زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
سیاهی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بعضی کلا گذشته را سیاه میدانند
بعضی سی سال گذشته را سیاه میدانند
بعضی بیست و شش سال ابتدای انقلاب را سیاه میدانند
بعضی هشت سال اصلاحات را سیاه میدانند
بعضی چهار سال دولت نهم را سیاه میدانند
بعضی آینده را سیاه میدانند
...
ولی من گذشته و حال و آینده را سیاه نمیدانم
خاطرات این روزها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بی تردید خاطرات این روزها مبنای هزاران هزار مقاله و داستان و شعر و کتاب و فیلم و موسیقی خواهد بود
خاطره ای از یک مسافرکش فرهیخته
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یک راننده مسافرکش که خیلی با سواد و اهل سیاست به نظر میرسید، گفت:
به قول نلسون ماندلا فراموش نخواهیم کرد ظلم را ولی به خاطر آینده کشور و ملت مان خواهیم بخشید و اسیر انتقام نخواهیم شد
فیض الهی همیشگی است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
زمانی که از زمین و زمینیان ناامیدتر از همیشه ایم
چشم بر آسمان میدوزیم
تا دوباره باران هستی ببارد
هر نگاه به آسمان
جوابی درخور دارد
حضرت رمضان نیز آمد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
به انتظار بودیم و
برای شبهای قدر و تقدیر
لحظه شماری میکنیم
تا خداوند متعال
بلاهای زمینی و آسمانی را
دور و نابود سازد
شکر خدا خوبم و
از لطف و محبت وبلاگنویسان و دوستان
بی حد سپاسگزارم
و ستایش مخصوص خداست
ضعیفم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
از اون بالا بالاها میگفت:
هوی ... من ضعیفم ... افتاد!؟
بدان
و ندان که دیگران میدانند
ضعیف تر از تسلیم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تسلیم نیستم
ضعیف تر از آنم
که دانی
یا توانی که دانی
ارتعاش عاطفه ها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مثل یک ماهی قرمز کوچولو
با هر بروز عاطفی
به گوشه و کناری میخورد
راستی آسانم آرزوست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی راست گفتن
سخت میشود
خیلی سخت
خدایا بر ما مپسند
راستی آسانم آرزوست
خودم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
همه چیز فقط خودم
و فقط خودم
و خودم

در دفاع از علی دایی : مشکل ما تولید جامعه است ... تولید پیروزی و موفقیت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نباید فراموش کنیم
نه تحقیری که شدیم
و نه کسانی را که در این تحقیر شرکت داشتند
همچنین نباید فراموش کنیم
افتخارات گذشته را
تا دوباره افتخار آفرین داشته باشیم
شکست دیروز
تحقیر ملی بود
و میلیونها ایرانی مستقیم و غیر مستقیم
برای مدتها با حس آن
زندگی خواهند کرد
ولی مشکل اصلی
در مربی خرافاتی
یا چشم زخم
یا بد اقبالی حضور رئیس جمهور
یا سوء مدیریت ورزش
یا هر چیز دیگری که مطرح شده
نیست
مشکل حقیقی
نبودن حس پیروزی و موفقیت است
که امید را می گیرد
و برگزیدگان را
به خارج از کشور می فرستد
اگر بخواهیم پیروز شویم
خویش را آماده پیروزی کنیم
آن را حس کنیم
و دوباره خلق کنیم
تا فضای جامعه به دورانی باز گردد که
قهرمانانی چون علی دایی و خداداد عزیزی و علی کریمی و کریم باقری فرصت بروز یافتند
اگر آنها چون گذشته نیستند
چون ما نیز چون گذشته نیستیم
جامعه تولید مناسب را نداشته
فضای عمومی جامعه است که آنان و بهتر از آنان را خلق نکرده
برای ایران و ایرانی
در بهبود شرایط عمومی جامعه
تلاش کنیم
تا فضای تنفس و رشد و سلامت
در سایه ی آزادی و عدالت و توسعه
فراهم شود
خداحافظی با آقای احمدی نژاد و یاران و حامیان اش
در بهار ٨٨
آغاز موفقیت های بزرگ کشور
و حق ملت ایران است
خدا خواهد نصیب باشد
جهانی پر آشوب داریم و آن را نمیخواهیم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خسته از خشونت و فساد و ظلم و تروریسم و نظامی و انتظامی گری و تفرقه و حماقت
پایان فقر و جهل حق مسلم ماست
خواب بیداری
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
چشمهایم را می بندم
بارها و بارها
میان خواب و بیداری
میخوابم و بیدار میشوم
در خواب
خواب را حس کردن آسان است
بیداری را در خواب دور میزنم
خواب خواب خواب ... دور دور دور
چشمهایم بسته است
قدم هایم سریع تر از قبل
بدون نفس زدن
تنها نسیم
تنها خودم
تنها خواب
بوی فردا می آید
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بهار نزدیک است
بوی فردا می آید
تشکر از خدا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تشکر از خدا در هر زمینه و هر لحظه به زندگی طرافت می بخشد
شکرا لله رب العالمین
قرآن کتاب هدایت است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
قرآن کتاب هدایت است و بسیاری از ما
هدایت را از قرآن و اصحاب قرآن نمی آموزیم
آنقدر حاشیه میرویم که گم میشویم
گاهی به شرق
گاهی به غرب
گاهی به خویش
با هر خویشی نتوان خویشی کرد
خویش اصیل
خویش فطری
خویش پاک
در مسیر بادهای حیات بخش هستی
پذیرای هدایت قرآنی است
خدا خواهد نصیب باشد
گاز سیب
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ترجیح گاز زدن به سیب
بر بریدن سیب با چاقو
مثل ترجیح چیدن گوجه فرنگی از مزرعه
بر خریدن از مغازه است
در زمینه پرتاب باقیمانده سیب به دور دست چیزی نمیگم فعلا
ماهی پرنده
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
از آب
گرفته شویم
تا در غیب
پرواز کنیم
یا نور
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ای نور و عالی
دوستت دارم
ولی نه آن اندازه که مرا دوست داری
که هنر دوست داشتن به کمال و تمامی
نزد توست
اندرونی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یک جای خوب
نزدیک نزدیک
در اندرونی
دیوانگی هم عالمی داره
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دیوانگی
عالمی دارد
چرا فراموشش کنیم
ماهی پرنده
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
از آب
گرفته شویم
تا در غیب
پرواز کنیم
خودم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خود من
دوستت دارم
تو هم دوستم داشته باش
خوب باش و
با خوبی ات از من حمایت کن
آموختن از احساس
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
با چشمان بسته
میترسیم
چرا که احساس کردن را
نیاموخته ایم
با چشمان باز
فراموش میکنیم
و از حجاب دیدن
برای ندیدن
سود می بریم
به میزانی که از احساس بیاموزیم
از آموختن بی نیازیم
دوستت دارم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بخاطر آنچه که هستی
نه آنچه که دیگران
درست و خطا
ار تو میگویند
از تو گفتن را
دوست دارم
همهمه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خسته ام
از این همه
همهمه و هیچ و هم گفتنم
تفاوت اشکها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اشکها تفاوت دارند
اشک ندامت و حسرت
اشک امید و ذوق و وصال
و هر دو حکایت از تغییری ویژه
نیستی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نیستی کجایی؟!
یافتنی نیستی
نسبت های بی نسبت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سردی باد پاییز
در زمستان دل
گرمای بهاری دارد
عشق به زیبایی حقیقت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
زیبایی حقیقت تو
مرا شیفته کرده
نشانه های سرفرازی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
زمانی که نشانه های الهی
ما را نشانه میروند
زمان سرفرازی است
دل بزرگ
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بزرگی انسان
به دل گندگی اوست
بزرگترین دلها
قشنگترین آنهاست
ساحل
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
صد بار
بجا مانده
در راه بیابانی
صد خار
بپا رفته
در صحنه ی پایانی
شجاعت نگاه در آیینه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در من و تو
نبود و نیست
شجاعت نگاه در آیینه
عمیق و زیباست
تردید سخت تر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سختی تردید
در جایی که نمیتوانی که نتوانی
سخت تر است
رفیق مرگ
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
رفیق ترین ها با مرگ
زنده ترین ها بودند و هستند و خواهند بود
ترس یا مرگ مکرر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
زمانی که میترسیم
به مرگی مستمر دچاریم
و زمانی که مرگ را طلب کردیم
همراه و یارمان میشود
کلمه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در افق دیده و شنیده شدن
کلمه حرف نخست را میزند
دل شکست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
زمین از آن شماست
از آسمان خاطره ها
اندکی آب دیده
سیرابم میکند
در پیروزی خواهم خفت
و در بیداری جان
به زنجیر کشیده میشوم
تا ایستاده بشکنم
غریبی و تنهایی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
غریب و تنها
کسی است که از خویش
ندارد و نداند و نخواهد
همه غریب و تنها هستیم
تا زمان رسیدن
ظرفیت انتقال و نگهداری
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
هر کسی
با پهنای باند و
ظرفیت انتقال و نگهداری خودش
وصل میشود
مشکلی اگر باشد
از دل ماست
مبدء و مقصد یکی است
لرزانی دل
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لرزانی دل
در برابر ضعیف
از بزرگی دل است
کلاغ های مهاجر از چه می نالند ؟!
