مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
Contact me
My Profile
Previous Months Home Archive دی ۸٩ آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آذر ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ مهر ۸۳ More ...
      زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
پیشرفت و عدالت در سایه ی آزادی و امنیت ممکن است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

کشور به عدالت و پیشرفت نیازمند است تا رفاه و رشد و کمال جامعه تامین گردد. مقدمه ی عدالت و پیشرفت، اخلاق و آزادی و امنیت است.


Link      Comments () Date: شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸

محسن رضایی: خاتمی و اخلاق سیاسی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

آقای خاتمی انسان بااخلاقی است؛ اگرچه در عالم سیاست مرسوم و حاکم در جوامع، اخلاق جایی ندارد، ولی در ایران ما الحمدلله هنوز اخلاق در عالم سیاست وجود دارد و نقش مهمی در تصمیم‌گیری‌ها دارد. برای همین به آن دوست عزیز گفتم که خاتمی کنار خواهد رفت

اصولا دوران تکروی و خودمحوری در جامعه ایران به پایان رسیده، و اگر جلوی آن گرفته نشود، خسارات عظیمی به بار می‌آورد.

اینکه من در نامه‌ای به یکی از دوستان مطبوعاتی گفتم ایمان بدون تقوی خطرش از جاسوسی برای دشمن کمتر نیست، برای این بود که بی‌اخلاقی و عدم مسئولیت و تعهد در عرصه سیاست و خودمحوری و تکروی، می‌تواند جامعه‌ای را با فاجعه روبه‌رو کند؛ ولی جاسوسی در یک بخش محدود از جامعه آسیب وارد می‌آورد. بنابراین کسانی که برای مقابله با جاسوسی تلاش می‌کنند، باید برای مقابله با بداخلاقی و خودمحوری در عرصه سیاست تلاش بیشتری انجام دهند


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧

سزا و ناسزا by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

فحش ناسزاست
نه سزا


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧

انصراف خاتمی و جایگاه خرد جمعی و اخلاق و سیاست و مصلحت مردم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

میدانیم که حضور آقای خاتمی در انتخابات یک تصمیم جمعی و سیاسی با رعایت اصول اخلاقی بود. سوال این است که آیا کناره گیری ایشان نیز همین مسیر عقل جمعی و مصلحت سیاسی و رعایت اصول اخلاقی را طی کرده است؟
آیا کناره گیری همان فداکاری است که ایشان بارها به آن اشاره کرده اند؟ منتظر توضیحات ایشان خواهیم ماند. هر چند بیشتر از هر چیز منتظر انصراف ایشان از انصراف هستیم.


Link      Comments () Date: دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧

هتاکان و دروغ پردازان عاملان منکر در جامعه مجازی و اینترنت by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

یکی از مهمترین گروههای خلافکار در اینترنت، هتاکان و دروغ پردازان هستند. دوری از اخلاق و رفتار اسلامی و انسانی زمانی که با ادعای دینی یا ملی یا انسانی یا هر سه جمع شود، وقیحانه تر میشود.
منشاء انحراف فکری و اخلاقی یا منفعت گرایی این جماعت قابل مطالعه و عبرت آموزی است.
مسیر اصلی در مواجهه با این افراد و سایت ها و گروهها، آموختن ادب از بی ادبی آنهاست. آموختن دین از بی دینی آنهاست. آموختن اخلاق از بی اخلاقی آنهاست.
بی شک دروغ و هتاکی آنها، بستر فریب خودشان است که خداوند برایشان مقرر فرموده. به خدا پناه می بریم از شر شیطان و یارانش.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٧

در مقابل دشمنانتان نه ‌تنها سکوت بلکه احسان هم کرد‌ه‌اید by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

آیت‌الله سیدعلی‌محمد دستغیب در بخشی از سخنان خود خطاب به سیدمحمد خاتمی گفتند: از مزایای رفتاری و اخلاقی شما این است که در مقابل دشمنانتان نه‌تنها سکوت بلکه احسان هم کرد‌ه‌اید و این از رفتارهای اخلاقی پیامبران است

آیت‌الله سیدمحمدمهدی دستغیب در بخشی از این گفتگوی صمیمانه گفت: من به شما بشارت می‌دهم که مردم به طور ویژه‌ای به شما علاقه‌مندند و دوستتان دارند



Link      Comments () Date: شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٧

کارهای خوبی که انجام نمیدهیم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

کارهای خوبی است که انجام نمیدهیم. گاهی نمیتوانیم انجام دهیم. مثلا مربوط به دوره و زمان و مکان دیگر است و یا مقدماتی میخواهد و نسبتی با روحیه ما که از آن بی بهره ایم. گاهی نیز به سادگی میتوانیم و انجام نمیدهیم. این آخری تاسف انگیز است.


Link      Comments () Date: جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸٧

ابطحی : هتاکان، بی اخلاق تر و بی پرواتر شده اند by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

 محمد علی ابطحی عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز با ابراز تاسف از اهانت های اخیر به سید محمد خاتمی، آن را نشانه ضعف مدعیان اصولگرایی در مواجهه با حضور قدرتمندانه اصلاح طلبان در انتخابات خواند. وی در گفتگو با پایگاه خبری مجمع روحانیون مبارز، با اشاره به اینکه اهانت ها و تخریب های اخیر تفاوت هایی با گذشته پیدا کرده است، گفت: متاسفانه در دور جدید تخریب ها شاهد هستیم که هتاکان این بار بسیار بی پروا تر و بی اخلاق تر از گذشته وارد عمل شده اند و تمام ارزش های مورد ادعای خودشان را هم زیر پا گذاشته اند.

 

ابطحی با بیان این که در دور جدید تخریب ها هیچ حد و مرزی نگاه داشته نشده است افزود: این قبیل اهانت ها نشان از یک عصبانیت بسیار عمیق و جدی دارد، چرا که ظاهرا برخی از اصولگرایان با اطلاع از گرایشی که جامعه نسبت به خاتمی دارد و حمایت هایی که از کاندیداتوری آقای خاتمی صورت گرفته است نسبت به رای آوری ایشان بسیار نگران شده اند.

 


Link      Comments () Date: جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸٧

تو دهنی محکم ولی اخلاقی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

تو دهنی باید اخلاقی باشد
مبتنی بر عملکرد و رفتار باشد
نه ظاهری و خطا
وگرنه به ظاهر تخریب دیگری و به واقع تخریب خویش است
بی ارزش برای ارزشمداران
بی نتیجه برای عملگرایان


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧

آقا عوام نیستند، حرف را بزن! از وبلاگ محمد سجاد جوزدانی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

آیت الله توسلی تنفر امام از مقدس مآبان و متظاهران را این گونه ترسیم می کنند:
"امام مقدس واقعی را دوست می داشت ، آن چه موجب ناراحتی ایشان شده بود، مقدس مآبی بود.کسانی که سطح فهم و آگاهی شان کم بود ، ولی در پوشش اظهار قدس و تقوی ، اهداف خود را دنبال می کردند و و مانع اموری می شدند که نسبت به آن ها آگاهی نداشتند.



امام کسی بودند که در تمامی دوران نهضت ، از برخوردهای این قبیل افراد، زجر کشیده بودند، اساسا امام از تظاهر خوششان نمی آمد؛ به عکس به کسانی که اهل تظاهر نبودند علاقه داشتند؛ مثلاً ایشان از تیمسار ظهیر نژاد خوشش می آمد؛ زیرا وی اهل تظاهر نبود.هر روز ریشش را تیغ می زد و همان طور خدمت امام می رسید! حتی خیلی ها خواستند ایشان را جابه جا کنند، ولی امام حاضر نمی شدند.
یادم است روزی عده ای از فرماندهان ارتش از جمله ، فرمانده ی نیروی هوایی که بعد معلوم شد آدم منحرفی هم بوده و ریشی هم گذاشته بود، خدمت امام آمده بودند، قرار شد فرمانده ی نیروی هوایی گزارش بدهد.قبل از گزارش ،شروع کرد به خواندن دعای فرج! آقای ظهیر نژاد گفت: آقا عوام نیستند، حرف را بزن! امام از این سخن خوششان آمد و خندیدند"
(از کتاب تحجر و تحجرگرایی از منظر امام خمینی (س))

Link      Comments () Date: چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧

جمع جبری خلافکاری و درستکاری خطاست by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

بعضی ها برای توجیه رفتارهای زشت شان
به کارهای خوبشان اشاره میکنند
گاهی زیر پا گذاشتن ارزشها را
با برپا کردن ارزشهای دیگر
جمع جبری میکنند
ولی به نقش تباه کننده ی
خلافکاری بی توجه اند
خدا به همه ما رحم کند


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٧

چگونه به کودک بگوییم «نه»؟ از وبلاگ کدبانوی دیجیتالی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

گاهی بزرگترها نیز با یکدیگر چنین رفتار میکنند و جواب میگیرند

لینک مطلب از وبلاگستان:

چگونه به کودک بگوییم «نه»؟


فرزندان ما هم ممکن است در برخی مواقع خواسته‌هایی داشته باشند که برآورده کردن آنها به صلاح نباشد. با چنین فرزندانی چه برخوردی باید داشته باشیم و چگونه می‌توانیم آنها را قانع کنیم؟

 در این مواقع شما چه برخوردی با آنها دارید؟

درخواست فرزندان بر اساس میل و نیاز آنها است اما در برخی مواقع برآورده کردن این میل و نیاز، ممکن است به مصلحت نباشد. ارضای خواسته‌ها و نیازها باید به گونه‌ای باشد که راه را برای رشد شخصیت فرد باز کند. به این معنی که اگر همیشه همه خواسته‌های ما بدون کوچک‌ترین مانعی برآورده شود، آن گاه از وضعیت موجود احساس رضایت کرده و هیچ تلاشی برای بهبود شرایطی که در آن هستیم انجام نمی‌دهیم و به دنبال پیشرفت نخواهیم بود. اصولا پیدایش نیازها و خواسته‌های تازه که محرکی برای حرکت رو به جلو است نتیجه این است که به برخی از خواسته‌های خود نرسیده‌ایم. بنابراین ما در حالی که نیاز فرزندان خود را برآورده می‌کنیم، باید آنها را آماده کنیم که از لحاظ شخصیتی، اجتماعی و روانی به پله‌های بالاتری دست پیدا کنند.


 چگونه باید چنین پله‌هایی را بسازیم تا فرزندانمان از آن بالا بروند؟

اول اینکه خواسته‌های معقول باید ارضا شود؛ چرا که محرومیت و ناکامی در دستیابی به خواسته‌ها، شخص را در آینده از لحاظ شخصیتی و زندگی فردی با مشکل مواجه می‌کند.

دوم اینکه ارضا و پاسخگویی به این خواسته‌ها باید نسبی باشد. در فلسفه «روزه گرفتن»گفته می‌شود که ما باید به عمد گرسنگی بکشیم و در مقابل سختی گرسنگی ایستادگی کنیم. این موضوع به ما یاد می‌دهد که با دیگر سختی‌های زندگی چگونه برخورد کنیم.


 «ناکامی بهینه؟»

یعنی در برخی موارد واقعا صلاح نیست به نیازهای فرزندانمان پاسخ دهیم.


 چگونه باید این کار را انجام بدهیم؟

فرزندان ما هنگامی دارای شخصیت سالم هستند که دو خصوصیت در آنها وجود داشته باشد. خصوصیت اول، شناخت واقعیت‌ها و شناسایی محدودیت‌ها و فرصت‌هایی است که وجود دارد. یعنی آموزش این نکته که در زندگی موانع و ناکامی‌هایی وجود دارد، خودش می‌تواند یک هدف تربیتی باشد و به فرزند ما کمک کند که واقع‌نگر بار بیاید و به قول معروف لوس و دردانه نشود. بچه‌های لوس بچه‌هایی هستند که «نه» نشنیده‌اند.

خصوصیت دوم؟

خصوصیت دوم مربوط به تفکر فرزند است. به این معنی که باید متوجه شود دست دیگری نیز در کار است که ممکن است بر وفق مراد او نباشد و او باید راه‌حل مناسب را پیدا کند که اوضاع را به نفع خودش تغییر دهد. تقویت این روحیه در کودک مهم است.


 چگونه می‌توان این روحیه را تقویت کرد؟

بچه‌ها از ما یک تصویر ذهنی به دست می‌آورند که این تصویر، معلول روش ما است. مثلا اگر از کودکی بپرسید که پدر و مادرت چه رفتاری دارند، ممکن است بگوید تا حرفی به آنها می‌زنم، داد می‌زنند یا برعکس، بگوید خیلی حوصله دارد. برخورد ما در مقابل فرزندانمان، هنگامی که نمی‌خواهیم درخواست آنها را برآورده کنیم، باید همراه با اعتماد و صمیمیت باشد و در عین حال باید این رابطه پی‌رنگ‌هایی از جدیت و گفتگوهای دوطرفه داشته باشد. والدین نباید احکام خود را بسته‌بندی کنند و تحویل فرزندانشان بدهند. ما باید برای هر رفتار خود توضیح قانع‌کننده داشته باشیم. در این صورت فرزند یاد می‌گیرد که با محیط اطراف نیز به شیوه‌ای عاقلانه و تحلیلگرانه برخورد کند. احکام بسته‌بندی‌شده باعث می‌شود بچه‌ها دنیا را سیاه و سفید ببینند. در دنیای امروز که بچه‌ها مجراهای ارتباطی زیادی دارند، نمی‌توان به صورت تحکمی برخورد کرد بلکه باید با قدرت استدلال و ارتباط عاطفی برخورد کنیم.


