مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
Contact me
My Profile
Previous Months Home Archive دی ۸٩ آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آذر ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ مهر ۸۳ More ...
      زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
عید سعید غدیر و ولایت حقیقت بر همگان مبارک باد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

من کنت مولاه فهذا علی مولاه

ولایت علی، ارزشی متعالی از جنس آگاهی و محبت و نه جهل و زور است

اگر حکومتی دارد که دارد، حکومتی بر دل ها و  متکی به آگاهی مردم است و همین مبنای تفاوت اساسی آن با حکومت های زور و جهل دنیاپرستان  و رمز بقای عشق به ولایت است

ولایت٬ حکومتی دنیایی از پس  رحلت رسول اکرم ص نیست

ولایت٬ عشق به همه خوبی ها و برتری های حقیقتی متعالی از ابتدا تا انتهای زندگی بشر و  راهنمای نهایت مسیر انسان عالی و کامل یعنی علی ع است

عید زیبای غدیر بر عاشقان حقیقت و محبت مبارک باد




Link      Comments () Date: چهارشنبه ۳ آذر ۱۳۸٩

روز مرد مبارک باد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

گرچه نامردان بسیارند
ولی مبارک باد این روز بزرگ
بر مردان عالم

مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi عکس

حکمت 116 از نهج البلاغه حضرت امیر الموء منین علیه السلام:

چه بسا کسی که با نعمت هایی که به او رسیده
به دام افتد
و با پرده پوشی بر گناه
فریب خورد
و با ستایش شدن
آزمایش گردد
و خدا هیچ کس را همانند مهلت دادن نیازمود


Link      Comments () Date: دوشنبه ۱٥ تیر ۱۳۸۸

آرزوهای کوچک ولی دور از دسترس از وبلاگ فخرالسادات محتشمی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

آرزوهای کوچک ولی دور از دسترس

داریم نزدیک می شیم به ولادت مولا علی (ع)

نزدیک سیزده رجب هرسال بچه ها برای گرفتن کادو برای تو به تکاپو میفتن .هیچوقت نمی تونن روی من حساب کنن برای گرفتن یک پیشنهاد درست درمون . فقط هی سفارششون می کنم چیز بی خودی نگیرینا . خودتونو به زحمت نندازین . بابا که چیزی لازم نداره بی خودی وقتتونو هدر ندین . اسراف می شه ها و بچه ها می گن اصلا از خودش می پرسیم و تو می گی هرچی خودتون دوست دارین و بچه ها سلیقه شون خیلی خوبه . خیلی خوب بوده همیشه .

کوچیک که بودن همیشه یک نقاشی قشنگ می کشیدن با یک کاردستی که گاهی به صورت جمعی تهیه می شد و پایینش با خط خوش می نوشتن پدرجان روزت مبارک! و یک دو بیتی هم ضمیمه می کردن خصوصا دختر بزرگمون که شعرای بی قافیه ش همیشه برامون شیرین بود و دوست داشتنی.

انگار همین دیروز بود که قرار بود برای اولین بار پدر بشی . شهریور 1361 و اولین سفر حج تو و من نه دلم میومد بهت بگم نرو و نه می تونستم تنها موندن تو اون روزهای سخت رو تحمل کنم و تو رفتی مآموریت. به قصد سفری بیست روزه و از همون روز اول شروع کردی به پیغام دادن و خبر رسانی و هی نوید بازگشت زودتر از موقع رو دادی و من در انتظار و تو خبری جدیدتر و من انتظار و تو وظیفه پیغام رسانیت رو سفت و سخت ادامه می دادی و من دیگه دلم به شور افتاده بود و ... تو نبودی وقتی دخترمون به دنیا اومد و من بیست روز با او نجوا می کردم در تنهایی نبود تو رو. خوب یادمه لحظه لحظه شو . همه می دونستن که لحظه دیدار تو با فرزند بیست روزه ت چقدر دیدنیه برای همین صف کشیده بودن دور ماشینی که داخلش گهواره کوچولویی یک فرشته سپیدپوش رو در بر گرفته بود و تو خم شده بودی روش و بلند نمی شدی و همه ساکت بودند و تو بلند شدی و سربه آسمان بردی و خدارو شکر کردی برای داشتن فرزندی سالم و برای این که خواب بدی که دیده بودی تعبیر نشده بود شکرانه دادی فراوان . اولین چیزی که بهت گفتم این بود : هیچگاه وقتی از چیزی مطمئن نیستی خبرشو نده . کشتی منو با این امروز و فردا کردن هات و تو گفتی آخه نمی خواستم بی خبر بمونی تو این شرایط و گفتی ببخشید که تنهات گذاشتم و ببخشید که اذیتت کردم و ...

و من بخشیدم .

بی خبری ولی خیلی بد دردیه اینو همه می دونن . از همه بیشتر اونایی که بچه هاشون تو جنگ مفقود الاثر شدن و ما پا به پاشون غصه خوردیم و انتظار کشیدیم و هم دردی کردیم باهاشون و حالا دوباره تکرار تکرار تکرار. انگار سرنوشت محتوم ما تجربه های تلخه و دیدن روزهای سختو سخت تر.

بی خبری بد دردیه و من که تو رو عادت دادم به این که تا خبر مطمئنی نداری نگی حالا دلم لک زده برای یک خبر در حد یک دقیقه یا حتی یک ثانیه در حد یک سلام . من در یک واژه سلام که از سلامتیت خبردار بشم همه پیام ها رو دریافت می کنم و در همون یک واژه همه پیام هارو بهت منتقل می کنم و اینا، این نامسلمونا از همین واهمه دارن که نمی ذارن صدات بهم برسه از ترس انرژی که باهاش منتقل می شه . دلم لک زده برای خنده هات که همه غم  غصه ها رو دور می کنه از آدم . این روزا دل خیلی ها برای خنده هات تنگ شده . همه اونایی که با خنده هات می خندیدن و غم عالم رو فراموش می کردن .

دختر اولمون درست موقع اذان ظهر به دنیا اومد و دختر دوممون موقع اذان صبح و تو باز هم نماز شکر خوندی و برای عاقبت به خیریشون دعا کردی . حالا هردوشون دلواپس تو هستن و دلتنگت . دلشون لک زده برای همه محبت های پدرانه ت و برای نصیحت های پدرانه ت و برای دلنگرونی های پدرانه ت و برای ...وعلی که گفت منو پسرتون بدونین و دونستی و دونستیم و ...

من این روزا فقط نباید این سه تا بچه رو آروم کنم و تسلا بدم. همه جوونایی که تو رو فرزندوار دوست داشتن و دارن و تو در حقشون پدری کردی و برادری کردی و مهربونی کردی و باهاشون زندگی کردی و باهات زندگی کردن، همه شون دلشون تنگ توست . دلتنگ حرفات، خنده هات، امید دادن هات، نوید دادن هات و دور کردنشون از همه ناخوشی ها ی روزگار .

همه مون دلمون تنگ شده برات مهربان .و میایم پیشت روز سیزده رجب . عید میلاد مولا علی (ع) و من همه ش نگرانم که تو با این اهمیتی که به میزبانی و خوب میزبانی کردن می دادی چطور می خوای مهموناتو تحویل بگیری سید خدا. برای ما یک لبخند کافی است . فقط کافیه بدونیم سلاممون رو شنیدی و دلت به محبت دوستان گرم تر شده.

عارفه و علی از راه دور دلشونو روونه می کنن و من و فاطمه میایم اون نزدیکی ها. تنها نمیایم با بقیه خانواده ها. اونایی که آدرس کوی عشق رو تو اون حوالی گرفتن و اونایی که هنوز سرگشته و دربه در کوچه و خیابونن برای یافتن نشونی از بچه هاشون .

می بینی مصطفی ؟ می بینی به کجا رسیدیم ؟ چی می خواستیم چی شد !!!

بهترینا تو زندان. مردم کلافه. یه عده م لابد خوشحال که به آرزوهای دیرینشون رسیدن ؟ من خیلی سعی می کنم نقش کیهانیون رو به همه گوشزد کنم حیف که رسانه نداریم حیف که تک و توک روزنامه های ما زیر تیغ سانسور تبدیل به یک تن لش بی خاصیت شدن . حیف که سایت ها هنوز فرت و فرت فله ای فیلتر می شن و روزنامه ها زیر دست سانسورچی ها سفید درمیان . حتی صحبه های خاتمی رو نذاشتن چاپ شه و اینقدر نادونن که یادشون رفته تیترش رو هم پاک کنن اقلا که خواننده در به در این صفحه و اون صفحه نشه برای خوندن مطلب به این مهمی !!!حال آدم به هم می خوره از این همه تنگ نظری . امروز رفتیم پیش آقای هاشمی رفسنجانی نه برای درددل بلکه برای دادخواهی . گفتیم شما مسئولیت داری هرچند چشم ندارن ببیننتون اما بالاخره رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و خبرگان رهبری هستین کم نیست که . حالا که مجلس تعطیله و قوه قضائیه از خودش سلب مسئولیت می کنه شما باید یه کاری بکنی . همسران و بچه های مارو هم فرزندان خودت فرض کن و بیفت دنبال کارشون . همه اسم ها برای ایشون آشنا بود . گفت از قبل از انقلاب و زمان مبارزه می شناختمشون تا حالا که همه ش تو عرصه خدمتگزاری بودن .گفتیم ما مشتی هستیم از خروار ما نماینده همه همسران و مادران اسیران بی گناهیم که تنها جرمشان شور بخشیدن به انتخابات و مشروعیت بخشیدن به نظامه و او گفت: چه پایان تلخی داشت آن حضور شیرین و گفت که هیچ وجدان بیداری از وضع موجود راضی نیست و گفت من اقداماتی کردم و حضور شما باعث شد که ترغیب بشم برای اقدامات بیشتر .

کاش همه پدرها روز ولادت اولین امام کنار خانواده هاشون بودن . کنار بچه هاشون . چقدر آرزوهای کوچکمان دور از دسترس شدن . عجب زمانه ای است !

 


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸

یا علی ... یا حسین ... یا فاطمه by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

میلاد مسعود حضرت علی علیه السلام را تبریک عرض میکنم باشد که مردمان از نامردمی خسته ی ما، در سایه ی ولایت ایشان از گزند و آسیب مصون باشند

آمین


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸

قرآن کریم و دروغگویان از وبلاگ معصومه ابتکار by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

حضرت امیر علی (ع) می گویند در فتنه ها و سختی ها باید به قرآن رجوع کرد.

البته قرآن کریم را باید با تمامیت و جامعیت آن دید. ولی این سخنی است که هر مسلمانی وقتی در مواجهه با مشکلات به آن عمل کرده، به تجربه ای مثال زدنی دست یافته است. بی شک کلام الهی با انسان سخن می گوید؛ چرا که اساسا بر همین مبنا نازل شده است.

چندی قبل عارفی از تجربه خود می گفت که در گیرودار این روزها آیات زیر را در مراجعه به قرآن خوانده است:

« هل انّبئکم علی من تنزّل الشیطین»  آیا شما را آگاه سازم که شیاطین بر چه کسی نازل می شوند .

« تنزّل علی کل افاکٍ اثیم»  شیاطین بر هر دروغگوی بهتان زننده گناهکار نازل می شوند .

«یلقّون السّمع و اکثرهم کاذبون»  آن کسانی که دزدانه گوش فرا می دهند و اکثرشان دروغگو هستند .

« والشّعرا یتّبعهم الغاوون»  و شاعران را گمراهان پیروی می کنند .

« الم تر انّهم فی کل وادیهیمون»  آیا نمی نگری که آنها در هر وادی سرگردانند ؟

« انّهم یقولون ما لا یفعلون» آنها سخنانی را می گویند که حتی یکی را انجام نمی دهند .

«الّا الذّین آمنوا و عملوالصّالحات و ذکروا الله کثیراً و انتصروا من بعد ما ظلموا و سیعلم الذّین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون» مگر آنانکه ایمان آورده و کارهای نیک و زیر بنائی می کنند و یاد خدا را بسیار دارند و به هنگامی که مورد ستم قرار گرفته اند از خدا و مردم طلب کمک خواسته اند و آنانکه ستم کرده اند بزودی خواهند دانست که کدامین انقلاب کنند گانی، انقلاب خواهند کرد . 

سوره شعرا ( سوره 26 ) آیات 221 تا 227

و از این دست آیات عبرت انگیز در قرآن بسیار است. کجایند عبرت گیرندگان؟


Link      Comments () Date: جمعه ۱٢ تیر ۱۳۸۸

حکمت 114 از نهج البلاغه علی علیه السلام by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

هر گاه نیکوکاری بر روزگار و مردم آن غالب آید
اگر کسی به دیگری گمان بد می برد
در حالی که از او عمل زشتی آشکار نشده
ستمکار است
و اگر بدی بر زمانه و مردم آن غالب شود
و کسی به دیگری خوش گمان باشد
خود را فریب داد


Link      Comments () Date: شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸

برای دوری از ولایت اشرار باید امر به معروف و نهی از منکر کنیم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

حضرت علی علیه السلام، آنگونه که در نهج البلاغه آمده است؛ در آخرین وصیت اش به امام حسن و حسین علیهم السلام توصیه های ارزشمندی به آن دو بزرگوار و همه ی بشریت فرموده اند:

 لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، فیولی علیکم شرارکم، ثم تدعون فلا یستجاب لکم

امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید
.
که اگر آن را ترک گویید بدترینان شما بر شما حکومت کنند، پس دعا میکنید و مستجاب نمیشود

اگر میخواهیم مدیران و رهبران جامعه ما بدترین اعضای جامعه ما نباشند. اگر میخواهیم آنان بی عمل ترین افراد نباشند. اگر میخواهیم بی تدبیرترین و بی اخلاق ترین ها نباشند. باید امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنیم.


Link      Comments () Date: جمعه ۳٠ اسفند ۱۳۸٧

حکمت 122 از نهج البلاغه علی علیه السلام by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

عبرت از مرگ یاران / حضرت علی در پی جنازه ای می رفت و شنید که مردی میخندد:
گویی مرگ بر غیر ما نوشته شده
و حق جز بر ما واجب گردید
و گویا این مردگان مسافرانی هستند که به زودی باز میگردند
در حالی که بدن هایشان را به گورها می سپاریم
و میراث شان را میخوریم
گویا ما پس از مرگ آنان جاودانه ایم!
آیا چنین است که اندرز هر پنددهنده ای از زن و مرد را
فراموش می کنیم و خود را نشانه ی تیرهای بلا و آفات قرار دادیم؟


Link      Comments () Date: دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧

حکمت 118 از نهج البلاغه علی علیه السلام by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

از دست دادن فرصت
باعث اندوه میشود


Link      Comments () Date: دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧

کلام بشر ... کلام خدا by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

سخنان علی ع  در نهج البلاغه و غیر آن بشری است.  سخنان حضرت رسول اکرم ص نیز بشری است. تنها احادیث قدسی و کتب آسمانی و در راس آنها قرآن کریم الهی هستند. 
انسان نیز حامل روح الهی است. از آدم ابوالبشر تا انتها و کمال بشر را در انسان کامل می بینیم که ظرفیت های الهی بشر را عرضه میدارد.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٧

حکمت 116 از نهج البلاغه علی علیه السلام by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

چه بسا کسی که با نعمت هایی که به او رسیده
به دام افتد
و با پرده پوشی بر گناه
فریب خورد
و با ستایش شدن
آزمایش گردد
و خدا هیچ کس را همانند مهلت دادن نیازمود


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧

قرآن کریم خدا و نهج البلاغه علی را دریابیم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

نهج البلاغه هرگز به اهمیت و اعتبار قرآن کریم نرسیده و نخواهد رسید. چه از آن جهت که ممکن است به نهج البلاغه ی تدوین شده توسط سید رضی بزرگوار خطای جمع آوری و ...  راه یافته باشد و چه از آن جهت که مبدء قرآن کریم خداوند متعال است. قرآن کتابی الهی است که از زبان پیامبر ص جاری شده و حتی با زبان و ادبیات بشری پیامبر ص متفاوت است.
اما نهج البلاغه وضعیتی متفاوت دارد. بشری و مملو از ظرافت های اندیشه ی کمال یافته بشری متاثر از تعالم انبیاء است. نهج البلاغه گرچه بشری است ولی روح کتاب خدا و تعالیم پیامبر خدا و روح الهی خلیفه الله در آن بروز یافته است 
به دلیل گزیده بودنش،
به دلیل انتساب به زندگی و اندیشه و عمل علی علیه السلام
و به دلایل دیگر،
حکایتی متعالی از کوشش و عمق اندیشه و احساس انسانی کامل است
نهج البلاغه ی علی ع برای
مبارزان عدالت و آزادی
عاشقان و عارفان
حکیمان
و همگان پربها و زیباست


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧

حکمت 117 از نهج البلاغه علی علیه السلام by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

دو تن به خاطر من به هلاکت رسیدند
دوست افراط کنند و دشمن دشنام دهند


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧

حکمت 121 از نهج البلاغه علی علیه السلام by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

چقدر فاصله بین دو عمل دور است:
عملی که لذتش میرود و کیفر آن می ماند
و عملی که رنج آن میگذرد و پاداش آن ماندگار است


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧

تقدیر و تدبیر از نهج البلاغه علی ع by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

حکمت ۴۵٩ نهج البلاغه:

تقدیر الهی چنان بر محاسبات ما چیره شود که تدبیر، سبب آفت زدگی باشد


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٧

در ستایش انصار از اصحاب رسول اکرم ص از نهح البلاغه علی علیه السلام by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

حکمت ۴۶۵ نهج البلاغه:

(حضرت در ستایش انصار فرمود:) به خدا سوگند! آنها اسلام را پروراندند، چونان مادری که فرزندش را بپروراند، با توانگری با دست های بخشنده و زبان های برنده و گویا.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٧

اوباما وعده کاهش مالیات ها را عملی کرد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لم تقولون ما لا تفعلون  قرآن کریم

الله، الله، فی القرآن، لایسبقکم بالعمل به غیرکم   نهج البلاغه علی علیه السلام

=====================

from
BBCPersian.com | جهان | Persian News index

باراک اوباما، وعده مبارزات انتخاباتی خود مبنی بر کاهش مالیات ها را عملی کرده و در نتیجه آن هر خانواده آمریکایی در ماه دست کم 65 دلار بیشتر درآمد خواهد داشت.

Link      Comments () Date: شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧

فضائل اهل بیت پیامبر ص از نهج البلاغه by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

ترجمه خطبه ٢٣٩ نهج البلاغه ترجمه مرحوم محمد دشتی

فضائل اهل بیت پیامبر ص
خاندان پیامبر ص مایه حیات دانش، و نابودی جهل اند. بردباری شان شما را از دانش آنها خبر میدهد، و ظاهرشان از صفای باطن، و سکوتشان از حکمت های گفتارشان با خبر می سازد، هرگز با حق مخالفت نکردند و در آن اختلاف ندارند.
آنان ستون های استوار اسلام، و پناهگاه مردم می باشند. حق به وسیله آنها به جایگاه خویش بازگشت، و باطل از جای خویش رانده و نابود، و زبان باطل از ریشه کنده شد.
اهل بیت پیامبر ص دین را چنان که سزاوار بود، دانستند و آموختند و بدان عمل کردند، نه آنکه شنیدند و نقل کردند، زیرا راویان دانش بسیار، اما حفظ کنندگان و عمل کنندگان به آن اندکند.
... فان رواه العلم کثیر،  و رعاته قلیل


Link      Comments () Date: شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧

ترجمه حکمت 463 نهج البلاغه از مرحوم محمد دشتی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

حکمت ۴۶٣ نهج البلاغه:
دنیا برای رسیدن به آخرت آفریده شد، نه برای رسیدن به خود


Link      Comments () Date: جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸٧

ترجمه خطبه 42 نهج البلاغه از مرحوم محمد دشتی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

ترجمه خطبه ۴٢ نهج البلاغه از مرحوم محمد دشتی:

پس از پایان جنگ جمل در ١٢ رجب سال ٣۶ هجری امام وارد کوفه شد، مردم به استقبال آمدند. آن حضرت وارد مسجد جامع شد دو رکعت نماز خواند و سخنرانی طولانی ایراد کرد که بخشی از آن این خطبه است:

پرهیز از آرزوهای طولانی و هوا پرستی
ای مردم! همانا بر شما از دو چیز میترسم،
هواپرستی و آرزوهای طولانی.
اما پیروی از خواهش نفش، انسان را از حق باز میدارد،
و آرزوهای طولانی، آخرت را از یاد می برد.
اگاه باشید! دنیا به سرعت پشت کرده و از آن جز باقیمانده ی اندکی از ظرف آبی که آن را خالی کرده باشند، نمانده است.
بهوش باشید که آخرت به سوی ما می آید.
دنیا و آخرت، هر یک فرزندانی دارند. بکوشید از فرزندان آخرت باشید، نه دنیا. زیرا در روز قیامت، هر فرزندی به پدر و مادر خویش باز میگردد. امروز هنگام عمل است نه حسابرسی، و فردا روز حسابرسی است نه عمل.


