشود که اهل اندیشه و اصلاح بتوانند در جامعه مدنی، کاری بکنند. مطبوعات قدری آزاد تر باشند؛ مردم کمی آزادتر باشند و سایه ترس، از روی سر مردم کنار برود. قوه قضاییه قدری پاکیزهتر بشود.قلب طپنده دموکراسی و عدالت ـ حالا نام دموکراسی را هم نبریم، بگوییم عدالت ـ در قوه قضاییه است؛ اگر چنین شجاعتی و چنین ارادهای وجود نداشته باشد بقیه دستگاهها نمیتوانند کاری بکنند».
کروبی در ایلام اعلام کرد : وضعیت دانشگاه در این روزها وحشتناک است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
سخنرانی «مهدی کروبی» در دانشگاه ایلام با اخلالگری حامیان دولت ناتمام ماند.به گزارش سحام نیوز، دبیرکل حزب اعتماد ملی دیروز به دعوت مجمع دانشجویان خط امام در دانشگاه ایلام حاضر شد تا پاسخگوی سوالات حاضران پرتعداد در مراسم باشد اما اخلال و تنش آفرینی جمعی از دانشجویان منتسب به گروه های اصولگرا منجر به بروز درگیری و بر هم خوردن فضای جلسه شد.به رغم این موضوع اما کروبی در طول سفرش به ایلام به بخشی از پرسش های دانشجویان پاسخ داد و همانجا اعلام کرد؛ «اگر کسی بخواهد بسیج را ابزار انتخابات کند، سکوت نخواهیم کرد.» کروبی در ابتدای سخنان خود، با بیان اینکه آن که حرف و اول آخر را در تعیین سرنوشت کشور می زند، مردم هستند، گفت؛ «هر اراده یی در برابر اراده مردم ناچیز است و نابود می شود و این تنها مردم هستند که می توانند سرنوشت خود را تغییر دهند.»شیخ اصلاحات در ادامه همگان را به شرکت در انتخابات تشویق کرد و گفت؛ «چه آنهایی که از وضعیت کشور راضی هستند و می خواهند اکنون دنیا را مدیریت بکنند و چه آنها که فکر می کنند باید در مدیریت کشور تغییری حاصل شود، همه باید در انتخابات حضوری پرشور داشته باشند.» وی در ادامه اظهار داشت؛ «اتفاق جالبی که در این دوره از انتخابات رخ داده اتحادی است گسترده بین نیروهای اصولگرا و اصلاح طلب، چپ و راست برای ایجاد یک تغییر در کشور.»کروبی با بیان اینکه با ذکر گفتن و ورد خواندن مشکل کشور حل نمی شود، اظهار داشت؛ مردم باید حضوری محکم و گسترده در انتخابات داشته باشند. امروزه عده یی در پی حضور کمرنگ مردم در صحنه انتخابات هستند ولی اگر مردم حضوری گسترده در انتخابات داشته باشند، آنها تا ماه ها به کما خواهند رفت. رئیس مجلس اصلاحات در ادامه با اشاره به وضعیت دانشگاه ها در طول دوران دولت نهم گفت؛ «وضعیت دانشگاه در این روزها وحشتناک است و هر روز عده یی دانشجو یا ستاره می گیرند یا تعلیق می خورند یا دستگیر می شوند. اگر با حمایت و رای شما مردم، رئیس جمهور شوم، حتماً در پی تغییر وضعیت موجود بر خواهم آمد و در دولت من دانشجوی ستاره دار معنا نخواهد داشت.» کروبی تاکید کرد؛ «دانشجویان ستاره های پر فروغ آسمان کشور هستند.» وی در ادامه افزود؛ «چه آنگاهی که در مجلس بودم و چه در دورانی که خارج از قدرت بودم، هرگاه تعرضی به مردم می شد یا شاهد ناراستی و کاستی بودم، برای رفع مشکل آنها تلاش کردم و از قوه قضائیه استمداد می کردم.»