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مهاجران غمگین اند
به اجباری منتخب
برای تحصیل و کار و زندگی
رفته اند
و هر روز هوای این شهر
سنگین تر و سنگین تر
و شش های ما
هر روز آسیب پذیرتر از قبل
خیلی ها رفته اند
حتی کلاغ ها نیز میروند
شرایط به گونه ای است
که ماندن
هر روز سخت تر و سخت تر میشود
ایرانشهر من
تا کی امید نیاید
چنین است
چرخیدن و چرخاندن
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
پیش از این چرخاندیم و
اینک می چرخیم
پیش از این چرخیدیم و
اینک می چرخانیم
حساب و کتابش با اوست
نتیجه اش با ما
در پی پدر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
پدرم کودک و جوان بود و من او را ندیدم
از میانسالی اش به یاد دارم و کهنسالی اش
همیشه مفید و موثر و شاد و خندان بود
و در کهنسالی آرام و بیمار و منتظر
و همچنان شاد
از میانسالی امروز
به انتظار آینده ام
با کهنسالی
یا بی کهنسالی
یافتم!
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نه
سنگ پا نیست
کشف و اختراعی نیست
موسیقی است
موسیقی خونم کم شده
وقت کردید یک سری به این وبلاگ بزنید
حجم موسیقی اش برای دانلود زیاد است ولی می ارزد
http://sultan.persianblog.ir
دل خاکی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دل خاک گرفته
موجب خاک گرفتگی
همه ی متعلقات دل
عالم است و این دل
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
همه چیز به دل متکی است. صلاح و فساد انسان به رابطه ی دل او با اصل و مبدء و مقصد هستی مربوط است و بس.
برف و زمستان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
برف سمبل پاکی و سکوت است
پاکی طبیعت
برای شروعی دیگر
خاکستری سفید آتش پاییزی
تا سبزی بهار اندکی صبر باید
سکوت سرد برف
اندکی پیش از برانگیخته شدن طبیعت و
سر و صدای پرندگان تازه رسیده
در زمستان
آرام میگیریم
بعضی به خواب
بعضی به نگاه
رفتنی تا کجا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی بودنمان نیز رفتن است
گاهی رفتنمان بودن
مهم انتخاب ماست
از دود اندوه آتش تغییر نزاید
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دود اندوه
دل را سیاه میکند و
سکوت می پراکند
آتش دل است که
تغییر میزاید و
امید می بخشد
جماعت یک دنیا فرق است بین دیدن و شنیدن
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
حکمت خدا را شکر
آن روزگار و این روزگار
بازی همیشگی روزگار
تکرار تراژدیک و کمیک واقعیت
واقعیت اصیل و نسخه های بدلی
می بافند و می سازند
با تقلیدی کوته نظرانه از حقیقت
کوچک و حقیر
با نام هایی بزرگ
بزرگ نمیشوند
زحمتی سخت اند
باد را میکارند
منتظر طوفانیم
بسم الله
تبارک الله احسن الخالقین ... سلام بر اویس قرن
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
صحنه های زیبای ایمان
بی نظیرترین صحنه های خلقت اند
علی و یاران خاص او
چون اویس قرن
یگانه های روزگار خویش اند
بی جهت نیست که باید تکرار کرد و گفت:
تبارک الله احسن الخالقین
ورق پاره ها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بارها ورق هایی را پاره کرده ایم
آیا ورق پاره هایی را به هم چسبانیده ایم
و دوباره آن ها را پاره کنیم ؟!
خاکستر نور
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آنگاه که نور
مانع دیدن است و
فریاد آسمان و زمین بلند است و
شعله های ویرانگری
زبانه میکشند
خاکستر نور
بستر رنج و اندوهی سخت
خواهد بود
کلید گنج زمانه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
کلید گنج زمانه
به دست دل است
که همراه کننده و همراه شونده
دل است
مخدوم بی عنایت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در این جهان
مخدوم بی عنایت
وجود ندارد
مگر به عاریه
درود بر روح و کلمه ی خدا ... عیسی مسیح
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بر ما مبارک باد نگاه مسیح
که از مهربان گفت
پدر آسمانی انسان زمینی
برکت را با نام و یاد او
هدیه کرد
میان جماعتی نالان
قدمهایش بر زمین
حقیقت حیات
سبز تر از سبز
و نگاهش
به رنگ سبز مهربانی
که از دل خود تا دل هستی
یگانه بود
نگاه مسیح
از دل بود
درخت خشکیده به بار می نشست
بیمار شفا
زمین حیات
مرده ها زندگی
دلها را می شوراند
با هستی خالص
به اجازه ی آسمانی ترین
چه زود فراموش میکنیم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تهمت زدن و توهین کردن
اول خطاکاری نیست
معمولا اواخر راه دچارش میشویم
خدا آخر و عاقبتمان را
ختم به خیر کند
بی خاطره ایستادن
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ایستادن
گاهی سخت
گاهی آسان
سخت است از پس ویرانی خاطره ها
و بودن های بسیار و نامتجانس
آسان است برای آنکه در اول خاطره هاست
چون کودکی که مشتاق می ایستد
شب یلدا ... شب امید به پایان تاریکی و سرما
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یلدا
شب پیمان و وحدت
شب امید
شب آغاز پیروزی نور بر ظلمت
شب شادی است
شادی را از تاریکی آغاز کردن است
می رویم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
رفتن را
بارها
تجربه کردن باید

عکس از اینترنت
خر .. دیوانه ... شارلاتان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بعضی را نادان و جاهل یا به اصطلاح عوام: خر می نامند
گاهی این جاهلان از حد عرف میگذرانند که احمق دیوانه خطاب شان میکنند
و گاهی از حد عرف میگذرانند ولی همیشه حواس شان به منافع ویژه ای هست که آنگاه احمق دیوانه ی شارلاتان خطاب شان میکنند.
اشتباه تشخیص دادن هر کدام، آفات خاص خود را دارد.
از خداوند بخواهیم که نه شارلاتان باشیم و نه دیوانه و جاهل.
آمین
انوشبردی برای فراموش شدگان زمین ... فریاد غزه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
فلسطین امروز
فراموش شدگان سرزمین پیامبران را
به یادمان می آورد
به یاد از یاد رفته ها
به یاد آوریم
انسان بودن خویش را
بیماری و تصمیم گیری های خطا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
وقتی بیماریم
حتی بیماری های ساده
باید در تصمیم گیری دقت کنیم
وقتی سن بالا میره
ولو برای تصمیمات مهم
باید در تصمیم گیری ها دقت کنیم
تعجب میکنم از بعض که با سن های بالا و بیماری های مکرر
اینقدر راحت تصمیماتی میگیرند
که بر روی زندگی دیگران تاثیرات عمیق دارد.
من که فعلا درگیر تجربه ی بالا رفتن سن هستم
و اندکی بیماری را تجربه میکنم
گاهی آنقدر از نظر روحیه ضعیف میشم
که از تصمیم گرفتن پرهیز میکنم
حتی تصمیمات ساده
روز عرفه ... نیم روزی بیش نیست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در عرفه
نیم روزی بیش نیستیم
و باید فرصت شناخت را غنیمت شمریم
این دنیا ... آن دنیا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
همه ی شنیدنی ها
اینجا شنیدنی است
آنجا
دیدنی است
روح حی و حاضر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نمیرم (نمی روم)
تا بمیرم
اگر آمدید و نبودم
دنبال روحم بگردید

خاطره
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ذوب شده ها
نوشته ها را نیز بر نتابیدند
چه برسه به گفته ها
یا ضمیر ها
یا ذوب ذوب نبوده
یا نوشته و سخن و ضمیر چنان نبوده
یا هر دو
,
,
خوش خیالی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی گول خودمان را میخوریم
گاهی گول دیگران را
گاهی دوست داریم دروغ بشنویم
گاهی به خود دروغ میگوییم
خدا عاقبتمان را ختم به خیر کند
===========================
یکی گفت: با شرایط چنینی، چنان نمیکنم
دیگری گفت: چنین شود، چنان میشود پس چنین کن
نزاغ برخاست
امضا دادند که چه شود و چه نشود
و آنگاه که عمل شد
بهت زده شد
که آیا چنین ممکن است؟!
