زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
همایش وبلاگنویسان به مناسبت روز جهانی وبلاگ برگزار شد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در آستانه عید سعید فطر و به مناسبت روز جهانی وبلاگ، همایش وبلاگنویسان برگزار شد
شنبه سیزدهم شهریورماه و در آخرین هفته از ماه مبارک رمضان، همایش روز جهانی وبلاگ از ساعت شش بعد از ظهر، در تالار خانه شهریاران جوان برگزار شد. بیش از دویست وبلاگنویس از نقاط دور و نزدیک کشور و از اعضای سرویس دهنده های مختلف ایرانی و خارجی، به دعوت پرشین بلاگ در همایشی شرکت کردند که هدف از آن آشنایی بیشتر وبلاگنویسان با یکدیگر و طرح موضوعات مرتبط با وبلاگنویسی بود
وبلاگنویسان در بخش های مختلف مراسم و در فضایی صمیمی و با حضور چهره های محبوب وبلاگ نویس از جمله بهاره رهنما هنرمند شایسته کشور، به تبادل دیدگاهها و نظرات خود در حوزه وبلاگنویسی پرداختند و تجارب خویش را در اختیار یکدیگر قرار دادند
سخنرانی کوتاه و مرتبط با مشکلات روز وبلاگنویسی که از سوی سرکار خانم دکتر معصومه ابتکار، ایراد شد با استقبال فوق العاده حاضران روبرو شد. دکتر ابتکار با تاکید بر اهمیت وبلاگنویسی، ابراز امیدواری کرد که شرایط برای فعالیت وبلاگنویسان در سرویس دهنده های داخلی بیش از گذشته فراهم شود تا وبلاگنویسان وادار به مراجعه به سایت های غیر ایرانی نشوند .
لازم به ذکر است که مراحل مختلف مراسم اعم از برگزاری و اجرا و مدیریت بخش های مختلف مراسم توسط وبلاگنویسان و به صورت داوطلبانه انجام شد و مراسم همزمان با اذان مغرب و با صرف افطاری مختصری که توسط وبلاگنویسان باشگاه هواداران پرشین بلاگ تهیه شده بود، به پایان رسید

پاسخ وبلاگستان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
همانگونه که نویسندگان و شعرا و احزاب و گروهها و شخصیتهای سیاسی و مذهبی و حقوقدانان و پزشکان و روحانیون و کارگران و معلمان و دانشجویان و دانشگاهیان و خلاصه هر قشری به زبان خویش نسبت به شرایط موجود کشور واکنش نشان میدهند، وبلاگستان نیز به زبان خویش پاسخ میدهد
پاسخ وبلاگستان محتوایی عظیم و سرنوشت ساز است که در قالب دهها هزار یادداشت روزانه در وبلاگستان فارسی و در حیطه های مختلف تولید میشود.
وبلاگنویسی در انفرادی ثبت جهانی شد: یادداشت بازداشت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آقای ابطحی به وب نوشت اش علاقه ی ویژه ای دارد و شاید از وب نوشت نیز بیشتر به خوانندگان و دوستان اینترنتی اش علاقه و محبت داشت و دارد. این روزها که وب نوشت به روز میشود گاهی دوستان اینترنتی از من (به دلیل سابقه دوستی و آشنایی با ادبیات اینترنتی ایشان به دلیل اعتیاد به یادداشتهای ایشان در وب نوشت) در باره صحت انتساب مطالب وب نوشت به آقای ابطحی می پرسند.
به نظر بنده و با احترام به نظرات مخالفی که از سوی افراد معتبر دیگر ابراز شده است، این نوشته ها از نظر شکلی و محتوا به ادبیات و نظرات آقای ابطحی بسیار نزدیک است و چون ادبیات همیشگی ایشان حاوی نکاتی است که از مطالعه ی بین خطوط آن به روشنی فهمیده میشود. اشاراتی که تقریبا در همه یادداشتهای آقای ابطحی فراتر از ظاهر کلمات به روح و ذهن خواننده رو میکند و هدف اصلی و عمیق یادداشتهای وب نوشت از گذشته تا حال بوده است.
در مورد بخش های سیاسی و تامل برانگیز یادداشت های ایشان، طبیعی است که شرایط بازداشت را باید در نظر داشته باشیم. این ملاحظه تنها به دوران بازداشت محدود نمیشود. حتی تا روزهای پس از بازداشت باید این ملاحظه را به گونه ای و در سراسر زندگی پس از بازداشت به گونه ای دیگر مد نظر داشت.
شخصا ترجیح میدهم در باره ی آن بخش از مسائل سیاسی مطروحه در یادداشت های وب نوشت تا زمان آزادی نویسنده موضع خاصی نگیرم و تنها از اینکه ایشان می نویسند خشنود باشم. چرا که لازمه ی نوشتن ایشان، ایجاد فرصتی است که در شرایط سخت بازداشت انفرادی بسیاری ارزشمند است.
از نتایج دیگر وبلاگنویسی آقای ابطحی عزیز، افزایش انتظار عمومی برای آزادی وی و زنده تر شدن یاد ایشان است. میخواهم بگویم که از دیدن یادداشت های دوران بازداشت ایشان خوشحال تر از گذشته ام و امیدوارم که این راه به آزادی زودتر ایشان بیانجامد. طبیعی است که بازجویان و کارشناسان مایل نیستند که نخستین الگوی جهانی وبلاگنویسی در انفرادی را ناگهانی متوقف کنند و با برای مدت زیادی در بند نگه دارند، چرا که هر دو چندان منطقی نیست و هزینه های بی فایده دارد.
به امید آزادی ابطحی عزیز و دیگر عزیزان دربند چون آقا مصطفی تاجزاده و آقای امین زاده و آقای رمضان زاده و آقای عطریانفر و آقای آقایی و همه و همه و همه ی آنها.
هرگز فراموش نکنیم که یادداشت بازداشت از بازداشت یادداشت بهتر است.
آیا حسین درخشان هنوز بازداشت است ؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در این هیر و ویری کشور این هم سوال است ؟
آره ... این هم سوال است :

