لینک مطلب:
در طرح تحول اقتصادی مطالعه کم بوده و این طرح با این همه تبلیغات و تبعات و پیامدها و تغییراتی که در نتیجه آن صورت می گرفت، با مطالعه کم انجام شده و به همین دلیل در کمیسیون های مختلف مجلس دچار ابهام شد و دولت هم ناچار شد آن را متوقف کند
Home Archive آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آذر ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ مهر ۸۳
لینک مطلب:
با توجه به واریزی وجوه ناشی از صدور نفت در 5 ماه پایانی امسال به این حساب، پیش بینی می شود تا پایان سال جاری، بدهی حساب مذکور تسویه شده و موجودی حساب ذخیره ارزی در ابتدای سال 1388 صفر شود که به دلیل کاهش شدید قیمت نفت و افزایش بودجه دولت، به احتمال زیاد امکان واریز پول به این حساب در سال آینده منتفی خواهد بود
لینک مطلب:
جلیل سازگارنژاد عضو هیات رییسه مجلس ششم معتقد است که صدا و سیما ایران دیگر یک رسانه ملی نیست زیرا دیگر امکان شنیدن صدای واقعی مردم از این رسانه وجود ندارد.
نماینده شیراز در گفت وگو با خبرنگار فرارو در خصوص عدم رعایت اخلاق سیاسی توسط صدا و سیما با نزدیکی به زمان انتخابات گفت: مسولان صدا وسیما خود را متعلق به یک جناح خاص میدانند و چنین باوری باعث میشود که بقیه گروهها را رقیب خود بدانند.
سازگارنژاد افزود: صدا وسیما دیگر یک رسانه ملی نیست بلکه متعلق به یک جناح خاص است، بنابراین تا این ساختارها تغییر نکند همچنان در صدا وسیما شاهد اعمال یک سلیقه خاص خواهیم بود که دور از دسترس افکار مردم است.
وی اظهار داشت: به اعتقاد من رفتار صدا وسیما گویای این مطلب است آنها خود را در قبال یک جناح خاص مسوول نمی دانند بلکه رفتار آنها بی توجهی به مردم است.
نائب رییس کمیسیون فرهنگی مجلس ششم افزود: رسانه ملی از مردم وجایگاه اصلی خود در قانون اساسی فاصله گرفته و پیوسته این مشکل وجود داشته ودارد.
عضو هیات رییسه مجلس ششم گفت: در قانون اساسی صدا وسیما یک رسانه ملی است که قوای سه گانه بر آن نظارت دارند وتحت نظر افکار مردم ایران است که متاسفانه این جایگاه حقوقی به جایگاه جناحی تبدیل شده که دیگر امکان شنیدن صدای واقعی مردم از این رسانه وجود ندارد.
لینک مطلب:
به گزارش خبرنگار «آینده»، صندوق بازنشستگی هما، که با دریافت بخشی از حقوق کارمندان هواپیمایی جمهوری اسلامی مسئول پرداخت حقوق بازنشستگان این شرکت از طریق سرمایه گذاری های مالی است، به دلیل اشتباه در سرمایه گذاری با زیان 50 میلیارد تومانی مواجه شده و پس از آن هیات مدیره و مدیر عامل این شرکت توسط مدیر عامل هواپیمایی جمهوری اسلامی برکنار شدند
لینک مطلب از وبلاگ دکتر تقی آزاد ارمکی:
مدتی است که در حوزه سیاسی کشور بیشتر کسانی که با پرچم ضدیت با عناصر جامعه مدنی از قبیل علم، تخصص، عقل، و مدرنیته به قدرت رسیدند، یکباره مدافع آن از کار درآمدند
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ملت و خانواده از آسیب هایی که به اعضای خانواده وارد میشود متاثر میگردند. سالانه دهها هزار نفر در جامعه ما کشته میشوند. تصادف٬ بیماری٬ منازعه٬ اعدام٬ اعتیاد و .... با تدبیر و تعقل میتوان مانع بیش از نود درصد این آسیب ها شد. پیشگیری ممکن است. اگر آمار جراحت ها فیزیکی و روحی و چندین میلیون پرونده قوه قضائیه را نیز به آن اضافه کنیم٬ بیش از پیش به فکر می افتیم که راه چاره ای بیابیم. با اندکی عقل و تدبیر٬ پیشگیری ممکن است.
===============
دختری خردسال عکس پدری را در دست دارد که جز مهربانی از او به یاد ندارد. پدرش کشته شد. پدرش هر که باشد٬ امروز برای او فرقی ندارد. اینکه در دادگاه عدل محاکمه و قصاص شده یا در خیابان با چاقو از پای درآمده باشد مهم نیست. اینکه به حق کشته شده یا به ناحق برای او تفاوتی ندارد. پدری را میخواهد که دیگر نیست.
او رنج تنهایی ای اش را خواسته یا ناخواسته با خانواده و جامعه تقسیم میکند.
دیدم که با اینکه سیاست های اصلی نظام توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام تدوین و با تایید رهبری ابلاغ میشود و سیاستهای کشور از طریق مرجع قانونگذاری یعنی مجلس شورای اسلامی تصویب میشود، برنامه های توسعه چند ساله نیز داریم، ولی دولت نهم توانست تمام تمهیدات پیش بینی شده را بهم بریزد و مسیر دیگری را برنامه ریزی و دنبال کند.
لینک مطلب از وبلاگستان:
شخصا بر این باورم که تمدید ریاست جمهوری احمدی نژاد برای یک دوره دیگر برای کشور یک فاجعه است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
در کنگره حزب اعتماد ملی چه گذشت؟
پس از مدتها دوری گزیدن از حضور در هرگونه همایش و کنگره سیاسی و بایکوت خبری سنگینی که از سوی رسانه های موسوم به اصلاح طلب بر من تحمیل شده بود، پنجشنبه هفته گذشته با دعوت دوستانم در حزب اعتماد ملی در مراسم افتتاحیه کنگره این حزب شرکت کردم. در واقع توفیقی بود تا بعد از یک مدت نسبتا طولانی ، هم جمعی از دوستان جدید و قدیمی خود را یکجا ملاقات نمایم و هم اینکه بر جو برخورد حذفی روزنامه ها و رسانه های وابسته به جریان مدعی اصلاحات فائق آیم همان جریانی که در طول دوران نمایندگی ام همه مواضع مرا بنفع خود مصادره به مطلوب می کردند و آنرا بنام اقلیت اصلاح طلب ثبت می نمودند!
ظاهرا همه دست اندرکاران حزب اعتماد ملی در شهرستان های مختلف در این کنگره گردهم آمده بودند .پس از آنکه آیت الله موسوی بجنوردی برای تبلیغ آقای کروبی سنگ تمام گذاشت ،نوبت به سخنرانی آقای کروبی رسید. گرچه وی در این سخنرانی مطلب نوئی برای گفتن نداشت و سخنانش تکرار همان مواضع پیشین اش بود ،اما در فاصله های کوتاه زمانی مرتبا از ناحیه اعضای حاضر حزب مورد تشویق واقع می شد.
در حین سخنرانی ناطقان تنها نکته در خور توجهی که نظر مرا بخود جلب کرد این بود که چندین بار در این همایش از نظام جمهوری اسلامی به عنوان نظام مقدّس یاد شد و در عین حال ضرورت انجام اصلاحات در نظام نیز مورد تاکید قرار گرفت!
به خانم کولائی که در کنارم نشسته بود گفتم که ضرورت انجام اصلاحات در نظام با مقدّس بودن نظام چگونه قابل جمع است!؟ زیرا در کشور ما هرگونه اظهار نظر مخالف با پدیده و عقاید مانوسی که مقدّس به شمار می رود ، گناه نابخشودنی و کفر آمیز است و اساسا کسی مجاز نیست که با نواندیشی و دید اصلاح گرایانه به حریم مقدّسات نزدیک شود تا چه رسد به اینکه در مقام اصلاح آن برآید ،مگر آنکه از ادعای مقدّس بودن نظام منصرف شویم!
بهر روی اسیر همین کلاف سر درگمی بودم که ناطقان ایجاد کرده بودند که مجری مراسم اعلام کرد که بخش نخست کنگره پایان یافته و وقت صرف ناهار است. پس از ترک سالن همایش تازه مسئولیت من آغاز شد ،جمع قابل توجهی از مدعوین و خبرنگاران حاضر در کنگره بیرون از سالن به سراغم آمدند ،ابتدا این افتخار را پیدا کردم که با تعداد زیادی از آنها عکس یادگاری بگیرم و سپس نوبت به طرح سوالات متنوع آنها و لاجرم پاسخ دادن من به این پرسش ها فرا رسید. قبل و بعد از ناهار حدود دو ساعتی این گفتگو ها بطول انجامید. سوالات متنوعی از سوی کسانی که به دورم حلقه زده بودند مطرح شد؛
خبرنگاری نظرم را در مورد کاندیداهای احتمالی انتخابات آینده ریاست جمهوری جویا شد ،در پاسخ به این پرسش گفتم که احمدی نژاد حداقل 30 سال ایران را به عقب رانده و ما را گرفتار وضعیتی کرده است که هم اکنون در آن قرار داریم . در ادامه این قسمت از گفتگو اشاره کردم که طیف موسوم به اصولگرا گرچه ادعای اصولگرائی می کند اما با اصولی که ما به آن پایبندیم فاصله بسیار دارد و در واقع ناهنجاری های موجود نتیجه عملکرد و حاکمیت آنهاست و از کردان به عنوان یکی از مصادیق بارز اصولگرایان و خروجی مجلس هشتم یاد کردم که او هم وقتی قافیه را تنگ می بیند با دستاویز قرار دادن دین به مهملاتی نظیر دیدن هاله نور و نور قدیسانی که برای مردم عزیز و محترم هستند متوسل می شود تا شاید از این طریق خود را از گزند انتقاد مقدس مآبان مصون نگه دارد و البته بحکم انصاف در پاسخ به پرسشی در مورد اصلاحات و اصلاح طلبی و عملکرد اصلاح طلبان در گذشته نیز صداقت و عدالت را فدای مصلحت نکرده و گفتم آنچه را که باید می گفتم.
مثلا به این واقعیت اشاره کردم که بزرگترین جفای اصلاح طلبان به مردم این بود که امید مردم به انجام اصلاحات در کشور را به نا امیدی مبدل ساخت و احیای دوباره این امید در مردم بسیار دشوار است زیرا مردم اعتمادشان نسبت به اصلاح طلبان را از دست داده اند. پر واضح است با اوصافی که از جریان موسوم به اصولگرایان ذکر شد ،مفهوم مخالف اینکه مردم اعتمادی به اصلاح طلبان ندارند این نبود که به اصولگرایان امیدوار شده اند بلکه این هشداری بود به سران کشور تا بدانند که با نا امید شدن مردم نسبت به نیروهای اصلاح طلب داخلی و تشدید نفرت نسبت به عملکرد جریان موسوم به اصولگرائی ،چه بسا نگاهها به نقطه ای معطوف شود که هیچ تناسبی با منافع ملّی ندارد!
در ادامه این گفتگوی طولانی از خاتمی پرسیدند ،گفتم شخصیت وارسته و جلیل القدری است که برای ایشان احترام خاصی قائلم لیکن وی بدلیل ویژگی های اخلاقی ،شخصیتی و ژنتیکی و علائق و وابستگی های صنفی ،عاطفی وسیاسی خود و نیروهائی که اطرافش را گرفته اند نمی تواند بیش از آنچه که در طول 8 سال مدیریت خود در کشور انجام داد ،کاری انجام دهد و این در حالیست که در طول آن 8 سال ، نیرو و پتانسل عظیمی مانند حمایت قاطع 22 میلیون رای ملت ایران به علاوه انرژی مجلس ششم و دانشگاهیان انگیزه دار پرشور و شعور و امیدوار به آینده ای روشن پشتوانه محکم او بودند و اکنون فاقد چنین پشتوانه ای هستند ،با این وصف تاکید کردم که بلطف عملکرد احمدی نژاد طبق معمول مردم به این نتیجه رسیده اند که "سال به سال دریغ از پارسال" و لذا اگر نامزدهای ریاست جمهوری کماکان محدود به همان چند نفر تکراری مورد نظر شورای نگهبان شود ، باز برای رهائی از وضعیت اسفبار کنونی ،انتخاب مردم همچنان محدود به انتخاب بد از بدتر خواهد شد، بهر تقدیر شخصا بر این باورم که تمدید ریاست جمهوری احمدی نژاد برای یک دوره دیگر برای کشور یک فاجعه است.
خبرنگار دیگری نظرم را در مورد احمدی نژاد پرسید در پاسخ باو گفتم احمدی نژاد کلاس و منزلت پست و مقام های اجرائی در کشور را به حدی تنزّل داده است که از این پس احراز مقاماتی مانند ریاست جمهوری ، وزارت ، وکالت و استانداری برای افراد برجسته ، شان و منزلتی به همراه نخواهد داشت و در این بخش از سخنانم نتیجه گیری کردم که اگر از روش های پوپولیستی دکتر احمدی نژاد صرفنظر نمائیم او انسان مومن ،پاک و دلسوزی است که برای عهده دار شدن مسئولیت ریاست جمهوری ساخته نشده است ، اما برای تصدی ریاست سازمان هائی مانند حج و اوقاف و یا بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات بسیار مناسب است.
خبرنگار دیگری پرسید فکر می کنید چه کسی برای نامزدی ریاست جمهوری مناسب است ؟ در پاسخ گفتم کسی که فارغ از تعلّقات و وابستگی های مرسوم ،توان ایجاد تحول و دگرگونی در وضع موجود و هدایت آن به وضع مطلوب را داشته باشد و اگر خدایگان روی زمین اجازه دهند و کسانی که خود را ارباب و قیّم اصلاحات می پندارند رضایت بدهند و از انحصار طلبی و تحمیل کاندیداهای باسمه ای و سرسپرده اجتناب ورزند ،در میان 70 میلیون ایرانی داخل و خارج از کشور هزاران فرد شایسته وجود دارد که استحقاق و شایستگی داوطلب شدن ریاست جمهوری را داراست . خبرنگار بعدی پرسید آیا می توان همین سخن شما را به منزله اعلام نامزدیتان برای ریاست جمهوری قلمداد کرد؟ گفتم طبق ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی حق انتخاب شدن برای ریاست جمهوری از حقوق اجتماعی است تا جائیکه حتی کسانی که بدلایلی بر آنها حد جاری شده ،پس از طی دوران محکومیت و اعاده حیثیت می توانند از این حق استفاده کنند و هیچکس حق ندارد که افراد ملت را از این حقوق اجتماعی محروم سازد ،بنابراین هرکس که قانونا خود را شایسته استفاده از این حق بداند ،مجاز است که داوطلب شود.
در پاسخ به خبرنگار دیگری که پرسیده بود آیا شما خود را شایسته نامزدی این پست می دانید ،گفتم که رئیس جمهور شدن آقای احمدی نژاد و وزیر شدن برخی از رفقا و اطرافیانش نه تنها من که برای خیلی ها حق ایجاد کرد و سطح توقّعات و انتظاراتشان را افزایش داد ،لذا اگر مقیاستان برای شایستگی احراز ریاست جمهوری ،روسای جمهور پیشین و کنونی و نامزدهای فعلی باشد و یا آنچه که در کشورهای پیشرفته نظیر آمریکا رخ می دهد ،این شایستگی را در خود می بینم منوط بر اینکه خدایگان زمین که از جایگاه خدائی در مورد تائید و یا رد صلاحیت افراد نظر می دهند از عالم لاهوت به جایگاه اصلی خود در عالم ناسوت بازگردند و اجازه دهند که حق انتخاب کردن مردم و حق انتخاب شدن آنان از دایره تنگی که ایجاد کرده اند توسعه یابد و شعاع وسیعتری را در برگیرد ،اما مادامیکه حق انتخاب شدن بقول مرحوم آذری قمی به انتخاب یک گلابی از میان یک کیلو گلابی که تنها با ذائقه بعضی ها سازگار است محدود شود ،وضعیت بهتر از این نخواهد شد و نمی توان به افق روشنتری دل بست.
یکی از میان جمع پرسید نظرتان در مورد پیش شرط های آقای خاتمی برای اعلام حضور چیست؟ گفتم در انتخابات آینده مردم از کسی استقبال خواهند داد که قادر باشد شرایط بد موجود را با همین امکاناتی که وجود دارد تغییر داده و به سمت وضعیت مطلوب و دلخواه مردم سوق دهد والّا اگر کسی بگوید که من به شرطی نامزد ریاست جمهوری می شوم که شرایط مطلوب شود و هلو پوست کنده را در دهانش بگذارند که آنرا ببلعد ،در این صورت ... می تواند رئیس جمهور این کشور شود(تعبیری که بکار بردم به شوخی بود و انتظار نداشتم که خبرنگاران آنرا منتشر کنند)
سوال دیگری مربوط به اظهارات خاتمی مبنی بر ضرورت تدوین معیارهای اصلاح طلبی بود ، گفتم آقای خاتمی در طول 8 سال مدیریت خود بدلیل دسترسی به مراکز پژوهشی و تحقیقاتی بهترین فرصت را داشت تا به تعریف و تدوین شاخص های اصلاح طلبی بپردازد اما عملا با انتصاب عده ای فرصت طلب در پست های مختلف گرفتار نوعی پارادوکس شد که در گفتار شعار اصلاح طلبی می داد اما در عمل از افراد مخلّ اصلاحات برای مسئولیت های اجرائی استفاده می کرد بنحوی که در حال حاضر معیار اصلاحطلبی و یا اصولگرایی به میزان سرسپردگی فرد به بعضی از اشخاص بستگی دارد،از اینرو در برابر عده ای از اشخاص که خود را سنگ محک اصلاحطلبی و اصولگرایی می دانند هر چه سر سپرده تر اصلاح طلب تر و اصولگراتر، در این صورت اگر در فرش باشید شما را به عرش میرسانند و اگر سرسپرده این افراد نشوید اما اصلاحطلبترین و یا اصولگراترین فرد هم باشید ،اگر در عرش هم باشید شما را به فرش خواهند کشید.
بخش گزینشی پاسخم در این مورد همان است که خبرگزاری فارس و عصر ایران منتشر کرده است و این نه شیطنت که نشانه سیاست ورزی و فرصت طلبی اصولگرایان است ،اما خسّت و یا عدم تدبیر رسانه های اصلاح طلب مانع از این شد که انتقاداتم نسبت به طیف رقیب خود را پوشش خبری دهند ،لذا از بیم اینکه مبادا با مطرح شدن دوباره حقیر در رسانه ها دکان بعضی از آنها کم رونق شود ،حتی انتقاداتم از احمدی نژاد را هم در رسانه های خود منعکس نکردند! حتی اعتماد ملّی نیز رسم مهمان نوازی را طبق روال گذشته بجا آورد و با وجود اینکه عکس مشترک باهنر ،کروبی و خاتمی را در قطع بسیار بزرگ زینت بخش صفحه اول روزنامه خود کرده بود ،حتی کوچکترین اشاره ای هم به حاشیه های این کنگره و مصاحبه های انجام شده نکرد! دقیقا همان رفتاری را تکرار کرد که پیش از این با اصرار و دعوت از من برای سخنرانی در زنجان مرتکب شده بود و در حالیکه عده ای ناجوانمردانه و به ناروا مرا متهم به اهانت به مقدّسات می کردند ،پشت مرا خالی کرد و حتی از انتشار بیانیه های مسئول حزب اعتماد ملی زنجان و گزارش اصل سخنرانی و جوابیه هایم نیز در این روزنامه خودداری ورزیدند تو گوئی با مطرح شدن اخبار مربوط به اعلمی جای دیگران تنگ خواهد شد!
تبیین نحوه رفتار بعضی از اصلاح طلبان و رسانه های آنان با اصلاح طلبانی که زیر بلیط اربابان و تصمیم سازان سیاسی این طیف نمی روند ،شاید مثال زیر وافی به مقصود باشد،
فرض کنید که یک نفر فروشگاه بزرگی را دایره کرده است که از همه نوع امکانات برخوردار بوده و کالاهای متنوعی را نیز عرضه می کند و باز فرض می کنیم فرد دیگری هم در مجاورت این فروشگاه مغازه ای را دایر می کند تا به رقابت با این فروشگاه بزرگ بپردازد. اگر جنسی که فروشگاه بزرگ عرضه می کند از نوع مرغوب آن باشد و کالای عرضه شده از سوی مغازه کوچک نامرغوب باشد، قهرا عقل و منطق ایجاب می کند که مالک یا مالکان فروشگاه بزرگ از ایجاد مغازه مذکور در همسایگی خود خرسند شوند ،زیرا مشتریان با مقایسه کالاهای عرضه شده به مرغوبیت محصولات این فروشگاه معظم پی خواهند برد و این مساله به رونق هرچه بیشتر آن و ورشکستگی مغازه جدید الاحداث منتهی خواهد شد. پرواضح است که فروشگاه مذکور تنها در شرایطی از رقابت مغازه جدید الاحداث با خود متضرر خواهد شد که جنس های عرضه شده آن بنجل ،تقلبی و کم دوام باشد و قدرت رقابت با محصولات مرغوبی که مغازه کوچک بدست مشتری می دهد را نداشته باشد ،بدیهی است که در این صورت مغازه جدید موجب کسادی بازار فروشگاه بزرگ خواهد شد. لذا رفتار رسانه های موصوف نسبت به اشخاص مستقلی که فاقد هر گونه تریبون و امکاناتی برای عرضه افکار و نقطه نظرات خود هستند و بایکوت کردن اخبار مربوط به این دسته از افراد دقیقا با رفتار فروشگاه بزرگ در قبال مغازه کوچک و کالاهای فکری عرضه شده از سوی ایندو قابل مقایسه است. براستی اگر حضور افراد مستقل در بازار سیاست ،موجب کسادی بازار بزرگان سیاست می شود ،تحمیل ایندسته از افراد به مردم که تا کنون در فضای غیر رقابتی برای خود وجهه ای کسب کرده و نام بزرگان را بر خود نهاده اند ، چه نسبتی با خاستگاه اصلاحات دارد؟ محروم کردن مردم از انتخاب برتر در یک بازار رقابتی و در نتیجه عرضه جنس نامرغوب به مردم که ناشی از فضای غیر رقابتی است آیا جفا به مردم تلقی نمی شود؟
احمدی نژاد: قیمت نفت دیگر به پایین تر از 100 دلار نخواهد رسید
================
فعلا قیمت هر بشکه نفت خام ایران به حدود یا کمتر از هفتاد دلار رسیده است. منتظر نوسانات بعدی هستیم.
در جهان میتوان مواردی را یافت که امور سرجایشان نیستند. در کشور ما نیز چنین است.
البته حساسیت ما نسبت به مسائل کشورمان بیشتر است و باز صد البته که گاهی به هم ریختن قاعده ها از حد باور و تحمل میگذرد.
تغییر حق مسلم ماست
با گسترش بی اعتمادی به دولت، اقدامات مثبت دولت نیز با تردید و مخالفت مواجه میشود. بطور مثال قانون مالیات بر ارزش افزوده، آنهم با نرخ پایین تر از کشورهای اروپایی یا بازنشستگی طبیعی اساتید مسن در دانشگاهها، به دلیل سابقه رفتاری دولت نهم و بی اعتمادی به آن، نه تنها با تردید که با مخالفتهایی مواجه شده است.
کاهش اعتماد ملی به دولت، بحرانی فراگیر در عرصه های مختلف است و آثار منفی بسیاری بر امنیت ملی کشور دارد.
لنک مطلب از وبلاگستان:
1- درآمد ارزی کشور از فروش نفت و گاز در سال های پس از انقلاب بالغ بر 645 میلیارد دلار به قیمت جاری بوده است که 198 میلیارد دلار ( نزدیک به یک سوم ) آن در سه سال گذشته و در دولت احمدی نژاد بدست آمده است ، و از این نظر شرایط کاملا ممتازی را برای این دولت در تاریخ پس از انقلاب به لحاظ برخورداری از منابع رقم زده است . اگر در نظر آوریم که این دولت به لحاظ پشتوانه ذخائر ارزی بانک مرکزی نیز با مقطع روی کارآمدن هریک از دولت های پس از انقلاب در شرایط کاملا متفاوت و ممتازی به سرکار آمده است آنگاه بهتر می توان به توان و فرصتی که این دولت برای پیشبرد توسعه اقتصادی و افزایش رفاه همگانی داشت ، پی برد .
2- در مقام مقایسه کل درآمد ارزی حاصل از فروش نفت و گاز در هشت سال دولت خاتمی برابر 6/172 میلیارد دلار به قیمت جاری بوده است که وقتی دولت در نیمه سال 84 تغییر کرد رقم 14774 میلیارد دلار آن ( 10005 میلیون دلار موجودی نقدی و 4769 میلیون دلار مطالبات مربوط به تسهیلات ارزی ) در « حساب ذخیره ارزی » تحویل دولت احمدی نژاد شد . به عبارت روشن حداکثر هزینه ارزی دولت خاتمی به قیمت جاری در هشت سال 76 الی 83 برابر 8/157 میلیارد دلار بوده است .
3- از آنجا که برپایه اطلاعات منتشره دارایی « حساب ذخیره ارزی » در پایان سال 86 نسبت به زمان روی کار آمدن دولت احمدی نژاد تفاوت معناداری نکرده است ( اگر کاهش نشان ندهد ) بنابراین کل درآمد حاصله در این دولت ( یعنی 198 میلیارد دلار ) باید هزینه شده باشد اما بر پایه گزارش " عملکرد بودجه عمومی دولت طی سال های 86-1381 " منتشره توسط بانک مرکزی هزینه ارزی دولت احمدی نژاد در سه سال 86-83 برابر 4/133 میلیارد دلار بوده است ، و تفاوت رقمی معادل 6/64 میلیارد دلار با درآمد حاصله باقی می ماند که محل هزینه آن روشن نیست . حتی اگر 10 درصد از این درآمد در اختیار وزارت نفت قرار گرفته باشد بازهم رقم 8/44 میلیارد دلار باقی می ماند که محل هزینه آن روشن نیست که دولت و مجلس باید دراین باره پاسخگو باشند .
