اصلاح طلبی به معنی حرکت برای بهبود وضعیت است. تغییر شرایط از وضع موجود به مطلوب. این مطلوب الزاما شرایط ایده آل نیست. گاهی حرکت از شرایط بدتر به بد نیز مطلوب میشود و بهترین شرایط زمانی است که بین خوب و خوبتر حق انتخاب داریم.
در ایران ما٬ مقیاسهای زیادی برای تشخیص خوب و خوبتر و بد و بدتر در افکار عمومی وجود ندارد. میزان ها به شدت خرد و تجزیه شده اند. حسن و قبح ذاتی فراموش شده و شخص و گروه و شعار محوری برای سالها راه اصلی تشخیص بوده است..
شرایط شاید بدتر نیز باشد. کاهش اعتبار اشخاص و گروههای مرجع که مورد توجه همه جانبه افکار عمومی بودند راه حل اول گروههایی است که در پی تغییر وضعیت موجود هستند.
راستی یادم رفت بگم بعضی ها نیز ضد اصلاح طلبی هستند. یعنی میخواهند. اعتبار اصلاح طلبی را خدشه دار کنند ولی راه حلشان تخریب اشخاص اصلاح طلب است. مثلا تخریب آقای خاتمی و آقای کروبی.
حمله به شخصیتهای اصلاح طلب مانند آقای کروبی و آقای خاتمی تاثیر منفی در نخبگان ندارد. باید به فکر راههای دیگر باشند. برای مشاوره میتوانند از شرکتهای مشاوره تبلیغاتی استفاده کنند.

ضمنا به تغییرات مدیریتی در صدا و سیما هم باید توجه شود. تشکر از زحمات پیشینیان و انتظار برنامه های مدیران جدید. احتمالا تغییرات بیشتری در برنامه های شبکه ها بخصوص شبکه دو را شاهد خواهیم بود. انتخابات نزدیک است و باید آماده ی عمل به تکلیف شد.
===========================
خدایی اش من فرق شخصیتهای اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب رو خیلی نمیفهم. البته شاید بعضی دوستان بگویند که تازه شد مثل بقیه مطالبی که متوجه نمیشی. اما گفتم خدایی که باور کنید. خلاصه بین عقاید و اندیشه ها با آدمها هنوز رابطه مستحکمی شکل نگرفته است. تغییر موقعیتها از آدمها چهره ی جدید می سازد. شخصیت پایدار سیاسی بخشی از هویت افراد در جوامع است که هر چه نهادهای اجتماعی مستحکم تر باشند این شخصیت پایدار تر است.
برای همین باید گفت که:
طرفدار اصلاح طلبی بودن ساده تر و شفاف تر از اصلاح طلب بودن است.