عکس از اینترنت
رسالت وبلاگنویسان : روشنگری و دعوت به آرامش و نفی خشونت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بنام خدا
وبلاگنویسان عزیز
همانطور که میدانید، کشور ما ایران در شرایط خطیری قرار دارد که عبور از این شرایط نیازمند هوشیاری و دقت نظری همگانی است و لذا از شما به عنوان فرهیختگان جامعه مجازی انتظار میرود تا در تلاش فرهنگی و اجتماعی و سیاسی خویش به کمک آرامش کشور بشتابید و با روشنگری و نفی خشونت مانع بروز اغتشاش شوید. ظرفیت های عظیم "مردم سالاری دینی" و چارچوب "قانون اساسی" برای پیشبرد کشور و اصلاح امور و رفع اختلافات موجود کافی است و امید داریم روزهای بهتری را برای کشور و مردم عزیزمان شاهد باشیم.
بدیهی است دغدغه عموم وبلاگنویسان حفظ سلامت و آرامش کشور است و لذا وبلاگهایی که دعوت به خشونت و اغتشاش کنند، مسدود میشوند.
مهدی بوترابی
مدیر گروه سایتهای پرشین بلاگ
وظیفه وبلاگستان و دیگر بخش های جامعه مجازی در شرایط خطیر امروز
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در شرایطی که مسیرهای اطلاع رسانی از همه سو آسیب جدی دیده اند و بازار شایعات بسیار داغ است و بخشی از درگیری های کور نیز به همین موضوع ربط دارد، وبلاگستان هوشمند ایرانی میتواند با حضور در عرصه های مختلفی که ممکن است، در بدست آوردن اطلاعات موثق و انتقال آنها و ایجاد آرامش واقعی در جامعه نقش جدی پیدا کند.
وبلاگنویسی حق مسلم ماست
دیدار سبز جامعه مجازی با خاتمی برگزار شد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دیروز با کمی تاخیر برنامه دیدار سبز جامعه مجازی با آقای خاتمی برگزار شد. آقای خاتمی پیش از برگزاری کنفرانس آنلاین دیدار سبز، تلویزیون اینترنتی موج 4 را افتتاح کردند و پس از آن به سوالات مطرح شده از سوی وبلاگنویسان و فعالین شبکه های اجتماعی مجازی و خبرنگاران و سایت های خبری پاسخ دادند.
نامه دفتر احمدینژاد به مرتضوی در باره رکسانا صابری و حسین درخشان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
متن کامل نامه عبدالرضا شیخ الاسلامی رییس دفتر رییس جمهوری به سعید مرتضوی دادستان تهران به شرح زیر است:
جناب آقای سعید مرتضوی
دادستان محترم تهران
سلام علیکم
به قرار اطلاع پرونده اتهامات آقای حسین درخشان و خانم رکسانا صابری در مراجع قضایی در دست رسیدگی می باشد.
نظر به تأکید ریاست محترم جمهوری، ترتیبی اتخاذ فرمایید تا مراحل رسیدگی به اتهامات افراد مذکور با دقت کامل و رعایت قسط و عدل و جمیع موازین قانونی صورت گیرد و شخصاً مراقبت فرمایید تا متهمان بتوانند از کلیه آزادیها و حقوق قانونی برای دفاع از اتهامات وارده برخوردار باشند و کوچکترین حقی از آنها ضایع نشود.
عبدالرضا شیخ الاسلامی
گفتنی است عبدالصمد خرمشاهی وکیل رکسانا صابری روز گذشته (شنبه) در گفتگو با رسانههای داخلی و خارجی از جمله ایرنا اعلام کرده بود که موکلش بر اساس دادنامهای که تحویل گرفته به تحمل هشت سال حبس تعزیری محکوم شده است.
رکسانا صابری که 31 سال سن دارد و از تابعیت ایرانی ـ آمریکایی برخوردار است، اواخر ژانویه (اوایل بهمن 1387) بازداشت شد و دستگاه قضایی سپس اتهام او را جاسوسی برای آمریکا اعلام کرد. حسین درخشان نیز از وبلاگ نویسانی است که گفته می شود پس از بازگشب به کشور بازداشت شده است.
علیرضا جمشیدی : حسین درخشان از آبان در زندان است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سخنگوى قوه قضائیه در پاسخ به پرسش خبرنگارى که درباره آخرین وضع حسین درخشان پرسید گفت: وى از آبان در زندان است و همانطور که گفته شده اتهام وى توهین به مقدسات است و پرونده در مرحله دادسرا در دست رسیدگى و هنوز تحقیقات مقدماتى به پایان نرسیده است و به محض تکمیل تحقیقات، پرونده به دادگاه ارسال خواهد شد
اعلمی : امیدرضا میرصیافی وبلاگنویس جوان در اوین درگذشت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
وبلاگنویس جوانی بنام "امیدرضا میرصیافی" که بخاطر انتشار عقایدش در یک وبلاگ و به اتهام توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام به دو سال و نیم زندان محکوم شده بود ،مالا بدلیل آنکه علیرغم وخامت اوضاع روحی و جسمانی اش و توصیه پزشکی که او را معاینه کرده بود با درخواست مرخصی استعلاجی اش موافقت نشده است تا تحت مداوای پزشکان حاذق قرار گیرد ،در گوشه ای از زندان اوین غزیبانه جان به جان آفرین تسلیم می کند
هنوز عید نشده ... درگذشت یک وبلاگنویس در زندان اوین
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
هنوز عید نشده ... کمی مانده است ... به اندازه ی دلخوشی
=====================
عید به اندازه لحظه هایی است که میتوانیم بار خطاهای خود و دیگران را بر دوش نداشته باشیم. خطاهای خویش را با توبه و لطف خدا به سامان میکنیم. با خطاهای دیگران چه کنیم!؟
=======================
در خبرهای خواندم که یک وبلاگنویس جوان در زندان اوین درگذشت. وی برای سپری کردن دو سال و نیم محکومیت اش به زندان رفته بود و دیگر بازنگشت.
نامه ای به رییس قوه قضاییه برای پایان بازداشت حسین درخشان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
نامه ای به رییس قوه قضاییه درباره حسین درخشان
بسم الله الرحمن الرحیم
