مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
Contact me
My Profile
Previous Months Home Archive دی ۸٩ آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آذر ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ مهر ۸۳ More ...
      زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
محتشمی‌پور : دوران اصلاحات بهار حضور و مشارکت زنان بود by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

فخر‌السادات محتشمی‌پور در همایش زن, گفتمان قدرت سیاسی در کشورهای اسلامی در بیان چرایی تشکیل مجمع زنان اصلاح‌طلب اظهار داشت: انقلاب اسلامی فرصتی برای حضور همه‌جانبه زنان به ویژه مشارکت سیاسی آنان بود و دوران دفاع مقدس حضور زنان را در حوزه‌های خاص شاهد بودیم و در دوران سازندگی نیز آغاز هویت‌یابی جنسیتی‌ و حضور در عرصه‌های اجتماعی بود


Link      Comments () Date: دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧

تمرین اعمال حاکمیت ملت by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

نقش دولت ها در تمرین اعمال حاکمیت مردم مهم است. دولت اصلاحات در این زمینه فرصتی طلایی بود. از طرفی اجازه نقد و تاثیر گذاری منتقدین بر افکار عمومی را میداد و از طرفی جریان مخالفش بی مهابا به اختیارات و فعالیتهای آن تعرض میکرد. بردباری خاتمی و کروبی گرچه انتقاداتی را برایشان به وجود آورد و بعضی از این انتقادات نیز به حق بود، ولی موجب توسعه جامعه مدنی و خودآگاهی و خودباوری بیشتر مردم شد.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧

هیچ تکلیف و اولویتی بالاتر از اصلاح خویش و وضعیت کشور نداریم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

واقعا چه کاری اولی تر از اصلاح خویش و کشور. نقش تصمیمات خطای دولت احمدی نژاد بر گسترش مشکلات اقتصادی و آسیب های اجتماعی فراوان آن، سالهای سال موضوع تحقیقات اجتماعی و انسانی خواهد بود.
خداحافظی با احمدی نژاد حق مسلم ماست


Link      Comments () Date: شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧

شاه سلطان حسین کیست؟ by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:


شاه سلطان حسین به هیچ کس پاسخگو نبود و کس را یارای نقد و نظارت او نبود که اگر خاطر ملوکانه اش بر می آشفت سزای منتقد و مصلح با کرام الکاتبین بود و پاسخ هر تقاضای ناصواب و هر انتقاد گزنده ای زندان و شکنجه و تبعید و دربدری اما خاتمی به همه پاسخگو بود و او زیر تیغ تیز نظارت دستگاه های متنوع و متکثر دولتی و غیر دولتی بود. شاید به جرات بتوان گفت بیشترین نظارت تاریخ در حق او اعمال گردید. از دانشجو تا روزنامه نگار، از شورای نگهبان تا قوه قضائیه، از سیاسیون تا همه ملت، او و اقداماتش را رصد، نقد و نظارت می کردند



مطلب کامل را در ادامه بخوانید


شاه سلطان حسین کیست؟

سیاوش:هر سرزمینی و هر تاریخی و هر ملتی هم قهرمان دارد و هم ضد قهرمان، هم حکیم دارد و هم دیوانه، هم آزاده دارد و هم پست. این وجدان و زبان و نگاه و احساس ماست که در هر روزگاری قهرمان و حکیم و دیوانه و خائن و شجاع و پست را می شناسد و تقدیس می کند و بیاد می آورد و اسطوره می کند.

تاریخ ما نیز از این قاعده مستثنی نیست و به حکم جبر زمان مجبور می شود که به یاد بیاورد و یا فراموش کند. اگرچه به یاد می آورد تا اسباب فراموشی اش را مهیا کند.شاه سلطان حسین نیز از آن شخصیت هایی است که در تاریخ ما مانده است و اکنون از فراز سالیان فراموشی دوباره به لطف شیرین زمان و قدرت و رقابت و قضاوت مرده ریگش را به مرور می نشینیم. خاتمی اما معاصر است، هم تاریخ و هم زمان و همراه ما. او پیش چشم و ذهن و زبان و قضاوت ماست. از بد حادثه ایستاده ایم و آتش دریغ را در انبان وجودمان افکنده ایم و چون کولیان شب های زمستانی به انتظار آتش امیدی نشسته ایم و در آرزوی ققنوس قهرمانی که از این آتش دیرپا برخیزد و رهایی تازه به ارمغان آورد و فسوس و دریغا که قهرمانان همچون همای و سیمرغ از جهان ما رفته اند.

باری می خواهیم از رهگذر یک قیاس به کالبدشکافی قهرمان و ضد قهرمان بپردازم. امروز ما تاریخ را می سازیم و ارابه آن را از سر فردا عبور می دهیم. شاید امروز که خاتمی را شاه سلطان حسین فرض می کنند فردا مجبور باشند برای پاسداشتش خودشان را با او قیاس کنند که فردا چه بازی کند روزگار.

من تاریخ را به مدد می گیرم و هر دو را با هم به تفسیر می نشینم.

- شاه سلطان حسین شاه بود و دارای فره ایزدی و ادعای جانشین خدا در زمین بودن و ظل الله بودن و چون اجدادش محرم اسرار بودن و پادشاه دین بودن و صدر خاص و عام بودن داشت و خاتمی رییس جمهوری بود که طبق قانون اساسی اختیاراتی محدود داشت و او حتی مدعی رییس جمهوری واقعی بودن نداشت و خویش را از سر دریغ و تواضع و درد تدارکاتچی نامید و ادعای جانشینی خدا و امام زمان(عج) را هم نداشت و خویش را جز منتخب ملت بودن به هیچ لقبی مفتخر نکرد.

- شاه سلطان حسین قدرت و سلطنتش را به وراثت و سفارش و تغلب (غلبه بر دیگر رقبا) و زور و شانس به دست آورده بود و جز مرگش سلطنتش را زوالی نبود اما قدرت خاتمی از راه رقابت، انتخاب، دموکراسی و اقبال مردمی و برای دوره محدودی به دست آمده بود.

- شاه سلطان حسین به هیچ کس پاسخگو نبود و کس را یارای نقد و نظارت او نبود که اگر خاطر ملوکانه اش بر می آشفت سزای منتقد و مصلح با کرام الکاتبین بود و پاسخ هر تقاضای ناصواب و هر انتقاد گزنده ای زندان و شکنجه و تبعید و دربدری اما خاتمی به همه پاسخگو بود و او زیر تیغ تیز نظارت دستگاه های متنوع و متکثر دولتی و غیر دولتی بود. شاید به جرات بتوان گفت بیشترین نظارت تاریخ در حق او اعمال گردید. از دانشجو تا روزنامه نگار، از شورای نگهبان تا قوه قضائیه، از سیاسیون تا همه ملت، او و اقداماتش را رصد، نقد و نظارت می کردند.

- شاه سلطان حسین با مداح و رمال و جن گیر و فالگیر و جادوگر محشور بود و معرفت و اندیشه و اقدامش منبعث و متاثر از آنان بود و ملک و ملت و دین را به دست بی کفایت آنان و پیشگویی شان سپرده بود و برای فکر و عقل و تجربه و فلسفه و فیلسوف و فقیه در اداره امور کشور ارزشی قائل نبود و دل به اوراد و ادعیه سپرده بود و معرفتی به روزگار خود و معیشت مردم و اقتصاد و سیاست کشور نداشت و منزوی و محدود به چاکران و متملقانش و دعاگویان دربار بود و خاتمی با منتقد و متفکر و فقیه و استاد دانشگاه محشور بود و تمام برنامه و عملش را نیز به داوری خرد و تجربه سپرده بود و جهان مدرن روزگار خود و مناسبات قدرت و معیشت و همه مولفه های زندگی جدید را می شناخت.

- شاه سلطان حسین جز حرف و نظر و رای ناصواب و سبکسرانه و بی تدبیر و مستبدش صحبت و نصیحت و نظر و انتقادی را بر نمی تافت و تا آخرین روزهای سقوط باد قدرت در دماغش چنان زاویه دید و فکرش را تنگ کرده بود که زلزله سقوط و فروپاشی را نشنید و به تدبیر هیچ کس دل و جان نسپرد و از خر شیطان و خودرائی و قدرت و استبداد و شمشیر پایین نمی آمد و جز ربان زور نمی فهمید. غرور آنچنان کورش کرده بود که احساس خدایی می کرد و نمی دانست که فرعون ها هم می میرند. اما خاتمی چه؟ خاتمی دل به مشورت سپرده بود . برنامه داشت. خروجی ذهن و زبانش جز فهم و منطق و عقلانیت نبود. او به هیچ کس زوری نگفت و هیچ خاطری را از سر نخوت و غرور نرنجانید. او گریه کرد اما گریه کسی را درنیاورد.

- شاه سلطان حسین حکومت می کرد و بی توجه به حال ملک و ملت مشغول پادشاهی و سفر و غرور و قدرت. او هم ناظر بود و هم مجری. هم قاضی القضات بود و هم سپهسالار. هم دیوانسالار بود و هم قانون پرداز. اما خاتمی کشورداری می کرد. او مسوول قوه مجریه بود و لاغیر و خود می دانیم که تا کجا و چه اندازه و به قول خودش یک تدارکاتچی.

خاتمی شاه سلطان نبود. چون ترس او و شاه سلطان حسین از یک جنس نبود.در دنیای جدید معنی همه گزاره ها و معناها و واژه ها و عبارت ها تغییر کرده است. دنیای نبرد تن به تن دیروز به دنیای نبرد عقل و تدبیر و اقتصاد و ترقی تغییر کرده است. امروز ترس دولت ها از جنس ترس از جنگ و کشتار و ویرانی و تحریم و بیکاری و عقب ماندگی است. امروز ترس از کاهش تولید ملی و درآمد ناخالص ملی است. امروز ترس از نابودی منافع ملی و استراتژیک است. ترس امروز از جنس رفاه و اقتصاد و پیشرفت و ترقی است. اگر کشوری یا سیاستمداری با احتیاط و محافظه کاری و دیپلماسی سخن می گوید و رفتار می کند دیگر بر او ننگ و عار و نفرت و وهنی نیست. چه که جهان امروز جز تدبیر و سکوت و احتیاط را بر نمی تابد.

امروز در عرصه سیاست و نظام روابط بین الملل کسی در ستایش دیوانگی خطبه نمی خواند. آیا صدام شجاع بود یا دیوانه. رفتار او ملت و کشور عراق را به ویرانی و انهدام و تلاشی و شکست و نابودی کشاند. مگر او به همه فحش و ناسزا نمی گفت. مگر او به همه حمله نکرد از عجم تا عرب. آیا تاریخ و وجدان و ذهن و روان هیچ انسان شریف و عاقلی او را شجاع می داند. مگر امام (ره) صلح را به خاطر مصالح کشور و ملت نپذیرفت. آیا او ترسو بود؟ هیهات. هرکسی که زمام قدرت را به دست گیرد باید فرق ترس و دیوانگی را بداند.

خاتمی ترسو بود ولی دیوانه نبود. مگر در جنگ خلیج فارس ما با درایت از صحنه یک جنگ حتمی نگریختیم. آیا ترسو بودیم؟ امام حسن به خاطر جان شیعیان اندکش تن به صلحی داد که امروز از ورای هزاران تفسیر به ستایشش می نشینند. ترس خاتمی حداکثری از جنس تدبیر و دلسوزی و وظیفه و تکلیف داشت.

برادران و خواهرانم ترس در اخلاق است که ذات خود را نشان می دهد. انسان ترسو بی گذشت است. انسان ترسو انتقامجو است. انسان ترسو عیب جو و خودسر است. انسان ترسو ریاکار و مزور است. انسان ترسو دروغگو و ادبار است. آیا منصفانه خاتمی ترسو بود.

از همه مهمتر چه عواملی حس حمله و تاراج اصفهان را در سر فاتح جراری چون اشرف و محمود افغان گذاشت. آنها احساس کرده بودند که کشور و پایتخت ضعیف و بیمار است. مردم از صاحبان قدرت و شوکت ناراضی اند. مالیات ها کمرشکن و مردم در فقر و بیماری اند. کسی به فکر ملک و ملت نیست. همه سرنوشت کشور را به دست خرافه و رمل و دعا سپرده اند. عقل از کشورداری رفته است. خزانه خالی است و ... . اینها جرم شاه  سلطان حسین و اذنابش بود.

ولی خاتمی خزانه ای پر گذاشت. کشوری آبرومند و دارای شوکت. مردم به نسبت همه ادوار بعد از انقلاب راضی تر و بهتر. کمر غول بیکاری در حال شکستن بود. رشد اقتصادی قابل قبول عقل و تدبیر جایگزین شده بود. او رجز نمی خواند. او وعده دروغ نمی داد. او فحش و ناسزا به کسی نمی گفت. او سیل سرمایه گذاری خارجی را به کشور گشوده بود.

در برابر خدا آیا خاتمی کشور را ضعیف کرد یا قوی و آبرومند. آیا او شاه سلطان حسین ایران بود یا شاه عباس ایران. خاتمی فیلسوف خداترسی بود که شرم و اخلاقش با ادب و سکوت جمع شده بود. خاتمی نه یک فرمانده جنگ بود و نه یک چریک مسلح و نه یک پارتیزان اهل خطر.

