اصلاحات در سال 88 با نقطه عطف مهمی در توسعه و تعمیق خود روبروست و خواهد توانست محور گفتمان سیاسی کشور برای حداقل یک دهه شود. ان شاء الله
Home Archive دی ۸٩ آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آذر ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ مهر ۸۳
لینک مطلب:
چه بپذیریم، چه نپذیریم، چه خوش مان بیاید، چه خوش مان نیاید، جایگاهی که خاتمی بر آن تکیه زده، جایگاه ممتازی است. متمایز بودنش هم دلیل روشنی دارد. هیچ یک از رجال سیاسی ایران تجربه آمدن و انصراف خاتمی را نداشته اند اما باز به اندازه رهبر اصلاحات محبوب نیستند. فرآیند پذیرش نامزدی خاتمی و بعد انصراف او از نامزدی اگر برای هر رجل سیاسی اتفاق می افتاد تا اطلاع ثانوی او را بازنشسته سیاسی می کرد اما تنها خاتمی بود که توانست این تهدید را به یک فرصت طلایی برای اصلاحات تبدیل کند. با این حال وقتی فرصتی برای پرسش و پاسخ از رئیس جمهور دوران اصلاحات مهیا شد باز هم موضوع انصراف از نامزدی و نسبت آن با اخلاق سیاسی، منفعت عمومی و ایثار ملی محور مصاحبه قرار گرفت و خاتمی هم صمیمانه به آنها پاسخ گفت. خاتمی این روزها فراتر از جغرافیای ایران در جست وجوی راهی برای پژواک صدایی متفاوت از جمعیت یک و نیم میلیاردی جهان اسلام است؛ صدایی که اگر مجال یابد می تواند تا سال ها در گوش جهان طنین انداز شود.
یکی از مهمترین مسائل حقظ نقش خاتمی در حمایت از همه ی اصلاح طلبان است تا رهبری اصلاح متعین شود.
جنبش منعطف اجتماعی به تقویت فهم مشترک اصلاح طلبان کمک میکند.
رئیس دولت اصلاحات که در ماههای اخیر بارها بر ادامه یافتن راهی که گروههای خودجوش سه گانه یاری، موج و 88 در فاصله تیرماه تا شهریور ماه سال 1387 آغاز کردهاند تاکید کرده است به مناسبت تحویل سال 1388 در پیامهای جداگانهای ضمن تفدیر و تشکر از این گروهها که از ابتدای فعالیت خود توانستهاند بیش از نیممیلیون نفر را در سراسر کشور و سایر کشورهای جهان در راستای اهداف اصلاحات و جنبش اجتماعی سازماندهی کنند توصیههایی را برای ادامه راه به آنها کرده است.
به گزارش سلام ، متن کامل این پیام ها بدین شرح است:
سید محمد خاتمی در پیامی به بیش از پنج هزار عضو گروه یاری و صدهزار مرتبط این گروه، سال نو را تبربک گفته و خطاب به آنها گفت:«با یاری شما میتوان و باید راه بلند به سوی آینده بهتر را با استقامت پیمود.»
متن کامل این پیام بدین شرح است:
یاران بزرگوار!
اگر حافظ بزرگوار از تنهایی فضیلت و بزرگی مینالید و بازار دروغ و ریا را گرم میدید و فریاد بر میآورد که «یاری اندر کس نمیبینم»، هر روز خدا را سپاسگذاریم که فرزندان بیدار و دلیر این مرز و بوم، طراوت جوانی را با پژمردگی، نومیدی و بیتفاوتی عوض نمیکنند و دست در دست و دوشادوش همدیگر چشم دوخته به افقی روشن که در آن حق حاکمیت آنان بر سرنوشت خویش پاس داشته میشود، یکدیگر را در حرکتی پایدار «یاری» میکنند.
یاران عزیز؛
شما فرزندان ملتی مومن،مقاوم و پرافتخارید که با همه نامرادیها و ناکامیها همواره از خواست تاریخی خود دست بر نداشته است و در اوج افتخار، آزادی و استقلال را در چهره جمهوری اسلامی یافته است و برای استقرار کامل آن و دستیابی به پیشرفت و عدالت همه ایمان خود به خدا و احترام به انسان را به کار گرفته است.
با یاری شما میتوان و باید راه بلند به سوی آینده بهتر را با استقامت پیمود!
سالی سرشار از امنیت، آزادی و برخورداری معنوی و مادی را برای یکایک شما عزیزان، دختران و پسران و زنان و مردان آزادیخواه و فضیلتخواه از خدواوند بزرگ طلب میکنم.
همچنین سید محمد خاتمی در پیام نوروزی خود خطاب به 30هزار عضو ستاد88، ابراز امیدواری کرد که نتیجه انتخابات پیشرو «تغییر» باشد و گفت:« راه بلند (والبته پرفراز و نشیب) سرافرازی به یک انتخابات ختم نمیشود. باید دست در دست یکدیگر حرکت را ادامه دهیم و آبله پاهای خستهمان را با مرهم امید و عزم درمان کنیم.»
متن کامل این پیام بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر همه عزیزان گردآمده در «ستاد 88 » در سراسر میهن!
ستاد 88 گرچه تداعی کننده انتخابات پیش رو است که به هر صورت برگزار خواهد شد و از خداوند میخواهم که نتیجه آن تغییر در جهت آرمانهای انقلابمان باشد، ولی این ستاد را من، بستر حرکت و جریانی میبینم که در مسیر تحقق خواستهای تاریخی ملت و ساختن ایرانی که در آن آزادی و استقلال و پیشرفت و عدالت و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود با بهرهگیری از آموزشهای دینی خدا و موازین اخلاق والا که پیامبر عظیمالشاناسلام (ص) برای تعلیم آن برانگیخته شده است آرام نخواهد گرفت.
این بنده کوچک خدا به همت تلاش شما که بی هیچ چشمداشت سودی برای خود برای تامین آینده بهتر جامعه و کشور گردهم آمدهاید و امید و ایمان را در زیباترین چهره خود به نمایش گذاشتهاید آفرین میگوید.
عزیزان!
راه بلند (والبته پرفراز و نشیب) سرافرازی به یک انتخابات ختم نمیشود. باید دست در دست یکدیگر حرکت را ادامه دهیم و آبله پاهای خستهمان را با مرهم امید و عزم درمان کنیم. در این راه ایمان به خدا، حرمت و کرامتی که برای انسان در همه جا و بخصوص انسان ایرانی قائلیم، زاد و توشه ما است و برای ادامه راه تردید بخود راه نخواهیم داد.
امیدوارم سال نو بر همه شما مبارک باشد.
همچنین سیدمحمد خاتمی در پیام اختصاصی و مکتوب خود خطاب به پویشگران «موج سوم» ضمن تبریک نوروز و تأکید بر ضرورت تداوم فعالیتهای «موج سوم»، گفت: با همت جوانان بیداردل و مسئولیتشناخته و دلیری که موجآفرینی کردند، من به پدید آمدن جریانی پایا و پویا چشم دوختهام که همواره موج امید، تلاش و آگاهی را در دل ملت شریف ما که شایسته بزرگی است و خود باید با شناخت حقوق خود و عزم بر استیفای آن در پرتو چراغ دین و اخلاق و آزادگی را درازی را بپیماید، زنده نگاه میدارد.
متن کامل این پیام بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان عزیز «موج سوم» (پویش)!
وقتی برای نخستین بار طراوت «موج» را بر گونهی جان احساس کردم به دریایی اندیشیدم که موج از آن برخاسته بود. دریای ایمان و عشق و دریای باور نسلی قهرمانانه بلوغ تاریخی و اجتماعی خود را به نمایش میگذاشت. به دریایی اندیشیدم که امید را در دل نسلی - چه میگویم - ملتی که به نومیدی میگرایید زنده میکرد. و اینک مطمئن هستم که با همت شما میتوان عرصه سرنوشت را چنان آذین کنیم که در همه جای آن امید و والایی و پیشرفت و برابری بدرخشد.
روا نبود و نیست که این موج در کرانه ریاست جمهوری آرام گیرد، هرچند که نباید غفلتزده و بیتفاوت از این گردنه بگذریم، چراکه جامعه نیازمند تغییر است و خواستار آن.
با همت جوانان بیداردل و مسئولیتشناخته و دلیری که موجآفرینی کردند، من به پدید آمدن جریانی پایا و پویا چشم دوختهام که همواره موج امید، تلاش و آگاهی را در دل ملت شریف ما که شایسته بزرگی است و خود باید با شناخت حقوق خود و عزم بر استیفای آن در پرتو چراغ دین و اخلاق و آزادگی راه درازی را بپیماید، زنده نگاه میدارد.
نوروزتان پیروز و هر روزتان نوروز باد!
سیدمحمد خاتمی
29/12/1387

به گزارش «موج سوم»، متن کامل این پیام بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان عزیز «موج سوم» (پویش)!
وقتی برای نخستین بار طراوت «موج» را بر گونهی جان احساس کردم به دریایی اندیشیدم که موج از آن برخاسته بود. دریای ایمان و عشق و دریای باور نسلی قهرمانانه بلوغ تاریخی و اجتماعی خود را به نمایش میگذاشت. به دریایی اندیشیدم که امید را در دل نسلی - چه میگویم - ملتی که به نومیدی میگرایید زنده میکرد. و اینک مطمئن هستم که با همت شما میتوان عرصه سرنوشت را چنان آذین کنیم که در همه جای آن امید و والایی و پیشرفت و برابری بدرخشد.
روا نبود و نیست که این موج در کرانه ریاست جمهوری آرام گیرد، هرچند که نباید غفلتزده و بیتفاوت از این گردنه بگذریم، چراکه جامعه نیازمند تغییر است و خواستار آن.