« یا ایّها الذین آمَنُواْ کُونُواْ قوّامین لِلّه شُهَداء بالقسط ولا یجرمنّکُم شنآنُ قوم على أَلاّ تَعدِلُوا اِعْدِلُوا هوَ أَقربُ لِلتَّقوى واتّقوا اللّه انَّ اللّهَ خَبیرٌ بما تعملُون» (مائده /۸)
حضور محترم حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی
ریاست محترم قوه قضاییه
با سلام و احترام
همانگونه که مستحضر هستید «حسین درخشان» یکی از وبلاگ نویسان ایرانی از حدود چهار ماه قبل در بازداشت به سر می برد. امضا کنندگان این نامه به عنوان جمعی از وبلاگ نویسان مسلمان و معتقد به آرمانهای انقلاب اسلامی قصد دفاع از همه مواضع و رفتارها و اقدامات نامبرده در گذشته را ندارند. لیکن تاسی به «شهداء بالقسط» ایجاب می کند که گواهی دهیم «درخشان» در سالهای اخیر نه تنها به خطاهای خود معترف بوده و از برخی نوشته ها و اقدامات گذشته ابراز ندامت کرده بود، بلکه در فضای وبلاگستان و در رسانه های خارجی به عنوان یکی از مدافعان انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلام شهرت یافته بود.
طبیعی بود که برخی نسبت به ریشه های تغییر مواضع او تردیدهایی داشته باشند و ملاحظاتی را پیرامون او مد نظر قرار دهند. اما آنچه روشن است اینکه «درخشان» بواسطه مواضع اخیرش و همچنین اطلاع رسانی پیرامون روابط و عمکرد برخی عناصر سیاسی و رسانه ای فعال در خارج از کشور، به شدت مغضوب مخالفان نظام و انقلاب واقع شده بود. این افراد و گروهها علاوه بر ساماندهی حملات سنگین تبلیغاتی و رسانه ای علیه او، کار را به اقامه دعوای حقوقی در دادگاهها نیز کشاندند. به جهت همین خصومتها بود که خبر بازداشت او بیش از همه موجب خشنودی اپوزیسیون گردید. رسانه های خبری فارسی زبان در خارج کشور بر خلاف رویه معمول خود نه تنها جنجالی درپی بازداشت او برپا نکردند بلکه تا مدتها حتی از پخش کوچکترین خبری درباره او خودداری می کردند.
امضا کنندگان این نامه اطلاعی از محتوای پرونده «حسین درخشان» ندارند اما به نظر می رسد بازداشت طولانی مدت او با اتهامی که رسما در مورد او مطرح شده است چندان تناسبی نداشته باشد. خصوصا با توجه به اینکه درخشان با مواضع و فعالیتهای اخیرش آشکارا قدم در راه جبران گذشته برداشته بود. بی تردید اگر او در ایام حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به غزه در بازداشت نبود، از قلم و وبلاگ خود جهت افشای هرچه بیشتر آن جنایات و دفاع از مردم مظلوم غزه استفاده می کرد. به این می اندیشیم که اگر «درخشان» صادقانه در نظرات و عملکرد گذشته اش تجدیدنظر کرده باشد، چنین برخوردی چه پیامی برای او و امثال او خواهد داشت؟
ما وبلاگ نویسان مسلمان علی رغم تفاوت اعتقادات، دیدگاهها و سلایقمان با «حسین درخشان»، آشنایی با وبلاگ نویسی را بی واسطه و یا با واسطه وامدار فعالیتهای آموزشی پیشگام او در عرصه وبلاگ نویسی در ایران هستیم. به حرمت دانستن و آموختن، از حضرتعالی تقاضا داریم با توجه به شرایط خاص این فرد و خانواده متدین و صبور او، دستور فرمایید در رسیدگی به پرونده او رأفت و رحمت اسلامی لحاظ گردیده و بازداشت او خاتمه یابد.
پیشاپیش از عنایت و التفات حضرتعالی سپاسگزاریم.
با آرزوی توفیق
جمعی از وبلاگ نویسان مسلمان
شهاب اسفندیاری (نقد فرهنگ)
محمد آل حبیب (آقازاده)
شهاب اسفندیاری (نقد فرهنگ)
امیر رضا باقرپور شیرازی (وب نوشت ها)
احمدرضا بلیغ (انگار)
صفر پور عباس (سلمان)
محمد حسن جلالی (نم نمک)
امید حسینی (آهستان)
محمد گل آرا حمزه (دادابیس)
هاتف خالدی (خرچنگ زاده)
سید کمال الدین دعایی (شق القلم)
احمد ذوعلم (تله پاتی)
صالح زمانی (گذر لوطی صالح)
سید علی سنایی (ینصرون)
رحمت الله صدیق سروستانی (جامعه شناسی زمینی)
سجاد صفار هرندی (خصوصی نیست)
محمد علی طائبی (میهن پرست)
هستی عالی (گوش قرمز)
حمیدرضا علاقهبند (گردباد)
سید علی علوی (نسل سومی)
حامد فتاحی (آرمانشهر)
سید علی کاشفی خوانساری (کاشفی دات نت)
سینا کمالخانی (اندیشناک)
حسین کمیلیان (سینماتوگراد)
مسعود لواسانی (جعبه خاطرات)
داوود مرادیان (هیس)
مجدالدین معلمی (سه الف)
سید مرتضی هاشمی مدنی (کلمه)
(تارنما)
(یهود شناخت)
(نبشته هایی برای بودن)
به عنوان وبلاگنویس
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
به عنوان وبلاگنویس در رسانه های دیگر حاضر شدند، قاعده مطلوب و نامطلوب دارد. قاعده نامطلوب، بی انضباطی و اتفاقی بودن و یا استفاده ابزاری رسانه مزبور از وبلاگنویس است. استفاده مطلوب نیز رجوع به وبلاگنویسانی است که یا بخشی از مشترکات جدی وبلاگستان را منعکس میکنند و یا به نوعی نمایندگی گروهی از وبلاگنویسان را برعهده دارند.
میز انقلاب ( گفتگوی یک اصلاح طلب با یک اصولگرا ) از وبلاگ حاج محسن
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
لینک مطلب:
مدیر میز: حاج محسن
اصلاح طلب: سحر http://cinderella22.persianblog.ir
اصولگرا: شاخ نبات http://elaheyenaz-s.blogfa.com
معرفی اعضای میز:
١-مدیر میز:حاج محسن فردی "خمینی مدار"است،یعنی نه تنها خمینی را یک فیلسوف ، عارف ، فقیه ، زاهد ، رهبر سیاسی و بنیان گزار انقلاب اسلامی میداند ، بلکه معتقد است خمینی ؛ بنیان گزار مکتبی است که حاج محسن آن مکتب را بستر حیات اجتماعی-عقیدتی خویش برگزیده است.
٢-اصلاح طلب:سحر اصلاح طلبی است طرفدار خاتمی و دانشجوی دانشکده خبر ، که با طرح سوالی از من -در یکسال پیش- با او آشنا شده ام. و البته که از پاسخ سوال او فعلا" عذرخواهی کرده ام.