مهدی کروبی با بیان اینکه وضعیت کشور و رقابت در انتخابات بسیار مشکل است، گفت من آدمی نیستم که کوتاه بیایم و قضیه را رها کنم. کروبی در ادامه سخنانش به اظهارات اخیر فرمانده سپاه پاسداران اشاره کرد و گفت؛ «سکوت نخواهیم کرد. من مدافع بسیج هستم، آن بسیجی که در جنگ شرکت کرده بود. آن عشایری که بسیج شدند و میهن را از دست نیروهای دشمن آزاد کردند. ما مدافع این نوع بسیج هستیم و هر بسیجی که در این راه باشد، مخلص آن خواهیم بود. البته نه اینکه کفش آنها را واکس بزنیم.»کروبی در ادامه خطاب به سپاه، بسیج و سردار جعفری گفت؛ «به خدا انتخابات باید آزاد باشد. آن گونه که امام و رهبری می خواهند. اگر پیروز شویم، که خوشحالیم و اگر نه، هر کس با رای مردم روی کار آید، از او حمایت خواهیم کرد.» پس از پایان سخنان مهدی کروبی نوبت به پرسش دانشجویان رسید.یکی دیگر از دانشجویان با حالت استهزا به سن کروبی اشاره کرد که کروبی در پاسخ گفت؛ مگر رئیس جمهور باید برود بیل بزند که جوان باشد. امام 63ساله بود که نهضت خود را در سال 42 شروع کرد و این حرف دشمنان بود که می گفتند سن امام زیاد است و نمی تواند کشور را اداره کند. وی افزود؛ این حرف ها بهانه است.کروبی همچنین درباره سیاست خارجی دولت نهم گفت؛ «ما اگر انتقادی می کنیم، نسبت به برخی از سخنان نسنجیده است. اصلاً یک نفر بیاید طرح مساله هولوکاست را بررسی کند، ببیند این موضوع به نفع فلسطینی ها تمام شد یا اسرائیل.» در این هنگام عده یی از دانشجویان اصولگرا با هیاهو و جنجال، نسبت به سخنان کروبی در مورد دخالت بسیج در انتخابات، اعتراض کردند که کروبی در پاسخ به آنها گفت؛ اگر بخشی از بسیج در انتخابات نقشی ندارد، چرا اینقدر ناراحت می شود. من تنها گفتم بسیج را ابزار نکنید، یعنی شما از خدا بزرگ تر هستید؟ ما می گوییم خدا را هم ابزار نکنید. من بارها گفته ام خدا را، دین خدا را، بسیج را و حتی اصلاحات را هم ابزار نکنید. کروبی همچنین در واکنش به اغتشاش این گروه سازمان یافته، تاکید کرد؛ «ما نیامده ایم تنور انتخابات را گرم کنیم و خیلی جدی وارد انتخابات شده ایم. خط و مرزمان نیز مشخص است.کروبی همچنین دیروز در سفر یک روزه اش به ایلام در حسینیه ثارالله سرابله حاضر شد و به سخنرانی پرداخت.وی با بیان اینکه «مدافع و پاسدار رای و حقوق همه مردم خواهم بود» به نامه های اخیر خود به شورای نگهبان و رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح اشاره و ابراز عقیده کرد؛ ضمن احترام به جایگاه آن دو، زمانی که متوجه شدم شائبه یی ناصواب در خصوص سلامت انتخابات ایجاد می شود، به آنها مساله را یادآور شدم.دبیرکل حزب اعتماد ملی همچنین پاسخ خود به سخنان فرمانده سپاه را یادآور شد و اعتقاد خود را این گونه بیان کرد؛ «نباید اجازه بدهیم در اذهان مردم این گونه متصور شود که یک جریان ارتجاعی می خواهد ما را از صحنه حذف کند و ما باید متوجه باشیم و در انتخابات حضوری گسترده داشته باشیم.»
