زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
سوالات راهگشا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بعضی سوالات راه گشا هستند
به آسانی به پاسخ می رسند
چرا که از موضوعات تا حدی روشن و بدیهی که به دلیل شرایط روحی و عاطفی و غیره مغفول مانده اند سخن می گویند
و راه های سخت را می گشایند
چرا که در جای مقدماتی و حساس و مهمی از سلسله مسائل بعدی قرار دارند
...
مثلا وظیفه نخبگان در قبال غیرنخبگان چیست؟
وظیفه غیرنخبگان در قبال نخبگان چیست؟
...
حتی اگر کسی بیان پاسخ برایش سخت باشد
پاسخ اش را به خود می دهد
...
و این نیز از برکات حق است
و ستایش مخصوص خداست
دین داری حقیقی همچنان رشد می یابد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
انسان به حسب فطرت و زندگی اجتماعی اش، به خدا و ادیان توجهی گسترده به وسعت کل تاریخ و همه فرهنگ ها و تمدن های بشری داشته است. جامعه امروزی بشر نیز با حضور قدرتمند دین و دینداری در عرصه های فردی و اجتماعی مواجه است
سوال این است که ظرفیت بی دینی فرد و جامعه تا کحاست؟
انسان به دلیل فطرت پاک و خدادادی اش، ظرفیت عظیم دین داری و خداگرایی دارد و معمولا در زندگی بشر شاهد به کار گیری مکرر این ظرفیت هستیم و تلاش ها برای تضعیف این طبیعت بشری به دلیل تعارض با ذات به ندرت به موفقیت می انجامد
در سطح جامعه نیز به دلیل نقش افراد و نیز کارکرد تاثیر گذار مناسبات متاثر از دین و دین داری، شاهد ظهور بنیان های دینی نیرومندی هستیم که با حیات اجتماعی نیز رابطه نزدیکی برقرار کرده اند
در مقابل، به نظر می رسد که ظرفیت بی دینی گرچه همیشه وجود دارد ولی حرکت در یک مسیر بن بست است و نتیجه ای در بر ندارد
افراطیون نباید روی بی دینی جامعه ایرانی یا سوء استفاده از حقیقت دین در جهت اغراض شخصی شان حساب ویژه ای باز کنند که چنین فرصتی نخواهند داشت. مقابله با بی دینی و سوء استفاده از دین، نتیجه یک روحیه و واقعیت به نام دین داری حقیقی است
البته بعضی اعمال موجب دلسردی دین داران یا تضعیف دینداری می شود ولی در مجموع ملت ما به دین و دینداری تعلق خاطر دارند و مسیر پاکسازی را به خوبی از فطرت خویش آموخته اند
زندگی همیشگی است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
زندگی ادامه دارد
در دوران مبارزه با ستم شاهی و استبداد و استعمار و استثمار
زیر آتش دور و نزدیک جنگ ایران و عراق
در زمان بیماری و زندان و سختی
در زمان سلامت و آزادی و راحتی
در دوران خوشی و ناخوشی
قدرت انطباق انسان عجیب و فوق تصور عادی ما است
در این دوران گذرا
ایمان و عمل سالم
راهگشا و آرامش بخش است
...
زندگی ادامه دارد
حتی بیش از آنچه که بسیاری می پندارند
و تا ابد و ابدیت ادامه دارد
آن هم به بهترین و زیباترین اشکالش
یادداشت قدیمی از وبلاگ اکرنه پرشین بلاگ به مناسبت روز پدر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تولد علی در کعبه
آغاز زندگی انسانی استثنایی بود.
هر چه از علی بگوییم و بشنویم خسته نمیشویم
چرا؟
چون حق ملال آور نیست
خدا نصیب کند پیرو علی بودن را

هر چه به علی پسر ابوطالب ربط داشته باشد٬ جلوه خاصی برای آزادیخواهان دارد. برای مسلمانان نیز.
ما علی رو از خودمون میدونیم و از او دفاع میکنیم. ولی دیگران بدون تعلق فکری یا مذهبی یا نژادی از علی سخن میگویند. نگاه از دور به حضرت علی با نگاه از نزدیک متفاوت است. گاهی ما که خیلی به علی احساس نزدیکی میکنیم٬ دچار بی توجهی به ابعاد عظیم روح و شخصیت او میشویم. تغییر نگاه و وزاویه دید برای شناخت هر پدیده ای مفید است.
==============
من کنت مولاه فهذا علی مولاه. این ولایت فوق حکومت و سیادت و هدایت و ا زجنس رفاقت است. از جنس محبتی همراه با پیروی در همه ی زمینه های ممکن برای انسان شدن است. پیروی مذهبی از جنس پیروی قلبی از محبوب است و با پیروی های مبتنی بر زور از یک جنس نیست. پیروی مبتنی بر محبت است که سلسله وار به پیروی از خدا منجر میشود. پیروی بر اساس شناخت و آگاهی و با پذیرش قلبی.
================
علی را نامش علی نکرد
علی را دامادی پیامبر ص علی نکرد
علی را شوهری فاطمه علی نکرد
علی را نصب کسی علی نکرد
علی را پیروی شیعیانش علی نکرد
علی به دلیل هویت و شخصیتش علی شد
================
ولایت عشق به خوبی هاست و محبت به علی و شیعه و او بودن بزرگترین مظهر ولایت است.
================
علی در چشم و دل همه انسانهایی که میشناسندش عزیز است. سمبل همه خوبی هایی است که عموما میشناسیم. روز تولدش را گرامی میداریم و آرزو میکنیم که از خوبی های او پیروی کنیم.
علی همچون حضرت رسول صلی الله علیه و آله اسوه است. امام است. راهنما است. کلام و عملش برای زورگویان رنج آور است. بخوانیم و پند بگیریم.
واقعا از علی گفتن سخت است.
علی نامی کوتاه و بلند است. انسانی بزرگ از میان مردمی کم مقدار است که همه را شگفت زده کرد. شگفت زده شدیم چون ظرفیت مخلوقات خدا را تا این حد نمیدانستیم. علی مزیتش به دامادی رسول خدا نیست. مزیت دامادی رسول خدا به علی است. این علی است که مهم است نه مقام و مسئولیت. علی همیشه سمبل رافت و آرامش بود و مردانگی اش با خشونت فرسنگها فاصله داشت. اگر شمشیر علی در ذهن و دل ما بیش از نان یتیم پختن اش جلوه دارد بخاطر ذهن و دل ماست نه علی.
نهج البلاغه علی سند رسوایی زورگویان و دین فروشان و دنیاطلبان است. هر جا سخن از قرآن و نهج البلاغه است سایه ها محو میگردند. نور حقیقت همیشه بر ظلمت باطل پیروز است.
---------------------------
روز پدر فرصتی است برای یادآوری بهترین پدرها .... علی و احترام به خوبی ها
میلاد علی علیه السلام بر همگان مبارک باد
نقش نظامیان در سقوط ساسانیان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگ اکرنه در بلاگ اسپات
در بین حکومتهای ایران در طول تاریخ
حکومت ساسانیان و صفویان
یکی در پیش از اسلام و دیگری پس از اسلام ،
دو الگوی مشهور برای نزدیکی و هماهنگی دین و دولت شناخته شده اند
گرچه نمونه های دیگری نیز قابل ذکر است ولی این دو به دلیل دوام به نسبت طولانی و نقش تعیین کننده شان در تحولات اجتماعی ایران حائز اهمیت متفاوتی نسبت به دولتهای دیگر هستند
در حکومت ساسانیان، گرچه روحانیون از نفوذ متفاوتی نسبت به دولتهای هخامنشی و اشکانی برخوردار بوده اند ولی این نقش به تدریج و در اواخر عصر ساسانی با تضعیف حکومت مرکزی و قدرت یافتن امرا و شاهان محلی و سرداران ، کاهش یافت به طوری که در پایان عصر ساسانی، اثر زیادی از روحانیون متنفذ نمی بینیم و این سپاهیان و سرداران بودند که در تحولات سیاسی کشور نقش بازی می کردند و شاه را تعیین و کنترل می کردند و بر خزانه شاهی دست می یابند و در کشتار خاندان شاهی و اضمحلال قدرت مرکزی حکومت نقش اصلی را بر عهده می گیرندو چنین بود که حکومت ساسانی از درون فروپاشید
البته نظریه غالب تحلیل گران تاریخ بر آن است که روحانیون درباری نیز همگام با سپاهیان در سقوط ساسانیان نقش محوری داشتند که به نظر بنده نظر صحیحی نیست و کاهش نقش روحانیون دولتی و حکومتی همپای تضعیف قدرت مرکزی پادشاه در مراحل پایانی عصر ساسانی اتفاق افتاده بود و نظامیان بودند که سرنوشت اقتصاد و سیاست جامعه ایرانی را در دست داشتند
وحدت رمز پیروزی همگان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در هر کشور
وحدت ملت
رمز اصلی پیروزی های آن ملت است
این وحدت مبتنی بر ملاحظات و پایه های مختلفی شکل می گیرد و به میزانی که پایدارتر و مستحکم تر باشد، در موفقیت ملت و کشور نقش بیشتری بازی می کند
در بین واحد های اجتماعی بزرگتر و کوجکتر از ملت نیز چنین است
در خانواده ... در طایفه و عشیره ... در قوم ... در جامعه جهانی
...
رمز شکست همیشگی باطل نیز در همین تفرقه ذاتی ناشی از نیرنگ و فریب و دروغ و خودمحوری و قدرت طلبی نهفته است
وحدت در هر سطح محترم است
با تغییر شرایط ممکن است مبانی وحدت نیز تغییر کند
آن وحدتی که بیشترین گروههای اجتماعی را به دور خویش جمع می کند، موثر تر است
شراکت در امور
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
وقتی با قلم و نظر و عمل و ...
در مسیری هستیم که در کنار ما کسی خلاف میکند
شاید به نوعی مقصر باشیم
ولی اگر به دل به آن راضی باشیم
در هر کجای ماجرا باشیم فرقی نمی کند
به حساب ما نیز می نویسند
تکلیفمان روشن است
شتر صالح را همه قوم با دل و اراده شان که در افراد خاصی تبلور داشت کشتند
کارآمدی سیستم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یکی از مهمترین شاخص های کارآمدی یک سیستم
توانایی آن در تصحیح خطاهایش است
چشم های اطاعت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
انسان
عمیقا به اطاعت شدن
علاقمند است
چشم گفتن ها
کارآمد است
و برای انسان ها بلیه
گاهی بلیه برای گمراه کردن و گمراه شدن
گاهی بلیه برای همگان
آنگاه که چشم گفتن ها به ستمگران
موجب تداوم و گسترش ستم می شود
جبران خسارت انسان!
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ما همیشه در خسران هستیم
چون زمان را از دست می دهیم
چون عمر را می گذرانیم
تنها چیزی که جبران این خسارت است
ایمان و عمل صالح است
و تنها خدا جبران واقعی این خسارت است
وقاحت تمامی ندارد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یکی ، اول اقدام میکند و
تفرقه را توسعه میدهد
برخورد میکند
بازداشت میکند
محدود میکند
یک طرفه حرف میزند
و دیگری را متهم به همه چیز میکند
بعد ،
که اخبار بخشی از حمله ی لایه ی تندروی یک جناح به لایه های میانه روی همان جناح و کلیت جناح دیگر منتشر میشود و حمایت از مظلومیت که طبیعی ترین فرصت برای مومنان و عدالتخواهان و در عین حال نسخه های بدلی آنان است، گسترش می یابد
اعتراض میکند که :
چرا دیگران خبرهای این دستگیری ها و برخوردها را منتشر کرده اند و از مظلومین حمایت میکنند.
غافل اند که حتی نامردمان، به دنبال فرصت اند برای تشدید تفرقه چه برسد به مردمان که از حق و حقانیت خویش دفاع مشروع میکنند
تغییر معانی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در شرایط تغییر
هر حادثه
معنایی متفاوت با معنای سابق همان حادثه
دارد
معانی نیز
تغییر میکند
تغییرات سریع و شتابان در جریان است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تغییرات این چهار ماه گذشته آنقدر سریع و شتابان است که ارزیابی همه ی آنچه اتفاق افتاده نیازمند تلاش جمعی محققان حوزه های متنوع علوم انسانی و اجتماعی و سیاسی است. تغییرات در لایه های اجتماعی خیلی آرام تر و در عین حال پایدارتر است و در حوزه سیاسی و رسانه ای نیز شاهد تغییرات گسترده و عمیقی هستیم و در نهایت به نظر میرسد که جامعه ی آینده ایرانی از صدر تا ذیل شرایط متفاوتی نسبت به گذشته خواهد داشت.
اینکه آنچه خواهد بود چه نسبتی با گذشته خویش دارد، به روندی که در حال طی شدن است، مربوط است. ماهیت تحولات فعلی به گونه ای است که چون هر تغییر، احتمالات متنوعی مطرح است ولی در مجموع جهت گیری اصلی تغییرات به سوی غلبه گفتمان اصلاح بدون خشونت و طرد اصولگرایان افراطی از عرصه های تصمیم گیری خواهد بود.
ان شاء الله
بازداشت ها ادامه دارد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بازداشت ها با ظرفیت کامل عمل موثر ادامه دارد ولی نه با حداکثر ظرفیت گروههای مخاطب. بازداشت گزینشی از بین فعالین سیاسی و رسانه ای و حقوقی، شدیدا نیازمند یک طرح قابل پذیرش از سوی افکار عمومی است که با توجه به نوع و سبک بازداشت ها و شرایط افکار عمومی، چنین نتیجه ای حاصل نشده و نخواهد شد. بنابر این احتمال توسعه بازداشت ها به صورت گسترده و حتی دهها برابر ابعادی که تاکنون اتفاق افتاده، محتمل است.
اینکه اشخاص جدیدی بازداشت میشوند که تا پیش از این بازداشت نشده اند نیز احتمالا به دلیل آزاد شدن وقت بازداشت کنندگان یا به دلیل بروز نگرانی های جدید است.
توسعه ی دامنه ی نگرانی های اصولگرایان افراطی از منظر ندیده هایشان قطعی است. چه از زاویه ی ندیده هایی که اتفاق افتاده اند و اینان ندیده اند، چه از زاویه ندیده هایی که اتفاق خواهد افتاد.
دوران عثمان بن عفان : آغاز تغییرات سریع در جهان اسلام
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
عثمان خلیفه سوم مسلمانان و از خلفای راشدین است. در باره ی وی اظهار نظرات متفاوتی شده است. مانند : مظلومیت در زمان مرگ که توسط خویشان اموی وی مبنای خونخواهی و اولین جنگ داخلی در جهان اسلام شد، حمایت از امویان که خویشان او شاخه پرقدرت نظامی و جنکجوی قریش بودند، حمایت مالی از همان امویان که نظامیان برجسته در فتوحات جبهه ی غربی جهان اسلام بودند. انتقادات اصحاب پیامبر ص نسبت به عثمان متوجه روشهای تازه و مخالف زمان پیامبر ص و حمایت یکجانبه از امویان که در زمان پیامبر ص مطرود بودند، می شد و در مقابل عثمان متکی به اختیارات خلیفه، با یاران و اصحاب پیامبر ص برخورد میکردند.
سخنان ناصحانه ی آنان و حتی حضرت علی ع را که شاید نزدیکتر صحابه به عثمان محسوب میشد، کمتر می پذیرفت و به یاران و نزدیکان نظامی خویش که خبر از فتوحات شام و مصر برایش می آوردند، دلخوش بود و در پایان به دست شورشیان مصر و عراق و دیگر بلاد به قتل رسید.
دوران عثمان بن عفان دوران ثروتمند شدند جامعه و توزیع آن در بین صحابه و یاران پیامبر ص بود. البته بخشی از اصحاب به پیروی از سنت حضرت رسول ص و چون حضرت علی علیه السلام راه دیگری را در پیش گرفتند. در مجموع دوران عثمان بن عفان، دوران تثبیت تغییرات اجتماعی صدر اسلام و پایان حکومت وی، آغاز تحولات سریع سیاسی بود.
هر کسی در جای خود
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ملت : رای
نظامی : سخن از دفاع نظامی از کشور
انتظامی : سخن از نظم عمومی
امنیتی : سخن از امنیت ملی و داخلی
قضا : حمایت از حقوق مردم در برابر قدرت های فردی و گروهی و حتی حکومت
روحانیت : حمایت از مردم
روشنفکران : تحلیل شرایط و راهنمایی
بخش خصوصی : فعالیت اقتصادی
رسانه ها : اطلاع رسانی
سیاستمداران : هدایت سیاسی جامعه
...
هر کس نقشی دارد. اگر نقش ها تغییر کند، به میزانی که تغییر کرده است، دچار بحران میشویم و جنس بحران را نیز از نوع تغییری که اتفاق افتاده میتوان فهمید.
ناامیدی بد است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نا امیدی از خدا کفر است
ناامیدی از ملت واخوردگی و تنهایی است
نا امیدی از انتخابات آزاد ، افراط و تفریط است
نا امیدی از پیشوایان، حیرانی است
نا امیدی از قانون، رواج هرج و مرج است
نا امیدی چیز بدی است
خدا از ما دورش کند
آمین
اهمیت نمک
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نمک عامل مهمی است. به خصوص برای جلوگیری از فساد غذا در گذشته ها. در سریال جومونگ هم که می بینید نمک چقدر مهم است!
هر چه بگندد نمک اش میزنند
وای به روزی که بگندد نمک
البته در ادامه گفته اند:
باز هم نمک اش میزنند
تقلب و تغلب یاران توامان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تقلب و تغلب یاران توامان هستند.
واژگون سازی حقایق و برتری جویی و زورگرایی
ظلم آشکار است
دو بالی که بشکست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
روزگاری کشور دو بال داشت
روزگاری یک بال را شکستند
امروز بی بال و پر است
ولی از نو
دو بال دیگر خواهد داشت
بدون حضور کسانی که
در شکست بالهای اصیل
و نهضت دروغ و فریب
شرکت داشتند
دو بالی از جنس مردم
بی تخلیل و حماقت
بی خویش و بی خویش
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تمام شدید
به همین راحتی
با خویش چنین کردید
تا بی خویش و بی خویش شدید
شعبده بازی سیاسی جواب نمیدهد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در شرایطی که جامعه جهت گیری ندارد
تا حدی جواب میدهد
ولی در شرایطی که خواستی در مردم نهادینه شده
احمقانه تر از همیشه جلوه میکند
تازه ماجرا آغاز شده است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بین صورت ذهنی اولیه و اتفاقی که در واقع می افتد، فاصله ی زیادی است. اما وقتی که واقعیت را باور کنیم و ذهنیات ما بالغ شوند، ماجرا آغاز میشود.
شاید مبنای سخن آقای کروبی که فرمودند، تازه ماجرا شروع شده است، همین بلوغی است که ایشان و امثال ایشان دارند و آنچه در خشت خام می بینند، دیگران در جام جهان بین نیز نمی بینند.