٣-اصولگرا:شاخ نبات اصولگرایی است طرفدار احمدی نژاد و به تازگی دوره پیش دانشگاهی را پشت سرگذاشته است.سابقه آشنایی چند ماهه او با من حکایت از ذهن جستجوگر اوست.
مقدمه:
میز انقلاب با سوالی از جانب سحر آغاز شد. دوستان مختلفی در پاسخ به این سوال در این میزگفتگو حضور یافتند و جواب های متنوع و جالبی را عرضه کردند.که البته بر من واجب است که ضمن تشکر از همه آنان ، نظرم را در باره نظرات دوستان ارایه کنم. لیکن قبل از ورود به این مرحله ، از سحر دعوت کردم به آنها پاسخ بدهد و او نیز به پاسخگویی پرداخت. ولی مباحث ردّ و بدل شده بین او و شاخ نبات جدی تر از مباحث با سایرین بود. لذا دیدم حیف است که این گفتگوی زیبا -که نظرات دیگران را نیز تحت الشعاع قرار میدهد-بطور مستقل ارایه نشود.امیدوارم تکرار اولیه گفتگوی آن دو عزیز ، دقت بیشتر سایر دوستان را به همراه داشته باشد!
...
خبرگزاری فارس چند باره داستان آفرید
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تیتر این یادداشت خبرگزاری فارس را ببینید و با متنی که خبرگزاری فارس منتشر کرده مقایسه کنید و ببینید از کجای این متن، آن تیتر استخراج میشود! توضیحات نویسنده اصلی مطلب را در اینجا بخوانید
حسین درخشان و نیک آهنگ کوثر : رسانه ای های سیاستمدار
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
حسین درخشان و نیک آهنگ کوثر دو نمونه از فعالین رسانه هستند که بیشتر به دلیل فعالیتهای غیر از خبرنگاری و مقاله نویسی در رسانه های دوم خردادی شهره شدند و بعد عمیقا سیاسی شدند.
نیک آهنگ در حوزه کاریکاتور استادی بنام شد و حسین درخشان درحوزه خدمات کامپیوتری و اینترنتی به نشریات خدمت میکرد و اما بعد
هر دو در موج وبلاگنویسی فعال شدند
یکی بیشتر و یکی کمتر
هر دو به نوعی فعال سیاسی شدند
و هر دو از ایران به خارج رفتند
یکی بدون آسیب و یکی بعد از آسیب
یکی از ابتدا دل نداده بود و دیگری گویی دلداده بود
و در خارج از کشور
سیاسی تر و وبلاگنویس تر شدند
هر دو به انتقاد صریح از سیاستهای داخل کشور پرداختند
یکی بی ادبانه و یکی با ادب تر
یکی تند و تیز بروز میکرد و دیگری آرامتر
هر دو با اردوگاه خارجی مخالفان هم صدا و گاهی همراه شدند
یکی بیشتر و آشکارتر یکی کم صداتر و تصویری تر
آنکه سریعتر و صریحتر و تندتر بود، به اسرائیل نیز رفت
وقتی سخن از فرصت اصلاح دوباره شد
هر دو بر آشفتند
آنکه کم صداتر و تصویری تر بود، صریح تر و تندتر شد
آنکه بی ادب تر بود، با ادب تر شد و به حمایت از احمدی نژاد و حامیان و یاران او پرداخت
آنکه با ادب تر بود، فریادهای جدید و متفاوت سر داد
هر دو با بخشی از دوستانشان بهم زدند
هر دو به روی هم ایستادند
با فریاد و سکوت
هر دو با خاتمی و اصلاحات از رو بستند
یکی مخالف اصلاحات به سبک ضد اصلاحات داخلی
یکی مخالف اصلاحات به سبک ضد اصلاحات و ضد انقلاب خارجی
هدف مشترک : تخریب اصلاحات
======================================
حسین درخشان چند ماهی است که بازداشت است. شرایط بازداشت از شرایط زندان سخت تر است. خیلی سخت تر. بلاتکلیفی. دوری از امکانات زندان عادی، نگرانی های خانواده و دوستان و ....
اتهامات سنگینی متوجه او شده است که امیدوارم قابل حل و فصل باشد. باید خوش بین بود. هرچند سخت است.
================================
سید ابراهیم نبوی و دیگرانی نیز به خارج رفتند
که در متن فعالیت های رسانه ای بود
مطالعه رفتار و وضعیت رسانه ای های سیاسی شده، در مراحل مختلف و تحولات سیاسی اجتماعی دو دهه اخیر، موضوع جالب و ارزشمندی است.
اتمسفر کاربران ایرانی اینترنت با محوریت آدرس الکترونیکی : ایمیل
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اخیرا آمار کاربران ایرانی از سوی مدیران ارشد فناوری ارتباطات کشور تا بیش از بیست میلیون نفر تخمین زده شده اند. طبیعتا جز اعتماد نسبی به آنان کار دیگری نمیتوانیم انجام دهیم چرا که آمار دیگری در اختیار نداریم.
چندی پیش یکی از دوستان اصولگرا مطرح کرده بود که با احتساب مثلا حداکثر پنج میلیون کاربر حوزه وبلاگ و احیانا محاسبه ی گروههای کوچک تر، بیشتر گروه فعال در اینترنت، فعالین در حوزه های چت روم ها هستند.
به نظر من این نظر کاملا نادرست است. اگر بپذیریم که بیست میلیون کاربر ایرانی اینترنت داریم، ویژگی مشترک کاربری همه ای کاربران، استفاده از آدرس الکترونیکی برای ارتباطات است ولی فراتر از این شاید بیش از پنجاه درصد آنها از اینترنت در حد آدرس اینترنتی و الکترونیکی استفاده میکنند. نه اهل وبلاگنویسی هستند و نه وبگردی میکنند. بخش عمده ی دیگری نیز هستند که صرفا به وبگردی علاقه نشان میدهند. در واقع چت روم ها به دلیل ظهور فرصت های مناسبتر از اقبال گذشته برخوردار نیستند. بعلاوه فعالین این حوزه ها معمولا در زمره ی وبلاگنویسان نیز هستند. البته وبلاگهای این گروه ویژگی های خاص خود را نیز دارد.
تصور اینکه فعالین اینترنت، از فرصت وبلاگنویسی و بازدید از سایتهای پر ترافیک جامعه مجازی پرهیز دارند، تصور نادرستی است.
خبر تماس حسین درخشان با خانواده اش منتشر شد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ظاهرا حسین درخشان با خانواده اش تماس داشته و به این ترتیب وضعیت وی نسبت به گذشته تا حدی روشن شده است.
لینک خبر