 گاهی خواسته فرزند ما معقول است اما توان پاسخگویی به آن را نداریم. در این حالت باید چه رفتاری داشته باشیم؟

اکثرا در چنین مواقعی سعی می‌کنیم صورت مساله را پاک کنیم و خواسته فرزندمان را نامعقول و غیرموجه جلوه دهیم! این بدترین شیوه برخورد است و فرزند نیز این موضوع را متوجه می‌شود و همین شیوه برخورد، باعث پیچیده شدن موضوع می‌شود. در این حالت باید ما به عدم توانایی خود اعتراف کنیم و دلیل آن را نیز برایش توضیح دهیم. در مواقعی که پدر و مادر توانایی برآورده کردن نیاز فرزندان خود را ندارند، همدلی فرزندان با آنها بسیار مهم است. ممکن است وضعیت مالی خانواده مناسب نباشد، فرزند را باید با این شرایط آشنا کرد و همراهی‌اش را به دست آورد. بعد باید از او بخواهیم که با هم برای رسیدن به آن خواسته تلاش کنیم. نباید خودمان را نسبت به خواسته فرزندمان بی‌تفاوت نشان دهیم. اینکه فرزندمان احساس کند برای خواسته‌های او ارزش قایل هستیم، در او آرامش و احساس اطمینان ایجاد می‌کند.


Link      Comments () Date: شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٧

کروبی : مردم تصمیم گیرنده نهایی هستند by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

دبیرکل حزب اعتماد ملی در پاسخ به سئوالی در ارتباط با همکاری کرباسچی به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی وی گفت: آقای کرباسچی آمادگی خود را برای هرگونه همکاری اعلام کرده است


Link      Comments () Date: جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧

پیروی از رفتار صحیح غیر معصوم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

همه ی افرادی که در جامعه ما زندگی میکنند، غیر معصوم هستند. بعضی خطاهایشان کمتر و بعضی بیشتر است. با این حال حتی از میان همین غیر معصوم ها با تکیه بر رفتار و عمل آنها و نه کلیت و هویت شخصیت آنها میتوان درس آموخت و الگو گرفت.
در پیروی از شخصیت های برجسته باید توجه کنیم که تشخیص اصول و مبانی رفتاری آنها مهمتر از حاشیه های رفتاری آنهاست. آنچیزی که در طول زندگی آنها همیشه مورد توجه و معمول و موجب موفقیت و بهروزی آنها بوده است را باید تشخیص داد و آموخت و پیروی کرد، نه احیانا خطاهای حاشیه ای آنها را الگو برداری کنیم.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٧

ایام سوگواری پیامبر اکرم ص و امام حسن مجتبی ع و امام رضا ع تسلیت باد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

ایام سوگواری حضرت رسول اکرم ص و امام حسن مجتبی و امام علی بن موسی الرضا علیهم السلام بر همگان تسلیت باد

========================

هدف اخلاقی بعثت حضرت محمد ص را در رفتار و عمل ایشان و فرزندان و پیروان شان به تناسب می بینیم. اگر در کسی یا گروهی یا کشوری نمی بینیم، یا اشکال از چشمان و درک ماست و یا دلیل دوری آنها از این تعالیم است.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٧

احترام و ادب دینی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

احترام و ادب در دستورات دینی موج میزند. احترام و ادب به خویش و خویشان و دیگران. هر یک از اصول و مبانی دینی اگر درست به کار گرفته شود، بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی ما را حل و فصل میکند.


Link      Comments () Date: دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧

به سوی کمال by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

بهتر شدن
یعنی تغییر مستمر
به سوی خوبی و کمال


Link      Comments () Date: جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸٧

کمال روح و جسم by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

کمال جسم در درست و سالم خوردن و ورزش است.
کمال روح نیز در درست و سالم تغذیه روحی کردن و تمرین روحی کردن است.
آنانکه روش و سیاست پرهیز و غارنشینی را دنبال میکنند، قوه ی هاضمه شان آنقدر حساس میشود که با کوچکترین میکرب دگرگون میشوند و چون مجرب نیستند، اگر به ابتلای سخت بیفتند، وا مصیبت است.


Link      Comments () Date: جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۸٧

باهنر دستور داد میکروفن رسایی را قطع کنند by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

باهنر در این باره خطاب به رسایی اظهارداشت: خواهش کردم تریبون مجلس برای توهین واهانت به این وآن یا در رابطه بامسائلی که در پیش داریم، استفاده نشود وتریبون مجلس به گفت و شنود های بی خاصیت تبدیل نشود. بیرون مجلس رسانه هست ومسائل را با آنها مطرح کنید؛ هرچند اخلاق باید همه جا رعایت شود و رسانه ها هم باید رعایت کنند


Link      Comments () Date: چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧

موسیقی خوب / موسیقی بد از وبلاگ روزنوشت های ژورنالی شمشیرگر by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از وبلاگستان:

موسیقی چیست ؟

موسیقی ، به هر نوا و صدایی گفته می‌شود که شنیدنی و خوش‌آیند باشد و انسان یا موجودات زنده را دچار تحولی کند. موسیقی بیان احساسات انسان است به وسیله اصوات. موسیقی هنری است دارای نوا و سکوت.
واژه موسیقی از واژه‌ای یونانی و گرفته شده از کلمه Mousika و مشتق از کلمه Muse می‌باشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب و موسیقی یونان باستان می‌باشد. (منبع)

با بالا رفتن سطح فرهنگ و هنر معلوم شد صداهاى خوشایند، صداهایى هستند که از نظمى خاص پیروى مى‌کنند و بین آنها نسبت‌هاى معینى وجود دارد. براى همین عدد در موسیقى داراى اهمیت بسیارى است. تا جائى‌که فیثاغورث معتقد است که عدد اصل وجود در آفرینش است.


 

تفاوت ها

موسیقی در فرهنگ ها و جوامع مختلف با سازها و ضرباهنگ های متفاوتی رواج یافته است. در یک فرهنگ دستگاه های مختلفی برای موسیقی وجود دارد و در فرهنگ دیگر اینچنین نیست. در یک فرهنگ با سازهای زهی بیشتر موسیقی نواخته می شود و در فرهنگ دیگر با سازهایی متناسب با امکانات و شرایط و پیشینه آن جامعه.
در این نوشتار قصد مقایسه قصد مقایسه این تفاوت ها نیست، اما به هر حال به عنوان یک اصل پذیرفته شده باید بدانیم که تفاوت هایی در انواع موسیقی وجود دارد.
با این وجود، آیا می توان یک موسیقی را خوب، و یک موسیقی را بد دانست ؟ با توجه به تفاوت موسیقی ها، تفاوت زمان ها و ... آیا می توان این تمایز را قائل شد ؟

موسیقی، غذای روح

می گویند همانطوری که جسم انسان به غذا نیاز دارد، روح انسان نیز محتاج غذاست که موسیقی یکی از آنهاست، هر چند آثار و شواهدی از تاثیر موسیقی بر روی جسم نیز به اثبات رسیده است.

موسیقی خوب

موسیقی خوب، موسیقی است که به انسان آرامش دهد، چه اینکه آرامش، یکی از اصلی ترین خواسته های هر انسانی است.

موسیقی خوب،موسیقی است که انسان بعد از شنیدن آن وضعیت بهتری پیدا کند، نه اینکه پریشان تر شود.

دانشمندان در یافته‌اند که افراد در موارد مختلف واکنشهاى متفاوتى به یک موسیقى مشابه نشا ن می‌دهند، زیرا شرایط ا حسا سى گوناگون انسانها در زمانهاى متفاوت باشد. دانشمندان بر این باورند که علت تکرار شدن ناخودآگاه برخى قطعات موسیقى در ذهن انسان به ناحیه هاى در قشر مغز باز می‌گردد. این ناحیه از مغز مسئول یادآورى قطعات موسیقى است که فرد در گذشته شنیده و با ناحیه گیجگاهى در ارتباط است. ناحیه گیجگاهى نیز خود وظیفه پردازش صداهاى اولیه و ساده ، استدلال و همچنین یادآورى خاطرات را بر عهده دا رد.  باید بدانیم که چه نوع موسیقى در مغز ما ایجاد آرامش و در جسم ما نوید درمان می‌دهد و چه نوع موسیقى منجر به استرس و در نتیجه بیمارى می‌گردد. از طریق موسیقى می‌توا ن مصونیت انسانها را در برابر بیماریها تقویت کرد، دردها را کاهش داد و از بروز حوادث جلوگیرى به عمل آورد. (1)

از ابتدای تاریخ بشر، از موسیقی برای شفای بیماران استفاده می‌شده است برای مثال ریتم طبل‌ها در مراسم شفابخش درمانگران نقش مهمی داشته و هنوز هم در شهرهای دور افتاده جنوب ایران درمانگرانی به نام مامازار یا بابازار وجود دارند. آن‌ها در مراسم خاصی با دف و دایره و آوازهای به خصوصی که به زبان نامفهوم سواحلی خوانده می‌شود و شاید حتی خود مامازار یا بابازار هم آن‌ها را نمی‌فهمند اما می‌گویند که به این وسیله می‌توان جن و روحی که بیمار تسخیر شده آن است را دور کرد.(2)

همچنین، اثر موسیقی بر روی نوزادان و کودکان نیز به دقت بررسی و تحقیق شده و نشانگر آن است که کودکانی که از بدو تولد موسیقی گوش می دهند، آرام تر، مهربان تر و آسانتر هستند. پژوهشگران دانشگاه مریلند گزارش کرده اند که هیچ چیز مهمتر از موسیقی خوب نمی تواند در سلامتی قلب و عروق موثر باشد. موسیقی در تنظیم تپش قلب و کنترل فشار خون موثر است. موسیقی اثری مطلوب و فوری بر روی قلب و عروق دارد و نوعی آرامش به آن می دهد که نمی توان نظیر آن را با دارو تدارک دید. (3)

از سال 1902 تا 1909، زمانی که انیشتین 6 روز در هفته مشغول مطالعات و تحقیقات فیزیکی بود، موسیقی موتزارت به عنوان منبع تغذیه روح او به شمار می رفت و اساس تفکر خلاقه اش را تشکیل می داد. پسر بزرگ او در این باره می گوید : "هر زمان که پدرم احساس می کرد در کار خود در موقعیت های دشوار قرار گرفته و به ته خط رسیده، به موسیقی پناه می برد که معمولا حلال کلیه مشکلات او بود."(4)

موسیقی بد

می توان گفت همان طور که ما حاضر نیستیم هر غذایی را بخوریم و هر غذایی خواص و مضراتی ممکن است داشته باشد، انواع موسیقی نیز اینگونه هستند. هر صدای تولید شده با نام موسیقی، لزوما آثار مثبتی بر روی مخاطب آن نمی گذارد.

از آن جمله می توان استفاده از موسیقی به عنوان ابزار شکنجه در زندان گوآنتانامو را نام برد.(5) در واقع گوش دادن مکرر به بعضی موسیقی ها و همچنین شنیدن مکرر آن ها سبب ایجاد اختلالات روحی روانی شدید در افراد می شود، تا آنجا که حتی به مرز خودکشی می رسند.

از نظر علمی ثابت شده که موسیقی ملایم با یک ریتم طبیعی با سرعت ملایم باعث آرامتر شدن ضربان قلب ،ملایم شدن آهنگ تنفسی و تمدد اعصاب می گردد .و حالت آرامش و نرم خویی در انسان ایجاد می کند. از سوی دیگر، موسیقی تند و هیجان انگیز باعث افزایش ضربان قلب و متلاطم شدن آهنگ تنفسی و برانگیختگی در سیستم عصبی می شود . حال شما خود درباره موسیقی هایی که ریتم بسیار تند و محرک دارند قضاوت کنید.

همچنین کلامی که در موسیقی های کلامی به کار می رود بسیار مهم است. ما همواره به شعر موسیقی ها توجه می کنیم و حتی پس از گذشت مدتی آن ها را حفظ می کنیم، و اگر حتی در بعضی موارد گمان کنیم که به کلام موسیقی توجه نمی کنیم، آن هم در ضمیر ناخودآگاه ما اثر خود را خواهد گذاشت.
حال سوال اینجاست که موسیقی هایی که دارای متن ناامید کننده، خیلی غمگین، حاکی از شکست و ... باشند، چه اثری در مخاطب خود خواهند گذاشت ؟


Link      Comments () Date: چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧

صدای بلند ... و نصیحت لقمان از وبلاگ مکتوب مهاجرانی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از وبلاگستان:

‌ سی سالگی انقلاب ، مثل سی سالگی انسان می تواند آغاز قرار و آرام و طمانینه باشد. چنان که می دانید برخی متفکران تمدن ها و انقلاب ها را مثل زندگی انسان، سنجیده اند که مراحل متفاوت کودکی و جوانی و کمال و پیرانه سری را تجربه می کند.
به گمانم یکی از نکاتی که در این اغاز سی سالگی می توان به آن اندیشید این است که در کشور ما درباره چگونگی اداره امور سیاسی و افتصادی و فرهنگی دو دیدگاه و دو تجربه وجود دارد. تجربه اصول گرایان که اوج آن را در دولت نهم شاهدیم و تجربه اصلاح طلبان که وجه شاخص آن را در دولت هفتم و هشتم شاهد بوده ایم.
هر گرایش که بتواند برنامه روشن تری ارائه دهد و اعتماد مردم را جلب کند، طبیعی ست که در انتخابات اکثریت پیدا می کند و اداره دولت و مجلس و شورا ها را به دست می گیرد. البته در انتخاباتی ازاد و عادلانه. حال برای احراز اکثریت و اداره دولت و مجلس به دو شیوه می توان عمل کرد:
اثبات توانایی های خود و یا تخریب رقیب.
اثبات توانایی ها کار دشواری است. بگذارید دو مثال روشن بزنم. دولت جدید دو شعار مشخص داده است. آوردن نفت بر سر سفره مردم و دوم مهر ورزی. تردیدی نیست که چنین شعار هایی برای این که تبدیل به عمل شود نیاز به اندیشه و برنامه و قانون دارد. آنچه در دولت فعلی چندان مورد توجه نیست از قضا همین است. انهدام نهاد های تصمیم ساز و مراکز کارشناسی، تعطیل و توقف شوراهای تخصصی و قانونی نشانه های همین بی توجهی بوده و هست. اصلا خود بودجه، تاخیر در تقدیم و نیزساختار آن که اقتصاد دان های اصول گرا هم بودجه را جدی و قابل دفاع نمی دانند.- آنان واژه آبکی و خنده دار را برای بودجه به کار برده اند- نشان می دهد که دولت در تحقق وعده های خود تا چه پایه موفق بوده است.
مشکل وقتی بیشتر و پیچیده تر می شود که طرفداران دولت به جای اثبات دولت در صدد نفی و طرد منتقدان برآیند و زبان به ناسزا و تهمت بگشایند. این زبان و واژگان هم با سی سالگی انقلاب منافات دارد و هم با مدعای دولت مهر ورزی. بلکه برعکس می تواند نشانی از ناکامی در عمل و رفتار داشته باشد.
در جلسه داوس وقتی شیمون پرز با صدای بلند فریاد می زد و به رجب طیب اردوغان اهانت کرد. اردوغان عبارت بسیار نغز و عبرت انگیزی را به کار برد وبا آرامش تمام گفت:
" جناب پرز!
صدایت هم خیلی بالا می رود، معتقدم که این طور بالا رفتن صدای شما ریشه در یک احساس روانی گناه دارد. اما مطمئن باش که صدای من این طور بالا نخواهد رفت."
برای سی سالگی کارل پوپر هم تعبیر اندیشه برانگیزی دارد. گفته است:" اگر تا پیش از سی سالگی انسان سوسیالیست نباشد، دل ندارد و پس از آن اگر سوسیالیست بود مغز!"
چنان که می دانیم قرآن مجید هم از عصبیت و عصبانیت و صدای بلند به " انکر الاصوات " تعبیر کرده است. از زبان لقمان حکیم توصیه شده است که اندازه نگاهداریم و صدایمان بلند نشود. یاد بگیریم در جشن سی سالگی انقلاب چگونه سخن بگوییم.

Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧

خاتمی پاک و دشمنی جاهلان و ناپاکان در لباس عالمان و پاکان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

اگر در جامعه امروز ما میتوان به خاتمی و دیگر بزرگان انقلاب اسلامی، وقیحانه توهین و جسارت کرد، جای تاسف و عبرت است
شتر وقاحت در خانه ی دیگرانی که سکوت میکنند نیز می نشیند
و روز قیامتی نیز هست
و فراموش نکنیم که در عصر آگاهی
سخن جاهل را خریداری جز جاهل نیست
خداوند همه ی ما را به راه راست هدایت فرماید


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧

مگه این مملکت برای من چه کرده ؟؟ ازوبلاگ محمدرضا شمشیرگر by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از وبلاگستان:

در کامنت های پست قبلی و در پاسخ به اینکه چرا بعضی ها هنگام سرود ملی از جای خود بلند نمی شوند، شخصی این چنین نوشته :" من هم علاقه ای ندارم پا بشم.مگه این مملکت چی بهمون داده؟هر موقع دستی دراز شده یا برای گرفتن بوده یا زدن یا توهین یا..."

اول آنکه بلند شدن به احترام پرچم، احترام به هویت یک ملت است، و در همه کشورهای دنیا، صرف نظر از موافقت یا مخالفت مردم با حکومت یا دولتی که روی کار آمده، همواره به پرچم کشور خود احترام می گذارند.

اما واقعا این مملکت برای ما چه کرده که به آن احترام بگذاریم ؟ ... به یاد این جمله افتادم "پیش از آنکه بپرسید کشورم برای من چه کرده است، از خود بپرسید : من برای کشورم چه کرده ام ؟"

و باز هم به یاد آن فصل کتاب سنگفرش هر خیابان از طلاست افتادم که می گفت : وقتی دیدیم کره جنوبی به خاطر جنگی که از سر گذراند و ویران شد، نیاز به همت جدی دارد، به جای آنکه از 9 صبح تا 5 بعد از ظهر کار کنیم، از 5 صبح تا 9 شب کار می کردیم تا این عقب ماندگی را جبران کنیم و کره جنوبی وضعیت کنونی را پیدا کند.

و به یاد آن حکایتی افتادم که اگر اشتباه نکنم درباره کارکنان دولتی شاغل در آلمان (یا یکی از کشورهای اروپای غربی) بود که برای کمک به دولت خود پس از بحرانی که سپری کرده بود، روزی نیم ساعت اضافه کار رایگان انجام می دادند.

چرا که آن ها می دانستند که در واقع برای دولت خود کار نمی کنند، بلکه برای پیشبرد جامعه خود تلاش می کنند و برای آسایش فرزندان خود.

آن وقت ما چه می کنیم ؟ تحصیل رایگان می خواهیم، استفاده از انواع یارانه ها را حق خود می دانیم، اگر کار دولتی می کنیم تنها ده درصد وقت خود را واقعا کار می کنیم و باقی را از کار می زنیم و عاقبت هم، از دولت، طلبکاریم !

البته هیچ دفاعی از عملکرد دولت (به خصوص عملکرد اقتصادی آن که نوعی فاجعه است!) ندارم، اما بد نیست ما که ادعا می کنیم دولتمان برای ما چه کرده، سری به دیگر کشورها بزنیم، کشورهایی که سی تا چهل درصد حقوق افراد را به عنوان مالیات اخذ می کنند، آب و برق و گاز و ... را هم به بهای تمام شده آن حساب می کنند ... و البته ما به ازای آن خدمات رفاهی بیشتری هم ارائه می کنند. ما انتظار داریم مالیات کمی بدهیم، همه چیز را یارانه ای دریافت کنیم و خدمات رفاهی هم به اندازه کشورهای اروپایی باشد !

یاد آن اس ام اس افتادم که می گفت یارانه دادن وظیفه دولت است، چرا که حقوق من ماهیانه سه هزار دلار است و هر ماه دو هزار و پانصد دلار آن را به دولت یارانه می دهم !

... مگر کسی شما را مجبور کرده برای دولت کار کنید ؟ مگر اگر شما شاغل در بخش خصوصی باشید، کسی برای شما سقف حقوق تعیین می کند ؟ برای خود کسب و کاری راه بیاندازید و ماهی پنج هزار دلار درآمد داشته باشید ! به عنوان متخصص جایی استخدام شوید و آنچه که حقتان است را مطالبه کنید.

خوب ، ما عادت داریم فقط ایراد بگیریم و غر بزنیم . این ساده ترین کار است ! این مساله هم مانند بسیاری مسائل دیگر، به فرهنگ ضعیف ما باز می گردد. فرهنگی که همواره سعی می کنیم همه چیز را تقصیر دیگران بدانیم و دیگران را بی فایده برای خود ! حتما دیده اید افرادی را که گاه می گویند مگر پدر و مادرم برای من چه کرده ؟ ... یا آن ها که بعد از چهار سال تحصیل در دانشگاه می گویند : مگر دانشگاه به ما چه یاد داده ؟ ... اصولا ما همیشه می خواهیم از همه طلبکار باشیم، نه انصاف داریم برای قضاوت، نه اراده ای برای تلاش بیشتر !


Link      Comments () Date: دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٧

جبر و اختیار و انتخاب by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

مصطفی ملکیان:
میزان اختیار. جبر و اختیار قاعده کلی ندارد. میزان اختیار انسان به خودش مربوط است. ذو مراتب است. انسان در زمینه هایی چون تمرین نکرده ، اختیار ندارد.
هر چیزی که اختیاری باشد ولو خیال باشد، مشمول احکامل اخلاقی ( خوب و بد ) است.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧

اخلاق by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

استاد مصطفی ملکیان:

دایره شمول هر صفت در گذشته :
١. افعالی که با بدن و اعضا و جوارج انجام میدهیم. مانند نشان دادن احترام
٢. منویات و احساس درونی که بدون دخالت اعضا و جوارح مطرح هستند. مانند احترام قلبی و سپاسگزاری
٣. کلیت انسان : مثلا گاندی انسان خوبی است
در دوران جدید نیز دو حوزه جدید را مطرح کردند:
١. نهادهای اجتماعی مانند: خانواده، اقتصاد سیاست، تعلیم و تربیت، علم و فن و هنر، حقوق، ارتباطات. اینها هم خوب و بد دارند. سوسیالیسم خوب است یا بد؟ به لحاظ اخلاقی قابل ارزیابی هستند. لیبرالیسم اقتصادی از نظر اخلاقی مثبت است یا منفی.
2. وضعیتهای اجتماعی نیز موضوع داوری اخلاقی است. آیا شکاف بیش از حد مشخص بین فقیر و غنی خوب است یا بد؟ این به بد بودن یا خوب بودن فقیر و غنی هم ربط ندارد و حتی گاهی آنها هم مقصر چنین وضعیتی دانسته نشوند. مثلا نفس اعتماد یا بی اعتمادی صد در صد به یک رژیم به لحاظ اخلاقی منفی است.

یک دستور اخلاقی: آنقدر به خود مشغول شویم که به دیگران نرسیم.

اخلاق پیش از قرارداد
هر قراردادی را نباید ببنیدم. اخلاق اجازه نمیدهد. ولی ما می بندیم و در اخلاق پس از قرارداد گیر میکنیم.

اخلاق پس از قرارداد
بعد از قرارداد و توافق قرارداد را باید رعایت کرد و سختی هایش را پذیرفت ولی گاهی آنقدر در اخلاق پیش از قرارداد خطا کرده ایم که شرایط پس از قرارداد قابل تحمل نیست.

در جامعه ما اخلاق معمولا زمانی مطرح میشود که میخواهیم در باره دیگران قضاوت کنیم. یعنی اخلاق داوری است.
در حالیکه باید به خود مشغول باشیم نه به دیگران.

رعایت قوانین اجتماعی (حقوقی) اولین گام اخلاقی زیستن است. (( مخالفین نظم اجتماعی حسابشان پاک است))

برای اخلاقی زیستن باید به بسیاری از عرفها و سنتها نه گفت و با آنها مخالفت کرد.

اصل ریاضت از اصول زندگی است. تا از چیزی نگذرید، به چیزی نمیرسید.
جوانان ما این اصل را نپذیرفته اند. همه چیز را با هم میخواهند. قاعده ریاضت مهم است.

به قول نیما یوشیج جهان به صورتی است که تا چیزها از دست ندهی چیزکی بدست نمی آوری.

توجه یعنی رو به جایی و چیزی کردن. یعنی پشت به چیزها و دیگر جهات کردن.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧

خلیفه الهی و روح الهی انسان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

مودب شدن به آداب الهی
متخلق شدن به اخلاق الهی
پیروی از مطلق
با روح الهی انسان


Link      Comments () Date: شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧

حاسبوا قبل ان تحاسبوا از طریق وبلاگ by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

محاسبه آنچه هستیم قبل از آنکه این محاسبه چندان سودی برایمان نداشته باشد ارزشمند است. چه آنکه مورد محاسبه ی رقبا قرار گیریم و چه محاسبه نهایی زندگی در محضر خداوند.
محاسبه انسان امروز از راههای متنوع تری نیز قابل ارزیابی است. انسان فراموش میکند که کیست و از کجا آمده و چه کرده و به کجا میرود. وبلاگ به مثابه بخشی از هویت انسان فرصتی است برای این محاسبه


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٧

توهین با برائت و بیزاری فرق میکند by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

به یاد دارم که توهین های بی سابقه به خاتمی در جریانات پیش از دوم خرداد هفتاد و شش. این بیماری بعدها نیز دنبال شد و از اینان به آنانی منتقل شد. از حکمت الهی است که روی دیگر سکه ها را نیز می بینیم و می بینند. آنانکه توهین میکنند به آن گرفتار میشوند.
توهین و بی ادبی نشان از طغیان دارد و نه برائت از شیطان و شیطانیان. بزرگان و اولیای دین هرگز به کسی بی ادبی و توهین نمیکردند ولی تربیت ناشدگان مکتب آنان، متاثر از وسوسه ها و به دلیل ظرفیت اندک و گمراهی به این روش های ناپاک دست میزنند.
فرقی نمیکند که این توهین به کی و چی باشد. خاتمی یا احمدی نژاد یا هر کس دیگر.
اینکه از کسی برائت و جدایی و بیزاری بجوئیم، نشان جهت گیری و مسئولیت انسان است. اگر این بیزاری و برائت از حق باشد که عین گمراهی است و اگر از ظلم و کفر باشد که عین هدایت است.  ولی توهین و بی ادبی اصالتا گمراهی است.
ویران کردن بتخانه با عقده گشایی در بتخانه تفاوت دارد.


Link      Comments () Date: دوشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٧

عدم شناخت و تاثیر آن در رفتارهای ما by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

از موضوعات و افراد شناخت اندکی داریم و به همین جهت رنج می بریم. از اینکه رفتارها متناسب با خواست و انتظار ما نیستند.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٧

من بی تقصیرم ! از وبلاگ محمد رضا شمشیرگر by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

تقصیر من نبود !‌ اون نمی فهمید باید چی کار کنه ...

اگر به اندازه کافی بودجه داده بودن اینطوری نمی شد ...

مشکل از من نبود، ترافیک زیاد بود، وگرنه به موقع می رسیدم ...

این سیستم آموزشی مشکل داره، نه استاد درست حسابی داره، نه کتاب ...

چه مملکتیه !‌ هر جاش رو دست بذاری یه ضعف داره ...

...

این ها عبارات بسیار آشنایی هستند،‌ اینطور نیست ؟ حتی اگر خود ما روزانه به کرات از این عبارات استفاده نکنیم، بسیاری از اطرافیانمان یا آن ها که می بینیم عادت به توجیه مسائل از طریق "از دوش خود برداشتن و به گردن دیگری انداختن" دارند.