فرق بین یک رهبر انقلابی و یک رییس جمهور اصلاح طلب از زمین تا آسمان است. معنای اصلاح طلبی یعنی صبر، آرامش، سکوت، تدبیر، عمل، سیاست، دوری از افراط و خشونت، پرهیز از هوچی گری و فریاد. اصلاح طلبی یعنی آهسته و پیوسته پیش رفتن. راستی من از روشنفکران و سیاسیون وطنم می پرسم از آن همه انقلابی گری و شور و شعار و مخالفت و مبارزه مسلحانه و غیره و غیره چه خیری در این تاریخ معاصر عایدمان شده است. بی شک همه ما هم نظر و هم رای هستیم که خاتمی می توانست از فرصت های تاریخی و طلایی پیش آمده بهتر استفاده کند. شاید از صلابتش برای روزهای لازم گله مند باشیم. شاید او را سزاوار ملامت بدانیم اما همیشه او را به عنوان اصلاح طلبی اندیشمند و شریف و شجاع ستوده ایم. او همیشه سزاوار احترام و مهر است. چه کسی شهامت برخورد و افشای لانه فساد و کشتار و تباهی در قتل های زنجیره ای را داشت؟ چه کسی زهره ایستادن در پیشاپیش جنبش اصلاح طلبی ملت ایران را داشت؟ چه کسی شعار جامعه مدنی داد؟ چه کسی علم روشنفکری را از سطح خبر و روزنامه و مجله به سیاست و عمل و گفتمان کشید؟ و ...

او قهرمان نیست. این ادعا و اذعان خود او هم است. او سیاستمدار و مدیر و روشنفکر و روحانی است که بر استوانه مدرج شخصیتش از قدرت و توان و نبوغ  و کارو عمل تا ضعف و تردید و اشتباه را با هم دارد. او هیچ گاه بی درد و بزدل و عافیت طلب نبوده است. تاریخ گواهی خواهد داد که شاه سلطان حسین های این سرزمین کیست.


Link      Comments () Date: جمعه ٤ بهمن ۱۳۸٧

جهان در انتظار صلح و معنویت و توسعه by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

انتخاب اوباما در آمریکا نشان روشنی از تمایل مردم آمریکا برای تغییر است. البته اینکه به این گرایش برای تغییر امکان تسلط در بالاترین سطح داده شده است، ناشی از احساس نیاز بخشی از مراکز قدرت و تصمیم گیری در آمریکاست. سیاست های نابخردانه دوره بوش پیش از به آتش کشیدن و نابودی جهان، نخست منابع آمریکایی ها را ویران کرد.
آمریکایی ها در دوران کلینتون افزایش قدرت اقتصادی و برتری یکجانبه سیاسی را در جهان تجربه کردند از این امکانات در دوران بوش به بدترین شکل و برای تغییر بیش از پیش زورمدارانه جهان استفاده کردند. بی اعتباری جهانی آمریکا و فروپاشی اقتصادی، سند بن بست زورگرایی و یکجانبه گرایی آمریکا در جهان قرن بیست و یکم است.
اینکه باراک اوباما چقدر در تغییر نگرش حکومت آمریکا به جهان موثر خواهد بود، به زودی روشن میشود ولی به نظر میرسد که پاسخ انسانی به نیازهای جهان را باید از رهبران اصلاح طلب جهان چون لوترکینگ و مهاتما گاندی و ماندلا و خاتمی بیاموزند و شاید نیز آموخته باشند. 
آمریکا حداقل در تاریخ سیاسی چند دهه اخیرش هیچ شخصیت برجسته اخلاقی را در راس نظام سیاسی اش تجربه نکرده است و حضور اوباما فرصتی است که بیش از همه آمریکایی ها از آن بهره خواهند برد و به همین جهت نیز اوباما رئیس جمهور آمریکا شده است.

جالب آن است که در ایران نیز روند مشابهی اتفاق افتاد. دولت مقتدر و موثر اصلاحات با افزایش ثروت ملی و تحکیم عقلانیت در تصمیم گیریهای خرد و کلان، کشور را در موقعیت متمایزی در منطقه و جهان قرار داد که این منابع با روی کار آمدن نخستین دولت یکپارچه و یکدست اصولگرایان در تاریخ انقلاب اسلامی، در مسیرهایی به کار گرفته شد که موجب اعتراض عمومی نخبگان حوزه های مختلف مدیریت و به ویژه اقتصاد قرار گرفت و بر سر کشور آن رفت که شاهدیم.
بزرگترین رویاروی نخبگان کشور با دولت، ثمره سیاستهای شکست خورده ی دولت احمدی نژاد و احساس مسئولیت ملی و دینی است که امید میرود به پایان کار نخستین و آخرین دولت اصولگرا در جمهوری اسلامی بینجامد.


Link      Comments () Date: جمعه ٤ بهمن ۱۳۸٧

تبیین مبانی اصلاحات موسسه باران و سخنان خاتمی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

آقای خاتمی دیروز در موسسه باران سومین نشست تبیین مبانی اصلاحات را با محوریت اهمیت و ارزشهای قانون اساسی برگزار کرد. سخنان جالب و دلسوزانه ای بود. انتشار متن کامل سخنرانی نسبتا نظری و تئوریک ایشان ارزشمند خواهد بود.
وقتی ایشان سخن میگفتند، احتمالا بسیاری از شنوندگان در ذهن خود مصادیق زیادی را مرور میکردند. تجربه خوبی بود.

,
,
Link      Comments () Date: چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٧

تردید در باره حضور خاتمی در انتخابات by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

تردیدهایی نسبت به حضور خاتمی در انتخابات وجود دارد، ولی مساله اصلی خاتمی نیست. مساله این است که چهره های ارشد اصلاحات در صحنه باشند و سخن بگویند. موضوعی که از سوی خاتمی به خوبی آغاز شده است.
این سیاست از سویی جلوی تاخت و تاز بی رقیب اصولگرایان را می گیرد و از سویی به وحدت صفوف اصلاح طلبان ولو در سطح حزب مشارکت و حزب اعتماد ملی و یا نخبگان مستقل اصلاح طلب کمک میکند.
وظیفه ما این است که از رهبران اصلاحات مانند خاتمی و کروبی و موسوی خوئینی ها نام ببریم. اگر دسترسی داریم، از آنها برای حضور در صحنه های دشوار امروز دعوت کنیم. حتی اگر میتوانیم از امثال میرحسین موسوی و دیگر شخصیتهای معتمد که انزوا پیشه کرده اند، دعوت به فعالیت کنیم. چه آنها بیایند و چه نیایند، فضای سیاسی متاثر از اقدام مسئولانه جریانات سیاسی خواهد شد.
بر عکس تخریب کاندیداها به بهانه های مختلف، کار ناشایست و البته ابلهانه ای و معمولا ناشی از ناراحتی های پیشینی و طمع های پسینی است.
اینکه کدام کاندیدا در نهایت در صحنه باقی میماند به توافق سران اصلاحات مربوط است. مداخله گروههای فشار اصولگرا و اصلاح طلب گرچه موثرند، ولی نقش قاطع و تعیین کننده ندارند.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۸٧

شرایط دشوار کنونی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

شرایط سختی است. از سویی با بی تدبیری مفرط در داخل مواجه هستیم که آقای احمدی نژاد و حامیان و یاران اصولگرایش سمبل آن هستند. از سویی نیز با جریانی دیگری مواجه هستیم که آمال خود را در نفی همه جانبه وضع موجود می بینند و خطوط اصلی رابطه شان را با مخالفان منافع ملی ایران تنظیم میکنند.
فرصت زیادی برای حرکت اجتماعی در میانه وجود ندارد. افراد میتوانند همچنان میانه رو باشند ولی وقتی که جریان اجتماعی اصلاحات نتواند خود را به میدان اصلی بازگرداند، از انرژی سرگردان آن، انرژی زیادی به دو جریان افراطی تزریق میشود و درگیری های شدیدتر خواهد شد.
خدا رحم کند


Link      Comments () Date: جمعه ۱٢ مهر ۱۳۸٧

خاتمی: می‌خواهم اصلاح‌طلبی را از سطح نخبگان به میان مردم ببرم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:


سیدمحمد خاتمی در دیدار با گروهی از اقشار مختلف مردم استان چهارمحال و بختیاری اعلام کرد: یکی از تصمیم‌هایم این است که اصلاح‌طلبی را به آن صورتی که خودم قبول دارم و فکر می‌کنم تنها موردی است که به رای مردم نیز گذاشته شده است، تبیین کنم؛ به‌خصوص اینکه از سطح نخبگان به توده مردم کشانده شود


مطلب کامل در ادامه:


ان‌شاءلله این مسئله بتواند سبب همبستگی و پیوند بیشتر همه نیروهای اصلاح‌طلبان در سراسر کشور شود و بتوانیم حول یکسری اصول روشن و چارچوب مشخص‌ترحرکت درستی داشته باشیم. خاتمی ادامه داد: به درستی گفته شد یکی از رسالت‌های ما مبارزه با فقر، فساد و تبعیض است؛ گرچه محدود کردن اصلاحات در این چارچوب‌ها کار درستی نیست، این مسائل حتما از مصداق‌های اصلاح‌طلبی است اما اصلاح‌طلبی وسیع‌تر از اینهاست. نباید فقط روی جنبه‌های مادی و ملموس قضایا حساب کنیم. رئیس بنیاد باران با طرح این پرسش که «آیا در این چند سال اخیر فقر، فساد و تبعیض کمتر شده است یا بیشتر؟»، خاطرنشان کرد: اگر واقعا بیشتر شده است همه مسوولان باید به انتقادات گوش دهند و به نحوی حرکت کنند که مشکلات جامعه کمتر شود. رئیس‌جمهور پیشین ایران در ادامه گفت: معتقدم برای انتخابات آتی باید این‌قدر رشد داشته باشیم که تفاهم و اجماع کنیم و به جمع‌بندی برسیم، خیال نکنیم مشکلات فقط با یک فرد حل می‌شود. در جریان انتخابات مجلس خیلی از شخصیت‌ها و نیروهای مومن، کارآمد و مورد علاقه مردم قبل از انتخابات از عرصه حذف شدند.
این مسئله و نظایر آن باید حل شود. خاتمی همچنین با اشاره به لوایح دوگانه دوره قبل گفت: بنده یک چیز بیشتر نگفتم و آن اینکه می‌خواهم پایبند قانون اساسی باشم؛ چراکه این قانون نتیجه انقلاب اسلامی و حاصل رای آزاد مردم است. بسیاری از کسانی‌که باید حافظ قانون اساسی باشند خلاف آن عمل می‌کنند ولی رئیس‌جمهور چه اختیارتی دارد که با آن برخورد کند؟ رئیس‌جمهور مجری قانون اساسی است و بزرگ‌ترین کار وی به نمایندگی مستقیم از ملت اجرای قانون اساسی است؛ نه فقط باید خود در چارچوب قانون اساسی حرکت کند، بلکه باید ناظر اجرای قانون اساسی و به خصوص روح آن در همه اجزا و ارکان نظام باشد. به هر حال آمدن در صورتی معنا دارد که یک گام نسبت به گذشته جلوتر برویم والا باید فکر دیگری کرد. خاتمی در پایان گفت: به هر حال هر تصمیمی باید مبتنی بر این باشد که تا چه حد می‌توان به مردم و کشور خدمت کرد.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٩ مهر ۱۳۸٧

بخشش و پوزش و سیلی و راه حل مشکلات کشور by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

بخشش از بزرگتر است. در ماه مبارک این بخشش بیش از پیش وعده داده شده است. از سوی بزرگترین به بزرگترین بخشش های ممکن وعده داده شده ایم. وعده ای که تخلف نمیکند.

====================

ما انسانها  در زندگی بارها در موقعیت بخشیدن قرار میگیریم و بارها نیاز به بخشیده شدن داریم.

==========

افزایش تعداد سیلی خورده ها دلیل بر استحکام و قدرت و برتری و تسلط نیست. نشان اعتراض است. اعتراض های مبتنی بر منافع فردی به جای خود قابل بررسی هستند و جلب رضایت افراد سخت نیست. ولی حساب اعتراضات گروهی و جماعات کاملا جداست و اگر این آسیب به گروههای صنفی و قومی و اجتماعی کشیده شد  دلیل بر وجود مشکل بزرگ و نیاز به چاره است.
بی تدبیری های گذشته مشکلاتی می آفریند که تدبیری عظیم می طلبد.
معلمان / کارگران / دانشجویان و اساتید / کارکنان / زنان و کودکان / روحانیت / ایثارگران / اقشار آسیب پذیر و مستضعفان / قومیتها / اقلیتها /  احزاب و گروههای سیاسی / نظامیان / سرمایه گذاران و کارآفرینان / بخش خصوصی / ایرانیان خارج از کشور / ... سرمایه ها و منابع اصلی قدرت و حرکت کشور هستند. آنها را باید فهمید و پذیرفت.
 عذرخواهی از معدودی سیلی خورده، یک چیز است و طلب پوزش از انبوه سیلی خورده ها چیز دیگر. با این اخلاقی که در بین ما رواج دارد، پوزش خواهی و پوزش پذیری نیز کمیاب است.

