نگاهی ابتدایی به وضع موجود
حتماً بسیاری از دوستان انتظار داشتهاند که در جریان رویدادهای اخیر تحلیل خود را تقدیم کنم، بویژه آنکه در اکثرا وضعیت خلاء تحلیلی هم قرار داریم و طبعاً برآوردن این انتظار منطقی است و تأخیر در آن نیز با سوالات و ابهامات مواجه خواهد شد، از این رو وظیفه خود میدانم که برخی نکات مقدماتی را ارایه کنم تا قدری از این انتظار برآورده شود.
نظام «جمهوری اسلامی» پس از این مناظره با پیش از آن دچار یک تغییر اساسی شده است و تشابه لفظی نمیتواند ما را از واقعیت ماجرای این تحول غافل کند. نامه چند روز بعد آقای هاشمی و سپس رویدادهای روز 22 خرداد و بالاخره اتفاقات بعد از آن، تماماً پسلرزههای آن زلزله بودند. و هنوز هم معتقدم که اساس این اتفاقات برمبنای آن مناظره رخ داد، هرچند ممکن است از نظر عدهای اتفاقات بعدی اهمیت بیشتر از آن مناظره داشته باشد.
اجازه دهید موردی را در تایید این برداشتم ارائه کنم. در حال حاضر بخش مهمی از روحانیت سنتی در قم و سایر مناطق نسبت به جریان موجود مسألهدار هستند، ممکن است عدهای تصور کنند که این اتفاق نزد روحانیون قم به دلیل مسایلی است که در روز رأیگیری و شمارش آنچنانی آرا رخ داده است، اما به نظر من این مسألهدار شدن ریشه در آن مناظره دارد و در همان سخنرانیهای خود در کردستان هم به این نکته اشاره میکردم که موضع قم نسبت به حکومت پس و پیش از این مناظره متفاوت خواهد بود. پس ازاین مناظره داعیههای مرسوم طرفداران حکومت به کلی نقش بر آب خواهد شد و به نوعی تقدسزدایی از آن صورت گرفت، و از عجایب روزگار این است که این کار به دست کسانی صورت گرفت که بیش از هر گروه دیگر در صدد پوشاندن لباس قدسیت و تقوا بر پیکر ناراست و ناساز سیاست هستند.
اولین تأثیر این مناظره این بود که جریان اختلاف درسطوح بالا از اتاقهای در بسته به عرصه افکار عمومی کشیده شد، و آقای هاشمی هم برای حل مسایل مورد نظر خود و بجای لابیهای پشت پرده موضوع را به افکار عمومی کشاند و آن هم با چنان لحن و ادبیاتی!
اتفاقی که در 22 خرداد رخ داد، برای پیروز معرفی کردن احمدینژاد نبود، برای این کار نیازمند چنین اتفاقاتی نبودیم، از این رو هدف آن بسیار فراتر از اعلان پیروزی یکی از نامزدها بود، گرچه انتظار چنین واکنشی را هم از سوی مردم و نامزدها نداشتند. تحلیل علمی و چرایی این رخداد و نیز نقد نحوه ورود به انتخابات از سوی برخی از دوستان، در شرایط حاضر امکانپذیر و اخلاقی نیست. قسمت اول امکانپذیر نیست، به دلیل وجود فضای انسدادی شدید، و قسمت دوم هم به دلیل اولویت داشتن مسایل دیگر و زندان بودن بسیاری از دوستان.
یک نکته کلیدی است و آن داشتن امید و پرهیز از یأس و ناامیدی است، اگرچه باید اقرار کنم که برای اولین بار در زندگی سیاسیام، در سه هفته اخیر در مقاطعی حس ناامیدی و یأس بر حس امید من غلبه کرد، اما این مقاطع گذرا بود و مجدداً توازن به نفع امید شد. در چشمانداز اتفاقات اخیر نقاط روشن و امیدوارکننده بسیاری دیده میشود، همچنان که از نقاط تاریک و ناامیدکننده نیز نباید غافل بود.