واقعیت این است که در فرهنگ ما، مسئولیت پذیری بسیار بسیار کمرنگ است! هیچ وقت حاضر نیستیم اشتباهی را که انجام می دهیم بپذیریم. حاضریم ساعت ها به بحث و گفتگو بپردازیم و از عمل اشتباه خود دفاع کنیم، اما مسئولیت آن را به گردن نمی گیریم.

همواره سعی داریم برای تبرئه خود، تقصیر را گردن دیگران بیاندازیم، حال این دیگران ممکن است اطرافیان و آشنایان و یا غریبه ها باشند، یا اینکه سیستم جامعه و محیط و آنچه که در حوزه اختیار فرد خاصی نیست !

به زبان ساده و کوتاه،‌ موفقیت ها همیشه از تلاش خودمان حاصل می شود و شکست ها از مشکلاتی که محیط و دیگران برای ما به وجود آورده اند !

انصاف داشته باشیم،‌ آیا اینطور است ؟ ... و یا می خواهیم با این طرز فکر به کجا برسیم ؟

مشکل اینجاست که این رویه، برای موارد استثنا نیست، چه اینکه ممکن است در موقعیتی دچار اشتباهی شویم و به دلایل مختلف بخواهیم از پذیرفتن آن سلب مسئولیت کنیم، هر از چند گاهی،‌ سالی، عمری یک بار این کار را انجام دهیم ... قابل درک است !‌ اما آنچه ما در پیش گرفته ایم، روالی است برای روزمرگی ها و تمام اتفاقات کوچک و بزرگ زندگی !

این فرهنگ به معنای واقعی یک فرهنگ مسموم است،‌ فرهنگی که نه تنها برای توجیه خودمان است،‌ بلکه آنقدر از آن استفاده کرده ایم و آن را تکرار می کنیم که خودمان هم باورمان می شود تقصیر از ما نیست ! و این یعنی عاملی برای "درجا زدن"، چرا که انسان هوشمند آن است که از اشتباهات خود درس بگیرد و دیگر آن ها را تکرار نکند، اما ما همواره اشتباهات را ناشی از عملکرد و طرز فکر ناصحیح خود نمی دانیم و به همین خاطر باز آن ها را تکرار می کنیم و باز به گردن محیط می اندازیم، تا جایی که احساس می کنیم چه محیط وحشتناکی داریم که این همه مسبب بروز اشتباهات ما می شود !!

شک نکنیم که برای موفقیت، می بایست تا اشتباهاتمان را بپذیریم، بپذیریم که اشتباه از خود ماست تا در صدد رفع آن برآئیم ! و از سوی دیگر اگر محیط هم مشکل داشت، سعی در بهبود شرایط کنیم، نه اینکه فقط غر بزنیم که این چه وضعی است !

آنکه می تواند، انجام می دهد
و آنکه نمی تواند، ایراد می گیرد


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۸٧

خاتمی : تضمین داده شود انتخابات آزاد است by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب:

رییس جمهور سابق کشورمان اظهار داشت:«متاسفانه این روزها ارزشها خیلی ارزان و آسان مصرف می شودو کسانی برای اینکه خود را توجیه کنند اینگونه القا می کنند که فقط آنها در مسیر ارزشها گام بر می دارند

سید محمد خاتمی همچنین تصرح کرد:«متاسفانه امروز در کشور برای بسیاری از کسانیکه در جبهه و انقلاب بودند امنیت روانی نیست که خود را عرضه کنند و در معرض این هستند که حتی صلاحیتشان به عنوان کسانیکه اسلام را قبول ندارند رد شود که این امر هم خلاف آزادی و هم خلاف معیارهای اخلاقی است.»

خاتمی با تاکید بر اینکه «همه ما نسبت به کشور مسئولیم»، اظهار داشت:«مسئولان فعلی حسن نیت دارند ولی حسن نیت تنها کافی نیست بلکه حسن نیتی با تدبیر،برنامه ریزی درست،مصرف نکردن ارزشها و شعارها است،کارساز خواهد بود.»

وی ادامه داد:«آرمانهای انقلاب، عدالت و منافع ملت برای ما ارزش است و شعاری کردن جامعه و به نتیجه نرسیدن سبب دلزدگی جامعه خواهد شد و این دفاع از ارزشها نیست.»

رئیس جمهور سابق کشورمان سپس به انتخابات پیش روی ریاست جمهوری اشاره کرد و گفت:«انتخابات آینده بزنگاه مهمی است، اولا کسانیکه می آیند باید با برنامه روشن با لحاظ کردن سند چشم انداز و قانون اساسی بیایند و نه اینکه توقعات بی‌جا برای مردم ایجاد کنند که یک شبه می‌توان تمام مشکلات فعلی را حل کرد؛در عین حال باید روی آزادی مردم،دفاع از حقوق ملت و آزاد بودن نقد در جامعه تاکید کرد.»

وی ادامه داد:«دیگر اینکه تضمین داده شود انتخابات آزاد است و زمینه‌ای فراهم شود که مردم با تنوعی که دارند بتوانند گزینه های مطلوب را داشته باشند.»


مطلب کامل را در ادامه بخوانید


یاری: رییس جمهور سابق کشورمان اظهار داشت:«متاسفانه این روزها ارزشها خیلی ارزان و آسان مصرف می شودو کسانی برای اینکه خود را توجیه کنند اینگونه القا می کنند که فقط آنها در مسیر ارزشها گام بر می دارند.»

به گزارش پایگاه خبری یاری، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی؛ در دیدار با اقشار مختلف مردم استان زنجان ، با بیان این مقدمه که «در مقابل سیاست روزگار که سیاست جنگ و خشونت است؛و هر کس قدرت دارد فقط منافع خود را همانطور که می خواهد و برای رسیدن به منافع هرگونه جنایت،اشغال و سرکوبی،تحقیر و جنگ روانی علیه کسانیکه دشمن خود می داند انجام می دهد که نمونه آن را در غزه مظلوم می بینیم.»

وی افزود:«درچنین جهانی تلاش برای اخلاقی کردن سیاست و تلاش برای تغییر سرمشق سیاستی که می تواند حرمت انسان را در همه جا پاس دارد و نوعی تفاهم بر اساس عدل و انصاف حاکم شود و منظور از اهداف انقلاب و خواست ملت ایران بوده است کار مهم و البته سختی است.»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها با ابراز تاسف از رایج شدن بداخلاقی در سیاست، تصریح کرد:«در دوران تصدی مسئولیت ریاست جمهوری با بیان اینکه ما باید ومی توانیم این پارادایم را عوض کنیم و به سوی جهانی برویم که در آن تفاهم باشد و ملت ها محترم باشند و بتوان گفت و گو کرد؛می توان با هم به سوی تفاهم و صلح حرکت کرد؛مساله گفتگوی تمدنها را طرح کردیم که با استقبال روبرو شد و گام‌هایی در این زمینه برداشته شد.»

به گزارش روابط عمومی دفترحجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی ، وی گام نهادن در این راه را امری خلاف سیاست رایج در دنیا عنوان کرد و ادامه داد:«نمونه این سیاست رایج،سیاستی است که ما امروز اثر آن را در غزه می بینیم که چه جنایت بزرگی در حال رخ دادن است و تقریبا با بی تفاوتی نسبی دنیا و عمده دولت ها مواجه شده است.»

رئیس بنیاد باران افزود:«بسیاری از دولت ها که از آنها انتظار می رفت در کنار مظلوم قرار بگیرند ولی حاضر نشدند سکوت را بشکنند وبا فاصله گرفتن از مظلومی که دارد مقاومت می کند به ظالم و ستمگر اشغالگر میدان دادند و این نمونه بد اخلاقی در دنیاست.»

سید محمد خاتمی، تاکید کرد:«کسانیکه جنگ و اشغال می کنند همانهایی هستند که مدعی دموکراسی هستند ولی از مرزهای خود که بیرون می آیند انسان برایشان ارزشی ندارد.»

وی در توضیح چرایی طرح ایده گفتگوی تمدنها از سوی ایران، گفت:«ایران به عنوان کانون و نماینده فرهنگ و تمدنی دیرپا در دنیا شناخته می شود،ایرانی که بیش از 150سال در مسیر استقرار مردم سالاری توام با اخلاق و دین حرکت می کنند و این امر؛مساله مهم و راهی است که امام(ره) معرفی کرد و مردم ما نیز آزادی،توسعه و پیشرفتی که توام با معیارها و ارزشهای دینی که عمده آنها اخلاق  باشد را می خواستند. »

خاتمی از جمهوری اسلامی به عنوان حاصل ارجمند انقلاب اسلامی یاد کرد و گفت:«جمهوری اسلامی بدین معنا بود که می توان در کشور مردم سالاری، آزادی و پیشرفت در عین حال معنویت و اخلاق نیز داشت.»

رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه ««متاسفانه در جامعه شاهد نوعی بداخلاقی هستیم»، اظهار داشت:«بدتر از این بداخلاقی ها این است که گاهی بداخلاقی  مانند توهین،تخریب، حذف و سرکوب، دروغ پردازی ها و احیانا رفتارهای  ضد اخلاقی  ارزش به حساب آید.»

سید محمد خاتمی همچنین تصرح کرد:«متاسفانه امروز در کشور برای بسیاری از کسانیکه در جبهه و انقلاب بودند امنیت روانی نیست که خود را عرضه کنند و در معرض این هستند که حتی صلاحیتشان به عنوان کسانیکه اسلام را قبول ندارند رد شود که این امر هم خلاف آزادی و هم خلاف معیارهای اخلاقی است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان، افزود:«اگر معتقدیم اصولگراییم؛آیا کدام اصل بالاتر از اینکه از جمهوری اسلامی دفاع کنیم وجود دارد؟ برای همین دفاع از جمهوری اسلامی و لوازم آن اصل مهمی است.معتقدیم با موقعیت ممتازی که جمهوری اسلامی و ایران در منطقه دارد ما یک قدرت در جهانیم و این قدرت رشید درگذشته ما وشایستگی که ملت دارد و باید از آن برای رفع تهدیدها و دفع مشکلاتی که از این ناحیه برای ما پیش می آید استفاده کنیم وهمه اینها تدبیر می خواهد.»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها، یادآور شد:«با یک کلام بی جا ممکن است هزینه های خیلی زیادی برای مملکت ایجاد شود و برعکس با یک کلام سنجیده می توان از اصول،معیارها و منافع مملکت دفاع و در عین حال تهدیدها را کم کرد.»

خاتمی، از سرمایه گذاری در داخل و حضور در بازار های جهانی،رونق و نشاط اقتصادی در مملکت،استفاده از نفت در مسیر زیرساختهای کشور برای داشتن یک اقتصاد پویا  و ثروتمند شدن کشور نام برد و گفت:«همزمان با طی این مراحل می توانیم با اداره مملکت با مالیات وبسط تامین اجتماعی در جامعه به عنوان بهترین راه عدالت بر اقتدار مملکت بیفزاییم.»

خاتمی با تاکید بر اینکه «همه ما نسبت به کشور مسئولیم»، اظهار داشت:«مسئولان فعلی حسن نیت دارند ولی حسن نیت تنها کافی نیست بلکه حسن نیتی با تدبیر،برنامه ریزی درست،مصرف نکردن ارزشها و شعارها است،کارساز خواهد بود.»

رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«متاسفانه این روزها رزشها خیلی ارزان و آسان مصرف می شودو کسانی برای اینکه خود را توجیه کنند اینگونه القا می کنند که فقط آنها در مسیر ارزشها گام بر می دارند.»

وی ادامه داد:«آرمانهای انقلاب، عدالت و منافع ملت برای ما ارزش است و شعاری کردن جامعه و به نتیجه نرسیدن سبب دلزدگی جامعه خواهد شد و این دفاع از ارزشها نیست.»

خاتمی «ارزش را تلاش برای پیشرفت کشور، حاکم شدن عدالت، حرمت گذاشتن به اهل علم و دانشمندان و احساس امنیت کردن آنها عنوان کرد.»

رئیس جمهور سابق کشورمان با یادآوری جایگاه مهم ایران و هزینه های فراوانی که برای انقلاب پرداخته شده است، اظهار داشت:« همه باید دلمان برای کشور بسوزد؛راه هم راه روشنی است، آیا در این چند سال به سوی اهداف چشم انداز حرکت کره ایم؟»

وی تصریح کرد:«معتقدم در این چند سال کشور دو موقعیت ممتاز، یکی درآمد سرسام آور نفت و دیگری ابلاغ سیاستهای اصل 44 را داشته است که خیلی می توانست جهش ایجاد کند و اگر با این امکانات با تدبیر کار می شد زمان 20 ساله هدف چشم انداز را حداکثر در10 سال طی می کردیم ؛ولی امروز باید تلاش کنیم تا کشور را به 4 سال گذشته برگردانیم و دوباره راه را از اول طی کنیم.»

سید محمد خاتمی ادامه داد:«همه باید بکوشند تا مملکت در مسیری راه برود که در نهایت کار هم ثروت کشور؛هم آزادی و استقلال کشور و حرمت بین المللی در آن تامین شود و هم اصول و ارزشهای انقلاب از جمله اخلاقی شدن جامعه تحقق یابد وبه جای تکیه های افراطی بر روی ظواهر و احیانا خرافات به واقعیت های دینی در جامعه رواج یابد.»

رئیس جمهور سابق کشورمان سپس به انتخابات پیش روی ریاست جمهوری اشاره کرد و گفت:«انتخابات آینده بزنگاه مهمی است، اولا کسانیکه می آیند باید با برنامه روشن با لحاظ کردن سند چشم انداز و قانون اساسی بیایند و نه اینکه توقعات بی‌جا برای مردم ایجاد کنند که یک شبه می‌توان تمام مشکلات فعلی را حل کرد؛در عین حال باید روی آزادی مردم،دفاع از حقوق ملت و آزاد بودن نقد در جامعه تاکید کرد.»