پرونده سازان به کجا میروند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
پرونده سازی و پرونده سازان در جوامع مختلف چندان محبوب نیستند. ولی قاعده اینست که هر پرونده سازی حداقل به پرونده سازی مشابه دچار شود و چقدر سخت است چنین روزگاری.
خدا عاقبت این همه پرونده سازی ها را ختم به خیر فرماید تا نیازی به طوفان نوح برای پاک کردن جهان نباشد که طاقتمان اندک است.
احمدی نژاد منبع قدرت مخالفان وی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بی تردید مهمترین منبع مخالفت با آقای احمدی نژاد، رفتار و سخنان و حضور وی است. از دست دادن هر بخش از حضور ایشان در رسانه ها یک خبط و خطای بزرگ است. نگاهی به سوژه های تولیدی از سخنان و رفتار ایشان، تایید کننده ی نظر بنده ی حقیر سراپا تقصیر است.
عقب نشینی تا کجا؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
عقب نشینی اصولگرایان از ارزشها و مبانی انقلاب اسلامی تا کجا ادامه خواهد داشت؟ اساسا تا کجا میتوان عقب نشینی کرد؟ تصور از دست دادن اعتماد ملی نیز وحشتناک است چه برسد به واقعیت آن. هزینه چنین رفتاری را چه کسانی در آینده خواهند پرداخت؟ مسببان آن؟ مردم؟ معترضان به تقلبات؟ حامیان احمدی نژاد؟
روزهای آخر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
روزهای آخر مالی در موسسات بزرگ
زمان خرج کردن های بی برنامه
به نام پایان سال مالی و جلوگیری از برگشت بودجه است
روزهای پایانی مدیران بی تدبیر
زمان تصویب مصوبات تند و خطاست
بیمه قلابی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اعتماد ملی رمز بیمه شدن کشور است
کاهش اعتماد ملی و تظاهر به بیمه شدن
نسخه بدلی بیمه های واقعی است
ویران کردن سرمایه های اجتماعی
آینده را تغییر میدهد
ولی
فراموش کردن واقعیات گذشته و حال
آینده را تغییر نمیدهند
مانع بازداشت ها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آنچه مانع بازداشت ها و ازادی بازداشتی ها میشود
افزایش تحرک اجتماعی و سیاسی در چارچوب قانون است
چرا که این سیاست منجر به روشن شدن واقعیت تغییر اجتماعی و کاهش مقاومت در برابر اصلاحات میشود
استقلال کشور را پاس داریم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
استقلال کشور
از مجموعه ای عناصر و منظومه های کوچکتر شکل میگیرد
از استقلال فکری مردم
از استقلال روشنفکران و گروههای مرجع
از استقلال نهاد های مدنی چون کانون وکلا
از استقلال احزاب و گروههای سیاسی از قدرت حاکم
از استقلال قوا از یکدیگر
از استقلال در سیاستهای جهانی و دوری از تبعیت از شرق و غرب
از ....
یاد سخنان مهندس موسوی در حدود بیست سال قبل افتادم که به انتقادات از وضع موجود پاسخ میداد که شما وقتی مقدماتی را فراهم کردید، نتایج را نیز پذیرا خواهید بود.
از سنت های الهی بیاموزیم ، پیش از آنکه به ما بیاموزانند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اگر برای هدایت انرژی اعتراضی فکر نکنند و تنها به فکر سر پوش گذاردن بر آن باشند، انرژی مزبور، از بطن زمین جامعه، راههای دیگری برای خروج و بروز میجوید. اجازه بروز به خواست مردم، در عرصه اطلاع رسانی یا عمل اجتماعی، بر اساس قانون اساسی، یک ضرورت است که نادیده گرفتن آن توسط دولت نهم، خسارات سنگینی به کشور تحمیل میکند.
از سنت های الهی بیاموزیم
پیش از آنکه به ما بیاموزانند
رعایت قانون : از بالا تا پایین
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
قانون را باید رعایت کرد
رعایت قانون از دولتیان مهمتر از ملتیان است
رعایت قانون اساسی اولی تر از قوانین دیگر است
رعایت قانون توسط مامورین مهمتر از متهمین است
رعایت محتوای قانون ( آزادی و مردم سالاری ) مهمتر از شکل قانون ( الزام و حکومت) است
و البته همه ی بازیگران عرصه ی قانون در یک صحنه و یک جامعه حضور دارند و باید رعایت یکدیگر را متناسب با حقوق اساسی و انصاف و عدالت بکنند.
اطلاع رسانی و تعامل اجتماعی مردم همچنان ممکن و به اندازه کافی نیرومند است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
علیرغم محدودیتهای عظیمی که در عرصه رسانه های جمعی و افکار عمومی ایجاد شده است، همچنان راه های ارتباطات انسانها در جامعه ایران بسیار زیاد است و از آن ها استفاده میشود. رمز تغییر در عناصری که در اختیار مخالفان تغییر است، نهفته نیست، بر عکس، تغییر در بطن جامعه ایرانی و متکی به آموزه های انقلاب اسلامی و حتی پیش از آن در هویت فرهنگی و اجتماعی ایرانیان نهفته است.
خداوند امام خمینی ره را رحمت کند که استانداردهای مهمی را به مردم ایران آموخت تا قدرت تشخیص شان را افزایش دهند و تمایز نتایج ناشی از پیروی متکی بر شناخت با پیروی کورکورانه را به نمایش بگذارند.
فضای دو قطبی ملت / ملت وجود ندارد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
میلیونها معترض در ایران
میلیاردها پیام صوتی و متنی و تصویری
در ملاقاتهای حضوری و غیرحضوری
و از طریق رسانه های قدیمی و جدید
منتقل میکنند
و این روند نتیجه ی مشخصی دارد
و آن ایجاد فضای دو قطبی دولت / ملت است
نه فضای دو قطبی ملت / ملت
رسانه ها و ابزارهای حکومتی و دولتی هستند که در برابر اعتراضات
موضعگیری میکنند و در عرصه عمل هستند نه مثلا گروههای اجتماعی مردم
مردم ایران وحدت دارند و ملاحظه ی خویش را میکنند
کسانی که ملاحظه مردم را میکنند
مردم نیستند
به همین دلیل است که در نظام مردم سالاری دینی
امکان اعمال حاکمیت مردم وجود دارد و مردم به خواست خویش خواهند رسید.
جمود و تصمیمات متکی بر آن
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
افراد و گروههایی که ارتباطشان با مردم همانگونه که هستند، قطع شود، به تدریج منجمد میشوند و طبیعی است که تصمیمات شان نیز متاثر از این جمود راهگشا و نتیجه بخش نخواهد بود. رفتار افراطیون داخلی و خارجی هر دو متاثر از همین درک غلط از شرایط است که به ذهنیات منجمدشان مرتبط میشود و بر عکس همدلی اکثریت قاطع ملت ایران در داخل و حمایت ایرانیان خارج از کشور از حرکت آنان ناشی از درک تغییرات و خواستهای متفاوت مردم است.
روز مرد مبارک باد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گرچه نامردان بسیارند
ولی مبارک باد این روز بزرگ
بر مردان عالم

حکمت 116 از نهج البلاغه حضرت امیر الموء منین علیه السلام:
چه بسا کسی که با نعمت هایی که به او رسیده
به دام افتد
و با پرده پوشی بر گناه
فریب خورد
و با ستایش شدن
آزمایش گردد
و خدا هیچ کس را همانند مهلت دادن نیازمود
سخن میگوییم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سخن میگوییم
گاهی برای دشمنان تا دیگران چنین فکر کنند که با دشمن اینگونه سخن میگوییم
گاهی برای عموم و همگان تا از میان آنها عده ای باور کنند
گاهی برای رقبای داخلی مان که بگوییم اخمخ شوید و بپذیرید
گاهی برای خویش تا آرام شویم
و حوادث از پس تصورات ما در جریان است و هر چه کاشته ایم درو خواهیم کرد
سکوت و عمل
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
حجم اخبار جدید به شدت کاهش یافته است
جهت گیری اخبار به سمت ارتقاء
و از نظر کمی در حال کاهش اند
تعداد موضوعات قابل بحث کاهش یافته است
این یعنی ارتقاء و تجمیع موضوعات
و گذار از سکوت به عمل
گویا تصور میکنند که سخن گفتن فایده ی چندانی ندارد
در حالیکه سخن گفتن نیز بخشی از عمل است.
خدا ... امید ... پیروزی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
کسی که خدا دارد
امید دارد
کسی که امید دارد
پیروز است
آخرت در انتظار ماست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اگر باور کنیم که آخرتی هست
در تلاش برای حق
کوتاهی نمیکنیم
به نام دین
برای دنیا کوشیدند
از بدترین رذایل اخلاقی و دروغ های عالم
و موجب خشم الهی است
و جز او فریادرسی نیست که نیست
ارتقای سطح موضوعات کشور
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مدتی است آقای احمدی نژاد و شورای نگهبان و دیگر حامیان آقای احمدی نژاد در سطح تشکل های کوچک و متوسط و حتی بزرگ اصولگرا به حاشیه ی اخبار رفته اند و شاهد نوعی ارتقای سطح موضوعات کشور هستیم. گویا مسائل بزرگ پیشین کوچک شمرده میشوند و یا لااقل حل و فصل آن به حل و فصل مسائل سطح بالاتر یا حل و فصل در سطوح بالاتر موکول شده است.
پیام چنین شرایطی، نوعی بلاتکلیفی و انتظار است که در عرصه های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی بروز میکند و تحرک موتورهای جامعه را موکول به تغییرات جدی تر میکند. تغییرات جدیدی که در پی تغییرات اجتماعی اتفاق افتاده، حتمی بنظر میرسد.
بحران عدالت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
عدالت از نظرگاه شیعه از اصول دین است. عدالت چه در بعد نظر و جهان بینی و چه در حوزه ایدئولوژی و عمل اهمیت زیادی دارد. مکاتب زیادی با محور قرار دادن عدالت پدید آمده اند و بالنده شده اند.
در زندگی فردی و اجتماعی انسان نیز عدالت اهمیت زیادی دارد. عدالت فردی گرچه نسبی تعریف شده است ولی حد و مرزهای خود را دارد و عبور از مرزهای عدالت فردی، پیامدهای خاصی برای انسان به همراه دارد. یک انسان که حریم عدالت ش را شکست، در یک جامعه سالم، طرد میشود.
در عرصه اجتماعی عدالت موضوع مستقل و مطرح تری است. عدالت از مهمترین اهداف جوامع بشری است. در جامعه ای که عدالت جای خود را به ظلم دهد، زندگی فردی و اجتماعی مختل میشود. در حالیکه کفر در وهله ی اول حوزه اندیشه را آلوده میکند و برای ایجاد اختلال در حیات فردی و اجتماعی، نابودی عدالت را هدف خود قرار میدهد. شاید به همین جهت است که گفته اند:
الملک یبغی مع الکفر و لایبقی معل الظلم
و شاید به همین جهت میگویند: عالم در انتظار موعود عج است.
انرژی برای اقدام
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
انرژی های زیادی در این مدت صرف شده
و انرژی های زیادی در حال تولید است
برآیند تعامل این انرژی ها و جهت گیری ها
آینده ساز است
سوء تدبیر و نظر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بی تدبیری وقتی با سوء نظر همراه شود
تحمل اش دشوارتر میشود
اولی ناشی از ناتوانی و بی عرضگی است
دومی ناشی از حماقت و انحراف
کافی است مردم باشیم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
برای موفقیت
کافی است همانی باشیم که هستیم
کافی است مردم باشیم
باید خندید و گریست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تحلیل های الکی زیادی میشنویم. باورم این است که گویندگان آن نیز چون اکثر شنوندگان میدانند که دروغ میگویند ولی میگویند که گفته باشند. در جایی که صرف گفتن و منتشر کردن مهمتر از اصالت و ارتباط خبر باشد، باید خندید و گریست
موضوع مورد بحث امروز ایران : مشروعیت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
کلمه مشروعیت معمولا در دو معنای اصلی استفاده میشود:
1. مشروعیت در معنای سیاسی آن که به معنای مقبولیت از سوی مردم است. همان مفهومی که امروز از سوی معترضان به تقلب گسترده در انتخابات دهم ریاست جمهوری به چالش کشیده شده است و لذا دولت احمدی نژاد را فاقد مشروعیت میخوانند.
البته بعضی از افراد نیز هستند که دامنه عدم مشروعیت را تا سطح قانون اساسی و نظام سیاسی کشور ارتقاء میدهند که به صورت صریح از سوی آقایان موسوی و کروبی نفی شده است.
2. مشروعیت در معنای دینی به معنای شرعی بودن حکومت. این معنا به واسطه ی مذهبی بودن جامعه و قانون در کشور ما از اهمیت زیادی برخوردار است و به همین دلیل است که دروغ و فریب و تقلب در هر نظام سیاسی عرفی جهان تاثیری کم یا زیاد دارد ولی در صورت اثبات چنین دروغ و فریب و تقلبی در نظام سیاسی ایران، عواقب و نتایج بسیار زیادی بر آن مترتب است.
باید منتظر بود و دید که افکار عمومی به چه قضاوت نهایی از مشروعیت در هر دو معنا خواهد رسید.
حق و مسئولیت من و شما
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
حق و مسئولیت من :
رای خودم
حق و مسئولیت شما :
برگزاری انتخابات
و خداوند شاهد و ناظر و حاکم است که ما چه کردیم و شما چه کردید!
انسداد راههای اطلاع رسانی یک رویکرد ناحق و باطل
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
انسداد راههای اطلاع رسانی عمومی و کاهش امکان ارتباط و تعامل انسانها در طول تاریخ ابزار گروههای باطل بوده است و تا آنجا که سواد محدود تاریخی من اجازه میدهد، هرگز پیروان حق اعم از انبیاء و اولیاء و ائمه علیهم السلام از این ابزار استفاده نکرده اند و بر عکس گروههای مخالف پیشوایان حق، از این روش به عنوان روشی اصلی برای مبارزه با افکار عمومی و خواست مردم استفاده میکردند.
باطل صرفا یک جمله نیست. مجموعه ای متشکل از اندیشه و احساس و عملکرد و ابزار است که بتدریج در حوزه ی اصیل اندیشه و احساس و عملکرد و ابزار حق نفوذ میکند. بی توجهی به این نکته، نتیجه ای جز امتزاج حق و باطل و در نهایت خلوص باطل و سقوط آن نخواهد داشت.
و به همین دلیل است که حق همیشه بر باطل پیروز است. باطل تنها با امتزاج با حق فرصتی اندک برای بروز خواهد داشت و پس از مدتی نیز باطل خود را کامل نشان میدهد و ساقط میشود.
پس انتخابات های بعدی چی؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در کشور ما تقریبا هر سال انتخاباتی برگزار میشود. ماجرای انتخابات اخیر بر انتخابات بعدی تاثیر دارد. حالا بگوییم اداره مملکت مهم نیست و مثل چهار سال گذشته و ... ولی انتخابات های بعدی هم قرار است مانند این انتخابات باشد؟
دروغ و خودفریبی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
کسانی که بسیار دروغ میگویند
دروغ های خویش را باور میکنند
و در شرایطی قرار میگیرند که باور نمیکردند
یک سوال : وقتی نظر را بر نمی تابند ، چگونه رای را برتابند ؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
وقتی اجازه ندهند که اکثریت مردم اعلام نظر کنند و افکار عمومی و رسانه ها به راحتی سخن بگویند، چگونه ممکن است اجازه دهند که رای آزادانه اعلام شود؟
کسانی که نظر را بر نمی تابند با عملی سخت مواجه خواهند شد که انتظارش را ندارند.
حلالا طیبا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
کسب درآمد حلال و طیب از بزرگترین دغدغه های افراد مسلمان است. افراد غیر مسلمان نیز ملاحظات دینی یا اخلاقی خاص خود را برای پاکیزه بودن درآمد زندگی شان دارند. یکی از مهمترین موضوعات برای زندگی در کشورها، پیدا کردن راه مناسب برای معیشت است.
جمهوریت و اسلامیت توامان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اسلامیت و جمهوریت در نظام سیاسی و اجتماعی ایران ما دو عنصر توامان هستند که آسیب به هر یک، مستقیما به دیگری آسیب میزند.
ترجیح میدهیم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی ترجیح میدهیم
کسی را بر خویش
بر خویشان
بر دوستان
بر ملت
بر خدا
و تنها پناه
خداست
اعتراضات بی پاسخ
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
از نظر روانشناسی و جامعه شناسی, اعتراضات بی پاسخ قانع کننده، چه بر سر فرد و جامعه می آورد؟
غده های سرطانی سیاسی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
غده های سرطانی در جاهای خطرناک بروز بیشتری دارند. افرادی که چنین نقشی را در نظام های سیاسی کشورها ایفا میکنند، تلاش میکنند خود را به قلب و مغز نظام و سیستم نزدیک کنند تا بتوانند سرنوشت خود را به سرنوشت کل سیستم گره بزنند، اینجاست که تصمیم گیری سخت تر میشود.
آقای بنی صدر نخستین رئیس جمهور اسالمی ایران نیز چنین طرحی را داشت و سعی داشت با درگیر کردن مرحوم سید احمد آقا خمینی در مدیریت سیاسی کشور( به عنوان نخست وزیر)، در نزدیک ترین موقعیت به حضرت امام ره امکان تاثیرگذاری جدی و در صورت وقوع بحران، آسیب جدی قرار دهد که با مخالفت امام ره روبرو شد.
حکومت ها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
حکومت ها انواع و اقسام دارند:
حکومت محرومان
حکومت قبایل و طوایف و شاهان
حکومت فقها
حکومت سرمایه داران
حکومات خطبا
حکومت شیطان
حکومت مداحان
حکومت ایمان
حکومت بازجویان
حکومت حکما
حکومت نظامیان
حکومت بیگانگان
حکومت ...
رابطه نزدیکی بین جامعه و حکومت وجود دارد و اگر چنین نباشد و بین آنها افتراق ایجاد شود، این حکومتها هستند که با شرایط جامعه منطبق میشوند، مگر آنکه حکومتها پیشرو باشند و در مسیر آینده ی جامعه حرکت کنند.
قرتی بازی مجاز ... روشنفکری ممنوع !
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بعضی فکر میکنند که طرح آزادی های اجتماعی ولو فراتر از عرف و قانون و دین، راه حل کاهش احساس مسئولیت و به اصطلاح روشنفکری نسل جدید است. در شرایط عقب نشینی و تلاطم چنین انتخابی وجود ندارد و بر عکس ملاحظات مرتبط با آزادی و عدالت سیاسی اهمیت مضاعفی می یابند.