با همت جوانان بیداردل و مسئولیتشناخته و دلیری که موجآفرینی کردند، من به پدید آمدن جریانی پایا و پویا چشم دوختهام که همواره موج امید، تلاش و آگاهی را در دل ملت شریف ما که شایسته بزرگی است و خود باید با شناخت حقوق خود و عزم بر استیفای آن در پرتو چراغ دین و اخلاق و آزادگی راه درازی را بپیماید، زنده نگاه میدارد.
نوروزتان پیروز و هر روزتان نوروز باد!
سیدمحمد خاتمی
29/12/1387

انصراف خاتمی نقش زیادی در افزایش محبوبیت عمومی وی خواهد داشت ولی به هر حال شوک سیاسی سنگینی به بدنه فعالین سیاسی وارد کرد و موجب افزایش نگرانی ها از تداوم سیاست های تخریب کننده ی زیر ساختهای اقتصادی و فرهنگی و سیاسی کشور دارد.
اینکه خاتمی در نقش رهبر اصلاحات با گروههای وسیعی از مردم ارتباط خود را حفظ کند، مقدمه ای است که نتایج بسیار مبارکی را در پی خواهد داشت و حتما از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم ارزشمندتر خواهد بود.
اصلاح طلبی عبارتی است که توسط افراد و جریانات و احزاب مختلف در معانی متفاوتی استفاده میشود. ظاهرا تنها عنصر مشترک معنوی این اصطلاح، تغییر است. اصلاح طلبان ارشد جریان اصلاحات یعنی خاتمی و کروبی بارها ویژگی های اساسی اصلاحات را به مناسبت های مختلف مطرح کرده اند و اصلاحات را روندی مردمی و داخلی که در پی بهبود شرایط از طریق قانونی است شمرده اند، اما همچنان دو گروه هستند که با تعریف خاص خود از اصلاحات، هدف مشترک تخریب و به بن بست رساندن اصلاحات را دنبال میکنند:
الف. مخالفان اصولگرای اصلاحات که آن را تغییری از نوع پس رفت و بازگشت به ارزشهای طاغوتی و تخریب شرایط حکومت جمهوری اسلامی معرفی میکنند و حاضر نیستند اقلیت بودن خود را در نظام مردم سالاری دینی کشور بپذیرند.
ب . مخالفان ضد نظام که اصلاحات که آن را مبنای تغییری برای بهبود شرایط و تداوم حاکمیت میدانند و در اساس به دنبال نابودی نظام سیاسی کشور و حتی بخش مهمی از بنیادهای اجتماعی و فرهنگی کشوری هستند. مخالفان سیاسی نظام با تمامی طیف هایشان در این قالب حضور دارند و سیاست تحریم را در تمامی انتخابات های کشور دنبال کرده اند.
هر دو گروه که از اعتبار جنبش اصلاحات نزد مردم آگاهند، تلاش میکنند که مفهومی جدید از اصلاحات را ذیل مدیریت اصلاح گران قلابی مطرح کنند و گروه الف آن را محکوم و سرکوب کند و گروه ب از آن ستایش کند و امیدوارند که جریان اصیل اصلاحات به یکی از دو سو منحرف شود و رهبری اصلاح طلبان و بدنه سیاسی و فکری و اجرایی آن را از مردم جدا کنند.
لینک مطلب:
رئیس جمهوری سابق کشورمان اظهار داشت: معتقدم حالا که آمدهایم باید محکم بایستیم و قصدمان تغییر وضع و پیروز شدن باشد و عواملی را که به شکست منجر می شود را از کار بیاندازیم یا آنها را به حدافل برسانیم.
وی افزود:معتقدم تبیین اصول اصلاحطلبی علی القاعده، بسیاری از نگرانیها را رفع و مرزهای ما مشخص و معین شده است و حال چگونه بر اساس اصول مشترک میتوانیم مسائل اختلافی را حل کنیم امریست که باید مورد توجه باشد و زمینه ای است برای تجربه زندگی مردم سالارانه .
وی با اشاره به اینکه هنوز فرهنگ مردم سالاری در جامعه ما استوار نشده است؛تاکید کرد : چرا باید کسی فکر کند بودن او به معنای نفی دیگری وستیز با دیگری است و بگوید من در صورتی هستم که دیگری نباشد آقای خاتمی با تاکید بر شعار زنده باد مخالف من گفت : این شعار احساساتی نبود ومن معتقدم اگر مخالفی وجود داشته باشد من می توانم تکامل پیدا کنم ، قوی باشم و اشتباهات خود را اصلاح کنم .
سید محمد خاتمی با اشاره به اینکه هیچ لحظه تاریخی مثل لحظه قبلیاش نیست، اظهار داشت:اگر ما خیال کنیم میتوانیم برداشی که از یک موقعیت تاریخی و اجتماعی داشتهایم برای همیشه و در همه زمانها تعمیم بدهیم از اشتباهات بزرگ است .
وی افزود :ما در سال 76تجربهای داشتیم و الان که میخواهیم در سال 88 عمل کنیم نباید از یاد ببریم ، این دو مرحله با یکدیگر تفاوت دارند و اگر تکرار آن الگوها و ذهنیت ها و روش ها را بکنیم معلوم نیست به نتیجه مطلوب برسیم.
رئیس بنیاد باران تاکید کرد:ذهن جامعه ما متفاوت با ذهن دیروز است، مسائل امروز متفاوت با مسائل دیروز است، منطقه و جهان امروز با منطقه و جهان آنروز فرق کرده است.
خاتمی تصریح کرد:ما در این شرایط احساس وظیفه کردهایم که بیاییم و یک امر و عقیده مشترک داریم مبنی بر اینکه وضعیت موجود در کشور مطلوب نیست و باید بهبود یابد واگر تداوم یابد؛ سرمایههای معنوی، مادی، تجربههای ما، نیروی انسانی، سرمایه اجتماعی و حیثیت بینالمللی بیشتر لطمه خواهد دید.
بنده در موقعیتی قرار گرفتم که علی رغم میل باطنی و با احتمال مشکلات بزرگی که پیش خواهد آمد تسلیم نظر جمع شدم و اعلام رسمی کاندیداتوری کردم و البته پناه به خدا میبرم و خدا خود میداند یک ذره انگیزه قدرت، عنوان و شهرت نداشتهام ولی معتقدم حالا که آمدهایم باید محکم بایستیم و قصدمان تغییر وضع و پیروز شدن باشد و عواملی را که به شکست منجر می شود را از کار بیاندازیم یا آنها را به حدافل برسانیم.
خاتمی با تاکید بر هویت خود و اصلاحطلبان، گفت:بسیار خطرناک است که در ذهن جامعه، تاریخ و جهان این القا شود که این جمع برای اینکه به قدرت برسد ؛می خواهد هویت خود را از دست بدهد.
وی توضیح داد:یعنی اگر از آزادی رای، آزادی مردم، حق حاکمیت مردم، آزادی در انتقاد، حساب و کتاب داشتن برخورد با افکار و اندیشهها، جامعه مدنی، افزایش تشکلهای مختلف و تقویت احزاب صحبت کردیم نشاندهنده هویت ماست و بسیار بد است که عکس اینها را بگوئیم و در این صورت چه جوابی داریم که به وجدان خودمان، مردم و خدا بدهیم.
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها با اشاره به برخی حساسیتهای ایجاد شده در خصوص اصلاح طلبان گفت: در عین حال ما بارها گفتهایم در مجموعه نظام مشغول فعالیت هستیم و قانون اساسی و رهبری را قبول داریم و خیانت به انقلاب و خون شهیدان می دانیم که تصور شود اپوزیسیون نظام هستیم و بنده اینطور نبوده و نخواهم بود.
وی تاکید کرد : ما همچنان خواستار آزادی در چارچوب قانون و هنجارهای جامعه هستیم و اصلا به خاطر امنیت می گوییم باید به مردم آزادی داد نه آنکه ازادی در مقابل امنیت است ، زیرا پایه امنیت رضایت مردم است ، تا آن ها احساس ازادی و حرمت در جامعه داشته باشند آن زمان است که رابطه بین نظام و مردم تقویت می شود در عین حال مسائل عینی به خصوص برای توده مردم و بالاخص کسانی که امکانات کمتری برای زندگی دارند بسیار مهم است و نباید از نظر دور داشته شود
رئیس جمهور سابق کشورمان خاطر نشان کرد:برای جبران کمبود درآمدهای ارزی باید سرمایه خارجی را جذب کرد؛ بنابر این سیاست خارجی فعال را می طلبد و اگر اینچنین شد ذیل سرمایه تکنولوژی هم وارد ایران می شود وما شاهد کاهش فشارها و محرومیت های بینالمللی هم خواهیم بود، البته باید این اطمینان را داد که این امور به معنای گذشت از اصول و منافع ملی نیست.
لینک مطلب:
ریسجمهور سابق کشورمان اظهار داشت: فعلا وظیفه ما اصلاح وضع فعلی است و راه آن هم انتخابات است، البته کسی نه ادعای معجزه گری دارد و نه ادعای قهرمان بازی
لینک مطلب:
اصلاحاتی که مورد باور من است یک امر بدیع نیست بلکه ادامه یک حرکت بزرگ تاریخی است که خود انقلاب اسلامیاز اوجهای آن بوده است و ازجمله رو به استقرار، تقویت و دفاع از پیشنهادی دارد که امام داشتند و چون آن پیشنهاد پاسخ به خواست تاریخی و نیاز واقعی مردم اصلاحطلب بود به دلها نشست و با پشتوانه اراده مردم زمینه تحقق یافت ؛ مرادم جمهوری اسلامیاست و اینک نیز میگویم اصلاح طلبی عبارت است از برنامهریزی و تلاش برای تقویت جمهوری اسلامیو پایدار شدن آن با همه لوازم و ملزوماتش. بارها در این باره سخن گفتهام و باز هم خواهم گفت انشاءالله
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
سید محمد خاتمی در این گفت و گو ضمن تشریح آرمان ها و دیدگاههای امام خمینی، رجوعی کرده است به دوران اصلاحات. او اصلاح طلبی را از زاویه امام دیده است و تاکید دارد که تلاشش این بوده که آرمان های امام را محقق کند. آیا این آرمان ها محقق شد؟ این مهمترین سووالی است که این روزها مطرح است. خاتمی امام را مصلح بزرگ دوران می داند و او از همین زاویه تاکید می کند که بردباری دولت اصلاحات و تحمل پذیری او ناشی از تاثیری پذیری از رفتار امام بود. این گفت و گو با نشریه حضور انجام شده است که همکاران ما آن را دراختیار ما قرار دادند.
