قانونش اگر درست نمی شود، لاقل دل نسوزانیم!
حدودا بعد از گذشت سی روز در سلول چهار نفره ما، تلویزیونی هم دادند. تا پیش از آن که از چیزی خبردار نبودیم، اما بعد از ان اخبار بیست و سی و دادگاه ها و اعترافات را می شنیدیم و فردایش در بازجویی هم درباره دیدن یا ندیدنمان سوال می شد. درباره کیفیت اینگونه در جریان اخبار قرار گرفتن نیاز نیست چیزی بگویم. اما توفیق اجباری دیدن بعضی فیلمها و سریال های تلویزیونی هم از این طریق دست می داد. نبودن کتاب و گاهی خستگی زیاد بعد از بازجویی باعث می شد برای به اصطلاح تمدد اعصاب و گاهی هم برای فراموش کردن فضا ،تلویزیون نگاه کنم. توفیق ِ اجباری دیدن برخی سریالها در تلویزیون دست داد. اما از آن بامزه تر فیلم های سینمایی بود. تا حالا اینطور به فیلم ها نگاه نکرده بودم. لازم نبود حتما تمام فیلم ها را ببینی کافی بود با تبلیغی که از فیلم می کنند دسته بندی ها دستت بیاید. یک دسته از فیلم ها مربوط به اعیاد و تعطیلیها بود. فیلم های ایرانی که از شدت تکرار احتمالا رنگ و روی فیلم پریده بود. البته قابل تحمل ترین فیلم هایی هم که شاید می شد دید همین ها بود. یک دسته فیلم های تلویزیونی ایرانی بود که افتخار آشنایی با ایشان در زندان حاصل شد. صبح ها قبل از زمان بازجویی شروع می شد و اغلب تا انتهایش هم نمی شد ببینم. اما واقعا پدیده های هنری ای بودند که نمونه نداشتند، هم در موضوع و فیلمنامه، هم کارگردانی و بازی. دسته دیگر فیلم های خارجی بودند. مهمترین وجه اشتراک این فیلم ها خشونت بالا و وجود پلیس و دادگاه و شکایت در آن بود. ظاهرا فیلم های پلیسی و به قول معروف بزن بزن، قابلیت پخش بیشتری به لحاظ عرف صدا و سیما دارد. اما نکته ای که همه بچه های اتاق به آن حساس بودند این بود که تقریبا در تمام فیلم های خارجی، پلیسی، بازجویی و دادگاهی وجود داشت. گاهی تعدادش بیش از یکی در روز می رسید. جالب این بود که در همه آنها متهم بدون حضور وکیلش حرف نمی زد. متهم مورد احترام بود و بدون مدرک حتی یک ساعت هم در زندان یا بازداشت نمی ماند. خلاصه اینکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی خون به دلمان می کرد خصوصا وقتی می دیدی بازجو به محض شنیدن کلماتی مثل وکیل، وکالتنامه، قانون، تفهیم اتهام و … لبخندی می زد و گاهی زیر لب این واژگان را هم با کنایه تکرار می کرد.
نمی دانم آقای لاریجانی رییس جدید قوه قضا چطور می خواهند مطابق با اولین سخنرانی در این پست، اولین اصلشان را قانون مداری بگذارند، وقتی که زیردستان ایشان وقتی حرف از قانون می زدی می گفتند کدام قانون؟
خلاصه اینکه پیشنهاد می شود لااقل با این فیلمهایتان دلمان را نسوزانید!