وقتی پیچیده ساده میشود
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی راه حل های ساده برای موضوعات پیچیده باب میشود
چون خسته مان کرده اند
گاهی موضوعات آنقدر پیچیده میشوند
که انسان قانع میشود به پاسخ ساده گفتن
ولی پاسخ های ساده را نمیشنوند
چون بی اعتمادند
پاسخ های پیچیده را نیز به طریق اولی باور ندارند
گاهی پیچ در پیچ ها مستقیم میشود
خواه ناخواه
و پاسخ ساده
عمومی ترین پاسخ
زمانی که اعتماد اندک است
و این پاسخ
معمولا
یک کلمه ای است:
نه
نسخه قلابی و نسخه اصیل
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

هر چیز نسخه قلابی هم داره.
اگر تعداد قلابی ها زیاد است
به دلیل ارزش و اصالت نسخه های اصل است
گاهی باید متاسف بود
گاهی نیز با نگاه به اصیل ها
باید خشنود بود

زبان زور
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بعضی فقط زبان زور میفهمند. ولی این زور معنایش همیشه تفنگ و بمب و اینها نیست. زور یعنی فشار. گاهی سکوت. گاهی فریاد. گاهی لبخند. گاهی اشک.
نفوذ سیاسی و نفوذ اجتماعی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نیروهای متفذ اجتماعی با نیروهای متنفذ سیاسی همیشه تطابق ندارند و عدم انطباق این دو به چالش های مردم / حکومت می انجامد و نتیجه این چالش ها به قدرت و تاثیرگذاری پایدار هر یک از دو جریان بر میگردد.
با نفوذ سیاسی میتوان تغییرات سطحی ایجاد کرد ولی بدون حمایت اجتماعی، نفوذ سیاسی در تغییرات اجتماعی ناکام است.
راهی گشوده میشود بی انتها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی پیش روی ما
بن بست است
چرا که مسیرمان را اشتباه انتخاب کرده ایم
در برابر انسان
راههای بسیاری است
کمی دقت و همت
برای تغییر مسیر کافی است
آنگاه راهی گشوده میشود
بی انتها
عمل یا حرف
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
هر کس وظیفه ای دارد
بعضی حرف بزنند
بعضی عمل بکنند
بعضی هم حرف بزنند هم عمل بکنند
گاهی عمل مقدم است بر حرف
گاهی حرف مقدم است بر عمل
آنچه تعیین کننده ی تقدم و تاخر و این و آن است
استراتژی های انتخابی
منطبق با نقشه ی سیاسی جامعه است
ناتوانی بخش رسانه ای و عملیاتی گروههای افراطی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بخش رسانه ای و عملیاتی گروههای افراطی حامی آقای احمدی نژاد دچار بی تدبیری مفرط است. البته هماهنگ با یکدیگر عمل میکنند ولی این کافی نیست.
برای مخاطبان رسانه ای خویش بیش از آنچه تصور میکنند در اختیار دارند و منتشر میکنند و به اصطلاح بزرگنمایی میکنند
و آنچه تصور میکنند در اختیار دارند بسیار اندک تر از آنست که به واقع در دست دارند
و کمتر از آنکه حامیان خود را برای رفتاری که تا کنون کرده اند قانع کنند چه برسد به آنکه توجیه گر اقدامات تندتر در آینده باشد.
به نظر من دوران سوال از نیروهای افراطی بسیار نزدیک است و
میتوان به انتظار عقب نشینی های بزرگ از سوی افراطی ها نشست.
سه کار مهم ک خبر خوانی ... خبر نگاری ... خبرسازی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بعضی خبرها را فقط میخوانند و به کسی منتقل نمیکنند
بعضی ها خبرها را میخوانند و به صورت حرفه ای یا آماتوری منتقل میکنند
بعضی خبر ها را میخوانند و منتقل میکنند و حتی خبرسازی میکنند
خبرسازی یعنی ساختن خبر با نقش بازی کردن در حوادث تعیین کننده در سرنوشت، نه آن کاری که جاعلان خبر در جریانات افراطی میکنند.
درس از پیشینیانی چون حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر
چو سال اندر آمد به هفتاد و هشت
ورا پندها داد ز اندازه بیش
همی زرد خواهد شدن سبز برگ
بدو گفت کاین عهد من یاددار
جهان راست کردم به شمشیر داد
چو کار جهان مر مرا گشت راست
فزون شد زمین زندگانی بکاست
ازان پس که بسیار بردیم رنج
به رنج اندرون گرد کردیم گنج
شما را همان رنج پیشست و ناز
چنین است کردار گردان سپهر
گهی بخت گردد چو اسپی شموس
به نعم اندرون زفتی آردت و بوس
بدان ای پسر کاین سرای فریب
چو خواهی که روزت به بد نگذرد
چو بر دین کند شهریار آفرین
نه بیتخت شاهیست دینی به پای
نه بیدین بود شهریاری به جای
دو دیباست یک در دگر بافته
نه از پادشا بینیازست دین
نه بیدین بود شاه را آفرین
تو گویی که در زیر یک چادرند
نه آن زین نه این زان بود بینیاز
دو انباز دیدیمشان نیکساز
چو دین را بود پادشا پاسبان
تو این هر دو را جز برادر مخوان
چو دیندار کین دارد از پادشا
هرانکس که بر دادگر شهریار
چه گفت آن سخنگوی با آفرین
که چون بنگری مغز دادست دین
سه دیگر که با گنج خویشی کند
به دینار کوشد که بیشی کند
به بخشندگی یاز و دین و خرد
دروغ ایچ تا با تو برنگذرد
که مردم ز دینار یازد به رنج
کجا گنج دهقان بود گنج اوست
وگر چند بر کوشش و رنج اوست
بدان کوش تا دور باشی ز خشم
به مردی به خواب از گنهکار چشم
چو خشم آوری هم پشیمان شوی
چو بر شاه زشتست بد خواستن
وگر بیم داری به دل یک زمان
شود خیره رای از بد بدگمان
ز بخشش منه بر دل اندوه نیز
بدان تا توان ای پسر ارج چیز
چنان دان که شاهی بدان پادشاست
که دور فلک را ببخشید راست
بپرسد هم از کار بیداد و داد
کند این سخن بر دل شاه یاد
می و بزم و نخچیر و بیرون شدن
که تن گردد از جستن می گران
نگه داشتند این سخن مهتران
وگر دشمن آید به جایی پدید
به فردا ممان کار امروز را
تو مشنو ز بدگوی و انده مخور
نه خسروپرست و نه یزدانپرست
اگر پای گیری سر آید به دست
چنین باشد اندازهی عام شهر
ترا جاودان از خرد باد بهر
که بر بدنهان تنگ گردد جهان
که او را بود نیز انباز و یار
چو رازت به شهر آشکارا شود
تو عیب کسان هیچگونه مجوی
که عیب آورد بر تو بر عیبجوی
کجا هرکسی را بود نیکخواه
مبادا که گیرد به نزد تو جای
چو خواهی که بستایدت پارسا
بنه خشم و کین چون شوی پادشا
هوا چونک بر تخت حشمت نشست
نباشی خردمند و یزدانپرست
سخن پیش فرهنگیان سخته گوی
مکن خوار خواهنده درویش را
هرانکس که پوزش کند بر گناه
تو بپذیر و کین گذشته مخواه
همه داده ده باش و پروردگار
تو لشکر بیارای و بربند کوس
به جنگ آنگهی شو که دشمن ز جنگ
بپرهیزد و سست گردد به ننگ
نبینی به دلش اندرون کاستی
ازو باژ بستان و کینه مجوی
بیارای دل را به دانش که ارز
به دانش بود تا توانی بورز
به فرزندمان همچنین یادگار
شما هم ازین عهد من مگذرید
نفس داستان را به بد مشمرید
به نیکی گرای و بدی باد دار
به بد کردن خویش و آزار کس
مجوی ای پسر درد و تیمار کس
بزرگی شما را به پایان رسد
همانکس که باشد ز پیوند تو
ز رای و ز دانش به یکسو شوند
به بیداد یازند و جور و جفا
بر ایشان شود خوار یزدانپرست
گشاده شود هرچ ما بستهایم
ببالاید آن دین که ما شستهایم
تبه گردد این پند و اندرز من
به ویرانی آرد رخ این مرز من
که باشد ز هر بد نگهدارتان
ز یزدان و از ما بر آن کس درود
که تارش خرد باشد و داد پود
برآمد چهل سال و بر سر دو ماه
که تا برنهادم به شاهی کلاه
هوا خوشگوار و به زیر آب خوش
که گردد زبادش جوان مرد پیر
پر از مردم و آب و سود و زیان
که موبد ازان شهر شد شادکام
پر از چشمه و چارپای و نبات
دگر شارستان برکهی اردشیر
پر از باغ و پر گلشن و آبگیر
دگر شارستان اورمزد اردشیر
هوا مشک بوی و به جوی آب شیر
که پیروز بادی تو بر تخت شاد
چه بر آشکار و چه اندر نهان
کنون دخمه را برنهادیم رخت
تو بسپار تابوت و پرداز تخت
بگفت این و تاریک شد بخت اوی
دریغ آن سر و افسر و تخت اوی
نه مردم نه آن چیز ماند به نیز
دو رخ را به چادر بباید نهفت
جهان جهان را به بد نسپرسم
خنک آنک جامی بگیرد به دست
خورد یاد شاهان یزدانپرست
زبان برگشای از می و سور گوی
هم آرام ازویست و هم کار ازوی
هم انجام ازویست و فرجام ازوی
سپهر و زمان و زمین کرده است
کم و بیش گیتی برآورده است
ز خاشاک ناچیز تا عرش راست
سراسر به هستی یزدان گواست
جز او را مخوان کردگار جهان
که تختش درفشان کند ماه را
خداوند با فر و با بخش و داد
زمانه به فرمان او گشت شاد
خداوند گوپال و شمشیر و گنج
جهاندار با فر و نیکیشناس
که از تاج دارد به یزدان سپاس
همی مشتری بارد از ابر اوی
به رزم آسمان را خروشان کند
چو بزم آیدش گوهرافشان کند
چو خشم آورد کوه ریزان شود
پدر بر پدر شهریارست و شاه
ازو دیدم اندر جهان نام نیک
همانکس که شد بر زمین پادشا
هوا روشن از بارور بخت اوی
زمین پایهی نامور تخت اوی
به رزم اندرون ژنده پیل بلاست
به بزم اندرون آسمان وفاست
چو در رزم رخشان شود رای اوی
به نخچیر شیران شکار ویاند
دد و دام در زینهار ویاند
سرش سبز باد و دلش پر ز داد
جهان بیسر و افسر او مباد
============================
به شکلی دیگر :
سر تخت شاهی بپیچد سه کار
نخستین ز بیدادگر شهریار
دگر آن که بی مایه را برکشد
ز مرد هنرمند برتر کشد
سه دیگر که با گنج خویشی کند
به دینار کوشد که بیشی کند
رخ پادشا تیره دارد دروغ
بداندیش هرگزنگیرد فروغ
نقش دروغ در ویرانی تمدن ها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دروغ از جمله بیماری های فردی و اجتماعی است که اساس ارتباطات و تعاملات فرد و جامعه را ویران میکند و در تخریب پایه های حکومت و تمدن نقش مهمی ایفا میکند.
دروغ و فریب را با صبر و ایمان زمینگیر کنیم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
وقتی کسی یا گروهی دروغ میگوید
راه های تعامل اندیشه ها و اعتماد را بسته است
بر درب دروغ کوبیدن
به امید تعامل
تنها وقت تلف کردن نیست
حماقت و نادانی است
ولی سکوت و صبر ایمانی
راهگشای همیشگی است
خون بر شمشیر پیروز است یعنی مردم سالاری پیروز است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خواست و اراده مردم واقعیت موثر در همه جوامع است
در کشورهایی که شاهد سرکوب این خواست هستیم
شرایط به گونه ای پیش می رود تا رهبری و اطلاع رسانی و امید از مردم گرفته شود
در انقلاب اسلامی ایران نیز شاهد کارکرد عظیم و نقش مهم رهبری و ارتباط با مردم و امید ناشی از ایمان دینی مردم بودیم.
مستبدین نمیتوانند مردم را نابود کنند، چرا که سوء استفاده از مردم بخش اصلی از هدف آنها و استبداد وسیله ی چنین سوء استفاده ای است.
مستبدین نمیتوانند همه ی رهبران معارض و معترض خود را نابود کنند، چرا که رهبران زاده میشوند و باقی می مانند و برخورد با آنان دشوار و پرهزینه و دردسرساز است.
مستبدین گرچه تلاش میکنند ولی نمیتوانند اطلاع رسانی را نابود کنند و اطلاع رسانی همچنان ممکن خواهد بود
آنچه مستبدین مستقیما هدف قرار میدهند، امید به تغییر است. نابودی امیدها است که میتواند مردم را فرقه فرقه، رهبران را خانه نشین و اطلاع رسانی را بی فایده کند.
در نهضت اسلامی امام خمینی ره، پیروزی خون بر شمشیر محور اصلی امید و انرژی برای تغییر بود. یعنی شکست معنا ندارد. امام بارها گفتند که شکست در اسلام معنا ندارد.
جهان بینی دینی جهان را بزرگ و زندگی را ابدی و این دنیا را بخش کوچک و مقدمه ی زندگی واقعی انسان میداند.
موج سواری کار ساده ای نیست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
کسانی که موج سوارند معمولا روی آب می مانند و تصور میکنند موفقند. البته این نیز نوعی موفقیت است. در حوزه سیاست نیز موج سواران چنین اند اما گاهی موج ها آنقدر در تلاطم هستند که موج سواری به سبک متعارف ممکن نیست و افراد باید موضع داشته باشند و اگر هم نداشته باشند به داشتن موضع مجبور خواهند شد. در نتیجه میتوان گفت که موج سواری کار ساده ای نیست به خصوص در شرایط بحرانی که تشخیص افق آینده چندان آسان نیست و یا شرایط به انسان فرصت موج سواری آزادانه نمیدهد.
هر کس وظیفه ی خودش
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در شرایط فعلی هر کس وظیفه ی خودش را با دقتی بیش از پیش باید انجام دهد
رهبران و مسئولان کشور
رهبران و مسئولان احزاب و تشکل های سیاسی و اجتماعی
مردم
و دیگر گروهها و فعالین و خلاصه همه و همه
اگر هر کس وظیفه اش را درست انجام دهند
کشور گلستان میشود
اگر هم چنین نباشد مهم نیست
کافی است که مردم وظایفشان را درست انجام دهند
هر کدام از ما به سهم خودمان
و مطمئن باشیم که شرابط بهتر میشود
ان شاء الله
انسان انتخاب گر است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
انسان انتخاب میکند
و با اندیشه و عمل خویش
آینده ی خویش و دیگران را
می سازد
...
در قول و فعل
بعضی اسیر یک گروه و دسته اند
بعضی اسیر یک فرد اند
بعضی اسیر یک اندیشه اند
بعضی اسیر نیستند
آزاد و عاقل و مستقل هستند و
اندیشه ها را بررسی و از میان آن ها
بهترین ها را انتخاب میکنند
عقل و نقل چنین حکم میکنند
ثبت احساس و اندیشه در هنگامه ی ورق خوردن تاریخ برای آینده و آیندگان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در شرایطی هستیم که تاریخ ورق میخورد. در سی سال گذشته روزهای زیادی را تجربه کرده ایم که به واقع و به تعبیر امام عظیم الشان انقلاب اسلامی، یوم الله بوده است. در یوم الله ها تاریخ ورق میخورد. بر اساس سنت الهی.
در این ایام نوشتن از احساس و اندیشه هایتان را فراموش نکنید که بعدا پشیمان میشوید.
اگر توصیه های ایمنی را نیز جدی نمیگیرید ولی این توصیه را جدی بگیرید.
وقایعی تاریخی در ایران در جریان است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اتفاقاتی که اینک در ایران عزیز ما در جریان است تاریخی است. یعنی در تاریخ ثبت خواهد شد. هر کس کار خوبی انجام دهد یا کار بدی انجام دهد ثبت میشود. نزد خدا که محفوظ است و در چنین شرایطی در تاریخ نیز ثبت خواهد شد. بکوشیم تا جامه ی خواری و ذلت نپوشیم. ان شاء الله
روز قیامت نیز دروغگویان و متقلبان در بهت خواهند بود ... این به آن در
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دلایل تخلف در انتخابات دهم ریاست جمهوری بسیار است. یکی از این دلایل که در جلوی چشم همگان اتقاف افتاد، همان اجتماع حامیان آقای احمدی نژاد در مصلای تهران است. حضور افراد خاص و عام آن حجت آشکاری از بسیج امکانات و قدرت برای تاثیرگذاری بر انتخابات است که قلب و عقل سلیم شهادت میدهد.
اینکه میلیونها ایرانی مخالفت خود را با نتایج این انتخابات ابراز کرده اند دلیل بر عدم پذیرش وجدان عمومی جامعه است و نه دلیل حقانیت این برداشت. دلیل حقانیت این برداشت در تخلفات آشکار و پنهانی است که عقل و دین همه ما شاهدان را به چالش میکشد و در روز قیامت صف منکران حق و حقیقت را بهت زده خواهد کرد. همانگونه که امروز آنان بهت آفریدند.
این به آن در 

The Matrix Reloaded
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بازی دوست داری
آره خیلی
اما بازی تمام شد
آره؟
آره .. The Game is OVER
پس باید گفت: The Matrix Reloaded
نحوه ایجاد ارتباط
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در جوامع ابتدایی ارتباط انسان ها از طریق تماس های مستقیم با یکدیگر انجام میشود.
گاهی این ارتباطات از سطح لمس و نگاه به سطح صدا ارتقاء می یابد
گاهی از راه دور صدا میزنیم یا دست و پا تکان میدهیم
گاهی از طریق تلفن ثابت یا همراه ارتباط برقرار میکنیم
گاهی از طریق اس ام اس و اینترنت (فیس بوک / وبلاگ / سایت خبری / ایمیلستان / توئیتر / فرندفید / یاهو / ... )
گاهی از طریق تلویزیون های داخلی و ماهواره ای خارجی و رادیو و ...
...
خلاصه روش زیاده مهم این است که محتوای مناسبی برای انتقال داشته باشیم.
ارتباطات حق مسلم ماست
دولت مستقل آینده
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
به نظر میرسد دولت آینده دولتی مستقل تر از دولت های قبل و مقتدرتر از دولتهای پیشین خواهد بود و دخالت های غیر متعارف در آن کاهش خواهد یافت و از تمامی ابزارهای اجرایی اش حداکثر استفاده را خواهد کرد.
انسان ندانستن رقیب و دشمن
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی رقیب را انسان نمیدانیم تا نادیده اش بگیریم
استعمار : گاهی برای تسلط بر او برای خویش
استثمار : گاهی برای غارت او به سود خویش
استحمار: گاهی برای تغییر او به دلخواه خویش
انسان صاحب حقوقی است که کافر و مشرک و بی دین و لامذهب شدن وی نیز مانع آن حقوق نمیشود و اساس بعضی از این اتهامات گاهی برای سودجویی است. حتی دشمن حربی و جنگی نیز حقوقی دارد چه برسد به دیگران.
