اول یه کم از خودم دفاع کنم. کسانی که تاریخ میخوانند٬ کمتر اسیر تقدس گرایی از نوع قدیم و جدیدش میشن. خیلی تلاش میکنم از جاذبه های امام دور بمانم تا با تعلق کمتری در باره او صحبت کنم ولی واقعا سخته.
امروز صحبت کردن از امام در جهان مجازی لطف خاص خودش رو داره. انگار از موضوعی ممنوعه صحبت میکنی. این خودش یه جاذبه است. نه ؟
----------------------
روح الله خمینی هر که بود و هر چه کرد از موثرترین انسانهای قرن گذشته جهان بود. او و یارانش که اکثرا شهید شدند برای ما کشوری با هزاران فرصت و امید و نومیدی باقی گذاشت و رفت. فیلم های دهه ۵۰ ایران رو ببینید. خیابانها. مردم. رفتارها. مد. همه چیز تغییر کرده. امروز ما متجدد شدیم. حتی در روستاها الگوها در حال تغییر است چه برسه به شهرها. مشکل شهرنشینی بی انضباط٬ گلوی جامعه رو میفشارد و بزرگترین درد جامعه که ناتوانی مدیریت کشور است منابع عظیم کشورمون رو به هدر میده. نه همشو و نه با روندی منفی. قبول دارم که اوضاع در حال بهتر شدن است ولی شتاب لازم رو نداره. چون هنوز راهبری استراتژیک کشور توسط نهادهای سیاسی / اقتصادی / اجتماعی مدنی انجام نمیشه. اگر همانگونه که روزی به دستور امام در کشور بسیج نظامی شکل گرفت تا دفاع از ملت بدست خود ملت انجام بشه و دولت نتونه مانع دفاع مردم ازخودشون باشه. اگه روزی امام از انشعاب در روحانیت به منظور تکثر استقبال کرد. اونهم امامی که شعارش ((همه با هم )) بود. اگر امام همیشه بر لزوم واگذاری اقتصاد و فرهنگ به ملت صحبت میکرد و بر اهمیت نقش انتخاب مردم در سیاست. اگر در دولت اصلاحات فرصتی برای تاسیس نهادهای اجتماعی و اقتصادی مدنی بوجود آمد و موسسات غیردولتی در عرصه فرهنگ و جامعه فعالیت گسترده ای رو شروع کردند. اگر نهادهای اقتصادی چون انجمن ها و نظام های صنفی خلا هدایت اقتصادی را کم کم پر میکنند و اگر مردم ما آموخته اند که حق گرفتنی است نه دادنی: اکنون باید به فکر تقویت احزاب و گروههای سیاسی بود تا حلقه های میان حکومت و ملت در تمامی صحنه ها تکمیل شود. دخالت حلقه های نظامی / اقتصادی / فرهنگی / اجتماعی / سیاسی در یکدیگر تعادل جامعه رو بهم میزنه. فکر میکنم دهه آینده دوران تاسیس احزاب واقعی و تکمیل پروژه جامعه مردمسالار دینی است. ملت ما از هزاره های پیشین اخلاقی و متدین بوده اند و خواهند بود. روشنفکرانی که راه حل مشکلات کشور رو جستجو میکنند در احزاب سیاسی آینده نظراتشون رو مطرح خواهند کرد و خواهند فهمید که چه بخش از حرفهایشون درست و چه بخشی غلط است و مردم در انتخاب نهایی خودشون به کسانی رای میدهند و قدرت کشور را به کسانی میسپارند که به آنها بشود اعتماد کرد.
امام به مردم آموزاند که قدرت را شما واگذار میکنید و از زمانی که شما قدرت را شکل دادید مقدس است و تنها بدست شما باید تغییر کند و نه خواست فرد یا گروهی خاص. به همه گفت که نظامیان در سیاست دخالت نکنند. به علما هشدار داد که قدر ملت را بدانند. در سیاستی که عین دیانت است هر کس فقط یک رای دارد. یعنی حق ندارد رای دیگری را کنترل کند یا تغییر دهد. رای یک مرجع تقلید مسلمان با جوان ۱۶ ساله آشوری مساوی است. این حق حق انسانی است و مقدس است.
---------------------------------
ملت ما دو گام با امام رفت: انقلاب و جنگ. الحق رهبری شایسته بود و هم آمدنش با مردم بود و هم رفتنش و این بسیار کم اتفاق افتاده و می افتد. دو پروژه بعدی یعنی سازندگی و اصلاحات هنوز ادامه دارد و ادامه خواهد داشت. انتخاب رئیس جمهوری یعنی کسی که حق اجرای همه چیز از قانون اساسی گرفته تا قوانین دیگر رو داره. کسی که در نبود رهبر علاوه بر وظیفه خودش وظیفه رهبر را هم داره. کسی را انتخاب کنیم که کشور را به پیش ببرد. مستقل و آزاد. کسانی که تا فشنگ آخرشون رو در برابر اصلاحات شلیک کردند و بعد شعارهای اصلاحات رو مصادره میکنند افراد مطمئنی برای اعتماد نیستند. به کسانی اعتماد کنیم که اگر قدرت هم ندارند لااقل انصاف و عدالت دارند و خدا را شکر در بین کاندیداها چنین افرادی حتما پیدا میشوند.
اگر کاندیدایی هم نمیشناسیم لااقل با رای سفید دادن اعتراض کنیم که چرا کاندیدای ما در صحنه نیست. این صداها شنیده میشود و تا زمانی که صداها شنیده میشود باید گفت و گفت.
کسی رو انتخاب کنید که بتونه به نقش گروهها و احزاب سیاسی احترام بزاره و خودش رو عقل کل ندونه. در این دوره به شخصیت بزرگ (بقول بعضی ها) نیازی نیست. به کسی نیاز است که اونقدر بزرگ باشه که بتونه بزرگتر بودن عقل جمعی رو قبول کنه.