حسین درخشان بازداشت شد!
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

یکی از مشهورترین وبلاگنویسان فارسی بازداشت شده است. حسین درخشان. این موضوعی است که بر اساس نوشته های وبلاگ شخصی وی محتمل بود. اما دو نکته عجیب و حیرت انگیز است:
١. عدم انعکاس گسترده این خبر در وبلاگستان. وی در شرایط فعلی واقعا چهره ای نامحبوب و به واقع از آنجا مانده و از اینجا رانده است.
٢. نقل خبر "اعتراف وی به جاسوسی برای اسرائیل" از سوی یک سایت خبری.
منتظر می مانیم تا تغییر شرایط را ببینیم. تا خداوند چه خواهد.
حسین درخشان از آنجا رانده و از اینجا مانده
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بارها فرصت و دلیل نوشتن در باره حسین درخشان یا بعضی دیگر بوده ولی ننوشتم. ادبیات ویژه و رفتار و نظراتش از دیدگاه بعضی من جمله بنده نامطلوب بود و لذا سعی داشتم از ماجراهای او و امثال او پرهیز کنم. امروز مینویسم. چرا که فکر میکنم موقع نوشتن است.
نخست بعنوان مقدمه:
ظاهرا بی خبری از وبلاگنویسی که هر روز مینویسد، مساوی است با خبر یا احتمال بازداشت وی.
افراد جنجالی نیز به این امر واقفند و گاهی از آن برای جنجال استفاده میکنند ولی در مورد حسین درخشان با سوابق رفتاری اش و شرایط حاضر بعید بنظر میرسد.
او در سراشیب مسیر جنجال قرار دارد. نوعی خستگی در رفتار او مشاهده میشد. به قول وبلاگنویس معارض اش: ابوذر منتظر القائم مدیر وبلاگ پاسداران٬ از هفته ها قبل بوی آمدن میداد.
او بعد از آن همه ماجرا و صحبت و حکایت و سفر که داشت دوباره به ایران آمد ....
چند شاید و ولی:
شاید نقش پیشگامی در وبلاگنویسی که به نوعی از دست داد یا نقش ترویجی اش او را آرام نکرد ولی مسیر پر سر و صدا و خطرناکی را برای فعالیت رسانه ای برگزید
شاید شرایط بی توجهی وبلاگستان به وی برای کسی که ریشه ها و پیوندهایش را (چه ریشه های حق و اصیل و چه ریشه های باطل و دروغین) سوزانده طبیعی باشد٬ ولی نقش او در ترویج وبلاگنویسی همچنان در تاریخ وبلاگستان ثبت است
شاید منازعات و جنجال آفرینی هایش سالهاست جای ویژه ای در وبلاگستان ندارد ولی وی و یارانش و حتی مخالفانش٬! بخشی از سرگذشت و عبرت وبلاگستان هستند
شاید شخصیت جذابی ندارد و تغییر دیدگاه و اصرار در اقرار به آنچه هست و نیست٬ او را در مظان اتهام قرار دهد٬ ولی شهرت وی بعنوان یک وبلاگنویس دست مایه ی احترامی ناخواسته است
شاید خیلی زود از خبرنگاری به خودنگاری رسیده و در پی نفی گذشته ی خویش و گرفتن حال دیگران برآمده است٬ ولی زمان به او درسهای سخت را آموخته است
شاید چرخش های فکری شدیدی را نشان داده اس٬ ولی نه آن زمان و نه این زمان نباید زیاد جدی گرفت
شاید تفاوتهای وی با ابوذر و دیگران٬ مبنای شناخت امروز ما از وی باشد٬ ولی مشترکات وی با دیگران را نیز برای تکمیل شناخت می توان دید
شاید مهمترین اتهامی که متوجه درخشان باشد، آن بود که بی قاعده و بی ویرایش هر چه را میخواست و مفید شهرت و تاثیر می انگاشت٬ می نگاشت ولی همین کافی است که انسانهای با قاعده از وی رویگردان شوند
شاید اگر تلاشی برای سردبیر خودم نمیکرد٬ و زیر دست سردبیران با قاعده٬ قاعده ها را می آموخت٬ شرایط بهتری داشت ولی امروز باید از امروز گفت
شاید او الگوی وبلاگنویسان امروزی نباشد ولی روزگاری الگوی بعضی وبلاگنویسان نخستین بوده است. سایه ی روش و ادبیات وی هنوز بر سر بعضی ها خودنمایی میکند
شاید امروز تنهاست ولی روزگاری تنها نبود
شاید در باره حسین درخشان به اختصار و سرسری نوشتن٬ اشتباه باشد٬ ولی نوشتم
در یک قضاوت شتابزده و کلی و شاید ساده انگارانه٬ درخشان در دوران گذار خود٬ نیازمند فرصت است. فرصتی که از خودش گرفته بود و امروز به آن از همیشه نیازمندتر است
و ستایش مخصوص خداست
به برادرم ابوذر، دربارهی دین از وبلاگستان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ماجراهای وبلاگ سردبیر خودم و پاسداران در وبلاگستان ماجرایی قدیمی است که وبلاگنویسان متاخر به دلیل گسترش و تغییر فضای وبلاگستان، کمتر با آن آشنا هستند. ظاهرا تخاصم سابق میان حسین درخشان و ابوذر منتظرالقائم، ممکن است مسیر متفاوتی را طی کند.
لینک مطلب از وبلاگ حسین درخشان:
میخواهم با بحث و گفتگو با امثال تو (که یک مویشان را به صدهزارتا از بچه سوسولهای بورژوای بیدرد شکمسیر عوض نمیکنم) صداقت و وفاداریام را نشان دهم
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
تکمله:
نظر پاسداران
فرصت خوبی است که به بهانهی نامهای که ابوذر، نویسندهی وبلاگ پاسداران چند وقت برایم نوشته بود، توضیحاتی دربارهی نگاهم به مذهب بدهم. بنابراین نامهی ابوذر را تکهتکه جواب میدهم:
بدون تحمل هرگونه مجازاتی میخای بیایی و این خیلی خطرناکه . خودتم به اون کوچه نزن ، اگر بخواهند مجزارت را در مورد تو عادلانه در نظر بگیرند خیلی معیارهای شفافی داره جرائمی که تو انجام دادی . البته این حرفهای من رفقاتو خوشجال می کنه که دارم بهت میگم اگه اونا نباشن تو تهران میشه در موردت چقدر بشدت عدالت رو اجرا کرد و مشکل ممکت ما اینکه که معمولا مجرمهای مهم همین لایه ها اطرافشونه.
آقای حسین آقا، توهین کردن به فاطمه زهرا و مقایسه کردنش با زن های هرزه بی ارزش تر از دستمال نظافت سرویس بهداشتی ، چیزی نیست که یادم بره . توهین هایی که به فرزندانش - سید روح الله و سید علی - تو کردی ، چه جوری بی مجازات بمونه ؟ تو نمادجریان کفر بودی تو ذهن جوونا. تو اولین نمایشگاه وب و وپ و وبلاگ نویسی ، - که اون دوره من وبلاگ نداشتم فقط آی تی بلد بودم - یه بحثایی می کردیم با جوونای هم سن وسال ، گوش که می کردن می گفتن چرا وبلاگ نمی نویسی جواب حسین درخشان رو بدی ؟ اسمتو اولین بار اونجا شنیدم ! نماد جریان کفر بودی که اگه یه بچه مذهبی میگفت واقعا نظام و انقلاب قدرت دفاع از خودشو داره چرا جواب تو رو نمی ده . حالا ، باید ، بیایی ، تمام کنی .
