روند تکامل اجتماع به نحو روشنی به غلبه انسان بر محیط طبیعی انجامیده است. دستاوردهای تسلط انسان بر محیط بصورت علم و فناوری٬ تاثیر زیادی بر حیات اجتماعی نیز گذارده است. بی تردید زندگی انسان امروزی بیش از گذشته جمعی شده ولی این اجتماعی شدن و تکامل به یک میزان در تمامی جوامع بشری اتفاق نیفتاده است.
گروهی از انسانها در جوامع پیشرفته (از نظر تمدنی و فرهنگی) زندگی میکنند و گروهی در جوامعی با الگوی های زیست دوره های گذشته. در همان جوامع پیشرفته نیز آثاری از جداافتادگی های فرهنگی و تمدنی می توان یافت. افزون بر این داستان تنهایی درونی انسان در غوغای روندهای جمع گرا داستانی خواندنی است. نتیجه آنکه اندیشیدن در باره انسان و طبیعت و جامعه را پایانی نیست.
=================
افکار عمومی در جوامع امروزی کارکردی موثر دارند. در جوامع دیروزی نیز چنین بود. اینکه افکار عمومی از چه سرچشمه هایی سیراب میشوند موضوعی مهم است.
=================
جسم ما پوششی برای روح و تفکر و احساس ماست. صورت انسانی بدون سیرتی انسانی خود نفاقی بزرگ است که وبال میشود.
به عمل ها باید نگریست نه به ادعا ها. دیدن مسلمان های بی اسلام و اسلام بی مسلمان هنری است که از امثال سیدجمال الدین اسد آبادی و امثال او ممکن است. زندگی در میان انسان نماهای وحشی تر از حیوان٬ جساسیتها و جذابیتهای خود را دارد.

===================
همانگونه که به زندگی باید توجه داشت٬ به مرگ نیز باید توجه کرد. هر دو آنقدر مهم هستند که به آنها بیندیشیم. به ویژه اگر اهل اندیشه و مکتبی باشیم که مرگ را پایان نداند. مرگ شروع بخش عمده و اصلی زندگی ابدی است.
==================
فرومایگی گاهی بر شخصیت یک انسان غلبه میکند. گاهی آنقدر غلبه میکند که هویت اصلی فرد میشود. فرقی نمیکند این آدم در اردوگاه علی و حسین ع (علیهم السلام) ثبت نام کرده باشد یا معاویه و یزید ع (علیه ما علیه). حق و باطل در برابر هم می ایستند ولی تنها در شرایطی خاص است که حق بطور خالص در برابر باطل قرار میگیرد و در زندگی حضرت علی ع جنگ خندق و در زندگی امام حسین ع روز عاشورا چنین رویارویی تمام قد ظلم و کفری در برابر حق هستند. در اوج مبارزات سیاسی حضرت امام خمینی ره نیز شاهد چنین شرایطی بودیم. البته در بقیه مراحل مبارزه حق و باطل این شرایط کمتر پیش می آید. حق و باطل به هم می آمیزند تا گمراهی مدلل شود. و هدایت تنها از اوست.
=============================
در شرایط سخت است که میتوان چهره های انسانی را از چهره های حیوانی(جسارت به حیوان نباشد) باز شناخت. بی بصیرت و علو نفس سخن گفتن از سلامت فکر و احساس٬ دروغ گفتن به خود و دیگران است.
و جز خدا فریادرسی نیست.