=====================

دولت مردم سالار و اصلاح طلب، قدرت تبیین و حفظ منافع ملی و مدیریت عقلایی منابع کشور و انرژی های سرگردان جامعه را دارد.
حل مشکلات کشور در گرو تغییر سیاستهای اصولگرایی به سیاستهای اصلاح طلبانه در تمامی سطوح از خرد تا کلان است.
راه حل مشکلات کشور، بازگشت به اصلاحات است:
در نگاه. در سیاست گذاری. در مدیریت. در اجرا. در زندگی

خداحافظی با اصولگرایان حق مسلم ماست


Link      Comments () Date: شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٧

اصولگرایان واحمدی نژاد و انتخابات by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب در وب نوشت:

در میان جناحهای کشور، جناح محافظه کار و اصولگرا برای انتخابات آینده بی آن که اعلام کند، در مخمصه ی بدی گرفتار شده است. از یکسو این بار، اولین باری است که فضای عمومی سیاسی و نخبگان جامعه به طور جدی به ریاست جمهوری دو دوره ای فکر نمی کنند و اکثرا برای دور آینده، به رئیس جمهور دیگری امید دارند. در این میان خیلی از چهره های اصولگرایان  علاقه مندند نیروی جدیدی را به میدان آورند تا بتوانند از عملکردش دفاع کنند. آنها میدانند  همه کارهای آقای احمدی نژاد که همواره از نیروهای افراطی اصولگرا بوده و نمی شود وی را از بدنه اصولگرا جدا کرد، به پای جریان فکری آنان نوشته می شود. و لی در عین حال از سوی دیگر به دلائل مختلف به نظر می رسد آنان در نهایت اجازه نیابند و  نتوانند جز آقای احمدی نژاد، فرد دیگری را به نمایندگی اصولگرایان به میدان رقابت بفرستند. حتی اگر اجازه یابند رقیبی از جبهه ی اصولگرایان به رقابت احمدی نژاد بفرستند، باز هم  با حجم تبلیغات این سالها و مهارت فوق العاده ای هم که شخص رئیس جمهور در تبلیغات فردی آورده، آنهایی که میخواهند به اصولگرایان رای دهند، هرچند اندک باشند باز هم، به مشهورترین آنان رای می دهند که حتما همان احمدی نژاد خواهد بود. ضمن آنکه اصولگرایان این را هم میدانند، حضور اولین رئیس جمهور اصولگرا و محافظه کار در قدرت اگر  نتواند مثل بقیه ی روسای جمهور دو دوره ای شود و توسط هم اندیشان فکری وی با رقیب داخلی روبرو شود، حتماً به معنای شکست تفکر اصولگرایی در جامعه تلقی می شود. اینکه اصولگرایان و سخنگویان رسانه ای آنها تنها به ایجاد اختلاف در جبهه اصلاحات مشغولند و مشکلات خودشان را نمی گویند نکته کلیدی است که حکایت از این مشکلات دارد. کاش کسانی که به نام اصلاحات حرف و سخن می گویند بفهمند که اگر این شرایط کم نظیر را با اجماع نکردن روی یک فرد از دست بدهند، تاریخ ایران آنان را نخواهد بخشید.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٧

برق ... رفت که رفت by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

وزیر محترم بهداشت نقش قطع برق بیمارستانها را در فوت بیماران به دلیل عدم وصول گزارش های مربوطه منتفی دانست و اخبار منتشره را تکذیب کرد. خدا را شکر.

=====================

برای سفرهای تفریحی و کوتاه مدت، میتوان از قایق بادبانی استفاده کرد. با چنین قایقی به اقیانوس و سفر دور دنیا رفتن، بی خردی است.

=================

فردی بدون داشتن توانایی و صلاحیت پزشکی و جراحی، در بخش اورژانس مشغول جراحی های فوری میشود و حتی قلب و مغز عمل میکند. درک احساس قربانی و خانواده قربانی دشوار نیست.  عدل با چنین فردی چه خواهد کرد؟

=======================

موضوع تورم و گرانی و ناامنی و دروغ و اختلال در خطوط مخابرات و اینترنت و قطع گاز و برق و آب نیست. موضوع برخورداری از نتایجی انتخاب کردنها و انتخاب نکردنهایمان است.

=================

برق ... سه سال است که رفته.  با رفتن خاتمی (دولت اصلاحات) و کروبی(مجلس اصلاحات) رفت که رفت ....
ناراحت


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٧

10 دلیل برای کاندیداتوری خاتمی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
10 دلیل و ضرورت برای کاندیداتوری سید محمد خاتمی

نواندیش- عباس میرزا ابوطالبی* :

به خاطر اسلام

به خاطر تشیع:

به خاطر ایران

به خاطر آرمانهای امام (ره)

به خاطر انقلاب

به خاطر جمهوری اسلامی

به خاطر جنبش اصلاحات

به خاطر مردم سالاری دینی

 به خاطر چشم انداز ایران فردا

به خاطر خاتمی بودن


*نماینده دوره سوم مجلس شورای اسلامی(نقل از جهان اقتصاد)


10 دلیل و ضرورت برای کاندیداتوری سید محمد خاتمی

نواندیش- عباس میرزا ابوطالبی* : بی تردید تا برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال 88 یعنی حدود یک سال دیگر، زمان زیادی باقی مانده است اما با توجه به اهمیت انتخابات رییس قوه مجریه و بالاترین مقام رسمی کشور پس از رهبری که تحقق آمال و آرزوهای ملت و آینده فرزندان این  مرز و بوم تا حد زیادی به آن وابسته است به وضوح درخواهیم یافت که سخن گفتن درباره نامزد و یا
نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده ضروری است. چنانچه سخنی درباره کاندیدای جریان اصلاح طلب ، یعنی فردی که خواسته ها و تمایلات بخش اعظمی از ملت ایران را نمایندگی خواهی کرد، باشد. بی گمان قدری دیر  هم شده است زیرا دست کم درمقایسه با رقیب فکری آنقدرها هم بی دغدغه نیستیم.

در یک سال آینده مطابق حقی که قانون اساسی به واجدین شرایط داده است افراد زیاد حتی از درون جریان اصلاح طلب برای انتخابات ریاست جمهوری و یا به بیان ساده تر شایستگی خود را برای خدمت به ملت بزرگ ایران در کسوت رییس قوه مجریه اعلام نمایند.

طبیعی است راز بقای تفکر اصلاح طلبی نه تنها احترام به این حق قانونی واجدین شرایط را اعلام می نماید بلکه واجب نیز می داند. بلکه فراتر از آن اساسا حق انتخاب شدن را همانند حق انتخاب کردن از حقوق قانونی و شهروندی همه ایرانیان و مقابله با عوامل تهدید کننده و تحدید کننده آن را از وظایف ذاتی و ملی خود می شمارد.

بنابراین تاکید این نوشتار بر حضور فردی خاص هرگز به معنای نادیده گرفتن حقوق دیگر نامزدهای محترم انتخابات ریاست جمهوری نیست و با تحلیل شرایط فعلی بر ضرورت شرکت دیگربار آقای سید محمد خاتمی رییس جمهور پیشین کشورمان در این انتخابات تاکید می نماید.

با این تفاوت که این نوشته بر آن نیست که بازگشت خاتمی را به عرصه انتخابات ریاست جمهوری به خاطر مقبولیت و توانمندی و یا بهره مندی از حق انتخاب شدن توجیه نماید بلکه ضرورتی دینی و میهنی است که به عقیده نگارنده چنین حضوری را از منظر عقلی گریزناپذیر می کند هر چند ممکن است شخصی آقای خاتمی تمایل به حضور مجدد در این عرصه نداشته باشند.

قطعا برای بازگشت خاتمی آنهم برای سومین بار در عرصه رقابت های انتخاباتی تحلیل های مختلف و بعضای متفاوتی موجود است. به ویژه جناح محافظه کار حضور و بعضا شاید عدم حضور وی را از منظری خاص و تقریبا بیگانه با نگرش اصلاح طلبان ارزیابی خواهد کرد. اکنون ضمن احترام به تمامی دیدگاه های ارایه شده در این خصوص و نیز تاکید بر ضرورت ارزیابی های کارشناسانه تر
مهمترین دلایل ضرورت حضور خاتمی در عرصه انتخابات پیش رو را به اختصار مطرح می شود. اگر چه این دلایل همگی از وزن و اندازه برابر برخوردار نیستند اما در مجموع می توانند در برگیرنده نظرات بخش عمده ای از طرفداران حضور وی باشند. حضور خاتمی در دهمین انتخابات ریاست جمهوری به دلایل زیر ضروری و گریزناپذیر به نظر می رسد.

به خاطر اسلام


از مهمترین دلایلی که اکنون دست کم نزد طیف های مذهبی جامعه حضور خاتمی
را ضروری می سازد مساله دفاع از اسلام در درون و بیرون از مرزهای ایران
است. این روزها با اینکه بیشترین کلمات و جملات مرتبط با اسلام در نزد
متولیان امور، خاصه بخش های دولتی درجریان است اما متاسفانه اسلام تقریبا
در مظلوم ترین دوران تاریخی خود به سر می برد. روزگاری مرحوم سید جمال
الدین اسد آبادی گفته بود "حجاب اسلام مسلمانان است".

این واقعیت امروزه بیش از هر زمان دیگری رخ می نماید. اکنون قرائت ناصحیح
از اسلام که آنرا در ردیف  رادیکال ترین و پرخاشگرترین مکاتب و ایدئولوژی
های تاریخ قرار می دهد، از سوی برخی بنیادگرایان و سلفی ها خارج  از کشور
خاصه از سوی تروریست های القاعده مطرح می گردد.

بزرگ نمایی این برداشت های ناصواب از سوی نظام سلطه جهانی چهره سرشار از
رحمت و رافت اسلام ناب محمدی (ص) را به شکل ظالمانه خدشه دار کرده است.
ظهور رهبران مسلمان نواندیش و میانه رو نظیر خاتمی که اسلام را دین منطق
و گفتگو می دانند. بار دیگر به شکل کاملا محسوسی ضروری به نظر می رسد.

متاسفانه هماهنگونه که در دنیای غرب به ویژه آمریکا تندروها زمام قدرت را
در دست گرفته اند، در کشورهای اسلامی نیز اغلب بنیادگرایان بهره مند از
پوسته ظاهری دینداری بر سریر قدرتند. این درد دلی است که همه مسلمانان
جهان را رنج می دهد و خاتمی می تواند در کاهش این آلام موثر باشد.

به خاطر تشیع:


تشیع مذهب ملی ایرانیان است که با جان و دل به آن عشق می ورزند. اگر در
هر کجای جهان دین و مذهب در تقابل با ناسیونالیسم قرار گیرد شاید ایران
تنها کشوری است که مذهب تشیع از عناصر تشکیل دهنده ناسیونالیسم آن به
حساب می آید. تشیع ترکیبی از ایمان، عقل و عشق و یا شیفتگی است بنابراین
دوام و استحکام تاریخی آن به زعم دشمنان زیاد تا حد زیادی متوجه همین
بنیان است.

یکی از بزرگترین امتیاز تشیع مساله امامت و به طور مشخص امام عصر است.
اعتقاد به امام زمان از محوری ترین اصول مقدس این مذهب به شمار می آید.
در  شرایط فعلی شاهد شکل گیری مسابقه ای در فرقه گرایی هستیم و این
مسابقه تا آنجا پیش رفته است که نه تنها خود را شایسته دیدار و زیارت
مکرر امام غائب می دانیم بلکه پا  را فراتر نهاده و برخی اعمال خود حتی
در حوزه مدیریت امور جامعه را نیز به امام زمان نسبت داده ایم. متاسفانه
این مسابقه هر روز در حال تکرار است و با اینکه علما و بسیاری از افراد
متدین جامعه لب به اعتراض گشوده اند به نظر می رسد که هنوز از حدت و شدت
آن کاسته نشده است و می رود تا بر صورت ناب ترین رکن اعتقادی تشیع خراشی
جبران ناپذیر وارد سازد. همه می دانیم که دشمن خرافات، ارایه قرائت عقلا
نی و منطقی از تشیع است و در این زمینه  دست کم در حوزه فکری و اجرایی
اصلاح گر دینی و مذهبی همانند آقای خاتمی آنهم در جایگاه بالاترین مقام
اجرایی می تواند ریشه چنین انحرافاتی را بخشکاند. محققین و تاریخ نگاران
به خوبی می دانند که در زمان شکل گیری "فتنه با بی گری" با وجود آنکه شخص
ناصرالدین شاه به همراه بسیاری از عملا و مجتهدین از در مخالفت بر آمدند
اما آنکسی که در نهایت توانست این فتنه دینی را سرکوب کند امیر کبیر بود
چرا که هم اصلاح گر بود و هم قدرت اجرایی را در دست داشت مسلما در زمانه
ما خاتمی راه علاج چنین کج اندیشی های مذهبی است.

به خاطر ایران


ایران سرزمین مادری و خاستگاه یکی از بزرگترین تمدن های بشری است و در
طول تاریخ پیدایش سرزمینی که اکنون کشور ایران خوانده می شود ادیان،
مذاهب و مکاتب زیادی ظهور کرده، استیلا یافته و در نهایت محو و محدود
گردیده اند اما  از دیرباز تاکنون برای همه کسانی که در این گستره
جغرافیایی زیسته اند همواره ایران مظهر دوستی، عشق و اتحاد بوده است. در
تاریخ معاصر ما نیز افراد زیادی در کسوت رهبری جامعه سر بر آورده اند که
یا دینداری را به قیمت تنفر از ایران ترویج کرده اند و یا برعکس، ایران
دوستی را مترادف با محور دین و مذهب نامیده اند.

در این میان کسانی نیز بوده اند که با ارایه نظراتی مبنی بر اسلام برای
ایران و یا ایران برای اسلام به نوعی رجحان یکی بر دیگری را به تصور
کشیده اند اکنون نیز کسانی که دینداری مردم را در تضاد با میهن دوستی
قلمداد می کنند وجود دارند.

