زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا چگونه پول خرج می کنند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:

نگاهی به قانون مالی فعالیت های انتخاباتی فدرال در ایالات متحده
بین الملل > آمریکا - نگاهی به قوانین مالی انتخابات سراسری در ایالات متحده و وضعیت منابع مالی و هزینه های اوباما در انتخابات 2008
محمد امین خرمی - تئودور روزولت، رئیس جمهور ایالات متحده، در سال 1905 خواستار اعمال اصلاحاتی در روند فعالیت های مالی در رقابت های انتخاباتی و قوانین مربوط به آن شد. طی سال های 1907 تا 1966 کنگره این کشور، قوانین متعددی تصویب کرد که به طور کلی دارای اهداف زیر بودند:
-
محدود کردن تاثیر ثروتمندان و گروه های ذینفع بر نتیجه انتخابات فدرال.
-
اعمال نظارت بر هزینه های انتخاباتی در انتخابات فدرال.
-
جلوگیری از سوءاستفاده های مالی با استفاده از فرایند اعلام عمومی فعالیت های مالی کاندیداها.
در سال 1971 کنگره اقدامات خود در این زمینه را شدت بخشید و به منظور نظارت بیشتر بر فعالیت های انتخاباتی احزاب، کاندیداهای آن ها و کمیته های فعالیت سیاسی (political action committees - PAC)، «قانون رقابت های انتخاباتی فدرال» را به تصویب رساند. کمیته های فعالیت سیاسی، کمیته هایی هستند که توسط شرکت ها و اتحادیه ها برای جمع آوری کمک های مالی کارکنان به کاندیداها ایجاد می شوند.
پس از افتضاح به بار آمده در سال 1972 - در قضیه واترگیت - کنگره این قانون را در سال 1974 اصلاح کرد تا بر «کمک های مالی» افراد، احزاب و کمیته های فعالیت سیاسی نیز نظارت قانونی اعمال شود. اصلاحیه 1974 همچنین سازمانی مستقل به نام «کمیسیون انتخابات فدرال» تاسیس کرد تا وظیفه اجرای این قانون، پیگیری فرایند اعلام عمومی فعالیت های مالی کاندیداها و اعطای کمک های مالی دولت به کاندیداها را بر عهده داشته باشد. قانون مذکور پس از آن در سال های 1976، 1979 و سپس در سال 2002 نیز مورد بازنگری قرار گرفت.
اعلام عمومی
قانون رقابت های انتخاباتی فدرال از کاندیداها، کمیته های احزاب و کمیته های فعالیت سیاسی می خواهد در فواصل مشخص گزارش های مالی خود را در مورد میزان مبالغ بدست آمده و هزینه شده اعلام کنند. کاندیداها باید نام کمیته های فعالیت سیاسی و کمیته های احزابی که به آن ها کمک های مالی می کنند را اعلام کنند. به علاوه کاندیداها باید نام تمام افرادی که بیش از 200 دلار کمک مالی به آن ها داشته اند را نیز اعلام کنند. تمام هزینه هایی که میزان آن ها بیش از 200 دلار باشند نیز بایستی اعلام شوند.
محدودیت در اعطای کمک های مالی
قانون سقفی را نیز برای کمک های مالی افراد و گروه ها به کاندیداها، کمیته های احزاب و کمیته های فعالیت سیاسی مشخص کرده است. جدول زیر به طور کامل سقف این کمک ها را نشان می دهد. اطلاعات این جدول مربوط به سال مالی 2010-2009 می باشد. کمیسیون انتخابات فدرال در هر سال، بر اساس نرخ تورم، مبلغ ها را اصلاح می کند.
|
|
به هر کاندیدا یا کمیته رقابت های انتخاباتی کاندیدا در هر انتخابات
|
به کمیته حزب ملی برای هر سال مالی
|
به کمیته حزب ایالتی، منطقه ای و یا محلی برای هر سال مالی
|
به هر کمیته سیاسی دیگر برای هر سال مالی
|
|
افراد
|
2400 دلار*
|
30400 دلار
|
10000 دلار
|
5000 دلار
|
|
کمیته حزب ملی
|
5000 دلار
|
بدون محدودیت
|
بدون محدودیت
|
5000 دلار
|
|
کمیته حزب ایالتی، منطقه ای و یا محلی
|
5000 دلار
|
بدون محدودیت
|
بدون محدودیت
|
5000 دلار
|
|
کمیته فعالیت سیاسی
|
2400 دلار
|
30400 دلار
|
10000 دلار
|
5000 دلار
|
* مبالغ جدول فوق در سال 2008 اندکی کمتر از این بوده است. به طور مثال سقف کمک مالی هر فرد به هر کاندیدا یا کمیته رقابت های انتخاباتی کاندیدا در هر انتخابات، در این سال 2300 دلار بود.
کمک ها ممنوع
قانون رقابت های انتخاباتی فدرال در مورد کمک ها و هزینه کردهای برخی افراد و سازمان ها ممنوعیت هایی را اعمال کرده است. پرداخت کمک از سوی افراد و سازمان های زیر به منظور جلوگیری از اعمال نفوذ در نتیجه انتخابات فدرال ممنوع شده است:
- شرکت ها
- تحادیه های کارگری
- پیمانکاران دولت فدرال
- اتباع خارجی
با توجه به این قانون:
- هیچ کس نمی تواند به نام فرد دیگری، کمک های خود را اعطا کند.
- هیچ کس نمی تواند در کمک های بیش از 100 دلار، مبلغ را به صورت نقدی پرداخت کند.
بر اساس قانون رقابت های انتخاباتی فدرال، افراد و گروه ها ( مانند کمیته های فعالیت سیاسی) می توانند «هزینه های مستقلی» در ارتباط با انتخابات فدرال داشته باشند. هزینه مستقل هزینه ای است که افراد یا گروه ها برای تبلیغات انتخاباتی صرف می کنند و به وضوح از کاندیدایی حمایت کرده یا کاندیدایی را رد می کنند. این نوع تبلیغات نباید هیچ گونه ارتباطی در زمینه همکاری، مشورت و هماهنگی، با خود کاندیداها داشته باشد. اگرچه محدودیتی در هزینه کرد برای این تبلیغات وجود ندارد اما صورت هزینه ها و منابع مالی آن ها بایستی به طور کامل در اختیار کمیسیون انتخابت فدرال قرار بگیرد تا این کمیسیون آن را به اطلاع عموم برساند.
فعالیت شرکت ها و اتحادیه ها
اگر چه شرکت ها و اتحادیه های کارگری نمی توانند در انتخابات فدارل کمک مالی داشته باشند، اما این امکان وجود دارد که «کمیته های فعالیت سیاسی» را در سازمان مربوطه راه اندازی کنند. این کمیته ها تنها می توانند از رده خاصی از کارمندان و کارکنان سازمان خود پول جمع آوری کرد و آن را در رقابت های انتخاباتی فدارال به کاندیداهای مورد نظر کمک کنند. این در حالی است که مدیران ارشد و خانواده های آن ها نمی توانند به این کمیته ها پولی پرداخت کنند.
فعالیت احزاب سیاسی
احزاب سیاسی در انتخابات فدرال در سه سطح محلی، ایالتی و ملی فعال هستند. بیشتر کمیته های انتخاباتی شکل گرفته توسط احزاب، بایستی در کمیسیون انتخابات فدرال ثبت شوند و گزارش های خود در مورد فعالیت های انتخاباتی در سطح فدرال را به این کمیسیون ارائه دهند.
کمیته های احزاب می توانند به صورت مستقیم کمک های مالی خود را بر اساس جدول مالی بالا به کاندیداها اعطا کنند. این کمیته ها برای انجام فعالیت های انتخاباتی در سطح فدرال نمی توانند از منابع مالی غیر فدرال استفاده کنند. کمیته های سیاسی احزاب در سطح ایالتی و محلی می توانند منابع مالی خود را برای فعالیت های ایالتی و محلی مشخص شده در قانون استفاده کنند اما در صورتی که قصد داشته باشند فعالیتی در سطح فدرال داشته باشند، تنها باید از منابع مالی فدرال استفاده کنند. کمیته های احزاب نیز باید صورت تمام هزینه ها و منابع مالی خود را به کمیسیون انتخابات فدرال تسلیم کنند.
صندوق انتخابات ریاست جمهوری
بر اساس قانون، کاندیداهایی که شرایط لازم را داشته باشند می توانند از صندوق انتخابات ریاست جمهوری کمک مالی دریافت کنند. منابع مالی این صندوق از مبالغی تامین می شود که مردم به صورت داوطلبانه در اسناد مالیاتی خود پرداخت می کنند. هر فرد می تواند مبلغ 3 دلار از مالیات خود را به این صندوق اختصاص دهد. اختصاص 3 دلار در واقع بر میزان مالیات پرداختی فرد اضافه نمی کند، بلکه تنها این مبلغ از مالیات پرداختی وی به این صندوق اختصاص داده می شود تا در انتخابات ریاست جمهوری مورد استفاده قرار گیرد.
منابع مالی این صندوق به سه شکل در اختیار کاندیداهای واجد شرایط قرار می گیرد:
- پرداخت های پایاپای مقدماتی
کاندیداهای واجد شرایط در انتخابات مقدماتی می توانند در قبال میزان کمک های مالی که جمع آوری می کنند، از کمک های مالی دولتی (صندوق انتخابات ریاست جمهوری) بهره مند شوند. تنها آن دسته از کمک های مالی در نظر گرفته می شوند که از «افراد» جمع آوری شده باشند؛ بنابراین کمک های مالی کمیته های فعالیت سیاسی شرکت ها و کمیته های احزاب مدنظر قرار نمی گیرند. با وجود اینکه هر فرد می تواند 2400 دلار به هر کاندیدا کمک کند، اما از این 2400 دلار تنها 250 دلار آن مدنظر خواهد بود.
برای اینکه کاندیدایی شرایط لازم برای استفاده از این کمک دولتی را داشته باشد، باید بتواند طبق شرایط گفته شده در بالا، در 20 ایالات و در هر ایالت کمکی مالی بیش از 5000 دلار جمع آوری کند. کاندیداها باید منابع مالی دولتی را تنها برای مصارف انتخاباتی هزینه کرده و محدودیت های اعلامی دولت در مورد هزینه ها را رعایت کنند. حداکثر مبلغی که کاندیداها می توانند در انتخابات مقدماتی هزینه کنند در هر سال مشخص می شود. در سال 2008 این مبلغ 42/05 میلیون دلار بود.
- کمک های مالی انتخابات سراسری
پس از اینکه رقابت های درون حزبی احزاب ملی ایالات متحده (حزب دموکرات و حزب جمهوری خواه)، به پایان رسید و دو کاندیدای نهایی آن ها برای شرکت در انتخابات سراسری مشخص شد، آن ها می توانند از کمک های مالی دولتی بهره مند شوند. در سال 2008، مبلغ این کمک 84/1 میلیون دلار تعیین شده بود.
کاندیداهایی که از این کمک های مالی دولتی در انتخابات سراسری استفاده کنند، نمی توانند از کمک های مالی خصوصی (از سوی افراد، کمیته های فعالیت سیاسی و کمیته های احزاب) استفاده کنند و باید هزینه های انتخاباتی خود را محدود به همان کمک دولتی نمایند. به علاوه، این مبلغ تنها باید برای هزینه های رقابت های انتخاباتی صرف شود.
کاندیداهای احزاب دیگر در صورتی می توانند بخشی از کمک های دولتی را دریافت کنند که در انتخابات سراسری حداقل پنج درصد کل آراء را به خود اختصاص دهند. در این صورت، پس از انتخابات کمک دولتی به آن ها پرداخت می شود.
- کمک های مالی به احزاب
دو حزب اصلی ایالات متحده می توانند برای تامین هزینه های همایش های مربوط به انتخاب کاندیدای حزبی خود جهت انتخابات ریاست جمهوری از کمک های دولتی بهره مند شوند. قانون مبلغ اولیه را 4 میلیون دلار تنظیم کرده است. مبلغ این نوع کمک مالی به احزاب، در سال 2008 با احتساب تورم، 16/82 میلیون دلار تعیین شد.
احزاب دیگر نیز در صورتی که بتوانند در انتخابات سراسری، حداقل پنج درصد آراء را کسب کنند، از بخشی از این کمک مالی بهره مند می شوند. در این صورت، مبلغ تخصیص داده شده به آن ها پس از انتخابات در اختیارشان قرار می گیرند.
منابع مالی و هزینه های اوباما در انتخابات
نگاهی به منابع مالی و هزینه های باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در سال 2008 به شکل بهتری می تواند وضعیت مالی موجود در انتخابات سراسری این کشور را نشان دهد. در انتخابات سال 2008 ایالات متحده، برای اولین بار در تاریخ این کشور کاندیداها موفق شدند بیش از 1 میلیارد دلار کمک مالی جمع آوری کنند. این انتخابات پرهزینه ترین انتخابات این کشور لقب گرفت.
طی دو سال، به طور کلی 20 کاندیدا درگیر انتخابات - درون حزبی و سپس فدرال - بودند که در مجموع 2/5 میلیارد دلار هزینه فعالیت های انتخاباتی خود کردند. در میان شش کاندیدای نهایی انتخابات ریاست جمهوری، باراک اوباما در صدر جدول جمع آوری منابع مالی و هزینه های انتخاباتی قرار گرفت. جان مک کین، رقیب او از حزب جمهوری خواه، پس از وی قرار داشت. اوباما 745 میلیون دلار پول جمع آوری کرد و 730 میلیون دلار آن را صرف هزینه های انتخاباتی خود نمود. مک کین نیز در مجموع توانست 365 میلیون دلار پول جمع آوری کند که 333 میلیون دلار آن را به هزینه های انتخباتیش اختصاص داد.

اوباما پس از اینکه به عنوان کاندیدای حزب دموکرات مشخص شد، بدون استفاده از منابع مالی دولتی (صندوق انتخابات ریاست جمهوری) توانست بیشترین میزان کمک های مالی را جذب کند. از 745 میلیون دلاری که اوباما بدست آورد، بیش از 656 میلیون دلار آن از سوی افراد تامین شده بود. جالب اینکه بیشتر این مبلغ از طریق اینترنت جمع آوری شد. 1/8 میلیون دلار نیز از سوی کمیته های فعالیت سیاسی شرکت ها پرداخت شد و 88/6 میلیون دلار هم از دیگر منابع بدست آمد. نکته بسیار جالب تر اینکه، در حدود 334/6 میلیون دلار از کل مبلغ جمع آوری شده توسط اوباما، از کمک های کمتر از 200 دلار بدست آمده بود. طبق آمار این کمیسیون انتخابات فدرال، از میان افرادی که بیش از 200 دلار به اوباما کمک کرده اند، 137093 نفر (42/2 درصد) را زنان و 176492 نفر (57/8 درصد) را مردان تشکیل داده اند.