4- برای اینکه هزینه های ارزی به لحاظ قدرت خرید و قیمت ثابت بین دولت خاتمی در هشت سال و دولت احمدی نژاد در سه سال مقایسه شود و دریافته شود که دولت احمدی نژاد چه منابعی کمیاب و گرانسنگی را در اقتصاد ایران هزینه کرده است به نقل از گزارش نامبرده بانک مرکزی مجموع هزینه ارزی دولت خاتمی در بودجه عمومی 2/133 میلیارد دلار و دولت احمدی نژاد 3/129 میلیارد دلار بوده است بنابراین ملاحظه می شود که بر پایه محاسبه بانک مرکزی قدرت خرید ارزی دولت احمدی نژاد در سه سال گذشته تقریبا برابر با قدرت خرید ارزی دولت خاتمی در هشت سال بوده است ، و این در حالی است که دستاوردهای حاصله از هزینه ارزی معادل هشت سال دولت خاتمی در سه سال دولت احمدی نژاد تفاوت چندان معناداری را در ارقام شاخص های کلان اقتصادی کشور ازقبیل رشد تولید ناخالص داخلی ، سرمایه گذاری ، تورم و بیکاری نشان نمی دهد و البته به لحاظ توزیع درآمد و شکاف طبقاتی وضعیت بدتری را دامن زده است و فشارهای اقتصادی قابل توجهی را متوجه اقشار محروم و متوسط جامعه کرده است .
5- علاوه بر سئوالی که در مورد محل هزینه 8/44 میلیارد دلار مابه التفاوت درآمد و هزینه ارزی در سه سال دولت احمدی نژاد باید داده شود ، و اینکه این رقم مفقودی در اسناد مالی دولت کجاست ؟ دولتمردان حاکم در دولت و مجلس و...باید پاسخ دهند که چرا با هزینه ارزی معادل هشت سال به قیمت ثابت و بیش از هشت سال به قیمت جاری در سه سال وضعیت اقتصادی کشور نه تنها بهبودی نیافته است بلکه به مرزهای بحرانی رسیده است ؟ و قطعا پاسخ به این سئوالات می تواند کمک مؤثری باشد به شهروندان ایرانی ، شهروندانی که بخشی از آنها به شعارها و وعده های اقتصادی احمدی نژاد و اصولگرایان دلبسته بودند ، و قرار است آنها در سال آینده در انتخابات ریاست جمهوری در باره عملکرد دولت احمدی نژاد داوری نمایند .
چندی پیش مظاهری رئیس بانک مرکزی با انتشار نامه ای و در اعتراض به سیاستهای تورم زا و بی تدبیری اقتصادی دولت نهم استعفاء داد.
دیشب که سخنان اقتصادی آقای احمدی نژاد را شنیدم به واقع احساس کردم که دیدگاه اقتصادی وی نیز همانند دیدگاه سیاسی و اجتماعی ایشان و ریشه گرفته از تفکر خاص دینی شان و کاملا هماهنگ با یکدیگر و از جنس مشترک و متکی به مبانی واحدی است.
با استعفای آقای مظاهری کابینه آقایان احمدی نژاد و مشایی و کردان و صفار هرندی و بقیه وزرا و مسئولین محترم هماهنگ تر و همفکر تر و هم ریشه تر نیز شده اند.
==========================
عدالت و آزادی و سلامت روح و جسم فرد و جامعه و خداحافظی با آقای احمدی نژاد و حامیان و یارانش در بهار ١٣٨٨ حق مسلم ماست.
متن استعفای اعتراضی رئیس بانک مرکزی را در ادامه مطلب بخوانید
========
لینک خبر:
طهماسب مظاهری: مسائل کلان اقتصادی باید در اتاقهای فکر تعیین شود، نه پای تریبونها ؛ مردم میدانند که تورم موجود محصول سیاستهای اقتصادی دولت است
طهماسب مظاهری ـ رییسکل سابق بانک مرکزی ـ چند روز پیش از برکناری (28 شهریور 1387) در نامهای به رییسجمهور به بررسی وضعیت اقتصاد کشور و مشکلات نظام بانکی پرداخته و با اظهار گله از اجرا نشدن برنامههایش ارائه گزارشی از وضعیت اقتصاد کشور به مسئولان نظام را به معنای پایان دوران همکاریاش در بانک مرکزی عنوان کرده است. به گزارش خبرنگار بانک و بیمه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) وی در این نامه تاکید کرده است که هر چند گزارشهای تهیه شده از وضعیت اقتصاد کشور با همفکری و مشورت صاحبنظران تهیه و روشهای علمی و تجربی و شناخت واقع بینانه از وضعیت موجود و نگاه آیندهنگر به تصمیمات در آنها ملاحظه شده و میتواند راهگشای مشکلات باشد، اما مقبول واقع نشده و نمیشود و با علم و اطلاع از اینکه ارسال آن گزارش به معنی پایان دوران همکاریاش در بانک مرکزی خواهد بود، تنها راه باقیمانده را همین امر دانسته است. متن کامل نامه که از سوی مظاهری در اختیار خبرنگار ایسنا قرار گرفته و در 12 بند نگارش شده به شرح زیر است: « جناب آقای دکتر محمود احمدینژاد رییس جمهور محترم با سلام همانطور که مستحضرید در هفتههای اخیر گزارشهای مختلفی درباره وضعیت نظام بانکی حضورتان ارسال کردم. از این گزارشها بالاخص سه گزارش آخر در زمینه 1) طرح عملیات نجات سیستم بانکی 2) گزارش مربوط به نرخ ارز 3) دو گزارش در خصوص ارز مصرفی دولتی در سال 1386 قابل ذکر است. 1ـ گزارش اول با تببین و توضیح وضعیت جاری سیستم بانکی، لزوم و ضرورت اتخاذ راه حلی جامع و هماهنگ حاوی سه سرفصل 1ـ تامین منابع مالی سالم برای سیستم بانکی 2ـ تنظیم رابطه دولت با بانکها 3ـ انجام اصلاحات در مدیریت داخل بانکها را ارائه داده بود و اجزاء هر سرفصل را نیز به اختصار توضیح داده بود. ـ گزارش دوم و سوم نیز ضمن ارائه توضیحاتی در خصوص نرخ ارز و میزان ارز مصرفی دولت در سال 1387 توصیههایی در موضوعات مربوطه ارائه داده بود. 2ـ همزمان با تهیه و ارائه گزارشهای فوق با تشکیل کارگروهی مشترک بین بانک مرکزی و وزارت اقتصاد، مقدمات اجرایی هر سه موضوع، بالاخص گزارش اول، فراهم آمد و با جلسات مستمر و پیگیر با مدیران عامل بانکها و جلسات جداگانه با هیات مدیره هر بانک، تدابیر و روشهای تامین منابع سالم برای هر بانک به اتکاء توانمندیهای داخلی، مطالبات، داراییها و استعدادهای هر یک از آنها بررسی، تعیین و احصاء شد. گزارش وضعیت هر بانک در قالب اسلایدهای نمایش کامپیوتری (پاورپوینت) نیز تهیه شد. 3ـ محور اصلی این تدابیر، بکارگیری داراییهای ثابت بانکها و تبدیل آن به نقد، استفاده از ابزارهای مالی برای تبدیل بخشی از مطالبات بانکها به پول نقد و یکسان کردن شرایط رقابتی بین بانکها و موسسات مالی و اعتباری برای جذب و تجهیز منابع بود. 4ـ محور دیگری که مد نظر قرار گرفت، محسوب کردن موجودی نقدی (ایرانچک، اسکناس و سکه) موجود در شعب و خودپردازهای بانکها به عنوان بخشی از ذخیره قانونی بانکها بود که با هدف انگیزهمند کردن بانکها به ارائه خدمات بهتر به مردم و رفع نارساییهای خودپردازها و همچنین کاستن از سختی و زحمت بانکها در فرایند اصلاح ساز و کار چکپولها بود. 5ـ تاکید براقدامات جدی برای وصول مطالبات معوق، بالاخص مطالبات از مشتریانی که تسهیلات دریافتی را در محلی غیر از موضوع تسهیلات دریافتی از بانک مصرف کردهاند، به عمل آمد و ضمن هماهنگی با قوه قضاییه و دادگستری تهران در تشکیل دادگاه تخصصی برای بانکها، ابزارهای اقتصادی لازم برای ایجاد انگیزه برای تسریع در وصول مطالبات نیز طراحی و پیشنهاد شد. 6ـ این تدابیر مشکلات بانکها را در وصول مطالبات خود از دولت، از طریق تودیع اسناد و مدارک مربوطه، از جمله اوراق مشارکت سررسید شده دولت، به صورت فوری و کوتاه مدت حل میکند و همچنین از طریق اجبار و الزام بانکها به صرف نظر و دست شستن از داراییهای غیر منقول مازاد خود، علاوه بر تامین نقدینگی برای بانکها، موجب بهبود و سالم کردن ترکیب دارایی بانکها نیز میشود. 7ـ ضمانت اجرای این تدابیر، یکی این است که با هیات مدیره هر بانک توافق شده است که پس از تصویب لایحه تقدیمی دولت مبنی بر باز پرداخت بدهیهای دولت به بانکها و افزایش سرمایه بانکها، نسبت به تسویه حساب و نقد کردن اوراق مشارکت و اسناد تودیع شده اقدام شود، در مورد اموال غیر منقول نیز با فروش دارایها، وجوه حاصله صرف تامین خط اعتباری مربوطه شود. 8ـ حلقه تکمیلی تدابیر تامین مالی این بود که منابع و نقدینگی حاصل از این اقدامات در درجه اول صرف تامین سرمایه در گردش واحدهای تولیدی و حفظ اشتغال موجود و در درجه دوم صرف پرداخت تسهیلات برای تکمیل طرحهای نیمه تمام شود، این کنترل در تزریق منابع با مراقبت مشترک بانکها، بانک مرکزی و وزارت اقتصاد انجام شود. 9ـ گزارش مربوط به این اقدامات تدوین و حضورتان ارائه شد و اطلاعیه مشترک بانک مرکزی و وزارت اقتصاد نیز به این منظور تهیه و از طریق رسانهها در اختیار عموم قرار گرفت. 10ـ متاسفانه، اولا مجموعه تدابیر فوق مورد قبول واقع نشد و وصول مطالبات معوق از طریق تملیک اموال و وثایق و حتی واحدهای تولیدی بدهکاران، به عنوان راه حل انحصاری حل مساله مورد تاکید قرار گرفت و با عباراتی تند، واحدهای تولیدی بدهکار، «قابل تعطیل کردن» خطاب شدند. توضیحاتی هم که در خصوص مشکلات موجود در این زمینه ارائه شد، مسموع واقع نشد. ثانیا: سرفصل دوم گزارش در خصوص تنظیم رابطه دولت با بانکها نیز مورد عنایت واقع نشد. ثالثا: نسبت به گزارشهای مربوط به ارز مصرفی دولت نیز تصمیم لازم اتخاذ نشد. 11ـ با توجه به اینکه شرایط فعلی، ایجاب میکند تدابیر مناسب و قطعی درباره نکات مطروحه در این گزارشها اتخاذ شود و ادامه کار در قالب سازماندهی فعلی، نیاز حیاتی اقتصاد امروز را تامین نکرده و نمیکند، ضرورتا بنا به فوریت و اهمیت امر و به عنوان آخرین کوشش و اقدام خود، گزارش ضمیمه را برای یکی از مقامات عالی نظام تدوین و خدمت ایشان تقدیم کردم. 12ـ اینجانب با اعتقاد به اینکه پیشنهادهای مطروحه در گزارشهای تقدیمی به جنابعالی که با همفکری و مشورت صاحبنظران و مدیران لایقی تهیه و روشهای علمی و تجربی و شناخت واقع بینانه از وضعیت موجود و نگاه آیندهنگر به تصمیمات در آنها ملاحظه شده و میتواند راهگشای مشکلات باشد، ولی مقبول واقع نشده و نمیشود و با علم و اطلاع از اینکه ارسال آن گزارش به حضور آن مقام عالی به معنی پایان دوران همکاری اینجانب در بانک مرکزی خواهد بود، این تنها راه باقیمانده را انتخاب کردم. ـ از خداوند متعال برای همه خدمتگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران و خادمین ملت بزرگ ایران، موفقیت و سربلندی مسئلت میکنم.»
لینک خبر:
مولانا عبدالحمید گفت: هرگاه نظام ما را فرا خوانده است ما لبیک گفته ایم و از مقام معظم رهبری انتظار داریم که ایشان شخصا مسایل اهل سنت را بررسی کنند
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
امام جمعه اهل سنت زاهدان : چنانچه مشکلات پیش آمده حل نشود ما شرکت در انتخابات آتی ریاست جمهوری را مورد بررسی قرار خواهیم داد
مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه های نماز عیدفطر زاهدان بعد از بیان مطالبی پیرامون آیه مذکور در رابطه با جریانها و مشکلات اخیر اهل سنت مطالب مهمی بیان کردند ایشان گفتند: ما نه فقط وظیفه خیرخواهی و دلسوزی در قبال مسلمانان شیعه و سنی را داریم بلکه خود را نسبت به همه انسانها دلسوز می دانیم.
مولانا عبدالحمید :مدیر حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان افزود:ادیان و گروههایی که در کشور زندگی می کنند حق همسایگی و بشری بر ما دارند و در انسانیت با ما شریکند.
امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت: جامعه اهل سنت ایران پس از پیروزی انقلاب تمام اصول نظام جمهوری اسلامی را از وحدت ملی که بزرگترین دغه دغه مسئولین نظام بوده تا امنیت ملی و حمایت از نظام رعایت کرده است . مسیر اهل سنت ، مسیر وحدت و حمایت از جمهوری اسلامی در تمام عرصه ها و صحنه های سیاسی و اجتماعی بوده و همواره تلاش کرده اند تا دشمنان قسم خورده ملت را مأیوس و ناامید کنند و موجب شدند که رهبر معظم انقلاب به سجده افتاده و برای حضور برادران شیعه و سنی در انتخاباتها از خداوند شکرگزاری نمایند.
مولانا عبدالحمید در ادامه فرمودند: جامعه اهل سنت هرگز مایه سرشکستگی مسئولین و نظام نبوده اند و عملکرد غرورآفرین و افتخار انگیزی داشته اند. اهل سنت علیرغم اینکه مورد تبعیض های شدید قرار گرفته و دومین جمعیت بزرگ شهروندان ایرانی را بین 20 تا 25 درصد تشکیل می دهند و کما بیش در تمام شهرها حضور دارند ، خود را جدای از ملت ایران ندانسته و دغه دغه و پریشانی برای مملکت و مسئولین ایجاد نکرده اند.
امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت: اهل سنت ایران در طول 8 سال دفاع مقدس شهدای بسیاری تقدیم کردند. بسیاری از زنان بیوه , دختران وپسران یتیم شدند؛.با این حال از بسیاری از حقوق قانونی خویش محروم بوده اند. , در مدیریت کلان کشور در طول 30 سال جای اهل سنت خالی بوده است و در مدیریت منطقه نیز سهم بسیار اندک و ناچیزی داشته اند ؛ در بعضی وزارتخانه ها وجود اهل سنت حتی در پایین ترین سطوح نیز مشهود نیست و در نیروهای نظامی, انتظامی و نیروهای مسلح اهل سنت مورد پاکسازی قرار گرفته و این نیروها نیز از وجود اهل سنت خالی شده اند.
مولانا عبدالحمید افزود: نخستین شهید کشور در جهاد سازندگی, شهید امام بخش ریگی بوده است و کلیه اقشار مردم اهل سنت از علماء گرفته تا فرهیختگان و نخبگان و افراد عادی جامه به نوبه خود در انقلاب شهید داده اند و من سخنان مولانا عبدالعزیز رحمه الله را یاد می آورم که می گفتند: "هر شهیدی که از جبهه بیاید مایه سر بلندی من است" .
تا جایی که ما تحقیق و بررسی کرده ایم در هیچ یک از کشورهای اسلامی اقلیت اهل تشیع از استخدام در نیروهای مسلح محروم نبوده اند و در هیچ جای دنیا در استخدامهای دولتی از مذهب سؤال نمی شود در حالی که در ایران اسلامی در استخدامهای دولتی و در فرمهای استخدامی و پذیرش بیمارستانی بیماران و پرونده های مراجعین قضایی از مذهب سؤال می شود اگر چه این بررسی صد در صد نیست اما تا حد زیادی به واقعیت نزدیک است و من نشنیده ام که در استخدامها از مذهب سؤال کنند حتی در کشور عربستان سعودی در فرمهای استخدامی پرسشی به نام شیعه یا سنی وجود ندارد مسئولین نظام باید به این موضوع توجه کنند.
مولانا عبدالحمید گفت: این مسئله حیاتی و مهم است که ما نیز دوست داریم در راه امنیت کشور و دفاع از تمامیت ارضی و آزادی و استقلال میهن اسلامی نقش داشته باشیم و شهید بدهیم . ما بارها در ملاقاتهایمان با رؤسای جمهور وقت و رهبر معظم انقلاب مسایل و دغدغه های اهل سنت را جهت رسیدگی مطرح کرده ایم و بر این باور هستیم که رسیدگی به این مسایل امید اهل سنت و وابستگی آنها را به مرکز کشور بیشتر می کند.
امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت: هر چند در 30 سال گذشته آزادیهایی به اهل سنت در مسائل مذهبی داده شده بود, اما گاهی برخوردهای سلیقه ای و غیر قانونی موجب نقض این آزادیها شده است , با این حال با توجه به محدود بودن این برخوردها به انعکاس آنها به مسئولین نظام کفایت شده , اما فشارهای اخیر که بر اهل سنت وارد شده است و احیانا ناشی از ارائه گزارشهای دروغ از مناطق سنی نشین به مرکز کشور می باشد , بیش از هر زمان دیگری موجب پریشانی و دغدغه خاطر اهل سنت شده است تندروهای مذهبی با فشار هایی که به مسئولین , دولت و نظام وارد کرده اند موجب افزایش فشار های نگران کننده ای بر جامعه اهل سنت شده اند که باید با دلسوزی و تدبیر و اندیشه مسئولان عالی نظام راه حل اساسی و جدی برای رفع این نگرانیها اندیشیده شود.
مولانا عبدالحمید در ادامه گفت: دولت در تلاش است مدارس دینی اهل سنت را که مرکز تعلیم و تربیت اهل سنت و متعلق به مذهب هستند در اختیار خود بگیرد , حوزه های علوم دینی خاص هر مذهبی هستند .
در مدارس دینی اهل سنت , طلاب سنی تربیت می شوند و در مدارس دینی اهل تشیع نیز طلاب شیعه به تعلیم می پردازند به همین دلیل هرگاه طلاب شیعه برای تعلیم و آموزش به ما مراجعه کرده اند ما به درخواست آنها پاسخ منفی داده ایم و به آنها گفته ایم از مراجع و آیات عظام قم معرفی نامه بیاورید تا کسی معترض نشود حتی برخی طلاب شیعه ما را به خاطر عدم پذیریش , متهم به تنگ نظری کرده اند اما باز هم ما از پذیرش آنها پرهیز کرده ایم و ما معتقد هستیم به دو اصل باید پایبند باشیم :
1-در حوزهای علیمه اهل سنت علیه حکومت و نظام اجازه هیچ کاری را ندهیم .
2- نمی گذاریم حرکتی در مدارس دینی ما بر خلاف مذهب شیعه انجام گیرد و موجب ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی شود .
ما می خواهیم راه تقریب و وحدت را ادامه دهیم اما برنامه اخیر دولت که می خواهد مدارس اهل سنت زیر سلطه حکومت بروند و برنامه درسی آنها را تغییر بدهند و بخش مذهبی یعنی مدارس و مساجد را دولتی کنند , موجب نگرانی جامعه اهل سنت شده و در میان اهل سنت پذیرش ندارد.
امام جمعه اهل سنت زاهدان با اشاره به تخریب مدرسه دینی عظیم آباد گفت: در گذشته با رها به مقدسات اهل سنت اهانت شده است, اما ما برای حفظ وحدت تحمل و به تذکر اکتفا کرده ایم اما آنچه بیشتر موجب نگرانی ما شده تشدید اهانتها و فشارها در سالهای اخیر است .
حوزه علمیه عظیم آباد زابل دومین حوزه از لحاظ جمعیت طلاب و کیفیت درسی است ومن به جرأت می گویم که هیچ جریان وهابیتی در این مدرسه و در دیگر مدارس ما وجود ندارد , به بهانه های واهی و تهمت های دروغ مدرسه عظیم آباد تخریب شده است ؛ و می گویند اینجا مرکز فساد و وهابیت و ...... بوده است اما خدا می داند حوزه عظیم آباد از بهترین مراکز دینی زابل بوده و هیچ مشکلی برای شیعیان زابل و حاکمیت ایجاد نکرده است و فعالیت این حوزه در محدوده درس و تعلیم و تعلم منحصر بوده و تخریب و دستگیری علمای مخلص و صالح موجب نگرانی بیشتر جامعه شده است.
مولانا عبدالحمید افزودند: مدرسه دینی را تخریب کرده اید چرا تهمت های اضافی به آن می زنید , چرا نمک بر زخم ما می پاشید اگر ما جرمی مرتکب شویم از مقامات قضایی و امنیتی انتظار نداریم که با ما برخورد نکنند اما ما می دانیم که دستگیری های اخیر با توجه به شناختی که ما از افرادمان داریم , سیاسی و برای اعمال فشار بیشتر است این افراد کسانی نیستند که بر خلاف مسیر نظام و ملت ایران و وحدت حرکت کنند و افراد صالح جامعه ما هستند که بازداشت شده اند و متأسفانه خانواده هایشان نیز با آنان تا کنون ملاقات نداشته اند و خبری از وضعیت شان ندارند.
امام جمعه اهل سنت گفت: اهل سنت همانند شیعیان دارای تفکرات و گروههای مختلفی هستند و از مذاهب حفنی , شافعی, مالکی و حنبلی تبعیت می کنند و جریانی به نام وهابیت با تعبیری که امروزه در ایران مطرح شده است اصلا وجود ندارد ما اهل سنت هستیم و وهابی نیستیم چرا به ما تهمت وهابیت می زنید و بعضا مراجع و آیات عظام از این موضوع ابراز نگرانی کرده اند اینها شایعات و تهمتهای نادرستی هستند که از سوی گروههای افراطی از جمله شبکه سلام با هدف ایجاد تفرقه و دو دستگی مطرح می شوند و به بیگانگان وابسته هستند.
مولانا عبدالحمید گفت: هرگاه نظام ما را فرا خوانده است ما لبیک گفته ایم و از مقام معظم رهبری انتظار داریم که ایشان شخصا مسایل اهل سنت را بررسی کنند , ما بارها در مجامع خود اعلام کرده ایم که ایشان رهبر شیعه و سنی می باشند و همه ما از ایشان پیروی می کنیم و نیز بصورت مکتوب و شفاهی مسایل اخیر را به محضر ایشان انعکاس داده ایم و اینک نیز از این تریبون تقاضا داریم که بر اساس حقوق مشروع ما در قانون اساسی که میثاق ملی ماست و همچنین کنوانسیونهای بین المللی و میثاق ملل متحد که جمهوری اسلامی نیز آن را پذیرفته و امضا کرده است , آزادیهای اساسی و مذهبی ما محترم شمرده شوند و از مقام معظم رهبری می خواهیم که برنامه و شرایط جدید را لغو و دستور توقف آن را صادر کنند و اجازه دهند همچون گذشته که راهمان راه وحدت و تقریب بود در آینده نیز با اخوت و برادری در کنار یکدیگر زندگی کنیم.
امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت: در میثاقهای بین المللی نیز دولتها اجازه ندارند در مسائل مذهبی دخالت کنند و همه مذاهب و ادیان در عبادات خود و در تعلیم و تعلم آزادی کامل و مطلق دارند ما نیز با ید بتوانیم در تمام عرصه ها فعالیت و حقوق برابر داشته باشیم ما نیز انسان و بشر هستیم فرزندان ما نیاز به استخدام دارند و این حق ماست , در افغانستان و پاکستان برادران شیعه در سطوح مختلف مدیریتی حتی در حد وزیر نیز حضور دارند و همچنین در کشورهای دیگر اسلامی مشارکت خوبی در حکومتها دارند جمهوری اسلامی ایران با توجه به اینکه بنابر تعبیر مقام معظم رهبری ام القرای جهان اسلام است , باید از تمام کشور ها در زمینه حقوق و توجه به اهل سنت پیشگام تر باشد , مجمع تقریب مذاهب اسلامی در ایران است و مسئولین نظام داعیه وحدت جهان اسلام را دارند و این داعیه نباید در شعار باشد بلکه در عمل نیز باید رعایت شود.