Link      Comments () Date: جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸٧

ترجمه خطبه 241 نهج البلاغه by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

ترجمه خطبه ٢۴١
(در این سخنرانی، یاران را به جهاد تشویق میکند؛)

تشویق برای جهاد
خدا شکرگزاری را برعهده شما نهاد، و امر حکومت را در دست شما گذارده، و فرصت مناسب در اختیارتان قرار داده است، تا برای جایزه بهشت با هم ستیز کنید.
پس کمربندها را محکم ببندید و دامن همت بر کمر زنید، که به دست آوردن ارزش های والا با خوش گذرانی میسر نیست! چه بسا خواب های شب که تصمیم های روز را از بین برده، و تاریکی های فراموشی، که همت های بلند را نابود کرده است.


Link      Comments () Date: جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸٧

خاتمی : علی الگویی برای برای جلوگیری از سوءاستفاده‌ قدرت‌های خودکامه و متکبر by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

خاتمی: امام علی(ع) الگویی برای برای جلوگیری از سوءاستفاده‌ قدرت‌های خودکامه و متکبر است



مطلب کامل را در ادامه بخوانید


همزمان با عید سعید غدیرخم، جمع زیادی از چهره های هنری، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز جمعی از خادمان قرآن به موزه ملی قرآن کریم رفتند تا در کنار سید محمد خاتمی در آیین رونمایی از «مصحف شریف نور» شرکت کنند.

به گزارش پایگاه خبری یاری، در این مراسم، حجت الاسلام سید محمد خاتمی بعد از رونمایی از  «مصحف شریف نور»، به ایراد سخن پرداخت.

وی در ابتدا ضمن شادباش و تبریک عید سعید غدیر خم، بر پیوند استوار نام و شخصیت امیرالمونین(ع) با نام و هویت قرآن کریم تاکید کرد و گفت:«بدون شک اگر قرار بود اگر قرار بود قرآن به صورت یک انسان نازل شود، آن انسان، امام علی (ع) بود.»

رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد که امام علی(ع) بزرگترین تربیت شده مکتب رسول الله(ص) است که الگویی برای تمام انسانهاست.

خاتمی با اشاره به همزمانی عید غدیر خم و برگزاری مراسم رونمایی از مصحف شریف نور،  به تلاش‌های دکترسید صادق خرازی برای تهیه و گردآوری این مصحف ارزشمند اشاره کرد و برای او به عنوان سیاستمداری که در حوزه فرهنگ نقش موثری را ایفا کرده، آرزوی توفیق کرد.

رئیس بنیاد باران همچنین از سایر دست‌اندرکاران تهیه‌ این مصحف گرانقدر قدردانی کرد.

وی سپس به جایگاه عید غدیر خم در اسلام و مکتب تشیع پرداخت و با بیان اینکه عید غدیر خم به ظاهر متعلق به مکتب شیعه است، گفت:«این عید در واقع عید انسان و اسلام است؛ عید غدیر خم نماد و نشانه یک رویکردی از اسلام و نشان‌دهنده یک نوع گرایش در این دین است که اگر مورد توجه قرار می‌گرفت سرنوشت تاریخ را تعیین می‌کرد و تغییر می داد و امروز عالم و آدم وضع دیگری داشت.»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:«عید غدیر خم، عیدی است که به انسان می‌گوید چگونه زیستنی شایسته اوست.»

سید محمد خاتمی ادامه داد:«خداوند انسان را آزاد و مختار در تعیین سرنوشت خود و صاحب خرد آفریده، بسیار متاسفم از اینکه در طول تاریخ این ویژگی‌های بشر در مقاطعی مورد بی‌توجهی قرار گرفته است.»

وی تاکید کرد:«عید غدیر خم می‌گوید چگونه باید با انسان آزاده رفتار کرد و او باید چگونه زندگی کند.»

رییس‌جمهور سابق کشورمان در ادامه از امام علی (ع) به عنوان الگوی ممتاز برای انسانی که می‌خواهد انسانی زندگی کند نام برد و گفت:«امروز از برخلاف گذشته دیگر شاهد برخوردهای افراطی و تفریطی که در طول تاریخ نسبت به امام علی (ع) وجود داشته نیستیم بسیار شادمان و خشنودم، امروز همه اعم از شیعه و سنی، علی (ع) را انسان بزرگواری می‌دانیم که اسوه بزرگواری است و مجمع تقوا، ایمان، دلیری، مهر، محبت و عدالت است.»

خاتمی همچنین اظهار داشت:«امروز باید ما مسلمانان به جای نگاه به گذشته، به امروزمان نگاه کنیم، امیرالمومنین (ع)‌ در این شرایط  باید از سوی مسلمانان برای جلوگیری از سوءاستفاده‌ قدرت‌های خودکامه و متکبر در جهت منافع سلطه‌گرانه و استعماری لزوم الگو قرار داده شود.»

وی تصریح کرد:«امروز باید به جای دامن زدن به سوءتفاهمات، با توجه به واقعیت‌ها عمل کنیم و در این صوررت است که می‌توانیم وضعیت بهتری داشته باشیم.»

رییس‌جمهور سابق کشورمان در ادامه، اهداف و دردهای مسلمانان را در مقطع فعلی مشترک برشمرد و با بیان اینکه این دردها و اهداف اختصاص به شیعه و سنی ندارد، به آن‌چه امروز در فلسطین می‌گذرد پرداخت.

خاتمی تصریح کرد:«آنچه امروز در فلسطین و بخصوص در غزه می گذرد برای همه بشریت رنج آور است، این درد مشترک ماست و شیعه و سن ندارد، اما بسی جای شگفتی است که قدرت‌های بزرگ و دولت‌های اسلامی یا احساس درد نمی‌کنند یا به واسطه‌ تعهدات ناجوری که دارند در مقابل آن بی‌تفاوت هستند.»

 

خاتمی،بر الگو قرار دادن امیرالمومنین علی (ع) در این شرایط تاکید کرد و اظهار داشت:«با الگو قرار دادن امام علی (ع) می‌توانیم دردها را درمان کنیم و با رفع مشکلات در مسیر فردایی بهتر حرکت کنیم.»

وی در ادامه‌ به جایگاه هویت اشاره کرد و آن را از ام‌المسایل جهان موجود برشمرد و با بیان این‌که هیچ جامعه و فردی بدون هویت یافت نمی‌شود، گفت:«اگر فرد یا جامعه‌ای بدون هویت باشد یا بیمار است یا زمینه‌های نابودی خود را به وجود آورده است.»

خاتمی با طرح این سئوال که آیا هویت و هویت داشتن منشأ تنازع است یا می‌تواند عاملی برای تفاهم محسوب شود، به طرح سوالی دیگر مبنی بر اینکه آیا تکیه بر هویت به بنیادگرایی منجر می‌شود؟ پرداخت و افزود:«هویت داشتن جزو ذات انسان است و هویت‌زدایی کردن غلط و ناممکن است. هویت چیزی نیست که با بخشنامه، فرمان و توجیه و دستورالعمل به آن برسیم بلکه در ذات بشر موجود است.»

رییس موسسه بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها با طرح این سوال که آیا با تقویت هویت شاهد افزایش جنگ‌ها و ستیزها خواهیم بود؟ اظهار داشت:«اگرچه بسیاری از جنگ‌ها و ستیزها ریشه در مسایل سیاسی و اقتصادی دارند اما مسایل هویتی نیز در این جنگ‌ها تاثیرگذار بوده و بعضا با سوءاستفاده از آنها جنگ‌ها و خصومت‌ها تقویت می‌شود و این چیزی است که نمی‌توان در آن تردید کرد.»

وی در ادامه به ویژگی‌های پدیده‌ جهانی شدن که در سایه‌ آن سیاست، فرهنگ و همه‌ امور بشری به هم نزدیک می‌شود اشاره کرد و افزود:«همزمان با پدیده جهانی شدن شاهد افزایش هویت‌های قومی، ملی و مذهبی در جهان هستیم و شاهد آن هستیم که هویت در این موقعیت از اهمیت بیشتری برخوردار است.»

سید محمد خاتمی سپس به این سئوال که در شرایط فعلی چه باید کرد؟ پاسخ داد و گفت:«اگر هویت انعطاف‌پذیر نباشد و مرزهای هویتی با هم فاصله داشته باشد و اثبات هویت مستلزم نفی دیگری باشد، هویت از عوامل جنگ و ستیزه خواهد بود.»

وی ادامه داد:«اما اگر هویت را بتوان طوری شناخت که با وجود مرزهای هویتی، این مرزها انعطاف نیز داشته باشند، آن وقت می‌توانیم درون مرزهای هویتی زندگی کنیم بدون این‌که شاهد جنگ باشیم و در این صورت جهانی پر از صلح خواهیم داشت.»

رئیس بنیاد باران سپس به یکی از فرمایشات امام علی (ع) خطاب به مالک اشتر در زمان واگذاری حاکمیت مصر به وی مبنی بر این‌که زمانی که تو حاکم می‌شوی باید با ارباب رجوع و مردم با محبت رفتار کنی استناد کرد و گفت:«در این فرمان امام (ع) به مالک فرمودند که تو حاکم می‌شوی، البته نه برای خوردن جان و مال مردم و این‌که مانند گرگ به جان آنها بیفتی، شکنجه کنی، بدری و بدبختی ایجاد کنی، بلکه باید قلبت را سرشار از محبت کنی چون یا آنها خواهران و برادران دینی تو هستند یا همگنان تو به شمار می‌روند.»

رییس موسسه‌ بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها که این تعریف از هویت را عاملی در جهت صلح و دوستی می‌خواند، به‌کارگیری آن را از جانب بشر امروز، اقدامی در جهت پرهیز از هر نوع نزاع و درگیری دانست.

سید محمد خاتمی خاطر نشان کرد:«در این صورت  است که می‌توان در مرزهای هویت زیست و همدیگر را دوست داشت.»

استمرار خط کوفی مدیون نگاه ادبی نسبت به هنر تجسمی اسلامی، است

پیش از سخنرانی سید محمد خاتمی در این مراسم که هنرمندانی همچون عزت الله انتظامی، حمید مظفری، محمد احصایی، سهیل محمودی و فاطمه راکعی نیز حضور داشتند، دکتر احمد مسجدجامعی مدیر موزه‌ ملی قرآن با گرامیداشت عید غدیرخم گفت:«دهمین سالی است که این عید را با حضور آقای خاتمی برگزار می‌کنیم و این سنت کهن همواره منشا آثار پر خیر و برکتی بوده که نمونه‌اش بنیاد "مدارس اسلامی جدید" است.»

وی ادامه داد:«امسال نیز این مجلس را با رونمایی از قرآن ارزشمندی همراه کرده‌ایم که 500سال پیش نگاشته شده و در سال جاری آراسته شده است. امیدواریم سنتی که برای عید غدیر برگزار می‌کنیم، هر سال با نمونه‌ای از این کارها همراه شود.»

مسجد جامعی با یادآوری معرفی چهره‌های قرآنی در دولت اصلاحات همزمان با عید غدیر خم، تصریح کرد:«در طول تاریخ اسلام سلسله همه‌ این بزرگان به حضرت علی (ع) می‌ رسد و همانگونه که پیامبراکرم (ص) فرموده‌اند، قرآن با علی(ع) است و علی (ع) نیز با قرآن است.»

عضو اصلاح طلب شورای شهر تهران، همچنین اظهار داشت:«امام علی (ع) نخستین کاتب وحی است که به امر پیامبر به جمع‌آوری قرآن پرداخت تا از هرگونه تغییری مصون بماند.»

وی در ادامه به تشریح مطالبی درخصوص گسترش خط و خوشنویسی در راستای حفظ و نگهداری قرآن پرداخت و افزود:«استمرار خط کوفی مدیون نگاه ادبی نسبت به هنر تجسمی اسلامی، است.»

مسجد جامعی، «ابن‌بواب» را یکی از چهره‌های شاخص در عرصه‌ خط نام برد و گفت:«این چهره‌ ارزشمند علی‌رغم گستردگی فعالیتش در ایران، کمتر شناخته شده است. در حالی که فردی ایرانی است. او در حوزه‌ خط، خوشنویسی، نقاشی، تذهیب، شعر، کتابداری ودیگر علوم زمان خود مسلط بوده و آثار کاملی از او به جای مانده است که امیدواریم بتوانیم این آثار را منتشر کنیم.»

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت اصلاحات خاطر نشان کرد:«حضرت علی (ع) در شکل‌گیری خط قرآن و رواج آن نقش بسیار مهمی داشته است و کسانی که سلسله‌ خوشنویسی را دنبال می‌کنند، بنیاد خط و خوشنویسی کار آنان به حضرت علی (ع) برمی‌گردد.»

مصحف شریف هزاران سال خط و فرهنگ ایرانی را در درون خود گردآورده است

همچنین در این مراسم با پخش کلیپی، سیدصادق خرازی مسئول گردآوری مصحف شریف‌نور به بیان توضیحاتی درمورد جمع‌آوری این مصحف ارزشمند پرداخت.

او در این کلیپ عنوان می‌کرد:«این قرآن هزاران سال خط و فرهنگ ایرانی را در درون خود گردآورده است.»

در این کلیپ آیدین آغداشلو دیگرهنرمند عرصه‌ هنرهای تجسمی این قرآن را یکی از نفیس‌ترین انواع قرآن در تاریخ1300 ساله ما دانست و گفت:«شکل صفحات آن به طرزی ویژه و خاص است که در تاریخ ما کاملا کم نظیر است.»

به گفته او تذهیب این قرآن بسیار برجسته و از نمونه‌های تذهیب در قرآن دوم و سوم است. ضمن اینکه سرسوره‌های آن با عالی‌ترین نقوش آراسته شده است.

آغداشلو متذکر شد:«با نظاره کردن به این قرآن نه تنها قرآنی نفیس را تماشا می‌کنیم که هر یک از صفحات آن نشانگر هنر والای هنرمندان ماست.»

در بخش دیگری از این مراسم سیدصادق خرازی که همراه با عباس ایروانی به گردآوری این قرآن شریف همت گماشته است، طی سخنانی با تبریک عید غدیرخم مطالبی را درخصوص گردآوری این قرآن مطرح کرد.

او گفت: «یکی از افتخارات دوره‌ آقای مسجدجامعی انجام اموری درخصوص گردآوری و توجه به متون کهن قرآن بوده است که امیدواریم در زمینه‌ پژوهش نیز اقدامات موثری صورت بگیرد.»

سفیر سابق ایران در فرانسه، اظهار داشت:«نخستین نسخه‌ای که چاپ شد همزمان با دوره‌ آقای خاتمی بود و پس از آن به گردآوری مصحف ایرانی روی آوردیم که در این زمینه تلاش احمد مسجدجامعی و محمد احصایی و همچنین پشتیبانی ایروانی کمک بسیار موثری برای گردآوری این قرآن بود.»

او ادامه داد:«خداوند را سپاس می‌گویم به دلیل این توفیقی که به ما ارایه کرد و تشکر ویژه‌ای دارم از دکتر خرازی که در دو دهه‌ گذشته برای جمع‌آوری قرآن تلاش بسیاری نمود.»
وی در بخش دیگری از سخنانش از تلاش‌های استاد محمود فرشچیان، عباس کیارستمی، محمد احصایی، فدائیان، آیدین آغداشلو، تابش و ... سپاسگذاری کرد و نخستین شهید هنر اسلامی را ابن‌بواب شیعی معرفی کرد که نقش بسیار مهمی در تاریخ کتابت ایران داشته است.

خرازی در پایان سخنان به ویژگی‌های این قرآن اشاره کرد و گفت:«این قرآن شبیه‌سازی شده است و برای ساخت آن از کاغذ ویژه‌ای استفاده شده است و در یکی از مجهزترین چاپخانه‌های آلمان منتشر شده است.»

او اظهار امیدواری کرد:«کارهای پژوهشی در زمینه کتابت آن انجام شود. ضمن اینکه قرآن دیگری در دست داریم و امیدواریم سال آینده مراسم رونمایی از آن برگزار شود.»

محمد احصایی به عنوان نماینده‌ای از هنرمندان هنرهای تجسمی آخرین سخنرانی این مراسم را انجام داد.

او گفت:«حفظ و اشاعه قرآن کریم با خط و خوشنویسی انجام شد و تا زمانی که رسول الله زنده بود، خود حافظ و ناشر قرآن بود و بعد از ایشان این رسالت با واسطه‌ای به عهده خطاطان و خوشنویسان گذاشته شد.»

احصایی با اشاره به اینکه قرآن با 28 حرف رسم الخط عربی حفظ و نگهداری شده است، ادامه داد:«در ملاحظاتی که به این 28 حرف و سرگذشت آنها داشته‌ام، با معجزه‌ای برخورد کرده‌ام. اگر اندکی ملاحظه کنید، درمی‌یابید که این 28 حرف چگونه به شکل‌های گوناگون در کل تزیینات آثار هنری خوش نشسته‌اند که نمونه‌های آن منارهای بناهای مقدس و همچنین روی نقش‌هایی که با گچ، فلز، آجر، سفال و غیره خلق شده‌اند، این حروف قابل مشاهده است.»

به اعتقاد او عظمت خطاطی در جهان اسلام از همین راه است و تنها تصویرگر کلام الهی خط و خوشنویسی است. آنچنان که الفبای عربی در زمان‌های مختلف با خوشنویسان گوناگون زیسته و احترام نویسندگان را نسبت به قرآن دو چندان کرده است. البته چند سالی است که گویی این رسالت برعهده صنعت چاپ گذاشته شده است.

به گفته وی نخستین خادم قرآن ابن‌بواب بوده که 1028 سال از زمانی که قرآن معروف او نوشته شده، می‌گذرد و او نصایحی را در قالب قصیده‌ای سی بیتی برای دیگر خوشنویسان به جای گذاشته است با مضمون دعوت آنان به سوی تقوا و پرهیز از بدی‌ها و بخل آمده است.

احصایی در پایان سخنان خود گفت:«رسالت حفظ قرآن در سال‌های اخیر به همت افرادی که خداوند به آنان نظر دارد و توفیق احیا و سرمایه‌گذاری را پیدا کرده‌اند، در حال انجام است و فرقی نمی‌کند که برای گردآوری این کتاب الهی چه کاری را انجام دهیم، چرا که توفیقی مشترک است و فایده‌ای دنیوی و ثوابی اخروی برای تمام دست اندرکاران دارد.»

بعد از شعرخوانی فریبا یوسفی و فاطمه راکعی در مدح حضرت علی (ع) و اجرای آوازی در مدح امیرالمونین توسط قاسم احمدی، سیدمحمد خاتمی از این قرآن رونمایی کرد.

گفتنی است،«مصحف شریف  نور» متعلق به قرن دهم هجری است ؛این مجموعه ثمره و تلاش 9 سده هنر خوشنویسی و تذهیب ایران زمین است.خوشنویس این مصحف "نورالدین محمد" است که با توجه به شیوه نگارش و نوع کاغذ و تذهیب این قرآن ،احتمال می رود نورالدین محمد؛ اصفهانی باشد که در محدوده زمانی 950-900هجری قمری آثار گرانبهایی را خوشنویسی نموده است.

مهمترین مشخصه این نسخه نگارش آن به خط محقق است و تزئینات این اثر روح و شاکله کلی مکاتب خراسان بزرگ را داراست و توجهی خاص نیز به مکتب هرات داشته است.
ترکیب بندی رنگی مصحف بر مبنای رنگ آمیزی متعالی لاجوردی و طلایه های مختلف خام و پخته همگی نشانه هایی از گذشته هستند که در این نسخه ارزشمند گرد هم آمدند.
طراح مصحف شریف نور در مجموع جشنواره ای از تذهیب های ماقبل دوره صفویه را در این نسخه یکجا جمع آوری و اجرا نموده است.

برنا مه ریزی چاپ مصحف شریف نور با تلاش و همت خادم قرآن کریم ؛سید محمد صادق خرازی و کوشش موسسه عظام از سال 2000 میلادی در کشورآلمان آغاز شد.
مراحل اسلاید و اسکن از صفحات نسخه در آلمان صورت گرفت و مرحله تصحیح ، ویرایش کامپیوتری و آماده سازی توسط یک گروه مجرب در ایران صورت پذیرفت و در پایان برای اطمینان از سلامت و صحت متن چندین بار توسط اساتید قرآن پژوه کنترل و بررسی گردید.
امروز پس از تلاش چند ساله با همیاری و همفکری گروههای مختلف یکی از زیباترین و نفیس ترین نسخ قرآن مجید با عنایت باری تعالی چاپ و رونمایی شده است.