همانگونه که اشاره شد، بر اساس قانون رقابت های انتخاباتی فدرال، بایستی مشخصات افراد و گروه هایی که مبالغی بیش از 200 دلار به کاندیدایی کمک کرده باشند ثبت شود و از طریق کمیسیون انتخابات فدرال به اطلاع عموم برسد. اسامی تمامی این افراد و گروه ها از طریق وب سایت کمیسیون انتخابات قابل دسترسی است. صورت هزینه های مختلف کاندیداها نیز در این وب سایت اعلام شده است. اوباما در انتخابات سال پیش با کسب 69,456,897 رای در نهایت به پیروزی دست یافت. با یک حساب ساده مشخص می شود که وی به ازاء هر رای چیزی در حدود 10/5 دلار هزینه کرده است.
دیگر آمریکا مرا نمیخواهد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
بین الملل > آسیای میانه و قفقاز - گفتوگوی میخاییل ساکاشویلی؛ رهبر انقلاب مخملی گرجستان با نیوزویک.
بزرگترین اعتراض مردمی گرجستان که از سال 2007 تاکنون بیسابقه بوده با تقابل نیروهای امنیتی نیز طی روزهای گذشته آرام ننشست. ساکاشویلی که با شعار دموکراسی به قدرت رسیده بود این روزها با سرکوب مردمان خود نمایی روشن از دموکراسی خود را نشان داد. هفته نامه نیوزویک با رئیسجمهوری پریشان گرجستان به گفت و گو نشسته است.
چه کسانی به دنبال استعفای شما از ریاست جمهوری هستند؟
بیشتر کسانی که بیکارند. طی برنامه اصلاحاتی که در پیش داشتیم ناگزیر به اخراج 250 هزار نفر شدیم. شمار فراوانی از کسانی که در این گروه جای داشتند نمیتوانستند به هیچ نحوی خود را با شرایط اقتصادی جدید وفق دهند. به این دلیل برای تقابل با فساد مالی و دیگر جرمهایی که سر برآوردند مجبور شدیم هزاران نفر را زندانی کنیم. در تفلیس ما فقط حدود هشت هزار نفر را محاکمه کردیم که الان این بستگان آنها هستند که در خیابانها استعفای من را میخواهند.
مهمترین بخش انتقادهای مردمی که شما از آن رنجیده شدید کدام بود؟
باید بگویم که من از انتقادهای کنونی مردم گرجستان اصلاً نمیرنجم چرا که هر روز از دو شبکه تلویزیونی مخالف دارم این حرفها و سرزنشها را میشنوم. اما من انتظار نداشتم در شرایطی که حتی انتظار انقلابی دیگر هم میرود، غرب بخواهد روابط ما را معلق نگه دارد. یک روز نماینده رسمی فرانسه سفرش به گرجستان را به تعویق میاندازد و یک روز دیگر شرکت ترکی همه قرارداده هایش را به تعلیق در میآورد. حتی عربها هم از سرمایهگذاریهایشان دست کشیدهاند. مگر چه بلایی سر آنها آمده؟ مگر ما در شرایط اعتصاب و اعتراض به پاریس و استراسبورگ نرفتیم؟
فکر میکنید این همه مخالف را چه کسانی حمایت میکنند؟
آن میلیونها دلاری که از سمت روسیه هر روز به گرجستان میآید این بساط را درست کرده! من اسناد موثق و بسیاری دارم که البته الان آنها را رو نمیکنم. میدانم که مبلغ زیادی سرمایه از روسیه برای مخالفان میآید اما واقعاً نمیدانم که با نظارت دولت روسیه است یا نه!
بعضی از کارشناسان پیشبینی میکنند که در پی بیثباتیهای کنونی در گرجستان در نهایت درگیری نظامی روی دهد. ممکن است که دوباره روسیه و گرجستان رویاروی هم قرار بگیرند؟
به طور حتم روسها از این که من مقامم را از دست بدهم خوشحال میشوند. حتی تصور میکنم که بعضی سران نظامی در روسیه همین الان مترصد فرصتی برای حمله به گرجستان هستند که آخر هم بگویند من به خاطر انحراف اذهان عمومی دست به حمله زدم. همین یک هفته پیش بود که تانکهای روسی وارد اوستیای جنوبی شدند. ما اطلاعات فراوانی مبنی بر ورود پنج هزار سرباز روسی به اوستیای جنوبی و آبخازیا داریم.
یعنی میگویید که مدودوف از ایده حمله به گرجستان حمایت میکند؟
من که فکر نمیکنم او از این مسئله استقبال کند چرا که دیدم او چه قدر از لبخند نصف و نیمه اوباما خوشحال شد. روسیه به خوبی نظر اوباما در باره جنگ آگوست را شنیده است. رئیسجمهور اوباما اقدام روسیه را تجاوز نامید. او با همین یک کلمه تکلیف روسیه و گرجستان را به یک خط قرمز مشخص کرد. نه پوتین و نه مدودوف قصد عبور از این خط قرمز را ندارند.
آیا فکر نمیکنید که رؤسای جمهور آمریکا و روسیه برسر گرجستان با یکدیگر معامله کرده باشند؟ به نظر شما سیاستهای آمریکا با ریاست جمهوری جدیدش چقدر بر گرجستان تأثیر میگذارد؟
شاید سران کرملین سعی داشته باشند که با اوباما به توافقهایی برسند. شاید بشود قضیه را این طور تحلیل کرد که روسیه در مورد افغانستان، ایران و آسیای مرکزی به آمریکا کمک کند و آمریکا هم روسیه را برای دست یافتن به مقاصد ژئوپولتیک در منطقه آسیای میانه یاری دهد و به آنها اجازه دهد تا رهبری دیگر در گرجستان بر سر کار بیاورند. به نظر خیلیها رابطه من با روسیه دیگر به آخررسیده است. من پیش از این واقعاً شیفته سیاستهای آمریکا بودم اما. . .
پس امروز چه کسی در آمریکا حامی شماست؟
من هنوزهم با خیلیها در آنجا ارتباط دارم. بهترین دوست من همیشه جان مک کین بوده تا جایی که گاهی او را هموطن خودم تصور میکردم. ما حتی انتظار داشتیم این روزه او به گرجستان بیاید. من با هیلاری کلینتون، جو بایدن و به خصوص با ریچارد هالبروک هم رابطه مناسبی دارم. هالبروک معلم من است، استادی که من از او درسهای زیادی گرفتم.
آیا احساس نمیکنید که غرب دیگر از شما ناامید شده؟ آیا تا حالا با اوباما توانستهاید ارتباط هم داشته باشید؟
خب بله من با اوباما تماس تلفنی داشتم. مشکل به خاطر ما نیست. مشکل سیاستهای داخلی آنهاست. ما با سیاستهای داخلی آمریکا کاملاً هماهنگ شده بودیم بنابراین با تغییر قدرت یکباره در آمریکا به نوعی خلأ ایجاد شد. برای همین هم است که هیچ کس نمیداند با ما چه باید بکنند. انگار الان همه حتی فرانسه منتظر نظر و تصمیم اوباما درباره گرجستان هستند. من ایدههای آمریکایی را تحسین میکنم. من زمانی برای آنها ایده آل بودم چرا که در زمان بوش این ایدهها و نظرات بودند که بر فلسفههای سیاسی و عملکرد آنها ارجح بودند. اما الان که عمل گراها به میدان آمدهاند همه رویکردها هم عوض شدهاند.
اگر فرصت این را داشتید که زمان را به عقب برگردانید آیا سیاست دیگری در قبال روسیه اتخاذ میکردید یا نه؟
مسکو ما را به سبب این که به تعهدمان پایبند نبودیم شماتت میکند. من واقعاً نمیدانم باید چه کار کنم. من نمیتوانستم غیر از این عمل کنم. برای روسیه ارزشهایی که مورد تقدیر ما هستند اهمیتی ندارد. یعنی من باید با آنها مصالحه میکردم؟ اگر من این کار را میکردم کشور من هم میشد مانند قرقیزستان که همه ارزشهای دموکراتیک خود را فراموش کرده یا حداقل کشوری مانند ارمنستان میشد که همه اقتصادش وابسته به روسیه است. ما که همیشه از روسیه مستقل بودهایم پس اگرپای روسها هم در میان نباشد ما باید که این اعتراضها را کنترل کنیم و اگر صحبت از روسها در میان بود که دیگر اعتراضی وجود نداشت!
نیوزویک 13 آوریل 2009
ترجمه: لیدا هادی
اعترافات وحشتناک سربازان آمریکایی از تجاوز به دختر عراقی و جنایت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
یکی از بازپرسان پرونده تجاوز و قتل دختر 14 ساله عراقی توسط پنج سرباز آمریکایی شهادت داد که این سربازان به نوبت قربانی را مورد تجاوز قرار داده و سپس یکی از سربازان پس از کشتن والدین و خواهر پنج ساله قربانی، با شلیک گلوله به سر قربانی او را کشته است.
به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس، بنیامین بیرس، بازپرس جنایی پرونده گفت: متجاوزان هنگامی که برای شرب خمر و ورق بازی دور هم جمع شده بودند، تصمیم به انجام این حمله گرفتهاند.
بیرس با استناد به اظهارات جیمز پی بارکر، یکی از متهمان گفت که این سربازان پس از انجام قتل به سر پستهای خود بازگشتهاند.
این اظهارات در دومین روز جلسه رسیدگی به پرونده تجاوز و قتل عبیر قاسم حمزه، دختر 14 ساله عراقی و قتل والدین و خواهر وی صورت گرفت.
این دادگاه تعیین خواهد کرد که آیا سربازان متهم باید در دادگاه نظامی حاضر بشوند یا خیر؟
این پنج سرباز به نامهای جیمز پی بارکر، پل ای کورتز، جسی وی اسپیلمن، برایان ال هوارد به همراه استیون دی گرین (متهم اصلی پرونده) به تجاوز و قتل متهم هستند.
آنتونی یریبه، سرباز ششم به کوتاهی در گزارش نقشه این سربازان برای حمله به خانهی قربانی متهم است.
استیون دی گرین که در ماه ژوئن (خرداد) در کارولینای شمالی دستگیر شده در دادگاه فدرال به اتهامات خود مبنی بر تجاوز و قتل اعتراف نکرد.
بیرس گفت، جیمز پی بارکر در اظهارات خود در 30 ژوئن گفته است که پیش از حمله اقدام به شرب خمر و ورق بازی کردهاند.
به گفته بیرس، بارکر اعتراف کرده پس از این که آنها به نوبت قربانی را مورد تجاوز قرار دادهاند دی گرین وی را با شلیک یک گلوله به سرش کشته است و سپس چندین بار به جسد وی شلیک کرده است.
بارکر افزود، دی گرین سپس نفت چراغ روشنایی را روی جسد وی ریخته است.
این در حالیست که بارکر در اظهارات خود نگفته که چه کسی قربانی را آتش زده است.
بیرس همچنین به نقل از اعترافات بارکر عنوان داشته والدین و خواهر پنج ساله دختر عراقی نیز از سوی دیگرین به قتل رسیدهاند.
سید حسن نصرالله : اگر آمریکا حامی اسرائیل است ، خدا با ماست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
حزب الله لبنان هرگز اسرائیل را حتی تا روز قیامت به رسمیت نخواهد شناخت. آمریکا هنگامی که می پذیرد با هر طرفی با وضع شروط یا بدون شرط گفتگو کند این با اهدافی اخلاقی نیست بلکه علت این دعوت به مذاکره شکست آمریکایی ها در پروژه ها و طرح هایشان در منطقه است
زندانی سابق گوانتامامو:بریتانیا در شکنجه همدست آمریکاست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بنیام محمد، زندانی آزاد شده گوانتانامو در اولین مصاحبه مطبوعاتی خود، سرویس اطلاعاتی بریتانیا را متهم به همدستی با آمریکا در شکنجه خود کرده است.
اصلاحات آمریکایی و عواقب آن
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مبتنی بر مشکلات درونی جامعه آمریکا، جریان تغییر در حاکمیت سیاسی آمریکا به موفقیتهایی دست یافته است که به قدرت رسیدن رئیس جمهوری سیاه پوست باراک اوباما سمبل آن است. این تغییرات در دولتهای پیرو آمریکا چون عربستان سعودی نیز به گونه ای دنبال میشود و محتمل است که انعطاف در انتخاب زن به عنوان معاون وزیر و عزل تعدادی از مقامات افراطی مذهبی در عربستان و انتصاب امام جماعت سیاه پوست در مسجد الحرام از آن جمله باشد.
تغییرات سیاسی دیگری نیز در کشورهای متحد آمریکا متناسب با شرایط جدید خواهد افتاد. عمق این تحولات تعیین کننده ی تغییر واقعی در مناسبات جهانی آمریکا خواهد بود.
آمریکا نشست نژادپرستی سازمان ملل را تحریم کرد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یک مقام دولت آمریکا گفت که این کشور همراه با اسرائیل و کانادا، کنفرانس سازمان ملل درباره نژادپرستی را تحریم می کند.
چامسکی : اوباما منتقد لفظی و حامی واقعی جنایات اسرائیل است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
وی افزود: «در تمام طول جنگ، اوباما به این بهانه که "آمریکا فقط یک رئیسجمهور دارد "، سکوت اختیار کرد اما باید بدانیم که سرکار بودن بوش مانع اظهار نظر اوباما درباره مسائل متعدد مربوط به سیاست داخلی و بینالمللی آمریکا نبود
اوباما وعده کاهش مالیات ها را عملی کرد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
باراک اوباما، وعده مبارزات انتخاباتی خود مبنی بر کاهش مالیات ها را عملی کرده و در نتیجه آن هر خانواده آمریکایی در ماه دست کم 65 دلار بیشتر درآمد خواهد داشت.
تنهایی آمریکایی از وبلاگ سینا کمال آبادی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:

اگر براتیگان زنده بود، باید کم کم برای ورود به هشتاد سالگی آماده می شد اما حالا او زنده نیست و ما در روز تولدش از مرگش یاد می کنیم، مرگی که بیست و پنج سال از آن می گذرد.
این نویسنده و شاعر امریکایی در 30 ژانویه 1930 در تاکومای واشنگتن به دنیا آمد و در 25 اکتبر 1984 جسدش در حالی کشف شد که مدت زیادی از خودکشی اش می گذشت.
"روز گذشته، پلیس با ورود به خانه ای در بولیناس با جسدی روبرو شد که ظاهراً چند هفته از مرگش می گذرد. پلیس هویت متوفی را اعلام نکرد اما سِیمور لارنس – ناشرمقیم نیویورک –جسد را متعلق به ریچارد براتیگان، نویسنده و شاعر آرمانگرا و ضدهنجار می داند." ( نیویورک تایمز – 26 اکتبر 1984 )
با انتشار خبر پیدا شدن جسد براتیگان، نشریات و روزنامه های گوناگونی، به یادآوری او و مرور آثارش و بررسی مرگش پرداختند و چندین آگهی فوت و مقاله برای بزرگداشت او و یادآوری خاطراتش و پاس داشت مقام ادبی اش نوشته و منتشر کردند و همه این ها از آن دسته نوشته هایی بودند که براتیگان دوست داشت و در طول زندگی اش می خواند و همیشه دوست داشت بداند پس از مرگ در باره خودش چه خواهند نوشت.
علاوه بر نیویورک تایمز چندین روزنامه دیگر هم خبر پیدا شدن جسد براتیگان را منتشر کردند در حالی که همگی علت مرگش را خودکشی می دانستند و بیان می داشتند که مدت زیادی از مرگ او گذشته اما هیچ کس درباره تاریخ دقیق مرگ براتیگان چیزی نگفت.
به نظر می رسد آخرین بار او را 14 سپتامبر دیده باشند. براتیگان آن روز در خیابان دو نفر را می بیند و از هر دو آن ها فرار می کند، ابتدا همسر دومش، اکی کو ( ژاپنی ) و بعد یکی از دوستان قدیمی اش به نام ماریکا کلِی. بعد از این ماجرا او را در رستوران چو-چو می بینند و از آنجا به خانه می رود. کلِی حدود یازده شب به او زنگ می زند و براتیگان می گوید می خواهد یکی از شعرهایش را برای او بخواند، پس کلِی قطع می کند تا ریچارد شعر را پیدا کند اما چند دقیقه بعد که مجددا تماس می گیرد کسی جواب نمی دهد. آن شب و روزهای بعد دوستان دیگری هم با او تماس می گیرند اما ریچارد به آن ها هم جوابی نمی دهد. به نظر می رسد براتیگان همان شب خودکشی کرده باشد، کمی پس از ساعت یازده.
دوستانش تا چند روز توجهی به ناپدید شدن او نشان نمی دهند چون این نوع غیب شدن ها عادت همیشگی اش بود اما پس از مدتی موضوع کم کم جدی می شود و آن ها را به فکر راه حل می اندازد. با یک کارآگاه خصوصی تماس می گیرند و او با هماهنگی پلیس از پنجره وارد خانه می شود و جسد متلاشی شده او را در طبقه دوم و در میان تعدادی از کتاب هایش و کنار یک هفت تیر پیدا می کند. بنا بر نظر پزشکی قانونی او به صورت ایستاده، رو به اقیانوس، مغز خودش را نشانه گرفته و ...
انتشار این خبر بازتاب وسیعی داشت، چه در میان نویسندگان و شاعران و چه در میان مخاطبان و مردم عادی و در میان اعضای خانواده از هم گسیخته اش. تا جایی که حتی باعث شد پدر و مادرش بعد از پنجاه سال دوباره با هم صحبت بکنند. نحستین کسی که بعد از شنیدن این خبر در بهت فرو رفت یک کارگر بازنشسته چوب بری به نام برنارد براتیگان بود. او می گوید:
"من هیچ کدام از کتاب های این نویسنده را نخوانده بودم ولی وقتی اسمش را دیدم فکر کردم یک تشابه اسمی ساده است تا اینکه همسر سابقم تماس گرفت و با ناراحتی گفت ریچارد مرده. گفتم ریچارد؟ نمی شناسم. گفت پسرمان. من در این مدت پنجاه سال نمی دانستم پسری به این نام دارم و این تکان دهنده است." ( اقتباس از سانفرانسیسکو کرونیکلز- 30 اکتبر 1984)
اما براتیگان و خودکشی؟ چه کسی باور می کرد ریچارد سرزنده و پرانرژی با آن روحیه طناز و زندگی آزاد دست به خودکشی بزند؟ اما کافی است به سال های آخر عمرش نگاهی داشته باشیم. ریچارد براتیگان که کودکی اش را در فقر و سختی و نوجوانی و جوانی اش را در گمنامی گذرانده بود پس از رفتن به سانفرانسیسکو توانست در انتشار کتاب هایش موفق شود و به شهرت و درآمد زیادی دست بیابد و در دهه 60 میلادی به یکی از قهرمان های ادبیات امریکا تبدیل شود و محبوبیت زیادی پیدا کند، چه در میان اهل کتاب و چه در میان ناشران و منتقدان.
این محبوبیت و شهرت تا اواخر دهه 70 ادامه داشت اما با شروع دهه 80 دوره افول او هم آغاز شد. در این دوره از اقبال عمومی اش کاسته شد و عده زیادی از مخاطبانش را از دست داد. دیگر نه خواننده زیادی داشت و نه منتفدان به کارهایش توجه نشان می دادند. ناشران هم تمایلی به بستن قرارداد با او نداشتند.
کرت جنتری علت این افول را در کودک بودن براتیگان می داند:
"همه خوانندگان ریچارد بزرگ شدند اما خودش نه." ( فیلادلفیا اینکوئیرر – 3 دسامبر 1984 )
بر اساس اظهارات دوستانش به نظر می رسد او در این دوره حوصله چندانی برای کار کردن نداشته و فقط وانمود به کار کردن و نوشتن می کرده است. آن ها می گویند که روی ماشین تحریرش خاک می نشست ولی با این حال ادعا می کرد که از آن استفاده می کند و همچنان می نویسد. او از تنهایی و فراموش شدن می ترسید و برای فرار از این ترس خودش را به این دلخوش می کرد که همچنان در اوج شهرت و محبوبیت به سر می برد. شاید برای حفظ غرورش ظاهرسازی می کرد چون همه آن هایی که او را می شناختند به تنهایی و مخفی نگه داشتن دردهای درونی اش ایمان داشتند. کورت جنتری خاطره ای را در این باره تعریف می کند:
"ریچارد عاشق ژاپن بود چون فکر می کرد آنجا محبوبیت زیادی دارد. گاهی در ژاپن با هم قدم می زدیم و مردم به لباس های غیرمعمولی و کلاه کابویی و سبیل عجیب و غریبش نگاه می کردند اما از روی ادب، جلوی خنده اشان را می گرفتند. دست روی دهان می گذاشتند و فقط نگاهش می کردند. ریچارد هم می گفت اینجا همه مرا می شناسند چون عکسم را روی کتا بهایم دیده اند. او واقعاً به این موضوع ایمان داشت."( فیلادلفیا اینکوئیرر – 3 دسامبر 1984 )
اما آنچه واقعیت داشت، شکستی بودکه قبلا چشیده بود و مقدمه دوباره اش با شروع دهه 80 آغاز شده بود. از اوایل این دهه درآمدش کم تر و کم تر شد تا این که به زیر 47000 دلار در سال رسید. برای فروش کتاب هایش با دردسر زیادی روبر بود و از فقر دوباره می ترسید. از طرفی مشکلات خانوادگی هم آزارش می داد. جدا شدن از همسر ژاپنی اش علاوه بر سرحوردگی و رنج روانی از لحاظ مالی هم هزینه سنگینی را روی دستش گذاشت. همه این ها در بیزاری او از زندگی موثر بودند و مهم تر از همه همانطور که در بالا اشاره شد در سال های آخر عمرش آنچه بیشتر از همه آزارش می داد تنهایی و ترس از تنها ماندن بود. شاید بی پولی و بی اعتنایی به آثارش نشانه تنها شدنش بود و این موضوع ذهنش را آشفته می کرد. سِیمور لارنس می گوید:
"ریچارد از تنهایی مرد، تنهایی از نوع امریکایی. او این اواخر کاملاً تنها بود."
به هر صورت ریچارد براتیگان به زندگی خودش پایان داد تا تنهایی و شکست و فقر را تجربه نکند. او زندگی را دوست داشت بی آنکه از مرگ بترسد :
"هیچ وقت ترسی از مرگ نداشته ام. به زندگی علاقه مندم اما فکر می کنم اگر آدم ها می دانستند که روزی زندگی در چشمشان تیره و تار می شود، هرگز آن را جدی نمی گرفتند. "
***
"خدا همه رفتگان چشم انتظار را بیامرزد." ( مقدمه بر کتاب 30 ژوئن 30 ژوئن )
خدایا! لعنت به هر چیزی که بعد از مرگم درباره من بنویسند. ( متن شعری از براتیگان )
***
یادی از ریچارد براتیگان در سالروز تولدش*
بشار اسد : مشت های ما هیچ وقت در برابر آمریکا گره نخورده بود
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه خواهان گفتگو با دولت جدید آمریکا شده و از این کشور خواسته تا سفیر به دمشق اعزام کند.
غول های خودرو سازی آمریکا در خطر ورشکستگی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
جنرال موتورز و کرایسلر، بزرگترین شرکت های خودروسازی در آمریکا از دولت این کشور درخواست میلیاردها دلار بیشتر کرده اند تا از خطر ورشکستگی در امان باشند.
مصاحبه اسماعیل کوثری با تلویزیون فارسی بی بی سی با هدف روشنگری
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
اسماعیل کوثری، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و عضو برجسته طیف حامیان دولت نهم در پارلمان، شب گذشته با تلویزیون فارسی بی.بی.سی مصاحبه کرد.این مصاحبه در حالی صورت گرفت که هرگونه مصاحبه شهروندان ایرانی با شبکه بی.بی.سی فارسی از سوی مقامات مسئول ممنوع شده بود.کوثری در گفتگو با خبرگزاری مهر دلیل گفتگوی غیرمنتظره خود با بی.بی.سی را جبران اشتباهات رسانه های داخلی در خصوص آنچه که “خودسوزی بک معتاد در مقابل مجلس” خوانده شد، عنوان کرد و گفت:برای رفع این شائبه، شب گذشته در تماس شبکه خبری بی بی سی فارسی با وی، برتکذیب جانباز بودن فرد یادشده تاکید کرده است.
کوثری در پاسخ به این سئوال که دلیل انجام این مصاحبه علی رغم اعلام ممنوعیت گفتگو با شبکه های فارسی زبان خارج از کشور به ویژه بی بی سی فارسی از سوی مقامات وزارتخانه های اطلاعات و ارشاد اسلامی گفت : چون موضوع این خودسوزی مغرضانه و به زیان کشور جلوه داده شده بود ، “من عمدا با این شبکه صحبت کردم تا بگویم قضایا آن طور که آنها ادعا می کنند نیست” این نخستین گفتگوی یک مقام مسئول در جمهوری اسلامی با شبکه فارسی بی.بی.سی است.
تکلمه:
کوثری مصاحبه با بیبیسی فارسی را تکذیب کرد
توصیه به اوباما
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مدتهاست که ایده آل های آمریکا و مردم جهان در برابر یکدیگر قرار دارند. در زمان جنگ سرد، رقابت دو ابرقدرت مانع از بروز این تمایز نگاه بود ولی با فروپاشی شوروی، این شکاف عظیم آرزوها آشکار شد.
تاثیر واقعیت ها بر تعیین سیاست آمریکا، بسیار کم شده است. با ایده آل های اخلاقی میتوانی چشم ها را باز کرد و واقعیت ها را دید و سیاست جدیدی را پی گرفت.
به عمل کار برآید به سخندانی نیست
حدود 600 هزار نفر دیگر در ژانویه در آمریکا بیکار شدند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آخرین آمار منتشر شده توسط دولت آمریکا حاکی از آن است که در اولین ماه سال میلادی جاری 598 هزار نفر در این کشور بیکار شده اند
سه وزیر اوباما جمهوریخواهند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
اوباما در مراسم معرفی وزیر بازرگانی کابینه اش گفت: من و گرگ در مورد خیلی از مسایل سیاسی با هم اختلاف نظر داریم از جمله این موضوع که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری در آمریکا ,چه کسی باید پیروز می شد اما در مورد توان مدیریتی وی در زمینه مسایل مالی و بازرگانی تردیدی ندارم و خوشحالم که او در کابینه ما حضور خواهد یافت
واکنش واتیکان به تصمیم اوبامادرموردسقط جنین
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک خبر:
مقامات واتیکان روز شنبه اعلام کردند که تصمیم "باراک اوباما" رییس جمهوری آمریکا درخصوص لغو منع تامین بودجه فدرال برای گروه های بین المللی مجری سقط جنین یا فراهم کننده اطلاعات در این زمینه، آنها را مایوس کرده است
اوباما خواستار گشایش گذرگاه های مرزی نوار غزه شد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
باراک اوباما، رییس جمهورى آمریکا، بر تعهدخود برای بر برقرارى صلح در خاورمیانه تاکید کرد و از اسرائیل خواست تا گذرگاه هاى مرزى با غزه براى ارسال کمک به آن منطقه باز شود. آقاى اوباما در جمع کارکنان وزارت امور خارجه آمریکا گفت: «اکنون ما به عنوان بخشى از آتش بس پایدار باید فرصت را براى کسانى که خواهان صلح هستند فراهم کنیم و گذرگاه هاى مرزى غزه باید باز شوند تا ارسال کمک و تجارت در آن جریان یابد.» وى گفت: قلب او با شهروندانى است که اکنون بدون غذا، آب و مراقبت هاى درمانى به سر مى برند. باراک اوباما همچنین از اسرائیل خواست تا به طور کامل از نوار غزه عقب نشینى کند. این نخستین اظهار نظر مهم رییس جمهور آمریکا در باره منازعه خاورمیانه پس از اداى سوگند او در روز سه شنبه به شمار مى رود.
اوباما عذرخواهی کند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اوباما به نمایندگی از فرمانروایان آمریکا در دو سده حکومتشان از مظلومان آمریکا و جهان عذرخواهی کند. از کسانی که به نوعی دولتهای آمریکا حق زندگی خوب و گاهی حق زندگی به هر شکل را از آنها سلب کرده است.
از بردگان سیاهی که از آفریقا به اسارت آوردند
از سرخ پوستان بومی آمریکا
از دو سده ظلم و ستم بر رنگین پوستان و مهاجران
صدای عذرخواهی آمریکایی ها از خلال آثار فرهنگی شنیده میشود
اوباما نیز عذرخواهی کند
جهان در انتظار صلح و معنویت و توسعه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
انتخاب اوباما در آمریکا نشان روشنی از تمایل مردم آمریکا برای تغییر است. البته اینکه به این گرایش برای تغییر امکان تسلط در بالاترین سطح داده شده است، ناشی از احساس نیاز بخشی از مراکز قدرت و تصمیم گیری در آمریکاست. سیاست های نابخردانه دوره بوش پیش از به آتش کشیدن و نابودی جهان، نخست منابع آمریکایی ها را ویران کرد.
آمریکایی ها در دوران کلینتون افزایش قدرت اقتصادی و برتری یکجانبه سیاسی را در جهان تجربه کردند از این امکانات در دوران بوش به بدترین شکل و برای تغییر بیش از پیش زورمدارانه جهان استفاده کردند. بی اعتباری جهانی آمریکا و فروپاشی اقتصادی، سند بن بست زورگرایی و یکجانبه گرایی آمریکا در جهان قرن بیست و یکم است.
اینکه باراک اوباما چقدر در تغییر نگرش حکومت آمریکا به جهان موثر خواهد بود، به زودی روشن میشود ولی به نظر میرسد که پاسخ انسانی به نیازهای جهان را باید از رهبران اصلاح طلب جهان چون لوترکینگ و مهاتما گاندی و ماندلا و خاتمی بیاموزند و شاید نیز آموخته باشند.
آمریکا حداقل در تاریخ سیاسی چند دهه اخیرش هیچ شخصیت برجسته اخلاقی را در راس نظام سیاسی اش تجربه نکرده است و حضور اوباما فرصتی است که بیش از همه آمریکایی ها از آن بهره خواهند برد و به همین جهت نیز اوباما رئیس جمهور آمریکا شده است.
جالب آن است که در ایران نیز روند مشابهی اتفاق افتاد. دولت مقتدر و موثر اصلاحات با افزایش ثروت ملی و تحکیم عقلانیت در تصمیم گیریهای خرد و کلان، کشور را در موقعیت متمایزی در منطقه و جهان قرار داد که این منابع با روی کار آمدن نخستین دولت یکپارچه و یکدست اصولگرایان در تاریخ انقلاب اسلامی، در مسیرهایی به کار گرفته شد که موجب اعتراض عمومی نخبگان حوزه های مختلف مدیریت و به ویژه اقتصاد قرار گرفت و بر سر کشور آن رفت که شاهدیم.
بزرگترین رویاروی نخبگان کشور با دولت، ثمره سیاستهای شکست خورده ی دولت احمدی نژاد و احساس مسئولیت ملی و دینی است که امید میرود به پایان کار نخستین و آخرین دولت اصولگرا در جمهوری اسلامی بینجامد.
فیدل کاسترو: در صداقت اوباما تردید ندارم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
رهبر انقلاب کوبا، در پیامی، باراک اوباما را «فردی صادق» خواند و او را به دلیل «نیات والایش» ستود اما گفت که اوباما باید به پرسشهای بسیاری پاسخ دهد. یاداشت فیدل کاسترو، دبیرکل حزب کمونیست و رئیس جمهوری پیشین کوبا، در یک وبسایت دولتی آن کشور منتشر شده است. رهبر انقلاب کوبا در یاداشت خود نوشته است: همان طور که به کریستینا فرناندز [رئیس جمهوری آرژانتین] گفتم، انقلاب ما در کوبا بیش از ۱۰ دوره ریاست جمهوری آمریکا دوام پیدا کرده است. ......کریستینا فرناندز، رئیس جمهوری آرژانتین که برای دیداری سه روزه به کوبا رفته بود، روز چهارشنبه پس از دیدار با فیدل کاسترو گفت که کاسترو مراسم تحلیف باراک اوباما را از تلویزیون دنبال میکرده است. خانم فرناندز گفت که کاسترو باراک اوباما را «مردی مطلقا صادق» خواند.
اوباما دستور بسته شدن گوانتانامو را صادر کرد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، در دومین روز ورودش به کاخ سفید فرمان تعطیل شدن بازداشتگاه گوانتانامو را صادر کرد
رهبر حماس غرب را به گفتگو ترغیب کرد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خالد مشعل رهبر سیاسی حماس می گوید که زمان آن رسیده است که غرب به تحریم این جنبش اسلامی پایان دهد
بازداشتگاه گوانتانامو بسته میشود؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یکی از نخستین وعده های اوباما، بستن بازداشتگاه و زندان گوانتانامو است. تحقق وعده های اوباما موجب حفظ امید آمریکایی ها به وی خواهد بود.
رئیس جمهور "سیاه " به کاخ " سفید" رفت ! ( اوبامای چپ دست در کاخ سفید ! ) راز نو
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:

باراک اوباما ساعتی قبل رسما رئیس جمهور آمریکا شد و این آغاز فصل جدیدی برای دنیای امروز است . اوباما را بی شک در حال حاضر باید محبوب ترین چهره سیاسی دنیا دانست و او از امروز پا در کاخ سفید خواهد گذاشت تا شعار تغییر خود را که در طی دوسال گذشته با آن به بزرگترین کمپین اجتماعی – سیاسی در تاریخ معاصر دست یافته بود را به اجرا در آورد .
اوباما بی شک نفوذ کلام و سحر سخن اعجاب انگیزی دارد و امروز هنگامی که در سخنرانی مراسم تحلیفش گفت : " ما انتخاب بین امنیت و آرمانهایمان را در دنیای جدید کنار می گذاریم و مصلحت ها را به کناری می نهیم و به آرمانهای راستین خودمان که همان آزادی و صلح است بازخواهیم گشت . " ، او نشان داد که او آرمانی تازه برای جهان رقم خواهد زد .
حقیقتا گزاف نیست صحبتهای آنانی که می گویند سخنرانی امروز باراک اوباما در مراسم تحلیفش در 48 سال اخیر آمریکا و از پس از مراسم تحلیف جان . اف . کندی بی نظیر بوده است . اوباما امروز به مردم سراسر دنیا پیام داد که آمریکا دوست همه مردان و زنان و آنهائی خواهد بود که در جستجوی شرافت و صلح هستند و او به مسلمانان جهان پیام داد که " مسلمانان جهان بدانند که ما در رابطه آنها به دنبال احترام متقابل و درک مشترک خواهیم بود . "

اینها همه از قدرت دموکراسی است که انتقال قدرت در اوج شکوه و آرامش برگزار می شود و هیچ قدرتی ماندگار نخواهد بود و اینچنین رفتن جورج بوش و آمدن باراک اوباما فصل جدیدی از جایگاه آمریکا در سطح افکار عمومی جهان را رقم خواهد زد .
در تعاملات مابین آمریکای جدید با ایران نیز به نظر می رسد که دوره تازه آمریکا ، بر خلاف تصورات بسیاری ، دوره سختی را برای ایران به همراه خواهد آورد ؛ آمریکای اوباما حمایت و محبوبیت فراوانی در بین افکار عمومی و بسیاری از رهبران کشورهای جهان به همراه دارد که این امر شرایط بسیار سختی را برای هر دولتی که به مقابله با آمریکای اوباما برمی خیزد به همراه خواهد داشت .
امروز شعار تفاوت و پیام تغییر به بالاترین جایگاه سیاسی دنیا رسیده است و این تحول می تواند نقطه عطفی برای تمامی جنبش های دگراندیش و روشنفکری و آرمانهای مدنی و دموکراسی خواهی در گوشه گوشه ی جهان امروز باشد .
در حاشیه : آغاز ریاست جمهوری اوباما را باید به تمام اقلیت ها تبریک گفت ! او نه تنها نماینده رنگین پوستان است ، بلکه نماینده چپ دستهای جهان نیز خواهد بود .
باراک اوباما سخن از تغییر میگوید
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
"Yes We Can!"
"We are the change we have been waiting for."
"Change will not come if we wait for some other person, or if we wait for some other time. We are the ones we've been waiting for. We are the change that we seek. "
"A change is brought about because ordinary people do extraordinary things."
"If you make peaceful revolution impossible you make violent revolution inevitable"
"One voice can change a room, and if one voice can change a room, then it can change a city, and if it can change a city, it can change a state, and if it change a state, it can change a nation, and if it can change a nation, it can change the world. Your voice can change the world."
"You’re not going to college to get educated. You’re going there to get trained. They’ll train you to want what you don’t need. They’ll train you to manipulate words so they don’t mean anything anymore. They’ll train you to forget what it is that you already know. They’ll train you so good, you’ll start believing what they tell you about equal opportunity and the American way and all that shit. They’ll give you a corner office and invite you to fancy dinners, and tell you you’re a credit to your race. Until you want to actually start running things, and then they’ll yank on your chain and let you know that you may be a well-trained, well-paid nigger, but you’re a nigger just the same."
"Why can't I just eat my waffle?"
"While we breathe, we will hope."
If the people cannot trust their government to do the job for which it exists – to protect them and to promote their common welfare – all else is lost."
""This victory alone is not the change we seek; it is only the chance for us to make that change.""
"A nation that can't control its energy sources can't control its future."
اوباما سوگند یاد کرد: امید را به جای ترس برگزیدیم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آقای اوباما اولین رئیس جمهوری آفریقایی تبار آمریکاست. او با همان انجیلی سوگند یاد کرد که آبراهام لینکلن در سال 1861 با آن سوگند خورده بود.
رفتن بوش و آمدن اوباما ، دو اتفاق بزرگ امروز دنیا از وبلاگ وب نوشت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:
امروز دو اتفاق مهم در آمریکا صورت میگیرد که بر همه جای جهان تاثیر فراوانی دارد. یکی پایان یافتن ریاستجمهوری بوش و دیگری آغاز ریاستجمهوری اوباماست. دوران بوش، دوران تلخ و سختی برای مردم آمریکا و جهانیان بود. خشونت و ترور نهادینه شد. حتی آخرین روزهای حکومت بوش با خون مردم غزه آغشته بود. پایان این دوران خود یک اتفاق مهم برای تاریخ بشریت است. اتفاق دیگر که البته با شادی و هلهله میلیونها نفر در واشنگتن امروز صورت میگیرد، آغاز ریاستجمهوری آقای اوباماست که با شعار تغییر از میان رنگینپوستانی که تا سه دهه پیش حق حضور در رستورانها در کنار سفید پوستان را نداشتند انتخاب شده است و میتواند برای همهی دنیا یک فرصت جدید تلقی شود. این دو اتفاق برای همهی دنیا و بهخصوص برای ایران که چالش سختی را در آن هشت ساله با آمریکا داشته و هنوز آن چالش در راس مسائل سیاست خارجی دولت آقای اوباماست هم میتواند فرصت تلقی شود. اگر این موقعیت در میان دولتمردان ایران فرصت تعبیر شود و در نتیجه ایران از فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمها بیرون آید، موفقیت دیپلماسی دولت ایران خواهد بود که این بار از این فرصت استفاده کرده و آن را تبدیل به تهدید ننموده است. گرچه به نظر میرسد در ایران کسانی علاقهمندند به خاطر قرار گرفتن در محوریت رهبری ضد آمریکائی جهان این فرصت را نادیده بگیرند و در آمریکا هم کسانی برای حل مشکلات آمریکا در عراق و خاورمیانه دنبال یک دشمن هستند که حول محور آن دشمن، مشکلات جهانی خود را حل کنند و ایران ظرفیت دارد که آن دشمن باشد، این اتفاق خطرناکی است که دور از تصور نیست. در هر حال امروز در دنیا آن پایان و این آغاز روز مهم و بزرگی است که بهدلیل اهمیت تاثیرگذاری آمریکا بر دنیا بیشتر کشورها خود را آماده کردهاند که از این فرصت بهره ببرند.
بوش منفورترین رئیسجمهور تاریخ آمریکا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک خبر:
نتایج یک نظرسنجی جدید نشان داد که میزان بسیار پایین محبوبیت جرج بوش در روزهای پایانی ریاست جمهوری، وی را به منفورترین رئیس جمهور تاریخ آمریکا تبدیل کرده است.
به گزارش مهر، نتایج نظرسنجی روزنامه واشنگتن پست و شبکه خبری ای بی سی نشان داد که ۳۳ درصد از مردم آمریکا از عملکرد “جرج بوش” رضایت دارند و این در حالی است که از زمان پایان جنگ جهانی دوم تاکنون تنها “ریچارد نیکسون” و “هری ترومن” با میزان محبوبیتهای پایین تری کاخ سفید را ترک گفته اند.
این نظرسنجی همچنین نشان داد که کمتر از نیمی از مردم آمریکا اطمینان دارند که دموکراتها که کنترل کنگره را بر عهده دارند، تصمیمات درستی درباره آینده آمریکا اتخاذ خواهند کرد . در حالیکه تنها کمتر از سه نفر از هر ۱۰ نفر نسبت به جمهوریخواهان کنگره چنین نظری داشتند.
اما نتیجه دیگر این نظرسنجی هم این بود که آمریکاییها نسبت به ” باراک اوباما” رئیس جمهوری جدید خود بسیار خوش بین هستند و امیدوارند که وی بتواند به بهود بحران اقتصادی کشورشان کمک کند.
در این نظرسنجی ۹۴ درصد گفتند که اقتصاد کشورشان ” خیلی خوب ” نیست یا اینکه ” ضعیف ” است و این رقم بدترین ارزیابی در بیش از ۲۳ سال نظرسنجی واشنگتن پست و ای بی سی به شمار می رود.
این نظرسنجی تلفنی طی روزهای ۱۳ تا ۱۶ ژانویه ( ۲۴ تا ۲۷ دی ماه) بر روی هزار و ۷۹ نفر از مردم آمریکا انجام شد.
تعهد نامه امنیتی آمریکا و اسراییل و مقابله با حماس
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آمریکا و اسرائیل یک تفاهم نامه امنیتی برای جلوگیری از ارسال تسلیحات و تجهیزات نظامی به گروه فلسطینی حماس امضا کرده اند
کشتار فلسطینی ها در غزه هدیه اسرائیل به اوباما
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
با نزدیک شدن زمان آغاز رسمی دوره ریاست جمهوری اوباما، هدیه اسرائیلی ها به آمریکا و رئیس جمهوری اش همچنان ادامه دارد.
بنظر میرسد که اوباما مایل نباشد که ریاست جمهوری اش را با گسترش یک بحران به جا مانده از دوران بوش آغاز کند و ترجیح میدهد که در نخستین روزهای ریاست جمهوری اش، این جنگ پایان یابد.
اسرائیلی ها با تجاوز به غزه، امیدوار بودند که نقش مصر و عربستان و تشکیلات خودگردان فلسطینی افزایش یابد که عملا نتیجه ی عکس گرفت. تشکیلات خودگردان موضع انفعالی دارد و عربستان و مصر نیز از سوی افکار عمومی مسلمانان و جهان عرب و حتی تعدادی از دولتهای عرب به رهبری قطر و سوریه زیر سوال رفته اند.
همه چیز به تصمیم فلسطینی های غزه باز خواهد گشت.
نوسترا داموس و خطر حمله تروریستی اتمی به نیویورک
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