و شد
و گذشت در آنچه شد
تا کنون که آخرین امیدش را
به میدان آورده
و باز ناامید میشود
و آنگاه
دوباره زاده میشود
و زاده شدگان را
انتخابی دیگر
در پیش است
,
,
رفتن نیز راهی است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
رفتن نیز راهی است
هر چند که ماندنی نبود و نیست

عکس از اینترنت
دلی بی غم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در این دنیا دل بی غم نیابیم
که قرار نیست و نبود
به قول شاعر:
دل بی غم در این دنیا نباشد
اگر باشد بنی آدم نباشد
تردید تا کجا؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
پر از تردید
نه در مبنا
که مخلوق خدا
هم پیمان خدای مبدء
تابع خدای مسیر
بنده ی خدای مقصد است
تردید در حاشیه
به همراه اندکی غم و شادی
به انتظار زندگی حقیقی
امید و دلبستگی پایدار
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
امید و دل بستن
به آنچه میگذرد
سزاوار نیست
مگر با علم
به موقتی بودنش
دلبستگی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دلبستن
نیازی عمیق و یگانه
با بهانه های بسیار
و آنگاه که یگانه شد
همه چیزمان میشود
عشق و زندگی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نسبت عشق و زندگی چیست؟
بعضی زندگی میکنند برای آنکه عاشقند
و بعضی برای عاشق شدن زندگی میکنند
زندگی بی عشق و محبت چیست؟
==========
محبت و عشق درجاتی دارد
معمولا متناسب با رتبه ی عاشق و محب
گرچه موضوع به معشوق و محبوب مربوط است
وقتی کسی به چیزی در حد اعلای درجه محبت می ورزد
غافل از محبتهای دیگر میشود
حسادت به دل مشغولی محبوب
بخش مهمی از روند عاشقی های روزگار است
تنها معشوقی که دل مشغولی اش تام و تمام است
خداست
کیستی و نیستی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بودن چیست؟
نبودن کدامست؟
کیستیم وقتی که نیستیم؟!
مسیح احیاگر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
به مسیح ایمان داریم
او نیز خواهد آمد
و همچنان احیاگر
کیستیم؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اینکه بدانیم
آنی نیستیم که میدانند
موجب تغییر است
تغییر در آنسو
تغییر در اینسو
تنهایی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
قصه تنهایی
تا مرگ
دائمی است
پدری مادر و مادری پدر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
پدران و مادرانی هستند که
هم مادرند و هم پدر
از دست دادن پدر و مادر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
از دست دادن پدر و مادر سخت است
در کودکی به نوعی
در بزرگی به نوعی دیگر
ولی سخت است
بخصوص پدران و مادرانی که
هم پدر هستند و هم مادر
خودنوشته و دلنوشته
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دلنوشته ها، مملو از محبت است و از جنس خودنوشته نیست. خودنوشته ها متاثر از خودشیفتگی و خودمحوری یا حداقل محبت به خویش است. بر عکس دلنوشته ها نشان از محبت به غیر دارد و ارزشمند است.
فزونی و اعتبار دلنوشته ها٬ نشان اعتبار ارزش های اصیل در وبلاگستان است.

عکس از اینترنت
ساعت آخر کار ... ساعت آخر زندگی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی ساعت آخر کار
با آخرین ساعت زندگی
یکی میشود
سالها گذشت و میگذرد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

آمریکا جان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
من درک میکنم که شما زور داری و میخواهی دنیا را به صورتی که دوست داری تغییر بدی ولی خب نظم هستی رو بهم میزنی و محصولات اجتماعی و طبیعی نامناسبی تولید میکنی و تازه به هدف ات هم نمیرسی.. یه مدت به کار دنیا کار نداشته باش. میشه؟!
سه نگاه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نگاهی بر زمین و آتش و تاریکی درونش که چون جهنمی منتظر است
نگاهی بر آسمان و ابر و باد و آبی و نور و رحمت باران
نگاهی به پیش و برزخی آماده
بازی گر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
برای خشنودی او، خشنود بود. آنقدر خوب فیلم بازی میکرد که گویا در داستان فیلم زندگی میکند.
برف و بوران
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دروازه ای برفی و بورانی سخت
چشم چشم را نمی بیند
با گرمای وجود خویش
که از درون میجوشد
تا سرزمین خورشید او
همراه داریم
عادت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دروغگو نبودیم
ولی به آن عادت کردیم
تحمل دیدن ظلم نداشتیم
ولی به آن عادت کردیم
به کسی ظلم نمیکردیم
ولی به آن عادت کردیم
روزی یک حادثه یا حرف کوچک
متحول مان میکرد
و امروز
استاد شنیدن شده ایم
عادت کردیم
به عادتها عادت کردیم
...
شما چی؟
به خواندن این حرفها عادت نکردی؟
کوتاهی آرزوها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در زمین
زندگی را
آرزو میکنند
در آسمان
آرزوها
زندگی میکنند
اینجا آرزوها
کوتاه و کوتاه تر شده اند
اضافی نیستیم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اگر خودمون باشیم
هیچوقت اضافی نیستیم
حتی اگر برای هیچکسی
مهم نباشیم
برای خدا و خودمون مهمیم
و همین کافیه
اضافی همیشه اضافی نیست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی بعضی اضافی ها
همیشه اضافی اند
گاهی، گاهی اضافی اند
عادی شدن خوبی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی خوبی
عادی میشود
برای غیر منتظره شدن
بد شدن
راه خوبی نیست
راههای دیگری
گشوده و منتظرند
هوایی برای فهمیدن
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی برای فهمیدن
تنهای دمی
کافیست
و گاهی هزاران بازدم
کافی نیست

عکس از اینترنت
جز او مقصدی نیست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بازار توبه در شرایط متغیر فعلی اجتماعی داغ است. بازگشت از مسیرهای رفته شده و گاهی تنها ادعای بازگشت به دلیل فشارهای خاص.
اگر فردی را دیدیم که تا دیروز به این دسته فحاشی میکرد و مدعی نمایندگی آن دسته بود و امروز بر عکس مدعی نمایندگی این و مشغول فحاشی به آن است، چه نتیجه میگیریم:
١. آن فرد ابله است
٢. بقیه را ابله فرض میکند
٣. وظیفه و رسالتی دارد
۴. مورد دوم و سوم.
۵. ...
تغییرات روبنایی در انسانها ساده تر از تغییرات زیربنایی اتفاق می افتد. کسی که در ساختار فکری و ذهنی اش، تغییرات ایجاد میکند، در رفتاری اش نیز تغییر می بینیم. در رفتارش احتیاط و حزم و دوراندیشی می بینیم. آثار دوران جاهلیت اش کمتر و کمتر بروز میکند. بخصوص در روشهایش تغییر می بینیم.
تندروهای یک جریان اگر به رحتی به تندروهای جریان دیگر تبدیل شوند، شک برانگیزند.
خداوند توفیق هدایت و تغییر همه جانبه بر اساس خواست خودش را به ما عطا فرماید که جز او مقصدی نیست.
قدر ... مقدر ... تقدیر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
قدر این شبهای قدر را دانستن دشوار است
خدایا در این شب مقدس ایمان و بصیرت عطایمان فرما
آینده ای درخشان و سرشار از موفقیت در دین و دنیا مقدر فرما
خداحافظی با بی تدبیری و بی دینی و بی عقلی را ارزانی فرما
=====================
از نوشته های قبلی:
در شب قدر ... بنا به اعتقاد دینی و بر اساس قضا و قدر الهی و قوانین و سنتهای الهی که حاکم بر انسان و جامعه و طبیعت و عوالم وجود است٬ مقدرات نازل میشوند. مقدراتی که بر اساس مجموعه مقدمات اختیاری٬ مقدر و الزام آور شده اند.
گاهی فتح و سرو و شادی و گاهی شهادت امام حسین علیه السلام در صحرای کربلا و حضرت علی علیه السلام در محراب و ظهور جنگ ها و امثال آن مقدر است.
از خدا میخواهیم که در این ماه مبارک ... و در شب عزیز قدر آن ... بر ما خیر دنیا و آخرت را ارزانی کند و ما را مردمی شایسته ی دولتی متعهد به ارزشهای حقیقی انسانی و الهی٬عاقل٬ فهیم٬ دلسوز٬ آگاه و برخاسته از خواست و اراده اکثریت ملت قرار دهد تا امور دنیا و آخرتمان به سامان شود و اگر برایمان چنین مقدر نیست ... به همه ما صبر و تحمل عطا فرماید که جز او فریادرسی نیست.
====================
صحبت کردن از شب قدر و اصولا همه ی چیزهای خوب خوب است. بخصوص در وبلاگستان و جهانی که از بسیاری جهات واقعی است.
شب قدر از هزار ماه بهتر است.
شب قدر یک شب خاص است. ظاهرا تنها یک شب شب قدر است و نه سه شب یا بیشتر.
بعدها به دلیل آنکه این سه شب مشهور ۱۹ / ۲۱ / ۲۳ از بقیه محتمل القدر بودنشان بیشتر بوده مورد توجه بشتر قرار گرفتند.
بعضی ها روزهای فرد دیگری را نیز احیا میدارند.