دفاع متحرک اصولگرایان در برابر حضور میلیونی اصلاح طلبان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نیروهای حامی اصولگرایان دارای ویژگی های شغلی و اجتماعی خاصی هستند که امکان ساماندهی از بالا را فراهم می سازد. وجود امکان ترابری مناسب و پشتیبانی گسترده از نیروها، به دولت احمدی نژاد و حامیانش امکان میدهد تا از روش موسوم به دفاع متحرک استفاده کنند.
ضعف کمی نیروی انسانی را اینگونه جبران میکنند ولی شرایط به گونه ای است که تفاوت کیفی و کمی نیروهای حامی تغییر به حدی است که این تاکتیک نیز جوابگو نخواهد بود.
حامیان اصلاح طلبان همانگونه که در حلقه زنجیر سبز تهران و شهرستانها دیدیم، با حضور مردم در خیابان جلوی خانه شان نیز اتفاق می افتد.
اصلاحات 88 : اصلاحات در سال 1388
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اصلاحات در سال 88 با نقطه عطف مهمی در توسعه و تعمیق خود روبروست و خواهد توانست محور گفتمان سیاسی کشور برای حداقل یک دهه شود. ان شاء الله
احمدی نژاد و موسوی و روش های متفاوت در مناظره
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آقای احمدی نژاد در مناظره به شخص آقای موسویاز طریق خانواده و دوستان و حامیانش حمله کرد و متقابلا آقای میرحسین موسوی با تکیه بر عملکرد اقتصادی و سیاسی و فرهنگی دولت به وی پاسخ میداد.
این نکته به شخصیت دو طرف مربوط است.
تلقی هندی از سیاست ورزی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی از سیاست
تلقی هندی داریم و دنبال آشتی هستیم و
واقعیت ها را نمی بینیم
سیاست برای سیاست ورزان
سختی می آفریند
حتی اگر به مردم
آسایش هدیه کند
سیاست ورزی
سیاست ورزی است
مدل های عکاسی در مراسم و اجتماعات
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در مراسم مختلف سیاسی و اجتماعی، حتی با صبغه ی مذهبی، نمایش آنچه هست به زیباترین شکل، خواست هوشمنده ی بعضی از حاضرین است. طبق فرهنگ و هنجارهای همان اجتماعات که گاهی متنوع نیز هست، مدل هایی را میتوان دید. عکاسی از این مدل ها از اهداف جدی عکاسان است، چرا که متقاضیان دیدن چنین صحنه هایی بسیارند و این تصاویر بخش مهمی از جریان ثبت و انعکاس حاشیه های مراسم و اجتماعات نیز جاذبه دارند.
مدیریت بی برنامه و سرمایه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
وقتی که پرداخت های مالی یک سازمان وابسته به رئیس سازمان و تصمیمات آنی وی میشود، بخش های دیگر سازمان به روش سلطان و دربار روی می آورند. به خصوص زمانی که منابع مالی اندک است این روش بیشتر استفاده میشود و علاوه بر ضعف بنیه مالی، ضعف مدیریت را نیز به همراه می آورد.
نیاز به دقت مدیر ارشد در شرایط بحران نکته مهمی است ولی مهمتر از آن حفظ سازمان و تدابیر و روش تصمیم گیری و اجرای جمعی است.
گریز سرمایه های انسانی و مادی و معنوی از محدودیت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ایجاد محدودیت
موجب گریز میشود
گریز انسان
و سرمایه های او
سرمایه های مادی و معنوی
فرار ثروت و ارزش
تا کجا؟!
کروبی و موسوی هر دو نقد میکنند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
کروبی و موسوی هر دو وضعیت موجود را نقد میکنند. آقای موسوی مشخصا و صریحا روی آقای احمدی نژاد متمرکز است و آقای کروبی ضمن انتقاد از احمدی نژاد به حریم های جدید نقد ورود بیشتری کرده اند.
به سوی تشکل های نسل سوم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تلاش های نسل سوم برای تشکیل موسسات فراگیر اجتماعی و سیاسی به تدریج شکل میگیرد. این تلاش ها در چارچوب قواعد جاری پذیرفته شده و با محوریت افرادی با جذابیت های ویژه و محبوبیت خاص ممکن است. آقای خاتمی بیش از دیگران فرصت چنین حرکتی را دارد.
این تشکل ها فرصت دور شدن از شبکه های انسانی نسل دوم را برای رهبران رو به جلو فراهم میکند.
زور مانع درک از جهات مختلف
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
زور و قدرت مانع درک از جهات مختلف است:
گاهی به دلیل فشاری که وارد می سازد اجازه نمیدهد از جهات مختلف به یک موضوع نگاه کنیم
گاهی به دلیل حضور زور فرصت انتخاب از میان میرود و بدون انتخاب، آگاهی ها اهمیت ذاتی خود را از دست میدهند
گاهی زور مانع درک انگیزه های اعمال آن میشود. خوش نیت هایی که بهشت زوری را توصیه میکنند نمیدانند که هیچکس با زور به بهشت نخواهد رفت ولی با انتخاب آگاهانه بهشت در دسترس است.
از اقتصاد و سیاست و فرهنگ زیرزمینی تا جامعه ی زیرزمینی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
رمز اصلی و دلیل واقعی بروز دوگانگی رفتاری یا مخفی کردن رفتار و حتی هویت و بیش از این زندگی مخفی بعضی افراد و گروهها چیست؟
محدودیت
به میزانی که مقبولبیت این محدودیت کاهش یابد، افراد و گروههایی بیشتری برای حفظ آزادی عمل و رفتار خویش رفتار یا زندگی زیرزمینی را ترجیح میدهند.
سوال های بی پرسش
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بعضی سوال ها پاسخ دارند : درست یا غلط
بعضی سوال ها پاسخ ندارند : چون سوال نیستند
گاهی نشانه حماقت و خودفریبی گوینده
گاهی ...
قدرت برای تغییر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
قدرت برای تغییر در دستان ملتهاست. همیشه این طور بوده است. گاهی افراد یا جریاناتی به واسطه ی حمایت مردم دارای چنین قدرتی میشوند و اینجاست که قدرت به همراه خود خطرهای جدی می آورد. خطر آسیب دیدن از درون. خطر آسیب رسانده به بیرون.
ساندویچ و زندگی ساندویچی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
زندگی ساندویچی گرچه با انتقادهای زیادی روبروست ولی به دلیل جذابیت هایی هم که دارد هنوز ادامه دارد و توسعه می یابد. شاید زندگی ساندویچی بخش جدا نشدنی از زندگی ماشینی و کار محور امروز باشد.
اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
عنوان عمومی اپوزیسیون در فرهنگ سیاسی معمولا به جریانات سیاسی مخالف یک نظام و نه یک دولت اطلاق میشود ولی گاهی نیز عرصه مخالفت گسترده تر میشود و گروههای تجزیه طلب یا هوادار فعالیت مسلحانه را شامل میشود و از سوی دیگر گروههای افراطی اصولگرا، بخشی از اصلاح طلبان را با عنوان عمومی اپوزیسیون می نامند.
جمهوری اسلامی ایران مانند هر حکومت دیگر مخالفانی دارد. در طول سه دهه گذشته و به خصوص در دهه اول، به دلیل شرایط انقلابی و سیطره چپ گرایی در روابط سیاسی، جامعه و گروههای سیاسی و دولت، رقابت های سخت تر و نظامی تری داشت و در نهایت سوابقی را ایجاد کرده است که تکیه بر آن سوابق، بخشی از به نتیجه رسیدن های بعدی شده است.
رده بندی بین اپوزیسیون مبتنی بر اهداف و اقدامات و ابزارهای بکارگرفته شده میتواند راه را برای شفافیت بیشتر باز کند. ظاهرا هنوز گروههای تروریستی بیشترین وزن را در جریان اپوزیسیون دارند.
از دیگر ویژگی های اپوزیسیون واقعی، عدم شرکت در انتخابات است. مخالفان نظام در مفهوم اپوزیسیون معمولا در انتخابات شرکت نمیکنند و در مباحثات سیاسی جای مانوری خارج از تحریم متصور نیستند.
هزینه های روشنفکران و احزاب و گروههای سیاسی برای حضور مردم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
شخصیت های سیاسی و احزاب و گروهها به نمایندگی از مردم در عرصه سیاسی فعالیت میکنند و هزینه های حضور جدی تری را می پردازند تا مردم بتوانند با رای خود همان نقشی را که در جوامع غیر مردم سالار، با جان و مال آنها رقم میخورد، ایفا کنند.
صلح و دمکراسی در جامعه ای تعاملی و پیشرفته
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دسترسی به صلح و دمکراسی، آزادی و عدالت و امثال آن، نتیجه فرایندی همه جانبه و عمیق در جامعه است. شتابزدگی و تعجیل بی مورد در تحقق آنها، آسیب زننده و بی نتیجه خواهد بود.
عجله کار شیطان است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی عجله میکنیم
ولی اگر کمی صبر کنیم
شرایط بهتری برایمان به وجود می آید
باز گردن چشم و گوش
کم اهمیت تر از آنچه می بینیم و میشنویم نیست
کاهش مشارکت گروههای مرجع در فضای ناامیدی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گرچه در موسم انتخابات، حضور گروههای مرجع در جامعه افزایش می یابد ولی این نکته طبیعی است و اگر میخواهیم شرایط واقعی جامعه را درک کنیم باید به دوران پیش از انتخابات و پس از انتخابات بنگریم.
در شرایط حضور ناامیدی ، مشارکت کاهش می یابد و مسئولیت ناامیدی از تغییر بر عهده ی محافظه کاران است. تلاش برای افزایش امید و مشارکت یک وظیفه ی هوشمندانه است.
«ادبیات دور از انتظار» در پاسخ سروش به دولتآبادی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
دکتر عبدالکریم سروش در مطلبی با «ادبیاتی دور از انتظار» به سخنان اخیر محمود دولت آبادی که از عملکرد او در انقلاب فرهنگی انتقاد کرده بود پاسخ داد.
به گزارش پایگاه خبری یاری، من کامل این یادداشت که در روزنامه اعتمادملی منتشر شده، بدین شرح است:
برو به کار خود ای «کاتب» این چه فریاد است
مرا فتاده دل از کف، تو را چه افتاده است
چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
سروش عالم غیبم چه مژدهها داده است
که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین
«چه غم ز طعنه محمود دولت آباد است»
«بخوان به دولت محمود و اختر مسعود
سرود عشق، که از هفت دولت آزاد است»
حسد چه میبریای «سست نثر» بر حافظ
قبول خاطر و لطف سخن، خداداد است
(توضیح: کلمات و جملاتی که در میان گیومه آمده در نسخههای چاپی حافظ دیده نمیشود.)
به جستجو برآمدم که قصه چیست و محمود دولتآباد کیست. خبر آوردند خفتهای است در غاری نزدیک دولتآباد که پس از 30 سال ناگهان بیخواب شده و دست و رو نشسته به پشت میز خطابه پرتاب شده و به حیا و ادب پشت کرده و صدا درشت کرده و با «سخافت و شناعت» از معلمی به نام عبدالکریم سروش سخن رانده و او را «شیخ انقلاب فرهنگی» خوانده و دروغ در دغل کرده و متکبرانه با حق جدل کرده است. و این همه عقدهگشایی و ناخجستگی در مجلسی به نام و حمایت از مهندس موسوی که در پی پوشیدن قبای خجسته صدارت است.
گزافه و یاوه بسیار شنیده بودم اما این گافهای گزاف واقعا نوبر بود. از جنسی دیگر بود. از هیچکس چندان نرنجیدم که از میرحسین. آخر او میتوانست به این خفته پریشانگو بیاموزد که انقلاب فرهنگی را (برای بستن دانشگاهها) دانشجویان به راه انداختند نه سروش. و ستاد انقلاب فرهنگی را (برای گشودن دانشگاهها) امام خمینی بنیان نهاد، نه سروش. و لذا آن «شناعت و سخافت و تقلید مضحک» (به زعم او) کار دیگری بود نه سروش. و ستاد انقلاب فرهنگی هفت عضو داشت (و اینک 30 عضو) نه فقط یک عضو و آن هم سروش. و آقای میرحسین موسوی، از 30 سال پیش عضو ستاد انقلاب فرهنگی بود و امروز عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، نه سروش که 26 سال پیش استعفا داد (و تنها عضو مستعفی ستاد بود). ستاد انقلاب فرهنگی همهگونه شیخی داشت جز سروش، که نه روحانی بود و نه کهنسال و نه کهنهکار سیاسی. از دکتر شریعتمداری گرفته (متولد 1302) که شیخوخیت سنی داشت تا احمدی، باهنر، مهدویکنی، جلالالدین فارسی و حسن حبیبی (متولدان 1312) که مشایخ درجه دوم بودند. نه سروش که متولد 1324 بود و جوانترین عضو ستاد. و آوازه اجتماعی و شیخوخیت سیاسی هم با آن مشایخ بود نه سروش، که تازه از گرد راه رسیده بود و به حکم امام برای خدمت به فرهنگ، در آن ستاد بدون ستاندن قرانی مزد، شبانهروزعرق شرافت میریخت. و شیخ روحانی ستاد هم حجتالاسلام باهنر و مهدوی و املشی و احمدی و خوشوقت بودند نه سروش. و باری اگر ستاد انقلاب فرهنگی شیخی داشت این شیخ کسی جز شخص شخیص مهندس میرحسین موسوی نبود که پارهای از جلسات ستاد در دفتر نخست وزیری و زیر اشراف و صدارت او برپا میشد. و علاوه بر میرحسین، خاتمی و احمدی و شریعتمداری و صادق واعظزاده و... در آن حضور داشتند و گواهان این امرند. و باری شیخ ستاد بودن نه حسن است، نه عیب. آنکه عیب است دروغ زنی و دریوزگی و چاپلوسی کردن و سابقه استالینی داشتن و فرصتطلبانه ژست آزادیخواهی گرفتن است. تعجب من این است که چرا مهندس موسوی پرده از این راز ساده بر نمیدارد و نقش خود در ستاد انقلاب فرهنگی و نظر خود را درباره آن نمیگوید تا پریشان گویان، بیش از این سمپاشی و فحاشی نکنند.
نیز خوب بود مهندس موسوی به آن خفته پریشانگو آموزش و هشیاری میداد که وقتی امروز در تلویزیون میگویند وزارت ارشاد به آییننامه انقلاب فرهنگی عمل میکند (که به گمان وی غیرقانونی است) و سانسور کتاب میکند، این آییننامه دستپخت همین شورای انقلاب فرهنگی است که اینک برپاست و میرحسین و حداد و داوری و کچوئیان و رحیمپور ازغدی و... اعضای آنند. نه دست پخت ستاد انقلاب فرهنگی که 26 سال است دار فانی را وداع کرده و استخوانش را خاک خورده است. و اگر آن پریشانگوی بیخبر، شکوهای از ارشادیان دارد به مهندس موسوی شکایت کند که آییننامه برایشان تنظیم کرده است نه سروش که خود قربانی آن آییننامههاست و کتابهایش در ارشاد غمباد کرده است.
حالا بنگرید خفته در غاری که فرق انقلاب فرهنگی و ستاد انقلاب فرهنگی و شورای انقلاب فرهنگی را نمیداند و اعضایشان را نمیشناسد و از کارهاشان خبر ندارد و دیروز و امروز را به هم میبافد و زمان را در مینوردد و دروغ بر دروغ میانبارد و جهل بر جهل میتند، چون ماموری نامعذور به امید پاداشی موعود حمله بر معلمی یک قبا میآورد که از دیدگاه استالینی، جز استقلال رای و مسلمانی و دموکراسیخواهی (و لابد عدم حمایت از میرحسین موسوی) جرمی و خطیئهای ندارد. و حتی نزاکت و ادب مقام را نگاه نمیدارد و به میزبان خود که همان شیخ انقلاب فرهنگی است توهین میکند و اینقدر نمیداند که این میزبان که دولتآبادی به حمایت و ترویجاش برخاسته، 30 سال است که عضو آن ستاد و شورا بوده است و امضاکننده همان آییننامههای «غیرقانونی» است که وی از آنها میخروشد و میگریزد و پیرو و مرید و مقلد و فدایی همان امامی است که بنیانگذار انقلاب فرهنگی است و «مقلد مضحک همان شناعت و سخافتی» است که دولتآبادی زبان خود را به لوث کلماتش میآلاید. باری از بانیان آن جلسه جناحی و ستادی و انتخاباتی، و در صدر همه از آقای میرحسین موسوی نیز باید سپاسگزاری کرد که حق خادمان فرهنگ را چنین میگزارند و به تاوان داشتن رایی مستقل و مشروع، آنان را پیش گلادیاتورها میافکنند و پوست و پوستینشان را میکنند و هلهلهکنان قصهاش را بر سر بازار و برزن میگویند و در رسانههای خبری خود میآورند. اما مباد از یاد ببرند که ناقدان را خوراک درندگان کردن، تصویر موحشی است که هیچگاه از یاد جوانان این دیار نخواهد رفت، شاید آبی به آسیاب آرا بریزد اما آبرویی تحصیل نخواهد کرد.
مرا هر آینه خاموش بودن اولیتر
که جهل پیش خردمند، عذر نادان است
و ما اُبَرّیَ نَفسی وَ ما اُزَکّیها
که هرچه نقل کنند از بشر در امکان است
مریلند - اردیبهشت 1388
زبان هستی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی با نگاه و صدا و لمس ارتباط برقرار میکنیم
حتی آنجا که به ظاهر اندیشه و احساس انسان ها با یکدیگر سخن میگویند
قالب های مشترک این جهانی ابزار محدودیت سازند
سرعت اندیشه و عمق احساس انسان با هیچ نگاه و صدا و لمسی
منتقل نمیشود
ولی حتما راه های دیگری نیز هست
...
تاسف حقیقی بر نشدن ها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی آینده را میدانیم
چون به دلیل و روشی آن را پیش بینی میکنیم
با احساس خود آن را درک میکنیم
یا با اندیشه خویش آن را پیش بینی میکنیم
یا با خویش آن را خلق میکنیم
و هر خطای ما تاسفی حقیقی بر نشدن ها است
استعداد و ظرفیت تا بهره برداری مناسب
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ظرفیت و استعدادهایمان را به رخ میکشیم و اگر بتوانیم افزایش میدهیم
ولی بخش کمتری از ظرفیت و استعدادمان را به کار میگیریم
پیشرفت واقعی
افزایش ظرفیت نیست
تحقق ظرفیت است
رای بجای خون و جان و مال
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در نظام های مردم سالار برای حاکمیت مردم، رای دادن کافی است. خون و جان و مال را در دوره انقلاب و جنگ در برابر مستبدین داخلی و استعمارگران خارجی میدهند ولی پس از تثبیت نظام های مستقل، با اندیشه و رای میتوان در تصمیم سازی ها موثر بود.
