چون که بر گردی و برگردد سرت
خانه را گردنده بیند منظرت
چون که بر کشتی شوی بر یم روان
ساحل یم را چون خود بینی دوان
تعداد کسانی که میتوانند خودشان را جای دیگران بگذارند و احساس و موقعیت دیگران را درک کنند خیلی نیست. شاید هم احساس ضرورتی در انسانها برای دست یافتن به این سطح از بلوغ شخصیت نباشد. ... توانایی رفتن به دوره های گذشته و درک شرایط همان روزگار یا حتی سفر به دنیای خیال و ترسیم شرایط و مختصات مطلوب و نامطلوب دشوارتر و البته رویایی تر است.
مثل اینه که کامپیوتر خودتون را با زدن یک دگمه به نسل اول سیستم های عامل برگرداند و همه شرایط سخت افزاری و نرم افزاری آن دوره را تجربه کنید و بعد در مورد نتایج فعالیتهای اون کامپیوتر قضاوت کنید!
دشوار است ولی اگر روزی چنین کنیم٬ ممکن است به این نتیجه برسیم که خاتمی اگر نبود ما حتی شرایط امروز را نداشتیم. اگر رقبای منطقی و رقبای غیر منطقی کشور ما (دسته اخیر را دشمن میتوان نامید) با خاتمی و جنبش اصلاحات مواجه نبودند اوضاع متفاوتی داشتیم. از بعد داخلی که مسائل خیلی مهم تر و تاثیرگذار تر بوده است و همه این تغییرات در داخل مرهون تغییرات اساسی است که جنبش اصلاحات در کشور ایجاد کرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خدا را شکر رفتن آقای خاتمی فرصتی است که تجربه به میان آید.
رئیس جمهوری ما٬ یعنی رئیس جمهور من که بهش رای ندادم و بعضی ها که اصلا رای ندادند و کسانی که عاشقانه بهش رای دادند آقای احمدی نژاد است.
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر چه در او غش باشد
فرصتی است برای تعدیل. تعدیل از زمان شروع مقدمات انتخابات شروع شد و اکنون هم که صحبت از تنفیذ است سخن از صلح و دوستی است. این تعدیل مهمتر از کسانی است که آن را انجام میدهند. و اقدام صادقانه مدعیان صلح طلبی و عداتخواهی ضامن اصلی بقای آنان در حافظه تاریخی ملت ایران است. امیدوارم از این فرصت به درستی استفاده کنند. هر چند باید اعتراف کنم به دو جهت نگرانم:
الف ـ توانایی و سطح نیروهایی که در دسترس جریان به اصطلاح راست است اندک و ناکارآمد بنظر میرسد. امیدوارم تکنوکراتها در چارچوب اهداف ملی کمک موثری به فرمانروایان کشور کنند و این بار نخواهند کارگزاران جدیدی راه اندازی کنند.
ب ـ بدبینی موجود در مخالفین آقای احمدی نژاد چه به حق باشد چه به ناحق فرقی نمیکند٬ یک تاثیر قاطع دارد و آن محدود کردن فرصتهای آقای احمدی نژاد است. از کوچکترین اشتباهات آبادگران کوهی ساخته خواهد شد. چه برسد به اشتباهاتی که شان ملت ایران را هدف قرار دهد. پس باید بسیار احتیاط کنند.
البته فرصتهای بسیاری نیز در اختیار آبادگران است. رقبای شکست خورده آبادگران گرچه غر میزنند ولی شکست را پذیرفته اند و سنگرها را بدون مقاومت جدی تحویل داده و میدهند. از آقای خاتمی گرفته تا بقیه اصلاح طلبان در صحبتهایشان اشاراتی میکنند ولی شکست سیاسی را پذیرفته اند. البته هنوز هم اصلاح طلبان معتقدند که پیروز اصلی آنان هستند چرا که توانسته اند مسیر متفاوتی را پیش روی کشور قرار دهند که به این سادگی ها تغییر نخواهد کرد. والله اعلم