مولانا عبدالحمید گفت: ما شهروند ایرانی هستیم و به ایران علاقه مند و برای ایران , استقلال کشور و اسلام می میریم و از نظام جمهوری اسلامی و تمامیت ارضی و وحدت ملی دفاع می کنیم , نباید از حقوق مساوی و آزادی محروم باشیم ما نه مخالف و نه معارض و نه برانداز هستیم ما هرگز پا بر خط قرمز حکومت و تشییع نگذاشته ایم زیرا واقعا به اخوت و برادری با برادران شیعه پایبند بوده ایم , ما دشمن هیچ قومیت و مذهبی نیستیم و حق آزادی خود را می خواهیم , ما می گوییم آزادی ما را سلب نکنید و حقوق شهروندی ما را طبق قانون به ما بدهید , حقوق قانونی ما را مراعات کنید و ما می خواهیم با حرمت و کرامت زندگی کنیم , زندگی ذلت بار برای ما ناگوار است و هر کس آن را می خواهد ما به او تقدیم می کنیم
مولانا عبدالحمید در ادامه گفت: همه کسانی که حرف ما را گوش می کنند می گوییم در برابر مشکلات خویشتن داری کنند , ما از راههای قانونی و از طریق مجامع بین المللی حقوق خود را پیگیری می کنیم و دشمن می تواند از شرایط موجود و جریان مدرسه زابل سوء استفاده کند چون آب به آسیاب دشمن ریخته می شود و ما تلاش داریم که به دشمن فرصت سوء استفاده را ندهیم و امنیت استان و کشور را رعایت کنیم و معتقدیم که همه ما باید در جهت اصلاح این مسائل همکاری و هماهنگی داشته باشیم.
ایشان در پایان افزود: اگر چنانچه مشکلات پیش آمده حل نشود ما (جامعه اهل سنت) شرکت در انتخابات آتی ریاست جمهوری را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
و در آخر افزودند: انتصاب استاندار جدید را به فال نیک گرفته و موفقیت ایشان را در جبران شکستگی های مدیریت گذشته و حل بحران اخیر منطقه خواستاریم و برای ایشان دعای خیر می کنیم و توفیقات شان را از خداوند متعال مسئلت داریم.
لینک مطلب از وبلاگستان:
چرا پسران کمتر از دختران در دانشگاه قبول میشوند؟
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
چند سالی است که با انتشار نتایج کنکور سراسری معلوم میشود تعداد دختران پذیرفته شده بیش از پسران است. این وضعیت واکنشهای متفاوتی به دنبال داشته است. تصمیمگیران به هراس افتادهشاند و در صدد سهمیهبندی جنسیتی رشتههای دانشگاهی برآمدهاند. تحلیلگران به جستجوی پاسخِ این پرسش پرداختهاند که چرا دختران بیش از پسران وارد دانشگاه میشوند. فعالان حقوق زنان به دنبال دفاع از حق آموزشی دخترانی برآمدهاند که با سهمیه بندی جنسیتی از دست میرود. اما از جهت معکوس هم میشود پرسشی دیگر مطرح کرد؛ پرسشی که در بازار رسانهای کنونی خریداران کمتری دارد: چرا پسران کمتر از دختران در دانشگاه قبول میشوند؟ برای پاسخ به این پرسش شاید بهتر باشد ابتدا صورت مساله را کمی روشنتر کنیم.
افزایش تعداد دختران و کاهش تعداد پسرانی که در آزمونهای ورودی دانشگاهها پذیرفته میشوند، با همدیگر رابطهیِ آماری دارند نه رابطهیِ علّی. رابطهیِ عددی این دو موضوع با هم مثل رابطهیِ مایعات در ظروف مرتبطه است. به این ترتیب که افزایش نسبت دختران مترادف است با کاهش نسبت پسران و بر عکس. بنابراین باید دید این افزایشها و کاهشها، صرف نظر از جنبه آماری، هر یک چه علتهای جداگانهای ممکن است داشته باشند، و آیا این علتها با هم ارتباطی دارند یا نه. در زمینهیِ این علتیابیها هم تا زمانی که پژوهشهای کافی صورت نگرفته، ناچار باید به گمانهزنیهایی متوسل شد که گرچه ممکن است راه را برای پژوهشهای بیشتر باز کند اما در هر حال اعتبارشان موقتی و مستعجل است.
به علاوه آمار متفاوتی که دستکم امسال منتشر شده* نشان میدهد که نسبت قبولی دختران چندان هم بیش از انتظار نیست. یا به عبارت دیگر پسران هم چندان کمتر از انتظار قبول نشدهاند. یعنی نسبت قبولی دختران و پسران بسیار نزدیک است به نسبت ثبت نام هر یک از این دو گروه در کنکور. با این حساب میشود پرسید چه عاملی باعث شده پسران کمتر از دختران برای ورود به دانشگاهها ثبتنام کنند؟ و به این ترتیب پرسش از «علت کاهش نسبت قبولی پسران» (یا افزایش نسبت قبولی دختران) نیز جایش را به این پرسش میدهد که چرا پسران چندان رغبتی از خود برای ورود به دانشگاه نشان نمیدهند؟
گذشته از ملاحظات روششناسانهیِ مقدماتی که پیشتر اشاره کردم، شاید بهتر باشد تا اول نقشه فرهنگی جامعه را در این نواحی دوباره پیش رویمان باز کنیم، یعنی همان نقشهای که در دست ما آدمهای این جامعه هست و ما هم بر اساس مسیرهایی که این نقشه نشان میدهد راهِ کنشها و واکنشهای خود را در پیش میگیریم و تنظیم میکنیم. اگر نگاهی به این نقشه بیندازیم، میتوانیم ببینیم که کاهش تعداد پسرانِ متقاضی آموزش عالی احتمالاً ناشی از دو عامل اساسی است:
اول، کاهش اهمیت «عملی» تحصیلات برای کسب منزلتهای اجتماعی؛ و
دوم، تغییر نقش تحصیلات عالی در بازار کار.
به عبارت سادهتر میبینیم که با افزایشِ ارزشِ نقشِ اجتماعیِ پول، افراد ثروتمند «در عمل» از منزلت اجتماعی بیشتری از گذشته برخوردار شدهاند. در مقایسه میشود دید که مثلاً یک استاد دانشگاه یا معلم، ادیب و نویسندهای فرهیخته یا کسانی که در هر حال از «تحصیلات عالیه» برخوردارند، دیگر از بابت علم و دانش خود از شأن پیشین بهرهمند نیستند. یعنی آن قبیل تحصیلات گویی دیگر چندان هم «عالی» نیست که پیشترها تصور میشد. اینها را بویژه میشود مثلاً در معیارهای مورد توجه خانوادهها برای همسرگزینیِ دید یا در جریان ادایِ احترامات ظاهری در مراسم اجتماعی مثل عزا و عروسی یا به هنگام خرید و مسافرت و دیگر جنبههای زندگی روزمره. گویی آدمهای پولدار در این موارد عملاًً مهمتر از آدمهای اهل فضل و علم به حساب میآیند. تأکیدم بر تعبیر «در عمل» هم به این دلیل است که بسیاری در دل آرزو میکنند کاش تعظیم و تکریمی را که در این موارد نثار آدمی پولدار میکنند، به پای چنان آدمهای اهل فضلی میریختند. اما اهمیت واقعی و عینی پول در مناسبات اجتماعی بلافاصله آنها را از کهکشانِ ارزشهای رویایی به جهان واقعی زندگیشان بازمیگرداند و به یادشان میاندازد که آن فضیلتهای مفروض، در جهان واقعی، به پشیزی نمیارزد. به عبارت دیگر فشار عینی پول مجال حفاظت از این ارزشهای در حال احتضار را از آدم ها سلب میکند. اما در هر حال از آنجا که در جهان اجنماعی هیچ چیز به معنیِ دقیق پایان نمیگیرد و تمام نمیشود، بقایا و بازماندههایِ آن ارزشها هم کماکان در قالب حسرت و افسوسی نوستالژیک از جهان رو به زوال پیشین به حیات کم رمق خود ادامه میدهند. به همین دلیل گاهی علاقه به آن فضیلتها، و در عین حال ناگزیر بودن تکریم ظاهری افراد پولدار، خود را به قالب غیضی پنهان یا خشمی فروخورده یا ناسزایی زیرلب یا پشت سر میریزد.
این روال، حتی خود صاحبان آن فضیلتها را هم که از منطق روبندهیِ پول باخبر شدهاند به صرافت انداخته که مبادا از قافله عقب بیافتند. از همین رو، و به خاطر فشار نیاز به پول در مناسبات اجتماعی، حتی در حوزههای کاری خود هم معیارهای حرفهای را اغلب فدا میکنند، و به منطق بازی آن دیگران تن میدهند. استادی که مثلا سیـچهل ساعت در هفته درس میدهد و چندین پایان نامه هدایت میکند؛ مترجمی که صفحههای زیادی را جا میاندازد؛ آهنگسازی که به پسند دولتمردانِ دولتمند نغمه ساز میکند؛ روزنامهنگاری که به یکی دو روزنامه منتقد و به مجلهای همنوا با قدرت مسلط مطلب میدهد یا بولتن داخلی فلان ارگان را درمیآورد؛ و کارگردانی که با ظاهری مخالفخوان همه چیزهایی را که صاحبان قدرت و مکنت میخواهند به زبان طنز یا درام به خورد ملت میدهد، همه و همه، دارند از قواعد همین منطق کوبنده و روبندهیِ پول پیروی می کنند.
از طرف دیگر توجه داشته باشید که با توجه به تغییراتی که در ساختار بازار کار پدید آمده است، بویژه رشد مشاغل خدماتی، موفقیت اجتماعی از طریق شغل دیگر صرفاً و یا عمدتاً نیازی به تحصیلات عالیه ندارد. به صورتی که از یک «زیر پله» در بازار یا یک راستهیِ تجاری کارها برمیآید که چندین و چند مدرک دانشگاهی هم که روی هم تلنبار شوند (البته به غیر از آکسفوردیش) به گردش نمیرسند. به بیان دیگر آموزش عالی دیگر نه بهترین راه کسب مشاغل مناسب و پولساز است نه کم درد سرترینش.
حالا فرض کنید که من یا شما یکی از خیل پسران جوان این جامعه باشیم و همین نقشه را هم در اختیار داشته باشیم. یعنی از یک طرف متوجه شویم که خداوندگار واقعی که همه به پایش سجده میکنند، و در عمل از هر مشکلی گرهگشایی میکند، پول است و از طرف دیگر تنها راه یا بهترین راه به دست آوردن پول هم دانشگاه نیست. آن وقت فکر میکنید با این انتظارات اجتماعی فراوانی که از جنس «مرد» برای اثبات موفقیت و مردانگیش وجود دارد، باز هم به سراغ دانشگاه خواهیم رفت؟
* متاسفانه نتوانستم به آمار دقیقی دسترسی پیدا کنم و ناچار به آمار مقامات رسمی در قالب اخبار منتشر شده اکتفا کردم.
طهماست مظاهری که با حمایت مقامات عالی کشور بر امور خزانه و پولی کشور نظارت و سعی داشت جلوی سیاستهای غیر منطقی پولی و مالی دولت نهم را بگیرد، کنار رفت.
خدا به همه رحم کند ... آمین
لینک خبر:
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
عضو دیگری از کابینه رفت. این عضو نیز از اعضای غیر خودی در دولت نهم بود. وزیر اقتصاد دوران خاتمی بود که ابتدا قائم مقامی وزارت اقتصاد دولت نهم را پذیرفت و بعد به بانک مرکزی رفت.
در دوران خاتمی نیز رویه ی مستقل از دولت در پیش گرفته بود ولی سیاستهای اقتصادی موفق وی مورد قبول واقع و اجرا شد.
ظاهرا مقامات ارشد کشور به وی اعتماد زیادی داشتند و رفتن وی از دولت خاتمی موجب تیرگی بیشتر روابط دولت اصلاحات با مقامات عالی شد.
رفتن مظاهری از بانک مرکزی چه عزل از سوی رئیس جمهور باشد و چه استعفا٬ شرایط را برای دولت نهم دشوار تر میکند.
پیش از این احمدی نژاد بارها برای تغییر وی فشار آورده بود ولی کاری از پیش نبرده بود ولی ظاهرا اوضاع اقتصادی و سیاسی و اجتماعی به گونه ای است که مظاهری نیز باید برود.
همکاری وی با دولت نهم بیشتر نقش ترمز داشت تا فرمان.
بی تدبیری آزار دهنده ای در رده های مختلف مدیریت کشور دیده میشود، ولی در جهان پرمخاطره ی امروز، رقبا و دشمنان ما از هوش و استعداد اندک خود، حداکثر استفاده را علیه منافع ملی و مردم و کشور ایران می برند و حماقت است اگر تصور کنیم آنها منافع گروهی و ملی خود را بر منافع ملت ما ترجیح نمیدهند.
زیر سوال بردن آنچه داریم، بزرگترین وجه مشترک همه ی رقبای ریز و درشت ماست. از آگاه و ناآگاه. از خارجی و خارجی تر. از عرب و آمریکایی و اروپایی و حتی ایرانی!
بعضی هاشان سابقه و میراث تاریخی ایران و حقوق معنوی ایران را بر شخصیتهای فرهنگی و علمی ایرانی چون مولوی و رودکی و فردوسی یا بر خلیج فارس و چون آن زیر سوال می برند
بعضی مالکیت بر جزایر سه گانه و اگر بشود مالکیت ایرانی بر استانهای خوزستان و سیستان و بلوچستان و کردستان و آذربایجان را جای تامل میدانند
بعضی حماسه دفاع مقدس در برابر مهاجمان را بی ارزش میدانند. در حالیکه در تمامی جنگهای دویست ساله گذشته بخشی از سرزمین مان را از دست داده ایم جز همین جنگی که طولانی ترین جنگ های منطقه ای معاصر بود و قدرتهای مخالف ایران کمک های بسیاری به عراق کردند
بعضی مردم سالاری شکوهمند انقلاب اسلامی را زیر سوال می برند(نقش متحدان داخلی و مقتدر شان قابل تقدیر است!)
بعضی امید را ...
. . .... .. . .... . .. . . . . ... . .. . .. . ...... .
اما تا دلتان بخواهد از نقاط ضعفمان یاد میکنند:
از بی تدبیری هایمان که واقعیتی است و البته آنها بزرگنمایی میکنند
از تشدید اختلافات داخلی مان
از بیماری های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی مان مانند تورم / اعتیاد / جرم و جنایت /
از مشکلات سیاسی داخلی و خارجی مان
تا امید را از ما بگیرند
واقعیت این است: بخش مهمی از آنچه داریم سزاوار افتخار است و بخشی نیز چون بی تدبیری یا خطاهای گذشته مان جای تاسف و شرمساری و خدا را شکر جای جبران دارد.
تشخیص بین این دو و هدف های رقبا و دشمنان مان نیاز به آگاهی و بصیرت دارد.
هدف اصلی مخالفان ایران چیست؟ زیر سوال بردن آنچه داریم برای تحمیل سلطه ی بی مقداران.

آقای احمدی نژاد رئیس جمهور و دولت وی، دولت نهم ماست. با همه ی ضعفها و خطاهایش دولت ماست. بر کشور و مردم ایران حکومت میکند. بر سرنوشت و آینده ی ما موثر است.
اگر او رئیس جمهور است به دلیل رفتار و شخصیت ماست. به دلیل خطاهای اصلاح طلبان و اشتباهات بخشی از اصولگرایان و تحریم گروهی و بی تفاوتی بسیاری است که احمدی نژاد و تیم وی به چنین موقعیت تاثیرگذاری رسیده اند.
تغییر در این شرایط با تغییر در ما اتفاق می افتد. هر کس به سهم خود. رهبران اصلاحات چون خاتمی و کروبی وظیفه ای دارند و ما وظیفه ای در سطح خود. همه باید تلاش کنم تا به عقلانیت و کمال نزدیک شویم و از بی تدبیری دور شویم تا جامعه و حکومت به عقلانیت و کمال نزدیک و از بی تدبیری دور شوند.
لینک خبر:
آمارهای رئیس جمهور باعث تعجب همه شده است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
دبیر کل حزب اعتماد ملی گفت: گزارش رئیس جمهور در دیدار کارگزاران نظام با رهبری به گونهای بود که انگار جامعه ما یک بهشت برین است.
به گزارش خبر نگار "ایلنا"، مهدی کروبی که شب گذشته در سی و دومین نشست عمومی مجمع نمایندگان ادوار مجلس سخن میگفت، در واکنش به سخنان یکی از سخنرانان مراسم که در سخنرانی خود تورم و گرانی را از دستاوردهای اصولگرایان خوانده بود، گفت: اینکه همه مشکلات را به اصولگرایان نسبت بدهیم مانند این است که همه مشکلات در سالهای قبل از دولت نهم را به اصلاحطلبان نسبت بدهیم.
وی افزود: بسیاری از شما که در اینجا حضور دارید، اصولگرا هستید و باید در نظر داشته باشید که گروهی که هم اکنون مسؤولیت دارد، عامل تورم و گرانی هستند نه کل اصوگرایان.
دبیر کل حزب اعتماد ملی با تاکید بر وحدت اصلاح طلبان اظهار داشت: من بارها گفتهام که چهرههای اصلاحطلب باید بیایند و دور هم بنشینند و به آسیبشناسی عملکرد خود بپردازند و نباید اقدام به تحریک دیگران کرد.
کروبی در ادامه با انتقاد از گزارش رئیس جمهور در دیدار کارگزاران نظام با رهبر انقلاب گفت: گزارش رئیس جمهور به نحوی بود که انگار جامعه ما یک بهشت برین است، همه ما در آن جلسه مبهوت شدیم و گفتیم جلالخالق از این زندگی خوب و حتی آیتالله مقتدایی بعد از جلسه به من گفت واقعا جامعه ما این طور است که ما خبر نداریم و در مجموع در آن جلسه چیزهای عجیب و غریب و البته شنیدنی مطرح شد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به عملکرد نخبگان و روحانیت در جامعه اظهار داشت: مردم ما نمیدانند از دست آخوندها و نخبگان دانشگاه چه کار کنند و زمانی که این دو قشر را به مسند میآورند، اینها نسبت به قبل از قرار گرفتن در مسند طور دیگری حرف میزنند.
لینک خبر:
انتقاد بی سابقه روحانی از احمدی نژاد:
«مگر دیگران چه کردند! چرا باید عربستان سعودی در این تزاید قیمت نفت امروزه 870 میلیارددلار ذخیره ارزی داشته باشد و چرا کویت 350 میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد در حالیکه وضعیت ذخایر ارزی ما اینگونه است».
وی افزود: «ظاهرا عدهای مکلفند هر ماه به سراغ حساب ذخیره ارزی بروند و هرچه در آن است را جارو کنند. اینان مسئول جاروزدن حساب ذخیره ارزی شدهاند».
دکتر روحانی با طرح این سوال که در مدت سه سال گذشته چه اقدام مثبتی برای استفاده از درآمد سرشار نفت در کشور انجام شده است؟ تصریح کرد: «در این مدت به جز خرید پرتقال، سیب و انگور و موز از خارج و واردات آن به داخل چه پروژه بزرگ و چه کار سرنوشتسازی انجام شد»؟
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
حجتالاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی تاکید کرد: «دولت نهم در سه سال گذشته نتوانست بهخوبی از فرصتهای طلایی که برای نظام و کشور در شرایط خاصی ایجاد شده بود استفاده کند».
به گزارش پایگاه اینترنتی مرکز تحقیقات استراتژیک، نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت ملی شامگاه دوشنبه، در دیدار با جمعی از اعضای حزب اعتدال و توسعه، با اشاره به سه فرصت طلایی پیش آمده برای کشور در سه سال فعالیت دولت نهم گفت: «این سوال مطرح است که آیا در این سه سال از فرصتهای مناسب پیش آمده برای کشور استفاده درستی کردیم یا نه»؟
وی افزود: «در این سه سال فرصتهایی برای نظام ایجاد شد که تقریبا بیسابقه یا کمسابقه بود. در سه سال گذشت قیمت نفت به مرزی رسید که شاید برخی حتی تصور آن را نیز نمیکردند».
دکتر روحانی با یادآوری اینکه در سال 83 در یک مصاحبه مطبوعاتی در جمع خبرنگاران و سفرای کشورهای غربی در ایران، رسیدن قیمت نفت به 100 دلار را پیشبینی و اعلام کرده بود، خاطرنشان کرد: «در آن زمان دیپلماتهای خارجی از این موضوع اظهار تعجب کردند و آن را باور نداشتند با این حال نفت با قیمت بیش از 130 دلار نیز فروخته شد. آیا این فرصت برای ما استثنایی نبود؟ درآمد عظیم نفت برای ایران استثنایی نبود؟ این درآمد به چه مصرفی رسید و به کجا رفت؟»
وی با بیان اینکه پیش از این دولتها آرزو داشتند که نفت ایران به 20 دلار برسد، گفت: «در اواخر عمر دولت صدام که نفت در مقطع کوتاهی به 25 دلاررسیده بود، دولتمردان میگفتند که اگر همین قیمت ثابت بماند همه اهداف تحقق پیدا میکند».
رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: «برخی میگویند که عملکرد دولت باید با برنامه مقایسه شود این در حالی است که برنامه بر مبنای نفت 20 دلاری تنظیم شده نه نفت 120 دلاری. علیرغم این باز هم وقتی عملکرد دولت را با برنامه مقایسه میکنیم میبینیم که تا چه اندازه برنامه عقب است».
عضو مجلس خبرگان رهبری با تاکید بر اینکه افزایش قیمت نفت یک فرصت طلایی برای ما بود، گفت: «مگر دیگران چه کردند! چرا باید عربستان سعودی در این تزاید قیمت نفت امروزه 870 میلیارددلار ذخیره ارزی داشته باشد و چرا کویت 350 میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد در حالیکه وضعیت ذخایر ارزی ما اینگونه است».
وی افزود: «ظاهرا عدهای مکلفند هر ماه به سراغ حساب ذخیره ارزی بروند و هرچه در آن است را جارو کنند. اینان مسئول جاروزدن حساب ذخیره ارزی شدهاند».
دکتر روحانی با طرح این سوال که در مدت سه سال گذشته چه اقدام مثبتی برای استفاده از درآمد سرشار نفت در کشور انجام شده است؟ تصریح کرد: «در این مدت به جز خرید پرتقال، سیب و انگور و موز از خارج و واردات آن به داخل چه پروژه بزرگ و چه کار سرنوشتسازی انجام شد»؟
او ادامه داد: «بنابراین ما در این مدت یک فرصت طلایی بزرگ و باورنکردنی، یعنی فرصت نفت 120 دلاری را به سادگی از دست دادیم».
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به دومین فرصت استثنائی برای کشور، یعنی انقلاب اقتصادی با ابلاغ سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی و تصویب قانون اجرایی آن در مجلس تاکید کرد: «براساس ابلاغیه سیاستهای این اصل قرار بود یک انقلاب اقتصادی با تبدیل اقتصاد دولتی به اقتصاد مردمی و خصوصی صورت گیرد و تحول عظیمی در اقتصاد رخ دهد. اما اکنون کدام تحول عظیم در اقتصاد رخ داده است و چه بر سر ابلاغیه اصل 44 که از سوی نخبگان کشور تهیه و توسط مجمع تشخیص تصویب و به تایید مقام معظم رهبری رسیده، آمد»؟
دکتر روحانی اظهار داشت: «اقتصاد دولتی را به اقتصاد شبه دولتی تبدیل کردیم در حالی که قرار بود به مردم واگذار شود. آیا تبدیل اقتصاد به اقتصاد شبه دولتی و تبدیل دوباره آن به اقتصاد دولتی دور باطل نیست؟ آیا دولت در مدت مسئولیت خود از فرصت طلایی اصل 44 استفاده کرده است»؟
وی با اشاره به سخنرانی مهم رهبر معظم انقلاب در جمع کارگزاران نظام در این ارتباط گفت: «آیا نمیتوانستیم اصل 44 را با دقت بیشتر و بهتری اجرا کنیم تا این دوری که دور باطل است، صورت نگیرد و به نقطه شروع باز نگردد. آیا از فرصت ایجاد شده ابلاغیه اصل 44 و تلاشهایی که برای آن صورت گرفته بود استفاده شد؟ این دومین فرصت طلایی بود که در سه سال گذشته از دست کشور رفت».
نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیتملی درباره سومین فرصت طلایی از دست رفته کشور گفت: «دشمن در این سه سال بیش از هر زمان دیگری گرفتار شده است. از ابتدای انقلاب که اواخر دوران ریاست جمهوری کارتر بود تا ریگان، بوش پدر، کلینتون و بوش پسر، هیچگاه آمریکا تا این حد گرفتار نبوده است. فشارهای داخلی، فشارهای خارجی، کشته شدن نظامیان در عراق و افغانستان، گرفتاری در لبنان و فلسطین و مشکلات داخلی در دو -سه سال گذشته باعث شده است تا دشمن سخت گرفتار شود».
او در ادامه افزود: «ما میتوانستیم از فرصت طلایی ضعف دشمن در صحنه بینالمللی و منطقه استفاده کنیم؛ اما چه استفادهای شد؟ به جای تثبیت منافع ملی و تحکیم امنیت ملی به جلسهای رفتیم با تابلو «خلیج دول عربیة» و سپس مثل همیشه قطعنامه علیه جزایر سهگانه ایرانی دریافت کردیم».
عضو جامعه روحانیت مبارز، با طرح دوباره این سوال که در این سه سال چه بهرهای از فرصت ضعف دشمن نصیب ایران شد، خاطرنشان کرد: «وضعیت بانکی و مالی ایران امروز چگونه است؟ اعتبارات اسنادی با چه شرایطی و با پرداخت چند درصد سود گشایش میشود»؟
وی ادامه داد: «واردات مواد مورد استفاده در کارخانجات ما با ایجاد واسطههای خارجی، 20 تا 30 درصد گرانتر تمام میشود این هزینههایی است که به دلیل اتخاذ سیاستهای نادرست از جیب مردم پرداخت میشود».
روحانی تصریح کرد: «آیا ما نمیتوانستیم از فرصتهای طلایی به نفع عزت مردم ایران استفاده کنیم؟ آیا اکنون ایرانیان در خارج از کشور، حتی در کشورهای اطراف احساس عزت میکنند و با آنها رفتار شایسته میشود»؟
عضو مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: «آیا وضع اقتصادی مردم بهتر شدهاست؟ چرا جیب مردم خالی و عزت آنان به حراج گذاشته شد؟ به چه دلیل؟ آیا دربرابر همه این مشکلات کار بزرگی انجام شده است»؟
رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک گفت: «سخنان و شعارهای محاسبه نشده و بدون مطالعه و دقت برای ملت و کشور هزینه فراوانی داشته است».