تلاش برای جلوگیری از حمله هسته ای به نیویورک عنوان گزارشی بود که مدتها قبل توسط بی بی سی BBC منتشر شد. یاد پیش بینی های نوسترا داموس (شاعر و پیشگوی قرن 16 میلادی) در باره ی ویرانی دو برج شهر جدید (نیو یورک ) و نابودی کل شهر افتادم.
نگرانی از حملات هسته ای جدی است. در دنیایی سازندگان غیرمسئول سلاح اتمی وجود دارند و حتی بازرسان سازمان ملل نیز اجازه نمی یابند از کم و کیف فعالیتهای آنها گزارشی تهیه کنند، نخستین قربانیان جنگ اتمی را باید در بین شهرهای پرجمعیت جهان یافت.
سلاح اتمی را برای کشتار جمعی می سازند و هدف ان شهرهای پشت جمعیت است. راه کشتار را نیز آمریکایی ها با بمباران هیروشیما و ناکازاکی به تروریست ها آموختند و احتمالا نخستین بمب های ضعیف شده اتمی را نیز آمریکایی ها به تروریست ها خواهند فروخت.
اسرائیل و کره شمالی دو نور چشمی دور از نظارت بین المللی هستند. یکی در سایه حمایت غربی ها و دیگری در سایه حمایت شرقی ها. آمریکا و روسیه و چین نیز قدرتهای اتمی هستند که محدودیتی برای تلاشهای خود قائل نیستند و معلوم نیست طرح های کوچک سازی بمب های اتمی شان راه را برای چه کشتارهایی باز میکند. هند و پاکستان نیز که همیشه مستعد درگیری اتمی هستند.
یادآوری این نکته نیز لازم است که دارندگان بمب های اتمی بیش از تولیدکنندگان آن هستند. بازار خرید و فروش سلاح های پیشرفته، پس از فروپاشی شوروی و به خصوص با تولید بمب های اتمی ضعیف شده، رونقی یافته و خواهد یافت. اگر باب استفاده از بمب های اتمی توسط دولتهای تروریست گشوده شود، بی تردید گروههای تروریستی نیز از آن سود خواهد جست. شاید نیز به دلیل سرمایه گذاری قدرتهای بزرگ برای تولید بمب های اتمی ضعیف شده، تروریست ها از نسل جدید بمب های اتمی زودتر از آنها استفاده کنند.
ویرانی شهرهای بزرگ در پیش بینی های گذشتگان، نگران کننده است، هر چند واقعی نباشد. خدا به جهانیان رحم کند.
آمریکا : مجاهدین خلق سازمانی تروریستی است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
from BBCPersian.com | جهان | Persian News index
به رغم تلاش مجاهدین خلق برای خروج از فهرست سازمان های تروریستی آمریکا، وزارت خارجه این کشور بار دیگر این سازمان را یک گروه تروریستی دانسته است.
اوباما : ایران خطری واقعی برای امنیت آمریکاست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سیاستهای خصمانه آمریکا ادامه می یابد
لینک خبر:
او لئون پانتا، از مقام های ارشد کاخ سفید در دولت بیل کلینتون رئیس جمهوری پیشین آمریکا را به عنوان رئیس آینده سازمان سی آی ای برگزیده است. مجلس سنای آمریکا باید این انتصاب را تایید کند.
باراک اوباما درباره لئون پانتا گفت: "به عنوان رییس سازمان سی آی ای، لئون پانتا مورد اعتماد کامل من خواهد بود و نزد من اعتبار زیادی خواهد داشت. او مدیری کارآمد و حامی منافع سی آی ای خواهد بود."
لئون پانتا سال ها در نهادهای مختلفی در دولت آمریکا حضور داشته و از جمله 16 سال یکی از نمایندگان ایالت کالیفرنیا در کنگره آمریکا بوده است.
با این همه لئون پانتای 70 ساله تجربه اطلاعاتی- امنیتی چندانی ندارد.
وی آزار یا هرگونه شکنجه متهمان به عضویت در گروه های تروریستی را به شدت محکوم کرده است.
امید به سازمان ملل چرا و تا کجا ؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آیا باید به سازمان ملل امیدی بست و از آن در امور مختلف استفاده کرد؟ ظاهرا پاسخ همه کشورهای مطرح جهان مثبت است. دولتهای مختلف در جمهوری اسلامی ایران نیز در تلاش بوده اند با عضویت فعال در سازمان ملل و موسسات و نهادهای مرتبط با آن، نقش موثر تری را در جامعه جهانی ایفا کند. به همین دلیل است که بخشی از رویارویی ایران و آمریکا در عرصه سازمان ملل نمود پیدا میکند.
سازمان هایی مانند غیرمتعهدها یا کنفرانس اسلامی نیز در چارچوب تلاشهای دولتهای خواهان تغییر وضعیت فعلی جهان تعریف میشوند. هر چند این تشکل ها تا کنون به موفقیت های تعیین کننده ای نرسیده اند ولی بخشی از تلاش برای تغییر وضع موجود محسوب میشوند.
واقعیت این است که قدرت های جهانی در سازمان ملل نیز قدرتمند هستند. از ابتدا در سازمان ملل امتیازات ویژه ای به آمریکا در درجه اول و بقیه دولتهای بزرگ در درجه دوم داده شده است و چنین نظمی نیز از سوی دیگر کشورهای عضو علیرغم ناعادلانه بودن پذیرفته شده است. چرا؟ چون آلترناتیو دیگری وجود نداشته است و فعلا ندارد. تلاش هایی برای تغییر این وضعیت نابرابر شده است ولی به نتیجه نرسیده است.
وضعیت فعلی سازمان ملل هرگز مانع از حضور و فعالیت دولتها به نمایندگی از کشورها و ملتهایشان نیست. هر چند این نمایندگی دولتها واقعی و حقیقی نباشد. یا سازمان ملل به دلیل تاثیر نامطلوب قدرتهای جهانی به اهداف انسانی تعریف شده اش نرسیده باشد، ولی راه کاری پذیرفته شده است که به آن عمل میشود.
استفاده از سازمان ملل برای رسیدن به اهداف سیاسی دولتها به معنی آن نیست که از ابزارهای دیگر سیاست استفاده نکنند.
ظلم همه جا بد است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ظلم در اسرائیل بد است
در آمریکا بد است
در عربستان بد است
در عراق بد است
در ایران بد است
در همه جا بد است
پوشاندن ظلم خویش
با بزرگ نمایی ظلم دیگران
بدتر است
این روش ستمگران است
آمریکا از ویرانی برج های دو قلو
و مرگ هزاران نفر که در هیچ دادگاهی
به مرگ محکوم نشده بودند
شعار مبارزه با تروریسم ساخت
و ظلم خود را که دهها برابر بیشتر کشته بر جای گذاشت
زیر سایه ی این مظلومیت پنهان کرد
همانگونه که اسرائیل ستمگر را
بر ویرانه های ستم آلمانها به یهودیان
بنا کردند
ولی این سیاست
رسوا ترین سیاست
نزد تیزبینان است
ظلم را با ظلم نمیتوان پوشاند
===================
خون به خون شستن محال است محال
استعمار نو در بحرانی نو
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
استعمار نو که زمانی برای تحمل پذیر تر کردن رابطه استعمارگر و استعمار پذیر شکل گرفت، به دلیل توسعه آگاهی های جهانی از کارآیی افتاده است.
بخش مهمی از بحران اقتصادی غرب به این موضوع مربوط است. ملتها به راحتی گذشته اسیر استعمارگران نمیشوند. هزینه های استعمار افزایش یافته است.
شاید بازگشت به روشهای استعمار کهن چون لشکرکشی و قتل و غارت و نادیده گرفتن علنی استقلال کشورها نیز ناشی از تلاش استعمارگران برای حفظ وضع موجود و ناکارآمدی ابزارهای استعمار کهن است.
نجنگید را بر گوش ظالم فریاد زنیم نه مظلوم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
جنگ به جهت عواقبی که دارد عموما توسط همگان ناپسند شمرده میشود ولی جنگ پدیده ای نیست که به خواست دو طرف که دارای قوای یکسان هستند به وقوع بپیوندد. از نظر سیاسی، جنگ زمانی رخ میدهد که توازن قوای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و نظامی پیشین به هم خورده باشد و طرف قوی تر به دنبال تثبیت برتری خود بر ضعیف باشد. اصولا بین دو قدرت مساوی کمتر جنگ صورت میگیرد. جنگها نیز توسط طرف نیرومند تر آغاز میشود.
آلمان در جنگ جهانی اول و دوم برای تغییر شرایط جهان و تحمیل برتری خود جنگ را آغاز کردند.
عراق نیز با همین هدف و در شرایطی که ارتش ایران به شدت ضعیف بود، جنگ را آغاز کرد.
آمریکا نیز با همین هدف پا به سومالی و افغانستان و عراق گذاشت و همه دیدم و می بینم که پشت سرش چه بجا گذاشته است.
اسرائیل که نمونه اصلی و منحصر به فرد تاریخ بشریت در آغاز جنگ و جنایت است. گرچه حجم و اندازه ی این جنایات نسبت به جنایات آمریکا کمتر است ولی از نظر شرایط زمانی و مکانی و طولانی بودن و در منظر افکار عمومی و انتقاد جهانی بودن، با دیگر متجاوزان متفاوت است.
در جنگ غزه نیز، سرزمینی که در آن جنگ رخ داده غزه است و کسانی که به آن هجوم آورده اند از بیرون غزه آمده اند و بلکه از کشورهای دیگر آمده اند
.
جنگیدن یک حادثه است که دو طرف دارد. ولی طرف مظلوم حق جنگیدن در برابر ظالم را دارد و طرف ظالم حق جنگیدن علیه مظلوم را ندارد.
نجنگید را در گوش مظلوم نباید زمزمه کرد
باید بر گوش ظالم فریاد زد
نظم نوین جهان را منتظریم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
زمانی که اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی فروپاشید، در دنیای قدرتهای بزرگ جهانی، تنها یک صدا شنیده میشد: آمریکا. از همان زمان سخن از نظم جدیدی برای جهان بود. آمریکا تصور میکرد که جهان را دولتهای مقتدر می سازند و حالا نوبت اوست که به تنهایی چنین کند. در حالیکه آنها تنها میتوانند ویرانش کنند. آمریکا نشان داد که بزرگترین ویرانگر است و نظم جهان را به کلی به هم ریخته است.
اوباما: اقتصاد آمریکا بسیار بیمار است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
باراک اوباما، رئیس جمهوری منتخب آمریکا می گوید اقتصاد این کشور بسیار بیمار است و وضع آن در حال وخیم تر شدن است.
نوام چامسکی : تروریستهای واقعی چه کسانی هستند؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
با این ترتیب،آمریکایی ها و اسراییلی ها می دانند که بر اثر حملاتی که صورت می گیرد،مردم دچار چه مشکلاتی خواهند شد و چه تبعات جبران ناپذیری به بار خواهد آمد. با این وجود، دائم ادعا می کنند که قصد کشتن مردم را نداشته اند. اگر برای چند لحظه سعی کنیم که با عینک جهان واقعی به دنیا نگاه کنیم،خواهیم دید که جنایتکاران و تروریستهای واقعی در این جهان،چه کسانی هستند. البته اگر بخواهیم
نوام چامسکی
آمریکایی ها و اسراییلی ها می دانند که بر اثر حملاتی که صورت می گیرد،مردم دچار چه مشکلاتی خواهند شد و چه تبعات جبران ناپذیری به بار خواهد آمد. با این وجود، دائم ادعا می کنند که قصد کشتن مردم را نداشته اند. اگر برای چند لحظه سعی کنیم که با عینک جهان واقعی به دنیا نگاه کنیم،خواهیم دید که جنایتکاران و تروریستهای واقعی در این جهان،چه کسانی هستند.
در آوریل سال 2002 میلادی، دو معلول فلسطینی با نامهای کمال و جمال در جریان یورش نظامی اسراییل به اردوگاه آوارگان جنین در کرانه باختری جان خود را از دست دادند. بدن بی جان کمال، ویلچر او و باقیمانده پرچم سفیدی که او در دست گرفته بود تا هدف تانکهای اسراییلی واقع نشود بعدها توسط چند خبرنگار انگلیسی پیدا شد.هیچ کس هیچ گاه از این دو فلسطینی معلول و وحشی گری اسراییلی ها در مقابل آنها سخنی به میان نیاورد.
فرهنگ لغتی که مقامات آمریکایی و اسراییلی برای خودشان ساخته اند و بر اساس آن موضع می گیرند، گاهی واقعا جالب توجه می شود. (مدتی) پیش که عماد مغنیه استراتژیست حزب الله ترور شد، مقامات آمریکایی و اسراییلی به دست و پا زدن افتادند و ادعا کردند یکی از افرادی که برای "جهان" خطرناک بود از صحنه کنار گذاشته شده است. اما این کلمه "جهان"، معانی زیادی را با خود به همراه می آورد. در فرهنگ لغتی که برای بعضی از کشورها تعریف شده، "جهان" به سیاستمداران آمریکایی، انگلیسی، اسراییلی (و هرکس که با آنها موافق باشد) اطلاق می شود. بر این اساس،"جهان" بوده که از حمله آمریکا به افغانستان حمایت کرده. اما نمی دانیم چرا این "جهان" با آن جهانی که طبق نظرسنجی موسسه گالوپ، مخالف حمله به افغانستان بود فرق دارد!
بر اساس نظرسنجی گالوپ، مثلا در آمریکای لاتین که در گذشته تجربه نفوذ واشنگتن را داشته، حمایت از بمباران افغانستان بسیار پایین بود. حمایت از این حمله، بین مردم مکزیک دو درصد بود و بقیه کشورهای آمریکای لاتین هم بین دو تا 16 درصد حامی حمله به افغانستان بودند. تازه همین حامیان اندک هم اذعان داشتند که باید حساب اهداف نظامی و غیرنظامی را در افغانستان از هم جدا کرد (چیزی که اصلا اتفاق نیفتاد). اکثر کشورهای جهان اعلام کرده بودند که باید راه حل غیرنظامی و دیپلماتیک را برای حل این بحران مورد توجه قرار داد. اما کو گوش شنوا؟ "جهان" مورد نظر بوش موافق این حمله بود!
بگذریم. به هر حال ادعاهایی که مقامات آمریکایی و اسراییلی در خصوص مغنیه مطرح کردند بیشتر باعث رسوایی خودشان شد. به نوشته روزنامه فایننشال تایمز، آنها اصرار داشتند که یکی از مواردی که می توان مغنیه را به دست داشتن در آن متهم کرد،ربودن یک هواپیمای تی. دبلیو.ای در سال 1985 میلادی بوده است. مورد دیگر از ادعا علیه او نیز دست داشتن وی در ربودن هواپیمای آشیل لورو بوده که در جریان آن، یک آمریکایی معلول به نام لئون کلینگهوفر کشته شده بود. مرگ او ماجرای بزرگی به پا کرد و حتی به سوژه برنامه هایی در شبکه های تلویزیونی تبدیل شد که در آنها از فلسطینیان چهره دهشتناکی ترسیم می شد. کار چنان بالا گرفت که حتی صدای سیاستمداران تندرو اسراییل هم درآمد.
اما بالاخره ما کی می خواهیم به تمام ابعاد قضایا توجه کنیم؟ واقعیت این است که ربودن هواپیمای آشیل لورو پاسخی بود به بمباران تونس توسط اسراییل که دقیقا یک هفته پیش از آن هواپیماربایی و به دستور شیمون پرز نخست وزیر وقت اسراییل انجام شده بود. حمله هوایی اسراییل در آن زمان موجب کشته شدن 75 تبعه تونسی و فلسطینی شد. می گویند بمبهای هوشمند اسراییلی آنها را تکه تکه کرده بود. واشنگتن که مثلا در آن زمان متحد تونس به شمار می رفت، این کشور را از بمباران قریب الوقوع اسراییل باخبر نکرد. البته جورج شولتز وزیر خارجه وقت آمریکا در تماس با اسحاق شامیر همتای اسراییلی اش، این بمباران را پاسخی مشروع به حملات "تروریستی" دانسته بود.
چند روز بعد از این ماجرا، پرز به واشنگتن رفت تا با رونالد ریگان در خصوص واکنش جهان به آن حملات "تروریستی" به صحبت بنشیند. اتفاقی که شولتز و پرز و جهان از آن به عنوان توجیه و دستاویزی برای بمباران تونس یاد می کردند،کشته شدن سه اسراییلی در قبرس بود. مقامات اسراییل دریافته بودند که قاتلان این سه نفر، تونسی نیستند و ممکن است تبعه سوریه باشند. اما تونس هدف خوبی برای بمباران بود. هم کشور بی دفاعی بود و هم شمار زیادی فلسطینی در آن ساکن بودند.
برخلاف ماجرای کلینگهوفر، هیچ گاه از فلسطینیان معلولی که طی حملات اسراییل جان خود را از دست می دادند سخنی به میان نیامده است. می توان یک مورد مشابه را در این راستا مورد توجه قرار داد. در آوریل سال 2002 میلادی، دو معلول فلسطینی با نامهای کمال و جمال در جریان یورش نظامی اسراییل به اردوگاه آوارگان جنین در کرانه باختری جان خود را از دست دادند. بدن بی جان کمال، ویلچر او و باقیمانده پرچم سفیدی که او در دست گرفته بود تا هدف تانکهای اسراییلی واقع نشود بعدها توسط چند خبرنگار انگلیسی پیدا شد. جمال هم سرنوشت مشابهی داشت. هیچ کس هیچ گاه از این دو فلسطینی معلول و وحشی گری اسراییلی ها در مقابل آنها سخنی به میان نیاورد.
به هر صورت، شکی نیست که ابعاد غیر انسانی بمباران تونس اصلا با ربوده شدن هواپیمای آشیل لورو قابل مقایسه نبود. اسراییل و آمریکا هر دو نامزدهای مناسبی برای بدترین تروریستهای سال 1985 میلادی بودند؛ زیرا آمریکا هم به شکل دیگری در همان سال در فعالیتهای تروریستی دست داشت.
در آن سال،بمبی در یک اتومبیل منفجر شد؛آن هم اتومبیلی که بیرون یک مسجد در بیروت پارک شده بود. تایمر بمب برای زمانی تنظیم شده بود که شرکت کنندگان در نماز جمعه از مسجد خارج می شدند. بمب بموقع منفجر شد؛ و به نوشته روزنامه واشنگتن پست، هشتاد نفر را کشت و 256 نفر را زخمی کرد. اکثر کشته شدگان زنان و دختران بودند. اما هدف این بمب گذاری، شیخ محمد حسین فضل الله بود. بمب گذاری را رونالد ریگان و سازمان سیا ترتیب داده بودند؛آن هم با کمک برخی از متحدان عربشان. این را باب وودوارد می گوید که کتابی هم در خصوص جنگهای مخفی سیا در فاصله سالهای 1981 تا 1987 نوشته است. واقعیت این است که اطلاعات زیادی در خصوص نحوه برنامه ریزی برای این بمب گذاری در دست نیست. چون آمریکا جنایات خودش را بررسی نمی کند و صدایش را هم در نمی آورد!
کاندیدای بعدی برای بدترین اعمال تروریستی در آن سال،شیمون پرز نخست وزیر اسراییل است و عملیات "مشت آهنین" که در جنوب لبنان اجرا شد. در آن زمان، اراضی جنوب لبنان توسط اسراییل اشغال شده بود و شیمون پرز هم اوج خشونتش را در صدور حکم حمله به این اراضی به نمایش گذاشت. اما خب می دانید که، چنین جنایاتی معمولا از چشم "جهان" پنهان می ماند. به همین جهت جنایاتی از این دست را در فهرست تروریسم "جهانی" قرار نمی دهند. اما شاید با ارائه اطلاعاتی از این دست بتوان امیدوار بود که مردم ساکن در سایر نقاط جهان از جنایات "جهانیانی" مثل اسراییل و آمریکا باخبر شوند.
یکی دیگر از مواردی که عماد مغنیه به دست داشتن در آن متهم شده است، حمله به گروهی از نیروهای آمریکایی و فرانسوی در لبنان در سال 1983 میلادی است. شاید بد نباشد بدانیم که همین نیروهای آمریکایی و فرانسوی به انجام حملات هوایی و دریایی در لبنان مشغول بودند و درست قبل از این حمله هم آمریکا حمایت تمام و کمالی از حمله اسراییل به لبنان در سال 1982 میلادی به عمل آورده بود؛حمله ای که موجب کشته شدن 20 هزار نفر و خرابی بخشهای زیادی از بیروت شد. این وحشی گری تنها زمانی پایان گرفت که فاجعه صبرا و شتیلا باعث شد توجه جامعه بین المللی جلب شود.
حمله اسراییل به لبنان در آن سال در بسیاری از رسانه های غربی به عنوان واکنشی نسبت به حملات سازمان آزادی بخش فلسطین به شمال اسراییل معرفی شد. همین استدلال است که در کتاب جیمی کارتر با عنوان "فلسطین:صلح،نه تبعیض" هم ذکر شده و البته اشتباه هم هست. حملات سازمان آزادی بخش فلسطین از خاک لبنان نبود که باعث حمله اسراییل به لبنان شد. واقعیت این بود که مرز لبنان آرام بود و اسراییل سعی داشت با حملات گاه و بیگاهش، سازمان آزادی بخش فلسطین را به واکنشی خشونت آمیز وادارد تا بهانه ای برای ادامه حملات اسراییل تراشیده شود. اسراییل در واقع می خواست از این طریق، حضور خود در مناطق اشغال شده کرانه باختری را ادامه دهد.
اتهام دیگری که از سوی آمریکا و اسراییل به مغنیه وارد شده، برنامه ریزی برای بمباران سفارت اسراییل در بوئنوس آیرس در سال 1992 میلادی است. به نوشته روزنامه فایننشال تایمز، در این حمله که در واکنش به ترور عباس الموسوی رهبر حزب الله توسط اسراییل انجام گرفته بود،29 نفر کشته شدند. اسراییل خود مسئولیت ترور او را به عهده گرفته بود؛ و بنابراین نباید از واکنش ها نسبت به این حمله تعجب می کرد. شاهدان عینی حتی می گویند هلیکوپتر اسراییلی که الموسوی را هدف قرار داد، به همسر و فرزند پنج ساله او هم شلیک کرد و بعد به اتومبیلی که مجروحان حادثه را به بیمارستان می برد نیز حمله ور شد.
پس از این حمله، حزب الله هم قواعد بازی را تغییر داد و هرگاه اسراییل حمله ای علیه لبنان را کلید می زد، حزب الله نیز راکتهایش را به شمال اسراییل شلیک می کرد. اسراییل اصلا تاب این حملات را نداشت و در مقابل چنان یورشی را آغاز کرد که 50 هزار نفر از خانه هایشان آواره شدند و حتی شمال لبنان هم هدف قرار گرفت.
یکی از مناطقی که در این زمان مورد حمله قرار گرفت، محل زندگی عبدالکریم عبید بود که چند سال قبل تر ربوده و در اسراییل زندانی شده بود. رابرت فیسک روزنامه نگار انگلیسی در این خصوص می نویسد: "منزل او مستقیما هدف حمله موشکی قرار گرفت و البته اسراییلی ها هدفشان همسر و سه فرزند عبدالکریم عبید بود."
مارک نیکلسون خبرنگار روزنامه فایننشال تایمز هم صحنه را چنین توصیف می کند: " از اهالی محل ،آنان که موفق به فرار نشده بودند، مجبور شدند پنهان شوند زیرا هر حرکت محسوسی در داخل و خارج خانه ممکن بود توجه هواپیماهای جاسوسی اسراییل را جلب کند و به حمله ای دیگر ختم شود."
این جنایات در نگاه "جهان" اهمیتی نداشت. حتی ذکر هم نمی شد. اما حالا که چنین اتهاماتی از سوی اسراییل و آمریکا علیه عماد مغنیه مطرح می شود جا دارد که آن طرف قضیه را هم ببینیم و دقت کنیم که چگونه اسراییل و آمریکا خودشان تروریسم بین المللی را شکل می دهند و تقویت می کنند.
دیگر اتهامی که از سوی اسراییل و آمریکا علیه عماد مغنیه مطرح شده، این است که او حزب الله را برای انجام عملیات دفاعی در مقابل حملات اسراییل به لبنان در سال 2006 میلادی آماده می کرده است. عجب جرم بزرگی. حتما این فعالیتها طبق استانداردهای "جهان" جرم محسوب می شوند! اسراییل و آمریکا در واقع می خواهند در راه انجام فعالیتهای تروریستی خودشان با هیچ مانعی هم مواجه نشوند. علت ناراحتی شان همین است.
یک توجیه شرم آور "جهان" برای فعالیتهای تروریستی اسراییل و آمریکا این است که فلسطینیها و لبنانیها و هرکس که بخواهد مقاومت کند، "عمدا" باعث کشته شدن اتباع کشورهای دیگر می شود. اما آمریکا واسراییل اصلا این کار را به صورت عمدی دنبال نمی کنند! آنها فقط به صورت تصادفی آدم می کشند. اصلا قصدشان آدم کشی نیست! به همین جهت،جنایاتی که آنها مرتکب می شوند را نباید جنایت به شمار آورد.
تازه ترین نمونه ای که از این برخورد مشاهده شده، تصمیم دادگاه عالی اسراییل برای تحت فشار گذاشتن مردم غزه است. مردم غزه باید به صورت دسته جمعی تحت فشار قرار بگیرند؛ یعنی از آب و برق و غذا و هر ضرورت دیگر زندگی محروم بمانند. اما این اقدام اصلا جنایتکارانه به شمار نمی آید!
همین توجیه را آمریکا هم برای بسیاری از اقداماتش به کار گرفته و می گیرد. به یاد داریم که آمریکا در سال 1998 میلادی چگونه کارخانه داروسازی الشفا در سودان را هدف قرار داد و آن را نابود کرد. این حمله باعث مرگ آدمهای زیادی شد؛ زیرا تنها جایی بود که داروهای مورد نیاز مردم سودان را تامین می کرد. طبق استانداردهای جهانی که آمریکا و اسراییل به صورت خیالی برای خودشان ساخته اند، آمریکا به صورت عمدی باعث مرگ این سودانیها نشده است! آنها دائم به توجیه خودشان مشغولند. توجیه خودشان برای خودشان.
اصولا سه جور کشتار داریم: کشتار عمدی، کشتار تصادفی، و کشتاری که از وقوع آن اطلاع داشته باشیم اما قصد خاصی از آن در کار نباشد. طبق استانداردهای "جهان"، جنایات و کشتارهایی که توسط آمریکا و اسراییل انجام می پذیرد قطعا در گروه سوم جا می گیرد! بنابراین، وقتی اسراییل برق و آب غزه را قطع می کند یا در مرز کرانه باختری ایست بازرسی می گذارد،به صورت خاص قصد ندارد موجب کشته شدن فلسطینیان شود اما عملا باعث می شود فاجعه انسانی در غزه و کرانه باختری اتفاق بیفتد و مردم فلسطین به خاطر استفاده از آب آلوده یا ممانعت نیروهای اسراییل از عبور آمبولانسهای حامل بیماران کشته شوند!
زمانی هم که بیل کلینتون فرمان بمباران الشفا را تحت بررسی داشت،سازمان دیده بان حقوق بشر به او هشدار داد که چه فاجعه انسانی از پس این حمله سر خواهد کشید. اما برای بیل کلینتون اهمیتی نداشت. در جریان این حمله، داروهای زیادی در یک کشور فقیر آفریقایی نابود شد و بیماران زیادی جان خود را از دست دادند.
با این ترتیب،آمریکایی ها و اسراییلی ها می دانند که بر اثر حملاتی که صورت می گیرد،مردم دچار چه مشکلاتی خواهند شد و چه تبعات جبران ناپذیری به بار خواهد آمد. با این وجود، دائم ادعا می کنند که قصد کشتن مردم را نداشته اند. اگر برای چند لحظه سعی کنیم که با عینک جهان واقعی به دنیا نگاه کنیم،خواهیم دید که جنایتکاران و تروریستهای واقعی در این جهان،چه کسانی هستند. البته اگر بخواهیم.
ترجمه: فارس
آمریکا مانع بیانیه شورای امنیت شد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در جلسه اضطراری شورای امنیت سازمان ملل متحد، آمریکا پیش نویس بیانیه ای مطرح شده توسط لیبی که خواستار برقراری فوری آتش بس می شد را بی حاصل قلمداد کرد و آن را رد نمود.
دولت اشغالگر اسرائیل از نظر سازمان ملل
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
شاید هیچ دولتی در جهان تا کنون از سوی سازمانهای بین المللی و حتی شورای امنیت، تحت فشار نبوده است. بارها و بارها آمریکا برای دفاع از اسرائیل مجبور به استفاده از حق وتو در شورای امنیت شده است. انتشار قطعنامه ها و مصوبات شورای امنیت و مجمع عمومی و کمیته های مختلف سازمان ملل در باره اسرائیل و فلسطین، اقدام شایسته ای است.
آمریکا: حماس مسئول حوادث غزه است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
جل الخالق ... شباهت زیادی به استدلال معاویه و عمروعاص دارد که شهادت عمار یاسر را به گردن علی ع می انداختند:
١. آمریکا: تقصیر کشته شدگان است !
٢. سازمان ملل: دو طرف به بمباران و محاصره غزه پایان دهند !
٣. واقعیت : اسرائیل و حامی اصلی اش یعنی آمریکا مقصرند
در حالی که دولت آمریکا جنبش حماس را مقصر حملات اسرائیل به غزه معرفی می کند، سازمان ملل و اتحادیه اروپا خواستار پایان خشونت ها از سوی دو طرف شده اند.
چین بزرگترین طلبکار امریکا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک خبر:
چین در ماه سپتامبر بزرگترین طلبکار ایالات متحده آمریکا بوده و توانسته است جای ژاپن را به عنوان بزرگترین طلبکار خزانه داری امریکا تصاحب کند
شکنجه منتظر الزیدی از وبلاگ پاسداران
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:
آنها لباسهایم را از تنم در آوردند و به شیوه های مختلف مرا شکنجه کردند تا آنجا که گفتم کاغذی به من بدهید تا هرچه را که شما می خواهید و نام هرکس را که شما مایلید بنویسم تا بگویم او مرا مامور پرتاب کفش کرده و به من پول داده است.
الزیدی با اشاره به این که شکنجه در روز بعد هم ادامه یافت افزود، یکی از مسئولان عراقی به سراغ من آمد و گفت چرا این کار را کردی؟ من گفتم: اگر نخست وزیر عراق احساس می کند به او اهانت شده است من حاضرم به صورت کتبی از او عذرخواهی کنم، من این کار را بخاطر یتیمان و بیچارگان انجام دادم
نابخردی در نقد یا طنز احمدی نژاد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
متاسفانه ما انسانها گاهی! دچار افراط و تفریط میشویم. گاهی! نیز ابزارها و مطالب نامناسب را برای رسیدن اهداف خود بر می گزینیم و به این ترتیب به اهداف خود صدمه میزنیم. در واقع به نوعی اسیر نابخردی میشویم.
در فرهنگ و اخلاق ایرانی یا اسلامی، توهین و استهزا کننده، از اعتبار داشته و نداشته ی خود خرج میکند. اگر به تیترهای صفحه اول هر روز روزنامه های منتقد دولت نگاه کنیم می بینیم که بخش مهمی از آنها به نقل قول های مستقیم مدیران کشور و انتقادهای صریح کارشناسان و سیاستمداران قابل کشور مربوط است. موضوعی که وظیفه ی انسانی و ملی و دینی هر فرد علاقمند به آینده کشور است. یعنی مخالفت با سیاستهای جاری دولت نهم. ولی گاهی تحقیر و توهین جای نقد را میگیرد.
آقای احمدی نژاد آنقدر کدهای مستقیم داده است و هر روز می دهد که برای اثبات خطاها و اشتباهات و آسیب هایی که اتفاق افتاده به چیز دیگری نیاز نیست. چه نیازی به بی ادبی و توهین است؟!
البته طنز حساب و کتابی جدای از نقد دارد و مجال بیشتری برای سر به سر گذاردن با افراد و اندیشه ها در اختیار افکار عمومی قرار میدهد ولی حتی در طنز نیز باید جانب اخلاق را رعایت کرد. اگر قد وی کوتاه تر از بعضی دیگر است، مهم نیست. بسیاری از انسانهای شریف کوتاهند و بسیاری اگر های دیگر که میدانیم.
اینکه به واقع خداحافظی با دولت احمدی نژاد در بهار ۸۸ و برخورداری از عقلانیت و تدبیر در کشورداری حق مسلم مردم ایران است داستانی متفاوت از توهین به یک فرد است.
===============
آمریکا دولتی زورگو و مورد انتقاد شدید روشنفکران و شخصیت های اندیشمند جهانی است. موضوعی است که بارها به سطح اعتراض موسسات مستقل بین المللی و حتی دولتها رسیده و در قافلب اعتراض مجمع سازمان ملل و حتی صدور قطعنامه های سازمان ملل و البته وتوی آمریکا بروز کرده است. شاید مهمترین محور این زورگویی، رفتار یک جانبه و زورگویانه در عرصه بین المللی و حمایت از مهمترین ظلم مجسم سیاسی و اجتماعی سده اخیر یعنی دولت اسرائیل باشد. حالا اگر کسانی به وجوه خنثی یا مثبت آمریکا حمله کنند، نهایت بی خردی و البته مورد رضایت آمریکا است.
تجزیه و ترکیب سید ابراهیم نبوی و شبکه تلویزیونی صدای آمریکا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بی تردید سید ابراهیم نبوی شاخص ترین چهره ی طنز پرداز است. ابتکارات وی در طنز برای خوانندگان عادی چون من بسیار لذتبخش و هیجان انگیز است ولی ترکیب این استعداد و توانایی با یک زندگی عمیقا سیاسی و بدتر از آن حضور در برابر انتظاراتی متفاوت با مبنایی غیر خودی، ترکیب آزار دهنده ای را ایجاد میکند. البته نقش اقدامات نابخردانه خودی در شکل گیری این شرایط زیاد است.
تفاوت تجزیه و ترکیب گاهی خیلی زیاد است.
بوش: شکست اطلاعاتی در عراق بزرگترین تاسف من است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
جورج بوش بزرگترین عامل تاسف دوران ریاست جمهوری خود را "شکست اطلاعاتی" در ارزیابی تهدید حکومت صدام حسین برای ایالات متحده عنوان کرده است.
تغییر بدون شرح و با عکس از وبلاگ کژمژ حمید محمود زاده
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:
آمریکا ١٩٣٠
اعدام دو سیاه پوست توسط ١٠.٠٠٠ نفر سفید پوست