بعضی همه ی روزهای ماه مبارک را
و بعضی همه ی روزهای سال را به امید درک شب قدر احیا می گیرند.
و در زنده نگه داشتن این شب عزیز روح و جان ما زنده میشود
=========
اگر ما قدر خودمان را بدانیم زودتر به درک شب قدر نائل میشویم.
امید و آرزو
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
امید به آینده
آرزو پرور است
ادعای دیانت ظالم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اگر ظالمی را دیدید
که ادعای دیانت میکند
در دین و دیانت شک نکنید
در دیانت او شک کنید
ماه مبارک رمضان بهار دلهاست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
قرائت قرآن کریم بی تدبر خیری ندارد.
خداوند قرائت و تدبر و تدبیر ارزانی مان فرماید.
لینک جستجو
کدام مهمتر است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
کدام حق مهمتر است؟
حق خواستن؟
حق نخواستن؟
پشیمانی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
پشیمانی مجازاتی است درونی
که در خلوت و نزد قاضی وجدان
پدیدار میشود
هدیه ای است که از اجرای حکم
زاده میشود
و آنجا که زاده نمیشود
حکم را درست اجرا نکرده ایم
که در اجرای حکم الهی
جز حیات پاک
زاده نمیشود
پشیمانی
معمولا بی مجازات
می آید
ببخش
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
هر آنچه هست
از خزانه ی اوست
روزی نبود
و روزی نخواهد بود
پس تا در اختیار توست
ببخش
حتی بخشش نیز چنین است
ابدیت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
کسانی که به ابدیت اعتقاد ندارند، با انتظاری که در اعماق وجودشان وجود دارد، به تعارضی رنج آور میرسند.
تولدی دیگر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بعضی ها در زندگی امید دارند و به دنبال تولدی دیگرند.
بعضی ناامید و از همان یکبار تولد نیز بیزارند.
امید و خیر / ناامیدی و شر رابطه ای نزدیک دارند.
به تمایل قلبی تان احترام بگذارید
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
هرگز نباید بر خلاف میل قلبی تان عمل کنید، هرگز ص 45 ایزابل بروژ
==========
میتوان میل هایمان را
اگر به بی راهه رفته اند
به راه آوریم
با میل هستی
و زیبایی و قدرت آن
همراه شویم
نرمی و سختی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
درون انسان به میزانی نرم تر از بیرون اوست.
این شیاطین اند که برعکس اند
آرامش
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
برتری ایمان بر فکر
برتری آرامش است بر دلهره
تنهایی و دوستی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تنهایی و دوستی
همزادان وبلاگستان
سه راه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خواسته های ما بصورت خواهشی
زورکی ...
زیرکی ...
زارکی ...
یا با تدبیر و نتیجه ی مقدمات منتخب
یا با هر دو
دوستی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بعضی ها دیگران را دوست دارند
بعضی ها دوست دارند که دیگران دوستشان داشته باشند
این دو حس گاهی توامان هستند. گاهی در مقابل هم و به تنهایی بروز پیدا میکنند.
آرزو
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سخن از
آرزوهای تنهایی
آروزهای همگانی
با
خویشان و دوستان
همراهان و همکاران
مدیران و مسئولین
و زمزمه با خویش
تفاوت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی همانی نیستیم که :
میگوییم
یا میگویند
میدانیم
یا میدانند
می بینیم
یا می بینند


عکس از اینترنت المعظم
تا کجا؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خوش بین باشیم ... تا کجا؟
بد بین باشیم ... تا کجا؟
واقع بین باشیم ... بر چه مبنا؟
پند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
همه چیز زندگی از این فاصله که ما داریم روشن نیست
گردنه های زیادی در پیش روی ما هستند که چون میگذریم
نفس راحتی میکشیم و چون به عقب می نگریم
گویی که گردنه نبوده اند
پند گرفتن از زندگی خویش
حق مسلم ماست
پند گرفتن از دیگران نیز همچنین
صدای انفجار
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
انفجار
هر لحظه شدیدتر
بخشی از قلعه ویران میشود
گرد و غبار که می نشیند
همچنان قلعه پابرجاست
پدر و مادر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
پدر چون ستاره ناهید در صبحگاه و شامگاه زندگی مان سخن از طلوع و غروب میگوید و مادر چون ماه بر زندگی ما همیشه می تابد تا زمان طلوع خورشید حقیقت فردا
جای ما کجاست؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی در جایی هستیم که جایمان نیست.
ولی حتما
حتما حتما حتما
جایی برای ما نیز هست
جایی مناسب تر
بهترین پدر دنیا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
جمعه ی گذشته به دیدن پدرم که سالهاست در بستر بیماری است رفتم. سرما خورده بود و تب و درد و حالت تهوع داشت. مستاصل بود و آرزو میکرد که خدا زودتر او را ببرد.
از پدرم پرسیدم خدا شما را کجا ببرد؟ گفت بهشت. گفتم جای خوبیه؟ گفت بله. گفتم پس ما چی؟ گفت شما هم بیایید اونجا.
گفتم خوبه؟ گفت بله ... خیلی.
بعد سوال کردم که دردتون زیاد است؟ گفت آره خیلی. گفتم بیشتر از دردی که قبلا دندان و لپ تون داشت؟ گفت آره. خیلی زود تصحیح کرد و گفت نه. اون درد بیشتر بود. گفتم پس الان دردت کمتره؟ گفت بله کمتره. انگار تحملش بیشتر شده بود.
هر پدر خوبی برای فرزندانش بهترین پدر دنیاست.
سختی ها و غمها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در جبهه های جنگ با عراق، جایی که مرگ و جراحت و دوری و سختی و فراق و فشار و اندوه از دست دادن دوستان و کمبود امکانات فراوان بود، امید و شادی موج میزد. چرا؟
بخاطر نگاه متفاوت به خویش و جهان
آیا سختی ها چهره ی ما را غمگین میکند؟!
گذشته یا آینده !
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
با اندکی تغییر جهان بینی
میتوان از
"کاش در گذشته ... "
"امید در آینده ... "
ساخت
جنس اعلی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اطاعت بر اساس غریزه ی ترس و جهل کجا
محبت کجا
سخن با مرگ
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مرگ را
سخن های بسیار
در خاموشی است
تنها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
چهره می آراید
گاهی برای یگانگی و محبت
گاهی برای تنهایی و نفرت
چشم بستن بر جهانی مملو از همه
تنهایی نیست
حضور نصف و نیمه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در دنیای سریع و پر تزاحم
ریزش اطلاعات که هیچ
ریزش عواطف نیز داریم
وقتی نمانده
برای تقسیم
آزاده و آزادی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
شاید آزاده را نشناسیم
ولی آزادی را
میشناسیم و میخواهیم
کدام حق ؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
برترین حق چیست ؟
حق خواستن
حق نخواستن
درخت حیات
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در وجود تو
درختی از حیات
هر لحظه
میوه میدهد
به لبخندی
یا نگاهی
ناناخدا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در طوفان است
که ناخدا و ناناخدا
تفاوت شان روشن میشود
به ناخدای دل
دل سپردن
رواست
ترجمه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ترجمه حالمان گاهی حالمان را بهم میزند
یادآوری و بی توجهی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در مسیری کوتاه
قدمها را با ذکر پیوند دادیم
و قدمهایمان کوتاه شد
گویی ایستادیم
تا بار دیگر
غفلت کنیم و به راه افتیم
به سوی ایستادن همیشگی
دلتنگم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دلم برای برف اینجوری تنگ شده ... :

از آخرین آزمون آتش ... یکسال گذشت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یکسال از پایان بازداشت پنجاه و یک روزه گذشت ...
آزمون آتشی اجباری بود از جنس مرگ انتخابی
متفاوت با آزمون انقلاب و دفاع مقدس و دوم خرداد
و هر آنچه دیده بودم
شبانه روز های تغییر مدام
ور گرم
عبور از آتش و سرب داغ بر سینه
آزادی در انفرادی
اکسیر زمان بی خسران: صبر و عمل
برای تولدی دیگر
انفرادی
دیروز به دنبالش میگشتم و امروز فراموش کردم و از خاکستر غم اش، دوباره یادم آمد که سالی گذشت
تولدی دیگر و مرگی مدام ...
سرود پیروزی هستی بر نیستی ...
و ستایش مخصوص اوست
و حساب و کتاب واقعی نزدیک

اولین عکس دقایقی پس از آزادی توسط آقای ابطحی در دفتر پرشین بلاگ
بیماری مرگ
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مدتی است که متوجه بیماری ام شده ام ... در حال مرگم
مرگی که برایم مطرح نبود ...