اولا که لطفا الکی تهمت نزن. من قبول میکنم که یه دورانی آدم ضد مذهب بودم. ولی هرگز بهقول تو فاطمهی زهرا یا امامان و معصومان دیگر توهینی نکردم. چون همان موقعاش هم میدانستم که این تیپ کارها باعث رنجاندن کلی از خوانندگانم میشود. حالا خانوادهی خودم که همه مذهبی و اهل خدا و پیغمبر و نماز و دعا هستند به کنار. من هیچوقت منادی هیچ جریان ضد مذهبی نبودم و اتفاقا از همون موقع هم با یکسری از این جوجه مارکسیستهای تیپ کمونیت کارگری دعواهای اساسی داشتم. اینها به تاسی از آن رهبر عقبافتاده و شارلاتانشان به اسم خسن آقا (که هر سال عید ایران میرود و چون اسم مستعار دارد کسی نمیفهمد و بعد همه را عامل جمهوری اسلامی میداند) همهشان به من متلک میانداختند. تنها یک بار یک طنز کوتاه نوشتم و هدفم آدمهایی بود که حرفهای خرافانه میزدند، نه امام زمان یا هیچ معصوم دیگری. تازه آن را هم الان با طرز فکر جدیدم نخواهم نوشت.
ولی الان چند سال است که تحت تاثیر مطالعات تازهی تئوریکام دیگر مذهب را الزاما بد یا خوب نمیدانم و اتفاقا بقول میشل فوکو اسلام خمینیست را داری پتانسلی بزرگ برای مقاومت دربرابر زور و ستم میدانم. همانطور که قبلا هم گفته بودم مذهب یک سینی است که میتواند هر چیزی را حمل کند. توی این سینتی میتواند از سرمایهداری و خصوصی سازی و بیسوادی و رشوه خواری و دزدی و خودخواهی و زنفروشی و تجاوز و اعتیاد و عرفان تخدیرگر و دروغ و آدمکشی و مصرف گرایی و شکنجه و استدبداد و سرکوب و ضعیفکشی و نژادپرستی و مادیگرایی و له کردن فقرا و ستمدیدگان بگذارید تا معنویت و عدالت و حمایت از مستنمندان و اعتماد به نفس و استقلال و احترام به سواد و دانش و آزادی و قناعت و مقاومت در برابر زور و احترام به زن و احترام به هم نوع و تحمل و مدارا با مخالف. بر اساس اینکه توی این سینی چه ترکیبی از این عناصر و ارزشها بگذاریم هزار جور اسلام و مسحیت و یهودیت و بودیزم و هر جور مذهب و سیستم فلسفهی زندگی دیگری که بخواهید داریم. اسلام مدل پهلوی داریم، مدل سعودی، مدل دوبی، مدل صدام، مدل محمود عباس، مدل ترکیه، مدل اندونزی، مدل بن لادن، مدل نصرالله و مدل خمینی. اینها همه فرمهایی از اسلام هستند که همهشان هم میتوانند با تفسیر دلبخواهی از میلیونها کلمهی قران و سنت خودشان را توجیه کنند.
من به خیلی از این اسلامها کافرم، همان طور که تو کافری. من دیگر ضد مذهب نبستم، بلکه فرامذهبم. یعنی همین که مذهب را یک سینی میبینم که توی آن هر چیزی میشود گذاشت و در بین این سینیها آن اسلامی را که در آن به آدمهای ضعیف استقلال و عزت و عدالت و آزادی و احترام و قدرت و اراده و مقاومت و سواد و معنویت میدهد به شدت دوست دارم و تایید میکنم. به اسلامی که انقلاب ایران را تولید کرده و موجب پیدایش حزبالله و حماس شده و به صدها میلیون ضعیفنگاهداشته و ستمدیده در تمام دنیا برای اولین بار امید به آینده داده و قدرت و اراده بخشید و همزمان کثیفترین و خونریزترین و فاسدترین قدرتهای کل تاریخ بشریت را به دشمنی بلند کرده، نه تنها باید احترام گذاشت، بلکه باید به ترویج آن هم کمک کرد. اگر دیندار بودن به ایستادن پای این اصول و ارزشهاست، چه بسا آدمی مثل من از خود تو هم دیندارتر حساب بشود که با وجود اینهمه فشار و توهین و سانسور و بایکوت و بدنامی حاضر نشدهام شرف و وجدانم را مثل خیلی از دوستان سابقم که میشناسی و میشناسم برای چند هزار یورو و پوند و یکی، دو سال خوردن و کردن و خوابیدن بفروشم.
توبه ؟ واقعا توبه کردی ؟ باشه . از حرام کاریهایی که کردی و البته بازهم مهمترینشو داری می کنی دست بردار . تو از بوش برای این کشور خطرناکتری هزار بار گفتم . حسین اگه دلت برای این کشور می سوزه گوش کن
حالیته آخه ؟ خب این که از بمب گذاری و جنگ مسلحانه و قطعنامه و هر کوفت دیگه بدتره که . چون تعامل کلان خصمانه با جمهوری اسلامی - دیگه دشمن هم فهمیده- نظام رو تقویت می کنه چرا؟ چون مولفه های فرهنگی تقویت میشن. ای خدا کی می خوای بفهمی. البته من که میگم می دونی .اما تو حداکثر می تونی ادعای نفهمیدن بکنی که داری می کنی. پس بفهم لطفا.
اگر معنی توبه اعتراف صادقانهی آدم به اشتباهات قبلیاش باشد ودرس گرفتن از آنها، من همیشه در حال توبه بودهام. چون همیشه سعی کردهام با خودم روراست باشم و هیچ وقت از اینکه اعتراف کنم اشتباه کردهام ترسی نداشتهام. اگه منظورت از حرام کاری چیزهای پیش پا افتادهای مثل خوردن و نوشیدن و گوش دادن و دیدن چیزهایی است که بر اساس قوانین ایران غیر قانونی است، من هیچکدام از اینها را در ایران نکرده و نخواهم کرد چون غیرقانونی است و مجازات دارد. البته حرف زدن از آنها هم ممکن است بر اساس قانون مجازات اسلامی ترویج فحشا یا اصرار بر گناه محسوب شود که من درست نمیدانم و باید برم قانون را درست بخوانم. ولی اگر اینطوری باشد من هیچ اصراری به شکستن این جور قوانین ایران (حتی اگر با آنها مخالف باشم) هم ندارم و اینکه بتوانم در مملکتم زندگی و به آن رفت و آمد کنم خیلی مهمتر است از اینکه چیزی بنوشم یا گوش بدهم یا هر چیز.
دربارهی پارادیم انقلاب اتفاقا درست میگویی. من میخواهم پارادایم به همان سالهای اول انقلاب و قبل از جنگ برگردد و گفتمان مقاومت، عدالت، آزادی اندیشه و انتقاد و مبارزه با استعمار و مصرفگرایی و سرمایهسالاری زنده شود. بزگترین دلیل من برای حمایت از احمدینژاد همین است که دیدم پس از یک سال که دروغهایی که راجع به او میگفتند رنگ باخت و آرام آرام خودش نشان داد که چقدر با آن تصویری که رفسنجانیستهای داخل و خارج در اتحاد استراتژیک با اپوزیسیون مارکسیست یا سلطنتطلب از او ساخته بودند فرق دارد. و دیدم که این آدم گفتمان خمینی بزرگ و شریعتی و انقلاب را زنده کرده است و برای همین هم این همه دشمن تراشیده است. چون کارها و حرفهایش تاثیر دارد و پاردایم فرهنگی نئولیبرال و آمریکاپرست و خودباختهی رفسنجانی و خاتمی را نابود کرده است و پارادیم تازه و بینظیری را در دنیا مطرح کرده است که باز هم بقول فوکو روحی است در جهان بی روح امروز. گفتمانی با گذار از عقلانیت اروپایی روشنگری، پسااستعماری و فراساختاری. من هیچ سودی از حمایت از این مرد تنها و شجاع که شبیهترین سیاستمدار ایران به خمینی بزرگ است نمیبرم. همهاش تا حالا فحش و حمله و توهین و حذف و محو و بایکوت و محدودیت بوده است و هر چه هم یک زمانی داشتم بخاطر این مواضع از دست داده ام. از خانوادهای ثروتمند و سالم و بخشنده میآیم و هرگز قلمم را در مدح و ستایش قلابی از کسی نفروختهام. برو تحقیق کن دربارهی دوران نوجوانی من در مدرسهی نیکان و خواهی دید که من همیشه همینطور شورشی و مستقل بودهام و این شخصیت من است.