هر ایرانی یک ایرانی است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تاکید بر هویت ایرانی نیازمند محتوای مناسب نیز هست وگرنه به دام افراط گرایی جدیدی می افتیم. ایران و ایرانییان را باید بهتر بشناسیم.
درآمد لذت بخش
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بعضی درآمدها لذت بخش است. مثل درآمد ناشی از کشاورزی. بعضی درآمدها در زیان دیگران نهفته است. خدا به دور
پذیرش مسئولیت چیزی بیشتر از شجاعت میخواهد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
پذیرش مسئولیت خویش هم سخت است
چه برسد به مسئولیت خویشان و دیگران
انگیزه قوی برای پذیرش مسئولیت خیلی مهم است
چه در قامت حریصان دنیاگرا
چه در قامت شیفتگان خدمت
بازی های سیاسی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
هنر بازی سیاسی هنر مهمی است. سیاستمداران برجسته در طول عمر خود روابطی را ایجاد میکنند که در موقع مناسب به آنها قدرت بازی گری و بازی سازی میدهد.
گاهی بازیگرهای بزرگ و به اصطلاح خان مظفر ها میتوانند گروههای تحصیلکرده و احزاب نوگرا را نیز در چارچوب سیاست های خود به کار گیرند و به اصطلاح بازی دهند.
یک سیاستمدار برجسته در یک دوره رقابت انتخاباتی از نیروهای آنها برای تضعیف خودشان استفاده میکند و در دوره دیگر دوباره از آنها استفاده میکند تا راه پیروزی شان را معقول و ممکن و تسهیل کند. پیروزی خاصی که زیر ساخت ها را آسیب نزند و به رویارویی نابخردانه نینجامد.
اینکه این گروههای روشنفکر از او می پذیرند و در بازی او شرکت میکنند نکته مشترکی است که از منبعی بنام نگاه رقابت آمیز با مقامات ارشد تغذیه میشود.
تا نگاه از بالا به پایین نیفتد و تا از افراد به روندها توجه نکنیم، در بازی ها نمیدانیم کجا قرار داریم و تا به ریشه های اجتماعی و اندیشه های اصیل متکی نشویم، به نقش بازی سازی دست پیدا نمیکنیم.
خودمحوری ... مخاطب محوری ... عقیده محوری ... خدا محوری
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
..... . . .. . . ...
.. ... . ... . . . ..
.. ... ..... ... . . . . . . . .
.. . .
اگر خداوند مسئول برگزاری انتخابات بود... از وبلاگ این روزها علی اصغر خدایاری
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:
به نام خدا
داشتم آسمان ریسمانهای دکانداران اصولگرایی را درباره موضوع تشکیل کمیته صیانت از آرا میخواندم، به یاد داستان حضرت ابراهیم (ع) افتادم که به حضرت حق عرض کرد:
”خدایا بهمن نشان بده که چگونه مردهها را زنده میکنی؟“
بندهای از بندگان خدا، که از طرف او به نبوت برگزیده شده است، در باره یکی از اصول اصلی رسالت خویش یعنی معاد دچار ، اگر نگویم تردید، عدم اطمینان شده بود، و چنین جسارتی را به خود داده بود که در باره چنین موضوع مهمی، که خداوند قبل از آن بارها بر قطعی بودن آن تأکید کرده بود، پرسش کند.
با خودم فکر کردم که اگر اختیار تشکیلات بارگاه الهی در دست افرادی با نگاه و تفکرات شورای نگهبان، روزنامه کیهان، احزاب محافظهکار، دولت مهرورز، و این قبیله سوار بر اسب مراد بود، از درگاه ربوبی چه واکنشی در مقابل این پرسش ابراهیم صادر میشد. عکسالعملهای زیر به ذهنم رسید:
1- در هیچکدام از کتابهای آسمانی پیشین حق پرسش درباره معاد به پیامبران داده نشده است، لذا این پرسش غیرقانونی است و پاسخ ندارد.
2- این سخنان از سنخ سخنان نمرود و اطرافیان بتپرست او میباشد، بهنظر میرسد ابراهیم تحت تأثیر تبلیغات دستگاه حکومت نمرودی قرار گرفته است.
3- کسی که موضوعی به این روشنی و وضوح را درک نمیکند، شایستگی نبوت حضرت جلوعلا را ندارد، به نظر میرسد در رابطه با احراز صلاحیت وی جهت پیامبری اشتباهی رخ داده است، باید در خصوص این صلاحیت تجدیدنظر گردد.
4- این سخنان از القائات شیطان است و اگر برخورد شدید قهرآمیز با آن صورت نگیرد، ممکن است در اعتقاد راسخ خداپرستان رخنه ایجاد شود.
5- این نوع پرسشها که پایههای اصلی توحید را نشانه رفتهاند از مصادیق بارز براندازی نرم بهشمار میروند، و لازم است پرونده مطرحکنندگان آنها به دستگاه قضایی ارجاع گردد.
6- اگر سابقه ابراهیم از زمان خلقت حضرت آدم مورد بررسی قرار گیرد، حتماً میتوان اسنادی مربوط به خانههای عنکبوتی نفوذیهای ابلیس در میان یکتاپرستان پیدا کرد.
7- برای مقابله با عوارض ناشی از این پرسش باید نیمهپنهان ابراهیم افشا گردد.
8- ...
خداوند فرمود: ”خلیل ما! مگر ایمان نداری؟“
ابراهیم عرض کرد: ”چرا پروردگار من! ولی میخواهم قلبم مطمئن شود.“
و خداوند نحوه زنده کردن مردگان را به او نشان داد. به همین سادگی!
کسانی که موضوع صیانت از آرا را مطرح کردهاند، در واقع این پرسش را از مجریان و ناظران دارند که: ”مسئولین عزیزی که وظیفه پاسداری از رأی ما بهشما سپرده شده است، ما میخواهیم ببینیم، نه بدانیم، چگونه رأیگیری میکنید؟ چگونه آرا را میشمارید؟ آرای شمرده شده چگونه باهم جمع میشوند؟ ستاد مرکزی انتخابات آرای افراد را در چه ضریبی ضرب میکند؟ و ...“
واقعیت این است که ما به سلامت انتخابات ایمان نداریم، ولی شما فرض کنید ایمان داریم و میخواهیم اطمینان قلبی پیدا کنیم.
شما فکر میکنید اگر پروردگار شخصاً مسئول برگزاری انتخابات بود در مقابل این درخواست ما چه پاسخی میداد؟
فائزه هاشمی : در سالهای اخیر زنان را خانهنشین کردند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
فائزههاشمی نماینده سابق مجلس که در برنامه صبحگاهی شبکه دوم سیما بهعنوان رئیس فدراسیون ورزش زنان شرکت کرده بود، گفت: همیشه سعی میکنم از کلیشهها فرار کنم، نمیخواهم تابع کلیشهها باشم، متاسفانه بعد از انقلاب ما یکسری رفتارها برای خانمها ارزش شد، رنگ مشکی ارزش شد، چادر مشکی، مانتو مشکی، مقنعه مشکی، روسری مشکی و رنگهای تیره و مرده ارزش شد. این ارزشها خوب نبود از هر لحاظ بهداشتی، پزشکی و روانشناسی، عمل مثبتی نیست حتی رنگ مشکی از نظر اسلامی کراهت دارد، یکسری سنتهایی باب شده که البته در حال حاضر خیلی متفاوت شده است
منطق آقای شریعتمداری! از مصطفی تاج زاده
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
آقای حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان 13 اردیبهشت ماه 88 به نامه مهم آقای کروبی به وی پاسخ داده است. اینجانب با اغتنام فرصت قصد دارم منطق نماینده محترم ولیفقیه در کیهان را مستقل از موضوع نامهنگاریها (اعدام کودکان زیر 18 سال) نقد کنم چرا که آن را نادرست و واجد پیامدهای خطرناک میدانم
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
اعتمادملی: آقای حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان 13 اردیبهشت ماه 88 به نامه مهم آقای کروبی به وی پاسخ داده است. اینجانب با اغتنام فرصت قصد دارم منطق نماینده محترم ولیفقیه در کیهان را مستقل از موضوع نامهنگاریها (اعدام کودکان زیر 18 سال) نقد کنم چرا که آن را نادرست و واجد پیامدهای خطرناک میدانم.
آقای شریعتمداری در ابتدای نقد خود به نامه نماینده اسبق امام در حج از ایشان پرسیده است: «کدام یک از فحشها و تهمتهایی که علیه کیهان آوردهاید قبل از شما از سوی رادیوهای بیگانه نظیر اسرائیل و رادیو آمریکا و سایتهای سلطنتطلب و ضد انقلاب نثار کیهان و مدیر مسوول آن نشده است؟ خودتان قضاوت کنید. بنابراین از ژرفای دل خدا را شکر میکنیم که به خاطر دفاع از اسلام و نظام اسلامی و خط مبارک امام (ره) مورد عتاب و فحاشی دشمنان تابلودار خارجی قرار گرفتهایم و از همزبانی احتمالا ناخودآگاه برخی دوستان داخلی با آنها عمیقا متاسفیم.»
1- برای اینکه روشن شود پایه استدلال و منطق آقای شریعتمداری چقدر سست است ابتدا از وی میپرسم مگر غیر از این است «رادیو آمریکا، رادیو اسرائیل، سلطنتطلبان و ضد انقلاب» به طور مستمر علیه طالبان و القاعده موضع میگیرند و علیه آنها فعالیت میکنند؟ آیا ضدیت رسانههای چهارگانه فوق نشانه حقانیت، صداقت و درستی اندیشه و راهبرد طالبان، القاعده و بنلادن است؟
بعید میدانم پاسخ نماینده ولیفقیه در کیهان به پرسش فوق مثبت باشد زیرا وی بارها طالبان و القاعده را آمریکایی خوانده است. طبق منطق آقای شریعتمداری میتوان هم آمریکایی بود و هم مورد انتقاد رادیو آمریکا قرار گرفت.
2- طالبان و القاعده شدیدا و وسیعا به آمریکا و اسرائیل انتقاد میکنند، همان کاری که کیهان میکند. آیا همسویی کیهانیان با طالبان در اتخاذ مواضع مشترک علیه آمریکا و اسرائیل، نشانهماهیت یکسان طرفین است؟ در این زمینه نیز جواب آقای شریعتمداری علیالقاعده منفی است و اعلام خواهد کرد که حملات فوق یا برای پنهان کردن ماهیت آمریکایی طالبان است یا برای بدنام کردن اسلام و مسلمانان و بهانه دادن به جنگطلبان آمریکایی تا اهداف شوم و نظامی خود را در منطقه خاورمیانه توجیه کنند!
اگر اصل بر عدم اشتراک مواضع باشد، کیهان نخواهد توانست به رفتارهای غیرانسانی و جنگطلبانه دولت بوش اعتراض کند، چون با «طالبان» همسو میشود؛ همچنان که نمیتوانند عملیات تروریستی القاعده و «بنلادن» را محکوم کند زیرا با دولتهای آمریکا و اسرائیل اشتراک موضع پیدا میکند. حال آنکه آقای شریعتمداری با اقدامات غیر قانونی دولت آمریکا مخالفت میکند و به علت همسو نشدن با «طالبان» یا «کمونیستها» از طرح انتقادهای خود درباره رفتار یا گفتار ضد ایرانی مقامات آمریکایی خودداری نمیکند.
3- چنانچه اتخاذ موضع واحد با جریانی که مخالف یا دشمن ماست به معنای یکی بودن ماهیت آن دو یا در دام دشمن افتادن باشد، پاسخ کیهانیان به این سوال که چرا با گروههای تروریست و تجزیهطلب یا با رژیم اسرائیل و رادیو آمریکا در 12 سال گذشته علیه خاتمی و اصلاحطلبان همسو بودهاند، چیست؟ حتماخواهند گفت ما با اهداف دیگری که با انگیزه گروههای مذکور متفاوت است به اصلاحطلبان انتقاد میکنیم. در این صورت باید به اصلاحطلبان نیز حق بدهند با اهدافی متفاوت از رادیو آمریکا و اسرائیل به آقای شریعتمداری انتقاد کنند.
در همین انتخابات اخیر کیهان بیشترین حجم تبلیغات سوء خود را متوجه نامزدهای اصلاحطلب از خاتمی تا موسوی و کروبی کرده است. اگر اشتراک مواضع با دشمن نادرستاست، چرا کیهان همسو با «اپوزیسیون برانداز» و «مجاهدین خلق» به اصلاحطلبان انتقاد میکند؟ حتما پاسخ خواهند داد که آنان با اهداف و دلایلی متفاوت اصلاحطلبان را نقد میکنند. پس میتوان با دو انگیزه و تحلیل متفاوت، یک فرد یا جریان را نقد و موضع واحد اتخاذ کرد. در این صورت آیا «قاعده طلایی اخلاق» حکم نمیکند از کاربرد معیارهای دوگانه بپرهیزیم و آنچه برای خود میپسندیم برای دیگران نیز جایز بدانیم؟
4- با پذیرش منطق آقای شریعتمداری، هیچ منتقدی نمیتواند در هیچ زمینهای به کیهان انتقاد کند زیرا با آمریکا، اسرائیل یا گروههای تروریست یا جداییطلب همسو میشود. از سوی دیگر اگر آمریکا از استقلال ایران و تمامیتارضی آن دفاع کند، کیهان چه موضعی اتخاذ خواهد کرد؟ من ندیدهام که نماینده محترم ولیفقیه در کیهان برای پرهیز از همسو نشدن با مواضع آمریکا از حمایت از استقلال ملی و یکپارچگی سرزمینی دست بردارد. 5
- اگر کسی نخواهد با دشمنان یا مخالفان خود هم موضع شود باید در اکثر قریب به اتفاق موضوعات سکوت کند. در غیر این صورت با یک یا چند گروه مخالف، دارای موضع مشترک خواهد شد. علت آن است که جهان تنها از دو کشور ایران و آمریکا تشکیل نشده است که بتوان با مسامحه بر پایه ضدیت با طرف مقابل، رفتار و مواضع خود را تنظیم کرد. جهان واقعی متشکل از کشورهای بزرگ و کوچکی است که در عین اشتراک منافع در برخی زمینهها درباره مسائل دیگر تضاد منافع دارند و دوایر متداخلی را تشکیل میدهند. برای مثال بحرانهای عام و فراملی نظیر بحران محیط زیست، تروریسم، قاچاق سلاح، قاچاق انسان، ایدز،فقر، خشکسالی، مواد مخدر و... مستلزم اتخاذ همکاری (حتی با آمریکا) و تدابیر پیشگیرانه واحد در سطح جهانی است. به همین دلیل اتخاذ مواضع غیرهمسو در مسائل مذکور با دشمن فرضی بهطور عام و با دولت آمریکا به طور خاص، سیاستورزی را منتفی و لجبازی را جایگزین آن میکند که در عمل با موارد نقض فراوانی مواجه میشود و نمیتوان به آن ملتزم بود.
6- کاربرد منطق آقای شریعتمداری، نگرش یک بعدی و ظاهرگرایی را جایگزین همه جانبه دیدن و بررسی عمیق مسائل میکند. چه بسا شخص، حزب یا دولتی، موضعی را اتخاذ و اعلام میکند که در باطن مقصودی جز آن دارد. بنابراین مطلق کردن این گزاره که ما نباید با مخالف یا دشمن خود همسو شویم، میتواند فریب باشد و در بهترین حالت انسان را منفعل و مجبور کند همان کاری را انجام دهد که مخالفش میخواهد.
7- روش صحیح سیاستورزی آن نیست که فرد در ضدیت با مواضع یا حتی خواست واقعی مخالفان تصمیمگیری کند بلکه درست آن است که هر شخص یا حزب یا جناحی بر مبنای آرمانهای خود و در چارچوب مصالح و منافع ملی تصمیم بگیرد و رفتار کند. به علاوه کشف نیت واقعی مخالفان در برخی مواقع ممکن است به موضوعی «جدلی الطرفین» تبدیل شود که میتوان در اثبات یا رد آن دلایل متفاوت اقامه کرد. اگر هم موفق به کشف آن شویم، باز هم اتخاذ موضع صحیح لزوما آن نیست که ضد آن سخن بگوییم یا اقدام کنیم. روشن است که توجه به مواضع دیگران اعم از منتقدان، مخالفان و حتی دشمنان، مفید و در مواردی برای درک بهتر شرایط و اتخاذ راهبرد یا تاکتیک مناسب لازم است اما منطقی نیست که چون گروه یا دولت مخالف این موضع را اتخاذ کرده پس باید عکس آن موضع گرفت یا عمل کرد.
8- با توجه به نکات فوق باید گفت انتقادهای رسانههای مخالف حتی رادیو آمریکا و اسرائیل نشانه حقانیت کسانی نیست که مورد انتقاد واقع میشوند. این انتقادها حداکثر نشان میدهد دو گروه با یکدیگر مخالف یا ضد هستند. درست مانند حملاتی که رادیوهای غربی به شوروی سوسیالیستی میکردند. آیا آن حملات نشانه حقانیت کمونیسم بینالملل بود؟ آیا آقای شریعتمداری قبل از فروپاشی بلوک شرق علیه آنان مطلب نمینوشتند؟ چرا از اینکه با رادیو آمریکا و رادیو اسرائیل همسو میشدند، هرگز از مردم ایران عذرخواهی نکردند؟
9- برای درک بهتر نسبت جریانهای سیاسی ایرانی با جناح جنگ طلب آمریکا بهتر است عملکرد جریانهایی چون طالبان و القاعده را بررسی کرد که به نفع چه کسانی و کدام کشور بوده است؟ آیا حق با افکار عمومی ایرانیان نیست که دیدگاه قشری و تکفیری و نیز عملکرد تروریستی این گروهها را بیش از همه به ضرر اسلام و به سود جنگ طلبان آمریکایی ارزیابی میکند؟ میدانیم که طالبان از تبار «خوارج» یعنی انقلابیون تنگنظر، متعصب، خشن و اهل تکفیر و تفسیق هستند که معتقدند جز با توسل به قهر و خشونت نمیتوان با کفر و استکبار مقابله کرد و مشتاقانه آغاز جنگهای صلیبی را انتظار میکشند. آقای شریعتمداری همواره طالبان و القاعده را آمریکایی خوانده است با این استدلال که آنان با عملکرد خود بیشترین خدمت را به جنگ طلبان آمریکایی کردهاند.