۱- تلقی شما از مفهوم آرمانهای امام خمینی چیست؟
اگر شخصیت امام خمینی(ره) دارای حیثیتها و شأنهای گوناگون است آرمانهای ایشان نیز به تناسب هر شأنی متفاوت است. گرچه چون این شئون و حیثیات در شخص واحد مجتمع است. مجموعه آن آرمانها را در میتوان و باید آرمان امام خمینی به حساب آورد.
امام به عنوان عالم دین عارف حکیم فقیه و اهل سلوک و معنی آرمانشان همین است که هدف خلقت انسان است. یعنی پرستش خداوندو طبعاً پرستش خدا نقطه کانونی خواست و آرمان امام خمینی است. یعنی اینکه خود بنده خدا باشد و در مقام ارشاد نیز همه انسانها را بنده خدا بخواهد و آنان را به سوی این هدف والا رهنمون باشد.
ولی امام یک رهبر اجتماعی دینی و سیاسی نیز هستند. انسانی که در این دنیا زندگی میکند و نسبت به سرنوشت انسان در این جهان دغدغه خاطر دارد و بر این باور است که دین خدا ناظر به ساز و کارهای تأمین کننده زندگی سالم و برخوردار آدمیدر این جهان است و امام از موضع دین خواستار زندگی خوب و متناسب با شأن انسانی برای همه انسانها و در درجه اول برای همکیشان و هموطنان خویش است و انقلاب اسلامینیز از همینجا ناشی میشود و معنی پیدا میکند.
در این مقام امام استبداد، فساد، استیلای بیگانگان فزونخواه و عقبماندگی جامعه را نمیپسندد و آرمانشان رهایی جامعه و مردم و در درجه اول کشور از این آفتها است و آنچه امام را از خیلی از رهبران و مصلحان خیر خواه جدا میکند اینکه حرکت آرمانخواهانه ایشان برپایه دین است و از این جهت بعد از نفی استبداد و وابستگی در مرحله ایجاب «جمهوری اسلامی» را پیشنهاد میکنند. نظامیکه در عین رعایت موازین دینی بر رای و نظر مردم استوار است.(و دین در دیدگاه امام تامین کننده آزادی و کرامت انسان و حق و حرمت مردم و پیشرفت جامعه و بهرهگیری از دستاوردهای مثبت تمدن بشری و… نیز هست و در اجتهاد مورد نظر امام زمان و مکان دو عنصر تعیینکننده است و مصلحت اساس نظم اجتماعی و حکومت و تنظیم کننده سازو کارهایی که جامعه را به هدف خود میرساند) در عین حال جمهوری همان است که در جهان رایج است یعنی متضمن حاکمیت فرد بر سرنوشت خود میزان بود رای ملت مسوول بودن حکومت در برابر مردم و نهادهای مردمیو آزادی اندیشه و بیان و عدالت و برخورداری همگان از مزایای زندگی و… و در همه حال معیارها و ارزشهای اسلامینیز بر این جمهوری حاکم است.
در عرصه حیات اجتماعی باید گفت که آرمانهای امام در جهت خواستهای تاریخی و روشن مردم و برآمده از متن وجدان ملت ایران است که در طول بیش از یک قرن همواره آزادی استقلال پیشرفت و عدالت و رهایی از استبداد و استعمار و عقبماندگی را فریاد زده است و حرکت او از مشروطیت تا انقلاب اسلامیدارای فرازهای بلندی بوده است. اما اینبار به رهبری امام این حرکت خیلی روشن با دین پیوند داشته است.
۲- آیا آنچه با عنوان “آرمانهای امام خمینی” مطرح است نسبتی با گرایشهای چهارگانه فوق دارد؟
تقسیمبندی دورانی که بر جامعه ما پس از پیروزی انقلاب گذشته است و تطبیق آن بر رویکردها و گرایشهای چهارگانه دقیق و درست نیست و دستکم خالی از تسامح نیست.
به نظر من اصول، اصلاحات، سازندگی و عدالت را قسیم یکدیگر به حساب آوردن نادرست است. هم اصول و هم ساختن و آباد کردن ایران و هم عدالت و هم اصلاحات مستمر همواره مورد نظر و خواست مردم، جامعه و امام بوده است منتها به اقتضای شرایط و احوال گاهی وجهی پررنگتر و وجه دیگر کمرنگتر بوده یا جلوه کرده است.
اینکه گفته شود طرفداران سازندگی به اصول، عدالت و اصلاحات بیاعتقاد بودهاند یا طرفداران اصلاحات با عدالت و سازندگی و اصول بیگانه بودهاند، جفای بزرگی است و جفای بزرگتر اینکه دوره اخیر را با عنوان دوران اصولگرایی از دورههای دیگر جدا کنیم در عین اینکه باید از تلاش و زحمت مسوولان همه دورهها ازجمله این دوره تقدیر کرد ولی توجه داشته باشیم که خدای ناکرده شعارزدگی، ظاهرگرایی و حتی ظاهر پرستی و احیانا رواج خرافات را اصول به حساب نیاوریم.
کدام اصول روشنتر و محکمتر از اعتقاد و گرایش و تلاش برای بسط اخلاق، پایبندی به موازین دین و به خصوص در عرصه اجتماعی، گسترش علم و فناوری به عنوان پایههای اقتدار ملی، کاهش فاصله طبقاتی، رفع تهدیدها از کشور جامعه و نظام، تقویت بنیان آزادی و حقوقی که مردم به برکت انقلاب بهدست آوردهاند و خواست مردم هم بوده است، وجود دارد. و مگر سازندگان و اصلاح گران دقیقا بر همین اصول تکیه نداشتهاند؟ و آیا در این دوران بهتر و سریعتر در این جهتها حرکت کردهایم؟
۳- با توجه به تجربه سی ساله انقلاب در حال حاظر چگونه به آرمانهای امام مینگرید؟ آیا آنچه امام در پی آن بود محقق شد؟ دستاوردها و ناکامیها در چه مقاطعی پدید آمد و دلایل آن چه بود؟ نسبت آینده نظام جمهوری اسلامیبا آرمانهای امام چیست؟ برای تحقق آرمانهای امام چه راهی را باید برویم که ناتمام مانده است؟
آرمانهای انقلاب که امام بیانگر آن بودند با آنچه ملت رشید ایران و رهبران صالح و مصلح آن در طی بیش از یک قرن میخواستند مطابقت دارد و البته آن اهداف و آرمانها چیزی نیست که یکشبه به طور کامل محقق شود. منتها مهم این است که ما به آنسو حرکت کنیم و موانع کمتر شود ولی اگر خدای ناخواسته در بعضی موارد از آن اهداف دورتر شویم باید نگران بود. در اینجا به اجمال به نکاتی اشاره میکنم:
ما در ایران زندگی میکنیم، انقلاب هم بر دوش این ملت جریان یافت و اوج گرفت و پیروز شد و نظام جمهوری اسلامیهم در ایران تاسیس شد. به نظر من پس از پیروزی انقلاب آنچه مورد خواست امام و مردم و به مصلحت جامعه بوده و هست این است که
۱- نظام پیشنهادی یعنی جمهوری اسلامیبا همه لوازم و ملزومات آن (و تاکید میکنم با همه لوازم و ملزومات آن) محقق شود.
۲- میثاق ملی که نخبگان و خبرگان منتخب ملت تهیه کردند و در نهایت هم در معرض رای و تصویب مستقیم مردم قرار گرفته است و امام هم آن را تایید کردند یعنی قانون اساسی، مبنا و معیار ساختار نظام و رفتار و عمل و رابطه میان اجزای جامعه با یکدیگر و با حاکمان و بالعکس قرار گیرد.
۳- جامعه به سوی برخورداری مادی و معنوی و اقتدار ملی و بینالمللی حرکت کند.
اینکه در این زمینهها موفق بودهایم یا نه نیاز به بحث طولانیتری دارد هرچند که بیانصافی است اگر تحولاتی را که در همه زمینهها پس از انقلاب پدید آمده منکر شویم.
امام توجه ویژهای به قانون اساسی و شکلگیری نظام بر اساس موازین و معیارهای مشخص شده در قانون و بر میزان بودن رای مردم داشتند و از یاد نبریم که ما تاریخی استبدادزده داریم که قانون در آن چیزی جز خواست مستبدان نبوده است، این استبداد در مرحله اخیر تاریخ نیز متکی و وابسته به بیگانه بوده است که خود ازجمله عوامل عقبماندگی مزمن جامعه ما است و باز هم تاکید میکنم اگر وضعمان را با آنچه پیش از انقلاب بوده است مقایسه کنیم و حتی در قیاس با بسیاری از کشورهای اسلامیو منطقهای و آنان که به لحاظ شرایط تاریخی و اجتماعی شبیه ما هستند، در موقعیت بهتر و مناسبتری قرار داریم ولی با توجه به آرمانها معتقدم هنوز عقب هستیم و تاسفبارتر اینکه بعد از امام احیانا عقبتر هم رفتهایم.