شاید کمتر کسی را می توان یافت که همانند خاتمی در کسوت یک روحانی و عالم
دینی شیفته ایران باشد. او به درستی توانست ثابت کند دینداری و میهن
دوستی را می توان در کنار هم به یک اندازه دستور و اینک این نیازی است که
همه ایران دوستان بر آن ایمان دارند. در زمانه ما کسی همانند خاتمی قادر
به ترویج توامان دینداری و میهن دوستی نخواهند بود.

به خاطر آرمانهای امام (ره)


از دیگر دلایلی که حضور خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری آینده را ضروری
می سازد ضرورت دفاع از آ رمانهای بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی است.
بسیار طبیعی است که جایگاه امام راحل در قلوب  ملت ایران از چنان منزلتی
برخوردار است که هیچ کس را یارای مقابله علنی و آشکار با نام نیست. اما
شیفتگان قدرت در طول تاریخ ثابت کرده اند که چگونه برای دستیابی به قدرت
سیاسی قادرند مسیر زیباترین آرمانهای بشری را به انحراف بکشانند. اکنون
درست زمانه ای است که قدرت سالاران و یا همان کسانی که در زمان حیات آن
مصلح بزرگ از در ناسازگاری و یا بیگانگی با تفکر او برآمده بودند با
تحریف آشکار تاریخ و یا ارایه تفاسیر نادرست با میراث فکر امام خمینی به
مقابله برخاسته اند. بیم آن می  رود که عرصه بر یاران صدیق امام آنقدر
تنگ شود که در هنگامه خطر از اندک واکنش های فعلی نیز خبری نباشد.

خاتمی در همین اواخر ثابت کرد که حتی به قیمت تخریب حیثیت و اعتبار خود
حاضر به تحمل مخدوش شدن آرمانهای امام نیست و اکنون حفظ و ترویج آرمانهای
امام صرفا از رییس جمهور مصلح و متفکری نظیر خاتمی بر می آید.


5-به خاطر انقلاب


انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام فقید بزرگترین حماسه تاریخی پایان قرن
بیستم بود این انقلاب از بدو شکل گیری تا امروز مخاطرات بسیاری را سپری
کرده است. از آنجا که در هر زمانه ای نوع خطر متفاوت بوده اکنون خطر بزرگ
فدا کردن ارزشهای متعالی به پای سیستم های سیاسی است.

حفظ کرامت انسانها بویژه حفظ آبرو و اعتبار ملت بزرگ ایران از جمله ارزش
های متعالی مندرج در قاموس انقلاب اسلامی است. اکنون گروهی فرصت طلب قرار
گرفته بر سریر تصمیم نه تنها در قبال اعتبار ملت ایران بی اعتنایی پیشه
کرده اند بلکه از بازی با آبروی فرزندان راستین انقلاب نیز بازنایستاده
اند. لذا ضروری است منصب ریاست جمهوری باید در اختیار نزدیکترین فرد به
لحاظ تفکر و منش به خمینی بزرگ باشد که ما مشابه چنین منشی را در خاتمی
یافته ایم.


6-به خاطر جمهوری اسلامی


نظام جمهوری اسلامی ثمره مجاهدت مومنان سلحشوری است که تا پای جان بر سر
بقای آن ایستادگی کرده اند. اکنون این نظام هم از درون و هم از بیرون در
معرض خطرات جدید قرار گرفته است که نادیده گرفتن آن نوعا خطری بزرگتر
است.

در آستانه برگزاری هر انتخاباتی جمعیتی کثیر از بهترین فرزندان انقلاب و
مومنین به نظام به استناد بندهای اول و سوم از ماده 28 انتخابات رد
صلاحیت شده و به گوشه انزوا رانده می شوند و در مقابل جمعی دیگر از اصحاب
فرصت و ریا به شیوه های غیرانسانی جایگزین آنان می گردند.

این  اندوه آنقدر بر دل یاران دیرین انقلاب سنگینی می کند که آرزو می
کنند ای کاش خداوند آنان را شایسته همردیفی یاران شهیدشان می دانست تا
چنین روزهای غمباری را شاهد نباشند. این درد  هنگامی دو چندان می شود که
می دانند در فرآیندی فرسایشی در نهایت آنچه آسیب می بیند پایه های مستحکم
نظام جمهوری اسلامی است. التیام بخش این درد مشترک در شرایط کنونی بدون
هیچ تردیدی سید محمد خاتمی است.


7-به خاطر جنبش اصلاحات


آنچه در دوم خرداد 76به وقوع پیوست جنبش مدنی و اصلاحی مردم ایران همسو
با انقلاب اسلامی بود. اصلاحات یک خواسته جمعی بود که با مکانیزمی مدرن و
مشروع به کرسی نشانده شد. طبیعی است که در دوران 8 ساله اصلاحات به همان
اندازه که افرادی فرو افتادند افرادی دیگر برآمدند اما از این میان آنچه
ثابت شد و ثابت ماند این واقعیت است که کسی جز خاتمی قادر به هدایت و
رهبری این جنبش نیست. خاتمی خواسته های اصلاحی مردم ایران را درست فهمید
و توانست این خواسته را از میان دیگر خواسته های انحرافی اعم از رادیکالی
و واپسگرا تفکیک نماید اگر چه در فرایند تحقق این خواسته ها با مشکلاتی
مواجه بود. بررسی کارنامه 8 ساله ریاست جمهوری خاتمی به عنوان رهبر جنبش
اصلاحات از حوصله و نیت این نوشتار خارج است اما می توان نوشت اگر کسی
بگوید کارنامه عملکرد اصلاحی خاتمی عاری از اشتباه بوده است به یقین
اشتباه کرده است و در مقابل اگر کسی ادعا کند که در آن شرایط زمانی رهبری
جنبش را در اختیار داشت بهتر از خاتمی ظاهر می شد قطعا گزافه گویی می
کند. در همین سه سال بعداز دولت اصلاحات افراد زیادی سعی کردند تا به رغم
برخورداری از فرصت های هدیه شده آنهم در میان سکوت و خاموشی خاتمی خود را
محور و طلایه دار آینده جنبش اصلاحات در ایران بدانند، اما همین تاریخ سه
ساله نیز ثابت کرد که هنوز خاتمی محبوب ترین فرد برای ریاست جمهوری در
نزد ایرانیان است.


8-به خاطر مردم سالاری دینی


اکنون نظام جمهوری اسلامی به خاطر شرایط سیاسی اش درست در مقابل دو
انتخابات اساسی قرار دارد که انتخابات هر یک به معنای محو دیگری خواهد
بود. این دو، یکی مردم سالاری دینی و دیگری حکومت دینی غیر مرد م سالار
است که برای دوم عناوین متنوعی پیشنهاد شده است.

هر  دو این تفکر در کشور هوادارانی دارد. اما این صرفا یک بحث تئوریک
نیست طبیعی است که یک حکومت اسلامی می تواند در اشکال و ابعاد مختلفی
تجلی یافته و با مکانیزمهای متنوعی اعمال گردد. اما اگر نظام جمهوری
اسلامی را برآمده از انقلاب 57 به رهبری امام خمینی بدانیم قطعا پی گیری
و استمرار آن  تفکری که انقلابی کم نظیر را برانگیخت جز در قالب مردم
سالاری دینی ممکن نیست. اینک خاتمی از بزرگترین شارحان الگوی مردم سالاری
دینی است که حضور او در کسوت ریاست جمهوری خواهد توانست اردوگاه پرقدرت
هواداران سیستم غیردموکراتیک را به عقب براند.
وانگهی استقلال و آزادی به عنوان دو ستون بر پادارنده جمهوری اسلامی و
نیز مفاهیمی همچون مجلس گرایی، تفکیک قوا، نمادهای مدنی و رشد و توسعه
اقتصادی در درون مردم سالاری دینی قابل پی گیری و تحقق است.


9- به خاطر چشم انداز ایران فردا


اگر چه در حکومت های  دینی مشروعیت قدرت و حکومت صددرصد به کارآمدی آن
حکومت در برآوردن نیازهای ملی محدود نمی گردد، اما فقدان کارآمدی می
تواند مشروعیت و مقبولیت هر حکومتی را مخدوش سازد. امروزه حکومت ها در
کنار برجسته سازی مشروعیت قانونی خود سخت بر این تلاشند تا کارایی و
کارآمدی خود را نیز به درستی به تصویر بکشند.

از  این رو حتی ایدئولوژی گراترین کشورها نیز تلاش می کنند تا به جای
وعده های مبهم آنهم در قالب  مفاهیم کلان و نامرئی یکسری اهداف، برنامه
ها و استراتژی های کوتاه مدت، میان مدت و بعضا بلندمدت را تدوین نموده و
مرحله به مرحله به تحقق آن همت گمارند به طوری که عمل به این وعده ها
برای مردم کاملا محسوس و ملموس باشد. در کشور ما نیز تقریبا از سال 84
سندی تحت عنوان چشم انداز توسعه ایران در افق 1404 تدوین و به همه دستگاه
ها خاصه قوای سه گانه ابلاغ شد. دراین سند چشم انداز ایران توسعه یافته،
در 20 سال آینده به شیوه ای تدوین شده است که شاخصه های لحاظ شده در  آن
برای مردم قابل فهم و لمس باشد. این سند در هنگام تدوین مورد اجماع همه
بود که عمل به  آن نه تنها در نهایت به توسعه و رستگاری ملت ایران منجر
می گردد، بلکه معیار بسیار اساسی در سنجش میزان کارآمدی هر یک از دولت
هاست. از اینرو دولت هایی که اعمال خود را با سند هماهنگ می کنند دیگر
قادر به ادعاهای غیرقابل تایید و تکذیب نخواهند بود چرا که این سند در
ارکان رفتاری دولت و یا حکومت است. در این اواخر آنگونه که همگان شاهدیم
دولت کنونی به دلایل مختلف که یکی از آنها همان پناه بردن به ادعاهای
غیرقابل اثبات یا تکذیب است، ظاهرا کردار خود را همسو با سند تعریف نکرده
است. و طبیعی است که آن بخشی از اهداف سند که به عنوان سهم آن برای تحقق
دولت نهم پیش بینی شده همچنان مبهم باقی بماند.

اکنون نباید تصور کرد که موضوع سند چشم انداز صرفا در نزاع دولت ها خلاصه
می شود بلکه این سند نوعی پیمان حاکمیت و مردم است بنابراین نادیده گرفتن
آن در آینده می توان موجودیت نظام را در معرض پرسش کسانی قرار دهد که در
سال 1404 منتظر ایران پیشرفته و توسعه یافته اند. خاتمی به خاطر اعتقادش
به سند چشم انداز می تواند رییس جمهور شایسته ای برای مردم امروز و نماد
کارآمدی برای مردم فردای جامعه ایران باشد.


10-به خاطر خاتمی بودن


در نهایت یک دیگر از دلایل حضور خاتمی در دهمین دوره انتخابات ریاست
جمهوری در کنار مجموعه دلایل و عوامل عنوان شده به خاطر بودن و یا
برخورداری از  مجموعه توانمندیها، خصلت ها، ویژگی و خلاصه همه آن چیزهایی
است که تصویری از این چنین از سید محمد خاتمی به ذهن تک تک شهروندان
ایرانی متبادر می کند.

تاریخ پرفراز و نشیب ایران مردان برجسته بسیاری به خود دیده است اما آنچه
اکنون فرزندانش نیک به یاد می آورند تصویر بزرگانی است که روح بزرگ را در
جسم نه چندان بزرگ خود جای داده بودند و به حق می توان گفت یکی از این
نوادر دوران، سید محمد خاتمی است. خاتمی محبوب اما فروتن به میدان کار
وزار انتخاباتی آمد، محبوب و فروتنانه رییس جمهور شد و در نهایت محبوب و
فروتن از پله قدرت پایین آمد. او در دوران 8 ساله ریاست جمهوری رفتار و
کرداری از خود بروز داد که کمتر انسانی قادر به انجام آن است خاتمی بی
آنکه مدعی ارتباط با عالم غیب باشد سمبلی از احترام بود. با آنکه همواره
به عرفی  کردن پدیده های به ناحق قدسی شده مشغول بود نمادی از اخلاص تلقی
می شد. در هنگامی که قهرمان تمام عیار بود. بی آنکه خشم کند و ابرو درهم
کشد نشانه ای از اقتدار نظام بود. بی آن که در پی دست و پا کردن هواداران
فرهنگ قهرمان پروری ایران را نکوهش می کرد بی آن که بخواهد یک قاطبه ملت
ایران دوستدار تمام  عیار او بودند و در نهایت بی آنکه زمزمه مادام العمر
کردن ریاست جمهوری را در گوش برخی بخواند با صدای رسا رسم وداع با قدرت
قانونی را ترویج کرد و چنان شد که امروز به رغم 8 سال کار اجرایی و در
نتیجه بروز طبیعی هزاران دشمن و مخالف هنوز هم به یقین می توان گفت یکی
از محبوبترین چهره های ملی و سیاسی در جامعه ایران است.

بنابراین بازگشت وی به ریاست جمهوری نه تنها باعث خرسندی جنبش اصلاح
طلبی، اطمینان و آرامش ملت ایران و حفظ منزلت و جایگاه ایران در نظام بین
الملل خواهد شد، بلکه نمونه ای از یک مربی بزرگ در آموزش و عمل توامان
سیاست و اخلاق است. اکنون تصمیم و اختیار با اوست.

