با کاهش حمایت ها و ریزش نیروهای حامی احمدی نژاد و نزدیک شدن به انتخابات دهم ریاست جمهوری، اشتباهات گذشته و حال احمدی نژاد آشکارتر میشود و این موضوع بر شتاب روند خروج وی و حامیان و یارانش از صحنه سیاسی کشور می افزاید.
خطاهای اولیه احمدی نژاد در سیاستگذاری ها و تصمیمات بسیار بزرگ و بلکه هولناک بود. فریاد اعتراض عظیم مدیران سابق کشور و کارشناسان عالیرتبه کشور در آن زمان در غوغای رسانه ای و حمایت یکپارچه حاکمیت از وی شنیده نشد، امروز کوچکترین خطاهای احمدی نژاد در گوش ها می پیچد. بازتاب ویرانگر تصمیمات اولیه نیز بر اشتباهات کنونی افزوده میشود.
خدا رحم کند
Home Archive دی ۸٩ آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آذر ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ مهر ۸۳
لینک مطلب:
عضو ارشد جریان اصولگرایان منتقد با اشاره به عدم کاندیداتوری خود در انتخابات ریاست جمهوری، گفت:«در آن زمان تمام تلاش من این بود اجماع کاذبی که انحصار طلبانه در حال شکل گیری بود را بشکنم، تلاش داشتم تا بفهمانم این یک اجماع تصنعی است و طبیعی نیست.»
عماد افروغ در گفتگو با ایلنا، با اشاره به اخباری مبنی بر احتمال انصراف خاتمی از انتخابات ریاست جمهوری و در خصوص تغییرات آرایش نیروهای سیاسی، اظهار داشت:«به نظر من واقعیت پیچیده تر از آن است که منحصر به یک نفر از اردوگاه اصولگرایان و دو نفر از اردوگاه اصلاح طلبان شود.»
نماینده مردم تهران در مجلس هفتم افزود:«با انصراف آقای خاتمی اجماع غیر شفاف و مبهم اصولگرایان شکسته شد زیرا حضور خاتمی شدتی به این اجماع می بخشید و با کناره گیری ایشان اجماع اصولگرایان خود به خود دچار تزلزلی میشود و کاندیداهای دیگر اصولگرایان هم وارد عرصه میشوند و این امری قابل پیش بینی است.»
وی با بیان اینکه شاید بخشی از هواداران و حامیان خاتمی دور میرحسن موسوی حلقه نزنند، تاکید کرد:«این احتمال وجود دارد که دیگر کاندیداهای اصلاح طلب هم وارد صحنه انتخابات شوند.»
افروغ تصریح کرد:«به نظر میآید ما در این دوره از انتخابات با تکثر کاندیداها رو به رو هستیم و آن تکثر تا زمانی که درون گفتمان انقلاب اسلامی باشد و سلامت اخلاقی هم در انتخابات تضمین و حفظ شود، ضمانتی برای حضور حداکثری مردم است.»
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به پیامدهای تعدد کاندیداها در انتخابات ریاست جمهوری تصریح کرد:«در این صورت کاندیداها مجبور میشوند با ارائه برنامههای عملیاتی و منسجم وارد صحنه انتخابات شوند و این امر هم به رشد سیاسی مردم و هم به عقلانیت سیاسی در سیر و روند تاریخی خود کمک میکند. به هرحال نبرد به سمت نبرد برنامهای و تیمی میرود و ما به آن نیاز داریم تا مردم بدانند به چه کسی با چه برنامهای و با چه تیمی رای دهند.»
افروغ با بیان اینکه اتفاقاتی رخ خواهد داد، گفت:«در مجموع هم در میان اصولگرایان تکثر خواهیم داشت و هم در میان اصلاح طلبان.»
وی در بخش دیگری از سخنانش و در خصوص برخی اخبار مبنی بر احتمال کاندیداتوری وی برای انتخابات ریاست جمهوری، تاکید کرد:«تمام تلاش من این بود که اجماع کاذبی که انحصارطلبانه در حال شکل گیری بود را بشکنم، تلاش داشتم تا بفهمانم این یک اجماع تصنعی است و طبیعی نیست و این گونه مطرح کردم که اگر مسایل طوری پیش رود که عده ای به دلیل مصلحت یا تعارف یا عوامل دیگر احساس کنند فضای باز و سالمی برای حضورشان به عنوان کاندیدا وجود ندارد، در چنین حالتی من بر حسب این که هیچ گاه منفعت طلبی و مصلحت اندیشیها را بر نتابیدهام، گفتم که خود را کاندیدا می کنم اما اکنون فضا دگرگون و عوض شد، اخبار هم حاکی از تکثر دو اردوگاه است، داعیه حضور در انتخابات را ندارم و بیشتر به کارهای روشنفکری و فکری و پژوهشی خود می پردازم و امیدوارم با روشنگریهای خود به انتخاب بهتر مردم کمک کنم.»
نماینده مردم تهران در مجلس هفتم در بخش دیگری از سخنانش پیرامون نامه احمدی نژاد به رییس مجلس و اخطار قانونی رییس جمهور به رییس مجلس، گفت:«من به پیروی از فرمایشات امام راحل بر این اعتقادم که مجلس در راس امور قرار دارد و بنابر جایگاه در راس بودن مجلس، نامه لاریجانی قابل دفاع است، ایشان در نامه خود به بندهایی استناد کرده که موید قانونی بودن بنیان تصویب لایحه بودجه توسط مجلس است.»
وی وجود اشتباهات و ضعفها و نقصها را طبیعی دانست و با اشاره به نامه لاریجانی ادامه داد:«نکته جالب در نامه لاریجانی این بود که اخطار قانون اساسی که رییس جمهور دادند، به تعبیر رییس مجلس مستند به قانون اساسی قبل از بازنگری و اصلاحات است و برخی از مفاد این نامه هم جلب توجه می کند.»
عضو جریان اصولگرایان منتقد در پایان خاطرنشان کرد:«برای شخص من دفاع از حرمت مجلس مهم است که به لاریجانی تبریک می گویم. متاسفانه ما در مجلس هفتم شاهد این دفاع طبیعی، قانونی و موثق از مجلس نبودیم و این می تواند امتیازی برای رییس مجلس فعلی به حساب آید.»
لینک مطلب:
یادداشت جنجالی روزنامه «کیهان» در زمینه ترور خاتمی که بازخوردهای بسیاری داشت، واکنش چند تن از روحانیون تأثیرگذار را نیز به همراه داشت.
به گزارش «تابناک»، این یادداشت که در آن روزنامه «کیهان»، احتمال ترور خاتمی به دست عوامل آمریکایی را مطرح کرده و موجب شد که جریان رسانهای عجیبی در اینباره راه بیفتد، نارضایتی بسیاری از گروهها و اشخاص همفکر و همسو با «کیهان» را نیز به دنبال داشت.
در همین زمینه، بنا بر اطلاعات رسیده به خبرنگار «تابناک»، در نشستی که چندی پیش یک تشکل روحانی اصولگرا ـ که از وزنه بالایی نیز برخوردار است ـ برگزار کرده، بزرگان این تشکل تأثیرگذار و بانفوذ، نسبت به این یادداشت «کیهان» ابراز نگرانی و از پیش گرفتن چنین رویهای انتقاد کردهاند.
گفتنی است، چند ماه پیش نیز که ریاست محترم جمهوری نقل قولی از دیدار با رهبری کرده بودند، و روزنامه کیهان مطلبی را در این باره با جنبه انتقاد از رئیس جمهور به چاپ رسانده بود با واکنش روابط عمومی و ارتباطات دفتر رهبر انقلاب روبهرو شد.
لینک مطلب:
افروغ با بیان اینکه اگر برخی در اردوگاه اصولگرایان بخواهند به شیوه ای تصنعی سعی در قطبی نشان دادن فضای انتخابات دهم برخلاف جریانات سیاسی کشور و شور سیاسی مردم داشته باشند ،کاندیدای این انتخابات خواهم شد، اظهار داشت: اگر بخواهند با مصلحت اندیشی های خود کاندیدایی را به مردم تحمیل کنند در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام می کنم
حضور میرحسین فی نفسه نقد مبانی و اساس هویت و رفتار اصولگرایان است. میرحسین نسخه اصیل عدالتی است که آقای احمدی نژاد و یاران و حامیانش به کمک دویست میلیارد دلار نفتی و حمایت همه جانبه ارکان نظام و صدا و سیما و ... از آن سخن میگفت و در عمل کشور را به وضع فعلی رساند. بی تردید مهندس موسوی کابوسی است که بر شتاب افول اصولگرایان می افزاید.
| بادامچیان: چرا مردم تهران در خانه مرغ نگه نمی دارند تا مشکل تخم مرغ حل شود؟ |
اعتماد-صبا آذرپیک: در شرایطی که چهار خودسوزی در طول یک هفته همچنان نمایندگان تهران را در شوک فرو برده، آنها به دولت هشدار می دهند این خودسوزی ها زنگ خطر افزایش مشکلات اقتصادی مردم و رساندن آنها به نقطه یی است که خودسوزی را به عنوان آخرین راه حل انتخاب می کنند. اما در این بین اسدالله بادامچیان قائم مقام حزب موتلفه در گفت وگو با خبرنگار «اعتماد» دیدگاه های خود را اعلام کرد.