آمریکا ١٩۵٠
جدا سازی محل آبخوری سیاه پوستان و سفید پوستان

آمریکا ١٩۵٧
اولین سیاه پوست در مدرسه سفید پوستان که توسط سفید پوستان به تمسخر گرفته شده است

آمریکا امروز
یک سیاه پوست ریس جمهور ایالات متحده آمریکا

آغازی بر پایان ابرقدرتی آمریکا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
قاعده:
درس بزرگ تاریخ که هر حکومتی را پایانی است.
به میزانی که رفتار غیرعقلایی دولتها و بی تدبیری و یکه تازی افزایش یابد، احتمال سقوط و اضمحلال آنها بیشتر است.
نقطه شروع شکست امپراطوری ها معمولا به شرایط اقتصادی آنها باز میگردد. وجود اختلالات اقتصادی در زیر ساختها مهمترین دلیل شکست و فروپاشی هاست.
نمونه 1:
اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، از خلا قدرت ناشی از شکست آمریکا در ایران برای حمله نظامی به افغانستان استفاده کرد ولی گرفتار مردابی شد که سرمایه های انسانی و اعتباری و مالی اش را از میان برد. آنقدر انرژی و سرمایه هدر داد تا فروپاشید.
نمونه 2:
آمریکا نیز چنین مسیری را رفت. در خلا ناشی از فروپاشی شوروی، سیاست یکجانبه گرایی جهانی را دنبال کرد و در آخرین صحنه اش با اعلان جنگ جهانی علیه تروریسم در افغانستان و عراق زمینگیر شد. آنقدر هزینه کرد که به بزرگترین بحران اقتصادی اش دچار شد. الگوهای اقتصادی آمریکا دیگر پذیرفتنی نیست. بحران بانکهای آمریکایی یعنی بحران در زیرساخت اقتصاد آمریکا .آمریکایی ها فقط خرج میکنند. علامتی از بازگشت آمریکا به اقتصاد موفق دیده نمیشود. ظاهرا آمریکا بازی را باخته است. همه دنبال جدا شدن از آمریکا هستند تا با آمریکا پایین نروند.
در واقع خرج آمریکا سالهاست بیش از درآمداین کشور است و مردم آمریکا نیز چندان آماده پذیرش شرایط دشوار نیستند. اینترنت و تعاملات جهانی در تبادل اطلاعات نقش زیادی بر آشکار شدن همه چیز و از آن جمله ضعفهای آمریکا داشته است.
آمریکا رقابت را در زمینه های مختلف باخته است:
تولید صنایع کوچک و بزرگ و سخت افزار را به چین
پیشرفت های نظامی را به چین
فضا را به چین و هند
نرم افزار را به هند
اتومبیل سازی را به ژاپن
دانشگاهها به جهانیان و حتی عربها
احترام و اعتبار را به دلیل یکجانبه گرایی و جنگ افروزی در جهان
سیاست را به دلیل پیروی کورکورانه از اسرائیل
و با آنچه می ماند چون هالیوود تکراری و ضعیف نیز کاری از پیش نمی رود
آینده:
آیا جنگ دیگری در راه است؟
ممکن است.
احتمال بیشتر از جنگ، غلبه عقلانیت و تغییر شرایط عمومی جهان با رویکرد احترام به حقوق ملتهاست. حل و فصل عادلانه مناقشه فلسطین نخستین نشانه از این گرایش میتواند باشد.
در زمینه اقتصادی، آب و معادن در جهان فردا مهم تر از گذشته اند. چالشی که موقعیت چین را تحت تاثیر منفی قرار میدهد.
روسیه با کوچک شدن و بهره گرفتن از پول ناشی از فروش انرژی رشد زیادی کرده است ولی همچنان فاقد زیرساخت توسعه مناسب است و به دلیل اقتدارگرایی و غیرقابل اعتماد بودن، آینده چندان روشنی ندارد.
فراموش نکنیم که شلیک موشک چینی به ماهواره چینی، زنگ خطر مهمی است که هنوز هیچ قدرت نظامی در جهان پاسخ مشابهی نتوانسته بدهد.
اروپا نیز که سالهاست به درجه دو بودن تن داده و مجموعه امپراطوری های کهن و حاشیه نشینی چون یونان و ایتالیا(رم) و اسپانیا و بریتانیای کبیر، نظاره گر اندک تحرک فرانسه و آلمان هستند و برای فعالیتهای اقتصادی این دو کشور گهگاهی کف و دست میزنند.
اگر آمریکا روزنه امیدی دارد، به دلیل معادن و گستردگی سرزمین های قابل کشت آن است. آغاز یک دوره جدید از انزواگرایی آمریکا برای جهانیان و به ویژه آمریکایی ها ارزشمند و پر فایده است.
رابطه با آمریکا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
منظور از رابطه با یک کشور، صرفا تشکیل دفتر نمایندگی یا ایجاد تماس های مستقیم نیست. رابطه و تماس ایران و آمریکا و یا ایران و عراق در طول ماجرای گروگانگیری یا جنگ نیز هیچگاه قطع نشد. منظور از رابطه با ایران و آمریکا، رابطه ای مستمر و چند وجهی و مفید بر منافع ملی طرفین است.
حل دعوا و مناقشات بر اساس منافع طرفین دنبال میشود. گاهی یک طرف منازعه و جنگ را دنبال میکند و دیگری آشتی را. در چنین شرایطی امکان زیادی برای صلح وجود ندارد. گاهی هر دو به دنبال حل مسائل هستند و به حداقل دستاوردهایی میرسند.
پس از آنکه طرفین بر سر حل مناقشات تصمیم گرفتند، مسئله به مهارت های دیپلماتیک طرفین باز میگردد. بطور مثال در مورد مصر، تصمیم به تجدید رابطه از سوی طرفین سالها پیش گرفته شده است ولی مشکلات موجود را مهارتهای دیپلماتیک در طول ده سال گذشته نتوانسته مرتفع کند و مسائل بسیار ساده ای که با سرعت عمل و دقت قابل رفع و رجوع بود، موجب توقف اجرای تصمیم گیری استراتژیک شده است.
رابطه آمریکا و ایران در گذشته، رابطه گرگ و میش بوده است، یعنی آمریکا رسما و علنا و آن هم به کرات در امور داخلی ایران تا سطح کودتای نظامی مداخله کرده است، آن هم با اهدافی کاملا یک طرفه و مبتنی بر منافع ملی کشور خودش. حل بخشی از اختلافات و یافتن منافع مشترک مقدمه ی تصمیم برای تجدید رابطه است. این پروژه پس از این مرحله نیز نیازمند مهارتهای دیپلماتیک ویژه است.
پرداخت مستقیم 600 دلار به شهروندان آمریکایی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اخیرا دولت آمریکا بعنوان تدبیری برای حمایت از مردم در برابر تورم به هر شهروند خود مبلغ ۶٠٠ دلار پرداخت میکند. افزایش قدرت مالی مردم به روش مستقیم طرحی است که ظاهرا به آمریکا نیز راه یافته است.
زمانی که آقای کروبی پرداخت نقدی از محل کاهش سوبسید (یارانه) نان و سوخت را مطرح کرد، عده ی زیادی از نخبگان آن را بدبینانه رد کردند. بعدها معلوم شد که پرداخت مستقیم به مردم بجای توسعه شبکه دولتی برای ارائه خدمات، راه حل منطقی تری است و با سیاستهای اصلاح کشور تطابق بیشتری دارد.
تغییر نگاه آمریکا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اگر واقعا نگاه آمریکایی تغییر کند، خیلی چیزها تغییر خواهد کرد. آنچه موجب تغییر میشود، نیاز واقعی در جهان است و تغییر مدیران ارشد، بخشی از همین تغییر است. آیا امید به تغییر و اصلاحات در آمریکا، ناامید نخواهد شد!؟
نگاه فعلی آمریکا به جهان چیزی شبیه این است:

اوباما با کیست؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اوباما رئیس جمهور جدید آمریکا سمبل شعار تغییر است و بر اساس آنچه معمولا اتفاق می افتاد، روسای جمهوری به برنامه هایشان تا حد زیادی وفادارند و به زودی شاهد تغییراتی در سیاست خارجی و داخلی آمریکا خواهیم بود.
دایره این تغییرات تا چه سطح خواهد بود؟
چه تاثیری بر کشورهای دیگر خواهد داشت؟
در سیاست داخلی، بهبود شرایط اقتصادی در اولویت خواهد بود و به توفیقات چشمگیری خواهند رسید.
در سیاست خارجی و در گام نخست مساله آمریکا با دولتهای ضد آمریکایی در قاره آمریکا مطرح خواهد بود . موضوعی که با حضور یک رنگین پوست در راس قدرت سیاسی آمریکا راحت تر قابل حل است. کلید حل مسائل این منطقه کوبا است. ظاهرا شرایط رهبری کوبا نیز مستعد استقبال از ابتکارات آمریکاست.
توجه به صلح در خاورمیانه نیز بخش دیگری از سیاست اوباما خواهد بود.
اما بعید است شرایط جنگی حاکم بر تحولات سیاسی مناطق حساس را بتواند چندان تغییر دهد.
پیام تبریک احمدی نژاد به اوباما
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک خبر:
محمود احمدی نژاد که چندی پیش با قاطعیت از رای نیاوردن باراک اوباما به دلیل اینکه «نمی گذارند» سخن گفته بود به رئیس جمهور منتخب آمریکا پیام داد.
به گزارش پایگاه خبری یاری به نقل از دفتر امور رسانههای ریاستجمهوری، متن کامل پیام محمود احمدینژاد به مناسبت انتخاب باراک اوباما و کسب اکثریت آرا شرکت کنندگان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، خطاب به رئیسجمهور جدید این کشور، به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای باراک اوباما
رئیسجمهور منتخب ایالات متحده آمریکا
از اینکه توانستید آراء اکثریت شرکتکنندگان در انتخابات را به خود جلب کنید تبریک میگویم.
ادامه مطلب را در ادامه بخوانید
میدانید فرصتهایی که از ناحیه خداوند به بندگان هدیه میشوند زودگذرند و میتوانند در مسیر کمال انسان و صلاح ملتها و یا خدای ناکرده در مسیر سقوط علیه ملتها به کار گرفته شوند. امیدوارم جنابعالی با ترجیح مصالح حقیقی مردم و انصاف و عدالت بر تقاضاهای سیریناپذیر اقلیتی خودخواه و ناصالح، از فرصت خدمت، حداکثر استفاده را به عمل آورید و نام نیکی از خود به جای بگذارید.
توقع عمومی این است که پاسخگویی سریع و روشن به مطالبه تحول صحیح و اساسی در سیاستهای داخلی و خارجی دولت آمریکا که خواست همه ملتهای جهان و ملت آمریکاست، سرلوحه و محور همه برنامهها و اقدامات دولت آینده شما قرار گیرد.
از سویی ملت آمریکا که دارای گرایشات معنوی است انتظار دارند که همه توان و همت دولت در مسیر خدمت به مردم، اصلاح وضعیت بحرانی اقتصادی، بازیابی حیثیت، روحیه و امید آنان و رفع کامل فقر و تبعیض، احترام کامل به کرامت، امنیت و حقوق انسانی و تقویت بنیانهای خانواده که از جمله تعلیمات انبیاء الهی است در سرزمین آمریکا مصروف شود.
از سوی دیگر، ملتهای جهان انتظار دارند که سیاستهای مبتنی بر جنگطلبی، اشغالگری، زورگویی، فریبکاری، تحقیر ملت ها و تحمیل روابط تبعیضآمیز و غیرعادلانه بر آنان و بر مناسبات جهانی که موجب انزجار همه ملتها و اکثریت دولتها از حاکمان آمریکا و مشوهشدن حیثیت مردم آن کشور شده است به رفتاری مبتنی بر عدالت و احترام به حقوق انسانها و ملتها، دوستی و عدم دخالت در امور دیگران تبدیل گردد و دایره دخالتهای دولت آمریکا به مرزهای جغرافیایی آن کشور محدود شود. به ویژه در منطقه حساس خاورمیانه، انتظار آن است که رفتار ناعادلانه 60 ساله به سوی استیفای کامل حقوق حقه ملتها به خصوص ملتهای مظلوم فلسطین، عراق و افغانستان تغییر جهت دهد.
ملت بزرگ و تمدنساز و عدالتجوی ایران از تحولات اساسی، عادلانه و واقعی در سیاستها و رفتارها به ویژه در این منطقه استقبال میکند.
اگر در مسیر الهی و در جهت اجرای تعلیمات پیامبران الهی گام برداشته شود امید میرود که خدای بزرگ یاری کند و خسارات سنگین گذشته تا حدودی جبران شود.
از خداوند متعال برای آحاد بشریت و همه ملتها، سعادت، سلامت، سربلندی و رفاه و برای حاکمان و مدیران جوامع عبرتآموزی از گذشتگان، اغتنام فرصت خدمت، بسط مهرورزی، رفع ظلم و برپایی عدالت و رعایت دستورات الهی، مسئلت دارم.
روابط ایران و آمریکا و ماجراهای مختلف
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
روابط ایران و آمریکا از ابتدای تا کنون فراز و نشیب های زیادی داشته است و همچنان موضوعی جدی و زنده در سیاست خارجی ایران و آمریکا می باشد.
سالروز تسخیر لانه جاسوسی با انگیزه ی اعتراضی آغاز شد و به یک پدیده تاثیر گذار در سرنوشت انقلاب اسلامی بدل شد. با حمایت امام خمینی ره این حرکت با عنوان انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامیده شد.
شاید دلیل آن اینست که انقلاب اول، حرکتی ضد استبدادی بود و انقلاب دوم، حرکتی ضد استعماری بود. یکی مبارزه با شاه بود و دیگری مبارزه با ابرقدرت جهانی. به همین سادگی.
معجزه اسرائیلی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
فاصله اوباما و مک کین زیاد است. حمایت قاطع هفتاد و شش درصد اسرائیلی های آمریکایی تبار، از مک کین نشان میدهد که اگر اوباما پیروز شود، برای نخستین بار اسرائیلی ها اساسا دلخور میشوند. البته پیوندهای آمریکا و اسرائیل زیاد است ولی این تغییر معنادار است.
البته احتمال معجزه اسرائیلی در انتخابات را نباید نادیده گرفت.
رابطه ایران و آمریکا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مذاکرات سیاسی هر چقدر برپایه های موقعیت واقعی طرفین در نقشه سیاسی جهان باشد، واقعی تر است.
زمانی که دو کشور با منافع ملی متفاوت (غیر مرتبط) در کنار یکدیگر قرار میگرند: ایران و بورکینافاسو: دیپلماسی نمایشی
زمانی که دو کشور با منافع ملی متفاوت (متضاد) در کنار یکدیگر قرار میگیرند: ایران و آمریکا: دیپلماسی برای کاهش زیان
رفتار ایران با آمریکا در زمان دولت نهم تا حدی از جنس اول است. یعنی به لفاظی های دیپلماتیک مربوط است و گرنه شرایط برای تفاهم و نزدیکی در واقعیت موجود نیست. اخیرا نیز این موضوع در موضع گیری های طرفین بیشتر دیده میشود.
اوباما بر مک کین برتری قاطعی دارد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لغو تابعیت یک ایرانی به دلیل مشاوره به شرکتی ایرانی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یک مقام سابق دولت جمهوری اسلامی به جرم نقض قوانین آمریکا در زمینه تحریم ایران به تقریبا سه سال حبس محکوم شده است.
روز سه شنبه یک دادگاه فدرال سید محمود موسوی، 49 ساله، ساکن شهر "دایاموند بار" در شرق لس آنجلس را 12500 دلار جریمه و تابعیت او را باطل کرد.
به گفته پلیس فدرال آمریکا، اف بی آی، آقای موسوی پیش از مهاجرت به آمریکا از بازجویان دادگاه انقلاب اسلامی بوده است.
دادستان ها گفتند که وی در سال 2002 با دادن مشورت به شرکتی در ایران قوانین آمریکا در تحریم ایران را زیر پا گذاشت.
بخشی از بدهی آمریکا به جهان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
میزان بدهی های دولت آمریکا به قدری بالا رفته که تابلوی شمارشگر قروض ملی این کشور که در نیویورک نصب شده، فضای کافی برای ثبت رقم جدید ندارد.
این شمارشگر، میزان بدهی کشور آمریکا را ثبت کرده و نمایش می دهد اما ماه گذشته که میزان این بدهی از مرز 10 تریلیون دلار گذشت، این تابلو دیگر قادر نبود تمام ارقام را نشان دهد.
این تابلو در سال 1989 نصب شد تا وام 2.7 تریلیون دلاری آن زمان این کشور را نشان دهد.
صاحبان این شمارشگر می گویند که دو صفر دیگر به صفحه آن اضافه خواهند کرد که بتوانند رقم هزار تریلیون را ثبت کند.
دلارهای اضافی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تصور کنید اگر در این شرایط که بحران بدهی های عظیم آمریکا خبر اول چند هفته اخیر جهان شده است، دلارهای آمریکا از سوی مردم کشورها به ارزهای ملی دیگر تبدیل شود، چه بلایی بر سر آمریکا می آید؟
بدهی بالا و انتشار دلارهای بی پشتوانه یک سیاست موفق و پایدار نیست.
بحرانی بی سابقه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در پی مخالفت مجلس نمایندگان آمریکا با طرح نجات بازارهای مالی، ارزش سهام در بورس نیویورک به شدت کاهش یافته است.
در پی انتشار این خبر، شاخص داوجونز بیشتر از ۷۰۰ واحد سفوط کرد که بیشترین میزان کاهش آن در یک روز است.
طرح نجات بازارهای مالی آمریکا پس از آن در مجلس نمایندگان آمریکا به رای گذاشته شد که وزارت خزانه داری ایالات متحده و رهبران دو حزب دموکرات و جمهوری خواه پس از ساعت ها مذاکره و رایزنی از توافق درباره کلیات این طرح خبر داده بودند.
دو سوم نمایندگان حزب جمهوری خواه و ۹۵ تن از نمایندگان دموکرات به این طرح رای منفی دادند.
نظر منفی مردم به سیاست نبرد علیه تروریسم آمریکا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نظرسنجی جدید سرویس جهانی بی بی سی حاکی از آن است که اکثر مردم در ۲۳ کشور دنیا تلاش های تحت رهبری آمریکا برای مبارزه با تروریسم را ناموفق می دانند.
جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، در پی حملات ۱۱ سپتامبر سیاست "نبرد علیه تروریسم" را اتخاذ کرد تا با استفاده از تمام ابزارهای در اختیار کشورش از جمله قوای نظامی گروه های افراطی مانند شبکه القاعده را از بین ببرد.
اما در نظرسنجی جدید بی بی سی، حداقل ۳۰ درصد شرکت کنندگان گفته اند که برنامه نبرد با تروریسم جورج بوش، به تقویت القاعده منجر شده است.
اکثر مردم در ۲۳ کشوری که بی بی سی در آن نظرسنجی جدید را انجام داده است، به استثنای مصر و پاکستان، دارای نظر منفی نسبت به القاعده هستند.
تروریسم و سلطه طلبی توامان ذلیل جنبش صلح جهانی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
چه بخش از مشکلات جهان به تروریستها باز میگردد؟ چه صدماتی در جهان به دلیل اقدامات ابتدایی تروریستها و چه صدماتی ناشی از اقدامات متقابل ضد تروریستی متوجه جهان و جهانیان شده است؟
اگر بیماری با جراحی ممکن است به دلیل گسترش عفونت به همه ی بدنش بمیرد، جراحی نمیشود. ولو اگر بصورت تدریجی بمیرد. پس چطور در جهانی که تروریسم را که میتوان با ابزارهای فرهنگی و اقدامات انسانی منکوب کرد، با پاشیدن بنزین و نفت سلطه گری و ظلم توسعه میدهند؟
اندیشه و فکر مبارزه اصولی با تروریسم بایکوت میشود و جنگ طلبان آمریکایی و اروپایی در سراسر جهان به یکه تازی مشغولند. اخیرا روسها نیز وارد عرصه شده اند. گویا دل شان برای دوران تزارها و شوروی سابق تنگ شده است.
این تهاجم قدرت های سلطه گر جهانی که جهان را به آتش و خون کشیده است نیاز به چاره اندیشی دارد.
حتی سلطه گران را میتوان با تقویت صلح خواهی در جهان به جای خود نشان، تروریسم که محصول و نتیجه ی احمقانه ی همین سلطه گری هاست، جای خود دارد.
۱۳۳ میلیون: تعداد وبلاگهای جهان از وبلاگستان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگ یک پزشک:
تکنوراتی ، موتور جستجوی وبلاگها است و وبلاگها را رصد می کند، از سال ۲۰۰۴، تکنوارتی گزارشهای سالانهای در مورد وبلاگها و وبلاگنویسی منتشر میکند که در ان اطلاعات جالبی در مورد تعداد وبلاگها در جهان، تعداد پست های منتشر شده به وسیله آنها در روز، زبانهای وبلاگنویسان و … به مخاطبان میدهد. اما در گزارش سال ۲۰۰۸، تکنوراتی تصمیم گرفته است که گامی فراتر از دادن این اطلاعات خام بردارد و با پرسشنامههای مستقیما سؤالاتی در مورد وبلاگنویسی از وبلاگنویسان بپرسد و یک گزارش جالب پنج قسمتی را منتشر کند.
تا لحظه نگارش این سطور، دو قسمت از این گزارشهای منتشر شده است.
وبلاگها رسانه های اصلی هستند: تکنوراتی با نقل قول یک سری آمار این گونه استدلال کرده است که وبلاگها که روز رسانههای شخصی و فرعی بودند، توانستهاند رسانههای اصلی و نشریات را کنار بزننند و بدل به رسانههای اصلی شوند:
- در آمریکا وبلاگها ۷۷/۷ میلیون بازدیدکننده دارند. به علاوه اگر وبلاگهای فیسبوک و مای اسپیس را هم در نظر بگیریمع تعداد مخاطبان وبلاگها به ۱۸۸/۹ میلیون نفر میرسد.
- در آمریکا ۵۰ درصد کاربران اینترنت وبلاگ میخوانند و ۱۲ درصد آنها وبلاگ مینویسند.
- ۷۷ درصد کاربران فعال اینترنت، وبلاگ میخوانند.
- ۳۶۴ میلیون نفر در جهان، وبلاگ میخوانند و ۱۸۴ میلیون نفر، وبلاگ دارند.
۱۳۳ میلیون: تعداد وبلاگهای ایندکس شده در تکنوراتی: از سال ۲۰۰۲ تا به حال تکنوراتی توانسته است ۱۳۳ میلیون وبلاگ را ایندکس کند.

- ۴۸ درصد وبلاگنویسهای ساکن آمریکای شمالی هستند، در حالی که فقط ۱۳ درصد آنها آسیایی هستند.
- دو سوم وبلاگنویسها در جهان مرد هستند و نیمی از آنها بین ۱۸ تا ۳۴ سال سن دارند. اما در آمریکا، این آمار متفاوت است که نشاندهنده فراگیرتر بودن پدیده وبلاگنویسی در آمرکا است، در آمریکا ۵۷ درصد وبلاگنویسها مرد هستند و ۴۲ درصد آنها بین ۱۸ تا ۳۵ سال، سن دارند.
۹۰۰ هزار: تعداد پستهای منتشر شده توسط وبلاگنویسان در هر روز
درصد بسیار کمی از وبلاگنویسان واقعا فعال هستند: از ۱۳۳ میلیون وبلاگی که تکنوراتی رصد میکند تنها ۱/۵ میلیون وبلاگ و به عبارت دیگر ۱/۱ درصد آنها، به صورت هفتگی، پستی منتشر میکنند و بهروز میشوند!
خوب اینها اعداد و آماری بودند که در قسمتها اول و دوم گزارش پنج قسمتی تکنوراتی، نظر من را به خود جلب کردند.
رقابت میان مککین و اوباما در ایالتهای ارغوانی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مرجع:
دموکراسی آمریکایی به نوعی یک نوع دموکراسی غیرمستقیم است. به این دلیل که ممکن است یک کاندیدا در مجموع ایالتها رأی بیشتری را به خود اختصاص دهد اما تعداد رأیهای - الکترال کالج کمتری داشته باشد
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
رقابت بین دو کاندیدای رییسجمهوری آمریکا، جان مککین جمهوریخواه و باراک اوبامای دموکرات، در ایالتهایی که نه کاملاً قرمز (جمهوریخواه) و نه کاملاً آبی (دموکرات) بلکه ارغوانی هستند، با شتاب و هیجان زیادی ادامه دارد.
باراک اوباما قبلاً اعلام کرده بود که استراتژی کمپین در ۵۰ ایالت را دنبال میکند. اما نقشه انتخاباتی آمریکا عملاً امکان چنین کاری را از وی میگیرد و بهعلاوه بخش عمدهای از بودجه کمپین وی را هدر خواهد داد.
برای فهمیدن نحوه نبردی که طی هفتههای آینده رییسجمهوری به وسیله آن مشخص خواهد شد، نگاه به سیستم منحصر به فرد انتخاباتی آمریکا ضروری به نظر میرسد.
برخلاف بسیاری از دموکراسیها، رییسجمهوری در آمریکا توسط رأی مستقیم مردم انتخاب نمیشود؛ بلکه جمعی از نمایندگان ایالتها هستند که به تعیین رییسجمهور اقدام میکنند.
به این ترتیب که هر ۵۰ ایالت آمریکا بهعلاوه منطقه پایتخت، واشنگتن، بر اساس تعداد نمایندگان در کنگره و نیز سنا، تعدادی رأی دارند. که مجموع آن ۵۳۸ نفر است. بنابراین مردم رأی میدهند و این نمایندگان را انتخاب میکنند.