در دوران رهبری امام بعد از انقلاب که بیش از یک دهه به طول انجامید کشور ما همواره با مشکلات و بحرانهای سهمگین مواجه بود. از آشوبهای سالهای اول انقلاب تا جنگ تحمیلی؛ از فشارهای بینالمللی تا تروریستی شدن فضای جامعه و ناامنیها و تهدیدهای فراوان و… اما در همه حال امام کوشیدند تا همه چیز طبق موازین و ضوابط و با محوریت قانون اساسی باشد ولی در بعضی موارد به طور استثنایی پارهای تصمیمات اتخاذ و اقدامهایی شد که خلاف موازین بود و امام هم به صراحت به این امر اذعان کردند و گفتند: (نقل به مضمون) “ما در موقعیتهای بحرانی ناچار به بعضی تخلفات برای حفظ نظام بودیم و حالا بنا داریم همه به قانون برگردیم” طبیعی است که در موقعیت بحرانی حفظ نظام و اساس موجودیت جامعه در اولویت است و استثناءها هم باید با این ملاک و محور سنجید.
پرسش این است که بعد از جنگ و بعد از رفع یا کاهش خطر تروریستها و بعد از فراهم آمدن زمینه سازندگی و آبادانی کشور و ترمیم خرابیهای دوران جنگ و پیش از انقلاب و بعد از پدید آمدن امکان جدی تامین نیازهای جامعه و… آیا نمیبایست قاعده و اساسی که برای آن هزینه سنگینی پرداخته شده و امام به نهادینه شدن آن اهتمام داشتند و قول بازگشت تمام عیار به آن را دادند، مستحکم و جدیتر مورد توجه و مبنای عمل قرار گیرد؟ و آیا گرفته است؟ آیا تفسیرهای عجیب و غریب از قانون اساسی و تصمیمهایی که حق انتخاب مردم را که رای آنان میزان است محدود میکند و به جای نظارت بر انتخاب آنان، بر آنان قیمومیت میشود، ما را به آنچه امام قول بازگشت به آن را دادند نزدیکتر میکند یا دورتر؟ و شگفت اینکه تداوم استثناءها و دورشدن از روح قانون اساسی گاه به ادامه راه امام تعبیر میشود ولی این همه اصرار امام به میزان بودن رای مردم و لزوم مبنا قرار گرفتن قانون اساسی و استثنا بودن انحراف از این موازین مورد کمتوجهی قرار میگیرد. آرمان بزرگ امام و مردم در عرصه اجتماعی چیست؟ به نظر من استقرار نظامیاست که نه با توهمات وحشتناک متحجران و خشونتگرایان سازگاری دارد و نه عینا منطبق بر مدلی و الگویی است که در غرب تحقق یافته و خلاءها و کاستیهایی دارد که خود غربیان متفکر و منصف هم به آن اذعان دارند.
۴- برخی میکوشند گفتمان حضرت امام را “گفتمان انقلابی” یک بعدی و دگماندیشانه معرفی کنند. در داخل کشور نیز گاه این تعریف از سوی برخی طرح میشود. آیا این تحلیل را که اما خمینی نه رهبر اصلاحگر بلکه رهبر انقلابی بودند میپذیرید؟ تحلیل شما چیست؟
انقلاب و اصلاح، دو اصطلاح جدید است و در جغرافیای سیاسی و فکری دنیای جدید مفهوم و معنا و کاربرد ویژه دارد. باید به این نکته توجه جدی داشت تا دچار سوء برداشت و کلیشه اندیشی نشویم. ولی به هر حال و با تسامح نسبت به این امر میتوان گفت که امام به یک معنی شخصیتی انقلابی هستند. آنجا که نظام فاسد، مستبد و وابسته را هدف قرار میدهند و راه رهایی دین و میهن را تغییر آن نظام میدانند و جامعه را به سوی این هدف رهبری میکنند و در این راه موفق هم میشوند. و طبق خواست تاریخی مردم و بر پایه یک احساس مسوولیت الهی در راس جنبشی قرار میگیرند که نظام استبدادی فاسد را به نظامیمبدل میکند که هم مردم و هم اسلام در آن نقش محوری دارند. اما اگر این واقعه را در چارچوب بزرگتر لحاظ کنیم، خود یکی از فرازهای بلند اصلاح است. و امام نیز از اصلاحگران و احیاگران بزرگ هستند. اصلاح اگر در قالب تنگ مفهوم رفرم حبس نشود، یک حرکت مستمر و مداوم است. مگر جنبش قرنهای اخیر ملت ایران و بسیاری از ملتهای مسلمان و مظلوم در جهت رهایی از سلطه استبداد و استعمار و عقبماندگی نبوده است؟ و انقلاب اسلامییکی از اوجهای این حرکت اصلاحی است که خواست تاریخی ملت ایران را هم سو با هویت تاریخی این ملت پیگیری کرده است. و آرمانهای امام همان است که مردم داشتهاند و در انقلاب اسلامیبروز شکوهمند داشته است. و هرچند به برکت انقلاب گامهای بزرگی در جهت تامین آنها برداشته شده است، ولی هنوز کاملاً برآورده نشده است و تا آن آرمانهای اصلاحی هست، حرکت اصلاحی نیز هست و باید باشد.
فرق اصلاح و اصلاحطلبی در این زمان با اصلاحات در دوره رژیم قبل این است که در گذشته جنبش اصلاحی در جهت از میان برداشتن رژیم فاسد بوده است. و امروز در جهت تحکیم مبانی و بسط ارزشهاییست که تاسیس نظام مردمیبرآمده از انقلاب براساس آنها و برای تحقق آنها بوده است. و اگر اصلاح ساختار و رفتار در نظر است در متن همین نظام و برای رسیدن به هدفها و آرمانهای آن است.
۵- شما پرچمدار گفتمان اصلاحطلبی در ایران هستید که در دهه سوم انقلاب با استقبال مردم روبهرو شد. این گفتمان چگونه پدید آمد وآیا در ایدههای حکومتی حضرت امام ریشه داشت؟اگر پاسخ مثبت است مثادیق این گفتمان را در سیره امام چه میدانید؟
من در گذشته و حال در باب اصلاح و اصلاحطلبی، تبار تاریخی و آرمانها و اقتضاهای آن به لحاظ شرایط زمانی و مکانی فراوان سخن گفته و میگوییم.
اصلاحاتی که مورد باور من است یک امر بدیع نیست بلکه ادامه یک حرکت بزرگ تاریخی است که خود انقلاب اسلامیاز اوجهای آن بوده است و ازجمله رو به استقرار، تقویت و دفاع از پیشنهادی دارد که امام داشتند و چون آن پیشنهاد پاسخ به خواست تاریخی و نیاز واقعی مردم اصلاحطلب بود به دلها نشست و با پشتوانه اراده مردم زمینه تحقق یافت ؛ مرادم جمهوری اسلامیاست و اینک نیز میگویم اصلاح طلبی عبارت است از برنامهریزی و تلاش برای تقویت جمهوری اسلامیو پایدار شدن آن با همه لوازم و ملزوماتش. بارها در این باره سخن گفتهام و باز هم خواهم گفت انشاءالله.
۶- چه اتفاقاتی رخ داد که وقتی در دهه هفتاد تصمیم به حضور در رقابتهای انتخاباتی گرفتید گفتمان خود را بر محور اصلاحات و توسعه سیاسی استوار کردید؟ در این تعریف جایگاه جامعه مدنی چه بود؟ چرا آرام آرام این مفهوم به مدینه النبی تغییر یافت ؟ آیا در ادامه راه با مشکلاتی روبهرو شدید که نیاز به باز تعریف اصلاحات جامعه مدنی بود؟ آیا این انتخاب آگاهانه بود یا فضای عمومیو سیاسی کشور شما را به آنسو کشاند؟
من هیچگاه مشتاق داشتن سمتهای رسمینبودهام و همه میدانند که به اکراه در جریان انتخابات دوره هفتم حضور یافتم در حالی که چند سال پیش از آن عطای وزارت را به لقایش بخشیده بودم و استعفا دادم و داوطلبانه کنار رفتم ولی در جریان انتخابات هفتم که اصرار دوستان را دیدم استنکاف را نه شرط مروت دانستم نه مقتضای مسوولیت پذیری. من دیدگاهها و سخنهایی داشتم که این امر زمینه طرح آنها را فراهم میکرد و کرد. از جمله توسعه همه جانبه و نه فقط توسعه سیاسی و استقرار و بسط جامعه مدنی.
هنوز هم بر این باورم که استقرار جامعه مدنی نیاز مبرم جامعه و مقتضای زمان ماست. جامعه مدنی مستلزم پذیرش حاکمیت مردم بر سرنوشت و میدانداری آنان و حضورشان در عرصههای مختلف و وجود نهادهای مردمیاست که از یکسو مدافع خواستها و نیازهای مردم و در همان حال جهتدهنده و تبیین کننده آنها است و از سوی دیگر واسطه ایست میان قدرت متمرکز (دولت به معنی عام) و مردم وجود این نهادها حضور مستمر مردم در صحنهها را تضمین میکند و قدرت را نیز از افتادن در دام خودکامگی باز میدارد. ولی این امر ریشه در معیارها و ارزشهایی دارد که آیین و فرهنگ، متضمن آنهاست و برای دست یافتن به آن ریشهها باید غبار تحریف و عادتزدگی و محبوس شدن در شرایطی را که مقتضای زمان خاص است از چهره دین زدود. این ارزشها و معیارها را بهتر از هرجا در جامعهای که مدار و محور آن پیامبر اکرم(ص) بود میتوان دید (به شرط اینکه شکلها و قالبها را که متناسب زمان و مکان و معروض تحویل و تحولاند اصل نشود چنانکه در دوران ما به جای خلافت و امارت، جمهوری اسلامیمطرح شد در حالی که جمهوری در دوران اسلامیسابقه نداشت) این پیامبر اکرم بود که یثرب را به «مدینهالنبی» مبدل کرد.