مهدی کروبی : با نام نظام انحراف ایجاد نکنید
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
به گزارش ایلنا دبیرکل حزب اعتماد ملی در دیدار با اعضای انجمن اسلامی دانشگاه خواجه نصیر طوسی با بیان این مطلب اظهار داشت؛ اصل نظام و کشور برای من مهم است و اگر احساس کنم به نام نظام و کشور کسانی بخواهند انحرافی ایجاد بکنند، محکم جلویشان می ایستم و برخورد می کنم. وی با انتقاد از برخوردهای دانشگاهی گفت؛ تحقیرهایی که به استادان و دانشجویان می شود بسیار زجر آور است و این فضای حاکم شده در دانشگاه های کشور به علت بی تدبیری مسوولان امر است چرا که عمده این فشارها بر اثر ندانم کاری و بی تجربگی مدیران مربوطه می شود
کروبی در دانشگاه شریف: آزادی ما را شورای نگهبان نداده است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
دبیرکل حزب اعتماد ملی با اشاره به شعار تغییر به عنوان شعار انتخاباتی خود، گفت: این شعار برگرفته از نص صریح قرآن و این آیه است که میگوید سرنوشت هیچ قومی تغییر نمیکند مگر به خواست خودشان. البته این تغییر در چارچوب قانون اساسی، نظام جمهوری اسلامی ایران و تغییر در قوه مجریه است.
به گزارش خبرنگار ما؛مهدی کروبی عصر روز دوشنبه به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف رفت و در جمع دانشجویان این دانشگاه افزود: تا به حال فعالیتهای ما با حضور چهرههای ارزشمند که به خاطر موفقیتهایشان مورد شناخت شما هستند، انجام شده است از جمله آقایان کرباسچی و دکتر نجفی عزیز و جمعی انسانهای نخبه، متخصص، کاردان و با تجربه و با سابقه درخشان.
وی با اشاره به انتشار سه بیانیه انتخاباتی خود نیز یادآور شد: برنامه اول من همانطور که در بیانیه نخست آمده است، احیای مدیریت و برنامهریزی و احیای شوراهاست. شما میدانید که در اثر تکروی و عدم استفاده از خرد جمعی مدیریت، برنامهریزی و شوراها بر هم زده شده که از جمله آنها شورای پول است. به جای این شورا جمعی این کار را انجام میدهند که حتی پس از اینکه مجمع تشخیص مصلحت چند مورد از شوراها را از جمله شورای پول برگرداند، حتی یک جلسه هم تشکیل نشد و به مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام عمل نکردند.
وی با انتقاد از برخی اقدامات نسنجیده تاکید کرد: ما حتی در روزهای اولیه انقلاب هم که تجربه حکومتی چندانی نداشتیم بر اساس تعقل، مطالعه و خردجمعی از نیروهای خوب و مجربی استفاده میکردیم. من به عنوان فرزند این سرزمین و یار امام(ره) میگویم که ما اولین گروهی بودیم که در سال 59 وارد مجلس شدیم. زمانی که دولت مهندس موسوی و دولت شهید رجایی مقلد امام و فرزند مجلس تشکیل شد بخشی از وزرای دولت موقت مهندس بازرگان و شورای انقلاب از جمله آقایان موسی کلانتری و عباسپور به کار دعوت شدند. در دولتهای آقای موسوی، هاشمی و خاتمی هم همیشه بخشی از دولت قبلی در کابینه حضور داشتند و همینها تا پایان اصلاحات هم در بخش اجرایی بودند.
بهاره هدایت: گفتمان کروبی به خواسته های دانشجویان نزدیکتر است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
|
|
گفتمان آقای کروبی به خواسته های دانشجویان نزدیک تر است و بنابراین استقبال دانشجویان از ایشان منطقی است.
وی افزود:آقای کروبی به صراحت در خصوص دانشجویان زندانی و سهمیه بندی جنیستی در دانشگاهها وحق تحصیل اعلام نظر کرده است و همچنین اقدامات وی در ارتباط با دانشگاهها و دانشجویان قابل تقدیر است.
مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) همچنین افزود: کروبی حتی پیش از تشکیل حزب اعتماد ملی و دیگر احزاب اصلاح طلب از افرادی بودند که همواره مدافع آزادی های بیان و عقیده بوده اند که البته این خصوصیت ایشان به سالهای قبل نیز بر می گردد، که این ویژگی ها قابل انکار و چشم پوشی نیستند.البته نقدهایی نیز به آقای کروبی وارد هست.
