خبری را در سایت امروز دیدم که علی القاعده بعنوان بیان نقطه ضعف آقای مصباح نقل شده بود:
مصباح یزدى: اینکه اسلام را طورى معرفى کنیم که همه دنیا بپذیرد دیگر اسلام نیست
اسلام همان است که در قرآن آمده و پیشوایان معصوم گفته اند، به عهده من و شما نگذاشته اند که بیاییم آن را اصلاح کنیم.
این حرف را اگر جلوی طرفداران سرسخت اندیشه های هر یک از دو گروه بگذاریم قاطعانه از آن دفاع خواهند کرد. البته منظورم اینه که مخالفین آقای مصباح آن را نشان از دیدگاه متحجرانه میگیرند و موافقین آقای مصباح همین عبارات را نشانه دیدگاه منطقی و اصیل ایشان. چه جوری میشه اینقدر متفاوت درک کرد؟ فقط بدلیل بی توجهی به روش دسترسی به حقیقت و حکومت فضای نامطلوب برای دیالوگ(گفتگوی دو طرفه). یاد قصه عنب و انگور افتادم.
یکی(جریان فکری آقای مصباح) میگوید که اسلام حقیقتی است که وفاداری به اصول آن مانع از پذیرش تمام سلایق است. و دیگری (اصلاح طلبان) میگوید که اسلام برای پذیرش عموم آماده و اگر درست عرضه شود قاعده بر پذیرش آن است همانگونه که در صحراهای لم یزرع اندیشه جاهلانه عرب هم پذیرفته شده و در محافل مترقی اندیشه و عمل امروز هم پذیرفته میشود.
بنده با هر دو نظر موافقم و تعارضی در بین آنها نمی بینم. مگر آنکه در شروح بعدی به تعارض با یکی یا هر دو اندیشه برسیم که طبیعی و بلکه ضرور است. حالا اینکه چه منافع یا جهالتی موجب این تفرقه هاست و اختلاف در شناخت است بماند. اما دو نتیجه کوچک از این بحث میگیرم:
۱. طیفی بودن معانی و لزوم دقت در شناخت و بیان صادقانه. حقیقت را در همه جا میتوان یافت و البته کمتر در کیسه های از پیش ساخته. منطق ظاهر و باطن ابزار نخستین در درک حقایق هستند. بدون آنها سخن گفتن از نظریه و تحلیل صحیح نیست. باید بگوییم صرفا منعکس کننده گزاره های درست و غلط گروههای فکری مختلف هستیم.
۲. در شرایط رویارویی و درگیری٬ گفتگو که نوعی تعامل است به مذاکره و سپس به اعلان مواضع و نهایتا جدل منجر میشود. برای همین میگم پاکیزه کردن شرایط گفتگو از اهم شرایط آغاز ارتباط موثر و به نوبه خود نوعی هدف مقدماتی است. وقتی شرایط آماده نیست امر به معروف و نهی از منکر هم موثر نیست. راه حل اصلی دیالوگ یا گفتگوی دو طرفه با هدف رسیدن به حقیقت است. حقیقت در بسته های کوچک و متوسط و بزرگ با ابعاد مشخص و هزینه و قیمت مشخص در مغازه های خیابان موجود نیست. رسیدن به حقیقت هدفی است که از مسیر تلاش انسان محقق میشود نه با انعکاس نظرات این و اون. باید خواست و قدم برداشت و فهمید. فهماندن خود خواهد آمد.