وی ادامه داد:«دیگر اینکه تضمین داده شود انتخابات آزاد است و زمینه‌ای فراهم شود که مردم با تنوعی که دارند بتوانند گزینه های مطلوب را داشته باشند.»

خاتمی تاکید کرد:«حضور باشکوه مردم در انتخابات بسیار مهم است؛درست است مردم با مشکلات زیادی روبرو هستند ولی نباید مایوس شوند؛بلکه باز هم می توان درکشوررونق ایجاد کرد و در همه زمینه‌ها امیدوار بود پس مردم بدانند رایشان اثرگذار است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان، تصریح کرد:«در صورت حضور انبوه مردم در پای صندوق های رای است که بعضی موانع و مشکلات که در غیبت مردم کار ساز است و در حضور آنها کارساز نیست از بین خواهد رفت.»

سید محمد خاتمی خاطر نشان کرد:«امیدوارم انتخابات خوبی برگزار شود و نتیجه کار طوری باشد که ما شاهد روندی باشیم که کشور و ملت در مسیر پیشرفت و سربلند ی و اسقرار همه جانبه جمهوری اسلامی در ایران حرکت کنند.»

گفتنی است در ابتدای این دیدار، رئیس بنیاد باران با اشاره به ذکر خاطراتی از سوی حاضران در خصوص اولین سفرهای استانی او، گفت:« بنده نیز یاد و خاطره آن روزها و نیز سفری که در اوایل سال 76 به زنجان کردم و محبت و بزرگی که مردم زنجان به من داشتند را هیچگاه فراموش نخواهم کرد.»

سید محمدخاتمی ادامه داد:«لازم می دانم از انسان بزرگی که در آن روزها با ما بود و مظهر صفا،علم و تقوا و تواضع، یعنی حضرت آیت الله موسوی زنجانی که نماینده معنوی مردم رشید،با فرهنگ،با استعداد و با تواضع  و مقاوم زنجان بود یادی بکنم که این روزها جایش خالیست؛از خداوند می خواهم بر درجاتش بیفزاید.»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها، همچنین از پروفسور ثبوتی به عنوان یکی از افتخارات عرصه علم و فرهنگ ایران نام برد که دلبستگی اش به سرزمین خود سبب شد مرکز افتخار مهم علمی-پژوهشی اش را در زنجان دائر کند.

عکس:اصغر خاکساری


Link      Comments () Date: یکشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٧

استقبال از شجاعت و دور کردن چاپلوسان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

امام خمینی از شجاعت در برابر ظلم تقدیر میکرد و از چاپلوسی و تملق اطرافیان پرهیز میکرد. به این ترتیب شجاعت تصمیم گیری و عبور از مسیرهای نرفته و روحیه خود باوری را تقویت میکرد و از طرفی اجازه نمیداد مدیحه سرایان به ایشان نزدیک شوند و حتی اگر در میان جمع نیز کسی مدیحه سرایی میکرد همانجا برخورد میکرد تا درسی باشد برای دیگران.
اگر نگاهی به افراد منتخب امام در زمینه های مختلف نگاه کنیم می بینیم که وجه مشترک آنها همین شجاعت و استقلال رای آنهاست.


Link      Comments () Date: جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧

خوش جنسی و بد جنسی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

در روابط انسانی
بعضی خوش جنس
بعضی بد جنس
خوانده میشوند
انسانها همه خوش جنس اند
گاهی به دست خود
جنس خود را
خراب میکنیم
ولی در اکثر موارد
اندکی تغییر ذائقه میدهیم
و دیگر را بد جنس میخوانیم


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢٥ دی ۱۳۸٧

ارزشی ها و غیر ارزشی ها by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

سخن نیز نوعی عمل است
گاهی دروغ نمیگوییم
گاهی شرمنده میشویم از دروغهایی که میگوییم
گاهی شرمنده نیستیم
گاهی شرمنده نیستیم و اصرار داریم
تفاوت ارزشی ها و غیر ارزشی ها
از رعایت ارزشها روشن میشود
ارزشهای انسانی و دینی و ملی


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٧

اجرای هر کار خوب نیز نسبت میخواهد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

گاهی به فکرمان میرسد که مثلا یک کار مناسب انجام دهیم. مثلا جلوی خرید کالاهای اسرائیل در کشورهای مسلمان را بگیریم. اگر رئیس کل کشورهای اسلامی هستیم، کار پسندیده ای است. اگر رئیس یک کشور اسلامی هستیم، سعی میکنیم در کشور خودمان اجرا شود و درکشورهای دیگر ترویج شود. در هر سطحی هستیم و با نسبتی که داریم در همان قلمرو تلاش میکنیم. حتی اگر یک خریدار هستیم، میتوانیم نخریم. این حداقل نسبت را داریم.
آتش زدن و تخریب و ورود غیر مجاز، تخلف از قوانین جاری کشور است. در زمینه های مختلف باید به نسبت خودمان با موضوع توجه کنیم.
فریاد زدن از ظلمی که میکشیم، نسبت مظلوم است
فریاد زدن برای حمایت از مظلوم، وظیفه و نسبت انسانی ماست


Link      Comments () Date: شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧

صبر ناممکن by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

صبر چگونه ممکن است
جایی که جز خویش را نمی بینیم
و جز خویش را نمیخواهیم


Link      Comments () Date: پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧

احترام از وبلاگ محمد رضا شمشیرگر by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک مطلب از وبلاگستان:


احترام به معنای احساس ارزش و اعتبار برای کسی است، و خود فرد آن را به دست می آورد.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید

در تعریف دیگری گفته شده : احترام چیزی است که همه آن را می خواهند اما معدودی به دست می آورند ... چرا که احترام اکتسابی است و آن را به کسی نمی دهند !

اما تا چه حد به خود احترام می گذاریم ؟ تا چه حد به دیگران احترام می گذاریم ؟ اصلا چقدر احترام برای ما مهم است ؟

شاید احترام به خود را بتوان اینگونه تعریف کرد : احترام به خود از قدرتمان ناشی می شود نه از ضعفمان ... و در بسیاری موارد به مسائل اخلاقی باز می گردد. مثلا افرادی که احترامی برای خود قائلند، هر گاه وعده ای می دهند به سبب حفظ این شخصیت و احترام سعی می کنند بدان پایبند باشند ... و نقطه مقابل ؟ افرادی که وعده ای می دهند و سخنی می گویند اما برایشان تحقق آن اهمیتی ندارد ! این افراد در واقع احترامی برای شخصیت خود قائل نیستند.

احترام به دیگران گاهی از روی اعتقاد و شناخت ما ناشی می شود. مانند احترامی که برای دوستان و نزیدکان خود قائلیم ... حتی ممکن است کسی را می شناسیم و بر اساس این شناخت و آگاهی به او احترام می گذاریم، حتی اگر او ما را نشناسد.

گاهی احترام به دیگران از روی ادب است. در واقع ما همواره سعی می کنیم با عموم افرادی که نمی شناسیم به صورت پیش فرض رفتار محترمانه ای داشته باشیم (این مساله به همان احترام به شخصیت خود باز می گردد)

نوع سوم احترام به دیگران، احترام به مخالفان و دشمنان است، که به نسبت سخت تر به نظر می رسد ! تا چه حد می توانیم با کسانی که روزی با ما دشمنی کرده اند، یا عقاید آن ها مخالف عقاید ماست با احترام برخورد کنیم ؟

احترام به پدر و مادر نیز در طبقه بندی ها جایگاهی جداگانه دارد. صرف نظر از اینکه افراد پیرو چه دین و آئینی می باشند، احترام به پدر و مادر همواره در فرهنگ های مختلف جز اصول بنیادی بوده است (و در فرهنگ اسلام ارزش بیشتری دارد).

نوع دیگر احترام، احترام به جامعه است. در بسیاری موارد، فرد خاصی طرف حساب ما نیست، اما رفتار ما می تواند به گونه ای باشد که حاکی از احترام یا بی احترامی ما نسبت به جامعه تلقی شود. مانند احترام به عرف ها و هنجارهایی که از نظر عموم مردم جامعه مورد پذیرش قرار گرفته اند اما از نظر ما ممکن است مردود به حساب آیند، اما باز احترام به جامعه سبب می شود تا ما نیز با آن مسائل برخورد مناسبی داشته باشیم، نه برخوردی از روی عقیده شخصی. در واقع در این مورد می توان گفت احترام به جامعه همان رعایت حال دیگران در موارد و مواقع مختلف است.

درباره احترام، بزرگان بسیاری سخن گفته اند که به ذکر چند مورد از آن ها اکتفا می کنم :

آدام اسمیت : هر قدر به دیگران احترام بگذاری، برای خودت احترام خریده ای.
ماری کوری :
احترام، بزرگی و کوچکی، فقر و ثروت، زشتی و زیبایی نمی‌شناسد.
آندره موروآ: احترام را باید در خانه آموخت. در مدرسه تمرین کرد و در جامعه کامل نمود.
توماس جفرسون: احترام به پدر و مادر در رأس همه احترامات قرار دارد

و در پایان، احترام واقعی را باید از پیامبر (ص) آموخت که حتی به کودکان خردسال نیز سلام می کرد.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٧

سید محمد خاتمی از حذف اخلاق از عرصه روابط بین الملل میگوید by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک خبر:

سید محمد خاتمی:

سکوت مجامع جهانی در مقابل جنایت بزرگ صهیونیست ها، نشانه حذف اخلاق از عرصه روابط بین المللی است

Link      Comments () Date: دوشنبه ٩ دی ۱۳۸٧

اهمیت دین و اخلاق و عقل در ذهن و دل ایرانیان by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

ایرانیان از گذشته های دور به چند ویژگی شناخته شده اند:
به دین و مذهب تعلق خاطر داشته اند
به اخلاق و رفتار نیکو دلبسته بوده اند
به کشورداری و استفاده از عقلانیت در حکومت و تدبیر شهره بوده اند
به امید آنکه از این حوزه های ارزشمند و متعالی دور نشویم.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۸٧

بازار خرید و فروش اختراع از شعبه های تظاهر و نفاق by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

بازارهای جدیدی در جامعه ی پر التهاب ما ایجاد میشوند که عمری کوتاه تا زمان تثبیت شرایط جامعه خواهند داشت. یکی از این بازارها، بازار خرید و فروش اختراع است.
آگهی میدهند که اگر میخواهید اختراعی به نام شما ثبت شود در خدمتیم. اختراع به صورت مشترک با مخترع اصلی و یا مستقل و با حق انتخاب در زمینه مربوطه.
بازار تظاهر همچنان داغ است ... چرا که خریداران ظاهر و ریاکاران بسیارند.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۸٧

عاقبت خرمگس by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

پرشین بلاگ persianblog  خرمگس مگس سیمرغ مهدی بوترابی mehdi boutorabi جبهه دفاع مقدس نوجوانان عکس

هر موجودی در این جهان به کاری می‌ آید یا لااقل در دوره ای می آمده است که گاهی میدانیم و گاهی نمیدانیم و به تدریج با پیشرفت علم خواهیم دانست. مگس نیز از این قاعده خارج نیست و اطلاعات زیادی در باره آن نداریم.
در فرهنگ عمومی و به دلیل گرایش و نزدیکی مگس به محیط های آلوده، مگس حیوانی منفور است. در ادبیات فارسی نیز مگس صفتی را مذموم میشمرند چرا که به نقش آزار دهنده و تمرکز بر ضعفها (ی واقعی و غیرواقعی)  اشاره دارد.
در جای دیگر میخوانیم:
ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود می بری و زحمت ما میداری

در بعضی کشورهای جنوب شرق آسیا از مگس های پرورشی بعنوان معدن پروتئین استفاده میکنند و به اصطلاح خوراکی شده اند.نیشخند

عاقبت مگس و خرمگس بودن در زندگی چیست؟


Link      Comments () Date: شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧

ملازمت ارزش ها با یکدیگر و بی ارزشی ها با یکدیگر by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

ارزش های مثبت و منفی که دومی را معمولا به بی ارزشی و غیر ارزشی تعبیر میکنند، در حیطه ی خویش، مسری هستند. یعنی قدرت تسری دارند. کسی که در مسیر بخشی از ارزشها قدم بگذارد، جذب ارزش های هم جنس آن می شود. به همین دلیل است معمولا فقدان عقل و ادب ملازمت دارند.


Link      Comments () Date: شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧

عدالت و ایثار by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

از خود گذشتن و عدالت شاید در موارد نادری در برابر هم باشند، ولی معمولا فضائلی  مکمل یکدیگرند.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٧

سخن دروغ و عمل بر اساس آن by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

دروغ میگویند
و دروغها را مبنای عمل میگذارند
ظلم چنین است
خداوند آخر و عاقبت همه ی ما را ختم به خیر گرداند
آمین


Link      Comments () Date: دوشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٧

عقل بهتر است یا علم ؟ by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

بین شعور و علم تفاوت وجود دارد
اینکه تصور میکنیم افراد با سواد و با دانش،
الزاما شعور و عقل و اخلاق و سلامت شخصیت دارند،
خطاست.
در بعضی جوامع از هم گسیخته و در دوران گذار، میان دانش و عقل رابطه معکوس هم برقرار میشود ولی در جوامع سالم میان این دو تقارن و تطابق برقرار است.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٧ آبان ۱۳۸٧

باید های سخت by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

معمولا با هست ها چندان مشکلی نداریم
حتی وجود خدای ندیده را به راحتی می پذیریم
ولی وقتی پا به عرصه باید ها و رفتار ها میگذاریم
لنگ می زنیم


Link      Comments () Date: جمعه ۱٢ مهر ۱۳۸٧

خودسازی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

مهدی بوترابی اکرنه خودسازی mehdi boutorabi پرشین بلاگ persianblog

خودسازی به معنای بالا بردن توانایی های علمی و عملی و عاطفی نیازی جدی برای همگان است. انسان به دلیل حق انتخاب و اختیاری که دارد، بیشترین خدمت را به خودش میتواند انجام دهند. با بهره گرفتن از فرصتها برای انسان بودن و انسان شدن.
اینکه بر اساس کدام نقشه و طرح خودسازی میکنیم اهمیت زیادی دارد.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ٢ مهر ۱۳۸٧

بخشش و پوزش و سیلی و راه حل مشکلات کشور by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

بخشش از بزرگتر است. در ماه مبارک این بخشش بیش از پیش وعده داده شده است. از سوی بزرگترین به بزرگترین بخشش های ممکن وعده داده شده ایم. وعده ای که تخلف نمیکند.