*نماینده دوره سوم مجلس شورای اسلامی(نقل از جهان اقتصاد)


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۸ امرداد ۱۳۸٧

تفسیر مشترک آمریکا و اصولگرایان از اصلاح طلبی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

اصولگرایان تندرو و آمریکایی ها دیدگاه مشترکی در باره اصلاح طلبی دارند. اصلاح طلبی از نظر آنان کسانی هستند که به تغییر رژیم ایران فکر میکنند ولی رژیم از نظر آمریکایی یعنی جمهوری اسلامی و از نظر اصولگرایان یعنی حکومت خودشان. به همین جهت حمله به اصلاح طلبان از دو سو ادامه دارد و هر دو طرف اصلاح طلبان را به وابستگی و همراهی با دیگری متهم میکنند. در چنین شرایطی ایجاد جریان موثر تنها با تکیه به جنبش اجتماعی اصلاحات ممکن است.
در حاکمیت نیز جریاناتی وجود دارند که نسبت به افراط و تفریط نگران هستند و به سهم خود در بهبود شرایط میتوانند موثر باشند ولی این گروه به دلیل غلبه جریان تندرو در بخش های اصلی تصمیم گیری، قدرت مانور محدودتری پیدا کرده اند.

========================

موضع اصلاح طلبان در انتخابات کشور شرکت در انتخابات برای شکست اصولگرایان بود. سیاستی که آمریکایی ها حمایت نمیکردند ولی اصولگرایان از طریق رسانه ملی همچنان مدعی شدند که اصلاح طلبان با آمریکا همسو و همگام هستند.

===============

اصلاح طلبی  جنبشی است برای اصلاح امور با شاخصه های ارزشی ایران اسلامی. رهبران این حرکت اصلاح طلبی افرادی چون خاتمی٬ کروبی و موسوی خوئینی ها هستند. مراجع دینی و فقهایی چون آیت الله موسوی اردبیلی٬ آیت الله صانعی٬ آیت الله بجنوردی و آیت الله بیات و فعالین مجمع مدرسین حوزه علمیه قم به این جریان منتسب هستند از نظر فکری خط امام و بیت امام و مهندس میرحسین موسوی و بخش اعظم بضاعت سیاسی و اجرایی کشور در دوران دفاع مقدس و اصلاحات به این حوزه مربوطند. گروههای دیگر سیاسی و اجتماعی که از وضعیت نابهنجار موجود ناراضی هستند به درجاتی حول این جریان شکل گرفته اند و علیرغم تفاوت و تنوع دیدگاه٬ همگی به درجاتی بر لزوم عقلانیت و دیانت در تصمیم گیری تاکید دارند.

====================

بدون وجود مستندات کافی نمیتوان از وجود نتیجه ی واحد از رفتار دو گروه به ظاهر متخاصم، تعامل در لایه های عمیق تر را نتیجه گرفت. کاری که تحلیلگران به سبک کیهان و بیست و سی به راحتی انجام میدهند. اگر چنین تحلیلی از  رفتارهای اصولگرایان تندرو  انجام میشد نتایج شگرفی از آن بدست می آمد.

=================

آمریکا رهبری گروهی را در جهان بر عهده دارد که به دلایل مختلف با ظهور قدرتهای مردمی مشکل دارند. همکاری آمریکا با دولتهایی که حتی مجلس ندارند و یا زنان در آن کشورها حق رای  یا حتی حق رانندگی ندارند بسیار راحت تر از کشوری چون ایران است. فهم مخالفت قدرتهای جهانی با استقلال کشورها چندان سخت نیست. البته تشدید مشکلات روزمره داخلی موجب میشود که نوعی غفلت به تحرکات دشمنان سنتی مان در میان کشورهای منطقه و جهان بوجود آید.

=============

شنیده و خوانده بودیم که در سقوط دولت مردمی آلنده در شیلی، گروههای تندرو با تندروی نقش بسزایی داشتند و این نقش از سوی شرکتهای چند ملیتی و نهایتا سرویس جاسوسی آمریکا هماهنگ بود.
در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، گروههای چپ مارکسیستی  در شرایطی که هنوز چین و شوروی و بلوک شرق با دعاوی مارکسیستی و لنینیستی و مائوئیستی بر نیمی از جهان حکومت میکردند،  فعال شدند. طبیعی بود که چپها به شوروی و چین متمایل باشند که بسیاری از آنها نیز بودند ولی از سوی امام اصطلاح جدیدی مطرح شد. حداقل برای بعضی چون بنده عجیب و تازه بود: چپ های آمریکایی.
بعدها تعبیرات دیگری نیز امام بر همین سیاق دیدم: صدام آمریکایی ... اسلام آمریکایی ....
همه ی اینها در آن زمان یک تفسیر عمیق از عقبه جریاناتی بود که به ظاهر عکس آنچه بودند ادعا میکردند.


Link      Comments () Date: شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٧

خاتمی‌:‌ تلاش رسانه ملی برای تخریب by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

سخنان مهم خاتمی با دانشجویان در آستانه هجدهم تیر



لینک مطلب از بازتاب:

رئیس‌جمهور سابق کشورمان در دیدار با جمعی از دانشجویان دانشکده‌های حقوق و علوم سیاسی و اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: اسلامی که بنده می‌خواهم، اسلام پیشرفت، توسعه، آزادی و امنیت مردم است. اگر ما در این راستا کار کنیم و بتوانیم جایگاه مردم را مشخص نماییم و از حقوق آنها دفاع کنیم، باید کار کنیم، ولی اگراصلاح طلبان ببینند که نمی‌توانند از این حقوق و جهات دفاع کنند، به چه دلیل وارد صحنه می‌شوند؟

به گزارش روابط عمومی بنیاد باران، حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی در این دیدار در پاسخ به پرسش دانشجویی درباره نظام برنامه‌ریزی و اقتصاد کشور اظهار داشت: در مورد اینکه گفته شده که ما مجبور شده‌ایم، برای رسیدن به اهداف، سیاست‌ها را تغییر دهند، باید ببینیم که با این تغییر سیاست‌ها، چقدر به اهداف موردنظر نزدیک یا به چه میزان از آنها دور شدیم.

رئیس بنیاد باران تأکید کرد: به نظر می‌رسد رسیدن به اهداف برنامه‌های سند چشم انداز بیست ساله کشور، دور از دسترس است و گمان می‌کنم با شرایط کنونی به آن نخواهیم رسید. آیا نباید فکری کنیم که از آنچه امروز هستیم، به شدت عقب نیفتیم؟


با روندی که هم اکنون داریم، رسیدن به اهدافی که داشتیم، مانند رشد بالای 8 درصد و این که در سال 1404 بزرگترین قدرت علمی، فنی و اقتصادی منطقه باشیم، دور از تصور است و نمی‌گویم این روند با سوءنیت بوده و ممکن است با حسن نیت و به قصد خدمت بوده باشد، ولی حاصل کار مطلوب نیست؛ من معتقدم که این تغییر سیاست‌ها و روش‌ها، ما را از آن اهداف دور کرده است.

سید محمد خاتمی در پاسخ به این پرسش که جهت‌گیری اقتصادی دولت وی چه بوده است، گفت: من گمان می‌کنم، در عین حال که با احتیاط می خواستیم کارها جلو برود، در دوره نخست ریاست جمهوری به یک طرح اقتصادی رسیدیم که حاصل نشست‌های متعدد متفکران اقتصادی جامعه از همه گروه‌ها بود. خودم نیز شخصا ساعت‌ها وقت صرف انجام آن کردم و در جلسات شرکت فعال داشتم و به جمع بندی جالبی رسیدیم که همان نیز مبنای برنامه چهارم توسعه قرار گرفت که صرف نظر از ایرادها، منسجمترین، علمی ترین و متناسب ترین برنامه با وضعیت تاریخی، اجتماعی و اقتصادی ما بود و هزاران نفر ساعت روی آن کار شد که کسی نمی تواند ادعا کند، روی آن نظر نداده است و نقش مرحوم دکتر عظیمی در این مورد بزرگ بود.

رئیس‌جمهور سابق کشورمان افزود: مارکس می‌گوید که نظام هگل، سر در زمین و پا در هوا بود و من آن را اصلاح کردم؛ صرف نظر از درستی یا نادرستی سخن مارکس، ما در برنامه‌ریزی چنین کاری را انجام دادیم. در این نظام سیاست‌های کلی را رهبری باید تعیین کنند و مسائل بر پایه آن مشخص می شود. ما پیش از تنظیم برنامه‌ها و بودجه‌های سالانه در یک اقدام کارشناسی گسترده، پیشنهاد سیاست‌های کلی را تقدیم ایشان می‌کردیم و ایشان نیز پس از نظر مجمع تشخیص مصلحت نظر نهایی را می‌دادم و همان مبنای کار برنامه و بودجه می شد و بنا بر آن سیاست‌های اجرایی و استراتژی برنامه‌ها و تاکتیک‌ها و مشخص می‌شد.

خاتمی افزود: ما بر این باور بودیم که باید یک جهش اقتصادی در جامعه داشته باشیم و زیربنای آن باید نیز مشخص باشد. ما نمی توانیم با پول نفت که در امور جاری صرف می شود، کوچترین گامی به سوی توسعه و پیشرفت برداریم. زیرساختها باید فراهم شود. این مسأله باید بررسی شود که در هشت سال اصلاحات زیرساخت‌های مملکت در راه، مخابرات، نیرو و انرژی و... چقدر ساخته شد؟ بالای هزاران مگاوات برق به دولت کنونی تحویل داده شد و گمان می‌کنم که قرارداد‌های 17 هزار مگاوات را هم بسته بودیم. باید بپرسیم که آیا آن سرمایه‌گذاری‌ها به نتیجه رسیده و فکر سال‌های بعد شده است؟

وی تأکید کرد: در زمینه ارتباطات نیز باید گفت، وقتی بنده آمدم، 1500کیلومتر فیبر نوری به عنوان زیربنای ارتباطات کشور وجود داشت و وقتی رفتم، 53 هزار کیلومتر ایجاد شده بود و همچنین طرح تکفا و تحول در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و... ایجاد شد. در آن دوران، زمین خشک عسلویه به پروژه ای بزرگ تبدیل شد که حاصل جذب سرمایه و تکنولو‍‍ژی خارجی و فعالیت بخش خصوصی بود. در عرصه جهانی نیز تلاش می‌کردیم، حرمت و عزت نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران حفظ شود و در عین حال، مصالح اساسی کشور را در نظر داشتیم، می‌کوشیدیم از تنش و بحران جلوگیری شود.
خاتمی تصریح کرد: پاسخ به این که آیا در این زمینه ما موفق بودیم یا مدیریت کنونی موفقتر است، کار مشکلی نیست.

به گزارش روابط عمومی بنیاد باران، رئیس دولت اصلاحات در پاسخ به سخن یکی از دانشجویان حاضر که دوره خاتمی را دوره «گذار» نامید، اظهار داشت: گمان می کنم که صد سال است در حال گذار هستیم و اتفاقا مساله مهمی است که اگر به آن توجه نداشته باشیم، شاید دچار مشکل شویم. به نظر من اصلاحات را به آن صورت که در نظر دارم، کاملا یک تبار 150-100 ساله دارد و به این صورت است که وقتی جامعه ما که به سنت‌های گذشته وابسته بود، با پدیده تمدن جدید روبه‌رو شد که مانند سیل همه جا را می گرفت، این کوشش صورت گرفت که در چنین فضایی، جایگاه ملت ایران مشخص شود و من اصلاحات را اصیلترین و سالمترین جریانی می دانم که در این مدت بوده است و در عین حال، مظلومترین جریان هم بود؛ البته چون جریان تازه‌ای بوده است، از نظر تدوین مبانی تئوریک مشکل داشته است.

وی افزود: من بر این باورم که در صد سال گذشته، سه جریان سنت پرستان، غرب پرستان و اصلاح طلبان وجود داشته است؛ سنت پرستان کسانی بودند که می‌گفتند چشممان را بر دنیا باید ببندیم و همه این تغییرات بیگانه است و نباید بگذاریم جامعه سنتی تکان بخورد. خیال می‌کردند با بخشنامه و فرمان می شود جلوی آن را گرفت. در حالی که آن جریان اگر در را می‌بینیم، از پنجره وارد می شد. در این فضا، غرب پرستان نیز می گفتند که باید همه چیزمان را فدای این موج کنیم و خودمان را از سر تا پا و به لحاظ مادی و معنوی غربی کنیم تا بتوانیم پیشرفت کرده و از گذشته که مانع پیشرفت است، ببریم.

سیدمحمد خاتمی ادامه داد: در این میان، جریانی بود که می‌گفت، باید تحولات روزگار را بشناسیم، نمی توانیم در برابر آنها بی تفاوت باشیم و از دستاوردهای تمدن امروز چشم‌پوشی کنیم. در عین حال یک هویت داریم که عمدتا دینی است. فرهنگ ما متأثر از دین است و هم باید هویت خود را بازتعریف کنیم تا آن را حفظ کرده و هم متناسب با تحولات زمان تصمیم بگیریم و در نتیجه، جامعه ای داشته باشیم که هم دارای هویت باشد و هم از مزایای زندگی امروز بهره‌مند باشد که اگر بخواهیم عمق اصلاح‌طلبی را بیان کنیم، این‌گونه است.