---
- در طول یک هفته چهار خودسوزی در تهران انجام شد. این اتفاقات زنگ خطر به شعارهای اقتصادی دولت نهم نیست؟
ممکن است مربوط به بازی سیاسی باشد، مثل بازی سیاسی که الان توی مجلس در جریان است. بعضی از آقایان اصلاح طلب پشت تریبون همه را متهم می کنند.
- یعنی فردی که خودسوزی کرده حاضر است عملیات انتحاری برای یک هدف سیاسی اصلاح طلبان انجام بدهد؟
نمی میرند، معمولاً درمان می شوند.
- اما تا حالا دو نفر از افرادی که اقدام به خودسوزی کرده اند، فوت شده اند؟
من که نگفتم همه اش این است، ممکن است فشار هم به آنها آمده باشد اما برخی از اینها سیاسی کاری است.
- فشار اقتصادی به مردم را قبول دارید؟ اگر مشکل معیشت نبود، کار به خودسوزی می کشید؟
این هم از همان سوال های تیپ اصلا ح طلبی است. فشار اقتصادی به مردم زیاد است. فلان است. جوسازی، فضاسازی.
- به هر حال واقعیت است.
به هر حال طبیعی است در کشور پیشرفت هست و درصد کسانی که اکنون دارای زندگی خوب هستند قابل مقایسه با قبل نیست. البته درصدی افراد که دارای مشکلات هستند همیشه در جامعه وجود دارد. تلاش هم هست این مساله را حل کنیم.
- اما شواهد و اعتراض های مردم خلاف این را نشان می دهد. خط فقر 800 هزار تومان است. مردم فقیر نیستند؟
من به این آمار اعتقادی ندارم.
- به هر حال شواهد این ادعا وضع معیشت مردم و فشار اقتصادی است.
یک خانوار را زن و مرد اداره می کنند که حقوق شان را روی هم می گذارند. همه جای دنیا همین طور است.
- اما حقوق زن و مرد کارمند را جمع هم کنیم 500 هزار تومان نمی شود.
هزینه زندگی در تهران با شهرستان، روستا و عشایر فرق دارد.
- اما در همان روستا هم مردم از افزایش مشکلات اقتصادی در زمان احمدی نژاد گلایه می کنند. مردم فقیرتر شدند یا ثروتمندتر؟
شما به سوال من جواب بدهید، کشور فقیرتر شده یا ثروتمندتر؟
- ما از مردم فقیر صحبت می کنیم. کشور با نفت 140 دلار باید ثروتمندتر شده باشد اما این پول به جیب مردم نرفته است.
کشور ثروتمندتر شده، این همه سازندگی و پول در گردش یعنی کشور ثروتمند است. این ثروت در اختیار چه کسی است؟
- این سوال مردم است، پول نفت کجا می رود؟
این پول در خدمت همه مردم قرار گرفته. معمولاً چند دهک بالا دارای زندگی مرفه هستند. بخشی هم در سختی به سر می برند. دولت در حال رسیدگی است.
- اما مردم معتقدند فقیرتر می شوند.
فرهنگ مردم تغییر کرده است. چرا در خانه خودمان تلاش نمی کنیم مربا تولید کنیم.
- یعنی سطح توقع مردم بالا رفته است؟
مردم حاضر نیستند یک مرغ در خانه شان نگهداری کنند چون بو می دهد، مبادا تخم مرغ شان را این طور تامین کنند. از سه میلیون خانه یی که در تهران داریم چند نفر پرنده دارند. چند نفر در گلدان شان ریحان می کارند تا نان و پنیرشان را با ریحان بخورند.
- یعنی مردم برگردند به 100 سال پیش تا فقیر نباشند؟
مردم الان در صبحانه خود تخم مرغ درشت، ماست، کره، پنیر، شکلات و... دارند. می گوییم چرا کار نمی کنید، خب کسی باید تولید کند، کسی بخورد.
- پس به نظر شما توقع مردم بالا رفته؟
مشکل این است که تلاش می کنیم تولید ناخالص ملی بالا رود. چهار سال پیش با همه غارت هایی که دولت قبل می کرد هفت میلیارد دلار بدهی داشتیم، امروز کشور ثروتمند است. به هر حال سختی ها هم وجود دارد
اگر این دولت به جای دولت اصلاحات بود که همه ارکان کشور به نوعی مطالباتی را مطرح میکردند، چه میکرد. رسانه ملی و روزنامه های دولتی در خدمت آن هستند و باز سخن از مشکل رسانه ای میگوید. علت این مساله را در تمامیت خواهی گروهی و باید جبران کرد و نه حتی تمامیت خواهی جناحی. اینکه به مجلس شورای اسلامی که در اختیار همفکران شان نیز هست اعتراض میکنند و تغییرات بودجه ای که آن نیز در موسسات و سازمانهای تحت مدیریت اصولگرایان اعم از قوه مجریه و غیر آن هزینه میشود را بر نمی تابند، از همین کم تحملی عام اصولگرایان ریشه میگیرد. البته کم تحملی دولت احمدی نژاد در این زمینه ها بیش از میانگین کم تحملی کلیت جریان اصولگراست.
در ادبیات سیاسی اصولگرایان به تدریج شاهد چرخشی مثبت نسبت به مسائل حوزه مرتبط با امام خواهیم بود. عمدتا به دلیل رقابت با اصلاح طلبان که گرایش آشکاری به خط و گفتمان امام نشان میدهند و از حمایت بیت و دفتر و یاران نزدیک امام برخوردارند.
پیش از این اصولگرایان سعی در کم رنگ کردن خط امام داشتند و اینک به دنبال نشان دادن تعارض میان خط امامی ها(اصلاح طلبان و بیت امام) و امام هستند. ولی این مسیر نیز به نتیجه مطلوب نمیرسد. اصولگرایان فرصتهای زیادی را از دست داده اند و اصول بسیاری را زیرپا گذارده اند.
نگرانی از وحدت اصولگرایان وجود ندارد. افرادی که توهم شکاف درونی اصولگرایان را میکارند، خودفریبی یا دگر فریبی و یا هردو را توامان درو میکنند.
تفرقه نزد اصولگرایان معنا ندارد. اگر تفرقه ای هست تا پیش از اقدام است. اصولگرایان در طول سه دهه به نظام تصمیم گیری خاصی دست یافته اند که به تصمیم گیری متمرکزشان کمک کرده است. حرف آخر را در اصولگرایان همیشه کسی هست که بزند. دوران فعالیت اصولگرایان در زمان حضرت امام ره بعنوان اقلیت تحت فشار در دولت و مجلس٬ مهمترین دلیل این قابلیت اصولگرایان است.
بنظر میرسد که اصلاح طلبان نیز از این تجربه چهار سال گذشته مبنایی برای رسیدن به ساز و کار تصمیم گیری های استراتژیک می اندیشند.
بر شاخه نشستن و بن بریدن هنر سی ساله تندروهااست:
بی توجهی به آرای مردم به هر عنوان و در هر سطحی که مقدور باشد
در برابر هم قرار دادن ارزشهای اصیل چون دیانت / آزادی / امنیت / رفاه /روح و جسم / سنت و تجدد
استفاده از منابع برای تخریب آنها
لنک مطلب از وبلاگستان:
1- درآمد ارزی کشور از فروش نفت و گاز در سال های پس از انقلاب بالغ بر 645 میلیارد دلار به قیمت جاری بوده است که 198 میلیارد دلار ( نزدیک به یک سوم ) آن در سه سال گذشته و در دولت احمدی نژاد بدست آمده است ، و از این نظر شرایط کاملا ممتازی را برای این دولت در تاریخ پس از انقلاب به لحاظ برخورداری از منابع رقم زده است . اگر در نظر آوریم که این دولت به لحاظ پشتوانه ذخائر ارزی بانک مرکزی نیز با مقطع روی کارآمدن هریک از دولت های پس از انقلاب در شرایط کاملا متفاوت و ممتازی به سرکار آمده است آنگاه بهتر می توان به توان و فرصتی که این دولت برای پیشبرد توسعه اقتصادی و افزایش رفاه همگانی داشت ، پی برد .