روحانی با انتقاد از برخورد دولت با نهادهای کارشناسی و تحقیقاتی کشور نیز گفت: «دولت در این سه سال فاتحه کار کارشناسی را در این کشور خوانده و ظاهراً دیگر نیازی به کارشناس وجود ندارد»!
وی ادامه داد: «مهر باطل شد بر هر نهادی که مجموعهای از کارشناسان در آن فعالیت میکردند، زدند، نفس راحتی کشیدند و گفتند که مشکل کشور همین بود! سازمان مدیریت و برنامهریزی و شورای پول اعتبار و بسیاری از شوراها بر همین اساس منحل شد».
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: «تزریق نقدینگی بیحساب، امروز اقتصاد ما را به کجا میبرد و آمار به ما چه میگوید؟ آیا فاصله دهکهای پایین و بالا در این مدت کاهش یافته یا بیشتر شده است»؟
روحانی خاطرنشان کرد: «براساس آمار دولتی، که در مورد دقت آن نیز تردید جدی وجود دارد تورم به 23 درصد رسیده است».
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه مردم میزان حقیقی تورم را از وضعیت دخل و خرج خود، بهخوبی درک میکنند گفت: «با این حال فرض کنیم که آمار دولت در مورد تورم دقیق است و بیش از 20 درصد است اما مگر شعار انتخابات این نبود که دولت تورم را تک رقمی میکند»؟
وی همچنین به وضعیت اشتغال در کشور اشاره کرد و افزود: «متاسفانه اکنون وضع اشتغال در کشور به شدت تاثر برانگیز است. با مشاهده وضعیت اشتغال در استانهای مختلف کشور این سوال مطرح میشود که آمار دولتی مربوط به تک رقمی شدن بیکاری در کجا معنا پیدا میکند؟»
روحانی با بیان اینکه اخیرا فرصت طلایی دیگری نیز برای کشور ایجاد شده است، گفت: «این فرصت فاصله و چالشی است که میان روسها و غربیها ایجاد شده که امیدواریم دولت بتواند از آن بهره لازم را ببرد و حداقل آنان از کارت ایران برای توافق استفاده نکنند».
رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: «این شرایط میتواند برای ما مطلوب باشد چرا که روسها و چینیها از غرب فاصله گرفتهاند و فضای تنفسی مناسبتری بهوجود آمده است. مباحث مربوط به سپر دفاع موشکی و سایراختلافات موجود میتواند برای ایران فرصت باشد اما آیا ما از این فرصتها استفاده کرده و یا خواهیم کرد»؟
دکتر روحانی خاطرنشان کرد: «با توجه به این شرایط، بحث امروز کشور این است که آیا امکان آمدن دولتی که بتواند از فرصتها بهتر استفاده کند وجود دارد؟ آیا امکان به صحنه آمدن مدیرانی که بتوانند با هزینه کمتر ما را به اهدافملی برسانند و برای دستیابی به اهداف راه را کوتاهتر کنند، وجود دارد؟ در صورت امکان، بار مسئولیت سنگین و مهمی بر دوش همه ما خواهد بود».
وی با بیان اینکه مسائل و نگرانیهایی در خصوص انتخابات مطرح میشود که باید آنها را کنار گذاشت و به انتخاب اصلح توجه کرد، گفت: «با وجود آنکه نمیتوان این مباحث را کاملاً بیاساس دانست اما به اعتقاد من باید آن را برای دستیابی به هدف نهایی کنار گذاشت».
روحانی به نمونههایی از این نگرانیها اشاره کرد و گفت: «برخی مساله آزاد بودن انتخابات خرداد 88 را مطرح میکنند و میگویند آیا این انتخابات کاملا آزاد برگزار خواهد شد و شرایطی همچون حمایت دولت، حمایت ارکان قدرت و حمایت رسانه ملی برای همه در آن برابر خواهد بود؟»
وی ادامه داد: «این نگرانیها نباید ما را از ورود به صحنه دلسرد کند بلکه این مسائل، بار بر دوش ما را سنگینتر و لزوم برداشتن گامهای جدی و تلاش بیشتری را برای رفع آنها میطلبد».
عضو مجلس خبرگان رهبری، با تاکید بر اینکه مبنای ما باید برگزاری انتخابات آزاد باشد، گفت: «ما نمیتوانیم تنها به دلیل طرح بحث آزاد نبودن انتخابات پیشرو، خود را از صحنه دور کنیم بلکه اگر مشکلی احساس میشود باید در جهت رفع آن تلاش شود».
او به نکته دیگری اشاره کرد و افزود: «برخی در خصوص انتخابات این مساله را عنوان میکنند که آیا اساساً نظام آمادگی انتقال و یا گردش قدرت را دارد و یا پشت پرده تصمیم گرفته شده که فعلاً این قدرت در گردش نباشد»؟
به گفته روحانی باید این بحث نیز کنار گذاشته و به این مبنا که تصمیم گیرنده اصلی مردم هستند و گردش قدرت به دست آنان خواهد بود، توجه شود.
وی در عین حال با بیان اینکه گاهی گردش قدرت بر زمین صاف و گاهی بر زمین سنگلاخ صورت میگیرد، تاکید کرد: «گردش قدرت در زمین سنگلاخ به طور طبیعی به تلاش و جدیت بیشتری نیاز دارد. بنابراین ما نباید در این زمینه دچار تردید، نگرانی و ناامیدی شویم چرا که این ناامیدیها تنها رقیب را بیدردسر به پیروزی میرساند».
دکتر روحانی همچنین به موضوع پرداخت هزینه سیاسی برای حضور در انتخابات اشاره کرد و گفت: «برخی میگویند هزینه حضور آنچنان زیاد است که نمیتوان در انتخابات فعال بود و همه را از تخریب میترسانند. اما اینگونه مشکلات نیز نباید ما را مایوس کند. بلکه این هزینهها باید به خاطر خدا، آینده کشور و مردم پرداخت شود».
وی خاطرنشان کرد: «سوال دیگری که برای برخی پیش میآید این است که آیا انتخابات سالم برگزار میشود یا خیر؟ در این ارتباط نیز نباید بگذاریم که تردیدها بر ما غالب شود بلکه باید برای حل مشکلات و تردیدها راهحل پیدا کنیم و در این راه تلاش بیشتری داشته باشیم».
این عضو جامعه روحانیت مبارز، با تاکید بر اینکه یاس و ناامیدی بزرگترین بلا در صحنه سیاسی است، گفت: «اگر مردم در انتخابات به صورت پرشور حضور یابند و آرای گسترده آنان در صحنه باشد هیچ قدرتی نمیتواند سلامت انتخاباتی را به خطر اندازد. بنابراین ما باید بر صندوق آرا نظارت و به آن اعتماد کنیم و با تلاش بیشتر در صحنه حضور یابیم».
روحانی به وظیفه سنگین احزاب و گروهها در انتخابات اشاره کرد و افزود: «اگر انتخابات بهتر را مصلحتملی میدانیم باید سختی آن را نیز تحمل کنیم. مسیر انتخابات 22 خراد 88 ناهموار و پرپیچ و خم است. اگر با این اراده در صحنه حضور یابیم خداوند نیز در راه انتخاب اصلح ما را یاری خواهد کرد».
نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت ملی همچنین با اشاره به سخنان حضرت علی(ع) در مورد حق و حقیقت گفت: «اگر مسیری را حق تشخیص دادیم از اینکه مورد ملامت قرار بگیریم نباید هراسی به خود راه داده و از مسیر حق کنار کنار رویم. بلکه باید با صبر و بردباری بیشتر ناملایمات را به جان خریده و در راه حقیقت گام برداریم. اگر خالصانه تلاش کنیم در این صورت شکست یا پیروزی در دست خداوند است».
روحانی همچنین در بخش دیگری از سخنانش ضمن تبریک فرارسیدن ماه رمضان گفت: «رمضان ماه از خود جدا شدن و به جمع پیوستن است همه دعاها نیز در این ماه در مورد جامعه و از خود فاصله گرفتن و به جمع پیوستن است».
وی با اشاره به اهمیت وضع معیشت مردم در آموزههای اسلامی ادامه داد: «در یکی از دعاهای روزانه این ماه، که معمولاً بعد از نمازها میخوانیم؛ هفت بار به طور مستقیم و چند بار به طور غیرمستقیم از مشکل فقر یاد شده است و این گویای توجه اسلام به وضعیت معیشت، اقتصاد و زندگی مردم است».
رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک، همچنین با بیان اینکه این ماه ماه تقدیر است، تاکید کرد: «ماه رمضان ماهی است که خداوند و خودمان برای خود تقدیر میکنیم و دعای شب قدر برای آموزش به این معنا است که بخشی از تقدیر خود به دست خودمان است. در این ماه باید به فکر سرنوشت خود و ساختن تقدیر مقدر خود باشیم».
وی تصریح کرد: «ما در جامعهای زندگی میکنیم و نمیتوانیم مسائل کشور را از یاد ببریم. نمیتوانیم در حالی که پیشرفت دیگر کشورها را میبینیم به فکر کشور نباشیم».
روحانی گفت: «اکنون مساله این نیست که دولت نهم خوب عملکرد یا خیر، بلکه مساله این است که آیا با توجه به آنچه که کشور دارد، میتوانیم وضعیت بهتری داشته باشیم؟ با توجه به وضع موجود اکنون سخن این است که آیا در آینده میتوانیم دولت و مدیران کارآمدتری را انتخاب کنیم»؟
وی ادامه داد: «در شرایط فعلی این وظیفه ملی ما است که فردی را انتخاب کنیم که تجربه، دانش، تدبیر و توان تلاش بیشتری را داشته باشد. وظیفه ما حفظ کارآمدی این نظام است. بقای این انقلاب در گرو و مشروط به ایثار و فداکاری تمام مردم خواهد بود».
امام جمعه شمیرانات:
بیثباتی در مدیریت اجرایی وعدههای رئیسجمهور را محقق نمیکند
به نظر من نقطه ضعف شورای نگهبان بیشتر در تایید صلاحیتها است تا رد صلاحیتها، که این عدم دقت شورای نگهبان را میرساند و مصداق این عدم دقت شورا، مشکلات جامعه بعد از پیروزی انقلاب در حوزه مدیریت کشور بوده است.
لینک مطلب کامل از خبرگزاری کار ایلنا
وقتی بر اساس چندین سال فعالیت و سرمایه گذاری تخصصی و مدیریتی، به خودکفایی در تولید گندم رسیدیم، این موفقیت را بعضی تنها به نام دولت نهم اعلام کردند. در حالیکه خدمتی چند ساله بود. امروز واردات چند میلیون تن گندم را به حساب کدام دولت باید نوشت؟
شکر کنیم بر آنچه داریم و تلاش کنیم از بی تدبیری ها دوری کنیم.
لینک از وبلاگستان:
چندی پیش در جلسه ای با آقای بهزاد فراهانی، هنرمند نامی کشورمان هم صحبت شدم. باهم در رادیو همکار بودیم وهمیشه خیلی به من ابراز لطف می کرد. آنجا خبر داد که گلشیفته، دخترهنرمندش، بعد از فیلمی که در هالیوود در کنار لئوناردودی کاپریو بازیگر یکی از مشهور ترین و پر بیننده ترین فیلمهای سینمای جهان- تایتانیک- در هالیوود در فیلمی با کارگردانی رایدلی اسکات بازی کرده، قرار است کار دیگری هم انجام دهد.خبر خوبی بود آن روز بهزاد کمی نگران بود و نمی دانست که در ایران چه برخوردی با این مسئله خواهند داشت. من گفتم در همه ی دنیا حکومت ها هزینه می کنند تا هموطنانشان جزء چهره های جهانی شوند. اگر یک هنرمند جوان ایرانی که در داخل کار می کند وفیلم هایش در سینماهای ایرانی روی اکران میرود، بتواند در کنار چهره های جهانی سینما بازی کند که برای آن کشور افتخار آفرین وغرور انگیز است. مردم و هنردوستان وعلاقمندان به ایران هم طبعا از این که هموطن هنرمندشان در این جایگاه قرار گرفته احساس خوب و مغرورانه ای پیدا می کنند. وظیفه ی هر حکومتی هم این است که زمینه وجایگاه این ارزش های بین المللی را برای مردمشان فراهم کنند. اما با اعلام ممنوع الخروج شدن خانم فراهانی احساس کردم که چه نگرانی به جایی داشت بهزاد فراهانی. این حرف غیر حقوقی است که هنرمندان که مثل دیگران باید از حقوق مدنی برخوردار باشند، برای بازی در فیلمی در خارج کشورباید از ارشاد اجازه بگیرند. اهانت مستقیم به انسان بودن و آزاد بودن بهره مند بودن آنها و حقوق اجتماعی آنان است. غیر از مباحث عام کرامت انسان و حقوق مدنی و شرعی انسانها، قانون اساسی خودمان هم اجازه نمی دهد که این حقوق انسانی را از افراد سلب نمایند ودولت و وزارت ارشاد این قیمومیت را که براطفال هم روا نمی دارند،بر هنرمندان روا دارند. این کار و یا بخشنامه ای که چندی پیش برای هنرمندان صادر کردند که نباید حضور تبلیغاتی داشته باشند و یا دستور العمل های دولتی برای نحوه ی ریش و مو بازیگران و مواردی از این گونه، خلاف روح قانون اساسی و قوانین انسانی است. دولت و حاکمیت امکانات عمومی هنر کشور را دراختیار دارد که باعث رشد وتشویق هنر شود نه آن که باعث رنجش و دلخوری و یاس هنرمندان گردد. این کارها اگر چه خلاف قانون و اخلاق و حقوق انسانی هنرمندان است و نباید بکنند اما گویا می کنند و می شود!. امیدوارم که هنر ایرانی با هنرمندان پر استعدادی که دارد، جایگاه خودش را به دست آورد وبی آن که چشمه های جوشان هنر در وجودشان خشک شود از این مرحله گذر کنند..
جریانات و قدرتهای سیاسی مختلف بصورت مستمر برای تسلط بر افکار عمومی در سطوح مختلف در تلاشند. در این میان قدرتها از سرمایه و کنترل بهره مندند و در مقابل قدرتهای آلترناتیو از گرایش ذاتی مخالفت در افکار عمومی.
===
تیتر صفحه اول روزنامه اعتماد:
احمدی نژاد:
بیش از دولت قبل برق تولید کردیم
هدف روزنامه اصلاح طلب اعتماد در واقع در مقابل افکار عمومی قرار دادن آقای احمدی نژاد است که به این نتیجه نیز میرسند.
کمتر کسی است که با مشاهده قطع برق های مستمر، تورم و مشکلات دیگر موجود، حرف آقای احمدی نژاد را باور کند ولی واقعیت این است که آقای احمدی نژاد درست میگوید.
برق هر سال بیش از سال قبل تولید شده است ولی این موضوع کمکی به رضایت مردم نمیکند. چون مردم بی برقی را با گوشت و پوست لمس میکنند و حرف احمدی نژاد را با گوش میشنوند.
مشکل برق این است که نرخ رشد تولید آن کاهش یافته است و نه نرخ تولید آن. تکنیک بازی کردن بین این دو مفهوم گرچه مهارت است ولی در شرایط فعلی تاثیر منفی مضاعف دارد.
گروه انرژی – بررسی مراکز مطالعات معتبر جهان نشان میدهد که زیان ناشی از خاموشی برای صنایع بین 50 تا 100 برابر قیمت برق است که این رقم در ایران حدود 100 است.
مسعود حجت، مدیرعامل شرکت مدیریت شبکه برق کشور با بیان این مطلب گفت: ما برق را به طور متوسط با قیمت 15 تومان میفروشیم و در صورتی که زیان وارده از قطعی برق را 100 برابر قیمت برق محاسبه کنیم، به ازای هر کیلو وات ساعت خاموشی بین 1500 تا 2200 تومان به صنعت کشور زیان وارد میشود.وی در گفتوگو با موج افزود: در تهران گفته بودیم که 24درصد خاموشی خواهیم داشت که این رقم تاکنون 17درصد بوده یا در زنجان رقم 8/3درصدی را اعلام کرده بودیم ولی 7/2درصد خاموشی داشتهایم.وی افزود: این ارقام نشان میدهد در زمان کمبود، خاموشی داشتهایم. البته در بعضی از شهرهای قسمت جنوبی کشور قطعیها بیشتر از میزان اعلام شده بود.
حجت در پاسخ به این سوال که آیا برنامهای برای افزایش قیمت برق دارید، گفت: این کار بستگی به نظر مجلس دارد. در حال حاضر قیمت تمام شده برق بدون احتساب قیمت سوخت بیش از 40 تومان است که برای تعیین قیمت باید به قیمتی که به ما سوخت میدهند، توجه کرد.
لینک مطلب از سایت خبری تابناک:
بانک مرکزی با انتشار آمار تولید برق کشور، از کاهش فزاینده رشد تولید برق در کشور در دوران دولت نهم خبر داد.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، بنا بر آمار رسمی بانک مرکزی، رشد تولید برق کشور که در سال 1383 (سال پایانی دولت قبل) 9 / 8 درصد بوده است، در سال 1384 به 1 / 8 درصد و در سال 1385 به 4 / 7 درصد کاهش یافته و این روند منفی در سال 1386 به تنها 9 / 6 درصد رشد تولید رسیده است.
بنا بر این گزارش، بیش از 85 درصد برق کشور در سال 1386 توسط نیروگاههای بخاری و گازی تأمین شده است که علت اصلی کمبود برق در سال جاری نیز ناشی از کاهش شدید رشد تولید در این بخشهاست؛ چراکه رشد تولید نیروگاههای بخاری از 8 / 3 درصد در سال 1383 به تنها 5 / 2 درصد در سال 1386 رسیده است و رشد تولید برق نیروگاههای گازی و سیکل ترکیبی نیز از 5 / 20 درصد در سال 1383 به 5 / 13 درصد در سال 1386 کاهش یافته است.
در خبرها آمده است:
کشورهای عضو اتحادیه اروپا تحریم های تجاری و مالی جدیدی را علیه ایران به اجرا گذاشته اند.
روز جمعه، 8 اوت (18 مرداد)، نمایندگان بیست و هفت کشور عضو اتحادیه اروپا رسما وضع یک رشته محدودیت های جدید مالی و تجاری علیه ایران را تصویب کردند تا به این وسیله جمهوری اسلامی را برای عمل به قطعنامه های شورای امنیت در مورد تغییر سیاست هسته ای این کشور به خصوص تعلیق غنی سازی اورانیوم تحت فشار قرار دهند.اتحادیه اروپا پیشتر تحریم های مندرج در قطعنامه مصوب ماه مارس شورای امنیت را به اجرا گذاشته و تصمیم روز جمعه شامل تحریم هایی افزون بر موارد پیش بینی شده در این قطعنامه است.
تحریم های اضافی شامل دستور به نهادهای مالی کشورهای عضو اتحادیه برای "احتیاط" در قبول تعهدات جدید در زمینه حمایت مالی از مبادلات تجاری با ایران از جمله در زمینه اعطای اعتبار، ضمانت و بیمه صادراتی به ایران است.
======================
تغییرات سیاسی بوجود آمده در مناسبات خارجی ایران طی سه سال اخیر منجر به افزایش قابل ملاحظه نقش روسها و آمریکایی ها در روابط خارجی ایران٬ نسبت به اروپایی ها شده است. اتحادیه اروپا مدتهاست فراتر از مصوبات شورای امنیت سازمان ملل بر ضد ایران عمل میکنند.
وزیر محترم بهداشت نقش قطع برق بیمارستانها را در فوت بیماران به دلیل عدم وصول گزارش های مربوطه منتفی دانست و اخبار منتشره را تکذیب کرد. خدا را شکر.
=====================
برای سفرهای تفریحی و کوتاه مدت، میتوان از قایق بادبانی استفاده کرد. با چنین قایقی به اقیانوس و سفر دور دنیا رفتن، بی خردی است.
=================
فردی بدون داشتن توانایی و صلاحیت پزشکی و جراحی، در بخش اورژانس مشغول جراحی های فوری میشود و حتی قلب و مغز عمل میکند. درک احساس قربانی و خانواده قربانی دشوار نیست. عدل با چنین فردی چه خواهد کرد؟
=======================
موضوع تورم و گرانی و ناامنی و دروغ و اختلال در خطوط مخابرات و اینترنت و قطع گاز و برق و آب نیست. موضوع برخورداری از نتایجی انتخاب کردنها و انتخاب نکردنهایمان است.
=================
برق ... سه سال است که رفته. با رفتن خاتمی (دولت اصلاحات) و کروبی(مجلس اصلاحات) رفت که رفت .... 
گاهی با شرایطی مواجهیم که از حد گذرانده اند. بی تدبیری بیماری خطرناکی است که به هرج و مرج می انجامد و نیاز به طبابت دارد. طبیب حاذق و دارو و شاید جراحی. در چنین شرایطی است که بیش از پیش باید به اصول وفادار و مواظب بود که به ورطه افراط و تفریط نیفتیم که نتیجه اش هرج و مرج بیشتر و ظهور تندروی های لجام گسیخته است.
تحول لایه لایه از درون و با تقدم فرد نسبت به جامعه، راه حلی همیشگی و متکی به معرفت دینی و ملی است.
لینک مطلب:
پایگاه اطلاع رسانی حزب جوانان- سعید لیلاز کارشناس مسایل اقتصادی که در نشست ماهانه حزب جوانان ایران اسلامی با موضوع بررسی طرح تحول اقتصادی دولت نهم سخن می گفت با بیان اینکه طرح تحول اقتصادی طرحی نا پخته است و زیاد روی آن کار تخصصی صورت نگرفته است گفت: طرح تحول اقتصادی اساسا از یک انفجار فکری که در ذهن رییس جمهور ایجاد شده است بوجود آمده است و هنوز هیچ سند مکتوبی از این طرح موجود نمی باشد و در خصوص این طرح ما فقط می توانیم به اظهارات رییس جمهور اکتفا کنیم .
وی افزود:پشت طرح تحول اقتصادی نظریه روشنی وجود ندارد و قاعدتا یک فشار سیاسی ، اقتصادی باعث مطرح شدن این طرح شده است .
لیلاز با اشاره به سهم یارانه در کشور اظهار داشت:در سال 83 سهم یارانه 15 درصد بود و این سهم در سال 86 به 27 درصد رسیده است که دلیلش یکی رشد قیمت های جهانی و دوم هم سیاست تثبیت قیمت انرژی توسط مجلس هفتم و دولت نهم بود که باعث افزایش رشد یارانه ها شد .
وی ادامه داد:طرح تحول اقتصادی دارای 7 نکته است که محور آن هدفمند کردن یارانه ها است که بوسیله مابه التفاوت فروش شرکت های دولتی به خصوصی به صورت یارانه به مردم ارایه می شود.
این کارشناس مسایل اقتصادی با بیان اینکه طرح تحول اقتصادی طرح جدیدی نیست تصریح کرد:این طرح برای اولین بار در دهه 40 توسط محمد رضا پهلوی مطرح شد و شرایط حال حاضر خیلی به شرایط دهه 40 مشابهت دارد و به نظرم این مشابهت ها شگفت انگیز است .
وی افزود:هنگامیکه درآمدهای نفتی ما زیاد می شود و نفت گران می شود مسوولان ما سیاست های گذشته را کنار می گذارند و به فکر رفاه مردم می افتند و می گویند که باید نفت را بر سر سفره های مردم ببریم .
لیلاز خاطرنشان کرد:سال 72 طرح پرداخت نقدی یارانه ها توسط دولت هاشمی مطرح شد اما این طرح مناسب نبود و در مقابل هم مقاومت های زیادی از سوی جریان های چپ و راست در برابر این طرح صورت گرفت و این طرح با شکست مواجه شد .
وی با اشاره به برنامه چهارم توسعه کشور یادآور شد:هدفمند کردن یارانه ها در برنامه چهارم توسعه تصریح شده است و مجلس هفتم هم این قانون را تصویب کرده است و در این قانون آمده است که یارانه ها باید به 3 دهک جامعه اختصاص یابد .
سردبیر روزنامه سرمایه متذکر شد: شاید یکی از دلایل مطرح شدن این طرح در سال سوم دولت بی ارتباط با انتخابات سال آینده نباشد زیرا این طرح اصلا تازگی ندارد و در کشور ما یک سابقه 40 ساله دارد .
وی اضافه کرد :احمدی نژاد قصد دارد یارانه ها را به مردم نقدی بدهد اما تا کنون ابهامات فراوانی در این طرح مشاهده می شود .
لیلاز در ادامه نشست حزب جوانان ایران اسلامی ، با بیان اینکه اجرای طرح تحول اقتصادی بسیار مهم است اظهار کرد:در 40 سال گذشته این طرح در کشور ما مطرح بوده است اما تا کنون فردی نتوانسته این طرح را اجرا کند و اگر این طرح توسط دولت نهم اجرا شود یک حرکت رو به جلو است و باید صرفنظر از فرد انجام دهنده این طرح باید از اجرای این طرح حمایت کنیم .
وی توزیع 90 هزار ملیارد تومان به عنوان یارانه را یک توهم خواند و افزود:اجرای این طرح قطعا تلاطم های زیادی را ایجاد خواهد کرد و قطعا باعث مصرف زیاد سوخت می شود و به طوریکه دولت به مردم سوخت می دهد تا مردم آنرا بفروشند و فروش سوخت سهم با دلار صورت می گیرد و وقتی ما دلار را به ریال تبدیل کنیم تورم به وجود می آید .