نقشه توزیع رای در سیستم الکتورال کالج، سال ۲۰۰۴ (منبع: ویکیپدیا)
در خصوص اینکه به هر ایالت چند نماینده تعلق میگیرد، میتوان گفت هر ایالت دو نماینده به سنا میفرستد و تعداد نمایندگان در کنگره نیز بستگی به جمعیت آن ایالت دارد.
بنابراین ایالتهای با جمعیت بالا، رأی بیشتری را در انتخابات رییسجمهوری خواهند داشت. اگر کاندیدای رییسجمهوری بتواند از این میزان ۲۷۰ رای را به خود اختصاص دهد، رییسجمهور آمریکا خواهد شد.
از مجموع ۵۳۸ نمایندهی «الکترال کالج» ۴۳۵ رأی تعداد نمایندگان کنگره، ۱۰۰ رای نمایندگان سنا و در نهایت سه نماینده از شهر واشنگتندیسی هستند. میتوانید تصور کنید که ایالتهایی با جمعیت بیشتر، نماینده بیشتری در کنگره داشته و به این ترتیب رأی بیشتری برای انتخاب رییسجمهوری داشته باشند.
شش ایالتی که بیشترین نماینده را برای انتخاب رییسجمهوری معرفی میکنند عبارتند از کالیفرنیا (۵۵ رأی) تگزاس (۳۴ رأی) نیویورک (۳۱ رأی) فلوریدا (۲۷ رأی) ایلینویز (۲۱ رأی) و پنسیلوانیا(۲۱ رأی)
ایالتهایی که کمترین تعداد رای الکترال را دارند عبارتند از آلاسکا، دلاور، مونتانا، داکوتای شمالی، داکوتای جنوبی، ورمونت و ایالت وایومینگ که هر یک، سه رأی الکترال را صاحب هستند.
نکته دیگر اینکه وقتی یک کاندیدا رأی بیشتری را در یک ایالت به دست میآورد، مجموع رأی نمایندگان ایالت یا الکترال کالج همه به صندوق حزب برنده میرود و اینطور نیست که به نسبت میزان رأی مردم، رأی الکترال هم تقسیم شود.
به صورت سنتی ایالت کالیفرنیا رأی خود را به صندوق دموکراتها میریزد. ایالت جنوبی تگزاس هم همواره رأی خود را به صندوق جمهوریخواهان ریخته است. بنابراین هم دموکراتها و هم جمهوریخواهان زیادی در این دو ایالت برنامه تبلیغاتی ندارند.
ایالت نیویورک هم ایالتی دموکرات به شمار میرود. اما ایالتهایی مانند فلوریدا و پنسیلوانیا میتوانند خیلی حیاتی باشند.

اوباما در ایالتهای سفید آمریکا، رقابت نزدیکی با مککین دارد (عکس: تلگراف)
به این ترتیب دموکراسی آمریکایی به نوعی یک نوع دموکراسی غیرمستقیم است. به این دلیل که ممکن است یک کاندیدا در مجموع ایالتها رأی بیشتری را به خود اختصاص دهد اما تعداد رأیهای - الکترال کالج کمتری داشته باشد.
مانند سال ۲۰۰۰ که در آن ال گور، کاندیدای دموکراتها رأی بیشتری داشت؛ اما تعداد الکترال کالج کمتری را به خود اختصاص داد و به این ترتیب جورج دبلیو بوش به ریاست جمهوری رسید. اگرچه حرف و حدیثهای بسیار زیادی در مورد نحوه شمارش آرا در ایالت حساس فلوریدا وجود داشت.
در انتخابات امسال نیز گمان میرود که باراک اوباما به دلیل استقبال دموکراتها در ثبتنام برای رأی دادن، در مجموع رأی بیشتری بیاورد. با این وجود وی باید بتواند در ایالتهایی که رأی مستقل زیادی دارد و بخشی از دموکراتها و جمهوریخواهاناش بسته به دوره ریاست جمهوری رأی خود را به صندوق حزب دیگر میریزند، جدال نزدیکی را به پیش ببرد.
اهمیت مبارزات انتخاباتی در این ایالتها از این جهت است که فرد برنده ممکن است تنها ۲۰ هزار رأی بیشتر و یا حتی کمتر از آن را به دست بیاورد.
کمپینهای مختلف با دقت بسیار رفتار انتخاباتی گروههای مختلف سنی، قومی و نژادی را در دورههای قبل بررسی و سپس با توجه به اینکه این گروهها چه حساسیتهایی دارند، به انتخاب پیام انتخاباتی در آن ایالت اقدام و نحوه فعالیتهای کمپین را تنظیم میکنند.
نکتهای که میتواند برای اوباما طی هفتههای باقیمانده به انتخابات نگرانکننده باشد، این است که در اغلب ایالتهایی که رقابت نزدیکی با مککین دارد، ایالتهای سفید آمریکا هستند و اگرچه ممکن است به صورت سنتی مردم عقیده درونی خود را نسبت به یک کاندیدای سیاه مطرح کنند - در گفت و گو با رسانهها و حتی در نظرسنجیها - اما هنگام رأی دادن عملاً آن را نشان میدهند.

باراک اوباما اعلام کرده بود که استراتژی کمپین در ۵۰ ایالت را دنبال میکند (عکس: واشینگتنپست)
نکته دیگر در انتخابات آمریکا این است که مردم رییسجمهوری و معاون وی را با یکدیگر انتخاب میکنند، بنابراین اگر اتفاقی برای رییسجمهوری بیفتد، معاون وی سکان اداره کشور را تا انتخابات بعدی به عهده میگیرد.
در حال حاضر تمرکز کاندیداهای ریاست جمهوری خیلی روی ایالتهایی است که نظرسنجیها نشان میدهد که فاصله اوباما و مککین کم است. بسته به کاندیداها، ایالتهایی نیز که میتوانند تعیینکننده باشند، تغییر میکند.
برای مثال امسال به دلیل وضعیت بد اقتصادی در برخی ایالتها مانند پنسیلوانیا و اوهایو، فاصله کاندیداها نزدیک است و هر دو سعی میکنند برنامههای اقتصادی را که میتواند نویدبخش ایجاد شغل و کاهش بیکاری باشد، با قوت بیشتری در این ایالتها که موضوع اقتصاد موضوع اصلیشان به شمار میرود، ارایه کنند.
باراک اوباما در ایالتهای نزدیک به مککین تبلیغات شدید تلویزیونی دارد و شبکه داوطلبان گستردهای را از میان جوانان به خود جلب کرده است.
از سوی دیگر جمهوریخواهان نیز که تا قبل از حضور سارا پیلین بهعنوان کاندیدای معاون رییسجمهوری چندان رغبتی به حمایت از مککین نشان نمیدانند، به نحوی که جلسات سخنرانی وی به سختی بالغ بر هزار نفر میشد، هماکنون با حضور وی تجمعات ۱۰ تا ۱۵ هزار نفری را برگزار می کنند.
سارا پیلین طی روزهای گذشته چند درصد از محبوبیت اولیه خود را در نظرسنجیهای مختلف از دست داده است. به اعتقاد برخی این به دلیل مسایلی است که در مورد زندگی او منتشر شده است.
تا همین چند سال قبل
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

عکس از اینترنت
رفتار نژادپرستانه با شعار و در کوتاه مدت تغییر نمیکند. دنیای خشونت و جنگ و ستیزه همچنان عربده میکشد.
تفسیر مشترک آمریکا و اصولگرایان از اصلاح طلبی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اصولگرایان تندرو و آمریکایی ها دیدگاه مشترکی در باره اصلاح طلبی دارند. اصلاح طلبی از نظر آنان کسانی هستند که به تغییر رژیم ایران فکر میکنند ولی رژیم از نظر آمریکایی یعنی جمهوری اسلامی و از نظر اصولگرایان یعنی حکومت خودشان. به همین جهت حمله به اصلاح طلبان از دو سو ادامه دارد و هر دو طرف اصلاح طلبان را به وابستگی و همراهی با دیگری متهم میکنند. در چنین شرایطی ایجاد جریان موثر تنها با تکیه به جنبش اجتماعی اصلاحات ممکن است.
در حاکمیت نیز جریاناتی وجود دارند که نسبت به افراط و تفریط نگران هستند و به سهم خود در بهبود شرایط میتوانند موثر باشند ولی این گروه به دلیل غلبه جریان تندرو در بخش های اصلی تصمیم گیری، قدرت مانور محدودتری پیدا کرده اند.
========================
موضع اصلاح طلبان در انتخابات کشور شرکت در انتخابات برای شکست اصولگرایان بود. سیاستی که آمریکایی ها حمایت نمیکردند ولی اصولگرایان از طریق رسانه ملی همچنان مدعی شدند که اصلاح طلبان با آمریکا همسو و همگام هستند.
===============
اصلاح طلبی جنبشی است برای اصلاح امور با شاخصه های ارزشی ایران اسلامی. رهبران این حرکت اصلاح طلبی افرادی چون خاتمی٬ کروبی و موسوی خوئینی ها هستند. مراجع دینی و فقهایی چون آیت الله موسوی اردبیلی٬ آیت الله صانعی٬ آیت الله بجنوردی و آیت الله بیات و فعالین مجمع مدرسین حوزه علمیه قم به این جریان منتسب هستند از نظر فکری خط امام و بیت امام و مهندس میرحسین موسوی و بخش اعظم بضاعت سیاسی و اجرایی کشور در دوران دفاع مقدس و اصلاحات به این حوزه مربوطند. گروههای دیگر سیاسی و اجتماعی که از وضعیت نابهنجار موجود ناراضی هستند به درجاتی حول این جریان شکل گرفته اند و علیرغم تفاوت و تنوع دیدگاه٬ همگی به درجاتی بر لزوم عقلانیت و دیانت در تصمیم گیری تاکید دارند.
====================
بدون وجود مستندات کافی نمیتوان از وجود نتیجه ی واحد از رفتار دو گروه به ظاهر متخاصم، تعامل در لایه های عمیق تر را نتیجه گرفت. کاری که تحلیلگران به سبک کیهان و بیست و سی به راحتی انجام میدهند. اگر چنین تحلیلی از رفتارهای اصولگرایان تندرو انجام میشد نتایج شگرفی از آن بدست می آمد.
=================
آمریکا رهبری گروهی را در جهان بر عهده دارد که به دلایل مختلف با ظهور قدرتهای مردمی مشکل دارند. همکاری آمریکا با دولتهایی که حتی مجلس ندارند و یا زنان در آن کشورها حق رای یا حتی حق رانندگی ندارند بسیار راحت تر از کشوری چون ایران است. فهم مخالفت قدرتهای جهانی با استقلال کشورها چندان سخت نیست. البته تشدید مشکلات روزمره داخلی موجب میشود که نوعی غفلت به تحرکات دشمنان سنتی مان در میان کشورهای منطقه و جهان بوجود آید.
=============
شنیده و خوانده بودیم که در سقوط دولت مردمی آلنده در شیلی، گروههای تندرو با تندروی نقش بسزایی داشتند و این نقش از سوی شرکتهای چند ملیتی و نهایتا سرویس جاسوسی آمریکا هماهنگ بود.
در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، گروههای چپ مارکسیستی در شرایطی که هنوز چین و شوروی و بلوک شرق با دعاوی مارکسیستی و لنینیستی و مائوئیستی بر نیمی از جهان حکومت میکردند، فعال شدند. طبیعی بود که چپها به شوروی و چین متمایل باشند که بسیاری از آنها نیز بودند ولی از سوی امام اصطلاح جدیدی مطرح شد. حداقل برای بعضی چون بنده عجیب و تازه بود: چپ های آمریکایی.
بعدها تعبیرات دیگری نیز امام بر همین سیاق دیدم: صدام آمریکایی ... اسلام آمریکایی ....
همه ی اینها در آن زمان یک تفسیر عمیق از عقبه جریاناتی بود که به ظاهر عکس آنچه بودند ادعا میکردند.
گزارشی که در دوران خاتمی می توانست یک بمب خبری باشد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگستان:
دیروز این گزارش را بخش های مختلف خبری تلویزیون با ذوق و شوق خاصی اعلام کرد: " صادرات آمریکا به ایران در دوره جرج بوش بیش ازده برابر شده است." کافی است چشم هایمان را ببندیم و تصور کنیم چنین خبری در زمان دولت خاتمی رخ می داد. در واقع آن زمان اصل خبر این گونه اعلام می شد: " علیرغم اقدامات خصمانه امریکا علیه ایران و تهدید مداوم این کشور به حمله و حمایت های فراوانش از رژیم صهیونیستی متاسفانه می شنویم که واردات ایران از شیطان بزرگ در دوره ریاست جمهوری خاتمی بیش از ۱۸ برابر شده است! " حالا اما می خوانیم: " هرچند تحریمهای آمریکا علیه ایران از سی سال پیش آغاز شده و تاکنون طول کشیده، اما قوانینی هست که اجازه داده تا تجهیزات کشاورزی و دارویی و چند دسته از مواد دیگر به ایران فرستاده شود... از سال 2001 تا سال گذشته، آمریکا 5،546 میلیون دلار به ایران فرستاده است؛ یعنی تقریبا 146 میلیون دلار در هر سال و این رقم را میتوان با سال 2001 مقایسه نمود که 8.3 میلیون دلار بوده و حتی اگر با تورم هم در نظر گرفته شود، ده برابر رشد کرده است. "
نکته دیگر این که معلوم نیست چرا جرج بوش از شنیدن این خبر باید سرافکنده شود و از مشتی که به دهان استکبار زده شده نتواند سر بلند کند اما دولت ما از واردات کالاهای آمریکایی باید شادمان باشد. جدا از مسایل سیاسی یادمان باشد که در اصول اقتصاد بین المللی صادرات برای هر کشور یک پیروزی اقتصادی و واردات یک شکست محسوب می شود!
مقدمات پذیرش قطعنامه 598
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
حمایت طولانی مدت غرب از صدام که از تهاجم عراق به ایران در شهریور ۵٩ آغاز شده بود، با هدف تثبیت شرایط نه جنگ نه صلح و استفاده از بحران برای تامین منافع غرب در منطقه تداوم داشت ولی در این میان عراق توانسته بود ماشین جنگی خود را به انواع سلاح های پیشرفته مسلح کند و با حمایت مالی و سیاسی دولتهای عربی از جمله کویت و عربستان و اردن به بزرگترین قدرت نظامی و با تجربه جنگی طولانی تبدیل شود.
در چنین شرایطی نگرانی از طولانی شدن جنگ و عوارض ناشی از آن چون جنگ نفتکش ها موجب شد که غرب مستقیما وارد صحنه نظامی بر علیه ایران شود. هواپیماهای فوق مدرن میراژ ٢٠٠٠ مسلح به موشکهای جدید اگزوسه و با خلبانان فرانسوی به خدمت ارتش عراق درآمدند و نیروی دریایی آمریکا مستقیما با نیروی دریایی ایران درگیری نظامی پیدا میکند و ناوچه های ایرانی را غرق میکند.
آخرین صحنه از این رویارویی آمریکایی ها، ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران بود... البته پذیرش قطعنامه توسط حضرت امام ره مقدمات دیگری نیز داشت.
تلاش بیهوده
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مخالفتهای آمریکایی ها با جمهوری اسلامی سابقه طولانی دارد ولی اختصاص چهارصد میلیون دلار برای ایجاد بی ثباتی در ایران و تغییر رژیم یک چیز متفاوت است.
اگر قرار بود که آمریکایی ها با پولشان بتوانند به نتیجه برسند، امروز از کوبا و چین و لبنان و خیلی اشخاص و دولتها اثری نبود. البته باید هوشیار بود و مهمترین هوشیاری نیز بکار بستن عقل و درایت و خرد و پرهیز از دروغ و بی تدبیری در امور است.
مهاجرت و اشغال
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مهاجرت اقوام به سرزمینها در گذشته بخشی از تعاملات اجتماعی و شکل گیری تمدن بوده است. شاید مهمترین و آخرین مهاجرت تمدن ساز، مهاجرت سفید پوستان و سیاه پوستان به قاره سرخ پوستان یعنی آمریکا بود.
احتمالا پایه گذاران اسرائیل گمان بردند که میتوانند رویه ی کشف و اشغال قاره جدید را در فلسطین اجرا کنند.
اشغالگران فلسطین تا زمانی که هزینه های اشغالگری از منافع آن بیشتر نشود به آن ادامه خواهند داد.
خروج آمریکا از عراق
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
طولانی شدن حضور آمریکا در عراق از آن جهت که موجب میشود٬ گسترش جنگ در منطقه بعنوان یک راه حل نجات آمریکا خودنمایی کند٬ برای امنیت ملی ایران خطرناک است.
تلاش برای خروج آمریکا از عراق قدمی در راه ثبات و صلح در منطقه است.
آمریکا دروغ می گوید و جمهوری اسلامی هم! از وبلاگستان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
شاید یه کم لحن اش تند باشد ولی کاملا در چارچوب است.
لینک مطلب:آمریکا دروغ می گوید و جمهوری اسلامی هم!
همه دروغ می گویند هم آمریکا و هم جمهوری اسلامی اما این کجا و آن کجا؟
آمریکا به اقتضای تجربه و تخصص رسانه ای و البته سر سوزنی عقل و شعور انسانی با سرعت و دقت و صداقت در خبرهای بی اهمیت و پیش پا افتاده مشروعیت برای منابع خبری خود ایجاد می کند و جمهوری اسلامی به خاطر حماقت ونادانی یک مسئول دست هفتم مدیریت فلان سازمان بهمان گاهی در کوچکترین مسائل هم با مردم روراست نیست و لذا مردم معمولا به رادیوی خارجی بقال محل و حرف های خاله زنکی خانم همسایه بیشتر اعتماد می کنند تا به خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی و خطبه نماز جمعه و ... چرا که درهمه اش ملاحظاتی بی دلیل و بی اساس به خیال حفظ نظام می بینند گویی نظام با خبر دستگیری یک فرمانده نیروی انتظامی از هم می پاشد!
هم آمریکا دروغ می گوید هم جمهوری اسلامی با یک تفاوت : آمریکا کوپن دروغگویی خود را برای چیزهای بزرگ هزینه می کند و جمهوری اسلامی اعتبارخبری خود را برای چیزهای کوچک ضایع می سازد .
آمریکا می گوید می خواهم دموکراسی منتشر کنم ودروغ می گوید اما چون در چیزهای کوچک همیشه راست گفته مردمش دروغ بزرگ را باور می کنند و او به ادعای سلاح کشتار جمعی جنگ ویرانگر عراق را آغاز می کند. آمریکا می گوید القاعده تهدیدی برای امنیت بین المللی است در حالی که اصل القاعده را خودش درست کرده اما چون در چیزهای کوچک راست گفته مردمش دروغ بزرگ را باور می کنند و او به افغانستان حمله می کند و ....
جمهوری اسلامی می گوید برای ایران عزت و استقلال حاصل کرده ام و از یوغ بردگی بیگانه نجاتتان داده ام و راست می گوید اما چون در چیز های کوچک و بی ارزش با مردم صادق نبوده برای قانع کردن مردم باید زور بزند .
جمهوری اسلامی می گوید انرژی هسته ای نیاز مسلم و حق طبیعی و سبب عزت ماست و راست می گوید اما چون در چیزهای کوچک دروغ گفته بعضی از مردم به سختی درستی این ادعا را می پذیرند
همه دروغ می گویند اما با این تفاوت :
در آمریکا اگر یک سناتور دزدی کند اگر یک کشیش به کودکان تجاوز نماید اگر حتی رئیس جمهور با کارمند ش بخوابد و... اعتبار و مشروعیت کل نظام شان را برای نجات یک سناتور هزینه نمی کنند واز جیب آبروو حیثیت کیان آمریکا به ماله کشی و رفع و رجوع خطای او نمی پردازند
اما در ایران اگر یک عضو شورای نگهبان یا یک نماینده مجلس خبرگان یا حتی یک فرمانده جزء نیروی انتظامی خطایی کند همه حیثیت کشور و اعتبار نظام و آبروی رهبر وبدتر و بالاتر از همه اعتقادات دینی مردم برای نجات احتمالی سردار فلان و حجت الاسلام بهمان هزینه می شود!
همه مردم در کوچه و بازار و اس ام اس موبایل و توی مترو و تاکسی از افتضاح فلان فرمانده نیروی انتظامی حرف می زنند و ... و آن وقت منابع رسمی نظام جمهوری اسلامی یک روز تکذیب می کنند و یک روز می گویند در دست بررسی است و گاهی هم اصلا به روی خودشان نمی آورند و ... انگار نه انگار که مردم همه کاره اند و به اعتبار اجازه آنان شما چند روزی مسئولیت دارید و بدتر اینکه گاهی این برخوردهای خبری چنان توهین آمیز می شود که انگار مردم ایران مشتی حیوانند و هیچ نمی فهمند و...
حالا ای کاش قضیه فقط نادانی صدا و سیما و نهادهای رسمی خبری در حوزه سیاست بود ... بدبختی این است که از روضه امام حسین تا عید غدیر و آیات قرآن همه را با هم می آمیزند وبا باور رنگ باخته بخشی از نسل جوان بازی می کنند و حتی در عرصه سیاست تنها برگ هنوز اندکی باقیمانده یعنی ولایت فقیه و رهبری فهیم و تنها را برای پوشاندن بی عرضگی و ناتوانی خود هزینه می کنند و ...
در ماجرایی مانند انفجار شیراز این موضوع دوباره به چشم آمد: مردم بعد از ساعت ها سکوت از حادثه تصادفی بودن انفجار یک کپسول گاز تا توطئه بیگانگان و از آسیب های جزئی تا کشته و زخمی شدن صدها نفر را شنیدند! چه چیز را باور کنند؟ یکی نیست بگوید برادران بزرگوار وقتی تمام اهتمام نیروهای انتظامی و امنی شد دستگیری چند جوان در یک زیرزمین و بعد اعلام افتخار آمیز خبر ضبط آلات موسیقی آنها و ... وقتی تمام مشکل آقایان شد اندازه روسری خانم ها معلوم است نخ از دست در می رود و ...
شبکه تلویزیونی صدای آمریکا VOA علیه امام خمینی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دو نکته در شبکه تلویزیونی صدای آمریکا VOA نظرم را جلب کرد.
1. این شبکه علیرغم وابستگی رسمی به دولت آمریکا، موضع ضد حکومتی شفافی نسبت به جمهوری اسلامی گرفته است. چیزی که در طول سی سال گذشته در رابطه با ایران و حتی شاید نسبت به همه ی کشورهای جهان حتی رقبای بزرگ آمریکا چون چین و روسیه، بی سابقه است.
2. جهت گیری ضد امام خمینی در برنامه های صدای آمریکا، کاملا واضح است. آنها به خوبی اهمیت اندیشه سیاسی ایران در ساختار سیاسی کشور را درک کرده اند. چیزی که بسیاری از مقامات اصولگرا و تعدادی از فعالین اصلاح طلب به آن بی توجه اند. وفاداری به مبانی اندیشه سیاسی امام ره مقدمه ی موفقیت آینده است.
شکست تجربه سیاسی تلویزیون های فارسی ضد حکومتی، در تمرکز بیشتر فعالیتهای ضد جمهوری اسلامی روی صدای آمریکا موثر بوده است.

