بگومگو
January 7, 2007
وبنامه این ماه میتواند کارکرد یک مسابقه هوش را هم داشته باشد. میپرسید چه طور؟
به این ترتیب که اگر بتوانید حدس بزنید در این صفحه و البته در بخش قلم مهمان، کدام یک از […] ها کار خود بلاگر/ نویسنده است، کدام یک کار ماست، هوش سرشاری دارید!
این سؤالها را از مهدی بوترابی، مدیر پرشین بلاگ پرسیدیم:
1- چه خط قرمزهایی برای فيلتر کردن وبلاگ اعضا دارید؟
2- معادل فارسی برای واژه فيلتر؟
3- اگر انتخاب با شما بود، جستجوی کدام واژهها را در موتورهای جستجو غیرممکن میکردید؟
4- جمله بهتری به جای جمله معروفی که به هنگام برخورد با یک سایت/وبلاگ فيلتر شده، به آن برمیخوریم، سراغ دارید؟
5- اگر فيلتر شدیم، چه باید بکنیم؟
6- چه کنیم که فيلتر نشویم؟
که این طور جواب دادند:
![]()
مهدی بوترابی
بنده را با خدا دعوا نندازید!
1- فیلترینگ نوعی جراحی غده های بدخیم و نادر است که معمولا توسط دولتها و صاحبان سلیقه به انجام می رسد. خط قرمز سرویس دهنده ها، توافقنامه شفافی است که در آن به قواعد پایه و بدیهی اشاره و به اطلاع و تایید کاربران می رسد.
2- پاکساز(ملی) یا مطهر(مذهبی)
3- بنده را با خدا دعوا نندازید. اول کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود. (انجیل یوحنا آیه 1) احتمالا اونجا فیلتر نبود.
فیلتر کردن کلمه بدتر از فیلتر کردن محتوایی است. چون محتوا را اول می شناسند و بعد فیلتر می کنند. ولو سلیقهای. ولو اشتباه. اما فیلتر کردن کلمه ولو کلمات ناسزا هوشمندانه نیست. موضوع فیلترینگ، حقوقی است که پایمال میشود. اگر مطلبی حق عمومی یا حق خاصی را بر خلاف قانون پایمال کرد باید مشمول فیلترینگ مشروع شود.
4- جمله پیشنهادی:
کاربر گرامی به تشیخص ما احترام بگذار و تشریفتان را ببرید جای دیگر. این همه سایت است اومدی اینجا گیر دادی که چی؟! خدا روزی ات رو جای دیگه حواله کنه. خوش اومدی!
5- قبل از فیلتر شدن نگران خودمان باشیم و بعد از فیلتر شدن نگران دیگران.
6- دعا کنیم و صدقه دهیم!
http://www.golagha.ir/vijename/2007/Jan/%207/1559.php