این کارشناس مسایل اقتصادی تاکید کرد:طرح تحول اقتصادی باید به صورت محدود اجرا شود و قیمت بنزین هم احتمالا در این طرح 400 تومان می شود و دولت از طریق این طرح به ازای هر نفر سالانه 300 هزار تومان پرداخت خواهد کرد.
وی ادامه داد:اگر ما بخواهیم برنامه چهارم توسعه را اجرا کنیم قطعا باید یارانه هارا هدفمند کنیم و هر گونه پرداخت نقدی یارانه ها به مردم با توسط لایحه ای به مجلس برود و در آنجا به تصویب نمایندگان برسد .
لیلاز اظهار داشت: چند خطر بر سر اجرای این طرح وجود دارد که مهم ترین آن آزاد کردن یارانه انرژی است و ما نمی توانیم آزاد سازی اقتصادی را به صورت کامل انجام ندهیم بعد بخواهیم که یارانه انرژی را آزاد کنیم.
وی با بیان اینکه دولت نهم 3 سال را بدون هیچ نظریه روشنی به سمت آزاد سازی حرکت کرد گفت: رییس جمهور بعد از 3 سال در تلویزیون حاضر شد و گفت که می خواهد مسیرش را بعد از 3 سال عوض کند و هیچ تضمینی هم وجود ندارد که مجددا دولت مسیرش را عوض نکند .
این مورخ زمینه ارایه طرح تحول اقتصادی را سیاسی و اقتصادی خواند و گفت:زمینه سیاسی این طرح مربوط به انتخابات ریاست جمهوری است اما زمینه اقتصادی این طرح بحران اقتصادی است که کشور را فرا گرفته است زیرا بهروری کاملا در اقتصاد ایران از بین رفته است و دولت هم به شدت بزرگ شده است و در مقابل به شدت بخش خصوصی کوچک شده است . رشد سرمایه گذاری در ایران در حال صفر شدن است و معلوم نیست که این همه پولی که وارد کشور می شود به کجا می رود . اگر دولت بخواهد تورم کنترل کند قطعا رکود در کشور حاکم خواهد شد .
وی اضافه کرد: دولت احمدی نژاد یک دولت تجارت گرا است تا اینکه یک دولت تولید گرا باشد چون درهای کشور را باز کرده است و کالاهای لوکس خارجی وارد کشور شده است .
لیلاز با بیان اینکه دولت نهم محصول افزایش درآمدهای نفتی بود اظهار داشت:زمانی که درآمد نفتی کشور افزایش می یاید حاکمیت دیگر به هاشمی و خاتمی نیازی ندارد و کسی را می خواهد که فقط بتواند پول نفت را در بین مردم توزیع کند اما این ایده که نفت را باید بر سر سفره مردم ببریم کاملا شکست خورده است .
وی در پایان سخنانش گفت: رکود در اقتصاد تصویر نگران کننده ای از اقتصاد به نمایش می گذارد و اقدامی که اکنون آقای مظاهری برای کنترل تورم انجام می دهد منجر به رکود در اقتصاد شده است و با این شرایط اجرای طرح تحول اقتصادی امکان پذیر نیست.
لیلاز بعد از پایان سخنانش و در ادامه این جلسه به سوالات حاضران در نشست ماهانه حزب جوانان پاسخ داد.
وی در پاسخ به سوالی در خصوص اینکه برخی عنوان می کنند خاتمی شجاعت اجرای این طرح را نداشته است ، گفت:اینکه خاتمی شجاعت اجرای این طرح را نداشت یک دروغ رذیلانه است .بعد از دولت شهید رجایی بالاترین رقم حامل های انرژی در دولت متعلق به دولت خاتمی است و خاتمی نه تنها شجاعت داشت بلکه عمل هم کرد .
وی افزود : اگر قانون برنامه چهارم توسعه ای که خاتمی به مجلس برد و تصویب شد اجرا می شد جلوی 85 ملیارد ضرر کشور گرفته می شد.
لیلاز تصریح کرد:دولت نهم به هیچ وجه قصد ندارد که طرح تحول اقتصادی را به صورت کامل اجرا کند و قطعا مثل سهمیه بندی بنزین این طرح را هم در اواسط راه رها خواهد کرد.
وی با بیان اینکه تورم همیشه منفی نسیت ادامه داد: تورمی که در دولت هاشمی وجود داشت تورم تولید بود و منفی نبود اما تورم امروز تورم مصرف است و به نظرم تورم 3 سال اخیر یکی از منفی ترین تورم های تارخ ایران بوده است.
این کارشناس مسایل اقتصادی در پاسخ به سوال دیگری در خصوص نقش تحریم اقتصادی بر اقتصاد ایران گفت:استحکام اقتصاد ایران بسیار زیاد است و تحریم اقتصادی نمی تواند اثری بر اقتصاد ایران بگذارد .
وی در پاسخ به سوالی درباره مقایسه نرخ بیکاری در دولت خاتمی و احمدی نژاد خاطرنشان کرد:زمانی که خاتمی دولت را تحویل داد نرخ بیکاری 9/10 درصد بود اما در اسفند 86 نرخ بیکاری به عدد 6/10 درصد رسید و این اعداد نشان می دهد تنها 70 هزار شغل ایجاد شده است .
وی اضافه کرد: میزان اشتغال در دولت نهم کاهش یافته است و بخشی از بیکاران در بخش مسکن مشغول به کار شده اند .
لیلاز در پاسخ به سوال دیگری در مورد دلایل تغییر سیاست های دولت در اقتصاد تصریح کرد:سیاست های دولت منفی و بد نیست بلکه در سیاست های دولت تناقص وجود دارد که این امر خوب نیست . این تناقص هایی که در سیاست های دولت نهم وجود دارد باعث می شود که خود آنها همدیگر را خنثی کنند .
وی تاکید کرد:بزرگترین موج فساد در اقتصاد ایران در این 3 سال گذشته اتفاق افتاده است .
این کارشناس مسایل اقتصادی در خصوص تورم زا بودن طرح تحول اقتصادی خاطر نشان کرد:این طرح اگر در سطوحی که احمدی نژاد گفته است اجرا شود تورم زا نیست و به نفع ملت است .اما اگر با توجه به رقم 90 هزار میلیارد تومان بخواهد اجرا شود تورم 50 تا 60 درصدی را بهمراه خواهد داشت.
وی متذکر شد:در ابتدای اجرای طرح تحول اقتصادی یک تورم بوجود می آید که در آینده جبران خواهد شد.
لینک مطلب:
محسن صفایی فراهانی: اتفاقی که اخیرا در مورد برق رخ داده بیش از آنکه ناشی از حوادث غیرقابل پیشبینی باشد از سوءمدیریتها نشأت گرفته است. برنامه چهارم توسعه سند مکتوبی به شمار میآید که شیوه حرکت و برنامهریزیهای دولت در آن مشخص شده است ولی آنچه تاکنون رخ داده تنها نشان میدهد که این برنامه به صورت کامل به فراموشی سپرده شده است. اگر براساس همین برنامه پیش میرفتیم اکنون با بحران تامین برق هم مواجه نبودیم. پیشبینیها این بود که کشور به جایگاه صادرات برق نزدیک شود ولی میبینید که اکنون دولت برای تامین نیاز داخلی هم مشکل دارد.
تازه باید حداقل یکسال دیگر نیز با دولت نهم ادامه دهیم
لینک مطلب از سایت خبری آفتاب:
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح کرد:
در سه سال گذشته از لحاظ توسعه یافتگی در منطقه عقبتر رفتهایم
دوبی در چهل پنجاه سال پیش به روایت تصویر









اینکه در کشور ما جریان اصلاحات دوباره سامان یابد موضوعی محتمل است. ضروری نیست. یعنی ممکن است بشود یا نشود. در مقابل ادامه وضعیت فعلی و یکه تازی اصولگرایان و بی تدبیری حاکم بر تصمیمات و سیاستهای دولت نهم نیز میتواند ادامه یابد یا جای خود را به سیاستهای اصلاحی دهد.
ولی دو نکته هست که احتمالی و انتخابی نیست:
نخست آنکه هر یک از این دو دیدگاه یعنی اصلاح طلبی و اصولگرایی به یک مسیر خاصی میروند. با تمامی الزامات و مختصات و نتایج همان راه و سرنوشت خاصی را برای کشور ما رقم میزنند. یعنی نمیتوان اصولگرایان را انتخاب کرد یا با عدم حضور در انتخابات اجازه داد انتخاب شوند و بعد انتظار اصلاحات داشت.
دوم اینکه کسی که رهبری جریان تغییرات اصلاحی را در کشور بدست بگیرد، ولو آنکه آقای خاتمی یا آقای کروبی یا هر کس دیگر باشد، متاثر از شرایط جریان اصلاحی و جامعه به شتاب و تندی اصلاحات تن خواهد داد.
لینک مطلب از تابناک:
دکتر محمد خوش چهره در یادداشتی در روزنامه سرمایه با عنوان «بدعت گذاری در عقبگرد» نسبت به پامدهای اقدام دولت هشدار داد.
وی نوشت: دولت و در راس آن رئیس جمهوری از حکم رهبر معظم انقلاب برای تمدید و تداوم مهلت سرپرستی وزارت امور اقتصادی و دارایی تا زمان معرفی وزیر پیشنهادی اش به مجلس برای پوشاندن ضعف ها و نقایص خود استفاده می کند در واقع دولت این حکم را یک راه دررو برای فرار از دست نقدهای منتقدان قرار داده،
این در حالی است که این طور به چالش کشیدن قانون و حقوق کشور، امر جدید و منفی است. دولت در مورد اخیر (معرفی وزیر اقتصاد به مجلس) که باید ابتدا در مجلس سپس در مرحله بعدی از سوی شورای نگهبان حل و فصل می شد آن چنان زیر ذره بین صاحبنظران و حقوقدانان و نمایندگان مجلس در تنگنا قرار گرفته بود که برای رهایی خود از چنین وضعیت بی سابقه ای که هیچ گاه در کشور شاهدش نبودیم به حکم مقام معظم رهبری متوسل شد. حال سوال این است که چرا در این دست کارهایی چون معرفی وزیر به مجلس طی مهلتی که در قانون اساسی آشکارا اعلام شده و کاملاً قابل پیش بینی است باید به جایی برسیم که هم شورای نگهبان مجبور شود به نفع دولت فضا را تغییر دهد و هم مجلس در فضا و شرایطی که مغایر پیش بینی قانون است به این امر رسیدگی کند.
عجیب است در کارهایی که با یک تذکر کوچک و مدیریت اصولی و منطقی به سادگی قابل حل و برنامه ریزی بود نظام مقدس جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری را هزینه کارهای کوچک می کنند. این عارضه که نتیجه و نشان دهنده عدم تدبیر مناسب دولت و متقابلاً گره خوردن امور ریز و درشت کشور است، پیامدهای ناخوشایندی را به دنبال خواهد داشت که از جمله آن به چالش کشاندن مجلس و دولت در برابر هم است. فراتر از آن، هر روز در این نظام شاهد یک نوع بدعت گذاری جدیدی در امور مختلف خواهیم بود. قریب به سه سال و اندی است که این بدعت گذاری های دولت در کشور باب شده است و دریغ برای نظامی که 30 سال در تلاش برای حضور قانون مند بوده و نهادهای قانونی اش را در جهت روند تکاملی قانون مند شدن هدایت کرده است زیرا این دست بدعت گذاری ها نتیجه معکوس خواهد داشت و با اختلالی که در کارها ایجاد می کند سبب عقبگرد می شود و نتیجه مسائل و ناکارآمدی ها را به ناحق متوجه رهبری می کند.
از زاویه ای دیگر مدل سیستماتیکی که در ابتدای نظام آن را پایه گذاری کرده بودیم و طی سال های گذشته روند تکاملی اش را حفظ کرده بود از این پس در وضعیتی قرار می گیرد که به نفع نظام نیست و فقط شرایطی را خلق می کند که در دولت های بعدی زاویه انحراف از قانون را خواسته یا ناخواسته تشدید خواهد کرد که این عارضه در برنامه های کلان کشوری به طور قطع آثار سویی به جا خواهد گذاشت.
مسائل مختلف کشور به یکدیگر گره خورده است. مدیریت عالی و دانی، خشکسالی و بی تدبیری، فقر دانش و بی تجربگی و بی توجهی و خیلی چیزهای دیگر.
اما امید نیز هست. امید به باران. امید به مدیریت نسل جوان. امید به دلسوزی جوانان برای خودشان. برای طبیعت.
تالابها به شدت در معرض خطرند. خطری که با برنامه ریزی و مدیریت صحیح میتواند کمتر و کمتر شود. حتی برای ایجاد باران مصنوعی نیز شاید بشود کاری کرد. ولی گویا اولویتهای مدیریتی و تصمیم گیری در کشور در حال ارتقا هستند. به این معنا که هر چه میگذرد تصمیمات باید در مراحل بالاتری گرفته شوند و موضوعات نیز در حال تغییرند و کلی تر و کلان تر میشوند.
تالابهای پر آب حق مسلم ماست
قدیما میگفتند که تجربه کار در بازار کار با آنچه در دانشگاه می آموزند فرق دارد. تعامل میان تخصص و تجربه هدف مهمی است که در تصمیم گیری های امروز و دیروز از آن سخن بسیار و نتیجه اندک است. حتی تجربه سیاست و تخصص آکادمیک آن را توامان برای سیاستمدار بودن کافی نمیدانند. بخشی از بی تدبیری در سطح کلان به این موضوع مربوط میشود.
لینک مطلب از روزنامه اعتماد:
علل افزایش هزینه گاز و برق مصرفی خانوارها در طول سال گذشته در مرکز پژوهش های مجلس بررسی شد.
به گزارش دفتر اطلاع رسانی مرکز پژوهش ها، دفتر مطالعات زیربنایی این مرکز در پاسخ به درخواست دکتر غلامعلی حدادعادل رئیس وقت مجلس، در ابتدا با بررسی علل افزایش هزینه گاز خانوارها در سال 1386 خاطرنشان ساخت قیمت گذاری پلکانی در سال 1386 براساس مصوب قانونی صورت گرفته است ولی بررسی قانون و نحوه اجرای آن و آیین نامه های اجرایی در سال گذشته، نکات جالب توجهی را نمایان می کند که می توان با توجه به این نکات سرمنشاء این مشکلات را ردیابی کرد.
نخست اینکه در ابتدای امر، در تفکیک استان ها و مناطق مختلف به مناطق پنج گانه، برای تعیین قیمت گاز و میزان مصرف، متوسط دمای هوای مراکز استان ها مبنا و ملاک عمل
قرار گرفت و همین امر باعث شد که تعبیر درستی از مناطق و میزان مصرف آنان به دست نیاید زیرا شهرهای مختلف هر استان از متوسط دمای متفاوتی برخوردار هستند. به طور مثال در استان تهران دمای هوای تهران با دماوند یا فیروزکوه به شدت متفاوت است که در تقسیم بندی ذکر شده برای هر سه شهر، متوسط دمای تهران مبنا قرار گرفته است که این امر محاسبه هزینه گاز مصرفی در شهرهای مختلف را به طور قابل ملاحظه یی تغییر داده، بنابراین طبیعی است که در شهرهای سردسیر هر استان هزینه های گاز خانوارها بسیار بالاتر از سال قبل باشد چرا که برخلاف واقعیت اقلیمی، برخی از مناطق در تقسیم بندی مناطق آب و هوایی دولت شناسایی نشده اند. البته دلیل اصلی این موضوع نیز اظهارات معاون اول رئیس جمهور در مورد نحوه قیمت گذاری پلکانی و تقسیم بندی مناطق بوده است که به علت کمبود وقت برای کارشناسی بیشتر، ایشان دستور می دهند که در تفکیک مناطق، دمای هوای مراکز استان ها مبنا قرار گیرد که برای حل این مشکل نیز هم اکنون شرکت ملی گاز، مناطق مختلف را براساس شهرها و متوسط دمای آنها طبقه بندی کرده و درصدد حل مشکل مذکور برآمده است.
مشکل دوم مبنا قرار دادن متوسط دمای سال 1383 به عنوان سال پایه بوده و این در حالی است که قرارداد دمای یک سال به عنوان سال پایه به هیچ عنوان نمی تواند نشان دهنده شرایط اقلیمی یک منطقه خاص در سال های بعدی باشد، ضمن اینکه برای تعیین شرایط اقلیمی منطقه حداقل باید متوسط دمای 10 سال گذشته را در نظر گرفت. از آنجا که دمای هوا در زمستان 1383 به طور متوسط از شرایط خوبی برخوردار بوده، تقسیم بندی میزان مصرف استاندارد نیز براساس این دما صورت گرفته است در حالی که در زمستان سال 1386 به دلیل کاهش بی سابقه دما، این متوسط به طور تقریبی در همه شهرها به هم ریخته و همین امر باعث شده که اکثر مصرف کنندگان در وضعیت بیش مصرفی قرار گرفته و مشمول جریمه شوند.
این گزارش در ادامه مبنای تئوری محاسبه پلکانی قیمت گاز را غیرعلمی دانسته و می افزاید؛ مبنای پلکانی قیمت نه تنها مصرف کنندگان را به یک الگوی مصرف استاندارد هدایت نمی کند، بلکه تعبیر درست از الگوی مصرف را نیز تحریف می کند و در همین حال درآمد شرکت ملی گاز را نیز دچار نوسانات شدید کرده و برنامه ریزی هزینه - درآمد را دچار مشکل می سازد. ضمناً باید متذکر شد در شرایط محاسبه پلکانی قیمت ادعای مربوط به متوسط قیمت 80 ریال برای سال 1385 و 100 ریال برای سال 1386 به شدت زیر سوال می رود چرا که با توجه به برودت دمای هوا در زمستان سال 1386، اکثر مصرف کنندگان در حالت بیش مصرفی قرار گرفته و جریمه پرداخت کرده اند که در این شرایط درآمد شرکت ملی گاز افزایش یافته و متوسط قیمت بیشتر از 100 ریال به دست آمده که این موضوع از لحاظ قانونی محل اشکال است.
مرکز پژوهش ها همچنین افزود؛ در نظر گرفتن متوسط مصرفی برای شرایط اقلیمی گوناگون بدون در نظر گرفتن متوسط فضای منازل مسکونی در شهرهای مختلف و بعد خانوار، میزان مصرف و بیش مصرفی را در شهرهای مختلف دچار مشکل می کند زیرا به عنوان مثال بعد خانوار و فضای منازل مسکونی روستایی و شهری، کلانشهرها و شهرهای کوچک با یکدیگر فرق می کند و در این شرایط تعیین سقف مصرف یکسان برای این گروه ها نمی تواند مبنای درستی به شمار رود.
مرکز پژوهش ها سپس به بررسی علل افزایش هزینه برق خانگی در سال 1386 پرداخت و در این زمینه تصریح کرد که در بند «ط» تبصره 11 قانون بودجه سال 1385 (مصوب پایان سال 1384) به هیات وزیران اجازه داده شد که جرائمی برای مشترکانی که از الگوی مصرف تجاوز می کنند تعیین کند و معاون اول رئیس جمهور نیز متعاقباً آیین نامه این جرائم را در تاریخ 16/12/1385 به وزارت نیرو ابلاغ کرد اما اجرای آن که برای سال 1385 در نظر گرفته شده بود، در آن زمان محدود امکان پذیر نشد.
به تبع آن در بند «ب» تبصره 6 قانون بودجه سال 1386 به هیات دولت اجازه داده شد که قیمت برق مشترکان که مصرف آنها زیر الگوی مصرف است را با افزایش 15 درصد نسبت به قیمت سال 1383 و آنهایی که بالای الگوی مصرف است را با افزایش 10 درصد نسبت به قیمت های سال 1385 اضافه کند که البته هیات دولت این افزایش قیمت را برای مشترکان زیر الگوی مصرف نادیده گرفت و با توجه به موارد مزبور افزایش قیمت های مصوب 1385 و 1386 یکجا در سال 1386 اعمال شدند که این افزایش قیمت ها در پاره یی از موارد و برای بعضی از مشترکان خانگی و عمومی به 72 درصد رسید که گزارش مفصل نحوه اعمال و اشکالات این نوع قیمت گذاری در گزارش شماره 8653 مرکز پژوهش های مجلس تحت عنوان «بررسی تعرفه برق در ایران» در آبان ماه سال 1386 تشریح شده است.
این گزارش درآمد سالانه حاصله وزارت نیرو از محل این تغییر نرخ ها را 80 میلیارد تومان برآورد کرده و سپس عواملی که باعث بروز شکایت های غیرمترقبه راجع به بهای قبوض برق شده است را به این شرح شمرده است؛
1- اعمال افزایش نرخ های سال 1385 و 1386 تماماً در سال 1386 به خصوص در ماه های پایانی سال.
2- تغییرات مکرر و غیراصولی تعرفه در سال 1386 به طوری که تعرفه برق در سال مذکور سه یا چهار بار تغییر یافته است.
3- کمبود گاز در مناطقی از کشور که مردم ناچار به استفاده از نیروی برق شده اند و مصرف این مشترکان در پله های بالای تعرفه قرار گرفته و شامل جریمه شده که گویا اخیراً هیات دولت تصویب کرده است از این افراد جریمه اخذ نشود.
4- در بعضی نقاط جنوبی کشور که تمهیداتی برای گرمایش فضا - در زمستان ها - منظور نشده است در زمستان سال گذشته، مردم از برق برای تامین گرما استفاده کرده اند و چون این نوع مصارف در قالب الگوی متعارف دیده نشده بود، این امر باعث بالا رفتن بهای قبوض برق شده که البته در این زمینه هم دولت مصمم است از دریافت جریمه صرف نظر و مبلغ دریافتی را نیز در قبوض آینده مستهلک کند.
5- این ازدیاد قیمت برق با توجه به الگوی مصرف که بسیار پایین منظور شده (200 کیلووات ساعت در ماه) گرچه نزدیک به 60 درصد از مشترکان مناطق عادی و روستاها را پوشش می دهد ولی هزینه برق 40 درصد مشترکان را بین 10 تا 72 درصد نسبت به سال 1385 افزایش داده است و لذا آنها به قیمت های جدید معترض هستند از این تعداد مشترکان برق، حدود 59 درصد مشترکان شهری هستند که مشمول افزایش قیمت شده اند.
6- الگوی مصرف در مناطق گرمسیر و در ماه های گرم سال (تقریباً 6 تا 9 ماه) بسته به وضعیت آب و هوای منطقه حدود سه هزار کیلووات ساعت است که در سایر مواقع همان 200 کیلووات ساعت منظور می شود که کمتر از حد متعارف است و همین امر باعث اعتراض این نوع مشترکان نسبت به نحوه محاسبه قیمت برق مصرفی در زمستان گذشته شده است.
7- صنعت برق در ایران نمی تواند خودکفا باشد ولی دولت و مجلس به جای بررسی دقیق و عملی تعرفه گذاری و کاهش وابستگی این صنعت به یارانه های فوق العاده حجیم، اغلب با صدور دستورالعمل های غیرمعمول، فقط مشترکان خانگی و بخش عمومی را هدف قرار می دهند که این روش شکایت زیادی را به دنبال می آورد، ضمن اینکه درآمد زیادی هم برای وزارت نیرو ایجاد نمی کند.
8- ضرایب جریمه برای مصارف بالاتر از الگوی مصرف که توسط معاون اول رئیس جمهور تعیین و به وزارت نیرو ابلاغ شده است به صورت غیرعلمی محاسبه و در نظر گرفته شده است.
9- تعرفه گذاری در صنعت برق احتیاج به تجدیدنظر کلی دارد و با فشار به بخشی از مصرف کنندگان خانگی و عمومی نمی توان صنعت برق را از بحران مالی که آن را تهدید می کند، نجات داد.
10- همان طور که گفته شد کسب درآمد حداکثر 80 میلیارد تومانی در مقابل 8 هزار میلیارد تومان یارانه سوخت که به این وزارتخانه داده می شود ارزش این همه نارضایتی را ندارد و دولت می تواند با کاهش یک تا دو درصدی از تلفات موجود در شبکه انتقال برق، مبالغی به مراتب بیشتر از این مبلغ برای کسر بودجه وزارت نیرو تامین کند.
سخنان مهم خاتمی با دانشجویان در آستانه هجدهم تیر
لینک مطلب از بازتاب:
رئیسجمهور سابق کشورمان در دیدار با جمعی از دانشجویان دانشکدههای حقوق و علوم سیاسی و اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: اسلامی که بنده میخواهم، اسلام پیشرفت، توسعه، آزادی و امنیت مردم است. اگر ما در این راستا کار کنیم و بتوانیم جایگاه مردم را مشخص نماییم و از حقوق آنها دفاع کنیم، باید کار کنیم، ولی اگراصلاح طلبان ببینند که نمیتوانند از این حقوق و جهات دفاع کنند، به چه دلیل وارد صحنه میشوند؟
به گزارش روابط عمومی بنیاد باران، حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی در این دیدار در پاسخ به پرسش دانشجویی درباره نظام برنامهریزی و اقتصاد کشور اظهار داشت: در مورد اینکه گفته شده که ما مجبور شدهایم، برای رسیدن به اهداف، سیاستها را تغییر دهند، باید ببینیم که با این تغییر سیاستها، چقدر به اهداف موردنظر نزدیک یا به چه میزان از آنها دور شدیم.
رئیس بنیاد باران تأکید کرد: به نظر میرسد رسیدن به اهداف برنامههای سند چشم انداز بیست ساله کشور، دور از دسترس است و گمان میکنم با شرایط کنونی به آن نخواهیم رسید. آیا نباید فکری کنیم که از آنچه امروز هستیم، به شدت عقب نیفتیم؟
با روندی که هم اکنون داریم، رسیدن به اهدافی که داشتیم، مانند رشد بالای 8 درصد و این که در سال 1404 بزرگترین قدرت علمی، فنی و اقتصادی منطقه باشیم، دور از تصور است و نمیگویم این روند با سوءنیت بوده و ممکن است با حسن نیت و به قصد خدمت بوده باشد، ولی حاصل کار مطلوب نیست؛ من معتقدم که این تغییر سیاستها و روشها، ما را از آن اهداف دور کرده است.