گویی همیشه بودن و ماندن
ماندگارم شده بود
ولی فهمیدم که بیماری مرگ
گریبانم گرفته
آرام آرام
شاید امروز
شاید فردا
ولی خواهد آمد
بیماران دیگری را می بینم که شتاب بیشتری دارند
و بیمارانی که با شتاب کمتری به سوی مرگ میروند
و عموما بی توجه به مرگ
آنگاه که بیماری مرگ را پذیرفتم
به اندیشه و دل رجوع کردم و
جهانی از امید دیدم
و خشنود از آن
بیماری مرگ را دوا کردم و
جاودانگی را تجربه کردم
که جز امید او
درمانی نبود و نیست
انتظار آسمان خاکستری من
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آسمان خاکستری من
ابرهای بارانی ات کو
چشمه های نور و
بوی بهاری ات کو
سایه های روشنی و
مهر کودکانه ات کو
بعد از سلام از وبلاگستان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب از وبلاگ روزنه از فخر السادات محتشمی پور:
بعد از سلام
باید بگویم ملالی نیست جز این بی وقتی و کم وقتی و مشغله های فراوان که نمی گذارد با شما هم کلام شویم حتی دقایقی
خواهرم می گوید : بگو الحمدالله راضیم به رضای خدا
من تامل می کنم و میگویم رضای خدا در سکون من نیست خواهر در حرکت است .
مادرم می گوید : بس است کمی بنشین
من می نشینم و از خود بی خود می شوم و برمی خیزم مثل کسی که به زور بر آتش نشانده اندش!
دوستان می گویند: تو کی می شوی مثل یک آدمیزاد که بتوانیم رویت حساب کنیم در برنامه هایی که می گذاریم ؟
و من می روم در فکر می خواهم بدانم آدمیزاد چه شکلی است ؟
همکاران سیاهه کارهای عقب مانده رامی گذارند پیش رویم .
من از شماچه پنهان احساس عجز می کنم چون آدمم باظرفیتی محدود .
تازگی ها نمی توانم ضعف جسمانی را پنهان کنم ،
تازگی ها مادر و خواهر و بچه ها و عزیزانی که جانم به جانشان بسته است، دیگر فقط نگاهم می کنند، انگار موجود زبان نفهمی روبرویشان ایستاده که فقط می شود با نگاه با او ارتباط برقرار کرد و من سرم را پایین می اندازم تامجبور به پاسخگویی نباشم.مثل موجودات زبان نفهمی که که زبان اشاره رامی فهمند و گاهی شرمسار می شوند و گاهی برآشفته و گاهی قطرات اشک سوزنده جاری می شود از چشم های نجیبشان .
دیروز یکی می پرسید : نیمه گمشده ات را پیدا کردی؟
فکر کردم اگر پیدایش کنم دیگر کارم تمام است .
دیروز بانویی پرهیزگار نیمه گم شده اش را پیدا کرد و امروز خاتمی بر پیکر پاکش نمازخواند و همه زار می زدند نمی دانم برای او برای محمدرضای داغدار، برای کریم که ناگهان لبخند برلبانش خشکید و چشمش شد کاسه خون؟ برای دختران آرام ولی بی قرار او یا برای خودشان؟
بانویی پرهیزگار امروز به خاک سپرده می شود، و من نمی دانم تقوا را وسط این دعواهای کودکانه چگونه پیدا کنم و خودم را چگونه پیدا کنم و آدم را؟ این روزها همه چراغ به دست دارند و همه در جستجو ؟
نیمه های گم شده که پیدا شود چقدر زندگی شیرین می شود. و چقدر تنگ می شود این دنیای دون برای انسان کامل
مولایمان فرموده چنان زندگی کن که انگار هرگز نخواهی مرد و چنان بزی که انگار واپسین دقایق عمرت است !!!
چقدر وقت تنگ است و چقدر چیز بایدآموخت و چقدر سخت است آدم شدن آنهم زیر نگاه های تندی که تو را می پایند .خوش به حال انسان های اولیه .
خوش به حال پرندگان .
خوش به حال همه این موجودات خاموش تسبیح گوی .
خوش به حال آن ها که نیمه گمشده شانرا پیدا کردند و هجرت کردند از این سرای خاکی و پرواز کردند به اوج .
وداع با یک مرد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

به مدت سه روز میلیونها انسان به دیدار امام آمدند و در مصلای تهران با ایشان وداع کردند. چنان جمعیتی را در هیچ یک از راه پیمایی های انقلاب به یاد نداشتم. از سراسر کشور آمده بودند. چیزی شبیه آن را فقط در مراسم استقبال از امام در 12 بهمن دیده بودم.
یکی از دوستان مسن و با تجربه از دوران دکتر مصدق که از مخالفین سرسخت امام و انقلاب اسلامی بود با چشم گریان و هق هق ... حتی نتوانست حرفش را تمام کند ... با اینکه به امام تعلقی نداشت ولی در شرایطی که پیش آمده بود، متاثر بود و میگفت: او واقعا یک مرد بود.
الان که فکر میکنم می بینم که ویژگی مردانگی امام بسیار برجسته بود.
مسابقه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی انسان با خودش مسابقه میدهد و دوم میشود.
تلخ و شیرین
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
عاقل تر شدن
از پس هر تجربه و تلخی
حق مسلم ماست
برای شیرین تر شدن آینده
هیس
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خاموش و به هوش
خروج بر خود
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
از خودم خارج شدم
از جایگاهم
از همه چیزم
چرا که زنجیرم کردند
و آنگاه که زنجیرها
سنگین تر از همیشه شدند
رها شدم
و اندکی بعد
شدم
و اینک
شدنی بزرگتر
دیگر فریب را اندکی
میشناسم
و اراده ام را برای
اجرای حقیقت بکار می بندم
ان شاء الله
درخت حیات
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در وجود تو
درختی از حیات
هر لحظه
میوه میدهد
به لبخندی
یا نگاهی
شهادت یا پیروزی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مظلومیت و شجاعت
نتیجه ای جز شهادت یا پیروزی ندارد
ادب محبت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تسلیم
در محبت
ادب است
اگر نگوییم شرط است
هیچ
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بی قید
بی تعلق
و دیگر هیچ
هیچ از هیچ
هیچ در هیچ
دنیا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
از ابتدا رفته
به دنیا آمدیم
به لطف او
ریزش عواطف
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در این دنیای سریع و پر تزاحم
ریزش اطلاعات به جای خود
ریزش عواطف را دریاب
تقسیم شدنی رنج آور
حق
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
کدام حق مهمتر است؟
حق خواستن؟
حق نخواستن؟
تکرار در آغاز بیهودگی ها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
هر آغازی
دشوار است
و دشوارتر از همه
آغاز بیهوده هاست
و بدتر از آن
تکرار چنین آغازی است
مفاهمه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سخته
فهماندن
و فهمیدن
سخت تر
بی قرار
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بی قراری
در قرار
برقرار
نشانه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نشانه
حکایت بی زبانی نیست
داستان فریاد بر گوش ماست
نگاه مسیح ع
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بر ما مبارک باد نگاه مسیح
که از مهربان گفت
پدر آسمانی انسان زمینی
برکت را با نام و یاد او
هدیه کرد
میان جماعتی نالان
قدمهایش بر زمین
حقیقت حیات
سبز تر از سبز
و نگاهش
به رنگ سبز مهربانی
که از دل خود تا دل هستی
یگانه بود
نگاه مسیح
از دل بود
درخت خشکیده به بار می نشست
بیمار شفا
زمین حیات
مرده ها زندگی
دلها را می شوراند
با هستی خالص
به اجازه ی آسمانی ترین
گذر عمر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لحظات مهمانی
در گذرند
بنشین
بایست
بخواب
فرقی نداره
در گذرند
آرزوهای بزرگ
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آرزوهای بزرگ من
در ابعاد کوچک من
بزرگند
تسلیم انتخاب
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تسلیم نشو
جز به امواج
امواجی از جنس انتخاب
زندگی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یادی زنده
از رازی پنهان
سفید و سیاه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
قدم سیاه ما
بر ابرهای آسمان
جفا میکند
اسیر مهمانی دریا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بی کلام و بی اشک
تحقیر شده
خسته و اسیر
با شکوه و زیبا
بی انتظار و خالی از همه
کناره گرفته بر ساحل
قدم بر ساحل غم نزدیک و دور
پایی لخت و سنگین در زنجیر
غمی از جنس هیچ
نسیم تند دریا
در پرده های تو در توی دل نازک و خالی
می پیچید
نگاهی به دور دست
به آسمان و ابری سنگین و خاکستری
دستی بر شن های درگیر شده با چشم
با صدای موج بود و موج
تر از نگاه خسته تر از همیشه
غرق در خیال خانه ی سبز
بر ساحل زندگان و دریای رفتگان
سرود سنگین دریا میخواند
اسیر دلی بیدل شده از نخست
تابیده در هزار حفره ی پر شده از خویش
باریده از تابش همیشگی خورشید
هر موج
تکه تکه خاطره هایش را
به مهمانی دریا می برد
از کف موج
تا کف دریا
مسیر تنهایی
دریغ از دلتنگی
فقط سنگینی
از دور دست
شاهین بی نیاز
باز آمده از سرزمین فردا
انتظار پروازش را می کشد
با بالهایی گشوده از تنهایی
بی فرصتی برای نشستن
از دور
تا دورتر
می رود
بی همراهی چشمهای دلتنگ ساحل
بی نیاز از همه
ولی منتظر
ساحل هنوز هست
منتظر بازی تحقیر و اسارت و سفر
با موج های تلخ خند کف کرده
همیشه مسافران پیش و پس
حکایت خستگی اندوه تو
و خنده ی تلخ خویش
به یاد عمیق ترین لحظه های دریایی تو
و سنگینی نبودن و بودنت
پاک تر از همیشه
و با نگاهی به اعماق
پیام رسان راز
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی پیام رسان رازهای دیگرانیم
بدانیم یا ندانیم
سرزمین مادری و نامادری
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
. .. . . . .. . . .. .