====================

ما انسانها  در زندگی بارها در موقعیت بخشیدن قرار میگیریم و بارها نیاز به بخشیده شدن داریم.

==========

افزایش تعداد سیلی خورده ها دلیل بر استحکام و قدرت و برتری و تسلط نیست. نشان اعتراض است. اعتراض های مبتنی بر منافع فردی به جای خود قابل بررسی هستند و جلب رضایت افراد سخت نیست. ولی حساب اعتراضات گروهی و جماعات کاملا جداست و اگر این آسیب به گروههای صنفی و قومی و اجتماعی کشیده شد  دلیل بر وجود مشکل بزرگ و نیاز به چاره است.
بی تدبیری های گذشته مشکلاتی می آفریند که تدبیری عظیم می طلبد.
معلمان / کارگران / دانشجویان و اساتید / کارکنان / زنان و کودکان / روحانیت / ایثارگران / اقشار آسیب پذیر و مستضعفان / قومیتها / اقلیتها /  احزاب و گروههای سیاسی / نظامیان / سرمایه گذاران و کارآفرینان / بخش خصوصی / ایرانیان خارج از کشور / ... سرمایه ها و منابع اصلی قدرت و حرکت کشور هستند. آنها را باید فهمید و پذیرفت.
 عذرخواهی از معدودی سیلی خورده، یک چیز است و طلب پوزش از انبوه سیلی خورده ها چیز دیگر. با این اخلاقی که در بین ما رواج دارد، پوزش خواهی و پوزش پذیری نیز کمیاب است.

=====================

دولت مردم سالار و اصلاح طلب، قدرت تبیین و حفظ منافع ملی و مدیریت عقلایی منابع کشور و انرژی های سرگردان جامعه را دارد.
حل مشکلات کشور در گرو تغییر سیاستهای اصولگرایی به سیاستهای اصلاح طلبانه در تمامی سطوح از خرد تا کلان است.
راه حل مشکلات کشور، بازگشت به اصلاحات است:
در نگاه. در سیاست گذاری. در مدیریت. در اجرا. در زندگی

خداحافظی با اصولگرایان حق مسلم ماست


Link      Comments () Date: شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٧

زنده باد زاباپاتا by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

مارلون براندو هنرپیشه ی توانای سینما در فیلم زاپاتا دیالوگی جالب و تاریخی دارد. جایی که بعنوان کشاورزی مغرور و معترض در برابر فرمانروا قرار میگیرد و از فرمانروا مطالبه ی حق میکند. عکس العمل فرمانروا مانند دیگر جباران جالب است و از زاپاتا نام او را می پرسد و او  آرام و بی دغدغه جواب میدهد:
زاپاتا، امیلیانو زاپاتا
فرمانروا نیز با خشم دور اسم او را روی کاغذ خط میکشد.
مدتی بعد که زاپاتا فرمانروایی مغرور میشود، در برابر کشاورزان معترض با حالت عصبی همان رفتار فرمانروا را تکرار میکند و دور نام معترض را خط میکشد.
اولی حماسه بود و هست و دومی بازی دردناک روزگار و نشانه افول.
  تکبر در برابر متکبران و تواضع در برابر مردم توامان، اخلاقی ستوده است.

مهدی بوترابی اکرنه Viva Zapata  mehdi boutorabi پرشین بلاگ persianblog


Link      Comments () Date: جمعه ٢٩ شهریور ۱۳۸٧

جنایت و مکافات از جبران خلیل جبران by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

جبران جلیل جبرانی در قامت داستان پیامبری چنین حکایت میکرد:

جنایت و مکافات:

آنگاه یکی از قاضیان شهر برخاست و گفت از جنایت و مکافات سخن بگوی.
پیامبر گفت:
هنگامی که روح شما
حیران و سرگشته بر پشت باد سیر میکند،
هنگامیکه در صحرای عالم
تنها و بی حفاظ مانده اید،
بر دیگران و در نهایت بر خود
جور و ستم روا می دارید.
و بر این خطا که از شما در وجود آمده است
باید بر دروازه ی قصر آن قدوس حلقه ای بکوبید
و دمی چند در انتظار بایستید
بی آنکه به شما اعتنایی شود.

گوهر الهی ذات شما
اقیانوس بی انتهاست
که پیوسته پاک است
و هیچگاه آلوده نمیشود.
و مانند هوای اثیر
تنها دارندگان بال را رفعت می بخشد.
گوهر الهی ذات شما همچنین مانند خورشید است
که راههای تاریک خانه ی موشان و حفره ی ماران و موران را نمی جوید،
اما این گوهر الهی
تنها بخش وجود شما نیست
هنوز بخش بزرگی از شما در همان مقام بشری است،
و بخشی دیگر هنوز حتی به مقام بشری نرسیده است.
بلکه چون کوتاه قد ناموزونی است
که خواب آلود در مه و غبار
راه می رود و در سودای بیداری خویش است.
اما اکنون از آن بشر که در شماست سخن می گویم.
اوست که با جرم و جزا آشناست
آن گوهر الهی و آن کوتوله ی ناموزون را از این معانی خبری نیست.

اغلب شنیده ام از کسی سخن میگویید که خطایی مرتکب میشود
چنانکه گویی او از شما نیست
و با شما پیوندی ندارد،
بلکه او را بیگانه ای می بینید که سر زده وارد دنیای شما شده است.
اما من با شما میگویم
چنانکه انسانهای مقدس و راست کردار نمیتوانند به ورای آن قله ی رفیع که در همه شماست پرواز کنند،
همچنین شریران و ضعیفان نیز نمیتوانند به مرتبه ای نازلتر از نازلترین نقطه ای که در همه ی شما هست فرو افتند.

و چنانکه یک برگ درخت نمیتواند بدون آگاهی خاموش همه ی درخت زرد شود،
یک خطاکار نیز نمیتواند بدون خواست پنهانی همه ی شما مرتکب خطایی گردد.
شما همه چون قابله ای با هم به سوی گوهر الهی ذات خویش در سفرید.
راه شمایید و راهرو شمایید.
و هنگامی که یکی از شما فرو می افتد،
او قربانی آن کس میشود که پشت سر اوست
و هشداری است که به او از وجود سنگهای لغزنده میدهد.
او همچنین قربانی آن کس میشود که
پیش از او با گامهای چابک استوار راه سپرده اما،
آن سنگ لغزنده را از جای بدر نبرده است.

و نیز این لطیفه را باید دریافت،
هرچند ممکن است بر دل شما سنگین آید،
که قربانی جنایت به کلی در آن جنایت که بر وی رفته است بی گناه نیست.
و آن کس که مالش را برده اند خود یز در این واقعه از ملامت بر کنار نیست.
و آن انسان پاک و پرهیزگار نیز از فعل آن خطاپیشه برائت ندارد.
و آن کس که دستش پاک و سفید است باز از آلودگی مجرمان پاک نیست.

آری، چه بسیار که ضارب قربان مضروب خویش است.
و چه بسیار که محکوم بحقیقت بار آن بی گناه برائت یافته را بر دوش گرفته است.
نیک و بد و عادل و ظالم را چگونه میتوان از هم جدا کرد،
آنها در کنار هم در برابر آفتاب ایستاده اند،
همچون دو رشته نخ سیاه و سفید که در هم بافته شده است.
و هنگامی که نخ سیاه پاره میشود، بافنده تمام پارچه را مینگرد و دستگاه پارچه بافی را نیز معاینه میکند.

اگر کسی از شما زنی را که به شوهر خیانت کرده است به نزد قاضی آورد،
از او بخواهید که قلب شوهر آن زن را نیز در ترازو نهد و ابعاد روحش را با دقت اندازه گیری کند.
و آن کس که ستمکاری را تازیانه میزند، باید که ژرفای روح ستمدیده را نیز بکاود.
و اگر کسی از شما به نام راستی و عدالت تبری بر گردن درخت شریر مینهد، باید در ریشه های آن درخت نیک نظر کند،
و او بیگمان خواهد دید که
ریشه های درختان نیک و بد،
و اشجار پربار و بی ثمر،
همه در قلب زمین بهم بافته شده اند.
و شما ای قاضیانی که به اجرای عدالت می اندیشید،
حکم شما چیست برای آن کس که در عالم جسم صدیق و درستکار است اما روح او در سودای دزدی و غارت بسر می برد؟
شما چه غرامتی بر دوش آن کس می نهید که در عالم جسم کسی را می کشد اما روح او را پیش از آن کشته اند؟

و چگونه محکوم میکنید آن کس را که در عمل فریبکار و ظالم است اما از ستم روزگار روحش فرسوده و از غم آکنده است.
و چگونه مجازات میکنید آن کس را که پشیمانیش از زشتی اعمالش بیشتر است؟
آیا پشیمانی خود اجرای عدالت به وسیله ی همان قانون نیست که شما کمر به خدمت آن بسته اید؟
با این همه شما نه میتوانید بار پشیمانی را بر دوش بیگناه نهید و نه میتوانید آن را از دوش گناهکار برگیرید.
بلکه پشیمانی خود شبانگاه، بی فرمان و بی خبر، در میزند و آدمیان را بیدار میکند تا در خود ژرف بنگرند اما شما که معنی عدالت را درک میکنید، چگونه میتوانید حکمی برانید پیش از آنکه در روشنایی کامل به همه ی اعمال فرد بنگرید؟
تنها در این هنگام است که در می یابید آنکه ایستاده و آنکه فرو افتاده یک نفر است که در تاریک روشن میان شب ظلمانی آن نفس بهیمی و روز روشن آن نفس قدسی الهی راه میرود،
و در می یابد که مرتفع ترین سنگ مناره ی معبد بلندتر از پایین ترین سنگ زیربنا آن نیست.

57 تا 60 / پیامبر


Link      Comments () Date: پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٧

قد بلند و چاق by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

میگویند: قد بلندها شادترند. چاق ها شادترند.
نتیجه:‌ مثبت در مثبت = مثبت ترنیشخند


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٧

ضد نویسی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

ضد نویسی در وبلاگستان، اشکال مختلفی دارد. از انتقاد ساده شروع میشود تا فحاشی و بی حرمتی. ولی این نیز بخشی از روند بلوغ وبلاگستان است.  ضدنویسی معمولا به نوعی نمایانگر بیماری یا انعکاس ناخودآگاه رفتاری است. از نظر فردی و جمعی قابل قبول نیست ولی واقعیت دارد و راه حل کاهش آن٬ تحمل آن است. باید تحمل مان را بالاتر بریم.


Link      Comments () Date: چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٧

ده نکته طلایی برای ارتباط با دیگران by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

لینک از مرجع اصلی:

هموطن سلام :
1.اسامی را از یاد نبرید.نام افراد برای آنها خیلی مهم است.فراموش کردن اسم.
آنها باعث می شود فکر کنند برایتان ارزشی ندارند و علاقه ای به آنها ندارید.
2.آرام باشید و اجازه بدهید دیگران در کنار شما احساس آرامش و راحتی کنند.سعی کنید جوی ایجاد نکنید که دوروبر شما بودن را مشکل کند. هیچ کس دوست ندارد با کسی که ناراحت و معذب است ارتباط داشته باشد.
3.سعی کنید خونسرد باشید. اجازه ندهید چیزهای کوچک و ناچیز شما را آزار دهند.
4.خودخواه نباشید و هرگز وانمود نکنید که همه چیز را می دانید.تلاش کنید تا از اطرافیانتان چیزهایی یاد بگیرید و برای عقاید دیگران ارزش قایل شوید.
5.سعی کنید فردی جالب و جذاب باشید،دیگران را تحت تاثیر قرار دهید و محرک آنها باشید و از خود فردی بسازید که دیگران دوست دارند دوروبر او باشند.
6.خشن یا خشک نباشید .یاد بگیرید چگونه مهربان،خیر خواه و مؤدب باشید.
7.صلح جو و صلح طلب باشید.غم واندوه را ازبین ببرید.از صمیم قلب سعی کنید،هر گونه سوء تفاهمی را برطرف کنید.
8.از اشتباهات دیگران بگذرید و سعی کنید دیگران را دوست داشته باشید و آن قدر تمرین کنید تا به صورت عادی و طبیعی درآید.
9.به دیگران کمک کنید پیشرفت کنند.تشویق و حمایتشان کنید.به آنها تبریک بگویید و بگذارید بدانند چرا از آنها تقدیر می کنید.
10.نیروی معنوی را در خود گسترش دهید،تا به دیگران هم نیروی مثبت منتقل کنید سعی کنید با هر کس که روبرو می شوید این نیروی مثبت را با او شریک شوید.


Link      Comments () Date: یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٧

انسان خوب ... کار بد by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

اینکه احساس کنیم انسان بدی هستیم واقعا وحشتناک است و بدتر از آن آنکه بعضی تلاش میکنند شما چنین احساسی کنید.
در واقع انسان ها همه خوب هستند. خوب زاده میشوند و خوب زندگی میکنند. گاهی کارهای بد میکنند و از آن پشیمان میشوند. 
افعال هستند که حسن و قبح دارند. البته در موارد اندکی عمل بد انسان همه ی وجودش را فرا میگیرد و به نوعی انسان خود همان عمل قبیج و فعل بد میشود.