وی تاکید گرچه:برای ماشخص حقیقی در درجه اول اهمیت ندارد برای ما عملکرد افراد، صداقت و کارنامه آنها مورد سنجش قرار می گیرد
دیدار و حمایت دانشجویان و اعضای تحکیم وحدت از کروبی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
اعضای دفتر تحکیم وحدت با مهدی کروبی دیدار کردند و خبر دادند که ممکن است در انتخابات آتی از او حمایت کنند زیرا او تنها نامزدی است که مطالبات آنها را می تواند برآورده کند. در این دیدار بیشتر اعضای تحیکم وحدت علامه حضور داشتند. مهدی کروبی نیز در این دیدار با نقش جنبش دانشجویی در انتخابات اشاره کرد و تاثیری که آنها می توانند در انتخابات بگذارند.
عصر روز پنج شنبه ۳۰۰ نفر دیگر از دانشجویان سراسر کشور به دیدار کروبی رفتند و با او پیمان بستند در انتخابات آتی از او حمایت کنند. کروبی پیش از این وعده داده بود که اگر رییس جمهور شود اولین کاری که می کند این است که جلوی ستاره کردن دانشجویان بگیرد و ادامه تحصیل را برای همه فراهم کند.
اولین همایش بزرگ دانشجویی حامیان دکتر احمدی نژاد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:

اولین همایش دانشجویی حامیان دکتر محمود احمدی نژاد چهارشنبه 26 ماه جاری در تهران- میدان هفت تیر- خیابان شهید مفتح- سالن سید الشهدا(روحی فداه) ساعت 16:30 برگزار می شود
وبلاگستان دانشگاه و مرجع جامعه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
هزاران نویسنده ی فرهیخته در وبلاگستان و میلیونها بازدید کننده، این محیط را به دانشگاهی بزرگ تبدیل کرده است. فرهیختگان جامعه مجازی در وبلاگستان مرجعیت می یابند. چه در آن متولد شده باشند و چه از جامعه حقیقی به آن مهاجرت کرده باشند.
کروبی : اگر رییسجمهور شوم خود گشت ارشاد برنامههایش را متوقف خواهد کرد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
وی در بخش دیگری از سخنان خود با توجه به رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری گفت:«محکم در صحنه انتخابات خواهم ماند. اتفاقات و رخدادهای مرتبط با انتخابات را به دقت پیگیری میکنیم و در برابر هر تخلفی که متوجه شویم محکم میایستیم و پاسخ میدهیم؛ همانگونه که به سرلشگر فیروزآبادی و آقای جنتی پاسخ دادم.»
وی در برابر سخنانی مبنی بر ایجاد محدودیت در نهادهای مدنی و همچنین وضعیت دانشجویان گفت:«دیدارها و برنامههای من مشخص است؛ صراحتا اعلام کردهام که دانشگاه پادگان نیست و نسبت به بازداشست دانشجویان و ممانعت از تحصیل آنها انتقاد کردم. اگر چنانچه رییس جمهور شوم مانع این محدودیتها میشوم و البته معتقدم باید چارچوبها و قوانین رعایت شود اما نباید به این بهانه باب نقد در دانشگاه بسته شود.»
از کروبی درباره فعالیتهای گشت ارشاد سوال کرد و اینکه اگر رییسءجمهور شود چه اقدامی در اینباره انجام خواهد داد؟
وی پاسخ داد:«من اگر رییسجمهور شوم خود گشت ارشاد برنامههایش را متوقف خواهد کرد و حتی لزومی ندارد که من به آنها بگویم.»
وی همچنین درباره واژهی رجال سیاسی و احراز سمت رییسجمهوری از سوی زنان که موضوع پرسشی دیگر بود، گفت:«تعبیر من از رجال سیاسی مردان نیستند بلکه به نظر شخصی من زنان و مردان میتوانند کاندیدای احراز این سمت شوند و حتی زمانی که رییس مجلس بودم از پشت تریبون مجلس نسبت به اینکه زنان برای کاندیداتوری مجلس خبرگان فرصتی داده نمیشود اعتراض کردم و در صورتی که رییسجمهور شوم تلاش عملی خواهم کرد تا زنان بتوانند در عرصههای اجرایی و مدیریتی کشور حضوری جدی و پررنگ داشته باشند.»