2- در مقام مقایسه کل درآمد ارزی حاصل از فروش نفت و گاز در هشت سال دولت خاتمی برابر 6/172 میلیارد دلار به قیمت جاری بوده است که وقتی دولت در نیمه سال 84 تغییر کرد رقم 14774 میلیارد دلار آن ( 10005 میلیون دلار موجودی نقدی و 4769 میلیون دلار مطالبات مربوط به تسهیلات ارزی ) در « حساب ذخیره ارزی » تحویل دولت احمدی نژاد شد . به عبارت روشن حداکثر هزینه ارزی دولت خاتمی به قیمت جاری در هشت سال 76 الی 83 برابر 8/157 میلیارد دلار بوده است .
3- از آنجا که برپایه اطلاعات منتشره دارایی « حساب ذخیره ارزی » در پایان سال 86 نسبت به زمان روی کار آمدن دولت احمدی نژاد تفاوت معناداری نکرده است ( اگر کاهش نشان ندهد ) بنابراین کل درآمد حاصله در این دولت ( یعنی 198 میلیارد دلار ) باید هزینه شده باشد اما بر پایه گزارش " عملکرد بودجه عمومی دولت طی سال های 86-1381 " منتشره توسط بانک مرکزی هزینه ارزی دولت احمدی نژاد در سه سال 86-83 برابر 4/133 میلیارد دلار بوده است ، و تفاوت رقمی معادل 6/64 میلیارد دلار با درآمد حاصله باقی می ماند که محل هزینه آن روشن نیست . حتی اگر 10 درصد از این درآمد در اختیار وزارت نفت قرار گرفته باشد بازهم رقم 8/44 میلیارد دلار باقی می ماند که محل هزینه آن روشن نیست که دولت و مجلس باید دراین باره پاسخگو باشند .
4- برای اینکه هزینه های ارزی به لحاظ قدرت خرید و قیمت ثابت بین دولت خاتمی در هشت سال و دولت احمدی نژاد در سه سال مقایسه شود و دریافته شود که دولت احمدی نژاد چه منابعی کمیاب و گرانسنگی را در اقتصاد ایران هزینه کرده است به نقل از گزارش نامبرده بانک مرکزی مجموع هزینه ارزی دولت خاتمی در بودجه عمومی 2/133 میلیارد دلار و دولت احمدی نژاد 3/129 میلیارد دلار بوده است بنابراین ملاحظه می شود که بر پایه محاسبه بانک مرکزی قدرت خرید ارزی دولت احمدی نژاد در سه سال گذشته تقریبا برابر با قدرت خرید ارزی دولت خاتمی در هشت سال بوده است ، و این در حالی است که دستاوردهای حاصله از هزینه ارزی معادل هشت سال دولت خاتمی در سه سال دولت احمدی نژاد تفاوت چندان معناداری را در ارقام شاخص های کلان اقتصادی کشور ازقبیل رشد تولید ناخالص داخلی ، سرمایه گذاری ، تورم و بیکاری نشان نمی دهد و البته به لحاظ توزیع درآمد و شکاف طبقاتی وضعیت بدتری را دامن زده است و فشارهای اقتصادی قابل توجهی را متوجه اقشار محروم و متوسط جامعه کرده است .
5- علاوه بر سئوالی که در مورد محل هزینه 8/44 میلیارد دلار مابه التفاوت درآمد و هزینه ارزی در سه سال دولت احمدی نژاد باید داده شود ، و اینکه این رقم مفقودی در اسناد مالی دولت کجاست ؟ دولتمردان حاکم در دولت و مجلس و...باید پاسخ دهند که چرا با هزینه ارزی معادل هشت سال به قیمت ثابت و بیش از هشت سال به قیمت جاری در سه سال وضعیت اقتصادی کشور نه تنها بهبودی نیافته است بلکه به مرزهای بحرانی رسیده است ؟ و قطعا پاسخ به این سئوالات می تواند کمک مؤثری باشد به شهروندان ایرانی ، شهروندانی که بخشی از آنها به شعارها و وعده های اقتصادی احمدی نژاد و اصولگرایان دلبسته بودند ، و قرار است آنها در سال آینده در انتخابات ریاست جمهوری در باره عملکرد دولت احمدی نژاد داوری نمایند .
لینک مطلب از وبلاگ سید حسین مرعشی:
سال هاست که یک جناح از جناح های سیاسی کشور خود را اصولگرا نامیده و رقبای خود را متهم به خروج از اصول و ارزش های دینی و انقلابی می کند . من در این یادداشت در مقام دفاع از رقبای اصولگرایان یا به عبارتی دوستان اصلاح طلب خود نیستم ، دفاع از اصلاح طلبان و البته پاره ای از انتقادات از ایشان را به فرصتی دیگر موکول می کنم .
آنچه در این یادداشت مورد توجه من است ، اتفاقا" دفاع از اصولگرایی است . من همواره از اصولگرایان انتظار داشته ام که واقعا" اگر انتخاب این نام ، صرفا"برای زینت نبوده و یا خدای ناکرده قصد سوء استفاده از ارزش های دینی در کار نبوده در دفاع از حق و حقیقت بی باک باشند .
چرا این دوستان نشستند و نظاره کردند که یکی از اصول مهم انقلاب و نظام که آزادی فردی و اجتماعی بود ، اینگونه مورد تاخت و تاز قرار گیرد ؟
یا اگر حرمت مسلمان مانند خون او حرمت دارد که دارد و این از آموزه های مهم دینی ماست ، چگونه این دوستان اصولگرای ما با آن همه ظلم به شخصیت ها و انسان های معتبر توسط پاره ای از نهاد ها سکوت اختیار کردند؟
بگذریم ، بهر تقدیر دوستان مدعی اصولگرایی ما که اکثریت قاطع آنان، اصولگرای واقعی هم هستند به حکومت کامل رسیدند و هم دولت و هم مجلس را در کنار قوه قضائیه ، شورای نگهبان ، سپاه ، بسیج و ... را در اختیار گرفتند .
امروز سوال اساسی از اصولگرایان این است :حال که خداوند به شما دوستان عزیز و البته دوست داشتنی ما مکنت و قدرت داده است ، آیا نباید از این امکانات برای دفاع از اصولگرایی استفاده کنید ؟
چگونه اصولگرایان می توانند تحمل کنند که با منافع مردم و سرنوشت آنان اینگونه برخورد شود ؟
سکوت در مقابل تخلفات عدیده از قوانین مصوب مجلس اصولگرا تا کی؟
نشستن و نظاره کردن ، حاکم بودن افراد با مدارکی جعلی به چه قیمتی؟
دوستان اصولگرا ، اگر از خدا نمی ترسید از خشم مردم بترسید .
تا کی سکوت در مقابل این همه فشار و بی نظمی و بی عدالتی ؟
تا کی نشستن و گوش کردن به گزارشات خلاف واقع و سراسر دروغ این مقام وآن مقام ؟
از کی امر به معروف و نهی از منکر از دستور کار اصولگرایی خارج شده است ؟
از کی دروغ گوئی ارزش دینی شده است ؟
دوستان اصولگرا ، دیر یا زود حکومت شما هم پایان خواهد پذیرفت ولی کاری کنید که بعد از شما فرد یا افراد دلسوزبتوانند ، از ارزش ها و اصول دم بزنند .
اصولگرایی حکم می کند که قبل از اینکه رقیبان شما و مردم وارد عمل شوند ، خود به وظیفه دینی و قانونی خود عمل کرده و با تخلفات از قوانین مصوب توسط هر مقام برخورد کنید و افراد نالایق و بی ریشه را از خود و جناح خود دور کنید .
در دوره اصلاحات، شعار دولت یکپارچه به منظور هماهنگ شدن تلاشها و نتیجه بخش بودن فعالیتهای اقتصادی در زندگی روزمره به صورت ضمنی مطرح میشد. برای اصولگرایان که به دنبال هماهنگ کردن تمامی ارکان قدرت بودند، فرصت بزرگی پیش آمد که متاسفانه از آن استفاده نشد و به تهدید جدی تبدیل شد. حتی گروههای منفرد یا خسته از بحران سازی اصولگرایان به خروج از حاکمیت و یا انفعال تن داده بودند تا دستاوردهای اقتصادی و اجتماعی حکومت یکپارچه را تجربه کنند. شرایطی که نگران کارشکنی و مداخلات اصلاح طلبان در روند تصمیم سازی و تصمیم گیری و اجرا نباشند. افزایش فوق العاده بهای نفت نیز قدرت اعمال حاکمیت یکپارجه را تقویت کرد.
امروز نتیجه چنین سیاستی در زندگی روزمره مردم به خوبی روشن است.