Link      Comments () Date: پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧

غدیر در شعر فارسی از فردوسی تا شهریار از سایت موعود by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحى
خداوند امر و خداوند نهى
که من شهر علمم، علیّم در است
درست این سخن گفتف پیغمبر است
اگر چشم دارى به دیگر سراى
به نزد نبىّ و »وصىّ« گیر جاى
منم بنده اهل بیت نبى
ستاینده خاک پاى »وصىّ«

مطلب کامل را در ادامه ببینید


از فردوسى تا شهریار
محمد صحتى سردرودى

اگر حضرت خضر آب حیات نوشید و ماندگار ماند؛ ادبیات و فرهنگ مسلمانان نیز در سایه قرآن مجید و به راهنمایى خدا و رسولش از آب غدیر خم سیراب گشت و جاودانه شد.
نه تنها شعراى بزرگ عرب از حسان‏بن ثابت و کمیت اسدى و دعبل خزائى گرفته تا سید حیدرحلّى و بولس السلامه و دیگران که، شاعران حق‏جوى و حقیقت‏گوى هم از هر نژاد و زبان به اصالت این برکه با برکت و به زلالى این چشمه همیشه جوشان شهادت داده‏اند. در این میان شاعران پارسى گوى نیز به حقانیت غدیر خم گواهى داده و گاه با سرودن چکامه‏هاى فاخر و بلند، و غدیریّه‏هاى غرا و رسا، گوى سبقت از همگنان ربوده‏اند.
گفتنى است که پیشترها دانشمند خبیر، علامه امینى، غدیریّه‏هاى بسیارى را که توسط دانشمندان و شاعران بنام به زبان عربى سروده شده بود از لابلاى متون و منابع بیرون کشیده و در اثر سترگ خود »الغدیر« منتشر ساخته بود. با اینکه بسیارى از متون و دیوانهاى پیشینیان به صورت کامل در دسترس نیست و برخى از گزند روزگاران در امان نمانده و بسیارى دیگر منتشر نشده همچنان به صورت خطى در گوشه‏هاى کتابخانه‏هاى جهان خاک مى‏خورند، باز مشکل مى‏توان دیوانى را یافت که از نام امیرالمؤمنین على، علیه‏السلام، و مدح مولاى غدیر خم محروم مانده باشد. براى اثبات این سخن کافى است تا گلگشتى در آثار چهار شاعر بزرگ ایران یعنى فردوسى، سعدى، مولوى و حافظ داشته باشیم.

حماسه سراى بزرگ باستان حکیم ابوالقاسم فردوسى (م. 411 ق.) گوید:
چه گفت آن خداوند تنزیل و وحى
خداوند امر و خداوند نهى
که من شهر علمم، علیّم در است
درست این سخن گفتف پیغمبر است
اگر چشم دارى به دیگر سراى
به نزد نبىّ و »وصىّ« گیر جاى
منم بنده اهل بیت نبى
ستاینده خاک پاى »وصىّ«
حکیم طوس، چنان که از ابیات بالا نیز پیداست، هر گاه از امام على، علیه‏السلام، یاد مى‏کند بیش از هر وصف دیگر به »وصایت« تکیه مى‏کند و همیشه با تأکید صریح حضرتش را »وصىّ« مى‏نامد که همین خود مى‏تواند حاکى از اعتقادى باشد که فردوسى بى گمان به حقانیت غدیر داشت.
جلال الدین محمد مولانا مولوى (م. 670 ق.) در دیوان ماندگار خود مى‏گوید:
تا صورت پیوند جهان بود، على بود
تا نقش زمین بود و زمان بود، على بود
شاهى که ولى بود و وصى بود، على بود
سلطان سخا و کرم و جود، على بود
ملاى رومى در این غزل مولا على، علیه‏السلام، را مانند یک شاعر شیعى با اوصاف و امتیازهایى چون: »ولى«، »وصى« و »معصوم به نص قرآن« مى‏ستاید و در ضمن رباعیات خود مى‏گوید:
روزى نشد از سر على کَس آگاه
زیرا که نشد کَس آگه از سر الاه
یک ممکن و این همه صفات واجب
لا حول و لا قوة إلّا باللّه
در دفتر ششم مثنوى نیز به تفسیر حدیث »من کنت مولاه فعلىّ مولاه« پرداخته، مى‏گوید:
زین سبب پیغمبر با اجتهاد
نام خود و آن على مولا نهاد
گفت هر کَس را منم مولا و دوست
ابن عمّ من على مولاى اوست
پس از مولوى مى‏رسیم به شیخ مصلح‏الدین سعدى شیرازى (م. 690 ق.) و مى‏بینیم که وى نیز کسى از اصحاب پیامبر، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، را مانند على، علیه‏السلام، نستوده است:
جوانمرد اگر راست خواهى ولىّ است
کرم، پیشه شاه مردان على است
سعدى در این بیت از امیرالمؤمنین، علیه‏السلام، با نام »ولىّ« یاد مى‏کند.
مرحوم قاضى نورالله شوشترى از کتاب »خلاصةالمناقب« مولانا نورالدین جعفر بدخشى قصیده‏اى از قصاید سعدى را نقل مى‏کند که در ضمن آن سعدى مى‏گوید:
به آن روزى که وحى آمد نبى را
که از پالان اشتر ساخت منبر
که بعد از مصطفى در کل عالم
نبفد فاضل‏تر و بهتر ز حیدر
پس از احمد امام حق على دان
که بود او نفس معصوم مطهر
پس از سعدى به شاعر غزلسراى بزرگ حافظ شیرازى (م. 792 ق.) مى‏رسیم و مى‏بینیم که لسان‏الغیب نیز همین نوا را مى‏نوازد و مى‏گوید:
على امام و على ایمن و على ایمان
على امین و على سرور و على سردار
على ز بعد محمد ز هر که هست بفه است
اگر تو مؤمن پاکى بکن بر این اقرار
که نیست دین هدا را به قول پاک رسول
امام غیر على بعدف احمد مختار
حافظ شیرازى در این اشعار نقل شده نیز مولا على، علیه‏السلام، را پس از محمد، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، از همه برتر و افضل »و به قول پاک رسول، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، تنها امام اسلام پس از احمد مختار، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله« مى‏داند.
اینک که با اشعار لسان‏الغیب شیرازى گلگشت دلنوازمان در دیوانهاى چهار شاعر بزرگ ارکان اربعه شعر فارسى به پایان رسید بر مى‏گردیم و غدیر خم را در آثار شاعران دیگر پى مى‏گیریم.
قرن چهارم
1- کسایى مروزى، ابوالحسن مجدالدین (م. 341 ق.):
اى نواصب گر نداى فضل سرّ ذوالجلال
آیت »قربى« نگه کن و آن »اصحاب‏الیمین«
»قل تعالوا ندع« برخوان، ور ندانى گوش دار
لعنت یزدان ببین از »نبتهل« تا »کاذبین«
آن نبى و ز انبیا کس نى به علم او را نظیر
وین ولى، و ز اولیا کس نى به فضل او را قرین
آن چراغ عالم آمد و ز همه عالم بدیع
وین امام امت آمد و ز همه امت گزین
کسایى مروزى، ممدوح و برگزیده خدا و رسولش را با تصریح به آیه مودت قربى و آیه مباهله و سوره هل اتى مى‏ستاید و آن حضرت را »رکن مسلمانى«، »ولى بى‏مانند« و »سرّ ذوالجلال« مى‏داند و »امیرالمؤمنین« »امام المتقین« »امام امت« و از میان همه امت برگزیده شده توصیف مى‏کند.
2- دقیقى طوسى، ابومنصور محمدبن‏احمد (م.341ق.):
کیوس‏وار بگیرد همى به چشم آلوس
بسان فرخ شبها امیر روز غدیر
پر واضح است که مراد از امیر روز غدیر، امیرمؤمنان على، علیه‏السلام، است و تا آنجا که ما تفحص کردیم مى‏توان گفت که این بیت دقیقى، قدیمى‏ترین شعرى است که با صراحت تمام از روز غدیر سخن گفته و از متون ادب فارسى به جا مانده است.
قرن پنجم
3- منوچهرى دامغانى (م. 433 ق.):
آهنى در کف، چون مرد غدیر خم
به کَتفف باز فکنده سر هر دو کم
یکى از پژوهشگران نوشته است:
ظاهراً نخستین شعرى که در آن، نام »غدیر خم« آمده، از منوچهرى دامغانى مى‏باشد.
اما چنان که پیش از این آوردیم معلوم شد که یک قرن پیش از منوچهرى، دقیقى طوسى از »امیر روز غدیر« نام برده بود.
منوچهرى دامغانى در جایى دیگر مى‏گوید:
کس را خداى بى هنرى مرتبت نداد
بیهوده هیچ سیل نیاید سوى غدیر
باشد همو بزرگ چنو روز او بزرگ
باشد شقى حقیر و چنو روز او حقیر
4- ناصرخسرو قبادیانى (481-394 ق.):
على آن یافت ز تشریف که در روز غدیر
شد چو خورشید درخشنده در آفاق شهیر
ناصر خسرو در تشبیهى رابطه انسان با خرد و دانایى را مانند رابطه پیامبر اکرم، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، با امیرالمؤمنین، علیه‏السلام، در روز غدیر خم مى‏داند:
با خرد باش یکدل و همبر
چون نبى با على به روز غدیر
یا در جاى دیگرى مى‏گوید:
بیاویزد آن کس به غدر خداى
که بگریزد از عهد روز غدیر
چه گویى به محشر اگر پرسدت
از آن عهد محکم، شبر یا شبیر
و در چکامه بلندى گوید:
آگاه تو نیئى که پیمبر که را سپرد
روز غدیر خم، به منبر، ولایتش
5- ابوالمفاخر رازى (م. 511 ق.):
بال مرصع بسوخت مرغ ملمع بدن
اشک زلیخا بریخت یوسف گل پیرهن
این بیت مطلع قصیده پر آوازه‏اى است که رازى در مدح حضرت امام رضا، علیه‏السلام، سروده که بسیار مورد استقبال شاعران پس از او گشته و چکامه‏ها به اقتضاى آن پرداخته‏اند.
ابوالمفاخر رازى در ضمن آن گوید:
کرده ز خارا خمیر همچو امیر غدیر
از کف پیر فطیر، پشت تنور دمن
قرن ششم
6- سوزنى سمرقندى، شمس‏الدین محمد (م.569 ق.):
نگر که دست که بگرفت مصطفى به غدیر
که را امام هدى خواند و فخر و زین و همام
مرا امام هم از جایگه وصىّ خداست
ز جایگاه نبى، مر ترا امام کدام؟
7- سنایى غزنوى، ابوالمجد مجدود بن آدم (525-437ق.):
نایب مصطفى به روز غدیر
کرده در شرع مر، ورا، به امیر
بهر او گفته مصطفى به الاه
کاى خداوند »وال من والاه«
8- شرف‏الشعرا قوامى رازى، بدرالدین (قرن 6):
ولى نعمت اهل دین از رسول
ولى عهد پیغمبر کردگار
و در جاى دیگرى مى‏گوید:
آن امام نص معصوم آن که زیر ساق عرش
بوسه بر نعلین قدر او همى کیوان دهد
قوامى رازى که از شاعران بنام شیعى است مولا على، علیه‏السلام، را در اشعارش »سپهدار اسلام«، »ولى نعمت اهل دین از جانب رسول خدا، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله«، »ولى عهد رسول خدا«، »امیر مؤمنان«و »امام معصوم« مى‏خواند و گویاتر از همه اینکه امام نص، یعنى امام منصوص علیه مى‏داند و پیداست که مراد از نص بیشتر حدیث غدیر است.


قرن هفتم
9- عطار نیشابورى، فریدالدین (586-516 ق.):
قلب قرآن قلب پر قرآن اوست.
»وال من والاه« اندر شأن اوست

قرن هشتم
10- ابن یمین فریومدى (م. 769 ق.):
او در قصیده‏اى با مطلع:
مقتداى اهل عالم چون گذشت از مصطفى
ابن عم مصطفى را دان على مرتضى
از غدیر خم و حدیث متواتر »من کنت مولاه فعلىّ مولاه« یاد مى‏کند و اینکه آن را نمى‏توان انکار کرد:
اوست مولانا به فرمانى که از حق ناطق است
چون توان منکر شدن در شأن او »من کنت« را؟
11- مولانا لطف‏الله نیشابورى (م. 810 ق.):
اگر قرآن بود برحق به قول حق امامت را
حواله با که کرد احمد بدان مجمع که بفد ذاهب
پیداست که مقصود شاعر از آن مجمعى که پیامبر اسلام، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، از رحلت و رفتنى بودن خود (ذاهب) خبر داده و امامت را در آن مجمع به امام، علیه‏السلام، حواله کرد (واگذار نمود) غدیر خم است و همین موجب آن است که امام و رهبر پس از پیامبر، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، على، علیه‏السلام، باشد و نه غیر.
12- افضل‏المتکلمین مولانا کاشى، محمدحسن (قرن8):
مقصد تنزیل »بلّغ«، مرکز اسرار غیب
مقطع »یتلوه شاهد« مطلع »حبل المتین«
مراد مولانا از »مقصد تنزیل بلّغ« همان آیه شریفه‏اى است که در روز غدیر از جانب خدا به رسولش فرود آمد. یا در جاى دیگرى مى‏گوید:
اى گزیده مر خدایت یا امیرالمؤمنین
خوانده نفس مصطفایت یا امیرالمؤمنین
13- علوى رازى، نصر بن محمد متخلص به نصرت (از شاعران سده هشتم):
او در قصیده‏اى به مطلع:
بعد احمد ز که جویم ره اخلاص و صواب
تا به محشر سرم از زیب وى افسر گیرد؟
یا که را میر و امام از پى احمد گویم
تا درخت دل و دینم نعم و بر گیرد؟
و در جواب به توصیف امیرالمؤمنین على، علیه‏السلام، با عنایت به آیات و احادیث مى‏پردازد و با تکرار (آن بود میر...) برخى از اوصاف و خصایل امام على، علیه‏السلام، را یادآورى مى‏کند تا بگوید:
آن بود میر که در روز غدیرش قرآن
بر همه امت احمد سر و سرور گیرد
در قصیده دیگرى گوید:
مؤمن آن باشد که او را گیرد اندر دین امام
کو امامت در غدیر از ایزد جبار داشت
در مطلع قصیده دیگرى نیز »آیه کمال‏الدین« را زینت بخش سخنش قرار داده، به صورت مستند و مستدل از غدیر خم سخن گفته است که:
بهر امامتش به مَلاى عموم خلق
اندر غدیر خم به نبى، حق پیام کرد
14- حمزه کوچک ورامینى (از شاعران سده هفتم و هشتم هجرى):
او در چکامه‏اى سخن از سوره‏هایى مى‏گوید که در آنها آیه‏هایى در حق اهل بیت، علیهم‏السلام، و اثبات امامت امام على، علیه‏السلام، نازل شده است و با اشاره به »آیات غدیر« که بیشتر در سوره مائده است مى‏گوید:
الکهف و نور و سجده و انعام و مائده
بیگاه و گاه منقبتش ماجرا کنم
در جاى دیگر او دهها آیه از قرآن مجید،شاهد مى‏آورد که همگى در مدح مولاى مؤمنان على، علیه‏السلام، است و با اشاره به آیه تبلیغ ولایت (یا أیّها الرّسول بلّغ ما أنزل الیک...) و آیه »اکمال دین« که هر دو در باره غدیر خم نازل شده و از آیه‏هاى بسیار معروف سوره »مائده« مى‏باشند چنین مى‏گوید:
سراسر »مائده« در مدحت اوست
که حق بهر زکاتش »إنّما« گفت
و با تصریح به اینکه آیه »إنّما« نیز از سوره مائده در شأن امام، علیه‏السلام، است، سوره به سوره، آیه‏هایى را که در حق على، علیه‏السلام، است، در ضمن قصیده بلندش یادآورى مى‏کند.

قرن نهم
15- ابن حسام خوسفى، محمدبن حسام‏الدین (875-783ق.):
»یا أیّها الرّسول« خطاب محمد است
لیک این خطاب، سوى محمد، براى اوست
16- قاینى واعظ، میر سیدعلى (قرن 9):
او همانند یک شاعر زبده فضایل و مناقب مولا، علیه‏السلام، را به رشته نظم کشیده و مانند متکلّمى زبردست و حق طلب با مخالفان محاجه مى‏کند و مى‏گوید:
وانکه مى‏گویند ناکرده خلیفه، نقل کرد
از هوا ترک نص و قول پیغمبر کرده‏اند
اى عجب زان قوم کو را تهنیت کرده غدیر
بعد از آن اندر سقیفه رأى دیگر کرده‏اند
بر وفاق رأى، تأخیر مقدم کرده‏اند
بر خلاف نص، تقدیم مؤخر کرده‏اند

قرن دهم
17- بابا فغانى (م. 925 ق.):
امام اوست به حکم خدا و قول رسول
که مستحق امامت بود به نص کلام
امام اوست که قایم بود به حجت خویش
چراغ عاریت از دیگرى نگیرد وام
روشن است که منظور بابافغانى از »نص کلام« و »حکم خدا و قول رسول« بیشتر غدیر خم است
18- مولانا نظام استرآبادى (م. 921 ق.):
شکست رونق دین شد، نه قیمت گهرت
چو اهل غدر شکستند عهد روز غدیر
قرن یازدهم
19- صائب تبریزى (1086-1016 ق.):
آخر ز فیض ساقى کوثر، تمام شد
عید غدیر شد به مقیمان این دیار
صائب در قصیده دیگرى که پیش از قصیده فوق در دیوانش ثبت شده است همچنین در مدح مولا على، علیه‏السلام، گوید:
چون لباس کعبه بر اندام بت، زیبنده نیست
جز تو بر شخص دگر نام امیرالمؤمنین
20- فیاض لاهیجى (م. 1072 ق.):
در قصیده بلندى که در مدح امام على، علیه‏السلام، به مطلع زیر سروده است:
سزاى امامت به صورت، به معنى
علىّ ولىّ آن که شاه است و مولى
پس از هفتاد بیت مى‏رسد به آنجا که گوید:
به تنزیل شد »هل اتى« از چه منزل
نبى را ز »بلّغ« چرا کرد عتبى؟
و پیداست که مرادش از »بلّغ« آیه تبلیغ و حمایت است که در غدیر خم نازل شد و ملاعبدالرزاق فیاض لاهیجى خود در ادامه همین چکامه چنین گوید:
به روز غدیر از براى که مى‏گفت
به بالاى منبر نبى »لست اولى«
براى که بود اینکه گردید صادر
حدیثى که نقل است در »طیر مثوى«
چرا کرد امرف سلام امامت
چرا اجر تبلیغ شد حبّ قربى
کسى کاین فضایل مر او راست ثابت
کسى کاین دلایل در او هست مجرا
بود در امامت زهر غیر سابق
بود در خلافت زهر غیر اَحرى
21- نظیرى نیشابورى (م. 1083 ق.):
فراز منبر یوم الغدیر، این رمزیست
که سر ز جیب محمد، على برآورده
قرن دوازدهم
22- حزین لاهیجى (1181-1103 ق.):
آن طایر قدسم که چکد خون ز صفیرم
با درد و عشق سرشتند خمیرم...
مستى مرا نیست مرا به دنباله خمارى
پیمانه‏کش میکده خمّ غدیرم
23- عاشق اصفهانى، محمد (1181-1111 ق.):
او در چکامه‏اى پس از گلایه و شکواى شاعرانه از روزگارش به نام مولاى غدیر پناه مى‏برد و مى‏گوید:
چرخ با من دشمن و جز آستان بوتراب
نیست جاى دیگر از بهر پناهم دلپذیر
آن که پیش از مهد بستى صولت او دست دیو
آنکه در گهواره کشتى گاه اژدر، گاه شیر
آنکه حاصل گشت از وى دین ایزد را کمال
چون به نص مصطفى مخصوص شد روز غدیر

24- لامع، محمدرفیع (م. 1076 ق.):
محمد رفیع بن عبدالکریم درمیانى متخلّص به »لامع« اشعار بسیارى در مدح حضرت امیر، علیه‏السلام، دارد که در ضمن یکى از آنها مى‏گوید:
»من کنت مولاه« از نبى در شأن او شد منجلى
مولاى انس و جان على، قسام نیران و جنان