اینکه بعضیها جامعه مدنی را مغایر با مدینهالنبی میدانند یا شکل پرستند یا معیارهایی جز معیارهای اسلامی و سنت و سیرت نبوی و علوی را اصیل میدانند و فقط جامعه مدنی را در صورت وجود چنین معیارهایی ممکن به حساب میآورند.
جامعه مدنی گرچه در فرآیند تکامل تاریخی جامعه بشری مطرح شده است ولی نه به این معنی است که میزانها و معیارهای سازگار با آن در اسلام وجود ندارد. آنچه در بیان و موضع من بود در واقع تبیین یک واقعیت است که به آن باور دارم. نه اینکه به مصالحی تغییر جهت داده باشم یا از میان دو امر مغایر یکی را انتخاب کرده باشم و از دیگری صرف نظر. بنابراین پرسش از اینکه این انتخاب آگاهانه یا غیرآگاهانه بوده است یا فضای سیاسی و عمومیکشور مرا ملزم به آن امر کرده باشد یا چیز دیگر اصلا جا ندارد.
۷- آیا گفتمان اصلاحات توانست به یک ایده عملیاتی تبدیل شود؟ اگر پاسخ مثبت است این اتفاق در چه حوزههایی بوده تا آنها را مولفههای اصلاحات بدانیم؟ این اتفاق در چه درجه و مرحلهای و در چه حوزههایی اتفاق افتاد و در چه حدی؟اگر پاسخ منفی است دلایل آن چیست؟
معنی این پرسش را نیز دقیقا نمیدانم. زیرا ظاهراً بر این فرض استوار است که اصلاحات یک «پروژه» است که با یک برنامه یا کمتر و بیشتر قابل تحقق است در حالی که اصلاحات یک فرا شد «پروسه» است و استوار بر اراده و حرکت جمعی.اصلاحات حرکتی مستمر و دیر پاست و در جهت استقرار حاکمیت مردم بر سرنوشت و تبیین حقوق اساسی مردم و تاکید بر حدود و مسوولیتپذیری حکومت که لوازمیچون آزادی اندیشه و بیان و پاسخگویی قدرت متمرکز به مردم و نهادهای مردمیرا دارد و نتیجه آن پیشرفت همه جانبه کشور و رهایی از عقبماندگی مزمن و دفع و رفع توطئهها و اطماع بیگانه برای سلطه بر کشور. البته برای ما که مسلمانیم و میهن و ملتمان در شرایط تاریخی و اجتماعی خاص خویش است، رعایت موازین دینی، اخلاقی و معنوی و نظایر آن نیز مهم است.مگر گفتمان اصلاحات که ریشه در وجدان و فطرت جامعه ما دارد، بیش از همه گفتمانها برای جامعه و بخصوص نخبگان قابل لمس و پذیرش نبود؟ اینکه دولت اصلاحات با همه محدودیتها، کار شکنیها و موانع در همه عرصههای سیاسی، فرهنگی و بینالمللی توفیقات چشمگیر داشته است، نشانه موفقیت روند اصلاحات نیست؟ هرچند که با توجه به آرمانهای ملت و انقلاب و نیز به علت مشکلات فراوان درونی و بیرونی آنچه رخ داد کافی نبوده است و قطعا ناکامیهایی نیز داشتهایم.مگر بعد از اصلاحات، مردم سالاری سازگار با این محور گفتمان غالب در جامعه و از جمله مسوولان نبوده است؟ مگر تحملپذیری دولت اصلاحات در برابر نقدها و حتی اعتراضها بیسابقه نبوده است؟ و مگر یک مورد را سراغ دارید که کسی به خاطر نقد و اعتراض به دولت هزینهای پرداخته باشد؟ آیا اینها برای رخنه در فضای تاریخی استبداد زده موثر نبوده است؟
مگر تلاش برای مستحکمتر کردن پایههای اقتصاد، تقویت بخش خصوصی به عنوان موتور محرک توسعه رخ نداده است؟ و مگر جلب و جذب سرمایه و امکانات و تکنولوژی خارجی بدون دست برداشتن از اصول و منافع ملی، زمینه ساز اقتدار و قوت ملی نبوده است؟مگر دانشگاه و دانشگاهیان حرمت بیشتری نیافتند و حتی حرکت به سوی انتخابی شدن مسوولیتها در آن عرصه صورت نگرفت؟ مگر کمک بنیادی به حوزههای علمیدر جهت تامین اجتماعی و بسط پژوهش و… بدون دخالت در امر حوزه و وابسته کردن حوزه به دولت صورت نگرفت؟ مگر آمار نشان از حرکت بهسوی کاهش فاصله طبقاتی نمیداد؟ مگر تاسیس وزارت رفاه و تامین اجتماعی در جهت بسط و استحکام پایههای تامین در جامعه و حرکت مطمئن و اساسی به سوی عدالت اجتماعی نبود؟ و…
در عین حال از شعارهای اصلی نظیر حمایت از مستضعفان و نکوهش و محکوم کردن مستکبران و دفاع از مظلومان غافل نبودیم؟به هر حال در این باب به خصوص با مقایسه منصفانه آن روزگاران با آنچه در این روزگار ساری و جاری است میتوان به داوری منصفانه رسید.
۸- مخالفان شما که خود را “پیروان خط امام و رهبری” میدانستند گفتمان اصلاحات را در تضاد با آرمانهای امام معرفی کردند. آیا این تحلیل را میپذیرید؟ آیا چنین مخالفتهایی در کندی و خاموش شدن حرکت اصلاحی تاثیر داشت؟ اگر پاسخ مثبت است شما برای جلوگیری از آن چه اقدامیکردید؟
فکر میکنم با توضیحاتی که دادم پاسخ به این پرسش تا حدی روشن است. امام در عرصه اجتماعی چه میخواستند؟ جمهوری اسلامی، میزان بودن رای مردم، آزادی به عنوان یک حق اساسی، عدالت در همه مساحتهای اقتصادی، حقوقی و اجتماعی. ایستادگی در برابر فزونخواهیها و توطئههای بیگانه. تلاش برای ایستادن بر پای خود، جبران عقبماندگیها و اخلاق و ادب اسلامیو انسانی.
مگر اصلاحات جز اینها را میخواسته و میخواهد؟ اسلامیکه امام بیانگر و نماینده آن بودند و اصلاحات هم به آن پایبند است، در برابر این خواستها نیست بلکه موید آنهاست. شما به بیانات امام به خصوص در آستانه پیروزی انقلاب و نیز در ۱۵-۱۶ سال قبل از آن رجوع کنید. در عین حال که همه جا دعوت کننده به ایمان و پرستش خدا و پرهیز از دنیازدگی و تقویت اخلاق هستند، درست بر پایه همین محورها خواستار دفع استبداد، رفع استعمار، آرای ملت، جلوگیری از چپاول ثروت و منابع ملی، حاکمیت مردم بر سرنوشت، رهایی از عقبماندگی و برخورداری عادلانه همگان از مزایای مثبت زندگانی در عرصههای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی هستند. اگر پیروان امام جز اینها را میطلبند، باید پاسخگوی تحریف و انحراف خود از امام و راه امام باشند و اگر اینها را میخواهند نباید خود را در برابر اصلاحات که دقیقا بر این موازین تکیه دارد، قرار بگیرند.
آیا اصرار بر این که حاصل انقلاب یعنی جمهوی اسلامیکه با هزینه سنگینی برقرار شده است با همه لوازم آن پیاده شود، پیروی از امام است یا اظهارات وحشتناکی نظیر آن که اسلام با جمهوریت سازگار نیست و وحشتناکتر آنکه به امام نسبت دهند که جمهوری اسلامیرا باور نداشتند. فکر میکنم در ورای ادعاهای تبلیغاتی و جنگ روانی باید به واقعیتها توجه کرد تا مرز میان ادعا و حقیقت معلوم شود.مطمئنا کارشکنیها و سنگاندازیها و مشکلآفرینی از عوامل مهمیبودند که توفیق .حرکت سریعتر و جامعتر را از اصلاحات سلب کردند .هر چند که ما نیز مثل دیگر انسانها دارای حدود و کاستی بودیم ولی معتقدیم که آنچه در خواست تاریخی یک ملت ریشه دارد پیروز است. منتها دستیابی به آن اگر در فضای مساعد باشد ارزانتر و آسانتر است و اگر مانع شکنی باشد رسیدن به هدفها گرانتر و دشوارتر خواهد بود.
لینک مطلب:
اصلاحات علی الاصول در هر شرایطی فاقد محتواست، زیرا اصلاحات مظروف نیست، اصلاحات ظرف است و یک شیوه و روش است
اصلاحطلب، اصلاحطلب است، اسلامی بودن با سوسیالیست بودن یا لیبرال بودن یا هر چیز دیگر وجه ممیز اصلاحطلبی او نیست، اصلاحطلبی ظرفی است که هر کدام از این دیدگاه میتوانند در آن ریخته شوند، و طبعاً شیوههای آنان را مشترک میکند. هیچ اصلاحطلبی نمیتواند مدعی شود که لازمه اصلاحطلبی، همراهی با آرا و عقاید و ارزشها و آرمانها خاص اوست، اما هر اصلاحطلبی میتواند مدعی شود که لازمه اصلاحطلبی همراهی با شیوههای سیاسی و رفتاری اوست
تعیین افراطی یا تفریطی بودن هر رفتاری امری سیال و متناسب با شرایط است، و روش آن نیز رجوع به عرف است، ممکن است عملی در یک زمان افراطی و در زمان دیگر اعتدالی و یا تفریطی تلقی شود، مهم درک و عرف عمومی است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
مباحث پیش آمده اخیر درباره مضمون اصلاحات و تبیین آن موضوعی اصیل و صادقانه نبود. و بیش از این را هم میتوان گفت که مسألهای انحرافی بود، تا نشان داده شود آنچه که بر سرمان آمد حاکی از روشن نبودن مضمون و محتوای اصلاحات بود و این بار و برخلاف گذشته از ابتدا این مضمون را روشن و تبیین میکنیم تا دچار مشکلات پیشین نشویم. طبیعی است که در صورت کارگر افتادن این توجیه و موفقت اولیه و شکست بعدی راه برای توجیهی دیگر نیز باز خواهد بود. این مباحث از این حیث لازم نبود که بخش عمدهای از آن ربطی به اصلاحات نداشت، و آن بخشی هم که داشت، قبلاً و در سال 1376 در برنامه 12 مادهای اعلان شده، به وضوح و روشنی بیان شده و از این حیث هم تکراری بود.