استقلال و پیروزی دارای مدیران اصولگرا و نزدیک به شخص رئیس جمهور شدند. پیش از این رئیس سازمان تربیت بدنی نیز چنین شد.
این موضوع در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم به شدت برای اصولگرایان مخاطره انگیز خواهد بود. جریان سنتی مدیریت ورزش عکس العمل های شدید نشان خواهد داد. با نزدیک شدن انتخابات دهم، فضای جامعه ورزش نیز سیاسی تر خواهد شد.
لینک مطلب در وب نوشت:
در میان جناحهای کشور، جناح محافظه کار و اصولگرا برای انتخابات آینده بی آن که اعلام کند، در مخمصه ی بدی گرفتار شده است. از یکسو این بار، اولین باری است که فضای عمومی سیاسی و نخبگان جامعه به طور جدی به ریاست جمهوری دو دوره ای فکر نمی کنند و اکثرا برای دور آینده، به رئیس جمهور دیگری امید دارند. در این میان خیلی از چهره های اصولگرایان علاقه مندند نیروی جدیدی را به میدان آورند تا بتوانند از عملکردش دفاع کنند. آنها میدانند همه کارهای آقای احمدی نژاد که همواره از نیروهای افراطی اصولگرا بوده و نمی شود وی را از بدنه اصولگرا جدا کرد، به پای جریان فکری آنان نوشته می شود. و لی در عین حال از سوی دیگر به دلائل مختلف به نظر می رسد آنان در نهایت اجازه نیابند و نتوانند جز آقای احمدی نژاد، فرد دیگری را به نمایندگی اصولگرایان به میدان رقابت بفرستند. حتی اگر اجازه یابند رقیبی از جبهه ی اصولگرایان به رقابت احمدی نژاد بفرستند، باز هم با حجم تبلیغات این سالها و مهارت فوق العاده ای هم که شخص رئیس جمهور در تبلیغات فردی آورده، آنهایی که میخواهند به اصولگرایان رای دهند، هرچند اندک باشند باز هم، به مشهورترین آنان رای می دهند که حتما همان احمدی نژاد خواهد بود. ضمن آنکه اصولگرایان این را هم میدانند، حضور اولین رئیس جمهور اصولگرا و محافظه کار در قدرت اگر نتواند مثل بقیه ی روسای جمهور دو دوره ای شود و توسط هم اندیشان فکری وی با رقیب داخلی روبرو شود، حتماً به معنای شکست تفکر اصولگرایی در جامعه تلقی می شود. اینکه اصولگرایان و سخنگویان رسانه ای آنها تنها به ایجاد اختلاف در جبهه اصلاحات مشغولند و مشکلات خودشان را نمی گویند نکته کلیدی است که حکایت از این مشکلات دارد. کاش کسانی که به نام اصلاحات حرف و سخن می گویند بفهمند که اگر این شرایط کم نظیر را با اجماع نکردن روی یک فرد از دست بدهند، تاریخ ایران آنان را نخواهد بخشید.
آثار شکست در خط مقدم اصولگرایی با مدیریت آقای احمدی نژاد به حدی رسیده که شکل گیری خط دوم اصولگرایی را شتاب می بخشد.
ابتدا تلاش شد که سه شخصیت یعنی آقایان محسن رضایی / قالیباف / لاریجانی در کنار یکدیگر قرار بگیرند و جریان دوم را ساماندهی کنند. جریان دوم نیز مانند جریان اول اصولگرایی با بدنه نظامی شکل گرفته است ولی جریان مداحان و حاشیه ها کمتر به آن راه یافته اند٬ ولی خیلی زود٬ لاریجانی که دارای پیوندهای عمیقی با روحانیت و اصولگرایی توامان است٬ از جریان دوم فاصله گرفت تا خط دوم اصولگرایی را از درون خط مقدم ایجاد کند. نمایندگی از قم و ریاست جریان متحد اصولگرایی در مجلس بخشی از این تمهیدات است.
معلوم نیست که این خط قادر باشد در برابر ریزش سریع و گسترده در خط مقدم٬ یا فشار حامیان اصلی آقای احمدی نژاد دوام بیاورد ولی اگر آقای لاریجانی موفق شوند به جای آقای حداد عادل به ریاست مجلس برسند٬ باید به توانایی لجستیک اصولگرایان برای بازسازی در حین عملیات آفرین گفت. هر چند موج مخالفت با وضعیت موجود هر لحظه قوی تر و موثر تر میگردد و در مورد توانایی اصلاح طلبان برای کنترل و هدایت این جریان نیز شک و شبهه هایی وجود دارد.
رهبران اصلاحات (خاتمی - کروبی و ...) هنوز بطور جدی در کنار یکدیگر قرار نگرفته اند. البته این موضوع میتواند خود یک تاکتیک برای تضمین پیروزی در انتخابات بعدی نیز محسوب شود. منتظر تحرکات آتی اصلاح طلبان و اصولگرایان می مانیم. کار دیگه ای که از ما بر نمیاد.
حذف جناح چپ و حامی مردم سالاری و خط امام در چند سال گذشته از قدرت سیاسی کشور٬ فرصتی به آنان داده است تا به بازنگری در روشها و اهداف و بازسازی مجدد خود اقدام کنند. چنین فرصتی برای آنان لازم بود تا قدر فرصتها را بیشتر بدانند.
============
پیشکسوتان انقلاب اسلامی میتوانند با تاریخنگاری و انتقال تجربه به نسل آینده٬ به روشی دیگر از استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی دفاع کنند.
=================
ظاهرا شرمندگی اصولگرایان در تاریخ ثبت خواهد شد و بر سرنوشت آنان تاثیر عملی خواهد گذارد.
جریانات اصلی سیاسی در ایران:
اصلاح طلبان که خط مشی اصلاح طلبی دارند. تعدادی از احزاب و گروههای سیاسی به این جریان تعلق دارند.
اصولگرایان که خط مشی اصولگرایی دارند. تعدادی از احزاب و گروههای سیاسی به این جریان تعلق دارند.
بی خط ها که تمایل دارند خود را مستقل بنامند. معمولا بین دو جریان در نوسان اند و ملاحظات غیر سیاسی در فعالیت سیاسی شان دخیل است. مانند مسائل شخصی یا صنفی یا گروهی شان. بی خط ها بر خلاف اصلاح طلبان و اصولگرایان فاقد اندیشه سیاسی منسجم هستند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری جمهوری اسلامی و قانون اساسی مبتنی بر مردم سالاری دینی٬ تحزب بعنوان راه کار سیاسی در کشور مورد تایید قرار گرفت. حزب جمهوری اسلامی نیز با مشارکت اکثریت رهبران و مدیران کشور با هدف فعالیت سیاسی حزبی نقش قابل توجهی در کشور برعهده گرفت.
گفتمان پذیرفته شده در حزب گفتمان حضرت امام بود ولی خیلی زود دو جریان در داخل حزب جمهوری شکل گرفت که تا انحلال حزب وجود داشتند.
چهره های شاخص دو جریان در بیرون از جزب با عنوان خط امام یا چپ در مقابل راست یا سنتی ها شناخته میشدند. گروههای راست ضمن احترام به حضرت امام بر سر چندین مساله با دولت انقلابی میرحسین موسوی که سمبل حرکت خط امام محسوب میشد٬ اختلاف نظر داشتند:
ـ مالکیت خصوصی در برابر مصالح عمومی. بند ج قانون مربوط به هیئتهای هفت نفره واگذاری زمین. مالیات. تسخیر لانه جاسوسی. جنگ فقر و غنا.
پس از رحلت امام و روی کار آمدن دولت آقای هاشمی رفسنجانی و به حاشیه رفتن تصمیم گیری احزاب و جریانات سیاسی و محور شدن مسائل اقتصادی٬ نارضایتی در لایه های مذهبی گسترش یافت. تشدید شکاف طبقاتی بدون افزایش سطح مشارکت مردم در تصمیم گیریها منجر به نارضایتی سیاسی در میان نخبگان شد.
در چنین شرایطی بود که جریان راست به رهبری آقای ناطق نوری پس از فتح مجلس چهارم(بصورت مشترک با آقای هاشمی) و فتح مستقل مجلس پنجم و با حمایت گسترده مقامات عالی کشور آماده تحویل گرفتن دولت میشد.
در چنین شرایطی بود که مجددا ملاحظات سیاسی اولویت پیدا کرد و جریان خط امام توانست از اختلافات آقای هاشمی و جناح راست استفاده کرده و وارد صحنه شود و به همراه خود گروه کثیری از مردم را به حوزه سیاست وارد کند.