سید محمد خاتمی در پاسخ به این پرسش که جهتگیری اقتصادی دولت وی چه بوده است، گفت: من گمان میکنم، در عین حال که با احتیاط می خواستیم کارها جلو برود، در دوره نخست ریاست جمهوری به یک طرح اقتصادی رسیدیم که حاصل نشستهای متعدد متفکران اقتصادی جامعه از همه گروهها بود. خودم نیز شخصا ساعتها وقت صرف انجام آن کردم و در جلسات شرکت فعال داشتم و به جمع بندی جالبی رسیدیم که همان نیز مبنای برنامه چهارم توسعه قرار گرفت که صرف نظر از ایرادها، منسجمترین، علمی ترین و متناسب ترین برنامه با وضعیت تاریخی، اجتماعی و اقتصادی ما بود و هزاران نفر ساعت روی آن کار شد که کسی نمی تواند ادعا کند، روی آن نظر نداده است و نقش مرحوم دکتر عظیمی در این مورد بزرگ بود.
رئیسجمهور سابق کشورمان افزود: مارکس میگوید که نظام هگل، سر در زمین و پا در هوا بود و من آن را اصلاح کردم؛ صرف نظر از درستی یا نادرستی سخن مارکس، ما در برنامهریزی چنین کاری را انجام دادیم. در این نظام سیاستهای کلی را رهبری باید تعیین کنند و مسائل بر پایه آن مشخص می شود. ما پیش از تنظیم برنامهها و بودجههای سالانه در یک اقدام کارشناسی گسترده، پیشنهاد سیاستهای کلی را تقدیم ایشان میکردیم و ایشان نیز پس از نظر مجمع تشخیص مصلحت نظر نهایی را میدادم و همان مبنای کار برنامه و بودجه می شد و بنا بر آن سیاستهای اجرایی و استراتژی برنامهها و تاکتیکها و مشخص میشد.
خاتمی افزود: ما بر این باور بودیم که باید یک جهش اقتصادی در جامعه داشته باشیم و زیربنای آن باید نیز مشخص باشد. ما نمی توانیم با پول نفت که در امور جاری صرف می شود، کوچترین گامی به سوی توسعه و پیشرفت برداریم. زیرساختها باید فراهم شود. این مسأله باید بررسی شود که در هشت سال اصلاحات زیرساختهای مملکت در راه، مخابرات، نیرو و انرژی و... چقدر ساخته شد؟ بالای هزاران مگاوات برق به دولت کنونی تحویل داده شد و گمان میکنم که قراردادهای 17 هزار مگاوات را هم بسته بودیم. باید بپرسیم که آیا آن سرمایهگذاریها به نتیجه رسیده و فکر سالهای بعد شده است؟
وی تأکید کرد: در زمینه ارتباطات نیز باید گفت، وقتی بنده آمدم، 1500کیلومتر فیبر نوری به عنوان زیربنای ارتباطات کشور وجود داشت و وقتی رفتم، 53 هزار کیلومتر ایجاد شده بود و همچنین طرح تکفا و تحول در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و... ایجاد شد. در آن دوران، زمین خشک عسلویه به پروژه ای بزرگ تبدیل شد که حاصل جذب سرمایه و تکنولوژی خارجی و فعالیت بخش خصوصی بود. در عرصه جهانی نیز تلاش میکردیم، حرمت و عزت نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران حفظ شود و در عین حال، مصالح اساسی کشور را در نظر داشتیم، میکوشیدیم از تنش و بحران جلوگیری شود.
خاتمی تصریح کرد: پاسخ به این که آیا در این زمینه ما موفق بودیم یا مدیریت کنونی موفقتر است، کار مشکلی نیست.
به گزارش روابط عمومی بنیاد باران، رئیس دولت اصلاحات در پاسخ به سخن یکی از دانشجویان حاضر که دوره خاتمی را دوره «گذار» نامید، اظهار داشت: گمان می کنم که صد سال است در حال گذار هستیم و اتفاقا مساله مهمی است که اگر به آن توجه نداشته باشیم، شاید دچار مشکل شویم. به نظر من اصلاحات را به آن صورت که در نظر دارم، کاملا یک تبار 150-100 ساله دارد و به این صورت است که وقتی جامعه ما که به سنتهای گذشته وابسته بود، با پدیده تمدن جدید روبهرو شد که مانند سیل همه جا را می گرفت، این کوشش صورت گرفت که در چنین فضایی، جایگاه ملت ایران مشخص شود و من اصلاحات را اصیلترین و سالمترین جریانی می دانم که در این مدت بوده است و در عین حال، مظلومترین جریان هم بود؛ البته چون جریان تازهای بوده است، از نظر تدوین مبانی تئوریک مشکل داشته است.
وی افزود: من بر این باورم که در صد سال گذشته، سه جریان سنت پرستان، غرب پرستان و اصلاح طلبان وجود داشته است؛ سنت پرستان کسانی بودند که میگفتند چشممان را بر دنیا باید ببندیم و همه این تغییرات بیگانه است و نباید بگذاریم جامعه سنتی تکان بخورد. خیال میکردند با بخشنامه و فرمان می شود جلوی آن را گرفت. در حالی که آن جریان اگر در را میبینیم، از پنجره وارد می شد. در این فضا، غرب پرستان نیز می گفتند که باید همه چیزمان را فدای این موج کنیم و خودمان را از سر تا پا و به لحاظ مادی و معنوی غربی کنیم تا بتوانیم پیشرفت کرده و از گذشته که مانع پیشرفت است، ببریم.
سیدمحمد خاتمی ادامه داد: در این میان، جریانی بود که میگفت، باید تحولات روزگار را بشناسیم، نمی توانیم در برابر آنها بی تفاوت باشیم و از دستاوردهای تمدن امروز چشمپوشی کنیم. در عین حال یک هویت داریم که عمدتا دینی است. فرهنگ ما متأثر از دین است و هم باید هویت خود را بازتعریف کنیم تا آن را حفظ کرده و هم متناسب با تحولات زمان تصمیم بگیریم و در نتیجه، جامعه ای داشته باشیم که هم دارای هویت باشد و هم از مزایای زندگی امروز بهرهمند باشد که اگر بخواهیم عمق اصلاحطلبی را بیان کنیم، اینگونه است.
رئیس بنیاد باران با اشاره با خواستههای تاریخی ملت ایران گفت: در عمق جهتگیری جامعه ما در صد سال گذشته و در تمام اقشار و طبقات استقلال، آزادی و پیشرفت به عنوان خواسته مطرح بوده است و معتقدم که اصلاحطلبان، صادقترین افرادی بودند که این شعار را می خواستند و هنر انقلاب اسلامی این بود که این خواست تاریخی را با هویت تاریخی همسو کرد.
امام (ره) گفت که از موضع دین باید این خوستهها را بخواهیم و نظام مورد توجه را جمهوری اسلامی قرار دادند. چرا خلافت اسلامی، امارت اسلامی و... را مطرح نکردند؟ زیرا در جمهوری اسلامی استقلال، آزادی و پیشرفت هر سه در آن نهفته است.
خاتمی تأکید کرد: البته باید اسلام را به گونهای ببینیم که با جمهوریت سازگار باشد و دمکراسی و جمهوریت را نیز طوری ببینیم که با معیارهای اصلی اسلام سازگار باشد و امروز اصلاحطلبان جز این نمیخواهند.
وی اظهار داشت: اگر در جمهوری اسلامی، تفکیک قوا نهفته است، اگر سازوکارهایی باشد که تفکیک قوا ایجاد نشود، جمهوری لطمه خورده است. اگر زمینه برای تأثیر رأی ملت از بین برود، جمهوری لطمه خورده است و اگر در جمهوری همه ارکان نظام (از رهبری گرفته تا دیگر بخشها) مسئولند و اعتبارشان را از مردم گرفتهاند و در مقابل آنها مسئول هم هستند، در نظام اسلامی جامعه باید مقتدر باشد و نیز آزادی در جامعه باید تأمین شود.
سیدمحمد خاتمی با تأکید بر اصل آزادی گفت: شما نمی توانید بگویید حکومت در مقابل مردم مسئول است، مردم نمیتوانند از حکومت انتقاد کنند، برخلاف برخی که با کمال بی انصافی چنین القا میکنند آزادی مورد نظر ما ولنگاری، آزادی همجنس بازی و... است، منظور ما از آزادی نقد قدرت است؛ آزادی که در قانون اساسی آمده مورد نظر ماست و این لازمه یک حکومت دمکرات است. هرکس باید بتواند ابراز نظر کند. اینکه به محض آنکه کسی علیه حکومت انتقاد کرد، بگوییم علیه منافع ملی اقدام کرده، تناقض در نظر و عمل است.
رئیس مؤسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها ادامه داد: در یکی از سفرهای خارج از کشور وقتی از من درخواست شد که بهترین خاطرات دوران ریاست جمهوری را بیان کنم، گفتم که یکی از لذت بخشترین لحظههای زندگی من، روز شانزدهم آذر 1383 در دانشگاه تهران بود که تعدادی دانشجو اعتراض کردند و سخنان تند به زبان آوردند و البته به شکل اهانت آمیز صحبت نکردند، ولی سخت اعتراض داشتند. من خودم را پیرو امیرالمومنین میدانم که می فرماید: «مقدس نیست امتی که در او انسان ضعیف در مقابل قوی نتواند حقش را بگیرد، بدون آنکه لکنت زبان داشته باشد.»؛ یعنی قدرت نباید به گونه ای باشد که وقتی کسی میخواهد سخن بگوید، دچار لکنت شود، چه رسد به اینکه ترس از داغ و درفش و بازداشت داشته باشد. باید اینقدر امنیت باشد که فرد بتواند با اطمینان در برابر بالاترین قدرت، سخنش را بگوید. من گفتم که اطمینان دارم، کسانی که اعتراض کردند، یک ذره نگرانی از فشار یا دستگیری نداشتند؛ چه دستاوردی بالاتر از این؟
سید محمد خاتمی ادامه داد: البته من دلم می خواست، همه نظام اینگونه باشند. من رئیس جمهور بودم و در چهارچوب خودم می توانستم آزادی انتقاد را تضمین کنم. مگر می شود، جمهوری داشته باشیم و آزادی در آن نباشد؟!
رئیس سابق قوه مجریه پیرامون پیشرفت کشور گفت: ما منابع و امکانات زیادی داریم و در مقابل خدا و مردم مسئولیم که از آنها استفاده کنیم تا ملت به جایگاه خودش برسد. جایگاه ما این است که تولید، اشتغال و تأمین اجتماعی در موقعیت مناسب قرار گیرد. گاه سخن از عدالت میگوییم و آن را هم در اقتصاد صدقه ای خلاصه میکنیم. وقتی درآمدهای کشور را که باید صرف سرمایهگذاری شود، در امور جاری استفاده کنیم و تورم و نقدینگی بالا رود، فردا که نفت مصرف شد، سرمایه تجدید پذیر و مولد وجود نداشته باشد، از فقیر هم فقیرترمی شویم.
خاتمی افزود: این کارها ممکن است که به صورت مسکن موقت کاری کند، اما عدالت اقتصادی این است که بنیه اقتصادی جامعه بالا باشد و البته توزیع هم عادلانه باشد. در موضوع بهینه کردن یارانهها در سالهای دوم، سوم دوره اول ریاست جمهوری بنده تصمیم گرفته شد که از نفت و بنزین شروع کنیم و یارانهها را برداریم. ولی آن را جزو درآمد دولت به حساب نیاوریم و صرف بهبود حاملهای انرژی کنیم و بخش عمده آن را صرف تأمین اجتماعی کنیم که در این راستا، وزارت رفاه تأمین اجتماعی هم تأسیس شد. ما معتقد بودیم، هم باید سرمایهگذاری و هم به صورت زیربنایی توزیع عادلانه شود.
وی با اشاره به تأمین اجتماعی گفت: در دنیا تأمین اجتماعی مهمترین وسیله تأمین عدالت در جامعه است و به این کار باید توجه شود تا جامعه پیشرفت داشته باشد. برای این هدف هم باید سرمایهگذاری و از تکنولوژی خارجی استفاده شود و نیز باید روابط تشنج آمیز با دنیا نداشته باشیم و امکانات آنها را جذب کنیم. اگر میخواهیم، عزت داشته باشیم، نباید کسی به ایرانیها اهانت کند و اگر این را میخواهیم، باید زمینه اهانت فراهم نشود. اصلاحاتی که مورد نظر ماست، اینها را میخواهد و در عین حال، معتقدم که ما جامعه ای اسلامی هستیم و اسلام برای سعادت دنیا و آخرت است.
رئیس جمهور سابق کشورمان افزود: البته برخی تفکرات هم هست که به رأی مردم اعتقادی ندارند و جمهوری را انحراف میدانند. بنده آنها را قبول ندارم، مورد قبول امام(ره) و قانون اساسی هم نبوده است. اسلامی که بنده میخواهم، اسلام پیشرفت، توسعه، آزادی و امنیت مردم است و با اینها سازگار است و مانع آنها نیست. اگر ما در این راستا کار کرده و بتوانیم جایگاه مردم را مشخص و از حقوق آنها دفاع کنیم، باید کار کنیم، ولی اگر اصلاحطلبان ببینند که نمی توانند از این حقوق و جهات دفاع کنند، به چه دلیل وارد صحنه شوند؟
سیدمحمد خاتمی در پاسخ به پرسش دانشجویی درباره مفهوم امت و ملت گفت : به نظر من، هیچ منافاتی بین امت و ملت نیست. امت یک امر معنوی است که همه پیروان اسلام از همه مذاهب در زیر آن قرار میگیرند و اینکه امت منشأ حکومت شود، منوط به حکومت واحد جهانی است و ما به عنوان شیعه، معتقدیم که هنگام ظهور امام معصوم موید من عندالله این امر میسر میشود. بارها گفتهام، در زمان غیبت معصوم چه کسی گفته که ما رسالت مسلمان کردن و تحمیل نظام خودمان به جهان را داریم؟ حتی خود امام زمان(عج) هم چیزی را تحمیل نمیکند. در کشور ما مردم امام(ره) را دیدند و او را انسانی شجاع یافتند، به او رأی دادند و جمهوری اسلامی در کشور ایران و در چهارچوب ملت ایران شکل گرفت.
رئیس جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه ملت ایران تنها مسلمانان را شامل نمیشود، گفت: ملت، مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان... را هم شامل می شود که به شرط آنکه نظام را قبول داشته باشند و قصد براندازی نداشته باشند، به اندازه مسلمانان حرمت دارد. به همین دلیل است که در مجلس شورای اسلامی، اقلیتهای دینی هم حضور دارند و ممکن است آرای هر یک از آنها در تصویب یک قانون موثر باشد. این حرمتی است که نظام اسلامی برای اقلیتها قایل شده است. همچنین ملت همه اقشار را شامل می شود. مجلس شورای اسلامی، یعنی اینکه به رأی ملت و تصمیم آنها حرمت گذاشته میشود و امری اصیل است.
سید محمد خاتمی افزود: ما وظیفه داریم، این کشور را بسازیم. اگر بتوانیم الگو بسازیم، در صدور انقلاب موفق بودهایم. اگر بتوانیم به نام اسلام حکومتی بسازیم که پیشرفت اقتصادی و علمی دارد، آزادیهای اساسی در آن محترم است، بخش خصوصی آن فعال است، در ارتباط با خارج توانسته است، سرمایهها و فناوریها را جذب کند و قدرت و قوتی پیدا کرده است، بدون اینکه از اصول و مصالح دست برداشته باشد، همین الگویی برای کشورهای اسلامی و غیره میشود.
رئیس جمهور سابق کشورمان در پاسخ به پرسشی درباره پیشبینی وی از آینده سیاسی کشور گفت: اگر نظام ما هماهنگ با خواست تاریخی ملت و واقعیتهای موجود باشد، راهی که جامعه ما به سمت استقلال، آزادی، آبادانی و امنیت میرود، بسیار کم هزینهتر و سریعتر خواهد شد و اگر این ساختار متناسب با آن حرکت نباشد، هزینهها زیاد خواهد شد، ولی باور دارم، مسیر ملت با آنچه در صد ساله گذشته رفته شده، تغییری نخواهد کرد.
وی تأکید کرد: مسئولان کشور هستند که باید خود را تابع متغیری به نام «خواست تاریخی ملت» و الزامات تاریخی کنند و نه به عکس. اگر متغیر را مصلحت جامعه قرار دهیم و در راه رشد آن گام برداریم و نظام را تابع آن کنیم، خیلی سریعتر و سالمتر به مقصد می رسیم و اگر خواستیم، سلیقههای خاص را اصل بدانیم و بخواهیم که همه جامعه تابع آن باشند، ممکن است با زور و اعمال برخی سیاستها برای مدتی جلوی التهاب جامعه را بگیریم، ولی پس از مدتی مشکلات بروز میکند، زیرا مصلحت و خواست ملت متغیر واقعی است. در الگوی مورد نظر من تابع جای متغیر را نمیگیرد.
خاتمی در پاسخ به دانشجوی دیگری که نظر وی را پیرامون جنبش دانشجویی در ایران جویا شد، اظهار داشت: جنبش دانشجویی را جدا از هویت تاریخی و اجتماعی جامعه ما ندانید. روشنفکر غیردینی ما نتوانست با جامعه همزبانی پیدا کند. وی افزود: عدهای در کشور ما بودند که انسانهای خوبی بودند، اما سنتپرست بودند و زبان زمان را نمیفهمیدند و نتوانستند با چیزی که در جامعه میگذشت، همزبانی ایجاد کنند. یک نسل روشنفکر هم روی کار آمد که با سنت سازگار نبود و آن هم نتوانست با مردم ارتباط برقرار کند و وقتی متفکر جامعه ـ چه سنتی چه روشنفکر ـ نتواند همزبانی و همراهی ایجاد کند، نمی تواند هیچ تحولی را در آن جامعه، ایجاد کند.
رئیس دولت اصلاحات با بیان اینکه اصلا این ضرورت تاریخی بود که پدیدهای به نام «روشنفکری دینی» پدید آمد، گفت: روشنفکر دینی، یعنی کسی که می تواند الزامات زمان را بفهمد. در عین حال به مبانی هویت جامعه وفادار است و روشنفکران دینی کسانی هستند که بیشتر میتوانند این همزبانی را با متن جامعه در حال تحول ایجاد کنند. البته روشنفکران دینی نتوانستند، زبان مدونی بیابند و اتفاقا روشنفکران غیر دیندار چون آبشخورهای غربی داشتند، خیلی مدونتر می توانند بحث کنند. سنتیها هم چون ریشه در تفکر هزارساله گذشته دارند، منسجمتر می توانند فکر و رفتار کنند.
سیدمحمد خاتمی با طرح این پرسش که آیا اگر کسی در حکومت نباشد، می تواند در جامعه حضور داشته باشد، گفت: آیا صدای ما به یک پنجاهم جامعه می رسد؟ در مقابل، رسانه ملی که باید فراتر از جناح بندیها باشد، در تلاش برای تخریب یک جریان و توجیه جریان دیگر است.
وی افزود: در کشورهای جهان سوم، نوعا یا باید در حکومت بود و یا در اپوزیسیون که سرکوب میشود و در گوشهای که کسی صدایشان را نشنود و این یک تناقض سنگین، ولی حل شدنی است.
به گزارش روابط عمومی بنیاد باران رئیس جمهور سابق کشورمان در پایان این دیدار که با سخنان و پرسشهای دانشجویان همراه بود، گفت: جنبش دانشجویی ما پیرو وضعیت تاریخی ماست و معتقد نیستم که جنبش دانشجویی قوام یافتهای داشتهایم. حرکتهایی بوده است و همانگونه که روشنفکران وقتی مجالی می یابند، به جان هم میافتند، در جنبش دانشجویان هم بیشتر از درون ضربه خوردهایم. لطمه درونی هم سبب شده که محدودیتها از ناحیه بیرون بیشتر شود و در عین حال معتقدم، دانشجویان مظلومترین بخش جامعه ما هستند و اگر بتوانند متفکرانه وضعیت خود را بازخوانی کنند، آینده بهتری خواهند داشت.
اداره کردن بعضی ها شبیه رانندگی با ترمز است. سیستم های کنترلی موجب تحرک نمیشوند. موجبات تحرک در جای دیگر نهفته است.
فعال شدن محمد هاشمی و دیگر کارگزاران و نزدیکان آقای هاشمی رفسنجانی پس مدتها سکوت و تغییرات اخیر در آرایش سیاسی کشور، نشانه خوبی برای احمدی نژاد و یاران و حامیانش نیست. تغییرات بیشتری در راه است.
لینک انتقاد همه جانبه محمد هاشمی از احمدی نژاد:
محمد هاشمی: سیاست های تشنج افرین دولت نهم باعث صدور 3 قطعنامه علیه ایران شد/مافیا همان سیاست های غلط اقتصادی دولت نهم است
سایت خبری ایران: آقای هاشمی، وضعیت کشور را به لحاظ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی چگونه ارزیابی میکنید؟ برای بررسی وضعیت کشور باید به شاخصهایی که در هر مورد وجود دارد و همچنین ابهاماتی که موجود است دست یافت.
مخالفتهای آمریکایی ها با جمهوری اسلامی سابقه طولانی دارد ولی اختصاص چهارصد میلیون دلار برای ایجاد بی ثباتی در ایران و تغییر رژیم یک چیز متفاوت است.
اگر قرار بود که آمریکایی ها با پولشان بتوانند به نتیجه برسند، امروز از کوبا و چین و لبنان و خیلی اشخاص و دولتها اثری نبود. البته باید هوشیار بود و مهمترین هوشیاری نیز بکار بستن عقل و درایت و خرد و پرهیز از دروغ و بی تدبیری در امور است.
لینک مطلب از وبلاگستان
مطلبی از رادیو فرهنگ به شکل اتفاقی شنیدم که بر خود لرزیدم : نام گوینده را نمی دانم چون گوینده قبل از شنیدن من نام صاحب مطلب را گفته بود ولی اصل مطلب این است : اگر خدا برای قومی خیر و سعادت یخواهد عاقلان و فرزانگان انها را برانان حاکم می کند و دانشمندان انها را بر مسند قضاوت می نشاند و مال و ثروت را به بخشندگان انها عطا میکند و اگر خدا برای ملتی شر و بدی اراده کند سفها و بی عقلان را بر انان حاکم میکند و جاهلان و نادانان را بر انها قاضی قرار می دهد و مال و ثروت را به بخیلان می دهد.شما چی فکر می کنید؟
روشن است که سیاستهای دولت در عرصه های مختلف یویژه سیاستهای مالی و اقتصادی با اصول علم اقتصاد و عمل موفق مدیران پیشین در تعارض است. تلاشهای رئیس بانک مرکزی دکتر طهماسب مظاهری که مدتی وزارت اقتصاد دولت اصلاحات آقای خاتمی را بر عهده داشته نیز تا کنون نتوانسته از اقدامات ابتکاری آقای احمدی نژاد جلوگیری کند.
معلوم نیست که این همزیستی رئیس جمهور و رئیس بانک مرکزی تا کجا ادامه دارد و مهمتر از این، آنکه نتیجه این دوگانگی دیدگاهی و تصمیم گیری در عمل چه میشود؟!
در شرایط کنونی که در حوزه های پولی به نوعی سردرگمی وجود دارد و سیاستهای متناقض مطرح و حتی اجرا میشوند لازم است دستگاههای نظارتی و محاسباتی بر عملکرد مالی دولت و دولتمردان نظارت جدی تری نسبت به دولت خاتمی داشته باشند.
از قطع ۴ ساعته ی روزانه ی برق چه نتیجه ای میگیرد؟
الف / ناکارآمدی ثروتمندترین دولت تاریخ ایران معاصر
ب / قطع موقت شریانهای ارتباطی و اقتصادی و ...
ج / عدم دسترسی موقت به اینترنت
د / هر سه بعلاوه صدها نتیجه دیگر
آقای قرائتی در باره تعطیلات زیادی در کشور میگوید:
گر به این راحتی میشود اینقدر کشور تعطیلات داشته باشد؟ یا دانشگاه، یا حوزه، یا بازار، یا هرکس. قرآن میگوید: ظهر جمعه مغازه را ببندید. «إِذا نُودِیَ لِلصَّلاة» برای نماز جمعه میگوید: «ذَرُوا الْبَیْع» (جمعه/9) مغازهها تعطیل! بعد از نماز که شد میگوید: بعد از ظهر جمعه برو باز کن. فقط یک ساعت روز جمعه برای نماز جمعه تعطیل کن. ما پنجشنبه را هم تعطیل میکنیم. گاهی هم میگوییم: خوب دوشنبه که تعطیل بود، سهشنبه هم تعطیل است. پنجشنبه هم، به هم وصل. یک مرتبه 5 روز یکجا تعطیل. خوب این رقمی که به جایی نمیرسیم
عجب داستانی است. قبل از شنیدن آن یک داستان دیگر نیز بشنوید:
دکتر مهاجرانی وزیر ارشاد بودند و حسب قوانین موجود حکم رایزن های فرهنگی را پس از معرفی از سوی سازمان فرهنگ و ارتباطات و تایید وزارتخارجه و غیره امضا میکردند. ظاهرا یکی از رایزن های منتخب که برای آشنایی با وزیر و گرفتن حکم شان، نیاز به صحبت با وزیر داشتن و البته نیازمند مترجم عربی به فارسی. رایزن ! فرهنگی ! ایران ! نیاز به مترجم فارسی داشت(۳ تا ! ).