بزرگترین هدف فعلی در زندگی این است که هر کاری از دستم برمیآید برای تقویت گفتمان انقلاب ۱۳۵۷ و حرکت سریعتر و موثرتر و موفقتر بکنم و هر جور میتوانم و با آشناییای که از دنیای اروپا و آمریکا شمالی پیدا کردهام از آن در برابر این استعمار نقابدار دفاع کنم. بخصوص از نظر فرهنگی و تئوریک که به نظرم پاشنهی آشیل جمهوری اسلامی در دهههای آینده است و اگر نتواند از سیطرهی تئوریک آموزههای اروپامحور لیبرالیزم / مارکسیسم بیرون بیاید و با ااستفاده از گشایشهای تئوریک بیست، سی سال اخیر در اروپا که در واقع زمینهی رهایی از هژمونی تفکر اروپامحور را فراهم میکنند و به کمک از تاریخ و تجریه و فرهنگ و مذهب همین مردم و مردم دیگر ستمدیدهی دنیا، خودش را بازتعریف یا بازچینش یا آرتیکیولت (Articulate) نکند، شکست میخورد -- و این همه امید و فداکاری و خون و اشک و عرقی را که به پایش ریخته شده به هدر خواهد داد.
بدون اینا ، پاتو میشه بذداری تهران؟ خدا شاهده که بدون اینها انشاء الله نخواهیم گذاشت. اما با اینها ، چرا. بابا بهائیس میاد توبه می کنه. تو که چیزی نیست. اما بدون بازگشت کامل؟ الله اکبر. بچه شدی؟ بدون روشن شدن تکلیف این موضوع تلاشت برای تغییر پارادایم فرهنگی نظام - که منجر میشه در حقیقت و مستقیما به براندازی - میخوای بیایی و این خطرناکه. و از کسانی که تو رو حمایت می کنن باید پرسید چرا.
فقط حسین پاتو بذاری تهران من وب رو منفجر می کنم از این سئوال. تنها راه حل اینه که قبل از این که بیایی این بحث ها شده باشه.
ابوذر عزیز. من برای پا گذاشتن به تهران نیست که این چیزها را مینویسم. بلکه برعکس، بخاطر سیر آفاق و انفس این چند ساله و نتایج تازهای که به آنها رسیدهام است که تصمیم گرفتهام به ایران برگردم و بعد از هفت سال دوباره در غم و شادی مردم خودم شریک باشم و با توجه به چیزهایی که در این سالها آموختهام هر کاری از دستم بر میآید برای خوشحالی و موفقیت این مردم انجام دهم. من دنبال پول و مقام و شهرت نیست که میخواهم به ایران برگردم. بلکه میخواهم اگر توانی دارم برای مردمی که یکی از مهمترین انقلابهای تاریخ معاصر دنیا را با آن همه قربانی کرده است صرف کنم، نه برای این بردهخانههای سرمایهداری و هنوز استعماری اروپا و آمریکا.
اتفاقا اشتباه است اگر این حرفها را به نشانهی ملیگرایی ببینی. ناسیونالیست ریشه در نژادپرستی دارد و نژادپرستی هم ریشه در ذاتگرایی (اسنسیالیزم) که مادر تمام خطاهای فکری دنیا است و من هم با تمام اینها شدیدا مخالفم. دفاع من از مردم سرزمینی به اسم ایران بخطر این نیست که خودم تصادفا در همین سرزمین به دنیا آمدهام. بلکه اگر هر جای دیگر هم به دنیا آمده بودم و پی به بزرگی و یگانگی این انقلاب بینظیر میبردم هر کاری از دستم بر میآمد برای آن میکردم. از طرف دیگر، اگر روزی هم ایران به جایی برسد که ببینم کمکی از دست من برنمیآید یا از من بهتر خیلی هست که بهتر از من در همین مسیر جلو میرود، میروم سراغ کشورهای دیگر دنیا که همین مسیر استقلال و آزادی و عدالت را میروند. لبنان و ونزوئلا و بولیوی و کوبا یا هر جای دیگری که فکر کنم میتوانم فایدهای داشته باشم. حمایت و دفاع من از انقلاب ایران از روی انترناسیونالیسم است، نه ملیگرای احمقانه و نژادپرستانهی بورژوایی که این روزها در ایران متاسفانه بین کاخنشینها مد شده است.
من نمیخواهم مخفیانه به ایران برگردم و از هیچ مجازات و برخورد قانونیای هم که قرار است با من بکنند نمیترسم و نمیخواهم فرار کنم. ولی میخواهم با بحث و گفتگو با امثال تو (که یک مویشان را به صدهزارتا از بچه سوسولهای بورژوای بیدرد شکمسیر عوض نمیکنم) صداقت و وفاداریام را نشان دهم. باز هم هر ابهام و سوال و ایرادی داری برایم بنویس، برادر جوانم.
حضور وبلاگنویسان در عرصه های حساس
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
وقتی وبلاگنویسان ایرانی در عرصه های حساس حضور دارند و از طریق وبلاگ خود بقیه را مستقیما شریک احساس و اندیشه خود میکنند، لذت می برم.
نجیه جعفری دانشجوی موفق ایرانی افتخاری برای ایران است. چرا؟ چون با شنیدن حضور وی در حادثه مهم تاریخ علم در سرن، احساس افتخار میکنیم.
وبلاگ نجیه جعفری: شهری از آب
لینک خبر از اخبار پرشین بلاگ
پشت صحنه ... از وبلاگستان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مشاهده ی صفحه نمایش رایانه شخصی وبلاگنویسان جذابیت خاصی دارد. شاید صفحه نمایش شما نیز شبیه یکی از اینها باشد:
مال من شبیه شماره هفت است.
لینک مطلب مرجع:
Behind The Scenes: Check Out
The Desktop of 30 Bloggers
Posts that have several pictures and links sure take a heck of a time to get composed. I just spent the last two hours on this one…
The result was pretty good though. Last week I asked for the DBT readers to share their desktop, and 30 of you stepped forward (if I missed anyone just let me know). You will find all the desktops below. You can click on most of them to see the image in full size.
My favorite ones are the number two, number four (got love Eric Cartman), and number 20. Check out number 27 as well, that one is granted to boost your productivity.
1. http://litemind.com/