25- فقیر دهلوى، میر شمس‏الدین (1183-1115 ق.):
با عنایت به آیه شریفه »ألیوم أکملت لکم دینکم...« گوید:
آن وارث ملک لایزالى
شاهنشه دین، علىّ عالى
آن مجمل شرع از او مفصّل
و آن دین خدا به او مکمَّل
26- آذر بیگدلى، لطفعلى‏بیک (1195-1134 ق.):
شنیدم به فرمان حىّ قدیر
على را پیمبر به روز غدیر
به بالاى سر برد و با خلق گفت:
که تا چند این راز باید نهفت
از آنان که دارندم آیین و کیش
شمارد مرا هر که مولاى خویش
پس از من بداند که مولا علیست
ز هر کس به مولایى اولى علیست
قرن سیزدهم
27- وصال شیرازى (1262-1197 ق.):
آن که حاصل گشت از وى ایزد را کمال
چون به نص مصطفى مخصوص شد روز غدیر
وصال شیرازى نزدیک به بیست مورد از غدیر خم یاد کرده و غدیریه‏هاى بلند و بالایى سروده است که نقل همه آنها در این مجال نمى‏گنجد.
28- داورى شیرازى، محمد (1238- 1283 ق.):
اینک اینک شادى عید غدیر
أبشروا یا قوم قد جاء البشیر
داورى شیرازى غدیریه‏هایى دارد که در دیوان وى به ترتیب با عناوینى چون »عید غدیر« »خلعت غدیر« و »تهنیت عید غدیر« ذکر شده است.
30- جودى خراسانى، عبدالجواد (م. 1302 ق.):
بود مبارک و میمون صباح عید غدیر
به اهل عالم ایجاد از صغیر و کبیر
بود امیر بر اعیاد این همایون عید
چنان که بر همه اولیا جناب امیر
على عالى اعلاء، قسیم جنّت و نار
ولىّ والى والا، خدیو عرش سریر
شها! تویى که به خمّ غدیر خواند تو را
وصىّ خویش نبى ز امر کردگار قدیر
31- شکیب اصفهانى، محمدعلى (م. قرن 13):
آن خسروى که ختم رسل در غدیر خم
فرمود این وصىّ من از امر داور است
بر من وصىّ مطلق و بر کبریا ولىّ
بر مؤمنین امیر و به اسلام یاور است
شکیب اصفهانى در قصیده دیگرى نیز غدیر را مى‏سراید که در اینجا چند بیتى از صدر آن آورده مى‏شود:
چون اراده خدا شد به کمال خودنمایى
به غدیر خم در آمد به لباس مرتضایى
ز جمال شاه مردان بنمود جلوه یزدان
به جلال ذوالجلالى به کمال کبریایى
32- قاآنى شیرازى (1270-1222 ق.):
گفت که فردا مگر نه عید غدیر است
عیدى بادش چو بوى عود معطر
پس از این مطلع داستان غدیر را چنین مى‏سراید:
بر شد و گفتا: »الست اولى منکم«
گفتند: آرى، ز ما به مایى بهتر
دست على را پس گرفت و برافراخت
قطب هدى را پدید شد خط محور
گفت که اى قوم بنگرید تناتن
گفت که اى قوم بشنوید سراسر
هر کش مولا منم على‏اش مولاست
اوست پس از من به خلق سید و سرور
33- شمس‏الشعرا سروش اصفهانى،میرزامحمدعلى (1285-1228 ق.):
به پاس قدمت پیمان، شه ولایت شد
که مست جام ولا، از خم غدیر آمد
34- جیحون یزدى، میرزامحمد (م. 1301 ق.):
در قصیده‏اى به مطلع:
مست از غدیر خم نگر مهر و مه ارض و سما
آرى مجو هوشى دگر، چون شد سقایت با خدا
واقعه غدیر خم را با استفاده از متون و تاریخ بابیان شیرین شعر روایت مى‏کند و در مقطع مى‏گوید:
تا بیش باشد محترم عید غدیر از عید جم
یارت ز عشرت مغتنم، خصمت به عسرت مبتلا
35- وامق یزدى، میرزا محمدعلى (م. 1255 ق.):
شد عید غدیر خم اى ساقى گلرخسار
شکرانه این نعمت خشت از سرخم بردار
روزى است که از داور، شد حکم به پیغمبر
تا خود به سر منبر بى پرده کند اظهار
36- اختر طوسى، میرزا غلامحسین (1334-1268ق.):
او در قصیده بلندى گوید:
باشد از شرح نبى ظاهر که در شرع نبى
کرده حق نایب منابت یا امیرالمؤمنین!
کرده مولا. در غدیر خم محمد بعدف خویش
بر جمیع شیخ، شابت یا امیرالمؤمنین!
از سده سیزدهم غدیریه‏ها و غدیرواره‏هاى زیادى در میان آثار شاعران به جاى مانده است.

قرن چهاردهم
40- صبورى کاشانى، محمدکاظم (1322-1259 ق.):
گر خطبه ولایت او بایدت شنید
بشنو که حق خطیب وى و عرش منبر است
»یا أیّها الرسول« به ابلاغ جبرئیل
در شأن او ز قول خداوند اکبر است

41- خراسانى، میرزاحبیب‏الله (1266- 1327 ق.):
از جام و سبو گذشت کارم
وقت خم و نوبت غدیر است
مى نوش که چرخ پیر امروز
از ساغر خود پیاله‏گیر است
و در چکامه‏اى دیگر مى‏گوید:
جام عشق از حوض کوثر خورده‏ایم
ساقى و خمّ و غدیرف ما علیست
گفت پیغمبر که موسى را وزیر
بود اگر هارون، وزیر ما علیست
بیت اخیر مربوط به حدیث منزلت است.
42- ادیب‏الممالک فراهانى (1336-1277 ق.):
خطاب آمد ز یزدان کاى پیمبر!
على را بر خلافت کن معیّن
چراغ کفر را بنماى خاموش
سراج عقل را فرماى روشن
43- صغیر اصفهانى (1390-1312 ق.):
صغیر روز غدیر را پایان امر نبوت و آغاز امامت مى‏داند:
رسید امر نبوت به منتهى برخاست
نبى ز جاى و به جایش على نشست امروز

44- غروى اصفهانى، شیخ محمدحسین معروف به کمپانى (1361-1296ق.):
باده بده ساقیا، ولى ز خمّ غدیر
چنگ بزن مطربا، ولى به یاد امیر
تو نیز اى چرخ پیر بیا ز بالا به زیر
داد مسرّت بده، ساغر عشرت بگیر
وادى خم غدیر منطقه نور شد
یا ز کف عقل پیر تجلّى طور شد
یا که بیانى خطیر ز سر مستور شد
یا شده در یک سریر قران شاه و وزیر
البته غدیریه‏هاى علامه غروى، منحصر به یک نمونه نیست. بلکه ایشان هم در دیوان فارسى ونیز در دیوان عربى خویش »الانوار القدسیه« بارها از غدیر گفته و غدیریه‏ها سروده است.

45- ملک‏الشعراى بهار، محمدتقى (1330-1266ش.):
در غدیر خم یزدان گفت مر پیمبر را
کز پى کمال دین، شو پذیره حیدر را
پس پیمبر اندر دشت بر نهاد منبر را
برد بر سر منبر حیدر فلک‏فر را
شد جهان دل روشن، زان شمس روحانى
46- شهریار، سید محمدحسین (1367-1283 ش.):
او یکى از احتجاجهاى امیرمؤمنان على، علیه‏السلام، را به روایت مى‏نشیند و در ادامه مى‏گوید:
نه با آن خطبه »من کنت مولاه«
على را برد بر اعلا و اعلن؟!
نه خود فریاد »بخّاً بخ« کشیدید؟!
من اینها شور خوانم یا که شیون
چه شد عهد خدا بر من شکستید
الا اى حاسدان عهد بشکن...
مرحوم شهریار به هر دو زبان فارسى و ترکى سروده‏هاى بسیارى درباره غدیر خم داد که از جمله
یا على نام تو بردم نه غمى ماند و نه همى
بأبى أنت و أمّى
گوئیا هیچ نه همى به دلم بوده، نه غمى
بأبى أنت و أمّى
منکر عید غدیر خم و آن خطبه و تنزیل
کر و کور است و عرازیل
با کر و کور چه عید و چه غدیرى و چه خمى
بأبى أنت و أمّى

البته با جرأت مى‏توان گفت که در چهارده قرن گذشته شاعران پارسى گوى بیش از صد غدیریه از خود به یادگار گذارده‏اند و اگر تفحص کنیم خواهیم دید که تنها در پنجاه سال اخیر صدها قصیده و غزل و قطعه و مثنوى درباره غدیر سروده شده و انتشار یافته است.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٧

ترجمه و شرح خطبه غدیریه علی ع از استاد محمد رضا حکیمی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از وبلاگستان:


اکنون بدانید، که اعتقاد به توحید پذیرفته نیست مگر با اعتراف به نبوت محمد (ص). و هیچ اعتقادی و عملی قبول نیست مگر با قبول ولایت و سرپرستی آن کس که خداوند خود او را ولی و سرپرست قرار داده است

مطلب کامل را در ادامه بخوانید


     ¤- خطبه مهم حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام راجع به غدیر به روایت و ترجمه استاد محمد رضا حکیمی :

 

     در روزی از روزهای خلافت امام علی(ع) ، جمعه و عید غدیر (18 ماه ذیحجه) به یک روز افتاده بود. اما در آن روز خطبه ای عجیب خواند و توحیدی شگفت گفت. این خطبه (سخنرانی) را مآخذ چندی نقل کرده اند. من در اینجا ترجمه آن را به جوانان پرشور پارسی زبان ارمغان می کنم.البته در ترجمه، همه بلاغت و جاذبه و رونق و آهنگ کلمات آن محفوظ نمی ماند. امید که روزی این مواریث عظیم و زندگی آفرین به همهْ زبانها گردانیده شود و بشریت به عمق این تعلیم و محبت و پیمان و پاکی و جهاد و اعتقاد برسد.
امام در آن روز، پنج ساعت از آفتاب بالا آمده، به منبر بر آمد. در آغاز، خدای را ستایش کرد، آنگونه که چونان ستایشی، از آن پیش، کس نشنیده بود. و ثنایی گفت خداوند را که دیگران بدانسان نیازسته بودند ثنا گفتن. از این خطبه آنچه در خاطر روایان ماند اینست:
     «خداوند را سپاس، که سپاس را در عین بی نیازی از سپاسگزاران، وسیله ای ساخت برای اذعان خلق به پروردگاری او، و سببی افزونی رحمت را، و راهی روشن، آن کس را، که فضل بیشتر او را خواهان باشد.
     من گواهی می دهم که جز اللّه، معبودی نیست. اوست یگانه و بی انباز. و نیز گواهی می دهم که محمد بنده اوست و فرستاده او. در ازل، به علم خویش، او را از میان خلقها همه برگزید و در میان پیامبران نیز مرتبهای والایش بخشید، تا از سوی خداوند امر و نهی کند. خداوند در رساندن احکام خود، محمد را به جای خویش قرار داد. زیرا خداوند خود به چشمها دیده نشود، و به خاطرها در نگنجد، و در لایه های پیچیده گمان ها و پندارهای انسان جای نگیرد. آری خدایی نیست جز همان اللّه ملک جبار.
     خداوند اعتراف به نبوّت محمد را با اعتراف به الهیّت خود مقرون ساخت و او را به چنان اکرامی ویژه کرد که یکی دیگر از خلق بدان پایه نخواهد رسید. محمد نیز شایسته این ویژگی و عنایت بود، چه او خود را ویژه خداوند کرد بود و ربیب خدا بود. آری آن کس که هر لحظه به گونه ای باشد به این ویژگی نرسد، و آن دل که دستخوش هر گمانی گردد به مرتبه محبت حق نایل آمدن نتواند.
     خداوند فرمود که بر او درود فرستیم، تا گرامیداشت بیشتر او باشد، و هم سببی که درخواست درود فرستند به اجابت رسد.اکنون خدای بر او درود فرستد و او را از این بیش تکریم کند و تشریف بخشد و بزرگی افزاید، تا آنجا که عظمتش پایان یافتن نشناسد و تا جاودان هماره بر جای باشد.
     آنکه خداوند، پس از محمد، از میان خلق، تنی چند را ویژه خویش ساخت.این ویژگان را در پرتو اعتلای محمد اعتلا بخشید، و رتبت محمد بدیشان سپرد. تا داعیانی باشند راستین که خلق را به سوی خدای خوانند و مردمان را خداشناسی آموزند. از این دسته، در هر قرنی و زمانی، کس هست. خداوند اینان را در ازال بیافرید، به صورت انواری زبان، به ستایش او گشوده، و شکر و تمجید او در دلشان افتاده. آنگاه ایشان را حجتهای خویش کرد بر هر کس که به ربوبیت خدا خستو است و به عبودیت خویش معترف.
     خداوند، این ویژگان را به هنگام آفرینش دیگر آفریده ها حاضر داشت، و تا آنجا که خود خواست، کار را به ایشان سپرد  و ایشان را ترجمان خواست و مشیت خویش قرار داد و زبان اراده خود ساخت.
     اما با اینهمه، ایشان بندگان اویند، بندگانی که بی دستور او سخن نگویند و همواره به فرمان او روند. خداوند خود چگونگی و احوال ایشان را نیک می داند. ایشان برای کس آمرزش نخواهند مگر آن را که خدای پسندد. هیچگاه دل از بیم خدای فارغ ندارند. همی احکام او را به جای آرند و سنت الهی را پیروی کنند. از حدود خدایی در نگذرند و او را فرمان برند.
     خداوند (گذشته از این راهنمایان، از جهت دیگر نیز) خلق را در تاریکی و بیراهی نهشت و نابینا و ناشنوا رها نکرد، چرا که به آنان عقل داد. آن را در وجودشان بیامیخت و در کالبدشان بنهاد و در جانشان استوار ساخت. نیروی حواس را خدمتگار عقل کرد و در گوش و چشم و درون جای داد. بدینسان حجت را گریبانگیر همه کرد و راه روشن را به همه نمود. او با قدرت خویش به مردمان زبان گویا داد، تا یافته های حس و اندیشه را باز توانند گفت.
     پس از این باید بگویم، ای جماعت مومنان! خدای عزوجل در این روز برای شما دو عید فراهم کرد، دو عید بزگر سترگ، که یکی ازاین دو جز به آن دیگری استوار نتواند بود. اینچنین کرد تا نیکی را در حقتان به امام رساند و از راه درست آگاهتان کند، و در پس روشندلانیتان برد از پرتو هدایت او فروغ یافته، و راهسپارتان سازد به راه روشن دین خود، و فراوان بر سرتان ریزی از نعتمهای خویش.
     بدین روی، جمعه را روز اجتماع قرار داد و همه را به شرکت کردن در آن فرا خواند، تا آنچه در روزهای هفته کردهاید تطهیر پذیرد و کژی و کاستیهایی که در کار و کسبتان روا داشته اید، جمعه به جمعه، به هنجار آید و تصحیح شود. هم در این روز است یاد کرد مومنان یکدیگر را، و هم پدیدار شدن بیم پرهیزگاران از خداوند. و در این روز است که خداوند پاداش کردار نیکوکاران را چندین برابر دیگر روزها دهد. اما کار به اینجا تمام نشود، مگر آنکه هر چه را فرموده است به جای آرید، و از آنچه نهی کرده است دست بکشید، و برای کارهایی که به تاکید امر کرده است فروتنانه کمر اطاعت بندید.
     اکنون بدانید، که اعتقاد به توحید پذیرفته نیست مگر با اعتراف به نبوت محمد (ص). و هیچ اعتقادی و عملی قبول نیست مگر با قبول ولایت و سرپرستی آن کس که خداوند خود او را ولی و سرپرست قرار داده است.
     و آیین طاعت خدا بهنجار نخواهد بود مگر چنگ در زنید به توفیق و نگهداشت خدایی، و نگهداشت آنان که اهل ولایت اویند. یعنی کسانی که در روز دور (غدیر)[6] درباره آنان آیت فرستاد، و اراده خویش را در حق بندگان خاص و گزیدگان خود اظهار داشت. و پیامبر را فرمود تا ابلاغ کند و گمراهان و منافقان را به چیزی نشمرد. و خود ضمانت کرد که او را از بد ایشان نگاه دارد.
     بدین گونه و با اشاره (به نگهداشت پیامبر از بد بداندیشان) درون آنان را که به ریب اندر بودند نمایان ساخت، و از بطن آن کسان که راه ارتداد می سپردند پرده افکند. اینجا بود که هم مومن و هم منافق، آنچه را باید بدانند دانستند. سپس آن کس که بی پروا بود و لاابالی، از حق روی گردانید. و آن کس که پا بر جای بود و استوار، بر پذیرفتن حق پای فشرد. و اینجا بود که جهالت پیشگی منافقان و خیره سری نابفرمانان فزونی گرفت. و بس داندان بر دندان فشردند و دست بر دست زدند. یکی سخنی گفت. یکی بانگی کرد. و آن کس که نابفرمانی پیشه ساخته بود بر همان سر بایستاد. و در این میان گروهی نیز اعتراف کردند، اما نه از ته دل و نه از سرایمان، چنانکه گروهی دیگر اعتراف کردند هم به زبان و هم از جان.
     بدین سان، خداوند دین خویش را کامل کرد. و با کامل کردن دین، چشم پیامبر و مومنان و تابعان او را روشن ساخت. و این همان (واقعه غدیر) بود که بر خیتان خود شاهدآن بو دید و به برخی دیگرتان خبر آن رسید. و بدین واقعه، آن وعده نیکوی خداوند به شکیبایان در پیوست. و پرداخته های فرعون وهامان و قارون و سپاه اینان و تختگاهشان را تباه و ویران کرد. اما گروهی گمراه برجای ماندنده در تباه ساختن کار مردمان هیچ فرد نگذارند. اینان را نیز خداوند در همان جایگاه های خود فرو خواهد گرفت و آثارشان را نابود خواهد ساخت و نشانه هایشان را محو خواهد کرد و از آن پس، دلهاشان را از دریغ و درد خواهد آکند. و به گروهی ملحقشان خواهد فرمود، که دستان ایشان بازهشت و کالبد ایشان نیرومند ساخت و تواناییشان داد، تا بدانجا که (به سوؤ اختیار و سوؤ استفاده از مواهب الهی) دین خدا را دگرگون کردند و احکام او را باژگونه ساختند. و بس زودا اما به هنگام خداوند بر دشمنان خویش پیروز گردد. و خدا لطیف است و خبیر.
     (لازم نبود این اندازه سخن گویم، چه) اندکتر ازاین نیز ابلاغ را بسنده بود. اکنون ای مردمان، مشمول رحکمت خدای باشید! در آنچه خداوند شما را بدان فرا خوانده و ترغیب کرده است یکی بیندیشید، و به سوی دین او روی آورید و راه او بسپرید. راه های پراکنده دیگر در پیش مگرید تا از راه خدا باز نمانید.
همانا امروز، روزی بس بزرگ است.
     در این روز، گشایش در رسید، و در این روز منزلت آن کسان که شایسته بودند بلند گرفت و برهان خدا روشن گشت.
     - آری-
     امروز روز روشن کردن حق است و از مقام پاک (رهبر معصوم) به صراحت و «نص» سخن گفتن.
     امروز روز کامل شدن دین است.
     امروز روز عهد و پیمان است.
     امروز روز گواهی و گواهان است.
     امروز روز نمایاندن بنیادهای نفاق و انکار است.
     امروز روز حقایق ایمان است.
     امروز روز راندن شیطان است.
     امروز روز موعود فیصله دادن حق است.
     امروز روز فراموش گشته بلند گرایان است.
     امروز روز راه نشان دادن و ارشاد است.
     امروز روز آزمودن مردمان است.
     امروز روز رهنمونی به رهنمایان است.
     امروز روز آشکار ساختن مقاصد پوشیده و زمینه سازیها و تمهیدهای دیگران است.
     امروز روز نص (تصریح) بر شخص است، یعنی آنان که ویژهاند رهبری را.
     (امام در آن روز، همواره می گفت، امروز... امروز... تا اینکه فرمود: )
     اکنون، در اعمالتان مراقب خدای عزوجل باشید! و از او بپرهیزید، و با او مکر مکنید و از راه فریب درمیایید. با اعتقاد به توحید و یگانگی خداوند و با اطاعت آن کس که شما را به اطاعت او امر کرده است[7] به خدا تقرب جویید. راه گمراهی مسپرید و از پی آنان که گمراه شدند و دیگران را گمراه کردند مروید. خدای عزیز، گروهی را نکوهیده است و در کتاب خویش (از قول آنان) چنین فرموده است: «انا اطعنا سادتنا و کبرائنا فاضلونا اسبیلا. ربناآتهم ضعفین من العذاب و العنهم لعناً کبیراً» =ما مهتران و بزرگان خویش را اطاعت کردیم و ایشان گمراهمان کردند. پروردگار ما! عذاب ایشان را دو چندان کن و برایشان لعنتی بزرگفرست. نیز فرموده است: «و اذ یتحاجون فی النار، فیقول الضعفاء للذین استکبروا اناکنا لکم تبعاً، فهل انتم مغنون عنا من عذاب الله من شی ء، قالوا لو هدانا اللّه لهدیناکم»[9] = و آنگاه که در دوزخ مشاجره کنند، پس روان به آنانکه «استکبار» کردند و بزرگی فروختند گویند، ما پیرو شما بودیم، آیا اکنون می توانید اندکی از این عذاب را از ما بردارید، آن گردنکشان گویند، اگر ما به راه خدا رفته بودیم شما را نیز به راه می بردیم.
     اکنون، آیا می دانید که این استکبار (که در قرآن آمده است) چیست؟ استکبار، ترک اطاعت آن کس (امام) است که خداوند امر به اطاعت او کرده است، و گردن فرازی است در برابر آن کس که خداوند پیروی او را خواسته است. در قرآن از اینگونه سرگذشت مستکبران بسیار آمده است. اگر آدمی در اینگونه آیات ژرف بیندیشد بیگمان او را از راه بدباز دارد و اندرز دهد.
ای مومنان! بدانی که خدای عزوجل فرموده است: «ان الله یحب الذین یفاتلون فی سبیله صفاً کانهم بنیان مرصوص»= خداوند آن کسان را دوست می دارد که در راه او می جنگند، با صفهایی چونان بناهای استوار درهم پیوسته. آیا می دانید مقصود از «در راه او» (فی سبیله) چیست و راه خدا کیست، و صراط اللّه و سبیل اللّه چه کسی است ؟
     منم صراط خدا، که هر کس آن را نپیماید (از او اطاعت نکند) در چاه گمراهی فرو افتد.
     منم راه خدا، که پس از پیامبر مرا نصب کرده و نشان داده است.
     منم قسیم بهشت و دوزخ.
     منم حجت خدا، هم بر بدکاران و هم بر نیکوکاران.
     یکی از غنودن در غفلت بخیزید، و پیش از فرا رسیدن اجل عمل کنید، و برای دست یافتن به آمرزش پروردگار بر یکدیگر پیشی گیرید، پیش از آنکه (رستاخیز شود و) بارویی برافرازند درون آن بهشت و برون آن دوزخ. آنگاه بانگ کنید و بانگتان نشنوند و غریو بر کشید و غریوتان به هیچ نگیرند.(به خود آیید) پیش از آنکه فریاد بخواهید و کس به فریادتان نرسد. شتاب کنید در طاعت پیش از گذشتن فرصت! (مپندارید که فرا رسیدن روز پاداش بس دور است، بلکه همین حال) چنین است که گوی هادم لذّات (تباه کننده خوشیها= مرگ) در رسیده است، دیگر نه گریز گاه نجاتی هست و نه دور شدگاه خلاصی.
     این مجمع اکنون به پایان می رسد و شما همگی روانه خانه های خویش می شوید. بروید- خدای بر شما رحمت فرستد- و بر خانواده خود فراخ گیرید. به برادران خود نیکی کنید. خداوند را بر این نعمت که شما را بخشیده است سپاس گزارید. متحد شوید تا خدا کمکتان کند. نیکویی کنید تا خدا دوستیتان را پایدار دارد. از نعمتهای خداداد یکدیگر را هدیه فرستید. خداوند در این روز، چندین برابر دیگر عیدها پاداش دهد.
     اینگونه پاداشی را جز در این روز (غدیر) دیگر نخواهید یافت. نیکویی کردن در این روز، مال را بسیار کند و عمر را دراز. مهربانی کردن باعث رحمت خدا شود و مهربانی او. در این روز، به برادران و به خاندان از مال خدا داده ببخشید، هر اندازه که بتوانید. همواره چهره خندان دارید. چون به یکدیگر رسید شادمانگی کنید، و خدای را بر نعمتهایش سپاس دارید. بروید و به آنان که امیدشان به شماست نیکی بسیار کنید. در خورد و خوراک، خود و زیردستانتان یکسان باشید. این یکسانی و مساوات را تا جایی که توانایی دارید عملی سازید، که پاداش یک درهم در این روز، صدهزار درهم است. و برکت به دست خداست.
     روزه این روز را نیز خداوند مستحب قرار داده است و در برابر آن پاداشی بس بزرگ نهاده. اما اگر کسی در این روز، نیاز برادران خود را برآورد- پیش از تمنا و درخواست- و با میل و رغبت خوبی کند، پاداش او چنان آن کس باشد که این روز را روزه داشته است و شب آن را با عبادت به بامداد رسانیده. و هر کس در این روز به روزه داری افطاری دهد، چنان است که گویی دسته دسته مردم را افطاری داده است...
     همینکه به یکدیگر رسیدید، همراه سلام، مصافحه کنید، و نعمتی را که در این روز نصیبتان شده است به یکدیگر تبریک گویید. باید این سخنان را آن که بود و شنید به آن که نبود و نشنید برساند. و باید توانگران به سراغ مستمندان روند و قدرتمندان به دنبال ضعیفان. پیامبر- که درود خدا بر او باد- مرا به این چیزها امر کرده است.»