تنشهای سیاسی ده سال گذشته در داخل ثمره ی مقاومت جناح راست در برابر رقیب سنتی اش بود. البته جناحهای چپ و راست در طول نزدیک به دو دهه بسیاری از مواضع خود را تغییر داده بودند ولی علیرغم همه تغییرات هنوز اصلاح طلبان به مفاهیم پایه ای دیدگاه حضرت امام وفادار مانده بودند٬ و در مقابل جناح راست شرایط مساعدتری برای ابراز وجود در حوزه های حکومتی پیدا کرده بود.
بنظر میرسد همچنان نقش امام بعنوان محور اصلی گفتمان سیاسی انقلاب حفظ میگردد و جریانات نسبت به برداشتی که از دیدگاههای امام دارند به دو گروه اصلی تقسیم میشوند و آن دو گروه در آینده کشور نقش اصلی را بازی خواهند کرد.
بدلیل غلبه گفتمان تجدد و سنت در همه حوزه ها٬ به احتمال زیاد این دو جریان اصلی پس از پیروزی سیاسی گفتمان خط امام شکل میگیرد.
در واقع دوران آینده از آن یکی از و طرف اصولگرایان یا اصلاح طلبان خواهد بود. آخرین صحنه رقابت اصولگرایان و اصلاح طلبان به زودی رقم خواهد خورد.
۳ فرض:
موفقیت حزب مشارکت در تاسیس دو جریان داخلی سنتی و مدرن. فرصت این جریان در طول یک دهه اصلاحات به دلایل مختلف از دست رفت. اینک تضاد داخلی حزب مشارکت بین دو جناح درونی اش به یک تعامل یا نابودی ختم شود نه جدایی. احتمال تشدید انسداد درونی حزب مشارکت نیز وجود دارد. عدم تجانس بدنه حزب و رهبری آن از نظر فضای فکری٬ فضای تعامل درون حزبی را کاهش داده است. این موضوع باعث عدم انعطاف در همکاری های سیاسی حزب با دیگر جریانات اصلاح طلب و حتی محدودیت در مانور سیاسی در برابر اصولگرایان شده است.
شکل گیری دو حزب اصلی از میان جریانات اصلاح طلب. حزب اعتماد ملی با یارگیری از میان نخبگان سیاسی و با محوریت شخصیت های مرتبط با امام آشکارا بر محوریت نظرات امام تاکید میکند و در صورت حفظ گفتمان امام در کشور٬ موقعیت ممتازی خواهد داشت و احتمالا یکی از دو حزب اصلی کشور خواهد بود. اعتماد ملی در کوتاه مدت شانس زیادی برای نمایندگی روشنفکران آرمانگرا ندارد و برعکس جریانات عملگرا و احیانا فرصت طلب گرایش مثبت تری نسبته به آن نشان میدهند.
غلبه کامل گرایش اصولگرایی. اصولگرایان که تا پیش از دولت آقای احمدی نژاد به روشهای انتخاباتی تحت حاکمیت اصلاح طلبان خو میکردند٬ پس از ماجرای رایحه خوش و تقویت حضور نظامیان٬ از مزایای قدرتی برخوردار شدند که بر تعاملات سازنده آنان با جامعه تاثیر منفی گذاشت. فرصتی که اصولگرایان در این سه سال از دست دادند به مراتب بزرگتر از فرصتی بود که حزب مشارکت در حدود هفت سال اقتدارش از دست داد. بنظر میرسد که گفتمان اصولگرایی به دلیل عدم التزام فکری و عملی به مردم سالاری مسیر دیگری را برای در صحنه بودن بر خواهد گزید. در صورتیکه گفتمان اصولگرایی به تنهایی محور آینده سیاسی کشور شود٬ آرایش سیاسی کشور به نحو گسترده ای در سطوح مختلف تغییر خواهد کرد و عصر جدیدی در تاریخ ایران رقم خواهد خورد.
نتیجه: بنظر نمیرسد که گفتمان اصلاح طلب / اصولگرا مدت زیادی برقرار بماند و در صورت پیروزی محتمل اصلاح طلبان و غلبه نهایی گفتمان خط امام(مردم سالاری دینی) بر جناح راست(حکومت اسلامی بجای جمهوری اسلامی)٬ دو حزب اصلی آینده حزبهای مشارکت (خط امام و متجدد) و اعتماد ملی( خط امام و سنتی) خواهند بود.
محوریت گفتمان امام خمینی و سنت و مدرنیزم٬ راه حل مناسبی برای پوشش نیروهای سیاسی موثر جامعه است. اصلاح طلبان امکان بهره برداری از توانایی ها و سرمایه های کشور را به جهت سابقه و کادر متخصص و هویت و غیره دارند. البته ملاحظاتی نیز در باره ی نیروهای آزاد شده در جریان مقابله با اصلاحات وجود دارد. حضور نظامیان در عرصه های اقتصادی و سیاسی نتایجی به همراه دارد.
۱. پیش بینی شرکت ۶۵ درصدی مردم در انتخابات بنده خطا بود و مردم کمتر شرکت کردند. ۶۰ درصد یعنی حدود ۲۵ میلیون نفر و حدود ۲۰ میلیون نفر نیز شرکت نکردند. این کاهش چند میلیونی بخصوص در تهران حائز اهمیت بیشتری بود.
۲. پیروزی اصلاح طلبان بصورت نسبی اتفاق افتاد. یعنی هم از نظر کمی و نیز کیفی نسبت به مجلس هفتم تعداد بیشتری و نیروهای قابل تری از اصلاح طلبان به مجلس راه یافته اند. البته با احتساب پیروزی مرحله دوم ( ان شاء الله) پیش بینی ورود حداقل دو برابری اصلاح طلبان محقق میگردد.
۳. صفوف اصلاح طلبان به دلیل عملکرد شورای محترم نگهبان٬ وزارت محترم کشور٬ مجریان محترم انتخابات٬ صدا و سیمای محترم کشور و بقیه حامیان و همراهان محترم دولت آقای احمدی نژاد٬ مستحکم تر خواهد بود و در انتخابات ریاست جمهوری پیروزی قاطع اصلاح طلبان محقق میشود. خدا خواهد.
۴. در نبرد سنگر به سنگر و بسیار نابرابر سیاسی میان اصلاح طلبان و اصولگرایان٬ پیشروی اصلاح طلبان معنایی متفاوت از پیروزی دوم خرداد که کلی و با مرز بندی های نامشخص بود٬ دارد. در پیروزی اخیر ملت ایران٬ نیروهای ارزشی و توانمند و با سابقه ی انقلاب در برابر اصولگرایان صف بستند و حول دو فهرست اصلی ائتلاف اصلاح طلبان و حزب اعتماد ملی٬ این موفقیت را رقم زدند.
۵. البته نگرانی ها و سیاهی هایی نیز جلوه میکند که در برابر موفقیت اصلاح طلبان ناچیز است. ۶. پیش بینی پیروزی اصلاح طلبان در ۱۵۰ تا دویست کرسی مجلس دور از انتظار آرای مردم حتی در اتخاباتی با رد صلاحیت گسترده نبود ولی کاهش دور از انتظار مشارکت مردم این فرصت را از کشور گرفت. با اینحال چنین اکثریتی متشکل از گروههای مخالف دولت نهم با حضور مردم در مرحله دوم انتخابات متصور است.
به لطف خدا و حضور نسبی مردم در انتخابات٬ بخش مهمی از مسیر خداحافظی با اصولگرایان به انجام رسید. خدا را شکر
پیروزی اکثریت ملت ایران به نمایندگی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس شورای اسلامی گامی بلند در مسیر پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری است.
اصولگرایان امیدوارند اصلاح طلبان را حتی در حد همان فراکسیون چهل نفره در مجلس هفتم نبینند. بنابر این:
فراکسیون اقلیت چهل نفره حفظ وضعیت موجود علیرغم فشار شدید رد صلاحیتها و غیره است.
فراکسیون اقلیت نیرومند یکصد نفری یک پیروزی بزرگ است.
فراکسیون اکثریت یکصد و پنجاه نفره به معنای ممانعت از سیاستهای غلط اقتصادی و غیره دولت نهم است.
فراکسیون اکثریت دویست نفره به معنای دوم خردادی دیگر است. خدا خواهد نصیب باشد.
======
با تغییرات انجام شده تعداد کاندیداهای مشترک اصلاح طلبان در تهران ۱۶ نفر است. به سایت در حال شکل گیری اصلاح طلبان ایران نظری بندازید.
در تهران ظاهرا ۵ فهرست با عنوان اصلاح طلب فعالیت میکنند. دو جریان اصلی عبارتند از:
فهرست ائتلاف اصلاح طلبان که با محوریت تیم اصلی آقای خاتمی یعنی مجمع روحانیون و کارگزاران و مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب و خانه کارگر شکل گرفته است.
فهرست حزب اعتماد ملی که با محوریت تیم آقای کروبی شکل گرفته است.