به دلیل وجود سه رانت، توازن قوای لازم میان قدرت و مردم برای تغییرات اصلاحطلبانه در قدرت وجود ندارد. رانت نفت و رانت سیاست خارجی و منطقهای و رانت بیکفایتی اصلاح طلبان، سه منشاء رانتی است که توازن قوا میان مردم و اصلاحطلبان را با قدرت از میان برده است، در اتفاقات اخیر کماکان دو رانت اول وجود دارد، و قدرت موجود از آن منتفع میشود، اما این امید وجود دارد که سرچشمه رانت سوم برای همیشه خشک شده باشد و این همان نقطه امیدی است که دیده میشود. اما در نهایت و تا هنگامی که سررسید دو رانت دیگر نرسد، نباید امیدی به تغییرات موثر داشت.
در تحلیلهای پیشین خود همچنین به بروز شکاف در ساخت قدرت به عنوان لازمه اصلاحات اشاره کرده بودم که این نکته نیز به تعبیری رخ داده است. اگر چه امید به سررسید دو رانت مذکور وجود دارد، اما در این میان تنها نگرانی این است که قاعده و زمین بازی سیاسی به نحوی دستخوش تغییر شود که امکان پیشبرد یک فرآیند اصلاحطلبانه را منتفی کند و این خطری است که جامعه ایران را تهدید میکند و ما نباید هیزمبیار آتش چنین معرکهای باشیم.
همچنین ارایه تحلیلی جامعتر، نیازمند گذشت زمان، و نیز بحث و گفتگوی بیشتر است، در حال حاضر به همین مقدار بسنده کنیم و تمام کوشش خود را به آزادی افراد بازداشتی (که به نظر من این بازداشتها عموما ربطی به وقایع اخیر ندارد و بهترین دلیل این ادعا هم وجود آقای دکتر حجاریان در زندان است) و نیز ارایه تصویری دقیقتر از خواستها و مطالبات مرحلهای مردم معطوف کنیم. صادقانه اقرار می کنم که برای اولین بار وضعیتی پیدا کردهام که برای نوشتن قادر نیستم تمام آن چیزی را که در ذهن دارم بدون سانسوری که مخل مضمون باشد بیان کنم و طبعا دوستان خواننده با کوشش خود 1ـ پس از مناظره دوم میان آقای موسوی و احمدینژاد، برای سخنرانی عازم کردستان و آذربایجان غربی شدم. در آنجا به این نکته اشاره میکردم که 4ـ در سطح تحلیل راهبردی چه میتوان گفت؟ صادقانه بگویم که وضعیت عرصه سیاست در ایران دچار تحولات و تغییرات مهمی شده است، لذا در ارایه تحلیل جدید باید قدری تأمل و صبر کرد تحلیل راهبردی خم رنگرزی نیست که فوری ارائه شود. قبلاً گفته بودم که این نقیصه را تا حدی جبران خواهند کرد. 2ـ کسانی که مطالب 8 ماه گذشته مرا پیگیری کردهاند، به خوبی میدانند که هیچگاه و حتی به مقدار اندکی، معتقد نبودهام که از صندوق آرا کسی غیر از نامزد موجود بیرون آید، و همیشه هم دلیل مشارکت انتخاباتی خود را موضوعی غیر از این هدف را عنوان میکردم و یکی از دلایل مخالفتم با حضور آقای خاتمی هم همین نکته بود. در جمله اول من که کسی غیر از رییس دولت فعلی از صندوق بیرون نمیآید، ایهامی وجود دارد، بدین معنا که آیا حقیقتاً وی رأی خواهد آورد یا با کمک نیروهای غیبی چنین خواهد شد؟ و اگر مورد دوم است، پس چرا باید در انتخابات شرکت میکردم؟ تصور میکنم که در این زمینه الآن نمیتوانم چیزی بنویسم که کاملاً شفاف و قانعکننده باشد، اما اجمالاً عرض کنم که 3ـ روزهای اخیر اتفاقاتی رخ داده است، توپ بازی بارها از زمین یک طرف به زمین طرف مقابل رفته است، در حال حاضر هم حتی مهم نیست که توپ در کدام زمین است، حکومت یا مردم و منتقدین؟ زیرا این توپ ثبات ندارد و بستگی به این دارد که طرفین چگونه بازی کنند. در این میان 5ـ قبلاً قول داده بودم که درباره انتخابات و اقداماتی که در طی آن انجام دادم گزارشی را تقدیم کنم، حتماً قبول میکنید که با رویدادهای اخیر، چنین کاری نه در اولویت است و نه حتی مفید؛ و ممکن است مسایلی را دامن بزند که به نفع فضای کنونی نیست، لذا این کار را به زمانی دیگر موکول میکنم.