     اکنون سخنان علی را درباره «غدیر» دانستید. من نمی خواهم در اینجا این خطبه را شرح دهم. امیدوارم خوانندگان خود در آن بیندیشند، و هر کس از هر فرقه آن را می خواند جانش روشن شود و روانش با سخنان علی در آمیزد. اما در اینجا به چند نکته که در کلام علی (ع) گذشت اشاره می کنم.
     الف- امام صریح می گوید که خدا خود رهبر را معین کرده است و در این باره آیت فرستاده. و این پاسخ یاوه سرایی آن کسان است که گفتند در اسلام امام و خلیفه تعیین نشده است، و در قرآن در این باره سخن نرفته است. بدین گونه دین اسلام را از فلسفه سیاسی خالی معرفی کردند. اکنون آیا علی از قرآن و اسلام بهتر خبر دارد و از چگونگی و شاؤن نزول آیات آن، یافلان متکلم سنی و قاضی القضاة وابسته به دربار خلافت، یا فلان مستشرق یهودی مامور مرموز، یا فلان استاد تاریخ ادبیات، یا فلان دکتر حقوق مدنی، یا فلان به اصطلاح محقق در جامعه شناسی ولی به اطلاع از اسلام، یا فلان چانه زن بر سر لفظ سمیرم و شمیرم...
     ب- امام در سخنان خود به این حقیقت اشاره می کند که جانشینان پیامبر، خلق را به سوی خدا می خوانند و به مردمان خداشناسی می آموزند، یعنی فلسفه رهبری در دین، نشر خداشناسی است و بر پا کردن جامعه ای خدایی انسانی. حالا آیا کسانی چون مروان و یزید و ولید و حجاج وهارون و متوکل و همانندان اینان، معلمان خداشناسی بودند، و آیا اینان بودند که خدا رتبه جانشینی پیامبر را به آنان بخشید و مبلغ احکام خود قرارشان داد. آیا اینان به مردم خداشناسی آموختند و پاسدار رسالت محمد بودند. آیا اینان ترجمان مشیت ازلی و زبان اراده الهی بودند؟ و آیا... و آیا...
     ج- امام در چند مورد از این سخنرانی که در روز عید غدیر و جمعه ادا کرده است، از واقعه غدیر به عنوان «نعمت» یاد می کند و می فرماید خدای را بر آن شکر گزارید. و این یادآوری را تکرار می کند. معلوم است که این همه یادآوری و تاکید و تکرار به خاطر مضمون غدیر و محتوای آن است، یعنی تامین حقوق انسان و حدود اسلام.
     د- امام خود را «سبیل اللّه» (راه خدا) می خواند و می گوید قرآن هم گفته است در پیرامون همین مقام، چونان صفی استوار، گردآیید و پیکار کنید. این تصریح است به اهمیت مقام رهبر دینی در جامعه اسلامی، و اینکه امت بدون رهبر دینی، راه خدا را در پیش ندارد.
     ه- امام در این خطبه به صراحت می گوید، اقرار و ایمان به توحید، بیاقرار و ایمان به نبوت و بیاقرار و ایمان به امامت پذیرفته نیست. چرا؟ چون منظور از عرضه دین الهی بر بشر، تامین سعادت کلی و رستگاری نهایی انسان است و بلوغ انسانیت است و وصول آدمی به اصل حقیقت در جهت علم، و اصل عدالت در جهت عمل. و این منظور، چنانکه پیداست، نیازمند به علم و عمل است، علم صحیح و عمل درست، یعنی جهان بینی مطابق واقع، و رفتار و تصرف مطابق چگونگیی که باید و شاید. و پر روشن است که بشر، در رسیدن به این مقصود، نیازمند به حق است و کمک حق. و این کمک و راهنمایی جز از طریق پیشوای الهی، یعنی امام معصوم، که خدا او را تعیین کرده باشد، و گفته و حکم او، گفته و حکم خدا باشد، به گونهای دیگر،میسر نخواهد بود. بشر با استعدادها و معلومات بشری خود قادر به طی کردن این راه نیست. پس ایمان به خدا و پیامبر و امام و اطاعت از آنان، همه با هم، لازم است و این هر سه ایمان، هر یک مکمل آن دیگری است. و هر یک بی آن دیگری ناقص است. و یکی از فلسفه های لزوم امام همین حتمیت لزوم علم است در رسیدن به سعادت و عمل بر طبق آن علم. چون ممکن است پیامبر، جزئیات و فروع و تفصیلهای همه معارف و احکام را در مدت محدود زندگی خویش نگفته باشد، به خاطر کشاکشها و گرفتاریهای اصل تاسیس و تبلیغ، یا به خاطر تاخر زمانی ظرف بیان، یا عدم آمادگی نفوس و امثال این علل، که نزد خردمندان روشن است. و اینجاست که تنها امام معصوم تعیین شده از جانب خدا و پیامبر می تواند مرجعی مطمئن باشد و دین و تفاصیل آن را بیاموزد و مربی امت باشد و خلاء وجود پیامبر و انقطاع وحی را پر کند و علمی بیاموزد و حکمی بدهد که علم درست و حکم خدا باشد.
و همین است که برخی از محققان، از جمله ملامحسن فیض کاشانی، بدان تصریح کرده اند. فیض می گوید:
     فرایض و نوامیس دین از این جهت به وسیله ولایت و امامت تکمیل شد، که پیامبر علوم و تعالیمی را که خدا به او داده بود به علی آموخت و علی به اوصیاء خود، یکی پس از دیگری. پس چون پیامبر علی و امه اولاد علی را به جای خویش معرفی کرد، و برای امت ممکن گشت که در معرفت حلال و حرام و احکام دین خدا به آنان رجوع کنند، و این امر با آمدن هر یک از آنان پس از دیگری استمرار توانست یافت، دین کامل گشت و نعمت هدایت تمام- والحمدللّه. و این مطلب را خود امامان ما گفته اند.
     بنابراین، دیگر علما و فقهایی که نه خود امام معصوم تعیین شدهاند و نه علم آنان به امام معصوم- و از طریق او به پیامبر- منتهی می شود، هر چه بگویند نمی توان آن را بقطع و یقین حکم خدا دانست- اگر چه به عنوان حکم ظاهری. پس در پی اینگونه فقها و مفسران و علما رفتن، راه را بی راهبر سپردن است و اینسان راه سپردنی مصون از گمراهی نتواند بود، بویژه در راه دین و تربیت نفس و احیاء قلب و انعقاد عقیده، که راه ابدیت است. و آسان گرفتن و اهمال در آن به زیان خود انسان است. و آن منظور نهایی را برای انسان نتیجه نخواهد داد. از نظر اجتماعی نیز، مدینه قرآنی مقصود، به اینگونه تشکیل نخواهد یافت- چنانکه واضح است.
     و- ضمن توضیح گذشته، معنای این سخن امام نیز معلوم شد، یعنی اینکه با تعیین شخص رهبر دین در جامعه اسلامی کامل گشت. این سخن را پیامبر اکرم نیز فرموده است، چنانکه پیشتر یاد کردیم.«در قرآن کریم» نیز این آیه نازل شده است:  «الیوم اکملت لکم دینکم...» - امروز دینتان را کامل کردم.
این آیه بنابر 15 تفسیر معتبر ازعلمای اهل سنت، در روز غدیر، پس از نصب علی بن ابیطالب (ع) به خلافت و امامت نازل شده است. این آیه و آیه : «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک...» .
- ای فرستاده! آنچه پروردگارت بر تو فرو فرستاده است ابلاغ کن!
مربوط به خلافت و امامت است. زیرا این دو آیه در هفته های آخر عمر پیامبر نازل شده است، یعنی   هنگامی که به جز مسئله جانشینی، مسائل دیگر را فرموده بوده است.
     مورخان و محدثان نوشته اند، روزی طارق بن شهاب کتابی (از اهل کتاب، یهودی یا مسیحی) در حضور خلیفه دوم بود، گفت:
     اگر این آیه (یعنی آیه «الیوم اکملت لکم دینکم»= (امروز دینتان را کامل کردم...) در دین ما نازل شده بود، روز نزول آن را جشن می گرفتیم .
     پس ملاحظه می کنید که به تصریح قرآن و احادیث نبوی و گفته امام علی بن ابیطالب که به شهادت علمای اهل سنت، برای هر مسلمانی از هر مذهبی که باشد حجت است، دین اسلام، بدون فلسفه سیاسی و جهت داشتن نسبت به چگونگی حکومت، کامل نیست. و به تعبیر شیعه، امام شناسی (معرفة الامام) نیز جزو اصول دین است. و این راقیترین فلسفه است که در دینی مسله رهبری و حکومت و معرفت این مقام و صلاحیت و شرط کردن عدالت در آن، جزو اصول دین باشد.
     بدین گونه، و با توجه به آنچه نقل کردیم و توضیح دادیم، روشن است که عید غدیر، اسلامی است نه صرفاً شیعی. زیرا روزی که به جز اهمیت قرآنی آن، و سخنان پیامبر درباره آن، و محتوای حیوی آن، علی بن ابیطالب نیز اینگونه به یاد کرد اهمیتش بپردازد و آن را عیدی بزرگ و سترگ و بخواند، جز یک روز عظیم و یک عید اسلامی چه می تواند باشد؟ پس اگر در اثر تداوم سوء تربیت و تعلیم در دوران گذشته و روزگاران خلافت اموی و عباسی، و دیگر سلاطین دور از حق، و عالمان متعصب، و هم غفلت امروزین متفکران مسلمان، اکنون نیز این روز حیاتی، در بسیاری از جوامع اسلامی، به دست فراموشی سپرده شده است، این، از نظر مبادی اسلام، بک گناه بزرگ اجتماعی است، و میراندان یکی از چهار اصل اساسی اسلام است یعنی: توحید، نبوت، امامت و معاد.
      از این رو باید جامعه های اسلامی، با زنده کردن خاطرات این روز و تفهیم محتوای آن به فرزندان سرزمینهای اسلام، کفاره این گناه را بپردازند. و محققان و مولفان و شاعران و نویسندگان مسلمان، با نشر تعلیم نهفته در آن، و حساسیت نشان دادن نسبت به آن تعلیم، یکی از بزرگترین آرمانهای انسانی اسلام را احیا کنند.

     آری پوشاندن یا پوشیده ماندن «غدیر»، پوشاندند یا پوشیده ماندن یکی از روشنترین روزهای انسان است، و نسیان یکی از پاکترین و عظیمترین و درخشنده ترین سنت های پیامبر اسلام. و به دیگر سخن، رد کردن عظیم ترین فریاد، و بلکه فریاد نهایی و ابدی وحی است به حلقوم محمد، و دست رد در برابر آن فراز کردن است.

     تبلور جوهرنهایی در جامعه اسلام غدیر است، و پایان فریادهای وحی خدایی غدیر. و چون پیامبر ما، خاتم پیامبران است. باید گفت، آخرین حکم آسمان، حکم روز غدیر است، یعنی ارشاد ابدیت در مسیر حیات انسانی، امامت علی بن ابیطالب است و امامت اولاد او، به عنوان معلمان معلمان علم یقین و مجریان احکام و حدود خدایی تا دامنه قیامت. و در واقع، آنچه از پیامبر اکرم، درباره مهدی و خروج موعود نیز روایت شده است، و خاطره ای را که مسلمین درباره آینده جهان و استقرار دولت مهدی (یعنی: پراکندن حق در هر کائن و آکندن گیتی از عدل) دارند، همان تاسیس «مدینه غدیر» است، که همواره و هر روز، وظیفه مسلمانان راستین و معتقدان به حکومت قرآنی است که در تشکیل دادن آن برای هر نسل و در هر نسل بکوشند... و آن که مهدی تاسیس می کند، تکلف دینی خود آن امام است، در روزگار ظهور خود و در ظرف زمانی آن تکلیف، و خواهد کرد، که «ان الله غالب علی امره». و در حقیقت، بعثت غدیر عاشورا مهدی، چهار جهت اصلی خانه اسلام است که به روزگار «مهدی» سراسر جهان خواهد بود: «ان الارض یرثها عبادی الصالحون».
     بدین گونه روشن گشت که بحث درباره «غدیر» و هویت رهبری در اسلام، حرکتی است در سطر احیای مجدد اسلام. و دانستیم که این بحث و روشنگری در این سطر و این حرکت ذهنی دادن به جوامع اسلامی و آفرینش عصیان و حماسه، هم اکنون، از قاطعترین وظایف مصلحان مطلع اسلام است.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٧

ولایت علی ، عشق به همه ی خوبی های عالم است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

علی نماینده ی تام و تمام حق و انسانیت است
 عشق مردم ایران به علی ع بهترین گواه حق جویی ایرانیان است
نهج البلاغه ی او اندکی است با هدف معرفی بلاغت کلام او ولی همان نیز دریچه ای شد به عظمت های باورنکردنی انسانی در حد خلیفه ی خدا
ولایت او خطی است که از محبت به حق و حقیقت آغاز میشود و به همان پایان می یابد
و در آن همه ی خوبی ها جمع است
ولایت علی
عشق به همه خوبی هاست

پرشین بلاگ persianblog  مهدی بوترابی mehdi boutorabi  علی

من کنت مولاه فهذا علی مولاه


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٧

علی باید و نباید سکوت میکرد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

شرایط را ایجاد کردند تا حضرت علی ع سکوت کند. استخوان در گلو و خار در چشم. سکوتی طولانی. گوشی برای شنیدن نبود و شرایطی برای تغییر.
علی نباید سکوت میکرد. یعنی نباید دیگران شرایطی را چنین فراهم میکردند. سکوت او سمبل ظلم به جامعه و پیشوایان راستین است ولی او در این سکوت تقصیری ندارد و بلکه به دلیل صبر و تحمل اش ماجور است.
علی باید سکوت میکرد. یعنی بر اساس شرایط راه درست دیگری نبود. فرصتی جز همراهی با جماعت باقی نمانده بود مگر ویران کردن بنیان ها.

نمونه دیگر به جنگ فرستادن عمار یاسر، پیر مرد صحابی پیامبر ص در جنگ صفین است.  عمار به اصرار از علی میخواهد که اجازه دهد به میدان رود تا با شهادت از دنیا برود و علی ع اجازه دادند.
عمار پیش از آغاز جنگ روایتی از پیامبر ص را به یاد سپاهیان دو طرف آورد که کشندگان عمار یاسر، ستمکاران هستند. پس از تصدیق روایت از سوی تعدادی از صحابه پیامبر ص که در هر دو سپاه بودند، همه را به شهادت گرفت که وی در سپاه علی و بر علیه معاویه به جنگ میرود. معاویه دستور داد که کسی عمار را نکشد ولی در نهایت عمار به شهادت میرسد و ولوله ای در سپاه شام می افتد. راه حل مناسب معاویه و عمر و عاص برای کج فهمان همیشه آماده است: این علی است که عمار را به میدان فرستاده است که اگر اجازه نمیداد، عمار کشته نمیشد! و حتی این نکته که : معاویه به کشته شدن عمار راضی نبود!
خوارج و دیگر کج فهمان آن روزگار و این روزگار از درک مسائلی ساده چون این ناتوانند و به همین دلیل بازیچه ی قدرتهای آشکار و پنهان میشوند.

خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کند
=====================

تصور کنید که علی ع  برای حفظ اسلامی که از استادش پیامبر اکرم ص آموخته بود، راه دیگری میرفت. مثلا از جماعت کناره میگرفت و منزوی میشد یا حتی با اسلحه کشیدن و با حمایت ابوسفیان و قریش و یا هر روش دیگر، به قدرت سیاسی چند روزه می رسید. آنگاه حق و باطل به این شفافی از یکدیگر جدا میشد؟


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱٩ آذر ۱۳۸٧

بردباری در اختناق از وبلاگ تورجان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از وبلاگ تورجان:


امام علی (ع) در دوران سی ساله پس از پیامبر که جامعه اسلامی، دوره گذار را طی می کرد و دچار چالش های فراوان بود، بیش از دو دهه در قامت یک محافظه کار تمام عیار ظاهر شد تا دستاوردهای دوران پیامبر را در طوفان اختلافات داخلی و تهدیدات خارجی حفظ کند. با وجود آنکه به باور او، جامعه اسلامی پس از پیامبر نتوانسته بود در برابر تعصبات باقی مانده از دوران جاهلیت مقاومت کرده و تسلیم ارزش های قومی و قبیله ای شده بود، اما همه این کجروی ها باعث نشد که او سیاست ورزی را کنار نهاده و انقلابی گری را پیشه کند. چرا که به خوبی می دانست که کوچک ترین تزلزلی در حکومت مرکزی، به قیمت از دست دادن دستاوردهای حداقلی پیشین تمام خواهد شد.