==============

گاهی به رفتار بعضی ها نگاه میکنم و نتیجه میگیرم که آنها عمل جراحی بر قلب و خارج کردن قلب و نصب قلب مصنوعی را برای همه بیماران و حتی افراد سالم تجویز میکنند.
نتیجه میگیرم که میخواهند به یک نوزاد یا نوجوان همان را بیاموزند که به یک جوان می آموزانند. تنها زبان نیست که تغییر میکند. آنچه باید بود نیز تغییر میکند.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٧

ببخش by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

هر آنچه هست
از خزانه ی اوست
روزی نبود
و روزی نخواهد بود
پس تا در اختیار توست
ببخش
حتی بخشش نیز چنین است


Link      Comments () Date: شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٧

کتمان سخت by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

عشق و نفرت را کتمان کردن برای زن سخت تر است یا مرد؟ برای پیر یا جوان؟


Link      Comments () Date: شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٧

فریب by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

گاهی کسانی را می بینیم که در جایگاه خودشان نیستند. ماست فروش خوبی اند ولی نمایندگی فروش یخچال گرفته اند. از اخلاق حرفه ای میگویند ولی به اعتبار شهرت ورزشی و مطبوعاتی و هنری و سیاسی و فرهنگی و ... مطاع دیگری را عرضه میکنند.  پس از تسلط بر روح و اندیشه و دل مخاطب، هر آنچه هست و نیست میخواهند و بهای آن را نیز ار محل همان مطاع خریداری شده می پردازند.
مانند کسانی که کارخانه ای را میخرند و با فروش بخشی از تجهیزات یا زمین آن بهای معامله را می پردازند.


Link      Comments () Date: یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٧

نکته by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

زاهد عیبجو از تعلقاتی گذشته ولی نه از خود. به همین دلیل به دیگران به دیده ی تحقیر می نگرد و چون کسی است که به سویی می نگرد و آب دریا به نهر می ریزد و از ریختن نهر به دریا و عظمت دریا غافل است.


Link      Comments () Date: سه‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٧

انانیت by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

نقل به مضمون از سخنرانی امام:

مومنین با هم جنگ ندارند. اگر جنگ باشد مومن نیستند. مساله انانیت است. گرفتاری بشر از انانیت است. از خودخواهی است. یک چیز را دو نفر میخواهند و جمع بین آن دو ممکن نیست. همه انبیا آمده اند برای اینکه انسان را از انانیت به الهیت بکشانند.
بهشت را از میان بردارید ببینید چند نفر عبادت میکنند. علی می ماند و حوض .


Link      Comments () Date: دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٧

محرک by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

بعضی ها از ترس از دست دادن و رنج
بعضی ها از طمع بدست آوردن و حسادت
بعضی ها از محبت و علاقه
حرکت میکنند
معمولا انگیزه ها و محرکها صرفا یکی از اینها نیست
تلفیقی است



Link      Comments () Date: جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۸٥

اخلاق در زندگی اجتماعی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

 آیا در قرن بیست و یکم و دوران سیطره کمیت ها  میتوان اخلاق را در زندگی اجتماعی به کار بست؟
مشکل فقط به قرن ما مربوط نیست. هر نوع زندگی اجتماعی به نوعی نیازمندی انسان به قواعد و قوانین اجتماعی را ایجاب میکند و تنظیم روابط فرد با فرد و فرد با جامعه دشوارتر میشود.

بخشیدن غذای خود به دیگران اخلاقی و ممدوح است؟ چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام؟ این ضرب المثل در مقابل الجار ثم الدار (اول همسایه بعد خانه و خودمون) قرار دارد. چه باید کرد؟
در قوانین اکثر کشورها و حتی شرایع دینی دفاع از خود اگر به مرگ مهاجم منجر شود بعنوان قتل نفس مجازات ندارد. در حالیکه در حوزه اخلاق کشته شدن بهتر از کشتن است.
تلاش برای زندگی اخلاقی همواره موجب سختی نیست. گاهی بر عکس استفاده از اخلاق در فعالیتهای اجتماعی آسانترین راه موفقیت است. مباحثی از این نوع نیازمند تعیین و تکلیف نظری از سوی مهندسین اجتماعی است. شما مهندس اجتماعی خاصی سراغ دارید؟


Link      Comments () Date: جمعه ٢٠ آبان ۱۳۸٤

روح الله الموسوی الخمینی by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

اول یه کم از خودم دفاع کنم. کسانی که تاریخ میخوانند٬ کمتر اسیر تقدس گرایی از نوع قدیم و جدیدش میشن. خیلی تلاش میکنم از جاذبه های امام دور بمانم تا با تعلق کمتری در باره او صحبت کنم ولی واقعا سخته.

 امروز صحبت کردن از امام در جهان مجازی لطف خاص خودش رو داره. انگار از موضوعی ممنوعه صحبت میکنی. این خودش یه جاذبه است. نه ؟

----------------------

روح الله خمینی هر که بود و هر چه کرد از موثرترین انسانهای قرن گذشته جهان بود. او و یارانش که اکثرا شهید شدند برای ما کشوری با هزاران فرصت و امید و نومیدی باقی گذاشت و رفت. فیلم های دهه ۵۰ ایران رو ببینید. خیابانها. مردم. رفتارها. مد. همه چیز تغییر کرده. امروز ما متجدد شدیم. حتی در روستاها الگوها در حال تغییر است چه برسه به شهرها. مشکل شهرنشینی بی انضباط٬ گلوی جامعه رو میفشارد و بزرگترین درد جامعه که ناتوانی مدیریت کشور است منابع عظیم کشورمون رو به هدر میده. نه همشو و نه با روندی منفی. قبول دارم که اوضاع در حال بهتر شدن است ولی شتاب لازم رو نداره. چون هنوز راهبری استراتژیک کشور توسط نهادهای سیاسی / اقتصادی / اجتماعی مدنی انجام نمیشه. اگر همانگونه که روزی به دستور امام در کشور بسیج نظامی شکل گرفت تا دفاع از ملت بدست خود ملت انجام بشه و دولت نتونه مانع دفاع مردم ازخودشون باشه. اگه روزی امام از انشعاب در روحانیت به منظور تکثر استقبال کرد. اونهم امامی که شعارش ((همه با هم )) بود. اگر امام همیشه بر لزوم واگذاری اقتصاد و فرهنگ به ملت صحبت میکرد و بر اهمیت نقش انتخاب مردم در سیاست. اگر در دولت اصلاحات فرصتی برای تاسیس نهادهای  اجتماعی و اقتصادی مدنی  بوجود آمد و موسسات غیردولتی در عرصه فرهنگ و جامعه فعالیت گسترده ای رو شروع کردند.   اگر نهادهای اقتصادی چون انجمن ها و نظام های صنفی خلا هدایت اقتصادی را کم کم پر میکنند و اگر مردم ما آموخته اند که حق گرفتنی است نه دادنی: اکنون باید به فکر تقویت احزاب و گروههای سیاسی بود تا حلقه های میان حکومت و ملت در تمامی صحنه ها تکمیل شود. دخالت حلقه های نظامی / اقتصادی / فرهنگی / اجتماعی / سیاسی در یکدیگر تعادل جامعه رو بهم میزنه. فکر میکنم دهه آینده دوران تاسیس احزاب واقعی و تکمیل پروژه جامعه مردمسالار دینی است. ملت ما از هزاره های پیشین اخلاقی و متدین بوده اند و خواهند بود. روشنفکرانی که راه حل مشکلات کشور رو جستجو میکنند در احزاب سیاسی آینده نظراتشون رو مطرح خواهند کرد و خواهند فهمید که چه بخش از حرفهایشون درست و چه بخشی غلط است و مردم در انتخاب نهایی خودشون به کسانی رای میدهند و قدرت کشور را به کسانی میسپارند که به آنها بشود اعتماد کرد.

امام به مردم آموزاند که قدرت را شما واگذار میکنید و از زمانی که شما قدرت را شکل دادید مقدس است و تنها بدست شما باید تغییر کند و نه خواست فرد یا گروهی خاص. به همه گفت که نظامیان در سیاست دخالت نکنند. به علما هشدار داد که قدر ملت را بدانند. در سیاستی که عین دیانت است هر کس فقط یک رای دارد. یعنی حق ندارد رای دیگری را کنترل کند یا تغییر دهد. رای یک مرجع تقلید مسلمان با جوان ۱۶ ساله آشوری مساوی است. این حق حق انسانی است و مقدس است. 

---------------------------------

ملت ما  دو گام با امام رفت: انقلاب و جنگ. الحق رهبری شایسته بود و هم آمدنش با مردم بود و هم رفتنش و این بسیار کم اتفاق افتاده و می افتد. دو پروژه بعدی یعنی سازندگی و اصلاحات هنوز ادامه دارد و ادامه خواهد داشت. انتخاب رئیس جمهوری یعنی کسی که حق اجرای همه چیز از قانون اساسی گرفته تا قوانین دیگر رو داره. کسی که در نبود رهبر علاوه بر وظیفه خودش وظیفه رهبر را هم داره.  کسی را انتخاب کنیم که کشور را  به پیش ببرد. مستقل و آزاد. کسانی که تا فشنگ آخرشون رو در برابر اصلاحات شلیک کردند و بعد شعارهای اصلاحات رو مصادره میکنند افراد مطمئنی برای اعتماد نیستند. به کسانی اعتماد کنیم که اگر قدرت هم ندارند لااقل انصاف و عدالت دارند و خدا را شکر در بین کاندیداها چنین افرادی حتما پیدا میشوند.

اگر کاندیدایی هم نمیشناسیم لااقل با رای سفید دادن اعتراض کنیم که چرا کاندیدای ما در صحنه نیست. این صداها شنیده میشود و تا زمانی که صداها شنیده میشود باید گفت و گفت.

 کسی رو انتخاب کنید که بتونه به نقش گروهها و احزاب سیاسی احترام بزاره و خودش رو عقل کل ندونه. در این دوره به شخصیت بزرگ (بقول بعضی ها) نیازی نیست. به کسی نیاز است که اونقدر بزرگ باشه که بتونه بزرگتر بودن عقل جمعی رو قبول کنه.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٤

چند نکته by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi

* چرا حوادث سیاسی مهم هستند؟‌ چون تاثیر زیادی بر حیات اجتماعی ما دارند. اقتصاد و فرهنگ ما را تحت تاثیر قرار میدهند. نادیده گرفتن اتفاقات و دادن وکالت فکری به این و اون نه توصیه شده و نه فایده داره. تقلید در سیاست با اعتماد فرق داره. باید فکر کرد و فهمید و نتیجه گرفت و عمل کرد. اگر رای نمیدهیم بدانیم چرا. اگر رای میدهیم بدانیم چرا. انتخاب کاندیدای مناسب برای اینکه رئیس(در راس) جمهور(همه)‌ مردم(ملت) بشود کار مهمی است. اگر ما قبول نداشته باشیم که مهم است بهترین فرصت به کسانی است که که مهمترین اهدافشان را تحقق یافته ببینند.

* غم ناشی از دیدن این نامردمی ها قابل درک است. آدم حالش از این نوع درک از سیاست و بی اخلاقی بهم میخوره. گاهی این حس آدم را تا پای پذیرش بدترین نوع سیاست یعنی دیکتاتوری جلو می بره.
*  سیاست به معنای خاص آن نه با اخلاق نسبت مستقیم داره و نه با بی اخلاقی. بعضی از این آقایان نسبت با بی اخلاقی هم برقرار میکنند که شرم آور است.
 * در زندگی روزمره خودمون هم بی اخلاقی به کرات دیده میشود. بسیاری ازصفاتی که از حکومتگران نمی پسندیم در خود ما هست. این حکومتگران انسان هستند چون ما. فقط با قدرت که از ما گرفته اند مسئولیتی سنگین دارند که اگر انسانیت را فراموش کنند ....
* فعالیت سیاسی بدون تصاحب قدرت به منظور اعمال نظرات کمی عجیب خواهد بود. نه؟ چه اشکالی دارد که احزاب برای بدست آوردن قدرت با هم رقابت سالم کنند. رقابت ولو گاهی ناسالم بهتر از آنست که نارضایتی از رقابت ما را به ورطه تمکین به دیکتاتوری بکشاند. دیکتاتورها وقتی زاده میشوند که همزادشان پیشتر در قلب ملت متولد شده باشد.
* دستگاهی هم که الان غش را نشان میدهد و به اصطلاح نمک برای گندیدگی است شورای محترم نگهبان است.(البته برای کاندیداها و بعضی موارد دیگر).

* مشکل با دستگاه حل نمیشه. مشکل با دستگاه فکری و قدرت تشخیص و بصیرت انسان حل میشه. اگر جهان رو بتونیم درست ببینیم نصف مشکل حل شده. حرکت سالم هم بقیه قصه است و همه اینها به لطف حق میسر است. این نیز بگذرد.


