عجیب است! تجربه های زیادی در این ۳۰ سال گذشته اتفاق افتاده که اگر بخواهیم روی کاغذ با حوادث دورانهای قبل مقایسه کنیم بی شک خیلی مفصل تر است. سرعت حوادث هم خیلی زیاد است و اینها همه نشان از سرعت تحولات است.
قصه آقای خاتمی هم از این جمله است. او هم رفت هم آمد. او برای ملت عزیز تر از گذشتگان خود بود و با سر سلامت قدرت را ترک میکند و مهمتر آنکه خود نیز مشتاق ترک قدرت نشان میدهد. هر کسی که بقدرت میرسد ترک قدرت برایش کابوس میشود. گاهی هم حق دارد. کسانی که کارهای بزرگ میکنند هم ممکن است نگران باشند که کارهایشان به دست چه کسی میفتد و چه بلایی بر سرش می آید. ولی روح حاکم بر این نگرانی ها هم قابل تقدیر نیست. شایستگی شخصی آقای خاتمی فوق منصبی بود که در اختیار داشت و بار دیگر غلبه انسان بر شرایط در قرن ۲۱ را نشان داد.
ملت ما را بعضی متهم به خوش استقبالی و بد بدرقه ای میکردند. ولی حالا می بینیم که همیشه اینگونه نیست. در مورد امام خمینی هم چنین نبود. اگر ملت ما با بعضی اینگونه اند و یا خواهند بود دلیلش در رفتار همان کسان است. تازه ملت ما بسیار بزرگوار است و گاهی خطاهای مدیران را به دلیل سهو و نادانی و شرایط میداند و از آنها در میگذرد و اگر ملت از کسانی نمیگذرد بیشتر از خطای ملت هوشمند ما باید به دلیل خطاهای فاحش آنان محسوب میشود.
حالا فرصت خوبی است برای ملاقات با آقای خاتمی. نه؟
---------------------------------------------
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس قاضی مقدس معاون دادستان تهران در مجتمع قضائی ارشاد بود که عصر امروز در حالی که از خیابان احمد قصیر عبور میکرد توسط دو نفر موتور سوار ترور شد.
قاضی مقدس پروندههای مهمی چون پرونده برلین و اکبر گنجی را مورد رسیدگی قرار داده و حکم زندانی شدن گنجی را صادر کرده بود.
هر رور منتظر شنیدن خبر مرگ آقای گنجی هستیم ولی ناگهان خبر ترور قاضی پرونده ایشان آقای مقدس را میشنویم. مسئولیت آقای مقدس ایجاب میکرد که نوک پیکان قوه قضائیه در حوزه اطلاع رسانی و ارشاد و اینترنت و مسائل فرهنگی باشد. بقول آقای قاضی مرتضوی که امروز در تلویزیون در باره معاون خودش صحبت میکرد٬ پرونده های حساسی توسط آقای مقدس رسیدگی شده بود. این هم بازی روزگار است که در این دنیای کوتاه همیشه راه خود را میرود. آیا کسانی که تقدیر پیروزی کاندیداهای سیاسی مطلوب خود را به اراده الهی یا اولیای الهی نسبت میدادند به همان قوت اعمال تروریستی و از جمله ترور آقای مقدس را به اراده و خواست الهی نسبت میدهند؟ آقای خاتمی برخلاف بسیار بسیاری بعنوان یک روحانی ثابت کرد که میشود از دین به نفع خود و اهداف خود خرج نکرد و بالعکس خود را برای دیانت خرج کرد. اما از بحث قضا و قدر و حکم الهی و خواست الهی که حق و سنت حاکم الهی است که بگذریم می رسیم به اینکه:
یک انسان بدون محاکمه قانونی(یعنی بدون قضاوت رسمی اعم از عادلانه و ناعادلانه٬) در ذهن یک یا چند نفر قربانی میشود و بعد هم در ملا عام جانش را می گیرند. این روش جز ایجاد وحشت(ترور) و عقده گشایی چیست؟. هنوز انگیزه این قتل معلوم نیست. اما هر چه باشد مهم نیست. مهم این است که جان یک انسان به روشی غیر انسانی گرفته شده است. حتی مقام و منصب این انسان هم مهم نیست. ملیت و زبان و نژاد و مذهبش هم مهم نیست. مهم این است که اینکار زشت و مذموم است. اگر کسی از زندانی بودن گنجی ناراحت است و محاکمه وی را ناعادلانه میداند به طریق اولی باید قتل انسانی که حتی محاکمه ناعادلانه هم نشده را محکوم کند. هر انسان به اندازه ای که انسان است از این کارها بیزار است.
آیا میشود از اندیشه های گنجی و مقدس اطلاع نداشت و اگر هم داشت تعلقی به افکارشان نداشت ولی از روشها سخن گفت؟ یعنی زندانی کردن گنجی را میشود به همان قوت رد کرد که ترور قاضی پرونده گنجی را؟
