مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
Contact me
My Profile
Previous Months Home Archive دی ۸٩ آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آذر ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ مهر ۸۳ More ...
      زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
حزب خاتمی ... حزب موسوی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

خاتمی از فرصت های زیادی که برای تشکیل حزب داشت استفاده نکردو به تشکیلات محدود مجمع روحانیون مبارز و روابط گسترده با احزاب اصلاح طلب اکتفا کرد. به نظر میرسد که مهندس موسوی نیز دارای شرایطی شده است که میتواند حزبی موفق تاسیس کند.


Link      Comments () Date: دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۸

تفاوت دانشجو در جوامع پیشرفته و عقب نگهداشته شده (عقب افتاده سابق ) by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

دانشجویان در جامعه ای که از نظر سیاسی تکلیفش روشن است و دارای احزاب سیاسی موثر و دولت پاسخگو است، در جناح بندی های سیاسی به عنوان دانشجو فعالیت خاصی ندارد و بیشترین فعالیتش متوجه فعالیتهای علمی و دانشگاهی است.
اما در جهان سوم و کشورهای به اصطلاح عقب افتاده یا عقب نگهداشته شده وضعیت متفاوت است. دانشجویان از آن جهت که فکر میکنند و میدانند چه بر سرشان می آید، نسبت به سرنوشت مدیریتی جامعه، به نمایندگی از مردم حساس هستند وعکس العمل نشان میدهند. هرچه احزاب و گروههای سیاسی در جامعه موثرتر شوند، از نقش گروههای صنفی و غیرحرفه ای و حتی از حضور گروههای پنهان و مافیایی قدرت کاسته میشود.


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٧

تقدم تولید گفتمان بر قدرت؛ اولویت تحزب مردمی بر احزاب دولت ساخته by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:



شهید بهشتی ایده ساختن یک حزب برای رسیدن به دولت صالح را مطرح می‌کنند، نه تشکیل یک دولت و احزابی دولت ساخته برای حمایت از آن با هر انگیزه و سیاستی. این دو راه کاملاً دو راه متفاوت از یکدیگر است. می‌توان گفت این فکر،‌ اندیشه پنجاه و هفتی است، اما من گمان می‌کنم این فکر از اندیشه‌هایی است که می‌تواند و ارزش آن را دارد که سرلوحه‌ی نیروهای سیاسی قرار گیرد.

مطلب کامل را در ادامه بخوانید


مهندس میر حسین موسوی، در همایش «شهید بهشتی، تشکل و تحزب»، که در موسسه دین و اقتصاد و با همکاری بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید مظلوم بهشتی، به مناسبت 29 بهمن، سی‌امین سالگرد اعلام موجودیت حزب جمهوری برگزار شد، به ایراد سخن پرداخت. متن کامل سخنرانی مهندس میر حسین موسوی بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

با تسلیت اربعین حسینی و دعا برای پیروی راه حسین علیه السلام، باید بگویم، موضوعی که امروز با عنوان «تشکل و تحزب»برای این همایش انتخاب شده‌ است، همچون وضعیت حاکم بر روز‌های ‌آغازین انقلاب اسلامی مسئله حیاتی و مهم امروز ماست. البته چگونگی پرداختن به این مسئله برای نیروهای ارزشی اهمیتی اساسی دارد. بنابراین رجوع به روشی که شهید بزرگوار و سالار شهیدان انقلاب اسلامی، دکتر بهشتی در پرداختن به این مسئله داشت، خود، اهمیت فوق‌العاده‌ای برای ما دارد.

برای آن‌که بتوانم اذهان شما را به موضوع بحثی که در این جلسه ارائه خواهم کرد نزدیک کنم، با یک مثال هنری بحث خود را آغاز می‌کنم. در نقد ادبی و سینمایی اصطلاحی به نام ژانر وجود دارد که معمولاً به نوع طبقه‌بندی در میان داستان‌ها اشاره می‌کند. این نوع طبقه بندی براساس روایتی که فیلم در داستان دارد، فیلم را طبقه‌بندی می‌کند؛ برای مثال ژانر فیلم‌های پرحادثه، رمان و تراژیک انواع مختلف این طبقه‌ بندی محسوب می‌شوند.

یکی از ژانرهای فرعی، ژانر فیلم‌های تخیلی است، در این ژانر با داستان‌ قهرمانانی مواجه می‌شویم که از زمانی به زمان و مکان دیگری پرتاب می‌شوند. برای نمونه قهرمان یک فیلم که یک سامورایی است، خود را از 300، 400 سال پیش پرتاب شده در فضای شهر پیشرفته آمریکایی می‌بیند.

در این اتفاقات؛ قهرمانی که جای خود را از نظر زمان و مکان تغییر یافته ‌می‌بیند، به دلیل این‌که وارد فضای نوینی می‌شود، با مسئله‌هایی نوین نیز مواجه می‌شود و مشکلاتی با اخلاقیات، فرهنگ و نشانه‌های زمان و مکان جدید پیدا می کند. در نتیجه تا زمان تطبیق خود با وضعیت جدید، ممکن است هزاران حادثه تراژیک برای او رخ دهد.

هنگام پیروزی انقلاب به دلیل ناگهانی بودن و سرعت بسیار زیاد این پیروزی و نبود سازماندهی قبلی‌ای که افراد را برای برخورد با وضعیت‌‌های جدید بپروراند، تمام شخصیت‌ها و افراد اعم از مخالف و موافق به یکباره در نظام جدید، خود را در موقعیتی جدیدی یافتند. 

در این میان بسیاری آمادگی برخورد با مسائل جامعه جدید را نداشتند. برخی روحیه روستایی داشتند، برخی دیگر زمان پیروزی انقلاب را با تغییراتی که در جهان اتفاق افتاده بود یا وضعیت‌های بسیار قدیمی مقایسه می‌کردند و نتایجی نامعمول می‌گرفتند.

آن زمان طرح موضوعاتی همچون بحث‌های مصدق و کاشانی شدت گرفت، مباحث آن زمان است که در میان گروه‌های چپ دارد تکرار می‌شود.

برخی دیگر وضعیت انقلاب، به خصوص یک سال نخست آن را با یک سال قبل از پیروزی حزب کمونیست در شوروی مقایسه می‌کردند .

در موقعیت جدیدی که پدید آمده بود افراد کمی بودند که به معنای واقعی معاصر باشند و شرایط را همان‌گونه که هست درک کنند، علائم را به خوبی دریافت کنند و با تجزیه و تحلیل صورت واقعی مسائل و طبقه‌بندی درست مشکلات، بدانند که نظام جدید جامعه ایرانی با چه مسائلی روبرو است.

این همزمانی و معاصر بودن و درک واقعی زمان و مکان، برای افراد برجسته آن دوران که به نوعی جلودار حرکت‌های اجتماعی بودند، نکته بسیار مهم و تعیین کنند‌ه‌ای بود.

شهید بهشتی جزو معدود کسانی است که از یک فضای قدیم به فضای نو پرتاب نمی‌شود بلکه او خود را در محیطی می‌یابد که مسائل و اهمیت آن را به خوبی درک می‌کند، مشکلات و سختی‌ها را می‌بیند. در عین برخورداری از ارزش‌های سنتی و اجتهاد در این زمینه، توانمندی ارائه یک نگاه نو نسبت به مسائل موجود جامعه را دارد. وسعت مسائلی که ایشان در دوران اول انقلاب به آن می‌پردازند حیرت‌آور است. گرچه قبل از انقلاب هم ایشان به مسائلی پرداخته که نگاه نویی را نسبت به جامعه نشان می‌دهد و به همین دلیل شهید بهشتی به عنوان یک روحانی بسیار پیش‌رو در آن دوران مطرح می‌شود.

در عین حال هیچ کس در اجتهاد ایشان در متون اسلامی شک نداشت. بروز و ظهور نگاه و دید ایشان نسبت به مسائل گوناگون بعد از انقلاب و تحلیل‌ها و اظهارنظر‌های ایشان در آن دوران، امروز برای ما حیرت‌آور است.

بعدها با عبور از بحران‌های دوران نخست انقلاب، پیدایش نیروهای جدید و پخته شدن نیروهای انقلابی و تقسیم کاری که صورت می‌گیرد، دیگر این مسئله چندان برای ما مهم به نظر نمی‌آید.

ایشان در رابطه با مسائل اقتصادی و حساس‌ترین مسائلی که جامعه با آن روبروست نظرات و پیشنهاداتی دارند و همواره افراد را برای بررسی مسائل جدید تشویق می‌کنند. مسائلی از قبیل بانکداری، بیمه، تولید، تورم، بیکاری و تمامی آن‌چه که می‌تواند در شرایط ویژه‌ای که یک نظام نوپا، پس از پیروزی انقلاب با آن مواجه شده است، اهمیت ویژه و فوق‌العاده‌ای داشته باشد. مسئله‌هایی که عدم توجه به آن‌ها می‌توانست مشکلات اساسی ایجاد کند.

شهید بهشتی همچنین توجه ویژه‌ای به مسائل مدیریت در دوران نخست انقلاب دارند. بحث مکتب و مدیریت یکی از مهمترین مسائل مورد نظر ایشان بود.

این که آیا مدیر باید تخصص کافی داشته‌باشد، یا از تعهدی مکتبی برخوردارباشد و یا از هر دو، مسئله‌ای مهم در آن دوران بود. ایشان این موضوع را بارها برای بحث در حزب جمهوری‌اسلامی انتخاب کردند و نظریاتی که ایشان در این باره ارائه کردند، بسیار راهگشا بود.

باید بگویم شناخت ایشان از مسائل سیاسی و بین‌الملل یک استثنا در کشور ما بود. همه‌ی ما به یاد داریم، که ایشان ارتباطات و ملاقات‌های وسیع و موفقی با شخصیت‌های خارجی داشتند. در واقع می‌توان گفت که سیاست‌ خارجی کشور ما با نگاه‌ها و تجربیاتی که ایشان ارائه دادند، شکل گرفت.

دامنه نظریات ایشان حتی به علوم سیاسی و فلسفه‌ی سیاسی گسترش داشته است و ما هنوز می‌توانیم از تحلیل ایشان در مورد لیبرالیسم استفاده‌های فراوانی ببریم.

اکثر دوستان می‌دانند که ما وضعیت داخلی ما بسیار پیچیده بود. ما با جامعه‌ای در حال غلیان و در اوج تغییرها و در وضعیتی بسیار پیچیده مواجه بودیم. انقلاب دشمنانی نیز داشت.

در این دوران جریان‌های مختلف اسلامی‌ با نظریات و نگاه‌های مختلفی وجود داشتند. در تمام این جریان‌ها شخصیت شهید بهشتی تأثیرگذار و راهگشا برای انقلاب بود.

نوع رویکرد همه‌جانبه‌ی ایشان در پرداختن به مسائل فرهنگی و اجتماعی آن دوران نیز صادق است. این که حضرت امام از ایشان به تنهایی به عنوان یک ملت نام می‌برد، شاید ناظر بر همین ویژگی‌های شخصیت ایشان باشد. در واقع بیان امام خمینی به نوعی اشاره به همه‌جانبگی ذهن ایشان در مورد مسائل گوناگون دارد.

نمونه‌های بسیار زیادی را می‌توان ارائه داد که نشان از دقت بالای ایشان در به زمان بودن و وقوف کامل به زمان و مکان دارد. شاید بتوان گفت که یکی از بزرگترین برجستگی‌های ایشان، آگاهی از زمان و مکان بود. ما ممکن است افراد زیادی را پیدا کنیم که دارای دانش فراوانی باشند، اما حساسیت و توجه آن‌ها نسبت به مقتضیات زمان و مکان دوران خود کم باشد. قبل از انقلاب نیز افراد کمی در نیروهای مذهبی داشتیم که چنین توانایی و درکی را داشته باشند و نسبت به زمان آگاهی کامل داشته باشند که بدون شک در صدر آ‌ن‌ها شهید بهشتی بود.

در واقع رویکرد شهید بهشتی به مسئله حزب را باید از این زاویه مورد بررسی قرار داد که ایشان فردی آگاه به مسائل و زمانه بوده و می‌دانست که در چه نقطه‌ای از زمان و فضای جغرافیایی ایستاده است. شهید آگاهی کامل داشت که نظام ما با چه مسائلی روبرو است. رویکرد ایشان به حزب، رویکردی فردی نبود که در موقعیت جدیدی قرار می‌گیرد و در پی یافتن یارانی باشد که بخواهد به قدرت برسد. به بیان دیگر تشکیلات را برای رسیدن به قدرت تعریف نمی کرد.

اگر نحوه‌ی‌ برخورد ایشان با حزب و چگونگی پیش‌بینی تشکیلات آن را بررسی کنید، درمی‌یابید که ایشان دارای رویکردهایی بسیار نو و پیشتازانه بود. البته این برخورد پیشتازانه، به هیچ وجه نافی استفاده ایشان از امکانات و تجربیات بومی و ارزش‌های اسلامی نبود.
من جملاتی از شهید دکتر بهشتی برای ارائه در این جلسه انتخاب کرده‌ام و درباره‌ی فضای طرح این جملات توضیحاتی ارائه می دهم. با این امید که سخنران‌های بعدی نوری به فضای اول انقلاب بتابانند تا در تجربه‌های کنونی از آن بهره گرفته شود.
ایشان در یکی از جملات اساسی خود درباره احزاب می‌گویند: «معمولاً احزاب سیاسی حتی تشکیلات نظامی از همان روز اول با انگیزه رسیدن به قدرت بوجود می‌آیند.»

دکتر بهشتی پس از طرح این جمله اشاره‌ای به وضعیت جامعه ایران می‌کند. یادآور فداکاری‌های مردم در راه انقلاب و روحیه‌ای که بر دوران انقلاب حاکم است می‌شود و بلافاصله می‌گوید برای « نسل نوجوان ما تشکیلات سیاسی، نظامی و اجتماعی، انگیزه قدرت‌طلبی تداعی نمی‌کند، بلکه انگیزه خدمت و فداکاری در راه یک آرمان و هدف را تداعی می‌کند.»

شهید بهشتی بلافاصله وظیفه تشکیلات را در دو بخش توضیح می‌دهد. ایشان البته بارها به این توضیح رجوع می‌کند و دائم تأکید می‌کند که حزب جمهوری اسلامی برای چنگ زدن به قدرت پدید نیامده است. اگرچه در مواردی ایشان اشاره می‌کند در موقعیتی که خلأ باشد و خدمتگزاران دیگری نباشند حزب وارد قدرت نیز می‌شود.

در جایی دیگر می‌گویند به هر حال حزب از دیدگاه فرهنگی و اجتماعی معمولاً یکی از این دو مفهوم را تداعی می‌کند؛ «قدرت و خدمت‌گزاری»

و باز ایشان می گویند:

« در میان عده زیادی حزب این مفهوم را تداعی می‌کند که گروهی قدرت‌طلب دور هم جمع شده‌اند تا به قدرت و حکومت دست‌یابند و آن‌گاه که به قدرت دست‌یافتند، نزدیکان و دوستان خود را در آن تشکیلات به مقام و قدرت برسانند».

اما برای گروهی دیگر حزب این معنا را تداعی می‌کند که برای مبارزه با فسادها و تحقق بخشیدن به آرمان‌های عالی بشری و الهی باید به یکدیگر پیوست و به منظور تشکل بیشتر نیروها در راه تحقق سریع آرمان‌ها، باید حزب و تشکیلات پدید آورد.»

شهید بهشتی در پاسخ به یکی از مقامات مراکش در دیداری که با ایشان داشت، دو مفهوم فوق را توضیح می‌دهند و به ایشان می‌گویند حزب جمهوری اسلامی طالب و خواهان در دست گرفتن قدرت است اما در مفهوم دوم؛ یعنی به شکل خدمت‌گزاری و در جستجوی طاعت خدا.

ایشان درباره انگیزه‌ی خود توضیح می‌دهد:

«برای این که ما آغازکننده‌ی این تشکیلات هستیم، برای اینکه به مردم ثابت کنیم ضمن هدفی که داریم بناداریم از قبول هر سمت قدرت‌آفرینی خودداری کنیم؛ مگر هنگامی که به صورت یک امر واجب مطلق عینی از طرف جامعه و رهبری جامعه به عهده ما گذاشته شود؛ که البته این شرایطی خاص است، در غیر این صورت تا آنجا که کس دیگری وجود دارد که این قدرت را در دست گیرد و این خدمت را انجام دهد به او اولویت می‌دهیم تا درسی عملی باشد.»

این رفتاری بود که ما در صدر انقلاب از ایشان بارها مشاهده کردیم و به نظر نمی‌آید گذشت 30 سال از انقلاب هنوز این درس را کهنه کرده باشد.

ادامه این بحث مربوط به چند سخنرانی است که من جملاتی از آن‌ها را انتخاب کرده‌ام.

در این جا به یکی از نکات مورد توجه ایشان که دارای اهمیت بسیار زیادی است و می‌توان از آن برای شناخت برخی از مشکلات و نارسایی‌ها استفاده کرد، اشاره می کنم:

ایشان عنوان می‌کند «یک تشکیلات کار خود را با آموزش و سازندگی، کلاس‌ها و حوزه‌های سازنده در ابعاد عقیدتی و آگاه‌کننده در زمینه‌های ایدئولوژیک و سیاسی و تمرین‌دهنده در ابعاد معنوی و اخلاقی آغاز می‌کند و راه را ادامه می‌دهد.»

به بیان دیگر در اندیشه‌ی شهید بهشتی موارد یادشده، بخش اصلی فعالیت تشکیلات است. به طور طبیعی تشکیلات بخش اصلی توان خود را روی بیان مواضع ایدئولوژیک خود متمرکز می‌کند. و ایشان ادامه می دهد:

«پس از این‌که تشکیلات مستقر شد و مورد قبول جامعه قرار گرفت، سراغ این مسئله می‌رود که در سرنوشت سیاسی جامعه حضور مؤثری پیدا کند و به همه بگوید حال که بینش اجتماعی، ایدئولوژیک و سیاسی مورد نظر به عنوان یک نهاد اجتماعی مورد قبول بخش عظیمی از جامعه است، سپس می‌تواند در ساختن آینده جامعه نقش مؤثری داشته باشد. آن موقع است که بخش قابل ملاحظه‌‌ی دیگری از قبیل انتخابات، روی‌کار آمدن دولت، تهیه برنامه‌ها را ثبت می‌کنند.»

ملاحظه می‌کنید از منظر شهید بهشتی ایجاد گفتمان بر گرفتن قدرت اولویت دارد؛ نه اینکه گرفتن قدرت، بعد ساختن گفتمان متناسب با این قدرت مدنظر باشد.

ایشان ایده ساختن یک حزب برای رسیدن به دولت صالح را مطرح می‌کنند، نه تشکیل یک دولت و احزابی دولت ساخته برای حمایت از آن با هر انگیزه و سیاستی. این دو راه کاملاً دو راه متفاوت از یکدیگر است. می‌توان گفت این فکر،‌ اندیشه پنجاه و هفتی است. اما من گمان می‌کنم این فکر از اندیشه‌هایی است که می‌تواند و ارزش آن را دارد که به طور دائم سرلوحه‌ی توجه‌ نیروهای سیاسی قرار گیرد. ایشان بحثی دارد که خیلی برای زمان امروز راهگشا است. متأسفانه امروز نوعی شکاف میان نیروهای سیاسی پدید آمده است، اما اصولی که در اول انقلاب براساس آن عمل و تبلیغ می‌شد مواضع حزب، در جهت کم‌کردن اختلافات با احزاب رقیب بود.

اگر چه این مواضع 100 درصد و در همه موارد موفق نبود، اما در میان مردم و گروه‌های اسلامی معتقد، فعال و مخلص در خط امام موفقیت‌آمیز بود و با این گروه‌ها رابطه برادرانه وجود داشت.

بدین معنا که نوعی مراقبت و مدارا بین احزاب و گروه‌های رقیب مسلمان وجود داشت و همین کافی بود که نشان‌داده‌شود که کسی خلاف اعتقاداتی که ریشه‌ی شرعی و ریشه در مصلحت‌های عمومی جامعه دارد، عمل نمی‌کند.

شهید بهشتی در بخش دیگری می‌گویند: «ما در برابر گروه‌های مسلمان فعال، معتقد، مخلص و در خط امام رابطه‌ی برادرانه داریم و هرگونه رابطه رشک‌آمیز نسبت به این گروه‌‌ها را گناهی بزرگ و تباهی‌آور می‌دانیم» ایشان سپس سراغ گروه‌‌های دیگر می‌روند و باز هم با سعه صدر نوع رابطه با آن‌ها را مطرح می‌کنند تا برسد به گروه‌هایی که مبارزه مسلحانه در مقابل نظام را در دستور کار داشتند و می‌گویند: «باید برخورد قانونی با آنها صورت گیرد».

ایشان تلاش می‌کند هر نوع فضای جنگ قدرتی را بین گروه‌‌های مذهبی از بین ببرند. اگر انقلاب اسلامی در کشور پایدارشد و گسترش پیداکرد به دلیل حضور چنین روحیه‌ای در آغاز انقلاب بود. ایشان در تقسیم‌بندی دیگری که به این موضوع هم ارتباط پیدا می‌کند سه شاخصه مهم درباره‌ی حزب جمهوری مطرح می‌کنند. اولین شاخصه بحث حضور مکتب، اسلام و فقیهان در درون حزب است که به دلیل ضیق وقت از پرداختن به آن خودداری می‌کنم و به مشخصه دوم و سوم که اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد و با بحث‌هایی بنده مرتبط است، اشاره می‌کنم. ایشان می‌گویند:

« مشخصه دوم، سازمان و تشکیلاتی است که متعلق به همه مردم اعم از جوان،‌ پیر، شهری، روستایی و ... باشد. یعنی تشکیلاتی که نشانگر توده به پا خاسته اجتماعی باشد.» ترکیب شورای مرکزی حزب دقیقاً بازنمایی چنین نگاهی بود و در شورای مرکزی و شاخه‌های شهرستان، از همه اقشار حضور داشتند. مسئله‌ای که هیچ‌کدام از گروه‌های سیاسی دیگر چه اسلامی و چه غیراسلامی نتوانستند آن را دوباره تکرار کنند. این ویژگی در اوایل انقلاب حاکم بود. البته تشکیل چنین شورایی کار ثقیل و سختی بود. چه بسا نارضایتی و ناراحتی در بین برخی از دوستان مجموعه ایجاد می‌کرد مبنی بر اینکه چرا کسانی باشند و چرا کسانی نباشند.