مطلب کامل را در ادامه بخوانید


کارنامه امام علی (ع) به مثابه یک فعال سیاسی

شاید درباره عملکرد سیاسی امام علی(ع) نتوان زیباتر و رساتر از علی شریعتی سخن گفت. او در سخنرانی «پیروان علی و رنج هایشان» از امام علی(ع) به عنوان رهبری منحصر به فرد یاد می کند که سرنوشتی بر خلاف همه انسان ها برای خود رقم زده است، چرا که در زمان دوری از قدرت، محافظه کار بود و زمانی هم که به قدرت رسید، انقلابی عمل کرد و مرگی انقلابی داشت. این در حالی است که دیگران پیش از رسیدن به قدرت، انقلابی اند و وقتی که روی کار می آیند، محافظه کار می شوند. امام علی (ع) در دوران سی ساله پس از پیامبر که جامعه اسلامی، دوره گذار را طی می کرد و دچار چالش های فراوان بود، بیش از دو دهه در قامت یک محافظه کار تمام عیار ظاهر شد تا دستاوردهای دوران پیامبر را در طوفان اختلافات داخلی و تهدیدات خارجی حفظ کند. با وجود آنکه به باور او، جامعه اسلامی پس از پیامبر نتوانسته بود در برابر تعصبات باقی مانده از دوران جاهلیت مقاومت کرده و تسلیم ارزش های قومی و قبیله ای شده بود، اما همه این کجروی ها باعث نشد که او سیاست ورزی را کنار نهاده و انقلابی گری را پیشه کند. چرا که به خوبی می دانست که کوچک ترین تزلزلی در حکومت مرکزی، به قیمت از دست دادن دستاوردهای حداقلی پیشین تمام خواهد شد. او در خطبه شقشقیه به محاسباتی اشاره می کند که او را به محافظه کاری فعال سوق داد:

 

«و طفقت أن ارتئی بین أن أصول بید جذاء أو أصبر علی طخیة ... فرأیت أن الصبر علی هاتا أحجی»

در این اندیشه بودم که آیا با دست تنها برای گرفتن حق خود به پا خیزم یا در این محیط خفقان زا صبر پیشه کنم؟ ... پس از ارزیابی، بردباری را خردمندانه تر دیدم.

 

با تأمل در این سخن می توان به هوشمندی، عملگرایی و واقع بینی امام علی(ع) در ارزیابی دقیقش از شرایط جدید پی برد. او در عین حال که مزایای گزینه مخالفت با حاکمیت جدید را نفی نمی کند، اما کنار آمدن با وضع موجود  را عاقلانه تر می بیند و از همین رو پس از تأخیر چند ماهه با خلیفه اول کنار می آید. در طول این مدت نیز رفتار آشوب طلبانه و عصیان گرانه ای از ایشان گزارش نشده است. از این رو می توان گفت که امیرالمؤمنین در عمل با یک سیاست ورزی و حسابگری عاقلانه به حداقل ها قانع شد و نخواست با آرمان گرایی انقلابی که طرفدارانی همچون ابوسفیان داشت، از خود قهرمان بسازد. در دوره بیست و پنج ساله برکناری اش از قدرت، باز هم به سیاست ورزی ادامه داد و به مشاوری امین برای خلفای راشدین بدل شد. خلفا نیز با وجود آنکه از اختلافات مبنایی عمیق علی با خود آگاه بودند، اما باور داشتند که او آنقدر امین و قابل اعتماد است که بتوان توصیه های او را بدون هیچ دغدغه ای عمل کرد. سیاست ورزی علی مستلزم کنار گذاشتن صداقتش نشده بود و همین ویژگی پیامبرگونه اش خاطر خلفا را آسوده می کرد. امام علی(ع) در دو جنگ ایران و روم با حضور مستقیم خلیفه دوم در جنگ مخالفت کرد. با وجود آنکه عمر بن خطاب  مهم ترین مخالف فکری و سیاسی اش بود، حاضر نشد که از غیبت وی در پایتخت اسلامی استفاده کرده و با کودتایی غافلگیرانه به حق خود برسد. او هر دو بار به شدت با خروج خلیفه از مدینه مخالفت کرده و احتمال کشته شدن وی در جنگ و بروز خلأ مدیریتی در مدینه را به وی یادآوری کرد.(خطبه های 134 و 146)

دلخوری شدید وی از شخصیت، دیدگاه و عملکرد خلیفه دوم که مخالف عمده اش بود، سبب نمی شد که کارنامه مثبت او را نادیده بگیرد.(خطبه 228) حتی در نصیحتش به خلیفه سوم، کارنامه قابل قبول دو خلیفه پیشین را به او یادآور می شود.(خطبه164) اما همه اینها سبب نمی شود که در اوج محافظه کاری، نگران انحراف نباشد. او از فرصت اعتماد نسبی خلفا به وی به عنوان مشاور بهره می گرفت تا در حد مقدور از روند کجروی و وارونه شدن ارزش ها بکاهد. با این حال می داند که ضعف های جدی مردم و حاکمان، کار را بر دلسوزان و عالمان متعهد دشوارتر کرده و خطر انحراف جدی تر شده است. به مسلمانان در فرصت های گوناگون هشدار می دهد که اسلام در معرض وارونه شدن ارزش هاست و مقصر آن نیز سهل انگاری همه اقشار جامعه است.(خطبه های 103 و 108) پس از ترور خلیفه دوم نیز در برابر نابرابری موجود در شورای تعیین خلیفه، باز هم به وضع موجود رضایت داده و مصالح مهم تر را ترجیح می دهد و دست از سیاست ورزی برنمی دارد:

 

«و الله لأسلمن ما سلمت امور المسلمین و لم یکن جور الا علی خاصة»

به خدا سوگند تا هنگامی که اوضاع مسلمین سامان دارد و جز من به کس دیگری ستم نشود، به آنجه انجام داده اید گردن می نهم .   – خطبه 74-

 

در دوران انزوا او علیرغم جوان بودنش به مثابه یک سیاستمدار هوشمند از حداقل ها نمی گذرد تا به حداکثرها برسد و نیز در قامت یک روشنفکر و منتقد ظاهر می شود تا از اخلاق و قانون تخطی نشود. با این حال از هرگونه ریسکی که او را حتی اندکی به آرمان هایش نزدیک کند می پرهیزد. به ارزش رأی اکثریت به خوبی واقف است و آن را نادیده نمی گیرد:

 

«و الزموا السواد الاعظم ... و ایاکم و الفرقة!»

با اکثریت باشید و از تفرقه بپرهیزید.   – خطبه 127-

 

او  به خوبی از پیامدهای هرج و مرج و آنارشیسم آگاه است و حکمرانی بد را بر فقدان حکومت ترجیح می دهد، چرا که برقراری نظم و امنیت و تدبیر اقتصادی و دفاعی جامعه برایش ارزش ذاتی دارد:

 

«لابد للناس من امیر برّ أو فاجر یعمل فی أمرته المؤمن و یستمتع فیها الکافر و یبلغ الله فیها الأجل و یجمع به الفیء و یقاتل به العدو و تأمن به السبل و یؤخذ به للضعیف من القوی»

 

مردم به یک زمامدار نیازمندند، چه خوب باشد و چه بد، برای اینکه در سایه حکومت، مؤمنان به وظایف خود پرداخته و کافران نیز بهره مند شوند، مردم در پناه حکومت زندگی کنند،مالیات جمع آوری شود، با دشمنان جامعه مقابله شود، امنیت برقرار شود و حقوق فرودستان از فرادستان ستانده شود.

 

اما با استقبال و درخواست کم نظیر مردم و آغاز حکمرانی امام علی(ع)، دوران محافظه کاری اش به پایان می رسد و این همان تفاوت آشکاری است که به گفته شریعتی میان علی و همه انسان ها وجود دارد. لازمه یک حکمرانی پایدار، در نظر گرفتن برخی مصلحت ها و زیرپاگذاشتن برخی اصول اخلاقی است و این با انقلابی گری نمی سازد. همه انقلابی ها پس از رسیده به قدرت الزاماً تن به محافظه کاری هایی می دهند تا به گمان خود، اصل انقلاب و دستاوردهای آن را به باد ندهند. اما علی از همان آغاز خلافتش تن به هیچ مصلحت اندیشی ظاهری نمی دهد و در نهایت هم قربانی عدالتش می شود. برای بیشتر ماندن در قدرت، هیچ اصل دینی و اخلاقی را زیر پا نمی گذارد:

 

«أتأمرونّی أن اطلب النصر بالجور فیمن ولیّت علیه؟!»

آیا به من دستور می دهید که برای پیروزی خود بر مردم ستم کنم؟!  - خطبه 126-

 

در برابر شورش عظیمی که خوارج به پا کردند و دست به اسلحه بردند، آنها را از حقوق شهروندی شان محروم نکرد، آنها را هم از تکفیر مسلمین و تندوری بر حذر می داشت، چرا که همچون پیامبر معتقد بود که ارتکاب جرم، سبب محرومیت مجرم از حقوقش (ورای عقوبتی که برایش در نظر گرفته شده) نمی شود:

 

«أقام حق الله فیهم و لم یمنعهم سهمهم من الاسلام»

پیامبر هر مجرمی را طبق قاون الهی مجازات می کرد ولی سهم اسلامی آنها را از بین نمی برد.

 

شکوه عدالت و انسانیتش را در برخوردش با خوارج می شود دید. تا آنها دست به اسلحه نبردند، جنگ را آغاز نکرد. با مدارا و بزرگ منشی، بیشتر آنها را از طغیانگری منصرف کرد و پس از خواباندن شورش باقی آنها، از نزدیکانش خواست که دست از جنگ با خوراج بردارند، چرا که آنها طالب حق بودند و به خطا رفتند. شیخ عبدالله علایلی فقیه و روشنفکر عرب درباره خطبه 61 امام می گوید:«این سخن با لهجه صریح و صادقانه می رساند که علی تا چه اندازه دشمنان سیاسی خود را که دارای مبدأ و عقیده بوده اند محترم می شمرده است.»   (پرتوی از نهج البلاغه،محمد مهدی جعفری،ج1،583)

ام المؤمنین عایشه را که رهبری نخستین شورش مسلحانه علیه حکومت مرکزی را به عهده گرفت، پس از شکستش محترم داشت و حسابرسی اعمال نادرستش را به خدا واگذار کرد. (خطبه 156) در شرح خطبه 43 آورده اند که علی در برابر عصیانگرانی که معرکه صفین را تضعیف کرده و متارکه جنگ می کردند ( و در هر حکومتی به عنوان خائن شناخته می شوند)  با مهربانی برخورد کرد و با وجود در خواست برخی اصحابش مبنی بر بازداشت این خائنین فرمود:« اگر ما هرکس را به اتهامی توقیف کنیم، زندان هایمان پر می شود. من برای خود جایز نمی دانم کسی را حبس  یا کیفر کنم مگر بعد از آنکه مخالفت آشکار کند.»  (همان، ص 493) او تنها راه ایجاد گشایش در امور جامعه و مردم را رفتار عادلانه می دانست. (فأن فی العدل سعة – خطبه 15- )

بر این باور بود که در حکومت های ستمگر و مستبد، مردم به دو دسته تقسیم می شوند: دسته ای نگران از دست دادن دین و معنویت خویش هستند و دسته ای دیگر نیز نگرانی های مادی و دنیوی دارند.(باک یبکی لدینه و باک یبکی لدنیاه) پس اینگونه حکومت ها عامل ایجاد اضطراب و دغدغه های مادی و معنوی و از بین رفتن امنیت روحی و جسمی مردم می شوند. نتیجه وضعیتی به وجود آمدن شکاف و بی اعتمادی بین حکومت و مردم خواهد بود:

 

«حتی تکون نصرة احدکم من احدکم کنصرة العبد من سیده»

در چنین جوامع استبدادی، رابطه بین مردم همانند رابطه برده و اربابش می شود که توأم با بی اعتمادی و ترس است. – خطبه 98-

دانش و تجربه کم نظیر وی چاره مشکلات جامعه را در اصلاح توأمان حکومت و مردم می داند. به باور وی بین دولت و ملت رابطه متقابل مستحکمی برقرار است که بدون اصلاح یکی، دیگری اصلاح نخواهد شد:

 

«فلیست تصلح الرعیة الّا بصلاح الولاة و لا تصلح الولاة الّا باستقامة الرعیة»

بدون اصلاح حاکمان، مردم اصلاح نمی شوند و حاکمان نیز تنها با درستکاری مردمان قابل اصلاحند. 

- خطبه 216-

 

علی در دوران انزوایش موی دماغ حاکمان بود و در دوران حکمرانی اش نیز دشمن اصلی قانون شکنان. او سودای یک زندگی انسانی و معقول در سر داشت و برای رسیدن به آن از همه راه های مشروع بهره گرفت. گاه سیاست ورزی محافظه کارانه پیشه کرد و گاه همچون روشنفکری منتقد بود و در نهایت هم در قامت یک حاکم، تجربه قابل تأملی را در اختیار تاریخ گذاشت.

-------------------

توضیح: این نوشته با اندکی تغییر در شماره این هفته نشریه شهروند امروز منتشر شده است.


Link      Comments () Date: دوشنبه ۱ مهر ۱۳۸٧

از وصیت حضرت علی به حسنین علیهم السلام by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:


قولا بالحق، و اعملا للاجر
!
کونا للظالم خصما، و للمظلوم عونا!
اوصیکما، و جمیع ولدی و اهلی و من بلغه کتابی،
بتقوی الله، و نظم امرکم، و صلاح ذات بینکم.
الله، الله، فی الایتام، فلا تغبوا افواههم، و لا یضیعوا بحضرتکم.
الله، الله، فی جیرانکم، فانهم وصیة نبیکم.
الله، الله، فی القرآن، لایسبقکم بالعمل به غیرکم.
الله، الله، فی الصلوة، فانها عمود دینکم.
الله، الله، فی بیت ربکم، لا تخلوه ما بقیتم ...
الله، الله، فی الجهاد باموالکم و انفسکم و السنتکم فی سبیل الله.
و علیکم بالتواصل و التبادل، و ایاکم و التدابر و التقاطع ، لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، فیولی علیکم شرارکم، ثم تدعون فلا یستجاب لکم ...

 

* حق را بگویید و کار را برای خدا انجام دهید .
خصم ظالم و پشتیبان مظلوم باشید.
شما دو تن ( حسن و حسین علیه السلام ) را و همه فرزندان و خاندانم را و هر کس را که این وصیت به او برسد ( تا پایان روزگار ) ، سفارش می کنم به رعایت تقوی و نظم دادن به کارها و برطرف ساختن اختلافها.
خدا ، خدا ، درباره یتیمان! مبادا یک وعده گرسنه بمانند و یک لحظه مورد توجه نباشند.
خدا ، خدا ، درباره همسایگان! این سفارش پیغمبرتان است که حق همسایگان را رعایت کنید.
خدا ، خدا ، درباره قرآن! مبادا دیگران به قرآن عمل کنند و شما نکنید.
خدا ، خدا ، در نماز! نماز ستون دین است.
خدا ، خدا ، درباره خانه کعبه! تا هستید ، خانه خدا را از خود خالی نگذارید .
خدا ، خدا ، درباره جهاد! با مال ، با جان و با زبان در راه خدا جهاد کنید .
به هم بپیوندید و به حال یکدیگر برسید.
به هم پشت نکنید و از یکدیگر نبرید .
امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید .
که اگر آن را ترک گویید بدترینان بر شما حکومت کنند و در زمانی که بدترین کسان حکومت کنند هر چه دعا کنید خداوند مستجاب نخواهد کرد ... *

 

سپس لحظه ای بیهوش شد. آنگاه به هوش آمد ...روی به خاندان خود کرد و فرمود:
"
شما را به خدا می سپارم ... خدا همه شما را و آیندگان شما را به راه حق و راه راست هدایت فرماید.

 

 


Link      Comments () Date: یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٧

علی(ع) و این همه تجربه متضاد از وبلاگستان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از وبلاگ وب نوشت:

امشب شب شهادت امیرالمؤمنین است؛ از سوزناک­ترین شب­های تاریخ اسلام. علی معجزه­ای بود که همه چیز را در زندگی خود تجربه کرد و از همه­ی آنان سربلند بیرون آمد و اسوه­ی ماندگار در همه­ی ابعاد زندگی انسان­ها در طول تاریخ شد. همراهی صادقانه و ایثارگرانه­اش با پیامبر، حضور شجاعانه­اش در جنگ­ها، تجربه­ی کنار ماندن از قدرت علی­رغم توصیه­ی مستقیم پیامبر، صبر و سکوت دردناک به خاطر حفظ دین، حکومت کردن با حفظ اصول اعتقادی­اش، عدالت همه­جانبه در حکومت و مهربانی با خلق خدا، مبارزه و جنگ با همه­ی انواع تحجر و ریا و قدرت­خواهی و ثروت ­طلبی به نام دین، دیدن بی­مهری یاران پیشین، و در نهایت قربانی شدن و به شهادت رسیدن در خانه­ی خدا به دست ایادی قدرتی که به نام اسلام پیامبر وارث او شده بودند. این همه تجربه­ی متضاد و موفق بودن در همه­ی آنان باعث شده تا علی رهبر آزاده­ی همیشه­ی دلبستگان به آزادی باقی بماند. علی که سلام خدا بر او باد تنها امام شیعیان نیست. تا آزادگی و عدالت هست علی هم هست. امشب بنا به روایت شیعیان یکی از احتمالات شب قدر است. دعا و راز و نیاز با خدا در شبی که به نام علی است چه لذت بخش است و چه فرصت زیبائی! همدیگر را دعا کنیم که دعا از زبان دیگری خیلی سریع­تر مستجاب می­شود. التماس دعا.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٧

به مناسبت بعثت حضرت محمد ص از وبلاگستان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از وبلاگ سید عطاء الله مهاجرانی:

امام علی و پیامبر اسلام

امام علی علیه السلام سخن و داوری شگفت انگیزی در باره ی پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه دارد. می گوید: من یکی از بندگان محمدم. ساده تر و ژرف تر از این نمی شد عشق شورانگیز امام علی نسبت به پیامبر را شناخت. مطلبی که می خوانید بخشی از کتابی ست که در دست دارم. در این بخش از زاویه دید صعصعه پسر صوحان که از یاران خاص امام علی بود، روایت کرده ام.