در این زمینه حق با کیهان است که عملیات تروریستی القاعده به ویژه علیه شهروندان غیرنظامی آمریکا، بهانهها و زمینههای لازم را برای امنیتی و نظامیکردن فضای خاورمیانه و اشغال افغانستان و عراق به دولت آمریکا داد. اکنون از آقای شریعتمداری میپرسم منش، روش و بینش کدام جریانسیاسی در ایران بیشترین شباهت را با دیدگاه، مواضع و عملکرد طالبان دارد؟ کیهانیان نمیتوانند منکر شوند که از بسیاری جهات به تشابه رفتار و گفتار با طالبان متهم هستند. به همین دلیل شعار علیه طالبان را در ایران شعار علیه خود ارزیابی و آن را سانسور میکنند. از سوی دیگر خود معترفند اصلاحطلبان کمترین تشابه را با گرایش طالبانی دارند. به این ترتیب و مستقل از آمریکایی بودن یا نبودن سران طالبان و القاعده، آیا نمیتوان حکم کرد عملکرد و ادبیات مشابه طالبان افغانستان در ایران (شبیه بسیاری از سر مقالههای کیهان) به سود جنگطلبان ایالات متحده است هر چند در ظاهر شدیدا ضد آمریکایی باشد؟
10- آنچه از نتیجه اقدامهای طالبانی و شبه طالبانی به سود دولت آمریکا مهمتر است، یکسانی دیدگاه، منطق و روش آقای شریعتمداری با جناح جنگطلب آمریکا به رغم چالشها و تفاوتهای ظاهری است. برای مثال نماینده ولی محترم فقیه در کیهان نمیتواند توضیح دهد که میان نظارت استصوابی اعضای شورای نگهبان با حق وتوی آمریکا و سایر دول بزرگ در شورای امنیت سازمان ملل چه تفاوت ماهوی وجود دارد.
به نظر من بیاعتقادی دولتمردان جنگطلب آمریکایی به حقوق و آزادیهای مردم کشورهای در حال توسعه، قرابت و همسویی عمیقی با نگاه و عملکرد کیهانیان دارد که به حقوق ملت ایران بیاعتنا هستند. در این چارچوب اگر تعارض یا تخاصمی هم دیده شود، در خوشبینانهترین حالت میتوان گفت جنگ قدرتی است بر سر اینکه چه کسی باید حرف اول یا آخر را در منطقه بزند. در هر حال آنچه توسط طرفین نقض میشود، حقوق اساسی ایرانیان است.
آقای شریعتمداری بر مبنای کدام معیار اخلاقی حاکمیت یکدست و تکصدای آمریکا را بر مقدرات عالم، ظالمانه میخواند و اعتراض میکند که «چرا دولت آمریکا علیه منتقدان خود از ابزار حق وتو در شورای امنیت سوء استفاده میکند» در عین حال جریان سیاسی متبوع خود همزمان همان روش را علیه منتقدان خود اعمال میکند؟
جالب آنکه نظارت استصوابی یا نظارت مطلقه و غیر پاسخگوی شورای نگهبان مورد تایید نماینده محترم ولی فقیه در کیهان از حق وتوی دولتهای بزرگ از جمله آمریکا ناموجهتر است زیرا که: اولا، دولت آمریکا حق وتو را درباره مردم یا منتقدان خود در درون آمریکا اعمال نمیکند و به رعایت قواعد دموکراتیک برای شهروندان خود ملتزم است. ثانیا، در شورای امنیت سازمان ملل فقط آمریکا دارای حق وتو نیست بلکه چهار قدرت بزرگ دیگر با علایق و منافع متفاوت و گاه متضاد با دولت ایالات متحده از حق وتو برخوردارند. همین اختلاف منافع یا دیدگاهها، فضای تنفس را تا حدودی در کشورها باز میکند. اما در ایران فقط یک گرایش در شورای نگهبان واجد حق وتو است و آن را علیه هموطنان منتقد خود اعمال میکند.
ثالثا، اعضای غیردائم شورای امنیت به صورت دورهای از نمایندگان کشورهای متحد یا منتقد دولت آمریکا برگزیده میشوند اما چنین چرخهای در شورای نگهبان دیده نمیشود. ملاحظه میفرمایید! اعمال استانداردهای دوگانه و قضاوت مختلف درباره عملکرد دو نهاد شورای امنیت سازمان ملل و شورای نگهبان قانون اساسی ایران اخلاقی نیست و نمیتوان عملکرد یکی را غیرقانونی و ظالمانه و رفتار دیگری را قانونی و اخلاقی خواند. به راستی چه فرقی میان آقای شریعتمداری که منتقد حق وتو و مصوبات شورای امنیت است اما حق وتوی شورای نگهبان را محکوم نمیکند با کسانی که منتقد عملکرد غیرقانونی شورای نگهبان هستند اما درباره مصوبات ناعادلانه شورای امنیت سکوت میکنند، وجود دارد؟ برخی از مخالفان شما نیز همچون خود شما بر مبنای معیارهای دوگانه داوری میکنند و عملی غیر اخلاقی انجام میدهند.
11- اجازه دهید یک بار دیگر ادعای آقای شریعتمداری را درباره نسبت دولت آمریکا با جناحهای داخلی مرور کنیم. اگر دولت آمریکا یا مجمع عمومی سازمان ملل( یا شورای امنیت) مصوبهای بگذارند یا اقدامی کند که بیانگر استقبال از یکی از طرحهای رئیسجمهور اصلاحطلب باشد (مانند تصویب پیشنهاد گفتوگوی تمدنهای آقای خاتمی در مجمع عمومی سازمان ملل) جنابعالی آن را توطئهای بزرگ و حاکی ازحمایت معنادار دولت آمریکا یا ارتباط ویژه اصلاحطلبان به آمریکاییها میخوانید. چنانچه آقای بوش، جمهوری اسلامی ایران را در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی یکی از محورهای شرارت بخواند،آن را نشانه شکست سیاستهای اصلاحطلبان و پایان گفتوگوی تمدنها مینامید، حتی اگر به علت دیپلماسی آقای خاتمی،هیچ مخاطرهای کشور را تهدید نکند.
حال اگر در زمان ریاست آقای احمدینژاد 16 نهاد اطلاعاتی آمریکا در گزارشی اعلان کنند جمهوری اسلامی ایران در 4 سال گذشته درصدد دستیابی به سلاح اتمی نبوده است، اقدام فوق را بیانگر درستی دیپلماسی اقتدارگراها میخوانید که دولت آمریکا را مجبور به اعتراف و تسلیم کرده است.چنانچه شورای امنیت سه قطعنامه تحریم علیه کشورمان را به اتفاق آرا تصویب کند،میگویند حقانیت و مظلومیت ایران علت مصوبات ناعادلانه فوق بوده است نه دیپلماسی غلط آقای احمدینژاد. اکنون میپرسم به نظر شما دولت آمریکا در دوره یک رئیسجمهور اصلاحطلب چه کار میکرد تا معلوم شود سیاستهای آقای خاتمی درست بود و در زمان حاکمیت یکدست اقتدارگراها چه انجام دهد روشن میشود که دیپلماسی اقتدارگراها نادرست بوده است.
به عبارت روشن اگر در یک مورد مشخص سازمان سیا به این نتیجه برسد که ایران یک تهدید و خطر برای صلحجهانی نیست، بزرگترین پیروزی یکصد ساله ملت ایران خوانده میشود و باید جشن گرفت اما اگر سازمان ملل (به جای سازمان سیا) در نشست تاریخی آغاز هزاره جدید مدال صلح تمدنها را بر پیکره سیاسی ایران اصلاحات نصب کند، توطئه بزرگ آمریکا درشرف تکوین است و خنثی کردن آن منوط به انجام عملیات ضد اصلاحی در داخل کشور با نام رمز «اصلاحطلبان آمریکایی» است. به باور من گزارشهایی از قبیل آنچه 16 نهاد اطلاعاتی درباره ایران منتشر کردند و نیز حمایت قاطع مجمع عمومی سازمان ملل از پیشنهاد گفتوگوی تمدنها و هر اقدام شبیه آن به سود ایران و ایرانیان است، همچنان که محور شرارت خوانده شدن یا صدور قطعنامه تحریم علیه جمهوری اسلامی به ضرر ملت است و همه، چه اصلاحطلب و چه اصولگرا باید با درایت و همه جانبهنگری بکوشند مانع خصومتآمیزتر شدن روابط در کشور شوند، زیرا دود آن به چشم همه مردم میرود؛ یادآوری این نکته که تفاوت این دو عمل (گزارش مثبت سازمان سیا درباره ایران در دوره آقای احمدینژاد و گزارش مثبتسازمان ملل درباره پرچمداری گفتوگوی تمدنی در زمان خاتمی) در مقطعی بودن اولی و پایدار بودن دومی است که صلح وثبات پایدار را برای ایران به ارمغان میآورد.
12. جناب آقای شریعتمداری باید توجه کند جامعه آمریکا واحد یکپارچهای که شر مطلق از در و دیوارش ببارد نیست بلکه کشوری است دموکراتیک و سرشار از امکانات متفاوت برای تاثیرگذاری مثبت یا منفی در جهان. تاریخ معاصر نشان میدهد اگر در آن سوی جهان اشخاص جنگطلب به قدرت رسیدهاند، به احتمال زیاد در این سوی جهان نیز نیروهای سیاسی در جهت زمینهسازی و حتی موجه جلوه دادن آن فعال بودهاند. عکس مساله نیز صادق است.
چنانچه در اتحاد شوروی سوسیالیسم و عدالت اجتماعی با سیمای انسانی مجال تحقق مییافت، بیتردید در آن سوی جهان نیز مککارتیسم بر آمریکا مسلط نمیشد که به نام مبارزه با کمونیسم به تحدید آزادیها و نقض حقوقبشر شهروندان خود بپردازد.
همچنان که فاصله طبقاتی، استثمار کشورهای در حال رشد و دیگر نقایص و نارساییهای نظامهای سیاسی غرب پیدایش و رشد افکار کمونیستی یا طالبانی را در این سوی زمین موجب میشود. «این همانی» واقعی فوق حقیقتی است که اقتدارگراهای طرفین تلاش زیادی برای نادیده گرفته شدن آن به کار میبرند.
اهمیت انتخابات 22 خرداد 88 در تغییر مسیر کشور بی نظیر است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اهمیت انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران بی نظیر است. درست است که همه چیز در تغییر دولت خلاصه نمیشود و دولت تنها بخشی از کشور و جامعه ایرانی است ولی این:
١. به تنهایی بخش مهمی از کشور و روندها و تصمیم گیری هاست
٢. در تغییر فضای عمومی آنقدر موثر است که بخش های دیگر را به دنبال خود وارد شرایط متفاوتی میکند
حکومت دینی و مساله دروغ و فریب
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یکی از تفاوت های مهم حکومت دینی با حکومتهای عرفی از دیدگاه دین محوران، حاکمیت ارزش های اخلاقی و انسانی بر تصمیمات و رفتار حاکمان است. این حاکمیت ارزشهای الهی موجب میشود که حکومت با مردم رابطه ای نزدیک برقرار کند و از فریب و دروغ دوری کند.
حتی حکومتهای عرفی نیز در برابر آفت دروغ و فریب آسیب پذیرند و بهانه ی برکناری بسیاری از دولتها توسط مردم در همین نکته نهفته است. به طور قطع و یقین حکومت دینی در این زمینه حساس تر است و تلاش میکند تا عناصر فریبکار و دروغگو را از خود دور کند. چنین تلاشی نشانه ی سلامت یک نظام سیاسی دینی است.
چاخان و دروغگو
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
وقتی کسی زیاد دروغ میگوید و فریبکاری و خلف وعده اش در ذهن افراد مخاطبش به حد اعلا میرسد، صفت دروغگو و چاخان تمام کلیشه های از پیش ساخته ی از فرد را بی اعتبار میکند.
تقسیم موضوعی در روزنامه ها و سایت های خبری عمومی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تقسیم کار میان سرویس های یک روزنامه یا سایت خبری تازه تاسیس از موضوعات جالب و جنجالی است. عام ترین مفهوم در فعالیت های یک نشریه با مخاطب عام، جامعه است. میتوان یک نشریه را با یک سرویس با عنوان جامعه منتشر کرد. ولی طبیعی است که این سرویس به بخش های جزئی تری تقسیم خواهد شد تا امکان مدیریت و تقسیم کار فراهم آید.
به منظور پرهیز از ایجاد ساختار هرمی چند سطحی، سرویس ها از ابتدا در سطح دو تقسیم میشوند:
اقتصادی / سیاسی / فرهنگی سه سرویس اصلی و نخستینی هستند که بخش هایی از مسائل جامعه را که اهمیت بیشتری دارند هدف قرار میدهند و از موضوع "جامعه" و "اجتماع" با عنوان "اجتماعی" باقی می ماند به مسائل اختصاصی باقیمانده می پردازد.
البته روزنامه ها و سایت های خبری با توجه به گرایشات روز مخاطبان سرویس های ریز تر یا صفحات مستقلی را نیز مطرح میکنند، مانند:
محیط زیست
فناوری
جامعه مجازی
زنان
جوانان
سلامت
که همگی به نوعی مانند سرویس های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی از موضوع کلی جامعه خارج میشود و به ظاهر از سرویس حجیم و گسترده اجتماعی میکاهد.
دقت در این موضوع مهم است که میان سرویس جامعه که مفهوم کلی و جامع روزنامه و سایت است و سرویس اجتماعی که بقایای حجیم و گسترده باقیمانده از تقسیمات سطح دوم به بعد است، تفاوت وجود دارد.
از تکنیک های تقسیم کار بین سرویس ها، ایجاد فرصت برای مسئولین سرویس ها و صفحات است تا توانایی خود و نسبت شان با موضوع فعالیتشان را روشن کنند.
سایت یا روزنامه پیشرو تلاش خواهد کرد تا به موضوعات ویژه و نو توجه بیشتری کند و همگام با نوآوری در عرصه شکل، به نوگرایی محتوایی بپردازد.
حرفه ای ها و شبه حرفه ای ها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
شبه حرفه ای ها از حرفه ای ها یاد گرفته اند
بی توجهی اولیه به نیروهای مستعد و فعال را
غافل از مقدمات و جوانب و نتایج آن
پاسخ انتقادات موجود از دولت احمدی نژاد ... چهل روز پر مخاطره
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
انتقادات از فعالیتهای دولت گسترده و همه جانبه شده است و به نظر میرسد که هیئت دولت و رسانه های حامی آن از عهده ارائه پاسخ های قابل پذیرش از سوی افکار عمومی بر نمی آیند. به زودی شاهد پاسخ های مهم تری از سوی دولت یا حامیان آن باشیم. چهل روز پر مخاطره در پیش است.
هست غنی شده
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یافتن راه کار دشواری است
به خصوص در زمان و مکانی که
محدودیت هایش زیاد است
در زمان و مکان وسیع و با کسان بسیار
بودن
هست مان را غنی میکند
انسان و جامعه و تاریخ و طبیعت
حق مسلم ما هستند
برای رسیدن به خدا از وبلاگ ویسپوران
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
مسیح گفت : (( بعضی ها برای رسیدن به خدا سخت می کوشند . بعضی ها درست دم غروب از راه می رسند . بعضی ها هم وقتی کار تمام شده است ، پیدایشان می شود . اما همه به یکسان زیر چتر لطف و مرحمت الهی قرار می گیرند .))
دوزخ را همین خشکه مقدس ها و تنگ نظرها برپا داشتهاند . زیرا اینان آنقدر بخیل و حسودند که نمیتوانند جز خود را مشمول لطف الهی ببینند
mohammad@vispooran.ir
شناخت صحیح از لایه ها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
هر چه لایه های تعاملی
عمیق تر شود
با شرایط جدیدتری مواجه میشویم
شناخت
هر چه عمیق تر
مواجهه با شرایط پیش بینی نشده
کمتر
مرد باشیم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مردان
انسان ها را نجات میدهند
مردان بزرگ
ملت ها را نجات میدهند
مردان بزرگتر
اندیشه ها را نجات میدهند
یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
زبان عالم غیب(لسن الغیب) حضرت حافظ فرموده اند:
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
خطیبان و واعظان که دیگران را دعوت به صلاح میکنند، خود باید پیشتاز عمل باشند وگرنه رفتارشان تکذیب کننده ی اندیشه و سخن و وعظ و دعوت شان میشود.
بحث و نقد:
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
مبنای فکری فاسد:
گوییا باور نمیدارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند
آرزوی ناظر:
یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر میکنند
راه حل:
ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان
میدهند آبی که دلها را توانگر میکنند
مستی:
حسن بیپایان او چندان که عاشق میکشد
زمره دیگر به عشق از غیب سر بر میکنند
بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی
کاندر آن جا طینت آدم مخمر میکنند
صبحدم از عرش میآمد خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند
==========================
خدا هدایتمان فرماید ... آمین
پیامبران و پیشوایان ، پزشکان سلامت و آگاهی انسان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آینده ی بهتر هدف فردی و اجتماعی است
سیاست عقلانی و علمی
تجارت و اقتصاد مولد
و روابط اجتماعی و انسانی سالم
در پرتو سلامت و آگاهی انسان شکل میگیرد
و پیامبران و پیشوایان پزشکان راهنمای سلامت و آگاهی انسان هستند
مصاحبه های لذت بخش حرفه ای ها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
شنیدن بعضی مصاحبه ها لذت بخش است.
معمولا مصاحبه ها را انجام میدهند تا به هدف های غیرحرفه ای (غیر رسانه ای) مورد نظر خود برسند. کارکرد بسیاری از اصحاب رسانه در گرفتن مصاحبه ها، دنبال کردن مسیر روشنگری نیست. تنها توجه به موضوعاتی است که "به فرموده" باید مطرح شوند و به گونه ای خاص نیز مطرح شوند.
این گروه به جریانات واقعی جامعه بی توجه هستند و معمولا ساز مخالف با مسیر جامعه را سر میدهند. البته گاهی مصاحبه کننده ها هدف دستور دهنده را درک نمیکنند و در اجرای منویات مقامات سفارش دهنده نیز ناموفق هستند که مصاحبه ها خسته کننده تر نیز میشوند.
رابطه منطقی بین پرسش و مصاحبه شونده معمولا شفاف و واقعی نیست. این نیز از مشکلات مهم مصاحبه های خسته کننده است. مصاحبه های تلویزیونی سیاسی با افرادی منتخب یا انعکاس منتخب مصاحبه های تلویزیونی آنها فی نفسه محل اشکال است ولی بدتر آنکه نسبت میان مصاحبه شونده و موصوع برقرار نیست و از خلال کلی گویی های مصاحبه شونده با طرح سوالات ریزتر وی را به سویی می برند که فرموده شده است.
بر عکس گاهی مصاحبه کننده میداند چه می پرسد و به سراغ کسانی میرود که میدانند چه بگویند و نسبت میان مصاحبه شونده و موضوع نیز برقرار است.