لینک مطلب از وبلاگستان:
ایران سوزی به سبک سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
چندی پیش یک دانشجوی روس مقیم آمریکا که در رشته روابط بین الملل مشغول به تحصیل است، طی تماسی اینترنتی از من خواست تا برایش مطالبی در خصوص معرفی ایران به زبان انگلیسی پیدا کنم. ازقضا و بدون هیچ گونه ذهنیتی ، برای پیدا کردن یک معرفی مناسب و رسمی ، تصمیم گرفتم از بخش انگلیسی سایت سازمانی استفاده کنم که وظیفه اش فعالیت های فرهنگی در خارج از کشور و معرفی ایران و اسلام است. شاید درست حدس زده باشید : سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی.
وارد صحفه اصلی سایت شدم و سپس روی بخش ایران کلیک کردم.
اولین جمله ای که در این صفحه نوشته شده است ، جمله ی ذیل است :
Iran was one of the first countries to be occupied by the early Islamic armies which burst out from Arabia in the seventh century.
ایران یکی از اولین کشورهایی بوده است که توسط ارتش های نخستین اسلامی که از عربستان خارج شدند، در قرن هفتم به اشغال در آمد!.
بد نیست بگویم که موضوع درخواست این دانشجوی روس مربوط می شود به اوایل ماه ژانویه ی امسال که با تغییر و تحولات در این سازمان مقارن می شد ، فلذا در آن موقعیت تصمیم گرفتم موضوع را در وب نگاشت مطرح نکنم وآن را به مسولین محترم فرهنگی این سازمان از طریق رایزنی فرهنگی ایران در مسکو اطلاع دهم و این کار را نیز کردم.اما با گذشت شش ماه ، هنوز هیچ تغییری در مطالب نوشته ی شده صفحه ی معرفی ایران سایت سازمان حاصل نشده است.مجددا نیز دو هفته ی پیش این موضوع را به معاون رایزنی فرهنگی ایران در مسکو اطلاع دادم و باز هم اتفاقی نیفتاد.
قصد ندارم نسبت به عملکرد این سازمان نقدی و یا مطلبی بنویسم ، نقدی که به جد می توان گفت مثنوی هزار دفتر می شود و مهمتر از آن متاسفانه غیر موثر بودن آن است ، چرا که افراد مختلف و مطرحی از درون و برون این سازمان فرهنگی ، هزاران نقد در سایت هایی با میلیون ها بیننده نوشته اند اما تاثیری نداشته است ، حال چه توقعی است که یک وبلاگ با میانگین بازدید روزانه 50 نفر تاثیر گذار باشد ، هرچند، بعضاً ، همین بازدید 50 نفره مشکلاتی را برایم فراهم کرده است.دغدغه شخصی خودم نسبت به مسائل جاری کشور ، معرفی کشورم و نیز علاقه ی شخصی ام به مسائل و موضوعات فرهنگی شاید مهمترین عوامل برای انتشار و نگاشتن در خصوص این موضوعات باشد.
به شخصه معتقدم کار فرهنگی در درجه ی اول نیاز به دو فاکتور اصلی 1- استراتژی فرهنگی و 2- به کار گیری اشخاص فرهنگی دارد.نگاه به فعالیت های فرهنگی ایران در خارج از کشور در مقایسه با فعالیت های سایر کشور ها ، به خوبی بیانگر نبود یک استراتژی تدوین شده و بلند مدت با مد نظر داشتن "دیربازده بودن فعالیت های فرهنگی" است.
کار فرهنگی علاوه بر فاکتور معلومات فرهنگی ، نیاز به خوش سلیقگی فرهنگی نیز می باشد.تبلیغات به عنوان یک حرفه در دنیای امروز بدون شک افراد متخصص در این حوزه را می طلبد و صرفا اشخاصی که در رشته ای نا مرتبط با این موضوع فعالیت داشته اند ، از عهده ی این کار برنخواهند آمد و همانطور که می ملاحظه می کنیم : غالبا به ضد تبلیغ نیز منجر می شود.
موضوع تهاجم فرهنگی که به عنوان شاه بیت مسائل فرهنگی کشور مطرح است ، در درجه اول مستلزم دفع این تهاجم از درون کشور و اتفاقا از درون نظام فرهنگی- دولتی کشور است.
مدیران نالایق و بد سلیقه ، ناتوانی در هضم پارادکس های موجود ایرانی - اسلامی در بحث تبلیغ و نیز محافظه کاری های مسدود کننده تحت عنوان "ملاحظات" عواملی است که گریبانگیر این سازمان و کلا ساختار ویران دولتی فرهنگ کشور است.
جالب توجه است که غالب مدیران این سازمان نسبت به عملکرد آن نقد دارند و همین جماعت غالب ، کاری را از پیش نمی برند.اینجا است که موضوع "تکلیف گرایی" و "نتیجه گرایی" در تبلیغات فرهنگی مطرح می شود.
اگر سری به مراکز فرهنگی سایر کشور ها در همین شهر مسکو بزنیم و مقایسه ای با فعالیت های فرهنگی رایزنی فرهنگی ایران انجام دهیم ، به خوبی می توان نسبت "تکلیف گرا " و یا " نتیجه گرا " بودن این سازمان فرهنگی قضاوت کرد.
لینک مطلب از مرجع اصلی:
هاشم زاده هریسی نماینده مجلس خبرگان رهبری :
هنر اینست که مهر و محبت انسان شامل منتقد باشد بایستی با مهر و محبت به منتقدین جامعه را شجاع ساخت متاسفانه جامعه را پادگان ساخته ایم پادگان ساخته ایم یا جمهوری اسلامی؟ چه کسی انقلاب را به نام ایشان زده است ؟ سند انقلاب را اینها از کجا به نام خود مصادره نموده اند؟ آیا در راه این انقلاب ناخن داده اند؟ انصاف هم چیز خوبی می باشد باید به دیگران هم حق بدهیم.
================
لینک مطلب از خبرگزاری فارس:
آیت الله مکارم شیرازی:
سوء مدیریت اقتصادی در کشور احساس میشود

لینک مطلب در سایت خبری تابناک:
به گزارش آفتاب به نقل از پایگاه اطلاع رسانی اعتماد ملی (سهام) مهدی کروبی طی سخنانی در اختتامیه نشست دو روزه روسای مناطق حزب اعتماد ملی خطاب به روسای استانی این حزب اظهار کرد: «شرایط سختی داریم و تلاش و کوشش در این شرایط ارزشمند است. امکانات زیادی نداریم و با هجمههایی که از گوشه و کنار به ما وارد میآید، شرایط نامساعدی داریم اما این زندگی سیاسی طبیعی است و آنقدر بدنمان آسیب خورده که این مسایل برای ما عادی است».
وی افزود: «ما با دوستان زیادی ارتباط داریم اما بسیاری از آنها نمیخواهند وارد تشکیلات شوند و احتیاط میکنند.
بخش اعظم این نگرانیها مربوط به این است که صلاحیتشان رد شود یا شغلشان را از آنها بگیرند. کما اینکه افرادی بودهاند که به خاطر نزدیکی به حزب، کارشان را از دست داده اند به هر حال باید تحمل کرد و ما از این تلاشها تقدیر و تشکر میکنیم».
وی خاطرنشان کرد: «در شرایط فعلی مهمترین موضوع ما، کار تشیکلاتی و حزبی است، صریح و روشن بگویم؛ وقتی این کار را برنامهریزی کردم (تشکیل حزب اعتماد ملی) طبق معمول متعارف، من نباید این کار را میکردم اگر زمان اول انقلاب بود و ما هم میانسال بودیم و رهبران حزب هم شخصیتهایی مثل بهشتی و هاشمی بودند وضعیت تفاوت میکرد اما با اوضاعی که در کشور بود من احساس کردم ناچارم آنچه آبرو، پشتوانه و عقبه خودم است متعلق به جمهوری اسلامی است و باید آن را در این راه مصرف کنم. بزرگانی هم مکرر به من توصیه کردند که تو خودت را منحصر به یک حزب نکن؛ زیرا کار حزبی برای شما خطرناک است و ممکن است برخی افراد از حزب شما سوءاستفاده کنند؛ اما من احساس کردم در دو راهی هستم یا باید کار سیاسی کنم یا کنار بروم».
دبیرکل حزب اعتماد ملی یادآورشد: «بالاخره من تصمیم گرفتم حرکت جدیدی را شروع کنم، زیرا احساس کردم نسبت به امام(ره)، کشور، شهدا، سابقه خود و حتی نسبت به کسانی که در انتخابات ریاست جمهوری به من رای دادهاند، تعهد دارم؛ لذا حزب اعتماد ملی را تشکیل دادم. کار ما هم کار حزبی و تشکیلاتی است. ممکن است با بسیاری افراد ارتباط داشته باشیم، اما آنها نخواهند وارد کار تشکیلاتی و حزبی منسجم شوند. در آن صورت رفاقت ما بر سر جای خود خواهد بود؛ اما کسانی که داخل حزب هستند باید دیدشان به حزب باشد و کارها را به صورت حزبی انجام دهند».
وی در ادامه با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری نهم گفت:« اقبال عظیم مردم به ما اصلاحطلبان، تبلورش در انتخابات ریاست جمهوری آقای خاتمی بود اما بعد از ایشان آقای احمدینژاد بر سر کار آمد من این را ساده نمیبینم که فردی با سابقه انقلابی که دو دوره رییس مجلس است، داوطلب ریاست جمهوری است، اما کسی دیگر رای میآورد که چندان سابقهای هم ندارد».
دبیرکل حزب اعتماد ملی با تاکید بر " اینکه در انتخابات ریاست جهموری دهم باید فعالیتها به طور کامل در اختیار حزب باشد" گفت: «نمیشود جای دیگر به ما خط بدهند، یادتان باشند که کار تشکیلاتی آبرو و سرمایه معنوی ماست. تا کار حزبی نشود اگر پیروزی هم نصیبمان شود باز وضعیت به همین منوال خواهد بود. البته ما باید ارتباط تنگاتنگی با دیگر احزاب اصلاحطلب داشته باشیم اما قطعا به حزب خود بیش از پیش باید اهمیت دهیم».
وی افزود: «شاهد خواهیم بود همان قضیهای که در انتخابات ریاست جمهوری نهم اتفاق افتاد با شرایطی دشوارتر تکرار میشود ما اکنون چیزی در اختیار نداریم باید سخت بایستیم. ممکن است بتوانیم قدرت را به دست بگیریم و ممکن است نتوانیم. من قبل از انتخابات مجلس هشتم گفته بودم که به هر حال بعد از انتخابات، هم رویش داریم و هم ریزش. به هر حال کار ما یک کار دراز مدت است و باید یک فکر و اندیشه را جا بیندازیم، تا روزی که جمهوری اسلامی برقرار است و صحبت از رای مردم میشود و مسوولانی هم سرکار هستند که گرچه به آنها اشکال داریم مورد قبولمان هستند، فعالیتمان را رها نمیکنیم زیرا انقلاب متعلق به همه است».
کروبی در ادامه گفت:« یک تشکیلات حزبی باید مستقل تصمیم بگیرد البته نباید اختلافی میان احزاب اصلاحطلب بیافتد دوستیهایمان به جا خواهد ماند اما توجهمان باید به حزب و تشکیلات خودمان باشیم نمیتوانیم وارد کاری شویم که نمیدانیم آخرش چه میشود وارد انتخاباتی نمیشویم که ندادیم قرار است چه اتفاقی در آن بیافتد حتما باید با دیگران هم تعامل داشته باشیم اما نباید کارتشکیلاتی و حزبی را هم فراموش کنیم».
دبیرکل حزب اعتماد ملی همچنین خطاب به اعضا و روسای استانی این حزب گفت: «من اشکالها و ضعفها را میپذیرم، اما واقعیت این است که با توجه به موانع و مشکلات باید به کار و تلاش دیگران اهمیت دهیم و کمک کنیم تا به نقطه خوبی برسیم. شما هم باید بیش از پیش به حزب اهمیت دهید و برای آن وقت بگذارید».
همچنین دبیر کل حزب اعتماد ملی با اشاره به سخنان اخیر فرمانده کل سپاه مبنی برتجدید نظر در ماموریت ها و ساختار داخلی سپاه پاسداران خواستار توضیح فرمانده کل سپاه درباره انگیزه این تغییرات شد .
وی گفت : « اصل و کلیت این موضوع را قبول داریم که وظیفه سپاه پاسداران حفاظت از اصل انقلاب اسلامی است اما به نظر می رسد که ایشان در صحبت های خود بر این موضوع تاکید کرده اند که سپاه تنها نیرویی نظامی نیست و آیا می توان از صحبت های فرمانده محترم سپاه این چنین برداشت کرد که سپاه می تواند در مسائل سیاسی چون انتخابات دخالت کند . آیا منظور این است که اگر دو نفر در عرصه انتخابات به رقابت با یکدیگر می پردازنند باید این نیرو به نفع یک نفر وارد عرصه شود . این موضوع نگرانی هایی را برای من ایجاد کرده است ».
وی افزود :« باید در این باره توضیح داده شود که منظور از تجدید نظر در ساختار سپاه چیست آیا منظور دخالت دراموری مثل انتخابات است بنابراین باید در این مورد توضیح دهید تا شائبه ای در این باره ایجاد نشود ».
سخنان اخیر احمدی نژاد در جمع طلاب مشهد که گفته بود اعتقادم بر این است که امام زمان دارد مدیریت می کند نیز مورد انتقاد مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتمادملی قرار گرفت .
کروبی با اشاره به سخنان وی گفت: « به نظر من اکنون مسئله ای عقیدتی برای ما ایجاد شده است و اوضاع به گونه ای شده که رییس جمهور محترم می فرمایند امام زمان (عج ) کشور را مدیریت می کند و این جای بسی تعجب دارد».
وی تصریح کرد : «هر دولتی که بر سر کار می آید ما از خدا می خواهیم که این دولت موفق شود ولی همواره هر دولتی با مشکلاتی روبه رو است ».
کروبی افزود : « امام (ره) دارای خصوصیات و ویژگی هایی اخلاقی خاصی بودند و ایشان به عنوان یک مرجع تقلید و ولی فقیه الگوی همه قرار داشتند ولی امروزه به گونه ای به تعریف خصایص امام (ره ) می پردازنند جوانانی که ایشان را ندیده اند تصور دیگری از خصایص حضرت امام (ره) در ذهنشان ایجاد می شود» .
وی افزود : « امروز نه تنها دیگر درباره حضرت امام (ره) صحبت نمی کنند بلکه اعلام می کنند که امام زمان (ره) مدیریت می کند ، و این در ذهن مردم ایجاد می شود که آیا اینکه قیمت مسکن از سال گذشته تا به حال دو برابر شده است و اینکه مردم از تورم و گرانی آزار می بینند به علت مدیریت امام زمان (عج) است. خدا بیامرزد پدر آقای مصباحی مقدم را که در این باره موضع گیری کردند و به اعتراض پرداختند ».
وی گفت : «ما نباید مسائل را با یکدیگر قاطی کنیم . من زمانی که مدیر مجلس بودم یا در بنیاد شهید حضور داشتم و یا اینکه مدیر حج بودم همواره دعا می کردم که خداوند مرا هدایت کند . بنابراین هر اتفاقی که بیافتد بر عهده مدیریت ماست» .
وی با اشاره به سخنرانی احمد نژاد در دانشگاه کلمبیا و مواضعی که در این مورد گرفته است گفت : « باید بگویم چند دیپلمات ایرانی به خاطر ان موضوع ضمن ابراز تاسف به من گفتند که آن سخنان آبروی ما را برد. با این همه آقای رییس جمهور می گویند که در ان ماجرا امام زمان (عج ) مسئله را هدایت می کرد» .
کروبی خطاب به احمدی نژاد همچنین گفت :« بهتر است مشکلات را به خشکسالی، به آمریکا و یا دولت های پیشین حواله دهید این راه منطقی تر وساده تر است».
دبیر کل حزب اعتمادملی افزود : «با این اوصافی که شما از امام زمان (عج ) می فرمایید عدهای خواهند گفت آقایی که هنوز نیامده مدیریتش این چنین است بعد هم که بیاید چه خواهد شد. و این با اعتقادات ما سازگار نیست مسائل فلسفی و اعتقادی برای برخی از مردم ملموس نیست اما همه آنها وضعیت خراب اقتصادی را کاملا درک می کنند و هر کس که بگویید اوضاع خوب است برای آنها قابل قبول نخواهد بود ».
دبیرکل حزب اعتماد ملی در پایان گفت:« هنوز برای انتخابات ریاست جمهوری تصمیمی نگرفتهام و آنچه نهایتا مورد نظر ما خواهد بود، تصمیم حزب است.
آقای شهردار این تصاویر را دیده اید؟
آقای شهردار این تصاویر را قبلا دیده اید؟
تصاویر کودکانی که بخاطر آتش سوزی در مدرسه و به خاطر نبود بخاری گازی و امکانات گرمایشی مناسب به این شکل افتادن ...
آیا ما کم حافظه شده ایم؟ آیا جناب شهردار یادی از این عزیزان کرده اند؟
آیا کمک به مردم روستایی و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل بخشش برای کشورهای دیگه واجب تر نیست؟
و خیلی پرسش های بی پاسخ دیگه ...












برق نگاه معصومشان با قابهای چوبی در دست که در آن چهرههایی متفاوت از تصویر فعلیاشان را نشان میداد، آتش به دلمان زد.
عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نباید یک بخاری استاندارد در کلاسشان میبود، و انگشتهای ذوب شده نرگس در کنار کتاب فارسی کلاس سوم ما را ناخودآگاه به یاد حسنک کجایی، تصمیم کبری، روباه و خروس و دهها درس خاطرهانگیز دیگر این دوره انداخت.
نمیدانیم وقتی به درس پترس فداکار میرسند، چه تصویری از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتی نمیدانیم آیا به خاطر گرمی مشعل دهقان فداکار، او را دوست میدارند.
دخترکان و پسرکانی با قابهای بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج میزند، بچههایی که رنگ نداشته دیوار خانهاشان حکایت از جیب خالی والدینشان برای هزینههای سرسامآور درمان دارد و نمیدانیم چرا تا به امروز گرههای چروک چهرههایشان که قرار بود ترمیم شوند، هنوز باز نشده است و این پرسش که آیا در میان سیل پزشکان این مرز و بوم کسی حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمی برای صورتکان این بچهها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.
نرگس در روستایشان میماند، به دنبال مرغ خانهاشان میدود تا شاید با سر و صدای مرغ و خروسهای خانه بتواند اندکی خود را تخلیه کند.
نرگس در کنار دیگر بچههای قربانی غفلت ما در کنار بچههای روستا برای گرفتن یک عکس حاضر میشود اما او برای عکاس نمیخندد.
نرگس دفتر مشقش را باز میکند، به زحمت و با کمک دست دیگر مداد سیاه را در دست میگیرد و در سطر اول مینویسد: ای کاش کلاسمان آتش نمیگرفت
حرفه ای شدن بخشی از ضرورتهای امروزی است. حرفه ای شدن یعنی رفتار تخصصی و توجه جدی و با برنامه که معمولا بصورت فعالیت تمام وقت بروز میکند.
همانطور که مدیریت جامعه یا همان سیاست نیازمند حرفه ای شدن است٬ کشاورزی نیز بایستی حرفه ای شود.
کشت دیم نیز با مدیریت دیمی ممکن نیست.
لینک مطلب از وبلاگ محیط زیست کیش:

محمد درویش هفته گذشته د رنشست هم اندیشی وبلاگ نویسان محیط زیست لحظات کوتاهی صحبت کرد . درویش در این سخنرانی به حکایت تخریب محیط زیست در آرژانتین پرداخت و خاطر نشان کرد که ایران هم در تخریب طبیعت چیزی کم از ارژانتین ندارد . وی همچنین به بخش هایی از سخنان دکتر فرود شریفی رییس سازمان جنگلها اشاره کرد و با انتقاد از ایشان گفت : "یادمان باشد وقتی روزی روزگاری به مسوولیتی رسیدیم و جایگاهی حقوقی یافتیم دغدغههای خود را فراموش نکرده و نگوییم: «اگر بخواهیم به ملاحظات زیستمحیطی پایبند باشیم و حفظ طبیعت را در الویت نخست خویش قرار دهیم باید همه کارهای کشور را تعطیل کنیم.»
متن کامل سخنرانی ایشان روز شنبه در روزنامه کارگزاران با عنوان " بادها نامساعدند" به چاپ رسید . حتما بخوانید.
بادها نامساعدند
آلبرت اینشتین، هنگامیکه مامور قطار از وی تقاضای بلیط کرد شدیدا به فکر فرو رفت. پس از مدتی جستوجوی خستهکننده در جیبهایش، برنده نوبل با عجله چمدانهای خود را از تاقچه پایین آورد. مامور قطار او را شناخت و گفت: «نگران نباشید پروفسور من مطمئن هستم دانشگاه پرینستون پول بلیط دیگری را برای شما خواهد پرداخت.» اینشتین پاسخ داد: «مرد جوان! من نگران پول بلیط نیستم من میخواهم بدانم به کجا میروم !!»
محمد درویش، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع، هفته گذشته در جمع وبلاگنویسان زیستمحیطی با این مقدمه سخنرانی خود را درباره محیطزیست و اینکه چرا باید حفظ طبیعت برای هر یک از ما دغدغه باشد، آغاز کرد. او با این مثال در واقع سعی داشت تا از دولتمردان ایرانی بپرسد که قطار توسعه کشور که این روزها گویا ترمز هم بریده و با سرعتی وصف ناشدنی در حال حرکت است، سرانجام به کجا خواهد رسید؟ و آیا آنها که بیتوجه به سرنوشت محیطزیست و منابع طبیعی فقط به احداث کارخانجات و صنایع آلاینده نفت، گاز، سیمان، پتروشیمی، جادهسازی و سدسازی میاندیشند آیا خود میدانند که در انتها به کجا میرسند و چه چیزی در طبیعت باقی میگذارند؟
هر چند او این پرسشها را بهطور مستقیم مطرح نکرد اما مثالی که در ابتدای سخنانش در جمع وبلاگنویسان محیطزیستی به زبان آورد و ادامه سخنانش، در واقع همین پرسشها را با زبان بیزبانی طرح میکرد. محمد درویش، مدیر تارنمای «مهار بیابانزایی» و نخستین وبلاگنویس محیطزیست ایران است که ورودش به فضای مجازی در نخستین روزهای سال 84 مقدمهای شد برای ایجاد یک جنبش زیستمحیطی در فضای مجازی. او اندیشه کاستن از «شتاب افت کارایی سرزمین» و «مهار جریان ویرانگر بیابانزایی در ایران» را ترویج و از نگاه یک سویه و افراطی به حفظ محیطزیست هم پرهیز میکرد. بدون شک مهمترین نقطه قوت او در ترویج فرهنگ زیستمحیطی در بین بلاگرهای ایرانی، همین بود که در عین حال که از زیستمندان و طبیعت دفاع میکرد به وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه هم توجه داشت. همین امر باعث شد تا خیلی زود مخاطبانی را برای تارنمای مهار بیابانزایی جمع کند که شاید تنها طیف محدودی از آنها متخصص در علوم طبیعی و محیطزیست بودند و مابقی در بین سایر اقشار مردم و متخصصان با گرایشهای مختلف علمی، هنری، اقتصادی، اجتماعی و. . . بودند.
تارنمای مهار بیابانزایی هفته گذشته در روزی که به نام زمین نامگذاری شده بود و همزمان در بیش از 140 کشور جهان این روز را جشن میگرفتند به عنوان یکی از برترین وبلاگهای زیستمحیطی ایران انتخاب و معرفی شد. وی سپس ادامه داد: محیطزیست همه آن چیزی است که به واسطهاش میتوانیم «زندگی» کنیم و نه اینکه فقط زنده باشیم و «زنده»گی کنیم. حفظ محیطزیست و پاسداری از یگانه بستر شناخته شده حیات در گیتی، یعنی کره زمین، نه فقط آرمانی است ارزشمند بلکه خردمندانهترین کاری است که هر یک از اهالی زمین باید در الویت وظایف و مسوولیتهای خویش قرار دهد و ما به عنوان یک ایرانی باید افتخار کنیم و به خود ببالیم که در سرزمینی زیست میکنیم که ارزش هر هکتار از خاکش 22 برابر میانگین ارزش هر هکتار از خشکیهای زمین است.
به گفته او مطابق ستادههای به دست آمده از پژوهشی که توسط یک گروه 13 نفری از دانشمندان شناخته شده بینالمللی در سال 1996 به انجام رسید، ارزش تجاری طبیعت برابر با 30 تریلیون دلار برآورد شده است که اخیرا دکتر مخدوم به نقل از «آلونسو» این رقم را 33 تریلیون دلار اعلام کرده است. در این صورت موقعیت ممتاز ایران با این توصیف آشکارتر میشود چرا که بهرغم دارا بودن تنها 32/0 درصد از مساحت کره زمین، (بر مبنای گزارش سال 1993 بانک جهانی) کشور ایران حدود 7 درصد از کل ذخایر طبیعی جهان را به خود اختصاص داده است. به بیانی دیگر ایرانیان وارث سرزمینی هستند که ارزش متوسط هر هکتار آن حدود 22 برابر میانگین جهانی است، سرزمینی که مواهب کمنظیر آن، نه فقط به نسل امروز و نه حتی به آیندگان این بوم و بر، که متعلق به نوع به بشر است و میراثی جهانی است.