رئیس بنیاد باران با اشاره با خواسته‌های تاریخی ملت ایران گفت: در عمق جهت‌گیری جامعه ما در صد سال گذشته و در تمام اقشار و طبقات استقلال، آزادی و پیشرفت به عنوان خواسته مطرح بوده است و معتقدم که اصلاح‌طلبان، صادقترین افرادی بودند که این شعار را می خواستند و هنر انقلاب اسلامی این بود که این خواست تاریخی را با هویت تاریخی همسو کرد.
امام (ره) گفت که از موضع دین باید این خوسته‌ها را بخواهیم و نظام مورد توجه را جمهوری اسلامی قرار دادند. چرا خلافت اسلامی، امارت اسلامی و... را مطرح نکردند؟ زیرا در جمهوری اسلامی استقلال، آزادی و پیشرفت هر سه در آن نهفته است.
خاتمی تأکید کرد: البته باید اسلام را به گونه‌ای ببینیم که با جمهوریت سازگار باشد و دمکراسی و جمهوریت را نیز طوری ببینیم که با معیارهای اصلی اسلام سازگار باشد و امروز اصلاح‌طلبان جز این نمی‌خواهند.

وی اظهار داشت: اگر در جمهوری اسلامی، تفکیک قوا نهفته است، اگر سازوکارهایی باشد که تفکیک قوا ایجاد نشود، جمهوری لطمه خورده است. اگر زمینه برای تأثیر رأی ملت از بین برود، جمهوری لطمه خورده است و اگر در جمهوری همه ارکان نظام (از رهبری گرفته تا دیگر بخش‌ها) مسئولند و اعتبارشان را از مردم گرفته‌اند و در مقابل آنها مسئول هم هستند، در نظام اسلامی جامعه باید مقتدر باشد و نیز آزادی در جامعه باید تأمین شود.
سیدمحمد خاتمی با تأکید بر اصل آزادی گفت: شما نمی توانید بگویید حکومت در مقابل مردم مسئول است، مردم نمی‌توانند از حکومت انتقاد کنند، برخلاف برخی که با کمال بی انصافی چنین القا می‌کنند آزادی مورد نظر ما ولنگاری، آزادی همجنس بازی و... است، منظور ما از آزادی نقد قدرت است؛ آزادی که در قانون اساسی آمده مورد نظر ماست و این لازمه یک حکومت دمکرات است. هرکس باید بتواند ابراز نظر کند. اینکه به محض آن‌که کسی علیه حکومت انتقاد کرد، بگوییم علیه منافع ملی اقدام کرده، تناقض در نظر و عمل است.

رئیس مؤسسه بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدنها ادامه داد: در یکی از سفرهای خارج از کشور وقتی از من درخواست شد که بهترین خاطرات دوران ریاست جمهوری را بیان کنم، گفتم که یکی از لذت بخش‌ترین لحظه‌های زندگی من، روز شانزدهم آذر 1383 در دانشگاه تهران بود که تعدادی دانشجو اعتراض کردند و سخنان تند به زبان آوردند و البته به شکل اهانت آمیز صحبت نکردند، ولی سخت اعتراض داشتند. من خودم را پیرو امیرالمومنین می‌دانم که می فرماید: «مقدس نیست امتی که در او انسان ضعیف در مقابل قوی نتواند حقش را بگیرد، بدون آنکه لکنت زبان داشته باشد.»؛ یعنی قدرت نباید به گونه ای باشد که وقتی کسی می‌خواهد سخن بگوید، دچار لکنت شود، چه رسد به اینکه ترس از داغ و درفش و بازداشت داشته باشد. باید اینقدر امنیت باشد که فرد بتواند با اطمینان در برابر بالاترین قدرت، سخنش را بگوید. من گفتم که اطمینان دارم، کسانی که اعتراض کردند، یک ذره نگرانی از فشار یا دستگیری نداشتند؛ چه دستاوردی بالاتر از این؟
سید محمد خاتمی ادامه داد: البته من دلم می خواست، همه نظام این‌گونه باشند. من رئیس جمهور بودم و در چهارچوب خودم می توانستم آزادی انتقاد را تضمین کنم. مگر می شود، جمهوری داشته باشیم و آزادی در آن نباشد؟!

رئیس سابق قوه مجریه پیرامون پیشرفت کشور گفت: ما منابع و امکانات زیادی داریم و در مقابل خدا و مردم مسئولیم که از آنها استفاده کنیم تا ملت به جایگاه خودش برسد. جایگاه ما این است که تولید، اشتغال و تأمین اجتماعی در موقعیت مناسب قرار گیرد. گاه سخن از عدالت می‌گوییم و آن را هم در اقتصاد صدقه ای خلاصه می‌کنیم. وقتی درآمدهای کشور را که باید صرف سرمایه‌گذاری شود، در امور جاری استفاده کنیم و تورم و نقدینگی بالا رود، فردا که نفت مصرف شد، سرمایه تجدید پذیر و مولد وجود نداشته باشد، از فقیر هم فقیرترمی شویم.
خاتمی افزود: این کارها ممکن است که به صورت مسکن موقت کاری کند، اما عدالت اقتصادی این است که بنیه اقتصادی جامعه بالا باشد و البته توزیع هم عادلانه باشد. در موضوع بهینه کردن یارانه‌ها در سال‌های دوم، سوم دوره اول ریاست جمهوری بنده تصمیم گرفته شد که از نفت و بنزین شروع کنیم و یارانه‌ها را برداریم. ولی آن را جزو درآمد دولت به حساب نیاوریم و صرف بهبود حامل‌های انرژی کنیم و بخش عمده آن را صرف تأمین اجتماعی کنیم که در این راستا، وزارت رفاه تأمین اجتماعی هم تأسیس شد. ما معتقد بودیم، هم باید سرمایه‌گذاری و هم به صورت زیربنایی توزیع عادلانه شود.

وی با اشاره به تأمین اجتماعی گفت: در دنیا تأمین اجتماعی مهمترین وسیله تأمین عدالت در جامعه است و به این کار باید توجه شود تا جامعه پیشرفت داشته باشد. برای این هدف هم باید سرمایه‌گذاری و از تکنولوژی خارجی استفاده شود و نیز باید روابط تشنج آمیز با دنیا نداشته باشیم و امکانات آنها را جذب کنیم. اگر می‌خواهیم، عزت داشته باشیم، نباید کسی به ایرانی‌ها اهانت کند و اگر این را می‌خواهیم، باید زمینه اهانت فراهم نشود. اصلاحاتی که مورد نظر ماست، اینها را می‌خواهد و در عین حال، معتقدم که ما جامعه ای اسلامی هستیم و اسلام برای سعادت دنیا و آخرت است.

رئیس جمهور سابق کشورمان افزود: البته برخی تفکرات هم هست که به رأی مردم اعتقادی ندارند و جمهوری را انحراف می‌دانند. بنده آنها را قبول ندارم، مورد قبول امام(ره) و قانون اساسی هم نبوده است. اسلامی که بنده می‌خواهم، اسلام پیشرفت، توسعه، آزادی و امنیت مردم است و با اینها سازگار است و مانع آنها نیست. اگر ما در این راستا کار کرده و بتوانیم جایگاه مردم را مشخص و از حقوق آنها دفاع کنیم، باید کار کنیم، ولی اگر اصلاح‌طلبان ببینند که نمی توانند از این حقوق و جهات دفاع کنند، به چه دلیل وارد صحنه شوند؟

سیدمحمد خاتمی در پاسخ به پرسش دانشجویی درباره مفهوم امت و ملت گفت : به نظر من، هیچ منافاتی بین امت و ملت نیست. امت یک امر معنوی است که همه پیروان اسلام از همه مذاهب در زیر آن قرار می‌گیرند و اینکه امت منشأ حکومت شود، منوط به حکومت واحد جهانی است و ما به عنوان شیعه، معتقدیم که هنگام ظهور امام معصوم موید من عندالله این امر میسر می‌شود. بارها گفته‌ام، در زمان غیبت معصوم چه کسی گفته که ما رسالت مسلمان کردن و تحمیل نظام خودمان به جهان را داریم؟ حتی خود امام زمان(عج) هم چیزی را تحمیل نمی‌کند. در کشور ما مردم امام(ره) را دیدند و او را انسانی شجاع یافتند، به او رأی دادند و جمهوری اسلامی در کشور ایران و در چهارچوب ملت ایران شکل گرفت.

رئیس جمهور سابق کشورمان با بیان این‌که ملت ایران تنها مسلمانان را شامل نمی‌شود، گفت: ملت، مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان... را هم شامل می شود که به شرط آن‌که نظام را قبول داشته باشند و قصد براندازی نداشته باشند، به اندازه مسلمانان حرمت دارد. به همین دلیل است که در مجلس شورای اسلامی، اقلیت‌های دینی هم حضور دارند و ممکن است آرای هر یک از آنها در تصویب یک قانون موثر باشد. این حرمتی است که نظام اسلامی برای اقلیت‌ها قایل شده است. همچنین ملت همه اقشار را شامل می شود. مجلس شورای اسلامی، یعنی اینکه به رأی ملت و تصمیم آنها حرمت گذاشته می‌شود و امری اصیل است.

سید محمد خاتمی افزود: ما وظیفه داریم، این کشور را بسازیم. اگر بتوانیم الگو بسازیم، در صدور انقلاب موفق بوده‌ایم. اگر بتوانیم به نام اسلام حکومتی بسازیم که پیشرفت اقتصادی و علمی دارد، آزادی‌های اساسی در آن محترم است، بخش خصوصی آن فعال است، در ارتباط با خارج توانسته است، سرمایه‌ها و فناوری‌ها را جذب کند و قدرت و قوتی پیدا کرده است، بدون این‌که از اصول و مصالح دست برداشته باشد، همین الگویی برای کشورهای اسلامی و غیره می‌شود.
رئیس جمهور سابق کشورمان در پاسخ به پرسشی درباره پیش‌بینی وی از آینده سیاسی کشور گفت: اگر نظام ما هماهنگ با خواست تاریخی ملت و واقعیت‌های موجود باشد، راهی که جامعه ما به سمت استقلال، آزادی، آبادانی و امنیت می‌رود، بسیار کم هزینه‌تر و سریعتر خواهد شد و اگر این ساختار متناسب با آن حرکت نباشد، هزینه‌ها زیاد خواهد شد، ولی باور دارم، مسیر ملت با آنچه در صد ساله گذشته رفته شده، تغییری نخواهد کرد.

وی تأکید کرد: مسئولان کشور هستند که باید خود را تابع متغیری به نام «خواست تاریخی ملت» و الزامات تاریخی کنند و نه به عکس. اگر متغیر را مصلحت جامعه قرار دهیم و در راه رشد آن گام برداریم و نظام را تابع آن کنیم، خیلی سریعتر و سالمتر به مقصد می رسیم و اگر خواستیم، سلیقه‌های خاص را اصل بدانیم و بخواهیم که همه جامعه تابع آن باشند، ممکن است با زور و اعمال برخی سیاست‌ها برای مدتی جلوی التهاب جامعه را بگیریم، ولی پس از مدتی مشکلات بروز می‌کند، زیرا مصلحت و خواست ملت متغیر واقعی است. در الگوی مورد نظر من تابع جای متغیر را نمی‌گیرد.

خاتمی در پاسخ به دانشجوی دیگری که نظر وی را پیرامون جنبش دانشجویی در ایران جویا شد، اظهار داشت: جنبش دانشجویی را جدا از هویت تاریخی و اجتماعی جامعه ما ندانید. روشنفکر غیردینی ما نتوانست با جامعه همزبانی پیدا کند. وی افزود: عده‌ای در کشور ما بودند که انسان‌های خوبی بودند، اما سنت‌پرست بودند و زبان زمان را نمی‌فهمیدند و نتوانستند با چیزی که در جامعه می‌گذشت، همزبانی ایجاد کنند. یک نسل روشنفکر هم روی کار آمد که با سنت سازگار نبود و آن هم نتوانست با مردم ارتباط برقرار کند و وقتی متفکر جامعه ـ چه سنتی چه روشنفکر ـ نتواند همزبانی و همراهی ایجاد کند، نمی تواند هیچ تحولی را در آن جامعه، ایجاد کند.

رئیس دولت اصلاحات با بیان این‌که اصلا این ضرورت تاریخی بود که پدیده‌ای به نام «روشنفکری دینی» پدید آمد، گفت: روشنفکر دینی، یعنی کسی که می تواند الزامات زمان را بفهمد. در عین حال به مبانی هویت جامعه وفادار است و روشنفکران دینی کسانی هستند که بیشتر می‌توانند این همزبانی را با متن جامعه در حال تحول ایجاد کنند. البته روشنفکران دینی نتوانستند، زبان مدونی بیابند و اتفاقا روشنفکران غیر دیندار چون آبشخورهای غربی داشتند، خیلی مدونتر می توانند بحث کنند. سنتی‌ها هم چون ریشه در تفکر هزارساله گذشته دارند، منسجمتر می توانند فکر و رفتار کنند.

سیدمحمد خاتمی با طرح این پرسش که آیا اگر کسی در حکومت نباشد، می تواند در جامعه حضور داشته باشد، گفت: آیا صدای ما به یک پنجاهم جامعه می رسد؟ در مقابل، رسانه ملی که باید فراتر از جناح بندی‌ها باشد، در تلاش برای تخریب یک جریان و توجیه جریان دیگر است.
وی افزود: در کشورهای جهان سوم، نوعا یا باید در حکومت بود و یا در اپوزیسیون که سرکوب می‌شود و در گوشه‌ای که کسی صدایشان را نشنود و این یک تناقض سنگین، ولی حل شدنی است.