وقتی یک کارگر وارد شورا می‌شد بدین معنا بود که به همان نسبت امکان حضور افراد بسیار شاخصی که ممکن بود به حق یا ناحق اعتقاد داشتند باید در شورا حضور داشته باشند، کاهش می‌یافت. ولی ایشان از چنین ترکیبی دفاع کرد و این ترکیب بندی منجر به شکل گیری واحدهای مختلفی از جمله اصناف، بخش‌های کارگری و دانشجویی و واحد شهرستان‌ها و ... شد که بعداً نهادهایی از درون آن ها ایجاد شد که برخی از آن ها هنوز هم در حال خدمت به جامعه هستند.

باز از زاویه همین آگاهی شهید بهشتی از زمان و مکان بود که ایشان یک تصور روشن از مفهوم ملت داشت. معنای ملت این نیست که عده‌ای از کسانی که با آنها منافع مشترک داریم دور هم جمع شویم و چنین باور کنیم که گویی یک ملت هستیم. ملت اعم از هر گروه و دسته‌ای است. این مفهوم در واقع تمام افراد ملت را در بر می‌گیرد و شامل تمام مردم متنزع از قشرها، طبقات مختلف و عقاید گوناگون می شود. اکنون ما برای داشتن چنین نگاهی مشکل داریم.

گاهی عده ای از نیروهای مختلف مملکت دور هم جمع شده و در حالی که بخش کوچکی از جامعه هستند، خود را نمونه ملت و سلیقه خود را مساوی سلیقه ی یک ملت بزرگ می دانند.

این افراد نمی‌توانند آغوش خود را آنچنان وسیع و گسترده بگیرند که آحاد و سلیقه‌های بیشتری را در بر بگیرد. این یکی از امراضی است که ما به آن دچار هستیم. ایده‌ای که ایشان برای حزب داشت و برای آن اقدام عملی‌کرد، تشکیل حزب به‌گونه‌ای بود که برشی از همه جامعه باشد و با خط‌دهی که در احزاب صورت می‌گرفت و با آموزشی که در درون حزب برای پیدا کردن نگاه وسیع‌تر در جهان دنبال می‌شد، تلاش‌ها بر این بود که در این چارچوب ملی تقوا و مهارت های تشکیلاتی ارتقا یابد. برای دیدن تفاوت، کتابی وجود دارد که با عنوان «شورشیان آرمان‌خواه» منتشر شده است. این کتاب بعد از آن که تاریخچه تشکل‌های چپ مارکسیستی را شرح می‌دهد، در بخشی قضاوتی دارد مبنی بر اینکه به رغم آنکه تمام احزاب شعار حمایت از قشر کارگری را می‌دادند و خود را نماینده آن طبقه می‌دانستند، در ترکیب این احزاب و شوراها وجود کارگران نزدیک به صفر بود.

من نمی‌خواهم با انتقاد از آنها بگویم که گروه‌های اسلامی از این ایراد مبرا هستند. همان طور که اشاره شد چه بسا ما گروه‌ها و دسته‌هایی را شکل می‌دهیم و به آن‌ها به گونه‌ای نگاه می‌کنیم که گویی همه‌ی ملت را در بر می‌گیرند. در نتیجه از تنوع موجود در کشور غافل می‌شویم و شاید بخش قابل توجهی از مشکلات ما در رابطه با سیاست‌های اقتصادی، سیاست‌های داخلی و خارجی معطوف به این قضیه است که ما درک روشنی از مفهوم ملت نداریم.

شهید بهشتی درباره خصوصیت سوم تأکید داشتند، در عین فراگیری و وسعت نباید انحصارطلب بود. به نظر می‌آید این مسائل نه تنها برای حزب، که برای جامعه فعلی ما هم اهمیت دارد و دوباره باید به آن رجوع کرد. ایشان می‌گویند: «یکی از اصول تشکیلاتی که در جزوات آموزشی حزب جمهوری اسلامی منتشر شده آن است که حزب جمهوری اسلامی مجموعه‌ای است از عناصر معتقد به اسلام و مبارز که خواستار ارزش‌های عالی اسلامی باشند به طوری که برای هر کاری جستجو کرده و صالح‌ترین را انتخاب کنند، فارغ از آنکه عضو این تشکیلات باشد یا خیر».

هنوز این توصیه و نصیحت، سی سال گذشته را شکافته و پیام خود را به عنوان یک مسئله‌ی روز حساس و در آستانه انتخابات به ما می‌رساند.

ایشان عنوان می‌کنند: «حزب جمهوری اسلامی انحصار‌طلب، قدرت‌طلب، خودمحور و نفی کننده دیگر گروه‌های سیاسی نیست. ما هر گروه سیاسی و اسلامی دیگر را که مؤمن، درستکار و صدیق به انقلاب باشد، گروه برادر می‌نامیم و با این گروه‌ها مسابقه می‌گذاریم. مسابقه بر سر چه؟ بر سر قدرت؟ حاشا، بلکه مسابقه بر سر تقدیم بهترین خدمت به ملت».

در مجموعه سخنان ایشان در مورد تشکیلات ما به این گونه فراز های بلند، فراوان برخورد می کنیم که همه آنها ارزش ارزیابی مجدد برای معرفی به نسل‌های جدید را دارد؛ هم برای یافتن راه و هم برای معرفی آنچه که در انقلاب گذشت و فهم این مسئله که چرا نام شهید بهشتی همچون نامی قدسی برای ملت ما باقی مانده‌است. علیرغم آن‌که 30 سال از آن زمان فاصله گرفته‌ایم، باز نام ایشان بسیج کننده همه نیروهای مؤمن است.

ما هنوز صدای گرم ایشان را می شنویم که می گوید: «ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت» و آیا این جمله بزرگترین رهنمود برای نیروهای علاقه مند به اسلام و مصالح ملی نیست؟


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧

میرحسین موسوی : درک روشنی از مفهوم گوناگونی ملت نداریم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

شهید بهشتی جزو معدود کسانی است که از یک فضای قدیم به فضای نو پرتاب نمی‌شود بلکه او خود را در محیطی می‌یابد که مسائل و اهمیت آن را به خوبی درک می‌کند، مشکلا‌ت و سختی‌ها را می‌بیند. در عین برخورداری از ارزش‌های سنتی و اجتهاد در این زمینه، توانمندی ارائه یک نگاه نو نسبت به مسائل موجود جامعه را دارد

دکتر بهشتی پس از طرح این جمله اشاره‌ای به وضعیت جامعه ایران می‌کند؛ یادآور فداکاری‌های مردم در راه انقلا‌ب و روحیه‌ای که بر دوران انقلا‌ب حاکم است می‌شود و بلا‌فاصله می‌گوید برای نسل نوجوان ما تشکیلا‌ت سیاسی، نظامی و اجتماعی، انگیزه قدرت‌طلبی را تداعی نمی‌کند، بلکه انگیزه خدمت و فداکاری در راه یک آرمان و هدف را تداعی می‌کند

شهید بهشتی در پاسخ به یکی از مقامات مراکش در دیداری که با ایشان انجام گرفت دو مفهوم حزب را توضیح می‌دهد و به ایشان می‌گوید حزب جمهوری اسلا‌می طالب و خواهان در دست گرفتن قدرت است اما در مفهوم دوم؛ یعنی به شکل خدمتگزاری و در جست‌وجوی طاعت خدا. ایشان درباره انگیزه خود توضیح می‌دهد: برای اینکه ما آغازکننده این تشکیلا‌ت هستیم، برای اینکه به مردم ثبات کنیم، ضمن هدفی که داریم بنا داریم از قبول هر سمت قدرت‌آفرینی خودداری کنیم، مگر هنگامی که به صورت یک امر واجب مطلق عینی از طرف جامعه و رهبری جامعه به عهده ما گذاشته شود که البته این شرایطی خاص است، در غیر این صورت تا آنجا که کس دیگری وجود دارد که این قدرت را در دست گیرد و این خدمت را انجام دهد به او اولویت می‌دهیم تا درسی عملی باشد. این کاری بود که ما درصدر انقلا‌ب از ایشان بارها مشاهده کردیم و به نظر نمی‌آید

ایشان ایده ساختن یک حزب برای رسیدن به دولت صالح را مطرح می‌کنند، نه ساختن یک دولت و احزابی دو رو برای حمایت از آن با هر انگیزه و سیاستی را. این دو راه کاملا‌ دو راه متفاوت از یکدیگر است. می‌توان گفت این فکر، اندیشه پنجاه‌وهفتی است، اما من گمان می‌کنم این فکر از اندیشه‌هایی است که می‌تواند و ارزش آن را دارد که به‌طور دائم سرلوحه توجه‌ نیروهای سیاسی قرار گیرد

ایده‌ای که ایشان برای حزب داشت و برای آن اقدام عملی کرد، تشکیل حزب به گونه‌ای بود که برشی از همه جامعه باشد و با خط‌‌دهی‌ای که در احزاب صورت می‌گرفت و با آموزشی که در درون حزب برای پیدا کردن نگاه وسیع‌تر در جهان دنبال می‌شد، تلا‌ش‌ها بر این بود که تقوای تشکیلا‌تی بالا‌ رود

مطلب کامل را در ادامه بخوانید


میرحسین موسوی دیروز پس از ۲۰ ماه بار دیگر پشت تریبون سخنرانی رفت. آخرین نخست‌وزیر ایران که اواخر خرداد ۸۶ در بیست‌وششمین سالگرد شهادت شهید آیت‌الله دکتر بهشتی و هفتادودو نفر از یاران او در موسسه دین و اقتصاد سخنرانی کرد، دیروز هم در سی‌امین سالگرد تاسیس حزب جمهوری اسلا‌می در همایش یک‌روزه <شهید آیت‌الله دکتر بهشتی؛ تشکل و تحزب> که به همت بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های شهید آیت‌الله دکتر بهشتی و موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد در مقام سخنران حاضر شد. میرحسین موسوی در سخنرانی خود به تشریح دیدگاه‌های آیت‌الله دکتر بهشتی پرداخت که ایده ساختن یک حزب برای رسیدن به دولت صالح را مطرح می‌کرد و گفت:

این فکر، اندیشه پنجاه‌وهفتی است اما من گمان می‌کنم این فکر از اندیشه‌هایی است که می‌تواند و ارزش آن را دارد که به‌طور دائم سرلوحه توجه‌های نیروهای سیاسی قرار گیرد.> موسوی از نگاه بهشتی به دیروز و امروز نگریست و نیازهایی که امروز همچنان حس می‌شود. وی موضوع این همایش <تشکل و تحزب> را همچون وضعیت حاکم بر روز‌های ‌آغازین انقلا‌ب اسلا‌می مساله حیاتی و مهم امروز ما دانست و بحث را با مثال هنری آغاز کرد: <در نقد ادبی و سینمایی اصطلا‌حی به نام ژانر وجود دارد که معمولا‌ به نوع طبقه‌بندی در میان داستان‌ها اشاره می‌کند. این نوع طبقه‌بندی براساس روایتی که فیلم در داستان دارد، فیلم و هنر را طبقه‌بندی می‌کند، برای مثال ژانر فیلم‌های پرحادثه، رمان و تراژیک انواع مختلف این طبقه‌‌بندی محسوب می‌شوند. یکی از ژانرهای فرعی، ژانر فیلم‌های تحلیلی است در این ژانر با داستان‌قهرمانانی مواجه می‌شویم که از زمانی به زمان و مکان دیگری پرتاب می‌شوند. برای نمونه قهرمان یک فیلم به دلا‌یلی خود را از ۴۰۰-۳۰۰ سال پیش پرتاب شده در فضای شهر پیشرفته آمریکایی می‌بیند. در این اتفاقات قهرمانی که جای خود را از نظر زمان و مکان تغییر یافته ‌می‌بیند به دلیل اینکه وارد فضای نوینی می‌شود با مساله‌هایی نوین نیز مواجه می‌شود و مشکلا‌تی با اخلا‌قیات، فرهنگ و نشانه‌های زمان و مکان جدید پیدا می‌کند. در نتیجه تا زمان تطبیق خود با وضعیت جدید، ممکن است هزاران حادثه تراژیک برای او رخ دهد. به مزاح گفته می‌شود فلا‌ن فرد ۲۰ سال سقوط داشته و از ۳۰ سال پیش به فضای کنونی پرتاب شده است؛ در نتیجه این فرد نمی‌داند چگونه با مردم و با جوانان سخن گوید و مشکلا‌ت اینچنینی برای برقراری ارتباط با دنیای جدید برای او پدید می‌آید.> آخرین نخست‌وزیر جمهوری اسلا‌می با این مقدمه هنری سخنرانی خود را با تشریح فضای اوایل انقلا‌ب ادامه می‌دهد: هنگام پیروزی انقلا‌ب به دلیل ناگهانی بودن و سرعت بسیار زیاد این پیروزی و نبود سازماندهی قبلی‌ای که افراد را برای برخورد با وضعیت‌‌های جدید بپروراند، تمام شخصیت‌ها و افراد اعم از مخالف و موافق به یکباره در نظام جدید، خود را در موقعیتی جدیدی یافتند. در این میان بسیاری آمادگی برخورد با مسائل جامعه جدید را نداشتند. برخی روحیه روستایی داشتند، برخی دیگر زمان پیروزی انقلا‌ب را با تغییراتی که در جهان اتفاق افتاده بود یا وضعیت‌های بسیار قدیمی مقایسه می‌کردند و نتایجی نامعمول می‌گرفتند. آن زمان طرح موضوعاتی همچون بحث‌های مصدق و کاشانی شدت گرفت، برخی فکر کردند مباحث آن زمان است که در میان گروه‌های چپ دارد تکرار می‌شود. وی افزود: آنها در طبقه‌بندی خود در مورد تغییرات به اشتباه وضعیت کشور ما را با کشور آمریکا مقایسه می‌کردند. برخی دیگر وضعیت انقلا‌ب به‌خصوص یک سال نخست آن را با یک‌سال قبل از پیروزی حزب کمونیست در شوروی مقایسه می‌کردند. در موقعیت جدیدی که پدید آمده بود افراد کمی بودند که به معنای واقعی معاصر باشند و شرایط را همان‌گونه که هست درک کنند، علا‌ئم را به خوبی دریافت کنند و با تجزیه و تحلیل صورت واقعی مسائل و طبقه‌بندی درست مشکلا‌ت، بدانند که نظام جدید جامعه ایرانی با چه مسائلی روبه‌رو است. این همزمانی و معاصر بودن و درک واقعی زمان و مکان برای افراد برجسته آن دوران که به نوعی جلودار حرکت‌های اجتماعی بودند، نکته بسیار مهم و تعیین‌کنند‌ه‌ای بود. ‌
سیاست خارجی ما
با تجربیات شهید بهشتی شکل گرفت
میرحسین موسوی پس از این پیشگفتار به موضوع اصلی همایش - آیت‌الله دکتر بهشتی - پرداخت و گفت: <شهید بهشتی جزو معدود کسانی است که از یک فضای قدیم به فضای نو پرتاب نمی‌شود بلکه او خود را در محیطی می‌یابد که مسائل و اهمیت آن را به خوبی درک می‌کند، مشکلا‌ت و سختی‌ها را می‌بیند. در عین برخورداری از ارزش‌های سنتی و اجتهاد در این زمینه، توانمندی ارائه یک نگاه نو نسبت به مسائل موجود جامعه را دارد. وسعت مسائلی که ایشان در دوران اول انقلا‌ب به آن می‌پردازند حیرت‌آور است. گرچه قبل از انقلا‌ب هم ایشان به مسائلی پرداخته که نگاه نویی را نسبت به جامعه نشان می‌دهد و به همین دلیل شهید بهشتی به‌عنوان یک روحانی بسیار پیشرو در آن دوران مطرح می‌شود.> وی افزود: در عین حال هیچ‌کس در تعداد اجتهاد ایشان در قرون (متون) اسلا‌می شک نداشت. بروز و ظهور نگاه و دید ایشان نسبت به مسائل گوناگون بعد از انقلا‌ب و تحلیل‌ها و اظهارنظر‌های ایشان در آن دوران، امروز برای ما حیرت‌آور است. بعدها با عبور از بحران‌های دوران نخست انقلا‌ب، پیدایش نیروهای جدید و پخته شدن نیروهای انقلا‌بی و تقسیم کاری که صورت می‌گیرد، دیگر این مساله چندان برای ما مهم به نظر نمی‌آید. ایشان در رابطه با مسائل اقتصادی و حساس‌ترین مسائلی که جامعه با آن روبه‌رو است نظرات و پیشنهاداتی دارند و همواره افراد را برای بررسی مسائل جدید تشویق می‌کنند. مسائلی از قبیل بانکداری، بیمه، تولید، تورم، بیکاری و تمامی آنچه که می‌تواند در شرایط ویژه‌ای که یک نظام نوپا، پس از پیروزی انقلا‌ب با آن مواجه شده است، اهمیت ویژه و فوق‌العاده‌ای داشته باشد؛ مساله‌هایی که عدم توجه به آنها می‌توانست مشکلا‌ت اساسی ایجاد کند. موسوی با بیان اینکه شهیدبهشتی همچنین توجه ویژه‌ای به مسائل مدیریت در دوران نخست انقلا‌ب دارند، گفت: بحث مکتب و مدیریت یکی از مهم‌ترین مسائل مورد نظر ایشان بود. اینکه آیا مدیر باید تخصص کافی داشته باشد، یا از تعهد مکتبی برخوردار باشد یا هر دو، مساله‌ای مهم در آن دوران بود. ایشان این موضوع را بارها برای بحث در حزب جمهوری اسلا‌می انتخاب کردند و نظریاتی که ایشان در این باره ارائه کردند، بسیار راهگشا بود. وی خاطرنشان کرد: شناخت ایشان از مسائل سیاسی و بین‌الملل یک استثنا در کشور ما بود. همه ما به یاد داریم که ایشان ارتباطات و ملا‌قات‌های وسیع و موفقی با شخصیت‌های خارجی داشتند. درواقع می‌توان گفت که سیاست‌خارجی کشور ما با نگاه‌ها و تجربیاتی که ایشان ارائه داده‌اند، شکل گرفت. اکثر دوستان می‌دانند که وضعیت داخلی ما بسیار پیچیده بود. ما با جامعه‌ای در حال غلیان و در اوج تغییرها و در وضعیتی بسیار پیچیده مواجه بودیم. انقلا‌ب دشمنانی نیز داشت. در این دوران جریان‌های مختلف اسلا‌می‌ با نظریات و نگاه‌های مختلفی وجود داشتند و در تمام این جریان‌ها شخصیت شهیدبهشتی تاثیرگذار و راهگشا برای انقلا‌ب بود. ‌
میرحسین موسوی یکی دیگر از ویژگی‌های شهیدبهشتی را رویکرد همه‌جانبه ایشان در پرداختن به مسائل فرهنگی و اجتماعی آن دوران برشمرد و گفت: اینکه حضرت امام از ایشان به تنهایی به‌عنوان یک ملت نام می‌برد، شاید ناظر بر همین ویژگی‌های شخصیت ایشان باشد. نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس یکی دیگر از برجستگی‌های شهیدبهشتی را آگاهی از زمان و مکان دانست و گفت: رویکرد شهیدبهشتی به مساله حزب را باید از این زاویه مورد بررسی قرار داد که ایشان فردی آگاه به مسائل و زمانه بوده و می‌دانسته که در چه نقطه‌ای از زمان و فضای جغرافیایی‌ای ایستاده است. شهیدبهشتی آگاهی کامل داشت که نظام ما با چه مسائلی روبه‌رو است. رویکرد ایشان، رویکردی نبود که فرد در موقعیت جدیدی قرار بگیرد و منتظر یافتن یاری باشد که بخواهد به قدرت برسد. اگر نحوه برخورد ایشان با حزب و چگونگی پیش‌بینی تشکیلا‌ت آن را درنظر بگیرید درمی‌یابید که ایشان دارای رویکردهایی بسیار نو و پیشتازانه بود، البته این برخورد پیشتازانه، به هیچ‌وجه نافی استفاده ایشان از امکانات و تجربیات بومی و ارزش‌های اسلا‌می نبود. ‌
میرحسین موسوی جملا‌تی از شهید دکتر بهشتی انتخاب کرده بود که درباره فضای طرح این جملا‌ت توضیحاتی ارائه داد، البته تصریح کرد اینکه از گفتمان اول انقلا‌ب برای شرایط کنونی استفاده کنیم نباید یک گناه، یک نگاه به عقب و عقبگرد تاریخی محسوب شود. موسوی جمله‌ای از بهشتی درباره احزاب نقل کرد مبنی‌‌بر اینکه معمولا‌ احزاب سیاسی حتی تشکیلا‌ت نظامی از همان روز اول با انگیزه رسیدن به قدرت به وجود می‌آیند و افزود: <دکتر بهشتی پس از طرح این جمله اشاره‌ای به وضعیت جامعه ایران می‌کند؛ یادآور فداکاری‌های مردم در راه انقلا‌ب و روحیه‌ای که بر دوران انقلا‌ب حاکم است می‌شود و بلا‌فاصله می‌گوید برای نسل نوجوان ما تشکیلا‌ت سیاسی، نظامی و اجتماعی، انگیزه قدرت‌طلبی را تداعی نمی‌کند، بلکه انگیزه خدمت و فداکاری در راه یک آرمان و هدف را تداعی می‌کند.> وی در ادامه گفت: شهید بهشتی بلا‌فاصله وظیفه تشکیلا‌ت را در دو بخش توضیح می‌دهد. ایشان البته بارها به این توضیح رجوع می‌کند و دائم تاکید می‌کند که حزب جمهوری اسلا‌می برای چنگ زدن به قدرت پدید نیامده است؛ اگرچه در مواردی ایشان اشاره می‌کند در موقعیتی که خلاء باشد و خدمتگزاران دیگری نباشند حزب وارد قدرت نیز می‌شود. در جایی دیگر می‌گویند به هر حال حزب از دیدگاه فرهنگی و اجتماعی معمولا‌ یکی از این دو مفهوم را تداعی می‌کند؛ قدرت و خدمتگزاری. موسوی به تشریح مفهوم حزب از نگاه بهشتی پرداخت و گفت: شهید بهشتی در پاسخ به یکی از مقامات مراکش در دیداری که با ایشان انجام گرفت دو مفهوم حزب را توضیح می‌دهد و به ایشان می‌گوید حزب جمهوری اسلا‌می طالب و خواهان در دست گرفتن قدرت است اما در مفهوم دوم؛ یعنی به شکل خدمتگزاری و در جست‌وجوی طاعت خدا. ایشان درباره انگیزه خود توضیح می‌دهد: برای اینکه ما آغازکننده این تشکیلا‌ت هستیم، برای اینکه به مردم ثبات کنیم، ضمن هدفی که داریم بنا داریم از قبول هر سمت قدرت‌آفرینی خودداری کنیم، مگر هنگامی که به صورت یک امر واجب مطلق عینی از طرف جامعه و رهبری جامعه به عهده ما گذاشته شود که البته این شرایطی خاص است، در غیر این صورت تا آنجا که کس دیگری وجود دارد که این قدرت را در دست گیرد و این خدمت را انجام دهد به او اولویت می‌دهیم تا درسی عملی باشد. این کاری بود که ما درصدر انقلا‌ب از ایشان بارها مشاهده کردیم و به نظر نمی‌آید گذشت ۳۰ سال از انقلا‌ب هنوز این درس را کهنه کرده باشد. برای ایجاد یک التیام و پر کردن شکاف‌هایی که بین گروه‌های سیاسی به وجود آمده است. ‌
امروز نوعی شکاف میان نیروهای سیاسی پدید آمده است
ادامه بحث میرحسین موسوی نگاهی به چند سخنرانی دکتر بهشتی بود که وی جملا‌تی از آنها را انتخاب کرده بود. ‌ موسوی افزود: ایشان (بهشتی) عنوان می‌کند یک تشکیلا‌ت معمولی کار خود را با آموزش و سازندگی، کلا‌س‌ها و حوزه‌های سازنده در ابعاد عقیدتی و آگاه‌کننده در زمینه‌های ایدئولوژیک و سیاسی و تمرین‌دهنده در ابعاد معنوی و اخلا‌قی آغاز می‌کند و راه را ادامه می‌دهد. به بیان دیگر در اندیشه شهیدبهشتی موارد یادشده، بخش اصلی فعالیت تشکیلا‌ت است. به‌طور طبیعی تشکیلا‌ت بخش اصلی توان خود را روی بیان مواضع ایدئولوژیک متمرکز می‌کند. ‌
پس از اینکه تشکیلا‌ت مستقر شد و مورد قبول جامعه قرار گرفت، سراغ این مساله می‌رود که در سرنوشت سیاسی جامعه حضور موثری پیدا کند و به همه بگوید حال که بینش اجتماعی، ایدئولوژیک و سیاسی مورد نظر به‌عنوان یک نهاد اجتماعی مورد قبول بخش عظیمی از جامعه است، سپس می‌تواند در ساختن آینده جامعه نقش موثری داشته باشد. آن موقع است که بخش قابل ملا‌حظه‌ دیگری از قبیل انتخابات، روی کار آمدن دولت، تهیه برنامه‌ها را ثبت می‌کنند. از منظر شهید بهشتی ایجاد گفتمان بر گرفتن قدرت اولویت دارد؛ نه اینکه گرفتن قدرت بعد ساختن گفتمان متناسب با این قدرت مدنظر باشد. وی تصریح کرد: ایشان ایده ساختن یک حزب برای رسیدن به دولت صالح را مطرح می‌کنند، نه ساختن یک دولت و احزابی دو رو برای حمایت از آن با هر انگیزه و سیاستی را. این دو راه کاملا‌ دو راه متفاوت از یکدیگر است. می‌توان گفت این فکر، اندیشه پنجاه‌وهفتی است، اما من گمان می‌کنم این فکر از اندیشه‌هایی است که می‌تواند و ارزش آن را دارد که به‌طور دائم سرلوحه توجه‌ نیروهای سیاسی قرار گیرد. ایشان بحثی دارد که امروز خیلی برای زمان امروز راهگشا است. متاسفانه امروز نوعی شکاف میان نیروهای سیاسی پدید آمده است، اما اصولی که در اول انقلا‌ب براساس آن عمل و تبلیغ می‌شد، مواضع حزب، در جهت کم کردن اختلا‌فات با احزاب رقیب بود. اگرچه این مواضع ۱۰۰ درصد و در همه موارد موفق نبود، اما در میان مردم و گروه اسلا‌می معتقد، فعال و مخلص در خط امام موفقیت‌آمیز بود و با این گروه‌ها رابطه برادرانه وجود داشت. ‌ بدین معنا که نوعی مراقبت و مدارا بین احزاب و گروه‌های رقیب مسلمان وجود داشت و همین کافی بود که نشان داده شود که کسی خلا‌ف اعتقاداتی که ریشه شرعی و ریشه در مصلحت‌های عمومی جامعه دارد، عمل نمی‌کند. ‌
مساله‌ای که دیگر تکرار نشد
به گفته موسوی، شهید بهشتی با سعه صدر نوع رابطه با گروه‌های سیاسی را مطرح می‌کنند و درباره گروه‌هایی که مبارزه مسلحانه در مقابل نظام را در دستور کار داشتند می‌گویند: <باید برخورد قانونی با آنها صورت گیرد.> ایشان تلا‌ش می‌کند هر نوع فضای جنگ قدرتی را بین گروه‌‌های مذهبی از بین ببرند. اگر انقلا‌ب اسلا‌می در کشور پایدار شد و گسترش پیدا کرد به دلیل حضور چنین روحیه‌ای در آغاز انقلا‌ب بود. ایشان در تقسیم‌بندی دیگری که به این موضوع هم ارتباط پیدا می‌کند سه شاخصه مهم درباره حزب جمهوری مطرح می‌کنند. اولین شاخصه بحث حضور مکتب، اسلا‌م و فقیهان در درون حزب است. مشخصه دوم، سازمان و تشکیلا‌تی است که متعلق به همه مردم اعم از جوان، پیر، شهری، روستایی و… باشد. یعنی تشکیلا‌تی که نشانگر توده به‌پاخاسته اجتماعی باشد. ترکیب شورای مرکزی حزب دقیقا بازنمایی چنین نگاهی بود و در شورای مرکزی و گروه‌های شهرستانی، از همه اقشار حضور داشتند. مساله‌ای که هیچ‌کدام از گروه‌های سیاسی دیگر چه اسلا‌می و چه غیراسلا‌می نتوانستند آن را دوباره تکرار کنند. این ویژگی در اوایل انقلا‌ب حاکم بود. البته تشکیل چنین شورایی کار ثقیل و سختی بود. چه بسا نارضایتی و ناراحتی در بین برخی از دوستان مجموعه ایجاد می‌کرد مبنی‌بر اینکه چرا کسانی باشند و چرا کسانی نباشند. ‌
درک روشنی از مفهوم گوناگونی ملت نداریم ‌
میرحسین موسوی احاطه شهید بهشتی به زمان و مکان را با تشریح تصور وی از مفهوم ملت توضیح می‌دهد: بهشتی یک تصور روشن از مفهوم ملت داشت. معنای ملت این نیست که عده‌ای از کسانی که با آنها منافع مشترک داریم دور هم جمع شویم و چنان نگاهی به جمع داشته باشیم که گویی یک ملت هستیم. ملت اعم از هر گروه و دسته‌ای است و تمام افراد را دربر می‌گیرد. این نگاه به سادگی در مدیران جمهوری اسلا‌می به وجود نیامد و هنوز هم در این رابطه مشکل داریم. گاهی یک عده از نیروهای سیاسی که بعضا چهره‌های موجهی هم هستند دور هم جمع شده و به شیوه خود عمل می‌کنند و تمام ملت را در خود خلا‌صه می‌بینند. این افراد نمی‌توانند آغوش خود را آنچنان وسیع و گسترده بگیرند که آحاد بیشتری را دربر بگیرد. این یکی از امراضی است که ما به آن دچار هستیم. وی افزود: ایده‌ای که ایشان برای حزب داشت و برای آن اقدام عملی کرد، تشکیل حزب به گونه‌ای بود که برشی از همه جامعه باشد و با خط‌‌دهی‌ای که در احزاب صورت می‌گرفت و با آموزشی که در درون حزب برای پیدا کردن نگاه وسیع‌تر در جهان دنبال می‌شد، تلا‌ش‌ها بر این بود که تقوای تشکیلا‌تی بالا‌ رود. میرحسین موسوی ادامه داد: کتابی نیز وجود دارد که از سوی گروه‌های چپ با عنوان <شورشیان آرمان‌خواه> منتشر شده است. این کتاب بعد از آنکه گروه‌های چپ را شرح می‌دهد، در بخشی قضاوتی دارد مبنی‌بر اینکه به‌رغم آنکه تمام احزاب شعار حمایت از قشر کارگری را می‌دادند و خود را نماینده آن طبقه می‌دانستند، در ترکیب این احزاب و شوراها وجود کارگران نزدیک به صفر بود. من نمی‌خواهم با انتقاد از آنها بگویم که گروه‌های اسلا‌می از این ایراد مبرا هستند. همانطور که اشاره شد چه‌بسا ما گروه‌ها و دسته‌هایی را شکل می‌دهیم و به آن به‌گونه‌ای نگاه می‌کنیم که گویی همه ملت را در بر می‌گیرد. در نتیجه از تنوع موجود در کشور غافل می‌شویم که در نهایت منجر به ایجاد مشکلا‌ت می‌شود و شاید بخش قابل توجهی از مشکلا‌ت ما در رابطه با سیاست‌های اقتصادی، سیاست‌های داخلی و خارجی معطوف به این قضیه است که ما درک روشنی از مفهوم گوناگونی ملت نداریم. شهید بهشتی درباره خصوصیت سوم تاکید داشتند، در عین فراگیری و وسعت نباید انحصارطلب بود. به نظر می‌آید این مسائل نه‌تنها برای حزب، که برای جامعه فعلی ما هم اهمیت دارد و دوباره باید به آن رجوع کرد. ‌
پیامی پس از سی سال و در آستانه انتخابات
موسوی جمله‌ای از بهشتی نقل می‌کند و می‌گوید: <یکی از اصول تشکیلا‌تی که در جزوات آموزشی حزب جمهوری اسلا‌می منتشر شده آن است که حزب جمهوری اسلا‌می مجموعه‌ای است از عناصر معتقد به اسلا‌م و مبارز که خواستار ارزش‌های عالی اسلا‌می باشند به‌طوری که برای هر کاری جست‌وجو کرده و صالح‌ترین را انتخاب کنند، فارغ از آنکه عضو این تشکیلا‌ت باشد یا خیر.> هنوز این توصیه و نصیحت، سی سال گذشته را شکافته و پیام خود را به‌عنوان یک مساله روز حساس و در آستانه انتخابات به ما می‌رساند. ایشان عنوان می‌کنند: <حزب جمهوری اسلا‌می انحصار‌طلب، قدرت‌طلب، خودمحور و نفی‌کننده دیگر گروه‌های سیاسی نیست. ما هر گروه سیاسی و اسلا‌می دیگر را که مؤمن، درستکار و صدیق به انقلا‌ب باشد، گروه برادر می‌نامیم و با این گروه‌ها مسابقه می‌گذاریم. مسابقه بر سر چه؟ بر سر قدرت. حاشا، بلکه مسابقه بر سر تقدیم بهترین خدمت به ملت.> در مجموعه سخنان ایشان در مورد تشکیلا‌ت ما به این دردها فراوان برخورد کرده‌ایم که همه آنها ارزش ارزیابی مجدد برای معرفی به نسل‌های جدید را دارد؛ هم برای یافتن راه و هم برای آنچه که در انقلا‌ب گذشت و فهم این مساله که چرا نام شهید بهشتی همچون اکسیری مقدس برای ملت ما باقی ماند و هنوز که ۳۰ سال از آن زمان فاصله گرفته‌ایم، باز نام ایشان بسیج‌کننده همه نیروهای مومن است.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧

مهدی کروبی : تا عزراییل نیامده کار حزبی را ادامه می دهم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

دبیرکل حزب اعتماد ملی در دیدار شاخه جوانان و دانشجویان حزب متبوع خود گفت: ما از آمدن هر کس در عرصه‌ انتخابات استقبال می‌کنیم اما من خود تا پایان در این عرصه هستم و در نهایت هر آن‌چه مردم به آن رای دادند میزان خواهد بود.

حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی درباره تداوم کار حزبی خود پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم تاکید کرد: تا زمانی که عزرائیل نیامده، من کار حزبی خود را ادامه می‌دهم و این اندیشه من است؛ چراکه به این نتیجه رسیدم که راهی جزء کار حزبی نداریم به همین خاطر بود که از سال‌های گذشته آن‌چه توان داشتیم در شرایط انزوا انجام داده و تلاش‌ و پیگیری داشتیم. من به دراز مدت بودن حزب می‌اندیشم و سرنوشت انتخابات هرچه باشد کار حزبی‌ام را انجام می‌دهم؛ چراکه جامعه نیاز به حزب و نیروهای ارزشمند آن دارد. البته اندیشه‌هایی در چپ و راست هستند که با حزب مخالفند این اندیشه‌ها یا حزب‌گریزند و یا حزب‌ستیز.

کروبی به دیدار خود با برخی سران نظام نیز اشاره کرد و افزود: من در این دیدار هم گفتم که آمدن من به عرصه انتخابات جهاد و فداکاری است؛ چراکه اگر وارد این عرصه نشوم، زحماتم در حزب از دست می‌رود و حزب از هم می‌پاشد.

وی در ادامه با اشاره به همکاری افراد خارج از حزب در ستاد انتخاباتی خود گفت: غیر از دوستان حزبی مجموعه‌ نیروهایی هستند که همفکر و هوادار حزب هستند و به ما محبت دارند و با ما کار می‌کنند.


Link      Comments () Date: شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧

مشکل حضور رهبری سیاسی در احزاب اصولگرا و اصلاح طلب by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

فاصله ی احزاب اصولگرا با رهبری سیاسی آنها آنقدر دور است که تقریبا میتوان گفت که رهبران سیاسی اصولگرا در روند تعامل داخل احزاب سیاسی حضوری ندارند و حتی به صورت جدی تلاش دارند تا منتسب به احزاب سیاسی نشوند و به عدم تعلق به احزاب سیاسی افتخار نیز میکنند.
این جدایی و بنیادهای اندیشه سیاسی و فکری و مکانیزم های مورد استفاده درجبهه اصولگرایی به گونه ای است که عملا احزاب اصولگرا شانس زیادی برای تاثیر گذاری در فضای سیاسی جامعه ایران ندارند. احزاب اصولگرا اصولا از امکان تصمیم گیری سیاسی داخلی در بالاترین سطوح محرومند و ببرای تصمیم گیری های مهم سیاسی ه خارج از احزاب خویش می نگرند.
احزاب اصلاح طلب نیز دچار مشکل مشابهی بودند که شکست در انتخابات نهم ریاست جمهوری و نزدیک شدن کادرهای سیاسی اصلاح طلب به دو شخصیت اصلی اصلاحات یعنی خاتمی و کروبی این مشکل را تا حدی مرتفع کرده اند.
حزب مشارکت خود را یکسره به خاتمی نزدیک کرد و از حرکتهای تند و خارج از قاعده های سیاسی مورد قبول خاتمی دور کرد و متقابلا خاتمی نیز قدمهایی برای نزدیک شدن به مواضع حزب مشارکت برداشت.
کروبی نیز که از رفتار چند لایه در مجمع روحانیون مبارز گلایه داشت، از رهبری مجمع استعفا کرد و  تاسیس نخستین حزب سیاسی با حضور رهبر طراز اول اصلاح طلب را برعهده گرفت.

====================

حزب مشارکت گرچه مهمترین حزب سیاسی اصلاح طلبان است ولی همچنان فاقد رهبری سیاسی طراز اول اصلاح طلب است.  انتساب این حزب به برادر خاتمی یا یاران خاتمی برای حزب مفید است ولی این حزب به هیچ وجه حزب خاتمی نیست.
حضور خاتمی در یک حزب واقعی، راه حل اصلی شکل دادن به فضای سیاسی جامعه ایران امروز است. تاسیس چنین حزبی در دو مرحله ممکن است. نخست تاسیس جبهه اصلاحات با حضور جریانات اصلی اصلاحات و نهایتا تشکیل حزب خاتمی با حضور سلایق نزدیک به خاتمی.
 به این ترتیب اصلاح طلبان با دو حزب سیاسی جدی میتوانند پایه های مردم سالاری دینی را در جامعه ایران تثبیت کنند.
احزاب سیاسی بدون حضور رهبران طراز اول در روند تصمیم سازی و تصمیم گیری به سطح ستاد انتخاباتی یک ائتلاف تنزل رتبه پیدا میکنند.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٧

حضور رهبران درجه اول سیاسی در احزاب by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

پس از تجربه تشکیل حزب جمهوری اسلامی در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، شخصیت های رده اول کشوری معمولا تلاش کرده اند از حوزه احزاب دورتر باشند و به نوعی تمایز خود را نیز نشان داده اند. به همین دلیل اکثر احزاب فاقد نیروهایی در سطح رهبران سیاسی طراز اول هستند. این امر به نوعی موجب درجه دو محسوب شدن احزاب و محور شدن شخصیت های خارج از احزاب شده بود.
با پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات دوم خرداد، فعالیتهای حزبی توسعه یافت ولی همچنان خاتمی و کروبی و دیگر شخصیت های شاخص حاضر به فعالیت حزبی حرفه ای نشدند. پس از وقوع بعضی اختلافات در مجمع روحانیون مبارز، حزب اعتماد ملی با حضور رئیس سابق(دبیرکل) مجمع شکل گرفت.
موقعیت این حزب به دلیل حضور کروبی نسبت به احزاب دیگر کاملا متفاوت است. اگر دیگر رهبران جریانات سیاسی نیز از همین مشی پیروی کنند، به احزاب خود موقعیت مناسبی برای رقابت سیاسی میدهند. شاید مهمترین ضرورت در شرایط  سیاسی حاضر،حضور خاتمی در راس یک حزب سیاسی جدید باشد. به طور قطع اگر این حزب در شرایط فعلی تشکیل شود، بزرگترین حزب کشور میشود و به تحکیم مردم سالاری در کشور خدمت بزرگی میکند.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٧

منیژه حکمت : تحریم انتخابات خیانت است روشنفکران تحریمی متهم هستند by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

من جزء هیچ حزبی نیستم، حزب سیاسی است نه اینکه بگویم حزب چیز بدی است، اصلاً. من شدیداً اعتراض دارم به تفکری که می گوید ما جزء هیچ حزبی نیستیم یا سیاسی نیستیم چون حزب یک نهاد کاملاً روشن در تمام دنیا است که مردم عضو آن می شوند و خواسته های خودشان را با انتخاب نیروهایشان در مجموعه حکومتی بیان می کنند، ولی ما چنین چیزی را به خاطر ساختارهای اجرایی مان نداریم. یک حزب باید تریبون و روزنامه داشته باشد و مدام باید برنامه های خودش را ارائه دهد و عضوگیری داشته باشد و باید مدام آینده و گذشته خودش را تعریف کند و از خود تحلیل داشته باشد و من تا وقتی چنین چیزی نباشد عضو حزب نمی شوم

همه را دلسرد کردیم و مطالبات مردم را نفهمیدیم . شرایط فرهنگی کشور و ساختار سیاسی و اقتصادی کشور را نمی شناختیم . تنها قهوه خوردیم و شعارهای خودمان را مطرح کردیم. دلسرد کردن مردم از یک توسعه اجتماعی که نیاز مبرم این کشور است و تحریم انتخابات یک خیانت است که باید روشنفکران نسبت به عملکرد خودشان پاسخگو باشند. جریان روشنفکری متهم است


Link      Comments () Date: یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٧

خاتمی : بهتر است حول یک فکر و اندیشه اجتماع بکنیم تا حول یک شخص by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:


از یک طرف یک موج وسیع و یک تقاضای اجتماعی و توقع از من وجود دارد که بیایم و از سوی دیگر اینکه آمدن برای خدمت کردن و کم کردن هزینه مردم است که اگر این طور نشود،آمدن فایده ندارد،امیدوارم طی روزهای آینده تصمیم نهایی را بگیرم.»

وی تصریح کرد:«طبعا اگر فکر منسجم‌تر می‌شد احتمال داشت این شور و اجتماع هم بدین شکل نباشد یعنی شخص که هرکسی خود را در آیینه او می‌بیند؛ به خصوص با توجه به احساساتی که در جامعه است، ممکن بود برخی جهات فکری لحاظ نشود یا مسکوت گذاشته شود. اما اگر ما حول یک فکر اجتماع می‌کردیم، اجتماعمان منسجم‌تر و آینده‌دارتر بود. هرچند ممکن بود گسترده کمتری داشته باشد ولی وقتی همه چیزحول محور شخص بود اگر به جایی نرسیم به هر دلیلی این شخص از میدان خارج شود یا آنچه مورد انتظاربود محقق نشود یا نگذارند محقق شود یا خود این شخص به این نتیجه برسد که شاید راه بهتری از حضور مستقیم وجود داشته باشد، مشکل به وجود می‌آید.»