محمد درویش خاطرنشان ساخت: چنین است که هر چقدر از محیطزیست بگوییم و به دفاع از آموزههای پایداریاش در زیستمحیط ارزشمند و ناب وطن اصرار ورزیم کم است و درست به همین دلیل است که تولد ابزار نوین نگارش مجازی را باید به فال نیک گرفت و کوشید تا این طفل نوپای دیجیتال اما سریعالرشد و پرنفوذ را به خدمت ارتقای محتوای آثار فارسی ثبت شده در حوزه محیطزیست رساند. به راستی این کدامین ابزار است که بتواند با سرعتی برابر دست نوشتههای وب، تمامی پهنه زمین را درنوردد و تو را در کسری از ثانیه با محتوای اندیشههای هم زبانی دیگر در آن سوی اقیانوس اطلس و یا در آباد بومی ناشناخته در بشاگرد آشنا سازد و تعاملی دو سویه و افزاینده را جان دهد؟! پس یادمان باشد برای حفظ محیطزیست باید بر دانش عمومی ایرانیان و نه لزوما نخبگان جامعه بیفزاییم و اینک یکی از مردمیترین و گستردهترین ابزارها بهرهگیری از وبلاگ و عضویت در جامعه مجازی ایرانیان در وبلاگستان فارسی است.
وقتی زنده یاد سهراب سپهری در سالهای میانه دهه 40 شمسی، قطعه مشهور «آب را گل نکنیم در فرودست انگار کفتری میخورد آب» را سرود یک منتقد مشهور ایرانی نقدی پر سرو صدا برآثار او نوشت و او را خطاب داد: «در شرایطی که آمریکا در ویتنام بمبهای ناپالم میریزد و آدم میکشد تو نگران آب خوردن یک کبوتری؟» سپهری چنین پاسخش داد: «دوست عزیز ریشه قضیه در همین جاست. برای مردمی که از شعر نمیآموزند که نگران آب خوردن یک کبوتر باشند آدمکشی در ویتنام یا هر جای دیگر بدیهی است.»
در همین ارتباط خالق کتاب توسعه به مثابه آزادی میگوید: یکی از دلایل عقبماندگی هند از چین غفلت از توسعه آموزش ابتدایی و متوسطه در هند بوده است. این برنده نوبل اقتصاد در سال 1998 معتقد است که ارتقا آموزش و پرورش همگانی و نه نخبهخیز، سنگ بنای دستیابی به توسعه اقتصادی است.
در نخستین سالهای آخرین دهه قرن بیستم، لستر تارو، یک اقتصاددان مشهور آمریکایی که سمت مشاور اقتصادی کلینتون، رئیس جمهور وقت ایالات متحده را نیز بر عهده داشت به صراحت اعلام کرد: «در قرن بیست و یکم فقدان منابع طبیعی در یک کشور ممکن است مزیتی باشد.» در آن زمان آرژانتین هنوز یکی از سفیدترین کشورهای آمریکای لاتین محسوب میشد، کشوری که تارو در صفحه 48 از کتاب خویش منابع طبیعی انبوهش را با ژاپن مقایسه میکند که از منابع طبیعی اندکی نسبت به آرژانتین برخوردار است و میگوید: بهرغم برخورداری از چنین منابعی آرژانتین فقیر است و ژاپن ثروتمند. اینک از زمان مقایسه تارو حدود 16 سال میگذرد، دراین مدت قدرتمندترین کشور آمریکای لاتین تلاش کرد تا با اجرای مقلدانه سیاستهای اقتصادی نهادهایی نظیر بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، بدون تطابق آن با ویژگیهای بومی سرزمین خویش، جهتگیری سرمایهگذاری و پژوهشی خود را به سمت تولید ابزارهای انسان ساخته ( Mam Made )، تغییر دهد. در این راه نیز از حراج اندوختههای طبیعی هراسی به دل راه نداد و سرمایههای مادی و معنوی چندانی نیز برای حراست از این منابع در نظر نگرفت. چرا که آنها سخنان تارو و امثال آن را چنین دریافته بودند که «راه ثروتمند شدن از طبیعت نمیگذرد» نتیجه آنکه کشوری که که در آغاز دهه نود میلادی میشد آن را دستکم با ژاپن قیاس کرد، در آغاز نخستین دهه از هزاره سوم میرفت تا با جمهوریهای ورشکسته آسیایمیانه مقایسه شود، کشوری که کسی قادر به اداره آن نبود در کمتر از یکماه 5 رئیس جمهور عوض کرد و بیسامانی را بدانجا رسانده که هم اینک هر کودک آرژانتینی در بدو تولد ناگزیر است سنگینی 4 هزار دلار بدهی خارجی را بر دوش خویش تحمل کند آن هم سرزمینی که تا چندی پیش درآمد سرانه ساکنانش به حدود هشت هزار دلار در سال بالغ میشد !
وی سپس وضعیت نابسامان منابع طبیعی ایران را مشابه آرژانتین عنوان کرد و از این سخن رئیس جمهور مبنی بر اینکه «منابع طبیعی سد راه توسعه شده است» انتقاد کرد. عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع سپس ادامه داد: این را گفتم تا یادمان باشد وقتی روزی روزگاری به مسوولیتی رسیدیم و جایگاهی حقوقی یافتیم دغدغههای خود را فراموش نکرده و نگوییم: «اگر بخواهیم به ملاحظات زیستمحیطی پایبند باشیم و حفظ طبیعت را در الویت نخست خویش قرار دهیم باید همه کارهای کشور را تعطیل کنیم.»
این جمله، در واقع بخشی از سخنان دکتر فرودشریفی، رئیس سازمان جنگلها و مراتع است که 50 روز قبل در هفته منابع طبیعی خطاب به منتقدانش عنوان کرد! محمد درویش همان روز از بیان صریح چنین دیدگاهی توسط عالیترین مقام مسوول جنگلها و مراتع در کشور ابراز تاسف کرده بود و در تارنمای مهار بیابانزایی نوشت: «در حقیقت، دکتر فرود شریفی، دومین رئیس سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور در زمان صدارت مهندس اسکندری بر صدر وزارت جهاد کشاورزی، همان حرفی را زد و در را بر همان پاشنهای چرخاند که سالهاست دیگر مدیران ناآشنا با ملاحظات زیستمحیطی عنوان کرده و میکنند و علنا از محیطزیست با عنوان «محیط ایست» نام میبرند.»
محمد درویش سپس یادآور شد: باور کنید «اگر در بزرگراهی مسیر اشتباهی را طی میکنیم، آهسته کردن گامها، دردی را دوا نمیکند» باید هر چه زودتر ایستاد و دور زد. البته به شرط آنکه مانند ناخدای کشتی سنگور، مسیر را گم نکرده باشیم ! چه در آن صورت «برای ناخدایی که نمیداند کشتیاش به کدام بندر رهسپار است، هر بادی نامساعد است. امیدم این است که اندیشههای منتشر شده دوستان و هموطنان فرهیخته سبز اندیشم، بتواند هر چه بیشتر هم مسیر درست را نشان دهد و هم باد مساعد را شناسایی نماید.
+ نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 14:54 توسط مژگان جمشیدی
بنظر شما بزرگترین مشکل در کشور ما به چه حوزه ای مربوط است؟
الف:
سیاسی؟
اقتصادی؟
فرهنگی و اجتماعی؟
ب :
بی تدبیری در سطح مدیریت کلان کشور و تعیین مدیران و تصمیم گیرندگان؟ (سیاسی)
ناتوانی مدیران اقتصادی کشور؟(اقتصادی)
عدم همراهی مردم با مسئولان(اجتماعی)
مشکلات طبیعی مانند خشکسالی و زلزله
موارد دیگر
ج :
مشکل اصلی ما ریشه در مسائل داخلی ندارد و از بیگانه و خارجی سرچشمه میگیرد؟
د :
اصلا در کشور مشکلی نداریم که بزرگترین داشته باشد.
بی دینی
گاهی در قلب و روح و احساس
گاهی در اندیشه
و گاهی در رفتار و عمل ما
خانه میکند.
دانش بعلاوه فطرت پاک نگهداشته شده ی انسانی٬ لاجرم به دینداری منتهی میشود.
=========================
اسلام گرایی ... حق گرایی ... اصلاح گرایی ... آیین الهی است.
============
دانش و خرد و تدبیر با دیانت رابطه نزدیکی دارند. حقیقت دین نزد دانشمندان و علما و خردمندان بهتر فهم میشود و ملازمتی ویژه میان دیانت حقیقی و علم و خرد واقعی برقرار است. اگر در جایی علم را در برابر دین می بینید٬ یا آن علم نیست یا این دین نیست. یا هر دو.
===================
جهان هستی اعم از طبیعت و جامعه و هر آنچه هست از غیب و شهود٬ بر اساس تدبیر اداره میشود. آنگاه که بی تدبیری انسان بر روابط حاکم میشود٬ اختلالی ایجاد میشود که عرصه های مختلف هستی را به تباهی میکشد.
در سالهای نخستین پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران٬ بطور طبیعی صاحب منصبان اصلی کشور و هزاران مستشار خارجی کنار گذاشته شدند و جوانان پر انرژی و علاقمند و انقلابی بر کارهایی گمارده شدند که نیاز به تخصص و تجربه ای داشت که وجود نداشت. چاره نبود.
در این میان دانشجویان که شجاعت انقلابی داشتند و در مبارزات منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی نیز نقش قابل توجهی داشتند٬ در رشته های تخصصی خود یا بصورت عمومی خلا حضور کارشناسان و مدیران ارشد را پر میکردند با اینحال صدماتی نیز از ناحیه کم تجربگی متوجه کشور شد که ناگزیر می نمود.
اگر در سالهای نخستین انقلاب اسلامی٬ استفاده از متخصصین متعهد به راحتی ممکن نبود٬ امروز ایران اسلامی هزاران متخصص متعهد تربیت کرده است. کنار گذاردن تجارب مدیریتی و کارشناسی به تنهایی مشکلی عظیم برای کشور ایجاد میکند.
عقل و تدبیر حق مسلم ماست.
دولت محترم نهم همچنان میتازد:
آقای دکتر الهام سخنگوی محترم دولت فرمودند که ساعتها در سال آینده نیز تغییر نمیکند.
آقای رئیس جمهور هم از بی ترمز بودن قطار هسته ای خبر دادند.
اوضاع جالبتر هم میشود. کمی صبر میکنیم. اگر نکنیم چکار کنیم!؟







|
|
|
|
انا لله و انا الیه راجعون ----------- این از خبر مسئولانه پرشین بلاگ و حالا از حرفهای غیرمسئولانه! خودم: چرا حوادث طبیعی در کشور ما اینهمه مشکل به دنبال خود دارند؟ چرا در باره این امور اصلاحی صورت نمیگیرد؟ چرا اینقدر چرا میگوییم و نتیجه کافی ندارد؟ چرا اینقدر چرا چرا میکنیم؟ ..................... با کمال تاسف جواب همه این چراها به یک موضوع واحد بر میگردد: بی تدبیری و بی سامانی سازمان یافته.
|
|
ملک و دارایی های منقول و غیرمنقول بدلیل حس نا امنی در بازار سرمایه نقش بیشتری در حیات اقتصادی ایارن بازی میکند. ترجیح روشنی به داشتن دارایی بجای سرمایه و کناره گیری بجای فعالیت وجود دارد. ریسک بالاست. حتی سرمایه هم متاثر از این بیماری و البته ویژگی های ذاتی سرمایه خیلی سریع تب میکند یا میگریزد. سرمایه فعال کشور چرا باید تهدیدات متنوع موجود را تحمل کند؟ درسته. دلیلی ندارد. ظهور شرکتهای متعدد ایرانی در کشورهای همسایه بی دلیل نیست. منابع مالی و انسانی ایرانی کافی است به فاصله چند دقیقه از کشور دور شود تا شرایطی متفاوت را تجربه کنند. اینجاست که باید به هوش! و ذکاوت! و کارآمدی! مدیران کشور و استفاده همسایگان هوشیار احسنت! گفت.
اندیشه (۱٢۳٥) انتخابات دهم (٧۸۱) خاتمی (٦٢٢) عکس (٥٥۸) کروبی (٥٥٥) وبلاگستان (٥٤۱) خبرستان (٤٥٠) سیاستمداران (٢٩٥) انتخابات دهم (٢٩۳) میرحسین موسوی (٢٧٩) احمدی نژاد و دولت نهم (٢۳٥) دلنوشته (٢٢٧) اسرائیل (۱۸٤) تقلب و تخریب و هتاکی (۱۸٢) روحانیت (۱٧٥) جهان (۱٦٩) نقد و بحث اندیشه (۱٥٩) تدبیر و بی تدبیری (۱٥٤) احمدی نژاد (۱٥٢) رسانه (۱٤٠) احمدی نژاد (۱۳٤) خاطره (۱٢٥) یادبود (۱٢٤) رهبری (۱۱٤) احزاب (۱۱٠) بازداشت و زندان (٩٦) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٩٤) اینترنت (٩۳) میرحسین موسوی (٩۱) ایران (۸٧) آمریکا (۸٦) نقد و بحث اندیشه (۸۳) دین (۸۱) صدا و سیما (٧٩) زنان (٧٧) دروغ و تکذیب و فریب (٧٧) تقلب و تخریب و هتاکی (٧٦) مردم سالاری (٧٥) احزاب و تشکل ها (٧٤) شورای نگهبان (٧٤) پیشنهاد (٧٢) احمدی نژاد و دولت نهم (٧٠) اندیشه و دلنوشته (٦٩) صدا و سیما (٦٧) فاوا (٦٥) امام خمینی (٦۳) اخلاق (٦۳) بی تدبیری (٦۱) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٦۱) خبرنگاران و رسانه ها (٦٠) وبلاگ چیست؟ (٥٧) جامعه مجازی (٥٤) نور (٥٤) حقوق بشر و قضاوت (٥٤) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٥٤) مردم سالاری (٥۱) تاریخ (٥٠) آزادی (٤٩) بازداشت و زندان (٤٩) شعر (٤۸) ظلم (٤٧) انسان و جامعه و هستی (٤٦) نظامیان و انتظامیان (٤٦) تدبیر و بی تدبیری (٤٥) انقلاب اسلامی (٤٥) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٤٤) روحانیت و مراجع تقلید (٤۳) امام خمینی (٤٢) دانشجویان (٤۱) تحزب (٤٠) سایت (٤٠) انسان (٤٠) علی (٤٠) دروغ و تکذیب و فریب (٤٠) هنر (۳۸) روابط ایران و آمریکا (۳۸) انقلاب اسلامی (۳٧) طنز (۳٧) ظلم و استبداد و زور (۳٧) جامعه مجازی و اینترنت (۳٧) حقوق بشر و قضاوت (۳٦) ورزش (۳٦) خبر (۳٦) دروغ و تکذیب (۳٦) هنرمندان (۳٤) خط امام (۳٤) ظلم و استبداد و زور (۳٤) خبرنگاران و رسانه ها (۳٢) محیط زیست (۳٢) گزیده (۳٢) دروغ (۳۱) اندیشه و دلنوشته (۳٠) وبلاگنویسان (٢٩) جهان اسلام (٢٩) شورای نگهبان (٢۸) انتخاب (٢۸) عدالت (٢۸) اصولگرایان (٢٧) امامان (٢٧) شاهان ایران (٢٧) آمار و اقتصاد (٢٧) تغییر اجتماعی (٢٧) دولت نهم (٢٦) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٢٦) پیامبران (٢٦) دانشجویان و دانشگاه (٢٦) اخلاق و ارزش ها (٢٦) ایران و ایرانیان (٢٦) بسیج و سپاه پاسداران (٢٥) انتخابات (٢٥) مرگ (٢٤) نویسندگان (٢٤) قانون و قانون اساسی (٢٤) روابط خارجی ایران (٢۳) روحانیت و مراجع تقلید (٢۳) تروریسم (٢۳) ادبیات (٢۳) داستان (٢٢) اسلام (٢٢) حق و باطل (٢٢) یادبود و بزرگداشت (٢٢) انسان و جامعه و هستی (٢۱) مرگ و زندگی و جامعه (٢۱) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٢۱) شعرا (٢۱) وبلاگ چیست؟ (٢۱) اصلاح طلبان (٢۱) دکتر علی شریعتی (٢۱) امید (٢۱) اصلاحات (٢۱) وبلاگ (٢٠) جوانان (٢٠) شهدا (٢٠) فیلترینگ (٢٠) روابط ایران و آمریکا (٢٠) مجلس شورا (٢٠) ایران و ایرانیان (٢٠) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٢٠) نظامیان و انتظامیان (٢٠) یادبود و بزرگداشت (٢٠) امنیت و امنیت ملی (٢٠) قانون و قانون اساسی (۱٩) فیلترینگ و سانسور (۱٩) قرآن کریم (۱٩) امنیت کشور و امنیت ملی (۱۸) احزاب و تشکل ها (۱۸) سیاست (۱٧) عشق (۱٧) خدا (۱٧) جشنواره (۱٦) ورزشکاران (۱٦) خط امام (۱٦) فلسطین و اسرائیل (۱٦) فیلترینگ و سانسور (۱٥) ادیان (۱٥) امام حسین (۱٥) استقلال (۱٥) حضرت محمد (۱٥) حق و باطل (۱٥) کودکان (۱٤) افراط و تفریط (۱٤) جامعه (۱٤) جامعه مجازی (۱٤) آمار و اقتصاد (۱٤) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (۱٤) نظامیان (۱٤) تغییر اجتماعی (۱٤) تروریسم و خشونت (۱٤) بسیج و سپاه پاسداران (۱٤) رای و انتخابات (۱۳) فرهنگ و آیین و دین (۱۳) مرگ و زندگی و جامعه (۱۳) طنز و کاریکاتور (۱۳) تعامل اجتماعی (۱۳) امام حسین (۱۳) نظرسنجی (۱۳) مهدویت (۱۳) کیهان (۱٢) قانون اساسی (۱٢) قضاوت (۱٢) بخش خصوصی (۱٢) آسیب اجتماعی (۱٢) جامعه مجازی و اینترنت (۱٢) امنیت کشور و امنیت ملی (۱٢) فلسطین و اسرائیل (۱٢) اخلاق و ارزش ها (۱٢) افراط و تفریط (۱۱) اصلاحات چیست؟ (۱۱) خبرگزاری فارس (۱۱) دفاع مقدس (۱۱) بخش خصوصی (۱۱) تهران (۱۱) عقل (۱۱) روشنفکر (۱۱) جشن (۱۱) پرشین بلاگ (۱۱) علم (۱٠) محیط زیست (۱٠) تاجیکستان (۱٠) دفاع مقدس (۱٠) افکار عمومی (۱٠) پیش بینی (۱٠) پیش بینی (۱٠) روابط خارجی ایران (۱٠) شعر و شعرا (۱٠) هنرمندان و مفاخر (۱٠) فرهنگ و آیین و دین (۱٠) شهدا و ایثارگران (٩) مجلس شورا و مجلسیان (٩) هنرمندان و مفاخر (٩) فرهنگ و آیین (٩) تاریخ ایران (٩) انتخاب دهم (٩) دانشجویان و دانشگاه (٩) اعتماد ملی (٩) دعا و نیایش (٩) مهدی موعود (۸) غم و شادی (۸) افکار عمومی (۸) شب یلدا (۸) اقوام و اقلیت ها (۸) حکمت و دانش (۸) انتخابات 24 اسفند (۸) اطلاع رسانی (۸) فرهنگ (۸) نفت (۸) فقر (۸) آیت الله جوادی آملی (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) کیهان و رجا نیوز (۸) انتخابت دهم (٧) تروریسم و خشونت (٧) بخش خصوصی و غیردولتی (٧) چلچراغ (٧) جالب (٧) سفرنامه (٧) دانش (٧) گفتگو (٧) بسیج (٧) فلسطین (٧) حکمت و دانش (٧) قرآن کریم (٧) شاهان ایران (٧) تدبیر (٧) امنیت ملی (٧) جهان اسلام (٦) مرگ و زندگی (٦) خرافه (٦) نفت و گاز (٦) غم و شادی (٦) بی تدبیری (٦) حضرت محمد (٦) مجلس شورا (٦) زندان (٦) بازداشت (٦) گفتمان (٦) محبت (٦) سایت اینترنتی (٦) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (٦) اینترنت و وب (٦) شعر و شعرا (٦) آزادی و انتخاب (٦) تحریم و مشارکت (٦) نظرسنجی و افکار عمومی (٦) مجلس شورا و مجلسیان (٦) کتاب و گزیده (٥) اعتراض و انتقاد و تظاهران (٥) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٥) انتخاب و تقلید (٥) وحدت کلمه (٥) تبلیغات و بازاریابی (٥) حزب اعتماد ملی (٥) تحریم (٥) فاطمه رجبی (٥) قضا و قضاوت (٥) منافع ملی (٥) اطلاع رسانی (٥) تعاملات اجتماعی (٥) آیت الله مصباح یزدی (٥) خلیج فارس (٥) وب فارسی (٥) فطرت (٤) شب قدر (٤) تاریخ اسلام (٤) روشنفکران (٤) خبرگان رهبری (٤) آیت الله جوادی آملی (٤) آسیب اجتماعی (٤) تعامل اجتماعی (٤) فرهنگیان (٤) امام صادق (٤) مهدی موعود (٤) توریسم (٤) حدیث (٤) جمهوری اسلامی (٤) شب یلدا (٤) انرژی (٤) عشق و محبت (٤) همایش (٤) ترانه (٤) عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤) دعا و نیایش (٤) جالب و شگفت انگیز (٤) شهدا و ایثارگران (٤) نظرسنجی و افکار عمومی (٤) تاریخ و میراث فرهنگی ایران (٤) تروریسم و خشونت و ترس (۳) رای و انتخابات و شعار (۳) انتخاب و تقلید و آگاهی (۳) بخش خصوصی و غیردولتی (۳) اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳) ورزش و ورزشکاران (۳) سپاه پاسداران (۳) اصلاحات چیست؟ (۳) موعود (۳) حکایت (۳) زمستان (۳) فاطمه رجبی (۳) اعتماد ملی (۳) دوم خرداد (۳) خبرگزاری فارس (۳) مصاحبه (۳) مرگ و زندگی (۳) امام صادق (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) جهان بینی (۳) ویدئو (٢) منافع ملی (٢) اصول (٢) آیت الله مصباح یزدی (٢) پرشین بلاگ (٢) آموزش و پژوهش (٢) جنگ و صلح (٢) جبر و اختیار (٢) طنز و کاریکاتور (٢) جبر و اختیار (٢) نفاق و ریا (٢) بانک و بیمه (٢) جهل و جهالت (٢) موبایل و تلفن همراه (٢) آیت الله صانعی (٢) خلیج فارس (٢) حضرت فاطمه (٢) تجارت الکترونیک (٢) موسوی (٢) میراث فرهنگی (٢) سلامت (٢) نوروز و بهار (٢) عقل و اندیشه (٢) فقر و فحشا و اعتیاد (٢) اراذل و اوباش اینترنتی (٢) بانک و بیمه (٢) ادیان و مکاتب فکری (٢) خط امام و اسلام ناب محمدی (٢) انتخاب و تقلید و آگاهی (٢) رای و انتخابات و شعار (٢) ورزش و ورزشکاران (٢) وحدت کلمه و تفرقه (٢) نوروز و بهار (٢) مصاحبه و خاطره (٢) عقل و اندیشه (٢) مدیریت و راهبری (٢) ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢) کیهان و رجا نیوز (٢) انرژی و نفت و گاز (٢) تروریسم و خشونت و ترس (٢) فقر و فساد و فحشاء (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) ا (۱) احمدی نژاد و دولت دهم (۱) خد (۱) خبر دستگیری (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) نخبگان و روشنفکران (۱) فیلترینگ و سانسور و مسدودی (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) روحانیت و مراجع تقلید مر (۱) تقلب و تخریب و هتاکی بادامچیان: کمیسیون ماده 10 حق (۱) استقلال و خودباوری (۱) بیگانه ستیزی (۱) روشنفکران و فرهیختگان (۱) انتخابات د هم (۱) جشنواره و جوایز (۱) خلیج فارس و عرب (۱) شعار و تظاهرات (۱) تحریم و مشارکت (۱) خلیج فارس و عرب ها (۱) تتدبیر و بی تدبیری (۱) روابط ایران و آمریکا بازشماری 10درصدآرا مقابل دورب (۱) دشمنان و رقبا (۱) جنگ و جنایت (۱) وحدت کلمه و تفرقه (۱) تقلب و تخریب و هتاکی احمدی نژاد: اجرای عدالت لازمه (۱) خط امام و اسلام ناب محمدی (۱) مصاحبه و خاطره (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) تبلیغات و بازاریابی (۱) فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (۱) جهل و خرافه و علم (۱) فلسفه و عرفان (۱) انسان و جامعه (۱) جنگ و جنایت (۱) انتخاب و تقلید (۱) جشنواره و جوایز (۱) مورخان و جغرافیدانان (۱) اشاعه فحشا (۱) انتخابات د هم (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) سهام و بورس (۱) جنگ و بحران (۱) فقه و کلام (۱) جنگ و بحران (۱) رمضان (۱) گوگل (۱) دکتر علی شریعتی (۱) اعتراض (۱) حقوق بشر (۱) عاشورا (۱) موسیقی (۱) تغییر (۱) ایران شناسی (۱) عرب (۱) مثنوی معنوی (۱) راز (۱) حجاب (۱) اصلاح طلبان (۱) خبرگان رهبری (۱) حزب الله لبنان (۱) حدیث و روایت (۱) گلستان سعدی (۱) جمهوری اسلامی (۱) سنت و مدرنیزم (۱) حضرت فاطمه (۱) اقوام و اقلیت ها (۱) علم و جهل (۱) اقلیت اکثریت (۱) آیت الله خمینی (۱) زشت و زیبا (۱) آرزوهایم (۱) اسلام ناب محمدی (۱) کمیته تعیین مصادیق (۱) دوم خرداد (۱) ایران و ایرانی (۱) اومانیسم (۱) جنگ و صلح (۱) اعتماد (۱) عرفا (۱) تاریخ اسلام (۱) مهدی بوترابی (۱)