2. http://www.webmaster-source.com

3. http://www.paintbits.com

4. http://melvinblog.com

5. http://www.keithdsouza.com
.....
6. Dan Craciun

7. http://www.se7enize.com

8. http://jdorganizer.blogspot.com/

9. http://www.mintblogger.com/

10. http://www.imbloggingthat.com/

11. http://Zangoole.com

12. http://middlezonemusings.com/

13. http://www.wpthemedesigner.com

14. http://www.chaplainandrews.com
.....
15. http://pixl.utopiaplanitia.org

16. http://mtherald.com/

17. http://www.rajaietalks.com

18. http://www.retrogarden.co.uk

19. http://www.kbkmarketing.com/

20. http://www.deep-divers.com/

21. http://1001gatos.org/

22. http://rickmahn.com/

23. http://distilledrose.blogspot.com

24. http://technotip.org

25. http://www.webrampage.com/

26. http://www.stephanhagedorn.de/

27. http://www.sciencebase.com/

28. http://www.rugbydump.com/

29 http://www.thepinkc.net/

30. http://umarsiddiqi.com/blog

وبلاگستان عمیق و گسترده تر میشود
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
روزگاری بود که نوشته های یک یا دو نفر پیشکسوت وبلاگنویس در وبلاگستان٬ موج ایجاد میکرد. امروز وبلاگستان به دریایی عمیق و گسترده بدل شده است که برای تکان دادن آن به سیستم نیاز است. نقش افراد کم و زیاد حفظ شده است ولی دیگر صداها باید خیلی بلند باشد تا از میان هیاهوی وبلاگستان شنیده شود.
تلقی های ساده انگارانه از وبلاگستان مبنای تحول نخواهند بود.
اینترنت و انتخابات
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اینترنت قاره ای بزرگ و بخش عمده ای از حیات اجتماعی عصر جدید بشر است. آیا این ابر صنف و ابر رسانه و ابر ابر
در انتخابات مجلس هشتم ایران نقش جدی و قابل ملاحظه ای خواهد داشت؟
شاید روزی شاهد باشیم تعداد قابل توجهی از وبلاگنویسان کاندیدای شورای شهر و مجلس شورای اسلامی باشند. شاید هم روزی کاندیدای ریاست جمهوری.
امید به آینده حق مسلم ماست
مشروعیت(مقبولیت) اینترنت ثمره تلاش وبلاگنویسان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴
امروزه سخن از خوبی و بدی٬ مفید یا مضر بودن اینترنت مطرح نیست. همه جا از اینترنت و موفقیت های مرتبط با آن می گویند. مردم کوچه و بازار همچون نخبگان به جادوی جام جهان نمای هزاره سوم چشم دوخته اند و تحولات عمیق آینده را از آن می طلبند. اینترنت مشروعیتی بلامعارض یافته است و می رود به نوعی تقدس یابد و منشا مقبولیت موضوعات در حوزه های مختلف شود که خود جای تامل٬ مطالعه و بررسی های جدی دارد. بی توجهی به این موضوع از منظر آسیب شناسی خطرات جدی به همراه خواهد داشت. اینترنت اکنون در موضع اثباتی سخنی قدیمی است. همه چیز را همگان دانند. وب فارسی می رود تا سیمرغ و همگان یاد شده در ادب فارسی شود.
اینترنت ایران برای رسیدن به این نقطه٬ مسیر دشواری را طی کرد. روزگاری کالایی لوکس برای مدیران دولتی و دانشجویان نخبه بود. سپس ابزاری برای ارتباطات سطحی میان تازه واردان جهان مجازی و زمانی عرصه تعارض نخبگان جریانات سیاسی و سرانجام با تلاشی جمعی٬ در ذهن و دل مردم پذیرفته شد.
شرکتهای عرضه کننده خدمات اینترنت اولین قدمها را برداشتند و در آخرین پرده با حضور دهها هزار وبلاگنویس اینترنت مردمی شد.
اعتماد ملی به اینترنت متکی به تلاش تولید کنندگان محتوای اینترنتی شکل گرفت و پاسداشت آن تلاشی مضاعف می طلبد. هر چه بر تعداد و تنوع وبلاگ ها افزوده شود٬ توجه عمومی به فواید اینترنت بیشتر میشود. وبلاگنویسان نظر مثبت جامعه را ایجاد کردند و بعنوان سکوی ارتباط جامعه مجازی و غیرمجازی عمل می کنند و خود در آینده نزدیک هسته اصلی جامعه مجازی خواهند بود.
علیرغم اینکه مشروعیت(مقبولیت) اینترنت از سوی اکثریت قاطع مردم و متخصصان و مدیران به رسمیت شناخته شده ولی همراهی همگان یا پایان کامل تعارض با آن دور از انتظار است. مفاهیم خودساخته و ابهام سازی و ایجاد ناامنی در بستر ارتباطات بخشی از ناملایمات مسیر آینده است که بی تردید چندان پایدار نخواهد بود.
وبلاگنویسان موج استفاده از محتوای اینترنت را تقویت کردند. جامعه ی ۷ میلیونی مخاطب اینترنت رشد سریع و کارکرد خود را مدیون تلاش دویست هزار وبلاگنویس فارسی در تولید وب فارسی است.
وبلاگ نویسان و شهروندی در جامعه مجازی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در این مدتی که با وبلاگ و وبلاگ نویسان محشور شده ام نظراتی پیدا کردم که میخوام با شما دوستان در میان بزارم:
۱. فرصت طلایی بیان حالات درونی از راه دور مشکل ارتباطات و انسداد ارتباطات عاطفی در جامعه ما رو تا حد زیادی حل میکنه. افراد که جرات نگاه کردن در چشمان دیگری رو نداشتند و یا فرصتی نمی یافتند بگویند و بنویسند٬ میتوانند هر چه میخواهند بنویسند.
۲. وزن و اعتبار سخن ها حد اقل در میان جماعت وبلاگ نویس روشن شد. خیلی ها فکر میکردند که اگر فرصتی به جوانان و نوجوانان داده شود دین و اخلاق و فهم و شعور و آینده نگری و احتیاط بر باد میرود. ولی آنچه بر باد رفت توهم ایشان و آشکار شدن کج اندیشی کسانی بود که بقیه رو کج اندیشان می دانستند.
۳. مجال تجربه برای نوآموزان٬ ایمنی نسل جدید رو بالا می برد. اینان پیش از ورود به جنگلی بنام جامعه با هزاران تهدید پیدا و پنهان آن٬ میتوانند توانایی خویش را افزون کنند. کاری که در حدود یکدهه مقدور نبود.
۴. به با تجربه ها فرصتی داده شده که با کمترین هزینه تجارب خود را در معرض ارزیابی دیگران قرار دهند. هم برای خودشون خوبه هم برای دیگران. قدرت انتخاب دیگران هم محک میخوره و در این میان بصیرت شکل میگیره.
۵. پایه های جامعه مجازی در حال شکل گیری است. چیزی که در دهه های آینده سرنوشت جهان متمدن رو رقم خواهد زد.
۶. حقوق شهروند عالم مجازی مورد توجه همگان قرار گرفته است.
---------------------------------------------------------------------------------
دو روز حذر کردن از مرگ روا نیست
روزی که قضا باشد و روزی که قضا نیست
روزی که قضا باشد کوشش نکند سود
روزی که قضا نیست درو مرگ روا نیست
....
بر اساس رباعی بالا دو نتیجه متفاوت میشه گرفت:
الف ـ ما اختیاری نداریم و باید تسلیم باشیم و هیچ کاری نکنیم.
ب ـ ما اختیاری نداریم و هر کاری که میکنیم قبلا تعریف شده و مقدر است و لذا هر کار میخوای میتونی بکنی.
نظر شما چیه؟ هم خمودی و خاموشی و کناره گیری توجیه میشود و هم ورود به صحنه ها و خروش و تهور. این تعارض اگه درست باشه معنی اش اینه که اون باید به این هست هیچ ربط اساسی نداره.
شاید بشه گفت که این داستان جبر و اختیار میتونه روی رفتار ما خیلی هم تاثیر نزاره. انگیزه های درونی ما چه نگاهی رو در ما بوجود میارن؟
----------------------------------------
اورکات هنوز فیلتره؟
کاش میشد کارهای بد رو هم فیلتر کرد. بجای اینکه دنبال این باشیم که آدم ها رو فیلتر کنیم کارهای بدشون رو فیلتر میکردیم. اونهم به روشهای عاقلانه و مدبرانه.
بنظر شما اگه توی دنیا اتفاقات بد میفته و کارهای بد میشه مسئولش کیه؟
بنظر شما اگه توی جامعه اروپایی مشکلات اخلاقی وجود داشته باشه مسئولش کیه؟
بنظر شما اگه توی جامعه ما مشکلات اخلاقی وجود داشته باشه مسئولش کیه؟
بنظر ما اگه در جامعه مجازی مشکلات اخلاقی وجود داشته باشه مسئولش کیه؟
میخوام بگم اصلا جواب این سوالات مهم نیست. مهم اینه که این مشکلات چند درصد از کل رو شامل میشه.
از بقیه خبر ندارم ولی توی قلمرو جامعه مجازی فکر میکنم مشکلات اخلاقی / سیاسی/ تروریستی/ و امثالهم جمعا کمتر از نیم درصد است.
نتیجه میگیرم که جامعه مجازی الگوی مناسبی برای جامعه سالم میتواند باشد.
و نتیجه میگیرم که اگه اندک مشکلات دیگری رو می بینی به مشکلات عظیم خود باید بیشتر بیندیشیم.
اعتمادسازی/نیاز همه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
داستان قدیمی
یه داستان قدیمی یادم اومد در مورد کسانی که اشتباه میکنن و به اشتباهشون اعتراف میکنن. دیشب وقتی با علاقه اخبار مربوط به اعترافات۴ نفر از وبلاگ نویس ها رو دنبال میکردم پسر کوچکم که همچین ها هم کوچیک نیست گفت: مگه چی شده؟ چه خبره؟ ذهنم انگار منفجر شد. رفت به سالهایی که تقریبا همین سن و سال رو داشتم و توجه دیگران رو به تلویزیون نمیفهمیدم. کمی فکر کردم و الان میخوام بگم به این نتیجه رسیدم که اعتماد مقدمه هر نوع پذیرشی است. اگه شنونده به گوینده اعتماد نداشته باشه اصلا مهم نیست که چی میگه. اگه صد تا سند و مدرک هم بیاره که اینجوریه کسی قبول نمیکنه. و اگه اعتماد داشته باشه برعکس. اینجور مسائل خیلی پیش میاد. حرف یکی رو یه موقع رد میکنی. یه موقع قبول. ولی معمولا اکثر ما ها بیش از هر چیز به صداقت گوینده فکر میکنیم. اگه اونو صادق بدونیم قبول میکنیم و اگه کاذب بدونیم قبول نمیکنیم. ولی واقعا این صحیح نیست. ممکنه یه نفر آدم صادق هم روی ضعف های دیگه اش بشه یه کانال انتقال دروغ. یا برعکس کسی که همیشه راستگو بوده به هر دلیل دچار اشتباه بشه و فکر کنه حقیقتی رو میگه درحالیکه اشتباه میکنه. قضاوت کار سختیه و در عین حال ضروری.
کی میتونه تشخیص بده؟ با چه ابزاری؟ پس تکلیف حقیقت و حقیقت یابی و اینجور مسائل چی میشه؟ اگه اونایی که در مورد مسائل مهندسی اجتماعی فکر میکنن برای درست فکر کردن و درست نتیجه گرفتن پیشنهاداتی میدادن بد نبود. نه؟
بگذریم .......
یکی میگفت که تهران بزرگترین پارکینگ دنیا است.
امروز هوا عالیه. در حد استانداردها زمستانها در تهران هوای مطلوبی است. کی از خفگی بمیریم معلوم نیست ولی فعلا که میشه نفس کشید. پس بکشید و بکشیم.
بنظر میرسه راستی راستی قصه خلیج فارس خیلی جدیه!
اینجا رو ببینید: http://www.baztab.com/news/19276.php
اگه به فرض محال اسم خلیج فارس عوض بشه چی میشه؟ علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.