مطلب کامل را در ادامه بخوانید


رییس جمهور سابق کشورمان گفت:«بنده این روزها در موقعیت سختی قرار دارم؛از یک طرف یک موج وسیع و یک تقاضای اجتماعی و توقع از من وجود دارد که بیایم و از سوی دیگر اینکه آمدن برای خدمت کردن و کم کردن هزینه مردم است که اگر این طور نشود،آمدن فایده ندارد،امیدوارم طی روزهای آینده تصمیم نهایی را بگیرم.»

به گزارش پایگاه خبری یاری، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در دیدار با اعضای شورای سیاستگذاری ستادملی جوانان حامی خاتمی-ستاد 88- و نیز نمایندگان این ستاد در 30استان کشور، گفت:«برای من جای خشنودی است که عده ای جوانان بافرهنگ و دلسوز و دردآشنا که تجربیات مختلفی نیز کسب کرده و پخته شده اند، شور و شعور جوانی را به همراه با پختگی، دورنگری، آینده نگری و نیز احساس مسئولیت و دلسوزی برای کشور و آرمان‌های انقلاب دارند و دور هم جمع شده‌اند و تلاش می‌کنند که این خود سرمایه ارزشمندی است.»

وی افزود:«طبعا برای من افتخار آمیز است که چنین جمعی در سراسر کشور به من نظر لطف دارد و این هم مسئولیت من را زیادتر می‌کند و هم امیدها را به آینده افزایش می‌دهد که باید راهکاری برای اینکه این امید و دلبستگی را به جریانی که دوام بیشتری دارد تبدیل کنیم و شبیه موجی نباشد که پس از مدتی به هر دلیلی فروکش کند بلکه در سرشت و سرنوشت کشور ما نقش داشته باشد.»

رئیس جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «آنچه امروز باعث ایجاد این شور در جامعه شده ؛ تنها محدود به این جمع نیست »، تصریح کرد:«بلکه تمایل به تغییر وضعیتی است که مناسب به نظر نمی رسد.»

به گزارش روابط عمومی دفتر خاتمی؛وی ادامه داد:«احساس می‌کنیم که هم سرمایه‌های مادی و معنوی کشور ممکن است آسیب ببیند و هم تهدیدهای مختلف بیشتری برای جامعه مدنی و کشور به وجود آید. این مسائل باعث شده که یک گرایش در جامعه ما به وجود آید که در وضع خوبی نیستیم؛ منهای اینکه بخواهیم انگیزه خوانی بکنیم که کسی سوءنیت یا حسن نیت دارد ولی نتیجه آنچه که در جامعه رخ داده وضعیتی را ایجاد کرده که مطلوب نیست.»

سید محمدخاتمی گفت:«علاوه بر این احساس عاطفی، احساس تکلیف برای بهبود وضع موجود هم هست که مسئله مهمی است و منشا امید در جامعه می شود.»

رئیس بنیاد باران ادامه داد:« من دغدغه خاطرهایی داشتم که به صورت پراکنده در ده-دوازده سال گفته ام واینکه به عنوان مبانی اصلاحات به صورت سنجیده تر و منسجم ترتبیین شده است تا هر کسی که آن را می‌پسندد حول محور ایجابی آن جمع شود و هر کس هم نمی‌پسندد، مرزهایش مشخص شود.»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها، یکی ازعوامل مهم برای تغییرات اجتماعی از جمله در موقعیت کنونی وضعیت کنونی را  مدد گرفتن از احساسات خواند و گفت:«طبعا این احساسات به هر دلیلی مانند شرایط اجتماعی و ذهنیتی که جامعه دارد یا امکانات معنوی بیشتری که ممکن است وجود داشته باشد، خیلی زود متوجه یک مورد مشخص خارجی مانند یک شخص خاص می‌شود؛ که اگر برای تغییر این وضع حول محور جمع بنگرید؛  می‌توان از این احساسات بهره‌ برد و مشکلات را حل کرد.»

خاتمی افزود:«ولی یک مشکل مهمی که وجود دارد این است که اگر ما یکی از ریشه‌های مشکلات جامعه ما را فقدان عقلانیت و تفکر منسجم بدانیم، هرچه این احساسات قوی‌تر شود عبور از آن به سوی عقلانیت هم دشوارتر می‌شود.»

رئیس جمهور سابق کشورمان اظهار داشت:«اگر با من مشورت می‌شد؛ ضمن تایید و تقدیر از تلاش‌های صورت گرفته عزیزان در سراسر کشور، می‌گفتم که درست است که ما یک مرحله‌ای به نام انتخابات را پیش‌رو داریم اما حال که قصد سرمایه‌گذاری داریم بهتر است حول یک فکر و اندیشه اجتماع بکنیم تا حول یک شخص.»

وی تصریح کرد:«طبعا اگر فکر منسجم‌تر می‌شد احتمال داشت این شور و اجتماع هم بدین شکل نباشد یعنی شخص که هرکسی خود را در آیینه او می‌بیند؛ به خصوص با توجه به احساساتی که در جامعه است، ممکن بود برخی جهات فکری لحاظ نشود یا مسکوت گذاشته شود. اما اگر ما حول یک فکر اجتماع می‌کردیم، اجتماعمان منسجم‌تر و آینده‌دارتر بود. هرچند ممکن بود گسترده کمتری داشته باشد ولی وقتی همه چیزحول محور شخص بود اگر به جایی نرسیم به هر دلیلی این شخص از میدان خارج شود یا آنچه مورد انتظاربود محقق نشود یا نگذارند محقق شود یا خود این شخص به این نتیجه برسد که شاید راه بهتری از حضور مستقیم وجود داشته باشد، مشکل به وجود می‌آید.»

سید محمد خاتمی با اشاره به اتفاقات تاریخی گذشته که بیشتر به اشخاص دلبستگی وجود داشت تابه  تفکرات، اظهار داشت:«به همین دلیل از آن زمان ؛آن خواست تاریخی ملت که انصافا هم ارزشمند است،‌ در مرحله عمل به کامروایی صددرصد نرسیده است و در خیلی جاها شکست خورده و در جاهای دیگر هم ناکامی‌هایی داشته است.»

رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:«جا دارد بپرسیم که چرا از مشروطیت تا اینجا با اینکه یک خواست عمیقی در متن جامعه ما وجود داشته و یک نوع آمادگی نسبی و ضمنی نسبت به این خواسته‌ها در جامعه ما بوده و به یک معنا جامعه ایرانی برای استقرار جامعه مدنی پیشتاز هم بوده،‌ چرا مدام جلو رفته‌ایم و بعد دچار ناکامی شده‌ایم؟»

وی با بیان اینکه «شاید مشکل این بوده که ما همواره خواسته‌ایم جامعه را از بالا رشد دهیم»، اظهار داشت:«جامعه‌ای که خواست رشد دارد باید بداند که این خواست تنها کافی نیست. آمادگی و زمینه‌ای می‌خواهد که باید در جامعه ایجاد شود. اگر ما قائل به دموکراسی و مردم‌سالاری باشیم من معتقدم در متن جامعه ما، این خواست جا افتاده است و پس از دوم خرداد هم کمی عمیق‌تر شد و به صورت گفتمان جدی‌تری مطرح شده است ولی اقتضائات و زمینه‌هایی باید در جامعه وجود داشته باشد که این خواست محقق شود و پایدار بماند. آیا مایی که به این مسئله اعتقاد داریم اگر قدرت را به دست گرفتیم می‌توانیم زمینه را برای تحقق آن به وجود بیاوریم؟ بر فرض هم که چنین باشد، شما چقدر از قدرت را در اختیار دارید و چقدر از این قدرت می‌توانید برای پایدار کردن این خواست تاریخی در جامعه استفاده کنید؟»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها ادامه داد:«اگر شما در مجموعه‌ای هستید که نه تنها برای تحقق این خواست و وعده‌های شما همراهی نمی‌کند بلکه کارشکنی هم می‌کند، خطر ضایع شدن سرمایه و به وجود آمدن این تصور که کسی با این وعده‌ها  در موضع قدرت قرار گرفت نتوانست یا نخواستند کار کند یا عوض شد، ممکن است در جامعه یاس هم ایجاد کند.»

رئیس جمهور سابق کشورمان با اشاره به برخی مشکلات پیش آمده در گذشته، گفت:«بر اثر این مشکلات یک نوع دلسردی‌ها و دلزدگی‌هایی ایجاد شد که البته بخشی از آن حتما ناشی از ضعف ما بود اما بخش دیگرش به خاطر این بود که ما به خاطر احساساتمان توقعاتی داشتیم که اساسا قابل اجرا نبود و ما احساس می‌کردیم با تحول به وجود آمده این توقعات باید برآورده شوند در صورتی که نمی‌شد برآورده شوند. دامن زدن به این توقعات هم وضع را بدترمی کرد.»

وی در توضیح مسئله دوم نیز اظهار داشت:«مسئله دیگر این بود که تصور ما از امکانات و توان فردی که به او دلبسته بودیم درست نبود. ما تصور می‌کردیم توان او 100 است اما تنها توان او "دو" یا حداکثر "ده" بود ولی توقع ما از او توقع "صد" بود و واقعیت قضیه این بود. »

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها همچنین افزود:«مسئله دیگر این است که برای آمدن به صحنه آیا باید با اهداف و خواسته‌های حداقلی وارد شد یا باید از همین حداقل‌ها هم صرفنظر کرد؟ البته بعضی وقت‌ها گفته می شود ما از فلانی انتظاری نداریم و او تنها بیاید تا اوضاع تغییرکند اما من به عنوان فردی که برای خود هویتی قائل هستم آیا از حداقل‌های خودم هم عبور کنم؟ البته حداقل‌هایی که می‌گویم حداقل‌های اساسی و بنیادی است.»

وی تاکید کرد:«متاسفانه در دوره گذشته به حداکثرها دامن زده شد ولی بسیاری از این حداکثرها امور روبنایی بودند که توقع بود یک شبه حل شوند. توقعاتی که برخی درست و برخی نادرست بودند اما به‌هرحال تا زمانی که در اولویت قرار نداشتند و تا زمانی که زیربناهایش فراهم نبود،‌ امکان تحقق آنها وجود نداشت. اگر هم تحقق پیدا می کرد دولت مستعجل است و موجی که به سرعت فرو می‌نشست. ما باید با حداقل‌ها بیاییم. حداقل‌هایی که هم در دوران قبل با چالش مواجه بودند و هم اگر دوباره بیاییم احتمالا با چالش‌های جدی‌تری مواجه شوند.»

سید محمد خاتمی با تاکید بر اینکه «ما که نمی‌توانیم تنها شعار معیشتی بدهیم و بگوییم باید به اقتصاد سر و سامان داد»، اظهار داشت:«البته اینها مهم است و باید گفته شود و به آن اهتمام شود ؛ شاید یکی از مشکلات دوران اصلاح‌طلبی این بود که در مقام بیان و تبلیغات کمتر به این مسائل توجه شد. البته من بارها گفتم با اینکه شعارهای ما بیشتر سیاسی و اجتماعی و کمتر اقتصادی بود اتفاقا در عرصه اقتصاد و معیشت مردم موفق‌تر بودیم تا سیاست.»

وی ادامه داد:« به‌هرحال ما نمی‌توانیم مثل کسانیکه که شعارهایی دادند و متاسفانه بسیاری از ارزش‌ها را وارونه پشتوانه شعارها کردند ،عمل کنیم. امروز ارزش عدالت،‌ ارزش مردم خواهی، ارزش مقابله با دشمنان کشور، ارزش امنیت برای کشور، ارزش دین و دینداری بد مصرف شده است که خود موجب بی‌وزن شدن ارزش‌ها در جامعه است. وقتی شعارهایی داده می شود که از عهده‌اش برنمی‌آیند و بعد گفته می شود ارزش‌ها یعنی فقط همانی که ما گفته ایم و مردم احساس دیگری درباره آنها پیدا می کنند، معنایش این است که به ارزشها لطمه وارد شده است.»

رئیس دولت اصلاحات، با اشاره به جایگاه رفیع حضرت امام خمینی(ره) و ویژگی های شخصی و سیاسی ایشان، گفت:«با همه این ویژگیهای منحصر به فرد، امروز کاری می‌شود که برخی ناتوانی و فریبکاری‌ها به نام امام و خط امام نوشته می‌شود و این یعنی جفا به امام و ضربه زدن به ایشان.»

وی با اشاره به سخنان اخیر خود در دانشگاه تهران در مورد جنبش اجتماعی اظهار داشت:«هیچ جنبشی در کشور ما موفق نیست مگر آنکه با جنبش اجتماعی تاریخی ملت ایران همراه باشد. آیا جنبش در جامعه ما وجود دارد؟ به نظر من وجود دارد و صد سال هم است که وجود دارد. حتی خود انقلاب اسلامی فرازی از این جنبش بوده است که جنبه سلبی آن سرنگونی یک رژیم و جنبه ایجابی آن همسو کردن ارزش‌ها و خواسته‌های تاریخی ملت ایران با هویت دینی و اسلامی ما بوده است. آیا به آن آرمان‌ها و اهداف رسیده‌ایم؟ اگر رسیده‌ایم که دیگر جنبش معنا ندارد.»

خاتمی ادامه داد:«امروز هم برخی می‌گویند در این کشور انقلاب شده، شاه رفته، جمهوری اسلامی آمده و دیگر تمام است و نباید کاری کرد. اما این انقلاب آرمان‌هایی داشته و اتفاقا موفقیت آن این بوده که آرمان‌های این انقلاب در متن جامعه ما وجود داشته است و امام هم هوشمندانه این را فهمید و به همین علت هم ایشان جمهوری اسلامی ونه خلافت اسلامی یا امارت اسلامی را مطرح کرد.البته آن آرمان‌ها هنوز محقق نشده است و جنبش وجود داردواصلاحات یعنی حرکت به سوی تحقق آن آرمان‌ها و مبارزه با موانعی که بر سر راه تحقق آنها وجود دارد. در زمان گذشته اصلاح به معنای سرنگونی یک رژیم بود و اکنون به معنای رسیدن به اهدافی که به خاطرش شهید داده ایم و مشکلات فراوان را تحمل کرده ایم .نمی‌شود این نظام را به دست کسانی داد که به آن آرمان‌ها،‌ به امام و به مردم اعتقاد چندانی ندارند و اگر هم دارند راه و رسم تحقق آنها را اشتباه انتخاب می کنند.»

وی تاکید کرد:«امروز  مطلوب این است که این هدف را دنبال کنیم که اولا وضعیت کنونی بهبود یابد و بعد به وضعیتی برسیم که هرچه بیشتر به شرایط مطلوب ما نزدیک باشد و درعین حال بتوانیم به کار اجتماعی،‌ فرهنگی و درازمدت خود در جامعه هم بپردازیم. البته اگر واقعا امکان این باشد که حداقل‌ها را حفظ کنیم و همچنین امیدهای جامعه را به یاس تبدیل نکنیم و فقط تا روز انتخابات را نبینیم و به بعد از آن هم بیندیشیم واگربشود کار کردهیچ مشکلی نیست که فردی مانند بنده که یک انسان کوچک است، وارد صحنه شود.»

رئیس جمهور سابق کشورمان همچنین گفت:«بالاخره باید دید ما می‌توانیم کار بکنیم یا نه؟ اگر بتوانیم کار بکنیم و روی حداقل‌های خود تکیه کنیم و پاسخگوی جامعه باشیم باید بیاییم. اگر با عوض کردن شعارها یا اینکه نتوانیم آنها را عملی کنیم، بیاییم آیا به مردم خدمت کرده‌ایم؟ یا اگر احساس کنیم آنقدر مانع و کارشکنی است که حتی نمی‌گذارند به حداقل‌های خود نیز عمل کنیم و هزینه کشور هم زیاد شود آیا نباید زمینه‌ای فراهم کنیم که کسانی که امکان کار کردن با مشکلات کمتر دارند بیایند ولو اینکه آنها در ایده صد در صد مثل ما نباشد ولی هزینه جامعه کمتر می شود و فضا هم برای ما جهت کار اجتماعی و زیر بنائی بازتر می شود.»

سید محمد خاتمی در پایان تاکید کرد:«بنده این روزها در موقعیت سختی قرار دارم؛از یک طرف یک موج وسیع و یک تقاضای اجتماعی و توقع از من وجود دارد که بیایم و از سوی دیگر اینکه آمدن برای خدمت کردن و کم کردن هزینه مردم است که اگر این طور نشود،آمدن فایده ندارد.امیدوارم طی روزهای آینده تصمیم نهایی را بگیرم گرچه طی روزهای گذشته انتظار جامعه را نسبت به نامزدی در انتخابات در دایره محدودتری قرار داده ام که تا حدودی بلاتکلیفی را رفع می کند.»

به گزارش یاری، در دیدار اعضای شورای سیاستگذاری ستاد 88 با خاتمی اعلام شد که این ستاد تاکنون ده هزار نفر را در سراسر کشور سازماندهی کرده است.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۸٧

خاتمی و حزب سیاسی فراگیر by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

خاتمی در بین اصلاح طلبان رهبری است که حزب سیاسی خاصی ندارد. مجمع روحانیون مبارز گرچه تشکلی سیاسی است ولی ویژگی احزاب متعارف را ندارد. شاید حزب مشارکت اسلامی را بتوان به نوعی حزب اصلی خاتمی شمرد ولی وجود گرایش های متنوع و گاهی فراتر از دیدگاههای وی در این حزب و عدم فراگیر شدن آن و نیز عملکرد و سابقه ی آن  از نکاتی است که انتصاب خاتمی به آن را برای وی پرهزینه میکند.
خاتمی در گذشته نیازی به حزب نیز نداشت و سخنانش را از طرق مختلف میگفت و از طریق احزاب مختلف پیش می برد ولی بنظر میرسد که حال که هزینه های رهبری یک حزب را بر خلاف گذشته می پردازد بهتر از منافع داشتن یک حزب گسترده و فراگیر نیز برخوردار باشد.


Link      Comments () Date: دوشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٧

کروبی :‌ حزب معبد من است، برخاسته از ذهن و اندیشة یک مجتهد بود by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

دبیرکل حزب اعتماد ملی گفت:

حذف سازمان مدیریت برای من بسیار حیرت آور بود؛ زیرا من معتقدم برنامه‌محوری در اداره کشور بسیار ضروری است

کار تشکیلاتی و سازمان‌‏یافته نیروهای انقلاب مورد پسند دشمن و مخالفان نیست و یکی از دلایلی که رقبا و مخالفان آن تهاجمات را علیه شهید دکتر بهشتی به کار بستند، همین مساله کار حزبی و تشکیلاتی بود

کروبی تصریح کرد: اینکه آن شهید بزرگ گفتند حزب معبد من است، برخاسته از ذهن و اندیشة یک مجتهد بود نه یک جوان که بخواهد از روی احساسات حرف زده و عمل کند


Link      Comments () Date: جمعه ٢٠ دی ۱۳۸٧

پیشنهادی به خاتمی برای تشکیل حزبی جوان گرا by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

فقدان حزبی که جوانان کشور را پوشش دهد و بر اساس رویکردی عقلایی به نیازهایی نسل نو در مشارکت سیاسی و اجتماعی پاسخ دهد، به شدت احساس میشود ولی احزاب فعلی چندان در این امور موفق نیستند.
اصولگرایان که به صورت اصولی در ارتباط با اکثریت جامعه جوان دچار مشکل هستند.
اصلاح طلبان نیز علیرغم تاسیس شاخه های جوانان در تشکل هایشان، بیشتر به جذب خویشان و نزدیکان و اندک فعالین سیاسی جوان پرداخته اند نه آنکه از میان انبوه جوانان عضوگیری کنند و از بین آنان نیروهای قابل را شناسایی و به آنها اعتماد و هزینه های ارتباط سیاسی گسترده را پرداخت کنند. حتی اگر جوانان عضو خانواده های اعضای شورای مرکزی های این تشکل ها عضو شاخه جوانان میشدند، تشکل بزرگتر و موثرتری به وجود می آمد. در واقع شاخه های جوانان احزاب فعلی بیشتر در قد و قواره ی بخشی از روابط عمومی هایشان ظاهر میشوند.
تشکیل یک حزب متکی به جوانان موفقیتی بزرگ است و شاید در شرایط امروزی تنها از آقای خاتمی ساخته باشد.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧

انتقاد آیت الله علم الهدی امام جمعه مشهد از تحزب by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

امام جمعه مشهد نظام حزبی را نظامی دانست که از اصل و ساختار اشکال دارد.

به گزارش ایسنا آیت الله علم الهدی در نشست هم اندیشی نگرش تحلیل سیاسی در سال نوآوری و شکوفایی اظهار داشت؛ نظام تحزب در ایران بر اساس جامعه مدنی است. در حالی که جامعه ما انقلابی است، نظام تحزب از اصل و ساختار اشکال دارد و از اصول جامعه مدنی، لیبرال دموکراسی و مساله پلورالیسم است، اعتقادش بر این است که همه جریانات در اجتماع باید مشارکت داشته باشند و با هر ایده یی وارد جریان سیاسی شوند.

وی در ادامه افزود؛ در جوامع دینی قشر روحانیت این خطر را برجسته تر از سایر اقشار احساس می کند. افراد و عناصری که انقلاب را نپذیرفته و به امام(ره) و انقلاب ایمان نیاورده اند، امروز با یک سلسله رسوبات فکری و بینش های اجتماعی زندگی می کنند و طبیعتاً در نسلی که جریان انقلاب را ندیده است و نسبت به گذشته انقلاب تجربه یی ندارد، این گونه افراد، چهره های نویی محسوب می شوند، در حالی که کهنه ترین اندیشه و متحجرترین ایده را در مغز می پرورانند و نسل امروز که با این افراد برخورد نداشته است، فکر می کند با جریان تازه یی مواجه است. این جرقه یی برای ارتجاع انقلاب خواهد بود، زیرا انقلاب مانند کش است، زمانی که آن را بکشیم به عقب بازمی گردد.