در فهرست ۲۳ و ۲۲ نفره اعلام شده٬ تقریبا ۵۰ درصد کاندیداها مشترک هستند. ستاد ائتلاف که بر روی فهرستی ۶ یا ۷ نفره تاکید میکرد تا کنون پذیرفته است ۲۳ کاندیدا معرفی کند و اعتماد ملی نیز که از روند رد صلاحیتها٬ آسیب کمتری نسبت به ستاد ائتلاف دیده است٬ تا کنون ۲۲ کاندیدا معرفی کرده است.
تا دو روز آینده موضوع فهرستها بسته میشود و پس از انتخابات فرصتی خواهد بود برای ارزیابی اشتباهات جریانات سیاسی اصلاح طلب.
علیرغم همه ی اشتباهاتی که در رفتار انتخاباتی اصلاح طلبان دیده میشود٬ پیروزی قاطع آنان در انتخابات سراسری ایران کاملا قابل پیش بینی و منطقی است.
حداقل دویست نماینده اصلاح طلب در مجلس حق مسلم ماست.

وضعیت اصولگرایان در شهرستانهای کوچک و متوسط بدتر از تهران است ولی در شهرهایی چون اصفهان و مشهد که تعداد کاندیداهای اصلاح طلب برای ارائه فهرست کامل نیست٬ احتمال پیروزی دارند. گرچه رد صلاحیت ها حق مسلم ما نیست ولی پیروزی قاطع سراسری اصلاح طلبان حق مسلم ملت شریف ایران است. به حول و قوه ی الهی ان شاء الله
انتخاب سیاسی بخشی از رفتار سیاسی است. رفتار سیاسی مناسب در شرایط اضطراب و تحت فشارهای مختلف کار دشواری است. اصولگرایان و حامیانشان تمام تلاش خود را برای ایجاد عدم تعادل در شرایط حاضر بکار بسته اند و تمام تمهیدات برای حذف اصلاح طلبان را مد نظر گرفته اند ولی تا کنون نتوانسته اند میان نخبگان جنبش اصلاحات و بدنه مردمی آن که حماسه بزرگ دوم خرداد را آفریده اند٬ شکاف بزرگ ایجاد کنند.
اگر نخبگان اصلاحات به واسطه صدماتی که متحمل شده اند٬ رادیکال شوند٬ عملا به رقبای خود کمک میکنند تا توجیه گر رفتار تند و غیرمنصفانه خود و اقداماتی تندتر بعدشان شوند و مهمتر آنکه با ناامیدی نخبگان اصلاح طلب٬ رابطه راس هرم اصلاحات و بدنه اصلاح طلبان و جامعه تضعیف میگردد.
تحمل شرایط نابرابر و غیرعادلانه سخت است و رفتار سیاسی عاقلانه و احتراز از برخورد احساسی سخت تر.
برای جشن پیروزی بر اصولگرایان آماده میشویم. ان شاء الله.
علیرغم بازگشت تعدادی از رد صلاحیت شدگان به رقابت انتخاباتی٬ اثری از تحرک در اردوگاه اصلی اصلاح طلبان یعنی ائتلاف اصلاح طلبان به رهبری آقای خاتمی دیده نمیشود.
در مقابل٬ صدا و سیما و نهادهای مرتبط با مقامات ارشد کشور در تغییری روشی آشکار به گروههای دیگر دوم خردادی چون حزب اعتماد ملی روی خوش نشان میدهند.
اردوگاه اصلاح طلبان به رهبری آقای خاتمی و آقای کروبی مسیر واحدی را در پیش خواهند رفت و لایی کشیدن های به ظاهر هوشمندانه اصولگرایان٬ جز سر و صدای زیادی و آسیب زدن به وجهه شان نزد اصولگرایانی که باورمندند٬ تاثیرندارد.
اصلاح طلبان پیروز اصلی صحنه ی سیاست ایران هستند. با اصولگرایان خداحافظی کنید و کنیم.
جناح پیروز انتخابات کشور هم اکنون در تمامی رده های ممکن تغییرات گسترده مدیریتی را در برنامه جاری خود دارد تا در راه رسیدن به اهداف و برنامه های اعلان شده و اعلان نشده خود حداکثر کارآمدی را داشته باشد.
فضای ناشی از پیروزی در انتخابات این فرصت را به جناح پیروز می دهد تا همچنان به پیشروی در عرصه مدیریت کشور ادامه دهد.
خبری را در سایت امروز دیدم که علی القاعده بعنوان بیان نقطه ضعف آقای مصباح نقل شده بود:
مصباح یزدى: اینکه اسلام را طورى معرفى کنیم که همه دنیا بپذیرد دیگر اسلام نیست
اسلام همان است که در قرآن آمده و پیشوایان معصوم گفته اند، به عهده من و شما نگذاشته اند که بیاییم آن را اصلاح کنیم.
این حرف را اگر جلوی طرفداران سرسخت اندیشه های هر یک از دو گروه بگذاریم قاطعانه از آن دفاع خواهند کرد. البته منظورم اینه که مخالفین آقای مصباح آن را نشان از دیدگاه متحجرانه میگیرند و موافقین آقای مصباح همین عبارات را نشانه دیدگاه منطقی و اصیل ایشان. چه جوری میشه اینقدر متفاوت درک کرد؟ فقط بدلیل بی توجهی به روش دسترسی به حقیقت و حکومت فضای نامطلوب برای دیالوگ(گفتگوی دو طرفه). یاد قصه عنب و انگور افتادم.
یکی(جریان فکری آقای مصباح) میگوید که اسلام حقیقتی است که وفاداری به اصول آن مانع از پذیرش تمام سلایق است. و دیگری (اصلاح طلبان) میگوید که اسلام برای پذیرش عموم آماده و اگر درست عرضه شود قاعده بر پذیرش آن است همانگونه که در صحراهای لم یزرع اندیشه جاهلانه عرب هم پذیرفته شده و در محافل مترقی اندیشه و عمل امروز هم پذیرفته میشود.
بنده با هر دو نظر موافقم و تعارضی در بین آنها نمی بینم. مگر آنکه در شروح بعدی به تعارض با یکی یا هر دو اندیشه برسیم که طبیعی و بلکه ضرور است. حالا اینکه چه منافع یا جهالتی موجب این تفرقه هاست و اختلاف در شناخت است بماند. اما دو نتیجه کوچک از این بحث میگیرم:
۱. طیفی بودن معانی و لزوم دقت در شناخت و بیان صادقانه. حقیقت را در همه جا میتوان یافت و البته کمتر در کیسه های از پیش ساخته. منطق ظاهر و باطن ابزار نخستین در درک حقایق هستند. بدون آنها سخن گفتن از نظریه و تحلیل صحیح نیست. باید بگوییم صرفا منعکس کننده گزاره های درست و غلط گروههای فکری مختلف هستیم.
۲. در شرایط رویارویی و درگیری٬ گفتگو که نوعی تعامل است به مذاکره و سپس به اعلان مواضع و نهایتا جدل منجر میشود. برای همین میگم پاکیزه کردن شرایط گفتگو از اهم شرایط آغاز ارتباط موثر و به نوبه خود نوعی هدف مقدماتی است. وقتی شرایط آماده نیست امر به معروف و نهی از منکر هم موثر نیست. راه حل اصلی دیالوگ یا گفتگوی دو طرفه با هدف رسیدن به حقیقت است. حقیقت در بسته های کوچک و متوسط و بزرگ با ابعاد مشخص و هزینه و قیمت مشخص در مغازه های خیابان موجود نیست. رسیدن به حقیقت هدفی است که از مسیر تلاش انسان محقق میشود نه با انعکاس نظرات این و اون. باید خواست و قدم برداشت و فهمید. فهماندن خود خواهد آمد.
چون که بر گردی و برگردد سرت
خانه را گردنده بیند منظرت
چون که بر کشتی شوی بر یم روان
ساحل یم را چون خود بینی دوان
تعداد کسانی که میتوانند خودشان را جای دیگران بگذارند و احساس و موقعیت دیگران را درک کنند خیلی نیست. شاید هم احساس ضرورتی در انسانها برای دست یافتن به این سطح از بلوغ شخصیت نباشد. ... توانایی رفتن به دوره های گذشته و درک شرایط همان روزگار یا حتی سفر به دنیای خیال و ترسیم شرایط و مختصات مطلوب و نامطلوب دشوارتر و البته رویایی تر است.
مثل اینه که کامپیوتر خودتون را با زدن یک دگمه به نسل اول سیستم های عامل برگرداند و همه شرایط سخت افزاری و نرم افزاری آن دوره را تجربه کنید و بعد در مورد نتایج فعالیتهای اون کامپیوتر قضاوت کنید!