Link      Comments () Date: یکشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٤

Recent Posts درخواست کمک پناهجویان خارجی یلدای بلند می رود علل افزایش تعداد وبلاگهای مسدود شده در پرشین بلاگ کل یوم عاشورا ... کل ارض کربلا تسلیت ایام : تاسوعا و عاشورای حسین بن علی علیه السلام پروفایل قبلی در پرشین بلاگ ماه محرم ماه غلبه خون و حقیقت بر شمشیر و زور شتاب عید سعید غدیر و ولایت حقیقت بر همگان مبارک باد همزبانی انسانی در جامعه مجازی
My Tags اندیشه (۱٢۳٥) انتخابات دهم (٧۸۱) خاتمی (٦٢٢) عکس (٥٥٩) کروبی (٥٥٥) وبلاگستان (٥٤۱) خبرستان (٤٥٠) سیاستمداران (٢٩٥) انتخابات دهم (٢٩۳) میرحسین موسوی (٢٧٩) احمدی نژاد و دولت نهم (٢۳٥) دلنوشته (٢٢٧) اسرائیل (۱۸٤) تقلب و تخریب و هتاکی (۱۸٢) روحانیت (۱٧٥) جهان (۱٦٩) نقد و بحث اندیشه (۱٥٩) تدبیر و بی تدبیری (۱٥٤) احمدی نژاد (۱٥٢) رسانه (۱٤٠) احمدی نژاد (۱۳٤) خاطره (۱٢٥) یادبود (۱٢٤) رهبری (۱۱٤) احزاب (۱۱٠) بازداشت و زندان (٩٦) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٩٤) اینترنت (٩۳) میرحسین موسوی (٩۱) ایران (۸٧) آمریکا (۸٦) نقد و بحث اندیشه (۸۳) دین (۸۱) صدا و سیما (٧٩) زنان (٧٧) دروغ و تکذیب و فریب (٧٧) تقلب و تخریب و هتاکی (٧٦) مردم سالاری (٧٥) احزاب و تشکل ها (٧٤) شورای نگهبان (٧٤) پیشنهاد (٧٢) احمدی نژاد و دولت نهم (٧٠) اندیشه و دلنوشته (٦٩) صدا و سیما (٦٧) فاوا (٦٥) امام خمینی (٦۳) اخلاق (٦۳) بی تدبیری (٦۱) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٦۱) خبرنگاران و رسانه ها (٦٠) وبلاگ چیست؟ (٥٧) جامعه مجازی (٥٤) نور (٥٤) حقوق بشر و قضاوت (٥٤) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٥٤) مردم سالاری (٥۱) تاریخ (٥٠) آزادی (٤٩) بازداشت و زندان (٤٩) شعر (٤۸) ظلم (٤٧) انسان و جامعه و هستی (٤٦) نظامیان و انتظامیان (٤٦) تدبیر و بی تدبیری (٤٥) انقلاب اسلامی (٤٥) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٤٤) روحانیت و مراجع تقلید (٤۳) امام خمینی (٤٢) دانشجویان (٤۱) تحزب (٤٠) سایت (٤٠) انسان (٤٠) علی (٤٠) دروغ و تکذیب و فریب (٤٠) هنر (۳۸) روابط ایران و آمریکا (۳۸) انقلاب اسلامی (۳٧) طنز (۳٧) ظلم و استبداد و زور (۳٧) جامعه مجازی و اینترنت (۳٧) حقوق بشر و قضاوت (۳٦) ورزش (۳٦) خبر (۳٦) دروغ و تکذیب (۳٦) هنرمندان (۳٤) خط امام (۳٤) ظلم و استبداد و زور (۳٤) خبرنگاران و رسانه ها (۳٢) محیط زیست (۳٢) گزیده (۳٢) دروغ (۳۱) اندیشه و دلنوشته (۳٠) وبلاگنویسان (٢٩) جهان اسلام (٢٩) شورای نگهبان (٢۸) انتخاب (٢۸) عدالت (٢۸) اصولگرایان (٢٧) امامان (٢٧) شاهان ایران (٢٧) آمار و اقتصاد (٢٧) تغییر اجتماعی (٢٧) دولت نهم (٢٦) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٢٦) پیامبران (٢٦) دانشجویان و دانشگاه (٢٦) اخلاق و ارزش ها (٢٦) ایران و ایرانیان (٢٦) بسیج و سپاه پاسداران (٢٥) انتخابات (٢٥) مرگ (٢٤) نویسندگان (٢٤) قانون و قانون اساسی (٢٤) روابط خارجی ایران (٢۳) روحانیت و مراجع تقلید (٢۳) تروریسم (٢۳) ادبیات (٢۳) داستان (٢٢) اسلام (٢٢) حق و باطل (٢٢) یادبود و بزرگداشت (٢٢) انسان و جامعه و هستی (٢۱) مرگ و زندگی و جامعه (٢۱) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٢۱) شعرا (٢۱) وبلاگ چیست؟ (٢۱) اصلاح طلبان (٢۱) دکتر علی شریعتی (٢۱) امید (٢۱) اصلاحات (٢۱) وبلاگ (٢٠) جوانان (٢٠) شهدا (٢٠) فیلترینگ (٢٠) روابط ایران و آمریکا (٢٠) مجلس شورا (٢٠) ایران و ایرانیان (٢٠) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٢٠) نظامیان و انتظامیان (٢٠) یادبود و بزرگداشت (٢٠) امنیت و امنیت ملی (٢٠) قانون و قانون اساسی (۱٩) فیلترینگ و سانسور (۱٩) قرآن کریم (۱٩) امنیت کشور و امنیت ملی (۱۸) احزاب و تشکل ها (۱۸) سیاست (۱٧) عشق (۱٧) خدا (۱٧) جشنواره (۱٦) ورزشکاران (۱٦) خط امام (۱٦) فلسطین و اسرائیل (۱٦) فیلترینگ و سانسور (۱٥) ادیان (۱٥) امام حسین (۱٥) استقلال (۱٥) حضرت محمد (۱٥) حق و باطل (۱٥) کودکان (۱٤) افراط و تفریط (۱٤) جامعه (۱٤) جامعه مجازی (۱٤) آمار و اقتصاد (۱٤) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (۱٤) نظامیان (۱٤) تغییر اجتماعی (۱٤) تروریسم و خشونت (۱٤) بسیج و سپاه پاسداران (۱٤) رای و انتخابات (۱۳) فرهنگ و آیین و دین (۱۳) مرگ و زندگی و جامعه (۱۳) طنز و کاریکاتور (۱۳) تعامل اجتماعی (۱۳) امام حسین (۱۳) نظرسنجی (۱۳) مهدویت (۱۳) کیهان (۱٢) قانون اساسی (۱٢) قضاوت (۱٢) بخش خصوصی (۱٢) آسیب اجتماعی (۱٢) جامعه مجازی و اینترنت (۱٢) امنیت کشور و امنیت ملی (۱٢) فلسطین و اسرائیل (۱٢) اخلاق و ارزش ها (۱٢) افراط و تفریط (۱۱) اصلاحات چیست؟ (۱۱) خبرگزاری فارس (۱۱) دفاع مقدس (۱۱) بخش خصوصی (۱۱) تهران (۱۱) عقل (۱۱) روشنفکر (۱۱) جشن (۱۱) پرشین بلاگ (۱۱) علم (۱٠) محیط زیست (۱٠) تاجیکستان (۱٠) دفاع مقدس (۱٠) افکار عمومی (۱٠) پیش بینی (۱٠) پیش بینی (۱٠) روابط خارجی ایران (۱٠) شعر و شعرا (۱٠) هنرمندان و مفاخر (۱٠) فرهنگ و آیین و دین (۱٠) شهدا و ایثارگران (٩) مجلس شورا و مجلسیان (٩) هنرمندان و مفاخر (٩) فرهنگ و آیین (٩) تاریخ ایران (٩) انتخاب دهم (٩) دانشجویان و دانشگاه (٩) اعتماد ملی (٩) دعا و نیایش (٩) مهدی موعود (۸) غم و شادی (۸) افکار عمومی (۸) شب یلدا (۸) اقوام و اقلیت ها (۸) حکمت و دانش (۸) انتخابات 24 اسفند (۸) اطلاع رسانی (۸) فرهنگ (۸) نفت (۸) فقر (۸) آیت الله جوادی آملی (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) کیهان و رجا نیوز (۸) انتخابت دهم (٧) تروریسم و خشونت (٧) بخش خصوصی و غیردولتی (٧) چلچراغ (٧) جالب (٧) سفرنامه (٧) دانش (٧) گفتگو (٧) بسیج (٧) فلسطین (٧) حکمت و دانش (٧) قرآن کریم (٧) شاهان ایران (٧) تدبیر (٧) امنیت ملی (٧) جهان اسلام (٦) مرگ و زندگی (٦) خرافه (٦) نفت و گاز (٦) غم و شادی (٦) بی تدبیری (٦) حضرت محمد (٦) مجلس شورا (٦) زندان (٦) بازداشت (٦) گفتمان (٦) محبت (٦) سایت اینترنتی (٦) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (٦) اینترنت و وب (٦) شعر و شعرا (٦) آزادی و انتخاب (٦) تحریم و مشارکت (٦) نظرسنجی و افکار عمومی (٦) مجلس شورا و مجلسیان (٦) کتاب و گزیده (٥) اعتراض و انتقاد و تظاهران (٥) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٥) انتخاب و تقلید (٥) وحدت کلمه (٥) تبلیغات و بازاریابی (٥) حزب اعتماد ملی (٥) تحریم (٥) فاطمه رجبی (٥) قضا و قضاوت (٥) منافع ملی (٥) اطلاع رسانی (٥) تعاملات اجتماعی (٥) آیت الله مصباح یزدی (٥) خلیج فارس (٥) وب فارسی (٥) فطرت (٤) شب قدر (٤) تاریخ اسلام (٤) روشنفکران (٤) خبرگان رهبری (٤) آیت الله جوادی آملی (٤) آسیب اجتماعی (٤) تعامل اجتماعی (٤) فرهنگیان (٤) امام صادق (٤) مهدی موعود (٤) توریسم (٤) حدیث (٤) جمهوری اسلامی (٤) شب یلدا (٤) انرژی (٤) عشق و محبت (٤) همایش (٤) ترانه (٤) عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤) دعا و نیایش (٤) جالب و شگفت انگیز (٤) شهدا و ایثارگران (٤) نظرسنجی و افکار عمومی (٤) تاریخ و میراث فرهنگی ایران (٤) تروریسم و خشونت و ترس (۳) رای و انتخابات و شعار (۳) انتخاب و تقلید و آگاهی (۳) بخش خصوصی و غیردولتی (۳) اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳) ورزش و ورزشکاران (۳) سپاه پاسداران (۳) اصلاحات چیست؟ (۳) موعود (۳) حکایت (۳) زمستان (۳) فاطمه رجبی (۳) اعتماد ملی (۳) دوم خرداد (۳) خبرگزاری فارس (۳) مصاحبه (۳) مرگ و زندگی (۳) امام صادق (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) جهان بینی (۳) ویدئو (٢) منافع ملی (٢) اصول (٢) آیت الله مصباح یزدی (٢) پرشین بلاگ (٢) آموزش و پژوهش (٢) جنگ و صلح (٢) جبر و اختیار (٢) طنز و کاریکاتور (٢) جبر و اختیار (٢) نفاق و ریا (٢) بانک و بیمه (٢) جهل و جهالت (٢) موبایل و تلفن همراه (٢) آیت الله صانعی (٢) خلیج فارس (٢) حضرت فاطمه (٢) تجارت الکترونیک (٢) موسوی (٢) میراث فرهنگی (٢) سلامت (٢) نوروز و بهار (٢) عقل و اندیشه (٢) فقر و فحشا و اعتیاد (٢) اراذل و اوباش اینترنتی (٢) بانک و بیمه (٢) ادیان و مکاتب فکری (٢) خط امام و اسلام ناب محمدی (٢) انتخاب و تقلید و آگاهی (٢) رای و انتخابات و شعار (٢) ورزش و ورزشکاران (٢) وحدت کلمه و تفرقه (٢) نوروز و بهار (٢) مصاحبه و خاطره (٢) عقل و اندیشه (٢) مدیریت و راهبری (٢) ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢) کیهان و رجا نیوز (٢) انرژی و نفت و گاز (٢) تروریسم و خشونت و ترس (٢) فقر و فساد و فحشاء (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) ا (۱) احمدی نژاد و دولت دهم (۱) خد (۱) خبر دستگیری (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) نخبگان و روشنفکران (۱) فیلترینگ و سانسور و مسدودی (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) روحانیت و مراجع تقلید مر (۱) تقلب و تخریب و هتاکی بادامچیان: کمیسیون ماده 10 حق (۱) استقلال و خودباوری (۱) بیگانه ستیزی (۱) روشنفکران و فرهیختگان (۱) انتخابات د هم (۱) جشنواره و جوایز (۱) خلیج فارس و عرب (۱) شعار و تظاهرات (۱) تحریم و مشارکت (۱) خلیج فارس و عرب ها (۱) تتدبیر و بی تدبیری (۱) روابط ایران و آمریکا بازشماری 10درصدآرا مقابل دورب (۱) دشمنان و رقبا (۱) جنگ و جنایت (۱) وحدت کلمه و تفرقه (۱) تقلب و تخریب و هتاکی احمدی نژاد: اجرای عدالت لازمه (۱) خط امام و اسلام ناب محمدی (۱) مصاحبه و خاطره (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) تبلیغات و بازاریابی (۱) فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (۱) جهل و خرافه و علم (۱) فلسفه و عرفان (۱) انسان و جامعه (۱) جنگ و جنایت (۱) انتخاب و تقلید (۱) جشنواره و جوایز (۱) مورخان و جغرافیدانان (۱) اشاعه فحشا (۱) انتخابات د هم (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) سهام و بورس (۱) جنگ و بحران (۱) فقه و کلام (۱) جنگ و بحران (۱) رمضان (۱) گوگل (۱) دکتر علی شریعتی (۱) اعتراض (۱) حقوق بشر (۱) عاشورا (۱) موسیقی (۱) تغییر (۱) ایران شناسی (۱) عرب (۱) مثنوی معنوی (۱) راز (۱) حجاب (۱) اصلاح طلبان (۱) خبرگان رهبری (۱) حزب الله لبنان (۱) حدیث و روایت (۱) گلستان سعدی (۱) جمهوری اسلامی (۱) سنت و مدرنیزم (۱) حضرت فاطمه (۱) اقوام و اقلیت ها (۱) علم و جهل (۱) اقلیت اکثریت (۱) آیت الله خمینی (۱) زشت و زیبا (۱) آرزوهایم (۱) اسلام ناب محمدی (۱) کمیته تعیین مصادیق (۱) دوم خرداد (۱) ایران و ایرانی (۱) اومانیسم (۱) جنگ و صلح (۱) اعتماد (۱) عرفا (۱) تاریخ اسلام (۱) مهدی بوترابی (۱)