در یکی از وبلاگهای خوب سیاسی که برای فکر میکنم برای اولین بار امروز دیدمش٬ مطلب جالبی بود در مورد سانسور مطبوعات در دو کشور ایران و تایلند.... این نظر را برایش نوشتم:
خواندن صفحات نشریات قبل از انتشار کار سختی است. واقعا دستگاههای نظارتی اینکار رو میکنند؟ عجیبه! به هر حال فکر میکنم این حرف درستی نیست که فقط در ایران و تایلند (حتی تا سال ۸۲) نشریات را سانسور میکنند. فکر میکنم دیکتاتورهای جهان در کشورهای کمونیستی و سرمایه داری و جهان سوم در هر کجای جهان که بتوانند و مردم بگذارند اینکار را میکنند. مثلا لیبی روزنامه های آزاد داره؟ یا خیلی از جمهوری های شوروی سابق. یا کشور های کمونیستی مثل کره شمالی و ویتنام و شاید هم چین. فکر میکنم گاهی جو خیلی روی ما تاثیر میزاره. البته میشه گفت که مار گزیده از ریسمون سیاه و سفید هم میترسه. یعنی احتیاط ملی(بر وزن اعتماد ملی).....
به هر حال اسم تایلند آمد و حسب تکلیف! در این مورد باید اظهار نظر میکردم.
اما بعد .... فضای انتخاباتی که تمام شد حالا باید دید آب خوش از گلوی کی میره پایین و از گلوی کی نمیره!
اطراف شما رو نمیدونم٬ ولی در اطراف من جو تمجید از آقای خاتمی در حال تقویت است. انگار یه جورایی ایشون داره عزیز تر میشه. خیلی برام عجیبه. شاید هم این عمومیت نداشته باشه ولی خیلی جاها دیده ام. تحلیلش خیلی جالبه اگه کسی حوصله داشت تحلیل اش کنه....
-------------------------------------------------
در محیط وب این روزها سخن از اکبر گنجی زیادتر شنیده میشود. حالا از قصه مهاباد بگذریم که باید صبر کرد تا فهمید اصل قضیه چیه. فعلاشلوغ پلوغه و باید منتظر تدبیر رئیس جدید نیروی انتظامی کل کشور در این رابطه بود. اما این آقای اکبر گنجی انگار میخواد تا آخر خط بره. خدا بخیر کنه.