صعصعه پسر صوحان
نمی توانستم در چشمانش نگاه کنم. همیشه هنگامی که نگاهم با نگاهش آمیخته می شد...بی تاب می شدم.
علی برایم پیام فرستاده بود تا شاهد وصیتش باشم. همین پیام ویرانم کرده بود. من وعلی هم سال بودیم. پدرم صوحان که پیشوای قبیله ما بود و در قبیله مثل سلطان اعتبار و نفوذ کلمه داشت، در برابر علی مثل کودکی شتابزده و شرمناک بود. می گفت علی مثل ماه ست و محمد مثل آفتاب. پسرم به ماه نگاه کن ببین چگونه روشنای آفتاب را می تاباند.
چشمان علی سرشار از مهر بود. ماه تابان باران خورده.از برق چشمش مست می شدم...اما من دلم می لرزید.این بار می دانستم که نباید در خانه اش درنگ کنم . همه نگران بودند. تنها کسی که نشانی از اندوه و نگرانی در چشم هایش نبود؛ علی بود. مثل کوه شکیبا و مثل صحرا آرام بود. دستمال زردی بر پیشانی اش بسته بود. دستمال مثل تکه ای از آفتاب بود. رنگ پوستش زرد شده بود. مرز میان دستمال و پیشانی اش را گاه گم می کردم. از پس دستمال سرخی خون می درخشید. غروب آفتاب؛ شفق؟
بی تاب بودم. از مهرش و شکوه اش دلم بی تاب بود. اگر دستم را آرام در دست نمی گرفت و نمی فشرد، می خواستم از خانه اش بیرون بروم و در خلوتی زار گریه کنم....
مدتی پیش بود از من پرسید:" صعصعه رمه های فراوانت چه شدند؟"
گفتم: "مولایم آن ها را میان مردم تنگدست تقسیم کردم." از شادمانی خندید. همان خنده اش روحم را گرم کرد.
با خودم می گفتم تو دوست علی هستی، همه این گونه می اندیشند پس چرا مثل علی نیستی؟
گفت:" صعصعه بهترین کار را کردی."
خنده اش آن چنان درخشنده بود که آماده بودم جانم را بدهم تا او باز هم مثل دریا و آفتاب و گل بخندد.
گفت صعصه تو امیر کلمه ای نه شبان گوسفندان. نام مرا آن چنان پرشور ادا می کرد که از شادمانی در خویش نمی گنجیدم . یک بار گفت: نام تو نام یک پرنده است. پرنده ای که از اوج گرفتن هیچگاه باز نمی ایستد.
در دلم گفتم در زندگی همواره نگاهم به توست؛ این نگاه ست که مرا در سایه بال های بلند تو به آسمان می برد.
پرسشی دلم را ویران کرده بود. نمی توانستم نپرسم. جانم قرار پیدا نمی کرد. از سویی می دانستم که چنان پرسشی او را آزار می دهد. اما او پاسخی به من داد که خواب و آرام را از من گرفت. اکنون که او شهید شده است. تصویرش در برابر چشمانم ثابت مانده است و همان لبخند و همان واژه هایی که گویی هزار بار صیقل خورده بودند.
پرسیدم:
" ای امیر مومنان تو برتری یا آدم؟"
در چشمان پر مهرش شعله ای از شرم افروخته شد. نگاه اش را به سقف دوخت. نگاهی به پسران و دخترانش کرد که دور تا دور او ایستاده بودند. سکوت معطر بود. همه منتظر بودیم تا واژه ها مثل پرنده هایی رنگارنگ از آشیانه دهانش بیرون آیند و فضا را پر کنند وترانه بخوانند.
گفت:" از خود ستایی بیزارم...سکوت کرد. ادامه داد:" اگر این آیه نبود که: "از نعمت های پروردگارتان سخن بگویید." خاموش می ماندم و سخنی نمی گفتم." باز هم سکوت کرد. شعله ی شرم در نگاهش می سوخت.
" آدم در بهشت عدن متنعم بود. تنها خداوند از او خواست که به خوشه گندم نزدیک نشود. شد و از گندم خورد. از دستور خداوند سرپیچید. به من گفته نشده بود که نان گندم نخورم. اما گویی همان فرمان عتیق در گوشم زنگ می زد. گفتم من بار آن فرمان را در زندگی ام بر دوش می گیرم. صعصعه من در تمام عمرم به اختیار نان گندم نخورده ام."
فرزنداش آهسته می گریستند. زینب چشم از علی بر نمی داشت.
پرسیدم:" ابراهیم؟"
گفت:" ابراهیم در ملکوت آسمان ها سیر کرد. سیر می کرد. اما جانش هنوز طمانینه ی ایمان را پیدا نکرده بود. مثل ریشه ای بر خاک در برابر توفان تردید می لرزید. از خداوند پرسید: چگونه مرده ها را زنده می کنی؟ خداوند در برابر پرسش او پرسش دیگری مطرح کرد. مگر ایمان نداری؟ گفت دارم؛ اما دیدن ایمانم آرزوست...
من در تمام عمرم هیچگاه غبار تردید و تشویش بر خاطرم ننشست. اگر همه حجاب ها بر طرف شوند بر یقین و طمانینه ی جانم اندکی هم افزوده نمی شود."
چشم هایش خندید. به دور دستی که در افق دید ما نبود نگاه می کرد.
پرسیدم:" نوح؟"
گفت:" نوح در راه دعوت مردمش به راه خداوند بسیار آزار دید. عمر درازش سرشار از آزار و زخم زبان بود. و نیز زخم هایی که بر پیکرش می نشست .سرانجام دلش گرفت و بی تاب شد و مردم خود را نفرین کرد . از خداوند خواست که هیچ یک از کافران را بر زمین زنده مگذارد. من هم بسیار آزار دیدم. کژی ها و ناراستی ها. زخم هایی که روح را می سوزانید. در هر دم به من زرداب درد نوشانیدند. بی تاب نشدم و همیشه از خداوند خواستم آنان را کمک کند. گفتم خدایا آنان را دریاب نمی دانند چه می کنند؛ نمی دانند چه می گویند."
پرسیدم:" موسی؟"
گفت:" هنگامی که خداوند به موسی گفت. به نزد فرعون برو و او را به راه خداوند دعوت کن. موسی در دلش هراسی پدیدار شد. به خداوند گفت: من یکی از آنان را کشته ام. اکنون ترس جانم را دارم؛ مبادا مرا بکشند.
هنگامی که پیامبر به من گفت : به کعبه برو و بت ها را بشکن. به خاطرم نیامد که من بسیاری از سران قریش را کشته ام.ممکن ست در اندیشه کشتنم برآیند؛ راحت و روان مثل ماهی در آب؛ رفتم و بت ها راشکستم."
پرسیدم:" عیسی؟"
گفت:" عیسی برادرم! هنگامی که مریم پاک درد زایمان گرفت از حرم بیرون رفت تا در خارج بیت المقدس کودکش به دنیا بیاید. مادرم فاطمه به درون حرم رفت. من پسر کعبه ام..."
از شوق می لرزیدم. اما آخرین پرسش رهایم نمی کرد. بر زبانم نمی گشت. چشمانم را بستم و شتابزده پرسیدم: اما محمد؟
علی لبخند زد، شکفته شد.گفت:
" من یکی از بندگان محمدم."
دیگر بی تاب بودم. سر بر دامانش نهادم و گریستم.
دست بر شانه ام گذاشت. درست مثل آن غروب غم انگیز جنگ جمل. هر دو برادرم زید و سبحان شهید شده بودند. من هم زخمی بودم. تشنه و گریان. تصویر زید و سبحان رهایم نمی کرد. علی دستم را فشرد و گفت:" صعصعه آن ها راحت شدند و ما سهم بیشتری از رنج را باید بر دوش بکشیم. شکیبا باش. تو تنهایی طولانی و غم انگیزی را در پیش روی داری...


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۸ امرداد ۱۳۸٧

محبوبی شایسته ی پیروی تا خدا by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

تولد علی در کعبه
آغاز زندگی انسانی استثنایی بود.
هر چه از علی بگوییم و بشنویم خسته نمیشویم
چرا؟
چون حق ملال آور نیست
خدا نصیب کند پیرو علی بودن را




هر چه به علی پسر ابوطالب ربط داشته باشد٬ جلوه خاصی برای آزادیخواهان دارد. برای مسلمانان نیز.

ما علی رو از خودمون میدونیم و از او دفاع میکنیم. ولی دیگران بدون تعلق فکری یا مذهبی یا نژادی از علی سخن میگویند. نگاه از دور به حضرت علی با نگاه از نزدیک متفاوت است. گاهی ما که خیلی  به علی احساس نزدیکی میکنیم٬ دچار بی توجهی به ابعاد عظیم روح و شخصیت او میشویم.  تغییر نگاه و وزاویه دید برای شناخت هر پدیده ای مفید است.

==============

من کنت مولاه فهذا علی مولاه. این ولایت فوق حکومت و سیادت و هدایت  و ا زجنس رفاقت است. از جنس محبتی همراه با پیروی در همه ی زمینه های ممکن برای انسان شدن است. پیروی مذهبی از جنس پیروی قلبی از محبوب است و  با پیروی های مبتنی بر زور از یک جنس نیست. پیروی مبتنی بر محبت است که سلسله وار به پیروی از خدا منجر میشود.  پیروی بر اساس شناخت و آگاهی و با پذیرش قلبی.

================

علی را نامش علی نکرد

علی را دامادی پیامبر ص علی  نکرد

علی را شوهری فاطمه علی نکرد

علی را نصب کسی علی نکرد

علی را پیروی شیعیانش علی نکرد

علی به دلیل هویت و شخصیتش  علی شد

================

ولایت عشق به خوبی هاست و محبت به علی و شیعه و او بودن بزرگترین مظهر ولایت است.

================

علی در چشم و دل همه انسانهایی که میشناسندش عزیز است. سمبل همه خوبی هایی است که عموما میشناسیم. روز تولدش را گرامی میداریم و آرزو میکنیم که از خوبی های او پیروی کنیم.

علی همچون حضرت رسول صلی الله علیه و آله اسوه است. امام است. راهنما است. کلام و عملش برای زورگویان رنج آور است. بخوانیم و پند بگیریم.

واقعا از علی گفتن سخت است.

علی نامی کوتاه و بلند است. انسانی بزرگ از میان مردمی کم مقدار است که همه را شگفت زده کرد. شگفت زده شدیم چون ظرفیت مخلوقات خدا را تا این حد نمیدانستیم. علی مزیتش به دامادی رسول خدا نیست. مزیت دامادی رسول خدا به علی است. این علی است که مهم است نه مقام و مسئولیت. علی همیشه سمبل رافت و آرامش بود و مردانگی اش با خشونت فرسنگها فاصله داشت. اگر شمشیر علی در ذهن و دل ما بیش از نان یتیم پختن اش جلوه دارد بخاطر ذهن و دل ماست نه علی.

نهج البلاغه علی سند رسوایی زورگویان و دین فروشان و دنیاطلبان است. هر جا سخن از قرآن و نهج البلاغه است سایه ها محو میگردند. نور حقیقت همیشه بر ظلمت باطل پیروز است.

---------------------------

روز پدر  فرصتی است برای یادآوری بهترین پدرها .... علی و احترام به خوبی ها


میلاد علی علیه السلام بر همگان مبارک باد


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢٦ تیر ۱۳۸٧

انانیت by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

نقل به مضمون از سخنرانی امام:

مومنین با هم جنگ ندارند. اگر جنگ باشد مومن نیستند. مساله انانیت است. گرفتاری بشر از انانیت است. از خودخواهی است. یک چیز را دو نفر میخواهند و جمع بین آن دو ممکن نیست. همه انبیا آمده اند برای اینکه انسان را از انانیت به الهیت بکشانند.
بهشت را از میان بردارید ببینید چند نفر عبادت میکنند. علی می ماند و حوض .


Link      Comments () Date: دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٧

خوارج by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

خوارج در تاریخ اسلام گروه فعال و موثری بودند. ریشه های اندیشه شان تا امروز نیز خشکیده نشده است. چرا که اندیشه هایشان ملقمه ای از حق و باطل است و بخصوص انگیزه های حق در کنار اندیشه های باطل قرار گرفته و به همین جهت است که همچنان تولید و بازتولید میشوند.
از ویژگیهای خوارج در زمان حضرت امیر علیه السلام آنست که در بین آنها چهره های شاخص و برتر از میان اصحاب رسول الله ص  یا بزرگان وجود ندارد. به نوعی حرکت اجتماعی و متکی به پاسخ نگرفتن از عملکردهای گذشته است.
یکی از سوالات مهم در باره ی تاریخ خوارج به این مربوط میشود که چرا حضرت علی علیه السلام درعین حالی که با آنها در نهروان جنگید ولی حتی در موقع شهادت نیز وصیت کرد که به آنان تعدی و حمله نشود.
شاید به دلیل نگرانی شخصی ایشان از توسعه خونریزی بین مسلمانان به بهانه ی خون ایشان بود. شاید به دلیل احتمال سوء استفاده امویان از این حادثه. شاید به دلیل نقش ضد ظلم خوارج در بخشی از تاریخ که بعدا محقق شد٬ شاید بخاطر حجتهای شرعی مرتبط با رعایت عدالت ولو با احمق ترین مردمان٬ شاید به جهت تکریم آن بخش از انگیزه های الهی این جماعت نادان٬ شاید به امید اصلاح آنان٬ شاید به امید عبرت نسلهای آینده٬ شاید به جهت ناچیز شمردن این دنیا٬ شاید همه ی اینها و شاید چیزهای دیگر.
و امروز نیز اندیشه های خارجی(خوارجی) وجود دارد. سکوت در برابر این اندیشه ها موجب تنومندتر شدن ریشه های آنان میشود و همین ریشه های تنومند شده اند که به اسم عدالت قانون و عرف جامعه را زیر پا میگذارند و عدالت را نیز با مغز و دل گمراه خود می سنجند.


Link      Comments () Date: دوشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٥

قرآن و حدیث by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

جمعه ۱ اسفند ۱۳۸۴
قرآن کریم و حدیث یا سخن معصوم در فرهنگ مذهبی شیعیان جایگاه ویژه ای دارند. امروز ترک عادت کنیم و قرآن و  حدیث بنویسیم از کتاب ارزشمند و به یاد ماندنی الحیات اثر عالم فرزانه استاد محمدرضا حکیمی که امروزه جوانان چندان شناختی از او ندارند و آثارش خوانده نمیشوند نقل می کنیم و امیدواریم استاد معظم هر جا هستند شاد و موفق باشند.

الفصل السابع(الحیات جلد اول)
فهم الدین و ادراکه

الکتاب
۱. و ما کان المومنون لینفروا کافه فلولا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهو فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون  (سوره توبه  / ۱۲۲)

الحدیث
۱. الامام علی ع: ایها الناس! لا خیر فی دین لا تفقه فیه ... (البحار ۷۰ / ۳۰۷)
۲. الامام علی ع: المتعبد علی غیر فقه کحمار الطاحونه٬ یدور و لایبرح(الاختصاص/۲۳۸)
۳. الامام الصادق ع: لو اتیت بشاب من شباب الشیعه لایتفقه٬ لادبته(البحار ۱ / ۲۱۴)
۴. الامام الصادق ع: لیت السیاط علی رووس اصحابی حتی یتفقهوا فی الحلال و الحرام (البحار ۱ / ۲۱۴)
۵. الامام الکاظم ع: تفقهوا فی دین الله٬ فان الفقه مفتاح البصیره٬ و تمام العباده٬ و السبب الی المنازل الرفیعه٬ والرتب الجلیله٬ فی الدین و الدنیا. و فضل الفقیه علی العابد کفضل الشمس علی الکواکب٬ و من لم یتفقه فی دینه لم یرض الله له عملا (تحف العقول / ۳۰۲ - ۳۰۳)


Link      Comments () Date: یکشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٤

یا علی گفتیم و عشق ... by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

و ولایت عشق به خوبی هاست و محبت به علی و شیعه و او بودن بزرگترین مظهر ولایت است. عید غدیر مبارک باد.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳۸٤

یا علی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

امروز سالروز شهادت حضرت علی علیه السلام امام اول شیعیان جهان است. یا علی گفتن در ادبیات ما ایرانیها جای خاصی داره. برای کارهای سخت و طلب یاری از این کلمه استفاده میکنیم. امروز خواستم از این مناسبت استفاده کنم و از همه دوستانی که علاقمند به کمک هستند کمک بخواهم. برای اینکه بتونیم در این دنیای پر تحول از موقعیت خودمون که در واقع هویت واقعی مون است دفاع کنیم.
یا علی بگیم و در حد توان از امکانات موجود برای سربلندی کشورمون و هر چیزی که به ما ربط داره استفاده کنیم. بزرگترین مشکل در این مسیر خودمون هستیم. دانش و ارزشی که در فکر و دل داریم و افرادی که بتدریج مای بزرگتر را در حلقه های بعدی شکل می دهند.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۳ آبان ۱۳۸٤

علی همچنان علی است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

علیرغم همه فراز و نشیب های فکری و اجتماعی هنوز علی علیه السلام در میان مردم ما در اوج است. جای شکر دارد.
وقتی تصور میکنیم که قاتلان حضرت بخاطر تقرب به خدا این عمل را در بهترین شبهای سال(شبهای قدر) سامان داده اند متوجه میشویم که حماقت مذهبی تا کجا میتواند پیش برود.
و علی همچنان برای همه ما علی است.

والحمد لله رب العالمین


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۳ آبان ۱۳۸٤

خورشید ولایت by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

علی در چشم و دل همه انسانهایی که میشناسندش عزیز است. سمبل همه خوبی هایی است که عموما میشناسیم. روز تولدش را گرامی میداریم و آرزو میکنیم که از خوبی های او پیروی کنیم.

علی همچون حضرت رسول صلی الله علیه و آله اسوه است. امام است. راهنما است. کلام و عملش برای زورگویان رنج آور است. بخوانیم و پند بگیریم.

واقعا از علی گفتن سخت است.

علی نامی کوتاه و بلند است. انسانی بزرگ از میان مردمی کم مقدار است که همه را شگفت زده کرد. شگفت زده شدیم چون ظرفیت مخلوقات خدا را تا این حد نمیدانستیم. علی مزیتش به دامادی رسول خدا نیست. مزیت دامادی رسول خدا به علی است. این علی است که مهم است نه مقام و مسئولیت. علی همیشه سمبل رافت و آرامش بود و مردانگی اش با خشونت فرسنگها فاصله داشت. اگر شمشیر علی در ذهن و دل ما بیش از نان یتیم پختن اش جلوه دارد بخاطر ذهن و دل ماست نه علی.

نهج البلاغه علی سند رسوایی زورگویان و دین فروشان و دنیاطلبان است. هر جا سخن از قرآن و نهج البلاغه است سایه ها محو میگردند. نور حقیقت همیشه بر ظلمت باطل پیروز است.

---------------------------

روز پدر هم فرصتی است برای احترام به خوبیها. خوبی به خوبی فضیلتی مضاعف است. شاد باشید.

 


Link      Comments () Date: جمعه ٢۸ امرداد ۱۳۸٤

انسان کامل by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

در هر اندیشه و تفکر جامعی که بنگرید معمولا تعریف روشنی از انسان مطلوب آن مکتب و اندیشه خواهیم یافت. فهرستی از سجایای اخلاقی و امتیازات رفتاری و مبانی فکری میتوان یافت که روشنگر چنین شخصیتی باشد. در جامعه ایرانی / اسلامی ما الگوی اصلی برای انسان کامل کیست؟ بنظر من بیش از حضرت رسول اکرم(ص)‌یا امام حسین (ِع) حضرت علی علیه السلام است.

حالا که به اینجا رسیدم یادم آمد که این ماه رجب هم ماه علی علیه السلام است. تولد حضرت علی بر همه آزاداندیشان و آزادگان مبارک باد!


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٤

عید شما مبارک. by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

این متن رو از یکی از وبلاگها کپی کردم:

 عید غدیر یادمان توحید و محبت

هر چیزی که به علی پسر ابوطالب ربط داشته باشه یه جلوه خاصی برای آزادیخواهانی که با او آشنا هستند داره. برای مسلمانان هم  که جای خودش رو داره. ولی این دو تصور با هم متفاوت است.

ما علی رو از خودمون میدونیم و از او دفاع میکنیم. ولی دیگران بدون تعلق فکری یا مذهبی یا نژادی از علی سخن میگویند. نگاه از دور به حضرت علی با نگاه از نزدیک فرق داره. گاهی ما که خیلی خودمون رو به علی نزدیک میدونیم دچار بی توجهی مزمن به اون هم می شیم.  کسانی که هم از دور به عظمت شخصیت و رفتار علی نگاه میکنند هم چیزهایی متفاوت می بینند. جذابیت سفرنامه های خارجی هایی که به ایران می آیند و از کشور ما مینویسند به همین جهت است. چیزهایی رو می بینند که ما توجه نداریم. تازه از مشکل احساس مالکیت به علی هم بگذریم که آفت تبلیغ علی (بخوانید تبلیغ انسانیت ـ‌ معرفت ـ شجاعت  و همه خوبی های دیگه) است. 

نمخوام بگم که این نگاهها ناقص هستند که هستند. میخوام بگم که جابجا شدن برای دیدن چیزهایی که نزدیک خودمون هست خیلی ساده تر از مسافرت به دوردست برای یافتن چیزهایی است که شاید با کمی خانه تکانی بتونیم بدست بیاریم. به میزانی که از موطن قومی / قبیله ای / نژادی / فرهنگی خود دور میشویم هجرت میکنیم ولی این هجرت مقدماتی داره که متمایز کننده هجرت با گریختن و پناهندگی و اینجور چیزهاست.

اما بعد .....

غدیر حماسه ای استثنایی است. چند تا نکته مهم در این حماسه هست که در کنار هم موقعیت و جلوه خاصی رو ایجاد میکنه که در یک جمله نشانه تشخیص و اراده متفاوت حضرت حق نسبت به همگان است. حتی بهترین انسانها. در این موضوع تفاوت زیادی بین عالی و دانی نیست. البته اولیای الهی بنابه شخصیت والای خود به مدارجی از فهم این خواست و مصلحت نزدیک میشوند ولی جز خدا کسی از همه چیز باخبر نیست:

ـ خواست خدا برای پیامبر هم نگران کننده بود باینکه به ظاهر  پیامبر قدرت سیاسی بی چون و چرایی در آخرین سال زندگی داشتند. نگرانی پیامبر ناشی از عدم قدرت سیاسی خودش یا حتی خطرات مربوط به شورش مردم نبود که نه مردم آنقدر عاصی بودند و نه آنکه پیامبر از این امور واهمه داشت.  شاید بخاطر این بود که میدانست که مردمان بادیه نشین و بیابانگرد و حتی اهالی حجاز نخواهند فهمید که چه اتفاقی افتاده است و چه باید بکنند. شاید هم دلایل دیگه داشته باشه ولی در هر صورت نگران کننده بود چون شخصیتی مثل پیامبر نگران شده بود و در عین حال نگرانی  مانع اقدام نبایست باشد چون خداوند متعال در صحنه است و اوست که میخواهد.