دشوار است ولی اگر روزی چنین کنیم٬ ممکن است به این نتیجه برسیم که خاتمی اگر نبود ما حتی شرایط امروز را نداشتیم. اگر رقبای منطقی و رقبای غیر منطقی کشور ما (دسته اخیر را دشمن میتوان نامید) با خاتمی و جنبش اصلاحات مواجه نبودند اوضاع متفاوتی داشتیم. از بعد داخلی که مسائل خیلی مهم تر و تاثیرگذار تر بوده است و همه این تغییرات در داخل مرهون تغییرات اساسی است که جنبش اصلاحات در کشور ایجاد کرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خدا را شکر رفتن آقای خاتمی فرصتی است که تجربه به میان آید.
رئیس جمهوری ما٬ یعنی رئیس جمهور من که بهش رای ندادم و بعضی ها که اصلا رای ندادند و کسانی که عاشقانه بهش رای دادند آقای احمدی نژاد است.
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر چه در او غش باشد
فرصتی است برای تعدیل. تعدیل از زمان شروع مقدمات انتخابات شروع شد و اکنون هم که صحبت از تنفیذ است سخن از صلح و دوستی است. این تعدیل مهمتر از کسانی است که آن را انجام میدهند. و اقدام صادقانه مدعیان صلح طلبی و عداتخواهی ضامن اصلی بقای آنان در حافظه تاریخی ملت ایران است. امیدوارم از این فرصت به درستی استفاده کنند. هر چند باید اعتراف کنم به دو جهت نگرانم:
الف ـ توانایی و سطح نیروهایی که در دسترس جریان به اصطلاح راست است اندک و ناکارآمد بنظر میرسد. امیدوارم تکنوکراتها در چارچوب اهداف ملی کمک موثری به فرمانروایان کشور کنند و این بار نخواهند کارگزاران جدیدی راه اندازی کنند.
ب ـ بدبینی موجود در مخالفین آقای احمدی نژاد چه به حق باشد چه به ناحق فرقی نمیکند٬ یک تاثیر قاطع دارد و آن محدود کردن فرصتهای آقای احمدی نژاد است. از کوچکترین اشتباهات آبادگران کوهی ساخته خواهد شد. چه برسد به اشتباهاتی که شان ملت ایران را هدف قرار دهد. پس باید بسیار احتیاط کنند.
البته فرصتهای بسیاری نیز در اختیار آبادگران است. رقبای شکست خورده آبادگران گرچه غر میزنند ولی شکست را پذیرفته اند و سنگرها را بدون مقاومت جدی تحویل داده و میدهند. از آقای خاتمی گرفته تا بقیه اصلاح طلبان در صحبتهایشان اشاراتی میکنند ولی شکست سیاسی را پذیرفته اند. البته هنوز هم اصلاح طلبان معتقدند که پیروز اصلی آنان هستند چرا که توانسته اند مسیر متفاوتی را پیش روی کشور قرار دهند که به این سادگی ها تغییر نخواهد کرد. والله اعلم
اندیشه (۱٢۳٥) انتخابات دهم (٧۸۱) خاتمی (٦٢٢) عکس (٥٥٩) کروبی (٥٥٥) وبلاگستان (٥٤۱) خبرستان (٤٥٠) سیاستمداران (٢٩٥) انتخابات دهم (٢٩۳) میرحسین موسوی (٢٧٩) احمدی نژاد و دولت نهم (٢۳٥) دلنوشته (٢٢٧) اسرائیل (۱۸٤) تقلب و تخریب و هتاکی (۱۸٢) روحانیت (۱٧٥) جهان (۱٦٩) نقد و بحث اندیشه (۱٥٩) تدبیر و بی تدبیری (۱٥٤) احمدی نژاد (۱٥٢) رسانه (۱٤٠) احمدی نژاد (۱۳٤) خاطره (۱٢٥) یادبود (۱٢٤) رهبری (۱۱٤) احزاب (۱۱٠) بازداشت و زندان (٩٦) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٩٤) اینترنت (٩۳) میرحسین موسوی (٩۱) ایران (۸٧) آمریکا (۸٦) نقد و بحث اندیشه (۸۳) دین (۸۱) صدا و سیما (٧٩) زنان (٧٧) دروغ و تکذیب و فریب (٧٧) تقلب و تخریب و هتاکی (٧٦) مردم سالاری (٧٥) احزاب و تشکل ها (٧٤) شورای نگهبان (٧٤) پیشنهاد (٧٢) احمدی نژاد و دولت نهم (٧٠) اندیشه و دلنوشته (٦٩) صدا و سیما (٦٧) فاوا (٦٥) امام خمینی (٦۳) اخلاق (٦۳) بی تدبیری (٦۱) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٦۱) خبرنگاران و رسانه ها (٦٠) وبلاگ چیست؟ (٥٧) جامعه مجازی (٥٤) نور (٥٤) حقوق بشر و قضاوت (٥٤) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٥٤) مردم سالاری (٥۱) تاریخ (٥٠) آزادی (٤٩) بازداشت و زندان (٤٩) شعر (٤۸) ظلم (٤٧) انسان و جامعه و هستی (٤٦) نظامیان و انتظامیان (٤٦) تدبیر و بی تدبیری (٤٥) انقلاب اسلامی (٤٥) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٤٤) روحانیت و مراجع تقلید (٤۳) امام خمینی (٤٢) دانشجویان (٤۱) تحزب (٤٠) سایت (٤٠) انسان (٤٠) علی (٤٠) دروغ و تکذیب و فریب (٤٠) هنر (۳۸) روابط ایران و آمریکا (۳۸) انقلاب اسلامی (۳٧) طنز (۳٧) ظلم و استبداد و زور (۳٧) جامعه مجازی و اینترنت (۳٧) حقوق بشر و قضاوت (۳٦) ورزش (۳٦) خبر (۳٦) دروغ و تکذیب (۳٦) هنرمندان (۳٤) خط امام (۳٤) ظلم و استبداد و زور (۳٤) خبرنگاران و رسانه ها (۳٢) محیط زیست (۳٢) گزیده (۳٢) دروغ (۳۱) اندیشه و دلنوشته (۳٠) وبلاگنویسان (٢٩) جهان اسلام (٢٩) شورای نگهبان (٢۸) انتخاب (٢۸) عدالت (٢۸) اصولگرایان (٢٧) امامان (٢٧) شاهان ایران (٢٧) آمار و اقتصاد (٢٧) تغییر اجتماعی (٢٧) دولت نهم (٢٦) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٢٦) پیامبران (٢٦) دانشجویان و دانشگاه (٢٦) اخلاق و ارزش ها (٢٦) ایران و ایرانیان (٢٦) بسیج و سپاه پاسداران (٢٥) انتخابات (٢٥) مرگ (٢٤) نویسندگان (٢٤) قانون و قانون اساسی (٢٤) روابط خارجی ایران (٢۳) روحانیت و مراجع تقلید (٢۳) تروریسم (٢۳) ادبیات (٢۳) داستان (٢٢) اسلام (٢٢) حق و باطل (٢٢) یادبود و بزرگداشت (٢٢) انسان و جامعه و هستی (٢۱) مرگ و زندگی و جامعه (٢۱) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٢۱) شعرا (٢۱) وبلاگ چیست؟ (٢۱) اصلاح طلبان (٢۱) دکتر علی شریعتی (٢۱) امید (٢۱) اصلاحات (٢۱) وبلاگ (٢٠) جوانان (٢٠) شهدا (٢٠) فیلترینگ (٢٠) روابط ایران و آمریکا (٢٠) مجلس شورا (٢٠) ایران و ایرانیان (٢٠) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٢٠) نظامیان و انتظامیان (٢٠) یادبود و بزرگداشت (٢٠) امنیت و امنیت ملی (٢٠) قانون و قانون اساسی (۱٩) فیلترینگ و سانسور (۱٩) قرآن کریم (۱٩) امنیت کشور و امنیت ملی (۱۸) احزاب و تشکل ها (۱۸) سیاست (۱٧) عشق (۱٧) خدا (۱٧) جشنواره (۱٦) ورزشکاران (۱٦) خط امام (۱٦) فلسطین و اسرائیل (۱٦) فیلترینگ و سانسور (۱٥) ادیان (۱٥) امام حسین (۱٥) استقلال (۱٥) حضرت محمد (۱٥) حق و باطل (۱٥) کودکان (۱٤) افراط و تفریط (۱٤) جامعه (۱٤) جامعه مجازی (۱٤) آمار و اقتصاد (۱٤) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (۱٤) نظامیان (۱٤) تغییر اجتماعی (۱٤) تروریسم و خشونت (۱٤) بسیج و سپاه پاسداران (۱٤) رای و انتخابات (۱۳) فرهنگ و آیین و دین (۱۳) مرگ و زندگی و جامعه (۱۳) طنز و کاریکاتور (۱۳) تعامل اجتماعی (۱۳) امام حسین (۱۳) نظرسنجی (۱۳) مهدویت (۱۳) کیهان (۱٢) قانون اساسی (۱٢) قضاوت (۱٢) بخش خصوصی (۱٢) آسیب اجتماعی (۱٢) جامعه مجازی و اینترنت (۱٢) امنیت کشور و امنیت ملی (۱٢) فلسطین و اسرائیل (۱٢) اخلاق و ارزش ها (۱٢) افراط و تفریط (۱۱) اصلاحات چیست؟ (۱۱) خبرگزاری فارس (۱۱) دفاع مقدس (۱۱) بخش خصوصی (۱۱) تهران (۱۱) عقل (۱۱) روشنفکر (۱۱) جشن (۱۱) پرشین بلاگ (۱۱) علم (۱٠) محیط زیست (۱٠) تاجیکستان (۱٠) دفاع مقدس (۱٠) افکار عمومی (۱٠) پیش بینی (۱٠) پیش بینی (۱٠) روابط خارجی ایران (۱٠) شعر و شعرا (۱٠) هنرمندان و مفاخر (۱٠) فرهنگ و آیین و دین (۱٠) شهدا و ایثارگران (٩) مجلس شورا و مجلسیان (٩) هنرمندان و مفاخر (٩) فرهنگ و آیین (٩) تاریخ ایران (٩) انتخاب دهم (٩) دانشجویان و دانشگاه (٩) اعتماد ملی (٩) دعا و نیایش (٩) مهدی موعود (۸) غم و شادی (۸) افکار عمومی (۸) شب یلدا (۸) اقوام و اقلیت ها (۸) حکمت و دانش (۸) انتخابات 24 اسفند (۸) اطلاع رسانی (۸) فرهنگ (۸) نفت (۸) فقر (۸) آیت الله جوادی آملی (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) کیهان و رجا نیوز (۸) انتخابت دهم (٧) تروریسم و خشونت (٧) بخش خصوصی و غیردولتی (٧) چلچراغ (٧) جالب (٧) سفرنامه (٧) دانش (٧) گفتگو (٧) بسیج (٧) فلسطین (٧) حکمت و دانش (٧) قرآن کریم (٧) شاهان ایران (٧) تدبیر (٧) امنیت ملی (٧) جهان اسلام (٦) مرگ و زندگی (٦) خرافه (٦) نفت و گاز (٦) غم و شادی (٦) بی تدبیری (٦) حضرت محمد (٦) مجلس شورا (٦) زندان (٦) بازداشت (٦) گفتمان (٦) محبت (٦) سایت اینترنتی (٦) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (٦) اینترنت و وب (٦) شعر و شعرا (٦) آزادی و انتخاب (٦) تحریم و مشارکت (٦) نظرسنجی و افکار عمومی (٦) مجلس شورا و مجلسیان (٦) کتاب و گزیده (٥) اعتراض و انتقاد و تظاهران (٥) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٥) انتخاب و تقلید (٥) وحدت کلمه (٥) تبلیغات و بازاریابی (٥) حزب اعتماد ملی (٥) تحریم (٥) فاطمه رجبی (٥) قضا و قضاوت (٥) منافع ملی (٥) اطلاع رسانی (٥) تعاملات اجتماعی (٥) آیت الله مصباح یزدی (٥) خلیج فارس (٥) وب فارسی (٥) فطرت (٤) شب قدر (٤) تاریخ اسلام (٤) روشنفکران (٤) خبرگان رهبری (٤) آیت الله جوادی آملی (٤) آسیب اجتماعی (٤) تعامل اجتماعی (٤) فرهنگیان (٤) امام صادق (٤) مهدی موعود (٤) توریسم (٤) حدیث (٤) جمهوری اسلامی (٤) شب یلدا (٤) انرژی (٤) عشق و محبت (٤) همایش (٤) ترانه (٤) عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤) دعا و نیایش (٤) جالب و شگفت انگیز (٤) شهدا و ایثارگران (٤) نظرسنجی و افکار عمومی (٤) تاریخ و میراث فرهنگی ایران (٤) تروریسم و خشونت و ترس (۳) رای و انتخابات و شعار (۳) انتخاب و تقلید و آگاهی (۳) بخش خصوصی و غیردولتی (۳) اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳) ورزش و ورزشکاران (۳) سپاه پاسداران (۳) اصلاحات چیست؟ (۳) موعود (۳) حکایت (۳) زمستان (۳) فاطمه رجبی (۳) اعتماد ملی (۳) دوم خرداد (۳) خبرگزاری فارس (۳) مصاحبه (۳) مرگ و زندگی (۳) امام صادق (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) جهان بینی (۳) ویدئو (٢) منافع ملی (٢) اصول (٢) آیت الله مصباح یزدی (٢) پرشین بلاگ (٢) آموزش و پژوهش (٢) جنگ و صلح (٢) جبر و اختیار (٢) طنز و کاریکاتور (٢) جبر و اختیار (٢) نفاق و ریا (٢) بانک و بیمه (٢) جهل و جهالت (٢) موبایل و تلفن همراه (٢) آیت الله صانعی (٢) خلیج فارس (٢) حضرت فاطمه (٢) تجارت الکترونیک (٢) موسوی (٢) میراث فرهنگی (٢) سلامت (٢) نوروز و بهار (٢) عقل و اندیشه (٢) فقر و فحشا و اعتیاد (٢) اراذل و اوباش اینترنتی (٢) بانک و بیمه (٢) ادیان و مکاتب فکری (٢) خط امام و اسلام ناب محمدی (٢) انتخاب و تقلید و آگاهی (٢) رای و انتخابات و شعار (٢) ورزش و ورزشکاران (٢) وحدت کلمه و تفرقه (٢) نوروز و بهار (٢) مصاحبه و خاطره (٢) عقل و اندیشه (٢) مدیریت و راهبری (٢) ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢) کیهان و رجا نیوز (٢) انرژی و نفت و گاز (٢) تروریسم و خشونت و ترس (٢) فقر و فساد و فحشاء (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) ا (۱) احمدی نژاد و دولت دهم (۱) خد (۱) خبر دستگیری (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) نخبگان و روشنفکران (۱) فیلترینگ و سانسور و مسدودی (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) روحانیت و مراجع تقلید مر (۱) تقلب و تخریب و هتاکی بادامچیان: کمیسیون ماده 10 حق (۱) استقلال و خودباوری (۱) بیگانه ستیزی (۱) روشنفکران و فرهیختگان (۱) انتخابات د هم (۱) جشنواره و جوایز (۱) خلیج فارس و عرب (۱) شعار و تظاهرات (۱) تحریم و مشارکت (۱) خلیج فارس و عرب ها (۱) تتدبیر و بی تدبیری (۱) روابط ایران و آمریکا بازشماری 10درصدآرا مقابل دورب (۱) دشمنان و رقبا (۱) جنگ و جنایت (۱) وحدت کلمه و تفرقه (۱) تقلب و تخریب و هتاکی احمدی نژاد: اجرای عدالت لازمه (۱) خط امام و اسلام ناب محمدی (۱) مصاحبه و خاطره (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) تبلیغات و بازاریابی (۱) فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (۱) جهل و خرافه و علم (۱) فلسفه و عرفان (۱) انسان و جامعه (۱) جنگ و جنایت (۱) انتخاب و تقلید (۱) جشنواره و جوایز (۱) مورخان و جغرافیدانان (۱) اشاعه فحشا (۱) انتخابات د هم (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) سهام و بورس (۱) جنگ و بحران (۱) فقه و کلام (۱) جنگ و بحران (۱) رمضان (۱) گوگل (۱) دکتر علی شریعتی (۱) اعتراض (۱) حقوق بشر (۱) عاشورا (۱) موسیقی (۱) تغییر (۱) ایران شناسی (۱) عرب (۱) مثنوی معنوی (۱) راز (۱) حجاب (۱) اصلاح طلبان (۱) خبرگان رهبری (۱) حزب الله لبنان (۱) حدیث و روایت (۱) گلستان سعدی (۱) جمهوری اسلامی (۱) سنت و مدرنیزم (۱) حضرت فاطمه (۱) اقوام و اقلیت ها (۱) علم و جهل (۱) اقلیت اکثریت (۱) آیت الله خمینی (۱) زشت و زیبا (۱) آرزوهایم (۱) اسلام ناب محمدی (۱) کمیته تعیین مصادیق (۱) دوم خرداد (۱) ایران و ایرانی (۱) اومانیسم (۱) جنگ و صلح (۱) اعتماد (۱) عرفا (۱) تاریخ اسلام (۱) مهدی بوترابی (۱)