زمانی که رسانه حرفه ای رفتار میکند
و خبرنگار حرفه ای است
و از یک حرفه ای
در باره ی حرفه اش
می پرسند
لذت می بریم
نقطه آغاز تغییر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سخن از تغییر بسیار است
در ایران و جهان
ولی نقطه آغاز تغییر
مهم است
مهمترین جا
جایی است که تغییر را می زاید
انسان
اندیشه و احساس انسان
تلاشی برای پرورش و تکامل انسان
از موثرترین لایه ها
دعوت پیامبران
اگر موثر بود
چنین بود
آرزوهای بزرگ و زندگی حقیر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آرزوهای بزرگمان را
محفوظ داریم
زندگی حقیر
ویرانگر امید و آرزو است
مدیریت مجموعه های تخصصی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
راه حل مدیریت کردن بر مجموعه های تخصصی موضوع بحث های زیادی است. انتخاب کارشناس به مدیریت و واگذاری امور به وی اولین انتخاب است. از نظر زمانی و تکرار آن. گاهی تصمیم گیرندگان نوعی دوره انتقال و کسب دانش و تجارب مدیریتی را نیز توصیه و اجرا میکنند.
آنچه مدیر یک مجموعه تخصص بیاد بداند چیست؟
اجاره نشینی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
زمانی که اجاره نشین هستیم
بعضی امور جایی که در آن زندگی میکنیم
برایمان کم اهمیت تر میشوند
گاهی به دلیل عدم احساس مسئولیت مان نسبت به آنچه احساس مالکیت به آن نداریم
گاهی به دلیل گذرا بودن دوران زندگی در آن
از دست دادن زبان مشترک
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
زبان مشترک همیشه بوده و خواهد بود
ترجمه ی نامناسب زبان مشترک و به اختلاف افتادن
آغاز نابسامانی ها است
وای از زمانی که پیشوایان و نخبان سخن بگویند و
شنوندگان آن را در نیابند
...
خطاکار هر که باشد
بر پای نخبگان بیش نویسند
زندگی در پای آتشفشان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
وقتی شاهد اصرار بیش از حد و خسته کننده و آزار دهنده هستیم
در واقع شاهد نوعی عدم سازگاری عمیق و مستمریم
انرژی معارض منظما بروز میکند
در زیر آتشفشان
خانه ساختن
کار هر کس نیست
برای کارآمدی و اقتصادی یا تجمل و نمایش
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بعضی فعالیتها
در ابتدا برای رفع ضرورتی و به کارآمدنی هستند
و اقتصادی بودن شرط انجام آنهاست
ولی با گذشت زمان
شکل نمایشی و تجملی می یابند
و تا به آنجا نمایشی میشوند
که نبودنشان ضرورت میشود
حضور افقی در جریانات مختلف سیاسی موثر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بعضی سیاستمداران پرآوازه و با تجربه
تلاش میکنند تا در میان تمامی جریانات و در لایه های مختلف حضور داشته باشند
در سطح نیروهای شاخص
در سطح نخبگان میانی
و تاثیرگذاری بین جریانات سیاسی را دنبال میکنند
از انرژی های موجود استفاده میکنند
و کمتر به جریان سازی های مستقل می پردازند
چون دشوار و نیازمند سازماندهی بسیار پیشرفته
و از نوع دیگری است:
چون احزاب حرفه ای یا سازمان های نظامی
هر یک از این دو سیاست به جای خود موثر و نتیجه بخش است.
تاثیر عناصر بیرونی و داخلی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بین عناصر بیرونی و درونی هر سیستم رابطه تاثیر و تاثر برقرار است. هر چه عنصر بیرونی بر زیرمجموعه های داخلی بیشتری تاثیر گذارد، تاثیرش فیلتر و عملا کمتر میشود.
جامعه ی پیچیده و در حال تغییر و دارای لایه های متنوع و تو در تو و قدرت ساز، کمتر تحت تاثیر عناصر بیرونی قرار میگیرد.
بازی با عناصر و جریانات موجود
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بعضی سیاستمداران
مهارت استفاده از نیروها و جریانات دیگران را دارند
در واقع طرح ها را به کمک عناصر هماهنگ با خود
یا با تاثیرگذاری بر عناصر موثر جریانات دیگر
به گونه ای جلو می برند که در نهایت
طرح هایی محتمل
در چارچوب قابل قبول وی باشد
بعضی سیاستمداران نیز
جز بر خویش
مدیریت نمیکنند
شاید گروه اخیر را نتوان سیاستمدار خواند
خودفریبی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی بعضی ماجراها را درک نمیکنیم
چون اتصال آن با مقدمات و موخراتی برقرار نیست.
کشیدن آنچه که میدانیم
به حدی که کل ماجرا را پوشش دهد
از مهمترین دلایل خودفریبی است
با خطا چه میکنیم ؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ما با خطاهای خویش چه برخوردی میکنیم؟
نمی بینیم
فراموش میکنیم
بر آنها اصرار میکنیم
به پای دیگران مینویسیم
اصلاح میکنیم
...
با خطاهای دیگران چه میکنیم؟
نمی بینیم
فراموش میکنیم
کمک به اصلاحشون میکنیم
نکرده هایشان را به پایشان مینویسیم
خط کرده های قدیم شان را امتداد میدهیم
خط کرده های قدیم شان را متوقف شده می پنداریم
...
تا آخر خط رفته های صدمه خورده
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بعضی چهره ها در مسیر رشد خود
پشت صحنه های زیادی را دیده اند
بعضی هایشان به قواعد پشت صحنه تن میدهند
و بعضی صدمه خورده به ظاهر سکوت میکنند
فریادهای این گروه شنیدنی است
در حوزه رسانه
سیاست
سازندگی
اصلاحات
التزام عملی در پی چالش فکری
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بحث های داغ را دیده اید؟ گاهی تا پای درگیری فیزیکی پیش می رود. گویا التزام عملی را از منظر مباحث متضاد می بینند و در برابر یکدیگر صف میکشند.
التزام عملی و حکمت عملی و غیره را در کجا باید جستجو کرد؟
تضارب آراء و چالش فکری به جای خود و پیش از تصمیم ضروری است و به هنگام عمل، التزام عملی به قواعد اجتماعی پذیرفته شده مهم است.
گاهی تضارب آراء ما را از التزام عملی دور میکند
که این تفرقه ویرانگر است
گاهی علاوه بر التزام عملی به هر روشی به دنبال التزام و وحدت فکری کامل و همه جانبه هستیم و اجازه ی اندیشیدن را سلب میکنیم
که این دومی ویرانگر است
دنیای متفاوت ... به همین سادگی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بعضی فقط از صدا و سیما اطلاعات خود را کسب میکنند
بعضی علاوه بر صدا و سیما از رسانه های منتقد نیز کسب اطلاع میکنند
بعضی فقط از رسانه های منتقد استفاده میکنند
دسترسی و اعتماد به هر یک
مبنای استفاده از آنهاست
نتیجه های مشابه در مسیرهای مختلف
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نتیجه در بستر مسیر
معنای کامل تری دارد
رسیدن به مقصود مهم
گاهی راه رسیدن مهم تر است
مسیر بر مقصود
رنگ می زند
سخنان بزرگان میوه های باغ زندگی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سخنان گزیده و نغز
میوه های باغ زندگی انسان اند
و بر شاخه هایی استوار است
آن که میوه را در دست گرفت
درخت نخواهد شد
تعامل و رویکردهای متفاوت و متزاحم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مزاحمت اندیشه ها برای یکدیگر از نعمت های بزرگ الهی است که موجب رشد میگردد. تعامل اندیشه ها و تضارب آراء با حضور و بروز اندیشه های متفاوت ممکن است.
ناشایستان شایسته سنج
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در منطق فکری امام خمینی ره ، خودسازی بر جامعه سازی اولویت دارد. دور شدن از ارزش های انسانی به بهانه مسئولیتهای اجتماعی مسیر تباهی است. چه بسیار افرادی که شایسته نبودند و مسئول تشخیص شایستگی دیگران شدند و میشوند.
==================
اینکه نماز بهترین عمل است را در برابر عمل جهاد قرار دادن و حذف حی علی خیرالعمل، نوع خاصی از اجتهاد ودیدگاه را می طلبد. شاید بعضی تصور کنند که نماز عملی فردی بوده است و در برابر عمل سیاسی و نظامی و البته اجتماعی جهاد، اهمیت کمتری دارد.
مقیاس های مهم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
عقل و ارزش و تدبیر و اولیت ها و مصلحت ها را چقدر و در مقایسه با یکدیگر در چه منظومه ای در نظر میگیریم؟
اهمیت متن و حاشیه و ممارست برای حرفه ای ها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
علاوه بر متن، حاشیه نیز مهم است. متن در نگاه اول به گونه ای فهم میشود که با استمرار مطالعه متن و توجه به حواشی و مناسبات مرتبط با متن در اطراف، تعمیق می یابد و در واقع به درک بهتری از متن نایل میشویم.
حرفه ای ها در هر زمینه، جزئیات و حواشی را به دقت و در چارچوب اصیل آن ارزیابی میکنند و از اظهار نظر صریح و سخت در زمینه های جدید پرهیز میکنند.
تعامل اجتماعی فرصت برای حق و تهدید برای باطل
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تعامل اجتماعی
برای آنانی که ضعف مبنایی دارند:
چه در حوزه ارتباط با مردم
و چه در حوزه منطق و اندیشه قابل قبول
خطر و تهدید است
و برای آنانی که قدرت مبنایی دارند
فرصت و موفقیت است
ظرفیت هستی
حق است
و حق بر باطل پیروز است
بلوغ جسم و اندیشه و احساس
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بلوغ عاطفی
بخش پیچیده و مهمی از زندگی انسان است
بلوغ اندیشه ای و جسمی
به نسبت ظاهر تر و قابل ارزیابی تر از بلوغ عاطفی هستند
حق نظارت و حق انتخاب
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نظارت
فرع بر حق انتخاب است
نفی
فرع بر اثبات است
فرع، فرع است و اصل، اصل.
انتخابات عقلانی و عاطفی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
انتخابات در جامعه ما
یک تصمیم عقلایی و اندیشه ای
و در عین حال
یک تصمیم عاطفی جدی است
در نتیجه گیری عجله نکنیم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی نتیجه گیری های سریع را
دلیل هوش و استعداد خاص افراد می دانیم
درست هم هست
اما از جهاتی
لازم نیست که از هر چه داریم
حتما استفاده کنیم
آن هم با تمام قوا
ملاحظاتی برای تاخیرها و عجله ها
داشته باشیم
در نتیجه گیری
عجله نکنیم
از نقطه تا خط با سیطره کمیت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
محبت
کیفیت است
در بستربروز
کمیت می یابد
عادی تر
متفاوت از مبدء
متناسب با مسیر
و گاهی
با سیطره کمیت
محو میشود
دروغ به خویش و انتظار بیهوده
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی به خودمان دروغ میگوییم
و همین دلیل میشود برای اینکه در شرایط پیش بینی نشده
قرار بگیریم
و گاهی برای اینکه در شرایط پیش بینی نشده واقع نشویم، آنقدر به پیشواز میرویم که
موجب از دست رفتن منابع میشود
مسعود ده نمکی و اخراجی های یک و دو
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
شاهد اظهار نظرات زیادی در باره مسعود ده نمکی و قضایای کوی دانشگاه و فیلم پر ستاره و پر استقبال اخراجی ها به بهانه رکورد شکنی اخراجی های دو در کسب درآمد گیشه هستیم. موفقیت یک فیلم جنبه های مختلفی دارد. اینکه از نظر هنری به این فیلم نمره بالایی داده نشده منافاتی با استقبال عمومی از آن ندارد. هر یک از این دو نکته دلایل مستقل و خاص خود را دارد.
نظر غیر سیاسی (چون با رفتار سیاسی آقای ده نمکی موافق نیستم)
غیر اقتصادی ( از پول درآوردن وی از این راه ناراحت نیستم، تازه از بسیاری از راههای دیگر هم بهتر میدانم)
غیر هنری ( چون اساسا صاحب نظر نیستم ) بنده در باره اخراجی های ١ آن بود که فیلم قابل اعتنایی است و ارزش دیدن دارد و از دیدن آن هم لذت بردم. هم خندیدم. هم گریستم. خنده و گریه ام نیز دلایل مستقل خودش را داشت.
مجموعا از این نوع فیلم ها استقبال میکنم. شاید به خاطر سطحی نگری خودم، یا نیاز به سطحی نگری که احساس میکنم. گاهی در عمیق دیدن دچار یاس میشویم.
به هر حال اخراجی های دو حتما به بخشی از نیاز جامعه امروز پاسخ داده که چنین استقبالی از آن میشود.
اگر آقای ده نمکی اصرار نداشته باشند که کارگردانی و اخذ مجوز اخراجی ها را در راستای ادامه شخصیت دوران پیشین خود ( به عنوان انصار حزب الله و ماجراهای مرتبط با دوران اصلاحات ) ارزیابی کنند، درک موضوع اخراجی ها و حتی فیلم فقر و فحشای وی آسان تر خواهد بود.
برنامه ریزی و بازی خوردن
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی برنامه ریزی میکنیم
ولی قاعده های موثر را به صورت جامع نمیشناسیم
و بازی میخوریم
ائتلاف یا یکی شدن ... از ریشه تا برگ
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ائتلاف با ادغام و یکی شدن متفاوت است
هماهنگی از ریشه تا برگ با هماهنگی در ریشه یا مسیر یا هدف متفاوت است
ریشه اندیشه های شبستری در نگاه آیت الله سبحانی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
نقد دیدگاه استاد مجتهد شبستری توسط آیت الله جعفر سبجانی
متن کامل را در ادامه بخوانید
آیتالله جعفر سبحانی از مراجع عظام تقلید خاستگاه اندیشههای محمد مجتهد شبستری را کلام کاتولیک و اندیشههای منسوخ مارکسیستی برشمرد و آن را در راستای برنامه اسلام زدایی غرب دانست.
به گزارش فارس حضرت آیتالله سبحانی از مراجع عظام تقلید و از متفکرین و بزرگان کلام اسلامی در پاسخ به درخواستهای طلاب و دانشجویان و جمعی از اصحاب اندیشه برای اعلام نظر درباره سخنانی که اخیرا در دانشگاه صنعتی اصفهان توسط محمد مجتهد شبستری عنوان شد مطالبی نوشتهاند که توسط دفتر ایشان جهت انتشار در اختیار گروه آئین و اندیشه خبرگزاری فارس قرار گرفته است.
حضرت آیت الله سبحانی در مقدمه نوشتار خود آورده است: آیین اسلام، بشر را به تفکر و اندیشیدن دعوت نموده و آن را یکی از نشانههای ایمان راسخ در انسانها دانسته است، آنجا که میفرماید:
« ... و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند و میگویند: بارالها! اینها را بیهوده نیافریدهای!»
در آیهای دیگر، هدف از نزول قرآن را تدبر در مضامین و دستورهای آن میداند و میفرماید:
«این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کردهایم تا در آیات آن تدبر کنند و خردمندان متذکر شوند.»
در روایات اسلامی آمده است: یک لحظه اندیشیدن از عبادت هفتاد سال، برتر و بالاتر است. بنابراین، نواندیشی دینی بر اساس تدبر و تفکر، خواسته اسلام است و یک فرد مسلمان، باید در اصول عقاید، بر برهان و دلیل تکیه کند و از تقلید بیدلیل بپرهیزد.
ولی متاسفانه برخی از افراد، با استفاده از این لفظ زیبا، در پشت سر آن مفهوم دیگری را القا میکنند و آن این که اندیشههای غریبان، بالاخص متکلمان مسیحی را با ادبیات روز به هم آمیخته و آن را به اسلام نسبت میدهند و میگویند ما پیروز اندیشی دینی هستیم و اسلام هم که با نواندیشی هماهنگ است!
# غربیان بعد از مارکسیسم برای «اسلام زدایی» برنامهریزی کردهاند
آیت الله سبحانی در ادامه به ریشههای اندیشه گفته شده در دانشگاه صنعتی اصفهان پرداخته و آورده است: سالیان درازی است که غربیان، برای «اسلام زدایی» برنامهریزی کرده و اساس برنامه آنها را تشکیک در نبوت پیامبر اسلام، تشکیل میدهد. ولی با تجربه دریافتند که تشکیک به صورت صریح و آشکار کارساز نیست اما به صورت خزنده میتوان به مقصود رسید. از این جهت راه دوم را بر راه نخست ترجیح دادهاند که به صورت خزنده به نفی نبوت و نفی اسلام برسند، بالاخص تئوریسینهای جدید آنها از فروپاشی مارکسیسم درس آموختهاند. علت اینکه مارکسیسم فرو ریخت، آن بود که با دین و مذهب، مقابله صریح و رو در رویی پرشتاب داشت و از این جهت برای مبارزه با دین و دینداری کارساز واقع نشد، و لذا وقتی فرو پاشید، مساجد و کلیساها دوباره رونق گرفتند.
*«دانشنامه کاتولیک» بهترین منبع برای این گونه نواندیشی است
بهترین منبع برای این گونه نواندیشی «دانشنامه کاتولیک» است که زیر مدخل «اسلام» سموم خود را ریخته و آنچه توانسته است در این مورد قلم فرسایی کرده و در این گستره برخلاف سیاست کلی، صریحا بر پیامبر و قرآن تاخته است و یکی از تفسیرهای آن از اسلام، این است که میگوید: محمد، وحی را از خدا نگرفت بلکه قرآن، ساخته و پرداخته خود اوست و او از طریق قرآن از اندیشههای خود که در طول زندگی خویش به آنها رسیده بود، خبر میداد. این دانشنامه در سال 1967 به چاپ رسیده و در سال 2002 تجدید چاپ شده است.
نویسندگان دانشنامه کاتولیک چنانکه از نام آنها پیداست مسیحی کاتولیک هستند و لذا صریحا وحی محمدی را انکار کرده و آن را ساخته و پرداخته خود او دانستهاند.
# این نواندیش در آلمان شبها به درس کلام مسیحی میرفت
این مرجع تقلید تصریح کرده است: مسلما فردی که در محیط اسلامی بزرگ شده و در دانشگاهی که دانشجویان آن مسلمانند و دعوت کننده نیز انجمن اسلامی است، نمیتواند به صورت برهنه و با بیان کاتولیکی، مساله را مطرح کند. او ناچار است، با بیانی دیگر این اندیشه وارداتی را تحت عنوان نواندیشی دینی مطرح کند و بگوید:
«قرآن ، تفسیر پیامبر است از هستی، تفسیر موحدانه پیامبر است با امداد الهی از هستی...»
اکنون سوال میشود: بیان این فرد نواندیش دینی که خود را مسلمان و پیرو پیامبر میداند با آنچه که دانشنامه کاتولیک درباره وحی محمدی میاندیشد چیست؟
جز اینکه این نواندیش به هنگام اقامت در آلمان شبها به درس کلام مسیحی میرفت و از آن تاثیر پذیرفته است؟
آیا کوچکترین تفاوتی بین این دو هست؟ چرا با این تفاوت که آن میگوید، من مسیحی هستم. آیین محمد (ص) را نمیپذیرم، و از این جهت میگویم: قرآن ساخته خود اوست، ولی این نواندیش دینی در لباس اسلام و مسلمانی، همان اندیشه وارداتی را با این عبارت بازگو میکند.