وی به مساله «جنگ نرم» اشاره و تصریح کرد؛ دشمنان دریافته اند که می توان بدون اسلحه نیز نظام تا دندان مسلح را ساقط کرد، آنجا که اسلحه کاربرد ندارد، روی اعتقادات کار می کنند، همان کاری که در اوکراین، قرقیزستان و گرجستان پیاده شد.علم الهدی اظهار داشت؛ دشمن می داند این نسخه در ایران قابل پیاده شدن نیست و نمی تواند با جمع عوامل ناراضی نظام و کمک های خارجی، یک جریان سیاسی ناراضی را ترسیم و نظام را ساقط کند. آنها با مارکسیسم خو کرده اند، اما در جامعه ما به واسطه پشتوانه مذهبی این امر تحقق نمی یابد. از سال 83 دشمن سعی دارد جامعه را لائیک کند چون با دیندار بودن جامعه نمی تواند نظام را ساقط کند، بهترین وسیله این اقدام، توسعه فحشا است، در این موضوع جریان خارجی مستقیماً دخالت دارد و تاکنون تا حدودی نیز موفق عمل کرده است.


Link      Comments () Date: شنبه ٧ دی ۱۳۸٧

وبلاگ حزب نیست by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

شاید گروههای مجازی بستر مناسبی برای بروز مجازی احزاب باشند ولی حتی آنها نیز حزب نیستند. حزب رکنی از ارکان سیاسی جامعه با تعریف و ویژگی های خاص خود است و وبلاگ رسانه ای شخصی است که به دلیل ارتباط با دیگر رسانه ها و در دسترس بودن در محیط عمومی اینترنت، قابلیت های رسانه های عمومی نیز دارد.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٧

کرباسچی: تحزب دوای عوام فریبی است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی از ایجاد نظام حزبی و پرهیز از روش عوامفریبی در جامعه، رشد طبقه متوسط، تضعیف دولتمداری و دولت‌سالاری، عدم ابهام در قانون اساسی و میثاق ملی حضور قوه قضاییه مستقل و بیطرف و قرابت جغرافیایی و همراهی جهانی با دموکراسی‌های آزاد در دنیا و دوری ارتش و نیروهای مسلح از سیاست به عنوان برخی عوامل برای توسعه سیاسی در کشورها نام برد

کرباسچی: تسویه درونی دولت نهم در تاریخ بی‌‏سابقه است


Link      Comments () Date: جمعه ۱٥ آذر ۱۳۸٧

باید کاری کنیم که وضع کنونی تداوم پیدا نکند by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

مهدی بوترابی اکرنه  احمدی نژاد خاتمی محبوبیت کروبی انتخابات mehdi boutorabi پرشین بلاگ persianblog

آگاهی مردم ایران نسبت به اوضاع، در مقایسه با سایر کشورها قابل تقدیر است، زیرا خیلی خوب قضاوت می‌‏کنند ولی این ‌‏آگاهی باید تبدیل به حرکت شود و وضعی را ایجاد کرد که بتوان به آن تکیه کرد.

خاتمی با اشاره به ‌‏محبوبیت قهرمانان در ‌‏کشور گفت: متاسفانه بسیاری از این قهرمانان در زمان خود تنها ماندند‌‏، ولی در زمان‌‏های بعد به عنوان قهرمان مورد ستایش قرار می‌‏گیرند

ما تجربه 8 سال دولت اصلاحات را پیش رو داریم و نقطه ضعف‌‏ها و قوت‌‏ها را می‌‏دانیم و حتما باید کاری کنیم که وضع کنونی تداوم پیدا نکند

برای آمدن یا نیامدن (کاندیداتوری ریاست جمهوری) مشغول مطالعه و فکر کردن هستم و اگر همه به این نتیجه و توافق برسیم راه برای خدمت باز است

مطلب کامل در ادامه


 

 

 

خاتمی: آبرو و جان ما در برابر انقلاب و کشور اهمیتی ندارد

 

 

 

 

 

 

ایلنا: رئیس‌‏جمهور سابق کشورمان گفت: همه ما انقلاب و نظام را دوست داریم و ایرانی سربلند و با عزت می‌‏خواهیم و می‌‏خواهیم تهدیدها علیه کشور کمتر باشد و رهبری در اوج عزت باشد و هیچ کداممان نمی‌‏خواهیم ایران و انقلاب ذره‌‏ای لطمه ببیند.

سید محمد خاتمی در دیدار با اعضای شورای مرکزی و دفتر سیاسی حزب مردم سالاری و نمایندگان دفاتر این حزب در استان‌‏ها گفت: باید از نظر روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی بررسی شود، چرا ایران با این موقعیت و امکانات مهمی که داشته ‌‏و با اینکه پیشتاز جامعه‌‏مدنی در ‌‏دنیای اسلام بوده است؛ بحث‌‏های سیاسی و‌‏حقوقی و بینش‌‏های روشن شیعی مردم زودتر از جاهای دیگر در اینجا مطرح می‌‏شود ؛نتوانسته‌‏ایم برای استقرار مردم سالاری،پیشرفت همه جانبه کشور و اعتلاء جامعه ایران مسیر ثابت ومطمئنی پیدا کنیم ؟
آگاهی مردم ایران ‌‏از اوضاع قابل تقدیر است
وی خاطرنشان کرد: آگاهی مردم ایران نسبت به اوضاع، در مقایسه با سایر کشورها قابل تقدیر است، زیرا خیلی خوب قضاوت می‌‏کنند ولی این‌‏آگاهی باید تبدیل به حرکت شود و وضعی را ایجاد کرد که بتوان به آن تکیه کرد.
خاتمی با اشاره به ‌‏محبوبیت قهرمانان در ‌‏کشور گفت: متاسفانه بسیاری از این قهرمانان در زمان خود تنها ماندند‌‏، ولی در زمان‌‏های بعد به عنوان قهرمان مورد ستایش قرار می‌‏گیرند.
رئیس‌‏جمهور سابق کشورمان‌ ‏با اشاره به شخصیت استثنایی امام خمینی (ره) گفت: ‌‏امام (ره) ابتدا قهرمان ‌‏و فوق العاده تنها بود و سپس موج مردمی آمد و انقلاب عظیمی ایجاد شد و امام آنقدر هوشیار بود که تمام تلاش خود را بکار برد تا آن شخصیت کاریزما‌‏یی فردی تبدیل به سیستم اجتماعی شود. همانطور که قانون اساسی با رای قاطع مردم تایید شد؛ اصل نظام نیز به رای گذاشته شده و ‌‏جمهوری اسلامی مستقر شد و ایشان بیش از همه تاکید و اصرار داشتند که ‌‏میزان رای مردم است و جریان باید متکی بر رای و اراده مردم باشد.
رئیس موسسه بین المللی گفت‌‏وگوی فرهنگ‌‏ها و تمدن‌‏ها با اشاره به اینکه" اندیشه ما باید با واقعیت در رابطه باشد و واقعیت هم از پشتوانه اندیشه برخوردار باشد"، اظهار داشت: مساله مهم این است که خواست جامعه ما روشن است؛ مهمترین کار اصلاح‌‏طلبی این است که بتواند دردهای مزمن که ریشه در گذشته دارد و دردهای امروز جامعه را بشناسد و درمان کند یا راه درمان را نشان دهد.
مشخص شدن اندیشه اصلاح‌‏طلبی حائز اهمیت است
خاتمی تصریح کرد: مشخص کردن اندیشه اصلاح‌‏طلبی در کشور بسیار مهم است.
وی در ادامه گفت: اولین گام، شناخت درد است که خوشبختانه لااقل در مواردی این درد شناخته شده است و این شناخت هم در جامعه وجود دارد، چون در هر جایی که در این 150 سال گذشته رجوع کنیم همه از استبداد، وابستگی و عقب ماندگی رنج برده‌‏اند که درد مشترک همه ماست و هنر انقلاب اسلامی این بود که برای درمان درد بر هویت فرهنگی مردم یعنی دین تکیه کرد.
سید محمد خاتمی با طرح این سوال که چرا حزب در کشور ما هزینه دارد؟خاطر نشان کرد: باید کاری کنیم که احزاب واقعا نمایندگی مردم را بکنند و مردم به این رشد برسند، که هزینه حزب را بدهند بنابراین پشتوانه حزب باید مردم باشد نه دولت !اگر از دولت انتظار کمک داشته باشیم صد درصد دولت از آن حزب توقع حمایت دارد و آن موقع آزادی از احزاب گرفته می‌‏شود.
خواهان راهنمای عمل هستیم
رئیس‌‏جمهور سابق کشورمان‌ ‏تاکید کرد: وجه مشترک همه احزاب اصلاح‌‏طلب باید این باشد که چگونه به فکر واحد برسیم. ما خواهان نقشه راه و اصول راهنمای عمل هستیم.
وی گفت:ما می‌‏توانیم روی اصول به توافق رسیم؛ (گرچه کمی دیر شده است) چون آن تفکر مبتنی بر خواست‌‏ملت است ،خیلی ساده به صورت گفتمان در جامعه درمی‌‏آید و مردم را حرکت می‌‏دهد و مردم احساس حضور خواهند کرد و آن موقع نگران این نخواهیم بود که شعارها و احساسات خاص در این زمینه اثر کند.
برای آمدن یا نیامدن مشغول فکر کردن هستم
خاتمی بار دیگر درباره حضور خود در انتخابات سال آینده گفت: برای آمدن یا نیامدن مشغول مطالعه و فکر کردن هستم و اگر همه به این نتیجه و توافق برسیم راه برای خدمت باز است.
وی در ادامه افزود: ما در دولت اصلاحات‌‏ ،حتی یک‌‏دفعه از منافع اصولی‌‏مان عبور نکردیم؛سیاست بین المللی ما کمترین هزینه و بیشترین فایده را به همراه داشت. ما بر روی عزت و اصول انقلاب ایستادیم و ایستاده‌‏ایم.اگر ایران بخواهد پیشرفت کند نیازمند امنیت است و برای داشتن امنیت نباید از اصول بگذریم.
خاتمی همچنین با اشاره به اینکه افتخار دولت اصلاحات رساندن تورم به 11 درصد بود گفت: برای تک نرخی کردن ارز که جراحی بزرگی در اقتصاد کشور بود، چهار درصد افزایش تورم را تحمل کردیم تا جلوی فسادهای رانتی گرفته شود.
رئیس‌‏جمهور سابق کشورمان اظهار داشت: ما تجربه 8 سال دولت اصلاحات را پیش رو داریم و نقطه ضعف‌‏ها و قوت‌‏ها را می‌‏دانیم و حتما باید کاری کنیم که وضع کنونی تداوم پیدا نکند. شخصا اشتیاقی به کاندیداتوری ندارم ولی آبرو و حتی جان ما در برابر انقلاب و مردم و کشور چیزی نیست که نتوان از آن گذشت.
وی افزود: اگر حرف و جدیتی هست بر سر‌‏این‌‏ است که چگونه بتوان این انقلاب و نظام را بهتر حفظ و به مردم بزرگوار و برای عزت ایران خدمت کرد.

 


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٧

ضعف های خودی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

یکی از مهمترین مشکلات تصمیم گیری و رفتاری در میان نخبگان سیاسی اصلاح طلب به تجارب ویژه شان بر میگردد. الگوی رفتاری در دوران ستم شاهی را تعمیم دادن به دوران فعلی بدون توجه به تغییرات جامعه و دولت و جهان خطاست.
بعضی از دوستانپیش از انقلاب در گروه های سیاسی فعالیت مسلحانه مخفی میکردند و پس از انقلاب مدیریتهای بی محاسبه را برعهده داشتند و در دوران حذف از قدرت، تحت تاثیر مباحث تئوریک در حوزه های مطالعاتی به حوزه های فکری جدید وارد شدند و در دوران اصلاحات گرچه خوب و زیاد عمل کردند ولی و بیش از عمل حرف زدند.
این گروه اندکند ولی گاهی خیلی بارز میشوند. از تاثیرات روی کار آمدن دولت احمدی نژاد، تضعیف این جریان به نفع جریانات اصیل تر و متعادل تر اصلاح طلب است.


Link      Comments () Date: پنجشنبه ٩ آبان ۱۳۸٧

تشکیلات و انجمن های فرا ملی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

تشکیلات و انجمن های فرا ملی زیادی در جهان فعالیت دارند. بعضی از آنها شناخته شده اند و شاید بعضی ناشناخته باشند. تعداد زیادی جزو مجموعه ی سازمان ملل هستند. سه تشکل مشهور بین المللی دیگر عبارتند از:

فراماسونری

اخوان المسلمین

القاعده


حرکتهایی با سازمانهای متفاوت و مبنای مشترک در جهان فعالند:
احزاب کمونیست و سوسیالیست
سازمانهای تروریستی
حرکت سبز محیط زیستی ها
تشکل های زنان


Link      Comments () Date: پنجشنبه ٩ آبان ۱۳۸٧

تجمیع احزاب by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

ساختارهای احزاب و سازمان هایی که در دوران اختناق و زندگی مخفی دوره پهلوی شکل گرفته ااست، برای جامعه امروز ایران مناسب نیست.
تشکل هایی چون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و موتلفه از جمله مصادیق چنین تشکل هایی هستند.
بعلاوه احزاب کوچک و خانوادگی نیز جایی در آینده سیاسی کشور ندارند.
روند تجمیع احزاب و حاشیه نشین شدن تشکل های دارای تناقض درونی یا نامتجانس با شرایط روز آغاز شده است.
در جریان اصلاح طلبی دو حزب اصلی مشارکت و اعتماد ملی بیشترین شانس را برای بقا و تاثیر گذاری بر آینده سیاسی کشور دارند.
در جریان اصولگرایی به دلایل مختلف، روند توسعه حزب و گروه سیاسی مختل شده است و بنظر میرسد این عقب افتادگی اصولگرایان، به حذف کامل اصولگرایان ار صحنه سیاسی کشور بینجامد. البته گرایشات سنتی و مدرن که هر دو در جامعه امروز ایران اصالت و قدرت دارند، فرصت بروز کافی در احزاب مقتدر آینده خواهند داشت.
روند تجمیع احزاب سیاسی روندی اجتماعی و عینی و مبتنی بر ضرورتها است.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٧ آبان ۱۳۸٧

سیاست در وبلاگستان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

گرایش های سیاسی مختلف در وبلاگستان نمایندگانی دارند. تعریف و مشخص شدن این گرایش ها به انضباط سیاسی وبلاگستان کمک میکند. در این صورت طرفداران هر جریان با همفکرانشان تعامل نزدیک تری برقرار میکنند و جریانات آنارشیست و تخریبگر به حاشیه رانده میشوند و در نهایت نقش آگاهی رسانی وبلاگستان به نتایج عملی بیشتری منجر میشود.


Link      Comments () Date: یکشنبه ٥ آبان ۱۳۸٧

تحزب و فعالیت سیاسی در دانشگاهها by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

عوامل زیادی بر تغییرات درونی انجمن های اسلامی موثر بوده اند. از تغییر بافت اجتماعی راه یافتگان به دانشگاه گرفته تا تغییر فضای عمومی جامعه و تقویت گرایش غیر سیاسی و اجتماعی دانشجویان به دلایل مختلف. تاسیس بسیج دانشجویی در دانشگاهها نیز یکی از این نقاط عطف است.
با تاسیس و فعالیت بسیج دانشجویی، رابطه نیروهای بسیجی با انجمن های اسلامی دانشجویی کاهش یافت و به نوعی رقاب میان بسیج و انجمن اسلامی بوجود آمد. از سوی دیگر بدلیل فقدان فرصت فعالیت اجتماعی و سیاسی جریانات غیر اسلامی، نخست ملی مذهبی ها و سپس جریانات دیگر توانستند جای پایی در میان انجمن های اسلامی بیابند.
اگر تشکل های صنفی دانشجویی و تشکل های علمی و فرهنگی آنان و حتی تشکل های سیاسی شناسنامه دار آنها که مرتبط با احزاب قانونی باشد، اجازه فعالیت یابند، امکان حفظ هویت انجمن های اسلامی در چارچوب فعالیت اسلامی خواهد بود.
وجود تریبیون های سیاسی آزاد نیز فرصتی است برای بروز گرایش های سیاسی افراد. چه آنها که گرایش حزبی دارند و چه آنها که موضع سیاسی فردی دارند.
شاید اگر هر تشکل دانشجویی جدید که تعداد قابل توجهی عضو یا هوادار در سطح دانشگاه دارد، امکان بروز و ظهوری بیابد، قدم مهمی در توسعه فرهنگ تحزب در کشور برداشته شود. ایجاد فرصت برای فعالیت شاخه های دانشجویی احزاب شناسنامه دار قدم مهمی است.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۸٧

هدایت سیاسی کشور توسط احزاب by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

حضور شخصیت سیاسی در حکومت برای پیشبرد اهداف حزبی نه تنها پسندیده که ضرورت است و  با استفاده از حکومت برای منافع فردی و باندی تفاوت دارد.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۸٧

تشکلی برای حمایت از تحزب by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

توسعه تحزب از ضرورتهای مبنایی جامعه ایرانی است. تشکیل تشکلی گسترده برای حمایت از تحزب٬ فعالیت شایسته ای است.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٧

بی اعتمادی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

مهمترین مشکلی که از سیاستهای غلط برای کشور ایجاد میشود. فضای بی اعتمادی است. اصولگرایان که به دلیل عملکردشان مورد انتقادند و اصلاح طلبان که به واسطه ی حملات رسانه ای و غیره اصولگرایان مورد انتقادند.  پس به کی باید اعتماد کرد؟
اعتماد ملی حق مسلم ماست

===============

شاید انتخاب عنوان اعتماد ملی برای یکی از احزاب مهم کشور به همین جهت بوده است.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٧

نه این ... نه آن ... یعنی تسلیم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

امام خمینی سخن مشهوری دارند که به صورت های‌ مختلف بعدها در سخنان و سیره و عملکرد ایشان تکرار شد:

امریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از امریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر، لیکن امروز سر و کار ما با امریکاست

بر اساس نظر امام ، نفی قدرتهای بیگانه و اتکا به جریان های داخلی اصیل و غیر وابسته تنها مسیر اصلی رشد و استقلال کشور است. در واقع امام خمینی و انقلاب اسلامی روحیه ضد بیگانه و اتکا به خود را در کشور ما تقویت کرد.
دیدگاه استقلال از دیگران، در بین بعضی و به افراط تا آنجا پیش رفت که به نوعی ارجحیت نظر فردی و خودمحوری رسیدند و فعالیت جمعی و گروهی را زیر سوال بردند. به دلیل عملکرد منفی احزاب وابسته، با احزاب وطنی به مبارزه برخواستند و با تمام قدرت مبانی مشروعیت حرکت سیاسی جمعی شناسنامه دار یعنی تحزب را نشانه گرفتند. نتیجه تلاش این دسته، تضعیف نسبی احزاب داخلی بود. موضوعی که بطور طبیعی به کاهش نرخ مشارکت سیاسی  مردم می انجامد.

==================

نفی مطلق جریان چپ و راست داخلی (اصلاح طلب / اصولگرا)  در ادبیات اشخاص منفرد،یا گروههای حاشیه نشین و یا جریانات ناامید به مردم و امیدوار به بیگانه یا باندهای قدرت،  انگیزه های یکسانی ندارد. بخشی از این مخالفتها ناشی از گرایش به عدم پاسخگویی، عافیت طلبی و فردگرایی و امیدواری به بیگانه است.

==============

نفی قدرت های داخلی بدون حضور جریان سوم مقتدر داخلی چیزی جز تضعیف مبانی اقتدار ملی نیست. بطور مثال کسانی که در آمریکا دو حزب اصلی موجود جمهوریخواه و دمکرات را نفی میکنند، تا زمانی که حزب و جریان مقتدر و تاثیر گذار سومی وجود ندارد، در واقع با نفی این دو حزب از حوزه سیاست کناره گیری میکنند. نه قدرت تغییر وضع موجود را دارند و نه در تغییر شرایط با جریانات موثر همسو هستند و در واقع به حاشیه میروند. شعارهای مربوط به تغییرات کلی در شرایط تثبیت نیز معمولا چیزی جز توجیه و دلیل کناره گیری نیست.

=====================

در جریانات سیاسی هر کشوری، نقاط مثبت و منفی بسیاری میتوان یافت. برای ناامیدی، توجه مطلق به ضعفها کافی است و برای امیدواری نیز توجه صرف به قوتها کافی است.  تعریف نسبت خود با آنها و جمع مناسب و عقلایی بین وجوه مختلف و تشخیص نسبت آنها با تغییرات داخلی و جهانی و استانداردهای ملی و اندیشه های متعالی مسیر نتیجه گیری منطقی و کم اشتباه است. 
ایفای نقش در جامعه از طریق جریانات موثر موجود ممکن است نه با تحریم و کناره جویی و گنده گویی های تخیلی. البته روشن است که بن بست در تعامل بین جریانات اصلی یک جامعه به اختلال جدی و نهایتا تحول می انجامد و نتیجه این تحولات معمولا با خواست کسانی که از هر دو سو در ایجاد بن بست دخالت داشته اند، همسو نیست.

نه این ... نه آن ... یعنی انفعال٬ یعنی تسلیم شدن به گذشت زمان ... به سکوت ... به قدرتهای محیطی: داخلی و خارجی


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٧

آسیب‌های سرمایه‌ یِ اجتماعی از وبلاگستان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از وبلاگستان:


... سرمایه های فیزیکی وانسانی مالکیت پذیرنداماسرمایه اجتماعی درمالکیت هیچکس نیست اگرچه کنشگران به اشتراک درمالکیت آن سهیمند.
سرمایه اجتماعی بازده قراردادهای نانوشته ای است که کنشگران به میل ّّ،خودراملزم به رعایت آن می بینند.قراردادهایی که آنهاراحول اهداف مشترک گردمی آورد،اعتقادات یکسان می آفریند،هنجارهای همانندفراهم میکند،زبان وادبیات مشابه میسازدونمادهای هماهنگ مهیامینماید ...