نگاه سبز
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
به یاد آن کس
که هر سو نظر کند
سبز شود
گنج ویرانه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
برج دل من
از عاج نبود
ترنج بود و با رنج
غریب بود و تو
آنرا ویرانه کردی
تا گنجی از جنس
گنج ویرانه ها
در آن بیابم
که یافتم
لبخند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لبخند
تنها گاهی ویرانگر است
چون اخم
که گاهی دارو است
قسمت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
قسمت ما
قسمت نشد
تا قسمت نشد
چشمان غایب
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی غایبیم
و چشمان حاضر
گواه غیبت دل اند
اصل زیبایی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
همه ی زیبایی های اصیل را اصلی است
که به آن خواهیم رسید
تسلسل رنج آور
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
از پس هر حادثه
داستانی روایت میکرد
و هر داستان
نشان حادثه ای
پرورش یا کپی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
همانند سازی از خویش ویرانی است
گل را پرورش بر اساس ذات و فرصتهایی که دارد
هنر است
تمام شده ها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تمام شده ها
تصویر گذشته در آینده اند
قدرشناس تمام شده ها باشیم
احمقی کمتر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
احمق بودن عادی شده
و چه جالب که احمقیم
ولی نه به اندازه ای که دیگران فکر میکنند
عشق ازل
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
عشق است و عشق و عشق
تا زمانی که این کشیدن ها
ما را به مبدء بازگرداند
مانع
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی خدا
جلوی ما رو میگیره
که زیاد به خودمون
صدمه نزنیم
پیمان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ارزش پیمان و پیمانه
نگهداریم
نه پیمانه خوریم برای پیمان شکستن
تجربه غار نشینی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
غار نشینی
پس از چهل سال و اندی فضانوردی
محروم از تکه ذغالی برای کشیدن نقش آتش
جمع
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
میتوان در هر گوشه
جوری بود
ولی هویت جمع شده
جز با حقیقت
اصیل نمی ماند
ناکسی از همه کس تر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بی کسی ویران نمیکند
کسی را که ناکسی مهتر از همه کس دارد
اوج
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی اوج اندیشه
زیر سنگهای نم گرفته از موج دریاست
تنهایی موهوم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تنهایی موهوم است
بی واقعیت
ولی
گاهی بدترین رنج
گاهی بهترین فرصت
ما همانیم که هستیم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
شرمنده ... روم به دیوار ... عذر میخوام ... منو ببخشید ... گلاب به روتون ... میشه بگید اسمتون چیه؟
=================
آب کر kor و جاری حکم پاک و پاک کننده دارند
بعضی چیزها به کر وصل میشوند و در حین اتصال به کر پاک هستند
اما چیزهایی که به ناپاکی تبدیل شده اند
با اتصال به کر نیز
تغییری در خود آنان ایجاد نمیشود
به به به به
خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر گرداند. آمین
امید و نگرانی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یکی میگفت: دور اسامی دوستان و فامیلی که در دفترچه ام نوشته ام یکی یکی خط قرمز میکشم و به آرامش می رسم.
شاید درست فکر کرده است ولی این موضوع قاعده نیست. قاعده اینست:
گسترش روابط انسانی و افزودن بر خط آبی ها و نه خط قرمز ها.
انسان بودن است.
اول دور اسم همه ی آشنایان خط آبی کم رنگ کشیم و بعد با گذشت زمان آنها را آبی تر کنیم.
به سرعت کسی را آبی یا قرمز نکنیم. بخصوص آبی ها را خیلی زود قرمز نکنیم.
افزایش قرمز ها نگران کنند هاست.
افزایش آبی ها امید بخش اشت.
===============================
اگر گفتید بهترین تیم فوتبال کدام است؟ 
سرخ آبی های سپاهان اهواز
خطرات با تجربگی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی با تجربه ها غره میشوند:
خطرات بی تجربگی بیشتر است یا باتجربگی ؟
اما دیر ولی شکر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بعضی نعمتها دیر بدست می آیند
و همیشه این تاخیرها همچون عدم تاخیرها
قاعده مندند
پس اگر دیر شد
بگوییم:
اما دیر
ولی شکر
نفهمیدن
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی نفهمیدن
بخشی از روند مفاهمه است
و گاهی بهترین شانس برای ماندن در مسیر
الفت با مرگ
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
الفت با مرگ
هنرط بزرگ
و نتیجه ی حیاتی پاک
استدراج
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی انسان همیشه یک قدم عقب است. خدایا به همه ما رحم فرما.
دروغ
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تکرار دروغ
بخش اصلی دروغ
و جادوی هزار پیچ جنگلی تاریک
در سپیده دم است
شبانه های گریز
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
با تاریکی شب
می آید
هجمه ی شبانه های گریز
جشنواره آتش
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
جشنواره ی آتش است و
هیزم دل ما
حقیقت و راستی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سناریوهای مختلفی خلق شده
و میتوانیم خلق کنیم
ولی جمع میان سناریوها ممکن نیست
مگر با حقیقت و راستی
ناز و نیاز
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
هیچ نیازی نداری
سراسر نازی
نور او
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نور او
در مردار و مرداب نیز هویداست
از ریش تا شیر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دل ریش است
که شیر میشود
ذائقه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بی ذائقه هستیم
اگر اندکی از این شیرینی های هستی را
تجربه نکرده باشیم
رنگ دیدن
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
رنگ دیدن را
معمولا از دل میگیریم
برای همین است که
باید مواظب دل باشیم
تا اشتباه نبینیم
تا اشتباه نباشیم
آیینه بی آیینه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تکرار دیگران
گاهی
شکوه زیبایی خویش
را
کتمان میکند
محبت اسیدی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
محبت اکسیری است که راه خود را در همه جا باز میکند. آنجا نیز که ظاهرا به بن بست میرسد٬ همه چیز را یکجا تغییر میدهد.
سفیدی لبخند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سفید چون شیر
سفید چون برف
سفید چون لبخند
================
لبخند کلید گشودن درهاست. لبخند از خوبی ریشه میگیرد و اگر با اعمال خود آن را تباه نکنیم٬ همیشه زیباست.
تکمله:
نوروز سپید مبارک باد!
برگ ریز بهاری
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
برگ ریز زمستان٬ امید ناامیدان است
برگ ریز پاییز٬ شکوه تنها رفتن است
برگ ریز تابستان٬ رفتنی برای ماندن عزیزتران است
برگز ریز بهاری٬ مظلومیتی گمشده در میان شکوفه های شادی است
==================
برگ ریز نوروزی در میان انبوه سبزی بهار دیده نمیشود. سرسره بازی برگهای خشک و رنگ پریده بر روی زمین پارکها و حتی روی خودرو ها دیدنی است.
انا لله و انا الیه راجعون
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ما از خداییم و به او نیز باز میگردیم
دلنوشته ای زیباتر از این کمتر یافت میشود!
انا لله و انا الیه راجعون
مستی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مستی های مختلفی داریم.
بعضی مستی ها٬ هوش از سر می برند.
بعضی عین هوشیاری اند.
بی خودی های ناشی از مستی های قلابی چون مشروبات الکلی و مواد مخدر٬ تظاهر به رسیدن و به دور از شادی حقیقی و پایدار اند. درجه هوشیاری در این نوع از وجد و سرور و بی خودی و مستی کاهش می یابد.
نوع دیگری از مستی و سرور و متکی به حقیقت داریم که عین هوشیاری است.
مهاجرت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مهاجرت دل ها
آغاز و انجام مهاجرت بدن ها
اسکان در سرزمین نو
فرهنگ و تمدنی نو
معجزه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تجربه معجزه در زندگی مان شیرین است.
==============
گاهی زبان گشودن در کودکی چون مسیح ع معجزه ی خداوند است و گاهی زبان بستن در پیری چون زکریا ع و هر دو نشانه و آیه ای از آیات الهی.
==============
آیات الهی همگی شگفت انگیزند.
پایان دلپذیر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سخن از شروع می کنیم نه پایان ...