ـ این تشخیص الهی نقش محوری  و تعیین کننده در ابلاغ رسالت داشته است. هر چند به ظاهر در حوزه احکام و اخلاق و عقاید هم نیست. دارای ابعادی است که در آخرین مراحل دعوت رسول الله مطرح میشود و شاید برگ آخر و نهایی دفتر رسالت است.

ـ این تشخیص الهی از نوع ابلاغ است. ربطی به خواست و پیروی دیگران ندارد. نه پیامبر و نه هیچکس دیگر دراین انتخاب نقشی نداشته است. یادمان بیاید انتخاب ابوبکر خلیفه اول مسلمین بعنوان نماینده رسول الله برای ابلاغ سوره برائت در مکه را که در میان راه به خواست خدا برمیگردد. چرا که پیامبر می بایست بر طبق خواست خدا کسی از اهل خود را بفرستد. و علی شاخص ترین اهل او بود. نتیجه اینکه خواست خواست حق است ولاغیر. این تشخیص با ملاحظات و علائق بزرگان و علما و دانشمندان و حتی اکثریت انسانهای مومن عصر پیامبر هم تطابق نداشته است. خواست خدا استاندارد خودش رو داره. شناخت این استاندارد هاست که انسان را میتواند راهبری کند.

ـ علی طبق استانداردهای مقبول جامعه صدر اسلام پذیرفتنی نبود. چرا؟ چون او را باید فهمید و فهم انسانها یکسان نیست و در جامعه قبایلی اون دوره شناخت واقعی از انسانهای فرهیخته کار ساده ای نبود.  جز عده قلیلی از نخبگان کسی از عمق حادثه خبر نشد. کسانی که بین خطوط را میخوانند و درست هم میخوانند کم هستند. همیشه کم بوده اند و در گذشته کمتر.

ـ درست است که مردم حق انتخاب داشتند و علی را انتخاب نکردند ولی به آنها ابلاغ شد که بهترین کس علی است. کسی که در حوزه ابلاغ رسالت تعریف گردید و عامه مردم هم از کنار این حادثه به سادگی گذشتند. برای اکثریت مردم آن روزگار این حادثه همان معنایی که برای نخبگان داشت نداشت. نخبگان هم در چارچوب تصمیمات خود تصمیم میگرفتند و از حق خود در تصمیم گیری طبق نظر خود استفاده میکردند نه طبق خواست خدا که از سوی رسول معصوم ابلاغ شده بود.

ـ علی چه مردم بخواهند و چه نخواهند ولی شد. حالا خورشید علی را اگر کسی خواست با ابرهای تیره دل بپوشاند به خودش ربط دارد و جوابش را خودش هم خواهد داد. این معنای ابلاغ است. یعنی: خود دانی! ولی کسانی که از علی آموختند و بیاموزند چه مسلمان چه غیرمسلمان. به درجاتی از کمال میرسند. ولایت علی هنوز نیز برقرار است چون گذشت زمان نمیتواند ارزشهای وجودی انسانهای متعالی رو تحقیر کند یا به فراموشی بسپارد. بلکه بر عکس با رشد و توسعه فرهنگ و تمدن و عقول بشری علی جایگاهش والاتر خواهد بود.

نقل کرده اند که حضرت مهدی با ظهورش عقول بشری را تکامل می دهد. بدون تکامل فرهنگ و شعور جایی برای ولایت وجود ندارد. میشود علم جدید نداشت یا حتی علم قدیم نداشت. ولی شعور و فرهنگ انسانی نداشتند  یعنی انسان نبودن. سخن علی از زبان احمق ها ظلم به علی است. ظلم به حق است. صدای علی در چاه طنین می انداخت بدون هیچ مزاحمتی ولی در زمان حکومتش و در زمان اقامه نمازش گاهی احمق ها با قرائت قرآن کریم سعی در معارضه داشتند.

ای کاش سخن از علی گفتن سخن از رفتار های او باشد. از استانداردهای رفتاری او و از عدالت او ...

 ------------------------------ ----------------------------          -------

عیدمون مبارک. به خودمون هم میتونیم تبریک بگیم. نه؟

یادمان غدیر یادمان اقدامی شجاعانه است. پیامبر اسلام نگران بود و به امر خدا ولایت علی را اعلام کرد. این ولایت صرفا حکومت پس ازعلی نبود.

من کنت مولاه فهذا علی مولاه. این ولایت فوق حکومت و سیادت و هدایت است. یه چیز از جنس رفاقت است. از جنس محبت است. که اگه خالص باشد همه چیز رو با خودش میاره. شما اگه کسی رو دوست نداشته باشید نمیتونید با قلبتون پیروی کنید. پیروی از فرمانروایان در هر لباسی که باشند اگر با علاقه و محبت باشه معنای متفاوتی داره. دو نوع رابطه وجود دارد. رابطه دوستانه و محبت آمیز و رابطه چون بیگانگان. اگر رابطه حاکم با مردم رابطه دوستانه و محبت آمیز نباشه یعنی مردم دوستش نداشته باشند ارزشی نداره و ارزشی هم محسوب نمیشود. حالا چه کسی میتونه ارزش اینو داشته باشه که همه بهش تکیه کنند. کسی که وارسته باشد چون علی. فقط چون علی.

علی را نامش علی نکرد.

علی را دامادی پیامبر علی اش نکرد.

علی را شوهری فاطمه علی نکرد.

علی را نصب کسی علی نکرد.

علی را پیروی شیعیانش علی نکرد.

علی بخاطر هویت و شخصیتش علی شد و لذا علی همیشه علی خواهد ماند.

 -----------------------------------------------------------------------------

چیزی که من قبول دارم اینکه که کسانی که

روایت را اصل میگیرند و قرآن را نمیخوانند و تدبر در آن نمیکنند.

مداحی رو بر آموزش معارف دین اولویت میدهند.

احساس دینی را بجای بصیرت دینی ترویج میکنند. 

ظاهر را بر باطن ترجیح میدهند.

غم را  نشانه دینداری و شادی را موجب ظلالت میدانند.

یه جای کارشون ایراد داره.


Link      Comments () Date: جمعه ٩ بهمن ۱۳۸۳

Recent Posts درخواست کمک پناهجویان خارجی یلدای بلند می رود علل افزایش تعداد وبلاگهای مسدود شده در پرشین بلاگ کل یوم عاشورا ... کل ارض کربلا تسلیت ایام : تاسوعا و عاشورای حسین بن علی علیه السلام پروفایل قبلی در پرشین بلاگ ماه محرم ماه غلبه خون و حقیقت بر شمشیر و زور شتاب عید سعید غدیر و ولایت حقیقت بر همگان مبارک باد همزبانی انسانی در جامعه مجازی
My Tags اندیشه (۱٢۳٥) انتخابات دهم (٧۸۱) خاتمی (٦٢٢) عکس (٥٥٩) کروبی (٥٥٥) وبلاگستان (٥٤۱) خبرستان (٤٥٠) سیاستمداران (٢٩٥) انتخابات دهم (٢٩۳) میرحسین موسوی (٢٧٩) احمدی نژاد و دولت نهم (٢۳٥) دلنوشته (٢٢٧) اسرائیل (۱۸٤) تقلب و تخریب و هتاکی (۱۸٢) روحانیت (۱٧٥) جهان (۱٦٩) نقد و بحث اندیشه (۱٥٩) تدبیر و بی تدبیری (۱٥٤) احمدی نژاد (۱٥٢) رسانه (۱٤٠) احمدی نژاد (۱۳٤) خاطره (۱٢٥) یادبود (۱٢٤) رهبری (۱۱٤) احزاب (۱۱٠) بازداشت و زندان (٩٦) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٩٤) اینترنت (٩۳) میرحسین موسوی (٩۱) ایران (۸٧) آمریکا (۸٦) نقد و بحث اندیشه (۸۳) دین (۸۱) صدا و سیما (٧٩) زنان (٧٧) دروغ و تکذیب و فریب (٧٧) تقلب و تخریب و هتاکی (٧٦) مردم سالاری (٧٥) احزاب و تشکل ها (٧٤) شورای نگهبان (٧٤) پیشنهاد (٧٢) احمدی نژاد و دولت نهم (٧٠) اندیشه و دلنوشته (٦٩) صدا و سیما (٦٧) فاوا (٦٥) امام خمینی (٦۳) اخلاق (٦۳) بی تدبیری (٦۱) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٦۱) خبرنگاران و رسانه ها (٦٠) وبلاگ چیست؟ (٥٧) جامعه مجازی (٥٤) نور (٥٤) حقوق بشر و قضاوت (٥٤) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٥٤) مردم سالاری (٥۱) تاریخ (٥٠) آزادی (٤٩) بازداشت و زندان (٤٩) شعر (٤۸) ظلم (٤٧) انسان و جامعه و هستی (٤٦) نظامیان و انتظامیان (٤٦) تدبیر و بی تدبیری (٤٥) انقلاب اسلامی (٤٥) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٤٤) روحانیت و مراجع تقلید (٤۳) امام خمینی (٤٢) دانشجویان (٤۱) تحزب (٤٠) سایت (٤٠) انسان (٤٠) علی (٤٠) دروغ و تکذیب و فریب (٤٠) هنر (۳۸) روابط ایران و آمریکا (۳۸) انقلاب اسلامی (۳٧) طنز (۳٧) ظلم و استبداد و زور (۳٧) جامعه مجازی و اینترنت (۳٧) حقوق بشر و قضاوت (۳٦) ورزش (۳٦) خبر (۳٦) دروغ و تکذیب (۳٦) هنرمندان (۳٤) خط امام (۳٤) ظلم و استبداد و زور (۳٤) خبرنگاران و رسانه ها (۳٢) محیط زیست (۳٢) گزیده (۳٢) دروغ (۳۱) اندیشه و دلنوشته (۳٠) وبلاگنویسان (٢٩) جهان اسلام (٢٩) شورای نگهبان (٢۸) انتخاب (٢۸) عدالت (٢۸) اصولگرایان (٢٧) امامان (٢٧) شاهان ایران (٢٧) آمار و اقتصاد (٢٧) تغییر اجتماعی (٢٧) دولت نهم (٢٦) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٢٦) پیامبران (٢٦) دانشجویان و دانشگاه (٢٦) اخلاق و ارزش ها (٢٦) ایران و ایرانیان (٢٦) بسیج و سپاه پاسداران (٢٥) انتخابات (٢٥) مرگ (٢٤) نویسندگان (٢٤) قانون و قانون اساسی (٢٤) روابط خارجی ایران (٢۳) روحانیت و مراجع تقلید (٢۳) تروریسم (٢۳) ادبیات (٢۳) داستان (٢٢) اسلام (٢٢) حق و باطل (٢٢) یادبود و بزرگداشت (٢٢) انسان و جامعه و هستی (٢۱) مرگ و زندگی و جامعه (٢۱) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٢۱) شعرا (٢۱) وبلاگ چیست؟ (٢۱) اصلاح طلبان (٢۱) دکتر علی شریعتی (٢۱) امید (٢۱) اصلاحات (٢۱) وبلاگ (٢٠) جوانان (٢٠) شهدا (٢٠) فیلترینگ (٢٠) روابط ایران و آمریکا (٢٠) مجلس شورا (٢٠) ایران و ایرانیان (٢٠) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٢٠) نظامیان و انتظامیان (٢٠) یادبود و بزرگداشت (٢٠) امنیت و امنیت ملی (٢٠) قانون و قانون اساسی (۱٩) فیلترینگ و سانسور (۱٩) قرآن کریم (۱٩) امنیت کشور و امنیت ملی (۱۸) احزاب و تشکل ها (۱۸) سیاست (۱٧) عشق (۱٧) خدا (۱٧) جشنواره (۱٦) ورزشکاران (۱٦) خط امام (۱٦) فلسطین و اسرائیل (۱٦) فیلترینگ و سانسور (۱٥) ادیان (۱٥) امام حسین (۱٥) استقلال (۱٥) حضرت محمد (۱٥) حق و باطل (۱٥) کودکان (۱٤) افراط و تفریط (۱٤) جامعه (۱٤) جامعه مجازی (۱٤) آمار و اقتصاد (۱٤) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (۱٤) نظامیان (۱٤) تغییر اجتماعی (۱٤) تروریسم و خشونت (۱٤) بسیج و سپاه پاسداران (۱٤) رای و انتخابات (۱۳) فرهنگ و آیین و دین (۱۳) مرگ و زندگی و جامعه (۱۳) طنز و کاریکاتور (۱۳) تعامل اجتماعی (۱۳) امام حسین (۱۳) نظرسنجی (۱۳) مهدویت (۱۳) کیهان (۱٢) قانون اساسی (۱٢) قضاوت (۱٢) بخش خصوصی (۱٢) آسیب اجتماعی (۱٢) جامعه مجازی و اینترنت (۱٢) امنیت کشور و امنیت ملی (۱٢) فلسطین و اسرائیل (۱٢) اخلاق و ارزش ها (۱٢) افراط و تفریط (۱۱) اصلاحات چیست؟ (۱۱) خبرگزاری فارس (۱۱) دفاع مقدس (۱۱) بخش خصوصی (۱۱) تهران (۱۱) عقل (۱۱) روشنفکر (۱۱) جشن (۱۱) پرشین بلاگ (۱۱) علم (۱٠) محیط زیست (۱٠) تاجیکستان (۱٠) دفاع مقدس (۱٠) افکار عمومی (۱٠) پیش بینی (۱٠) پیش بینی (۱٠) روابط خارجی ایران (۱٠) شعر و شعرا (۱٠) هنرمندان و مفاخر (۱٠) فرهنگ و آیین و دین (۱٠) شهدا و ایثارگران (٩) مجلس شورا و مجلسیان (٩) هنرمندان و مفاخر (٩) فرهنگ و آیین (٩) تاریخ ایران (٩) انتخاب دهم (٩) دانشجویان و دانشگاه (٩) اعتماد ملی (٩) دعا و نیایش (٩) مهدی موعود (۸) غم و شادی (۸) افکار عمومی (۸) شب یلدا (۸) اقوام و اقلیت ها (۸) حکمت و دانش (۸) انتخابات 24 اسفند (۸) اطلاع رسانی (۸) فرهنگ (۸) نفت (۸) فقر (۸) آیت الله جوادی آملی (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) کیهان و رجا نیوز (۸) انتخابت دهم (٧) تروریسم و خشونت (٧) بخش خصوصی و غیردولتی (٧) چلچراغ (٧) جالب (٧) سفرنامه (٧) دانش (٧) گفتگو (٧) بسیج (٧) فلسطین (٧) حکمت و دانش (٧) قرآن کریم (٧) شاهان ایران (٧) تدبیر (٧) امنیت ملی (٧) جهان اسلام (٦) مرگ و زندگی (٦) خرافه (٦) نفت و گاز (٦) غم و شادی (٦) بی تدبیری (٦) حضرت محمد (٦) مجلس شورا (٦) زندان (٦) بازداشت (٦) گفتمان (٦) محبت (٦) سایت اینترنتی (٦) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (٦) اینترنت و وب (٦) شعر و شعرا (٦) آزادی و انتخاب (٦) تحریم و مشارکت (٦) نظرسنجی و افکار عمومی (٦) مجلس شورا و مجلسیان (٦) کتاب و گزیده (٥) اعتراض و انتقاد و تظاهران (٥) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٥) انتخاب و تقلید (٥) وحدت کلمه (٥) تبلیغات و بازاریابی (٥) حزب اعتماد ملی (٥) تحریم (٥) فاطمه رجبی (٥) قضا و قضاوت (٥) منافع ملی (٥) اطلاع رسانی (٥) تعاملات اجتماعی (٥) آیت الله مصباح یزدی (٥) خلیج فارس (٥) وب فارسی (٥) فطرت (٤) شب قدر (٤) تاریخ اسلام (٤) روشنفکران (٤) خبرگان رهبری (٤) آیت الله جوادی آملی (٤) آسیب اجتماعی (٤) تعامل اجتماعی (٤) فرهنگیان (٤) امام صادق (٤) مهدی موعود (٤) توریسم (٤) حدیث (٤) جمهوری اسلامی (٤) شب یلدا (٤) انرژی (٤) عشق و محبت (٤) همایش (٤) ترانه (٤) عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤) دعا و نیایش (٤) جالب و شگفت انگیز (٤) شهدا و ایثارگران (٤) نظرسنجی و افکار عمومی (٤) تاریخ و میراث فرهنگی ایران (٤) تروریسم و خشونت و ترس (۳) رای و انتخابات و شعار (۳) انتخاب و تقلید و آگاهی (۳) بخش خصوصی و غیردولتی (۳) اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳) ورزش و ورزشکاران (۳) سپاه پاسداران (۳) اصلاحات چیست؟ (۳) موعود (۳) حکایت (۳) زمستان (۳) فاطمه رجبی (۳) اعتماد ملی (۳) دوم خرداد (۳) خبرگزاری فارس (۳) مصاحبه (۳) مرگ و زندگی (۳) امام صادق (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) جهان بینی (۳) ویدئو (٢) منافع ملی (٢) اصول (٢) آیت الله مصباح یزدی (٢) پرشین بلاگ (٢) آموزش و پژوهش (٢) جنگ و صلح (٢) جبر و اختیار (٢) طنز و کاریکاتور (٢) جبر و اختیار (٢) نفاق و ریا (٢) بانک و بیمه (٢) جهل و جهالت (٢) موبایل و تلفن همراه (٢) آیت الله صانعی (٢) خلیج فارس (٢) حضرت فاطمه (٢) تجارت الکترونیک (٢) موسوی (٢) میراث فرهنگی (٢) سلامت (٢) نوروز و بهار (٢) عقل و اندیشه (٢) فقر و فحشا و اعتیاد (٢) اراذل و اوباش اینترنتی (٢) بانک و بیمه (٢) ادیان و مکاتب فکری (٢) خط امام و اسلام ناب محمدی (٢) انتخاب و تقلید و آگاهی (٢) رای و انتخابات و شعار (٢) ورزش و ورزشکاران (٢) وحدت کلمه و تفرقه (٢) نوروز و بهار (٢) مصاحبه و خاطره (٢) عقل و اندیشه (٢) مدیریت و راهبری (٢) ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢) کیهان و رجا نیوز (٢) انرژی و نفت و گاز (٢) تروریسم و خشونت و ترس (٢) فقر و فساد و فحشاء (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) ا (۱) احمدی نژاد و دولت دهم (۱) خد (۱) خبر دستگیری (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) نخبگان و روشنفکران (۱) فیلترینگ و سانسور و مسدودی (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) روحانیت و مراجع تقلید مر (۱) تقلب و تخریب و هتاکی بادامچیان: کمیسیون ماده 10 حق (۱) استقلال و خودباوری (۱) بیگانه ستیزی (۱) روشنفکران و فرهیختگان (۱) انتخابات د هم (۱) جشنواره و جوایز (۱) خلیج فارس و عرب (۱) شعار و تظاهرات (۱) تحریم و مشارکت (۱) خلیج فارس و عرب ها (۱) تتدبیر و بی تدبیری (۱) روابط ایران و آمریکا بازشماری 10درصدآرا مقابل دورب (۱) دشمنان و رقبا (۱) جنگ و جنایت (۱) وحدت کلمه و تفرقه (۱) تقلب و تخریب و هتاکی احمدی نژاد: اجرای عدالت لازمه (۱) خط امام و اسلام ناب محمدی (۱) مصاحبه و خاطره (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) تبلیغات و بازاریابی (۱) فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (۱) جهل و خرافه و علم (۱) فلسفه و عرفان (۱) انسان و جامعه (۱) جنگ و جنایت (۱) انتخاب و تقلید (۱) جشنواره و جوایز (۱) مورخان و جغرافیدانان (۱) اشاعه فحشا (۱) انتخابات د هم (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) سهام و بورس (۱) جنگ و بحران (۱) فقه و کلام (۱) جنگ و بحران (۱) رمضان (۱) گوگل (۱) دکتر علی شریعتی (۱) اعتراض (۱) حقوق بشر (۱) عاشورا (۱) موسیقی (۱) تغییر (۱) ایران شناسی (۱) عرب (۱) مثنوی معنوی (۱) راز (۱) حجاب (۱) اصلاح طلبان (۱) خبرگان رهبری (۱) حزب الله لبنان (۱) حدیث و روایت (۱) گلستان سعدی (۱) جمهوری اسلامی (۱) سنت و مدرنیزم (۱) حضرت فاطمه (۱) اقوام و اقلیت ها (۱) علم و جهل (۱) اقلیت اکثریت (۱) آیت الله خمینی (۱) زشت و زیبا (۱) آرزوهایم (۱) اسلام ناب محمدی (۱) کمیته تعیین مصادیق (۱) دوم خرداد (۱) ایران و ایرانی (۱) اومانیسم (۱) جنگ و صلح (۱) اعتماد (۱) عرفا (۱) تاریخ اسلام (۱) مهدی بوترابی (۱)