... عوامل زاینده سرمایه اجتماعی هرآن چیزی است که پیوندهای بین افراد و گروهها را افزایش می دهد. بنابر این صداقت، اعتماد، همسویی، همرنگی ازجمله عوامل افزایش دهنده پیوندهای یادشده هستند ...

در ادامه مطلب کامل را بخوانید


آسیب‌های سرمایه‌یِ اجتماعی،

عبدالرحیم کرکه‌آبادی

*اشاره: بخش دیدگاه‌های دال به انتشار نوشته‌هایِ کسانی اختصاص دارد که در ارتباط با مطالب مطرح شده در بخش‌های دیگر این وبلاگ، نظر‌ها و‌ آرایی دارند با حجمی طولانی‌تر از آن‌که بتواند در قسمت «نظرها» منعکس شود. من بی‌ آن‌که لزوماً با این نظرها موافق باشم، با نشر این دیدگاه‌ها می‌خواهم مجالی برای گفتگوهایی وسیعتر فراهم کنم.

چندی پیش در این‌جا مطلبی نوشته بودم در مورد مبارزه‌یِ مدنی. در ارتباط با همین موضوع، دوست عزیز، آقای عبدلرحیم کرکه‌آبادی، از زاویه‌‌ای دیگر به دلایلِ توفیق و عدم توفیق مبارزات مدنی و سیاسی پرداخته‌اند که در ادامه می‌خوانید. امیدوارم این بحث با آرایِ دیگران غنی‌تر شود.
در این بخش رسم‌الخط نویسندگان محفوظ می‌‌ماند، اما سایر
سیاست‌های کلی این وبلاگ بر سر جای خود باقی است. از به کار بردن القاب و عناوین در تیتر مطالب هم پرهیز کرده‌ام

*****

آسیب‌های سرمایه‌یِ اجتماعی


پزشکان یکی ازآسیب پذیرترین نقاط بدن را زیرانگشتان پاوعلت آن رانرسیدن خون کافی به بافتهای آن قسمت میدانند.این همانجایی است که به دلیل قرارگرفتن درکفش ومساعدبودن محیط برای رشدقارچهاوویروسهاازیک سوونبودخون کافی دربافتهابرای مبارزه ومقاومت ازسوی دیگر،شرایط رابرای آسیب دیدن بافتهامهیامیکند.بافتهای فقیرومحروم ازانرژی واکسیژن، مقاومت کمتری دربرابرعوامل مهاجم دارند.آسیب پذیری آنهابیش ازآنکه تابع عوامل بیرونی باشدناشی ازشرایط داخلی است.
ارگانهای بیولوژیک رادربعضی ازشرایط میتوان به سیستم های اجتماعی شبیه دانست.تشبیه بافتهای فقیربدن به طبقات ضعیف اجتماع چندان بیراه نیست.دراجتماع نیزنرسیدن منابع لازمه معاش وزندگی کیفی،طبقات محروم رادربرابرعوامل مهاجم آسیب پذیرمیسازد.درحقیقت آسیب پذیری مدافع، موجب قوت مهاجم میشود.توزیع مناسب منابع وامکانات،بافتهای ضعیف راتقویت میکندوآنهارادرچرخه هم افزایی اجتماعی،تاثیرگذارباقی میگذارد.
توزیع منابع محل توجه جدی مکاتب سیاسی واجتماعی است.
مدتهاست که اندیشمندان به این موضوع ازمنظرایجادارزش افزوده ازطریق درچرخه نگهداشتن طبقات وگروههای اجتماعی توجه کرده اندوآن راسرمایه اجتماعی نامیده اند.آنها سرمایه رادر سه حوزه تعریف کرده اند:
1-سرمایه فیزیکی :شامل دارایی هاوامکانات مادی
2-سرمایه انسانی :شامل توانایی ها ومهارت های مختلف افراد
3-سرمایه اجتماعی :شامل پیوندبین انسانهاوتولیدسینرژی ازهنجارهاوکنشهای مشترک ناشی از روابط متقابل بین افرادوگروهها حول اهداف مشترک
آنچه آسیب پذیری اجتماع رادربرابرعوامل فرساینده کاهش میدهد توجه به پارامترهایی است که موجب ارتقاوافزایش سرمایه اجتماعی میشود.
انقلابات وجنبشها محصول فزونی سرمایه اجتماعی است برای تغییر وضع. همانطورکه مقاومت دربرابرتغییروضع نیزمحصول فزونی سرمایه اجتماعی است.
سرمایه های فیزیکی وانسانی مالکیت پذیرنداماسرمایه اجتماعی درمالکیت هیچکس نیست اگرچه کنشگران به اشتراک درمالکیت آن سهیمند.
سرمایه اجتماعی بازده قراردادهای نانوشته ای است که کنشگران به میل ّّ،خودراملزم به رعایت آن می بینند.قراردادهایی که آنهاراحول اهداف مشترک گردمی آورد،اعتقادات یکسان می آفریند،هنجارهای همانندفراهم میکند،زبان وادبیات مشابه میسازدونمادهای هماهنگ مهیامینماید.یادمان نمی روددوران انقلاب راکه هدف سرنگونی سامان پیشین،اعتقادات گوناگون رادرکنارهم نشانده بودوهنجارهاورفتارهای اخلاق گرایانه تولیدمی کرد.زمانی که گروههای مردمی امکانات خودرادرزمان سختی بین یکدیگرتقسیم میکردندوهمان زمان اسکناس های هزارتومانی رابرای نشان دادن مخالفت خود،ازعکس شاه تهی می کردند.مستضعف وطاغوت،توحیدی وخلقی ومکتبی و......مفاهیم مشترک درحوزه زبانی آن دوره بود.وشمشیروخون واسلحه وزیتون وگل و........نمادهای قابل فهم برای همگان.
این هم افزایی درقالب سرمایه اجتماعی برکلیه عوامل مقاومت دربرابرتغییرغلبه یافت وانقلاب پیروزشد.
سرمایه اجتماعی دارای ابعادگوناگون است ودرقالبهای متنوع دیده میشود. همانطور که یک انقلاب وجنبش ونهادهای عام المنفعه محل بروز سرمایه اجتماعی است،یک گروه تبهکارمانندمافیانیزواجدسرمایه اجتماعی است.دراینجاست که سرمایه اجتماعی رابه نسبتی که درچارچوب اهداف ملی است یانه،به سرمایه اجتماعی مثبت یامنفی تقسیم میکنند.
عوامل زاینده سرمایه اجتماعی هرآن چیزی است که پیوندهای بین افرادوگروههاراافزایش می دهد.بنابراین صداقت،اعتماد،همسویی،همرنگی ازجمله عوامل افزایش دهنده پیوندهای یادشده هستند.امااین عوامل خود،محصول علتهای ریشه ای ترند.علتهای ریشه ای ترموجب فراهم شدن انگیزه برای حضور کنشگر درعرصه فعالیت جمعی می گردد.بنابراین شاید مفهوم نفع یاکسب رضایت ریشه ای ترین علل برانگیزاننده برای فعال شدن کنشگران باشد.گاه نفع یارضایت درنزدکنشگرموجوداست،بنابراین تلاش اوبرای حفظ وضع موجودوارتقا آن است وگاه آرمان کنشگر بدست آوردن نفع وکسب رضایت جدیداست که اورادرخدمت یک کنش جمعی علیه وضع موجودفعال میسازدوبه سمت وضع مطلوب معهود می کشاند. در این راه پیجویی نفع یا کسب رضایت،کنشگر را تا تحمل شکنجه و از دست دادن جان نیز می کشاند.
سرمایه اجتماعی اما به همان نحو که در صورت موجود بودن شرایط بطور هندسی فزونی میگیرد به همان سرعت نیز در صورت از دست رفتن عوامل پیوند دهنده عناصر ، قابل زایل شدن است.
بروز گسترده سرمایه اجتماعی در ایران معاصر ،در انقلاب مشروطیت ، جنبش ملی شدن صنعت نفت ،انقلاب اسلامی و جنبش دوم خرداد به وضوح به چشم می خورد.اما چرا اغلب آنها پس از شور و هیجان اولیه ناشی از تحرک نیروها و بروز سرمایه اجتماعی و بدست آمدن پیروزی ،دچار فرسایش و کاستی شده اند.آیا اینکه دکتر شریعتی آن را تبدیل نهضت به نهاد نامیده است علت آن است ؟ یا عوامل دیگری نیز دست اندر کار کاهش و زایل شدن سرمایه اجتماعی بوده اند.
فرض بگیرید امروز ، روز بعد دوم خرداد سال76 است. اکثریت جامعه در یک تلاش جمعی و در یک انتخابات پرشور ، خود را پیروز دیده است . رییس جمهور منتخب ، دولت را در اختیار و دستگاه اداری کشور را برای خدمت رسانی به همه مردم بکار میگیرد.حزبی نیز از میان علاقمندان و طرفداران نزدیکتر رییس جمهور که او را در مبارزات انتخاباتی یاری کرده اند تشکیل میشود.در دوران چند ساله اداره کشور پس از آن انتخابات پرشور، بحران هایی در کشور بروز میکند که لازم است در نمایش و مانور قدرت ،از طرفداران و مردم خواسته شود در یک همایش بزرگ مسالمت آمیز در محلی گرد هم آیند.اما با وجود احساس نیاز شدید به این کار هر بار به بهانه ای از آن طفره رفته میشود.چرا؟ پاسخ یک جمله است : عدم اطمینان به جمع شدن مردم به آن حدی که بتوان به آن نمایش قدرت گفت .و پاسخ اصلی تر آنست که نهاد دعوت کننده که مطمئنا حزب یاگروههای برآمده از طرفداران دولت است آن ارتباط شبکه ای و ارگانیک و مویرگی را با طرفداران خود تا عمق جامعه گسترش نداده اند و این ارتباط تا بعد از سطوحی به سرعت از حالت چهره به چهره و سایبرناتیک به ارتباط توده ای تبدیل شده است و هیچ تبادل اطلاعات و انرژی به طور هوشمند با آحاد آن برقرار نیست .
یک حزب که مدام نمیتوانداز کیسه آرای روز انتخابات با عنوان داشته خود در مناسبات و چانه زنی در حوزه قدرت ارتزاق کند .آن آرا برای حزب نمادو محصول سرمایه اجتماعی در برهه ای از زمان بوده است ، اما نگه داشت و فزونی آن سرمایه اجتماعی به سازو کارهای مناسب نیاز دارد تا داشته خود را درمناسبات ،به روز نگه داردوآن را افزایش دهد.
در کشور همجوار ما ترکیه، می بینیم حزب عدالت و توسعه در مواقع لازم با آوردن اعضاء و طرفداران خود، تاثیر قطعی بر روندهای آینده کشور و حزب می گذارد . حزب الله لبنان نیز با بهره گیری از سرمایه اجتماعی بوجود آمده ، کار خود راپیش می برد.هر دوی این تشکل ها هیچ گاه از آوردن طرفداران خود به صحنه واهمه ندارند. چرا که از اجابت دعوت خود توسط هواداران مطمئنند.
در کشورمان ،غیر از حزب توده در برهه ای از دوران گذشته هیچیک از احزاب کشور در سطح کلان و گسترده با طرفداران و اعضاء خود ارتباط چهره به چهره نداشته اند .
برخی از جامعه شناسان ارتباط را در جامعه به ارتباط اجباری ، ارتباط عاطفی ، ارتباط مبادله ای و ارتباط گفتمانی تعریف کرده اند.رهبران گروههای اجتماعی و از جمله احزاب به همه این نوع ارتباطات با هواداران و اعضاء خود نیازمندند.هواداران در این نوع ارتباطات ضمن آنکه توان خود را در اختیار حزب می گذارند انتظار برآورده شدن انتظارات خود را که همانا کسب نفع یا رضایت است دارند.
درمیان مردم مامعمولا بیان این جمله مرسوم است: مگرفلان حزب یادولت باوجودآنکه آنهمه برایش دست افشانی کرده ایم برای ماچه کرده است؟ بیان این جملات درمیان هواداران سابق بیشتر رایج است.اما بی دلیل نیست که هیچگاه چنین طلبی را از مام میهن در مردم نمی بینیم.درجنگها،آحادملت نیروهای خودرابسیج کرده وبافراهم آوردن یک سرمایه بزرگ اجتماعی ازکشوردفع خطر میکنند.چراکه میهن دریک ارتباط اجباری،عاطفی،مبادله ای وگفتمانی بافرزندان خود، بابذل داشته هایش محیطی آرام برای زندگی به آنها می بخشد.بنابراین فرزندان کشورهیچگاه خودرا طلبکارمرزوبومشان نمی بینند وتاهنگام مرگ نیزباعشق اومی میرند.
گروههای اجتماعی دارای پتانسیل بهره گیری ازسرمایه اجتماعی نیزباید به تمایلات وانگیزه های تک تک اعضاخودحساس وپاسخگوی نسبی آن باشند.امنیت،رفاه ومنزلت خواست وانگیزه مشترک شرکت کنندگان در کنشهای اجتماعی است.پاسخ به آن کنشگررادرصحنه نگهمیداردوعدم پاسخ به آن کنشگران رامی تاراند.افزایش وکاهش سرمایه اجتماعی از همین جاست.
دراینجامنظور از گروه هر جریان نظم یافته از جمله دولت ،حزب وسازمان است.
اصولا پاسخگویی به انگیزه های هواداران ومردم تنها از مجموعه های سازمان یافته برمی آید وجنبش ها به تنهایی نمیتوانند سرمایه اجتماعی بوجود آمده رابرای دراز مدت بدلیل موارد پیش گفته شده حفظ کنند یاتوسعه دهند.لذا نه تنها تبدیل نهضت به نهاد مذموم نیست بلکه ممدوح است به شرط آنکه زمینه حضور نیروها همواره فراهم وفراهم بماند.

تابستان1387
منابع:
رشداقتصادی وسرمایه گذاری-ابوالقاسم مهدوی-ناشر:جنگل 1384
سرمایه اجتماعی-سید مهدی الوانی-ناشر:مانی 1385
مدیریت و سرمایه اجتماعی-واین بیکر-ترجمه:سید مهدی الوانی و محمدرضاربیعی-ناشر:سازمان مدیریت صنعتی 1382
Social capital and Mental Health-Edited by :Kwame McKenzie and Trudy Harpham
Social Capital, Networks and Economic Development-Authors: Maria Semitiel Garcia, Cheltenham, Edward Elgar

 


Link      Comments () Date: جمعه ۱٥ شهریور ۱۳۸٧

پاسخ به دل مشغولی ها by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

پاسخ به دل مشغولی های مخاطبان مهمترین وظیفه گروههای مرجع و موثر است. امری که میتواند به رشد جامعه و فرهنگ تحزب بیانجامد.
شاید مهمترین دلمشغولی از زاویه ای کلی چنین باشد:
امنیت اقتصادی ...  یعنی اشتغال مناسب و  رفاه و برخورداری
امنیت تصمیم گیری فردی و جمعی ... یعنی آزادی
امنیت جسم و روح ... یعنی صلح و سلامت
امنیت آینده ... یعنی فلاح و رستگاری


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸٧

افزایش هزینه های سیاسی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

افزایش هزینه های سیاسی فعالیت در کشورها منجر میشود به:

 گرایش به براندازی (متکی به بیگانه یا گروههای متنفذ زر و زور و تزویر داخلی) یا انقلاب (متکی به مردم بجای اصلاح)
توسعه نفاق و تظاهر و لاجرم جدایی حامیان نخستین
افزایش پهنای باند رسانه ای برای حفظ و انتشار عقاید سیاسی


Link      Comments () Date: دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٧

تیترهای جالب امروز کیهان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

دو تیتر جالب از  صفحه اول کیهان:

شیرین عبادی: اگر ترور شوم کیهان قاتل من است !

احمدی نژاد: هیچ حزبی کارایی مسجد را ندارد


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸٧

شوراهای اسلامی صنفی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

تشکیل شوراهای صنفی برای انعکاس نیازهای صنفی است و  پسوند اسلامی به منزله منبعث بودن تشکیل آن به قانون و قواعد اسلامی شوراهاست.
انجمن های اسلامی به موازات تشکلهای صنفی شکل گرفت و در مدارس و دانشگاهها و کارخانجات٬ تشکلی سیاسی با رویکرد دفاع از نظام جمهوری اسلامی بود.
فقدان فرصت برای فعالیتهای گروهی سیاسی دیگر سلایق و جریانات قانونی سیاسی٬ موجب شد که هواداران جریانات سیاسی دیگر  از انجمن های اسلامی بعنوان تشکل سیاسی عمومی استفاده کنند. روند تغییر هویت در انجمن های اسلامی تا حدی از این روند متاثر است.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٧

حزب فقط حزب الله by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، شعاری شکل گرفت با عنوان:

حزب فقط حزب الله
رهبر فقط روح الله

این شعار را از جهات متعددی میتوان بررسی کرد و از یکی از این جهات نشان دهنده تغییر نسبی رویکرد عمومی به مفهوم حزب بود. یعنی امکان تحقق حزب مقبول.
شکل گیری حزب جمهوری اسلامی در کنار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دیگر گروههای سیاسی به تحقق عملی این شعارها کمک میکرد تا آنجا که در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز٬ حزب و تحزب و نقش احزاب در شکل گیری حاکمیت سیاسی به خوبی دیده شده است.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٥ تیر ۱۳۸٧

احزاب فعال و قانونی مانع افراط و تفریط by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

احساس ضد احزاب دو  ریشه اصلی و  مهم دارد:
_ مهمترین منشا این احساس، مخالفت مردم با حکومتها در طول چند هزار سال حکومت استبدادی شاهان و سلاطین بوده است. مردم از حکومت بیگانه بودند و فرصتی نیز برای تعامل با حکومت برایشان نبود. از نظر حکومت های استبدادی مردم چون رمه هستند و باید آنها را چوپانی کرد.
_ نقش ضعیف احزاب رسمی در تحولات به نسبت باندهای سیاسی مخفی و مافیایی. باندهای مافیایی سیاست بدون اینکه هزینه عمل سیاسی خود را بپردازند و بدون رعایت قواعد بازی رفتار میکنند و موثر تر از احزاب رسمی بوده اند.
دلایل دیگری نیز میتوان برشمرد. جالب آنکه گاهی مستبدین چون محمد رضا شاه به بهانه نارضایتی مردم از احزاب و در واقع برای توسعه دیکتاتوری خویش، احزاب را تعطیل میکردند و مثلا دو حزب رقیب تاسیس میکنند یا حتی همان دو حزب را نیز تعطیل میکنند و یک حزب (حزب رستاخیز) زیر نظر خود تاسیس میکنند.
محمد رضا شاه به این حقیقت که نارضایتی مردم از احزاب به دلیل ناکارآمدی آنان در محدود کردن قدرت حاکمیت و در مسیر خواست مردم قرار دادن آن است و در واقع ریشه نارضایتی از احزاب نارضایتی از شاه است، بی توجه بود.
وقوع انقلاب اسلامی فرصتی بود برای صاحب حق دانستن ملت نسبت به تعیین همه چیز از بالا تا پایین و احزاب بر این اساس دورانی جدید را آغاز کردند که البته با دشواری ها و موانعی که ریشه در گذشته های دور و نزدیک دارند، مواجه هستند.
وجود احزاب قانونی و رسمی و در عین حال فعال و موثر موجب میشود  که دیکتاتوری و نظامی گری و آنارشیسم و امثال آنها فرصت بروز پیدا نکنند.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٥ تیر ۱۳۸٧

چند نکته سیاسی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

اگر دو رویکرد مردم سالاری  و استبداد متصور باشد، در ایران٬ هر دو می بایست به ملاحظات دینی توجه داشته باشند. از زمانی که سید محمد خاتمی با طرح مردم سالاری دینی، تکلیف جریانات مخالف اصلاحات را روشن کرد، آینده سیاسی ایران به چالشی وابسته شد که با عنوان عمومی اصلاح طلبان و اصولگرایان معرفی میشود. آینده سیاسی ایران در چالش میان این دو جریان رقم خواهد خورد.
تاکتیکهای اصولگرایان در بکارگیری ادبیات اصلاح طلبان و مهمتر از همه استفاده از اصطلاح مردم سالاری دینی٬ دردی را از اصولگرایان دوا نمیکند جز آنکه کاربرد مثبت مردم سالاری دینی را خدشه دار کند. در واقع بجا گفته اند که:
به عمل کار برآید به سخن دانی نیست

اینکه گروههای مخالف اصلاحات از اصطلاح مردم سالاری دینی استفاده میکنند، برای جریان اصولگرایی راهشگا نیست٬ بلکه موجب شکاف فکری و اندیشه نیز میگردد.

===================


تکلیف آینده سیاسی کشور منوط به غلبه یکی از دو برداشت اصلی از دیدگاههای حضرت امام  و در چارچوب دیدگاههای کلی امام که منبع اصلی مشروعیت(مقبولیت)  و شرعیت انقلاب اسلامی تلقی میشود.شکل میگیرد.
پیروزی گفتمان سیاسی اصولگرایی مسیری را پیش روی ایران قرار میدهد که کاملا با جریان خط امام و اصلاح طلبی متفاوت است.
در مقابل پیروزی اصلاح طلبی بازگشتی به نظام ارزشی انقلاب اسلامی ملت ایران و عقلانیت شیعی و خردایرانی است که نخستین جلوه ی آن در کشورداری دیده خواهد شد.
لایه هایی نیز که بدنبال راه سوم بودند یا به اصطلاح خط سوم محسوب میشدند٬ شانس زیادی برای پیشبرد اهداف خود نخواهند داشت.
گروههای خط امام که عمدتا حول محور اصلاحات و شخصیتهای برجسته آن چون آقای خاتمی و آقای کروبی و میرحسین موسوی و آیت الله موسوی خوئینی ها  گردآمده اند، گرچه از قدرت سیاسی به دور هستند ولی ناتوانی مزمن اصولگرایان در اداره امور کشور را نظاره میکنند و هر چه میگذرد به آلترناتیو جدی تری تبدیل میشوند.