آنچه که در این مجال میتوان گفت این است که اصلاحات علی الاصول در هر شرایطی فاقد محتواست، زیرا اصلاحات مظروف نیست، اصلاحات ظرف است و یک شیوه و روش است. هنگامی اصلاحات تبدیل به شعار میشود که به وجود اشکالات ساختاری و مهم در جامعه یا حکومت اذعان شود.مثلا وجود فساد گسترده یا استبداد یا ناکارکردی سیاستهای و نهادهای اقتصادی یا فقر زیاد که تمام اینها به نوعی موجب بروز بحران در زندگی عادی یا افزایش فاصله و شکاف میان مردم و حکومت میشود و چون این وضعیت خاص یک جامعه معین مثل ما نیست و در همه جوامع هم ممکن است رخ دهد بنابر این راه برون رفت اصلاحطلبانه از آن هم نمیتواند وابسته به مضمونهای فرهنگی و اعتقادی منطقهای و محلی باشد. به همین دلیل است که ما میتوانیم از اصلاحطلب در ایران، روسیه، آمریکای لاتین، چین و آمریکا و مصر صحبت کنیم، در حالی که این کشورها به لحاظ آرا و عقاید و فرهنگ با یکدیگر تفاوتهای کلی دارند. اصلاحطلب، اصلاحطلب است، اسلامی بودن با سوسیالیست بودن یا لیبرال بودن یا هر چیز دیگر وجه ممیز اصلاحطلبی او نیست، اصلاحطلبی ظرفی است که هر کدام از این دیدگاه میتوانند در آن ریخته شوند، و طبعاً شیوههای آنان را مشترک میکند. هیچ اصلاحطلبی نمیتواند مدعی شود که لازمه اصلاحطلبی، همراهی با آرا و عقاید و ارزشها و آرمانها خاص اوست، اما هر اصلاحطلبی میتواند مدعی شود که لازمه اصلاحطلبی همراهی با شیوههای سیاسی و رفتاری اوست.
اگر اصلاحطلب میتواند با گرایشهای طرفدار اسلام طالبانی و نیز مارکسیستهای رادیکال، همزمان مخالف باشد، و در عین حال با طرفداران اسلام کاملاً سنتی و نیز غیر مذهبیهای آرام و متین همدلی کند، این امر مبین آن است که اختلاف اصلی نه در محتوا که در شیوهها و روشهاست، و اتفاقاً بخش مهمی از اختلافات و کجفهمیهای محتوایی نیز ناشی از بکار نبستن شیوههای اجرایی مورد اتفاق است. بنابراین برای تعریف اصلاحطلبی نمیتوان از منظر ایدئولوژیک وارد بحث شد. اصلاحطلبی و اصول آن صرفاً متکی بر مباحث روشی است که در اینجا میکوشم چند مورد از اصول آن را متذکر شوم:
اصل اول این است که هیچ کس برای تحقق جامعهای قابل تحمل و کم خسارات، و در ضمن پویا و در حال پیشرفت، نمیتواند و قادر نیست که آرمانها، ارزشها و دیدگاههای کاملاً مشترکی را به همه افراد دیکته کند، این امر به دلایل متعدد و روشنی شدنی نیست و حتی اگر ممکن هم باشد، مفید و مطلوب نیست، زیرا جامعه را چنان سرد و غیر متحرک و فاسد میکند که با بهترین تعبیر میتوان آن را جهنم منجمد نامید. تجربه پلپوت و برخی جوامع کمونیستی و در کنار گوشمان طالبان و تا حدی عراق، جلوی چشم همه ما هست. اما این بدان معنا نیست که هر کس باید ساز خود را بزند، خیر. انسانها به همان میزان که در این زمینهها میتوانند تنوع داشته باشند، در عرصه روش و قواعد تعامل با یکدیگر، باید وحدت نظر و عمل داشته باشند. مثلاً پذیرفتن حاکمیت قانون، حق رأی اکثریت، بدون نفی حقوق اقلیت، اصل رقابت، حاکمیت مردم و... قواعد و روشهای تعامل است. کسی نمیتواند ارزشها و دیدگاههای ایدئولوژیک خود را به حدی تعمیم دهد که این موارد و روشهای تعامل را نیز دربرگیرد و آنها را نقض کند. مثلاً کسی که حاکمیت قانون یا مردم را نفی کند، به طور ضمنی و صریح این حق را برای دیگران هم قایل شده که در تعامل با او قانون و حق حاکمیت ورای او را نیز نقض کنند و این نتیجهای جز جنگ و خصومت ندارد و جنگ و خصومت نیز یا با کنار گذاشتن این نگاه پایان میپذیرد یا با نابودی یکی از دو طرف و اگر یک طرف نابود شود، طرف پیروز نیز دیر یا زود به دو قطب متخاصم تبدیل خواهد شد و جهان با ادامه این تخاصم چارهای ندارد، جز اینکه به دوران اولیه پیدایش انسان برگردد و زندگی در گروههای 30-20 نفره غیر متمدن را پیشه کند. هر کس با پذیرش اصول پیشگفته میتواند، گرایشهای فکری متفاوتی داشته باشد، همچنان که در جوامع متعددی، مسلمان، کاتولیک، سوسیالیست، بیدین، بودائی، پروتستان و انواع و اقسام گرایشهای متعدد دیگر با توافق بر این روش در کنار یکدیگر زندگی میکنند و مشکل چندانی هم ندارند، این اصل هدف و آرمان روشی و مشترک میان کلیه اصلاحطلبان است.
اصل دیگر اصلاحات، پذیرش تغییر گام به گام و اصل مشارکتجویی است. اصولاً اصلاحات در جامعهای معنا میدهد و مورد پیدا میکند که اصول پیشین در جامعه رعایت نشود، و گروههایی از جامعه درصدد اصلاحات و تحقق آن اصول برآیند. برای تحقق این هدف چه شیوهای را باید یا میتوان بکار بست. مثلاً جنبش مسلحانه یک مورد آن است. کسب حمایت خارجی شیوه دیگر است، قهر و انزوا و به انتظار فروپاشی نشستن شیوه دیگر است. اصلاحطلبی نافی این شیوههاست و اصلاحطلب معتقد است که در درجه اول رسیدن به آن شرایط، صوری انتزاعی نیست. دستیابی به آن شرایط مستلزم مشارکت همگانی و همراهی و همدلی و صبر و انتظار و پرهیز از خشونت است. اصلاحطلب حق ندارد، کاری کند یا شیوهای را طی نماید که عمداً موجب تشدید شکاف میان حکومت و مردم شود و راهحلهای رادیکال و انقلابی پذیرفتنیتر شود. جریان اصلاحطلبی باید تمام توان خود را در انجام رفتار با حسن نیت و برای جلب موافقت اختیاری یا اجباری دولت جهت حضور در ساختار سیاسی و اصلاح امور انجام دهد و صد البته این کار نباید به هزینه نفی اصول مذکور باشد، از سوی دیگر اصلاحطلبی بر این اصل استوار است که بدون مشارکت سازمان یافتهدر هر سطحی، امکانبهبود امور نیست؛در نتیجه میکوشدکه مردم را دعوت به مشارکت اجتماعی و سیاسی از خلال نهادهای مدنی نماید و خود نیز ملتزم به این مشارکت باشد. اصلاحطلبی همراه با قانونگرایی (حتی قوانین غیر مناسب)، تعامل و گفتگو برای حل مشکلات است. اصلاحطلبی از اصل اختلاف پرهیز ندارد، بلکه نسبت به توافق درباره شیوه یکسان حل اختلاف حساسیت دارد.
از دیدگاه اصلاحطلبی، بهبود جامعه با تغییرات انفجاری و زیر و رو کردن امور محقق نمیشود، در واقع درک درست و اصلاحطلبانه از آینده مطلوب نیز وابستگی مستقیم به تغییرات عادی و آرام دارد. در فضای انقلابی و رادیکال تصوری که از وضعیت مطلوب و آرمانی بوجود میآید، بسیار انتزاعی و غیر واقعی خواهد بود، و در صورت پیروزی اولیه هم این آرمانها دستنیافتنی است اگر از آن دورتر نشوند. اصلاحطلبی منحصر به ویژگیهای رفتاری ناظر به حکومت و قدرت نیست، بلکه نسبت به جامعه هم انجام رفتارهای مشابهی را رعایت میکند، اگر برمبنای اصلاحطلبی نباید تقابل منجر به خشونت را با حکومت ایجاد کرد، به طریق اولی در برابر مردم نیز نباید به گونهای رفتار کرد که چنین تقابلی ایجاد شود. برای مثال، وجود افراد غیر مذهبی و در عین حال اصلاحطلب، در ایران قابل درک و تصور است، اما اصلاحطلبی و ضد مذهبی بودن در ایران قابل جمع نیست، زیرا این ویژگی به سهولت به تقابل با حکومت و بدتر از آن به تقابل با جامعه منجر میشود و هرچه باشد، با اصلاحطلبی بیگانه است.