به گزارش روابط عمومی بنیاد باران رئیس جمهور سابق کشورمان در پایان این دیدار که با سخنان و پرسش‌های دانشجویان همراه بود، گفت: جنبش دانشجویی ما پیرو وضعیت تاریخی ماست و معتقد نیستم که جنبش دانشجویی قوام یافته‌ای داشته‌ایم. حرکت‌هایی بوده است و همان‌گونه که روشنفکران وقتی مجالی می یابند، به جان هم می‌افتند، در جنبش دانشجویان هم بیشتر از درون ضربه خورده‌ایم. لطمه درونی هم سبب شده که محدودیت‌ها از ناحیه بیرون بیشتر شود و در عین حال معتقدم، دانشجویان مظلومترین بخش جامعه ما هستند و اگر بتوانند متفکرانه وضعیت خود را بازخوانی کنند، آینده بهتری خواهند داشت.


Link      Comments () Date: دوشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٧

خاتمی و کروبی در کنار یکدیگر برای اصلاحات by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi






لینک مطلب:

متن نامه مشترک مهدی کروبی وسید محمد خاتمی بدین شرح است:

حضرات محترم اعضای شورای نگهبان قانون اساسی

با سلام

اینک که کار مرحله نخست انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی پایان یافته است و به امید آنکه مجلس مزبور بتواند در مسیر اهداف والای انقلاب وتامین مصالح ملت وخواست مردم بزرگوار ی که در واقع ولی نعمت مسولان هستندوظایف خود را به انجام برسانندوبا توجه به جایگاه ومسولیت شورای نگهبان که از جمله در مقام نظارت باید پاسدار رای مردم ومانع دست اندازی ناروا از سوی مراکز قدرت در آرا مردم و تامین سلامت انتخابات باشد ، تذکر نکاتی را لازم می دانیم :

در مورد نتایج  انتخابات در تهران نگرانی هایی وجود داردکه اگر رفع نشودمطمئنا به زیان نظام و جامعه خواهد بود.صرفنظر از تنگناهایی که برای نمایندگان نامزدان برای حضور در صندوق ها وجودداشت ، آنچه از گزارش های متعددچه از سوی معدود نمایندگان حاضردر رای گیری و شمارش آرا وچه از منابع موثق دیگر [نشان می دهدکه]نتایج اعلام شده تناسبی با آرا ریخته شده درصندوقها ندارد، اگر این شائبه مرتفع نشود پیش و بیش از هر چیز نظام که حاصل خون شهیدان و حضور واراده مردم با هدایت ممتاز امام(ره) است ،زیان خواهد دید .

علی الهذا به عنوان کسانی که برای پرشورشدن انتخابات وحضور نمایندگان شایسته، مشوق نیروهای ارزنده برای حضور و نیز دعوت کننده مردم به شرکت فعال بودیم و طبعا انتظار دفاع از حق کسانی که در معرض رای قرار گرفته اند ونیز در رای دادن شرکت کرده اند از ما فراوانندوبرای اینکه خدای نخواسته حق نامزدان و بالاتر از آن حق مردمی که میزان رای آنها است ،ضایع نشود وبرای رفع شائبه از سلامت انتخابات در تهران در خواست می کنیم آرا تهران و اگر میسر نباشد صندوق هایی از میان صندوقها که بطور تصادفی انتخاب و با حضور نمایندگان یا نماینده مورد قبول نماینده شرکت کننده در انتخابات که نامشان اعلام شده است ، مورد بازشماری قرار گیرد .

همچنین میزان شرکت کننده و آرا ماخوذه در هر صندوق و تعداد آراحداقل 5 نفر از دوستان جناح مقابل و5 نفر از دوستانی که در لیست های دیگر به عنوان نامزد حضور داشته اند ، به تفکیک هر صندوق ارائه شودتا اگر اشکالی بوده است مرتفع شودوهمگی با اطمینان خاطر بتوانیم از سلامت انتخابات دفاع کنیم

با احترام

مهدی کروبی - سید محمد خاتمی


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٦

در باره اصلاحات by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

اصلاحات حد وسط میان دو رویه است.
انقلاب و تغییر بنیادی وضع موجود.
حفظ وضع موجود.
تصمیمات جدید در چارچوب رویه های تکراری گرچه به نوع ممکن است اصلاح نیز محسوب شود ولی در واقع به اصلاحات بعنوان یک رویه مستمر برای بهبود وضع موجود ربطی ندارد.
اصلاحات یک رویه ی پیگیرانه است. صرفا به اقدامات اصلاحی یا بهبود در روشها و تصمیمات محدود نمیشود. اصلاحات از وجه دیگر یک جنبش اجتماعی است که خواهان تغییر وضع موجود از روش های مسالمت آمیز و در چارچوب قوانین و بدون ساختار شکنی است.

اصلاحات بطور طبیعی در تمامی کشورهای جهان سوم راه حل اصلی برای پیشرفت است ولی برای پیشبرد اصلاحات صرفا به یک یا چند رهبر اصلاح طلب و شرایط اجتماعی مناسب نیاز نیست. سازمان رهبری اصلاحات گذشته از شخصیتهای متنوع و فهیم و صبور نیازمند نهادهای تاثیرگذار است.
رویارویی چهره به چهره در انتخابات هشتم مجلس فرصتی برای شروع سازماندهی اصلاح طلبان در رده های میانی است.


Link      Comments () Date: یکشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٦

تشدید فشار بر اصلاح طلبان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
علیرغم صحبتهای مثبتی که از سوی بعضی از اصلاح طلبان ابراز میشود ولی آقای خاتمی در این حساس ترین شرایط نارضایتی خودش از انتخابات را با سکوت نشان میدهد. از این سکوت میتوان تعبیر قهر و نارضایتی کرد. دو شب پیش گزارشی سیاسی با عنوان قهر  از صدا و سیما پخش شد که موید این قهر نیز میتواند باشد.

===============

تشدید فشار بر اصلاح طلبان در این انتخابات به چه دلیل است؟
پیش بینی پیروزی اصلاح طلبان ؟
گرایش به کاهش مشارکت مردم برای تضمین موفقیت اصولگرایان ؟
ایجاد فشار بر اصلاح طلبان برای کناره گیری از رقابت ؟

.... به این میگویند یک رقابت سالم و همه جانبه بین دو بالی (دو جناح) که کشور را حفظ میکند.

با این همه اصلا خوش به حال اصولگرایان نشود.  شکست قاطع اصولگرایان در تمامی انتخابات مردم سالارانه آینده (حداقل چند سال) قطعی است. ان شاء الله
Link      Comments () Date: دوشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٦

با اصولگرایان خداحافظی میکنیم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi


علیرغم بازگشت تعدادی از رد صلاحیت شدگان به رقابت انتخاباتی٬ اثری از تحرک در اردوگاه اصلی اصلاح طلبان یعنی ائتلاف اصلاح طلبان به رهبری آقای خاتمی دیده نمیشود.
در مقابل٬ صدا و سیما و نهادهای مرتبط با مقامات ارشد کشور در تغییری روشی آشکار به گروههای دیگر دوم خردادی چون حزب اعتماد ملی روی خوش نشان میدهند.
اردوگاه اصلاح طلبان به رهبری آقای خاتمی و آقای کروبی مسیر واحدی را در پیش خواهند رفت و لایی کشیدن های به ظاهر هوشمندانه اصولگرایان٬ جز سر و صدای زیادی و آسیب زدن به وجهه  شان نزد اصولگرایانی که باورمندند٬ تاثیرندارد.
اصلاح طلبان پیروز اصلی صحنه ی سیاست ایران هستند. با اصولگرایان خداحافظی کنید و کنیم.
Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٦

از گذشته تا آینده by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

هنرمندان و اندیشمندان و اولیا گذشته و حال را بیان میکنند تا آماده فردا شوید و سیاستمدران از فردا میگویند تا حال را به آنان واگذارید.
مردم برای بزرگان سیاست و فرهنگ و هنر و دانش به یک میزان مطرح نیستند. یک دانشمند با انزوای خود نیز میتواند به اهدافش برسد. ممکن است فقیرانه زندگی کند ولی با رسیدن به اهدافش برای آینده مردم مفید است بی آنکه نیاز به ارتباط گسترده با مردم داشته باشد. هنرمندان نیز چنین اند. درک خود را مستقل از اراده مردم عرضه میکنند و شناسنامه عمیق دوران اند. اهل فرهنگ نیز چنین اند. اگر خواسته نشوند ناخواسته در خدمت مردم اند تا فردایی که قدردانی نسل آینده را به ارمغان آورد. سیاستمداران وضع دشوارتری دارند. آیا فکر کرده اید چراسیاست و ثروت مترادف دروغ و نیرنگ خوانده میشوند؟ چون با مردم مرتبط است. روز اول ثروتمندانبا روز آخرشان بسیار متفاوت است. در سیاست وضعیت بدتر است. سیاستمداران در روزهای نخستین یک به یک سخن میگویند و تبلیغ میکنند با تلاش خود سیستم بنا میکنند و وقتی که به قدرت میرسند معمولا دیگر نه فرصت شنیدن دارند و شاید نه علاقه به شنیدن. در بهترین حالت برای دیگران سخنرانی میکنند. نه چون گذشته یک به یک. گاهی حتی فرصت نوشتن هم نمی یابند و برایشان مینویسند. متن سخنان و کتابها و هزاران چیز دیگری که باید از زبان آنان عنوان شود. کم کم آنان نیستند که سخن میگویند سیستم است که سخنرانی میکند. مصلحت ها حکومت می رانند. اما الگوی رهبران دینی چگونه است؟ نمیدانم. ولی انبیاء و اولیاء  و مصلحان(اصلاح طلبان)  چیزی برای ترسیدن در صحنه نمی دیدند. با تمام وجود در خدمت مردم بودند.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٤

ماموران منظم و موثر by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

اخیرا در خیابانهای تهران شاهد تحولی آرام و جالب بوده ام. رفتار ماموران نیروی انتظامی با مردم به گونه روشنی طی ۴ سال اخیر فرق کرده. بنظر می رسد یک قوه عاقله و مدیر در حوزه ارتباطات آشکار میان نیروی انتظامی و مردم سیاستگذاری و نظارت میکند.

بخصوص ماموران راهنمایی و رانندگی upgrade شده اند. به شرایط معیشتی پرسنل تا حدی رسیدگی شده٬ هر چند کافی نیست. سطح تحصیلات مامورانی که در سطح خیابانها  مستقر هستند بالا رفته و آموزشهای متنوعی دیده اند. حتی تغییرات در مسیرهای ترافیکی در بهبود جزئی بخشی از معضل ترافیک تهران موثر است.

در مورد دو نکته ای که الان گفتم چندین ماه است که با رانندگانی که می بینم صحبت کرده ام و فکر میکنم حرفهای درستی باشند. خواستم اینجا از مدیریت خوبی که بر این حوزه اعمال میشه تشکر کنم و اظهار امیدواری کنم که مدیران خوب این حوزه در همینجا بمانند بهتر است تا اینکه به فکر جابجایی باشند. اونهم به حوزه هایی که کاملا متفاوت است. نه تنها معلوم نیست که همچنان مدیری موفق باشند بلکه برعکس بر تلاش های قبلی خود هم خطی از ابهام می کشد.

در کشور ما در حوزه های غیر سیاسی مدیران و کارشناسانی هستند که خدمت میکنند و در بهبود شرایط موثر هستند. پیوندهای صنفی و تخصصی و هدف دار و البته غیر سیاسی بین این کارشناسان و سیاستگذاران به بهبود شرایط عمومی زندگی در کشور کمک میکند.

البته بنظر من  بهبود پایدار شرایط اقتصادی و فرهنگی کشور به اصلاحات سیاسی و تنظیم روابط عادلانه تر در حوزه های اعمال حاکمیت ملی مرتبط است. همه چیز کشور تحت الشعاع این اصلاحات خواهد بود. هر چند به ظاهر همیشه اولویت با مسائل اقتصادی و معیشتی است ولی در نقاط حساس تصمیم گیری مشخص شده که اولویت حفظ حرمت انسانی و حقوق شهروندی برای مردم ما تعیین کننده است. ملت ما نسبت به خیلی چیز ها صبور است ولی نسبت به تجاوز به حقوق شهروندی و منافع ملی خود نه صبور است و نه بی توجه.