==================

شگل گیری دو حزب اصلی در چارچوب  مردم سالاری دینی و جریان اصلاحات راه  برون رفت از مشکلات جریان اصلاح طلبی و در نهایت توفیق آن است. تاسیس حزب نیرومند خاتمی فرصتی خواهد بود برای مرزبندی درونی و بیرونی جریان اصلاحات و در نهایت دو حزب قدرتمند شکل خواهد گرفت که هدایت کشور را در صورت غلبه مردم سالاری دینی در کشور به نمایندگی از ملت برعهده خواهد گرفت.  بازگشت آقای کروبی به مجمع روحانیون مبارز میتواند  نقش روحانیت در کلیت جبهه اصلاحات را افزایش دهد و دو حزب نیرومند خاتمی و کروبی با تمایلات متجددانه و سنتی بر محور اصلاح طلبی موجب تعامل نتیجه بخش خواهند بود.

=======================

اصلاح طلبان در انتخابات دوره قبل حضور به اصطلاح دو کاندیدای اصلی  اصلاح طلب را تجربه کردند.
آقای کروبی
آقای معین
به دلیل اینکه  معین کاندیدای مناسبی برای ریاست جمهوری جریان اصلی اصلاح طلبان نبود، این اقدام نوعی دهن کجی به آقای کروبی و جریان سنتی اصلاح طلبان در مجمع روحانیون مبارز و مبنای اصلی معضلات اصلاح طلبان و کشور در چند سال اخیر تلقی شد.
در این دوره، اگر آقای خاتمی به صحنه بیاید و کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شود، بطور قطع رئیس جمهوری بعدی خواهند بود و این موضوعی است که ربطی به ترکیب کاندیداهای دیگر ندارد. در صورتیکه آقای کروبی نیز کاندیدا شوند، نه تنها از رای کلی جریان اصلاح طلبی کم نمیشود بلکه افزایش می یابد و نیروهای متدین و سنتی تر اصلاح طلب که خواهان تغییر وضع موجود با گرایش سنتی هستند، فرصت بروز بیشتری می یابند و از سوی دیگر رای آقای خاتمی نیز کاهش نخواهد یافت و به فرض بعید اگر انتخابات به دور دوم نیز برود، جبهه اصلاحات پیش از رسیدن مجدد به قدرت سیاسی در کشور، تجربه ی وحدتی همه جانبه را خواهد داشت.
انتخاب پیشاپیش تکنوکراتی اصلاح طلب مانند آقای نجفی بعنوان معاون اول هر دو گزینه اصلی اصلاح طلب، در تعاملات وحدت گرایانه اصلاح طلبان موثر خواهد بود.
به امید رسیدن ملت ایران به حق مسلم اش در کشورداری مدبرانه.


Link      Comments () Date: دوشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٧

احزاب سیاسی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
احزاب سیاسی هیئت مدیره ی سیاست جامعه هستند که توسط مردم انتخاب میشوند تا بر فعالیت اجرایی و مدیریتی جامعه نظارت کنند و ناظران میانی یعنی نمایندگان مجلس را به آنها پیشنهاد کنند.
احزاب سیاسی مناسب اگر نداریم (که تاحدی داریم و باید حرفه ای تر شوند)  باید احزاب مناسب را تاسیس کنیم.

============

کاندیدای مستقل معنا ندارد. کاندید منفرد معنا دارد. یا کاندیدا منفرد است و همینجوری تنهایی و بر اساس تجربه و اندیشه و ارتباطات فردی اش وارد صحنه میشود و یا بصورت حرفه ای عضو یک تیم شناسنامه دار و رسمی بنام حزب و گروه سیاسی وارد عرصه میشود.

Link      Comments () Date: پنجشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٧

تجربه فکری by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
هر حزب سیاسی سالم متکی به حمایت یک جریان اجتماعی است. جریانی که حمایت اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی لازم را از حزب سیاسی خودش بعمل آورد و حزب را متکی به رانت دولت یا تشکیلات مافیایی داخلی یا بیگانه نکند.
 در واقع هر جریان اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی نیازمند یک حزب سیاسی برای مشارکت در قدرت سیاسی است.
وجود مراکزی برای تعامل و تجربه فکری مانند هیئت های مذهبی و انجمن های فرهنگی و علمی و موسسات غیردولتی و مدارس و امثالهم فرصت مناسبی برای تقویت مبانی فکری افراد و جریانات است.

Link      Comments () Date: شنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٧

احزاب اصلی ایران در آینده by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری جمهوری اسلامی و قانون اساسی مبتنی بر مردم سالاری دینی٬ تحزب بعنوان راه کار سیاسی در کشور مورد تایید قرار گرفت. حزب جمهوری اسلامی نیز با مشارکت اکثریت رهبران و مدیران کشور با هدف فعالیت سیاسی حزبی نقش قابل توجهی در کشور برعهده گرفت.
گفتمان پذیرفته شده در حزب گفتمان حضرت امام بود ولی خیلی زود دو جریان در داخل حزب جمهوری شکل گرفت که تا انحلال حزب وجود داشتند.
چهره های شاخص دو جریان در بیرون از جزب با عنوان خط امام یا چپ در مقابل راست یا سنتی ها شناخته میشدند. گروههای راست ضمن احترام به حضرت امام بر سر چندین مساله با دولت انقلابی میرحسین موسوی که سمبل حرکت خط امام محسوب میشد٬ اختلاف نظر داشتند:
ـ مالکیت خصوصی در برابر مصالح عمومی. بند ج قانون مربوط به هیئتهای هفت نفره واگذاری زمین. مالیات. تسخیر لانه جاسوسی. جنگ فقر و غنا.

پس از رحلت امام و روی کار آمدن دولت آقای هاشمی رفسنجانی و به حاشیه رفتن تصمیم گیری احزاب و جریانات سیاسی و محور شدن مسائل اقتصادی٬ نارضایتی در لایه های مذهبی گسترش یافت. تشدید شکاف طبقاتی بدون افزایش سطح مشارکت مردم در تصمیم گیریها منجر به نارضایتی سیاسی در میان نخبگان شد.
در چنین شرایطی بود که جریان راست به رهبری آقای ناطق نوری پس از فتح مجلس چهارم(بصورت مشترک با آقای هاشمی) و فتح مستقل مجلس پنجم  و با حمایت گسترده مقامات عالی کشور آماده تحویل گرفتن دولت میشد.
در چنین شرایطی بود که مجددا ملاحظات سیاسی اولویت پیدا کرد و جریان خط امام توانست از اختلافات آقای هاشمی و جناح راست استفاده کرده و وارد صحنه شود و به همراه خود گروه کثیری از مردم را به حوزه سیاست وارد کند.
تنشهای سیاسی ده سال گذشته در داخل ثمره ی مقاومت جناح راست در برابر رقیب سنتی اش بود. البته جناحهای چپ و راست در طول نزدیک به دو دهه بسیاری از مواضع خود را تغییر داده بودند ولی علیرغم همه تغییرات هنوز اصلاح طلبان به مفاهیم پایه ای دیدگاه حضرت امام وفادار مانده بودند٬ و در مقابل جناح راست شرایط مساعدتری برای ابراز وجود در حوزه های حکومتی پیدا کرده بود.
بنظر میرسد همچنان نقش امام بعنوان محور اصلی گفتمان سیاسی انقلاب حفظ میگردد و جریانات نسبت به برداشتی که از دیدگاههای امام دارند به دو گروه اصلی تقسیم میشوند و آن دو گروه در آینده کشور نقش اصلی را بازی خواهند کرد.
بدلیل غلبه گفتمان تجدد و سنت در همه حوزه ها٬ به احتمال زیاد این دو جریان اصلی پس از پیروزی سیاسی گفتمان خط امام شکل میگیرد. 
در واقع دوران آینده از آن یکی از و طرف اصولگرایان یا اصلاح طلبان خواهد بود. آخرین صحنه رقابت اصولگرایان و اصلاح طلبان به زودی رقم خواهد خورد.

۳ فرض:
موفقیت حزب مشارکت در تاسیس دو جریان داخلی سنتی و مدرن. فرصت این جریان در طول یک دهه اصلاحات به دلایل مختلف از دست رفت. اینک تضاد داخلی حزب مشارکت بین دو جناح درونی اش به یک تعامل یا نابودی ختم شود نه جدایی.  احتمال تشدید انسداد درونی حزب مشارکت نیز وجود دارد. عدم تجانس بدنه حزب و رهبری آن از نظر فضای فکری٬ فضای تعامل درون حزبی را کاهش داده است. این موضوع باعث عدم انعطاف در همکاری های سیاسی حزب با دیگر جریانات اصلاح طلب و حتی محدودیت در مانور سیاسی در برابر اصولگرایان شده است.
شکل گیری دو حزب اصلی از میان جریانات اصلاح طلب. حزب اعتماد ملی با یارگیری از میان نخبگان سیاسی و با محوریت شخصیت های مرتبط با امام آشکارا بر محوریت نظرات امام تاکید میکند و در صورت حفظ گفتمان امام در کشور٬ موقعیت ممتازی خواهد داشت و احتمالا یکی از دو حزب اصلی کشور خواهد بود. اعتماد ملی در کوتاه مدت شانس زیادی برای نمایندگی روشنفکران آرمانگرا ندارد و برعکس جریانات عملگرا و احیانا فرصت طلب گرایش مثبت تری نسبته به آن نشان میدهند.
غلبه کامل گرایش اصولگرایی. اصولگرایان که تا پیش از دولت آقای احمدی نژاد به روشهای انتخاباتی تحت حاکمیت اصلاح طلبان  خو میکردند٬ پس از ماجرای رایحه خوش و تقویت حضور نظامیان٬ از مزایای قدرتی برخوردار شدند که بر تعاملات سازنده آنان با جامعه تاثیر منفی گذاشت.  فرصتی که اصولگرایان در این سه سال از دست دادند به مراتب بزرگتر از فرصتی بود که حزب مشارکت در حدود هفت سال اقتدارش از دست داد. بنظر میرسد که گفتمان اصولگرایی به دلیل عدم التزام فکری و عملی به مردم سالاری مسیر دیگری را برای در صحنه بودن بر خواهد گزید. در صورتیکه گفتمان اصولگرایی به تنهایی محور آینده سیاسی کشور شود٬ آرایش سیاسی کشور به نحو گسترده ای در سطوح مختلف تغییر خواهد کرد و عصر جدیدی در تاریخ ایران رقم خواهد خورد.

نتیجه: ‌بنظر نمیرسد که گفتمان اصلاح طلب / اصولگرا مدت زیادی برقرار بماند و در صورت پیروزی محتمل اصلاح طلبان و غلبه نهایی گفتمان خط امام(مردم سالاری دینی) بر جناح راست(حکومت اسلامی بجای جمهوری اسلامی)٬‌ دو حزب اصلی آینده حزبهای مشارکت (خط امام و متجدد) و اعتماد ملی( خط امام و سنتی) خواهند بود.
محوریت گفتمان امام خمینی و سنت و مدرنیزم٬ راه حل مناسبی برای پوشش نیروهای سیاسی موثر جامعه است. اصلاح طلبان امکان بهره برداری از توانایی ها و سرمایه های کشور را به جهت سابقه و کادر متخصص و هویت و غیره دارند. البته ملاحظاتی نیز در باره ی نیروهای آزاد شده در جریان مقابله با اصلاحات وجود دارد. حضور نظامیان در عرصه های اقتصادی و سیاسی نتایجی به همراه دارد.

Link      Comments () Date: چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧

تقدم ائتلاف یا تحزب by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

شکل گیری ائتلاف های نیرومند موخر بر ظهور احزاب اند. اگر حزب سیاسی جدی نداشته باشیم٬ ائتلاف ها بصورت محفل در می آیند و دارای آفات هیئت ها خواهند بود.
جوگیر شدن. ناپیگری بودن. شخص محور شدن. آسیب پذیر بودن. ناپایداری ساختارها. شعارگرایی بجای عمل گرایی. از آقات مهم چنین ائتلاف هایی است.
اما در جایی که به واقع احزاب در مسیر بلوغ خود چند گامی عقب هستند٬ ائتلاف ها نیز به نوعی متفاوت و در شاید ضرروی تر باشند. نقش رهبران ائتلاف در تلطیف فضا و تعامل و همگرایی جدی تر خواهد بود.
ائتلاف بخشی از تحزب و تعامل احزاب است.


Link      Comments () Date: یکشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٦

انتخابات 24 اسفند در میزگرد خبرگزاری فارس by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب در خبرگزاری فارس:
لینک مطلب در فاوانیوز:

مهدی بوترابی با بیان این‌که وبلاگ نویس‌ها به طور خیلی جدی و حتی جدی‌تر از انتخابات گذشته در این انتخابات شرکت خواهند کرد، گفت: فضای رقابتی انتخابات مجلس هشتم قطعاً در فضای وب هم منعکس می‌شود.

به گزارش فاوانیوز به نقل از خبرگزاری فارس، مهدی بوترابی، مدیر پرشین بلاگ در میزگرد اختصاصی خبرگزاری فارس با عنوان "رسالت وبلاگ‌ها؛ انتخابات و مشارکت حداکثری؛ ایده‌های و راهکارها" در پاسخ به این سئوال که آیا وبلاگ‌ها اساسا رسالتی در قبال انتخابات دارند یا نه؟ گفت: ما نباید خیلی از وبلاگ‌ نویس‌ها انتظار داشته باشیم به عبارت دیگر نباید انتظار ما از وبلاگ نویس‌ها بیشتر از انتظار ما از جامعه باشد.

وی افزود: البته درست است که وبلاگ نویس‌ها از جنس فرهیختگان هستند و نسبت به مسائل اطرافشان حساسیت دارند اما تقریباً همان مسائل مبتلا به جامعه در حوزه وبلاگ نویسی مطرح است با این تفاوت که در حوزه وبلاگ ها این مسائل یک مقدار تند و تیزتر و شفاف‌تر است.

بوترابی با بیان اینکه ما نمی‌توانیم برای وبلاگ و وبلاگ نویسی، رسالت قائل بشویم اظهار داشت: به نظر من بهتر است بجای اطلاق واژه‌ رسالت از واژه‌ حقوق استفاده کنیم و بگوییم حقوق وبلاگ‌ها و بگوییم وبلاگ نویس‌ها از آن جا که شهروندان جامعه مجازی هستند یک حقوقی دارند و یک تکالیفی.

مدیر پرشین بلاگ ادامه داد: این حقوق و تکالیف براساس تعاملی که خود وبلاگ نویس‌ها در جامعه مجازی و به عنوان شهروند به آن اعتقاد دارند در حالی شکل گیری است.

وی افزود: با توجه به این که مرزهای حقوق و تکالیف وبلاگ‌نویس‌ها در جامعه مجازی در حال شگل گیری است، به نظر می‌رسد که وبلاگ نویس‌ها تکالیفی را در حوزه جامعه مجازی برای خودشان و در مورد موضوع انتخابات تعریف کرده‌اند.

بوترابی با اشاره به اینکه حتی طرح موضوع تحریم انتخابات در وبلاگ‌ها هم بخشی از تکالیف وبلاگ نویس‌ها به شمار می‌رود، گفت: این موضوع از سوی آن دسته از شهروندان جامعه مجازی مطرح می‌شود که حساسیت‌های ویژه‌ خود را دارند و این حساسیت را از جامعه اطراف خودشان گرفته‌اند بنابراین همان حساسیت‌های جامعه به اندازه‌ای که فرصت برای طرح پیدا می‌کنند در جامعه مجازی وبلاگ‌ها هم مطرح شده و انعکاس پیدا می‌کند.

مدیر پرشین بلاگ یکی از مهمترین دلایل سردی بحث در فضای وبلاگ‌ها را محدودیت‌های رقابت‌ انتخاباتی در ایران دانست و افزود: مهلت یک هفته‌ای برای تبلیغات انتخاباتی یکی از محدودیت‌های رقابت انتخاباتی در ایران است و اگر کسی زودتر از این یک هفته تبلیغاتش را شروع کند، مورد باز خواست قضایی قرار می‌گیرد.

بوترابی تاکید کرد: کوتاه شدن زمان مبارزه انتخاباتی در ایران منجر به این می‌شود که گروه‌های اپوزیسیون و مخالف انتخابات از آزادی عمل بیشتری برخورد باشند.

وی با اشاره به این که هنوز موضع اکثریت وبلاگ نویس‌ها درباره انتخابات موضوعیت بیان پیدا نکرده، گفت: به نظر من، وبلاگ نویس‌ها به طور خیلی جدی و حتی جدی‌تر از انتخابات گذشته در این انتخابات شرکت خواهند کرد، زیرا شرایط رقابتی در جامعه برقرار شده است.

مهدی بوترابی ادامه داد: هر چند این رقابت‌ یک رقابت‌ برابر نیست اما به هر حال نفس رقابت در این انتخابات وجود دارد و روی اکثر کرسی‌های انتخاباتی کشور، جریان‌های اصلی سیاسی رقابت خواهند کرد.

وی خاطر نشان کرد: این فضای رقابتی قطعاً در فضای وب هم منعکس می‌شود و از آن جا که جریان‌های اصلی سیاسی کشور همگی کاندیدا دارند وبلاگ نویس‌ها هم قطعاً درباره انتخابات موضوع می‌گیرند و موضعشان هم مثبت خواهد بود.

مدیر پرشین بلاگ با بیان اینکه تعداد 11 میلیون کاربر اینترنتی قطعاً هر کدام کاندیداهای انتخاباتی ویژه خود را دارند، گفت: این تعداد کاربر اینترنتی طبیعتاً نمی‌توانند نسبت به انتخابات بی‌تفاوت باشند اما نباید انتظار تک صدایی از آن‌ها داشته باشیم.

وی صدای تحریم انتخابات در فضای وبلاگ‌ها را بسیار ضعیف ارزیابی کرد و خاطر نشان ساخت: از آن جا که فضای جدی رقابتی بر کرسی‌های انتخاباتی حاکم است و در جامعه هم نسبت به این موضوع تعامل وجود دارد و این تعامل و رقابت هم نمایشی نیست طبیعتاً صدای تحریم انتخابات از سوی وبلاگ نویس‌ها هم ضعیف خواهد بود.

بوترابی در پاسخ به این سئوال که موضوعاتی همچون تحریم انتخابات توسط چه کسانی مطرح می‌شود و از کجا نشأت می‌گیرد، اظهار داشت: کسانی که ریشه در خاک ایران ندارند و در حال حاضر ریشه آن ها در این خاک نیست، به طور طبیعی نسبت به اتفاقاتی که در کشور می‌افتد تاخیر و اختلاف فاز دارند.

وی تصریح کرد: من نمی‌گویم که این‌ها به ایران علاقه ندارند چون‌که وقتی اسم ایران می‌آید همین‌هایی که در خارج از کشور هم هستند اشک در چشم‌هایشان جمع می‌شود اما چون با مسائل روزمره ایران سر و کار ندارند و در جریان ریز اخبار نیستند وقتی چیزی مطابق میلشان نیست می‌گویند نه!

وی در پاسخ به این پرسش که شما به عنوان مدیر یک سرویس بزرگ وبلاگ در کشور تا چه انداز وبلاگ‌ها را در فضاسازی و خلق جریان‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در کشور کار آمد می‌دانید، گفت: من فکر می‌کنم کارآمدی و تأثیرات وبلاگ‌ها را در خلق این‌گونه جریان‌ها دیده‌ایم مثلاً در موضوع خلیج فارس، همین بلاگرها موج‌های خوبی را ایجاد کردند و حتی در مورد مسائلی که آنچنان به منافع ملی هم بر نمی‌گشت مثل شرکت‌های هرمی و نتورکی، فعالیت وبلاگ‌ها بسیار بازتاب گسترده‌ای داشت.

بوترابی با اشاره به این‌که از آن جا که ساختار سیاسی کشور، متکی به احزاب است وبلاگ نویس‌ها به حوزه سیاست جز از طریق احزاب دسترسی دیگری ندارند، گفت: رسانه‌های دیگر در نهایت به کانون‌های قدرت وصل هستند ولی وبلاگ نویس‌های سیاسی هنوز آن تعین را پیدا نکرده‌اند و ارتباط آن ها با بدنه سیاسی احزاب و گروه‌ها به خوبی شکل نگرفته است.

مدیر پرشین بلاگ تاکید کرد: تحزب به هیچ وجه با آزادی در تضاد نیست و بحث تحزب در قانون اساسی ما به صورت رسمی پذیرفته شده است.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٦

حزب فراگیر؟ by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

ظهور احزاب و گروههای سیاسی در زمان شروع فعالیتهای انتخاباتی در کشور ما سابقه طولانی داره ولی ظهور یک حزب( و نه جبهه که اونهم سابقه داره و اصولا بدون حزب های نیرومند تشکیل جبهه کارکرد موثری ندارد) بعد از انتخابات قابل تامل است. بخصوص که این ظهور ناشی از یک اعتراض سخت سیاسی به مسئولان ارشد کشور و انتقاد از گروه سیاسی خود(مجمع روحانیون)  و  متکی به پتانسیل سرگردان سیاسی ناشی از واخوردگی نخبگان باشد. این عوامل در کنار هم موضوع تشکیل حزب اعتماد ملی توسط آقای کروبی و همفکرانش را یک اقدام جدی و مهم میکند.