بنابراین نکته اساسی این است که اگر جمع یا گروهی معتقدند که براساس اصلاحطلبی حرکت میکنند طبعاً باید فصل مشترک خود را با دیگران براساس شیوههای مشترک اصلاحطلبی قرار دهند و از ورود به سایر مسایل که میتواند ویژگی هر فرد یا گروهی باشد پرهیز نمود. ممکن است دو نفر به لحاظ اصلاحطلبی کاملاً در یک صف باشند، اما در حوزههای دیگر نظرات متفاوتی داشته باشند، از این رو اگر از موضع اصلاحطلبی وارد میدان سیاست و جامعه میشوند، به ناچار باید با حفظ تفاوتهای دیگرشان، هر دو در صف واحدی قرار گیرند.
یکی از مشکلاتی که در فهم رفتار اصلاحطلبانه و غیر آن رخ میدهد، تعیین مصادیق آن است. به عبارت دیگر اگر اصلاحطلبی را بتوان میانهروی و دوری از افراط و تفریط دانست، در این صورت ملاک تشخیص مصداق یک عمل افراطی یا تفریطی چیست؟ آیا اعمال و رفتار به صف ذاتی خودشان تفریطی یا افراطی یا اعتدالی هستند؟ پاسخ منفی است. تعیین افراطی یا تفریطی بودن هر رفتاری امری سیال و متناسب با شرایط است، و روش آن نیز رجوع به عرف است، ممکن است عملی در یک زمان افراطی و در زمان دیگر اعتدالی و یا تفریطی تلقی شود، مهم درک و عرف عمومی است، البته عرفی که از خلال بحث و گفتگوی اجتماعی (ولو نسبی) حاصل شود، و الا عرف ناشی از جهل معیار مناسبی برای این سنجش نیست. البته باید پذیرفت که منظور از عرف نیز عرف توده نیست، عرفی که گاه به سر حد جنون و افراط و گاه در مرز تفریط و اعتزال قرار میگیرد. منظور عرف نخبگان هر عرصه است، عرفی که از تعامل و گفتگوی نسبی و آزاد میان آنان به دست آید. از این رو باید گفت هرچه فضای سیاسی انسدادیتر شود رسیدن به این عرف سختتر میشود و در فضای بسته عمل اصلاحطلبانه نیز کم اثرتر و در نتیجه کم خریدارتر میگردد، اما در همین فضا نیز وظیفه اصلاحطلب است که از یک سو بکوشد فضا بستهتر نشود و از سوی دیگر آن را حتیالمقدور باز کند.
شاید مرور سریع تجربه سیاسی پنج دهه گذشته بتواند تصویر واضحتری از مضامین این یادداشت تقدیم کند. واقعیت این است که رفتار شاه پس از عزل دکتر امینی، کمکم به گونهای شد که تقاضا برای اعمال شیوه اصلاحطلبی را به دلیل غیر موثر دانستن آن، کم کرد، و به طور عادی شیوههای رادیکال و تند را به صورت دیالکتیکی در درون جامعه ایران و ضد خود پرورش داد. اما در این میان میتوان گفت که شیوه مبارزه مسلحانه عملاً شیوهای افراطی و غیر اصلاحطلبانه بود که به تعبیر فعالان این شیوه که در نقد آن نوشتند،"شیوهای تحمیلی و زیانبار و فرزند شور و ناآگاهی" بود. در این مورد در آینده نقد مفصلی تقدیم خواهد شد. این افراط و تمسک به عمل مسلحانه، بعد از انقلاب بارزتر و حتی خشنتر هم شد.
انزوا و کنارهگزینی و دوری از میانگین رفتاری جامعه و نیز مطالبه مدیریت کشور مشروط به سکوت و گوشهنشینی دیگران نیز وجه دیگری از شیوه غیر اصلاحطلبانه در دوران 1358 به بعد است. پس از آن برنامه جنبش اصلاحات در سال 1376 با توجه به تجربیات تاریخی، برنامهای اصلاحی را که تأکید اصلیاش بر شیوه مشترک زندگی و حیات سیاسی بود ارایه کرد. اما در میانه راه با عدول از شعارهای اصلیاش به بیراهه رفت و اکنون نیز ساز دیگری و از راه دیگری کوک شده است.
تردیدی نیست که بحث درباره این موضوع و تحلیل و نقد جزییات آن نیازمند نوشتههای مفصل تری است . سه سال پیش کوشیدم که این موضوع را به صورت تفصیلیتر در مکتوبی به نام «سرنوشت محتوم» ارایه کنم، اما به نظرم در کنار ارجاع به تحلیل گذشته، فهم و درک روشهای پیش رو در انتخابات آینده نیز مهم است که نشان خواهد داد هر یک از افراد و گروهها تا چه حد قادرند چارچوب اصلاحی را در رفتار خود حفظ کنند.
اندیشه (۱٢۳٥) انتخابات دهم (٧۸۱) خاتمی (٦٢٢) عکس (٥٥٩) کروبی (٥٥٥) وبلاگستان (٥٤۱) خبرستان (٤٥٠) سیاستمداران (٢٩٥) انتخابات دهم (٢٩۳) میرحسین موسوی (٢٧٩) احمدی نژاد و دولت نهم (٢۳٥) دلنوشته (٢٢٧) اسرائیل (۱۸٤) تقلب و تخریب و هتاکی (۱۸٢) روحانیت (۱٧٥) جهان (۱٦٩) نقد و بحث اندیشه (۱٥٩) تدبیر و بی تدبیری (۱٥٤) احمدی نژاد (۱٥٢) رسانه (۱٤٠) احمدی نژاد (۱۳٤) خاطره (۱٢٥) یادبود (۱٢٤) رهبری (۱۱٤) احزاب (۱۱٠) بازداشت و زندان (٩٦) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٩٤) اینترنت (٩۳) میرحسین موسوی (٩۱) ایران (۸٧) آمریکا (۸٦) نقد و بحث اندیشه (۸۳) دین (۸۱) صدا و سیما (٧٩) زنان (٧٧) دروغ و تکذیب و فریب (٧٧) تقلب و تخریب و هتاکی (٧٦) مردم سالاری (٧٥) احزاب و تشکل ها (٧٤) شورای نگهبان (٧٤) پیشنهاد (٧٢) احمدی نژاد و دولت نهم (٧٠) اندیشه و دلنوشته (٦٩) صدا و سیما (٦٧) فاوا (٦٥) امام خمینی (٦۳) اخلاق (٦۳) بی تدبیری (٦۱) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٦۱) خبرنگاران و رسانه ها (٦٠) وبلاگ چیست؟ (٥٧) جامعه مجازی (٥٤) نور (٥٤) حقوق بشر و قضاوت (٥٤) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٥٤) مردم سالاری (٥۱) تاریخ (٥٠) آزادی (٤٩) بازداشت و زندان (٤٩) شعر (٤۸) ظلم (٤٧) انسان و جامعه و هستی (٤٦) نظامیان و انتظامیان (٤٦) تدبیر و بی تدبیری (٤٥) انقلاب اسلامی (٤٥) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٤٤) روحانیت و مراجع تقلید (٤۳) امام خمینی (٤٢) دانشجویان (٤۱) تحزب (٤٠) سایت (٤٠) انسان (٤٠) علی (٤٠) دروغ و تکذیب و فریب (٤٠) هنر (۳۸) روابط ایران و آمریکا (۳۸) انقلاب اسلامی (۳٧) طنز (۳٧) ظلم و استبداد و زور (۳٧) جامعه مجازی و اینترنت (۳٧) حقوق بشر و قضاوت (۳٦) ورزش (۳٦) خبر (۳٦) دروغ و تکذیب (۳٦) هنرمندان (۳٤) خط امام (۳٤) ظلم و استبداد و زور (۳٤) خبرنگاران و رسانه ها (۳٢) محیط زیست (۳٢) گزیده (۳٢) دروغ (۳۱) اندیشه و دلنوشته (۳٠) وبلاگنویسان (٢٩) جهان اسلام (٢٩) شورای نگهبان (٢۸) انتخاب (٢۸) عدالت (٢۸) اصولگرایان (٢٧) امامان (٢٧) شاهان ایران (٢٧) آمار و اقتصاد (٢٧) تغییر اجتماعی (٢٧) دولت نهم (٢٦) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٢٦) پیامبران (٢٦) دانشجویان و دانشگاه (٢٦) اخلاق و ارزش ها (٢٦) ایران و ایرانیان (٢٦) بسیج و سپاه پاسداران (٢٥) انتخابات (٢٥) مرگ (٢٤) نویسندگان (٢٤) قانون و قانون اساسی (٢٤) روابط خارجی ایران (٢۳) روحانیت و مراجع تقلید (٢۳) تروریسم (٢۳) ادبیات (٢۳) داستان (٢٢) اسلام (٢٢) حق و باطل (٢٢) یادبود و بزرگداشت (٢٢) انسان و جامعه و هستی (٢۱) مرگ و زندگی و جامعه (٢۱) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٢۱) شعرا (٢۱) وبلاگ چیست؟ (٢۱) اصلاح طلبان (٢۱) دکتر علی شریعتی (٢۱) امید (٢۱) اصلاحات (٢۱) وبلاگ (٢٠) جوانان (٢٠) شهدا (٢٠) فیلترینگ (٢٠) روابط ایران و آمریکا (٢٠) مجلس شورا (٢٠) ایران و ایرانیان (٢٠) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٢٠) نظامیان و انتظامیان (٢٠) یادبود و بزرگداشت (٢٠) امنیت و امنیت ملی (٢٠) قانون و قانون اساسی (۱٩) فیلترینگ و سانسور (۱٩) قرآن کریم (۱٩) امنیت کشور و امنیت ملی (۱۸) احزاب و تشکل ها (۱۸) سیاست (۱٧) عشق (۱٧) خدا (۱٧) جشنواره (۱٦) ورزشکاران (۱٦) خط امام (۱٦) فلسطین و اسرائیل (۱٦) فیلترینگ و سانسور (۱٥) ادیان (۱٥) امام حسین (۱٥) استقلال (۱٥) حضرت محمد (۱٥) حق و باطل (۱٥) کودکان (۱٤) افراط و تفریط (۱٤) جامعه (۱٤) جامعه مجازی (۱٤) آمار و اقتصاد (۱٤) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (۱٤) نظامیان (۱٤) تغییر اجتماعی (۱٤) تروریسم و خشونت (۱٤) بسیج و سپاه پاسداران (۱٤) رای و انتخابات (۱۳) فرهنگ و آیین و دین (۱۳) مرگ و زندگی و جامعه (۱۳) طنز و کاریکاتور (۱۳) تعامل اجتماعی (۱۳) امام حسین (۱۳) نظرسنجی (۱۳) مهدویت (۱۳) کیهان (۱٢) قانون اساسی (۱٢) قضاوت (۱٢) بخش خصوصی (۱٢) آسیب اجتماعی (۱٢) جامعه مجازی و اینترنت (۱٢) امنیت کشور و امنیت ملی (۱٢) فلسطین و اسرائیل (۱٢) اخلاق و ارزش ها (۱٢) افراط و تفریط (۱۱) اصلاحات چیست؟ (۱۱) خبرگزاری فارس (۱۱) دفاع مقدس (۱۱) بخش خصوصی (۱۱) تهران (۱۱) عقل (۱۱) روشنفکر (۱۱) جشن (۱۱) پرشین بلاگ (۱۱) علم (۱٠) محیط زیست (۱٠) تاجیکستان (۱٠) دفاع مقدس (۱٠) افکار عمومی (۱٠) پیش بینی (۱٠) پیش بینی (۱٠) روابط خارجی ایران (۱٠) شعر و شعرا (۱٠) هنرمندان و مفاخر (۱٠) فرهنگ و آیین و دین (۱٠) شهدا و ایثارگران (٩) مجلس شورا و مجلسیان (٩) هنرمندان و مفاخر (٩) فرهنگ و آیین (٩) تاریخ ایران (٩) انتخاب دهم (٩) دانشجویان و دانشگاه (٩) اعتماد ملی (٩) دعا و نیایش (٩) مهدی موعود (۸) غم و شادی (۸) افکار عمومی (۸) شب یلدا (۸) اقوام و اقلیت ها (۸) حکمت و دانش (۸) انتخابات 24 اسفند (۸) اطلاع رسانی (۸) فرهنگ (۸) نفت (۸) فقر (۸) آیت الله جوادی آملی (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) کیهان و رجا نیوز (۸) انتخابت دهم (٧) تروریسم و خشونت (٧) بخش خصوصی و غیردولتی (٧) چلچراغ (٧) جالب (٧) سفرنامه (٧) دانش (٧) گفتگو (٧) بسیج (٧) فلسطین (٧) حکمت و دانش (٧) قرآن کریم (٧) شاهان ایران (٧) تدبیر (٧) امنیت ملی (٧) جهان اسلام (٦) مرگ و زندگی (٦) خرافه (٦) نفت و گاز (٦) غم و شادی (٦) بی تدبیری (٦) حضرت محمد (٦) مجلس شورا (٦) زندان (٦) بازداشت (٦) گفتمان (٦) محبت (٦) سایت اینترنتی (٦) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (٦) اینترنت و وب (٦) شعر و شعرا (٦) آزادی و انتخاب (٦) تحریم و مشارکت (٦) نظرسنجی و افکار عمومی (٦) مجلس شورا و مجلسیان (٦) کتاب و گزیده (٥) اعتراض و انتقاد و تظاهران (٥) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٥) انتخاب و تقلید (٥) وحدت کلمه (٥) تبلیغات و بازاریابی (٥) حزب اعتماد ملی (٥) تحریم (٥) فاطمه رجبی (٥) قضا و قضاوت (٥) منافع ملی (٥) اطلاع رسانی (٥) تعاملات اجتماعی (٥) آیت الله مصباح یزدی (٥) خلیج فارس (٥) وب فارسی (٥) فطرت (٤) شب قدر (٤) تاریخ اسلام (٤) روشنفکران (٤) خبرگان رهبری (٤) آیت الله جوادی آملی (٤) آسیب اجتماعی (٤) تعامل اجتماعی (٤) فرهنگیان (٤) امام صادق (٤) مهدی موعود (٤) توریسم (٤) حدیث (٤) جمهوری اسلامی (٤) شب یلدا (٤) انرژی (٤) عشق و محبت (٤) همایش (٤) ترانه (٤) عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤) دعا و نیایش (٤) جالب و شگفت انگیز (٤) شهدا و ایثارگران (٤) نظرسنجی و افکار عمومی (٤) تاریخ و میراث فرهنگی ایران (٤) تروریسم و خشونت و ترس (۳) رای و انتخابات و شعار (۳) انتخاب و تقلید و آگاهی (۳) بخش خصوصی و غیردولتی (۳) اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳) ورزش و ورزشکاران (۳) سپاه پاسداران (۳) اصلاحات چیست؟ (۳) موعود (۳) حکایت (۳) زمستان (۳) فاطمه رجبی (۳) اعتماد ملی (۳) دوم خرداد (۳) خبرگزاری فارس (۳) مصاحبه (۳) مرگ و زندگی (۳) امام صادق (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) جهان بینی (۳) ویدئو (٢) منافع ملی (٢) اصول (٢) آیت الله مصباح یزدی (٢) پرشین بلاگ (٢) آموزش و پژوهش (٢) جنگ و صلح (٢) جبر و اختیار (٢) طنز و کاریکاتور (٢) جبر و اختیار (٢) نفاق و ریا (٢) بانک و بیمه (٢) جهل و جهالت (٢) موبایل و تلفن همراه (٢) آیت الله صانعی (٢) خلیج فارس (٢) حضرت فاطمه (٢) تجارت الکترونیک (٢) موسوی (٢) میراث فرهنگی (٢) سلامت (٢) نوروز و بهار (٢) عقل و اندیشه (٢) فقر و فحشا و اعتیاد (٢) اراذل و اوباش اینترنتی (٢) بانک و بیمه (٢) ادیان و مکاتب فکری (٢) خط امام و اسلام ناب محمدی (٢) انتخاب و تقلید و آگاهی (٢) رای و انتخابات و شعار (٢) ورزش و ورزشکاران (٢) وحدت کلمه و تفرقه (٢) نوروز و بهار (٢) مصاحبه و خاطره (٢) عقل و اندیشه (٢) مدیریت و راهبری (٢) ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢) کیهان و رجا نیوز (٢) انرژی و نفت و گاز (٢) تروریسم و خشونت و ترس (٢) فقر و فساد و فحشاء (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) ا (۱) احمدی نژاد و دولت دهم (۱) خد (۱) خبر دستگیری (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) نخبگان و روشنفکران (۱) فیلترینگ و سانسور و مسدودی (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) روحانیت و مراجع تقلید مر (۱) تقلب و تخریب و هتاکی بادامچیان: کمیسیون ماده 10 حق (۱) استقلال و خودباوری (۱) بیگانه ستیزی (۱) روشنفکران و فرهیختگان (۱) انتخابات د هم (۱) جشنواره و جوایز (۱) خلیج فارس و عرب (۱) شعار و تظاهرات (۱) تحریم و مشارکت (۱) خلیج فارس و عرب ها (۱) تتدبیر و بی تدبیری (۱) روابط ایران و آمریکا بازشماری 10درصدآرا مقابل دورب (۱) دشمنان و رقبا (۱) جنگ و جنایت (۱) وحدت کلمه و تفرقه (۱) تقلب و تخریب و هتاکی احمدی نژاد: اجرای عدالت لازمه (۱) خط امام و اسلام ناب محمدی (۱) مصاحبه و خاطره (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) تبلیغات و بازاریابی (۱) فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (۱) جهل و خرافه و علم (۱) فلسفه و عرفان (۱) انسان و جامعه (۱) جنگ و جنایت (۱) انتخاب و تقلید (۱) جشنواره و جوایز (۱) مورخان و جغرافیدانان (۱) اشاعه فحشا (۱) انتخابات د هم (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) سهام و بورس (۱) جنگ و بحران (۱) فقه و کلام (۱) جنگ و بحران (۱) رمضان (۱) گوگل (۱) دکتر علی شریعتی (۱) اعتراض (۱) حقوق بشر (۱) عاشورا (۱) موسیقی (۱) تغییر (۱) ایران شناسی (۱) عرب (۱) مثنوی معنوی (۱) راز (۱) حجاب (۱) اصلاح طلبان (۱) خبرگان رهبری (۱) حزب الله لبنان (۱) حدیث و روایت (۱) گلستان سعدی (۱) جمهوری اسلامی (۱) سنت و مدرنیزم (۱) حضرت فاطمه (۱) اقوام و اقلیت ها (۱) علم و جهل (۱) اقلیت اکثریت (۱) آیت الله خمینی (۱) زشت و زیبا (۱) آرزوهایم (۱) اسلام ناب محمدی (۱) کمیته تعیین مصادیق (۱) دوم خرداد (۱) ایران و ایرانی (۱) اومانیسم (۱) جنگ و صلح (۱) اعتماد (۱) عرفا (۱) تاریخ اسلام (۱) مهدی بوترابی (۱)