نظر شما چیست؟

------------------------------


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۳

Recent Posts درخواست کمک پناهجویان خارجی یلدای بلند می رود علل افزایش تعداد وبلاگهای مسدود شده در پرشین بلاگ کل یوم عاشورا ... کل ارض کربلا تسلیت ایام : تاسوعا و عاشورای حسین بن علی علیه السلام پروفایل قبلی در پرشین بلاگ ماه محرم ماه غلبه خون و حقیقت بر شمشیر و زور شتاب عید سعید غدیر و ولایت حقیقت بر همگان مبارک باد همزبانی انسانی در جامعه مجازی
My Tags اندیشه (۱٢۳٥) انتخابات دهم (٧۸۱) خاتمی (٦٢٢) عکس (٥٥٩) کروبی (٥٥٥) وبلاگستان (٥٤۱) خبرستان (٤٥٠) سیاستمداران (٢٩٥) انتخابات دهم (٢٩۳) میرحسین موسوی (٢٧٩) احمدی نژاد و دولت نهم (٢۳٥) دلنوشته (٢٢٧) اسرائیل (۱۸٤) تقلب و تخریب و هتاکی (۱۸٢) روحانیت (۱٧٥) جهان (۱٦٩) نقد و بحث اندیشه (۱٥٩) تدبیر و بی تدبیری (۱٥٤) احمدی نژاد (۱٥٢) رسانه (۱٤٠) احمدی نژاد (۱۳٤) خاطره (۱٢٥) یادبود (۱٢٤) رهبری (۱۱٤) احزاب (۱۱٠) بازداشت و زندان (٩٦) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٩٤) اینترنت (٩۳) میرحسین موسوی (٩۱) ایران (۸٧) آمریکا (۸٦) نقد و بحث اندیشه (۸۳) دین (۸۱) صدا و سیما (٧٩) زنان (٧٧) دروغ و تکذیب و فریب (٧٧) تقلب و تخریب و هتاکی (٧٦) مردم سالاری (٧٥) احزاب و تشکل ها (٧٤) شورای نگهبان (٧٤) پیشنهاد (٧٢) احمدی نژاد و دولت نهم (٧٠) اندیشه و دلنوشته (٦٩) صدا و سیما (٦٧) فاوا (٦٥) امام خمینی (٦۳) اخلاق (٦۳) بی تدبیری (٦۱) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٦۱) خبرنگاران و رسانه ها (٦٠) وبلاگ چیست؟ (٥٧) جامعه مجازی (٥٤) نور (٥٤) حقوق بشر و قضاوت (٥٤) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٥٤) مردم سالاری (٥۱) تاریخ (٥٠) آزادی (٤٩) بازداشت و زندان (٤٩) شعر (٤۸) ظلم (٤٧) انسان و جامعه و هستی (٤٦) نظامیان و انتظامیان (٤٦) تدبیر و بی تدبیری (٤٥) انقلاب اسلامی (٤٥) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٤٤) روحانیت و مراجع تقلید (٤۳) امام خمینی (٤٢) دانشجویان (٤۱) تحزب (٤٠) سایت (٤٠) انسان (٤٠) علی (٤٠) دروغ و تکذیب و فریب (٤٠) هنر (۳۸) روابط ایران و آمریکا (۳۸) انقلاب اسلامی (۳٧) طنز (۳٧) ظلم و استبداد و زور (۳٧) جامعه مجازی و اینترنت (۳٧) حقوق بشر و قضاوت (۳٦) ورزش (۳٦) خبر (۳٦) دروغ و تکذیب (۳٦) هنرمندان (۳٤) خط امام (۳٤) ظلم و استبداد و زور (۳٤) خبرنگاران و رسانه ها (۳٢) محیط زیست (۳٢) گزیده (۳٢) دروغ (۳۱) اندیشه و دلنوشته (۳٠) وبلاگنویسان (٢٩) جهان اسلام (٢٩) شورای نگهبان (٢۸) انتخاب (٢۸) عدالت (٢۸) اصولگرایان (٢٧) امامان (٢٧) شاهان ایران (٢٧) آمار و اقتصاد (٢٧) تغییر اجتماعی (٢٧) دولت نهم (٢٦) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٢٦) پیامبران (٢٦) دانشجویان و دانشگاه (٢٦) اخلاق و ارزش ها (٢٦) ایران و ایرانیان (٢٦) بسیج و سپاه پاسداران (٢٥) انتخابات (٢٥) مرگ (٢٤) نویسندگان (٢٤) قانون و قانون اساسی (٢٤) روابط خارجی ایران (٢۳) روحانیت و مراجع تقلید (٢۳) تروریسم (٢۳) ادبیات (٢۳) داستان (٢٢) اسلام (٢٢) حق و باطل (٢٢) یادبود و بزرگداشت (٢٢) انسان و جامعه و هستی (٢۱) مرگ و زندگی و جامعه (٢۱) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٢۱) شعرا (٢۱) وبلاگ چیست؟ (٢۱) اصلاح طلبان (٢۱) دکتر علی شریعتی (٢۱) امید (٢۱) اصلاحات (٢۱) وبلاگ (٢٠) جوانان (٢٠) شهدا (٢٠) فیلترینگ (٢٠) روابط ایران و آمریکا (٢٠) مجلس شورا (٢٠) ایران و ایرانیان (٢٠) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٢٠) نظامیان و انتظامیان (٢٠) یادبود و بزرگداشت (٢٠) امنیت و امنیت ملی (٢٠) قانون و قانون اساسی (۱٩) فیلترینگ و سانسور (۱٩) قرآن کریم (۱٩) امنیت کشور و امنیت ملی (۱۸) احزاب و تشکل ها (۱۸) سیاست (۱٧) عشق (۱٧) خدا (۱٧) جشنواره (۱٦) ورزشکاران (۱٦) خط امام (۱٦) فلسطین و اسرائیل (۱٦) فیلترینگ و سانسور (۱٥) ادیان (۱٥) امام حسین (۱٥) استقلال (۱٥) حضرت محمد (۱٥) حق و باطل (۱٥) کودکان (۱٤) افراط و تفریط (۱٤) جامعه (۱٤) جامعه مجازی (۱٤) آمار و اقتصاد (۱٤) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (۱٤) نظامیان (۱٤) تغییر اجتماعی (۱٤) تروریسم و خشونت (۱٤) بسیج و سپاه پاسداران (۱٤) رای و انتخابات (۱۳) فرهنگ و آیین و دین (۱۳) مرگ و زندگی و جامعه (۱۳) طنز و کاریکاتور (۱۳) تعامل اجتماعی (۱۳) امام حسین (۱۳) نظرسنجی (۱۳) مهدویت (۱۳) کیهان (۱٢) قانون اساسی (۱٢) قضاوت (۱٢) بخش خصوصی (۱٢) آسیب اجتماعی (۱٢) جامعه مجازی و اینترنت (۱٢) امنیت کشور و امنیت ملی (۱٢) فلسطین و اسرائیل (۱٢) اخلاق و ارزش ها (۱٢) افراط و تفریط (۱۱) اصلاحات چیست؟ (۱۱) خبرگزاری فارس (۱۱) دفاع مقدس (۱۱) بخش خصوصی (۱۱) تهران (۱۱) عقل (۱۱) روشنفکر (۱۱) جشن (۱۱) پرشین بلاگ (۱۱) علم (۱٠) محیط زیست (۱٠) تاجیکستان (۱٠) دفاع مقدس (۱٠) افکار عمومی (۱٠) پیش بینی (۱٠) پیش بینی (۱٠) روابط خارجی ایران (۱٠) شعر و شعرا (۱٠) هنرمندان و مفاخر (۱٠) فرهنگ و آیین و دین (۱٠) شهدا و ایثارگران (٩) مجلس شورا و مجلسیان (٩) هنرمندان و مفاخر (٩) فرهنگ و آیین (٩) تاریخ ایران (٩) انتخاب دهم (٩) دانشجویان و دانشگاه (٩) اعتماد ملی (٩) دعا و نیایش (٩) مهدی موعود (۸) غم و شادی (۸) افکار عمومی (۸) شب یلدا (۸) اقوام و اقلیت ها (۸) حکمت و دانش (۸) انتخابات 24 اسفند (۸) اطلاع رسانی (۸) فرهنگ (۸) نفت (۸) فقر (۸) آیت الله جوادی آملی (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) کیهان و رجا نیوز (۸) انتخابت دهم (٧) تروریسم و خشونت (٧) بخش خصوصی و غیردولتی (٧) چلچراغ (٧) جالب (٧) سفرنامه (٧) دانش (٧) گفتگو (٧) بسیج (٧) فلسطین (٧) حکمت و دانش (٧) قرآن کریم (٧) شاهان ایران (٧) تدبیر (٧) امنیت ملی (٧) جهان اسلام (٦) مرگ و زندگی (٦) خرافه (٦) نفت و گاز (٦) غم و شادی (٦) بی تدبیری (٦) حضرت محمد (٦) مجلس شورا (٦) زندان (٦) بازداشت (٦) گفتمان (٦) محبت (٦) سایت اینترنتی (٦) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (٦) اینترنت و وب (٦) شعر و شعرا (٦) آزادی و انتخاب (٦) تحریم و مشارکت (٦) نظرسنجی و افکار عمومی (٦) مجلس شورا و مجلسیان (٦) کتاب و گزیده (٥) اعتراض و انتقاد و تظاهران (٥) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٥) انتخاب و تقلید (٥) وحدت کلمه (٥) تبلیغات و بازاریابی (٥) حزب اعتماد ملی (٥) تحریم (٥) فاطمه رجبی (٥) قضا و قضاوت (٥) منافع ملی (٥) اطلاع رسانی (٥) تعاملات اجتماعی (٥) آیت الله مصباح یزدی (٥) خلیج فارس (٥) وب فارسی (٥) فطرت (٤) شب قدر (٤) تاریخ اسلام (٤) روشنفکران (٤) خبرگان رهبری (٤) آیت الله جوادی آملی (٤) آسیب اجتماعی (٤) تعامل اجتماعی (٤) فرهنگیان (٤) امام صادق (٤) مهدی موعود (٤) توریسم (٤) حدیث (٤) جمهوری اسلامی (٤) شب یلدا (٤) انرژی (٤) عشق و محبت (٤) همایش (٤) ترانه (٤) عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤) دعا و نیایش (٤) جالب و شگفت انگیز (٤) شهدا و ایثارگران (٤) نظرسنجی و افکار عمومی (٤) تاریخ و میراث فرهنگی ایران (٤) تروریسم و خشونت و ترس (۳) رای و انتخابات و شعار (۳) انتخاب و تقلید و آگاهی (۳) بخش خصوصی و غیردولتی (۳) اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳) ورزش و ورزشکاران (۳) سپاه پاسداران (۳) اصلاحات چیست؟ (۳) موعود (۳) حکایت (۳) زمستان (۳) فاطمه رجبی (۳) اعتماد ملی (۳) دوم خرداد (۳) خبرگزاری فارس (۳) مصاحبه (۳) مرگ و زندگی (۳) امام صادق (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) جهان بینی (۳) ویدئو (٢) منافع ملی (٢) اصول (٢) آیت الله مصباح یزدی (٢) پرشین بلاگ (٢) آموزش و پژوهش (٢) جنگ و صلح (٢) جبر و اختیار (٢) طنز و کاریکاتور (٢) جبر و اختیار (٢) نفاق و ریا (٢) بانک و بیمه (٢) جهل و جهالت (٢) موبایل و تلفن همراه (٢) آیت الله صانعی (٢) خلیج فارس (٢) حضرت فاطمه (٢) تجارت الکترونیک (٢) موسوی (٢) میراث فرهنگی (٢) سلامت (٢) نوروز و بهار (٢) عقل و اندیشه (٢) فقر و فحشا و اعتیاد (٢) اراذل و اوباش اینترنتی (٢) بانک و بیمه (٢) ادیان و مکاتب فکری (٢) خط امام و اسلام ناب محمدی (٢) انتخاب و تقلید و آگاهی (٢) رای و انتخابات و شعار (٢) ورزش و ورزشکاران (٢) وحدت کلمه و تفرقه (٢) نوروز و بهار (٢) مصاحبه و خاطره (٢) عقل و اندیشه (٢) مدیریت و راهبری (٢) ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢) کیهان و رجا نیوز (٢) انرژی و نفت و گاز (٢) تروریسم و خشونت و ترس (٢) فقر و فساد و فحشاء (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) ا (۱) احمدی نژاد و دولت دهم (۱) خد (۱) خبر دستگیری (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) نخبگان و روشنفکران (۱) فیلترینگ و سانسور و مسدودی (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) روحانیت و مراجع تقلید مر (۱) تقلب و تخریب و هتاکی بادامچیان: کمیسیون ماده 10 حق (۱) استقلال و خودباوری (۱) بیگانه ستیزی (۱) روشنفکران و فرهیختگان (۱) انتخابات د هم (۱) جشنواره و جوایز (۱) خلیج فارس و عرب (۱) شعار و تظاهرات (۱) تحریم و مشارکت (۱) خلیج فارس و عرب ها (۱) تتدبیر و بی تدبیری (۱) روابط ایران و آمریکا بازشماری 10درصدآرا مقابل دورب (۱) دشمنان و رقبا (۱) جنگ و جنایت (۱) وحدت کلمه و تفرقه (۱) تقلب و تخریب و هتاکی احمدی نژاد: اجرای عدالت لازمه (۱) خط امام و اسلام ناب محمدی (۱) مصاحبه و خاطره (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) تبلیغات و بازاریابی (۱) فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (۱) جهل و خرافه و علم (۱) فلسفه و عرفان (۱) انسان و جامعه (۱) جنگ و جنایت (۱) انتخاب و تقلید (۱) جشنواره و جوایز (۱) مورخان و جغرافیدانان (۱) اشاعه فحشا (۱) انتخابات د هم (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) سهام و بورس (۱) جنگ و بحران (۱) فقه و کلام (۱) جنگ و بحران (۱) رمضان (۱) گوگل (۱) دکتر علی شریعتی (۱) اعتراض (۱) حقوق بشر (۱) عاشورا (۱) موسیقی (۱) تغییر (۱) ایران شناسی (۱) عرب (۱) مثنوی معنوی (۱) راز (۱) حجاب (۱) اصلاح طلبان (۱) خبرگان رهبری (۱) حزب الله لبنان (۱) حدیث و روایت (۱) گلستان سعدی (۱) جمهوری اسلامی (۱) سنت و مدرنیزم (۱) حضرت فاطمه (۱) اقوام و اقلیت ها (۱) علم و جهل (۱) اقلیت اکثریت (۱) آیت الله خمینی (۱) زشت و زیبا (۱) آرزوهایم (۱) اسلام ناب محمدی (۱) کمیته تعیین مصادیق (۱) دوم خرداد (۱) ایران و ایرانی (۱) اومانیسم (۱) جنگ و صلح (۱) اعتماد (۱) عرفا (۱) تاریخ اسلام (۱) مهدی بوترابی (۱)