# در بخشهایی از سخنان خود، نظریه مارکسیستها را عنوان کرده است
حضرت آیت الله سبحانی یادآور شده است: بالاتر از آن این که، وی نه تنها نظریه کاتولیکها درباره پیامبر را بازگو کرده بلکه در بخشهایی از سخنان خود، نظریه مارکسیستها درباره کل ادیان و پدیده وحی را منعکس کرده است که میگویند: اصل دین ساخته بشر است، جنبه متافیزیکی ندارد. (و کتابهای ارانی و نوچههای او، مملو از این سخنان است)
بخشی از کلمات این نواندیش اشاره به این عقیده است که میگوید: «بنابراین، دین هم از انسان شروع میشود، فلسفه هم از انسان شروع میشود، علم هم از انسان شروع میشود، هنر هم از انسان شروع میشود. بنابراین، این تعبیر که دین، ماورایی است را بنده برایش معنی درستی نمیبینم ... چون اصلا بنده دین و دینداری را کار خود آدمی میدانم.»
آیا تکرار سخن مارکسیستهایی ( که خود آنها هم، اکنون از آن دست برداشته و به آن اعتقاد شدهاند)، نواندیشی به حساب میآید یا تقلید کورکورانه؟! آن هم تقلید از نظریاتی که نادرستی خود را در عمل و تجربه ثابت کردهاند. از سوی جهان متمدن، بر اثر پیشرفت علم، کنار گذاشته شدهاند!!
شگفتا این نواندیش دینی در آخر کلام خود از پیروی نسنجیده از افکار دیگران انتقاد میکند و میگوید:« این را دوستانه میگویم که وقتی انسان بخواهد اهل فکر باشد اهل تعقل باشد، از عدهای طلب ارشاد بکند، تقلید کورکورانه غلط است... تقلید کورکورانه کار درستی نیست...»
آیا پیروی نسنجیده از مسیحیان کاتولیک و بدتر از آن، از اندیشههای مارکسیستها، زیبنده یک نواندیش مسلمان است؟
# «مدرنیته» دستاویزی برای سرکوب اندیشههای دینی
حضرت آیت الله سبحانی در ادامه و در پاسخ به بخش دیگری از شبهات وارد شده توسط مجتهد شبستری آورده است: شکی نیست که انسان در کیفیت زندگی خود، پیوسته تجدید نظر کرده و زندگی فردی و اجتماعی او پیوسته رو به تکامل نهاده است. زندگی در خانههای گلی کجا و زندگی در آسمانخراشها کجا؟ بهرهگیری از آبهای آلوده نهرهای باز کجا، و استفاده از آب لولهکشی بهداشتی کجا؟ حکومتهای فردی و استبدادی گذشته کجا و حکومتهای مردمی و نظامهای پارلمانی امروزی کجا؟ این نوپدیدهها لازمه تکامل بشر است و هیچگاه هم بشر در پله اول توقف نکرده و زندگی مردم دوران نوح با زندگی مردم رومیان مسیحی بسیار متفاوت بوده است.
اسلام نیز طرفدار این نوع تکامل زندگی است، تا آنجا که در تقویت بنیه دفاعی یادآور میشود: (و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه) «هر نیرویی که میتوانید برای رؤیایی با دشمنان آماده سازید.»
وی ادامه داده است: در پرتو دعوت اسلام به علم و دانش، و تدبر در آسمانها و زمین مسلمانان، قدم به قدم، قلههای علم را تسخیر کردند و حلقه تمدنی نوی را پدید آوردند و در این مورد کافی است به تاریخ علوم بنگرید، بالاخص کتاب «میراث اسلام، نوشته بیست تن از دانشمندان غربی درباره خدمات مسلمانان به جهان علم و دانش و پیشرفت تمدن گواه این معناست.
آیتالله سبحانی تصریح کرده است: «مدرنیته» یعنی تطبیق زندگی بر اساس دادههای نو در مسائل اجتماعی سیاسی، و فردی و بهداشتی جای گفتگو نیست، ولی در این میان باید، جایگاه مدرنیته را به دست آورد. در مسائل مربوط به جهان آفرینش، و قوانین حاکم بر آن، جایگاهی برای مدرنیته نیست، زیرا قوانین حاکم بر جهان هستی ثابت و پابرجاست. جدول ضرب فیثاغورث هزاران سال است، حاکمیت خود را حفظ کرده و قوانین شیمی مثل قانون ارشمیدس و سایر علوم در آنجا که نتایج قطعی دارند، جای مدرنیته نیستند.
وی افزوده است: در مسائل دینی، باید بین امور ثابت و متغیر فرق نهاد، مسائل متغیر، لباسهای مسائل ثابت هستند ، که مطابق زمان، لباس عوض میشود، اما اصل و ریشه ثابت و پایدار است، از این روی، مسائل حفظ عدالت، و عمل به پیمان یا پاداش نیکی به نیکی، صبر و استقامت، در راه هدف، و حفظ کرامت انسانی و دهها اصل عقیدتی و اخلاقی، از اصول ثابت اسلام هستند، که هیچ گاه دگرگونی نپذیرفته و تابع مدرنیته نمیشوند.
اما لباس این اصول، مثلا شیوههای بسط عدالت در جامعه، قابل دگرگونی است، اگر مسلمانان، پارلمان را پذیرفتهاند چون پارلمان، ابزاری است برای بسط عدالت، و اگر برای کشور قانون اساسی تنظیم کردهاند، به خاطر این است که پارلمان که برای برنامهریزی اجرایی قوانین اساسی تلاش میکند از اصول آن تخطی نکند.
بنابراین، نباید مسئله «مدرنیته» بهانهای باشد برای سرکوبی اندیشههای دینی که از وحی الهی سرچشمه گرفته و ریشه در تکوین و آفرینش و فطرت انسان دارد.
# تجدید نظر بدون دلیل در مسائل عقیدتی و فلسفی کودکانه است
آیت الله سبحانی یادآور شده است: این نوع تفکر، کاملا یک تفکر کودکانه است که: چون در مسائل زندگی روزانه خود از وسایل و ابزار مدرن استفاده میکنیم پس در مسائل عقیدتی و فلسفی نیز باید هر روز تجدید نظر کنیم و بدون دلیل و ضرورت آنها را به دور بریزیم و مبانی جدید و وارداتی را بپذیریم.
اگر این نواندیش دینی اصول ثابت را از اصول متغیر جدا میساخت، هرگز مدرنیته را به همه چیز گسترش نمیداد.
# شبستری تحت تاثیر نوشتههای مارکسیستها قرار گرفته است
وی اضافه کرده است: مارکسیستها، واقعیت دین را به نوعی ساخته و پرداخته کاهنان و جادوگران میدانند، و درباره دعانویسی و اینکه مردم در هنگام بیماری به دعانویسان پناه میبرند تا از شر جن و پریها که مایه بیماری آنها شدهاند نجات یابند، قلمفرسایی میکنند و دین را یک مساله خرافی قلمداد مینمایند.
حضرت آیت الله سبحانی در بخش دیگری از نوشته خود آورده است: این نواندیشی دینی تحت تاثیر نوشتههای مارکسیستهای غربی قرار گرفته، این اندیشه در مغزش جا گرفته که مردم دیروز همه چیز را از دین و دعا میخواستند و در زندگی امروز، همه چیز را از علم و فلسفه میخواهند!
# این نواندیش دینی مردم 60 سال پیش تبریز را خرافی و عقب مانده معرفی کرده است
و درباره زندگی شصت سال پیش مردم تبریز چنین میگوید:«من یادم هست که 60 سال پیش در آن محلهای که ما در تبریز می نشستیم آن طرف کوچه دو خانهای بو که یک سکویی داشت که صاحبخانه دعانویس بود. خانه این دعانویس خیلی شلوغ بود، بنده را هم یک دفعه برده بودند پیش آنها که دعایی برایم بنویسند... خیلی وقت پیش دوباره رفته بودم تبریز نه از آن دعانویسها خبری هست و نه از آن خانهها، ساختمانهایی بلند ساختهاند و هرچه بخواهیم مطب پزشک اضافه شده است. ما این را الان میگوییم صد سال پیش که دین مردم این جوری نبود مراجعه به دعانویس بود. مشکلاتشان را از آن طریقها حل میکردند... همان مردم متدین، دیگر این انتظار را از اوراد دینی و ادیه دینی ندارند که بیماری آنها را شفا بدهد، میروند پیش پزشک یعنی انتظاراتی که از دین بود کم میشود، نکته ظریفی است.»
در این مورد، یادآور میشویم که این نواندیش دینی، نمک نشناسی کرده و مردم شجاع و روشن تبریز که پایهگذار مشروطیت در 106 سال پیش بودهاند را تا این اندازه خرافی و عقبمانده معرفی کرده است، تو گویی آنان مانند قبایل ابتدایی دوران نخست تاریخ بشر همیشه به جای استفاده از علم و دانش به دعا و طلسم پناه میبردهاند، در اطراف همان محلی که این نواندیش زندگی کرده است، چند پزشک حاذق، مرجع طبابت بودهاند:
1. مرحوم فیلسوف الدوله که تحصیل کرده فرانسه و مؤلف کتاب «زندگی پزشکان جهان» است که یک جلد آن تا حرف ص چاپ شده است.
2. مرحوم میرزا کاظم معروف به طبیب
3. دکتر محمدعلی مجیر مولوی جراح عالی مقام
4. دکتر صفی زاده پایهگذار چشمپزشکی در آذربایجان
و در سطح شهر اطباء بزرگی بودند که هر کدام برای خود نام و نشانی داشتند مانند مرحوم دکتر حسین اردوبادی متخصص در بیماریهای داخلی، دکتر رضی اسلامی و همچنین دهها دکتر دیگر که دارای مطب و گرداننده بیمارستانها بودهاند.
چقدر دور از کرامت انسانی است که انسان، یک ملت بزرگ را این همه تحقیر کند!
تعالیم اسلام حاکی از آن است که پزشک و پزشکی یکی از ارکان اجتماع است. اما صادق (ع) میفرماید: هیچ کشوری در امور دنیا و آخرت از سه چیز بینیاز نیست، و اگر این سه چیز نباشند، زندگی آنها تباه خواهد شد:
1. فقیه و دانشمند و پرهیزگار
2. حاکم و فرمانروای راست کردار که مردم از او فرمان برند
3. پزشک دانا و درستکار.
# نوگرایی در پرتو وحی صورت گیرد
مسئله انتظار بشر از دین، به این معنی نیست که بشر همه چیز را از دین میخواهد، بلکه به معنی آن است که در مسایل بنیادی زندگی آنجا وحی از آن سکوت کرد و برعهده خود بشر نهاده، روش و نگرش را از دین بیاموزد، و در پرتو آن حرکت کند و نواندیشی و نوگرایی را نیز در پرتو آن و با راهنمایی آن بجوید.
خدمات اسلام به جهان پزشکی در طول قرون، برای اهل تحقیق روشن است تنها در بغداد طبق نوشته جرجی زیدان در قرن چهارم، چهارصد مامای پروانهدار حضور داشتند.
رجوع به پزشک به این معنی نیست که انسان دست به درگاه الهی دراز نکند و از او شفا نطلبد، زیرا دعا نیز گاهی از اسباب شفا است.
# این نواندیش دینی عصمت پیامبران را زیر سؤال برده است
حضرت آیت الله سبحانی در ادامه آورده است: یکی از اندیشههای ابتکاری این نواندیش دینی این است که عصمت پیامبران را زیر سؤال برده، بلکه انکار کرده است، و در این مورد به دو چیز تکیه میکند:
1. تاثیر کلام مسیحی در فرهنگ اسلامی به این بیان که مسیحیان عیسی را خدا دانستند و مسلمانان، پیامبر را معصوم.
2. آیهها و روایاتی که در آنها به نظر میرسد پیامبران مرتکب گناهانی شدهاند.
درباره مطلب نخست یادآور میشویم: مسلمانان عصمت پیامبر را از خود قرآن و حکم خرد استفاده کردهاند. دلایل عصمت در کتابهای کلامی به صورت روشن بیان شده است. علاقهمندان میتوانند به کتاب «منشور جاوید»، جلد 7، ص 265 تا 306 مراجعه فرمایند.
وی ادامه داده است: اصولا مسئله عصمت در نخستین قرنهای تاریخ اسلام در میان متکلمان مطرح بوده است. گروهی قشری به ظواهر ابتدایی برخی آیات استشهادی مینمودند، محققان مانند سید مرتضی در کتاب «تنزیه الانبیاء» و فخر رازی در کتابی مشابه به اثبات مسئله عصمت از دیدگاه عقل و نقل پرداخته و ایاتی را که دستاویز منکران بوده، به درستی تفسیر کردهاند، متاسفانه اینجا جای بازگویی این مسایل نیست.
# آنچه این نواندیش میپندارد نظر «حشویه» است که بزرگان اهل سنت از آنان تبری میجویند
آیت الله سبحانی در ادامه آورده است: مرد محقق و نواندیش باید در مسئلهای مانند عصمت انبیا، تاریخ مسئله را از قرنهای نخست تا به امروز بررسی کند و ادله طرفین را با هم بسنجد آنگاه اظهار نظر کند تا دچار این توهم نشود که آنچه او میپندارد، فکر جدیدی است!
تازه آنچه شما میگویید نظر «حشویه» از اهل سنت است که بزرگان اهل سنت از آنها تبری میجویند.
کجایاین نوآوری دینی و نواندیشی دینی است؟!
در اینجا سؤال میشود که خود این نواندیش نیز پیام را در تبلیغ معصوم دانسته است، آیا در اینجا اعتقاد به عصمت او، الهام گرفته از کلام مسیحیان نیست؟
شگفت اینکه نیایش پیامبران در نشانه عدم عصمت آنان گرفته و میگوید: «میشود کسی در خودش احساس نقص و تاریکی نکند و باز نیایش واقعی بکند؟....»
عبادت پیامبران، نشانه درک آنان از عظمت خداست و حاکی از روان پاک و صافی است که عظمت حق را درک کرهد و او را به خاطر کمال مطلق میپرستد. و به تعبیر امیر مومنان (ع): «ما عبدتک... بل وجدتک اهلا للعباد»، آنان خدا را شایسته پرستش یافتهاند.
این نوع پرستش، چه دلیلی بر صدور گناه و خطا از آنها میتواند باشد؟ آیا نباید بین دلیل و مدعا رابطهای باشد؟ آیا میتوان این دو مطلب را به هم ربط داد؟
از پیامبران گناه و خطا سر میزد، به دلیل اینکه خدا را میپرستیدند؟
# این نواندیش دینی در روز رحلت پیامبر اکرم (ص) کوچکترین اشارهای به مقام پیامبران ندارد
و اما آنچه که در دعاها وارد شده است و دستاویز این سخنرانی گردیده از قدیم الایام در این باره توضیح داده شده و مرحوم سیدبن طاووس در این مورد، پاسخ متقنی دارد که اجمال آن را در اینجا میآوریم!
«پیامبران مستقیما با مبداء جهان هستی مربوطند و شعاع علم و دانش بیپایان او بر دلهای آنان میتابد، حقایق بسیاری بر آنها آشکار است که از دیگران مخفی است، علم و ایمان و تقوای آنها در عالیترین درجه قرار دارد. خلاصه آ»ها به اندازهای به خدا نزدیکند که یک لحظه سلب توجه از خداوند، برای آنها لغزشی محسوب میشود.
بنابراین جای تعجب نیست که افعالی که برای دیگران مباح یا مکروه شمرده میشود، برای آنها «گناه» نامیده شود. گناهانی که در آیات و سخنان پیشوایان بزرگ دینی، به آنها نسبت داده شده و یا خود در مقام طلب آمرزش از آنها برآمدهاند همه از این قبیل است و جمله معروف که «حسنات الابرار سیئات المقربین» (اعمال نیک خوبان، گناه مقربان خدا محسوب میشود)، ناظر به این حقیقت است.
آنها همیشه متوجه خدا هستند، رو به سوی او دارند هرگاه لحظهای از این حالت غافل شوند و به کارهای مباحی از قبیل خوردن و آشامیدن و نشستن در مجالس کم فایده بپردازند، همین مقدار غفلت را برای خود گناه و خطا میدانند و از خدا طلب آمرزش میکنند. پیامبر اکرم (ص) میفرماید: «انه لیران علی قلبی و انی استعفر بالنهار سبعین مره»، «من گاهی بر دلم گرد و غباری مینشیند و هر روز هفتاد بار از خدا آمرزش میخواهم.»
شگفت اینجاست که این نواندیش دینی در روز رحلت پیامبر اکرم (ص) و به عنوان تجلیل از رسول خدا و خدمات او به جامعه انسانی دعوت شده است و آنچه که در این سخنرانی نیست، کوچکترین اشاره به مقامات پیامبران و به خصوص پیامبر اسلام و بالاخص فضایل آن حضرت و ارزشهایی است که حتی یهودیان و مسیحیان و مادی گرایان درباره آن حضرت به آنها اعتراض کردهاند.
آخر از این گوینده باید پرسید: این همه مدت که مشغول سخنرانی بودید و صدها ساعت از وقت شنوندگان را گرفتید، شنونده چه بهرهای برد؟ آیا ایمان او را بالا بردید؟ دین را در قلب او تقوی کردید؟ یا جز تردید و دو دلی عاید مستمع شما نشد؟!
عنوان سخنرانی شما «انتظار شما از پیامبران» است ولی آنچه که در این سخنرانی گفته نشده است، همین است. گذشته از اینکه خود این عنوان، نوعی اندیشه وارداتی است و تعبیر صحیح آن این است انتظار دین از بشر یا انتظار خدا از انسان چیست؟
# لغزش این نو اندیش دینی در سخنان اخیر بیش از اینهاست
اینها یک رشته نقدهای کلی است که خدمت دوستان عرض شد و الا در لابلای سخنان وی، لغزش بیش از آن است که در این صفحات بگنجد.
حضرت آیتالله سبحانی در پایان به آورده است: آیا شان فرزند مجتهد عالی مقامی مانند مرحوم آیت الله حاج میرزا کاظم شبستری این است که روز رحلت پیامبر اعظم به جای تجلیل از خدمات آن حضرت، او را خطا کار معرفی کند؟!
آیا فردی که نوعی نسبت به خاندان عارف والامقام مقام حاج میرزا جواد آقاملکی تبریزی دارد باید به جای سخن در سلوک عرفانی پیامبران دین آنان را اندیشه خود آنان بخواند.
آیا شخصی که از دوران یتیمی و لطیمی، آیات عظامی مانند آیةالله حجت و دیگران، او را سرپرستی کردهاند و در حد امکان، به او محبت نمودهاند و در مدرسه حجتیه با سن کم، او را پذیرفتهاند، سپس تحت تربیت بزراگان حوزه، در مجله مکتب اسلام به مقام مدیریت رسیده و قلم به دستش دادهاند، این است که این همه محبتها را نادیده بگیرد و در جامعه اسلامی به عنوان «اپوزیسیون دینی» قد علم کند؟ اکنون چه کسی دچار پارادوکس است؟!