گروهی که به آقای کروبی رای دادند عمدتا از بین اقشار محروم و خواهان تغییر وضع موجود. رای آقای کروبی در مرحله اول یک موفقیت نسبی بود که کمتر کسی پیش بینی می کرد. ویژگی های سیاسی مربوط به آقای کروبی و پتانسیل تغییر وضع موجود و گرایش عمومی به فقر زدایی و واخوردگی نخبگان فرصتی است برای این حزب که با درس گرفتن از تجارب قبلی بجای ادعای حزب فراگیر(مثل حزب رستاخیز یا احزاب کمونیستی و امثالهم) به حزبی با مخاطبان مشخص تبدیل شود. اصولا هیچ حزبی نمیتواند فراگیر باشد مگر آنکه اول به قدرت برسد ثانیا  اجازه فعالیت به دیگران ندهد که هر دوی اینها فعلا منتفیه. البته بعضی ها هم از عبارت فراگیر ممکن است منظورشون حزبی است که امکان عضویت اقشار مختلف در آن باشد. اما در این معنا نیز باید بدانند به هر حال هر حزب علنی و قانونی ضمن وفاداری به رعایت چارچوب های سیاسی اهداف مشخصی دارد که خود به خود بعضی اقشار و گروهها و طبقات اجتماعی را می رنجاند.

----------------------

انفجارهای اخیر لندن توسط وزارت خارجه ایران و رئیس جمهور در حال خداحافظی محکوم شد. از نظر شما چی؟

---------------------


Link      Comments () Date: شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸٤

روح الله الموسوی الخمینی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

اول یه کم از خودم دفاع کنم. کسانی که تاریخ میخوانند٬ کمتر اسیر تقدس گرایی از نوع قدیم و جدیدش میشن. خیلی تلاش میکنم از جاذبه های امام دور بمانم تا با تعلق کمتری در باره او صحبت کنم ولی واقعا سخته.

 امروز صحبت کردن از امام در جهان مجازی لطف خاص خودش رو داره. انگار از موضوعی ممنوعه صحبت میکنی. این خودش یه جاذبه است. نه ؟

----------------------

روح الله خمینی هر که بود و هر چه کرد از موثرترین انسانهای قرن گذشته جهان بود. او و یارانش که اکثرا شهید شدند برای ما کشوری با هزاران فرصت و امید و نومیدی باقی گذاشت و رفت. فیلم های دهه ۵۰ ایران رو ببینید. خیابانها. مردم. رفتارها. مد. همه چیز تغییر کرده. امروز ما متجدد شدیم. حتی در روستاها الگوها در حال تغییر است چه برسه به شهرها. مشکل شهرنشینی بی انضباط٬ گلوی جامعه رو میفشارد و بزرگترین درد جامعه که ناتوانی مدیریت کشور است منابع عظیم کشورمون رو به هدر میده. نه همشو و نه با روندی منفی. قبول دارم که اوضاع در حال بهتر شدن است ولی شتاب لازم رو نداره. چون هنوز راهبری استراتژیک کشور توسط نهادهای سیاسی / اقتصادی / اجتماعی مدنی انجام نمیشه. اگر همانگونه که روزی به دستور امام در کشور بسیج نظامی شکل گرفت تا دفاع از ملت بدست خود ملت انجام بشه و دولت نتونه مانع دفاع مردم ازخودشون باشه. اگه روزی امام از انشعاب در روحانیت به منظور تکثر استقبال کرد. اونهم امامی که شعارش ((همه با هم )) بود. اگر امام همیشه بر لزوم واگذاری اقتصاد و فرهنگ به ملت صحبت میکرد و بر اهمیت نقش انتخاب مردم در سیاست. اگر در دولت اصلاحات فرصتی برای تاسیس نهادهای  اجتماعی و اقتصادی مدنی  بوجود آمد و موسسات غیردولتی در عرصه فرهنگ و جامعه فعالیت گسترده ای رو شروع کردند.   اگر نهادهای اقتصادی چون انجمن ها و نظام های صنفی خلا هدایت اقتصادی را کم کم پر میکنند و اگر مردم ما آموخته اند که حق گرفتنی است نه دادنی: اکنون باید به فکر تقویت احزاب و گروههای سیاسی بود تا حلقه های میان حکومت و ملت در تمامی صحنه ها تکمیل شود. دخالت حلقه های نظامی / اقتصادی / فرهنگی / اجتماعی / سیاسی در یکدیگر تعادل جامعه رو بهم میزنه. فکر میکنم دهه آینده دوران تاسیس احزاب واقعی و تکمیل پروژه جامعه مردمسالار دینی است. ملت ما از هزاره های پیشین اخلاقی و متدین بوده اند و خواهند بود. روشنفکرانی که راه حل مشکلات کشور رو جستجو میکنند در احزاب سیاسی آینده نظراتشون رو مطرح خواهند کرد و خواهند فهمید که چه بخش از حرفهایشون درست و چه بخشی غلط است و مردم در انتخاب نهایی خودشون به کسانی رای میدهند و قدرت کشور را به کسانی میسپارند که به آنها بشود اعتماد کرد.

امام به مردم آموزاند که قدرت را شما واگذار میکنید و از زمانی که شما قدرت را شکل دادید مقدس است و تنها بدست شما باید تغییر کند و نه خواست فرد یا گروهی خاص. به همه گفت که نظامیان در سیاست دخالت نکنند. به علما هشدار داد که قدر ملت را بدانند. در سیاستی که عین دیانت است هر کس فقط یک رای دارد. یعنی حق ندارد رای دیگری را کنترل کند یا تغییر دهد. رای یک مرجع تقلید مسلمان با جوان ۱۶ ساله آشوری مساوی است. این حق حق انسانی است و مقدس است. 

---------------------------------

ملت ما  دو گام با امام رفت: انقلاب و جنگ. الحق رهبری شایسته بود و هم آمدنش با مردم بود و هم رفتنش و این بسیار کم اتفاق افتاده و می افتد. دو پروژه بعدی یعنی سازندگی و اصلاحات هنوز ادامه دارد و ادامه خواهد داشت. انتخاب رئیس جمهوری یعنی کسی که حق اجرای همه چیز از قانون اساسی گرفته تا قوانین دیگر رو داره. کسی که در نبود رهبر علاوه بر وظیفه خودش وظیفه رهبر را هم داره.  کسی را انتخاب کنیم که کشور را  به پیش ببرد. مستقل و آزاد. کسانی که تا فشنگ آخرشون رو در برابر اصلاحات شلیک کردند و بعد شعارهای اصلاحات رو مصادره میکنند افراد مطمئنی برای اعتماد نیستند. به کسانی اعتماد کنیم که اگر قدرت هم ندارند لااقل انصاف و عدالت دارند و خدا را شکر در بین کاندیداها چنین افرادی حتما پیدا میشوند.

اگر کاندیدایی هم نمیشناسیم لااقل با رای سفید دادن اعتراض کنیم که چرا کاندیدای ما در صحنه نیست. این صداها شنیده میشود و تا زمانی که صداها شنیده میشود باید گفت و گفت.

 کسی رو انتخاب کنید که بتونه به نقش گروهها و احزاب سیاسی احترام بزاره و خودش رو عقل کل ندونه. در این دوره به شخصیت بزرگ (بقول بعضی ها) نیازی نیست. به کسی نیاز است که اونقدر بزرگ باشه که بتونه بزرگتر بودن عقل جمعی رو قبول کنه.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٤

Recent Posts درخواست کمک پناهجویان خارجی یلدای بلند می رود علل افزایش تعداد وبلاگهای مسدود شده در پرشین بلاگ کل یوم عاشورا ... کل ارض کربلا تسلیت ایام : تاسوعا و عاشورای حسین بن علی علیه السلام پروفایل قبلی در پرشین بلاگ ماه محرم ماه غلبه خون و حقیقت بر شمشیر و زور شتاب عید سعید غدیر و ولایت حقیقت بر همگان مبارک باد همزبانی انسانی در جامعه مجازی
My Tags اندیشه (۱٢۳٥) انتخابات دهم (٧۸۱) خاتمی (٦٢٢) عکس (٥٥٩) کروبی (٥٥٥) وبلاگستان (٥٤۱) خبرستان (٤٥٠) سیاستمداران (٢٩٥) انتخابات دهم (٢٩۳) میرحسین موسوی (٢٧٩) احمدی نژاد و دولت نهم (٢۳٥) دلنوشته (٢٢٧) اسرائیل (۱۸٤) تقلب و تخریب و هتاکی (۱۸٢) روحانیت (۱٧٥) جهان (۱٦٩) نقد و بحث اندیشه (۱٥٩) تدبیر و بی تدبیری (۱٥٤) احمدی نژاد (۱٥٢) رسانه (۱٤٠) احمدی نژاد (۱۳٤) خاطره (۱٢٥) یادبود (۱٢٤) رهبری (۱۱٤) احزاب (۱۱٠) بازداشت و زندان (٩٦) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٩٤) اینترنت (٩۳) میرحسین موسوی (٩۱) ایران (۸٧) آمریکا (۸٦) نقد و بحث اندیشه (۸۳) دین (۸۱) صدا و سیما (٧٩) زنان (٧٧) دروغ و تکذیب و فریب (٧٧) تقلب و تخریب و هتاکی (٧٦) مردم سالاری (٧٥) احزاب و تشکل ها (٧٤) شورای نگهبان (٧٤) پیشنهاد (٧٢) احمدی نژاد و دولت نهم (٧٠) اندیشه و دلنوشته (٦٩) صدا و سیما (٦٧) فاوا (٦٥) امام خمینی (٦۳) اخلاق (٦۳) بی تدبیری (٦۱) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٦۱) خبرنگاران و رسانه ها (٦٠) وبلاگ چیست؟ (٥٧) جامعه مجازی (٥٤) نور (٥٤) حقوق بشر و قضاوت (٥٤) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٥٤) مردم سالاری (٥۱) تاریخ (٥٠) آزادی (٤٩) بازداشت و زندان (٤٩) شعر (٤۸) ظلم (٤٧) انسان و جامعه و هستی (٤٦) نظامیان و انتظامیان (٤٦) تدبیر و بی تدبیری (٤٥) انقلاب اسلامی (٤٥) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٤٤) روحانیت و مراجع تقلید (٤۳) امام خمینی (٤٢) دانشجویان (٤۱) تحزب (٤٠) سایت (٤٠) انسان (٤٠) علی (٤٠) دروغ و تکذیب و فریب (٤٠) هنر (۳۸) روابط ایران و آمریکا (۳۸) انقلاب اسلامی (۳٧) طنز (۳٧) ظلم و استبداد و زور (۳٧) جامعه مجازی و اینترنت (۳٧) حقوق بشر و قضاوت (۳٦) ورزش (۳٦) خبر (۳٦) دروغ و تکذیب (۳٦) هنرمندان (۳٤) خط امام (۳٤) ظلم و استبداد و زور (۳٤) خبرنگاران و رسانه ها (۳٢) محیط زیست (۳٢) گزیده (۳٢) دروغ (۳۱) اندیشه و دلنوشته (۳٠) وبلاگنویسان (٢٩) جهان اسلام (٢٩) شورای نگهبان (٢۸) انتخاب (٢۸) عدالت (٢۸) اصولگرایان (٢٧) امامان (٢٧) شاهان ایران (٢٧) آمار و اقتصاد (٢٧) تغییر اجتماعی (٢٧) دولت نهم (٢٦) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٢٦) پیامبران (٢٦) دانشجویان و دانشگاه (٢٦) اخلاق و ارزش ها (٢٦) ایران و ایرانیان (٢٦) بسیج و سپاه پاسداران (٢٥) انتخابات (٢٥) مرگ (٢٤) نویسندگان (٢٤) قانون و قانون اساسی (٢٤) روابط خارجی ایران (٢۳) روحانیت و مراجع تقلید (٢۳) تروریسم (٢۳) ادبیات (٢۳) داستان (٢٢) اسلام (٢٢) حق و باطل (٢٢) یادبود و بزرگداشت (٢٢) انسان و جامعه و هستی (٢۱) مرگ و زندگی و جامعه (٢۱) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٢۱) شعرا (٢۱) وبلاگ چیست؟ (٢۱) اصلاح طلبان (٢۱) دکتر علی شریعتی (٢۱) امید (٢۱) اصلاحات (٢۱) وبلاگ (٢٠) جوانان (٢٠) شهدا (٢٠) فیلترینگ (٢٠) روابط ایران و آمریکا (٢٠) مجلس شورا (٢٠) ایران و ایرانیان (٢٠) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٢٠) نظامیان و انتظامیان (٢٠) یادبود و بزرگداشت (٢٠) امنیت و امنیت ملی (٢٠) قانون و قانون اساسی (۱٩) فیلترینگ و سانسور (۱٩) قرآن کریم (۱٩) امنیت کشور و امنیت ملی (۱۸) احزاب و تشکل ها (۱۸) سیاست (۱٧) عشق (۱٧) خدا (۱٧) جشنواره (۱٦) ورزشکاران (۱٦) خط امام (۱٦) فلسطین و اسرائیل (۱٦) فیلترینگ و سانسور (۱٥) ادیان (۱٥) امام حسین (۱٥) استقلال (۱٥) حضرت محمد (۱٥) حق و باطل (۱٥) کودکان (۱٤) افراط و تفریط (۱٤) جامعه (۱٤) جامعه مجازی (۱٤) آمار و اقتصاد (۱٤) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (۱٤) نظامیان (۱٤) تغییر اجتماعی (۱٤) تروریسم و خشونت (۱٤) بسیج و سپاه پاسداران (۱٤) رای و انتخابات (۱۳) فرهنگ و آیین و دین (۱۳) مرگ و زندگی و جامعه (۱۳) طنز و کاریکاتور (۱۳) تعامل اجتماعی (۱۳) امام حسین (۱۳) نظرسنجی (۱۳) مهدویت (۱۳) کیهان (۱٢) قانون اساسی (۱٢) قضاوت (۱٢) بخش خصوصی (۱٢) آسیب اجتماعی (۱٢) جامعه مجازی و اینترنت (۱٢) امنیت کشور و امنیت ملی (۱٢) فلسطین و اسرائیل (۱٢) اخلاق و ارزش ها (۱٢) افراط و تفریط (۱۱) اصلاحات چیست؟ (۱۱) خبرگزاری فارس (۱۱) دفاع مقدس (۱۱) بخش خصوصی (۱۱) تهران (۱۱) عقل (۱۱) روشنفکر (۱۱) جشن (۱۱) پرشین بلاگ (۱۱) علم (۱٠) محیط زیست (۱٠) تاجیکستان (۱٠) دفاع مقدس (۱٠) افکار عمومی (۱٠) پیش بینی (۱٠) پیش بینی (۱٠) روابط خارجی ایران (۱٠) شعر و شعرا (۱٠) هنرمندان و مفاخر (۱٠) فرهنگ و آیین و دین (۱٠) شهدا و ایثارگران (٩) مجلس شورا و مجلسیان (٩) هنرمندان و مفاخر (٩) فرهنگ و آیین (٩) تاریخ ایران (٩) انتخاب دهم (٩) دانشجویان و دانشگاه (٩) اعتماد ملی (٩) دعا و نیایش (٩) مهدی موعود (۸) غم و شادی (۸) افکار عمومی (۸) شب یلدا (۸) اقوام و اقلیت ها (۸) حکمت و دانش (۸) انتخابات 24 اسفند (۸) اطلاع رسانی (۸) فرهنگ (۸) نفت (۸) فقر (۸) آیت الله جوادی آملی (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) کیهان و رجا نیوز (۸) انتخابت دهم (٧) تروریسم و خشونت (٧) بخش خصوصی و غیردولتی (٧) چلچراغ (٧) جالب (٧) سفرنامه (٧) دانش (٧) گفتگو (٧) بسیج (٧) فلسطین (٧) حکمت و دانش (٧) قرآن کریم (٧) شاهان ایران (٧) تدبیر (٧) امنیت ملی (٧) جهان اسلام (٦) مرگ و زندگی (٦) خرافه (٦) نفت و گاز (٦) غم و شادی (٦) بی تدبیری (٦) حضرت محمد (٦) مجلس شورا (٦) زندان (٦) بازداشت (٦) گفتمان (٦) محبت (٦) سایت اینترنتی (٦) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (٦) اینترنت و وب (٦) شعر و شعرا (٦) آزادی و انتخاب (٦) تحریم و مشارکت (٦) نظرسنجی و افکار عمومی (٦) مجلس شورا و مجلسیان (٦) کتاب و گزیده (٥) اعتراض و انتقاد و تظاهران (٥) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٥) انتخاب و تقلید (٥) وحدت کلمه (٥) تبلیغات و بازاریابی (٥) حزب اعتماد ملی (٥) تحریم (٥) فاطمه رجبی (٥) قضا و قضاوت (٥) منافع ملی (٥) اطلاع رسانی (٥) تعاملات اجتماعی (٥) آیت الله مصباح یزدی (٥) خلیج فارس (٥) وب فارسی (٥) فطرت (٤) شب قدر (٤) تاریخ اسلام (٤) روشنفکران (٤) خبرگان رهبری (٤) آیت الله جوادی آملی (٤) آسیب اجتماعی (٤) تعامل اجتماعی (٤) فرهنگیان (٤) امام صادق (٤) مهدی موعود (٤) توریسم (٤) حدیث (٤) جمهوری اسلامی (٤) شب یلدا (٤) انرژی (٤) عشق و محبت (٤) همایش (٤) ترانه (٤) عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤) دعا و نیایش (٤) جالب و شگفت انگیز (٤) شهدا و ایثارگران (٤) نظرسنجی و افکار عمومی (٤) تاریخ و میراث فرهنگی ایران (٤) تروریسم و خشونت و ترس (۳) رای و انتخابات و شعار (۳) انتخاب و تقلید و آگاهی (۳) بخش خصوصی و غیردولتی (۳) اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳) ورزش و ورزشکاران (۳) سپاه پاسداران (۳) اصلاحات چیست؟ (۳) موعود (۳) حکایت (۳) زمستان (۳) فاطمه رجبی (۳) اعتماد ملی (۳) دوم خرداد (۳) خبرگزاری فارس (۳) مصاحبه (۳) مرگ و زندگی (۳) امام صادق (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) جهان بینی (۳) ویدئو (٢) منافع ملی (٢) اصول (٢) آیت الله مصباح یزدی (٢) پرشین بلاگ (٢) آموزش و پژوهش (٢) جنگ و صلح (٢) جبر و اختیار (٢) طنز و کاریکاتور (٢) جبر و اختیار (٢) نفاق و ریا (٢) بانک و بیمه (٢) جهل و جهالت (٢) موبایل و تلفن همراه (٢) آیت الله صانعی (٢) خلیج فارس (٢) حضرت فاطمه (٢) تجارت الکترونیک (٢) موسوی (٢) میراث فرهنگی (٢) سلامت (٢) نوروز و بهار (٢) عقل و اندیشه (٢) فقر و فحشا و اعتیاد (٢) اراذل و اوباش اینترنتی (٢) بانک و بیمه (٢) ادیان و مکاتب فکری (٢) خط امام و اسلام ناب محمدی (٢) انتخاب و تقلید و آگاهی (٢) رای و انتخابات و شعار (٢) ورزش و ورزشکاران (٢) وحدت کلمه و تفرقه (٢) نوروز و بهار (٢) مصاحبه و خاطره (٢) عقل و اندیشه (٢) مدیریت و راهبری (٢) ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢) کیهان و رجا نیوز (٢) انرژی و نفت و گاز (٢) تروریسم و خشونت و ترس (٢) فقر و فساد و فحشاء (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) ا (۱) احمدی نژاد و دولت دهم (۱) خد (۱) خبر دستگیری (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) نخبگان و روشنفکران (۱) فیلترینگ و سانسور و مسدودی (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) روحانیت و مراجع تقلید مر (۱) تقلب و تخریب و هتاکی بادامچیان: کمیسیون ماده 10 حق (۱) استقلال و خودباوری (۱) بیگانه ستیزی (۱) روشنفکران و فرهیختگان (۱) انتخابات د هم (۱) جشنواره و جوایز (۱) خلیج فارس و عرب (۱) شعار و تظاهرات (۱) تحریم و مشارکت (۱) خلیج فارس و عرب ها (۱) تتدبیر و بی تدبیری (۱) روابط ایران و آمریکا بازشماری 10درصدآرا مقابل دورب (۱) دشمنان و رقبا (۱) جنگ و جنایت (۱) وحدت کلمه و تفرقه (۱) تقلب و تخریب و هتاکی احمدی نژاد: اجرای عدالت لازمه (۱) خط امام و اسلام ناب محمدی (۱) مصاحبه و خاطره (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) تبلیغات و بازاریابی (۱) فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (۱) جهل و خرافه و علم (۱) فلسفه و عرفان (۱) انسان و جامعه (۱) جنگ و جنایت (۱) انتخاب و تقلید (۱) جشنواره و جوایز (۱) مورخان و جغرافیدانان (۱) اشاعه فحشا (۱) انتخابات د هم (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) سهام و بورس (۱) جنگ و بحران (۱) فقه و کلام (۱) جنگ و بحران (۱) رمضان (۱) گوگل (۱) دکتر علی شریعتی (۱) اعتراض (۱) حقوق بشر (۱) عاشورا (۱) موسیقی (۱) تغییر (۱) ایران شناسی (۱) عرب (۱) مثنوی معنوی (۱) راز (۱) حجاب (۱) اصلاح طلبان (۱) خبرگان رهبری (۱) حزب الله لبنان (۱) حدیث و روایت (۱) گلستان سعدی (۱) جمهوری اسلامی (۱) سنت و مدرنیزم (۱) حضرت فاطمه (۱) اقوام و اقلیت ها (۱) علم و جهل (۱) اقلیت اکثریت (۱) آیت الله خمینی (۱) زشت و زیبا (۱) آرزوهایم (۱) اسلام ناب محمدی (۱) کمیته تعیین مصادیق (۱) دوم خرداد (۱) ایران و ایرانی (۱) اومانیسم (۱) جنگ و صلح (۱) اعتماد (۱) عرفا (۱) تاریخ اسلام (۱) مهدی بوترابی (۱)