اول ماهها را ارج مینهیم
اول سالها را نوروز می دانیم
اول زندگی را تولد میخوانیم
و همه را جشن میگیریم|
از آخر ماه صحبتی نمیکنیم
از آخر سال در پناه نوروز یاد نمیکنیم
برای پایان این زندگی شادی نمیکنیم
در حالیکه هر آغاز را پایانی است و پایان عمر این دنیا زندگی ابدی است. پس چرا برای پایان ها همچون آغازها برنامه ریزی نمیکنیم؟!
بعضی ها آغازهایشان نیز چون پایانشان اتفاقی است ....
================
بنا به رسم های قدیمی ...
شب چهارشنبه آخر سال داریم و ماجرای چهارشنبه سوری
پنج شنبه و جمعه آخر سال و دیدار اهل قبور که یاد آنها دل را طراوت میدهد.
..................
...........

قبرستانی در یکی از روستاهای استان تهران ... ارتفاعات البرز از دور پیداست.
آرامش
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آرامش نعمت بزرگی است. از درون مایه میگیرد. گویی از درون انسان به زیرساخت هستی اتصالی است که همه چیز با آرامش درون٬ آرامش می یابد و با طغیان درون طاغی میشود.
هم تباری هستی واقعیتی ساری در همه ی مراتبش است.
روز های باد بادی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
جمعه ۱۲ اسفند ۱۳۸۴
امروز هوا عالی بود. بادی متفاوت می وزید و کوهها شفاف تر از همیشه دیده میشدند و برف و باد و ابر و کوهستان جاذبه هایی بود که شهر بی قواره تهران رو تحمل پذیر و حتی دلپذیر میکرد.
عجب هوایی!
عجب کوهستانی!
عجب جهانی!
اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گرچه تظاهر کرد که به سرویس دهنده نفوذ کرده ولی نکرده بود.
گرچه تظاهر کرد که دین دارد ولی دیندار نبود.
دروغهای زیادی گفت تا چهره کریه اش کمتر نمایان شود ولی انسان نیز نبود.
نصیحتی به وبلاگی غمگینانه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
وبلاگهای غمگینانه بسیارند. چراش جالبه. بخصوص اگر یه روز بشه موضوع بحث جدلی و تحولی. نظری که در باره یک وبلاگ نوشتم اینه:
چند پست اخیر رو خوندم. جالب بود. آدم رو به فکر فرو می بره. شاید درکش برای کسانی که از بیرون به این عالم نگاه میکنند سخت باشه ولی بدون اینکه درگیر مسائل عاطفی موضوع بشم بنظرم میرسه که توانایی های شخصی مون رو به روشهای مختلف باید ببریم بالا و انتظارمون از خودمون رو کمی پایین تر از توانایی هایمون تعریف کنیم. روی دیگه سکه خیلی بزرگتر از این روی سکه است. زیبایی های عالم آنقدر زیاد است که میشه در یک لحظه از شعف دیدن تک برگ درخت کهنسالی گریست و مرد و شهید عشق بود. گنج وجود نزد خودمون است. اگر از دنیای کوچک بیرون میگوییم حق داریم. سختی و دشواری و دلتنگی و زندان ولی در درون هر انسان بهشتی عظیم است. قدم زدن در بهشت زندگی خود را تجربه کن.
تغییرات
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تغییرات زیادی در راه است.
کس نخارد پشت من / جز ناخن انگشت من
اگر میخوام کاری انجام بدم باید حرکت کنم ...
با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه
باید شروع کرد... یا علی
پیوند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
و بیش از همه این گسستها میتوان از پیوندها نیز گفت. بزرگترین عامل پیوند فطرت و هویت واحد انسانی است.
اصول خود
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نباید بر اساس حرکت دیگران حرکت کرد. البته مواظب حرکات دیگران باید بود. حرکت های دوستان و رقبا و دشمنان همگی الهام بخش هستند. ولی اصل بر حرکت ذاتی و درونی است. اگر برنامه داشته باشیم از موفقیت ها خودشیفته و از شکستهای دیگران مغرور نمیشویم.
خبر شکستهای پیاپی دیگران و موفقیت دوستان ممکن است برعکس هم بشه. پس در این روزهای خوش به فکر کسب توشه برای روزهای سخت باشیم. الان باید سخت تر بکوشیم. چلچراغونی میکنیم ... خدا خواهد نصیب باشد.
بانکوک لبخند میزند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
هوای بانکوک گرچه تمیز نیست ولی بهاری است. امروز آخرین روز این سفر کوتاه است. کوتاه تر از همیشه. دیدن محیط های توریستی در زمان کریسمس خیلی جالبه. همه میخندند. خنده واسه ماها یه کمی عجیبه نه غلام؟
تسلیت به جامعه خبرنگاران ایرانی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
|
تسلیت به جامعه خبرنگاران ایرانی
|
|
انا لله و انا الیه راجعون کشته شدن دهها خبرنگار و دیگر شهروندان ایرانی بدلیل سقوط هواپیمای نظامی در منطقه مسکونی پایتخت مایه غم و اندوه فراوان همگان است. امید است با تدبیر و تلاش لازم دیگر شاهد چنین حوادثی نباشیم. پرشین بلاگ ضمن عرض تسلیت به جامعه خبرنگاری کشور برای خانواده های داغدار آرزوی بردباری و صبر دارد.
-----------
این از خبر مسئولانه پرشین بلاگ و حالا از حرفهای غیرمسئولانه! خودم:
چرا حوادث طبیعی در کشور ما اینهمه مشکل به دنبال خود دارند؟ چرا حوادث جاده ای اینهمه تلفات و صدمات به دنبال دارد؟
چرا در باره این امور اصلاحی صورت نمیگیرد؟
چرا اینقدر چرا میگوییم و نتیجه کافی ندارد؟
چرا اینقدر چرا چرا میکنیم؟
.....................
با کمال تاسف جواب همه این چراها به یک موضوع واحد بر میگردد:
بی تدبیری و بی سامانی سازمان یافته.
|
فشار زندگی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در زندگی فشارهای زیادی وجود داره. از فشار زایمان که شروع میشه و تا فشار قبر که کلی در باره اش حرف و حدیث است اما این وسط چقدر فشار وجود داره؟
واحد این فشار چیه؟ فشار فشار فشار فشار ... استرس استرس استرس استرس
زندگی حرکت از تونل فشار است؟ زندگی تحت فشار الهام گرفته از آبیاری تحت فشار
بعد میگن بقیه دیوونه هستن. شما قضاوت کنید کی دیوونه است؟
زمینی های آسمانی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
واقعا اینجوریا نیست. معمولا حقیقت شیرین است. اگر تلخی اندکی در ابتدا دارد بخاطر ذائقه ترش کرده ماست. اگر کسی خوش بینی و سلامت نفس داشته باشه آینده خود و اطرافیانش را بیمه میکنه. شادی تنها در بهشت نیست. غم مال کسانی است که ضعیفند وگرنه در بدترین لحظات(به تعبیر ما زمینی ها: لحظه مرگ و کشته شدن) انسانهای کامل(آسمونی ها) خوش تر از همیشه اند. اگر نیستیم ببینیم و اگر نمی بینیم انکار نکنیم.
احمق و حسود
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خدایا داستان چیه؟ یعنی ما اینقدر خنگ شدیم؟ ادعا و هوش ما اینقدر زیاد و عمل و شعورمان اینقدر کم؟
دو کس همیشه با عذاب قرین اند. کسی که احمق است و کسی که حسود است. اولی دیگران را آزار میدهد و دومی خودش را. وای بر کسانی که هر دو صفت را دارند.
در میان این کسان ناکس شدن هزار بار بهتر است.
آزمودم عقل دور اندیش را
بعد از این دیوانه سازم خویش را
-----------
انسان ها همیشه با خدا هستند حتی زمانی که به ظاهر از خدا بی خبرند. هستی مطلق هدیه اش را به ما ارزانی داشته و آن حیات جاودان است. درد و رنج پایان خواهد یافت یا با شعور افزون و یا با حماقتی جانگداز. شاد باشید.
شبهای قدر
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
قدر این شبهای قدر را دانستن هم نعمتی است. خدا عافیت دنیا و آخرت را نصیب کند. والحمد لله رب العالمین
----------------------------------
و امسال چگونه سالی خواهد بود؟
اندیشه و احساس
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
احساسات بیش از تعقل و اندیشه در وقایع بزرگ موثر بوده است. هر چند وقایع انعکاس شرایط و علل خاصی هستند ولی در شکل گیری آنان و حتی نتایج آن احساسات موثر تراند. حادثه به میزانی که به مردم مرتبط تر است به احساس نزدیک تر و برای همین است که ادیان نیز با احساس آدمی قرابت بیشتری برقرار میکنند. هنوز جنگ اندیشه های در جریان است ولی در سطح احساس تفاهم سریع تر و قاطع تر بدست می آید.