حمله آمریکا و اسرائیل به ایران
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
فضای روابط خارجی کشور همچنان بحرانی است. اما بنظر بنده اصولا اتفاق خاصی نمیفته. البته دلیلش تعمیم خمودی داخلی به خارجی نیست. برعکس معتقدم هر چقدر در مناسبات خارجی بحران ها قابل کنترل تر است٬ در داخل با دشواری های جدی مواجه هستیم.
هر بحران داخلی همچون آتشی زیر پتو(نه زیر خاکستر) است. حتی اگر باد هم نوزد در حال گسترش است.
راه حل گذر از این شرایط خطرناک بازگشت به اصول مهمی است که اقتدار کشور بر پایه ی آنها استوار است.
وحدت در مفهوم همه با هم / نه همه با من یا ما
با استقلال (نه انزوا) و آزادی ( نه آنارشیسم یا رنگ و لعاب)٬ جمهوریت و اسلامیت نیز در مفهوم اصیل آنها.
تغییر مفاهیم و باطن و حفظ ظاهر تنها برای مدتی کوتاه و بصورت سطحی موثر است.
بخشی نگری و گروه گرایی در سایه ی نفی احزاب و گروههای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی مانع بزرگی پیش روی ارتقاء سطح مدیریت کشور و بهره وری است.
================
یکسال پیش یکی از دوستان به یکی دیگه گفت٬ ممکنه جنگ بشه! جواب شنید که:
مگه الان جنگ نیست!؟
=====================
بعضی ها میگویند که اسرائیل میاد میزنه!
بنظر میرسه اسرائیل هیچوقت تمایل حمله به ایران را نداشته است. بلکه بر عکس در بهترین شرایط که میتوانست روابطش با عربها را هم بهبود ببخشد ترجیح داد که نیروگاه های هستی ای عراق را بزند.
اسرائیل منتظر حمله ای عربی بوده و هست و خواهد بود و از اسلامی شدن مبارزه و نیز جهانی شدن آن نگرانی دارد. حمله به کشورهای غیر عربی و آنهم کشور مقتدری مثل ایران٬ صرفا در چارچوب یک استراتژی کاملا جدید و متفاوت با گذشته قابل قبول است.
بعلاوه بنظر میرسد اسرائیل در تمامی جهات سیاسی در حال عقب نشینی و به دنبال حفظ وضع موجود است. برعکس عربها و دیگر قدرتهای منطقه ای در صدد هستند از فرصتی که درآمد نفت برایشان ایجاد کرده است اقتدار خود را گسترش دهند.
در این میان رویارویی قدرتهای نفتی منطقه خاورمیانه بسیار محتمل است.
شاید رویارویی عربستان و ایران در لبنان از این زاویه قابل بررسی باشد. عربها با پول نفت باید چکار کنند؟!
سهم ارتش پاکستان نیز فراموش نشود!
به احتمال زیاد٬ آمریکا با ایران در زمینه مسائل منطقه به توافق خواهد رسید. بخصوص در زمینه عراق که شرایط بحرانی دارد. البته آمریکا به این بسنده نخواهد کرد و به دلیل ضعف موقعیت در افکار عمومی کشورهای منطقه و مخالفت دولتهای موثر منطقه٬ دنبال یک طرح کلی تری خواهد بود.
آمریکا یه قدم جلوتر آمد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دولت آمریکا موفق شد به راحتی یک قدم دیگر خودش را به ایران نزدیک کند. حالا پرونده ما روی میز شورای امنیت است. روسها که آدم فروشی را از دوره حکومت کا گ ب در زمان شوروی سابق تا امروز و حکومت پوتین حفظ کرده اند همانکاری را کردند که همه کارشناسانی که در روزنامه ها مطلب مینوشتند گفتند. یعنی منافع ملی ایران رو فروختند. اصولا همکاری با روسها هیچوقت برای هیچ کس امنیت نیاورده است. باز صد رحمت به انگلیس ها و آمریکایی ها!
چین که دیگه هیچ. با کمونیسم ملی سنتی خودش راههای تجدد رو دو پله یکی می ره بالا. ایران چیه ...؟
برخلاف بسیاری من تصور نمیکنم این تصمیم آمریکا به دلیل ضعف مذاکرات ایرانی ها بوده. بر عکس احتمالا خوب مذاکره کرده اند. مشکل اینه که قدرت مانوری برای مذاکره کنندگان نمانده. نه از نظر حمایت کارشناسانه دستگاه تصمیم گیری داخلی و نه منابع ایجاد قدرت در صحنه مذاکرات مثل عمق استراتژیک.
سی ان ان و اشتباه!
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بنظر میرسد خانم کریستین امانپور یا مترجم اشتباهی نکرده باشند. در واقع قصد رسانه ای سی ان ان با سیاست خارجی آمریکا چندان تفاوتی ندارد. تشدید درگیری... ادعای اول را چندین نفر شنیدند ولی عذر خواهی ابعاد گسترده ای نخواهد داشت.
راند اول درگیری شروع شد.
تمدن آمریکایی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سالهاست که ایالات متحده به دیالوگ بی توجه است. مهاجرت ها که اساس تشکیل اولیه تمدن آمریکایی (در سایه تمدن غربی) را گذارد و در طول سالیان دراز منابع انسانی تحولات عظیم اقتصادی آن را تامین کرد اکنون روندی متفاوت گرفته است. حتی سرمایه ها دیگر به سوی آمریکا نمیروند. تمدنی که بر اساس هجرت و تنوع اندیشه ای و آزادی شکل گرفت به دست حکومتهایی رسیده است که از قدرت برای تصرف جهان استفاده میکنند.
روزگاری شعار عدالت برای جهانیان با انزاوی آمریکا برای آمریکاییان درهم آمیخت و تصویری متفاوت از آمریکا ایجاد کرده بود ولی اکنون شعار امنیت و آزادی برای همه به کمک سیاست توسعه طلبانه آمده است. در کمتر از دو دهه دو محصول حمایت آمریکا از دشمن دشمن(یعنی القاعده و بعثیان) جهان را به آشوب و جنگ کشیده اند.
سالهاست که ایالات متحده بیش از درآمد اقتصادی اش خرج میکند از نفوذش از سرمایه هایش و از سرمایه های انسانی و مالی که در کشورش ذخیره شده خرج کرده تا در جهانی را که امروز می بینیم عرضه کند.
صلاحیت اخلاقی و توانایی اداره همچنان برای پذیرش مسئولیت شرط است وگرنه در زمره گمراهان و مغضوبین شمرده خواهند شد.
سه پیش بینی با منطق مشابه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
احتمال آغاز جنگ آمریکا برای علیه عراق را نمی دادم. احتمال پیروزی تندروترین جناح های سیاسی داخلی را نمی دادم. الان هم احتمال حمله آمریکا به ایران را دور از ذهن میدانم!
آمریکا و ایران
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در شرایط فعلی سخن از فرصتها و موفقیتها امر دشواری است. وضعیت پرونده اتمی و مواضع آژانس انرژی اتمی در صدر اخبار است و آثار آن احتمالا همچنان بر تحولات و مذاکرات سیاسی دو ماه آینده کشور سایه می افکند. کاهش نقش اروپا نتیجه این روند خواهد بود.
اما آمریکا بعد از حضور در افغانستان و عراق فرصتی یافت که با تمایزات گروههای اسلامی و حتی کشورهای اسلامی بیش از پیش آشنا شود. این ارتباط موقعیت عربهای منطقه را نزد غربی ها به شدت کاهش داده است و بطور طبیعی تمایزات دولت ایران و آنها را بیش از پیش نشان داده است. اقدامات تروریستی القاعده و گروههای افراطی اهل تسنن در مقایسه با رویکرد عاقلانه حزب الله لبنان که در چارچوب سیاست ملی لبنان حرکت میکنند تاثیر عمیقی بر غرب گذارده است.
اگر فلسطینی ها موفق به کسب حداقلی از حقوق خود شوند و صلح اعراب و اسرائیل شکل واقعی به خود بگیرد آنوقت باید منتظر نزدیکی بیشتر منافع منطقه ای آمریکایی ها و دولت ایران باشیم. تعارض سطوح رابطه به عمق منافع معضلی است که سیاستمداران دو طرف در چالشی دو ساله حل و فصل خواهند کرد.
آقای احمدی نژاد در نیویورک
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خیلی منتظر بودم ببینم که آقای احمدی نژاد در نیویورک چه میکنند. هم نگران بودم و هم منتظر اتفاقات مهم. هر دو غلط از آب در آمد ولی یه چیز جالب هم اتفاق افتاد. تاثیر قدرت دیگران بر متن تهیه شده کاملا روشن است. اگر خبر از ایسنا نبود شاید در اصل خبر بخاطر عدم تطابق بخش زیادی از محتوا و جهت گیری متن با دیدگاههای اعلان شده رئیس جمهور منتخب تردید میکردم. به هر حال بخوانید وعبرت بگیرید:
خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: سیاسی
دکتر محمود احمدی نژاد رییس جمهور کشورمان شب گذشته و در حدود ساعت 12 به وقت محلی تهران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد نخستین سخنرانیاش را ایراد نمود.
به گزارش خبرنگار سیاسی - خارجی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، متن کامل نخستین اظهارات رییس جمهور کشورمان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد که به مدت پنج دقیقه بود، به شرح زیر است:
"بسمالله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر واجعلنا من انصاره و اعوانه
به نام خداوندی که عدالت را مبنای آفرینش آسمانها و زمین و موجب قوام و صلاح امور انسانها قرار داد و آنها را به همکاری جهت خوبیها و اجتناب از بداندیشی، بدخواهی و دشمنی فراخواند.
خداوندی که پیامبران بزرگ خود همچون موسی، عیسی و محمدبن عبدالله که درود خداوند بر او باد و همهی مصلحان خداجو و خیراندیش جهان را به قیام در راه برپایی عدالت و تعالی انسانها رهنمون ساخت.
آقای رییس، عالیجنابان، خانمها و آقایان
ابتدا مراتب تشکر خود را از دبیرکل محترم و خرسندی خود را از حضور در جمع همکاران، روسای محترم کشورها و هیاتهای نمایندگی اعلام میدارم و تاسف خود را نسبت به حوادث غمبار کاظمین و توفان کاترینا ابراز داشته و با آسیب دیدگان و بازماندگان همدردی مینمایم.
سازمان ملل باید نقطهی اتکا و امید و مشارکت دولتها و ملتها و بستری جهت گفتوگو، تفاهم و همکاری در جهت تحقق صلح و آرامش جهانی باشد.
این رویکرد مستلزم آن است که:
1- عدالت در سازمان حاکم و بر مبنای منشور آن همهی اعضا از حقوق مساوی برخوردار باشند. قدرت یا ثروت بیشتر حق بیشتری برای هیچ عضوی ایجاد نکند.
2- اصول دموکراسی و اخلاق در همهی سطوح و ارکان سازمان حاکم و سازمان خود الگوی کاملی از حاکمیت این دو باشد.
3- سازمان ملل به وظیفهی خود در قبال بسط و تعمیق عدالت در سطح بینالمللی عمل نماید.
4- کشور میزبان حق بیشتری نسبت به سایر اعضا نداشته باشد و دسترسی به سازمان برای همه به آسانی صورت گیرد.
اگر اصول فوق به رسمیت شناخته شود آن گاه:
1- مهمترین چالش عصر ما فرسایش روحی انسانها به دلیل دوری نظامها از حیات معنوی و یکتاپرستی است. سازمان ملل باید دولتها را به گسترش معنویت و عشق به انسانیت رهنمون سازد. در این حالت تحقق اتحاد ملل را پایه گذاری کرده است.
2- پذیرش تئوری یکجانبه گرایی مساوی با نابودی کل ساختار سازمان ملل خواهد بود. لذا تمامی ساختار سازمان باید با حساسیت ویژه با ویروس مخرب یکجانبهگرایی مقابله نماید.
3- امروز امنیت روانی و زیستی ملتها بیش از گذشته به مخاطره افتاده است. یک جانبه گرایی، تولید و به کارگیری سلاحهای کشتار جمعی، فشارهای روحی، تهدیدات و تحمیل جنگ به ملتها به بهانهی ایجاد امنیت و رفاه برای برخی قدرتها، عملا مسوولیت سازمان ملل را برای استقرار شجاعانهی عدالت در همهی عرصههای جهانی و به نفع آرامش انسانها دوچندان کرده است. به گمان ما نمیتوان آسایش، صلح، امنیت و رفاه را در بخشی از جهان، به بهانهی جنگ، ناامنی، لشگرکشی، تبعیض و فقر در نقاط دیگر تامین کرد.
4- فلسفهی وجودی سازمان ملل بسط صلح و آرامش در جهان است، بنابراین تجویز اقدام پیشدستانه مبتنی بر ارزیابی نیتها و نه واقعیتها و رویکردی جنگ طلبانه به شکل مدرن، خلاف روح سازمان ملل و منشور آن است.
5- ترکیب شورای امنیت باید از توازن منطقی و دموکراتیک برخوردار شود و در صورت پذیرش اصل عضویت دایم تعدادی از کشورها، ترکیب قابل قبولی از نمایندگان همهی قارهها و تمدنهای عمدهی جهان به عنوان نمایندگان دایم شرکت کنند. این جانب مراتب تاسف خود را از این که بیش از 50 کشور اسلامی با جمعیتی بیش از یک میلیارد و 200 میلیون نفر و قارهی پراستعداد آفریقا هیچ نمایندهای در شورای امنیت ندارند و قارهی پهناور آسیا با تمدنهای کهن تنها یک نماینده دارد، اعلام میدارم.
6- سازمان باید در موقعیتی باشد که فارغ از اعمال نظرهای گزینشی میزبان، همهی دولتها، گروهها و تشکلهای مردمی از سراسر جهان بتوانند آزادانه به آنجا سفر کنند و بدون واهمه به گفتوگو بنشینند.
آقای رییس، عالیجنابان، خانمها، آقایان
به نظر ما تمام ملاحظات فوق آن گاه محقق خواهد شد که گفتمان حاکم بر مناسبات برخی از قدرتها از گفتمان خشونت، تبعیض و سلطه به گفتمان صلح و آرامش جهانی بر مبنای عدالت و معنویت از طریق گفتوگو، مهرورزی و احترام به انسانها تغییر یابد.
پیامبر عظیمالشان اسلام میفرماید: والاترین مرتبهی خردمندی، پس از ایمان به خدا، جلب دوستی مردم و نیکی کردن در حق همگان است. این نگرش حکیمانه به ما میآموزد که جهان یک پیکرهی واحد است که بیماری و جراحت هر عضو آن اسایش سایر اعضا را مختل میکند و به قول شاعر بزرگ ایرانی «بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار»
متشکرم
موفق و سربلند باشید"
القاعده در عراق
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
صدام دیکتاتوری خشن بود. ادعای سوسیالیستی داشت. با مذهب میانه ای نداشت. به آمریکایی ها بدگمان بود. همه اینها دلایلی بود که از نظر تئوریک امکان همکاری صدام با القاعده مذهبی و ضد سوسیالیسم و مرتبط با آمریکا را کاهش میداد.
در عمل هم که هیچ عملیاتی از سوی القاعده متکی به عراق انجام نمیشد. و گروههای طرفدار القاعده در کردستان(بخشهایی که صدام کنترل نداشت) فعال بودند.
بر اساس نتیجه هم آمریکایی ها وقتی حمله کردند و صدام را کنار گذاشتند فرصت اساسی حضور القاعده در عراق فراهم آمد.
برای همین تحلیل شرایط موجود سخته. اگر واقعا آمریکا با القاعده اینقدر دشمنی دارد و در عمل اینقدر به سود القاعده کار میکند که باید گفت دوران افول تمدن آمریکایی آغاز شده است. چرا که تنها در زمان افول قدرتهای بزرگ است که تلاشها برای ماندن موجب بیشتر فرو رفتن در باتلاق میشود.
اگر داستان چیز دیگری است که خدا به مدیران کشور ما شعور و آگاهی لازم را بدهد که با جان و مال و آبروی ملت وارد بازی هایی که از آن سر در نمیاورند نشوند.