دامنه تغییر زیاد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
وقتی دامنه تغییرات نمونه های آماری خیلی زیاد باشه میتونیم از ناپایداری صحبت کنیم که البته در چارچوب دامنه مزبور معنا دارد.
بعد از انتخابات مدتی ننوشته ام و بعدش هم معمولا لینک به کسی نمیدم آپدیت نمیکنم و وبلاگهای آپدیت شده را که روزانه میخواندم دیگه بی خیال شدم. سکوت و آرامشی برای نوشتن. تجربه این هم جالبه.
دنیا کوچک هست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دنیا با این همه بزرگی کوچک است. کوچکی اش وقتی روشن میشه که آدم به درون خودش نگاه میکنه. دوست عزیزمون هنوز بر تخت بیمارستان بی حرکت است. دکترها امیدی ندارند و همه متوسل هستند تا شاید امیدی بیابند.
یاد فرصتهایی می افتم که از دست رفت و فرصتهایی که از دست نرفت. فرقی نمیکنه باز هم غمگینم چون انتظارم بیش از ظرفیتی است که این دنیا به ما میدهد. ما میخواهیم جاودانه باشیم و دوستان خوبمون رو حفظ کنیم. شاید بهتر باشه دعا کنیم که جاودانه بودنمون از یادمون نره. همایون رو خواهیم دید یا در این صحنه یا در صحنه ای دیگر. اگر خوب نگاه کنیم همین الان هم اینجاست.
دوستی خوب بر روی تخت بیمارستان در آی سی یو
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یکی از دوستان خوبم که از نزدیکترین دوستانم هم محسوب میشد حالش خوب نیست. میگن فقط یه معجزه به این دنیا برش میگردونه. خب چه عیبی داره معجزه هم ممکنه.
سه روز گذشته ولی هنوز باورش سخته. آدمی خوب٬ باهوش٬ فعال و دلسوز. دعا کنید.
شروع باید کرد.
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
باید شروع کرد. تمام کردن لازمه شروع کردن نیست ولی خب محدودیتها همیشه تعیین کننده تعداد شروع کردن هاست....
--------------------------------------------------
در تعطیلات نوروز امسال سعی کردم انرژی زیادی برای مشکلات راند پرواز تهیه ببینم که امیدوارم کافی باشه. چشم به همفکری و همکاری و همراهی دوستان دارم. میخواهیم یک کوه گنده رو جا به جا کنیم. فکر میکنم مشکل ریشه کوه است که خیلی عمیقه ولی به امید خدا موفق خواهیم بود. خدا خواهد نصیب باشد. راستش رو بگم کارهای شرکت امسال کارهای زیادی است. از دست دادن زمان مهمترین نگرانی است. باید بر تلاش افزود.
محرم آغاز شد.
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
امروز خیلی غمگین هستم و نمیدونم چرا. شنیدن موسیقی هم نتونست کاری برام بکنه بعد از چند تا انتخاب شاد آخرش رسیدم به صدای آقای کویتی پور:
یاران چه غریبانه / رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما / هم سوخته پروانه
چقدر ساده میشه از یک حماسه بزرگ و الهام بخش چون کربلای امام حسین یه شکست تاریخی ساخت. غم و اندوه و گریستن به یاد از دست دادن دوست جاودانه الهام بخش وبلاگنویسان است. یاد کردن از دست دادن ها بزرگترین تم در عاشوراست. آنهم با لبخند و خشنودی و رضایتی که جز از حسین از کس دیگری ثبت نشده است.
یاد دوستانی افتادم که در جنگهای دهه اول انقلاب از دست دادیم. وقتی رفتنشان به جبهه ها رو نظاره میکردیم باورمان نمیشد که سالهای دوری چقدر سخت خواهد گذشت. ای کاش اینقدر بلندگوهای رسمی از قشر دفاع نمیکردند تا فرصت بیان محتوا از دست نمیرفت.
-------------------------------
بعضی ها معتقدند که همه چیز مال اونهاست. فرقی نمیکنه متجدد باشند یا سنتی. توتالیتر یعنی همین. فضای مجازی مال همه است. اگر کسی ناراحته نیاد ولی اگه بتونه تحمل کنه بهتره. تازه من از کامنت هایی که مینویسید استفاده میکنم. هر چند بعضی هاش توهین است. خواهش میکنم توهین نکنید. شاید شما حق داشته باشید توهین کنید. ولی اگه میشه توی کامنت من اینکار رو نکنید. تا حالا کامنتی رو حذف نکرده ام. میخوام همینطوری ادامه بدم.
راستی یاد جلال آل احمد و رنجی که می برد بخیر.
مدتی است که ذهنم مشغول شده به وضعیت جداافتادگی های فرهنگی و فکری در جامعه ما. تفاوت دارا و ندار و غنی و فقیر به جای خود که خیلی مهم و تعیین کننده است ولی یه تفاوت فرهنگی عظیم هم در میان طبقه واحد هم دیده میشه. احتمالا ناشی از جابجایی لایه های اجتماعی است. مثل یه زلزله بزرگ. در لحظه ای واحد بعضی ها میخندند و بعضی ها بر همان چیز می گریند. بعضی به بالا میروند و بعضی با همان وسیله پایین می آیند. هنجار ها و نظام های ارزشی چند گانه شده و جای خالی روشنفکر متعهد خالی است. کسی که خوب ببیند و اسیر افراط و تفریط نباشد. متعهد به ارزشها باشد. ارزشهایی که همه میفهمند و لازم نیست به زبان و لهجه ای خاص بیان شوند.
خستگی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در یکی از وبلاگ هایی که می دیدم به یک نوشته برخوردم که برام خیلی عجیب و در عین حال ناراحت کننده بود.
((من خسته ام از گمنامی. من از سوال بی جواب خسته ام ... من از رمز و راز آدمها خسته ام... از داستانهای پیچیده خسته ام ... من از آدمهای ناشناس خسته ام ... ذهن من کشش و تاب تحمل اما ها و اگر ها رو نداره.. برای رضای خداُ بیا و بگو من منم. من آز آدمهای بی صورت خسته ام.))
واقعا این حرفها منو اذیت کرد. این خستگی ها رو منم دارم. ولی من اکثرا از این وضعیت خوشحالم. به ندرت از وجود گمنامی و سوال بی جواب و رمز و راز خسته میشم. حالا کاری نداریم که نویسنده دنبال دوست خاصی بوده که احتمالا بوده ولی توی این گشت و گذار ها و وبگردی های روزانه و شبانه گاهی آدم یه تلنگرهایی میخوره.
شاید بد نباشه منم یه مدتی برم استراحت. نظرتون چیه؟
بابا شوخی کردم. اینقدر نگید خوبه خوبه. خودم میدونم واسم خوبه. ولی نه نمیشه. یعنی نمیشه که بشه.
شجاعت/تنهایی/قدرت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
از اینکه ترسو باشم میترسم.
از اینکه دیگران اینجوری فکر کنن کمی میترسم.
از این که خودم باشم اصلا نمیترسم.
کی میترسه؟ واسه چی میترسه؟ حالا مثلا یکی ترسید به بقیه چه؟
از ترس بگذریم بریم سراغ عصبانیت.
این یکی رو دیگه اعتراف میکنم که من خیلی زود جوش میارم. مخصوصا وقتی که شرایط نیاز به تصمیم گیری داره و می بینم که بعضی ها گیچ و ویج هستند. یا وقتی که کسانی رو بیشتر از حد و اندازه هاشون ارزیابی کرده باشم و ببینم وسط کار هی گیر میدن. اینجاست که دیگه کم میارم و حالم از خودم گرفته میشه. آخه چرا باید انتظاراتم رو اینقدر زیاد کنم که نتونم جوابش رو بگیرم.
----------------------------------------------------------------
تنهایی هم عالمی داره.
آدم بیشتر خودش رو میشناسه و میتونه تجربه های جدیدی بکنه. البته منظورم تنهایی مطلق نیست. وقتی خدا هست دیگه هیچکس تنها نیست. البته گاهی دوربین ها و چشم های محرم و نامحرم هم آدم رو از تنهایی در میارن. اما این کجا و اون کجا.
-------------------------------------------------------------------------
قدرت هم چیز جالبیه. وقتی از درون بجوشه یه جوریه. وقتی توسط انسان اعمال میشه یه جور دیگه است. وقتی هم که تحت فشار قدرت دیگران هستیم این هم مدل خاص خودشه. انواع دیگه هم هست؟
یکی از دوستان وبلاگ نویس که حرفه ای مینویسه میگفت تغییر لحن و لسان در وبلاگ خیلی خوبه. نظر شما چیه؟
مخلص هم خوانندگان هم هستم. راستی یادم اومد. یکی کامنت نوشته که از روی نوشته اش ده بار بنویسیم. شما نوشتید؟ من که بیشتر از دو تا ننوشتم. اون هم از بابت خمس سهم سادات بود.
ارادتمندیم.